خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 25 بهمن 1397 ساعت 16:41 http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271277/نابودی-بازار-حلب-سوریه-یکی-حسرت-هایم-ترجمه-کتاب -------------------------------------------------- گفت‌وگو با «خیزران اسماعیل‌زاده» برگزیدگان دوسالانه جایزه کتاب سال اصفهان عنوان : نابودی بازار حلب سوریه یکی از حسرت‌هایم در ترجمه کتاب بود کتابی که کلیشه‌های غربی درباره مفهوم بازار را به چالش می‌کشد -------------------------------------------------- اسماعیل‌زاده می‌گوید: یکی از حسرت‌های شخصی من هنگام ترجمه کتاب که از قضا در اوج جنگ و ویرانی‌های سوریه بود، همین نابودی بازارها از جمله بازار حلب بود. بازار یکی از مراکز اقتصادی و حیات روزمره شهر است. متن : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: کتاب بازار در شهر اسلامی؛ طراحی، فرهنگ و تاریخ مجموعه ای از مقالات است که به مطالعه موردی برخی از بازارهای شاخص جهان اسلام می پردازند. گستره این مطالعه از شامات تا ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس را در بر می گیرد. این مطالعه از منظر معماری بازارها صورت گرفته است و می تواند تصویری از روند تحول بازار در جهان اسلام ارائه دهد. این کتاب را محمد قاری پور دانشیار معماری دانشگاه ایالتی مورگان در بالتیمور آمریکا گردآوری کرده است و خیزران اسماعیل زاده آن را به فارسی برگردانده است. به بهانه ترجمه این کتاب که در بیست وچهارمین دوره دوسالانه کتاب اصفهان به عنوان اثر برگزیده انتخاب شده است، با مترجم کتاب گفت وگویی انجام دادیم که در ادامه می توانید آن را بخوانید: کمی درباره خودتان، سوابق فرهنگی تان و سابقه آشنایی با این کتاب توضیح دهید. چه شد که تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟ رشته تحصیلی من پژوهش هنر است و بیشتر در حوزه هنرهای تجسمی پژوهش و ترجمه می کنم و می نویسم. انتخاب این کتاب برای ترجمه حاصل فعالیت من در گروه پژوهشی معمارنت و با حمایت مادی و معنوی این گروه و طی یک تصمیم جمعی اتفاق افتاد. معمارنت یک گروه مستقل تخصصی است که بر معماری و شهر تمرکز دارد. همکاری من با این گروه در بخش هنرهای تجسمی و بیشتر هنرهای شهری است. مهرداد بهمنی موسس معمارنت کتاب را برای اولین بار به من معرفی کردند. قرار بود برخی مقالات کتاب را گزینش کنیم و برای سایت معمارنت ترجمه کنیم. اما با مطالعه دقیق تر و آغاز کار ترجمه متوجه شدیم که مقالات بسیار خواندنی و مفید و به روز هستند؛ بر حوزه ای تمرکز دارند که هم مورد علاقه گروه معمارنت است و هم در فضای زبان فارسی محتوای زیادی درباره این موضوعات به شکل پژوهشی و آکادمیک تولید نشده است و تصمیم گرفتیم که کل مقالات ترجمه شوند و به صورت کتاب منتشر شوند. معمارنت بسیار علاقه مند است که معماری و شهر را در یک میدان منطقه ای ببیند، پیش تر هم درباره عراق و پاکستان مجموعه مقالاتی تولید شده بود، تمرکز این کتاب بر کشورهای منطقه، گزینش موضوعی مثل بازار و به خصوص پیوند محتوایی مقالات با حوزه های دیگر مثل تاریخ، جامعه شناسی، انسان شناسی و هنر انگیزه ما را برای ترجمه کتاب بالا برد. با نویسنده کتاب مکاتبه شد و پس از تایید و موافقت و بعدها بازبینی ایشان کار ترجمه کتاب آغاز شد و به انجام رسید. در جوامع آکادمیک انگلیسی زبان طی مدت انتشارش، این کتاب تا چه میزان مورد توجه بوده است؟ در این باره اطلاعات دقیق و جزیی ندارم. حقیقتش موضوعی نبوده که پی گیرش بوده باشیم. دلیل انتخاب کتاب برای ترجمه به زبان فارسی اهمیت آن به لحاظ موضوع و کیفیت محتوای آن هم به لحاظ روش شناسی و هم اطلاعات ارائه شده بود. گردآورنده کتاب، هدف از نوشتن آن را کشف پویایی های بازار در سرزمین های اسلامی معرفی کرده است. برای کشف چنین امری از چه ابزارهایی استفاده شده؟ نگاه این کتاب به گذشته بازار است یا اکنون آن؟ منظور نویسنده از پویایی های بازار در واقع پرهیز از نوعی نگاه منحصرا تاریخی یا موزه ای به بازار به عنوان پدیده ای منفعل و تاریخ گذشته است. کتاب کوشش دارد لایه های گوناگون تغییر و تحول بازار از گذشته تا امروز را مدنظر داشته باشد. اینکه هر کدام از این لایه ها چه پیچیدگی هایی از سیاست ، اقتصاد و فرهنگ را به تصویر می کشند. بررسی زمینه مند بازار به معنی توجه آن به نه تنها به عنوان یک عنصر معمارانه در شهر که بررسی نقش آن در ارتباط با باقی حیطه های اجتماعی و سیاسی از گذشته تا امروز است. از این رو بازار در یک بستر فرهنگی اجتماعی و به عنوان یک فرایند همبسته با پویایی های اجتماعی و کالبد شهر دیده می شود. کتاب تا چه میزان مسئله محور به سراغ مقوله پژوهشی خود رفته است و از اساس ایده ای برای گسترش پویایی بازار در جوامع اسلامی ارائه می دهد؟ به طور کلی رویکرد کتاب تحلیل و پژوهشی است و قصد ارایه راه حل مشخص و ایجابی برای مشکلات احتمالی ندارد. هرچند در بسیاری مقالات و ضعیت اکنونی بازار با توجه به مسایل جدید اجتماعی و اقتصادی یا محدودیت های بازار بررسی می شود. از جمله مضامین شاخص در مقالات این کتاب، تحول در طراحی بازارها تحت تاثیر عوامل بیرونی نظیر ورود صنعت و تجارت خارجی است. آیا این مضمون را می توان تم مشترک مقالات کتاب دانست؟ از اساس آیا مقالات این کتاب تم مشترکی دارند و در راستای یک تحقیق مشترک شکل گرفته اند؟ البته نه در همه مقالات، اما این موضوع در بسیاری مقالات مورد توجه نویسندگان بوده است، ولی موضوع اصلی کتاب را نمی توان چالش های اقتصادی بازار و صنعتی شدن یا وضعیت بازار پس از برآمدن مال ها و مراکز خرید جدید دانست. مضامین مشترک مقالات کلی تر است. تاکید بر فرایند در مقابل فرم، و تأکید بر زمینه در برابر محتوا در روش و رویکرد، دیدن بازار در ارتباط با میدان های سیاست و فرهنگ و مذهب و از همه مهم تر پرهیز از ایده ها و مدل های شرق شناسانه چارچوب کلی مقالات را شکل می دهد. از آنجا که به بازار به عنوان موضوع شناخت و پژوهش، مثل بسیاری حوزه های دیگر نخستین بار توسط اروپاییان توجه شد؛ بسیاری از پیش فرض ها و کلیشه های غربیان در مورد شرق یا شهرهای اسلامی به طور تاریخی در مطالعات مرتبط با بازار وجود داشته است. در این رویکردها بازار خصوصیت اصلی و وجه تمایز میان شهرها در دو دنیای اروپایی و اسلامی در نظر گرفته می شد؛ حال آن که در چارچوب های نظری استفاده شده در مقالات این کتاب، بازار بخشی از روند توسعه و یک کیفیت به شمار می آید، نه یک قلمرو فیزیکی. بازار ظرفیت آن را دارد تا راویِ تاریخ توسعه، تغییر و حتی انقلاب در هر جامعه باشد. بر مبنای دستاوردهای پژوهشی این کتاب وجوه اشتراک و تفاوت بازارها در جهان اسلام را چگونه می توان صورت بندی کرد؟ یکی از مهم ترین نکاتی که کتاب بر آن تاکید دارد، توجه به بازار به عنوان یک کیفیت منحصربفرد در هر شهر و پیرو نیازها و اقتضایات محلی هر منطقه است. در بسیاری از مقالات کوشش شده تا تاریخ و کیفیت گسترش بازار به عنوان عنصری خودویژه در یک شهر با توجه به تاریخ خاص همان شهر بررسی شود. این به آن معنا نیست که نمی توان هیچ ویژگی مشترکی میان بازارهای مختلف منطقه یافت. در تمام شهرهای مورد بررسی بازار پیوندهای اساسی با دو نهاد مذهب و سیاست دارد، در تغییرات بنیادین هر جامعه نقش پررنگی ایفا می کند، به طور تاریخی فضایی چندفرهنگی و پذیرنده بوده است -امروز شاید به یک معنا این خصلت کمرنگ تر از هر زمانی باشد-؛ اما نویسندگان کتاب می کوشند به شدت در مقابل پیش فرض های کلیشه ای شرق شناسانه که ویژگی های کالبدی و زمینه ای مشترک را در تمام شهرهای موسوم به شهرهای اسلامی پیدا می کنند، مقاومت کنند و ویژگی های خاص هر بازار را در زمینه خاص خود بدون هیچ پیش فرضی جستجو کنند. خیزران اسماعیل زاده سه مقاله از مقالات این کتاب به بازارهای کشور سوریه اختصاص دارد. یکی از مقالات آن هم به طور ویژه درباره بازار حلب است که جنگ در سوریه آسیب فراوانی به آن رسانده است. آیا تمرکز این کتاب بر نحوه طراحی بازار، می تواند برای شکل دهی دوباره به بازار حلب یاری رسان باشد؟ هدفم از این سوال این است که بدانم به طور دقیق منظور از طراحی که در زیرعنوان کتاب هم بر آن تکیه شده است چیست؟ به شکل کلی منظور از طراحی، بررسی فرم فیزیکی بازار از زمان پدیداری، تغییرات و بازسازی آن در گذشته و تغییرات کالبدی آن در زمان اکنون است. در بسیاری از مقالات تاریخ و نحوه و اثرات بازسازی ها مطالعه شده است. یکی از حسرت های شخصی من هنگام ترجمه کتاب که از قضا در اوج جنگ و ویرانی های سوریه بود، همین نابودی بازارها از جمله بازار حلب بود. تصور اینکه چطور پدیده ای که در طول این همه سال به وجود آمده و قوام یافته و خود را با تمام وضعیت های سیاسی و اقتصادی هماهنگ کرده و از همه اینها گذشته یکی از مهم ترین- اگر نگوییم مهم ترین- مراکز اقتصادی و حیات روزمره شهر است، با جنگی این چنین ویران کننده به کلی نابود شود، حقیقتا دردناک بود. من اطلاعات دقیقی درباره اینکه ویرانی تا چه حد بوده و امروز بازسازی چگونه ممکن است ندارم، اما از اطلاعات کتاب پیداست که مشخصا بازار حلب از دهه های گذشته مورد توجه نهادهای بین المللی بوده است. بازار حلب در سال ۱۹۸۶ به عنوان میراث فرهنگی یونسکو شناخته شده و از بسیاری مطالعات خاص با همکاری نهادهای بین المللی در پروژه های حفاظت و بازسازی خود بهره برده بود. بخش زیادی از این مطالعات تاریخی با تمرکز بر ویژگی های فیزیکی بازار در همین کتاب آمده است. مطمئنا این مطالعات دقیق در بازسازی های احتمالی شهر استفاده خواهد شد. در میان بازارهای ایران، در این کتاب به بازارهای تهران و یزد پرداخته شده است. ویژگی این دو بازار چیست که باعث شده در این کتاب جا پیدا کنند؟ آیا مطالعاتی به همین شیوه در مورد دیگر بازارهای ایران هم صورت گرفته؟ گمان می کنم این انتخاب دلیل خیلی ویژه ای نداشته است و گزینش بر مبنای علاقمندی نویسندگان این حوزه ها رخ داده است. مثلا بازار تهران همیشه برای نقش ویژه اش در تاریخ ایران و تاثیراتش در دو انقلاب مشروطه و انقلاب سال ۵۷ مورد توجه بوده، که نویسنده این مقاله خانم فرمانفرمایان اسناد و بررسی های جالب توجهی را در این زمینه آشکار می کند. به طور کلی بازار در بیشتر شهرهای ایران نقش بسیاری مهمی در شکل دهی به هر شهر و روابط بخش های مختلف آن دارد و در جای خود حتما مورد مطالعه پژوهشگران خواهد بود.