خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Tue, 18 Dec 2018 15:45:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 18 Dec 2018 15:45:39 GMT تاریخ و سیاست 60 رونمایی از «تاریخ اندیشه ایرانی» در اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269321/رونمایی-تاریخ-اندیشه-ایرانی-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، آزرمیدخت فرهیخته‌والا نویسنده این کتاب در این باره گفت: این کتاب از مباحث میان رشته‌ای در حوزه فرهنگ شناسی تاریخی ایران است. من سه بخش اصلی را در این کتاب مورد بررسی قرار داده‌ام: اندیشه اجتماعی ایرانی از دوران عیلامی تا ساسانی، اندیشه فرهنگی ایرانی و اندیشه سیاسی. این کتاب در پنج کرده (فصل) و حدود سی و پنج پرگرد (بخش) ارائه شده و از فرهنگ مادرسالار عهد عیلامی تا اندیشه ایرانی در عهد خسرو انوشیروان را مورد بررسی قرار می‌دهد. این پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ شناسی تاریخی ایران در ادامه افزود: هدف این کتاب اندیشه‌شناسی بوده و در پی ارائه تاریخ دینی نبوده است. منابع اوستایی کتاب حتی تا سده دوم و سوم پس از اسلام را هم شامل شده است. ما پنج گروه منابع اوستایی داریم که مهترین منابع دسته پنجم روایت‌های شفاهی‌ای هستند که در دینکرد در سده‌های دوم و سوم پس از اسلام تعلق دارد. همچنین منابع فراوانی از فرهنگ ما به زبان‌های دیگر گستره تمدن ایران وجود دارد، از ارمنی تا آرامی که نیاز به بازشناسی دارند و شناخت این منابع به شناخت فرهنگ ایران باستان کمک می‌کند. در این کتاب تلاش کرده‌ام این گستره منابع را انعکاس دهم. فرهیخته والا یادآور شد: ما هر کاری که در حوزه فرهنگ باستانی ایرانی انجام داده‌ایم، در حوزه تاریخ بوده و توجه چندانی به مباحث اندیشه‌ای در این حوزه نشده است. شاید به نظر برسد مشکل اصلی ما در ریشه‌یابی مباحث اندیشه، فرهنگ و رسوم و تمدن ایرانی کمبود منابع است. من در این کتاب به منابع گوناگونی از زبان‌های مختلف از ایرانی تا سریانی و ارمنی نظر انداخته‌ام و از مباحث باستان‌شناسی نیز استفاده کرده‌ام. شاخص‌ترین منبع من در این کتاب که به طور ویژه از آن بهره برده‌ام شاهنامه فردوسی بوده است. نویسنده کتاب «تاریخ اندیشه ایرانی» گفت: آداب و رسوم، گاه‌شمار، باورها و فولکلور، مواردی بوده‌اند که در کتاب به آن بسیار توجه شده است. اخلاق در دوره باستان نیز از مواردی بوده که مورد توجه کتاب بوده است. از دیگر موارد مدنظر کتاب خرده‌فرهنگ‌های داخل فلات ایران بوده است. تمدن رنگین‌کمانی امروز ما بازمانده دوران پیشین ماست و ما در بخش خرده‌فرهنگ‌ها مسیحیان، کلیمیان و بودائیان ایرانی را مورد توجه قرار داده‌ایم. وی با اشاره به اینکه این کتاب کامل‌ترین گفتارها در شناخت جنبش فکری مانی و جنبش مزدکیان را نیز ارائه داده یادآور شد: اجتماعی‌ترین و واقع‌گراترین نگاه به مزدکیان را فردوسی در شاهنامه انجام داد. در این کتاب تلاش کرده‌ام با تکیه بر منابع ایرانی و با تداوم ایده فردوسی به جنبش مزدک بپردازم و رویکرد کمونیستی به این جنبش را به چالش بکشم. در انتهای کتاب نیز واژه‌نامه‌ای موضوعی از حیات فکری انسان عهد باستان را از نیمه جلد سوم ارائه می‌دهد. نشست معرفی و بررسی کتاب «تاریخ اندیشه ایرانی؛ اندیشه، فرهنگ و آیین ایرانیان در عهد باستان» فردا چهارشنبه 28 آذرماه 1397 از ساعت 16 الی 19 در سالن همایش‌های کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Tue, 18 Dec 2018 12:14:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269321/رونمایی-تاریخ-اندیشه-ایرانی-اصفهان عبدالکریمی: روشنفکران ما چهل‌سال گذشته گامی رو به جلو برنداشته‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269342/عبدالکریمی-روشنفکران-چهل-سال-گذشته-گامی-رو-جلو-برنداشته-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش یکروزه «چهل سال پس از پیروزی انقلاب ایران؛ آراء و نظریه‌های جامعه‌شناختی در باب انقلاب اسلامی» سه‌شنبه (27 آذرماه) با حضور جامعه‌شناسی و برخی دیگر از استادان دانشگاه در تالار مطهری دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.   در ابتدای این نشست دکتر بیژن عبدالکریمی به طرح مباحث خود پرداخت. وی گفت: «عنوان مطلب من این است که آیا روشنفکران ما در 40 سال پس از انقلاب گامی رو به جلو برداشته‌اند یا نه؟ این سوال نادقیق و گمراه‌کننده به‌نظر می‌رسد با توجه به وجوه گسترده حیات ذهنی بشری نمی‌توان جواب قطعی برای این سوال یافت. اما چرا من این سوال را طرح کردم؟ به این دلیل که قصد دارم نه به‌صورت کلی که به اعتباری خاص به این پرسش نگاه کنم. نگاه من این است که منطق و روش تحلیل روشنفکر ما قبل و پس از انقلاب اسلامی تغییری نکرده است.»   وی سپس به طرح این بحث پرداخت که مساله محوری ما در دو قرن اخیر توسعه‌نیافتگی بوده است و گفت: «ما دو قرن است از این مسأله رنج می‌بریم و به نظر می‌رسد در آینده‌ای نزدیک هم توان حل مسائل خود را نداریم. ادعای من این است که بعد از چهل سال تعمدات عمیقی در جامعه روشنفکری ما صورت نگرفته است. پس سخن نه بر سر تحلیل که بر سر منطق تحلیل و روش تحلیل است. ادعای من این است که یک منطق مشترک در میان ایرانیان وجود دارد در شرایط فعلی میان عوام و خواص اعتراض به وضع موجود شایع است ولی در مورد اینکه راه برون‌شد چیست منطق روشنفکر و عامی یکی است و هیچ‌یک راه برون‌شد و راه‌حلی ندارند.»   عبدالکریمی پرداخت روشنفکرانه به آرمان‌ها را انتزاعی و غیرتاریخی دانست و گفت: «این عقلانیت انتزاعی مهم‌ترین عامل عدم درک ما از شرایط است. جریان روشنفکری دائماً به ایده‌ها تکیه می‌کند بی‌آنکه تحلیل خود از هستی اجتماعی ـ تاریخی ما را ارائه دهد. به اعتبار حرکت از ایده‌ها به سمت واقعیت تفاوتی بین روشنفکر قبل و پس از انقلاب نیست. روشنفکر ما همواره در حال مقایسه خود با غرب است و انتظار تحقق آنچه در غرب شکل گرفته در جامعه خودمان را دارد. اما او در نیافته است که بستر اجتماعی و تاریخی ما متفاوت است.»   وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «دموکراسی و آزادی ایدئولوژی نیستند. اتفاق‌هایی در بطن حیات تاریخی و اجتماعی ما باید به‌وجود بیاید تا این مقوله‌ها محقق شود. روشنفکر ما قبل و پس از انقلاب در پی جانشین کردن ایدئولوژی به جای نهاد بوده است.»   عبدالکریمی افزود: «مساله ما با نقد اخلاقی قدرت حل نمی‌شود ولی تمام نقدهای ما به قدرت ـ اخلاقی بوده است. دغدغه‌مان رفتن آدم‌ها بد و آمدن آدم‌های خوب است. این نقدها رمانتیک است و تا هنگامی که واقعیت سیاسی و اجتماعی تغییر نکند وضع ما همین خواهد بود.»   در بخش دیگری از این همایش دکتر علی دینی ترکمانی به بیان سخنان خود پرداخت. وی گفت: «نقد من بیش از هر چیزی نقد رویکردهای تک‌علتی است و نقد تاکید بیش‌از اندازه در تحلیل‌های ساختارگرا که در نهایت به نوعی جبرگرایی می‌رسند و امید تغییر را از بین می‌برند.»   وی ضمن اشاره به اینکه نمونه این‌گونه از نقدها را در سخنان سخنران پیشین دیدیم گفت: «این موضوع که ساختار اقتصاد ما مبتنی بر نابرابری بوده است این موضوع که فرهنگ ما مشکلاتی دارد و این موضوع که اقتصاد ما نفتی است همواره مبنای تحلیل‌های تک‌عاملی از انقلاب ایران قرار گرفته‌اند. در فرضیه‌های فرهنگ‌مدار از آن‌گونه که آقای عبدالکریمی به آن اشاره کردند اصل ایده این است که جامعه ما هنوز ایلیاتی است و تا این فرهنگ اجتماعی ایلیاتی برقرار است نمی‌شود انتظار زیادی از حاکمان داشت. در این نگاه انقلاب برآمده از یک انقلاب است که باعث می‌شود خشم مردم سرریز شود و حاکمان را سرنگون کند. نتیجه این نگاه این است که امید زیادی نباید داشت.»   وی در نقد این نگاه گفت: «شاخصه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد این نگاه چندان درست نیست از جمله جنبش اجتماعی مبتنی بر شبکه‌های اینترنتی در ایران که در جهان نمونه بوده است و یا موارد دیگر از این دست نشان می‌دهد جامعه جلوتر از ساخت سیاسی حرکت می‌کند.»   ترکمانی افزود: «یک فرضیه دیگر، فرضیه اقتصاد نفتی است که مبنای آن این است که دولت همیشه منابع را در دست داشته و بی‌نیاز از درآمدهای مالیاتی بوده و به همین دلیل پاسخگو نبوده است بنابراین حتی قوانینی که خود وضع کرده را زیر پا گذاشته است. این رویه چرخه برافتادن و برسرکار آمدن حکومت‌ها را نشان می‌دهد و البته بر مبنای آن می‌شود گفت تا وقتی نفت و گاز وجود دارد وضع همین است در حالی که تجربه‌های جهان نشان می‌دهد می‌توان از این بحران‌ها بیرون آمد اگر که دولتی در اصطلاح نهادساز و ساختمان‌ساز داشته باشیم. اصطلاح دولت ساختمان‌ساز یکی اصطلاح مربوط به فلسفه سیاسی توکویل است.»   وی گفت: «من ضمن اینکه معتقد به عوامل ساختاری هستم بنابر تجربه به این نتیجه رسیدم که نقش شخصیت در تاریخ را نمی‌شود نادیده گرفت کافی بود که شاه به هشدارها گوش می‌داد تا روند تغییر کند حتی اگر در زیرساخت‌ها مشکل وجود داشته باشد لازم است تحولاتی از بالا صورت بگیرد تا قطار جامعه از ریلی که می‌تواند به ناکجاآباد ختم شود بیرون بیاید.»   دینی ترکمانی نمونه موفق دخالت از بالا را رویکرد گاندی در هند دانست و گفت: گاندی با وجود فضای به‌شدت پرمناقشه دینی هند دست از آرمان برابری دینی برنداشت و حتی جان خود را برسر این آرمان گذاشت ولی توانست نهادی مانند حزب کنگره را شکل دهد و این نهاد باعث شد که اکنون هند به‌نام بزرگترین دموکراسی جهان مطرح شود. آیا اگر گاندی روش دیگری اتخاذ می‌کرد وضع هند اکنون همین بود؟   وی گفت: زیرساخت اصطلاح در زمان پهلوی هم وجود داشت کافی بود شاه اجازه بدهد تا روند کمی متفاوت شود آن‌وقت زیرساخت‌های فرهنگی یا اقتصاد نفتی نمی‌توانستند جلوی حرکت او را بگیرند. بر این مبنا من معتقدم تحلیل‌های ساختاری تک‌عاملی چندان درست نیست.   او از جمله عوامل موثر در شکل‌گیری انقلاب را حذف نیروهای منتقد، تجددگرایی سنت‌گریز و از سویی دیگر طرح ایده‌های چپ مانند مقابله با سرمایه‌داری کمپرادور و یا ایده بازگشت به خویشتن در سطح جهانی دانست.   آخرین سخنران بخش اول همایش دکتر محمدحسین پناهی بود. وی گفت: موضوعی که من قصد طرح آن را دارم برایند ارزیابی انقلاب است در جامعه‌شناسی انقلاب یکی از مشکل‌ترین مباحث همین بخش است. می‌دانیم که این ارزیابی بر مبنای اهداف انقلاب و ایدئولوژی آن صورت می‌گیرد. ولی ما در چه زمانی می‌توانیم دستاوردهای انقلاب را ارزیابی کنیم.   وی ادامه داد: انقلاب‌ها پدیده‌های مقطعی هستند ولی برای ارزیابی انقلاب این فرایند قاعدتا باید به پایان رسیده باشد و به تعبیر برخی جامعه‌شناسان حدود 50 سال از این پایان گذشته باشد. مساله این است که آیا انقلاب ایران پایان پذیرفته این سوالی است که نوع پاسخ به آن نوعی تعامل و برخورد نیروهای سیاسی با نیروهای داخلی و خارجی را مشخص می‌کند.   پناهی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در اینکه انقلاب‌ها کی تمام می‌شوند نظرات مختلفی وجود دارد. جامعه‌شناسی مانند کریچی برای فرایند انقلاب به 9 مرحله قائل است و جامعه‌شناسی دیگر این فرایند را 5 مرحله‌ای می‌داند. بسیاری از شاخصه‌هایی که جامعه‌شناسان انقلاب درباره مرحله حاکمیت تندروها در حکومت انقلابی مطرح می‌کنند هنوز در ساخت حکومتی ما دیده می‌شود. برهمین مبنا آیا نمی‌شود گفت که فرایند انقلاب ایران هنوز به پایان نرسیده است؟ به گفته کریچی انقلاب فرانسه حدود 90 سال به طول انجامید آیا می‌توان به‌راحتی پذیرفت که انقلاب ایران حدود 20 سال پیش به پایان رسیده است؟   پناهی در بخش پایانی سخنانش گفت: نکته این است که پذیرش پایان نیافتن انقلاب چه آثاری در عملکرد ما دارد متاسفانه از این موضوع در بحث‌های جامعه‌شناختی، سیاسی و روشنفکری خبری نیست. نه دولت‌مردان و نه روشنفکران به این بحث نمی‌پردازند ولی اینکه ما بپذیریم انقلاب هنوز به پایان نرسیده است و به این موضوع بیندیشیم در عملکرد ما اثر بسیاری دارد. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 18 Dec 2018 10:52:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269342/عبدالکریمی-روشنفکران-چهل-سال-گذشته-گامی-رو-جلو-برنداشته-اند از طرح کلان اطلس زبانی ایران تا مستندنگاری کتیبه‌های تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269329/طرح-کلان-اطلس-زبانی-ایران-مستندنگاری-کتیبه-های-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، فریار اخلاقی در نشست تخصصی «هفته پژوهش» هدف اصلی این گروه را مستندسازی، بررسی و پاسداری از میراث زبانی شفاهی ایران، مستندسازی گونه‌های زبانی در خطر ایران، تدوین واژه نامه‌های گویشی و... اعلام کرد. مدیر گروه زبان و گویش رایج پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون پژوهشگاه افزود: پیشبرد طرح اطلس ملی زبانی ایران، تدوین واژه‌نامه توصیفی رده شناسی و... از فعالیت‌های عمده این گروه در سال پژوهشی 96-97 در قالب طرح‌های موظفی بوده است. وی طرح ملی اطلس زبانی ایران را طرح کلان در دست انجام گروه زبان و گویش رایج دانست و تصریح کرد: این طرح که از سال 94 در دست برنامه‌ریزی و اجرا است مستندسازی، بررسی و ترسیم نقشه‌های زبانی رایانه‌ای گستره زبان‌های ایرانی و غیر ایرانی رایج در مرزهای جغرافیایی کشور ایران را در دستور کار دارد. او در تشریح اقدامات صورت گرفته در فاز جدید اطلس زبانی ایران از سال گذشته تا کنون به تجمیع داده‌های گویشی دیجیتال شده و نمونه‌های آوانویسی شده و ایجاد بانک داده‌های گویشی طرح در پژوهشکده، برنامه‌ریزی در جهت تعامل با استان‌ها و هدایت اطلس‌های استانی اشاره کرد. اخلاقی افزود: تکمیل و گردآوری نمونه‌های زبانی 240 آبادی شهرستان خرم آباد از استان لرستان و آغاز گردآوری نمونه‌ای زبانی 876 آبادی باقیمانده از شهرستان‌های الیگودرز، ازنا، درود، بروجرد و دوره، سلسله، دلفان، پلدختر، کوهدشت و رومشکان جهت تکمیل اطلس زبانی ایران و رایزنی با استان‌های هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، البرز، تهران، مازندران، گلستان، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی برای آغاز یا تکمیل گردآوری نمونه‌های زبانی در قالب گردآوری نمونه‌های زبانی از آبادی‌های کشور انجام شده است. وی در ادامه به آوانویسی رایانه‌ای و تدوین اطلس‌های استانی اشاره کرد و صفحه نخست نرم‌افزار اطلس زبانی ایران، مربوط به فراخوانی یک گویش بر اساس تقسیمات جغرافیایی کشور و نام آبادی و صفحه‌ای از نرم افزاری که آوانویسی تفصیلی مصاحبه‌های زبانی در آن انجام می‌شود را نمایش داد. بررسی مستندنگاری سکه‌های نویافته در گنجینه آبگینه مهنار رحیمی‌فر، مدیر گروه متون و کتیبه‌های دوران اسلامی دیگر سخنران این نشست به ارایه گزارشی از فعالیت‌های صورت گرفته در این گروه پرداخت و بررسی کتیبه‌های فارسی جمهوری خودمختار نخجوان، شعر در بناهای تاریخی شهر اصفهان، مستندنگاری مهرهای کتیبه دار اسلامی، مستندنگاری کتیبه‌های خانقاه صفی علیشاه و... را از جمله طرح‌های موظفی خاتمه یافته این گروه اعلام کرد و به تشریح هر یک پرداخت. او در تشریح سایر طرح‌های پژوهشی در حال انجام در این گروه به طرح «بررسی مستندنگاری سکه‌های نو یافته در گنجینه آبگینه، اصول و مبانی شناخت کتیبه‌های دوره اسلامی» اشاره کرد و گفت: گنجینه میراث تهران در عملیات کشف و ضبط آثار تاریخی از قاچاقچیان، به مجموعه‌ای نفیس از سکه‌های دوران مختلف تاریخ ایران دست یافته است، این مجموعه ارزشمند حدود 4500 سکه ایرانی را در بردارد، که شامل سکه‌های پیش از اسلام و بعد اسلام می‌شود؛ از این مجموعه تعداد 400 سکه از دوره‌های تاریخی از قرون دوم تا دوازدهم جهت مطالعه و بررسی انتخاب شده‌اند. وی هدف از این مطالعه را روشن ساختن موارد مهم تاریخی دانست که از بررسی سکه‌ها منتج می‌شود زیرا که سکه‌های سالم از منابع اولیه محسوب می‌شوند که شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، هنری و... عصر خود را بازگو می‌کنند. مستندنگاری 90 درصد کتیبه‌های غیرمنقول دیگر سخنران این نشست فریبا شریفیان، مدیر گروه زبان‌های باستانی و متون کهن به تشریح فعالیت‌های این گروه در پژوهشکده، زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون پرداخت و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، مهاجرت پارسیان هند و پیوند آن با برخی متون حماسی آغاز اسلامی، دستور زبان آرامی باستان، گردآوری مجموعه مقالات همایش میراث زبانی، مستندنگاری کتیبه‌های هیروگلیف اورارتویی ایران و... را طرح‌های موظفی انجام شده این گروه در سال 96 اعلام کرد. او در ادامه به طرح‌های پژوهشی در دست اقدام، مقالات علمی پژوهشی، مقالات همایش‌ها، کتاب‌های چاپ شده و... اشاره کرد و افزود: در سال 1388 طرح ملی اطلس کتیبه‌های ایران باستان به صورت سایت دو زبانه و برای جمع‌آوری اطلاعات کتیبه‌های منقول و غیر منقول استان‌ها طراحی شده است. شریفیان اظهار داشت: اطلس کتیبه‌ها شامل کتیبه‌های غیرمنقول و کتیبه‌های منقول مشتمل بر مهر، گل، سکه، آجر نوشته، سفال نوشته و گل نوشته و... است و هم اکنون حدود 90درصد کتیبه‌های غیر منقول و درصد کمی از کتیبه‌های منقول مستندسازی و وارد سایت ساترا شده‌اند. انجام 21 طرح موظفی در پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون داریوش ذوالفقاری رییس پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون نیز در ادامه این نشست به ارایه گزارشی از فعالیت‌های این پژوهشکده پرداخت و گفت: این پژوهشکده، چاپ 16 کتاب، 21 طرح موظفی، 2 طرح امانی پیمانی، 16 مقاله علمی پژوهشی، 3 مقاله علمی ترویجی، 23 مقاله همایش، 11 چکیده مقاله همایش و برگزاری 1 کارگاه را در کارنامه سال پژوهشی 96-97دارد. او در ادامه به برگزاری همایش و نشست‌های تخصصی همچون زبان مادری، خیام، عزیز خان مکری، آیین نکوداشت حافظ شیرازی، کارگاه کتیبه، سخنرانی میراث مشترک ایران و قفقاز، سخنرانی مشترک ایران و ایرستان و... اشاره کرد و گفت: کتاب‌های سکه‌های ساسانی همدان، کتیبه‌های هیروگلیف اورارتویی ایران، مسجد عتیق شیراز، نوروز نامه خیام و... تعدادی از کتاب‌های چاپ شده در این پژوهشکده هستند. او راهنمای جغرافیای سنگ نوشته‌های پهلوی استان فارس، مجموعه مقالات گروه زبان و گویش رایج شماره 2، زبان آرامی باستان، کودک، استعاره و شناخت، شرح نصاب الصبیان مولانا یعقوب چرخی را از کتاب‌های آماده انتشار این پژوهشکده دانست. در حاشیه این نشست باران ایشانی افوسی به نقالی و شاهنامه‌خوانی پرداخت. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 18 Dec 2018 07:41:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269329/طرح-کلان-اطلس-زبانی-ایران-مستندنگاری-کتیبه-های-تاریخی از راه‌اندازی پایگاه مطالعات راه ابریشم تا انتشار مرمت بناهای تاریخی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269305/راه-اندازی-پایگاه-مطالعات-راه-ابریشم-انتشار-مرمت-بناهای-تاریخی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رییس پژوهشکده ابنیه و بافت‌های فرهنگی-تاریخی از راه‌اندازی پایگاه مطالعات راه ابریشم خبر داد و گفت: سه پایگاه «معماری موقت»، «مدیریت بحران» و «میراث کشاورزی» در دست بررسی است. مهناز اشرفی، با بیان این مطلب در «نشست تخصصی پژوهشکده باستان‌شناسی در هفته پژوهش» به ارایه گزارش عملکرد یک ساله این پژوهشکده پرداخت. او به وجود پنج گروه پژوهشی شامل بناهای تاریخی، بافت های تاریخی، تزیینات وابسته به معماری، معماری دستکند و باغ و منظر اشاره کرد و از «معماری موقت»، «میراث کشاورزی»، «اطلس‌ها و بانک‌های اطلاعاتی»، «پژوهش مجموعه‌ها، گونه‌های معماری و تزیینات» و «مستندسازی و مستند نگاری آثار میراث معماری» به عنوان زیر مجموعه‌های الگوی حفاظت شهرهای تاریخی نام برد. وی در توضیح برنامه‌های مرتبط با اطلس‌ها و بانک‌های اطلاعاتی به تهیه الگو و ساختار اطلس شهرهای تاریخی ایران و فهرست نامه شهرهای تاریخی، مستندسازی ابنیه در چهارچوب سامانه ساترا و بانک اطلاعاتی باغ‌های ایرانی اشاره کرد. اشرفی با بیان این نکته که سامانه ساترا، نخستین طرحی است که می‌تواند به صورت جامع و هماهنگ در این حوزه کار شود، از ورود 6500 اثر ثبتی از طریق پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در این سامانه خبر داد. او با اشاره به تلاش برای استفاده از شیوه‌های نوین در مستندسازی و مستندنگاری آثار میراث معماری گفت: مستندنگاری چهارتاقی‌ها و آتشکده‌های ساسانی در ایران، مستندنگاری 15 اثر معماری دست کند استان لرستان، مستندنگاری دست کندهای خرقان قزوین، مستندسازی باغ مستوفی‌الممالک تهران، امیر سمنان و علی آباد قم و مستند سازی باغ سعادت آباد قزوین (بخش باستان‌شناسی) از جمله فعالیت‌های این پژوهشکده بودند. رییس پژوهشکده ابنیه و بافت‌های فرهنگی-تاریخی در ادامه از مستند سازی کالبدی اجتماعی چهل خانه تاریخی شهر نجف آباد اصفهان، مستندنگاری تزیینات مساجد دوره قاجار استان قم و مستندنگاری مساجد روستایی شهرستان بناب خبر داد. او از جمله پژوهش مجموعه‌ها، گونه‌های معماری و تزیینات به شناخت بازار تهران و قزوین و شناخت الگوهای منظری میراث کشاورزی ایران و همچنین شناسایی سیر تحول گچبری در معماری ایران اشاره کرد. اشرفی از «کاربرد ژئوتکنیک در حفاظت و مرمت بناها و محوطه های تاریخی»، «مستند سازی باغ‌های تاریخی استان آذربایجان شرقی»، «شناسایی و بررسی تاریخی قلعه پولاد بلده» و «شیوه نامه حفاظت و مرمت بنا» به عنوان تعدادی از طرح‌های پژوهشی موظفی پژوهشگران این پژوهشکده نام برد. او افزود: «مستندسازی باغ‌های تاریخی استان فارس»، «شناسایی سردرهای منازل مسکونی حصار ناصری تهران»، «مبانی طبقه‌بندی شهرهای تاریخی» و «جزئیات آجری مساجد تهران قدیم» از دیگر طرح‌های پژوهشی موظفی این پژوهشکده هستند. اشرفی با اشاره به برگزاری همایش معماری دست کند در همدان و سومین کنفرانس بین‌المللی راه ابریشم در تبریز از برگزاری دومین کنفرانس تخصصی توانمند سازی میراث معماری و شهری در برابر زلزله در اسفند ماه سال جاری خبر داد. به گفته وی، پژوهشکده ابنیه و بافت‌های فرهنگی-تاریخی تقریبا هر ماه یک نشست تخصصی برگزار کرده  و بازدید‌های مختلفی از استان‌ها و شهرهای داشته است. او در زمینه انتشار کتاب‌ها و مجموعه مقاله‌ها به چاپ عدل‌نامه، شناخت بازار قزوین، گزارش مرمت بناهای تاریخی ایران (ایزمئو)، مطالعه‌ای در حفاظت معماری جمعه مسجد اردبیل اشاره کرد. در حاشیه این نشست نمایشگاه مستندنگاری آثار معماری نیز برگزار شد. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 18 Dec 2018 06:00:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269305/راه-اندازی-پایگاه-مطالعات-راه-ابریشم-انتشار-مرمت-بناهای-تاریخی-ایران غیبت سیاست در ایران معاصر بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269296/غیبت-سیاست-ایران-معاصر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، غیبت سیاست در ایران معاصر عنوان نشستی است که به مناسبت سالروز تاسیس مدرسه علوم سیاسی در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می‌شود. در این نشست سید ایمان رضوی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی فردوسی درباره «وارونه سازی دانش سیاسی دیرین؛ روایت گونه‌ای از غیبت»، محدثه جزایی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی فردوسی درباره «کسوف کشدار علم سیاست در ایران معاصر»،  روح‌الله اسلامی، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی فردوسی درباره «روایت‌های ضد سیاست در ایران معاصر» و مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی فردوسی درباره «سرگشتگی نشانه‌های سیاست در ایران معاصر» سخن می‌گویند. این نشست سه‌شنبه 27 آذر ساعت 12 تا 14 در آمفی تئاتر دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می‌شود.   ]]> تاریخ و سیاست Tue, 18 Dec 2018 05:16:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269296/غیبت-سیاست-ایران-معاصر-بررسی-می-شود سوم دی‌ ماه پژوهشگران برتر تهران مشخص می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269274/سوم-دی-ماه-پژوهشگران-برتر-تهران-مشخص-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست خبری پنجمین جشنواره پژوهشی جایزه تهران دوشنبه 26 آذر 1397، با حضور مهرشاد کاظمی، معاون فرهنگی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و دبیر جایزه، جبرئیل نوکنده، رئیس موزه ملی ایران، محمدمهدی تدین رئیس مرکز آموزشی هنری دارالفنون و خانی مدیر تبلیغات و بازرگانی بانک آینده در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران برگزار شد. در ابتدای این نشست، کاظمی دبیر جشنواره گفت: «ما از سال 1392 در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر تهران برنامه تقدیر از پژوهش‌های برتر در حوزه تهران را راه انداختیم و امسال موفق شدیم با شکل دادن به برنامه‌های جنبی متنوع و با همکاری نهادهای مختلف جایزه را به حد قابل قبولی گسترش دهیم. به گونه‌ای که اکنون برنامه‌های جنبی جشنواره بسیار پراهمیت شده‌اند.» وی در ادامه رشته‌هایی که در این جایزه مورد توجه قرار گرفته‌اند را این‌گونه معرفی کرد: «کتاب، پایان‌نامه، فیلم، تئاتر، خبرنگاری، عکس، انتشارات برتر، گردشگری، معماری، محیط‌زیست و پیشکسوت حوزه مطالعات تهران.»   او همچنین گفت هر کدام از این رشته‌ها هیئت داوران ویژه خود را دارند و گفت: «مشی ما بنا بر تصمیم شورای سیاست‌گذاری این نیست که رتبه‌بندی خاصی ارائه دهیم و در این دوره جایزه بدون اعلام رتبه‌بندی از هفده نفر تجلیل خواهد شد.»   او زمان و مکان برگزاری اختتامیه جایزه را هم ساعت پانزده سوم دی ماه در مجموعه فرهنگی کاخ گلستان اعلام کرد و افزود: «از روز جمعه 23 آذر برنامه‌های جنبی جشنواره با افتتاح نمایشگاه اسناد تاریخی دوران قاجار در کاخ گلستان آغاز شده است و در همان روز یکی دیگر از بخش‌های جنبی جشنواره که برگزاری نمایشگاه آثار باستان‌شناختی تهران در موزه ملی بود نیز آغاز به کار کرد. او درباره ویژگی‌های نمایشگاه اسناد تاریخی دوران قاجار گفت در این نمایشگاه از برخی اسناد برای اولین‌بار رونمایی می‌شود که از جمله آنها نامه اعتراضی مردم تهران در زمان مظفرالدین شاه در اعتراض به فعالیت قمارخانه‌هاست که این سند به دلیل مهرها و امضاهای متعدد آن اهمیت تاریخی دارد.» کاظمی همچنین گفت: «برنامه‌ریزی کرده‌ایم که در چارچوب برنامه‌های جانبی جشنواره تهران اولین نمایشگاه هنری باستان‌شناسی تهران هم برگزار شود. این نمایشگاه با الهام از اسکلت زن هفت هزار ساله که در خیابان مولوی تهران یافته شد شکل خواهد گرفت و بنا داریم با همراهی شهرداری تهران در ایستگاه متروی مولوی یادمانی برای این بانوی هفت هزار ساله شکل بدهیم.» در ادامه نشست جبرئیل نوکنده رئیس موزه ملی ایران درباره نمایشگاه تهران که از روز جمعه در این موزه برقرار شده و تا سوم دی ماه بازدید از آن رایگان است گفت: «تلاش کردیم در نمایشگاه تهران آثاری را جمع کنیم که بتوانند توالی تاریخ این شهر را نشان دهند. 147 اثر از محوطه‌های باستانی در شهرری، سلطنت‌آباد، قیطریه و... به همراه سکه‌هایی که در تهران کشف یا در این شهر ضرب شده‌اند در این نمایشگاه در معرض دید قرار گرفته است.» به گفته نوکنده بخش عمده‌ای از تمرکز این نمایشگاه بر آثاری است که از تپه چشمه‌علی به دست آمده است. او گفت: «ما از آثار تپه چشمه‌علی که تهران در تمدن شکل گرفته در این تپه ریشه دارد سه شیء شاخص را در این نمایشگاه قرار داده‌ایم. یکی از این اشیاء سفال معروف تپه چشمه‌علی است. علاوه بر آن ما کاسه‌ای با نام کاسه لب‌باریخته را نیز در نمایشگاه قرار داده‌ایم که این کاسه نمودی از سابقه 5200 نگارش در ایران است. شیء دیگری که در معرض نمایش است یک بوته ذوب فلز است که نشان می‌دهد تاریخ ریخته‌گری در تهران به حدود 4000 سال پیش برمی‌گردد.» نوکنده افزود در این نمایشگاه سعی داشتیم آثاری از تمدن شهرری را نیز نشان دهیم. او هدف از برگزاری نمایشگاه را چنین توصیف کرد: «ما قصد داشتیم با برگزاری نمایشگاه شواهد ملموسی از تاریخ تهران را در معرض دید شهروند تهرانی قرار دهیم. موزه ملی به عنوان موزه‌ای که در شهر تهران قرار گرفته است خود را موظف می‌داند به تاریخ تهران نیز توجه کند.» رئیس موزه ملی ایران سخنان خود را با یک پیشنهاد به مسئولان شهری به پایان برد: «امیدواریم موزه کوچک یا ساختمانی در پارک قیطریه داشته باشیم تا بتوانیم آثار به‌دست آمده از تپه قیطریه را آنجا نمایش بدهیم. امید داریم که بتوانیم مکان‌هایی که آثار باستانی در آن کشف می‌شود را به مکان-موزه تبدیل کنیم. این اتفاق می‌تواند هویت فرهنگی شهر را ارتقا ببخشد.» پس از نوکنده نوبت به محمدمهدی تدین رئیس مرکز آموزش هنری دارالفنون رسید که گزارشی درباره برگزاری بخش عکس جشنواره تهران ارائه دهد. وی گفت: «برگزاری این بخش از جشنواره از مرداد تحت نظر شورای سیاست‌گذاری جشنواره آغاز شد و ما در بخش‌های مختلفی نظیر اماکن مذهبی و فرهنگی تهران، جاذبه‌های طبیعی و سیاحتی و نیز بخشی با نام تهران شهر شور و نشاط جایزه را طراحی کردیم. پذیرش آثار این بخش جشنواره در تاریخ 14 آذر به پایان رسید و پس از آن از میان 2165 عکس رسیده به دبیرخانه، 136 اثر به مرحله داوری راه یافتند و از میان آنها پس از سه روز داوری آثاری به عنوان منتخب جشنواره انتخاب شدند که در روز اختتامیه اسامی آنها اعلام خواهد شد.» تدین ضمن ابراز امیدواری برای انتشار مجموعه آثار منتخب به صورت کتاب درباره ویژگی‌های جشنواره گفت: «حضور کم‌سابقه عکاسان پیشکسوت در کنار عکاسان جوان در جشنواره از ویژگی‌های جشنواره است. برخی از عکس‌های ارسال شده بیش از نیم قرن سابقه دارد و برای اولین بار نمایش داده می‌شود.» گفتنی است در بخش پرسش و پاسخ یکی از اعضای هیئت برگزاری جایزه تهران در پاسخ به پرسشی درباره میزان جایزه جشنواره گفت: «این موضوع هنوز اعلام عمومی نشده و در مراسم اختتامیه مشخص خواهد شد.» ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 13:03:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269274/سوم-دی-ماه-پژوهشگران-برتر-تهران-مشخص-می-شوند تهیه و تدوین نقشه باستان‌شناسی ایران روندی سریع‌تر به خود می‌گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269264/تهیه-تدوین-نقشه-باستان-شناسی-ایران-روندی-سریع-تر-خود-می-گیرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، روح‌الله شیرازی رییس پژوهشکده باستان‌شناسی در «نشست تخصصی هفته پژوهش» به تشریح دستاوردهای این پژوهشکده در سال پژوهشی ۹۷ – ۹۶ بر پایه وظایف قانونی پرداخت. او گفت: در حوزه برنامه‌ریزی و تدوین برنامه‌های سالانه، گرو ه‌های مختلف پژوهشی در پژوهشکده باستان‌شناسی برای بهینه‌سازی و ایجاد بستری مناسب و هدفمند برای پژوهش‌های آتی برنامه‌های مفصلی را تهیه و برای اتخاذ تصمیم های بالادستی ارائه کرده‌اند. وی چنین رویکردی را نشان‌دهنده نگرشی کارشناسانه به برنامه‌های پژوهشی دانست و تصریح کرد: یکی از مهمترین برنامه‌هایی که در سال‌های اخیر و خصوصا در بازه زمانی مورد نظر این گزارش مد نظر است، تهیه و تدوین راهبردهایی برای بهینه‌سازی پایگاه اطلاعات داده‌های باستان‌شناسی در واحد نقشه باستان‌شناسی است. رییس پژوهشکده باستان‌شناسی افزود: با تکمیل این روند در سال‌های پیشرو می‌توان امیدوار بود که تهیه و تدوین نقشه باستان شناسی ایران روندی سریع‌تر و بهینه‌تر به خود گیرد. وی به تنظیم اسناد شناسنامه‌ای اشیاء، اشاره و ابراز امیدواری کرد با تکمیل این روند در آینده شاهد تسریع در ثبت و ضبط اشیاء و روند مطالعه آنها باشیم. شیرازی با اشاره به مقوله نظارت گفت: طبق وظیفه حاکمیتی پژوهشکده باستان‌شناسی، یکی از مهمترین دستاوردهای این مرکز در بازه زمانی مورد نظر، اعمال نظارت بر طرح‌های پژوهشی، برنامه‌های پیشنهادی و بررسی صلاحیت علمی افراد برای جذب در کادر هیئت علمی گروه‌های پژوهشی است. به گفته او، در سال جاری اعمال نظارت بر روند فعالیت‌های میدانی برنامه‌های پژوهشی مشترک یکی از اقداماتی است که در دستور کار قرار گرفته است و پژوهشکده بر کیفیت گزارش‌های ارائه شده توسط پژوهشگران مختلف نظارت کرده و نواقص گزارش‌ها را برای بهبود روند گزارش‌نویسی متذکر شده است. وی افزود :پژوهشکده باستان‌شناسی در سال پژوهشی 96-97 با صدور 180مجوز برای بررسی‌های باستان‌شناسی، کاوش، گمانه‌زنی به منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم، گمانه‌زنی استعلامی و مطالعات طرح‌های عمرانی نقش حاکمیتی و مدیریت علمی خود را در فعالیت‌های باستان‌شناسی کشور با نظارت بر اجرای برنامه‌ها ایفا کرده است. رییس پژوهشکده باستان‌شناسی تصریح کرد: در حوزه اجرا به واسطه حضور کادر متخصص در بدنه پژوهشکده باستان‌شناسی، بخشی از توان این افراد در انجام بررسی‌ها، کاو ش‌ها و برنامه‌های تعیین عرصه و حریم به کار گرفته شده است. او ادامه داد که  در این بین، انجام برنامه‌های نجات بخشی یکی از فعالیت‌های پر رنگ پژوهشکده باستان‌شناسی است که اعضاء هیئت علمی و کارشناسان پژوهشکده در شرایط سخت اقلیمی اقدام به انجام برنامه‌های نجات‌بخشی کرده و دستاوردهای مهمی نیز به دست آورده‌اند. وی گفت: در بخش معرفی از دیگر اقدامات مهم پژوهشکده باستان‌شناسی، حمایت از پژوهشگران برای معرفی دستاور دهای پژوهشی است. شیرازی افزود: چاپ و انتشار کتاب‌ها، مقالات و برگزاری نمایشگاه‌ها و شرکت در گردهمایی‌های مختلف توسط اعضاء هیئت علمی و کارشناسان پژوهشکده نمونه‌هایی از مشارکت فعال پژوهشکده در معرفی دستاوردهایش است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 09:36:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269264/تهیه-تدوین-نقشه-باستان-شناسی-ایران-روندی-سریع-تر-خود-می-گیرد رویاهای ناتمام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269166/رویاهای-ناتمام-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشر تیسا کتاب «رویاهای ناتمام؛ بررسی سیاست خارجی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» را منتشر کرد. این کتاب را علی باقری دولت‌آبادی عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج به رشته تحریر درآورده که پیش از این کتاب «از هاشمی تا روحانی؛ بررسی سیاست خارجی ایران» را نیز در نشر تیسا منتشر کرده بود. ناشر در معرفی کتاب «رویاهای ناتمام» چنین گفته است: «آنچه کتاب پیش رو را از سایر آثار مشابه متمایز می‌سازد در سه نکته کلیدی قرار دارد: نخست اینکه تلاش شده برخلاف آثار منتشر شده پیشین در رخدادهای مختلف تاریخی دیدگاه‌ها و اظهارنظرهای آیت‌الله هاشمی -تا جایی که امکان آن وجود داشته است- نقل قول مستقیم شود. دوم اینکه؛ صرفاً به سیاست خارجی ایران در مقطع مذکور پرداخته نشود و شرایط و اوضاع و احوال سیاسی کشور و واکنش ها نسبت به حوادث مختلف نیز توضیح داده شود. سوم اینکه؛ اول بسترهای جامعه در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی و نیز شرایط منطقه و جهان تشریح شود؛ آنگاه به اصول و سیاست خارجی آیت الله‌اکبر هاشمی رفسنجانی پرداخته شود. این کار کمک خواهد کرد تا شرایط زمانه، مقدورات و محذورات ملی و بین المللی بهتر درک گردیده و ارزیابی صحیح تری از سیاست خارجی ایران به دست آید.» کتاب «رویاهای ناتمام» را نشر تیسا در 229 صفحه و با قیمت 33900 تومان در پائیز 1397 منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 08:18:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269166/رویاهای-ناتمام-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-منتشر ​کتاب تاریخ اسلام در جنوب شرقی آسیا نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269246/کتاب-تاریخ-اسلام-جنوب-شرقی-آسیا-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه آموزشی تاریخ با همکاری انجمن ایرانی تاریخ شعبه البرز و انجمن علمی دانشجویی تاریخ نقد و بررسی کتاب تاریخ اسلام در جنوب شرقی آسیا را برگزار می‌کند. این نشست با حضور دکتر محمودرضا اسفندیار(مولف کتاب و دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی)، دکتر حسین محمدی (مدیر گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی) و دکتر محسن معصومی(دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران) برگزار می‌شود. یکی از مهم‌ترین کانون‌های جمعیت مسلمانان جهان، در جنوب شرقی آسیا، یا همان جهان مالایی قرار دارد. این منطقه مهم، مالایی تبارها را که تقریباً همه مسلمان‌اند و در کشورهای برونئی، اندونزی، مالزی، سنگاپور، تایلند و فیلیپین زندگی می‌کنند، در خود جای داده است. اقلیت‌های کوچکی از مسلمانان نیز در کشورهای میانمار، کامبوج، لائوس و ویتنام زندگی می‌کنند. با توجه به فقدان منبع علمی، دقیق و منسجم درباره تاریخ اسلام در جنوب شرق آسیا، نویسنده کوشیده است تصویری تاریخی از روند نفوذ و بسط اسلام در این منطقه از آغاز تا عصر حاضر به خواننده ارائه کند. این نشست یکشنبه 2 دی ماه 1397 ساعت 13 تا 15 در دانشکده علوم انسانی و اجتماعی در خیابان مفتح، دانشگاه خوارزمی، طبقه سوم، سالن کنفرانس برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 07:55:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269246/کتاب-تاریخ-اسلام-جنوب-شرقی-آسیا-نقد-بررسی-می-شود ​تجلیل از خدمات علمی داود هرمیداس باوند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269244/تجلیل-خدمات-علمی-داود-هرمیداس-باوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با همکاری انجمن علوم سیاسی ایران، خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن مطالعات صلح دومین جلسه از سلسه جلسات عصر علوم انسانی به مراسم تجلیل از استاد داود هرمیداس باوند اختصاص دارد. در این مراسم حجت‌الله ایوبی، محمدجواد حق شناس، مهدی ذاکریان، صادق زیباکلام، سید محمدکاظم سجادپور، محمدرضا ضیایی بیگدلی، الهه کولایی، فریدون مجلسی و مجتبی مقصودی نکته‌ها و ناگفته‌هایی از هرمیدانس باوند می‌گویند. این نشست چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت 16 تا 19 در خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی خیابان نجات اللهی(ویلا)، نبش خیابان ورشو، سالن فردوسی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 07:13:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269244/تجلیل-خدمات-علمی-داود-هرمیداس-باوند ​مقایسه منشور کورش بزرگ با اعلامیه جهانی حقوق بشر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269238/مقایسه-منشور-کورش-بزرگ-اعلامیه-جهانی-حقوق-بشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه تاریخ و گروه هنر انجمن فرهنگی افراز با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی نشست هشتم از سلسله نشست‌های بازخوانی تاریخ ایران را برگزار می‌کند. در این نشست منشور کورش بزرگ با اعلامیه جهانی حقوق بشر مقایسه می‌شود. نیمه نخست برنامه سیر تحول تالارهای ستون‌دار در ایران باستان با سخنرانی میلاد محسن‌زاده، دانشجوی دکتری باستان‌شناسی بررسی می‌شود و در نیمه دوم دکتر بهشید ارفع‌نیا، حقوقدان از مقایسه منشور کورش بزرگ با اعلامیه جهانی حقوق بشر سخن می‌گوید. این نشست تخصصی دوشنبه 26 آذر ساعت 17 در سالن خیام خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی خیابان بجات‌اللهی(ویلا)، نبش ورشو برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 06:51:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269238/مقایسه-منشور-کورش-بزرگ-اعلامیه-جهانی-حقوق-بشر آیا سردار اسعد در ترجمه خودسانسوری می‌کرد؟