دستاوردهای ایران در نمایشگاه کتاب باکو بررسی شد؛

فروش کتاب به زبان ترکی در بازار کتاب باکو

انتشار غیرمجاز کتاب‌های ایرانی در آذربایجان
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۲۷
 
 
حضور ایران در نمایشگاه‌های کتاب کشورهای همسایه، یکی از سیاست‌های موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی به‌شمار می‌آید و نمایشگاه دوسالانه کتاب باکو، یکی از آن‌هاست که تجربیات قابل توجهی را به همراه داشته است.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ششمین دوره نمایشگاه کتاب باکو به مدت سه روز با حضور 92 غرفه و ۱۲ کشور از جمله جمهوری اسلامی ایران، هندوستان، فرانسه، ایتالیا، مصر، روسیه، ترکیه، قزاقستان، آمریکا و سوریه برگزار شد. میزگرد بررسی دستاوردهای ایران در نمایشگاه کتاب باکو با حضور علیرضا سبحانی‌نسب، مدیر انتشارات جمال و یکی از اعضای شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب تهران و رئیس انجمن ناشران کتاب کودک قم، غلامرضا حیدری، نویسنده و محقق حوزه کتاب کودک، احمد ذوعلم، مدیرعامل آژانس ادبی دایره مینا و مراد خزایی مسئول غرفه ایران در نمایشگاه باکو برگزار شد.

گزارش این میزگرد را در ادامه می‌خوانید:
 
لطفا با اشاره به اهداف و برنامه‌ریزی‌های قبلی، درباره اقدامات و برنامه‌هایی که در نمایشگاه باکو انجام دادید، توضیح دهید.
خزایی: امسال از طرف موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران برای دومین سال پیاپی در نمایشگاه کتاب باکو شرکت کردیم؛ می‌دانید که این نمایشگاه به‌صورت دوسالانه برگزار می‌شود. تفاهم اولیه برای حضور در این نمایشگاه، در نمایشگاه کتاب بلونیا حاصل و با حضور در نمایشگاه کتاب باکو و دیدار با مسئولان نمایشگاه و پس از بررسی نحوه همکاری‌، قطعی شد. براساس این تفاهم‌نامه و بر اساس گفت‌و‌گوهایی که با جعفراف، رئیس سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ جمهوری آذربایجان داشتیم، متراژ غرفه را از 12 متر به 18 متر افزایش دادیم و این تفاهم‌نامه به مدت سه سال در جریان و قابل تمدید است. همچنین رسما از او و رئیس کتابخانه ملی و وزیر فرهنگ جمهوری آذربایجان دعوت کردیم تا در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا کنند.
 
در روز نخست نمایشگاه باکو، معاون نخست‌وزیر و وزیر فرهنگ جمهوری آذربایجان از غرفه ما بازدید داشتند و در همین بازدید توضیحاتی درباره نمایشگاه کتاب تهران، اینکه کشورهای مختلف تا کنون در چه دوره‌هایی در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشتند و شهرهایی که مهمان نمایشگاه تهران بودند، توضیحاتی ارائه دادیم و گفتیم که این امکان وجود دارد تا درخواست نمایشگاه کتاب باکو برای حضور در نمایشگاه کتاب تهران، به‌عنوان شهر مهمان مورد بررسی قرار گیرد.


موسسه نمایشگاه‌ها سعی دارد با حضور در کشورهای مختلف، بسترهای مناسب برای فروش رایت کتاب‌های ایرانی و ترجمه کتاب به صورت معکوس را فراهم کند. شرکت در نمایشگاه کتاب باکو نیز براساس مذاکراتی اتفاق افتاد که در جلسه تصمیم‌گیری حضور ایران در نمایشگاه‌های خارج کشور، انجام شد. سه جلسه کارشناسی با حضور فعالان نشر بین‌الملل برگزار شد  و این مساله که نگاه به سمت کشورهای همسایه برود، در این جلسات مورد بررسی دقیق قرار گرفت. براساس نتایج این جلسات نمایشگاه باکو انتخاب شد که ما در آن حضور پیدا کردیم

