​به مناسبت زادروز خواجه نظام‌الملک طوسی

وزیر مقتدر سلجوقی که آیین ملک‌داری را نوشت

 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۱۹
 
 
خواجه نظام‌الملک طوسی 22 ذی‌القعده سال 408 قمری در قریه رادکان از توابع طوس و در خانه‌ای دهقانی به دنیا آمد. بدون تردید وی یکی از شخصیت‌های برجسته در تاریخ اسلام و ایران است. به مناسبت زادروز وی نگاهی به برجسته‌ترین اثرش یعنی «سیاست‌نامه(سیرالملوک)» خواهیم داشت.
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نام اصلی نظام‌الملک، ابوعلی حسن و نام پدرش ابوالحسن علی بود و لقب نظام‌الملک را آلب ارسلان، سلطان سلجوقی، به او داده بود. نظام‌الملک مقتدرترین وزیر دودمان سلجوقی بود و سلجوقیان نیز در زمان وی به اوج قدرت رسیدند.
 
نظام‌الملک علاوه بر وزارت دستی هم در نگارش کتاب داشت. «سیاست‌‎نامه» یا «سیرالملوک» نام اثر برجسته اوست که در این گزارش به آن خواهیم پرداخت.
 
این کتاب ابتدا در 39 فصل تنظیم و سپس در اواخر عمر خواجه 11 فصل دیگر به آن اضافه شد و در مجموع در 50 فصل به آخر رسید. بخش دوم سیاست نامه یا همان 11 فصل در فضایی به رشته تحریر درآمد که مشکلات خواجه با مخدوم خود، ملک شاه، و برخی تحریکات درباری بالا گرفته بود. خواجه تمام کتاب را به نهاد پادشاهی و سلطنت و ترویج آن اختصاص می‌دهد.
 
در ادامه گزارش گزیده‌ای از «سیاست‌نامه» درباره راه و رسم کشورداری و خصایل پادشاهان و... نقل می‌شود.
 
آیین و رسم ملک و ملوک
 
«بنده حسین الطوسی چنین گوید که چون تاریخ سال چهارصد و هفتاد و نه آمد پروانه اعلی سلطانی شاهنشاهی معزالدنیا و الدین ابوالفتح ملک‌شاه بن محمد یمین امیرالمؤمنین اعزالله انصاره وضاعف اقتداره ببنده و دیگر بندگان برسید که هر یک در معنی ملک اندیشه کنید و بنگرید تا چیست که در عهد روزگار ما نه نیک است و بر درگاه و در دیوان و بارگاه و مجلس ما شرط آن به جای می‌آورده‌اند و ما تدارک آن نمی‌کنیم و نیز هرچه از آیین و رسم ملک و ملوک است و در روزگار گذشته بوده است از ملوک سلجوق  بیندیشید و روشن بنویسید و بر راًی ما عرضه کنید تا در آن تاًمل کنیم و بفرماییم تا پس از این کارهای دینی و دنیاوی بر آیین خویش رود و آنچه دریافتنی است دریابیم و شرط هر شغلی بر قاعده خویش و فرمان ایزد تعالی به جای فرماییم آوردن و آنچه نه نیک است

و پیش از این رفته است در توانیم یافتن که چون ایزدتعالی جهان و ملک جهان را به ما ارزانی داشت و نعمت‌ها بر ما تمام گردانید و دشمنان ما را مقهور کرد نباید که هیچ چیز در مملکت ما بعد از این بر نقصان یا بر خلل یا بر خلاف شرع و فرمان ایزدتعالی باشد یا رود، بنده آنچه در این معنی دانسته بود و دیده و به روزگار تجربت افتاده و از استادان آموخته بود در این خدمت شرح داد و این خدمت را بر پنجاه فصل نهاد چنانکه فهرست باب‌ها به معنی هر بابی ناطق است و نیز هر جای و در هر فصلی آنچه لایق بود از اخبار و حکایات از گفته بزرگان آورد تا به وقت خواندن ملال نگیرد و به طبع نزدیک‌تر باشد و بسیار فایده اندر این کتاب است چون بخوانند و به کار دارند ثواب هر دو جهانی به حاصل آید.
 
و این نخست از بهر خزانه معموره عمرالله نبشت و پیش خدمت آورد. ان شاءالله که پسندیده آید و مقبول گردد.
 
هیچ پادشاهی را از داشتن و دانستن این کتاب چاره نیست
 
«...و هیچ پادشاهی و خداوند فرمانی را از داشتن و دانستن این کتاب چاره نیست خاصه در این روزگار که هرچند بیشتر خوانند ایشان را در کارهای دینی و دنیاوی بیداری بیشتر افزایند و در احوال دوست و دشمن دیدارشان بهتر درافتد و روش کارها و راه تدبیرهای صواب بر ایشان گشاده شود و ترتیب و قاعده درگاه و بارگاه و دیوان و مجلس و میدان و اموال و معاملات و احوال لشکر و رعیت بر ایشان روشن شود و هیچ چیز در همه مملکت از دور و نزدیک و از بسیار و اندک پوشیده نماند ان شاءالله تعالی.»
 
اندر شناختن قدر نعمت ایزد تعالی ملوک را
 
«شناختن قدر نعمت ایزدتعالی نگاه داشت رضای اوست عزّ اسمه و رضای حق تعالی اندر احسانی باشد که با خلق کرده شود و عدلی که میان ایشان گسترده آید بسته است. چون دعای خلق به نیکویی پیوسته گردد آن ملک از دولت و روزگار  خویش برخوردار بود و بدین جهان نیکو نام بود و بدان جهان رستگاری یابد و حابش آسان‌تر باشد که گفته‌اند بزرگان دین که «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.» معنی آن است که ملک با کفر بپاید و با ستم نپاید.»
 



راه و رسم کشورداری در زمان آشوب
 
«به هر وقتی حادثه‌ای آسمانی پدیدار آید و مملکت را چشم بد اندر یابد و دولت با تحویل کند و از خانه‌ای به خانه‌ای شود و یا مضطرب گردد از جهت فتنه و آشوب و شمشیرهای مختلف و کشتن و سوختن و غارت و ظلم، و اندر چنین ایام فتنه و فتور شریفان مالیده شوند و دونان با دستگاه گردند و هر که را قوتی باشد هرچه خواهد می‌کند و کار مصلحان ضعیف شود و بدحال گردند و مفسدان توانگر شوند و کمتر کسی با میری رسد و دون‌تر کسی عمیدی یابد و اصیلان و فاضلان محروم مانند.

و هر فرومایه‌ای باک ندارد که لقب پادشاه و وزیر بر خویشتن نهد و ترکان لقب خواجگان بر خویش نخند و خواجگان لقب ترکان بر خویشتن یندند و ترک و تازیک هر دو لقب عالمان و ائمه برخویشتن نهند و زنان پادشاه فرمان دههند و کار شریعت ضعیف گردد و رعیت بی‌فرمان شود و لشکریان دراز دست گردند و تمییز از میان مردم برخیزد و کس ندارک کارها نکند، اگر ترکی ده کدخدای دارد شاید و اگر تاز یکی کدخدایی ده ترک و امیر کند عیب ندارند، همه کارهای مملکت از قاعده و ترتیب خویش بیفتاده است و بیفتد و پادشاه را از بس تاختن و جنگ و دل‌مشغولی فرصت آن نباشد که به چنین چیزها پردازد و یا از این معنی اندیشه کند.»
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 251030