/ هستی‌شناسی ترجمه در دوران قاجار http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267826/آیا-سردار-اسعد-ترجمه-خودسانسوری-می-کرد-هستی-شناسی-دوران-قاجار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ــ محمد آسیابانی:‌ سردار اسعد بختیاری به عنوان یکی از مهم‌ترین کوشندگان انقلاب مشروطه، تلاش‌ فکری و نظامی بسیاری در راستای بیداری ایرانیان ایفا کرد. او به‌جز مجاهدت نظامی و سیاسی در عرصه فرهنگ نیز چهره مهمی بود و خود چند کتاب را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرد. کتاب «عشاق پاریس» از جمله ترجمه‌های اوست که نویسنده اصلی آن مشخص نشده است. این ترجمه که از بسیاری جهات اهمیت خاصی در تاریخ ترجمه در ایران دارد، با تصحیح و کوشش عباسقلی صادقی و سعاد پیرا از سوی نشر تاریخ ایران با شمارگان هزار نسخه، ۵۱۴ صفحه و بهای ۳۸ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. سعاد پیرا بر تصحیح و انتشار «عشاق پاریس» مقدمه مفصلی (بیش از ۱۰۰ صفحه) با عنوان «نهرآب‌های ترجمه در دوران قاجار» نوشته است. این مقدمه تاریخ تحولات ترجمه در دوران قاجار است و خود قابلیت انتشار به عنوان یک کتاب مستقل را دارد. پیرا در این مقدمه به خوبی علت‌های شکل‌گیری نهضت ترجمه در دوران قاجار، موانع مختلف در جریان ترجمه، تاثیر بیشتر شدن حضور غربی‌ها اعم از مستشاران و وابستگان نظامی و سیاسی دولت‌های مختلف و چهره‌های فرهنگی بر تحولات ترجمه در ایران و... را تحلیل و بررسی می‌کند. به باور پیرا مسیر ترجمه در دوره قاجار از دوره عباس میرزا با رویارویی ایران و غرب طی جنگ‌های ایران و روس آغاز می‌شود، سپس در دوره ناصرالدین شاه با ایجاد دارالفنون و دارالترجمه و دارالطباعه روند سیستماتیک می‌گیرد و تا دوره مظفرالدین شاه روند رو به رشدی را نشان می‌دهد. به‌خصوص از اواخر دوره ناصری تا پایان دوره مظفری همراه با تغییرات در برخی از ساختارهای جامعه رنگ و بوی انقلابی و عدالتخواهی نیز به خود می‌گیرد. با او گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه مطالعه خواهید کرد. به نظر می‌رسد در دوران مشروطه دومین نهضت ترجمه در تاریخ تمدن ایران اتفاق افتاد، در نهضت نخست در دوران عباسیان، هرچند اختصاص کامل به ایرانیان نداشت، بیشتر منابع فلسفی ترجمه شدند، اما در دوران مشروطه منابعی ترجمه شده کمتر فلسفی است و بیشتر در حوزه ترجمه منابع آموزشی علوم مختلف و ادبیات تعلیمی قرار می‌گیرد. حتی در ترجمه رمان نیز این وجه تعلیمی بودن اهمیت خاصی دارد. نظر شما در این باره چیست؟ در دوره قاجار بیشترین ترجمه‌ها در دوره ناصرالدین شاه انجام می‌شود، اما ترجمه داستان و رمان بیشتر به دوران مشروطه بازمی‌گردد. در دوران ناصرالدین شاهی دارالترجمه‌ای تاسیس شده و یک انتشاراتی به نام دارالطباعه نیز راه‌اندازی می‌شود. در این نهادها کسانی کتاب‌ها را برای ترجمه انتخاب می‌کنند که یکی از آنها اعتمادالسلطنه است. تقسیمات ترجمه و نوع کتاب‌ها تقریبا گسترده است. در دوره ناصرالدین شاه به دلیل نیاز دارالفنون بیشتر ترجمه‌ها در حوزه‌های مختلف علوم است. به عنوان مثال در این دوره کتاب‌هایی در علومی چون شیمی، فیزیک و حتی عکاسی ترجمه می‌شود. در دوره مشروطه ترجمه‌ها بیشتر در فاز انتقال فکر است و داستان و رمان یکی از راه‌های مهمی است که فکر را انتقال می‌دهد. داستان و رمان در غرب هم عمری طولانی ندارد، بنابراین در آن دوران پس از گذشت حدود ۱۰۰ سال آثار منتشر شده در غرب به فارسی ترجمه می‌شود. به عنوان مثال در دوره مشروطه‌خواهی ایرانیان نخستین ترجمه‌ها از الکساندر دوما انجام می‌شود و این دوران در اصل به فاصله یک قرن از حیات دوماست. دوما در آثارش به انقلاب فرانسه نگاه جدیِ مهمی دارد به همین دلیل هم هرچه به زمان وقوع انقلاب مشروطه نزدیک می‌شویم تعداد ترجمه‌ها از آثار دوما بیشتر می‌شود. فراموش نکنیم که ایرانی‌ها بیشتر برای ادامه تحصیل به فرانسه می‌رفتند و در آنجا درس می‌خواندند، بنابراین بیشترین نگاه ما در ترجمه هم ادبیات فرانسه بوده  و دیدگاه آنها درباره آزادی به ایران منتقل شده است، اما این به معنای عدم توجه مترجمان به ادبیات انگلیس و روسیه نیست. در پیش از مبارزات مشروطه‌خواهی ایرانیان، صنعت چاپ در معنای مدرن آن به ایران وارد شده و ایرانیان قدم‌های نخست برای انتشار کتاب‌هایی با تیراژ بالا را برداشته بودند، اما بفرمایید که این ترجمه‌ها تا چقدر توسط عامه مردم مطالعه می‌شد؟ ما هیچگاه آمار دقیقی از میزان سواد عامه مردم در دوران پیش از مشروطه نداشته‌ایم. ما حتی نمی‌دانیم که چند درصد مردم سواد نوشتن اسم‌شان را داشتند. در دوره ناصری و مظفری میزان سواد عامه مردم بسیار بیشتر از قبل شد و این به دلیل تاسیس و فعالیت دارالفنون و مدارس رشدیه بود. مدارس رشدیه که مدارسی نوین و با سیستم آموزشی مدرن بودند، در شهرهای بزرگ حتی در بوشهر هم فعال شده بودند. در دوره مشروطه حداقل ۱۵ سال از ایجاد مدارس جدید گذشته است، بنابراین دو نسل در ایران تجربه سواد دارند، اما هنوز نمی‌دانیم که دقیقا چند درصد از جامعه سواددار شده‌اند. درباره طبقه اجتماعی باسواد شده‌ها اما می‌دانیم که فرزندان طبقه متوسط به بالا فرصت تحصیل در مکتب‌خانه یا در مدارس نوین را پیدا کردند. بنابراین آمار دقیقی از درصد و میزان سواد در میان مردم نداریم، فقط می‌توانیم بگوییم که نسبت به دوره‌های قبل بیشتر شده است. البته مردم هم در آن دوران نسبت به مساله سوادآموزی نگاه بهتری پیدا کرده و گرایش بیشتری از خود نشان داده‌اند. مسلما ما داریم در مورد طبقه‌ای صحبت می‌کنیم که امکان کسب سواد را داشتند، بنابراین رمان خوانی یا مطالعه هر کتاب ترجمه‌ای دیگر نیز در این طبقه رواج پیدا کرده است. از تعداد شمارگان کتاب‌ها نیز می‌توان به نکات خوبی دست یافت. باید دید تیراژ کتاب‌های چاپ سنگی یا سربی در آن زمان چند نسخه بوده بعد می‌توان گفت که حدودا این تعداد می‌توانند این کتاب را مطالعه کرده باشند. کتاب در آن دوران باید کالایی اشرافی بوده باشد! بله البته که چنین است. چرا که جدای از سواد که مهمترین مساله بود، مگر چند درصد طبقات مختلف جامعه امکان خرید یا تهیه کتاب را داشتند. به هر حال روند ترجمه تکوین پیدا می‌کند. علاوه بر کتاب، چیزهای دیگری که به گسترش ادبیات داستانی کمک شایانی کرد، درج برخی داستان‌ها در پاورقی برخی از روزنامه‌ها بود که به نظر می‌رسد داستان‌خوانی را حداقل در طبقات اشراف و مرفه جامعه رواج بیشتری داد و به عادت تبدیل کرد. به عنوان مثال در دوره ناصری روزنامه دولت علیه ایران پاورقی‌هایی منتشر می‌کرد. نخستین داستانی که در پاورقی این روزنامه منتشر شد «کریستف کلمب» نام داشت که حتماً ترجمه شده بود. همچنین باید بر این نکته تاکید و اشاره کرد از مهمترین بخش دیگر روزنامه‌های دوره قاجار از کاغذ اخبار تا کنون ستون اخبار خارجی بود. احتمالاً این بخش که ترجمه گزیده اخبار و وقایع خارجی بود و در هر روزنامه منتشر شده این دوران به‌صورت مداوم و ثابت ستونی را اشغال می‌کند، توانست بخشی مهمی از سرفصل ترجمه تمرکز و تدام و تکوین بخشد. هر چند که روزنامه‌های این دوران مرتب دستخوش ناملایمات، تغییرات و نوسانات تصمیم گیری‌های نامنسجم فکری حکومتی می‌شدند، اما با این حال این بخش از ترجمه به عنوان یک ستون پایدار و مستمر دوام یافت و تحت شرایط مختلف جزیی لاینفک از اخبار روزنامه‌ها باقی ماند. به طور کل چند موضوع را در ترجمه داستان در این دوران باید مد نظر داشت: اولین نکته واقعی و دنیوی بودن داستان بود که می‌توانست ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد و همه چیز را در خود فرو برد. یکی از این ابعاد رواج نگاه جدید به مسائل جهان پیرامون بود. البته جنبه سرگرم‌کننده داستان بعد دیگر آن بود که می‌توانست از خلال آن حتی جنبه‌های اخلاقی را هم مطرح کند، همان طوری که ما می‌توانیم از سطور ترجمه شده سردار اسعد در داستان «عشاق پاریس» این جنبه را به وضوح مشاهده کنیم. یعنی همان وجه تعلیمی بودن باعث شد تا سردار اسعد «عشاق پاریس» را ترجمه کند؟ حس من این است که کسانی مانند سردار اسعد تلاش داشتند تا چیزی را به جامعه‌شان اضافه کنند و ترجمه یک راه آنها برای این اضافه کردن بود. نوشتن کتاب و روزنامه‌نگاری نیز از جمله راه‌های دیگر برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه به حساب می‌آمد. مترجمان فکر می‌کردند که از طریق ترجمه می‌توانند پلی را بین غرب و جامعه ایران ایجاد کرده و از طریق آن دانش جدید را به ایران منتقل کنند. در این دوران به‌جز رمان، «قرآن کریم» و کتب حدیث نیز ترجمه می‌شوند و تعدادشان هم اتفاقا اندک نیست. فراموش نکنیم که تنها کتاب‌های فرانسوی هم برای ترجمه مدنظر نیست. در این دوران چون عربی دان‌های ایران هم کم نبود منابع عربی مانند کتاب‌های جرجی زیدان و همچنین ترجمه‌های عربی از کتاب‌های انگلیسی زبان نیز به فارسی برگردان می‌شوند. زبان ساده ترجمه «عشاق پاریس» در مقایسه با زبان متونی حتی اخبار روزنامه وقایع اتفاقیه، نشان‌دهنده تحول زبانی و تلاش‌ها برای ساده‌سازی آن است. زبان فاخر مکاتبات درباری و حتی یادداشت‌های اهالی دربار در ترجمه‌ها ساده و عامی‌تر می‌شود. این تحول بر چه ضرورتی انجام می‌شود؟ روزنامه‌ها را عموماً طیف رجال تحصیل‌کرده جامعه که بعضاً ممالک غربی و تحولات آن را دیده بودند منتشر می‌کردند. طبیعتاً آنها نسبت به روزنامه‌های غربی و تحولات انجام شده در کشورهای غربی بی تفاوت نبودند و مسلماً تحت تأثیر آن قرار داشتند، اما باید توجه داشت که حرکت و تحول در ایران بطی‌تر (سست) از آن بود که بتوان تأثیرات را در کوتاه مدت مشاهده کرد. البته به روشنی می‌توان اذعان کرد که روزنامه‌ها یکی از مهمترین وسایل ارتباط جمعی بودند که در راستای ساده‌سازی زبان گام‌های مؤثر برداشتند. برای مثال شما اگر شمارگان دوره‌های مختلف روزنامه دولت علیه ایران را که طی سالیان مختلف و با تغییر نام‌های مختلفی که داشت که در  نهایت نامش به «ایران» ساده شد، ملاحظه کنید، متوجه تحول زبان حتی در همین تیتر این روزنامه خواهید شد که به سوی ساده‌نویسی و کوتاه‌نویسی حرکت کرده است. در بخش اخبار ترجمه‌ای این روزنامه نیز تحول زبانی از شماره‌های نخستین تا شماره‌های پایانی به شدت به چشم می‌خورد. همچنین همین ساده‌نویسی را در بخش‌های مختلف نگارش روزنامه مشاهده خواهید کرد. این دگردیسی در ساده‌سازی زبان فارسی کمک شایانی به روند روزنامه‌نگاری و حتی ساده نویسی در ادبیات منشیان و رجال این دوره می‌کند. بنابراین چندان دور از ذهن نیست که ترجمه سردار اسعد در مقایسه با ترجمه‌های انجام شده در دوران ناصری شیوه نگارش زبانی ساده‌تری به خود می‌گیرد، امری که از قبل این طی ادبیات چند دهه‌ای روزنامه‌نگاری ایران به مرور تکوین و انعکاس یافته و بر سطوح دیگر ادبیات این دوران به آرامی تأثیر می‌گذاشت. «سواد» در جامعه نیز تا این زمان تحرک یافته است و از شیوه‌های آموزش نوین این دوره بهره گرفته بود که البته شاید همین امر در  روند ساده‌ سازی زبان یک عامل عمده به حساب می‌آید. حتی این ساده‌سازی روی زبان شاعران هم تاثیر می‌گذارد. ما در دوران پیش از مشروطه قاآنی شیرازی را با آن ادبیات خاصش داریم، اما در ادامه می‌رسیم به ایرج میرزا که در عین آنکه مضامین غنی و خیال انگیزیِ شاهکاری دارد و از او به سعدی ثانی یاد شده، اما زبانش به شدت ساده است. قاعده عروضی «تقلیل» هم در این دوره بوجود می‌آید که راهکاری است برای استخدام برخی واژگان و حتی واژه‌های فرنگی در قوالب شعر فارسی. بله. ایرج میرزا عالی‌ترین مثال در این موضوع است. شعر او حتی عامیانه‌تر از آثار عارف قزوینی است. ایرج میرزا برای بیان مفهوم مدنظر خود الفاظ رایج در جامعه و حتی واژگان غربی را در غزل‌ها و دیگر اشعارش استفاده می‌کند بدون آنکه دچار ایراد وزنی شود. این ساده‌ شدن زبان اشعار هم فرآیند مهم و مفصلی است که باید یک گفت‌وگوی مفصل دیگر درباره آن داشته باشیم. در این میان مهم این است که ما به ضرورت پژوهش‌های بیشتر درباره روند ترجمه در دوران قاجار رسیدیم. بله. متاسفانه درباره ترجمه در زمان قاجار ما بسیار کم پژوهش کرده‌ایم. عمده کارها معمولا درباره ترجمه کلاسیک بوده است. عبدالحسین آذرنگ کتابی درباره تاریخ ترجمه در ایران تالیف و منتشر کرده است. او در این کتاب کار سنگینی را به انجام رسانده و دوره‌های مختلف تاریخی را بررسی کرده است. علیرغم اینکه برای قلم ایشان احترام بسیار قائلم اما معتقدم که بررسی دوره‌های مختلف نمی‌تواند کار را تخصصی کند. من برای نگارش مقدمه «عشاق پاریس» ناچار شدم از سرفصل‌های بسیاری بگذرم تا بتوانم بر این نکته تاکید کنم که چه کارهایی به راحت شدن مسیر ترجمه برای انتقال دانش‌ها و نگرش‌های روز به ایرانیان دوره قاجار کمک کرد. آقای آذرنگ بحث را از دوره هخامنشی آغاز کرده و به دوران معاصر رسیده است که هرکدام از اینها یک سرفصل بزرگ است. فصلی هم به دوره قاجار در پژوهش آقای آذرنگ اختصاص پیدا کرده، اما به هر حال کافی نیست. ترجمه در دوران قاجاریه خودش چند سرفصل مهم دارد: ترجمه رسائل آموزشی، ترجمه داستان و رمان، ترجمه متون فلسفی و... هرکدام مباحث طولانی دارد و می‌شود برای هرکدام از آنها یک کتاب نوشت. حتی می‌توان خود ترجمه‌ها را بررسی و مقایسه کرد. سردار اسعد هشت کتاب ترجمه کرده و این مهم است که هرکدام از این کتاب‌ها را با متن اصلی یا حتی با ترجمه یک زبان دیگر مقایسه کرد و فهمید که در کدام پاراگراف‌ها انتقال معنایی کامل صورت گرقته و در کدام قسمت‌ها صورت نگرفته است. خود سردار اسعد در مقدمه‌اش بر کتاب می‌نویسد که تلاش من بر این بود که خود خواننده پس از مطالعه کتاب متوجه شود که حق مطلب ادا شده است. بنابراین خود او سعی کرده تا مفاهیم را کامل انتقال دهد. او همچنین در فرانسه سعی می‌کرد تا کتاب‌های مختلف را بخواند و تهیه کند تا بعدها بتواند برای ایرانی‌ها آن کتاب‌ها را ترجمه کند. نکته دیگری را که نباید فراموش کرد این است که سردار اسعد باز خودش اشاره می‌کند که برگردانش عین متن اصلی نیست و برخی از قسمت‌ها را به دلیل طولانی بودن حذف یا خلاصه کرده است. مخاطب هم پس از مطالعه متوجه می‌شود که برخی از قسمت‌های متن حذف شده است. شاید سردار اسعد گمان می‌کرد که جامعه ظرفیت شنیدن همه مطالب آن رمان را نداشته باشد. یعنی خودسانسوری کرده است؟ مجبور است این کار را بکند. برخی مواقع هم مترجمان ناچار می‌شدند متن را ایرانیزه کنند. به عنوان مثال در ترجمه «طبیب اجباری» مولیر، اکثر نام‌ها ایرانی است و قاعدتا وقتی کاراکترها ایرانی می‌شوند باید قاعده‌های رفتاری آنها نیز ایرانی شود، بنابراین مترجم ناچار می‌شود در ترجمه نیز دست برده و حتی ژست‌های کاراکترهای نمایش را نیز تغییر دهد. در آن زمان جامعه نسبت به پذیرش مفاهیم جدید در ترجمه‌ها، جامعه بازی بوده است، اما بودند مترجمانی که گمان داشتند ممکن است برخی از مفاهیم مطرح شده در کتاب تاثیر منفی روی مردم داشته باشد. به نظر شما چرا مترجمان به خودسانسوری روی می‌آوردند؟ سانسور از نهاد قدرت وجود داشته. مثلا شخص ناصرالدین شاه بر روند ترجمه‌‌ها شدیدا نظارت می‌کرد. در مقدمه کتاب به این نکته اشاره کرده‌ام که مسئولان روزنامه متنی فرانسوی را درباره حقوق و قانون داشتند که می‌خواستند ترجمه آن را منتشر کنند. به همین دلیل از یک مهندس فرانسوی در ایران دعوت به کار می‌کنند. او ترجمه کرده و ناصرالدین شاه آن را می‌خواند و خشمگین می‌شود، انگار که آن متن خطاب به خود ناصرالدین شاه بوده است و همین مساله باعث قطع همکاری با آن مهندس فرانسوی می‌شود. از دوران مظفری تا پیش از ظهور رضاشاه چطور؟ سانسور از نهاد قدرت وجود داشته است؟ ترجمه‌هایی که در دوره رضاشاه انجام می‌گیرد با ترجمه‌های قاجاریه تفاوت زیادی دارد. هجوم اندیشه در دوره رضاشاهی و تنوعش با دوران قبل تفاوت دارد. در دوران مشروطه، آزادی حکمفرماست و همین باعث راحتی ترجمه و انتقال مفاهیم می‌شود. البته دوران مشروطه دوران هرج و مرج هم هست و نمی‌توان یک دوران هرج و مرج را با دوران اقتدار رضاشاهی مقایسه کرد. البته منظور من از طرح دو سوال قبلی بیشتر ناظر بر خود مترجمان بود که هرچیزی را ترجمه نمی‌کردند و این روند به دلیل اجبار از نهاد قدرت نبود. به عنوان مثال چه کسی می‌توانست به سردار اسعد حکم کند که چه چیزی را ترجمه کند یا نکند یا اینکه بر فرض فلان فصل از کتابش را حذف کند؟ ایشان دو سال پیش از مشروطه ترجمه‌اش را کار می‌کند و آن زمان هیجانات تازه در حال شروع شدن بود. در همین دوران ما رمان «شمس و طغری» را هم داریم. در فصل آق‌قویونلوهای این کتاب هم نمادها و المان‌های انقلاب مطرح می‌شود. در این دوران سردار اسعد هنوز به آن سردار مقتدر مشروطه خواه نشده است. اما قدرتمند بوده است؟ بله، اما هنوز سردار اسعد قهرمان انقلاب نشده است. سه سال بعد است که او به عنوان سردار انقلاب به شکستن دوره استبداد اقدام می‌کند، اما در اینکه او آزادانه می‌اندیشید شکی نیست. به نظرم اگر در دوره اقتدار ادامه پیدا می‌کرد، بسیاری می‌توانستند جلوی او را بگیرند. البته در دوران اقتدار رضاشاهی هم ما کتاب‌هایی قابل بحثی را شاهد هستیم که ترجمه و منتشر شدند و کسی مزاحم انتشار آنها نشد. نمی‌توان درباره ترجمه در دوران قاجار صحبت کرد و از شخصیت ذکاءالملک فروغی غافل شد. درباره تاثیر او در جریان ترجمه ایران هم برای مخاطبان ما صحبت کنید. در هنگامی که اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات و دارالترجمه بود، محمدحسین در کار مطبوعات با او همکاری می‌کرد و بعد به عنوان مدیر دارالترجمه انتخاب شد و به عنوان مترجم زبان عربی و فرانسه با حقوق ماهی ۴۰ تومان استخدام بود. محمدعلی فروغی پسرش نیز در بخش سیاسی و هم فرهنگی و ادبی جایگاه ویژه‌ای دارد، بنابراین هر دو این شخصیت‌ها چه در بخش سیاسی و چه در بخش فرهنگی و ادبی سوابق غنی دارند  که بسیار قابل اعتنا و قابل بحث است. حتی می‌توان هر کدام را یک سرفصل پژوهشی دانست. ذکاءالملک پدر در روزنامه تربیت تاریخ ایران را  می‌نویسد که البته بسیاری معتقدند آن مطالب تالیف نبوده بلکه ترجمه است. من هم اعتقاد دارم آن مطالب ترجمه به نظر می‌آید. با این حال این دو شخصیت بسیار مهم هستند. البته در دوره‌های بعد مشخص می‌شود که برخی از تالیفات محمدعلی فروغی هم در اصل ترجمه بوده است؟ نمی‌دانم باید دقیق در این باره تحقیق کرد تا بتوان نظری دقیق‌تری داشت، شاید به آن کتاب‌ها نیز چیزی افزوده یا کم می‌شده است. این شاخص متدوال ترجمه‌های آن دوران بود ولی تا تحقیق درستی در باره بررسی متن انجام نگیرد، نمی‌توان قاطعانه نظر داد. تغییر یا دستکاری در متن روالی بود که حتی تا زمان ترجمه‌های ذبیح‌الله منصوری ادامه یافت. مثلا متن اصلی کتاب «خداوندگار الموت» یک مقاله بوده که او آن را گسترش می‌دهد و به کتابی حجیم تبدیل می‌کند. شاید به همین دلیل است که بسیاری کتاب‌های منصوری را زیر تیع نقد می‌برند. البته باید اذعان کنم که منصوری هم نویسنده است و هم مترجم. در مورد ذکاءالملک هم ممکن است در ترجمه اضافاتی یا کاهش‌هایی داشته باشد. اما در اینکه او در بخش فرهنگی و بخصوص ترجمه جایگاهی ویژه دارد و از بانیان فرهنگستان است شکلی نیست. همانطور که گفتم فروغی‌ها هر کدام سرفصلی را برای تاریخ نگاری شخصیت‌ها را تشکیل می‌دهند که در این فرصت کم مجال پرداختن به آنها نیست. البته کار اندیشمندانی چون ذکاءالملک‌ها با ذبیح‌الله منصوری زمین تا آسمان تفاوت دارد. مسلماً تفاوت دارد، با این حال در مورد منصوری هم باید با تأمل سخن گفت. بزرگترین خدمت او به جامعه، علاقه‌مند کردن مردم به تاریخ کشور بود. ذکاءالملک هم در «تاریخ ایران» همین کار را در زمان خود کرد. منصوری شیوایی بیان و گفتار را داشت که او را هم به عنوان یک روایتگر قصه‌های تاریخی متمایز می‌کند. بنابراین او در طبقات مختلف عامه کتابخوان تاثیر گذاشت. «خواجه تاجدار» را تقریبا همه ایرانی‌ها خوانده‌اند و می‌شناسند، هر چند که مورخان به او اعتقادی ندارند. نمی‌خواهم بگویم که ذکاءالملک و منصوری هم وزنند، البته منصوری در نگارش تاریخ اشتباهات محرزی در تاریخ داشت، اما تاثیرش در گشودن راه تاریخ به قلب مردم را نمی‌توان در نظر نگرفت. ذبیح‌الله منصوری فقط به عنوان یک مترجم کار نمی‌کرد، او نویسنده هم بود، نویسنده‌ای که  مستقیم با جامعه‌اش ارتباط برقرار می‌کرد. آثار صادق هدایت که نویسنده منحصر به فردی است را همه طبقات نمی‌خواندند، اما کتاب‌های ذبیح‌الله منصوری را بسیاری از طبقات خوانده‌اند. گرچه بین صادق هدایت و او فاصله عمیقی در سطح ادبیات وجود دارد. اما حداقل در گرایش به مطالعه تاریخی نسل گذشته تأثیر عمیقی داشته است. منصوری نوشتاری شیوا و نافذ داشت، شاید آثار منصوری مورد توافق روشنفکران یا مورخان معاصر نباشد، اما او توانست در میان طبقات مختلف جامعه راه یابد. محرکات بسیاری برای نفوذ بر طبقات جامعه لازم است و لااقل ذبیح‌الله منصوری توانست بخشی از نسل گذشته را در تاریخ همراه خود می‌کشید. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 17 Dec 2018 06:22:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267826/آیا-سردار-اسعد-ترجمه-خودسانسوری-می-کرد-هستی-شناسی-دوران-قاجار اسناد نقش مهمی در حفظ هویت ملی و فرهنگی گذشته و حال دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269205/اسناد-نقش-مهمی-حفظ-هویت-ملی-فرهنگی-گذشته-حال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، پایگاه اطلاعاتی آذرسا به نشانی lib.richt.ir امکان دسترسی به بیش از 80 هزار رکورد اعم از کتاب‌های فارسی، لاتین، مقالات، گزارش‌ها، مواد دیداری شنیداری و دیگر انواع منابع موجود در مرکز اسناد و کتابخانه پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری را برای پژوهشگران فراهم می‌کند. فریبا فرزام رییس مرکز اسناد و کتابخانه پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری این مطلب را در «نشست تخصصی هفته پژوهش» مطرح کرد و افزود: اسناد به عنوان بخشی از یادواره‌های مشترک مردم جهان، نقش مهمی در حفظ هویت ملی، دینی و فرهنگی گذشته و حال دارد به همین دلیل آرشیوها را پلی میان گذشته و آینده می‌دانیم. او با بیان اینکه یکی از ویژگی‌های مهم در آرشیوها، سازمان یافتگی آن هاست تصریح کرد: آرشیو بر اثر فعالیت و کار سازمان‌ها یا افراد ایجاد می‌شود و رشد و توسعه پیدا می‌کند ولی آرشیو تنها برای نگهداری اسناد قدیمی و تاریخی نیست، بلکه اسنادی که در زمان حال و آینده نیز به وجود می‌آید و به نحوی ارزش نگهداری دائم پیدا می‌کند منابع آرشیوی تلقی می‌شود. به گفته فرزام، آرشیوها دارای کارکردها و وظایف مهمی هستند که از جمله این وظایف، حفظ و نگهداری اسناد است. او افزود: مرکز اسناد پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از مراکز آرشیوی با وظایف ملی در کشور است که در راستای فعالیت های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری  و به منظور ارائه خدمات به پژوهشگران و علاقه‌مندان، فعالیت می‌کند. به گفته رییس مرکز اسناد و کتابخانه پژوهشگاه، این مرکز با گردآوری انواع مدارک اعم از منابع چاپی و غیرچاپی در زمینه‌های باستان‌شناسی، مرمت، معماری و شهرسازی، مردم‌شناسی، زبان و گویش، موزه‌داری، هنر، گردشگری، ایران‌شناسی و دیگر شاخه‌های مرتبط با میراث فرهنگی به زبان‌های فارسی، لاتین و عربی فعالیت دارد. او با بیان اینکه مرکز اسناد و کتابخانه در چارچوب تشکیلات پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، یکی از مدیریت‌های معاونت پژوهشی است، افزود: این مرکز که در گذشته با عنوان مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی در حوزه معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور فعالیت می کرد  همزمان با تغییرات تشکیلاتی این سازمان در سال 1382 و تشکیل پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در سال 1383، با عنوان جدید مرکز اسناد و کتابخانه در زیرمجموعه این پژوهشگاه به کار خود ادامه داد. وی گفت: هسته اولیه منابع این مرکز از انتقال منابع موجود در سازمان‌ها و مراکزی که سازمان میراث فرهنگی کشور از ادغام آن‌ها تشکیل شد پدید آمده است. به گفته فرزام، موضوعات اصلی منابع اطلاعاتی موجود در این مرکز با تنوع شکلی قابل توجه اعم از کتاب، نشریه، گزارش، عکس، فیلم، نقشه و بسیاری انواع شکلی دیگر به مرور زمان به تمام موضوعات مرتبط با میراث فرهنگی، هنرهای سنتی و گردشگری توسعه یافته است. او تصریح کرد: زبان اصلی منابع این مرکز فارسی است ولی کتاب، نشریه و دیگر مدارک نیز به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلمانی و سایر زبان‌ها گردآوری شده و پایگاه اطلاعاتی آذرسا با نشانی lib.richt.ir، امکان دسترسی به اطلاعات منابع موجود در این مرکز را برای پژوهشگران فراهم می کند که مراحل استفاده از آن در بخش فراخوان سایت پژوهشگاه (richt.ir) موجود است. وی در ادامه نکات کلی و رئوس فعالیت های انجام شده در مرکز اسناد پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در دوره زمانی یکساله از مهر 1396 تا مهر 1397 را به همراه تصاویر ارایه کرد. او سامان دهی و نظافت مخازن مرکز اسناد، وضعیت ورودی مرکز اسناد پس از انتقال مدارک میراث استان تهران، قرائت خانه بعد از سامان دهی اسناد، آماده سازی انبار جدید، سامان‌دهی تابلوهای نمایشگاهی، سامان‌دهی گزارش‌ها، پایش محیطی مرکز اسناد و کتابخانه، نقشه‌های بناهای تاریخی، عکس‌ها، نگاتیو، تهیه فهرست و آمار منابع دیجیتال موجود در مرکز اسناد و... را بخشی از این فعالیت ها اعلام کرد. فرزام در ادامه با اشاره به فعالیت‌های صورت گرفته در کتابخانه پژوهشگاه؛ آماده سازی انبار جدید، ساماندهی 350تابلوی نمایشگاهی، بهبود فضای کار و ایجاد قرائت خانه برای ارایه خدمات آرشیوی، پایش شرایط محیطی، آماده‌سازی 2400گزارش از مدارک میراث فرهنگی، قفسه‌خوانی موجودی کتابخانه و... را از فعالیت‌های سال گذشته این مرکز اعلام کرد. رونمایی از 12 عنوان کتاب در حوزه میراث فرهنگی در ادامه این نشست افشین کرمی رییس مرکز معرفی فرهنگی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به ارایه گزارشی از انتشارات، نمایشگاه‌ها، دستاوردهای حوزه پژوهش و ... پرداخت. او با اشاره به رونمایی از 12 عنوان کتاب جدید در مراسم افتتاحیه هفته پژوهش افزود: کتاب‌های ارزشمندی در حوزه‌های مختلف میراث فرهنگی اعم از باستان‌شناسی، حفاظت و مرمت، گردشگری، مردم‌شناسی و... در سال پژوهشی گذشته از سوی این مرکز به چاپ رسیده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 16 Dec 2018 11:31:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269205/اسناد-نقش-مهمی-حفظ-هویت-ملی-فرهنگی-گذشته-حال آيين رونمايی از آثار در دست چاپ و طرح‌های پايان‌يافته‌ بنیاد ایران‌شناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269180/آيين-رونمايی-آثار-دست-چاپ-طرح-های-پايان-يافته-بنیاد-ایران-شناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از  روابط عمومی بنياد ايرانشناسی، همزمان با «هفته پژوهش»، بيش از 30 جلد از طرح‌های پايان یافته و آثار در دست چاپ بنیاد ایرانشناسی، در يازدهمين نشست از سلسله نشست‌های «دوشنبه‌هاي ايرانشناسی» رونمایی خواهند شد. در اين نشست كه صبح روز دوشنبه 26 آذرماه 1397، از ساعت 9 تا 12 برگزار مي‌شود، حضرت آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌ای، رئيس بنياد ايرانشناسی و محمدرضا مخبر دزفولی، دبير شورای عالي انقلاب فرهنگی، به‌مناسبت «هفته ‌پژوهش» سخنرانی می‌کنند. همچنين در این نشست بیش از 30 جلد از طرح‌های پايان یافته و آثار در دست چاپ بنیاد ایرانشناسی همچون کتاب‌های: «شهرهای ایرانشهر»، «سهم ایران در علوم قرون وسطی»، «دریانوردی در ایران از آغاز تاکنون»، «مناسبات قدرت در منطقه خلیج فارس (با تأکید بر رقابت‌های اقتصادی)»، «مجموعه مقالات باستانشناسان جوان»، «جشن‌ها و مناسبت‌های ایران»، «دانشنامه غير منقول» و طرح‌های: «دانشنامه ایرانشناسی استان‌ها»، «دانشنامه علوم ایرانی، نجوم و کیهان‌شناسی»، «ایرانشناسی، اخلاق، عادات و سنن ایرانی»، «ایرانشناسی برای دوره‌های آموزشی مدارس»، «ایرانشناسی برای دانشگاه‌های ایران»، «اطلس گاه‌نگاری ایران بر اساس داده‌های مطلق»، «وحدت اقوام ایرانی»، «دایرهالمعارف صنایع دستی» و... رونمایی می‌شوند. تقدير از دانش‌آموزان برتر المپياد نجوم و نيز دانشجویان برتر دوره‌های کارشناسی‌ارشد و دکتری بنیاد ایرانشناسی از دیگر برنامه‌های بنياد ایرانشناسی در اين روز خواهد بود. علاقه‌مندان به شركت در اين برنامه می‌توانند به نشانی تهران، خیابان شیخ بهایی(جنوبی)، خيابان ايرانشناسی، پایین‌تر از بزرگراه شهید همت، بنیاد ایرانشناسی مراجعه كنند. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 16 Dec 2018 08:03:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269180/آيين-رونمايی-آثار-دست-چاپ-طرح-های-پايان-يافته-بنیاد-ایران-شناسی «اروپا از دوران ناپلئون» به چاپ پنجم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269143/اروپا-دوران-ناپلئون-چاپ-پنجم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشر نی چاپ پنجم کتاب اروپا از دوران ناپلئون نوشته دیوید تامسن را در دو جلد منتشر کرد. این کتاب که با همت احد علیقلیان و خشایار دیهیمی به فارسی ترجمه شده در سال 1387 عنوان اثر شایسته تقدیر کتاب فصل را کسب کرده است. نویسنده کتاب دیوید تامسن که از اساتید به نام تاریخ در کشورهای انگلستان و آمریکا بوده است علاوه بر این کتاب، کتاب‌های دیگر نظیر «تاریخ جهان از 1914 تا 1961» و «تاریخ دموکراسی در فرانسه» را نیز در زمینه تاریخ عمومی جهان به رشته تحریر درآورده است. دیوید تامسن در سال 1970 در 58 سالگی درگذشته است. «اروپا از دوران ناپلئون» که تاکنون ده‌ها بار در انگلستان و ده‌ها بار در امریکا تجدید چاپ شده است، اکنون یکی از کتاب‌های مرجع درباره تاریخ اروپای مدرن به‌حساب می‌آید. این کتاب بر اساس این اعتقاد نوشته شده که اروپای پس از ۱۷۸۹ را فقط با پژوهش در نیروهای فراگیری می‌توان درک کرد که در طول زمان بر شکل‌گیری اروپای مدرن از بریتانیا تا بالکان تأثیرگذار بودند. تامسن در این کتاب بر عواملی کلی نظیر رشد جمعیت، صنعتی‌شدن، توسعه‌ ماوراء بحار، دموکراسی و سوسیالیسم، ناسیونالیسم، روابط میان جنگ و انقلاب تأکید می‌گذارد. او این عوامل کلی را، نه کشور به کشور، بلکه مرحله به مرحله مورد بررسی قرار می‌دهد تا شکل‌گیری تمدن اروپایی در طول یک قرن و نیم را به صورت کلی پیوسته به ما بنمایاند. حاصل کار تاریخی‌ است با تمام جزئیاتی که سهمی بسزا در شکل‌گیری اروپای مدرن داشته‌اند و طرح کاملی را از گذشته پیش چشم خواننده می‌آورند.  چاپ پنجم کتاب دو جلدی «اروپا از دوران ناپلئون» را نشر نی در 1472 صفحه و با قیمت صدوچهل هزار تومان در پائیز 1397 منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 16 Dec 2018 06:45:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269143/اروپا-دوران-ناپلئون-چاپ-پنجم-رسید آشنایی با کاغذهای دست‌ساز ژاپن در تالار زنده‌یاد ایرج افشار http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269164/آشنایی-کاغذهای-دست-ساز-ژاپن-تالار-زنده-یاد-ایرج-افشار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آشنایی اجمالی با انواع کاغذهای دست‌ساز ژاپن و طریقه ساخت آن‌ها (یوشیفوسا سه‌کی) عنوان نشست سوم از سلسله نشست‌های پژوهشی یادبود ایرج افشار است. این نشست تخصصی شنبه یکم‌دی ماه ساعت 14 تا 17 در تالار ایرج افشار برگزار می‌شود. نمایشگاهی از کاغذهای دست ساز ژاپن نیز از برنامه‌های جنبی این نشست است. 105 سال پس از میلاد مسیح، شای لون (فردی چینی) کاغذی اختراع کرد که به صورت دستی تولید می‌شد. مواد اولیه این کاغذ قطعه‌های پارچه، طناب و تورهای قدیمی ماهیگیری بود. این مواد را در آب فراوان خیس می‌کردند و می‌کوبیدند، با این کار فیبر الیاف از هم جدا شده و خمیری خیس تولید می‌شد. لایه نازکی از این خمیر را روی توری پخش می‌کردند و با نور خورشید خشک می‌کردند، با این عمل کاغذ تولید می‌شد. این روش امروزه نیز استفاده می‌شود. چینی‌ها با مخفی کردن این روش به مدت 600 سال باعث کندی در انتقال این روش شدند. ژاپنی‌ها اولین افرادی بودند که بعد از چینی‌ها به این فناوری دست یافتند. 100 سال بعد عرب‌ها تصادفا تعدادی از کاغذسازان چینی را اسیر کردند و این روش را کشف کردند و در قرون وسطی به کشورهای اروپایی از جمله اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان منتق کردند. سرانجام در قرن بیستم این فناوری از آمریکا به ژاپن منتقل شد و دور کاملی در دنیا زد و تا امروز هم فناوری کاغذسازی از الیاف و مواد گیاهی باقی مانده است. در حال حاضر آزمایشاتی بر روی ساخت کاغذ از مواد مصنوعی و حیوانی در دست انجام است. کاغذی از مواد مصنوعی در بازار موجود است که استفاده از آن‌ها در موارد خاصی صورت می‌گیرد.   تالار ایرج افشار در میدان انقلاب، خیابان انقلاب، دانشکاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران واقع شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 16 Dec 2018 06:06:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269164/آشنایی-کاغذهای-دست-ساز-ژاپن-تالار-زنده-یاد-ایرج-افشار چاپ 13 عنوان کتاب از سوی موزه ملی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269162/چاپ-13-عنوان-کتاب-سوی-موزه-ملی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، جبرئیل نوکنده رییس موزه ملی ایران این  در مراسم افتتاحیه هفته پژوهش که به همت پژوهشگاه برگزار شد، با اشاره به برنامه‌های پژوهشی موزه ملی ایران در سال پژوهشی گذشته گفت: گروه پژوهشی موزه ملی ایران در بخش‌های 10گانه پارینه سنگی، سفال، استخوان‌شناسی، پیش از تاریخ، تاریخی، اسلامی، مهر و سکه، کتیبه‌ها، حفاظت و مرمت و کتابخانه فعالیت می‌کند. نوکنده با اشاره به انجام پروژه‌های حفاظت و مرمت آثار فرهنگی تاریخی گفت: در مجموع در این مدت 595 شی شامل سفال و سرامیک، سنگ، چوب، گل مهر، عاج و... در این مرکز مورد حفاظت و مرمت قرار گرفته‌اند. رییس موزه ملی ایران با اشاره به این نکته که در یک سال گذشته، 101 نفر از 40 مرکز تحقیقاتی برای انجام کارهای پژوهشی به موزه ملی ایران مراجعه کرده‌اند، مهمترین اصل در انجام کارهای پژوهشی را دفاع از حقوق موزه‌ای موزه ملی ایران عنوان کرد. وی با اشاره به چاپ  13 عنوان کتاب سال گذشته در حوزه پژوهش توسط موزه ملی ایران از انجام بیش از 15 پژوهش از سوی کارشناسان این مرکز در مدت یاد شده خبر داد. او برگزاری 20 نشست تخصصی در حوزه باستان‌شناسی طی یک سال گذشته را از دیگر برنامه‌های موزه ملی ایران در این حوزه اعلام کرد و گفت: ساماندهی مجموعه‌های مطالعات، اعزام کارشناسان موزه به خارج از کشور و سرپرستی کاوش‌های باستان شناسی توسط کارشناسان موزه را از فعالیت‌های گروه‌های پژوهشی این مرکز دانست. نوکنده با بیان اینکه 16 پروژه پژوهشی توسط موزه ملی ایران در دست انجام است، پروژه سکه‌های سلوکی در موزه ملی ایران، قرآن‌های کوفی کهن، پژوهش سفالینه‌های کاشان، مستندنگاری مجموعه یافته‌های قیطریه، دیجیتال‌سازی اسناد موجود در بخش‌های موزه ملی ایران، طرح بازسازی موزه ایران باستان و... را از این دست خواند. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 16 Dec 2018 05:45:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269162/چاپ-13-عنوان-کتاب-سوی-موزه-ملی-ایران فرامین ناصرالدین شاه به قوام‌الدوله چه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268986/فرامین-ناصرالدین-شاه-قوام-الدوله خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «فرامین و مکتوبات دیوانی-حکومتی ناصرالدین شاه قاجار و میرزا محمد قوام‌الدوله و سایر رجال تاریخی» که با بازخوانی و تصحیح محسن روستایی از سوی نشر ندای تاریخ منتشر شده، یکی از آثار سندشناسانه‌ای است که در مسیر تاریخ سیاسی قاجار نکات منحصر به فردی را عرضه می‌دارد و وقایع مهمی را در قالب اسناد سلطانی- دیوانی آشکار و معرفی می‌‌کند. ماحصل این اسناد فیمابین ناصرالدین‌شاه قاجار و میرزا محمد قوام‌الدوله سندنویسی شده که بخش اعظمی از ناگفته‌های پیامد جدایی هرات، جنگ مرو و فراز و فرودهای تاریخ سیستان و... را به رقم نوشتار ترسیم ساخته است. با محسن روستایی درباره این کتاب، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید: در ابتدا بفرمایید که پیش از انتشار کتاب، متن این فرامین و اسناد در کجا نگهداری می‌شد؟ مجموعه اسنادی به نام مرقعات وجود داشت که در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شد و نام کاملش «مرقعات جدایی هرات از ایران» بود. این اسناد حدود 68 برگ بود و منحصر به فرد. شبیه آن در هیچ مرکز دیگری وجود نداشت. این مجموعه شامل فرامین ناصرالدین شاه به قوام‌الدوله و افراد دیگر می‌شد. و در بردارنده وقایع هرات، جنگ مرو، حوادث سیستان و موضوعات دیگر بود که من بعد از دریافت آنها، کوشیدم تا به درستی بازخوانی شوند. تصویر برخی از این اسناد را هم در کتاب آورده‌ام. علاوه بر این در پیشگفتار کتاب، در مورد فرآیند کار پژوهشی توضیح داده‌ام و در دو مقدمه، راجع به میرزا قوام‌الدوله که پیشکار ایالت خراسان بود و مبحث جدایی هرات از ایران و جغرافیای تاریخی هرات که مطابق معاهده پاریس از ایران جدا شد، توضیحاتی داده‌ام.   این فرامین بیشتر به چه دوره تاریخی تعلق دارند؟ ناصرالدین شاه در سال 1268 روی کار می‌آید و این اسناد، از سال 1268 تا 1281 قمری را در برمی‌گیرد. که تقریبا سال‌های اولیه و میانی حکومت ناصرالدین شاه است. در این دوران وقایع مهمی روی می‌دهد که از آن جمله می‌توان به عزل و قتل امیر کبیر، روی کار آمدن میرزا آقاخان نوری، جدایی هرات اشاره کرد.   این فرامین خطاب به چه کسانی نوشته شده‌اند؟ اغلب این فرامین و نامه‌ها به قوام‌الدوله نوشته شده‌اند. قسمتی از آن هم به حشمت‌الدوله حمزه میرزا است که در آن زمان به ولایت خراسان حاکمیت پیدا می‌کند. اما بیش از هفتاد درصد آنها خطاب به قوام‌الدوله است. از نقش میرزا محمد قوام‌الدوله آشتیانی بگویید. میرزا محمد قوام‌الدوله که به مستوفی آشتیانی معروف است، از خاندانی آمده که همه از مستوفی‌ها و محاسبه‌گران دربار قاجار بودند. در سال 1267 به قوام‌الدوله ملقب می‌شود. در سال 1272  به علت آشفتگی‌های آذربایجان، حاکم خراسان که حسام‌السلطنه بود، بر سرداری و حاکمیت خراسان تسلط نداشت و از آشتیانی می‌خواهد که وزارت خراسان را بپذیرد. وزارت در آن دوران به معنای نایب‌الحکومه بودن و پیشکار مالی است. و چون در آن هنگام، اوضاع مالی و حکومتی آشفته می‌شود، او مشاور حسام‌السلطنه می‌شود تا امور مالی حاکمیت خراسان را به عهده بگیرد. چون مستوفی‌گری و حسابداری در خانواده آنها قدمت داشته، قوام‌الدوله از نظر مالی و سیاسی می‌تواند در آن منطقه اوضاع را سامان دهد. اکثر فرامین هم وقایع این منطقه را در برمی‌گیرد. این فرامین توسط چه کسی نوشته می‌شد؟ شخص شاه یا کاتب؟ یکی از مواردی که سندپژوهان تاریخی باید به آن آگاهی داشته باشند، شناخت دستخط رجال تاریخی و سیاسی است تا متوجه شویم که فرد خودش آن سند را نوشته یا این که به کاتبی گفته و او آن را نوشته است. معمولا شاهان خودشان فرامین را صادر نمی‌کردند. دستورش را می‌دادند اما خودشان آن‌ها را نمی‌نوشتند. کاتبین و منشیان درباری آنها را می‌نوشتند. سپس شاه متن فرامین را تایید و توشیح می‌کرد و با آداب فرمان‌نویسی صادر می‌شد. پژوهشگر اسنادی باید متوجه باشد که این توشیح‌ها، فرمان شاه است که بر ان فرمان نکته‌ای را گوشزد کرده است. به عنوان مثال، در فرمان بیست و هفتم که تصویرش در کتاب هم آمده، دیده می‌شود که فرمان با خط شکسته نستعلیق نوشته شده اما در بین سطور و بالای آن، ناصرالدین‌شاه تعلیقه و تکمله زده است. کمی درباره ماجرای جدایی هرات از ایران توضیح دهید. در این کتاب، فرامین و اسناد محوریت دارند و اگر وارد محتوای اسناد شوید، خیلی احساس نمی‌کنید که این اسناد در مورد جدایی هرات از ایران است. اما تاثیرات این ماجرا در اسناد دیده می‌شود. از دوره محمدشاه، مساله جدایی هرات از ایران به خاطر جنگ‌های که رخ داد مطرح بود. در دوره میرزا آقاخان نوری، تسلط ایران از هرات برداشته شد. میرزا آقاخان نوری، بعد از درگیری‌های مختلف بین ایران و انگلستان بر سر هرات، به انگلستان وعده رشوه‌های کلان داد که هرات برای ایران بماند اما در نهایت هم حسام‌السلطنه نتوانست هرات را حفظ کند. فرخ خان امین‌الدوله، نماینده میرزا آقاخان نوری از طرف ایران و به میانجی‌گری فرانسویان به پاریس می‌رود و در سال 1875 میلادی، معاهده پاریس، فیمابین ایران و انگلستان و پاریس امضاء می‌شود و بعد هم نماینده بریتانیا آن را توشیح می‌کند. محتوای این معاهده در پانزده فصل تنظیم شده است. در دوره قاجار قراردادهای ننگین زیادی بسته شد. در این پانزده فصل هم بیشتر منافع فرانسه و انگلستان دیده شده تا منافع ایران. جنگ مرو بر سر چه بود؟ بعد از جدایی هرات در بخش ترکمنستان درگیری‌هایی رخ می‌دهد. شورش‌های محلی که به نوعی منجر به استقلال آن منطقه از ایران می‌شود. قوای نظامی ایران موفق شدند ترکمن‌ها را شکست دهند. اما بعد از شکست آنها، بسیاری از سربازان ایرانی به خاطر بی‌آبی و شرایط بد منطقه تلف شدند. این جنگ بین قوای ایران و ترکمن‌ها به رست‌خیز معروف شد و یکی از جنگ‌هایی بود که منجر به جدایی ترکمنستان از ایران شد. و دیگر قوای ایران، تسلطی روی این منطقه نداشتند. ترکمنستان از ایران انفصال پیدا کرد و بعد از شکست قوای ایرانی، که باعث شد منطقه مرو و سرخس توسط ترکمن‌ها تصرف شود، ناصرالدین شاه، حشمت‌الدوله را مورد بازجویی قرار داد. اهمیت این کتاب را در چه می‌دانید؟ اهمیت این کتاب، در درجه اول از نظر سندشناسی است تا تاریخی. نکته دیگر این که مخاطب امکان این را دارد تا تصاویر اسناد را با محتوای بازیابی شده، تطبیق دهد. و مساله دیگر این که تمام اطلاعات این اسناد، منحصر به فرد و بکر هستند و به همین دلیل از جمله کتاب‌هایی است که می‌توان به آن ارجاع مستند داد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 16 Dec 2018 05:05:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268986/فرامین-ناصرالدین-شاه-قوام-الدوله این کتاب بسیار ضعیف است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269123/این-کتاب-بسیار-ضعیف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین نشست از سلسله نشست‌های نقد و ارزیابی متون تالیفی و ترجمه در حوزه توسعه، نظم و فروپاشی سیاسی با همکاری مرکز پژوهشی آفرینش و انجمن علوم سیاسی ایران، پنج‌شنبه 22 آذر 1307 در سالن حافظ خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این نشست که به بررسی کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز. اِی. رابینسون اختصاص داشت، دکتر حسن صالحی، دکتر جواد صالحی و دکتر مصطفی مهرآئین نظرات خود درباره این کتاب را بیان کردند.   در ابتدای نشست، حسن سبحانی عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه تهران، با اشاره به اینکه نویسندگان کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» تفکیک قابل اعتنایی میان اصطلاحاتی نظیر رشد اقتصادی، شکوفایی، پیشرفت و... قائل نشده‌اند گفت: «نویسندگان در مجموعه این نظریه را دارد که در تاریخ بعضی از ملت‌ها دگرگونی‌های کلیدی‌ای رخ می‌دهد که با نهادهای جامعه در تعامل هستند و نتیجه این تعاملات تغییرات نهادی است. نتیجه این تغییرات نهادی نیز تغییرات اقتصادی است. بر مبنای این نظریه بنا دارند که به این سوال پاسخ بدهند که چرا در بعضی از کشورها شکوفایی به وجود می‌آید و در بعضی دیگر فقر حاکم می‌شود.»   سبحانی با اشاره به اینکه نویسندگان شواهد فراوانی برای اثبات نظریات خود آورده‌اند تلاش آن‌ها برای اثبات نظرات خود را تا حدود زیادی موفق ارزیابی کرد و گفت: «به عنوان نمونه در مورد توسعه اروپای غربی و انگلستان که بسیاری از کتاب‌ها آن را حداکثر از اوایل قرن بیستم به بعد مورد بررسی قرار می‌دهند این کتاب در یک عمق تاریخی، از نیمه‌های قرن هفدهم به بعد به بررسی روند توسعه پرداخته است و نشان می‌دهند توسعه‌یافتگی مقوله‌ای قرنی است و باید ریشه‌های تاریخی آن را مورد توجه قرار داد.»   سبحانی با بیان اینکه رویه نویسندگان نه ابطال نشدن نظریه خود که ارائه تاییداتی بر نظریه خود است، گفت: «اگر بخواهیم در مورد کفایت این نظریه ابراز نظری بکنیم من بر مبنای این ایده پوپری که اگر حتی در مورد یک نظریه یک مورد نقض هم پیدا شود می‌تواند نظریه را زیر سوال ببرد می‌توانم این‌گونه شاهد بیاورم که در صفحات فراوانی از این کتاب گفته شده است کشورهایی که نهادهای فراگیر به ویژه اقتصادی ندارند حتماً حاکمان کشورها منافعی دارند که اجازه ایجاد نهادهای فراگیر را نمی‌دهند. بعد هم مثال‌هایی از چین و شوروی و نمونه‌هایی از این دست آورده است. به گمان من این ایده بسیار مطلق است و ما در تاریخ کسانی را می‌یابیم که کشورهایی را اداره می‌کرده‌اند و منافع فردی و جمعی را پی نمی‌گرفته‌اند ولی لزوماً موفق به شکل دادن به نهادهای فراگیر نشده‌اند. مهم این است که غرض سیاستمدار چیست؟ شاید کسی غرضش حفظ منافع کشور باشد ولی نتواند به نهادهای فراگیر شکل بدهد.» حسن سبحانی   سبحانی همچنین گفت شیوه عمل نویسندگان این است که روند شکل‌گیری توسعه در کشورهای اروپای غربی را به چیزی شبیه به شابلون تبدیل کرده‌اند و بر این مبنا به سراغ دیگر کشورها رفته‌اند و هر جا که روندهای کشورهای دیگر با این شابلون مطابقت نداشته است آن را رد کرده‌اند. او افزود: «این روش در مواردی به گمان من غیرمنصفانه بوده است. به ویژه درباره کشورهای سوسیالیستی، چین و روسیه. در مورد این کشورها قضاوت‌هایی نظیر وحشیانه، بی‌رحمانه و... صورت گرفته است و به گمان من لازم نیست که در یک متن علمی از چنین اصطلاحاتی استفاده شود. در عین حال وقتی نویسندگان به توصیف کشورهایی می‌پردازند که معتقدند همه کشورها باید مانند آن‌ها عمل کنند قضاوت‌هاشان مملو از تجلیل می‌شود. این نشان می‌دهد که نویسندگان سوگیری خاصی داشته‌‎اند و چندان در بند بی‌طرفی علمی نبوده‌اند.» سبحانی همچنین افزود: «رویکرد نویسندگانی به گونه‌ای است که گویی هیچ تفاوتی میان مردم امروز کشورهای کمتر توسعه یافته با مردمان کشورهای توسعه یافته در 200 سال پیش وجود ندارد. در حالی که می‌دانیم اشتیاق به توسعه یافتگی بر مبنای الگوهای کشورهای توسعه یافته از بعد جنگ جهانی دوم در کشورهای در حال توسعه وجود داشته و کشورهای در حال توسعه را نسبت به کشورهای در حال توسعه منفعل کرده است ولی الگوهای کشورهای توسعه یافته در کشورهای در حال توسعه به توفیق منجر نشده است.»   پس از سبحانی نوبت به مصطفی مهرآئین عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور رسید تا نظرات خود را درباره کتاب بیان کند. مهرآئین با بیان اینکه من جامعه‌شناس توسعه نیستم و جامعه‌شناس فرهنگ هستم از منظر جامعه‌شناسی فرهنگی به نقد کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» و نسبت آن با جامعه ایران پرداخت. مهرآئین گفت: «با وجود آنکه نویسنه اصلی کتاب یعنی عجم‌اوغلو اقتصاددان است اما تز کلی این کتاب سیاسی است و اقتصادی نیست. شکل کتاب ترکیبی از سه حوزه اقتصاد توسعه، اقتصاد نهادگرا و تاریخ اقتصادی است و نویسندگان از ترکیب این سه حوزه اراده کرده‌اند به پاسخ این سوال برسند که راز توسعه و عدم توسعه کشورها در چیست؟ همه پانزده فصل کتاب در پی پاسخ به این سوال است که موفقیت یا شکست ملت‌ها چگونه شکل می‌گیرد. اولین کاری که نویسندگان کتاب کرده‌اند این است که نظریات رقیب نظریه خود را رد کرده‌اند. از جمله نظریه فرهنگ‌گرا را و به گمان من نقطه ضعف کتاب در همین است که به فرهنگ بی‌اعتناست.»   مهرآئین در ادامه گفت: «برخلاف آنچه که شایع است، این کتاب بسیار کتاب ضعیفی است. کتابی معمولی است که برای توده‌های مردم نوشته شده و من نمی‌دانم چرا چنین کتاب‌هایی در ایران این همه داد و بیداد راه می‌اندازند. شاید به این خاطر است که ما از اساس کتابی نمی‌خوانیم وگرنه کتاب‌های خیلی مهمتر از این کتاب در ایران منتشر می‌شود و توجهی را جلب نمی‌کند. چه این کتاب و چه کتاب داگلاس نورث که با نام خشونت و نظم‌های اجتماعی منتشر شده است کتاب‌هایی هستند که بیشتر به عمومی کردن علوم انسانی در جامعه می‌پردازند.»   مهرآئین گفت: تز نویسندگان کتاب دموکراسیزاسیون است و افزود: «این تز بسیار ساده است و به همین دلیل است که من معتقدم این کتاب، کتابی ساده است. درباره تز دموکراسیزاسیون نویسندگان مختلف سال‌هاست سخن می‌گویند و شاید کسی مانند هانتینگتون خیلی جدی‌تر این تز را طرح کرد که دموکراسی در رشد اقتصادی ملت‌ها می‌تواند موثر باشد.»   مهرآئین سپس تزها، مفروض‌ها و گزاره‌های کتاب را صورتبندی کرد: «تز اول کتاب این است که مشوق‌های دموکراتیک شدن یا استبدادی شدن حکومت‌ها چه چیزهایی هستند و تز دوم این است که چگونه رژیم‌های دموکراتیک رشد اقتصادی می‌آورند و رژیم‌های استبدادی مانع رشد اقتصادی می‌شوند. تز اول کتاب مبتنی بر نظریه بازی است و البته در یکی از مقالات پیشین نویسندگان توضیح داده می‌شود و نه در این کتاب. در آن مقاله نویسندگان تلاش می‌کنند وضعیت دموکراسی را به ویژه در کشورهای آمریکای لاتین مبتنی بر مدل‌های ریاضی توضیح دهند. حرف اساسی نویسندگان این است که دموکراسی در چرخه دو چیز گرفتار است. یا بازتوزیع درست منابع اقتصادی و یا وضعیت انقلابی. دعوای دموکراسی بین این دو است. تعریف نویسندگان از دموکراتیزاسیون این است که این مفهوم به موقعیتی اشاره دارد که در‌ آن ثروتمندان بازتوزیع مالی را افزایش می‌دهند تا مانع از انقلاب شوند. مفروض نویسندگان این است که جامعه بین دو طبقه ثروتمند و فقیر تقسیم می‌شود و مفروض دوم این است که رژیم‌های سیاسی یا دموکراتیک هستند و یا غیردموکراتیک و شق سومی وجود ندارد. مفروض سوم این است که مردم ترجیح می‌دهند نسبت به بازتوزیع مالی نسبت به طبقه حاکم تصمیم بگیرند. اگر سود مناسبی از طبقه حاکم به آنها برسد تداوم حکومت را خواهان می‌شوند و اگر بازتوزیع مالی را مناسب نبینند به سمت انقلاب یا شورش می‌روند. گزاره بعدی نویسندگان این است که مردم تنها نگران بازتوزیع مالی در شرایط حال جامعه نیستند، نگران آینده هم هستند. گزاره بعدی این است که برونداد اقتصادی کشور سال به سال متفاوت است و به همین دلیل فرآیند دموکراتیزاسیون را سال به سال باید ارزیابی کرد. به همین دلیل نویسندگان معتقد هستند حتی در کشورهای توسعه یافته هم ممکن است رژیم‌های استبدادی برگردند. چون دموکراسی امری دائمی نیست. آخرین گزاره نویسندگان هم این است که همه افراد در جامعه به دنبال حداکثری کردن سود خود هستند.» مصطفی مهرآئین   وی افزود: «بر مبنای این گزاره‌ها حکومت برای تداوم حکومت خود امتیازهای اقتصادی به مردم ارائه می‌دهند. به گفته نویسندگان بازی حکومت و مردم با یکدیگر بر مبنای پنج متغیر است: برونداد اقتصادی هر سال، هزینه انقلاب، میزان مجازات طبقه حاکم در صورت انقلاب، میزان مالیاتی که بر جامعه تحمیل می‌شود و در نهایت میزان سود انقلاب. بر این مبنا نویسندگان معتقدند اگر هزینه انقلاب پائین باشد و سود آن بالا باشد جامعه به سمت انقلابی شدن حرکت می‌کند و طبقه حاکم با اعطای امتیاز به فقرا سعی می‌کنند سود انقلاب را پائین بیاورد. در مجموع نویسندگان معتقدند دموکراتیزاسیون دعوا بین دو وضعیت است: انقلاب کنند یا امتیاز بدهیم؟ تعادل بین این دو وضعیت دموکراسی است و این وضعیت سال به سال باید ارزیابی شود.»   مهرآئین همچنین در نقد کتاب گفت: «در جوامع غیردموکراتیک فرادستان با تکیه بر مسئله امنیت اجازه نمی‌دهند حکومت از دستشان خارج شود. به عبارت دیگر فرادستان وضعیت را امنیتی نگاه می‌دارند و به همین دلیل عنوان این کتاب به گمان من غلط است. شاید برای ملت‌های توسعه‌یافته شکست خوردن ملت معنا داشته باشد ولی برای ملت‌هایی که اراده حکومت امنیتی نگاه داشتن فضا یا به عبارت دیگر حفظ شرایط فوق‌العاده و استثنایی به معنایی که کارل اشمیت تبیین می‌کند است از اساس ملت در وضعیت شکست قرار دارد و همواره شکست خورده نگه داشته می‌شود. در وضعیت امنیتی و اضطراری دموکراسی ممکن نخواهد شد. به عبارت دیگر پرسش اساسی این است که وضعیت شکست چگونه وضعیتی است و تبیین این پرسش است که معنادارتر از پرسش از چرایی شکست ملت‌هاست.» مهرآئین بزرگترین ایراد کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» را این دانست که در این کتاب بین اقتصاد و سیاست پیوندی برقرار نمی‌شود و دموکراسی و اقتصاد در پیوند با جامعه قرار نمی‌گیرد. او گفت: «این کتاب به نظر من یک تز سیاسی ابتدایی در خصوص رشد یا عدم رشد اقتصادی جوامع است. باید به سمت تزی رفت که دموکراسی را در پیوند با زندگی اجتماعی جوامع ببیند و این جایی که به نظر من می‌شود این تز را مطرح کرد آراء نظریه‌پردازانی مانند فوکو است.» بخش دوم سخنان مهرآئین تبیین آرای فوکو در زمینه نسبت دموکراسی با جامعه بود.   پس از سخنان مهرآئین نوبت به سومین منتقد جلسه رسید. جواد صالحی عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز گفت: «متن این کتاب به شدت سهل و ممتنع است و جاذبه و دافعه زیادی دارد. ماهیت تاریخی اثر و مثال‌های متعدد آن خواننده را خسته را می‌کند. در اینکه کتاب در مباحث مفهومی و به ویژه در بحث نهادها ابهاماتی دارد شکی نیست. ویژگی کتاب این است که از اندیشه‌های خطی لیبرال دهه هشتاد و نود فاصله می‌گیرد اما الگوی جایگزینی که ارائه می‌دهد خالی از ابهام نیست.» صالحی درباره امکان تطابق مباحث این کتاب با وضعیت ایران نیز گفت: «مطمئناً قرابت‌های موضوعی کتاب قابلیت کاربست کتاب در شرایط ایران را ممکن می‌کند اما در اینکه کتاب را با چه تحلیل و تفسیری بخوانیم تفاوت نگاه وجود دارد. اما به اعتقاد من بر اساس مدلی که عجم اوغلو ارائه می‌کند شاید نتوانیم درباره مسائل ایران سخن بگوئیم. زیرا مشکلات ما پیشانهادی است و بحث عجم‌اوغلو این است که توسعه از نهادسازی شروع می‌شود. ما سوالات و ابهامات زیادی داریم که باعث شده‌اند هنوز به مدل عجم‌اوغلو نرسیده باشیم. یکی بحث نسبت ما و غرب است. دوم بحث رابطه مالکیت با حکومت است. سوم بحث منابع هویتی لرزان و ژله‌ای در ایران است که بحث اسلامیت و ایرانیت است که نتوانسته‌ایم امتزاجی بین آنها ایجاد کنیم. بحث شهروندی از دیگر مباحثی است که ما در آنها بلاتکلیف هستیم و تا زمانی که مشخص نشود مدل عجم‌اوغلو چندان به کار ما نمی‌آید. در اندیشه عجم‌اوغلو شهروندی به معنای داشتن حق برابر بر اساس قرارداد اجتماعی است و در جامعه‌ای که خودی و غیرخودی بسیار پررنگ است نمی‌شود از این بحث صحبت کرد.» صالحی در انتهای سخنان خود، آخرین بحثی که باعث ناکارآمدی مدل عجم‌اوغلو برای جامعه ایران می‌شود را بحث پاسخگویی و عدم پاسخگویی و شمول‌گرایی و عدم شمول‌گرایی دانست. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 15 Dec 2018 13:02:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269123/این-کتاب-بسیار-ضعیف تفرشی: فاطمی یکی از ضعیف‌ترین وزرای امور خارجه ایران بود http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/269021/تفرشی-فاطمی-یکی-ضعیف-ترین-وزرای-امور-خارجه-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: کتاب «مذاکرات ایران و آمریکا» که مجموعه‌ای از اسناد سیاسی سفارت آمریکا در ایران از دی‌ماه 1331 تا دی‌ماه 1332 را در خود جا داده است منبعی بسیار مهم برای بررسی دقیق وقایعی است که در این دو سال سرنوشت‌ساز بر ایران گذشته‌ است. اهمیت انتشار این اسناد باعث شد که از مجید تفرشی محقق تاریخ معاصر که تاکنون عمده فعالیتش در زمینه شناسایی و انتشار اسناد و به ویژه شناسایی اسناد مرتبط با ایران در آرشیو ملی بریتانیا بوده است و نیز رضا مختاری اصفهانی که او نیز پژوهشگر تاریخ معاصر است و عمده تمرکز خود را بر سندپژوهی گذاشته است بخواهیم که در گفت‌وگویی در زمینه انتشار کتاب «مذاکرات ایران و آمریکا» شرکت کنند. کتاب «مذاکرات ایران و آمریکا» را که ویراستاری آن با رضا مختاری اصفهانی بوده است و این پژوهشگر مقدمه‌ای بر آن نوشته نشر پارسه با ترجمه محمد آقاجری در سال 1397 منتشر کرده است. آقای تفرشی ابتدا درباره اسناد طبقه‌بندی شده و آزادسازی آنها در غرب سخن بگوییم. دسترسی عمومی به اسناد چه مکانیزمی دارد؟ تفرشی: ما در استفاده از اسناد دولتی با دو مفهوم مواجه هستیم. یکی آزادسازی و دیگری انتشار. گاهی حتی محققان ما هم این دو مفهوم را با هم خلط می‌کنند. در کشورهای غربی قوانین انتشار اسناد منظم است. در ایران هم قوانین موجود است اما همه خود را ملزم به رعایت قوانین نمی‌دانند. در بریتانیا قوانین انتشار اسناد تا 10 سال پیش این‌گونه بود که سی سال پس از تولید سند، اگر منع امنیتی و قانونی و یا حقوقی و خصوصی وجود نداشت، سند را باید آزاد می‌کردند. این قانون در بریتانیا عوض شد. علت عوض شدن هم این بود که در زمان انتخابات سال 1997 قانونی تصویب شد تحت عنوان قانون دسترسی آزادانه به اطلاعات. قانونی که اجرایی شدن آن 10 سال به طول انجامید و در سال 2007 اجرایی شد. این قانون در آمریکا پیش از بریتانیا تصویب و اجرایی شده بود. وقتی قانون دسترسی آزاد عملی می‌شود دیگر محدوده سی ساله وجود ندارد و دولت موظف است در کوتاه‌ترین زمان اسناد را آزاد کند و با اقامه دعوا و دادرسی رسمی می‌شود اجازه دسترسی سریع به اسناد را گرفت. به همین دلیل در بریتانیا برای اینکه ایجاد تشتت بین قوانین پیش نیاید بنا دارند محدوده انتشار اسناد را به بیست سال کاهش دهند. ولی اسناد بسیاری هست که تاریخ تولیدشان از بیست سال و سی سال گذشته است و هنوز آزاد نشده‌اند. خود من در سه موضوع شکایت‌های متعددی درباره اسناد ایرانی مطرح کرده‌ام. یکی درباره اسناد مرتبط با جزایر ایرانی که می‌گویند این موضوع هنوز در جریان است و انتشار اسناد مرتبط با آن می‌تواند به نفع یکی از طرفین دعوا باشد. دیگری درباره اسناد مربوط به انرژی هسته‌ای در زمان شاه بود و دیگری اسناد مربوط به 28 مرداد. در دو موضوع اول تا حد زیادی موفق شده‌ام اسنادی را آزاد کنم اما در مورد 28 مرداد اصلا موفق نشده‌ام. یکی از دلایل مهمی که موفق نشده‌ام به این اسناد دسترسی پیدا کنم این است که برای یافتن آنها باید سرنخ وجود داشته باشد. یعنی محقق بگوید فلان پرونده را می‌خواهم ببینم. من از اساس سرنخی درباره این موضوع ندارم... منظور از سرنخ چیزی شبیه به شماره پرونده است به عنوان نمونه؟ تفرشی: بله. یا حتی ارجاعی از یک پرونده در یک متن دیگر. دولت بریتانیا برخلاف آمریکایی‌ها درباره 28 مرداد و حکومت مصدق اظهارنظر چندانی نکرده است. به جز یکی دو بار اظهار نظر سیاست‌مداران اپوزیسیون و یکی دو بار اظهار نظر غیررسمی جک استراو وزیر خارجه سابق بریتانیا، این حکومت مسئولیتی در برابر 28 مرداد برعهده نگرفته است. آمریکایی‌ها البته گفته‌اند. هم باراک اوباما گفته است و هم خانم مادلین آلبرایت. مجید تفرشی آنچه درباره بریتانیا گفتید درباره انتشار اسناد در آمریکا هم صدق می‌کند؟ تفرشی: در آمریکا هم چنین رویه‌هایی وجود دارد. البته اصولا هیچ حکومتی در هیچ جای دنیا برای رفاه حال محققان منافع ملی خودش را به خطر نمی‌اندازد و همه اسناد خود را آزاد نمی‌کند. مسئله اساسی این است که منافع ملی چند درصد اسناد را شامل می‌شود. در کشورهای غربی ممکن است شامل حداکثر 5 درصد از اسناد شود و در کشوری دیگر، مثلا مصر، شامل 50 درصد اسناد. نکته بعدی که باید به آن توجه داشت فرق میان اسناد دولتی و اداری با اسناد امنیتی است. تا پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اصولا حتی نزدیک شدن به اسناد امنیتی هم ممکن نبود. بعد از فروپاشی شوروی محققان فشار آوردند که چون دیگر دوران جنگ سرد وجود ندارد، اسناد آن دوره باید آزاد شود. این اتفاق اندک اندک دارد رخ می‌دهد، اما به کندی و به صورت قطره‌چکانی. در مورد اسناد ملی شدن صنعت نفت و بیست و هشت مرداد رویه چگونه است؟ تفرشی: در سی سال اخیر به تدریج در این مورد اسناد آمریکایی منتشر شده است. حدود بیست‌وپنج سال پیش کتاب قطوری منتشر شد که دو بار هم به فارسی ترجمه شده است، یکی را دکتر مهدوی ترجمه کرده و یکی را دو محقق دیگر که برگزیده اسناد مربوط به کودتا بوده است. اما یک نکته مهم که باید به آن توجه داشت این است که وقتی ما از انتشار اسناد صحبت می‌کنیم همه خوشحال می‌شوند که یکسری سند دارد منتشر می‌شود ولی انتشار اسناد همیشه خبر خوشی نیست. انتشار سند توسط یک نهاد حکومتی یعنی اینکه من از بین اسناد انبوهی که داشته‌ام چیزهایی را که خودم دوست دارم و صلاح دانسته‌ام منتشر کرده‌ام و خواسته یا ناخواسته می‌خواهم به محققان جهت بدهم تا دیگر به سراغ اصل پرونده‌ها نیایند. سیاست انحصاری انتشار اسناد، معنایش این است که ما سند آزاد نمی‌کنیم. خودمان گلچین می‌کنیم و آنچه گلچین کرده‌ایم را بروید بخوانید. ولی اصل وظیفه بنیادین آرشیوهای دولتی انتشار اسناد نیست، آزادسازی اسناد است. در مورد این کتاب هم آزادسازی رخ نداده است؟ تفرشی: بله. در مورد 28 مرداد خاطرات بسیاری وجود دارد و کتاب‌های فراوانی نوشته شده اما مستقیما مبتنی بر سند نبوده است. انگلیسی‌ها که به هیچ وجه منتشر نکرده‌اند. امنیتی‌ها را که آزاد نکرده‌اند و درباره اسناد دولتی هم ادعایشان این است که در دوره دوم مصدق، یعنی پس از سی تیر ما سفارتی در ایران نداشته‌ایم که بخواهیم اسنادش را منتشر کنیم. ولی کاملا اینگونه هم نیست. آن‌ها در سفارت آمریکا نمایندگی داشته‌اند و ارتباطات فراوانی را هم برقرار می‌کرده‌اند اما میلی به آزادسازی کامل آن اسناد ندارند. مختاری  اصفهاني: انگلیسی‌ها حتی در سطح جامعه گزارشگرهایی داشته‌اند. تفرشی: بله. از طریق دفتری به نام اورینتال سکرتری یا اورینتال کانسل (دبیر شرقی یا کنسول شرقی) که در سفارت انگلستان بوده است انگلیسی‌ها به کاری دست می‌زده‌اند که امروز آن را دیپلماسی عمومی می‌نامیم. یعنی با مردم در تماس بوده‌اند. در دوران اول مصدق دبیر شرقی سفارت فردی بوده است به نام سم فال که بعدها لقب سِر گرفت و او خاطراتش را هم با عنوان My lucky life نوشته است. بعد از فال به توصیه خانم پروفسور آن لمبتون که نفوذ فراوانی در مورد مسائل ایران داشته است فردی به نام دکتر رابین زینر به ایران فرستاده می‌شود. زینر یکی از برجسته‌ترین محققان تاریخ هند و ایران باستان بوده است. زینر در ایران تفریح و عشرت‌طلبی پیشه می‌کند و بیش از آنکه اطلاعات جمع‌آوری کند در حالت نامتعادل و مستی اطلاعات زیادی می‌داد و پس از مدتی با خفت و خواری او را برمی‌گردانند. قاعدتا از کسانی مانند زینر باید گزارش‌هایی وجود داشته باشد و منتشر شود اما می‌گویند سندی نیست. با این اوصاف که دولت‌ها مایل به انتشار اسناد نیستند چه شد که آمریکا این اسناد را منتشر کرد؟ تفرشی: در دهه‌های شصت تا هشتاد میلادی محققانی برای انتشار این اسناد فشار آوردند. یکی از این محققان ریچارد کاتم بود که در زمان مصدق مامور امنیتی سیا در ایران بود ولی بعد طرفدار مصدق شد و کتاب ناسیونالیسم در ایران را نوشت که در واقع دفاعیه‌ای تمام‌قد از مصدق و نهضت ملی نفت است. کاتم و دیگر محققان فشار زیادی وارد کردند و بر اثر همان فشارها بود که حدود سی سال پیش مجموعه منتخبی از اسناد را منتشر کردند تا مجبور به آزادسازی اسناد نشوند. انتشار آن مجموعه به جای آنکه جامعه علمی را راضی بکند بیشتر به التهاب و ناراحتی و مطالبه بیشتر انجامید. گفتند خیلی از این اسناد سر و ته ندارد و بسیار ناقص است و فشارها ادامه پیدا کرد تا اینکه نزدیک به دو سال قبل این مجموعه جدید منتشر شد. انتشار این مجموعه جدید هم در اثر دو فشار بود. یکی انتشار گزارش معروف ویلبر که گزارشی در مورد رویکرد سازمان سیا در 28 مرداد است. ویلبر در خاورمیانه جاسوسی و فعالیت علمی می‌کرد و بعدتر در زمینه مطالعات ایران استاد دانشگاه پرینستون شد. مختاری: مخصوصاً مطالعاتش درباره باغ‌های ایرانی جالب توجه است. تفرشی: بله. درباره باغ‌های ایرانی، درباره افغانستان و موضوعات دیگری از این دست مطالعات خوبی داشته است. خاطرات دوران جاسوسی‌اش را هم منتشر کرده است که من معرفی‌اش کرده‌ام، ولی هنوز در ایران منتشر نشده است. کتاب مهمی هم هست. گزارش ویلبر از کودتا پر از نقطه‌چین بود و چیزهای فراوانی از آن حذف شده بود که دیگران آن را با قرینه و قریحه پر کردند و این گزارش دو سه بار به فارسی منتشر شده است. غیر از این گزارش یک خبر هم از سوی سیا منتشر شد که باعث شد فشارهایی به آمریکا وارد شود. خبر سیا این بود که بخش زیادی از اسناد مرتبط با کودتای 28 مرداد به اشتباه از بین رفته است. البته بعدتر معلوم شد این ادعا خیلی واقعیت نداشته است و برای گریز از مسئولیت آزادسازی اسناد این سخن گفته شده است. بعد از این دو فشار بود که این کتاب منتشر شد. آقای مختاری شما علاوه بر اینکه صاحب‌نظر در این حوزه هستید ویراستاری این کتاب را هم انجام داده‌اید. به همین دلیل به گمانم می‌توانیم از شما بپرسیم اسنادی که در کتاب «مذاکرات ایران و آمریکا» منتشر شده است آیا می‌توانند بر بخش تاریک مانده‌ای از وقایع تاریخی رخ داده در برهه زمانی سال‌های 31 و 32 نوری بتابانند؟ مختاری: تمرکز من بیشتر بر مطالعه اسناد داخلی است و به خاطر کارهایی كه راجع به 28 مرداد و به‌ویژه مسائل حاشیه کودتا انجام داده‌ام، تا حدودی می‌توانم در این مورد اظهار نظر کنم. خود کودتای 28 مرداد و وقایع مربوط به آن در اسناد داخلی همواره مبهم بوده است و از سوی دیگر، مذاکرات مصدق با آمریکايی‌ها هم در آرشیوهای داخلی وجود ندارد. مصدق در مقطعی از دوران نخست‌وزیری‌اش، دفتر كارش را به خانه‌اش را منتقل می‌کند و بالتّبع اسناد و مكاتبات دولتي هم در خانه مصدق بايگانی و نگهداری می‌شده‌اند. طبق لیستی که در گزارش بایگان نخست‌وزیری از گم‌شدن و آتش گرفتن اسناد در خانه مصدق ارائه شده است، در آن لیست از جمله مذاکرات دکتر مصدق با سفارت آمریکا در مورد مسائل نفت را هم می‌توان یافت. جالب اینجاست که بعدتر شهربانی کیفی را به دست می‌آورد که بخشی از اسناد مربوط به خانه مصدق در آن کیف وجود داشته است، ولی سندهای مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا از جمله اسنادی است که سرنوشت‌شان همچنان مبهم است. تفرشی: خود آن کیف هم دیگر وجود ندارد. مختاری: بله. نمی‌دانیم که سندهای آن کیف در کدام آرشیو نگهداری می‌شوند. تفرشی: اگر دست اوباش غارتگر مانده بود احتمال پیدا کردنش بیشتر بود! مختاری: بله! ممکن بود اسناد را بفروشند. در شرایطی که در اسناد داخلی نمی‌شود ردّی از سندهای مربوط به مذاکرات مصدق با آمریکايی‌ها پیدا کرد. از همين رو انتشار این اسناد می‌تواند لااقل بخشی از ابهامات را از بین ببرد. درست است که در مورد برخی از اسناد گزینشی عمل شده است، ولی همین که لااقل بخشی از ابهامات برطرف می‌شود، باید آن را به فال نیک گرفت. به خاطر همین وقتی ناشر بابت ترجمه آن مشورت كرد، از ترجمه کتاب استقبال کردم و ویراستاری من هم در این حد بود که ترجمه کتاب دچار اغلاط تاریخی نشود و بعضی اصطلاحات را هم بر مبنای الگوی انتشار اسناد فارسی تصحیح کردم. در نهایت هم مقدمه‌ای بر کتاب نوشتم تا اهمیت اسناد را نشان بدهم. در واقع فکر می‌کنم در شرایطی که ما هنوز به اسناد طرف ایرانی و طرف انگلیسی ماجرا دسترسی چندانی نداریم، این اسناد اهمیت بسیار زیادی دارند. رضا مختاری اصفهانی تصویری که از مصدق بر مبنای این اسناد می‌شود به دست آورد چگونه تصویری است؟ مختاری: به گمانم هم کسانی که می‌گویند مصدق به آمریکایی‌ها اعتماد کرد و هم آن‌ها که می‌گویند مصدق لجاجت کرد و به توافق نرسيد، تنها بخشی از ماجرا را دیده‌اند و حرف دقيقی نمی‌زنند. اسناد نشان می‌دهد مصدق تلاش زیادی برای حفظ منافع ایران در مذاکرات انجام داد. درست است که در بين اطرافیان مصدق کسانی بوده‌اند که به مصدق فشار می‌آورده‌اند تا به آمریکايی‌ها اعتماد نکند. تفرشی: مثل حسیبی. مختاری: بله. در روایت کسانی مثل ابوالحسن ابتهاج هست که امثال کاظم حسیبی به مصدق می‌گفته‌اند من خواب دیده‌ام که ما در این موضوع برنده می‌شویم و شما لازم نیست که نگرانی به دل خود راه بدهید. ولی اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، می‌بینیم مصدق و آمریکا تنها طرف‌های اين بازی نبودند. یک طرف هم بریتانیا بود که بر مبنای اين اسناد می‌توانیم بگويیم بخش مهمی از دغدغه بریتانیا این بوده است که مصدق بعداً می‌تواند از توافق تفسیرهایی بکند که انگلستان را به دردسر بیندازد. دغدغه دیگر هم این بود که نباید ماجرای ایران به الگویی برای ملل شرق تبدیل شود. بر این مبنا در روند مذاکرات کارشکنی می‌کردند. آقای تفرشی شما در میان سندهایی که در این کتاب مطالعه کرده‌اید آیا موردی را مشاهده کرده‌اید که موضوع بغرنج و غیرشفافی در زمینه کودتای بیست و هشت مرداد و قبل و پس از آن را شفاف کند؟ تفرشی: هر سطر انتشار سند اطلاعات ما را می‌افزاید، یا اطلاعات ما را تصحیح و تکمیل کند. آنچه من درباره تفاوت آزادسازی و انتشار اسناد گفتم به این معنا نیست که ما باید چنین کتاب‌هایی را بی‌ارزش تلقی کنیم. ولی باید این اسناد را در جای خود ببینیم، نه کمتر از حد به آنها اهمیت بدهیم و نه بیشتر. ما درباره بیست‌وهشت مرداد سند رسمی دولتی منتشر شده نداشته‌ایم و به خاطر همین انتشار این اسناد باعث خوشحالی است. البته درباره دیدار هندرسون سفیر آمریکا با مصدق ما از منابع مختلف آگاهی نسبی‌ای داشته‌ایم. تفرشی: بله. شبحی از آن دیدار را ما می‌دانسته‌ایم ولی جزئیات دیدار آشکار نشده بود. البته خود هندرسون هم مجموعه اسنادی دارد و کتاب خاطراتش هم منتشر شده که به فارسی ترجمه نشده است. آن کتاب هم می‌تواند منبع پراهمیتی در این موضوع باشد. درباره اهمیت این مجموعه می‌فرمودید. جزئیاتی که در این اسناد منتشر شده آیا بر نقطه تاریکی نور می‌افکنند؟ تفرشی: باید توجه کنیم که وقتی ما صحبت از اسناد تاریخی می‌کنیم، به ویژه هنگامی که اسناد متعلق به کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا هستند، باید توجه داشته باشیم که جنس اسناد یکی نیست. ما یکسری اسناد داریم که شرح مذاکرات است و شرح اتفاق‌هایی که رسمی و قطعی اتفاق افتاده است. این اسناد کاملا قابل اتکا هستند. بعضی از اسناد هم هستند که تحلیل و ارزیابی سفیر، کارشناسان یا مامورین آشکار و پنهان در کشور هدف یا کشور مبداء را شامل می‌شوند. بخش دیگری از اسناد مرتبط با شایعاتی است که شنیده می‌شود. یا نه فقط شایعات. اطلاعاتی که از اطراف به گوش می‌رسد. من سال‌ها پیش کتابی را گردآوری کردم به نام گزارش‌های محرمانه شهربانی در سال‌های 1320 تا 1327 شمسی. این کتاب حاوی اطلاعاتی بود که توسط ماموران مخفی از کوچه و خیابان جمع شده بود. پر است از اطلاعات درباره رجال مختلف. اما این‌ها به این معنا نیست که همه آن‌ها اتفاق افتاده و واقعی هستند. اسناد ساواک هم همین‌طور است. بسیاری از آن‌ها فقط نقل گفته‌هاست. در این اسناد هم این مسئله وجود دارد. نه فقط شایعات، فراتر از آن، کارهایی که من دوست دارم انجام دهم. من دوست دارم شما را بخرم تا هر روز به من اطلاعات بدهید. ولی این دوست داشتن من که در سند ثبت شده است به این معنا نیست که شما هم پذیرفته‌اید این کار را انجام دهید. بنابراین ما نباید تصور کنیم هر سطری که از این اسناد می‌خوانیم همه اطلاعات متقن به ما ارائه می‌دهند. با این وصف که این مجموعه اهمیت فراوانی دارد، اگر به دنبال این هستیم که چنین مجموعه‌ای باورهای ما را زیر و رو کند می‌توانم بگویم در موارد بسیار معدودی این اتفاق می‌افتد. ولی در زمینه تصحیح و تکمیل اطلاعات و پازل داده‌های موجود به ما بسیار کمک می‌کند. به عنوان نمونه ما درباره جزئیات مذاکرات اطلاعات بسیار اندکی داشته‌ایم و این اسناد اطلاعات خوبی درباره این جزئیات به ما ارائه می‌دهند. اگر نمونه ارائه بدهید بحث ملموس‌تر می‌شود. تفرشی: ببینید به عنوان نمونه ما شاهد هستیم که در دوران ملی شدن صنعت نفت، دولت آمریکا مدتی طولانی نقش میانجی را ایفا می‌کند. ولی این نقش یک خط ممتد نبوده است. تا زمانی که دموکرات‌ها سر کار بوده‌اند این نقش میانجی‌گری که آمریکا ادعای آن را داشت، با وجود روابط گسست‌ناپذیری که ادعا داشتند با بریتانیا دارند، تا حدی قابل پذیرش بود. هری ترومن و برخی اطرافیانش دوست داشتند که صلحی رخ بدهد اما در شش ماه آخر دولت مصدق که سه اتفاق مهم سیاسی بین‌المللی رخ داد موازنه به هم خورد. این سه اتفاق عبارت بود از مرگ ژوزف استالین و شروع نبرد قدرت در شوروی که بر روند حرکت و تصمیم گیری حزب توده تاثیر گذاشت. اتفاق دوم این بود که در بریتانیا حزب کارگر شکست خورد و حزب محافظه‌کار با رهبری وینستون چرچیل مجددا روی کار آمد. چرچیلی که پیر و مریض بود و دو سوم روز را در خواب به سر می‌برد و در عمل اطرافیانش کشور را اداره می‌کردند. ما همه اتفاق‌های آن دوران را به گردن چرچیل می‌اندازیم ولی واقعیت این است که چرچیل در آن زمان بیش از هشتاد سال سن داشت و مریض بود و منشی و اطرافیان و دستیارانش مسائل را پیش می‌بردند. نه اینکه او خودش نمی‌خواست اینگونه رفتار کند ولی اطرافیان شدت ماجرا را افزایش دادند. شاید اگر چرچیل جوان‌تر بود خواستار مواجهه‌ای چنین با ایران نمی‌شد. سومین اتفاق روی کار آمدن جمهوری خواهان بود. تغییری که روی کار آمدن جمهوری‌خواهان به رهبری ژنرال دوایت آیزنهاور در سیاست آمریکا ایجاد کردند در این اسناد خیلی دقیق نشان داده شده است. به گمان من دولت مصدق به درستی این تغییر و تحولات در معادلات جهانی را متوجه نشد. شکاف‌های داخلی هم به شدت به دولت لطمه زد و زمینه را برای تلاش سازمان‌های امنیتی غرب برای ایجاد این باور که دولت مصدق اصلاح‌ناپذیر و مذاکره‌ناپذیر است و جز براندازی آن چاره‌ای نیست فراهم کرد. اینکه این باور به وجود آمد که مصدق اهل مماشات و سازش نیست اگر چه نسبتی با واقعیت داشت اما بخش بزرگی از آن در سیاه‌نمایی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی ریشه داشت. آن‌ها این باور را جا انداختند که مصدق لجباز است و مذاکره نمی‌کند و از طرف دیگر دولت ناتوانی دارد که به سرعت جای خود را به دولت کمونیستی خواهد داد. سعی کردند به علما و بازاریان و خود شاه و طرف‌های غربی بقبولانند که انتخاب میان شاه و مصدق نیست. بلکه بین شاه و کمونیسم است. این موارد به خوبی در اسناد این کتاب نشان داده شده است. مختاری: به گمان من، یکی از اشتباهات مصدق این بود که تصور می‌کرد اگر بگوید جانشین من توده‌ای‌ها هستند، در جبهه غرب ترس ایجاد می‌کند و می‌تواند امتیاز بگیرد. به عنوان نمونه می‌بینیم که می‌گوید من می‌خواهم نفتم را بفروشم به بلوک شرق. در عمل اما به ساختن تصویری که بريتانيايي‌ها سعی داشتند از او ارائه دهند، کمک می‌کرده است. این را هم در اسناد می‌بینیم که فقط این نیست که آن‌ها فکر کنند مصدق دولت را به توده‌ای‌ها تحویل خواهد داد. خود مصدق هم در ساختن این تصویر نقش داشته است. مصدق به ویژه از زمانی که جمهوری‌خواهان روي كار مي آيند، تصویر خود را از یک فرد معتدل به یک فرد رادیکال تغییر می‌دهد. تفرشی: در واقع پل‌های ارتباط را پشت سر خودش خراب می‌کند. مختاری: تا آنجا که ما می‌بینیم، هرچه زمان می‌گذرد، حالت ناامیدی در هندرسون، سفیر آمریکا بیشتر می‌شود. هرچند که ما از همان ابتدا می‌بینیم او هم گاهی یک نگاه منفی به مصدق دارد و او را انعطاف‌ناپذیر می‌داند، اما این نگاه به مرور زمان پررنگ‌تر می‌شود. در این کتاب می‌بینیم هندرسون در مواجهه با مصدق حالتی نوسانی دارد. گاهی نگاهش مثبت است و این نگاه در اوایل ورودش به ایران است و اندک اندک نگاهش به سمت منفی شدن حرکت می‌کند. تفرشی: دعوای بین وزارت خارجه و سیا هم در این نوسان موثر است. مختاری: بله. در گزارش‌های هندرسون می‌بینیم که گاهی می‌گوید احتمال اینکه بتوانیم به توافقی با مصدق برسیم، هست و جاهای دیگر ابراز ناامیدی می‌کند که بشود با او توافق کرد. در مواجهه میان وزارت خارجه و سیا می‌بینیم که موضع هندرسون ملایم‌تر است، ولی حتی او هم در نهایت به سمت موضع تند حرکت می‌کند. اختلاف نظر میان وزارت امور خارجه و سیا در آمریکا در اکثر مواقع وجود داشته است. تفرشی: بله. این دعوا همیشگی است. حتی در ماجرای برجام هم در دوران ترامپ می‌شد این اختلاف نظر میان سیا و شورای عالی امنیت ملی از یک‌سو و وزارت امور خارجه را از سوی دیگر دید. در ماجرای انقلاب ایران در سال 57 هم این اختلاف نظر خودنمایی می‌کند. این اختلاف رویه‌ها در کتاب تا چه میزان در کتاب منعکس شده است؟ مختاری: در این كتاب، سندهایی که مربوط به شورای امنیت آمريكا هستند و بیشتر هم مربوط به دوره‌ای است که جمهوری‌خواهان روی کار می‌آیند، این اختلاف نظرها را منعکس می‌کنند. تفرشی: به طور ویژه اختلاف رویه بریتانیا با طرف آمریکایی به خوبی در کتاب منعکس شده است. اسناد مکاتبات با سفارت انگلیس در آمریکا به خوبی نمود می‌دهد اختلافات را. مختاری: حُسن اسناد به این است که به خوبی نشان می‌دهند یک سمت ماجرا بریتانیا است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. کسانی که می‌خواهند مصدق را در این ماجرا محکوم کنند، چه آن‌ها که می‌خواهند بگویند او خوشبین بوده است و چه آن‌ها که می‌خواهند بگویند لجاجت می‌کرده است، یک طرف ماجرا را که بریتانیاست، فراموش می‌کنند. شما در یکی از اسناد می‌بینید که بریتانیایی‌ها می‌گویند مصدق می‌تواند در صورت توافق از نقطه و ویرگول هم یک تفسیر حقوقی بتراشد و ما را دچار مشکل کند. از مصدق به عنوان یک حقوق‌دان هراس داشته‌اند؟ مختاری: یکی از جنبه‌های مثبت مصدق این است که در مذاکرات فقط به فکر خودش و دولت خودش نبوده است، مسئله‌اش این بوده است که اقدام او باعث نشود دولت‌های آینده دچار مشکل شوند. به گمان من، نگاه مصدق به عنوان یک حقوق‌دان نگاهی واقع‌بینانه بوده است. ما وقتی موضع‌گیری‌های مصدق را از دوران قاجار هم می‌بینیم، این نگاه حقوقی را می‌توانیم مشاهده کنیم. تفرشی: وقتی این اسناد را می‌خوانیم چند درس می‌توانیم بگیریم که ممکن است کاربرد امروزی هم داشته باشد. اصرار نیروهای تندرو علیه ایران این است که نشان بدهند مصدق اهل مذاکره نیست. به عنوان نمونه هندرسون در چهارم اسفند 31 گزارشی نوشته است و گفته است: «مصدق گفت بریتانیا به شیوه‌های مختلف در حال دسته‌چینی است تا دولتش را سرنگون کند در حالی که همزمان وانمود می‌کنند در پی حل و فصل مشکلات هستند و بریتانیا واقعا میل ندارد در موضوع نفت با او به توافق برسند.» عین همین گزارش‌ها را بریتانیایی‌ها در مورد مصدق دارند. می‌گویند مصدق در حال دفع‌الوقت است و نمی‌خواهد توافق کند. برای یک سیاستمدار پیام بدی است که بگوید نمی‌خواهم مذاکره کنم. این پیامی بود که انگلیسی‌ها و تندروهای آمریکایی بیشتر به ناحق و گاهی به حق از طرف مصدق مخابره می‌کردند و این‌گونه جلوه می‌دادند که او اهل مذاکره نیست. سیاستمداری موفق است که تا جایی که می‌تواند شرایط خود را تحمیل کند ولی تا جایی که ممکن است باب مذاکره را نبندد. نکته بعدی این است که طرف مقابل اگر احساس کند مذاکره به بن‌بست خورده است دست به اقدامات قهرآمیز می‌زند. بدتر از این دو آن است که سیاستمدار مجبور شود به منویات عوام عمل کند. ما در سیاست بحثی داریم به نام عوام‌فریبی ولی از تبعات عوام‌فریبی عوام‌زدگی و در واقع فریب خوردن از عوام هم هست. من با یک واسطه از مرحوم دکتر عیسی صدیق نقل می‌کنم. او می‌گفت چندین بار ما در کمیسیون نفت درباره مذاکره به نتایجی می‌رسیدیم که خود دکتر مصدق هم می‌پذیرفت و بنا می‌شد که شیوه مذاکره با انگلیس و آمریکا بر آن مبنا باشد ولی فردا یا پس فردای آن توافق دکتر مصدق می‌گفت نمی‌شود این‌طور عمل کرد. من نمی‌توانم با این رویه جواب خون شهدای سی تیر و حاج حسن شمشیری و دکتر فاطمی را بدهم و دوباره دور باطل تکرار می‌شد. البته ما با شمشیری و فاطمی به عنوان اشخاص قهرمان و انقلابی مشکلی نداریم و مصدق هم از این دو نام به عنوان نماد یک نوع نگاه یاد می‌کرده است. حسین فاطمی دکتر فاطمی در آن دوره وزیر امور خارجه بوده. او در جریان مذاکرات چه نقشی داشته؟ تفرشی: یکی از مواردی که ما در مورد تاریخ‌نگاری دوران مصدق دچار ضعف هستیم تابوهایی است که در مورد این زمان وجود دارد. باید صریح و منصف و بی‌رحم درباره بعضی موضوعات صحبت کرد. در دوران اول حکومت دکتر مصدق سیاست خارجه ایران بسیار فعال، باتجربه و کارکشته بود. به این دلیل که دیپلماتی در راس دستگاه دیپلماسی ایران است که سال‌ها در مناصب بالای دیپلماسی بوده است. این دیپلمات باقر کاظمی نام دارد. باقر کاظمی با آنکه سن بالایی داشت توانست تا سی تیر 1331 سیاست خارجی ایران را با کمک تیمی جوان به خوبی پیش ببرد. در دور دوم نخست‌وزیری مصدق ما شاهد هستیم که دکتر فاطمی مسئولیت وزارت خارجه را بر عهده می‌گیرد. فاطمی یک سیاستمدار انقلابی تندرو بوده است که به دلیل حادثه ترور نافرجامش بیمار هم بود. در عرصه سیاست داخلی با شجاعت کم نظیری که از خود نشان داد، به خصوص در دوران اختفا، دستگیری، بازجویی و محاکمات، یکی از چهره‌های جاوید تاریخ ایران شد ولی من متاسفانه معتقدم یکی از ضعیف‌ترین وزرای خارجه ایران بود. فاطمی نتوانست دستگاه دیپلماسی ایران را با تغییرات شتابانی که در سیاست دنیا در حال شکل‌گیری بود هماهنگ و متوازن کند. ما همیشه از فاطمی به نیکی یاد می‌کنیم و به شجاعتش آفرین می‌گوییم که از 25 تا 28 مرداد به شاه و خاندان سلطنت دشنام داد. ولی شان وزیر امور خارجه این نیست که در میدان بهارستان به شاه فحش بدهد. این کار البته دل من و شما و پدران ما را خنک می‌کند ولی راه را برای نیروهای اطلاعاتی غربی برای تسریع در کودتای بعدی باز کرد. این اقدامی نبود که وزیر امور خارجه باید انجام دهد. هر کسی جایگاهی دارد. در اصطلاحات فقهی هم داریم که حسنات الابرار سیئات المقربین. حرف زدن در این زمینه دشوار است ولی واقعیت این است که باقر کاظمی از منظر دیپلماتیک سود بیشتری برای ایران داشت. مختاری: بخشی از کم‌کاری دستگاه دیپلماسی هم به این برمی‌گردد که فاطمی به خاطر ترورناموفقی كه شد، مدتی غیبت داشت و در این شرایط دستگاه دیپلماسی بی‌صاحب مانده بود. در مورد آن روایتی که از دکتر عیسی صدیق نقل کردید، هم باید بگویم در همین اسناد نمونه آن را می‌بینیم. هندرسون در جایی از گزارش‌هايش می‌گوید ما با مصدق به توافقی رسیده بودیم، ولی در جلسه بعد مصدق گفت من چنین توافقی نکرده‌ام. همین رفتارها از جمله مواردی بود که باعث بدبین شدن بیشتر هندرسون به مصدق شد. مصدق در این موارد بیشتر تحت تأثیر مشاورانش بود. تفرشی: عمده‌ترین مشاوران هم مهندس حسیبی و دکتر فاطمی بودند. مختاری: بله. جايی هندرسون به مصدق مي‌گويد مشاوران تو آدم‌های وطن‌پرستی هستند، ولی این الزاماً به این معنا نیست که منافع ملی را فقط این‌ها می‌فهمند. تفرشی: به نظر می‌رسد که مصدق و اطرافیانش در ماه‌هایی که به کودتا ختم شد خسته شده بودند و به جای ادامه مبارزه بیشتر به دنبال نام نیک و جنت‌مکانی بودند. توان مقابله را از دست داده بودند. چه در مقابل نیروهای خارجی و چه در برابر نیروهای طرفدار شاه و چه در برابر نیروهای مذهبی. به نظر می‌رسد از هر طرف این موضوع پیش رفته بود. بر این مبناست که جلال آل احمد در بخشی از کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران، در چاپ کاملش، گفته بود کودتای بیست و هشت مرداد از یک دولت ناتوان در آستانه سقوط یک شهید جاوید ساخت. مقداری از اسناد کتاب به مذاکراتی که با یاران مصدق صورت گرفته شده است اختصاص دارد. این سیر بی‌انگیزه شدن را از لابه‌لای اسناد کتاب می‌توان مشاهده کرد؟ مختاری: بخش عمده این بی‌انگیزگی به شکست خوردن اقتصاد بدون نفت مصدق بازمی‌گردد. من کتابِ ‎اسنادي در زمینه ایده اقتصاد بدون نفت دولت مصدق تدوين كردهام، در آنجا دقیق‌تر اين موضوع را می‌بينيد. اين سياست بيشتر در جنبه تبليغی بُرد داشت. همین تلاشی که مصدق برای فروش نفت دارد و در این کتاب هم نمونه‌های آن را می‌بینیم، به خودی خود شکست سياست اقتصاد بدون نفت را نشان می‌دهد. اگر آن سياست جواب داده بود، مصدق نباید بر فروش نفت با وجود تحریم اصرار می‌کرد. بسیج عمومی‌ای صورت گرفت، اوراق قرضه فروخته شد و شخصیت‌هایی مانند علی‌اکبر دهخدا با خريد اوراق به دولت کمک کردند، اما بعد از مدتی مشخص شد با این نمایش‌ها نمی‌شود کار را پیش برد. شکست اقتصادی دولت مصدق می‌توانست کم‌کم او را به مرحله‌ای برساند که توسط مجلس برکنار شود. من از آقای علیقلی بیانی نقل می‌کنم که می‌گفت ما در جلسه‌ای که با دکتر مصدق داشتیم، به رفراندوم اعتراض کردیم و گفتیم سیاست‌هایی که دارد اتخاذ می‌شود، به شکست نهضت ملی منجر می‌شود. بیانی می‌گفت دکتر مصدق هم حرف‌های ما را قبول داشت، ولی می‌گفت ما نباید به صورت قانونی از قدرت کنار برویم. اگر به صورت قانونی کنار برویم، نهضت بدتر از بین می‌رود. نهضت به یک دولت تقلیل پیدا می‌کند که آمده و سقوط کرده و یک دولت دیگر آمده. باید درخت نهضت ملی باقی بماند و به یک نماد تبدیل شود. اگر ایده دکتر مصدق به واقع این بوده باشد، باید بگويیم او موفق شده است به هدفش برسد، چون نهضت ملی شدن صنعت نفت به یک نماد مبارزه با استبداد و استعمار تبدیل شد و همچنان هم نماد باقی مانده است. تفرشی: ولی سوال مهم این است که منافع ملی ایران از کدام مسیر بهتر تامین می‌شد. مختاری: خب، اگر می‌توانستیم یک روند قانونی را طی کنیم، خیلی بهتر بود. بر این مبنا می‌توانیم بگوییم یکی از عوامل زمینه‌سازی کودتا خود مصدق بود. مختاری: تقریباً تمام سیاست‌های دکتر مصدق به شکست انجامیده بود و نمی‌توانست آن روند را ادامه بدهد. جامعه هم انتظاراتی داشت و بخشی از الیت جامعه او را به عنوان رهبر خود می‌دیدند. این ردای رهبری وقتی به شانه فرد می‌افتد، احتمال اینکه فرد از ریل قانون خارج شود، زیاد است. تفرشی: مصدق و اطرافیانش به نادرستی و با محاسبه غلط اعتقاد داشتند که دنیا بدون نفت ایران نمی‌تواند به کار خود ادامه دهد و مجبورند با ایران توافق کنند. دلایلی هم برای خودشان داشتند. آبادان بزرگترین پالایشگاه جهان بود و ایران بزرگترین متحد نفتی غرب بود. نفت اعراب به هیچ وجه اهمیت کنونی را نداشت و فقط نفت سعودی و اندکی نفت عراق مطرح بود. مختاری: نفت ونزوئلا هم که ملی شده بود. تفرشی: بله. نفت ونزوئلا هم دیگر در کنترل آمریکائی‌ها نبود. بنابراین ایران تصور می‌کرد ما هم هستیم که می‌توانیم برای کارتل‌های نفتی تعیین تکلیف کنیم. ولی این اتفاق نیفتاد و این موضوع کاملاً به ضرر ایران تمام شد. مشتری‌های اصلی خود آمریکا و انگلیس بودند. تفرشی: بله. غیر از این دو مشتری‌های خردی هم مثل ایتالیا و ژاپن وجود داشت که نتوانستند خریدی از ایران بکنند. چه با قانون و چه با زور بریتانیا و آمریکا جلوی آنها را گرفتند. مختاری: کشتی رُزماری ايتاليا را بردند خلیج عدن و به جرم خرید نفت از ایران محاکمه کردند. تفرشی: بله. این‌ها مواردی هست که نشان می‌دهد دولت مصدق شناخت درستی از تحولات بین‌المللی ندارد. جزییاتش را هم من در کتاب چهل سال در صحنه، خاطرات دکتر جلال عبده و ضمایم و اسناد آن، شرح و بسط داده‌ام. در این اسناد از اساس درباره متدها و روندهایی که برای تحریم نفت ایران در دوران مصدق طی شد تا چه میزان صحبت می‌شود؟ تفرشی: این مورد را بیشتر در اسناد انگلستان و همین‌طور در خاطرات می‌شود یافت. به عنوان نمونه در خاطرات سفیر آمریکا در ایران و همین‌طور خاطرات ایرانیان می‌توان یافت. غیر از اطرافیان مصدق، از میان ایرانیان به عنوان نمونه در خاطرات دکتر جلال عبده، به تفصیل درباره فروش نفت ایران در دوران تحریم از طرق مختلف و از جمله از طریق ایرانیان خارج از کشور مانند حاج محمد نمازی سخن گفته شده است. این کتاب درباره ماه‌های بعد از کودتای بیست و هشت مرداد هم اسنادی ارائه می‌دهد. با توجه به اینکه این ماه‌ها از دوران‌هایی در تاریخ ایران است که توجه دقیقی به آنها نشده آنچه در این کتاب درباره آن دوران آمده حرف تازه‌ای برای ما دارد؟ تفرشی: درباره این ماه‌ها چند سند خیلی خوب در این کتاب وجود دارد که ضمن آنکه آرایش نیروی دولت زاهدی و اطرافیان شاه و دربار را نشان می‌دهد، این را هم نشان می‌دهد که از همان ماه‌های اول اختلاف‌نظر میان دولت زاهدی و شاه درباریان خود را نمایان می‌سازد. این چیزی است که در اسناد انگلیسی من روی آن کار کرده‌ام. بر مبنای این اسناد زاهدی هم با اینکه برکشیده و رهبر کودتا است از همان روز اول با شاه توافق چندانی نداشت و در نحوه اداره کشور به شدت با شاه مشکل داشت و این مشکل هم خیلی زود نمایان شد. مختاری: علاوه بر اختلافات شاه و زاهدی، در اسناد پس از کودتا یکی از موارد بسیار جالبی را که اسناد این کتاب به خوبی نشان می‌دهد، تأکیدی است که شاه روی ارتش و رفاه ارتش به عنوان نيروي تحت سيطره و اعمال قدرت خودش دارد. دایره مخاطبان کتاب از منظر شما چه کسانی هستند؟ مختاری: کتاب‌هایی مانند مذاکرات ایران و آمریکا و از اساس وقایع تاریخی دوران مصدق را نه به صورت انتزاعی، بلکه برای الگوگرفتن از روندهاي آن دوران برای عملکرد در شرایط فعلی تحریم می‌توان نگاه کرد. به گمان من، علاوه بر آنکه خوانندگان عام نیاز دارند که چنین کتابی را بخوانند، سیاستمداران ما هم نیازمند مطالعه این کتاب و چنین کتاب‌هایی هستند. هرچند که به گمانم سیاستمداران ما بسیار کم کتاب می‌خوانند. تفرشی: اگر چه این اسناد به صورت هوشمندانه و هدفمند کنار هم گذاشته شده‌اند ولی در هر صورت به گمان من این کتاب می‌تواند وسیله مناسبی باشد برای گرفتن درس تجربه و سیلی روزگار تا اشتباهات گذشته‌را تکرار نکنیم. به گمان من یکی از آفت‌های مذاکره آن است که طرف مقابل بتواند حرکت بعدی تو را پیش‌بینی کند و وقتی موضع سخت و غیرمنعطفی دارید به راحتی حریف دستتان را می‌‌خواند و بازی را آنگونه که خودش میل دارد شکل می‌دهد. علاوه بر این مواردی وجود دارد که اهمیت این کتاب را برای پژوهشگران افزایش می‌دهد. به عنوان نمونه در انتهای کتاب یک سند هم هست که گزارش هندرسون است به وزارت امور خارجه آمریکا و راجع به شخصی است که در آن زمان تازه وارد عرصه‌های مربوط به ایران شده و بعدتر نقش بسیار مهمی در مسائل ایران بازی می‌کند. آن فرد که در آن زمان به عنوان کاردار موقت به ایران آمده بوده، دنیس رایت است که بعدتر سفیر انگلیس در ایران می‌شود. این سند، یکی از اولین سندهایی است که درباره ارتباط دنیس رایت با ایران وجود دارد. ترجمه کتاب چطور بود از نظر شما؟ تفرشی: به نظرم ترجمه روانی است. در معادل‌گذاری برای اسامی هم دقت خوبی صورت گرفته است. هم مترجم و هم ویراستار زحمت زیادی کشیده‌اند. به ویژه ما در انتقال اسامی خاص به آوانویسی فارسی مشکل داریم که در این کتاب به گمان این مورد خوب انجام شده است. همچنین یکی از مواردی که ما در کتاب‌های فارسی مشکل داریم و در این کتاب به خوبی انجام شده است، ایندکس یا فهرست اعلام انتهای کتاب است که در این کتاب بسیار منظم و مرتب است. این مجموعه اسناد گویا در مجموع ده جلد است. تفرشی: از زمان رضا شاه اسناد منتشر شده است. البته اسناد دوران رضا شاه بیشتر به صورت میکروفیلم و میکروفیش است ولی از 1320 به بعد اسناد به صورت کتاب‌های قطور قهوه‌ای رنگ منتشر شده که در کتابخانه‌های دنیا هست و اغلب از طریق اینترنت هم قابل دانلود است. آنها هم اسناد مهمی هستند که لازم است ترجمه شوند. تفرشی: آنها هم حتماً مهم هستند. شاید بعضی‌شان حتی بیشتر از این. به خاطر اینکه آن اسناد مربوط به سال‌های پیش از 32 برای آمریکائی‌ها حساسیت کمتری دارد و به همین دلیل در انتشار اسناد خست کمتری به خرج داده‌اند. شاید لازم باشد آن اسناد هم ترجمه شوند. مختاری: در این وانفسای نشر همین که ناشری همت کرده این کتاب را چاپ کند، شايسته تقدير است. ناشران بیش از اسناد به دنبال پژوهش‌های جدید هستند، ولی اهمیت این اسناد به گمان من بیش از پژوهش‌های دسته دوم است. امیدوارم که زمینه ترجمه باقی اسناد هم فراهم شود. سپاس از شما برای شرکت در این گفت‌وگو. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 15 Dec 2018 07:57:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/269021/تفرشی-فاطمی-یکی-ضعیف-ترین-وزرای-امور-خارجه-ایران همنوایی آرای جان رالز با آرای حضرت علی (ع) درباره عدالت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269086/همنوایی-آرای-جان-رالز-حضرت-علی-ع-درباره-عدالت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سعید حجاریان در «همایش بین‌المللی جان رالز؛ با نگاهی به عدالت، توسعه، صلح و دموکراسی» که پنج‌شنبه 22 آذر 1397 به همت انجمن علوم سیاسی ایران در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، با ارائه مقاله‌ای به نام «منادیان عدالت انسانی» به بررسی انطباقی آرای جان رالز و حضرت علی (ع) درباره عدالت پرداخت.   حجاریان در این مقاله که به دلیل ناتوانی جسمی او به‌وسیله یکی از اطرافیانش قرائت شد در ابتدا به بررسی آرای رالز پرداخت: «رالز ایده‌ای را تحت عنوان «اجماع همپوشان» مطرح کرده است. ایده‌ مذکور، مبین آن است که فارغ از دیدگاه‌های فلسفی، ایدئولوژیک و دینی، هسته منطقی و عقلانی در خرد جمعی بشر وجود دارد که او را به‌عنوان شهروند آزاد به نگرش‌های عقلانی رهنمون می‌شود. نتیجه آنکه در هر فرهنگ و آیینی می‌توان عناصری یافت که نسبت به موضوع عدالت، همپوشانی داشته باشند و نتیجتاً ایده کلی عدالت را همگان، دست در دست یکدیگر تقویت کنند.»   او سپس به یکی از شباهت‌های میان آرای رالز و آموزه‌های قرآنی درباره عدالت پرداخت: «یکی از مشهور‌ترین و البته مهم‌ترین اصل‌های مدنظر رالز اصل طلایی «آنچه بر خود می‌پسندی، بر دیگری هم بپسند» است. این اصل، عملاً در همگی آیین‌ها، ادیان و فرهنگ‌ها حاضر است و گویی منشأ فطری دارد. چنانکه در قرآن کریم آمده است: هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد تا زمانی که از آنچه دوست داريد، انفاق كنيد.»   حجاریان سپس خاستگاه‌های متفاوت مکاتب مختلف اخلاقی را مدنظر قرار داد و گفت: «البته مکاتب مختلف اخلاقی، هر یک بنیادهای خود را بر پایه‌های متفاوتی بنا نهاده‌اند‌ و الزاماً منشاء مشترک ندارند. به‌عنوان نمونه، «اخلاق فضیلت‌گرا» بر عوامل اخلاقی، تعلقات و منش فردی تأکید دارد و در مقابل «اخلاق وظیفه‌گرا» بر نفس عمل اخلاقی ناظر است و غایت را انسان می‌داند. در کنار این‌ دو، فایده‌گرایان قرار دارند که به نتیجه عمل توجه دارند.»   پس از آن وی کوشید نسبت جان رالز با این مکاتب را تبیین کند: «رالز، نسبت به ذات بشر خوش‌بین است و اعتقاد دارد، انسان‌ها به‌طور کلی می‌توانند بر سر موضوعات مهمی مانند آزادی و عدالت به تفاهم دست یابند. کانت در عقل عملی معتقد است، لازمه اخلاقی بودن و عدالت ورزیدن قبول موجودیتی به‌نام خداست اما رالز، در مقابل وی قرار گرفته و دلایلی اقامه می‌کند و معتقد است، بدون چنین موجودیتی هم می‌توان انسان را موجودی اخلاقی نامید. اولین دلیل وی، تکامل تدریجی اخلاق بشری است؛ لغو برده‌داری و ایفای حق رأی زنان و... نشان می‌دهد بشریت به تدریج به سمت تکامل رفته و اخلاقی‌تر شده است. دلیل دیگر وی، پایداری دستاوردهای اخلاقی است. رالز ایده‌ای را تحت عنوان «تعادل مُتعاکِس» مطرح می‌کند و ذیل آن توضیح می‌دهد، چگونه براساس فرایندی دیالکتیکی انگیزش‌ها و نگرش‌ها به تعادلی پایدار می‌رسند و عدالت را به بار می‌نشانند. حضرت امیر نیز به آینده بشر خوش‌بین است. وی، این خوش‌بینی را نتیجه اعتقاد به ذات باری تعالی می‌داند و معتقد است، خداوند بشر را به عبث خلق نکرده است و در سرشت و فطرت وی انگیزش‌هایی نهاده است که وی را به راه راست هدایت می‌کند.»   او سپس تلاش کرد با برجسته کردن چند مؤلفه نشان دهد ایده اجماع همپوشان رالز با بسیاری از ایده‌های مطرح شده حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه هم‌نوایی دارد و هردو، نسخه‌ای عملی برای برقراری عدالت ارائه کرده‌اند. اولین همپوشانی آرای حضرت علی و رالز از منظر حجاریان در نگاه آنها به دو مقوله جود و عدل است: «در حکمت 429 نهج‌البلاغه از جود و عدل سخن به میان آمده و مقایسه‌‌ای میان این دو مؤلفه صورت گرفته است. حضرت امیر در آن حکمت می‌فرماید: عدل همگان را در برمی‌گیرد و جود، فقط به فرد بهره می‌رساند. و سپس نتیجه می‌گیرد عدل شریف‌تر و برتر است. این تمایز در اندیشه رالز نیز وجود دارد زمانیکه وی میان عدالت ‌و بخشش تفاوت قائل می‌شود. رالز عدالت را مقوله‌ای مستمر و ساختارمند می‌داند و آن را در مقابل باوری رایج قرار می‌دهد که کمک به هم نوع و حتی حمایت دولت از مردم را امری مقطعی می‌شمارد و اساساً، جود را به خیریه‌ها، اشخاص و کلیسا‌ها و نهادهای مدنی واگذار می‌کند.»   دیگر همپوشانی به مقولات اخلاق فضیلت و حقوق متقابل مرتبط بود: «حضرت امیر و رالز هر دو با اخلاق فضیلت مخالفت ورزیده‌‌اند. منشاء بخشش و جود، فضیلت است و اساساً سخاوت امری شخصی است و نمی‌توان آن را به حکمرانی تعمیم داد. رالز هم از عدالت نهادی سخن به میان آورده است زیرا، سخی بودن دولت را فاقد معنا می‌داند. از این رو، اندیشه هر دو در مقابل اندیشه ارسطو تعریف می‌شود؛ ارسطو از یک سو بخل، و از سوی دیگر، دست‌‌و‌دل‌بازی را نفی می‌کرد اما عدل را برآمده از سخاوت می‌دانست و این نگاه، در ایرانِ پس از انقلاب بازتولید شده است.»   حجاریان ادامه داد: «از سوی دیگر حضرت، اصل قرارداد را پذیرفته و چنانکه می‌بینیم در صفین (خطبه 207) از وظایف متقابل دولت و مردم سخن گفته و اعتقاد دارد وظایف دولت و مردم، متقابل است و حق جاده‌ای یک‌طرفه نیست. وی‌ می‌فرماید: به نفع کسی علیه دیگری حقی قرار داده نشده مگر آنکه علیه او به نفع دیگری نظیر همان حق قرار داده شده است. در اینجا دو مفهوم حق و وظیفه  از یکدیگر تفکیک شده‌‌اند و موازی و متقابل با یکدیگر پیش می‌روند.»   حجاریان این نکته را هم مدنظر قرار داد که مفاهیمی مانند شهروند آزاد، برابرحقوقی و... مربوط به جهان نو هستند: «این مفاهیم هزار و چهارصد سال پیش وجود نداشته‌اند اما طرح حقوق متقابل میان بالایی‌ها و پایینی‌ها در نهج‌البلاغه رایحه‌ای است که گمان ندارم در کلام و آثار دیگر افراد آن دوره به مشام رسیده باشد.»   این تئوریسین سیاسی سپس به مفهوم قرارداد در اندیشه جان رالز پرداخت: «رالز هم قراردادگرا است و در کتاب «لیبرالیسم سیاسی» با ارائه تفسیری نو و البته تکمیل اندیشه اصحاب قرارداد اجتماعی، این مقوله را به‌مثابه یک سازمان اجتماعی، بسترساز عدالت می‌خواند. البته خود واقف است، شرایط ممکن است کفه‌ی ترازو را به سود گروه‌ها یا افرادی خاص سنگین‌ کند به همین جهت تأکید می‌کند، چنین قراردادی از انصاف به دور است. لذا، از «شرایط اولیه» سخن به میان می‌آورد.»   حجاریان در اینجا یکی از اختلاف‌ها میان ایده عدالت نزد حضرت علی (ع) و جان رالز را هم مدنظر قرار داد: «البته اختلافی هم میان حضرت امیر و رالز وجود دارد. رالز تحت تأثیر کانت در بحث وظیفه سه منشاء ماوراءالطبیعه، شهود و احساسات را دخیل نمی‌داند در حالیکه حضرت امیر ماقبل کانتی است و لذا، با ماوراءلطبیعه و فطرت همدلی و همراهی دارد.»   سومین همنوایی آرای حضرت علی و رالز از منظر حجاریان به مقوله عدالت در عمل بازمی‌گردد: «در همان خطبه دویست و هفتم نهج‌البلاغه آمده است: حق هنگام وصف و گفت‌و‌گوی با یکدیگر فراخ‌ترین چیزهاست و در زمان عمل و کردار تنگ‌ترین چیزهاست. در این عبارت، تئوری و عمل از یکدیگر تفکیک شده‌اند و این امر نشان می‌دهد، حضرت امیر گفتاردرمانی را مردود می‌شمارد. رالز هم بنیان‌های عدالت را از وضعیت انتزاعی خارج کرده و در آثار خود، نسخه‌ اجرایی ارائه داده و به‌مرور ایده‌های خود را حک و اصلاح کرده است. وی بر خلاف اندیشمندان پیش از خود، به‌دنبال بر هم زدن وضع موجود و ساختن جامعه جدید نبوده بلکه در پی آن است، ساختارها و کنش‌ها را براساس رویکردی عدالت‌محور، اصلاح کند.»   چهارمین همنوایی مرتبط با مقوله بازتوزیع است: «پاره‌ای از مفسران و اندیشمندان، عبارت مال و مکنت فراواني جمع نمی‌شود مگر آنکه در کنار آن حقوقي ضايع شده باشد را به حضرت امیر نسبت داده‌اند. سندیت این عبارت محل شک و تردید است و چنین برداشت می‌شود که باید اموال سرمایه‌داران را ستاند و میان فقرا توزیع کرد. ایده‌ای در ضدیت با سرمایه و انباشت آن. اما حضرت امیر در حکمت 320 نهج‌البلاغه عبارتی مشابه، و البته تعدیل شده را به کار برده است: «خداوند سبحان در دارایي‌هاى توانگران روزي‌هاى بی‌چيزان را واجب گردانيده پس، بى‌چيز گرسنه نماند مگر به‌سبب آنچه توانگرى به او نداده است، و در روز رستاخيز خداوندى كه بزرگست ايشان را از اين كار مؤاخذه و بازپرسى می‌کند. این عبارت با نوزدهمین آیه سوره الذاریات نیز همخوانی دارد و در اموالشان براى سائل و محروم حقى معين‌ بود. در این مورد هم، مجدداً رالز و حضرت امیر با یکدیگر هم عقیده‌اند. حضرت معتقد است، در بخشی از اموال ثروتمندان مال فقیران هم قرار گرفته است. رالز هم می‌گوید، بازتوزیع ثروت در جهت برابری باید تا زمانی ادامه یابد که فقر مطلق محروم‌ترین افراد بهبود‌ یابد، زیرا به زائل شدن ثروت بر اثر افراط در بازتوزیع التفات دارد. رالز تصریح می‌کند برای برپایی عدالت نیازی نیست قله را تخریب کنیم و به دره بریزیم و همه چیز را تسطیح کنیم و جامعه بی‌طبقه بنا نهیم. زیرا وی، انباشت ثروت به‌طرق قانونی و اخلاقی را محترم می‌شمارد.» ]]> تاریخ و سیاست Fri, 14 Dec 2018 13:17:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269086/همنوایی-آرای-جان-رالز-حضرت-علی-ع-درباره-عدالت تسلط جامعه‌شناسی مارکسی در ایران فلسفه سیاسی را تحت‌الشعاع قرار داده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269083/تسلط-جامعه-شناسی-مارکسی-ایران-فلسفه-سیاسی-تحت-الشعاع-قرار-داده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنج‌شنبه 22 آذر 1397 «همایش بین‌المللی جان رالز؛ با نگاهی به عدالت، صلح، توسعه و دموکراسی» به همت انجمن علوم سیاسی ایران در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این همایش که از ساعت 8 تا 18 این روز ادامه داشت، علاوه بر سخنرانانی نظیر سعید حجاریان، ابوالقاسم فنایی و محمدرضا بهشتی، چند تن از اساتید شناخته شده بین‌المللی در زمینه رالزپژوهی نیز از طریق ارائه مقاله اختصاصی و یا ویدئو کنفرانس با برگزارکنندگان همراهی کردند. از جمله این سخنرانان تی.ام. اسکنن استاد فلسفه دانشگاه هاروارد بود که مقاله اختصاصی او برای این همایش در پنل اول نشست با ترجمه نرگس سلحشور ارائه شد. عدالت یک تکلیف اجتماعی است پیش از قرائت مقاله اسکنن، حسین هوشمند استاد فلسفه سیاسی و یکی از اعضای کمیته علمی همایش سخنرانی‌ای را با نام «فلسفه سیاسی جان رالز و روشنفکری عمومی» ارائه کرد. هوشمند در ابتدای سخنان خود گفت در این سخنرانی قصد دارم که پاره‌ای از مسائل مبتلابه ایران را از منظر رالز بررسی کنم تا شاید بتوانیم این مسائل را بهتر بفهمیم. او سپس گفت: «نمی‌توان رالز خواند و درباره او چیزی آموخت بدون آنکه تحولی اساسی در فهم ما از اخلاق و مسائل اساسی اجتماعی به وجود بیاید. مهمترین منتقد رالز یعنی روبرت نوزیک درباره اهمیت نظریه عدالت رالز می‌گوید فیلسوفان اخلاق در شرایط فعلی یا باید در چارچوبی که رالز تبیین کرده بیندیشند یا توضیح دهند که چرا این‌گونه نمی‌اندیشند.» هوشمند درباره اهمیت پرداختن به مقوله فلسفه سیاسی گفت: «فلسفه سیاسی از طریق ارائه درک و دریافتی ویژه از مباحث اساسی گریبانگیر جامعه در قلمرو جامعه مدنی ایفای نقش می‌کند. فلسفه سیاسی به ما کمک می‌کند تا درک و داوریمان را درباره نهادها و سیاست‌گذاری‌های عمومی روشن‌تر بیان کنیم. متون فلسفه سیاسی به مباحثی چون یکپارچگی ملی، عدالت، آرامش ملی، رفاه عمومی و... می‌پردازند و نظام دموکراسی نمی‌تواند پایدار بماند مگر آنکه شهروندانش با مبانی فلسفه سیاسی که پایه و اساس دموکراسی است آشنایی پیدا کند. رالز معتقد بود برای رسیدن به دموکراسی ما به فلسفه سیاسی دموکراتیک نیازمندیم.» حسین هوشمند او در بخش دیگری از سخنانش به نسبت فرد و جامعه پرداخت و گفت: «رالز می‌گوید جامعه و ارزش‌های آن نمی‌تواند هیچ تکلیف مطلقی برای فرد تعیین کنند. هیچ باور یا الگوی خاصی مرجعیتی فرای فرد ندارد. ما می‌توانیم داوری‌هامان درباره ساختار فرهنگی موجود را همچون شهروندانی برابر ارائه کنیم که این داوری به منزله رد یا قبول میراث گذشتگان است. در نظریه لیبرالیسم رالز آدمیان موجوداتی اساسا خودمختار هستند که قابلیت نقد آداب و سنن و کارکردهای نهادهای فرهنگی موجود را دارند.» بخش دیگری از سخنان هوشمند به نسبت میان برداشت سیاسی عدالت نزد رالز و نظریه‌های متافیزیکی مربوط به عدالت اختصاص داشت. او گفت: «برخلاف نظریه‌های متافیزیکی مربوط به عدالت که آن را به مقوله قضا و قدر الهی یا رفتارهای فردی تعمیم می‌دهند، دامنه برداشت سیاسی عدالت در نگاه رالز به نهادهای اساسی یعنی نهادهای قضایی و اقتصادی محدود است و از این نقطه‌نظر عدالت یک تکلیف عملی اجتماعی است تا مقوله‌ای متافیزیکال و معرفت‌شناختی. چنین برداشتی از عدالت برگرفته از باورهای همگانی شهروندان یک جامعه دموکراتیک است. این برداشت از عدالت، برداشتی خودبنیاد است و مستقل از هرگونه نظام اخلاقی چه سکولار و چه دینی. برداشت سیاسی عدالت چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ توجیه مستقل از نظام‌های اخلاقی است. تثبیت نظام عادلانه منحصر به آن است که تصدیق کنیم دفاع از عدالت منحصر به دستگاه معرفتی خاصی نیست.» هوشمند در بخش پایانی سخنانش نسبت نظرات رالز با الگوسازی مناسب برای جامعه امروز و فردای ایران را این‌گونه تبیین کرد: «شهروندان ما پیش از آنکه درگیر سیاست در جامعه بشوند باید مفاهیمی مانند عدالت، انصاف و... را در جامعه بیاموزند. در غیر این صورت دموکراسی برقرار نخواهد ماند. رالز می‌گوید یکی از دلایل شکست جمهوری وایمار این بود که روشنفکران آمادگی اخلاقی دفاع از اصول دموکراتیک را نداشتند. در جامعه ما روشنفکران بدون نقادی مورد پرستش قرار می‌گیرند و مرشد و مراد قوم می‌شوند. اما فیلسوف سیاسی رالزی صرفا به عنوان شهروندی اندیشمند وارد صحنه شده و این وضع را خاتمه می‌بخشد.» او همچنین به دلایل عدم توجه به رالز در ایران هم پرداخت و بیان کرد: «شاید یکی از دلایل عدم توجه به فلسفه سیاسی به ویژه رالز در ایران تسلط جامعه‌شناسی به تعبیر مارکسی آن است که به تغییر جهان می‌اندیشد و نه تحلیل آن اما مسئله این است که بدون داشتن یک نظریه ایده‌آل درباره عدالت ما نمی‌توانیم از وضع کنونی به خوبی گذار کنیم چرا که به ابزار مناسب برای ارزیابی راه‌های برون‌رفت مسلح نیستیم. احیای اندیشه سیاسی هنجاری در دانشگاه و فائق آمدن به بن‌بست کنونی نوعی از فلسفه سیاسی رالزی را انتظار می‌کشد.» نظریه رالز فردگرایانه نیست پس از سخنرانی هوشمند، نوبت به ارائه مقاله اختصاصی تی. ام. اسکنن یکی از مفسران رالز و استاد دانشگاه هاروارد رسید. اسکنن یکی از مهمترین شاگردان رالز محسوب می‌شود و همکار رالز در دانشگاه هاروارد بوده است. او که به گفته نرگس سلحشور مترجم مقاله یکی از مهمترین فیلسوفان زنده دنیاست در ایران به هیچ وجه شناخته شده نیست و تاکنون کتابی از او به فارسی ترجمه نشده است. اسکنن در مقاله خود که «پاره‌ای از نکات نظریه عدالت رالز» نام داشت تفسیری از ویژگی‌های نظریه عدالت رالز ارائه داد. به گفته او: «ویژگی اول نظریه عدالت رالز آن است که جامعه را نوعی همکاری اولیه برای دست‌یابی به سود متقابل است. این سخن ادعایی هنجاری است که باید بر این مبنا توجیه شود که نهادهای اجتماعی شاکله‌ای منصفانه برای رسیدن به خیر عمومی هستند. بر مبنای این ادعا به نظر می‌رسد که نظریه رالز فردگرایانه است اما این درست نیست. در این ایده منظور از خیر فرد معنایی گسترده دارد. مثلاً هدف فرد می‌تواند تبلیغ دین خود باشد و این عمل اجتماعی منافاتی با خیر فردی آنگونه که مدنظر رالز بوده است ندارد. مسئله این است که افراد تصوری از خیر ایجاد کنند و آن را دنبال کنند.» اسکنن مفهوم عدالت به مثابه انصاف نزد رالز را این‌گونه تبیین کرد: «رالز می‌نویسد همکاری اجتماعی مستلزم اتحاد منافع در خدمت خیر عمومی است. رالز تعارض ارزش‌ها را حذف ناشدنی می‌داند. بنابر این نهادهای اجتماعی باید به نحوی تعارضات را پیش برند که در نزد عموم منصفانه باشد. بر این مبناست که رالز عدالت به مثابه انصاف را طرح می‌کند.» نرگس سلحشور در حال قرائت مقاله اسکنن او همچنین گفت اندیشه عدالت در نزد رالز به دو معنا سیاسی است: «اولا نظریه رالز تنها مبانی اساسی جامعه را در برمی‌گیرد و دوما اصول عدالت صرفا به پرسش‌های انتزاعی پاسخ نمی‌دهد، بلکه فرض آن است که این اندیشه نقش خاصی در جامعه ایفا کند و برای ایفای چنین نقشی اعضای جامعه باید اشتراکاتی را برای الزام به این اصول داشته باشند.» اسکنن همچنین گفت: «در جامعه مدرن که شهروندان به ادیان مختلفی معتقدند دورکیم اعتقاد داشت تنها مبنای وحدت ما انسانیت است و رالز هم با این این موافق است. به گفته رالز شهروندان وظیفه دارند به صورت متمدنانه در مباحث مربوط به خیر عمومی و قانون اساسی شرکت کنند و در این مباحث از دلایل مبتنی بر خیر عمومی بهره ببرند نه دلایل ایدئولوژیک. مبنا تصمیم عقلانی و منصفانه برای عموم است.» اسکنن همچنین به پاسخ رالز به این پرسش که روندهای منصفانه چگونه می‌توانند شکل بگیرند نیز پرداخت و گفت: «بر مبنای نظر رالز این روندها را نمی‌توان از مسیر رای‌گیری و انتخابات شکل داد. مسیر مناسب برای شکل دادن به روندهای منصفانه توجیه این روندها با کمک دلیل‌های عمومی است و باید از راه اقناع عمل کرد.» آخرین نکته‌ای که اسکنن به آن اشاره کرد این بود: «بنا به عقیده رالز چشم‌انداز لیبرالیسم پاسخ مثبتی برای خیربودگی در امر عمومی ارائه می‌دهد.» ]]> تاریخ و سیاست Fri, 14 Dec 2018 09:08:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269083/تسلط-جامعه-شناسی-مارکسی-ایران-فلسفه-سیاسی-تحت-الشعاع-قرار-داده فراخوان مقاله برای همایش بین‌المللی «ایران در گذار» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269082/فراخوان-مقاله-همایش-بین-المللی-ایران-گذار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) همایش بین‌المللی «ایران در گذار» بررسی تحولات ایران از آستانه مشروطیت تا پایان قاجاریه با همکاری مشترک دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران انجمن ایران‌شناسی فرانسه در تهران انجمن شرق‌شناسی فرانسه در آناتولی و مؤسسه نگارستان اندیشه برگزار می‌شود. این همایش در سه محور اصلی، تلاشی برای بازخوانی دوره‌ای مهم از تاریخ ایران است. محورهای اصلی: ۱. اندیشه و فرهنگ اندیشه آزادی و قانون در عصر ناصری و مظفری نشریات آزاد و روشنفکران ایرانی ترجمه­ و نقش آن در تولید و انتشار مفاهیم نو در ایران چاپخانه‌های فارسی‌زبان در خارج از کشور و پیوندهای سیاسی ـ فرهنگی با ایران ظهور قدرت‌های جدید در جهان و تأثیر آن بر اندیشه‌گران ایرانی (ژاپن، آمریکا...) مدرسه، دانش و فناوری: بنیان‌های فرهنگ نو در ایران هنر، ادبیات و کاوش‌های باستان­شناسی و تکوین آگاهی ملی ایرانیان معماری و شهرسازی: تبلور اندیشه در حیات اجتماعی آموزه‌های شیعی و نهضت مشروطیت: فتاوا، عتبات و تلگرام‌های علما مشروعه‌خواهی و مشروطه‌خواهی: بنیان‌های فکری، مذهبی و سیاسی عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی: حرکت از عدالت‌خانه تا مجلس شورای ملی مشروطیت و منتقدان جدید: احزاب و اندیشه‌های نو در آستانه جنگ جهانی اول تأثیر حوادث خارجی (انقلاب‌های اروپایی...) و اندیشمندان غربی بر نخبگان ایرانی   ۲. اقتصاد و سیاست اعتراض، جنبش، نهضت؛ از قرارداد رژی تا استقرار مشروطهانجمن­‌های مشروطه و حاکمیت ملی اقشار و اصناف: روحانیت، تجار، مالکان و نخبگان سیاسی اقتصاد ملی و مبارزه­ سیاسی نخبگان سیاسی و اصلاحات دولتی: مداخله خارجی و منازعه‌ی داخلی  تجار ایرانی و نوسازی صنعتی در ایران امتیازها، استقراض، بانک­های خارجی: اندیشه نوسازی با تکیه بر قدرت خارجی اصلاحات‌درون‌زا و اصلاحات برون‌زا: کشاکش گفتمانی از نخستین گام‌های نوسازی در ایران   ۳. تحولات و مناسبات جهانی نقش مستشاران و دول خارجی در تحولات داخلی ایران تحولات سیاسی مناطقِ پیرامونی ایران و تأثیر آن بر رخدادهای داخلی ایران تحولات منطقه‌­ای و پیمان‌های جهانی: ایران در میان قدرت­های جهانی سفرنامه‌نویسان ایرانی و نخستین آگاهی‌ها درباره‌ی جهان نو بازنمایی مشروطیت در سفرنامه‌های فرنگیانجنگ بین­‌الملل اول و بی­طرفی ایران   زمان برگزاری همایش: 26 و 27 آذر 1397 / 17 و 18 دسامبر 2018 مکان برگزاری: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تاریخ‌های مهم و شرایط ارسال مقالات: زبان کنفرانس فارسی و انگلیسی است اما متن کامل مقالات برای چاپ به زبان فارسی، انگلیسی و فرانسوی پذیرفته خواهد شد. چکیده مقالات باید حداکثر بین 100 تا 250 کلمه و در فرمت word ارسال شود. لازم است همراه چکیده مقالات، رزومه کوتاهی از نویسنده ارسال شود. آخرین فرصت برای ارسال چکیده مقالات: یکم آذرماه 1397 / 22 نوامبر 2018 آخرین زمان برای اعلام نتایج مقالات برگزیده: دهم آذرماه 1397 / 2 دسامبر 2018 نشانی دبیرخانه: تهران، خیابان وصال شیرازی، کوچه آذین، شماره 10، طبقه دوم دبیرخانه‌ی همایش‌های دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تلفکس: 66435423 / 66435416 / 66978881 نمابر: 66978881 ]]> تاریخ و سیاست Fri, 14 Dec 2018 08:54:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269082/فراخوان-مقاله-همایش-بین-المللی-ایران-گذار کتاب «از بحران تا فروپاشی» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269081/کتاب-بحران-فروپاشی-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «از بحران تا فروپاشی» (کندوکاوی در ماندگاری با آسیب‌پذیری نظام‌های سیاسی) نوشته حسین بشریه از سوی انجمن علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی نقد و بررسی می‌شود.   در این نشست دکتر سید علی محمودی عضو هیات علمی دانشکده روابط بین‌الملل و دکتر عباس خلجی عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره این کتاب سخن می‌گویند. کتاب از بحران تا فروپاشی نوشته حسین بشیریه است. در كتاب از بحران تا فروپاشی چند نمونه از ماندگاري سياسي و چند نمونه از آسيب پذيري دولت بررسي شده است. ايالات متحده آمريكا، انگلستان، اسپانيا و مراكش چند نمونه از ماندگاري سياسي هستند. در مقابل دولت‌هاي تونس، مصر و ليبي پيش از انقلاب آسيب پذير و شكننده از كار درآمدند. هدف نویسنده در اين كتاب نه تحليل كامل تاريخ جنبش‌ها و يا دولت‌ها و نه تفصيل بحران اقتصادي جهاني، بلكه تنها مطالعه تطبيقي ماندگاري يا آسيب پذيري نظام هاي سياسي در شرايط بحراني است. از اين رو محدوده بررسي‌های نویسنده از بحران تا سركوب جنبش‌هاي اعتراضي، و يا تا فروپاشي رژيم‌ها است و در مورد انقلاب‌ها تنها به زمينه‌ها و دلايل وقوع آنها پرداخته شده است، بررسي پيامدها و تحولات پس از انقلاب در اين نوشتار نیامده است. مفهوم مبهم انقلاب معمولا در سه معنا به كار مي‌رود: يكي به معناي جنبش انقلابي و اعتراضي؛ دوم به معناي فروپاشي رژيم حاكم، و سوم برقراري نظم جديد.    این نشست شنبه ۲۴ آذرماه ساعت ۱۳ در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی سالن کنفرانس طبقه سوم برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 14 Dec 2018 08:39:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269081/کتاب-بحران-فروپاشی-نقد-می-شود «عدالت توزیعی» مفهومی معاصر است نه باستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268783/عدالت-توزیعی-مفهومی-معاصر-نه-باستانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: آیا عدالت توزیعی که عدالت اجتماعی یا عدالت اقتصادی هم خوانده می‌شود مفهومی است که سابقه آن به دوران باستان بازمی‌گردد؟ در میان اندیشمندان بسیارند کسانی که به این پرسش پاسخ آری می‌دهند. اما ساموئل فلای‌شاکر نویسنده کتاب «تاریخ مختصر عدالت توزیعی» پاسخ دیگری برای این پرسش دارد. او کتاب خود را چنین توصیف کرده است: «در این کتاب می‌خواهم داستانی را بیان کنم که نشان می‌دهد ما چگونه از مفهوم ارسطویی عدالت توزیعی به معنای نوین آن رسیدیم. از انگیزه‌های من برای راویت این داستان یکی جالب بودن آن است و یکی هم اینکه هیچ‌گاه در قالب کتابی کامل بررسی نشده است. اما این واقعیت که چنین اثری وجود ندارد خود دلیل دیگری است بر نیاز به وجود چنین کتابی. به احتمال فراوان علت نبود کتابی از این دست آن است که مردم عموماً متوجه نیستند که معنای عدالت توزیعی تغییر کرده است، یا شاید اینکه در طول بخش مهمی از تاریخ انسان عملاً هیچ کس حتی به عنوان ایده‌آلی دست نیافتنی بر این باور نبوده که همه باید نیازهای اساسی‌شان را تامین شده ببینند. عدالت توزیعی به مفهوم مدرنش خواهان آن است که دولت تضمین کند دارایی به گونه‌ای در کل جامعه توزیع شود که همه از سطح مشخصی از امکانات مادی برخوردار شوند. بحث‌های جاری درباره عدالت توزیعی به طور معمول حول این متمرکز است که چه مقدار از امکانات باید تضمین شود و برای توزیع این امکانات به چه میزان از دخالت دولت نیاز است. دو موضوعی که با هم ارتباط دارند.» همان‌گونه که از توضیح فلای‌شاکر برمی‌آید، این‌گونه نیست که عدالت توزیعی به کلی مفهومی مدرن باشد. ردپای آن را در آرای ارسطو و افلاطون می‌توان یافت و فصل اول کتاب فلای‌شاکر نیز به یافتن همین ردپا اختصاص دارد. این فصل که «از ارسطو تا آدام اسمیت» نامیده شده است، با برقراری تمایز میان دو گونه از عدالت آغاز می‌شود. «عدالت توزیعی» در برابر «عدالت تادیبی» هر دوی این اصطلاحات از ارسطوست. منظور از عدالت تادیبی، عدالت مرتبط با مجازات است که بعدتر جای خود را به اصطلاح «عدالت معاوضی» یا عدالت جانشین‌پذیر داد. در نگرش ارسطو عدالت توزیعی یعنی تخصیص مناصب سیاسی یا پول متناسب با شایستگی افراد (28) در حالی که عدالت تادیبی که می‌توان آن را عدالت قضایی نیز نامید بر تنبیه عادلانه و شایسته برای خطاکاران متمرکز است. فلای‌شاکر به خلاف مفسران معروف آرای آدام اسمیت، معتقد است که وی نافی مفهوم عدالت توزیعی نبوده است: «وقتی اسمیت می‌گوید عدالت توزیعی در معنای پساگروتیوسی آن قابل اجرا نیست، قصدش در واقع، برخلاف نظر احتمالی گریزوولد، وینچ، هونت و ایگناتیف، رد کردن برداشت قدیمی‌تری از عدالت توزیعی نیست که بر مبنای آن وظیفه هدایت و نظارت بر توزیع دارایی‌ها بر عهده دولت است، بلکه برعکس، نشان می‌دهد که به عنوان مسئله‌ای اصطلاح‌شناختی، خواهان پذیرفتن تمایزی تاریخی است که به واسطه آن عدالت معاوضی مترادف با حمایت در برابر آسیب است و عدالت توزیعی اصطلاحی است فراگیر برای فضیلت اجتماعی.» (41) بازتعریف اصطلاح عدالت توزیعی از منظر نویسنده کتاب به سده هجدهم بازمی‌گردد. زمانی که شاهد تحولی دوران‌ساز در نگرش‌های موجود به تهی‌دستان بود. این اتفاق نه در ابتدا و میانه این قرن، بلکه درست در همان سال‌ها که آدام اسمیت در انتهای راه زندگی‌اش بود (او در سال 1790 درگذشته است) رخ داد: «پیش از پایان قرن، امانوئل کانت دیگر می‌توانست بگوید که همه باید بتوانند با اتکاء بر استعداد، تلاش و شانس به جایگاه اجتماعی مناسب دست یابند.» (78) این تغییر مفهوم برآمده از کوشش متفکرانی بود که فصل دوم کتاب به مرور آرای آنان اختصاص دارد. کسانی نظیر «ژان ژاک روسو»، «آدام اسمیت»، «امانوئل کانت»، «تامس پین» که در کتابش به نام حقوق انسان «از طرح نوآورانه خود برای حمایت از تهی‌دستان، که می‌بایست از سوی دولت اجرا شود، رونمایی کرد» (112) تا «فرانسوا بابوف» که جان خود را بر سر ایده «یکسان‌سازی ثروت در جامعه» گذاشت. (114) ساموئل فلای‌شاکر فصل سوم کتاب که «از بابوف تا رالز» نام دارد مفهوم عدالت توزیعی در قرون نوزدهم و بیستم را مورد بررسی قرار می‌دهد. به اعتقاد فلای‌شاکر «پس از بابوف مفهوم عدالت توزیعی وارد گفتمان سیاسی شد ولی تا مدت‌ها در حاشیه باقی ماند.» (117) در سده نوزدهم کتاب‌های زیادی با عناوینی شبیه به «توزیع ثروت» نوشته و منتشر شدند و جنبش‌های سیاسی بر مبنای خواست عدالت توزیعی شکل گرفتند. به گمان ناشر اصطلاح «عدالت توزیعی» تا پس از جنگ جهانی دوم فراگیر نشده است، هر چند که آموزه‌هایی که این امکان وجود داشت که با نام عدالت توزیعی از آنها یاد شود در طول قرن نوزدهم به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدند. در فصل سوم کتاب که آخرین فصل کتاب هم محسوب می‌شود، نویسنده به مرور آرای متفکران پوزیتیویست، کارل مارکس، متفکران مکتب فایده‌گرایی و جان رالز درباره مفهوم عدالت توزیعی می‌پردازد و در نهایت با بررسی وضع عدالت توزیعی پس از رالز کتاب را به پایان می‌رساند.  