خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين اندیشه و علوم اجتماعی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/social Fri, 19 Jul 2019 17:27:40 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 19 Jul 2019 17:27:40 GMT اندیشه و علوم اجتماعی 60 جایگاه علمی ایرانیان در دوران باستان چگونه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278246/جایگاه-علمی-ایرانیان-دوران-باستان-چگونه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «تاریخ علم در تمدن اسلامی» نوشته محمدعلی چلونگر و محمدباقر خزائیلی براساس سرفصل‌های درس تاریخ در تمدن اسلامی در سه فصل تدوین شده و بر آن است که تاریخ علم در تمدن اسلامی را بر پایه اسناد و مدارک معتبر و معقول بررسی کند.  فصل اول کلیات موضوعاتی چون رابطه اسلام و علم و جایگاه علم در اسلام، جایگاه علمی ایرانیان در دوران باستان و دوران اسلامی، معرفی حوزه علمی اسکندریه، معرفی علومی که از تمدن‌های دیگر به دنیای اسلام انتقال یافت، طبقه‌بندی علوم در دنیای اسلام و علل گرایش مسلمانان به علوم مختلف را مدنظر قرار داده است. فصل دوم با عنوان تاریخ علوم غیردینی در تمدن اسلامی؛ به تاریخ ریاضیات، نجوم، تاریخ طبیعی، علم‌الحیل یا مکانیک، شیمی، فیزیک، پزشکی، فلسفه، منطق، تاریخ‌وجغرافیا می‌پردازد. فصل سوم تاریخ علوم دینی در تمدن اسلامی، به تاریخ علومی مانند قرائت، تفسیر، حدیث، اصول، فقه، فقه‌کلام و عرفان و تصوف توجه کرده است.  در مقدمه کتاب درباره اهمیت تاریخ علم آمده است: «تاریخ علم جزئی از تاریخ است و همان‌گونه که هیچ ملتی نمی‌تواند تاریخ گذشته خود را فراموش کند و به کنار زند، تاریخ علم را هم نمی‌توان به دلیل آنکه مربوط به علوم قدیم است، کناری نهاد و نیاموخت و تدریس نکرد. در تاریخ علم همیشه اینگونه نیست که زنده کردن و دوباره رواج‌دادن آن علوم مهم باشد تا در نتیجه گفته شود چنین عملی در بسیاری از حوزه‌ها بی‌حاصل است.» نویسندگان همچنین توضیح می‌دهند که آگاهی از تاریخ علم به فهم حوزه‌های دیگری از فرهنگ و تمدن یک ملت کمک می‌کند و گاه کلید فهم مشکلات می‌شود. آگاهی از تاریخ علم درواقع، آگاهی از اخلاق علمی و آشنایی با روح و سرگذشت دانشمندان بزرگ گذشته است. تاریخ علم در اسلام نیز در پی آن است که توان‌بخشی از فرهنگ جهانی و سنت‌های فکری در این رشته از فعالیت‌های حیاتی انسان را بازسازی کند و جریان‌های تاریخی و سیر اندیشه‌ها در زمان و مکان را بازشناساند و نقش تمدن جهانی اسلام را در این میان تعیین کند. کتاب «تاریخ علم در تمدن اسلامی» نوشته محمدعلی چلونگر و محمدباقر خزائیلی در ۲۹۳ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۱۶۸۰۰ تومان از سوی انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Fri, 19 Jul 2019 07:39:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278246/جایگاه-علمی-ایرانیان-دوران-باستان-چگونه صیانت از هگل در برابر قرائت‌‌های اگزیستانسیالیستی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278372/صیانت-هگل-برابر-قرائت-های-اگزیستانسیالیستی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «جایگاه دیالکتیک هگل در تاریخ دیالکتیک جدید» نوشته منوچهر آشتیانی تلاشی است برای بررسی اندیشه‌های دیالکتیکی هگل در بستر تاریخ دیالکتیک از یونان تا هگل و نیز شرح نوع تاثیر هگل بر اندیشه دیالکتیکی پس از خود.   به اعتقاد آشتیانی، روش و منش اندیشیدن «دیالکتیکی» که از پنج قرن ق. م. در یونان باستان (نزد هراکلیت) و در ایران کهن (نزد زروانیست‌ها، زرتشت و سپس مولانا) و در چین قدیم (نزد لائوتسه) آغاز گردیده است و به نحو «ایده‌آلیستی و مفهومی» از افلاطون تا هگل، و به گونه‌ی «ماتریالیستی» از دموکریت تا مارکس ادامه یافته است، دارای ژرفا و گستردگی‌ای است که همواره به اشکال مختلف در علوم (به‌خصوص انسانی) ادامه و کاربرد یافته است! اصل اساسی دیالکتیک پذیرش «وحدت اضداد و تکوین صیرورت روابط متضاد، متقابل، متعاکس، متعامل و متحرک» میان تمام ارتباطات مادی و معنوی در تاریخ جهان و جهان تاریخ (عالم و آدم) است.   در چنین بستری اهمیت هگل به عنوان متفکری که قرائتی نو و مبتنی بر پراکسیس از دیالکتیک ارائه داد بسیار مهم و شایان توجه است. بر این مبناست که پرداختن به اندیشه هگل می‌تواند بستری مناسب برای پروراندن مباحثی در باب دیالکتیک و نسبت آن با مقولاتی دیگر از قبیل لوژیک قرار بگیرد. لوژیک یا منطق شیوه تفکری بود که از زمان ارسطو به بعد به گفتمان غالب جریان اندیشه فلسفی تبدیل شد.   به گفته آشتیانی، فرایند دیالکتیک تنها به طور پراکنده و گاه در اندیشه‌های نوافلاطونی و پانه‌ته‌ایستی و در عرفان‌های غیر متصلب غربی و شرقی و سرانجام در جنبش طوفان‌زای ایده‌آلیسم آلمانی (از کانت تا هگل) و انعکاس نقیض آن در مارکسیسم بقا و اوج یافته است. ولی فراگرد منطق ارسطو تا زمان ما و به صورت‌های مختلفی تا منطق ریاضی برتراند راسل، که منطق را متعلق به دوران کودکی ریاضیات می‌داند، باقی مانده است.(13)   آشتیانی در کتاب خود کوشیده است نحوه تعامل میان لوژیک و دیالکتیک را نشان دهد و البته از ارائه دوگانه‌ای که یک سر آن منطق و سر دیگر آن دیالکتیک است پرهیز داشته است. از اساس، یکی از ابعاد اندیشه‌ای آشتیانی که همواره بر آن تاکید داشته است، لزوم گذار از دوگانه‌های مونیستی و سیاه و سفید دیدن دنیاست. تاکید او بر اهمیت دیالکتیک نیز تا حدود زیادی از همین رویکرد برمی‌آید. در چنین شرایطی ارائه تقابلی سیاه و سفید و خیر و شری میان منطق و دیالکتیک بی‌مبنا و بی‌معناست و پرهیز از ارائه چنین تقابلی آشکارا در این کتاب مورد توجه بوده است. آشتیانی در مقدمه کتاب گفته است که به تبعیت از استاد خود گادامر مایل بوده است انعکاس دیالکتیک و منطق در یکدیگر را به مثابه میراث ارجمند فکری بشریت به خواننده ارائه دهد.   تلاش نویسنده در کتاب «جایگاه دیالکتیک هگل در تاریخ دیالکتیک جدید» این بوده که نشان دهد «چه تبادل عظیمی بین لوژیک ارسطو و لوژیک دیالکتیکی هگل و دیالکتیک ماتریالیستی و تاریخی مارکس وجود دارد و هر کدام از این سه جنبه‌ تفکر بشری تا چه حد می‌توانند حفظ شوند و بسط و تکامل یابند.   کتاب بر اهمیت دیالکتیک در هر چه متحرک‌تر و زنده‌تر ساختن فکر تاکید می‌ورزد. در این زمینه آشتیانی در مقدمه کتاب گفته است: «معلمان مارکسیست نگارنده در غرب به لزوم وجود تفکری فعال و دگرگون‌ساز، به خصوص در دوران تاریخی معاصر جهان که عصر بروز پیچیده‌ترین تضادهای بزرگ و کوچک مادی و معنوی است تاکید ورزیده‌اند.»   به گمان نویسنده، دیالکتیک هگل از یک‌سو همان هنر سقراطی ـ افلاطونی برای زایاندن تفکر درست به منظور رسیدن به حقیقت است و از این رو همانند مجادله‌ای حقوقی در دادگاه خردورزی انسان‌هاست و از سوی دیگر هنر اندیشیدن ناب برای بارآوردن اندیشه محض چونان ایستادن برابر هستی و نیستی است.   یکی از جوانب جالب توجه آثار آشتیانی پیوندی است که میان سنت اندیشه ایرانی با ابعاد جهانی اندیشه برقراری می‌کند. در این کتاب هم با وجود آنکه موضوع و محور اصلی کار اندیشه دیالکتیکی هگل است و اثر در سنت فلسفه قاره‌ای نوشته شده است، نمودهایی از این نوع گریز زدن به سنت اندیشه ایرانی را می‌توان یافت. به عنوان نمونه آشتیانی می‌نویسد: «شاید مولانای ما که هگل در دائره‌المعارف فلسفی خود به ستایش او پرداخته است به اضطراب درونی و جاذبه باطنی (ناشی از ایستادن برابر هستی و نیستی) پی برده باشد که می‌گوید: هم‌چنان‌که مرده‌ام من قبل موت ـ زان طرف آورده‌ام من صیت و صوت/ پس قیامت شو قیامت را ببین ـ دیدن هر چیز را شرط است این/ پس بدان این اصل را ای اصل‌جو ـ هر که را در دست او بوده‌ست بو.» 17   آشتیانی همچنین انگیزه خود از نوشتن این اثر رسیدن به چهار هدف دانسته است: آشنا کردن خواننده با عظمت و محدودیت فلسفه و دیالکتیک هگل؛ دفاع از هگل در برابر گنجاندن او در سنت اگزیستانسیالیستی و نیز دفاع از او در برابر عقل‌گریز نشان دادن عرفان‌مآبی‌هایش؛ آشکار ساختن وضع فلسفه هگل در برابر اندیشمندانی که هنوز راه پیش‌رفت و پس‌رفت را نمی‌دانند و چهارم آن‌که نشان دهد فلسفه و به خصوص دیالکتیک هگل در دوران کنونی سرمایه‌داری امپریالیستی جهانی، یعنی عصر بروز همه‌گونه تضادهای مادی و معنوی پنهان و آشکار، تا چه حد قادر است به روشن ساختن این دالان نیمه‌تاریک سرمایه‌داری جهانی و به خصوص عقبگاه ارتجاعی‌تر آن بپردازد.   آشتیانی کتاب خود را به شیوه‌ای علمی و دقیق و به سبک اندیشمندان آلمانی‌ نوشته و به نوعی یک دایره‌المعارف در این زمینه ایجاد کرده است. او که دکترای خود را در آلمان  و تزی میان فرهنگی راجع به دیالکتیک اکهارت، مولانا و هایدگر) نوشته است، خود معتقد است به مدت چهل و هشت سال به اعمال روش و منش دیالکتیک در اندیشه و زندگی خود دست زده است.   منوچهر آشتیانی از نوادگان میرزا حسن آشتیانی و خواهرزاده پدر شعر نو، نیما یوشیج است. او متولد سال 1309 در سنگلج تهران بوده و سابقه عضویت در حزب توده را دارد. آشتیانی دکترای فلسفه خود را از دانشگاه هایدلبرگ آلمان اخذ کرده است و شاگرد اساتید بزرگی چون مارتین هایدگر، کارل لویت و هانس گئورگ گادامر بوده است. آشتیانی به واسطه حضورش در حزب توده آشنایی زیادی با دیالکتیک داشته و به نوعی این شیوه تفکر را زندگی کرده است. سابقه تحصیل و نحوه زندگانی منوچهر آشتیانی این امکان را فراهم آورده است تا خواننده، فلسفه او را به عنوان مرجعی ایرانی در فهم دیالکتیک به حساب آوره و آثار او را در این زمینه حائز اهمیت بداند.   از دیگر آثار آشتیانی می‌توان به «کارل مارکس و جامعه‌شناسی شناخت»، «جامعه‌شناسی شناخت کارل مانهایم»، «ماکس وبر و جامعه‌شناسی شناخت»، «جامعه‌شناسی شناخت (مقدمات و کلیات)»، «جامعه‌شناسی شناخت ماکس شلر»، «گفتارهایی پیرامون شناخت مناسبات اجتماعی» و «درآمدی به بحران جامعه‌شناسی جهانی معاصر» اشاره کرد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 18 Jul 2019 06:34:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278372/صیانت-هگل-برابر-قرائت-های-اگزیستانسیالیستی «گفتار در روش» رنه دکارت به روایت اتین ژیلسون http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278339/گفتار-روش-رنه-دکارت-روایت-اتین-ژیلسون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چاپ تازه کتاب «گفتار در روش» رنه دکارت بر اساس نسخه‌ای از گفتار در روش آماده شده که انتشارات فلسفی ورن آن را در شمار مجموعه متون فلسفی خود به همراه مقدمه و حواشی اتین ژیلسون منتشر کرده است. ویژگی این چاپ، مقدمه موجز اما پرمغز و نیز حواشی مفصل و موشکافانه‌ اتین ژیلسون است؛ اما امتیاز اصلی از آن حواشی است. حجم حواشی تقریبا برابر است با حجم متن اصلی و ژیلسون، از خلال آن‌ها، کوشیده است تا بندبه‌بند متن را بگشاید و معنا و جهت‌گیری اصلی گفتار را آشکار کند. ترجمه محمدعلی فروغی از گفتار در روش تاکنون بارها و بارها به چاپ رسیده است. بی‌تردید در این اقبال تاریخی، نثر استوار فروغی بسیار موثر بوده است. این گفتار، چنانکه خود دکارت گفته است، سرگذشت روحانی او است و نگارش فروغی مناسبت تام با این سرگذشت‌نویسی دارد. در چاپ حاضر که ترجمه متن آن بر اساس نخستین چاپ بازنگری‌شده (چاپخانه گودرزی، ۱۳۱۷) و با مراجعه گه‌گاه به چاپ اول (مطبعه مجلس، ۱۳۱۰) تنظیم شده، هیچ چیزی از ترجمه فروغی کاسته نشده و اگر مترجم چیز بیشتری یافته که از قلم افتاده بوده، با علامت [] به متن اضافه شده است. مندرجات چاپ حاضر، مگر واژه‌نامه مختصر انتهای کتاب، همه مطابق چاپ فرانسوی است و تنها فقرات کم‌شماری از حواشی را که صرفا ناظر بر دشواری‌های نثر فرانسوی دکارت بوده‌اند ترجمه نشده‌اند. در بخشی از مقدمه اتین ژیلسون که سید اشکان خطیبی آن را ترجمه کرده است می‌خوانیم: «حدود سال ۱۶۲۸ بود که دکارت تمام قواعدی را که ریاضی‌دانان هنگام استدلال به کار می‌برند، در کتاب قواعد هدایت ذهن گردآورد؛ اما چنین کاری بعدتر در نظرش زیان‌بار آمد تا مفید و آن‌همه را به چهار قاعده بسیار ساده گفتار در روش فروکاست: الف. هیچ چیز را نپذیرد مگر آنکه مطلقا بدیهی باشد. ب. هر مسئله را تا به آنجا که برای حل بهتر آن مناسب است، به مسائل جزئی تقسیم کند. پ.  فکر را با ترتیب از ساده‌تر به پیچیده‌تر راه برد. ت. داده‌های مسئله را کاملا شمارش کند و تک‌تک عناصر راه‌حل را برای حصول اطمینان از درستی آن، از نظر بگذراند.» چاپ تازه کتاب «گفتار در روش» رنه دکارت با مقدمه و حواشی اتین ژیلسون در ۱۲۸ صفحه و شمارگان ۱۲۰۰ نسخه و به قیمت ۱۹۹۰۰ از سوی نشر مرکز منتشر شده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 18 Jul 2019 06:33:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278339/گفتار-روش-رنه-دکارت-روایت-اتین-ژیلسون «تعاملات دینی در هند مدرن» به روایت فوچ منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278247/تعاملات-دینی-هند-مدرن-روایت-فوچ-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ کتاب Religious Interactions in Modern India با ترجمه فارسی «تعاملات دینی در هند مدرن» به قلم مارتین فوچ و وسودا دالمیا از سوی انتشارات اکسفورد در سال 2019 میلادی منتشر شده است. «مارتین فوچ» محقق انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی است. او استاد تاریخ ادیان هند در مرکز «ماکس وبر» برای مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ارفورت آلمان است و همچنین وسودا دالمیا استاد هندشناسی و مطالعات مدرن جنوب آسیا در دانشگاه کالیفرنیا است.  مولفان معتقدند ادیان و مذاهب آسیای جنوبی همواره با دیدگاه خاصی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، چه به عنوان ادیان سنتی هند که عبارتند از هندویسم، اسلام، بودیسم، سیکیسم، جینیسم و مسیحیت و چه گرایش‌های آن در زمان‌های مختلف با شرایط گوناگون. این اثر به بررسی عمده ادیان سنتی هند که اسامی آن را با متذکر شدیم می‌پردازد و درباره پیوندهای درونی آن با تمرکز بر قرون نوزدهم و بیستم میلادی بحث می‌کند. همه فصل‌های اثرمورد نظر نه تنها تنوع و چندگانگی درونی هر گرایش مکتبی را مورد ارزیابی قرار داده، بلکه فرم خاصی از همزیستی آنها با یکدیگر را با همه توافق و تضادهایش نیز در بر می‌گیرد. علاوه براین اثر پیش رو دیدگاه متقابل شاخه‌های اصلاح شده و غیر اصلاح شده هر یک از این مکاتب دینی سنتی هند در سیر زمان را زیر ذره بین قرار داده است. فراتر از آن جنبش‌های اصلاحی مذاهب، شرایط جدیدی که توسط رهبران و کارشناسان ادیان به وجود آمده به نوعی جامعه و سیاست را به همدیگر گره زده نیز مورد بحث قرار گرفته است. در جمع محتوای این کتاب حاوی یک گزارش تاریخی جامع از عمده شکل‌های ادیان سنتی هندی است که در قرن نوزدهم و بیستم میلادی پدید آمده‌اند. پیچیدگی مشارکتی و ناهماهنگی های طبیعی بین هند و انگلیس در اوایل قرن نوزدهم؛ مدرنیته استعمار: مدیریت، زن و اسلام در منطقه بهوپال هند؛ مربی گمراه کننده و همسر مزاحم: آشوب در جنوب هند؛ هویت جینیسم و فضای عمومی در قرن نوزدهم هند؛ مشترکات و تفاوت های گرایش‌های فکری هندوئیسم؛ دسته بندی جامعه در استعمار و قبل از استعمار: باتاکید ویژه بر آموزه‌های مکتب سیک؛ اصلاح جامعه در قرن بیستم؛ انکار از سکولار سازی؛ منطق دارایی اموال متعدد، گاندی و پیشگامان و معاصران وی؛ بوته صلح: اکثریت و جامعه در پنجاب مسلمان و رای، دین مردم  و حق حاکمیت در هند استعماری عناوین فصل‌های این کتاب است. این خبر را رایزنی فرهنگی ایران در دهلی نو در اختیار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) قرار داده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 18 Jul 2019 05:39:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278247/تعاملات-دینی-هند-مدرن-روایت-فوچ-منتشر منتقدان از «فلسفه علم کانت» می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278439/منتقدان-فلسفه-علم-کانت-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همکاری مؤسسه خانه کتاب نشست بررسی و نقد کتاب فلسفه علم کانت با حضور کارشناسان ۳۰ تیرماه برگزار می‌شود.   در این نشست رضا ماحوزی مؤلف، منوچهر صانعی دره بیدی و علی حقی حضور دارند. نشست یادشده ۳۰ تیرماه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در خیابان انقلاب، بین فلسطین جنوبی و برادران مظفر، پلاک ۱۰۸۰ طبقه منفی ۲ سالن سرای کتاب برپا می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 17 Jul 2019 12:02:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278439/منتقدان-فلسفه-علم-کانت-می-گویند «بارگاه جان و خرد» معرفی و رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278433/بارگاه-جان-خرد-معرفی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه رونمایی و معرفی کتاب «بارگاه جان و خرد» نوشته سیروس وقایع‌نگار جمعه بیست‌وهشتم تیرماه در خانه هنرمندان برگزار می‌شود. شاپور اعتماد، حبیب‌الله عباسی و رضا کوهکن در این نشست سخنرانی می‌کنند. در کتاب «بارگاه جان و خرد» تمامی تحولات تاریخی و اندیشگی به صورتی پویا بیان شده و حرکت و فرگشت و خط سیر این رویدادها با منطق و شواهد دنبال شده است تا مخاطبان عمیقا در ساخت و بافت زمانی و تطبیقی جوامع و اندیشه‌های مورد نظر قرار گیرند و افق‌های جدیدی بر آن‌ها گشوده شود. از این رو نگاه جدیدی به مفاهیم انتزاعی، علمی فلسفی و به طور کلی اندیشه شده است تا این پدیده کامل‌تر شود. جلسه رونمایی و معرفی کتاب «بارگاه جان و خرد» نوشته سیروس وقایع‌نگار جمعه بیست‌وهشتم تیرماه ساعت ۱۸ در خانه هنرمندان، سالن استاد امیرخانی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 17 Jul 2019 11:55:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278433/بارگاه-جان-خرد-معرفی-رونمایی-می-شود محبوس ویلچرنشین آپارتمانی بی‌آسانسور http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278410/محبوس-ویلچرنشین-آپارتمانی-بی-آسانسور خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: آن خانه به وقتش مجلل بوده؛ وقتش اما سال‌هاست که گذشته است. حالا خانه‌ای است پنج طبقه که شاید هنوز بتواند هم‌پا با همسایگانش قدبلندی کند، اما کهنگی و چروکیدگی‌اش توی چشم می‌زند. خانه‌ای با نمای مرمر چرک در یکی از کوچه‌های قیطریه. آنجا خانه دکتر منوچهر آشتیانی است. پیر جامعه‌شناسی و فلسفه.   در که باز می‌شود اولین چیز که به چشم می‌آید صفای راهروهای پر نور و پر گل است. دومین چیز اما این است: خانه آسانسور ندارد. - پیرمرد چطور رفت‌وآمد می‌کند؟ نمی‌دانم کداممان این جمله را به زبان آوردیم. این را اما می‌دانم که من از اینکه خانه آشتیانی در طبقه اول نیست تعجب کرده بودم. به طبقه دوم رفتیم. آنجا هم نبود. طبقه سوم هم نبود... خانه دکتر منوچهر آشتیانی با 89 سال سن در طبقه چهارم آپارتمانی بی‌آسانسور بود. شوک این واقعیت وقتی کامل شد که به داخل آپارتمان رفتیم و دیدیم پیرمرد روی ویلچر نشسته است.   نمی‌دانم تصویری که از او در ذهن من نقش بسته بود به چند سال پیش مربوط می‌شد. من اما آشتیانی را سرحال به یاد می‌آوردم. با سبیلی کلفت و چشم‌هایی شفاف. کمی چاق و بسیار پرنشاط. این دکتر آشتیانی که روی ویلچر نشسته بود و گردنش کمی خم بود و عوض کردن پیژامه برایش سخت بود و گوشش به سختی می‌شنید و تکیده شده بود، ربطی به تصویر ذهنی من نداشت.    منوچهر آشتیانی ـ  سال 1395(عکس از خبرگزاری مهر) کار که به حال و احوال رسید، آشتیانی گفت نه ماه است از خانه بیرون نیامده. همسرش اما می‌گفت بیشتر از این حرف‌هاست. از خرداد سال گذشته خانه‌نشین است. یک سال و یک ماه. آشتیانی ‌گفت من از درون فروریخته‌ام. پایش را نشان داد و گفت: این پا دیگر کار نخواهد کرد. دکترها گفته‌اند بدنت جواب نمی‌دهد بهتر است فکر عمل کردن را از سرت بیرون کنی. این را هم گفت که پیشتر در خانه‌ای ویلایی زندگی می‌کرده‌اند. خانه‌ای که همراه با فروخته شدنش کتاب‌های آشتیانی هم فروخته شده‌اند. می‌گفت: همه کتاب‌ها را کیلویی فروختیم. این را که گفت من در چشم‌هایش خیره شده بودم. هیچ حسرتی در آنها موج نمی‌زد. همان‌طور که وقتی از پای علیلش حرف می‌زد؛ وقتی که از گرفتاری‌اش در طبقه چهارم آپارتمانی بی‌آسانسور که راهروهای دلباز و نورگیرش دشمن پیرهای ویلچرنشین هستند حرف می‌زد؛ حتی وقتی که از مشکلات نوشتن با بدنی فروریخته حرف می‌زد هیچ حسرتی در چشم‌هایش نبود. هر چه بود، رضایت بود. رضایت از کارنامه‌ای پر بار. رضایت از اینکه در آستانه نود سالگی هنوز می‌نویسد. هنوز ذهنش دقیق است. بسیار دقیق است. هنوز می‌تواند عمیق صحبت کند و می‌تواند با لذتی غریب از اساتید به‌نامش در دانشگاه‌های آلمان یاد کند. هنوز می‌تواند نقدهای خود به هایدگر را با بهترین کلمات ممکن بیان کند و هنوز می‌تواند حسرت بخورد. نه حسرت نداشته‌های خودش را، حسرت نداشته‌های اجتماعش را.   پیشترها منوچهر آشتیانی گفته بود عضویت در حزب توده اگر یک کار خوب با من کرده باشد این است که «منِ» من را تبدیل به «ما» کرد. وقتی که نگاه بی‌حسرتش وقتی که از خودش صحبت می‌کرد را کنار صدای پرحسرتش وقتی که از ایران صحبت می‌کرد می‌گذارم، حس می‌کنم که او در بندبند وجودش «ما»ست. حس می‌کنم آن چیزی که در این سن و سال و با این همه درد، آن بدن فروریخته را وا می‌دارد که همچنان بنویسد و آن ذهن را هنوز سرشار از هوش نگاه داشته است، مایی است که درون منوچهر آشتیانی نهادینه شده. مایی که البته چندان حال خوشی ندارد.     منوچهر آشتیانی‌ ـ 1398 پیشترها آشتیانی این را هم گفته بود که من فقط دو آرزو دارم. اولین آرزویم محو امپریالیسم جهانی است که می‌دانم نه خودم و نه فرزندانم آن روز را نخواهیم دید و دیگری حضور ایران در میان کشورهای درجه اول دنیاست که شک ندارم این آرزو هم در زمان زنده بودن من محقق نخواهد شد. گفته بود اگر روزی برسد که این دو آرزو محقق شود من اگر به شکل ذرات خاک در گوشه‌ای از کهکشان سرگردان باشم دوباره زنده خواهم شد و باز خواهم گشت. فردی با چنین آرزوهایی وقتی که از ناامیدی‌اش درباره گذار ایران به شرایط مطلوب به شکلی ساده و مسالمت‌آمیز سخن می‌گفت حسرتی دردآلود در صدایش موج می‌زد.   گفت‌وگو که تمام شد، آشتیانی گفت بیایید شوخی‌هایم را نشانتان بدهم. من ویلچرش را هل دادم و او را به کنار کتابخانه‌اش بردم. کتابخانه‌ای پر از بریده روزنامه. یکی از آن بریده روزنامه‌ها تصویر ببری بود که دندان‌های تیزش را به برّه‌ای هراس‌زده نشان می‌داد. آشتیانی با آن خط زیبایش زیر آن عکس نوشته بود: «گفتگوی تمدن‌ها!». یکی دیگر از آن بریده روزنامه‌ها تصویر گربه‌ای بود که در آینه نگاه می‌کرد و خود را شیر می‌دید. عنوان آن تصویر از نگاه منوچهر آشتیانی این بود: «ایدئولوگ عصر ما!». آخرین تصویر هم حیوانی را نشان می‌داد که دو دستش را روی پشت حیوانی دیگر ستون کرده بود و به بالا جهیده بود. نام آن تصویر چنین بود: «مشارکت سیاسی!».   از در آپارتمان آشتیانی که بیرون آمدیم دیگر آن راهرو به نظرم باصفا نبود. به آن نورگیر که جای آسانسور را به خود اختصاص داده بود با نفرت نگاه می‌کردم. اما از در خانه که خارج شدیم، گرمای ظهر تیر ماه که بر پوستم نشست، وقتی به آسمان خیره شدم و دیدم که چقدر گرفته است، گفتم بیرون بیاید که کجا برود؟ گیرم که آن آپارتمان با آن پیرمرد مهربانی کند، شهر اما آیا با او مهربان خواهد بود؟ مردمان شهر چطور؟ جلال آل‌احمد پس از مرگ نیما یوشیج، که دایی دکتر منوچهر آشتیانی است، مطلبی نوشته بود به نام «پیرمرد چشم ما بود». از خانه که خارج شدم به خودم گفتم: این پیرمرد آیا چشم کسی هست؟  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 17 Jul 2019 07:53:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278410/محبوس-ویلچرنشین-آپارتمانی-بی-آسانسور کتابی راهنما برای تاریخ موضوعات برجسته نظریه حقوقی در تمدن غربی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278390/کتابی-راهنما-تاریخ-موضوعات-برجسته-نظریه-حقوقی-تمدن-غربی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «تاریخ مختصر تئوری حقوقی در غرب» نوشته جان کلی کوششی است برای ارائه یک راهنما با حجمی معقول برای دانشجویان حقوق و سیاست درباره تاریخ موضوعات برجسته نظریه حقوقی در تمدن غربی. کتاب به 10 فصل تقسیم شده است که 10 برهه زمانی را میان جهان هومر و گورباچف بررسی می‌کند. واپسین فصل، که از اکثر فصل‌های دیگر طولانی‌تر است، سعی دارد اندیشه‌های مطرح از میانه سده بیستم به بعد را معرفی کند.  البته خود در مقدمه‌ای که برای اثر نوشته توضیح می‌دهد که برای فصل‌های نخستین تقریبا هیچ نوشته‌ای که آگاهانه به‌منزله متن تئوری حقوقی نوشته شده باشد؛ وجود ندارد؛ چراکه چنین نوشته‌هایی تا پیش از پایان قرون وسطی به دشواری یافت می‌شوند. بنابراین برای عرضه اندیشه حقوقی در اروپای اولیه، باید آن را از اجرای واقعی قانون یا دولت برگرفت یا با تحقیق در آثار مربوط به جامع، اخلاق، الهیات یا سیاست بازسازی کرد. کلی معتقد بود که باید تدریس درس فلسفه حقوق با تاریخ موضوعات اصلی تئوری حقوقی از یونانی‌ها تا زمان حاضر شکل بگیرد. اما رویکرد اغلب اساتید در دنیای حقوق عرفی متفاوت است و آن‌ها ترجیح می‌دهند بر تئوری حقوقی معاصر، نظریات فلاسفه حقوقی که هنوز زنده‌اند یا مدت زیادی نیست که از دنیا رفته‌اند، تمرکز کنند.  بی‌گمان قانون به منزله سلسله‌ اعصاب حیات جدید آدمیان عمل می‌کند که فقدان یا ناکارکردی آن به معنای بیماری و اختلال شدید در این حیات است. افزون بر این، نظام حقوقی صرفا مطلوبیت شکلی ندارد، بلکه برای «بقا» و «توسعه» جامعه در کار است. نظام حقوقی جدید، درواقع برای ماندگاری بالنده حیات فردی و جمعی آدمیان در عصر فلسفه، علم، صنعت، جامعه، عدالت، سیاست، اخلاق، دین‌ورزی و اقتصاد «جدید» سر برآورد و در این راستا قابل‌فهم و کارگیری است. این امر اما در گرو حضور قانون جدید در هماهنگی با آن عناصر، و یا نبود سازگاری میان آن‌ها است. برای ایجاد چنین وضعیتی ناگزیر ابتدا باید به سراغ شناخت آن عناصر رفت. شناخت یادشده با شناخت دقیق «مسائل زیست‌بوم» و نیز کاربست اندیشه‌های «فرابومی» معاصر ممکن است. از این رو، باید گفت که مسئله‌شناسی و اندیشه‌شناسی، هردو ناگزیر «جدیدند» و پیوندزدن میان آن‌هاست که امکان نوسازی اصیل درون‌زا و ترقی «کل حیاتمان»، از جمله نظام حقوقی، را فراهم می‌آورد. در غیر این صورت، کوشش‌ها مصروف جدیدسازی کاذب یا قدیم‌سازی پرهزینه اجزای نامتجانس زندگی می‌شود. زندگی معاصر در این مروز و بوم اما تاکنون هیچ‌یک را برنتابیده است.  کتاب «تاریخ مختصر تئوری حقوقی در غرب» نوشته جان کلی (استاد حقوق اساسی، حقوق روم و فلسفه حقوق در دانشگاه‌های آکسفورد انگلستان و دوبلین ایرلند) با ترجمه محمد راسخ در ۶۲۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۷۸۰۰۰ تومان از سوی نشر نی منتشر شده است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 17 Jul 2019 05:17:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278390/کتابی-راهنما-تاریخ-موضوعات-برجسته-نظریه-حقوقی-تمدن-غربی نگاه فدریچی به مساله­ زنان دقیق و تاریخی است http://www.ibna.ir/fa/doc/note/278282/نگاه-فدریچی-مساله-زنان-دقیق-تاریخی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ مهتا مهدی­زاده: سیلویا فدریچی نویسنده­ ایتالیایی-آمریکایی کتاب «کالیبان و ساحره»، پژوهشگر، استاد دانشگاه و فعال اجتماعی درحوزه فمنیسم است. او به مکتب مارکسیسم تعلق دارد و در کنار تدریس در دانشگاه هوفسترا نیویورک در بسیاری از فعالیت‌­های اجتماعی و سیاسی برای مثال فعالیت‌­های مبارزه­ زنان برای کار خانگی مشارکت دارد و نامش به چشم می‌­خورد. در فارسی مقالات بسیاری از او ترجمه و منتشر شده که بیشتر آن­ها درباره­ کار خانگی، دستمزد، مبارزه­ زنان علیه سرمایه‌­داری و چند مصاحبه را شامل می‌­شود. از جمله کتاب‌­های او می‌­توان به «کالیبان بزرگ»، «فمنیسم و جنبش ضد جنگ ایالت متحده»، «دستمزد در برابر کار خانگی» و «انقلاب در نقطه­ صفر» را نام برد. او با انتشار فارسی کتاب «کالیبان و ساحره» در ایران بیشتر شناخته شد. به­ نظر می‌­رسد نیاز به آرای منسجم و راهبردی برای فعالان حقوق زنان ایران منجر شد، کتاب و نظرات فدریچی به سرعت میان روشنفکران و فعالان اجتماعی فراگیر شود و حول آن بحث‌­های گوناگونی شکل بگیرد. فعالان حوزه­ زنان و جنسیت در ایران با کاستی­‌های بسیاری مواجه هستند. این کاستی‌ها هم به دلیل مسایل داخلی و خارجی است. گروه‌­های مختلف و جریان­‌های گوناگون سیاسی وابسته به قدرت، در داخل و خارج، ادعای دفاع از حقوق زنان را دارند. با این همه هر یک به نحوی آب در آسیاب این یا آن قدرت مردسالار می‌­ریزند. در این­جا اهمیت وجود آثاری مانند آثار فدریچی مهم می‌­شود. نگاه فدریچی نگاه دقیق و تاریخی به مساله­ زنان است اما نه یک مساله­ مجزا بلکه چیزی است که در زمینه­ کلی و در کنار مسایل مردان معنا می‌­یابد و شکل می­‌گیرد. این کتاب در پنج فصل نگاشته شده است که فصل­‌های اولیه­ آن بیشتر تاریخ مالکیت و جنسیت در دوران پیش از انقلاب صنعتی و اوایل آن در اروپا را شرح می‌­دهد. او درباره­ حصارکشی زمین­‌ها و سلب مالکیت از دهقانان و تفکیک زمین‌­ها صحبت می‌کند. از شورش­ محلی دهقانان و زنان در برابر اربابان صحبت می­‌کند که در بسیاری از مناطق و به شکل گسترده شکل گرفته بود و سپس جایگیری گام به گام و کامل مالکیت خصوصی علیه نابودسازی مالکیت اشتراکی. بحث فدریچی بر صحه گذاشتن وضعیت پییشاصنعتی نیست او همواره به تبعیض‌­ها، فقر، بردگی  و مصایب آن دوره هم نظر دارد بیشترین تاکید او برای فهم این نکته است که تاریخ مالکیت خصوصی و سرمایه‌­داری امری ابدی و ازلی نیست و به شکل خود به خود پدید نیامده ­است بلکه حاصل سرکوب اشکال دیگر زندگی، سرکوب مبارزه و مقاومت‌­های گوناگون و کشته ­شدن و شکنجه شدن انسان‌­های بسیاری است. چنانکه خودش در مقدمه­ کتاب می­‌گوید، پس از نوشتن کتاب کالیبان بزرگ، مدتی را در نیجریه به کار و تدریس پرداخت و در نظام زندگی آنان آثاری از مالکیت اشتراکی را در آنجا یافته بود که تحت تاثیر سیاست­‌های اقتصادی و سیاست­‌های بانک جهانی در حال نابودی بود. حضور او در نیجریه و وضعیتی که برایش رقم خورد بر نوشتن این کتاب بی‌تاثیر نبود. او حصار کشی را فقط در زمین­ه‌ای کشاورزی نمی­‌بیند. از این منظر، فدریچی به مسایل جنسیتی و تفکیک­‌های این چنینی هم می‌­پردازد. اموری که امکان‌­ها و قدرت حضور زنان را می‌­کاست و آنان را در امور مختلف فرودست می­‌کرد. او به شرح روندهایی می‌­پردازد که حاشیه­‌نشینان و فقرا را بیش از پیش تضعیف می‌­کند و به نوعی ناپاک جلوه می‌دهد. تبعیض‌­هایی که بیش از هر چیز در پی شکستن یکپارچکی مبارزه‌کنندگان و تفرقه ­انداختن میان زنان  و مردان به وجود آمد. شیطانی ­سازی تصویر بی­‌خانمان‌­ها، هم­چنان­که زنان، همانطور که روابط جنسی غیر مولد و... اموری بود که با همکاری قدرت حاکم و دخالت­‌های کلیسا امکان تحقق می­‌یافت. بسیاری از منتقدان این کتاب را بخش‌­های نانوشته­ سرمایه­ مارکس می‌­دانند. نویسنده با نقد و نگاهی به نظرات مارکس و فوکو آغاز می‌­کند و نمی‌­توان تاثیر آرا آنان بر کتاب را نادیده گرفت. چه در بحث تحلیل‌­های اقتصاد سیاسی و طبقاتی و چه در بحث­‌های انضباط­ بخشی و تنبیه و شکنجه­‌ها. عنصر فمینیستی کار او در بحث بازتولید و اشاره به نقش زنان بیشتر به چشم می‌­خورد. مباحثی که درباره­ مبارزات ضد حصارکشی زنان مطرح می‌­کند، زنانی که فقیر شدن یا بی‌خانمان شدنشان آنان را آسیب‌­پذیرتر می‌­کرد و در معرض انواع خشونت­‌ها قرار می‌داد. چنانکه خود فدریچی می­‌گوید: «حصارکشی نیز تاثیرات منفی مضاعفی بر