خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Mon, 18 Jun 2018 15:38:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 18 Jun 2018 15:38:37 GMT علوم‌انسانی 60 تازه‌ترین شماره نشریه «بندر و دریا» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262268/تازه-ترین-شماره-نشریه-بندر-دریا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در بخش سرمقاله، محمد ولی‌زاده، مدیر مسئول و سردبیر «بندر و دریا»، ضمن اشاره به نام‌گذاری این سال با عنوان «حمايت از كالاي ايراني» نوشته است: «به نظر می‌رسد برای اجرایی و عملیاتی‌شدن شعار سال 1397 در بطن و متن جامعه نیازمند الگوهای واقعی‌تر هستیم. سازمان بنادر و دریانوردی که سال‌هاست در عرصه اجرایی کشور فعالیت دارد، می‌تواند نمونه خوبی از روند رسیدن به چنین هدفی باشد. به عنوان نمونه، نگاهی به آمار سفرهای نوروزی امسال، گواه این واقعیت است که یک پیشنهاد عملی خوب می‌تواند، مردم را در استفاده از ظرفیت‌های داخلی کشور ترغیب کرده و آن را با شعار سال همراه و عجین کند.» نشريه «بندر و دریا» در هر شماره، به صورت اختصاصی روايت سفر به یکی از بنادر کشور را منتشر می‌کند. در این شماره اما سفر به هر هشت استان ساحلي، به قلم چهره‌هایی چون منصور ضابطیان (استان هرمزگان)، احسان ناظم‌بکائی (استان خوزستان)، محمد ولي‌زاده (استان بوشهر)، کاوه فولادی‌نسب و مریم کهنسال نودهی (استان گيلان)، ربابه میرغیاثی (استان مازندران)، یاسر نوروزی (استان سيستان و بلوچستان)، سعيد برآبادي (استان گلستان) و زنده‌یاد محمدرضا رستمی (درياچه اروميه) در کنار عکس‌های چشم‌گیر و اختصاصی ثبت و ضبط شده‌اند. این ماهنامه در بخش اجتماعی و اقتصادی خود ابعاد مختلف گردشگری دریایی را مورد بررسی قرار داده است. در بخش اجتماعی، گزارش‌های روزنامه‌نگاران این مجله، حول محور چالش‌های محیط زیستی گردشگری دریایی حرکت کرده و سعی شده است به این سوال ساده پاسخی درخور داده شود که آیا گردشگری دریایی می‌تواند به توسعه پایدارِ استان‌های ساحلی کشور منجر شود یا خیر؟ گفت‌وگو با مدیر موسسه سبزکاران بالان درباره گردشگری دریایی و پیامدهای آن در خزر، گزارشی از امضای تفاهم‌نامه توسعه گردشگری میان سازمان میراث فرهنگی و سازمان بنادر و دریانوردی از بخش‌های این پرونده هستند. همچنین در بخش اقتصادی «بندر و دریا» نیز، گردشگری دریایی از دریچه سفرهای مشابه و حمل‌ونقل‌های جایگزین مورد ارزیابی قرار گرفته است. اقبال از بنادر در سفرهای نوروزی، نقدی بر قیمت بالای بلیت هواپیما در سفر به بنادر کشور و جایگاه دلار در تصمیم‌گیری گردشگران ایرانی از خواندنی‌ترین بخش‌های این شماره به‌حساب می‌آیند. در بخش رویداد، پرونده سفر مقامات قطری به ایران برای گسترش همکاری‌های دریایی مورد بررسی قرار گرفته و در گزارشی به بازتاب بخش‌های مختلف این سفر، دیدارها، تحلیل رسانه‌های بین‌المللی از دیدار مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی با وزیر ارتباطات و حمل‌ونقل قطر و درنهایت احداث خطوط کشتیرانی اختصاصی ایران و قطر پرداخته شده است. ماهنامه «بندر و دریا» با 36 سال قدمت در دور تازه انتشار خود، به شماره پنجم رسیده و قصد دارد از این شماره آرام‌آرام خود را در دکه‌های مطبوعاتی کشور عرضه کند. این مجله در 148 صفحه و با قیمت 15 هزار تومان به «دریانوردی و زندگی در بنادر ایران» اختصاص دارد ]]> علوم‌انسانی Mon, 18 Jun 2018 09:23:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262268/تازه-ترین-شماره-نشریه-بندر-دریا-منتشر قانعی‌راد توجه ویژه‌ای به تاریخ جامعه‌شناسی در ایران داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262248/قانعی-راد-توجه-ویژه-ای-تاریخ-جامعه-شناسی-ایران ناصر تکمیل‌همایون درباره مرحوم محمدامین قانعی‌راد به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: ایشان بی شک یکی از جامعه‌شناسان متعهد و آشنا به جامعه‌شناسی واقعی ایرانی بود. وی ادامه داد: در علم و دانش او شکی وجود نداشت. علاوه بر این ایشان دارای فضیلت اخلاقی بود و این در کنار فضل جامعه‌شناسی از او یک شخصیت ممتاز ساخته بود. به گفته تکمیل‌همایون، قانعی‌راد مسوولیت‌هایی که در انجمن جامعه‌شناسی و تلاش‌هایی که برای توسعه انجمن‌های مشابه داشت ستودنی بود، از سوی دیگر توجه ویژه‌ای به تاریخ جامعه‌شناسی در ایران داشت و این از ویژگی‌های ممتاز دیگر این جامعه‌شناسی ایرانی بود.   این استاد جامعه‌شناسی تاکید کرد: کوچکترین نخوت، تظاهر و خودخواهی در رفتار ایشان نمی‌دیدیم و به همین دلیل درگذشت ایشان را ضایعه‌ای برای جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی و فراتر از علوم انسانی می‌دانم و این ضایعه دردناک را به همه جامعه علوم اجتماعی ایران تسلیت می‌گویم. ]]> علوم‌انسانی Mon, 18 Jun 2018 08:05:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262248/قانعی-راد-توجه-ویژه-ای-تاریخ-جامعه-شناسی-ایران آیین بزرگداشت حجت‌الاسلام احمدی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262254/آیین-بزرگداشت-حجت-الاسلام-احمدی-پژوهشگاه-فرهنگ-اندیشه-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،   آیین بزرگداشت علمی و معرفتی استاد احمد احمدی ۲۸ خرداد ماه ساعت 14 با سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، دکتر غلامعلی حداد عادل، دکتر محمدرضا مخبر دزفولی، دکتر غلامرضا اعوانی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، دکتر نجفقلی حبیبی، دکتر وحید احمدی و دیگر اساتید حوزه و دانشگاه در محل تالار علامه جعفری(ره) پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار خواهد شد.   حجت‌الاسلام احمد احمدی در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ میلادی) در روستای کهکدان ملایر به دنیا آمد. او پس از فراگرفتن دروس مقدماتی به حوزه علمیه بروجرد رفت و به مدت ۵ سال دروس دینی را تا اواخر سطح ۲ فراگرفت. سپس به حوزه علمیه قم رفت و دروس تفسیر و فلسفه اسلامی را در سطوح عالی (اسفار و شفا) نزد علامه طباطبائی، درس فقه و اصول را نزد کسانی همچون امام خمینی (ره)، سیدحسین طباطبایی بروجردی، آیات عظام سلطانی، مشکینی، محقق داماد و نجفی مرعشی فرا گرفت و همزمان دکترای فلسفه غرب را از دانشگاه تهران اخذ کرد. احمدی از سال ۱۳۵۲ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب و فلسفه تطبیقی را در مقطع دکتری تدریس کرده‌ است.   آیین بزرگداشت علمی و معرفتی حجت الاسلام و المسلمین استاد احمد احمدی عضو فقید شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیأت امناء این پژوهشگاه در تالار علامه جعفری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نشانی تهران، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، خیابان پژوهشگاه ۲، شماره ۲ برگزار خواهد شد.   حضور علاقه‌مندان در این بزرگداشت بلامانع است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 18 Jun 2018 06:35:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262254/آیین-بزرگداشت-حجت-الاسلام-احمدی-پژوهشگاه-فرهنگ-اندیشه-اسلامی قانعی‌راد نقش مهمی در بین‌المللی کردن جامعه‌شناسی ایرانی داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262247/قانعی-راد-نقش-مهمی-بین-المللی-کردن-جامعه-شناسی-ایرانی علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با بیان اینکه مرحوم محمدامین قانعی‌راد به لحاظ شخصیتی فردی محکم و استوار بود، عنوان کرد: او پژوهشگری عمیق بود و هیچ کاری را ساده نمی‌گرفت و کوچکترین کارها را نیز با جدیت دنبال می‌کرد. او با همه توان به کارهای کوچک نیز به اندازه کارهای بزرگ اهمیت می‌داد. تعامل خوبی داشت و این موضوع موجب شده بود که همه گرد او جمع شوند.   وی ادامه داد: او در فراز و نشیب و اتفاقاتی که برای بچه‌های جامعه‌شناسی رخ می‌داد خود را شریک می‌کرد. این‌ها به علاوه خصوصیاتی بود که او در حوزه علمی داشت و در سیاست علم به خوبی کار کرده بود. ایشان شخصیت تاثیرگذاری بود که فقدان او برای ما ضایعه دردناکی است. به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، انجمن جامعه‌شناسی در دوره مسئولیت ایشان شکوفا شد و این گونه نبود که صرفا یک جامعه‌شناس منتقد باشد بلکه راهکار ارائه می‌داد. وی تاکید کرد: او در مسایل اجتماعی مشارکت می‌کرد و روحیه تعامل‌گری او باعث شده بود که افراد با مشرب‌های مختلف سیاسی موضوع علم جامعه‌شناسی در خدمت جامعه از گرد هم بیایند. وی با اشاره به اینکه از کارهای برجسته ایشان همایش آسیب‌های اجتماعی بود که در سال 1392 آن را برگزار کردند افزود: متاسفانه پس از توقف آن مشخص شد که چه آثار منفی برای جامعه ما داشته است. ربیعی یادآور شد: امروز وقتی از آسیب‌های اجتماعی سخن گفته می‌شود من یاد سخنان قانعی‌راد می‌افتم که می‌خواست همان حرف‌ها را درباره این مسایل بزند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پایان گفت: به هر حال ایشان مجموعه‌ای از ویژگی‌ها مانند ژرف‌نگری در کارها و جدی بودن داشت و از او فردی ساخت که اکنون فقدانش ما را بیش از یک فرد عادی متاثر کرده است. همچنین ایشان از افرادی مانند والتراشتاین برای سفر به ایران دعوت کرد و از این جهت نقش  مهمی در بین‌المللی کردن صدای جامعه‌شناسی ایرانی داشت. ]]> علوم‌انسانی Mon, 18 Jun 2018 06:32:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262247/قانعی-راد-نقش-مهمی-بین-المللی-کردن-جامعه-شناسی-ایرانی احمدی تلاش کرد افکار حوزوی را در یک چارچوب منسجم دانشگاهی عرضه کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262245/احمدی-تلاش-افکار-حوزوی-یک-چارچوب-منسجم-دانشگاهی-عرضه-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رسول جعفریان استاد دانشگاه تهران در مراسم یادبود حجت الاسلام دکتر احمد احمدی که یکشنبه 27 خردادماه در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد، به چگونگی آشنایی‌اش با دکتر احمدی در سال 1358 در کلاس‌های درس عقیدتی و نقد مارکسیست در قم اشاره کرد و گفت: بعد از این دوران در سال 60 من دانشجوی ایشان بودم. مرحوم احمدی مدلی متفاوت با هم‌زمانان و هم‌مسلکان خودش بود. مدلی که ما بسیار در ایران معاصر هم به لحاظ علم و هم به لحاظ عمل نیازمند آن هستیم. می‌توان گفت که ما در این مدل فقیریم. وی افزود: در این روزها از سجایای اخلاقی و فعالیت‌های آموزشی و مدیریتی ایشان بسیار گفته شد، به ندرت کسی را دیده‌ام که حتی یک انتقاد ساده در طول سال‌های عمرش از ایشان داشته باشد. وی در ادامه با اشاره به فعالیت‌های دکتر احمدی عنوان کرد: ایشان در سال‌های 58 و 59 با توجه به اینکه تحصیل کرده حوزه و  دانشگاه بود احساس کرد که مسئولیت مهمی دارد. وی به کارهای تشکیلاتی بسیار اهمیت می‌داد. در مرحله اول در موسسه در راه حق همراه با آقای مصباح و دوستانشان مجموعه پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک را چاپ کردند. جعفریان تصریح کرد: بلافاصله بعد از تشکیل شورای انقلاب فرهنگی در کنار دوستان دیگری که دغدغه دین و همزمان علم را داشتند به شورا منتقل شد. در این دوره ما خلاء زیادی داشتیم. بسیاری از استادان به خواست خودشان یا به اجبار بازنشسته یا از ایران رفته بودند. به علاوه که انقلاب عطشی را برای تامین نگاهی و اندیشه‌ای که بتواند ایران جدیدی را شکل بدهد ایجاد کرده بود. یعنی محتاج افکار نو بودیم. یعنی فکری که بتواند در مقابل مارکسیسم یا افکار غربی دیگر بربیاید. به گفته جعفریان، با توجه به این زمان و تعطیلی دانشگاه‌ها کار مهمی که در این زمان انجام گرفت، بحث همکاری حوزه و دانشگاه بود. در این زمان جلسات مستمری با همت دکتر احمدی و دوستانشان برگزار شد. در این زمان دانشگاه‌ها تعطیل شده بود که بدانیم چه خوراک فکری‌ای باید برای دانشگاه‌ها تولید کنیم. وی در ادامه با اشاره به دو نکته درباره زندگی دکتر احمدی گفت: ابتدا اینکه دکتر احمدی یک انقلابی حرفه‌ای نبود که به زندان برود و... بلکه او تعلق به یک مکتب فکری داشت که مرحوم مطهری و بهشتی و در واقع متعلق به مجموعه‌ای بود که علامه طباطبایی تربیت کرده بود. یعنی افرادی که روی علم و آموزش مانند دکتر باهنر تاکید داشتند و وقتی که انقلاب شد و تعدادی از این افراد شهید شدند مسئولیت دکتر احمدی بیشتر شد. جعفریان یادآور شد: مرحوم دکتر احمدی به جز از یک دوره مجلس تقریبا از سیاست فاصله گرفته بود و نه تنها منصب سیاسی نگرفت بلکه در جناج‌بندی‌های سیاسی هم مواضع روشن نگرفت. همه می‌دانیم که فکرش چه بود اما در کل فکر می‌کرد که متفکر و یک مدیر فرهنگی است که باید کار خودش را انجام دهد. بنابراین نه منصب گرفت و نه وارد جناح‌بندی‌های سیاسی شد. وی درباره خلایی که در ابتدای انقلاب در دانشگاه‌ها ایجاد شده بود افزود: شاید دقیق‌ترین تشخیص را ایشان داشت. ما افرادی را در شورای انقلاب فرهنگی داشتیم که اهل فکر بودند اما حقیقتا اهل عمل نبودند. یعنی ممکن است که سال‌های متمادی با این افراد باشید اما نتوانند که یک موسسه را تاسیس کنند. دکتر احمدی در زمینه این کار چندین کار مختلف انجام داد، اولا تربیت مدرس را درست کرد و استادان زیادی تربیت شدند. ثانیا تربیت مدرس قم را درست کرد که مرکز بسیار مهمی برای تربیت برخی از استادانی بود که امروزه استادان شاخصی هستند. استاد تاریخ دانشگاه تهران گفت: درباره کتاب ایشان دو مجموعه مهم را تاسیس کرد؛ یکی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه بود که در قم به سراغ تدوین کتاب‌های علوم انسانی و اجتماعی و اقتصاد رفت که امروزه نام آن پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. متاسفانه انتظاری که ایشان داشت از آن برآورده نشد. بعد از آن ایشان سمت را تاسیس کرد و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه جزئی از سمت شد. که هنوز هم کتاب‌های حوزه و دانشگاه را سمت منتشر می‌کند. وی تصریح کرد: یکی از کارهایی که ایشان کرد و کمتر به آن فکر شده است، بحث خبرگان بدون مدرک بود. ایشان در سال 68 تعداد قابل توجهی از اساتید را دعوت کرد و به آنها مدرک دانشگاهی داد. البته این کار در زمان پهلوی هم سابقه داشت اما بعد از انقلاب ایشان بود که این کار را ادامه داد و از این افراد حمایت کرد. یک نمونه این افراد آقای عمید زنجانی بود که در یک دروه هم ریاست دانشگاه تهران را داشت. جعفریان در پایان سخنانش گفت: اگر بخواهیم فردی را مثال بزنیم که سعی کرد که به حوزه، دانشگاه و انقلاب ایمان داشته باشد و تلاش کند که افکار حوزوی را در یک چارچوب منسجم دانشگاهی عرضه کند دکتر احمدی است. فعالیت‌های علمی حوزه قابل عرضه در دانشگاه نبود، درست است که الان وضعیت بهتر شده اما باید توجه کنیم که چهار دهه راهنمایی‌های افرادی مانند دکتر احمدی را در این زمینه داشته‌ایم. واقعا او خستگی‌ناپذیر بود چرا که این عشق او به حوزه، دانشگاه و علم بود. سمت در واقع جایی است که علم را توسعه داده است. او یک عالم و یک متدین بود. دکتر احمدی به هر دوی اینها ایمان داشت و تا آخرین لحظات پیگیر بود.   ]]> علوم‌انسانی Mon, 18 Jun 2018 05:09:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262245/احمدی-تلاش-افکار-حوزوی-یک-چارچوب-منسجم-دانشگاهی-عرضه-کند بیست و پنجمین جایزه تاریخی و ادبی افشار یزدی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262249/بیست-پنجمین-جایزه-تاریخی-ادبی-افشار-یزدی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیست و پنجمین جایزه تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار یزدی برای زبان فارسی و وحدت ملی به دانشمند زبانشناس استاد دکتر علی‌اشرف صادقی اهداء خواهد شد.   این مراسم سه‌شنبه 29 خرداد، ساعت 18 در کانون زبان پارسی واقع در خیابان ولی عصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره 12 برگزار خواهد شد.   ]]> علوم‌انسانی Mon, 18 Jun 2018 04:50:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262249/بیست-پنجمین-جایزه-تاریخی-ادبی-افشار-یزدی-برگزار-می-شود کتاب «حکایت دانشگاه» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262232/کتاب-حکایت-دانشگاه-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم با همکاری انجمن جامعه شناسی ایران نشست نقد و بررسی کتاب «حکایت دانشگاه» برگزار می‌شود. در این نشست حسن محدثی (مولف اثر)، عباس کاظمی و اسماعیل خلیلی حضور دارند و در این باره سخنرانی می‌کنند. نشست نقد و بررسی کتاب «حکایت دانشگاه» روز یکشنبه سوم تیرماه ساعت ۱۳ تا ۱۵ در سالن‌های انجمن علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Sun, 17 Jun 2018 10:34:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262232/کتاب-حکایت-دانشگاه-نقد-بررسی-می-شود قانعی‌راد هر چه تنش نحیف‌تر می‌شد ذهنش شیفته‌تر بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262219/قانعی-راد-تنش-نحیف-تر-می-شد-ذهنش-شیفته-تر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آخرین جمله‌ای که از استاد در ذهنم نقش بسته این بود: «ما نمی‌توانیم از جامعه‌شناسی استعفا بدهیم.. ما با جامعه‌شناسی زندگی می‌کنیم و می‌میریم...» حالا امروز برای آخرین بار دوباره پایت را گذاشته‌ای به خانه‌ات! دانشکده علوم اجتماعی! جایی که از درونش دوباره متولد شدی و دست کودک جامعه‌شناسی ایرانی را گرفتی و به عرصه عمومی کشاندی. انجمن جامعه‌شناسی ایران می‌تواند شهادت دهد که طی سال‌های اخیر که سرطان تنت را نحیف‌تر و رنجورتر می‌کرد، انرژی تو بیشتر و سرشارتر از همیشه می‌شد. هر فرصتی را در رسانه‌های عمومی غنمیت می‌شماردی تا حالا که قضا می‌خواهد تو کمتر زندگی کنی، بیشتر کار کنی و تا آنجا که می‌توانی نظراتت را در حوزه‌های مختلف ارائه کنی. حیف که 63 سال زندگی ـ درست در زمانی که در اوج شکوفایی در نظریه‌پردازی جامعه‌شناسی و کاربردی کردن آن برای جامعه ایرانی بودی ـ برای تو کوتاه بود.   امروز یکشنبه 27 خردادماه است پیکرت به خانه‌ دومت آمده تا در میان اشک، بهت و ناباوری دانشجویان، اساتید و چهره‌های جوان و پیر علوم اجتماعی ایران به خانه باقی بدرقه شوی. در حیاط دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران جمع کثیری از چهره‌های مختلف علمی و اجرایی کشور همچون غلامعباس توسلی، شفیعی کدکنی، تقی آزاد ارمکی، ناصر تکمیل همایون، حسینعلی قبادی، نیکنام حسینی پور، حسین میرزایی، عباس کاظمی، حسن محدثی، سید جواد میری، نعمت الله فاضلی و ... حضور دارند. در میان چهره‌های اجرایی‌تر هم علی ربیعی، وزیر کار و رفاه اجتماعی، عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی، علی‌اکبر صالحی، محمدرضا عارف، ضیاء هاشمی و ... دیده می‌شود.   اساتید جامعه‌شناسی یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و گریه کنان همدیگر را تسلی می‌دهند... پیکر استاد که وارد حیاط می‌شود، صدای شیون‌ها بیشتر می‌شود. علوم اجتماعی ایران امروز عزادار یکی از بی نظیرترین فرزندان و کنشگران عرصه عمومی خود شده است.   پیکر مرحوم محمدامین قانعی‌راد به سالن ابن خلدون بدرقه می‌شود و این بار نه در مقام سخنران و نقاد این سال‌های آخر، روی سن آرام می‌گیرد. مراسم با آیاتی از سوره الرحمن آغاز می‌شود و سپس سید مهدی اعتمادی‌فرد به نمایندگی از اعضای هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان اینکه امروز جامعه‌شناسان کشور در غم یکی از بزرگترین جامعه‌شناسان خود به سوگ نشسته می‌گوید: قانعی راد یک جامعه‌شناس صرف نبود بلکه مجموعه‌ای از ویژگی‌ها او را از سایر اساتید این حوزه متمایز کرده بود. قانعی‌راد هیچگاه مصلحت خویش را مبنا قرار نداد و در خطیرترین دوره‌های مسئولیت انجمن جامعه‌شناسی ایران را به عهده گرفت و از کیان علوم اجتماعی ایران با قدرت دفاع کرد.   