محمدسرور مولایی مطرح کرد:

سنایی باغ بزرگ است که در آن درختان بسیاری رشد کرده‌اند

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۷
گزارشگر : شهاب دارابیان
 
 
محمد‌سرور مولایی در درسگفتارهایی با سنایی مطرح کرد: سنایی مثل یک باغ بزرگ است که در آن درختان بسیاری رشد کرده‌ و هرکدام میوه‌ خاص خودشان را داده‌اند. از سنایی باغ‌های کوچکی ایجاد شده که هریک در شعر فارسی ماندگار شده‌اند. به اعتقاد من این باغ بزرگ ده‌ها در دارد که شما را به راه‌های مختلف راهنمایی می‌کند.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهاردهمین نشست از درسگفتارهایی درباره سنایی عصر چهارشنبه (4 بهمن‌ماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.
 
علی‌اصغر محمدخانی که اجرای این نشست را برعهده داشت در ابتدای این نشست گفت: امروز در کنار شما چهاردهمین نشست از درسفگتارهای سنایی را برگزار می‌کنیم. در شعر کهن فارسی گفت‌وگوی شاعر با خودش نمونه‌های بسیاری ندارد ولی این‌گونه خطاب‌ها در دیوان حکیم سنایی غزنوی بسامد بالایی دارد. بیش از 30 مورد از قصیده‌ها، غزل‌ها و قطعه‌های او با «ای سنایی» آغاز می‌شود.
 
محمد‌سرور مولایی، که تنها سخنران این نشست بود در ابتدای صحبت‌های خود گفت: برای من معلم ادبیات اگر در نشستی چهار شنونده هم باشد کافی است و با افتخار در آن نشست حاضر می‌شوم؛ چراکه می‌بینم این افراد هنوز برای ادبیات احترام قائلند و گذشتگان برای آن‌ها ارزشمند هستند. با این حال متاسفانه رابطه نسل جوان با گذشتگان کم شده است و ما نیز به فکر راه و چاره‌ای برای حل این مشکل نیستیم.
 
وی ادامه داد: باید توجه داشت که اگر کسی گذشته را نشناسد و امروز بخواهد سنایی بخواند کار بسیار سخت و دشواری است و شاید معنی و مفهوم بسیاری از ابیات را متوجه نشود. سنایی مثل یک باغ بزرگ است که در آن درختان بسیاری رشد کرده‌ و هرکدام میوه‌ خاص خودشان را داده‌اند. از سنایی باغ‌های کوچکی ایجاد شده که هریک در شعر فارسی ماندگار شده‌اند. به اعتقاد من این باغ بزرگ ده‌ها در دارد که شما را به راه‌های مختلف راهنمایی می‌کند.
 
این پژوهشگر ادبیات با اشاره به تأثیر سنایی بر شعر فارسی گفت: شعر فارسی تا قرن پنجم دچار درجازدن شده بود و اتفاقاتی که سنایی رقم زد باعث شد که از دستاوردهایش تا زمان ملک‌الشعرای بهار استفاده شود. شاید جالب است که بدانید سنایی در زمان حیات خود نیز فرد مشهوری بود و این اتفاق برخلاف عرف است؛ چراکه در کشور ما شاعران معمولا بعد از مرگ خود مطرح می‌شوند.
 
مولایی در توضیح بحث جلسه گفت: بسیاری از شعرهای سنایی با عبارت «ای سنایی» آغاز می‌شود که این مقدار استفاده و خطاب به‌خود صحبت‌کردن بی‌نظیر است. گاهی پیش می‌آید که ما در تنهایی از خودمان می‌پرسیم «ای فلانی چه کاری انجام داده‌ای؟» این دقیقا همان موارد بحث ماست. بعضی وقت‌ها آدم به مرحله‌ای می‌رسد که از خودش می‌پرسد که کمال انسانی در چیست، ما چه می‌خواهیم و به‌دنبال چه چیزی هستیم. حکیم سنایی گاهی وقت‌ها سر در گریبان برده و پرسش‌هایی را از خود می‌پرسید که جواب این پرسش‌ها در قالب شعر آمده است.
 
وی افزود: یکی از کارکردهای این «ای سنایی»‌هایی که در اشعار او دیده می‌شود، درک و شناسایی وضعیت اوست؛ چراکه با استفاده از این خطاب‌ها متوجه وضعیت او می‌شویم. یعنی از این «ای‌‌»ها می‌توان اوضاع سنایی، حال ‌و احوال او، وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و رفاهی‌اش را کشف کرد.
 
این اندیشمند بزرگ افغانستانی با اشاره به دیگر خطاب‌های سنایی اظهار کرد: گاهی سنایی و دیگر شاعران جمعی از مخاطبان را مورد خطاب قرار می‌دهند. این خطاب‌ها گاهی مشخصات صفاتی آن جمع را دارد مثلا مثل شعر معروف «ای مسلمانان...». برخی قصاید سنایی زبان حال همه دوره‌هاست برای مثال در همین شعر او به وارونگی ارزش‌های اجتماعی می‌پردازد.
 
وی ادامه داد: گاهی مخاطب «ای» دل شاعر است که در ظاهر مخاطب سنایی است اما در اصل به ما می‌گوید که سنایی قصد دارد تا مطالب گوناگونی را به ما انتقال دهد. در مجموع باسد گفت که در دل این «ای سنایی‌ها» یک رابطه زنجیروار وجود دارد که اشعار را به هم وصل می‌کند و همین باعث تمایز سنایی می‌شود. گاهی این خطاب‌ها هم مخاطب است، هم قاضی است، هم محکوم است و هم شخص بیگناه. اگر اینها را بخوانیم، حرف را می‌فهمیم و متوجه می‌شویم که همیشه این با خود سخن گفتن‌ها پایان قصه نیست و به ما می‌خواهد بفهماند که داستان تازه شروع شده است.

مولایی با اشاره به علاقه سنایی به شهر سرخس گفت: سنایی سرخس را خیلی دوست دارد و اشعار زیادی را در آنجا گفته است. او وقتی دلش می‌گرفت به سرخس می‌رفت و با افراد صاحبدلی که در آنجا می‌شناخت به گفت‌وگو می‌پرداخت. گاهی در سرخس به چله می‌‌نشست و با 20، 30 شعر ارزشمند از آن خارج می‌شد.

این استاد بازنشسته در بخش پایانی صحبت‌هایش عنوان کرد: من به همت آقای محمدخانی بسیاری از جلسات درسگفتارهای سنایی را یا حضور داشتم و یا دیده‌ام؛ اما می‌خواهم در این‌جا بگویم که اگر یک قصیده از سنایی به‌درستی بررسی شود ما می‌توانیم جواب‌هایمان را از همان قصیده بگیریم و دیگر به برگزاری درسگفتارها نیازی نیست. سنایی در اشعارش بارها روی نفاق انگشت گذاشته است و می‌گوید که خودت انتخاب کن که این هستی یا آن هستی. او تأکید دارد که یکی را باید انتخاب کرد و دوتا نمی‌شود.

در ادامه جلسه محمدسرور مولایی به خواندن ابیاتی از دیوان سنایی که با «ای سنایی» آغاز می‌شود، پرداخت و توضیحاتی را روی ابیات برای افراد حاضر در سالن داد.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 257059