در این دوره، در غرفه ایران یک آژانس ادبی، یک نویسنده و یک مدیر نشر حضور داشتند و فعالیت‌های خوبی صورت گرفت. توافق‌های ابتدایی انجام شد که توضیحات آن توسط آقای ذوعلم، مدیر آژانس ادبی دایره مینا بیان خواهد شد. مجموعا در باکو فرصت‌های خوبی برای ترجمه و نشر کتاب‌های کودک و رمان به زبان ترکی وجود دارد که در دوره‌های بعد مورد هدف ما قرار خواهد گرفت.
 
جانمایی غرفه ایران در نمایشگاه باکو چطور بود؟ آیا از محل غرفه رضایت داشتید؟
خزایی: کل نمایشگاه چهار راهرو داشت که ما در راهروی چهارم بودیم و غرفه ما هم 6 در 2 متری و در کنار غرفه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. البته همانطور که اشاره کردم، در دوره بعدی نمایشگاه غرفه جمهوری اسلامی ایران به 18 متر خواهد رسید.
 
سبحانی‌نسب: امسال عمده غرفه‌ها 6 متری بود.

با مدیران نشر کشورهای مختلف گپ می‌زدیم تا افسردگی نگیرند
سازو کار انتخاب همراهی ناشر و نویسنده در این حضور به چه صورت است؟
خزایی: برخی از ناشرها دوست دارند که در فضای بین‌الملل فعالیت کنند و با توجه به تنگناهای مالی که وجود دارد، همواره تلاش شده که با حمایت به شکل‌های مختلف
خزایی: برخی از ناشرها دوست دارند که در فضای بین‌الملل فعالیت کنند و با توجه به تنگناهای مالی که وجود دارد، همواره تلاش شده که با حمایت به شکل‌های مختلف این مهم فراهم شود
این مهم فراهم شود. به همین دلیل از حضور ناشر، نویسنده، تصویرگر و آژانس ادبی در نمایشگاه‌های بین‌المللی حمایت می‌کنیم. سیاست این است که بسترهای لازم برای حضور ناشران در عرصه نشر بین‌الملل و ترجمه آثار ایران به زبان‌های دیگر فراهم شود.
 
چه کشورهایی در این نمایشگاه شرکت کرده بودند؟
سبحانی‌نسب: بیشتر رایزین‌ها بودند؛ ایران، مصر هند، آمریکا، ترکیه روسیه، سوریه، کوبا و ... انتشارات اکسفورد از طرف انگلیس بود، اما نمایشگاه معتبری مانند فراکفورت حضور نداشتند. مسئولان نمایشگاه باکو در تلاش برای جذب هستند تا بتوانند دوره‌به‌دوره فعالیت‌های خود را گسترش دهند. ایران در این نمایشگاه غرفه شلوغی داشت. غیر از ایران، غرفه آذربایجان شلوغ بود و آن‌هایی که در غرفه رمان داشتند. غرفه آکسفورد به‌دلیل کتاب‌های خاصی که داشت و غرفه جمهوری اسلامی شلوغ بود. گاهی افراد کتاب می‌خریدند. باقی غرفه‌ها، واقعا خیلی رونق نداشت و گاهی خودمان با مدیر نشر آن‌ها گپ می‌زدیم تا افسردگی نگیرند.
 
نشست و رونمایی داشتید؟
خزایی: نمایشگاه کتاب باکو فضایی را به برنامه‌های جنبی اختصاص داده بود. مانند نمایشگاه‌های استانی خودمان بود. حتی کتاب‌های حوزه جنگشان را رونمایی کردند.
 