وی یادآور می‌شود: چیزی که قانعی‌راد را ماندگار کرده امیدواری اوست چرا که تا لحظه آخر عمر خود آن را حفظ کرد و اکنون وظیفه ماست که این امید او را در میان جامعه‌شناسان حفظ کنیم. قانعی راد با نوشتارها، گفتارها و آموزش‌هایش بین ما زنده است و ما وامدار او خواهیم بود.                   علی ربیعی               سیدرضا صالحی‌امیری حسین سراج‌زاده، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران نیز سخنان خود را با این بیت «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، ثبت است بر جریده عالم دوام ما» آغاز می‌کند و می‌گوید: جامعه‌شناسی کشور امروز سوگوار از دست دادن انسانی است که با عشق و علاقه فراوان به توسعه و پیشرفت و بهبود زندگی تا واپسین لحظه‌های زندگی خود حرکت کرد. قانعی‌راد برای رسیدن با اهدافش کنش‌گری عملی در جامعه‌شناسی را برگزید و با کوششی خستگی‌ناپذیر آموخت و دانش را در عرصه عمل روشنفکرانه و متعهدانه برای حل مسائل اجتماعی کشور به کار گرفت.   وی با اشاره به برگزاری همایش پژوهش اجتماعی در 8 سال پیش عنوان می‌کند: آن سال ما دکتر محمد عبداللهی را از دست دادیم. بهمن‌ماه سال گذشته سوگوار کاووس سیدامامی شدیم و امروز در سوگ از دست دادن همکاری نشسته‌ایم که دو دوره عضو هیئت مدیره و دو دوره ریاست انجمن جامعه‌شناسی ایران را برعهده داشته است. ویژگی هر سه جامعه‌شناس این بود که علاوه بر جایگاه بالا در حوزه آموزش و پژوهش در راه خدمت به کشور و مسئولیت‌های اجتماعی نیز گام برمی‌داشتند و تنها به نوشتن کتاب و تدریس در کلاس‌های درس بسنده نکردند آنها علوم اجتماعی را در بستر حوزه عمومی و فعالیت‌های انجمنی ثمربخش‌تر می‌دانستند و قانعی راد در این فرایند الگوی بی‌نظیر بود.   به گفته سراج‌زاده، تمامی فعالیت‌های او طی سال‌های اخیر در راستای توسعه و ارتقای انجمن جامعه‌شناسی ایران انجام شد و او علاوه بر اینکه اعتقاد عمیق به سلطه استبداد علمی در کشور داشت به این حوزه نقاد هم بود و بر تعامل سازنده میان سه رکن دانشگاه، حوزه علمی و دولت باور داشت و این تعامل را عامل هم‌افزایی برای ارتقای جامعه‌شناسی و حل مسائل اجتماعی می‌دانست.   وی یادآور می‌شود: قانعی راد انتقادهایش را با صراحت بیان می‌کرد اما مشی اصلاح طلبانه اجتماعی و سیاسی او اجازه نمی‌داد که نقدهایش به مرزهای نفرت‌افزایی و ویرانگری نزدیک شود. به همین دلیل است که گروه‌ها و نهادهای اجتماعی و سیاسی مختلف در فقدان او واکنش نشان دادند و این شاهد خوبی برای این مدعاست.                    عباس آخوندی هادی خانیکی، رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ایرانی و از دوستان قدیمی مرحوم قانعی راد نیز سخنان خود را با بیان اینکه مرگ و زندگی میدان آزمودن عمل ماست آغاز می‌کند و می‌افزاید: من از جایگاه عضویت انجمن‌های علمی و دانشگاهی کشور سخن می‌گویم و باید بیان کنم که انجمن جامعه‌شناسی ایران طی سال‌های اخیر دو تن از رؤسایش محمد عبداللهی و محمدامین قانعی راد را از دست داده است.   وی با تاکید بر اینکه قانعی‌راد خرد و عشق را به زیبایی در هم آمیخت و مرگ ناگهانی‌اش نقطه تجلی این زندگی بود ادامه می‌دهد: او در سالهای آخر زندگی خود دو نیمرخ خردورزی و عشق را در زندگی بیشتر نمایان ساخته بود و او معلمی عاقل و عاشق، کنشگر دوراندیش و انگیزه‌مند و مشاوری قانع، امین و راد بود. قانعی راد همواره دغدغه ایران داشت و تلاش می‌کرد تا دردهای مردم را به کلاس‌های درس و نشست‌های جامعه‌شناسی بیاورد و از سوی دیگر داشته‌های جامعه‌شناسی را به مراکز برنامه‌ریزی و سیاستگذاری ببرد.   خانیکی با تاکید بر اینکه قانعی راد پا در میدان کنش و کوشش داشت می‌افزاید: او هرچه تنش ناتوان‌تر شد ذهنش شیفته‌تر بود. در این سالهای نزدیک‌تر وقتی کارنامه علمی او را طی دو سال بیماری‌اش بررسی می‌کنیم می‌بینیم درخشان‌تر شد و هرچه تنش به سوی مرگ گام برداشت ذهنش خلاق‌تر و شیفته‌تر شد. او توان این را داشت که به جای تسلیم‌شدن و ناتوانی توانمندشدن را تجربه کند و این تجربه را با درهم‌آمیختگی خرد، عشق، دانش و کنش به‌عنوان برنامه‌ای برای ارتقای جامعه‌شناسی تعیین کند.   به گفته خانیکی، قانعی راد به احیای جامعه‌شناسی می‌اندیشید و به‌دنبال آن بود که در زندگی اجتماعی‌اش انتخاب کند. او در متن سختی‌های بیماری خود را از نو ساخت و تولد دیگر را انتخاب کرد. امروز روز مرگ او نیست بلکه تولد او در میان جامعه‌شناسان و اصحاب علوم اجتماعی است.   میرزایی نیز از همکاران مرحوم محمدامین قانعی راد با اشاره به سابقه دوستی خود با ایشان از سالهای 60 تاکنون ویژگی برجسته این استاد دانشگاهی را استعداد، ذهن نوآور و خلاق او دانست و تاکید می‌کند: قانعی راد در عین اینکه در ارتباط با مسائل اجتماعی نقاد بود اما همیشه حرمت و متانت دیگران را حفظ می‌کرد و او را می‌توان یک جامعه‌شناس مردم‌مدار، اخلاقی، متعهد و نقاد دانست.                       نیکنام حسین‌پور اما عرفان قانعی‌راد، فرزند مرحوم محمدامین قانعی راد در واپسین لحظات مراسم تشییع پیکر پدرش طی سخنانی می‌گوید: من امروز در زندگی خود درس مهمی را آموختم اینکه هنگام آرزو کردن دقیق بدانیم که چه می‌خواهیم در دوره نوجوانی آرزو داشتم که روزی روی سن دانشگاه صحن بگویم و پدر به آن گوش دهد امروز این آرزو اینگونه برآورده شد.   وی با اشاره به حضور صادقانه و مهربانانه جمیع اساتید و دوستان محمدامین قانعی راد ادامه می‌دهد: اگرچه طبع والا و غرور خالی از تکبر پدر هیچگاه اجازه گلایه به او نمی‌داد و شاید کمتر کسی از او گله‌کردن دیده باشد اما گاه در درد‌دل‌هایی که باهم داشتیم از دردهایش می‌گفت و اگرچه من امروز قصد ندارم این گلایه‌ها را احترام طبع والای او بازگو کنم اما می‌دانم افرادی که در حق جفاها روا داشتند با مرگ او در درون خود نهیبی را احساس کردند.   عرفان قانعی‌راد می‌افزاید: چرا امروز از مرگ زودهنگام قانعی راد تعجب کردید؟ کسی که در سن 63 سالگی در اوج تولید علمی خود خون به جگر شد اما دست از تلاش و کوشش برنداشت. ما به‌عنوان خانواده‌اش 9 سال پیش متوجه شدیم که دیر یا زود این اتفاق می‌افتد همان سال‌ها که لکه‌های سفیدی را به دلیل فشارهای عصبی روی صورت او مشاهده کردیم متوجه شدیم که در درونش چه دردهایی می‌کشد. پدر همیشه می‌گفت درد ما از جامعه و درمانش هم به دست آن است. پنجشنبه صبح تنها روزی که ایشان در بیمارستان بستری شدند برای آخرین بار دستانش را گرفتم و تفعلی به حافظ زدم و معتقدم این شعر عصاره و خلاصه زندگی اوست «بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست/ غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزادست»   عرفان قانعی راد در پایان با تاکید بر اینکه مرحوم قانعی راد تا واپسین لحظات زندگی جنگید تاکید می‌کند: او نوشت، گفتگو کرد و همه را به گفتگو دعوت می‌کرد و من معتقدم که او در این جنگ پیروز شد چرا که پر بود از رویا...   در بخش‌های دیگری از این مراسم متن پیام‌های تسلیت اسحاق جهانگیری، معاون اول ریاست جمهور و منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری قرائت شد. پیکر مرحوم محمدامین قانعی راد در ادامه پس از اقامه نماز میت در حیاط دانشکده علوم اجتماعی با همه دوستان و دانشجویانش وداع کرد و به سوی قطعه نام‌آوران بهشت زهرا رهسپار شد. ]]> علوم‌انسانی Sun, 17 Jun 2018 08:45:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262219/قانعی-راد-تنش-نحیف-تر-می-شد-ذهنش-شیفته-تر وضعیت کمی و کیفی نامناسب اندیشکده‌ها در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262132/وضعیت-کمی-کیفی-نامناسب-اندیشکده-ها-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «ساختارها و کارکرد اندیشکده‌ها» نوشته مینا اینانلو، سجاد فتاحی، محمد فکری و روح‌الله قاسمی از سوی انتشارات علمی فرهنگی  منتشر شده است. وضعیت کمی و کیفی نامناسب اندیشکده‌ها را در ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان می‌توان تحت تاثیر سه عامل کلی نوپایی و اندیشکده‌ها در ایران، نبود، شناخت کافی از آن‌ها از حیث نوع و ساختار، چگونگی مدیریت، روش‌های تامین بودجه؛ چگونگی ارتباط با بخش‌های مختلف جامعه، از قبیل دولت، صنعت، دانشگاه، بخش‌ عمومی و موانع زمینه‌ای موجود در فعالیت و اثر گذاری آن‌ها دانست. این کتاب با تمرکز بر عامل و اشاراتی به عامل سوم، درصدد است با بهره‌گیری از ادبیات موجود درباره اندیشکده‌ها در جهان گامی در جهت ایجاد شناختی عمیق‌تر نسبت به آن‌ها بردارد و خلاء موجود را در این زمینه در زبان فارسی در حد امکان پر کند تا از این رهگذر نقشی هر چند کوچک در کارآمدسازی این نهادهای واسطه در وهله نخست و بر طرف کردن یکی از ضعف‌های نظام سیاست‌گذاری ایران (مورد دوم) در وهله بعد، ایفا کند.   این کتاب در پنج فصل تنظیم شده است. در فصل اول، کوشش بر این بوده است که کلیاتی درباره اندیشکده‌ها و جوانب مختلف آن‌ها ارائه شود. به منظور برآورده‌سازی این هدف، در این فصل با مرور تعاریف ارائه شده از سوی پژوهشگران مختلف، به تعریف دانش واژه اندیشکده پرداخته شده است و ضمن معرفی کارکردهای اندیشکده‌ها، رویکردهای نظری موجود در مورد این سازمان‌ها بررسی شده‌اند. همچنین سعی شده است بر اساس معیارهایی چون میزان استقلال، روش گونه‌شناسی از این سازمان‌ها در این فصل ارائه شود. در ادامه فصل نیز ضمن معرفی روش‌های اثر گذار اندیشکده‌ها بر سیاست‌گذاری، ویژگی‌های یک اندیشکده ایدئال، مانند استقلال سازمانی و دوام، خود تعیینی دستورالعمل پژوهش، تمرکز بر سیاست‌گذاری، اهداف عام المنفعه، کارشناس گرایی و حرفه‌گرایی ذکر شده است. چینش مطالب این فصل به گونه‌ای است که خواننده حتی اگر شناختی نسبت به این سازمان‌ها نداشته باشد، با مطالعه این فصل با کسب تصویری نسبتا جامعه از اندیشکده‌ها، آمادگی ورود به مباحث طرح شده در فصل‌های دیگر کتاب را دارد.   در فصل دوم، کوشش شده است روند تغییر و تحولاتی به تصویر کشیده شود که اندیشکده‌ها به عنوان یک موجودیت اجتماعی در نقاط مختلف جهان از سر گذرانده‌اند. به منظور تحقق این هدف ضمن بیان تاریخچه‌ای از پیدایش اندیشکده‌ها، توضیحاتی درباره مراحل توسعه و تکامل آن‌ها در نقاط مختلف جهان ارائه شده است.   فصل سوم کتاب، به بررسی ساختار سازمانی اندیشکده اختصاص یافته است. به این منظور ابتدا به معرفی متغیرهای ساختاری یک اندیشکده پرداخته شده است و سپس بر اساس این متغیرها، ساختارهای ایدئال یک اندیشکده و وظایفی که هر یک از اجزای ساختاری می‌بایست ایفا کنند تا این سازمان به گونه‌ای بهینه کارکردهای خود را به انجام رساند، معرفی شده‌اند. در ادامه فصل، به گونه‌ای جزئی، به بررسی وظایف هیئت امنای اندیشکده، رئیس اندیشکده و وظایف او ـ از جمله سازمان‌دهی محققان و گروه‌های تحقیق‌، انتخاب و پرورش رهبران گروه‌های تحقیق، نظارت بر عملکرد گروه‌های تحقیق و نحوه مواجهه با مشکلات اشاره شده است. بنا بر اهمیتی که رئیس گروه تحقیق از قبیل برنامه‌ریزی و نظارت در به کارگیری کارکنان و نقش او در اجرای پروژه‌ها، بهره‌وری گروه تحقیق ـ از قبیل برنامه‌ریزی و نظارت در به کار گیری کارکنان و نقش او در اجرای پروژه‌ها، بهره‌وری گروه‌ تحقیق، جذاب کردن فضای کار، تنظیم اهداف گروه و هدایت نشست‌ها پرداخته شده است. هدف از نگارش فصل چهارم، که مکمل مطالب مطرح شده در فصل سوم و نیز طولانی‌ترین فصل کتاب است. بررسی چالش‌های گوناگون پیش روی مدیریت اندیشکده و نحوه مواجهه بهینه با آن‌ها بوده است. فصل نهایی نیز بر اساس، سنت معمول، به جمع‌بندی مطالب مطرح شده در فصل‌های مختلف کتاب اختصاص یافته است. کتاب «ساختارها و کارکرد اندیشکده‌ها» نوشته مینا اینانلو، سجاد فتاحی، محمد فکری و روح‌الله قاسمی با شمارگان هزار نسخه در 232 صفحه به بهای 17 هزار تومان از سوی انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Sun, 17 Jun 2018 07:17:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262132/وضعیت-کمی-کیفی-نامناسب-اندیشکده-ها-ایران پرتره دولتمرد روزگار پهلوی/ حسن ارفع در یک خانواده حکومت‌گر به دنیا آمده بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262004/پرتره-دولتمرد-روزگار-پهلوی-حسن-ارفع-یک-خانواده-حکومت-گر-دنیا-آمده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم منصوری: «در زمانه پنج شاه» خاطرات حسن ارفع است که با ترجمه‌ای روان و روایتی جذاب و بهره‌مند از شیوه‌های داستانی، با ترجمه مانی صالحی علامه در نشر ماهی منتشر شده است. صالحی علامه در مقدمه کتاب نوشته است: «با توجه به موقعیت خانوادگی و مقام نظامی  حسن ارفع، خاطرات او از اسناد مهم تاریخ ایران در اواخر قاجار و عصر پهلوی است. او از امرای بلند پایه ایران در دوران پهلوی بود و حتی در مقطعی به ریاست ستاد کل ارتش رسید.» ارفع خود در مقدمه‌ای بر چاپ انگلیسی کتاب آورده است: «کتاب حاضر، نخستین تجربه من در نوشتن به زبان انگلیسی است. گرچه آن را در مدت کوتاهی نوشته‌ام، مالامال است از خاطراتی مستقیم یا غیر مستقیم که بر زندگی‌ام تاثیر گذاشته و چون تار و پود با تاریخ کشورم در هم تنیده است.» «در زمانه پنج شاه» روایتی شیرین و جذاب از تاریخ نزدیک ایران است. با مانی صالحی علامه، مترجم این کتاب، گفت‌و‌گویی داشته‌ایم که در پی می‌آید؛ چرا به ترجمه  کتاب «در زمانه پنج شاه» پرداختید؟ ترجمه این کتاب برای حدود هشت سال پیش است که انتشارش کمی به طول انجامید. هنگامی که نشر ماهی تازه شروع به کار کرده بود و این کتاب، از طرف ناشر برای ترجمه به من پیشنهاد داده شد. این نکته را هم بگویم که من هنگامی که یک کتاب را ترجمه می‌کنم، پیش از شروع ترجمه، یک بار کتاب را تا انتها نمی‌خوانم. بلکه خودم هم در حین ترجمه آن را می‌خوانم و پیش می‌روم. یعنی در حین کار، برایم جذاب است که بدانم انتهای آن چه می‌شود. چون اگر پایانش را بدانم، دیگر میلی به ترجمه ندارم. البته من به طور کلی به تاریخ اواخر قاجار و پهلوی علاقه‌مند هستم. ضمن این که کتاب خاطرات از آن زمان، کم داریم. اما هنگامی که ترجمه این کتاب از طرف نشر ماهی به من پیشنهاد داده شد، من خود «حسن ارفع» را نمی‌شناختم. اما به پدرش در کتاب سه جلدی «فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران» نوشته اسماعیل رائین، به عنوان یکی از سران فراماسونری در ایران بسیار اشاره شده بود. برای من جالب بود که او، پسر پرنس ارفع است. خودش هم در این کتاب، اشاره می‌کند که پدرش در موناکو به او پیشنهاد داده که وارد لژ فراماسونری شود. خود حسن ارفع هم بنیانگذار دانشکده افسری و سیستم نوین نظامی‌گری یا ارتش نوین بود. بعد هم رئیس ستاد کل ارتش شد و در پیمان‌های منطقه‌ای به عنوان نماینده ارتش حضور داشته است.   اهمیت خاطرات حسن ارفع در چیست؟ سابقه خانوادگی او و حضور دیپلماتیکش در سیاست آن دوران، به نوعی باعث می‌شود که بتوانیم تاریخ اجتماعی را هم از ورای خاطرات او دریابیم. نکته جالب در مورد روابط خانوادگی‌اش، یکی این است که معلم سرخانه‌ حسن ارفع در دوران کودکی‌اش؛ میرزا محمد که بعدها به ساعد مراغه‌ای  معروف شد، در دوره محمدرضا شاه، نخست وزیر ایران می‌شود. او وزیر خارجه کابینه سهیلی بوده که بعد از استعفای او، برای مدتی نخست وزیر می‌شود. همین نکته که معلم سرخانه حسن ارفع، به چنین جایگاهی می‌رسد، نشان می‌دهد که روابط خانوادگی او در چه حدی بوده است و به نوعی می‌توان گفت که او در یک خانواده حکومت‌گر به دنیا آمده بود. چیزی شبیه خانواده بوش در آمریکا.   آیا این خاطرات به لحاظ تاریخی هم سندیت دارند؟ من خاطرات او را با منابع تاریخی دیگر تطبیق نداده و مقایسه نکرده‌ام. من پژوهشگر حوزه تاریخ نیستم بلکه علاقه‌مند به این حوزه و مترجم هستم. اما فکر می‌کنم تا 28 مرداد را درست نوشته و مستند است. هیچ دلیلی ندارد که اشتباه باشد. کتاب را حدود سال 1341 نوشته است، زمانی که شاید هنوز امیدوار بوده که به سر کارش برگردد و به همین دلیل، کمی رعایت زمان خودش را کرده است. شاید بتوان به روایت او بعد از 28 مرداد شک کرد. خواننده باید قسمت دوم کتاب را به دید انتقادی بخواند و البته صحت و سقم آن را باید اهل تحقیق بگویند. اما آنچه مسلم است این است که روایت او تا اواخر دوره رضا شاه و پهلوی اول مستند است. چرا ارفع کتاب را به زبان انگلیسی نوشت؟ پدر او هم که در موناکو زندگی می‌کرد به چند زبان زنده دنیا مسلط بود. ضمن این که آنها می‌خواستند این کتاب را برای مردم جهان منتشر کنند و این که قبل از انقلاب مرسوم بود که سران کشور، کتاب‌ها را به زبان انگلیسی می‌نوشتند و منتشر می‌کردند و بعد به فارسی ترجمه می‌شد. ترجمه، نثر داستانی دارد و بسیار جذاب است. این ویژگی را نثر انگلیسی کتاب هم دارد. البته خاطرات ارفع هم آن طور که در مقدمه آورده است، محصول مشترک خودش و ویرایش‌گر است. ترجمه هم ویرایش شده است. خاطرات ارفع ویژگی‌های نثر انگلیسی اواسط قرن بیستم را دارد که من خیلی خوب آن را بلدم و خیلی هم خوشایند بود. البته معلوم نیست که کسی که انگلیسی امروز را بلد است هم از آن خوشش بیاید. مثل فارسی قبل از هدایت و بعد از آن. البته زبان فارسی یک ویژگی دارد که ما هنوز می‌توانیم شاهنامه یا تاریخ بیهقی را بخوانیم و از آن لذت ببریم. اما زبان انگلیسی این طور نیست و کسی که انگلیسی امروز را می‌داند، نمی‌تواند شکسپیر را بخواند. عکس‌هایی که در کتاب آمده هم در نسخه اصلی بودند؟ بله. البته برخی از عکس‌ها مجوز نگرفتند و حذف شدند. از جمله عکس همسرش که بالرین بود. کودکی ارفع در دوره قاجار سپری می‌شود و او در خاطراتش اشاره‌ای به دیدار مظفرالدین‌شاه در سفر فرنگ می‌کند و دوره خدمتش در نظام پهلوی بوده است. ارتش ایران در دوره قاجار و پهلوی چه تفاوتی با هم داشته‌اند؟ آیا ارتش نوین ایران پیش‌زمینه‌ای هم در دوره قاجار داشته است؟ از دوره قاجار ما ارتش منظم داشته‌ایم اما به شیوه سنتی اداره می‌شد. از زمان عباس میرزا  و جنگ با روسیه این ارتش به وجود آمده بود. «هنگ ژاندارمری» شاخه‌ای از آن است که بسیار هم کارآمد بود. کلنل محمدتقی خان پسیان از فرماندهان هنگ ژاندارمری بود. رضاخان، بعد از کودتایی که با سید ضیاء طباطبایی کرد و سر کار آمد، قصدش این بود که ایران را به سبک نوین اروپایی بسازد. البته از اواسط دوره قاجار، روشنفکران هم در زمینه تجدد صحبت‌هایی کرد‌ه‌اند و سعی در تقلید ظاهری از غرب دارند. البته در همان روزگار هم قزاق‌ها، سلسله مراتب نظامی داشته‌اند و رضاخان هم قزاق بوده است. البته در آن دوره، سیاست جهانی به سوی غربی‌گرایی می‌رفته و همزمان با رضاخان، این اتفاق در ترکیه هم می‌افتد. اصلا سیاست منطقه‌ای این بوده؛ کما این که همزمان با ایران، در ترکیه هم کشف حجاب اتفاق می‌افتد. منظور از «سیاست منطقه‌ای» چیست؟ قدرت‌های جهانی برای این منطقه تصمیم می‌گرفتند. حدود 70، 80 سال قبل از پهلوی، لرد کرزن کتابی به نام «ایران و قضیه ایران» نوشت. او نایب‌السلطنه انگلیس در هند بود. سفری به ایران آمد و بعد از سفرش، این کتاب را نوشت. نقشه راه آهنی که سال‌ها بعد در دوره پهلوی در ایران کشیده شد در این کتاب هست و آمده که راه آهن باید از شمال تا بندر عباس کشیده شود. در واقع این راه آهنی بوده که هند می‌خواسته برای جلوگیری از نفوذ روسیه بسازد. بعدها در جنگ جهانی دوم، همین راه آهن باعث پیروزی متفقین شد.   آیا خاطرات ارفع فقط شامل تصویر ایران در آن روزگار است یا روابط بین‌الملل را هم شامل می‌شود؟ آنچه که از سفرهای شاهان قاجار در این کتاب نقل می‌شود، در حد روابط بین‌الملل نیست. ما در آن زمان اصلا روابط بین‌الملل به معنای حقوق مساوی بین کشورها نداشته‌ایم. بیشتر روابط استعماری بوده و به همین دلیل هم نام کشورهای استعمارگری نظیر انگلیس و غیره بیشتر می‌آید. سفرهای پادشاهان قاجار در حد خوشگذرانی بوده است. البته سفرهای ایرانی‌ها در این دوره به فرنگ، اهمیت بسیار دارد. اما پادشاهان قاجار، مدتی خوش می‌گذراندند و برمی‌گشتند. فقط ناصرالدین‌شاه در سفرهای اولش کمی پیش می‌رود و میرزا ملکم خان را دعوت می‌کند و بعد هم که مساله قانون پیش می‌آید، پا پس می‌کشد. روابط بین‌الملل یک چیز جدید است که از جنگ جهانی اول شکل گرفت. آیا  در این کتاب ما با تصویر ایران در فاصله بین دو جنگ جهانی هم مواجهیم؟ بیشتر در این کتاب ما با تصویر یک دولتمرد مواجهیم که در اروپا بزرگ می‌شود و به ایران می‌آید و می‌خواهد سیستم آنها را در کشور خودش پیاده کند. حسن ارفع در اروپا به تحصیلات نظامی می‌پردازد، سپس به عثمانی می‌رود و بعد به ایران می‌آید. او در این کتاب خاطرات خودش را نوشته است. آقای صالحی جذابیت یک کتاب برای شما چطور تعریف می‌شود؟ من همیشه فکر می‌کنم که هر کتابی، خودش باید خودش را تعریف کند. اگر دو سه صفحه اول کتابی را بخوانم و به من نچسبد، ادامه نمی‌دهم. البته من همچنان یک کتاب‌خوان حرفه‌ای هستم. هنوز هم کارم مطالعه است و در خانه‌ام در بابلسر، کتابخانه بزرگی دارم که حدود سی هزار جلد کتاب دارد و هنوز هم هنوز است، چرخی که در آن بزنم، کتاب‌ جدید در آن پیدا می‌کنم که بخوانم.   آخرین کتابی که خواندید چه بود؟ «فیل در تاریکی» قاسم هاشم‌نژاد. البته الان دیگر اهل کتاب‌، مثل نسل دایناسورها رو به انقراض گذاشته‌اند. زمانی که من کار ترجمه را شروع کردم، تیراژ کتاب، بین سه تا پنج هزار نسخه بود. اما اکنون کتاب‌هایی را دیده‌ام که در دویست نسخه منتشر می‌شوند. این تکان‌دهنده است. انگار گوشی‌های هوشمند، فرصت یا حوصله مطالعه را از جوان‌ها گرفته‌اند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 17 Jun 2018 06:29:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262004/پرتره-دولتمرد-روزگار-پهلوی-حسن-ارفع-یک-خانواده-حکومت-گر-دنیا-آمده «هارمونیا» در شهر کتاب نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262207/هارمونیا-شهر-کتاب-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به تازگی کتاب «هارمونیا، جستاری در خاستگاه‌های علم هارمونی و کارکرد آن در پیدایش فلسفه» نوشته‌ی شهاب طالقانی به همت انتشارات نقش جهان منتشر شده است. پرسش اصلی در این اثر، چیستی هارمونی، خاستگاه آن و کارکردش در شکل‌گیری اندیشه‌ی فیلسوفان پیشاسقراطی است. اما آیا هارمونی برآمده از دل موزیک و آواهاست، یا برآمده از دل ریاضی؟ نویسنده برای پاسخ به این پرسش ریشه‌های پیدایی مفهوم هارمونی در یونان باستان را واکاوی کرده و بررسی کرده که چگونه هارمونی در یونان به علمی مستقل تبدیل شده است.   نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۹ خرداد ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «هارمونیا» نوشته‌ شهاب طالقانی اختصاص دارد که با حضور دکتر عبدالکریم رشیدیان، دکتر محمد ایلخانی، دکتر سیدمحمدرضا بهشتی و نویسنده‌ کتاب  در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.       ]]> علوم‌انسانی Sun, 17 Jun 2018 05:32:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262207/هارمونیا-شهر-کتاب-نقد-بررسی-می-شود اختصاص تمام درآمد حاصل از فروش فيلم توران خانم به شوراي كودك http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262191/اختصاص-تمام-درآمد-حاصل-فروش-فيلم-توران-خانم-شوراي-كودك به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) رخشان بني اعتماد در اينستاگرامش نوشت: تمام درآمد حاصل از فروش فيلم توران خانم به شوراي كتاب كودك و فرهنگنامه كودك و نوجوان اختصاص خواهد يافت. امكان تماشاي آنلاين براي خارج از ايران با زيرنويس انگليسي وجود دارد.   بر اساس اين خبر، ساعت هفت عصر امكان تماشاي آنلاين مستند توران خانم در وب سايت هاشور وجود دارد. به گفته بني اعتماد اين فيلم فقط ٤٨ ساعت اكران مي شود. ]]> علوم‌انسانی Sat, 16 Jun 2018 11:47:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262191/اختصاص-تمام-درآمد-حاصل-فروش-فيلم-توران-خانم-شوراي-كودك تلفیق نظریه و کنشگری در روش و منش یک جامعه‌شناس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262184/تلفیق-نظریه-کنشگری-روش-منش-یک-جامعه-شناس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) غلامعباس توسلی چهره برجسته جامعه شناسی در پیامی درگذشت محمد امین قانعی راد را تسلیت گفت. متن پیام غلامعباس توسلی بدین شرح است: «به نام ایزد دانا   همه از خداییم و به سوی او بازمی گردیم  از شمار دو چشم یک تن کم                              وزشمارخردهزاران بیش  عروج زودهنگام استاد برجسته جامعه شناسی ایران دکتر محمدامین قانعی راد، اجتماع علمی کشور و خانواده جامعه شناسی را در بهتی ناباورانه فرو برد. تلفیق نظریه و کنشگری در روش و منش از او یک «جامعه شناس» مطرح ساخته است. فقدان ایشان را  به همسر، فرزندان برومند و جامعه شناسی ایران تسلیت گفته، آمرزش و غفران برای آن بزرگوار  آرزومندم. روحش شاد » ]]> علوم‌انسانی Sat, 16 Jun 2018 06:40:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262184/تلفیق-نظریه-کنشگری-روش-منش-یک-جامعه-شناس پیکر قانعی‌راد در قطعه نام آوران آرام می‌گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262187/پیکر-قانعی-راد-قطعه-نام-آوران-آرام-می-گیرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس اطلاعیه خانواده محمد امین قانعی راد، پیکر وی یکشنبه 27 خرداد از محل کارش، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور تودیع و پس از آن از خانه دومش انجمن جامعه شناسی ایران تا قطعه نام آوران بهشت زهرا (س) تشییع می‌شود. در متن اطلاعیه خانواده و همکاران دکتر قانعی راد درباره مراسم تشییع و ترحیم وی آمده است: درگذشت اندوهبار دکتر محمدامین قانعی‌راد جامعه‌شناس و اندیشمند برجسته کشور، سوگ بزرگ همه آنانی است که به انسانیت، اخلاق، دانش و مسوولیت اجتماعی می‌اندیشند.   او در خانواده، دانشگاه و جامعه سرمشقی کم‌نظیر در رفتار انسانی، اندیشه‌ورزی، کنشگری و وارستگی بود. میراث ماندگار علمی و مدنی وی همچنان برای بازماندگان، همکاران و همراهانش راهگشا و درس‌آموز است.  مراسم تشییع و ترحیم این استاد برجسته بدین شرح است؛ مراسم تودیع؛ ساعت 8 و 30 دقیقه؛ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور واقع در خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز جنوبی، خیابان سهیل، پلاک 9  تشییع؛ ساعت 9 و 30 دقیقه؛ انجمن جامعه شناسی ایران واقع در بزرگراه جلال آل‌احمد، جنب دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  ترحیم؛ روز سه شنبه 29 خردادماه، ساعت 14 تا 15 و 30 دقیقه؛ مسجد جامع شهرک قدس میدان صنعت  قانعی‌راد متولد 1334 رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران و عضو هیات علمی و استاد جامعه‌شناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور بود. او شب پنج شنبه 24 خرداد در سن 63 سالگی به دلیل بیماری سرطان در بیمارستان کسری دار فانی را وداع گفت. از جمله آثار مرحوم قانعی راد می توان به «ساختار مدیریت نظام علمی کشور»، «نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه» و «ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظام‌های اجتماعی - اقتصادی در ایران» اشاره کرد. «تبارشناسی عقلانیت مدرن» (قرائتی پست مدرن از اندیشهٔ دکتر علی شریعتی)، «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران»،‌ «هابرماس و روشنفکران ایرانی» و بسیاری تالیفات و مقالات دیگر از آثار او است.  ]]> علوم‌انسانی Sat, 16 Jun 2018 06:32:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262187/پیکر-قانعی-راد-قطعه-نام-آوران-آرام-می-گیرد برای آن‌ که ایستاده مرد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262186/آن-ایستاده-مرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هادی خانیکی به مناسبت درگذشت محمدامین قانعی راد در یادداشتی در کانال تلگرامی اش نوشت: «مرگِ ناگهان و شتاب‌ناک دکتر محمدامین قانعی‌راد، هم مثل زندگی آرام و استوارش سرشار از نکته‌های نهفته است. دیروز که ساعت پنج بعد از ظهر، در پایان وقت ملاقاتی سخت و پراضطراب، پیشانی سردش را در بیمارستان بوسیدم، پرده‌های دیدارهای این ایام اخیر و گفت‌وگوی سالیان دور و نزدیک را در میان حلقه‌های پنهان اشک، می‌دیدم که «این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد.» با همه این دیده‌ها و شنیده‌ها، گمان نمی‌کردم که کمتر از سه ساعت دیگر، در آستانه‌ی اذان مغرب آخرین روز ماه رمضان، شمع وجود او در کنار همسر وفادارش خاموش شود و دنیایی از داغ و دریغ – البته در میانه‌ی خرمنی از خوشه‌های دانش و بینش و کوشش – برای‌مان به جا بگذارد.   دکتر «آزاده»، پزشک معالجش، که جهانی فراتر از درمان برای بیماران خویش و اطرافیان آنان می‌آفریند، دو روز پیش از آن در خانه، به خانواده، من و دوستان دیگر گفت: «قانعی‌راد، بزرگ است و باید ایستاده و عزیز از دنیا برود.» و دست تقدیر نیز چنین کرد.   مرگ قانعی‌راد، در ادامه‌ی دو سال زندگی پررنج، اما پربار و تأثیرگذار او، یک «پایان» نشد، به‌واقع «آغازی» دیگر شده است برای تداوم راهی که خود در این روزها، ماه‌ها و سال‌های پشت سر ساخته و پرداخته است.   سخن مولوی، تصویر پرمعنا و فشرده‌ی زندگی، مرگ و حیات مجدد اوست، در آن‌جا که می‌گوید:   خاک او هم سيرت جان می‌شود سرمه چشم عزيزان می‌شود   ای بسا در گور خفته خاک‌وار به ز صد احيا به نفع و انتشار   سايه برده او و خاکش سايه‌مند صدهزاران زنده در سايه ويند   هادی خانیکی، ۲۵ خرداد ۹۷» ]]> علوم‌انسانی Sat, 16 Jun 2018 06:20:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262186/آن-ایستاده-مرد با جنگندگی می توان پیروزی را به دست آورد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262185/جنگندگی-می-توان-پیروزی-دست-آورد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در توییتی به مناسبت پیروزی یک بر صفر تیم ملی ایران برابر مراکش نوشت: «دست مریزاد به دلاور مردان ایرانی. این که با جنگندگی می توان پیروزی را به دست آورد. ممنون» ]]> علوم‌انسانی Sat, 16 Jun 2018 06:15:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262185/جنگندگی-می-توان-پیروزی-دست-آورد پیام تسلیت شهردار تهران به مناسبت درگذشت قانعي راد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262183/پیام-تسلیت-شهردار-تهران-مناسبت-درگذشت-قانعي-راد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سید محمد علی افشانی در پیام خود نوشت: «با كمال تأثر و اندوه درگذشت جامعه شناس آگاه، ژرف انديش و پيشگام دكتر محمد امين قانعي راد را به خانواده گرامى آن مرحوم، پژوهشگران و علم باوران خصوصاً جامعه شناسان  كشور تسليت عرض می‌كنم. شهردار تهران در ادامه آورده است: از درگاه خداوند متعال براي آن فقيد سعيد آمرزش و رحمت واسعه الهى و براي بازماندگان محترم صبر و سلامت مسالت دارم.» ]]> علوم‌انسانی Sat, 16 Jun 2018 06:00:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262183/پیام-تسلیت-شهردار-تهران-مناسبت-درگذشت-قانعي-راد برای استاد بی بدیل جامعه‌شناسی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262177/استاد-بی-بدیل-جامعه-شناسی-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- شهیندخت مولاوردی: «در کار گلاب و‌ گل، حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری، وین پرده‌نشین باشد غروب و نزدیک افطار پیامی از یک آشنا دریافت کردم که برای سلامتی دکتر قانعی‌راد التماس دعا داشت. همراه با دعای افطار، برای این استاد عزیز و سایر مریضان آرزوی سلامتی کردم. درست دقایقی بعد از افطار که به سراغ شبکه‌های اجتماعی رفتم در کمال بهت و‌ ناباوری این خبر از جلوی چشمم رژه رفت: دکتر محمدامین قانعی‌راد، رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران هم آسمانی شد! ناگهان خاطرات دور و نزدیک پشت سر هم به ذهن هجوم می‌آورند و با اینکه از شنیدن این خبر بسیار متاثر هستم، با مرور آن خاطرات بر آن‌ شدم دینم را با یادداشتی به این همراه و یاور همیشگی حوزه زنان ادا کنم. همکاری جدی و رسمی ما با استاد در دولت یازدهم به زمان ریاست دکتر صالحی امیری بر سازمان ملی اسناد و کتابخانه ملی ایران برمیگردد که به‌عنوان عضو شورای سیاستگذاری همایش ملی اعتدال، از نزدیک شاهد پیگیری و مدیریت مثال‌زدنی‌ایشان در برگزاری بهینه آن همایش بودم که بعد هم در برگزاری دومین همایش ملی اعتدال تحت عنوان «اعتدال، زنان و توسعه»سنگ تمام گذاشت و آثار به‌جای مانده از هر دو‌ همایش در قالب چندین کتاب، مرهون تلاش‌های بی‌شائبه و صادقانه ایشان است. با کمال تاسف بعد از همایش دوم در جریان بیماری دکتر قانعی‌راد قرار گرفتم و جسته و گریخته جویای احوالش بودم تا اینکه در زمان برگزاری نشست تخصصی بین‌المللی «سیاستگذاری اجتماعی در حوزه خانواده در جوامع اسلامی؛ الزامات و بایسته‌ها»که با حضور وزرای امور زنان کشورهای اسلامی در چارچوب رویداد مشهد، پایتخت فرهنگی جهان اسلام- ۲۰۱۷ در ۷ اردیبهشت ۹۶ در آن شهر برگزار شد، در اوج شیمی‌درمانی باز هم تنهایمان نگذاشت و به دادمان رسید و موضوعاتی که برای آن نشست پیشنهاد دادند، آنچنان اساسی و‌ کاربردی بود که محور بحث و تبادل‌نظر و هم‌اندیشی شرکت‌کنندگان گردید. در شهریور ۹۶ به مناسبت روز بین‌المللی دموکراسی در نشستی با عنوان «صلح، دموکراسی و حقوق شهروندی»که با مشارکت گروه جامعه‌شناسی صلح انجمن جامعه‌شناسی ایران، دانشگاه تهران، انجمن ایرانی روابط بین‌الملل و‌ کمیسیون حقوق بشر اسلامی شرکت کردم و‌ بعد از مدت‌ها استاد را از نزدیک دیدم و گوش به سخنان راهگشایش سپردم. اخیرا و حدود دو هفته قبل در جلسه شورای راهبردی سازمان اسناد و کتابخانه ملی هر دو مهمان سرکار خانم اشرف بروجردی بودیم و جویای حال استاد شدم. برای نخستین کنگره جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان که ۱۱خرداد برگزار شد، شخصا دعوتنامه را برایشان ارسال کردم که در پاسخ چند علامت تشکر فرستاده بودند و من بی‌خبر از وخامت حال استاد، گذاشته بودم همین روزها با ایشان تماس گرفته و بگویم چقدر جایشان در کنگره خالی بوده!، غافل از آنکه بقول قیصر؛ ای دریغ و حسرت همیشگی، ناگهان چقدر زود دیر می‌شود... حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است... روحش شاد و یاد و نامش جاودانه باد.» ]]> علوم‌انسانی Fri, 15 Jun 2018 18:06:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262177/استاد-بی-بدیل-جامعه-شناسی-ایران رنگ و بوی زندگی در بساط فروشندگان دوره گرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262170/رنگ-بوی-زندگی-بساط-فروشندگان-دوره-گرد حبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_نسیم خلیلی،پژوهشگر تاریخ: سال هزار و سیصد و یازده خورشیدی ا‌ست، روزنامه‌نگار غمگینی در خیابان‌های طهران قدم می‌زند و به بحران‌های زندگی اجتماعی می‌اندیشد، بحران‌هایی که پس از شکست جنبش مشروطه و کودتای اسفند سال 1299 خورشیدی هر روز بیشتر شده‌ و از زندگی سیاسی حاکمان به زیست اجتماعی مردم آمده‌اند و در این گیر و دار افکار پریشان، «تخمه‌فروشی نزدیک او مرتباً فریاد می‌زد: تخمه جاپونی سیری چهارشاهی و بستنی‌فروش [هم] بیخ گوشش داد می‌زد: هل و گلاب، سرشیر و قند، گز اصفهان داریم. [و] بچه‌های کوچکی هم سینی‌های گردو به دست گرفته از جلوی او عبور می‌کردند: گردو فالی دوشاهی.» روزنامه‌نگار که «محمد مسعود» و مدیر نشریه «مرد امروز» بود، در همان روزها‌ این نواها را که از خیابان‌های تهران می‌شنید ضبط می‌کرد تا در قصه اجتماعی و مستند خود «تفریحات شب» بگنجاند و تاریخ اجتماعی را بی‌صدای این دوره‌گردان و دستفروشان خوراکی‌های خیابانی- که سالیان سال بر سنگفرش خیابان‌ها و کنار رنج‌های روزنامه‌نگاران و روشنفکران کلافه از تاریخ، این‌گونه فریاد زندگی سرداده‌اند- ننوشته باشد، دوره گردانانی که همیشه برای مردم محبوب بوده‌اند چه وقتی خوراکی‌هایشان را بر طبق می‌نهادند و چه وقتی که برای عرضه آن به مردمی که در کوی و بازار قدم می‌زدند، چند دهنه مغازه باز می‌کردند. چنانکه روایت کرده‌اند مردم قدم زنان در میان محله‌های قدیمی، دروازه‌دولت و قلهک و تجریش، سراغ بستنی «محمد ریش» را می‌گرفته‌اند و آواز می‌خواندند که: «از این‌جا تا به قلهک تا به تجریش/نخوردی بستنی محمد ریش» و منظورشان بستنی‌های دست ساز مردی قوی هیکل و بلندبالا با محاسنی سیاه بوده‌ است که سه دهنه مغازه در تهران، دروازه دولت و قلهک و تجریش داشت و در آنها محبوب‌ترین بستنی زمانه خودش را که همان محمدریش باشد و از جمله بهترین خوراکی‌های خیابانی هم بوده‌ است، به دست مردم می‌داد.  این روایت را مرتضی احمدی در کتاب «من و زندگی» با لحنی سرشار از حسرت درباره گذشته پرهیاهوی تهران و خوراکی‌های خیابانی‌اش نقل می‌کند، درست بعد از آنکه از سقف‌های تیرچوبی زیرزمین‌های خنک خانه‌های باصفای کاهگلی گفت که از آنها هندوانه و خربزه و خوشه‌های انگور برای شبچره‌ها آویزان بود و زمستان‌هایی که روی کرسی گرم خانه، کاسه گندم و شاهدانه بوداده و انجیر خشکه و کتاب امیرارسلان بود. او نقل می‌کند که مردم چگونه در سرمای زمستان هم باز شادمانه خوراکی‌هایی جانبخش می‌خوردند که بهترینش همان برف‌شیره بود، یا همان‌جا زیر گرمای کرسی، سیب‌زمینی‌ها را با خلواره آتش زیر منقل برشته می‌کردند و به این ترتیب دیگر لازم نبود به پای بساط طواف‌هایی بروند که سر گذرها، باقالی و گلپر و لبوی سرخ می‌فروختند شاید از این‌رو که در خیابان‌های تاریک شهر اغلب امنیتی نبود و گاه حکومت‌نظامی‌های پی در پی اجازه نمی‌داد که مردم بی‌هراس در خیابان‌های برفی قدم بزنند و روزهای بعد از ماجرای کشف حجاب، که زنان خانوده‌های سنتی، روزهای متمادی از خانه به در نمی‌آمدند مبادا پاسبان‌ها چادر ازسرشان به زیر کشند. چنانکه پیداست قصه خوراکی‌های خیابانی در تاریخ اجتماعی بیش از هر چیز با تمی شادمانه همراه است، حسی خوب از زندگی در شهرهایی خالی از دود و دم و شاید بیش از هر چیز یادآور همین سه دهنه مغازه بستنی محمد‌ریش و شاگرد بزن‌بهادرو لوطی‌اش«اکبرمشدی» باشد یا شاید جغوربغوری‌هایی را به یاد بیاورد که سینی مملو از جگر سیاه و سفید و دل و قلوه و پیازداغشان را فارغ از بگیر و ببندهای سیاسی و بلبشوهای تاریخ، روی چهارپایه‌ای که زیرش چراغ پریموس روشن بود می‌نهادند و دردوری‌های گل‌سرخی به دست مردم می‌سپردند، یا بلال‌فروش‌ها که با عطر هوس‌انگیز ذرت کباب شده روی منقل‌شان، خوشی‌های زندگی را در میان رنج‌ها، فقر و فحشا و کودتا و جنگ‌های جهانی به یاد می‌آوردند و گاهی فراتر از این تنها شور و نشاط فراخوان طواف‌ها را تداعی می‌کند با آن چرخ‌ دستی‌های رنگارنگشان یا دوره‌گردهایی که جوزقند‌های آردی‌شان را حراج کرده‌اند، همان جوزقندهای خانگی خوش‌طعمی که «ابوالقاسم انجوی شیرازی» در کتاب «جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان» طرز تهیه‌اش را در نبود وسایل زندگی مدرن از جمله یخچال در میان مردم شرح می‌دهد، خوراکی‌هایی که گویی رنج‌های زندگی را از دوش مردمان برای لحظاتی برمی‌داشتند و گرمای خاطرات و طعم‌شان، در وقت تبعید هم کام زندانیان سیاسی رهاشده در جزیره‌ای دوردست را که پس از کودتای 28 مرداد 1332 در کنارهم به بحران‌های بزرگ سیاسی سرزمینشان می‌اندیشیدند، شیرین می‌کرد. چنانکه «کریم کشاورز» در کتاب خاطرات خود از این روزهای تبعید تحت عنوان «چهارده ماه در خارک» روایت می‌کند: «ساعت سه بعدازظهر و هوا بی‌اندازه داغ است و «جعفر صدای وطن» از بستنی توی خیابان شاه‌آباد که با کمپوت مخلوط می‌کنند و نامش مخلوط است یاد کرد» درست در اوج گرمای تبعیدگاه. اما این همه ماجرا نیست در میان خاطرات و قصه‌ها و ادبیات داستانی و سفرنامه‌ها - که اصیل‌ترین منابع تاریخ اجتماعی‌اند - داده‌های مربوط به خوراکی‌های خیابانی متنوع‌تر از اینها است و گاه در هم تنیده با بحران‌های اجتماعی بزرگ مثل قحطی‌ها، تبعیدها، فقرهای