خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 11 شهريور 1398 ساعت 10:19 http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280251/نباید-بهانه-تخیل-بازآفرینی-خدشه-ای-مقام-شهدا-وارد -------------------------------------------------- گفت‌وگوی ایبنا با معصومه عیوضی داستان‌نویس حوزه دفاع مقدس؛ عنوان : نباید به بهانه تخیل و بازآفرینی خدشه‌ای به مقام شهدا وارد کرد با شهادت هر مرد، یک زن هم به شهادت می‌رسد -------------------------------------------------- معصومه عيوضی، داستان‌نویس و برنده چندین جایزه ادبی در حوزه دفاع مقدس بر این نکته تاکید می‌کند که نباید به بهانه تخیل و بازآفرینی در آثار داستانی، خدشه‌ای به مقام شهدا وارد کرد. متن : به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، معصومه عیوضی، كارشناس ارشد ادبیات فارسی، نویسندگی را از سال 78 آغاز کرده است. رمان نمایشی برای ندیدن او برگزیده جشنواره ملی کتاب نابینایان در سال 96 شد. فصل خوب خرمالو، عقربه ها خوابشان می آیند، مترسك، رمز عبور و عشق است به آسمان پریدن از دیگر کتاب های اوست. عیوضی برگزیده سومین و ششمین دوره داستان انقلاب، رتبه نخست جشنواره ادبی هشت، برگزیده سه دوره جایزه ادبی یوسف، برگزیده نخستین جشنواره ادبی شاهد، برگزیده سه دوره جشنواره یار و یادگار و برگزیده پنج دوره جشنواره سوختگان وصل بوده است. با معصومه عیوضی درباره بایدها و نبایدهای قلم فرسایی در حوزه ادبیات دفاع مقدس به گفت وگو نشستیم که در ادامه از نظر مخاطبان می گذرد. گیسو بران نام یکی از داستان های كتاب یخ در بهشت شماست. مایلم از خودتان درباره محتوای این داستان،بیشتر بشنوم. موضوع این داستان، انتظار زنی جوان برای بازگشت همسر مفقودالاثرش بعد از 13 سال دوری است؛ انتظاری كه در كنار آداب و رسوم دست و پاگیر، به تلخی اش دامن می زند و قهرمان داستان را رنج می دهد. نام داستان هم برگرفته از همین سنت هاست؛ در یكی از شهرها رسم بر این بوده كه گیسوی زنی كه شوهرش به رحمت خدا رفته را می برند و تا یك سال آن زن حق ازدواج ندارد. داستان واقعی و مستند است؟ خیر. واقعی نیست امادو خاطره در این زمینه خواندم كه با توجه به آن، گیسو بران در ذهن من شكل گرفت. بعد از نگارش، داستان به دست دوستان و همكارانم در انتشارات كتاب جمكران در قم رسید و با اعمال انتقادات سازنده شان، داستان به مرحله چاپ رسید. یكی از ایراداتی كه به آن وارد شده بود، تلخی داستان بود که پذیرفتم و تا حدی این مشکل برطرف شد. گاهی مسئولان و مراکزی که باید مجوز انتشار کتاب حوزه دفاع مقدس را بدهند، خط قرمزهایی برای خودشان دارند که باب طبع نویسندگان نیست. شما با این خط قرمزها موافق هستید؟ من با خط قرمزها موافقم. بر این باورام كه نمی شود هرکس به نام نویسنده و یا ناشر قلم به دست بگیرد و باب طبع خود قلم فرسایی كند. شرافت و احترام و حرمت شهدا در هر حال محترم است. چقدر با این گزاره موافقید که نویسندگان ما هنگام نوشتن در حوزه دفاع مقدس دچار خود سانسوری هستند. یعنی خط قرمزهایی در نوشتن برای خودشان قایل می شوند؟ به نظر من واقعیات را باید نوشت. شهدا هم مثل دیگران، انسان بوده اند، با تمام ویژگی های یک انسان؛ اما نباید به بهانه تخیل و بازآفرینی خدشه ای به مقامشان وارد کرد. شما موافق نوشتن داستان تلخ از دفاع مقدس هستید یا معتقدید که نباید کام خواننده را تلخ کرد؟ آمیختن تلخی با شیرینی باعث می شود هم حقایق گفته شود و هم کام خواننده تلخ نشود. مطالعه كتاب یخ در بهشت را برای نسل های جوان کشور به ویژه دختران چقدر ضروری می دانید. مهمترین پیام یا پیام های کتاب برای این نسل ها چیست؟ مطالعه این کتاب ضرورتی انکارناپذیر دارد. دختر امروزی با خواندن این داستان ها می تواند موقعیت زنان و دختران دوران دفاع مقدس را درک کند. پیام این کتاب بیان فداکاری و ایثار و رنج های غیرقابل جبران زنان و دختران این سرزمین است که در برهه ای از زمان متحمل شدند. درباره نقش زنان در دفاع مقدس زیاد سخن گفته شده است که البته عمده آن مربوط به پشت جبهه و در قالب پشتیبانی از رزمندگانِ خط مقدم جنگ است. بخشی نیز در قالب نیروهای امدادی و گروه های پزشکی در مراکز درمانی و بخش کوچکتری هم در قالب نیروی رزمنده به ویژه در اوایل جنگ است. شما به عنوان یک نویسنده فعال در این حوزه، نقش زنان در دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به اینکه تعدادی از دوستانم همسر شهید هستند، فکر می کنم نقش فرزندپروری که به تنهایی و در اوج مشکلات انجام می گیرد، بسیار ویژه و مهم است؛ فرزندی که با وجود ناملایمات به خوبی رشد کند و پدرش را الگو قرار دهد. فکر می کنید در این سال ها به قدر کافی به نقش زنان در دفاع مقدس پرداخته شده است. چه ظرفیت هایی در این زمینه مورد غفلت قرار گرفته است؟ به نظر من هنوز ذره ای به زنان پرداخته نشده است. با شهادت هر مرد، یک زن نیز به شهادت می رسد. در زندگی هر زن که درگیر جنگ و دفاع مقدس بوده، به اندازه یک رمان هزار صفحه ای حرف وجود دارد. اما با گذشت 30 سال از پایان جنگ تحمیلی، برخی از پدران و مادران شهدا و ایثارگران که خاطرات فرزندانشان را در سینه داشته انتد، از دنیا رفته اند. در این زمینه نیاز به کار فوق العاده و جهادی است و نیاز به یک فراخوان عمومی و یک جهاد همگانی دارد. ثبت تاریخ دفاع مقدس یک کار ملی است و اختصاص به دولت و نهاد و مراکز خاص ندارد. همه موظف به حمایت از این کار ملی هستند. ارزیابی شما از حمایت هایی که از کارهای دفاع مقدسی می شود چیست؟ من بارها گفته ام یک نهاد باید پیدا شود که نویسندگان دفاع مقدس را جمع کند و مثل مدرسه رمان شهرستان ادب کارهای آنان را از طرح تا پایان کتاب پشتیبانی کند و قدم به قدم با آنان پیش برود؛ اما متاسفانه هیچ خبری از این طرح نیست. قطعاً درباره دفاع مقدس نباید به ثبت خاطرات و ساخت مستند اکتفا کرد. رمان و فیلم در این باره می توانند نقش بیشتری هم داشته باشند. چرا ما یک رمان مثل جنگ و صلح تولستوی نداریم؟ به نظر می رسد طرح های بی شماری در ذهن نویسندگان وجود دارد که البته هراس از چاپ نشدن آنها، باعث شده همچنان نانوشته بمانند. شاید یکی از این طرح ها تبدیل شود به رمانی مانند جنگ و صلح. كتاب دیگری در حوزه ثبت خاطرات دوران دفاع مقدس نوشته اید؟ به دلیل اشتغال به کار حتی فرصت گردآوری و ارسال داستان هایم را به ناشران ندارم، اما انشاءالله این کار را به زودی انجام خواهم داد.