یادداشت کیوان ارزاقی بر رمان «برج سکوت»

ناکجاآبادی آشنا/پیشنهاد مطالعه

 
تاریخ انتشار : جمعه ۸ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۰
 
 
کیوان ارزاقی، رمان‌نویس یادداشتی بر رمان «برج سکوت» به قلم حمیدرضا منایی نوشته و آن را برای انتشار در اختیار ایبنا قرار داده است.
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کیوان ارزاقی: مدتی است که گویا جماعتِ کتاب‌خوان، کمتر با خواندنِ داستانِ ایرانی چنان سر ذوق می‌آیند که مایل باشند کتاب را معرفی کنند و دیگران را هم در لذت خواندنش سهیم نمایند. شاید هم دوستدارانِ کتاب سخت‌پسند شده‌اند، یا اینکه واقعاً کمتر رمان و داستان ایرانی نوشته می‌شود که آدم با خواندنش کیفور شود. اما بعد از خواندن رُمان «برج سکوت» چنان سرخوش و سرحال شدم که مدت‌ها بود هیچ کتابی با من چنین نکرده بود.

رمان سه جلدی «برج سکوت»، نوشته‌ حمیدرضا منایی، با موضوع محوری و درون‌مایه‌ مواد مخدر و تاثیرات این مواد بر زندگی و روابط اجتماعی است. در حالی که گویا امروزه موضوعات و دغدغه‌ بسیاری از نویسندگان ایرانی، مشترک و شبیه به هم است، «برج سکوت» به زندگی و روابط چند معتاد پرداخته است. افرادی از جامعه که گاه به ما خیلی نزدیک هستند اما گویا تاکنون آنها را ندیده‌ایم، یا به‌واسطه‌ عدم شناخت این افراد نتوانسته‌ایم به دنیای درونی آن‌ها پا بگذاریم تا در جهت بهبود این بیماران اقدام مناسبی انجام دهیم.

رمان هزار صفحه‌ای «برج سکوت» از زاویه‌ی دید حرمله، شخصی که درگیر اعتیاد است، نوشته شده و در طول داستان نویسنده هر جا که نیاز بوده با استفاده از خرده‌های روایت‌های جذاب، دلنشین و در خدمت داستانِ اصلی و همچنین فلش‌بک‌های مناسب، تکه‌های مختلف پازل را کنار هم قرار داده است.

روایتِ غیر خطی و مشاهده بخشی از دوران کودکی شخصیت‌های داستان، باعث شده تا خواندن این رمان سه جلدی بسیار جذاب و خواندنی شود. جغرافیای داستان در ناکجاآبادی آشناست و نویسنده در نخستین اثر خود قصه‌ زندگی آدم‌هایی را بیان می‌کند که تا به انتهای داستان، هیچ‌کدام اسم و نشانی ندارند و همدیگر را با القابی همچون حرمله، گوشتی، آمریکایی، شیطان و... صدا می‌کنند.

«هیچ‌آباد» فضای غریبی است که گویا این جغرافیا چندان هم دور نیست از مرکز، شمال، جنوب و غرب پایتخت. کافی است با نگاهی حتی نه چندان تیزبین دور و اطراف‌ را بنگریم آن وقت حتماً یکی از ساکنین «هیچ‌آباد» را خواهیم دید. «هیچ‌آباد» جایی همین حوالی است و مردمانِ بی‌نام و نشانش، چندان هم غریبه نیستند. گویی یکی از خود ما هستند که در دام اعتیاد اسیر شده‌اند. وقتی با داستان همراه می‌شویم حس می‌کنیم شخصیت‌های این قصه را جایی در مدرسه، دانشگاه، پادگان، پارک، سینما و... دیده‌ایم و او را بخوبی می‌شناسیم.



یکی از دلایل دیگری که «برج سکوت» را خواندنی کرده، آن است ‌که نویسنده با مهارت توانسته زبان هر یک از شخصیت‌های داستان را خاص و منحربه‌فرد کند و در این داستان هر یک از شخصیت‌ها با زبان و ادبیات مخصوص به خود صحبت می‌کنند و این چند صدایی و چند زبانی، قصه را دوست‌داشتنی و جذاب کرده است.

رمان با ریتم تند و اتفاقات زیاد شروع می‌شود که این ضربان و ضرب‌آهنگِ مناسب تا انتهای داستان ادامه دارد. در این رمان نویسنده با مهارت توانسته در رابطه با معضل اعتیاد و روابط افراد معتاد با خود و جامعه بنویسد که بدون شک این تسلط بر فضای داستان، حاکی از آن است که نویسنده تحقیقات وسیع و عمیقی را انجام داده که توانسته قصه‌ی این طبقه‌ی اجتماعی را این چنین باورپذیر و ملموس بنویسد.

«برج سکوت» رمانی است سه جلدی که با عناوین «نمایش مرگ»، «دیوار شیشه‌ای» و «در مرز دیدار روشنان» توسط نشر نیستان منتشر شده است. بر روی جلد این کتاب 16+ نوشته شده است، بنابراین خواندن کتاب برای افراد کمتر از شانزده سال ممنوع می‌باشد.
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 262622