فراگیر. نمونه روشن این در‌هم‌تنیدگی را می‌توان در دکان‌های دمپختک در طهران قدیم و در هنگامه قحطی بزرگ جست‌و‌جو کرد، روایتی متفاوت و رنج‌آلود از یک خوراکی خیابانی غم‌انگیز که «جعفر شهری باف» در کتاب «شکرتلخ» به آن می‌پردازد: «حالا که سال قحطیه مردم خداشناس هر محله پولایی سر هم کرده اینجور جاها دمپختک می‌پزن به مردم بینوا میدن. اما افسوس که همین دمپختکای پر شن و آشغال و فضله موشم گیر مستحقش نمیاد و گیر یه مش لش لوش و گردن کلفت میفته» و کمی بعدتر به جنگ و دعوای بر سر همین دمپختک‌های خیابانی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «این هجومی بود که گرسنگان بر سر یک نفر که در پخت امروز نخستین دمپختک را به دست می‌آورد می‌برند به این شیوه که تا بادیه دمپختک را به دست او می‌نگرند که از منفذ دکان بیرون می‌کشد بر سر او ریخته در آن واحد محتویات ظرفش را به همان‌گونه که داغ داغ بخار از آن متصاعد بوده غارت کرده به گلوها می‌برند و طولی نمی‌کشد که او نیز به زیر دست و پای یغماگران می‌رود» و به این ترتیب به نظر می‌رسد می‌توان تصریح کرد که همان‌قدر که خوراکی‌های خیابانی نماد شادمانی زندگی بوده‌اند، گاه فقر و قحطی و جنگ و بی‌کفایتی و احتکار را فرا یاد می‌آورده‌اند و البته گرسنگی و بی‌خانمانی را چنانکه «جلال آل‌احمد» در قصه «جشن فرخنده» ازمجموعه «پنج‌داستان» روایت می‌کند که مشتری‌های آش‌فروش دوره‌گرد آخر بازارچه نه آدم‌های خوشحال و مرفه شهر که «بیشتر عمله‌ها بودند و کلاه نمدی‌هاشان زیر بغل‌هاشان بود.» مشابه همین منظره را در روایت «محمود دولت‌آبادی» از دستفروشان خوراکی‌های خیابانی در زابل هم می‌توان بازجست، او این روایت را در کتاب «دیدار بلوچ» نقل می‌کند و می‌نویسد: «مردم فقیر جلوی رویم کپه‌کپه روی زمین پهن شده‌اند و مشغول فروختن نان و‌آش هستند. فقیران از فقیران نان می‌خرند و از‌کاربرگشتگان کنار دیگچه پیرزن آش‌فروش می‌نشینند، نصفی نان و دو سه قران‌ آش می‌خرند و می‌خورند.» اما قصه جالب‌تری که دولت‌آبادی درباره خوراکی‌های خیابانی دارد به نوع خاصی از این خوراکی‌های محبوب در میان مردم سیستان بازمی‌گردد که چندان متعارف به نظر نمی‌رسد و آن چیزی است که دوره گرد این‌گونه توصیفش می‌کند: «آی زبان گنجشک آهای زبان گنجشک» راوی با شنیدن این فراخوان پیش می‌رود تا این خوراکی عجیب و محبوب را در طبق دوره‌گرد زابلی ببیند: «نگاه می‌کنم. تکه‌های گوشت مانده و کبودشده زیر پوشش صدها مگس، جا به جا میان طبق افتاده است یقین دارم که گوشت گوسفند نیست، باید گوشت گاو یا شتر باشد به گوشت شتر بیشتر می‌ماند.» اما همین روایت یادآور آب‌گنجشک‌هایی است که کریم کشاورز هنگام انتقال کامیون زندانیان سیاسی از طهران به خارک، در کازرون دیده و روایت کرده‌ است: «از ویژگی‌های کازرون وجود گنجشک زیاد است، اینجا گنجشک‌ها را می‌گیرند و آبگوشت یا آش‌گنجشک درست می‌کنند و در کوچه‌ها می‌فروشند و شعری هم می‌خوانند.» از این منظر شاید بتوان گفت خوراکی‌های خیابانی، گاه ویترین فرهنگ و علایق مردم هر اقلیم‌اند، چنانکه هنوز هم در برخی شهرهای گرمسیر، کباب گنجشک یکی از گزینه‌های منوهای رستوران‌هاست و صدای آب‌گنجشک‌فروش‌های دوره‌گرد کازرون قدیم را به یاد می‌آورد که پیدا نیست از سر فقر و نبود گوشت خوب یا علاقه‌ای بومی به پختن و فروختن گنجشک‌های جیک‌جیکوی شهر اقدام می‌کرده‌اند. منبع: روزنامه ایران ]]> علوم‌انسانی Fri, 15 Jun 2018 08:19:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262170/رنگ-بوی-زندگی-بساط-فروشندگان-دوره-گرد وزیر علوم درگذشت دکتر قانعی راد را تسلیت گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262167/وزیر-علوم-درگذشت-دکتر-قانعی-راد-تسلیت-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی وزارت علوم، در بخشی از پیام منصور غلامی آمده است: مرحوم دکتر قانعی راد مصداق حقیقی استادانی بود که به منزله یک جامعه شناس دردآشنا با درک رسالت اجتماعی خود توانست الگوی موثری از فرهیختگانی را عرضه کند که توانستند نقش جریان ساز خود را در انتشار آگاهی و بهره گیری از علم نافع ایفا کنند. در ادامه این پیام آمده است: او سرمایه گرانبهای دانایی خود را وقف توسعه فردی ننمود و خواه به عنوان رییس انجمن علمی جامعه شناسی ایران خواه عضو هیئت علمی برای اصلاح امور از هیچ کوششی دریغ نکرد. در خاتمه پیام وزیر علوم آمده است: این ضایعه را به جامعه علمی کشور، بازماندگان و همه دوستداران ایشان تسلیت عرض می کنم و از خداوند بزرگ در پایان ماه مبارک رمضان و روز عید سعید فطر برای آن درگذشته رحمت واسعه و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت دارم.   ]]> علوم‌انسانی Fri, 15 Jun 2018 07:21:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262167/وزیر-علوم-درگذشت-دکتر-قانعی-راد-تسلیت-گفت آموزش عالی باید پلی میان سیاست، دانشگاه و جامعه باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261569/آموزش-عالی-باید-پلی-میان-سیاست-دانشگاه-جامعه-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «شهروندی دانشگاهی در ایران» اثر سید محمود نجاتی، پژوهشگر میهمان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به همت انتشارات این پژوهشکده منتشر شد.  این کتاب با یک درآمد و یک مقدمه در 6 فصل به این شرح مرتب شده است:  شهروندی دانشگاهی: مروری نظری  و تجربی (فصل اول) ، نظام آموزش عالی بین المللی و مساله شهروندی دانشگاهی فرهنگی (فصل دوم )، شهروندی دانشگاهی مدنی (فصل سوم)، شهروندی دانشگاهی اجتماعی- رفاهی (فصل چهارم)،  شهروندی دانشگاهی اجتماعی- سیاسی (فصل پنجم) و نهایتا روایت تجربه زیسته دانشجویان از شهروندی های دانشگاهی (فصل ششم). در قسمت مقدمه کتاب نویسنده به درستی هم به ضرورت وجودی شهروندی دانشگاهی در جهان مدرن معاصر اشاره می‌کند و هم اهمیت پژوهش در باره شهروندی دانشگاهی در مطالعات دانشگاهی رایادآوری می نماید: «...اکنون جهان معاصر در مقام و موقعیتی قرار گرفته و ایستاده است که از زیست جهان آموزش عالی پیشرفته توقعاتی فراتر از آموزش‌های علم و تولید تکنولوژی وتربیت دانشمند- فن شناس- کارشناس دارد. یکی از این توقعات منطقی، تقاضا ازآموزش عالی برای پل زنی میان سیاست- دانشگاه - جامعه است تا بتوان انسان دانشگاهی دیگری نیز پروراند با خلق وخویی مدنی سیاسی. تعبیری که از این انسان دانشگاهی مدنی سیاسی می‌شود فی‌الواقع شهروند دانشگاهی است؛ و به تبع آن، پروژه‌ای یا پروسه‌ای هم که منجربه پروراندن این نوع سوژه دانشگاهی می‌شود شهروندی دانشگاهی محسوب شده است» (‌ص 11 کتاب).    نویسنده در مقدمه کتاب و در تعریف شهروندی دانشگاهی می‌آورد: «... شهروندی دانشگاهی ناظر به جریانی است اجتماعی فرهنگی با نتایج سیاسی که از خلال آن انسان دانشگاهی -  دانش‌جو و دانش آموخته و استاد- با هویتی دانشگاهی که عنوان متخصص خودآگاه وکارشناس ماهرآماده حل مساله را یدک می‌کشد می‌تواند به صورتی موضع‌مند، نقش مشارکتی، مدنی، سیاسی در جامعه دانشگاهی، ‌محلی، ‌ملی،‌ منطقه‌ای، ‌جهانی ایفا نماید»(ص 11 کتاب ). به گفته نجاتی حسینی، همچنین در مقدمه کتاب پژوهشگر بر لزوم شکل‌گیری / شکل دادن به  شهروندی دانشگاهی در دانشگاه به عنوان اجتماع میانین و پل میان سیاست – فرد دانشگاهی- جامعه  تاکید می‌کند: «...الزام به شکل‌گیری یا شکل دادن شهروندی دانشگاهی به این معنا، ‌می‌تواند ضرورت مواجهه دانشگاه و دانشگاهیان با چالش‌ها و بحران‌هایی باشدکه گریبان‌گیر شهروندی درهزاره سوم است. منظورچالش‌هایی است که خاستگاه آن هم مسایل فرهنگی شهروندی و هم مسایل اجتماعی شهروندی و هم مسایل حقوقی و مسایل اقتصادسیاسی شهروندی است، مانند کم‌رمقی، آگاهی شهروندی و کم‌اثری آموزش شهروندی. مسایل اجتماعی شهروندی نظیر تضعیف سرمایه اجتماعی، اعتماداجتماعی و تزلزل همبستگی اجتماعی. مسایل حقوقی سیاسی شهروندی، از قبیل عدم توازن در معادله حق-وظیفه شهروندی، کم رنگی عدالت حقوقی قانونی-قضایی، دست‌اندازی رسانه‌های نامستقل واحزاب سیاسی به جامعه مدنی وحوزه عمومی و نهایتا مسایل اقتصاد سیاسی شهروندی از جمله تبدیل شهروند به مصرف‌کننده و مشتری،‌ به محاق رفتن رفاه شهروندی و عدالت اجتماعی. باری، با توجه به این الزامات پر واضح است جامعه از آموزش عالی-دانشگاه به عنوان تنها نهاد صاحب صلاحیت و معتبر و موجه ازمنظر امر عمومی انتظار دارد، به خاطر پتانسیل‌های علمی، ‌کارشناسی فرهنگی و نقش تاریخی اجتماعی که در فرهیختگی جامعه دارد به نیابت از جامعه به کارزار چالش‌های بحرانی شهروندی برای حل مسایل ورود پیدا کند. می‌دانیم که این توقعات لاجرم می‌باید در پروسه و پروژه شهروندی دانشگاهی بروز و ظهور داشته باشد. این عرصه تنها فضایی است که در آن دانشگاهیان-دانش‌جو، دانش آموخته، مدرس- می‌توانند نقش متوقع تاریخی اجتماعی‌شان به عنوان عضو فعال مدنی و مشارکت‌گر جامعه-فراتر از نقش اجتماعی مشخص و رسمی دانشگاهی‌شان که در محدوده  کلاس درس و لابراتوار ایفا می‌شود- را محقق سازند» (‌ص 12 کتاب) وی در ادامه می‌نویسد: با این توصیف، نویسنده تصویری از هدف،‌ مساله اصلی پژوهش و نیز پرسش‌هایی که در این کتاب برای  آن‌ها پاسخ  تئوریک، تاریخی  و تجربی فراهم شده است ارائه می‌دهد: «... با توجه این که مساله ما شهروندی دانشگاهی به معنای اعم واخص آن است ‌و از آن‌جا که ماهیت این پژوهش با توجه به مطالبات و توقعات سازمانی کارفرما گره‌گشایی از مسایل مبتلا‌به آموزش عالی، به معنای اعم آن و دانشگاه،‌ مدرس، دانشجو، در معنای اخص آن، است.‌ لذا منطقی است که اهداف عملی پژوهش حاضر به همان راهی سوق داده شودکه متناسب با این خواست‌های سازمانی و حاکمیتی باشد. زین رو ما در پژوهش پیش‌روی به همین منوال عمل نموده‌ایم. از این حیث هدف ما در این پژوهش شناخت ماهیت شهروندی دانشگاهی  و توصیف چیستی ‌ اجتماعی فرهنگی شهروندی دانشگاهی در ایران و گونه‌شناسی آن به قصد  تبیین و تفسیر چرایی و چگونگی  یا سازوکار و پیامدهای  مواجهه شهروندی دانشگاهی با مسایل فرهنگی، اجتماعی،‌ سیاسی حقوقی، ‌اقتصاد سیاسی شهروندی در ایران معاصر است. به این امید که بتوان  راه‌نماهایی برای پیش برد بهینه شهروندی دانشگاهی در ایران نشان داد»(‌ص 13 کتاب). وی درباره پرسش‌های پژوهش نیز به این موارد اشاره کرده است: «...این پژوهش پرسش‌هایی را نیز مطرح می‌کند که منطقا با مساله و اهداف این پژوهش متناظرند: انواع اجتماعی فرهنگی شهروندی دانشگاهی در ایران چیست؟ سازوکار مواجهه شهروندی دانشگاهی با مسایل فرهنگی، اجتماعی،‌ سیاسی حقوقی، ‌اقتصاد سیاسی شهروندی در ایران معاصر چگونه صورت گرفته است؟ پیامدها، تبعات و نتایج مواجهه شهروندی دانشگاهی با مسایل فرهنگی، اجتماعی، ‌سیاسی حقوقی،‌ اقتصاد سیاسی شهروندی درایران معاصر چه بوده است ؟»(‌ص14 کتاب). نجاتی حسینی درباره  روش ترکیبی پژوهش که کتاب حاضر ثمره آن آست می‌گوید: «راهبرد روشی این پژوهش ‌به لحاظ مقتضیات مساله و هدف و پرسش‌های آن به نوعی یک روش ترکیبی است، مشتمل بر: مطالعه اسنادی، مصاحبه کیفی با دانشجویان و مدرسان درباره تجربه زیسته شهروندی سیاسی مدنی و ایستارها به مسایل شهروندی جامعه و تحلیل ثانویه ‌داده‌های پیمایش‌های ملی دانشجویی و یافته‌های پژوهش‌های موجود اعم از مقالات و گزارشات طرح‌های مطالعاتی و  مطالعه موردی دانشگاه است. جامعه آماری این پژوهش نیز دانشجویان  دانشگاه‌های دولتی شهر تهران هستند که در دسترس‌ترین  نمونه تیپیکال و نیز نمونه معرف بوده‌اند.» (‌ص 14 کتاب).   فصل اول کتاب با عنوان شهروندی دانشگاهی: مروری نظری  و تجربی، به صورتی سامان یافته و روشمند مرور ادبیات بومی و جهانی شهروندی دانشگاهی اعم از اسناد کارشناسی،‌ مقالات پژوهشی و  طرح‌های مطالعاتی صورت گرفته است و نتایج تحلیل مقایسه‌ای آن در قالب جداول 1 تا 4 نشان داده شده است. ضمن این که در این فصل دو سرفصل بدیع هم بحث شده است: تجربیات چند فرهنگی در مطالعه شهروندی دانشگاهی که حاوی  نتایج مطالعات موردی بیناقاره‌ای است و درقاب‌های 1 تا 7 ارائه شده است و نیز تجربیات سنجش چند فرهنگی وضعیت تجربی شهروندی دانشگاهی در سطح دانشگاه‌های جهان که  ماحصل مقایسه‌ای این‌ها نیز در جدول 6 کتاب نشان داده شده است. در فصل دوم (‌نظام آموزش عالی بین‌المللی و مساله شهروندی دانشگاهی فرهنگی) نیز علاوه بر موارد تئوریک به تجربه  شهروندی دانشگاهی محلی-جهانی و اتحادیه اروپا؛ شهروندی دانشگاهی بین‌المللی و دانشگاه‌های بیناقاره‌ای؛ چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی شهروندی دانشگاهی بین‌المللی؛ زیست جهان آسیایی وشهروندی‌های  دانشگاهی چند فرهنگی  بین‌المللی؛ زیست جهان ایرانی و شهروندی‌های دانشگاهی فرهنگی بین‌المللی و نیز به تجربه تاریخی دانشگاه بین‌المللی پهلوی شیراز و نیز جامعه المصطفی العالمیه که تجربه شهروندی حوزوی -فرهنگی بین‌المللی کنونی است پرداخته شده است . در فصل سوم (شهروندی دانشگاهی مدنی) به شهروندی مدنی CIVIC  CITIZENSHIP که ناظر به بعد مدنی شهروندی (حق‌های آزادی بیان، اندیشه و مذهب؛ برابری در برابر قانون، ‌برخورداری از حقوق طبیعی و حقوق بشر) در اجتماعات آکادمیکی و دانشگاهی ایران  است پرداخته شده است و با نگاه تاریخ اجتماعی اسناد کارشناسی،‌ مطالعات اسنادی و نیز تجربیات بومی وجهانی مرتبط با تجربه شهروندی دانشگاهی مدنی بحث شده اند. نویسنده در ابتدای فصل آورده است: «... مرور تجربیات مرتبط با تحقق شهروندی دانشگاهی، ‌کم‌ترین حسنی که دارد آن است که هم ما را با تخیل جامعه‌شناختی و واقعی از تحقق یک وضع نسبتاً شبه مطلوب ازشهروندی دانشگاهی فراهم می‌سازد و هم این که موجب می‌شود تا شناخت بهتر و بیشتری ازلحاظ سیاست‌پژوهی برای سیاست‌گذاری در زمینه تحقق شهروندی دانشجویان فراهم شود. حسن سوم، مرور تجربیات این است که به پژوهشگر اجتماعی این عرصه اجازه می‌دهد تا در تحلیل وضع موجود شهروندی دانشگاهی (‌که درفصل‌های بعد یافته‌های تجربی آن خواهدآمد) ارزیابی منطقی و واقعی‌تری از کاستی‌ها و فزونی‌های  این وضع ملی در نسبت با استاندارهای جهانی و منطقه‌ای آن داشته باشد» (‌ص 119 کتاب) در فصل چهارم (شهروندی  دانشگاهی اجتماعی-رفاهی) نیز که بعد استاندارد و متعارف دیگری از شهروندی است و  ذیل چتر رفاهی اجتماعی(‌برخورداری برابر و عادلانه شهروندان یک جامعه از به زیستی،‌ کیفیت مناسب زندگی، تامین اجتماعی، ‌بیمه سلامت،‌ بهداشت همگانی، ‌کار و مسکن، ‌درآمد مکفی  و...) قرار می‌گیرد در سطح اجتماعات دانشگاهی ایران مطالعه شده است و به صورت مقایسه‌ای نیز  وضع شهروندی رفاهی اجتماعی دانشجوی ایرانی با دانشجویان جهان درحد نمونه‌های معرف مورد نقد و بررسی آماری اجتماعی واقع شده است. نجاتی حسینی می‌نویسد: از حیث فنی ایده‌ها و تجربیات مزبور ذیل عنوان  تخصصی نظام حمایت‌های دانشجویی در دو سطح ایران و جهان بررسی شده‌اند. قاب‌های شماره 20 تا 23 کتاب حاوی این اطلاعات است. عناوین مرور شده در این فصل به خوبی محتوای تحلیل شهروندی دانشگاهی رفاهی اجتماعی در ایران را نشان می‌دهد. این‌ها عبارتند از «نظام حمایت‌های دانشجویی وشهروندی رفاه دانشگاهی؛ وضع نظام حمایت‌های دانشجویی درایران- مرتبط با شهروندی رفاه دانشجویی؛ نگرش دانشجویان به اقتصاد رفاهی زندگی دانشجویی(پیمایش ملی1395 )؛ ارزیابی دانشجویان از امکانات آموزشی رفاهی دانشگاه وتخصیص بودجه (‌1382 )؛ سیستم غیر دولتی نظام حمایت دانشجویی(دانشگاه آزاد اسلامی1393)؛ آثار وضع شهروندی رفاهی دانشجویی بر زندگی دانشجویان(گزارش ملی 1394)؛ اقتصادیات آموزش عالی وشهروندی رفاهی دانشجویی(گزارش ملی آموزش عالی1391)؛ دانشجویان و اهمیت اقتصادی دانشگاه». فصل پنجم (شهروندی دانشگاهی "اجتماعی- سیاسی") به بعد سوم شهروندی که شهروندی سیاسی(‌حق و وظیفه برابر و عادلانه مشارکت سیاسی در اجتماع، ‌حق و وظیفه قانونی عضویت درنهادها و تشکل ها و سازمان ها؛‌ حق و وظیفه اعتراض- مخالفت- انتقاد مدنی  از سیاست و...) دردانشگاه است تخصیص یافته است. از این حیث در این  فصل به تفصیل و مستند به تحلیل ثانویه و نیز مطالعات اسنادی که نویسنده انجام داده است، نگرش-گرایش دانشجویی به سیاست و مسایل حوزه عمومی؛ گرایش دانشجویی به عمل سیاسی و‌ جنبش دانشجویی؛ تشکل‌های دانشجویی و توپوس‌های شهروندی دانشگاهی سیاسی اجتماعی بحث و نقد شده است. در این فصل نیز ضمن پرداختن به مساله تشکل‌های دانشجوییو هم چنین مساله اعتراضات دانشجویی، نگرش سنجی از گرایشات سیاسی دانشجویان ایران به سیاست و نظام سیاسی ارائه شده است. ایده تئوریک فصل این است که شهروندی اجتماعی-سیاسی به صورت متعارف آن با چند پارامترتعبیر می شود: حس و عمل مشارکت در نهادها و ترتیبات اجتماعی‌، توان تمایل به حضور درحوزه عمومی و جامعه مدنی، حق عضویت در گروهه‌ها و اجتماعات سیاسی، ابراز حس تعلق اجتماعی به سازه‌های اجتماعی، حس ابرازاعتقاد- اعتراض- انتقاد- نارضایتی نسبت به روال زندگی جمعی و کارکرد و عملکرد سیستم مدیریت سیاسی جامعه و نهایتا ظرفیت فرهنگی کنش‌گران برای بازاندیشی و تصحیح روال زندگی اجتماعی سیاسی. و نهایتا در فصل ششم (روایت تجریه زیسته دانشجویان   از شهروندی‌های دانشگاهی) پژوهش‌گر با ارجاع به زیست جهان اجتماعی دانشجویان ایرانی تلاش نموده است تا  تصویری تجربی از نوع کیفی آن از نگرش-گرایش-منش-کنش شهروندی در دانشگاه ایرانی با استناد  به تجربه زیسته دانشجویان آزمودنی  (‌71 دانشجوی دخترو پسر در مقاطع و تحصیلی  لیسانس تا دکترا  ونیز در رشته‌های تحصیلی علوم انسانی، ‌تجربی و فنی مهندسی) فراهم آورد. کتاب «شهروندی دانشگاهی در ایران» اثر سید محمود نجاتی حسینی، به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم،‌ تحقیقات و فناوری در 296 صفحه به قیمت 15 هزار تومان و با شمارگان 1000 نسخه منتشر و روانه بازار نشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Fri, 15 Jun 2018 06:53:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261569/آموزش-عالی-باید-پلی-میان-سیاست-دانشگاه-جامعه-باشد سنت‌های بازمانده از اعیاد باستانی ایران در قرون نخستین اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262083/سنت-های-بازمانده-اعیاد-باستانی-ایران-قرون-نخستین-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «تاریخ مردم ایران(ایران قبل از اسلام)» بر اساس شاهنامه حکیم طوس، تاریخ قبل از اسلام ایران از دو قسمت تاریخ پهلوانی و تاریخ واقعی تشکیل شده است. لذا نویسنده تمام سعی خود را به کار برده تا تاریخ اساطیری را به تاریخ واقعی آن پیوند دهد و در این زمینه موفق عمل کرده است. نویسنده به صورت تحلیل با مسائل برخورد کرده است و این یکی از محاسن این اثر است که آن را از حالت وقایع‌نگاری درآورده است. جلد دوم این اثر، تاریخ ایران بعد از اسلام را مورد بحث و بررسی قرار داده است. فتح ایران توسط مسلمین، اشاراتی به عهد خلفای راشدین و بحث پیرامون امویان، عباسیان، سلسله‌های طاهریان، علویان طبرستان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلاجقه و... در کنار نهضت‌های شیعی، خارجی، مزدکی و... نیز کلیاتی راجع به فرق و مذاهب، تصوف، کلام، فلسفه و ادبیات فارسی و نیز اطلاعات جغرافیایی-تاریخی ایران در این مجلد تشریح و تحلیل شده است.   