بزرگمردی که با خشم بیگانه بود

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۰
 
 
کتاب «کاظم آل محمد (ص)؛ زندگانی حضرت امام موسی کاظم (ع)» برگرفته از منتهی‌الآمال حاج شیخ عباس قمی (ره)، به کوشش بهراد ابوالفتحی تدوین و از سوی انتشارات آکو راهی بازار نشر شده است.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ کتاب «کاظم آل محمد (ص)؛ زندگانی حضرت امام موسی کاظم (ع)» برگرفته از منتهی‌الآمال حاج شیخ عباس قمی (ره)، به کوشش بهراد ابوالفتحی تدوین و از سوی انتشارات آکو راهی بازار نشر شده است.
 
کتاب حاضر در هفت فصل با عنوان‌های «در ولادت و اسم و لقب و کنیت امام کاظم (ع)»، «در مکارم اخلاق و مختصری از عبادت و سخاوت و مناقب و مفاخر حضرت کاظم (ع)»، «در ذکر چند معجزه باهره از دلایل و معجزات حضرت کاظم (ع)»، «در ذکر پاره‌ای از کلمات شریفه و مواعظ بلیغه آن جناب»، «در بیان شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) و ذکر بعضی از ستمها که برآن امام مظلوم واقع شده»، «ذکر اولاد و اعقاب امام موسی (ع) و ذکر ابراهیم‌بن موسی و حضرت معصومه (ع)» و «در ذکر چند نفر از اعاظم اصحاب امام موسی کاظم (ع)» به نگارش درآمده است.
 
در نخستین فصل کتاب آمده است: «ولادت باسعادت آن حضرت در روز یکشنبه هفتم ماه صفر سنه صد و بیست و هشت در ابواء - که نام منزلی است مابین مکه و مدینه - واقع شده، اسم شریف آن حضرت موسی و کنیت مشهورش ابوالحسن و ابوابراهیم، و القاب آن جناب: کاظم و صابر و صالح و امین است و لقب مشهورش همان کاظم است، یعنی خاموش و فروبرنده خشم، چه آن حضرت از دست دشمنان کشید آنچه کشید و بر ایشان نفرین نکرد، حتی آنکه در ایام حبس، مکرر در کمین درآمدند و از آن حضرت یک کلمه سخن خشم‌آمیز نشنیدند. و ابن اثیر که از متعصبان اهل سنت است گفته: آن حضرت را کاظم لقب دادند به جهت آنکه احسان می‌کرد با هرکس که با او بدی می‌کرد و این عادت او بود همیشه (تاریخ ابن اثیر؛ 6/146) و لکن اصحابش به جهت تقیه گاهی از آن جناب به (عبد صالح) و گاهی به (فقیه) و (عالم) و غیرذالک تعبیر می‌کردند، و در میان مردم به (باب‌الحوائج) معروف است و توسل به آن حضرت برای شما امراض و بیماریها و رفع امراض ظاهری و باطنی و دردهای اعضاء خصوصا درد چشم مجرب است.»
 
در ذکر مکارم اخلاق حضرت موسی ‌بن جعفر (ع) در صفحه 30 کتاب می‌خوانیم: «روایت شده از زکریای اعور که گفت: دیدم حضرت ابوالحسن موسی علیه‌السلام را که ایستاده بود به نماز و نماز می‌خواند و در پهلوی آن حضرت پیرمردی سالخورده بود، قصد کرد از جای برخیزد، عصایی داشت می‌خواست عصای خود را به‌دست آورد. حضرت با آنکه در نماز ایستاده بود خم شد، عصای پیر را برداشته به دستش داد، سپس برگشت به موضع نماز خود. مولف گوید: که از این روایت معلوم می‌شود کثرت اهتمام در امر پیرمرد و اعانت او و اجلال و توقیر او. همانا روایت شده که هرکه توقیر کند پیرمردی را به جهت سپیدی مویش، حق‌تعالی او را ایمن کند از ترس بزرگ روز قیامت (الکافی؛ 2/658)».
 
همچنین در صفحه 99 کتاب درباره کیفیت شهادت حضرت آمده است: «صاحب (عمدة الطالب) گفته که در ایام شهادت آن حضرت، هارون به شام رفت و یحیی بن خالد، سندی به شاهک را امر کرد به قتل آن حضرت. پس گفته شده که آن حضرت را زهر دادند و به قولی آن حضرت را در میان بساطی گذاشتند و چندان آن را پیچیدند تا آن حضرت شهید شد. پس جنازه نازنینش را در محضر مردم آوردند که تماشا کنند که اثر جراحتی در او نیست و محضری تمام کردند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته است و سه روز آن حضرت را در میان راه مردم نهادند که هرکه از آنجا بگذرد، آن حضرت را ملاحظه کند و شهادت خود را در آن محضر بنویسد، پس دفن شد به مقابر قریش انتهی (عمدة‌الطالب؛ ص 196).»
 
نخستین چاپ کتاب «کاظم آل محمد (ص)؛ زندگانی حضرت امام موسی کاظم (ع)» در 176 صفحه با شمارگان یک‌هزار و 200 نسخه به بهای 15 هزار تومان از سوی انتشارات آکو منتشر شده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 259604