خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 9 شهريور 1398 ساعت 8:41 http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280045/فارسی-آموز-روس-ایران-وطن-دوم-عمر-خیام-روسیه-عزیزتر-دیگر-شاعران -------------------------------------------------- در گفت‌وگو با ایبنا عنوان شد: عنوان : فارسی‌آموز روس: ایران وطن دوم من است/ عمر خیام در روسیه عزیزتر از دیگر شاعران است زندگی در تهران را بر آستراخان ترجیح می‌دهم -------------------------------------------------- دو فارسی‌آموز روس در گفت‌وگو با ایبنا از دلایل علاقه‌مندی خود به ایران گفتند و اینکه چرا به یادگیری زبان فارسی روی آورده‌اند. تنوع گویش‌ها در نقاط مختلف ایران از نکات قابل توجه این فارسی‌آموزان است. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)در هشتاد و هفتمین دوره دانش افزایی زبان فارسی بنیاد سعدی که تابستان امسال برگزار شد، حدود 30 فارسی آموز از کشورهای مختلف، ایتالیا، پرتغال، ترکیه، پاکستان، آلمان، بلژیک و روسیه شرکت کردند. از میان این فارسی آموزان که عموما جوان های بیست تا بیست وسه ساله بودند، کریستینا، دانشجوی زبان فارسی دانشگاه ملی آستراخان و دریا خیریه دانشجوی روابط بین الملل دانشگاه ملی مسکو، هر دو از شهر آستراخان روسیه در این دوره شرکت داشتند که در یکی از روزهای حضورشان در ایران با آن ها به گفت وگو نشستیم و درباره حضورشان در ایران و آموزش زبان و ادبیات فارسی گفت وگویی انجام دادیم. دریا خیریه در گفت و گو با خبرنگار ایبنا گفت: من اهل شهر آستراخان از شهرهای جنوبی روسیه و نزدیک به دریای خزر هستم، ولی در حال حاضر دانشجوی سال دوم رشته روابط بین الملل خاورمیانه در دانشگاه دولتی روابط بین الملل مسکو هستم و در مسکو زندگی می کنم. در دانشگاه خودم، به خاطر رشته ام، فارسی دری و تاجیکی یاد گرفتم، اما فارسی دری و تاجیکی با فارسی ایرانی خیلی فرق می کند. در فارسی ایرانی، شما از کلمات عربی استفاده می کنید، اما در زبان دری، کلمات عربی خیلی زیاد نیست. هچنین در زبان دری از بعضی کلمات استفاده می شود که در ادبیات فارسی خیلی قدیم استفاده می شده است. وی در ادامه درباره استادان زبان فارسی خود اظهار کرد: فارسی دری و تاجیکی یکی از دروس اصلی رشته ما است و باید مانند واحدهای دیگر آن را بگذرانیم. ما در دانشگاه روابط بین الملل مسکو برای آموزش فارسی یک استاد روسی و یک استاد افغانستانی داریم. البته استاد روسی ام خیلی با ایران در ارتباط و رفت وآمد است و چند سال در سفارت روسیه در ایران کار کرده، به همین دلیل با زبان وادبیات فارسی ایران هم بسیار آشنا است. فارسی ایران شیرین تر از فارسی دری است دریا در ادامه درباره چرایی انتخاب آموزش زبان فارسی گفت: دلیل اول اینکه من تصمیم گرفتم زبان فارسی ایرانی را یاد بگیرم، این است که پدر من ایرانی است و من هم علاقه زیادی به ایران به عنوان وطن دوم خودم و وطن پدرم دارم. پدر من اهل شهر بناب، نزدیک تبریز است و تقریبا 25 سال قبل به روسیه مهاجرت کرده است. دلیل دوم انتخاب این زبان هم این بود که دوست داشتم در زبان و ادبیات فارسی پیشرفت کنم؛ چون در دانشگاه تقریبا تمام وقت زبان دری و تاجیکی را یاد می گیریم، اما زبان فارسی شیرین تر است. این فارسی آموز روس در ادامه درباره ایران عنوان کرد: من قبل از اینکه به ایران بیایم هم نظر خوبی نسبت به ایران داشتم؛ یعنی خبرها و تصاویر بدی که رسانه ها از ایران نشان می دادند را باور نمی کردم. همیشه مطمئن بودم که مردم ایران نسبت به همه مهربان هستند و راه آن ها برای مردم دیگر که می خواهند زبان شما را یاد بگیرند، خیلی باز است. دریا در ادامه گفت: احساس می کنم این یک ماه که ما برای آموزش زبان فارسی در ایران بودیم، برای بودن با مردم ایران خیلی کم بود و من نتوانستم همه جای آن، حتی شهر تهران را خوب ببینم؛ به همین دلیل فکر می کنم باید خیلی زیاد به ایران بیایم و امیدوارم که بتوانم در دوره زمستان و تابستان آینده بنیاد سعدی شرکت کنم، تا بتوانم هم فارسی را یاد بگیرم هم ایران و مردم شما را بهتر بشناسم. مولانا را دوست دارم اما شعر عرفانی سخت است این دانشجوی روابط بین الملل دانشگاه مسکو درباره آشنایی خود با ادبیات ایران