خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 5 مهر 1391 ساعت 11:48 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/149980/معيار-عشق-كيفيت-عشق-ورزي -------------------------------------------------- در نشست شهر كتاب مطرح شد عنوان : معيار عشق به كيفيت عشق‌ورزي است -------------------------------------------------- حسين محمودي در نشست «عشق از نگاه مولانا و كركگور» گفت: كركگور و مولانا هر دو براي سنجيدن عشق، به كيفيت عشق‌ورزي و رفتار عاشق مي‌نگرند، زيرا تمامي عاشق‌ها ابراز عشق می‌کنند اما بعدها عده‌اي از آن‌ها به معشوق آسیب می‌رسانند و عده‌اي به پاي عشق خود مي‌ايستند.- متن : به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين نشست عصر ديروز سه شنبه، 4 مهر در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. حسين محمودي، پژوهشگر فلسفه و عرفانتنها سخنران اين نشست بود. محمودي در بخشي از سخنانش به شباهت ديدگاه هاي مولانا و كركگور درباره عشق اشاره و مصداق هايي براي آن ذكر كرد. وي درباره جايگاه عشق در اديان ابراهيمي گفت: در كتاب مقدس عشق به خدا و همسايگان توصيه شده است، همان گونه كه شاهديم عشق در اين اديان جنبه دستوري دارد، در حالي كه عشق دستوربردار نيست. محمودي درباره عشق از نگاه كركگور اظهار کرد: او در كتاب هايشهمچون ترس و لرز عشق را در سه مرحله تقسيم بندي مي كند. وي پيش از توضيح انواع عشق، معيارهاي عشق را توضيح مي دهد. از نظر كركگور اعمال و رفتار يك عاشق است كه ميزان عشق وي را نشان مي دهد و نوع آن را مشخص مي كند. تمامي عاشق ها به معشوق خود مي گويند دوستت دارم، اما بعدها عده اي از آن ها اسيد به چهره معشوق مي پاشند و عده اي به پاي عشق خود مي ايستند. مولانا نيز به كيفيت عشق ورزي توجه مي كرد. اين پژوهشگر نخستین نوع عشق از ديدگاه كركگور را عشق اروس دانست و گفت: اين نوع عشق معطوف به لذت است و عاشق در لحظه زندگي مي كند. او وقتي به معشوقش دست رسي ندارد به خاطره اش دل خوش مي كند. عاشق در عشق اروس به آينده فكر نمي كند و همواره از انتخاب گريزان است، زيرا دايره اختيارات او با انتخاب كردن را محدود خواهد كرد، به همين دليل اين عشق به ازدواج ختم نمي شود. تنها انتخاب او انتخاب نكردن است. وي افزود: او حاضر است در راه رسيدن به عشقش ماجراجويي كند، با رقيبان رقابت كند و شعرها بسرايد. در واقع اين عشق هميشه در فراغ معنا پيدا مي كند و اين عاشق بيشتر احوالات عاشقي اش را دوست دارد تا معشوقش را. نياز جوهره عشق اروس است. محمودي عشق اخلاقي را دومين عشق از نگاه كركگور دانست و گفت: در اين عشق، عاشق به دنبال سعادت دوطرفه است. او از حضور و خوشبختي معشوقش لذت مي برد. زمان براي عاشق اخلاقگرا اهميت دارد، بنابراين انتخاب مي كند و تن به ازدواج مي دهد. اين عاشق با رقبا نمي جنگد، بلكه با چيزي قدرتمندتر از آنان يعني زمان وارد مبارزه مي شود. همچنين او به جاي جنگ با رقباي بيروني با خودش مي جنگد تا براي هميشه وفادار بماند. به قول كركگور هرچند اين نوع عشق برخلاف عشق اروس دست مايه شاعران و هنرمندان قرار نمي گيرد، اما از يك زيبايي دروني برخوردار است كه آن را بر عشق اروس برتري مي دهد. عشق والدين به فرزندان و همچنين عشق به اموري مانند عدالت و آزادي نيز از نوع عشق اخلاقي اند. عاشق در اين نوع عشق، وفادار است و طلب وفاداري مي كند. وي به عشق ديني اشاره كرد و گفت: عاشق در عشق ديني وفادار است، اما طلب وفاداري نمي كند. در اين عشق، انحصارطلبي و حسادت وجود ندارد. عاشق در عشق ديني ازدواج نمي كند و به دليل عشق به امر نامتناهي كه خداوند است، معشوقش را ترك مي كند و به ازدواج تن نمي دهد. كركگور نيز درگير همين نوع عشق بود و به خاطر عشق به خداوند نامزدش را رها كرد و با او ازدواج نكرد. عاشق ديني به دنبال نفي فراموش كردن خود است، زيرا او در حال عبور از خويشتن است نه به دنبال سعادت و لذت. در عشق ديني، احساس و وظيفه باهم جمع مي شوند. وي افزود: از نظر كركگور ما در زندگي نقش هاي مختلفي را بر عهده داريم، يكي از ما فقير است و يكي غني، يكي پزشك است و ديگري درودگر. به نظر او اين ناهمانندي ها همه اعتباري اند و هنگامي كه پرده مي افتد برابري همه آشكار مي شود. همه در برابر خدا يكسان اند. كركگور توصيه مي كند مراقب باشيم كه جامه هاي نمايش مان را آن قدر سفت نبنديم و هويت مان را با لباس مان اشتباه نگيريم. محمودي در پايان گفت: كركگور معتقد است عشقي كه به همگان تعلق مي گيرد ريشه در لطف و فرمان الهي دارد. كركگور و مولانا عشق انسان به انسان را نفي نمي كنند، بلكه معتقدند كه براي رسيدن به عشق الهي بايد راه را از عشق اخلاقي آغاز كرد.