دغدغه‌های مترجم «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند»

لبخند با مغز اضافه

 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۲۶
 
 
حسین یعقوبی، مترجم کتاب «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» در گفت‌و‌گو با ایبنا درباره آثار منتشر شده و در دست انتشار خود توضیح داد.
 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- «گروهی از متفکران معتقدند که شیوه لذت‌گرایی آریستیپوس در نهایت انسان را به سمت بی‌قراری و سرخوردگی سوق می‌دهد. در این رابطه بد نیست خاطره‌ای را برای‌تان تعریف کنم؛ در بیست و هفت سالگی برای مدتی در جزیره یونانی هیدرا زندگی می‌کردم. در آن زمان با یک جوان ثروتمند ایرانی به نام حبیب دوست شدم که در پاریس بزرگ شده بود. حبیب پسر عزیزدردانه پدرش و بسیار خوش‌گذران بود. از آن جوان‌های عشرت‌طلبی که خوب پول خرج کردن را خوب بلد بودند. حبیب پول زیاد و وقت فراوان داشت. ضمن این که خوش‌تیپ و جذاب هم بود و همین‌ها باعث می‌شد که هرکاری که می‌خواست، در هر جایی که دوست داشت انجام دهد...»

آن‌چه بازگو شد بخشی از متن کتاب «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» نوشته دانیل مارتین کلاین، دانش‌آموخته فلسفه است که تا کنون بیست کتاب منتشر کرده است. بیشتر آثار وی در ارتباط با فلسفه و روان‌شناسی است و در این میان، سه رمان هم نوشته است. با حسین یعقوبی مترجم کتاب در این باره گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

یعقوبی که کتاب «لبخند در ایستگاه آخر» را در دست ترجمه دارد، گفت: علاوه بر این، من اثر دیگری از این نویسنده را به فارسی برگردانده‌ام که «لبخند با مغز اضافه» نام دارد و اردیبهشت امسال، از سوی نشر سوره مهر به بازار کتاب عرضه شد. در این کتاب که نام اصلی‌اش «افلاطون و پیلاتیوس به یک بار می‌روند» است به بررسی رد پای نظریات فلسفی‌ مختلف در جوک‌ها می‌پردازد.

این مترجم درباره زبان نرم و روان و شوخ این کتاب که شخصیتی مستقل از سایر کتاب‌های فلسفی به آن داده است، گفت: من اعتقادی به ترجمه جمله به جمله در حوزه طنز ندارم. ترجمه در حوزه طنز، بازآفرینی و برگردان متن است. البته به روح اثر چیزی اضافه نمی‌کنم، اما می‌کوشم تا معادل عبارات طنازانه را در فارسی پیدا کنم. اگر قرار بود که اصل عبارات ترجمه شود، با کتاب خشک‌تری مواجه بودیم. مسائلی که در زبان انگلیسی، طنز به حساب می‌آید، در برگردان فارسی زبان طنزی ندارد. بر همین اساس من معتقدم، وقتی به سراغ ترجمه اثری فلسفی می‌رویم، ضمن ترجمه معنایی باید حال و هوا و اتمسفر اثر هم به زبان مقصد منتقل شود.
 


مترجم «مرگ در می‌زند» و «خرمگس زن‌ستیز» در پاسخ به این سوال که نگاه نویسنده در رجوع به آراء فلاسفه، از منظر لذت‌بخشی است، گفت: انسان غربی از دیرباز، یک تفاوت اساسی با ما داشته است و آن؛ لذت‌جویی در دوره‌های مختلف است. غیر از دوره‌ای که مسیحیت و مذهب، اساس زندگی‌اش بود، در دوره‌های دیگر زندگی آن‌ها بر محور لذت گسترش می‌یافت و این واژه در برهه‌های مختلف زمانی، معنای متفاوتی داشت؛ در دوره‌ای لذت، قناعت بود. در دوره‌ای دیگر؛ خوشگذرانی بی‌حد و حصر، و در زمانی دیگر؛ کمک به دیگران. در واقع معنای لذت را در دوره‌های مختلف، فلاسفه بر اساس نیازهای آن دوره انسان طراحی می‌کنند و همیشه یک معنای ثابت ندارد. کما این که مفاهیم زندگی انسان نیز از نوجوانی تا پیری یک معنای واحد ندارد و در سال‌های مختلف دستخوش تغییر می‌شود.
 
یعقوبی در پایان سخنانش گفت: این کتاب هم مانند بیشتر آثار فلسفی، قرار نیست پاسخی به زندگی دهد، بلکه کار کتاب‌های فلسفی طرح سوال است و اصلا تفاوت فلسفه و ایدئولوژی در همین است، ایدئولوژی می‌گوید که همین یک راه در زندگی وجود دارد و از شما انتظار پیروی دارد. اما در فلسفه هیچ معنای مطلقی برای زندگی وجود ندارد و در هر مقطعی، معنای زندگی متفاوت است. هر چیزی با توجه به شرایط می‌تواند کارکرد خطرناک یا سودجویانه داشته باشد. کما این که نازی‌ها هم به موسیقی واگنر گوش می‌دادند. هر مساله‌ای در شرایط فرضی خوب می‌تواند باعث هدایت انسان شود و در شرایط دیگر وضعیت او را به یک موقعیت بدتر تبدیل کند.

لازم به ذکر است حسین یعقوبی کتاب دیگری از همین نویسنده را با نام «لبخند در ایستگاه آخر» در دست ترجمه دارد که به بررسی مرگ از دیدگاه فلسفه و روان‌شناسی می‌پردازد. این کتاب سال آینده  توسط نشر مروارید منتشر خواهد شد.

کتاب «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» در 162 صفحه و قیمت 15 هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 255035