خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 18 تير 1398 ساعت 9:11 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277966/اختلال-وسواس-جبری-دریچه-رمانی-عاشقانه -------------------------------------------------- گزارشی از رمانی که به یک بیماری فراگیر روحی پرداخته است عنوان : اختلال وسواس جبری از دریچه رمانی عاشقانه جان گرین جهنم نوجوانان را به تصویر کشیده است -------------------------------------------------- «تا چشم کار می‌کند لاک‌پشت»، رمانی نوشته جان گرین نویسنده آمریکایی است که داستان زندگی دختری جوان را روایت می‌کند که درگیر اختلال وسواس جبری است؛ مشکلی که خودِ جان گرین سال‌ها با آن دست‌وپنجه نرم کرد. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)وسواس جبری (OCD)، یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط در مورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف پذیری، صراحت و کارایی می انجامد. در این اختلال، افکار وسواس گونه و اضطراب آور و ترس با وسواس های عملی همراه می شود. این وسواس های عملی، کارهایی وسواس گونه هستند که شخص برای کوشش در راه کاهش وسواس های فکری خود انجام می دهد. این رفتارها، تکراری و کلیشه ای و تا اندازه ای غیرارادی هستند. هرچند دلایل ابتلا به اختلال وسواس جبری کاملا شناخته شده نیست، اما مواردی همچون تغییرات جسمی و بدنی، محیط، کمبود سروتونین، سابقه خانوادگی و زندگی پر از استرس، تأثیر زیادی در ابتلا به این بیماری دارد. انعکاس تجربه زیسته جان گرین در یک کتاب کتاب تا چشم کار می کند لاک پشت، رمانی عاشقانه اثر جان گرین نویسنده آمریکایی است که شهره نورصالحی آن را به فارسی ترجمه کرده و پارسال از سوی نشر پیدایش راهی بازار نشر شد. شخصیت اصلی این داستان، هولمزی؛ دختر نوجوانی مبتلا به اختلال وسواس جبری است. جان گرین، خودش از کودکی درگیر این بیماری بوده و یک بار از ترس مسموم شدن، 22 روز لب به غذا نزده و از شدت ضعف در بیمارستان بستری شده است. شهره نورصالحی شهره نورصالحی مترجم اثر، درباره این کتاب و موضوع آن به ایبنا، توضیح داد: این کتاب دو سال پیش در آمریکا به چاپ رسیده و تاکنون چندین ترجمه مختلف از آن در کشور صورت گرفته است. به دلیل علاقه ای که به حوزه روانشناسی داشتم و پیش از این نیز کتاب غلبه بر مشکلات رایج را در این زمینه ترجمه کرده بودم، به ترجمه این کتاب مشتاق شدم. جان گرین؛ نویسنده ای شاخص است که تاکنون آثار ارزشمندی از جمله خطای ستارگان بخت ما را تالیف کرده است. کتاب حاضر نیز اثری بسیار خوب از این نویسنده بوده که به نوعی بازتابی از مشکلی است که خود از کودکی با آن مواجه بود. این مترجم ادامه داد: گرین می گوید نوشتن این رمان تا حدودی به این دلیل بوده که بتواند مشکل را از وجود خودش بیرون بریزد و به عنوان ناظر از بیرون به آن نگاه کند، زیرا حرف زدن درباره این وسواس همیشه برایش دشوار بوده است. او به دلیل تجربه شخصی دردناک و درگیری با اختلال وسواس، توانسته مشکلات اجتماعی و به ویژه عاطفیِ قهرمان داستان و اوج درماندگی او را به خوبی به نمایش بگذارد و تصویر گویایی از تاثیر منفی این بیماری بر زندکی قربانیانش ارائه دهد و از همه مهم تر، با نوجوانان و جوانان مبتلا به این اختلال فکری، همدردی کند و به نوعی به آن ها دلگرمی بدهد. وی درباره اهمیت موضوع این کتاب نیز گفت: این بیماری جهنمی را به ویژه در زمینه های عاطفی و اجتماعی برای قهرمان داستان به وجود آورد و جان گرین به خوبی نشان داد که این مشکل، چقدر می تواند آزاردهنده باشد. پیام نویسنده کتاب این بوده که انسان های زیادی با این اختلال درگیر هستند و به رغم مشکلات فراوان آن، به زندگی با همه فراز و نشیب هایش ادامه می دهند. این کتاب به نوعی کمک به ایجاد امیدواری به نوجوانان درگیر این بیماری و دور کردن وحشت از آن هاست. گرین به زیبایی تنهایی این نوجوان را به تصویر می کشد. این نویسنده را تحسین می کنم که این موضوع مهم را که شاید خیلی از نوجوانان