حیدری: من نقدی که به نمایشگاه خودمان دارم؛ فضایی است که برای سرای اهل قلم در نظر گرفته می‌شود که فرد باید 40 پله بالا برود تا به آن برسد. همچنین فضای مرده دور از مردم برای گرفتن بن و گفتگوی اهل قلم در نظر گرفته شده است. در باکو برنامه‌های جمعی را در جای شلوغ نمایشگاه گذاشته بودند تا مردم عادی بتوانند حضور پیدا کنند. ما در بخش کودک‌ونوجوان برای نویسندگان کودک، رونمایی کتاب، گفت‌وگوی علمی، معرفی کتاب و ... برگزار می‌کنیم و اگر همانجا فضای کوچکی را به‌عنوان سرای اهل قلم در نظر بگیریم، بهتر از فضای بزرگ فاخری است که دور باشد؛ زیرا خیلی‌ها نمی‌داستند، که فضای اختصاص داده شده به بن کجا و فضای گفت‌وگو کجاست؟
 
باید ترتیبی داد تا نمایشگاه کتاب تبدیل به اتفاق فرهنگی شود و نویسنده‌ها دیده شوند، ناشران دیده شوند و مراحل چاپ کتاب دیده شود. نمایشگاه کتاب باید جشنواره باشد؛ نه فروشگاه. به نظرم نمایشگاه باکو علی‌رغم کوچکی‌اش، این امتیاز را داشت که در ورودی‌اش برنامه‌ها را برگزار کند تا در دسترس مردم باشد. این امتیازی است که در نمایشگاه ما منظور نشده. فقط یک تصمیم گرفته می‌شود تا سرای اهل قلم تاسیس شود و فعالیت‌هایی انجام دهد و دیگر مهم نیست که کجای نمایشگاه باشد. آن‌قدر جنبه فروشگاهی در نمایشگاه زیاد شده است و آن‌قدر ناشران در این حوزه فعالیت می‌کنند که سایر فعالیت‌ها نادیده گرفته می‌شود.
 
همچنین فکر می‌کنم بهتر است مکان در نظر گرفته شده برای آژانس‌های ادبی میان ناشرها باشد تا افراد بتوانند به‌راحتی با هم مذاکره کنند. نمایشگاه کتاب برای آسان‌شدن رفت و آمدها است. لازم است در نمایشگاه فضای مناسبی ایجاد کنند تا ناشرها با مولف‌ها، مردم با هم و با ناشرها و مولف‌ها مذاکره کنند.

 
گفته می‌شود ناشران در نمایشگاه ما فقط به جنبه خرید و فروش توجه دارند، نه مباحث نمایشگاهی. نظر شما چیست؟
سبحانی‌نسب: این یک رویکرد کلی و ملی است و اینکه نمایشگاه در واژه، محل نمایش است اما عملکرد فروشگاهی دارد، اتفاقی است که سال‌ها افتاده. فکرمی‌کنم از ابتدا فروشگاه بوده اما اگر سیاست‌ها تغییر کند، کار ناشرها تغییر خواهد کرد. امروز انتظار مردم و ناشرها از نمایشگاه، یک فروشگاه بزرگ است. مسئولان هم با دیدگاه فروشگاهی به این رویداد نگاه می‌کنند. الان انتظار تولیدکننده و مصرف‌کننده از نمایشگاه کتاب، یک فروشگاه بزرگ است؛ بازدیدکنندگان انتظار دارند بیشترین تخفیف‌ها را از آن بگیرن و ناشران می‌خواهند بهترین فروش را در آن داشته باشند.
 
