خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين اندیشه و علوم اجتماعی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/social Thu, 21 Feb 2019 14:29:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 21 Feb 2019 14:29:14 GMT اندیشه و علوم اجتماعی 60 سرگرمی‌سازی خبر برای اثرگذاری بیشتر به ابتذال سیاسی دامن زده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272210/سرگرمی-سازی-خبر-اثرگذاری-بیشتر-ابتذال-سیاسی-دامن-زده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «رسانه و سیاست در دنیای در حال جهانی‌شدن» نوشته الکسا رابرتسون به دنبال خلق فضایی برای فهم رابطه پیچیده، مبهم و چندبعدی رسانه ـ سیاست است؛ مملو از مثال‌های عینی و به قول نویسنده شاه‌کلیدهایی که سعی در شفاف‌سازی بیشتر موضوع اصلی (رسانه و سیاست در دنیای امروز) دارند. رابرتسون، ضمن استفاده از این شاه‌کلیدها، به انبوهی از مفاهیم، دیدگاه و نظریات حوزه‌های علوم ارتباطات، مطالعات رسانه، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و فلسفه اشاره دارد.   محسن گودرزی (مترجم کتاب و دانش‌اموخته رسانه و علوم ارتباطات) در گفت‌وگو با ایبنا از تاثیر به اصطلاح‌ جهانی‌سازی و شبکه‌های اجتماعی بر تغییر تئوری‌های کلاسیک حوزه رسانه گفته و اینکه چگونه با شفافیت بیشتری که به واسطه شبکه‌های مجازی محقق می‌شود بیشتر و بیشتر شاهد خشونت اجتماعی خواهیم بود. گودرزی در صحبت‌هایش همچنین به سوالاتی درباره چگونگی مقابله با پدیده‌ای به اسم سرگرمی‌سازی خبر پاسخ داده است.   جهانی‌شدن چقدر ماهیت رسانه و روزنامه‌نگاری را به یک روزنامه‌نگاری خنثی سوق داده است؟ روزنامه‌نگاری‌ای که در دنیای واقعی مداخله‌ای ندارد و نهایتا واکنش‌هایی در فضای مجازی را باعث می‌شود؟   کتاب درواقع رویکرد اصلی‌اش فعالان و کنشگران عرصه رسانه است و تعریفی هم که خود خانم رابرتسون از رسانه ارائه داده که اعم از افراد و سازمان‌ها و تکنولوژی‌های درگیر می‌شود بیشترش ناظر بر فعالان و کنشگرانی است که در این حوزه فعالیت می‌کنند؛ از جمله روزنامه‌نگاران. یکی از نکاتی که مهم هم هست و کتاب هم روی آن تاکید داشته و کنش‌گران حوزه رسانه هم باید به آن توجه کنند همین است که عملا جهانی‌شدن با تعریفی که مدنظر غربی‌هاست تحقق پیدا نکرده و این جهانی‌شدن نهایتا در حال رخ دادن است و اینکه بالاخره قرار است چه اتفاقی بیفتد. از دید خیلی از کارشناسان مسئله‌ای است که هنوز نمی‌توانیم نظر قطعی درباره آن بدهیم. روزنامه‌نگاران و کنش‌گران مختلف عرصه رسانه هم به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر جهانی‌شدن و فرآیند مربوط به آن باید تلاش خودشان را برای ارتقاء و توسعه جامعه و هرچه بهتر معرفی شدن سیاست و فرهنگ بردارند.   اتفاقا خانم رابرتسون هم در این کتاب معتقد است که روزنامه‌نگاران به هیج‌وجه نباید یک کنش‌گری خنثی داشته باشند و خیلی از این مفاهیمی که به عنوان تئوری‌های کلاسیک حوزه رسانه می‌شناسیم مثل اینکه روزنامه‌نگاری باید خنثی و واقع‌گرایانه باشد توسط خانم رابرتسون و آن‌هایی که واقع‌بینانه به عالم رسانه و کنشگری در عرصه جهانی‌شدن نگاه می‌کنند نقد و حتی رد می‌شود. درواقع مفاهیم بی‌طرف بودن و هرآنچه در تئوری‌های کلاسیک مطرح شده صرفا یک توهم است و به هیچ‌وجه در جهان واقع رخ نمی‌دهد و ما در عمل هیچ رسانه خنثی و رسانه بی‌طرفی نداریم. اتفاقا خود روزنامه‌نگاران به جهت اینکه از تجریبات زیسته متعددی برخوردار هستند و در بافت‌های اجتماعی متعددی زیست می‌کنند به هیچ‌وجه نمی‌توانند خنثی باشند.   یکی از موضوعاتی که الکسا رابتسون در این کتاب به آن پرداخته مسئله تاثیر اینترنت و فضای مجازی بر تعریف حوزه عمومی است؛ واقعا تکنولوژی تا چه میزان حوزه عمومی را به یک حوزه یک مجازی و خنثی مملو از غر تقلیل داده و به نوعی انجام و عمل کنش را از سطح واقعیت دور کرده است؟   به فعالیت کنش‌گران اجتماعی در فضای مجازی باید یک نگاه جامع و کلان داشت و نباید صرفا روی نکات مثبت با منفی آن تاکید کرد. اساسا رسانه به طور کلی و شبکه‌های اجتماعی که ما با آن‌ها سرو کار داریم به مثابه یک چاقو عمل می‌کنند. یعنی هم می‌توانند به شما خدمت ارائه بدهند و به شما کمک کنند و از آن طرف هم می‌توانند حتی باعث قتل و جنایت شوند.   نگاهی که رابرتسون در این کتاب دارد یک نگاه واقع‌بینانه است و می‌گوید رسانه‌ها به طور کلی و فضای رسانه‌های اجتماعی به طور مشخص الزاما هم خدمت دارند و هم خیانت. در علوم ارتباطات نظریه‌ای داریم تحت عنوان «تنبآلیت»  که از لفظ انگلیسی slacktivism از ترکیب تنبلی و فعالیت آمده و ناظر به کنشگرانی در فضای مجازی هست که احساس می‌کنند  با هشتگ‌زدن‌ها و مطلب‌نوشتن‌ها در فضای مجازی می‌توانند در دنیای واقعی و عرصه اجتماع تاثیرگذار باشند.   خانم رابرتسون هم در کتاب به این نظریه پرداخته و عملا آمده این کنش‌گران را از این توع کنش‌گری نهی کرده است. کنش‌گری‌ای در عرصه فضای مجازی می‌تواند موثر واقع شود که خروجی‌اش را در عرصه واقعی و دنیای واقعی و توسط کنش‌گرانی که در عالم واقعیت فعالیت می‌کنند هم ببینیم. از آن طرف هم الزاما نباید فضای مجازی یکی رسانه بی‌حاصل درنظر گرفته شود. خیلی از شاهد مثال‌هایی که در این کتاب معرفی می‌شود و ما هم در کشور خودمان می‌توانیم به دنبالش بگردیم ناظر بر این است که فضای مجازی می‌تواند مثمر ثمر باشد و خیلی از محدودیت‌هایی که رسانه‌های جریان اصلی با آن موجه هستند را بشکند و خیلی از افرادی را که پیش از این در حاشیه جامعه قرار داشتند و جزو اقلیت‌های رسانه‌‌ای بودند از طریق فضای مجازی تنوانسته‌اند خودشان را معرفی کنند و حرفشان را به گوش مخاطب برسانند.   درواقع از طریق رسانه‌ای مثل اینستاگرام و تلگرام ما دیگر شاهد ملت رسانه‌ای هستیم و از رسانه ملی فاصله گرفته‌ایم. هرکدام از ما و کاربران این شبکه‌های اجتماعی می‌توانند از طریق آن‌ها یک تلویزیون؛ رادیو یا رسانه مولتی‌مدیا در اختیار داشته باشند.   به‌طورکلی نگاهی که باید به رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت باید یک نگاه واقع‌بینانه باشد. یعنی از طرفی ما باید این رسانه‌‌ها را تقویت کنیم چراکه محدودیت‌ بر رسانه‌های حاکم را می‌شکنند و از طرف دیگر باید با سواد رسانه‌ای مانع از ابتذال جنبش‌های اجتماعی، پخش شایعه و تهمت‌ها بشویم و مانع این بشویم که شبکه‌های اجتماعی صرفا کارکرد تنبآلیتی داشته باشند و کاربران احساس کنند همینکه به واسطه شبکه‌های اجتماعی حرفی می‌زنند کفایت می‌کند و دیگر نیازی نیست در دنیای واقعی مشارکت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی داشته باشند و به نوعی حتی شاهد بی‌تفاوتی اجتماعی شویم. این‌ها همه جزو کارکردهای منفی شبکه‌های اجتمای مدرن است که باید به آن‌ها هم توجه داشته باشیم و با سواد رسانه‌ای از آن‌ها دوی کنیم.   رسانه‌های نمایشی مدرن که از آن‌ها صحبت می‌کنید خود به دلیل همین نمایشی بودن به نوعی به کالایی شدن امور مرتبط با خبر و رسانه و وقایع اجتماعی دامن می‌زنند، مسئله‌ای که شاید از شکل‌گیری بنگاه‌های بزرگ رسانه‌ای با ماهیت تجاری آغاز شد و امروز با استفاده از ابزار تکنولوژی شدت گرفته است، یعنی عملا فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند به بستری برای عرضه نمایشی رویدادها.   این جزو مسائلی است که خیلی از صاحب‌نظران مثل بودریار به آن تاکید داشته‌اند. نکته این است که رسانه‌ها هرچقدر توسعه پیدا می‌کنند و هرچقدر جدیدتر می‌شوندو با توجه به ماهیت رسانه‌های اجتماعی و فضای افقی که در عرصه ارتباطات حاکم کرده‌اند و ماهیت تکنولوژیکی که دارند ما هر روز شاهد هستیم که ابزارهای جدید رسانه‌ای ظهور و بروز می‌کنند. خب این شبکه‌های رسانه‌ای و ارتباطی جدید متکثر که  به وجود می‌آیند باعث می‌شوند ما با فزونی اطلاعات روبرو شویم.   یکی از کج‌کارکردهای فزونی اطلاعات هم تخدیر مخاطبان و بی‌تفاوت شدن آن‌ها به خبر است و کارکرد خبر و اطلاعات آنچنان که ما در رسانه‌های سنتی مثل رادیو و تلویزیون سراغ داشتیم در رسانه‌های جدید اتفاق نمی‌افتد و این کارکرد تغییر ماهیت می‌دهد. اینجا موضوع سواد رسانه‌ای مطرح می‌شود و آگاهی‌بخشی به مخاطبان و این بحث به میان می‌آید که باید الگوی صحیح مصرف رسانه‌ای و مواجه انتقادی با محتوای رسانه‌ها  را آموزش بدهیم و بیاموزیم. درواقع تکنیک‌هایی که سواد رسانه‌ای به مخاطبان می‌دهد اینکه در عصر شبکه‌های اجتماعی چگونه با پیام مواجه بشوند کمک می‌کند که پیام و اطلاعات هرچه بیشتر به سمت کیفی شدن و کاربردی‌شدن و الگوی توسعه‌ای سوق پیدا کنند.   اینکه صنایع رسانه‌ای حصر شدند هم درست است و امروز همه می‌توانیم در تلگرام یک کانال ایجاد کنیم و یک صفحه اینستاگرام داشته باشیم و پیام های ویدیویی مختلفی را منتشر بکینم و عملا قدرت رسانه‌ای به یک قدرت چندوجهی تبدیل شده و از دست رسانه‌های سنتی و بنگاه‌های رسانه‌ای خارج شده است. به موازات این مهم هم لزوم تغییر و تحول در ماهیت اطلاعا‌رسانی و کیفیت اطلاع‌رسانی از سوی نهادهای سنتی مد نظر قرار می‌گیرد که آن‌ها هم خودشان را با متناسب با شرایط جدید و عصر رسانه‌های اجتماعی تطبیق بدهند و خبرسانی خود تغییر و تحول ایجاد کنند.   در بخشی از کتاب رابرتسون می‌گوید که فناوری‌های جدید یعنی شفافیت و در نتیجه یعنی خشونت اجتماعی بیشتر؛ چرا که احتمالا در این بستر ما هرچه بیشتر تبعیض‌ها و شکاف‌های اجتماعی و خشونت زیر پوست جامعه را می‌بینیم که در نهایت منجر به خشونت اجتماعی بیشتر می‌شود؛ واقعا شفافیت و خشونت اجتماعی چه ارتباط معناداری با یکدیگر پدا می‌کنند که رسانه مدرن می‌تواند آن را تسهیل کند؟   یکی از اصلی‌ترین کارکردهای شبکه‌های اجتماعی این است که مخاطبان را مجهز می‌کند به داشتن یک رسانه، تولیدهای زیاد پیام و فزونی اطلاعاتی که حرفش شد باعث می‌شود انواع و اقسام پیام با محتواهای متعدد و تنوع بدون اینکه فیلترهای سنتی که پیش‌تر در رسانه‌های سنتی وجود داشته روی آن‌ها اعمال شود منتشر شوند و به مخاطبان عرضه شود و خب اینجا بحث‌هایی مثل سوء‌تفاهم‌های اجتماعی، ترویج شایعه و دروغ به وجود می‌آید که می‌توانند زمنیه‌ای باشند برای شکل‌گیری خشونت و تعارضات اجتماعی. شکی نیست که تعارضات اجتماعی در عصر جدید خیلی بیشتر از عصر رسانه‌های سنتی بوده چون هر یک از کاربران این رسانه‌های مدرن قادر هستند به راحتی هر حرفی را بزنند و آزادی رسانه‌ای به معنی افراطی آن در عصر جدید محقق شده است.   اینجا لزوم سیاست‌گذاری از سوی نهادهای حاکمیتی مطرح می‌شود و لزوم ارتقاء سواد رسانه‌ای کاربران و حاکمیت یک فضای چند بعدی در عرصه جهانی تا ابزاری باشند برای مدیریت ذائقه‌های رسانه‌ای و هدایت آن‌ها به سمت مطلوب تا از سوء‌تفاهم‌ها و تعارضات اجتماعی کاسته شود.   شاهد مثال‌های زیادی وجود دارد از کمک رسانه‌های اجتماعی در جامعه خودمان برای شفافیت رسانه‌ای و این رسانه‌ها کمک کردند خیلی از موضوعات که پیش‌تر به نوعی جزو خط‌قرمزها بوده شکسته شوند و در مورد آن‌ها اظهارنظر عمومی شکل بگیرد. این فضا هرچقدر مبتنی بر الگوی کارکردگرایانه باشد و شکل‌دهی به نظم تاثیرگذاری بیشتری خواهند داشت.   واقعیت این است که رسانه‌های اجتماعی باعث شده‌اند که ما از کارکردگرایی اجتماعی رسانه‌ها فاصله بگیریم و بی‌نظمی‌ها را در سیاست و فرهنگ و اجتماع رقم زده‌‌اند. البته این مسئله با توجه به ماهیت این تکنولوژی اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان آن‌ها را محدود و فیلترگذاری کرد. اساسا این تکنولوژی ماهیتی پویا دارد و هرچه بیشتر آن را محدود یا فیلتر کنیم سریع آلترناتیو ارائه می‌کند و الگوهای جدیدی از رسانه اجتماعی شکل می‌گیرد. دوباره اینجا به لزوم سواد رسانه‌ای و ارائه الگوهای جدید سیاست‌گذاری برای مدیریت این فضا به میان می‌آید.   تبدیل خبر و اطلاعات به سرگرمی در رسانه‌های مدرن و شبکه‌های اجتماعی حتی مرز سیاست و سرگرمی را مخدوش کرده است و  به واسطه همین سرگرمی‌سازی امر سیاسی به اصطلاح نخبگان سیاسی نظم‌دهی مطلوب سیستم برای حفظ مشروعیت آن را محقق می‌کنند؛ گرفتن زهر و نقد محتوای رسانه‌ها و خبرها با سرگرمی عملا رسانه‌های نوین را خالی از وجه تاثیرگذاری اصیل کرده است؛ مرز میان سرگرمی و اطلاعات را کجا باید خط‌کشی کرد و آیا اساسا امکان چنین خط‌کشی‌ای وجود دارد؟   بحث سرگرمی که یکی از کارکردهای اصلی در عصر رسانه جدید بوده و هست و حالا بحث اطلاعات و سرگرمی را داریم. کتاب هم می‌گوید نه تنها سیاست‌مداران برای آنکه بتوانند اثرگذاری حداکثری را داشته باشند به سمت سرگرمی سوق پیدا می‌کنند بلکه خود کاربران این شبکه‌ها هم برای آنکه بتوانند حرفشان را برای عده بیشتری بگویند به سمت سرگرمی گرایش پیدا می‌کنند.   اساسا بحث سرگرمی در رسانه‌های یکی از موضوعات مهم و پر چالش علوم ارتباطات است. اینکه شما برای اینکه بتوانید اثرگذاری خود را حداکثری کنید باید از چه عناصر اطلاعاتی بهره ببرید و ادبیاتتان باید چگونه باشد یکی از سرفصل‌های مهم این حوزه است که الزاما هم خطاب به سیاست‌گذاران نیست و برای همه کاربران گفته می‌شود و صد البته سیاست‌گذران هم از این مباحث برای پیش‌برد اهداف خودشان و جذب مخاطب بیشتر استفاده می‌کنند. خیلی از این برنامه‌های مشارکتی که در صداو سیما پخش می‌شود از همین قابلیت سرگرمی استفاده می‌کند برای اینکه یک مسئله سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را در ذهن مخاطب بکارد و ماندگاری اطلاعات را افزایش بدهد. از آن طرف هم کاربران به واسطه رسانه‌های اجتماعی که اساسا رسانه‌هایی سرگرم‌کننده هستند به قابلیت‌هایی دست پیدا کرده‌اند که بتوانند حرفشان را با تاثیر حداکثری بزنند.   این حرکت به سوی سرگرمی و اینکه همه چیز را با مولفه‌های سرگرمی ببینیم اتفاقا یکی از کج‌کارکردهای شبکه‌های اجتماعی است که در عصر جدید رسانه‌ای می‌تواند تاثیرات منفی داشته باشد چراکه سرگرمی بیش از حد هم باعث ابتذال و سطحی‌نگری مخاطبان می‌شود. منتها عملا چاره‌ای جز حرکت به این سمت نداریم چون خود شبکه‌های اجتماعی رسانه‌های سرگرم‌کننده هستند. مضاف بر اینکه رسانه‌های سنتی هم کارکرد سرگرمی داشتند ولی از آنجایی که تعدادشان محدود بود چندان باز ابتذال را سنگین نمی‌کرد. اینجا دوباره بحث سواد رسانه‌ای مهم می‌شود و اینکه یک رسانه در کنار کارکرد سرگرمی کارکردهای دیگری مثل انتقال میراث فرهنگی و اطلاع‌رسانی هم مد نظر قرار بگیرد و سرگرمی اصل و محور نباشد. اگر کاربران سعی کنند به سمت الگوهای جدید اطلاع‌رسانی مبتنی بر آگاهی‌بخشی حرکت کنند و سرگرمی را در اولویت بعدی خودشان قرار بدهند قطعا سیاست‌مداران و ... هم به این سمت سوق پیدا می‌کنند که مقوله سرگرمی را از الویت خود کنار بگذارند.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 21 Feb 2019 07:42:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272210/سرگرمی-سازی-خبر-اثرگذاری-بیشتر-ابتذال-سیاسی-دامن-زده خودشناسی از زبان شوپنهاور http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272136/خودشناسی-زبان-شوپنهاور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «هنر خودشناسی» چهارمین مجلد هنرهای معروف شوپنهاور است در باب هنر شناخت خویشتن یا معرفت نفس. این کتاب در میان آثار شوپنهاور جایگاه ویژه‌ای دارد و هم از دیدگاه موضوع و درونمایه و سبک نگارش، دفتری یگانه و منحصر به فرد است، هم به خاطر ماجراهای شگفتی که در پس‌زمینه تدوین آن قرار دارد. تدوین این اثر به اهتمام شوپنهاورشناسان آن هم سال‌ها پس از مرگ فیلسوف خود ماجرایی است. به کوتاه سخن آنکه فیلسوف آلمانی قصد داشت کتابی خاص  و خودمانی درباره خودش بنویسد و در آن هم به سبک زندگی خودش بپردازد هم به سیر تحولش در اشاره به تجربه‌های شخصی خود از مراوده با آدمیان، با جامعه زمانه خود و با آثار بزرگانی که پیش‌تر از وی در باب معرفت نفس آثاری نگاسته بودند و از هوراس و سنکا و جوردانو بروتو گرفته تا لاروشفوکو بالتاسار گراسیان، گوته و دیگران. شوپنهاور در این اثر، ضمن اشاره دقیق به تجربه‌های شخصی خود در زمینه‌های گوناگون، کتاب را با ضمیر اول شخص مفرد می‌نویسد و می‌کوشد در روند شکل‌گیری آن، به گونه‌ای خودشناسی ویژه برسد. فیلسوف شهیر آلمانی با رک‌گویی همیشگی و به دور از پرده‌پوشی بیشتر جاها از تجربه‌های خود و تحلیلش از وقایع و افکار می‌نویسد و هرجا درمی‌یابد همان معنا در آثار دیگران پیشتر به باریک‌بینی و ایجاز بیان شده، دقیقا خود آن نقل قول را به زبان اصلی می‌آورد.  گزین‌گویه‌ها و گفتاوردهای این کتاب از زبان‌های لاتین، یونانی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، انگلیسی و ... بیشتر به زبان اصلی آمده و بعدها شوپنهاورشناسان و مصححان برخی از آن‌ها را ترجمه کرده‌اند و داخل گیومه آورده‌اند. برخی اصطلاحات لاتینی هم ترجمه نشده که عبدالهی آن‌ها را هم به فارسی برگردانده و در موارد لزوم عین اصطلاح را نیز در پانوشت آورده یا توضیح داده است. خود شوپنهاور نیز می‌دانسته که هنر خودشناسی به احتمال بسیار، پس از مرگش منتشر خواهد شد یا حتی می‌خواسته چنین شود و از این رو در تدوین آن شتاب به خرج نداده و در طول زندگی مدام سطرها و برگ‌هایی بر آن می‌افزوده اما پیوسته و در تمام مراحل تدوین آن را به جز از چند دوست بسیار صمیمی و آن هم فقط با ذکر نیت خود از نگارش آن نه خواندنش از دید دیگران پنهان می‌داشته است. از این رو کتاب در میان شوپنهاورشناسان به کتاب پنهان یا دفتر رازآلود معروف است.  فرانکو وولپی شوپنهاورشناس و گردآورنده مجموعه کتاب‌های «هنر رفتار با زنان»، «هنر خوشبختی»، «هنز رنجاندن» و ... در مقدمه‌اش بر کتاب نیز تاکید می‌کند: «شناخت شوپنهاور از افلاطون تا کانت، انس و الفتش با منابع کلاسیک عهد باستان، مشخصا با مولفان «مراقبت از خویش» نظیر سنکا، اپیکتت و مارک اورل، پژوهش‌های هر روزه‌اش در امور اخلاقی و اخلاقیت دوران نو از مونتنی گرفته تا بالتازار گراسیان، وی را به این موضوع نزدیک و مانوس کرد. به خوبی آشکار است که وی خود را به این محدود نمی‌کند که به خودشناسی همچون موضوعی انتزاعی، نگرشی نظری بیندازد، بلکه این را به مثابه اصل حکمت عملی زندگی جدی می‌گیرد و در عمل به آن می‌پردازد.»  درواقع شوپنهاور به مرور زمان، در همانندی با خودنگری‌های مارک اورول، که عبارت یونانی‌اش می‌شود «تا اس هیتون» تاملات، مکاشفات و پاره‌فکرهای «معطوف به خود» را تحت عنوان «ائیس هیتون» یا «خودشناسی» جمع‌آوری کرد و این نام را برایش برگزید. بعدها از میان همین‌ها، یک «کتابچه نهان رازآمیز» شخصی سامان داد که پس از مرگ وی گم شد که اینجا و در این کتاب با ساختاری احتمالا مشابه بازسازی شده است.  خلاصه آنکه در این کتابچه می‌توان اصول بنیادین فلسفه زندگی شوپنهاور را بازشناخت، اصولی چون خودبسندگی، خودنگری، خویشتن‌دوستی، تنهایی، اشرافیت هوش، مردم‌گریزی سلیم، امساک و خودداری در مراوده با جنس مخالف و سایر معانی دیگر. بنیاد تمام این اصول همانا باور خدشه‌ناپذیر و مانای وی به این نکته است که جهان ما گونه‌ای جهان بدبینانه است و در انواع تردیدها و ناامنی‌های فراروی زندگی، همیشه بهتر و اولاتر آن است که برون‌شدگی از شوم‌ترین وقایع و امور بیابیم تا اینکه دل به فریب سراب خوش‌ جلوه جهانی خوشبینانه بدهیم. کتاب «هنر خودشناسی» با ترجمه علی عبداللهی در ۹۶ صفحه و شمارگان ۱۲۰۰ نسخه و به قیمت ۱۷۸۰۰ تومان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 21 Feb 2019 07:41:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272136/خودشناسی-زبان-شوپنهاور صاحبی در هیات نظارت با کتاب‌ها منصفانه برخورد می‌کرد/ تاکید بر کار علمی بدور از هیاهو http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272214/صاحبی-هیات-نظارت-کتاب-ها-منصفانه-برخورد-می-کرد-تاکید-کار-علمی-بدور-هیاهو محمد مهدی احمدی مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره ویژگی‌های علمی و شخصیتی مرحوم جواد صاحبی بیان کرد: مرحوم صاحبی ویژگی‌های خاصی داشت که او را از سایر پژوهشگران متمایز می‌کند؛ او شخصیت علمی بدون ادعا داشت یعنی انسانی نبود که اهل سر و صدا باشد و عمده وقت خود را صرف تحقیق و مباحث علمی می کرد به همین دلیل ماحصل کارش 30 مقاله و 23 کتاب علمی بود و در مراکز دانشگاهی و حوزوری تدریس می‌کرد.   او ادامه داد: موضوعاتی که در کتاب‌هایش به آن‌ها پرداخته شده متناسب با نیازهای جامعه و موضوعات روز بوده است به طور مثال در کتاب‌های او به مصلحان تاریخ مانند سید جمال الدین اسد آبادی، محمد عبده و ... جنبش‌های اسلامی هدف دار و نقش ائمه اطهار بویژه امام حسین(ع) و ... بررسی می‌شود. این کتاب‌ها همگی به موضوعاتی می‌پردازند که با جامعه مسلمانان مرتبط است.   احمدی با تاکید بر اینکه صاحبی پژوهشگری مستقل و آزاد اندیش بودند افزود: او انسانی خوشفکر و واقع گرا بود و در تحلیل‌های علمی، دینی و اجتماعی خود از مستندات تاریخی بهره می‌برد و بر اساس سلایق شخصی یا گرایش‌های سیاسی عمل نمی‌کرد.   او تاکید کرد: به همین دلیل بود که در آثار او واقعیت‌های تاریخی و دینی تحریف نمی‌شدند و بر اساس مستندات تاریخی صورت می‌گرفتند.   احمدی با اشاره به سابقه همکاری خود با صاحبی در دبیرخانه دین‌پژوهان کشور افزود: ایده تاسیس این دبیرخانه را من ارائه کردم و از ایشان خواستیم تا دبیر این دبیرخانه باشد پس از آن نیز مرحوم صاحبی ریاست این دبیرخانه را بر عهده گرفت.   او گفت: از سوی دیگر زمانی که من مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد استان قم بودم به ایشان پیشنهاد همکاری در هیات نظارت بر کتاب این استان را دادم که تا مدت‌ها نیز در اینجا با هم همکار بودیم.   احمدی با تاکید بر اینکه مرحوم صاحبی منصفانه با کتاب‌ها در هیات نظارت برخورد می‌کرد عنوان کرد: از همین رو بود که نویسندگان در این باره احساس امنیت می‌کردند چون نظارت ایشان و ارزیابی‌اشان به دور از خط بازی و گرایش‌های سیاسی و بر اساس مستندات، عقلانیت و حقوق مولف بود.   او با اشاره به زمینه‌هیا فکری و علمی مرحوم صاحبی یادآور شد: ایشان در حوزه الهیات و معارف اسلامی تحصیل کرده بود و موضوعاتی چون فرهنگ عمومی، جنبش‌های اسلامی، بررسی وضعت فکری مسلمانان در طول تاریخ و ... دغدغه فکری‌شان بود. از سوی دیگر او در حوزه کلام نیز فعالیت داشت و در این باره تدریس می‌کرد.   احمدی در پایان با بیان اینکه تواضع مرحوم صاحبی مانع دیده شدن او بود، گفت: ایشان از سر تواضع و فروتنی تحقیقات را در بدور از هیاهو دنبال می‌کردو علم را برای خودنمایی و تکبر نمی‌دید بلکه علم برای او ابزاری برای اصلاح جامعه به کار می رفت. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 21 Feb 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272214/صاحبی-هیات-نظارت-کتاب-ها-منصفانه-برخورد-می-کرد-تاکید-کار-علمی-بدور-هیاهو نشست «آینده پژوهی فضای سایبری» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272169/نشست-آینده-پژوهی-فضای-سایبری-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت گروه مطالعات آینده نگر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نشست تخصصی «آینده پژوهی فضای سایبری» آموزه ها، دلالت ها و یافته ها برای آموزش عالی برگزار می‌شود. سخنران این نشست محمدرضا کریمی قهرودی، هئیت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر است. نشست نامبرده روز دوشنبه ششم اسفندماه ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سالن دکتر قانعی راد پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 11:17:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272169/نشست-آینده-پژوهی-فضای-سایبری-برگزار-می-شود کتاب «تمنای رفتن: مهاجرت به خارج در میان ذهنیت ایرانی» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272170/کتاب-تمنای-رفتن-مهاجرت-خارج-میان-ذهنیت-ایرانی-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «تمنای رفتن: مهاجرت به خارج در میان ذهنیت ایرانی» نوشته مهرداد عربستانی سه شنبه 7 اسفندماه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. مولف اثر، سعیده سعیدی و رسول صادقی در این جلسه درباره این کتاب سخن خواهند گفت. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 15 تا 17 به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان فلسطین جنوبی کوچه خواجه نصیر شماره دو مراجعه کنند. كتاب تمناي رفتن (مهاجرت به خارج در ميان ذهنيت ايرانی)، بی بهرگی در نظام اقتصادي اميد، محروميت از برخی تمناها و به رسميت شناخته نشدن تمناهای ديگر از معيشت گرفته تا حرمت انسانی، آزادی انتخاب، و حق بهره مندی از حقوق مدنی چيزهايی هستند كه تمنا و آرزومندی سوژه ايرانی را به ورای مرزها فرا می‌‌افكند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 11:15:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272170/کتاب-تمنای-رفتن-مهاجرت-خارج-میان-ذهنیت-ایرانی-روی-میز-منتقدان چهاردهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272205/چهاردهمین-جشنواره-ملی-انتشارات-روابط-عمومی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، چهاردهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی برای انتخاب و معرفی بهترین الگوها و عملکردها در زمینه انتشارات روابط عمومی‌ها توسط انجمن متخصصان روابط عمومی تیرماه ۱۳۹۸ برگزار می‌شود.   آشنایی با اصول و استانداردهای نشرالکترونیک و مکتوب در روابط عمومی و ارائه آثار و تجارب موفق، توسعه و ارتقای سطح توانمندی‌ها و مهارت‌های مدیران و کارشناسان روابط عمومی در حوزه فعالیت‌های انتشاراتی، فرهنگ‌سازی مناسب، تکریم و معرفی نخبگان و الگوهای برتر در حوزه انتشارات تبیین نقش تکنولوژیهای نوین ارتباطی و آموزشی در فرآیند انتشارات، دستیابی به راهکارهای مناسب برای اعتلا و ارتقای نشر الکترونیک و مکتوب در روابط عمومی‌ها، ایجاد فضای رقابتی سالم و شور و نشاط علمی و تعامل بین متخصصان و کارشناسان این عرصه، فراهم شدن بستر مناسب جهت عرضه فعالیتهای برتر و شاخص و تحرک بخشیدن به فعالیتهای انتشاراتی به لحاظ کیفی و کمی از اهداف این جشنواره‌اند. چهاردهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی در دو بخش رقابتی و آموزشی برگزار خواهد شد. در بخش آموزش کارگاه‌های آموزشی و همایش تخصصی تولید محتوا برگزار می‌شود. همچنین نمایشگاه محدود جشنواره انتشارات برگزار خواهد شد و  تهیه و انتشار کتاب استانداردهای نشر در روابط عمومی و انتشار ویژه نامه جشنواره نیز در دستور کار است. این جشنواره در بخش‌های ادبیات، برنامه انتشاراتی، انتشارات اصلی، هنرهای تجسمی- بصری، رسانه های دیداری و شنیداری، رسانه های دیجیتالی، تبلیغات، تحلیل محتوا، تحلیل محتوای رسانه های درون و برون سازمانی،  کارشناس برتر انتشارات روابط عمومی و نحوه ارائه آثار برگزار خواهد شد. نفرات برگزیده هر بخش تندیس زرین و  دیپلم افتخار  دریافت می‌کنند و از نفرات دوم و سوم با لوح سپاس قدردانی خواهد شد. علاقه‌مندان برای اطلاعات بیشتر و شرایط شرکت در جشنواره می‌توانند به سایت انجمن متخصصان روابط عمومی مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 11:08:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272205/چهاردهمین-جشنواره-ملی-انتشارات-روابط-عمومی نخستین کتاب تألیفی حوزه فلسفه به زبان کردی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272174/نخستین-کتاب-تألیفی-حوزه-فلسفه-زبان-کردی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشر لوگوس به تازگی کتاب «میتۆدناسی» را به زبان کردی منتشر کرده است. «میتۆدناسی»، اثر جدید احمد محمدپور، پژوهشگر و مدرس بخش مردم‌شناسی دانشگاه ماساچوست است که به زبان کردی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب از حیث موضوع و رهیافت، نخستین کتاب تألیفی است که تاکنون به زبان کردی در حوزه فلسفه و روش تحقیق منتشر می‌شود. «میتۆدناسی» اثری است پیشرو به منظور شناساندن و واکاوی بنیان‌های فلسفی روش‌های کمی و کیفی تحقیق در علوم اجتماعی. تلاش و توانایی تحسین برانگیز نویسنده برای کاربست زبان کردی و استفاده از امکانات زبانی، معنایی و نحوی آن در حوزه فلسفه و روش پژوهش از یک سو و خلق و ابداع معادل‌های مناسب و گویا برای مفاهیم و واژه‌های روش‌شناسی از مهم‌ترین مشخصه‌های این کتاب است. کتاب «میتودناسی» را باید مشارکتی نظری، عملی و از همه مهمتر زبان شناختی در چارچوب فرهنگ و جامعه کردی معاصر تلقی کرد. از مهم‌ترین و خواندنی‌ترین فصل های کتاب می‌توان به فصل هشتم، چگونگی نوشتن طرح یا پروپوزال پژوهش و فصل نهم فرهنگ تفصیلی واژگان روش شناختی از انگلیسی به کردی اشاره کرد. مطالعه این کتاب به همه کسانی که علاقمندند به زبان کردی به تحقیق و پژوهش پرداخته و با یک متن تخصصی و جدی علمی به این زبان آشنا شوند، توصیه می‌شود. «میتۆدناسی» متشکل از نه فصل است که نشر لوگوس آن را در قطع رقعی با جلد شومیز و در 230 صفحه به قیمت 36000 تومان به بازار نشر عرضه کرده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 10:21:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272174/نخستین-کتاب-تألیفی-حوزه-فلسفه-زبان-کردی غزالی با فیلسوفان مخالفت کرده نه با فلسفه http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272171/غزالی-فیلسوفان-مخالفت-کرده-نه-فلسفه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکی از تابناک‌ترین اندیشمندان ایران، جهان اسلام و تاریخ تمدن اسلامی بدون شک امام محمد غزالی است. او زندگی بسیار شگفت انگیز و جست‌وجوگری داشت و به روایتی در ۱۴ جمادی الثانی سال ۵۰۵ هجری درگذشت. غزالی فقیهی اشعری مذهب بود، اما در دوران خود در سایر حوزه‌های اندیشه اسلامی نیز سرآمد دانشمندان به شمار می‌رفت. غزالی نظام معرفت شناسی نوینی را با نقد اندیشه‌های فیلسوفان پیش از خود درانداخت، نظامی که پیش از هرچیز مبتنی بر دو مفهوم «وحی» و «منطق» بود. نقد او بر فیلسوفان نیز بیشتر به ضدیتش با تفکرات یونانی باز می‌گردد و به همین دلیل هم او تلاش دارد تا علم منطق را نه به ارسطو که به وحی نسبت دهد. به مناسبت سالروز درگذشت او در تقویم قمری با ابوذر رجبی به گفت‌وگو نشستیم.  