این کتاب در شش بخش تنظیم شده است. افق‌های تازه، کشمکش و رستاخیز، از نشابور تا غزنه، مرده ریگ بغداد، در کرانه‌های خزر و از اصفهان تا بغداد فصل‌های کتاب را تشکیل می‌دهد. پایان‌بخش کتاب نیز یادداشت‌ها و فهرست‌ها قرار دارد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «سقوط دولت دیرینه‌سال ساسانی که اردشیر بابکان آن را بنیاد نهاد و مرگ یزدگرد شهریار به پایانش آورد، در جریان استمرار حیات مردم ایران موجب وقفه‌ای نشد. به دنبال شکست قادسیه و نهاوند وقتی خشم و وحشت ناشی از هیجان عام مردم که برای آنها ورود یک سپاه فاتح در حکم اهانتی به غیرت و حیثیت همگان تلقی می‌شد فروکش کرد آیین فاتحان با آنکه به همراه سپاه مهاجم به کشور وارد می‌گشت برای بسیاری مردم تدریجا خوشایند و آسان‌پذیر شد و حتی در نزد برخی طبقات نیز همچون مژده رهایی به نظر آمد. رهایی از غلبه اهریمنی نجبا و اهل بیوتات که از عهد هرمزد خسرو رقابت‌های قدرت‌جویانه آن‌ها سراسر ایرانشهر را از تیسفون تا خراسان و از آذربادگان تا سیستان به دست هرج و مرج و ستیز و آشوب سپرده بود و پادشاهان را هم مثل شهروندان و روستائیان دستخوش نابکاری‌ها و بازیچه بدسگالی‌های خویش کرده بود، رهایی از قدرت خشونت‌آمیز «ملکان ملکا» که از روزگار «دش خوتائیه» اسکندر و پیش از آن هرگونه فکر روشنی را از افق فرهنگ عام رانده بود و آن‌گونه که عربی هوشمند از اردوی سعدبن ابی‌وقاص در درگاه رستم سردار یزدگرد گفته بود رهایی از سلطه فریب‌آمیز و جابرانه مغان و آتوربانان که آذر «مقدس خوانده» آتشگاه آن‌ها از عهد خسرو کواتان‌باز، همه چیز را از شهر تا روستا در کام سیری‌ناپذیر خویش اوبارده بود و جز خشم و آز و فریب و دروج چیزی برای مردم باقی نگذاشته بود. در بین سنت‌های بازمانده از عهد باستانی اعیاد باستانی هم مثل حماسه‌ها و اندرزنامه‌ها حیات خود را در دوران خلافت دمشق و بغداد به تلطیف تدریجی ذوق عربی که در اثر ارتباط با عناصر مختلف اقوام تابع حاصل شد مدیون بود. اعیاد عمده از جمله نوروز و مهرگان می‌شد که خلفا به خاطر دریافت هدایای معمول جز به ندرت برای لغو آن‌ها اصراری نکردند. حتی یک‌بار منع شدید خلیفه المعتضد در آن باب به‌سبب پافشاری عامه بی‌اثر هم ماند و خلیفه ناچار شد در باب اجرا‌ء آن دستوری بدهد. از سایر اعیاد جشن سده بود، با آتش‌افروزی شبانه و آداب خاص که در صد روزه یک زمستان پنج ماهه از گاه شماری باستانی ایران برپا می‌شد و طی سال‌ها فراموش نشد. از سایر مراسم جشن سوری که حتی در عهد سامانیان همچون یک رسم باستانی اجرا می‌شد و یک ‌بار هم آتش آن حریق شدیدی را در بخارا سبب گشت نیز باقی‌مانده‌ای از جشن‌های باستانی مربوط به آتش به نظر می‌رسید و مثل اکثر آن‌ها هیجان‌انگیز و مایه تفریح عام بود. رسم کوسه برنشستن هم در اول آذرماه قدیم که همچنان از عهد باستانی باقی مانده بود نوعی نمایش تفریحی بود، از نوع رسم میرنوروزی که در شعر حافظ هم بدان اشارت هست. قصه‌های عام‌پسند رزمی و بزمی مانند داستان بهرام چوبین و ویس و رامین و هزار افسان و کلیله و دمنه و سندبادنامه هم که تعدادی از نظایر آن‌ها در عهد قدرت خلفاء بغداد از پهلوی به عربی نقل شد. نمونه‌ای از این سنت‌ها بود که در فرهنگ عربی تاثیر کرد و در شعر و ادب زبان دری هم انعکاسی قابل ملاحظه یافت چنانکه تعدادی دیگر از این قصه‌ها که مربوط به پهلوانانی چون رستم و گرشاسب می‌شد از طریق مجموعه‌های خداینامه‌ها در افواه و اذهان باقی ماند و مجموع این سنت‌ها تجربه استمرار تاریخ را برای مردم ایران که سقوط تیسفون و نهاوند آن‌ها را از گذشته خویش جدا ساخته بود ممکن کرد. جلد دوم «تاریخ مردم ایران از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه» با شمارگان 1000 و دوره دو جلدی 90 هزار تومان از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد. ]]> علوم‌انسانی Fri, 15 Jun 2018 05:30:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262083/سنت-های-بازمانده-اعیاد-باستانی-ایران-قرون-نخستین-اسلامی مراسم تشييع محمدامين قانعي‌راد يكشنبه برگزار مي‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262166/مراسم-تشييع-محمدامين-قانعي-راد-يكشنبه-برگزار-مي-شود به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) مراسم تشييع پيكر محمد امين قانعي راد صبح روز يكشنبه ٢٧ خرداد ساعت ٩ صبح از جلوي انجمن جامعه شناسي ايران واقع در بزرگراه جلال آل احمد پل گيشا دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار مي‌شود. محمد امین قانعی راد متولد ۱۳۳۴ در تهران و دارای مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه تهران بود. «ساختار مدیریت نظام علمی کشور»، «نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه»، «ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظام‌های اجتماعی - اقتصادی در ایران»، «تبارشناسی عقلانیت مدرن» (قرائتی پست مدرن از اندیشهٔ دکتر علی شریعتی)، «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران» و... از جمله تالیفات مرحوم محمدامین قانعی‌راد هستند. استاد جامعه شناسی ساعاتي پيش پس از مبارزه طولاني با بيماري سرطان درگذشت. ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 20:32:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262166/مراسم-تشييع-محمدامين-قانعي-راد-يكشنبه-برگزار-مي-شود حسین سراج زاده درگذشت محمد امین قانعی راد را تسلیت کفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262165/حسین-سراج-زاده-درگذشت-محمد-امین-قانعی-راد-تسلیت-کفت به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) حسین سراج زاده رییس انجمن جامعه شناسی ایران طی پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت استاد محمد امین قانعی راد نوشت: «صبح چهارشنبه با هماهنگی با خانواده معزز قانعی راد به دیدار این دوست عزیز رفتم، همراه با همسرم و دکتر میرطاهر موسوی، تا قبل از سفری که داشتم از نزدیک از حال ایشان خبردارشوم و هم درباره همایش ملی آسیب های اجتماعی ایران، که هفته آینده ۳۰ و ۳۱ خرداد برگزار می شود، با او گفت‌وگو کنیم. پیشتر صحبت کرده بودیم که در این همایش سخنرانی داشته باشد.   در دو سال گذشته که با بیماری دست بگریبان بوده و مراحل مختلف درمان را می‌گذرانده، در مقابل درد و رنج های  ویژه این دوره، صلابت و استواری مثال زدنی داشت و روحیه عالی‌اش تسلیم جسم بیمارش نمی‌شد.    دیروز هم با آنکه انگار جسمش دیگر به دشواری با روح بزرگ این دانشی مرد متعهد همراهی می‌کرد، اما نشانه‌ای از ضعف در کلامش نبود. گفت: "خلق الانسان ضعیفا" و آشکارا اشاره‌اش به ضعف جسم نحیف از بیماری بود، چرا که با همه ناتوانی جسمی و درد ناشی از بیماری با هوشیاری و استواری سخن می‌گفت. این یادداشت را می‌نوشتم تا در آستانه عید سعید فطر از دوستان بخواهم تا برای سلامتی‌اش دعا کنند که خبردار شدم این روح بلند از قالب جسم ضعیف رها شد.   با چشمی اشکبار و اند‌وهی عمیق از دست دادن این دوست ارجمند و صمیمی را به همسر مهربان و بردبار، به فرزندان برومند و عزیزش، و به همه دوستان و همکاران و اجتماع علمی کشور و به خصوص جامعه شناسان و اعضای انجمن جامعه شناسی ایران تسلیت می‌گویم.   بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران  کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران هرکو شراب فرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران» در ادامه نيز پیام تسلیت انجمن جامعه شناسي ايران براي درگذشت استاد دکتر سید محمد قانعی راد آمده است: از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش با کمال تاسف خبردار شدیم استاد دکتر سید محمدامین قانعی راد، استاد برجسته جامعه شناسی و رئیس سابق انجمن جامعه شناسی ایران با جهان فانی وداع کرده است. اجتماع علمی کشور و جامعه شناسی ایران در این فقدان بزرگ عمیقاَ متأثر و ماتم زده‌اند. مصیبت از دست دادن این جامعه شناس فرهیخته و متعهد را به خانواده محترم قانعی راد، اجتماع علمی کشور، اعضای انجمن جامعه شناسی ایران، همه دوستان، همکاران و دانشجویان این استاد فقید تسلیت عرض می‌کنیم و از پروردگار مهربان برای روح بلندش آرامش و رحمت مسئلت داریم. روانش شاد و یاد و آرمان های بلندش ماندگار باد. هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران زمان برگزاری مراسم خاکسپاری و ترحیم متعاقباَ اطلاع رسانی خواهد شد.   ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 19:42:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262165/حسین-سراج-زاده-درگذشت-محمد-امین-قانعی-راد-تسلیت-کفت قانعی راد هیچ گاه جانب مردم را رها نکرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262164/قانعی-راد-هیچ-گاه-جانب-مردم-رها-نکرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، متن پیام دکتر بروجردی به این شرح است: خبر درگذشت استاد ارجمند و دانشمند فاضل دکتر سید محمد امین قانعی راد، جامعه‌شناس و روشنفکر شریف، آزاده و مستقل کشور،  سخت تکان دهنده و ناراحت کننده بود. قانعی‌راد در زمره آکادمیسین‌هایی بود که هرگز میان وظایف آکادمیک و تعهدات اجتماعی جدایی نیفکند و همواره تلاش کرد به طور همزمان در قامت یک چهره علمی و همچنین یک روشنفکر اجتماعی فعالیت کند. او در تمام طول دوره فعالیت علمی و اجتماعی خود، هیچ گاه جانب مردم و جامعه مدنی را رها نکرد، همواره به نقد ساختارهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی پرداخت و به خصوص در دوران سخت در مضیقه قرار گرفتن تشکل‌های مستقل علمی، نقشی بی بدیل در حفظ و اعتلای این تشکل‌ها ایفا نمود.  قانعی‌راد سال ها به عنوان عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و نیز عضو و رئیس انجمن جامعه شناسی ایران به توسعه و ترویج این علم در کشور کمک کرده بود و جدای از تالیفات متعدد در این حوزه به تربیت شاگردان و دانشجویان بسیاری همت گمارده بود که بی شک نامی نیک از او به یادگار خواهد ماند.  یکی از مهمترین ویژگیهای فعالیت های علمی این استاد بزرگ، نگاه جامع‌نگر و کلان او به عنوان یک جامعه شناس در ارتباط با توسعه و مدیریت بود. این مسئله را می‌توان در آثار به جا مانده از این استاد فاضل مانند«ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظام‌های اجتماعی - اقتصادی در ایران» و «نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه» به روشنی مشاهده کرد.  فقدان دکتر قانعی راد برای خانواده سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران غمی دوچندان به همراه داشت. این استاد به تازگی به عضویت شورای راهبردی این سازمان در آمده بود و مشاورت علمی این سازمان و مسئولیت اندیشگاه فرهنگی این نهاد ملی را بر عهده گرفته بود. چشم امید ما برای شکوفایی و تعالی این نهاد نوپا در سازمان اسناد و کتابخانه ملی به تدبیر این استاد فرزانه بود.  این ضایعه دردناک را به جامعه علمی و دانشگاهی کشور تسلیت گفته و برای خانواده آن عزیز از خداوند متعال صبر مسئلت می نمایم و امیدوارم صاحب ماه رمضان حافظ و حامی او باشد و آخرین افطار این ماه را میهمان سفره جدش امیرالمومنین علی (ع) باشد.  گفتنی است محمد امین قانعی راد امروز پنجشنبه 24خردادماه پس از یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفت.   ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 18:52:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262164/قانعی-راد-هیچ-گاه-جانب-مردم-رها-نکرد هجرت مردی که نگران ایران بود http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262163/هجرت-مردی-نگران-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ محمد فاضلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در کانال تلگرامی‌اش به مناسبت درگذشت محمدامین قانعی‌راد نوشت: «جامعه‌شناسی و اصحاب اندیشه اجتماعی در ایران امروز سوگ‌وار مردی شدند که سهمی به‌سزا در بالیدن جامعه‌شناسی ایران داشته است. محمدامین قانعی‌راد (1397-1334)، استاد جامعه‌شناسی و رئیس پیشین انجمن جامعه‌شناسی ایران، غروب پنج‌شنبه 24 خرداد 1397 ایران را به قصد دیار باقی وداع گفت. محمدامین قانعی‌راد را از ابتدای دهه 1389 می‌شناختم، بارها گفت‌وگو کرده بودیم و در چند مورد از نزدیک با هم کار کردیم. خودش مرا برای نقد کتاب «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران» دعوت کرد.    ایران را از عمق جان دوست داشت و دلش نگران حال و آینده ایران بود؛ و تا آخرین روزها که تن رنجور شده‌اش توان داشت برای ایران و مسائل مختلف‌اش فکر کرد، نوشت، مصاحبه کرد، کانال تلگرامی‌اش را به‌روز کرد. جامعه‌شناسی را فقط در دانشگاه و کلاس حبس نکرد، به عرصه عمومی کشاند، همان گونه که نام کانال تلگرام‌اش هم «جامعه‌شناسی حوزه عمومی» بود.     من افتخار داشتم از مهر 1393 در پروژه «باید درباره آب گفت‌وگو کنیم» همکارش باشم. جامعه‌شناس زمانه‌اش بود و دریافت که محیط‌زیست و آب مسأله بزرگ پیش روی ایران عزیزش است. انجمن جامعه‌شناسی ایران را در کنار مرکز بررسی‌های استراتژیک و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برای چهارده نشست «باید درباره آب گفت‌وگو کنیم» بسیج کرد. همان‌قدر با شور و تعهد وارد بحث محیط‌زیست و آب شده بود که به تخصص اصلی‌اش درباره جامعه‌شناسی علم می‌پرداخت؛ همان‌ قدر مؤثر که دو دوره از درخشان‌ترین دوران‌های انجمن جامعه‌شناسی ایران را مدیریت کرد.    یک سال اخیر جسم‌اش دیگر همراهی نمی‌کرد اما نگران ایران بود. آخرین بار در دی‌ماه 1396 در نشستی که برای تحلیل اعتراضات خیابانی توسط انجمن جامعه‌شناسی ایران و انجمن علوم سیاسی برگزار شد، قبل از من سخنرانی کرد (نفر اول سمت راست عکس زیر)، با همه وجود از نگرانی‌هایش برای ایران گفت و هشدار داد. بیمناک بود، از سرطانی که او را تضعیف می‌کرد گویی نمی‌هراسید، شجاعانه با تن نحیفش آمده بود تا از سرطان‌های خطرناک‌تری که بر جان ایران نشسته‌اند بگوید. سخنش که تمام شد، توان نداشت بالای صحنه بماند، آرام صندلی را ترک گفت و در بین حضار نشست. اما این شش ماه آخر هم دست از تلاش برنداشت، فعالانه اندیشید، نوشت، سخن گفت تا شاید گوش شنوایی پیدا شود.    کتاب‌های پرشمارش یادگارهای جاودانه اوست. یادگارهای مردی که هم اخلاق و اصول دانشگاه را درونی کرده بود، هم در دفاع از استقلال و آزادی دانشگاه نوشت، هم برای اعتلای علم کوشید، و هم مسئولیت اجتماعی دانشگاهی‌بودن را یک لحظه از یاد نبرد. تردید ندارم در حالی ایران را ترک گفته که از عمق جان نگران این آب و خاک بوده است. روحش شاد.     برخی از کتاب‌های تألیف‌شده توسط محمدامین قانعی‌راد: تعاملات و ارتباطات در جامعه علمی: بررسی موردی رشته علوم اجتماعی تبارشناسی عقلانیت مدرن، قرائتی پست مدرن از اندیشه شریعتی جامعه شناسی کنشگران علمی در ایران مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان ساختار مدیریت نظام علمی کشور نظام عملی کشور دربرنامه سوم توسعه شبکه سیاستی علم و فناوری: نظریه ها، تجربیات و مدل مفهومی پیمایش علم و جامعه: تجربه جهانی و اجرای نسخه ایرانی الگوی چهاروجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟ زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟ ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 18:51:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262163/هجرت-مردی-نگران-ایران سیاستگذاری‌های دولتی نهاد خانواده را در ایران تضعیف کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/251240/سیاستگذاری-های-دولتی-نهاد-خانواده-ایران-تضعیف-کرده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عبادتی: محمدامین قانعی‌راد، استاد جامعه‌شناسی که سال‌ها کوشید تا این علم را در ایران نهاد سازی کند، ساعاتی پیش پس از مبارزه طولانی با بیماری سرطان درگذشت. او تا همین روزهای آخر عمرش دست از تلاش برنداشت و کوشید تا با سخنرانی‌هایش در عرصه عمومی و رسانه‌ها گره‌ای از مشکلات این کشور را باز کند. آخرین گفت و گوی اختصاصی‌اش با خبرگزاری ایبنا درباره کتاب پرفروشش به اواخر سال گذشته برمی‌گردد. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ضمن ابراز تاسف از این ضایعه، درگذشت ایشان را به خانواده محترمشان و جامعه دانشگاهی کشور تسلیت می‌گوید. مشروح آخرین گفت‌وگوی تفصیلی ایشان را در ادامه می‌خوانید: کتاب «زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی» پژوهش تازه سیدمحمد‌امین قانعی‌راد، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور را نشر نقد فرهنگ چاپ کرده است. نویسنده در این پژوهش به نهاد خانواده در ایران و تغییرات ساختاری در آن پرداخته است. با استاد دانشگاه تهران درباره تازه‌ترین کتابش گفت‌وگو کردیم. سیدمحمد‌امین قانعی‌راد می‌گوید: «به نظر می‌رسد خانواده در ایران در وضعیت آشفته‌ای قرار دارد و کارکردهای آن به دلیل دخالت نهادهای بیرونی و به طور خاص سیاستگذاران و برنامه‌ریزان بخش عمومی به شدت تضعیف شده است، اما هنوز خانواده‌ وارد مرحله بحرانی نشده است و تا حدی توانایی باز تولید نمادین و انجام کارکردهای سه‌گانه خود را حفظ کرده است. تداوم وضعیت کنونی یا دخالت نهادهای بخش عمومی و گسترش روندهای مدیریت خانواده از بیرون با وابسته‌سازی فضای هنجاری این نهاد به قوانین، مقررات و عملکردهای دولتی بیش از پیش توانایی بازتولید نمادین را از خانواده می‌گیرد و امکان دارد که خانواده را وارد مرحله بحرانی و فروپاشی کند. گذر از سیاست‌های دولت‌گرا به طرف سیاست‌های جامعه‌گرا راهبرد کلی من برای آسیب‌هایی که خانواده ایرانی درگیر آن است.»   شما در کتاب‌تان از وضعیت کنونی خانواده‌ در ایران به عنوان «وضعیت متناقض» یاد می‌کنید، وضعیتی که حرکت جامعه ایرانی به سوی خانواده مدنی است؛ از سوی دیگر بر اساس گزار‌ها و آمار شاهد از هم‌گسیختگی نهاد خانواده در ایران هستیم؛ چرا و چگونه این وضعیت رخ داده است؟ بسیاری از افراد، تحلیل‌گران اجتماعی و محققان حوزه جامعه‌شناسی خانواده نشانه‌های متعددی را بیان کردند که نشان می‌دهد خانواده ایرانی دچار مشکل شده است. این محققان از علایمی چون گسست ارتباطی در خانواده‌ها، کاهش روابط، افزایش خشونت، کاهش انگیزه‌های ازدواج و افزایش طلاق نام بردند. این‌ها نشان می‌دهد خانواده ایرانی در وضعیت مناسبی نیست. با این وجود محققان موفق نشدند چارچوب مفهومی ارایه کنند تا براساس آن این پدیده اجتماعی را تبیین کنند و بتوان براساس آن راهبردهایی را ارایه کرد تا نهاد خانواده در ایران بازسازی شود. در چنین شرایطی مدام پرسیده می‌شود چرا جوان‌ها ازدواج نمی‌کنند؟ مردم هم از بیکاری، هزینه بالای ازدواج و چالش‌های دیگر می‌گویند. برای رفع این چالش‌ها تمهید‌هایی مانند، وام ازدواج، ساماندهی مهریه با تعیین سقف یک‌صد و ده سکه و... انجام شده است. برخی هم می‌گویند، ایمان مردم کم شده است و جوان‌ها متاثر از تهاجم فرهنگی تن به ازدواج نمی‌دهند و راه گذار از این وضعیت را آموزش و گسترش و تقویت ارزش‌های جامعه عنوان می‌کنند. من اما در این اثر تلاش کردم نشان دهم، این وضعیت متاثر از زوال پدرسالاری در ایران است. به اعتقاد من پدرسالاری نظام مراقبت و تصمیم‌گیری در خانواده بود و ریشه در خانواده گسترده داشت. به ‌تدریج با شکل‌گیری خانواده هسته‌ای، نوسازی اقتصادی و دموکراتیزه‌شدن جامعه و خانواده؛ این نظام مراقبت و تصمیم‌گیری فرسوده شده و دیگر کارآیی قبلی  را ندارد.   نظام پدرسالاری در گذشته مشروعیت و مقبولیت داشت و پدرسالاری مورد احترام بود و نظامش هم ستمگرانه نبود و مشروعیت داشت. بنابراین نظام خانواده طی تدبیر پدرسالار تداوم داشت و او تصمیم می‌گرفت چه کسی و چگونه ازدواج کند؟! او برای تحقق ازدواج جوان مصلحت‌های اقتصادی را هم در نظر می‌گرفت و برای خانواده تازه تاسیس امکاناتی در نظر می‌گرفت. همچنین پدرسالار منابع اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشت. پدرسالاری از نظر فرهنگی مشروع بود و از حیث اقتصادی توانایی حمایت از خانواده را داشت. با تغییر و تحول‌های اجتماعی نظام پدرسالاری دیگر قادر به کار کردن نیست بنابراین نظام جایگزینی می‌خواهد که شیوه‌های تصمیم‌گیری در خانواده و روابط‌ اعضای خانواده را بازتعریف کند. این نظام جدید باید شکل پیدا کند اما چون پدرسالاری دچار زوال شده چنین اتفاقی رخ نداده است.  همچنین من در کتابم بیان کردم اکنون خانواده مدنی در حال شکل‌گیری است و این خانواده می‌کوشد از طریق گفت‌وگو هنجارها را بسازد و شکل دهد. از سوی دیگر حتی هنجارهای گذشته را نیز به رسمیت بشناسد. به‌طور مثال برخی از هنجارها مانند مراقبت از سالمندان یا کودکان و نیز از خودگذشتگی اعضا نسبت به خانواده مانند گذشته وجود دارد.     