مصطفی رحماندوست در زادروزش به ایبنا گفت:

هیچ‌وقت از چاپ کتابم ذوق‌زده نشدم/ تا زمانی که دستم نلرزد و آلزایمر نگیرم می‌نویسم

راه‌اندازی کتابخانه دیجیتالی کودک و نوجوان با 22هزار عنوان
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۱
گزارشگر : ملیسا معمار
 
 
مصطفی رحماندوست از نویسندگانی است که هیچ‌وقت از چاپ کتابش ذوق‌زده نشده اما تا زمانی که دستش نلرزد و آلزایمر نگیرد همچنان می‌نویسد و می‌گوید اگر دوباره متولد شوم باز هم نویسنده کودک می‌شوم.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اغلب ما در زندگی حسرت‌ها و کارهای نکرده‌ای داریم که آرزو می‌کنیم ای کاش می‌توانستیم به عقب برگردیم و فرصتی پیدا کنیم تا به آن‌ها بپردازیم اما در این میان معدود افرادی هم هستند که معتقدند همه تلاش‌شان را در راستای رسیدن به اهدافشان انجام داده و کار نکرده‌ای ندارند. مصطفی رحماندوست، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان یکی از همین افراد است که معتقد است در طول سال‌هایی که پشت سرگذاشته همه تلاشش را انجام داده تا گامی در راستای رشد و اعتلای ادبیات کودک و نوجوان بردارد و می‌گوید شاید در حد توانی که خدا به من داده کار نکرده باشم اما بیش از بسیاری از افرادی که خدا به آن‌ها توانایی داده، کار کرده‌ام و از فعالیتم در طول سال‌هایی که گذشته، راضی هستم.

اگر دوباره متولد شوم بازهم نویسنده کودک می‌شوم 
مصطفی رحماندوست، از پیشکسوتان ادبیات کودک و نوجوان و از چهره‌هایی است که حدود نیم قرن از عمرش را صرف شعر گفتن، نوشتن، پژوهش، نقد، تدریس و نهادسازی در حوزه کودک و نوجوان کرده و تا به حال 320 عنوان کتاب از او منتشر شده است و اینک، در سال‌روز 69 سالگی‌اش، از اینکه نویسنده و شاعر کودک و نوجوان شده، خرسند است و می‌گوید اگر دوباره به دنیا بیایم و بخواهم حرفه‌ای برای خودم انتخاب کنم، قطعا باز هم شاعر و نویسنده کودک و نوجوان می‌شوم، البته اگر من را به عنوان نویسنده کودک و نوجوان قبول داشته باشند.
 
تا زمانی که دستم نلرزد و آلزایمر نگیرم همچنان می‌نویسم
مصطفی رحماندوست، این روزها در دفترش می‌نشیند و همه وقتش را به خواندن و نوشتن می‌گذراند. او دیگر نه در دانشگاه تدریس می‌کند، نه به کتابخانه ملی می‌رود، نه به انتشارات امیرکبیر و می‌گوید: تازه فهمیده‌ام که چقدر کار نکرده و نیمه‌تمام دارم که باید همه را به سرانجام برسانم. این روزها مانند سال‌ها پیش، 14 ساعت در شبانه‌روز می‌خوانم و می‌نویسم و به سوژه‌ها و کارهای نیمه‌تمامم رسیدگی می‌کنم. به سراغ دو سبدی می‌روم که سال‌ها در گوشه اتاق کارم خاک ‌خورده‌اند؛ سبد جرقه‌ها که پر از سوژه‌‌های کار نشده است و سبد کارهای نیمه‌تمام. البته فعلا مشغول رسیدگی به سبد کارهای نیمه‌تمام هستم و هنوز نوبت به سبد جرقه‌ها نرسیده است. اما تا زمانی که دستم نلرزد و آلزایمر نگرفته‌ام همچنان می‌نویسم.

هیچ‌وقت از چاپ کتابم ذوق‌زده نشدم
او می‌گوید: تا به‌حال پیش نیامده از چاپ کتابم ذوق‌زده شوم و انتظار داشته باشم کسی به من تبریک بگوید. همین چند روز پیش در زمان اسباب‌کشی به دفتر کار جدیدم، متوجه شدم هشت سال است که یکی از کتاب‌هایم منتشر شده و دو بار هم تجدید چاپ شده ولی من بی‌خبر بودم. تنها خوشحالی‌ام این بوده که آثارم به 14 زبان دنیا ترجمه شده است، البته دلیل خوشحالی من این نیست که کتاب‌های من به 14 زبان ترجمه شده، دلیلش این است که با این ترجمه‌ها زبان و ادبیات فارسی ترجمه شده و در دنیا منعکس شده است و فرقی ندارد چه کتابی و از چه نویسنده‌ای باشد. وقتی کتاب «قصه دو لاک‌پشت تنها» ترجمه شد و به عنوان کتاب سال ایتالیا انتخاب شد، برای من مهم این بود که یک کتاب از ایران به فهرست کتاب‌های برگزیده ایتالیا راه یافته و این اتفاق برای هر کتاب دیگری می‌افتاد باز هم من به همین اندازه خوشحال می‌شدم. چراکه این روزها آن‌قدر وضعیت ارتباط‌های سیاسی و اقتصادی کشور ما با کشورهای دیگر بد است که باید تلاش کنیم همین ارتباط‌های فرهنگی را زنده نگهداریم.
 