ابوذر رجبی، استادیار دانشگاه معارف اسلامی قم است. او در پایان‌نامه مقطع دکتری خود به اندیشه‌های امام محمد غزالی پرداخت و مقالات مهمی نیز درباره غزالی در نشریات معتبر علمی منتشر کرد که از آن میان می‌توان به «چیستی و چرایی تاویل نصوص دینی از منظر غزالی» اشاره کرد. از میان کتاب‌های منتشر شده او می‌توان این عناوین را برشمرد: «درآمدی بر جنبش نرم افزاری و تولید علم»، «جایگاه روح در معارف اسلامی» و... امام محمد غزالی هرچند «تهافت الفلاسفه» را نوشت و به شدت در قالب یک متکلم اشعری به فلسفه تاخت، اما برخی تالیفاتش در حوزه منطق نشان از دانش والای او از این علم است. به عبارتی او اگر با فلسفه همراه نمی‌شود اما در مقابل مسلح به سلاح منطق است. هرچند که در منابع علمی منطق به عنوان یک ابزار مطرح بوده، اما بفرمایید که چگونه ممکن است که یک انسان منطقی باشد و به همان اندازه مخالف فلسفه؟ این تناقضی دربر ندارد؟ غزالی را نباید در کانتکس یک اشعری صرف دید. در گرایش فکری اشعری و بزرگان این نحله مخالفت با فلسفه اصلی اساسی است. مخالفت غزالی با فلسفه هم در دوره نخست فکری‌اش شکل می‌گیرد که متکلمی اشعری است، اما در همین دوران هم فهمی از فلسفه بویژه فهمی از طریق مشاییِ‌ سینوی دارد و حتی کاری که در کتابش با عنوان «مقاصد الفلاسفه» انجام داده در اصل تلخیصی است از کتاب «دانشنامه علایی» ابن‌سینا. بنابراین او فهم درخوری از فلسفه دارد. البته ما می‌دانیم که فلسفه بدون منطق معنا ندارد. اساس معرفت شناسی غزالی وحی است و البته همه می‌دانیم که معرفت از منطق جدا نیست و هر معرفتی منطقی دارد. این موارد شاید نشان دهنده تناقضی در نظام فکری غزالی باشد. معمولا مخالفان فلسفه به منطق نیز روی خوشی نشان نمی‌دهند. برخی از متفکرانی که در عصر جدید روی غزالی کار کرده‌اند مانند دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در کتاب «منطق و معرفت در نظر غزالی»، به این شبهه این گونه پاسخ می‌دهند که غزالی از نظر تفکر به فلسفه نزدیک است و دوره دوم منظومه فکری‌اش نیز این نکته را به خوبی نشان می‌دهد. او با رویکرد تفکر اشعری به مخالفت با فلاسفه مانند ارسطو و ابن سینا می‌پردازد و بسیار واضح در «تهافت الفلاسفه» می‌گوید که من فلسفه را رد نمی‌کنم. او در این کتاب فلاسفه را به ۲۰ دلیل رد کرده و در سه مساله آن‌ها را تکفیر می‌کند. بنابراین غزالی با اندیشه‌ و عقلانیت مخالفتی ندارد، بلکه با آرای فلاسفه مخالف است و همین مخالفت‌ها و نقادی‌ها بوده که باعث رشد فلسفه شده است. عدم نقادی فلسفه مخالفتی را برای غزالی به همراه نیاورد؟ بله. شاید مهم‌ترین وجه مخالفت متفکران و متکلمان اشعری در نسل‌های بعد با اندیشه غزالی در همین نکته نهفته باشد که او صرفا به نقد فیلسوفان پرداخت و خود علم فلسفه را نتوانست نقد کند و از بنیان براندازد. یک کار مهم فکری فیلسوفانی چون فارابی، ابن‌سینا و... در عدم تناقض میان فلسفه و وحی و اندیشه دینی است. در نظام فکری غزالی شاهد هستیم که او علم منطق را سعی دارد منطبق بر کلام الله مجید کند و البته در این راه هم موفقیت‌هایی به دست آورده است. غزالی سه کتاب مهم در علم منطق با عناوین «القسطاس المستقیم»، «معیار العلم» و «محک النظر» دارد که مباحث طرح شده در این آثار به هیچ عنوان کمتر از اندیشه‌های فلاسفه مشا نیست. غزالی هرچند در این کتاب‌ها تعبیرها را از منطق ارسطویی گرفته، اما در اسلوب و تنظیم مطالب با مشائیون تفاوت ماهوی دارد. او بحث استخراج موازین منطقی از قرآن مجید را مطرح می‌کند چرا که خود قرآن نیز ساختاری کاملا منطقی دارد. غزالی حتی اصطلاحات رایج علم منطق را هم تغییر  داده و کتاب‌های الفاظ و اسامی را با اسامی مشهور در علم جا به جا می‌کند. شاید بتوان گفت که غزالی محتوای منطق ارسطویی را حفظ کرده اما عناوین و ساختار آن را از قرآن گرفته است. در منظومه فکری غزالی تمام قیاس‌های منطقی قابلیت پیاده شدن در آیات قرآن را دارند. البته غزالی هدفش این بود که منطق را وحیانی و منبعث از قرآن جلوه دهد نه علمی از مواریث علمی ارسطو. متفکران پس از غزالی از این ایده او بسیار بهره برده‌اند. متاسفانه علیرغم اهمیت بسیار غزالی و تاثیری که او بر مسیر تحولی دانش در جهان اسلام و ایران گذاشت، اما پژوهش‌های درباره او بسیار اندکند و تمام وجوه علمی‌اش را دربر نمی‌گیرند. نظر شما درباره سیستم غزالی شناسی در عصر جدید چیست؟ پژوهش‌ها درباره غزالی به دو دسته پژوهش‌های در ایران و جهان اسلام و پژوهش‌ها در بعد جهانی تقسیم می‌شوند. اقبال نظام‌های آکادمیک جهان به غزالی را نیز می‌توان در دو دسته طبقه بندی کرد: دسته نخست پژوهش‌هایی است که بر غزالی مخالف با فلاسفه رسمی مسلمان دست گذاشته و این وجه از منظومه فکری او را برجسته می‌کنند. برای این دسته از پژوهش‌ها نگاه غزالی در «تهافت الفلاسفه» که مخالف با فلسفه و جریان‌های فکری متنوع کلامی است، اهمیت دارد. در دومین نهضت ترجمه مغرب زمین که آثار متنوع جهان اسلام به زبان‌های اروپایی ترجمه شدند، این وجه از منظومه فکری امام محمد غزالی اهمیت خاصی پیدا کرده بود. دسته دوم مطالعات جهانی درباره غزالی بر شخصیت عارف او که مخالف کلام و رویکرد فقهی اشعری است، مورد توجه قرار می‌گیرد. تقریبا همین فضایی که در مغرب زمین رواج دارد و مدام بر آثار ضدفلسفی غزالی تاکید می‌شود، در جهان اسلام نیز وجود دارد. متاسفانه پژوهشگران شیعه و اهل سنت توجه تام و تمام به غزالی نداشته‌اند. علت عدم توجه متفکران اهل سنت به غزالی در این است که او در دوره دوم فکری خود به تفکر شیعی نزدیک شده بود. کسانی چون ملاصدرا و آقابزرگ تهرانی به مستبصر شدن غزالی اشاره کرده‌اند و البته در برخی از آثار غزالی هم شواهدی مبنی بر نزدیک شدنش به عقلانیت شیعی وجود دارد. البته فراموش نکنیم که او تا آخر عمر هم گرایش‌های اشعری خود را فراموش نکرد. به عنوان مثال کتاب «احیا علوم دین» که متعلق به دوره دوم تفکر غزالی است و او آن را تقریبا در اواخر عمر خود تالیف کرد، با گرایشی اشعری نوشته شده است. به طور کل هم رویکردهای مثبت و هم رویکردهای منفی نسبت به غزالی وجود دارد. متفکران برجسته شیعی که به او نگاهی مثبت داشتند و ملاصدرا در بسیاری از آثار خود و فیض کاشانی در کتاب «مهج البیضا» تحت تاثیرش بوده‌اند. شاید برای شما عجیب باشد که امام خمینی (ره) هم هرچند که اشاره مستقیمی به نام غزالی نمی‌کند اما در اندیشه‌های اصولی و عرفانی خود متاثر از غزالی است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 09:26:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272171/غزالی-فیلسوفان-مخالفت-کرده-نه-فلسفه نشست معرفی و بررسی کتاب «زیباشناسی و فلسفه هنر» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272180/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-زیباشناسی-فلسفه-هنر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «زیباشناسی و فلسفه هنر» نوشته محمود بهفروزی در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. مولف اثر، جمشید کیانفر و محمد حسین ساکت درباره این کتاب سخن خواهند گفت. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند چهارشنبه 8 اسفند از ساعت 16 تا 18 به سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر شماره دو مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 09:10:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272180/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-زیباشناسی-فلسفه-هنر-برگزار-می-شود نشست سالانه انجمن فلسفه و روانشناسی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272192/نشست-سالانه-انجمن-فلسفه-روانشناسی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، چهل و پنجمین نشست سالانه انجمن فلسفه و روانشناسی در روزهای ۱۰ تا ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۹ در دانشگاه کالیفرنیا، سن‌دیگو برگزار می‌شود. انجمن فلسفه و روانشناسی، سازمان علمی و آموزشی برتر برای روانشناسان علاقه مند به فلسفه و فیلسوفان علاقه مند به روانشناسی در آمریکای شمالی است. هدف این انجمن این است که میان  فیلسوفان، روانشناسان و دیگر اندیشمندان شناختی پیرامون موضوعات و دغدغه‌های مشترک تعامل ایجاد کند. علاقه‌مندان به موضوع کنفرانس می‌توانند با ارسال آثار خود به نشانی https://easychair.org/account/signin.cgi?key=۸۴۴۸۱۲۷۰.hRAOFDpvE۲۹Oy۱R۶ مراجعه کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۲۲ فوریه ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://philevents.org/event/show/۶۸۷۵۸ مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 09:08:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272192/نشست-سالانه-انجمن-فلسفه-روانشناسی-برگزار-می-شود مصطفی ملکیان در موضوع «گفت‌وگو و اعتماد» سخنرانی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272194/مصطفی-ملکیان-موضوع-گفت-وگو-اعتماد-سخنرانی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هفتمین گردهم‌آیی سالانه کانون گفت‌وگو از ساعت ۱۶ تا ۲۰ شنبه چهارم اسفند ۱۳۹۷ با سخنرانی مصطفی ملکیان و محمد مهدی مجاهدی در تالار ایوان شمس برگزار می‌شود. موضوع مورد بحث سخنرانان «گفت‌وگو و اعتماد» است.  در این گردهم آیی اعضای کانون گفت‌وگو و راهنمایان این کانون نیز حضور دارند. حضور در این گردهم آیی برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. تالار ایوان شمس در تهران، بزرگراه جلال آل احمد، ابتدای بزرگراه کردستان واقع است. کانون گفت‌وگو، سازمان مردم نهادی است که برای توسعه و اشاعه فرهنگ گفت‌وگو ایجاد شده است. کانون گفت‌وگو، عضو مؤسسه امام موسی صدر است که با الهام از اندیشه‌های امام موسی صدر در سال ۱۳۸۲ تاسیس شد. در پی پژوهش و بررسی معضلات اجتماعی ایران و همچنین رایزنی با افراد مختلف صاحب‌نظر، اعتلا و اشاعه فرهنگ گفت‌وگو با هدف توسعه تفاهم اجتماعی از اهداف اولیه کانون قرار گرفت و به دنبال آن طرح بازآفرینی مهارت‌های گفت‌وگو «گفتن و شنیدن» تدوین شده و اجرای آن در کانون آغاز شد. اعضای هیات موسس کانون گفت‌وگو خط مشی آن را به شرح زیر تدوین کرده‌اند: شناخت نارسایی‌های گفت‌وگو مطالعه و تحقیق در مورد تجارب مرتبط شناخت سرمایه‌های اجتماعی و نهادهای مشابه بهره‌گیری از تجارب و دانش صاحب‌نظران در این راه ایجاد امکان یادگیری گفت‌وگو برای توسعه فرهنگ گفت‌وگو و تربیت افراد کمک به تفاهم در عرصه‌های مختلف اجتماع ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 09:05:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272194/مصطفی-ملکیان-موضوع-گفت-وگو-اعتماد-سخنرانی-می-کند ​ گردهمایی مدیران گروه‌های تخصصی «سمت» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272182/گردهمایی-مدیران-گروه-های-تخصصی-سمت-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی «سمت»، نشست مشترک مدیران، دبیران، مشاوران و اعضای گروه‌های تخصصی و پژوهشی سازمان مطالعه و تدوین (سمت)، دوشنبه 29 بهمن‌ماه و با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد ذبیحی سرپرست سازمان «سمت» و معاونان و برخی مدیران مجموعه، در سالن جلسات این سازمان برگزار شد. در این جلسه حجت‌الاسلام محمد ذبیحی سرپرست سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، خطاب به مدیران گروه‌های تخصصی «سمت»، گفت: «در این مراسم، در حقیقت ما مهمان شما هستیم و شما صاحبان اصلی این سازمان هستید و «سمت» هر آوازه‌ای که دارد، مرهون تلاش‌های عالمانه و دلسوزانه شما استادان عزیز است».  وی در ادامه با اشاره به چهلمین فجر انقلاب اسلامی ایران، گفت: «من همواره گفته‌ام انقلاب کار مهمی کرد، اما ما نتوانستیم به طور شایسته از آن میراث بزرگ قدردانی کنیم. انقلاب، ما را صاحب رأی کرد. مرحوم امام خمینی (ره)، ملت ایران را به جایگاه تاریخی خودش رساند و کاری ماندگار و پاینده انجام داد. در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب، وظیفه ما سنگین‌تر خواهد بود. امیدواریم از دیدگاه‌ها و نظرات استادان بزرگی که اینجا هستند استفاده کنیم و بتوانیم چهره اسلام ناب را که تبلور آن را در انقلاب اسلامی می‌بینیم، به دنیا معرفی کنیم». ذبیحی یاد و نام مرحوم دکتر احمدی را گرامی داشت و افزود: «یاد و نام مرحوم دکتر احمدی همیشه برای ما زنده و پاینده خواهد بود و «سمت» با نام و یاد او زنده است. ما مشکلات فراوانی داشتیم، ولی به لطف خداوند و دعای آن عزیز سفر کرده، بسیاری از مشکلات را پشت سر گذاشتیم. ان‌شاءالله «سمت» بتواند در تمام زمینه‌هایی که عهده‌دارش است، کارش را به خوبی انجام دهد». مهدی زارع بهرام‌آبادی مدیر پژوهشی «سمت» در این جلسه، ضمن تبریک ورود انقلاب اسلامی ایران به پنجمین دهه خود، گفت: «سازمان «سمت» یکی از نهادهای مولود انقلاب است و 7 اسفندماه، 34 امین سالگرد تأسیس این سازمان را پیش‌رو داریم و همه اینها مرهون تلاش‌های نیروهای متخصص و متعهد از جمله کارکنان، اعضای هیأت علمی، مؤلفان، مترجمان، مدیران، دبیران و مشاوران گروه‌هاست، که همّ و غم‌شان تولید کتاب‌های درسی دانشگاهی است». زارع در ادامه به ارائه گزارشی درباره فعالیت‌های پژوهشی «سمت» پرداخت و گفت: «35 درصد کتاب‌های امسال، به صورت مشترک با سایر نهادهای علمی تولید شده است. یکی از سیاست‌های مهم سازمان «سمت»، بهره‌مندی از ظرفیت‌ و توان علمی علوم انسانی‌ نهادهای دانشگاهی و پژوهشی کشور است. همچنین با شورای تحول و ارتقای علوم انسانی نیز ارتباطی تنگاتنگ داریم و در سال جدید، فرایند همکاری شورای تحول و «سمت»، تسهیل شده است».  در این جلسه، مدیران گروه‌ها، دبیران و مشاوران، به بیان نظرات خود پرداختند و در پایان، از مدیران گروه‌های تخصصی، دبیران و مشاوران علمی گروه‌های تخصصی «سمت»، تقدیر به عمل آمد ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 07:30:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272182/گردهمایی-مدیران-گروه-های-تخصصی-سمت-برگزار مراسم یادبود محمد جواد صاحبی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272176/مراسم-یادبود-محمد-جواد-صاحبی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه كتاب، آیین یادبود محمدجواد صاحبی، استاد حوزه و دانشگاه شنبه (۴ اسفندماه) از ساعت ۱۶ تا 17 و 30 دقیقه در مسجد نور به نشانی تهران، میدان فاطمی برگزار می‌شود. مرحوم محمدجواد صاحبی در سال ۱۳۳۳ به دنیا آمد. وی سال‌ها از درس خارج فقه آیت الله العظمی مرحوم سید عبد الكریم موسوی اردبیلی و خارج فقه واصول آیت الله العظمی محمدابراهیم جناتی استفاده كرد. او در فلسفه نیز از شاگردان آیت‌الله حسن زاده آملی و مرحوم سیدجلال الدین آشتیانی بود. محمدجواد صاحبی استاد حوزه و دانشگاه، شامگاه سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ دار فانی را وداع گفت. مرحوم صاحبی عضو شورای دین پژوهان كشور و رییس انجمن ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم، موسس نشریه كیهان اندیشه و مولف كتاب‌های مهمی در تاریخ اسلام و تاریخ جنبش‌های اسلامی معاصر بود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 06:40:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272176/مراسم-یادبود-محمد-جواد-صاحبی-برگزار-می-شود اختتامیه پانزدهمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272167/اختتامیه-پانزدهمین-جشنواره-پژوهش-فرهنگی-سال-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اختتامیه پانزدهمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود. این مراسم یکشنبه 12 اسفند 97 ساعت 10 در تالار همایش‌های پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری میزبان پژوهشگران خواهد بود. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با هدف ارتقای «فرهنگ پژوهش» و شناسایی و معرفی آثار برتر پژوهشی در حوزه فرهنگ، هنر و ارتباطات، «پانزدهمين جشنوارة پژوهش‌ فرهنگي سال» را برگزار و از پژوهشگران برتر حوزه فرهنگ و هنر تقدیر می‌کند. محورهای اصلی جشنواره شامل مطالعات دین، آئین‌ها و مناسک؛ ابعاد اجتماعي فرهنگ و دین؛ مطالعات انتقادی فرهنگ؛ مطالعات هنری؛ سیاستگذاری فرهنگی؛ مطالعات رسانه؛ صنایع فرهنگي و رسانه‌اي؛ ابعاد فرهنگی مطالعات ادبی و زبان؛ ابعاد فرهنگی مطالعات علم و آموزش و پرورش و ابعاد فرهنگی مسائل زنان و جوانان است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 20 Feb 2019 05:13:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272167/اختتامیه-پانزدهمین-جشنواره-پژوهش-فرهنگی-سال-برگزار-می-شود آیت‌الله محقق داماد: کتاب خدا به ما اجازه تفتیش عقیده را نمی‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272131/آیت-الله-محقق-داماد-کتاب-خدا-اجازه-تفتیش-عقیده-نمی-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همایش یک روزه «مدرسه تربیتی امام موسی صدر و دلالت‌های آن در زمان حاضر» از صبح امروز سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ با سخنرانی آیت‌الله سید مصطفی محقق داماد، حجت‌الاسلام والمسلمین علی ذوعلم ریاست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش، مهدی فیروزان و حورا صدر در مدرسه دارالفنون آغاز به کار کرد. لزوم دیگری پذیری آیت‌الله محقق داماد در بخشی از سخنان خود گفت: دعوت از بنده فکر کنم به دو جهت بود. یک جهت اینکه این شخصیت عالیقدر یعنی امام موسی صدر از شاگردان نادر و نامدار پدرم مرحوم محقق داماد بوده است و من دوران نوجوانی را با آن شخصیت سپری کردم که به خانه ما رفت و آمد می‌کرد. برای آخرین بار که چهره ایشان را دیدم زمانی که برای فوت پدر به منزل ما آمدند. وی افزود: اما جهت دوم فکر می‌کنم به جهت اشتراک فکری این طلبه کوچک با آن مرد بزرگ وجود دارد من برای عرض ادب آمدم. من فقط یک مطلب را مطرح می‌کنم که به هیچ وجه نمی‌خواهم مستقیما به ایشان نسبت دهم اما فکر می‌کنم در راستای تفکر اوست. همه ما با قرآن انس داریم و می‌دانیم که در قرآن ایمان و کفر وجود دارد، اما سخن این است که جایگاه ایمان و کفر کجاست؟ آیا جای آن قلب است یا زبان و لفظ؟ آیا ایمان و کفر از بیانات افراد معلوم می‌شود یا نشانه‌اش قلب است؟ اگر این سوال را به قرآن مجید عرضه کنیم، پاسخ آن را درخواهیم یافت. آیت‌الله محقق داماد ادامه داد: در قرآن کریم در سوره حجرات این پیام آمده که شما نگویید ما مومن شدیم چون ایمان در قلبتان وارد نشده است. بگویید اسلام آورده‌ایم. در تفسیر این مفهوم گفته‌اند که ایمان و کفر جایش در قلب است اما آنچه در زبان جاری می‌شود و در روابط اجتماعی وجود دارد اسلام به معنای تسلیم است. در همین آیه از سوره حجرات آمده: آنهایی که ایمان نیاوردند اگر خدا و رسولش را اطاعت کند، در اجر و مزدشان و در توزیع منابع قدرت برای آنها هیچ کم نمی‌گذاریم. کما اینکه این‌گونه شد در تمدن اسلامی. ابوسفیان مومن و مسلمان نشد، اما خود و فرزندانش در راس قدرت آمدند. چه کسی می‌گوید که خالد بن ولید با آن همه جنایتهایش ایمان آورده بود؟ ایمان نیاورده بود اما سردار سپاه اسلام شد. من این مبنا را در اندیشه امام صدر می‌بینم. این استاد حوزه و دانشگاه همچنین به لزوم عدم تفتیش عقیده برای برخوردار کردن شهروندان از حقوق اجتماعی اشاره کرد و گفت: به نظر من در زمان فعلی ما در دنیایی که زندگی می‌کنیم باید این را از قرآن برداشت کنیم که ایمان و کفر امری است قلبی و در حقوق شهروندی اثری ندارد. در روابط شهروندی ایمان و کفر اثری ندارد. آنچه اثر دارد اطاعت خدا و پیغمبر یعنی عمل به مقررات اجتماعی است. اگر از نظم کشور پیروی و رعایت کنیم و قوانین را نشکنیم این اطاعت خدا و پیغمبر است در مقابل ایمان قلبی. محقق داماد اضافه کرد: ما باید آنچه که امام موسی صدر آغاز کرده در بحث آموزش و پرورش پیدا بکنیم. ما بچه‌ها را به دیگری پذیری عادت دهیم. به آنها آموزش دهیم که همه ذیحق هستند و همه شهروند یک کشور هستند. دشمنی و عداوت را در دل بچه‌ها نکاریم و این شیوه امام صدر است. ایشان به کشوری رفت به نام لبنان که پیروان چند تا دین و مکتب در آنجا وجود دارد و این عالم شیعی همه را به دور هم گرد آورد. او با همه گفت‌وگو می‌کرد و همه را می‌پذیرفت. این روند را اگر از دوره دبستان به فرزندانمان آموزش ندهیم بیان آنها در بزرگسالی فایده ندارد. ما در دانشگاه‌ها آب در هاون می‌کوبیم. اگر شما در آموزش و پرورش بچه‌ را در کودکی آموزش دهید که تو فقط تنها نیستی و دیگری با هر عقیده‌ای دارای حق است و باید به او و کرامتش احترام بگذارید، بعدها جامعه بسیار به مراتب بهتری خواهیم داشت. محقق داماد اندیشه شیعی را اندیشه‌ای مایل به دیگری خواند و اضافه کرد: شهید ثانی از بزرگان شیعه در منطقه جبل عامل بود، می‌گوید که حتی وقف کردن بر یهودی و زرتشتی هم درست است چرا که اینها نیز بنده خدا هستند و انسان کریم است. این مورد را من در کتاب جدیدم آوردم و بحث کرده‌ام که آخوند خراسانی نیز این تفکر را داشت. ما باید در آموزش و پروش باید تفکر دیگر پذیری را رواج دهیم. ما مجاز نیستیم تا دیگران را تفتیش قلبی کنیم به ما چه که در قلب او چه می‌گذرد؟ باید فقط مواظب باشیم از قوانین تخطی نشود. ما باید این درس را از امام موسی بگیریم و درخت دوستی را بنشانیم و درخت دشمنی را برکنیم که رنج بی‌شمار آرد. تنظیم سندهای تربیتی آموزش و پرورش بر اساس آموزه‌های امام صدر ذوعلم نیز در بخشی از سخنان خود گفت: من یکی از مریدان امام صدر بوده‌ام، هستم و خواهم بود. ایشان به عنوان یکی از شاگردان برجسته مکتب امام صادق، ۲۰ سال قبل از پیروزی انقلاب مهاجرت در راه خدا را بر ماندن در یک فضای آرام ترجیح داد و پایه گذار یک سنت در دوره ما شد. ما در مورد پاسداشت بزرگان کم می‌گذاریم و قدرناشناسی می‌کنیم و گاهی هم چون بزرگان ما ذو مراتب هستند از وجوه مختلف آنها غفلت می‌کنیم. اگر شخصی از خارج به ایران آمده بود و حتی مدرسه ای کوچک راه اندازی کرده بود، ما چقدر از او تجلیل می‌کردیم. وی افزود: اینکه عالمی شیعی در شرایط سخت به کشوری رفته که درگیری‌های فرقه‌ای، فقر و فلاکت و مشکلات شیعیان را دارد و در وسط معرکه آتش بذری می‌پاشد که آن بذر امروز بارور شده است. تفکر اصلاحی، سیاسی، اقتصادی و معنوی امام صدر برکات بسیاری برای جهان اسلام داشته که ما امروز آن برکات را در جهان اسلام می‌بینیم. حجت‌الاسلام ذوعلم ادامه داد: امام صدر به همراه امام خمینی، آیت‌الله خامنه‌ای و آیت الله سیستانی شناسنامه جهان اسلام هستند. حال اینکه عده‌ای متشابهات را در زندگی امام صدر مطرح می‌کنند و از دیدن حقایق و محکمات سیره او سرباز می‌زنند. ما باید افتخار کنیم که یک ایرانی به کشوری رفته که هرچند در جغرافیای ایران نیست اما پاره‌ای از جهان اسلام است و می تواند این کشور را از ذلت به عرش برساند. ذوعلم درباره نگاه امام صدر به تربیت نیز چنین اشاره کرد: در حوزه تربیتی نیز این مرد بزرگ به ریشه‌های اسلام ناب محمدی پیوند خورده است. نگاه ایشان فطرت گرایی توحیدی است و هویت ساز است، یعنی امروز اگر ما نوشتیم تربیت باید هویت ساز باشد، امام صدر نیز هویت را در لبنان احیا کرد. نگاه امام صدر نگاه امیرکبیر و نگاهی است که رهبری در گام دوم انقلاب ترسیم کرد. سبک تربیتی امام موسی صدر برای مدارس امروز ما برای معلمان و مدیران ما سرمشق است و به این نکته توجه کنیم که آن سعه صدر تربیتی بدون کوتاه آمدن از مواضع الهی است. ما یا دچار تحجر و اخباری گری می‌شویم یا دچار غرب زدگی. اما سبک امام صدر که توانست امتی را احیا کند سرمشق ماست و امیدوارم بتوانیم سندهای تربیتی آموزش و پرورش را بر اساس این سبک بنویسیم.     ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 19 Feb 2019 10:36:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272131/آیت-الله-محقق-داماد-کتاب-خدا-اجازه-تفتیش-عقیده-نمی-دهد بدن به منزله برساخته‌ای اجتماعی و نمادین http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271928/بدن-منزله-برساخته-ای-اجتماعی-نمادین خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- زهره روحی، انسان‌شناس: بدن، مکان و زمانی است که جهان می‌تواند از خلال آن به قالب انسانی درآید که در خاص بودگی تاریخِ شخصی خویش، در خاک اجتماعی و فرهنگی خود فرو رفته است که در آن ریشه‌ها و روابط خود با دیگران و با جهان را بروز می‌دهد. «لو بروتون، جامعه‌شناسی بدن، ص52» داوید لو بروتون، جامعه‌شناس و انسان‌شناس فرانسوی، در کتاب کم حجم اما با ارزش خود، تحت عنوانِ «جامعه‌شناسی بدن»، با زبانی آسان و بی‌تکلف، خواننده را در برابر مجموعه‌ای از نگرش‌ها درباره «بدن و بدنمندی»، قرار می‌دهد. شاید بتوان گفت مهم‌ترین دستاورد این کتاب برای مخاطب، درک از «برساخته بودنِ» فضای تعاملاتی و اندیشِگی گفتمان‌های مربوط به بدن و بدنمندی است؛ لو بروتون نشان می‌دهد که هر چند «طرح و بازنماییِ» گفتمان‌های مربوط به «بدن و بدنمندی» به دهه 60 میلادی (1960) و مباحث فمنیستی ارجاع داده می‌شود، اما در بسیاری از نظریه‌های کلاسیک و یا حتی در پژوهش‌های مردم‌شناسانه فی‌المثل لینهارت، می‌توان به گونه‌ای ضمنی از نحوه درک نسبت به بدن و بدنمندی با خبر شد. اگر در اندیشه متفکران کلاسیکی همچون «دورکیم»، بدن دغدغه‌ای برای پزشکی یا زیست‌شناسی به شمار می‌آمد تا برای جامعه‌شناسی، در جامعه جماعتیِ کاتاکی، بدن چیزی منفک از جهان پیرامونی نیست. جهان و بدنی که نامشان را از هستیِ گیاهی می‌گیرند. لو بروتون می‌نویسد: «لینهارت نشان می‌دهد که درون یک جامعه جماعتی، واژه‌ای برای اطلاق به اندام‌ها و خودِ بدن وجود ندارد. مجموعه اسامی اجزای ترکیبی آنچه ما «بدن» می‌نامیم، از حوزه گیاهی وام گرفته شده‌اند. اندام‌ها یا استخوان‌ها که به‌نظر ما به همین مفهوم می‌آیند در این جامعه، دارای نام میوه‌ها، درختان و غیره هستند. هیچ گسستی میان «گوشت و استخوانِ» جهان و گوشت و استخوان انسانی وجود ندارد. امر گیاهی و امر زنده انسانی در رابطه‌ای قرار می‌گیرند که به بسیاری از خصوصیات جامعه کاتاکی حیات می‌بخشند. حتی نام "بدن" ـ کارو ـ در این فرهنگ، در واقع به یک ساختار، به یک جوهر اطلاق می‌شود که به صورتی یکسان در مورد سایر اشیا نیز به کار می‌رود» (ص42).             اگر درک جماعت کاتاکی، از خود و جهان و چیزها بر وحدت و یگانگیِ متعهد به سرنمونِ ابتدایی و قومی خویش است تا جایی که حتی «نامی» برای تعیین «فردیت» خود ندارند، نقطه مقابل آن را می‌توان در تفکر دکارتی دید؛ که در کلیتّش تلاش عظیمی است در جهت دست‌یابی به «منِ تعقلی»؛ تا جایی که ناگزیر به انفصالِ «بدن» از وجودِ اندیشنده و تعقلی می‌شود. بدین‌سان با تصویری در دو سوی یک طیف روبه‌رو می‌شویم. چنانکه یکی تمثیلی است از جهان شاعرانگی بهشت، و دیگری از نخستین آیین قربانیِ «بدنِ انسانی» در پیشگاه عقل؛ اما علی‌رغم تمامی تفاوت‌هایی که بین هر دو سوی طیف وجود دارد، این «بدن مندی» است که در هر بار به یگانه صحنه بازنماییِ انسان در جهان تبدیل می‌شود.   