خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين اندیشه و علوم اجتماعی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/social Thu, 13 Dec 2018 23:57:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 13 Dec 2018 23:57:09 GMT اندیشه و علوم اجتماعی 60 محدثی: نگاه موسی صدر در بسیاری موارد به دین خام است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269052/محدثی-نگاه-موسی-صدر-بسیاری-موارد-دین-خام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «زیست مؤمنانه در جهان امروز از نگاه امام موسی صدر» عصر روز چهارشنبه ۲۱ آذرماه با سخنرانی حجت‌الاسلام محمدرضا زائری و حسن محدثی در سالن آمفی‌تئاتر دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد.  تلاش امام موسی صدر این بود که به راه میانه برسد  این نشست در حالی آغاز شد که با استقبال بسیار خوب مخاطبان همراه بود. حجت‌الاسلام زائری در ابتدا با طرح این سوال که آیا اساساً دین‌داری در دنیای امروز امکان‌پذیر است یا خیر؟ گفت: دو گروه تلاش می‌کنند مؤمنانه‌زندگی‌کردن را حتی ناخودآگاه غیرممکن جلوه دهند؛ یک گروه افرادی هستند که دین را سخت جلوه می‌دهند و آن را به مناسک تقلیل می‌دهند اما گروه دیگر افرادی هستند که تضاد بین دین و زندگی طبیعی را نشان می‌دهند. وی ادامه داد: تلاش امام موسی صدر این بود که به راه میانه برسد و پیام آسمان را با نیاز زمین پیوند دهد، نکته مهمی که درباره شخصیت ایشان مغفول است، این است که خاستگاه ایشان، فقاهت و اجتهاد بود، او مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی و شهیدبهشتی از موضع یک روشنفکر امروزی صرفاً این حرف‌ها را نمی‌زند، بعضی فکر می‌کنند اگر ایشان را صرفاً یک نواندیش جذاب و دوست‌داشتنی معرفی کنند، کار درستی می‌کنند در حالی که امام موسی صدر اگر به کلیسای سن جوزف می‌رفت و برای نخستین‌بار در تاریخ مسیحیت، موعظه روزه مسیحی را ارائه کرد، این از موضع روحانیت و فقاهت بود، از موضع یک شخصی سیاسی نبود. زائری با بیان اینکه امروز در فضایی زندگی می‌کنیم که حتی روحانیون بزرگوار ما گاهی بدون اینکه حواسشان باشد، آن‌قدر دینداری را سخت جلوه می‌دهند که مردم بی‌خیال دین شوند! و این‌قدر احتکارگرانه معارف دینی و ارتباط دینی را منحصر به خود می‌کنند که دیگران خیال می‌کنند راه معنویت فقط همین است گفت: به همین دلیل است که روز به روز فاصله بین انسان واقع‌گرای مدرن با معارف و باورهای دینی بیشتر می‌شود.  سخن‌گفتن از زیست مؤمنانه بسیار دشوارتر از عصر موسی صدر است حسن محدثی نیز در ادامه نشست با رویکردی انتقادی نسبت به برخی اندیشه‌های امام موسی صدر سخن گفت و افزود: ایشان می‌گوید باید در زندگی مؤمنانه زیست اما به اعتقاد من نگاه موسی صدر در بسیاری از موارد به دین، خام است. به علاوه اینکه بر خلاف نظر آقای زائری در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که تفاوت‌های زیادی با زمانه موسی صدر وجود دارد. اجازه بدهید تعبیر امام را به کار نبرم چون باید نگاه نقادانه داشته باشیم و این اوصاف و القاب به مرور راه نقد را می‌بندد! من به شخصیت ایشان علاقه دارم و دو مقاله موسی صدر مظهر دین سبز و دین و صلح را درباره ایشان تألیف کرده‌ام اما تصور می‌کنم که موسی صدر در بحث‌های خود آرمان‌گرایی دینی دارد که در آن حضور واقعیت‌های تاریخ اسلام کم‌رنگ است، فجایعی که به نام دین در تاریخ رخ داده، مورد اشاره او قرار نمی‌گیرد و این سؤال که این فجایع چه قدر از فرهنگ دینی نشأت می‌گیرد، مورد غفلت واقع می‌شود. به گفته این استاد جامعه‌شناسی، اگر چه موسی صدر نگاه نقادانه به دین دارد و این در آن دوران بسیار ارزشمند است، اما این نقادی کم است و باید به‌روز شود. یکی از دلایل خام‌بودن بعضی اندیشه‌های موسی صدر، انسان‌شناسی آرمان‌گرایانه اوست که می‌گوید انسان فطرتاً به آسمان و خدا گرایش دارد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که این باورهای دینی به شدت مورد مناقشه است و سخن‌گفتن در باب دین و زیست مؤمنانه بسیار دشوارتر از عصر موسی صدر است. امروز نظام معرفتی دینی و فقه دچار بحران جدی است اما این در اندیشه موسی صدر نیست و شاید نمی‌توانست باشد. وی با بیان اینکه باور به اسلام در موسی صدر عمیق است ادامه داد: برخلاف ۹۹ درصد عالمان مسلمان، موسی صدر جزء شخصیت‌هایی است که اعمال را ملاک قرار می‌دهد و معتقد است که ایمان در اعمال آدمی ظاهر می‌شود. این قسمت از اندیشه موسی صدر بخشی است که می‌توان به آن تکیه کرد، بنابراین اعمال موسی صدر از اندیشه‌های او جلوتر بود. او تأکید فوق‌العاده‌ای بر عمل صالح دارد و اینکه اساساً آموزه‌های دینی موقعی ارزشمند هستند که مدخلیت اجتماعی داشته باشند. اگر بخواهیم در جهان جدید مؤمنانه زیست کنیم و از مؤمنانه‌زیستن دفاع کنیم، همین بخش از آرای موسی صدر است که عمل را بر اعتقاد ترجیح می‌دهد. محدثی گفت: در خاموشی، سکوت و بی‌ادعایی به عمل صالح پرداختن، برگ برنده‌ای است که شاید بتواند مؤمنانه‌زیستن را در دنیای امروز محقق کند. اختلاف با امام موسی صدر به دلیل واقع بینی او بود زائری در این بخش از نشست که به صورت گفت‌وگویی ادامه یافت، در پاسخ به محدثی عنوان کرد: خواهش می‌کنم از موضوع بحث منحرف نشویم، بحثی مثل بن‌بست فقه در دنیای امروز، موضوع مستقلی است که باید جداگانه به آن پرداخت. نکته دوم اینکه تنها چیزی که در مورد امام موسی صدر نمی‌توان به کار برد، آرمان‌گرایی است. به عنوان شاگرد و برادر کوچک‌تر از دکتر محدثی می‌خواهم که بر اندیشه‌های امام موسی صدر وقت بگذارند و مطالعه کنند، شاید به هرکسی بشود گفت آرمان‌گرا به جز امام موسی صدر. لازمه آکادمیک نگاه‌کردن این نیست که انسان به زمین و زمان بد بگوید، اگر کسی به این نتیجه برسد که عملکردهای غلط در طول تاریخ به اصل دین ربطی ندارد، لزوماً آرمان‌گراست؟ و اگر کسی به بالا و پایین دین فحش بدهد، واقع‌نگر است؟ وی در همین باره توضیح داد: لازمه آکادمیک صحبت‌کردن این است که در چهارچوب بحث صحبت کنیم، چون خودش که حضور ندارد، ما با آثار و اندیشه ایشان مواجهیم و باید از این‌ها حرف بزنیم. این چه اهمیتی دارد که به ایشان «امام» بگوییم یا نگوییم؟، اگر من لفظ امام را به کار می‌برم به خاطر عرف است. در عرف به شما می‌گویند «آقای دکتر محدثی»، اگر من به شما «دکتر» می‌گویم از شما بت نساخته‌ام و اگر بگویم «حسن محدثی» بی‌ادبی نکرده‌ام. ناسزایی که امام می‌شنید، همه‌اش از روی حسادت و اختلافات شخصی نبود، از سر این بود که او واقع‌بینانه به مسائل نگاه می‌کرد، این جمله ایشان است که می‌گوید: «هیچ تغییری ممکن نیست، مگر آن‌که وضعیت امروز دین‌داری را نقد کنیم.» مطئمنم که اگر آقای دکتر بعداً بر آثار امام موسی صدر تأمل کنند، این واقع‌گرایی را مشاهده می‌کنند.   آیا جهان امروز و جهان اسلام از نور علم و دین تابناک است یا فاجعه؟ محدثی اما در پاسخ به اظهارات زائری با تاکید براینکه هنجارهای زبانی که به کار می‌بریم خنثی نیستند و زبان برای جهان‌سازی مدخلیت دارد گفت: به همین دلیل برای خودم بهتر دانستم که دائماً از لفظ امام برای ایشان استفاده نکنم. موسی صدر از انحراف‌های دینی صحبت می‌کند، اما هر آن چیزی که در تاریخ یک نظام اعتقادی رخ می‌دهد، چه بسا ریشه در آن نظام اعتقادی داشته باشد. نمی‌شود به این مسئله بی‌تفاوت بود، موسی صدر در نوشته‌های خود می‌گوید: «بعد از اینکه‌ دانستیم‌ مصائبی‌ که‌ ما امروز متحمل‌ می‌شویم‌ به‌ سبب دین‌ نیست؛ بعد از اینکه‌ اذعان‌ کردیم‌ که‌ جنگ‌های‌ صلیبی‌ یا مثلاً فتحِ‌ قسطنطنیه‌ و چنین اقداماتی‌ که‌ صورت‌ گرفته‌ است، چه‌ به دست مسلمانان‌ و چه‌ به دست مسیحیان، از اساسِ‌ دین‌ نشئت نگرفته است و دین‌ هیچ‌کدام‌ از این‌ها را تأ‌یید نمی‌کند؛ و پس‌ از آنکه‌ گفتیم‌ این‌ واقعیت‌ که‌ امروز به‌ اسم‌ دین‌ با آن‌ زندگی‌ می‌کنیم‌ دین‌ نیست؛ و بعد از آنکه‌ دریافتیم‌ فرقه‌گراییِ‌ موجود در کشور ما از آثارِ‌ دین‌ نیست‌، اگر در مقابل‌ هرآنچه‌ در میان ما به‌ اسمِ‌ دین‌ رواج‌ دارد، تسلیم‌ نشویم‌ و آن‌ را نپذیریم‌، بلکه‌ مفاهیمِ‌ دینی‌ آن‌ را بیابیم، در این‌ صورت، چرا مردم‌ را به‌ سوی‌ دین‌گرایی در زندگی با روش درست‌ دعوت‌ نکنیم؟»، این صحبت‌ها حاکی از یک نگاه آرمانی است. بسیاری از این‌ مشکلاتی که خودش می‌گوید ریشه در فرهنگ دینی دارد، می‌گوید اسلام آن است که من می‌گویم، بقیه انحراف است! انحراف از اسلام هم بخشی از تاریخ اسلام است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.   محدثی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به به برخی از جنبه‌های خامی‌های اندیشه موسی صدر توضیح داد: ایشان درباره فلسفه در جهان اسلام گفته است: صدرالمتألهین پیش از فلاسفه‌ای همچون کارل یاسپرس و سارتر به مکتب وجود پرداخته است و آن‌ها بی‌خودی به خود مباهات می‌کنند! یا مثلاً درباره علم‌النفس صحبت می‌کند که اساسا امروز علمی منسوخ است. او از ابدیت فرهنگ اسلامی سخن به میان می‌آورد، در حالی که می‌دانیم فرهنگ اسلامی نیاز به بازسازی اساسی دارد. در جایی دیگر موسی صدر سخنان عجیبی درباره علم و دین به کار برده است که غیرواقع‌بینانه است، علم به عنوان معرفت بدیل در دنیای مدرن ظاهر و به معرفت مسلط تبدیل شد، چون توانسته است جهان ما را دگرگون کند، علم آن‌قدر هژمونیک شده است که دین‌داران گاهی برای موجه‌جلوه‌دادن دین به علم متوسل می‌شوند. مثلاً افرادی مثل مهندس بازرگان و دیگران که از علم برای اثبات دین بهره بردند و سعی کردند همه چیز را علم مالی کنند! این استاد جامعه شناسی در همین زمان بخش‌هایی از کتاب «نای و نی» را قرائت کرد و گفت: موسی صدر می‌گوید: «علم‌ به‌ ادراک‌ حقیقت‌ دین‌ پرداخت، به‌ آن‌ ایمان‌ آورد و ارج‌ نهاد و بر آن‌ تکیه کرد. اهل دین‌ نیز به‌ شناخت‌ خدمات‌ علم‌ به‌ خود‌ و به‌ انسان‌ پرداختند و آن را تأ‌یید کردند و به‌ رسمیت شناختند. بدین‌گونه‌ مسائل روشن‌ شد و آب‌های‌ رفته‌ به‌ جوی‌ بازآمد.» آقایان کِی و کجا علم به دین ایمان آورد؟ این گزاره از کجا آمده است؟ هنوز هم مسلمانان مناقشه خود را با علم حل نکرده‌اند، جامعه‌شناسی و علوم انسانی به عنوان علم در کشور ما مغضوب هستند، چون همه معارف باید از دین اجازه بگیرند. موسی صدر در ادامه می‌گوید: «علم و دین با هم‌ در زمزمه‌ای هماهنگ، جهان‌ را از نور و سرور آکنده‌ می‌سازند. ما اکنون‌ در آغاز این‌ راهیم‌ و در افق‌ ما فجر صادقی‌ هست که‌ نوید‌ طلوع‌ تمدنی‌ راستین‌ و ظهور روزی تابناک را برای‌ انسانیت‌ می‌دهد، روزی که انسان‌ با تمام‌ وجود و تمام عده خود با همه کارآیی و کارآمدی خود زندگی می‌کند».   محدثی در واکنش به این سخنان گفت: اگر علم و دین با هم، جهانی پر از نور و سرور ساخته‌اند، پس چگونه است که به تصدیق بیژن عبدالکریمی، نیهیلیسم دارد دنیا را فرا می‌گیرد؟ هورکهایمر و آدورنو در ابتدای کتاب «دیالکتیک روشنگری» می‌گویند: «روشنگری وعده داده بود که جهان از تاریکی به درمی‌‌آید، علم جهان را نورانی می‌کند و اینک جهان از فاجعه تابناک است!» آیا جهان امروز و جهان اسلام از نور علم و دین تابناک است یا فاجعه؟، من بارها گفته‌ام تا اطلاع ثانوی مسلمان‌ام اما مؤمنانه‌زیستن این‌قدر که موسی صدر آرمانی توصیف می‌کند، راحت نیست. تنها جایی که می‌توان به حرف‌های موسی صدر تکیه کرد، جایی است که می‌گوید باید به ایمان را در اعمال خود متجلی کنیم و به عمل صالح بپردازیم.   دین، ریشه اختلاف و دوگانگی نیست این نشست در حالی در میان سالن مملو از جمعیت ادامه یافت که به درخواست حاضران این بحث به صورت گفت‌وگوی میان دو استاد مدعو دنبال شد. در همین حال زائری درباره این بخش از سخنان محدثی توضیح داد: امام موسی صدر از منظر خود می‌گوید عامل فجایع در تاریخ دینی عوامل سیاسی است یعنی این که دین، ریشه اختلاف و دوگانگی نیست. خاضعانه از دکتر محدثی خواهش می‌کنم از اوصافی مثل خام و عجیب استفاده نکند. این الفاظ، تعابیری عالمانه نیستند که ایشان درباره اندیشه امام موسی صدر به کار می‌برند. همچنین ایشان به فلسفه و عرفان در اندیشه امام موسی صدر اشاره کرد که من به علت عدم تخصص در این بحث، وارد آن نمی‌شوم، اما باز هم تأکید می‌کنم که این مسائل، موضوعاتی مستقل هستند که باید مثل موضوع فقه در جهان امروز، جداگانه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی قرار بگیرند.   وی تاکید کرد: ایشان، امام موسی صدر را به این متهم می‌کند که فقط اندیشه خود را درست می‌دانسته است، در حالی که آقای محدثی هم به گونه‌ای بر اندیشه خود اصرار می‌کند که گویی حقیقت محض را می‌گوید و جایی برای درست‌بودن نظرات دیگران باقی نمی‌گذارد. نباید از قبل، انگاره‌ای را به شکل پیش‌فرض مقدس فرض کنیم و زور بزنیم آن را اثبات کنیم. ابدیتی که امام موسی صدر می‌گوید اعتقاد به معاد است. در مقابل نیست‌انگاری و پوچ‌انگاری دنیا، در فضایی که شاگردان مارکس و گرامشی در جلسه می‌نشستند او از اصول ثابت اسلام مثل معاد سخن می‌گوید، اما شما امروز بعد از پنجاه سال بدون مطالعه دقیق آن مطلب و درک آن فضا، بحث دیگری را مطرح می‌کنید.   انسان فی نفسه برای موسی صدر کرامت دارد در بخش دوم این نشست محدثی با بیان اینکه یکی از نقاط قوت اندیشه و مشی زندگی موسی صدر این است که کرامت انسانی را به طور ذاتی برای انسان، وارد می‌داند یادآور شد: عالمان مسلمان اکثراً به نظام اعتقادی بها می‌دهند و رستگاری را با آن می‌سنجند. مثلاً آقای مطهری در کتاب «عدل الهی» می‌گوید کسانی که اعتقاد صحیح ندارند، اعمالشان تباه است، اما موسی صدر فی نفسه برای انسان کرامت قائل است، تا آنجا که برای آزادی یک جوان اسیر مارکسیست با دولت لبنان وارد مذاکره می‌شود و می‌گوید فرزند من را آزاد کنید! چراکه از نگاه او انسان فراتر از اعتقادات است و ادیان برای انسان آمدند. من سه شخصیت را در تاریخ معاصر شناسایی کرده‌ام که این‌گونه می‌اندیشند: آیت‌الله طالقانی، امام موسی صدر و علی شریعتی؛ دکتر علی شریعتی می‌گوید تمام انسان‌ها از دو قبیله خارج نیستند؛ یک گروه افرادی هستند که عمل صالح انجام می‌دهند و گروه دیگر، افرادی هستند که عمل ناصالح انجام می‌دهند.   وی با تاکید بر اینکه اسلام موسی صدر با اسلام علمای دیگر متفاوت است افزود: از همین منظر است که او با دیگری گفت‌وگو می‌کند و برای این گفت‌وگو زندگی و جانش را می‌گذارد! اسلام موسی صدر عمل محور است و در نگاه او اعمال صالح مهم است. امام موسی صدر شخصیت بسیار بزرگ و از کسانی است که باعث شد دنیای ما جای بهتری باشد. من به اینکه در عصری زیسته‌ام که او در آن زیسته افتخار می‌کنم و آرزو می‌کردم که ای کاش مانند مرحوم علی شریعتی در جوانی با ایشان آشنا می‌شدم. وجوه شخصیتی موسی صدر بسیار ارزشمند است و باید به آن افتخار کرد.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 13 Dec 2018 08:27:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269052/محدثی-نگاه-موسی-صدر-بسیاری-موارد-دین-خام فلسفه حکما تلاش برای شناخت وجود انسان در یک مبدا هستی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269045/فلسفه-حکما-تلاش-شناخت-وجود-انسان-یک-مبدا-هستی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «نگاهی به حقیقت انسان از دیدگاه حکمای شرقی» با سخنرانی غلامرضا اعوانی بعدازظهر دیروز چهارشنبه (21 آذرماه) در محل کتابخانه موسسه فرهنگی اکو برگزار شد.   اعوانی در این نشست درباره مساله انسان و حقیقت گفت: مساله حقیقت و انسان از این جهت پیچیده است و در طول تاریخ نظرات متفاوتی در پی داشته که انسان تفسیرکننده کل وجود است و از کوچک و بزرگ وجود هستی را از دنیا تا آخرت و از مبدأ تا معاد را می‌شناسد حالا چطور قرار است ما خودمان را بشناسیم و وجود خود را تفسیر کنیم. مسأله حقیقت و انسان از آن پیچیده‌تر می‌شود که می‌خواهیم درباره حقیقت وجود بحث کنیم. می‌دانیم که علوم دانشگاهی پدیداری هستند و درباره حقیقت چیزی نمی‌گویند. یعنی آنها یکسری پیشرفت‌های اثبات‌نشده دارند اما در مورد ماهیت آن‌ها بحثی نمی‌کند، در واقع هریک از علوم حوزه‌های مختلف را از حیث کمی و مادی مورد توجه قرار می‌دهد اما با حقیقت اشیاء کاری ندارد تنها یک علوم وجود دارد که درباره حقیقت بحث می‌کند و آن هم علم حکمت و خاصه حکمت الهی است. تمام تعاریف حکمت با حقیقت انسان سروکار دارند. علم به حقیقت اشیاء به قدر طاقت بشری نمونه‌ای از این تعریف‌هاست.   او ادامه داد: دین هم حکمت است و قرآن هم آن را حکمت معرفی می‌کند. حکمت تولد روح است و نشانه نور الهی است و ایمان هم هست اما چرا فقط حکمت با حقیقت سروکار دارد و همه حقیقت باید به واسطه حکمت بررسی شود. حکمت کثرت را به وحدت می‌رساند و تمام حکمت‌هایی که می‌شناسیم در این اصل مشترک هستند، به‌ویژه حکمت‌های شرقی که وجود انسان را در یک مبدأ هستی مورد بحث قرار می‌دهد در حکمت‌های غیرشرقی مثل یونان نیز حقیقت وجود انسان است. شعار و فلسفه سقراط نیز «خودت را بشناس» بود و اصولا فلسفه حکما تلاش برای شناخت وجود انسان در یک مبدا هستی است.   اعوانی تأکید کرد: افلاطون، ارسطو و دیگر علمای غربی نیز به‌نوعی از حقیقت انسان و وجود او صحبت کرده‌اند در شرق نیز لائوسته از انسان کامل صحبت می‌کند. او صفات قدسی و کامل را در فلسفه خود تعریف کرده و معتقد است هرچیزی وجهی از تائو است یعنی تائو در همه چیز ظاهر شده است. برای دین هم عقل جزئی لازم نیست بلکه عقل کلی لازم است و طبیعت و حقیقت با هم گره خورده است.   به گفته این استاد فلسفه و حکمت، اساسا در ادیان غیر ابراهیمی نگاه حکمت نسبت به حقیقت جاری است. در فلسفه یونان هم به مساله وجود و من تاکید می‌شده و من به من معنا نمی‌شده است. در تعاریف حکمت خداوند وجود مطلق است و من هم من مطلق است. اما علم چنین درک مطلقی ندارد اگر هم این امر مطلق را نسبی تفسیر کنیم کفر اتفاق می‌افتد و اگر امر نسبی را مطلق تفسیر کنیم دچار شرک کنیم. غایت رسیدن به انسان رسیدن به یک حقیقت مطلق است.   وی در پایان با اشاره به نگاه کتاب‌های آسمانی از جمله قرآن، تورات و انجیل و مسأله حقیقت انسان تاکید کرد: قرآن انسان را دارای روح الهی و حق می‌داند و می‌گوید خداوند تمام اسماء خودش را به انسان داده در تورات نیز آمده که خداوند انسان را به صورت خود آفرید و در انجیل نیز این مفهوم را به تعبیر دیگر داریم. از طرف دیگر در این متون الهی آمده انسان تنها موجودی است که بار امانت الهی را پذیرفته و در واقع جهان برای انسان آفریده شده و انسان هم برای وجود حق. برای همین است که می‌گویند انسان خلیفة‌الله است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 13 Dec 2018 08:05:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269045/فلسفه-حکما-تلاش-شناخت-وجود-انسان-یک-مبدا-هستی دومین همایش «ابن سینا و حکمت مشرقی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269019/دومین-همایش-ابن-سینا-حکمت-مشرقی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بنیاد حکمت اسلامی صدرا با همکاری بنیاد ایرانشناسی و چند نهاد دیگر، دومین همایش «ابن سینا و حکمت مشرقی» را برگزار می‌کند. این همایش با موضوع «بازخوانی تأثیر حکمت ایرانی بر فلسفه ابن سینا» در تاریخ دوشنبه 10 دیماه ساعت 8 و 30 دقیقه تا 12 و 30 دقیقه میزبان علاقه‌مندان است. محل برگزاری هم در سالن همایش‌های بنیاد ایرانشناسی (خیابان شیخ بهایی جنوبی، خیابان ایران‌شناسی) خواهد بود. علاقه‌مندان برای شرکت در این همایش، می توانند از طریق این لینک و یا از طریق پیامک به شماره 09199903425  ثبت نام کنند. حضور در همایش رایگان است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 10:24:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269019/دومین-همایش-ابن-سینا-حکمت-مشرقی-برگزار-می-شود چهل و چهارمین کارگاه فلسفه اخلاق برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269020/چهل-چهارمین-کارگاه-فلسفه-اخلاق-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چهل و چهارمین کارگاه فلسفه اخلاق با موضوع «سالم سالاری و معلول سازی؛ سخنی در باب اخلاق معلولیت» با ارائه نعیمه پور محمدی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در دوشنبه ۲۶ آذرماه ساعت ۱۸برگزار می‌شود.   همچنین در این کارگاه کتاب «بی طرفی در فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی»  از سوی هاجر سعادتی  معرفی می‌شود. شرکت برای عموم دانشجویان و طلاب علاقه‌مند به مباحث فلسفی و اخلاقی آزاد است و این افراد می‌توانند مباحث و صوت این جلسات را از طریق سایت خانه اخلاق پژوهان جوان پیگیری کنند. این کارگاه‌ها در محل خانه اخلاق پژوهان جوان به آدرس قم، بلوار محمدامین (ص) کوچه ۱۳ پلاک ۲۹ برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 10:20:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269020/چهل-چهارمین-کارگاه-فلسفه-اخلاق-برگزار-می-شود فاضلی: کتاب به سطح طرح مسئله برای بین‌المللی شدن نمی‌رسد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269000/فاضلی-کتاب-سطح-طرح-مسئله-بین-المللی-شدن-نمی-رسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «دانشگاه ایرانی در سپهر بین‌المللی» با عنوان فرعی بین‎المللی شدن آموزش عالی و  آینده دانشگاه در ایران تالیف محمد حسینی مقدم عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم با حضور نعمت الله فاضلی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و علی خورسندی طاسکوه معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی عصر روز گذشته سه شنبه 20 آذرماه در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. حسینی مقدم مولف اثر در این نشست با طرح این سوال که چگونه بین‌المللی شدن آموزش عالی می‌تواند به دانشگاه کمک کند گفت: مهمترین ابتکار علمی که در این اصر شکل گرفته استفاده از روش‌های متنوع است تا بتوانیم آینده دانشگاه را در چند پلان ببینیم.   وی با تشریح فصول مختلف کتاب اضافه کرد: فصل نخست کتاب به مبانی نظری موضوع می‌پردازد. تلاش من در این اثر این بوده که ببینم جامعه ایرانی در این باره چه کرده و چه مواردی را می‌توان از آن در کتاب استنتاج کرد. در فصل پایانی کتاب نیز تلاش شده تا تحلیلی از وضعیت موجود صورت بگیرد. مهمترین دستاورد این پژوهش این بوده بین‌المللی شدن زمانی می‌تواند محقق شود که به یک گفتمان در جامعه تبدیل شود. نکته دیگر شبکه‌سازی کنشگران است که باید صورت بگیرد.   حسینی مقدم با اشاره به نقطه ضعف کتاب نیز بیان کرد: وقتی ما در آینده پژوهی گام بر می‌داریم مجبور هستیم مشارکت ذی نفعان را داشته باشیم اما در بسیاری از موقعیت‌ها موفق به این کار نشدیم.   فاضلی در این نشست با بیان اینکه این یکی از مستقل‌ترین آثاری است که در این حوزه نوشته شده عنوان کرد: این اثر از نثر روان و خوبی برخوردار است و به عبارتی ضعف تالیف ندارد. از سوی دیگر موضوع کتاب نیز یکی از نخستین آثاری است که درباره بین‌المللی شدن آموزش عالی نوشته شده است در حالی که این کار را باید پیشین از این انجام می‌دادیم. البته در گذشته کارهایی انجام شده بود اما هیچ گاه روشمند نبوده است. بنابراین امیدوارم کارهای بیشتری از نویسنده در این باره مشاهده کنیم.   وی با اشاره به جامعیتی که در کتاب مشاهده می‌شود گفت: در کتاب بحث‌های نظری عملی خوبی صورت گرفته و مولف از روش‌های چندگانه استفاده کرده است بنابراین کتاب را به نظرم از لحاظ روش شناختی می‌توان یکی از آثار موفق در این زمینه دانست و در واقع یک کار مسئله محور است. مولف در کتاب تلاش کرده از روش‌‌های آمیخته و مساله محور استفاده کند.   عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه با بیان اینکه در کتاب ارجاعات به تجربه زیسته به خوبی ارائه شده افزود: نویسنده دستاوردهای را به صورت صادقانه و شجاعانه ارائه کرده است و به عبارت بهتر خودش را سانسور نکرده است. یکی از مهمترین و بزرگترین دستاوردهای کتاب نشان دادن کندی پروسه بین‌المللی شدن آموزش عالی در ایران است  که به خوبی نشان داده می‌شود و می تواند به ما کمک کند موقعیت خودمان را در آموزش عالی درک کنیم.    وی ادامه داد: اما اگر قرار بود من این اثر را مسئله مند کنیم به این موضوع می‌پرداختم که چه دیدگاه‌هایی درباره بین‌المللی شدن آموزش عالی وجود دارد و آنها را ارزیابی و نقد می‌کردم. این در حالی است که در کتاب فقط چالش‌ها نشان داده می‌شود و دیدگاه‌های رقیب مطرح نمی‌شود.   فاضلی با تاکید بر اینکه تحقیقات تا زمانی که نظری نباشند نمی‌توانند کارکرد و کارایی داشته باشند گفت: این کتاب صورت بندی از رویکردهای بین‌المللی شدن را به ما ارائه نمی‌کند به عبارت دیگر کار به سطح طرح مسئله نمی‌رسد و در سطح ارائه مشکلات باقی می‌ماند.   به گفته این مدرس دانشگاه، این پژوهش بیشتر در گفتمان سیاسی می غلط و به دلیل رویکرد تجربی‌گرایی که در اثر غالب است نتوانسته آن چیزی را مطرح کند که دال بر دیدگاه نویسنده باشد.   فاضلی در پایان گفت: این اثر شابد شروع خوبی برای ما رد این حوزه باشد چراکه اجرای خوبی دارد اما جزئیات در آن بیان نشده و نمی‌توان از جزئیات به فهم کل رسید بدین معنی که تئوری که بتواند این را توضیح دهد در کتاب وحود ندارد.   خورسندی طاسکوه نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه کتاب یکی از نخستین و بهترین آثار در حوزه خودش است اما معناداری طرح جلد کتبا با موضوع فهم نمی‌شود گفت: کتاب دارای ویژگی مثبتی است از جمله اینکه در آن از منابع بسیار خوبی استفاده شده است. از سوی دیگر روش سی. ال. ای در این کتاب به خوبی استفاده و فهم شده است.   وی ادامه داد: استاد فاضلی به خوبی بیان کردند که یکی از نقاط ضعف این کتاب این است که نویسنده در برخی از بخش‌ها سکوت کرده در حالی که باید بیان می‌کرد که ما در آموزش عالی در چه موقعیتی قرار داریم. البته شاید یکی از دلیل‌ها این باشد که چون از روش سی. ال. ای استفاده شده خروجی کار انضمامی بوده است.   این مدرس دانشگاه بیان دیدگاه‌های متنوع و متکثر درباره بین‌اللملی شدن را در این کتاب مفید دانست و افزود: پیش از این یعنی حدود 10 سال پیش در برابر بین‌المللی شدت مقاومت می‌شد و به همین دلیلی مانعی برای سیاست‌گذاری در این زمینه ایجاد می‌شد. امروز ما در موج سوم بین‌المللی شدن هستیم و وجه فرهنگی و آکادمیک بین‌المللی شدن در گفتمان آموزش عالی تحت شعاع بازاری شدن است.   خورسندی طاسکوه با تاکید بر اینکه مولف باید عوامل امتناع ما از بین‌المللی شدن را بیشتر مورد توجه قرار می‌داد عنوان کرد: ما نمی‌توانیم استاد خارجی داشته باشیم و همین یکی از علت‌های اصلی است که نمی‌توانیم بین‌المللی باشیم. ضمن اینکه در این حوزه باید تئوریزه کردن صورت بگیرد. محیط‌های آموزشی ما غنی نیستند و این کتاب یکی از کارهایی که می‌توانست انجام دهد این بود که تصاویری از به انزوا کشیده شدن کلاس‌های درسی ما را نشان دهد هر چند که کتاب انزوای آموزش عالی را نشان داده اما اکتفا این موضوع کافی نبود.       ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:57:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269000/فاضلی-کتاب-سطح-طرح-مسئله-بین-المللی-شدن-نمی-رسد نگذاریم فضای علمی کشور درباره آخوند خراسانی تک قطبی شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/269003/نگذاریم-فضای-علمی-کشور-درباره-آخوند-خراسانی-تک-قطبی-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ملا محمدکاظم خراسانی مشهور به آخوند خراسانی در سال ۱۲۹۰ شمسی در حالی که مهیای سفر به تهران برای حمایت از حکومت مشروطه در برابر تجاوز بیگانگان بود، به طرز مشکوکی در نجف درگذشت. مرحوم آیت‌الله آخوند خراسانی از مهم‌ترین حامیان مذهبی، معنوی و سیاسی مشروطه خواهان در برابر استبداد شاهی بود. آخوند خراسانی که پس از میرزای شیرازی مرجعیت اعلای شیعیان را بر عهده داشت با حاشیه‌ای که بر کتاب «مکاسب» استاد خود شیخ مرتضی انصاری(ره) نوشت بر مفهوم شرعی و سیاسی ولایت فقیه نیز تاکید کرد. هرچند که از حاشیه بعدها تفاسیر گوناگونی ارائه شد. مهم‌ترین کتاب آخوند خراسانی نیز «کفایةالاصول» در علم اصول فقه است که اکنون نیز به عنوان کتاب و منبع درسی در حوزه‌های علمیه مورد استفاده طلاب است. این کتاب شاید مشهورترین کتاب در علم فقه باشد و تاکنون نیز شروح و حاشیه‌های متعددی بر آن نگاشته شده؛ شهرت این کتاب باعث شده تا «صاحب کفایه» بدل به یکی از القاب مهم آخوند خراسانی شود. همچنین بر اساس این شهرت و این لقب مرحوم آخوند برخی از فرزندان او نیز بعدها نام خانوادگی «کفایی» را بر خود گذاشتند. درباره هوشمندی و جامع العلوم بودن آخوند خراسانی بسیار می‌توان نوشت. با این اوصاف اما این شخصیت تا مدت‌ها مورد غفلت علما و اندیشمندان قرار داشت و بجز حاشیه‌ها بر کتاب کفایه در تحلیل آرا او تا تقریبا یک دهه پیش کوشش‌های چندانی صورت نگرفت. در سال ۱۳۸۸ کتابی از استاد اکبر ثبوت به نام «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» به صورت غیرقانونی و بدون اجازه مولف در فضای مجازی انتشار پیدا کرد و سودجویان بازار کتاب نیز نسخه‌های کاغذی آن را در چاپخانه‌ها تهیه دیدند. نسخه اولیه این کتاب بنا به کلام نویسنده در سال‌های پیش از انقلاب تالیف شده بود. وزارت ارشاد وقت به این کتاب اجازه انتشار نداده بود. تفسیر جدیدی که این کتاب از آرا آخوند خراسانی ارائه می‌داد جنجال‌های زیادی را موجب شد. به شهادت کتاب «کتابشناسی توصیفی آخوند خراسانی» اثر هادی ربانی در سال ۱۳۸۹ بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب و مقاله در سال ۱۳۸۹ درباره آخوند خراسانی منتشر شد. همچنین همایشی نیز در همین سال در حوزه علمیه قم درباره آرا آخوند خراسانی برپا شد و هیات علمی آن گفت‌وگوی مفصلی را نیز با اکبر ثبوت انجام دادند. بنابراین اثر منتشر نشده این پژوهشگر مهم و پرکار تاریخ و اندیشه اسلامی بودن آنکه به صورت رسمی منتشر شود، باعث رواج گفت‌وگو درباره آخوند خراسانی شد. اکبر ثبوت درباره این کتاب در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا اشاره کرد: اگر وزارت ارشاد وقت به کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» اجازه انتشار می‌داد این کتاب نهایت در دو هزار نسخه منتشر شده و بعدها فراموش می‌شد و اینقدر جنجال به پا نمی‌کرد، اما مسئولان آن دوره یادشان رفته بود که وقتی مردم را نسبت به موضوعی حریص می‌کنند، توجه مردم به آنها بیشتر می‌شود. عصر اینترنت هم باعث شده تا دسترسی به منابع بیشتر شود. وی افزود: «الانسان حریص علی ما منع» یعنی انسان نسبت به چیزی که از آن منع می‌شود، حرص می‌ورزد. این قول مشهوری است که نمی‌توان آن را انکار کرد. به هر حال مردم به این فکر رسیدند که مطلب و خوانش جدیدی بجز خوانش مشهور از آخوند خراسانی را هم بشنوند. ثبوت ادامه داد: نکته غم‌انگیز اینجاست که این کتاب را بدون مجوز و بدون اجازه من منتشر شد و تا سال‌ها بدون آنکه من اجازه دفاع از کتاب را داشته باشم درباره آن و شخصیت من می‌نوشتند. نقدهای منفی و غیرعلمی درباره کتاب بسیار زیاد بود. فقط نقد منصفانه است که باعث گفت‌وگوی علمی می‌شود. این پژوهشگر پرکار در تاریخ مشروطه همچنین در پاسخ به این شبهه که: «نقد منتقدان به روایت شفاهی شما از دیدگاه آخوند خراسانی درباره سیستم و نظام حکومتی بود در صورتی که حاشیه خود آخوند خراسانی بر مکاسب متنی ثبت شده در تاریخ است و خلاف این روایت را اثبات می‌کند» گفت: اتفاقا چند سال پیش یکی از پژوهشگاه‌ها پس از چند سال که من تریبونی برای دفاع از کتاب نداشتم جلسه مناظره‌ای را میان من و یکی از فضلای حوزه علمیه قم برگزار کرد و این شبهه در آنجا مطرح شد. نویسنده کتاب «شرح شهید اول بر تهذیب الاصول علامه حلی» اضافه کرد: پاسخ من به این پرسش این بود که بسیاری از علمای دیگر هم حاشیه مرحوم آخوند بر مکاسب  و کتاب القضا را خوانده‌اند، اما از آن چیزی مبنی بر لزوم تشکیل حکومت حرفی به میان نیاورده‌اند. ببینید ما باید بتوانیم در فضایی برابر خوانش‌های متعدد علمی از آرای اندیشمندان ارائه دهیم. به عنوان مثال چه اشکالی دارد که قرائت مرحوم آیت‌الله میرزا احمد کفایی از فرزندان آخوند خراسانی را که خود عالم بزرگی بود و در حدود ۳۰ سال با پدرش حشر و نشر داشت و بیش از هرکس دیگری کتاب‌های او را خوانده بود، در کنار دیگر قرائت‌های امروزی از آرا آخوند خراسانی داشته باشیم؟ ثبوت در ادامه دیدگاه‌های تعدادی دیگر از علما درباره آرا آخوند خراسانی را نیز مطرح کرد و گفت: محمدرضا حکیمی که انسان واقعا ملایی است و همچنین شیخ آقابزرگ تهرانی هم قرائت متفاوتی نسبت به قرائت رسمی از آرای مرحوم آخوند خراسانی داشته‌ و در کتاب‌های خود درباره آن نوشته‌اند. وجود قرائت‌های مختلف باعث پویایی و نشاط علمی می‌شود، چرا می‌خواهیم فضای علمی کشور را تک قطبی کنیم و فقط یک خوانش را آزاد بگذاریم؟ ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:42:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/269003/نگذاریم-فضای-علمی-کشور-درباره-آخوند-خراسانی-تک-قطبی-شود چرا بازخوانی اندیشه‌های آخوند خراسانی مهم است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268999/چرا-بازخوانی-اندیشه-های-آخوند-خراسانی-مهم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_محسن آزموده: جنبش مشروطه خواهی (1285 خورشیدی/1324 قمری) نقطه عطفی در تاریخ ایران است و صد البته سرآغاز فصل مهمی در فقه سیاسی شیعه. فقه را اگر مسامحتا «علم به حکم شرعی»(1) تعریف کنیم، آن گاه فقه سیاسی تفصیل این علم در حوزه سیاست است. بنابراین با تحول ژرفی که در سیاست ایران در اثر جنبش مشروطه خواهی رخ داد، فقه سیاسی نیز دچار چالشی اساسی شد. فراتر از آن اصولا علمای شیعه به نحو عام و فقهای عالم تشیع به شکل خاص در کنار اهالی بازار و منورالفکران به عنوان یکی از سه گروه اصلی نخبگانی که در جریان مشروطه خواهی نقش داشتند، هم به لحاظ عملی و هم به لحاظ نظری با مبانی و مبادی و لوازم و ضروریات مشروطه خواهی درگیر شدند و بر مبنای نحوه و شرایط مواجهه شان ناگزیر رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردند. آخوند ملامحمد کاظم خراسانی فقیه اصولی و مرجع تقلید شیعه در کنار شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی از آیات ثلاث حامی مشروطه ایرانی است که تاثیری انکارناشدنی و عمیق هم در رخدادهای تاریخی مشروطه خواهی داشت و هم از حیث نظری فصل نوینی در فقه سیاسی رقم زد. او در آستانه مشروطه خواهی ایرانی به روشنی به تحولی که در عالم واقع در رابطه دین و دولت پدید آمده آگاهی داشت و در نتیجه به ضرورت تغییر در فقه سیاسی شیعه پی برده بود و البته خود از پیشگامان این دگرگونی بود. آخوند در مکتوبی که در سال 1325 قمری، خطاب به مجلس نوپای شورای ملی می نویسد:«والله ملل و دول عالم در این موقع نگران حال مایند تا از این اتفاق ملی و مجلس شورا که آخرین علاج امراض مزمنه مهلکه است و چنان چه بعون الله تعالی و حسن تاییده، در این مرحله به طوری که باید قدم برداریم، امید است که ان شاء الله تعالی، از مهالک نجات و عما قریب با همگنان هم عنان گردیم. و بالعکس، اگر خدای ناخواسته باز هم اغراض شخصیه منظور و جلوگیر باشد، امکان استعدادی خود را باطل و عرض و ناموسمان را بر باد داده و انگشت نمای ملل و دول و مصداق «تخافون ان یتخطفکم الناس»(سوره انفال، آیه 26) خواهیم بود.»(2) این فقیه بزرگ در طلیعه ایران جدید می زیست، «چرخش دوران» را به روشنی دریافته بود و «استبداد را که در قالب نظم سلطانی تداوم داشت، از دیدگاه مصالح مسلمانی ناممکن می دید و در ضرورت تاسیس نظام جدید و بنای نوین به تجربه تاریخی جوامع و عرف عقلای عالم نظر داشت و تشخیص عقلایی را مبنای حکم به وظیفه شرعی در طی طریق ترقی بر اساس تجربه بشر می دانست(3)». سید جواد طباطبایی، پژوهشگر فلسفه و سیاست معاصر در همایش یکصدمین سالگرد مشروطه که در تابستان 1385 در حسینیه ارشاد برگزار شد، درباره فهم عمیق آخوند و شاگردش نائینی از مشروطه خواهی گفت: «در مقابل [ملکم خان] علمایی چون آخوند خراسانی، نائینی و محلاتی تمام مقدمات فکری و اصول بحث های سیاسی را می دانستند... [ایشان] به بحث اندیشه سیاسی جدید نزدیک می شوند و نظریه مصالح عمومی را طرح می کنند. این برای اولین بار است که تحولی در داخل کلام شیعی صورت می گیرد و در محدوده نظریه حکومت نیز تعریف می شود»(4) آخوند خود درباره نسبت  می کرد: «مشروطه و عدالت و مساوات در کلیه امور حسبیه به شرع اقرب از استبداد است.[زیرا] بدیهی است عقول عدیده جهات خفیه و کامنه اشیا را بهتر از یک عقل ادراک می کند و ظلم و جور و تعدی و اجحاف با فعالیت و حکمرانی مبعوثان ملت به درجات کمتر خواهد بود»(5) با این همه اهمیت آخوند را نمی‌توان و نباید هم از حیث تاثیر در واقعیت جنبش مشروطه خواهی و هم از منظر بنیان گذاری نظری به جنبه تاریخی آن فروکاست و آن را امری مربوط به گذشته تلقی کرد. چنان که محمد فرزانه استادیار تاریخ دانشگاه ایلینویز آمریکا و نویسنده کتاب تقدیر شده انقلاب مشروطه و رهبری روحانی خراسانی(6)(انتشارات دانشگاه سیراکیوز، 2016) تاکید می کند، «آخوند خراسانی اگرچه سال 1911 م. فوت کرده است، اما همچنان حی و حاضر زنده است، کتاب کفایه الاصول او همچنان در حوزه‌های تشیع دوازده امامی تدریس می‌شود و قریب به اتفاق روحانیونی که خواه در نظام سیاسی ایران حضور مستقیم دارند یا در سایر بخش ها فعالیت می کنند، به نحوی متاثر از آخوند هستند و با کفایه و اصول فقهی که آخوند معرفی می کند، آشنا هستند». فراتر از آن چنان که بسیاری از اهل اندیشه تاکید می‌کنند، هنوز تکلیف مبانی فکری مشروطه خواهی و مناسبت آن با فقه سیاسی روشن نشده و ما ایرانیان به رغم گذر بیش از صد و ده سال از مشروطه و تجربه های تاریخی اساسی و مهم (از جمله دو کودتا(1299 خورشیدی و 1332 خورشیدی) و یک انقلاب) همچنان در کشاکش مشروطه خواهی بسر می بریم و تا تحقق آرمان های مشروطه خواهی راهی طولانی در پیش داریم. بازخوانی اندیشه و کردار آخوند خراسانی به عنوان بزرگترین فقیه سیاسی شیعه عصر مشروطه به خصوص در زمانه‌ای که روایتی از فقه سیاسی نظریه اصلی حاکم بر سیاست ایران امروز تلقی می‌شود، از این حیث اهمیت دارد. منابع 1. محمد علی الانصاری، الموسوعه الفقیه المیسر، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1415 ق، ج 3، ص 494، به نقل از داود فیرحی، فقه و سیاست در ایران معاصر، جلد اول، تهران، نی، 1391. 2. به نقل از: محسن کدیور، سیاست نامه خراسانی، تهران، کویر، 1385، ص 168. 3. داود فیرحی، فقه و سیاست در ایران معاصر، جلد اول، تهران، نی، 1391، صص 247-248. 4. به نقل از روزنامه شرق، دوشنبه 16 مرداد 1385 5. به نقل از کدیور، پیشین، ص 214. 6. Mohammad Farzaneh, The Iranian Constitutional Revolution and the Clerical Leadership of Khurasani, Syracuse University Press (March 13, 2015). ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:23:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268999/چرا-بازخوانی-اندیشه-های-آخوند-خراسانی-مهم اگر آخوند خراسانی از مشروطه حمایت نمی‌کرد جایگاهش مهمتر می‌شد/ پدر معنوی مشروطه http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268988/اگر-آخوند-خراسانی-مشروطه-حمایت-نمی-کرد-جایگاهش-مهمتر-می-شد-پدر-معنوی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ «جوانی كه به دیده حقارت در او می‌نگریستید روزی به پایگاهی از علم خواهد رسید كه هزاران نفر از دریای علم او بهره‌مند شده و به جایگاهی تكیه خواهد زد كه به حكم او پادشاهی از سلطنت خلع می‌شود.»   این‌ها جملات ملا هادی سبزواری است درباره جوانی که در کلاس درس او حاضر شد و دیگران به چشم حقارت به او نگریستند. محمد كاظم تحصیلات حوزوی خود را در مدرسه سلیمانیه مشهد شروع كرد. مقدمات و سطح را در آن‌جا گذراند. آخوند خراسانی به شوق حضور در درس شیخ انصاری در 1277(ق) عازم عتبات عالیات در عراق شد. درگذر از سبزوار دیداری با ملا هادی سبزواری داشت، و ملاهادی این جملات را درباره او گفت. او پس از تحصیلات معلمی بزرگ شد به گونه‌ای که بیان عالی، صوت رسا، قدرت علمی و حسن سلوك با شاگردان از دلایلی است كه حوزه درسی آخوند را مملو از فضلا و علما می‌كرد؛ گرداگرد شمع وجود خراسانی پروانه‌وار جمع شده و بهره می‌بردند. تعداد شاگردانی را كه در جلسه درس آخوند خراسانی شركت می‌جسته‌اند از هشتصد تا سه هزار نفر گفته‌اند ولی این امر متقن است كه چند صد تن مجتهد در پای منبر ایشان از مطالب استاد استفاده می‌كرده‌اند. البته به واسطه تدریس 40 ساله آخوند در حوزه نجف می‌توان گفت كه چند نسل از علمای شیعه از حوزه درس اصول آخوند برخاسته‌اند. آیت‌الله خراسانی علاوه بر فعالیت‌های علمی، از عالم سیاست هم بیگانه نبود و نسبت به تحولات اقتصادی ـ سیاسی و فرهنگی داخل ایران عكس‌العمل نشان می‌داد. با تاسیس شركت اسلامیه در ایران به سال 1316 شمسی، آخوند خراسانی به همراه تعدادی دیگر از علما حمایت همه‌جانبه خود از منسوجات این شركت را اعلام كرده و بر استقلال اقتصادی ایران و نفی وابستگی آن تاكید وافر داشتند. در سال‌های منتهی به 1321 قمری كه فساد در ایران غوغا می‌كرد به همراه سه تن از دوستانش (حضرات آیات خلیلی، مامقانی و شربیانی) اقدام به تكفیر و خلع علی‌اصغرخان اتابك اعظم از صدارت كبرایی کرده و صدر اعظم عاقبت از ایران اخراج شد. ایشان در حوادث منتهی به سال 1324 قمری در سبزوار، كرمان و تهران از جنبش ضداستبدادی علما و مردم دفاع كردند تا این‌كه ایران مشروطه شد. بر جسته‌ترین رهبران مشروطه‌خواه عتبات عالیات آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزاحسین خلیلی تهرانی بودند. سه عالم و مرجع تقلیدی كه به «آیات ثلاث نجف» مشهور شدند و محكم‌ترین ركن دینی مشروطه محسوب می‌شدند. در دو سال و نیم مشروطه دوم باز هم آخوند خراسانی به تمام قامت از مشروطه دفاع می‌كند و سعی در رفع مفاسد مشروطه اول دارد. در زمینه عملی كردن اصل دوم متمم قانون اساسی ـ كه ناظر به حضور چند فقیه جامع الشرایط مطلع از اوضاع زمانه برای نظارت بر مصوبات مجلس در عدم مخالفت با شرع مقدس شیعه است ـ بالاخره تلاش خراسانی و مازندرانی به ثمر نشست و این اصل از اقلیم نظر به وادی عمل رسید.   عده‌ای از مورخین و برخی اسناد قایل به مسومیت و شهادت آخوند در تاریخ 21 آذرماه هستند. مزار آخوند خراسانی در حرم مطهر حضرت علی(ع) و در كنار دوست دیرینش میرزا حبیب‌الله رشتی است. زهرا خانم تنها دختر آخوند؛ عروس میرزا حبیب‌الله و همسر آیت‌الله میرزا اسماعیل رشتی است. این بانوی جلیله در سال 1335 (ش) پنجاه وششمین سال رحلت آخوند، در تهران فوت می‌كند. جنازه او را برای دفن در كنار پدر به نجف می‌برند؛ هنگام دفن دیواره قبر آخوند فرو ریخته و جسد ایشان صحیح و سالم مشاهده و لمس می‌شود. با رضا بابایی پژوهشگر حوزه تاریخ و دین که مطالعات مفصلی درباره آخوند خراسانی داشته گفت‌وگویی داشته‌ایم که مشروح آن را می‌خوانید:   آخوند خراسانی در نجف مدرسی مشهور بود. با درگذشت محمدحسن شیرازی در ۱۳۱۲ قمری و بازگشت بسیاری از حوزه سامرا به نجف و نیز با رحلت عالمان معاصر وی در عتبات، به تدریج جایگاه خراسانی در مقام استاد برجسته حوزه نجف، تثبیت و درس او بزرگ‌ترین حوزه درسی نجف شناخته شد. اما در این میان تاثیر حوزه نجف را بر رویکرد فقهی آخوند خراسانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟  حوزه نجف همیشه علمی‌تر از حوزه‌های دیگر بوده و کمتر به سمت سیاست رفته است. دلیل آن هم بافت جمعیتی کشور عراق است. شیعه در عراق از چنان اکثریتی برخوردار نیست که بتواند در سیاست نقش محوری داشته باشد. کسانی هم که معمولاً برای درس به نجف یا سامرا می‌رفتند و هنوز می‌روند، بیشتر انگیزه‌های علمی و سنتی دارند. البته حوزه نجف و سامرا و حتی کربلا، گاهی در سیاست دخالت‌هایی می‌کردند، ولی آدأب و رویکردی کلی حوزه عراق، تمحض در علوم دینی بود. آخوند خراسانی هم همین گونه بود؛ ولی نسبت به سرنوشت ایران به‌شدت احساس مسئولیت می‌کرد. ایشان شاگرد میرزای شیرازی هم بود و تجربه‌هایی از دوران مرجعیت ایشان داشت. تحریم منسوجات خارجی و حمایت از «شرکت اسلامیه» که یک جریان اقتصادی داخلی بود، به شباهت به تحریم تنباکو نیست.  مرحوم آخوند در فقه، کاملا اصولی بود. یک مجتهد اصولی بود که شدیداً از اخباری‌گری پرهیز داشت. همین روحیه اجتهادی ایشان، موجب حمایتشان از مشروطه شد. به نظر من جنگ مشروعه‌خواهان یا مشروطه‌طلبان، آن روی سکه جنگ اخباری‌ها با اصولی‌هاست.  به اعتقاد شما آخوندخراسانی چه اهمیت و جایگاهی در روحانیت متاخر شیعی دارد؟  جایگاه ایشان بسیار بلند است. به نظر من اگر ایشان از مشروطه حمایت نمی‌کرد، حتی جایگاه مهمتری می‌یافتند. مخالفان مشروطه کوشیدند که به جایگاه علمی و حوزوی ایشان ضربه بزنند و تا حدی هم موفق شدند. اگر کتاب «کفایة الاصول» آخوند کتاب درسی حوزه نمی‌شد، شهرتشان به این حد نمی‌رسید. می‌خواهم بگویم جریان کلی حوزه با اندیشه‌های سیاسی آخوند همسو نبوده است و شهرت ایشان بیشتر بخاطر کفایه است، نه حمایتش از مشروطه.  از مشروطه گفتید.  ایشان به عنوان مدافع مشروطه چه اقداماتی کرد و تاثیر او بر شاگردش علامه نائینی چه بود؟  ایشان پدر معنوی مشروطه بود. اگر حمایت‌های ایشان نبود، مشروطه به ثمر نمی‌نشست. روشنفکران آنقدر قدرت نداشتند که از عهده مبارزه با مشروعه‌خواهان برآیند. اگر علت حدوثی مشروطه، طباطبایی‌ها و بهبهانی‌ها و گروه روشنفکران بودند، بقای آن در سایه حمایت‌های آیات ثلاث بود.  یکی از دیدگاه‌هایی که درباره حکومت اسلامی مطرح شده و تاکنون هم در جریان اندیشه پیرامون آن مباحثات زیادی صورت گرفته دیدگاه آخوند درباره حکومت اسلامی است. درباره دیدگاه ایشان در این حوزه و اهمیتش توضیح دهید؟ ایشان به حکومت اسلامی نمی‌اندیشید مگر در همین حدی که از رهگذر مشروطه ممکن بود. آخوند و همراهانشان در نجف به این نتیجه رسیده بودند که استبداد، ایران و مذهب و فرهنگ را نابود کرده است. در پی علاج این درد بودند. نظریه حکومت اسلامی از زمان فدائیان اسلام شروع شد. پیشتر در همین حد می‌خواستند که احکام مهمه اسلام زمین نماند و مردم برای دینداری با مشکلی روبه‌رو نباشند. ولی کم کم سخن از این به میان آمد که حکومت حق فقهاست.  از آثار آخوند هم چنین برنمی‌آید که حکومت به معنای سازمان سیاسی ـ اقتصادی کشور باید در دست فقها باشد. حتی همان فقهایی هم که می‌گفتند حکومت باید اسلامی باشد، منظورشان این نبود که سمت‌ها و مناصب در دست فقیهان باشد. بیشتر منظورشان این بود که حکومت باید جانب اسلام را مراعات کند. مثلا جلو شراب‌خواری را بگیرد و احکام جزایی و حقوقی اسلامی باشد. شیوه حمایت آخوند از مشروطه هم نشان می‌دهد که به چه نوع حکومتی می‌اندیشید. ایشان تقریبا با مشروطه‌خواهان داخلی اختلاف اساسی نداشتند مگر در مقدار آزادی رسانه‌ها؛ یعنی تئوری حکومت سلطنت مشروطه و حکومت پارلمانی را پذیرفته بودند. ایشان حتی در آخرین نظریاتشان متولی امور حسبیه را هم «عقلای مسلمین و ثقات مؤمنین» می‌دانست و بعد هم می‌فرمودند مجلس شورای ملی، مصداق «عقلای امت» است. اکثر یا همه فقها، امور حسبیه را به فقیه می‌سپارند؛ اما ایشان متولی امور حسبیه را هم عقلای قوم می‌داند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:14:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268988/اگر-آخوند-خراسانی-مشروطه-حمایت-نمی-کرد-جایگاهش-مهمتر-می-شد-پدر-معنوی ​«قوانین مدیریت» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269002/قوانین-مدیریت-منتشر  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه: درباره مدیریت چه قدر می‌دانید؟ دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم هست یا هنر؟  آیا دانستن قوانین مدیریت فقط مختص مدیران موسسات و ادارات است؟ و...کتاب «قوانین مدیریت»  به تمام سوالات مرتبط با مدیریت پاسخ می‌دهد. این کتاب از جمله کتاب‌های پرفروش دنیا با 107 قوانین مدیریت است و مورد توجه کسانی که دوست دارند زندگی شخصی و سازمانی خود را به درستی اداره و رهبری  کنند و موفق باشند قرار گرفته است. ممکن است همه‌ی نکات مطرح شده در این کتاب را بدانید و یا کتاب‌های مشابه این نوع کتاب را مطالعه کرده باشید اما مهم این است که چه قدر از آنها استفاده هم می‌کنید. کتاب «قوانین مدیریت» با مطالب کوتاه و مقطع و نیز کاربرد آسان و شوق انگیزِ قوانینِ مدیریت کمک می‌کند آنچه را می‌دانید به کار بگیرید. در این کتاب علاوه بر 107 قانونی که برای مدیریت گروه و مدیریت خود آمده است 11 قانون برای کارآفرینان نیز در نظر گرفته شده است.  بنابراین گزارش؛ پیشتر از تورانی، سرپرست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی  کتاب« شوق تغییر»، مدیران خلاق، کاربست مدیریت فرایند مدار در مدرسه ، تدريس اثربخش در مدارس و ... از انتشارات مختلف به چاپ رسیده است. کتاب«قوانین مدیریت» در 288 صفحه و با قیمت 25000 در فروشگاه‌های سراسر کشور  و همچنین در فروشگاه مجازی انتشارات مدرسه به آدرس  enma.ir  موجود است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:08:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269002/قوانین-مدیریت-منتشر پورجوادی: فخر رازی به دلیل دایره‌المعارف نویسی به ارسطو شباهت دارد/ کار او تقلیدی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268953/پورجوادی-فخر-رازی-دلیل-دایره-المعارف-نویسی-ارسطو-شباهت-کار-او-تقلیدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ نشست «فخر رازی: اندیشمندی جستجوگر» صبح امروز (20 آذرماه) با حضور سیدصادق سجادی، نصرالله پورجوادی و اصغر دادبه در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   سجادی با بیان اینکه فخر رازی از دانشمندان جامع‌الاطراف و کم‌نظیر در علوم عقلی و نقلی است گفت: با این وجود به جز کتاب اصغر دادبه درباره فخر رازی تحقیقات جدی‌ای درباره او انجام نشده و هیچ‌گاه به‌عنوان یک فیلسوف متکلمی که آراء‌اش قابل توجه است چندان مطرح نبوده است.   وی با اشاره به موضوع سخنرانی خود با عنوان «فخر رازی و فرقه‌نگاری» افزود: فرقه شناسی و فرقه‌نگاری یکی از کهن‌ترین علوم تاریخی است که دانشمندان ایرانی به آن پرداختند و از آن جمله می‌توان به آثاری مانند «طبقات الاطباء و الحکماء» اشاره کرد. به‌هرحال آنچه ما از فرقه‌نگاری در نظر داریم بررسی مکاتب کلامی و فلسفی است و آثار متعددی از جمله کتاب بغدادی، شهرستانی و ... را در برمی‌گیرد. کتاب «اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین» فخر رازی نیز با اینکه اثر کوچک و موجزی در این باره است اما دیده نشده است. فخر رازی در این کتاب با شیوه استدلالی خاص خود با علمای مختلف فرقه‌های دینی مناظره کرده و کوشیده تا اندازه زیادی فرقه‌های اسلامی را تبیین کند. تمامی مناظرات فخر رازی با علمای بلاد اسلامی را می‌توان در این کتاب مشاهده کرد.   به گفته این محقق کتاب «اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین» فخر رازی در 10 فصل سامان یافته که در فصول مختلف آن مباحثی چون مفهوم اعتزالی و وجوه مشترک میان معتزله، فرقه خوارج، فرقه روافض، صوفیه، مرجعه، فرقه متظاهران به مسلمانی و اسلام، فرقه‌های خارج از اسلام و فیلسوفان بررسی می‌شود.   سجادی با اشاره به اینکه فخر رازی این رساله را در دوران پختگی علمی خود نوشته است گفت: او در این کتاب تقسیم‌بندی از فرقه‌های مختلف اسلامی و غیراسلامی ارائه می‌کند و روشش نیز تاریخی و براساس تقدم و تأخر زمانی فرقه‌هاست. او در این اثر از بیش از 110 فرقه نام می‌برد و عقاید و افکار آنها را بررسی می‌کند. اگرچه شرح‌نویسان از این کتاب او یاد نکردند اما فخر رازی در این رساله برخلاف دیگران از تقبیح مخالفان دوری کرده و سعی کرده مورخی بی‌طرف باشد. البته برخی نظرات او مانند رد کتاب «ملل و نحل» عجیب است و آن را جزو منابع قابل اعتماد نمی‌داند.   وی ادامه داد: فخر رازی با اینکه اشعری مسلک است اما به‌عنوان یک دانشمند مستقل رأی حق را پنهان نکرده و یکسره در منازعات خود با اشعریان تابع آنها نبوده و به همین جهت مخالفانش او را طعنه هم زده‌اند همچنین او در این کتاب به صوفیه پرداخته و برخلاف برخی علمای اسلامی این فرقه را در میان اهل سنت و جماعت راه داده است. از سوی دیگر عجیب است که در این کتاب به فرقه اسماعیلیه نمی‌پردازد. اما بخشی از کتاب او که به فیلسوفان اختصاص دارد مبتنی بر گفته خودش هست که از علاقه و شوقش به خواندن آثار فلسفی می‌گوید اما در نهایت فیلسوفان را رد می‌کند.   سجادی با اشاره به مخالفان و معاندان فخر رازی عنوان کرد: برخی از مخالفان اصلی او از خود اشعریان هستند که با او مناظره کردند اما فخر رازی توانسته ضعف استدلال آن‌ها را نشان دهد چراکه از ماوراءالنهر تا هندوستان در حال سفر و مباحثه با فرقه‌های مختلف از جمله اشاعره بوده است. از همین جهت است که متوجه می‌شویم رساله کوچک او متکی بر مطالعات عمیق و مباحثاتش با علمای فرقه‌های مختلف بوده است.   عضو هیات علمی بنیاد دائره‌المعارف اسلامی درباره برخی از مناظرات فخر رازی از جمله مناظرات او با کرامیه در ماورالنهر سخن گفت و ادامه داد: این مناظره یکی از جذاب‌ترین مناظرات فخر رازی است که می‌تواند روی آن پژوهش بیشتری صورت گیرد. از سوی دیگر مباحث فخر رازی تنها فلسفی و کلامی نیست و دیدگاه‌های تفسیری او به دلیل تبحرش در استدلال فلسفی و کلامی یکی از مهم‌ترین تفاسیری است که با وجود چاپ‌های متعدد و ارجاعات بسیار اما تحلیل نشده است.   سجادی در پایان گفت: قوت استدلال فخر رازی، حافظه عجیب و تسلط او به مباحث مختلف موجب برتری او در برابر مخالفانش می‌شده و جا دارد تا ابعاد مختلف فعالیت‌های و آثار او که تاکنون نادیده گرفته شده زمینه‌ساز برگزاری همایش بین‌المللی در این باره شود.   پورجوادی در ادامه این نشست با بیان اینکه فخر رازی یکی از مهم‌ترین متکلمان و مفسران قرآن در دوره پساکلاسیک است عنوان کرد: در دوره کلاسیک علوم مختلف از جمله فلسفه، کلام، تصوف، عرفان و ... به اوج خود می‌رسند و در این دوره زایش متفکران را در علوم مختلف مشاهده می‌کنیم اما در دوره پساکلاسیک متفکرانی چون فخر رازی تلاش دارند تا با شیوه دایرة‌المعارف‌نویسی مروری بر علوم قرون گذشته به‌ویژه عصر زرین داشته باشند. نکته قابل تامل این است که برخی از آثار مهم عصر زرین مانند آثار زکریای رازی از بین رفتند و به همین دلیل مطالب کتاب‌هایی چون احیا‌العلوم تنها کپی‌برداری از منابع و علوم گذشته است.   وی با اشاره به فعالیت‌های فخر رازی در ادیان‌پژوهی و نگارش کتاب اعتقادات افزود: فخر رازی را با توجه به علایقش می‌تواند با ارسطو مقایسه کرد البته این به دلیل مشائی بودن ارسطو نیست بلکه به دلیل شیوه او در دایره‌المعارف و توجه به تاریخ علم و معارف به ارسطو شباهت دارد. فخر رازی در زمینه‌های مختلف تلاش کرده به علوم گذشته نگاهی بیندازد و آنچنان که ارسطو در کتاب متافیزیک آراء گذشتگان را جمع‌آوری کرده فخر رازی تلاش می‌کند چنین کاری را انجام دهد و کتاب جوامع‌العلوم او مصداقی از این کار و ادامه دانشنامه‌نویسی با پیروی از شیوه ارسطو است.   به گفته این استاد دانشگاه کتاب احیاءالعلوم او نیز دایرة‌المعارف‌نویسی در علم دینی و اخلاق است اگرچه کتاب جوامع‌العلوم درباره علوم عقلی است. پس فخر رازی در دین‌پژوهی هم همین روش را ادامه داده است. کتاب «اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین» او برخلاف سخنان سجادی ارزش ندارد و مطالب کتاب‌هایی چون ملل و نحل یا تبصرة‌العوام بسیار ارزشمندتر از کتاب فخر رازی است. با این وجود می‌توان در شناخت فرقه‌ها به ما کمک کند.   پورجوادی در ادامه درباره سابقه علم‌الادیان و دینی‌پژوهی در ایران سخن گفت و توضیح داد: علم‌الادین در قرن 19 شکل گرفت و از نیمه دوم قرن دوم در ایران پدید آمد و به مدت 5 قرن کتاب‌های در این حوزه نگارش شد که کتاب اعتقادات نمونه مختصر و ناقصی از آخرین حلقه‌های این زنجیره است.   این استاد دانشگاه همچنین به مباحث فخر رازی درباره فلاسفه اشاره کرد و گفت: فیلسوفان در مباحثی چون عالم قدیم، معاد و ... مواضع مخالفی را دارند. علم‌الادیانی که از قرن 19 با تحقیقات روی کتاب مقدس پدید آمد رویکردی علمی و پدیدارشناسانه داشت و تلاش می‌کرد بدون داوری دین‌ها و فرقه‌ها را بررسی کند. اما دین‌پژوهی در ایران در حالی پدید آمد که جهان در حال اسلامی‌شدن بود و کتاب فخر رازی نمونه‌ای از آخرین این آثار است که در آن او نتوانسته بدون پیش‌داوری عمل کند و عده‌ای را مسلمان و عده‌ای را مشرک می‌خواند من معتقدم کار فخر رازی چیزی جز تقلید نبوده به دلیل اینکه بسیاری از آثار معتبر مانند کتاب مقالات از بین رفته و فخر رازی نتوانسته از اینگونه آثار استفاده کند.   به گفته پورجوادی، به دلیل بی‌طرف نبودن فخر رازی در کتاب اعتقادات این اثر او شبیه به یک دفاعیه مذهبی است چنانچه او در این کتاب حتی شیعیان را گمراه می‌داند و با کرامیه هم مخالفت می‌کند. پس تحقیق او درباره علم‌الادیان محققانه و بی طرف نیست این در حالی است که در میراث گذشته کسانی مانند ابوریحان بیرونی معتقد بودند نباید تبلیغ دینی را با دین‌‌پژوهی آمیخت و از همین جهت ابوریحان عباس ایران‌شهری را به‌عنوان محققی نمونه در این زمینه یاد می‌کند و از او ستایش می‌کند. با این وجود چنین روحیه علمی از گذشته در میان دانشمندان زنده بوده و در نهایت فخر رازی به‌عنوان حلقه‌های پایانی این زنجیره نتوانسته بی‌طرفی خود را به‌عنوان یک فرد مذهبی متکلم در قرن ششم حفظ کند.   دادبه نیز در بخش پایانی این نشست درباره «فخر رازی: متکلم یا فیلسوف» سخن گفت و افزود: برخی فخر رازی را فیلسوف و برخی دیگر او را متکلم فیلسوف می‌دانند با توجه به رنسانس اسلامی و تسامح و تساهلی که از قرن چهارم به بعد به تدریج از بین رفت باز می‌بینیم که فخر رازی همچنان از این میراث گذشته ارث برده و او محصول میراث ارجمندی است که متزلزل شده اما از بین نرفته است.   وی ادامه داد: من او را از جرگه متکلمان خارج نمی‌کنم و وارد حلقه فلاسفه نمی‌کنم اما معتقدم او متکلم محض هم نیست. او جستجوگری است که تنها متکلم نیست و می‌خواهد به‌عنوان امام المشککین در حوزه‌های مختلف جستجوگری کند و باتوجه به اینکه فلسفه اجازه بازنگری و تحمل فکری دیگری را می‌دهد، تجدد فکری فخر رازی یک ویژگی فلسفی است. و رفتار او نتیجه استمرار و باقی‌ماندن عصر زرین طلایی است که اگر مورد حمله مغول‌ها و ... قرار نمی‌گرفت شاید جور دیگری اتفاق می‌افتاد.   دادبه در پایان گفت: همانگونه که اشعری‌گری اشعری و حافظ یکی نیست فخر رازی نیز در این مشرب در رده‌های مختلفی در حال حرکت است.       ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 11 Dec 2018 12:29:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268953/پورجوادی-فخر-رازی-دلیل-دایره-المعارف-نویسی-ارسطو-شباهت-کار-او-تقلیدی کنفرانس بین‌المللی آموزش، ارتباطات و جامعه شناسی ۲۰۱۹ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268956/کنفرانس-بین-المللی-آموزش-ارتباطات-جامعه-شناسی-۲۰۱۹ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کنفرانس بین‌المللی آموزش، ارتباطات و جامعه شناسی در روزهای ۲۵ و ۲۶ مه ۲۰۱۹ در نینگبو- چین برگزار می‌شود. هدف ICPCS ۲۰۱۹  این است که محققان، دانشگاهیان، اعضای هیات علمی و دانشجویان و فارغ‌التحصیلان از نقاط مختلف جهان بتوانند نتایج تحقیقات خود در زمینه آموزش، ارتباطات و جامعه‌شناسی را به اشتراک گذارند. علاقه‌مندان به موضوع کنفرانس می‌توانند با ارسال آثار خود به آدرس icpcs۲۰۱۹@migcca.com در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸ است. اطلاعات دقیق در سایت http://www.icpcs۲۰۱۹.com قابل دسترسی است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 11 Dec 2018 11:35:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268956/کنفرانس-بین-المللی-آموزش-ارتباطات-جامعه-شناسی-۲۰۱۹ دوره تخصصی اخلاق حرفه‌ای برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268957/دوره-تخصصی-اخلاق-حرفه-ای-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در راستای فرهنگ سازی و نهادینه کردن اخلاق حرفه‌ای در کشور، دوره آموزش تخصصی اخلاق حرفه ای را برگزار می‌کند. اخلاق حرفه‌ای دربرگیرنده اصول، وظایف و استانداردهای رفتار فردی و سازمانی مورد انتظار از افراد حرفه‌ای در مشاغل گوناگون است. افراد شاغل در موقعیت‌های حرفه‌ای از مهارت‌ها و دانش خود برای انجام کار بهره می‌گیرند. این افراد قادر به قضاوت، اعمال مهارت‌ها و دانش و تصمیم‌گیری بر اساس دانش خود در شرایطی که عموم جامعه به دلیل نداشتن این دانش و مهارت قادر به این کار نیست هستند. درحقیقت چگونگی استفاده از این دانش و مهارت در هنگام ارائه خدمات به جامعه، یک مسئله اخلاقی و موضوع اخلاق حرفه‌ای است. این دوره از ۲۴ تا ۲۷ آذرماه جاری و در قالب ۷ کلاس درسی برگزار خواهد شد. دراین دوره آموزشی، عناوینی چون اخلاق حرفه ای با تدریس رستم فلاح، پندهای بیهوده با تدریس زینب برخورداری، سبک‌های ارتباطی و تعارضات اخلاقی با تدریس رستم فلاح، متن پژوهی با تدریس احد فرامز قراملکی، انگاره‌ها در اخلاق با تدریس حمید رضا نمازی و اخلاق پژوهی با تدریس سید حسن اسلامی، ارائه خواهد شد. شرکت در این کلاس ها برای عموم آزاد و رایگان است و گواهی پایان دوره با امضای استاد و مهر تایید انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به شرکت کنندگان اعطا خواهد شد. علاقمندان می‌توانند برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی انجمن با شماره۰۲۱۵۵۳۷۴۵۳۱، داخلی ۱۲۲ تماس بگیرند. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در خیابان ولی عصر(عج)، پل امیر بهادر، خیابان سرلشکر بشیری، شماره ۷۱ واقع است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 11 Dec 2018 11:34:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268957/دوره-تخصصی-اخلاق-حرفه-ای-برگزار-می-شود آثار مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268958/آثار-مرکز-پژوهشی-دائرةالمعارف-علوم-عقلی-اسلامی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) آئین رونمایی از آثار مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی برگزار می‌شود. این مراسم با پیام آیت الله العظمی جوادی آملی و سخنرانی آیت الله مصباح یزدی پنج شنبه ۲۲ آذرماه در قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برپا می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 11 Dec 2018 11:30:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268958/آثار-مرکز-پژوهشی-دائرةالمعارف-علوم-عقلی-اسلامی-رونمایی-می-شود گلزاری از «تاثیر کتاب خواندن در زندگی ما» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268959/گلزاری-تاثیر-کتاب-خواندن-زندگی-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «تاثیر کتاب خواندن در زندگی ما» با حضور محمود گلزاری در تاریخ شنبه 24 آذرماه برگزار می‌شود. این نشست از ساعت 16 تا 18 میزبان کتابدوستان در سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر شماره 2 خواهد بود. محمود گلزاری روان‌شناس ایرانی، استاد دانشگاه علامه طباطبای است. او مدتی سردبیر نشریه رشد جوان بود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 11 Dec 2018 11:23:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268959/گلزاری-تاثیر-کتاب-خواندن-زندگی-می-گوید نشست «گفتگوی میان هگل و فیلسوفان مسلمان» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268955/نشست-گفتگوی-میان-هگل-فیلسوفان-مسلمان-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «گفتگوی میان هگل و فیلسوفان مسلمان» در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار می‌شود. حمید پارسانیا، سیدحمید طالب زاده، سیدیدالله یزدان پنان، سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، عسکری سلیمانی امیری و مجید احسن سخنرانان این مراسم خواهند بود. نشست «گفتگوی میان هگل و فیلسوفان مسلمان» پنجشنبه ۲۲ آذر ساعت ۹ تا ۱۲ در مجمع عالی حکمت اسلامی واقع در قم، خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰، کوچه ۲ برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 11 Dec 2018 11:19:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268955/نشست-گفتگوی-میان-هگل-فیلسوفان-مسلمان-برگزار-می-شود پنج اثر منتشرنشده از زنده‌یاد قانعی‌راد در راه است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268929/پنج-اثر-منتشرنشده-زنده-یاد-قانعی-راد-راه عزیز قانعی‌راد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خراسان رضوی، در خصوص وضعیت تدوین آثار منتشرنشده پدرش گفت: در حال حاضر 18 اثر چاپ شده از زنده‌یاد قانعی راد به چاپ رسیده و هنوز تعدادی اثر چاپ نشده نیز باقی مانده است. وی افزود: دو اثر بعد از فوت پدر به چاپ رسیده که یکی کتاب «اخلاق شعبیه و روحیه علمی» و دیگری کتاب «اجتماعات علمی و دانشگاه ایرانی» است و حداقل 4 تا 5 اثر دیگر نیز تا سال آینده به چاپ خواهد رسید. فرزند زنده‌یاد قانعی راد بیان کرد: این آثار به صورت گردآوری است که خود دکتر قانعی‌راد آن‌ها را جمع آوری و طبقه‌بندی کرده بود اما متاسفانه وقتش را پیدا نکرد آن‌ها را به چاپ برساند. وی گفت: این آثار در حوزه مدرسه، دانشگاه و مسائل روشنفکران است که توسط خود دکتر قانعی‌راد گردآوری شده و ما پیگیر هستیم تا بتوانیم آن‌ها را به چاپ رسانیم. عزیز قانعی راد تصریح کرد: کتاب‌های تخصصی مرحوم پدرم توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده و در صورت نیاز چاپ مجدد خواهد شد. همچنین چند اثر دیگر از جمله کتاب «زمان پدرسالاری» که تابستان 96 روانه بازار شده و چاپ دومش نیز تمام شده، به چاپ‌های بعدی نیز خواهد رسید. ]]> استان‌ها Tue, 11 Dec 2018 06:49:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268929/پنج-اثر-منتشرنشده-زنده-یاد-قانعی-راد-راه دلیل وجودی‌مان مصرف گرایی شده است! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268837/دلیل-وجودی-مان-مصرف-گرایی-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ فرشاد قوشچی در کتاب «جامعه‌شناسی چشم‌وهم‌چشمی» پیدایش پدیده چشم‌وهم‌چشمی را مربوط به حدود یک صد سال قبل و همزمان با ایجاد شکاف در شیوه زندگی ناشی از تقابل سنت و مدرنیسم می‌داند. قوشچی البته بهبود اوضاع اقتصادی و گسترش فزاینده طبقه متوسط که از دید او سبب حاکمیت فرهنگ مصرفی در بین مردم شده را هم از جمله دلایل شکل‌گیری پدیده‌ای که آن را چشم‌وهم‌چشمی تعریف می‌کند و می‌نویسد: «امروزه لذت و کام‌جویی از زندگی تبدیل به یک خواسته قطعی شده و این لذت بدون داشتن کالاهای مصرفی و شرایط زیست آرمانی کم‌وبیش غیرممکن می‌نماید... درواقع وضعیتی شبیه یک مسابقه برای متفاوت بودن و تفاخر در بین افراد جامعه به وجود آمده که می‌توان از آن به چشم‌وهم‌چشمی نوین تعبیر نمود.»  کتاب سعی دارد با وام گرفتن از جمله معروف رنه دکارت فیلسوف فرانسوی که گفت «می‌اندیشم، پس هستم» پدیده «مصرف می‌کنم، پس هستم» را به چالش بکشد؛ با این حال در بسیاری از رویکردهای خود به جای نقد مصرف‌گرایی تحولات رخ داده در سیک زندگی اجتماعی خانواده ایرانی از جمله سفرهای خارجی، نگهداری از حیوانات خانگی و ... را به چالش می‌کشد.  قوشچی درباره رویکرد کتاب و نگاهش به مقوله مصرف‌گرایی به ایبنا می‌گوید: «تمرکز عمده کتاب روی مصرف‌گرایی‌ست ولی تنها به نقد مصرف‌گرایی نپرداخته است. در ۱۰۰ سال اخیر جامعه مدنی ایران تحولات عمیقی را پشت سر گذاشته و همراه با شهری شدن جامعه روستایی جامعه ایران به طور عمده تبدیل به جامع شهری شده است. تبدیل شدن جوامع به جوامع شهری در تمام دنیا و از جمله ایران تبعاتی در پی داشته که یکی از این تبعات این بوده که به خصوص در نیم قرن اخیر وضعیت رفاهی مردم بهتر شده و مصرف‌گرایی را به دنبال داشته است.  مصرف‌گرایی هم باعث شده در تمام شئون جامعه شاهد آسیب‌هایی باشیم. شاید از قبل از هم چیزی به نام چشم‌وهم‌چشمی وجود داشته ولی این مفهوم در این هویت جدید ایرانی به صورت خیلی برجسته‌ای خودش را نشان می‌دهد و تصور بر این است که هرچه مصرف بالاتر باشد نشان‌دهنده برتری و پیشرفت محسوب می‌شود. ما عملاً دلیل وجودی خودمان را در دنیای جدید مصرف کردن می‌دانیم و با مصرف کردن است که نیازها و خواست‌های خودمان را ارضاء می‌کنیم پس سعی داریم در خرید و مصرف و سفر و ... از قافله باقی مردم عقب نمانیم چون فکر می‌کنیم این یک ارزش است. این قضیه حتی ملعبه‌ای شده در دست برندها و کمپانی‌ها تا با اتکا به آن مردم را برای خرید بیشتر و بیشتر ترغیب کنند.» او درباره انواع گوناگون مصرف و چشم‌وهم‌چشمی بیان می‌کند: «بخشی از مصرف‌گرایی که در کتاب به آن پرداخته شده مد و مدگرایی‌ست که باعث شده ما پیرو مد و برند باشیم و اگر لباسی از فلان مارک که دوستمان خریداری کرده نداشته باشیم باعث کسر شان ماست. واقعیت این است در جامعه‌ای که روی ثروت و مادیات متمرکز شده جهت‌دهی به طرف مصرف هرچه بیشتر است. با این حال جامعه‌شناسی چشم‌وهم‌چشمی تنها بر مصرف و مد و برندینگ متمرکز نیست و بخشی از آن به مدرک‌گرایی که جامعه ما درگیرش است پرداخته؛ مدرک‌گرایی که باعث شده جهت و سمت و سویی که علم باید داشته باشد به بیراهه برود. صرف داشتن مدرک و اینکه مدارک بالاتر ما را اقناع کند یا باعث شود برای خودمان در جامعه هویت کسب کنیم دانشگاه‌های ما را هم به بیراهه برده است. دیگر مفهومی به نام کیفیت علم نداریم و علم از مسیر خود منحرف شده است. همه تلاش ما این است که از هر تحصیلی مدرکی به دست بیاوریم تا نشان بدهیم که نسبت به بقیه بالاتر و بهتر هستیم.» این نویسنده ادامه می‌دهد: «بخش دیگری از کتاب به مسئله‌ای پرداخته که خیلی‌ها در جامعه امروز و مخصوصا زنان درگیر آن هستند؛ یعنی جراحی‌های زیبایی. ایران پایتخت جراحی بینی دنیاست. آمار اینقدر بالاست که با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نییست و رویکرد مردم هم به عمل زیبایی بینی شدت گرفته است یا اینکه از این حرف زده‌ام که چرا همه دوست دارند مکانی به نام ویلا داشته باشند و بدون در نظر داشتن محیط‌زیست اقدام به تخریب آن و ساخت و ساز می‌کنند چون باید ویلایی داشته باشند تا به اصطلاح از دوستان و آشنایان و دیگر مردمان کم نیاورند. تمام این موارد اگر جامعه را نه به سمت انحراف ولی به سمت نادرستی می‌برد که باعث پیشرفتی نمی‌شود کمکی نمی‌کند تا جامعه رو به جلو حرکت کند، حتی اگر یک سبک زندگی باشد.» مصرف‌گرایی گسترش بی‌محابای قلمروی ضروریات    وقتی صحبت از مصرف‌گرایی و الغای نیاز کاذب برای لزوم داشتن و خریدن کالاهای مختلف است، طبعاً پای «قلمروی ضروریات» هم به میان می‌آید؛ مفهومی که از دید مارکس صرفاً با فتح آن است که آزادی صورت حقیقی و واقعی خودش را برای فرد نمایان می‌کند. اینکه چگونه با گسترده کردن دایره قلمروی ضروریات برای انسان مدرن امروز آن هم با اتکا به پروپاگاندای و اقناع تبلیغات و فیلم و سریال و انواع رسانه‌های زرد و زرد مخفی از او یک موجود جاندار که مصرف و خرید برایش حکم علائم حیاتی را دارد ساخته‌اند شاید خیلی روشن و واضح باشد؛ اما به همان میزان هم چنان مخفی و خزنده است که شاید راه گریزی از آن و هژمونی که رقم می‌زند در شرایط فعلی میسر نباشد. قوشچی درباره ارتباط میان قلمروی ضروریات و مصرف‌گرایی و چشم‌وهم‌چشمی متذکر می‌شود: «دقیقا شاهد ضروری‌سازی کاذب هستیم. این‌ها ضروری‌سازی واقعی و در جهت پیشبرد اهداف متعالی یک جامعه نیست. با پروپاگاندای رسانه وتبلیغات بدون اینکه خودمان خواسته باشیم یا بدون اینکه فکر کنیم این شیوه زندگی در آینده چه عواقبی برای جامعه خواهد داشت و چقدر به شکاف طبقاتی دامن می‌زند و تضادهای طبقات مختلف جامعه را بیشتر و بیشتر می‌کند درگیر مصرف می‌شویم. مصرف‌گرایی و چشم و هم چشمی باعث می‌شود ناخواسته آن‌هایی که برخورداری بیشتری در اختیارشان است و ثروت بیشتری دارند در همین جهت حرکت می‌کنند و متاسفانه فرهنگ عمومی را به همین سمت سوق می‌دهند و این نقظه ضعف یک اجتماع انسانی است. حتی اگر فکر کنیم که ما اصلا در دام مصرف‌گرایی نمی‌افتیم ولی در اصل همه ما خواه یا ناخواه در این مسیر قرار گرفته و می‌گیریم و مدام مصرف بیشتر و تبعیت از مد و ویلاسازی و ... تشویق می‌شویم. این‌ها همه تظاهر به زندگی مدرن و توام با خوشبختی است. رفاهی ساختگی ساخته‌ایم ولی این رفاه لزوما آسایش روانی و امنیت روانی را برای ما به همراه ندارد و برعکس این رفاه دارد به آسایش و امنیت روانی افراد و جامعه ضرر می‌زند.» شکاف طبقاتی و توزیع نامتوازن ثروت دامن‌زننده مصرف‌گرایی شرایط روز جهان و نه فقط ایران نشان می‌دهد که شکاف طبقاتی و توزیع نامتوازن ثروت یکی از ویژگی‌های یک جامعه مصرف‌زده است. اینکه به دلایل مناسبات اجتماعی و اقتصادی ناسالم طبقه‌ای در جامعه به وجود می‌آید که اعضایش درآمدهای عجیب وغریب دارند و آنقدر دسترسی‌هایشان به ثروت ویژه است که به اصطلاح دیگر نمی‌دانند پول‌های خود را چگونه خرج کنند و در پدیده‌ای که نام مصرف‌گرایی بر آن گذاشته‌ شده غرق می‌شوند. مسئله‌ای که کتاب «جامعه‌شناسی چشم‌وهم‌چشمی» به راحتی از کنار آن گذشته و ظاهرا نویسنده ترجیح داده صرفا با شماتت کسانی که سفر می‌روند؛ حیوان خانگی دارند یا عمل زیبایی می‌کنند و ... مصرف‌گرایی را نقد کند.   نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی چشم‌وهم‌چشمی» در پاسخ به چرایی نادیده گرفتن شکاف طبقاتی و توزیع نامتوازن ثروت ناشی از مناسبات ناسالم اقتصادی و اجتماعی توضیح می‌دهد: «درست است که طبقه فرادست که بهره بیشتری از ثروت دارند به شدت تابع چشم‌وهم‌چشمی بوده و هستند اما متاسفانه آن‌ها طبقه فرودست را هم به دنبال خود کشیده‌اند. یعنی همین طبقات پایین جامعه هم که تمکن مالی آنچنانی ندارند وارد این گود رقابت برای مصرف بیشتر شده‌اند. مثلا در کتاب به عنوان نمونه ذکر شده که چشم‌وهم‌چشمی در بحثی مثل بحث جهیزیه و نمایش خرید برای تازه عروس به نقطه بحرانی رسیده و آن‌هایی هم وضعیت مالی مناسبی ندارند با همین امکانات و بضاعت خودشان نمایش مصرف و خرید را اجرا می‌کنند؛ حالا شاید با درجاتی کمتر و پایین‌تر. مسئله‌ای که در ۴۰-۳۰ سال گذشته نداشته‌ایم و امروز به یک فرهنگ تبدیل شده است. درست است که من در این کتاب به علل این اختلافات طبقاتی و اینکه عده‌ای از این جامعه به دلیل برخورداری بیشتر به طرف مصرف‌گرایی رفته‌اند نپرداخته‌ام. اما شما بازخورد چنین آسیبی را در قشر فرودست هم می‌بینید که طرف حتی اجناس تقلبی را با هزینه کمتر تهیه می‌کند که شبیه مصرف‌کننده برندهای اصلی باشد. یا به عنوان مثال در مورد اعمال جراحی زیبایی دیده شده با قیمت‌های بسیار کم طبقات فرودست هم اقدام به این کار می‌کنند. چراکه که گویی نوعی تقلید است از تعلق به طبقه‌ای دیگر و مرفه بودن. سفررفتن‌ها هم بر مصرف‌گرایی مطبق شده‌اند قوشچی در آخرین فصل کتاب تحت عنوان «سلام آنتالیا» سفرهای خارج از کشوری که بنا بر آمار این روزها در جامعه ایرانی را نوعی نماد و نشانه از مصرف‌گرایی به تصویر کشیده است؛ درحالیکه سفر رفتن یک حق است و همه حق دارند به مسافرت بروند و او به نام مصرف‌گرایی تلویحا این حق را نادیده گرفته و زیر سوال برده‌ است؛ هرچند خودش می‌گوید که نقدش نه به نفس سفر رفتن که نوع سفر و انتخاب مکان‌های آن است. او در این باره توضیح می‌دهد: «سفر رفتن حق همه است اما وقتی سفرهای ایرانیانرا از لحاظ آماری بررسی می‌کنید می‌بینید که اصلا تجربه یک سفر خوب و تازه را مد نظر ندارند. مثلا کمتر می‌بینید کسی به هند سفر کند؛ با اینکه مکان‌های بیشتری برای دیدن دارد. منتها مردم ما برای سفر به جاهایی مثل دبی و استانبول می‌روند که فقط سفری رفته باشند برای خرید و نمایش استفاده‌شان از یک هتل ۵ ستاره و ... یعنی سفرها هم سفری نیست که به منظور نفس سفر و اینکه با مناطق مختلف و فرهنگ‌های مختلف آشنا شوند صورت بگیرد، بلکه سفر هم منطبق بر مصرف‌گرایی و متمرکز بر چشم‌وهم‌چشمی است. اگر به این افراد بگویند در یک موقعیت برابر هند یا دبی را برای سفر انتخاب کنند آن‌ها دبی را انتخاب می‌کنند چون آنجا خرید و پاساژ‌گردی می‌کنند و ....» دگرگونی رابطه انسان و حیوان به واسطه مصرف‌گرایی کتاب همچنین فصلی دارد به نام «سگ زیبای من» که نویسنده سعی کرده در آن نگاه مصرفی به حیوانات خانگی و نگهداری از آن‌ها را به چالش بکشد؛ منتها اینجا هم این مسئله بنیادین که ارتباط حیوان و انسان هم ارتباطی کالایی و کالامحور شده و شاهد بروز و ظهور کالاهای نمایشی برای مصرف حیوانات که بعضا احتمالا باعث آزار آن‌ها هم می‌شود (انواع لباس‌ها؛ قلاده‌ها؛ کفش‌ها و ...) اشاره‌ای نشده است.  قوشچی نیز با تاکید بر اینکه در یک جامعه مصرفی با حیوان به مثابه یک کالا برخورد می‌شود، به تفاوت علل همه‌گیری و کارکرد نگهداری از حیوانات خانگی در ایران و کشورهای غربی اشاره می‌کند و می‌گوید: «آن‌طور که من به این موضوع پرداخته‌ام صرف نگهداری از حیوان چیز بدی نیست و در جوامع اروپایی از گذشته چنین فرهنگی بوده که دلیل خاص خودش را هم داشته و دارای سابقه فرهنگی تاریخی است. اما چرا در ایران به یک‌باره نگهداری از حیوان خانگی تا این حد همه‌گیر شده و همه تمایل به داشتن سگ یا گربه و بعضا حیوانات عجیب و غریب در منزل هستند. علت این همه‌گیری هم همان مقوله چشم‌وهم‌چشمی است. یعنی چون دوست من سگ یا گربه دارد من هم حتما باید حیوان نگهداری کنیم حالا اینکه فرهنگ و امکانات و خانه من برای نگهداری از یک حیوان مناسب هست یا نه مهم نیست و به صرف اینکه دوست فرزند من سگ دارد و او هم دلش حیوان خواسته برایش تهیه می‌کنم.  در دیدگاه غربی نگهداری از حیوانات به دلیل تنهایی که بر آن جوامع حاکم است دلایل و کارکرهایی دارد و مثلاً بیشتر افراد مسن و تنها حیوان خانگی دارند اما بنا بر آمارهایی که این کتاب نشان می‌دهد در ایران اتفاقا جوان‌ترها از حیوانات نگهداری می‌کنند. یعنی ما یک الگوی ناقص را از غرب گرفته‌ایم و تقلید می‌کنیم که نقد اخلاقی و کالایی و مصرفی به آن وارد است.»   درباره کتاب «جامعه‌شناسی چشم‌وهم‌چشمی» کتاب در دوازده فصل به نام‌های «زیبای خفته»، «مصرف می‌کنم، پس هستم»، «نابغه بابا»، «نمایش بی‌نتیجه»، «آقای دکتر!»، «خوش‌تیپ شدم؟»، «ممل آمریکایی»، «سوگ زمین»، «عشق برند»، «سودای ثروت»، «سگ زیبای من» و «سلام آنتالیا» سعی در واکاوی و نقد پدیده چشم‌وهم‌چشمی و مصرف‌گرایی ناشی از آن در حوزه‌های مختلف فردی و اجتماعی از عمل‌های زیبایی گرفته تا هجوم همه‌جانبه برای دربافت انواع مدارک تحصیلی و دانشگاهی در مقاطع بالای آکادمیک را دارد.  در بخشی از پیش‌گفتار کتاب می‌خوانیم: «ظهور طبقه متوسط جدید در ایران از الزامات نوسازی محسوب می‌شد که فراگیری آن با انفجار درآمدهای حاصل از فروش نفت در اوایل دهه ۵۰ خورشیدی مصادف شد. از مهم‌ترین پیامدهای بهبود نسبی اوضاع اقتصادی در این مقطع واردات بی‌رویه کالا و حاکمیت فرهنگ مصرفی در بین مردم بود. به‌گونه‌ای که جامعه دچار استحاله و سبک زندگی در این سال‌ها دگرگون شد. در مجموع به نظر می‌آید عواملی مانند: بهبود معیشت، گسترش شهرنشینی، افزایش نسبت افراد تحصیل‌کرده و دانشگاهی جامعه، مهاجرت و مسافرت به خارج از کور، تنوع و رشد سریع رسانه‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای بر گسترش نوعی از زندگی همراه با لذت‌جویی و تقلید سرعت بخشیده است.»  «جامعه‌شناسی چشم‌وهم‌چشمی» نوشته فرشاد قوشچی به عنوان چهل‌دودمین اثر از مجموعه کتاب انسان‌شناخت نشر تیسا در ۱۱۶ صفحه و به قیمت ۱۳۹۰۰ تومان منتشر شده است.    ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 10 Dec 2018 08:34:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268837/دلیل-وجودی-مان-مصرف-گرایی-شده دشمنان آزادی بشر چه کسانی هستند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268873/دشمنان-آزادی-بشر-کسانی-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیزایا برلین، فیلسوف و نظریه‌پرداز بریتانیایی در جهان فلسفه به «راوی اندیشه‌ها» مشهور است. معمولا تک نگاری‌های او درباره برخی از اندیشمندان به عنوان بهترین و جامع‌ترین منابع مطالعاتی درباره شناخت جهان معرفتی و منظومه فکری آن اندیشمندان در سطح جهان مشهورند. یکی از وجوه این روایت اندیشه‌های برلین گفتارها و مقالات او در حوزه فلسفه سیاسی و اندیشه‌های متفکران در این حوزه و مفاهیم مرتبط با آن مانند مفهوم «آزادی» است. به تازگی پنجمین چاپ کتاب «آزادی و خیانت به آزادی» با عنوان فرعی «شش دشمن آزادی بشر» برلین با ترجمه عزت الله فولادوند از سوی نشر ماهی منتشر شده است. نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۳۸۷با شمارگان دو هزار نسخه و بهای ۶ هزار و ۵۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود. این کتاب مجلد از ترجمه دوره آثار برلین در این انتشارات است، از دیگر عناوین این مجموعه می‌توان به «مجوس شمال: یوهان گئورگ هامان و خاستگاه‌های عقل ناباوری جدید»، «ذهن روسی در نظام شوروی»، «قدرت اندیشه»، «ریشه‌های رومانتیسم»، «کارل مارکس: زندگی و محیط او» و... اشاره کرد. «آزادی و خیانت به آزادی» شامل ۶ گفتار درباره ۶ دشمن آزادی بشر به زعم برلین، یعنی به ترتیب اندیشمندانی چون کلود آدرین هِلوِسیوس، ژان ژاک روسو، یوهان گوتلیب فیشته، هگل، کنت هانری دو سن‌سیمون و ژوزف دو مستر است. برلین این گفتارها را هفته‌ای یکبار در ۱۹۵۱ در برنامه سوم رادیو بی‌بی‌سی ایراد کرد. استقبال شنوندگان بی‌سابقه بود و پنج سال بعد این گفتارها پایه‌ای شدند برای انتصاب برلین به مقام استادی کرسی چیچلی در نظریات اجتماعی و سیاسی در دانشگاه آکسفورد. متن سخنرانی‌ها در همان زمان در بی‌بی‌سی از نوارها پیاده شد. سال‌ها بعد هنری هاردی، ویراستار دقیق آثار برلین متن پیاده شده را با نظر او ویرایش کرد و توضیحات و ارجاعات و مآخذ لازم را به آن افزود و به صورت کتاب منتشر کرد. گویا در بی‌بی‌سی متن مورد بحث با عنوان «شش دشمن آزادی بشر» بایگانی شده بود. هاردی این را عنوان فرعی قرار داد و کتاب را با نام اصلی «آزادی و خیانت به آزادی» برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ در سلسله انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر کرد. به باور آیزایا برلین، هِلوِسیوس، روسو، فیشته، هگل، هانری دو سن‌سیمون و ژوزف دو مستر، همگی درباره آزادی بشر صحبت کرده‌اند و همگی آنها، شاید به استثنای دو مستر، مدعی بودند که با آن موافق‌اند و بعضی حتی به دفاع پرشور از آن برمی‌خاستند و خود را حقیقی‌ترین مدافعان و پرچمداران چیزی می‌دانستند که آن را آزادی راستین، به تفکیک از انواع ظاهر فریب یا ناقص آزادی، نامگذاری می‌کردند.  ولی شگفت اینکه نظریات آنها نهایتا ضد آنچه معمولا آزادی فردی یا آزادی سیاسی خوانده می‌شود، از کار در آمد. یعنی آزادی به مفهومی که مثلا متفکران لیبرال بزرگ انگلیسی‌ و فرانسوی موعظه می‌کردند؛ به مفهومی که مثلا لاک و تام پین و ویلهلم فون هومبولت و متفکران لیبرال انقلاب کبیر فرانسه مانند کندرسه و دوستان او و پس از انقلاب، بنجامین کنستان و مادام دو استال در تصور داشتند؛و به مفهومی که جوهر آن را جان استوارت میل بیان کرده است، یعنی حق هرکس که آزادانه به زندگی خود شکل دهد، حق ایجاد شرایطی که آدمی بتواند سرشت خویش را با حداکثر تنوع و غنا و در صورت لزوم حتی به نامتعارف‌ترین طرز پرورش دهد. بر طبق این نظر تنها مانع در برابر آزادی نیاز به حراست حقوق دیگران یا پاسداری از امنیت آنان است. بنابراین انسان به شرطی آزاد است که هیچ شخص یا نهادی مگر برای حفظ حراست خود مزاحمش نشود. پرسشی اساسی که برلین در این کتاب مطرح می‌کند این است که «چرا اصولا باید کسی از دیگری اطاعت کند؟» به باور برلین فیلسوفان سیاسی باید هرچه زودتر این پرسش را مطرح کنند و اصولا اندیشمندی می‌تواند طرحی نو دراندازد که سوال‌های گذشته در این حوزه را به چالش بکشد، اما مباحث هر ۶ متفکر و فیلسوف مطرح شده در این کتاب در خلاف این هدف است، بنابراین آنها دشمن آزادی بشر هستند. پنجمین چاپ «آزادی و خیانت به آزادی: شش دشمن آزادی بشر» با ترجمه عزت الله فولادوند با شمارگان هزار نسخه ۲۶۴ صفحه و بهای ۲۷ هزار تومان منتشر شده است. چهارمین چاپ این کتاب نیز در سال ۱۳۹۲ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۹ هزار تومان در پیشخان کتابفروشی‌ها قرار گرفت. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 10 Dec 2018 07:48:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268873/دشمنان-آزادی-بشر-کسانی-هستند اعوانی از «نگاهی به حقیقت انسانی از دیدگاه حکمای شرقی» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268877/اعوانی-نگاهی-حقیقت-انسانی-دیدگاه-حکمای-شرقی-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ششمین نشست از گفتار ماه موسسه فرهنگی اکو به نشست «نگاهی به حقیقت انسانی از دیدگاه حکمای شرقی» با سخنرانی غلامرضا اعوانی روز چهارشنبه 21 آذرماه اختصاص دارد. این نشست از ساعت 14 تا 16 میزبان فعالان حوزه اندیشه است. علاقه‌مندان برای شرکت در این نشست می‌توانند به کتابخانه دیپلماتیک موسسه فرهنگی اکو به نشانی اقدسیه، خیابان موحد دانش، خیابان نیلوفر پلاک 3 مراجعه کنند. غلامرضا اَعوانی فیلسوف ایرانی و استاد سابق گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی است. او چهره ماندگار سال ۱۳۸۲، عضو پیوسته فرهنگستان علوم، رئیس انجمن حکمت و فلسفه ایران و رئیس سابق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 10 Dec 2018 07:09:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268877/اعوانی-نگاهی-حقیقت-انسانی-دیدگاه-حکمای-شرقی-می-گوید علوم شناختی نباید به ابزار گرایی محدود شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268872/علوم-شناختی-نباید-ابزار-گرایی-محدود-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «مقدمه‌ای فلسفی بر علوم شناختی» عصر روز گذشته یکشنبه 18 آذرماه با حضور کیوان الستی، حسین شیخ رضایی و رضا مثمر در سرای اهل قلم برگزار شد. شیخ رضایی در ابتدای این نشست با بیان اینکه روان‌شناسی سعی می‌کند از پدیده‌های شناختی توصیف به دست دهد و قوانین آن را بیان کند گفت: روان‌شناسی شناختی بر سوژه‌های انسانی مبتنی است و کمتر روی موجودات دیگر کار می‌کند. از سوی دیگر توصیفی است و بیان می‌کند چه الگوهایی بر فرایند شناخت حاکم است.   وی ادامه داد: روان شناسی شناختی می‌خواهد ساز و کار پدیده‌های شناختی مانند ساز و کار علمی که منجر می‌شود ما رفتار شناختی داشته باشیم را شرح دهد. علوم شناختی همچنین بین‌رشته‌ای است و از علم اعصاب برای تببین پدیده‌ها استفاده می‌کند. همچنین این علم می‌خواهد تا با بهره‌گیری از مدل‌هایی در فیزیولوژی، فلسفه ذهن و ... توضیح دهد که چگونه مغز ما به فرایند شناختی می‌رسد.   این محقق فلسفه افزود: با توجه به اینکه علوم شناختی بین‌رشته‌ای است پس این کتاب هم باید به مقدمات درباره هوش مصنوعی، ساختار مغز، روان‌شناسی شناختی بپردازد. کتاب فلسفه علوم شناختی هم از همین منظر این مقدمات را دارد.   مدیر انتشارات کرگدن در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه این کتاب بویژه فلسفه علم را پوشش می‌دهد عنوان کرد: رم هره نیز که در این کتاب به اندیشه‌های او پرداخته شده به کارهایش در فلسفه علم مشهور است. همچنین باید بدانیم که علوم شناختی ادعایش این است که علم است، پس به فلسفه علم نیاز دارد و نویسنده‌ای مانند رم هره در این کتاب باید توضیح دهد که علم چیست. از همین رو بخش نخست کتاب به این موضوع اختصاص یافته که نظام علمی را شرح دهد.    وی با اشاره به اینکه واقع‌گرایی در فلسفه علم یکی از مباحث مهم است گفت: رم هره معتقد است لزومی ندارد علوم شناختی با رویکرد ابزار گرایانه به علم محدود شود و فقط موضع ابزاری داشته باشد بلکه می‌تواند واقع گرایانه باشد به همین منظور رم هره در چندین فصل این کتاب موضوع را بررسی می‌کند. پس یکی از نقاط تمایز این اثر با آثار دیگر در این است که به رویکرد واقع گرایی توجه نشان می‌دهد.   شیخ رضایی با بیان اینکه علوم شناختی و البته کتاب حاضر به فلسفه ذهن نیز برای پیگیری مباحث خود نیاز دارد توضیح داد: علوم شناختی و فلسفه ذهن سوژه مشترکی با عنوان مطالعه ذهن دارند و نظریات درباره فلسفه ذهن نمی‌تواند از تصور علوم شناختی جدا باشد.   وی با تشریح بخش‌های اصلی کتاب افزود: در بخش نخست رم هره سعی می‌کند علم و نظریه علمی را شرح دهد و بگوید که در روانشناسی علمی دنبال چه باید باشیم. از سوی دیگر مباحث مربوط به فلسفه ذهن، تاریخ علم روانشناسی و ... در کتاب مطرح می‌شود و تاکید می‌شود که رابطه بین فلسفه ذهن و علوم شناختی چیست. از همین منظر در این بخش به تاریخ علوم شناختی نیز پرداخته می‌شود.   به گفته شیخ رضایی، بخشی که کار رم هره را متمایز می‌ کند طرح بحث او درباره روانشناسی علمی است. ایده رهم هره این است که می گوید وقتی درباره انسان حرف می‌زنیم ناظر بر چهار گفتمان است؛ نخست دستور زبان معینی برای روح. دوم از انسان به مثابه یک اندامواره صحبت می‌کند که مبنایش علوم زیستی است و در سطوح پایین تر انسان را به شکل سیستم مولکولی شیمیایی فیزیکی بررسی می‌کند. در سطح بعدی نیز انسان یا به شخص تقلیل می یابد یا به دستور زبان مولکولی و این دعوای اصلی بین روان‌شناسان و فیزیولوژیست‌ها می‌شود. نکته رم هره در این بخش این است که علوم شناختی را معرفی می‌کند که مبتنی بر هر دوی این‌هاست و نباید کنار گذشته شوند. بنابراین به اعتقاد او علوم شناختی ترکبیی از توانایی‌های شناختی، سطوح گفتمانی و ... است و نمی‌توان بر این اساس سطح مولکولی را کنار گذاشت و به سطح گفتمانی اکتفا کرد.   وی افزود: رم هره در ادامه این اثر نیز سعی می‌کند وارد طرح مصادیق خاص در این باره شده و آن را شرح دهد. او تمایزی را معرفی می‌کند که بین کنش و فعل در حرکت است. معیار کنش هم همواره بر اساس موقعیت خاصی است و به عبارت دیگر می‌توان گفت کنش‌ها معنا دارند و برای مقصود خاصی انجام می‌شوند.   شیخ رضایی ادامه داد: ما کنش‌های درست و نادرست داریم بنابراین کنش‌های هنجاری هستند. هره می‌گوید نسبت حوزه گفتمانی با امر فیزیکی مانند نسبت وظیفه به ابزار است برای اینکه بدانیم یک وظیفه به خوبی انجام شده باید هدف را کنترل کنیم در غیر این صورت نمی‌توانیم ارزیابی از وظیفه داشته باشیم. هره می‌گوید مغز ما ابزار شناخت است و وظیفه نیز از حوزه گفتمانی نشات گرفته می‌شود. از نگاه او نمی‌توان در علوم شناختی سطح گفتمانی را حذف کرد و مطالعه سطح عینی بدون نگاه به این سطح بالایی امکان پذیر نیست.   کیوان الستی نیز در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه کتاب حاضر درسی است گفت: اگرچه این کتاب درسی است و قاعدتا باید برای دانشجویان نوشته شده باشد اما حرف‌هایی دارد که می‌تواند برای متخصصان این حوزه نیز بی‌فایده نباشد. بنابراین کتاب صرفا یک اثر آموزشی نیست.   وی با بیان اینکه نوآوری کتاب تاکیدش روی دستور زبان‌های متفاوت است افزود: آنچه که در بررسی کتاب طرح می‌شود این است که ما چرا فلسفه علم می‌خواهیم؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم دانشمندان در چهارچوبی کار می‌کنند که از پیش فرض‌هایی تشکیل شده است. به طور مثال شما وقتی نجار هستید تا زمانی که چکشتان خراب نشده باشد شاید اساسا به آن دقت هم نکرده باشید اما به محض خراب شدن تازه متوجه آن چکش می‌شوید و می‌خواهید علت خرابی را برطرف کنید این تمثیل نشان دهنده رابطه فلسفه و علم است.   وی در همین باره توضیح داد: ما وقتی در چهارچوب رشته‌های متفاوت علوم شناحتی کار می‌کنیم وضع بدی نداریم اما وقتی مشکلی ایجاد می‌شود باید به این برگردیم که مسائل در این چهارچوب‌ها چگونه تعریف شدند.   الستی در ادامه با اشاره به مباحث کتاب درباره گفتمان و دستور زبان‌های مختلف عنوان کرد: دستور زبان‌ها هویت‌های متافیزیکی را پیش فرض قرار نمی‌دهد. رم هره با توجه به اینکه سابقه فلسفی دارد و نگاه فلسفی‌اش به ویتگنشتاین متاخر بر می‌گردد درباره دستور زبان‌ها نگاه خاص ویتگنشتاینی خود را دارد.   وی گفت: از نگاه رم هره در این کتاب، ابزارها در فیزیکی کاربرد دارند. او همچنین با اشاره به شکل گیری دستگاه مفهومی معتقد است ما سطوح مختلفی از معنادار شدن را داریم که وابسته به عمل، اشخاص خاص، نوع روابط و بستر فرهنگی دارد. به همین دلیل هم هست که دستور زبان‌های متفاوتی شکل می‌گیرد.   رضا مثمر نیز در ادامه این نشست بحث خود را با اشاره به نامه هملت بزرگ به هملت کوچک آغاز کرد و گفت: هملت در این نامه به پسرش می‌گوید: «مرا به یاد بیار!» او از پسرش می‌خواهد که او را از یاد نبرد! من می‌خواهم درباره توجیه این موضوع حرف بزنم که چرا هملت می‌گوید مرا از یاد نبر! ما باید درباره مفهوم به یاد سپردن و از یاد بردن به تقسیم بندی حافظه برگردیم.   وی با اشاره به سه نوع حافظه معنایی، رویه‌ای و رویدادی گفت: حافظه معنایی آنچه است که در آن آموخته‌های گزاره‌ای را بازیابی می‌کنیم اما حافظه رویدادی مهارتی است. حافظه رویدادی نیز به تجارب شخصی ما برمی‌گردد. این موضوع به ما کمک می‌کند که بفهمیم وقتی هملت می‌گوید من را به یاد بیاور منظورش به یادآوردن تمام رخدادهایی است که او و پسرش در یک زندگی مشترک با هم داشتند.   وی ادامه داد: هملت به گردن پسرش وظیفه‌ای را می‌گذارد که با توجیه اینکه با هم رخدادهایی مشترکی داشتند می‌تواند از سوی پسرش پذیرفته شود. پس اگر وظیفه‌ای را بر عهده کسی می‌گذاریم باید توانایی آن را داشته باشد.   مثمر در پایان گفت: این مطالب را گفتم برای اینکه یادآور شوم حافظه چیز عجیبی است و نیاز دارد تا درباره فرایندهای آن بیشتر تامل شود.       ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 10 Dec 2018 06:59:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268872/علوم-شناختی-نباید-ابزار-گرایی-محدود-شود خانیکی: قانعی‌راد یک اقتدارگرا البته به معنای مثبت آن بود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268867/خانیکی-قانعی-راد-یک-اقتدارگرا-البته-معنای-مثبت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از خراسان رضوی،‌ هادی خانیکی در نشست نقد و بررسی مستند «محمد امین» که به زندگی جامعه شناس برجسته کشور زنده یادمحمدامین قانعی راد اختصاص داشت، در محل فرهنگسرای رسانه مشهد، گفت: مرحوم قانعی راد تلاش زیادی در دوران زندگی خود داشته و از تمام لحظات زندگی اش تا آخرین لحظه که در بستر بیماری بود، استفاده کرد. وی افزود: اقتدارگرایی به معنای مثبت و نظم و استفاده از ظرفیت‌های موجود از جمله ویژگی‌های آن مرحوم بود که جزو افتخارات جامعه علوم اجتماعی ایران محسوب می‌شود. خانیکی بیان کرد: قانعی راد هنگامی که متوجه شد دچار بیماری صعب العلاجی شده است، سخت کوشید و آثار تاثیرگذاری را تالیف کرد. در دوران شیمی درمانی این احتمال می‌رفت که دچار ریزش مو شده و نتواند در مجامع مختلف حاضر شود و به همین دلیل تمام توانش را روی تالیف آثار ارزشمندی گذاشت که امروز از وی به یادگار مانده است. این استاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: پس از فوت ایشان موضوعاتی که توسط وی پیگری می‌شد، بسیار رواج یافت و دغدغه در افراد دیگری تولد یافت که امروز راه او را ادامه می‌دهند. خانیکی با اشاره به مستند تهیه شده از زندگی این استاد برجسته گفت: این مستند قابل تحسین است زیرا به زوایای مختلف زندگی قانعی راد پرداخته است. مستند‌هایی از این جنس کمک به بازآفرینی سرمایه فرهنگی کشور کمک می‌کند که باید بیشتر تولید شود. وی گفت: باید از گذشتگان آموخت اما در گذشته نماند و با الگوگیری از مسیر موفقیت اساتیدی چون قانعی راد مسیر آن ها را ادامه داد. قانعی‌راد دغدغه حل مشکلات جامعه را داشت در ادامه این نشست، سیدحسین سراج زاده عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی نیز بیان کرد: جامعه شناسی از جمله رشته‌هایی است که در مورد چیستی‌اش صحبت زیاد می‌شود و به همین دلیل کتاب‌هایی که به فلسفه علوم اجتماعی پرداخته اند، زیاد است. وی گفت: علوم اجتماعی در زمینه‌های پرابهامی شکل گرفته و ادامه حیات می‌دهد و رویکرد‌های متفاوتی دارد و برای ما سخت است که شاخصه‌های یک جامعه شناس خوب را تشریح کنیم. سراج زاده تاکید کرد: با این وجود امروز در جامعه شناسی ایران الگو خوبی به نام دکتر قانعی راد داریم و می‌توانیم وی را به عنوان یک چهره موفق به دانشجویان معرفی کنیم. عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی بیان کرد: به فکر مردم بودن و تلاش برای اصلاح جامعه از جمله مهم ترین ویژگی‌های دکتر قانعی راد بود که این مستند برای معرفی آن بسیار مناسب است. سراج زاده تاکید کرد: امروز از قانعی راد بسیار یاد می‌شود و تداوم یادبود او تا زمانی که در ایران گفتگو از الگوهای بومی یک جامعه شناس موفق صحبت می‌شود ادامه خواهد داشت. عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی گفت: مرحوم قانعی راد دغدغه‌های زیادی را تا آخرین لحظات زندگی خود داشت تا کمک کند وضعیت جامعه بهتر شود و در این راستا مسئولیت اجتماعی را برای خود قائل بود. سراج زاده افزود: قانعی راد بسیار خوب درس می‌خواند و جایی که وارد حوزه نظریه پردازی برای مسائل جامعه می‌شود بسیار خوب ایفای نقش می‌کرد. پیوند خوردن با پویش‌های اجتماعی برای حل مشکلات جامعه از ویژگی‌های قانعی راد بود. وی  گفت: مرحوم قانعی راد بسیار مقتدر و دلسوز بود و برای رفع مشکلات دیگران تلاش می‌کرد و هیچگاه وارد گفتگو با افرادی که در صدد تحریب وی بودند نمی‌شد. لزوم ساخت مستند از زندگی بزرگان کارگردان مستند محمد امین نیز در این نشست گفت: در دوره ای که توجه به انسان فرهنگی تنها در نطق‌های انتخاباتی انجام می‌شود، برگزاری این بزرگداشت جای خوشحالی دارد! علیرضا سلیمانی افزود: اکران این مستند به صورت گسترده در دانشکده‌های علوم اجتماعی بهانه‌ای برای اجتماع‌های علمی شد که همیشه آرزوی استاد قانعی راد بود. وی افزود: نمایش این فیلم دارای ابعاد مهم از جریان‌های اجتماعی و فرهنگی کشور است زیرا در سال‌های گذشته بسیاری از بزرگان کشور نادیده گرفته شده اند تا کلامی که ممکن است موجب ناخوشنودی برخی شود گفته نشود. کارگردان مستند محمد امین کرد: فیلم‌های مستند کمک می‌کند در کنار خواندن مقاله و دست نوشتن استادان با لایه‌های دیگری از زندگی این بزرگان آشنا شویم. در طول فیلمبرداری تجربه‌های ارزشمندی را کسب کردم و از همسر و فرزندان ایشان برای همراهی در تهیه این مجموعه تشکر می‌کنم. سلیمانی تاکید کرد: از نهاد‌های متولی حوزه فرهنگ  درخواست دارم توجه بیستری به ساخت مستند‌های زندگی مفاخر کشور داشته باشند که می‌تواند به جامعه کمک کند. توجه به علوم اجتماعی در جامعه فرزند زنده‌یاد قانعی راد نیز در این نشست گفت: علوم اجتماعی موضوع مهمی است که امروز به بهانه روز معلول باید پرسید این رشته چه خدماتی به این قشر از جامعه ارائه داده است؟ عزیز قانعی راد افزود: شهرداری‌ها معاونت فرهنگی و اجتماعی دارند که کارشان برگزاری بزرگداشت و افتتاح چند مرکز فرهنگی است که باید به علوم اجتماعی و روابط انسانی نیز توجه شود. وی گفت: شهرسازی که امروز مورد توجه قرار گرفته برای زندگی ماشینی انجام می‌شود و این به دلیل عدم توجه به علوم اجتماعی است. فرزند زنده یاد قانعی راد بیان کرد: نباید بین مهندسان و حقوق دادن‌ها و دانش آموختگان علوم اجتماعی فاصله باشد و هر کدام کار خود را بکنند بلکه باید برای رسیدن به اهداف این دو عرصه در کنار یکدیگر قرار گیرند. ]]> استان‌ها Sun, 09 Dec 2018 15:15:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268867/خانیکی-قانعی-راد-یک-اقتدارگرا-البته-معنای-مثبت کنفرانس بین‌المللی معرفت‌شناسی سایبرنتیک برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268804/کنفرانس-بین-المللی-معرفت-شناسی-سایبرنتیک-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و دومین کنفرانس بین‌المللی معرفت‌شناسی سایبرنتیک در روزهای ۲۱ و ۲۲ مه ۲۰۲۰ در برلین- آلمان برگزار می‌شود.   محور موضوعات شامل فلسفه سایبرنتیک، تاریخچه سایبرنتیک، سایبرنتیک جدید، رویکرد سایبرنتیک به علم و فلسفه علم، تئوری فلسفه دانش، کارل پوپر و معرفت شناسی تکاملی، نظریه سیستم سایبرنتیک، نظریه عمومی سیستم، فلسفه و سیستم سایبرنتیک، درک سیستم‌های پویا، معرفت‌شناسی سایبرنتیک، مبانی معرفت شناختی سایبرنتیک، محیط زیست، سیستم سایبرنتیک و مدل سازی، درک سیستم‌های پیچیده، هرج و مرج و ناپایداری، سیستم تطبیقی پیچیده، سیستم‌های پیچیده و نظریه پیچیدگی است. علاقه‌مندان می‌توانند چکیده آثار خود را به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۲۰/۰۵/berlin/ICCE?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال چکیده آثار تا پایان روز ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://waset.org/conference/۲۰۲۰/۰۵/berlin/ICCE مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 13:38:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268804/کنفرانس-بین-المللی-معرفت-شناسی-سایبرنتیک-برگزار-می-شود کتاب «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268821/کتاب-ملت-ها-چرا-شکست-می-خورند-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند» پنجشنبه 22 آذر در  سالن حافظ خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. حسن سبحانی عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه تهران، مصطفی مهرآیین عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و جواد صالحی عضو هیئت علمی گروه سیاسی دانشگاه شیراز سخنرانان این نشست هستند. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 17 تا 19 به خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات‌اللهی نبش ورشو مراجعه کنند.  درباره کتاب:   کتاب یادشده با 15 فصل از جمله نظریه هایی که جواب نمی‌دهند، تولید فقر و غنا، تفاوت‌های کوچک و برهه‌های سرنوشت ساز: وزن تاریخ، من آینده را دیده‌ام و نتیجه بخش است: رشد تحت سلطه نهادهای استثماری، در سرزمین ما نه: موانع توسعه، توسعه معکوس، پراکندگی رفاه، چرخه تکاملی، چرخه شوم، در هم شکستن قالب و فهم فقر و غنا همراه است. در یادداشت پشت جلد کتاب آمده است: ««چرا ملت‌ها شکست می خورند؟» با نگارشی درخشان و دلپذیر به پرسشی پاسخ می‌دهد که قرن‌ها متخصصان را درمانده کرده است. چرا برخی کشورها ثروتمند و برخی دیگر فقیرند و به واسطه ثروت و فقر، سلامتی و بیماری، غذا و قحطی از یکدیگر مجزا می‌شوند؟»   آیا این امر ناشی از فرهنگ، آب و هوا یا جغرافیاست؟ شاید جهل و غفلت از سیاست‌های صحیح علت ناکامی‌هاست؟ مطلقا خیر. هیچ یک از این عوامل قطعی یا محتوم نیستند. از این که بگذریم، چگونه توضیح دهیم که چرا بوتسوانا تبدیل به یکی از کشورهایی شده است که سریعترین رشدها را در جهان دارند، در حالی که سایر کشورهای آفریقایی همچون زیبمابوه ، کنگو و سیرالئون در ورطه فقر و خشونت گرفتار آمده‌اند؟   دارون عجم اوغلو و رابینسون قاطعانه نشان می‌دهند که این نهادهای اقتصادی و سیاسی ساخته دست بشرند که شالوده موفقیت اقتصادی (یا فقدان آن) را می‌سازند. عجم اوغلو و رابینسون بر مبنای پانزده سال مطالعه بر روی منابع اصلی به شواهد تاریخی فوق العاده‌ای از امپراطوری رم ، دولت ـ شهرهای مایا و نیز دوران قرون وسطی، اتحادیه جماهیر شوروی و آفریقا نظم می‌بخشند تا نظریه اقتصاد سیاسی تازه‌ای بنا کند که ارتباطی وسیع با پرسش های سترگ امروزین دارد. «چرا ملت‌ها شکست می خورند؟» نحوه نگاه و درک شما را نسبت به جهان دگرگون می‌کند.» ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 13:04:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268821/کتاب-ملت-ها-چرا-شکست-می-خورند-روی-میز-منتقدان نخستین جشنواره وحدت حوزه و دانشگاه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268859/نخستین-جشنواره-وحدت-حوزه-دانشگاه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آثار منتخب و برتر حوزه علم و دین و علوم انسانی و اسلامی که توسط دانش آموختگان حوزه و دانشگاه تدوین و تالیف شده از ۲۴ تا ۲۹ آذرماه در مجتمع امام خمینی(ره) جنب گلزار شهدای علی ابن جعفر(ع) به نمایش گذاشته می‌شود.   وی افزود: این آثار از علوم قدیم مثل فلسفه، کلام، عرفان، اخلاق، تفسیر، فقه و... تا علوم جدید از قبیل سیاست، اقتصاد، سلامت، روانشناسی، جامعه شناسی، رسانه و... در ۱۷ رشته علمی که در طول سالیان متمادی تالیف شده، عرضه می‌شود. به گفته حجت‌الاسلام هاجری، حدود ۳ تا ۴ هزار اثر مربوط به ۱۲ موسسه و مرکز از جمله موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه علوم رضوی، سازمان سمت، دارالحدیث، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مرکز نور و ... است. مسئول دبیرخانه انجمن‌ها و قطب‌های علمی حوزه‌های علمیه گفت: در این نمایشگاه، آثار و مولفان را به عنوان نماد وحدت حوزه و دانشگاه معرفی می‌کنیم. وی از تدوین مجموعه شناخت آثار منتخب دانش آموختگان حوزه و دانشگاه در عرصه علوم انسانی و اسلامی خبر داد و تاکید کرد: سامانه نرم افزاری این مجموعه نیز طراحی شده و این مجموعه یا در نمایشگاه وحدت حوزه و دانشگاه و یا در دهه فجر انقلاب اسلامی رونمایی می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 13:03:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268859/نخستین-جشنواره-وحدت-حوزه-دانشگاه-برگزار-می-شود نشست نقدوبررسی پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268833/نشست-نقدوبررسی-پرسش-امکان-امر-دینی-جهان-معاصر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انجمن علمی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی  نشست نقد و بررسی پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر اثر دکتر بیژن عبدالکریمی را برگزار می کند. این نشست با حضور مؤلف، نصرالله حکمت، رسول رسولی پور، قدیر نصری و سیدجواد میری برپا می‌شود. نشست یادشده سه شنبه ۲۰ آذرماه از ساعت ۱۴ در دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی واقع در پل مدیریت، خیابان علامه جنوبی، کوچه حق طلب غربی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 12:19:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268833/نشست-نقدوبررسی-پرسش-امکان-امر-دینی-جهان-معاصر-برگزار-می-شود تحلیل مفهوم آزادی در هندسه معرفتی و منظومه فکری امام خمینی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268814/تحلیل-مفهوم-آزادی-هندسه-معرفتی-منظومه-فکری-امام-خمینی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ یکی از دغدغه‌های مهم شریف لک‌زایی دانشیار گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بحث آزادی است و او از معدود پژوهشگرانی است که بخش عمده‌ای از کار فکری خود را به تبیین تئوریک مساله آزادی از دیدگاه اسلام و علما و فقهای شیعه بویژه علمای دوران معاصر اختصاص داده است. لکزایی بجز تالیف چهار کتاب، مقالات متعددی را نیز درباره این موضوع منتشر کرده است. کتاب «امام خمینی و مساله آزادی» چهارمین کتاب شریف لک‌زایی، درباره مفهوم و مساله آزادی است که به تازگی توسط نشر عروج و با همکاری مرکز فرهنگی و دانشجویی امام، ولایت فقیه و انقلاب اسلامی جهاد دانشگاهی چاپ و منتشر شده است. اهمیت این کتاب با توجه به شبهاتی که طی ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب درباره نوع نگاه بنیان‌گذار انقلاب حضرت امام خمینی به مساله آزادی توسط معاندان مطرح می‌شود، بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. کتاب در ۶ فصل تدوین شده که عناوین و سرفصل‌های آن به ترتیب عبارتند از: «اختیار، آزادی و کرامت»، «آزادی و امنیت»، «آزادی و مشارکت سیاسی»، «مردم سالاری دینی و حقوق اقلیت‌ها»، «آزادی مطبوعات» و «به سوی یک نظریه آزادی». فصول مختلف کتاب هر یک به چالشی از مبحث آزادی در انديشه امام خمینی می‌پردازد و تلاش می‌کند با تحلیل آرای امام پاسخی به آن چالش‌ها ارائه شود. بجز فصل ششم کتاب پنج فصل دیگر در قالب مقالات مستقل پیشتر به چاپ رسیده بودند. از میان این مباحث فصل پنجم کتاب برای اهالی مطبوعات اهمیت خاصی دارد. آنچه در این مقاله اهمیت بسیاری دارد، تلاش برای ارائه یک نظریه برای تبیین دیدگاه امام خمینی در حوزه مطبوعات است. برای رسیدن به این منظور بر نظریه مسئولیت اجتماعی تاکید شده است. شریف لک‌زایی درباره نگاه امام خمینی(ره) به مساله حقوق اقلیت‌ها به ایبنا گفت: «امام خمینی درباره اقلیت‌های مذهبی بسیار باز می‌اندیشید و آن‌ها را به یک معنا اقلیت نمی‌دانست. درواقع نسبت به اقلیت‌های مذهبی که شامل مذاهب مختلف اسلامی است بسیار نگاه مثبتی داشته‌اند. همچنین امام (ره) درباره اقلیت‌های دینی نیز تاکید داشتند که بهتر از گذشته حقوق آنان تامین خواهد شد.» این استاد حوزه فلسفه سیاسی همچنین درباره فصل آخر کتاب و اینکه آیا تلاش شده تا از دیدگاه امام خمینی یک نظریه سیاسی تبیین شود، نیز گفت: «در فصل آخر تلاش شده از منظر حکمی و فلسفی به بحث نگاه و تأکید شود که پشتوانه بحث امام خمینی در مباحث مربوط به آزادی حکمت متعالی است. این بحث مقدمه و درآمدی است بر این که به نظریه آزادی امام برسم. البته تمامی پنج فصل قبلی مواد این نظریه را تأمین می‌کند. قصدم این بود که زمینه سازی برای ارائه نظریه آزادی امام انجام شود. درواقع مباحث کتاب یک دور مرور اندیشه سیاسی امام خمینی از منظر آزادی است.» درباره کتاب و نویسنده «امام خمینی و مساله آزادی» نوشته شریف ‌لکزایی با شمارگان هزار نسخه، ۲۳۵ صفحه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر شده است. شریف لکزایی دارای مدرک دکتری علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است و هم‌اکنون با درجه علمی دانشیاری در گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به تدریس و تحقیق اشتغال دارد. «آزادی و دانش»، «آزادی»، «فلسفه سیاسی صدرالمتالهین»، «آزادی سیاسی از منظر آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی»، «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه»، «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه»، «درآمدی بر اندیشه سیاسی امام موسی صدر» و «توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت وفقیه» عناوین شماری از تالیفات منتشر شده شریف لک‌زایی است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 12:14:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268814/تحلیل-مفهوم-آزادی-هندسه-معرفتی-منظومه-فکری-امام-خمینی پیش‌نویس سند تحول علوم انسانی بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268856/پیش-نویس-سند-تحول-علوم-انسانی-بررسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه ۱۶۰ شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست غلامعلی حداد عادل برگزار شد.   در این جلسه که به بحث و بررسی پیرامون پیش‌نویس سند تحول علوم انسانی اختصاص داشت، مباحث مربوط به ارزش‌های بنیادین، چشم‌انداز و اهداف، راهبردها و راهکارها این سند مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در فصل مربوط به ارزش‌های بنیادین سند تحول علوم انسانی موارد ذیل مورد توجه قرار گرفته است، اسلامی شدن علوم انسانی، ارزشمندی ذاتی علم و منزلت علم‌آموزی با تأکید بر واقع‌نمایی و کاشفیت علم، همراهی و پیوند میان تولید، توزیع و کاربردی شدن علم، تربیت عالمان حقیقت‌جو، نوآور و متخلق، عدالت محوری در نظام علوم انسانی، آزاداندیشی، تبادل آراء و ایجاد فرصت برای تجلی افکار و چارچوب ارزش‌های اسلامی و تدریجی بودن تحول علوم انسانی. همچنین در بخش مربوط به چشم‌انداز این سند و در تشریح افق تحول علوم انسانی نیز مواردی مانند زمینه‌سازی برای تحقق تمدن نوین اسلامی، تحقق بخش حیات طیبه در ابعاد فردی و اجتماعی، برخورداری از مکاتب و نهادهای برآمده از ارزش‌های بومی و اسلامی و الهام بخشی در سطح جهان به عنوان جایگزین جدی برای علوم انسانی سکولار مورد اشاره قرار گرفته است. در بخش مربوط به اهداف سند تحول علوم انسانی هم موارد ذیل مورد اشاره قرار گرفته است: دستیابی به سامانه علوم انسانی کارآمد در دانشگاه‌ها، محوریت علوم انسانی اسلامی به عنوان مبنای الگوی پیشرفت، مرجعیت راهبران فکری علوم انسانی اسلامی، حضور مؤثر در فضای علمی جهانی و باورمندی نخبگان و مردم به جایگاه، ارزشمندی و کارآمدی علوم انسانی. بعد از ارائه اجمالی محتویات سند تحول علوم انسانی، اعضاء به بیان نظرات و پیشنهادهای خود پرداختند که اهم آن به شرح ذیل است: رعایت ادبیات و الزامات تدوین قوانین و مقررات، لزوم هماهنگی میان اسناد راهبردی حوزه علوم انسانی، رعایت ملاحظات و حساسیت‌های موجود در جامعه دانشگاهی، بازخوردگیری و نتیجه سنجی از اقدامات انجام شده، تفکیک میان تحول علوم انسانی و آموزش عالی علوم انسانی، ایجاد توازن میان چهار مؤلفه و لازمه تحول علوم انسانی، عنایت به وضعیت فعلی علوم انسانی و وضعیت مطلوب، ایجاد اجماع در بدنه دانشگاهی کشور برای ورود این قشر به میدان اجرای سند تحول علوم انسانی و تقدم روش‌شناسی بر تحول. ادامه بررسی سند تحول علوم انسانی به جلسه آینده موکول شد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 12:07:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268856/پیش-نویس-سند-تحول-علوم-انسانی-بررسی کتاب «فلسفه همچون سیاست فرهنگی» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268842/کتاب-فلسفه-همچون-سیاست-فرهنگی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «فلسفه همچون سیاست فرهنگی» نوشته ریچارد رورتی با ترجمه ناصرالدین علی تقویان و بابک طهماسبی شنبه 24 آذرماه برگزار می‌شود. ناصرالدین علی تقویان، خسرو باقری و رضا ماحوزی درباره این کتاب در نشست سخن خواهند گفت. کتاب «فلسفه همچون سیاست فرهنگی» نوشته ریچارد رورتی با ترجمه ناصرالدین علی تقویان و بابک طهماسبی در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. علاقه‌مندان برای شرکت در این مراسم، از ساعت 15 تا 17 به دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس واقع در پل گیشا مراجعه کنند. نشست فوق به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و با همکاری انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس برگزار می‌شود. کتاب «فلسفه همچون سیاست فرهنگی» در واقع چهارمین مجموعه مقالات اوست که انتشارات کمبریج آن را منتشر کرده و آخرین کتاب ریچارد رورتی است. مقالات این کتاب مربوط به 10 سال پایانی عمر رورتی بوده و در نتیجه پخته‌ترین استدلال‌ها و بازتوصیف‌های رورتی را شامل می‌شود. این کتاب در مقایسه با سه مجموعه‌ قبلی، کمتر به مسائل فنی فلسفی می‌پردازد و زبانی کمابیش ساده‌تر دارد. البته برای پژوهشگران جدی آثار رورتی، پیامدهای پراگماتیسم یا فلسفه و آئینه طبیعت شاید شروع بهتری باشد ولی برای مخاطب غیرآکادمیک شاید بهترین کتاب رورتی به شمار رود که هم چندان وارد جزئیات فلسفی نمی‌شود و هم فشرده‌ای از آرای رورتی در طیف بسیار وسیعی از موضوعات را در برمی‌گیرد.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 11:30:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268842/کتاب-فلسفه-همچون-سیاست-فرهنگی-نقد-بررسی-می-شود نشست «زیست مؤمنانه در جهان امروز از نگاه امام موسی صدر» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268846/نشست-زیست-مؤمنانه-جهان-امروز-نگاه-امام-موسی-صدر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «سید موسی صدر و زیست مؤمنانه در جهان امروز» از سلسله نشست‌های همایش «بررسی و بازخوانی آراء و اندیشه های امام موسی صدر» به همت کانون اندیشه جوان و با همکاری‌ موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. در این نشست که روز چهارشنبه ۲۱ آذرماه ساعت ۱۴:۳۰ در سالن آمفی تئاتر دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد، حسن محدثی و حجت‌الاسلام محمدرضا زائری به بررسی این موضوع خواهند پرداخت. حسن محدثی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی است. وی مدیر جامعه شناسی دین، در انجمن جامعه شناسی ایران است که دارای پژوهش‌های بسیاری در حوزه جامعه شناسی دین و معرفت است. حجت‌الاسلام زائری، دارای دکترای علوم ادیان از دانشگاه قدیس یوسف بیروت و تحصیلات عالی حوزوی است. وی استاد دانشگاه و حوزه علمیه و مدیر مسئول و صاحب امتیاز ماهنامه خیمه است. از وی کتاب­‌ها و مقالات متعددی در حوزه‌های مختلف بخصوص حجاب منتشر شده است. کانون اندیشه جوان از همه علاقه‌مندان برای حضور در این نشست دعوت به عمل می‌آورد. نشست «سید موسی صدر و زیست مؤمنانه در جهان امروز» روز چهارشنبه ۲۱ آذرماه ، ساعت 14 و 30 دقیقه در تالار آمفی تئاتر دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 11:29:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268846/نشست-زیست-مؤمنانه-جهان-امروز-نگاه-امام-موسی-صدر پورجوادی و سجادی از «فخرالدین رازی، اندیشمندی جستجوگر» می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268824/پورجوادی-سجادی-فخرالدین-رازی-اندیشمندی-جستجوگر-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پژوهشکده حکمت معاصر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشست تخصصی «فخرالدین رازی، اندیشمندی جستجوگر» را در تاریخ سه شنبه 20 آذر برگزار می‌کند. نصرالله پورجوادی با موضوع «فخر رازی و علم‌الادیان»، اصغر دادبه با موضوع «فخر رازی؛ متکلم یا فیلسوف؟» و سید صادق سجادی با موضوع «فخر رازی و فرقه‌نگاری» در این نشست سخنرانی می‌کنند.  علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 8 و 30 دقیقه تا 13 به سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در بزرگراه کردستان نبش خیابان صادق آئینه‌وند مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 08:32:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268824/پورجوادی-سجادی-فخرالدین-رازی-اندیشمندی-جستجوگر-می-گویند دومین سمپوزیوم «نوشریعتی ومسائل امروز جامعه ما» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268826/دومین-سمپوزیوم-نوشریعتی-ومسائل-امروز-جامعه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این سمپوزیوم با حضور آیدین ابراهیمی، ابوطالب آدینه‌وند، کمال اطهاری، فرید خاتمی، آرمان ذاکری، امیر رضایی، مسلم زمانی، نرگس سوری، احسان شریعتی، سارا شریعتی، سوسن شریعتی، محمدجواد کاشی، مصطفی محب‌کیا ، حمید محمدنژاد، عباس منوچهری، سیدحسین موسوی برگزار خواهد شد. دبیر علمی سمپوزیوم هم حسین مصباحیان است. این سمپوزیم به صورت چهار پنل با موضوعات میراث شریعتی، زمانه ما، همبستگی اجتماعی و ابداع خویشتن، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۸ صبح الی ۷ بعد از ظهر در دانشگاه اصفهان، تالار صائب برگزار خواهد شد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 08:30:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268826/دومین-سمپوزیوم-نوشریعتی-ومسائل-امروز-جامعه-برگزار-می-شود کنفرانس بین‌المللی سیاست، فلسفه و قانون http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268827/کنفرانس-بین-المللی-سیاست-فلسفه-قانون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و دومین کنفرانس بین‌المللی سیاست، فلسفه و قانون در روزهای ۱۴- ۱۵ مه ۲۰۲۰ در آمستردام ـ هلند برگزار می‌شود.   محور موضوعات کنفرانس شامل فلسفه سیاسی، فلسفه سیاسی باستان، سیاست و فلسفه در یونان باستان، سیاست و عدالت، سیاست، عدالت و برابری، سیاست و فلسفه، سقراط و افلاطون، اخلاق در اندیشه سقراط، دفاع از عدالت در جمهوری، تعریف دانش سیاسی، ارسطو، روش فلسفی ارسطو و اخلاق، جمهوری روم، فلسفه سیاسی در امپراتوری روم، مسیحیت قرون وسطی، عصر طلایی اسلامی، اروپا قرون وسطی، رنسانس اروپایی، روشنگری اروپایی، صنعتی سازی و دوران مدرن، آزادی خواهی، محافظه کاری، سوسیالیسم، نقد اخلاقی سرمایه‌داری و آنارشیسم است. از علاقه‌مندان به موضوعات فوق دعوت می‌شود چکیده آثار خود را به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۲۰/۰۵/amsterdam/ICPPL?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال آثار ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://waset.org/conference/۲۰۲۰/۰۵/amsterdam/ICPPL مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 08:28:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268827/کنفرانس-بین-المللی-سیاست-فلسفه-قانون آیا افزایش احساسات بدون پشتوانه معرفتی، آسیب رسان است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268674/آیا-افزایش-احساسات-بدون-پشتوانه-معرفتی-آسیب-رسان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)ـ جبار رحمانی، عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی: یکی از مهمترین رویکردهای گفتمانی در مطالعات دینی در جامعه ما، مطالعات آسیب شناختی است. آنچه که در این مطالعات بالاخص بعد از دهه 1370 و اوایل دهه 1380 اهمیت داشت، ظهور اشکال جدید سبک‌های دینداری بالاخص در نسل جوان و محیط‌های شهری بود. این موضوع چالشی برای گروه‌ها و نهادهای مرجع دینی بود. نوعی خروج از وضعیت بهنجار آیین‌های دینی در دل سنت‌های دینی پدیدار شده بود و همین موضوع به دغدغه‌ای برای دینداران و مهمتر از همه برای مراکز و نهادهای رسمی دینی بدل شد. این موضوع نوعی شناخت و ارزیابی از وضعیت دینداری و آیین‌های دینی را ایجاب می‌کرد. در تجربه جهانی اولین مطالعات سنجش دینداری توسط نهاد کلیسا شروع شد. انگیزه اصلی نیز از دل دغدغه‌های دینی و علقه‌های مذهبی محققان یا مدیران این طرح های پژوهشی برخاسته بود. مساله اصلی حسی بود از تغییری که به نظر می‌رسید مطلوب نباشد. در پس این رویکرد موضعی ناگفته و غیر مصرح هم وجود داشت: موضعی که می‌توانست مصداق و معیار آسیب را تعریف کند و شناخت واقعیت را از همان آغاز در چهارچوب‌های ارزشیابی از همان موضع ناگفته انجام بدهد. به همین دلیل دردل سنت‌های پژوهشی‌ای که از دل نهادهای دینی یا متولیان و متخصصان دینداری سربرآورده، پروبلماتیک آسیب شناسی به عنوان دال برتر و نقطه کانونی این مطالعات دیده می‌شود. در این سنت بود که در جامعه ایرانی آسیب شناسی دینداری هم از موضع نهاد روحانیت و هم از موضع روشنفکران دینی رواج یافت، یکی از تحریف دین و بدعت ها سخن  می‌گفت و یکی از لزوم اصلاح و روشنگری دینی. یکی از بازگشت به فرم‌های اصیل دینی حرف می‌زد و دیگری از معاصر کردن دین صحبت می‌کرد. مساله اصلی هردوی اینها یکی بود: اصلاح وضع نامطلوب و نوظهور موجود بر حسب معیارهایی از پیش تعیین شده. در این سنت از مطالعات اجتماعی و فرهنگی دین، در جامعه ایرانی مطالعات خوبی نیز انجام شده است. یکی از این مطالعات، کتاب محقق ارجمند، علیرضا قبادی است که با محوریت مساله عاطفه گرایی و عقل گرایی در مراسم مذهبی انجام شده است. البته کتاب در اصل در باب مراسم عزاداری یا مراسم مربوط به آیین‌های عزاداری امام حسین نوشته شده است، اما در عنوان این موضوع دیده نمی‌شود. قبادی که خودش تحصیل کرده حوزه علمیه و در عین حال تحصیل کرده جامعه شناسی است، دغدغه پژوهش را با دغدغه تبلیغ ترکیب کرده است،  البته ترکیبی که در حد خودش سبب مداخله یا دستکاری در شناخت واقعیت نشده است. به همین دلیل عقبه طلبگی مولف در تحلیل‌های و ارزیابی‌های نهایی خودش را نشان می‌دهد که آن هم امری طبیعی است و هر ارزیابی نهایی مبتنی بر نظام ارزشی رخ می‌دهد. کتاب مفروضش اینست که «رواج و افزایش احساس و عاطفه بدون معرفت و آگاهی، مانعی در برابر رشد، شکوفایی و کارآمدی محافل و مراسم دینی است. بنابراین افزایش احساسات بدون پشتوانه معرفتی، آسیب رسان است. مشاهدات اولیه و بررسی‌های ابتدایی پژوهشگران نشان از رواج نوعی روابط عاطفی و هیجانی و خالی از عناصر بینشی و معرفتی در شیوه برگزاری مراسم دینی در هیات ها و محافل مذهبی در کشور ماست که آسیب هایی داشته است.» بر این اساس مولف محترم مساله محوری خودش را اینگونه تعریف کرده است: «آنچه که در این پژوهش بررسی می شود وضعیت آسیب رواج مداحی محوری یعنی غلبه احساس بر عقل است که در دهه های اخیز رواج بیشتری یافته است و به مساله اجتماعی در حوزه فرهنگ دینی تبدیل شده است. ... شناخت آسیب‌ها، پیامدهای آن و ارائه راهکاری موثر جهت کاهش آن از اهداف اصلی این پژوهش است.» (ص 23) کتاب حاضر در پنج فصل تالیف شده است. با توجه به آنکه کتاب در اصل پایان نامه بوده، لذا تاحدی فرمت پایان نامه را در صورت بندی و دسته بندی مطالب دارد. در فصل اول بیان مساله و ضرورت و اهمیت و اهداف تحقیق و ... آمده است. فصل دوم پیشینه تحقیق و چهارچوب نظری و فصل سوم روش شناسی و فصل چهارم داده‌ها و یافته‌های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات. کتاب در سنت جامعه‌شناسی آسیب شناختی، تالیف مهمی است. اما نکته اصلی آنست که بهتر بود محقق مستندات خودش را از مفروضاتش، یعنی رواج عاطفه گرایی و مناسک گرایی نشان می‌داد. از سوی دیگر معیارهایی که بر طبق آن مقوله آسیب تعریف می‌شود تعریف و معین نشده است. در اینجا دانش و تخصص آیینی و دینی مولف بطور ناخودآگاه عمل کرده است. به همین دلیل فقط به این گزاره کلیدی بسنده شده است که رواج عاطفه گرایی یک آسیب است چون مانع افزایش معرفت دینی افراد می‌شود. در مجموع کتاب داده‌های بسیار خوبی دارد. با توجه به آنکه مولف علی رغم سنت فکری خودش از معیارها و مبناهایی دفاع می‌کند، اما در جمع‌آوری و تحلیل اولیه و توصیف داده ها مدخلیت به این معیارها نداده است. به همین دلیل کتاب فارغ از اینکه با نوع ارزیابی‌ها و آسیب شناسی‌های آن موافق باشیم یا نه، اطلاعات دقیقی از وضعیت مراسم عزاداری محرم و هیات‌ها و مداحی‌ها و نسبت مداحی و منبر در فضاهای هیات‌ها دارد. کتاب به خوبی این تحول که هیات‌ها نوعی تغییر مکانی (از مسجد به سمت مکان های بیرونی و حتی منازل) و همچنین تغییر مرجیعت متخصصان آیینی (مداح محوری و فرعی شدن سخنران در برخی مجالس) را نشان می‌دهد. حتی تغییری در ضرباهنگ اجتماعی و فضایی آیین‌ها را نشان داده است که چگونه زمان آنها با منطق معیشت کارمندی و بازاری امروزی‌ها متناسب شده است و عموما بعد نماز مغرب و عشا هستند. کتاب به خوبی نشان می‌دهد که در این مراسم مذهبی، مهمترین الگوهای مذهبی، اما حسین، حضرت زهرا و حضرت علی هستند. نوعی تقلیل یافتگی آگاهی دینی در دوره متاخر را شاهدیم که شخصیت‌های مقدس، معمولاً به افراد خاص و محدودی تقلیل یافته‌اند. در بخش نتیجه گیری مولف تلاش دارد این وجوه آسیب شناختی را نشان دهد که البته این پارادایم آسیب شناختی در دل خودش همراه و همبسته است به پارادایم مهندسی و سیاستگذاری مداخله جویانه در سنت های عزاداری و به تعبیر محقق همراه است با احیای سنت‌ها و بازسازی و حفظ آنها. در مجموع کتاب توانسته به خوبی مساله مراسم مذهبی عزاداری را در دل پارادایم آسیب شناختی به بحث بگذارد. این کتاب را می‌توان در سنتی از مطالعات جامعه شناختی و انسان‌شناختی تشیع دانست که در دو دهه اخیر در فضای دانشگاهی ایران و توسط محققان جوانی بسط یافته که در بطن خودشان همه آنها نوعی انتخاب ارزشی در دل دینداری‌های سنتی و نوین وجود دارد. این کتاب‌ها و رساله‌هایی که در فضاهای دانشگاهی نوشته شده‌اند، بخشی از تلاش دانشگاهیان ایران و اصحاب جوان علوم اجتماعی برای رسیدن به موقعیت خودآگاهی در باب وضعیت و سبک‌های دینداری است. هرچند موضوع و موضعی که مولف این کتاب داشت را بیشتر و بهتر می‌توان در پارادایم تغییرات و تنوعات دینداری به بحث گذاشت که البته این خودش ،ماجرای دیگری است. کتاب «عاطفه گرایی و عقل گرایی در مراسم مذهبی» تالیف علیرضا قبادی است که نشر آرما، در سال 1397 آن را منتشر کرده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 06:44:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268674/آیا-افزایش-احساسات-بدون-پشتوانه-معرفتی-آسیب-رسان همایش بین‌المللی «جان رالز؛ با نگاهی به عدالت، توسعه، صلح و دموکراسی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268816/همایش-بین-المللی-جان-رالز-نگاهی-عدالت-توسعه-صلح-دموکراسی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انجمن علوم سیاسی ایران همایش بین‌المللی «جان رالز؛ با نگاهی به عدالت، توسعه، صلح و دموکراسی» را پنجشنبه 22 آذر برگزار می‌‌کند. آثار جان رالز نامدارترین و نافذترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم بر قلمروهای متعدد تفکر و زندگی جهان معاصر اثرات عمیق و پایداری برجای گذاشته است. رالز، در سراسر زندگی‌اش، به دنبال پاسخ به اين پرسش بوده است كه «آيا ممكن است زندگی فردی و جمعی آدميان، به گونه‌ای رقم بخورد که ارزش زيستن داشته باشد؟»