مردم تمایل به خرید کتاب‌ داشتند
با چه برنامه‌هایی به نمایشگاه باکو رفتید و موفق به انجام کدام بخش از آن‌ها شدید؟
سبحانی‌نسب: ما دوسال پیش هم به عنوان نخستین گروهی که به نمایشگاه باکو رفته بودند، در نمایشگاه باکو شرکت کرده بودیم و تجربه داشتیم. یکی از تجربه‌های ما بر این اساس است که باید کتاب‌هایی به زبان مقصد داشته باشید تا مورد اقبال قرار بگیرد. از سال 2011 به خیلی از نمایشگاه‌ها رفتم و دیدم در نمایشگاه فرانکفورت کتاب فارسی با عنوان مثلا بررسی مالاریا در تالاب‌های انزلی عرضه شده و باید توجه کنیم که کتاب‌های فارسی زبان چه اندازه در آلمان مخاطب دارند و موضوعاتی از این دست‌، چقدر درخواست دارد. عکس‌هایی از نمایشگاه 2011 و 2013 دارم که می‌توان در آن‌ها دید این کتاب‌ها مخاطبی در آلمان ندارد. از همان سال 2013 هر نمایشگاهی که رفتم،
سبحانی‌نسب: به نظرم یکی از دلایل موفق نبودن غرفه جمهوری اسلامی ایران در همه نمایشگاه‌ها، نداشتن کتاب به زبان مقصد است
کتاب‌هایی به زبان مقصد همراه خود داشتم. در این نمایشگاه هم کتاب‌هایی را به زبان ترکی آذری ترجمه کرده بودیم و آنجا در معرض دید مخاطب‌ها قراردادیم. نکته جذاب این بود که مردم تمایل به خرید کتاب‌هایی داشتند که به‌صورت دیجیتال چاپ کرده بودیم؛ کتاب‌هایی که کیفیت عالی نداشتند اما کتاب‌های زیبایی بودند. در سال قبل کتاب‌های نمونه خود را نفروختیم اما امسال کتاب‌هایی که به‌عنوان نمونه همراه خود به نمایشگاه کتاب باکو برده بودیم، فروختیم، تقریبا از کتاب‌هایی که برده بودیم چیزی بازنگشت.  
 
چند کتاب برده بودید؟
سبحانی‌نسب: غرفه جمهوری اسلامی محدودیت بار داشت؛ زیرا در غرفه ایران بخشی برای ما، بخشی برای موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی و بخشی برای آژانس ادبی دایره مینا بود. تقریبا 100 کتاب همراه من بود که عمدتا ترجمه ترکی و بخشی فارسی بودند که همه مورد توجه و استقبال قرار گرفت.
 
وقتی کتاب به زبان مقصد همراه خود می‌بریم، بیشتر دیده، بررسی و حتی نقد می‌شود. در یک دوره نمایشگاه، یک کتاب ویراستاری نشده همراه خود برده بودم و یک ویراستار ترک گفت که این کتاب نیاز به ویراستاری دارد. مخاطب‌های ما بیشتر ناشرها بودند؛ البته ناشرها بیشتر به غرفه‌های خود می‌پرداختند و ما سعی کردیم در روزهای بعد از نمایشگاه آن‌ها را در فروشگاه‌های خودشان ببینیم و گفت‌وگو کنیم.

در باکو هنوز کتاب کودک ایرانی به‌صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته است. کتاب‌های بزرگسال ایرانی در باکو به دلیل تشنگی مردم نسبت به معارف، ترجمه، چاپ و برخی موارد دیگر، چندین بار چاپ شده اما در باکو کتاب‌های کودک کمی دیدم که ترجمه و ارائه شده باشد. با توجه به اینکه بیشتر کتاب‌های ارائه شده ما در حوزه کودک و نوجوان بود، توانستیم تا مخاطب‌های خود را جذب کنیم. کتاب‌های کودک به‌خصوص کتاب‌های جدید کودک ایران می‌تواند رقابت جهانی داشته باشد زیرا در متن، غنای خوبی دارد و در تصویرگری، آثار زیبایی تولید می‌شود. برخی از کتاب‌های کودک ایران جوایز جهانی هم دارند. ما کتابی ارائه داده بودیم که تصویرگرش در بلونیا جایزه گرفته بود. با این روند مخاطب‌ها و ناشرهای آذربایجان کتاب‌های با کیفیتی را می‌دیدند. به نظر من می‌توان آینده خوبی برای تعامل ناشران ایرانی و آذربایجانی تصور کرد.
 
