شهرام زرگر در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد:

هر دوره‌ای از زندگی سایمون آینه‌ای بود برای نوشتن نمایشنامه

نیل سایمون نمایشنامه‌نویس طبقه متوسط جامعه
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۴۳
 
 
شهرام زرگر مترجم آثار نیل سایمون معتقد است: در هر دوره‌ای، زندگی سایمون آینه‌ای بود برای اینکه نمایشنامه‌ای را به تصویر بکشد و کارهای او درحقیقت نگاه و رویکردی به زندگی خودش است. یعنی هر آنچه که متناظر و متناسب با دوره سنی خودش بود، سوژه نمایشنامه‌هایش شده است.
 
شهرام زرگر مترجم، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پی در گذشت نیل سایمون گفت:‌ سایمون کسی که خنده را بر لب‌های آمریکایی‌ها و غیر آمریکایی‌ها آورد، متولد 1326 بود و در نودویک‌سالگی، دست تقدیر بیش از این مجال خندیدن و خنداندن را به او نداد و شب گذشته به واسطه عارضه ذات‌الریه فوت کرد. او از دهه50 کار خود را با نگارش شوخی شروع کرد. شوخی تکنیکی است که در آمریکا چه از طریق رادیو چه در کاباره‌ها برای سرگرم کردن مخاطب استفاده می‌شد. شوخی‌هایی که توسط افراد بذله‌گو اجرا می‌شد؛ خیلی‌ها این شوخی‌ها را اجرا می‌کردندن ولی نویسند آن شخص دیگری بود. افرادی این شوخی‌ها را می‌نوشتند و به کسانی که بیانشان شیرین بود می‌دادند تا آن‌ها را اجرا کنند، چیزی شبیه به کمدی یا استندآپ کمدی‌های فعلی.

مترجم «کله پوک‌ها» بیان کرد: سایمون کارش را با نوشتن این شوخی‌ها شروع کرد، او همراه برادرش دنی در رادیو کار می‌کرد. برنامه‌ای که آن‌ها اجرا می‌کردند، جزو برنامه‌های موفق در رادیو بود؛ به عبارتی آن‌ها نوشتند برای این‌ که آن را اجرا کنند. کم‌کم سایمون به سمت نگارش نمایشنامه رفت و اولین نمایشنامه‌اش «کمی از خودت تعریف کن» بود که ترجمه تحت‌اللفظی آن «بیا و در شیپورت بدم» می‌شود ولی این یک اصطلاح است. این نمایشنامه با استقبال خیلی خوبی مواجه شد و بعد از آن سایمون به نگارش نمایشنامه‌های دیگر دلگرم شد که به ترتیب نمایشنامه‌های «عاقبت عشاق سینه چاک» و «پابرهنه در پارک» را نوشت.



او همچنین اظهار کرد:‌ می‌توان گفت در هر دوره‌ای، زندگی سایمون آینه‌ای بود برای اینکه نمایشنامه‌ای را به تصویر بکشد. کارهای سایمون درحقیقت نگاه و رویکردی به زندگی خودش است. یعنی هر آنچه که متناظر و متناسب با دوره سنی خودش بود، سوژه نمایشنامه‌هایش شده است. اولین نمایشنامه خود «کمی از خودت تعریف کن» را بین 19 تا 20 سالگی نوشت. این اثر چالش‌های یک جوان با برادر بزرگ‌ترش است که می‌تواند رابطه نیل و دنی یا به عبارتی نیل سایمون با برادربزرگ‌ترش باشد. در حقیقت جوان عاطفی که در بزنگاه ارتباط‌های عاطفی خود را ناموفق‌تر از برادر خود می‌بیند. چالش‌های بین دو برادر، که هر برادر توفیق یا عدم توفیق خودش در روابط عاطفی را با برادر دیگر جبران می‌کند.

زرگر گفت:‌ زمانی که سایمون وارد زندگی زناشویی می‌شود، اولین ارتباط‌ها یا چالش‌های بین زن و شوهر را در نمایشنامه «پابرهنه در پارک» به تصویر می‌کشد. او هفته اول ازدواج زوج جوانی را روایت می‌کند که مشکلاتی را با یکدیگر دارند؛ این اثر نمایشنامه موفقی است. در دوره‌های دیگر از زندگی که نیل وارد میانسالی خود می‌شود، اولین وسوسه‌های خیانت برای سایمون جرقه نمایشنامه «عاقبت عشاق سینه چاک» را می‌زند. جدایی از همسرش زمینه‌ای می‌شود برای نوشتن نمایشنامه «فصل دوم».

وی در ادامه افزود:‌ اغلب نمایشنامه‌هایش در تئاتر برادوی اجرا‌های بسیار طولانی داشته است. کارگردان تعداد زیادی از کارهایش مایک نیکولز بود، که کارگردان معروف تئاتر و بعد‌ها فیلم‌های آمریکایی است. یکی از چهار همسرش به اسم مارشال ماسون از بازیگران معروف سینما بود. می‌توان گفت در دوره‌‌ای که جهان، جهانی عبوس بود، در فاصله جنگ بین ویتنام تا جنگ خلیج فارس و تمام جنگ افروزی‌های دیگر آمریکا، همچنان سایمون خنده را به لب‌های جامعه کم‌ پول و مالیاتشان بابت افزایش بودجه تسلیحاتی زده می‌شد، می‌نشاند.