، یا چنانچه كانت می گوید: «آيا زندگی در اين كره‌ی خاكی اساساً ارزشی دارد؟». ما غالباً وقت و انرژی بسياری در جهت اهداف و پروژه‌های حرفه‌ای و شخصی‌مان صرف می‌كنيم كه نهايتاً کثیری از آنها بی‌معنی و بی‌ارزش هستند، زیرا گامی در جهت رشد و تعالی بشریت نيستند. در اين‌جا است كه رالز اين  پرسش را پيش می‌نهد كه «چه چيزی زندگی آدمی را ارزشمند می‌سازد؟». امكان دست‌يابی به عدالت و سازگاری آن با خیر اخلاقی، مهمترین انگیزه‌ی رالز در خلق آثار او بود. درس بزرگی که او می‌آموزد این است که نهاد و طبع آدمیان با عدالت دموکراتیک و جامعه‌ی عادلانه‌ی به‌سامان کاملاً سازگار است. انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری دانشگاه‌ها و مؤسساتی از سراسر ایران، در نشستی به بررسی اهم آراء و آثار این فیلسوف برجسته معاصر و نسبت آن‌ها با وضعیت تاریخی ما می‌پردازد. در این همایش فیلسوفان برجسته‌ای چون تامس نیگل شاگرد رالز و فیلسوف سیاسی برجسته معاصر؛ جاشوا کوئن شاگرد برجسته رالز و استاد فلسفه سیاسی دانشگاه برکلی؛ تیم اسکنلن فیلسوف سیاسی برجسته معاصر و همکار رالز در دانشگاه هاروارد مشارکت خواهند داشت. علیرضا بهشتی، سعید حجاریان و اوبوالقاسم فنائی نیز سخنرانان اصلی این مراسمند که از ساعت 8 تا 18 در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 06:43:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268816/همایش-بین-المللی-جان-رالز-نگاهی-عدالت-توسعه-صلح-دموکراسی-برگزار-می-شود ​راه شناسایی ساحت مدرن ایرانی ضرورت گذر از دستگاه ابن خلدونی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268556/راه-شناسایی-ساحت-مدرن-ایرانی-ضرورت-گذر-دستگاه-ابن-خلدونی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ ​ تقی آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در جدیدترین گفت‌وگویی که با ایبنا داشته درباره موانع دست‌یابی به جامعه مدنی در ایران سخن گفته است و با تکیه بر نظریه ابن خلدون معتقد است از دیدگاه او امکان توانایی شناخت ساحت ایران مدرن وجود ندارد. او در پاسخ به اینکه برای شناخت و دست‌یابی به جایگاه و منزلت نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی به چه الزاماتی نیازمندیم می‌گوید: تا زمانی که درگیر چارچوب نظری ابن خلدونی هستیم، امکان اینکه بتوانیم به جایگاه و منزلت نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی دست پیدا کنیم وجود ندارد. چراکه برای توضیح جامعه مدنی در ایران از یک نوع تحلیل‌هایی مانند تحلیل‌های هابرماسی استفاده می‌شود که گرفتاری‌های خاص خودش را دارد و می‌توان به آن هم اشاره کرد. این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: اما به نظر می‌رسد که به لحاظ مفهومی و نظری یک خانه تکانی اساسی لازم داریم که این خانه تکانی به شناخت دقیق‌تر وضعیت فعلی ما کمک می‌کند. یک عنصر این خانه تکانی همین تنظیم دستگاه نظری ابن خلدون با شرایط جامعه ایرانی در دروه معاصر است. نظریه ابن خلدون چندین الزام دارد که آن‌ها اگر پذیرفته شود که قطعا هم باید پذیرفته شود، تا نظریه ابن خلدون مورد استفاده قرار بگیرد. همه آن الزامها ضدیت با فهم جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی و به طور خاص ساحت مدنی آن دارد. یکی از این الزام‌ها مرکزیت بخشیدن به عنصر عصبیت است، عصبیت به عنوان یک نیروی خونی، نژادی و کور (که مبتنی بر آگاهی نیست) یک الزام‌ طبیعی نژادی خونی است که در قبیله تبلور پیدا می‌کند و قبیله، طایفه و ایل را به حرکت وا می‌دارد. البته عصبیت در مسیر راه خود چون قدرتمند می‌شود، دیگران هم به آن می‌پیوندند که در واقع از آن می‌توان به عصبیت دینی و عصبیت اجتماعی و ... یاد کرد. اما بنیانش بنیان قدرتمند خونی است که گفتم اسمش را نیروی کور می‌گذارم.   به گفته، تقی آزاد ارمکی، این نیروی کور قطعاً معارض با نقش‌آفرینی نیروهای مدنی، اجتماعی است چون که نیروهای مدنی و اجتماعی براساس یک آگاهی، قرارداد، معرفت، منفعت، مصلحت یا حرکتی پیدا می‌شوند  جان می‌گیرند، حرکت می‌کنند و انسجام پیدا می‌کنند و منشأ یک اتفاق می‌شوند. این استاد جامعه‌شناسی با بیان اینکه اصل دوم مربوط به این نظریه است که حرکت همیشه از یک جامعه بدوی، وحشی، طبیعی، بی تمدن شروع می‌شود و در جامعه‌ای که بستر تمدن داشته مستقر می‌شود و در آن فعالیت می‌کند  و نهایتاً آن را ویران می‌کند توضیح می‌دهد: این منطق خیلی عجیبی است که نظریه ابن خلدون بر آن بار است. این هم ادامه همان نیروی کور است که خیلی ساحت تمدنی ندارد. دغدغه تمدن و سازگاری با محیط ندارد و ویران می‌کند، وحشی و طغیانگر است. عصیانی است و قدرتش هم بسیار زیاد است و ویران می‌کند. در شهر هم که مستقر می‌شود و درگیر یک بروکراسی و نظام شهری و ... می‌شود می‌میرد. عصبیت در شهر دچار ضعف و انحطاط می‌شود و بعد دولتی که براساس آن برپا شده بوده از بین می‌رود. او یادآور می‌شود: این هم نکته عجیبی است که می‌شود روی آن بحث کرد که همان تقدم بدوی/ حضری است که آیا تاریخ جوامع اینگونه بوده یا اینکه برعکس است. اینجا ما اتفاقات را در شهر می‌بینیم و از شهر به پیرامون منتقل می‌شود که این فرض و اصل مهمی است. اصل سوم این است که این شهر چقدر پدیده نجس، کثیف، غلط و ضد اخلاقی است را که پدیده طبیعی‌ای که جان دارد، در خودش مضمحل می‌کند و چون مضمحل می‌شود،‌‌ خودش هم از بین می‌رود. به گفته آزاد ارمکی، شهر همیشه منشا فساد است و چون منشا فساد است مفسد می‌شود و چون مفسد می‌شود از بین می‌رود. این نگاه منفی نسبت به شهر را هم ابن خلدون تولید می‌کند و شهر برخلاف همه شواهد و اوضاعی که ما داریم منشا فساد نیست، بلکه منشا زیست چندگانه است که در آن اختلاف هست، فساد هست و دین هم هست تمدن و اخلاق هم هست. بعد همه نیروهای مهم در شهر مستقر می‌شوند و تحولات هم از شهر نتیجه می‌شود، درصورتیکه این اصل که نظریه ابن خلدونی بر آن بنا شده است شهر را پدیده‌ای مذموم می‌کند، تمدن‌ها و دولت‌ها و قدرت‌ها را میرا می‌کند درصورتیکه همه بحث‌هایی که امروز در علوم اجتماعی پی می‌گیریم این است که تمدن در شهر ساخته می‌شود، صنعت در شهر شکل می‌گیرد، دین و اخلاق هم در شهر بوجود می‌آید و اساساً ضرورت نیاز به اخلاق و طراحی نظام اخلاقی و دینی و فرهنگی در شهر است. توجه کنید چه اتفاق عجیبی می‌افتد وقتی این نظریه ابن خلدون پذیرفته شود. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه نکته دیگر در نظریه ابن خلدون این است که نسل‌هایی که دولت‌ها را پی می‌گیرند، 12 سال یا کمی بیشتر، از هم می‌آیند و هیچ راهی برای اینکه دیگران بیایند یا اینکه جابجا شوند و دیگرانی حاضر شوند وجود ندارد می‌گوید: این نظریه مشکلی دارد که در نهایت نظریه وراثت را در فرماندهی اشاعه می‌دهد. درصورتیکه با دموکراسی سازگار نیست و ضد دموکراسی است و جامعه براساس عقل جمعی و اتفاقاتی که در درون جامعه می‌افتد، فرماندهان، رئیسان و وکلایشان را انتخاب می‌کنند، تا رهبرانی که نظام ایلیاتی آن‌ها را تعیین کند. این هم اصلی است که ابن خلدون با آن کار دارد و با تفکر مدرن و جامعه مدرن سازگار نیست و اتفاقاً با رخدادهایی که به لحاظ تاریخی در ایران افتاده هم سازگاری ندارد. به گفته آزاد ارمکی:کف و سقف یک تمدن و دولت و جامعه است که بیش از چهار نسل جایی برای حیات باقی نمی‌ماند. این سرنوشت محتوم به از بین رفتن است، در تاریخ هم می‌بینیم که دولت‌ها جابجا می‌شوند، تا اینکه نابود شوند و مفهوم بزرگ‌تر و وسیع‌تری به نام فرهنگ تمدن وجود دارد که دولت‌ها هم در آن می‌آیند و دولت‌های متفاوت هم در آن هستند. نظریه ابن خلدون به چنین چیزی اعتقاد و باور ندارد، از همه این‌ها مهم‌تر الزام نظریه ابن خلدونی مبتنی بر یک قهر و یک جبر است، دولت براساس قهر و جبر و زور است تا مبتنی بر کنش جمعی و پیوند و ارتباطی باشد. این همان چیزی است که تشدید کننده و توضیح دهنده استبداد است تا آن چیزی که در تاریخ ایران گفته می شود و تحت عنوان استبداد ایرانی ـ آسیایی مطرح است. ولی رقیبش هم جامعه مدنی در ایران است. این استاد دانشگاه تهران در پایان سخنانش تاکید می‌کند: تمام آموزه‌هایی که ابن خلدون می‌گوید با آموزه‌های دینی هم به لحاظ عمومی که در اندیشه دینی خودمان با آن سروکار داریم و هم جوانب دیگر سازگاری ندارد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 05:44:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268556/راه-شناسایی-ساحت-مدرن-ایرانی-ضرورت-گذر-دستگاه-ابن-خلدونی کتاب «دکتر احمد احمدی و علوم‌انسانی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268811/کتاب-دکتر-احمد-احمدی-علوم-انسانی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) خانه اندیمشندان علوم انسانی با همکاری سازمان سمت مراسم بزرگداشت احمد احمدی استاد حوزه و دانشگاه را در تاریخ سه‌شنبه 27 آذرماه برگزار می‌کند. سید محمدرضا بهشتی، مهین پناهی، عبدالله توکلی، محسن جوادی، محمدرضا حافظ نیا، نجفقلی حبیبی، عبدالحسین خسروپناه، محمد ذبیحی، غلامحسین غلامحسین زاده، فاطمه طباطبایی، علی اصغر فانی و میرجلال‌الدین کزازی سخنرانان این مراسم هستند. همچنین قرار است در این مراسم از کتاب «دکتر احمد احمدی و علوم‌انسانی» رونمایی شود. علاقه‌مندان برای شرکت در این مراسم می‌توانند از ساعت 17 تا 20 به سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات‌اللهی نبش ورشو مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 05:43:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268811/کتاب-دکتر-احمد-احمدی-علوم-انسانی-رونمایی-می-شود مقدمه‌ای فلسفی بر علوم شناختی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268808/مقدمه-ای-فلسفی-علوم-شناختی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی مقدمه‌ای فلسفی بر علوم شناختی با حضور کیوان الستی، حسین شیخ رضایی و رضا مثمر برگزار می‌شود. کتاب «مقدمه‌ای فلسفی بر علوم شناختی» نخستین متن اساسی در ارائه یک بررسی جامع از علوم شناختی در معنای کامل آن است. رویکرد ویژه هره به علوم شناختی، رویکردی ترکیبی است: میان دو قطب اصلی موجود در علوم شناختی، یعنی رویکرد گفتمانی محض از یک سو و رویکرد عصب‌زیست‌شناختی محض از سوی دیگر، رویکردی میانه وجود دارد که در آن سه دستور زبان شخص‌بنیاد، اندامواره‌بنیاد و ملکول‌بنیاد با یکدیگر همساز می‌شوند. برای رسیدن به چنین تعادلی، هره در فصول مختلف کتاب نخست می‌کوشد هستی‌شناسی واقع‌گرایانه و قابل‌دفاعی برای روان‌شناسی و علوم شناختی فراهم آورد. آنگاه از خلال معرفی ابزارهایی مفهومی، مانند مدل، دستور زبان، معنا، جهت‌مندی، هنجارمندی و موضع‌مندی، نوعی مطالعه غیرتقلیل‌گرایانه و غیرشیء‌انگارانه از قلمرو انسان و جهان اجتماعی او پیشنهاد می‌کند. دست آخر، نشان می‌دهد که این برنامه پیشنهادی چگونه می‌تواند با نمونه‌ها و مسائل انضمامی و ملموس روبه‌رو شود و در کجا از رویکردهای رایج فاصله می‌گیرد.   نشست معرفی و بررسی «مقدمه ای فلسفی بر علوم شناختی» یکشنبه ۱۸ آذر از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سرای اهل قلم واقع در خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 05:37:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268808/مقدمه-ای-فلسفی-علوم-شناختی-بررسی-می-شود برگزاری پنل‌ کارآمدی‌های علوم انسانی در مساله تحریم/ کارکردهای علوم انسانی در حوزه محیط‌زیست بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268764/برگزاری-پنل-کارآمدی-های-علوم-انسانی-مساله-تحریم-کارکردهای-حوزه-محیط-زیست-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست خبری مراسم هفته پژوهش با حضور علیرضا ملایی‌توانی، معاون پژوهشی و تحصیلات‌ تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی صبح امروز شنبه (۱۷ آذرماه) در محل این پژوهشگاه برگزار شد.  ملایی توانی در این نشست در بخشی از سخنان خود با اشاره به اینکه پژوهشگاه در ۱۰ رشته در مقاطع تحصیلی ارشد و دکترا ۴۰۰ دانشجو را در اختیار دارد گفت: تلاش داریم در آموزش‌هایی که برای این دانشجویان تدارک می‌بینیم فضای متفاوت از فضای آکادمیک و دانشگاهی را رقم بزنیم تا آنها حوزه پژوهش را نیز به صورت عملی تجربه کنند. همچنین پایان‌نامه‌ها و رساله‌هایی در حوزه سامان‌دهی برای توجه ویژه به بعد پژوهش نسبت به آموزش در دست کار داریم. برنامه راهبردی دوره اول پژوهشگاه امسال به پایان می‌رسد ما در حال برنامه‌ریزی برای دومین دوره آن هستیم. تلاش داریم در این برنامه نقش موثرتری را در گفتمان‌سازی ایفا کنیم و به سیاست‌گذاران نیز برای خروج و گذار از بحران‌ها کمک کنیم.  معاون پژوهشی و تحصیلات‌ تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: تعداد نهادهای اعضای هیات‌ علمی پژوهشگاه از ۰/۸۳ درصد به ۱/۶ افزایش یافته و سخنرانی‌ها و کتاب‌های ما نیز به همین نسبت رشد داشته‌اند. ما می‌خواهیم سهم بارزی را در طرح‌های کلان ملی ایفا کنیم مثل طرح ساماندهی چالش‌ها و بحران‌ها یا طرح جامع ساماندهی علوم انسانی.  او درباره برنامه‌های هفته پژوهش نیز اظهار کرد: در روز اول هفته پژوهش سخنرانی دکتر داوری، رونمایی از فعالیت‌هایی که در این هفته صورت خواهد گرفت و پنل تخصصی در مورد کارآمدی‌های علوم انسانی در مساله تحریم را خواهیم داشت. در روز دوم هفته پژوهش نیز پنلی با حضور محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس خواهیم داشت و همچنین پنلی درباره کارکردهای علوم انسانی در حوزه محیط‌زیست. روز سه‌شنبه نیز در برنامه‌های گزارشی از دستاوردهای پژوهشی یکسال گذشته ارائه می‌شود و نهایتاً هفته پژوهش اهدای جوایز به کارشناسان، دانشجویان و پژوهشگران برگزیده به اتمام می‌رسد.  البته روز پنجشنبه ۲۹ آذرماه شورای بررسی متون برنامه‌ریزی نیز برنامه‌هایی را اجرا می‌کند. در این شورا نمایندگانی از اغلب دانشگاه‌ها مهم کشور برای بررسی و ارزیابی آثار پژوهشی مختلف در حوزه علوم انسانی فعالیت می‌کند.  ملایی‌توانی سپس در پاسخ به سوالی درباره اقدامات پژوهشگاه برای گفتمان‌سازی علوم انسانی اسلامی و ایرانی گفت: علوم انسانی در ایران براساس رویکرد و قرائت‌های غرب از این علوم شناخته می‌شود که طبیعتاً با اقتضائات فرهنگی، تاریخی و مذهبی ما ناکارآمدی‌هایی دارد و باید آن‌ها را حل کند به همین منظور تفاهم‌نامه‌هایی با موسسات فرهنگی اسلامی در داخل و خارج کشور منعقد کرده‌ایم تا با پژوهشگاه مختلف تهران و قم نیز ارتباط داریم. علاوه بر این در حوزه نهادسازی نیز فعالیت‌هایی داشته‌ایم. مثلا مرکز تحقیقات امام علی (ع) را دایر کردیم که سالانه همایش‌های مختلفی در حوزه تحولات علوم انسانی برگزار می‌کنیم. همچنین پژوهشگاه مطالعات علوم قرآن را راه انداخته‌ایم. هدف همه این برنامه‌ها پیداکردن یک نسبت بین علوم انسانی بومی اسلامی به غربی است. ۵ مجله تخصصی را نیز در حوزه علوم انسانی اسلامی منتشر می‌کنیم.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 08 Dec 2018 09:50:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268764/برگزاری-پنل-کارآمدی-های-علوم-انسانی-مساله-تحریم-کارکردهای-حوزه-محیط-زیست-بررسی-می-شود مطالعه فکر اسپینوزا از منظر تاریخ اندیشه سیاسی جدی شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268566/مطالعه-فکر-اسپینوزا-منظر-تاریخ-اندیشه-سیاسی-جدی-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «متافیزیک قدرت: درآمدی بر فلسفه سیاسی» نوشته رضا نجف زاده از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است. نجف زاده در مقدمه کتاب بیان می‌کند که چگونه اسپینوزا در فلسفه سیاسی امروز چنان، جایگاهی یافته است که بخشی از تحولات این فلسفه با ارجاع او صورت‌بندی شده است. فلسفه سیاسی امروز دگردیسی‌ها چیزی است که از آن با عنوان «چرخش جمهوری‌خواهانه» یاد کرده‌اند. مورخان برجسته اندیشه سیاسی در روزگار ما، همچون جان پوکاک، کوئنتین اسکینر و فیلیپ پتی، طی دهه‌های اخیر هم تلاش کرده‌اند این سنت را بازشناسی کنند و هم پتانسیل‌های آن برای سیاست معاصر را به دست دهند. در طیف رادیکال اما چرخش جمهوری‌خواهانه به معنی بازسازی یا بازیابی متافیزیک به منزله مقوله‌ای هستی ـ معرفت‌شناختی و تمهید زبان جمهوری‌خوانه برای فلسفه سیاسی، پروژه‌ای است که با اتکا به میراث پدری فلورانسی این زبان سیاسی، می‌توان از آن با عنوان رستاخیز یاد کرد.   به اعتقاد نجف زاده، اسپینوزیسم جدید روزگار ما، در دل چرخش جمهوری‌خواهانه فلسفه سیاسی معاصر، اندیشیدن به قدرت و امر سیاسی را از تفکر در باب متافیزیک جدا نمی‌داند و متافیزیک اسپینوزا را متافیزیک قدرت می‌خواند؛ متافیزیکی ناظر به قدرت سیاسی و نه صرفا انگاره الهیاتی قدرت به منزله قوه. از این منظر می‌توان گفت، جمهوری خواهی اسپینوزایی معاصر واکنشی است علیه جریان‌های ضد متافیزیکی قرن بیستم.   مولف کتاب بیان می‌کند که اسپینوزا، این متافیزیسین جمهوری‌خواه، فلسفه سیاسی رئالیستی را چنان با نظریه اخلاقی، هرمنوتیک تاریخی و نقد اجتماعی پیوند داده است که می‌توان از آن با عنوان یکی از برجسته ترین دستگاه‌های نظری به جای مانده از میراث روشنگری رادیکال یاد کرد. سویه پنهان مدرنیته سیاسی وامدار تاملات اوست اما در تاریخ‌نگاری‌های فلسفه سیاسی به او اعتنای درخور نشده است.   به اعتقاد نجف زاده، اسپینوزا به رغم اینکه به سنت انتقادی تاریخ فلسفه و علوم اجتماعی جدید تعلق دارد، عموما به طرزی کژتاب به سنت لیبرال یا اقتدارگرای مدرنیته منسوب می‌شود. این نخستین سوء تفسیر سیاسی آثار اوست. برای نمونه بسیار اعجاب انگیز است که والتر بنیامین به منزله یکی از اقطاب تفکر انتقادی قرن بیستم، فلسفه حقوق طبیعی رساله الهیاتی ـ سیاسی را تمهیدگر «بنیانی ایدئولوژیک برای ترورسیم در انقلاب فرانسه» معرفی می‌کند اما اسپینوزا بیش از هگل راهگشای نظریه انتقادی‌ای است که بنیامین و دوستانش در موسسه پژوهش‌های اجتماعی فرانکفورت بسطش دادند. کژتابی دیگر در سنت انتقادی در خواندن فکر سیاسی اسپینوزا را نزد هانا آرنت می‌توان یافت. آرنت، اسپینوزا را مخالف آزادی بیان و مخالف مراوده آزادانه با دیگری دیده است؛ گویی اسپینوزا فیلسوف امنیت است نه آزادی! این در حالی است که اسپینوزا نخستین فیلسوفی است که دفاعیه‌ای نظام‌مند در باب دموکراسی نوشته است. این دفاعیه، در اخلاق، رساله الهیاتی ـ سیاسی و رساله سیاسی دیده می‌شود.   شبکه مفهومی رئالیسم سیاسی اخلاق باورانه اسپینوزا از عناصری تشکیل می‌شود که پیوند ناگسستنی با هم دارند. در این رئالیسم اسپینوزایی آزادی تفلسف، ارزش دوستی، نفی خشونت، خواست شادی و لذت، خواست عشق و خواست خیر بر بنیاد «نقد الهیات خرافه» به هم می‌پیوندند و این پیوند در پرتو هدایت عقل صورت می‌گیرد. اندیشه سیاسی اسپینوزا، به اعتبار نظریه قدرت و نظریه آزادی او، در امتداد سنت جمهوری‌خواهی جدید تدوین شده است.   مدعای این کتاب این رای متاتئوریک است که می‌توان میان سنخ استدلال‌های مابعدالطبیعی و نحوه نگاه مابعدالطبیعه‌دان به امر واقعی و هستی از یک سو و سنخ دستگاه‌ها فلسفه سیاسی او از سوی دیگر نسبتی جست. پیچیدگی‌های پرابلماتیک تفسیر فکر فلسفی اسپینوزا امروز یکی از مسائل معرفت‌شناسانه پیش روی ماست. اسپینوزا را چندان نمی‌شناسیم به ویژه فلسفه سیاسی او نیازمند مطالعات بیشتر از منظرهای جدید است.   کتاب حاضر از منظر تحلیل بنیان‌های متافیزیکی فلسفه سیاسی اسپیونوزا صورت می‌گیرد. در اغلب تفاسیر مربوط به اسپینوزا نظریه او در باب مقولات مابعدالطبیعه، علم النفس، معرفت‌شناسی، علم‌شناسی و نظریه اخلاق او بررسی می‌شود و به سنجش نسبت این ابعاد فکر فلسفی وی با الگوی آرمانی‌اش در باب امر سیاسی و قدرت سیاسی پرداخته نمی‌شود. در دهه‌های اخیر است که مطالعه فکر اسپینوزا از منظر تاریخ اندیشه سیاسی جدی شده است و پروژه اسپینوزا به منزله فیلسوف سیاسی موضوع مطالعه متفکران لیبرال و رادیکال قرار گرفته است.   از منظر اندیشه سیاسی شاید بتوان در یک بررسی کلی مطالعات اسپینوزایی در دوره معاصر در گستره زبان‌های انگلیسی و فرانسه را در قالب پنج گروه دسته بندی و ارزیابی کرد: تفسیر هابزی؛ لئواشتراوس و حلقه اشتراوسی‌ها؛ تفاسیر ایدئولوژیک یهودی؛ تاریخ‌نگاری روشنگری رادیکال، تفاسیر رادیکال جمهوری‌خواهانه.   در پژوهش حاضر بهره‌گیری از دستگاه نظری متفکران اسپینوزایی، از جمله اشتراوسی‌ها، ایزرائل و اسپینوزایی‌ها به ویژه اسپینوزایی‌های فرانسوی این مختصات را دارد: نخست پسا ماتریالیستی است؛ ثانیا چند فرهنگی است و با بنیان‌های فکر مدنی در بخش عمده‌ای از سنت اسلامی انطباق دارد.    اما یکی از مباحثی که در این اثر مورد توجه قرار می‌گیرد این است که از لحاظ ساختار درونی، دستگاه نظری اسپینوزا به منزله نظامی مابعدالطبیعه و سیاسی، با وجود برخورداری از انسجام درونی عمومی، حاوی ناسازه‌هایی است که این انسجام درونی عمومی را در پاره‌ای موارد مخدوش می‌سازد. این ناسازه‌ها عبارت‌اند از: 1. ناسازه درون‌بودگی و تعالی یا درون بودگی و صدور، 2. ناسازه متافیزیک و علم، 3. ناسازه آزادی و ضرورت، 4: ناسازه جمهوری (دموکراسی مطلق) و قراردادگرایی (مصلحت دولت) و 5. ناسازه پساعرفی‌گرایی و عرفی گرایی. ناسازه نخست ناسازه‌ای فیزیکی است و تعیین سنخ دستگاه متافیزیکی فیلسوف مبتنی است بر نحوه نفسیر ما از این ناسازه؛ در فصل اول یعنی «وحدت، کثرت و اکسپرسیونیسم» در این باره سخن گفت شده است. ناسازه دوم معرفت‌شناختی است و به این سنخ تقسیمات مفاهیم متافیزیکی و طبیعی در کار وی مربوط است؛  به این ناسازه نیز در فصل یک پرداخته می‌شود. ناسازه سوم هم به حوزه متافیزیک مربوط است و هم به حوزه فلسفه سیاسی؛ به این ناسازه نیز در فصل اول و دوم پرداخته می‌شود.   در فصل سوم در سخن از آزادی به مثابه عدم سلطه است. ناسازه چهارم اما به سنخ فلسفه سیاسی وی مربوط است و در فصل سوم در سخن از جمهوری خواهی و تقابل اسپینوزا با هابز و فیلمر مطالبی بیان می‌شود. ناسازه پنجم که از مشرب و روش تفسیری فیلسوف در مواجهه با متن مقدس ناشی می‌شود، اولاً ناسازه‌ای معرفت‌شناحتی است و ثانیا ناسازه‌ای سیاسی است به ویژه در فصل چهارم در این باره سخن گفته می‌‌شود. تفسیر فلسفه سیاسی اسپینوزا لاجرم باید به این ناسازه‌ها پاسخی داشته باشد. بخشی از تلاش نویسنده در این پژوهش به تفسیر این ناسازه‌ها و سنجش انسجام درونی متون و دستگاه فلسفی اسپینوزا مربوط می‌شود.   کتاب «متافیزیک قدرت: درآمدی بر فلسفه سیاسی» نوشته رضا نجف زاده با شمارگان 770 نسخه در 384 صفحه به بهای 35 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 08 Dec 2018 05:48:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268566/مطالعه-فکر-اسپینوزا-منظر-تاریخ-اندیشه-سیاسی-جدی-شده آیا سینما می‌تواند فرم دیگری از مبارزه با مرگ را جعل کند؟/ سینمایی که توان دروغ گفتن دارد! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268562/آیا-سینما-می-تواند-فرم-دیگری-مبارزه-مرگ-جعل-کند-سینمایی-توان-دروغ-گفتن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ «گدار همواره افسوس می‌خورد که چرا فیلمی از آشوویتس وجود ندارد. گویی رستاخیز برای قربانیان آشوویتس ناممکن شده است. گویی تصویر آن‌ها همچون اوریدیس هیچ‌گاه بازنخواهد گشت. سینما آن‌ها را به عکس‌های یخ‌زده، به کلمات تاریخ‌های رسمی و به جهان مردگان سپرد. سینما آن‌ها را جا گذاشت....» کتاب «سینما و مرگ؛ درباره نامیرایی و تصویر» نوشته میلاد روشنی‌پایان با چنین عباراتی پایان می‌یابد. کتابی که نویسنده‌اش کوشیده با بهره‌گیری از این واقعیت که سینما در تاریخ کوتاه رشد سرسام‌آور خود، نه فقط نگاه‌های اکراه‌آمیز اندیشه را به سوی خود چرخاند، بلکه به اسبابی برای اندیشیدن تبدیل شد ارتباط میان نامیرایی و تصویر را به تصور بکشد. از دید روشنی‌پایان، اگر سینما توانایی جدید در اندیشیدن است، پس می‌توان در/ با سینما به مفهومی همچون مرگ هم اندیشید و در مقدمه کتاب خود می‌نویسد: «مسئله این نیست که چگونه فیلم‌ها (به منزله فراورده‌های سینما) درباره مرگ می‌اندیشند، بلکه مسئله این است که چگونه سینما بنا بر مولفه‌ها و بنیادهای هستی‌شناختی خود رویاروی مرگ قرار می‌گیرد.» به بهانه انتشار کتاب «سینما و مرگ» با میلاد روشنی‌پایان گفت‌وگویی داشتیم تا ببینم سینما چگونه آن‌ طور که گدار می‌گوید یک رستاخیز را رقم می‌زند و آن‌طور که در کتاب ذکر شده زندگی را حفظ می‌کند و آن را در تنش «همانی» و «وانمودگی» بازمی‌گرداند.   مرگ از دیرباز و همیشه پرسش و مسئله بزرگی برای انسان و اندیشه او بوده و هست؛ اما اجازه بدهید بپرسم چرا سینما و مرگ؟ یعنی چه کارکرد و کارویژه خاصی در این صنعت وجود دارد که باعث می‌شود فلسفه و نگاه شاید تازه‌ای را به مرگ باز کند؟ اساسا هر مدیوم و شیوه‌ بیانی که بشر به خدمت گرفته واکنشی در برابر مرگ است. این مسئله صرفا مربوط به مدیوم‌های هنری نیست. این‌که بشر به سرعت دریافت که گفتار شفاهی در برابر مرگ آسیب‌پذیر است منجر به خلق نوشتار می‌شود. با آنکه نوشتار هرگز صمیمیت و وضوح گفتار را نداشت، و این همان مسئله‌ای است که خشم افلاطون را در مکالمه‌ فایدروس برانگیخت، اما بشر چاره‌ای نداشت تا به نوشتار تن دهد و از این طریق بر وحشت فراموشی غلبه کند و فراموشی هم‌بسته‌ مرگ است. همه مثال لایبنیتس را می‌دانیم که به ما می‌گوید فرض کنید همین الان پادشاه چین می‌شوید اما شرط این فرض آن است که تمام حافظه‌ شما پاک شود و بلافاصله با نیشخندی از ما می‌پرسد آیا این درست به همین معنا نیست که شما باید بمیرید و شخص دیگری در چین به وجود آید؟ تاریخ بشر، تاریخ مبارزه با فراموشی و مرگ است و در این راه فرم‌های هنری شکل‌های شدت‌یافته و والایش‌یافته‌ همین مبارزه‌اند. انسان از همان دوران غارنشینی با این مبارزه آشنا بود. او باید فرمی جاودان از شکارهای خود را بر دیوار غار حک می‌کرد تا همیشه در دسترسش باشند و از این طریق در یک خیال ناب، که تا همین امروز هم پابرجاست، توهم تسلط بر شکارهای واقعی و جهان بیرونی را کسب کند. این که نخستین سرودها و نغمه‌ها از دل تمدن‌هایی برخاست که به شکلی وسواس‌گونه به مسئله‌ مرگ می‌اندیشیدند، هرگز تصادفی نیست. وقتی آندره بازن پرتره‌های نقاشی را مدل دیگری از مومیایی کردن مصری می‌داند، به همین نکته اشاره می‌کند. مدیوم سینما نیز از این قاعده مستثنا نیست و درست در همین منطق جنون‌آمیز و وسواس‌گونه برای ثبت‌کردن و جاودان کردن قرار می‌گیرد. اما سینما به چند دلیل اهمیتی مضاعف می‌یابد از یک سو به این دلیل که سینما فرزند تکنولوژی مدرن است و برخلاف مدیوم‌های هنری دیگر که همزمان با پیدایش نخستین تمدن‌ها شکل گرفتند، تاریخ تکوین دور و درازی ندارد. این مسئله موجب می‌شود تا واکنش سینما در قبال یک مسئله‌ باستانی پاسخی عمیقا نوین باشد. از سوی دیگر سینما در بدو پیدایش خود در بالاترین سطحِ واقع‌نمایی، عطش واقع‌گرایی را سیراب می‌کند. و در منطق عصر مدرن هر آنچه واقعیت بیشتری داشته باشد، زندگی بیشتری دارد. بنابراین نخستین واکنش‌ها به سینما، ستایش از حرکت و واقع‌نمایی است که هر دو از ارکان زندگی هستند. کتاب حاضر با همین چشم‌انداز آغاز می‌شود اما در طول کتاب صداقت معصومانه‌ سینما در واقع‌نمایی به پرسش کشیده می‌شود. همانطور که در طول تاریخ سینما هم چنین چالش‌هایی طرح شد. بنابراین از خلال پرسش‌ها به ناچار واکنش سینما در برابر مرگ نیز دفرمه می‌شود و صورت‌های جدیدی از مسئله‌ مرگ آشکار می‌شود. هدف این کتاب پاسخ دادن به این پرسش‌ها نیست (که هدف بسیار کودکانه‌ای است) بلکه شدت دادن به این پرسش‌ها و پروبلماتیک کردن مسئله است.   اساسا مرگ؛ نامیرایی و تصویر چه ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند؟ آیا می‌توانیم مدعی شویم تصاویر آن هم تصاویر متحرک سینمایی نوع و درجه‌ای از نامیرایی را پیش روی انسان گشوده‌اند؟ این دقیقا همان پرسشی است که دوست داشتم با جنبه‌های متفاوت آن کلنجار بروم. بشر همواره با تصویر سر و کار داشته است. چه تصویرهای ذهنی و چه تصویرهایی که از جهان بیرون می‌دید و چه تصویرهایی که خلق می‌کرد. اما سینما تصویری جدید را معرفی کرد. این تصویر جدید هم ترکیبی از تصویرهای قبلی بود و هم تصویری تماماً تازه بود. وقتی ریچیوتو کانودو، سینما را هنری التقاطی و ترکیب‌یافته‌ از هنرهای دیگر و در عین‌حال هنری مستقل و جدید می‌دانست به همین مسئله اشاره می‌کند. همه‌ تصویرها مداخله‌هایی در مکان و زمان بوده‌اند. هر تصویر نقاشانه به منزله‌ مواجهه‌ای جدید با مفهوم مکان بود. مکانی که قرار بود از شکل سه‌بعدی خود در جهان بیرون به سطح دوبعدی تابلو منتقل شود. هنر قرون‌وسطا برای این انتقال وجهی روحانی در نظر می‌گرفت و این انتقال را به معنی رها شدن از محدودیت‌های جهان سه بعدی ماده می‌گرفت. اما مثلا در دوران رنسانس که از نگاه نظری با رساله‌ «درباره‌ نقاشی» نوشته آلبرتی آغاز می‌شود، بازنمایی بعد سوم در تابلوی دوبعدی اهمیت می‌یابد. به این معنا اگر در هنر قرون وسطا جاودانگی تصویر صرفا با رها کردن جهان مادی و بها دادن به هستی دوبعدی پنل‌های نقاشی تعریف می‌شد در هنر رنسانس جاودانه کردن همین جهان مادی در دستور کار گرفت. در واقع ما در اینجا با استراتژی‌های متفاوت نامیراکردن روبروییم. اما سینما قدرت همه‌ هنرهای دیگر را یکجا داشت. این همان مسئله‌ای است که نخستین نظریه‌پردازان فیلم هم به آن پی بردند. اگر طبقه‌بندی‌های قدیم که متاثر از هگل و لسینگ بود، هنرها در دو دسته‌ مکانی و زمانی قرار می‌گرفتند. مثلا نقاشی هنر مکانی و شعر و موسیقی هنری زمان‌مند بود، سینما تعریفی از تصویر ارائه داد که همزمان هم جنبه‌ مکان‌مند داشت و هم زمانمند. سینما هم تصویری در مکان بود که حرکت می‌کرد و در زمان جریان می‌یافت. بنابراین صرفا بنا نداشت جاودانگی را در تصویرهای ثابت نقاشی به چنگ آورد بلکه تلاش کرد با این واقعیت روبرو شود که چگونه می‌توان این تصویرها را در حرکت و در زمان جاودانه کند. بنابراین این چالش بزرگی بود که سینما باید با آن مواجه می‌شد. در واقع باید رسالت هنرهای دیگر را جلو می‌برد. اگر هنرمندان باروک تلاش می‌کردند تا با پیچ و تاب فیگورهای خود و بازنمایی لحظه‌ای از یک رویداد متحرک و پرتشویش، حرکت را وارد مدل‌های ایستا، متوازن و ابدی رنسانس کنند، به چنین چیزی فکر می‌کردند و وقتی آندره بازن می‌گوید سینما، انقباض عضلات هنر باروک را برطرف کرد، به همین رسالت توجه می‌کند. اما از زمان افلاطون به بعد، جاودانگی مستلزم ثبات و ایستایی است و سینما باید نامیرایی و جاودانگی را در حرکت کسب می‌کرد. این یکی دیگر از مسائلی است که کتاب من را درگیر خود کرده است.   در کتاب فصلی هست به نام «کلمه مرگ و پیروزی تصویر»، آیا به واقع تصور بر مرگ پیروز شده و می‌شود؟ نقشی که تصاویر در بازسازی خاطرات بازی می‌کنند اینجا و در این پیروزی کجاست؟   سنگ‌بنای آن فصل مفهوم تاریخ‌نگاری، بازسازی تاریخ و حافظه یا همانطور که اشاره کردید بازسازی خاطرات است. به طور سنتی، تاریخ‌نگاری در حوزه‌ وظایف نوشتار و ادبیات بوده است. وقتی مترجمان لاتین واژه‌ «لوگوس» در جمله‌ اول انجیل یوحنا یعنی «و در آغاز تنها لوگوس بود» را به واژه‌ «کلمه» برگرداندند، تاکید مضاعفی بر این موضوع گذاشتند. در واقع بنا بر فرض عمومی تاریخ را تنها می‌توان نوشت. وجه اشتراک تاریخ و نوشتار مسئله‌ زمانمندی است. رویدادهای تاریخ در زمان جریان می‌یافتند و نوشتار که خود هنری زمانمند فرض می‌شود، این توان را داشت تا توالی این رویدادها را در زمان بازنمایی کند. اما سینما، با عرضه‌ خود به عنوان هنری که توان زمانمند شدن داشت، به سرعت به رقیبی جدی تبدیل شد. همین حالا هم شما می‌توانید ببینید که انواع فیلم‌های آموزشی و تاریخی رقیبی برای تاریخ‌نویسی‌های مکتوب‌اند. اما قضیه صرفا یک رقابت ساده نیست. سینما، تصویرها را ثبت می‌کند و تاریخ تنها می‌تواند به این تصویرها اشاره کند. وقتی گدار در «تاریخ/داستان‌های سینما» می‌گوید که «سینما تنها مدیومی است که می‌توان با آن با موفقیت تاریخ‌نگاری کرد»، به یک تفاوت هستی‌شناختی میان تصویر و کلمه اشاره می‌کند و نتیجه می‌گیرد که تاریخ در بعد هستی‌شناختی خود از جنس سینماست و نه نوشتار. تاریخ توالی تصویرهایی است که می‌آیند و می‌روند بدون آن‌که حرکتشان ثبت شود. این تصویرها، بنا بر جبر تاریخ تصویرهایی میرا هستند که با سرآمدن عمرشان، جای خود را به تصویرهای دیگر می‌دهند اما سینما با توان شگفت‌انگیز خود در ثبت تصاویر، فانتزی جدیدی از نامیرایی تاریخی را تولید کرد. از سوی دیگر، سینما می‌توانست با قدرتی بالا تصور سنتی از تاریخ‌نگاری را بشکند. تصوری که بر مبنای آن تاریخ، توالی منظم رویدادها و تصویرهاست که در یک خط زمانی کرونولوژیک پشت سر هم قطار شده‌اند و به نوبت می‌آیند و می‌روند. اما سینما می‌توانست به یاری مداخله در توالی تصویرها و امکاناتی نظیر تدوین و فرم‌های سکانس‌بندی، تصویرها را از قید این توالی‌های صلب آزاد کند. این همان تزی است که برگسون در رویای آن بود و دلوز آن را احیا می‌کند. شما وقتی یک خاطره به ذهنتان می‌آید الزاماً در یک توالی زمانی خاص آن خاطره را به یاد نمی‌آورید. یک خاطره از قید خط زمانی خود آزاد می‌شود و به ذهن شما می‌‎رسد. سینما توان فوق‌العاده‌ای برای دستیابی به این همین وضعیت است. اما این مسئله باعث می‌شود که تاریخ‌نگاری با مشکل تحریف روبرو شود. آن فصلی که شما به آن اشاره دارید، در پی بررسی ابعاد همین موضوع است و در این راه اول باید دید که تحریف تاریخی چه جنبه‌هایی دارد. همه درباره‌ پیامدهای منفی آن حرف زده‌اند اما تحریف می‌تواند توانی بالقوه برای خلق روایت‌های تازه‌تر هم باشد. همان‌چیزی که نیچه «هنر دروغگویی» می‌نامد. در مورد سینما این مسئله چالش‌ها و پارادوکس‌های پیچیده‌ای را شکل می‌دهد. سینما ادعای واقع‌نمایی دارد و تصویر سینمایی همچون یک سند است. (همانطور که شما برای کشف یک دزدی نیاز به تصاویر ضبط شده‌ ندارید و هیچ دادگاهی به یک نقاشی از یک صحنه‌ دزدی نمی‌گوید سند) اما سینما توان دروغ‌گفتن دارد. توان خلق روایت‌های ناموجود. این مسئله‌ای است که در فصل آخر بررسی می‌شود اما در فصل‌های دیگر جنبه‌های دیگر این مسئله وجود دارند. مثلا این‌که چگونه سینما می‌تواند با خلق یا بهتر بگوییم جعل روایت‌ها، از هستی‌شناسی واقعیت‌بنیاد خود عدول کند و آیا اساسا می‌تواند یا نه و اگر چنین است آیا می‌تواند فرم دیگری از زندگی و در نتیجه مبارزه با مرگ را جعل کند یا نه؟   