به مناسبت زادروز محمدرضا شفیعی‌کدکنی:

شفیعی کدکنی؛ مثل درخت در شب باران

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۹
 
 
امروز زادروز محمدرضا شفیعی‌کدکنی از مشهورترین افراد در حوزه ادبیات معاصر است. شفیعی‌کدکنی به دلیل حضور در دانشگاه تهران جریان خاصی را در حوزه ادبیات کلاسیک ایجاد کرد و شاگردان بسیاری را پرورش داد. یکی از شاگردان ایشان که اتفاقا شاعر و پژوهشگر نیز هست یاداشتی را در اختیار خبرگزاری ایبنا قرار داده است.
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-سیدعلی میر افضلی: دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی، شاعر، منتقد، مصحح، مترجم و استاد دانشگاه تهران، زاده نوزدهم مهر ۱۳۱۸ در کدکن نیشابور است. اشراف و احاطه شفیعی‌کدکنی در چندین حوزه فرهنگ، ادب و عرفان در زبان پارسی و عربی، او را به شخصیتی یگانه، چند وجهی و جامع تبدیل کرده و نام و آوازه او را از مرزهای ایران فراتر برده است. در این یادداشت که به بهانه هفتاد و نهمین سال تولد ایشان فراهم آمده، نگاهی مجمل به جنبه‌های مختلف شخصیت او در حوزه شعر و پژوهش می‌افکنیم.
 
شعر. به گفته خود استاد شفیعی‌کدکنی، وی شاعری را از سن ۸ سالگی آغاز کرده و حدود هفتاد سال است که ذهن و ضمیرش درگیر شعر است. اولین مجموعه شعر ایشان در سال ۱۳۴۴ شمسی با عنوان «زمزمه‌ها» در مشهد به چاپ رسید که مشتمل بر غزل‌های دوران جوانی شاعر است. «شب‌خوانی»، دومین مجموعه شعر شفیعی کدکنی است که همان سال در مشهد چاپ شد و بیشتر به چارپاره‌ها و شعرهای نیمایی او اختصاص دارد. نام شفیعی کدکنی با مجموعه شعر «در کوچه‌ باغ‌های نشابور»  (تهران، ۱۳۵۰) در شعر امروز بر سر زبان‌ها افتاد. شعر «سفر به خیر» این مجموعه (گون از نسیم پُرسید...)، یکی از چند شعر شاخص دهه پنجاه شمسی به شمار می‌رود و به حافظه بسیاری از دوستداران شعر فارسی راه یافته است.

از شفیعی‌کدکنی، تا پایان دوره پهلوی، هشت مجموعه شعر چاپ شد و بعد از آن، تا دو دهه خبری از شعرهای ایشان نبود. انتشار «هزاره دوم آهوی کوهی» در سال ۱۳۷۶ که در بردارنده پنج دفتر شعر است، به این سکوت خاتمه داد و بر همگان مشخص شد که شعر هیچ گاه دامن شفیعی‌کدکنی را رها نکرده است.

با اینکه در آثار شفیعی‌کدکنی ما با گونه‌های مختلف شعری از غزل، قصیده، قطعه، چهارپاره، رباعی و مثنوی سر و کار داریم، آنچه به شعرهای او تشخص بخشیده، نیمایی‌های اوست که در آغاز کار، از دل مکتب اخوان ثالث در شعر نیمایی بر آمد که پُلی بود بین خراسان و مازندران، و در ادامۀ مسیر، به تشخص و تازگی رسید.

برای کسی که با کارنامه درخشان آثار شفیعی کدکنی آشنایی دارد، همزیستی مسالمت‌آمیز شعر و پژوهش و مباحث نظری در کارهای او، امری شگفت‌آور تلقی می‌شود. سال‌ها پیش، یک‌بار از ایشان پُرسیدم که در کار شما، اولویت با شعر است یا تحقیق، شفیعی‌کدکنی فرمود: وقتی شعر وارد می‌شود، همه کارهای مرا تعطیل می‌کند.
 
پژوهش. احاطه شگفت‌انگیز شفیعی‌کدکنی به مباحث ادبیات، عرفان، تاریخ فکر و فرهنگ ایرانی و اسلامی، ایشان را به یک متخصص بی‌بدیل این عرصه‌ها در دوران امروز بدل کرده است. در حوزه تصحیح و احیای متون ادبی و عرفانی، آثاری همچون «اسرار التوحید» و مجموعه آثار عطار نیشابوری، همچون «منطق الطیر»، «الهی نامه»، «اسرار نامه»، «مصیبت نامه» و «مختارنامه»، طراز تصحیح آثار گذشتگان را در نقطه با شکوهی نشانده است. مقدمه‌ها و تعلیقات این آثار، سرشار از نکته‌های بدیع و دریافت‌های تازه است.

در حوزۀ مباحث نظری، آثاری همچون «صور خیال در شعر فارسی»، «موسیقی شعر»، «رستاخیز کلمات» و «زبان شعر در نثر صوفیه»، پرتوی تازه بر شناخت تئوریک ادب فارسی افکنده است. تسلط دکتر شفیعی بر بلاغت کهن و نظریات نوین ادبی، باعث شده که بازخوانی ایشان از تاریخ ادبیات ایران و نقد و بررسی و به‌گزینی آثار سنایی، انوری، عطار، حافظ، مولانا، بیدل دهلوی و حزین لاهیجی، برای مخاطب امروزی تبدیل به تجربه‌ای دلچسب از سفر در آفاق شعر فارسی و کشف و درک زوایا و ظرفیت‌های تازه‌ای از دیوان شاعران قدیم شود.

این رویکرد، در بازخوانی میراث عرفانی ایران در احوال و آثار پنج تن از پیران خراسان، یعنی بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری و پیر جام نیز به نحو دیگری تکرار شده است. از نظر شفیعی کدکنی، عرفان چیزی نیست جز نگاه هنری و جمال‌شناسانه به الهیات و دین؛ و از این زاویه، به قرائت آثار عارفان قدیم ما و سیرت و سلوک معنوی آن‌ها پرداخته است.

در حوزۀ شعر امروز، دیدگاه‌های شفیعی‌کدکنی در اثر قابل تأمل «با چراغ و آینه» (تهران، ۱۳۹۱) با عنوان فرعی «در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران»، در محافل ادبی بازتاب‌های زیادی داشت و نقدهای مختلفی را بر انگیخت؛ به خصوص آنجا که در مورد احمد شاملو با صراحت بیشتری سخن گفته است. نظرات شفیعی‌کدکنی در مورد نیما یوشیج و پرویر ناتل خانلری، به همین اندازه بحث برانگیز بوده و دامنۀ مباحث به نشریات و شبکه‌های اجتماعی نیز کشیده شده است.

در حوزۀ ترجمه نیز چه از زبان عربی و چه از زبان انگلیسی، آثار متعددی از شفیعی کدکنی منتشر شده که مجال پرداختن به آن‌ها در این نوشتار نیست.
 
 
سید علی میرافضلی،
هجدهم مهرماه نود و هفت
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 266231