شرایطی اجتماعی نشان می‌دهد خانواده مدنی در ایران کاملا محقق نشده است، چون اگر تعامل و گفت‌وگو بین اعضای خانواده وجود بود؛ این همه شاهد آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق و همسرآزاری و... در خانواده‌‌های ایرانی نبودیم. خانواده مدنی را نباید مطلق دید! ممکن است در خانواده ایرانی هر دو شکل این وضعیت وجود داشته باشد. خانواده‌ای ممکن است در برخی مواقع هنجارها را از طریق گفت‌وگو شکل دهد و در برخی موارد هم  گسستی شکل گیرد. مثلا اکثر خانواده‌ها تصمیم‌ ازدواج را به جوان‌ها واگذار کردند و اجازه می‌دهند تا خودشان در این‌باره تصمیم بگیرند. در این‌جا از طریق مکانیسم گفت‌وگو هنجاری ساخته شده و سرنوشت فرد به خودش واگذار می‌شود اما از سویی دیگر در فقدان پدرسالاری قلدری‌های جدیدی به وجود می‌آید، در فقدان پدرسالاری، قلدرهای دیگری سردرآورند که از آن جمله می‌توان به زن‌سالاری و فرزندسالاری اشاره کرد هرکدام از این‌ها می‌خواهند تصمیم‌گیرنده خانواده باشند. تحولات به‌گونه‌ای پیش رفته که از مردسالاری کاریکاتوری آفریده شده و جامعه با رفتارهای مردسالارانه حتی برخوردهای کمیک می‌کند. به نظر می‌آید این فرایندها تقویت خواهد شد و برنامه‌ریزی و راهبردها باید به گونه‌ای باشد که این موضوع را مدیریت کند.   این برنامه‌ریزی چگونه محقق می‌شود و چه راهبردهایی باید تعیین شود؟ یکی از نگرش‌های رایج اداری کردن نهاد خانواده بود. بر اساس این نگرش می‌خواستند با اتکاء بر سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های دیوان‌سالارانه به مقابله با مشکلات خانواده بروند. برای مثال «سند ساماندهی ازدواج» از لزوم «برقراری نظام مدیریت عالیه در حوزه ازدواج» سخن می‌گوید که این امر مدیریت ازدواج را از قلمروی فرهنگی و اجتماعی به قلمروی بخش عمومی منتقل می‌کند. مدیریت بخش عمومی نیز در پی تأثیرگذاری سریع بوده و لذا اغلب از عوامل و مشکلات بنیادین غفلت می‌ورزد. این رویکرد در زمینه ازدواج به پدیده‌ای انجامیده است که از آن به تعبیر «ازدواج‌سازی» یاد کرده‌اند. دخالت دستگاه دولتی در کارکردهای جامعه‌پذیری خانواده نیز در الزام دولت ـ در قانون تسهیل ازدواج ـ به ارائه طرح جامع آموزش و مشاوره قبل و بعد از ازدواج مشتمل بر برنامه‌های مشاوره برای همسریابی، تشکیل خانواده، آماده‌سازی زوج‌های جوان، آشنایی با حقوق خانوادگی و اخلاق همسرداری و آمادگی برای داشتن فرزند دیده می‌شود. این قانون حتی برای سازمان دادن به فعالیت‌های ازدواج از لزوم تشکیل کمیته‌های استانی سخن می‌گوید که این‌گونه اداری‌سازی، ساماندهی ازدواج را به یک وظیفه اداری تقلیل می‌دهد و نقش اجرایی و نظارتی فرهنگ و جامعه در این میان را نادیده می‌گیرد. با توجه به وجود مشکلات مالی و موانع اقتصادی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی کاهش ازدواج، پاره‌ای از قوانین و مقررات توسط بخش عمومی برای «مدیریت اقتصادی ازدواج» تدوین شده است. اقدامات دولتی با عناوینی مثل «ساماندهی مهریه» برای مدیریت مسائل مالی ازدواج، به‌طور همزمان نهاد ازدواج را کالایی و دیوانی می‌کند. این‌گونه از ساماندهی، به جای کنترل رشد مهریه آن را از یک ضمانت فرهنگی دارای دلالت‌های اقتصادی به مقوله‌ پولی صرف تبدیل می‌کند. تلاش‌های بخش عمومی برای گسترش ازدواج‌های گروهی و دانشجویی نیز با هدف فرهنگ‌سازی و به منظور افزایش ازدواج‌ها و کاهش سن ازدواج و هزینه‌های آن است. ازدواج دانشجویان گاه به تشکیل خانواده‌هایی می‌انجامد که با مشکلات زیادی مواجه هستند و باید بار سنگین دروس دانشگاهی را در کنار تعهدات خانوادگی، کار نیمه‌وقت و در مورد زنان خانه‌داری و گاه بچه‌داری به‌طور همزمان به پیش ببرند. این فشار و اضطراب‌های ناشی از آن در اغلب موارد منجر به افت تحصیلی می‌شود آموزش عالی به خانه بخت بدل می‌شود. نهاد خانواده براثر برخی از عوامل ناشی از دوران پیش از انقلاب و همچنین شرایط پسا انقلابی، دچار آسیب‌ها و وضعیت بی‌هنجاری شده است. پس از انقلاب اسلامی یک دیدگاه مداخله‌جویانه در بین تصمیم‌گیران بخش عمومی پیدا شده است که فراتر از تاثیرگذاری در فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی (نظام اجتماعی) به قلمروی زندگی روزمره (زیست جهان) نیز نفوذ کرده است. برمبنای این رویکرد و گاه با هدف آسیب‌زدایی و کمک به تحکیم و تقویت خانواده، سیاست‌هایی مطرح می‌شوند که در عمل به گسترش تسلط نظام اجتماعی بر زیست جهان خانواده می‌انجامند. آسیب‌شناسی خانواده در ایران ناشی از تلاش برای دیوانی کردن و قضایی کردن این نهاد اساسی اجتماعی است. خانواده به طور عادی باید بر مبنای طرح‌های تفسیری فرهنگی، روابط بین شخصیِ مبتنی بر نظم مشروع خانواده و توانایی تعامل اعضای خانواده شکل پیدا کند. عملا توسط نهادهای عمومی، سیاست‌گذاری و قضایی از عرصه زیست جهان به عرصه قوانین و مقررات صوری منتقل ‌شده است. این رسمی‌سازی و تلقی از نهاد خانواده به‌عنوان پاره‌ای از سیستم، به مجموعه‌ای از بحران‌ها و آشفتگی‌ها در زمینه‌های سه‌گانه بازتولید فرهنگی، همبستگی اجتماعی و جامعه‌پذیری خانواده می‌انجامد. از سوی دیگر خودمختاری نسبی خانواده در برابر دستگاه‌های اقتصادی، اجرایی، سیاسی ـ تبعیت می‌کند. تلاش برای نادیده گرفتن منطق اجتماعی و فرهنگی خانواده و جایگزینی منطق‌های دیوانی و اداری به جای آن، از طریق ایجاد واکنش‌ها و مقاومت‌های پیش‌بینی‌نشده، غیرتعمدی و اغلب نامرئی به افول بیشتر نهاد خانواده می‌انجامد. خانواده به‌عنوان بخشی از جهان حیاتی اجتماعی و فرهنگی اولاً کمتر از همه باید به فرآیندهای صوری و حقوقی سپرده شود. ثانیاً در موارد ضروری، برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری باید از چشم‌اندازهای درونی و مشارکت عرصه خصوصی و جامعه مدنی یاری گرفت و به عبارت دیگر در موارد اجتناب‌ناپذیر، فضایی کردن باید از طریق قانون‌گذاری دموکراتیک و مبتنی بر اصل ارتباطی صورت گیرد. ثالثاً و به ویژه با رعایت شرط پیشین باید سیاست‌ها و مقررات سنجیده‌ای را برای بهبود وضعیت خانواده در پیش گرفت که برای نهاد خانواده دارای عوارض جانبی نباشد. فرآیندهای بازتولید فرهنگی، پیوستگی اجتماعی و جامعه‌پذیری در خانواده باید در وهله اول از فضای هنجاری نهاد خانواده سرچشمه بگیرد و بنابراین دارای استقلال درونی باشند. خانواده نباید به‌عنوان رسانه‌ای در خدمت سایر نهادها تلقی شود و نباید از حیث اقتصادی و فرهنگی وضعیت وابستگی پیدا کند و به عنوان ضمائم نهادهای اقتصادی و سیاسی تلقی شود.   نقش زن در خانواده فعلی ایرانی به چه صورت تعریف می‌شود در حالی که پدیده زوال پدرسالاری رخ داده است؟ زوال پدرسالاری همراه با افزایش قدرت جوان‌ها و زن‌ها و قدرت تصمیم‌گیری‌ آنها در خانواده همراه بود. زوال پدرسالاری لزوما حاصل تلاش زن‌ها و جوان‌ها نبوده است و بلکه بیش‌تر جنبش‌های فمینیستی تلاش کردند نظام مردسالاری از بین برود. من معتقدم بخش اعظمی از کنشگری اجتماعی زن‌ها از سوی مردها تقویت شده است و در جامعه به زن‌ها نقش بیشتری داده شده است و بر همین اساس قدرت زن‌ها افزایش پیدا کرده است. امروز حتا سالمندان نیز مخالف فرایندهای گذشته هستند و با شرایط جدید همراهی می‌کنند و این‌گونه نیست که جلوی حمایت از زن‌ها را بگیرند حتی می‌توان گفت شرایط به گونه‌ای است که نمی‌توانند این اجازه را ندهند. ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 18:50:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/251240/سیاستگذاری-های-دولتی-نهاد-خانواده-ایران-تضعیف-کرده تو چقدر جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی را دوست داشتی و آن را برای ایران می‌خواستی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262161/چقدر-جامعه-شناسی-علوم-اجتماعی-دوست-داشتی-ایران-می-خواستی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سید محمدامین قانعی‌راد، استاد جامعه‌شناسی و عضو شورای علمی جایزه کتاب سال عصر امروز پنجشنبه 24خرداد درگذشت. قانعی‌راد که عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران بود، در پی وخامت حالش مدتی در بیمارستان کسری بستری بود که ساعتی قبل دار فانی را وداع گفت. نعمت‌الله فاضلی در کانال تلگرامی‌اش برای محمدامین قانعی‌راد نوشت: «محمدامین عزیز ما رفت اما درس‌ها و یادها و راه و سیره‌اش جاودانه می‌ماند... ما عهد می‌کنیم که در هر جا و هر لحظه به یاد آوریم که تو چقدر جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی را دوست داشتی، چقدر آن را برای ایران و مردم نازنینش می‌خواستی، و برای آبادی و آزادی ایران این دانش شریف را ضروری می‌دانستی.  محمدامین عزیزم ما تو را هرگز تنها نمی‌گذاریم و همواره از علم اجتماعی دفاع می‌کنیم.   محمدامین عزیزم قول می‌دهیم انجمن جامعه‌شناسی را که تو آن را قوام و دوام بخشیدی پاس بداریم و توسعه دهیم. محمدامین عزیزم همیشه شاگرد تو می‌مانیم و از شجاعت‌ها و فضیلت‌هایت در هر جا و هر زمان سخن‌ها خواهیم گفت. محمدامین عزیزم تو از پیش نرفته‌ای و نخواهی رفت...   در این دو سال اخیر که درگیر بیماری بود لحظه‌ای از پا ننشست. همیشه در همایش‌ها و شوراها و سخنرانی‌ها با هم بودیم. او چنان استوار سخن می‌گفت که هرگز نمیشد تصور کرد که بیمار است. او اسطوره‌ای بود و شد برای همه ما» ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 18:28:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262161/چقدر-جامعه-شناسی-علوم-اجتماعی-دوست-داشتی-ایران-می-خواستی محمدامین قانعی راد درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262160/محمدامین-قانعی-راد-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سید محمدامین قانعی‌راد استاد جامعه‌شناسی و عضو شورای علمی جایزه کتاب سال، شامگاه پنجشنبه 24خرداد درگذشت. قانعی‌راد که عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران بود، در پی وخامت حالش مدتی در بیمارستان کسری بستری بود که ساعتی قبل دار فانی را وداع گفت. سید محمد امین قانعی راد متولد ۱۳۳۴ در تهران و دارای مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه تهران بود. «ساختار مدیریت نظام علمی کشور»، «نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه»، «ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظام‌های اجتماعی - اقتصادی در ایران»، «تبارشناسی عقلانیت مدرن» (قرائتی پست مدرن از اندیشهٔ دکتر علی شریعتی)، «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران» و... از جمله تالیفات مرحوم محمدامین قانعی‌راد هستند. ]]> علوم‌انسانی Thu, 14 Jun 2018 17:31:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262160/محمدامین-قانعی-راد-درگذشت مهلت ارسال آثار به دهمین جشنواره بین‌المللی فارابی تمدید شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262152/مهلت-ارسال-آثار-دهمین-جشنواره-بین-المللی-فارابی-تمدید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از وزارت علوم، تمامی پژوهشگران حوزه علوم انسانی و اسلامی تا پایان روز پنج شنبه ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۷ فرصت دارند، آثار خود را که شامل گزارش نهایی پژوهش، پایان‌نامه و کتاب که در سه سال گذشته (از ابتدای فروردین ۱۳۹۴ تا پایان اسفند ۱۳۹۶) انجام شده است، در سایت این جشنواره ثبت کنند. بخش بین‌الملل جشنواره نیز آثار مربوط به حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را طبق اعلام قبلی تا پایان آگوست ۲۰۱۸ دریافت می‌کند. علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات تکمیلی می‌توانند به آدرس الکترونیکی www.farabiaward.ir مراجعه کنند. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 14 Jun 2018 06:12:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262152/مهلت-ارسال-آثار-دهمین-جشنواره-بین-المللی-فارابی-تمدید مصاحبه تاریخ شفاهی با احمد صدر حاج سید جوادی در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262130/مصاحبه-تاریخ-شفاهی-احمد-صدر-حاج-سید-جوادی-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «عدالت و سیاست؛ مصاحبه تاریخ شفاهی با احمد صدر حاج سید جوادی» عنوان نشست تخصصی سرای اهل قلم است که دوشنبه 28 خرداد در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. علی‌محمد طرفداری، غلامرضا عزیزی، کامران فانی و قربانعلی کناررودی در این نشست حضور دارند و به بحث و بررسی کتاب «عدالت و سیاست؛ مصاحبه تاریخ شفاهی با احمد صدر حاج سید جوادی» می‌‌پردازند. کتاب «عدالت و سیاست» برآمده از نه جلسه مصاحبه در سال‌های 1385 و 1386 با احمد صدر حاج سید جوادی است. با توجه به عمر طولانی و داشتن مشاغل دولتی و آشنایی نزدیک با بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و انقلابی و حضور در دو جریان نهضت مقاومت ملی و نهضت آزادی و ارتباط با دیگر جریانات سیاسی مذهبی مخالف رژیم پهلوی، خاطرات او را برای شناخت بهتر تاریخ انقلاب اسلامی ‌بسیار ارزشمند کرده است. حاج سید جوادی سرانجام پس از 96 سال زندگی، صبح روز یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ در بیمارستان آبان تهران درگذشت. شروع فعالیت سیاسی او از هنگام ورودش به تهران و آشنایی‌اش با آیت الله سید رضا زنجانی و در دوران نخست‌وزیری محمد مصدق بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد 1332 و سقوط دولت ملی مصدق و تشکیل نهضت مقاومت ملی ایران به رهبری سید رضا زنجانی به آن نهضت پیوست و به فعالیت مبارزاتی از قبیل حضور در اجتماعات و تظاهرات و اعتصابات و همکاری در نشر راه مصدق و تهیه متن‌های سیاسی با کمک برادرش علی اصغر سید جوادی پرداخت. این نشست دوشنبه 28 خرداد ساعت 17 تا 19 در سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است ]]> علوم‌انسانی Wed, 13 Jun 2018 11:38:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262130/مصاحبه-تاریخ-شفاهی-احمد-صدر-حاج-سید-جوادی-سرای-اهل-قلم چگونه نجات یافتگان می‌توانند به نیابت از غرق شدگان سخن بگویند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261532/چگونه-نجات-یافتگان-می-توانند-نیابت-غرق-شدگان-سخن-بگویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چاپ دوم کتاب «باقی‌مانده‌های آشویتس؛ شاهد و بایگانی» نوشته جورجو آگامبن با ترجمه مجتبا گل محمدی از سوی نشر بیدگل منتشر شد. جورجو آگامبن در کتاب «باقی‌مانده‌های آشویتس: شاهد و بایگانی ( یا از آشویتس چه می‌ماند)» پروژه هومو ساکر را ادامه می‌دهد، پروژه‌ای پژوهشی که او پیش از آن با کتاب درخشان «هومو ساکر: حیات برهنه و قدرت حاکم» آغاز کرده بود و سال‌های پس از آن را نیز درگیر نگارش و انتشار جلدهای پرشمار دیگر آن بود. آگامبن در این کتاب می‌کوشد معنا و امکان شهادت را روشن سازد. او در مقابل موضع «بیان‌پذیری» اردوگاه و سکوت درباره آشویتس، شروع به سخن گفتن می‌کند و به تاسی از پریمو لوی، پرسش از اقتدار شاهد را پیش می‌کشد؛ چگونه نجات یافتگان می‌توانند به نیابت از غرق شدگان سخن بگویند و به جای آنها شهادت دهند؟ چگونه آنان می‌توانند به تجربه‌ای گواهی دهند که خودشان نیز از سر نگذرانده‌اند؟ آگامبن ویران‌های اخلاقیات آشویتس را برای طرح نوعی اخلاق نوین شهادت جست‌وجو می‌کند. نتیجه این جست و جو کتابی است تحریک برانگیز درباره آشویتس که اندکی پس از انتشارش به زبان ایتالیایی، آغازگر بحث‌های دامنه‌داری شد. این کتاب در چهار فصل تدوین شده که عبارتند از شاهد، تسلیم شده، شرم یا درباره سوژه و بایگانی و شهادت. آگامبن در پیشگفتار این کتاب آورده است: «از دیدگاهی تاریخی، می‌دانیم که برای مثال، ریزترین جزئیات آخرین مرحله این انهدام چگونه اجرا می‌شدند. چگونه تبعیدشدگان به دست جوخه‌ای از هم‌بندهای خود به اتاق‌های گاز فرستاده می‌شدند. گروهی که رسیدگی می‌کردند که جسدها بیرون آورده و شسته شوند، موها و دندان‌های طلای آنها حفظ شوند، بدن‌هایشان سرانجام، در کوره‌های جسد سوزی قرار بگیرند. ما می‌توانیم یکایک این رویدادها را ذکر و وصف کنیم، اما وقتی می‌خواهیم آنها را به راستی بفهمیم، همگی به طرز نامعمول مبهم باقی می‌مانند. این مغایرت و دشواری، شاید هرگز سرراست‌تر از آنچه سلمان لیوتال گفته، وصف نشده باشد. او یکی از اعضای جوخه ویژه بود که شهادتش را در چند ورق کاغذ، زیر کوره جسدسوزی شماره سه دفن کرد که هفده سال پس از آزادسازی آشویتس کشف شدند. لیوتال به زبان ییدیش می‌نویسد:« درست همان‌طور که هیچ انسانی نمی‌تواند رویدادهای رخ داده در آنجا را تصور کند، اینکه کسی دقیقا بتواند بازگو کند که تجربه‌های ما چگونه روی دادند نیز همان قدر تصورناپذیر است... ما گروه کوچک آدم‌های بی‌نشان که کار چندانی بر دوش تاریخ‌دانان نخواهیم گذاشت.» شاهد بر این واقعیت گواهی می‌دهد که شهادت می‌تواند باشد چون یک عدم تقارن و تفکیک جدانشدنی بین امر ناانسانی و امر انسانی، موجود زنده و موجود سخنگو، تسلیم شده و بازمانده در میان است. شهادت تا انجا که ذاتی زبانی است، دقیقا تا آنجا که تنها به میانجی یک بالقوگی به روی دادن بالقوگی سخن گفتن شهادت می‌دهد، اقتدارش بر یک حقیقت تجربی استوار نیست یا بر سازگاری میان چیزی گفته شده و یک امر واقع یا میان حافظه و انچه روی داد، بلکه در عوض بر رابطه دیرین میان امر ناگفتنی و امر گفتنی استوار است، میان بیرون و درون زبان. چاپ دوم کتاب «باقی‌مانده‌های آشویتس» در شمارگان هزار نسخه، 190 صفحه و با قیمت بیست هزار تومان از سوی نشر بیدگل  منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 13 Jun 2018 09:05:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261532/چگونه-نجات-یافتگان-می-توانند-نیابت-غرق-شدگان-سخن-بگویند خاطرات مرحوم حجت‌الاسلام طباطبایی منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262114/خاطرات-مرحوم-حجت-الاسلام-طباطبایی-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) موسسه انتشارات عروج وابسته به موسسه تنطیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره)، مجموعه دو جلدی خاطرات مرحوم حجت‌الاسلام سید مهدی طباطبایی را با عنوان «اخلاق و مبارزه» منتشر می‎کند. این مجموعه توسط معاونت پژوهشی موسسه، تدوین و گردآوری شده است و در آن، مرحوم طباطبایی به زبان خود و با شیوه گفتاری مرسوم به خود به بازگویی خاطرات خود پرداخته است. جلد نخست از این کتاب به بازگویی خاطرات شخصی ایشان از زندگی و فعالیت سیاسی و اجتماعی تا سال 1357 اختصاص دارد و در جلد دوم نیز خاطرات ایشان از بهمن 57 تا انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 روایت شده است. این خاطرات به دلیل فعالیت‌های گسترده سیاسی و اجتماعی مرحوم طباطبایی به ویژه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و نیز در ایام حضور در مجلس هفتم و تصمیم‌گیری درباره هیات وزیران و برخی از حواشی دولت محمود احمدی‌نژاد بسیار خواندنی و قابل توجه است. این مجموعه خاطرات در سال‎های 88-1378 در محل منزل حجت‌الاسلام طباطبایی در تهران ثبت شده و طی سال‎های اخیر پس از بارها بازبینی، تکمیل و به تایید ایشان رسیده است. انتشارات عروج این مجموعه دو جلدی را در آستانه چهلمین روز درگذشت مرحوم طباطبایی به بازار عرضه و در مراسمی باشکوه با حضور شخصیت‎های فرهنگی و سیاسی از آن رونمایی خواهد کرد. ]]> علوم‌انسانی Wed, 13 Jun 2018 08:33:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262114/خاطرات-مرحوم-حجت-الاسلام-طباطبایی-منتشر-می-شود نکوداشت محمد رضوی استاد دانش سیاست برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262116/نکوداشت-محمد-رضوی-استاد-دانش-سیاست-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گروه علوم سیاسی خانه اندیشمندان علوم انسانی در همکاری با انجمن علوم سیاسی ایران و سایر نهادهای علمی مرتبط، به پاس سال‌ها تلاش علمی ارزنده و پرثمر محمد رضوی، مراسم نکوداشتی را از مقام علمی این معلم بزرگ و چهره پرآوازه عرصه دانش سیاست در ایران برگزار می‌کند. به همین مناسبت قرار است، کتاب ارج نامه این استاد فرهیخته نیز گردآوری و منتشر شود. درباره سید محمد رضوی سید محمد رضوی در سال 1310 در رفسنجان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش به پایان رساند و برای تکمیل تحصیلات متوسطه به کرمان رفت. دکتر رضوی اندکی پس از دریافت دیپلم دبیرستان، در سن هجده سالگی، پدرش را از دست داد و مادر ایشان مسوولیت امور خانواده را برعهده گرفت تا اینکه فرزندانش بدون هیچ گونه دغدغه ‏ای مجال ادامه تحصیل را داشته باشند. در این زمان، رضوی به تهران نقل مکان کرد تا تحصیلات مقطع کارشناسی را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در رشته حقوق به انجام برساند. وی در سال 1332 موفق به کسب مدرک کارشناسی شد.  