در جامعه کاتاکی، هنوز انسان از جهان پیرامونیِ گیاهی خود جدا نشده است و برخلاف آن، در اندیشه دو انگارِ («ذهن و بدن») دکارتی، خواست جنون‌آمیزِ دست‌یابی به تعقلِ محضِ فارغ از جهان تجربی است که باعث می‌شود، «بدن» به‌مثابه وضعیتی مقهور به نظر رسد. در تأویل و تفسیر کاتاکی از خود و دیگری و جهان، این رابطه اجتماعی و فرهنگیِ مبتنی بر پیوستارهای متعهدانه و وفادار به سرنمونه‌ای تاریخی و قبیله‌ای است که نحوه درک را آن‌گونه که لینهات به تفسیر و توصیفش پرداخته، هدایت می‌کند. در مورد اندیشه جدایی‌طلبانه دکارتی، باز هم به نوعی دیگر، شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره مبتنی بر رونق علم و پیشرفت‌های مکانیکی است که می‌توانسته سهمی بزرگ در الهام و انتخاب روش دکارت و یا دو انگارهایی چون او داشته باشد. دقت شود اصلا بحث‌مان این نیست که روش دکارت را، به تمامی متفکران آن عصر تعمیم دهیم و به دست خود دامی جبرگرایانه در برابر بحث بسازیم. منظور فقط این است که ضمن توجه دادن به انضمامی بودن تفاسیر، تأکیدی باشد در «برساخته بودن» انواع قلمروهای مربوط به «بدن و بدنمندی» و همین تأکید است که لو بروتون در اشکال گوناگون به توضیحش پرداخته است. چیزی که می‌تواند با انبوهی از تفاسیر همراه شود. و برهمین مبنا است که لو بروتون با توجه به برساختنی بودنِ واقعیت عینی بدن، (به بیانی ساده‌تر، عدم باور به ذاتمند بودنِ بدن «برای خود»؛ یعنی بدنی که بتواند مستقل از برساخت‌های فرهنگی و اجتماعی وجود داشته باشد)، بر «مفهوم تخیلی» بدن تأکید می‌کند. وی می‌نویسد: «آن‌ها [جامعه‌شناسان] باید همچنین خصوصیت برساخته بودنِ به اصطلاح «واقعیت عینی» بدن و معانی متکثری که با این مفهوم پیوند خورده‌اند را نیز در خاطر داشته باشند. مفهوم «بدن» یک تخیل است؛ اما یک تخیل که به صورت فرهنگی عمل می‌کند و زنده است (البته به شرط آنکه این تخیل از کنشگر جدا نشود و بنابراین به شرط آنکه کنشگر به‌مثابه یک بدنمندی در نظر گرفته شود ) ...» (ص 49) با آموزه‌ای مواجه‌ایم که به‌جای باور ذاتمندانه و مستقلِ امر «بدن و بدنمندی» از بستر فرهنگی و اجتماعی و تاریخی، بر «رابطه‌مندی» بدن و قلمروهای فرهنگی، اجتماعی، مکانی، و تاریخیِ منضم به آن تأکید دارد. نکته جالب اینجاست که براساس همین آموزه، لو بروتون می‌تواند تا آنجا پیش رود که به توهم‌زدایی از تمامی پنداشت‌هایی از این دست برسد. او حتی سراغ پزشکی می‌رود و آن را علمی معرفی می‌کند که اصرار به انحصار داشتنِ «حقیقت» بدن و بدنمندی در قلمرو خود است؛ لو بروتون درخصوص روش انحصارگرایانه پزشکی و زیست‌شناسی خطاب به جامعه‌شناسان می‌نویسد: «جامعه‌شناسی نباید، خود را در مقابل یک گفتمان پزشکی ببازد که مدعی است، حقیقت درباره بدن و بیماری را در انحصار خود دارد، یا در برابر زیست‌شناسی که اغلب در پی یافتن ریشه رفتارهای انسانی در ژنتیک است» (ص 53) اما باید توجه داشت که لو بروتون با این گفته درصدد انکار گفتمان‌های پزشکی یا زیست‌شناسی نیست بلکه در مقام جامعه‌شناس، به وظیفه خود عمل می‌کند: اینکه گفتمان پزشکی و یا زیست‌شناسی را به‌عنوان یکی از انواع گفتمان‌ها درباره بدن و بدنمندی معرفی کند. ضمن آن که خواستار آشکار کردن خصلت فرهنگیِ «جهانشمول سازی» علم پزشکی در دانشگاه‌های غرب است: «پزشکی و زیست‌شناسی نیز گفتمانی را درباره بدن پیشنهاد می‌کنند که قاعدتا قابل انکار نیست و از لحاظ فرهنگی مشروعیت دارد. اما هر دو در دانشی مشارکت دارند که به دانشی از نوع دیگر تعلق دارد، یعنی در پی جهانشمولیتی است که در دانشگاه تدریس می‌شود و عملکردهای نهاد پزشکی یا پژوهش از آن حمایت می‌کند، اما این انحصار «حقیقت» درباره بدن، از جانب پزشکی‌هایی که بر سنت‌های مردمی و متفاوت در هر فرهنگ یا دیگر سنت‌های دانش اتکا دارند، به چالش کشیده می‌شود (طب سوزنی، هومیوپاتی، کنش دستی، پزشکی آیورودایی (پزشکی سنتی و باستی هند) و غیره». (ص 52) بنابراین مسأله، به‌هیچ وجه انکار دانش پزشکی و یا زیست‌شناسی مورد تأیید فرهنگ جوامع غربی و یا فی‌المثل جامعه ایران نیست، بلکه مسأله صرفاً توهم‌زدایی از وضعیتی است که به متخصصان پزشکی غربی و یا مردم جوامع غربی و ملل دیگر، این تصور را القا می‌کند که اولاً دانش پزشکی انحصار حقیقت بدن را در اختیار خود دارد و همچنین نگرش انتقادی به ترویج این ذهنیت که  علم دانشگاهی و پزشکی غرب است که دارنده انحصار «حقیقتِ بدن» در جهان است. به بیانی بدون اینکه به انکارشان بپردازد هر دو را گونه‌هایی از انواع  قلمروهای تخصصی درباره بدن و بدنمندی می‌داند؛ با اقدام جامعه‌شناسانه‌ای مواجه‌ایم که به قصد ساختارشکنی از قدرت نهفته و انحصارطلبِ پزشکی و زیست‌شناسی، پا به میدانِ گفتمان‌های تخصصی ـ دانشگاهیِ مورد دغدغه جوامع مدرن و غربی (و یا تابع آن) گذاشته است. اقدامی که به لحاظ پیشینی می‌توان آن را در تحلیل‌های ساختاریِ فوکو از «قدرت و انتقال و جابه‌جاییِ آن به سازوکارهای روزمره» دید. سازوکارهای روزمره‌ای که به‌واسطه نظم یافتگیِ فرهنگی و اجتماعی‌شان، معمولا غیرقابل رؤیت می‌شوند. و از قضا لو بروتون، برای نشان دادن کنترل سیاسی بدن، از نگاه فوکو در فصل ششم کتاب خود (حوزه‌های پژوهش، بدن در آیینه امر اجتماعی) به نگرش‌هایی از این دستِ فوکو استنادهای بسیار جالبی دارد که به آن خواهیم پرداخت، اما در حال حاضر شاید بهتر باشد به جای تفسیرِ مستقل اندیشه فوکو از «بدن و بدنمندی»، از آموزه‌های وی (که در همین کتاب آمده) در جهت درک شفاف تر اندیشه «توهم‌زداییِ جهانشمولیت» موردنظر لو بروتون استفاده کنیم. ضمن آنکه شاید بدین‌گونه درک اندیشه فوکو هم راحت تر شود. باری، خوانش فوکو  به ما یاری می‌دهد تا «دانش هدفمندانه تولیدِ جهانشمولیت» را به منزله «استراتژی»ای بفهمیم که توسط «قابلیت‌ها، مانورها، تاکتیک‌ها و کارکردها» (ص 118) در دانشگاه‌ها و یا نهادهای درمانی و بهداشتیِ حامی آن به ظهور می‌رسند؛ به‌طوری که می‌توانند بدون نیاز به روش‌های خشنِ قرون وسطایی و یا پیشامدرنیِ «اطاعت و مطیع‌سازی»، به سلطه غیرملموس و غیر علنی دست ‌یابند. در چنین وضعیتی، با نظامی از روابط و تحمیل گروهی از هنجارها مواجه‌ایم. اما به محض آنکه همچون لو بروتون، موفق به درکِ فرایندِ دانشِ جهانشمول در دانشگاه‌ها شویم (یا به بیانی آن را برای دیگران رؤیت‌پذیر کنیم)، در قلمرو خوانش فوکو از قدرت قرار می‌گیریم؛ چنانچه فوکو می‌گوید: «در مجموع باید پذیرفت قدرت نه با تصاحب آن، بلکه با اِعمالِ آن، تحقق می‌یابد، که قدرت نه یک امتیاز است که به دست بیاید و نه امتیازی که یک طبقه اجتماعی حفظش کند، بلکه از مجموعه موقعیت‌های استراتژیک آن متأثر است» (ص 118) لو بروتون نیز به تحمیل گروهی از هنجارها اشاره می‌کند: «قدرت، امتیازی نیست که از این دست به دست دیگر، همچون یک ابزار انتقال یابد، بلکه نظامی از روابط، و تحمیل گروهی از هنجارهاست» (ص118) بدین ترتیب به یاری لو بروتون، با سازوکارِ غیر واقعیِ «جهانشمولیت» در دانشگاه‌ها روبرو می‌شویم که اقتدارِ کاذب خود را از استراتژی و قدرت مانورش در قلمرو عمومی و یا تخصصی می‌گیرد؛ به‌واسطه همین مانور است که می‌تواند همواره خود را در نظمی تکرار شونده تداوم ‌بخشد. اما اقتدارهایی از این دست، فقط مربوط به نظام دانشگاه‌ها و آموزش عالی نیست، بلکه به قول فوکو می‌توان آن را در نظام آموزش مدارس (ابتدایی و متوسطه)، ارتش و کارگاه‌ها و بیمارستان‌ها نیز مشاهده کرد (ص 119) هر چند لو بروتون بر این باور است که نتیجه‌گیری فوکو از قدرت، چشم‌انداز مارکسیستی را زیرورو می‌کند (ص118)، اما اگر در نظر داشته باشیم که فوکو در تحلیل‌های خود از نظام‌های فرهنگی و اجتماعیِ وضع موجود  گذر نکرده است، - که مسلماً این وضع موجود همانا استراتژی‌های برخاسته از نظام نئولیبرالی است- و بلکه برعکس با نگرشی انتقادی و افشاگرایانه به قلمروهای آن وارد شده است، (فی‌المثل آنجا که به نظام دانشگاهی به عنوان بستری فرهنگی ـ اجتماعی با قابلیت‌های دارای مانور استراتژیک و تاکتیکی و کارکردی نگاه می‌کند)، می‌توان گفت که اتفاقا این اندیشه فوکو، برای نگرش‌های مارکسیتی، فرصت مناسبی است  تا مسیر و افق تازه‌ای در تأملات خود بگشایند و به طرح مسائلی بپردازند که مسلماً برآمده از عصر و زمانه امروز است. لو بروتون برای بیان اندیشه فوکو درباره بدن، در وهله نخست به کتاب نظارت و تنبیه (1975) مراجعه می‌کند و می‌‌نویسد: «فوکو در این کتاب که بدن در آن در قالب عاملی ارزشمند در ظهور سازوکارها و بهانه‌ای برای ارائه تحلیل قدرت در جوامع مدرن، مطرح است، به زندان به‌مثابه «شکل متراکم و ریاضت‌وار همه انضباط‌ها» اشاره می‌کند. وی از خلال پژوهشی دقیق نشان می‌دهد انضباط‌ها در طول قرون هفدهم و هجدهم میلادی به‌مثابه اشکالی از سلطه با هدف ایجاد کارایی و اطاعت در کنشگران اجتماعی از خلال دغدغه ظریفِ سازماندهی به بدنمندی، به وجود می‌آیند. افزایش نیروی بازده و جلوگیری از امکانات شخصی مخالف، الزام‌های نرم و کارایی که بر حرکات و موقعیت‌های بدنی اعمال می‌شوند، جهت‌گیری‌هایی هستند که همراه با یکدیگر به انضباط، قدرت عمل و کنترل می‌دهند. به نظر فوکو «کالبدشناسی امر خُرد» که این سازوکارها را تشکیل می‌دهد، نه فقط در سازمان یافتگی نظام زندان بلکه همچنین در مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، ارتش و کارگاه‌ها نیز دیده می‌شود. کنترلِ فعالیت، ایجاب می‌کند کاربرد زمان کنشگران مربوط به آن، تدوین حرکتی اعمال این کنشگران تا ریزترین روابط میان بدن و حرکات نیز کنترل شوند تا به بالاترین بازده رسند. این دغدغه‌ای است که به استفاده دقیق از کاربردها مربوط می‌شود، اینکه هیچ چیز به حال خود رها نشود و همه منابع فیزیکی و اخلاقیِ کنشگر به زیر کنترل قرار گیرند. الگوی انضباطی با این هدف دنبال می‌شود که از طریق سلطه کامل بر بدنمندی آن‌ها، انسان‌ها را به بالاترین حد سودمندی و اطاعت رساند. این الگو شکل آرمانی خود را در شفافیت بدنی می‌یابد و آمادگی دارد در صورت لزوم حتی نگهبانان مراقب نظم را از میان بردارد» (صص 118 ، 119). توصیفی که لو بروتون از تأملات انتقادی فوکو درخصوص الگوی انضباطیِ بدنمندی ارائه می‌دهد، برای نگرش‌های مارکسیستی بسیار جالب و آشنا با پیش فهم‌هایشان است. لو بروتون به نظریات پی‌یر بوردیو نیز درباره «بدن و بدنمندی» توجه کرده است. در این باره، او  بوردیو را جامعه‌شناسی معرفی می‌کند که سلیقه‌ها و عادت‌واره‌های گروه‌های اجتماعی را در پیوند با طبقه اجتماعی‌شان دیده و توصیف کرده است. این را هم بگوییم که بوردیو، سوای این نظریه که در کتاب «تمایز» تماماً بدان پرداخته، نظریات بسیار جالب و قابل توجهی دارد (به‌عنوان مثال درخصوص میدان‌ها، و سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی، نمادین و اقتصادی و دیگر مباحثی که به تنش بین گروه‌های اجتماعی فی‌المثل جوانان و سالمندانان و... پرداخته است) اما لو بروتون در کتاب جامعه‌شناسی بدن، بنابر اقتضا، تنها به اندیشه بدن و بدنمندیِ او می‌پردازد و با نقلِ عبارتی از وی بحث خود را آغاز می‌کند: «بدن، آشکارترین شکل عینیت یافتن سلیقه طبقاتی است» و یا «عادت‌واره‌های بدنی به معنای به صحنه درآمدن عادت‌واره‌های گسترده‌تری هستند که مشخص‌کننده رفتارهای خاص مجموعه "کنشگران" یک طبقه اجتماعی هستند. عادت‌واره‌ها فرمولی است که رفتار و بازنمودهای پیوند خورده به طبقه را ایجاد می‌کند (ص 120). لو بروتون ضمن تأکید بر منابع مارکسیستیِ اندیشه بوردیو، به معضلی اشاره می‌کند که خواهی نخواهی گریبان‌گیرِ طبقاتی دیدن «عادت‌واره‌ها و سلائق» می‌شود. مشکلی که ناخواسته این نظریه را در دام جبرگرایی می‌اندازد. چرا که علیرغم تشخیص بوردیو در برساختگی فرهنگی و اجتماعیِ بدن و بروز عینیات آن، با طبقاتی کردن سلائق و عادت‌واره‌ها، راه را بر تحلیل کنش و کنشگر‌های غیررسمیِ حاشیه‌ای‌ها (بخوانیم زیرزمینی‌ها) می‌بندد. چیزی که هر چند سهواً از سوی بوردیو انجام می‌گیرد اما برای نظریه‌اش هزینه بسیار سنگینی به بار می‌آورد؛ چرا که خوانشی را به وجود می‌آورد که در آن هستی اجتماعی و رابطه‌مند کنشگر در چارچوب تقلیل‌دهنده‌ای تعریف می‌شود که معمولا قلمروهای رسمیِ صاحب اقتدار در هر جامعه‌ای سعی در انکار آن دارند. به هر حال لو بروتون تحلیل بسیار جالبی از این جبرگرایی دارد و می‌نویسد: «منطق اقتصادی حاکم بر "ساختارگرایی انتقادی" بوردیو و جبرگرایی اجتماعی که وی در رفتارها مشاهده می‌کند، جایی برای نوآوری یا تخیل کنشگران باقی نمی‌گذارد. این رویکرد، کنشگران را اسیر بازتولید عادت‌واره می‌کند و به نظر می‌رسد چندان توجهی به موقعیت جامعه‌ای که در آن یگانه شکل تداوم، اشکال موقت است و پیش‌بینی ناشده‌ها اغلب بر آنچه محتمل است، سبقت می‌گیرند، ندارد. مسأله‌ای که برجای می‌ماند، مسأله تغییر است، مسأله انسان و نه صرفاً «عامل» بلکه یک «کنشگر» فعال در هستی خود و در امر اجتماعی» (ص 122) و اما لو بروتون درباره تحلیل بودریار از بدن و بدنمندی می‌نویسد: «ژان بودریار در میدان دستکاریِ نشانه‌هایی که مصرف را مشخص می‌کنند، بدن را «زیباترین شیء» نشان می‌دهد. و به نقل از بودریار ادامه می‌دهد «کشف دوباره بدن، پس از یک هزاره تقواگرایی، خود را در قالب آزادسازی فیزیکی و جنسی بدن، حضور همه جانبه آن در تبلیغات مُد، فرهنگ توده‌ها یا کیش بهداشت، رژیم‌های غذایی، درمان، وسواس جوانی، شیک‌پوشی، مردانه / زنانه، آرایش، رژیم‌های غذایی، رفتارهای مقدس مرتبط با آن اسطوره لذت که احاطه‌اش می‌کند، همه و همه گویای آن هستند که بدن به موضوع رهایی بدل شده است» (ص 122،123) لو بروتون در برابر تصویری که بودریار از زهدشکنی افسارگسیخته و خودشیفته ارائه می‌دهد، پیام مصرف‌گرایی بدن، به‌مثابه شیء را به مخاطب بودریار انتقال می‌دهد. آن هم شیئ که قرار است زیباتر از همه اشیاء پیرامون خود باشد. اصلا هدفی که در این رویکرد مصرف‌گرایانه نسبت به بدن دنبال می‌شود، «زیبا و زیباتر کردن بدن، به‌مثابه شیء است». بنابراین براساسِ «کارکرد زیبایی» است که «ارزشگزاری و مبادله نشانه‌ها» انجام می‌گیرد (ص 123) آن هم در بازار بسیار گسترده همواره در حال توسعه «وسایل آرایش و طراحی بدن»؛ در این جهانِ فاقد هویت و آرمان که همه چیز در آن به شیئ قابل مصرف تبدیل شده است، «فرد با تغییر بدن خود در آرزوی آن است که هستی‌اش را دگوگون کند؛ یعنی احساس هویت خویش نسبت به بدنی که برایش از کار افتاده می‌نماید. بدین ترتیب بدن دیگر تجسم غیرقابل تقلیلی از خود نیست، بلکه یک برساخته شخصی است، یک شیء گذرا و قابل دستکاری که می‌توان بارها و بارها بنابر تمایل فرد تغییرش داد» (ص 123) وانگهی این مطلب را هم باید افزود که در حال حاضر این دستکاریِ «روی آورانه» به بدن خاص زنان نیست، بلکه (چنانچه قابل مشاهده است، به دلیل جهانِ تُهی شده از معنا) مردان نیز درگیر آن هستند (124) اکنون به دو دیدگاهی درباره بدنمندی خواهیم پرداخت که هرچند لو بروتون در آغاز کتاب خود، آن‌ها را تحلیل کرده است؛ اما ما، اولا به دلیل نشان دادن حضور مشارکت‌آمیز گفتمان مارکسی درباره «بدن و بدنمندی» در عصر حاضر (توضیح خواهیم داد) و دوم برای آشکار کردن پیوند و خویشاوندی «جهانشمولیتِ» مورد نظر لو بروتون و دیدگاه‌های به اصطلاح علمی بیولوژیست‌ها در عصر گذشته، تا این لحظه، بررسی هر دو را به تأخیر انداخته بودیم. در آغاز کتاب جامعه‌شناسی بدن، لو بروتون دیدگاه‌هایی را بررسی می‌کند که به‌طور ضمنی به «بدن و بدن‌مندی» پرداخته‌اند؛ البته گونه‌هایی که وی ارائه می‌دهد، بیشتر از تعدادی است که ما در اینجا به آن خواهیم پرداخت. نخستین آن‌ها نگرشی انقلابی و ضد وضع موجود سرمایه‌داری و رونق کارخانه‌های صنعتی در قرن نوزده است. رویکردی که زاده عصر صنعتی و شکوفایی سرمایه‌داری بود و کارشان رشد آگاهی خوانندگانِ زمانه خود از شرایط ناگوار زندگی طبقه زحمت‌کش بود؛ تا آن‌ها را بر علیه وضع موجود زمانه‌شان به کنش انقلابی فرا بخواند. و اما نکته با ارزش و مهمی که در بررسی و تحلیل لو بروتون وجود دارد، این است که با آشکار کردن درکی که در دیدگاه‌های انقلابی و مارکسیستی آن عصر نسبت به «برساخته بودنِ فرهنگی و اجتماعیِ بدن و بدنمندی» وجود داشته، دریچه‌ای به علت تداوم اندیشه‌های مارکسیستی در جهانِ نئولیبرالیستیِ امروز می‌گشاید. چنانچه می‌نویسد: «به نظر ویلرمه، بوره، مارکس و انگلس، بدن به خودیِ خود و به صورت ضمنی یک داده فرهنگی بود. شرایط کارگری که آن‌ها به خوانندگانشان عرضه می‌کردند، تحلیل صریحی از کارکرد اجتماعی‌ای بود که تمایل به تغییر آن مطرح می‌شد» (ص25). و همچنین این مسأله را مطرح می‌سازد که «انگلس در کتاب خود تصویری از موقعیت طبقه کارگر در انگلستان ترسیم می‌کند. مارکس در کتاب سرمایه (1867) تحلیلی کلاسیک از موقعیت بدنی انسان در کار ارائه می‌دهد. این مطالعات پی فوریت‌های دیگری به جز یافتن ابزارهای اندیشه به بدن به صورت روشمند بودند، اما در آن‌ها هم با نخستین شرایط یک رویکرد جامعه‌شناسانه به بدن روبرو هستیم. در واقع این رویکرد موضوع را به‌مثابه یک ماهیت که صرفاً از لحاظ بیولوژیک بتوان آن را شناخت، در نظر نمی‌گیرد، بلکه آن را قالبی می‌داند که در میان کنش اجتماعی شکل می‌گیرد» (ص24، 25؛ تأکید از من است). بدین ترتیب لو بروتون مخاطب عصر حاضر را در برابر دیدگاه انقلابی جهان در قرن نوزده قرار می‌دهد و با طرح مسأله برساختگی اجتماعی و فرهنگی بدن و بدنمندی نزد آن متفکران انقلابی، رابط بین آن‌ها و مخاطب امروزی می‌شود. آن هم نه فقط به صِرف شرایط به شدت ناگوار و فاجعه‌آمیز اقشار زحمتکش و یا کثرت جمعیت فرودستانِ نَود و نُه درصدی در جهان نئولیبرالیستی امروز؛ بلکه به لحاظ «نظری» هم، متفکرانی همچون مارکس و انگلس رغم اینکه جزو کلاسیک‌ها به شمار می‌آیند، اما به دلیل اِشراف و آگاهی‌شان از برساخته بودنِ فرهنگی و اجتماعیِ شرایط زیستِ انسان‌ها در جهان، هم‌ردیف متفکران علوم انسانی و اجتماعیِ عصر حاضر قرار می‌گیرند. و با وام گرفتن از نظریات آن‌ها می‌توان همچون بسیاری از متفکران مدرنیته متأخر به نقد اندیشه‌های استعماریِ مبتنی بر توهمات «جهانشمولیت»ها و «انحصارطلبی»ها پرداخت. باری، لو بروتون با تبیین نگرش جهانشمولیت ـ که می‌توان آن را به منزله نسل جدیدی از پروژه‌های استعماری دید ـ، قدم بزرگی در مسیر ساختارشکنانه «مدرنیته متأخر» برمی‌دارد. ضمن آنکه وی در همان ابتدای کتاب به پژوهش‌های اشاره می‌کند که از سوی بیولوژیست‌های عصر گذشته (جمجمه‌شناس‌ها و چهره‌شناس‌ها) ارائه شده است؛ که البته با توجه به روش هدفمندانه نژادپرستانه‌شان، می‌توان آن را نخستین کوشش‌های علمی در پیش بردن اهداف استعماری دید.   به واقع با دیدگاه‌هایی مواجه‌ایم که خصوصیت بارز آن‌ها باور داشتن به جبر بیولوژیکی در تعیین هویت انسان‌ها بود. اینان با توسل به تصورِ ذهنی و غیر واقعیِ چیزی به نام «تولیدات طبیعی و بیولوژیکیِ طبقه‌بندی شده» یعنی اصراری متقلّبانه در وجود عینی این طبقاتِ طبیعی، بر این باور بودند و آن را ترویج می‌کردند که از طریق به اصطلاح مشاهدات علمی خود، می‌توانند به شناسایی نژاد برتر پی ببرند. در واقع این دیدگاه نقطه مقابل نگرش‌های مارکسی است. به هر حال لو بروتون درباره بررسی اینان از بدن و بدنمندی می‌نویسد این گروه این فکر را مطرح می‌کنند که «شرایط اجماعی، محصول مستقیم بدن است» (ص 25). به بیانی اینکه گروهی در فقر و نکبت دست و پا می‌زنند و جهت ادامه زندگی، به انواع بزهکاری و دردمندی آلوده می‌شوند، نتیجه ویژگیِ بیولوژیکی آن‌هاست. چیزی که لو بروتون آن را «تخیلی بیولوژیکی» می‌داند سندی برای محکومیت فرد. «خصوصیات یک انسان از ظاهر چهره یا اشکال بدنش استنتاج می‌شد. بنابراین بدن به‌مثابه نوعی بروز اخلاقی باطن در نظر گرفته می‌شد و تصور می‌شد کسی را یارای گریز از ظاهر فیزیکی‌اش نیست. بدن به نشانه‌ای بدل شد که اغلب گواهی بر اتهام حاملش بود. انسان در برابر این "طبیعت" که به او تجسم می‌بخشید، بی‌سلاح به نظر می‌رسید؛ ذهنیت او صرفاً جلوه‌ای خاص و بی‌تأثیر بر کل موجودیتش به حساب می‌آمد» (ص 27). از دیگر موارد مطرح شده در کتاب جامعه‌شناسی بدن «خطر و ماجراجویی» است؛ خطر آفرینی‌هایی که کنشگران  داوطلبانه به دنبالش می‌روند: سرعت‌های بالا، و اهمیت یافتن بسیاری از موقعیت‌های به ظاهر خطرناک.  موقعیت‌هایی که همه ما تصویر روشنی از خطرآفرینی‌هایش داریم و در اشکال مختلف از طریق رسانه‌ها با آن آشنا شده‌ایم. و همین جاست که به گفته لو بروتون «خطر کردن» اهمیت جامعه‌شناسی پیدا می‌کند: «وقتی که حدود داده شده به وسیله نظام حس‌ها و ارزش‌هایی که میدان اجتماعی را ساختارمند کرده‌اند، مشروعیت خود را از دست می‌دهند، تلاش برای دستیابی به موقعیت‌های "حاد" اهمیت می‌یابند» (ص 130). لو بروتون، در پس تمامی خطرآفرینی‌های داوطلبانه کنشگران که گویی ارزش زندگی را در موقعیت‌های حاد می‌فهمند، جامعه‌ای را می‌بیند که «در رسالت انسان شناختی خود در جهت دادن به هستی شکست» خورده است.   کتاب جامعه‌شناسی بدن نوشته داوید لو بروتون ترجمه ناصر فکوهی به تازگی از سوی نشر ثالث به چاپ سوم رسیده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 19 Feb 2019 07:13:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271928/بدن-منزله-برساخته-ای-اجتماعی-نمادین واکاوی تفاوت خوانش امامیه و افراطی‌ها از مفهوم جهاد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272070/واکاوی-تفاوت-خوانش-امامیه-افراطی-ها-مفهوم-جهاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «جهاد یا تروریسم؛ پژوهشی کلامی و فقهی در مکتب امامیه» تالیف محمدحسین جمشیدی و کوثر طوسی مترصد بررسی یکی از بنیادی‌ترین مسائل دینی در عرصه روابط بین‌الملل و جوامع انسانی است. مسئله‌ای که در عین برخورداری از قداست و تعالی با جان و هستی انسان‌ها سروکار دارد؛ یعنی مسئله «جهاد اسلامی». این مسئله یکی از مسائل با اهمیت انسانی-اسلامی است و جزء مقدس‌ترین اقدامات و عبادات مسلمانان به حساب می‌آید؛ در حالی که در مذاهب مختلف اسلامی تفاسیر گوناگونی از آن شده است. در این میان شیعه امامیه نیز ضمن تاکید بر اصل جهاد آن را مطابق مبانی خود تعریف و تشریح می‌کند.  بنابراین آنچه در این کتاب مدنظر نگارندگان است؛ تبیین این مسئله است که با بررسی نگرش شیعه امامیه، می‌توان استنباط کرد که جهاد اسلامی یک «عمل دفاعی» برای دفع ظلم و تجاوز و رفع فتنه و فساد و نفی بی‌عدالتی و ناامنی در جهان است و با اقدامات تروریستی و خشونت‌گرایانه که در اصل حملات تجاوزکارانه و غیرانسانی است، تضاد دارد، همانگونه که مبتنی بر عدالت و اعتدال اسلامی است و از افراطی‌گری گروه‌های مذهبی مبراست. در نتیجه از منظر این مکتب، جهاد اسلامی یا دعوت برای گسترش اسلام نمی‌تواند توجیهی یا محملی برای دست زدن به ترور و کاربرد خشونت و افراطی‌گری در روابط بین‌الملل باشد. به علاوه خشونت‌گرایی، تروریسم و افراطی‌گری با ماهیت و روح مکتب تشیع امامیه که مبتنی بر عدالت، اعتدال، رحمت، مهر، آزادی و خردسلیم است، سازگاری ندارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که امامیه با تقسیم جهاد به انواع مختلف و بیان شروط متفاوت برای وجوب هرکدام، جهاد را ابزاری برای ایجاد صلح و تحقق عدالت بر روی زمین می‌داند و بر همین مبنا، تاکید می‌‌کند در دوران غیبت پیشوای منصوص الهی، جهاد تنها حالتی دفاعی دارد و نمی‌توان با کارهای مبتنی بر خشونت و تروریستی تحت عنوان جهاد اسلامی اقدام به دعوت دینی کرد. این مسئله مهم‌ترین وجه تمایز امامیه و تکفیری‌ها از تفسیر جهاد در اسلام است. نویسندگان اثر در اهمیت واکاوی نوع خوانش امامیه و تکفیری‌ها از مفهوم جهاد نیز تاکید می‌کنند: امروزه از یک سو با طرح روزافزون مسئله تروریسم در جهان و به‌ویژه جوامع اسلامی روبه‌رو هستیم و از سویی دیگر با تلاش غرب در متهم کردن مسلمانان و کشورهای اسلامی با توجه به مسئله جهاد اسلامی به حمایت از تروریسم؛ این کشورها مبارزه با تروریسم را محملی برای اقدامات غیرقانونی و سلطه‌طلبانه خود قرار داده و در تلاش‌اند تا با نسبت دادن این اقدامات به اسلام به مقاصد استعماری خود دست یابند. بنابراین ضرورت بحث علمی می‌طلبد تا به ارائه دقیق و روشنی از مفهوم جهاد در اسلام پرداخته شود.  کتاب همچنین با ذکر آیات و احادیثی روشن می‌کند که ماهیت جهاد و ذات و حقیقت آن در نزد امامیه جز دفاع و تدافعی بودن نیست. این دفاع هم ماهیت جهاد ابتدایی را در برمی‌گیرد و هم ماهیت جهاد دفاعی را. لذا، جهاد ابتدایی جز برای رفع موانع دعوت یا رفع فتنه و فساد یا تحقق عدالت و صلح و امنیت یا رهایی مستضعفان صورت نمی‌گیرد. درحالی‌که در نگرش تکفیری‌ها جهاد ابتدایی جهاد دعوت به دین و گسترش اسلام است. وجه وجوب جهاد از منظر امامیه هم این است که جهاد اسلامی موجب می‌شود مستضعفان از دست نظام‌های طاغوتی و کفر نجات یابند. در مقابل، وجه حرمت ترور که در منابع فقه سیاسی شیعه تحت عناوین محاربه (سلاح کشیدن به قصد ترساندن)، فتک (کشتن طرف در غفلت)، غدر (کشتن، تجاوز بعد از امان دادن به دشمن) آمده است، به دلیل کینه نهفته و نادانی نفرت‌انگیزی‌ است که خلاف نص صریح قانون و سنت رسول‌الله است. کتاب «جهاد یا تروریسم؛ پژوهشی کلامی و فقهی در مکتب امامیه» تالیف محمدحسین جمشیدی و کوثر طوسی در ۲۷۳ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۲۰۰۰۰ تومان از سوی انتشارات دانشگاه امام صادق علیه‌الاسلام منتشر شده است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 19 Feb 2019 06:22:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272070/واکاوی-تفاوت-خوانش-امامیه-افراطی-ها-مفهوم-جهاد مراسم هفتمین روز ارتحال محمد جواد صاحبی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272114/مراسم-هفتمین-روز-ارتحال-محمد-جواد-صاحبی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم هفتمین روز ارتحال محمدجواد صاحبی، استاد حوزه و دانشگاه و نویسنده امروز سه‌شنبه 30 بهمن ماه در شهر قم برگزار می‌شود. این مراسم امروز از ساعت 15 تا 16 و 30 دقیقه در مسجد الغدیر به نشانی قم، انتهای بلوار امین، انتهای بلوار الغدیر میزبان دوستداران آن مرحوم است.  محمدجواد صاحبی استاد حوزه و دانشگاه، شامگاه سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ دار فانی را وداع گفت. مرحوم صاحبی عضو شورای دین پژوهان کشور و رییس انجمن ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم، موسس نشریه کیهان اندیشه و مولف کتاب‌های مهمی در تاریخ اسلام و تاریخ جنبش‌های اسلامی معاصر بود. مراسم تشییع مرحوم استاد دکتر محمد جواد صاحبی از ساعت ۹:۳۰ پنجشنبه ۲۵ بهمن از مسجد امام حسن عسکری (ع) در قم برگزار می‌شود. صاحبی در سال ۱۳۳۳ به دنیا آمد. وی سال‌ها از درس خارج فقه آیت‌الله العظمی مرحوم سید عبد الکریم موسوی اردبیلی و خارج فقه و اصول آیت‌الله العظمی محمدابراهیم جناتی استفاده کرد. او در فلسفه نیز از شاگردان آیت‌الله حسن زاده آملی و مرحوم سیدجلال‌الدین آشتیانی بود. دبیری شورای دین‌پژوهان کشور، تاسیس نشریه کیهان اندیشه، تدریس در دانشگاه تربیت معلم تهران و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، بخشی از سوابق و فعالیت‌های فرهنگی و علمی محمدجواد صاحبی بود. از میان کتاب‌های منتشر شده صاحبی نیز می‌توان به «گفت‌وگوی دین و فلسفه»، «مبانی نهضت احیای فکر دینی»، «تفسیر تاریخ سرخ»، «سرچشمه‌های نو اندیشی دینی»، «نقد و تصحیح طبایع الاستبداد یا سرشت‌های خودکامگی»، «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران»، «تاکتیک‌های انقلابی سید جمال الدین اسدآبادی» و «حکایت‌ها و هدایت‌ها در آثار شهید مطهری» اشاره کرد. محمدجواد صاحبی، محقق، پژوهشگر و دین‌شناس معاصر، استاد حوزه و دانشگاه است. از جمله دیگر کتاب‌های منتشر شده صاحبی می‌توان به این موارد اشاره کرد: «اندیشه اصلاحی در نهضت‌های اسلامی»، «مبانی نهضت احیای فکر دینی»، «درآمدی بر نظام رهبری در اسلام»، «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران»، «شناختنامه تفاسیر»، «سید جمال الدین اسدآبادی بنیانگذار نهضت احیای فکر دینی»، «گفت‌وگوی دین و فلسفه» و «تفسیر تاریخ سرخ». آخرین کتاب منتشر شده مرحوم صاحبی نیز «تفسیر تاریخ عاشورا» است که همزمان با ایام عاشورای امسال (شهریور ۱۳۹۷) توسط موسسه بوستان کتاب منتشر شد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 19 Feb 2019 06:06:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272114/مراسم-هفتمین-روز-ارتحال-محمد-جواد-صاحبی-برگزار-می-شود «یک مردم شناس در مترو»؛ تلاش برای تعریف محدویت‌ها و معنای امر اجتماعی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271922/یک-مردم-شناس-مترو-تلاش-تعریف-محدویت-ها-معنای-امر-اجتماعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «یک مردم شناس در مترو» نوشته  مارک اوژه، ترجمه سپیده پارساپژوه و توسط انتشارات علمی و فرهنگی ارائه شده است. همانگونه که از نام کتاب پیداست فردی که مردم‌شناس نیز هست از تجربه زیسته خود در متروی پاریس سخن می‌گوید. بنابراین خواننده از ابتدا در‌می‌یابد که با یک خاطره‌گویی محض مواجه نیست بلکه با نگاهی مردم‌شناسانه متروی پاریس را خواهد دید. پرواضح است که کتاب برای مخاطب فرانسوی (یا آن کس که با متروی پاریس آشنایی دارد) به علت هم‌پوشانی خاطرات و تجربیات جذاب‌تر خواهد بود اما به دلیل نثر ادبی گونه و نیز نگاه مردم‌شناسانه کار، مخاطب ایرانی را نیز جذب خواهد کرد. کتاب حاوی سه بخش اصلی و یک بخش نتیجه‌گیری است. در بخش نخست، نویسنده از متروی پاریس «به عنوان راهنمای حافظه، ماشه خاطرات یا نوعی آینه جیبی» نام می‌برد.  