خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين استان‌ها :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/Province Thu, 18 Oct 2018 17:40:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 18 Oct 2018 17:40:57 GMT استان‌ها 60 یکی از بهترین نویسندگان شهرمان شاگرد مغازه شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266403/یکی-بهترین-نویسندگان-شهرمان-شاگرد-مغازه-شده مظفر سالاری نویسنده و مولف یزدی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آخرین داستان‌ها و کتاب‌هایش گفت: امسال رمان «دعبل و زلفا» را به‌نشر چاپ کرد و به مسابقه گذاشت که به چاپ سی‌ام رسید. مجموعه‌ داستانی دیگری را در یزد به چاپ رساندم که «گوهر شب چراغ یزد» نام داشت و روایتی از زندگی یک روحانی تراز و الگوی یزدی به نام آشیخ غلام‌رضا که شصت سال از درگذشت‌ش می‌گذرد و یاد و نامش هنوز حضوری پررنگ در این شهر دارد است. این کتاب به سفارش کنگره بزرگداشت این عالم ربانی نوشته شد. آشیخ غلامرضا علاوه بر جنبه‌های علمی و عرفانی، بسیار مردمی و ساده‌زیست بوده است. همچنین مجموعه داستان دیگری کار کردم به نام «قصه‌های من و ننه‌آغا» که جلد اولش پارسال توسط کتابستان چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت. جلد دوم را تحویل ناشر داده‌ام و جلد سوم را مشغولم. افسوس که به علت گرانی کاغذ و مشکلات دیگر نشر، جلد دوم چاپ نشده و جلد اول نیز با توقف چاپ مواجه شده است. کتابستان همان ناشر موفقی است که رمان «رؤیای نیمه شب» مرا چاپ کرد و به چاپ هفتادم رسید. «قصه‌های من و ننه‌آغا» در باره یزد و ارزش‌هایی بومی و فرهنگی است که سبک‌های زندگی غیر بومی و وارداتی در حال تخریب آن است. این نویسنده سپس در پاسخ به این پرسش که حالا که مدتی است از قم به شهرتان یزد برگشته‌اید. وضعیت کتاب و اهل‌قلم در یزد را چگونه ارزیابی می‌کنید؛ بیان کرد: ناخوش‌ احوال است. ما از این گله می‌کردیم که شغل نویسندگی به رسمیت شناخته نشده و حقوق نویسندگان مراعات نمی‌شود که به گرانی‌های اخیر خوردیم و وضع کتاب و تولید کتاب به بدترین وضع ممکن رسید. در وضعیت‌های بحرانی، اولین ضربه‌ها به فرهنگ وارد می‌آید؛ فرهنگی که در حالت عادی هم اوضاعش نابسامان است. من یک سالی است بیکارم و بیمه‌ام قطع است. اگر هم بمیرم کسی خم به ابرو نمی‌آورد. وضعیت بقیه هم همین است. یکی از بهترین نویسندگان شهرمان شاگرد مغازه شده است. من هم اگر یک آسیاب‌برقی داشتم شروع می‌کردم به تولید قاووت. این در حالی است که یزد، هنرمندان، نویسندگان و شاعران خوبی دارد. وضعیت کتاب و اهل‌قلم در شهرستان‌ها آسیب‌پذیرتر از وضعیت در تهران و قم است. وقتی سر همه به مشاجرات سیاسی و باندبازی و تکاثر گرم است، اگر بدتر از این هم به سر اهل‌قلم بیاید، جای تعجب ندارد. فرهنگ گرچه بستر و زمینه‌ساز و زیربنای فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی است، اما وقتی نبضش در دست سیاست و اقتصاد قرار می‌گیرد، به این حال و روز می‌افتد. باید کاری می‌کردیم که فرهنگ و هنر، خودکفا، خودگردان و بیرون از دایره پس‌لرزه‌های اقتصادی و سیاسی قرار گیرد که چنین نکردیم و چوبش را می‌خوریم. سالاری که به عنوان یک داستان‌نویس دینی شناخته