گزارش ایبنا در آخرین روز نمایشگاه کتاب؛

کتاب‌گرام؛ یا فضای مجازی چه تاثیری بر معرفی و فروش کتاب دارد؟

 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۵
گزارشگر : مائده مرتضوي
 
 
در گزارشی که از گفت‌وگو با 15 ناشر و مسئول غرفه در نمایشگاه کتاب تهران حاصل شد،‌ 60 درصد عنوان کردند که فضای مجازی خصوصا اینستاگرام سهم بسزایی در انتخاب خریداران کتاب داشته است.
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) امروزه فضای مجازی به محل مناسبی برای تبلیغ و معرفی کتاب تبدیل شده است و هر روز در صفحات مجازی که به معرفی کتاب اختصاص دارد شاهد معرفی کتاب‌های تازه منتشر شده یا برخی از کتاب‌های کلاسیک مطرح جهان هستیم. نمایشگاه کتاب تهران فرصت مناسبی شد برای گفت‌وگو با غرفه‌داران و پرسش از تاثیری که این تبلیغات و صفحات مجازی در خرید کتاب و سلیقه مخاطبان داشته‌ است. با 15 غرفه  نشر که آثار منتشر شده‌شان بیشتر در حوزه ادبیات داستانی است در این باره گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

کنار برخی غرفه‌ها می‌ایستم و گفت‌وگوهای خریداران با مسئول غرفه‌ها را گوش می‌دهم. اکثر مخاطبان جدی کتاب کاغذی به دست و کوله‌ای بر پشت دارند و از این غرفه به آن غرفه در حرکت‌اند.

ابوالقاسم کاظمی‌پور مدیر انتشارات شقایق می‌گوید: بیش از 50 درصد خریداران ما با فهرست  از پیش تعیین‌شده برای خرید می‌آیند و بیشتر عناوینی که برای خرید و مطالعه  انتخاب می‌کنند از فضای اینستاگرام برداشته‌اند و کتاب‌هایی که در آن صفحات معرفی شده‌اند.

به غرفه شهرستان ادب می‌رسم. در آن چند دقیقه‌ای که آنجا ایستاده‌ام و با عسگری مدیر داخلی نشر صحبت می‌کنم، چند نفری می‌آیند و اسم خبوشان را تکرار می‌کنند. خانم عسگری لبخندی می‌زند و می‌گوید: آقای خبوشان برند ماست و مخاطبان خاص خود را دارد. اما بسیاری از کسانی که به غرفه ما برای خرید می‌آیند کتاب‌هایی را که از نشر ما در صفحات اینستاگرام و سایت‌های خبرگزاری معرفی شده، می خرند. بسیاری از آن‌ها هم فالوور فلان نویسنده هستند و از آن طریق خبردار شده اند.


 
راهروها شلوغ است و به سختی اسم غرفه‌ها را می‌بینم. چند نفری را کنار می‌زنم و خودم را می‌چسبانم به پیشخان غرفه نشر شادان. فرشید رزاقی مدیر غرفه می‌گوید: بیش از نصف خریداران ما با فهرستی می‌آیند که از صفحات مجازی انتخاب کرده‌اند.

فرصت گفت‌وگوی بیشتر نیست. غرفه شلوغ است و باید پاسخ خریداران را بدهد. خداحافظی می‌کنم و دوباره بر روی خریداران و کسانی که در راهروها در رفت‌وآمدند دقیق می‌شوم. غرفه نیماژ مثل همیشه شلوغ است و مسئولان غرفه با صبروحوصله مشغول معرفی و فروش کتاب به خریداران هستند. موضوع گزارش را برای محمد گنابادی مدیر فروش نشر که توضیح می‌دهم، می‌گوید: 30 درصد مخاطبان ما با فهرست قبلی می‌آیند. ماخودمان هم در غرفه  تبلیغ و کتاب‌های جدیدمان را معرفی می‌کنیم. برخی مشتریان هم صرفا به دنبال کتاب‌های جدیدی که منتشر کرده‌ایم، هستند.

تلفن همراهم را از جیبم درمی‌آورم و یکی از همین صفحات معرفی کتاب را در اینستاگرام باز می‌کنم. آخرین کتابی که در صفحه مذکور معرفی شده،  1870 تا لایک خورده است. بعضی هم کامنت گذاشته‌اند که اکثریت با نظرات مثبت است. گوشی را که می‌گذارم توی جیبم چشمم می‌خورد به نام نشر افق. می‌روم داخل غرفه و از یکی از فروشندگان در این باره می‌پرسم. وی خودش را جدی معرفی می‌کند و می‌گوید: افق با نام رضا امیرخانی شناخته‌ شده است و مخاطبان کارهای فارسی ما بیشتر به دنبال خرید آثار امیرخانی به غرفه ما می‌آیند. 40 درصد کسانی هم که برای خرید می آیند، فهرستی دارند که از فضای مجازی برداشته‌اند.