باید اثر ترجمه شده به نمایشگاه بین‌المللی ببرید!
اکثر ناشرها در شرایط سختی قرار دارند و به سمت ورشکستگی می‌روند اما شما پیش از اینکه بدانید کتابی خریدار خارجی دارد  یا نه، آن را ترجمه می‌کنید، که ممکن است هزینه‌ای مضاعف برای شما باشد. سایر ناشرها برای معرفی کتاب خود، تنها برگه‌ای به زبان کشوری که نمایشگاه در آن برگزار می‌شود، تهیه می‌کنند که شامل مشخصات کتاب است.
سبحانی‌نسب: من از سال 2011 در عرصه بین‌الملل فعالیت می‌کنم و اگر بخواهیم نگاه بین‌المللی به نشر داشته باشیم، باید هزینه‌هایی را در نظر بگیریم. چاره‌ای هم نداریم. یا باید ریسک ترجمه را بپذیرید و کار ترجمه شده با خود ببرید؛ یا اینکه از آن موقعیت محروم بمانید. یک تجربه در نمایشگاه فرانسه دارم؛ زمانی که به این نمایشگاه رفته بودم، زبان فرانسوی نمی‌دانستم و نتوانستم با هیچ کدام از کتاب‌هایشان ارتباط بگیرم. نمی‌خواهم تجربه فرانسه را تکرار کنم. می‌خواهم از نمایشگاه چیزی یاد بگیرم لذا نمایشگاه شارجه برای من مفیدتر از نمایشگاه فرانسه است. در فرانسه حتی نمی‌توام اسم کتاب‌ها را بخوانم. در نمایشگاه باکو نخواستم کاری کنم که مخاطبی که فارسی نمی‌داند، کتاب‌هایم را ببیند و همان حسی که درنمایشگاه فرانسه داشتم، تجربه کند. بنابراین ناشرها اگر بخواهند در عرصه بین‌المللی مشارکت داشته باشند، باید هزینه‌های رشد، ارتقا و بین‌المللی شدنِ خود را بپردازند. این مساله‌ای بود که از یکی از ناشرهای پرکار بین‌الملل آموختم. او ترجمه آثارش را با لیبلی روی متن به نمایشگاه کتاب برده بود. ما این رویکرد را به صورت پیشرفته‌تر انجام دادیم، ترجمه را با پرینت دیجیتال منتشر کردیم.


به نظرم یکی از دلایل موفق نبودن غرفه جمهوری اسلامی ایران در همه نمایشگاه‌ها، نداشتن کتاب به زبان مقصد است. وقتی به نمایشگاه بلونیا می‌روند و همه کتاب‌هایی که در غرفه ایران چیده شده به زبان فارسی است، مخاطب‌ها با آثار ارتباط برقرار نمی‌کنند. مجموعه بسیار کوچکی از مشخصات نویسندگان و کتاب‌ها به صورت کاتالوگ است اما افرادی که به نمایشگاه کتاب
حیدری: طلبه‌های آذربایجانی به قم می‌آیند و کتاب را از ایران به آذربایجان می‌برند و بدون مذاکره، ترجمه و منتشر می‌کنند
مراجعه می‌کنند، می‌خواهند از کتاب لذت بصری ببرند و با کاتالوگ قانع نمی‌شوند که این کتاب ارزش هزار دلار یا دوهزار دلار دارد. پس کمترین کاری که ناشر در مسیر بین‌المللی شدن می‌تواند انجام دهد این است که کتاب‌هایی که خود کیفیت آن‌ها را قبول دارد برای ترجمه به یک نفر بسپارد. حداقل باید ترجمه زبان انگلیسی کتاب را داشته باشیم؛ زیرا یک زبان عمومی است و بیشتر مردم با آن ارتباط دارند. لزومی ندارد ناشر کتاب را به همه زبان‌های مقصد ترجمه کند؛ اما اگر ارتباط با مخاطب‌های کشوری برای ناشر مهم است، باید کتاب را به زبان آن کشور ترجمه کند. اگر ناشر بخواهد کار عمومی انجام دهد، حداقل باید آثار منتخب خود را به زبان نگلیسی ترجمه کرده باشد و در کنار کاتالوگ کتاب‌ها ارائه کند.
 
