همراه با برنده جایزه بوکر بین‌المللی سال 1995؛

پت بارکر: ادبیات اروپا با آشیل و آگاممنون آغاز می‌شود

«ایلیاد» زندگی من را تغییر داد
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۳۷
, مترجم : سحر حسابی
 
 
پت بارکر، نویسنده انگلیسی و برنده جایزه من‌بوکرِ بین‌المللی سال 1995 در این مطلب از آثاری سخن می‌گوید که در زندگی‌اش تأثیرگذار بوده‌اند.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، پت بارکر، نویسنده و داستان‌نویس 75 ساله انگلیسی در سال 1995 و برای نگارش کتاب «جاده شبح» برنده جایزه من بوکر شد.
 
پت بارکر بیشتر برای نوشتن رمان‌های تاریخی در دنیا شهرت دارد و برای نوشتن سه‌گانه «نوزایش» مورد استقبال قرار گرفت. اولین داستان از این سه‌گانه «نوزایش» نام داشت که در سال 1991 در میان نامزدهای جایزه بوکر قرار گرفت. دومین داستان «چشم به در» نام داشت که در سال 1993 منتشر شد و سومین قسمت از این مجموعه «جاده ارواح» یا «جاده شبح» نام داشت که موفق شد برای خانم نویسنده جایزه من بوکر را به ارمغان بیاورد. داستان این سه‌گانه درباره روان‌پزشک ارتش در دوره جنگ جهانی اول است که تلاش می‌کنند به بیمارن یک بیمارستان جنگی کمک کند.
 
از او درباره آثاری که می‌خواند، دوست دارد، هدیه می‌دهد و ..... سؤال کردیم. خواندن پاسخ‌های این نویسنده انگلیسی خالی از لطف نیست:
 
کتابی که در حال حاضر می‌خوانم:
«چوبه دار» نوشته بنجامین مایرز که اخیراً برنده جایزه والتر اسکات برای بهترین داستان تاریخی هم شد. داستان تاریخی قدرتمند توسط نویسنده‌ای بی‌نظیر.
کتابی که ای کاش من نوشته بودم:
«آبی‌ترین چشم» نوشته تونی موریسون. موریسون درباره کلیشه‌ای با عنوان «زیبایی» که زندگی دختران زیادی را نابود می‌کند سخن می‌گوید و تا جایی حرفش را ادامه می‌دهد که قساوت این موضوع را آشکار کند. زبان خلاقانه او موضوعی را روایت می‌کند که پیش از او مطرح نشده بود. (این داستان به فارسی ترجمه شده است.)
 
کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد:
«ایلیادِ» هومر. همان‌طور که فیلیپ راث در «لکه انسانی» نوشت ادبیات دنیا با دو مرد بزرگ به نام آشیل و آگاممنون آغاز می‌شود که درباره دختری دزدیده‌شده از جنگ بحث می‌کنند. خود دختر حرفی نمی‌زند. اگر مرد باشید این داستان با دعوا آغاز می‌شود و اگر زن باشید با سکوت! تلاش برای پر کردن این خلأ و بخشیدن صدا به این دختِر اسیر چنان قوی بود که من را به مسیری جدید هدایت کرد.
 
کتابی که از نخواندنش شرمنده هستم:
افسانه «بیوولف» با ترجمه شیموس هینی. عاشق اشعار هینی هستم و همه می‌گویند ترجمه این اثر قدیمی از هینی عالی است. اینقدر خجالت‌زده هستم که هنگام نوشتن این جواب نسخه‌ای از آن را سفارش دادم.
 
کتابی که دوست دارید با آن از شما یاد کنند:
«سکوت دختران».
 
لذت شما در کتابخوانی:
داستان‌های جنایی و پلیسی را خیلی دوست دارم. ما در دومین عصر طلایی آثار جنایی زندگی می‌کنیم و من خودم در این ژانر داستان نمی‌نویسم پس خواندن این دسته از آثار لذت نابی دارد که نباید از دستش داد.
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 264821