رضوی همانند بسیاری از دوستان و هم کلاسی‌هایش از کودتای 1332 تأثیر پذیرفت که به نقطه عطفی در زندگی وی تبدیل شد. وی در این زمان به خاطر فعالیتهای دانشجویی علیه حکومت کودتا، برای مدت شش ماه به جزیره خارک تبعید شد و این دوره را در شرایطی دشوار گذراند. وی سرانجام از تبعید رهایی یافت و بی درنگ کشور را ترک کرد.       دکتر رضوی در سال 1332 در پاریس مستقر شد و نخستین سال اقامتش را به یادگیری زبان فرانسوی در موسسه اتحاد فرانسوی L'Alliance Française پرداخت و سپس به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری علوم سیاسی در موسسه مطالعات سیاسی پاریس Institut d'études politiques de Paris پرداخت. وی که به حوزه تاریخ اندیشه ‏های سیاسی علاقمند بود، توانست رضایت دانشمند سیاسی مشهور ژان ژاک شوالیه را جلب کند تا راهنمایی نگارش رساله‌‏اش را بپذیرد؛ رساله‌ای که کاوشی بود در اندیشه سیاسی محافظه‏ کاری در بریتانیا و به ویژه تأثیر ساموئل کولریج در این باره. رضوی در سال 1340 ازدواج کرد و سپس به همراه همسرش و برای استفاده از منابع غنی موجود در مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن رهسپار این شهر شد. دکتر رضوی در سال 1343 از رساله خود دفاع کرد، در همان سال به میهن بازگشت و به عنوان عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول به کار شد. وی در طول سال‌ها تدریس در دانشگاه تهران علاقه ‏ای به پذیرش مسوولیت‌های مدیریتی که مستلزم انتصابی سیاسی بود نداشت و تنها استثناء در این خصوص زمانی بود که برای مدتی کوتاه در سال 1357 به عنوان رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی انتخاب شد. محمد رضوی پس از حدود چهار دهه تدریس در دانشگاه تهران به افتخار بازنشستگی نائل آمد، اما پس از آن نیز به همکاری با گروه علوم سیاسی و راهنمایی رساله ‏های دانشجویان ادامه داد. ]]> علوم‌انسانی Wed, 13 Jun 2018 08:05:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262116/نکوداشت-محمد-رضوی-استاد-دانش-سیاست-برگزار-می-شود آیین بزرگداشت علمی و معرفتی حجت‌الاسلام احمدی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262095/آیین-بزرگداشت-علمی-معرفتی-حجت-الاسلام-احمدی-برگزار-می-شود ​به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و با همکاری نهادهای علمی و فرهنگی کشور آیین بزرگداشت علمی و معرفتی استاد احمد احمدی، عضو فقید شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیأت امناء این پژوهشگاه روز دوشنبه مورخ ۲۸ خردادماه جاری برگزار می‌شود. آیین بزرگداشت علمی و معرفتی استاد احمد احمدی روز دوشنبه مورخ ۲۸ خرداد ماه جاری راس ساعت 14 با سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، دکتر غلامعلی حداد عادل، دکتر غلامرضا اعوانی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، دکتر نجفقلی حبیبی، دکتر وحید احمدی و دیگر اساتید حوزه و دانشگاه در محل تالار علامه جعفری(ره) پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار خواهد شد. حجت الاسلام احمد احمدی در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ میلادی) در روستای کهکدان ملایر به دنیا آمد. او پس از فراگرفتن دروس مقدماتی به حوزه علمیه بروجرد رفت و به مدت ۵ سال دروس دینی را تا اواخر سطح ۲ فراگرفت. سپس به حوزه علمیه قم رفت و دروس تفسیر و فلسفه اسلامی را در سطوح عالی (اسفار و شفا) نزد علامه طباطبائی، درس فقه و اصول را نزد کسانی همچون امام خمینی (ره)، سیدحسین طباطبایی بروجردی، آیات عظام سلطانی، مشکینی، محقق داماد و نجفی مرعشی فرا گرفت و همزمان دکترای فلسفه غرب را از دانشگاه تهران اخذ کرد. احمدی از سال ۱۳۵۲ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب و فلسفه تطبیقی را در مقطع دکتری تدریس کرده‌ است. آیین بزرگداشت علمی و معرفتی حجت الاسلام و المسلمین استاد احمد احمدی عضو فقید شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیأت امناء این پژوهشگاه، روز دوشنبه مورخ ۲۸ خرداد ماه جاری راس ساعت 14 با حضور و سخنرانی اساتید حوزه و دانشگاه در تالار علامه جعفری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نشانی تهران، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، خیابان پژوهشگاه ۲، شماره ۲ برگزار خواهد شد. حضور علاقمندان در این بزرگداشت بلامانع است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 13 Jun 2018 07:08:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262095/آیین-بزرگداشت-علمی-معرفتی-حجت-الاسلام-احمدی-برگزار-می-شود فکوهی چیستی حرفه خود را در قلمرو عمومی می‌داند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261561/فکوهی-چیستی-حرفه-خود-قلمرو-عمومی-می-داند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهره روحی، پژوهشگر حوزه انسان‌شناسی: ناصر فکوهی، جامعه‌شناس و انسان‌شناس، از جمله معدود دانشگاهیان ایرانی است که در مقام دانشمند اجتماعی، واقف به چیستیِ حرفه خود در قلمرو عمومی است؛ به طوری که بازتاب آن‌ را می‌توان در حضور مداومش در عرصه روشنفکری و رسانه‌ای دید: جایی که کار خود را همواره در گِروی پرسش از موقعیت‌های مبهمِ اجتماعی و بررسی بحران‌هایی می‌بیند که در ایران و جهان می‌گذرد. پرداختن به معضلات ریز و درشتی که گاه از فرط نزدیکی و فشار حاکی از آسیب‌ها و خشونت‌های نهفته در آن، یا فرصت تأمل و بررسی‌ را از ما می‌گیرد و یا با قضاوت پیشاپیشیِ «یک بار برای همیشه»، با توجیه «پی‌آمد ساختارِ بد» به سرعت از مقابل‌شان می‌گذریم. به هرحال از بین موقعیت‌های فراوانی که فکوهی طی سال‌های اخیر، به واکاوی‌شان پرداخته، عرصه‌ی دانشگاه و دانشگاهیان و نیز موقعیت‌های دانشجویی و روشنفکری، از تداوم خاصی برخوردار بوده است که در سال گذشته (1396) در کتابی تحت عنوان «دانشگاهی که بود ...» به چاپ رسید و شامل مجموعه مقالات، و یادداشت‌های وی و همچنین نشست و گفتگوهایی است که با او در این باره در روزنامه‌های رسمی انجام گرفته است. برای ورود به بحث شاید خوب باشد از اینجا آغاز کنیم که از نظر فکوهی «علم»ی که رسانه‌ای نشود، اعتبار و تأثیرگذاری خود را از دست می‌دهد (ص 146). وی این سخن را در حالی می‌گوید که از دانشگاه‌های علوم اجتماعی و انسانیِ کشورمان، به عنوان «غایب‌های بزرگ مسائل انسانی و اجتماعیِ جامعه»، یاد می‌کند (ص 142). اما «غیبت»ی که فکوهی از آن یاد می‌کند، در واقع (چنانچه در بحث خواهیم دید) نشأت گرفته از رویکرد مدیریتیِ نظام دانشگاهی و ساختار بروکراتیک آن است. چنانچه علیرغم توجهی که به پیشینه‌ی یک قرنیِ ورود آموزش عالی به ایران و نیز سابقه هشتاد ساله تأسیس دانشگاه تهران (به مثابه دانشگاه مادر) دارد، همچنین در سطح جهانی، متوجه جمعیت نسبتاً بالای امروزِ دانش‌آموختگان و مشغول به تحصیل در دانشگاه‌های ایران است ـ حتی آن‌را با ترکیه به عنوان کشوری در حال توسعه می‌سنجد و ایران را در جایگاهی بالاتر می‌بیند ـ با این حال می‌نویسد: «با وجود این، اکثر قریب به اتفاق کنشگران آموزش عالی بر این نظر نیستند که «جماعت دانشگاهی» در مفهوم متعارف آن در ایران به وجود آمده است. بی‌شک ساختارهای دانشگاهی و فرایندهای دیوان‌سالارانه و علمی دانشگاهی به وجود آمده، توسعه یافته و حتی با موفقیت‌های چشمگیری نیز در سطح فردی یا جمعی روبه‌رو بوده‌اند، اما جای «جماعت دانشگاهی»، به ویژه در علوم انسانی و اجتماعی خالی است» (ص 61). بنابراین از نظر وی، «جماعتِ دانشگاهی» (و در بحث حاضر، به طور اخص جماعت دانشگاهیِ علوم انسانی و اجتماعی)، می‌بایست از ویژگی‌ای برخوردار باشد که ربطی به کمیّت و به اصطلاح اعداد و ارقام جداولِ سرشماری مراکز آماری ندارد. همانگونه که ربطی هم به «توسعه و یا موفقیت‌هایِ حاصل شده‌ی ساختار دانشگاهی و فرایندهای دیوان‌سالارانه و علمیِ دانشگاهی» ندارد؛ بنابراین چنین به نظر می‌رسد که در نظام دانشگاهی و آموزش عالی با رویکردی آگاهانه و عامدانه‌ای مواجه‌ایم که تمایلی به فرایند دخالت اجتماعی ندارد. چرا که با اتخاذ سیاست‌هایی که به سرمایه‌گذاری و رونق همین «بی‌ ربطی‌ها» منجر می‌شود، نه تنها علوم انسانی و اجتماعی را به منزله علومی صرفاً  با قابلیت‌های کمّی تقلیل می‌دهد، بلکه توسط همین اشکال کمّیِ وسعت یافته، چنان دیوانسالاریِ خود را ـ که در واقع با صورت‌های کمّیِ علوم انسانی و اجتماعی، خویشاوندی‌هایی دارد ـ وسعت می‌بخشد که امکان حضورِ نحوه باشندگیِ «جماعت دانشگاهی» را که در ماهیتِ کیّفی این علوم نهفته است، کمرنگ می‌سازد؛ یا شاید درست‌تر است بگوییم منتفی می‌سازد. احتمالا به همین دلیل است که جوّ غالب در جامعه‌ی دانشگاهیِ ایران، هنوز با پدیده‌ی اصلاحات در ارزش‌ها و مراتبِ منزلتی مواجه نشده است. منظور اصلاحاتی است که بتواند آن‌را از درون‌بودگی‌ِ اشرافی‌اش (که از سوی پیوندهای دیوان‌سالاری‌اش مایه می‌گیرد و تقویت می‌شود)  بیرون آورد و در جهت گشودگی به قلمرو روزمره قرار دهد تا از طریق دخالت‌هایش، تحرک و کنش‌گری اجتماعی را، جایگزین حضور اشراف منشانه‌ی مبتنی بر دیوانسالاری خود کند. حال آنکه نظام دانشگاهی فعلی با توجه به گرایشات «منزه طلبی‌»اش (احتمالاً به این دلیل که مبادا فرّه‌ی دانشمندی و فرهیختگی‌اش، آلوده به مسائل روزمره و به اصطلاح غیر آکادمی شود)، در قالبِ جامعه‌‌ی بسته‌ای عمل می‌کند که حتی به زبان و فرهنگی خاص دست یافته است. البته زبان و فرهنگی که به دلیل بسته بودنِ جامعه‌ای که بدان تعلق دارد، به شدت قدرت‌زده و سلسله مراتبی است.   فکوهی با وام گرفتن از نظریه بوردیو ـ آنجا که تصورِ توهم‌آمیزِ «خودانگیختگی» و یا ادعای «اجماعِ» دموکراتیک «زبان» را افشاء می‌سازد ـ و نیز در نظر داشتنِ سازوکارِ «قدرت‌زدگیِ دانش» از نظر فوکو، به قلمرو بسته‌ی دانشگاههای ایران و مناسبات زبانی و فرهنگیِ آنها می‌پردازد: «دانشگاه زبانی دارد که خاص خود آن است و بر اساس روابط گوناگون، کنشگرانی را که می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند یا از آن استفاده کنند، کنترل و محدود می‌کند. شیوه کار تا حد زیادی روشن است؛ برای اینکه فردی بتواند وارد نظام دانشگاهی شود و به ویژه در آن دوام بیاورد و در سلسله مراتب آن بالا برود، ابتدا باید بتواند زمینه زبان‌شناختی این ورود را برای خود فراهم کند و سپس فرایندهای ارتباطی خاص آن را به کنترل خود درآورد که اتفاقاً در هماهنگی و پیوستگیِ کاملی با نهادهای اندیشه و اندیشیدن آکادمیک قرار دارند. او باید بتواند کتاب‌های دانشگاهی را با ادبیات خاص آنها، واژگان غریبشان، ساختارهای دستوری و جمله‌های دانشگاهیِ آکنده از استعاره و استناد درک کند و سپس خود به حدی برسد که بتواند از این واژگان و ساختارها به صورتی «طبیعی» استفاده کند. به این ترتیب، یک مقاله دانشگاهی یا سخنرانی یا حتی تدریس معمولی یک استاد دانشگاه به نوعی روند انحصارـ طرد بر اساس دیدگاه فوکویی (فوکو، 1971: 23 ـ 10) تبدیل می‌شود که می‌تواند او را در سلسله مراتب بالا ببرد یا پایین بیاورد. اما آنچه بوردیو بر آن تأکید دارد، بُعد "غیر خودانگیخته" این فرایند است (بوردیو، 1388: 71). کنشگر اجتماعی، بر اساس موقعیتش به بخش‌های محدود یا خاصی از زبان ـ و نه به تمام آن ـ دسترسی دارد و می‌تواند در سازوکارهای خاصی، از این دسترسی حتی محدود استفاده کند؛ بنابراین، نابرابریِ زبانی، نه تنها بازتابی کاملاً روشن و دقیق از نابرابری اجتماعی است، بلکه از مهم‌ترین عوامل بازتولید این نابرابری نیز به شمار می‌آید ...» (صص 67، 68).   با توجه به تحلیل بالا، اگر بپذیریم که به دلیل شرایط نابرابری‌ِ برآمده از ساختارهای اجتماعی، حتی در کشورهای دموکراتیک و پیشرفته و توسعه یافته‌ی امروزی، چیزی به عنوان «برابریِ زبانی» (با توجه به تفسیرهای بوردیویی و فوکویی، بخوانیم قدرتِ توزیع شده و برابر برای همگان) وجود ندارد، آیا در این صورت می‌توان ادعا کرد که  نظام دانشگاهیِ ما (در ایران)، علیرغم تمامیِ عقب‌ماندگی‌های ساختاری، همان مشکلاتی را دارد که نظام دانشگاهیِ جوامع پیشرفته و مترقیِ غربی درگیرِ آنند!؟ به نظر می‌رسد پاسخ هم مثبت است و هم منفی؛ مثبت است زیرا از حیث تئوری، با توجه به نگرش‌های انتقادی و مارکسیستی، می‌توان گفت جایی که این نابرابری در قلمرو عمومی، صَرف‌ِ نظر از بازخوردهای برآمده از انحصارـ طرد، به منزله سرمایه فرهنگی و قابل مبادله با دیگر سرمایه‌هایی همچون اجتماعی، اقتصادی و نمادین ظاهر ‌‌شوند، در هر نوبت از مبادله و در هر شکلی از اشکالِ چند گانه‌‌ی سرمایه‌های مبادلاتی که ظاهر شوند، گردش سرمایه و تسلسل اجتماعیِ آن به جریان می‌افتد و بدین ترتیب کل ماهیت نابرابری،‌ بازتولید خواهد شد. این مسئله خود نیز برآمده از نحوه‌ی هستی طبقاتی و نیز عناصر دیالکتیکیِ نهفته در مناسبات اجتماعیِ مبادلاتِ است که اتفاق می‌افتد، بنابراین، آری، پاسخ مثبت است زیرا این خودِ ساز و کارِ ساختار اجتماعی و سیاسیِ مبتنی بر نابرابری قدرت (عدم توزیع قدرت) بین همگان است که در جوامع امروزی بسته به شرایطی که دارند یعنی در طیفی از عملکردها (با ابزارهای نرم و به ظاهر نامرئی، یا خشن، مستبد و علنی) مجموعه‌ی سرمایه‌ها را به مثابه مزیّت و امتیازی طبقاتی و منزلتی، در ساختار اجتماعی‌شان به صورت امری طبیعی و بدیهی، نهادینه می‌سازند و هر بار به نابرابری دامن می‌زنند...   اما در عین حال پاسخ منفی است، زیرا صِرف حضورِ بدیهی و رسمیِ دیدگاهها و نظریات انتقادی و روشنفکری در دانشگاههای غرب، خبر از اساتیدی می‌دهد که هم در دانشگاه حضوری فعال دارند و هم در قلمرو روزمره؛ جایی که هم می‌توانند مسائل اجتماعی روز جامعه خود را دنبال و بررسی کنند و هم در خصوص وقایع مهم جهانی نظریه پردازی کنند. به عنوان مثال در ایام انقلاب 57 ایران، با فوکویی مواجه می‌شویم که با وجودیکه استاد دانشگاه فرانسه است، در مقام خبرنگار وارد ایران می‌شود و با پیشینه دیدگاه فلسفی خود، به شناسایی وضعیتی می‌پردازد که در آن زمان بی‌نظیر جلوه می‌کرده است و بدین ترتیب به رسالت انتقادی‌اش، عمل می‌کند. در واقع او از جایگاه فلسفه پست‌مدرنش (بخوانیم مدرنیسم انتقادی)، مجذوب چیزی می‌شود که به نظرش مستقل و جدا از ساختارهای انقلابی مدرن می آمد؛ در آن ایام از نگاه وی این خصلتِ بی‌همتای ضدِ مدرنِ انقلاب ایران بود که او را حداقل در همان ابتدا ـ قبل از بحران‌های اجتماعیِ برخاسته از انقلاب فرهنگی ـ چنان شگفت‌زده می‌کند که ایران را به دلیل چهره‌ی خاصِ انقلابی‌اش «روح جهان بی‌روح» قلمداد می‌کند. منظور از اشاره به این مطلب فقط برای این است تا زمانی که فکوهی می‌گوید: «این تفکیک دانشگاهی/ غیر دانشگاهی؛ یا دانشگاهی / روشنفکر به گونه‌ای که در ایران مطرح می‌شود، اصولا یک اشتباه بی‌ربط است» (ص 285)، به چه معنایی است. این تفکیک اگر چه در غرب «اشتباهی بی‌ربط» به شمار می‌آید، اما در دانشگاه‌های ایران، فقدان اصلاحات انتقادیِ معطوف به دخالت اجتماعی در ساز و کارِ نظام دانشگاهی،‌ باعث شده است تا جایگاه رسمی، نگرشی منفی به حضور اساتید در قلمرو روشنفکری داشته باشد. چنانچه ترجیح می‌‌دهد اساتید در سمت و سوی بسته و «در خود» نظام دانشگاهی بمانند و قدمی از آن بیرون نگذارند؛ تا جایی که چه از حیث صورت و چه از حیث محتوا شکل و شمایلی دیوان‌سالارانه به خود بگیرند. (که به عنوان مثال حتی در سبک لباس پوشیدن نیز می‌توان تمایز با قلمرو روزمره را متوجه شد.) و از آنجا که بدین طریق بین قلمرو دانشگاه و فضای روشنفکری فاصله و شکاف به وجود می‌آورد، آن گروه از اساتیدی که مرز بین این دو حوزه را از میان برداشته‌اند و به دلیل الزامات اجتماعی‌ای که برای خود تعریف کرده‌اند، با علاقه در هر دو میدان فعالیت می‌کنند، متحمل فشار سنگینی می‌شوند. فکوهی در این‌باره می‌گوید: «نمونه‌هایی هستند که هم فعالیت بسیار گسترده‌ی دانشگاهی دارند و هم فعالیت گسترده روشنفکری، اما افرادی که در چنین موقعیتی قرار می‌گیرند، باید فشار وحشتناکی را از هر دو طرف هم از حوزه روشنفکری و هم از حوزه آکادمیک تحمل کنند. آکادمی اینها را نمی‌بخشد، بلکه متهم می‌کند به اینکه به نظام دانشگاهی پشت کرده و به سمت ژورنالیسم در حرکت هستند. کسی که به عنوان یک فرد دانشگاهی پذیرفته شده باشد، اگر در یک روزنامه بنویسد، حوزه آکادمیک او را نمی‌بخشد و این را یک نکته منفی در کارنامه‌اش تلقی می‌کنند. حوزه روشنفکری هم بر عکس، حرکت به سوی نظام دانشگاهی را به سختی تحمل می‌کند، زیرا عنوان می‌کند که کار شما آب در هاون کوبیدن است و شما در سیستمی در حال کار کردن هستید که به این سیستم امیدی نیست، چون سیستمی است نازا و سترون و نمی‌تواند کارایی و نوآوری داشته باشد؛ بنابراین در این سیستم ماندن جز اینکه به اعتبار شما ضربه بزند، اثری ندارد. من فکر می‌کنم مشکل ما تا حد زیادی به دلیل همین شکاف است» (ص308)    اما نیازهای فرهنگی جامعه ما ـ آنچه از سوی کنشگران در موقعیت‌های متفاوت انجام می‌گیرد و یا در فعالیت‌هایی متنوع مدنی‌ تقاضا می‌شود ـ  چنان به سطح بالایی از تنوع رسیده است که برنامه‌ریزی‌های معمول دولت توانایی شناخت و پاسخ‌دهی به آنها را ندارد. چرا که به سبب عملکردهای ایدئولوژی زده‌اش، به دیوان‌سالاری‌ای تکیه دارد که  چارچوبی مشخص و از پیش تعیین شده‌ی پروکراستی دارد؛ به بیانی ناگزیر است تا تمامیِ مسائل متنوع اجتماعیِ پیش رو در جامعه را (که فراتر از کلیه قوانین و مقررات دیوانی است)، چنان سر و ته بزند و تقلیل‌شان دهد تا راه‌حل‌هایی بدست آورد که همگی مطابق با میل و خواست اراده حاکمیت باشد (البته بر روی کاغذ و انبوهی از بخشنامه فاقد واقعیت عینی). و از قضا به همین دلیل است که نیاز و ضرورت حضور اساتید علوم انسانی و اجتماعی در قلمرو عمومی احساس می‌شود. از این بابت شاید بتوان گفت، این خودِ قلمرو عمومی است که آنها را برای شناسایی و تحلیل فرهنگِ در حال رشدی که ماهیت کاملاً متفاوت و ناهمخوانی با جهان دیوانی دارد، به سوی خود فرا می‌خواند؛  و در اینجاست که این متخصصانِ دانشگاهی، به عنوان التزام (تعهد اجتماعیِ از سر حرفه‌ی خویش)، بر شکافِ غیر موجهِ بین حوزه آکادمی و حوزه روشنفکری، غلبه می‌کنند و بنا به ضرورتِ وجودی خویش، علیرغم واکنش تند حوزه آکادمی، مرز غیر موجه را زیر پا می‌گذارند و با این گذر در بُعدی دیگر از ساحت وجود اجتماعی خویش (روشنفکر) در قلمرو عمومی حضور می‌یابند. رخدادی که خبر از تغییری امیدوار کننده می‌دهد. همان چیزی که به آن می‌توان جریانی اصلاحی در نظام دانشگاهی گفت. و نکته مهم اینکه فعالیت‌های مدنی سال‌های اخیرِ این گروه از اساتید (علیرغم مشکلاتی که می‌تواند برایشان در حوزه آکادمی ایجاد کند)، دستاوردهای موفقیت آمیز این جریان اصلاحی را نشان می‌دهد. باری، فکوهی در خصوص فرایندی که موجبات این تغییر را در علوم اجتماعی به وجود آورده می‌نویسد: «در علوم اجتماعی و انسانی، هنوز تصویر مهجور و قرن نوزدهمی «دانشمندی که سرش را پایین انداخته و دارد کار خودش را می‌کند» غالب است، در حالی که جامعه‌ای که اندیشمندان اجتماعی‌اش قرار باشد «سرشان را پایین بیندازند و کار خودشان را بکنند» سال‌هاست نه در این کشور و نه در هیچ جای جهان وجود ندارد و هیچ موسسه خصوصی و دولتی‌ای که بر اساس عقلانیت و محاسبه رابطه هزینه و فایده شکل گرفته باشد، حاضر نیست برای چنین «دانش» بی‌فایده‌ای کوچکترین هزینه‌ای بپردازد. بگذریم که وجود چنین دانشی در عرصه علوم اجتماعی اصولاً یک افسانه بوده است؛ بیش از صد سال پیش اندیشمندانی چون کارل مارکس، امیل دورکیم، مارس موس، گئورگ زیمل، ماکس وبر و... که بنیان گذاران علوم اجتماعی به شمار می‌آیند، با کنش و رفتار روزمره خود نشان دادند که علم اجتماعی‌ای که از طریق دخالت در مسائل اجتماعی، خود را درگیر یافتن راه حل برای آنها نکند، نه ارزشی دارد و نه عمری که بتواند بر روی آن برای آینده‌اش حساب کند» (ص 293).  