زنان گذاشت چراکه به محض خصوصی­‌سازی زمین و آغاز تسلط مناسبات پولی بر حیات اقتصادی زنان دریافتند که تامین زندگی برایشان دشوارتر از مردان شده­، و به شکل فزاینده­ای محدود به کار بازتولیدی شده‌­اند. آن هم در زمان‌ه­ای که این کار کاملا بی­ ارزش می­‌شد. برای کار بازتولیدی، وقتی برای طبقه­ فرادست یا بیرون از خانه انجام می‌­گرفت، همچنان پول پرداخت می‌­شد ـ اگرچه در پایین‌­ترین نرخ. اما اهمیت اقتصادی بازتولید نیروی کار در خانه محقق می­‌شد، و کارکرد آن در انباشت سرمایه به چشم نمی‌­آمد، چراکه به عنوان وظیفه‌­ای طبیعی رازآلود شد و برچسب «کار زنانه» خورد.» (فدریچی، 1397: 125-126) از دیگر مباحث فمینیستی کتاب درباره امور جنسی است: مجازا‌‌‌ت­‌ها، افزایش دخالت و برخوردهای کلیسا با مواردی که غیر مشروع تلقی می­‌کرد، ممنوعیت پیشگیری از بارداری و... که همه و همه در خدمت بازتولید نیروی کار ارزان بود که خود بازتولید و پرورش نیروی کار نیز، با تقدس بخشی هر چه بیشتر به نقش همسری و مادری و با تاکید بر خانواده­ تک همسری و نفی سایر اشکال زندگی، بر عهده­ زنان بود. در فصل­‌های بعد پس از بیان رام کردن بدن‌­ها درباره­ ساحره‌­کشی می­‌نویسد. در چنین شرایطی، زنانی که به نحوی مقتدر بودند، درمان گیاهی می‌­کردند، سقط جنین یا زایمان زنان را انجام می‌­دادند، زندگی جنسی متفاوتی داشتند، زنان بیوه و فقیر و یا به طور کلی زنانی که به اندازه­ کافی مولد نبودند یا مانعی بر سر راه بازتولید می­‌شدند؛ متهم به ساحرگی بودند و سزاوار اعتراف­‌گیری، سوزاندن، اعدام و نابودی. فدریچی چنین مسایلی را درارتباط مستقیم با حصارکشی‌­ها قرار می‌­دهد و این حصارکشی را این ­بار تا بدن­‌های ساحره­‌های اعدام شده پی می­‌گیرد. «درست همانطور که حصارکشی‌­ها دهقانان را از زمین‌­های اشتراکی سلب مالکیت می‌کرد، ساحره‌­کشی نیز زنان را از بدن‌­هایشان سلب مالکیت می‌­کرد. بدین گونه آن­ها را از هر مانعی که جلوی کارکردشان را به عنوان ماشین تولید نیروی کار می­‌گرفت «رها می‌­کرد»؛ چراکه تهدید چوبه­ دار در مقایسه با هرگونه محصور کردن مشاعات، حصارهای سهمگین‌­تری به دور بدن زنان کشیده بود.» (همان: 298) این منطق از نظر نویسنده تا مناطق تحت استعمار اروپاییان و تا فتح آمریکا و به بردگی گرفتن سیاهپوستان ادامه‌­دار است. علاوه بر شیطانی‌­سازی که از آداب، شیوه­ زندگی و بد‌ن­های آنان صورت م‌ی­گرفت، مسیحیان اروپایی سعی می‌­کردند تا به رام کردن بدن‌های بومیان مستعمراتشان هم بپردازند و ساحره­‌های احتمالی آن­جا را نیز قلع و قمع کنند. به همین جهت به شیوه­ زیست زنان بومی آمریکا یا هند که در بسیاری موارد مولد بود اشاره می‌­شود و به قتل هزاران نفر به مجازات قربانی کردن انسان‌­ها. به این ترتیب استعمارگران در زندگی این مردم و به ویژه زنان این مناطق تاثیرات زیادی گذاشتند. تاثیراتی در باب ساحره­‌کشی (که از منظر نویسنده مفهومی است که در بسیاری از آرا و نظرات مغفول مانده و) تا امروز هم ادامه یافته­‌است. منبع: فدریچی، س. (1397)، کالیبان و ساحره، ترجمه­ مهدی صابری، تهران: نشر چشمه   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 17 Jul 2019 05:01:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/278282/نگاه-فدریچی-مساله-زنان-دقیق-تاریخی ​دیدار و گفتگو با استاد محمد باقر ساروخانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278380/دیدار-گفتگو-استاد-محمد-باقر-ساروخانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) یکصد و شصتمین نشست از سلسله نشست‌های صبح پنجشنبه مجله بخارا اختصاص یافته به دیدار و گفتگو با محمد باقر ساروخانی که در ساعت نه صبح پنجشنبه بیست و هفتم ۱۳۹۸در خانه گفتمان شهر (وارطان) با حضور دانشجویان و همکاران دانشگاهی دکتر ساروخانی برگزار می‌شود. مروری کوتاه به زندگینامه علمی دکتر ساروخانی: - ابتدایی و متوسطه در قزوین (رتبه اول شهرستان). - لیسانس زبان ـ ادبیات فرانسه و علوم تربیتی در دانشسرای عالی تهران 1340 (رتبه اول). - فوق لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه تهران (1342). - اعزام به فرانسه به دلیل رتبه اول بودن. - لیسانس جامعه شناسی از سوربن (دانشگاه پاریس). - دکترای دولتی (دتا) در جامعه شناسی از سوربن (با درجه بسیار عالی) و چاپ رساله در پاریس در سال 1968. - آثار: بیش از 160 کتاب، مقاله، تحقیق به زبان های فرانسه، انگلیسی و فارسی. - جوایز: حدود 50 لوح تقدیر و جایزه به مناسبت انتشار کتاب برگزیده سال، پژوهش برگزیده سال و برگزاری سمینارهای علمی - طرح‌های پژوهشی: حدود 30 کتاب پژوهشی، در بیش از 10 حوزه علمی و پژوهشی. - مدیریت و عضویت در مجلات علمی: بنیانگذار و مدیر مجله دانشکده (مجله علمی دانشگاه تهران) و عضو هیات تحریریه در بیش از 10 مجله علمی- پژوهشی دانشگاهی. - عضویت در مجامع علمی ملی و بین‌المللی: عضویت در انجمن های علمی متعدد در سطح ملی و بین‌المللی (از جمله کمیته بین المللی خانواده). - حوزه های تدریس: روش های تحقیق در سطح دکترا و فوق لیسانس، جامعه شناسی ارتباطات، جامعه شناسی خانواده. - سالیان کار بیش از نیم قرن در آموزش و پژوهش در سطح ملی و بین المللی سمت‌ها: 1- استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران. 2- سرپسرت بخش روانشناسی اجتماعی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از 1349 تا 1352. 3- معاون موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از 1350 تا 1352. 4- مدیر منتخب گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از 1370 تا 1374 (دو دوره). 5- سرپرست بخش تحقیقات تطبیقی، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از 1371 تا 1376. 6- مدیر گروه علمی ـ تخصصی جامعه شناسی خانواده انجمن جامعه شناسی ایران. 7- مدیر منتخب گروه آموزشی جامعه شناسی دانشگاه تهران از 1376 تا 1381 (سه دوره). 8- استاد نمونه دانشگاه تهران در سال 1380. 9- استاد تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تحقیقات) و عضو گروه آموزشی جامعه شناسی. 10- مدیر گروه آموزشی زنان- خانواده (دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد تحقیقات) 11- مدیر گروه های تخصصی دکترای جامعه شناسی (ادامه دارد). - عضویت هیئت تحریریه مجله جامعه شناسی وابسته به انجمن جامعه شناسی ایران. - عضو هیئت تحریریه فصلنامه زنان دانشگاه الزهرا. - عضو هیئت تحریریه نامه علوم اجتماعی دانشگاه تهران. - عضویت در هیئت تحریریه مجله جامعه شناسی دانشگاه تهران. - عضویت در 15 مجله علمی دیگر. عضویت در انجمن‌های علمی: - عضو انجمن جامعه شناسی. - عضو انجمن فرهنگ و ارتباطات. - عضو کمیته بین المللی خانواده. حوزه‌های تدریس: - روش شناسی در سطح دکترای جامعه شناسی در دانشگاه تهران. - روش های کیفی در سطح دکترای جامعه شناسی در دانشگاه تهران. - روش های تحقیق در سطح فوق لیسانس جامعه شناسی در دانشگاه تهران. - جامعه شناسی خانواده. - جامعه شناسی ارتباطات. خانه گفتمان شهر (وارطان) در میدان فلسطین، طالقانی غربی، ضلع جنوبی، پلاک 514 واقع است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 17 Jul 2019 04:11:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278380/دیدار-گفتگو-استاد-محمد-باقر-ساروخانی دهقانی: فرهنگ خداوندگی و بندگی در تاریخ ادبی، فرار شاعران و گرفتاری نویسندگان را رقم زد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278342/دهقانی-فرهنگ-خداوندگی-بندگی-تاریخ-ادبی-فرار-شاعران-گرفتاری-نویسندگان-رقم-زد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین نشست از سلسله نشست‌های «مسئله فرهنگ»، عصر روز گذشته دوشنبه بیست‌وچهارم تیرماه در سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد. در این نشست محمد دهقانی (نویسنده و پژوهشگر) و علی‌اصغر مصلح (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) در این نشست به سخنرانی پرداختند.  محمد دهقانی در این نشست گفت: فرهنگ سازه اجتماعی و مردم شناختی بسیار عظیمی است که تقریبا همه جوانب زندگی انسان را در بر می‌گیرد. در یک دسته بندی کلی می‌توان فرهنگ را به دو بخش ملموس و ناملموس تقسیم بندی کرد. بخش ملموس شامل همه محصولات فنی، هنری، کشاورزی، غذا، دارو و... است اما بخش ناملموس شامل شیوه استفاده مردمان از این مواد ملموس است. روابط اجتماعی و اخلاقی، اعتقادات و ایدئلوژی‌ها همه ذیل بخش ناملموس فرهنگ است. وی افزود: علم فرهنگ سابقه قدیمی ندارد و از نمیه دوم قرن 20 و بیشتر به دست جامعه‌شناسان طرح شده است. متفکران کوشیدند تاثیرات این فرهنگ را نشان داده و آن را برای بهبود جامعه به کار بگیرند. بر اساس نگاه مارکسیستی این رویکرد جبرگرایانه بوده بدین معنی که فرهنگ سازه‌ای است که بر رفتار و تفکر انسان بدون اینکه ما متوجه بشویم تاثیر می‌گذارد. فرهنگ و رفتار فرهنگی بر خلاف رفتارهای غریزی و بیولوژیک حاصل جبر زیست شناسانه و تکاملی، آن گونه که در مفهوم داروینی تکامل هست، وجود ندارد بلکه حاصل جبر روابط اجتماعی، محیط اجتماعی و... است که موجب می‌شود فرد در موقعیت خاصی رفتار و واکنش ویژه‌ای از خود نشان دهد. دهقانی ادامه داد: در واقع فرهنگ رفتاری انطباقی است و یادآور این ضرب المثل ایرانی  که می‌گوید خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. فرهنگ یعنی همرنگی با جماعت. تصور کنید در محیطی اجتماعی که در آن ایرادگیری و انتقاد از هر چیزی ولو نا به جا ارزش باشد و کسانی که می‌کوشند عیب و هنر هر امری را ببینند و آشکار کنند این‌ها قدر می‌بینند و در صدر می‌نشینند. در این فرهنگ مسلما همه مشوق نگاه نقادانه هستند. اهل این فرهنگ هم می‌آموزند خودشان را شبیه محیط کنند و با تقویت نیروی انتقادی بر منزلت اجتماعی خود بیافزایند. حالا برعکس تصور کنید جامعه‌ای که در آن معیارهای یک گروه ملاک خوب و بد باشد و عدم پیروی موجب مجازات شود، عقل انتقادی کمتر مجال ظهور و بروز دارد. نویسنده کتاب «از شهر خدا تا شهر انسان» در ادامه به بحث درباره سنت ادبی ایران و نسبت آن با فرهنگ پرداخت و گفت: سنت ادبی ما عمدتا بر فرهنگ مطابعت استوار است و به تعبیری بر دوگانه خداوندی و بندگی قرار گرفته است. در تمام تاریخ ایران این موضوع حاکم است. نظریه جباریت و قهاریت خدا در عرصه الهیات سرریز کرده و به عرصه سیاست و اداره جامعه سرازیر می‌شود. هیچ جای تعجب نیست اگر در زبان فارسی دو واژه خداوند و جهاندار هم به خالق هستی دلالت دارند و هم به صاحب قدرت سیاسی. در شاهنامه وقتی از ایزد سخن می‌گوید یعنی خداست پس اگر از زمینه داستان خبر دار نباشیم نمی‌توانیم دریبایم که مقصد از خداوند بزرگ جهاندار است یا غیر از او! وی اضافه کرد: ادبیات فارسی عمدتا مبتنی بر فرهنگ خداوندگی و بندگی است فرهنگی که در آن اگر بندگان به بزرگی بزرگمهر باشند باز هم مامور به پیروی هستند تا از مجازات در امان بمانند. یکی از نتایج این فرهنگ این است که در آن شعر و بیان شاعرانه تقویت می‌شود و نثر و سخن منثور تضعیف و بلکه سرکوب می‌شود. دو کلمه نظم و نثر خود نشانه تبعیضی است که فرهنگ ایرانی میان این دو گونه ادبی قائل شده است. نظم یعنی کمال هماهنگی و نثر یعنی کمال پراکندگی. حالا شما اصطلاح نثر را با معادل لاتین آن مقایسه کنید. اصل کلمه نثر در لاتین به معنای سرراست است و بعد به همین دلیل سخن سر راست و مستقیم، را نثر گفتند. حال اینکه در فرهنگ خداوندگی و بندگی سرراستی خطرناک است. دهقانی همچنین درباره مشکل نویسندگان ایران در طول تاریخ نیز اشاره کرد: با توجه به نکاتی که مطرح کردم جای تعجب نیست که در تاریخ ادبی ما شاعران سر به سلامت بردند و نویسندگان با مشکل روبه‌رو شدند و گاهی جان بر سر سخن نهادند. نمونه‌های روشن عین القضات و سهروردی هستند. در چنین فرهنگی زبان شناور می‌شود، کلمات و تعابیر صراحت خود را از دست می‌دهد و مانند آفتاب پرست بر حسب شرایط محیط رنگ عوض می‌کنند و نثر هم خود را به رنگ شعر در می‌آورد. به گفته این مدرس دانشگاه، زبان خداوندگی و بندگی در این فرهنگ زبانی وحدت گرا و کثرت‌گریز، پرخاشگر و پر از تعارف و تکلف است. در این فرهنگ زبان از رسالت اصلی خود فاصله می‌گیرد و گرفتار فضای وهم انگیز می‌شود. واژه‌ها دیگر همانی نیستند که می‌نمایند. این است که نویسندگان هر چه بیشتر به سراغ شعر می‌روند و زبان خود را شاعرانه می‌کنند. در عالم بی خطر خیال شناور می‌شوند و آزادانه به هر سو می‌روند.   علی اصغر مصلح نیز در این نشست گفت: مطالبی که من می‌گویم مستلزم این است که مخاطبان کتاب «فلسفه فرهنگ» من را دیده باشند، چرا که مبنای این بحث‌ها کاملا فلسفی است. به گمانم اولین مساله فرهنگ بحران در معنای خود فرهنگ است. این بحران و این معضل از هنگامی آغاز شد که ما در مقابل واژه غربی Culture ما فرهنگ گذاشتیم. وی افزود: یعنی بار واژه فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی چیز دیگری بود، ما آن را در فرهنگستان اول در مقابل Nature قرار دادیم. خود واژه Culture یک تاریخچه‌ای حتی در فرهنگ اروپایی این واژه این اصطلاح و مابه ازایش کاملا مدرن و جدید است و ما ایرانی‌ها هم به اقتضای مدرن شدن لازم بود که یک معنایی جعل و انتخاب کنیم برای پدیده جدیدی که Culture هست. این در صورتی است که در فرهنگ ما معنایی به نام Culture وجود نداشت. من این آمادگی را دارم که مفصل در این باره گفت‌وگو کنم. مصلح ادامه داد: ما هنوز واژه فرهنگ را از نوع هنرهای ظریفه از نوع امور قابل ستایش و والا می‌دانیم در صورتی که واژه Culture اینطور نیست. بویژه در سنت فلسفه آلمانی از قرن هجدهم یک گفت‌وگویی درگرفت درباره واژه بیلدونگ که اصالت آلمانی دارد و بعد فیلسوفانی مانند هردر وارد این گفت‌وگو شدند و آخرین کسی که درباره چیستی بیلدونگ بحث کرده و واژه نوپدید Culture گادامر است. اگر ما این تفاوت را توجه کنیم متوجه می‌شویم آنچه Culture گفته می‌شود امروز در بحران است و مهمترین بحران Culture یا فرهنگ قدرت است. بر این اساس و با توجه به صحبت‌های آقای دکتر دهقانی می‌توان امروزه نسبت و تقابل میان فرهنگ و قدرت را بررسی کرد. این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه با اشاره به تقابل معنایی واژه‌های فرهنگ و طبیعت گفت: معنای Culture در فرهنگ اروپایی از ویکو، روسو و بعد در هردر از همه مهم‌تر است. اساسا مفهوم فرهنگ در مقابل طبیعت است. یعنی انسان به مثابه موجودی است که از یکسو طبیعت دارد و از سوی دیگر دارای فرهنگ است. به تعبیر هردر فرهنگ طبیعت ثانوی آدمی است. هردر می‌گوید که طبیعت آفریده خداست و فرهنگ آفریده انسان است. یعنی خداوند انسان را طوری خلق کرده که او هم بیافریند. آفرینش انسان فرهنگ است. به این معنا در فارسی ما اساسا فرهنگ نداشتیم. آیا در فردوسی، سعدی، نظامی و... چنین معنایی وجود داشته است؟ خیر. اندکی در ابن خلدون و اندکی در علامه طباطبایی در مبحث اعتباریات را می‌توان به فرهنگ در معنای مدرن نزدیک کرد. با این معنای فرهنگ در بستر تمدن مدرن انسان با مسیر جدیدی که در دوره مدرن آغاز کرد و به تعبیر برخی از فیلسوفان مانند هایدگر با غلبه سوبژکتیویسم و اومانیسم، فرهنگ تطور پیدا کرد. نویسنده کتاب «فلسفه فرهنگ» اضافه کرد: یکی از نکاتی که دوستان همه اطلاع دارند تعدد تعاریف از فرهنگ است. برخی از آثار بیش از ۲۰۰ تعریف از فرهنگ شده است. نکته‌ای که در سال‌های اخیر در فلسفه فرهنگ مورد بحث قرار می‌گیرد، دلیل و سبب این تکثیر تعریف‌هاست. فرهنگ یک موجودی است که دائما در صیرورت است و به علت صیرورت در هستی فرهنگ هست که ما باید دائم تعریفش را جدید کنیم. با توجه به شانی که امروز تکنیک پیدا کرده شما نمی‌توانید هیچ تعریفی از فرهنگ بدون نظر داشتن به تکنیک ارائه دهید. نویسنده کتاب «ادراکات اعتباری علامه طباطبایی و فلسفه فرهنگ» همچنین با اشاره به این نکته که همه ما محاظ در فرهنگ هستیم، اضافه کرد: نکته‌ای که در بحث میان فیلسوفان آلمانی در تعریف بیلدونگ شکل گرفت کوشش برای توصیف فرهنگ بوده است. یکی از قله‌های این بحث جرج زیمل است، اما همیشه ما برای کوشش در توضیح فرهنگ دچار مشکل بودیم، چرا که فرهنگ چیزی نیست که به احاطه ما دربیاید. بیشتر از اینکه ما بکوشیم فرهنگ را به احاطه دربیاوریم، ما محاط در فرهنگ هستیم. به همین خاطر یکی از بحث‌های خوبی که بعد از هوسرل و هایدگر شکل گرفت و تا گادامر ادامه پیدا کرد این است که اساسا چه کسی می‌تواند فرهنگ را به سخن دربیاورد؟ چه کسی شایستگی دارد بگوید که فرهنگ چیست و آن را تعریف کند؟ وی افزود: این بحث‌های پدیدارشناسی که در آگاهی و وجود شده بخشی از آن را می‌توان در حوزه فرهنگ برد. یعنی کسی که می‌خواهد بگوید که فرهنگ چیست آیا فرهنگ خود را به روی او گشوده است؟ فرهنگ خودش باید بگوید چیست چرا که به معنایی ما محصول فرهنگیم. فرهنگ این نیست که در احاطه ما باشد. فرهنگ محیط بر ماست. بنده اگر تلاش بسیار کنم و متفکر شوم و همه وجوه فرهنگ را دریابم، تازه محصولی از محصولات فرهنگ ایرانی هستم. بالاترین جایی که یک متفکر می‌تواند در حوزه فرهنگ برسد این است که نماینده یا سخنگوی این فرهنگ شود.   نویسنده کتاب «تقریری از فلسفه‌های اگزیستانس» مهمترین مساله امروز را عدم درک از فرهنگ دانست و گفت: بنابراین مهمترین مساله ما هنوز درک فرهنگ است. بحران در فهم فرهنگ است و این بحران به نحوی نسبتی دارد با قدرت. یکی از پدیده‌های رایج در کوشش برای توصیف فرهنگ تقلیل فرهنگ به اموری است که جز فرهنگ هستند. در واقع ما به نام فرهنگ آن را تقلیل می‌دهیم به چیز دیگر. رایج‌ترین تقلیل فرهنگ، تقلیل فرهنگ به سیاست است که در ایران امروز شدیدترین بحران همین است. در حوزه اروپایی می‌شود گفت که این بحران را متفکران حوزه فرانکفورت شروع کردند با بحث درباره مساله صنعت شدن فرهنگ. تقلیل فرهنگ به وجه سیاست چند دهه است که شروع شده، این روند به نام قدرت با قدرت و از موضوع قدرت بر فرهنگ حکم راندن است. این در صورتی است که فرهنگ برابر است با زندگی و خاستگاه آفرینش‌های آدمی است. مصلح گفت: اکنون در همه جوامع فرهنگ به محصولات فرهنگی تقلیل پیدا کرده و فرهنگ در سیطره سیاست فرهنگی است که این هم البته پدیده مدرنی است. برای نخستین بار کسانی مانند مرحوم فروغی که فرهنگستان را تاسیس کردند، دیدند که در دولت مدرن نیاز هست که یک نهادی باشد که اموری مثل آموزش و پرورش، هنر و نگارش را مدیریت کند و از اینجا بود که به تدریج تازه متوجه مفهوم جدید فرهنگ شدند. اما هر چه گذشت عقل مدرن سخت‌تر شد و به خدمت قدرت درآمد. یعنی در جوامع توسعه یافته با شدت بیشتر و در کشورهای در حال توسعه به صورت فشلی عقل در خدمت قدرت است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 09:15:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278342/دهقانی-فرهنگ-خداوندگی-بندگی-تاریخ-ادبی-فرار-شاعران-گرفتاری-نویسندگان-رقم-زد اندیشه‌ورزی درباره خودمختاری مصنوعات بشر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278317/اندیشه-ورزی-درباره-خودمختاری-مصنوعات-بشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «تکنولوژی؛ فرانکشتاین یا پرومته؟» مجموعه‌ای از مقالات دانش‌پژوهان ایرانی حوزه فلسفه علم درباره ابعاد فلسفی مقوله گسترش تکنولوژی است. چنان که گردآورندگان کتاب در مقدمه آن گفته‌اند، از نخستین کتاب‌های تالیفی در این حوزه است که حاصل پژوهش تخصصی در حوزه فلسفه علم و تکنولوژی در پژوهشگاه مطالعات انسانی و مطالعات فرهنگی است.   قریب به اتفاق نویسندگانی که مقالات‌شان در این کتاب گردآوری شده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی هستند و اکثر آن‌ها از رشته‌های حوزه علوم ریاضی و مهندسی یا پزشکی به سمت مطالعه در فلسفه علم گرایش پیدا کرده‌اند. همین خصوصیت باعث شده است که همه آن‌ها علاوه بر تسلط بر حوزه فلسفه علم در یکی از حوزه‌های مرتبط با تکنولوژی نیز شناخت و سابقه داشته باشند و مقالات خود را مرتبط با همین حوزه‌ها بنگارند.   در مقدمه کتاب، دلیل جذابیت موضوع پژوهش در زمینه فلسفه تکنولوژی چنین تبیین شده است: «تسلط علمی و تکنیکی بر طبیعت در عصر ما ابعادی یافته است که قرن ما را از قرون گذشته متمایز می‌کند. بی‌تردید یکی از مهمترین این ابعاد تکنولوژی است. ما همگی از دستاوردهای تکنولوژی بهره‌مند می‌شویم و در عین حال دل‌مشغول خطرات بالقوه آنیم. پرسش پیش روی ما هماره این است که آیا پیشرفت شتابان تکنولوژی به بهبود زندگی و رفاه آن کمک کرده است یا ما را به شکل فزاینده‌ای چنان از خود بیگانه کرده که به بردگان تکنولوژی تبدیل شده‌ایم؟ تلاش برای پاسخ به این پرسش‌ها در چند دهه اخیر نگرش‌هایی را رقم زده است که فلسفه تکنولوژی خوانده می‌شود.»   نویسندگان کتاب تلاش کرده‌اند مقوله فلسفه تکنولوژی را در قالب استعاره‌های پرومته و فرانکشتاین تبیین کنند. در واقع دلالت‌های این دو استعاره چنین است: آیا تکنولوژی در خدمت بشر بوده است یا بشر در خدمت تکنولوژی؟ استعاره پرومته به اسطوره‌ای یونانی اشاره دارد که در آن خدایان پرومته و اپی‌مته را بر آن گماشتند تا نیروهای گوناگون را میان جانداران تقسیم کنند. اپی‌مته این وظیفه را برعهده گرفت و پرومته را مامور بازرسی از کار خویش کرد. اپی‌مته هر نیرویی را به جانداری سپرد اما پرومته دریافت اپی‌مته هیچ نیرویی را برای بشر باقی نگذاشته، آدمی برهنه، بی پای‌افزار و بی‌سلاح مانده است. او چاره‌ای جز این ندید که دانش‌ها و فنون ساخت ابزار و وسایل را به نوع بشر ببخشد و چون بی‌آتش آن فنون به کاری نمی‌آمد، آتش را بدان‌ها افزود. بدینسان آدمی واجد دانشی شد که برای فراهم ساختن وسایل زندگی لازم بود. معادل یونانی این دانش، «تخنه» است. ریشه واژه امروزین تکنولوژی.   از سوی دیگر استعاره فرانکشتاین برآمده از داستانی نوشته مری شلی است. ویکتور فرانکشتاین دانشجوی جوان رشته طب است که با تکیه بر هوش و خردگرایی خود داعیه نجات و رستگاری انسان را دارد. او موجودی می‌سازد که از منظر هوش و درایت همانند خود اوست اما چهره‌ و پیکری کریه و نفرت‌انگیز دارد. این هیولا مدتی پس از خلق، از سیطره خالقش خارج می‌شود و بدینسان موجودی که برای خدمت به بشر خلق شده بود در خدمت نابودی بشر قرار می‌گیرد و سرانجام خالق خود را به قتل می‌رساند.   ترتیب مقالات در کتاب «تکنولوژی» به‌گونه‌ای است که از نظری‌ترین بخش علوم یعنی ریاضیات آغاز می‌شود. در فصل اول کتاب که «فلسفه تکنولوژی ریاضی از دیدگاه هایدگر و مارکس» نام دارد و غلامحسین مقدم‌حیدری آن را نوشته است تلاش شده است تا روش‌های به کار رفته در جامعه ریاضی‌دانان بررسی شود. نویسنده در این مقاله روش‌های اثبات در قلمرو ریاضیات را نوعی از تکنولوژی قلمداد می‌کند که دارای دو بخش نرم و سخت هستند. روش‌های اثبات کردن قضایای ریاضی را می‌توان بخش نرم تکنولوژی به کار گرفته شده در ریاضیات دانست و به کار گرفتن مداد و کاغذ برای اثبات قضایا بخش سخت تکنولوژی است. از این رو این فصل دارای دو بخش است: در بخش نخست تکنولوژی ریاضی به عنوان امری مابعدالطبیعی در بطن ماهیت تکنولوژی جدید از منظر هایدگر مورد بررسی قرار می‌گیرد و نشان داده می‌شود که چگونه تکنولوژی جدید سبب تغییر تکنیک‌های اثبات در ریاضیات شده و ماهیت ریاضیات را دگرگون کرده است. بخش دوم این مقاله نیز دیدگاه‌های مارکس درباره ابزار را محور بحث قرار می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه در نیمه دوم قرن بیستم، جایگزینی ابزار مداد و کاغذ با کامپیوترها سبب تغییری اساسی در معنا و محتوای اثبات ریاضی شده است.   فصل دوم یا مقاله دوم کتاب، «تحقیق در باب ذاتگرایی تکنولوژی: مطالعه موردی تکنولوژی پزشکی» نام دارد و مهدی معین‌زاده آن را نوشته است. معین زاده علاوه بر تحصیل در زمینه فلسفه علم، در زمینه پزشکی نیز فارغ‌التحصیل شده است و همین موضوع به او این امکان را داده است که بتواند علائق خود را در زمینه نسبت پزشکی و فلسفه علم دنبال کند. او در این مقاله به ماهیت مستقل از اراده تکنولوژی می‌پردازد و هایدگر را یکی از قائلین به چنین ماهیتی و از زمره ذات‌گرایان قلمداد می‌کند. هر چند تلقی هایدگر از ذات‌گرایی با تلقی سنتی فلاسفه متفاوت است. معین‌زاده سعی دارد ادله و شواهد ارائه شده درباره تکنولوژی توسط هایدگر را در تکنولوژی پزشکی به کار ببندد. مقصود او از تکنولوژی پزشکی در این جستار هم جنبه سخت‌افزاری آن (ابزار و ادوات پزشکی و داروسازی) و هم جنبه نرم‌افزاری (به ویژه دانش، نهادهای درمان و سازمان‌های مرتبط با آن) است.   در فصل سوم، علیرضا منجمی پدیده «طبی‌سازی» را مورد تامل قرار می‌دهد. طبی‌سازی فرآیندی است که در آن پزشکی به قلمروهایی نظیر زایمان و تولد، قاعدگی و یائسگی، الکلیسم، اعتیاد، چاقی، زیبایی، شاد بودن، جوان شدن، تنهایی و انزوای اجتماعی وارد می‌شود و سازوکارهای پزشکی برای اصلاح یا درمان آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد. طبی‌سازی موافقان و مخالفانی دارد. مخالفان آن بر این باور هستند که طبی‌سازی نشانه گسترش پزشکی و کنترل اجتماعی با ابزار ناهنجاری و اعوجاج است. موافقان طبی‌سازی نیز آن را حرکتی در راستای ارتقای سلامت جامعه می‌دانند و علت آن را پیشرفت دانش علمی و کشف بیماری‌های جدید می‌پندارد. در این فصل تلاش شده است طبی‌سازی به مثابه تکنولوژی فهم شود و در این چهارچوب مقوله تبدیل سلامت به نوعی از محصول و تبدیل پزشکی از هنری شفابخش به گونه‌ای از علوم مهندسی مورد بحث قرار گرفته است.   در فصل چهارم کتاب که «در باب خودمختاری تکنولوژی» نام دارد، علیرضا منصوری با ارزیابی انتقادی دیدگاه‌های هایدگر، بورگمن و ایلول در زمینه فلسفه تکنولوژی می‌کوشد تا معنای خودمختاری تکنولوژی در رسانه و تبلیغات را روشن سازد.   در فصل پنجم نیز که «تجارت الکترونیک از دیدگاه فلسفه تکنولوژی» نام گرفته است، سید محمدرضا امیر تهرانی کاربست تعاریف و تحلیل‌های فیلسوفان تکنولوژی را بر تجارت الکترونیک مورد بررسی قرار  می‌دهد. او در پرتو آرای هایدگر نشان می‌دهد که نحوه انکشافی که به دلیل تعرض به طبیعت از رهگذر تجارت الکترونیک حاصل می‌شود عبارت است از سیال شدن منابع و اعتبارات اقتصادی در سراسر بازارهای مالی جهان و امکان تمرکزیافتن آن در هر بازار و...   در فصل نهایی کتاب نیز محمدتقی موحد ابطحی نشان می‌دهد که برنامه توسعه را می‌توان به مثابه تکنولوژی اجتماعی مورد بررسی قرار داد. وی پس از مرور مکاتب فلسفه تکنولوژی، پرسش‌هایی را در ارتباط با برنامه توسعه مطرح می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد. پرسش‌هایی از این دست که تدوین برنامه توسعه مبتنی بر چه پیش‌فرض‌هایی است یا می‌تواند باشد؟ اجرای برنامه توسعه چه نتایجی را می‌تواند به همراه آورد؟ و...   خصوصیت جالب توجه کتاب آن است که مقوله تکنولوژی را محدود به ابزارآلات و مصنوعات تکنولوژیک نمی‌کند و کاربست تکنولوژی در حوزه‌هایی نظیر پزشکی، تجارت، تبلیغات و رسانه و حتی علوم نظری همچون ریاضیات را مورد بررسی قرار می‌دهد و قرائتی بسیط از مفهوم تکنولوژی در سایه اندیشه فیلسوفانی که به این موضوع بسیار اندیشیده‌اند و به‌طور ویژه مارتین هایدگر ارائه می‌دهد. در عین حال، شاید ضعف عمده کتاب را با عنایت به ایرانی بودن مولفان آن غیاب نسبی مقولات و مسائل مرتبط با ایران در عمده مقالات کتاب دانست.   کتاب «تکنولوژی؛ فرانکشتاین یا پرومته؟» که به اهتمام غلامحسین مقدم‌حیدری و علیرضا منجمی گردآوری شده را نشر روزگار نو در سال 1398 با تیراژ 500 نسخه و قیمت 29 هزار تومان در 200 صفحه منتشر کرده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 09:08:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278317/اندیشه-ورزی-درباره-خودمختاری-مصنوعات-بشر نشست نقد ایده فقه سیاسی منصور میراحمدی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278367/نشست-نقد-ایده-فقه-سیاسی-منصور-میراحمدی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ششمین نشست نقد ایده در حوزه اندیشه سیاسی که به همت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برپا می شود به نقد ایده فقه سیاسی حجت الاسلام منصور میراحمدی استاد اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی اختصاص دارد.   میراحمدی، ایده فقه سیاسی خود را طی سه کتاب مطرح کرده است؛ ۱. فقه سیاسی، نشر سمت ۲. ملاحظاتی بر چالش های فقه سیاسی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و ۳. درسگفتارهایی در فقه سیاسی نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. ایده مطرح شده وی در کتاب فقه سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است. به نظرم خوانش جدیدی از فقه سیاسی ارائه شده است. ماهیت فقه سیاسی، ماهیتی ارتباطی معرفی شده که حاصل تلاقی و ارتباط معرفتی فقه و سیاست است. در این خوانش، فقه سیاسی، از نظر مبنا و روش، با فقه و از نظر موضوع، با سیاست در ارتباط است. بر خلاف تلقی های رایج و سنتی از فقه سیاسی، این حوزه دانشی، ذیل دانش سیاسی اسلامی تعریف میشود نه فقه؛ گرچه همان طور که قبلاً هم اشاره شد، ارتباط خود را با دانش فقه حفظ می کند. کتاب از لحاظ سلاست انشا و اتقان گزاره‌ها (به جهت مهارت ویژه حجت‌الاسلام میراحمدی در امر نگارش و نیز ذهن منظمی که دارند)، در اوج است، البته نقدهایی هم به لحاظ محتوایی به کتاب وارد است که در نشست شهریور، توسط میرموسوی عضو هیئت علمی اندیشه سیاسی دانشگاه مفید بیان خواهد شد. محسن جبارنژاد دبیر این نشستها در نکته‌ای درباره موضوع این نشست نوشت: اگر بخواهیم تقسیم بندی فارابی که علم مدنی اسلامی را به دو دسته فلسفه سیاسی و فقه سیاسی تقسیم می‌کند، مد نظر قرار بدهیم، شاید ایده مطرح شده در کتاب فقه سیاسی را چندان حاوی وجوه نوآورانه ندانیم، اما نوع تقریری که مؤلف از فقه سیاسی ارائه می‌دهد و همچنین تأکیدی که بر هویت ارتباطی دانش فقه سیاسی و نظریه تلاقی دارد و نیز نقدهایی که به سایر خوانش ها (خوانش هایی نظیر تباین فقه و سیاست، تساوی فقه و سیاست و جامعیت معرفتی فقه و سیاست) وارد می‌کند، حرف‌های نوی این کتاب محسوب می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 09:05:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278367/نشست-نقد-ایده-فقه-سیاسی-منصور-میراحمدی-برگزار-می-شود کتاب «مقدمه‌ای بر حکومت اسلامی» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278366/کتاب-مقدمه-ای-حکومت-اسلامی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت گروه فلسفه سیاسی مجمع عالی حکمت اسلامی، نشست نقد و بررسی کتاب مقدمه‌ای بر حکومت اسلامی شهید مطهری فردا در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار می‌شود.   