در ادامه یادآور می‌شود که مترو و ایستگاه‌های آن چیزی بیش از قصه‌ها و خاطرات شخصی است و می‌تواند به‌عنوان مسیری اجتماعی در نظر گرفته شود. نویسنده به عنوان یک مردم‌شناس نشانه‌های متعدد دیگربودگی و تناقض در مترو را باز می‌شمارد. دیگرانی که از من آغاز می‌شود و به تمام مسافران مترو تسری می‌یابد و تناقض‌های متعدد همچون جوان/کهن که از تفاوت تفسیر نام‌های ایستگاه‌ها و اتفاقات تاریخی پیرامون آن تا شکل‌گیری عاطفه جمعی و... را در بر می‌گیرد.  بخش دوم کتاب «تنهایی‌ها» نام دارد. پرداختن به مناسک از دیدگاه متفاوت از جمله قوانین و ممنوعیت‌ها، تابلوهای نظم دهنده و حاوی اطلاعات و قوانین، آزادی فردی محدود شده با نظم اجتماعی و دموکراسی مشروط در مترو بر جذابیت موضوع می‌افزاید. نویسنده به‌عنوان یک مشاهده‌گر بیرونی واژه «تنهایی» را برای توصیف پدیده اجتماعی مترو به کار می‌گیرد. در نیمه‌های راه به شکلی هوشمندانه نویسنده مفاهیم مردم‌شناسانه را با تجربه شخصی خود می‌آمیزد و چنان با ظرافت این کار را انجام می‌دهد که خواننده را همچنان همراه خود نگه می‌دارد. در روند کتاب موضوعاتی پیرامون فضای اقتصادی مترو، فروشندگان، گدایان، افراد منزوی و به دنبال آرامش مطرح می‌شود که ما‌به‌ازاهایی در ذهن خواننده ایرانی را شکل می‌دهد و شاید به طور ناخوداگاه به تحلیل تجربه زیسته خود در مترو بپردازد. فصل پایانی کتاب «نقطه‌ای تلاقی» نام دارد. نویسنده در این بخش در تلاش است که مترو را بیش از یک شبکه بزرگ و دخمه‌های در هم تنیده منظم زیرزمینی ببیند. کاری فراتر از منوگرافی و توصیف روشمند مکان‌ها بلکه دریافتن تحولات مهم همچون تبلیغات، تصاویر، اعلامیه‌ها، فروشندگان دوره‌گرد در حوالی مترو و .... همانگونه که پیشتر اشاره شد، کتاب با جمله «یادم می‌آید»آغاز می‌شود و این کافی است که خواننده خود را برای شنیدن خاطرات نویسنده آماده کند. در روند این خاطره‌گویی کم‌کم گویی با نویسنده همراه می‌شود و در جای‌جای این تجربه زیسته خود را بازمی‌یابد. برای خواننده‌ای در شهری بزرگ و با تجربه سفر با مترو، بسیاری از فضاسازی‌ها آشناست. همانگونه که نویسنده درباره کار خود می‌گوید، هر جامعه با وجود تفاوت‌ها، متروی خود را دارد و مسیرهای خود را بر هر فرد تحمیل می‌کند، مسیرهایی که در آن رابطه‌اش با دیگران را معنادار می‌کند. معنا خواه زاده از خود بیگانگی باشد یانه، مردم‌شناس با حفظ ایده فرد، محدودیت‌ها و معنای امر اجتماعی را تعریف می‌کند. به نظر می‌رسد این کتاب راهنمای خوبی برای پژوهشگران علوم اجتماعی مخصوصاً مردم‌شناسانی است که درتلاشند زندگی روزمره را با علم اجتماعی پیوند بزنند. از نکات قابل تامل در کتاب، ترجمه روان توسط فردی آگاه به دانش مردم‌شناسی در موفقیت انتقال حس و دانش نویسنده بسیار حائز اهمیت بوده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 19 Feb 2019 05:05:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271922/یک-مردم-شناس-مترو-تلاش-تعریف-محدویت-ها-معنای-امر-اجتماعی نشست «مرجعیت علمی در علوم انسانی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272088/نشست-مرجعیت-علمی-علوم-انسانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت گروه حکمت و کلام دانشکده الهیات دانشگاه شهید بهشتی نشست علمی «مرجعیت علمی درعلوم انسانی» برگزار می شود. سخنرانان این نشست علی مرادخانی، مهدی معین زاده، عباس احمدوند و میثم سفیدخوش هستند. همچنین در این نشست پیام اختصاصی سید حسین نصر در رابطه با این نشست پخش می‌شود. نشست علمی «مرجعیت علمی درعلوم انسانی» یکشنبه پنجم اسفندماه ساعت ۱۴ در سالن صدرالمتالهین دانشکده الهیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 18 Feb 2019 12:04:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272088/نشست-مرجعیت-علمی-علوم-انسانی-برگزار-می-شود تطبیق وظایف معاونت‌های تخصصی ارشاد با مفاد منشور حقوق شهروندی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272084/تطبیق-وظایف-معاونت-های-تخصصی-ارشاد-مفاد-منشور-حقوق-شهروندی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) علی اصغر کاراندیش مروستی، از تطبیق وظایف معاونت های تخصصی وزارت فرهنگ برگرفته از شرح وظایف معاونت‌ها و مراکز و نیز قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با مفاد منشور حقوق شهروندی و مصوبه شورای عالی اداری در خصوص حقوق شهروندی در نظام اداری خبر داد. وی بند ٧ بخش الف بیانیه مقدماتی رئیس جمهور محترم در منشور حقوق شهروندیلنگر بیان می‌دارد: دولت با همکاری سایر قوا و ارکان حاکمیت در حدود صلاحیت‌ها و منابع و امکانات و در چارچوب قانون اساسی نسبت به تدوین شاخص‌های کمی و کیفی به منظور پایش و ارزیابی فعالیت های دستگاه های اجرایی در حوزه حقوق شهروندی اقدام می‌کند. معاون حقوقی، امور مجلس و استانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در ابتدای تشکیل دولت دوازدهم برای نخستین بار ریاست جمهور نسبت به احصاء اولویت‌های عمومی و تخصصی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام و بر ضرورت توجه دقیق به جهت گیری‌ها و اولویت‌های مندرج در پیوست حکم تاکید کردند.   وی اضافه کرد: بند٣ اولویت های عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر ملاک قرار دادن منشور حقوق شهروندی در وزارتخانه و دستگاه‌های تابعه به ویژه در حوزه‌های مرتبط با حقوق عمومی تاکید دارد به منظور تحقق این مهم نسبت به تشکیل کارگروهی علمی و تخصصی برای تدوین شاخص حقوق شهروندی اقدام شد.   دستیار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور حقوق شهروندی بیان کرد: این کارگروه در فاز اول با بررسی شرح وظایف معاونت‌های تخصصی به تطبیق وظایف معاونت‌ها ،مراکز و واحد‌ها و قانون وظایف و اهداف با مفاد منشور حقوق شهروندی و مصوبه شورای عالی اداری در خصوص حقوق شهروندی در نظام اداری ایران پرداختند و مقرر شد با بهره گیری از این دستاورد نسبت به تدوین شاخص های کمی و کیفی اقدام شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 18 Feb 2019 11:25:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272084/تطبیق-وظایف-معاونت-های-تخصصی-ارشاد-مفاد-منشور-حقوق-شهروندی برداشت مغرضانه از واژه «سفور» و تهمت به سیدجمال‌ در ترویج بی‌حجابی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272062/برداشت-مغرضانه-واژه-سفور-تهمت-سیدجمال-ترویج-بی-حجابی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ پس از انتشار مجموعه دو جلدی «اندیشه اصلاح دين در ایران: مقدمه‌ای تاریخی» نوشته مقداد نبوی رضوی در سال گذشته، پژوهشگران بسیاری بر این کتاب نقدهایی وارد کردند که از آن میان می‌توان به رضا بابایی، مصطفی حسینی طباطبایی، حسن انصاری و... اشاره کرد. به زعم این منتقدان مقداد نبوی در این کتاب و سایر پژوش‌های خود با تفاسیر اشتباه و مغرضانه از نوشته‌های بسیاری از بزرگان و علمای دوره مشروطه و چهره‌هایی چون سیدجمال الدین اسدآبادی، شیخ هادی نجم آبادی و... آنها را به بی‌دینی متهم می‌کند.  حمید آسوده، پژوهشگر تاریخ اسلام و جنبش‌های اسلامی معاصر در تازه‌ترین یادداشت خود ضمن بحث درباره واژه «سفور» در لغت عرب و سیر تحولی آن در اندیشه معاصر به بحث درباره نظر سیدجمال الدین اسدآبادی درباره حجاب پرداخته است. لازم به یادآوری است که دلیل نگارش این یادداشت نیز برداشت اشتباه مقداد نبوی رضوی در کتاب «اندیشه اصلاح دین در ایران: مقدمه‌ای تاریخی» از نظریات سیدجمال الدین اسدآبادی درباره حجاب است. نویسنده این کتاب در ذیل طرح بحث خود درباره سیدجمال الدین اسدآبادی، این چهره اثرگذار در تمدن معاصر اسلامی را مخالف حجاب خوانده است. حمید آسوده نیز پیشتر در طی یادداشتی به نقد کلام مقداد نبوی در این کتاب که سیدجمال الدین اسدآبادی را موافق نوش‌خواری و همچنین بی‌توجه به نماز معرفی کرده بود، پرداخت. یادداشت حمید آسوده را در ذیل بخوانید: «در حال حاضر کلمه سفور در زبان عربی به معنای بی‌حجابی یا کشف حجاب است. در واقع در صد سال گذشته عموماً عبارت «السفور و الحجاب» را برای مقایسه «بی حجابی و حجاب» به کار برده‌اند، اما آیا معنای کلمه «سفور» در قرن‌های نوزدهم و قبل از آن نیز همین بوده است؟    باید به این نکته تاریخی توجه داشت که در اکثر جوامع مسلمان تا اواخر قرن نوزدهم، همه زنان علاوه بر حجاب موی سر، روبنده نیز داشتنند و چهره خود را می‌پوشاندند چنانکه امروز نیز گروه‌هایی از مسلمانان، به ویژه در میان اهل سنت، استفاده از برقع و روبنده را واجب می‌دانند. درواقع در آن زمان بحث از «سفور الوجه والکفین» یا «جواز سفور وجه المرأة» به معنای جواز برداشتن روبنده بوده است و نه برداشتن حجاب. گروه اندکی از فقها سفور به معنای کشف چهره زن را بلامانع می‌دانستند اما در مقابل بیشتر مسلمانان روبنده را واجب می‌دانستند. در نتیجه از نظر بسیاری از علمای مسلمان، نشان دادن چهره، نوعی بی‌حجابی بود و شاید به همین علت در قرن بیستم و بعد از مطرح شدن مساله کشف حجاب در کشورهای مسلمان که مساله‌ای جدید بود، معنای کلمه سفور توسعه یافت و شامل کشف حجاب موی سر نیز شد زیرا اکثر مردم مسلمان در آن زمان نقاب صورت را نیز جزو حجاب می‌دانستند و چه اینکه کسی نقاب را بر می‌داشت و چه روسری، هر دو را بی‌حجابی می‌دانستند و به همین علت از دوره‌ای به بعد، برای هر دو حالت واژه سفور را به کار برده‌اند. بد نیست نگاهی به معنای لغت سفور در کتاب «لسان العرب» داشته باشیم: کشف الوجه، یقال: «سفرت المرأة وجه‌ها: إذا کشفت النقاب عن وجه‌ها، ویقال: سفرت المرأة عن نقابها تسفره سفوراً، فهی سافرة: جلّته، وسمی السَّفَرُ سَفَراً؛ لأنه یسفر عن وجوه المسافرین وأخلاقهم، فیظهر ما کان خافیاً منها» (لسان العرب، لابن منظور، مادة (سفر)، ۴/ ۳۶۸ - ۳۷۰). همچنین می‌توانید در فرهنگ لغت آنلاین «المعانی» معانی مرتبط با سفور را ببینید. برای مشاهده آن به این نشانی بروید. در نتیجه می‌توان گفت واژه «سفور» در اصل به معنای برداشتن روبنده و نشان دادن چهره بوده است و بعد از آغاز ماجرای کشف حجاب در کشورهای مسلمان، در قرن بیستم میلادی، معنای این واژه به بی حجابی تعمیم یافته است. تا آنجا که من متوجه شده‌ام مسلمانان در قدیم برای بی حجابی یا خروج از حجاب اسلامی از واژه «تبّرج» استفاده می‌کردند.   اما حالا سبب بررسی معنای این کلمه چیست؟ سید مقداد نبوی رضوی در صفحه ۷۰۵ کتاب «اندیشه اصلاح دین در ایران: مقدمه‌ای تاریخی» چنین نوشته است: «سید جمال الدین به «خوبی مشروط بی حجابی» باور داشت و بر آن بود که: «بی حجابی خوب است در صورتی که نتیجه‌اش فساد نباشد [چرا که] قوت زن در طبیعت اوست.» سپس در پاورقی همان صفحه از آثار محمود أبوریة و احمد امین - که هر دو از علاقه‌مندان مصری سیدجمال الدین بودند- دو مطلب نقل می‌کند که در هر دومطلب واژه سفور به کار رفته است. حال اگر عبارت‌هایی را که از سید جمال در این باره نقل شده است، با توجه به معنای رایج در زمان سید جمال (حدود ۱۵۰ سال پیش) ترجمه کنیم، چنین به دست خواهد آمد: «و یعرض فی مجلسه للحدیث عن الرجل و المرأة و السفور و الحجاب فیطیل القول فی ذلک...ثم قال «و عندی ان لامانع من السفور اذا لم یتخد مطیّه للفجور» و عرضه می شد در مجلس سید سخن از مرد و زن و روبند داشتن و حجاب زنان مطرح شد و سخن در این باره به درازا کشید... سپس سید گفت نزد من هیچ مانعی ندارد که زنان روبنده نزنند، در صورتی که این کار مایه فسق و فجور قرار داده نشود. (احمد امین، زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث، ص ۱۱۴) و لو اقتصر النساء علی الاکتفاء بالسفور و لم یتخذ مطیّه للفجورلما کانت فی الامر مایحتاج لاخذ ورد: اگر زنان به برداشتن حجاب روبنده (گشودن چهره) اکتفاء کنند و آنرا مایه فسق و فجور قرار ندهند، در این امر احتیاجی به پوشاندن رخساره نیست. (محمود أبوریة ، جمال الدین افغانی، ص ۱۰۳) اگر این ترجمه درست باشد، آنگاه انتساب عدم باور به وجوب حجاب به سید جمال الدین اشتباه بوده است. همچنین جناب سید مقداد نبوی در این مورد به نوشته‌های سید حسن تقی زاده و مرتضی مدرسی چهاردهی نیز استناد می‌کند که آن دو نیز در دوره کشف حجاب در ایران مطلب نوشته‌اند و ممکن است همین اشتباه جناب نبوی در ترجمه را انجام داده باشند. به هر حال اگر حداقل احتمال بدهیم که سید جمال واژه سفور را در معنای اصلی آن استفاده کرده است و  مدرک دیگری در این مورد یافت نشود، بهتر است چنین بگوییم که سید جمال در زمانه‌ای که اکثر مسلمانان روبنده زدن را واجب می‌دانستند با این باور مخالفت کرده است، به ویژه که عبارت «علی الاکتفاء بالسفور» نشان می‌دهد او به دنبال ترویج بی حجابی یا فرهنگ برهنگی نبوده است. من به اصل کتاب محمود أبوریة دست نیافتم اما در کتاب زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث مطالب جالبی در بحث حقوق زنان از قول سید جمال الدین مطرح شده است که میزان آزاداندیشی و پیشرو بودن او در جریان نواندیشی دینی را نشان می‌دهد که واقعا ارزش ترجمه و بررسی دارد. شاید هم بنده حقیر اشتباه برداشت کرده‌ام و در صورت دست یافتن به مدارک و مستندات دیگر لازم شود این ادعای خود را پس بگیرم! اما آیا می‌توان از امثال سید مقداد نبوی انتظار داشت تا اشتباهات خود را بپذیرند؟ کسانی که به راحتی حاضر می‌شوند اتهام شرابخوارگی و بی‌نمازی را به بزرگمردی چون سید جمال الدین اسدآبادی نسبت دهند، بعید می‌دانم دیگر واجب یا مستحب بودن حجاب از نگاه سید جمال  برایشان مهم باشد! ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 18 Feb 2019 10:48:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272062/برداشت-مغرضانه-واژه-سفور-تهمت-سیدجمال-ترویج-بی-حجابی واکاوی تفاوت خوانش امامیه و افراطی‌ها از مفهوم جهاد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272071/واکاوی-تفاوت-خوانش-امامیه-افراطی-ها-مفهوم-جهاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ کتاب «جهاد یا تروریسم؛ پژوهشی کلامی و فقهی در مکتب امامیه» تالیف محمدحسین جمشیدی و کوثر طوسی مترصد بررسی یکی از بنیادی‌ترین مسائل دینی در عرصه روابط بین‌الملل و جوامع انسانی است. مسئله‌ای که در عین برخورداری از قداست و تعالی با جان و هستی انسان‌ها سروکار دارد؛ یعنی مسئله «جهاد اسلامی». این مسئله یکی از مسائل با اهمیت انسانی ـ اسلامی است و جزء مقدس‌ترین اقدامات و عبادات مسلمانان به حساب می‌آید؛ در حالی که در مذاهب مختلف اسلامی تفاسیر گوناگونی از آن شده است. در این میان شیعه امامیه نیز ضمن تاکید بر اصل جهاد آن را مطابق مبانی خود تعریف و تشریح می‌کند.  بنابراین آنچه در این کتاب مدنظر نگارندگان است؛ تبیین این مسئله است که با بررسی نگرش شیعه امامیه، می‌توان استنباط نمود که جهاد اسلامی یک «عمل دفاعی» برای دفع ظلم و تجاوز و رفع فتنه و فساد و نفی بی‌عدالتی و ناامنی در جهان است و با اقدامات تروریستی و خشونت‌گرایانه که در اصل حملات تجاوزکارانه و غیرانسانی است، تضاد دارد، همانگونه که مبتنی بر عدالت و اعتدال اسلامی است و از افراطی‌گری گروه‌های مذهبی مبراست. در نتیجه از منظر این مکتب، جهاد اسلامی یا دعوت برای گسترش اسلام نمی‌تواند توجیهی یا محملی برای دست زدن به ترور و کاربرد خشونت و افراطی‌گری در روابط بین‌الملل باشد. بعلاوه خشونت‌گرایی، تروریسم و افراطی‌گری با ماهیت و روح مکتب تشیع امامیه که مبتنی بر عدالت، اعتدال، رحمت، مهر، آزادی و خردسلیم است، سازگاری ندارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که امامیه با تقسیم جهاد به انواع مختلف و بیان شروط متفاوت برای وجوب هرکدام، جهاد را ابزاری برای ایجاد صلح و تحقق عدالت بر روی زمین می‌داند و بر همین مبنا، تاکید می‌نماید در دوران غیبت پیشوای منصوص الهی، جهاد تنها حالتی دفاعی دارد و نمی‌توان با کارهای مبتنی بر خشونت و تروریستی تحت عنوان جهاد اسلامی اقدام به دعوت دینی کرد. این مسئله مهم‌ترین وجه تمایز امامیه و تکفیری‌ها از تفسیر جهاد در اسلام است. نویسندگان اثر در اهمیت واکاوی نوع خوانش امامیه و تکفیری‌ها از مفهوم جهاد نیز تاکید می‌کنند: امروزه از یک سو با طرح روزافزون مسئله تروریسم در جهان و به‌ویژه جوامع اسلامی روبرو هستیم و از سویی دیگر با تلاش غرب در متهم کردن مسلمانان و کشورهای اسلامی با توجه به مسئله جهاد اسلامی به حمایت از تروریسم؛ این کشورها مبارزه با تروریسم را محملی برای اقدامات غیرقانونی و سلطه‌طلبانه خود قرار داده و در تلاش‌اند تا با نسبت دادن این اقدامات به اسلام به مقاصد استعماری خود دست یابند. بنابراین ضرورت بحث علمی می‌طلبد تا به ارائه دقیق و روشنی از مفهوم جهاد در اسلام پرداخته شود.  کتاب همچنین با ذکر آیات و احادیثی روشن می‌کند که ماهیت جهاد و ذات و حقیقت آن در نزد امامیه جز دفاع و تدافعی بودن نیست و این دفاع هم ماهیت جهاد ابتدایی را در بر می‌گیرد و هم ماهیت جهاد دفاعی را. لذا، جهاد ابتدایی جز برای رفع موانع دعوت یا رفع فتنه و فساد یا تحقق عدالت و صلح و امنیت یا رهایی مستضعفان صورت نمی‌گیرد. درحالیکه در نگرش تکفیری‌ها جهاد ابتدایی جهاد دعوت به دین و گسترش اسلام است. وجه وجوب جهاد از منظر امامیه هم این است که جهاد اسلامی موجب می‌شود مستضعفان از دست نظام‌های طاغوتی و کفر نجات یابند. در مقابل، وجه حرمت ترور که در منابع فقه سیاسی شیعه تحت عناوین محاربه (سلاح کشیدن به قصد ترساندن)، فتک (کشتن طرف در غفلت)، غدر (کشتن، تجاوز بعد از امان دادن به دشمن) آمده است، به دلیل کینه نهفته و نادانی نفرت‌انگیزی‌ است که خلاف نص صریح قانون و سنت رسول‌الله است. کتاب «جهاد یا تروریسم؛ پژوهشی کلامی و فقهی در مکتب امامیه» تالیف محمدحسین جمشیدی و کوثر طوسی با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در ۲۷۳ صفحه و به قیمت 20 هزار تومان از سوی انتشارات دانشگاه امام صادق علیه‌الاسلام منتشر شده است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 18 Feb 2019 10:36:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272071/واکاوی-تفاوت-خوانش-امامیه-افراطی-ها-مفهوم-جهاد مترجم با تلقی از فلسفه اسلامی کتاب را ترجمه کرده است/ چرا کتاب نمی‌تواند در بازار رقابت کند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272073/مترجم-تلقی-فلسفه-اسلامی-کتاب-ترجمه-کرده-چرا-نمی-تواند-بازار-رقابت-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «آشنایی با فلسفه دین» با حضور علی‌اکبر عبدل‌آبادی حسین رهنمایی و غزاله حجتی ظهر امروز در دفتر معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی برگزار شد.   رهنمایی در ابتدای این نشست توضیحاتی را درباره کتاب ارایه کرد و گفت: پیش از این محمود یوسف ثانی این کتاب را ترجمه کرده و من در ترجمه از این اثر تلاش کردم مزایایی را به ترجمه پیشین اضافه کنم اما در بحث محتوایی بسیاری از مطالب و موضوعات مطرح در حوزه فلسفه دین که در کشوری مانند ایران دغدغه است در این کتاب مشاهده نمی‌شود و با توجه به اینکه کتاب اثری آموزشی است طبیعی است که نویسنده روی دغدغه‌های دانشگاه‌های کشور مبدأ متمرکز شده باشد به طور مثال در این کتاب جای مباحثی مانند دین و سیاست و جوهره و پوسته دین خالی است.   وی ادامه داد: نویسنده کتاب زمان زیادی را برای اثبات ادله وجود خدا گذاشته که شاید در ایران باتوجه به دغدغه‌های وجودی چندان این موضوع پررنگ نباشد. یکی دیگر از ویژگی‌های اثر که آن را برای ما مناسب می‌کند این است که نویسنده خود از فیلسوفان خداپرست مسیحی است و در نهایت دیدگاه‌هایش در کتاب نزدیک به فیلسوفان الهی می‌شود.   به گفته رهنمایی، کتاب با استانداردهای آموزشی تنظیم شده و از این لحاظ متن روان و سلیسی دارد و برای دانشجویان فلسفه مناسب است ضمن اینکه در پایان هر فصل خلاصه و چکیده‌ای از مباحث فصل ارایه شده است. حجتی در ادامه این نشست با بیان اینکه فلسفه دین در جامعه ما مانند بسیاری از موضوعات دیگر با سوء تفاهم آغاز شده عنوان کرد: فلسفه دین براساس معیار صدق و کذب و تحقیق‌پذیری تجربی در انگلستان مطرح شد و هرآنچه از این معیارها دور بود ارزش فلسفه دین نداشت اما به‌تدریج در اوایل قرن نوزدهم این انتقادات به اثبات‌گراها مطرح شد که چرا گزاره‌های دینی و اخلاقی را از فلسفه بیرون می‌گذارند. برهمین اساس بود که باورهای دینی و اخلاقی به دایره فلسفه وارد شد و فیلسوفانی پیدا می‌شوند که گزاره‌های دینی را محل بحث‌های فلسفی و روش فلسفی قرار می‌دهند. اما از آنجا که بستر اثبات‌گرایی فلسفی به زبان انگلیسی و در آنجاست ریشه‌های نگاه به فلسفه دین نیز تحلیلی است و در واقع فلسفه دین با رویکرد قاره‌ای معنا ندارد.   این مدرس دانشگاه با بیان اینکه رویکرد قاره‌ای به فلسفه دین سابقه چندانی ندارد گفت: در جامعه ایران فلسفه دین به معنای کلام تلقی شده در حالی که فلسفه دین الهیات است. در الهیات موضوع بحث حول وجود خداوند است اما در کلام موضوع رویکرد کلامی به خداوند بوده و از بحث‌های جدلی استفاده می‌شود. فرق فلسفه دین با این دو رشته این است که موضوعش نه خداوند بلکه دین به معنای عام آن اعم از ادیان شرقی بی‌خدا و ادیان ابراهیمی است. پس در فلسفه دین تعریف دین کار سختی است با این وجود ویژگی‌های حداقلی دارد.   حجتی در بخش دیگری از سخنانش انتقاداتی را معطوف به کتاب حاضر کرد و گفت: مترجم اثر با تلقی و فهم از فلسفه اسلامی سعی کرده کتابی را در فلسفه دین با رویکرد تحلیلی ترجمه کند به همین دلیل بسیاری از واژگان و مفاهیمی که متعلق به نظام خاص فلسفی هستند را خارج از محتوای کتاب نشانده و باعث شده ترجمه اثر به کلی خراب شود. مترجم از واژه‌های فلسفه اسلامی به جای فلسفه جدید استفاده کرده در حالی‌که مترجم باید وفادار به متن باشد.   به گفته وی، در بخش‌های مختلفی از کتاب مترجم سهل‌انگاری نسبت به آوردن اسامی داشته به طوری که اسم کیرکگور به غلط کیرگاردل نوشته شده است. همچنین مترجم بی‌دلیل پاورقی‌هایی را به کتاب افزوده که انگیزه‌اش مشخص نیست و اساسا با توجه به چینش صفحه‌بندی مشخص نیست که متعلق به مولف است یا مترجم بنابراین ترجمه کتاب غیرقابل استفاده برای مخاطب است.   وی با تاکید بر ارزیابی کتاب‌های ترجمه شده پیش از چاپ گفت: انتشارات جهاد دانشگاهی باید تلاش کند تا پیش از ترجمه آثار را ارزیابی کرده و با هدف یک کتاب را ترجمه کند. این کتاب زمانی منتشر شده که در سال جاری کاغذ حداقل بندی 350هزار تومان و با توجه به غلط‌های فراوان و چینش و صفحه‌بندی نامناسب پتانسیل رقابت با ترجمه قبلی را ندارد.   علی‌اکبر عبدل‌آبادی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه در ترجمه آثار باید دقت، صحت و سلیس بودن رعایت شود بیان کرد: در مقایسه با ترجمه محمود یوسف‌ثانی عنوان کتاب دقیق‌تر ترجمه شده اما به صورت کلی در ترجمه این کتاب آن سه معیار یا حضور ندارد یا حضور کمرنگی دارد. به طور مثال در فهرست فصل اول واژه‌ای به دنیای ادیان ترجمه شده در حالی که در بخش‌های دیگر کتاب ادیان جهانی است و مترجم باید نسبت به کار بردن معادل‌های فارسی دقت داشته باشد.   وی ادامه داد: اگر مترجم در یکجا تنوع ادیان را استفاده کرده نباید در بخش‌های دیگر کتاب آن را به گوناگونی ترجمه کند چرا که باید در فن ترجمه در همه قسمت‌های ترجمه یک معادل را استفاده کنیم.   این استاد دانشگاه در پایان گفت: مترجم باید در ترجمه کتاب از معادل‌های فارسی مرجوح  استفاده کنند اما در ترجمه کتاب این موضوع صورت نگرفته است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 18 Feb 2019 09:59:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272073/مترجم-تلقی-فلسفه-اسلامی-کتاب-ترجمه-کرده-چرا-نمی-تواند-بازار-رقابت-کند نشست مقدمه ابن خلدون یا مقدمه اخوان الصفا برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272029/نشست-مقدمه-ابن-خلدون-یا-اخوان-الصفا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پژوهشکده اسلام تمدنی، به مناسبت هفته تمدن نوین اسلامی، نشست مقدمه ابن خلدون یا مقدمه اخوان الصفا به همت گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی برگزار می‌شود.   این نشست در واقع نقد و بررسی دیدگاه‌های محمود اسماعیل درباره مقدمه ابن خلدون است که با ارائه محمد باغستانی عضو هیأت علمی و مدیر گروه هنر و تمدن اسلامی و نقد سیدعلیرضا واسعی عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی دوشنبه ۲۹ بهمن ماه از ساعت 10 تا 12 در مشهد، چهارراه خسروی، خیابان آیت الله خزعلی، نبش گذر آیت الله طبسی، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، طبقه دوم، سالن جلسات برپا می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 17 Feb 2019 11:31:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272029/نشست-مقدمه-ابن-خلدون-یا-اخوان-الصفا-برگزار-می-شود تحریم‌ها را چگونه طراحی می‌کنند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271987/تحریم-ها-چگونه-طراحی-می-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «تحریم‌ها را چگونه طراحی می‌کنند» تالیف زهره پوستی ضمن آشنا کردن مخاطب با تاریخچه و نیز فرآیند شکل‌گیری و اعمال تحریم‌ها از سوی آمریکا و برخی کشورهای دیگر علیه ایران؛ اثرات تحریم‌ها و نحوه عمل تحریم‌کنندگان را نیز برای او تشریح می‌کند.  