پارسی‌نژاد در شهر کتاب مدعی شد:

ذهن نیما آشفته بود

 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۴
 
 
ایرج پارسی‌نژاد، ذهن دقیق و منظم را از ویژگی‌های یک منتقد ادبی می‌داند که بر اساس آن نظریات منسجمی را بیان می‌کند. وی معتقد است نیما یوشیج آشفته می‌اندیشیده و آشفته می‌نوشته است و بنابراین منتقد ادبی نیست و تنها بنیانگذار شعر نو به حساب می‌آید.
نمایی از برپایی نشست «نیما یوشیج در قلمرو نقد و نظریه ادبی»
 
نمایی از برپایی نشست «نیما یوشیج در قلمرو نقد و نظریه ادبی»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «نیما یوشیج در قلمرو نقد و نظریه‌ ادبی» با حضور ایرج پارسی‌نژاد، احمدرضا بهرام‌پور عمران، علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهر کتاب و دیگر علاقه‌مندان این حوزه عصر دیروز(30 شهریور) از ساعت 16 و 30 دقیقه در سالن اجتماعات مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.

به تازگی اندیشه‌های نیما یوشیج در دو کتاب «نیما یوشیج و نقد ادبی» نوشته‌ ایرج پارسی‌نژاد و «در تمام طول شب، بررسی آراء نیما یوشیج» تالیف احمدرضا بهرام‌پور عمران بررسی و تحلیل شده است. این دو کتاب به ترتیب توسط انتشارات سخن و مروارید منتشر و راهی بازار کتاب شده‌اند.

در ابتدای نشست پارسی‌نژاد مباحثی را که در کتاب «نیما یوشیج و نقد ادبی» به آن‌ها پرداخته است تشریح کرد و گفت: نیما آشفته فکر می‌کرده و آشفته می‌نوشته است. یادداشت‌های او پراکنده هستند و رساله مدونی درباره نظریات او در حوزه تئوریک شعر وجود ندارد. بنابراین بسیار دشوار است که خط روشن و مدونی درباره نظریات نیما در حوزه شعر پیدا کنیم.

وی با تاکید بر این امر که سعی کرده است خط فکری نیما را در میان یادداشت‌های پراکنده او پیدا کند ادامه داد: نیما شاعری را نوعی تخصص می‌دانسته است. او آثاری از افلاطون، ارسطو، هگل، مارکس و دیگران خوانده و یادداشت‌هایی را از این مطالعات تهیه کرده بود. نیما اعتقاد داشت باید تمامی این نظریات بر بنیاد شعر و فلسفه شعر اعمال شود. البته مطالعات او جامع نبوده است.

پارسی‌نژاد به نامه‌های نیما اشاره کرد و افزود: شاید با توجه به برخی از نامه‌های او بتوان نظریات نیما در نقد شعر را دسته‌بندی کرد. به عنوان مثال نیما به وزن شعر معتقد بوده اما متاسفانه نظر نیما درباره ارکان عروضی شعر، قافیه و وزن ناگفته باقی مانده است.

وی ناشناخته ماندن این نظریات را در لطمه زدن به شعر نو موثر خواند و یادآور شد: شعر ساختار، صناعات ادبی، تکنیک و معنا دارد. اما بسیاری از افراد به دلیل ناآشنا بودن با این ویژگی‌ها بیان لحظات احساسی خود را شعر می‌دانند.

این پژوهش‌گر به گفته نیما درباره برهم زدن تساوی طولی مصرع‌ها اشاره و تصریح کرد: نیما علت این امر را در تسلط شاعر بر شعر عنوان کرده است. نکته دیگر که نیما در شعر نو اعمال کرده نزدیک کردن متن شعر به طبیعت گفتار است.

وی با تاکید بر این موضوع که نیما نظرات سخت‌گیرانه‌ای درباره قافیه و وزن شعر نو داشته است توضیح داد: در شعر نیما قافیه را می‌بینیم. خودش معتقد است قافیه را برای پایان هر بند به کار گرفته است. یعنی قافیه به سبک شاعران قدمایی در پایان هر مصرع نمی‌آید بلکه در پایان بند قرار می‌گیرد.

پارسی‌نژاد ادامه داد: نیما شعر بدون قافیه را همچون خانه بی‌ سقف و دیوار و شعر بدون وزن را همانند انسان بدون لباس می‌دانسته است. در حقیقت وزن برای شعر به باور او پوششی برای شعر به حساب می‌آید. این نکات را افرادی که به شعر نو گرایش دارند باید همواره مد نظر داشته باشند.

وی شعرهای کوتاه نیما را شعرهای موفقی معرفی کرد و افزود: نیما در منظومه‌های بلندش چندان موفقیتی کسب نکرده است. خودش نیز به برخی از شعرهای کوتاهش همچون قطعه شعری با عنوان «اجاق سرد» علاقه بسیاری داشته است.

این منتقد ادبی بار دیگر به آشفتگی و پریشانی اندیشه نیما اشاره و تصریح کرد: به دلیل همین آشفتگی ذهن نتوانسته است نظریاتش را با نظم منطقی بیان کند. از سوی دیگر نمی‌توان آراء او را در حوزه‌های مختلف چندان جدی گرفت. او پایه‌گذار شعر نو است اما دلیل نمی‌شود در هر حوزه‌ای که اظهارنظر کرده، آراء صحیحی را مطرح کرده باشد.