این نشست با سخنرانی حجت‌الاسلام نجف لکزایی رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی فردا ۲۶ تیرماه از ساعت ۱۹:۳۰ در مجمع عالی حکمت اسلامی واقع در قم، خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰، فرعی اول سمت چپ برپا می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 09:02:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278366/کتاب-مقدمه-ای-حکومت-اسلامی-نقد-بررسی-می-شود چگونگی شکل‌گیری بنیان هویت مستقل سیاسی ـ مذهبی امامیه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278299/چگونگی-شکل-گیری-بنیان-هویت-مستقل-سیاسی-مذهبی-امامیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «جریان‌شناسی تاریخی مدرسه حله» تالیف محمد حاج‌تقی به بررسی ماهیت، دستاوردها و پیامدهای این مدرسه شعی پرداخته است. در قرن ششم هجری قمری، جریان عمومی سیاست در عراق، به نضج و تکامل حوزه علمی تشیع امامیه در شهر حله انجامید. یک قرن بعد، تهاجم مغول و سقوط خلافت عباسی، فرصت تاریخی تعامل تشیع امامی با دولت ایلخانی را در عرصه سیاست نظری و عملی فراهم آورد که از نتایج مهم آن، رونق علمی مدرسه حله و سیطره فکری آن بر ممالک ایلخانی بود. در سپهر عصر ایلخانی، دانش فقه‌وکلام شیعی تکامل و استقلال یافت و فقه سیاسی امامیه مجال بروز یافت. انبوهی از آثار حدیثی ـ جدلی در بسط مفاهیم ولایت و امامت نوشته شد و در این بستر عرفان شیعی پدیدار شد. تداوم این شرایط در عصر پساایلخانی، به گسترش و تعمیق بیشتر اندیشه تشیع یاری رساند و بنیان هویت مستقل سیاسی-مذهبی امامیه را در عصر صفوی فراهم آورد و نیز تاثیری عمیق بر باورها و رفتارهای سیاسی-فرهنگی شیعیان تا به امروز نهاده است. مدرسه حله بدون اغراق یکی از برجسته‌ترین و پرنفوذترین مدارس علمی امامیه در طول تاریخ تشیع بوده است که باید آن را از خاستگاه‌های اصلی فرهنگ و معارف کنونی شیعییان به حساب آورد. این حوزه معتبر علمی امامیه برای چهار قرن، تلاشی بسنده در بسط معارف شیعی و تولید معارف دینی داشته است. از این‌رو با وجود تلاش‌های عالمانه‌ای که تا کنون در معرفی این مدرسه انجام شده است، شناخت جریان‌های علمی و ابعاد متنوع فرهنگی این مدرسه و بررسی تاثیر آن‌ها در دیگر مدارس فکری و فرهنگی شیعی، نیاز به پژوهش بیشتری دارد. تکوین و تکامل این مدرسه، در بستری از تحولات عمیق تاریخی در تمدن اسلامی شکل گرفت که زمینه برجستگی و نفوذ فزاینده آن را در جهان اسلام و جوامع شیعی فراهم کرد. از قرن ششم قمری، رشد تشیع و نفوذ فزاینده آن را در جهان اسلام و جوامع شیعی فراهم کرد. از قرن ششم قمری، رشد تشیع در عراق، خلافت عباسی را متوجه اهمیت سیاسی جوامع شیعیان کرد.  این نوشتار سه مرحله‌ای است؛ در بخش اول مسائل عمومی و تاریخ شهر حله در قلمرو زمانی مذکور در پنج فصل نوشته شده است. فصل اول این بخش به توصیف عمومی جغرافیای تاریخی حله پرداخته و در فصل دوم سعی در بازسازی تحولات سیاسی شهر در فرآیندی مستمر از تاسیس این شهر تا دولت آق‌قویونلوها داشته است. فصل سوم نیز اوضاع اجتماعی حله در قالب تنوع قومیتی و مذهبی و طبقات این شهر و نیز زیارتگاه‌های آن را بررسی کرده است. در فصل چهارم اوضاع اقتصادی و اداری حله از جمله راه‌های تجاری خشکی و آبی و نظام مالیاتی این شهر مورد بررسی قرار گرفته است. فصل پنجم این بخش نیز به خاندان‌های حلی و نقش ایشان در تحولات علمی در مدرسه حله اختصاص یافته است و نویسنده تلاش کرده تا شجره علمی این خاندان‌ها را تا حد امکان بازسازی کند. در بخش دوم، با دوره‌بندی تاریخ مدرسه حله به سه دوره «تکوین، شکوفایی و افول» در سه فصل سعی بر آن شده تا با زمان‌بندی و استخراج عالمان هر طبقه، تصویری از ماهیت دوره‌ای مختلف و آبشخورهای فکری هر دوره ترسیم شود. معرفی طبقات عالمان امامی حله در هر سه دوره تکوین، شکوفایی و افول و همچنین روایت اجمالی فضای تاریخی هر دوره از منظر ارتباط با جوامع شیعه از جمله مباحث مطرح در سه فصل شش؛ هفت و هشت هستند.  بخش سوم کتاب شامل دو فصل می‌شود که به روابط مدرسه حله با حوزه‌های علمی نجف و ایران و تبادلات گسترده علمی مدرسه حله با این حوزه‌ها و پیامدهای این تبادلات پرداخته است.  کتاب «جریان‌شناسی تاریخی مدرسه حله» تالیف محمد حاج‌تقی در ۳۷۰ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۱۹۰۰۰ تومان از سوی انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است.   ]]> دین‌ Tue, 16 Jul 2019 08:20:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278299/چگونگی-شکل-گیری-بنیان-هویت-مستقل-سیاسی-مذهبی-امامیه جشنواره تصویر صادرات صنایع خلاق برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278361/جشنواره-تصویر-صادرات-صنایع-خلاق-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «محمد ولی» با بیان این مطلب درباره جزئیات و ابعاد مختلف برگزاری جشنواره تصویر صادرات صنایع خلاق، گفت: هدف اصلی ما این است که با کشف ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها در عرصه‌های مختلف به ویژه فرهنگی و هنری، صنایع دستی، گردشگری، رسانه‌های دیجیتال ضمن برطرف کردن مسائل و مشکلات پشت پرده این محصولات در امر صادرات محصولات خلاق، به نوعی میان «هنر» و «صنعت» به معنای واقعی پیوند برقرار کنیم. وی افزود: پیوند میان صنعت و هنر بدون شک می‌تواند بهترین منابع و محل برای ارز آوری کشور برای جایگزنی نفت محسوب شوند. رئیس میز صنایع خلاق و نوآورانه و دبیر اجرایی جشنواره تصویر صادرات صنایع خلاق به برگزاری جشنواره تصویر صادرات در اسفند سال جاری اشاره کرد و توضیح داد: به دنبال آن هستیم که حلقه صنایع خلاق که مفقود باقی مانده است را پیدا کرده و در این زمینه گام‌های اساسی برای بهبود آن برداریم. «ولی» گفت: این جشنواره در ۸ گروه برگزارمی‌شود که بخش رسانه‌های دیجیتال با پویانمایی، شبکه‌های اجتماعی و تولید محتوا با کارکردهای ویژه آن در این جشنواره حضور خواهد داشت. این مدیر فرهنگی با بیان اینکه باید به مالکیت فکری و معنوی ارج نهیم تا جشنواره صنایع خلاق به بهترین شکل ممکن برگزار شود، ادامه داد: معرفی توانمندی‌های صادراتی صنایع کشور در حوزه خلاقیت‌ها هدف اصلی برگزاری این جشنواره است. وی گفت: در این جشنواره در بخش استانی ۳۱ محصول از تمامی استان‌های کشور به نمایش درمی‌آید که قراراست هر استان مزیت‌های خود را به دیگران معرفی و برترین استان در صنایع خلاق اعلام شود. دبیر اجرایی جشنواره تصویر صادرات، افزود: برپایی کارگاه‌های تخصصی استفاده از ابزارهای تبلیغاتی مؤثر برای صادرکنندگان یکی از موارد برنامه‌ریزی شده برای هم اندیشی و همفکری برای تبادل تجارب است. «ولی» تاکید کرد: قرار است دیپلمات‌هایخارجی حاضر در تهران در یک از روزهای برگزاری این جشنواره بازدید کنند ضمن اینکه با تمرکز بر فعالیت‌ها رایزن‌های اقتصادی و بازرگانی ایران در خارج از کشور صنایع برتر به خارج از جمهوری اسلامی معرفی شوند. رئیس میز صنایع خلاق و نوآورانه، نکوداشت ۲ تن از پیشکسوتان و برترین‌های هر بخش و تقدیر از سرمایه‌گذاران صنایع خلاق را یکی از بخش‌های جنبی این جشنواره عنوان کرد. نخستین جشنواره فرهنگی و هنری تصویر صادرات صنایع خلاق با حضور هنرمندان عرصه‌های مختلف کشور در زمینه‌های گوناگون اسفند ماه سال جاری به همت سازمان توسعه تجارت ایران برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 08:18:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278361/جشنواره-تصویر-صادرات-صنایع-خلاق-برگزار-می-شود کتاب «تئاتر و وجود» با وجود فقر نظری ما اثری مفید است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278331/کتاب-تئاتر-وجود-فقر-نظری-اثری-مفید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست رونمایی، نقد و بررسی کتاب «تئاتر و وجود» اثر هانری گوییه با ترجمه دکتر مازیار مهمینی با حضور مترجم و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب، در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   فارس باقری نمایشنامه نویس، کارگردان و استاد دانشگاه به‌عنوان اولین سخنران این نشست، به بررسی جایگاه فلسفی و نظری این اثر در مطالعات تئاتر و نظریه‌های تئاتر پرداخت. وی ضمن اشاره به انتخاب درست کتاب، گفت: پیش از آن‌که درباره تئاتر بدانیم، باید در مورد فلسفه تئاتر بدانیم که چنین امکانی را ترجمه اثر گوییه فراهم آورده است. همچنین، در بحث جایگاه مترجم نه در صرفاً انتقال اثر بلکه به‌عنوان یک متفکر، با توجه به فقر نظری و نظریه‌هراسی موجود در حوزه کنونی تئاتر، کتاب حاضر نمونه‌ای مفید و ارزشمند است که با ارائه بنیادهای نظری، امکان نظریه‎ورزی بیشتر و شناخت تضادهای موجود با وضعیت واقعی نظریات در جامعه امروز را میسر می‌سازد. باقری در پایان سخنانش پیشنهادهایی برای برابرنهاد چند واژه تخصصی حوزه تئاتر و چند نکته ویرایشی مطرح کرد. در ادامه نشست، ابوالفضل توکلی شاندیز مترجم و پژوهشگر فلسفه اخلاق برخی از فصل‌های کتاب را از منظر فلسفه اخلاق بررسی کرد و ضمن تأکید بر ترجمه روان کتاب را از سه منظر مورد بررسی قرار داد: ۱. بررسی نسبت ادبیات و فلسفه و نسبت هنر و فلسفه، ۲. روش‎ها و محورهای فلسفی بهره گرفته شده در کتاب، و ۳. نقد محتوا و ترجمه اثر. رضا میرمبین پژوهشگر و مدرس دانشگاه سوره در بخش بعدی این نشست از اهمیت طرح مباحث تئاتری در کتاب «تئاتر و وجود» در قالب «مقولات» سخن گفت و ساختار کتاب و تقسیم بندی سه‌گانه در سه‌گانه اثر را یادآور دیدگاه کانت و جسارت نویسنده در مقوله‌بندی موضوعات را قابل تقدیر دانست. میرمبین در دو حوزه ۱. خوانش شخصی از کتاب به عنوان مخاطب و ۲. مباحث مربوط به مترجم و ترجمه به بررسی کتاب «تئاتر و وجود» پرداخت و تلاش مترجم در ارائه پانوشت‌های فراوان برای تدقیق فهم خواننده از متن را ستودنی خواند. سخنران بعدی این برنامه حسن زختاره عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا بود که به مقایسه بخش‌هایی از ترجمه با متن اصلی از دیدگاه زبانی پرداخت و با اشاره به کنار هم قرار دادن جنبه‌های متضاد در ترجمه اثر و بررسی ارتباط میان ادبیات و فلسفه، نظریه ادبیات را رویکردی غیرفلسفی خواند. وی ظرافت‌های زبانی بیشتر در ترجمه حاضر، پانوشت‌های تفصیلی و بحث آزادی و رهایی را از ویژگی‌های دیگر کتاب برشمرد. در پایان این نشست مازیار مهیمنی با بررسی تفاوت‌های گونه و مقوله و بررسی اهمیت صحبت از تراژدی از منظر هستی‌شناختی، انسان‌شناختی‎ و جنبه‌های اجتماعی و سیاسی، به گفت‌وگو درباره مقوله کمیک و نقش آن در زندگی عادی و دلیل انتخاب اثر برای ترجمه پرداخت. احمد رمضانی (عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و مدیر نشر بوی کاغذ هم در این نشست حاضر بود و گفت: سطح نقد در این نشست مناسب و فراتر از تعارفات معمول بود. وی همچنین به برخی سوالات طرح‌شده درباره این کتاب پاسخ گفت. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 15 Jul 2019 11:30:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278331/کتاب-تئاتر-وجود-فقر-نظری-اثری-مفید بسته پیشنهادی کتاب با محوریت جنگ اقتصادی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278325/بسته-پیشنهادی-کتاب-محوریت-جنگ-اقتصادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمدحسن شاهنگی، معاون مرکز پژوهش‌های جوان گفت: تا به حال آثار ارزشمندی مانند اقتصاد ایران (قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران) نوشته حسن دادگر، جهانی‌شدن اقتصاد از رویا تا واقعیت نوشته محمد رضا مالک، معنویت و اقتصاد نوشته علی‌اصغر هادوی‌نیا، ارزیابی رابطه با آمریکا از دیدگاه اقتصادی نوشته حسن دادگر و مروری بر تجمل و اسراف نوشته محمدعلی شاه آبادی در این مرکز منتشر شده است.   وی در مورد کتاب اقتصاد ایران؛ قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران نوشته حسن دادگر افزود: در این کتاب با پرداختن به دو پرسش مهم در زمینه اقتصاد برای دستیابی به یک تحلیل ذهنی عاری از پیش‌داوری به نسل جوان یاری می‌رساند تا بتوانند به مقایسه درستی از دو دوره قبل و بعد از انقلاب بپردازند. اولین پرسش او را با تغییرات سطح رفاه عمومی و مولفه‌های موثر بر توسعه انسانی نسبت به قبل از انقلاب آشنا ساخته و پرسش دوم به وی از حرکت‌هایی می‌گوید که قبل و بعد از انقلاب در جهت استقلال اقتصادی و خودکفایی نسبی صورت گرفته است. شاهنگی تصریح کرد: این کتاب ابتدا به کلیات اقتصاد ایران اشاره داشته، شاخص‌های رفاه و استقلال اقتصادی را تعریف می‌کند. فصل دوم با بررسی استراتژی توسعه اقتصادی در ایران و جهت‌گیری‌های آن در قبل و بعد از انقلاب به مقایسه دو دوره می‌پردازد. فصل سوم و چهارم به ترتیب مروری بر برنامه‌های کلان توسعه و عملکرد بخش‌های مختلف اقتصادی است. در نهایت هم بخش پنجم کتاب، میزان دستیابی کشور به مولفه‌های توسعه انسانی در دو دوره را مقایسه نموده و به جمع بندی و ارائه پیشنهادات می‌پردازد. وی در ادامه سخنانش در مورد جهانی‌شدن اقتصاد از رویا تا واقعیت نوشته محمدرضا مالک هم بیان کرد: در این کتاب بیان می‌شود که از آنجا که جهانی‌شدن دارای ابعاد متفاوت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است طبعاً آثار مطلوب و یا نامطلوبی را با خود به همراه دارد که از میان آنها می‌توان به کاهش خطر جنگ‌های جهانی و برنامه‌ریزی در سطح بین‌الملل و یا بحران دولت‌ها، تسلط فرهنگ غربی و تضعیف دموکراسی اشاره کرد. در بحث جهانی‌شدن اقتصاد، افزایش رقابت در سطح اقتصاد جهانی و انتقال تکنولوژی و بهبود استاندارد زندگی اثرات مثبت، و بحران‌های اقتصادی و وخیم‌ترشدن وضعیت محیط زیست، اثرات منفی این پدیده است. اما نمی‌توان در این میان از پیشرفت فن‌آوری ارتباطات، گسترش تجارت، رشد سرمایه‌گذاری‌های خارجی، افزایش جمعیت و نهادینه‌شدن بازارهای مالی به عنوان عوامل موثر در پدیده جهانی‌شدن غافل شد. امروزه اقتصاد مهم‌ترین دغدغه دولت‌هاست و ارزیابی پیوستن به اقتصاد جهانی و اثرات آن بسیار مهم و حائز اهمیت است. بنابراین پرداختن به وضعیت ایران در زمینه‌های جهانی‌سازی و دیدگاه دین اسلام به جهانی شدن ضروری می‌نماید؛ این کتاب از نزدیک به این امور می‌پردازد. معاون مرکز پژوهش‌های جوان در مورد رویکرد کلی در کتاب ارزیابی رابطه با آمریکا از دیدگاه اقتصادی نوشته حسن دادگر گفت: سابقه تاریخی رابطه امریکا با کشورهای در حال توسعه، کشورهای مسلمان و ایران قبل از انقلاب همواره با هدف استعمارطلبی همراه بوده است و با توجه به این نکته که ضربه‌های اقتصادی امریکا به ایران-چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی- چیزی جز نشان دشمنی آشکار وی با ایران نیست؛ تصور اینکه با ایجاد رابطه میان دو کشور می‌توان به اقتصادی مطلوب در ایران دست یافت، سخنی بی‌پایه به شمار می‌آید. ملت ایران که با وجود تمام مشکلات و تحریم‌ها به خوبی نشان داده است می‌تواند با بهره‌گیری از توانمندی‌های خویش بر مشکلات اقتصادی جامعه‌اش نیز فائق آید، نمی‌تواند ایجاد رابطه با امریکا را به خودی خود یک هدف به شمار آورد. بنابراین باید پیامدهای چنین رابطه‌ای در برنامه‌های توسعه در سطح کلان در نظر گرفته شده و ضرورت گفت‌وگو در چارچوب مصالح ملی، اسلامی و استقلال همه جانبه مورد بررسی قرار گیرد. کتاب حاضر با بررسی اهداف و انگیزه‌های امریکا، به تحلیل رابطه اقتصادی میان دو کشور می‌پردازد. وی در مورد کتاب معنویت و اقتصاد نوشته علی‌اصغر هادوی‌نیا تصریح کرد: در این کتاب گفته می‌شود که آیا معنویت می‌تواند نقشی در شکوفایی اقتصاد داشته باشد؟ سوالی است که پاسخ تشریحی آن با ذکر جزئیات در دفتر حاضر آمده است. پژوهش حاضر به بررسی نقش معنویت و دین در شکوفایی اقتصادی جامعه پرداخته و از این رو به بررسی دو دیدگاه اقتصادی مختلف می‌پردازد. اول نظام اقتصاد سرمایه‌داری که در ان هرگونه دخالت تکوینی خداوند در زندگی بشر نفی می‌شود و بنیادی‌ترین نهادهای آن سودانگاری و آزادی فردی به شمار می‌رود که حاصلی جز بحران‌های اقتصادی-اجتماعی به دنبال نخواهد داشت. دوم نظام اقتصادی اسلام که ارائه دهنده اصل توحید و اصالت روح بوده و دستاوردهای آن آزادی فردی همراه با مسئولیت و تعاون می‌باشد. از این رو توانمندی نظام اقتصادی اسلام ریشه در دستیابی همزمان آن به رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی و توجه آن به تحکیم ارزش‌های معنوی و اخلاقی دارد. شاهنگی در مورد انگیزه اصلی از نگارش کتاب مروری بر تجمل و اسراف نوشته محمدعلی شاه آبادی اظهارکرد: نیازهای بشر گسترده و مدام در حال دگرگونی است، لازمه زندگی مادی وی برآوردن نیازهایش می‌باشد. از دیدگاه اسلام نیز هرچند این تلاش پسندیده به شمار آمده، اما زیاده‌روی در این امر که موجب اسراف، تجمل‌گرایی و تشریفات می‌گردد مورد نکوهش قرار گرفته است. به این معنا که نظام اقتصادی اسلام که توجه به سعادت حقیقی را هدف اصلی خود می‌داند، استفاده عاقلانه از منابع خدادادی را نیز مورد تاکید قرار می‌دهد. اسراف چه در بخش خصوصی و چه در بخش عمومی آثار و نتایج زیانباری به همراه دارد. در بخش خصوصی، مانع دستیابی مطلوب نیازمندان به منابع ضروری شده و به علت مصرف بی‌رویه، موجب کاهش صادرات می‌شود. در بخش عمومی نیز اتلاف اموال و رواج تشریفات دولتی موجب کاهش اعتماد به دولتمردان شده و وابستگی و کاهش نرخ توسعه را به دنبال خود می‌آورد. در کتاب حاضر ضمن بررسی مفهوم اسراف در اسلام، پیامدهای شوم اقتصادی آن نیز بیان می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 15 Jul 2019 10:04:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278325/بسته-پیشنهادی-کتاب-محوریت-جنگ-اقتصادی برگزاری همایش بازاندیشی آرای استاد مطهری در مواجهه با مسائل روز http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278324/برگزاری-همایش-بازاندیشی-آرای-استاد-مطهری-مواجهه-مسائل-روز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مطهری به مناسبت یکصدمین سال ولادت استاد مطهری بر آن است با همکاری تعدادی قابل توجه از مراکز علمی و فرهنگی کشور، همایش بازاندیشی آرای استاد مطهری در مواجهه با مسائل امروز را در اسفند ماه سال جاری ۱۳۹۸ برگزار کند.   یکی از ویژگی‌های این همایش اختصاص سه موضوع اسلام و ایران، تمدن اسلام ی و تاریخ‌اندیشی در بین موضوعات محورهای هفت‌گانه همایش به مباحث تاریخی و تمدنی است. این موضوع از دو زاویه دارای اهمیت است: یکی پدید آمدن این توجه که تاریخ از جمله‌های مؤلفه‌های مؤثر بر و یا شکل‌دهنده نظام اندیشه‌ای متفکرانی همچون شهید مطهری است و بدون واکاوی نگاه تاریخی آن‌ها نمی‌توان چهره‌ای درست از منظومه فکر آن‌ها به دست داد و دیگری پدید آمدن فرصتی مناسب برای گستراندن دامنه مطالعات تاریخی به بررسی اندیشه‌های متفکرانی در تراز شهید مطهری. این همایش می‌تواند فرصتی فراهم آورد که از یک سو اندیشه‌های شهید مطهری از حصار بررسی‌های متعارف کلامی و فلسفی و معارفی پا بیرون نهد و از منظرهایی کمتر کار شده هم مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر اصحاب خانواده تاریخ هم دانش خود را برای بازخوانی اندیشه‌های شهید مطهری به کار بندند. از استادان، دانش‌پژوهان، دانشجویان و صاحب‌نظران و صاحب‌قلمان حوزه دانشی تاریخ انتظار می‌رود اکنون که دست‌اندرکاران همایش به این نکته مهم توجه کرده‌اند، آن‌ها هم این فرصت را بها دهند و قدمی پیش نهند و با تدوین و ارائه مقالاتی درخور، سهم خود را برای نشان اهمیت و ضرورت به متن آوردن دانش تاریخ در این عرصه‌ها ادا کنند. محورهای فرعی زیادی را ذیل سه محور تاریخی اسلام و ایران، تمدن اسلامی و تاریخ‌اندیشی می‌توان در نظر گرفت ولی با توجه به محدودیت‌هایی که قید مواجهه با مسائل امروز همراه دارد، باید به محورهای فرعی پیشنهادی زیر و مانند آن بسنده کرد: اسلام و ایران (نگاه تاریخی) • بررسی دیدگاه شهید مطهری در باره چگونگی گسترش اسلام • بررسی دیدگاه شهید مطهری در باره چگونگی اسلام‌پذیری ایرانیان • مهمترین چالش‌های جامعه اسلامی در دهه‌های نخستین در آثار شهید مطهری • قلمرو، ابعاد، چگونگی و آسیب‌شناسی اثرپذیری ایرانیان از اسلام در آثار شهید مطهری • قلمرو، ابعاد، چگونگی و آسیب‌شناسی اثرپذیری امت اسلامی از میراث تمدنی ایرانیان در آثار شهید مطهری • تاریخ‌پژوهی و سیره‌پژوهی معصومان علیهم السلام در آثار شهید مطهری • مهمترین چالش‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ایران معاصر در آثار شهید مطهری تمدن اسلامی (نگاه تاریخی) • تأملات مفهومی و روش‌شناختی معطوف به تمدن و تاریخ تمدن در آثار شهید مطهری • ارزیابی تمدن پیشین اسلامی در اندیشه شهید مطهری • زمینه‌ها و عوامل پیدایش و بالندگی تمدن پیشین اسلامی در نگاه شهید مطهری • زمینه‌ها و عوامل انحطاط تمدن پیشین اسلامی در نگاه شهید مطهری • ارزیابی تمدن غرب در اندیشه شهید مطهری • ارزیابی تمدنی غرب در اندیشه شهید مطهری • تاریخ اندیشه در جهان اسلام از منظر شهید مطهری نگاه شهید مطهری به استشراق • تاریخ احیاگری اسلامی در جهان معاصر از منظر شهید مطهری تاریخ‌اندیشی • گستره موضوعات تاریخی مورد اهتمام شهید مطهری • مفهوم، اهمیت، کاربرد تاریخ در اندیشه شهید مطهری • جایگاه تاریخ در نوآوری‌های شهید مطهری • گستره منابع و ارجاعات تاریخی شهید مطهری • تأملات روش‌شناختی در نوشته‌ها و اشارات تاریخی شهید مطهری واکاوی تلقی شهید مطهری از سند تاریخی • بایدها و نبایدها داده‌گزینی تاریخی بر پایه آثار شهید مطهری • بایدها و نبایدهای پردازش اطلاعات تاریخی بر پایه آثار شهید مطهری • معرفت تاریخی و تاریخ به مثابه یک منبع شناخت در اندیشه شهید مطهری • فلسفه تاریخ در اندیشه تاریخی شهید مطهری: اصالت تاریخ، نقد نظریه مارکسیستی تاریخ، عامل حرکت تاریخ، نگاه قرآن به تاریخ.... افزون بر این محورهایی همچون سنت و مدرنیته، پیشرفت و انحطاط، گسست نسلی، روحانیت، آئین‌های دینی و اجتماعی، خرافات هم دارای ظرفیت قابل توجهی برای پرداختن به مباحث تاریخی است. روشن است که امکان گستراندن این محورهای فرعی وجود دارد ولی به نظر می‌رسد ذکر این نمونه‌ها برای نشان دادن قلمرو موضوعاتی که می‌توان به آن‌ها پرداخت، بسنده باشد. گستره‌ای متنوع از موضوعات، پیش روی تاریخ‌پژوهانی است که تمایل دارند در این همایش علمی مشارکت مؤثر داشته باشند و با توجه به زمان کوتاه تعیین شده برای دریافت مقالات، شاید نگارش مقالات مشترک دانش‌پژوهان زیر نظر و با راهنمایی استادان بزرگوار راهی مناسب برای حل این مشکل باشد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 15 Jul 2019 10:02:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278324/برگزاری-همایش-بازاندیشی-آرای-استاد-مطهری-مواجهه-مسائل-روز شادقزوینی: دلالان هنری آفت شبکه پیچیده کنشگران هنری هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278316/شادقزوینی-دلالان-هنری-آفت-شبکه-پیچیده-کنشگران-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «گفتمان‌های فرهنگی و جریان‌های هنری ایران؛ کند و کاوی در جامعه شناسی  نقاشی ایران معاصر» یکشنبه (۲۳ تیرماه)با حضور پریسا شادقزوینی، بهنام کامرانی و محمدرضامریدی در سرای اهل قلم برگزار شد. این کتاب گمشده من است در ابتدای این نشست، شاد قزوینی با بیان اینکه از سال ۱۳۸۳ به دنبال مکتوب کردن جریان سازی نقاشی معاصر ایران هستم، گفت: در این زمینه منابع محدود و مباحث بسیار تکراری هستند. به طوری که نمی‌توان به راحتی به منابع آن دست پیدا کرد. همچنین روش انتخاب نوشتن کتاب دراین زمینه به صورت‌های مختلفی همچون سبک‌شناسی، تاریخ نگاری اجتماعی یا تاریخ هنر وجود دارد. در همه این سال‌ها، مطالبی که گردآوری کردم هنوز من را راضی نکرده است. وی کتاب «گفتمان‌های فرهنگی و جریان‌های هنری ایران؛ کند و کاوی در جامعه‌شناسی  نقاشی ایران معاصر» را گمشده خود دانست و گفت: من کار درباره این موضوع را ۱۵ سال به تعویق انداختم؛ این ۱۵ سال قسمت‌هایی از داستان هنر ۸۰ ساله هنر معاصر ایران  است که آن را تحت عنوان نقاشی معاصر قلمداد می‌کنم. نقاشی را به عنوان هنر مادر در هنر معاصر ایران می‌بینم. شاد قزوینی ادامه داد: فردی جوانی پایه گذار این کتاب و این جریان است و گردآوری این کتاب با این دیدگاه بسیار جالب است. پیشگفتار کتاب تمام مطالب کتاب را در بر می‌گیرد و مطالب آن چالش بر انگیز است. همچنین حجم کتاب زیاد است و رویکردهای مختلفی را در بر می‌گیرد. نویسنده در شروع کتاب متوجه شده که وقتی درباره نشانه‌های فرهنگ دیداری صحبت می‌کنیم هدف در تمام فرهنگ‌های دیداری، نقاشی است. به عنوان کسی که در ایران هستیم اگر رویکردهایی که درباره این هنر در طول تاریخ ایران یا در طول تاریخ هنر وجود دارد را بررسی می‌کنیم کل جریان هنر را شناخته‌ایم. از این جهت است که می گویم نقاشی هنر مادر است. این استاد دانشگاه بیان کرد: معتقدم خود هنر به تنهایی زبان خودش است. در این کتاب نویسنده رویکرد تاریخ اجتماعی هنر دارد اما علاوه بر این، رویکردهای دیگری همچون تاریخ هنرنگاری و رویکرد جامعه شناسی دارد و در کتاب گاهی نگاه منتقدانه و سبک شناسانه و گاهی هم به عنوان مخاطب برخورد می‌کند. همچنین، گاهی از منظر نهادهای حکومتی و گاهی از منظر نهادهای قدرت به موضوع نگاه می‌کند.   شاد قزوینی مهمترین بخش کتاب را مطالعه گفتمان‌های هنر عنوان کرد و گفت: نویسنده در بخشی از کتاب می‌گوید: «من به جای دیدن از خواندن و به جای اثر هنری از متن سخن می‌گویم» این حرف بسیار زیبا است. ما خوانش‌های جدیدی از هنر داریم. به عنوان نمونه وقتی وارد نمایشگاه می‌شویم مخاطبانی را می‌بینیم که نمی‌دانند باید به چه چیز یک اثر هنری توجه کنند. اما وقتی اثر را مانند متن برای آنها می‌خوانیم بحث خوانش مخاطب پیش می‌آید. در این صورت مخاطب به ادراک جدیدی می‌رسد و این موضوع چیزی است که در جامعه هنری ما مغفول واقع شده است. بحث این گفتمان‌ها باید در کتاب باز شود و خوانش‌های عام تری برای جامعه مشخص کنیم چرا که نقاشی هنری دیداری است به ویژه در دنیای معاصر که مرزهای میان هنر را از بین برده‌ایم و چیزی به عنوان نقاشی به صورت سنتی با مداد و قلم و... با بستر مشخصی نداریم و بسترها با هم متفاوت شده‌اند. در کنار همه اینها تکنولوژی را به عنوان مبانی نظری جدیدی در هنر ارائه می‌دهیم. بنابراین باید خوانش‌های خود را برای عموم مردم تغییر دهیم و این جلسات باید وجود داشته باشد تا خوانش‌های جدید را وارد بحث کنیم. وی ادامه داد: هنر در همکاری با شبکه کنشگران اعتبار و ارزش پیدا می‌کند. شبکه پیچیده کنشگران شامل خالق اثر، عرضه کننده اثر، منتقد اثر، کارشناس، داور، رسانه و مخاطب است. در این کتاب به بحث دلالان هنری اشاره نشده است در حالی که ما آنها را به عنوان آفت‌های این شبکه می‌شناسیم و حرف اصلی را برای این گروه‌ها می‌زنند و باید آنها را آسیب شناسی کنیم و ببینیم در طول۱۰۰ سال اخیر چگونه آمدند و به کجا رسیدند. شاد قزوینی اظهار کرد: نقش نظام آموزشی آکادمیک در بین کنشگران باید دیده شود چرا که ارتباط تنگاتنگ و پیچیده آنها می‌تواند عاملی برای طرح هنر در جامعه امروز ما باشد و امیدواریم بتوانیم این هنر را در سطح دنیا به عنوان یک حرکت کنشگرانه مثبت معرفی کنیم. در کتاب به نقش مجلات و نشریات کمتر اشاره شده است در ادامه این نشست، بهنام کامرانی با بیان اینکه همه ما به دشواری نوشتن کتاب‌هایی از این دست واقف هستیم، گفت: نوشته‌هایی که جنبه‌های زمینه‌ای هنر را بازگو می‌کنند در سال‌های اخیر شدت گرفته و بیشتر در قالب مقاله خود را نشان  می‌دهد. ولی این نگرش به شکل کتاب منتشر شده است که در وهله اول جسارت می‌طلبد و این جسارت در نویسنده کتاب دیده می‌شود چرا که همواره این مطالب مورد انتقاد قشر هنری قرار می‌گیرد. اما نویسنده کتاب یکی از نقدپذیرترین نویسندگان است. بنابراین اگر پیشنهادی بر این کتاب داریم به این دلیل است که  در چاپ‌های بعدی از آن استفاده کند. کامرانی بیان کرد: مساله مهمی که در این کتاب وجود دارد دیده شدن جنبه‌های زمینه‌ای در شکل گیری تعدادی از جریان‌هاست چرا که نویسنده هنرمندان و جریان‌های زیادی را در این کتاب ارائه می‌دهد و درباره آنها صحبت می‌کند. اما از کاربست نظری که در ابتدا ادعا می کند دور می‌شود چرا که شناسایی این جنبه‌ها نیازمند متن بیشتر، مصاحبه  و تاریخ شفاهی است که گاهی در دسترس نویسنده نیست. این امر دشواری پژوهش را دو چندان می‌کند. این استاد دانشگاه ادامه داد: در عنوان کتاب، مساله کندوکاو در جامعه شناسی نقاشی ایران معاصر مساله است. اینکه چه جنبه‌هایی شامل معاصر بودن می‌شود یا نمی‌شود و بیشتر متن کتاب به هنر مدرن مربوط است نه هنر معاصر. این مساله‌ای است که با یک کلمه می‌توان آن را بر طرف کرد. انتخاب یک رسانه مانند نقاشی با جنبه معاصر مقداری متضاد است. رسانه نه تنها در ایران بلکه در جهان قدرتمند است و قدرتمند باقی خواهد ماند و می‌تواند بسیاری از مسائل را توضیح دهد. نویسنده در توضیح بعضی از جریان‌ها فقط به نقاشی اکتفا نکرده بلکه در بعضی از مثال‌ها، عکس هم می‌بینیم. وی اظهار کرد: در دوران بعد از جنگ، مساله آموزش اهمیت پیدا می‌کند و حتی قبل تر محدود به حوزه آموزش دانشگاه نیست. در شکل گیری و شکوفایی حوزه زنان، کارگاه‌ها و هنرکده‌ها نقش مهمی ایفا  کرده‌اند و تعدادی از جریان‌ها و مساله کمیت و تعداد هنرمندان زن، مدیون هنرکده‌ها و آموزشکده‌هایی بود که به ویژه در شهرهای بزرگ شکل می‌گرفتند. کامرانی با بیان اینکه در کتاب به نقش مجلات و نشریات کمتر اشاره شده است، گفت: در سال‌های جنگ و اندکی پس از آن، محتوای هنر که بعضی از مجلات تولید می‌کردند می‌توانست منابعی برای تولید اثر یا تاثیرگذاری باشند. بحث درخشان این اثر؛ رابطه و تقابل ایدئالیسم و رئالیسم است و نویسنده به خوبی به این موضوعات پرداخته است چرا که این مساله را نه فقط درهنر بلکه در فرهنگ و حتی در جریان شناسی نحله‌های سیاسی می توانیم دنبال کنیم. این استاد دانشگاه گفت: در مدت اندکی که این کتاب منتشر شده شاهد ارجاع دهی بسیاری به این کتاب بودم و این جای خوشبختی دارد و نشان می‌دهد در این زمینه فقدان منبع داشتیم و دانشجویان دکتری و ارشد می‌توانند از آن استفاده کنند. نکته عجیب در این کتاب این است که چرا در زمینه پیدایش انقلاب، به هنر گرافیتی اشاره نشد درحالی که  این هنر در پیدایش انقلاب نقش داشت و نحله‌ای از هنر شهری بود اما امروزه تغییر شکل پیدا کرده و به شکل دیگری دیده می‌شود. اما مطالعه تغییرات هنر گرافیتی بعد از انقلاب تاکنون می‌تواند بستر زمینه‌ای برای مطالعه جریان‌هایی باشد که در حاشیه هنر شکل می‌گیرند. به عنوان نمونه زمانی که در کتاب در مورد شاگران و مکتب کمال المک صحبت می‌شود کمتر به برادران پتگر اشاره می‌کند. این درحالی است که هرچه جلوتر می‌رویم اهمیت آنها بیشتر می‌شود. کامرانی با بیان اینکه به ژانر نقاشان آبرنگ در کتاب کمتر اشاره شده است، گفت: این ژانر بیشتر مدیا است اما در ایران به عنوان ژانر دیده می‌شود. نقاشان ابرنگ نقش زیادی به ویژه در دوره بعد از جنگ در سلیقه عمومی ایفا می‌کردند و در جریان اقتصادی نقش زیادی داشتند. به همین دلیل نقاشانی مانند علی اکبر صادقی مدتی به سمت نقاشی آبرنگ می‌رود. همچنین شروع دوباره و بازگشایی بسیاری از گالری‌ها بیشتر با مدیای آبرنگ بود. بنابراین بد نبود در کتاب به نقاشان آّبرنگ اشاره می‌شد. وی گفت: درکتاب به جریان سازی گالری‌ها کمتر اشاره شده است. طرح، ارائه، شناساندن هنرمندان، مساله سانسور، بسته شدن گالری‌ها، مکان و فضای نمایشی در این کتاب کمتر دیده شده است. درحالی که در گفتمان‌های هنری فضاهای نمایش هنر، نقش اساسی را ایفا می‌کنند. مساله فضا گزینی و فضا گریزی در هنر معاصر ایران یکی از نکات محوری است و بعضی از نامبری‌ها در سنخ شناسی هنر جدید می‌تواند تغییر کند. کامرانی در پایان گفت: همجواری بعضی از تصاویر گاهی متضاد است و شُک تصویری ایجاد می‌کند. با این وجود، کتاب بسیار مفید است به ویژه جدول‌های مقایسه ای کتاب از جنبه های محققانه کار نشات می گیرد. همچنین نویسنده از رویکردهای مختلفی استفاده کرده و سعی می‌کند تعدادی از آنها را بومی کند. کار من نقد هنری نیست  محمدرضامریدی نیز در این نشست گفت: مدخل ورود به این کتاب مطالعات تصویری و هنری و این پرسش بود که آیا جامعه شناسی هنر راهی برای شناخت جامعه یا راهی برای شناخت هنر است؟ این تمایز، یک تمایز نظری است. برای من در مرحله اول، دنبال کردن جامعه شناسی هنر راهی برای شناخت جامعه ایران بود. هنر و حوزه هنر مرکز ثقل رویدادهای فرهنگی است. برای من که جامعه شناسی را دنبال می‌کردم، جامعه‌شناسی هنر یک حوزه مطالعاتی بود. در مرحله بعد، با نزدیک تر شدن به میدان هنر، مطالعات جامعه شناسی هنر راهی برای شناخت عمیق‌تر هنر بود. اما راه میان آنها از هم جدا نبود. این دو مسیر برای من راهی بود که در این کتاب پیش گرفتم و تلاش کردم تناظر بین هنر و جامعه را ترسیم کنم. وی ادامه داد: هنر حوزه وسیعی است و در این کتاب به حوزه‌های مختلف هنر سر زدم برای اینکه هنر برای من در مرحله اول یک شی هنری نبود بلکه جریانی از فرهنگ بود. در مرحله اول، هنر مجموعه‌ای از سینما، تئاتر، موسیقی، نقاشی، عکاسی و... را در بر می‌گیرد و همه این هنرها در هم تنیده هستند و من از آنها به عنوان هنرعام نام می‌برم.  