پوستی درباره تاریخچه شکل‌گیری مقوله تحریم در مناسبات انسانی می‌نویسد: «سابقه استفاده از تحریم‌ها به یونان قدیم بازمی‌گردد؛ زمانی که امپراتوری آتن، فرمان مگارین را در سال ۴۳۲ قبل از میلاد، بر مگارا صادر می‌نماید که شامل یک‌سری از تحریمات اقتصادی بود که به موجب آن دسترسی به بنادر و بازار تجارتی که از میان امپراتوری بزرگ آتن می‌گذشت منع شده بود. محاصره اقتصادی پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) و یارانش در شعب ابی‌طالب نیز برای پیشگیری از گسترش دین اسلام یکی از نمونه‌های تحریم در زمان پیامبر اسلام است و امروزه استفاده از تحریم بیشتر برای پیشبرد اهداف سیاسی در بسیاری از کشورها یا نهادهای بین‌المللی رایج گردیده است.» کتاب در تشریح و دسته‌بندی تحریم‌ها و اهداف آن‌ها نیز متذکر می‌شود: «تحریم‌ها در انواع و دسته‌های متفاوتی وجود دارند به نحوی که تحریم تنها به تحریم‌های اقتصادی محدود نمی‌شود. به عنوان مثال تحریم‌های هوایی، نظامی، دیپلماتیک، فرهنگی، تکنولوژی نیز از جمله تحریم‌ها هستند وکشور تحریم‌کننده با اعمال تحریم، اهداف مختلفی را بر کشور تحریم‌شونده یا هدف دنبال می‌کند که می‌تواند آشکار و اعلام‌شده یا پنهان و اعلام نشده باشد.» اهداف سیاسی اعلام شده تحریم‌ها مثل: نقض تعهدات بین‌المللی، منع اشاعه سلاح‌های کشتارجمعی، مقابله با تروریسم بین‌المللی، حمایت از حقوق بشر، مقابله با پول‌شویی، حفظ محیط‌زیست، حمایت از حقوق کارگران و جلوگیری از گسترش مناقشات و جنگ‌های داخلی و اهداف سیاسی اعلام‌نشده نیز مثل بی‌ثبات کردن یک نظام سیاسی و سرنگونی دولت هدف.» پوستی در کتابش «تحریم» را به عنوان یکی از ابزارهای نسبتا موثر که توسط کشورهای سلطه‌گر به ویژه آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران بکار گرفته شده معرفی می‌کند. از دید او ویژگی‌های اقتصادی و مالی کشور هدف، روابط اقتصادی و مالی موجود بین دو کشور تحریم‌کننده و کشور هدف، حکومت موجود در کشور هدف عوامل موثر در تاثیرپذیری هر تحریمی هستند. نهایتا در تشریح چگونگی تاثیرگذاری تحریم‌ها بر شرایط اجتماعی و اقتصادی یک جامعه می‌خوانیم: «از آنجا که تورم موجب انحراف از روال طبیعی معاملات می‌گردد، منجر به افزایش فساد اقتصادی می‌شود. به دلیل دور زدن تحریم‌ها برای دست‌یابی به مواد مورد نیاز و کالاهای اساسی، تعداد واسطه‌ها در حوزه‌های مختلف اقتصادی افزایش می‌یابد که این خود موجب بالارفتن قیمت تمام شده کالا می‌گردد. به علاوه با گسترش احتکار و قاچاق کالاهای اساس، نهایتا قیمت تمام شده کالا برای مردم بالا می‌رود و قدرت خرید مردم که مصرف‌کنندگان اصلی هستند را کاهش می‌دهد. لطمه به سیستم بانکی، خرج سرمایه و کاهش سرمایه‌گذاری نیز از دیگر پیامدهای اقتصادی تحریم هستند. همچنین افزایش جرم، سخت شدن زندگی بر مردم و رادیکال‌تر شدن کشور نی از پیامدهای اجتماعی تحریم هستند.» علاوه بر این‌ها کتاب توضیح می‌دهد که اعمال هر تحریمی چندان خالی از ریسک هم نیست و کاهش روابط دیپلماتیک، ایجاد بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی و ریسک اقدامات تلافی‌جویانه از جمله ریسک‌های اعمال تحریم‌ها هستند. و خلاصه آنکه در پاسخ به پرسش مهم «آیا توسل به تحریم برای رسیدن به اهداف مورد نظر امری موفقیت‌آمیز بوده است؟» نویسنده گریزی به تحریم‌های اجرایی شده در سطح جهان می‌زند و ضمن ارائه آمار می‌نویسد: «تاریخچه تحریم علیه کشورهای مختلف در فواصل سال‌های ۱۹۱۴ تا ۲۰۰۰ گویای اکثریت ناموفق ۶۶ درصد تحریم‌ها بوده است و تنها ۳۴ درصد تحریم‌ها به‌طور نسبی موفق بوده‌اند. البته مفهوم موفقیت و موثر بودن متفاوت از یکدیگر هستند و موفقیت تحریم به معنی پذیرش خواست تحریم‌کنندگان از سوی تحریم شونده با موثر بودن به معنی اثر تخریبی بر محیط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تحریم‌شونده متفاوت است. هرچند که موفقیت به مقدار زیادی وابسته به موثر بودن است اما موثر بودن الزاما به معنی موفق بودن تحریم نیست. کتاب «تحریم‌ها را چگونه طراحی می‌کنند» تالیف زهره پوستی با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در ۱۲۱ صفحه و به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان از سوی انتشارات ارسطو منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 17 Feb 2019 11:30:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271987/تحریم-ها-چگونه-طراحی-می-کنند تاریخ انتقادی باید زیست کنونی را تحلیل کند/ چرا علوم اجتماعی پروبلماتیک کردن ندارد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272014/تاریخ-انتقادی-باید-زیست-کنونی-تحلیل-کند-چرا-علوم-اجتماعی-پروبلماتیک-کردن-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آرش حیدری؛ جامعه‌شناس فرهنگی در اولین نشست از سلسله نشست‌هایی با موضوع تاریخ انتقادی که عصر روز گذشته شنبه ۲۷ بهمن‌ماه در دانشکده علوم سیاسی و حقوق دانشگاه تهران برگزار شد؛ درباره تهی شدن تاریخ از تاریخ‌مندی گفت: بحث دانشی که در کشور در مورد تاریخ وجود دارد به نوعی تاریخ را از تاریخ‌مندی تهی کرده است. یک زمانی هست که شما درباره تاریخ مثل یک موضوع دور یا قصه دور از دسترس حرف می‌زنید؛ زمانی از تاریخ به عنوان نیرویی که در لحظه اکنون ما نقش بازی می‌کند. در حالت اول یک جور تاریخ بت‌واره شده وجود دارد و مثلا شما قصه‌های حرم‌سرای قاجاریه را تعریف می‌کنید و ... قصه این تاریخ قصه اساتید و ژنرال‌هاست و یک تاریخ بت‌واره شده که بخش بزرگی از واحدهای تاریخ کشور همین است و شما تنها با سلسله‌ها طرف هستید آن هم در حد قلمرو و شاهان و دربار و وزرا و شاید کمی تاریخ اجتماعی درباره مراسمات و غذای آن دوره. این تاریخ به شدت بی‌خاصیت است؛ فقط قشنگ است و به درد موزه می‌خورد و به شدت با هستی که ما در آن زندگی می‌کنیم ناهمخوان است. او ادامه داد: ما یک فضایی داریم که می‌تواند معرفت تولید کند و یک هستی که به شکل کاملا تجربی متعین زیر پای ما ایستاده است. پس این امکان وجود دارد که شما معرفتی تولید کنی که نسبتی با هستی‌ات نداشته باشد. یعنی شما ممکن است در ساختارذهنی قرار بگیری که با زمین زیرپایت نمی‌خواند. اما این ساختار ذهنی به شدت روی زمین زیرپایت اثر می‌گذارد و بر آن فشار می‌آورد؛ یا ایگنور کردن و نادیده گرفتنش. اینجا همانجایی‌ست که فاجعه رخ می‌دهد. بخش بزرگی از خشونت‌های اجتماعی وسیاسی از همین معرفت‌های متعیینی می‌آید که نسبتی با هستی زیرپای ما ندارند. معرفت بی‌نسبت البته می‌تواند اثر داشته باشد. این جامعه‌شناس سپس با اشاره به کار بردن گذاره‌های تکراری در واکاوی‌های تاریخی اجتماعی ایران متذکر شد: در تاریخ ما با گذاره‌هایی مثل تاریخ ما استبدادی است مواجه‌ایم و اینکه حتی برخی مدعی می‌شوند اسطوره‌های ما هم استبدادی هستند. در تاریخ‌نگاری ما از اسطوره‌ها و این گذاره‌های کلی تاریخی کلیشه‌های اجتماعی بیرون می‌آید. کیف انگلیسی؛ ببره و هزاردستان نتیجه این ساختارهای ذهنی تاریخی هستند. اسطوره جای خالی فانتزی و تخیل را پر می‌کند و یک معرفتی شکل می‌گیرد که ظاهرا منطقی پشت آن است ولی در باطن نسبتی با زیست موجود آن روز ندارد. یکی از سخت‌ترین کارها در علوم انسانی توضیح چگونگی تغییرات است و معرفت‌های اسطوره‌ای شر توضیح تغییر را از سر خود باز می‌کنند و تنها تکرار وسواسی معرفت مذکور را در سرلوحه خود قرار می‌دهد. معرفت‌های وسواسی نمی‌توانند تغییر را توضیح بدهند و فقط تکرار و تکرار را در آن‌ها می‌بینیم. در علوم اجتماعی ما هم فقط می‌بینیم ما چگونه ما شدیم؛ جامعه گلنگی و ...  حیدری افزود: جالب اینجاست که آدم‌های جامعه خود تحولات و گسست‌های تاریخی را درک کرده‌اند حالا با عناوینی مثل دهه هشتادی‌ها؛ دهه نودی‌ها و ... آن را مطرح می‌کنند. یعنی فهمیده‌اند یک اتفاقی در نسبت ذهن و عین افتاده و ما با یک سوژه جدید طرف هستیم که سوژه قبلی نیست. این پدیده جدید در خوانش تاریخی محافظه‌کار به دو شکل توضیح‌ناپذیر می‌شود. اول به شکل آکادمیک که کاملا نادیده انگاشته می‌شود یا در بهترین حالت آن را بازتولید وقایع قبلی می‌داند. شکل دوم مثلا در نوع مواجهه جامعه‌شناسان با تحول همیشه پاتولوژیک است و نقطه شروع تحول را آسیب می‌بیند. یعنی امر پیشین را یک امر اصیل فرض کرده که تحول و جدایی شدن از این امر پیشین یک انحراف و آسیب است نه تحول و دگرگونی. پس همیشه فریاد واصیبتا اخلاق و هویت و انسانیت و ... از دست رفت سر می‌دهد. او تصریح کرد: حالا هم یادگرفته‌ایم که ما هنوز مدرن نشده‌ایم و در شکاف بین سنت و مدرنیته قرار داریم. اگر امروز؛ قاجار؛ زندیه و افشاریه همه سنت هستند پس این تحولاتی که در این بین اتفاق افتاده چه نام دارد؟ فهم استعمارزده و نه غرب‌زده درک مفهوم دگرگونی در لحظه اکنون را یک‌سره ناممکن می‌کند و بعد شما مسیر تاریخی زندیه تا امروز را تحت عنوان سنت نام‌گذاری کنید. مدرن بودن تنها یک وضعیت و حالت و فرم روابط اجتماعی ست و لزوما نه بد است و نه خوب و تاریخ اجتماعی باید بتوان این وضعیت را توضیح بدهد تا درک درستی از وضعیت داشته باشیم. حیدری در پایان گفت: شما یا تاریخ‌مند حرف می‌زنید و می‌توانید پدیده‌ها را تغییرات را توضیح بدهید و یا تاریخ‌مند حرف نمی‌زنید و چیزی را توضیح نمی‌دهید. او تاکید کرد: تاریخ انتقادی باید بتواند پدیده‌هایی که زیست اینجا و اکنون من را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بر آن فشار می‌آورد را بشناسد و تحلیل کند. وقتی در مقام عالم نشستی نمی‌توانی صرفا درباره پدیده‌هایی حرف بزنی که پیش‌تر ژورنالیسم آن‌ها را تبدیل به مسئله کرده است. امروز علم اجتماعی منتظر می‌ماند که خبر جدید چی آمده و درباره آن خبر نشست بگذارد. اینجا ما با پروبلماتیک کردن طرفیم! تاریخ غیرانتقادی عناصر و اشیاء و پدیده‌ها را به شی موزه‌ای تبدیل می‌کند و اجازه بررسی آن را در اکنون از تو می‌گیرد. تاریخ انتقادی می‌گوید ما با همه انسان‌ها و جانداران و خاک و آب و حیوانات هم‌سرنوشتیم و تلاقی‌ است برای فهم شدن. برای ما تاریخ همیشه تاریخ غیرانتقادی بوده است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 17 Feb 2019 09:29:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272014/تاریخ-انتقادی-باید-زیست-کنونی-تحلیل-کند-چرا-علوم-اجتماعی-پروبلماتیک-کردن-ندارد طرحی که پوران خانم برای یک زندگی زد... http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272019/طرحی-پوران-خانم-یک-زندگی-زد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ «پوران جان عزیز مهربانِ بداخلاقِ خوش‌قلبِ «کافر غضبِ» «مؤمن رضا»ی بدخرجِ خسیسِ حواس‌پرتِ جمع‌کنِ جیغ بنفشیِ ژوکوندْلبخندِ نُه من شیرِ لگدزنِ صبورِ تندجوشِ فرشتهْ‌دیوِ سوهانْ‌عمرِ تسلیت‌بخشِ دیوانهْ‌زنجیرِ خردمندِ پُر«بریز و بپاشِ» «جمع و جوریِ» قایم‌کُنِ گم‌کنِ پیدا‌نکنِ بی‌نظمِ دقیقِ صدتومان گم‌کنِ چهارپولیِ پاک‌روحِ پلید دهنِ «مرد بیرونِ» «زن خانۀ» «همسر خوبِ» «همدم بدِ» «اهورایی ذاتِ» «اهرمنی دادِ» امیدبخشِ یأس‌آورِ پرحرفِ حرف‌نشنوِ خون‌گرمِ پرجوش و خروشِ یخ‌کُنِ چون مرگ موش زودقهرِ زود آشتیِ گه بهشتی‌خصال و گه دوزخی‌روالِ ترش و شیرینِ تلخ‌انگبینِ جمع ضدینِ رفع نقیضینِ بدترین بدِ خوب ترین خوبِ «باوی نتوان زیستنِ» «بی وی نتوان بودنِ» روح مرگ‌دهندۀ مرگ روح دمندۀ رحمتِ پرزحمتِ رنج پر از لذتِ هم‌شرابِ هم‌شرنگِ هندوانۀ بدلرزِ اشکنۀ سرشکنِ خوش‌‌نوازشِ بدسرزنشِ جور به جورِ درهم‌برهمِ شلوغ‌پلوغِ قروقاطی، عزیزی که تو را نمی‌توانم تحمل کنم و دنیا هم بدون تو تحمل‌ناپذیر است...» انتظار طولانی علی شریعتی در قامت یک عاشق برای پیوستن به معشوق، که پیش از این، در کتاب «برسد به دست پوران عزیزم؛ بیست و نه نامه منتشرنشده دکتر علی شریعتی برای همسرش از پاریس» نمایان شده بود، امروز به پایان رسید و پیکر مرحوم پوران شریعت رضوی امروز از جایی تشییع شد، که روزی خانه شریعتی بود و جرقه‌های انقلاب اسلامی از آنجا و با سخنرانی‌های او آغاز شد. خیابان شریعتی امروز بی‌تاب بود، جمعیت بسیاری از دوستداران و خانواده مرحوم علی شریعتی و پوران شریعتی رضوی به حسینیه ارشاد آمده بودند تا برای آخرین بار پوران خانم را بدرقه کنند. در میان چهره‌ها، ملکی، لطف‌الله میثمی، آذر منصوری، محمود علیزاده طباطبایی، حبیب‌الله پیمان، معصومه ابتکار، محمدرضا شفیعی کدکنی، هاشم صباغیان، فیض‌الله عرب سرخی، عمادالدین باقی، هاشم آغاجری، سعید مدنی، تقی آزاد ارمکی، حسین سراج زاده و ... دیده می‌شود.   مراسمی که پیش از این قرار بود، از ساختمان حسینیه ارشاد آغاز شود، لغو می‌شود و پیکر پوران شریعتی رضوی در خیابان شریعتی تشییع می‌شود. سخنران نخستین مراسم احسان شریعتی است که پیش از خواندن نماز میت بر پیکر او با شکوه‌هایی از بی‌مهری‌های صورت گرفته سخنان خود را آغاز می‌کند. او با اشاره به اینکه امروز در چهلمین سالگرد انقلاب در این مکان نمادین جمع شدیم تا پیکر مادرمان پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی معلم انقلاب مردم را تشییع کنیم می‌گوید: اینجا پایگاه آن جهان‌بینی بود که امروز بیش از ایران در سایر کشورها گوش شنوا دارد و اینجا و این ساختمان برای ما یک نماد است والا ساختمان هیچ ارزشی برای تفکر شریعتی ندارد. علی شریعتی می‌گوید ارشاد ساختمان نیست و یک جنبش است. اگر اینجا را انتخاب کردیم و امروز می‌گویند حق ورود ندارید شرم بر ما. او ادامه می‌دهد: ما امروز اینجا آمده‌ایم تا نیمه دیگر شریعتی را تشییع کنیم. پیکر او خواهد آمد و ما همین جا در خیابان شریعتی برای او نماز خواهیم خواند. او هنگامی که به اروپا رفت مدرک دکترایش را در ادبیات تطبیقی گرفت و در سخت ترین شرایط مادی زندگی کرد و علی شریعتی را متقاعد کرد که به ایران برگردد چون در آن زمان دکتر شک داشت که آیا باید در خارج به فعالیت‌هایش ادامه دهد یا ایران؟ ولی مادر او را متقاعد کرد که به ایران برگردد. این از نظر تاریخی در تاریخ معاصر ایران مهم بود چون شریعتی وقتی به ایران برگشت استراتژی و خطی مشی دیگری را انتخاب کرد. احسان شریعتی اضافه می‌کند: بنابراین او پدرم را متقاعد کرد که به ایران برگردد و زندان را به جان بخرد و خود ایشان با اینکه دکترا از دانشگاه سوربن داشت در مدارس متوسطه تدریس می‌کرد. به گفته فرزند علی شریعتی، او یکی از مبتکرین نهادهای آموزشی در ایران بود. بعد هم دکتر شریعتی به حسینیه ارشاد دعوت شد و وقتی به زندان رفت همیشه خیالش راحت بود که پوران هست که خانواده را سرپرستی کند. او از این نظر زنی شجاع و نمونه بود. وقتی دکتر شریعتی از زندان آزاد می‌شود، در خانه‌نشینی و حصر و ممنوع القلم است حوادثی به هجرت او می‌انجامد و وقتی از کشور خارج می‌شود در شرایط مشکوکی به شهادت می‌رسد و پوران ممنوع‌الخروج می‌شود بعد در آن شرایط سخت یادمان است پوران چگونه مقاومت کرد. فرزند شریعتی با بیان اینکه انقلاب ایران از تشییع شریعتی در لندن آغاز شد، یادآور می‌شود: آرمان انقلاب استقلال، آزادی و توسعه بود. الان بعد از ٤٠ سال مستقل هستیم اما می‌دانیم با آزادی و عدالت چه فاصله‌ای داریم با این حال در همین کشور ایستادیم و پوران آثار دکتر شریعتی را جمع‌آوری کرد. او تصریح می‌کند: مجموعه مقالات و مدارسی که پوران شریعت رضوی ساخته، باقیات صالحات است. او از نظر مادی مستقل ماند. نشان این استقلال این است که امروز نمی‌توانیم وارد حسینیه شویم و در کنار ساختمان نهضت را نگه داشته‌ایم.   پس از این سخنرانی، رضا شریعت رضوی برادر پوران شریعت رضوی نیز با اشاره به زحمات پوران شریعت رضوی در تدوین مجموعه آثار شریعتی می‌گوید: اطلاع دارید که همه نشریات و جزوات و نوارهای سخنرانی دکتر شریعتی به اهتمام خواهرم بود حفظ و جمع شد و مجموعه آثارش را او بود که نشر داد و همه مسائل را در این راه به جان خرید و یادش برای همه ما محترم است. شریعت رضوی در پایان می‌گوید: از شما تشکر می‌کنم اما باید این گله را به شما می‌گفتم گله‌ای که خواهرم در سخنرانی‌اش داشت و می‌گفت همه رفتید و من تنها ماندم. با اتمام سخنان برادر پوران شریعت رضوی پیکر او روی دستان دوستدارانش تا جلوی ساختمان حسینیه ارشاد تشییع می‌شود و پس از خواندن نماز میت بر او، برای آخرین بار بخش‌های از خیابان شریعتی را طی می‌کند تا رهسپار منزل پایانی او در امامزاده عبدالله و در کنار سه آذر اهورایی شود... نگاهی به زندگی پوران شریعت رضوی دکتر پوران شریعت رضوی که نام اصلی او بی بی فاطمه است فرزند حاج علی‌اکبر و پری در آبان‌ماه ۱۳۱۳ متولد شد. او که در رشته ادبیات فارسی دانشگاه مشهد تحصیل کرده بود، در سال ۱۳۴۲ مدرک دکترای این رشته را از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرد. شریعت رضوی پس از بازگشت به ایران تا سال ۵۲ دبیر دبیرستان‌های مشهد بود و بعد از آن در تهران راهنمای تعلیماتی بود. او مسئول دفتر تدوین مجموعه آثار دکتر علی شریعتی بود و در سال ۷۷ بنیاد شریعتی را راه اندازی کرد.   شریعت رضوی دکترای ادبیات خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده بود، موضوع تز او که در سال ۱۹۶۳ به راهنمایی ژیلبر لازار از آن دفاع کرد، توصیف طبیعت در شعر تغزلی فارسی در قرن هفتم است. او خواهر مهدی شریعت‌رضوی، یکی از سه دانشجویی است که در حمله نیرو‌های امنیتی به دانشگاه تهران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ کشته شد، بوده است. علی اصغر شریعت‌رضوی برادر دیگر پوران شریعت رضوی نیز که به طوفان مشهور بود سال ۱۳۲۰ در جریان درگیری ایران و شوروی در آذربایجان جان باخت. اما علی شریعتی در سال ۱۳۳۶ به پوران پیشنهاد ازدواج داد که پوران این پیشنهاد را با این استدلال که قصد دارد با مردی تحصیل‌کرده ازدواج کند و قبل از ازدواج باید تحصیلات‌دانشگاهی خود را به پایان برساند، جواب رد داد. پس از حدود یکسال تلاش علی شریعتی این دو در ۲۴ تیر ۱۳۳۷ با یکدیگر ازدواج کردند.  حاصل این ازدواج چهار فرزندی است که امروز هر کدام از آن‌های سعی می‌کنند از میراث مرحوم علی شریعتی نگهداری کنند.  پوران شریعت رضوی در گفت‌وگویی که درباره کتاب «طرحی از یک زندگی» داشته می‌گوید: «علی بیست سال آوانگارد زندگی کرد و جلو‌تر از نسل قبل از خودش بود. من باید کنار چنین مردی زندگی می‌کردم. از‌‌ همان ابتدای آشنایی آینده درخشان علی را می‌دیدم و می‌دانستم که این قلم توانا متوقف نمی‌شود. من در دوران دانشجویی به نویسندگان خیلی اهمیت می‌دادم. همین ویژگی علی هم باعث تشدید علاقه من به او بوده است. چون در آن دوره هر دو در انجمن ادبی دانشگاه شرکت می‌کردیم و من توانایی‌های او را می‌دیدم. به هر حال سراسر این زندگی جدل بوده است. اینکه تمام روزهای بعد از علی دغدغه من تربیت فرزندانی بود که جاه‌طلب نباشند، باشخصیت باشند و از نظر روانی سالم باشند. من به‌عنوان مادر بی‌نیازی مطلق آن‌ها را احترام می‌گذارم. بی‌نیازی یک نعمت است. فکرش را بکنید ما یک عمر تحت نظر ساواک بودیم و همیشه در تهدید و رعب به سر می‌بردیم مدام در این تنش زندگی کردن یک موقعیت ناامنی ایجاد می‌کند که تعدیل آن کلی انرژی از ما گرفته است. به‌خصوص این مسئولیت مرا بیشتر کرده که در نقش مادری محافظ مدام آن‌ها باشم. مدام در تهدید و تعقیب بودن گاهی مرا کاملا خسته می‌کرد اما در ‌‌نهایت به شجاعت بیشتر هم دعوت می‌کرد.» و شجاعت پوران خانم پس از مرگ علی شریعتی آنچنان بیشتر شد که به تدوین و گردآوری آثار او همت گمارد و طی تمام سال‌هایی که شریعتی نبود، از میراث فکری و  علمی او حفاظت کرد و با گشاده رویی و ذهنی باز، آراء او را در معرض انتقاد همگان قرار داد. طرحی که پوران خانم برای یک زندگی زد، اگر چه چهره خود او را در عین تمام شایستگی‌های علمی و شخصیتی‌اش کمرنگ‌تر کرد اما تلاش او در اداره بنیاد شریعتی و چاپ و نشر میراث مرحوم علی شریعتی و نیز پرورش فرزندانی عالم، متعهد و مستقل، نام او را در کنار زنان تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران قرار خواهد داد.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 17 Feb 2019 09:20:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272019/طرحی-پوران-خانم-یک-زندگی-زد برگزاری همایش «مدرسه تربیتی امام موسی صدر» همزمان با سالگرد موعظه کلیسای کبوشیین http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271932/برگزاری-همایش-مدرسه-تربیتی-امام-موسی-صدر-همزمان-سالگرد-موعظه-کلیسای-کبوشیین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همکاری سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، شورای عالی آموزش و پرورش، ستاد همکاری‌های آموزش و پرورش و حوزه به مناسبت سالروز حضور امام موسی صدر در کلیسای کبوشیین بیروت و ایراد خطبه آغاز روزه مسیحیان همایش مدرسه تربیتی امام موسی صدر و دلالت‌های آن در زمان حاضر را در روز سه شنبه ۳۰ بهمن از ساعت ۸ صبح تا ۱۷ در مدرسه دارالفنون برگزار می‌کند. این همایش با حضور و سخنرانی دکتر سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش؛ آیت الله سید مصطفی محقق داماد، عضو پیوسته و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران؛ حجت الاسلام والمسلمین علی ذوعلم، رییس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دکتر مهدی نوید ادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش برگزار می‌‌شود. برنامه‌های این همایش یک روزه در دو میزگرد جداگانه و به شرح زیر تدوین شده است:     موضوع سخنرانان میزگرد اول دین‌شناسی و انسان‌شناسی امام صدر و آثار تربیتی آن ۱.خسرو باقری ۲.غلامرضا ذکیانی ۳.علیرضا صادق زاده ۴.محسن اسماعیلی میزگرد دوم دریافت‌های تربیتی امام موسی صدر از قرآن ۱.مسعود آذربایجانی ۲.محمود امانی ۳.معصومه عبدلی ۴. علیرضا هزار مدرسه دارالفنون واقع در میدان امام خمینی(ره)، خیابان ناصر خسرو واقع است و حضور برای همه علاقه‌مندان در این همایش آزاد است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 17 Feb 2019 05:48:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271932/برگزاری-همایش-مدرسه-تربیتی-امام-موسی-صدر-همزمان-سالگرد-موعظه-کلیسای-کبوشیین کیخایی از «امر سیاسی در اندیشه لویناس» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271955/کیخایی-امر-سیاسی-اندیشه-لویناس-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست «امر سیاسی در اندیشه لویناس» با سخنرانی آیدین کیخایی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در تاریخ یکشنبه 28 بهمن ماه برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 13 تا 15 به دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی سالن ناصر خسرو مراجعه کنند.   امانوئل لویناس فیلسوف یهودیِ فرانسویِ زاده لیتوانی است. او اخلاق را به مثابه فلسفه اولی می‌دانست.   تنها کتاب لویناس که به فارسی ترجمه شده، زمان و دیگری است که مریم حیاط‌شاهی آن را از آلمانی به فارسی برگردانده است.    مسعود علیا از جمله متفکران ایرانی‌ست که به صورت تخصصی اندیشه لویناس را مورد توجه قرار داده و رساله دکترای خود را با عنوان «شرط امکان اخلاق در اندیشه لویناس» به راهنمایی عبدالکریم رشیدیان و شهین اعوانی تدوین کرده‌است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 14:02:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271955/کیخایی-امر-سیاسی-اندیشه-لویناس-می-گوید حسین راغفر کتاب برنده جایزه نوبل اقتصادی را نقد می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271961/حسین-راغفر-کتاب-برنده-جایزه-نوبل-اقتصادی-نقد-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انجمن علمی دانشجویی اقتصاد و پژوهشکده مطالعات اقتصادی دانشگاه الزهرا نشست مروری بر کتاب «به سوی یک نظریه عمومی چرخش‌های نزولی عمیق» نوشته جوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصادی را برگزار می‌کنند. در این نشست که از ساعت 10 تا 12 روز دوشنبه 29 بهمن برگزار می‌شود، حسین راغفر اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا سخن خواهد گفت. علاقه‌مندان برای حضور می‌توانند به طبقه چهارم دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 11:32:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271961/حسین-راغفر-کتاب-برنده-جایزه-نوبل-اقتصادی-نقد-می-کند کتاب «فلسفه‌ی قاره‌ای و فلسفه‌ی دین» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271963/کتاب-فلسفه-ی-قاره-ای-دین-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شاید برای علاقه‌مندان به فلسفه‌ی دین با رویکرد تحلیلی عجیب باشد که بشنوند این شاخه از فلسفه‌ی تحلیلی با بحران روبه‌روست و کسانی زنگ خطر افول این رشته‌ پرطرفدار را به صدا درآورده‌اند. به گفته‌ این عده، سه عامل مهم، نیرو و نشاط را از فلسفه‌ دین ستانده: تکراری شدن و نازایی پرسش‌ها، نادیده‌گرفتن اندیشه‌های ادیان دیگر غیر از مسیحیت به‌ویژه ادیان غیرابراهیمی، انحصار در پرداختن به مسائل فلسفی از دریچه نگاه علمی تجربی پرداختن به این آسیب‌ها اهمیت رویکرد قاره‌ای در فلسفه‌ی دین و امتیازات آن را برجسته می‌کند، از جمله توجه به وجه انسانی دین در کنار بررسی وجه الهی آن. به تازگی کتاب «فلسفه‌ی قاره‌ای و فلسفه‌ی دین» به سرویراستاری مورنی جوی و ترجمه‌ی محمدابراهیم باسط به همت کتاب طه انتشار یافته است. این کتاب درصدد است از خلال بررسی آثار و دیدگاه‌های شماری از فیلسوفان قاره‌ای معاصر همچون دلوز، دریدا، فوکو، لویناس، ریکور و اصحاب مکتب فرانکفورت نظیر آدورنو و هابرماس افق‌های جدیدی را برابر علاقه‌مندان به فلسفه‌ی دین بگشاید. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۳۰ بهمن  ساعت 16 و 30 دقیقه به نقد و بررسی کتاب «فلسفه‌ی قاره‌ای و فلسفه‌ی دین» اختصاص دارد که با حضور بابک عباسی، میثم سفیدخوش و محمدابراهیم باسط در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 11:12:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271963/کتاب-فلسفه-ی-قاره-ای-دین-نقد-بررسی-می-شود محمد لگنهاوسن از «پیشنهادهایی برای اومانیسم اسلامی» سخن می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271969/محمد-لگنهاوسن-پیشنهادهایی-اومانیسم-اسلامی-سخن-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین پیش نشست مدرسه زمستانه علوم انسانی: سنت، عمل و گفت‌وگو با عنوان «پیشنهادهایی برای اومانیسم اسلامی» با سخنرانی پروفسور محمد لگنهاوسن برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند سه شنبه 30 بهمن‌ماه از ساعت 14 و 30 دقیقه تا 16 به اندیشکده مهاجر سالن آمفی تئائر دانشگاه صنعتی شریف مراجعه کنند. گری کارل (محمد) لگنهاوسن استاد مقدمه منطق، مقدمه فلسفه، زیبایی شناسی، فلسفه علم، علم اخلاق، فلسفه مذهب و متافیزیک، بنیانگذار انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تگزاس جنوبی و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 11:11:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271969/محمد-لگنهاوسن-پیشنهادهایی-اومانیسم-اسلامی-سخن-می-گوید آیین رونمایی کتاب «مرگِ مدرسه؟» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271965/آیین-رونمایی-کتاب-مرگ-مدرسه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مطالب این کتاب پیرامون سه پرسش اساسی شکل گرفته که عبارتند از: آیا در جهان جدید می‌توان مدرسه را به سبک قدیم اداره کرد؟ تا چه میزان امکان اثربخشی و کارآمدی برای مدرسه به شکل و شیوه کنونی قابل تصور است؟ آیا مدرسه با وضعیت امروزش می‌تواند سهمی در توسعه‌یافتگی ما داشته باشد؟ هدف از گردآوری این مجموعه صرفاً انعکاس رویکردهای انتقادی نسبت به نظام آموزش و پرورش کشور نیست، بلکه پس از آسیب شناسی و نشان دادن نقاط انتقادی و بحرانی؛ سازندگی، اصلاح، بهبود و گشودن افق های نو در تمام محتوای این کتاب دنبال شده است. در این کتاب، شانزده مقاله و گفتار از نُه نویسنده و پژوهشگر که طی سال‌های اخیر در حوزه نظام آموزش و پرورش، دست‌ورزیِ اندیشه‌ای داشته‌اند، گردآوری شده است و علاقه‌مندان می‌توانند در این کتاب مسائل آموزش و پرورش را از منظر جامعه‌شناس، اقتصاددان، توسعه‌پژوه، مدیر رسانه، فیلسوفِ تعلیم و تربیت و روانشناس ببینند و به مقایسه و سنجش بنشینند.  این کتاب دربرگیرنده مقالات و گفتارهایی از خسرو باقری، شیوا دولت‌آبادی، محسن رنانی، حسن عشایری، نعمت‌الله فاضلی، مقصود فراستخواه، محمدامین قانعی‌راد، جعفر محمدی و مرتضی نظری است، که به کوشش مرتضی نظری گردآوری شده و توسط انتشارات مشق شب، روانه بازار نشر می‌شود. کتاب «مرگ مدرسه؟» در چهاردهمین نشست کانون خرد و توسعه ایران(کافه خرد) و با حضور نویسندگان کتاب به تاریخ ۲۹ بهمن از ساعت 16 رونمایی خواهد شد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 11:10:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271965/آیین-رونمایی-کتاب-مرگ-مدرسه-برگزار-می-شود نشست سبک زندگی در تفسیر اجتماعی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271934/نشست-سبک-زندگی-تفسیر-اجتماعی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست سبک زندگی در تفسیر اجتماعی: اصول استخراج نظریات سبک زندگی از تفسیر اجتماعی از سلسله نشست های بررسی تطبیقی تأثیر روش‌ها و مکاتب تفسیری بر استخراج نظریه سبک زندگی اسلامی برگزار می‌شود.   این نشست توسط مرکز همکاری‌های علمی و بین الملل و پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن و مؤسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران)، یکشنبه 28 بهمن ماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به نشانی قم، ابتدای خیابان معلم، پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، تالار شیخ طبرسی برپا می‌شود. در این نشست حجت الاسلام والمسلمین محمد قطبی و عیسی عیسی زاده حضور دارند و به ارائه سخن می‌پردازند و سیدعلی سادات فخر هم دبیر علمی است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 07:49:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271934/نشست-سبک-زندگی-تفسیر-اجتماعی-برگزار-می-شود سمینار «ما و راه تأمل در غرب» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271918/سمینار-راه-تأمل-غرب-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت گروه تاریخ و تمدن غرب پژوهشکده غرب شناسی و علم پژوهی سمینار «ما و راه تأمل در غرب» تأملی در کتاب «درباره غرب» نوشته رضا داوری اردکانی برگزار می‌شود.   سخنرانان این نشست رضا داوری اردکانی، مریم صانع پور، مهدی بنائی، محمدتقی چاوشی و مزدک رجبی هستند. نشست نامبرده روز چهارشنبه اول اسفند ۹۷ ساعت ۱۳ تا ۱۵ در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 05:17:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271918/سمینار-راه-تأمل-غرب-برگزار-می-شود کنفرانس «متافیزیک کلمات» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271919/کنفرانس-متافیزیک-کلمات-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بخش فلسفه، دانشگاه جنوا ایتالیا کنفرانس «متافیزیک کلمات» را در روزهای ۳- ۴ ژوئن ۲۰۱۹ برگزار می‌کند.   دیوید کاپلان، با مقاله پیشگامش «کلمات» در سال ۱۹۹۰، علاقه خود را به بحث در مورد کلمات و ماهیت نهایی آنها به نمایش گذاشت. کلمات از زمان‌های قدیم تحت مطالعه قرار گرفته‌اند. بر این اساس، این کنفرانس عمدتاً به خواص زبانی کلمات و بازتاب‌های متافیزیکی آنها پرداخته و درصدد پاسخگویی به سؤالاتی از این قبیل است:  کلمه چیست؟ چگونه یک کلمه شخصی می‌شود؟ چگونه ما در مورد کلمات می‌دانیم؟ رابطه بین کلمات و سخنان چیست و.. از علاقمندان به موضوعات فوق دعوت می‌شود با ارسال چکیده آثار خود به نشانی ایمیل s.balletta@libero.it در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ فوریه ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی http://www.metaphysicsofwords.com/ مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 16 Feb 2019 05:14:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271919/کنفرانس-متافیزیک-کلمات-برگزار-می-شود خلاصه‌ای از آراء اندیشمندان علوم اجتماعی در تحلیل نظری انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271888/خلاصه-ای-آراء-اندیشمندان-علوم-اجتماعی-تحلیل-نظری-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «زاویه »این هفته بر خلاف سبک و سیاق همیشگی اش، فرصتی برای ارائه دیدگاه های اساتید و اندیشمندان فراهم آورده تا دیدگاه های مختلف پیرامون انقلاب اسلامی امکان طرح در کنار یکدیگر را بیابند. انقلاب اسلامی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین وقایع اجتماعی و سیاسی دوران معاصر تاکنون موضوع نظرورزی اندیشمندان و متفکران زیادی در عرصۀ علوم انسانی معاصر دنیا بوده است. همچنین اندیشمندان علوم انسانی ایران نیز آثار متعددی را برای صورت‌بندی نظری ابعاد مختلف انقلاب اسلامی به صورت شفاهی و مکتوب ارائه داده‌اند. با مشاهده این آراء و نظراتِ به واقع متنوع و گوناگون، می‌توان این امر را مشترک یافت که گویا این آثار همگی در تلاشند امری دشوار و پیچیده را تحلیل کنند. به همین دلیل آن چه حاصل شده، آراء بسیار متنوع با تحلیل‌های بعضاً متضاد است که در روند تحلیل انقلاب‌های مدرن کمتر قابل مشاهده است. بنابراین گزارش، مجله علوم انسانی «زاویه» این هفته و در ایام چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، سعی دارد با رویکردی متفاوت، به تحلیل این واقعۀ مهم تاریخ معاصر ایران بپردازد. دراین برنامه سعی شده تا حد امکان خلاصه‌ای از آراء اندیشمندان علوم اجتماعی را در تحلیل نظری انقلاب اسلامی گردآوری کند. این تألیف نه با هدف ارائه عمق تحلیل نظری این اساتید بلکه به جهت نشان دادن بخشی از تنوع آراء موجود پیرامون این موضوع صورت گرفته است. به این ترتیب آن چه امشب (۲۴ بهمن ما) در قالب برنامه «زاویه» پخش می شود،  خلاصه‌ای از آراء اساتیدی است که ۱۶ بهمن ماه امسال در همایش «خوانش اجتماعی انقلاب اسلامی در چهل سالگی» در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخنرانی کرده‌اند.نظرات اساتیدی چون ‌ابراهیم فیاض، استاد مردم شناسی دانشگاه تهران،‌ تقی آزاد ارمکی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، سید ضیاء هاشمی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، غلامرضا غفاری، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، محمد رضا جوادی یگانه، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران و حمیدرضا جلایی پور، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در این برنامه شاهد خواهیم بود. گفتنی است برنامه «زاویه» به تهیه‌کنندگی علی خواجه و با اجرای حبیب‌الله رحیم‌پور هر هفته چهارشنبه‌ها ساعت ۲۱ از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 14 Feb 2019 09:43:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271888/خلاصه-ای-آراء-اندیشمندان-علوم-اجتماعی-تحلیل-نظری-انقلاب اولین کسی که فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی را مطرح می‌کند حضرت امام است/ متفکران غربی دوگانه‌های موجود در انقلاب برایشان جذاب بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271887/اولین-کسی-فلسفه-سیاسی-انقلاب-اسلامی-مطرح-می-کند-حضرت-امام-متفکران-غربی-دوگانه-های-موجود-برایشان-جذاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست چهارم از سلسله نشست‌های «بررسی چالش های انقلاب اسلامی در دهه پنجم» عصر روز گذشته با سخنرانی علیرضا شجاعی زند و حمیدرضا جلایی پور در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. جلایی پور در این نشست درباره این موضوع سخن گفت که یکی از پیامدهای آشکار انقلاب اسلامی تاسیس نظام جمهوری اسلامی است و حالا بعد از چهل سال چگونه این نظام  را می‌توان سنخ بندی کرد.   وی در این راستا توضیح داد: ابتدا می‌توان از بالا به پایین این نظام را بر اساس سنخ‌های علوم سیاسی تحلیل کرد و دید آیا جمهوری اسلامی این ویژگی را دارد. البته من نمی‌خواهم این گونه حرکت کنم و می‌خواهم از پایین به بالا تحلیل کنم و نیروهای اجتماعی را از این جهت بر اساس چهار سنخ بررسی می‌کنم.   این استاد جامعه شناسی با اشاره به نخستین نسخ برای توضیح نظام سیاسی ایران اظهار کرد: نخستین سنخ حکومت اسلامی است که مهمترین ماهیت آن شیعه مداری و مهمترین کارکرد آن اجرای احکام شرعی است. در این سنخ آگاهانه سعی شده از دولت اسلامی استفاده شود. این انگاره حکومت اسلامی یک حرف محوری در جریان انقلاب اسلامی نبود ولی بعد از انقلاب به تدریج این فکر جدی تر شد و سعی کرد صدایی در جریان تاسیس نظام جمهوری اسلامی پیدا کند. سنخ دوم مردم سالاری دینی است که ذیل آن حرف این است که جامعه ایران جامعه مطالباتی در خاورمیانه است که نمی‌توان آن را به حکومت اسلامی تقلیل داد.   وی ادامه داد: سنخ تحلیلی سوم نظام سیاسی نیمه دموکراتیک است و در این نظام بخشی از نیروها درون این نظام نیست در حالی که یکی از ویژگی‌هایی دموکراسی این است که در آن هر نیرویی که قدرت دارد پاسخگو باشد. بشیریه سال ها پیش در کتابش رژیم ایران را نیمه دموکراتیک خواند. اما سنخ تحلیلی چهارم نظام اقتدارگراست که بیشتر در بین تحول طلبان مطرح است و می‌گویند این یک حکومت فقهی است.     به گفته جلایی پور، نظام‌های سیاسی پدیده‌های پیچیده است و سنخ‌های تحلیلی ابزاری مفهومی است که بتوانیم این پدیده‌ها را روشن کنیم. نظام سیاسی ایران بسیار حجیم است و بین چهار تا پنج میلیون نفر به صورت مستقیم کارمند این نظام هستند و از این منظر حکومت حجیمی داریم. در ژاپن با آن جمعیت 130 هزار پست بروکراتیک وجود دارد. این نظام سیاسی ما اغلب حوزه‌های مذهبی، فرهنگی و ... را پوشش می‌دهد و شما می‌بینید در قلمرو مجلس ختم اگر بخواهید برنامه بگذارید نمی‌توانید هر کسی را دعوت کنید. در نظام سیاسی ما بی دریغ می‌توان از منابع دینی استفاده کرد و جلو رفت. این نظام سیاسی همچنین در برقراری امنیت کارامدی قابل توجهی دارد ولی پر هزینه است و در بقیه حوزه‌ها ما مشکل کارجویی و ... داریم.   این استاد جامعه شناسی با بیان اینکه نظام سیاسی ایران بعد از چهل سال نظام سیاسی دو پاره و خود خنثی کننده است گفت: ما در جمهوری اسلامی دو دولت داریم که یکی از آن جلوی چشم مردم است و پاسخگوی آن است. بودجه آن تا حدودی روشن و زیر ذره بین است ولی به موازات این ما یک دولت موازی دیگر هم داریم که از امکانات عمومی استفاده می‌کند ولی جلوی چشم نیست و پشت این دولت رسمی است و مشروعیتش به انقلاب اسلامی در یک گستره جهانی بر می‌گردد و تفسیر خاصی از تشیع دارد. در این چهار دهه دولت موازی به لحاظ سازمانی گسترده‌تر می‌شود و عملکرد دولت رسمی را در چنبره قرار می‌دهد. وی افزود: بخشی از دولت در ایران مخالف اصلاح دائمی است. در این نظام‌ها ما دو نوع دیپلماسی داریم که یکی تقابلی و دیگری گفت‌وگویی است. آخرین کار دیپلماسی ایران برجام بود و این قطعنامه‌ای امنیتی و سیاسی بود که می‌خواست ایران را از زیر فشارهای قطعنامه‌های شورای امنیت دربیاورد. این نظام سیاسی وجه چدنی ـ ژله‌ای دارد بدین معنی که نسبت به مخالفانش محکم و فولادی است اما از سوی دیگر ژله‌ای است و دولت در ایران مهمترین نهاد است و با انواع ریسک‌ها رو به روست. برای مهار ریسک یکی از نهادهای مهم دولت است و با اعمال استانداردها ریسک جامعه را کم می‌کند واز تخریب جلوگیری می‌کند.   وی در همین باره مثالی ارائه کرد و گفت: در کتابی که درباره حادثه پلاسکو منتشر شد، بیان شده که گویی 20 بار تذکر داده شده بود به آن ساختمان اما فروریختن پلاسکو نشان داد این استانداردها را می‌توان دور زد. نظام سیاسی به این معنا خود خنثی کننده است. باید این دو پارگی از بالا به پایین اصلاح شود. البته اگر این اصلاح هم عقب بیافتد باز چون جامعه ما جنبشی است مطالبه ادامه دارد و در این حالت آینده سیاسی ما نگران کننده می‌شود.   شجاعی زند نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه جمهوریت برای حکومت‌های ایدئولوژیک و دینی مخاطره و ریسک است گفت: این دو گانگی جلوه‌های متعددی دارد که بخشی از آن مربوط به دین و انتظارات آن است و در هر صورت این دونوع با هم همسو و سازگار نیستند. از یک سو با شیعه اصولی صداریی مواجه هستیم و از سوی دیگر انتظاری از مدرنیت در ذهن ما شکل گرفته و منبعث از یک نگاه صفر و یکی است. به همین دلیل است که اغلب نظریه پردازان باز ماندند که آیا این انقلاب بازگشت به سنت است یا یک حرکت مدرن؟ برخی از متفکران غربی به خاطر همین نگاه‌های دو گانه نظرشان به اسلام جلب شده است کسانی مانند نیچه اسلام را به همین دلیل متمایز از مسیحیت می‌دانند. کسانی مانند ولتر، کربن، وبر، فوکو، برگر و... کسانی هستند که این بهم آمدن دوگانه‌ها در اسلام توجه‌شان را جلب کرده است. فوکو می‌آید ایران و از این منظر انقلاب را بررسی می‌کند. وی ادامه داد: این برای اندیشمندان ما هم مطرح بوده دین ایدئولوژیک است یا غیر ایدئولوژیک است؟ عرفی است یا عرفی شده؟ این دو سویه‌ها در بین اندیشمندان و روشنفکران دینی مطرح بوده است. آیا عقل خودبنیاد است یا خادم؟ اهتمام دین به امر اجتماعی است یا فردی؟ اساسا دین در صدد بر نشستن قدرت است یا در موضع مقابله با قدرت؟ این دوگانه‌ها برای ما اندیشمندان جذاب بوده است. یک فیلسوف فقیه عارف سیاسی تر از سیاستمدار کهن در این انقلاب حرکت می‌کند و این‌ها دوگانه‌های مختلفی است که در انقلاب ایران رخ می‌دهد.   شجاعی زند افزود: یکی از رایج‌ترین تفاسیر از ترکیب جمهوری اسلامی به هم آوردن سنت و مدرنیته است. یعنی انقلاب اسلامی تجربه‌ای مدرن با عقبه‌ای از سنت است. یک خطای این تحلیل این است که سنت را همان دین فرض می‌کند و هر دو را متعلق به گذشته می‌داند. خطای دیگر هم این است که جمهوریت را یک پدیده مدرن تصور می‌کند در صورتی که نه دموکراسی و نه جمهوری و حتی تفکیک قوا و پارلمان پدیده‌های مدرنی نیستند. یک انقلاب اگر انقلاب کاملی باشد فلسفه سیاسی جدیدی را جایگزین فلسفه سیاسی پیشین می‌کند. اولین کسی که فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی را مطرح می‌کند حضرت امام است. طرح امام (ره) از مفهوم جمهوری اسلامی عقبه‌های دینی دارد و نه این که ترکیبی برای راضی کردن جریانات مختلف باشد.  جلایی پور در ادامه این سخنان شجاعی زند گفت: با این بخش حرف آقای دکتر موافقم که جمهوری اسلامی یک پدیده بغرنجی است. آرمان‌های انقلاب اسلامی جدی است و هنوز هم باید روی آن‌ها کار کنیم. جنگ خیلی از امام وقت گرفت و اگر امام بیشتر فرصت می‌داشت و بعد از جنگ زنده بود بعید می‌دانم این دولت موازی اصلاً شکل می‌گرفت. اگر امام زنده بود اوضاع به نفع مردم و جمهوریت تثبیت می‌شد. امام خیلی ناراحت می‌شد که یک عده به نام حکومت، دین را خرج کنند. به همین خاطر امام بعد از پیروزی انقلاب به قم رفت. اما دید کشور دارد از دست می‌رود و وارد میدان شد و بعد از آن هم که جنگ آغاز شد. من به عنوان یک شهروند این‌ها را می‌گویم که قبل از انقلاب یک فرد انقلابی بودم و امام را فردی بزرگ می‌دانم و فقط روی حساب حرف‌های امام چندین سال از عمرم را در جنگ گذراندم. علیرضا شجاعی زند هم در این باره بیان کرد: ما الان هم شرایط سختی داریم و تحریم هستیم و نمی‌توان گفت اگر امام بود و در این شرایط بود چه می‌شد. بدیل نگاه سلطنتی، انواع جمهوری‌هایی است که مطرح است. امام با نگاه سلطنتی موروثی که هیچ موافقتی نداشت. تجربه دیگری هم نبود که به بتواند به آن متوسل بشود. تفکر شیعه بی اعتنا به شرایط نیست و بدون آمادگی جامعه چیزی را طرح و تحمیل نمی‌کند. طبیعی است که امام در مقابل نگاه سلطنتی به بدیل آن که جمهوری است روی بیاورند. امام ترکیب بین جمهوری و اسلام را دو امر واحدی که کنار هم نشسته‌اند قلمداد نمی‌کند. نسبت این‌ها در نظر امام نسبت ظرف و مظروف است و اسلام است که محتواست و جهت می‌دهد. وی افزود: حضرت امام با جمهوری سازگاری دارند اما با دموکراسی با احتیاط برخورد می‌کنند. آقای دکتر جمهوری را به سادگی به دموکراسی تعبیر کردند و به امام نسبت دادند. دموکراسی آمیختگی بیشتری با لیبرالیسم پیدا کرده است. کسانی که فلسفه علوم سیاسی خوانده‌اند می‌دانند که بین جمهوری و دموکراسی تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای است. چه برسد به این که دموکراسی لیبرالیزه شده است به گونه‌ای که امروز تصور می شود دموکراسی بدون صبغه لیبرالیستی قابل تصور نیست. در صورتی که تفاوت‌های مهمی دارند. بنده معتقدم در این سال‌ها نه تنها میان جمهوریت و اسلامیت فاصله ایجاد نشده است بلکه به مراتب تقویت شده و شواهد زیادی وجود دارد. در ادامه حمیدرضا جلایی پور بیان کرد: انقلاب از همان ابتدا با بحران رو به رو شد. امام در آن بحران‌ها کارهای بزرگی انجام داد. فوری تأسیس نظام کرد و قانون اساسی را دنبال کرد. قوی ترین مجلس ما همان مجلس اول است. بعد در شرایط بحرانی کشور جنگ شد. در آن زمان کل تشکیلات امام ۱۰۰ نفر بود. امام جنگ را به آقای هاشمی واگذار کرد. کل بنیاد مستضعفین و دولت را واگذار کرد. این جا آن حرف امام جدی می‌شود که میزان رأی ملت است. تا زمان امام اصلاً دولت موازی نداشتیم بلکه گروه‌های فشار داشتیم. این که کسانی با گردن کلفت تا این حد بتوانند در سیاست‌های رسمی کشور دخالت کنند را نداشتیم. وی تاکید کرد: بودجه‌های نهادهای مذهبی را امروز ببینید اگر امام بود اصلاً اجازه نمی‌داد. نهادهای مذهبی باید تکیه‌شان به بودجه مردم باشد. حوزه‌های علمیه ما به لحاظ تاریخی همواره مستقل از دولت بوده اما در این ۳ دهه استقلالش زیر سوال رفته است. مسلمانان وقتی رشد می‌کنند که رقابت وجود داشته باشد. آقای مطهری به این دلیل عظمت دارد که از دهه ۲۰ مسلمانان با مارکسیست‌ها مواجه بودند و ایشان جواب می‌داد که پاسخ‌های ایشان شد این کتاب‌های مهم و الا آقای مطهری هم یک مرجع تقلید معمولی می‌شد. شجاعی زند با بیان اینکه این تکثر که در جامعه ما بیشتر شده نشان می‌دهد که جمهوریت ما بعد از امام نه تنها تضعیف نشده بلکه تقویت هم شده است گفت: فضای رهبری زمان امام یک رهبری کاریزماتیک است. پس از رحلت امام هیجانات انقلاب و جنگ افول می‌کند و حفظ این شرایط به مراتب سخت‌تر از شرایطی است که امام در آن بودند. انتقاداتی که ایشان می‌کنند به مقام معظم رهبری اشاره دارد. فضای امروز، عقلانی و مبتنی بر منافع است و دیگر هیجانی نیست. از طرفی فشارهای بیرونی هم تقویت شده و تأثیرات خودش را گذاشته است. مثلاً دانشگاه ما غرب گرایی را تقویت کرده است. وی در پایان گفت: آیا در آمریکا سندرز توانست بالا بیاید با این که عضو حزب دموکرات است؟ کسی که می‌گوید من از انقلاب کردنم پشیمانم را می‌توان گفت کاندیدای ریاست جمهوری شود؟ این‌ها را ضد دموکراتیک نمی‌گویند. در ایران تاکنون ۴ تا ۵ جریان مختلف در مسند ریاست جمهوری نشسته‌اند. این یعنی ساز و کار دموکراتیک وجود دارد. به نظرم فرصتی دیگر داشته باشیم و چهارچوب‌های فکری امام را کامل استخراج کنیم و ببینیم به همه آن‌ها می‌شود پایبند بود و آقای دکتر چقدر پای بندی نشان می‌دهند.         ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 14 Feb 2019 09:41:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271887/اولین-کسی-فلسفه-سیاسی-انقلاب-اسلامی-مطرح-می-کند-حضرت-امام-متفکران-غربی-دوگانه-های-موجود-برایشان-جذاب چگونه ویتگنشتاین بخوانیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271797/چگونه-ویتگنشتاین-بخوانیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «چگونه ویتگنشتاین بخوانیم» نوشته ری‌مانک درواقع مجلدی تازه از مجموعه چگونه بخوانیم است که بر ایده‌ای ساده اما تازه استوار است. هر کتاب این مجموعه به نحوی به خواندن نوشته‌های یک متفکر در محضر استادی کارآشنا می‌ماند. هر نویسنده حدوداً ۱۰ قطعه کوتاه از کارهای متفکری را برمی‌گزیند، سپس موبه‌مو آن را حلاجی می‌کند تا اندیشه‌های محوری‌شان را بازنماید و بدین وسیله درهای ورود به کل یک جهان فکری را به روی خواننده بگشاید. البته کتاب‌ها صرفا کشکول‌‌‌هایی حاوی مشهورترین بندهای آثار یک متفکر یا بزرگترین موفقیت‌های او نیست، بلکه مجموعه‌ای از سرنخ‌ها یا کلیدهایی را به خوانندگان ارائه می‌دهند تا بتوانند خود ادامه راه را بپیمایند و کشف‌های تازه کنند. لودویک ویتگنشتاین نیز، بنا به توافقی همگانی، یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم است. معهذا این توافق در همین‌جا متوقف می‌ماند. مسئله چگونه خواندن او، از همان انتشار نخستین کتابش یعنی «رساله منطقی-فلسفی» در سال ۱۹۲۱ به بعد، باعث بگومگوی فراوانی شده است. هیچ اتفاق نظری وجود ندارد که تراکتاتوس را چگونه باید تفسیر کرد، اثر بعدی‌اش یعنی «پژوهش‌های فلسفی» را چگونه باید خواند، و تا چه اندازه پژوهش‌ها تراکتاتوس را بی‌اعتبار می‌سازد. در این شرایط انتشار کتابی موسوم به چگونه ویتگنشتاین بخوانیم بی‌اندازه اهمیت پیدا می‌کند.  در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «هرچند موضوع نوشته‌های ویتگنشتاین مشابه موضوعات مطرح‌شده از سوی سایر فیلسوفان تحلیلی ـ ماهیت منطق، مرزهای زبان، تحلیل معنا ـ است، اما او این کار را به سبْکی شاعرانه انجام داد؛ همین امر، کار او را از سایر همتایانش متمایز می‌سازد و پرسش از چگونه‌خواندنِ ویتگنشتاین را به پرسشی به‌جا بدل می‌نماید. بنا به استدلال ری مانک، در بُنِ اندیشه‌ی ویتگنشتاین عزمی راسخ برای مقاومت در برابر علم‌گرایی عصر ما و نوعی تأکید بر انسجام و خودسامانیِ اَشکال غیرعلمیِ فهمیدن وجود دارد. ویتگنشتاین تلاش می‌کرد روشن سازد که فهم مورد نظر ما در فلسفه شبیه به فهم ممکنِ ما از یک فرد،‌ یک قطعه موسیقی و یا یک شعر است.» خود ـ لودویگ ویتگنشتاین ـ نیز در توصیف خود می‌گوید «خلاصه‌ی نگرش من به فلسفه این است: فلسفه باید به صورت اثری منظوم نوشته شود.» سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: منطق علم و تجارت، پاک کردن فلسفه در سه کلمه، به تصویر کشیدن جهان، گزاره چیست؟، فلسفه چیست؟، فروپاشی فرم منطقی، فلسفه نوین: رخت کردن ناب‌بودن بلورمانند منطق، بازی‌های زبانی، آیا زبان خصوصی می‌تواند وجود داشته باشد؟، فهم روح نگارش ویتگنشتاین و فهمیدن دیگران، فهمیدن خودمان: شاهد ارزیابی‌ناپذیر.  البته این اثر به نوعی گاه‌شمار زندگی ویتگنشتاین هم هست و حتی گزیده نوشته‌های خود ویتگنشتاین که در کتاب نقل می‌شوند و مورد بحث قرار می‌گیرند، عمدتا به ترتیب گاه‌شماری مرتب شده‌اند و نویسنده در لابه‌لای تفسیر خود برخی از جزئیات زندگینامه‌ای را نیز به دست می‌دهد.  کتاب «چگونه ویتگنشتاین بخوانیم» نوشته ری مانک  و ویراستاری سایمون کریچلی با ترجمه همایون کاکاسلطانی در ۱۲۷ صفحه به فیمت ۱۵۰۰۰ تومان توسط  نشر نی منتشر شده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 13 Feb 2019 15:10:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271797/چگونه-ویتگنشتاین-بخوانیم ابراهیمی ترکمان درگذشت محمدجواد صاحبی را تسلیت گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271837/ابراهیمی-ترکمان-درگذشت-محمدجواد-صاحبی-تسلیت-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با انتشار پیامی، درگذشت مرحوم محمدجواد صاحبی، عضو شورای سیاستگذاری و هماهنگی مرکز گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را تسلیت گفت.  متن این پیام به این شرح است: «خبر درگذشت استاد فرهیخته و فرزانه حوزه و دانشگاه جناب آقای دکتر محمدجواد صاحبی، رییس انجمن ادیان  و مذاهب حوزه علمیه قم و عضو شورای سیاستگذاری و هماهنگی مرکز گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی موجب تأثر و تألم شدید شد. اینجانب این مصیبت بزرگ را به خانواده محترم آن اندیشمند فرزانه، صمیمانه تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای ایشان، مغفرت و رحمت واسعه و برای وابستگان و خانواده معزز آن مرحوم صبر و اجر جزیل مسألت می‌نمایم.» ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 13 Feb 2019 08:18:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271837/ابراهیمی-ترکمان-درگذشت-محمدجواد-صاحبی-تسلیت-گفت کنفرانس بین‌المللی «تعریف فلسفه» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271835/کنفرانس-بین-المللی-تعریف-فلسفه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس بین‌المللی «تعریف فلسفه» در روزهای ۲۴ تا ۲۶ مه ۲۰۱۹ در دانشگاه ووهان ـ چین برگزار می‌شود. هدف این کنفرانس تبیین مفهوم و نقش فلسفه و رشته‌های مرتبط با آن و بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون مفهوم فلسفی در یک محل است. از علاقه‌مندان به این موضوع دعوت می‌شود با ارسال آثار خود به آدرس ایمیل ExplainingPhilosophy۲۰۱۹@gmail.comدر این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ فوریه ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://philevents.org/event/show/۶۸۲۷۴ مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 13 Feb 2019 08:00:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271835/کنفرانس-بین-المللی-تعریف-فلسفه-برگزار-می-شود نگاهی به اندیشه‌های فیلسوفان غرب و شرق به ساده‌ترین زبان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271795/نگاهی-اندیشه-های-فیلسوفان-غرب-شرق-ساده-ترین-زبان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «مهمترین فیلسوفان به ساده‌ترین زبان» نوشته و تالیف حسین سلیمانی‌آملی که به‌تازگی توسط انتشارات زوار منتشر شده است؛ درواقع سرگذشت‌نامه‌ای است از تاریخ فلسفه و فیلسفوان شرق و غرب تاریخ. نویسنده در پیش‌گفتار کتاب درباره چزایی لزوم گردآوری چنین اثری نوشته است: «بارها افرادی اعم از دانشجویان و معلمان و همکاران و آشنایان پرسیده‌اند که برای شروع فلسفه و آشنایی اجمالی با فلسفه‌ها و فیلسوفان بزرگ جهان چه کتابی را پیشنهاد می‌کنید. هرچند نخستین کتابی که به ذهن هر معلم فلسفه‌ای متبادر می‌شود مثلا کتاب «سیر حکمت در اروپا» نوشته محمدعلی فروغی و یا کتاب «لذات فلسفه» نوشته ویل دورانت و ترجمه عباس زریاب‌خویی است، ولی هر یک از این دو کتاب به رغم غنی بودن و سودمند بودن باز چندان ساده نیستند که بتوان به آغازگران راه فلسفه چنین کتاب‌هایی را پیشنهاد نمود؛ چون باز کتب مقدماتی توضیحی لازم است. اما وقتی با متن مارک آری‌ بیتمن، این جوان پرشور فلسفه برخورده‌ام که به زبانی ساده و روزمره نوشته شده است تا همه علاقه‌مندان و آغازگران راه فلسفه از آن بهره‌مند شوند، عزم را بری تصحیح و گردآوری آن جزم نمودم.» او در گردآوری و ترجمه این متن از فرهنگ لغت‌های مختلف و خصوصا فرهنگ لغت گوگل استفاده کرده است. در کتاب «مهمترین فیلسوفان به ساده‌ترین زبان» فیلسوفان غرب به فیلسوفان یونانی پیشا سقراطی مثل هزیود، تالس، آناکسیمندر، فیثاغورس، هراکلیتوس و ...، فیلسوفان مغالطه‌کار (سوفیست‌ها) از جمله پروتاگوراس، آنتیفون، تراسیماخوس و نهایتا سقراط و شاگردانش مثل افلاطون و ارسوط و اپیکوروس و زنون اهل سیتیوم دسته‌بندی شده‌اند. البته در قسمت دوم همین بخش به فیلسوفان قدیم یونانی و رومی مانند مارکوس تولیوس سیسرون، لوکرتیوس، فیلون اسکندرانی و اپیکتتوس نیز پرداخته شده است. همچنین در فصل دوم بخش مربوط به فیلسوفان غربی  با عنوان فیلسوفان قرون وسطی به معرفی اندیشه‌های موسی بن میمون، توماس آکویناس و قدیس آگوستین اهل هیپو می‌رسیم. کتاب نهایتاً فیلسوفان جدید غربی را در دسته‌های عقل‌گرا همچون رنه دکارت و باروخ اسپینوزا و لایب نیتس، فیلسوفان تجربه‌گرا از جمله جان لاک، جرج برکلی و دیوید هیوم و نهایتا فیلسوف نقاد امانوئل کانت جای داده است.  نهایتا سلیمانی‌آملی فیلسوفان شرق را هم به فیلسوفان هند باستان مثل سیدارتا گوتاما بودا و ناگارجونا، فیلسوفان چین باستان از جمه لائوتسه، کنفوسیوس و منسیوس و فیلسوفانی ایرانی مثل ابن‌سینا و غزالی دسته‌بندی کرده است. کتاب «مهمترین فیلسوفان به ساده‌ترین زبان» نوشته و تالیف حسین سلیمانی‌آملی در ۳۳۵ صفحه و به قیمت ۳۸۰۰۰ تومان به‌تازگی توسط انتشارات زوار منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 13 Feb 2019 07:44:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271795/نگاهی-اندیشه-های-فیلسوفان-غرب-شرق-ساده-ترین-زبان محمدجوادصاحبی دار فانی را وداع گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271821/محمدجوادصاحبی-دار-فانی-وداع-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) محمدجوادصاحبی دین‌پژوه و روزنامه‌نگار پیشکسوت دین و اندیشه در سن ۶۴ سالگی درگذشت. وی که تحصیلات عالی حوزوی نیز داشت، سال ۱۳۶۴ مجله «کیهان اندیشه» را با کمک سید محمد خاتمی و شهید شاهچراغی منتشر کرد و تا ۱۴ سال به انتشار آن ادامه داد. خاطرات وی با نام «در کشاکش سیاست و فرهنگ» منتشر شده است. وی سال‌ها دبیر انجمن‌های مهم دین‌پژوهی در تهران و قم بود. محمدجواد صاحبی در سال 1333 در محله مغان شهرستان شاهرود به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در مغان و تحصیلات متوسطه را تا مقطع دیپلم ادبی در شهرستان شاهرود گذراند ،همزمان بخشی از مقدمات علوم دینی را به طور متناوب در همانجا از محضر فضلای بزرگواری همچون جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد حسین صائب چهکندی و دیگران فرا گرفت، با حوزه های مشهد و قم نیز در رفت و آمد بود و از سال 1357 در قم مستقر شد و علوم متداول حوزه را فرا گرفت. وی ادبیات عرب را از محضر حجج اسلام شیخ «محمدحسین بهجتی شفق»، «بیانی افغانی»، «سید مهدی طالقانی»، «سید عباس موسوی» و دیگران آموخت. همچنین کلام و عقاید را نزد حجت الاسلام و المسلمین «سید اسدالله مسعودی»، شرح لمعه را در محضر آیت الله شیخ «علی پناه اشتهاردی(ره)» و مکاسب را نزد آیت الله «بنی فضل» تتلمذ کرد. صاحبی اصول فقه را از حجج اسلام «موسوی گرگانی» و «صالحی افغانی» و خارج اصول و بخشی از ابحاث فلسفی، عرفانی وعلوم حدیث را از آیت الله «علی عابدی شاهرودی» استفاده کرد. وی از درس خارج فقه آیت الله العظمی «سید عبد الکریم موسوی اردبیلی(ره)» و خارج فقه واصول آیت الله العظمی شیخ «محمدابراهیم جناتی» استفاده کرد. افزون بر اینها بطور متناوب از دروس و ابحاث علمی بسیاری از علما ومعاریف عصر از جمله مقام معظم رهبری و آیات و اساتید حسن حسن زاده آملی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، سید جلال الدین آشتیانی ، سید عزالدین زنجانی، یوسف صانعی، محمد هادی معرفت و... بهره‌مندشد. صاحبی همچنین درکنگره‌های علمی و دینی متعددی به عنوان عضو و دبیر فعالیت داشت، افزون به اینها به عنوان راهنما و مشاور در تدوین رساله‌های آموزشی و پژوهشی مشارکت کرد. دبیری شورای دین‌پژوهان کشور، تاسیس نشریه کیهان اندیشه، تدریس در دانشگاه تربیت معلم تهران و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، بخشی از سوابق و فعالیت‌های فرهنگی و علمی محمدجواد صاحبی بود. از میان کتاب‌های منتشر شده صاحبی نیز می‌توان به «گفت‌وگوی دین و فلسفه»، «مبانی نهضت احیای فکر دینی»، «سرچشمه‌های نو اندیشی دینی»، «نقد و تصحیح طبایع الاستبداد یا سرشت‌های خودکامگی»، «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران»، «تاکتیک‌های انقلابی سید جمال الدین اسدآبادی» و «حکایت‌ها و هدایت‌ها در آثار شهید مطهری» اشاره کرد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 13 Feb 2019 04:37:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271821/محمدجوادصاحبی-دار-فانی-وداع-گفت نسبت علوم انسانی و کاربرد از منظر علم شناسی فلسفی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271798/نسبت-علوم-انسانی-کاربرد-منظر-علم-شناسی-فلسفی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به همت گروه فلسفه علم و فناوری پژوهشکده غرب شناسی و علم پژوهی با همکاری پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی نشست علمی «نسبت علوم انسانی و کاربرد از منظر علم شناسی فلسفی» برگزار می‌شود.   در این نشست غلامحسین مقدم حیدری درباره موضوع « رابطه قدرت- معرفت در پیدایش علوم انسانی، مهدی معین زاده درباره موضوع « تاملی در نسبت زمان و پراکسیس» و مالک شجاعی جشوقانی درباره موضوع «فلسفه علوم انسانی و مناسبات نظر و عمل»، سید محمد رضا امیری تهرانی درباره موضوع « تلازم دوگانه نظری- کاربردی در علوم اجتماعی»،  علیرضا منصوری درباره موضوع «ملاحظاتی درباب وجه علمی و تکنولوژیک علوم انسانی» و علیرضا منجمی درباره موضوع «مدل علم شناختی برای فهم نسبت علوم انسانی و کاربرد» سخنرانی می‌کنند. دبیری این نشست را علیرضا منجمی به عهده دارد. نشست نامبرده روز سه شنبه ۳۰ بهمن ۹۷ ساعت ۱۵ تا ۱۸ در سالن اجتماعات برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 12 Feb 2019 10:02:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271798/نسبت-علوم-انسانی-کاربرد-منظر-علم-شناسی-فلسفی-بررسی-می-شود فراخوان پنجمین دوره‌ جایزه‌ دکتر داوری‌اردکانی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271799/فراخوان-پنجمین-دوره-جایزه-دکتر-داوری-اردکانی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مرکز فرهنگی شهر کتاب به منظور تقدیر از دانشجویان دکتری رشته‌ فلسفه، با مشاوره و هم‌فکری، اشراف و حمایت مادی و معنوی دکتر رضا داوری‌اردکانی، پنجمین دوره‌ جایزه‌ دکتر رضا داوری‌اردکانی را برگزار می‌کند.   