نقدی بر نمایشنامه «کارما» نوشته مهدی میرباقری

کارما، تعلیق در زندگی است

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۹
 
 
تعلیق موجود در ساختار و محتوای «کارما»، مهم­ترین ویژگی آن است.میرباقری در «کارما» تلاش کرده است ساختار نوشتار با محتوا متناسب باشد زیرا دنیای معلق، ساختاری پر از تعلیق می‌­طلبد.
 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-آنژیلا عطایی: «کارما» نمایشنامه اپیزودیک نوشته مهدی میرباقری است که نشر ورا در سال 1396 منتشر کرده است.نمایشنامه­‌ای در هفت اپیزود با موضوع عشق که مضمون یا بن­اندیشه آن، ناپایداری روابط عاشقانه در جامعه امروزی است.
 
تعلیق موجود در ساختار و محتوای «کارما»، مهم­ترین ویژگی آن است و با کشمکش موجود در متن تناسب دارد. جدال دو قطب نمایشی در طول متن و با کمک دیالوگ­ها به صورت پیش برنده دیده می‌­شود.

دیالوگ‌­ها کاملا در راستای پیشبرد داستان هستند و با وجود این که به فراخور ساختار، در بعضی اپیزودها تکرار می­‌شوند اما متناسب و موجزند. به نظر می­رسد که میرباقری در نوشتن نمایشنامه­‌ای که درباره نمایشنامه نویسی است با تکرار دیالوگ­‌ها در اپیزودهای مختلف سعی در بی اهمیت کردن آن­ها و ایجاد عدم قطعیت در پیش­بینی احتمالی مخاطب داشته است. می‌­دانیم که تئاترمعاصر، با تئاتر بکت در دهه پنجاه یا حتی قبل از آن با چخوف و ایبسن، بیانگر انحطاط دیالکتیک خوشبینی است که گمان می­کرد آدمی موضوع کارآمد زبان است.

تکرار، بی اهمیت شدن و قابل پیش­بینی بودن بعضی دیالوگ‌­ها در متن «کارما» همراه با ساختار غیرخطی اپیزودها بیانگر ویرانی و ناپایداری روابط عاشقانه امروز است که مضمون این نمایشنامه است.
 
در «کارما» می­‌توانیم داد و ستدهای متقابل بین ساختارهای اجتماعی و ساختارهای ادبی را آن چنان که مورد نظر جورج لوکاچ و لوسین گلدمن بود، ببینیم. ویلیام هندی در «به سوی نقد شکل­مدارانه در داستان» این بحث را مطرح می­‌کند که شکل، تجسم معناست،  نه آن که صرفا چارچوبی برای محتوای آن باشد، همان طور که «مرگ فروشنده» آرتور میلر، اظهار نظری است درباره نظام اقتصادی که ویلی لومان سعی می‌کند در آن شرایط مساعدی برای خودش پیدا کند.

میرباقری در «کارما» تلاش کرده است ساختار نوشتار با محتوا متناسب باشد زیرا دنیای معلق، ساختاری پر از تعلیق می­طلبد.از طرفی درجه وجود واقع­گرایی در ماجرای نمایش نشانه قدرت نگارش دراماتیک است. این واقع­گرایی، ساختار غیرخطی متن را موجب شده که مخاطب را با متن نو درگیر و سهیم می­کند.
 
آدم­‌ها، دیالوگ­‌ها، مضمون و ساختار غیرخطی متن موقعیت­‌هایی را ایجاد می­‌کنند که مخاطب را با خود همراه می‌­کند، در واقع خواننده این نمایشنامه با نوعی تعلیق ذاتی مواجه است که با به­‌هم ریختگی تصنعی و گره‌­افکنی‌­های بی­مورد ایجاد نشده است. موقعیت­‌های تعلیق بی­دلیل کش نیامده‌­ا­ند و سرنخ­‌ها به موقع به مخاطب ارائه می‌­شوند.
 
«کارما» توضیح صحنه چندانی ندارد و نویسنده به نام مکان، اسم و سن کاراکترها قناعت کرده است. می­دانیم اگر نویسنده نمایشنامه امکانات بدنی، صوتی، حرکتی و رفتاری را برای بازیگر و صحنه تخیل نکند، با متن تختی روبه­رو خواهیم بود. به نظر می­رسد میرباقری سعی کرده توسط ساختار نمایشنامه، حجم لازم را برای اجرای آن ایجاد کند.همچنین دیالوگ‌­های موجز و در عین حال تکراری موجب ایجاد ریتم در متن نمایشنامه هستند.
 
شخصیت­ها با توجه به فراگیر بودن معضل اجتماعی که دست­مایه مضمون نمایشنامه است، تیپ به حساب می­آیند و نماینده گروهی از جامعه هستند که کم تعداد هم نیستند. شاید دیالوگ و رفتار قابل پیش­بینی این گروه موجب شده است که دستور صحنه و یا حتی لحن که معمولا در متن نمایشنامه توضیح داده می‌­شود ، بسیار ناچیز باشد.
 
«کارما» علاوه بر رئالیسم انتقادی موجود در متن، یک نمایشنامه نو است زیرا ضمن کاربرد فرم و ساختاری نو برای نگارش، از شخصیت‌­های منفی که پیامدهای زشتی اجتماع‌اند، آن طور استفاده کرده که در آثار کافکا، جویس و بکت به آن پرداخته می‌­شود. هرچند که به نظر می­‌رسد در جهان این روابط نابسامان و ناپایدار، نتیجه یا فرود نمایشنامه باید غیر از آن چیزی باشد که در اپیزود هفتم اتفاق افتاده و در دیالوگ پایانی بیان می­‌شود، اما میرباقری توانسته است «کارما» را به سرانجام برساند.

«کارما» در جهان‌­های موازی پرسوناژها و آدم­‌ها که رفتارهایی را متقابلا در مقابل هم و به توالی تکرار می­‌کنند، جهانی از تعلیق و ناپایداری می‌­سازد، دنیایی از کارمای اعمال آن‌ها ...
 
 
منابع:
 
  1.       سارازاک ژان- پیر، 1393، نمایشنامه نو، ترجمه معصومه زواریان، نشر قطره
    2. گرین ویلفرد، مورگان لی، ویلینگهم جان، لیبر ارل، 1391، مبانی نقد ادبی، ترجمه فرزانه طاهری، انتشارات نیلوفر
    3.  تسلیمی علی، 1388، نقد ادبی، نظریه­های ادبی و کاربرد آنها در ادبیات فارسی، کتاب آمه
    4. واردل ایروینگ، 1389، نقد تئاتر، ترجمه فرشید ابراهیمیان و لیلی عمرانی، نشر قطره
 
 
 
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 259228