
نكوداشت فرزان سجودي- پژوهشگر هنر و نشانهشناس - عصر روز گذشته (سهشنبه 12 آذر)، در مركز هنرپژوهي نقش جهان برگزار شد./
فرزان سجودي در اين مراسم به نظريهپردازي در حوزه هنر (فرهنگ، پاد فرهنگ و ضد فرهنگ) و طرح بحثي در ساز و كار پويايي فرهنگي پرداخت.
اين نشانهشناس با بيان اينكه نشانهشناسي شاخهاي از فرهنگشناسي است، گفت: نشانهشناسي با هر آنچه كه نشانه تلقي شود، سر و كار دارد. از ديد نشانهشناس، واژهها، تصاوير، صداها، ايما و اشارات و ژستها و چيزها ميتوانند نشانه باشند.
به گفته وي، نشانه شناسان نشانهها را در انزوا مطالعه نميكنند، بلكه توجه خود را به مطالعه شكلگيري و مبادله معنا در متون و گفتمانهاي مختلف و در سطوح همزماني و در زماني معطوف كردهاند.
از منظراين نشانهشناس، متن در هر رسانهاي ممكن است شكل بگيرد و ميتواند كلامي، غيركلامي يا تركيبي از هر دو باشد. هر آنچه با ارجاع به قراردادهاي اجتماعي (رمزگان) شكل گرفته باشد و دريافت بشود، متن است.
به گفته وی، رمزگانها، آن مجموعه قراردادهاي پذيرفته شده اجتماعياند كه توليد و تفسير متون به آنها وابسته اند. بدون وجود رمزگان كه در حكم چارچوبي عمل ميكند كه نشانهها در آن معنا مييابند، هيچ تصوري از نشانه نميتوان داشت. نشانه منفرد، بيمعني است.
سجودي افزود: دلالت فرايندي است وابسته به كاركردهاي نظام و رمزگان. رمزگانها بدنههايي از دانشند كه اعضاي يك جامعه آنها را در يك چارچوب گستردهتر فرهنگي درونی كردهاند. ولي فرهنگ چيست و اين چارچوبهاي فرهنگي كدامند؟ انسان در حكم موجودي مجهز به توانمنديهاي نشانهشناختی، خود را با محيط پيرامون سازگار ميكند و آن را تغيير میدهد.
از طريق يك فرايند مستمر دگرگونی، محيط پيرامون ما تغيير میكند و به اصطلاح «تاريخی» میشود. اين جهان تاريخي شده پوياست كه فرهنگ ناميده ميشود. پس به عبارتي ميتوان گفت فرهنگ شبكهاي از روابط بينامتني است و اين بينامتنيت هم جنبه درزماني دارد و هم جنبه همزماني.
به گفته وي، فرهنگ، از سويي چون انباشتی وابسته به وجه درماني است و جنبه تاريخي دارد و از سوي ديگر چون در هر برش از زمان به مجموعه رفتارهاي ما اعم از كلام، پوشاك، خوراك و ژست و غيره در بافتهاي عمومي زندگي تا حوزههاي خاصتر آفرينش هنر و ادبيات معني مي دهد، به مثابه يك دستگاه چند رمزگاني و چندرسانهاي همزمان عمل ميكند.
سجودي با توجه به اين مقدمات، به سطح دوم اين بحث وارد شد و گفت: نشانه منفرد بيمعني است و نشانه فقط در درون يك نظام و با وجود يك رمزگان و از طريق رابطه نسبي و افتراقي با ديگر نشانههاست كه معني پيدا ميكند.
وي گفت: حال سوال اين است،آيا فرهنگ كه سطحي بسيار فراگيرتر از نظامات و رمزگانهاي متعدد نشانهاي است، خود میتواند هستیای مستقل باشد يا اين اصل افتراق در مورد فرهنگ نيز مصداق دارد؟ اگر چنين باشد، هيچ فرهنگي به خودي خود نميتواند شكل گرفته باشد، به حيات خود ادامه داده و متحول شده باشد؛ مگر آنكه پيوسته در نوعي برهمكنش با فرهنگی دیگر و براساس اصلي ديالكتيكي شكل گرفته باشد، زندگي كرده، دگرگون شده باشد و پوياييهاي خود را سامان داده باشد. اين ديالكتيك سازنده را ديالكتيك فرهنگ و پادفرهنگ ميناميم.
به اعتقاد سجودي، هر فرهنگي همزمان در ارتباط با فرهنگ ديگر ميتواند نقش پادفرهنگي داشته باشد؛ يعني در عين آنكه آن فرهنگ را بر ميآشوبد، ساز و كارهاي پويايي آن را فعال ميكند.
سجودی تاکید کرد: فرهنگ با هنجار شدگي، طبيعي شدگي، ساختمندي، قدرت و اسطورهسازي سر و كار دارد و پادفرهنگ با هنجارگريزي، نشاندارسازي، واسازي، پادقدرت و اسطورهزدايي.
وی ادامه داد: ديالكتيك فرهنگ و پادفرهنگ در همه تاريخ تضمينكننده تداوم حيات فرهنگي و تحول و نوشدگي متون توليد شده در هر حوزهای، از جمله متون هنري بوده است. متقابلا، ايستايي در هر قطب و گرايش به متوقف كردن اين برهمكنش پويا، عملكردي ضد فرهنگي داشته است.
اين مراسم با پرسش و پاسخ ادامه پيدا كرد و با اهدا هديه و لوح سپاس به فرزان سجودی پايان يافت.
«هنر و انديشههاي اهل هنر» اثر چارلز هريستون، «نشانهشناسي كاربردي»، «نشانهشناسي تئاتر و درام» اثر كر الام، «نشانهشناسي و ادبيات»، «ابر ساختگرايي، فلسفه ساختگرايي و پساساختگرايي» اثر ريچارد هارلند از جمله آثار تاليفي و ترجمهاي فرزان سجودي اند.
نظر شما