تحلیل و بررسی شباهت‌های آیین بودا و عرفان خراسانی

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۶
 
 
موضوع کتاب «بودیسم و صوفیسم»، تحلیل و بررسی شباهت‌های آیین بودا و عرفان خراسانی و به عبارت دیگر، بررسی تواردها و تأثیرات آیین بودا بر عرفان ایرانی (تصوف خراسانی) و تبیین شباهت‌ها و پیوندهای این دو مدرسه‌ی عرفانی است.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ویراست جدید کتاب «بودیسم و صوفیسم» نوشته سیدعبدالحمید ضیایی منتشر شده است.
 
کتاب حاضر در شش فصل با عناوین جغرافیای رنج و رهایی، عرفان ایرانی و سرچشمه‌ها آن، آیین بودا و تصوف ایرانی؛ معرفت‌شناسی، بودیسم در آسیای مرکزی و خراسان قدیم، ردپای اندیشه‌های بودا در فرهنگ و ادب پارسی و سلوک و منازل عرفان؛ بحثی تطبیقی در شباهت‌ها سامان یافته است.

موضوع این کتاب، تحلیل و بررسی شباهت‌های آیین بودا و عرفان خراسانی و به عبارت دیگر، بررسی تواردها و تأثیرات آیین بودا بر عرفان ایرانی (تصوف خراسانی) و تبیین شباهت‌ها و پیوندهای این دو مدرسه‌ی عرفانی است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:‌ «در روزگار ما، سکولاریسم ستیزه‌جویِ مسیحی، بنیادگرایی داعش و القاعده به نام اسلام و خشونت بودائیانِ برمه، جا را بر حقیقت، اخلاق و زیبایی تنگ کرده است. آیا اخلاقِ نیکوی محمد(ص)، محبت بی‌دریغ مسیح (ع) و لبخند شفقت‌آمیز و طنز‌آلودِ بودا، غایبانِ بزرگِ روزگار ما نیستند؟
فارغ از مباحث و مجادلاتِ درازدامن و بی‌نتیجه‌ی فلسفی درباره نوع انسان، به چه پرسش‌هایی باید و می‌توان پرداخت که شاید اندکی از رنج آدمیان و اندوهِ ازلی و ابدی آنان بکاهد؟ خاستگاه رنج‌هایِ واقعیِ آدمیان و اندوهِ ازلی و ابدی آن بکاهد؟ خاستگاه رنج‌هایِ واقعیِ آدمیانِ گوشت و خون‌دار چیست؟ همین آدمیانی که تیر زهر‌آلودِ مرگ را در سینه دارند و با کمترین فاصله، چشم در مغاکِ گرسنه‌ی عدم دوخته‌اند!
«هرمنوتیکِ رنج»؛ شاید این عبارت مناسب‌ترین اصطلاح برای توصیف ویژگی‌ مشترک زندگی آدمیان باشد.»
 
به گفته مولف، دو مکتب رازگرایانه که اهتمام خود را فروکاستنِ رنج‌انسان‌ها و تقلیل مرارت آنان دانسته‌اند. آیا می‌توان از ورای فاصله‌های بعید تاریخی و اقلیمی، بین این و دبستانِ عرفانی پُل بست و به جست‌وجوی راهی برای رهایی از رنج مشترک آدمیان برآمد؟ آیا از «نیروانا»ی بودا و «فنا»ی صوفیان کاری برمی‌آید؟ یا باید مطالعه‌ی شیوه‌های زیستن انسانی و اخلاقی مشترک در دو مدرسه‌ی عرفانی را بیاغازیم؟ آیا مطالعه‌ی سَبکِ زندگی عرفانی، بدون مطالعه پیش‌فرض‌های متافیزیکی آن ممکن و در صورت امکان، مطلوب خواهد بود؟

بررسی تطبیقی عرفان‌های متفاوت‌، کاری ارزشمند و در عین حال دشوار است؛ زیرا تطبیق دو آیین عرفانی که در دو قلمروی متفاوت جغرافیایی و فرهنگ و تاریخ متمایز پدید آمده‌اند، بدون توجه به مبادی هرمنوتیکیِ تفسیر وقایع/ متون از یک‌سو و افق‌های معنایی این آیین‌ها از سوی دیگر، کاری بی‌نتیجه و عبث خواهد بود.