دانشجویان دوره‌ دکتری رشته‌ فلسفه با گرایش‌های مختلف که در سال ۹۷ از پایان‌نامه‌ خود دفاع کرده‌اند می‌توانند پایان‌نامه‌های خود را حداکثر تا پانزدهم اردیبهشت ۹۸ به دبیرخانه این جایزه به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸، کدپستی ۱۵۱۳۶۴۸۳۱۳ ارسال کنند. هیات داوران این جایزه را رضا داوری‌اردکانی، پرویز ضیاء‌شهابی، شهرام پازوکی،  سیدحمید طالب‌زاده، جواد صافیان و علی‌اصغر مصلح تشکیل می‌دهند. مراسم اهدای جایزه‌ چهارمین و پنجمین دوره در تیر ماه ۹۸ برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 12 Feb 2019 09:54:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271799/فراخوان-پنجمین-دوره-جایزه-دکتر-داوری-اردکانی-منتشر «نگرشی انتقادی به توسعه جماعت محور» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271804/نگرشی-انتقادی-توسعه-جماعت-محور-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست بررسی کتاب «نگرشی انتقادی به توسعه جماعت محور» نوشته مارگرت لدویت و ترجمه منیژه نجم عراقی از ساعت ۱۷ تا ۲۰ پنجشنبه ۲۵ بهمن در خانه گفتمان شهر (خانه وارطان) برگزار می‌شود.   در این نشست مترجم کتاب و همچنین نسترن موسوی، علی صداقتی خیاط و بهرنگ صدیقی برای حاضران سخنرانی خواهند کرد. نشر نی این کتاب را امسال با شمارگان هزار نسخه، ۴۱۶ صفحه و بهای ۴۰ هزار تومان منتشر کرده است. خانه گفتمان شهر (خانه وارطان) در میدان فلسطین، خیابان طالقانی غربی، پلاک ۵۴، واقع است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 12 Feb 2019 09:46:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271804/نگرشی-انتقادی-توسعه-جماعت-محور-بررسی-می-شود کنفرانس فلسفه و تلاش آن از داخل و خارج از کشور برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271801/کنفرانس-فلسفه-تلاش-داخل-خارج-کشور-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گروه دین و فلسفه دانشگاه باپتیست هنگ کنگ کنفرانسی را تحت عنوان آینده تحصیل و آموزش فراگیرافراد در تحصیلات عالیه شرق آسیا: فلسفه و تلاش آن از داخل و خارج از کشور در روزهای ۲۷- ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹ در دانشگاه باپتیست هنگ کنگ برگزار می‌کند.   محور موضوعات شامل فلسفه تعلیم و تربیت فراگیر؛ زمینه آموزش همه افراد در شرق آسیا و مطالعات موردی؛ روند نوآورانه آموزش فراگیر افراد؛ فرهنگ اخلاقی در شرق و غرب و تعامل بین فرهنگی؛ آموزش اخلاقی، آموزش ارزش و فرهنگ خدمات در منطقه آسیای شرقی؛ کنفوسیوس گرایی و آموزش مدرن؛ اخلاق و آموزش مدرن؛ مطالعات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و آموزش ارزش و ادیان آسیایی است. علاقمندان به موضوعات فوق می‌توانند با ارسال آثار خود به آدرس ایمیل cscs@hkbu.edu.hk در این کنفرانس مشارکت کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://philevents.org/event/show/۶۷۱۹۰ مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 12 Feb 2019 09:30:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271801/کنفرانس-فلسفه-تلاش-داخل-خارج-کشور-برگزار-می-شود صفر تا 100 تحقیق در علوم ارتباطات را چطور یادبگیریم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271786/صفر-100-تحقیق-علوم-ارتباطات-چطور-یادبگیریم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ محمد فیروزی: تحقیق در حوزه علوم ارتباطات انسانی پیشینه‎ای به اندازه چند هزار سال دارد، با این حال شاید بتوان قرن هجدهم میلادی به بعد را زمانی معرفی‎کرد که تحقیق با شیوه‎های کمی مورد تعریف و قبول محافل مختلف علمی قرارگرفت. اما اجرای تحقیق به روش‎های کیفی به دلیل مقاومت همین کانون‎های علمی بسیار جوان‌تر و نوپاتر است. کتاب «روش تحقیق در ارتباطات» ازجمله کتاب‎هایی است که تلاش‎کرده سهم مناسبی به معرفی شیوه‎های کیفی تحقیق در حوزه علوم ارتباطات بدهد، البته این اثر علاوه بر این ویژگی مثبت به‌عنوان یکی از کتاب‎هایی است که به شکل خوداتکا اختصاص به تحقیق در علوم ارتباطات دارد و نویسندگان کتاب تلاش کرده‎اند مفاهیم و مثال‎های خود را از رشته ارتباطات و رسانه ارائه کنند. در حالی که بسیاری از آثار عرضه‌شده در ایران تعلق اصلی‎شان به حوزه علوم اجتماعی است. به همین سبب محققان حوزه رسانه تا حدی یک نقص را در این بخش احساس می‌کردند. این کتاب را «تکتم نماینده جورابچی»، فوق دکترای ارتباطات از مالزی تألیف و ترجمه کرده ‎است. او همچنین کتاب دیگری به‎نام «نظریه‎های ارتباط جمعی» را ترجمه‎کرده که در نوع خود کتاب پیشتازی است.  نماینده جورابچی می‎گوید در دوره تحصیلش کتاب روش تحقیق در ارتباطات را به‌عنوان منبع درسی مطالعه کرده‎است. در مقدمه کتاب وی اشاره‎می‎کند بخش عمده این اثر ترجمه کتابی تحت عنوان «روش‎های تحقیق در ارتباطات» از «جان ای هوکینگ»، استاد دانشگاه کارولینای جنوبی، «دان دبلیو استاکس»، استاد دانشگاه فلوریدا و «استیون تی مک درموت»، استاد دانشگاه میشیگان در سال 2003 است. البته مترجم به دلیل گذشت زمان کتاب را مورد تجدید نظر قراردادهاست و نقش خود به‌عنوان مؤلف را در این اثر برجسته‎تر کرده ‎است.   نقش پرسشگری در شروع  و اجرای یک تحقیق کتاب روش تحقیق درارتباطات در سه بخش و هفده فصل توسط انتشارات مرندیز، آماده‌شده است. سه فصل اول کتاب بخش نظریه و روش‌های تحقیق را می‌سازد. نویسندگان آن معتقدند این بخش دیدگاه‌های مخاطب کتاب را پیرامون ارتباطات پایه‌گذاری می‌کند. نگاه ویژه‌این بخش از کتاب به موضوع پرسیدن و انواع پرسش اختصاص دارد. کتاب با اشاره به اینکه در عصر انفجار اطلاعات هستیم وارد مبحث اصلی خود می‌شود و به طرح این موضوع می‌پردازد که امروز بسیاری از اطلاعات در اینترنت در درسترس قرارگرفته است. بر همین اساس هم از مخاطب خود می‌خواهد به جای به خاطر سپردن اطلاعات و موضوع‌هایی که در گذشته کشف شده است (بازیابی اطلاعات)، نحوه درک و ارزیابی اطلاعات جدید (پردازش اطلاعات) و اطلاعات جدید را دریابد. در همین خصوص به یک جمله «الیوت ارنسن»، روانشناس اجتماعی اشاره‌می‎کند که می‎گوید از معلم خود «لئون فستینگر» آموزشی فراتر از روانشناسی اجتماعی دریافت کرده‎است. فصل اول با همین مقدمه ضرورت یادگیری «روش‌شناسی تحقیق انتقادی» را یادآورمی‌شود. سپس به این موضوع می‌پردازد که محققان علوم ارتباطات در کار پژوهشی خود از روش‌های مختلفی بهره می‌برند که دارای نقاط اشتراک و افتراقی است و رسالت کتاب را در یادآوری آن‌ها موردتوجه قرار می‌دهد.    نوع پرسش- سه روش شناخت در ادامه با برشمردن 5 هدف روش‌های تحقیق علوم ارتباطات ازجمله تولید علم، نحوه کدگذاری اطلاعات توسط انسان، دنبال کردن قوانین توصیف شده خاص، جمع آوری و تحلیل داده‌ها و پرسشگری به‌عنوان نقطه شروع هرتحقیق به تعریف پرسش می‌پردازد. در این بخش کتاب در کنار تعریف یک‌سری مفاهیم همچون «انتزاع»، «تعریف نظری» و «تعریف گزارشی» تلاش شده است تا طبقه‌بندی قیاسی از انواع پرسش‌ها ارائه شود. به‌عنوان‌مثال «پرسش‌های واقعیت» (که تجربی هم دانسته شده است) با «پرسش‌های تعریفی» مورد مقایسه قرارگرفته است. دو نوع از پرسش «ارزشی» و «سیاسی» هم در بخش دیگر فصل مورداشاره قرارگرفته است. یک جدول هم برای ارزیابی پرسش‌های واقعیت به‌عنوان مهم‌ترین نوع سوال‌های مورد نیاز تحقیق‌های علمی در حوزه ارتباطات ارائه‌شده است. در بخش بعدی به حوزه‌هایی همچون انواع «شناخت» و حصول «معرفت‌شناسی» پرداخته‎می‌شود. این بخش که حاصل نظریه‌‌های «کرلینگر» است سه روش «اصرار»، «مرجعیت» (منبع موثق) و «شهود عقلی» را موردتوجه قرار می‎دهد. سپس روش علمی به‌عنوان روشی کامل‌تر معرفی می‌شود، چراکه قابلیت آزمون و تصحیح خطا دارد. در بخش آخر فصل هم با ارائه یک مدل، پرسش‌های تحقیق در حوزه ارتباطات در میانه مثلثی نشان‎داده‌شده‌است که در یک راس آن شاخه هنر، راس دوم علوم طبیعی و سومین راس آن علوم اجتماعی قراردارد. در انتهای فصل طرح‌های پژوهشی با هدف واداشتن مخاطب به جست‌و‌جو ارائه‌شده است. یکی از سوالات پژوهشی در این بخش جست‌وجوی پیوندهای تحقیقاتی در حوزه روزنامه‌نگاری، ارتباطات فردی، ارتباطات سازمانی، روابط عمومی، لفاظی، رادیو- تلویزیون و تبلیغ بازرگانی است. با این طرح تلاش‎شده مخاطب از همان ابتدای مطالعه کتاب با ذهنیت گسترده‌تری به تحقیق در حوزه ارتباطات بیاندیشد.   پیشینه 2500 ساله تحقیق در ارتباطات انسانی در فصل دوم کتاب، نقش نظریه‌ها در یک تحقیق موردتوجه قرار دارد. نویسندگان کتاب که معقتدند این فصل را هم بر اساس اصول فصل اول به رشته تحریر درآورده اند تلاش کرده‎اند تا قیاسی بین پرسش‌های ارزشی و واقعیت ارائه کنند. این فصل می‌گوید هنگامی که پرسش تحقیق تا انتها بر رویدادهای مستقل متمرکزمی‌شود جنبه «کیفی» دارد؛ رویکرد ارتباطات اغلب از برچسب انسان‌شناسی استفاده‎می‌کند و با روش کیفی قابل اجراهستند در حالی که این نوع از تحقیقات مخالفانی دارد که گاهی با علوم اجتماعی در تضاد هستند. در این بخش تاکید شده است که پرسش‌های تحقیقات انسان‌شناسی از نوع ارزشی است اما نکته مهم وجود دارد که هدف هر دو نوع تحقیق اجتماعی و انسان‌شناسی بهبود شرایط زندگی انسان است. در ادامه اهمیت نظریه موردتوجه قرار می‌گیرد و با کمک گرفتن از تعریف کرلینگر، چهار هدف علم به ترتیب توصیف، توضیح، پیش‌بینی و کنترل اعلام‎می‌شوند. ارائه تعریف به نسبت جامع از انواع متغیرها به‌ویژه متغیر واسط (میانجی)، تعدیل‎کننده، و کنترل در کنار متغیر وابسته و مستقل از نقاط قوت فصل دوم کتاب است. بعدازآن کتاب فایده نظریه‌پردازی علمی را طرح و مقایسه‌ای میان نظریه‌های «قیاسی» و «استقرایی» ارائه‎می‌کند. کتاب «روش تحقیق در ارتباطات» پیشینه تحقیقات در حوزه ارتباطات انسانی را به دوره افلاطون و ارسطو مربوط‎می‌داند و فعالیت‌هایی که 2500 سال پیش در یونان و رم باستان انجام شده تا یک‎نفر در سخنرانی مقابل چندنفر بهتر عمل کند را مدنظر قرار می‌دهد. سپس روش علمی را موردبحث خود قرارمی‎دهد. در این اثر یکی از ویژگی‌های رویکرد انسان‌شناسی که آن را متفاوت از روش علمی می‌کند پیوندهای منحصر به فرد ارتباطات یا برقرارکننده ارتباط مورد آزمایش در انسان‌شناسی معرفی می‎شود.   منشور اخلاقی تحقیق در ارتباطات فصل سوم کتاب روش تحقیق در ارتباطات موضوع اخلاق در تحقیقات را مدنظر قرار داده است و تلاش‎می‌کند آداب رفتاری محقق با مشارکت‌کنندگان و اهمیت رضایت‎آگاهانه آن‌ها موردتوجه قرارگیری. از این نظر هم می‌توان این فصل را یک دستورالعمل به‌طور عمده اخلاقی برای محقق شناسایی‎کرد. برشمردن معیارهای تحقیق اخلاقی و غیراخلاقی هم ازجمله شاخص‌هایی است که خواننده کتاب بعد از مطالعه این فصل در آن توانمند خواهد‎شد. یکی از بخش‌های جالب‌توجه در این قسمت که به بهانه رعایت موارد اخلاقی وارد فصل سوم شده است، ارائه قانون استانداردهای تخصصی برای کار در واحد روابط عمومی است که از قوانین جامعه روابط عمومی آمریکا اخذشده است، که می‌توان آن را به‌عنوان یک منشور اخلاقی فعالیت در واحدهای روابط عمومی تلقی کرد و بندهای مختلف آن قابل‌استفاده در کشورهای مختلف ازجمله ایران نیز هست. بخش مشابه دیگری هم تحت عنوان قانون انجمن روانشناسی در آمریکا (ای.پی.ای) در بخش اخلاقیات در تحقیق عرضه‌شده است تا مخاطب این کتاب بیشتر با مصداق‌های رفتار اخلاقی در تحقیق آشنا شود. یکی از بخش‌های مهم این قانون «مسئولیت‌های تحقیق» است که تصریح دارد برای انجام یک تحقیق در ابتدا روانشناسان با مشارکت‌کنندگان توافق می‌کنند که ماهیت تحقیق و مسئولیت‌های هر بخش را مشخص نمایند (به‌جز تحقیقاتی که شامل پیمایش‌های گمنام، مشاهده‌های طبیعی و یا تحقیق مشابه شود.) در ادامه این فصل بعد از تعریف موضوع رضایت آگاهانه و لغو رضایت توسط مشارکت‌کنندگان برگه‌های رضایت آگاهانه مشارکت‌کنندگان در یک تحقیق فرضی چاپ‌شده است تا مخاطبان کتاب به شکل بهتری با تشریفات کار خود آشنا شوند. نمونه مشابه دیگری هم در خصوص نامه کسب اطلاع از مشارکت‌کنندگان قرار داده‌شده است.   رفتن در دل تحقیق بخش دوم این کتاب که بزرگ‌ترین بخش این اثر است با یازده فصل پایه‌های نظریه، تحقیق و روابط میان آن‌ها را مطرح می‌کند. در این بخش هم نگاه ویژه‌ای به موضوع پرسش‌ها شده است. البته رویکرد این قسمت تشکیل شدن پایه شناختی مخاطب یا محقق حوزه ارتباطات است. ازجمله نقاط قوت این بخش از کتاب توجه به روش‌های تحقیقی است که در سایر کتاب‌های مشابه دانشگاهی کمتر به آن پرداخته می‌شود. به‌عنوان‌مثال کتاب در فصل چهارم روش تحقیق اسنادی را موردبحث قرار می‎دهد. یا در فصل پنجم روش تاریخی/ لفاظی- انتقادی از دیدگاه علوم اجتماعی و انسان‌شناسی بررسی می‌شود. همان‌طور که اشاره شد فصل چهارم این کتاب به انجام تحقیق اسنادی توجه دارد. در ابتدای این فصل چگونگی دست‌یابی و ارزیابی منابع تحقیقاتی و کارکردهای آن مطرح می‌شود. نویسندگان کتاب معتقدند باوجود ورود کامپیوترها به انجام مراحل تحقیق اسنادی هنوز این روش تحقیقاتی پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. ازجمله نقاط قابل‌توجه در این فصل از کتاب ارائه جدولی از مجله‌های خارجی کلیدی مرتبط با مقاله‌های ارتباطات است که هرچند آدرس سایت اینترنتی آن عرضه نشده است، اما اسامی انگلیسی آن در جست‌و‌جوی اینترنتی راه‎گشا خواهد بود. در ادامه کتاب ضمن معرفی منابع اولیه (مطالعه واقعی، متن، داده، آزمایش، فیلم و مقاله تخصصی) و منابع ثانویه (گردآوری کار دیگران) ارائه بعضی شاخص‌ها در کار تحقیقی اسنادی را مدنظر قراردادهاست. شاخص‌‎های نشریات، شاخص‌های کتاب‌شناسی، شاخص نقل‌قول در علوم اجتماعی، اسناد دولتی، چکیده‌ها، جست‌وجوی اینترنتی بخشی از مطالب این فصل است. آخرین بخش این فصل بررسی سند به لحاظ اعتبار و ارتباط آن با تحقیقی است که محقق می‌خواهد دنبال کند و مطالب آن در طول اجرای تحقیق به‌ویژه در مراحل ابتدایی آن ماهیت کاربردی دارد.   راه‎حل‎هایی برای اجرای منسجم تحقیق کیفی فصل پنجم کتاب نزدیک‌ترین مبحث این اثر به رویکرد تحقیقی انسان‌شناسی است و از سویی هم این فصل زمینه خوبی برای اجرای «روش کیفی» در تحقیق است. در ابتدای این فصل به نقل از «بووزر» از محققان علوم اجتماعی آمده است: «دانشمندان اجتماعی که تحقیق آزمایشی و توصیفی انجام می‌دهند نیاز به روش تعمیم دارند، روشی که شواهد قطعی و منطقی را نشان دهد که همیشه بتوان آن را به جمعیت‌های بزرگ تعمیم داد. لفاظان به دنبال جست‌و‌جویی هستند که آن‌ها را به شگفتی‌های بحث‌انگیز و دل‌پذیر هدایت کند.» در ادامه هم به دلیل رویکرد انتقادی که این فصل دارد به نقل از «بلک» از دیگر دانشمندان حوزه علوم اجتماعی آمده است: «خواندن یک مطلب انتقادی تنها برای تائید و درست پنداشتن عقاید خود نیست بلکه آن برای آگاهی یافتن از آن چیزی است که ما بدان آگاه نیستیم.» نویسندگان این کتاب شاید با همین دو جمله نقلی تکلیف این فصل را روشن کرده‌اند و به مخاطب خود اهمیت روش‌های مبتنی بر انتقاد را مطرح می‌کنند. از سویی برای روش‌های تحقیق کیفی که در حوزه علوم اجتماعی و ارتباطات نوپا‌تر هستند با روش‌های تاریخی و انتقادی/ لفاظی شیوه اجرایی معرفی می‌کنند. کتاب تلاش می‌کند هر دو روش را به شکل جامعی معرفی کند، در پایان فصل هم انجام آزمون انتقادی در حوزه ارتباطات را مورداشاره قرار می‌دهد. بر همین اساس می‌گوید در انجام مطالعه انتقادی- لفاظی محقق به توصیف چیزی می‌پردازد که اتفاق افتاده است. در این تحلیل‌ها محقق بر دو عامل درونی و بیرونی ارتباطات متمرکز می‌شود. در عوامل بیرونی محقق مدت‌زمانی که ارتباطات رخ‌داده است، توصیف محقق از مخاطب ارتباطات و موقعیت سخنرانی (ارتباط) توصیف و تحلیل می‌گردد. در بخش درونی هم محقق به دنبال تفسیر و ارزیابی ایده است. مثل‌اینکه سخنران (ارتباط‌گر) چگونه صحبت کرده است و نقاط قوت و ضعف وی چه بوده است. در مورد تحقیق تاریخی نویسندگان ترجیح داده‎اند محدودیت‌های تحقیق تاریخی را موردتوجه قرار‌دهند. موضوعی که در اینجا مورداشاره است آماده بودن محقق حوزه ارتباطات برای کسب اطلاعات ناقص است. نکته دوم تغییرپذیری واقعیت‌هایی است که همچون زمان و زبان در حال تغییر هستند و این موضوع در تحقیق تاریخی اهمیت بیشتری پیدا‌می‌کند، بنابراین لازم است محقق به این آمادگی برسد که در این نوع از تحقیقات اثبات روابط علت- معلولی مساله‎ساز است.   آیا تحقیق‎مان قابل اعتماد است؟ فصل ششم کتاب با عنوان پایه و اساس اندازه‌گیری را می‌توان یکی از شبیه‌ترین فصل‌های کتاب با سایر آثار مشابه در حوزه تحقیق در علوم اجتماعی دانست. تعریف اینکه سنجش چیست، معرفی انواع چهارگانه سطوح سنجش (اسمی، ترتیبی، فاصله‌ای و نسبی)، تعریفی از روایی، اعتبار و روابط میان این دو تشکیل‌دهنده ساختار این فصل است. البته نویسندگان در این بخش از کتاب تلاش کرده‎اند تا با ارائه برخی مثال‌های تحقیقاتی و جدول‌هایی مزیت‌هایی برای این فصل ایجاد کنند. به‌عنوان‌مثال در خصوص سنجش اسمی و ترتیبی جدولی با سوالات تفکیک‌شده ارائه می‌کند. همین کار را برای سنجش فاصله‌ای هم انجام داده است. در خصوص روایی (Reliablity)  که در ادبیات علوم اجتماعی قابلیت اعتماد تعریف می‌شود نیز تعریف جامعی ارائه می‌کنند. در میانه این فصل مصاحبه در تحقیقات علوم ارتباطات (نه مصاحبه مطبوعاتی) موردتوجه قرارگرفته است و مثالی از تحقیق پیمایشی مطرح‌شده است. در پایان فصل هم نویسندگان تلاش دارند، همچون سنت فصل‎های پیشین، الگویی تصویری از پیام اصلی فصل ارائه دهند که برای این فصل الگوی تصویری از روابط بین اعتبار و روایی ترسیم‌شده است که هرچند بدون مطالعه متن کتاب نمی‎توان به درک درستی از مدل رسید. اما مطالعه پیشین فصل و توجه به این مدل به مخاطب کمک می‎کند تا مفاهیم روایی (قابلیت اعتماد) و مفهوم اعتبار را بهتر درک کند.   دماسنجی برای تحقیقات علوم اجتماعی فصل هفتم کتاب با رویکرد کاربردی‌ استفاده از مقیاس‌های سنجش همچون «ترستون»، «گاتمن»، «طیف لیکرت»، «افتراق معنایی»، «مقیاس دماسنج» و «مقیاس چندبعدی» را موردبحث قرار داده است. نویسندگان اثر با اشاره به مثال‌هایی از متغیرهای مداخله‌ای به سراغ تعریف انواع مقیاس‌های یادشده می‌پردازند که هرچند در کلیات تعریف این مقیاس‌ها تفاوتی با آنچه درکتاب‌های مشابه دیگر ندارد. اما تلاش نویسندگان برای ارائه نکات ریزتر در خصوص این مقیاس‎ها درخور توجه است. به‌عنوان‌مثال در خصوص طیف لیکرت توجه مخاطب را به این نکته جلب می‌کنند که بعد از ساخت مقیاس باید اعتبار ساختاری مورد ارزیابی قرارگیرد. مقیاس بندی دماسنج هم ازجمله مواردی است که در سایر کتاب‌های مشابه کمتر موردتوجه قرارگرفته‌، که نوعی از مقیاس گرافیکی است و حاصل کار «مرکز تحقیق پیمایش دانشگاه میشیگان» است و در مورد پیش‌بینی پاسخگویان پیرامون دوست داشتن/نداشتن، موافقت/مخالفت، توافق/عدم توافق با نمره‌بندی صفرتا صد درجه است. بخشی از این فصل به «سنجش‎های غیر مزاحم» می‌پردازد که به بعضی رفتارهای ناآگاهانه محققان در طول فرایند تحقیق اشاره دارد که به‌واسطه آن نحوه عملکرد مشارکت‌کنندگان تغییر پیدا می‌کند. در این قسمت به نقل از کتاب سنجش‌های غیر مزاحم اثر «یوجین وب»، «دونالد کمپل»، «ریچارد شوارتز» و «لی سکرست» می‌نویسد: لزومی ندارد شرکت‌کنندگان یک طرح تحقیقاتی از اینکه تحت مطالعه هستند، آگاهی پیدا کنند. سنجش‌های غیرمزاحم نباید جایگزین مصاحبه یا پرسشنامه شود، اما باید مکمل باشد و با سنجش (مصاحبه یا پرسشنامه) اعتبار متقابل داشته باشند که این روش بر پاسخگو تأثیر نمی‌گذارد.   چطور به سراغ تحلیل‎محتوا برویم فصل هشتم کتاب به سراغ توصیف اطلاعات با روش تحقیقی تحلیل محتوا رفته است. کتاب به مخاطب خود توصیه می‌کند زمانی که قصد تحلیل هرگونه متغیر یا رویداد ارتباطی را دارید اولین قدم تصمیم‎گیری برای این موضوع است که  محقق چه چیزی را می‎خواهد مطالعه کند. بر همین اساس هم «واحد تحلیل» خود را می‎بایست انتخاب کند. سپس با توجه به واحد تحلیل مدنظرش تصمیم بگیرد که چگونه داده‌ها را مرتب کند و یک طبقه‌بندی منظم را ایجاد کند. درنهایت با گذر از این مرحله فاز اجرایی یعنی نمونه‌گیری را آغاز کند و به استخراج اطلاعات بپردازد. این فصل از کتاب که جنبه نظری و عملی (کاربردی) را به‌طور توام داراست، تلاش می‎کند مخاطبان را ترغیب کند تا از روش تحلیل محتوا برای بررسی اثر پیام‎های ارتباطی استفاده کنند.   دو روش برای نمونه‎گیری کیفی فصل نهم کتاب نمونه‌گیری کیفی را موردتوجه قرار داده است و به تشریح «مشاهده مشارکت» به‌عنوان فراهم آورنده پاسخ‌هایی برای «پرسش‌های خاص» می‎پردازد. نویسندگان البته اشاره می‌کنند اجرای این روش زمان زیادی نیاز دارد و همه محققان امکان فعالیت با این روش را ندارند، از سویی امکان تعمیم آن را هم کم می‎دانند. در ادامه هم «گروه کانونی» به‌عنوان دومین روش تحقیق کیفی/ توصیفی معرفی می‎شود. کتاب ضمن معرفی کامل این نوع از تحقیق جدول پرسشنامه‎ای برای اجرای روش تحقیق کیفی هم ارائه می‌دهد. بعدازآن هم مصاحبه‌های عمقی (مصاحبه‌ با افراد معدود به‌قصد اجرای کار تحقیقاتی) تشریح شده که درمجموع این فصل کتاب را به یک‌پایه خوب برای محققانی که علاقه‌مند به اجرای روش‌های کیفی هستند تبدیل کرده است.   ارائه فرمول برای نمونه‎گیری از جامعه فصل دهم کتاب به نمونه‌گیری کمی می‌پردازد. تعریف دو نوع نمونه‌گیری احتمالی- غیر احتمالی و ارائه زیرشاخه‎های آن، تشکیل‌دهنده مطالب این فصل است. موضوع‎هایی همچون دقت در نمونه‎گیری، تعریف و توضیح پیرامون منحنی توزیع نرمال و فرمول‎های محاسبه اندازه نمونه از کل جمعیت دیگر بخش‎های تشکیل‎دهنده این قسمت از کتاب تحقیق در ارتباطات است. شکل‎های مختلف و البته کلاسیک ارتباط محقق با اعضای نمونه مدنظرش از جامعه مورد تحقیق همچون تماس تلفنی، تماس پستی، تماس خانه به خانه بخش بعدی این فصل است. البته نویسندگان (و همچنین مؤلف- مترجم) صحبتی از شیوه‎های ارتباط‎گیری محقق از طریق شبکه‎های اجتماعی و سایت‎های اینترنتی نمی‎کنند.   آموزش کاربردی پیمایش در فصل یازدهم  روش «تحقیق پیمایش کمی» موردتوجه قرار می‎گیرد، که اگر قرار به مقایسه این فصل با سایر کتاب‎های مشابه تحقیقاتی باشد. وجه بارز این اختلاف در کاربردی بودن مطالب کتاب تحقیق در ارتباطات است. به عبارتی نویسندگان کتاب کوشیده‎اند با استفاده از یک سری جداول، انواع مختلف پیمایش را تعریف کنند و البته مخاطب کتاب را برای اجرای شکل‎های مختلف پیمایش که از پرکاربردترین شیوه‎های تحقیق در علوم ارتباطات اجتماعی است آماده کنند یا مهارت وی را افزایش دهند.   تحقیق در آزمایشگاه بعد از کشف رابطه علی فصل دوازدهم روش آزمایشگاهی تحقیق ارتباطات را تشریح می‎کند. این فصل کتاب هم سعی دارد همچون فصل‎های پیشین یک روش تحقیقی در حوزه ارتباطات را از ابتدا برای مخاطبی که ممکن است آشنایی کاملی با آن‌ها نداشته باشد، توضیح دهد و مهارت‌های عملی مخاطب خود را بالا ببرد. اما در این فصل به دلیل اینکه محقق در شرایط آزمایشگاهی به سر می‎برد و ثابت نگاه‌داشتن (و تحت کنترل قرار دادن) عوامل مختلف در تحقیق آزمایشی اهمیت دارد، کتاب نگاه ویژه‌ای به این موضوع دارد و چگونگی طرح یک آزمایش را تشریح می‌کند. بخش دوم این فصل کتاب به ایجاد روابط علی و مرتبط کردن این روابط به ساختن نظریه اختصاص دارد. معیارهایی را برای ایجاد روابط علی برمی‌شمارد. ازجمله اینکه متغیرها باید به‌طور آزمایشی به یکدیگر مربوط باشند و همچنین اثر (منظور اثر ایجادشده از رابطه علی) باید علت را در زمان دنبال کند. در این فصل از کتاب هم به پرسیدن پرسش‎های مناسب در تحقیق آزمایشی توجه شده، از سویی موضوع‌هایی همچون اخلاق در فرایند تحقیق در ذیل عنوان  «ایفای نقش به‌عنوان گزینه‎ای برای فریب در آزمایش» موردتوجه قرارگرفته است. این در حالی است که موضوع اخلاق در فصل سوم کتاب هم مورداشاره قرارگرفته اما ازآنجایی‌که  درروش تحقیق آزمایشی موضوع تحقیق بر انسان مطرح است، نویسندگان از این ضرورت غفلت نکرده‎اند. اهمیت علمی تحقیق آزمایشی، چگونگی دست‌کاری متغیرهای مستقل، وابسته و تعمیم داده‎ها دیگر عنوان‎های تشکیل‌دهنده این فصل است.   زنجیره‎ای برای تحقیق خارج از آزمایشگاه فصل سیزدهم کتاب هم که ادامه فصل قبل خود است با ماهیتی عملی و کاربردی‌تر روش آزمایشی را موردبحث قرار داده، در این فصل تلاش شده است راهبردها و طرح‌های آزمایشی در حوزه ارتباطات موردبحث قرار بگیرد. به نظر می‎رسد نویسندگان دلیل خود برای نگارش این فصل را پیچیدگی ارتباطات و به‌تبع آن پیچیدگی نظریه‎های ارتباطات می‏دانند که باعث شده فعالیت آزمایشی در این حوزه کار راحتی نباشد. مطالب این فصل به‌صورت یک زنجیره از «طرح شبه آزمایشی»، «مطالعه موردی یک مرحله‌ای»، «طرح آزمون مقدماتی- آزمون نهایی یک گروهی»، «مقایسه گروه نامساوی» و «طرح گروه‌های آزمون مقدماتی- آمون نهایی گروه‌های نامساوی» شروع می‌شود. هرکدام از این عنوان‌ها هم که در نگاه اول ممکن است برای مخاطبان کتاب و محققان کم‌تجربه ارتباطات نامأنوس باشد با مدل‎ها و توضیح‌های جامعی ارائه‌شده است تا درنهایت محقق را آماده کند از شرایط ساده و یا به عبارت تحت کنترل آزمایشگاهی آماده اجرای آزمایش در دنیای واقعی خارج از آزمایشگاه شود. بخش دیگر مطالب این فصل به نحوه محاسبه اعتبار درونی یا بیرونی می‌پردازد که این قسمت از کتاب هم ازجمله نقاط قوت آن محسوب می‌شود چراکه با ارائه جداول کاربردی زمینه افزایش مهارت مخاطب خود برای اجرای تحقیق را تقویت می‌کند. البته این فصل از کتاب جز قسمت‌های سخت آن است و مطالعه در این قسمت شاید به‌راحتی فصل‎های ابتدایی کتاب هم نباشد.   تجزیه و تحلیل با چاشنی استعداد محقق سومین بخش از کتاب تحت عنوان سبک‎ها و استفاده از تحلیل به سراغ بخشی از فرایند تحقیق می‎رود که داده‌های فراوانی در مرحله اجرای یک روش تحقیقی گردآوری‌شده است و حال محقق باید دست به تحلیل داده‌هایش بزند و نتیجه‌ای را گزارش کند. نویسندگان که به‌درستی به نگرانی احتمالی مخاطبان کتاب در تجزیه‌وتحلیلی اعداد واقفند، یادآوری می‌کنند در اینجا به دنبال مرور فرمول‌های پیچیده و محاسبات ریاضی نیستند بلکه باید هوش و زکاوت محقق به کار او بیاید تا نتیجه درست را گزارش کند. بنابراین تلاش می‌کنند خواننده قوه درک خود را به کار اندازد.   ریاضیات در خدمت محقق ارتباطات فصل چهاردهم کتاب مفهوم داده‌ها و توصیف آن‌ها را معرفی می‌کند و مرتب کردن آن‌ها بعد از گردآوری را موردتوجه قرار می‌دهد و البته نگاه ویژه‌ای به گسترش این داده‌ها هم دارد. شیوه‌های تحلیل داده‎هایی که در فصل‌های مختلف با سطوح مختلف سنجش همچون اسمی و ترتیبی، فاصله‌ای و نسبی گردآوری‌شده است به همراه چگونگی تحلیل فراوانی داده‌ها، مد، میانه، میانگین، واریانس، انحراف معیار، خطای استاندارد و منحنی‎های خطی مطالب اصلی این فصل را تشکیل می‎دهد. نزدیک‎ترین بخش کتاب به ریاضیات کاربردی (آمار) را می‎توان در همین فصل جست‌و‌جو کرد و البته باید گفت این فصل کتاب نیاز عمومی دانشجویان رشته ارتباطات به دانستن مباحث آماری را هم تا حد زیادی مرتفع می‎کند. ازجمله ویژگی‎های این فصل توجه به اهمیت نرم‎افزار SPSS است، با توجه به اهمیت آن بعضی از نمودارها و مطالب این فصل مبتنی بر دریافت خروجی اطلاعات در این نرم‌افزار است. فصل پانزدهم یک گام به جلوتر می‌رود و توصیف‌ها را از حالت ساده به سمت تحلیل‌های استنباطی پیش می‌برد تا محقق بیشتر نقش خود را در آخرین مراحل تحقیق ایفا کند. معرفی آمارهای استنباطی، ابزارهای ویژه‌ای همچون آزمون‎های پارامتریک، آزمون T، تحلیل واریانس، همبستگی و آزمون‌های نا پارامتریک (آزمون خی- دو، همبستگی نا پارامتریک) عمده مطالب تشکیل‎دهنده این بخش است. تعریف از فرضیه‌های تحقیق و فرضیه صفر (پوچ) که مباحث مهمی در تحقیقات علوم اجتماعی است در این فصل کتاب جایگذاری شده است. نویسندگان تلاش کرده‎اند این موضوع که در تحقیقات علوم اجتماعی و ارتباطات استنتاج آمار کلاسیک با احتمال غلط بودن پیش‌بینی‌ها (H0) انجام می‏شود، آن را با عجیب بودنش برای خواننده کتاب برجسته کنند. در ادامه هم به سراغ مشخص کردن سطح معناداری در نمودارهای توزیع نرمال رفته و دو نوع خطای اول و دوم را که با فرضیه صفر و فرضیه تحقیق ارتباط دارد، موردبحث قرار داده‎اند.   