مریدی با بیان اینکه در این کتاب به عنوان منتقد حاضر نیستم، گفت: کار من نقد هنری نیست بلکه به دنبال تحلیل و تفسیر آثار هنری هستم. پیش از آنکه اثر هنری برای من برجسته باشد شرایط به وجود آمدن آن اثر هنری مهم است. بنابراین تلاش من در جهت توضیح پیدایش اثر است. در نتیجه راه خودم را به عنوان کسی که پژوهش‌های هنری را دنبال می‌کند در پیش گرفتم اما منتقد هنر در تلاش برای توضیح اثر است. وی ادامه داد: برای توضیح چگونگی پیدایش اثر از روش شناسی تحلیل گفتمان استفاده کردم. چرایی عدم استفاده از اثر هنری را در فصل اول توضیح دادم. همواره تاریخ نگاران هنر به سبک هنری متوسل می شوند اما من در مطالعاتم این امر را ناکافی دانستم و به عقیده من برای هنر معاصر استفاده از اصطلاح سبک هنری چندان کمک کننده نیست. بنابراین ترجیح دادم از رویکرد گفتمانی استفاده کنم و این رویکرد من را به سمت شرایط تولید اثر برد. لذا بین اثرهنری و مطالعات سبک شناسی و شرایط تولید اثر و مطالعات گفتمانی ارتباط دیدم. این نویسنده اظهار کرد: در مطالعات گفتمانی هنرنه فقط به ضرورت این مطالعه بلکه در هر مطالعه روشمندی ما ناگزیر از انتخاب هستیم. در این کتاب ناگزیر بودم انتخاب‌های پر ریسکی داشته باشم و بین جریان‌ها، آثار و افراد انتخاب کنم؛ این شیوه کار من را نقد پذیرتر می‌کند اما در بحث‌های نظری، محدودیت‌هایی برای انتخاب می‌دیدم و قابل پیش‌بینی بود که این انتخاب‌ها مورد انتقاد قرار بگیرد. اما مطالعات گفتمانی ما را به سمت انتخاب‌های محدود و گزینشی می‌برد. به عبارتی، مطالعات گفتمانی؛ مفصل بندی جریان‌های هنری را برای ما ترسیم می‌کند. لذا من به دنبال نقاط عطفی بودم که پیکر بندی فضای هنری را توضیح دهم. مریدی گفت: زمانی که در فصل دوم کتاب می‌خواستم مجادله بین نقاشی و نگارگری را توضیح دهم این مجادله بسیار سخت بود. جریان اصلی در این نوشته، پیدایش، ظهور و گسترش طبقه متوسط به مثابه ستون فقرات و دی ان ای(D N A) کتاب بود. به این معنا که دنبال کردن این موضوعات که چه شد که طبقه متوسط در ایران در پایان دوره قاجار پدید آمد و چه شد در دوره پهلوی اول گسترش پیدا کرد و در دوره پهلوی دوم غلبه پیدا کرد و در دوره بعد از انقلاب دگرگون شد. همه و اغلب این رویدادها را در همین محور ترسیم کردم. برای گسترش بحث، طبقه متوسط را به دو بخش طبقه متوسط قدیم و طبقه متوسط جدید تفکیک کردم. وی ادامه داد: همچنین رویدادهای تاسیس دولت ها، به وجود آمدن انقلاب ها و تغییر دولت‌ها در سال‌های پس از انقلاب را در مجادله طبقه متوسط قدیم و جدید دنبال کردم. طبقه متوسط قدیم و جدید فقط در جایگاه سیاسی توضیح ندادم بلکه در نظام‌های اخلاقی، سلیقه‌ای و هنری توضیح دادم. همچنین تلاش کردم توضیح دهم که انتخاب‌ها در زیباشناسی طبقه متوسط قدیم و جدید چه چیزی است. در این بین از بوردیو متاثر بودم البته نمی‌خواستم این موضوعات را منطبق با بوردیو دنبال کنم. اگر چه ملاحظات بوردیو را در نظر گرفتم اما این موضوع در مطالعات لوکاچ هم دیده می‌شود. مریدی عنوان کرد: مسیر دیگری که تلاش کردم در این کتاب دنبال کنم که البته ادعایی است که قابل نقد است این بود که دیالکتیک بین رئالیسم و ایدئالسیم را دنبال کنم. طبق نظر لوکاچ، کسانی که در صدر قدرت هستند تلاش می‌کنند خود را دور از دسترس نقد قرار دهند به این ترتیب سلایق خود را آرمانی و جایگاه خود را دور از دسترس قرار می‌دهند. این نویسنده بیان کرد: در این کتاب سعی کردم از نام افراد به ویژه مدیران دوری کنم در حالی که می‌توانستم لیست مفصلی از این افراد در کتاب منتشر کنم اما از توان متن خارج بود. همچنین می‌خواستم یک روایت ساختار گرایانه ارائه کنم. وی به نقدی که به عنوان کتاب شده بود اشاره کرد و گفت: من به کلمه معاصر در عنوان کتاب توجه داشتم بنابراین نمی‌خواستم بگویم هنر معاصر ایران. بلکه آن را هنر ایران معاصر نامیدم. اگر نخواهیم پیشینه هنر معاصر از سال ۱۹۶۰ تاکنون را در نظر بگیریم می‌دانیم که هنر معاصر برای ما در دهه ۸۰ تاکنون و به عبارتی دو دهه است که تجربه شده است اما موضوع مطالعه من هنر معاصر ایران نبود بلکه ایران معاصر هدف من بود. می‌توانستم به جای کلمه معاصر از مدرن یا نوگرایانه استفاده کنم اما از این کار اجتتناب کردم چرا که هنر نوگرایانه برای من یک ترم کاری نبود و نگارگری در آن جا نمی گرفت. بنابراین تصمیم گرفتم جریان هنر با تاکید بر ایران معاصر را دنبال کنم. مریدی درباره نقش مجلات و نشریات در این کتاب توضیح داد و گفت: می‌توانستم بیشتر به نشریات بپردازم اما واقعیت این است که به چیزهای زیاد دیگری هم می‌توانستم بپردازم اما بیشتر از آن حدی که در کتاب آمده امکانش برای من فراهم نبود. موثرتر از مجلات، نمایشگاه‌ها و مهمتر از نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها داخلی و خارجی بودند. بنابراین سعی کردم در هر دوره‌ای به مرکز ثقل اشاره کنم. در دهه هشتاد چند مجله مهم بیشتر نداشتیم که یکی از آنها مجله مهر بود که باید در مورد آن در کتاب صحبت می‌کردم اما به سراغ آن نرفتم. از این بابت محدودیت‌هایی در متن، توان و تشخیص مهمترین مطلب و موضوع داشتم. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 15 Jul 2019 09:24:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278316/شادقزوینی-دلالان-هنری-آفت-شبکه-پیچیده-کنشگران-هستند «قرآن بسندگی» با «تفسیر قرآن به قرآن» دو مقوله متفاوت است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277993/قرآن-بسندگی-تفسیر-دو-مقوله-متفاوت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به تازگی کتاب «قرآن بسندگی» نوشته حسین محمدی فام توسط انتشارات دارالاعلام لمدرسة اهل بیت با شمارگان هزار نسخه، ۲۸۸ صفحه و بهای ۴۳ هزار تومان منتشر شده است. نویسنده در این کتاب به نقد و بررسی منظومه فکری و آرای شریعت سنگلجی، سید ابوالفضل برقعی و سیدمصطفی حسینی طباطبایی در زمینه مساله رجعت به قرآن و قرآن بسندگی پرداخته است. به بیان نویسنده، قرآن گرایی شریعت سنگلجی و حسینی طباطبایی و قرآن بسندگی برقعی بیشتر بر آرای اعتقادی و تفسیری این سه شخصیت اثر گذاشته و مکتب فقهی خاصی را پدید نیاورده است. با حسین محمدی فام گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد. او دکترای مذاهب کلامی از دانشگاه ادیان و مذاهب قم دارد و در زمینه‌های متنوعی در حوزه دفاع از مکتب اهل بیت (ع) و اصول عقاید امامیه فعال است. عنوان کتاب شما «قرآن بسندگی» است و در آن آرای سه شخصیت شریعت سنگلجی، ابوالفضل برقعی و مصطفی حسینی طباطبایی بررسی شده است. شما در تعریف قرآن بسندگی اشاره کرده‌اید جریانی است که برای تحلیل معارف اسلامی به قرآن کریم بسنده کنند؛ این در صورتی است که از میان این سه تن شریعت سنگلجی و حسینی طباطبایی به روایات نیز توجه کرده‌اند. ابتدا در چرایی تالیف کتاب نکاتی را بیان کنید و بفرمایید که نگاه شریعت و طباطبایی به حدیث را چگونه دیده‌اید؟ «قرآن بسندگی» پژوهش پایان‌نامه دکتری من در دانشگاه ادیان و مذاهب قم و با راهنمایی حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان است که در قالب کتاب نیز فرصت نشر پیدا کرد. روزی در کلاس‌های دکتری یکی از اساتید گفت که یکسری از تفکرات وهابی به شیعه هم نفوذ پیدا کرده و برخی در لباس عالم شیعی، به برخی آرای وهابی معتقد شده‌اند. این نکته برای من بسیار عجیب و جذاب بود، چرا که ما همیشه وهابیت را به عنوان یک نقطه جدی در مقابل شیعه می‌دانیم. در فِرَقی که منتسب به اسلام‌اند، ستیز جدی شیعه همیشه با وهابیت بوده و ما با باقی فِرَق همیشه برادر بوده و مباحثه علمی داشته‌ایم. این دلیل علاقه من بود و پیش از آن هم مطالعاتی درباره این جریان نداشتم. اساتیدم شخصیت‌هایی را برای این پژوهش به من معرفی کردند که به نظر آن‌ها طیفی را تشکیل می‌دادند. در زمان تصویب پایان‌نامه نیز، اساتید اعلام کردند که یک موضوع خاص را انتخاب کرده و روی نظام فکری برخی از این شخصیت‌ها آن را تحلیل کنم. در همان زمان مطرح شد که یکی از آرای این طیف «قرآن بسندگی» است و اعتقاد دارند که قرآن برای هدایت بشر کافی است و ما نیازی به روایات نداریم و روایات هم اگر آمده در کنار و ذیل قرآن است. روایت رسمی شیعه این است که بر طبق حدیث ثقلین قرآن و عترت در کنار همدیگر قرار دارند. به همین دلایل تصمیم گرفتم که روی این موضوع کار کنم. فرضیه تحقیق من این بود که این سه شخصیت قائل به قرآن بسندگی هستند. البته پس از انجام تحقیق به این نتیجه رسیدم که این‌گونه نیست و فی المثل شخصیتی چون شریعت سنگلجی به روایات معتقد است و اکثر آن‌ها را معتبر می‌داند، هرچند که شاید نگاهش به روایات خاص بوده و با بقیه علما زاویه داشته است. به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد که دو شخصیت‌ شریعت و طباطبایی قرآن بسنده نیستند و یا اینکه رویکردشان در آثارشان این‌گونه نیست؛ اما ابوالفضل برقعی به صراحت حرف‌های شاذ زیادی زده و رسما به قرآن بسندگی معتقد شده است. در کتاب مطرح کرده‌ام که در نگاه نخست عقیده‌ام این بود که این سه نفر یک جریان هستند، اما فراموش نکنیم که فاصله بین آن‌ها زیاد است. حتی حسینی طباطبایی که با برقعی قرابت بیشتری داشت، اندیشه‌هایش تفاوت زیادی با او دارد. مساله قرآن بسندگی ـ که یکی از مصادیقش در عمل مساله تفسیر قرآن به قرآن است ـ توسط علامه طباطبایی هم پیگیری شد. دقت در زمانه زیست این علما نکات مهمی را برای ما روشن می‌کند. در زمان شریعت، خرافات بسیار رواج داشت و تقریبا قرآن در حال حذف شدن بود و خرافات را نیز اکثرا مستند به احادیث می‌کردند. حال چه اشکالی دارد، اگر کسی از دل حوزه‌های علمیه برآید و نظام فکری و رویکردش را بر نقد حدیث بگذارد و از خلال همین رویکرد به نقد برخی شیوه‌های عزاداری بپردازد؟ شکی نیست که علمای شیعه در طول تاریخ با انحرافات فکری زمانه خود بویژه انحرافاتی که عوام مردم بوجود می‌آوردند، مبارزه می‌کردند. اصولا یکی از وظایف ذاتی روحانیت همین است و هیچ شکی در آن نیست. از طرف دیگر در هر برهه‌ای یکسری انحرافات و خرافات خاصی بوجود می‌آید و طبیعی است کسی که خودش را اهل علم می‌داند، به روشنگری در جامعه خود بپردازد. بویژه با ادعایی که این سه شخصیت داشته و در تفکرشان خمیرمایه‌های روشنفکری، اصلاح امور دینی و تجدیدنظر در امر دینی و... وجود دارد. اما سخن در این است که گاهی کسی برای رفع انحراف وارد میدان می‌شود ولی خواسته یا ناخواسته خود انحرافات دیگری بوجود می آورد که بنده معتقدم شریعت سنگلجی و دو شخصیت دیگر این کتاب، مصداق بارز این نوع رفتار هستند. البته نکته‌ای که در سوال قبل مطرح کردم درباره شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی بود. با اطلاق عناوینی چون روشنفکری و اصلاح امور دینی به برقعی مخالفم، چرا که صحبت‌های او مبنایی نداشت و برخی اصول اعتقادی محکم مانند عصمت معصوم را زیر سوال برده بود. حتی می‌توان این اشکال را گرفت که چرا آرا برقعی در کنار آرا و اندیشه‌های شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی مطرح شده است. اصل جریان نقد و مبارزه علما با انحرافاتی که در هر برهه‌ای در جامعه اسلامی رخ می‌دهد، طبیعی است. امیرالمومنین نیز فرموده است که فرزند زمانه خودت باش. بنابراین هرکس باید به صورتی به‌روز در زمانه خودش فعالیت دینی کند. آنچه که من با آن مشکل دارم افراط و تفریط و خارج شدن از حیطه مبانی اعتقادی است. به عنوان مثال همه ما قبول داریم که در عزاداری‌ها اعمالی عامه پسند و گاهی خلاف شرع رخ می‌دهد. اصولا هرکاری که دست عوام بیفتد و از خواص یعنی اهالی حوزه و دانشگاه فاصله بگیرد، ممکن است آفت‌هایی در آن رخ دهد. اما توقع از یک اندیشمند حوزوی یا دانشگاهی این است که مساله را خوب شناخته و در مواجهه با آن ببیند که کدام بخش خرافی و عوامانه است و کدام بخش معنا دارد. اشتباهی که به زعم من امثال شریعت سنگلجی مرتکب شدند این است که به دلیل فضای آن زمان به نقد کلیت آن حرکت (مثلا عزاداری) پرداختند. همچنین زیارت نیز یکی از مهم‌ترین مفاهیم در حوزه اعتقادات شیعه است و برای آن مبانی قرآنی، روایی و عقلی فراوان وجود دارد و سیره اهل بیت و علمای ما نیز بوده است. حال اگر عده‌ای در یک برهه زمانی و مکانی خاص بحث زیارت را به خرافات و حاشیه‌های غلط آلوده کردند، از من مدعی روشنفکری و کار علمی این توقع می‌رود که بتوانم آن‌ها را از همدیگر تفکیک کنم. یعنی قسمت‌هایی را که اساس دارد تایید کرده و اشکالات را نقد کنم؛ اما این سه شخصیت کل داستان را در بحث‌هایی مانند عزاداری، توسل، زیارت، تبرک و... زیر سوال برده‌اند. این شخصیت‌ها آنقدر در نقدهای خود افراط کردند که امروزه عربستان سعودی به عنوان پرچمدار وهابیت، کتاب‌های آن‌ها را منتشر می‌کند. در اینجاست که ما نسبت به این آقایان اعتراض داریم. البته من در زدن برچسب وهابیت به این شخصیت‌ها تردید دارم و این را هم بعید می‌دانم که با وهابیت بطور مستقیم مرتبط بوده‌اند. این‌ها همه گمانه‌زنی‌هایی است که عده‌ای در فضایی غیرعلمی مطرح کرده‌اند و نیاز به بررسی علمی و پژوهشی دارد. فعلا علت انتساب این افراد به وهابیت، قرابت فکری آنان به اندیشه‌های سلفی در برخی حوزه‌های اعتقادی است. اینکه کتاب‌های چهره‌هایی مانند شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی در عربستان سعودی منتشر می‌شود، محل اعتراض به اینها نیست و نکته منفی برای آنها نیز به حساب نمی‌آید و آقای حسینی طباطبایی به بازنشر مطالب خود در سایت‌های فارسی وهابی به شدت اعتراض هم کرده. البته شما هم در کتاب‌تان کاملا منصفانه به این نکته اشاره کرده‌اید. اما سوال اینجاست که آیا این ایراد از ما نیست که عربستان کتاب‌های شریعت را منتشر کرده و این شخصیت را به نفع خود مصادره می‌کند؟ در صورتی که ما می‌توانیم خود آن‌ها را منتشر کرده و با بازخوانی منظومه فکری‌شان فضای نقد آن‌ها را هم بوجود بیاوریم. وقتی ما به این انتشار توجهی نداریم و خودمان به صراحت و غیرعلمی با برچسب وهابیت آن‌ها را طرد و نفی می‌کنیم قاعدتا وهابیون از این فرصت استفاده کرده و آن‌ها را به نفع خود مصادره می‌کنند، در صورتی که ما می‌دانیم منظومه فکری شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی با تفکر وهابی بسیار متفاوت است. من در کتاب اشاره کرده‌ام که عنوان «وهابیت شیعه» صرفا یک پیشنهاد است و روی آن کار علمی نشده. متاسفانه سعودی‌ها در این زمینه زیرکانه عمل کرده و این شخصیت‌ها را به عنوان مستبصران و شیعیانی که وهابی شده‌اند به نفع خود مصادره کرده است. من در نتایج تحقیق این کتاب پیشنهاد داده‌ام که اتفاقا ما نباید در زمین عربستان و وهابیون بازی کنیم. ما باید معترف باشیم که این شخصیت‌ها متفکران شیعی‌اند که در برخی زمینه‌ها دچار اشکال شده‌اند و ما در برخی از قسمت‌ها نقدهایی را به آن‌ها وارد می‌دانیم. شریعت سنگلجی در کتاب «کلید فهم قرآن»، نظام فکری خود را بر نقد حدیث و تفاسیر روایی و رویکردهای دیگر می‌گذارد. علامه طباطبایی هم در کتاب شریف «المیزان فی تفسیر القرآن» و هم بعدها در حواشی بر بحارالانوار و اصول کافی کاملا به نقد علمی برخی روایت‌ها می‌پردازد. یک برکت این جریان قدم گذاشتن در مسیر وحدت است. چرا که بیشتر اختلافات میان مذاهب اسلامی در حدیث است و در قرآن که هیچ اختلافی وجود ندارد. بنابراین ایده بازگشت به قرآن به وحدت مسلمانان کمک شایانی می‌کند. حرف ما این است که چرا آقایان در بیان عقاید به گونه‌ای سخن گفته‌اند که وهابیت توانسته از آن‌ها سوبرداشت کند. من در نگارش کتاب باید به گونه‌ای عمل کنم که مطالبش دشمن شاد کن نباشد. این سه شخصیت هرچند که نیت‌شان این نبوده اما به گونه‌ای سخن گفته‌اند که دشمن توانسته از حرف‌های‌شان سواستفاده کند. من اعتقاد دارم علیرغم نظر بسیاری که بر ارتباط این افراد با عربستان صحه گذاشته‌اند، این همسویی آن‌ها با تفکرات وهابیت ناخواسته بوده است. ما در بحث زیارت، توسل و خود بحث رجوع به قرآن مباحث علمی بسیار دقیق و ظریفی داریم که در حوزه‌های علمیه شیعی همیشه به آن‌ها پرداخته شده است و البته شبهاتی هم که این طیف مطرح کرده‌اند، پاسخ علمی داشته است. البته این را هم اضافه کنم که میان نگاه علامه طباطبایی ـ اعلی الله مقامه ـ و این آقایان در نوع تفسیر قرآن و رجوع به روایات، تفاوت‌هایی جدی وجود دارد که جای بحثش در این مصاحبه نیست. قبول دارید که فارغ از سه دهه اخیر که حوزه در زمینه قرآن دستاوردهای مهمی داشته، در دیگر دوره‌های تاریخی همیشه حدیث و مساله حدیث بسیار بیشتر از قرآن مطرح می‌شد؟ بله، اکنون نیز علوم حدیث هم در حوزه‌های شیعی و هم در حوزه‌های اهل سنت وزنه بالایی را به خود اختصاص داده‌اند. علامه طباطبایی در بدو ورودشان به قم به این دلیل درس تفسیر را می‌گذارد که احساس می‌کند در حوزه قرآن روبه فراموشی است و مدرس تفسیر انگار که مرتبه پایینی داشته است. یعنی وقتی مدرس با عظمتی چون علامه طباطبایی این درس را پی می‌گیرد، جان دوباره‌ای به آن می‌دهد. می‌دانیم که علامه به نسبت شریعت متاخرتر است. باید دقیق صحبت کرد. ببینید بین علامه طباطبایی با امثال شریعت سنگلجی فاصله بسیار زیاد است. علامه هم از جهت علمیت و هم از جهت دقت در صحبت، فاصله زیادی با امثال شریعت دارد. قرآن بسندگی با تفسیر قرآن به قرآن هم دو مقوله است. در تفسیر المیزان بعد از هر مبحث تفسیری یک بحث الروایی هم کار شده، اما به این ویژگی تفسیرالمیزان کمتر پرداخته شده است. اما آن بحث‌ها هم بیشتر نقد حدیث است؟ بله اما علامه روایات را آورده و می‌نویسند که این روایاتی را که با تفاسیر به دست آمده از خود قرآن، هم‌خوان است، می‌پذیرم و باقی را به کناری می‌گذارم. روایات بسیاری هم داریم که اگر حدیث و روایتی با قرآن به تضاد برخواست باید روایت را به کناری گذاشت. علامه هم همین کار را کرده است که روشی است بسیار دقیق و متین. روش شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی هم همین است. اشتباه آن‌ها این است که کاملا گزینشی عمل کرده‌اند. مثلا با توسل بد هستند و هر روایتی را که درباب توسل است به کناری می‌گذارند و کاری ندارند که صحیح السند است یا ضعیف السند؛ اما علامه طباطبایی بدون تعصب و کاملا، علمی با حدیث برخورد کرده است و نخستین ویژگی محقق این است که تعصب نداشته باشد. اینکه ما از نظر علمی با این شخصیت‌ها بحث داریم و نمی‌توانیم نمره قابل قبولی به آن‌ها بدهیم، در همین نکته خلاصه می‌شود. در موضوعاتی چون توسل، زیارت و شفاعت و موضوعات مشابه ـ که اتفاقا حوزه‌هایی است که وهابیت روی آنها دست گذاشته ـ آقایان همین کار کرده‌اند. ما در زیارت روایات صحیح السند کم نداریم اما این آقایان همه روایات در این حوزه را به به راحتی کنار می‌گذارند، اما در جای دیگر برای اثبات سخن خود از روایت استفاده می‌کنند. اما به عنوان مثال، اندیشمندی چون آیت الله صادقی تهرانی روشش علمی و دقیق است. او وقتی می‌خواهد به سراغ فهم دین برود، قرآن را محور دانسته و در فقه سنت را ذیل آن و با محویت آن دارای اعتبار می داند. او از ابتدای تحقیق تکلیف را روشن می‌کند، اما این شخصیت‌ها به قول خود روایات را کناری می‌گذارند اما هرکجا که برای اثبات عقیده خود لازمشان می‌آید، از روایات استفاده کرده‌اند. اگر بنابر نقد روایت است، ما علمی به نام فقه الحدیث داریم. فهم حدیث چهارچوب و معیار دارد و سال‌ها در حوزه‌ها بحث شده است. علمای ما در حوزه هم هر روایتی را نمی‌پذیرند. به نظرم یک آشفتگی ذهنی در منظومه فکری این آقایان هست که اتفاقا نظام فکری‌شان را مخدوش می‌کند. روش‌شناسی آنها به نظرم محل اشکال است. موافق نیستم، شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی اتفاقا روش‌شناسی متقن و دقیقی دارند هرچند که اشتباهاتی در کارشان باشد. یعنی شریعت هم روایاتی را که با قرآن سازگار است استفاده کرده و باقی را به کناری می‌گذارد. ضمن اینکه دغدغه شریعت دغدغه دیگری است. او می‌خواهد یک روش غلط چند سده‌ای را از اساس برانداخته و دوباره آن را بازسازی کند و برای رسیدن به این روش صحیح هم ناچار است با بسیاری از موارد از در مخالفت درآید. من بین این سه شخصیت شریعت سنگلجی را بسیار نزدیکتر به جریان عمومی حوزه می‌دانم. سنگلجی شاید اگر کسانی کنارش بودند و کمی مدیریت می‌شد و یا اینکه هم مباحثه‌های بهتری داشت و همچنین اگر مدام در معرض تکفیر قرار نمی‌گرفت وضعیتش بهتر می‌شد. من حرف شما را قبول دارم. ما باید در فضایی منطقی آمده و درباره آثار این سه شخصیت بحث کنیم و بخش‌های درست تفکرات آنها را بپذیریم. مثلا همین شعار بازگشت به قرآن که حرف غلطی نیست. خود روایات به ما می‌گوید وقتی که شبهه‌ها و اختلافات زیاد شد، برای یافتن مسیر صحیح به قرآن رجوع کنید. ما به هیچ عنوان نباید به صرف طرح اتهامی درباره یک شخصیت به طور کامل او را به کناری بگذاریم. درباره مرحوم شریعتی هم همین داستان اتفاق افتاده است. برخی می‌خواهند به طور کل شریعتی و اندیشه‌اش را حذف کنند، اما به هر حال شریعتی یک اندیشمند مسلمان شیعه بود و چون معصوم هم نبود قاعدتا در مواردی خطا در اندیشه‌اش راه داشت. وظیفه ما این است که درباره اندیشه‌های او بحث کرده و نقاط مثبتش را برجسته و درباره خطاهایش با دلایل علمی و منطقی بحث کنیم. تکفیر متفکران اتفاقا باعث می‌شود که فضای طرفداری کورکورانه از آنها بوجود بیاید، اما اگر به طور منصفانه به نقد آنها بپردازیم و دربست آنها را به کناری نگذاریم، طرفداران متعصب هم در مسیر نقد آمده و اشتباهات آنها را می‌پذیرند. متاسفانه این فضا در کل جامعه علمی ما وجود ندارد و هنوز هم گرفتار تکفیر هستیم. به خاطر دارم که چند سال پیش طلاب و بزرگانی از حوزه خدمت مقام معظم رهبری رسیدند. در آن جلسه یکی از نکاتی را که حضرت آقا مطرح کردند این بود که دیگر دوران تکفیر گذشته و اکنون دیگر دوره‌ای نیست که کسی به صرف خواندن عرفان و فلسفه یا بیان حرف نو در حوزه‌ها، تکفیر شود. خود حضرت آقا نیز سال‌ها با جریان روشنفکری دینی از جمله دکتر شریعتی رفاقت و مراوده داشت. هنوز هم ما در بین علما و مراجع روشنفکرتر از مقام معظم رهبری نداریم. درد رهبری هم درد بحث کردن و آزاداندیشی است. نمی‌دانم که چرا این فضا علیرغم تاکیدات رهبری هنوز بوجود نیامده است. من سعی کردم در این کتاب پایم را از دایره انصاف خارج نکنم. شما در جایی اشاره کردید که هرچند سایتی مانند عقیده، کتاب‌های این شخصیت‌ها را منتشر کرده، اما این دلیلی بر انتساب آنها به وهابیت نیست. اما این هشدار بزرگی است که چرا ما درباره این شخصیت‌ها کار نمی‌کنیم. نکته دیگر این است که سرسلسله اکثر جریان‌های جدید فکری و عقیدتی به سیدجمال الدین اسدآبادی باز می‌گردد که شریعت سنگلجی هم از او بسیار متاثر است. با وجودی که وهابیون هم درباره سیدجمال بسیار کتاب می‌نویسند و از او تجلیل می‌کنند، اما چرا ما او را وهابی نمی‌خوانیم؟ البته در مباحث اعتقادی درباره سیدجمال الدین اسدآبادی و شاگردش محمد عبده، شبهاتی مطرح است. به خاطر دارم که در دانشگاه ادیان و مذاهب پایان نامه‌هایی درباره اصول اعتقادی آنها کار شد. بله پژوهشگرانی در دهه اخیر سعی در تخریب شخصیت او داشته‌اند. مثلا مقداد نبوی رضوی در کتاب‌هایی مانند «تاریخ مکتوم» یا «اندیشه اصلاح دین در ایران: مقدمه‌ای تاریخی» تمام تلاش خود را به کار برده تا سیدجمال را بابی و یا ضددین معرفی کند و تلاشش به نظرم راه به جایی نبرده. اما عقلگرا بودن و تاکید بر وجوه مترقی مدرنیسم و پذیرش آن تا زمانی که منافاتی با دین نداشته باشد، اصلی‌ترین تفاوت امثال سیدجمال، شریعت و حسینی طباطبایی است. بله، به نظرم باید روی نظام فکری این شخصیت‌ها کار شود. حسینی طباطبایی در بسیاری از موارد فوق‌العاده از اسلام دفاع کرده است، ما چرا باید از این وجه از کار فکری او خودمان را محروم کنیم. من دانش و تخصص حسینی طباطبایی را بسیار بالاتر از شریعت سنگلجی و برقعی می‌دانم. او واقعا در بحث روایات و حتی در بخش آشنایی با دنیای بیرون از اسلام کار کرده و در زمینه پاسخ به شبهات بسیار قوی عمل می‌کند. علاقه‌مندم که این کتاب بهانه‌ای بشود تا در فضایی علمی و در نهایت انصاف به نقد تفکرات این شخصیت‌ها بپردازیم. پویایی علم به برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی و گفت‌وگوی بین نحله‎های مختلف فکری است. مرگ بر فلانی و درود بر دیگری مشکلی را حل نمی‌کند. متفکران امروز و پژوهشگران حوزه‌های علمیه در برخی موارد با آرا شریعت سنگلجی مخالفند. شریعت یک چهارچوب فکری دارد و بنایش بر این است که رجوع به قرآن و بازگشت به توحید داشته باشد، ولی به صورت مصداقی اشتباه کرده است. کسی چون ابوالفضل برقعی این‌گونه نیست. او رسما امامت را زیر سوال برده است. ما در دعوت به توحید و در دعوت به قرآن، با همه فرقه‌های اسلامی مشترک هستیم. شیعه اینقدر دستش باز و پر است که حتی نباید ترسی داشته باشد از نشستن بر سر یک سفره با وهابیون و بحث علمی با آنها. ما نباید در محیط‌های علمی و دانشگاهی ترسی از بیان، شرح و نقد تفکرات داشته باشیم. به نظر من باید ده‌ها نشست درباره تفکرات شریعت در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها برگزار شود تا سخنانش در ترازوی نقد بیاید. علیرغم اینکه سالهاست رهبری به برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی تذکر فرموده‌اند، متاسفانه نمی‌دانم چه دستی در کار است که از جلوی برگزاری آنها جلوگیری می‌کند. ما برخی از اشخاص را به گوشه رینگ انداخته‌ و مدام آنها را می‌کوبیم. به نظرم حتی اگر برای برقعی چنین چیزی رخ نمی‌داد و کمی به او توجه کرده و با او به مباحثه می‌نشستند، او بسیاری از حرف‌های شاذش را مطرح نمی‌کرد. ]]> دین‌ Mon, 15 Jul 2019 07:43:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277993/قرآن-بسندگی-تفسیر-دو-مقوله-متفاوت تاریخچه هوسرلی مفاهیم پدیدارشناختی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278268/تاریخچه-هوسرلی-مفاهیم-پدیدارشناختی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «آشنایی با پدیدارشناسی» مجموعه‌ای از مقالات است که با هدف آشنایی با پدیدارشناسی به نحوی نظام‌مند از میان مقالات چهره‌ها و منابع معتبر این حوزه، به‌وسیله علی‌نجات غلامی گزینش و ترجمه شده است.   چنان‌که گردآورنده و مترجم کتاب گفته است، ماهیت مقالات گردآمده در این کتاب، شیوه گزینش آنها و نیز سبک ترجمه این مقالات، در خدمت اهداف آموزشی قرار دارد. منظور از سبک آموزشی ترجمه کتاب، به گفته مترجم، تکیه بر دقت به ویژه در نظام اصطلاح‌شناسی و توجه کمتر به ظرایف ادبی است. از همین روست که تعداد واژگان در پاورقی‌های کتاب بیش از حد متعارف است تا خواننده متوجه باشد که کلمات، معادل کدام اصطلاح یا عبارت هستند. مترجم اذعان دارد که تعدد پانوشت‌ها ممکن است به کند شدن روند خواندن متن بینجامد اما این نکته را هم مدنظر دارد که در چنین وضعیتی  دقت خواندن بسیار افزایش پیدا می‌کند.   این مقالات با تاکید بر سیمای کلی اندیشه پدیدارشناسان، به ویژه ادموند هوسرل که موسس این جنبش محسوب می‌شود نوشته شده‌اند و در خدمت شکل دادن به گونه‌ای نقشه فکری از سیمای تاریخی ـ مفهومی این جنبش معاصر فلسفی قرار گرفته‌اند. اما چنان‌که خود مترجم نیز در پیشگفتار کتاب اذعان کرده است، پدیدارشناسی در طول تاریخ خود مسیری یکدست را دنبال نکرده و به همین دلیل ارائه رئوس کلی و اصلی آن و ارائه درس‌نامه‌ای آموزشی از آن که دچار تقلیل‌گرایی نشده باشد بسیار دشوار است. تدبیری که گردآورنده و مترجم کتاب برای گریز این وضعیت دشوار اتخاذ کرده است، تکیه بر اندیشه هوسرل و نیز نسبتی است که دیگر متفکران حوزه پدیدارشناسی با اندیشه او برقرار کرده‌اند. به عبارت دیگر هوسرل هسته مرکزی‌‎ای است که مقالات کتاب حول اندیشه‌های او انتخاب و ترجمه شده‌اند.   در این میان اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که مقدماتی بودن مقالات گردآمده در این کتاب به معنای سطحی بودن آنها نیست. این مقالات در پی ارائه تصویری سطحی و ابتدایی از پدیدارشناسی نیستند بلکه دستاورد مناقشات و مباحثات تفسیری طولانی‌مدتی هستند که در آن نویسندگان مقالات کوشیده‌اند پخته‌ترین تفاسیر را از پدیدارشناسی و پدیدارشناسان به نحوی منسجم و آموزشی ارائه دهند.       مقاله اول کتاب که نوشته ژوئل اسمیت است و «مقدمه‌ای بر پدیدارشناسی» نام گرفته است، به صورت موجز به کلیت مقوله پدیدارشناسی می‌پردازد و سیمایی کلی از مسائل اساسی جریان پدیدارشناسی ارائه می‌دهد. نقشه‌ای که این مقاله ارائه می‌دهد، یک نقشه استاندارد از جریان پدیدارشناسی است که در مطالعات پیشرفته‌تر علاقه‌مندان به این حوزه می‌تواند کمک‌رسان شایانی باشد.   در این مقاله مقولاتی نظیر «پدیدارشناسی ادراک»، نسبت پدیدارشناسی و «خود» و نیز «پدیدارشناسی زمان ـ‌ آگاهی» به صورتی موجز اما قابل فهم معرفی شده‌اند و درباره روش پدیدارشناختی و مقوله «روی‌آورندگی» نیز در مقاله به صورت مختصر و مفید سخن گفته شده است. نویسنده مقاله درباره چیستی مقوله «روی‌آورندگی» می‌گوید: روی‌آورندگی یکی از مفاهیم محوری در پدیدارشناسی، از هوسرل به بعد است. در مقام تعریفی اولیه، روی‌آورندگی همان دربارگی یا معطوف‌بودگی است، آن‌گونه که با وضعیت‌های روانی با مثال روشن می‌شود. مثلاً، این باور که اسمیت‌ها اهل منچستر بودند، هم درباره منچستر است و هم درباره اسمیت‌ها؛ همچنین، فرد می‌تواند امید داشته باشد، میل کند، بترسد، به‌یاد آورده و... که اسمیت‎ها اهل منچستر بودند. 29 نویسنده سپس نظرات فرانتس برنتانو استاد هوسرل و نیز گزارش هوسرل درباره روی‌آورندگی در پژوهش‌های منطقی و همچنین نظرات هایدگر و مرلوپونتی درباره این مقوله را بیان می‌کند تا یک تاریخچه‌ی مفهومی از یکی از اصطلاحات به‌نظر غامض پدیدارشناسی در مقاله‌ای کوتاه ارائه داده باشد. روش پرداختن ژوئل اسمیت به دیگر مفاهیمی که عناوینشان ذکر شد نیز از همین گونه است.   دومین مقاله کتاب، «مناقشه بر سر حقیقت: به سمت پیشاتاریخ پدیدارشناسی» نوشته کلاوس هلد است. کلاوس هلد که جز این مقاله، دو مقاله دیگر نیز در این کتاب از او ترجمه شده از اساتید بزرگ پدیدارشناسی است که تلاش کرده به نحوی عمقی، سرخط آن نزاع کلیدی را که پدیدارشناسی از دل آن ظهور می‌کند، از عهد باستان دنبال کند. این مقاله برای فهم معنا و موقعیت پدیدارشناسی یاری‌‌رسان است و به گفته مترجم کتاب، به معنای دقیق کلمه مقدمه‌ای راستین برای ورود به دل پدیدارشناسی است.   سومین مقاله‌ای که در کتاب مندرج شده و آغاز نظم تاریخی معرفی اندیشه‌های پدیدارشناسان با محوریت هوسرل را در خود بازتاب داده است، «آغاز پدیدارشناسی: هوسرل و اسلاف او» نوشته ریچارد کاب ـ استیونس است. این مقاله یکی از مدخل‌های تاریخ فلسفه راتلج محسوب می‌شود و کلیتی روشن از اندیشه هوسرل به مخاطب ارائه می‌دهد. تاثیری که هوسرل از اندیشمندانی نظیر فرگه، برنتانو، هربارت، اشتومف و لوتسه گرفته است و دلالت‌های مقولاتی نظیر چرخش فرارونده، اگو و جهان، ذوات و زیست‌جهان و تاریخ در اندیشه او از عمده مباحثی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته‌اند.   مقاله چهارم کتاب به اندیشه مارتین هایدگر می‌پردازد و «فلسفه وجودی هایدگر» نام گرفته است. این مقاله را ژاک تامینو نوشته و مانند مقاله سوم کتاب از جلد هشتم تاریخ فلسفه راتلج اخذ شده است. تامینو در آن مقاله پس از ارائه مدخلی بر اندیشه هایدگر در زمینه فلسفه وجودی، مقولاتی مانند انتولوژی بنیادین و تاریخ هستی در اندیشه او را بررسی می‌کند.   