شما هم کتاب‌های خود را ترجمه کرده بودید؟ چه اقداماتی در نمایشگاه باکو داشتید؟
حیدری: من روی علاقه‌مندی شخصی به نمایشگاه باکو رفته و هیچ برنامه کاری برای خود طراحی نکرده بودم. تنها هدفم آشنایی با فضای فرهنگی جمهوری آذربایجان بود، زیرا دو سال پیش که آقای سبحانی‌نسب به نمایشگاه باکو رفته بودند، به من گفتند که در جمهوری آذربایجان یکی از کتاب‌هایم بدون هماهنگی با من ترجمه و چاپ شده است. فکر می‌کردم فقط کتاب من است که بدون اطلاع منتشر شده؛ اما بعد دیدم کتاب دوست دیگری هم ترجمه و چاپ شده است. اینکه کتاب خوب من می‌تواند مرزها را طی کند، اتفاق خوبی است. همچنین «خداشناسی قرآنی کودکان» که انتشارات جمال منتشر کرده در آذربایجان به زبان آذری توسط یک انتشار دیگر ترجمه و منتشر شده بود.
 
غرفه ایران تشریفاتی نبود
جمهوری آذربایجان که عضو کنوانسیون برن است و باید کپی‌رایت را رعایت کند!
حیدری: حق‌رایت که هیچ، اگر فقط به ما خبر دهند هم کافی است. به‌هر حال اینگونه متوجه شدم در آذربایجان چقدر امکان خوبی برای انتشار کتاب‌ در حوزه معارف وجود دارد. طلبه‌های آذربایجانی به قم می‌آیند و کتاب‌ها را از ایران به آذربایجان می‌برند و این کتاب‌ها بدون مذاکره، ترجمه و منتشر می‌شوند. وسوسه شدم تا امسال با آقای سبحانی‌نسب در نمایشگاه شرکت کنم و از نزدیک شاهد فضای کاری باشم.
 
مسأله جالب برای من، تشریفاتی نبودن غرفه ایران بود. غرفه مصر کاری نمی‌کرد و فقط پرچم مصر آنجا بود. برخی از سال‌ها به غرفه‌ ایران می‌رفتم که در نمایشگاه‌های بین‌الملل دایر بود حسم این بود که کاری تشریفاتی انجام می‌شود و یک‌سری کتاب حافظ لوکس، نقشه و پرچم جمهوری اسلامی در غرفه چیده شده بود؛ اما امسال در غرفه جمهوری اسلامی کار انجام و خرده ارتباط‌هایی با آمادگی‌های قبلی برقرار شد. قابلیت‌هایی در آنجا دیدم که برایم بسیار جالب بود.
 

باید به این نکته توجه داشته باشیم که در روابط بین‌الملل جایی که ظرفیت وجود دارد، سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم؛ اما می‌خواهیم داشته‌های خود را به جایی که با ما مشترکات فرهنگی، اجتماعی و دینی ندارد، منتقل کنیم.
 