شما در کتاب از فریب ادراکی و تمایز ادراک حرکت واقعی صحبت کرده‌اید؛  آیا این نوعی فریب انسان نسبت به مقوله مرگ نیست؟ آیا کارکرد سینما در ورودش به مسئله‌ای به مسئله مرگ همین فریب ذهن انسان است؟   سینما همواره متهم بوده است که بر مبنای یک فریب، یعنی فریب ادراکی به وجود آمده است. غالب نظریه‌پردازان نخستین سینما (البته به استثنای مونستربرگ) به همین اعتقاد داشتند و حتا برخی از نظریه‌پردازان معاصر هم هنوز چنین اعتقادی دارند. در واقع استدلال اصلی در اینجا این است که در سینما ما فریم‌های ثابتی داریم که با سرعت یکی پس از دیگری پشت سرهم می‌آیند و هر کدام از آن‌ها برای لحظه‌ای بر شبکیه‌ چشم باقی می‌ماند و با آمدن تصویر فریم بعدی جای خود را به آن‌ها می‌دهد. اما سرعت این تعویض جا بسیار بالاتر از آن است که سیستم بینایی انسانی بتواند هر فریم را به طور مستقل تشخیص دهد بنابراین آن‌ها را به شکل پیوسته می‌بیند و حرکت را توهم می‌کند. این همان فرضیه‌ قدیمی «اصل پایداری دید» است که توسط جوزف پلاتو طرح شد. برگسون از کسانی بود که با صراحت این پدیده را نوعی توهم مکانیکی نامید که از حرکت واقعی متفاوت است و دلوز در کتاب «سینما 1» نشان می‌دهد که چطور همین حرف برگسون در بستر نظام فکری‌اش علیه خودش است. به هر حال، این فرضیه با وجود آن‌که تحقیقاتی نظیر تحقیقات مکس ورتهایمر در مکتب گشتالت خلاف آن را اثبات کرده بود و گفته بود که ادراک حرکت وابسته به فعل و انفعالات نورون‌های مغزی است و نه ماندگاری تصویر در شبکیه چشم، تا مدت‌ها حفظ شد تا اینکه پس از دهه‌ی شصت چه در حوزه‌ی نظری و چه علمی به چالش کشیده شد. قبلا ورتهایمر ثابت کرده بود که ادراک حرکت ربطی به فرضیه‌ پایداری دید یا ماندگاری تصویرها روی شبکیه‌ چشم ندارد و در دهه‌ شصت و هفتاد به ویژه با تحقیقات کولرز و پومرانتس ثابت شد که اساساً هیچ تفاوتی میان ادراک حرکت واقعی و ادراک حرکت سینماتوگرافیک وجود ندارد. در واقع بحث این بود که حرکت واقعی در جهان واقعی نیز می‌تواند توالی فریم‌هایی در نظر گرفته شود که یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند. بحث بیشتر درباره‌ این تحقیقات علمی شاید از حوصله‌ی این گفت‌وگو خارج باشد. بخشی از این تحقیقات را به شکلی خلاصه و گذرا در فصل «آفرینش زندگی و امکانات هیولا» آورده‌ام. اما در هر حال شاید این نوعی بازنگری در مفهوم توهم و فریب را پیشنهاد دهد که بر مبنای آن سینما از این نظر هرگز فریبکارتر از جهان واقعی نیست. نتایج طبیعی ـ الهیاتی این بحث شاید نوعی زیاده‌روی نظری باشد ولی به هر حال باید فرم فریبکاری‌های سینما مشخص شود حتا اگر در نهایت این بحث به ستایشی از این فریب‌کاری‌ها تبدیل شود یا به این نتیجه‌ افراطی برسد که حقیقت صرفا یک روایت خاص از انواع روایت‌هایی است که در ذات خود فریبکارند در واقع این همان حرف نیچه است که می‌گوید «حقیقت لشگری از استعاره‌هاست». فصل «نامرده و نامیرایی تصویر» در کتاب که در آن فیگور مسیح و فیگور دراکولا همزمان در مقابل و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، نیز به نوعی چنین طرحی دارد. در آنجا خط تمایز سفت و سختی که میان ظاهر و حقیقت وجود دارد  یعنی همان دعوای کانتی بر سر فنومن و نومن، ترک می‌خورد. در واقع بحث این است که به چه معنا با تصویر سینماتوگرافیک نمود و حقیقت در یکدیگر فرومی‌ریزند. درباره کتاب «سینما و مرگ»  کتاب در فصل‌هایی با عناوین «تجسد مرگ و جهان هم‌پایگان تصویرها»، «مرگ عاشق و پوئسیس حرکت»، «نامرده و نامیرایی تصویر»، «آفرینش زندگی و امکانات هیولا»، «کلمه مرگ و پیروزی تصویر» و «رستاخیر و بازگشت جاودان تصویرها» روایت می‌کند که سینما چگونه صرفا عمل مومیایی کردن برای حفاظت در برابر آسیب‌های زمان نیست، بلکه بازگردادن گوشت تازه زندگی‌ست. کتاب «سینما و مرگ؛ درباره نامیرایی و تصویر» نوشته و تالیف میلاد روشنی‌پایان در ۲۱۶ صفحه و به قیمت ۲۱۰۰۰ تومان توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 08 Dec 2018 05:02:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268562/آیا-سینما-می-تواند-فرم-دیگری-مبارزه-مرگ-جعل-کند-سینمایی-توان-دروغ-گفتن روایت عیسی صدیق از «ایران مدرن و نظام آموزشی آن» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268586/روایت-عیسی-صدیق-ایران-مدرن-نظام-آموزشی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «ایران مدرن و نظام آموزشی آن» نوشته عیسی خان صدیق به ترجمه علی‌نجات غلامی از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. علی نجات غلامی درباره نویسنده کتاب اینگونه می‌نویسد: «از آنجاکه کتاب ارزنده عیسی صدیق، یادگار عمر، در دسترس است، ضرورتی برای پرداختن به زندگی­نامه‌اش در اینجا نیست و از نحوه وصف مارتین هایدگر از زندگی‌نامه ارسطو پیروی می‌کنیم که گفت «ارسطو به دنیا آمد، کار کرد و مرد»، پس ما نیز می‌گوییم عیسی صدیق به دنیا آمد، دانشگاه‌های تهران و تبریز و هزار مدرسه را ساخت و مرد». کتاب حاضر در واقع رساله دکترای عیسی صدیق در دانشگاه کلمبیا بوده است، او در این رساله تلاش کرده است همگام با دیگر افراد پیشروِ زمانه‌اش (از جمله فروغی، داور، حکمت، تقی‌زاده و دیگران) نگاهی مترقی را در پیش بگیرد و با تمرکز بر نظام آموزشی ایران ضمن توصیف و نقد وضعیت موجود آن، امکان‌های اصلاح آن را بررسی کند. این گروه از روشنفکران یا روشنگران عمدتاً کمتر از نسل قبل از خود که درگیر انقلاب مشروطه بوده‌اند مورد عنایت محققان قرار گرفته‌اند، شاید به این سبب که آن گروه روح انقلاب‌تری داشته‌اند، اما اینان بسا وجهی محافظه‌کارانه در کارشان به نظر برسد، یا تأکیدات ایشان بر ترقی، گونه‌ای غربی‌سازی افراطی هم دیده شود که التفاتی به ارزش‌های فضای سنتی نداشته‌اند، اما واقعیت این است که همان‌طور که در متن خواهیم دید، این قضاوت‌ها نمی‌توانند درست باشند. اما در خصوص نوع اصلاحاتی که صدیق برای نظام آموزش و پرورش در نظر دارد که کمابیش پراگماتیستی و ملهم از فیلسوف بزرگ تعلیم و ترتیب، جان دیویی و دیدگاه‌های اوست (که در همان دانشگاه کلمبیا تدریس می‌کرده است و صدیق در متن نیز به وی ارجاع می‌دهد).   همان‌گونه که از عنوان کتاب برمی‌آید، غرض از کار حاضر، ارائه تحلیلی از نظام آموزشی جاری در ایران است. همچنین در پرتوی آرمان‌های این کشور از یک سو و اعمال آموزشی در مترقی‌ترین کشورهای اروپا و نیز ایالات متحده از دیگر سو، غرض یافتن نواقصی است که این نظام می‌تواند داشته باشد و ارائه علاج‌هایی شدنی است که بتوان پیشنهاد داد. به اعتقاد مولف کتاب، برای دانشجوی آموزش تطبیقی، این حرفی متعارف است که آموزش، خاصه در لسان سِر مایکل سادلر، پی‌آیندِ نظم اجتماعی است و چنان با کل زندگی در هم‌تافته است، یعنی چنان وابستگی مستقیمی به همه عناصری دارد که یک ملت را می‌سازند که سخن گفتن از یکی بدون سخن از دیگری قابل درک نیست. پیشنهاد اصلاحات چگونه ممکن است، اگر در کنار شرایط بالفعلِ آموزش، چیزی درباره نظریه سیاسی حکومت که کلیه امورات آموزش در دست اوست گفته نشود؟ چگونه در یک کشور که فلسفه اجتماعی در آن ناشناخته است، یعنی ترکیب جامعه، قشربندی طبقات آن، روابط بین نهادهای مذهبی و حاکمیتی آن، میزان جمعیت شهری و روستایی آن و امثالهم ناگفته باقی مانده است، پیشنهاد تغییر ممکن است؟ قابل درک نخواهد بود که شیوه‌های تازه‌ای برای کار ارائه شود، اگر مکان جغرافیاییِ آن سرزمین، آب و هوای آن، شرایط اقتصادی آن، زندگی فرهنگی سکنه آن، سنن ایشان، آداب و رسوم‌شان و همه دیگر عواملی که بر تشخص ملی‌شان اثر می‌گذارد شناخته نشود. همه این ملاحظات به تألیف سه فصل نخست مطالعه حاضر انجامیده‌اند که به هر حال تاآنجایی که ممکن بوده مختصر و مفیدند. صدیق در جای دیگری می‌نویسد: «با این حال، همچنان یک علت دیگر برای چنین کاری در کار است. ایران، حَسَب دوری و اندازه به نسبت کوچک‌اش، در مجموع برای مردم آمریکا ناشناخته است. مردم عادی فقط نام گربه‌های ایرانی و فرش‌های ایرانی را شنیده‌اند و جای تعجب نیست که نگارنده بسیاری از افراد دیپلمه را دیده است که فکر می‌کنند ایران در قاره آفریقاست یا تصور می‌کنند که بعد از غلبه اسکندر کبیر، محو شده است. حتی آنهایی که رباعیات عمر خیام را خوانده‌اند، از این واقعیت غافل‌اند که او یک ایرانی بود و به اشتباه او را از کشوری در خاورنزدیک می‌دانند. در مواجهه با چنین شرایطی، هیچ راه دیگری برای روشن کردن شرایط نظام آموزشی امروزین‌اش وجود ندارد به‌جز اینکه سیمایی از ایران بدین امید ترسیم شود که شناختی بهتر از این کشور باستانی و بافرهنگ و تمدن باستانی‌اش برانگیزاند. شاید یک چنین تصویری سبب شود آمریکایی‌ها بیشتر به ایران علاقه‌مند شوند، تا شاید به نحو مؤثرتری به تحسین‌اش از نهادهای آمریکایی و اعتمادش به شهروندان ایالات متحده پاسخ دهند – پاسخی که به تلاش‌هایش برای نوزایی کمک خواهد کرد، نه برای اینکه غربی شود، بلکه برای اینکه ایرانِ راستینِ قرن بیستم شود.» کتاب «ایران مدرن و نظام آموزشی آن» نوشته عیسی خان صدیق به ترجمه علی‌نجات غلامی با شمارگان هزار نسخه در 212 صفحه به بهای 15 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به چاپ رسیده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Fri, 07 Dec 2018 08:05:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268586/روایت-عیسی-صدیق-ایران-مدرن-نظام-آموزشی کارشناسان رسانه امروز در حال‌و‌هوای مشابه جنگ جهانی دوم هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268536/کارشناسان-رسانه-امروز-حال-و-هوای-مشابه-جنگ-جهانی-دوم-هستند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ محمد فیروزی: کتاب «نظریه‌های ارتباطات جمعی، اصول، بحران‌ها و آینده» یکی از کتاب‌های تازه منتشر شده در ایران است که به خوبی توانسته ضمن تشریح کامل نظریه‌های پایه‌ای ارتباطات جمعی، تئوری‌ها و نظریه‌های جدید این علم را توضیح می‌دهد و از این جهت نسبت به بسیاری از کتاب‌های موجود در بازار که به منظور تدریس در دانشگاه‌ها برای درس نظریه‌های ارتباطات استفاده می‌شود، مزیت دارد. این کتاب در حال حاضر در بعضی از دانشگاه‌های خارجی هم‌چون آمریکا، انگلیس، اسپانیا، استرالیا، ژاپن، کره جنوبی، برزیل، مکزیک و سنگاپور تدریس می‌شود. «استنلی جی باران» استاد تمام دانشگاه برایانت در ویرجینیا، نویسنده اصلی کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی است. این استاد رشته ارتباطات کتاب‌های مختلفی در این رشته منتشر کرده است. از جمله در زمینه خشونت در برنامه‌های تلویزیونی یا روزنامه‌نگاری آنلاین، کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی تا کنون به زبان‌های چینی، ژاپنی، لهستانی و هلندی ترجمه شده است و باران اغلب برای معرفی این کتاب به نقاط مختلفی سفر کرده‌است. دیگر نویسنده کتاب «دنیس ک دیویس» است که او هم استاد تمام دانشگاه ایلینویز جنوبی و داکوتاست. دیویس تا کنون سرپرستی تالیف 4 کتاب در زمینه‌های ارتباطات سیاسی، ارتباطات توده‌ای و نظریه‌ها، تحقیق بر مخاطبان اخبار را برعهده داشته است. کتاب «نظریه‌های ارتباطات جمعی» در ایران توسط انتشارات مرندیز در مشهد منتشر شده‌است و تکتم نماینده جورابچی ترجمه این کتاب را برعهده داشته‌است. تحصیلات او در دوره لیسانس علوم اجتماعی در دانشگاه فردوسی مشهد بوده ‎است و بعد از آن به مالزی رفت و طی 5 سال دوره فوق‌لیسانس و دکترای خود را در رشته ارتباطات به اتمام رساند. از جمله کارهای تحقیقاتی که نماینده جورابچی در مالزی انجام داده ارائه یک طرح تحقیقاتی به دولت در خصوص تاثیر استفاده از موبایل و اینترنت بر جوانان ‌است که معادل 50 هزار رینگیت بودجه به آن تعلق گرفت. نماینده جورابچی 7 مقاله علمی ISI  تالیف کرده و کتاب دیگری را با عنوان «روش تحقیق در ارتباطات» تالیف و ترجمه کرده است. او در حال حاضر استاد دانشگاه آزاد اسلامی است. نماینده جورابچی درباره این کتاب می‌گوید: «کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی آخرین نسخه عرضه شده از سوی ناشر انگلیسی(نیوهمشایر) است که در سال 2015 عرضه شده و با نسخه‌ سال 2012 آن تفاوت‌هایی پیدا‌‌کرده‌است. او ادامه می‌دهد در طول سال‌هایی که در خارج از ایران بودم با نسخه قدیمی‌تر کتاب آشنا بودم و برای ترجمه آماده کردم اما با عرضه نسخه جدید، آن را به سختی تهیه و اقدام به ویرایش کردم.» دکتر علی‎اصغرکیا عضو هیات علمی دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی نیز مقدمه کوتاهی برای کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی نگاشته‎است و طبقه بندی این کتاب درباره نظریه ارتباطات کلاسیک و مدرن را مورد توجه قرار داده‎است. از نگاه این استاد ارتباطات با پیدایش تکنولوژی‌های نوین و فضای مجازی، تئوری‌های جدیدی در حوزه فعالیت‌های ارتباطی از دهه 90 شکل گرفته که در این کتاب به بعضی از آنها اشاره شده است.   تفسیر شبکه‌های اجتماعی با نظریه‌های ارتباطات تقسیم‎بندی مطالب کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی همان طور که در آن عنوان آمده است: شامل سه بخش اصول، بحران‌ها و آینده نظریه‌های این حوزه است که در 11 فصل تدوین شده‎است. به لحاظ رده‎بندی موضوعی این کتاب در مجموعه رسانه‌های گروهی و فلسفه قرار دارد و نویسندگان کتاب با رویکرد جامعه‌شناسانه و البته توام نگاه نقادانه به نظریه‌های ارتباطات پرداخته‌اند. کتاب در بسیاری از کشورها به خصوص آمریکا به عنوان یک منبع به‌روز مورد استفاده‌است، در ایران هم کمتر نمونه مشابهی می‌توان برای آن پیدا کرد. پرداخت کتاب به شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک (Face Book)، ویچت (Vchat) و پیام کوتاه (S.M.S) از جمله نقاط قوت این کتاب است. اولین فصل کتاب به درک و ارزیابی نظریه ارتباطات جمعی می‌پردازد و به نوعی زیربنای سایر فصل‌های کتاب است. چرا که اگر مخاطب درک درستی از مطالب این فصل پیدا‌نکند در سایر بخش‌های کتاب مطالعه برایش سخت خواهد بود. به عنوان مثال در این بخش کتاب نظریه فرااثبات گرایی (نظریه‌ای مبتنی بر شیوه علمی و تجربی)، نظریه فرهنگی، نظریه انتقادی و نظریه هنجاری معرفی می‌شود و در سایر فصل‌های کتاب با این پیش فرض که مخاطب تعریف آنها را در ابتدای کتاب فهمیده است به بسط و تشریح آنها می‌پردازد. در همین فصل از کتاب چهار روند نظریه رسانه‌ای با عنوان‌های جامعه جمعی، فرهنگ جمعی، تاثیرات محدود و رویکردهای مفهومی و فرهنگی انتقادی و معناسازی معرفی می‌شود. بعد از آن هم در بخش ارزیابی نظریه یک سنگ محک برای کارشناسان رسانه و دانشجویان معرفی می‌کند به این شکل که در برخورد با هرکدام از نظریه‌های ارتباطات متعلق به تقسیم بندی فوق باید چطور با آنها برخورد کنند. نویسندگان کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی در اولین فصل می‌کوشند تفاوت‌ها و تشابه‌های علوم اجتماعی و فیزیکی را مشخص کنند و در همین حین با استفاده از کار دانشمندان کلاسیک علوم اجتماعی تعریف نظریه در این شاخه علمی را مشخص کنند. البته آنها به پیچیدگی‌های رفتار انسان به دلیل اینکه «هدف محور» است نیز می‌پردازند. چالش‌های خواننده حین مطالعه یکی از نقاط ضعف این کتاب که در سراسر آن نیز مشاهده می‌شود تطابق نداشتن بسیاری از مسائل طرح شده در این کتاب بافرهنگ جامعه غیرآمریکایی است. با این حال مترجم به این موضوع واقف بوده و به آن اشاره کرده است، اما این وضع سبب شده است که برخی مثال‌های کتاب به راحتی قابل درک نباشد و مخاطب ایرانی در ابتدا باید پیش‌فرضی برای خود در نظر بگیرد که این کتاب در جغرافیای دیگری به رشته تحریر درآمده‌است. در مقابل باید نقطه قوت این کتاب را در طرح سوالات مکرر از مخاطب آن بعد از طرح یک نظریه یا مفهوم عنوان کرد. به این معنی که نویسندگان کتاب درصدد بوده‌اند تا فقط یکسویه مطالب مورد نظرشان را به خواننده منتقل نکنند. بلکه با طرح سوالاتی مکرر در لا‌به‌لای مطالب، ذهن مخاطب را با موضوع درگیر می‌کنند. از ویژگی چنین سوالاتی این است که گاهی حتی اصل موضوع طرح شده پیش از سوال را به چالش می‌کشند که البته در ادامه مولفان کتاب خواننده را رها نمی‌کنند و برای چالش‌ها پاسخی خوبی داده‌اند. همچنین در این کتاب علاوه بر سوالاتی که در متن آمده‌اند. بعد از طرح بعضی نظریه‌ها کادرهایی موسوم به تفکر درباره نظریه با تیترهایی که ماهیت ژورنالیستی دارند، یکبار دیگر نظریه مورد بازبینی قرار گرفته‌است، که در این بخش هم باز تلاش می‌شود خواننده را با چالش‌هایی پیرامون آن نظریه آشنا کند. البته نکته حائز اهمیت در مورد این کادرها بافت متفاوت متنی است که در ترجمه آن گاهی ابهام در انتقال مفهوم به چشم می‌خورد.   درخواست ارائه راه‌حل از خواننده آخرین بخش از هر فصل هم مجدد اختصاص به سوالات تفکر انتقادی و کلمات کلیدی دارد که در مورد اول نویسندگان خواسته‌اند مخاطب کتاب‌شان را یک کارشناس رسانه تلقی کنند که باید راه‌حل برای مسائل رسانه‌ای ارائه کند. به عنوان مثال در نخستین سوال تفکر انتقادی فصل اول می‌پرسند: «آیا شما می‌توانید یکی از یافته‌های علوم اجتماعی را در مورد رسانه نام ببرید و آن را رد کنید؟...» و در سوال بعد: «چگونه شما از میراث رسانه و اخبار استفاده می‌کنید؟....»، همان طور که اشاره شد در آخرین بخش هم کلمات کلیدی فصل آمده است که در این قسمت نویسندگان به خوبی از عهده برنیامده‌اند. چرا که بعضی واژه‌ها مبهم تعریف شده‌اند و در چینش آنها ملاک در نظرگرفته شده ترتیب کاربرد واژه‎ها در متن است که اگر به جای آن چینش موضوعی یا الفبایی در نظر گرفته‌می‌شد مطالعه را ساده‌تر می‌کرد.   مالکیت رسانه ضامن بقای نظریه جامعه جمعی فصل دوم کتاب در واقع اولین قسمتی است که به شرح و بسط تدریجی نظریه‌ها می‌پردازد. در ابتدای این فصل نظریه جامعه جمعی به عنوان نظریه‌ای معرفی می‌شود که در قرن نوزدهم شکل می‌گیرد در حالی که به آن نگاهی منفی وجود داشته‌است و بر اساس این نظریه تاثیرات رسانه می‎بایست کنترل شود. بعد از آن هم به نظریه تبلیغات می‌پردازد و اصطلاح «تبلیغات سفید» را به عنوان مضمونی معرفی می‌کند که به کمک آن می‌توان مقابل تبلیغاتی بد جنگی ایستاد و به بهبود نظم اجتماعی کمک کرد. از اواسط این فصل نظریه‌های جامعه شناسی فردیناند تونیس (اجتماع ـ جامعه)، امیل دورکیم (همبستگی ارگانیک پیوندهای اجتماعی) مطرح می‌شوند و بعد از دادن چند سرنخ از کاربردهای این نظریه‌ها در پدیدآمدن نظریه جامعه جمعی به سراغ وضعیت این نظریه در دوران معاصر می ‎رسد. در نهایت هم نویسندگان ضمن اینکه می‌پذیرند عمر این نظریه به سرآمده است توجه این نظریه به «مالکیت رسانه» را عاملی برای بقای آن در جهان معاصر قلمداد می‎کنند.   تبلیغات ابزار «خیر و شر» نویسندگان کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی در بخش تبلیغات به ارائه تقسیم بندی نظریه پردازان آمریکایی در این حوزه می‌پردازند و سه دسته «تبلیغات سفید»، «تبلیغات سیاه» و «تبلیغات خاکستری» را معرفی می‌کنند. بعد از آن هم تبلیغات را به عنوان ابزاری برای کنترل جمعیت زیاد و سرکوبی مخالفان در یک جامعه معرفی می‌کنند. در این کتاب ورود تبلیغات به ایالات متحده آمریکا به خوبی تشریح شده و در کنار تبلیغات در آلمان هیتلری و کش‌و‌قوس‌های آن در آمریکا مطرح شده است. در این بخش از کتاب هم از نظریه واستون (مکتب رفتارگرایی) و نظریه فروید (مکتب فرویدیسم) برای معرفی بهتر نظریه‌ تبلیغات استفاده شده‌است. بعد از آن با احترامی که نویسندگان برای هارولد لاسول اولین نظریه پرداز در حوزه تبلیغات قائل هستند، دیدگاه‌های او تشریح می‌شود. در ادامه این فصل کتاب دیدگاه والترلیپمن در خصوص افکار عمومی و تبلیغات تشریح می‌شود در حالی که احترام پیشینی که نویسندگان برای لاسول قائل بودند، دیگر به چشم نمی‌خورد. به نظر می‌رسد در این قسمت نویسندگان درصدد هستند لیپمن را در یک حالت مردد تصویر‎کنند که نمی‌توانسته تشخیص دهد عموم مردم با پیش‌فرض‌های نظریه قدیمی‌ دموکراتیک خودشان را اداره کنند. بعد هم اذعان می‎کنند لیپمن در نتیجه‌گیری خودش از نظریات لاسول مبنی بر ضرورت نظارت بر جمع‌آوری اطلاعات و انتشار آن توسط فن‌سالاران خیرخواه یا نخبه علمی استفاده می‌کند. در پایان این فصل هم به طرح این موضوع پرداخته می‌شود که نظریه تبلیغات معاصر در کانون توجه نظریه انتقادی قرار گرفته‌است. این در حالی است که نظریه‌پردازان فرااثبات‌گرایی مفاهیم جدیدی را در حوزه تبلیغات مورد بررسی قرار داده‌اند. در اینجا اشاره می‌شود موضوع مورد علاقه نظریه‌پردازان تبلیغات در دوران معاصر را می‎توان در اهداف نظام سرمایه‌داری و مصرف‎گرایی جست‌و‌جو کرد.   وزن سنگین نظریه مسئولیت اجتماعی سومین فصل کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی به تشریح نظریه‌های هنجاری رسانه ‌می‌پردازد. در این بخش مولفان کتاب تاکید کرده‌اند رسانه‌های آمریکا بر اساس نظریه مسئولیت اجتماعی فعالیت می‌کنند، بنابراین سهم بیشتری را به تبیین مفاهیم این نظریه اختصاص می‌دهند و آن را حاصل تقابل دو دیدگاه حامیان نظارت دولت بر رسانه با طرفداران آزادی مطلق مطبوعات معرفی می‌کنند.   رسانه‌ها چطور تجاری می‌شوند کتاب در این بخش به خوبی دو مفهوم «بازار اندیشه آزاد» و «اصول سیاست اقتصاد آزاد» را تشریح و چگونگی استفاده رسانه‌ای از این مفهوم‌ها و تجاری شدن وسائل ارتباط جمعی را بیان می‌کند. در ادامه هم مدل سیاست دوگانه تبیین شده که در آن تصمیم‌های سردبیران در میانه راه مسئولیت اجتماعی رسانه در قبال مخاطب و مسئولیت‌شان دربرابر سهامداران مالی رسانه قرار گرفته‎است. یکی از نقاط ضعف این فصل پرداختن نامتوازن بین نظریه مسئولیت اجتماعی با سایر نظریه‌های این حوزه است. به عنوان مثال بر اساس تقسیم بندی «ویلیام هچن» در سال 1992 پنج نظریه هنجاری شامل نظریه غربی، توسعه، انقلابی، اقتدارگرا و کمونیستی می‌شود. اما در کتاب به این نظریه‌ها در حد تک پاراگراف‌هایی پرداخته می‌شود، با وجودی که این نظریه‌ها تقسیم‌بندی‌های جدیدی در حوزه نظریه‌های هنجاری هستند و شرح و بسط آن حوزه گسترده‌تری از کشورها را شامل‌ می‌شود.   واژه «چالش» بهتر از «بحران» دومین بخش کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی از فصل چهارم آغاز می‎شود. بخشی که در عنوان کتاب از واژه (Ferment) ترجمه «بحران‌ها» برای آن انتخاب شده‌است. با این حال به نظر می‌رسد در فصل‌هایی که در این بخش مطرح می‌شوند معنی بحران‌های گریبان‌گیر نظریه‌ها مدنظر نیست. البته چالش‌هایی که نظریه‌های مختلف برای تشریح اهداف‎شان دارند در تقابل با نظریه‌های دیگر به چشم ‌می‌خورد و با توجه به بارمعنایی واژه «چالش‌« در ادبیات علمی رشته ارتباطات اگر این واژه برای بخش دوم کتاب انتخاب می‌شد مناسب‌تر بوده‎است. در فصل چهارم کتاب رویکرد تاثیرات رسانه به کمک روش‌های تجربی و مسیری که باعث شد نظریه جامعه جمعی به حاشیه برود، مورد توجه قرار گرفته است. در این قسمت 6 عامل تشریح می‌شود که بر استفاده از روش‌های تجربی تکیه‌کرده‌اند، بعد هم به کمک آن علت جاگزینی روش‌های علمی در تحقیقات حوزه رسانه توضیح داده می‌شود. در این فصل به نقش موثر افرادی همچون «پل لازارسفلد» و «کارل هاولند» در مسیر علمی شدن تحقیقات حوزه رسانه نیز پرداخته شده‌است.   در این قسمت کتاب به نظریه‌هایی همچون تغییرنگرش، جریان اطلاعات، جریان دو مرحله‌ای و پدیدارشناسی، برد متوسط و رویکرد تحلیل کارکردی و نظریه سیستم در فرایند ارتباطات پرداخته می‌شود. به عبارتی ترکیبی از نظریه‌های روانشناسی، ارتباطات، جامعه شناسی و مدیریت در این بخش مطرح می‌شود تا هدف نهایی فصل که بررسی رویکرد تاثیرات رسانه است به درستی مطرح شود. در پایان این فصل نتیجه‌گیری می‎شود که گسترش کارکردگرایی و نظریه‌های سیستم و برد متوسط در دهه 50 و 60 میلادی نظریه‌های را پدید آورد که از مدل‌های خطی ساده دهه‌های پیشین کارآمدتر بود.   استقبال محققان ارتباطات از جنبش‌های اجتماعی در فصل پنجم کتاب با عنوان ظهور گرایش فرهنگی انتقادی در آمریکای شمالی این سوال پاسخ داده شده است که چرا محققان ارتباطات جمعی شیوه‌های فرااثبات‌گرایی سنتی را کنار گذاشتند تا در عوض مطالعات فرهنگی و انتقادی را دنبال کنند وجنبش‌های اجتماعی را مورد توجه قراردادند. در ابتدای این فصل کتاب به نقل از «جفرسون پولی»، پژوهشگر رسانه در دهه 70 آمده است: «همه رشته‌های علوم اجتماعی اعتراضی را در مقابل علم گرایی مطلق دهه‌های بعد از جنگ اعلام کردند- واکنش شدید در مقابل علوم طبیعی در پیروی کورکورانه مقابل روش‌های کمی...» در ادامه این فصل نویسندگان ابتدا شیوه شناسایی نظریه‌های فرهنگی در مورد رسانه را مطرح ‌می‎کنند. سپس با تقسیم‌بندی نظریه‌های به دو بعد خرد و کلان، نظریه انتقادی را به عنوان یک نظریه بسیار سیاسی و البته کاربردی تشریح می‌کند. بعد به سراغ نظریه فرهنگی می‌رود و آن را به عنوان یک الگوی مناسب معرفی کرده‌است که باعث می‌شود افراد درک مناسبی از توسعه پیدا کنند. سپس نویسندگان به سراغ نظریه مارکسیست می‌روند. در این بخش شرح جامعی از نظریه‌های مارکس می‌دهند و نظریه مارکسیست جدید را شرح می‎دهند. با وجودی که در این بخش کتاب یک‎بار دیگر فرصت شده است تا نظریه‌ رسانه‌های شوروی و جایگاه رسانه‌ها در تفکر مارکسیستی بیان شود ، نویسندگان ترجیح داده‌اند از زاویه جامعه‌شناسی به نظریه مارکسیستی بنگرند.   وقتی فرهنگ فروخته می‌شود... پرداختن به مکتب فرانکفورت بخش دیگری است که در ادامه این فصل مورد توجه قرار گرفته است. که با شروع این قسمت دوباره مسائل از زاویه نظریه‌های ارتباطات پرداخته می‌شود و به نقل از آدرنو و هورکهایمر رسانه جمعی به عنوان «صنایع فرهنگی» مورد نقد قرار می‎گیرد و رسانه را به عنوان عاملی معرفی می‌کند که فرهنگ والا و فرهنگ عامه را به عنوان کالای قابل فروش تبدیل کرده‌است. بخش بعدی این فصل به تعریف اقتصادسیاسی و مطالعات فرهنگی اختصاص دارد و طی آن به این گمانه‌زنی می‌پردازد که روزنامه‌نگاران آمریکایی با درآمد 250 هزار دلاری و متعلق به طبقات بالای اجتماع درک درستی از وضع زندگی سایر اقشار جامعه ندارند.   بدبینی به مک‌لوهان در بخش انتهایی این فصل هم دیدگاه‌های «هارولد اینیس» در خصوص سوگیری ارتباطات و سپس «مارشال مک لوهان» پیرامون تعریفش از اینکه رسانه همان پیام است، مورد توجه قرار می‌گیرد. در حالی که به نظر می‌رسد نویسندگان کتاب برای کارهای اینیس احترام قائل هستند و راحت آن را قبول می‌کنند اما نسبت به مک لوهان چنین حالتی را ندارند.   پیدا‌کردن رابطه میان خشونت و تلویزیون فصل ششم کتاب در پی جواب دادن به این سوال است که چطور بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش فناوری‌ها نظریه تاثیر رسانه مجدد مورد توجه قرار گرفت. در اولین بخش نظریه‌های خشونت تلویزیون را تشریح می‌شود و یک رابطه علی میان رسانه و رفتار را نتیجه‌گیری می‌کند. البته در تشریح نظریه شناخت اجتماعی توضیح می‌دهد که این نظریه درباره توضیح تاثیرات بلندمدت استفاده از رسانه دارای نقص است. به دلیل وابستگی مباحث این بخش کتاب به مباحث روانشناسی بخشی از این فصل به موضوع یادگیری اجتماعی و نظریه «نیل میلرو جان دولارد» و یادگیری تقلیدی اختصاص دارد. سپس این بحث را با یادگیری اجتماعی از طریق رسانه‌ها بسط می‌دهد.   بازی خطرناک با مخاطبان از نگاه مترجم کتاب یکی از نقاط قوت کتاب را باید در فصل ششم جست‌و‌جو کرد. چرا که مولفان کتاب به خوبی راجع به بازی واقع‌گرایانه «دزدی بزرگ اتومبیل» توضیح داده‌اند. در این بازی که براساس نقشه شهر نیویورک  کالیفرنیا ترسیم شده است. مخاطب را در محیطی قرار می‌دهد که انگار در خیابان‌های واقعی شهرحرکت می‌کند و جزییات به خوبی به نمایش درآمده است و مخاطب خود را در آن محیط احساس می‌کند. نماینده جورابچی، بر این نکته تاکید می‎کند که در این بازی‌ها، مخاطب درگیر رفتارهایی همچون ماجراجویی، رانندگی،مسابقه، شلیک توسط سوم شخص و ایفای نقش دزد می‌شود که با نگاه نظریه‌های ارتباطات جمعی هرکدام از این رفتارها قابل تفسیر است. وی همچنین پرداختن این کتاب به بازی «پرنده خشمگین» (Angry bird) را دیگر نقطه قوت این کتاب می‌داند که در آن به طور تلویحی به داستان «ابابیل» (پرندگانی که مهاجمان به مکه را سنگ‌باران کردند) اشاره می‌کند. نمادهایی که از پرندگان خشمگین در این بازی به نمایش درمی‌آید و به سایر محصول‌های رسانه‌ای و مصرفی کودکان (همچون لوازم التحریر، کیف و کوله) راه پیدا کرده‌است و با زندگی طبیعی پرندگان هم‌خوانی ندارد و به خشم انسان مربوط است.   برهم‌زدن معادلات با مخاطبان فعال فصل هفتم کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی هم به نظریه‌های مخاطب با دیدگاه کاربردی اختصاص پیدا کرده است. در ابتدای این بخش مثال‌هایی از استفاده‎ی مخاطب رسانه‌ها مطرح شده‌است. در حالی که تفکیکی بین شبکه‌های اجتماعی همچون فیس بوک با یک رسانه مثل روزنامه ایجاد نشده‌است. در این بخش کتاب نظریه‌های مخاطب بر یک طیف فرض شده‌اند که در یک‌سو دیدگاه‌های مبتنی بر منبع قرار دارد و در سوی دیگر دیدگاه‌هایی که بر اساس مخاطب فعال هستند. نویسندگان کتاب شکل‌گیری نظریه‌های مخاطب را حاصل فعالیت نظریه‌پردازان فرااثبات‌گرا و فرهنگی ‌می‌دانند. مولفان این کتاب براین باور هستند که مطالعه این فصل از کتاب در مقایسه با فصل قبل و یا حتی فصل‌های پیشین کتاب خواننده را ناراضی نگاه می‌دارد. چرا که در تعریف نظریه‌های مخاطب به راحتی مدل ارائه نمی‌شود. با این حال در همین فصل با تشریح بعضی مفاهیم همچون «مخاطب فعال»، «استفاده از رسانه و خشنودی» و «معناسازی» مردم از بعضی محتواها هدف فصل را برآورده کرده‎است.   چه می‌کند هوش و توانایی مخاطب! نظریه‌های شناخت رسانه و پردازش اطلاعات عنوان هشتمین فصل کتاب که بر پایه مفهوم منابع محدود شناختی است و بیشتر نظریه‌های خردنگر مطرح می‌کند تا بوسیله آنها بیشتر پردازش ارتباط سیاسی برای خواننده کتاب روشن شود. اولین نظریه مطرح شده در این فصل با عنوان «نظریه پردازش اطلاعات» است که جز نظریه‌هایی است که هوش، توانایی مخاطب و به عبارت بهتر خود مخاطب توجه می‌کند. این فصل با مطلبی با عنوان «تفسیر مدل احتمالی» دنبال می‌شود که به تفسیر مردم از پیام‌های متقاعد کننده می‌پردازد، در این قسمت که از نظریه‌های دو روانشناس با نام‌های «ریچاردپتی» و «جان کاسیوپو» استفاده شده‌است، به این موضوع پرداخته می‌شود که مردم «خسیس شناختی» هستند و در مواجهه با پیام‌های متقاعد‌کننده تلاش بیشتری برای شناخت آن می‌کنند، گاهی هم به تحلیل ساده‌تر بسنده ‌می‌کنند. مولفان این کتاب هنگام نگارش آن اصراری نداشتند تا مطالب مربوط به اقناع را در کنار نظریه‌ تبلیغات مطرح کنند. به همین دلیل «نظریه اقناع روایت» را در ادامه تفسیر مدل احتمالی مطرح می‌کنند. در آخرین بخش این فصل کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی، یک نگاه جدید به ارتباطات جمعی موسوم به «دیدگاه علوم اعصاب» از جان شری (2004) ارائه شده است. این دیدگاه که به دنبال پیداکردن رابطه میان ویژگی‌های بیولوژیکی انسان با مباحث ارتباط جمعی است. به طرح این موضوع می‌پردازد که توجه، عواطف، یادگیری و حافظه، انگیزه و درک انسان چگونه در خدمت رسانه درمی‌آید. همان‌طور که عنوان این دیدگاه مشخص می‌کند به مغز، ذهن و کانال‌های عصبی توجه دارد. البته در سطح دیگری به مسائل ژنتیکی هم می‌پردازد در حالی که تلاش می‌کند تاثیر محیط بر رفتارهای انسانی را که رسانه هم بخشی از آن است تشریح کند.   