هدف از انتشار مقاله پنجم کتاب، برقراری نسبتی میان اندیشه‌های پدیدارشناختی ادموند هوسرل و موریس مرلوپونتی است. مقاله «پدیدارشناسی هوسرل و مرلوپونتی» را سین. دی کلی نوشته است. منبع مترجم برای ترجمه این مقاله کتاب «فلسفه قاره‌ای معاصر» منتشر شده در انتشارات بلکول بوده است. این مقاله سرخط‌هایی اساسی از اندیشه هوسرل و مرلوپونتی را دنبال می‌کند و شرحی بر مقوله «پدیدارشناسی ادراک» به عنوان پایه‌ای‌ترین مسئله پدیدارشناسی ارائه می‌دهد و به ویژه مبانی نظری مرلوپونتی در این حوزه را به خوبی تبیین می‌کند.   دومین مقاله‌ای که از کلاوس هلد در کتاب مندرج شده، «روش پدیدارشناختی هوسرل» نام گرفته است. هلد در این مقاله که برای اولین بار در سال 2003 منتشر شده است ابتدا به جایگاه پدیدارشناسی هوسرل در عصر کنونی می‌پردازد و پس از مروری کوتاه بر زندگی و آثار هوسرل، پروبلماتیک اساسی مقوله پدیدارشناسی در نزد هوسرل را مورد بررسی قرار می‌دهد. از دیگر مقولاتی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته‌اند می‌توان به «تکذیب روان‌شناسی انگاری»، «پدیدارشناسی در مقام مطالعه ذات»، «باور به جهان و اپوخه» و «فروکاست پدیدارشناختی» اشاره کرد.   از کلاوس هلد مقاله‌ای دیگر نیز در کتاب مندرج شده است که آخرین مقاله کتاب نیز هست. مقاله «پدیدارشناسی زیست‌جهان هوسرل» با اندیشیدن به مسئله تقویم در نزد هوسرل آغاز می‎‌شود و سپس ادراک به مثابه مدل تقویم در نزد او را مورد بررسی قرار می‌دهد. مقوله‌هایی نظیر زمان ـ آگاهی، بینا ـ سوبژکتیویته، پدیدارشناسی تکوینی و خاستگاه علم مدرن و نیز زیست ـ جهان و نقد ابژکتیویسم از دیگر مقولاتی هستند که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته‌اند.   در مجموع می‌توان گفت کتاب «آشنایی با پدیدارشناسی» توانایی این را دارد که بدون ساده‌سازی مفاهیم، با ارائه تبیین‌های به نسبت قابل فهم برای علاقه‌مندانی که اطلاعاتی در سطح متوسط از حوزه فلسفه معاصر و به ویژه فلسفه قاره‌ای دارند، منبعی قابل اتکا برای فهم مفاهیم به نسبت غامض فلسفی را فراهم سازد. حسن کتاب این است که علی‌رغم محوریت هوسرل در آن، بیش از آنکه تاریخچه زیست پدیدارشناسان را محور اثر قرار دهد، تاریخچه مفاهیم و ریشه‌های فکری نشو و نمای آنها را محور قرار داده است و این خصوصیت باعث شده است تا بتوانیم نقبی بزنیم به ریشه‌های پدیدارشناسی در اندیشه‌های پیشینیان و مفاهیم پدیدارشناختی را در یک منظومه مطالعه کنیم.   کتاب «آشنایی با پدیدارشناسی» با ترجمه و گردآوری علی‌نجات غلامی را نشر روزگارنو با قیمت 56 هزار تومان و با تیراژ 500 نسخه در 427 صفحه منتشر کرده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 15 Jul 2019 05:23:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278268/تاریخچه-هوسرلی-مفاهیم-پدیدارشناختی «سرمایه روان‌شناختی»؛ مزیتی رقابتی در سازمان‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278259/سرمایه-روان-شناختی-مزیتی-رقابتی-سازمان-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «لطفا میخ شوید در رفتار سازمانی» تالیف مهدی بنی‌اسدی به مهم‌ترین عوامل رفتاری اثرگذار بر نیروی کار پرداخته است.  نویسنده معتقد است امروزه یکی از مهمترین نقش‌های مدیر، توانایی برقراری ارتباط صحیح با کارکنان است؛ گذاشتن دستی روی شانه، لبخندی بر لب و عشقی در نگاه، می‌تواند محیط کار را برای کارکنان چنان جذاب کند که هر روز با اشتیاق بیشتری در محیط کار حاضر شوند و با انرژی و عشق بیشتری کار کنند. در این مسیر «دل‌افزاری» دانشی است که به همراه علوم سخت‌افزار و نرم‌افزار به کمک مدیران آمده است. عوامل روحی روانی و رفتار سازمانی مدیران با زیردستان، مهمترین عامل برای شوق‌آفرینی و محرک کارایی و خلاقیت است.  اسدی در کتاب تاکید می‌کند که بسیاری از مدیران از انتقاد، تنها ژست و ادعای انتقادپذیری را می‌دانند و آنچه را که به عنوان نقدپذیری می‌گویند، چیزی جز ادعای خنده‌دار نیست! با داشتن ژست گواهی‌نامه با عناوین تصنعی نمی‌توان مدیریت کرد.  از دید او امروزه در سازمان‌ها و در کنار سرمایه‌های انسانی و اجتماعی، از سرمایه دیگری نیز، به نام سرمایه روان‌شناختی به‌عنوان مزیت رقابتی یاد می‌شود. شناخت این توانایی، به مدیران کمک می‌کند تا کارکنان از لحاظ بهداشت روانی در سطح بالایی باشند و بتوانند همسو با اهداف سازمان فعالیت کنند. سازمانی که افراد را به‌صورت جزء مورد توجه قرار نمی‌دهد، مانند معماری است که برجی بلند را بدون پی‌ریزی مناسب برپا کرده است؛ برجی که در هرلحظه امکان ریزش دارد و باید دانست که بازاریابی داخلی (توجه به نیازهای کارکنان) بر بازاریابی خارجی اولویت دارد.  سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: نقش شخصیت، ارزش، نگرش و رضایت شغلی در محیط کار، نقش انگیزش در محیط کار، نقش اعتماد به‌نفس در بهبود رفتار، عضو گروه بودن، خوب است یا بد، مسئله این است، رهبر و نظرات مختلف در حوزه رهبری، کوچینگ ۱ و منتورینگ ۲، من یک قلدر هستم و شهروند سازمانی. کتاب «لطفا میخ شوید در رفتار سازمانی» تالیف مهدی بنی‌اسدی در ۲۶۴ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۴۸۹۰۰ تومان از سوی انتشارات گرایش‌تازه منتشر شده است.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 15 Jul 2019 04:52:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278259/سرمایه-روان-شناختی-مزیتی-رقابتی-سازمان-ها صداقتی: در جوامع دموکراتیک با پلیس حداقلی روبه‌رو هستیم نه حداکثری http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278241/صداقتی-جوامع-دموکراتیک-پلیس-حداقلی-روبه-رو-هستیم-نه-حداکثری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، نشست نقد و بررسی کتاب «مسئولیت مدنی پلیس در قبال نقض حقوق شهروندان» دوشنبه (۲۴ تیرماه) با حضور محمد دهقانی، کیوان صداقتی و جواد نوروزی در سرای اهل قلم برگزار شد.   در ابتدا نوروزی با بیان اینکه این جلسات باعث تشویق و ترغیب نویسندگان کتاب‌های حقوق شهروندی می‌شود، گفت: دبیرخانه حقوق شهروندی با همکاری خانه کتاب هر ماه نشست نقد و بررسی کتاب در زمینه حقوق شهروندی برگزار می‌کند. اعتقاد داریم اگر زیربنای علمی گفتمان حقوق شهروندی به خوبی پایه ریزی و تاسیس شود این گفتمان به سرنوشت سایر گفتمان‌هایی که در کشور ما به خوبی تاسیس و ترویج شد اما از بین رفت، دچار نخواهد شد. وی عنوان کرد: تاکنون ۲۵۰ عنوان کتاب از سوی دبیرخانه دائمی حقوق شهروندی چاپ شده است. جشنواره پایان نامه‌های حقوق شهروندی با مشارکت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و نهادهای دیگر برگزار می‌شود. همچنین جشنواره کتاب سال حقوق شهروندی را امسال برگزار می کنیم. این اتفاقات به جریان سازی علمی حقوق شهروندی کمک می‌کند. نوروزی در پایان گفت: حقوق شهروندی در حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی می‌تواند به تامین صلح و ثبات کمک کند. پرداختن به حقوق شهروندی می‌تواند به ثبات و صلح و تامین زندگی همراه با آسایش و رفاه کمک می‌کند.   در ادامه این نشست، دهقانی ضمن بیان اینکه کتاب«مسئولیت مدنی پلیس در قبال نقض حقوق شهروندان» برگرفته از پایان نامه دانشگاهی‌اش است، به علت و چرایی نوشتن این کتاب اشاره کرد و گفت: مسئولیت اصلی پلیس، ایجاد نظم و امنیت است اما ممکن است احتمال خطای عمدی و غیرعمدی در آن دیده شود. اگر خطای پلیس از روی ناآگاهی باشد که طبق قانونی که برای آن صنف تعریف کرده اند باید آموزش های مخصوص همان صنف را به او بدهند. وی ادامه داد: مسئولیت پلیس در قبال نقص حقوق شهروندی اگر عمدی باشد مسئولیت آن برعهده شخص پلیس است اما اگر غیرعمدی باشد خسارت حقوقی که برای شهروند نقص شده متوجه عامل پلیس می‌شود. از یک طرف، پلیس در قبال سانحه مسئولیت دارد و از طرف دیگر تمام شهروندان انتظار دارند حقوقشان ضایع نشود. اگر نقض حقوق شهروندی بر اساس قانون باشد هیچ گونه مسئولیتی نه به پلیس نه سازمان پلیس ارتباط پیدا می‌کند اما اگر بر اساس قانون نباشد در آن صورت یا پلیس یا سازمان پلیس در قبال نقض حقوق شهروندی مسئولیت دارند. در ادامه این نشست، صداقتی گفت: واژه پلیس از کلمه police گرفته شده است و police به معنای نحوه اداره حکومت یا شیوه حکم رانی یا طرز حکومت ترجمه کرد. در گذشته؛ حدود ۴ یا ۵ دهه پیش، واژه پلیس چه در نوشته‌ها چه در میان اندیشمندان علوم سیاسی کاربرد نداشت. در اروپای قرن ۱۵و ۱۶ هم پلیس مجزایی وجود نداشته و عمدتا کارها توسط ارتش انجام می شد. وی ادامه داد: با شکل گیری دولت‌های مدرن که به ویژه در قرن ۱۸ میلادی شکل گرفتند، پلیس به معنای امروزی رفته رفته شکل گرفت و به حوزه امنیت داخلی ربط داده شد و به مقوله حفظ امنیت داخلی پرداخته شد. تعریف جامع و متفق‌القولی بین اندیشمندان حوزه علوم سیاسی، امنیتی، ارتباطات و حقوق در ارتباط با حوزه پلیس وجود ندارد اما برخی از اندیشمندان مولفه ها و هنجارهای پلیسی که پلیس دموکرات و مبتنی بر هنجارهای حقوق شهروندی عمل می کنند را فهرست کردند. صداقتی بیان کرد: نیروهای پلیس باید بیشتر از آنکه تحت تاثیر نظارت مقامات و نهادهای نظامی باشند باید تحت نظارت نهادهای غیرنظامی قرار گیرند. در ایران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران زیر مجموعه نهاد سیاسی است. آمال و هدف نهایی پلیس در یک جامعه دموکرات باید تامین نیازهای عمومی و ارائه خدمات عمومی باشد. همچنین، پلیس باید فراجناحی باشد و فاقد هیچ حزب، نهاد یا گروه سیاسی باشد و کاملا به صورت منصف و بی طرف عمل کند. این استاد دانشگاه اظهار کرد: در صورتی که پلیس این محورها را انجام ندهد یا تقصیر و قصوری داشته باشد مسئول شناخته می شود. بعد دیگری از این مسئولیت، مسئولیت مدنی است. همه جوامع اعم از دموکرات و غیر دموکرات پلیس برای پیش گیری از جرم، کمک به نظم عمومی و میانجگری با دامنه منازعاتی که بین شهروندان و افراد شکل می گیرد، تنظیم ترافیک درون شهری و برون شهری، کمک رسانی در مواقع اضطراری و ... کمک می کند.  در جوامع دموکراتیک اصل کلی، مهم و عمومی پذیرفته شده و آن اینکه  قدرت پلیس باید منطبق با قانون باشد نه هنجار و آرزوهای حکم رانان و نهادهای سیاسی و جناحی. بنابراین شرایط ساختاری و ارگانیک پلیس، ابزارها و اهدفی که پلیس در جوامع مبتنی بر هنجارهای حقوق شهروندی رعایت می کند در جوامع توسعه نیافته کاملا متمایز و متفاوت است. وی ادامه داد: پلیس در جوامع دموکراتیک کاملا تابع حاکمیت قانون است و حاکمیت قانون در قالب احترام به ارزش‌ها و هنجارهای انسانی و منزلت انسانی خودش را نشان می‌دهد. همچنین پلیس به صورت کاملا استثنایی و محدود و خلاف اصل در زندگی و حیاط خلوت خصوصی و شخصی شهروندان مداخله می‌کند. بنابراین ما با پلیس حداقلی رو به رو هستیم نه پلیس حداکثری. مواردی که خلاف اصل است قطعا در این کشورها با امر تخمینی و مجوز قانونی صورت می‌گیرد. همچنین پلیس در برابر مردم و شهروندان پاسخ‌گو است؛ در ارتباط با قتل همسر دوم شهردار اسبق تهران با این مقوله مواجه شدیم. ارتباط با نوع پوشش خبری صدا و سیما و نحوه ورود خبرنگاران به اداره آگاهی و نحوه بازداشت شهردار اسبق تهران، جامعه‌ و رسانه و مطبوعات واکنش‌هایی در رابطه به حفظ حقوق متهمین نشان دادند که پلیس را وادار به پاسخگویی کرد و این امر را باید به فال نیک گرفت. صداقتی عنوان کرد: در صورتی که پلیس از این محورها تخطی کند، مسئولیت‌هایی بر عهده‌اش قرار می‌گیرد. این مسئولیت‌ها می‌تواند اخلاقی باشد و ضمانت اجرایی خاصی نداشته باشد یا مسئولیت‌های کیفری یا مدنی داشته باشد. کلیپ‌ها یا فیلم‌های متعددی را در فضای مجازی می‌بینید که شاید شاهد خلاف ضوابط شغلی یا انتظامی یک مامور انتظامی باشد که بلافاصله روابط عمومی ناجا اقدام به انتشار بیانیه می‌کند و گاهی عذرخواهی می‌کند و وعده برخورد انتظامی با مامور را در قالب قانون می‌دهد. از مشخصه‌های بارز پلیس در همه کشورها این است که حق به کارگیری قدرت قانونی الزام آور به کار گرفته می‌شود این امر محدودیت‌هایی به لحاظ حقوق آزادی‌های شهروندان در پی دارد. ممکن است استفاده پلیس در آن کشورها از این قدرت‌ها آن را به سمت سوء استفاده از قدرت یا استفاده از حق سوق دهد اما غالبا در جوامع توسعه یافته پلیس تابع قانون است. وی گفت: ما در شرح وظایف پلیس با پارادوکس مواجه می‌شویم از یک سو اندیشمندان حوزه حقوق و علوم سیاسی از ایده پلیس حداقلی استقبال می‌کنند چرا که پلیس تا جایی که امکان دارد ورود پیدا نمی‌کند در ازای آن در جایی که گروه یا عده‌ای یا جناحی وارد نقض حقوق و آزادی های شهروندان می‌شود اتفاقا همان گروه اعتقاد دارد که پلیس مداخله حداکثری انجام دهد و دست خود را کوتاه نکند و این یک پارادوکس است. بنابراین پلیس هم می‌تواند یک حمایت گر بسیار بزرگ برای جوامع مردم سالار و هم یک تهدید عمده‌ای برای حقوق و آزادی های شهروندان باشد. اگر پلیس یک کشور به قانون بی اعتنا باشد یا پلیس یک کشور خود را پاسخگو نداند و دستگاه قضایی یک کشور و قضات اعتقادی به صدور  آرا محکومیت کیفری یا انتظامی در ارتباط با نیروهای پلیس نداشته باشند لاجرم می‌توانیم بگوییم پلیس آن کشور متوسل به ابزارهای خشونت و قدرت است. صداقتی عنوان کرد: پلیس مسئول و پاسخگو در شیوه تشخیص بزه کار از غیر بزه کار در جوامع دموکراتیک و غیر دموکراتیک متمایز برخورد می‌کند. پلیس مبتنی بر هنجارهای حقوق شهروندی نظارت خودش را بیشتر از آنکه از مقامات انتظامی یا سیاسی بگیرد از شهروندان، رسانه‌ها، مطبوعات، سمن‌ها و.. می گیرد.   وی بیان کرد: در تحقق یک پلیس مسئول و پاسخگو در بعد نظارت و قانون نیازمند کاربست پارامترها و مولفه ها هستیم. قوانین مربوط به شرح وظایف ضابطان دادگستری و قضایی که نیروی انتظامی هر کشوری به عنوان ضابطه عام باید با ارزش های حقوق بشری و شهروندی منطبق باشد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 13:56:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278241/صداقتی-جوامع-دموکراتیک-پلیس-حداقلی-روبه-رو-هستیم-نه-حداکثری طیبی‌نیا: دانشگاه برای زنان در ایران بی‌طرف نیست/ تجربه انواری از مشکلاتی که زنان دانشگاهی دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278281/طیبی-نیا-دانشگاه-زنان-ایران-بی-طرف-نیست-تجربه-انواری-مشکلاتی-دانشگاهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «زنان در جهان دانشگاهی» ویراسته «ربه کا راجرز» و «پاسکال مولینیه» عصر روز گذشته در کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. سخنرانان این نشست خدیجه کشاورز  از مترجمان کتاب و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، زهره انواری عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، مهری طیبی‌نیا پژوهشگر مسائل اجتماعی و نفیسه شریفی پژوهشگر حوزه مطالعات زنان بودند. خدیجه کشاورز در ابتدای این نشست با بیان اینکه در حوزه مطالعات زنان در آموزش عالی، ادبیات علمی زیادی وجود ندارد، گفت: کتاب زنان در جهان دانشگاهی سومین کتاب ترجمه شده در این حوزه است که تجربه جهانی از نابرابری‌هایی که در حوزه زنان در آموزش عالی وجود دارد را به بحث گذاشته است. وی با اشاره به اینکه در چند سال اخیر که در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی فعالیت می‌کند عمده پژوهش‌هایش بر حوزه دانشجویان دختر و اساتید زن متمرکز شده است، افزود: برای هر پژوهشگری این نکته که بتواند ادبیات حوزه کاری خود را گسترش دهد خوشایند است، ترجمه کتاب زنان در جهان دانشگاهی هم در همین راستا است و امیدوارم بتواند در این زمینه کمکی کرده باشد. عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی بیان کرد: گرچه مباحث کتاب بیشتر به کشورهای غربی و چند تجربه دیگر مانند هائیتی و ابیجان می‌پردازد اما این تجربه می‌تواند برای جامعه ایران هم مفید باشد. کشاورز در ادامه گفت: کتاب از سه بخش تشکیل شده است که به فهم ما از فرایند زنانه شدن دانشگاه کمک می‌کند. درواقع تداوم فرودستی زنان در دانشگاه به ما کمک می‌کند تا بفهمیم دانشگاه نتوانسته است آن طور که ادعا می‌کند نهادی «شایسته سالار» باشد. کشاورز تصریح کرد: بخش اول کتاب تاریخی است. این بخش نشان می‌دهد که چقدر مسئله  حضور زنان در  دانشگاه در قرن نوزدهم ابتدا به عنوان دانشجو و پس از آن به عنوان مدرس ـ پژوهشگر در دانشگاه‌های فرانسه پروبلماتیک بوده است. کتاب به ما نشان می‌دهد که مسئله زنان در آموزش عالی، مسئله‌ای جهانی است. هرچند بین تجارب زنان در کشورهای مختلف مشابهت‌های فراوان وجود دارد اما با توجه به بافت و زمینه ملی هر کشور تفاوت‌هایی هم وجود دارد که شناخت ساز و کارهای نظام جنسیت در هر جامعه، پژوهش را ضروری می‌کند. در همین بخش نشان داده شده است که در قرن نوزدهم ورود دختران در ابتدا به عنوان دانشجو و سپس به عنوان استاد ـ پژوهشگر در دانشگاه با مقاومت‌های بسیاری مواجه بود است. وی با بیان اینکه در این مقطع تاریخی در فرانسه در رشته‌هایی مانند مطالعات قرون وسطی، حقوق و پزشکی مانع ورود دختران به دانشگاه‌ها می‌شدند به توضیح دلایل مقاومت دانشگاه برای ورود دختران در این رشته‌ها پرداخت و گفت: به طور مثال در رشته‌ای مثل تاریخ و ادبیات قرون وسطی، از آن جا که این رشته نقش مهمی در بنیادهای دولت ـ ملت‌سازی در جمهوری سوم فرانسه داشت، جایگاه زنان فرانسوی فرودست تر از آن انگاشته می‌شد که در این رشته پذیرفته شوند. این مدرس دانشگاه همچنین در مورد بخش دوم کتاب توضیح داد: بخش دوم کتاب به حرفه زنان دانشگاهی از منظر جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی می‌پردازد. در این بخش ما با درد و رنج‌هایی مواجه می‌شویم که زنان در مصالحه بین کار و زندگی خصوصی خود درگیر آن هستند. این بخش نشان می‌دهد که در قرن بیستم حتی در کشورهای غربی دانشگاه نهادی شایسته سالار نیست و در نظام ارتقاء شایسته سالاری رعایت نمی‌شود. وی به بخش سوم کتاب اشاره کرد و گفت: در بخش سوم به تجارب دانشگاه‌های برخی کشورهای غیر اروپایی مانند ساحل عاج و هائیتی و نیز برخی کشورهای آلمان و سوئیس در مواجهه با مسائل  زنان در دانشگاه پرداخته می‌شود. در این بخش همچنین به اقدامات برخی دانشگاه‌های اروپایی در پیشبرد برابری در دانشگاه پرداخته شده است. اقداماتی که از نگاه نویسندگان این مقالات گرچه لازم هستند، اما هم چنان ناکافی هستند. مهری طیبی‌نیا  با بیان اینکه توضیحاتی که مترجم در پانوشت اضافه کرده برای ابهام زدایی از برخی مفاهیم کتاب، راهگشا است گفت: عنوان این کتاب فراتر از زنان در جهان دانشگاهی است چرا که ما تبعیض را در همه فضاها علیه زنان می‌بینیم، هر چند در این کتاب بیشتر روی آموزش عالی تکیه شده است. وی با تاکید بر اینکه برخلاف این پیش فرض که دانشگاه بی طرف و عدالت محور است در حوزه زنان دارای این صفات نیست، افزود: به عنوان مثال در حوزه ارتقاء می‌بینیم که عدالت رعایت نمی‌شود در حالی که از دانشگاه انتظار برابری داریم، این مسئله ترجمه این کتاب را ضروری کرده است. طیبی‌نیا سپس با طرح این پرسش که چرا دانشگاه عامل تبعیض است؟ تصریح کرد: دانشگاه نوعی عقلانیت مردانه را برای خود متصور است و سیاست‌های خود را بر اساس این عقلانیت پیش می‌برد که منجر به ایجاد تبعیض می‌شود. این کتاب همه نهادها را به این مسئله که ما باید تبعیض علیه زنان را از بین ببریم، حساس می‌کند. در این کتاب رویکرد توجه به عاملیت و ساختار همزمان دیده می‌شود و از بخش‌های برجسته کتاب است. به گفته طیبی‌نیا، در این کتاب مطالعات فمینیستی مورد اشاره و توضیح قرار گرفته و کتاب به خوبی نشان می‌دهد که به هر میزان که در کشور ما این مطالعات ناخوشایند تلقی می‌شود در کشورهای دیگر هم چنین تجربه‌ای وجود دارد و بدفهمی درباره مطالعات فمینیستی خاص ایران نیست. وی دلیل مخالفت با مطالعات فمینیستی را صحبت از برابری در این مطالعات بیان کرد و گفت: مخالفان معتقدند که این برابری جای عدالت را می‌گیرد. بنابراین باید از این مطالعات دوری کنند. در حالی که باید بپذیریم که ما در برخی جاها به این برابری نیاز داریم. وی افزود: کتاب نکات زیادی در حوزه‌های مختلف از جمله برای سیاستگذاری دارد. اما می‌توان از نظر مفهومی آن را در چند دسته طبقه‌بندی کرد؛ ابتدا بخشی از کتاب توصیفی از این مسئله است که در فضای دانشگاهی چه اتفاقی می‌افتد. در بخشی دیگر چرایی این تبعیض تبیین شده است. در این بخش به علل فردی و اجتماعی پرداخته شده است. درواقع به بخشی از علل فردی و ساختاری اشاره شده است. طیبی نیا یادآور شد: در این کتاب کلیدواژه‌هایی مانند جنبش علم آرام، سقف شیشه‌ای، سقف آهنی، لوله نشت دار و نهاد حریص دانشگاه آمده است که به زیبایی می‌توانند به غنای ادبیات در این حوزه کمک کنند.   زهره انواری عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مسئول کتابخانه این دانشکده نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه موضوع این کتاب بیشتر از اینکه حوزه مطالعاتی‌اش باشد بازنمای تجربه زیسته‌اش است، گفت: این کتاب بیشتر من را از این لحاظ که خودم هم چنین تجاربی داشتم و همواره با خودم در چالش بودم، جذب کرد. این کتاب کشورهای مختلفی از اروپا، آمریکا و آفریقا را مطرح کرده است اما شرق را در نظر نگرفته که شاید نقطه ضعف آن باشد. وی افزود: مطالب کتاب شامل دو دسته مسائل عمومی است که در همه کشورها مطرح است و هم چنین مسائل مختص به برخی کشورهای حوزه مطالعه نویسندگان است. کتاب نمای خوبی ارائه می‌کند تا یک زن دانشگاهی در ایران ببیند که این مشکلات فقط خاص ایران نیست و مسائلی مثل دشواری حضور در دانشگاه و در کنار آن بچه دار شدن مسائلی هستند که در خیلی از کشورها مطرح هستند. وی با اشاره به اینکه زنانی که می‌خواهند در دانشگاه پست علمی بگیرند مجبورند بچه‌دار شدن خود را عقب بیندازند، گفت: این مسئله در آلمان شدید است چرا که سیستم حمایتی نگهداری از بچه‌ها در آن جا وجود ندارد، اما در فرانسه به دلیل وجود سیستم حمایتی، بچه‌دار شدن زودتر اتفاق می‌افتد.  انواری به تجربه شخصی‌اش که در چهل سالگی بچه‌دار شده است اشاره کرد و گفت: این عقب انداختن، باعث شد که من به عنوان مثال از بچه‌های بیشتر محروم شوم. برای اینکه یک پست دانشگاهی را قبول کرده بودم و این مسئله برای خیلی از زنان عضو هیئت علمی هم اتفاق می‌افتد. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به جامعه‌پذیری زنان اشاره کرد و گفت: اینکه زنان در چه زمینه فرهنگی و اجتماعی رشد کرده و بالغ شده‌اند، در میزان تبعیض پذیری از سوی آنان اثرگذار است. اگر کتاب بیشتر به سمت روایت تجربه زیسته زنان دانشگاهی می‌رفت می‌توانست بحث را بهتر تبیین کند. مثلا در کتاب آمده است که در کشورهایی دختران درس نمی‌خوانند یا روی دختران سرمایه گذاری کمی می‌شود اما اگر سرمایه‌گذاری بشود انتظار دارند که در آینده یک پست خیلی مهم بگیرند. درواقع جامعه پذیری در امر جنسیت بسیار می‌تواند بر اینکه چه انتظاری از زنان می‌شود، تاثیرگذارباشد. کتاب هم بیشتر پیمایش است تا اینکه کار کیفی انجام شده باشد. وی در ادامه با بیان اینکه جسم زن در ایران تابو است، یادآور شد: علاوه بر مسئله مادر بودن و کار در خانه که مشکلاتی را برای کار دانشگاهی ایجاد می‌کند، تابو بودن جسم زنانه هم در ایران مشکل‌زا است. برخلاف هیئت علمی مرد وقتی زن می‌خواهد هیئت علمی بشود، مسائلی به دوش می‌کشد که مرد به دوش نمی‌کشد، سوالاتی از او پرسیده می‌شود که از مرد پرسیده نمی‌شود.  نفیسه شریفی دیگر سخنران این نشست گفت: کتاب خواندنی، بجا و مفیدی است که مطالعه تطبیقی از وضعیت چند کشور انجام داده است و بیشتر روی اروپا و آمریکای شمالی متمرکز است. وی با بیان اینکه دانشگاه جدا از بستر فکری و فرهنگی خود نیست، گفت: کتاب بر این پیش فرض بنا شده که محیط دانشگاه بی‌طرف است در حالی‌که بی طرف نیست و آدم‌هایی که وارد دانشگاه می‌شوند چه استاد و چه دانشجو از یک سری فیلترها رد شده‌اند که آن فیلترها تعیین کننده هستند. آنها تعیین می‌کنند که چه کسی در تولید دانش سهم داشته باشد. این فیلترها در جاهای مختلف متاثر از فضای اجتماعی آنجاست. به هر حال در زمان خواندن کتاب احساس کردم که تجربه زیسته خودم است. این پژوهشگر حوزه زنان با بیان اینکه وقتی جنسیت را مطرح می‌کنیم نباید فقط این امر را مختص زنان بدانیم، افزود: مطالعات جنسیت، مطالعات مردان هم هست و این فقط مختص ایران هم نیست بلکه آنچه در کتاب آمده است نشان می‌دهد  که بحث جنسیت در همه جا وجود دارد. هنجارهای جنسیتی طبیعی انگاری و ذاتی تصور می‌شوند و پیش فرض ما قرار می‌گیرند و این نگاه جنسیتی در کلیشه‌هایی مثل توانایی زن و تقلیل نقش او به همسر و مادر خود را نشان می‌دهند. وی سپس با اشاره به یکی از تبعیض‌ها در حوزه آموزش عالی گفت: در مصاحبه جذب هیئت علمی در مورد  زنان پرسش‌هایی مانند اینکه چند تا بچه دارید، کارهای منزل را چگونه می‌خواهید انجام دهید را مطرح می‌کنند، در حالی‌که اینها زندگی خصوصی فرد است و این پرسش‌ها اصلاً برای مردان مطرح نمی‌شود. یکی دیگر از تبعیض‌ها این است که اساتید زن امکان استفاده از فرصت مطالعاتی را ندارند و این باعث می‌شود که ارتقا پیدا نکنند. شریفی با اشاره به کار پژوهشی‌‌ای که دکتر شادی طلب درباره اینکه چرا تنها 8 درصد از زنان عضو هیئت علمی به درجه استادی می‌رسند اشاره کرد و گفت: در این کتاب آمده است که یکی از دلایل این امر این است که زن عضو هیئت علمی اجازه رفتن به فرصت مطالعاتی را ندارد. وی در ادامه با اشاره به اینکه اما چه باید کرد افزود: درکتاب ایده دموکراتیک شدن دانشگاه مطرح شده است. برای رفع تبعیض‌ها از محیط دانشگاه، دموکراتیک‌سازی دانشگاه راه حل خوبی است. به عنوان مثال می‌توان رشته‌های بین رشته‌ای ایجاد کرد تا زن‌ها در این رشته‌ها فعال شوند. همچنین در تقسیم بودجه باید برابری رعایت شود و در واقع باید به سمت دانشگاه‌هایی حرکت کنیم که در آن زنان به رسمیت شناخته شوند. شریفی با نقل قولی از نعمت‌الله فاضلی ادامه داد: دکتر فاضلی می‌گوید که چگونه می‌توان دانشگاهی دوستدار زن ایجاد کرد؟ بلکه فضایی ایجاد شود که زن در آن به رسمیت شناخته شود و درآن احساس امنیت کند. این به معنی این نیست که جایی درست شود که همه زن باشند. بلکه فضایی درست شود که زنان در آن احساس امنیت کنند. لزوماً دانشگاهی مانند الزهرا برابری ایجاد نمی‌کند بلکه خود می‌تواند موجب نابرابری ‌شود.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 13:49:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278281/طیبی-نیا-دانشگاه-زنان-ایران-بی-طرف-نیست-تجربه-انواری-مشکلاتی-دانشگاهی درآمدی بر فلسفه تحلیلی معاصر در غرب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278245/درآمدی-فلسفه-تحلیلی-معاصر-غرب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «درآمدی بر فلسفه معاصر غرب» مروری نظام‌مند بر مهمترین مسائل فلسفه در دوران معاصر است. آنتونی آپیا در این اثر، به نحوی چشم‌گیر، به دسته‌بندی، تنظیم و تبیین روان و در عین حال دقیق و نقادانه موضوع‌های فلسفی و نیز برقرارسازی پیوند میان این موضوع‌ها در طرحی جامع که نقشه عمومی فکر فلسفی در غرب را می‌نمایاند، پرداخته است. ریشه‌یابی مباحث جاری فلسفه و پی‌گیری ردپای آن‌ها تا کهن‌ترین دوره‌های تفکر یونانی و ترسیم فرایند تحولی که در اندیشه فلسفی، در هر موضوع رخ‌داده، همراه با نقدی دقیق از دیگر ویژگی‌های این کتاب است. دسته‌بندی، تنظیم و تبیین روان و درعین حال دقیق و نقادانه موضوع‌های فلسفی و نیز برقرارسازی پیوند میان این موضوع‌ها در طرحی جامع که نقشه عمومی فکر فلسفی در مغرب‌زمین می‌نمایاند، از ویژگی‌های مهم این اثر است. همچنین، نظرداشت به تحولات جاری در جهان دانش جدید و جایابی برای سهم هرکدام از علم و فلسفه در منظومه شناخت.  کتاب حاضر را درواقع می‌توان درآمدی بر فلسفه تحلیلی معاصر در غرب دانست. امروز گفته می‌شود که فلسفه تحلیلی در اوایل قرن نوزدهم و با جمله پوزیتیوست‌ها به مابعدالطبیعه آغاز شد. آنان پیشتازان «تحلیل به معنای خاص» در فلسفه معاصر بودند و اولین پژوهش‌هایشان درباره علم بود. اما شاید بزرگ‌ترین دستاوردها آنان در سال‌های اول را بتوان به صورت‌بندی منطق‌جدید دانست. هرچند فلسفه تحلیلی از منطق فراتر رفته و به سبکی جدید در اندیشه‌ورزی مبدل شده است. در ایران نیز شاید نوع اندیشه فلسفه قدما، قرابتی بیشتر با سبک اندیشه در فلسفه تحلیلی داشته باشد، چند دهه است که توجه به فلسفه تحلیلی افزون شده است. مباحثی که به‌طور مقدماتی در این کتاب درباره ذهن، زبان، علم، اخلاق، سیاست، قانون، مابعدالطبیعه و بالاخره خود فلسفه مطرح شده است برای ارائه در درس فلسفه تحلیلی در مقطع تحصیلات عالی مناسب هستند. آنتونی آپیا فازغ‌التحصیل دانشگاه کمبریج در زمینه فلسفه تحلیلی و درحال‌حاضر استاد فلسفه دانشگاه پرینستون است. او آفریقایی‌الاصل، متولد انگلستان و تبعه آمریکاست. آپیا نویسنده‌ای پرکار است با علایق ادبی و تعلق‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آزادی‌خواهانه، کثرت‌گرایانه و برابری‌جویانه که در آثار فراوان و بسیار متنوعش انعکاس یافتته‌اند. از جمله آثار فلسفی آپیا می‌توان به کتاب‌های «چگونه فلسفه آفریقایی نورزیم»(۱۹۷۹)، «اظهار و جمله‌های شرطی»(۱۹۸۵)، «صدق در معناشناسی»(۱۹۸۶) و «پرسش‌های ضروری:درآمدی بر فلسفه»(۱۹۸۹)، اشاره کرد که نسخه تجدید‌نظر‌شده این کتاب اخیر در سال ۲۰۰۳ با عنوان «درآمدی بر فلسفه معاصر غرب» انتشار یافته است. «اخلاق هویت» آخرین کتاب فلسفی او نیز در سال ۲۰۰۴ منتشر شده است. کتاب «درآمدی بر فلسفه معاصر غرب» نیز فراهم‌امده از درس‌گفتارهای آپیا در دانشگاه‌های مختلف در آمریکا، اروپا و آفریقاست. مترجم در مقدمه‌ای برای این اثر نوشته توضیح می‌دهد که در معادل‌گذاری برای اصطلاح‌های فلسفی حتی‌المقدور از اصطلاح‌های رایج استفاده کرده‌ است. به‌جز مواردی که این اصطلاح‌ها بار معنایی خاص و متفاوتی با منظور مولف داشته‌اند.  کتاب «درآمدی بر فلسفه معاصر غرب» نوشته آنتونی آپیا با ترجمه حسین واله در ۴۹۲ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۷۲۰۰۰ تومان از سوی انتشارات گام نو منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 07:07:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278245/درآمدی-فلسفه-تحلیلی-معاصر-غرب روشنگری تنها غربی نیست/ حرف‌های خودمان را در تاریخ اندیشه داریم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278240/روشنگری-تنها-غربی-نیست-حرف-های-خودمان-تاریخ-اندیشه-داریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و معرفی کتاب «روشنگری و مسئله اقتدار» عصر روز گذشته شنبه ۲۲تیرماه در سرای اهل قلم برگزار شد. عبدالرسول خلیلی (نویسنده اثر) در این نشست گفت: مهم‌ترین مسئله در دنیای اندیشه امروز بحث پرسش و پاسخ است و نگارش این کتاب هم پاسخ به پرسشی بود که سال‌ها در ذهن من وجود داشت. در دوره‌های مختلف تاریخ اندیشه اگر به دنبال یک کلید بگردیم آن مسئله روشنگری است و تاریخ اندیشه درواقع تاریخ روشنگری است. ماحصل دوره رنسانس روشنگری در اروپای قرون هجدهم بود که خود پیش‌زمینه مدرنیته شد. من به این موضوع فکر می‌کردم که تمامی تحلیل‌ها و مباحث پیرامون مسئله روشنگری غرب را در مورد ایران هم می‌توان مطرح کرد. ماحصل این پرسش ۶ جلد کتاب درباره روشنگری و روشنگری در ایران است که بقیه مجلدها نیز از جمله راه گمشده روشنگری نیز در دست چاپ هستند.  