راهرو را تا انتها می‌روم تا برسم به تابلو معرفی غرفه‌های هر راهرو که بر اساس حروف الفبا تنظیم شده است. دنبال نشر روزنه می‌گردم. هم برای جواب سوال‌هایم هم برای خرید کتاب چند نفر از دوستان نویسنده‌ام که کتاب‌شان از این نشر منتشر شده است. غرفه را به سختی پیدا می‌کنم و اول می‌روم به سراغ کتاب‌هایی که می‌خواهم. کتاب‌ها را روی میز صندوقدار می‌گذارم و سوالم را می‌پرسم. صندوقدار بن کارت کتابم را می‌گیرد و می‌کشد روی دستگاه پز. شخصی به نام حمیدی را صدا می‌زند و سوالم را برایش تکرار می‌کند. حمیدی نگاهی به کتاب‌های توی دستم می‌کند و می‌گوید: چرا این‌ها را خریده‌ای؟ نویسنده‌هایش را می‌شناسی؟ نمی‌دانم چرا از سوالش خوشم نمی‌آید. به جای جواب، سوال خودم را تکرار می‌کنم. حمیدی جواب می‌دهد: بالای 70 درصد از کسانی که به غرفه ما می‌آیند، فهرست از پیش تعیین شده‌ای دارند که هم شامل کتاب‌های تالیفی است هم خارجی. بعد هم می‌پرسد از کدام خبرگزاری هستی؟ این بار جوابش را می‌دهم و از غرفه بیرون می‌آیم.

 یک بار دیگر صفحات معرفی کتاب را در اینستاگرام بالاپایین می‌کنم؛ کتابدوست، کتابک، کتاب-رمان، بوک سلفی، کتاب شما و.... خیلی از صفحاتی که به معرفی کتاب اختصاص دارند و درصد بالایی از آن‌ها ادبیات داستانی را پوشش می‌دهند. می‌رسم به غرفه انتشارات کتاب سده. حسین جاوید هم مانند محمد گنابادی عقیده دارد که کسانی که با فهرست و تحت تاثیر فضای مجازی برای خرید می‌آیند، تعدادشان آنقدرها هم نیست و عدد  20 درصد را ذکر می‌کند. جاوید مدیر نشر کتاب سده می گوید: درصد قابل توجهی افرادی که برای خرید می‌آیند، از دوستان و آشنایان خود تعریف کتابی را شنیده‌اند.



تا اینجای کار اکثریت با کسانی است که نقش فضای مجازی را برای تعیین سلیقه مخاطبان بالای 50 درصد ذکر کرده‌اند. راهرو را دور می‌زنم و به سمت شماره‌های بالاتر می‌روم و می‌رسم به تابلو انتشارات مروارید. مدنی مدیر غرفه انتشارات می‌گوید: 40 درصد مخاطبان ما با فهرستی می‌آیند که بیشتر شامل کتب خارجی است و از فضای مجازی برش داشته‌اند. بیشتر کسانی که برای خرید کتاب ایرانی می‌آیند به اسم نویسنده می‌آیند نه به اسم کتاب.

با چند نفر از مسئولان غرفه نشر ققنوس هم صحبت می‌کنم. آن‌ها عدد قابل توجهی ذکر نمی‌کنند. میانگین گفته‌هایشان 20 درصد است. گوشی‌ام را دوباره بیرون می‌آورم و تعداد لایک‌های آخرین کتاب معرفی شده در یکی از همین صفحات معرفی کتاب را می‌بینم. عدد به 2300 رسیده است. این صفحه یکی از پرطرفدارترین صفحه‌های معرفی کتاب در اینستاگرام است و فالوور زیادی هم دارد.



محسن بنی‌فاطمه مدیر نشر نون صحبت‌های قابل تاملی در این‌باره ارائه می‌دهد. او می‌گوید: امسال 40 درصد مخاطبان ما کسانی هستند که در این دسته جای می‌گیرند. حتا گاهی فروشندگان ما از فهرست‌های آن‌ها عکس می‌گیرند و برایشان جالب است. امسال این پدیده خیلی مشهود است و به نظرم این امکانی است که فضای مجازی در اختیار مخاطبان کتاب گذاشته است و بیشترین سهم آن هم متعلق به اینستاگرام است. نکته جالب این است که بیشتر کسانی هم که فهرستی برای خرید کتاب دارند،‌ خیلی روی آن تعصب دارند و حاضر نیستند حتا به پیشنهاد فروشندگان کتابی به آن اضافه کنند. این امر در کل اتفاق خوبی است اما آسیبی که این امر به دنبال دارد این است که کتاب جدیدی که به نمایشگاه کتاب می‌رسد و فرصت تبلیغ نداشته در این فهرست جایی ندارد.



