خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 19 خرداد 1398 ساعت 11:39 http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276568/کمدی-تراژدی-دین-رابطه-ای-هم -------------------------------------------------- درآمدی بر خرد شاد در برابر روان تراژیک عنوان : کمدی، تراژدی و دین چه رابطه‌ای با هم دارند؟ -------------------------------------------------- جان مورل معتقد است که کمدی، تراژدی و دین از آغاز درهم‌تنیده بودند. تراژدی و کمدی نه‌تنها به جهان یکسانی می‌نگرند بلکه هردو گرایش به تمرکز بر سویه‌ پرسش‌برانگیز این جهان دارند. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درونمایه کتاب کمدی، تراژدی و دین: درآمدی بر خرد شاد در برابر روان تراژیک بررسی شیوه رویارویی انسان ها با یک شکاف است: شکاف میان چیزها آن گونه که هستند و آن گونه که باید باشند. جان مورل نویسنده اثر بر آن است تا روشن کند که انسان ها چگونه می توانند با اتخاذ چشم اندازی درست، به جای فروغلتیدن و نابود شدن در این شکاف، از کنار آن بگذرند با دست کم در حوالی آن سکنی گزینند. جان مورل شیوه واکنش انسان ها را به اینگونه ناهمخوانی ها بسته به نوع نگرش آنان می داند، به اینکه جهان و زندگی خود را تراژیک ببینند یا کمیک. بنابراین در این جا تراژدی و کمدی نه به عنوان دو گونه ادبی، بلکه به عنوان دو شیوه نگرش به چیزها یا دو نوع جهان بینی بررسی می شوند. از این رو شواهد کتاب شواهد کتاب بیش از آنکه ادبیات باشد از زندگی نامه ها، رویدادهای تاریخی و رفتارهای روزمره گرفته شده است. کتاب کمدی، تراژدی و دین: درآمدی بر خرد شاد در برابر روان تراژیک که البرز حیدرپور آن را به فارسی برگردانده است، می تواند به ویژه برای پژوهشگران روان شناسی، جامعه شناسی، ادبیات و فلسفه سودمند باشد. این اثر دارای ۹ فصل است اما می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد. در بخش نخست که شامل فصل های ۱ تا ۴ می شود جان مورل پس از یک مرور تاریخی کوتاه به بررسی سرشت تراژدی و کمدی به عنوان دو شیوه نگرش به جهان می پردازد. سپس با مقابله بینش های تراژیک و کمیک از منظر روان شناسی شناختی و جامعه شناسی، ویژگی ها و تفاوت های بنیادین این دو بینش را در بیست مورد برمی شمرد. این بخش که پیش تر با عنوان بینش های تراژیک و کمیک درباره زندگی در نشریه بین المللی پژوهش طنز چاپ شده و اکنون با تغییراتی ناچیز در این کتاب آمده است. بخش دوم کتاب (فصل های ۵ تا ۹) بر پایه ویژگی ها و تفاوت های بیست گانه بینش تراژیک و کمیک به کاوش در ادیان می پردازد با این هدف که، با جستجوی ویژگی های کمیک و تراژیک در هر دین، روشن شود که گرایش اصلی و چیره در آن دین معطوف به بینش کمیک است تا تراژیک. در این بخش، که به ویژه برای دین پژوهان با رویکردهای گوناگون سودمند است، جان مورل باورها و سنت های ادیان مورد بحث را به همان گونه که مراجع رسمی این ادیان پذیرفته و اعلام کرده اند ملاک سنجش قرار می دهد و از نقد و بررسی درستی یا نادرستی این باورها و سنت ها از دید تاریخی و فلسفی دیگر نگرش های برون دینی می پرهیزد. در این بخش رویکرد و و روش کلی او این است که روشن سازد اگر شخصی به مفهوم ویژه ای از مفاهیم دینی باور داشته باشد، چنین باوری چه چشم اندازی به روی او می گشاید و در نتیجه چه احساسات و واکنش هایی را در او برمی انگیزد. نویسنده در دیباچه کتاب توضیح می دهد که مشکلی