شهرام زرگر

مترجم نمایشنامه «مرگ» گفت:‌ سایمون نمایشنامه‌نویس طبقه متوسط جامعه بود. محل نمایش بیشتر آثارش نیویورک بود، نیویورک به عنوان قطب جامعه تحصیل کرده روشنفکری در تقابل با آن سوی آمریکا و هالیوود بود. از کارهای سایمون اقتباس‌های سینمایی بسیاری زیادی شد؛ خود او بسیاری از این نمایشنامه‌ها را برای تلویزیون و سریال‌های طولانی برای سینما بازنویسی کرد. معروف‌ترین آن‌ها نمایشنامه «پسرطلاها» است که در ایران با نام «پسران آفتاب» ترجمه شده است و «زوج ناجور» که هسته‌ اصلی آن را نیل سایمون نوشته است و دیگران آن را تا هشتاد قسمت ادامه دادند.

او در ادامه بیان کرد: فیلمنامه‌ای به نام «خداحافظ دختر» از فیلم‌های خیلی معروفی است که بر اساس فیلمنامه اورجینال سایمون نوشته شده است و نمایشنامه‌ای به نام «با مرگ کشتن» که فیلمنامه آن را نیز سایمون نوشته است. می‌توان گفت او و وودی آلن در دهه شصت، هفتاد و هشتاد یکه تاز نگارش طنز در آمریکا بودند آن جایگاهی که وودی آلن در سینما داشت سایمون در تئاتر و صحنه‌های برادوی داشت. آن دو رفقای نزدیک و صمیمی نیز بودند. در پانزده سال اخیر کار جدیدی از سایمون منتشر نشد و آخرین کار او در سال 2005 عرضه شد. ولی به عنوان نویسنده‌ای که چراغ‌های هالیوود، نام او را روشن نگاه داشته است و در آن واحد حداقل یکی از کار‌های او در تماشاخانه برادوی روی صحنه بود. مضاف بر آن تنها نمایشنامه‌نویس زنده‌ای بود که یکی از تماشاخانه‌های برادوی به‌نامش بود.

 زرگر همچنین گفت:‌ سایمون جزو معدود کسانی بود که طنزش محلی نیست، یعنی طنزی نیست که فقط مردم منطقه و فرهنگ خودش به آن بخندند، می‌توان گفت دست روی بزنگاه‌های مشترک بین همه اقوام و ملت‌ها می‌گذاشت. همان اتفاقی که شاید درباره تراژدی‌های یونان باستان افتاد. تراژدی‌های فراگیری مانند اودی و نِوِآ که هرجای دنیا آن را می‌توانند با آن همذات‌پنداری کنند. آن روی سکه‌اش سایمون بود علاوه بر اینکه در طبقه متوسط و شهرنشین آمریکا خریدار داشت از اروپا گرفته تا ژاپن و استرالیا و... از اقبال عمومی مردم برخوردار بود.



این مترجم اظهار کرد: من چهارده نمایشنامه از سایمون را ترجمه‌ کرده‌ام. 6 عنوان چاپ شده و هشت نمایشنامه دیگر یا در اداره بررسی کتاب منتظر صدور مجوز است یا زیر دست ناشر منتظر مراحل آماده‌سازی برای چاپ است. من «عاقبت عشاق سینه چاک»، «پا برهنه در پارک»، «پزشک نازنین»، «اتاقی در هتل پلازا»، «اتاقی در هتل کالیفرنیا»، «دختر یانکی»، «پیشنهاد‌ها»، «زوج ناجور»، «فصل دوم»، «رویای هالیوود» را ترجمه کرده‌ام.  چند اثر دیگر از سایمون را دیگر همکاران مانند بهروز محمودی‌بختیاری، آهو خردمند، مجید مصطفوی و الهام مشتاق ترجمه کردند و فکر می‌کنم چیزی حدود 23  عنوان از آثارش به فارسی ترجمه شده است.

شهرام زرگر در پایان گفت: معروف‌ترین اثر از سایمون که امکان شرکت در بزرگ‌ترین رقابت ادبی جهان، جایزه پولیتزر را داشت، نمایشنامه «گمشده در یانکرز» است که بهروز محمودی‌بختاری آن را ترجمه کرده است؛ این اثر، نمایشنامه بسیار خوبی است. همچنین سایمون سه تریلوژی دارد که مربوط به سه دوران زندگی خودش است، جوانی و نوجوانی وسربازی، که هیچکدام ترجمه نشدند و کمتر رنگ و بوی طنز دارند. من در بین کارهای سایمون «هتل کالیفرنیا» و «پزشک نازنین» را ترجیح می‌دهم. با درگذشت یک نویسنده یا شاعر آثارشان باقی می‌ماند ولی تصور کردن این‌که آسمان بر او نخواهد تابید هوا را کمی غبار آلود می‌کند.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 264702