22 هزار عنوان کتاب در کتابخانه دیجیتالی کودک و نوجوان
از او درباره کارهای ماندگاری می‌پرسیم که در طول سال‌های گذشته در حوزه ادبیات کودک انجام داده و او به راه‌اندازی سایت کتابخانه ملی کودک و نوجوان، اشاره می‌کند و می‌گوید: سال‌ها پیش زمانی که علی‌اکبر اشعری، رئیس کتابخانه ملی بود به او گفتم، برای اینکه امکان دسترسی بچه‌ها و همچنین مربیان، معلمان، پژوهشگران و محققان به کتاب‌های کودک همیشه فراهم باشد و بتوانند حتی از راه دور هم به کتاب‌ها دسترسی داشته باشند و نگران این نباشیم که ممکن است کتابی گم شود یا بعد از مدتی در دسترس نباشد، بهتر است کتاب‌های کودک و نوجوانی که منتشر شده است را دیجیتالی کنیم. او هم از این طرح استقبال کرد و این کار انجام شد و تا دو سال پیش هم ادامه داشت.
 
او در ادامه می‌افزاید: طبق برآوردی که از میزان انتشار کتاب‌های کودک و نوجوان در طول حدود 60 سال گذشته شده، حدود 200 هزار عنوان کتاب منتشر شده که اگر تکراری‌های آن را خارج کنیم به 153 هزار عنوان کتاب ترجمه و تالیف می‌رسیم که در این مدت حدود یک هفتم آن‌ها معادل 22 هزار عنوان کتاب، دیجیتالی شده و روی سایت کتابخانه ملی کودک و نوجوان قرار گرفته است و یکی از خوشحالی‌هایم این است که توانستم کتابخانه‌ کودکی ایجاد کنم که فیزیکی نباشد و در تمام جهان قابل دریافت باشد. همچنین نسخه‌ای از این آثار دیجیتالی شده در یکی از دانشگاه‌هایی که رشته ادبیات کودک دارند، نگهداری می‌شود و امکان پاک شدن و از بین رفتن این اطلاعات وجود ندارد. البته متاسفانه مدیریت جدید کتابخانه ملی با ادامه کار مخالفت کرده اما امیدوارم تدابیری اندیشیده شود و این کار ادامه پیدا کند چون این آثار سرمایه ملی هستند و باید تلاش کنیم ماندگار شوند.
 
گسترش ادبیات خردسال با کتاب «یک جوجه اینجا یک جوجه آنجا»
شاعر «صددانه یاقوت» در ادامه به فعالیتش در زمینه ادبیات خردسال اشاره می‌کند و می‌گوید: خیلی از افراد معتقدند ادبیات خردسال با کتاب «یک جوجه اینجا یک جوجه آنجا» آغاز شده است. من این کتاب را برای کودکان چهار ساله نوشتم و بعد از آن توجه به خردسالان زیاد شد و مجله «نی‌نی نبات» برای صفر تا سه ساله‌ها منتشر شد و به تدریج کتاب‌ها و نشریات دیگر هم برای خردسالان چاپ شد. ادبیات پیش دبستانی به دو سطح صفر تا سه سال و سه تا شش سال تقسیم می‌شود و در جامعه خیلی زنده است اما باید ساماندهی شود زیرا توجه به زبان فارسی و سلامت زبان فارسی که در این آثار استفاده می‌شود، اهمیت زیادی دارد اما در مجلاتی که امروزه برای این گروه سنی تولید می‌شود چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. امیدوارم زبان‌آموزی برای کودکانی که هنوز مدرسه نرفته‌اند، جدی گرفته شود.
 
 

قصه‌گویی مقدمه ترویج کتابخوانی است
رحماندوست که در طول سال‌ها فعالیتش در شکل‌گیری نهادهای مختلف نقش داشته، می‌گوید: اگر بخواهم به نهادها و فعالیت‌هایی که در شکل‌گیری‌شان نقش داشته‌ام اشاره کنم شاید تعدادشان از تعداد کتاب‌هایم بیشتر شود. من همیشه در راستای گسترش فرهنگ مطالعه و قصه‌گویی تلاش کرده‌ام و در این راستا ماهانه حداقل دو کارگاه 4 جلسه‌ای قصه‌گویی به عنوان مقدمه‌ای برای گسترش مطالعه در جاهای مختلف داشته‌ام. به یاد دارم 23 سال پیش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به من پیشنهاد کردند به منظور تقویت مهارت قصه‌گویی مربیان کانون کاری انجام دهم و مسابقه قصه‌گویی و کتابخوانی برای آن‌ها برگزار کنم و من نخستین دوره آموزش قصه‌گویی را در سال 1359 برای مربیان کانون برگزار کردم که حاصل آن نخستین کتاب تالیفی در این زمینه با عنوان «قصه‌گویی، اهمیت و راه و رسم آن» بود که منتشر شد و بعد از آن توجه به قصه‌گویی بسیار افزایش یافت و جشنواره قصه‌گویی کانون هم که من 23 سال پیش دبیر آن بودم همچنان با قدرت ادامه دارد و هرگز متوقف نشده و زمینه‌ای است برای گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی.
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 277173