که با بسیاری از ادعاها درباره تراژدی، کمدی و دین وجود دارد آن است که اغراق آمیزند. برای مثال جان ویلاک می نویسد تراژدی بن مایه کار همه شاعران از هومر تا الیوت است و در هر بینش شاعر پیرامون واقعیت نهفته است. یک مشکل دیگر عدم وضوح است. برای نمونه، ادعای ناتان اسکات که کمدی تجسم گریزی ظریف به سوی ایمان است سخنی زیبا ولی بدون معنای روشن است. جان مورل معتقد است که کمدی، تراژدی و دین از آغاز درهم تنیده بودند. در یونان باستان، تراژدی و کمدی از مراسم مذهبی آیین باروری و حاصل خیزی در بزرگداشت دیونیسوس پدید آمد، خدایی که هرساله می مرد و دوباره متولد می شد. هنگامی که این مراسم به شهرها انتقال یافتند و به نمایش شهری تبدیل شدند، تراژدی و کمدی با هم اجرا می شدند. در آتن، تراژدی را صبح و کمدی را عصر اجرا می کردند. نمایش نامه نویسان بزرگ هم تراژدی می نوشتند و هم کمدی. او همچنین درباره نگاه های متفاوتی که نسبت به تراژی و کمدی وجود داشته است؛ می نویسد: بسیاری از نقدهای ادبی در قرن های اخیر، کمدی را در مقایسه با تراژدی خوار شمرده اند و در این نقدها تراژدی نمایشی جدی و کمدی نمایشی سبک به شمار می آید. وقتی که کمدی در خلال تراژدی روی دهد، مانند صحنه باربر مست در مکبث، معمولا برچسب وقفه کمیک می خورد. اما یونانیان باستان، شکسپیر و دیگر نمایش نامه نویسان کمدی های خود را جدی تر از این ها می پنداشتند. آن ها دریافتند که کمدی وقفه یا مهلت فراغتی در جهان نیست بلکه چشم انداز دیگری به سوی جهان بازمی گشاید، چشم اندازی که درستی آن کمتر از چشم انداز تراژیک نیست. همان گونه که کنراد هایزر می گوید، کمدی بیانگر امتناع سرسختانه از این است که زدن حرف آخر به تراژدی و سرنوشت واگذار شود. این نویسنده سپس برای ورود به بحث ارتباط دین و تراژی و کمدی می گوید تراژدی و کمدی نه تنها به جهان یکسانی می نگرند بلکه هردو گرایش به تمرکز بر سویه پرسش برانگیز این جهان دارند. این جا نیز دوباره با دین پیوند می خورند که آن نیز بر بخش بغرنج تجربه انسانی تمرکز دارد و یک چیز می تواند از لحاظ نظری یا عملی و یا از هردو جهت پرسش برانگیز باشد، و این یعنی که ما یا ما در تطبیق چیزی با تصویر کلی خود از جهان با دشواری مواجهیم، یا در تشخیص این که در برخی موقعیت ها چگونه باید رفتار کنیم. در نگاه مورل هنگامی که چیزها آن گونه که باید روی نمی دهد، راه های زیادی برای واکنش وجود دارد: سرگشتگی، شگفتی، رنجش، خشم، یاس، به بازی گرفتن و تفریح. و تراژدی دربرگیرنده بعضی هیجانات و رفتارها دربرابر ناهمخوانی هاست، مانند خشم و شورش. درحالی که کمدی این پاسخ عکس را در بردارد که زیاد جوش نزن. درواقع کمدی ناهمخوانی ها را همچون چیزی نشان می دهد که می توانیم با آن سر کنیم، حتی می توانیم از آن لذت ببریم. یعنی چنین تفاوت هایی در نگرش می تواند بسیار ژرف باشند و یک دین ممکن است در برابر ناسازگاری ها دربردارنده پاسخی تراژیک، یا کمیک، هیچ یک یا هردو باشد. جان مورل یکی از پرآوازه ترین اندیشمندان در حوزه فلسفه طنز است و افزون بر نوشتن چندین کتاب در این باره، نگارش درآمد طنز در دانشنامه اینترنتی استنفورد نیز به او واگذار شد. کتاب کمدی، تراژدی و دین نوشته جان مورل با ترجمه البرز حیدرپور درآمدی بر خرد شاد در برابر روان تراژیک در ۲۱۸ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۳۳۵۰۰ تومان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.