نکته دیگری که در غرفه جمهوری اسلامی جالب بود، حضور کتاب‌های کودک در این غرفه بود که به آن گرمی و صمیمیت خوبی می‌داد. کودکان و والدینشان به غرفه ایران می‌آمدند؛ بنابراین فکر می‌کنم اگر روی کارهای کودک به‌طور ویژه برنامه‌ریزی‌ کنیم. اگر ناشرهای کودک و نوجوان و نظام تعلیم تربیت کشورهای مختلف با ما همکاری کنند، آثار زیادی از جمهوری اسلامی، در حوزه ادبیات، تاریخ، دین و مستند می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
 
حضور ترکیبی صنف‌ها در غرفه ایران
اگر ممکن است درباره تبادل رایت و مذاکراتی که در این نمایشگاه انجام دادید، توضیح دهید. آیا قرارهایی از قبل ترتیب داده بودید؟
ذوعلم: امسال ترکیب خوبی از صنف‌های نشر در غرفه ایران حضور داشتند؛ آقای خزایی به‌عنوان نماینده رسمی غرفه، سبحانی‌نسب به‌عنوان مدیر نشر و حیدری به‌عنوان نویسنده حضور داشتند و من به‌عنوان آژانس ادبی در این دوره نمایشگاه باکو فعالیت کردم. این ترکیب خوبی بود زیرا تبادل‌ها و فهم مشترک میان حوزه‌های مختلف می‌تواند راهگشا و موثر باشد.
 
از طرف آژانس ادبی دایره مینا با دو هدف در نمایشگاه باکو حضور پیدا کردم. نخستین هدف پیدا کردن و ارتباط گرفتن با آژانس‌های مختلف بود؛ مدلی که ما بنا داریم کار کنیم و خیلی از آژانس‌ها بر آن اساس فعالیت می‌کنند. در این حوزه فراتر از چیزی که فکر می‌کردیم، با افرادی به تفاهم‌های ابتدایی رسیدیم. علاقه‌مندی به ایران در میان مردم آذربایجان زیاد
ذوعلم: مراجعه‌کنندگان بیشتر (از گرنت) دنبال کتاب خوب بودند و می‌داستند که در ایران محتوای خوبی تولید می‌شود
بود و حتی تعداد افرادی که فارسی می‌دانستند، بسیار بیشتر از افرادی بود که انگلیسی می‌دانند.
 
هدف دوم مذاکره با ناشرها بود. البته اقدام حرفه‌ای‌تر و درست‌تر این است که قرارهایی را پیش از شروع نمایشگاه باکو هماهنگ می‌کردیم، این روشی است که در نمایشگاه‌های بزرگ اتفاق می‌افتد. در نمایشگاه باکو تقریبا 92 غرفه فعالیت می‌کرد و از این تعداد، 20 غرفه برای رایزنی‌ها بود. مساله بعدی این بود که تقریبا اکثر ناشرهای شرکت‌کننده در نمایشگاه باکو زبان انگلیسی نمی‌دانستند و اطلاعاتی از آن‌ها در فضای مجازی منتشر نشده بود. با انشارات قانون Qanun nəşriyyatı مذاکرات ابتدایی برای ترجمه و انتشار داشتیم. با انتشارات امضای درخشان  Parlaq İmzalar Nəşriyyatı گفت‌وگویی داشتیم که خیلی خوب بود و قرار شد پنج رمان نوجوان و پنج رمان بزرگسال به او معرفی کنیم. انتشارات امضای درخشان همان ناشری است که پیش از این هم کتاب‌هایی از ایران ترجمه و چاپ کرده است؛ مثل دو کتاب از مصطفی مستور و ما فکر می‌کنیم این پیشینه، فروش کتاب سوم را آسان‌تر می‌کند. اگر جامعه کتابخوان در ایران کوچک است باید توجه داشت که جامعه کتابخوان در جمهوری آذربایجان کوچکتر است و اگر یک کتاب هزار نسخه در آذربایجان بفروشد و به چاپ دوم برسد، یعنی اتفاق بزرگی افتاده است.
 