این نویسنده و استاد دانشگاه ادامه داد: بسیاری از اندیشمندان معتقدند که روشنگری تنها در غرب اتفاق نیفتاده بلکه هند، ایران، چین و کشورهای عربی نیز هرکدام به نوعی این مقوله را تجربه کرده‌اند. من در این کتاب پنج مولفه را به عنوان زمینه‌های روشنگری مدنظر داشته‌ام. بنیادهای روشنگری غربی یعنی عقلانیت و اقتدار و خشونت مدرن، سیطره اقتدار دولت یا دولت اقتدار که منجر به بروز و ظهور نازیسم و امپراتوری فرانسه شد و امروزه برآمدن ترامپ را به دنبال داشته، از جمله این مولفه‌ها هستند. ذهنیتی به نام روشنگری که از قرن هجدهم به وجود آمده بود چه شد که پس از ۹ سال به دست ناپلئون افتاد و نتیجه ودیعه انسانی دانستن حکومت به جای ودیعه الهی چه نتایجی به دنبال داشته است؟ در کتاب از منظرهای سیاسی، فلسفی، حقوقی و انسانی به چنین مسائلی پرداخته‌ام.   او اضافه کرد: ما در ایران اصطلاحی داریم که می‌گوییم کار، کار انگلیسی‌هاست. من در این کتاب ثابت کرده‌ام که در غرب هم همه‌چیز کار انگلیسی‌هاست. زمینه روشنگری غرب هم اندیشه‌های جان لاک و قبل‌تر از او او هابز است و ما می‌بینیم که اندیشه جان لاک چقدر در انقلاب فرانسه موثر بوده و به خصوص رواداری‌اش در عرصه سیاسی در این دوره‌ها مدنظر بوده است. کانت البته نتایج روشنگری فرانسوی را به یغما برد و در خدمت اندیشه آلمانی قرار داد که نهایتا به اندیشه‌های هگل ختم شد. تعریف او از روشنگری خروج آدمی از نابالغی خودش بدون هدایت دیگری بود و منظورش از دیگری هم اینجا خداوند و امر الهی و قدسی است. تفاوت گفتمان‌های اسلامی و غربی در حیطه روشنگری نیز از همین‌جا ناشی می‌شود. یعنی در جامعه غرب عقل انسان همه کاره است ولی در کشورهایی مثل ما عقل مورد بحث است یا عقلی که از دیگری و خداوند ودیعه گرفته شده است.  خلیلی سپس با اشاره مجدد به شاخص‌های روشنگری غربی متذکر شد: شاخص‌های روشنگری در غرب اومانیسم یا انسان‌بنیادی بود ولی ما انسان‌گرایی را در مرحله دوم می‌پذیریم. اومانیسم در غرب از رنسانس شروع شد و جوهره‌اش در عصر روشنگری لحاظ شد. در اندیشه غربی مبنی عقلی است که از بشر ساطع می‌شود که خود فایده‌محوری را رقم می‌زند. تفکر غربی فایده‌محور و عمل‌گراست. همین ترامپ را در نظر بگیرید برایش مهم نیست کاری که می‌کند اثر منفی دارد یا خیر، تنها توجه‌اش به این است که نفعی برایش دارد یا خیر. با این حال راه رسیدن به اندیشه توجه به عصر روشنگری است ولی اروپا و غرب باید اجازه بدهد غیر از روشنگری غربی دیگر روشنگری‌ها هم حرف‌هایشان را بزنند. او افزود: ما هم در وادی روشنگری حرف‌های خودمان را داریم که جز مولفه‌های عقل انسانی مولفه اشراق و وحی سماوی را هم شامل می‌شود. یعنی به جای دو پایه معرفتی چهار پایه مبناشناختی دارد که می‌تواند با همه خوبی‌ها و ضعف‌هایش در خدمت اندیشه بشری قرار بگیرد. شاید از این همه اتفاقات منفی و کشته شدن ۲۰۰ میلیون نفر در قرن بیستم و بروز نازیسم و فاشیسم و جنگ‌های جهانی و یوگوسلاوی و ... رها شویم. باید از خود بپرسیم چه‌طور شد بشری که می‌تواند سرور مخلوقات باشد به جایی رسانده شده که به قتل و کشتار دست زده و می‌زند. من در کتاب از اقتدارگرایی دموکراسی هم حرف زده‌ام و اینکه با نگاه خدامحور متوجه می‌شویم چقدر گرفتاری‌های این دموکراسی زیاد است. اگر ما به بحث‌های اندیشه مسلط باشیم کمتر کلاه سرمان می‌رود و باید به این بحث‌ها ورود کنیم.      صابر امامی نیز در بخش دیگری از این نشست با اشاره به دقت و پیوستگی مولف در تدوین این کتاب گفت: وسواس مولف برای تدوین کار آن قدر زیاد بود که از زمان اتمام کتاب تا زمان چاپش 700 روز می‌گذرد. کمتر ناشری این را تجربه کرده و نتیجه کار یک میراث مکتوب و ورای یک کار تدوینی است. این کتاب ماحصل تلاش چندین و چند ساله مولف است.   وی ادامه داد: این اثر بی نقصی است و باعث افتخار ناشر است که این کتاب را چاپ می‌کند. در حوزه اندیشه هم این کتاب می‌تواند نقطه عطفی باشد و اساسا مجموعه مجلدات مولف در این باره می‌تواند نگاه جدیدی را به حوزه روشنگری اضافه کند. از سوی دیگر در بخش‌های مختلفی از کتاب ورای تالیف اتفاق افتاده و برای نخستین بار مباحثی مطرح می‌شود.    امامی در پایان گفت: ما سال بسیار سختی را برای ناشران پشت سر گذاشتیم و بازار ما متاثر از وضعیت کاغذ و گرانی آن است. از جهتی شاید یک دور جدید تاریخی برای ناشران اتفاق افتاده است بدین معنی که گاهی ناشران با استفاده از یاران‌ ها حیات خودشان را ادامه می‌دادند اما اکنون محتوا می‌تواند ناشر را زنده نگه دارد و انتشار چنین کتاب‌هایی در همین راستاست. بر اساس این گزارش در پایان این مراسم کتاب «روشنگری و مسئله اقتدار» رونمایی شد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 06:17:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278240/روشنگری-تنها-غربی-نیست-حرف-های-خودمان-تاریخ-اندیشه-داریم کتاب «گفتمان‌های فرهنگی و جریان‌های هنری ایران» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278222/کتاب-گفتمان-های-فرهنگی-جریان-های-هنری-ایران-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «گفتمان‌های فرهنگی و جریان‌های هنری ایران: کندوکاوی در جامعه‌شناسی نقاشی ایران معاصر» اثری از محمدرضا مریدی فردا یکشنبه 23 تیرماه در سرای اهلم قلم نقد و بررسی می‌شود. پریسا شاد قزوینی، بهنام کامرانی و محمدرضا مریدی در این مراسم سخنرانی می‌کنند. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 16 تا 18 به نشانی خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر شماره دو مراجعه کنند. این کتاب به بررسی تحولات گفتمانی در جامعه ایران براساس شرایط سیاسی حاکم بر آن می پردازد و نقش قدرت را در شکل گیری جریان های هنری و جریان های مقاومت مورد بررسی قرار می‌دهد. نویسنده با نگاهی ساختاری و تاریخی به هنر ایران، نقش شرایط اجتماعی و سیاستگذاری‌های فرهنگی را در شکل گیری سبک‌های گوناگون و محتوای آنها به بحث می‌گذارد و بر شرایط تولید متن هنری تمرکز می‌کند. نقاشی شاخه‌ای از هنر است که مریدی در کتاب خود به آن پرداخته است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 13 Jul 2019 11:36:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278222/کتاب-گفتمان-های-فرهنگی-جریان-های-هنری-ایران-نقد-بررسی-می-شود رساله‌ای در تجدید ساختارهای آگاهی و نظمِ معنایی در تاریخ معاصر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278178/رساله-ای-تجدید-ساختارهای-آگاهی-نظم-معنایی-تاریخ-معاصر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «​گفتمان‌های جامعه ایرانی» با عنوان فرعی رساله‌ای در تجدید ساختارهای آگاهی و نظمِ معنایی در تاریخ معاصر جدیدترین اثری است که از رحیم محمدی جامعه‌شناس ایرانی منتشر شده است. در بخشی از مقدمه‌ای که مولف بر این کتاب نگاشته می‌خوانیم: «امروزه مشکل ما این است که ما دیگر نمی‌توانیم ایران را به مثابه ایران‌زمین و ایرانشهر و مملکت و ممالک محروسه ایران و حتی کشور توضیح بدهیم. امروز این نام‌ها و توضیحات، تقریباً مساوی جهل به اکنونیّت و معاصرت ایران است. این مفاهیم برای زمانی مناسب بود که منجم‌اش کیهان را بر حسب هیئت بطلمیوسی توضیح می‌داد، و طبیب‌اش انسان را براساس مزاج‌های چهارگانه (گرمی، سردی، خشکی و تری) درمان می‌کرد، و رعیت و ادیب و مورخ و روحانی‌‌اش، حاکمان را دارای فرّه ایزدی و ظل‌الله و یدالله فی‌الارض می‌دانستند و مردم‌اش را نیز «بندگانِ سلطان» می‌شناختند. ما امروز اگر ایران را به مثابه «جامعه» درک نکنیم، اساساً نمی‌توانیم اکنونیّت و معاصرت آن را، آنگونه که هست، بفهمیم و توضیح‌ دهیم، و راه بغرنج و طولانی که ایران در پانصد سال اَخیر طی کرده است و خود را از ظاهر تا باطن دگرگون کرده و در وضعیت کنونی قرار گرفته است، درک کنیم. امروز همه علوم اجتماعی و اقتصاد و سیاست و حقوق و فلسفه دانسته یا ندانسته به اعتبار اینکه ایرانْ جامعه است، می‌توانند آن را توصیف کنند و توضیح دهند. از اینرو ما از نام «جامعه ایرانی» استفاده می‌کنیم و این نام هم به اعتبار علم جامعه‌شناسی منطقی پیدا کرده است و امروز هیچ دانش و علمی نخواهد توانست به شناخت ایران نزدیک شود، مگر آنکه دانسته یا ندانسته «جامعه شدن ایران» را دریافته باشد. اگر بخواهم این کتاب را در چند جمله‌ی کوتاه معرفی کنم؛ کوششی در اینجا آغاز شده است تا «زبان فارسی» و «گفتمان‌های معاصر» را راهی برای شناختِ «جامعه ایرانی» تبدیل کند و تحولات ایران را از طریق تحولات زبان فارسی و ظهور گفتمان‌های ایرانی توضیح دهد، این راهی مطمئن برای شناخت جامعه ایرانی و مسأله‌های بنیادین آن است. از اینرو در اینجا اندکی به بررسی «تاریخِ اجتماعیِ زبانِ فارسی» در ادوار قدیم و جدید پرداخته‌ام‌ و کوشیده‌ام تاریخ اجتماعی زبان فارسی را از موضع «پدیدارشناسی اجتماعی» مطرح نمایم. اما باید اعتراف کنم، چون مسأله اصلی من «تجدد ایرانی» است، بیشتر در اکنونیّت و معاصرت بحث کرده‌ام. از اینرو مباحث ادوار قبل، مقدماتی بودند تا مسأله گفتمان‌ها و تجدد ایرانی را طرح کنم و از نو بپرسم؛ تجدد ایرانی چیست؟ و زبان و آگاهی و فرهنگ و جهان‌بینی نو چگونه آغاز شد؟ و ساختارهای آگاهی و نظم‌ معنایی چگونه دگرگون و تجدید شدند؟ و نهادها و ساختارها و مناسبات و مؤسسات ایرانی چگونه وضع شهری مدرن پیدا کردند؟ و مهمتر اینکه انسانِ‌ ایرانی چگونه خود را تازه کرد؟ و ما امروز در کجا ایستاده‌ایم؟...» کتاب «​گفتمان‌های جامعه ایرانی» با عنوان فرعی رساله‌ای در تجدید ساختارهای آگاهی و نظمِ معنایی در تاریخ معاصر نوشته رحیم محمدی با شمارگان هزار و 100 نسخه در 368 صفحه به بهای 44 هزار تومان از سوی انتشارات نقد فرهنگ به چاپ رسیده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 13 Jul 2019 06:03:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278178/رساله-ای-تجدید-ساختارهای-آگاهی-نظم-معنایی-تاریخ-معاصر دور دوم حلقه‌های متن‌خوانی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278173/دور-دوم-حلقه-های-متن-خوانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کانون اندیشه جوان در راستای ایجاد زمینه مناسب برای پرورش دانشجویان نخبه، همواره در تلاش است تا به منظور تبادل نظر بین اساتید و دانشجویان، اقدام به برگزاری حلقات متن‌خوانی کند.   دور دوم حلقه‌های متون کلاسیک در محورهای زیر برگزار می‌شود: ۱- حلقه تمهیدات عین القضات همدانی با حضور فدایی مهربانی دوشنبه‌ها ۱۴ تا ۱۶ (لینک ثبت نام:https://evnd.co/nakDd) ۲- حلقه نظریه عدالت جان رالز با حضور مصطفی زالی دوشنبه‌ها ساعت ۱۰ تا ۱۲ (لینک ثبت نام: https://evnd.co/nakDd) ۳- حلقه آشنایی با حکمت اشراق و فیلسوفان دوره میانی با حضور محمدرضا یقینی چهارشنبه‌ها ۱۱ تا ۱۳ (لینک ثبت نام: https://evnd.co/L6YVs) ۴- حلقه جمهور افلاطون با حضور مهدی ناظمی قره باغ چهارشنبه‌ها ۱۴ تا ۱۶ (لینک ثبت نام:https://evnd.co/nakDd) این دوره‌ها از هفته سوم تیر ماه تا پایان تابستان ادامه دارد. هزینه شرکت در هریک از دوره‌ها ۱۰۰ هزار تومان است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 13 Jul 2019 05:22:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278173/دور-دوم-حلقه-های-متن-خوانی-برگزار-می-شود فیلسوف مشهوری که سواد نوشتن نداشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278169/فیلسوف-مشهوری-سواد-نوشتن-نداشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مفهوم فلسفه با پدیداری به نام «نگارش» ذاتی به هم پیوسته دارند. چه آنکه فلسفه مادر تمام علوم است و فیلسوف برای بیان عقاید خود راهی جز نوشتن ندارد. بنابراین اینکه ننویسی اما فیلسوف باشی، یک جمله پارادوکسیکال است، اما در جهان اندیشه فیلسوفانی که نمی‌نوشتند، اما به فلسفه هم شهرت داشتند. با این اوصاف اما اینکه به طور کسی توانایی نوشتن نداشته باشد اما به فلسفه شهرت داشته باشد، تاریخ تفکر بشری – شاید بجز یک نفر – دیگر کسی را به خود ندیده باشد. آیت‌الله فاضل تونی که بود؟ در بین معاصران فیلسوف مهمی که بسیار کم نوشت و به فیلسوف شفاهی مشهور شد، سیداحمد فردید است. فردید اما سواد نوشتن را داشت و اگر هراس بیمارگونه‌اش از نوشتن کتاب نبود، شاید وضعیت هایدگرخوانی امروز ما مسیری دیگر را طی می‌کرد. اما بجز فردید اندیشمند دیگری نیز در جهان معاصر حضور داشت که هیچ ننوشت و البته تاثیرش در اندیشه معاصر نیز بسیار بیشتر از فردید است. حکیم متاله آیت‌الله علامه شیخ محمدحسین فاضل تونی شاید تنها فیلسوف و اندیشمند نامدار معاصر باشد که از نعمت نوشت بهره‌ای نداشت. اینگونه نبود که او مانند فردید ترس از نوشتن داشته باشد، بلکه او به طور کل سواد نوشتن را نداشت اما آثاری حیرت انگیز از خود به جای گذاشت و بسیاری از بزرگان معاصر از جمله محمدعلی فروغی‌ (سیاستمدار و اندیشمند مشهور معاصر و صاحب کتاب سیر حکمت در اروپا)، آیات عبدالله جوادی آملی و حسن حسن زاده آملی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، محمد خوانساری و... از شاگردان او بوده‌اند. عمده شاگردان او بر عدم توانایی استادشان در نوشتن صحه گذاشته‌اند. تحصیلات فاضل تونی مرحوم فاضل تونی در ۱۲۵۹ شمسی در شهر تون واقع در جنوب خراسان به دنیا آمد. در سنین کودکی پدر را از دست داد، اما فقدان پدر که با فقر و تنگدستی همراه بود به وجه او را از تحصیل علم و سیر کمال باز نداشت. او در زادگاه خود تون که امروزه نامش را فردوس گذاشته‌اند، به تحصیل و فراگیری ادبیات عرب پرداخت و پس از پایان تحصیلات مقدماتی راهی حوزه مشهد شد. در این حوزه نیز او ادبیات را کامل کرد و سپس به فراگیری منطق، ریاضیات و نجوم پرداخت و مقدمات فقه و اصول را نیز فرا گرفت. در آن دوران حوزه مقدسه اصفهان مجمع اساتید علوم معقول و منقول بود و شهرت زیادی داشت و همین باعث شد شوق هجرت به این شهر در دل فاضل تونی بیفتد. او با تنگدستی و فقر خود را به این شهر رسانید و تحصیل فلسفه و حکمت را آغاز کرد و همچنین به تکمیل فقه و اصول پرداخت. او مانند دیگر طلاب زمان خود از نظر معیشتی در مضیقه و عسر به سر می‌برد تا جایی که گاه تا چند روز حتی غذایی مختصر برای سدجوع نمی‌یافت و اگر هم می‌یافت چیزی جز نان و پیاز نبود. شاگردی جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشی طلاب حوزه مقدسه اصفهان عموما در تنگدستی به سر می‌بردند و معمولا از وجوهات چیزی به این حوزه نمی‌رسید در صورتی که این حوزه در دوران حضور فاضل تونی در اوج دوران علمی خود به سر می‌برد. یکی از مشهورترین کسانی که از معیشت بد طلاب این حوزه بارها در خاطرات خود نوشته، مرحوم دکتر جلال‌الدین همایی است که عمده تحصیلات حوزوی خود را در این حوزه انجام داده بود. به هر حال مرحوم علامه فاضل تونی از همان روزهای آغازین ورود به حوزه مقدسه اصفهان به حوزه درس حکیم الهی و فیلسوف ربانی مرحوم میرزا جهانگیرخان قشقایی راه پیدا کرد و به مدت ۶ سال به فراگیری دوره کامل شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری پرداخت و پس از آن کتاب اسفار ملاصدرا را در محضر این حکیم بی‌بدیل آغاز کرد. همدرس و هم‌مباحثه آیت‌الله فاضل در این دوران مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بود. این دو به همراه همدیگر در درس‌های میرزا جهانگیرخان قشقایی و همچنین مرحوم آیت‌الله ملامحمد کاشانی مشهور به آخوند کاشی از عرفای بی‌بدیل تاریخ تمدن ایران زمین، شرکت می‌کردند. متاسفانه هنوز هم پژوهش درخوری درباره شیوه تدریس دو عالم برجسته مکتب اصفهان و دو مدرس نامدار حوزه علمیه این شهر یعنی جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشی صورت نگرفته و علاقه‌مندان به مکتب فلسفی اصفهان تقریبا از مطالعه کتاب درخوری که به زندگی و تفکرات و شیوه تدریس این دو حکیم، محرومند. روایت‌های شفاهی و پراکنده بسیاری از این دو بزرگ بویژه سیر و سلوک و همچنین تعامل آن‌ها با شاگردانشان وجود دارد که باید جمع آوری شود. تقریبا عموم اندیشمندان برجسته حکمت قدیم از شاگردان این دو بوده‌اند؛ از آیت‌الله آقا رحیم ارباب گرفته تا سیدحسن مدرس، آقانجفی قوچانی، شیخ مرتضی طالقانی و آیت‌الله محمدعلی شاه آبادی (استاد عرفان امام خمینی) فاضل تونی از مدرسان برجسته مکتب فلسفی تهران آیت‌الله فاضل تونی پس از ۱۱ سال تحصیل در اصفهان به خراسان بازگشت، اما نتوانست در خراسان دوام بیاورد و پس از مدت کوتاهی دوباره عزم اصفهان کرد. در طول مسیر، در توقف خود در تهران متوجه شد که عارف برجسته مرحوم آیت‌الله حاج میرزا هاشم اشکوری (وی از شاگردان برجسته سه حکیم برجسته یعنی مکتب تهران یعنی محمدرضا قمشه‌ای، مدرس زنوزی و میرزای جلوه بود و در کتب معاصر از کلاس عرفان او حکایت‌ها نوشه‌اند) در مدرسه سپهسالار تهران تدریس کتاب «شرح مفتاح الغیب: در عرفان نظری» را آغاز کرده است. به همین دلیل از بازگشت به اصفهان منصرف شد تا محضر این استاد را نیز دیده باشد و توشه‌ای از دانش عظیم او برگیرد. فاضل تونی بجز درس مفتاح الغیب، در درس‌های اسفار(هرچند که پیشتر اسفار را نزد جهانگیر خان خوانده بود)، فصوص الحکم و تهمید القواعد، آیت‌الله میرزا هاشم اشکوری نیز شرکت کرد و بدل به نخست شاگرد ایشان شد. پس از درگذشت استاد، فاضل تونی ادامه تدریس او را بر عهده گرفت و در تربیت طلاب همت گماشت. پس از مدتی تدریس علوم عقلی و معارف ربوبی، شهرت او بسیار بالا گرفت و بدل به یکی از بزرگان تدریس در حوزه علمیه تهران شد و اکنون نیز نامش در کنار  آیات ابوالحسن شعرانی، سیدمحمدکاظم عصار، میرزا مهدی آشتیانی، مهدی الهی قمشه‌ای سیدابوالحسن قزوینی، میرزا احمد آشتیانی و... به عنوان یکی از بزرگان مکتب تهران در تاریخ به یادگار مانده است. او بعدها پس از تاسیس دانشرای عالی به تدریس در آنجا دعوت شد. همچنین پس از تاسیس دانشکده معقول و منقلو دانشگاه تهران به دعوت مسئولان این دانشگاه تدریس علوم عقلی و معارف اسلامی را نیز در دانشکده آغاز کرد و شاگردان مهمی را پرورش داد. این استاد برجسته سرانجام در سال ۱۳۳۹ درگذشت و پیکرش پس از انتقال به قم در قبرستان مقدس شیخان به خاک سپرده شد. پس از درگذشتش میزان دارایی او صرفا یک خانه کوچک و چند قفسه کتاب عنوان شد. روایت زنده‌یاد باستانی پاریزی از بیسوادی حکیم فاضل تونی زنده‌یاد باستانی پاریزی در کتاب «آفتابه زرین فرشتگان» درباره استاد خود این‌گونه نوشته است: «خود من شاگرد استاد بزرگ مرحوم فاضل تونی بودم و بعد از درگذشت او  ـ چون مدیر داخلی مجله دانشکده ادبیات بودم ـ یک شماره اختصاصی در حق او چاپ کرده‌ام. استاد خلیق ما دکتر محمد خوانساری که هم شاگرد و هم همکار او بود در احوال او می‌نویسد: «در تون ـ زادگاه خود ـ سیوطی را نزد ملا محمدباقر تونی و مغنی را نزد آقا میرزا حسین به اتمام رسانید و مقداری از مطول را هم فرا گرفت.» دیگر صحبت از تحصیلات او در مشهد و اصفهان و سایر جاها نمی‌کنم ـ خصوصا در اصفهان که به قول همان دکتر خوانساری: «بس گرسنه خفت و کس ندانست که کیست؟» درس جهانگیر خان قشقایی مایه آبروی او شد.» باستانی پاریزی ادامه می‌دهد: «قصد من احوال فاضل تونی نیست، خواستم جمله‌ای از مقاله دکتر خوانساری نقل کنم که در حق استاد می‌فرماید: «مرحوم فاضل از نعمت خط تقریبا محروم بود و به زحمت می‌توانست چیزی بنویسد، حتی امضا کردن نز برای او خالی از اشکال نبود. چه آن مرحوم فقط در ایام کودکی چند ماهی در مکتب مشق نوشته بود و پس از آن به واسطه قدرت حیرت انگیز حافظه احتیاجی به ثبت و یادداشت مطالب نداشت و بنابراین به ندرت ممکن بود چیزی بنویسد.» باستانی پاریزی در ادامه اشکالی از متن مرحوم خوانساری می‌گیرد: «این عبارت تقریبا محروم به نظر من وافی به مقصود نیست زیرا من کاغذهایی دیدم که برای فاضل نوشته بودند و او امضا کرده بود و امضایش را از چپ نوشته بود. دکتر خوانساری با کلمه تقریبا خواسته «طوره ور پلاس پیچیده» بیسوادی استاد را لاپوشانی کند ولی به هر حال این همان جناب فاضل است که آدمی مثل مرحوم محمدعلی فروغی به دو زانوی ادب روزها در خدمتش می‌نشست و ترجمه فن سماع طبیعی ابن سینا را از این استاد بیسواد می‌آموخت... در واقع استاد فاضل ما که آن همه کتاب به اسم او وجود دارد مثل جزوه صرف و تعلیقه بر شرح فصوص، و منتخب قرآن و صرف و نحو و قرائت عربی و منتخب کلیله و جزوه منطق و حکمت طبیعی و الهیات، نبوده است مگر آنکه شاگردانی داشته در خدمت خود که برای او همان کار را می‌کرده‌اند که بلاتشبیه کاتبان وحی در مکه و مدینه انجام می‌داده‌اند.» آثار علامه فاضل تونی/تقریرات دروس کتاب «مجموعه رسائل عرفانی و فلسفی» آیت‌الله علامه محمدحسین فاضل تونی با گردآوری، تصحیح، تحقیق و تعلیقات وحید روح الله پور و حجت‌الاسلام والمسلمین مجید دستیاری برای نخستین بار در سال ۱۳۸۶ با شمارگان دو هزار نسخه،۴۷۲ صفحه و بهای سه هزار و ۷۵۰ تومان توسط انتشارات مطبوعات دینی قم منتشر شده است. کتاب شامل ۶ بخش است. بخش نخست تعلیقه علامه فاضل تونی است بر «شرح فصوص الحکم» داود بن محمود قیصری، «رساله فی المراتب الخمس» که در اصل شرح رساله‌ای است از میرزا هاشم اشکوری، «مراتب خمس و علم مخزون الهی» که ترجمه حجت‌الاسلام حمید پارسانیاست از رساله فی المراتب الخمس، «الهیات»، «حکمت قدیم» و «منطق». از بین این رساله‌ها پیشتر «حکمت قدیم» در قالب یک کتاب مجزا توسط نشر مولی منتشر شده بود. به باور بسیاری از پژوهشگران و اهالی فلسفه رساله منطق علامه فاضل تونی یکی از بهترین کتاب‌های آموزشی در علم منطق است. دقت مرحوم فاضل در مفاهیم منطق و همچنین شرح آنها حیرت انگیز است. در رساله حکمت قدیم نیز علامه فاضل تونی علاوه بر شرح مناسب و مختصری از فلسفه یونان به نقد نظریات افلاطون بویژه نقد نگاه او به مفهوم زمان نیز پرداخته است. به طور کل این رساله‌ها دانش حیرت انگیز علامه فاضل تونی و تسلط کامل او بر فلسفه و الهیات را نشان می‌دهد. دانشی که باعث شده نقص ناتوانی در نوشتن هیچگاه به چشم نیاید. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 13 Jul 2019 05:01:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278169/فیلسوف-مشهوری-سواد-نوشتن-نداشت کینگ‌ میکرها چگونه رئیس‌جمهورها را جا به جا می‌کنند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/278072/کینگ-میکرها-چگونه-رئیس-جمهورها-جا-می-کنند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ناومی کلاین روزنامه‌نگار جهانی و نویسنده در کتاب «نه گفتن کافی نیست» با زیرعنوان (ظهور ترامپیسم: ظهور بحران‌های فزاینده) نشان‌مان می‌دهد که ما چگونه به این مرحله عجیب غیرقابل پیش‌بینی و خطرناک رسیدیم؛ چگونه می‌توانیم جلوی بدتر شدن اوضاع را بگیریم، و چگونه می‌توانیم ـ اگر سرمان به باد نرود ـ اوضاع را بهتر کنیم. کلاین در این کتاب ابتدا این سوال را مطرح می‌کند که قبل از واقعه ترامپ به نظرمان می‌رسید که همه‌چیز در حال بهتر شدن است؟ و سپس حقیقتی را برای ما فاش می‌کند: انتخاب ترامپ فقط انتقال مسالمت‌آمیز قدرت نیست، بلکه شراکتی تاجرمآبانه است که با استفاده از ترفندهای عمدی و ایجاد شوک‌های پیاپی و موج موج و سیاست‌های افراطی، بحران‌های متعددی را بر مردم تحمیل می‌کند و از این طریق جامعه، محیط‌زیست، اقتصاد و امنیت ملی را به نابودی می‌کشاند. یوسف نوری‌زاده مترجم اثر در گفت‌وگو با ایبنا، درباره نگاه نااومی کلاین به ارتباط سیاست مبتنی بر شوک و روی کار آمدن ترامپ می‌گوید: «خانم کلاین مسئله روی کار آمدن ترامپ را در یک پروسه تاریخی بررسی کرده و می‌خواهد بگوید اینگونه نبوده که از سیستم دموکراسی درست و حسابی یک باره فردی مثل ترامپ به قدرت برسد و او نتیجه شوک‌های متعدد اقتصادی و اجتماعی و مالی قبلی بوده است. یعنی حضور فردی مثل ترامپ در راس سیاست آمریکا یک پیشینه تاریخی داشته که از اوج گرفتن نئولیبرالیسم در دهه 70 و 80 میلادی و تغییر اولویت‌ها در جامعه به سوی استفاده بی‌رویه از انسان و طبیعت و جامعه گرایش پیدا کرد آغاز شده است. کلاین ترامپ را نتیجه آن روند می بیند و به نظرش خیلی نباید از پدیده ترامپ شوک شویم.» او ادامه می‌دهد: «البته نویسنده تاکید دارد که روش کار این سیستم وارد کردن شوک یا استفاده ناجوانمردانه از شوک‌هایی است که طبیعت و اشتباهات اجتماعی به انسان‌ها وارد می‌کند و این‌ها سوار بر شوک‌ها شده و به سودهای کلان خودشان می‌رسند.» کلاین در این کتاب ابتدا این سوال را مطرح می‌کند که قبل از واقعه ترامپ به نظرمان می‌رسید که همه‌چیز در حال بهتر شدن است؟ و سپس حقیقتی را برای ما فاش می‌کند: انتخاب ترامپ فقط انتقال مسالمت‌آمیز قدرت نیست، بلکه شراکتی تاجرمآبانه است که با استفاده از ترفندهای عمدی و ایجاد شوک‌های پیاپی و موج موج و سیاست‌های افراطی، بحران‌های متعددی را بر مردم تحمیل می‌کند و از این طریق جامعه، محیط‌زیست، اقتصاد و امنیت ملی را به نابودی می‌کشاند. اما به واقع وقتی در سیستم و مناسبات امروز خود سیاست مداران هم بازیگری خاصی در آنچه که رخ می‌دهد ندارند و عملا صندوق‌های دموکراسی هم از سوی بانک‌های مرکزی و شرکت‌های چند ملیتی اداره می‌شوند، اینکه ترامپ روی کار باشد یا فرد دیگری تفاوت می‌کند؟ یوسف‌زاده در این باره بیان می‌کند: «اتفاقا کلاین هم روی همین تاکید دارد که بانک دارها و شرکت‌های چند ملیتی و ... خریدار سیاست‌مداران هستند و سیاست‌مداران ملعبه و بازیچه این افرادند. در فرهنگ علوم سیاسی حتی اصطلاحی داریم به نام کینگ میکر که یعنی قدرت‌هایی وجود دارند که تعیین می‌کنند چه کسی رئیس جمهور آتی کدام کشور به ویژه آمریکا شود و کابینه چگونه چیده شود. قدرت این‌ها تنها به مهره چینی محدود نیست و حتی رئیس جمهورها باید برای دیدنشان وقت قبلی بگیرند و فیلترهایی را بگذرانند تا با آن‌ها بنشینند و سیاست‌هایشان را قدم به قدم اجرا کنند. حتی همان اوبامایی که آن همه سیاه پوستان و طبقه متوسط از پیدایش و انتخابش ابراز خوشحالی می‌کردند هم مهره دست این ابرمردان بانک‌ها و شرکت‌های چندملیتی بود.» او همچنین در پاسخ به این پرسش که در این سیاست شوک‌محور شخصی مثل ترامپ قله شوکی است که کلاین از آن صحبت می‌کند، یا پدیده‌ای بالاتر از آنچه او مقام تشریفاتی امپراطورمابانه نام گذاشته نیز می‌توان برای مناسبات نظم نوین جهانی متصور بود، متذکر می‌شود: «خانم کلاین هم روش کار این‌ها را نقطه پایان همه چیز می‌داند والبته نویدهایی هم می‌دهد و مثلا در انتهای کتاب مانیفستی هم می‌دهد به نام مانیفست جهش که پیشنهادهایی است مثلا برای استفاده بهینه از انرژی‌ها، روآوری به جمعیت‌ها و سازمان‌های مردم نهاد محلی و محفلی و تاثیرگذاری روی احزاب. اگر بخواهیم شرایط را خیلی سیاه ببینیم همان‌طور که کتاب درباره سوسیالیسم یا بربریت می‌گوید، اگر همین رویه ادامه پیدا کند بشر نهایتی جز بربریت ندارد؛ اتفاقات دنیا، مهاجرستیزی‌ها و جنگ‌های تمدنی، جنگ به بهانه مبارزه با رادیکالیسم اسلامی که اتفاقا دست پخت خودشان است، بهره‌برداری جنون آمیز از طبیعت و سوخت‌های فسیلی، زن ستیزی بیمارگونه و مقررات زدایی و ... همه مصداق این موضوع را نشان می‌دهد. اگر همه این‌ها به همین رویه ادامه پیدا کند طبیعی است که بشریت روی خوشی نخواهد دید و کلاین می‌گوید انسان‌ها چاره‌ای ندارند جز اینکه آگاهی‌هایشان را بالا ببرند و با همدیگر متحد شوند و از زندگی مصرفی فاصله بگیرند.» کلاین البته متذکر شده که برای شروع ابتدا باید بفهمیم که به چه چیزی «نه» می‌گوییم؛ چون آن «نه»‌ای که روی جلد آمده فقط خطاب به یک فرد یا حتی عده‌ای از افراد نیست (اگرچه این هم هست). ما همچنین داریم به سیستمی که آن‌ها را به آن درجه رفیع! رسانده «نه» می‌گوییم. و بعد بیایید رو بیاوریم به یک آری: آری‌ای که به چنان تغییرات بنیادینی منجر شود که تصاحب هستی انسان‌ها توسط ابرشرکت‌ها را تا سطح یک پاورقی تاریخی، یعنی تا سطح هشدار به فرزندانمان، تنزل دهد و دونالد ترامپ و هم‌قطارانش به ماهیت اصلی خود، شناخته شوند: با نشانه‌ای از یک بیماری حاد، بیماری‌ای که به طور جمعی تصمیم گرفتیم تا به هم برآمده و مداوایش کنیم. حالا اینکه راهکار عملی مدنظر او برای رسیدن به این آری چیست یا او تنها در این اثرش تبیین مسیر و خط و مشی کرده است، موضوعی است که مترجم اثر درباره‌اش اینگونه توضیح می‌دهد: «من معتقدم کلیشه‌ای برخورد کردن با واژه‌ها یا واژه‌ها را بی‌رویه تکرار کردن خاصیت عملی خودش را از دست می‌دهد. یعنی مدام آری گفتن به تشکیل جهش‌ها و سازمان‌ها گاهی نمایشی و فاقد عملگرایی می‌شود. یعنی باید تا جایی که جوامع اجازه می‌دهند عملا دست به اقدام زد. مثلا در کانادا وقتی حرف از رد کردن لوله نفت از زیر بستر رودخانه‌ای مطرح شد خیلی‌ها ماه‌ها و هفته‌ها و با وجود سختی‌های زیاد آنجا تحصن کردند و بالاخره هم پروژه متوقف شد. راه درست بالا بردن آگاهی و تشکیل اتحادهای کوچک و وصل کردن این اتحادها با همدیگر و نهایتا دست به حرکت‌های بزرگ ملی و فراملی زدن است.» ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Fri, 12 Jul 2019 04:50:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/278072/کینگ-میکرها-چگونه-رئیس-جمهورها-جا-می-کنند واتیمو تاویل‌پذیری بی‌حد‌وحصر واقعیت را می‌پذیرد/ جایی که حضور هایدگر و نیچه برای دین کارساز می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/278071/واتیمو-تاویل-پذیری-بی-حد-وحصر-واقعیت-می-پذیرد-جایی-حضور-هایدگر-نیچه-دین-کارساز-می-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «باور» نوشته جانی واتیمو از این می‌گوید که گرچه فلیسوفان از قرن نوزدهم بدین سو با اطمینان ما را متقاعد کرده بودند که خدا مرده است یا به زودی خواهد مرد و تصور نمی‌شد که امر الهی بتواند برای مدت طولانی دوام بیاورد؛ اما اکنون در سپیده‌دم قرن بیست‌ویکم دین همچنان زنده و سرحال است. واتیمو از بازگشت دین سخن می‌گوید اما همان‌طور که گادامر به درستی اشاره می‌کند واضح است بازگشتی که مورد نظر وی است، نمی‌تواند به معنای بازگشت به متافیزیک یا هرقسمتی از آموزه‌های کلیسایی باشد. متافیزیک یک عینیت به تفکری منتهی می‌شود که حقیقت هستی را ابژه محاسبه‌پذیر، قابل اندازه‌گیری و به یقین دستکاری‌پذیر تکنیک علم همسان می‌داند. کاوه حسین‌زاده‌راد مترجم کتاب در گفت‌وگو با ایبنا، از این می‌گوید که آیا اساسا دین یک پکیج نیست که باید تمام‌‌وکمال رعایت شود و با انتخاب گزینشی مناسک و دستورات آن از مفهوم خود تهی نمی‌شود؟ او همچنین به این پرسش پاسخ می‌دهد که دین منهای متافیزیک مد نظر جانی واتیمو چه پاسخی برای مقولاتی همچون مرگ، بهشت و جهنم و حتی عقوبت و گناه دارد؟ واتیمو در این کتاب از نیمه‌مومنان صحبت می‌کند و آن‌هایی که شاید قائل به تمامی وجوهات دین نباشند اما باز هم خودشان را دیندار می‌دانند؛ اما مگر دین یک پکیج نیست که نمی‌توان بخشی از آن برگزید و به آن عمل کرد و بخش را نادیده گرفت و رها کرد؟ قبل از پاسخ دادن به پرسش شما مایلم اندکی درباره دلایل پرداختن به این موضوع و انتخاب شخص واتیمو سخن بگویم. من به شخصه در سال‌های آخر دوره دکترا به کسانی که از بازگشت دین صحبت می‌کنند علاقه‌مند شدم و به نوعی با این دست فیلسوفان که از بازگشت دین سخن می‌گویند اما خودشان علائق دینی نداشتند همزادپنداری می‌کردم. البته واتیمو طبق تفسیری که از دین دارد خودش را دیندار می‌داند ولی خب کسانی مثل ریچارد رورتی اصلا خودشان را مذهبی نمی‌دانند و حتی با نقل قولی از ماکس وبر بیان می‌کند که برخی انسان‌ها از نظر مذهبی غیرحساس هستند، اما در عین حال قبول دارند که دین پدیده مهمی است. برخلاف جریان غالب علوم انسانی در قرن نوزده که بر این گمان بود نبردی میان علم و دین درگرفت و درنهایت این دین بود که مغلوب و از صحنه بیرون شد و به قول فروید یک توهم و پندار است، افرادی که درون همین بستر زیست می‌کنند، از جمله هابرماس، متوجه شدند که اوضاع بدین منوال پیش نرفته است. واتیمو در کشور ما اندیشمندی کمتر شناخته‌شده‌ است و معدود افرادی مثل دکتر بیژن عبدالکریمی و مرحوم شایگان به اندیشه‌های او نظر داشتند. البته واتیمو در حوزه فلسفه قاره‌ای و هرمنوتیک چهره مشهوری است و شاید مشهورترین اندیشمند حوزه هرمنوتیک باشد که در قید حیات است. من همیشه این دغدغه را داشته‌ام تا برای خودم روشن کنم اثری که برای ترجمه انتخاب می‌کنم، جدا از نزدیک بودن به مسائل ذهنی خودم، چه ارتباطی با مسائل کنونی جامعه ما پیدا می‌کند. بله؛ واتیمو با مدد گرفتن از کلام پولُس رسول از اصطلاحاتی مثل «نیمه مومنان» یا «مومنان کم‌اشتیاق» استفاده می‌کند که نهایتا برای مناسکی مثل ازدواج و غسل تعمید و تدفین به کلیسا می‌روند و می‌پرسد که آیا باید آن‌ها را دیندار به حساب آورد؟ جواب او به این پرسش این است که چه کسی این حق را دارد که این قبیل افراد را دیندار نداند و مرزی مشخص کند که این دسته از افراد دیندار هستند و دسته دیگری نه. هیچ‌کس به جز خود فرد نمی‌تواند مشخص کند که آیا خودش را دیندار می‌داند یا خیر و اگر کسی خودش را دیندار می‌داند مرجع دیگری نمی‌تواند او را محروم کند. مسئله برای واتیمو چنان اهمیتی داشته که خودش در جایی می‌گوید هرچه تاکنون گفته‌ام مختص به دفاع از نیمه‌مومنان است. از دید من درست است که بحث واتیمو در درون بافتار و کانتکست مسیحیت صورت می‌گیرد، اما اگر به جامعه خودمان هم نگاهی بندازیم می‌بینم اکثریت قابل توجهی از افراد جزو همین نیمه‌مومنان محسوب می‌شوند. یعنی به ندرت کسانی را می‌یابیم که مومن کامل باشند و همه جزئیات دینداری را رعایت کنند و بسیار هم اندک هستند کسانی که هیچ اعتقادی به هیچ گونه منبه و منشأ الهی ندارند و خودشان را باورمند نمی‌دانند. درواقع اکثریت انسان‌ها در میانه طیف دینداری قرار دارند و مثلا یک مناسک را به جا می‌آورند و دیگری را نه و همه هم خودشان را دیندار می‌دانند. پایان‌نامه دکترای من نیز درباره اسلام اروپایی بود و مسلمانانی که در اروپا زندگی می‌کنند. آمارهای مختلفی از تعداد مسلمانان مقیم اروپا وجود داشت و یکی از دلایل این تشتت آماری آن بود که چه کسانی را باید دقیقا مسلمان به حساب آوریم. کسی مثل طارق رمضان که مروّج ایده اسلامِ اروپایی است هم بر این تاکید می‌کند که همین که کسی خودش را مسلمان می‌داند، ما هم باید او را مسلمان بدانیم و چه کسی این مرجعیت را به ما داده که تعیین کنیم شما مسلمان کامل نیستید پس از دایره اسلام خارج می‌شوید. منظورم تقسیم‌بندی به دیندار و بی‌دین از سوی نهادی دینی و یا نهادی بیرونی نیست؛ خود مقوله دین مگر یک پکیج نست که باید تمام و کمال پذیرفته شود و رعایت شود؟ از این منظر شاید بتوان گفت دین همان چیزی است که دینداران به آن باور دارند و بدان عمل می‌کنند و نه یک واقعیت متافیزیکی متصلب که یک بار و برای همیشه فرو فرستاده شده. واتیمو خود فیلسوف هرمنوتیک است و از تفسیر سخن می‌گوید و بحثش سر این است که مکاشفه الهی(وحی) چیزی نیست که یک‌بار برای همیشه صورت پذیرفته و تمام شده باشد؛ بلکه در طول تاریخ همچنان ادامه دارد و یک فرایند مستمر است. مکاشفه نه از حقیقتی عینی بلکه از یک رستگاری در حال تکوین سخن میگوید. یکی از ویژگی‌های بازگشت دین نقد هرگونه آموزهای کلیسایی  و کلا هر آموزه‌ای است که نهادهای متولی دین بر آن تاکید دارند. کسانی مانند واتیمو حتی پاپ را نیز به سخره می‌گیرند و می‌گویند پاپ به یک ستاره پاپ تبدیل شده که همه‌جا حضور دارد و درباره همه چیز حرف می‌زند. بعد بحث را جلوتر می‌برند و پای متافیزیک را به پیش می‌کشند و می‌گویند باید از این متافیریک عبور کرد و دستگاه‌های دینداری نهادی بر پایه متافیزیک حقیقت بنا شده‌اند و در کمند آن باقی‌مانده‌اند. آنچه این گفتمان مطرح می‌کند به نوعی تفکیک کردن دو مقوله دین به عنوان یک امر اجتماعی مبتنی بر نهادهای مذهبی و ایمان به عنوان مکاشفه فردی نیست؟ در دینی که امثال واتیمو از آن صحبت می‌کنند مولفه‌های فردی بسیار پررنگ هستند و می‌توان گفت او تلقی‌ای کاملا فردگرایانه از دین دارد و آن را با سکولار شدن و نهیلیسم در پیوند می‌داند(البته طبق تفسیری که واتیمو از سکولار شدن و نهیلیسم ارائه می‌دهد). ژاک دریدا هم از «دین بدون دین» حرف می‌زند یا دیگرانی از «دین بدون معرفت قطعی و مطلق» و «باور بدون تعلق» یا «تعلق بدون باور» سخن می‌گویند. این‌ها همه کلیدواژه‌های مهمی در ادبیات بازگشت دین هستند و تفسیری که از دین و خدا ارائه می‌دهند کاملا با دین و خدایی که در رویکردهای متعارف و سنتی توضیح داده می‌شود متفاوت است. در این رویکرد اگر ما به آن خدای متافیزیکی که مبنای وجود و فهم همه‌چیز است باور نداشته باشیم، نه تنها مشکلی ایجاد نمی‌کند بلکه راه را برای مواجهه با امر قدسی هم باز می‌کند و دامنه نگرش نه فقط خدا به معنای الله و God که حتی هستی و هر فلسفه جزم‌اندیشی را هم شامل می‌شود.یعنی در نگاه امثال واتیمو همان قدر یک دیندار جزم‌اندیش خطرناک است که یک خدامنکر جزم‌اندیش و این‌ها دو روی یک سکه هستند. به عبارت دیگر این نگرش می‌خواهد قطعیت و جزمیت متافیزیکی را بشکند و تاویل‌پذیری بی‌حد‌وحصر واقعیت را مورد توجه قرار بدهد. وقتی از تاویل‌پذیری صحبت می‌کنیم قطعا فردی وجود دارد که موضوعی یا متنی را تاویل می‌کند و این‌طور نیست که یک متنی مثل دین برای یک‌بار تاویل شده و پرونده‌اش بسته باشد و راه تاویل‌پذیری همچنان گشوده  است. شاید به همین خاطر این گفتمان وجود افرادی مثل نیچه و هایدگر را برای باز کردن مسیر بازگشت دین کارساز می‌داند و واتیمو در آثار خود به تکرار به آراء و افکار این دو فیلسوف ارجاع می‌دهد. این دین بدون ابعاد متافیزیکی چگونه به مقولاتی مثل مرگ؛ دنیای پس از مرگ؛ بهشت و جهنم که کاملا مبنای متافیزیکی دارند پاسخ می‌دهد؟ بحث عقوبت و گناه در این کانتکست چگونه تاویل می‌شود و آیا می‌توان مدعی شد دین فاقد بعد متافیزیکی در مفهوم گناه نیز تغییراتی ایجاد می‌کند؟ واتیمو از «اندیشه کم‌بنیه» حرف می‌زند که در برابر همه تفکرات ذات‌گرا و مبناگرا قرار می‌گیرد و حتی مفهوم «کنوسیس» در الهیات مسیحی که می‌گوید مسیح فرزند خدا بود که از طرف خدا برای بشر فرستاده شد را هم اینگونه تعبیر می‌کند که خداوند با این کار همه حقوق و قدرتش را به انسان تفیض کرد. نهایتا هم تجسد خداوند در قالب بشر که عیسی مسیح بوده را هم با سکولار شدن پیوند می‌زند. یعنی دقیقا برخلاف فهم متعارف ما که سکولار شدن را در تقابل با دین و دینداری معرفی می‌کند؛ این دو نه تنها منافاتی با همدیگر ندارند بلکه با همدیگر پیوند هم خورده‌اند. اصلا سکولار شدن یعنی همین که امر قدسی به زمین بیاید و واتیمو اساسا جوهر مسیحیت را هم همین سکولار شدن می‌داند. نگرش مذکور تفسیری دارد که می‌گوید کتاب مقدس به هیچ‌وجه یک کتاب علمی نیست و اینکه هم دین و هم علم به نوعی خودشان را با متافیزیک و عینیت گره زدند نتیجه آن شد که در این جنگ علم قوی‌تر بود و دین را شکست داد. حالا واتیمو می‌گوید چون در فضای پسامدرنیته این عینیت و متافیزیک حقیقت ترک خورده پس فضا باز شده و اندیشه‌های غیرمتافیزیکی مانند دین می‌توانند بروز و ظهور پیدا کنند و دامنه‌اش آنقدر گسترده می‌شود که حتی نیمه مومنان را هم دربرمی‌گیرد. مهمترین چیزی که واتیمو از دین بیرون می‌کشد «نوع‌دوستی» و «عشق» است. او معتقد است تمام هدف خدا و مسیح همین بود که «نوع‌دوستی» و «عشق» را برای انسان به ارمغان بیاورد. اینجا تا حدودی به تلقی پاسکال، کیرکگور و .. از امر قدسی نزدیک می‌شود.  البته نباید فراموش کرد که واتیمو نه در کسوت یک متأله بلکه در مقام یک فیلسوف سخن می‌گوید. در مورد مقولاتی مانند زندگی پس از مرگ و گناه دست‌کم من چیزی که به طور مستقیم اشاره کرده باشد ندیدم. شاید بتوان گفت شما می‌توانید به این امور باور داشته باشید یا نداشته باشید به شرطی که به تقویت و ترویج «نوع‌دوستی» و «عشق» کمک کند و این دو تنها ضابطه‌هایی هستند که قابل بنافکنی (Deconstruction) نیستند. اینجاست که تفکر واتیمو به پراگماتیسم نزدیک می‌شود و ضد مبناگروی رورتی برایش جذاب جلوه می‌کند و بی‌دلیل نیست که رورتی آخرین اثر پیش از مرگش، «آینده دین»، را به اتفاق واتیمو به نگارش درآورده است. به نظر می‌رسد گفتمان مذکور بیشتر از این جهان و همین دنیا صحبت می‌کنند. به ویژه با تعبیری که از سکولار شدن دارند و می‌گویند خدا با سکولار شدن قدرت و اختیار خود را به انسان تفویض کرده یعنی کانون بحث روی همین دنیا است و برای اینجا نسخه می‌پیچد. در برداشت واتیمو از هیبت امر قدسی خبری نیست و از این رو به کررات به این قطعه از انجیل استناد می‌کند: «من دیرگاهی است شما را دوستان و نه خدمتکاران خود می‌دانم» پس این گفتمان تفسیری از مدرنیته که آن را اصل و اساس ضدیت با دین می‌داند نیز مخالف است و به نوعی با امثال مایکل آلن‌گیلسپی همراه است که می‌گوید تقابل مدرنیته با دین نه از سر دشمنی بلکه اتفاقا برای حفظ برخی اعتقادات دینی است؟ من خودم هم تا مقطعی چنین فکر می‌کردم وقتی مدرنیته اتفاق افتاد کاملا ارتباط انسان و دین قطع شد و حتی ضدیت با دین از مولفه‌های بنیادین مدرنیته است. اما وقتی در این زمینه مطالعه بیشتری انجام دادم مخصوصا از کسانی که خودشان اصلا انسان‌های دینداری نیستند و چنین ادعایی نیز ندارند پی بردم داستان خیلی پیچیده‌تر است. ما تنها یک نسخه مدرنیته نداشتیم و با مدرنیته‌های متعدد مواجه هستیم و به تعبیر مارشال برمن تجربه‌های مدرنیته داشته‌ایم. بله در فرانسه جدایی سفت و سخت و توام با خشونتی اتفاق افتاد و سکولاریسم در هیأت لائیسیته خود را نشان داد (که تبلور آن در قانون 1905 قابل مشاهده است)، ولی اروپا که فقط فرانسه نبود و ما نسخه‌های دیگری هم از مدرنتیه داریم. مثل مدل اسکاندیناوی یا مدل انگلستان. همین تنش‌هایی که بر سر حجاب و برقع و ... در فرانسه شدید است ولی در کشورهای دیگر و جوامع چندفرهنگی به این شکل حاد نیست. مسئله تفسیری است که جوامع از مدرنتیه دارند. دست‌کم برخی پیامبران مدرنیته همچون جان لاک هیچ تضاد و تنافری میان دین و اندیشه مدرن نمی‌دیدند.     ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 11 Jul 2019 04:13:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/278071/واتیمو-تاویل-پذیری-بی-حد-وحصر-واقعیت-می-پذیرد-جایی-حضور-هایدگر-نیچه-دین-کارساز-می-شود برگزاری نشست «گفتگو و فهم ما از جهان امروز» در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278086/برگزاری-نشست-گفتگو-فهم-جهان-امروز-شهر-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست ویژه شهر کتاب باعنوان «گفتگو و فهم ما از جهان امروز» روز یکشنبه ۲۳ تیر همزمان با روز گفت‌وگو و تعامل سازنده با جهان، در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار می‌شود.   این نشست به بحث و گفتگو در باب تکثر فرهنگی و شیوه‌های مواجهه با آن، جهان متکثر و مسائل مشترک جهانی، اسباب و موانع همگرایی جهانی و نقش اصحاب فرهنگ، اندیشه و هنر در مفاهمه و هم‌گرایی جهان اختصاص دارد. گفت‌وگو، نقشی حیاتی در فهم ما از جهان، از معنا، از زبان و از فرهنگ و سیاست دارد. وقتی در حوزه تاریخ، سیاست، فلسفه، علوم اجتماعی یا مطالعات ادبی و هنری کار می‌کنیم، گفت‌وگو تأثیر فراوانی در تبیین کارها و برنامه‌ها دارد. طراحی یک دیپلماسی فعال و پیشبرد موفقیت‌آمیز تا چه حد به خاستگاه فرهنگی آن بستگی دارد و یک فرهنگ پر محتوا و مولد تا چه میزان می‌تواند زمینه‌ساز نهادینه کردن ساز و کارهای لازم برای طراحی یک دیپلماسی پویا باشد؟ نقش اصحاب فرهنگ، اندیشه و هنر در نزدیکی ملت‌ها و برقراری صلح و دوستی و تعامل سازنده با جهان چگونه است؟ گفت‌وگو در عرصه‌های فکری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ضرورت زمانه ماست. نشست «گفتگو و فهم ما از جهان امروز» با حضور و سخنرانی دریا اورس سفیر ترکیه در ایران، آیدین آغداشلو، محمدرضا بهشتی، علی‌اصغر مصلح و رامین صدیقی همراه خواهد بود. نشست مذکور روز یکشنبه ۲۳ تیر از ساعت ۱۶ در مرکز فرهنگی شهرکتاب، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 10 Jul 2019 09:14:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278086/برگزاری-نشست-گفتگو-فهم-جهان-امروز-شهر-کتاب دومین کنفرانس متون فلسفی آسیا برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278082/دومین-کنفرانس-متون-فلسفی-آسیا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دومین کنفرانس متون فلسفی آسیا در روزهای ۹ و ۱۰ سپتامبر در چیبا ـ شیء، ژاپن برگزار می‌شود.   هدف این کنفرانس، ارائه یک پلت فرم برای محققان در زمینه مطالعات آسیایی و فلسفه‌های جهان برای بحث و ترجمه متون فلسفی آسیایی به زبان‌های غربی است. بنابراین از هر مقاله‌ای در مورد فلسفه ترجمه، تحلیل انتقادی از ترجمه‌های موجود یا پروژه‌های ترجمه در حال انجام استقبال می‌شود. علاقمندان می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به آدرس ایمیل Takeshi.Morisato@gmail.com در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://philevents.org/event/show/71130 مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 10 Jul 2019 08:59:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278082/دومین-کنفرانس-متون-فلسفی-آسیا-برگزار-می-شود کارگاه «ناخودآگاه نزد شوپنهاور و نیچه» با تدریس سعید جلوخانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277569/کارگاه-ناخودآگاه-نزد-شوپنهاور-نیچه-تدریس-سعید-جلوخانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کارگاه آموزشی «ناخودآگاه نزد شوپنهاور و نیچه» از ساعت 19 و 30 دقیقه امروز چهارشنبه ۱۹ تیر با تدریس سعید جلوخانی در کافه آتن برگزار می‌شود. شرکت در این کارگاه برای همه علاقه‌مندان آزاد و رایگان است. جلوخانی درباره این کارگاه نوشته است: «شوپنهاور تاثیر زیادی بر روی فروید گذاشته است البته خیلی از روانکاوی سعی دارند این موضوع را انکار کنند که فلسفه هم یکی از نیاکان روانکاوی است. در این نوشته و در این درس گفتار من نمی‌گویم که حرف‌های فروید عیناً همان حرف‌هایی است که شوپنهاور گفته و او آنها را تکرار کرده است، نه اصلاً مراد و هدف من این نیست. چون فروید از آنها تاثیر پذیرفته است اما درنهایت راه خودش را دنبال کرده است و در جاهای هم نشان می‌دهم که ناخودآگاه فروید با مفهوم اراده شوپنهاور تفاوت‌هایی هم دارد اما نمی‌توان منکر شباهت‌ها و قرابت هم شد. جولیان یانگ می‌گوید: «اراده ناخودآگاه شوپنهاور همان رانه‌ی روانشناختی روانکاوی است.» البته فروید همواره گفته است که تحت نفوذ شوپنهاور نبوده است.» علاقه‌مندان برای حضور در این کارگاه می‌توانند راس ساعت اعلام شده به آدرس تهران، خیابان کارگر شمالی، نرسیده به نصرت، کوچه طباطبایی پلاک ۴ طبقه سوم مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 10 Jul 2019 06:10:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277569/کارگاه-ناخودآگاه-نزد-شوپنهاور-نیچه-تدریس-سعید-جلوخانی کتاب «تئاتر و وجود» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278018/کتاب-تئاتر-وجود-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم رونمایی و نقد کتاب «تئاتر و وجود» نوشته هانری گوییه روز پنجشنبه ۲۰ تیر در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود.   این کتاب به‌تازگی با ترجمه مازیار مهیمنی توسط نشر بوی کاغذ منتشر شده است. هانری گوییه (۱۹۹۴-۱۸۹۸) نویسنده اثر، استاد دانشگاه سوربن، عضو آکادمی فرانسه و آکادمی علوم اخلاقی و سیاسی بود. او علاوه بر حوزه‌های تاریخ فلسفه و تاریخ عقاید، ده‌ها کتاب و مقاله در نقد، نظریه و فلسفه تئاتر در کارنامه دارد. نشست رونمایی و نقد کتاب مذکور با حضور مترجم اثر و احمد رمضانی مدیر نشر بوی کاغذ همراه خواهد بود. به‌علاوه فارس باقری نمایشنامه نویس، کارگردان و استاد دانشگاه، ابوالفضل توکلی شاندیز مترجم و پژوهشگر فلسفه اخلاق، رضا مبین پژوهشگر و مدرس دانشگاه سوره و حسن زختاره عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا نیز در این برنامه حضور داشته و سخنرانی خواهند کرد. این برنامه با همکاری گروه زبان‌های خارجی و گروه هنر شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی، روز پنجشنبه ۲۰ تیر از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در بزرگراه کردستان، خیابان دکتر صادق آیینه وند (۶۴ غربی) برگزار می‌شود ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 09 Jul 2019 09:00:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278018/کتاب-تئاتر-وجود-رونمایی-می-شود خطرات زندگی در عصر حواس‌پرتی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277997/خطرات-زندگی-عصر-حواس-پرتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «شهر نابرابر» (۲۰۱۸)، اثر جغرافیدان برجسته جان رنی‌شورت است که توسط حمیدرضا تلخابی و فریدون گازرانی ترجمه شده و قرار است از سوی انتشارات تیسا منتشر شود. در توضیح این کتاب آمده است:‌«ارزش‌گذاری مجدد زمان به معنای این است که مردم در محدوده یک دوره زمانی مشخص، تا حد توانشان تلاش می‌کنند. ما در واحدهای زمانی‌مان بیشترین فعالیت‌ها را می‌گنجانیم و یکی از نتایج این کار این است که ما هم‌اکنون در عصر حواس‌پرتی زندگی می‌کنیم. یک تجربه رایج را در نظر بگیرید. شما در حال عبور از یک خیابان هستید و افرادی از نقطه مقابل به‌سوی شما در حرکتند. شما آن‌ها را می‌بینید؛ اما آن‌ها شمارا نمی‌بینند، چراکه مشغول پیام نوشتن با گوشی همراهشان هستند. حواس آن‌ها پرت می‌شود، چراکه می‌خواهند دو کار همزمان راه رفتن و برقراری ارتباط را انجام دهند. همچنین رانندگان زیادی دیده می‌شوند که خیلی سریع‌تر و یا کندتر از حد نیاز حرکت می‌کنند، چراکه گوشی در دستشان است و حواس راننده به‌طور کامل معطوف به رانندگی نیست. افرادی که در حال ارتباط با فردی دیگر در مکان دیگری هستند، در زمان حال و در محل، حضورِ ذهنی ندارند. عصر حواس‌پرتی خطرناک است. راه رفتن در حال پیام دادن ریسک بروز تصادف را افزایش می‌دهد. بیش از ۱۱ هزار نفر در سال ۲۰۱۵ در ایالات‌متحده آمریکا به‌خاطر راه رفتن و صحبت همزمان با گوشی، دچار سانحه شدند و حتی موضوع خطرناک‌تر، حضور رانندگان حواس‌پرت است. رانندگان حواس‌پرت نوسان بیشتری در سرعتشان دارند، کمتر از حد نیاز لاین عوض می‌کنند و ازاین‌رو رانندگی برای آن‌ها کارایی و امنیت کمتری دارد. پیام دادن به هنگام رانندگی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷، منجر به بروز تلفات ۱۶ برابری در جاده‌ها شد. بیش از ۲۱ درصد تصادف خودروها هم‌اکنون مربوط به رانندگانی است که با تلفن همراه صحبت می‌کنند و پنج درصد تصادفات مربوط به پیام دادن در حین رانندگی است. انجام چند کار نسبتا پیچیده به‌طور همزمان نظیر کار کردن با دستگاه‌های خانگی یا ارتباطی به هنگام پیاده‌روی یا رانندگی، استفاده بهینه از زمان نیست، چراکه مهارت‌های ما به‌طور غیر بهینه به کار گرفته می‌شوند. اگر ما در یک‌زمان بر روی یک کار تمرکز کنیم، کاربران بهینه‌تر اطلاعات خواهیم بود. وقتی تلاش می‌کنیم که همزمان بیش از یک کار را انجام دهیم، حواسمان پرت می‌شود و نمی‌توانیم متوجه محیط اطرافمان باشیم. در آزمون‌های استاندارد الگویابی و به یادآوری حافظه، افرادی که چند کار را همزمان انجام می‌دهند، عملکرد پایین‌تری دارند. در یک مطالعه کلاسیک، محققان دانشگاه استنفورد به این نتیجه دست یافتند افرادی که چند کار را به صورت همزمان انجام می‌دهند، کارایی کمتری دارند، چراکه بیشتر در معرض استفاده از اطلاعات نامرتبط و اتکا به حافظه نامناسب هستند. در پس رشد ‌حواس‌پرتی دلایل چندی وجود دارد. یک دلیل رایج، فشار زمان است. امروزه زمان کافی برای انجام همه کارها وجود ندارد. بنابراین انجام چند کار به‌صورت همزمان ناشی از فشار انجام چندین کار در یک بازه زمانی محدود است؛ اما مطالعات مختلف به استفاده مصلحت‌گرایانه زمان در بین ثروتمندان و به‌ویژه مردان ثروتمند اشاره دارند. زمان خطیر برحسب جنسیت و طبقه متفاوت جلوه می‌کند و به‌طور متناقض، این موضوع معمولاً برای افرادی که بیش از همه به آن اشاره می‌کنند، کمتر محدودیت ایجاد می‌کند. اگرچه موضوع زمان خطیر به‌ویژه برای بسیاری از زنان و گروه‌های کم‌درآمد یک واقعیت است؛ اما عصر حواس‌پرتی صرفاً نتیجه خطیر بودن زمان نیست؛ بلکه ممکن است نشان‌دهنده موضوع دیگری باشد. ما دوباره باید معنای انسان بودن را مورد تجدیدنظر قرار دهیم، نه به‌عنوان موجودی که دائماً فکر می‌کند و کار انجام می‌دهد؛ بلکه به‌عنوان یک موجود جستجوگر حواس‌پرتی که درصدد است تا از پیوندهای زمانی و مکانی به زمان و مکان فعلی فرار کند و پیوسته در قالب فردی دیگر و زمانی دیگر، خود را نشان دهد. حس ما از زمان، تحت تأثیر اجتماعی است که رسانه‌ها آن را ایجاد کرده‌اند. حسی که بر حضور در مکان‌های مختلف و در قالب اشخاص مختلف به‌صورت همزمان دلالت دارد و بر دیدگاه ما نسبت به زمان حال تأثیر گذاشته است. همچنین موضوع دردناک‌تری نیز در کارها دیده می‌شود. پیام دادن به افراد، ایمیل دادن به آن‌ها و تماس گرفتن با افراد از طریق تلفن همراه به‌ویژه در مکان‌های عمومی، نه‌تنها به معنای برقراری ارتباط با دیگران نیست؛ بلکه بیشتر به خاطر نشان‌دادن این موضوع به اطرافیان است که شما مشغله زیادی دارید، بسیار مهم هستید و ارتباطاتتان آن‌قدر زیاد است که فراتر از زمان و مکان حاضر عمل می‌کنید. افراد صریحا در پی نشان‌دادن این موضوع هستند که دائماً به برقراری ارتباط و معاشرت با افراد مشغول‌اند. این موضوع می‌تواند توضیح دهد که چرا برخی افراد در مکان‌های عمومی با تلفن‌های همراهشان با صدای خیلی بلند صحبت می‌کنند. عصر حواس‌پرتی پدیده‌ای بسیار جدید است که ما هنوز آن را به‌طور کامل درک نکرده‌ایم. گاهی اوقات هنر، میانجی‌گر خوبی برای چیزهای تازه‌ است. ویدئوهای هنری سیبرن ورستیگ، «نه اینجا و نه آنجا» نام دارند و از دو پرده تشکیل ‌شده است. از یک‌سو، مردی نشسته و در حال نگاه کردن به تلفن خود است و سپس به‌آرامی تصویر کمرنگ می‌شود و پیکسل‌ها به‌سوی پرده مجاور حرکت می‌کنند و دوباره بازمی‌گردند. شکل مرد همزمان میان این دو پرده درحرکت است، بدون اینکه به‌طور کامل در هیچ‌یک از این پرده‌ها حضورداشته باشد. ما شاهد یک تغییر فرهنگی هستیم که در آن استفاده از تلفن همراه و برخی دستگاه‌ها در برخی مکان‌های عمومی محدود می‌شود. برخی سیاست‌گذاری‌ها پیام دادن در حین رانندگی را ممنوع اعلام کرده‌اند. این‌یک اقدام واکنش‌گرایانه است. ما همچنین نیازمند یک قانون اخلاقی مدنی جدید و پیشگامانه هستیم تا بدین ترتیب پیاده‌ها، رانندگان و صحبت کنندگان حواس‌پرت مجبور به اتخاذ رفتارهای جدیدی در مکان‌های عمومی شوند.  یک تصمیم شخصی وجود دارد که قابل‌دسترس همگان است. زیگفرید کراکائر  (۱۸۸۹-۱۹۶۶) در مورد تأثیرات مدرنیته اندیشه می‌کند. او در یک مقاله روزنامه‌ای که اولین بار در سال ۱۹۲۴ منتشر شد، از تحریک دائمی دنیای تبلیغات و رسانه‌های جمعی گله کرد. او معتقد بود که این رسانه‌ها با یک توطئه‌چینی، استقبال دائمی ما را از درگیر شدن در دنیایی که دائماً در حال پیام‌رسانی است، نشان می‌دهند. بنا به استدلال کراکائر،  یک واکنش این است که خود را تسلیم این وضعیت کنیم و هیچ اقدامی انجام ندهیم تا به‌نوعی خوشی دست‌یابیم که تقریباً ناخوشایند نیست و یک واکنش افراطی دیگر در عصر حواس‌پرتی این است که سیم خود را کشیده و ارتباطمان را با همه‌جا قطع کنیم، در لحظه زندگی کنیم و در یک‌زمان تنها بر انجام یک کار تمرکز کنیم.» ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 09 Jul 2019 07:29:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277997/خطرات-زندگی-عصر-حواس-پرتی کتاب «پست‌مدرنیسم و نظریه‌پردازان آن» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277953/کتاب-پست-مدرنیسم-نظریه-پردازان-منتشر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، کتاب «پست‌مدرنیسم و نظریه‌پردازان آن»، حاوی مطالبی تخصصی پیرامون فلسفه و نقد ادبی و پیوند آن با مدیریت است، این پیوند نوعی پیوند دگرگون‌شونده است که به‌نوعی می‌تواند رویکرد آن‌ها را با حوزه‌های دیگر ارتباط دهد و درنهایت، این ارتباط نوآوری‌های فراوانی را به وجود می‌آورد. این کتاب شامل 9 فصل است که فصل اول آن با عنوان «گشودن به‌سوی پست‌مدرنیسم» و فصل دوم آن نیز با نام «گذار از پساها یا فراخوانی مکتب‌گرایی»، اطلاعاتی را در این زمینه در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. درواقع کتاب «پست‌مدرنیسم و نظریه‌پردازان آن»، کل نظریات فیلسوف‌های دهه 70 به بعد ازجمله میشل فوکو را که در حوزه نقد و فلسفه صحبت کرده‌اند، جمع‌آوری کرده است. کتاب «پست‌مدرنیسم و نظریه‌پردازان آن»، توسط استیون لینستد، استاد دانشگاه یورک گردآوری‌شده و توسط محسن عامری شهرابی ترجمه‌شده و به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم به چاپ رسیده است. ]]> استان‌ها Tue, 09 Jul 2019 06:43:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277953/کتاب-پست-مدرنیسم-نظریه-پردازان-منتشر آزادارمکی و مصلح از مسئله فرهنگ می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278003/آزادارمکی-مصلح-مسئله-فرهنگ-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اولین نشست از سلسله نشست‌های «مسئله فرهنگ»، روز دوشنبه بیست‌وچهارم تیرماه در  سرای کتاب برگزار می‌شود. تقی آزادارمکی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)، محمد دهقانی (نویسنده و پژوهشگر) و علی‌اصغر مصلح (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) در این نشست با موضوع فرهنگ سخنرانی می‌کنند. اولین نشست از سلسله نشست‌های «مسئله فرهنگ»، روز دوشنبه بیست‌وچهارم تیرماه ساعت ۱۷ تا ۱۹ در سالن سرای کتاب به نشانی خیابان انقلاب، بین خیابان برادران مظفر و فلسطین، پلاک ۱۰۸۰، طبقه ۲ برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 09 Jul 2019 06:28:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/278003/آزادارمکی-مصلح-مسئله-فرهنگ-می-گویند سیاست را نمی‌توان تنها با علم قدرت مترادف گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277975/سیاست-نمی-توان-تنها-علم-قدرت-مترادف-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «فهم فلسفه سیاسی در بستر زندگی اجتماعی» نوشته مل تامپسون حوزه‌های مختلف فلسفه سیاسی را با رویکردی اجتماعی شامل می‌شود. مل تامپسون در کتابش توضیح می‌دهد که با آگاهی از فلسفه سیاسی شما درباره هنجارها و ارزش‌هایی خواهید پرسید که سیاست می‌تواند با آن‌‌ها قضاوت شود و در این رویکرد لازم است که با پرسش‌های اساسی درباره ارزش و هدف دست‌وپنجه نرم کنید.   نرگس تاجیک‌نشاطیه مترجم کتاب در گفت‌وگو با ایبنا به این پرسش پاسخ می‌دهد که تلاش برای فهم فلسفه سیاسی چقدر به جلوگیری از سیاست‌زدایی از مقولات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و تقلیل امر سیاسی به یک امر مدیریتی بدون توجه ساختارهای اصلی کمک می‌کند.                                       مل تامپسون در کتاب «فهم فلسفه سیاسی» کپسولی از مفاهیم فلسفه سیاسی را در اختیار خواننده می‌گذارد؛ آیا این دست گردآوری‌ها از حوزه ثقیلی همچون فلسفه سیاسی می‌تواند به درک عامه مردم از نقش سیاست در وجوه مختلف زندگی کمک کرده و تقابلی بسازد با پدیده‌ای که به اسم «سیاست‌زدایی» می‌شناسیم؟  اگر منظور از سیاست معنای کلاسیک آن باشد که مترادف جامعه و امور اجتماعی است و یک کل را درنظر می‌گیرد و نه صرفا حکومت‌ها و دولت‌ها، بله مل تامپسون سیاست را در معنای موسعش نگاه می‌کند و نه لزوما حکومت و دولت را مورد خطاب دادن. اصولا خط‌مشی کتاب و نقطه عزیمت گفتمان آن جامعه است. یعنی بر خلاف چیزی که ما از سیاست فهم می‌کنیم به معنای اداره جامعه، تامپسون از خود جامعه شروع می‌کند و وسعت عظیمی را در نظر می‌گیرد و در لفافه استدلال می‌کند که چون انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و نه منزوی و دورافتاده از جمع بنابراین بایستی که خواه‌ناخواه در کنار همدیگر زندگی کنند و با سنت‌ها و ارزش‌ها و مفاهیم و قوانین جامعه‌ای که عضوی از آن هستند مواجه شوند و به آن‌ها فکر کنند. یعنی لزوما ما انسان‌هایی هستیم که در کنار همدیگر زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم از دیگری منفک باشیم، پس با ارزش‌ها و سنت‌ها و قوانینی روبرو هستیم که باید با آن‌ها زندگی کنیم ولی مهم‌تر این است که به این مقولات فکر کنیم. چرا؟ چون ما همه خواهان زندگی خوب هستیم. اینجا دیگر وارد حوزه فلسفه سیاسی می‌شویم.   یعنی ما همه می‌خواهیم بهتر زندگی کنیم و آینده‌مان یا فردای‌مان بهتر از امروزمان باشد. منتها این بهتر بودن لزوما به معنی موفقیت اقتصادی نیست و زندگی خوب جدا از مباحث مالی و معیشتی زندگی‌ای است که شما در آن آرامش داشته باشید، صلح برقرار باشد و اگر در چارچوب امروزی درنظر بگیریم می‌خواهیم مثلا یک آب‌وهوای پاک داشته باشیم و نمی‌خواهیم با دود و گرمایش و ... مواجه باشیم. برای داشتن یک زندگی در آرامش و صلح و رفاه ما نیاز داریم و برای رسیدن به این‌ها باید تامل و فکر کنیم به اینکه در این جامعه مبتنی بر سنت و قوانین و ... چگونه می‌توان از همین چارچوب‌ها کمک گرفت تا ما به زندگی خوب برسیم. تمام هدف مل تامپسون همین است و اگر با این رویکرد به سیاست نگاه کنیم نویسنده کاملا سیاسی صحبت می‌کند و در واقع فلسفه سیاسی ارائه می‌دهد. اینجا دیگر نه می‌توانیم سیاست‌زدایی کنیم، نه بگوییم سیاست به ما ارتباطی ندارد. اینکه امروز می‌گویند سیاست به ما ربطی ندارد، یعنی سیاست را صرفا با حکومت و دولت یا علم قدرت و اداره جامعه مترادف گرفته‌ایم. کتاب خیلی گستره وسیع‌تری از سیاست را مد نظر دارد و برای همین است که من زیر عنوان «در بستر زندگی اجتماعی» را به عنوان ترجمه کتاب اضافه کرده‌ام. نقطه قوت اثر هم همین است که خیلی دقیق مسائل فلسفه سیاسی و مفاهیم مثل عدالت، آزادی و حق را به زندگی روزمره ما پیوند می‌زند و تاکید می‌کند که ما برای زندگی خوب به همه این‌ها نیاز داریم.   مثلا اگر بحث جنسیت در میان باشد، من به عنوان یک زن نیاز دارم تا بدانم حق زن در این جامعه چیست و وقتی مسئله حق زن مطرح شود بحث‌های بنیادی‌تری هم به میان می‌آید و دیگر فقط بحث این نیست که مجلس ما یک قانونی را برای برابری دیه مرد و زن تصویب کند. کتاب خیلی عمیق‌تر به مسائل پرداخته و تامل روی مفاهیم، ارزش‌ها، ایده‌ها و قوانین جامعه را مد نظر دارد.   آگاهی از این سنت‌ها، قوانین و ارزش‌هایی که از آن صحبت کردید می‌تواند برای خواننده سیاست را فراتر از امری مدیریتی تعریف کند تا برای او نگاه ساختاری به چالش‌ها را جایگزین تقلیل مسائل به یک مسئله صرفا مدیریتی کند که با جا‌به‌جایی مدیران و روی کار آمدن دیگری در سیستم اصلاح می‌شود؟  خود عنوان کتاب گویاست. کسی که با فلسفه سیاسی حتی مقدماتی آشنا باشد می‌داند که فلسفه سیاسی خیلی ریز به این مسئله بپردازد که ما باید درباره مدیریت جامعه بحث کنیم یا خیر، پرداختن به این وظیفه علم سیاست است که بررسی می‌کند چرخ‌دهنده‌های مختلف ساختار سیاسی چگونه باید کار کند تا ماشین سیاست به راه بیفتد، فلسفه سیاسی ما در زمینه بزرگتری به تامل می‌کشاند. مثلا در مورد همین بحث مدیریت و ساختار مسئله را بزرگتر می‌کند و این سوال‌ها را به پیش می‌کشد که اساسا چرا کسی باید بر ما حکومت بکند؟ برای چه ما بایستی از حکومت و دولت اطاعت کنیم؟ چه چیز به فرد یا کسانی که حکومت می‌کنند این مشروعیت را داده و ما چگونه می‌توانیم این مشروعیت را از آن‌ها بگیریم؛ حالا با قیام، شورش یا مقاومت. اصلا ما حق داریم که مشروعیت حاکمان را از آن‌ها سلب کنیم؟ آیا باید از مجازت تقابل با قدرت بترسیم؟   نکته مثبت کتاب اینجاست که در مورد تک‌تک این مسائل مثال‌های به‌روز می‌زند و از موضوعات روز به مباحث نقب می‌زند. به عنوان مثال شورش سال 2007 در برمه که بر ضد نظامیان روی داد را به یکی از این سوالات گره می‌زند و می‌گوید وقتی دموکراسی چندگانگی ایجاد می‌کند و جامعه شما دچار زد و خورد می‌شود آیا ترجیح نمی‌دهید یک حکومت نظامی و با صلابت که امنیت را برقرار کرده بود حضور داشته باشد، درواقع شما را به سمت تامل کردن راهنمایی می‌کند و برای شما ارزش‌گذاری نمی‌کند که مثلا دموکراسی خوب است یا حکومت نظامیان یا هر حکومت دیگری.   تمام تلاش نویسنده این است که ما را به سمت تامل کردن ببرد و به این فکر کنیم که حالا که ناچار هستیم در این جامعه زندگی کنیم چه باید بکنیم که اوضاع را تغییر بدهیم. روی هر موضوعی هم که دست بگذارید زیرساخت آن همان هنجارها و ارزش‌هایی هستند که به آن‌ها اشاره شد. درست است که بحث مدیریتی وجود دارد و موضوع اداره جامعه درمیان است که همه موضوع علم سیاست هستند. منتها در زیرلایه‌ها موضوع مهمتر ایده‌ها و ارزش‌ها وجود دارد و نویسنده است که ما مشکلاتمان از این لایه‌ها حل کنیم. تامپسون یک مسئله یا پرامبلم را مطرح می‌کند ولی در این سطح متوقف نمی‌شود و به عمق رفته و بررسی می‌کند که مثلا وقتی فلان مشکل را به مجلس بردید، این مجلسی‌ها چه کسانی هستند؟ آیا به دنبال منافع خودشان هستند و وارد بحث نمایندگی می‌شود و می‌پرسد آیا وضعیت نمایندگی در بریتانیا همانی است که جان لاک از نظر سیاسی مطرح کرده است.   در مورد بحث مالکیت این موضوع را از زاویه دید لاک به پیش می‌کشد و می‌گوید تعریف لاک از مالکیت این است که وقتی روی زمینی کار می‌کنید شما مالک آن زمین هستید و آیا امروزه ادعای بریتانیا روی جزایر فالکلند هم از همین زاویه قابل توجیه است؟ یا در مورد تنگه و نفت‌کش‌ها آیا آن‌کسی که مدعی می‌شود جبل‌الطارق متعلق به من است روی آن کاری صورت داده است؟ به چه عنوانی موضوع ماکیت را به پیش می‌کشد درحالیکه آن را تصاحب کرده است و داستان، داستان یک مستعمره است.   همین مقوله انتخاب نماینده در عصری که حتی خود سیاست‌مداران هم سیاست را نمی‌چینند و بانک‌های مرکزی و شرکت‌های چندملیتی و گردش پول عملا دنیا را می‌گرداند و حتی تعیین می‌کند چه کسی به هرم بالای قدرت در مناسبات سیاسی برسد از نظر مل تامپسون چگونه در چارچوب فلسفه سیاسی تعریف می‌شود؟  اتفاقا تامپسون در صفحات پایانی کتاب بحث را به اینجا می‌رساند که نه اقتصاد و نه علم و حتی دین و مذهب زندگی خوب را برای بشر نمی‌سازند؛ چراکه همگی بر پایه خاص‌گرایی از جمله منفعت شخصی، فرهنگ عده‌ای خاص و ... استوار هستند و نمی‌توانند ما را به سمت اجتماعی ببرند که بتوانیم به صلح و آینده بهتر برسیم. از دید او برای بیرون رفتن از این مشکلات بازگشت به اصول و ارزش‌های هنجاری چاره کار است و آن‌چیزی که فلسفه سیاسی می‌گوید و آینده بشر را وابسته به آگاهی از این هنجارها و ارزش‌ها می‌داند. البته این ادعای نویسنده‌ است و شاید کسانی بگویند شاید ما تعریف دیگری از زندگی خوب داشته باشیم و راه دیگری برای رسیدن به آن.     ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 09 Jul 2019 05:30:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277975/سیاست-نمی-توان-تنها-علم-قدرت-مترادف-گرفت مطالعه آثار امام موسی صدر با محوریت کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277994/مطالعه-آثار-امام-موسی-صدر-محوریت-کتاب-رهیافت-های-اقتصادی-اسلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیر مطالعاتی کتاب محور تابستانی آثار امام موسی صدر با محوریت کتاب «رهیافت های اقتصادی اسلام» و با حضور و راهنمایی عادل پیغامی در روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر ماه جاری برگزار می‌شود.   سیرهای مطالعاتی که با هدف معرفی اندیشه امام موسی صدر از سال ۱۳۹۱ آغاز و با استقبال طلاب، دانشجوها و طیف‌ها و گروه‌های مختلف سنی مواجه شده است، پیش از این به شکل دوره‌هایی در ۳ سطح، از آسان به مشکل و با طبقه‌بندی موضوعی، تنظیم شده بود. اکنون دوره جدیدی از سیر مطالعاتی آثار و اندیشه امام موسی صدر به شکل کتاب محور در مؤسسه طراحی شده و تاکنون دوره‌های گوناگونی با محوریت کتاب‌های مختلف امام صدر برگزار شده است. رهیافت‌های اقتصادی اسلام سومین جلد از مجموعه کتاب‌های در قلمرو اندیشه امام موسی صدر است که شامل مقالات و گفتارهای امام موسی صدر درباره اقتصاد است. این کتاب در سه فصل تنظیم شده است. فصل نخست، مجموعه مقالات فارسی امام موسی صدر است که به قلم ایشان در مجله درس‌هایی از مکتب اسلام به چاپ رسیده است، مجله‌ای که او با جمعی از دیگر حوزویان تأسیس کرده بود و در نوع خود حرکتی بدیع در تاریخ حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید. این مقالات در شماره‌های نخستین مجله در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ به چاپ رسیده است. فصل دوم کتاب، گفتارهای اقتصادی امام موسی صدر در لبنان است. بخش عمده این فصل درس‌گفتارهای وی برای اعضای ارشد جنبش امل است. امام موسی صدر در این درس‌گفتارها بر آن بود تا کادرهای جنبش امل را با روح احکام اسلامی آشنا کند. از این رو، بخشی از این درس‌ها را به مباحث اقتصادی اختصاص داد. تاریخ تقریبی این گفتارها سال‌های (۱۹۷۵ تا ۱۹۷۸) ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ است. اما مقاله «دین در جهان امروز» متن سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای الأیقونه العجائبیه به مناسبت روز جهانی کارگر است. فصل سوم کتاب نیز دو مقاله جامعه‌شناختی – اقتصادی است، که در یکی مسئله اختلاف طبقاتی و راه‌حل اسلام برای آن و در دیگری مبحث عدالت اقتصادی و اجتماعی بررسی شده است. در چاپ ششم این کتاب چهار گفتار جدید به طبع رسیده است. سه گفتار آن ادامه مباحث امام موسی صدر درباره کار و کارگر است که نخستین جلسه این سلسه گفتارها در چاپ‌های پیشین با عنوان «کار و کارگر، نهاده‌های تولید» منتشر شده است. این گفتارها در مجلس اعلای شیعیان در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ میلادی به مخاطبان ارائه شده است. گفتار چهارم با عنوان «مسئله اختلاف طبقاتی، نقد نظریه مارکس» سخنرانی امام صدر در ادامه مباحثش در خصوص نظریه ارزش است. تاریخ ارائه این گفتار احتمالاً سال ۱۹۷۱ میلادی است و مکان آن نامشخص است. هر چهار گفتار در انتهای فصل سوم به خوانندگان تقدیم شده است. جلسات سیرهای مطالعاتی در محل مؤسسه واقع در تهران، میدان هفت تیر، بالاتر از مسجد الجواد، کوچه شهید عبدالکریم شریعتی، پلاک ۱۰ واحد ۲؛ تشکیل می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت‌نام با شماره‌های ۰۲۱۸۸۴۹۴۱۶۲ و ۰۲۱۸۸۴۹۴۱۶۳ تماس بگیرند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 09 Jul 2019 05:19:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277994/مطالعه-آثار-امام-موسی-صدر-محوریت-کتاب-رهیافت-های-اقتصادی-اسلام کتاب «روشنگری و مساله اقتدار» معرفی و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277973/کتاب-روشنگری-مساله-اقتدار-معرفی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «روشنگری و مساله اقتدار» نوشته عبدالرسول خلیلی روز شنبه 22 تیرماه ساعت 16 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب معرفی و نقد و بررسی می‌شود. در پشت جلد کتاب می‌خوانیم:‌ «سیطره عقلانیت روشنگری در جامعه مدرن با رویکرد توسعه عقل آلی و فنی، نوعی منطق پنهان سلطه و سرکوب را به وجود آورده که با ظهور عقلانیت ابزاری، زندگی انسان امروز را زیر پرتو دیگری قرار داده و او را در قفس آهنین سلطه عقلانی ـ حقوقی که با کارویژه‌های قدرت مرتبط است، گرفتار کرده است. این گرفتاری با تفوقی که از طریق بخش صنعت و اقتصاد پیدا شده، نتوانسته مانع ظهور فرایندهای غیر عقلانی در خصوص مساله اقتدار شود و بالطبع نتایج و ساز و کارهای این عقلانیت هژمونیک در عصر پساروشنگری هنوز نتوانسته رهایی انسان را در ابعاد شناخت نظری و عمل اجتماعی ـ سیاسی رقم بزند.   عبدالرسول خلیلی در کتاب «روشنگری و مساله اقتدار» نشان داده است که در جوامع صنعتی معاصر انسان‌ها با غلبه بر طبیعت، میان سرنوشت خویش و پیوند با هستی به ویژه در حیات مادی، اجتماعی و تفسیری روحانی از آن گسست ایجاد کرده‌اند؛ یعنی اگرچه انسان‌ها با یاری علم و تخصص بر مشکلات زندگی و مصائب طبیعی استیلا پیدا یافته‌اند، ولی همچنان ناخرسندند، و از آرامش طبیعی و سعادت برخوردار نیستند.   آن چه اکنون در حال گسترش است و در آینده به نحوی روز افزون توسعه خواهد یافت، آزادی فرصت‌ها و امکانات نیست بلکه اداره شدگی است: ما در جهانی به سر می بریم که در آن امید به دگرگونی و تغییر تا زمان برگشت ناپذیری به تعویق افتاده است و این ناشی از فریب حواس ماست. از این رو به تعبیر نیچه «باید بر فریب حواس خود پیروز شویم» و نگذاریم توان خواهی اقتدار، برگذشت پر حاصل زمان ما سیطره پیدا کنند.» درباره نویسنده عبدالرسول خلیلی، نویسنده، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی، دارنده مدرک دکترای تخصصی رشته علوم سیاسی با گرایش جامعه‌شناسی سیاسی است. وی مدرس روش تحقیق و رساله نویسی پیشرفته، اندیشه سیاسی غرب، مدیریت و روابط بین‌الملل است. از ایشان تاکنون کتاب‌ها و مقاله‌های گوناگونی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 09 Jul 2019 04:58:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277973/کتاب-روشنگری-مساله-اقتدار-معرفی-بررسی-می-شود چگونه سنت شیعی به مثابه یک سنت رهایی بخش عمل کرد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/274749/چگونه-سنت-شیعی-مثابه-یک-رهایی-بخش-عمل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_جبار رحمانی: تصوف در معنای عام آن، یکی از جنبش‌های فکری و اجتماعی در جامعه ایرانی است که از دوره بعد اسلام در تلفیقی از سنت‌های اسلامی، ایرانی و شرقی، نظام فکری و آیینی خاصی را ایجاد کرده و توانسته با عمق جان مایه فرهنگ‌های ایرانی آمیخته شود. به همین دلیل در بسیاری از وجوه فرهنگ و زندگی مردم ایرانی، می‌توان ردپای تصوف را دید. هرچند در دوره مدرن، معمولا تصوف را به تفسیری ناقص به مثابه یک جریان اجتماعی و مذهبی آخرت گرا و تقدیرگرا ترسیم کرده‌اند، اما در جهان سنتی و حتی امروزه نیز جریان‌های تصوف در لایه‌های مختلف حیات اجتماعی ایرانیان نفوذ داشته‌اند و حاملان میراث فرهنگی و معنوی این مرز و بوم بوده‌اند. مهم‌ترین عنصر فرهنگ ایرانی که عمیقا با تصوف و خیال عارفانه پیوند خورده، شعر و شاعری است که ذوق و قریحه هر ایرانی به نحوی آمیخته بدان است. در کنار این موضوع می‌توان از هنرهای ایرانی و حتی جریان‌های فکری و فلسفی و آمیختگی آن‌ها با سنت‌های صوفیانه نیز یاد کرد. به همین دلیل برخلاف تصور کلیشه‌ای رایج، تصوف در معنای عام آن، نه تنها مانع اندیشه‌ورزی ایرانیان نبوده، بلکه محمل اصلی فکر و خیال و هنرورزی ایرانیان نیز بوده است. هرچند در مواقعی رو به افراط یا تفریط نیز نهاده که این نیز در سیر اجتماعی نهادهایی مانند تصوف تا حدی عادی است. یکی از موضوعات مهم در تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران شیعی، بالاخص از عهد صفوی به این سو، آمیختگی تصوف و اشکال مختلف آن با سنت‌های شیعی صفوی و آیین‌های رواج یافته بعد عصر صفوی است. همانطور که گفته شد تصوف در معنای عام آن می‌تواند شامل عرفا، صوفیان، قلندران، فتیان نیز باشد، به همین تنوع درونی گروه‌های صوفیانه در مکانیسم‌های مختلفی که بر جهان اجتماعی ایرانیان شیعی موثر بوده‌اند نیز اثرگذار بوده است. در تحولات فرهنگ شیعی، عصر صفوی یکی نقاط عطف و کلیدی است که فربگی مناسکی و فوران آیین‌های شیعی از آن دوره شکل گرفته و بسط یافته است. در این میان آیین‌های عزاداری که مکانیسم اصلی ایجاد وجدان جمعی جدید ایرانی شیعی پسا‌صفویه و همچنین مکانیسم اصلی هویت‌سازی جامعه ایرانی بوده، نقشی کلیدی در حیات مذهبی مردم داشته‌اند. هرچند هنوز بر سر منشا و ریشه بسیاری از سنت‌های عزاداری اختلاف نظرهای کم و زیادی وجود دارد، اما مطالعات مختلف نشان داده‌اند که چگونه گروه‌های مختلف و سنت‌های فرهنگی و آیینی مختلف سهم خودشان را در شکل دادن به این آیین‌های عزاداری محرم ایفا کرده‌اند. یکی از مطالعات خوبی که درزمینه نسبت سنت‌های صوفیانه، قلندریه و فتیان با سنت‌های عاشورایی انجام شده، کار محمد مشهدی نوش‌آبادی با عنوان «تصوف ایرانی و عزاداری عاشورا: نقش صوفیه، اهل فتوت و قلندریه در بنیانگذاری آیین‌های محرم» است که در سال 1396 توسط نشر آرما منتشر شده است. مولف کتاب نگاهی خلاقانه و تاریخی به نسبت سنت‌های صوفیانه و آیین‌های محرم داشته است و تلاش کرده در لابه‌لای متون و منابع تاریخی این ردپا و رابطه را دنبال کند. کتاب در دو بخش و بیست فصل و حدود چهارصد صفحه منتشر شده است. بخش اول بحثی است که در زمینه‌ها و نشانه‌ها، به سنت‌های عزاداری در ایران و اسلام و همچنین نسبت گروه‌های فتوتی به تشیع با تاکید بر فتوت‌نامه سلطانی می‌پردازد. در نهایت کتاب به طور متمرکز و مبسوط به مولفه‌های کلیدی مشترک در سنت‌های عزاداری شیعی و سنت‌های فتوتی و صوفیانه پرداخته است. از جمله این مولفه‌های مشترک، مفهوم بابا تکیه، بوده و سپس در بخش دوم آیین‌ها جماعت‌های آیینی خاصی مانند سقایان، جریده‌برداری، آیین سنگ‌زنی، توغ‌برداری، نخل‌برداری، قمه‌زنی، قصه‌خوانی، روضه‌خوانی و نقالی و تعزیه را مورد بحث قرار داده و تلاش کرده نسبت و تاثیر سنت‌های صوفیانه را در شکل‌گیری این سنت‌های عزاداری نشان بدهد. کتاب به خوبی نشان می‌دهد که در تاریخ پس از اسلام، چگونه در دوره‌های آل بویه، ایلخانان و تیموریان، ما شاهد گسترش تشیع و نزدیک شدن گروه‌های صوفیان به تشیع را شاهد هستیم، در این دوره‌ها سنت شیعی به مثابه یک سنت رهایی بخش و معنوی در بدنه جامعه در حال گسترش بوده است. اما با ظهور صفویه، این گسترش و توسعه محتوایی به گسترش و توسعه کالبدی بدل می‌شود و آیین‌های شیعی به دلیل استقبال عقیدتی و ابزاری دستگاه حاکم، دچار فوران شده و ناگهان در سرتاسر زوایای جامعه ایرانی پخش می‌شوند. در نتیجه فرصتی برای رشد کالبدی سنت‌های مذهبی که از دل نزدیکی تصوف و تشیع در ایران شکل گرفته بودند و در عهد صفوی بواسطه قزلباش‌ها، بر مسند حکومت هم بودند، فراهم می‌شود. به همین دلیل در این دوره شکوفایی و فربگی مناسکی و آیینی شیعیان، بالاخص آیین‌های عزاداری، نفوذ سنت‌های صوفیانه و قلندیه و فتوتی را در این آیین‌ها می‌توان دید. کتاب با قلمی روان تلاش کرده این نفوذ و تاثیر سنت‌های صوفیانه، قلندیه و فتیان را بر سنت‌های عزاداری مستند کند و نشان بدهد. البته مساله اصلی در این کتاب آنست که بیش از حد جریان توسعه و بسط آیین‌های شیعی عزاداری را به ریشه‌های قلندری و فتوتی و صوفی آن تقلیل داده است. هرچند این سنت‌ها و مولفه‌های آن‌ها اهمیت بسیاری داشته‌اند، اما تاکید مولف بر بخش بسیار خاصی از واقعیت، به گونه‌ای است افراطی چشم مخاطب را بر سایر ابعاد واقعیت می‌بندد. لذا تلفیق سنت‌های فرهنگی مناطق مختلف ایرانی، و حتی سنت‌های ایرانی و شرقی با نوآوری‌های آیینی عصر صفوی که منجر به شکل گیری یک واقعیت آیینی پیچیده و چند بعدی شده بطور کامل و جامع دیده نمی‌شود. هرچند کتاب در برخی موارد تتبعات تاریخی منشاشناسی در حوزه‌های پیشا اسلام را نیز با تحلیل‌های زودهنگام و با استنادات محدود و کم انجام داده است که البته محور اصلی بحث مولف نیستند. در نهایت می‌توان گفت که کتاب حاضر به خوبی توانسته با قلمی روان، مخاطب را به سیری در میراث تاریخی و فرهنگی خودش فرا بخواند و در این تور تاریخی و فرهنگی، زوایایی از نقش خلاق و آفریننده و مثبت سنت‌های صوفیانه، قلندریه و فتوتی را در شکل‌دهی به صورت بندی‌های تاریخی و فرهنگی جامعه ایرانی نشان بدهد. کتاب «تصوف ایرانی و عزاداری عاشورا: نقش صوفیه، اهل فتوت و قلندریه در بنیان گذاری آیین‌های عزاداری محرم»نوشته محمد مشهدی نوش‌آبادی از سوی نشر آرما منتشر شده است.     ]]> دین‌ Tue, 09 Jul 2019 04:43:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/274749/چگونه-سنت-شیعی-مثابه-یک-رهایی-بخش-عمل کتاب «زنان در جهان دانشگاهی» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277961/کتاب-زنان-جهان-دانشگاهی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست بررسی و نقد کتاب «زنان در جهان دانشگاهی» ویراسته ربه‌کار راجرز و پاسکال مولینیه شنبه ۲۲ تیرماه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. خدیجه کشاورز مترجم اثر، زهرا انواری، مهری طیبی‌نیا و نفیسه شریفی مهمانان و سخنرانان این نشست هستند. نشست بررسی و نقد کتاب «زنان در جهان دانشگاهی» ویراسته ربه‌کار راجرز و پاسکال مولینیه شنبه ۲۲ تیرماه ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به نشانی بزرگراه جلال‌ آل‌احمد، پل نصر (گیشا) برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 08 Jul 2019 10:45:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277961/کتاب-زنان-جهان-دانشگاهی-نقد-بررسی-می-شود محقق‌داماد از نگاه حکیمان فارسی‌زبان به رابطه خدا با جهان می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277960/محقق-داماد-نگاه-حکیمان-فارسی-زبان-رابطه-خدا-جهان-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «رابطه خدا با جهان» روز دوشنبه بیست‌وچهارم تیرماه در کتابخانه دیپلماتیک موسسه فرهنگی اکو برگزار می‌شود. آیت‌الله مصطفی محقق‌داماد در این نشست از نگاه حکیمان فارسی‌زبان (صدرا، فردوسی، نظامی) به رابطه خدا با جهان می‌گوید.  نشست «رابطه خدا با جهان» روز دوشنبه بیست‌وچهارم تیرماه ساعت ۱۴ در کتابخانه دیپلماتیک موسسه فرهنگی اکو به نشانی اقدسیه، خیابان موحد دانش، خیابان نیلوفر، پلاک۳ برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 08 Jul 2019 10:43:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277960/محقق-داماد-نگاه-حکیمان-فارسی-زبان-رابطه-خدا-جهان-می-گوید کارگاه بررسی تحلیلی مکتب فلسفی پراگماتیسم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267414/کارگاه-بررسی-تحلیلی-مکتب-فلسفی-پراگماتیسم-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت گروه فلسفه مجمع عالی حکمت اسلامی کارگاه بررسی تحلیلی مکتب فلسفی پراگماتیسم با ارائه مجتبی درایتی استاد دانشگاه فردوسی مشهد پنج شنبه ۲۰ تیرماه از ساعت ۸ تا ۱۷ در نبش سناباد ۳۳، پلاک ۳۰۷ برگزار می‌شود. در این کارگاه یک روزه در طی چهار جلسه به بررسی ریشه‌های شکل گیری و مبانی مکتب پراگماتیسم و دیدگاه‌های برخی چهره‌های اصلی این مکتب پرداخته خواهد شد. در جلسه نخست ریشه‌های تاریخی شکل گیری پراگماتیسم به طور خاص با توجه به فلسفه هیوم و کانت و نیز مبانی عام مکتب پراگماتیسم پرداخته خواهد شد. در جلسه دوم به فلسفه پرس به عنوان نخستین فیلسوف پراگماتیسم و وجوه فلسفه وی پرداخته خواهد شد. در جلسه سوم به ویلیام جیمز و در جلسه چهارم تفکر پراگماتیستی دیوئی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در انتها در مورد چهره‌های پراگماتیست متاخر به طور خاص ریچارد رورتی سخن گفته خواهد شد. منابع برای مطالعه: شفلر، اسرائیل، چهار پراگماتیست، ترجمه محسن حکیمی، تهران، نشر مرکز، ویرایش دوم، ۱۳۸۱ جیمز، ویلیام، پراگماتیسم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵٫ نقیب زاده، میر عبدالحسین، نگاهی به نگرش های فلسفی سده بیستم، تهران، طهوری، ۱۳۸۷٫ کواین، دیویدسن، رورتی، در مسیر پراگماتیسم، ترجمه مرتضی نوری، تهران، نشر مرکز، ۱۳۹۲٫ Talisse, Robert B. & Aikin, Scott F., Pragmatism: A Guide for the Perplexed, New York, Continuum, ۲۰۰۸. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 08 Jul 2019 07:51:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267414/کارگاه-بررسی-تحلیلی-مکتب-فلسفی-پراگماتیسم-برگزار-می-شود متفکران می‌توانند تاریخ تفکر را تجربه کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277938/متفکران-می-توانند-تاریخ-تفکر-تجربه-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ فلسفه غرب» نوشته آنتونی کنی عصر دیروز یکشنبه 16 تیرماه با حضور رضا یعقوبی، میثم سفیدخوش، و محمد زارع‌شیرین‌کندی با دبیری مالک شجاعی‌جشوقانی شانزدهم تیرماه در سرای اهل قلم برگزار شد. رضا یعقوبی (مترجم اثر) در این نشست گفت: تاریخ‌نگاری فلسفه در ایران به قبل از سیر حکمت‌مدار برمی‌گردد و معمولا از یونان شروع شده است. با این حال چارچوب خاصی برای تعیین فلسفه نداشته و حتی سقراط و جالینوس را هم در این تاریخ‌نگاری‌ها لحاظ کرده‌اند. درواقع ما بیشتر تاریخ‌نگاری حکمت‌مدار داشته‌ایم تا تاریخ‌نگاری فلسفه به معنای معاصر. در حوزه فلسفه غرب ما با مسئله معادل‌گزینی‌ها هم مواجه هستیم؛ عموما هم آثار یا خیلی ساده و مختصر و چکیده به فلسفه نگاه کرده‌اند یا خیلی مفصل و سنگین. بنابراین لازم بود یک جمع‌بندی و متعادل بین این دو مقوله داشته باشیم و من سعی کرد اثری را برای ترجمه انتخاب کنم که هم ساده و روان‌خوان باشد و هم جامع و کامل. او افزود: کنی خود فیلسوف تحلیلی است و نمی‌توانسته در تاریخ‌نگاری‌های خود از تحلیل چشم‌پوشی کند و به همین دلیل هم تحلیل‌های بدیعی در این اثر او وجود دارد. اگر هم می‌گوییم این کتاب برای مخاطب عام هم قابل استفاده است به معنای اینکه فاقد مطالب و نکات تخصصی است نیست، بلکه کنی تنها لحن خوش‌خوان و مناسبی را برای بیان مطالب فلسفی و نظریه‌های فیلسوفان انتخاب کرده است. نکته مثبت دیگر تاریخ‌نگاری فلسفه کنی این است که تک‌مولف است و یک قلم و بیان منسجم و یک‌دست درباره فیلسوفان مختلف می‌بینیم. نویسنده حتی سعی کرده برخی موارد را لحنی طنز‌آمیز روایت کند. این مترجم حوزه فلسفه تاکید کرد: کتاب «تاریخ فلسفه غرب» آنتونی کنی به‌روزترین اثر در حوزه تاریخ فلسفه‌ای است که در اروپا و ایران چاپ شده و افرادی همچون ویتگنشتاین و دیگرانی که پیش‌تر در کتاب‌های تاریخ فلسفه به آن‌ها پرداخته نشده بود نیز در این اثر جای دارند. من سعی کرده‌ام لحن نویسنده و سبک اثر او را حفظ کنم یعنی اگر او جدی به موضوعی پرداخته با لحن جدی و اگر بیان طنزآمیزی داشته من نیز با همان بیان مطلب را ترجمه کنم.   میثم سفیدخوش نیز در سخنرانی خود گریزی به آثاری تحت عنوان تاریخ فلسفه زد و گفت: اولین نشانه‌های تاریخ فلسفه‌نویسی در اندیشه غرب همراه با شکل‌گیری خود فلسفه بوده، البته اینکه آغاز فلسفی را کجا تعیین کنیم مهم است. من خودم آغاز فلسفه را افلاطون می‌دانم و نه پیش از او. ارسطو نیز ضمن بیان مفاهیم متافیزیک و .. سعی کرده نوعی نگاه تاریخی را نسبت به آنچه بیان می‌کند مشخص کند، یعنی ایده‌اش تعیین اصالت تفکری است که خودش می‌خواهد ارائه بدهد. نکته مهم در تاریخ‌نگاری فلسفه تعیین نقطه دل بریدن و اینکه چگونه می‌توان و باید از سنت‌های گذشته بگذریم و گام‌های طی شده را رها کنیم است.  او ادامه داد: البته تنش میان تاریخ و فلسفه همیشه برقرار بوده؛ چراکه فلسفه خود یک امر ثابت است با ادعای سنت اخلاقی. از همین روست که فیلسوفان وابسته به سنت افلاطون و ارسطو، از امر تاریخی و ورود شیطان زمان به ساحت فلسفه پرهیز می‌کنند. با این حال از زمانی که دانشگاه‌های مدرن در اروپا تاسیس شد و ایده آموزش حقایق مطرح شد دوباره تاریخ فلسفه اهمیت یافت. درواقع دانشگاه‌های اروپای سده میانه (سیزدهم به بعد) فلسفه را مجموعه‌ای از حقایق از پیش گفته شده می‌دانستند که باید آموزش داده شود. این روایت آموزشی نوعی تاریخ فلسفه بدون حساسیت به تاریخ را پدید آورد. یعنی تاریخ فلسفه مجموعه‌ای است از مفاهیم تعریف حق و باطل و ... که توسط فیلسوفان سده‌های گذشته تعیین شده‌اند. سفیدخوش متذکر شد: در سنت فلسفه اسلامی هم همین نگرش به تاریخ را می‌بینیم و به گذشته اشاره‌ای نمی‌شود مگر برای ابطال یا نشان دادن اصالت و روح واحد مباحث. اینجاست که نگاه دکارت به تاریخ و فلسفه تعیین‌کننده می‌شود و ایده تاریخ به مثابه ایده تطور برتری پیدا کرد. پس وقتی با یک اثر در حوزه تاریخ فلسفه روبرو می‌شویم باید تعیین کنیم که در کدام سنت تعریف شده است، سنت دل‌کندن، ابطال یا تطور یا آموزشی. تاریخ فلسفه کنی تداوم سنت مدرسی و آموزش‌محور اروپای قرون وسطی است. بیان ساده‌ای دارد و به دنبال تطور نیست. این هم یک نقص نیست صرفا یک جایگاه است. این استادیار دانشگاه تاکید کرد: با این حال در اثر کنی بحرانی که در سنت مدرسی دیده می‌شد و زمان را یک حقیقت ثابت در نظر می‌گرفت در این اثر قرن بیستمی دیده نمی‌شود. یعنی کنی اینجا به دنبال اثبات حقایق ثابتی که پیش‌تر مطرح‌شده‌اند نیست، و با پیش‌فرض‌های متعادل بدون سوگیری پیش رفته و نگاه ایدئولوژیکی ندارد. از نظر آموزشی اثر خوش‌خوان است و تلاش شده تا فلسفه در پیوند با هنر‌هایی مثل مجسمه‌سازی و نقاشی روایت شود. کنی در اثر خود ابتدا یک نگاه تاریخی ساده به دست می‌دهد و سپس تاریخ فلسفه را مطرح کرده است و ارجاعات خوبی هم به آنچه پیش‌تر گفته شده می‌دهد. با این حال ترجمه اثر با اینکه خوش‌خوان است اما اشتباهات نگارشی و ویراستاری هم دارد. به نظر می‌رسد باید ویراستاری ترجمه را جدی‌تر بگیریم. همچنین محمد زارع‌شیرین‌کندی با بیان اینکه نوشتن تاریخ فلسفه کاری دشوار است، گفت: همراه و هم‌گام شدن با فیلسوفان گذشته برای نگارش اندیشه‌هایشان نیازمند این است که آثار این فیلسوفان با دقت خوانده شود و نویسنده باید با آن فلسفه‌ورزی کند. هرچند در نهایت آنچه که نوشته می‌شود برداشت مولف خواهد بود. پژوهش‌های خشک و سرد قادر به این کار نیستند. متفکران تاریخ تفکر را می‌توانند تجربه کنند. اندیشه همان تاریخ اندیشه است و فلسفه همان تاریخ فلسفه. برای نگارش چنین تاریخ فلسفه‌ای نویسنده باید بر دوره‌های مختلف فلسفه مسلط باشد و فیلسوفان را جدا از موافقت یا مخالفت با آن‌ها در معرض سنجش قرار بدهد و همه این‌ها مستلزم دانش فلسفی است.  او اضافه کرد: برخی فلسفه‌ها پیچیده‌اند و نیازمند مجاهدت برای فهم، به بهانه سختی نمی‌توان یک فلسفه یا فیلسوف را در تاریخ‌نگاری نادیده گرفت. صداقت در بیان آنچه که مولف فهمیده نیز بسیار مهم است و اگر او در جایی نسبت به فهم یک فلسفه ناتوان باشد باید صادقانه این موضوع را بیان کند و انگ نزند که فیلسوف ایدئولوژیک است و دشوارنویس. مورخ فلسفه باید منصفانه عمل کند، نه اینکه هرچه را که پسندید کامل گزارش کند و هرچه را که نه حذف کند. اثر کنی از مطالب و بیان سهل و ساده به سمت سختی و دشواری می‌رود و درواقع یک اثر آموزشی است.  زارع‌شیرین‌کندی یادآور شد: خوشحالم که یک مترجم به تنهایی از پس ترجمه این اثر برآمده چرا که ترجمه‌های مشارکتی عموما یک‌دست نمی‌شوند و تاکنون هم توفیقی نداشته‌اند. ما در جامعه فرهنگی‌ای زندگی می‌کنیم که به تعداد افراد معادل‌گزینی برای یک مسئله فلسفی وجود دارد اما به نظر من اظهارنظر درباره فلسفه غربی هنوز برای ما بسیار زود است.    ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 08 Jul 2019 07:39:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277938/متفکران-می-توانند-تاریخ-تفکر-تجربه-کنند چگونه در محل کار محیط امن‌تری داشته باشیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277934/چگونه-محل-کار-محیط-امن-تری-داشته-باشیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «آرامش در محیط کار» به ما مهارت‌هایی یاد می‌دهد که در مقابل استرس‌ها و فشارهای محیط کار دوام بیاوریم. همچنین به ما می‌آموزد که چطور به یک انتقاد در محیط کار پاسخ بدهیم، چگونه از دیگران تعریف کنیم. با رفتارهای فربینده و یا تصنعی همکارانمان چگونه برخورد کنیم. اگر در موقعیت مشاجره یا نزاع قرار گرفتیم چگونه رفتار کنیم. با رفتارهای پرخاشگرانه چه کنیم. چگونه با مدیریت زمان به همه کارهای خود برسیم. به عنوان یک زن با تبعیض، آزار و اذیت جنسی در محل کار چگونه برخورد کنیم. این کتاب براساس اتفاقات کسانی نوشته شده که از استرس و فشار محیط کار در فرانسه به روان‌درمانگر روی آورده‌اند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:« این باورهای جزم اندیشانه ما هستند که باعث شکل‌گیری احساسات منفی و استرس در ما می‌شوند. برخی از این طرحواره‌های شناختی عبارت‌اند از: «من باید در هر کاری که بر عهده می‌گیرم، موفق شوم»؛ استقلال، «من باید بتوانم به تنهایی از پس کارهای خودم برآیم و گلیم خودم را از آب بیرون بکشم، کمک گرفتن از دیگران نشانه ضعف است!»؛ تأیید، «نباید باعث ناراحتی دیگران شوم!»؛ هوشیاری، «من باید به تمام مسائل اطرافم آگاه باشم»؛ اداره دنیا، «همه کارها باید آن گونه که من پیش‌بینی کرده‌ام پیش بروند.»  در دنیای کار نیز باچنین کلیشه‌هایی مواجه هستیم: «زنان در کار خود احساس مسئولیت کمتری می‌کنند» یا «زنان در مدیریت، نسبت به مردان، مهارت کمتری دارند.» تسلیم شدن در سطح غیرکلامی، یعنی اولین کسی هستید که برای دست دادن، دست خود را دراز می‌کنید. همیشه در برابر شوخی‌ها و جوک‌های جنسیتی هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهید، در جلسه‌های کاری قهوه سرو کنید و رفتارهایی مانند این. تسلیم شدن در سطح کلامی، یعنی جرات شرکت در سخنرانی را نداشته باشید، ارزش کاری که انجام می‌دهید را کم می‌کنید و می‌گویید «کار خاصی نکردم، وظیفه‌ام بود» یا بدون وقفه و مرتب عذرخواهی می‌کنید. به‌جای جمله «ببخشید مزاحتمان شدم» بگویید «الآن آزاد هستید؟» و به‌طور کلی، با میل شدید زنان برای «ببخشید» گفتن‌های مکرر (نسبت به مردان)، مبارزه کنید.» این کتاب از مجموعه کتاب‌های «زندگی بهتر» است که زیر نظر فردریک فانژه روانپرشک فرانسوی منتشر می‌شود و تاکنون دو کتاب از این مجموعه با عناوین «زندگی مشترک جرات می‌خواهد» و «مدیریت رفتارهای یکهویی» توسط انتشارات شمعدونی منتشر شده که در ایران با استقبال مخاطبان روبه روشده و هم اکنون توسط مرکز مشاوره و کلنیک های روانشناسی به مراجعان، توصیه می‌شود. کتاب «آرامش در محیط کار» را مرجان گلریز از فرانسه به فارسی برگردانده است. این کتاب با شمارگان هزار نسخه در 220 صفحه با قیمت 29000 تومان منتشر شده و به پیشخوان کتابفروشی‌ها راه یافته است.       ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 08 Jul 2019 05:29:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277934/چگونه-محل-کار-محیط-امن-تری-داشته-باشیم کنفرانس ارسطوگرایی و افلاطون‌گرایی در تاریخ فلسفه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277899/کنفرانس-ارسطوگرایی-افلاطون-گرایی-تاریخ-فلسفه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کنفرانس ارسطوگرایی و افلاطون‌گرایی در تاریخ فلسفه در روزهای ۱۶ و ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۹ در پاویا، ایتالیا برگزار می‌شود.   برگزارکنندگان کنفرانس در پی بررسی تحولات هر دو افلاطونیسم ـ افلاطون‌گرایی ـ و ارسطو گرایی در سراسر دوره‌های بعد از یونان، عربی، لاتین و مدرن تا فلسفه قرن بیستم هستند. سخنرانی‌ها در زمینه انتقال، تدوین و نوآوری در فلسفه افلاطون و ارسطو است. علاقه‌مندان می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به آدرس ایمیل paola.rumore@unito در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://philevents.org/event/show/72918 مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 07 Jul 2019 09:05:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277899/کنفرانس-ارسطوگرایی-افلاطون-گرایی-تاریخ-فلسفه-برگزار-می-شود