به گمان نویسنده با آغاز سده بیستم مفهوم فراگیرتری از عدالت توزیعی مطرح شده است و این مفهوم به ساختار برنامه‌ریزی‌های دولتی راه پیدا کرده است. از جمله برنامه پیشنهادی فرانکلین روزولت با نام «طرح نو» که همه شهروندان بالاتر از سنی خاص را مشمول بیمه تامین اجتماعی کرد (120) نمونه‌ای از ورود ایده‌های مرتبط با عدالت توزیعی به عرصه سیاست‌گذاری عمومی در غرب بود. باید این را مدنظر قرار داد که شکل‌گیری بلوک شرق بر مبنای همین ایده بود و ایجاد جمهوری‌های سوسیالیستی در سرزمین روسیه و اقمار آن از جمله عوامل موثر در شمول یافتن مفهوم عدالت توزیعی بوده است. این مفهوم چنان شمولی یافت که در قرن بیستم به طور کامل جای خود را در وجدان عمومی مردم باز کرد. هر چند که فیلسوفان و متفکران در غرب چندان با آن سر همراهی نداشتند. ظهور متفکری چون جان رالز در میانه قرن بیستم، در این میان امکانی برای آشتی ایده‌های لیبرالیستی با مفهوم عدالت فراهم کرد.  در فصل سوم در ابتدا نویسنده چهار جنبش مهم سیاسی و فلسفی که به دلایل مختلف یا مفهوم عدالت توزیعی را رد می‌کرده‌اند یا آن را کم اهمیت جلوه می‌داده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهد. از جمله کسانی که به کل مخالف کمک دولت به تهی‌دستان بوده‌اند و از بنیاد مفهوم عدالت توزیعی را رد می‌کرده‌اند و نویسنده آنها را واپسگرا می‌نامد، پوزیتیوست‌ها که خواهان انفکاک میان اخلاق و علوم اجتماعی بودند و با مشکلات اجتماعی از منظر علمی و نه اخلاقی روبه‌رو می‌شدند، مارکس که هم زبان اخلاق و هم زبان عدالت را رد می‌کرد و از بنیاد خواستار تغییر ساختارهای موجود و نه اصلاح ساختار بود و در نهایت فایده‌گرایان که اگر چه مشکلی با مفهوم اخلاق نداشتند اما برای آن چندان شانیتی قائل نبودند.  جان رالز پنجمین بخش فصل سوم به جان رالز اختصاص دارد. متفکری که در سال 1971 با نوشتن کتاب «نظریه عدالت» اید‌ه‌ای به کل تازه ارائه داد. به گفته نویسنده: «تفاوت رالز با فایده‌گرایی و دیگر پارادایم‌های فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی روزگارش تاکید صریح او بر اهمیت فرد است. در همان نخستین صفحه از کتابش نظریه عدالت می‌خوانیم که هر فرد دارای حرمتی است عدالت‌بنیان که حتی رفاه کل جامعه هم نمی‌تواند آن را زیر پا بگذارد.» (161) رالز نظریه عدالت خود را از اساس برمبنای عدالت توزیعی ارائه داده بود و به گفته نویسنده: «کوتاه‌ترین توصیف رالز را از پروژه‌ای که بعدها به کتاب نظریه عدالت تبدیل شد می‌توان در مقاله‌ای یافت که با عنوان عدالت توزیعی منتشر کرده بود.» (162) رالز بر این باور است که کل فضایی که فضیلت عدالت در اختیار دارد توسط توزیع مزایا اشغال می‌شود. یعنی دیگر لزومی ندارد عدالت توزیعی بکوشد در ساختاری که مختص وظایفی چون حفظ نظم و... است مکانی برای خود دست و پا کند (به عبارت دیگر منوط به دولت شود). به گمان رالز «جامعه فعالیت مخاطره‌آمیز مشترکی است برای سودبری متقابل همگان.» (163) به گمان نویسنده رالز از بنیاد در مسیر بازتعریف عدالت قدم برداشته است: «آنچه رالز انجام نداد توضیح معنا و مفهومی از عدالت است که همواره و همه‌جا مطرح بوده است.»(168) این انتقادی به رالز هم هست: «رالز در ارائه تعریفی روشن از مفهومی که تا پیش از اقدام او به نگارش عمدتاً بر دریافت‌های شهودی متکی بود مهارت فوق‌العاده‌ای از خود نشان داد اما در نشان دادن چگونگی پدید آمدن این دریافت‌های شهودی تبحر چندانی نداشت.» (169) پس از رالز، نوبت به بررسی سرنوشت مفهوم عدالت توزیعی در دوران پسارالز می‌رسد. در این بخش مفاهیمی چون پهنه توزیع مورد توجه می‌گیرند و پرسش‌هایی از این دست مطرح می‌شود که «ما مسئول نیازهای چه کسانی هستیم؟» (173) نویسنده در انتهای کتاب درباره رویکرد خود به نظریات که آنها را مرور کرده چنین گفته است: «من همه این تحولات را بی‌هیچ اظهارنظری ذکر کردم، چرا که قصد دفاع از آنها را ندارم. با این حال، معتقدم که هر یک از آنها از مجموعه استدلالات بنیادینی نشات می‌گیرند که صورت‌بندی رالز از عدالت توزیعی را امکان‌پذیر ساخت.» (179) این سخن آشکارا رویکرد کتاب را مشخص می‌سازد. شاید بتوان کتاب «تاریخ مختصر عدالت توزیعی» را مقدمه‌ای مختصر بر ایده جان رالز خواند.   کتاب «تاریخ مختصر عدالت توزیع» نوشته ساموئل فلای‌شاکر را نشر مرکز با ترجمه مجید امینی در 265 صفحه و با شمارگان هزار نسخه به قیمت 32900 تومان در سال 1397 منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 14 Dec 2018 06:35:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268783/عدالت-توزیعی-مفهومی-معاصر-نه-باستانی تاریخ میانه ایران بستر رقابت اهل شمشیر و اهل قلم بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268896/تاریخ-میانه-ایران-بستر-رقابت-اهل-شمشیر-قلم-بوده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- پرداختن به تاریخ با شیوه‌های نو و با بهره‌گیری از ابزارهای برآمده از دستاوردهای آکادمیک در حوزه علوم انسانی می‌تواند زوایای تازه‌ و ناشناخته‌ای از تاریخ را پیش چشم مخاطبان و پژوهشگران بگشاید. فاطمه رستمی، عضو هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در رشته تاریخ، در پژوهش خود که با نام «تحلیل گفتمانی تاریخ: گفتمان جنگ و تدبیر در تاریخ میانه ایران» به تازگی از سوی نشر لوگوس به صورت کتاب منتشر شده است، با تمرکز به تاریخ دوره تیموری که از دوره‌های به نسبت مغفول در تاریخ ایران است، کنش‌ها و واکنش‌ها میان امیران و وزیران در تاریخ میانه ایران را با استفاده از یک دستگاه گفتمانی که کمتر مورد توجه پژوهشگران ایرانی بوده بررسی کرده است. به بهانه انتشار این کتاب با این پژوهشگر به گفت‌وگو نشستیم. اولین سوالی که درباره کتاب‌های مرتبط با تحلیل گفتمان پیش می‌آید این است که این کتاب‌ها دقیقاً چه کاری انجام می‌دهند؟ برای مخاطب عامی که چندان با اصطلاحات تخصصی آشنایی ندارد تحلیل گفتمان را چگونه می‌توان تبیین کرد؟ کتاب‌هایی که عنوان یا محتوای تحلیل‌گفتمان دارند الزاما کار و نتیجه‌شان شبیه به هم نیستند که بتوان گفت کار همه اینها چیست. به صورت کلی اگر بخواهیم یک تعریف جامع داشته باشیم از مباحث تحلیل گفتمان می‌توان این‌طور تعریف کرد که این قبیل کتاب‌ها از انواع و مدل‌های مختلف تحلیل گفتمان برای فهم مشترک و بهتر مبانی حوزه‌های مختلف علوم انسانی بهره می‌برند. تحلیل گفتمان نوعی رویکرد و روش برای درک مباحث انسان محسوب می‌شود. نگاه نقادانه به تولیدات و دستاوردهای علوم. در ایران تحلیل گفتمان با نام‌هایی نظیر فوکو و لاکلائو شناخته می‌شود اما شیوه تحلیل گفتمان شما در کتابتان برگرفته از رویکرد تئو ون لیوون است. درباره ون لیوون، رویکرد او و تفاوت‌هایش با رویکردهای متداول تحلیل گفتمان توضیح دهید. نه صرفا فوکو و لاکلا موف. بله فوکو از مهم‌ترین اندیشمندان و مبدعان تحلیل گفتمان انتقادی در حوزه علوم و اجتماع و سیاست است اما تحلیل‌گفتمان رویکردی بینارشته‌ای است که تمامی حوزه‌های علوم‌انسانی از آن بهره می‌گیرند. مثلا بسیاری از مباحث فوکو ریشه در رویکردهای هرمنوتیکی فلسفی گادامر و هایدگر دارد. همین نوع نگاه در حوزه زبانشناختی هم مطرح هست. زیرا اشتراک تمامی این علوم بحث روایات و تفاسیر متعدد از متن است. حال این متن می‌تواند نوشته باشد گفتار باشد تصویر باشد و یا هر چیز دیگر. هدف اصلی تحلیل‌گفتمان بیرون کشیدن بهترین و مشترک‌ترین تأویل از متن است. با این نوع نگاه نمی‌توان فوکو را صرفا مبتکر این شاخه دانست و چه بسا که برعکس رویکرد زبانشناسان علی‌الخصوص کارکردگرایان و حوزه تحلیل گفتمان انتقادی نظیر نورمن فرکلاف، روث وداک در حوزه تحلیل متن در ایران شناخته شده و آثار متعددی هم در این حوزه‌ها تولید و تبیین شده‌است که در پیشگفتار همین کتاب به طور مفصل به آنها اشاره شده است. حال درخصوص روش کتاب من رویکرد تحلیل‌گفتمان ون‌لیوون رویکردی زبانشناختی است. هم مرتبط به متن است و هم بافت اجتماعی حاکم بر متن. یعنی هم به نوعی هم‌پوشانی دارد با مباحث زبانشناسانه و هم تحلیل گفتمان در حوزه اجتماعی. مدل ون لیوون مدل بازنمایی مولفه‌های گفتمان‌مدار است. یعنی نوعی مفاهیم و واژگان در متن و جامعه حضور دارد که تنها نوشته یا اثر نیستند بلکه در نظام معنایی خاصی به صورت زنجیره‌های مولفه گفتمان‌مدار محسوب می‌شوند. اینها عموما صراحت ندارند بلکه رمزگونه هستند. یعنی به نوعی کار محقق و خواننده متن است که با خوانش و بازخوانش، حلقه‌های گفتمان‌مدار در متن را استخراج کند. حال چگونه؟ ون‌لیوون چند ویژگی را معرفی می‌کند که چکیده و اهم آن در بخش روشی آن کتاب آمده است. به عنوان نمونه اینکه رمزگونگی می‌تواند به شیوه‌های حذف عبارت یا عباراتی یا اظهار به مدل‌های مختلف در متن پدید آید. کتاب شما بر دوگانه وزارت و امارت که در طول تاریخ ایران تا پیش از عصر مدرن بسیار پراهمیت و چالش‌زا بوده مبتنی است. مکانیزم کنش و واکنش این دوگانه چگونه بوده است؟ کنش و واکنش دو نهاد امارت و وزارت شامل تمامی فصول مختلف کتاب می‌شود. اولین گزاره آن هم با طرح جدایی اهل قلم و اهل شمشیر مطرح می‌شود. ایران ما در منطقه‌ای است که از دیرباز دستخوش حملات اقوام بادیه‌نشین و صحراگردی قرار می‌گرفت که عمدتا براساس سرشت و طبیعت خود تنها هدفشان کسب مرتع برای چراشان و در نهایت استقرار بر منطقه بود. اینان عمدتا امیرانی بودند که مهم‌ترین کارکردشان همان‌طور که در کتاب هم به عنوان مولفه گفتمان‌مدار مطرح شده رویکرد نظامی‌گری بود. در مقابل اینان گروه دیوانسالاران و در رأس آنان وزیرانی بودند که کارشان متمرکز بر دو مولفه گفتمان مدار خرد ملک داری و هنر نویسندگی بود. حالا کنش و واکنش این دو گروه در سیر تاریخی زمان ورود ترکان به ایران آغاز مهاجرت ترکان و به کار گماردن آنها از سوی نهاد خلافت عباسی بود که در نهایت از دل اینان حکومت‌های غزیان که غلامان ترک بودند و همچنین سلجوقیان که از قبیله غزها بودند سر برآوردند. به لحاظ سیاسی گروه امارت عهده‌دار تثبیت حاکمیت بودند و وزیران هم در جایگاه وزارت و دیوانسالاری متصدی نظارت برآنان بودند. کنش و واکنش این دو نهاد هم در متون تاریخی و هم در بافت اجتماعی توامان مورد توجه قرار گرفته شده است. به طوری‌که گروه امیران عمدتا از هنر نویسندگی و خرد ملک‌داری بی‌بهره بودند لذا تولید دانش و سلطه عمدتا به سود کفه وزارت بود و در متون دوره تیموری هرگاه که وزیران با حاکمان و امیران سایش داشته انعکاس این تقابل در ادبیات این دوره می‌توان مشاهده کرد. امیر علی‌شیر نوایی؛ وزیر مقتدر دوران تیموری    تمرکز کتاب بر دوره تیموریان است و در بخش دوم که به این دوگانه تا روی کار آمدن تیموریان می‌پردازد شمایی کلی از کنش‌ها و واکنش‌های این دوگانه ارائه می‌دهد. پرسش این است که خاستگاه شکل‌گیری این دوگانه کجاست؟ در سوال قبلی اشاره کردم خاستگاه این تضاد یا تقابل را می‌بایست در ورود اقوام ترک و تضاد درونی ساختار حکومت در ایران دانست که خلافت عباسی بستر آن را برای توازن قوای میان دو قوم عرب و تاجیکان فراهم ساخت. به طوری‌که در منابع ترسل‌نویسی یا وزارت‌نامه‌نویسی تحت عنوان «جدایی گروه اهل شمشیر و اهل قلم» مطرح شد. در کنار امارت و وزارت یکی از دستگاه‌های بسیار پر اهمیت در ساختار مملکت‌داری ایرانی در دوران مورد بررسی کتاب دستگاه دیوان بوده است. کارویژه‌های متعدد این دستگاه از جمله انشاء و ارسال رسائل و نیز اطلاعات‌گیری از داخل و خارج و ارائه آن به سلطان و وزیر این دستگاه را در روند مملکت‌داری ایرانی شاخص می‌کرده است و به عنوان نمونه در تاریخ بیهقی می‌توان اهمیت دیوان در روند اداره امور را ببینیم. آیا برای دیوان در روند اداره امور مملکتی در ایران میانه می‌توان نقشی قائل شد؟ بله صد در صد. در قسمت تحلیل گفتمان انتقادی و بازنمایی کنشگران اجتماعی گروه ویژه‌ای متولیان گفتمان وزارت مدار شامل دیوانیان، منشیان و کاتبانی هستند که معیت و حمایت وزیران قرار داشتند. در دوره غزنوی هم که شما اشاره کردید بله دقیقا همین اتفاق می‌افتد. یعنی بیهقی که در جرگه گفتمان وزارت محور یا همان گفتمان تدبیر است در اثرش جبهه گفتمان جنگ یا همان امارت را از آن حیث که اهل قلم نیستند نشانه می‌گیرد. این شیوه تا دوره تیموری همچنان ادامه دارد و وزیران و مجموعه دیوانیان و ترسل نویسان به حمایت از گفتمان تدبیر به جانب گروه وزیران می‌نویسند. در بحث سیاست نامه‌نویسی بزرگ‌ترین متولیان این گروه خواجه نظام الملک طوسی است که در اثرش از نقش‌های مهم هر گروه امیران و دیوانیان به روشنی یاد کرده است. فاطمه رستمی وزیرکشی در ایران از جمله سنت‌های رایج به ویژه در دوران ابتدایی قاجار بوده است. این سنت وزیرکشی را در دستگاه گفتمانی شما چگونه می‌شود تحلیل کرد؟ فقط مختص دوره قاجار نیست. در دوره‌های قدیمی‌تر هم صورت می‌گرفت. سنت وزیرکشی از آن‌رو صورت می‌گرفت چون گروه امیران و حامیان گفتمان جنگ ابزار حمایتگری قوی برای بقای خود نداشتند لذا مترصد فرصتی بودند تا با برتری در جنگ‌ها و به دست آوردن دل سلاطین بتوانند از قدرت وزیران کم کنند. گاهی نیز ممکن بود اصلا این هجمه از جانب گروه گفتمان جنگ نبوده باشد و خود سلطان، خلیفه یا شاه از قدرتمندی و خرد ملک‌داری وزیر بهراسد. مثلا هم در دوره نخستین اسلامی هم در در دوره تاریخ میانه ایران همیشه وزیران مورد اتهام قرار می‌گرفتند مجموعه جرایم اعم از اتهام جاسوسی، اختلاس،‌ رشوه گیری و دست بردن در خزانه دامن گیر وزیران صاحب‌نام می‌شد. نکته جالب اینکه در دوره ایلخانان دو وزیر انتخاب می‌شد تا از قدرت یک وزیر کاسته شود همه اینها توالی همان مولفه‌های اصلی گفتمان‌مداری است که در کتاب به آن اشاره شد یعنی مولفه خرد ملک‌داری و خرد نویسندگی که گفتمان جنگ  فاقد آن‌ها بودند.  کتاب شما با پایان یافتن دوران تیموریان به پایان می‌رسد. پس از آن روند کنش و واکنش وزارت و امارت چگونه بوده است؟ به طور مشخص آیا در دوران صفوی با اهمیت یافتن روحانیون این دو گانه تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد؟ خب حیطه کتاب و محور مطالعاتی من همان‌طور هم که اشاره کردید تا پایان دوره تیموری است. به نظر می‌رسد با ورود و تشکیل حکومت صفویه ماهیت این دو نهاد تا حدود زیادی تغییر کرد. چون هم ایران وارد عرصه جدیدی از رقابت ها و کشمش‌های داخلی و خارجی شد و هم ماهیت ایران به عنوان سرزمینی مشخص به لحاظ مکان و دیانت و تمرکزگرایی متفاوت از دوره‌های قبلی شد. من فکر می‌کنم حداقل در دوره‌های نخستین حکومت صفویه و خصوصا تا دوره شاه عباس همچنان این درگیری‌ها وجود داشتند. من بیش از نقش دیانت ورود عنصر تاجیک را به عنوان نیروی سوم پررنگ می‌بینم تا برای اینکه غائله این درگیری‌ها تمام شود. اما چون رویکرد من در خصوص مطالعات نهاد امارت و وزارت رویکردی گفتمانی و متن محور است و تنها تا پایان دوره تیموری را در بر می‌گیرد نمی‌توان نتیجه دستاورد کتاب را به دوره صفویه به این سادگی و سطحی بسط داد. امیدوارم سوال شما جرقه‌ای برای محققان عرصه تاریخ دوره صفویه باشد که از این منظر و با تأکید بر متن و با رویکرد تحلیل گفتمان به این سوال به درستی پاسخ دهند. قطعا منابع دوره صفویه به دلیل گستردگی منابع و هم انبوه حوادث سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مستعد بررسی به روش تحلیل گفتمان انتقادی هست. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 13 Dec 2018 08:41:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268896/تاریخ-میانه-ایران-بستر-رقابت-اهل-شمشیر-قلم-بوده روایتی از زندگی فرساینده طبقه بزرگی از اجتماع عصر پهلوی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/269042/روایتی-زندگی-فرساینده-طبقه-بزرگی-اجتماع-عصر-پهلوی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: بیست و دوم آذر هزار و سیصد و چهار هجری خورشیدی، متمم قانون اساسی تغییر کرد و مقام سلطنت به شخصی به نام رضاخان تفویض و منتقل شد. این اتفاق آغاز دوره جدیدی در زیست سیاسی و اجتماعی مردم ایران بود. دوره‌ای که در دو شق پهلوی اول و دوم، مشحون از رویکردها و رهیافت‌های متنوع و چالش‌برانگیزی در تاریخ به شمار می‌رود. یکی از این موضوعات اجتماعی چالش برانگیز به ظهور طبقات نوخاسته ای در جامعه عصر پهلوی بازمی‌گردد که قرار است خلاء از بین رفتن طبقات جمعیتی پیشین در دوره قجری را پر کنند از جمله خاندان‌های سلطنتی و روسای عشایر و ملاکان و زمینداران بزرگ و غیره که رضاشاه می‌کوشید قدرتشان را محدود و تاثیرگذاری‌شان را بر بافت اجتماعی به حداقل ممکن برساند؛ مهم‌ترین این طبقات نوخاسته، کارمندان‌اند که به نظر می‌رسد با گسترش شهرنشینی و تلاش حکومت وقت در جهت برنامه مدرنیزاسیون آمرانه، بر شمار و اهمیت آنها به تدریج افزوده شده‌ است اما از آنجا که بسترها و زیرساخت‌های فرهنگی هنوز در اجتماع آن سال‌ها تغییر محسوسی نکرده‌اند، ساخت و بافت زیست و تعاملات این طبقه با روسای خود همچنان بازتاب‌دهنده نظام ارباب و رعیتی پیشین است گویی تنها نام‌ها و عناوین عوض شده‌اند چنانچه در راس حاکمیت نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که از دل آن می‌توان داده‌های جامع و کاملی درباره روزمرگی‌ها و جهان‌بینی و مشی کارمندان در هر دو شف پهلوی اول و دوم جستجو کرد، عرصه فراخ ادبیات داستانی ست و یکی از بهترین‌های مربوط به این موضوع را مشخصا غلامحسین ساعدی تحت عنوان شب نشینی باشکوه نوشته‌ است، روایتی مبسوط که به روشنی نشان می‌دهد آنچه رضاخان به عنوان حاکمی مدعی تجددطلبی و تغییر در جامعه روزگار پهلوی اول اعمال کرده‌است، تنها پوسته و رویه ظاهری ماجرا بوده‌است و آنچه در زیر این پوسته جریان داشته‌ است، ادامه حیات بسترهای سنتی گذشته‌ است. از دیگر سو داده‌های این داستان‌های اجتماعی‌نگر از این منظر اهمیت دارند که می‌توان آنها را ماکتی کوچک از کلیت اجتماعی دانست که با روی کار آمدن حکومت پهلوی می رفت که از شکل سنتی قجری خود فاصله بگیرد و حکومت وقت بدین منظور وعده‌های مختلفی می‌داد که هیچ‌یک به درستی محقق نشد گویی روسای اداره‌ای پشت سر هم تغییر کنند بی‌آنکه مشکلات یا کژرفتاری‌ها اجازه و فرصت اعمال تغییرات را به آنها بدهد. «در جلسه معارفه‌ای که در بایگانی اداره کل ثبت آمار و احوال جهت آشنایی آقای منتظر، مدیر کل تازه، با روسای حوزه‌ها تشکیل یافته‌ بود، آقای منتظر از روی یادداشتی که قبلا تهیه کرده‌ بودند چنین خواندند: -آقایان روسای محترم حوزه‌های ثبت آمار و احوال از این که مصدع اوقات شریف همگی می‌شوم علاوه بر آشنایی حضوری، به خاطر برنامه‌های تازه‌ای است که در پیش رو داریم. بدین جهت بدون مقدمه چنین عرض می‌کنم که آقایان دوران کهنه مدت‌هاست که سپری شده و سازمان‌های پوسیده و پاشیده‌ای که همیشه باعث اتلاف وقت و عمر ملت عزیز ما می‌شده سرآمده‌ است. در تمام ارکان‌ها و یا ساده‌تر در تمام سازمان‌های مملکتی یک رفورم واقعی پیدا شده و دیگر آن زمان‌ها گذشته است که تمام اوقات گرانبهای کارمندان به پاراف‌کردن کاغذپاره‌ها و اسناد بی‌ارزش صرف می‌شد. آری آقایان، دوران تازه‌ای فرا رسیده‌است. ترقیات شگرف و بزرگی که در تمام شئونات فرهنگی و اداره‌ای در مملکت‌ها، روز به روز در حال گسترش است این امید را در دل ما پرورانده که داریم همگام با سایر ملل آزاد جهان به سوی پیشرفت و تعالی می رویم. {...} الغرض مقصود این است که چشم و گوش خود را باز کنیم و ببینیم که با چه سرعت عجیبی به سوی پیشرفت و تحول می‌شتابیم. اما در مقابل این همه پیشرفت در ادارات ما هنوز آن تحول لازم به چشم نمی‌خورد. و روال کار بر همان مبنای گذشته پیش می‌رود. کارمندان به هم دیگر ایراد می‌گیرند، یکدیگر را مقصر می‌شمارند، کارها را به گردن دیگران می‌ریزند. پرونده‌های صخیم از روی این میز به روی آن یکی میز پرت می‌شود. مراجعان سرگردان و سردرگم هستند و ما عوض این که به امور اساسی و اصلی بپردازیم و فلسفه اصلی زندگی را بشناسیم، نشسته‌ایم و مرتب رونوشت شناسنامه و سواد مصدق صادر می‌کنیم و مهر فوت شد روی شناسنامه‌ها می‌کوبیم. چرا چنین شده‌ است؟ چرا؟ این سوال را هر انسان روشنفکر و عاشق وطن باید از خود بکند. اما کو جواب؟ آقایان به نظر این جانب که مسوولیت خطیری را به عهده گرفته‌ام تا وقتی که کارها در دست نسل کهنه و قدیمی باشد هیچ نوع پیشرفتی در هیچ امری از امور دیده نخواهد شد.» این روایتی‌ است از تغییر و تحولات متعدد در بدنه مدیریتی یک اداره کوچک در عصر پهلوی دوم که غلامحسین ساعدی به عنوان یک نویسنده اجتماعی‌نویس و به زبان رساتر یک تاریخ‌نویس اجتماعی‌گرا، در یکی از قصه‌های مجموعه داستان «همنشینی باشکوه‌»اش، نوشته‌ است اشاره‌ای مجمل و طنازانه به انتصابات اداری متعدد در بدنه اداری خزنده دوره پهلوی، که بنا بر تصریح منابع تاریخی و به ویژه تاریخ اجتماعی، جز رشد قارچ‌گونه دستگاه بروکراسی پیام و تاثیر دیگری نداشته‌است و البته در عین حال گویی این رییس تازه منصوب‌شده همان رضاشاهی باشد که بر اریکه قدرت تکیه زده‌است و برنامه‌های متعدید برای تغییر ساختار کهنه جامعه در ذهن دارد م در واقع آنچه باید تغییر کند هرگز تغییر نمی‌کند بلکه هر تغییری تنها در ظاهر ماجراست در سطح. خواب‌های هول‌انگیز کارمندان روایت‌های داستانی غلامحسین ساعدی در مجموعه داستان پیش‌گفته‌اش، از جمله روایت‌های زنده و مستندی‌ است که دو بعد از بازتاب نظام حکومتی و اجتماعی تازه را در جامعه پهلوی نشان می‌دهد؛ این روایت‌ها از یک سو ناظر بر رنج‌ها و فرسودگی‌های طبقه نوظهور کارمندان در نظام بوروکراسی خزنده‌ای ست که قالب‌ها و هنجارهای رفتاری نظام ارباب و رعیتی پیشین را گویی در یک سیستم مدرن بازتولید کرده‌ است و از دیگر سو بر کاستی‌ها و ناکارآمدی‌های این نظام اداری اشاره دارد که در قالب شخصیت‌پردازی‌ها و بافت موقعیتی طنازانه ساعدی کمی غلو‌آمیزتر از واقعیت فربه شده‌ است. نمونه روشن این بازتاب را در وجه نخست در دو قصه شب‌نشینی باشکوه و خواب‌های پدرم به روشنی می‌توان به تماشا نشست آنچه در این دو قصه بیش از قصه‌های دیگر این مجموعه مورد توجه است، تاکیدی‌ است که بر وجه منفعلانه کارمندان مفلوکی‌ شده‌ است که در انقیاد و سلطه نظام بوروکراسی نوپا اما ناکارآمد، فرسوده و رنجور شده‌اند و هویت خویش را به دلیل فضای مولد خوداتهامی، برده‌وار و غمگنانه از دست داده‌اند. گویی نویسنده با این دو داستان نمادین می‌کوشد انعکاس نظام استبدادی را در بدنه ریاستی یک اداره کوچک نشان دهد. در قصه خواب‌های پدرم به ویژه این وجه برجسته‌نمایی شده‌ است؛ قهرمان این روایت مرد میانسالی است که به نمایندگی از طبقه رو به گسترش کارمندان از سوی نویسنده انتخاب شده‌ است؛ او تصویر روشنی از زندگی کارمند وظیفه‌شناسی را بازتاب می‌دهد که حتی در روز جمعه هم با دفتر و چند بغل کاغذ در اتاق نشیمنی نشسته است که طاقچه‌هایش با اسناد هزینه و دفاتر مختلف و لیست حقوق کارمندان انباشته شده است. حسابدار اداره دارایی در این قصه مرد وحشت زده‌ای است که گویی برده کوچک نظام اداری بزرگی است که روز به روز هم در حال عریض و طویل شدن است و کارمندان چنین دستگاه‌هایی نه تنها به لحاظ مالی به خوبی تامین نمی‌شده‌اند بلکه از نظر روانی نیز در بدترین وضعیت بودند چنانکه در همین قصه از خودکشی یکی از کارمندان سخن به میان می‌آید، کارمندی که از ترس افترا و اتهام به اختلاس خودکشی می‌کند. نویسنده با اشاره به چنین داده‌هایی می‌خواهد بسترهای مولد فساد اداری را در دستگاه بوروکراسی بیمار دوره پهلوی نشان مخاطبش دهد وقتی مقامات بالاتر در حال تولید و گسترش فسادند و کارمندان در سلسله مراتبی از ارعاب و وحشت و خوداتهامی، برده‌وار تنها مجری اوامرند بی‌آنکه به چیزی اعتراض کنند یا خواستار تحول در نظام فرسوده‌ای باشند که یادآور سلسله مراتب ارباب و رعیتی است. و از همین روست که کارمند این قصه تنها به خودش مشکوک است و حتی چنین خیالبافی می‌کند که اعداد و ارقام دارند جلو چشمان او پشتک و وارو می زنند و عوض می‌شوند، اضطراب و فشار کاری مهلکی که نهایتا از حسابدار اداره دارایی مرد مفلوکی می‌سازد که خود را متهم اصلی هر نابسامانی و فسادی می‌انگارد چنانچه این روایت با چنین صحنه‌ نمادینی که بازتابی از انفعال و رویکرد برده‌وار کارمند مفلوک است، به پایان می‌رسد: «من در مهمانخانه نشسته‌ام و سیگار می‌کشم که یک مرتبه در باز می‌شود و پدرم آشفته و سراسیمه وارد می‌شود. دست‌ها را روی سینه می‌گذارد و جلوی من زانو می‌زند. {و می‌گوید} –حضرت اجل! خواهش می‌کنم که به آخرین دفاع من توجه کنید. من کارمند مفلوکی بیش نیستم. یک عمر با فداکاری تمام تصدی حساب‌های دارایی را به عهده داشتم. خدا شاهد است تا امروز کوچک‌ترین خلافی از من سر نزده. تا به حال پای من به اینجاها نرسیده. من با شرافت کامل زندگی کرده‌ام و می‌کنم و نمی‌دانم چه اتفاقی پیش آمد که به چنین وضعی دچار شدم. هرچند که می‌دانم قانون کسی را نمی‌بخشد و عدالت همه را گرفتار می‌کند اما این دفعه تقصیر اون زن پتیاره و پسر گردن‌کلفتم بود که چنین شد. من از مجازات ترسی ندارم. فقط از بی‌آبرویی می‌ترسم. مرا تصدق سر بچه‌هایتان آزاد بکنید و نگذارید آبرویم پیش هر کس و ناکسی از بین برود. اسم مرا در روزنامه‌ها چاپ نزنید من بدبختم و هزار جور بدبختی هم کشیده‌ام اما هیچ وقت بی‌آبرو نبودم. بی‌آبرویم نکنید. خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم تکلیف بنده را روشن فرمایید.{...} می‌خواهد پاهای مرا بغل کند که بلندش می‌کنم. صدای آمرانه من در اتاق می‌پیچد: -تنها گناه شما در اینست که اوامر ما را اجرا نمی‌کنید. – بنده غلط می‌کنم. هرچه بفرمایید مو به مو اجرا خواهم کرد. – اگر چنین است همین حالا می‌روید و بعد از خوردن یک قرص آسپرین راحت می‌گیرید و می‌خوابید. پدرم چشم‌چشم‌گویان از اتاق بیرون می رود. چند لحظه بعد پاورچین‌پاورچین وارد راهرو می شوم. صدای خروپف پدرم از اتاق نشیمن بلند است...» غلامحسین ساعدی با نوشتن این داستان زندگی فرساینده طبقه بزرگی از اجتماع عصر پهلوی را ثبت کرده‌ و کوشیده است با نمادپردازی و مولفه‌های داستانی، تا اندازه زیادی خلاء تاریخ اجتماعی و ناگفته‌های آن را پر کند چراکه کارمندان در جامعه نوظهور پهلوی واجد نقش اجتماعی پررنگی بودند و اساسا یکی از مهم‌ترین نمادهای تحول طبقاتی در جامعه‌ای که در حال گذار از حیات سنتی به زندگی مدرن بود، به شمار می‌رفتند؛ احمد اشرف و علی بنوعزیزی در کتاب «طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران» با موشکافی به این تحولات تاریخی در بافت اجتماعی جامعه پهلوی اشاره کرده و تحلیل گرانه می‌نویسند: «در دوران حکومت پهلوی در نتیجه برنامه‌ای عقیدتی و پیگیرانه که از بالا آغاز شد و هدایت می‌گردید، نهادهای اجتماعی، آموزشی و فرهنگی کشور سبک و سیاقی غربی به خود گرفته بودند. این دگرگونی‌ها و تغییراتی دیگر از این دست باعث یک دگرگونی اساسی در نظام طبقاتی ایران شد. {این طبقات نوپدید شامل طبقاتی از این دست اند:} اقشار مسلط شامل متخصصان غرب گرا و کارمندان دولت و بورژواهای جدید رو به رشد، اقشار متوسط و متوسط پایین شهری که به صورت کارمند در بخش دولتی و خصوصی مشغول به کار بودند؛ طبقات متوسط و متوسط پایین سنتی که شامل اکثریت علما، تاجران خرد، کسبه و پیشه وران و شاگردان آن‌ها بود. طبقه کارگر بسیار ناهمگون از جمله کارگران ماهر و نیمه ماهر صنعتی، کارگران ساده، کارگران فصلی و افراد دیگری در مشاغل حاشیه ای؛ و طبقات مرتبط با زمین که از زمین داران خرد، دهقانان و برزگران خوش نشین ترکیب می‌یافت» بر اساس این نوشتار، ظاهرا کارمندان سطح بالای اداری در کنار طبقات متنفذی همچون خاندان سلطنتی، زمین داران بزرگ، خان‌های عشایر، علمای بانفوذ و تجار ثروتمند در رده اقشار مسلط جامعه قرار می گرفته اند و حتی چنانچه در داستان‌های ساعدی نیز پیداست به همان رویه‌ای رفتار می‌کردند که زمینداران و خاندان سلطنتی و... و همین موضوع تفاوت بزرگ و شکاف عمیقی میان این گروه و طبقه متوسط کارمندان ایجاد می کرد که بازتاب روشنی از آن را باز هم در داستان شب‌نشینی باشکوه غلامحسین ساعدی می توان بازیافت به ویژه آنجا که یکی از آدم های قصه، به نام آقای محمدعلی لک پور که «کارمند سابق و خوشمزه اداره سابق متوفیات»، معرفی می شود، پشت تریبون می رود و خاطرات خود را از تعامل رییس و مرئوسی در محیط کارمندی این چنین تعریف می‌کند: «روزی از روزها رییسی برای اداره متوفیات تعیین شد. از آن روز به بعد من دیگر از تنهایی درآمدم اما برخلاف انتظار حقیر، ریاست محترم، از اول صبح تا آخر وقت اداری در خواب بودند. و بنده برای مراعات حال ایشان، سعی می‌کردم که هیچ سر و صدایی بلند نشود، بر خلاف گذشته، روی نوک پا راه می‌رفتم، در بخاری را آهسته می‌بستم، سوت نمی‌زدم، آواز نمی‌خواندم و روی در بیرونی نوشته بودم: مراجعین محترم لطفا بی سر و صدا وارد شوید و آهسته صحبت کنید.» او در پایان خاطراتش البته از سوی همین رییس خواب آلوده توبیخ می شود و گزارشی از او به مقامات بالا رد می‌شود اما کارمند دون پایه همچنان با ذلت و خواری از جایگاه رفیع و متعالی مقام ریاست سخن می گوید که هر چقدر هم زاییده تخیل نویسنده و آراسته به اغراق و مطایبه باشد، در دل طنازی خود گوشه ای از واقعیت زیست اجتماعی کارمندان را به عنوان طبقه‌ای نسبتا نوظهور در دوره تاریخی پهلوی ترسیم می‌کند: «روسای محترم ادارات پدران روحانی و مهربان ما هستند، حق دارند ما را تنبیه کنند، هر رییسی حق دارد مرئوس خود را بزند اما گزارش، دیگر خیلی بی انصافی بود...» و پرسش اینجاست که آیا این تکه از روایت نمی‌تواند به لحاظ روانشناسی اجتماعی رویکرد جامعه را در برابر دیکتاتوری بازنمایی کند؟ رویکردی منفعلانه که دیکتاتور را می‌پذیرد و هرگز در اندیشه مبارزه با او نیست چیزی که رضاشاه را تا سال‌ها در تاریخ بر سر زبان‌ها انداخته‌ است چرا که او دیکتاتوری بود که موفق به انجام برخی اصلاحات محسوس شد و این امر او را برای تفکر مدرن‌تر انسان منفعل در برابر قدرت نیز پذیرفتنی می‌کرده‌ است. در هر حال این روایت و روایت‌های دیگر در این مجموعه داستان و مجموعه داستان‌های مشابه دیگر به قلم نویسندگان اجتماعی‌نویسی همچون جلال آل‌احمد، محمد حجازی، بهرام صادقی و غیره می‌تواند انعکاسی از روحیه جمعی در تاریخ اجتماعی باشد مخصوصا که با ارجاع به برخی داده‌های تاریخی‌ می‌توان ثابت کرد که کارمندان شمار فراوانی از بافت جمعیتی جامعه دهه‌های سی و چهل و پنجاه را در بر می‌گرفته است و لک پورها تعداد زیادی از مردمی بودند که هرچند سال‌ها با پذیرش سیستم ارباب و رعیتی، ناکارآمدی و فساد دستگاه اداری را پذیرفته‌بودند اما در واقع کم کم در حال کسب آگاهی بودند و به شعله‌های زیر خاکستر بدل می‌شدند که جامعه برای اعتراضشان فکری نکرده بود. بر اساس گزارش احمد اشرف و علی بنوعزیزی در کتاب پیش گفته، در بررسی پیشینه اجتماعی با شاخص شغل پدر که از 328 نفر از نخبگان سیاسی در میانه دهه 1340 صورت گرفته است 40 درصد از فرزندان کارکنان دولت، 46 درصد از زمین داران، 12 درصد از تجار، 8 درصد از رهبران مذهبی، 8 درصد از صاحبان مشاغل حرفه ای و 6 درصد از کارگران و دیگر گروه ها بوده اند و چنان که پیداست رقم کارمندان نسبت به دوره های تاریخی پیشین که اکثریت با زمین داران و تجار و رعیت بوده، بیشتر است. گرمسیری می‌رود و به جای او اژدری می‌آید اما همین روایت‌ها در عین‌حال می‌تواند بازگوکننده وضعیت نومیدکننده‌ای هم باشند که در بدنه ادارات دولتی وجود داشته‌است، تغییر و تحولاتی که هرچند منجر به ظهور ادارات تازه و خیزش روسای تازه‌نفس می‌شد اما در عمل مولد تحول اساسی و بزرگی در بهبود وضعیت جامعه نبود؛ بازتاب چنین فکتی را چنانکه پیش از این اشاره شد، بیش از هر جا در قصه مراسم معارفه از همین مجموعه می‌توان به عینه به تماشا نشست. تنها خواندن چند صفحه آغازین این قصه کافیست که به ناکارآمدی بیمارگونه نظام اداری و بروکراسی حکومت وقت پی ببریم و از این رو می‌تواند چنانکه آغازی مناسب برای این گفتار بوده‌ است، بهترین حسن ختام هم باشد؛ وقتی آقای منتظر رییس منصوب شده با آن همه ایده‌آل‌گرایی پس از مدت کوتاهی بدون آنکه هیچ‌کدام از شعارهایش را برای بهبود وضعیت اداری به عمل درآورده باشد، معزول می‌شود و به جای او روسای دیگری یکی پس از دیگری بر کرسی ریاست می‌نشینند و در مراسم معارفه از آرزوها و برنامه‌های خود برای ارتقای سطح کاری کارمندان سخن می‌گویند اما در عمل باز هم اتفاقی نمی‌افتد و این را تاریخ اجتماعی مهر تایید می‌زند چنان که در ادامه نویسنده از قول رییس تازه در جلسه معارفه‌ای دیگر می‌نویسد: آقای گرمسیری بی آن‌که یادداشتی تهیه کرده باشند، چنین گفتند: -آقایان روسای محترم، مفتخرم که در حضور شما همکاران عزیز برنامه کار خود را آنچنان که باید و شاید توضیح می‌دهم. بدین جهت بدون مقدمه‌چینی، عرض می‌کنم که دیگر دوران کهنه سپری گشته است و امروزه دنیا، دنیای کار است. در هیچ گوشه دنیا رکود و خواب‌الودگی را دوست ندارند و از هرج و مرج و پریشانی متنفرند. متاسفانه در این اداره وضعی پیش آمده که رکود عجیبی بر همه چیز سایه افکنده، همه افسرده و بی حال‌اند، در هیچ‌کس آن عشق واقعی را برای خدمتگزاری نمی‌بینم. پرونده‌ها از روی این میز به روی آن یکی میز منتقل می شود. تمام راهروها، اطاق‌ها، پستوها از شناسنامه‌ها انباشته است.{...} آیا نباید تغییری در این وضع به وجود آید؟» و باز هم گرمسیری می رود و به جای او آقای اژدری می‌آید و باز هم تغییری در اداره رخ نمی‌دهد گویی این اداره، ماکت کوچکی‌ است از ایران و رکود مردمانش در طول تاریخ. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 13 Dec 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/269042/روایتی-زندگی-فرساینده-طبقه-بزرگی-اجتماع-عصر-پهلوی فراستخواه: ایدئولوژی پهلوی ایران را به قوم آریایی تقلیل داد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268980/فراستخواه-ایدئولوژی-پهلوی-ایران-قوم-آریایی-تقلیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «ناسیونالیسم ایران، تبارگرا یا دموکراتیک» با همکاری مشترک فصلنامه مطالعات ایرانی پویه و باشگاه اندیشه عصر با حضور مقصود فراستخواه، محمدجواد غلامرضا کاشی، مسعود پدرام و باقر صدری‌نیا سه‌شنبه بیستم آذرماه در باشگاه اندیشه برگزار شد. در ابتدای این نشست، مسعود پدرام دبیر علمی تحریریه نشریه پویه با اشاره به اینکه سومین شماره این نشریه به مقوله ناسیونالیسم ایرانی اختصاص دارد، گفت: «شاید انگیزه اول ما برای شکل دادن به این شماره نشریه یادآوری آرمان‌های فراموش‌شده‌ای مانند عدالت، برابری و آزادی بود. نشریه پویه مشتمل بر مباحثی نظری است که وارد مسائل ایران می‌شود. مخاطب ما هم به طور عمده جامعه مدنی و دولت است. وظیفه‌ای که برای خود قائلیم این است که مسائل را از ساده‌سازی بیرون بیاوریم و در وضع امرز قدری پیچیدگی‌ها را روشن کنیم و زمینه‌هایی را ایجاد کنیم برای ارائه تحلیل‌هایی راهگشا.» وی با اشاره به اینکه سه شماره از نشریه پویه تا کنون منتشر شده است و شماره بعدی این نشریه به مقوله گفت‌وگو اختصاص دارد به اهمیت بحث درباره ناسیونالیسم پرداخت و گفت: «ناسیونالیسم را به این خاطر طرح کردیم که بحث همبستگی در جامعه ما اهمیت دارد و از وجوه همبستگی نگاه به مسئله ملیت و هویت است. در قدیم دو دیدگاه درباره ناسیونالیسم مطرح شده است. دیدگاه آلمانی که بر مبنای قرائت هر دو شکل گرفته است و مبتنی بر نژاد، زبان و قوم است و در واقع به عینیتی به نام ملت می‌پردازد و در مقابل آن نگاه فرانسوی که عمدتا نگاهش به افرادی است که داوطلبانه گرد هم آمده‌اند و دولتی را برگزیده‌اند و گویی همه روزه در یک همه‌پرسی برای بازاندیشی در مقوله ملیت حضور دارند.»  پدرام ادامه داد: «این دو دیدگاه تا دهه هفتاد قرن گذشته میلادی در بحث ناسیونالیسم رواج تام داشت ولی پس از آن رقابت ازلی‌گرایان و مدرن‌گرایان در مقوله ملیت رواج یافت. در این رقابت بحث این بود که ناسیونالیسم مقوله‌ای مدرن است و یا از دوران پیشامدرن مطرح بوده است؟ از میان این دو سطح بحث به نظر می‌رسد سطح اول بحث که نسبت میان ناسیونالیسم هویتی و ناسیونالیسم مدنی را مدنظر قرار می‌دهد بیشتر به درد امروز و اکنون ایران می‌خورد.» پدرام در ادامه به دشواری‌های بحث درباره ناسیونالیسم در ایران پرداخت و گفت: «ایران کشوری دیرپاست و عناصری مانند دین و سلطنت ریشه پرقدرتی در این کشور دارد. این موضوع مقوله پرداختن به ناسیونالیسم در بستر ایران را پیچیده می‌کند. مسئله دیگری که بحث درباره ناسیونالیسم ایرانی را مشکل می‌کند این است که ما ادبیات انباشته در این زمینه نداریم و ما در مسیری که چندان هموار نیست گام برمی‌داریم و همین تلاش‌های فکری ما را پر آزمون و خطا می‌سازد.» مسعود پدرام پاسخ‌های شریعتی به پرسش‌هایی درباره ناسیونالیسم پس از مسعود پدرام نوبت به محمدجواد غلامرضا کاشی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و یکی از اعضای شورای سردبیری نشریه پویه رسید تا بحث خود را درباره مقوله ناسیونالیسم ایرانی با تکیه بر آرای دکتر علی شریعتی ارائه دهد. کاشی بحث خود را این‌گونه آغاز کرد: «در روزگاری به سر می‌بریم که هر مفهوم ناظر بر همبستگی‌های جمعی که بوی آرمان بدهد لکه‌دار و بدنام شده است. از مفاهیم آزادی و حقیقت و ملیت تا مفاهیم خردتری مانند خانواده در جامعه امروز ایران دچار بحران هستند. هر چیز که بنا باشد بار مسئولیت را بر عهده فرد بیندازد او را دچار ترس و وحشت می‌کند.» کاشی افزود: «به رقم همه تجربه‌های تلخ دهه‌های اخیر یک چیز ما را وامی‌دارد که همچنان درباره مفاهیم کلیت‌بخش حرف بزنیم و آن تجربه عسرت زیستن در جامعه‌ای اتمیزه است. ولی با پیشینه‌ای که مفاهیم کلیت‌بخش دارند پیدا کردن نامی برای گرد هم جمع شدن مشکل است. زمان آن گذشته است که پرچمی بالا برده شود و انبوه مردمان هوراکشان گرد آن جمع شوند. بنابراین ما باید به پرسش‌هایی که دور مفاهیم شکل می‌گیرد بیندیشیم.» او درباره اهمیت پرداختن به مقوله ناسیونالیسم گفت: «احساس جمعی من و دوستانم در مجله پویه این بوده است که کانون کلیت‌بخش در شرایط کنونی مایی است که گرد نام ایران شکل می‌گیرد. اما این مقوله هم چنان اعتباری ندارد که مردم به صورت فوج‌فوج به آن بپیوندند. به همین دلیل باید حول پرسش‌های مرتبط با ایران اندیشید و این از طریق ارزیابی انتقادی پیشینه ایرانی ما ممکن است. از این طریق است که می‌شود به پرسش‌هایی که ممکن است هنگام اندیشیدن به ملیت‌خواهی پیش می‌آید فکر کنیم.» محمدجواد غلامرضا کاشی کاشی سپس بر مقاله‌‌ای که در شماره اخیر نشریه پویه نوشته است متمرکز شد و گفت: «من در مقاله‌ام درباره دکتر شریعتی نوشته‌ام. در این مقاله بر چهار پرسشی متمرکز شده‌ام که حول شخصیت شریعتی شکل می‌گیرد. این پرسش‌ها به نسبت ناسیونالیسم با دین، نسبت ملیت با جهان‌روایی، نسبت ملیت با فردیت و نسبت ملیت و طبقات فرودست متمرکز هستند. پرسش این است که قرائت شریعتی از این پرسش‌ها آیا پاسخ مناسبی برای این پرسش‌ها در این‌جا و اکنون ما ارائه می‌دهد یا نه؟» وی سپس به تبیین این چهار مسئله پرداخت و گفت: «ناسیونالیسم ایرانی در عصر مدرن رقیب دین بود. یا قرار بود دین کانون هویت‌بخش ما باشد یا ایرانیت. در زمان مشروطه ایران در کانون قرار گرفت و دین به حاشیه رفت و بعد از انقلاب برعکس شد. اگر ملیت‌خواهی در شرایط اینجا و اکنون ما بخواهد مطرح شود باید نسبت خود با دین را مشخص کند. از سوی دیگر دنیای امروز ملیت‌خواهی متصلب را نمی‌پذیرد و این در مورد نسل جدید هم صادق است. نسل جدید نمی‌پذیرد که هنر نزد ایرانیان است و بس. پس ملیت‌خواهی باید نسبت خود با مقوله جهان‌روایی را هم مشخص کند. مسئله سوم این است که هر روایت از ملیت باید نسبت خود با فردگرایی و حقوق فردی و حقوق بشر را مشخص کند. هیچ الگوی جمعی نیست که در شرایط فعلی، افراد حاضر باشند همه سرنوشت خود را به آن بسپارند. چهارمین مسئله این است که هر روایتی از ملیت باید نسبت خود با طبقات فرودست را مشخص کند. هر گرایش کلیت‌بخشی که نخواهد ببیند تعارض منافع طبقاتی در جامعه ما جلوه‌گر است نمی‌تواند توفیق داشته باشد.» کاشی سپس به رویکرد شریعتی نسبت به این چهار مسئله پرداخت و گفت: «شریعتی برای دو مسئله اولی که طرح شد پاسخ‌های کارآمدی دارد. او می‌گوید ما هم ایرانی هستیم و هم مسلمان اما در مورد اینکه کدام یک از اینها اولویت دارند باید ببینیم هستی طبیعی تاریخی ما کدام است. پاسخ او این است که ما اول ایرانی بودیم و بعد مسلمان شدیم و ایرانی بودن هستی طبیعی تاریخی ماست. شریعتی می‌گوید ما یک شخصیت داریم و یک عقیده. ایرانی بودن شخصیت ماست. مسلمانی ما باید مددکار شخصیت تاریخی ما باشد. جایی که این دو به تعارض می‌رسند باید در صورت‌بندی عقیده خود بازنگری کنیم.» او درباره پاسخ شریعتی به مسئله نسبت ملیت و جهان‌روایی گفت: «شریعتی به خوبی نسبت ملیت و جهان‌روایی را نیز تبیین می‌کند. او به دو روایت حمله می‌کند. یکی یونیورسالیسمی که هویت ملی را در یک هویت جهانی همرنگ منحل می‌کند و دیگری روایت خاص‌گرایی که مبنای شووینیسم قرار می‌گیرد. او مفهوم «شعب» را از عربی می‌گیرد که در لغت به معنای شاخه درخت است. حیات جهانی مانند درختی است که هر قوم شاخه‌ای از آن درخت هستند. ما خاصیم اما در خدمت هویتی جهانی.» کاشی در ادامه پاسخ‌های شریعتی به دو مسئله دیگر طرح شده را ناکارآمد دانست و گفت: «در مورد نسبت ملیت و فردیت اگر چه ادبیات شریعتی به فرد و عصیان‌گری فردی و رهایی فرد از قید زندان‌های انسانی تاکید دارد ولی در عین حال جایگاه تضمن‌های حقوقی فرد و از جمله جای حقوق بشر در منظومه شریعتی روشن نیست و این مسئله‌ای است که نمی‌شود آن را نادیده گرفت. از سوی دیگر شریعتی سوسیالیست است و از ادبیات چپ متاثر است ولی معلوم نیست بین ملیت‌گرایی شریعتی و گرایش رادیکال سوسیالیستی او چه نسبتی برقرار است. شریعتی هم در مقام طرح ناسیونالیسم و هم در مقام طرح مفاهیم دیگر رویکرد فلسفی دارد اما هنگامی که به تعارض میان ناسیونالیسم و سوسیالیسم می‌رسد به سطح یک استراتژیست سیاسی نزول می‌کند. او می‌گوید چون ما در ورطه استعمار هستیم اجمالاً اولویت کنونی‌مان با ناسیونالیسم است. ولی مسئله این است که تعارض‌های امروزین ما با این پاسخ همساز نیست.» ناسیونالیسم ایرانی مقوله‌ای مدرن است پس از محمدجواد غلامرضا کاشی نوبت به مقصود فراستخواه جامعه‌شناس رسید تا بحث خود درباره ناسیونالیسم را ارائه دهد. فراستخواه گفت: «ناسیونالیسم ایرانی تجربه‌ای مدرن و امروزین است از حس ما بودگی ایرانیان. ادراک جدید ایرانیان از خود به مثابه یک ملت تحت تاثیر محیط ارتباطات جدید پدید آمد. این آگاهی مسئله ناسیونالیسم را پدید آورد و به یک خودآگاهی سرزمینی جدید منجر شد. این خودآگاهی ابتدا در میان روشنفکران و سپس در نهضت مشروطه و نهضت ملی پویا شد. اما نکته این است که حس ملی در ایران ریشه‌دارتر از مقوله ناسیونالیسم است. نمونه‌ای از این حس را می‌توانیم در شاهنامه و حکومت سامانی ببینیم یا نمونه دیگر آن را در نهضت شعوبیه. این حس ملی در خاطرات ما استمرار دارد.» وی سپس به طرح فرض اساسی خود در زمینه بحث ملیت پرداخت و گفت: «حس ملی در حکم منبع هیجانی عظیمی برای محافظت از حوزه سرزمینی و تمدنی ما عمل می‌کند. این حس ملی تا حدی در مشروطه به شکل مدنی تاسیس پیدا کرد ولی در دوره پسامشروطه محتوای مدنی مشروطه که حس ملی را بازتاب می‌داد به دلیل ضعف در بنیه‌های ملی و مدنی بیش از آنکه تجهیز اجتماعی پیدا کند تجهیز سیاسی و دولتی پیدا کرد و در نهایت صورتی خودکامه و اقتدارگرایانه به خود گرفت. حس ملی ما ساخت اجتماعی پیدا نکرد و در نتیجه ملیت در میان ما نحیف ماند و رنجور شد. در چنین شرایطی بود که خودکامگی سیاسی بر ملیت‌گرایی سیطره پیدا کرد و در نتیجه فکر ملی شکوفایی اجتماعی پیدا نکرد.» مقصود فراستخواه فراستخواه تحلیل تاریخی خود از سرنوشت ملی‌گرایی مدرن در ایران را اینگونه ادامه داد: «اشغال ایران در جنگ جهانی دوم یک فشار بزرگ بر دستگاه روانی ملت ایران وارد آورد. این فشار حس ملی رنجور ما را در قالب نهضت ملی به فوران وا داشت ولی ضعف درونی رهبری جنبش ملی در کنار ضعف‌های اجتماعی و فرهنگی به شکست نهضت ملی انجامید. این شکست بسیار پرهزینه بود و بعد از آن گروه‌های ملی سعی کردند با پیوند دین و ملیت درکی آزادمنشانه، دموکراتیک و عدالتخواهانه از دین ارائه دهند. اما دستگاه‌های امنیتی و انتظامی دوره پهلوی دوم این روند را سرکوب کرد و امکان اینکه عناصر ملی بتوانند روند عمل خود را در عرصه مدنی ادامه دهند از بین رفت.» این پژوهشگر جامعه‌شناسی روایت ایدئولوژیک دولتی از ناسیونالیسم را هم مدنظر قرار داد و گفت: «از سوی دیگر در دوره پهلوی یک ایدئولوژی و روایت دولتی از ایران ارائه شد که دموکراتیک نبود و ایران را به قوم آریایی تقلیل می‌داد. با این تقلیل روایت مخدوشی از ایران ساخته شد. هنگامی که جامعه ستارخان و باقرخان را سردار و سالار ملی می‌نامید مفهوم ملیت را تقلیل‌گرا صورت‌بندی نمی‌کرد. روایت دولتی از جامعه در دوران پهلوی نه با تنوع اجتماعی سازگار بود و نه با فردگرایی و این سبب تضعیف تجهیز مدنی فکر ملی شد. روایت‌های مدنی/ملی قابل توجهی از دل جامعه نجوشید و در عین حال در برابر روایت رسمی ملی‌گرا ضدروایت‌های ملی از دل جامعه جوشید. یکی از این ضدروایت‌ها اسلامیسم بود.» فراستخواه در ادامه تحلیل تاریخی خود به وضع امروزین ما نیز پرداخت و گفت: «بعد از انقلاب وضعیت پیچیده‌تر شد. روایتی که اکنون از ایران ارائه می‌شود روایتی بسیار مخدوش است که جز سوءتفاهم زیانبار چیزی به دست نمی‌دهد. سوءتفاهم هم در داخل ایران و هم در میان همسایگان و هم در سطح جهان. به نظر بنده صورت‌بندی اثبات‌گرایانه و مطلق‌نگر از ایران نمی‌تواند تصویری از ایران ارائه دهد که برآمده از اجتماع باشد. روایت اثبات‌گرایانه چه قبل و چه بعد از انقلاب با خاصیت دولت‌ساختگی خود اجازه ارائه روایتی برآمده از اجتماع از ملیت را گرفت. این روایت نمی‌تواند همجوشی با جهان داشته باشد و ایران را از خصیصه ارتباطی خود خالی می‌کند.» صرف ملت‌دوستی نمی‌تواند نمودارکننده ناسیونالیسم باشد پس از فراستخواه آخرین سخنران این نشست، باقر صدری‌نیا به ارائه بحث خود پرداخت. او گفت: «ناسیونالیسم پدیده‌ای جدید است که به‌طور خاص با منزلت قانون‌گذاری افراد جامعه نسبت دارد و صرف ملت‌دوستی نمی‌تواند نمودارکننده ناسیونالیسم باشد. از این جهت است که ناسیونالیسم یک پدیده مدرن است.» او گفت: «ما با دو نوع ناسیونالیسم در پیشینه فکری ایرانی مواجه هستیم. یکی از این گفتمان‌ها که بنیان‌گذار آن را می‌توان آخوندزاده دانست متاثر از دیدگاه آلمانی ناسیونالیسم است و بر زبان و نژاد تکیه دارد. این جریان تاریخ ایران را به پیش و پس از اسلام تقسیم می‌کند و از دوران پیش از اسلام تصویری رویایی ارائه می‌دهد. از دیگر خصوصیات این جریان عدم حساسیت نسبت به استعمار است. در برابر این جریان ناسیونالیسم دموکراتیکی را نیز می‌توان شناسایی کرد که یکی از پدران فکری آن طالبوف تبریزی محسوب می‌شود. برای این جریان در عین آنکه آموختن از تجارب دیگر ملل امری شایسته و واجب است استقلال اندیشه ملی بسیار اهمیت دارد. طالبوف را می‌توان نماینده یک تفکر اعتدالی دانست. در اندیشه کسانی مانند طالبوف تاکید بر قانون پراهمیت است و حکومت استبدادی نفی می‌شود.» باقر صدری‌نیا صدری‌نیا افزود: «ناسیونالیسم جریان نخست را می‌توان نژادگرا دانست. این جریان 10 تا 15 سال پیش از مشروطه پا پس می‌کشد و در جریان ناسیونالیسم دموکراتیک ادغام می‌شود. اما پس از جنگ جهانی اول با رواج اندیشه نژادگرا در عثمانی و دیگر نقاط جهان، جریان اول دوباره قدرت می‌گیرد.» وی در پایان سخنانش به وضعیت کنونی ایران نیز اشاره کرد: «در شرایط فعلی ناسیونالیسم نژادگرا و باستان‌گرا دوباره در حال سربرآوردن است و ناسیونالیسم دموکراتیک در برابر دو رقیب خود یعنی باستان‌گرایی و اسلام‌گرایی دست پائین را دارد. ولی اگر برای ایران راه نجاتی باشد در قرائتی دموکراتیک از ناسیونالیسم در همپیوندی با قرائتی رحمانی از اسلام است.» پس از سخنرانی صدری‌نیا این برنامه با پرسش‌های حضار در نشست و پاسخ‌های سخنرانان به پایان رسید. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 12 Dec 2018 05:18:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268980/فراستخواه-ایدئولوژی-پهلوی-ایران-قوم-آریایی-تقلیل حضور بیش از 850 عکاس در جشنواره «جایزه تهران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268946/حضور-بیش-850-عکاس-جشنواره-جایزه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمدمهدی تدین دبیر بخش عکس پنجمین دوره جشنواره پژوهشی «جایزه تهران» با بیان اینکه با اتمام زمان دریافت آثار مسابقه عکس جایزه تهران، مراحل داوری آثار توسط هیات داوران آغاز شده است از استقبال عکاسان خبر داد و عنوان کرد: مجموع آثار ارسالی به دبیرخانه 2165 عکس از 873 هنرمند عکاس است که از این تعداد 136 اثر از 112 عکاس به مرحله داوری راه یافتند.   وی با بیان اینکه بیشتر آثار منتخب به صورت تک عکس به دبیرخانه ارسال شده است و 2 مجموعه عکس نیز در میان آثار وجود دارد، تاکید کرد: عکس‌های ارسالی به 2 بخش تهران قدیم و تهران جدید تقسیم می‌شود که موضوعاتی مانند محلات تاریخی و بافت قدیمی، اماکن فرهنگی و موزه‌ها و توجه به زندگی شهری و اجتماعی مورد توجه عکاسان بوده است.   دبیر بخش عکس پنجمین جشنواره جایزه تهران با اشاره به اینکه در تمامی بخش‌های مسابقه آثار قابل توجهی با سطح کیفی مطلوبی وجود دارد، گفت: عکس‌هایی از مشاهیر و شخصیت‌های فرهنگی، آدام و رسوم و سبک زندگی تهران قدیم، عکس‌های نگاتیو و سیاه و سفید با قدمتی بیش از هفتاد سال و عکس‌هایی که علاوه بر دارا بودن بار معنایی و محتوایی به لحاظ زیبایی شناسی و تکنیک عکاسی قابل توجه هستند در میان آثار ارسالی به چشم می‌خورد.    تدین در پایان عنوان کرد: آثار برگزیده این جشنواره در قالب کتاب عکس و برپایی نمایشگاهی در معرض دید علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.   هیات داوران این بخش از جایزه تهران را علیرضا عابدی، پژمان دادخواه و مریم حسینی تشکیل می‌دهند.    این جشنواره توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران با همکاری خانه تهران‌پژوهان و موسسه فرهنگی هنری دارالفنون در هفته نخست دی‌ماه، همزمان با هفته پژوهش برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 09:19:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268946/حضور-بیش-850-عکاس-جشنواره-جایزه-تهران کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» برگزیده شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268943/کتاب-مشروطه-زنان-تغییرات-اجتماعی-برگزیده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جشنواره ملی حرکت، جشنواره‌ای در سطح ملی است که هر سال ازسوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار می‌شود. یازدهمین دوره آن آذرماه به میزبانی دانشگاه اصفهان برگزار شد.  در این مراسم دانشجویان از 163 دانشگاه دولتی کشور در حوزه علمی به رقابت با یکدیگر پرداختند. محورهای نشریه دانشجویی، کتاب دانشجویی، مقاله، کرسی آزاد اندیشی و غیره جزو محورهایی رقابتی بود. در این جشنواره کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» منتشر شده از سوی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال 1397، اثر علی باغدار دلگشا، دانشجوی دکتری رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد، حائز رتبه نخست در سطح کشور شده است. این نخستین بار است که در طول 11 دوره برگزاری این جشنواره کتابی با موضوع مسائل اجتماعی زنان حائز رتبه نخست کشوری می‌شود. موضوع کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» مبارزات زنان برای تحقق حقوق اجتماعی‌شان از خلال طرح مطالبات اجتماعی در دوره قاجار است. این کتاب از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی نام دارد و بخش دوم به انضمام نامه‌های انتقادی زنان علیه نابرابری‌های اجتماعی می‌پردازد. بخش اول شامل 7 فصل است و بخش دوم شامل 25 مکتوب زن نگار مندرج در سه روزنامه زن نگار دانش، شکوفه و زبان زنان است. نویسنده در این کتاب  227 صفحه‌ای، سیر تدریجی تغییرات اجتماعی و مبارزات زنان را ترسیم کرده است، به بررسی مطالبات اجتماعی و موضوع حقوق زنان پرداخته و بر تلاش زنان برای نقد کلیشه‌های جنسیتی و جایگزینی الفاظی چون زن به جای ضعیفه، نسوان و مخدرات تآکید کرده است. همچنین نشان می‌دهد که تحقق برخی مطالبات اجتماعی زنان مانند موضوع حق تحصیل نه هدیه‌ای از طرف جامعه مردسالار دوره قاجار، بلکه حاصل مبارزات ساختارمند خود زنان بوده است. دلگشا، نویسنده کتاب، این جایزه را به دکتر هما زنجانی‌زاده (استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد) و شهلا لاهیجی (مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان) برای بیش از سه دهه تلاش این دو برای تحقق مطالبات اجتماعی زنان در حوزه علم و فرهنگ   تقدیم کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 09:02:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268943/کتاب-مشروطه-زنان-تغییرات-اجتماعی-برگزیده روزنامه‌نگاران نامدار مشروطه، تلخی آن دوران را چشیده‌اند! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268645/روزنامه-نگاران-نامدار-مشروطه-تلخی-دوران-چشیده-اند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «جریده‌نگاران؛ کارکردهای ادبیات مطبوعاتی در مشروطه ایرانی» نوشته مریم کامیاب که از سوی نشر فلات منتشر شده، ماجرای تاثیر ادبی مطبوعات بر شکل‌گیری تحولات اجتماعی سیاسی دوره مشروطه در ایران را روایت می‌کند. این پژوهش در پی یافتن پاسخ این پرسش است که آیا جنبه‌های ادبی مشروطه یعنی آن بخش از مطالب که در قالب نظم یا نثر طنزآمیز عرضه شده، توانسته در بسط مفهوم مشروطیت در بین مردم و همچنین پیشبرد انقلاب مشروطه و نزدیک ساختن توده به اهداف انقلاب نقش تعیین کننده‌ای داشته باشد یا خیر؟ با مریم کامیاب درباره این کتاب گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید: اهمیت و نقش مطبوعات در وقایع دوره مشروطه چیست؟ مطبوعات دوره مشروطیت با انتشار اشعار ملی و حماسی روحیه ملی‌گرایی مردم را تهییج می‌کردند و با انتقاد از وضع موجود در قالب طنز، زمینه را برای ابراز نارضایتی مردم فراهم می‌آوردند. آن‌ها با شیوه‌های گوناگون مشکلات را نمایش داده و نواقص را تذکر می‌دادند و آن بخش از پشت پرده سیاست و اقتصاد را که از چشم مردم عادی پوشیده بود و بر زندگی آن‌ها تأثیر مستقیم داشت، برملا می‌کردند. از سوی دیگر، اعتماد مردم به روزنامه‌ها و مردمی بودن نویسندگان و شعرای آن‌ها بود که موجب می‌شد حرف این روزنامه‌ها بر دل و ضمیر همگان بنشید. بخش ادبی مطبوعات این دوره با استفاده از قالب و اوزان گوناگون در نظم، انتشار تصانیف و ترانه‌های مردمی، استفاده از زبان طنز در نظم و نثر و بیان مطالب و انتقادات در این لفافه، ساده‌نویسی و نزدیک کردن زبان نظم و نثر به زبان توده مردم و با عرضه مفاهیم و محتواهای جدید در آثار ادبی که تا پیش از این در ادبیات ایران سابقه نداشت، سهمی بسزا در پیشبرد انقلاب مشروطه داشتند.   ارتباط ادبیات روزنامه با ادبیات مرسوم ایران در حوزه نثر و نظم در این دوره چیست؟ در گام نخست باید بر این نکته تاکید کنیم که ادبیات هر عصر متاثر از اوضاع و شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن دوره است و زبان حال هر ملتی است. با وقوع انقلاب مشروطه، ادبیات جدیدی در ایران شکل گرفت که مستقیما با تحولات سیاسی و اجتماعی سر و کار داشت و مفاهیم جدیدی با خود به همراه آورد که تا قبل از آن سابقه نداشت یا بسیار کمرنگ بود. برخلاف آنچه که تا پیش از آن در عرصه ادبیات ایران معمول و مورد قبول بود، این ادبیات بیش از هر چیز رنگ و بوی سیاسی داشت. به تبع آن و به مرور در آثار نویسندگان و شعرا، مفاهیم جدیدی چون آزادی، وطن‌پرستی، مبارزه با استبداد و نفی استعمار و نیز حکومت مبتنی بر قانون بر اساس اصل عدالت و برابری بیش از هر چیز وارد شد. زبان نیز تغییرات خود را داشت. وارد شدن کلمات مرتبط با دنیای جدید و اسامی و اصطلاحات فرنگی در زبان نوشتار که در نوشته‌های سفرنامه‌نویسان یا خاطره‌نویسان هم عصر مشروطه دیده می‌شد، گسترش پیدا کرد، ساده‌نویسی و عبارات عامیانه پررنگ شد و گونه‌ای از ادبیات را در مطبوعات پایه‌گذاری کرد که تا پیش از این در چارچوب ادب نظم و نثر، جایگاه چندانی نداشت.   طنز در ادبیات روزنامه‌های آن دوره چه جایگاه اجتماعی دارد و این جایگاه به چه میزان دلایل اجتماعی دارد؟ در فرهنگ ایران طنز پیشینه داشته است. چنان که می‌دانید کتاب عبید زاکانی که در قرن هفتم تالیف شده یکی از نمونه‌های برجسته طنز در سده‌های پیشین است. اما به طور خاص در دوره چیرگی استبداد، از آنجا که نمی‌شد مستقیماً از حکومت انتقاد کرد، طنز راه آسان و در عین حال مؤثری برای نشان دادن مخالفت مردم به شمار می‌رفت. عموما چنین است که وقتی قید و بندهای سیاسی و اجتماعی فضای اختناق و سرکوب به وجود می‌آورد، طنز زاده می‌شود و پیشرفت می‌کند. البته باید این نکته را فراموش نکنیم که بخشی از اشعار و مطالبی که در آن دوره تولید شده در قالب هجو طبقه‌بندی می‌شود. در شعر و نثر مطبوعاتی دوره مشروطه هم، می‌توان نمونه‌های هجو و هم نمونه‌های طنز را مشاهده کرد. همان طور که گفتم به سبب شرایط خاص سیاسی و اجتماعی دوره مشروطه طنز اوج می‌گیرد و در شعر و متن نویسندگان این دوره رواج می‌یابد به طوری که جزء لاینفک ادبیات مشروطه می‌شود. در دوره مشروطه این روزنامه‌های فکاهی کاری را انجام می‌دادند که از برخورد و مبارزه رویارو نیز گاهی مؤثرتر بود. در واقع همین جنبه فکاهی و طنز این مطبوعات بود که موجب شد آن‌ها مقبولیت عام پیدا کنند و مخاطبان زیادی را به خود جلب کنند.   در آن روزگاران مطالب ادبی روزنامه‌ها چه ویژگی‌های زبانی دارد و چرا؟ نثر فارسی تا پیش از قرن دوازدهم قمری پیچیده و دشوار و آمیخته به صنایع ادبی بود و اقلیت کوچکی از آن سر در می‌آوردند. اما در پایان سده دوازدهم هجری شمسی کوشش‌هایی برای اصلاح این شیوه نگارش انجام گرفت. نقش مطبوعات در این مرحله بسیار پررنگ بود. مطبوعات در این دوره رویه‌ای دیگر را در پیش گرفتند. از آن جمله و از پیشگامان این تغییر ملکم و میرزا آقا خان بودند که با استفاده از زبان ساده و مستقیم و بی‌پیرایه در روزنامه‌نگاری به اشاعه این امر کمک کردند. در واقع شیوه نگارش ملکم در روزنامه قانون شالوده‌ای برای روزنامه‌نگاری ایرانی و تغییر در سبک نگارش گذاشت. نویسندگان بعدی با تکیه بر این شالوده، تغییرات گسترده‌تری را در زبان نوشتار به وجود آوردند. مطبوعات با لحنی ساده، صمیمی، آشنا و پر تحرک از مسایل جامعه و همدردی با مردم سخن می­گفتند و از اصطلاحات، تشبیهات، کنایات، مثل‌­ها، باورها و تکیه کلام‌­های آنان استفاده می‌کردند. در مجموع آنچه که در مطبوعات دیده می‌شد، گذشته از تأثیر عمیق اجتماعی، دارای سبک نگارشی بی­‌سابقه در ادب فارسی بود  و شیوه­ جدیدی در روزنامه‌نویسی و نویسندگی و نثر ایران به وجود آورد که مورد استقبال همگان قرار گرفت. اما پاسخ چرایی این تغییرات این است که شیوه پیشین نگارش جوابگوی تحولات آن عصر نبود. مطبوعات می‌بایست نه با اقلیت درس خوانده و برتر جامعه، بلکه با اکثریت بی سواد و کم سواد ارتباط برقرار می کردند. نظام نوپای مشروطه محتاج معرفی و خواستاری عمومی بود. بنابراین تغییر در روش نگارش امری بدیهی، لازم و غیرقابل اجتناب بود.    مهم‌ترین روزنامه‌های آن دوره را روزنامه ملانصرالدین‌، صوراسرافیل و نسیم شمال برشمرده‌اید. این سه روزنامه به چه دلیلی از دیگر جریده‌های آن روزگار برتری می‌یابند و وضعیت باقی روزنامه‌ها چگونه بود؟ امتیاز نشریات نام برده به سرآمدی نویسندگان مطالب و طراحان آن بود. همکاری فعالان سیاسی، روشنفکران، نویسندگان، شاعران و کاریکاتوریست‌های نامی و زبده آن دوره با این مطبوعات و از آن بیشتر اداره مستقیم این نشریات توسط آنها، سبب شده بود که نشریات مذکور، دستی برتر در عرصه روزنامه نگاری و اقبال عمومی داشته باشند. اشعار انتقادی و سیاسی بی‌نظیر میرزا علی‌اکبر طاهرزاده صابر شیروانی در ملانصرالدین، همکاری بی مانند میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا جهانگیرخان شیرازی و دهخدا در صوراسرافیل و سروده‌ها و نوشته‌های سیداشرف الدین در نسیم شمال، نمونه‌های موفق روزنامه‌نگاری آن دوران به شمار می‌آمدند. کوشش برای ایجاد ارتباط بین روزنامه و توده مردم در تولید مطالبی با زبان بسیار ساده و در قالب طنزی قابل فهم و نزدیک به گفتار عامه مردم کوچه و بازار و سطح معمولی و متوسط جامعه ایران، از ویژگی‌های مشترک این نشریات است. با توجه به مطالبی که عرض کردم، اقبال عمومی به این نشریات بسیار زیاد بود، در تیراژ بالا منتشر می‌شدند و مخاطبان ثابت خود را داشتند به گونه‌ای که حتی افراد با سواد شهر، مطالب آن را با صدای بلند در مجامع کوچه و بازار برای دیگران می‌خواندند. شعرهای عامیانه و طنز آن‌ها زبان به زبان بین مردم حفظ و نقل می‌گشت و مردم زبان حال خود را در لابلای نوشته‌های این جراید جستجو می‌کردند. در سوی دیگر، بیشتر روزنامه‌هایی که در آن دوران منتشر می‌شد، این ضعف را داشتند که به خواست توده مردم نزدیک نبودند و با شوری که در جهت مشروطه خواهی و قانون طلبی برخاسته بود، همراهی نمی‌کردند و بیشتر به نقل اخبار و حوادث می‌پرداختند.    آیا در اوضاع حساس مشروطه، روزنامه‌نویسان هم هزینه‌ای پرداختند؟ اعم از قتل و حبس و شکنجه و مال باختگی و اصولا به چه میزان مطبوعات نوپای ایران در آن زمان آزادی عمل داشتند؟ و چهره‌های مشهور مطبوعات آن دوره به چه میزان به خاطر شغل‌شان آزار دیدند؟ اغلب نویسندگان نامداری که در آن دوران دستی در روزنامه‌نگاری داشتند، کمابیش تلخی آن را چشیده‌اند و متحمل هزینه شده‌اند. از نامورترین آن‌ها می‌توان به میرزاده عشقی اشاره کرد که در خانه‌اش گلوله خورد. فرخی سیستانی که دهانش را دوختند. عارف قزوینی که دچار فقر و تبعید شد. محمدتقی بهار که به زندان افتاد، میرزا جهانگیرخان شیرازی که به دار آویخته شد و ابوالقاسم لاهوتی که در غربت زندگی‌اش پایان یافت. در کنار آنکه بسیاری از این نشریات موفق آن دوران طعم توقیف و تعطیلی را نیز چشیدند چنان که در استبداد صغیر انتشار بسیاری از آنها متوقف شد. از طرف حکومت نیز بی مهری‌های فراوانی نصیب روزنامه‌نگاران می‌شد. آزادی عمل مطبوعات نیز به دلیل نبود قانون برای آن‌ها و جوان بودن این تجربه، مبهم به نظر می رسید. عموما نظارت، مربوط به پس از انتشار مطالب بود که در صورت لزوم به توقیف روزنامه‌ها یا نویسندگان آنها منجر می‌شد. هرچند که گردانندگان نشریات می‌کوشیدند نقد و نظر را با کنایه و در لفافه بیان کنند، اما لاجرم خود را برای تبعات مسئولیت جدید و خطیری که داشتند، مهیا کرده بودند. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 07:39:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268645/روزنامه-نگاران-نامدار-مشروطه-تلخی-دوران-چشیده-اند رونمایی از سه کتاب به مناسبت نجات آذربایجان از چنگال اهریمن http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268930/رونمایی-سه-کتاب-مناسبت-نجات-آذربایجان-چنگال-اهریمن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست تخصصی «نجات آذربایجان از چنگال اهریمن» در دو بخش برگزار می‌شود. بخش نخست به مبارزات مردم اردبیل علیه فرقه دموکرات اختصاص دارد و در بخش دوم سه کتاب رونمایی می‌شود. در بخشن نخست «مبارزات مردم اردبیل علیه فرقه دموکرات» میرنبی عزیززاده، رحیم نیکبخت، داود دشتبانی، علی درازی سخن می‌گویند و در بخش رونمایی از سه کتاب کاوه بیات، احسان هوشمند، علی کالیراد و سید محمد حسینی سفیدان صحبت می‌کنند. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان، روزی بود که یگان‌های ارتش ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استان‌های شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آوردند. مردم که از پیشروی ارتش ایران به آذربایجان آگاهی یافته بودند، بپا خاستند و بر فرقه‌‌سازان حکومت خودمختار پیشه‌وری تاختند و بسیاری از کمونیست‌ها را نابود کردند. این نشست چهارشنبه 21 آذر ساعت 16 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران طبقه سوم برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 06:32:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268930/رونمایی-سه-کتاب-مناسبت-نجات-آذربایجان-چنگال-اهریمن ​معرفی و بررسی کتاب «ما و جهان اساطیری» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268927/معرفی-بررسی-کتاب-جهان-اساطیری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «ما و جهان اساطیری» به کوشش انجمن علمی دانشجویان ایران‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی با حضور گردآورنده این کتاب باربد گلشیری،  محمود جعفری دهقی و  سید حسین مجتهدی برگزار می‌شود. دبیری نشست نیز بر عهده محمدعلی عزت‌زاده است. در پشت جلد این کتاب به نقل از مهرداد بهار نوشته شده است: «این فرهنگی که ما داریم، از گاثای اوستا تا فرهنگی که در عصر اسلامی داریم در شاهنامه.   من بیایم ببینم اجزاء این‌ها از کجا آمده و در کجا سابقه‌ی فرهنگی این امر وجود دارد و درواقع به این نتیجه برسم که چه میزان از فرهنگ ما آریایی است، چه میزان بومی آسیای غربی است، ما در فرهنگ‌مان مدیون چه کسانی هستیم؟   این شاهنامه که یک اثر درخشان جهانی است مجموعه‌ی چه عناصر کهن فرهنگی ابتدایی است که هی با هم جمع شده، جمع شده مثل یک پیاز لایه‌های متعدد و فراوان پیدا کرده تا شده شاهنامه.   با تعصب به شاهنامه نگاه نکنم، به صورت مجموعه‌ی افتخارآمیزی که مطلقاً ایرانی و پاک و منزه از هرگونه تأثیر فرهنگی دیگری است. بیایم با این حقیقت نگاه کنم که ما چه‌قدر عاقلانه توانسته‌ایم فرهنگ‌های متعدد را هضم کنیم در این‌جا.» نشست معرفی و بررسی کتاب «ما و جهان اساطیری» با حضور استادان، علاقه‌مندان این حوزه و گردآورنده این کتاب باربد گلشیری، سه‌شنبه ۲۰ آذر ماه ۹۷ از ساعت ۱۵ در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 06:00:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268927/معرفی-بررسی-کتاب-جهان-اساطیری ​ناسیونالیسم ایرانی تبارگرا یا دموکراتیک بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268924/ناسیونالیسم-ایرانی-تبارگرا-یا-دموکراتیک-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ناسیونالیسم ایرانی تبارگرا یا دموکراتیک با حضور مقصود فراستخواه، محمدجواد غلامرضا کاشی، باقر صدری‌نیا و مسعود پدرام نقد و بررسی می‌شود. ناسیونالیسم ایرانی: تبارگرا یا دموکراتیک بخشی از سرمقاله فصلنامه پویه، شماره 3 و 4، بهار و تابستان 1397 است. در این مقاله آمده است: «بی‌تردید پرداختن به ناسیونالیسم ایرانی کاری بس دشوار است. مهم‌ترین دشواری ناشی از ردپایی است که ایران در دنیای باستان دارد. ایران از معدود کشورهای جهان است که از دوران باستان برجای مانده و مردم این کشور سرگذشتی طولانی از خویشتن ایرانی خود روایت می‌کنند؛ آنها، هویت ملی دیرپایی را از گذشته‌ای دور حمل می‌کنند. تاریخ ثبت شده حاکی از آن است که از بیش از دو هزار سال پیش تا انقلاب 1357 ایران در اغلب مواقع از طریق سلسله‌های پادشاهی اداره می‌شده است. ایران جامعه‌ای است که سابقه‌ دینی طولانی در دوران باستان و در دوره‌های پس از اسلام داشته است و قرن‌هاست که در تصور جمعی افراد ایرانی از روابط و نهادها و رویه‌های جامعه، دین، نقشی کلیدی ایفا می‌کند و در حال حاضر این کشور تحت یک دولت دینی اداره می‌شود. از دیگر دشواری‌های پژوهش در مورد ملت و ملی‌گرایی در ایران فقدان ادبیاتی انباشته و طراز دانشگاهی و سنت‌های نظری رقیب در مورد ناسیونالیسم ایرانی است.»   این نشست سه‌شنبه 20 آذر ساعت 14 و 30 دقیقه در خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک 23 برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد و رایگان است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 05:48:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268924/ناسیونالیسم-ایرانی-تبارگرا-یا-دموکراتیک-بررسی-می-شود اختلاف مکی و بهار بر سر «یادداشت‌های شهریور»/مقاله‌اي که مکی در روزنامه آزاد نوشت و بلافاصله توقيف شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/207000/اختلاف-مکی-بهار-سر-یادداشت-های-شهریور-مقاله-اي-روزنامه-آزاد-نوشت-بلافاصله-توقيف خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- امروز 17 آذرماه برابر با سالروز درگذشت حسین مکی است. از درگذشت این سیاستمدار و مورخ 15 سال می‌گذرد. وی در برخی مصاحبه‌ها با تاریخ‌پژوهان که به صورت مقاله منتشر شده به شرح زندگی و رویدادهایی پرداخته که خود در آن نقش داشته است. سرمقاله‌ای که مدیر روزنامه آزاد به مکی سفارش داد یکی از مقاله‌های شماره یک «فصلنامه مطالعات تاریخ معاصر ایران» در سال 76 به مصاحبه مرتضي رسولي‌پور با حسين مكي تحت عنوان «گفتگو با حسین مکی، (کوتای 1299، دولت مصدق، نفت و تاریخ)» اختصاص دارد که در بخشی از این مقاله درباره منابع نگارش تاریخ معاصر ایران اشاره شده و آمده است: «اين يادداشت‌ها در واقع يك دفتري بود حدود 40 صفحه‌اي از شخصي به نام (احمد شهريور) كه كارمند وزارت خارجه بود و با خط خودش نوشته بود. او وقايع را آن‌طور كه در افواه مطرح بود و مي‌شنيده مي‌نوشته. ورقه اين يادداشت‌ها را به ملك‌الشعراء دادند بين من و مرحوم ملك‌الشعراء بر سر همين يادداشت‌ها اختلاف پيش آمده.» مکی درباره اختلافی که با بهار پیدا کرده نیز توضیح می‌دهد؛ اختلافی که منجر به قطع رابطه با وی می‌شود. وی می‌گوید: «ايشان وقتي تاريخ احزاب سياسي را تمام كرد يك روز من به او گفتم من «يادداشت‌هاي شهريور« را مي‌خواهم. او گفت شما كه همه چيز را مي‌خواهيد، پس چه چيزي را براي من باقي مي‌گذاريد؟ من هم خوشم نيامد و قطع رابطه كرديم و همديگر را نديديم تا روزي كه من در دفتر روزنامه مهر ايران نزد هاشمي و حائري و شيخي نشسته بودم. آن زمان وقتي به دفتر روزنامه مي‌رفتم همان جا مطلب را مي‌نوشتم و آنها مي‌بردند كه چاپ كنند. ملك وارد شد. همه بلند شديم و احترام كرديم. به من گفت آيا اين سيد انگليسي را مي‌خواهند بياورند كه چه بلايي سر مملكت بياورند؟! (منظورش سيد ضياء بود) شما چرا در اين مورد چيزي نمي‌نويسيد؟ گفتم آقا شما استاد هستيد، دود از كنده بلند مي‌شود شما استاد ما هستيد شما شروع كنيد تا شاگردان هم دنبال شما بيايند.» ايراني هستم و وطنم را دوست دارم دیدار دوباره با بهار و پیشنهادی که به مکی می‌دهد سبب می‌شود که این مورخ با نوشتن مقاله‌ای درباره (اعمال نفوذ انگلیس با سرکار آوردن چهره‌های دست نشانده تبعاتی را به همراه داشته باشد. وی درباره این اتفاقات در این مقاله می‌نویسد :«خلاصه اين مطلب گفته شد تا اينكه رفت. فردا صبح، من عبدالقدير آزاد را توي لاله‌زار ديدم. او يك روزنامه نيم ورقی به نام آزاد داشت به من گفت چند تا سر مقاله مي‌خواهم براي (روزنامه آزاد) بنويسيد چون مي‌خواهم از سبزوار وكيل شوم. آن وقت من عضو هيات عالي بازرسي بودم و مامور شده بودم به سه وزارتخانه كشاورزي و پيشه‌ و هنر و كشور بروم. مقاله‌اي در روزنامه آزاد نوشتم كه بلافاصله توقيف شد در آن مقاله شديدا به انگليسي‌ها تاخته بودم. دكتر نخعي، كه رئيس دفتر سهيلي نخست‌وزير وقت بود، مي‌خواهند با شما ملاقات كنند. وقتي وارد اتاق سهيلي شدم گفت آقاي مكي شما مقاله روزنامه آزاد را نوشتيد؟ گفتم بله، گفت مي‌دانيد اين مقاله چه مشكلاتي براي ما ايجاد كرده؟ سفير انگليسي به آن اعتراض كرد. به او گفتم من دو شخصيت دارم و آن ايراني است كه ايراني هستم و وطنم را دوست دارم. مطلبي كه نوشتم مربوط به اين جنبه است. سهيلي گفت نمي‌گويم شما دست از نويسندگي برداريد ولي چرا با امضا؟ انتقاد ايشان اين بود كه چون شما با امضا مقاله نوشتيد چنان مي‌كنيد شما كارمند نخست‌وزيري هستيد در صورتي كه بازرس نخست‌وزيري ارتباطي با شما، كه عضو هيات عالي بازرسي هستيد، ندارد. بعد هم آزاد آمد و گفت اين چه مطلبي بود شما نوشتيد؟ گفتم شما گفتيد هرچه مسائل روز است بنويسم من هم همين كار را كردم. گفت نه به اين شدت.» دخل و تصرف روزنامه (نجات ایران) در زندگینامه مدرس اسماعیل جمشیدی، روزنامه‌نگار در دیداری که با مکی داشته است به گفت‌وگو با وی درباره فعالیت‌های سیاسی و تاریخ‌نگاری آن پرداخته که این مقاله با عنوان (25 سال پس از شكست سكوت ديدار با حسين مكي سرباز وطن) در شماره 85 مجله بخارا بهمن- اسفند 1390  منتشر شده است. مکی با اشاره به شرایط کشور در سال‌های نزدیک به شهریور 1320 می‌گوید: «در سال‌هاي پيش از شهريور 1320 (شايد ناگزير) پيش‌تر فعاليت‌ قلمي داشتم و در زمينه ادبيات مي‌نوشتم، چند كار ادبي تنقيح و تصحيح انجام دادم از جمله روي تصحيح «ديوان عاشق اصفهاني» و «مشتاق اصفهاني»، دو شاعري كه سبك هندي را رها كردند و به سبك عراقي بازگشتند كار كردم. تاليف و گردآوري (گلزار ادب) نيز مربوط به سال 1319 است.» در ادامه این مقاله نماینده دوره پهلوی دوم درباره آغاز نگارش زندگینامه‌های بزرگان ایران می‌نویسد: «پس از شهريور 20 به نوشتن مقالات سياسي و زندگي‌نامه‌هاي شخصيت معاصر روي آوردم. نخستین كار من در زمينه نگارش زندگينامه «مدرس» بود شايد جايي خوانده باشيد و يادتان بیايد آقاي مدرس يك اعلي مقامه و يكي از شخصيت‌هاي عاليقدر دوره مشروطيت بوده و يكي از كساني است كه با سردار سپه درگير شده و مبارزه كرده است، در شرايطي كه وكيل مجلس بود به وسيله عمال شهرباني سردار سپه ترور شد و جان به در برد، ولي از مرگ نترسيد و دست از مخالفتش برنداشت به خراسان تبعيدش كردند و آنجا بر سجاده نماز بر سرش ريختند و عمامه‌اش را به گردنش انداختند و خفه‌اش كردند، زندگي‌نامه مدرس را اول به روزنامه «نجات ايران» داده بودم، چون در آن تصرفاتي كردند ادامه ندادم، بعد ملك‌الشعراء بهار كه خود از مومنين به مدرس و نيز در اقليت مجلس با هم همراه بودند از من خواست اسناد و مداركي كه درباره مدرس جمع‌آوري كرده بودم در اختيار وي بگذارم، ملك‌الشعرا هنگام نگارش (احزاب سياسي) در روزنامه‌هاي (ايران) و (مهر ايران) از آن استفاده كرد، در پايان احزاب سياسي وعده داد كه به زودي تاريخ كودتا را حسين مكي خواهد نوشت. حسین مکی در یک نگاه در کتاب «دانشنامه مشاهیر یزد» به تدوین میرزامحمد کاظمینی درباره مکی آمده است: «حسین مکی فرزند باقر میبدی، در سال ۱۲۹۰ در میبد یزد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانی و دوره متوسطه را در دارالمعلمین و مدرسه معرفت تا کلاس دهم گذراند. سپس به شهر یزد رفت و به پیشنهاد رئیس فرهنگ یزد در اداره فرهنگ این شهر به عنوان معلم کلاس ششم استخدام شد. مکی مدت دو سال به معلمی پرداخت و پس از آن به تهران آمد و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی ادامه داد. چندی ادبیات فارسی، صرف و نحو عربی، منطق و عرفان تحصیل کرد. در طول خدمت وظیفه، در زمینه‌های مختلف ادبی تتبع کردد و موفق به تصحیح و چاپ دیوان «عاشق اصفهانی، گلزار ادب» و «دیوان مشتاق اصفهانی» شد. وی پس از تشکیل نیروی هوایی به ارتش پیوست و درجه استواری را دریافت کرد، اما به دلایلی از خدمت در نیروی هوایی برکنار شد. او پس از مدتی در اداره راه آهن اشتغال یافت و به سمت مدیرکل این اداره رسید.     آغاز كار فعالیت­‌های اجتماعی و مطبوعاتی   پس از شهریور 1320 دیكتاتوری رضاخان فرو پاشید و بحران و آشفتگی سیاسیِ ناشی از حضور سربازان بیگانه در ایران آغاز شد؛ در این دوران، فضای باز سیاسی در كشور به وجود آمده و مطبوعات رونق یافته و دموكراسی به معنای واقعی آغاز شده بود. مكی در همین زمان، رسما فعالیت‌های روزنامه­‌نگاری و مطبوعاتی خود را آغاز كرد. وی نخست در روزنامه «مهر ایران» به روزنامه­‌نگاری پرداخت.   نوشته‌های تاریخی، تحقیقی و ادبی او بخش مهمی از مندرجات روزنامه‌های درجه اول تهران بود. انتشار زندگی­نامه «احمدشاه قاجار» و «میرزا تقی­‌خان امیركبیر» و جلد اول «تاریخ 20 ساله» در مدتی كوتاه، تحسین و تقدیر مطبوعات را در پی داشت و نویسندگان معروفی چون ملك‌­ا‌لشعرا بهار، عبدالرحمان فرامرزی، ارسلان خلعتبری و عمیدی نوری بر آن تقریظ نوشتند و فعالیت­‌های فرهنگی­‌اش را ستودند. همچنین اشتغال در حرفه روزنامه‌­نگاری و تحقیق در مسائل اجتماعی - سیاسی، اسباب آشنایی او با رجال تراز اول مملكتی را فراهم آورد و راه را برای پیشرفتش هموار ساخت.   سرانجام كار   مكی پس از كودتای 28 مرداد برای همیشه از سیاست كناره گرفت و درخواست مقام‌های‌مختلف را برای حضور سیاسی اجابت نکرد و مسیر زندگی خود را به سوی تاریخ‌­نگاری معاصر تغییر داد. او پس از 88 سال زندگی در بامداد جمعه سال 1378 به دلیل سرطان ریه در بیمارستان آزاد تهران، چشم از جهان فرو بست و در مقبره هنرمندان دفن شد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 10 Dec 2018 06:43:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/207000/اختلاف-مکی-بهار-سر-یادداشت-های-شهریور-مقاله-اي-روزنامه-آزاد-نوشت-بلافاصله-توقيف ​بررسی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی جنگ جهانی اول در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268874/بررسی-پیامدهای-اجتماعی-فرهنگی-جنگ-جهانی-اول-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، انجمن ایرانی تاریخ و پژوهشکده پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در دهمین نشست از سلسله نشست های حیات اجتماعی ایران درسال‌های جنگ جهانی اول به بازکاوی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی جنگ جهانی اول در ایران می‌‌پردازد. جنگ جهانی اول یک نبرد جهانی بود که از سال ۱۹۱۴ میلادی آغاز شد. در جنگ جهانی اول برای نخستین بار، انبوه مناطق غیرنظامی بمباران هوایی شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در ابعادی گسترده در طول جنگ رخ داد. جنگ جهانی اول از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر است و بگونه مستقیم و غیرمستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ سده بیستم داشته‌ است.   جنگ جهانی اول نخستین نزاع بزرگ بین‌المللی در قرن بیستم به شمار می‌رود. در ماه اوت ۱۹۱۴ میلادی جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. هیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ جهانی اول تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین در نوامبر ۱۹۱۸ حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند.   این نشست به مناسبت یکصدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول است که با سخنرانی علیرضا علی صوفی و محمد امیر احمدزاده چهارشنبه 21 آذر 1397  ساعت 15 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود.   پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در کردستان، خیابان آیینه وند واقع شده است. این نشست در سالن اندیشه برپا می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 10 Dec 2018 06:27:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268874/بررسی-پیامدهای-اجتماعی-فرهنگی-جنگ-جهانی-اول-ایران تاریخ سیاسی و اجتماعی از میان خاطرات مردی که توده‌ای نبود http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268871/تاریخ-سیاسی-اجتماعی-میان-خاطرات-مردی-توده-ای-نبود خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: مدت زیادی از کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 نگذشته بود که دو نفر با لباس شخصی به خانه مردی به نام کریم کشاورز تاختند و او را دستگیر و با خود به فرمانداری نظامی بردند و همان روز هم مزدشان را از حسابداری گرفتند، کریم کشاورز خود در کتاب خاطراتش که تحت عنوان چهارده ماه در خارک منتشر شده‌ است، تصریح می‌دارد که «ظاهرا برای دستگیری اشخاص مزد معینی تعیین شده‌ بود که پس از بازداشت فورا پرداخت می‌شد این گویا سیستم آمریکایی بود و تازه معمول شده بود چون قبلا چنین چیزی در ادارات انتظامی وجود نداشت.» کریم کشاورز ابتدا به لشکر زرهی که آن روزها بیشتر بازداشت‌شدگان را بدانجا می‌سپردند، تحویل داده‌ شد و از او خواستند کلماتی تنفرآمیز درباره حزب توده بنویسد تا آزادش کنند، ترفندی که حکومت وقت بدین‌ وسیله می‌توانست فعالیت احزاب سیاسی را در خفقان دهه سی محدود و چه بسا متوقف کند اما کریم کشاورز در برابر این پیشنهاد با مناعت طبع و آزادگی خاص خود که شمه‌ای از آن را در همین خاطرات نیز می‌توان به تماشا نشست، چنین پاسخ می‌دهد: «من از شخصی یا جمعیتی تنفرنامه نمی‌نویسم من عضو حزب توده نیستم. این را همه می‌دانند. ولی حاضر نیستم به اشخاص یا جمعیت‌ها توهین کنم. من چه می‌دانم اینها کی هستند.» و به این ترتیب کریم کشاورز به جزیره دورافتاده خارک تبعید شد و در این میان روزنوشت‌هایی در طول سفر به جنوب و روزهای اقامت در تبعیدگاه به رشته نگارش درآورد که هر چند خود می‌گفت تنها یادداشت‌هایی برای همسرش فرخنده و بچه‌هاست اما حاوی اطلاعات و داده‌های تاریخی در خور اعتنایی هم بود که به ویژه به شناخت وضعیت اجتماعی و زیست مردم در شهرهای مختلف و به ویژه شهرهای جنوبی ایران به کار هر تاریخ‌پژوهی خواهد آمد. یادآوری شعرهای ملک‌الشعرا بهار در میان بادهای بوشهر یادداشت‌های کریم کشاورز درباره بوشهر تنها مدتی کوتاه پس از آنکه این بندر، از سوی دولت وقت بندر آزاد شناخته شد به رشته تحریر درآمده است و می‌تواند یکی از اسناد زنده و روشنی باشد که وضعیت زیستی مردم بوشهر را در آستانه چنین تصمیمی ترسیم می‌کند، و البته نویسنده می‌کوشد در همان شرایط بغرنج روحی و روانی تبعید و دوری از خان و مان و آشیان خویش، نگاهی تحلیلی و موشکافانه به واقعیت‌های پیرامون خود داشته باشد،  این یادداشت‌ها از این منظر کلیتی است از آنچه تبعید‌شوندگان رنجور پس از کودتا در بوشهر تجربه کرده‌اند، یادداشت‌هایی که در خاطرات کشاورز با این جملات آغاز می‌شود: «در بوشهر برای نخستین بار حضرت شرجی به خدمت ما رسیدند. بر پدرش لعنت! به قول یکی از همزنجیران «آقا! شرجی هم بدچیزیست» شرجی آن چیزی‌ است که در گیلان ایاز می‌گویند (با مه اشتباه نشود) منتهی ده بار، بیست بار، صدبار شدیدتر. وقتی که در تابستان هوا راکد است و یا باد از طرف مشرق و دریای عمان و یا صحرای عربستان می وزد بخار آب متصاعد از دریا را به ساحل ایران می‌آورد، همه‌چیز را خیس می‌کند... هوا صاف است و شما شمدی را به روی رختخواب می‌کشید. پس از یک ساعت به حدی خیس می‌شود که باید بچلانیدش. فقط باد شمال یا شمال غربی که از سوی فلات ایران یا مدیترانه می‌وزد و در بوشهر «شمال‌کوه» می‌نامند- این رطوبت‌های ناخوش و موذی را می‌پراکند و محیط قابل‌تنفسی پدید می‌آورد. چون این سخنان را از یک پاسبان محلی شنیدم به یاد شعر مرحوم بهار «هر فیض که آید از شمال آید» افتادم. اینجا سخنان مرحوم بهار بیش از هر زمان و هر جایی صدق می‌کرد.» و برای لقمه‌ای نان به دریوزه کار می‌روند... اما همه آنچه کشاورز در دیدار شتابزده و اندوهگنانه خود از بوشهر می‌گوید، به بادها و شرجی هوا خلاصه نمی‌شود بلکه نگاه او چنان‌که پیش از این هم اشاره شد، نگاهی عمیق‌تر و ژرفانگرانه‌تر است مثلا او به تاریخ بوشهر می‌نگرد و گذشته این بندر را بازنمایی می‌کند و از خلال این بازنمایی چشم‌اندازی از رنج تاریخی مردم این اقلیم را نیز به مخاطب خود نشان می‌دهد: «بوشهر سی سال پیش شهری بزرگ و آبادان بود. عمارات چند اشکوبه و متروک حاکی از گذشته نزدیک و درخشان آن است. امروز بوشهر ویرانه‌ای‌ست که قریب 6000 نفر نفوس دارد. تمام نقاط مسکون کرانه خلیج‌فارس دچار این سرنوشت شده‌است. بندرعباس و بوشهر، جزیره‌ها و بندرهای دیگر جنوب ایران همه متروک و ویران شده‌است. وقتی که این وضع را با مقدورات صفحات جنوب و کرانه خلیج‌فارس مقایسه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که گویی دست مرموزی نقاط حاصلخیز جنوب را برای رسیدن به هدف معینی به این روز سیاه نشانده‌ است. این هدف: تحصیل سود فوق‌العاده به وسیله ایجاد فقر و فاقه و ویرانی و تهیه بازوان ارزان مردم بیکار و فقیر که در زادگاه پربرکت و حاصلخیز خویش از یافتن لقمه‌نانی مایوس گشته نیروی کار خود را به ثمن بخس به موسسات گوناگون نفتی پیرامون خلیج بفروشند.» کشاورز در پاورقی‌ای که برای همین تکه از روایتش از بوشهر نوشته‌ است، به یادداشتی اشاره می‌کند که چند سال بعد در روزنامه اطلاعات تحت عنوان «چرا سواحل شمالی خلیج فارس خراب و ویرانند» منتشر شده‌ است و بخشی از آن یادداشت را که بدین شرح بوده‌ است، روایت می‌کند و به کمک آن به یادداشت‌های پراکنده خود جنبه تحلیلی‌تری می‌بخشد: «قدر مسلم این است که قانون تجارت، قانون گمرکی، نرخ تعرفه گمرکی، قانون دریانوردی و مسافرت، قانون رفت و آمد و کسب و کار مردم آن سوی خلیج ایران طوری تهیه و تدوین شده که هر یک از بنادر و جزایر عربی و شیخ‌نشین را به صورت مرکز کار و فعالیت بازرگانی و سوداگری و به صورت بندر آزاد در خلیج  ایران درآورده و مردم بنادر و جزایر ایران را به سوی خود کشانیده که این مردم در آن نقاط شب و روز دست و مغز و سرمایه و نیروی خود را به کار انداخته‌اند و در نتیجه سواحل جنوبی آباد پر از رفاه و آسایش گردیده و به نام سرزمین درخت طلا و بهشت آزادی کسب کار نامیده می‌شود.» کشاورز در ادامه یادداشت‌های خود تصریح می‌دارد که مردم بوشهر به خاطر بدی اقلیم و بی‌مهری طبیعت نیست که بدین رنج و نیاز افتاده‌اند او روایت می‌کند برخلاف آنچه او و دیگران می‌اندیشیدند، این شهر بیابانی سوزان و بی‌آب و علف نبوده‌است، بلکه او و دیگر تبعیدشدگان بوشهر را سرزمینی دیده‌اند «گرم و مرطوب که از هر سو سبزه روئیده (در مرداد ماه)» و چنین ادامه می‌دهد که: «جنوب ایران آب دارد، آفتاب دارد- برای پرورش نباتات گرمسیری تمام شرایط را واجد است- ولی ناامنی به  معنی بسیط کلمه و شرایط بهره‌برداری از زمین و عوامل دیگر مردم را از این سرزمین پراکنده‌است و برای لقمه‌ای نان به دریوزه کار می‌روند... » او این تکه‌ها را با رنج می‌نویسد. با بغضی در گلو شاید و وقتی به خارک می‌رود می‌داند که رنج مردم در آن جزیره به مراتب از مردم بوشهر بیشتر است. قصه او در خارک و رنج مردم آن سامان خود مجالی دیگر می‌طلبد. * تصاویر بوشهر قدیم از آرشیو مهتاب ابراهیم‌زاده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 10 Dec 2018 06:26:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268871/تاریخ-سیاسی-اجتماعی-میان-خاطرات-مردی-توده-ای-نبود آموزش 9 خط باستانی/ از نویسه‌های نوآشوری و اکدی تا پهلوی کتیبه‌ای http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/268693/آموزش-9-خط-باستانی-نویسه-های-نوآشوری-اکدی-پهلوی-کتیبه-ای به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «نویسه‌های باستان» تالیف امیر زمانی که از سوی نشر دیبایه منتشر شده در 9 فصل تدوین شده که به همراه دیباچه و فصل جدول‌های آواها به مخاطبان این حوزه ارائه شده است. نویسه‌های نوآشوری و اکدی، دوناگری، اوستایی، میخی فارسی باستان، پارتی (پهلوی اشکانی)، پهلوی کتیبه‌ای، سغدی مانوی، زبور پهلوی و پهلوی کتابی فصل‌های این کتاب را تشکیل می‌دهند. زمانی درباره این کتاب گفت: در حوزه آموزش زبان‌های باستانی، پیش از این هم کتاب‌های بسیار زیادی به زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی منتشر شده بود. منتها درباره خط، این کتابی است که دانشجوها می‌توانند از آن استفاده کنند. البته من سعی کرده‌ام تا در این کتاب به کتاب‌های دیگر در زمینه آواشناسی این زبان‌ها هم ارجاع دهم. شاید بتوان گفت که این کتاب، نخستین اثری است که آموزش این 9 زبان در کنار هم آمده است. وی افزود: در مورد زبان‌های نوآشوری و اکدی، پروفسور اِسنِل پیش از این کتابی منتشر کرده و این‌ها را به صورت تمرین جمع‌آوری کرده بود. اما چون در آن زمان فونت تایپی این خطوط نبود، حروف و جداول را به صورت دستنویس منتشر کرده بود. من برای فصل اول این کتاب، کل کتاب اسنل را ترجمه کردم و تمام فونت‌ها را دانه دانه تایپ کردم تا این فصل آماده شود. اما نکته دیگر این است که در این کتاب، با طراحی جداولی، سعی کردم تا امکان تمرین و تکرار آن را فراهم کنم.   زمانی درباره فصل‌بندی کتاب و اختصاص هر فصل به یک خط گفت: سعی کردم چیدمان این فصل‌ها بر طبق تقدم و تاخر تاریخی باشد و به همین دلیل هم نوآشوری و اکدی را که قدیمی‌تر از بقیه بودند، جلوتر قرار دادم. وی بیان کرد:  البته تلاش کردم که یک فصل را به زبان ایلامی و دوره‌های مختلف آن اختصاص دهم اما متاسفانه چون فونت ایلامی نداریم، موفق نشدم که این کار را انجام دهم. البته پژوهشگری در دانشگاه شیکاگو به تهیه فونت ایلامی مشغول بود که گویا هنوز به نتیجه نرسیده است. اگر نه ما می‌توانستیم در این کتاب فصلی را هم به زبان ایلامی اختصاص دهیم. نویسنده کتاب «نویسه‌های باستانی» در پایان افزود: سعی کردم جامعه هدفم را در این کتاب دانشجوها قرار دهم و نه گروه نخبگان که فقط کتاب مورد توجه جامعه اساتید قرار بگیرد. مخاطب من در این کتاب دانشجوها بودند و اطلاعاتی هم که در این کتاب آمده، به درد آنها می‌خورد. نکته دیگر این که کتاب به لحاظ ارجاعات خیلی خوب است و سعی کردم تمام توضیحات را در آخر کتاب بیاورم که فصل‌ها خلوت و مفید باشد و مخاطب در استفاده از مطالب کتاب، سردرگم نشود. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 10 Dec 2018 06:24:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/268693/آموزش-9-خط-باستانی-نویسه-های-نوآشوری-اکدی-پهلوی-کتیبه-ای تمایزهای قومی محصول پاسداشت مرزهاست نه تفاوت‌های فرهنگی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268218/تمایزهای-قومی-محصول-پاسداشت-مرزهاست-نه-تفاوت-های-فرهنگی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «گروه‌های قومی و مرزها؛ ساختار اجتماعی تفاوت‌های فرهنگی» مجموعه‌ای مقالات است که حدود نیم‌قرن از انتشار آن می‌گذرد و در اهمیت آن گفته شده است بنیاد قوم‌شناسی را دگرگون کرده است. ویراستار این مجموعه مقالات فردریک بارت است و آن را محمدرضا فدایی ترجمه کرده است. با این مترجم که از همکاران ثابت نشر شیرازه محسوب می‌شود و پیش از این ترجمه‌ دیگری در حوزه قوم‌شناسی ارائه کرده بود گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. از نحوه آشنایی خود با کتاب «گروه‌های قومی و مرزها» بگوئید. چه شد که به دنبال ترجمه این کتاب رفتید؟ ایده ترجمه کتاب «گروه‌های قومی و مرزها»ی بارت، متعلق به مراد ثقفی است. ایشان پس از آنکه کتاب «مرزبندی قومیتی» نوشته آندره‌اس ویمر را ترجمه کرد، به بنده فرمودند که کتاب بارت را که تکیه‌گاه ویمر بوده ترجمه کنم. کتاب «مرزبندی قومیتی» را دانشگاه آکسفورد در سال 2013 منتشر کرده و سال گذشته در ایران به چاپ رسیده است. ویمِر در آمریکا در حوزه علوم اجتماعی، نویسنده معتبر و سرشناسی است. مقالات و کتاب‌های او برنده جوایز متعددی بوده‌اند، از جمله، «جایزه نظریه» که از سوی انجمن جامعه‌شناسی آمریکا به بهترین مقاله در سال اعطا می‌شود. خواننده با مطالعه این هر دو کتاب می‌تواند شناخت جامعی از رویکرد مرزبندی به دست آورد. پیشنهادم این است که اگر خواننده می‌خواهد بهره‌گیری از رویکرد مرزبندی بارت و بسط آن به شرایط امروز را دریابد، به کتاب «مرزبندی قومیتی؛ نهادها، قدرت، شبکه‌ها» که با ترجمه بنده و از سوی نشر «شیرازه کتابِ ما» چاپ شده مراجعه کند. مبنای کار آندره‌اس ویمِر در این کتاب، رویکرد بارت بوده است. در مقدمه گفته شده که این کتاب بنیاد قوم‌شناسی را متحول کرده. کمی درباره قوم‌شناسی توضیح دهید و بگویید این کتاب چه تحولی در این حوزه به وجود آورده است؟ در کل و بر اساس یک تعریف، قوم‌شناسی را عبارت می‌دانند از توصیف و تحلیل فرهنگ و جامعه. معمولا در قوم‌شناسی تاکید بر این است که قوم‌نگار اصطلاحاً پا به میدان پژوهش بگذارد و به مشاهده مشارکتی بپردازد و روایتی مکتوب از افراد، مکان یا رسوم ناحیه مورد پژوهش ارائه کند. بنا بر سنت، قوم‌نگارها بر گروه محدود و مشخصی از افراد متمرکز می‌شوند. بارت با انتشار کتاب «گروه‌های قومی و مرزها»، بنیان قوم‌شناسی را دگرگون کرد و در کل، علوم اجتماعی را به چالش کشید و راه را به روی رویکردی گشود که بعدها سازه‌گرایی نامیده شد. پیش از بارت، فرض غالب این بود که قومیت معادل است با فرهنگ و هر گروه فرهنگی مجزا برای خود دارد، اما بارت این‌گونه نمی‌اندیشید و اعتقاد داشت که برای شناخت بهتر قومیت باید بر مرزهای قومی متمرکز شد، نه بر ویژگی‌های فرهنگی. فردریک بارت کتاب مجموعه مقاله است اما سایه ویراستار این مقالات، فردریک بارت بر کل کتاب احساس می‌شود. درباره بارت و برنامه پژوهشی‌ای که کتاب «گروه‌های قومی و مرزها» از دل آن بیرون آمده برایمان بگویید. فردریک بارت، قوم‌شناسی نروژی بود که در سال 2016 در 87 سالگی درگذشت و تا واپسین سال‌های زندگی، دست از تلاش و پژوهش بر نداشت. در دانشگاه‌های شیکاگو و کمبریج تحصیل و عمدتا در دانشگاه‌های بوستون و هاروارد تدریس کرد. پژوهش‌های قوم‌شناختی او، از جمله پژوهش‌ درباره پشتون‌ها با نام «هویت پشتون و صیانت از آن» را که در کتاب مورد گفت‌وگوی ما چاپ شده، شاهکارهای قوم‌شناسی می‌دانند. بارت در نقاط متعدد جهان، از جمله، در بالی، بوتان، چین، گینه نو، سودان، عمان، پاکستان، افغانستان، عراق و ایران پژوهش‌های قوم-شناختی انجام داده است. دانشگاه تهران یکی از آثار او با نام «روش‌ ب‍ررس‍ی‌ و ش‍ن‍اخ‍ت‌ ع‍ل‍م‍ی‌ ای‍لات‌ و ع‍ش‍ای‍ر» را در سال 1344 با ترجمه پرویز ورجاوند و کتاب دیگر او درباره ایل باصری استان فارس را در سال 1347 با ترجمه کاظم ودیعی چاپ کرده است. علاوه بر این، بارت در همایشی که در سال 1338 در دانشگاه تهران با همکاری سازمان یونسکو برگزار شده، مقاله‌ای با نام «ساختار قبیله‌ای در ایران» ارائه کرده است. در کتاب مورد گفت‌وگوی ما، رویکرد کلی بارت در مورد قومیت هویدا است. همان‌طور که او در دیباچه کتاب می‌گوید، این کتاب، محصول مشترک تمام قوم‌شناسانی است که در سال 1967 در همایشی در دانشگاه بِرگِن نروژ شرکت داشته‌اند. پس از همایش تصمیم بر این می‌شود که مقالات در قالب کتاب چاپ شوند. بارت مقدمه‌ای نظری بر آن می‌نویسد و از دریچه نگاه خود، مقالات را می‌کاود. زیرعنوان کتاب «ساخت اجتماعی تفاوت‌های فرهنگی» است. در عنوان کتاب هم به مفهوم مرز اشاره شده است. آنگونه که پیداست نویسندگان در مفهوم‌پردازی مسئله قومیت بر تفاوت‌ها و امکان مرزبندی تکیه دارند. کمی درباره نحوه مفهوم‌پردازی «مرز» در کتاب توضیح دهید و اینکه جز این مفهوم چه مفاهیم کلیدی دیگری در این کتاب طرح شده است؟ مفهوم «مرز» را فردریک بارت وارد علوم اجتماعی کرد. به اعتقاد بارت، مرز هنگامی کشیده می‌شود که کنشگران، میان مقوله‌های قومیتیِ متفاوت تمایز می‌گذارند و رفتار متفاوتی با اعضای این مقوله‌ها در پیش می‌گیرند. مرزهای قومی و بازتولید آن‌ها دغدغه همیشگی بارت بوده است. لذا یکی از پرسش‌هایی که او و سایر نویسندگان کتاب به دنبال یافتن پاسخ برای آن هستند این است که چرا با این که انسان‌ها از مرزها می‌گذرند و با این که همگونی فرهنگی جریان دارد و انسان‌های این سو و آن سوی مرزها به همدیگر شبیه می‌شوند، اما همچنان مرزهای قومی، دست‌ناخورده باقی می‌مانند. به غیر از مفهوم مرز می‌توان به مفاهیمی مانند فرایند، تعامل، کنشگر، ساختار اجتماعی، هویت‌یابی قومی، استناد، خودهویت‌یابی، و دوگانه‌سازی میان خود و دیگری اشاره کرد که در کتاب به آن‌ها پرداخته شده اما متاسفانه در اینجا مجال تعریف آن‌ها وجود ندارد. مباحث قوم‌شناسی پس از این کتاب چه سیری را طی کرده‌اند. پس از پنجاه سال این کتاب هنوز حرف نویی برای گفتن دارد؟ بارت بر این عقیده است که تمایزهای قومی، محصول ترسیم و پاسداشت مرزها است، نه محصول تفاوت‌های فرهنگیِ مشهود برای مشاهده‌گر بیرونی. با این تلقی، رویکرد مرزبندی بارت، پارادایم قوم‌شناسی را دگرگون کرد. پژوهشگران با نظر به رویکرد بارت، به جای مطالعه فرهنگِ گروه‌های قومی، به این موضوع پرداختند که مرزهای میان گروه‌های قومی چگونه ترسیم و حفظ می‌شوند. لذا پژوهشگران در این رویکرد، قومیت را مترادف با فرهنگ‌هایی نمی‌گیرند که تعریف ابژه-بنیاد دارند، بلکه به شناسایی روش‌های سوبژکتیوی می‌پردازند که کنشگران با استفاده از آن‌ها و کشیدن خط فاصل میان خود و دیگر گروه‌های قومی، مرزهای گروهی را مشخص می‌کنند. امروزه نیز رویکرد مرزبندی بارت را پژوهشگران گوناگونی در پیش گرفته‌اند، از جمله، ژوتو، لامون، مولنار و از همه مهم‌تر، آندره‌اس ویمِر. ویمِر در کتابش با عنوان «مرزبندی قومیتی؛ نهادها، قدرت، شبکه‌ها» با تکیه بر رویکرد بارت به این پرسش‌ها می‌پردازد: مرزها ابتدا چگونه پدیدار می‌شوند و منطق دگرگونی آن‌ها در مراحل بعدی چیست، آن‌ها چگونه تیره‌وتار می‌شوند، رخنه می‌پذیرند، فرومی‌پاشند یا در گذر زمان، پابرجا می‌مانند. در ایران مقوله قومیت از مقوله‌های چالش برانگیز است. از جمله این چالش‌ها خلط مفهوم قومیت و ملیت است. این کتاب در زمینه تمایزگذاری میان این دو مفهوم ایده‌ای به ما می‌دهد؟ بارت در کتاب «گروه‌های قومی و مرزها» چندان به مفهوم ملیت نپرداخته و در کلِ پروژه پژوهشی‌اش عمدتا بر قومیت متمرکز بوده است. اما کسانی که از او متاثر بوده‌اند، در آثار خود به قومیت، ملیت و نسبت میان آن‌ها پرداخته‌اند. محمدرضا فدایی در بستر ایران این کتاب به طور کلی چه حرف نو و بدیعی را به مخاطب ارائه می‌دهد؟ از اساس چه کسانی را می‌توان مخاطب کتاب دانست. سوال دیگر اینکه مباحث قوم‌شناسی در ایران تا چه حد طرح شده و بدنه آکادمیک این رشته تا چه میزان تناور است؟ می‌توان گفت که فردریک بارت در ایران کمابیش ناشناس است. گرچه همانطور که اشاره شد، پیش از انقلاب، دو کتاب از بارت در ایران منتشر شده، اما کتاب «گروه‌های قومی و مرزها» جزو معدود آثاری است که بارت در آن، رویکردش را به لحاظ نظری کاویده است. این کتاب می‌تواند در ایران نیز دریچه‌ای نو به روی مطالعه قومیت بگشاید. اگر بپذیریم که در ایران، کلیشه‌سازی درباره اقوام رایج است و قوم‌ها را عموما صاحب فرهنگ و ویژگی‌های مجزا و منحصر می‌دانند، این کتاب می‌تواند خدشه‌ای جدی بر این نگاه بیندازد و موجب شود که موضوع قومیت، از دریچه نگاه بارت نیز بررسی شود تا راهگشای شناخت دقیق‌تر آن باشد. می‌توان گفت مخاطب کتاب، به طور خاص، دانشجویان و علاقمندان به حوزه علوم اجتماعی، و به طور عام، کسانی هستند که به شناخت اقوام و قبایل کشورهای دیگر علاقه‌مندند، زیرا کتاب، پژوهش‌های جذاب و تفصیلی درباره برخی اقوام و قبایل نروژ، سودان، اتیوپی، مکزیک، افغانستان و لائوس را در خود دارد. در مورد قوم‌شناسی در ایران عرض کنم که علاوه بر دانشگاه تهران، در سال‌های اخیر، سایر دانشگاه‌های دولتی و آزاد و... نیز به جذب دانشجو در رشته انسان‌شناسی در تمامی مقاطع می‌پردازند. در سال 1392 نیز پذیرش دانشجو در این رشته در سطح دکترا در دانشگاه تهران تصویب شده است. سوای این، کتاب‌های متعددی در زمینه قوم‌شناسی در داخل چاپ شده اما دو نکته در این میان اهمیت دارد. نخست این که پژوهش‌های قوم‌شناختی با استفاده از رویکردهای استاندارد باید از سطح توصیف به سطح تحلیل برسند. و نکته دوم این که برای تقویت رشته‌ها و بهره‌گیری عملی از آن‌ها باید به جز تدریس در دانشگاه، در بیرون از دانشگاه هم آن‌ها را تقویت کرد، به عنوان مثال، با تاسیس بنیادها و موسسات تخصصی. در این زمینه، تلاش‌های قابل تقدیری صورت گرفته اما به نظر می‌آید تا وضعیت مطلوب فاصله داریم. در پایان اگر سخنی باقی مانده است در خدمتتان هستیم. اجازه می‌خواهم یک نکته و یک پیشنهاد عرض کنم. یکی از معدود افتخارات بنده، آشنایی دلپذیر با جناب دکتر مراد ثقفی و همکاری با ایشان است. شخصیت دلنشین و خلق‌وخوی دلپسند ایشان همواره قوت قلبی بوده برای من و دقت بالا و حساسیت ایشان در کار، راهنمایم در طی مسیر. بر خود فرض می‌داند که از ایشان و تمامی عزیزان نشر محترم «شیرازه کتابِ ما» بابت تمام الطاف‌شان بر بنده، کمال تشکر را داشته باشد. پیشنهادم، ایجاد دانشگاه یا دانشکده «زبان‌های ایرانی» است که در آن، تمامی زبان‌هایی که در ایران عزیز به آن صحبت می‌شود، مورد مطالعه و تحقیق و تطبیق قرار گیرند، زیرا تمایزها، تفاوت‌ها و مرزبندی‌ها به واسطه و از طریق زبان اتفاق می‌افتد و کسب شناخت در این زمینه، هم احترام به تفاوت‌ها است تا آن‌ها به مرزهای غیرقابل‌عبور تبدیل نشوند و هم شناخت تاثیرهای متقابلی است که نشان بدهد این مرزها چگونه در عمل درنوردیده می‌شوند. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 09 Dec 2018 14:27:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268218/تمایزهای-قومی-محصول-پاسداشت-مرزهاست-نه-تفاوت-های-فرهنگی چرا نفت بلای جان ایران شد و بلای جان اندونزی نشد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267753/چرا-نفت-بلای-جان-ایران-اندونزی-نشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دوران‌های سخت در سرزمین‌های فراوانی؛ سیاست‌های نفت در ایران و اندونزی» نوشته بنیامین اسمیث که نشر شیرازه آن را با ترجمه علی طیبی ذیل مجموعه جامعه و سیاست منتشر کرده است، به موضوع سیاست‌های ناظر بر ثروت نفتی و چگونگی تاثیرگذاری این ثروت‌ بر توانایی‌های حاکمان در کشورهای نفت‌خیز در مواجهه با اختلافات اجتماعی می‌پردازد. پرسش اساسی کتاب این است که چرا برخی کشورهای نفت‌خیز از پس بحران‌هایی که حاصل کاهش یا افزایش درآمدهای نفتی‌شان هستند برمی‌آیند و برخی دیگر نه؟ برای پاسخ به چنین سوالی دو نظریه شناخت شده وجود دارد که نویسنده کتاب بر آن بوده است هر دوی این نظریات را به چالش بکشد. این دو نظریه با عنوان‌های «نظریه دولت رانتی» و «نظریه نفرین منابع» شناخته می‌شوند. هر دوی این نظریات بر عملکردهایی تمرکز دارند که دولت در هنگام فقدان منابع مالی ناشی از درآمد نفتی امکان تداوم آن‌ها را ندارد و نتیجه می‌گیرند که این عدم امکان تداوم به افول دولت منجر می‌شود. نظریه دولت رانتی بر حامی‌پروری به لطف رانت نفتی توسط دولت تمرکز دارد و نظریه نفرین منابع بر ایجاد امکانات شغلی و درآمدی به یمن درآمدهای نفتی. ایده این است که دولت‌ها در دوران رشد درآمد نفتی با تمام توان درآمد خود را صرف رانت یا ایجاد امکانات می‌کنند و چون در دوران‌های افول درآمد نفتی توان تداوم روند دوران فراوانی را ندارند با بحران و افول مواجه می‌شوند. به گمان نویسنده هیچ کدام از این دو نظریه شناخته شده  که بر توصیف و توضیح علل فروپاشی دولت‌های نفتی متمرکز هستند توان پاسخگویی به پرسش این کتاب را ندارند. تمرکز نظریات فوق‌الذکر صرفا بر کشورهایی است که در مواجه با رکود پس از فراوانی ناموفق بوده‌اند و نمونه‌های موفق گذار از این وضعیت را در نظر نمی‌گیرند. هدف‌گذاری این کتاب مقایسه روندهای موفق و ناموفق در مواجهه با کمبود درآمدهای نفتی پس از دوران فراوانی این درآمدهاست. ادعای نویسنده کتاب آن است که میراث نهادی دوره توسعه اولیه است که رهبران دولت‌ها را در طول بحران‌های اقتصادی و سیاسی بعدی محدود یا توانا می‌سازد. به عبارت دیگر، نهادهایی که رهبران کشورها در دوران‌هایی که به واسطه ضعف مخالفان یا امکاناتی که رانت‌های نفتی در اختیارشان می‌گذارند ایجاد می‌کنند (یا نمی‌کنند) است که آن‌ها را برای مواجه شدن با بحران‌ها در دوره‌های بعدی توامند می‌سازد تا دوام یابند (یا نیابند). در این کتاب دوره‌ای که نهادسازی در آن مورد توجه قرار می‌گیرد تا تاثیرش بر دوره‌های بعدی دیده شود، آن دوره‌ای است که طی آن، کشورهای مورد مطالعه وارد مرحله‌ای می‌شوند که از آن به عنوان «توسعه دیرهنگام» یاد می‌شود. دیرهنگام در مقایسه با کشورهای اکثراً غربی که در آنها توسعه در قرن نوزدهم آغاز شد و تا پایان همین قرن شکل نهایی خود را یافت. ویژگی توسعه دیرهنگام مداخله گسترده دولت است. هم در ایجاد زیربناهای لازم برای توسعه، هم در ایجاد بنگاه‌های صنعتی و هم در حفظ انحصارات دولتی در بخش‌های کلیدی اقتصادی. به طور خلاصه، نویسنده چهار فرضیه را مطرح کرده و از طریق مقایسه دو کشور ایران و اندونزی و نیز از طریق بررسی نمونه‌های گسترده‌تری از کشورهای نفت‌خیز، سعی در اثبات آنها دارد. این چهار فرضیه که دو به دو متناظر یکدیگر هستند را با هم مرور می‌کنیم. فرضیه اول: جایی که توسعه هدایت شده توسط دولت بدون درآمدهای ارزی قابل ملاحظه مانند نفت، آغاز می‌شود، رهبران با کمبود مالی روبه‌رو می‌شوند. این وضعیت آنها را وادار به گرفتن تصمیمات دشوار در جهت سرمایه‌گذاری در نهادهایی می‌کند که بر جمع‌آوری درآمدهای غیروابسته به نفت متمرکز هستند. همین نهادها هستند که در دوران رکود می‌توانند برای افزایش درآمدهای غیرنفتی به کار گرفته شوند و بر بحران‌های مالی حاصل از افت درآمد نفتی فائق آیند. از سوی دیگر، جایی که دسترسی آسان به درآمد ارزی، مانند درآمدهای حاصل از نفت، مقدم بر توسعه هدایت شده توسط دولت اتفاق می‌افتد، رهبران با ضرورتی برای ایجاد نهادهای قدرتمند مواجه نمی‌شوند. در چنین شرایطی تصمیمات اولیه به احتمال زیاد به تغییر تمرکز دولت از استخراج درآمد به توزیع مجدد گرایش می‌یابد. در نتیجه دولت فاقد نهادهایی است که به وی اجازه دهند در دوران رکود، با افزایش درآمدهای غیرنفتی بر بحران مالی‌اش فائق آید. فرضیه دوم: جایی که توسعه هدایت شده توسط دولت در مواجهه با یک اپوزیسیون به خوبی سازماندهی شده آغاز می‌شود، رهبران دولت به احتمال زیاد برای ایجاد اتحاد اولیه با گروه‌های اجتماعی قدرتمند و سازش قابل توجه با آنها در ازای حمایت از دولت گام برمی‌دارند. این ائتلاف نه فقط به رژیم سیاسی فضای تنفس می‌دهد بلکه در درازمدت نیز قابلیت نظارت، همکاری و ائتلاف با این گروه‌ها را حتی اگر بعدها به مخالفت با رژیم نیز بپردازند خواهد داد. و در نتیجه امکان ایجاد ائتلاف گسترده‌ای برای فرونشاندن بحران‌های حاصل از دوران‌های رکود میسر خواهد بود. از سوی دیگر، جایی که توسعه هدایت شده توسط دولت بدون اپوزیسیون آغاز شود، رهبران دولت بعید است به تلاشی جدی برای ایجاد ائتلاف قوی در حمایت از سیاست‌های توسعه دست بزنند. با گذشت زمان، عدم تلاش احتمالی دولت در تماس فعال با گروه‌های اجتماعی، اطلاعات قابل اعتماد کمی را از نارضایتی‌های موجود در اختیار دولت قرار داده و نه فقط از توانایی‌اش برای پیش‌بینی می‌کاهد که امکان ایجاد ائتلافی سیاسی را برای فرونشاندن بحران کاهش می‌دهد. کتاب علاوه بر مقدمه و جمع‌بندی، پنج فصل دارد. فصل اول با عنوان «ثروت نفتی و سیاست در جهان در حال توسعه» متون نظری پیرامون «دولت‌های رانتی» و «نفرین منابع» مرور می‌شوند و با ارزیابی نتایج نظری حاصل از این متون، نشان داده می‌شود که داده‌های موجود، دستاوردهای نظری این ایده‌ها را پشتیبانی نمی‌کنند. وجود رژیم‌های باثباتی که ثباتشان در نتیجه سرکوب مخالفان نیست در بین دولت‌های صادرکننده نفت هم در دوران فراوانی و هم در دوران افول، نظریه‌های «دولت‌های رانتی» و «نفرین منابع» را دچار تزلزل می‌کند. فصل دوم که «شرح بقای نظام‌های حاکم در کشورهای نفت‌خیز» نامیده شده در پی ارائه یک نظریه جایگزین برای نظریاتی است که در فصل اول رد شده‌اند. نظریه‌ای که بر پایه «نهادگرایی تاریخی» ارائه می‌شود و مبتنی بر چگونگی نهادسازی در دوران‌های وفور در کشورهای نفت‌خیز است. در فصل‌های سوم و چهارم اثرات ثروت نفتی و توسعه دیرهنگام در دو کشور نمونه‌ای پژوهش یعنی ایران و اندونزی بررسی می‌شود. این فصل‌ها روندهای قدرتمندی را نشان می‌دهد که از تصمیمات اولیه سوهارتو در اندونزی و محمدرضا شاه در ایران در مورد عمق دولت و چگونگی شکل‌دهی به ائتلاف برای شکل دادن به یک دولت قوی نشات می‌گیرد. کیفیت احزاب، میزان اهمیت انتخابات، میزان اهمیت درآمدهای مالیاتی و... از عوامل مهمی ارزیابی می‌شوند که به اوج‌گیری اندونزی در دوران افول درآمدهای نفتی و بحرانی شدن وضعیت اقتصادی ایران در این دوران منجر شد. در فصل پنجم نتایج کلی‌ای که از مقایسه وضعیت ایران و اندونزی برمی‌آید فهرست شده‌اند و امکان تعمیم آنها بر وضعیت دیگر کشورهای نفت‌خیز مورد بحث قرار گرفته است. این کتاب تلاشی است برای نظریه‌پردازی در موضوعی بسیار پراهمیت برای ما ایرانیان. این نکته و نیز اینکه ایران یکی از نمونه‌های مورد بررسی در این پژوهش است آن را به کتابی پراهمیت تبدیل می‌سازد. کتاب «دوران‌های سخت در سرزمین‌های فراوانی» را نشر شیرازه در 385 صفحه و با تیراژ 1100 نسخه در سال 1397 منتشر کرده است. قیمت کتاب 30 هزار تومان است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 09 Dec 2018 13:11:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267753/چرا-نفت-بلای-جان-ایران-اندونزی-نشد ​بررسی نقش مطبوعات در فراز و فرودهای جنبش جنگل http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268832/بررسی-نقش-مطبوعات-فراز-فرودهای-جنبش-جنگل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نقش و کارکرد مطبوعات و شخصیت‌های خارجی در فراز و فرودهای جنبش جنگل با حضور مهندس روبرت واهانیان، معمارو گیلان‌شناس و  عباس پناهی، عضوهیت علمی پژوهشکده گیلان‌شناسی بررسی می‌شود. این نشست دوشنبه 19 آذر ساعت 11 تا 13 در پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان برگزار می‌شود. میرزا کوچک خان جنگلی در سال 1286 ش در گیلان به صفوف آزادیخواهان پیوست و برای سرکوبی محمدعلی شاه قاجار، روانه تهران شد. وی بعدها نهضت جنگل را پایه‏‌گذاری کرد و در اواخر سال 1294 ش، همزمان با جنگ جهانی اول، چون اوضاع ایران را پریشان و آن را در اشغال بیگانگان می‏‌دید، با گرایش به اندیشه اتحاد جوامع اسلامی، کمیته‏‌ای به نام «اتحاد اسلام» را در حوالی تالش تشکیل داد. پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان در تقاطع غیر هم سطح انتظام بلوار مزار میرزاکوچک خان واقع شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 09 Dec 2018 08:11:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268832/بررسی-نقش-مطبوعات-فراز-فرودهای-جنبش-جنگل اهدای نشان تهران به پژوهشگران برتر حوزه تهران‌پژوهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268819/اهدای-نشان-تهران-پژوهشگران-برتر-حوزه-تهران-پژوهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، پنجمین جشنواره پژوهشی جایزه تهران با هدف تجلیل و تکریم از تهران‌پژوهان، ایجاد انگیزه علمی پژوهشی و گسترش دانش در این رشته برگزار می‌شود. مهرشاد کاظمی دبیر جشنواره جایزه تهران گفت: در پنجمین جشنواره پژوهشی جایزه تهران همچون ادوار گذشته به پژوهش‌های برتر انجام شده در موضوعات فرهنگی، هنری، اجتماعی، تاریخی، میراث فرهنگی، شهر و شهرسازی، محیط زیست در طول سال‌های 96 و 97، نشان تهران اهدا خواهد شد. معاون فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران افزود: این جشنواره در حوزه‌های کتاب، فیلم، عکس، رسانه، تئاتر، پیشکسوتان، ناشر فعال، خبرنگار فعال، فعال میراث، فعال محیط زیست، پایان نامه‌های دانشگاهی، گردشگری برگزار می‌شود و امیدواریم با محتوای آثار تولیدی در این حوزه‌ها برای نهادینه‌سازی فرهنگ و رفتارهای بهینه به عنوان سرمایه‌های اجتماعی و انسانی گام موثری برداریم. این جشنواره توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران با همکاری سازمان زیباسازی شهرداری تهران، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، موزه ملی ایران، شهرداری منطقه 11، کاخ موزه گلستان، شورای اسلامی شهر تهران، خانه تهران پژوهان، بنیاد فارابی، خانه کتاب، اداره کل مطالعات امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در هفته نخست دی‌ماه مصادف با هفته پژوهش برگزار خواهد شد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 09 Dec 2018 07:00:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268819/اهدای-نشان-تهران-پژوهشگران-برتر-حوزه-تهران-پژوهی بررسی آیکوپمس؛ المپیک دریایی در نشریه «بندر و دریا»‌ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268815/بررسی-آیکوپمس-المپیک-دریایی-نشریه-بندر-دریا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شماره جدید ماهنامه «بندر و دریا»‌ (دریانوردی و زندگی در بنادر ایران) با محوریت همایش آیکوپمس سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است.   نوشته‌های این نشریه سه بخش اصلی  آیکوپمس، اقتصاد و رویداد دارد. این شماره با سرمقاله‌ای با عنوان «آیکوپمس؛ المپیک دریایی» آغاز می‌شود.  محمد ولی‌زاده، مدیرمسئول و سردبیر این نشریه نوشته است: المپیک دریایی آیکوپمس، این روزها سیزدهمین دوره خود را پشت سر می‌گذارد و در همین معدود دوره‌ها، به نهادی منطقه‌ای در حوزه صنعت دریانوردی تبدیل شده است که پهلو به پهلوی همایش‌های جهانی می‌زند، به طوری که حضور و استقبال شخصیت‌های برجسته علمی و دانشگاهی جهان که از معروف‌ترین پژوهشگران و محققان در حوزه دریایی هستند، بر اعتبار و اهمیت بین‌المللی آن افزوده است. دیگر دستاورد حضور این افراد نامدار در همایش آیکوپمس، تسریع در روند پیشرفت این رشته در منطقه است که خود زمینه ارتقا فعالیت‌های بومی مرتبط با مهندسی دریایی و بندری را در جهان فراهم می‌سازد. یکی از اهداف اصلی این همایش، ایجاد فضایی مطلوب و مناسب برای انتقال تجربیات میان شرکت‌کنندگان و متخصصان مهندسی سواحل، بنادر و سازه‌های دریایی است که آخرین یافته‌های علمی خود را در این حوزه به بحث و تبادل نظر می‌گذارند که این مهم، ارتقا سطح علمی شرکت‌کنندگان را در پی خواهد داشت. همچنین همایش آیکوپمس می‌تواند در درون خود فراکسیونی از مدیران، کارشناسان و تمامی دستاندرکاران حوزه‌های مختلفِ صنعت دریایی کشورهای منطقه را سر و سامان دهد که با توجه به اقلیم و جغرافیای خاص منطقه و کشورهایِ پیرامونی خود که دغدغه‌هایی متفاوت با دیگر کشورهای دریایی جهان دارند، تازه‌ترین متد و دستاوردهای علمی این صنعت را در بین خود نهادینه کرده و به کار گیرند. المپیک دریایی ۲۰۱۸ یکی از موضوعات مهم این شماره است که در ادامه مطالب هم به آن پرداخته شده است. مناسبت این مطالب هم سیزدهمین همایش بین‌المللی سواحل،‌ بنادر و سازه‌های دریایی یعنی همان آیکوپمس ۲۰۱۸ است. سایه نگرانی از بازگشت تحریم‌ها، آیکوپمس به زبان اعداد و ... برخی از مطالبی هستند که در این پرونده چاپ شده‌اند.   «زنگ خطر بیماری‌های غیرواگیر» با محوریت بررسی تهدیدات توسعه پایدار در حوزه سلامت شهرهای ساحلی به ویژه استان هرمزگان و «راه رهایی از خورِ رسوب‌سازِ بوشهر» هم ازدیگر مطالبی هستند که در این بخش چاپ شده‌اند.   در بخش اقتصاد، موضوع اصلی «رسوب در بندر» است و در آن مسائلی چون «چگونه رسوب کالا تبدیل به تهدیدی برای تجارت دریایی ایران می‌شود؟»، «چرا کالاها در بنادر متروکه می‌شوند؟»، «معضلی به نام بخشنامه‌های متعدد»، «افزایش سهم اقتصاد دریایی از تولید ناخالص داخلی»، «سازمان فروش و جمع‌آوری اموال تملیکی و حل معضل رسوب کالا» و «کاهش میانگین ایستایی کالا در بنادر» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته‌اند.   بخش سوم و پایانی این شماره هم «رویداد» است. در این بخش رفتن آخوندی و آمدن اسلامی به عنوان وزیر راه مورد توجه بوده و این سوال در اولین مقاله این بخش مطرح شده که آیا اسلامی با برنامه‌های خود می‌تواند تجارت دریایی کشور را در روزهای تحریم نجات دهد یا خیر؟ صدور رای قطعی برای بزرگ‌ترین پرونده قاچاق کشور، راه‌اندازی خطوط دریایی به قطر، پرداخت تسهیلات به طرح‌های اشتغال‌زا در آستار، احداث پایانه تخصصی صادرات در بندر نوشهر و مروری بر ۱۲ دوره برگزاری همایش بین‌المللی آیکوپمس به روایت آرشیو مجله بندر و دریا هم از جمله موضوعات مهمی هستند که در بخش رویداد این شماره از مجله مذکور مطرح شده‌اند.   ​شماره 295 مجله «بندر و دریا»‌ با صاحب امتيازی سازمان بنادر و دریانوردی و مدیرمسئولی و سردبیری محمد ولی‌زاده با ۱۰۸ صفحه و قیمت ۱۵ هزار تومان روی پیشخوان دکه‌ها آمده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 09 Dec 2018 06:16:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268815/بررسی-آیکوپمس-المپیک-دریایی-نشریه-بندر-دریا ​راه شناسایی ساحت مدرن ایرانی ضرورت گذر از دستگاه ابن خلدونی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268556/راه-شناسایی-ساحت-مدرن-ایرانی-ضرورت-گذر-دستگاه-ابن-خلدونی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ ​ تقی آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در جدیدترین گفت‌وگویی که با ایبنا داشته درباره موانع دست‌یابی به جامعه مدنی در ایران سخن گفته است و با تکیه بر نظریه ابن خلدون معتقد است از دیدگاه او امکان توانایی شناخت ساحت ایران مدرن وجود ندارد. او در پاسخ به اینکه برای شناخت و دست‌یابی به جایگاه و منزلت نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی به چه الزاماتی نیازمندیم می‌گوید: تا زمانی که درگیر چارچوب نظری ابن خلدونی هستیم، امکان اینکه بتوانیم به جایگاه و منزلت نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی دست پیدا کنیم وجود ندارد. چراکه برای توضیح جامعه مدنی در ایران از یک نوع تحلیل‌هایی مانند تحلیل‌های هابرماسی استفاده می‌شود که گرفتاری‌های خاص خودش را دارد و می‌توان به آن هم اشاره کرد. این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: اما به نظر می‌رسد که به لحاظ مفهومی و نظری یک خانه تکانی اساسی لازم داریم که این خانه تکانی به شناخت دقیق‌تر وضعیت فعلی ما کمک می‌کند. یک عنصر این خانه تکانی همین تنظیم دستگاه نظری ابن خلدون با شرایط جامعه ایرانی در دروه معاصر است. نظریه ابن خلدون چندین الزام دارد که آن‌ها اگر پذیرفته شود که قطعا هم باید پذیرفته شود، تا نظریه ابن خلدون مورد استفاده قرار بگیرد. همه آن الزامها ضدیت با فهم جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی و به طور خاص ساحت مدنی آن دارد. یکی از این الزام‌ها مرکزیت بخشیدن به عنصر عصبیت است، عصبیت به عنوان یک نیروی خونی، نژادی و کور (که مبتنی بر آگاهی نیست) یک الزام‌ طبیعی نژادی خونی است که در قبیله تبلور پیدا می‌کند و قبیله، طایفه و ایل را به حرکت وا می‌دارد. البته عصبیت در مسیر راه خود چون قدرتمند می‌شود، دیگران هم به آن می‌پیوندند که در واقع از آن می‌توان به عصبیت دینی و عصبیت اجتماعی و ... یاد کرد. اما بنیانش بنیان قدرتمند خونی است که گفتم اسمش را نیروی کور می‌گذارم.   به گفته، تقی آزاد ارمکی، این نیروی کور قطعاً معارض با نقش‌آفرینی نیروهای مدنی، اجتماعی است چون که نیروهای مدنی و اجتماعی براساس یک آگاهی، قرارداد، معرفت، منفعت، مصلحت یا حرکتی پیدا می‌شوند  جان می‌گیرند، حرکت می‌کنند و انسجام پیدا می‌کنند و منشأ یک اتفاق می‌شوند. این استاد جامعه‌شناسی با بیان اینکه اصل دوم مربوط به این نظریه است که حرکت همیشه از یک جامعه بدوی، وحشی، طبیعی، بی تمدن شروع می‌شود و در جامعه‌ای که بستر تمدن داشته مستقر می‌شود و در آن فعالیت می‌کند  و نهایتاً آن را ویران می‌کند توضیح می‌دهد: این منطق خیلی عجیبی است که نظریه ابن خلدون بر آن بار است. این هم ادامه همان نیروی کور است که خیلی ساحت تمدنی ندارد. دغدغه تمدن و سازگاری با محیط ندارد و ویران می‌کند، وحشی و طغیانگر است. عصیانی است و قدرتش هم بسیار زیاد است و ویران می‌کند. در شهر هم که مستقر می‌شود و درگیر یک بروکراسی و نظام شهری و ... می‌شود می‌میرد. عصبیت در شهر دچار ضعف و انحطاط می‌شود و بعد دولتی که براساس آن برپا شده بوده از بین می‌رود. او یادآور می‌شود: این هم نکته عجیبی است که می‌شود روی آن بحث کرد که همان تقدم بدوی/ حضری است که آیا تاریخ جوامع اینگونه بوده یا اینکه برعکس است. اینجا ما اتفاقات را در شهر می‌بینیم و از شهر به پیرامون منتقل می‌شود که این فرض و اصل مهمی است. اصل سوم این است که این شهر چقدر پدیده نجس، کثیف، غلط و ضد اخلاقی است را که پدیده طبیعی‌ای که جان دارد، در خودش مضمحل می‌کند و چون مضمحل می‌شود،‌‌ خودش هم از بین می‌رود. به گفته آزاد ارمکی، شهر همیشه منشا فساد است و چون منشا فساد است مفسد می‌شود و چون مفسد می‌شود از بین می‌رود. این نگاه منفی نسبت به شهر را هم ابن خلدون تولید می‌کند و شهر برخلاف همه شواهد و اوضاعی که ما داریم منشا فساد نیست، بلکه منشا زیست چندگانه است که در آن اختلاف هست، فساد هست و دین هم هست تمدن و اخلاق هم هست. بعد همه نیروهای مهم در شهر مستقر می‌شوند و تحولات هم از شهر نتیجه می‌شود، درصورتیکه این اصل که نظریه ابن خلدونی بر آن بنا شده است شهر را پدیده‌ای مذموم می‌کند، تمدن‌ها و دولت‌ها و قدرت‌ها را میرا می‌کند درصورتیکه همه بحث‌هایی که امروز در علوم اجتماعی پی می‌گیریم این است که تمدن در شهر ساخته می‌شود، صنعت در شهر شکل می‌گیرد، دین و اخلاق هم در شهر بوجود می‌آید و اساساً ضرورت نیاز به اخلاق و طراحی نظام اخلاقی و دینی و فرهنگی در شهر است. توجه کنید چه اتفاق عجیبی می‌افتد وقتی این نظریه ابن خلدون پذیرفته شود. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه نکته دیگر در نظریه ابن خلدون این است که نسل‌هایی که دولت‌ها را پی می‌گیرند، 12 سال یا کمی بیشتر، از هم می‌آیند و هیچ راهی برای اینکه دیگران بیایند یا اینکه جابجا شوند و دیگرانی حاضر شوند وجود ندارد می‌گوید: این نظریه مشکلی دارد که در نهایت نظریه وراثت را در فرماندهی اشاعه می‌دهد. درصورتیکه با دموکراسی سازگار نیست و ضد دموکراسی است و جامعه براساس عقل جمعی و اتفاقاتی که در درون جامعه می‌افتد، فرماندهان، رئیسان و وکلایشان را انتخاب می‌کنند، تا رهبرانی که نظام ایلیاتی آن‌ها را تعیین کند. این هم اصلی است که ابن خلدون با آن کار دارد و با تفکر مدرن و جامعه مدرن سازگار نیست و اتفاقاً با رخدادهایی که به لحاظ تاریخی در ایران افتاده هم سازگاری ندارد. به گفته آزاد ارمکی:کف و سقف یک تمدن و دولت و جامعه است که بیش از چهار نسل جایی برای حیات باقی نمی‌ماند. این سرنوشت محتوم به از بین رفتن است، در تاریخ هم می‌بینیم که دولت‌ها جابجا می‌شوند، تا اینکه نابود شوند و مفهوم بزرگ‌تر و وسیع‌تری به نام فرهنگ تمدن وجود دارد که دولت‌ها هم در آن می‌آیند و دولت‌های متفاوت هم در آن هستند. نظریه ابن خلدون به چنین چیزی اعتقاد و باور ندارد، از همه این‌ها مهم‌تر الزام نظریه ابن خلدونی مبتنی بر یک قهر و یک جبر است، دولت براساس قهر و جبر و زور است تا مبتنی بر کنش جمعی و پیوند و ارتباطی باشد. این همان چیزی است که تشدید کننده و توضیح دهنده استبداد است تا آن چیزی که در تاریخ ایران گفته می شود و تحت عنوان استبداد ایرانی ـ آسیایی مطرح است. ولی رقیبش هم جامعه مدنی در ایران است. این استاد دانشگاه تهران در پایان سخنانش تاکید می‌کند: تمام آموزه‌هایی که ابن خلدون می‌گوید با آموزه‌های دینی هم به لحاظ عمومی که در اندیشه دینی خودمان با آن سروکار داریم و هم جوانب دیگر سازگاری ندارد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 09 Dec 2018 05:44:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268556/راه-شناسایی-ساحت-مدرن-ایرانی-ضرورت-گذر-دستگاه-ابن-خلدونی از حصار صفوی تا سومکا http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268748/حصار-صفوی-سومکا خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مجموعه دو جلدی «روایاتی از تهران قدیم» تالیف داریوش شهبازی از سوی انتشارات سایه‌بان هنر منتشر شده است. شهبازی در این کتاب کوشیده تا از وجوه مختلفی به تاریخ تهران بپردازد. تهران در دو قرن اخیر، طلایه‌دار تحولات و توسعه در کشورمان بوده و به همین دلیل هم می‌توان گفت که تاریخ تهران در دوران پایتختی، مادر تاریخ ایران است و دانستن این تاریخ، بسیاری از گمگشته‌های‌مان را نشانمان می‌دهد. با داریوش شهبازی درباره «روایاتی از تهران قدیم» گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌آید:   در ابتدا بفرمایید که آیا مجموعه دو جلدی «روایاتی از تهران قدیم» در حوزه کتاب‌های تاریخ تهران می‌گنجد یا فرهنگ عامه و تاریخ شفاهی؟ این دو جلد هم در ادامه دیگر کارهای من در حوزه تاریخ تهران هست و حاصل 30 سال کار مطالعاتی در این زمینه. به نوعی می‌توان گفت که این کتاب، برگرفته از کتاب اصلی من «تهران نامه» است که در آنجا مطالب بر طبق حروف الفبا و به صورت دایره المعارفی در کنار هم آمده است. جلد اول آن هم امسال منتشر شد. تهران‌نامه یک مجموعه نظام‌مند است که از سوی انتشارات ماهریس منتشر می‌شود و هر آنچه اطلاعاتی که درباره تهران وجود دارد دربرمی‌گیرد؛ اعم از جغرافیا، تاریخ، اعلام، حوادث، کلمات، واژه‌ها و... مطالب «روایاتی از تهران قدیم» همه مستندات تاریخی هستند اما به صورت پراکنده. این کتاب‌هایی که اخیرا درباره تهران منتشر کرده‌ام، همه برگرفته از آن کتاب هستند و خواننده می‌تواند به صورت موردی، هر یک از مطالب کتاب را بخواند و برداشتی از آن داشته باشد. این کتاب به شیوه تک‌نگاری‌های مرسوم نگاشته نشده و تنها به یک موضوع اختصاص ندارد. من می‌خواستم به زمینه‌ها و موارد تاریخی مختلف اشاراتی داشته باشم؛ از حصار صفوی تهران تا آب‌انبارها، شخص آقا محمدخان قاجار، زندان‌ها، مساجد یا سومکا که حزبی است که در دوران پهلوی فعال بوده و... اما در مجموع، این دو جلد «روایاتی از تهران قدیم» هم در ادامه همان سلسله کتاب‌های من است و به نوعی فیشیه من درباره تاریخ تهران را دربرمی‌گیرد. به نظر شما، کارکرد کتاب‌هایی از این دست چیست؟ به طور کلی، تاریخ آن‌قدر ارزشمند است که همه آدم‌ها با هر تخصص و سن و سالی باید آن را مطالعه کنند و با استفاده از تاریخ، آینده‌شان را بسازند. برخی حوادث گذشته را مانند چاشنی غذا باید مدام چشید و مانند شعر حافظ پیوسته زمزمه کرد تا در خاطرمان حاضر باشد. یکی از آنها سرگذشت مستشارالدوله است که برای آزادی و ترقی ملتش کتابی نوشت و به دستور ناصرالدین‌شاه، میرغضبان در زندان آن قدر با کتاب بر سرش کوفتند تا کور شد و بعدها از این درد درگذشت. هر چند دیر شده بود اما آن پادشاه پس از اصابت تیر میرزا رضا گفت: «اگر زنده بمانم بر این مردم جور دیگری حکومت خواهم کرد.» این اشاره‌ای به اهمیت تاریخ است. نسل ما نسبت به جوان‌ها در این زمینه اطلاعات بیشتری دارند. جوان‌ها به دنبال گمگشته‌های خودشان هستند. شاید خیلی‌ها مستشارالدوله را نشناسند. میرزا یوسف کسی است که در همان بحبوحه ورود نتایج انقلاب صنعتی از اروپا به ایران، ایران را با کشورهای اروپایی مقایسه کرد و متوجه عقب‌افتادگی ایران شد. او به عنوان یک آدم نخبه و دانشمند در ذهن خودش به دنبال موضوع می‌گشت  و در همین راستا، کتاب «یک کلمه» را نوشت. او در این کتاب، علت عقب‌افتادگی ما را نبود قانون ذکر می‌کند. او معتقد است نبود قانون منجر به این می‌شود که در جامعه تحولی رخ نمی‌دهد و علم گسترده نمی‌شود. او احساس می‌کرد که در اروپا به خاطر رعایت قانون است که مردم متحول می‌شوند و از علم جدید و اختراعات بهره می‌برند. استفاده از نیروی بخار، ساختن قطار و سینماتوگراف و تلگراف و تلفن و... همه از نتایج رعایت قانون است که از پس آن، منجر به نتایج علمی، احولات فکری و ذهنی می‌شود. ما هنوز هم به این نتیجه توجه نداریم. در هر زمینه‌ای برای بررسی عقب‌ماندگی مان باید به تاریخ رجوع کنیم. من همین طور که خودم در جست‌و‌جوی پاسخی برای نقاط ابهام تاریخی هستم، سعی می‌کنم حاصل پژوهش‌هایم را منتشر و به جامعه عرضه کنم. هدف شما از انتشار این کتاب چه بود؟ در «روایاتی از تهران قدیم» هدف من، معرفی تهران، تاریخ تهران و نشان دادن گذشته ما است. مشکلات و مسائل فرهنگی، ضعف امکانات، مواجهه با قوای دشمن و... و به نوعی برگ‌هایی از تاریخ تهران، در ادامه سلسله کتاب‌های من درباره این شهر، در این مجموعه دو جلدی منتشر شده است. آیا اسناد مربوط به تاریخ تهران، متعلق به همین دویست سالی است که تهران پایتخت ایران بود؟ سابقه اسناد مربوط به تاریخ تهران، خیلی گسترده است. اطلاعات مزبور به دویست سال اخیر هم برمی‌گردد اما مسائلی مربوط به تاریخ تهران است که قدیمی‌تر هستند. به عنوان مثال، گورستانی در قیطریه پیدا شد که مربوط به سه هزار سال پیش است و خب همین گورستان، سندی از تاریخ تهران را دربرمی‌گیرد. تهران فقط به حصار صفوی محدود نمی‌شود. گستره وسیع تهران را در نظر بگیرید. در این گستره، می‌توان جاهایی نظیر چشمه‌علی در شهرری را پیدا کرد که قدمت آن به هزاران سال پیش می‌رسد. در آهار و شکرآب که دو آبادی در شمال قله توچال هستند، پرستشگاهی به نام قلعه دختر است که با آزمایش‌هایی که مرحوم کریمان در دانشگاه تهران انجام دادند، مشخص شد که مربوط به دوره ساسانی است. اما مهم‌ترین منبع ما سفرنامه‌هایی است که در دوره‌های مختلف، جهانگردان اروپایی از سفرشان به ایران نوشته‌اند. چون آنها باسواد‌تر بودند و به ایران که می‌آمدند، متوجه اختلاف فرهنگی و عقب‌ماندگی‌ها می‌شدند. بخش دیگر، سفرنامه‌هایی است که به ایرانی‌ها تعلق دارند. ناصرالدین‌شاه سفرنامه‌های بسیاری نوشته است. کتاب‌های دوران قاجاریه، خاطرات اعتماد السلطنه و... و سپس کتاب‌هایی که مولفان ایرانی در دوره‌های بعدی نوشته‌اند که از آن جمله می‌توان به محیط طباطبایی، کریمان، منوچهر ستوده، حجت بلاغی و... اشاره کرد. اخیرا نسل جوان هم پژوهش‌ها و تک‌نگاری‌های بسیاری درباره تاریخ ایران انجام داده‌اند. اما مهم‌ترین نکته این است که بسیاری از نتایج و محصولات انقلاب صنعتی که از اروپا می‌آمد، ابتدا وارد تهران می‌شد. به همین دلیل هم، شناخت تاریخ تهران، برای بررسی تاریخ ایران بسیار مفید است. به عنوان مثال، راه‌های شوسه، احداث خیابان و اسفالته، ورود تلگراف و تلفن و هواپیما و دوچرخه و... از تهران شروع شده است. با این تفاسیر می‌توان از چیزی با عنوان فرهنگ اصیل تهرانی یاد کرد؟ آن تهرانی که ما بخواهیم به عنوان یک نقطه جغرافیایی و دارای یک فرهنگ خاص بشناسیم، جغرافیای کوچکی بوده که نمایندگانی هم نداشتند. به عنوان مثال، فردوسی در دنیا، نماینده فرهنگ ایرانی شناخته می‌شود. اما فرهنگ تهرانی، نماینده‌ای ندارد. البته بعد از صفویه، اشعاری داریم که شعرای نه چندان مشهور، اشعاری به لهجه تهرانی نوشته‌اند. در آبادی‌هایی نظیر آهار و شکرآب، هنوز تا حدودی لهجه و رفتار اصیل تهرانی حفظ شده است. اما این فرهنگ مدام گسترده می‌شود و افراد مختلفی به آن ورود دارند. افرادی از شهرهای آذربایجان و اعراب حتی به تهران می‌آیند. قبایل اعرابی که در ورامین بودند، به خاطر ارتباط نزدیکی که با آقا محمدخان قاجار داشتند، به این شهر می‌آیند. اگر نقشه تهران قدیم را ببینید، متوجه می‌شوید که کوچه‌های بسیاری به نام شهرهای مختلف نامیده می‌شدند. این افراد، کلونی خودشان را در تهران تشکیل می‌دادند . هنگامی که آقا محمدخان شهر تهران را احداث کرد، جمعیت اینجا، شش، هفت هزار نفر بود. شش، هفت هزار نفر هم قشون آقا محمدخان بود. اما امروز دیگر از آن خصیصه قدیمی تهران چیزی نمانده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 09 Dec 2018 05:36:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268748/حصار-صفوی-سومکا «آیت الله کاشانی؛ ابرمرد جهاد و اجتهاد» به چاپ رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268762/آیت-الله-کاشانی-ابرمرد-جهاد-اجتهاد-چاپ-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)از قم، کتاب«آیت الله کاشانی؛ ابرمرد جهاد و اجتهاد» توسط سید محمود خسروشاهی به همت  مرکز بررسی های اسلامی از سوی انتشارات کلبه شروق قم منشر شد. کتاب حاوی 21 مقاله از شخصیت‌های برجسته و عناصر مختلف در جناح ‌های گوناگون همچون شیخ لطف ‌الله صافی گلپایگانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمود کاشانی، محمدعلی همایون کاتوزیان، احسـان طبـری، محمّد واعظ ‌زاده خراسانی، محمدرضا حکیمی و دیگران است که هر کدام از زاویه دید خودشان به موضوع پرداخته‌اند. این تنوع و اظهار نظرهای متفاوت یکی از مهمترین ویژگی‌های کتاب به شمار می‌رود.    در مقدمه کتاب آمده است: «یک ربع قرن پیش، والد معظم آیت ‌الله سید هادی خسروشاهی، که فصلنامه گرانسنگ «تاریخ و فرهنگ معاصر» را از حوزه علمیه قم منتشر می‌ساخت، ویژه‌ نامه‌ ای را به چگونگی زندگی و مبارزات آیت ‌الله کاشانی اختصاص داد که نویسندگان مقالات آن، از طیف ‌ها و جناح‌های ‌مختلف بودند و این شماره از فصلنامه مزبور ـ شماره ۶ و ۷ سال دوم ـ پس از چاپ و توزیع، در مدت کوتاهی نایاب شد. اکنون و پس از نشر اکاذیب گزارش‌های منتشر شده توسط سازمان سیا و وزارت امور خارجه آمریکا، که به طور عمد به تجریح شخصیت آیت ‌الله کاشانی می‌پردازد و متأسفانه توسط دوستان به اصطلاح: «ملی گرا» و «اصلاح‌ طلب!» در سطح وسیعی توزیع گردید، از والد محترم درخواست نمودم که اجازه بدهند برای پاسخگویی عملی به مطالب کذب آنان، مقالات آن شماره از فصلنامه را تجدیدچاپ کنیم و ایشان ضمن موافقت با این امر، بحث‌هایی را که خود نوشته و تهیه نموده و در آن ویژه‌ نامه منتشر شده بود ـ جدا نموده و به طور مستقل و تحت عنوان: «زندگی و مبارزات آیت ‌الله کاشانی» ـ توسط کلبه شروق قم، منتشر ساختند و تنظیم و نشر بقیه مقالات را به عهده اینجانب گذاشتند که اینک به یاری خدا، به طور مستقل و به شکل کتاب حاضر، چاپ و در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد.»   آیت ‌الله سید ابوالقاسم کاشانی، در نجف اشرف مبارزه مسلحانه علیه نیروهای اشغال گر انگلیسی آغاز نمود و در این راه، همراه آیت ‌الله سید محمدتقی خوانساری، در دادگاهی محکوم به «اعدام» گردید، ولی برخلاف آیت ‌الله خوانساری که دستگیر و به «هند» تبعید شد، توانست خود را به ایران برساند. در ایران مورد توجه مراجع و علمای عظام قرار گرفت و خدمات ارزنده‌ای ارائه کرد. او توانست لایحه ملی شدن صنعت نفت ایران را در مجلس تصویب نماید. انگلیسی‌ها توسط مزدوران داخلی به تخریب ایشان دست زدند، تا جایی که فضا به سمتی پیش رفت که آیت الله کاشانی خانه نشین گردید.     کتاب «آیت الله کاشانی؛ ابرمرد جهاد و اجتهاد» نوشته سید محمود خسروشاهی در ۵۲۰ صفحه، در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۳۰۰۰۰ تومان در سال 97 از انتشارات کلبه شروق قم منتشر شد.   ]]> استان‌ها Sat, 08 Dec 2018 12:20:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268762/آیت-الله-کاشانی-ابرمرد-جهاد-اجتهاد-چاپ-رسید نکاتی تازه درباره سازمان مجاهدین طی سال‌های 51 تا 57 http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268772/نکاتی-تازه-درباره-سازمان-مجاهدین-طی-سال-های-51-57 خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- رسول جعفریان: بهمن بازرگانی از کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق، از یک جمع 12 نفره که همه اعدام شدند جز او و مسعود رجوی و همین طور حسین روحانی که البته مورد اخیر آن وقت دستگیر نشد و ایران نبود (176). وی حبس ابد گرفت و تا دی ماه سال 1357 در زندان بود که آزاد شد.  این کتاب نکات مهمی دارد. زندگی کودکی و خانواده و بعد هم تحصیلات و تا فعالیت در جریان تشکیل سازمان مجاهدین خلق در کنار حنیف نژاد و بدیع زادگان و سعید محسن و دیگران. او همراه دیگران دستگیر می‌شود و بخش مهمی از این کتاب، خاطرات پس از دستگیری است. پیش از آن، آنچه را بر سازمان رفته شرح می‌دهد. خوبی کتاب این است که به صورت سوال و جواب است و هر بار نکته تازه‌ای طرح می‌شود.  در زندان، یکی از بحث‌های مهم جمع، تحلیل علت شکست است و این که مهم‌ترین علت شکست سازمان را که تقریبا همه سران آن در زندان بودند در این تحلیل کردیم که به تئوری خیلی بیشتر از عمل بها داده بودیم و دیگر این که از شیوه‌های نوین تعقیب و مراقبت ساواک بی اطلاع بودیم. (159). گاهی در میانه نکات جالبی آمده از جمله این که مدرک تحصیلی من را همان زمان ساواک در اختیار داشت. وقتی حداد عادل در تظاهرات دستگیر شده و در وسائلی که به او تحویل داده بودند، یکی هم مدرک من بود. سال 66 بود که من را صدا زد و رفتم آموزش و پرورش مدرک تحصیلی ام را از او گرفتم و ساعتی هم با او گفت‌وگو کردم. (156). ساواک برای این که خود را دستکار نشان دهد، هرچه را می‌برد و متوجه می‌شد که بی جهت برده، به خانواده بر می‌گرداند. این که بعد از دستگیری حنیف نژاد، بسیاری از افراد سازمان دستگیر شدند و تصور بر این بود که این‌ها را حنیف لو داده است. وقتی در زندان به او اعتراض شد، گفت اشکال ندارد، می‌آیند زندان دوره می بینند (163). تحلیل بازرگانی این است که این قدری سیاست ساواک هم برای خراب کردن حنیف بود. این که رسول مشکین فام، همان زمان یعنی سال 51 در زندان گرایش های مارکسیستی قوی داشت، اما این که در دفاعیات‌مان مثل بقیه از مسائل دینی می گفتیم «یک نوع آرم تشکیلاتی یا رسم و سنت تشکیلاتی بود» رسول بسیاری از مسائل و مشکلات سازمان را از چشم ایدئولوژی التقاطی آن می‌دید... رسول مارکسیسم را ایده آلیزه کرده حلال مشکلات می‌دانست (164). به باور وی، اگر حنیف و سعید محسن می‌ماندند، هیچ وقت سازمان مارکسیست نمی‌شد. خود بازرگانی از مارکسیست شده است. بخشی از گفت‌وگوهای چهار نفره: حنیف نژاد، مشکین فام و محمود عسکری زاده و خودش یعنی بهمن بازرگانی که در یک سلول بودند. آن سه اعدام شدند و من ماندم (169). یک جمله جالب هم در باره مسائل تغییر ایدئولوژی و جریان کشته شدن شریف واقفی دارد. این که در این تحولات اصل تقی شهرام بود و... «شوک ناشی از ضربه کشتن شریف واقفی همه این تبیین‌ها ـ ترکیبی از نروهای مسلمان و کمونیست برای مبارزه ـ را فلج کرد و همه چیز را نقش بر آب کرد. شاید هیچ کمونیستی به اندازه تقی شهرام به بیداری و تشکل مذهبی های سنتی و ضد کمونیست کمک نکرده باشد. کار تقی شهرام همان نعمت خفیه الهی بود که مذهبی‌های مخالف کمونیست‌ها ناگهان این هدیه الهی را با چشمانی ناباور مشاهده کردند. تأثیر این خبر در جوّ مذهبی‌های سنتی و انقلابی آن زمان به قدری شدید، انفجاری و برق آسا بود که شاید برای نسل شما باور کردنی نباشد و فقط افرادی از آن سنخ که هنوز زنده‌اند می‌توانند به شما بگویند که این خبر به سرعت تبدیل به نمادی انرژی بخش و بهانه‌ای جهت تفکیک و مقابله و تخاصم نیروهای مذهبی ضد کمونیست گردید (ص 247). در صفحه بعدی هم، شرحی در باره دلایل تغییر ایدئولوژی را شرح داده و این که از اول عضو گیری بر پایه مبارز بودن بود نه مذهبی بودن (248). این نکته فوق‌العاده است که آن ماجرا، خط را جدا کرد و تأثیر زیادی هم پس از انقلاب داشت. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 08 Dec 2018 12:20:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268772/نکاتی-تازه-درباره-سازمان-مجاهدین-طی-سال-های-51-57 بسیاری از علاقه­‌مندان تاریخ معاصر وامدار مکی و کتاب‌هایش هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268752/بسیاری-علاقه-مندان-تاریخ-معاصر-وامدار-مکی-کتاب-هایش-هستند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم منصوری: حسین مکی (زاده ۱۲۹۰ خورشیدی - درگذشته ۱۷ آذر ۱۳۷۸) روزنامه‌نگار و سیاستمدار، مورخ و چند دوره نماینده مجلس از جمله نماینده اول تهران در دوره شانزدهم است. وی فرزند باقر میبدی، در سال ۱۲۹۰ در میبد یزد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانی و دوره متوسطه را در دارالمعلمین و مدرسه معرفت تا کلاس دهم گذراند. سپس به شهر یزد رفت و به پیشنهاد رئیس فرهنگ یزد در اداره فرهنگ این شهر به عنوان معلم کلاس ششم استخدام شد. مدت دو سال به معلمی پرداخت و پس از آن به تهران آمد و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی ادامه داد. چندی ادبیات فارسی، صرف و نحو عربی، منطق و عرفان تحصیل کرد.  وی پس از تشکیل نیروی هوایی به ارتش پیوست، و تا درجه استواری ارتقاء یافت.  او پس از مدتی در اداره راه آهن اشتغال یافت و به سمت مدیرکل این اداره رسید. همراهی او با دکتر مصدق در نهضت ملی شدن صنعت نفت او را به شهرت رساند. بعد از سی تیر به مخالفت با دکتر مصدق پرداخت. از  جمله کتاب‌های وی می‌توان به تاریخ بیست ساله، کتاب سیاه، مدرس قهرمان آزادی، مقدمه دیوان فرخی یزدی و مجموعه نطق‌های دکتر مصدق اشاره کرد. با مرتضی رسولی‌پور به مناسب سالروز درگذشت حسین مکی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید: به طور کلی بفرمایید آقای مکی در تاریخ‌نویسی چه جایگاهی دارد؟ البته او تحصیلات دانشگاهی نداشت و با تحولات علم تاریخ هم آشنا نبود. دوره نوجوانی و قسمتی از دوره جوانی او در زمان رضاشاه سپری شده بود. حافظه خوبی داشت. در این دوره تحت تأثیر اشخاصی مانند سید حسن مدرس، دکتر محمد مصدق، ملک­‌الشعراء بهار و فرخی یزدی، شخصیت و فکر او شکل گرفت. ابتدا به تصحیح چند دیوان شعر از شاعران معاصر مانند دیوان فرخی یزدی پرداخت. با سقوط رضاشاه فرصت مناسبی بدست آورد و به فعالیت در مطبوعات پرداخت. مدتی در مجله مهر با مجید موقر همکاری کرد. در این مجله درمورد شخصیت و عملکرد مرحوم مدرس و رخدادهای دوره سلطنت رضاشاه به طور مرتب مطالبی نوشت که سال‌ها بعد با تکمیل آنها، کتاب ده جلدی تاریخ بیست ساله و کتاب مدرس قهرمان آزادی شهرت یافتند. در سال‌های پیش از انقلاب، کتاب تاریخ بیست ساله جامع­‌ترین اثر برای شناخت دوره رضاشاه بود و از این نظر مکی بر سایرین فضل تقدم دارد؛ به­‌خصوص که آثار مشابه هنوز از تنوع کافی برخوردار نبود. از این نظر می‌توان گفت بسیاری از علاقه­‌مندان تاریخ معاصر، وامدار او و کتاب‌هایش هستند. همچنین بیشتر کسانی که در مورد شهید مدرس کتاب نوشته‌اند، باز وامدار نوشته‌­های مکی هستند. در سال 1374 در همایشی که به مناسبت بزرگداشت مرحوم مدرس در سالروز شهادت او از سوی موسسه مطالعات تاریخ معاصر و مجلس شورای اسلامی برگزار شد، از حسین مکی هم برای ایراد سخنرانی دعوت شد. او هم پذیرفت و سخنرانی کوتاهی ایراد کرد و مطالب خوبی هم درباره اقداماتی که برای ترور‌ مدرس انجام گرفت، گفت. به نظرم نمی‌توان نقش مرحوم مکی را در بازشناسی شخصیت مدرس از یاد برد. او در دوران جوانی، جذب چنین شخصیتی شد. همان‌طور که می­‌دانید ابراهیم خواجه نوری در کتاب «بازیگران عصر طلایی» تصویری مخدوش از مدرس را نمایش داده و او را فردی یکدنده و لجباز معرفی کرده؛ به­‌نحوی که براساس آن نوشته­‌ها، خواننده ممکن است شهید مدرس را بی­‌منطق تصور می­‌کند. از این نظر کتابی که مکی در معرفی شخصیت آیت‌الله شهید حسن مدرس نوشت، ضمن مستند بودن، اقدام شجاعانه‌ای بود. روش کار آقای مکی در تاریخ‌نویسی چگونه بود؟ او زحمت زیادی برای جمع‌­آوری مطالب کشیده بود و در این کار خیلی موفق عمل کرد؛ به­‌خصوص در زمانی که هنوز صورت مذاکرات مجلس چاپ و منتشر نشده بود، تهیه مکاتبات ادوار مختلف مجلس کار دشواری بود. خودش افراد زیادی را می‌شناخت و از اطلاعات هرکدام به مناسبت در نوشته­‌هایش استفاده می‌کرد. در نوشته­‌های خود تا حد امکان می­‌کوشید جزییات را از قلم نیندازد. به همین جهت در مواردی مطالب و نوشته‌های او بیش از حد معمول طولانی است.   مرتضی رسولی‌پور کتابی که مکی درباره امیرکبیر نوشت چه ویژگی­‌هایی از نظر پژوهش‌های تاریخی دارد؟ مکی در نوشتن این کتاب و به طور کلی در مورد رخدادهای عصر ناصری تا اندازه زیادی از نوشته‌ها و نوع نگاه مرحوم خان ملک ساسانی متاثر بود. این کتاب با همه مطالب ارزشمندش در توصیف و تبیین زمینه­‌های محیطی ضعیف است لذا در مواردی نتوانسته تصویری مطابق واقع از اشخاص ارایه کند. همان‌طور که می­‌دانید افراد زیادی در مورد شخصیت امیرکبیر کتاب یا مقاله نوشته­‌اند؛ عباس اقبال آشتیانی و فریدون آدمیت در این زمینه نقش ممتازی داشته‌اند. در کتاب «امیرکبیر؛ قهرمان مبارزه با استعمار» تألیف آقای هاشمی رفسنجانی هم مطالب مفیدی آمده که نشان می­‌دهد ایشان از سال‌ها پیش به چه مسایلی توجه داشته‌­اند. بیشتر نویسندگان کوشیده‌­اند تا نشان دهند چه اندازه نسبت به عقب‌افتادگی ایران از پیشرفت، حساس هستند و به این نکته توجه دهند که وجود شخصیت‌های مهمی چون امیرکبیر می­‌توانند این عقب‌­افتادگی را جبران کنند.   به لحاظ فردی، آقای مکی چه خصوصیاتی داشت؟ خدایش بیامرزد. صرف‌نظر از هوش و حافظه خوب، لج‌باز بود و نسبت به برخی از رجال میهن­‌دوست کینه‌توزی‌هایی هم داشت. با بعضی افراد اصلاً آبش در یک جوی نمی‌رفت. به عنوان مثال می‌دانستم از قدیم با دکتر شمس‌­الدین امیرعلایی رابطه خوبی نداشت اما جای تعجب بود که تا ماه‌های پایانی عمرش انگار دشمن امیرعلایی بود و بدترین سخنان را نسبت به او ابراز می‌کرد. نسبت به دکتر مصدق و حتی مهندس بازرگان هم ابراز ناراحتی می­‌کرد.    چه نگاهی به کتاب «تاریخ بیست ساله ایران» حسین مکی دارید؟ از نظر جمع­‌آوری مدارک کتبی و شفاهی مربوط به تاریخ معاصر ایران، کتاب نسبتاً جامعی است و در مواردی از منابع درجه اول به شمار می‌رود؛ به خصوص در زمانی که منابع محدود بود و مثل امروز این اندازه مدارک و اسناد و خاطرات منتشر نشده نبود. از سویی بخش‌های زیادی از کتاب که به سال‌های دهه 1320 و به خصوص دوران ملی شدن صنعت نفت مربوط می‌شود (صرف نظر از داوری‌های نویسنده) حاوی مدارک و مستندات فراوانی است که در منابع دیگر یافت نمی­‌شود و همین نکته بر اعتبار آن می‌افزاید. او از نزدیک در حوادث مربوط به آذربایجان، شکل‌گیری حزب دموکرات قوام، امتیاز نفت و لایحه الحاقی، مذاکرات مجالس 15، 16، 17، موضوع خلع ید و حوادثی که به کودتا انجامید و همچنین حوادث سال‌های بعد قرار داشت. همه این حوادث در کتاب به تفصیل آمده اما از جنبه‌های منفی هم بری نبود و پاره‌­ای از خودخواهی‌های او در این اثر بازتاب یافته است. مشکل دکتر مصدق با ایشان چه بود؟ از همان زمان که دکتر مصدق کابینه نخست خود را به مجلس معرفی کرد مشکلات ایحاد شد. بعد از واقعه 30 تیر و مخالفت شدید مکی و دکتر بقایی با قوام یکی از مشکلات دیگر بود. دکتر مصدق معتقد بود مکی و بقایی، نان قوام را خوردند و بعد هم نمکدان را شکستند. هر دوی آنها از برکشیدگان قوام، عضو حزب دموکرات ایران و در حلقه یاران او بودند و دکتر مصدق این موضوع را خوب می‌دانست. گفتنی است که فقط 4 روز از زندگی قوام باعث شده بود تا بسیاری نسبت به شخصیت و زندگی او نگاه و داوری دیگری داشته باشند. زمانی که میان دکتر مصدق و شاه بر سر تصدی وزارت دفاع یا جنگ اختلاف شد، شاه نمی‌خواست اختیار ارتش را در دست نخست‌وزیر قرار دهد. از نظر دکتر مصدق مطابق قانون، پادشاه مسئولیت اجرایی نداشت بنابراین نمی‌­توانست نیروهای اجرایی و ارتش را در اختیار داشته باشد. پادشاه پاسخگو نبود اما ارتش را در اختیار داشت. این ایراد اساسی‌ای بود که مصدق به شاه گرفت و کناره‌گیری کرد و منجر به نخست‌وزیری 4 روزه قوام شد. از بحث اصلی دور نشویم و برگردیم به سال‌های پایانی عمر آقای مکی. مکی با سن و سال زیادی که داشت حافظه‌اش تکان نخورده بود و حواسش خیلی جمع بود. راجع به رخداد‌های تاریخ ایران، حافظه خوبی داشت. در سال‌های پایانی عمرش، چشم‌هایش نمی‌دید ولی از روی عادت در خانه، کارهایش را انجام می‌داد. شخصیت او جنبه‌های مثبت بسیاری داشت، اما جنبه‌های منفی‌اش را هم نمی‌شد نادیده گرفت.   سابقه آشنایی شما با حسین مکی به چه زمانی بر می‌گردد؟ من در دهه پایانی زندگی ایشان با وی آشنا شدم. البته با کارهای وی، کمابیش از سال‌های قبل از انقلاب آشنا بودم. اما آشنایی و ارتباط نزدیکم مربوط به دهه پایانی عمر اوست. تقریبا هر هفته، یکی دو روز، بعد از ظهرها به منزل ایشان می‌رفتم و دیدار ما تا پاسی از شب طول می‌کشید. بعدازظهرهای دوشنبه هم مرحوم دکتر ایرج خلعتبری به دیدن او می‌آمد و مراقب سلامتی او بود. تا سال 1379 که به رحمت خدا رفت. آن موقع مشغول آماده­‌سازی کتابی درباره ملی شدن صنعت نفت با نام «ناگفته‌هایی در مورد دولت دکتر مصدق» و مدت 4، 5 سال مشغول استنساخ یادداشت‌های یکی از وزرای کابینه مصدق به نام محمدابراهیم امیرتیمور (کلالی) و نوشتن مقدمه برای آن بودم. مکی از اینکه امیرتیمور در یادداشت‌های خود از او به نیکی یاد کرده بود، خیلی خوشحال و شگفت­‌زده بود و اصرار داشت این کتاب هرچه زودتر چاپ و منتشر شود. خوشبختانه مصاحبه مفصلی با او در موسسه مطالعات تاریخ معاصر انجام دادیم که در نخستین  شماره مجله متعلق به موسسه به چاپ رسید و چندی بعد هم در قالب کتابی مستقل منتشر شد. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 08 Dec 2018 08:37:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268752/بسیاری-علاقه-مندان-تاریخ-معاصر-وامدار-مکی-کتاب-هایش-هستند مراسم بزرگداشت علیمردان خان بختیاری و قیام عشایر جنوب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268758/مراسم-بزرگداشت-علیمردان-خان-بختیاری-قیام-عشایر-جنوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم بزرگداشت علیمردان خان بختیاری و قیام عشایر جنوب و جنوب غرب ایران شنبه 17 آذر 1397 از ساعت 14 و 30 تا  17 در تالار فرخی یزدی باغ موزه قصر برگزار می‌شود.   در این مراسم دکتر محمدعلی وکیلی نماینده تهران و عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی، دکتر سید ابراهیم امینی عضو شورا و نائب رئیس شورای اسلامی شهر تهران، دکتر غفار پوربختیار، دکتر محمود نقدی پور و محسن حیدری اساتید دانشگاه و پژوهشگران فرهنگ و تاریخ به سخنرانی می‌پردازند.   همچنین اجرای موسیقی محلی توسط کوهیار بختیاری، شعرخوانی توسط استاد حیدر میرانی و شاهنامه‌خوانی توسط کیخسرو دهقانی از دیگر بخش‌های مراسم بزرگداشت علیمردان خان بختیاری است.    علی مردان خان 12 آذر سال 1312 شمسی بازداشت و به تهران فرستاده شد. در تهران، پس از بازجویی‌های اولیه، به زندان قصر منتقل شد. از آن پس، زندان قصر تهران، پذیرای یکی از جوانمردترین جوانان وطن شد، تا اینکه سرانجام علی مردان خان به اتفاق هفت نفر دیگر از خوانین، در روز 17 آذر 1313 در زندان قصر تیر باران شدند. تاریخ اعدام وی را، بعضی اسفندماه همان سال نیز ذکر کرده‌اند.   علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این مراسم به باغ موزه قصر واقع در تهران، خیابان شریعتی، خیابان پلیس مراجعه کنند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 08 Dec 2018 06:57:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268758/مراسم-بزرگداشت-علیمردان-خان-بختیاری-قیام-عشایر-جنوب سیاستمداری که دغدغه اجتماعی داشت و به مردم می‌نگریست http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268750/سیاستمداری-دغدغه-اجتماعی-مردم-می-نگریست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: پرسه در خاطرات سیاسی حسین مکی که در یک مجلد و از سوی انتشارات علمی منتشر شده‌ است، مردی را در تعاملات و کنش و واکنش‌های سیاسی و اجتماعی به مخاطب می‌نمایاند که گویی شناخت و روایت او را باید با قلبی که برای مردم ساده می‌تپید آغاز کرد. سیاستمداری که در بزنگاه‌های تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر، ملجاء مردم بوده‌ است و نمی‌توانسته در برابر مردم با گفتمان قدرت و سیاست حاکم کاملا همراه شود از این رو سعی می‌کرده‌ است واسطه‌ای باشد میان این دو تکه از هم گسسته مردم و حکومت؛ نوای این تپش‌های مدام را در گوشه‌گوشه خاطرات او در این کتاب می‌توان شنید. وقتی با مسلولین مجروح و خون‌آلود روبه‌روی کاخ صاحبقرانیه روبه‌رو شد، وقتی مادری رنج دستگیری پسر چهارده‌ساله‌اش را بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 با ضجه و شیون برای او واگویه کرد و بعدتر رنجی که با ترور محمد مسعود، روزنامه‌نگار پیشرو، و محاکمه فورس ماژور دکتر فاطمی - که آن را مجازاتی ناروا و بحران‌ساز می‌دانست - در خود حس کرد و کوشید در برابر هر دو این اتفاقات با قاطعیت و جدیت و به انگیزه مبارزه با گفتمان کژرفتار ترور و تروریسم آمرانه و حکومتی، واکنش نشان دهد. روایت هر کدام از این قصه‌ها برای شناخت سیاستمداری که می‌کوشید جز یک فعال سیاسی یک کنشگر اجتماعی باشد، بی‌تردید جذاب خواهد بود. ببینید چه بر سر یک عده بیمار مسلول آورده‌اند! به نظر می‌رسد ماجرای مسلولین ضرب و شتم‌شده سربالایی خیابان نیاوران از قصه دیگر بغرنج‌تر و بیش از هر چیز معرف و نمایی‌ است از گفتمان قدرت‌ در جامعه پهلوی دوم، قدرتی که حقوق خود را تا تخت سپید بیمارستان و جسم و جان بیمار مسلول نیز گویی امتداد می‌داده‌ است که از این منظر قدرتمند نه یک انسان با عواطف و حس انسانی که یک ماشین مکنده منافع به نظر می رسد، روایت مکی از این ماجرا به تفصیل بدین شرح است:  «اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد 1331 روز جمعه‌ای با چند نفر از دوستان از جاده نیاوران عازم فشم بودم. وقتی از پیچ مقابل کاخ صاحبقرانیه به طرف جنوب سرازیر شدم، انبوه جمیعتی را در وسط خیابان دیدم که جاده را مسدود کرده‌اند. نزدیک‌تر که رفتیم دیدم عده‌ای مجروج و خون‌آلود، با فریاد و فغان و زاری استمداد می‌کنند. در وسط خیابان هم تختخواب و پتو و لوازم دیگر بر روی هم انباشته است. یکی از میان جمعیت مرا شناخت و با فریاد خطاب کرد و گفت ببینید چه بر سر یک عده بیمار مسلول آورده‌اند! علت را جویا شدم گفتند امروز صبح زود عده‌ای چاقوکش و اوباش ریخته‌اند به این بیمارستان و بیماران را همراه با تختخواب و اثاثه آنها با ضرب و جرح و با چوب و چماق از اطاق‌ها بیرون ریخته‌اند و بیمارستان را اشغال کرده‌اند و در را از داخل بسته‌اند و هم‌اکنون هم عده‌ای از اوباش در داخل هستند. {پس از تحقیق معلوم شد} ملک این بیمارستان متعلق به عزیزخان خواجه، از خواجه‌سرایان دربار ناصرالدین‌شاه بوده‌ است که به علت نداشتن وارث، املاک و اموال خود را وقف کرده و متولی آن را پادشاه وقت قرار داده‌است تا صرف امور خیریه شود. اکنون دکتر محمد یزدی متخصص بیماری سل این محل را ده‌ساله از دربار اجاره و تاسیساتی در آن ایجاد کرده و به بیمارستان اختصاصی مسلولین تبدیل نموده‌ است. چند سالی است که بیماران و مسلولین در این‌جا بستری و تحت معالجه قرار داده می‌شوند. اخیرا اشرف پهلوی به دکتر یزدی فشار آورده که از بقیه مدت اجاره صرف نظر کند و به محل دیگری برود چون که این مکان برای امور دیگری مورد لزوم است دکتر یزدی جدا مقاومت کرده و گفته‌ است محلی چنین مناسب با این ساختمان‌ها کجا بیابم که بیماران را به آنجا انتقال دهم و خلاصه می‌گوید تا آخرین روز اجاره در آن باقی خواهم ماند. یا اگر محل دیگری که دارای این مزایا باشد در دسترسم بگذارید تخلیه خواهم کرد. اشرف پهلوی هرچه با ارعاب و تهدید خواست دکتر یزدی را به تخلیه وادار کند موفق نشد، لذا اکنون عده‌ای چاقوکش و مست را اجیر کرده که این ماجرا را به وجود آورده‌اند. بدیهی است در این غوغا و ماجرا علاوه بر محرک اصلی یعنی اشرف پهلوی مالکین زمین‌های اطراف این باغ ده‌بیست هزار متری هم به این آشوب کمک بوده‌اند زیرا وجود بیمارستان مسلولین ارزش زمین‌های آنها را پایین آورده‌است.{...} مشاهده وضع سر و روی و قیافه خون‌آلود بیماران به شدت مرا ناراحت و متاثر کرد. {...} ماجرا را به دکتر مصدق گزارش دادم و از وضع بیماران شمه‌ای به ایشان اطلاع رساندم. دکتر مصدق از من خواست که در همانجا بمانم تا قوای انتظامی برسد. حدود سه ربع ساعت طول کشید. دو سه کامیون سرباز رسیدند و به کمک بیماران را به داخل بردند. {صبح روز بعد به دکتر مصدق گفتم} برای آنکه برای همیشه شاخ اشرف شکسته شود و بفهمد که در این دولت دیگر جای این حرکات ناشایست نیست هم‌الان به رییس شهربانی دستور بدهید رییس کلانتری نیاوران از کار برکنار شود و عده‌ای مامور رسیدگی کنید که در اسرع وقت متخلف و مرتکب معلوم و مجازات گردد.» تحلیل گذرای این ماجرا نشان می‌دهد که صرف‌نظر از صحت و سقم آن چندین عنصر از گفتمان و حیات اجتماعی را در دل این رویداد می‌توان جستجو کرد از یک سو این ماجرا نشان می‌دهد که فضای قدرت چنان بوده‌ است که حتی بیمار رنجور در بیمارستان هم از تیغ تیز آن در امان نمی‌توانسته‌است باشد و افزون بر این در این میان برخی مردم عادی کوی و برزن و از جمله مالکین زمین‌های اطراف بیمارستان نیز بر ضد مردم ساده و در نمادین‌ترین شکل آن بیماران رنجور و ناتوان، با گفتمان قدرت همراه و همسو می‌شده‌اند، افتی اجتماعی که در درازمدت وضعیت جامعه را به سمت و سویی پرتنش سوق داده‌ است و به لحاظ جامعه‌شناختی مبنای تحلیلی مهمی به شمار می‌رود. خلق همه یکسره نهال خدایند اما قصه دیگری که مکی در خاطرات خود و به عنوان افتخار خدمت به مردم رنج‌دیده، به صورت مبسوط به آن اشاره می‌کند، به ماجرای زندانیان پرشمار بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 باز می‌گردد، صبح دوشنبه‌ای که بعد از گذشت یک ماه و نیم از حکومت زاهدی به کاخ اختصاصی احضار شده‌ بود، او می‌دانست که زندان‌های تهران در آن روزها مملو از زندانی‌ست و «برای زندانی کردن دستگیرشدگان جدید ناچار از سربازخانه‌ها استفاده می‌کردند و آنان را به لشکر دو زرهی و قرل قلاع و جمشیدیه و غیره می‌بردند» اما اینکه نوجوانان را به جزیره دوردستی به نام خارک تبعید می‌کردند آن هم به جرم نوشتن شعار روی دیوار چیزی نمی‌دانست و وقتی مادری غمگین و رنجور جلوی او را گرفت، بر این واقعیت تلخ آگاه شد و کوشید به سهم خود مسبب آزادی این نوجوانان شود او در این زمینه به تفصیل می‌نویسد: «دم در خانه بانویی راه بر من گرفت و با شیون و زاری و ناراحتی عجیبی که به زحمت می‌توانست حرف بزند اظهار داشت تنها پسرم که 14 سال بیشتر ندارد وقتی از مدرسه می‌آمد در سه‌راه امین‌حضور با عده‌ای از دانش‌آموزان دستگیر شده و از قرار اطلاع اکنون در خرمشهر می‌باشد و می‌خواهند آنها را به جزیره خارک منتقل کنند. پرسیدم علت دستگیری او چه بوده‌است؟ گفت گویا شعار بر ضد دولت روی دیوار می‌نوشته‌اند که گرفتار شده‌اند. شب به خانه نیامد به کلانتری و مراجع دیگر مراجعه کردیم نتوانستیم خبری از او به دست آوریم. چند روز هر چه جستجو کردیم معلوم نشد که بر سر او چه آمده فقط وقتی به مدرسه مراجعه کردیم معلوم شد از کلاس هشتم عده‌ای ده‌ دوازده‌نفری مفقودالاثر شده‌اند تا این‌که دیروز یادداشتی از فرزندم رسید که نوشته‌ بود ما را گرفته‌اند و اکنون در خرمشهر هستیم و می‌خواهند ما را به جزیره خارک بفرستند. این مادر بینوا طوری ضجه و شیون می‌کرد و بر سر و سینه خود می‌کوفت که عابرین دور ما جمع شده و هر یک مطلبی در ابراز همدردی با وی می‌گفت. یکی از حاضرین که مرا می‌شناخت اظهار داشت خواهش می‌کنم به اتفاق این خانم به فرمانداری نظامی بروید و برای استخلاص تنها فرزندش کمک کنید. سربسته گفتم من عازم جایی هستم که از مراجعه به فرمانداری نظامی بسیار موثرتر است و امید است همین امروز حکم آزادی آنها را بگیرم. با چنین روحیه و تاثری و با قیافه ناراحت به کاخ اختصاصی رفتم وقتی به کتابخانه اختصاصی وارد شدم شاه پس از مختصر احوالپرسی سوال کرد مثل این که ناراحتی دارید و قیافه شما گرفته است؟ گفتم آری و ماوقع را برای شاه بیان داشتم و در دنباله این جریان ادامه دادم: ابتدا این شعر ناصرخسرو را خواندم: خلق همه یکسره نهال خدایند / هیچ برنکن ازین نهال و نه بشکن» او می‌نویسد که چگونه در ادامه از کتابی به نوشته یک وابسته نظامی فرانسه در مسکو در زمان وقوع انقلاب اکتبر یاد کرده که در آن خوانده‌است که لنین چگونه با برنامه زندانی‌کردن گسترده مخالفان خود مخالفت کرده‌‌است و حکومت و اطرافیان خود را به دلایلی متقن از آن پرهیز می داده‌است این تلاش و ارجاع به داده‌های تاریخی برای راضی کردن شاه نهایتا به کار می‌آید و مکی روایت می‌کند که: «شاه پس از این که این ماجرا را با کمال آرامی گوش کرد از جا برخاست و پای تلفن آبی‌رنگی که علامت تاج طلایی بر روی آن نقش بسته بود رفت و با باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش صحبت کرد و سوال کرد که این عده بچه دبیرستانی که تبعید کرده‌اید تعدادشان چند نفر است؟ باتمانقلیچ چه گفت ملتفت نشدم ولی از مکالمه شاه که با تعجب پرسید هشتاد نفر فهمیدم. شاه به رییس ستاد امر داد که با بی سیم فورا دستور بدهند آنها را به تهران منتقل کنند و همه را به خانواده‌های آنها تحویل دهند و رسید بگیرند.» این قصه نیز گرچه چهره حسین مکی را به عنوان یک حلقه واسط میان مردم و حکومت و سیاسمتداری که دغدغه اجتماعی دارد برجسته‌نمایی می‌کند اما به بحران‌های ناگفته گفتمان حکومت نیز اشارت می‌کند و این پرسش برای مخاطب پیش می‌آید که اگر آن زن به تصادف با چنین سیاستمداری روبه‌رو نمی‌شد، سرنوشت آن هشتاد نوجوان چه بود؟ آیا مکی‌ها سوپاپ‌های اطمینان موقتی حکومت بودند یا در درازمدت می‌توانستند سیاستمدارانی مردم‌گرا نظیر خود تربیت کنند و بدین ترتیب نقش موثرتری در بافت اجتماعی و سیاسی وقت ایفا کنند؟ ]]> تاریخ و سیاست Sat, 08 Dec 2018 06:12:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268750/سیاستمداری-دغدغه-اجتماعی-مردم-می-نگریست