کتاب‌هایمان در فضای بین‌المللی نقد نمی‌شوند
چه اقداماتی برای تبادل حق‌رایت کتاب در نمایشگاه باکو انجام دادید؟
ذوعلم: برای اینکه بتوانیم با ناشرها مذاکره کنیم، فهرستی از کتاب‌ها را با خود به نمایشگاه بردیم که در حوزه عمومی و زبان مشترک ما با دیگر کشورها باشد. در این کشور روی فضای مذهبی حساسیت وجود دارد. کتاب‌هایی به نمایشگاه کتاب باکو بردیم که محتوای با زبان بین‌المللی هماهنگی داشته باشد. همچنین کتاب‌های پرفروشی بردیم که جوایزی گرفته باشند. حدود 500 عنوان کتاب از ناشرانی بردیم که نمایندگی آن‌ها را برعهده داشتیم. از انتشارات مدرسه، براق، به‌نشر کتاب داشتیم، 90درصد آن‌ها کتاب‌های فارسی زبان بودند. حدود 60 تا 70 جلد کتاب فارسی فروختیم. البته ما طرحی برای فروش کتاب نداشتیم اما اگر دو سال دیگر حتی اگر بخواهیم به‌عنوان آژانس ادبی در نمایشگاه باکو شرکت کنیم، حتما روی این مساله فکر می‌کنم تا کتاب‌هایی به این نمایشگاه ببرم که به فروش بروند. البته بخشی از کتاب‌ها باید ترجمه شود.
 
در این سفر، با چهار آژانس ادبی مذاکره کردیم. حتی با افرادی آشنا شدم که درباره کتاب‌های ایران در باکو نقد ادبی می‌نویسند. بخشی از مشکلی که در فضای بین‌الملل درباره کتاب‌های ایرانی داریم این است که کتاب‌هایمان در فضای بین‌المللی نقد نمی‌شوند. برای تبادل رایت باید گفته شود که نویسنده چه نقدهایی تا به امروز داشته و در چه مجله‌هایی درباره کتاب او صحبت شده است. این‌ها مقدماتی قبل از تبادل حق‌رایت کتاب است که معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرد.


نمی‌خواهیم بر طرح گرنت تکیه کنیم
از طرح گرنت استفاده می‌کنید؟
ذوعلم: طرح گرنت طرح خوبی است؛ اما گاهی کار را خراب می‌کند. این طرح خاص کشور ما نیست. کشورهایی که زبان ناشناخته‌ای دارند و جمعیت کمی از آن زبان استفاده می‌کند، از این سبک طرح‌ها استفاده می‌کنند. طرح‌های متعددی برای جذب مخاطب دارند اما طرح گرنت گاهی باعث می‌شود که اتفاق‌ها، صوری بیافتد و کتابی که در حال انتشار است، به تعداد کم منتشر شود و اتفاق خوبی نیافتد. در ابتدای راه دوست داریم از طرح گرنت استفاده کنیم اما نمی‌خواهیم بر این طرح تکیه کنیم. در ابتدای راه، گرنت می‌تواند به ما کمک کند تا کتاب زودتر در کشورهای مختلف دیده شود و ما هم در مذاکرات از معرفی گرنت استفاده می‌کردیم اما بر آن تاکید نداشتیم و دوست داشتیم خود کتاب این نقش را ایفا کند.
 
برای من جالب بود که مراجعه‌کنندگان بیشتر دنبال کتاب خوب بودند و می‌داستند که در ایران محتوای خوبی تولید می‌شود. گرنت می‌تواند به عنوان کاتالیزور عمل کند تا محتوای خوبی تولید شود.
 
با آقای سبحانی‌نسب هم همکاری داشتید؟
ذوعلم: ابتدای کار با او همکاری نداشتیم اما با گذشت روزها وقتی دیدند که ما کتاب‌هایمان را به‌فروش می‌رسانیم، قرار شد که با هم همکاری داشته باشیم. الان تقریبا کمتر از 6 ماه است که شروع به‌کار کردیم و این نخستین حضور بین‌المللی دایره‌ مینا بود. تا حالا تقریبا با 15 ناشر به قرار قطعی رسیدیم و با ناشرهای بیشتری برای قراردادهای جدید مذاکره می‌کنیم.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 282173