می‌شود و غالب آثارش در حوزه دینی است. در ارزیابی‌اش از تولیدات در این حوزه و میزان استقبال مخاطبان اظهار کرد: هنر دینی از نظر من هنری است که هنرمند دین‌باور آن را پدید آورده باشد؛ هرچند موضوعش الزاماً گزاره‌ای دینی نباشد. هنر ضددینی یا غیردینی آن است که فردی غیرباورمند آن را پدید آورده باشد؛ هرچند موضوعش درباره پیامبر باشد. نمونه افراطی‌اش «آیات شیطانی» است. زمانی که با نگاهی برون‌دینی به سراغ گزاره‌های درون‌دینی می‌رویم، کارمان دینی نخواهد بود. من با این نگاه که اثر دینی یعنی اثری که تنها موضوعش دینی است، مخالفم و چنین تولیداتی را با تردید ارزیابی می‌کنم. مردم جهان دوست دارند ببینند نگاه، بینش، جهان‌بینی و باور یک نویسنده یا شخصیت داستانی چگونه است. صِرف دم زدن از مفاهیم و موضوعات و نشانه‌های دینی کارساز نیست. باید کاری کنیم که مخاطب بگوید من این نگاه را دوست دارم.  وی تصریح کرد: اکثر کارهای دینی ما از آن نوع است که نمی‌پسندم و مصرف درون‌دینی دارد. نوعی را که من دوست دارم و توصیه می‌کنم هم مصرف درون‌دینی دارد و هم برون‌دینی. او افزود: پس از انقلاب، آثار داستانی فراوانی نوشته شد که صرفا موضوعشان دینی بود و از سایر مؤلفه‌ها بی‌بهره بودند و لذا مخاطب، تأثیر و ماندگاری نداشتند. یکی از مولفه‌های لازم این است که داستان دینی اولا و بالذات باید داستان باشد و جذاب. شاید امثال مولوی معتقد بودند که داستان، تنها محملی است برای بیان گزاره‌های دینی یا اخلاقی یا فلسفی. به نظر من داستان خودش موضوعیت دارد؛ یعنی نوعی نگاه است. داستان نوعی نگاه زیبایی‌شناسانه است به جهان با چاشنی احساس، خیال و جذابیت قصه و روایت. من تلاش دارم خودم را از داستان ـ محملی جدا کنم و بروم سراغ داستان ـ نگاهی. لازمه این رویکرد، شناخت درست داستان است و مهارت در کاربرد آن. به نظرم اگر به این سمت حرکت کنیم، مخاطبان جهانی نیز خواهیم داشت. خالق رمان «دعبل و زلفا» سپس با اشاره به اوضاع کتاب و داستان کودک و نوجوان نیز متذکر شد: یادم است سال ۷۲ که برای مجله سلام‌بچه‌ها سیاست‌گذاری می‌شد، این سؤال مطرح بود که مجله برای بچه‌های خانواده‌های متدین کار شود یا برای عموم بچه‌ها. قرار بر این شد که مجله مطالب معارفی داشته باشد؛ اما بیشتر حجم مجله طوری عمومی باشد که همه استقبال و استفاده کنند. قسمت معارفی دارای مطالب صرفا دینی بود شامل تاریخ اسلام، سیره معصومین، موضوعات قرانی، احکام و ... قسمت غیر معارفی، درباره آیات آفاقی و انفسی بود بدون آنکه بر جنبه‌های دینی‌اش تأکید شود. تجربه موفقی بود و ما در آن مقطع از هر قشری مخاطب داشتیم. من طوری داستان می‌نوشتم که وقتی عکسی از من با لباس روحانی در مجله چاپ شد، خوانندگان تعجب کردند که من طلبه‌ام؛ در عین حال که هرچه نوشته بودم سالم و سازنده و بدون تخریب بود. کتاب‌هایی داستانی نوشته می‌شود که می‌خواهد موضوعی اخلاقی را به بچه‌ها تزریق کند. بچه‌ها معمولا این نوع آثار را پس می‌زنند. به گونه‌ای نوشته نشده که مخاطب، موضوع یا درون‌مایه را بپذیرد و جذب کند. این نویسنده تاکید کرد: آیه‌های ۱۱۱ سوره یوسف و ۱۲۰ سوره هود به عبرت‌آموزی و موعظه‌گری داستان اشاره دارد. عبرت یعنی سرگذشتی که مخاطب بتواند از ظاهرش عبور کنند و به باطنش