صحبت‌های بنی‌فاطمه که به پایان می رسد، چشمم می‌افتد به احمد حسن‌زاده،‌ نویسنده مجموعه داستان «مستر جیکاک» که سال قبل برنده جایزه هفت اقلیم شد. حسن‌زاده با صبرو حوصله فراوان نشسته در غرفه نشر نون و به مخاطبان کتاب ایرانی معرفی می کند. از فرصت استفاده می‌کنم و با او درباره برخورد و رویارویی نویسنده با مخاطب به طور مستقیم می پرسم. مصاحبه مفصلی می‌شود. با بنی‌فاطمه و حسن‌زاده خداحافظی می کنم و سر راهم به غرفه انتشارات نیلوفر می‌روم.
محمدی مسئول غرفه در پاسخ به سوالم بالاترین درصدی را که تا به حال شنیده ام ذکر می‌کند و می‌گوید: 90 درصد از کسانی که به غرفه ما می‌آیند،‌ فهرست دارند. بیشترشان هم از کتاب‌هایی است که خودمان در صفحه اینستاگرامی نشرمان معرفی کرده‌ایم یا از دوستان و آشنایان خود شنیده‌اند. برخی اوقات از فروشندگان هم پیشنهاد کتاب می‌گیرند اما اکثریت‌شان فهرست خرید دارند.

رحمان سهندی متصدی غرفه نشر نی در پاسخ به سوالم می‌گوید: ما دو گروه مشتری و خریدار داریم. کسانی که برخی از کتاب‌های ما را که تدریس می‌شود را می‌خرند و کسانی هم که مخاطب عمومی ما هستند. در حوزه ادبیات، حدود 80 درصد کسانی که برای خرید می‌آیند،‌ فهرست ندارند. برخی هم به دنبال مترجم و نویسنده‌ای هستند که قبلا از او کتابی خوانده‌اند. به عنوان مثال آثار هوشنگ مرادی کرمانی همیشه پرفروش است و مخاطب به دنبالش است. درباره نقش فضای مجازی باید بگویم که کانال معرفی کتابی می‌شناسم که اعضای زیادی دارد و هر کتابی از نشر ما در آن معرفی شده، به مرحله تجدیدچاپ رسیده است. سایت‌های خبرگزاری هم تاثیر گذارند و این را هم باید بگویم که انتشارات ما بیشتر مخاطبانش مربوط به حوزه علوم انسانی است و بیشترین میزان فروش ما در این حوزه است.



اعداد و ارقامی که از غرفه‌ها برمی‌آید یک چیز دیگر را هم نشان می‌دهد؛ برخی از ناشرانی که تبلیغات بیشتری در فضای مجازی دارند،‌ توانسته‌اند خریداران بیشتری را از این طریق جذب کنند. صفحه مجازی ناشرانی که فعال‌تر است، درصد بیشتری از خریداران را در این گروه جای می‌دهد. سمیه نصرالهی مدیر انتشارات مهرگان خرد در این دسته جای می‌گیرد. خودم به شخصه بیشترکتاب‌هایی را که در غرفه چیده در سایت‌ها و صفحات معرفی کتاب زیادی دیده‌ام.

نصرالهی می‌گوید: بیش از 70 درصد کسانی که به غرفه ما می‌آیند فهرست دارند. فهرست‌شان هم بیشتر شامل کتاب‌هایی است که در طول سال در سایت‌ها و منابع دیگر معرفی شده‌اند و به نظر من نشرهایی که کتابفروشی ندارند اتفاق مثبتی است.

همانطور که راهرو را گز می‌کنم، چشمم به بهمن دارالشفایی می افتد. دنبالش می‌روم تا درباره ترجمه‌های جدیدش بپرسم که وارد غرفه نشر ماهی می‌شود. موضوع گزارشم را که می‌شنود می‌گوید: کسانی که فهرست دارند مخاطبان جدی هستند و بیشتر وسط هفته به نمایشگاه می‌آیند که تعدادشان کم هم نیست. بعضی از این افراد از همان ابتدا فهرست خود را دارند و از روی آن خرید می‌کنند و برخی دیگر هم در روزهای اول به نمایشگاه می‌آیند و فهرست‌شان راهمین جا تهیه و در روزهای پایانی برای خرید مراجعه می‌کنند. در کل باید بگویم که اینگونه خریداران نسبت به سال قبل رشد داشته‌اند.
 
آخرین مصاحبه‌شونده این گزارش جواهری مدیر غرفه انتشارات مجید است. وی می‌گوید: 70 تا 80 درصد کسانی که برای خرید می‌آیند یا از فضای مجازی کتاب‌ها را رصد کرده‌اند یا از دوستان و آشنایان خود درباره آن شنیده‌اند و این را هم بگویم که این فهرست بیشتر شامل کتاب‌های خارجی است.

از پانزده ناشری که به سراغشان رفتم  9 تای‌شان تاثیر فضای مجازی را بر سلیقه  مخاطب بالای چهل تا پنجاه درصد ذکر کرده‌اند و باقی ناشران حاضر در فهرست هم آن را حدود 20 درصد دانسته‌اند. با این حساب می‌توان نمره قابل قبولی به فضای مجازی برای معرفی کتاب و تاثیری که بر مخاطب جدی کتاب گذاشته، داد و در کارنامه‌اش نوشت؛ قبول خرداد.
 
 
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 261045