وی در ادامه اظهار داشت: نظریات نیما درباره شاعران کهن و ادبیات کلاسیک نشان می‌دهد که او در این حوزه مطالعه جامعی نداشته است. همچنین ما از شاعری اصیل، شگفت‌انگیز و پایه‌گذار شعر نو نباید انتظار داشته باشیم که منتقد ادبی نیز باشد.

پارسی‌نژاد داشتن ذهن منظم و دقیق را از ویژگی‌های یک منتقد ادبی برشمرد که بر این اساس نظریات سنجیده‌ای را مطرح می‌کند. نیما از چنین ذهنی برخوردار نبوده و آن‌چه به عنوان نقد گفته تنها یادداشت‌ها آشفته و پراکنده‌اش بوده است.

بهرام‌پور: به نیما نگاه انتقادی داشته باشیم
در ادامه نشست «نیما یوشیج در قلمرو نقد و نظریه ادبی» بهرام‌پور عمران به ارائه مطالبی که در کتاب «در تمام طول شب، بررسی آراء نیما یوشیج» مطرح کرده است پرداخت. وی گفت: نیما در جایی گفته من و افکار من همچون رودخانه‌ای هستیم که هر فردی با دیدگاه ویژه خود می‌تواند به سراغ آن بیاید و برداشت خودش را داشته باشد. این دو کتاب که امروز به آن‌ها پرداخته شد نمونه این سخن نیماست.

وی ادامه داد: با توجه به این‌که سه پنجم آثار منثور نیما در چند سال اخیر منتشر شده است. در بررسی آثار منثور او سه اصل در نظر گرفتن تغییرات تاریخی، معیار ارزیابی قرار ندادن یک عبارت نیما و داشتن نگاه انتقادی به نیما را مد نظر داشتم.

این پژوهش‌گر به سفرنامه و یاداشت‌‌های شخصی نیما اشاره و تصریح کرد: از سال 1300 به بعد یادداشت‌‌های شخصی نیما منتشر شده و در دسترس است. اما از آغاز شاعری نیما تا پایان شاعری‌اش نامه‌های او را در اختیار داریم. این نامه‌ها آینه تمام نمای افکار او هستند.

وی در ادامه توضیح داد: نیما گفته است از من انتظار نداشته باشید همانند یک فیلسوف به سراغ شعر بروم. نیما فعالیت ذهنی انسان را به سه بخش تقسیم می‌کند. بخش مادی و محسوس که تکنیک و فن از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد. بخش عقلی که فلسفه را پدید می‌آورد و بخش حسی که سرمنشاء شعر، عرفان و الهیات است.

بهرام‌پور عمران در بخش دیگر از سخنانش به تشریح علت امتناع نیما از پرداختن به نظریه تئوریک شعر پرداخت و اظهار داشت: پیوند میان عمل شعری و نظریه شعری، تقدم بینش بر دانش، تنوع گونه‌های شعری و خصلت ادبی نیما از جمله این دلایل هستند.

وی در فصلی از کتابش با عنوان «عوامل نوآوری در نگاه نیما» به ارزیابی نیما نسبت به دگرگونی‌های تاریخی پرداخته است و درباره این فصل گفت: نگاه نیما از سال 1299 تا 1301 نگاه یک انسان رمانیتک است که می‌خواهد دنیا را تغییر دهد. اما از سال 1302 به بعد این نگاه تعدیل می‌شود تا سال 1310 که معتقد است هنرمند تحت تاثیر فضاست. از این سال به بعد او دیگر هیچ جایی را برای فردیت هنرمند در نظر نمی‌گیرد. طی این سال‌ها هیچ شعر موفقی نیز نسروده است.
این نویسنده افزود: از سال 1325 دیدگاه او دوباره تغییر می‌کند و از سمبولیست صحبت به میان می‌آورد. کم کم به صائب علاقه‌مند می‌شود و به حافظ بیشتر بها می‌دهد همچنین به عرفان نیز روی می‌آورد.

وی به شرایطی که نیما برای نوآوری با آن‌ها روبرو بوده است اشاره و تصریح کرد: نیما از یک سو خواسته است شعر غرب را در ایران پیاده کند و از سوی دیگر با سنت‌های شعر فارسی و مخاطبی که از او شعر فارسی طلب می‌کرده روبرو بوده است. برهمین اساس نیما می‌گوید که باید در این زمینه تدریجی کار کرد.

بهرام‌پور عمران در بخش پایانی سخنانش به توضیح فصل آخر کتاب که «نمیا و شعر شاعران» است پرداخت و اظهار داشت: نیما به‌طور عمده از شاهنامه انتقاد کرده، آن‌را اثری واقع‌گرا دانسته و معتقد است این اثر شعر نیست. البته منش فردوسی، بازتاب روح زمان و هنر روایت‌گری فردوسی ستایش نیما را به دنبال داشته است.

نشست هفتگی شهرکتاب سه‌شنبه(30 شهریور) از ساعت 16 و 30 دقیقه تا 18 و 30 دقیقه در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر، نبش کوچه‌ سوم برگزار شد.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 82071