در سراسر دنیا با آن درگیر هستند را در قالبی داستانی و جذاب، مطرح کرده است. محمدعلی گودرزی وسواس، عارضه ای برای هر سن و جنسیتی محمدعلی گودرزی؛ متخصص روانشناسی بالینی و استادتمام دانشگاه شیراز و مدرس کارگاهِ درمان شناختی - رفتاری اختلال وسواس فکری - عملی در گفت وگو با ایبنا، ضمن بیان تعریفی ساده از اختلال وسواس جبری، درباره دلایل شکل گیری و علائم این بیماری که در کتاب تا چشم کار می کند لاک پشت نمود دارد و همچنین برخی راه های درمان و کمک به بهبود این بیماری، توضیحاتی ارائه داد که در ادامه می آید. اختلال وسواس جبری، یکی از اختلالاتی است که تقریبا در هر سنی از کودکی تا بزرگسالی می تواند اتفاق بیافتد و به نظرم ارتباط چندانی هم به جنسیت ندارد. این اختلال به دو گونه است؛ در وسواس فکری، یک سری افکار ناخواسته به ذهن فرد می آید که خودش با آن ها مخالف است و به نوعی با او بیگانه اند. در این وضعیت، شخص با درون خود در جنگ است و سعی می کند به نوعی این افکار آزاردهنده را سرکوب و در برابر آن ها ایستادگی کند. در وسواس عملی نیز فرد برای کاهش اضطراب درونی خود، یک سری اعمال را در موارد مختلف ازجمله بهداشت و نظم تکرار می کند و این تکرار برای او خوشایند است. عوامل پیدایش اختلال وسواس جبری احساس ترس بیش از اندازه از پیامدها، یکی از دلایل تکرار اعمال در اینگونه افراد است، لذا برای مطمئن شدن، بارها عملی را تکرار می کند. عوامل اکتسابی از دیگر دلایل پیدایش این اختلال هستند. ازجمله پدر و مادری که علائم و رفتارهای وسواسی دارند، ممکن است فرزندانشان نیز با الگوگیری از والدین، رفتارها را تکرار کنند. این اختلال مانند همه اختلالات روانی، می تواند زمینه های ارثی هم داشته باشد. البته در زمینه وسواس، احتمال زمینه ارثی بین 20 تا 30 درصد است. اما طبیعتا اگر محیطی که فرد در آن قرار دارد، زمینه ژنتیک را تحریک کند، احتمال آن بیشتر می شود. به همان نسبت اگر فرد در محیطی قرار گیرد که عاری از اضطراب باشد، با آموزش صحیح می توان همین درصد را هم کاهش داد. از دیگر عوامل ایجاد یا تشدید این اختلال، حساسیت های افراد نسبت به عواطف است که از آن به حساسیت اضطرابی تعبیر می شود. در این حالت، شخص بیش از دیگران در برخورد با محرک های محیطی دچار اضطراب می شود و کنترل آن محرک ها برایش دشوار است و لذا سعی می کند از طریق رفتارهای وسواسی، بر این اضطراب غلبه کند. گاهی وسواس، واکنش به محیطی است که فرد در آن زندگی می کند و گاهی این اختلال یک واکنش اجتنابی است. نقش خانواده در تشدید، کاهش یا کنترل وسواس در مواردی خود خانواده به وجودآورنده و یا تشدیدکننده عارضه وسواس هستند. به عنوان مثال مادری را درنظر بگیرید که بیش از اندازه کودک خود را در لفافه می پیچد و مراقبت های افراطی و غیرضروری از او انجام می دهد. لذا این کودک نمی تواند به اندازه کافی، استرس های محیطی را تجربه کند و در برابر آن ها به نوعی واکسینه شود. در نتیجه سعی می کند خود را محافظت کند تا درگیر خطرات و محیط های آلوده نشود. خانواده ضمن حمایت، باید به صورت حساب شده کودک را در برابر برخی استرس ها قرار دهد تا بتواند با آن ها مواجه و تحمل کردن آن ها را یاد بگیرد تا وقتی دچار اضطرابی بزرگتر یا یک عاطفه منفی شد، قدرت مواجه شدن با آن را داشته باشد و آسیب کمتری متوجه او شود. همچنین خانواده ای که کودک وسواسی دارد، نباید مسئولیت اعمال او را بپذیرند و باید اجازه دهند خودش با عواقب آن مواجه شود. همچنین نباید با تحت فشار قرار دادن فرد مبتلا به وسواس، بخواهیم یکباره این عادت و بیماری را از او دور کنیم و انتظار داشته باشیم با این روش درمان شود. این کار نیاز به پروسه زمانی و یک سری ملزومات و همچنین حوصله دارد. در درمان این اختلال، شاید والدین و خانواده به تنهایی نتوانند به فرد کمک کنند و لذا باید از درمانگر کمک گرفت تا با توجه به شرایط بیمار، مراحل درمان انجام گیرد. سعی در جواب گرفتن با زور و اجبار و فشار، در این موارد بیشتر آسیب زا است تا کمک کننده.