شهروندی چک میلان کوندرا پس از ۴۰ سال دوباره احیا می‌شود؟

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۱۴
, مترجم : مهرناز زاوه
 
 
نخست وزیر چک پیشنهاد داده که شهروندی چک میلان کوندرا دهه‌ها پس از لغو شدن توسط رژیم کمونویست دوباره به او اعطا شود.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - آندری بابیش، نخست‌ وزیر جمهوری چک، پیشنهاد داده که شهروندی چک میلان کوندرا ۴۰ سال پس از تبعید او دوباره به او اعطا شود.

کوندرا، نویسنده برخی از تحسین‌شده‌ترین آثار داستانی قرن بیستم، در سال ۱۹۵۰ به خاطر فعالیت‌های ضدکمونیستی از حزب کمونیست اخراج شد. او تبدیل به شخصیتی تنفربرانگیز برای مقامات شد و سرانجام در سال ۱۹۷۵ از چکسلواکی به فرانسه گریخت. در ۱۹۷۹ شهروندی چک او توسط دولت لغو و دو سال بعد او شهروند فرانسه شد. آثار او –از «بار هستی» تا «کتاب خنده و فراموشی»- تا اواخر دهه ۸۰ در سرزمین مادری‌اش ممنوع بودند.

چند روز پیش بابیش که برای شرکت در مراسم یادبود صدمین سالگرد آتش‌بس ۱۹۱۸ به پاریس رفته بود، با این نویسنده و همسرش ملاقاتی داشت.

بر اساس پستی که بابیش در صفحه فیس‌بوکش گذاشت، او کوندرا و همسرش را در آپارتمانشان ملاقات کرد و بعد به مدت سه ساعت در رستوران مورد علاقه این دو با آنها به گفت‌وگو نشست. بابیش نوشت «برایم افتخار بزرگی بود» و کوندرا را که سال آینده ۹۰ ساله می‌شود و همیشه مدعی کسب جایزه نوبل ادبیات بوده، به عنوان «اسطوره چک، فرانسه و دنیای ادبیات» توصیف کرد.

او نوشت «گفت وگوی ما توسط خانم کوندرا پیش برده شد، بانویی که به طرزی باورنکردنی پرانرژی است... من فکر می‌کنم آنها استحقاق شهروندی چک را که پس از مهاجرت از دست دادند، دارند.»

بابیش گفت که خانواده کوندرا دعوت کرد که به دیدن جمهوری چک بروند، جایی که این رمان‌نویس ۲۲ سال است به آن سفر نکرده است. پاسخ کوندرا به بابیش «نامشخص» بود و بابیش گفت که این زوج اظهار کردند که امیدوارند این فرآیند، کاغذبازی زیادی نیاز نداشته باشد.

کوندرا در سال ۱۹۸۴ در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز گفته بود که ایده «میهن» برای او چیزی بسیار مبهم است. او گفت «نمی‌دانم که آیا مفهوم میهن در پایان یک توهم یا افسانه است یا نه. نمی‌دانم که آیا ما قربانیان این افسانه‌ایم یا نه. نمی‌دانم که آیا ایده «ریشه داشتن» داستانی است که به آن می‌آویزیم یا نه.» و اضافه کرد که زمانی که مهاجرت کرد مجبور بود انتخاب کند که «مثل یک مهاجر در فرانسه زندگی کند یا مثل یک فرد عادی که کتاب می‌نویسد.»

«آیا باید زندگی در فرانسه را به عنوان یک زندگی جایگزین و نه زندگی واقعی در نظر بگیرم؟ آیا باید به خودم بگویم که زندگی واقعی‌ات در چکسلواکی و در میان هموطنان قدیمی‌ات است؟ یا باید زندگی‌ام در فرانسه را بپذیرم، جایی که واقعا در آن هستم و آن را به طور کامل زندگی کنم؟ من فرانسه را انتخاب کردم.»
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 267639