چالش دوباره با مخاطب فصل شانزدهم کتاب روش تحقیق در ارتباطات به دنبال این است که با نگاهی به جنبه‌های کاربردی و عملی مطالب این اثر یک‌بار دیگر مخاطب خود را به چالش بکشد تا بهتر بتواند از دانسته‎های کسب‌شده در این کتاب استفاده کند. در یک جمله هم می‎توان گفت این فصل به دنبال تقویت «تفکر انتقادی» خواننده است. هرچند ممکن است در ظاهر بی‌ارتباط به نظر برسد، اما بخشی از مطالب این فصل به تحقیق‌های بازاریابی اختصاص پیداکرده است. اما نویسندگان که از این کار خود هدف داشته‎اند، نشان می‎دهند که قصدشان واداشتن مخاطب کتاب به تفکر به شیوه علمی است. برای همین هم چند آزمایش را مطرح می‎کند در همین فصل به اهمیت نقش و جایگاه پول در تحقیقات علمی هم اشاره‌شده است تا خواننده در فضاهای انتزاعی و دانشگاهی بی‌ارتباط با فضای کار، که به‌طورمعمول در میان دانشجویان مقاطع پایین دیده می‌شود، باقی نماند. درنهایت هم در آخرین فصل چرخه کاملی را پیش روی خواننده کتاب قرار می‎دهد که اکنون بعد از مطالعه قریب به 500 صفحه از این اثر نقطه شروع یک تحقیق تا انتهای آن را درک می‎کند و به‌احتمال‌زیاد قادر است یک تحقیق علمی را به‌طور کامل پیش ببرد یا آن را بهتر از قبل درک کند.   پروپوزال، مقاله و تحقیق را نخرید؛ خودتان بنویسید! ازجمله ویژگی‌های فصل هفدهم کتاب آشنا کردن مخاطب با نوشتن پروپوزال و چگونگی نگارش گزارش‌های دانشگاهی و تجاری علمی با رویکرد کاربردی است. این فصل کمک می‎کند مخاطب کتاب با کمترین اتکا به دیگران بتواند حداقل پایان‎نامه دانشگاهی بنویسد یا مقاله‎ای علمی را آماده تدوین کند. پس از فصل هفدهم، یک لغت‌نامه فارسی به فارسی (20 صفحه‎ای) در حوزه مباحث کتاب آماده‌شده است که در نوع خود قابل‌توجه است. بعدازاین بخش، منابع مورداستفاده در تألیف این کتاب (در بازه‌ای قریب به 20 صفحه) جایگذاری شده است که بسیاری از آن‌ها مربوط به سال‎های 1990 تا 2010 هستند و تازگی نسبی مطالب این کتاب را به‌ویژه در برابر آثار مشابه دیگر در ایران به رخ می‎کشد. نمایه کتاب هم آخرین بخش این اثر است که امکان مطالعه گزینشی و هدفمند را فراهم می‎کند و متصدیان تهیه این کتاب برای تهیه آن تلاش شایسته‎ای انجام داده‎اند و بسیاری از اسامی و مفاهیم علمی مرتبط مستقیم در حوزه تحقیق در علوم اجتماعی و ارتباطات را به همراه مفاهیم مرتبط غیرمستقیم در حوزه‎های یادشده را که در کتاب مورداشاره قرار‎گرفته‎ کنار یکدیگر نشانده‎اند تا امکان مطالعه دقیق‎تر برای خواننده کتاب فراهم شود.       ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 12 Feb 2019 07:06:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271786/صفر-100-تحقیق-علوم-ارتباطات-چطور-یادبگیریم پروژه علوم اجتماعی در ایران ذیل فقه‌الاجتماع تعریف می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271552/پروژه-علوم-اجتماعی-ایران-ذیل-فقه-الاجتماع-تعریف-می-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی پس از انقلاب همواره یکی از حوزه‌‌های پرچالش آکادمیک ایران بوده و هست. اهمیت برساخت یک علوم اجتماعی مطابق با معیارهای بومی و دینی آن‌قدر بالا بوده که برای این کارگروه‌ها و شوراهایی تحت عنوان تحول علوم انسانی تاسیس شد و ردیف بودجه مشخص هم به این امر تخصیص داده شد؛ اما واقعا پس از چهار دهه علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی ایران کجای واکاوی رویدادهای اجتماعی این سال‌ها ایستاده و چه تولیداتی برای عرضه به نسل آتی ارائه کرده است؟ سید جواد میری (عضو هیئت علمی (دانشیار) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) در گفت‌وگو با ایبنا از این گفته که علم‌الاجتماع را با فقه‌الاجتماع اشتباه گرفتیم و این فقه‌الاجتماع به واسطه رابطه‌اش با حاکمیت تلاش می‌کند کلیت پروژه علوم اجتماعی را ذیل خود تعریف کند؛ چون حاکمیت مانند هر حاکمیتی که در پس انقلاب متولد می‌شود دنبال خلق نوعی انسان جدید است. جامعه‌شناسی و حوزه علوم اجتماعی ایران در چهار دهه‌ای که از انقلاب اسلامی می‌گذرد؛ فراز و فرودهایی را پشت سر گذاشته که بدون شک بی‌ارتباط با تاریخ معاصر ایران نبوده و نیست؛ اما واقعا با بازخوانی علوم اجتماعی و تولیدات آن در این ۴۰ سال به کدام گره‌های تاریخی می‌رسیم که جدا از خود پدیده انقلاب؛ به عنوان یک رخداد تاریخی بر جامعه‌شناسی ایران اثر گذاشته باشد؟ پرداختن به علوم اجتماعی در این چهار دهه بدون پرداختن به ریشه‌های این بحث؛ موضوع را ابتر نگه می‌دارد. علوم انسانی و اجتماعی و رشته‌های مختلف این حوزه از جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی گرفته و حتی فلسفه به معنای آکادمیک کلمه در یک بستر تاریخی ریشه دارند که حدودا با نوع مواجه ایرانیان با دنیای مدرن یعنی تمدن اروپا و بعد به صورت گسترده‌تر جهان معاصر ریشه مرتبط است و بدون توجه به این عقبه تاریخی این چهاردهه قابل تبیین و تشریح نیست. به عنوان مثال در مواجهه ایرانیان با تمدن اروپایی که با نام بیداری ایرانیان و مواجه سنت و مدرنیته می‌شناسیمش باید توجه کنیم بالاخره ما یک‌سری سنت‌های فکری و نقلی و فقهی در سنت خودمان داشتیم و به نظر می‌آید این رویایی و مواجهه برای ما سوال ایجاد کرده بود و تلاش داشتیم برای این پرسش‌ها پاسخی پیدا کنیم ولی می‌دیدم در آن دستگاه‌های مفهومی که در فقه و فلسفه ما وجود داشت پاسخی برای این سوالات نیست.  همین مسئله برای ما یک سردرگمی و بن‌بست به وجود آورد که نتوانست راهکار خودش را از درون این سنت‌های فکری ما بیرون بکشد؛ اگر هم مواردی بوده نتوانسته تغییر و تحول اساسی و چرخش پارادایمی به وجود بیاورد که با نیازهای عصر جدید ایران مطابق باشد. به همین دلیل ما می‌بینیم این دگرگونی جای دیگری اتفاق می‌افتد؛ مثل صحنه جنگ یا سیاست. یعنی این سیاست‌مداران هستند که به حوزه اجتماعی ورود پیدا می‌کنند. نمونه پررنگش تاسیس دارالفنون و اعزام دانشجویان به خارج از کشور است یا سفرنامه‌نویسانی که به فرنگ و دنیای مدرن می‌روند با مظاهر دنیای جدید آشنا می‌شوند و با نقل روایت‌های خود پرسش‌هایی ایجاد می‌کنند و حتی تلاش می‌کنند با توجه به آنچه دیده‌اند مفاهیمی را برای جامعه خودشان ارائه کنند. مثلا اگر در فرهنگ دستگاه دادگستری می‌بینند یا پارلمان می‌بینند از عدالت‌خانه و مشروطه صحبت می‌کنند. واردات استاد و معلم از کشورهایی مثل فرانسه و اتریش و ... فیزیک و جغرافیای نوین را نیز به ایران آورد.  به تمام این‌ها، جنگ‌های ایران و روس و معاهدات اروپایی را هم اضافه کنیم و همچنین حلقه‌های موجود در قفقاز که باعث شدند ایده‌های چپ آرام آرام وارد ایران شوند. یعنی قبل از ظهور مارکسیسم به مثابه حزب توده در ایران ایده‌های چپی و سوسیالیستی در ایران مطرح می‌شود. احسان نراقی در کتابش درباره تاریخچه تحقیقات اجتماعی از یک آلمانی صحبت می‌کند که به نوعی علوم اجتماعی در ایران درس می‌دهد؛ آن هم اوایل سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۰. بعد هم جنبش جنگل و حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان و دستگیری ۵۳ نفر را در تاریخ ایران داریم. یعنی آرام آرام ایده‌هایی که به صورت نهادی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها به عنوان علوم اجتماعی شناخته می‌شود زمینه و زمانه‌اش در ایران شکل می‌گیرد و ابتدا ما تنها یک درس به این نام داشتیم که توسط یحی مهدوی و غلامحسین صدیقی و خود احسان نراقی دنبال می‌شود.  ظهور و بروز گرایش‌هایی در جامعه‌شناسی ایران مثل جامعه‌شناسی ولایی؛ جامعه‌شناسی علوی یا جامعه‌شناسی دینی و توحیدی پس از انقلاب یا حتی قبل از ۵۷ که شریعتی از اسلامی کردن هگل صحبت می‌کند یا اسلامی کردن علوم و مفاهیم که تا به امروز به بحث اسلامی کردن و بومی کردن علوم انسانی دامن زده است. مسئله‌ای که به نام اعتلای علوم انسانی باعث شده میلیاردی خرج پروژه‌های مختلف شود و دم و دستگاهی راه افتاده و منبع درآمد و تولید شغل هم شده است. جالب است که در همان دهه اول انقلاب اسلامی پارادایم‌های مختلفی به میان می‌آیند و مثلا تنهایی در یک کتاب خود که از سیر تحول پارادایم‌های جامعه‌شناسی حرف می‌زند صحبت از جامعه علوی می‌کند و اینکه چگونه باید جامعه علوی را احیا کنیم. می‌توان گفت ادغام یا هم‌پوشانی گفتمان‌ها اینجا شکل می‌گیرد که باعث نوعی سردرگمی مفهومی در علوم اجتماعی می‌شود و بعدها حوزه علمیه قم و پژوهشگاه‌هایی که به گونه‌ای منتسب به نگاه‌های فقاهتی هستند تلاش کردند به حوزه علوم اجتماعی وارد شوند و این بحث را ایجاد کنند که این علوم اجتماعی امروز در خدمت اسلام و حکومت اسلامی نیست و ما باید طرح نویی بیفکنیم و از درون سنت فکری خودمان علوم اجتماعی اسلامی را تاسیس کنیم. البته به نظر می‌رسد که با وجود پیوند علوم اجتماعی با دولت و حکومت و میزانی از هژمونی حکومتی بر جامعه‌شناسی استقلال دانشگاه در ایران تا حدودی توانسته پویایی و تاثیرگذاری علوم اجتماعی را حفظ کند؛ با این وجود این جامعه‌شناسی نتوانسته چندان در برساخت خود در رویدادهای روز نقشی ایفا کند. می‌توان گفت سه پروسه متفاوت که به صورت زنجیر به یکدیگر متصل هستند در رسیدن علوم اجتماعی ایران به جایی که امروز ایستاده تاثیرگذار بوده است. یکی اینکه در ابتدای انقلاب و به اسم انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند بعد صحبت از این می‌شود که دانشگاه‌ها در خدمت اسلام نیستند و دانشگاه‌ها باید اسلامی شوند. در خود دانشگاه‌ها هم اتفاق دیگری می‌افتد و آن هم اینکه نهادهایی نظارتی در دانشگاه‌ها تاسیس می‌شوند که برای مانیتورینگ و کنترل ورود اساتید عمل می‌کند. خود همین باعث شد که پاک‌سازی‌های بیشماری صورت بگیرد و بسیاری بازنشسته شوند و بسیاری مهاجرت می‌کنند و تعداد کمی از حوزه علوم اجتماعی در حاشیه دانشگاه باقی می‌مانند که خیلی در برساخت این حوزه در ایران نمی‌توانند نقشی ایفا کنند.  این سه پروسه باعث می‌شود در دوره‌ای بنیه علوم اجتماعی در ایران تضعیف شود و علوم اجتماعی ایران در دهه ۶۰ و ۷۰ بسیار تحت تاثیر این تحولات بوده است. البته در کنار این تغییر و تحولات اتفاق دیگری هم می‌افتد و آن هم رشد کمی دانشگاه‌هاست اعم از آزاد و پیام‌نور و .... یعنی ما بنیه علمی دانشگاه را تضعیف ولی در کنارش توسعه کمی را زیاد می‌کنیم. درواقع تعداد دانشجویان بالا می‌رود ولی بنیه علمی دانشگاه به دلیل بر اساس اجتماعات علمی پا نگرفت. یعنی اگر استادی را در دانشگاه می‌پذیرفتند به دلیل مستندات علمی او و دانشش نبود بلکه صرفا با معیارهای نظارت ایدئولوژیک که فراتر از اجتماعات علمی بود همخوانی داشته است. این دستگاه‌های نظارتی فراعلمی هم اساسا هیچ پاسخگویی به اجتماعات علمی نداشتند و نهایتا به حراست و ... پاسخگو بودند.  همچنین سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی نسبت به تغییر و تحولات جهانی به گونه‌ای بود که بین‌المللی شدن و جهانی شدن یک ذم لا یغفل شد. یعنی درست در زمانه‌ای که انقلاب اسلامی در حال شکل‌گیری است آغاز تحولات بزرگی در جهان است ذیل مفهوم جهانی شدن و پا گرفتن مقوله دهکده جهانی و انفجار اطلاعات و ... در این وضعیت دانشگاه‌های مالزی و ترکیه و ... .و حتی دانشگاه‌های بسیار ضعیف عربستان هم آرام آرام به این شبکه جهانی وصل می‌شوند و معیارها و استاندارهای خودشان را بالا می‌برند و تلاش می‌کنند در تولید و خلق علوم و مفاهیم و گفتمان‌ها زبان علمی‌شان را به زبان علمی جهان نزدیک‌تر می‌کنند. در ایران ما دقیقا در این برهه زمانی که ما هم باید وارد این عرصه بشویم درها را می‌بندیم و به شکل‌های مختلف بنیه علوم اجتماعی را در ایران تضعیف می‌کنیم. نهایتا تبدیل به جزیره‌ای دور افتاده می‌شویم که برای اینکه بخواهیم ارتزاق کنیم باید به ترجمه روی بیاوریم. بیشتر استادان حوزه علوم اجتماعی ما مولد و مولف نیستند و اندیشه‌های بدیو و وبر و گیدنز و ... را بدون اینکه خودشان بتوانند هیچ اجتهادی در آن داشته باشند صرفا با ترجمه وارد جهان معنایی علوم اجتماعی ایران می‌شوند. در این چهار دهه در همه دانشگاه‌ها برای رسته علوم اجتماعی وبر و مارکس تدریس می‌شود؛ ولی وبر و مارکسی که گیدنز در سال ۱۹۷۱ وقتی کتابش را درباره مارکس و دورکیم به عنوان بنیان‌گذاران علوم اجتماعی از آن‌ها نوشته بود. یعنی از منظر بریتانیا به جهان علوم اجتماعی نگاه می‌کنند و هیچگاه هم از خودشان این سوال را نکردند که چرا گیدنز دورکیم و بر و مارکس را بر خلاف بوتومور و پارسونز متفاوت نگاه کرده است. هیچگاه سنت وبری و مارکسی در ایران شکل نمی‌گیرد و ما یک مارکس‌شناس یا وبر‌شناس با خوانش ایرانی داشته باشیم جز شریعتی نداریم. بعد از انقلاب فرهنگی همان‌طور که اشاره کردید شاهد فشارهای زیاد روی علوم انسانی بودیم و حتی به نوعی می‌توان گفت تیغ چاقو روی گلوی جامعه‌شناسی گذاشته شد؛ در این شرایط تلاش افرادی مثل توسلی برای کاهش فشار و حفظ علوم اجتماعی چقدر موثر بوده است؟ نمی‌توان از این فاصله زمانی فعالیت‌های توسلی را قضاوت کرد؛ انقلاب در ایران مثل همه انقلاب‌ها یک داعیه معمول دارد. یعنی اساسا به دنبال این است که بنیان‌ها و حوزه بایدها را تغییر بدهد. مثلا یک گزاره‌ای که شاید بگوییم درست بوده و شاید هم از نظرمان اشتباه باشد و به عنوان نقشه راه قرار گرفت این بود که علمی باید در دانشگاه‌های ما تدریس شود که از درون دین بیرون بیاید. حالا این علمی را که باید از درون دین ظهور کند هم چند جور می‌توان فهمید ولی در گفتمان انقلاب تنها جور آن را فهمیدند.  مثلا دورکیم معتقد است اگر می‌خواهیم تاریخ علم را بنویسیم واقعا ریشه‌های تاریخی‌اش به دین برمی‌گردد؛ یعنی دین واقعا به مثابه یک الگوی تفکر بوده است. علم و سایتس به یک معنا از درون دین آمده ولی آن‌چیزی که در ایران بعد از انقلاب به آن دامن زدند این خوانش از  رابطه دین و علم نبود. این‌ها می‌گفتند باید چارچوب‌های معرفتی در آن خوانشی باشد که نه دین بلکه نهاد دین یا متولیان دین که در ایران معمولا فقها و مراجع و حوزه علمیه هستند آن را اعلام می‌کنند و گزاره‌های آن باید در چارچوب فقهاتی قرار بگیرد. اساسا آن‌هایی که از اسلامی کردن علوم انسانی و علوم اجتماعی صحبت می‌کنند متوجه نیستند که دارند از پارادایمی صحبت می‌کنند که نه تنها در جهان که در ایران هم تنها پارادایم موجود نیست. ما دست‌کم ۵ پارادایم معرفتی را می‌توانیم معرفی کنیم و یک موردش خب پارادایم فقاهتی‌ست که دال مرکزی‌اش تکلیف است و اساسا به دنبال برنامه‌ریزی برای جامعه انسانی نیست و نهاتیا تمرکزش روی جامعه مومنین است و می‌خواهد رابطه مومن با خالق و الله و بعد حتی کسانی که به خدا باور ندارند را هدایت کند که مثلا با کافر و مشرک و فاسق چه‌کار کنند.  به عبارت دیگر نظام معرفتی فقاهتی را که دال مرکزی‌اش تکلیف است،نمی‌توانیم به تمام ساحات معرفتی انسانی تعمیم بدهیم. نهایتا در نظام معرفتی فقاهتی شما می‌توانید فقه‌الاجتماع را تاسیس کنید؛ اما آمده‌اند به اشتباه می‌خواهند این فقه‌الاجتماع را به علوم اجتماعی تعمیم بدهند. علوم اجتماعی نمی‌تواند اسلامی باشد آن هم به این معنا که ذیل معرفتی فقاهتی قرار بگیرد. علوم به این معنای معرفتی امروزی از درون ساینس بیرون می‌آید. اساسا اسم کامل علوم اجتماعی هم علوم اجتماعی طبیعی است که ذیل نگاه معرفتی علوم طبیعی قرار دارد و از درونش علم‌الاجتماع بیرون می‌آید. یک نگاه دیگری داریم که فلسفه‌الاجتماع از آن استخراج می‌شود. فارابی و افلاطون بیشتر فلسفه‌الاجتماع می‌گفتند که مرکزیت آن برهان است. سنت عرفانی هم نگاه خودش را به انسان و جامعه دارد. رابطه انسان با خدا و دیگری که بیشتز از آنکه علم‌الاجتماع باشد؛ عرفان‌الاجتماع است. یک خلط معرفتی اینجا اتفاق افتاده و مثلا کسانی که در حوزه علوم اجتماعی آن هم از زاویه معرفتی فقهی کار می‌کنند تلاش دارند که علم‌الاجتماع را ذیل فقه‌الاجتماع تعریف کنند و این نشدنی است و بین این‌ها نوعی ناهمزبانی وجود دارد. نهایت ما می‌توانیم بگوییم فلان مسئله اجتماعی از منظر فقه‌الاجتماع اینگونه نفسیر می‌شود. حالا چرا این فقه‌الاجتماع خودش را در جای  فقه‌الاجتماع نمی‌نشاند تلاش می‌کند کلیت پروژه علوم اجتماعی را در ذیل خود تعریف کند.اینجا رابطه حاکمیت با مفهوم فقه‌الاجتماع خیلی مهم است. چون حاکمیت مانند هر حاکمیتی که در پس انقلاب متولد می‌شود دنبال خلق نوعی از انسان جدید است. مثلا وقتی انقلاب در فرانسه اتفاق می‌افتد در پس آن یک گفتمانی شکل می‌گیرد که سوژه‌ای را خلق کند که با سوژه پیشا عصر روشنگری متفاوت است. یا وقتی انقلاب اکتبر روسیه انفاق می‌افتد و اتحاد جماهیر شوروی شکل می‌گیرد به دنال ایجاد و تشکیل جامعه شورایی هستند یعنی جامعه‌ای که مبتنی بر پارامترهای انقلاب سوسیالیستی باشد و حرف از انسان سویتی می‌زنند. مثلا می‌گویند تمام قومیت و ملیت و مذاهب و ادیان مختلفی که وجود دارد هیچ‌کدام در جامعه سویتی نباید وجود داشته باشد و این یک برساخت جدیدی است از یک انسان پساسرمایه‌داری. در ایران به این صراحت این قضیه مفهوم‌سازی نشده ولی وقتی نگاه می‌کنیم در پس سرکوب علوم اجتماعی در ایران این انگاره وجود دارد که ما می‌خواهیم یک انسان اسلامیستی خلق کنیم و این انسان با انسان پیش از انقلاب, انسان سوسیالیستی و حتی انسان کاپیتالیستی متفاوت است و برای رسیدن به این انسان هم باید یک جامعه اسلامیستی داشته باشیم ولی علوم اجتماعی غربی با این انگاره‌ها سازگاری ندارد و بعد اساسا هر گفتمانی که با فقه‌الاجتماع و گفتمان انسان اسلامیستی مد نظر این ایدئولوژی سر سازگاری ندارد باید به انحاء مختلف مانیتور و از دور خارج شود.  مجدد به این نکته برمی‌گردیم که با همه این تفاسیر و با وجود این صدای غالب، باز هم شخصیت‌ها و آدم‌هایی داشتیم که علوم اجتماعی را در مسیر خود پیش ببرند؛ پس چرا نهایتا به هرج و مرج امروز رسیدیم که نمی‌دانیم باید چه چیزی را ترجمه یا چه کتابی را تالیف کنیم؟ نباید فراموش کنیم که نمی‌توانیم یک سنت فکری را یک‌شبه خلق کنیم. ما یک سنت فکری و فقهی و عرفانی و ادبی غنی در این کشور داشته‌ایم چه پیش از اسلام چه پس از اسلام، چه پیش از تشیع و چه پس از تشیع؛ چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب؛ ولی یک سنت جدیدی هم شکل گرفته که نامش را تجدد گذاشته‌اند. برخی تلاش می‌کنند این تجدد را غرب‌زدگی معرفی کنند ولی سنت تجدد ایرانی به عنوان یک واقعیت در این جامعه شکل گرفته است. در زمان سلطنت پهلوی تلاش می‌شد این تجدد در تقابل با نیروهای سنتی یا حتی جامعه تعریف می‌شد. پس از انقلاب هم حاکمیت تلاش کرد نیروهای سنتی را در تقابل با تجدد تعریف کند. هر دوی این رویکردها محکوم به شکست است چون تجدد و مواجه و خودآگاهی ایرانیان از معاصرت از بیرون تزریق نشده بود بلکه یک نیاز زمانه و مقتضیات زمان و مکان بوده است. هگل و کانت امروز جزئی از سنت تجدد و مدرن ایرانی هستند ایرانیان می‌خواستند یک شیوه زیستی را خلق کنند که هم با گذشته‌شان در ارتباط باشد و هم حالشان را مدیریت کند و هم چشم‌اندازی برای آینده ارائه کند. اگر جامعه‌شناسان  فیلسوفان و اهل نظر ایرانی به این باور برسند که این سنت ۲۰۰ – ۱۵۰ ساله که شکل گرفته یک امر پلید غربی نیست بلکه جزئی از خودشان است؛ آرام آرام این خودآگاهی در سنت مدرن  باعث می‌شود که نیازها و مقتضیات و حتی ترجمه کتاب‌ها، خوانش کتاب‌ها درست مدیریت شود. در این صورت هگل و کانت دیگر برای ما به عنوان یک ایرانی فیلسوف غربی نیست، همانگونه که برای سهروردی و فارابی افلاطون و ارسطو فیلسوف یونانی نیستند. هگل و کانت امروز جزئی از سنت تجدد و مدرن ایرانی هستند. اگر این باور را در ساختار آکادمیک و خرد دانشگاهی ایرانی بدمیم تغییر و تحولات درست شکل می‌گیرد و ما دیگر در حالت تدافعی و سرکوب و جنگ نخواهیم بود.  خانواده علوم اجتماعی در ایران با تمامی اضلاع و شاخ و برگش در یک حالت جنگ نامتقارن زیست می‌کند. اگر حاکمیت به این نتیجه برسد و بفهمد که نیروهای متجدد نیروهای غربی نیستند بلکه نیروهایی هستند که به خودآگاهی تاریخی ایرانیان که ۲۰۰ سال پیش در مقتضیانت زمان به آن رسیدیم رسیده‌اند و به اخد تمدن نوین در چارچوب‌های زبانی و زمانی خود فکر می‌کنند؛ هم می‌تواند با جامعه آکادمیک ارتباط برقرار کند هم می‌تواند به جای آنکه بودجه‌ها و منابعش را روی اسلامی کردن و بومی کردن علوم اجتماعی بگذارد و شورای متونی تشکیل بدهد و ... هزینه کند تلاش می‌کند که کار را به خود دانشگاه واگذار کند و اجتماعات علمی مطابق با آخرین استانداردهای جهانی به مدیریت دانش بپردازند. اگر مدیریت دانایی و شبکه‌های دانایی در دانشگاه‌های ایران شکل بگیرد دیگر نیازی ندارید تا با چارچوب‌های بروکراتیک پر هزینه حتی بر استادان نظارت شود.کسی که دکترا می‌گیرد یعنی مجتهد شده است و اجازه اجتهاد دارد. اجازه اجتهادی که از درون یک ساینس کامیونیتی صادر شده نه اینکه با مانیتورینگ از بیرون تعریف شود. ما چون اجازه بروز و ظهور این شبکه‌های دانایی را نداده و نمی‌دهیم و به منطق اجتماعات علمی باور نداریم تلاش می‌کنیم دستگاه‌های بروکراتیکی درست کنیم که بعضا ضدعلمی هم هست و حتی سرکوب علم می‌کند و هرچه را با ذهینت دینی یک فرد نمی‌خواند سرکوبش می‌کند. شاید سوال اصلی‌تر این باشد که علوم اجتماعی ایران پس از انقلاب چه کارنامه‌ای در حوزه نشر دارد؛ مخصوصا برای پاسخگویی به پرسش‌های داخلی جامعه و بررسی مسائل ایرانی و همین شکل‌گیری تجدد؟ نمی‌توان کل دوره پهلوی را در قالب یک پکیج یکپارچه تعریف کرد. شاید بتوان گفت از اواخر دوره قاجار و عهد ناصری تا حتی سقوط رضاشاه دغدغه دولت‌ها توسعه بود و به دنبال این بودند که دست‌کم به ظواهر ملل راقیه برسند. این ظواهر هم متشکل بود از ساخت راه و راه‌آهن و دانشگاه و ... تا جایی هم که می‌شد به این مسئله اهتمام داشتند. مثلا اگر زندگی جبار باغچه‌بان را نگاه کنیم می‌بینیم که با تمام سختی‌ها و فشارهایی که خود جامعه و حتی نیروهای مدنی در برابرتغییر و تحول اعمال می‌کردند؛ دستگاه‌های دولتی در دوران رضاشاه پهلوی واقعا به دنبال این بود که توسعه را بسط بدهد. در دوره پهلوی دوم و زمامداری محمدرضا شاه ما می‌بینیم تا دوره‌ای یعنی تا زمانی که هنوز نفت وارد جامعه نشده و پول نفت زیاد به اقتصاد ما پمپاژ نشده محمدرضاشاه هم به دنبال بسط توسعه است که آن را با نام مدرنازیسیون تعریف می‌کردند.ولی ناگهان یک اتفاقی در ذهن و زبان هم شاه ایران می‌افتد و هم تکنوکرات‌هایی که اطراف پهلوی دوم هستند و یک چرخش گفتمانی صورت می‌گیرد. این چرخش گفتمانی هم به جای اینکه به دنبال اجرای سیاست‌های توسعه‌ای باشد حرف از تمدن بزرگ ایرانی می‌زنند و اساسا یک مفهوم دیگری را مطرح می‌کنند.  حالا اینکه این تمدن بزرگ ایرانی چیست؟ از ظواهرش این است که جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و احیای تمدن هخامنشی و بحث‌های خیلی انحرافی پا به میدان می‌گذارد. یعنی به جای اینکه به صورت سیستماتیک مثل گذشته جلو بروند و تضاد با جامعه سنتی را کم‌تر کنند و دانشگاه‌ها و مدرسه‌ها را توسعه بدهند و تمرکز را روی اقدامات اینچنینی بگذارند که بالاخره مردم می‌توانستند آن‌ها را درک کنند؛ ناگهان با یک چرخش از سیاست‌گذاری‌های توسعه و مدرنازیسیون به سمت یک تمدن بزرگ آریایی و ایران هخامنشی و ... رفتند. بعد از انقلاب چه اتفاقی می‌افتد؟ در این زمان اساسا یک چرخش دیگری صورت می‌گیرد و این بار هم به جای اینکه به دنبال توسعه برویم و به فکر یک سیاست‌گذاری درست توسعه باشیم از تکریم تمدن نوین اسلامی حرف می‌زنیم. به دنبال این می‌رویم که تلفیقی از حوزه سیاست و دین را به جامعه نزریق کنیم و نهادهای اجتماعی مثل دانشگاه و مدرسه و ... را درگیر یک ایده‌آلی بکنیم که مشخص نیست چیست؟ آیا این تمدن نوین اسلامی به این معناست که مثلا ما می‌خواهیم تمامی کشورهای اسلامی را ذیل یک اتحادیه بزرگ سیاسی قرار بدهیم؟ که جنگ ایران و عراق نشان داد جهان عرب نه تنها با این گفتمان ما همراهی نمی‌کند بلکه ستیزهای فرقه‌ای را هم بیشتر کرد و عملا ما را به کنجی راند و مجبور شدیم از گفتمان اسلامی به گفتمان شیعی عدول کنیم. دیگر امت واحده اسلامی را به امت واحد شیعی تبدیل کردیم و بعد جنگ شیعه و سنی را در منطقه به ما و جهان اسلامی تحمیل کردند. جهان اسلام یک واحد فرهنگی تاریخی است ولی وقتی ما صحبت از تمدن نوین اسلامی می‌کنیم معلوم نیست که آیا این تمدن به این معناست که دولت ایران و حاکمیت ایران در دیگر کشورهای اسلامی مداخله بکند و دولت‌های آن‌ها را زمین بزند؟ که نوع واکنش آن‌ها هم گارد گرفتن در برابر ماست چون ما را اینگونه فهمیده‌اند. در این ملقمه جامعه‌شناسی به عنوان یک رشته دانشگاهی که باید در دانشگاه تدریس شود و دانشگاه هم ذیل مدیریت وزارت آموزش عالی است و وزارتخانه‌ها هم ذیل دولت هستند و دولت هم بخشی از حاکمیت است خیلی نمی‌تواند کارکردهای خودآگاهانه‌ای که در بطن دانش جامعه‌شناختی وجود دارد را به جامعه تزریق کند. در چنین وضعیتی علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی به صورت تزئینی درآمد تا اینکه بتوانند وارد معادلات تغییر و تحولات اجتماعی در ایران بشوند. با همه این‌ها وقتی به کارنامه علوم اجتماعی در ایران به صورت کلی و عام نگاه می‌کنیم باز می‌بینیم که در طبقات مختلف پیشروی شهری و در کلان‌شهرها هنوز هم نوعی خودآگاهی که در جامعه وجود دارد؛ به‌گونه‌ای مدیون گفتمان جامعه‌شناسی است.  پس یعنی در نهایت انقلاب اسلامی فرصت‌هایی برای تولیدات مکتوب جامعه‌شناسی فراهم کرده است؟ خیلی روی این موضوع فکر کردم و جالب اینجاست انقلاب اسلامی یعنی انقلاب ۵۷ که منجر به انقلاب اسلامی و پاگیری جمهوری اسلامی شد یک وضعیت پارادوکسیکالی برای جامعه‌شناسی به وجود آورده است. یعنی از یک سو با تمامی قوا تلاش شده این علوم تحدید و تهدید شوند ولی از طرف دیگر بیشترین سرمایه‌گذاری را در مقایسه با پیش از انقلاب یا حتی کشورهای دیگر را در بحث‌های علوم اجتماعی می‌بینیم. حالا ممکن است منطق سرمایه‌گذاری‌اش درست نبوده باشد ولی همینکه این پول به حوزه علوم اجتماعی تزریق شده یک فضای گفتمانی را ایجاد کرده و در این فضای گفتمانی یک ارتباط عمومی بین رسانه و فضای آکادمیک به وجود آمده که در این حدش در هیچ‌جای دنیا حتی در فرانسه و آلمانکه مهد علوم اجتماعی مدرن هستند شکل نگرفته است.  مثلاً در ایران یک سمینار یا نشست برگزار می‌کنید دست‌کم دو تا سه خبرنگار آن را پوشش می‌دهد؛ یا نه به یمن اپلیکشین‌های جدید صوت‌ها را تهیه می‌کنند و بالاخره به نحوی از نشست مذکور گزارشی از آن منتشر می‌کنند تا در فضای عمومی بازنمایی شود. در هیچ‌کجای دنیا چنین امکانی برای علوم اجتماعی وجود ندارد. به عبارت دیگر جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته چون تلاش می‌کند گفتمان بدیل خودش را ایجاد کند؛ فضای گفتمانی ایجاد کرده که در کنار این گفتمان بدیل صداهای دیگر به وجود بیاید. جالب اینجاست که دانشگاه با وجود اینکه در مقابل دیگر نهادها یک نهاد تازه تاسیس است با تمامی نحیف بودن و ضعیف بودنش بعد از انقلاب نشان داد که بسیار بسیار تاثیرگذار است و حاکمیت با هر رویکردی که در این چهاردهه داشته این نهاد را کنترل و محدود کرده ولی نتوانسته خوداگاهی‌اش را از آن بگیرد.  علوم اجتماعی در این وضعیت متناقض توانسته هم تداوم داشته باشد و هم به‌گونه‌ای که شاید آکادمیک نباشد و تولیدات ما در رده کتاب و مقاله در سطح جهانی خیلی به چشم نیاید از منظر اینکه در مقتضیات زمانی و مکانی ایرانی و افق تاریخی ایران بر جامعه تاثیر بگذارد غیرقابل مقایسه با دیگر کشورهاست. مسئله‌ای که می‌تواند ما را به آینده بسیار امیدوار کند. اتفاق جالب دیگر پس از انقلاب اسلامی وضعیتی است که زنان مولف پیدا می‌کنند و بر اساس آمارهای خانه کتاب نیز سهم زنان در تالیف و ترجمه کتاب‌های علوم اجتماعی نسبت به سایر شاخه‌ها بد هم نیست. نظرتان در این باره چیست؟ پیش از انقلاب این دولت نبود که مانع درس خواندن دختران و زنان بود؛ خود خانواده‌ها و جامعه به دلایل مختلف چنین منعی به وجود می‌آوردند. جمهوری اسلامی آمد و تفکیک جنسیتی را اعمال کرد و خب برای یک باشگاه و مدرسه و ... دخترانه و زنانه که نمی‌توانیم یک مدیر آقا بگذاریم تا مجموعه را اداره کند و باید یک زن را برای این کار انتخاب کنیم و برای این کار هم باید به این زن یک تعلیم و آموزشی بدهیم یا یک استخر زنانه که فقط یک مدیر نمی‌خواهد؛ غریق نجات زن هم می‌خواهد و دوباره از این منظر نیاز شد تا زنان از در دیگری وارد اجتماع شوند.  با زنی که مهارت پیدا کرده و استقلال مالی دارد که دیگر نمی‌توان رفتار سنتی داشت و بگوییم مثل قبل تنها در خانه بشین و بچه‌داری کن. خود این پارادوکس اسلامی و جمهوریت و اسلامیتش در بعد فقاهتی در همه ابعاد جامعه وارد شد. در اصل آقای خمینی معیار حوزه‌های علمیه نبود بلکه یک استثنا در حوزه بود و امروز هم هنوز استثنا است. امام بود که گفت زن‌ها باید در تظاهرات و جبهه و ... باشند. اما همه این‌هایی که کار را در دست گرفته‌اند ذیل فقه سنتی تعریف می‌شوند و پویا نیستند و می‌خواهند دوباره زن‌ها را به خانه برگردانند. حالا در حوزه علوم اجتماعی هم به دلایل مختلف می‌بینیم خودآگاهی از بین نرفته است و اتفاقا زنان در بحث تحصیلات و کار چون خیلی مسئولیت اقتصادی زیادی روی دوش احساس نمی‌کردند به جای رشته‌های مهندسی و پزشکی و دیگر حوزه‌های پول‌ساز بیشتر به این حوزه وارد شدند و علوم اجتماعی ما به نوعی زنانه هم شد.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 12 Feb 2019 06:00:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271552/پروژه-علوم-اجتماعی-ایران-ذیل-فقه-الاجتماع-تعریف-می-شود