برسد، تا سرگذشتی عمقی و لایه‌هایی نداشته باشد، عبرت‌انگیز نیست. موعظه یعنی سرگذشت یا کلامی که دل‌ها را برای پذیرش حق، نرم و آماده کند. داستانی موعظه است که بتواند مخاطب را با خود همراه کند و بر او تأثیر بگذارد. در همان آیه ۱۲۰ سوره هود به دو ویژگی دیگر سرگذشت‌های قرآنی اشاره کرده که آرامش‌بخش و یادآور است. داستان باید مخاطب را از دریای اضطراب و تشویش عبور دهد و به ساحل آرامش و استواری برساند. انسان ممکن است چیزی را بداند؛ اما درباره آن دچار نسیان یا غفلت شده باشد. داستان یادآوری هنرمندانه حقایقی است که در گذر زندگی ممکن است در ذهن و دلمان کمرنگ شده باشد. اگر چنین داستان‌هایی بنویسیم، علاوه بر مخاطبان داخلی، دیگران نیز با داستان‌هایمان ارتباط برقرار خواهند کرد. خودشان می‌آیند داستان‌هایمان را برای ترجمه می‌برند و منتظر نمی‌مانند که ما آن‌ها را برایشان ترجمه کنیم. سالاری اظهار کرد: در این اوضاع بحرانی اقتصادی باید جلوی کتابسازی دینی را گرفت و تنها به داستان‌هایی اجازه چاپ داد که اولا داستان باشند و جذاب و ثانیا به نیازهای واقعی مخاطبان کودک و نوجوان پاسخ دهند؛ نیازهای عاطفی، زیباشناسی، معرفتی، اخلاقی و هیجانی. معنی حرفم این است که هنوز از آنچه گفتم فاصله داریم و به علت نارضایی مخاطبان، گرایش به ترجمه زیاد است. او در پایان درباره تجربه‌اش به عنوان یک روحانی که در حوزه داستان‌نویسی نیز مشغول است گفت: شاید تحت‌تأثیر قصه‌های ننه‌آغام به داستان علاقه‌مند شدم. از دبستان عضو کانون پرورش فکری شدم و توانستم به فراوانی داستان بخوانم. بعدها شروع کردم به محاکات و نوشتن چیزهایی که خوانده بودم. دفترهای داستان نوشتم و به دوستانم هدیه دادم. بعد نوبت رسید به روزنامه دیواری و تهیه بولتن و شرکت در مسابقات و فرستادن کار برای مجلاتی مثل پیام شادی و کیهان بچه‌ها. پس از پایان دبیرستان، دانشگاه‌ها بسته بود و به دلیل علاقه، به حوزه رفتم و پس از چهار سال راهی قم شدم و سال ۶۸ و ۶۹ در برخی کلاس‌های ادبی و هنری دفتر تبلیغات شرکت کردم و کتابدار کتابخانه ادبی هنری آن‌جا شدم. سال ۷۱ همکاری با سلام‌بچه‌ها را شروع کردم و این‌جا بود که داستان‌نویسی را جدی گرفتم. ابتدا برای مجله می‌نوشتم و چندی بعد به کتاب هم فکر کردم. ]]> استان‌ها Wed, 17 Oct 2018 07:18:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266403/یکی-بهترین-نویسندگان-شهرمان-شاگرد-مغازه-شده با جایزه جمالزاده به استقبال صدمین سال داستان‌نویسی ایران می‌رویم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266500/جایزه-جمالزاده-استقبال-صدمین-سال-داستان-نویسی-ایران-می-رویم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قرار است نخستین دوره جایزه جمالزاده با دبیری علی خدایی و با حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری اصفهان در زمستان امسال برگزار شود. این جایزه که به نام «محمدعلی جمالزاده» نام‌گذاری شده است در دو بخش داستان کوتاه و زندگی‌نگاره‌های اصفهان برگزار می‌شود. به همین بهانه گفت‌وگویی داشتیم با علی خدایی دبیر این جایزه ادبی و نویسنده ساکن اصفهان «کتاب آذر» و از جرئیات برگزاری این جایزه پرسیدیم.  آقای خدایی حلقه اصلی تصمیم‌گیری برنامه‌ریزی برای برگزاری جایزه محمدعلی جمالزاده چه کسانی بودند؟ نباید در جوابتان بگویم «من» چون «ما» در اصفهان حلقه‌های متفاوت ادبی و فرهنگی و داستان‌نویسان زیادی بودیم که مدت‌ها مشتاق برگزاری یک جایزه ادبی در اصفهان بودیم. در همه شهرهای مهم حداقل یک جایزه ادبی برگزار می‌شود و حتی این جایزه‌ها در شهرهای کوچک‌تر هم در حال برگزاری است. همین‌طور می‌بینیم مسابقه‌های داستان‌نویسی زیادی در شهرهای کشور طبق تقویم‌هایی که نهادها و اداره‌ها دارند با موضوعات و تم‌های خاص برگزار می‌شود و سهم اصفهان از جریان‌های ادبی کم و گذرا بود. همه ما این ایده و فکر مشترک را داشتیم که کاش در شهر اصفهان هم جایره ادبی  و فرهنگی‌ای برگزار شود.                            علی خدایی درواقع  همه ما هنرمندان اصفهانی به نوعی منتظر روشن شدن چراغی بودیم. با این حال چندسالی بود که برگزاری چنین جایزه‌ای به نقطه مشترک و اولویت نمی‌رسید. خوشبختی این بود که همزمان با برپایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان و همنشینی ما در بخش داوری فیلم «زاون قوکاسیان» این ایده مطرح شد و در شهرداری اصفهان هم از آن استقبال شد و این جایزه ادبی شکل گرفت. نقش علی خدایی به عنوان نویسنده در شکل‌گیری جایزه‌ای به نام «محمدعلی جمالزاده» و فضای پر روح ادبی این روزهای اصفهان چیست؟ من اصفهان را بسیار دوست دارم و خیلی از زندگی‌نگاری‌هایم هم درباره اصفهان است. هرچیزی که به داستان اصفهان کمک کند از آن استقبال و با آن همکاری می‌کنم. شاید نقش من در این جایزه ادبی هم همکاری و همفکری برای برگزاری‌اش بوده است. چرا جایره محمدعلی جمالزاده چرا کس دیگری نه مثلا بهرام صادقی یا گلشیری یا بزرگان دیگر اصفهان البته نام گلشیری را به عنوان مثالی از نویسندگان آوردم... بعضی از این جایزه‌های ادبی اکنون متوقف شده‌اند بعضی هنوز وجود دارند. ولی در ورودی آن جایزه‌ها هرگز بسته نشده است. جایزه گلشیری و صادقی هست و هیچ کدام از ما به عنوان تمام شده به آن جوایز و نام‌های بزرگ نگاه نکردیم. دلیل اصلی انتخاب جمالزاده هم این بود که جمالزاده شخصیتی چندوجهی است. معتقدیم که او اولین داستان ایرانی امروزی را نوشته،کتاب ترجمه کرده، درباره اقتصاد نوشته است، خاطره‌نویسی دارد و... همه خاطرات‌اش از کارهایش است و یکجورهایی اصفهان در همه کارهایش وجود دارد. نقش اصفهان در جایزه جمالزاده چیست؟ این جایزه چون در اصفهان است ما از نام مبارک جمالزاده برای اصفهان استفاده می‌کنیم که سابقه ادبی و تاریخی طولانی دارد و در جهان مشهور است. از همه جای دنیا برای دیدن جمالزاده می‌آیند و در نقطه نقطه اصفهان عکس و خاطره دارند و همچنین مهم‌ترین دلیل اینکه جمالزاده اصفهانی است. اصفهان شهری است که هم دیروز را دارد و هم امروز را و افق‌های فردا در آن پیداست و نام جمالزاده نامی در حد بزرگی نام اصفهان است. ما چند سال دیگر به صدمین سال داستان‌نویسی در تاریخ ادبیات ایران می‌رسیم که با جمالزاده اصفهانی آغاز شده است. همچنین من فکر می‌کنم که اصفهان به شدت درحال تغییر است نسبت به زمانی که شاردن،تاورنیه و ریچاردز و خانم دیالافوا به اصفهان آمدند. ما باید درباره این اصفهان، اصفهان خودمان بنویسیم و به یادگار بگذاریم. داوران این جایزه چطورانتخاب می‌شوند؟ نگاه ما این بود که داوران فقط اصفهانی نباشند و از شهرهای محتلف داوران متفاوتی را انتخاب کردیم. داوری‌ها در دو مرحله است و بخش‌های جداگانه دارد اما تمام گروه‌های داستان‌نویسی اصفهان در داوری ما شرکت می‌کنند و داستان‌های منتخب را برای مرحله بعدی انتخاب می‌کنند. اینکه اغلب انجمن‌های داستان‌نویسی که در زمینه داستان فعالیت می‌کنند در برنامه باشند ایده اولیه ما بود. بحث اصلی بحث داستان است. ما نویسندگان خوبی داریم که داوری‌های درخشانی دارند. تمایز جایزه جمالزاده با دیگر جایزه‌های ادبی که درحال برگزاری است، چیست؟ جایزه‌های ادبی که در حال حاضر برگزار می‌شوند بیشتر به کتاب‌های چاپ شده جایزه می‌دهند اما ما به داستان‌نویس‌های آماتور و حرفه‌ای و همه کسانی که به زبان فارسی می‌نویسند جایزه می‌دهیم. چرا اسم جایزه «جمالزاده» است و «جایزه ادبی جمالزاده» نیست؟ این جایزه برای همه فارسی‌زبانان و در بخش‌های مختلف با توجه به چندوجهی بودن شخصیت جمالزاده برگزار می‌شود. درواقع شعار ما این است که برای همه کسانی که به زبان فارسی داستان می‌نویسند جایزه‌ای برگزار کنیم. این جایزه امسال در دو بخش داستان و زندگی‌نگاره برگزار می‌شود. سال بعد بخش‌های دیگری هم به آن اضافه می‌شود. برای همین نامش را نگذاشتیم جایزه ادبی جمالزاده و نام جایزه جمالزاده است. در حال حاضر چه کتابی می‌خوانید یا دقیق‌تر بپرسم علی خدایی از چه کتاب‌هایی لذت می‌برد؟ اخیرا فقط جمالزاده می‌خوانم و فکر می‌کنم حالا که جمالزاده می‌خوانم باید دوباره به عقب برگردم و داستان‌های ایرانی را از نو بخوانم. به این فکر می‌کنم که چه نویسنده‌هایی را در طول عمری که گذشت ندیدم و باید تا فرصت باقی است فقط کتاب خواند. با توجه به اعلامیه اعلام وجود جایزه جمالزاده، این جایزه در بخش داستان کوتاه دو بخش اصفهان و آزاد در نظر گرفته شده است. در بخش اصفهان داستان‌ها می‌بایست با عناصر مرتبط با اصفهان پیوند داشته باشد و از ویژگی‌های تاریخی، جغرافیایی اماکن، نمادهای شهری، زیارتی، سبک زندگی مردم اصفهان و ... استفاده داستانی کرده باشد. در بخش آزاد نیز آثار باید محصول کار خلاق نویسندگان به شمار بیاید. همچنین در بهخش زندگی‌نگاره‌های اصفهان نیز آثاری داوری خواهد شد که شامل روایت‌های واقعی از تجربه‌ زندگی در اصفهان یا سفر به اصفهان که در قالب ادبی ناداستان نوشته شده باشند. براساس فراخوان این رویداد ادبی برای شرکت در آن آثار ارسالی نباید در هیچ کتاب، مجله، رسانه مکتوب، فضای مجازی منتشر و یا در مسابقه‌ای برگزیده شده باشد و باید حداکثر تا ۵۰۰۰ کلمه حجم داشته باشند. همچنین هر نویسنده می‌تواند در هر بخش حداکثر با یک اثر شرکت کند. آثار برای شرکت در این جشنواره می‌بایست تا تاریخ ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۷ در قالب فایل Word و قلم Nazanin ۱۴ در فرم ثبت‌نام بارگزاری شود. این رویداد همچنین برای برنده اول هر بخش ۸۰ میلیون ریال، به برنده دوم هر بخش ۵۰ میلیون ریال، برای برنده سوم هر بخش ۳۰ میلیون ریال اهدا می‌کند و جایزه ویژه هیئت داوران نیز۳۰ میلیون ریال تعیین شده است. ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266500/جایزه-جمالزاده-استقبال-صدمین-سال-داستان-نویسی-ایران-می-رویم