«مطالعات عرفان تطبیقی/ مقایسه‌ای، علاوه بر ارزش‌ تئوریک، شأن عملی و کاربردی ویژه‌ای نیز دارد. این نوع مطالعه، به‌رغم دشواری‌های بسیار و مه‌آلودگی و ابهام ذاتی، گاه می‌تواند در جهانِ معنا باخته و خلأ‌آمیز معاصر، به آفرینش معنا منجر شود. به عبارت دیگر برای آن که باب اقلیم‌های دیگر حضور را بگشاییم، به کلیدهای دیگر شناخت نیازمندیم... در آن‌جا باید قیدها را گسست. در آن‌جا گفت‌وگو برقرار است؛ اما نه گفت‌وگوی بازیگوشانه میان فرهنگ‌ها، بلکه گفت‌گویی در فراتر تاریخ... به برکت وجود این قوه‌ی خیال است که شانکارا، ابن‌عربی و چوانگ‌تسو از لحاظ معنوی، معاصر یکدیگر می‌شوند... اکنون جهان به‌سوی آخر زمانی پیش می‌رود که عاری از استحاله‌های معنوی است، آخر زمانی بدون غایت. از همین‌رو به اعتقاد من، انکشاف وجه دیگر چیزها شاید بتواند به این جهان خالی از معنا روحی بدمد و تعادل از میان رفته را از نو برقرار کند.»

البته نمی‌توان و نباید با نگاهی یک‌سره خوش‌بینانه، دچار غفلت یا تغافل شد. زیرا احتمالا این رویکرد و اندیشیدن به تحقق آن، تا حدی آرمان‌گرایانه، تخیّلی و انتزاعی به نظر برسد و ظاهراً حاوی و حامل مقادیر معتنابهی از آرزواندیشی و خیال‌پروری شاعرانه باشد! در شکل‌گیری گفت‌وگویی فرهنگی و تمدنی، عوامل متعدد معرفتی و غیرمعرفتی دخالت دارند و سودایِ تعادل‌زایی در جهان معاصر، بی‌توجه به واقعیت‌های متصلّب‌ِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، راهی به دهی نخواهد بود.

مولف تاکید می‌کند که عرفان، پدیده‌ای کانونی و اثرگذار در ایران و آسیای مرکزی بوده و همواره در شکل‌گیری جنبش‌های فکری و حتی سیاسی ـ اجتماعی، نقش چشم‌گیری داشته است. با توجه به وضعیت بغرنجِ رشد رادیکالیسم خشونت‌گرا در جهان (که تحولات واپسین آن را در کشتار مسلمانان در میانمار و جنایات دولت (اصطلاحا اسلامی) داعش می‌توان دید.) این پژوهش با هم‌کاوی و ایجاد افق مشترک از طریق خوانش هرمنوتیکیِ متون عرفانی بودایی و ایرانی، نوعی از گفت‌وگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها را مجسم ساخته و با این شیوه به مفاهمه و هم‌سُخنی فرهنگ‌ها مدد می‌رساند. تردیدی نیست که رویکرد ناقدانه و منصفانه به ادیان و عرفان‌های دیگر، نه‌تنها به معنی تبلیغ، تهاجم یا نفوذ فرهنگی نخواهد بود؛ بلکه به آشنایی خود از طریق درک دیگری منجر خواهد شد. 

ویراست جدید کتاب «بودیسم و صوفیسم» نوشته سیدعبدالحمید ضیایی با شمارگان هزار و 100 نسخه در 405 صفحه به بهای 25 هزار تومان از سوی انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 251677