تاثیر متوسط رسانه در همه‌حال فصل نهم کتاب که برای آن عنوان نظریه‌های تاثیر رسانه بر جامعه انتخاب شده است، برای کارشناسان رشته ارتباطات دارای مباحث آشنا و تکراری است. موضوع‌هایی همچون برجسته‌سازی، نظریه مارپیچ سکوت، تحقیق در زمینه تهیه خبر، نظریه نفوذ رسانه، نظریه اشاعه اطلاعات، نظریه شکاف آگاهی، تحلیل نظریه کاشت، سواد رسانه‌ای و موضوع‌های کمتر شنیده شده‌ای همچون نظریه بازاریابی اجتماعی مطالب این بخش را تشکیل می‌دهد. نویسندگان کتاب معتقدند نظریه‌هایی که در این فصل تشریح شده‌است، واقعیتی را نشان می‌دهد مبنی بر اینکه رسانه در حد متوسط بر اوضاع جامعه تاثیرگذار است. با این حال فصل حاضر را باید مقدمه‌ای برای فصل دهم نیز در نظرگرفت، چرا که مولفان کتاب براین باورند اگر رسانه‌ها موجب تغییر فوری نگرش مخاطبان نشوند، قدرت آنها به چالش کشیده می‌شود بنابراین نیاز است شعار نظریه اولویت‌گذاری به عنوان زیرمجموعه نظریه‌های معناسازی تبیین شود.   ارائه راه‌حل با وجه اشتراک کنش تعامل نمادین و ساختارگرایی در فصل دهم کتاب مجدد مولفان به نظریه‌های فرهنگی می‌پردازند، به عبارتی این فصل را می‌توان ادامه فصل پنجم تلقی کرد با این تفاوت که در فصل پنجم نگاه جامعه‌شناسانه حاکم بود اما در فصل دهم رسانه‌ها و جایگاه‌شان در نظریه فرهنگی پررنگ‌ هستند. کتاب در این قسمت به موضوع‌هایی همچون کالایی شدن فرهنگ در کنار تشریح هویت فردی و اجتماعی می‌پردازد. به عبارتی این فصل را می‌توان عرصه خودنمایی نظریه کنش تعامل نمادین، فلسفه عمل‌گرایی و بعد از آن ساختارگرایی در نظر گرفت. وجه مشترک استفاده از نظریه کنش تعامل نمادین و ساختارگرایی در این جمله خلاصه می‌شود که در رابطه مخاطب با رسانه نمی‌توان مفهوم ساده محرک ـ پاسخ را در نظر گرفت و انسان را موجودی پیچیده تلقی می‌کند به عنوان نتیجه‌گیری هم 2 نظریه در نهایت مخاطب را فعال در نظر می‌گیرند.   وقتی رسانه می‌گوید به چه چیزی فکر کن!  در ادامه این فصل چارچوب‌بندی و تحلیل چارچوب مطرح شده‌است، که در آن به تشریح این موضوع می‌پردازد که رسانه‌ها تاثیر عمیقی در میزان در دسترس بودن و همچنین کیفیت اطلاعاتی دارد که فرد هنگام فکر کردن، صحبت کردن و عمل کردن خود در اجتماع استفاده می‌کند. از جمله نقاط قوت این فصل باید به طرح نظریه کالا شدن فرهنگ اشاره کرد که در آن به نویسندگان می‌گویند به این دلیل که محتوای رسانه‌ها در راستای منافع صاحبان آنهاست. امکان دارد مخاطبان بعضی موارد مهم را در مورد رسانه‌ها هیچ‌گاه درنیابند. از سویی هم کالایی شدن فرهنگ باعث شده است رسانه‌ها بیشتر اطلاعات را به شکل سرگرمی و سیاسی ارائه کنند در حالی‌که مخاطبان امکان‌دارد به برداشت‌هایی دست پیداکنند که این بسته‌های اطلاعاتی به آنها عرضه می‎کنند.   ای‌کاش رسانه‌ها به عقب باز می‌گشتند آخرین فصل این اثر که در واقع ورود به سومین بخش کتاب هم هست به آینده نظریه و تحقیق در حوزه رسانه می‌پردازد. نویسندگان کتاب در این قسمت کوشیده‌اند فراتر از زمان حاضر حرکت کنند و یک چشم‌انداز پیرامون آینده ارتباطات و حوزه‌های وابسته به آن ترسیم کنند. از مباحث طرح شده در این فصل «ارتباطات سلامت» است که شاخه جدیدی در علم ارتباطات محسوب می‌شود و نویسندگان کتاب نظریه‌های ارتباطات جمعی آن را نتیجه پیوند ارتباطات جمعی و بین فردی می‌دانند که به کمک فناوری دیجیتال امکان پذیر شده‌است. کتاب همچنین تصریح می‌کند ظرفیت شبکه‌های اجتماعی بستر پژوهشی را در حوزه ارتباطات سلامت فراهم کرده که و در پی کشف این موضوع است که آیا افراد می‌توانند به کمک شبکه‌های اجتماعی، کیفیت سلامت جسمی خود را ارتقا دهند؟ در ادامه این فصل مبحث مهمی تحت عنوان «انتقال مخرب روزنامه‌نگاری» مطرح شده است که در آن دوره‌های روزنامه‌نگاری در مطبوعات چاپی، رادیویی و تلویزیونی با دوره جدید که روزنامه‌نگاران در بستر اینترنت فعالیت می‌کنند. در همین بخش مطلبی به نقل از «جان روزن» با عنوان «همستریزاسیون روزنامه‌نگاری» آمده است که مضمون آن در این عبارت خلاصه می‌شود: تبلیغات مجازی و درآمدهای حاصل از کلیک کردن محتوا در سایت‌های خبری، جایگزین فعالیت در تحریریه‌های سنتی نمی‌شود و ماموریت روزنامه‌نگاری با این روند روبه نابودی است. در ادامه این بخش ضرورت مفهوم‌سازی مجدد روزنامه‌نگاری در حالی مطرح می‌شود که با شرایط کنونی فعالیت رسانه‌های خبری تحت نقد گسترده قرارگرفته‌است و در دوره اوج بی‌اعتمای به رسانه‌ها قرار داریم. نویسندگان در این قسمت کتاب درصددند تا با استفاده از حاصل تحقیق‌های سنتی و جدید در حوزه روزنامه‌نگاری برای نیاز پاسخی پیداکنند.   بهترین دوران ـ بدترین دوران در آخرین بخش از فصل یازدهم کتاب نویسندگان با وام گرفتن از عبارت «چارلز دیکنز» در مقاله‌اش درباره انقلاب فرانسه با عنوان «بهترین دوران بود، بدترین دوران بود» این‌گونه ادامه می‌دهند که محققان رسانه در دوره مشابهی به سر می‌برند. از یک‌سو انقلاب فناوری از 1990 به بعد امکانات زیادی را برای تولید محتوای با کیفیت در اختیارشان قرار داده، از سوی دیگر شکاف‌های جنسیتی و نسلی که خود باعث ایجاد شکاف آگاهی و «شکاف دیجیتال» شده که برای فعالان و محققان رسانه دوران بدی را بوجود آورده است. بعد هم کتاب این‌گونه نتیجه می‎گیرد که حال و روز محققان عصر جدید رسانه بی‌شباهت به زندگی در جنگ جهانی دوم نیست.   برگ برنده کتاب در پایان یکی دیگر از نقاط قوت این کتاب را باید افزودن سلسله زمانی در ارتباطات جمعی عنوان کرد که بلافاصله بعد از آخرین فصل کتاب قرار گرفته‌است. برای علاقمندان و محققان حوزه رسانه گردآوری این اطلاعات 10 صفحه‌ای که بازه زمانی سال 1455 میلادی و اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ تا سال 2013 (اضافه شدن «اختلال اعتیاد به اینترنت» را به عنوان اختلال ذهنی) مجموعه ارزشمندی را ایجاد کرده است. البته نویسندگان در این بخش از کتاب اطلاعات کمتر مرتبط با حوزه ارتباطات جمعی را هم قرارداده‌اند. با این حال نقد اصلی که به این بخش از کتاب وارداست اضافه نشدن موارد مرتبط با ارتباطات جمعی طی هفت ویرایش بعدی کتاب است.     ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Fri, 07 Dec 2018 07:55:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268536/کارشناسان-رسانه-امروز-حال-و-هوای-مشابه-جنگ-جهانی-دوم-هستند گرایش به کتاب‌های خودشناسی به دلیل جستجوی شكوفایی فردیت است! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268624/گرایش-کتاب-های-خودشناسی-دلیل-جستجوی-شكوفایی-فردیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ کوت بلکسون در کتاب «تو بی‌همتایی؛ هدایایی از کائنات» این نگرش را با خواننده در میان می‌گذارد که باید توان پذیرش چیزهایی را پیدا کند که در زندگی فعلی‌اش به درد نمی‌خورند. باید با خودش به این مصالحه برسد که برای چیزهای بیشتری آماده است. او معتقد است گاه ما نمی‌توانیم ببینیم خود ما همه پاسخ‌هایی را که به دنبالش هستیم؛ داراییم، زیرا برای مدت‌های متمادی پشت حقیقت پنهان شده‌ایم. گویی همانند کبک سرمان را زیر برف برده‌ایم تا نبینیم چه چیزهایی در زندگی حقیقتاً به دردمان نمی‌خورند، زیرا می‌ترسیم به جلو حرکت کنیم.  اما آیا واقعا چنین نگرشی به مسائل آدمی و جستجوی ریشه همه پدیده‌ها و آسیب‌ها و کمبودها از درون خود او و نگفتن از مناسبات اجتماعی تبعیض‌آمیز فریب انسان در قالب کتاب‌های مثبت‌اندیشی نیست؟ «شجاعت برای بیرون آمدن از منطقه امن»، «رها کردن و بخشیدن آنچه در بیرون از خود آزاردهنده است» و .. که به عنوان رکن اصلی این ژانر روان‌شناسی شناخته می‌شوند چه کارکرد و تعریف جامعه‌شناختی ایفا می‌کنند و چه معنایی دارند؟ آرزو خوشابی مترجم کتاب «تو بی‌همتایی» در گفت‌وگو با ایبنا به چنین پرسش‌هایی پاسخ داده است: کتاب‌هایی مشابه «تو بی‌همتایی» که به نوعی در ژانر موفقیت و خودشناسی دسته‌بندی می‌شوند؛ بازتولیدکننده یکی از ارزش‌های بنیادی سرمایه‌داری، یعنی رقابت جویی هستند. به این معنا که می‌گویند انسان‌ها متفاوت‌اند و هرکس به جایی می‌رسد نتیجه صلاحیت‌ها، اعتبار و توانایی‌های شخصی اوست. در اصطلاح به آن می‌گویند ایدئولوژی هوش! اینکه در چنین رویکردی مناسبات اجتماعی و تبعیض‌ها نادیده گرفته می‌شود و حتی در همین کتاب می‌خوانیم «اینکه روابط بیرونی شما چیست مهم نیست!» هر فرد را به شکلی تربیت نمی‌کند که هرطور هست بتواند در این جامعه رقابتی خود را بالا بکشد و موفقیت یا شکست‌هایش هم به صرفا ناشی از ویژگی‌های فردی او در نظر گرفته شود؟ جواب سوالی كه مطرح كرده‌اید برمی‌گردد به بینش و نگرش ما نسبت به هستی. بر می‌گردد به جهان‌بینی ما! از نظر دانش موفقیت، به ویژه دانش موفقیت معنوی، همه‌ چیزهایی كه در بیرون با آنها مواجه می‌شویم از درون ما نشات گرفته‌اند. فیزیك كوانتوم هم همین را می‌گوید منتها به زبان علمی‌تر. در واقع همه چیز بستگی به نگاه خود ما دارد. تبعیض‌ها و مناسبات اجتماعی جهان اطراف ما همه انعكاسی از درون ماست و به همین دلیل هر كسی در موقعیت خاصی به دنیا می‌آید و زندگی می‌كند. بنابرین نگاه دانش موفقیت هم این است كه این خود ما و درون ماست كه باید تغییر كنیم. شاید اشاره كتاب آسمانی ما (قرآن) به این كه خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی‌كند مگر آن‌ها خود تغییر كنند (یا سرنوشت‌شان را تغییر دهند) اشاره به همین نگاه كوانتومی داشته باشد. اساطیر یونان باستان و حضرت مولانا نیز گفته‌اند: آنچه در درون است در بیرون است. پس تبعیض‌ها و مناسبات اجتماعی و كلا جهان بیرون ما، بازتاب جهان درون خود ماست. به همین دلیل دانش موفقیت و معنویت مدرن بر این تاكید دارد كه خود را تغییر بده تا جهان‌ات تغییر كند. «تو بی همتایی» به ما می‌گوید كه هیچ كسی یا هیچ چیزی عینا مانند تو نیست. اما مانند كدام«تو»؟ مانند «تو»ی حقیقی نیست. توی حقیقی باید جایگاه ویژه خود را بازیابد و شكوفا شود وآنگاه جهان پیرامون تو تغییر خواهد كرد.   فکر می‌کنید اساسا گرایش مخاطبان به کتاب‌های خودشناسی و موفقیت و نمونه‌هایی مثل همین کتاب «تو بی‌همتایی» بازتاب‌دهنده چه شرایط اجتماعی و روانی خاصی در جامعه است؟ گرایش مردم به كتاب‌های موفقیت و خودشناسی موضوع جدیدی نیست و از نهضت عصر نوین تا به امروز قدمتی صدساله دارد. تركیب موفقیت و معنویت بیشتر مورد توجه انسان امروز است كه به نوعی از فضای مادی‌گرایی و مادیات ناكام و سرخورده و افسرده بیرون آمده و به دنبال آرامش بیشتر و شكوفاكردن «خود» حقیقی است و نه تقلید از دیگران. درواقع در جستجوی شكوفایی فردیت است. همچنین سن روحی و معنوی بشر امروز بالاتر رفته و ناخودآگاه جمعی او جهانی‌تر شده (در این رهگذر نمی‌توان به نقش فضاهای مجازی اشاره نكرد). در نتیجه تجربه كاملتری از «بیرون» دارد و همین سبب می‌شود كه بخواهد تجربه‌ كاملتری از «درون» هم داشته باشد. تنش‌های روانی عصر ما موجب شده كه انسان امروز هرچه بیشتر درباره‌ خود یعنی درباره روح و روان خود بیاندیشد، بنویسد، بخواند و كنكاش كند و در نتیجه ناخودآگاه باطن‌گراتر و ژرف نگرتر شده است و برای حل تعارضات درونی، رفع تنش‌ها، اضطراب‌ها و افسردگی‌ها و ... بیشتر در روح و روان خود تعمق می‌كند. آموزه‌های دینی و معرفتی هم كه خودشناسی را كلید خداشناسی معرفی می‌كنند به نوعی سبب شده‌اند كه افراد بیشتر به سمت خودشناسی و باطن‌گرایی سوق داده شوند.    این بخشیدن و رهاکردنی که در کتاب از آن نام برده شده؛ در برخی بخش‌ها با عرفان و به ویژه عرفان شرق گره خورده؛ و این بخشیدن با جنگندگی برای رسیدن به اهداف منافات پیدا نمی‌کند؟ جایی که ما در هند تنها پذیرش را می‌بینیم و پذیرش! حتی از طرف به حاشیه رانده شدن طبقه و فقیرترین‌هایشان. «بخشیدن  و رها كردن» منافات و ضدیتی با جنگندگی ندارد، چراكه هریك از این دو در واقع جواب سوال‌های متفاوت یا داروی دردهای متفاوتی هستند. جنگندگی برای رسیدن به هدف چیزی جز جد و جهد و تلاش و جنگندگی نیست. اما كدام هدف؟ متاسفانه برای بسیاری از ما انسان‌ها هدف گم شده است. بیشتر ما سرگردانیم و نمی‌دانیم هدف مان چیست و كجاست. چراكه جلوی راه دیدن و تشخیص هدف زندگی‌مان را انواع موانع پوشانده و سد كرده است. «بخشیدن و رها كردن» فرمول‌های برداشتن موانع هستند. موانعی كه بیشتر درونی‌اند. اگر ما بتوانیم این موانع درونی را از پیش پا برداریم، طریق و جاده و هدف همگی روشن و آشكار می‌شوند. انسان در درونش می‌داند كه چه می‌خواهد و هدفش چیست اما موانع درونی مانند باورها و قضاوت‌های غلط، خشم‌ها و كینه‌ها و زخم‌های روانی، شرطی‌شدگی‌ها و... درون شفاف او را تیره‌گون كرده‌اند. پس باید به مدد «بخشش و رها كردن» این تیرگی را بزدایید و تیرگی كه زدوده شد ناگهان نور درون او از پشت ابرهای تیره، آشكار شده و راه را روشن می‌كند و هدف در دسترس قرار می‌گیرد. اینك: انسان است و ـ هدف انسان است و مبارزه با خواهش‌های نفسش كه او را مدام به بیراهه می‌كشاند و از هدف دور می‌كند ـ انسان است و ماموریت باطنی‌اش كه باید برای رسیدن به آن بجنگد و موانع بیرونی را بردارد. گسترش منطقه امن یکی دیگر از مباحثی‌ست که در کتاب از آن صحبت شده و لازمه دست‌یابی به اهداف دانسته شده است؛ اینجا هم به نظر می‌رسد یک مسئله نادیده گرفته شده و آن عدم عدم ثبات و امنیت اجتماعی و روانی و شغلی که با آن روبرو هستیم است؛ در شرایط لرزان اقتصادی و اجتماعی و ... واقعا گسترش منطقه امن راه‌کاری معقولانه و منطقی‌ست؟ آیا اینجا احتیاط و حفظ حدالاقل‌های معاش را باید پشت سر گذاشت؟ هیچكس نمی‌گوید كه عدم ثبات و امنیت اجتماعی و روانی و شغلی چیز خوبی است! اما تا تك تك ما یا دست‌كم حدنصاب مشخصی از ما انسان‌ها درست نشویم و درست نیندیشیم نمی‌توان بر شرایط لرزان اقتصادی و اجتماعی تاثیر گذاشت یا در مرتبه‌ای بالاتر آن را بهینه كرد. شاید هم بتوان گفت كه بهینه كردن این شرایط دو سر دارد. یا باید تك تك افراد درست شوند یا سیستم گرداننده آن‌چنان عالی و درست كار كند كه بتواند با اعمال كردن مدیریت عالی، شرایط را بهینه كند. در هر دو حالت ضرورت درست شدن و شكوفا شدن تك تك افراد یا دستكم یك گروه مدیریتی عالی احساس می‌شود. پس این ما هستیم كه در قالب تك فرد هم اكنون باید شروع كنیم.  ضمن اینكه تاریخ هم گواه است كه بوده‌اند افرادی كه در محیط‌های اجتماعی به ظاهر نامطلوب به اهداف خود و به تحول و دگرگونی‌های درونی دست یافته‌اند. «تو بی‌همتایی» به ما می‌‌گوید كه در هر شرایطی تلاش كن و انگیزه‌ات را از دست نده ـ خودت را شكوفا كن ـ منتظر شرایط بیرونی عالی نمان ـ عمرت را هدر نده ـ  اگر در شوره‌زاری یا در گلستان، باید رویش كنی و جوانه بزنی تا در زمان مناسب به ثمر بنشینی، حتی اگر همه چیز بسیار سخت باشد تو درونت پتانسیل لازمش را داری تا شكوفا شوی. اما منطقه امن، اصلا یك منطقه واقعی نیست كه شما نگران این باشید كه اگر از آن منطقه بیرون بپریم، در شرایط لرزان اقتصادی به ناگاه به ورطه نابودی كشیده خواهیم شد! برعكس‌، منطقه امن یك زندان یا قفس خودساخته یا دیگر ساخته است كه ما در اثر شرطی شدگی‌ها و باورهای آموخته شده‌ غلط‌مان در آن گیر افتاده‌ایم و اسیر شده‌ایم. قفسی كه به بهانه ایجاد امنیت و به بهای عدم خودشناسی و خودشكوفایی نمی‌گذارد راه‌های متنوع را بیازماییم. نمی‌گذارد آزادی عمل پیدا كنیم و ابتكار به خرج دهیم و می‌خواهد ما را مانند همه كند. ما را تبدیل به ماشینی محدود كند كه محصولش عینا محصول دیگران باشد. می‌خواهد فردیت، توانمندی و یكتایی ما را از ما بگیرد و آدم آهنی‌هایی شبیه به هم به جامعه تحویل دهد. شاید ظاهر این منطقه امن بنظر برسد اما باطنش زندانی است خودساخته كه میله‌هایش ترس است. ما باید از ترس‌های مان عبور كنیم تا به شناخت والاتری از خودمان برسیم و بتوانیم راه‌های جدید و مؤثرتر را بیازماییم. روح انسان بزرگ و بی‌همتا و یكتاست. روح اشرف مخلوقات است كه می‌تواند و باید خدای‌گون شود... اما ما  آن را در زندانی به ظاهر امن اسیر كرده‌ایم.   درباره کتاب «تو بی‌همتایی» آن‌طور که در پشت جلد کتاب نوشته شده کتاب قرار است سفری جسورانه باشد برای یافتن مقصود؛ کشف خود واقعی و عشق‌ورزی بی‌حد و مرز. کوت بلکسون در هشت فصل به نام‌های «جهان در انتظار توست», «آیا جرات داری»، «فقط بگو فکر می‌کنی واقعا چه کسی هستی؟»، «کار ناتمام»، «بر ذهنت مسلط شو»، «جاده‌ای به ناکجا آباد»، «اعتیاد اصلی»، «امروز روز خوبی برای مردن است»، «اکنون عشق بورزید» و »سفر واقعی آغاز می‌شود» از مخاطب می‌پرسد آیا این زندگی که الان می‌کنید همان زندگی‌ است که به خاطرش به وجود آمده‌اید؟ و به او متذکر می‌شود که اگر نیست، خیلی دیر نشده است. هیچ‌وقت خیلی دیر نیست. متوقفش کنید. جرئت به خرج دهید و بازی‌های خطیر بکنید. کتاب «تو بی‌همتایی؛ هدایایی از کائنات» نوشته کوت بلکسون و با ترجمه آرزو خوشابی در ۲۱۵ صفحه و به قیمت ۲۱۰۰۰ تومان توسط انتشارات پندار تابان منتشر شده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 06 Dec 2018 07:20:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268624/گرایش-کتاب-های-خودشناسی-دلیل-جستجوی-شكوفایی-فردیت عده‌ای می‌خواهند مطالعات فرهنگی در مطالعات فرهنگ حل شود/ چالش‌های آموزش علوم اجتماعی در دبیرستان‌های ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268702/عده-ای-می-خواهند-مطالعات-فرهنگی-فرهنگ-حل-شود-چالش-های-آموزش-علوم-اجتماعی-دبیرستان-های-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ دومین روز از پنجمین همایش روز ملی علوم اجتماعی ایران امروز چهارشنبه چهاردهم آذرماه با برگزاری دو پنل «مسائل و چالش‌های آموزش مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ایران» و «مسائل و چالش‌های آموزش علوم اجتماعی در دبیرستان‌های ایران» برگزار شد.   در پنل «مسائل و چالش‌های آموزش مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ایران» که با حضور محمدمهدی فرقانی، سعید ذکایی, عباس کاظمی و علیرضا کتابدار برگزار شد سعید ذکایی با اشاره به پیشنه تاسیس رشته مطالعات فرهنگی گفت: مطالعات فرهنگی دانشگاهی سال‌های اول دهه 80 آغاز به کار کرد و هدفش تسهیل‌گری روش‌مندسازی در حاشیه‌ماندگی‌های آکادمیک بود اما واقعیت این است که با گذشت بیش از ده سال از این اتفاق هنوز هم خلاء‌های آکادمیک زیادی در این حوزه وجود دارد. البته پس از سال 88 و با پا گیری آکادمی‌های موردی یعنی موسسات که دوره‌های پژوهشی و آموزشی خارج از دانشگاه برگزار می‌کنند مطاعات فرهنگی بیش از بیش مورد توجه قرار گرفت.   او تاکید کرد: در دوره تنگناهای آموزشی رشته مطالعات فرهنگی فرصتی ایجاد کرد تا فضای آکادمیک از این تنگناها گذر کند اما کم کم به جایی رسیدیم که به انفکاک و تجریه ظرفیت‌های مطاعات فرهنگی منجر شد. ما حتی می‌توانیم و باید روی مباحث مرتبط با شبکه‌های اجتماعی هم مطاعات فرهنگی صورت بدهیم. البته آموزش مطالعات فرهنگی بیش از هر رشته دیگری برای استاد و دانشجو فردی است. یعنی مباحث مرتبط با آن می‌تواند برای هر فرد با فرد دیگر تفاوت داشته باشد. با این حال هنوز جایگاه فعالان مطالعات فرهنگی مشخص نیست. اگر هدفمان توسعه فرهنگی است باید افرادی را تربیت کنیم که با مفهوم توسعه غریبه نباشند. هنوز بر سر معنای فرهنگ دعوا داریم و عده‌ای می‌خواهند مطالعات فرهنگی در بخش بزرگ‌تری به نام مطالعات فرهنگ حل و هضم شود .   عباس کاظمی نیز در این پنل با اشاره به اینکه مطاعات فرهنگی دانشی مستر و دگرگون‌شونده است گفت: مطاعات فرهنگی مثل هوا جریان دارد و آن را نفس می‌کشیم، مثل مایع به اشکال مختلف درمی‌آید. مطاعات فرهنگی هم دگرگون‌شونده است هم دگرگونی‌ساز و دانشی‌ست غم‌خوار و نگران. ساختارهای اشتباه و کهنه دانشگاه ما که دیکتاتوری دانشجو بر استاد، استاد بر دانشجو و دانشجو بر دانشجو را باعث می‌شود و بعضا هنجارهای غیرعلمی و ضدعلمی را باعث می‌شود هنوز در مقابل رشته مطالعات فرهنگی مقاومت می‌کند. این رشته مامن کسانی بود که از برخی چارچوب‌های بسته در موضوعات پایان‌نامه‌های جامعه‌شناسی و انسان شناسی‌ خسته شده بودند. این رشته نه ضد ارتباطات است نه ضد اجتماعی بلکه همه این‌ها را پوشش می‌دهد. ما حتی استادانی از باستان‌شنسی و جغرافیای شهری در گروه داریم.   این جامعه‌شناس افزود: البته مطاعات فرهنگی بیشتر مطاعه درباره طبقه متوسط را مورد توجه داده و باید کم‌کم در این حوزه به دنبال گفتن و شنیدن از طبقه کارگر و ... هم باشیم باید از فرهنگ دستفروشی و زباله‌گردی هم پژوهش داشته باشیم. ما سعی داریم با سازمانهای مردم نهاد هم ارتباط بگیریم و از تجریبات آن‌ها هم استفاده کنیم تا در این حوزه ملموس‌تر و واقعی‌تر کار کنیم.   در پنل دوم با عنوان «مسائل و چالش‌های آموزش علوم اجتماعی در دبیرستان‌های ایران» نیز بیژن زارع با اشاره به اینکه وجه سخت‌افزاری امر آموزش و آموزش پرورش را مد نظر ندارد و تنها از بحث محتوایی آموزش جامعه‌شناسی صحبت می‌کند بیان کرد: بر اساس مصوبه شورای آموزش و پروش توجه به بعد اجتماعی زندگی بشر در امر آموزش باید در دستور کار مدارس ما باشد اما واقعیت این است که نسبت به این مسئله بی‌توجهی شده و می‌شود. اگر توسعه می‌خواهیم باید دانش‌آموزانی با ویژگی‌های توسعه دست‌یابی به توسعه تربیت کنیم. آغاز فرآیند جامعه‌پذیری از خانواده است ولی از بحث آموزش زندگی اجتماعی در مدرسه هم نباید غافل باشیم. منتها انگاره‌های آموزشی مدارس ما عام‌گراست و با ویژگی‌های خنثی از نظر اجتماعی. باید در مدارس کم‌کم دانش‌آموزان با افق‌های هنجاری و نمادی جامعه منطبق شوند و این جز با حضور آن‌ها در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی ممکن نمی‌شود. لازم داریم تا برنامه‌های درسی را با سفرهای اجتماعی ترکیب کمنیم تا بچه‌ها با نیازهای جامعه آشنا شوند.   ذکایی ادامه داد: در عمل ولی بچه‌ها در خلاء رشد داده می‌شوند و فکر می‌کنیم با حرف و صحبت می‌توان آن‌ها را اجتماعی کرد. در بحث آموزش رسمی که تنها در رشته علوم انسانی حرفی از جامعه زده می‌شود رشته‌های ریاضی و فیزیک که عملا هیچ آموزشی در این حوزه در برنامه درسی و آموزشی جای ندارد.   صلاح‌الدین قادری نیز در سخنرانی خود با موضوع «نقد و بررسی جامعه‌شناسی در نظام آموزش متوسطه ایران» گفت:  من کتاب‌های جامعه‌شناسی متوسطه را بررسی کردم تا ببنم چقدر با دانش جامعه‌شناسی کلاسیک و معاصر و نظریات آن‌ها منطبق هستند و این کتاب‌ها چقدر به جامعه‌شناسی به عنوان علم نگاه کرده‌اند.بی‌طرفی در جامعه‌شناسی اساس مشروعیت آن است اما این کتاب فقط یک الگوی اسلامی و دینی برای شناخت جامعه و گروه‌های آن به مخاطب خود نشان می‌دهد و شاید در بهترین حالت یک فلسفه اجتماعی کلی را مطرح کند.کتاب تخیل جامعه‌شناسی در امر جامعه‌شناسی را نادیده گرفته و خیلی به حوزه‌های اندیشه‌ای و باوری ورود کرده است. درواقع کتاب از جامعه‌شناسی به عنوان یک علم مبتنی بر عقل و وحی حرف می‌زند نه یک علم به عنوان ساینس.   قادری متذکر شد: نکته مهم‌تر اینکه در کتاب اصلا واژه جامعه به کار برده نشده است و تنها از جهان اجتماعی و جهان فرهنگی و جهان ذهنی صحبت به میان آمده که شاید در بهترین حالت اثری درباره پدیدارشناختی باشد. از جمله نقاط مثبت کتاب هم بیان پیامدهای جهان‌های اجتماعی و محدودیت‌ها و فرصت‌های آن‌هاست. هرچند در همین کتاب و در درس بعدی همین گفته‌ها هم نقض می‌شوند و بیان دیگری پیدا می‌کند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 05 Dec 2018 13:50:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268702/عده-ای-می-خواهند-مطالعات-فرهنگی-فرهنگ-حل-شود-چالش-های-آموزش-علوم-اجتماعی-دبیرستان-های-ایران بن‌بست عقل با شجاعت آدورنو به سر رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268672/بن-بست-عقل-شجاعت-آدورنو-سر-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب سویه­‌ها با حضور آیدین کیخایی، مراد فرهادپور، حسام سلامت و محمدمهدی اردبیلی عصر دیروز سه‌­شنبه سیزدهم آذرماه در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار شد. آیدین کیخایی در ابتدای این نشست درباره ترجمه حسام سلامت و محمداردبیلی از این مجموعه مقالات آدورنو گفت: ترجمه بسیار خوبی است و از نظر تطبیق با متن انگلیسی و روان بودن و فارسی بودن نمره قابل قبولی می‌گیرد. مضاف بر اینکه این کتاب نمونه یک کار ترجمه گروهی خوب است که توانسته با متن انگلیسی و آلمانی مقابله کند. در این کتاب با اندیشه شخص آدورنو روبه‌رو نیستیم بلکه مجموعه متون فلسفی را می‌­خوانیم که بخشی­‌ از آن آثار آدورنو است و قسمت زیادی هم توضیحات مفصل مترجمان را شامل می­‌شود.                       او سپس درباره نوع نگاه آدورنو به هگل که محور اصلی متن کتاب است، بیان کرد: کتاب موجه دست اولی است از نسبت آدورنو و هگل. اثر در سال­‌های 1956 و 1957 نوشته شده و اهمیت آن نوع درک آدورنو از هگل و روح هگلی است. او در این کتاب ضرورت دنبال کردن ابژه را مطرح می­‌کند و اینکه چگونه می‌­توان ابژه را دنبال کرد و در این مسیر تناقضات موجود در اندیشه‌­­های هگل را حفظ کرده است. ابژه آدورنو خود فلسفه هگل است و او حقیقت و ناحقیت هگل را جدا نمی­‌کند؛ اینکه محتوای حقیقت از واقعیت بیرون می‌­آید و در این مسیر اصول همانی مرکز نقد آدورنو نسبت به مباحث می­‌شود. کتاب می­‌گوید ایده­‌آلیسم و رئالیسم هگلی را نمی­‌توان از همدیگر جدا کرد و تناقضات موجود در فلسفه هگل را آشکار می­‌کند. کیخایی ادامه داد: روح در نظریات هگل بازتاب جامعه است و کار اجتماعی پس کار مادی خود به خود برایش جنبه روحانی پیدا کرده است. حالا این پرسش مطرح می­‌شود که آیا وضعیت اجتماعی ما به گونه­‌ای است که آنطور که آدورنو می­‌گوید دیالکتیک نفی که هگل از آن صحبت کرده پاسخگوی وضعیت تاریخی ما باشد؟ البته منظورم مای ملی نیست. و این سوال که اساسا آیا اندیشه‌­ای که پس از تجربه جنگ جهانی دوم به عمق فاجعه پی برده و تاریخ استعمار و استثمار و بهره­‌کشی از بومیان آمریکا و آفریقا و ... را نادیده گرفته اندیشه انسان رویایی است؟                     محمدمهدی اردبیلی مترجم کتاب هم با اشاره به اینکه نه از جایگاه مترجم که از جایگاه منتقد در جلسه حضور داشت اظهار کرد: کتاب به نوعی مانیفست آدورنو است و واقعا در این مجموعه مقالات و نوشته­‌ها حرفی نمانده که نزده باشد. فرم تکه پاره و از هم گیسخته کتاب هم به همین دلیل است و شاید سخت باشد باتوجه به توالی رفت و آمدهای آدونور از نقد هگل و استفاده از او منطقی از دل این پراکندگی خارج کنیم. ­آدورنو در این کتاب درواقع از هگل به مثابه یک اسلحه یا سپر استفاده می­‌کند و با پنهان شدن پشت او به جنگ آنچه با آن مشکل داشته می‌رود از جمله مارکسیسم روسی، اگزیستانسیالیست­‌ها، پوزیتیویست‌ها و ... البته او هم از هگل برای نقد استفاده می­‌کند و هم خودش منتقد هگل است و از اندیشه‌­های او برای حمله به هرچیزی بهره برده است. می‌­توان گفت در این کتاب آدورنو آدورنوی رقصنده با هگل است که هرچه می­‌کند نمی­‌تواند از هگل بیرون بیاید. همچنین حسام سلامت مترجم دیگر کتاب با اشاره به تعریف هگل و آدورنو از حقیقت گفت: حقیقت برای هگل مطلق است اما خود مفهوم مطلق را چگونه باید فهمید و تعریف کرد؟ درواقع برابری­‌سازی چیزهای نابرابر در انتهای همانی هگل به اتکای تعریف سوژه است. اما به باور آدورنو همواره چیزهایی بیرون از عقل و سوژه باقی می­‌ماند که نمی­‌توانیم به آن­‌ها دست پیدا کنیم. به این معنا هر سیستم درکی هیچ‌گاه توتالیز نمی‌­شود و همواره یک استخوان در گلوی مفهوم گیر می­‌کند. هگل یک رسالت تاریخی برای عقل قائل است که باید همه چیز را در درون خود حل و جذب و از نو در آن ادغام کند. آدورنو اما عدالت را عدالت برای حذف‌شده‌ها و مغفول‌مانده­‌ها و کسانی که زیر دست و پای سیستم مانده­‌اند تعریف می‌­کند.                           همچنین مراد فرهادپور با بیان اینکه آدورنو معتقد است هگل کارش رهاکردن تناقضات کانت و تاریخی کردن آنهاست گفت: ایستادن پشت تناقضات یا به قول هگل سرکردن با امر منفی اجازه ورود او به حقیقت ابژه درون خودش را داده است. گرایش کل او به سیستم‌­سازی و خنثی کردن و نفی توتالیتر است و همین در نهایت باعث می­‌شود سویه انتقادی اندیشه هگل کنترل شود. با این حال سماجت آدورنو روی تناقضات از دستاوردهای او جالب است. جایی که نقد عقل با بن­‌بست مواجه می‌­شود با شجاعت آدورنو این بن­‌بست به سر می‌رسد. درگیری با آدورنو از منظر همین سماجت است که معنا دارد در غیر این صورت مثل دهه 90 که بنیامین در فضای ‍‍‍پست­ مدرنیستی حل شد تنها یک ژست روشنفکری باقی بماند. فرهاد پور ادامه داد: مقاومتی در آدورنو نسبت به نام بردن از هایدگر وجود دارد که باعث می‌­شود هستی‌شناسی بنیادین را مطرح کند و از اگزیستانسیالیست­‌ها درباره وضعیت هایدگر بپرسد. با این حال در عصر جدید نقد عقل چیزی نیست جز نقد سوژه یا دیگری. جایی که آنتولوژی دستوری و سوژه به هم می‌رسند و سیر تفکر معاصر را مشخص می­‌کنند. اما سوژه را هم با آگاهی و انسان نمی‌­توان در نظر گرفت مثل کاری که ایدئولوژی‌های بورژوازی می­‌کنند. نوع گره­‌خورده هستی­‌شناسی و نظریه سوژه حتی اجازه می­‌دهد تفکر فردی مثل فوکو که مسئله‌­اش ابژه و تولید ابژه در جامعه مدرن است را هم به همین تقاطع بازگردانیم و بررسی کنیم. امتناع آدورنو از نظریه سوژه هم اساسا به همین نگاهش به هستی­‌شناسی بازمی­‌گردد. او در پایان درباره رابطه آدورنو و هگل گفت: اگر هگل مهم است به این بازمی­‌گردد که فضای تئوری و نظریه (که البته در ایران اساسا چنین فضایی نداریم) شیوه خود هگل است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 05 Dec 2018 08:54:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268672/بن-بست-عقل-شجاعت-آدورنو-سر-رسید ساروخانی: جامعه‌شناسی و کالاهایش در جامعه مصرف نمی‌شود! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268635/ساروخانی-جامعه-شناسی-کالاهایش-جامعه-مصرف-نمی-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنجمین همایش ملی روز علوم اجتماعی امروز سه شنبه 13 آذرماه با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان علوم اجتماعی در دانشکده ادبیات دانشگاه خوارزمی آغاز شد. نخستین پنل این همایش به بزرگداشت غلامحسین صدیقی و محمد امین قانعی راد اختصاص داشت. عزیز‌الله حبیبی رئیس دانشگاه خوارزمی در ابتدای این نشست توضیحاتی را درباره تاریخچه دانشگاه خوارزمی به مناسبت یکصدمین سال ارائه کرد و گفت: امسال دانشگاه خوارزمی یكصدمین سال خود را گرامی می‌دارد. البته این سال‌ها با فراز و فرودهای مختلف همراه بوده و دارالمعلمین عالی نخستین نام این دانشگاه است. البته دانشسرای عالی، تربیت معلم و ...اسامی دیگر دانشگاه خوارزمی در گذشته است. این دانشگاه از سال ٧٥ ماموریت‌های خود را عوض كرد و توانسته خدمات و ماموریت‌های جدیدی را تعریف كند. اكنون نیز با ١٦ دانشكده و ٩ مركز پژوهشی فعالیت می‌كند. ما در این دانشگاه ١٣ هزار دانشجو داریم كه بالای ٥٥ درصد آن دانشجویان تحصیلات تكمیلی هستند.   وی با بیان اینکه علوم انسانی دورنما و راهبردهای توسعه را برای تمدن ارائه می‌كند افزود: نظریه پردازی یكی از نیازهای جدی به لحاظ پیچیدگی‌های تمدنی ماست. اكنون هم یكی از ماموریت های جدی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پیگیری پژوهش های كاربردی است و از همین منظر علوم اجتماعی كاربرد بسیاری دارد.   وی گفت: در اوایل انقلاب بحث دانشگاه اسلامی بود اما به نظر می‌آید آن موقع هنوز دانشگاه ما بلوغ نداشته و اكنون بیشتر برای اجرای آن آمادگی دارد و امیدوارم امروز بتوانیم مطالبه ورود دانشگاه به جامعه را اجرایی كنیم و این نشست هم یكی از مصادیق آن است.   حسین سراج زاده دبیر علمی همایش و رئیس انجمن جامعه شناسی نیز در این مراسم به نقش غلامحسین صدیقی در نهادینه كردن علوم اجتماعی با تاسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی اشاره کرد و افزود: فعالیت‌ها او در این عرصه صدیقی را در جایگاه پدر نشاند. علاوه بر این ایشان شخصیت ممتاز، برجسته، پاكدست، و وزیر كابینه مصدق بود و این‌ها خصوصیات شخصیتی و سیاسی او را برجسته‌تر می‌کرد.   