خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 29 فروردين 1398 ساعت 9:43 http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/274230/داستان-های-بیدپای-کشف-محمد-روشن-نبوده-برکشیده-پرویز-ناتل-خانلری -------------------------------------------------- ​ابوالفضل خطیبی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: عنوان : «داستان‌های بیدپای» کشف محمد روشن نبوده است/ محمد روشن برکشیده پرویز ناتل خانلری است -------------------------------------------------- ابوالفضل خطیبی،‌ نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات و زبان فارسی معتقد است که صحبت‌های محمد روشن درباره کتاب «داستان‌های بیدپای» صحت ندارد و این کتاب از طریق دکتر عدنان صادق ارزی به دست خانلری رسیده و کشف روشن نبوده است. متن : ابوالفضل خطیبی در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: من صحبت های محمد روشن را قبول ندارم؛ چراکه خود خانلری موضوع کتاب داستان های بیدپای را در مقدمه اش گفته است و دکتر علی اشرف صادقی نیز صحبت های خانلری را تایید می کند. وی ادامه داد: من مطالبی در فیس بوک تحت عنوان صادقیات می آورم که حرف ها و خاطرات علی اشرف صادقی است؛ بنابراین بعد از خواندن صحبت های محمد روشن، مطلبی را در بخش صادقیات منتشر کردم که صحبت های آقای روشن را رد می کند. این پژوهشگر با اشاره به موضوع کتاب داستان های بیدپای و ادعای محمد روشن اظهار کرد: مساله مهم این است که کتاب داستان های بیدپای کشف محمد روشن نبوده است. واقعیت این است که دکتر عدنان صادق ارزی، نسخه شناس و پژوهنده اهل ترکیه که پیش از انقلاب به ایران آمده و مهمان بنیاد فرهنگ بوده است، چندین کتاب فارسی را از ترکیه به ایران می آورد و به بنیاد فرهنگ تحویل می دهد که در آن زمان رئیس آن خانلری بوده است. وی افزود: بعد از این اتفاق خانلری نیز کتاب داستان ها بیدپای را به محمد روشن می دهد که پیش او کار می کرده. اصلا محمد روشن برکشیده پرویز ناتل خانلری است. در آن دوران خانلری یک سری از جوان علاقه مند را دور خود جمع کرده بود و به آنها آموزش می داد و به آنها می گفت که چه کاری انجام دهند و چه کار انجام ندهند و به این شکل این جوانان رشد کردند. خانلری کتاب داستان های بیدپای به محمد روشن می دهد تا روی آن کار کند و تصحیح یاد بگیرد؛ اما بعد از انقلاب که خانلری به زندان می افتد و آزاد می شود، محمد روشن از او شکایت می کند و می گوید که کتاب را من کشف کردم و خانلری از او سرقت ادبی کرده است. خطیبی در توضیح بخش دیگری از صحبت های محمد روشن گفت: من از خبرگزاری کتاب ایران تشکر می کنم که به این مسائل پرداخته است و اصلا ایراد به این رسانه نیست؛ اما کار اشتباه دیگری که محمد روشن در مصاحبه با ایبنا مرتکب شده است، آوردن نقل قولی از یک فرد مرده درباره یک شخصیت فوت شده است. در جایی از این مصاحبه می خوانیم. استنساخ و مقابله و... را من انجام داده بودم. علی رضا حیدری و زریاب خویی شاهد بودند. حتی زریاب خویی گفت این پرویزخان ذاتا دزد است. واقعا بیان این موضوع و نقل از یک مرده زشت نیست؟ وی ادامه داد: الان کدام یک از این دو نفر می توانند از خودشان دفاع کنند؟ بعد از این ادعا چطور باید حقیقت را روشن کرد؟ همه به خاطر دارند که زریاب وقتی خانلری مُرد، آن مقاله درخشان را در وصف او نوشت؛ پس چطور چنین فردی که چنین مقاله ارزشمندی برای خانلری می نویسد و کلی از او تعریف می کند، می آید و می گوید که خانلری دزد است؟ بدون شک اگر زریاب چنین دیگاهی درباره خانلری داشت نه با این لحن اما به شکلی این موضوع را مطرح می کرد. این نویسنده در پایان گفت: اصلا این رسم که استادان بزرگ، دانشجوها را زیر بال و پر خود می گیرند و بعد یک نسخه به او می دهند تا آن فرد زیر نظرشان کار کنند، در فضای ادبیات بسیار مرسوم است و همین الان من خودم هم همین کار را می کنم؛ یعنی دکتر صادقی کتاب به من می دهد و من زیر نظر وی به تصحیح می پردازم و در نهایت کتاب به نام هر دو نفر چاپ می شود. دوستان من نیز چنین وضعیتی دارند و من به آنها نسخه می دهم تا زیرنظرم تصحیح کنند. شایان ذکر است، چندی پیش محمد روشن در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ایران درباره پرویز ناتل خانلری گفته بود: قبل از این که کتاب خانلری را نقد کنم، نسبت به من بسیار بسیار محبت داشت، دلیل این کار هم این بود که کتابی به نام داستان های بیدپای را من کشف کردم این کتاب را انتشارات سخن چاپ کرده است- در چاپ کتاب تاریخ زبان فارسی ایشان هم نقش عمده ای داشتم. بعدا مقاله ای نوشتم با عنوان، انتحال، سخن دزدی را گویند چون کتاب من را به نام خودشان می خواستند به چاپ برسانند. ایشان خانم من را هم می شناخت، پیام داد که با روشن کار دارم، بگویید پیش من بیاید، من هم رفتم دیدم برای همین کتاب داستان های بیدپای پیشگفتاری نوشته و امضاء کرده است: پرویز ناتل خانلری. ما برای استادان مان حریم قائل بودیم ولی در آن زمان من این قدر ناراحت شدم و گفتم یعنی این کتاب را شما تالیف کردید؟! کرامت رعنا حسینی از فضلای شیرازی بود، که نمی دانم چه طور دچار کج فهمی شده بود که بط نر تخم گذاشت! جمله را بد خوانده بود وقتی در این مورد سوال پرسید، خانلری سخت پریشان شد، چرا که کتاب را مطالعه نکرده و نخوانده بود. استنساخ و مقابله و... را من انجام داده بودم. علی رضا حیدری و زریاب خویی شاهد بودند. حتی زریاب خویی گفت این پرویزخان ذاتا دزد است. همین فتح الله مجتبایی که زنده است، شما می توانید از ایشان سوال کنید، ایشان در آن جلسه حضور داشت. پاره ای از استادان این کاره بودند. علی رضا حیدری که ناشر و مترجم بود. بعد از سر اجبار اسم من را اضافه کرد. صبح ها بنیاد فرهنگ کار می کردم، وقتی که بنیاد شاهنامه برپا شد، عصرها به آن جا می رفتم، دکتر عبدالله ریاضی رئیس مجلس بود، -چون با مرحوم مجتبی مینوی هم کلاسی و دوست بود- یکی از ساختمان های مجلس را به بنیاد شاهنامه اختصاص داد که بنده عصرها به آن جا می رفتم. 8 بخش کتاب را از جمله داستان فرود که چندین بار چاپ و منتشر شد در آن جا انجام دادم. تقریبا هیچ اثری از خانلری مال خودش نیست، حافظ خانلری از آغاز تا انجام کوشش مجتبی مینوی بود البته خانلری یک نگاهی هم می کرد. این ها خیلی با هم رفیق بودند، مینوی سمت اداری قبول نمی کرد مدت کوتاهی در بنیاد شاهنامه فردوسی سرپرستی شد. خانلری یک استثمارگر بود، با وجود این که چهار تا ماشین داشت حتی از نظر حقوق و مزایا نیز استثمارگر بود.