خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 27 فروردين 1398 ساعت 10:58 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/274123/رشاد-بی-ثباتی-فکری-روشنفکران-نام-متقدم-متاخر-جا-می-زنند-روشنفکری-ایرانی-مجازی-ست-نه-حقیقی -------------------------------------------------- گزارش ایبنا از نشست «تقی‌زاده‌های جدید و وضع منورالفکری در ایران» عنوان : رشاد: بی‌ثباتی فکری روشنفکران را به نام متقدم و متاخر جا می‌زنند/ روشنفکری ایرانی مجازی‌ست نه حقیقی! پارسانیا: جریان روشنفکری در ایران به سرعت طی شده است -------------------------------------------------- حمید پارسانیا می‌گوید: در ایران تجربه روشنفکری یا منورالفکری با غرب متفاوت است چون ما تجربه جابه‌جایی قدرت و گذار از سنت به مدرنیته را نداریم و این مراحل برای کسانی مانند تقی‌زاده رخ نداده و جریان روشنفکری در ایران به سرعت طی شده است. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) لیلا علیزاده: نشست تقی زاده های جدید و وضع منورالفکری در ایران عصر روز گذشته دوشنبه (۲۶ فروردین ماه) در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد. حجت الاسلام حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در این نشست گفت: مسأله ما در این نشست شخص و جریان ها نیست بلکه تعامل جریان ها با یکدیگر و افراد با جریان هاست و اینکه این جریان های روشنفکری چگونه توسط تقی زاده ها کنش ایجاد می کند. به عبارت دیگر ما به دنبال ارایه بیوگرافی شخصی تقی زاده نیستیم بلکه مسأله ما موضع و موقعیت و فرهنگی او در جریان سیاسی و اجتماعی ایران است. در واقع آنچه هویت تقی زاده است فراتر از شخصیت خود او و جایگاهش در تاریخ منورالفکری و تحولاتی که تجربه کرده و نسبتش با دیگر تقی زاده هایی است که او را نمایندگی می کنند. این استاد دانشگاه سپس گریزی به تعریف منورالفکری و چگونه تجربه آن در ایران زد و بیان کرد: در ایران و کشورهایی مثل ما تجربه ای که از روشنفکری یا منورالفکری اتفاق می افتد متفاوت از آن چیزی است که در غرب و موطن اصلی روشنفکری رخ داده است. هرچند گاهی جریانات منورالفکری و تاثیرات آن در کشورهای مثل ما حتی از خود غرب هم پررنگ تر می شود. در غرب منورالفکری دو رقیب دارد؛ یک رقیب که در عرض اوست و دیگری رقیبی که از درون او متولد شده و در طولش است. منورالفکری را معادل روشنگری و روشنفکری می دانید و در ایران این پدیده از صدر مشروطه با همان عنوان منورالفکری جا افتاده است. او ادامه داد: می گویند تولد منورالفکری با اندیشه دکارت و فلسفه او شکل می گیرد و تاکنون چندین و چند نقطه عطف طی کرده و امروز به نوعی شکل پست مدرنیسم به خود گرفته است. یعنی بسیاری از تعاریف منورالفکری این روزها با جریان های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رقم خورده است. رقیب دوم منورالفکری معنای دیگری از روشنگری است که برمبنای عقل شهودی شکل گرفته و طبعا کارکردهای سیاسی و اجتماعی مختلفی دارد. هرچند در ابتدا با آنچه امروز به عنوان لیبرالیسم می شناسیم پیوند خورده بود و بعد در آغاز قرن بیستم رقیب دومش محدوده علم را نیز پشت سر می گذارد و کار روشنفکر فراتر از کار علمی است و دانشمند تعریف می شود و یک جریان انتقادی است که می خواهد فعالیت اجتماعی کند. از این زمان است که روشنفکری با رویکرد چپ سوسیالیستی و عدالت خواهی شناخته می شود. پارسانیا تاکید کرد: ویژگی روشنفکری مدرن آدم هایی است که پای آن جان داده اند و مقاومت کردند و نسل هایی است که اندیشه و نقد را پایه گذاری کرده اند. می توان گفت رقیب دوم منورالفکری و روشنفکری را جهان برای حل مسایلی به وجود آورد که لیبرالیسم باعثش شده بود عملاً از دهه اول قرن بیستم چنین جریاناتی شکل می گیرد و در بلوک شرق و غرب حضور جدی پیدا می کند. اما پس از فروپاشی شوروی ما مجدد با یک جهان تک قطبی مواجه می شویم. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره تجربه منورالفکری در ایران نیز متذکر شد: در ایران تجربه منورالفکری یا روشنفکری تجربه ای متفاوت از آن چیزی است که در غرب اتفاق افتاده؛ مکانیزم این پدیده تضاد با اقتدار و قدرت است ما اساسا در هر فرهنگی با دو سطح فرهنگی مواجه هستیم یکی فرهنگ عمومی و دیگری فرهنگ قدرت و فرهنگی که قدرت می سازد. وقتی فرهنگ عمومی در موضع ضعف قرار بگیرد آسیب پذیر می شود جهان غرب نیز با قدرت و هژمونی که به وجود می آورد نسبت به دیگر فرهنگ ها و تمدن ها چنین جایگاهی پیدا می کند و اگر جامعه ای فرهنگ عمومی خودش آسیب پذیر باشد از این هژمونی نیز آسیب می بیند. او اضافه کرد: اساساً منورالفکری در ایران برخاسته از چنین تضادی نبود بلکه حاصل رابطه جدیدی از اقتدار و قدرت و رابطه با بخشی از جهان است. در کشورهای غیرمدرن پیش زمینه ها، پیش نیازهایی که برای پایه گیری منورالفکری مورد نیاز است عملا به وجود نمی آید. تقی زاده نسل دوم جریان منورالفکری ماست. نسل اول آن کسانی بودند که زودتر از بقیه غرب را دیدند و با این پدیده آشنا شدند مثل میرزا ملکم خان. آن ها سعی کردند فرهنگ بومی به نوعی با فرهنگ مدرن تلفیق و جای سازی شود و همین یک کشاکش و برزخ فرهنگی میان سنت و مدرنیته به وجود آورده است. نسل اول منورالفکری در ایران با دو اقتدار قدرت و هژمونی بوده اما فرهنگ بومی همچنان برایشان جاذبه و قدرت داشته یا اگر خودشان هم درگیر آن نبودند به دلیل قوی بودن فرهنگ عمومی مجبور به پوشش آن بودند. یعنی حتی مبحثی مثل سکولاریسم در اندیشه نسل اول روشنفکری ما چندان محکم پایه گذاری نشد. یعنی ما تجربه جابه جایی قدرت و گذار از سنت به مدرنیته را نداریم و این مراحل برای کسانی مانند تقی زاده رخ نداده و جریان روشنفکری در ایران به سرعت طی شده است. آیت الله علی اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامینیز در این نشست گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی معمولاً با زبان سمبولیک سخن می گویند و از استعاره زیاد استفاده می کنند اخیرا ایشان در سخنرانی خود به صورت سمبولیک تقی زاده را نماد منورالفکری ناقص الخلقه می دانند. تقی زاده در واقع جزو نمادهای منورالفکری ما قلمداد می شود پس اینکه او چه ویژگی هایی داشته و چه مسیری را در اندیشه طی کرده نیز بحث خود را دارد. اما چرا منورالفکری که تقی زاده ها پایه گذارش بودند ناقص الخلقه است. از دید من روشنفکری ایران یک جریان مجازی است نه واقعی و این از خصیصه های جریان منورالفکری عاریتی است که بر ذهن، زبان و سبک زندگی این افراد نیز اثر گذاشته و حتی آن ها را نیز مجازی کرده است. یعنی ما با پدیده جهانی متصل می شویم که هیچ تجربه ای از پیش از آن نداریم و توجه نمی کنیم که آن ها چه روندی را پشت سر گذاشته اند تا به صورت واقعی به مدرنیته برسند. در ایران کسانی پیدا شدند که بدون توجه به اینکه غرب غرب است و شرق شرق و جهان اسلام و مسیحیت با یکدیگر متفاوت هستند آنچه که در غرب اتفاق افتاده عینا اینجا هم پیاده کنیم. رشاد افزود: این مسأله باعث شد که روشنفکران ما حتی مجازی بیندیشند و زندگی کنند و به همین دلیل است که نتوانستند آنقدر که مدعی آن هستند در جامعه ایران تاثیرگذار باشند. از سوی دیگر این مساله باعث شده فرهنگ عمومی، باور، ارزش ها، علم و زبان ما نیز آسیب ببیند و ما به جامعه ای هویت گم کرده شبیه شویم یعنی این ذهن مجازی موضوعی که اصلا مساله جامعه ما نیست و هیچ پیشینه و تجربه تاریخی از آن نداریم، را مساله ما می کند و آنچه خود داریم کم کم تاریخی و سنتی انگاشته می شود مثلا امروز می بینیم فلسفه اسلامی چقدر مهجور واقع شده و صرفا نگاه سنتی به آن وجود دارد. او تصریح کرد: اگر هم می بایست روشنفکری در ایران اتفاق می افتاد باید زمانش فرا می رسید پس حالا اگر ما تعریفی به نام روشنفکری داریم یک روشنفکری ناقص است که یا از بین رفته یا تاثیرگذاری آنچنانی ندارد. یکی دیگر از ویژگی های روشنفکری در ایران بی ثبات اندیشه های عناصر آن است اصولاً ما نمی بینیم که روشنفکران ما بر سر یک مطلب پایدار مانده باشند و بعضا به عقاید پارادوکسیکالی از آنها برمی خوریم در بین این عناصر اگر هم طلبه هایی بودند طلبه های کال بودند که طبق یک قاعده عادت چندسالی درس حوزه خواهنده بودند اما هرگز مسیر و راه را تا انتها نرفتند. این بی ثباتی را به اسم اندیشه متقدم و متاخر معرفی می کنند. هرچند این روشنفکران اگر خوشنام نیستند خوشنما هستند و مخصوصا برای جوانان بی اطلاع جذبه دارند. رشاد در پایان گفت: بیگانه برتربینی در عین خود فریفته بودن از دیگر ویژگی های جریان روشنفکری ماست. یعنی روشنفکران ما به ظاهر ضداستبداد هستند اما به شدت تسلیم استعمار و توجه ندارند که استبداد فرزند استعمار جدید است. مثلا خود تقی زاده به حضور آمریکایی ها در ایران تاکید دارد و از حامیان رضاخان هم بوده است.