در نشست تحلیل داستان «سه قطره خون» در گرگان مطرح شد؛

«سه قطره خون» قصه راوی اول شخص روان‌پریش، بدبین و عزلت‌گزین

 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۰
 
 
جلسه این هفته «سه‌شنبه‌های تحلیل داستان» کتابفروشی خانه کتاب گرگان که به تحلیل و بررسی داستان «سه قطره خون» اثر صادق هدایت اختصاص داشت، شامگاه سه‌شنبه 24 مهرماه برگزار شد.
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در گلستان، «سه قطره خون» نام داستانی کوتاه از صادق هدایت است که در مجموعه داستان کوتاهی به همین نام در سال 1311 خورشیدی (1932 میلادی) چاپ شد. راوی و شخصیت اصلی داستان که در آسایشگاهی روانی بستری شده است، توصیفی از سایر بیماران و نیز شرحی از رویدادی آسیب‌زا در زندگی گذشته خود به دست می‌دهد که از هر حیث روایتی نامنتظم و نامنسجم به نظر می‌رسد.

در ابتدای نشست، علیرضا ابن‌قاسم از شاعران و نویسندگان پیشکسوت و نام‌آشنای گلستانی ضمن اشاره به زبان نوشتاری صادق هدایت، گفت: هدایت در داستان‌هایش راحت حرف می‌زند و با تعاریفی که شنیدیم در زندگی روزمره هم به زبانی طنزآمیز همراه با به‌کارگیری مثل‌ها و اصطلاحات سخن می‌گفته و این لحن محاوره و راحت در داستانش کاملاً مشهود است.

وی افزود: داستان «سه قطره خون» از مجموعه‌ای به همین نام، اثری است که بین خیال و واقعیت مدام در نوسان است و این مسئله به عنوان یک ویژگی آن قابل بررسی است.

سپس زهرا عباسی از دوستداران ادبیات و فعالان جلسات «سه‌شنبه‌های تحلیل داستان»، اظهار کرد: در «سه قطره خون» حضور یک راوی روان‌پریش غیرقابل پیش‌بینی را حس کردم که منِ مخاطب باید کنکاش کنم تا بدانم چه می‌گوید. با نگاهی به وجوه مختلف این قصه، به نظرم جنبه‌های روان کاوانه قصه بالا است.

در ادامه شمسی موسی‌نژاد از بانوان فعال در عرصه فرهنگی در گرگان نیز، گفت: در این داستان زمینه‌هایی از روان‌پریشی را شاهد بودم و با زمینه‌های ذهنی که از شخصیت خود نویسنده (صادق هدایت) در ذهنم داشتم، این پریشان حالی را در زیست مولف حس کردم.
 

 
موسی نژاد افزود: این داستان نمونه‌ای تمام‌عیار از سبک‌ و سیاق خاص هدایت در داستان‌نویسی به شمار می‌آید؛ سبک‌ و سیاقی که در صناعت‌مندترین و تأمل‌انگیزترین آثار او خودی می‌نمایاند و تکرار می‌شود که می‌توان به داستان کوتاه «زنده به گور» و داستان بلند«بوف کور» اشاره کرد.

سپس میلاد طاهری از دوستداران ادبیات داستانی، اظهار کرد: داستان «سه قطره خون» شروع خوبی دارد و برای من یادآور داستانی مانند «مسخ» به قلم کافکا بود.

وی در ادامه به توانایی‌های هدایت در جریان سیال ذهن اشاره کرد و افزود: در کنار جنبه‌های روانشناختی، من در این قصه نشانه‌هایی از ابزورد را هم مشاهده کردم.

در ادامه نشست ارسطو میرانی عضو هیات علمی و مدرس دانشگاه و منتقد ادبی، گفت: به باور من هدایت از نخستین‌ها در ایران است که در جهان داستان از روانکاوی سخن می‌گوید و با یک راوی روبه‌رو هستیم که اسکیزوفرنی پارانوئید دارد.

مسرور وکیلی از داستان نویسان و فعالان فرهنگی و هنری نیز در این نشست، اظهار کرد: معتقدم هدایت در این اثر خود از منظر تکنیک کمی خام دستانه عمل کرده و گاهی احساس می‌شود یک پیچیدگی تصنعی را شاهدیم.

در ادامه نیز نیما صفار از داستان‌نویسان و فعالان فرهنگی و هنری گرگان با اشاره به نبوغ صادق هدایت و تنوع نگاه و نگرش در داستان‌های مختلفش، گفت: هدایت در کلام و داستان‌هایش بعضا سخره می‌گیرد و طنزی در آثارش دیده می‌شود.

صفار مشخصاً درباره این داستان گفت: در این اثر کاراکتر به‌جای الاستیکی بودن، پلاستیکی است هر چند یکی از خوش‌شانسی‌های ما ظهور صادق هدایت در این مملکت بود.

سپس خسرو بنایی شاعر و نویسنده گلستانی، گفت: ما در این داستان با یک آدم مسئله‌دار روبه‌رو هستیم و هدایت از همان ابتدای قصه به مسائلی درباره و پیرامون وی اشاره می‌کند.

نوید ‌هادوی در فعالان داستان‌نویسی شهر گرگان نیز در خاتمه، گفت: احساس می‌کنم «سه قطره خون» از جمله آثار صادق هدایت است که می‌خواهد جنبه‌ای از وجوه شخصی و حدیث نفسش را نشان دهد.

هادوی افزود: راوی اول شخص روان پریش بدبین و عزلت گزین که قادر به تمرکز در روایت نیست. هویت اشخاص را در هم می‌آمیزد و تصوراتی پارانویایی درباره اطرافیانش دارد.
 

 
نوید ‌هادوی، اضافه کرد: اثر حال و هوایی روزنگاری دارد و اثری هنرمندانه است که هدایت توانسته در چند صفحه یک شخصیت روان پریش را خوب مطرح کند.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 282156