وی ادامه داد: نخستین همایش ملی «روز علوم اجتماعی» در سال 93 به ابتکار مرحوم محمد امین قانعی راد برگزار شد و در سال‌های بعد هم ادامه یافت و اجرای آن می‌تواند به متفکران ما کمک کند تا درباره مسایل جامعه ایرانی گفت‌و‌گو كنند.   این استاد دانشگاه افزود: امسال با توجه به سابقه دانشگاه و صدمین سالگرد آن ما « مسائل و چالش‌های علوم اجتماعی در ایران» را محور قرار دادیم. از سوی دیگر اجماع قابل قبولی در میان متفکران ما وجود دارد که مسایل جامعه ایران حل نمی‌شوند مگر اینكه علوم اجتماعی در مواجهه با مشكلات وارد میدان شود. ما اهالی علوم اجتماعی نیز باید متناسب با انتظارات جامعه باید خودمان را برای پاسخگویی آماده كنیم و دانش اجتماعی و آموزش علوم اجتماعی باید توانایی در خودش برای ورود به جامعه ایجاد كند.   بخش دیگری از سخنان سراج زاده به چالش‌های آموزش علوم اجتماعی در ایران اختصاص داشت. او در این باره با بیان اینکه آموزش اصلی‌ترین فرایند برای تثبیت، توسعه و افزایش قابلیت‌های آن برای پاسخگویی به نیاز جامعه است عنوان کرد: محتوا و روش‌‌های آموزش علوم اجتماعی در ایران باید بر اساس مفهوم سازی و نظریه‌پردازی برای شناخت و فهم جامعه ایران و مسائل آن، اتخاذ رویکردی انتقادی نسبت به ساختارها و رویه‌های تبعیض آمیز و غیر انسانی در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی، کاربردی کردن دانش اجتماعی  برای تببین مسائل و مشکلات جامعه ایران و بسط مهارت‌های سیاست‌گذارانه و تقویت پیوند آکادمی و نهادهای مدیریتی جامعه و افزایش دانش و مهارت مردم‌مدارانه برای ارتباط با حوزه عمومی و پویش‌های اجتماعی برای بهبود زندگی مردم و  اشاعه بینش جامعه شناختی در سپهر عمومی برنامه‌ریزی و باسازی شود. باقر ساروخانی دیگر سخنران این مراسم نیز در ادامه با اشاره به ویژگی‌های علمی و شخصیتی غلامحسین صدیقی بیان کرد: همه دانشجویان ما می‌پرسند صدیقی كیست كه نامش برجاست؟ در ابتدا باید بگویم كسی که فرد برتر و شاخص یك دانش مطرح می‌شود تحصیلاتش برجسته‌اش است. او در سال ١٢٨٤ در تهران متولد می‌شود. نتیجه هشت سال تحصیل او در فرانسه اخذ پنج دیپلم عالی است که نباید از این سریع بگذریم! چون دانشگاه پاریس به این گواهی نامه ها بسیار حساس است و برای من اخذ این گواهینامه ها از دكترای دولتی در ایران سخت تر بود.   وی ادامه داد: صدیقی بعدها رساله دكتری نوشت که مورد استناد نویسندگان قرار گرفت و در سال ١٣١٩ اولین درس جامعه شناسی را در ایران ارائه کرد. با اینکه یحیی مهدوی نخستین بار با کتابش نام علم اجتماع را مطرح كرد اما نام جامعه شناسی به صدیقی مدیون است چون او موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و گروه جامعه‌شناسی را تاسیس كرد.   ساروخانی افزود: او هر درسی را قبول می كرد آن درس اعتلا پیدا می‌كرد. او چنان جامعه‌شناسی را از متون ادبی در می‌آورد كه کلاس‌هایش در آن دوره مخاطب خارجی داشت! من در سال ٤٠ دانشجوی ایشان بودم و همواره ایشان به عنوان پدر برای ما مطرح بود. صدیقی انجمن لغات و اصطلاحات علوم اجتماعی را تاسیس كرد و من را هم دبیر كرد و بسیاری از كتاب‌های زیادی که در این باره نوشتم به این انجمن بر می‌گردد. همچنین من اولین دبیركل انجمن جامعه شناسی بودم. آنچه كه یك مرد بزرگ را می‌سازد اخلاقیات اوست. صدیقی بسیار به قانون اهمیت می‌داد و معتقد بود تنها علم ما نیست که سیره ماست. قانونمداری ویژگی اصلی او بود و در زندگی‌اش نظم بسیار داشت.   این استاد دانشگاه با اشاره به دوره تحصیلش در دانشسرای عالی عنوان کرد: من الفبای اول جامعه شناسی را در دانشسرا با احسان نراقی آموختم. او استاد جامعه شناسی بود كه دانش و جامعه را بهم آمیخت. درس دكتر صدیقی نیز نماد درس و آموزگار درست بود چون او احتجاج و گفت‌و‌گو را در كلاس مطرح می‌كرد. صدیقی از كسانی است كه به استادی ارج بالا داد و فراموش نكرد كه یك استاد و معلم است.   ساروخانی در ادامه سخنانش درباره علوم اجتماعی و تدریس آن نیز توضیح داد: امروز جامعه نسبت به جامعه‌شناسی بی‌اعتناست و جامعه شناسی و کالاهایش توسط مخاطبان و مسئولان در جامعه مصرف نمی‌شوند. متاسفانه دانشجویان جامعه‌شناسی حتی در مدارس دروس دیگری را تدریس می‌کنند. ما به یك دور باطل می‌رسیم ازسویی بی توجهی به دانش جامعه شناسی موجب می‌شود كمتر دانشجوی برتر وارد این رشته شوند و از سوی دیگر چون برترها به رشته های دیگر رفتند دانش جامعه شناسی تضعیف می‌شود. كلاس باید جایگاه انگیزش شود، نباید فقط منبع در ذهنشان ریخته شود. دانش یعنی انگیزش! و  استادی موفق است كه انگیزه ایجاد كند.   وی افزود: اما آیا انگیزه‌های اساسی دیگر هم برای جامعه شناسان هست؟ خیر چون جامعه به آن اعتنا نمی‌كند و دانش باید به جامعه وارد شود و مردم از آن استقبال كنند. امروز دانشجوی جامعه شناسی می‌داند فردایش چه می شود؟ آیا می‌داند برایش شغل است؟ من تردید دارم! دانشجو در خلا فقط به فكر كسب مدرك است. پس ما نیازمند استانداردسازی در دانش هستیم.  ما دانش جامعه را به دانشجو نمی‌دهیم در حالی که باید اندیشه دانشجو و درس زندگی به دانش آموز بدهیم.   حسین صدیقی فرزند غلامحسین صدیقی نیز در بخش دیگری از این مراسم با تاکید بر اینکه تربیت و تعلیم مورد توجه خاص پدرم بود و باور به معلمی باعث شد به فرانسه برود گفت: ایشان با همین باور تز دكترایش را به انجام رساند و در دانشكده ادبیات استخدام شد. او اعتقاد راسخ به تعلیم داشت و ابزار آن را هم آموزش علم و اخلاق می‌دانست و جامعه‌شناسی پرورش و آموزش را تدریس می‌کرد چون می‌گفت اول پرورش و بعد آموزش! ایشان برخی را به فعالیت در معلمی توصیه می‌كرد. صدیقی با اشاره به تفاوت بین بیماران و پزشکان جسمی و بیماران و پزشکان روحی که نیازمند تجویز نسخه‌های اجتماعی هستند گفت: برخی از ما موقعیت‌های مختلف از سال ٣٧ و فعالیت‌های موسسه را به یاد داریم. محققان آنجا چون مسایل جامعه را بررسی می‌کردند، بازداشت و توهین می‌شدند اما حالا اذعان دارند كه اگر آن حرف ها جدی گرفته می‌شد از مشكلات امروز جلوگیری می‌شد. كسانی كه به دنبال حق جویی هستند با وجدان راحت زندگی می‌كنند و با وجدان بیدار بر می‌خیزند. پس عبرت بگیریم تا عبرت نشویم. وی با طرح این سوال که چرا موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دركار علمی خود موفق بود گفت: چون در آنجا همبستگی و همكاری بدور از عقاید شخصی حاکم بود و از سختی‌ها با همین روحیه و با داشتن پشتوانه معنوی می‌گذشتند.   ابوالفضل مرشدی عضو هیئت علمی دانشگاه یزد نیز در این مراسم از مسائل و چالش‌های علوم اجتماعی از منظر محمد امین قانعی راد سخن گفت و افزود: همه همكاران و شاگردان ایشان تایید می‌كنند كه یكی از پربسامدترین واژه‌های ایشان «اجتماع علمی» بود و آن را گمشده علوم اجتماعی می‌دانستند و تلاش بسیاری برای تحقق و شكل گیری علوم اجتماعی داشتند. او جز معدود جامعه‌شناسانی بود كه آموخته‌های جامعه‌شناسی را درباره جامعه شناسی به كار گرفت و نمونه عملی از كسی بود كه در اجتماع علمی می‌اندیشید و به قواعد اجتماع علمی پایبند بود.   وی ادامه داد: او منتقد جدی نگاه مدیریتی به علم در ایران بود. این نگاه علم را سیستمی می‌داند كه دانشجو واردش می‌شود و منابع سخت افزاری و نرم افزاری می‌خواهد و خروجی فارغ التحصیل دارد. او علم را یك نهاد اجتماعی می دانست و می‌گفت ما با سازمان رسمی و غیر رسمی علم  در ایران مواجه‌ایم. اجتماع علمی از نگاه او، روح و جان علم است كه بدون آن علم پیكر بی جان است و در ایران نگاه سازمانی به علم سیطره دارد. خواست قانعی راد تغییر این نگاه بود!   به گفته مرشدی، قانعی راد علم را دارای وجه فرهنگی می‌داند و می‌گوید اگر علم بخواهد رشد كند باید روحیه علمی به وجود بیاید. در زمینه آموزش هم شكل گیری اجتماع علمی را بستر آموزش و پژوهش و كاركرد علم را جامعه پذیر كردن دانشجو می‌دانست. او بر آموزش تعاملی تاكید می‌كرد و اینكه باید از نگاه اتمی دورتر برویم. همچنین باید سرمایه اجتماعی افزایش یابد. قانعی راد بر نظریه و روش تاكید می‌كرد و نظریه را بیش از آموخته می‌دانست و بینش می‌خواند.   وی یادآور شد: قانعی راد معتقد بود، دانشجو نباید فقط ارتباط علمی با استاد داشته باشد بلكه باید در میدان جاذبه عاطفی، علمی و اخلاقی استاد قرار بگیرد. استاد هم باید اقتدار علمی و اخلاقی داشته باشد و البته این شرایط اكنون نیست و بسیاری از اساتید نتوانستند این میدان را ایجاد كنند. او در عمل با تلاشی كه داشت، می‌خواست گمشده علوم اجتماعی را پیدا کند. غم ایشان این بود كه اجتماع علمی در همه حوزه‌ها به غیر از حتی جامعه شناسی شكل بگیرد و معتقد بود ما در خودمان ماندیم. اما ایشان امیدوار و اهل كنش بود و می خواست که شرایط کنونی تغییر کند. پنجمین همایش ملی روز علوم اجتماعی تا فردا بعد از ظهر 14 آذرماه با برگزاری نشست‌های تخصصی میزبان اصحاب علوم اجتماعی است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 04 Dec 2018 10:48:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268635/ساروخانی-جامعه-شناسی-کالاهایش-جامعه-مصرف-نمی-شود شریعتی: جامعه‌شناسی زنده را محکوم به سیاه‌نمایی می‌کنند! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268640/شریعتی-جامعه-شناسی-زنده-محکوم-سیاه-نمایی-می-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین نشست تخصصی از نخستین روز پنجمین همایش روز ملی علوم اجتماعی ایران صبح امروز سه‌شنبه(۱۳ آذرماه) با حضور مسعود گلچین، علیرضا شجاعی زند، سیدضیاء هاشمی، سارا شریعتی و با مدیریت حسین میرزایی در دانشگاه خورازمی برگزار شد.  جزم‌اندیشی و ایدئولوژیک کردن پارادایم‌ها چالش پیش روی آموزش علوم اجتماعی مسعود گلچین در سخنرانی خود با اشاره به نوع نگاه جامعه‌شناسان و متفکران حوزه علوم انسانی به پارادایم و روش‌ها و تئوری‌های این حوزه گفت: به‌نظر می‌رسد ما با یک سرگردانی در آموزش علوم اجتماعی روبه‌رو هستیم که گاه با جزم‌اندیشی پارادایمی و ایدئولوژیک کردن پارادایم‌ها گره می‌خورد. تئوری‌ها و تقسیم‌بندی‌های حوزه‌های علوم انسانی باید راهی باشد برای دسته‌بندی افکار نه اینکه مانع فکر و اندیشه‌کردن فعالین حوزه شود. سنت‌های فکری و نظریه‌ها و تئوری‌هایی که شکل گرفته همگی در یک سیستم پسینی باید دیده شوند که نظریات پس از آنها به وجود می‌آیند. گاهی این دسته‌بندی‌ها را به امری جزمی و تغییرناپذیر تبدیل می‌کنیم این یعنی کارکرد آنها را برعکس کرده‌ایم و به جای اینکه این پارادایم‌ها کمکی به پیشبرد مسائل کنند با قراردادن همه آن‌ها در یک چهارچوب نظریه خاص بر سر یافتن راه‌حل برای آن‌ها مانع‌تراشی می‌کنند.  این مدرس دانشگاه ادامه داد: وقتی دسته‌بندی و طبقه‌بندی در علم صورت می‌دهیم گاها بنابرحسب شرایط از جزئیاتی عبور می‌کنیم که شاید با ارزش باشند البته چنین کاری در بسیاری موارد موردنیاز است اما اینکه بعدا بخواهیم همه نگرش‌ها و نگاه‌ها به مسائل را به زور در همین چارچوب‌ها طبقه‌بندی کنیم دست و پاگیر می‌شوند. به همین دلایل است که مسأله‌محوری و علاقه‌مندی به مسأله امروز در کلاس‌ها، پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های حوزه علوم انسانی دیده نمی‌شود و گریبان اندیشه‌های این حوزه را گرفته است. پیدایش روش‌ها و اصلاح رویه‌های کاری و نظریه‌های قبلی یک بخش مهم برای درک و فهم مسأله است.  او همچنین با انتقاد از ایدئولوژیک شدن پارادایم‌ها تاکید کرد: وقتی پارادایم‌ها را با جزم‌اندیشی به یک مقوله ایدئولوژیک تبدیل می‌کنیم یک آفت به‌وجود می‌آید که باعث کاهش ظرفیت همگرایی برای حل مسأله می‌شود و دید راوی را محدود و محدودتر می‌کند و مدارای علمی و تخصصی از دست می‌رود. اینجاست که پارادایم‌ها به جای اینکه ابزاری باشند برای بسط نظریات جدید دست‌وپاگیر می‌شوند و خودمان را از تفکرات نو محروم می‌کنیم. کتاب‌ها را تا انتها نمی‌خوانیم ولی در پرتو این نگاه به دسته‌بندی‌های نظری آن‌ها را قضاوت و نقد می‌کنیم. آموزش اندیشیدن و مسأله‌یابی و حل مسأله را باید در دستور کار قرار دهیم و باید بپذیریم پارادایم‌ها ابزاری هستند برای یافتن پاسخ، نه چارچوبی برای بسته‌شدن ذهن ما. نمی‌گویم که نظرات و اندیشه‌های دانشمندان پیشین را نخوانید و در نظر نگیرید یا در پژوهش‌های خود از آن‌ها استفاده نکنید و با آنها استدلال نکنید اما استدلال‌های متفاوت را هم در نظر داشته باشید و دیگران را نیز به حساب بیاوریم و بگذاریم دیگران هم شنیده شوند.  تحول در علوم‌انسانی الزاما به مععنای دینی کردن علوم نیست علیرضا شجاعی‌زند، استاد دانشگاه تربیت مدرس نیز در سخنرانی خود با موضوع «بررسی تحول در علوم انسانی» اظهار کرد: تحول در حیطه علوم انسانی با بومی‌سازی علوم و دینی‌سازی علوم متفاوت است و الزاماً این سه‌عنوان به یک طرح و هدف و واحد نمی‌رسند می‌شود به‌دنبال تحول در علوم انسانی و حتی بومی‌سازی علوم بود بی‌آنکه لزوماً به دینی‌سازی علوم برسیم. حتی می‌توان به دنبال مرجعیت علمی بود بی‌آنکه نیاز به دینی‌سازی علوم باشد. یعنی اینها لازم و ملزوم یکدیگر نیستند. تحول یعنی چه؟ تحول در علوم انسانی یعنی واردکردن نگرش‌های جدید و در نظر گرفتن خطاها و نقایصی رایج در علوم، مثل خطاهای ناشی از نادیده‌گرفتن جنبه‌های بومی علوم انسانی یا خطاها و نقصی که در نغمه فلسفی این علوم ممکن است وجود داشته باشد یا اینکه درصدد از بین بردن ملاحظات ارزشی و ایدئولوژیک پنهان در علوم باشیم.  او همچنین برای بومی‌سازی علوم سه مبحث منفک از هم را در نظر گرفت و متذکر شد: برای بومی‌سازی علوم باید ساحت‌های مختلف علم را از هم تفکیک کنیم چراکه در باب همه ساحت‌های علم نمی‌توان به‌دنبال بومی‌سازی بود. ساحت‌های علم عبارتند از ساحت روش‌ها و حجیت‌ها، ساحت نظریه‌پردازی، ساحت موضوع‌یابی و مسأله‌شناسی، ساحت به‌کارگیری نظریات و ساحت خاستگاه مسائل و موضوعات. بومی‌سازی در ساحت حجیت علم بی‌معناست و ما بومی‌سازی در نظریه‌پردازی و تولید عالم را کسی با آن مخالفتی ندارد. برای همه هم بدیهی است که پرورش اندیشمندان بومی ضرورت دارد. در مورد برخی علوم، بومی‌سازی بی‌معناست مثل تاریخ و جغرافیا و برخی دیگر ذاتاً غیربومی هستند مثل فلسفه محض و علوم پایه. اما جامعه‌شناسی از دید من جزء جامعه‌شناسی بومی نوع دیگری ندارد! اصلا خطای ما نادیده‌گرفتن جامعه‌شناسی بومی است به این معنا که گمان کردیم جامعه‌شناسی بومی‌ که غربی‌ها برای خود ساخته بودند را عینا می‌توانیم اینجا استفاده کنیم و تنها باید مصرف‌کننده و تعمیم‌دهنده نظریات آن‌ها باشیم.  شجاعی زند در پایان گفت: یک خطای مهم نیز در مسیر تحول علوم انسانی به دلیل ملاحظات ایدئولوژیک و گفتمانی به وجود می‌آید البته انسان‌ها همیشه درگیر ایدئولوژی هستند حتی وقتی به آن پشت می‌کنند یک اقدام ایدئولوژی صورت دادند. ایدئولوژی‌زدایی و بازگشت به علم با دینی کردن علم و تولید یک علم ایدئولوژی دیگر محقق نمی‌شود.  جامعه‌شناسی زنده را محکوم به سیاه‌نمایی می‌کنند سارا شریعتی، استاد دانشگاه تهران نیز در سخنرانی خود درباره «آموزش آگاهی‌بخش» چنین سخن گفت: به‌خاطر دارم پیش از انقلاب و با تأسی از نمونه‌های مشابهی که در آلمان دوره فاشیستی گروهی بودند که هدفشان حفظ کتاب‌های ممنوعه و دور نگه‌داشتن آن‌ها از دست ساواک بود. مسأله‌ای که در دوره‌هایی در جهان نمونه مشابه داشته است! این یعنی کتاب‌ها جان داشتند و نسبت به آن‌ها احساس خطر می‌شد اما امروز گوبا کتاب‌ها دیگر خطرناک و جاندار نیستند و فقط متونی هستند که خوانده می‌شوند تا فرد مدرک بگیرد بی‌آنکه تغییر کند. آیا چنین دانشی با این شیوه کارآمد و آگاهی‌بخش خواهد بود؟ نخیر این دانشی است که حتی از آن احساس خطر هم نمی‌شود! دانش ما بی‌جان شده و این تنها مختص به ایران هم نیست و تقریبا در سایر مناطق جهان هم با این مساله مواجه هستیم.  این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که چه چیزی در آموزش علوم انسانی باعث شده که با دانش زنده‌ای مواجه نباشیم عنوان کرد: نخستین نکته این است که جامعه‌شناسی به‌عنوان یک علم مستقل و خودمختار شناخته نشده و به‌نوعی هنوز در ارتباط با دیگر رشته‌ها تعریف می‌شود ما جامعه را ذیل سیاست، اقتصاد و طبقه و انسجام دینی تعریف می‌کنیم. مسأله دوم اینکه دانش ما زمینه‌مند نیست یعنی گاهی مثل چهارچوب سفت و سختی بر زمینه‌های شنی ما فرود می‌آید اما تغییری ایجاد نمی‌کند نکته دیگر اینکه در آموزش خود تداوم و پیوستگی نداریم؛ امری که باید از دوران مدرسه تا دانشگاه ادامه داشته باشد. تنها به چند واحد درسی در دانشگاه محدود می‌شود. مضاف بر اینکه جامعه‌شناسی باید در پیوند با نیروهای اجتماعی تعریف کنیم و این دانش باید به نقد اجتماعی گره بخورد و مطالبه اجتماعی داشته باشد. منتها مساله این است که چنین دانش زنده و کارآمدی را سیاه‌نما می‌دانند و سر از زندان در می‌آورند! شریعتی با تاکید بر اینکه جامعه‌شناسی را به علم مطلق واقعیت اجتماعی تبدیل کردیم و فراموش کردیم در میان جامعه‌شناسی بحثی به اسم تخیل اجتماعی هم داریم یادآور شد: این علم یک علم دیکتاتور مأب است که تفکیکی بین امید و مسئولیت نیز قائل نمی‌شود و هیچ ارتباطی با آنچه که در بیرون از دنیای آکادمیک می‌گذرد ندارد.  به بعد انتقادی جامعه‌شناسی میدان دهیم سیدضیا هاشمی، استاد دانشگاه تهران نیز درباره جاماندگی آموزش‌های دانشگاهی از تحولات جامعه معاصر گفت: آموزش‌های جامعه‌شناسی ما امروز از تحولات اجتماعی متأثر نیست و با دانشگاه اجتماعی‌ای روبه‌رو هستیم که دغدغه‌های پیوندی با مسائل و واقعیت جامعه بیرونی ندارد این جاماندگی باعث شده با یک دانشگاه بی‌کیفیت مواجه باشیم. همه اینها باعث شده با یک دانشگاه کمی روبه‌رو باشیم که نمی‌دانیم با حجم انبوه فارغ‌التحصیلان سطح عالی آن چه باید بکنیم و اساسا این جمعیت به چه منظوری آموزش دیده‌اند. بی‌هدفی و عدم کاربردی‌بودن یکی از مشکلات جدی دانشگاه امروز ماست.  ضیاء هاشمی در پایان با بیان اینکه آنچه که نیاز داریم این است که بعد انتقادی جامعه‌شناسی را مورد توجه قرار دهیم و به آن میدان دهیم و آن را تقویت کنیم تاکید کرد: محتوای آموزش‌های ما باید یک پیوند بیرونی با مسائل واقعی جامعه داشته باشند. تا در حوزه تئوری و نظری متوقف نشویم علاوه بر اینها از بازاندیشی در محتوای رشته‌ها، اعتماد به دانشجویان و حوزه‌ علوم انسانی نیز نباید غافل شویم.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 04 Dec 2018 10:21:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268640/شریعتی-جامعه-شناسی-زنده-محکوم-سیاه-نمایی-می-کنند روانکاوی زاده طبع یک نابغه مرد است! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268455/روانکاوی-زاده-طبع-یک-نابغه-مرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ مارگارت مید معتقد است بسیاری از شعائر آغازین مردانه در جوامع نخستین انسانی کوشش‌هایی است برای تصاحب نقش‌های ویژه زنان، در میان آن نوع فرهنگ‌ها. در تاریخ هم دوره‌های هماهنگی یا تسلیم در عصر مادرشاهی یا پدرشاهی داشته‌ایم. بعدها زیگموند فروید با دیدگاهی روان‌کاوانه که البته با درنظر گرفتن جنبه‌های معینی از محیط اجتماعی او که مرد در آن سرور و سالار شمرده می‌شد و زن رتبه‌ای پایین‌تر از مرد داشت تقابل‌های جنسیتی را که در طول تاریخ شکل گرفته، مورد بررسی قرار می‌دهد.  چند دهه بعد و در پایان سده نوزدهم میلادی که هنوز معمول نبود، زنی تصمیم بگیرد پزشک شود، کارن هورنای برای تحصیل در رشته پزشکی، روان‌پزشکی و روانکاوی به برلین رفت و در مسیر زندگی به روان‌شناسی زنان علاقه‌مند شد. او که به عنوان روان‌درمان‌گری که به نوعی شاگرد فروید و مکتب فروید محسوب می‌شود به اختلافات میان تئوری‌های روان‌کاوی فرودی و پی‌آمدهای درمانی ناشی از کاربرد آن پی برده بود در مقالات و سخرانی‌های خود بر مسئله روان‌شناسی زن متمرکز شد. هرچند، هورنای از موقعیت نامساوی زنان در جامعه آگاه بوده اما به نظر نمی‌رسد، توجهش به روان‌شناسی زن چندان ناشی از مشاهداتش از موقعیت اجتماعی زنان بوده باشد. اینکه او در مقالات خود افکار کامل و وظایف زنانگی را در مقابل رد کامل فعالیت‌های حرفه‌ای و روشنفکری مطرح کرده، خود بازتولیدکننده و به نوعی صحه‌گذاشتن بر کلیشه‌های جنسیتی است؛ حتی اگر هدفش از این رویکرد به چالش کشاندن چنین تقابلی باشد. البته هوشمند ویژه مترجم کتاب «روان‌شناسی زنان» اشاره هورنای به تقابل افکار کامل و وظایف زنانگی و فعالیت‌های حرفه‌ای و روشنفکری را نه در جهت صحه‌گذاشتن و تائید کلیشه‌های جنسیتی که ناشی از زمانه و فضای اجتماعی که این روانکاور در آن می‌زیسته می‌داند. ویژه در همین باره به ایبنا می‌گوید: «کتاب در عصر و زمانه فروید نوشته شده است. فروید برخی مسائل را مطرح می‌کرد که زاییده سده نوزدهم بود درحالیکه غربی‌ها در آن زمان هنوز در پذیرش ایده خورشید کیهانی مشکل داشتند و درگیر نظریه تکاملی داروین بودند. در چنین شرایطی غرب با ایده‌های فروید درباره ضمیر ناخودآگاه یا ناهوشیار روبرو شد. فروید بیشتر مسائل را از دید جنسی مطرح می‌کرد اما حرف اصلی‌‌اش در روان‌کاوی این بود که از زمان کودکی هر رفتاری که با انسان می‌شود در مسائل روانی بعدی او تاثیر دارد. ما ایرانی‌ها هم که می‌گوییم «هرکه هرچه دارد از پر قنداقش دارد.» به همین موضوع بر می‌گردد. به هر حال از آن زمان تاکنون روان‌شناسی تغییرات زیادی کرده و روان‌شناسان دیگری آمده‌اند که حرف‌های دیگری زده‌اند و رویکرد‌ها به مسئله جنسیت هم تغییراتی داشته است. هرچه هست روان انسان هنوز مسئله‌ای پیچیده است که انواع و اقسام نظریه درباره آن گفته شده و می‌شود.» این مترجم اضافه می‌کند: «اما این کتاب چون درباره زنان صحبت کرده و از روان‌شناسی زنان حرف می‌زند اهمیت بسیاری دارد. چراکه هیچ کتابی تاکنون مسائل روان‌شناسی زنان را به صورت خاص و ویژه نگاه نکرده است. کارن هورنای خود متولد آلمان بوده و به آمریکا مهاجرت می‌کند و یکی از شاگردان فروید بوده و بسیاری از نظریات او را هم مورد نقد قرار داده که در همین کتاب آمده است. هورنای عضو انجمن روان‌کاوان آمریکا بوده و سخنرانی‌هایی در آنجا داشته که مجموعه‌شان در قالب این کتاب منتشر شده است. او خودش هم در کتاب تاکید دارد که ارزش‌های انسانی ارتباطی با تفاوت‌های کالبدی و فیزیولوژیک ندارد و بین مرد و زن تفاوت‌های فیزیولوژیک وجود دارد اما این تفاوت‌ها هیچ ارتباطی با ارزش‌های انسانی ندارد.»  هورنای در نگاه خود به مسائل روان‌شناسی و خاصه روان‌شناسی زنان تفاوت‌های فرهنگی را هم مد نظر داشته است. مثلا اینکه در آلمان یا آمریکا با زنان چگونه رفتار می‌شود و چه طرز فکری درباره زنان وجود دارد و در جغرافیایی مثل خاورمیانه چه نگاهی به زن جریان دارد. با این حال او از این اصل غافل نشده که همچنان در بسیاری از مناطق جهان مردسالاری یا بهتر است بگوییم مردچیرگی جریان داشته و دارد.  این روانکاو این گفته گئورگ زیمل که کل مدنیت ما اعم از حکومت، قوانین، اخلاقیات؛ مذهب و علوم مدنیتی مردانه است و زاده طبع آنان است، به زبانی دیگر و در حوزه روانکاوی به این صورت بیان کرده و می‌نویسد: «فروید در بعضی آخرین کارهایش توجه خود را به افزایش پافشاری بر ضرورت یک سویه بودن پژوهش‌های تحلیلی ما معطوف کرده بود. من به این واقعیت اشاره می‌کنم که تا این زمان فقط ذهینت پسران و مردان موضوع پژوهش و بررسی قرار گرفته است. علت این مسئله روشن است. روانکاوی زاده طبع یک نابغه مرد است، و تقریبا تمام کسانی که ایده‌های او را گسترش داده‌اند مرد بوده‌اند. درست و منطقی است که آن‌ها روان‌شناسی مردان را آسان‌تر شکل می‌دهند و به رشد روانی مردان بهتر از رشد روانی زنان پی می‌بردند.»   حالا اینکه خود در ارائه نظریات و مقالات خود چه میزان توانسته علم روانکاوی و روان‌شناسی از این سیطره مردانه خارج کند؛ بحثی جداست. با این حال «هوشمند ویژه» معتقد است هورنای در خیلی از بخش‌های کتاب «روان‌شناسی زنان» به این مسائه اشاره داشته است. البته طبعا در آن زمان (۱۸۸۵-۱۹۵۲) توانسته و جرات کرده در مورد اینکه ارزش‌های انسانی زنان و مردان با همدیگر تفاوتی ندارند؛ نه خیلی واضح و روشن که در لابه‌لای مقالات و نوشته‌هایش حرف بزند.  اساسا در دیدگاه‌های اولیه هورنای نکات متفاوت زیادی با نظریات فروید دیده می‌شود. چگونگی دور شدن نظریه‌های هورنای از نظریه‌های فروید فقط در دیدگاه‌های بعدی او آشکار می‌شد. اولین نگرانی‌های هورنای درباره نظریه لیبیدو یا «زیست‌مایه»  فرویدی و نظریه‌های مربوط به رشد و بالندگی روانی- جنسی او بود.  مترجم کتاب «روان‌شناسی زنان» در همین باره متذکر می‌شود: «هم فروید و هم هورنای در مورد کسانی که آشفتگی روانی دارند تاکید می‌کنند که این آشفتگی‌ها به رفتاری که پدر و مادر در کودکی با فرزند خود داشته‌اند بازمی‌گردد و اختلالات روانی همه ریشه در آن دوران دارند. اساساً فروید و هم‌فکرانش مراحل رشد روانی و جسمی را در ۵ دوره تقسیم‌بندی کرده‌اند: دهانی، مقعدی، تناسلی، نهفتگی و بلوغ. در طی این ۵ مرحله طرز برخورد و تریبیت والدین بسیار مهم است که اگر با خشونت و بدرفتاری همراه باشد یا با آزادی توام با نظارت و آرامش در مسائل روانی بزرگسالی فرد تاثیر مستقیم خواهد داشت. در واقع بیشتر کسانی که دچار آشفتگی‌های روانی می‌شوند مسئله‌شان جسمی نیست بلکه اغلب ناشی از فشارهای روحی و طرز تربیت است. هرچند ترشحات هورمونی هم در آشفتگی‌های روانی بی‌تاثیر نیستند ولی با تغییرات ترشحات هورمونی چرا انسان دچار آشفتگی می‌شود؟ این‌ها هم ناشی از مسائل فکری و روحی‌ست نه جسمی و بستگی به رشد روانی و جسمی کودک دارد و اینکه از کودکی با او چه برخوردی شده است.» درباره کتاب کتاب «روان‌شناسی زنان» شامل رویارویی مبسوط هورنای با نظریه‌های لیبیدو و رشد و بالندگی روانی- جنسی فروید است که در پانزده بخش به نام‌های «خاستگاه عقده اختگی در زنان»، «گریز از زنانگی»، « زنانگی سرخورده»، «معضل ایده‌آل تک‌همسری»، «تنش پیش از قاعدگی»، «بدگمانی میان زن و مرد»، «دشواری‌های زناشویی»، «ترس از زن»، «انکار مهبل»، «عوامل روان‌زادی در اختلالات کارکردی بدن زنان»، «تعارضات مادری»، «ارزش دادن بیش از حد به عشق»، «مشکل تمایلات آزارطلبی در زنان»، «تغییرات شخصیت در دختران نوجوان» و «نیاز روان‌رنجورانه به عشق» به طرح مسئله پرداخته است.  کتاب «روان‌شناسی زنان» نوشته کارن هورنای و با ترجمه هوزمند ویژه در ۳۶۰ صفحه و به قیمت ۴۵۰۰۰ تومان از سوی انتشارات بهجت منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 04 Dec 2018 06:07:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268455/روانکاوی-زاده-طبع-یک-نابغه-مرد جهانی شدن چه تاثیراتی بر زندگی جوانان دارد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268558/جهانی-شدن-تاثیراتی-زندگی-جوانان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «جامعه‌شناسی جوانان» با عنوان فرعی تحولات زندگی جوانان در روند جهانی شدن، از مجموعه کتاب های انسان‌شناخت انتشارات تیسا نوشته بیژن خواجه نوری روانه بازار نشر شده است. این کتاب نتیجه این باور است که جهانی شدن با جوانان و خانواده‌های آن‌ها دارای رابطه متقابل است و اینکه کمتر این رابطه در منابع جامعه‌شناسی جوانان مورد توجه قرار گرفته است. اکثر مطالعات جهانی شدن به بررسی حوزه اقتصاد و سیاست می‌پردازد و کمتر سایر جنبه‌ها را مورد توجه قرار داده‌اند در حالی که جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی مرتبط با جهانی شدن نیز از اهمیت فراوانی برخوردارند. شرایط اقتصادی و کنش‌های سیاسی در سطح ملی و بین‌المللی به طور مستقیم بر زندگی جوانان تاثیر می‌گذارند. به طور معکوس تصمیمات جوانان و خانواده‌های آنها در نهایت، در موفقیت یا به شکست انجامیدن برنامه‌ها و خط مشی‌های اقتصادی دولت‌ها نقش به سزایی دارند. رابطه بین جهانی شدن و جوانان عمیق‌تر از چشم‌اندازهای اقتصادی و سیاسی است.   مطالعات درباره دوره جوانی، به عنوان عرصه‌ای برای تلاش‌های علمی است، این فرصت را برای تحقیقات بین‌رشته‌ای فراهم آورده است که بتوان در پارادایمی در حال ظهور مشارکت کرد.   کتاب حاضر هم با رویکرد مبتنی بر فرایند جهانی شدن در پی آن است که به برخی از مسائل در حوزه جوانان بپردازد. در فصل اول مفهوم جوانی بررسی شده است. یکی از مناقشات مهم در حوزه مطالعات جوانان، فضای مفهومی جوان و محدوده سنی برای این گروه است. در آراء سخت‌‌گیرانه این محدوده از کودکی تا اواخر دوره نوجوانی را در بر می‌گیرد. این کتاب بر اساس اهداف خود و با اتکا به نظریه‌های غالب در این حوزه سعی بر آن دارد که محدوده معینی را مورد مطالعه قرار دهد؛ اگرچه در برخی از موارد از بازه زمانی مورد نظر خود عدول کرده است و به سنین پایین‌تر نیز توجه می‌کند.   در فصل دوم، سعی در طراحی مدلی تحلیل برای مطالعه دگرگونی‌های جهانی در ارتباط با جوانان بررسی شده است. در این راستا به برخی از مهم‌ترین نظریه‌های مهم در حوزه جهانی شدن در جهت ساختن مدلی تحلیلی توجه شده است. این مدل عمده ابعاد مهم تاثیرگذار بر زندگی جوانان را مورد توجه خود قرار می‌دهد. در فصل سوم به قوانین و مقررات درباره جوانان از منظر جهانی تمرکز داشته است. این بخش به تلاش‌های مختلف در سطح جهانی برای وضعیت قوانین جهانی برای بهبود وضع جوانان و الزام دولت‌ها به تبعیت از این قوانین پرداخته است. اگرچه حقوق کودکان در وهله اول به نظر می‌رسد که به مسائل کودکان می‌پردازد؛ اما در می‌یابیم که این حقوق دامنه سنی بسیار وسیعی از اوان کودکی تا 18 سالگی را در بر می‌گیرد.   فصل چهارم به مباحث جوانان از منظر جهانی شدن فرهنگ می‌پردازد. جهانی شدن فرهنگی یکی از مهمترین موضوعات و دغدغه‌های جوامع در زمانه اخیر است. ارزش‌ها و دگرگونی ها در آن‌ها، سبک‌های زندگی، فردگرایی، جمع‌گرایی از عمده موضوعات مورد بررسی در این بخش هستند.   در فصل پنجم، بررسی رفتارهای سیاسی جوانان از منظری جهانی مورد توجه قرار گرفته است در این بخش تلاش بر آن است تا نشان داده شود که جهانی شدن موجب تقویت مشارکت سیاسی جوانان در سطوح مختلف می‌شود.   فصل ششم معطوف به یکی از مهمترین مسائل در حوزه مطالعات جوانان، یعنی جوانان و خانواده در بستری جهانی بوده است. تعاملات درون خانواده، مسائل جنسیتی، دگرگونی‌های ساختاری درون خانواده و آثار آن بر جوانان از موضوعات مهم این بخش محسوب می‌شود.   فصل هفتم به بررسی رسانه‌ها، به خصوص فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و نقش آن‌ها در فرایندهای جهانی شدن پرداخته است. تاثیراتی که این فناوری‌ها بر جوامع بشری داشته‌اند، از دید کمتر محققی پنهان مانده است. در این بخش آثار استفاده از این فناوری‌ها بر رفتارهای فردی و اجتماعی جوانان مد نظر قرار گرفته است. فصل هشتم نیز به یکی از موضوعات نسبتا جدید در حوزه جهانی شدن یعنی محیط و به ویژه محیط زیست می‌پردازد. محیط و مسائل آن امروزه از اهمیت بسیار زیادی در جوامع مختلف برخوردار است. در این بخش سعی شده است تا نقش و مشارکت جوانان در حل چالش‌های محیطی مورد بررسی قرار گیرد.    کتاب «جامعه‌شناسی جوانان» با عنوان فرعی تحولات زندگی جوانان در روند جهانی شدن نوشته بیژن خواجه نوری با شمارگان 550 نسخه در 296 صفحه به بهای 29900 تومان از سوی انتشارات تیسا در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 03 Dec 2018 13:51:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268558/جهانی-شدن-تاثیراتی-زندگی-جوانان روایت قاسم پورحسن از فلسفه فارابی بازخوانی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268567/روایت-قاسم-پورحسن-فلسفه-فارابی-بازخوانی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت گروه پژوهشی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران پژوهشکده مطالعات اجتماعی با همکاری انجمن جامعه شناسی ادیان و گروه جامعه شناسی کشورهای اسلامی نشست «فلسفه فارابی»، بازخوانی روایت قاسم پورحسن از فلسفه فارابی برگزار می‌شود.   در این نشست اساتیدی چون رضا داوری اردکانی، حسین کلباسی اشتری، عبدالحسین خسروپناه، سید محسن فاطمی، احمد علی حیدری، حسین روحانی، امین رضا نوشین، سید جواد میری، بیژن عبدالکریمی، رضا سلیمان حشمت، کریم مجتهدی، نصرالله حکمت، یحیی یثربی، علی مرادخانی، رحیم محمدی، محمد حسین بادامچی، قاسم پور حسن و علی کرباسچی زاده حضور دارند و سخنرانی می‌کنند. این نشست روز سه شنبه چهارم دی ۹۷ ساعت ۸ تا ۲۰ در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 03 Dec 2018 08:12:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268567/روایت-قاسم-پورحسن-فلسفه-فارابی-بازخوانی-می-شود