​حسین اسرافیلی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد:

شعرهای ما قبل از خودمان به جبهه‌ها می‌رسید

شاعران در آن سال‌ها با شعر خود جهاد کردند
 
تاریخ انتشار : شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۳۷
 
 
شاعر پیشکسوت دفاع مقدس گفت: چند روز بعد از آزادی فاو به همراه جمعی از شاعران به آنجا رفتیم و با نگاهی به در و دیوار شهر متوجه شدیم که شعرهای ما قبل از خودمان به جبهه‌ها آمده‌اند.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در تاریخ ادبیات فارسی، یکی از مضامین مهم و قابل اعتنا مضمون جنگاوری و شرح مبارزات قهرمانان جنگ‌ها بوده است و در بسیاری  مواقع، برای تهییج سربازان و افزایش روحیه جنگاوری آنها از اشعار حماسی استفاده می‌شده که گاهی با موسیقی مناسب خود نیز همراه بوده است. در طول هشت سال‌ دفاع مقدس و جنگ ایران و عراق، یکی از راه‌های افزایش روحیه رزمندگان خوانش اشعار حماسی و دینی بوده که بعضی از این اشعار آنقدر فراگیر شده که تا همین الان نیز ورد زبان بسیاری از ایرانیان است. حسین اسرافیلی یکی از شعرایی بوده که در آن سال‌ها برای خواندن شعر به جبهه‌ها اعزام می‌شده است. او در گفت‌وگو با ایبنا درباره این موضوع گفت:‌ در ایام دفاع مقدس، شاعرانی که اسم‌شان سرزبان‌ها بود، سکوت کرده بودند؛ از طرفی اوایل انقلاب بود و جنگی به ما تحمیل شده بود و در جامعه سروسامانی وجود نداشت. از آن طرف‌ اعزام‌های 100 هزارنفری داشتیم و شهدایی که هر روز به شهر و روستاهای خود برمی‌گشتند. همه این‌ها باعث شده بود که جامعه تشنه شنیدن شعر باشد. مخصوصا شعرهایی که می‌توانست روح مقاومت، دلبستگی و وابستگی جامعه به حکومت را نشان دهد.

وی ادامه داد: تب‌وتاب حاکم در جامعه و اشتیاقی که برای شنیدن این‌گونه شعرها در جامعه وجود داشت، باعث شد توجه ویژه‌ای به شعر شود و اشعار در همه جا خوانده شود و صداوسیما نیز توجه ویژه به شعر داشته باشند. در آن روزها مرتب در جبهه‌ها و صداوسیما شعرهای با صدای شاعر یا صدای مداحان مطرح پخش می‌شد و این‌ها یک روحیه مضاعفی به رزمنده‌ها می‌داد. همه این‌ها باعث شده بود یک اقبال عمومی به شعر شود و شعر در فضای زادولدی قرار بگیرد و هر روز شاهد توجه بیشتر به شعر باشیم.

این شاعر دفاع مقدس با اشاره به اقبال جامعه به شعر گفت: در ایام دفاع،‌ هر روز شعرهای تازه‌تری از سوی شاعرانی که با انقلاب بیعت کرده بودند، منتشر می‌شد و انعکاس شعرها در رسانه‌ها فضای خوبی به وجود آورده بود تا جامعه آماده شعر شنیدن باشد و جایگاه ویژه‌ای برای ادبیات دفاع مقدس به وجود بیاید.
 
وی افزود: جامعه ما یک جامعه ادبی است. در کجای دنیا می‌توانید کشور یا جامعه یا ملتی را پیدا کنید که کتاب مقدس مردم‌اش در کنار قرآن، یک دیوان شعر (حافظ)‌ باشد و مردم برای انجام بسیاری از تصمیمات خود به آن کتاب مراجعه کنند و فال بگیرند. حتی علما، دانشمندان و سخنرانان ما در انتهای صحبت‌های خود، دو بیت شعر می‌خوانند و آن دو بیت خلاصه همه صحبت‌ها و درس‌هایی است که بیان شده است. شما در خیابان به ماشین‌ها نگاه کنید؛ پشت کامیون یا وانت یا اتوبوس هم شعر می‌بینید. این‌ها نشان‌دهنده دل مشغولی‌های مردم ما به ادبیات و فرهنگ و به‌ویژه شعر است. بنابراین در چنین جامعه شعر می‌تواند تاثیر بسیار خوب و موثری بر افکار عمومی و علاقه‌مندان خودش داشته باشد.
 