عنوان کرد: از بین شاعران ایرانی، عمر خیام را خیلی دوست دارم و در روسیه هم شعرهای او را می خوانم؛ حتی چند تا از رباعیات او را از حفظ هستم؛ اما در این دوره دانش افزایی بنیاد سعدی، با چند شاعر دیگر ایرانی مثل سعدی، حافظ و مولانا آشنا شدم، که مولانا را خیلی دوست داشتم؛ البته اشعار او چون عرفانی است، خیلی برایم مشکل است. اما وقتی استاد درباره معنی آن ها صحبت می کند و چون حکایت زیاد دارد، خیلی لذت می برم. مجسمه بزرگ عمر خیام در میادین شهرهای روسیه دریا در پایان ضمن تاکید بر اینکه مردم روسیه علاقه خاصی به عمر خیام دارند، گفت: در بعضی از شهرهای روسیه مثل آستراخان مجسمه بزرگ عمر خیام ساخته شده است. وقتی که من در دانشگاهم درباره اسناد مختلف برای تحقیقم با کارمندان مختلف گفت وگو می کردم، دیدم که روی دیواری در ادره اسناد ملی هم شعر عمر خیام نوشته شده بود. آموزش زبان فارسی در دانشگاه گیلان بدون برنامه است کریستینا دیگر فارسی آموز روسی و اهل شهر آستراخان گفت: من دانشجوی ترم چهارم رشته زبان فارسی دانشگاه ملی آستراخان و معلم زبان فارسی هستم و این بار دوم است که به ایران می آیم. هشت ماه قبل برای اولین بار به ایران و شهر گیلان آمدم و سه ماه دانشجوی میهمان دانشگاه گیلان بودم. او ادامه داد: گروه زبان فارسی دانشگاه ملی آستراخان با دانشگاه گیلان یک تفاهم نامه همکاری امضا کرده اند، که طبق این تفاهم نامه، یک سال در میان دانشجویان زبان فارسی دانشگاه آستراخان می توانند برای یادگرفتن زبان فارسی به دانشگاه گیلان بیایند. کریستینا در ادامه عنوان کرد: آموزش زبان فارسی در بنیاد سعدی خیلی با دانشگاه گیلان فرق داشت. در بنیاد سعدی هرچند که مدت آموزش بسیار کوتاه و فشرده بود، اما برنامه ریزی خوبی داشت و کتاب هایی مخصوص آموزش به غیرفارسی زبانان برای ما تدریس می شد، اما در دانشگاه گیلان اصلا این طور نبود و آن سه ماهی که ما در دانشگاه گیلان بودیم، فقط دو کلاس درس داشتیم که یکی از آن ها خواندن شاهنامه بود، که خیلی سخت بود. یا مثلا بیشتر اوقات یا استادها نبودند، یا دانشجوها و خیلی اوقات همان دو کلاس هم برگزار نمی شد. تفاوت گویش ها در ایران عجیب و جالب است او در ادامه درباره تجربه سه ماه زندگی در گیلان گفت: گیلان هم یکی از شهرهای ایران است، اما اصلا فارسی صحبت نمی کنند. زبان آن ها خیلی سخت است و مثل تهران نیست. من از حرف های مردم گیلان در کوچه و خیابان، فقط کلمه نه را متوجه می شدم. من به اصفهان و شیراز هم رفته ام. برایم جالب است که در اصفهان و شیراز هم زبان فارسی که استفاده می کنند با زبان فارسی که مردم تهران صحبت می کنند، خیلی فرق دارد. مثلا شیرازی ها بعضی کلمات را می کشند یا شکسته به کار می برند، اما من متوجه می شوم چه می گویند، ولی زبان مردم گیلان را اصلا متوجه نمی شدم. خیلی جالب است که در کشور ایران در هر شهر زبان مردم با زبان مردم شهر دیگر فرق دارد. دوست دارم در تهران زندگی کنم این فارسی آموز روس در ادامه درباره علاقه خود به شهر تهران گفت: من خیلی زندگی کردن در شهر تهران را دوست دارم. چون من در روسیه در شهر آستراخان که یک شهر کوچک است، زندگی می کنم. در شهرهای کوچک معمولا همه روزهای آدم مثل هم است و هیچ اتفاق جدید و هیجانی ندارد. من به شهرهای مختلف ایران مثل اصفهان، شیراز، همدان و شمال سفر کرده ام و شهرهای بزرگ ایران را دیده ام، با این وجود شهر تهران را بیشتر از همه شهرهای ایران دیدم و دوست دارم چند سال در ایران و شهر تهران زندگی کنم. کریستینا درباره ادبیات ایران هم گفت: ما در دانشگاه آستراخان با بعضی از شاعران کلاسیک ایران آشنا شده ایم. عمر خیام در روسیه و در پیش ما خیلی عزیز است و من بعضی رباعیاتش را از حفظ می خوانم. فردوسی را هم می شناسم. با حافظ، مولانا و سعدی هم آشنا شده ام و دوست دارم بتوانم شعرهای آن ها را درست بخوانم. از شاعرهای جدید هم پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، شاملو را می شناسم، اما خیلی از آن ها کتاب نخوانده ام. این فارسی آموز روس درباره هدف خود از انتخاب رشته زبان فارسی در دانشگاه عنوان کرد: من دوست دارم مترجم زبان فارسی به روسی شوم و به عنوان مترجم در سفارت روسیه در ایران کار کنم، یا در جلسات مهم مترجم باشم.