اسرافیلی در توضیح ضبط و ثبت تاریخ در شعر دفاع مقدس گفت:‌ بسیاری از وقایع آن دوران در شعر شاعران آن روزگار ثبت و ضبط شده است و امروز ما می‌توانیم آنها را مطالعه کنیم. برای مثال شما در شعرهای مرحوم حمید سبزواری یا مرحوم مشفق کاشانی می‌توانید رصد کنید که در فلان تاریخ چه اتفاقی افتاده است. این‌ها یعنی هم جامعه ذائقه شعری داشته و هم شاعران با اهداف و آرمان‌های انقلاب پیوند داشتند.
 
وی ادامه داد: در روزهای جنگ، شاعرانی که الفتی با ادبیات انقلاب و آرمان‌های دفاع مقدس داشتند، محبوبیتی خاص میان مردم پیدا کرده بودند. محبوبیت شاعرانی مانند سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور علی معلم و احمد عزیزی به دلیل زبان حماسی آنها بود و به همین دلیل شعر آنها خیلی در میان مردم محبوب بود و مرتب خوانده می‌شد. خاطرم هست که وقتی به جبهه می‌رفتیم تا در مناطق جنگی جلسات شب شعر به پا کنیم و برای رزمنده‌ها شعر بخوانیم، به محض اینکه مصرع اول شعری را می‌خواندیم، رزمنده‌ها جواب می‌دادند و مصرع‌های بعدی را می‌خواندند.

این شاعر پیشکسوت با ذکر خاطره‌ای از آزادسازی فاو گفت: خاطرم هست که فاو تازه آزاد شده بود که من با تعدادی از شاعران مانند ساعد باقری، قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، مشفق کاشانی، مهرداد اوستا به آنجا رفتیم. داخل فاو که شدیم یکی از منبع‌های بزرگ نفتی را که قبلا آتش گرفته بود خاموش کرده بودند. من به این منبع که نگاه کردم و دیدم که روی آن مصرعی از شعر ساعد باقری را نوشته‌اند. روی آن نوشته بود:‌ «سرود فتح بخوان کربلا که می‌آییم.» سیدحسن حسینی نگاهی به من کرد و گفت «حسین شعر را بخوان». گفتم «خواندم». گفت «نگاه کن قبل از اینکه ما به اینجا بیاییم، شعر ما در اینجا حضور دارد.»

وی ادامه داد: در همان دوران در دانشگاه اهواز مراسمی داشتیم که در آن مرحوم اوستا، مرحوم مشفق و جوانان‌ترها مثل من و قیصر هم بودیم. من در آن زمان شعری برای شهید رجایی داشتم که در مصرع آخرش از عبارت «آفتاب جماران» برای حضرت امام (ره) استفاده کرده بودم. این اولین بار بود که مخاطب تعبیر آفتاب را برای امام می‌شنید. البته بعدها به قدری این تعابیر استفاده شد که نخ‌نما شد. در آن زمان افراد حاضر در سالن بعد از شنیدن این تعبیر بلند شدند و بلند فریاد «الله اکبر» سر دادند. من که پایین آمدم مرحوم اوستا صورت من را بوسید و گفت که من حاضر هستم تمام شعرهایم را بدهم و این دو بیت آخر تو را داشته باشم.
 
اسرافیلی در پایان گفت: شاعران در آن سال‌ها با شعر خود جهاد کردند؛ اما رزمندگان با جان و با تمام سرمایه خود به نبرد دشمن رفتند و شاید مقایسه این افراد با هم کار درستی نباشد. با این حال من فکر می‌کنم که شاعران در هشت سال دفاع مقدس به شکل خوبی دین خود را ادا کردند.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 281254