بنابراین اکنون می‌توان گفت، از آنجا که جامعه امروز ایران، مطالبات فرهنگیِ بالاتر از چیزی دارد که حاکمیت فرهنگی ایدئولوژی‌زده به آن رسمیت بخشیده، مرزبندیِ ستیزه جویانه بین حوزه آکادمی و حوزه روشنفکری، فقط می‌تواند آسیب و تخریبی باشد در مدنیّت چنین جامعه‌ای. از اینرو امری است اساساً غیر موجه؛ این وضعیت نابسامان اجتماعی، قبل از هر چیز به لحاظ هستی‌شناسی، خبر از مشکلات تفهیمی ـ ساختاریِ نظام دانشگاهی‌ می‌دهد. به بیانی تفسیر و درکی که این نظام از خود دارد، کاملا انتزاعی، غیر عینی و فاقد هرگونه اساسی رابطه‌مند با قلمرو روزمره است. چرا که اگر قلمرو روزمره را بنیادی‌ترین جایگاه اجتماعی در هر جامعه‌ای بدانیم، نحوه و سبک هستی‌ای که نظام دانشگاهی جامعه ایران برای خود در پیش گرفته، ضد بنیانِ طبیعت اجتماعی‌اش است؛ چیزی شبیه به جزیره‌ای که به دلیل در خود ماندگی‌اش در خود موجودات ماقبل تاریخ بپروراند. باری، نحوه زیستِ غیر اجتماعی‌اش (اجتماعی در مفهوم رابطه‌مندی با دیگریِ متفاوت و جدا از خود)، از سر توهم، به گونه‌ای است که گویی می‌تواند مستقل از «دیگری» که همانا کنشِ جهانی در قلمرو روزمره و مسائل متعلق به جامعه خود و دیگر کشورهاست زندگی کند؛ حال آنکه اگر به یاد آوریم که هستیِ نظام دانشگاهی (در هر کشوری که باشد) به لحاظ اجتماعی، متصل به قلمرو روزمره و شبکه‌های موجود در آن است، این مسئله را هم به یادمان می‌آورد که با حذف عناصر و ابزار کنش‌گریِ ذاتاً اجتماعیِ آن که از «رابطه‌مندی» نشأت می‌گیرند، تمامی توانایی و خلاقیت آن از کار می‌افتد. به عنوان مثال با توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی هزاره سوم، می‌توان از کلیه امکانات رسانه‌ای، در اشکال مختلف و مطابق با استانداردهای زمانه نام برد که به‌مثابه امکاناتِ ارتباطی، به رشد و شکوفایی هستیِ خلاق یاری می‌رسانند. حال آنکه دیوان سالاری حاکم بر نظام دانشگاهیِ ایران، (حال به هر دلیل ایدئولوژی یا امنیتی و یا... که باشد)، برخلاف قانون طبیعت عمل می‌کند. چرا که اصل رابطه‌مندی، اصل هستی‌شناسانه‌ای است که بر کل نظام هستی حاکم است. آنجا که فکوهی از عدم حضور «جماعت دانشگاهی» سخن به میان ‌آورد، این سخن می‌تواند نمونه مثالیِ بحث حاضر نیز باشد. فقدانی که حاصل قطع و یا اختلال در امکانات اتصالیِ «ارتباط دانشگاه با بیرون از خود» است؛ چه در موقعیت‌های جهانی باشد و چه در موقعیت‌‌‌های داخلی؛ در هر دو صورت به وضعیت‌های منفلانه‌ای منتهی می‌شود که بیانگر شکست زندگی جزیره وار دانشگاه و دانشگاهیانِ محبوس در دیوان‌سالاری است.  خوب است این نکته را هم به یاد آوریم زمانی که بخشی از سازمان اجتماعی بیمار و بحران زده باشد، به دلیل اصل «رابطه‌مندیِ وجود»، این بیماری خواه ناخواه، به بیرون از خود منتقل و در شکلی وارونه نیز منعکس می‌شود. به این معنا که خود به تولید عناصر آسیب‌زای دیگری «در ـ بیرون از قلمرو خود» دامن می‌زند. به بیانی دقیق‌تر، از لحظه‌ای که دیوان سالاریِ نظام دانشگاهی، جهت حفاظت از اقتداری که از سوی حاکمیت به آن واگذار شده است (در نتیجه آنرا نمایندگی می‌کند)، به این تصور اشتباه دست یابد که با محبوس داشتن علوم اجتماعی و انسانی در چارچوب‌های خود، می‌تواتد مجراهای ارتباطی آن را با قلمرو روزمره و مسائل و معضلات ریز و درشت آن ببندد، از همان لحظه فرایند بیمارگونه دیگری در قلمرو روزمره شکل می‌گیرد که ناشی از قطع ارتباط با حوزه آکادمی است و به لحاظ هستی‌شناسی از اصل رابطه‌مندیِ وجود در جهان، پیروی می‌کند. اکنون این حوزه روشنفکری است که به آن بیماریِ «اشراف منشیِ» جزیره وار دچار می‌گردد. در اینباره فکوهی می‌گوید: «در کشور ما وقتی از متفکرانی همچون فوکو، بارت، دریدا، بوردیو، بودریار، و ... صحبت می‌شود، گمان می‌شود که اینها جزء نخبگان روشنفکرِ غیر دانشگاهی بوده‌اند، در حالی که همه این افرادِ برجسته و بسیاری از افراد دیگری که در ایران به آنها روشنفکر می‌گویند، در کشورهای دارای سنت روشنفکری، دانشگاهیانی بوده‌اند، تدریس می‌کرده‌اند، دانشجویان و گروه‌های کاری داشته‌اند و ...، اما در ایران چون «نخبگان» غیردانشگاهیِ ما می‌خواهند خود را با آنها مقایسه کنند، دوست دارند که این جنبه کار آنها را به «فراموشی» بسپارند؛ در حالی که اگر این افراد مطرح بوده‌اند به دلیل آن است که سخت‌گیری و روش علمی دانشگاهی را با دخالت اجتماعی و دغدغه‌های حضور در زمانه خود ترکیب کرده‌اند، نه اینکه چون دانشگاه به آنها توجه نکرده است، به سراغ مردم رفته‌اند. البته در موارد زیادی نیز با نخبگانی رو به ‌روییم که به خواست خودشان کمتر در دانشگاه حضور فیزیکی داشته‌‌اند، مثلاً چهره‌هایی چون ژان پل سارتر یا گی‌دوبور، اما این به آن معنا نیست که در اروپا یا آمریکا می‌توان نداشتن تحصیلات و نبودن در دانشگاه را یک افتخار دانست. بوردیو در کتاب «انسان دانشگاهی» خود به خوبی هر دو سوی ماجرا را نشان می‌دهد. روشنفکر بودن به میزان تعهد به دخالت اجتماعی مربوط می‌شود و نه میزان سواد علمی یک فرد یا عدم حضورش در دانشگاه، از اینرو با شناخت دراز مدتی که از نظام دانشگاهی ایران دارم، می‌توانم اطمینان بدهم که اصلاح این نظام توسط کسانی که درونش جای ندارند، غیر ممکن است؛ معنای این حرف آن نیست که کسانی که درون این نظام هستند، می‌توانند به سادگی آن را تغییر دهند، اما به هرحال شانس بیشتری دارند که با کمک همه کسانی که دارای دانش و قابلیت هستند و چه در داخل، و چه در خارج دانشگاه امروز مشغول به کارند، این نظام را به سوی بهتر شدن ببرند (...) نگاه همواره تحقیرآمیز روشنفکرانِ غیر دانشگاهی به دانشگاهیان، بازتاب‌دهنده نگاه تحقیرآمیز دانشگاهیان به آنها است. در این میان آنچه قربانی می‌شود دانش و دغدغه مشارکت در گفت‌وگو و بالا بردن خود در درک و تحلیل مسائل است و آنچه غالب می‌شود، برخوردهای شخصی و سنت‌های سخیف افرادی است که بویی از فرهنگ نبرده که به مرور تبدیل به روش‌های رایج برای همه می‌شود» (صص285، 286). اما فکوهی با توجه به نیازها و به طور کلی آنچه در جامعه امروز ایران می‌گذرد، با مبنی قرار دادن رشد دانش و فرهنگ، فقط به آشکار کردن مشکلات نمی‌پردازد، بلکه در جستجوی راه حل‌هایی است که انجام شدنی باشند. به عنوان مثال  پیشنهاداتی هم برای آنهایی دارد که در حوزه آکادمی مشغول به کارند و هم برای گروه دیگری که وی به آنها «خودساخته» می‌گوید. به اصطلاح آکادمی، «غیر متخصصانی» که به صورت «پیرا آکادمی»، خارج از حوزه آکادمی به سر می‌برند. به نوبه‌ی خود از قابلیت‌هایی برخوردارند. خوب است بدانیم که فکوهی این گروه را حاصل نبودِ برنامه در جامعه‌ای پویا می‌داند. گروهی که بیانگر نیازهای بسیار بالا در کسب سرمایه‌های فرهنگی‌اند و البته به حال خود رها شده‌اند (ص 143).  به هر حال وی در پیشنهادی که به هر دو گروه دارد، می‌نویسد: «از یک سو نیاز ما به نظام‌های دانشگاهی و بسیار تخصصی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی دست کم تا چندین دهه بسیار بالا خواهد بود، ولی این نهادها باید اصلاح شوند و از ساختار امروزیِ خود که متعلق به یک قرن پیش است، مدرک‌گرایی، کمی‌گرایی، نگاه کردن به دست بیگانگان به عنوان تنها نسخه قابل اجراء و فرو رفتن در برج عاج اشرافیتیِ خود ساخته بیرون بیایند و این متخصصان درک کنند که اگر حضوری اجتماعی نداشته باشند و تحلیل‌های خود در مورد مسائل اجتماعی را به صورت عمومی به گوش مردم و مسئولان نرسانند، اگر سطح فرهنگ خود را بالا نبرند و اگر تنها به فکر ارضای نیازهای سطحی و صنفی گفتمان دانشگاهی در شکل و شمایل یک قرن پیش باشند، نباید تعجب کنند که چرا اعتبار عمومی خود را روز به روز از دست می‌دهند و دانشجویان و همه علاقه مندان ترجیح می‌دهند به سوی روشنفکرانی هر چند «غیرمتخصص» و «خودساخته» بروند و از جیب خود پول بدهند و بیاموزند و از کلاس‌های نه چندان پربار آنها بگریزند.   از سوی دیگر، باید مسئولان و کنشگران موسسه‌های پیرا دانشگاهی را نیز قانع کرد که تمایل به ایجاد دانشگاه‌ها و نظام‌های آموزشی و پژوهشیِ موازی که قصد انجام دادن همان کار نظام‌های دانشگاهی را داشته باشند، آب در هاون کوبیدن است و اگر واقعا به رسالت ترویج علم و پیشبرد شناخت در جامعه علاقه‌مند هستند، باید از خودنمایی‌های نوکیسگی فرهنگی و مدپرستی‌های سطحی بیرون بیایند. درواقع آنچه در عمل و بیش از هر چیز در کار این موسسه‌ها می‌بینیم، گرایش‌های بسیار شدید آنها به حرکت به سوی نوعی روشنفکر گرایی صوری است. نگاهی به برنامه‌های این موسسه‌ها در قالب درس‌گفتارهای «تخصصی» و سخنرانی‌ها نشان می‌دهد که موضوع‌ها نه تنها بسیار غریب و بی‌ارتباط با مسائل ایران و حتی جهان در عالم علم و مباحث حتی نظری جدی هستند و در نوعی فضای اثیری مدعی «نظری» و «فوق نخبه» سیر می‌کنند ...» (صص 144، 145). باری، کتاب «دانشگاهی که بود...»، مجموعه تصاویر زنده‌ای است از آنچه که امروز هستیم. «ما»یی که مخاطب فکوهی بوده‌ایم. چه بسیار مواردی که در آن خود را در موقعیتی که به سر می‌بریم، به آسانی تشخیص می‌دهیم. تصاویرِ موقعیتیِ همه‌مان در کتاب دیده می‌شود. فکوهی در رابطه با موضوع کتابش هیچ‌کس را از قلم نینداخته است. آلبومی است از آخرین عکس‌های موقعیتی‌مان؛ حتی ناشرانِ دانشگاهی و غیردانشگاهی (خصوصی)  به عنوان یکی از موقعیت‌های کلیدیِ بخشی از نابسامانی‌ها نیز در این کتاب دیده می‌شوند . به نظر می‌رسد نکته مهمی که در این کتاب وجود دارد این است که ‌دیده شدن‌‌مان، از سرِ اهمیت است و نه تصویه‌ حساب‌های مغرضانه. کتاب «دانشگاهی که بود ...» (تأملاتی درباره دانشگاه، دانشگاهیان و دانشجویان)، اثر ناصر فکوهی؛ توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، به مبلغ 25 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 13 Jun 2018 06:28:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261561/فکوهی-چیستی-حرفه-خود-قلمرو-عمومی-می-داند معمای مشروعه، مغازله کفر و ایمان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262103/معمای-مشروعه-مغازله-کفر-ایمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یحیی نوری وکیل‌آباد در کتاب «معمای مشروعه، مغازله کفر و ایمان» در چهار فصل با عنوان‌های «مقدمات نظری»، «مبانی مشروطه‌خواهی در غرب»، «مبانی دولت مشروطه نزد روشنفکران ایرانی» و «دولت مشروطه از منظر اهل شریعت»، درصدد بیان و تحلیل مفاهیم و بنیان‌هایی است که بیشترین مباحث پیرامون آنان سرگرفت؛ یعنی آزادی، قانون و رابطه دین و دولت یا به عبارتی برخورد سنت و تجدد در اندیشه متفکران غربی و ایرانی.   در بخشی از پیشگفتار به قلم نویسنده کتاب می‌خوانیم: «انقلاب مشروطه که نقطه آغازین ورود ایران به عصر جدید و تعارض جدی و رسمی میان سنت و مدرنیته محسوب می‌گردد،‌ به‌‌عنوان آغاز توسعه و گسترش اندیشه‌ها و ساختارهای سیاسی برخواسته از مدنیت غربی و حاکمیت قانون عرفی در کنار قانون شرعی، نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب می‌گردد. در این زمان مناقشات متعددی در میان گروه‌های مختلف بروز کرد. این مناقشات در اطراف مفاهیمی چون آزادی، مساوات، تکامل و ترقی دور می‌زد. روشنفکران لیبرال‌منش چون میرزا علی خان امین‌الدوله، طالبوف و آخوندزاده با الهام از اندیشه‌های روشنفکران اروپا، خواستار آزادی در شئون مختلف زندگی و رهائی از استبداد بودند. آن‌ها طالب برابری حقوق کلیه افراد جامعه صرف‌نظر از مرام و باور سیاسی و مذهبی آن‌ها بودند و بر وضع قانون جهت استقرار آزادی و برابری و برادری میان کلیه افراد جامعه تاکید داشتند. حتی برخی از آنان تا جایی پیش رفتند که تمام تباهی‌های جامعه را از بی‌قانونی ناشی دانستند. در مقابل این قشر، سنت‌گرایان (روحانیت شیعه) با رهبری شیخ فضل‌الله نوری قرار داشتند که بیشتر مفاهیم مدرنیته را خلاف شرع می‌دانستند و بر این عقیده بودند که قوانین شرعی می‌بایست حاکم گردد.»   آکوئیناس معتقد بود دولت در کار خود، مختار است مولف در بحث مربوط به «مبانی مشروطه‌خواهی در غرب» در فصل دوم با اشاره به اندیشه‌های توماس آکوئیناس،‌ نوشته است: «آکوئیناس معتقد بود که دولت در کار خود، مختار است و کلیسا می‌تواند فقط وقتی مداخله کند که فرمانروا احکام قانون طبیعی را نادیده بگیرد. حتی با وجود آنکه ممکن است فرمانروا بی‌دین باشد تا زمانی که از قانون طبیعی پیروی می‌کند، اتباع مسیحی و نیز کافران باید از او اطاعت کنند، چراکه بی‌دینی در خویشتن خود حقانیت قدرت را از بین نمی‌برد، زیرا قدرت از راه حقوق بین مردمان یا قانون بشری تاسیس شده است و تناوب بین مومنان و کافران از لحاظ قانون الهی است که قانون بشری را نابود نمی‌کند. در واقع به‌نظر سن توماس، برتری معنوی کلیسا به معنای برتری حقوقی یا قانونی آن نیست و به‌رغم مقامی که وی برای جامعه ماورایی درنظر گرفته است، نظریه او را باید در برابر نظریه‌های حکومت دینی، نظریه حکومت عرفی به‌شمار آورد که حوزه دخالت دولت و کلیسا را تمایز می‌بخشد و وجوه معنوی و اخلاقی زندگی را به خانواده و کلیسا متعلق می‌داند و پادشاه را از دخالت در آن کنار می‌‌گذارد. به این ترتیب آکوئیناس به‌عنوان یک حکیم الهی، ضمن آنکه به دولت عرفی اعتبار تازه‌ای داد، آن‌را از دخالت در امور دینی منع کرد.»   موانع رواج تمدن از دیدگاه آخوندزاده همچنین در بخشی از فصل سوم در زمینه دیدگاه روشنفکران ایرانی درباره مشروطه، به موضوع رابطه دین و دولت از دیدگاه آخوندزاده، اشاره شده است: «به نظر آخوندزاده، ایرانیان برای اخذ و رواج تمدن جدید با سه مانع مواجه هستند و تا آن موانع برطرف نشود، هرگونه تلاش برای اقتباس بیهوده و بی‌نتیجه خواهد بود. آن موانع عبارتند از: سیطره جهالت بر مردم، وجود حکومت‌های خودکامه‌ای که با اصلاحات مخالفند و نیز باورهای دینی روحانیون که وی از آن به «فناتیزم علما» یاد می‌کرد. به واقع آخوندزاده، مهم‌ترین مانع ترقی و تجدد را عقاید دینی می‌دانست. آخوندزاده با خاطره سیاه قرون وسطایی از تعارض دین و ولایت دینی با عقل و علم و انسان، بر «حجیت خرد بشری» در برابر «حجیت متون دینی و رهبران دین» تاکید می‌ورزد.»   علت پیدایش نظام‌های غربی از نگاه شیخ فضل‌الله نوری در فصل پایانی نیز دیدگاه‌های برخی از روحانیون و اهالی شریعت درباره موضوع مشروطه بیان شده که یکی از آن‌ها شیخ‌ فضل‌الله نوری است. در صفحه 192 کتاب درباره رابطه دین و دولت از دیدگاه شیخ فضل‌الله نوری می‌خوانیم: «شیخ فضل‌الله بنیاد سیاسی تحولات ایران را دقیقا مبتنی بر حکومت شرعی تفسیر می‌کرد و نگارش هرگونه قانونی را خارج از این فرایند، شدیدا مغایر با دین و زمینه‌ساز بدعت تلقی می‌کرد؛ بر همین مبنا، علت پیدایش نظام‌های غربی را فقدان یک شریعت مدون و محکم با قوانین جامع و مانع می‌داند و معتقد است به دلیل همین محرومیت و محدودیت است که این نظام‌ها ناچار از ایجاد قوانین بنا به خواست‌ها و تمایلات و دایره محدود اطلاعات خود شدند.»   نخستین چاپ کتاب «معمای مشروعه، مغازله کفر و ایمان» در 224 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 18 هزار تومان از سوی انتشارات عنوان روانه بازار نشر شده است. ]]> دین‌ Wed, 13 Jun 2018 06:18:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262103/معمای-مشروعه-مغازله-کفر-ایمان صادقی:«کلیله و دمنه» یکی از سیاسی‌ترین نثرهاست/امن‌خانی: متن‌های بهار به اندیشه های سوسیالیست‌ها نزدیکتر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262089/صادقی-کلیله-دمنه-یکی-سیاسی-ترین-نثرهاست-امن-خانی-متن-های-بهار-اندیشه-های-سوسیالیست-ها-نزدیکتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست هفتگی شهرکتاب عصر امروز (سه شنبه 22خرداد) به بررسی کتاب «نثر فارسی در سپهر سیاست» نوشته مریم صادقی اختصاص داشت. در این نشست محمد کمالی‌زاده، عیسی امن‌خانی و نویسنده اثر حضور داشتند. مدیریت و اجرای این نشست بر عهده علی‌اصغر محمدخانی معاون فرهنگی موسسه شهرکتاب بود. در ابتدای نشست علی‌اصغر محمدخانی به معرفی مختصری از فصول پنجگانه اثر پرداخت و گفت: این کتاب پنج فصل دارد. در فصل اول چهار کتاب سبک‌شناسی بهار، فن شعر حسین خطیبی،‌ انواع نثر فارسی منصور رستگار فسایی و سبک شناسی نثر سیروس شمیسا معرفی و تحلیل می‌شود و آسیب‌شناسی پژوهش‌های نثر فارسی و موضوع‌هایی که در نثر فارسی می‌توان دید در آن ارائه شده است. فصل دوم به بررسی مبانی سیاسی و دینی اجتماعی نثر فارسی با تاکید بر نثرهای تاریخی اختصاص دارد و چگونگی ورود اسلام به ایران، نهضت ترجمه و خلافت عباسی و تحولاتی که در این دوره پدید آمد و بعد به عملکرد سلاطین ترک و وضعیت نثر فارسی در دوره غزنویان و سلجوقیان اشاره می‌شود و سپس دوره مغول و صفویان. در این فصل به مهم‌ترین اندیشه‌های سیاسی و دینی در متون منثور اشاره می‌‌شود. علی‌اصغر محمدخانی وی افزود: در فصل سوم مبانی سبک‌شناختی متون نثر فارسی بررسی می‌شود و به نثرهای فنی و مصنوع و متکلف و بینابین اشاره می‌شود. در فصل چهارم به نثرهای عرفانی می‌پردازد و آثار مهم منثور عرفانی و ویژگی‌های سبکی نثرهای آن را می‌کاود. فصل پنجم به کلیله و دمنه به عنوان یکی از متون مهم منثور فارسی و چگونگی پدیدآمدن و ترجمه آن اشاره می‌شود. مبانی و اندیشه‌های سیاسی در کلیله و دمنه و راه‌های دست‌یابی و حفظ قدرت در کلیله و دمنه بررسی می‌شود. محمدخانی در انتها گفت: نویسنده در صفحه 43 کتاب پرسش‌هایی مطرح می‌کند و درصدد پاسخ گفتن است اما اینکه تا چه حد به این پرسش‌ها پاسخ داده شده با منتقدان است. در ادامه نشست،‌ مریم صادقی نویسنده اثر گفت: برای نوشتن این کتاب دو سوال مهم را در نظر داشتم یکی اینکه نثر فارسی چگونه خوانده شده و چه کارکردهایی برای ما دارد و به عنوان مثال ما چرا تاریخ بیهقی را جزو نثرهای فارسی محسوب می‌کنیم و اینکه کارکرد این نثر ها در دو حوزه بوده است. حوزه اول لفظی است مانند نثرهای مصنوع، متکلف، ساده و ... که در این حوزه بحث می‌شوند اما وقتی که دکتر شمیسا کتاب نثر فارسی را می‌نویسند با توجه به اصطلاح سبک فکری که وی به‌کار می‌برد،‌ این مساله ابتر می‌ماند. بحث اصلی و محوری من در این کتاب این است که نثرهای فارسی از ابتدای ورود اسلام تا زمان‌های نزدیک‌تری به ما چون قاجاریه چه کارکردی داشته‌اند. من نام این کارکرد را کارکرد اغنایی گذاشته‌ام. این نثرها به منظور ایجاد تثبیت یا افزایش رویکردهای اجتماعی و دینی نوشته شده‌اند. دلیل ادامه داشتن این رویکرد اغنایی هم این بوده است که اندیشه همواره وجود داشته است یعنی تفاوتی میان کارکرد نثر تاریخ بلعمی تا تاریخ جهانگشای جوینی نیست. در تاریخ بلعمی به عنوان اولین کتاب نثر تاریخی که وارد حوزه دین می‌شود، به بحث خلقت و آفرینش می‌پردازد و در همین راستا کافران و ملحدین را می‌کوبد و وارد دوره تاریخ اسلام و پادشاهان می‌شود. پادشاهان به عنوان خلیفه و پیاده‌کنندگان اصول پیامبران شناخته می‌شوند. مریم صادقی وی افزود: یک حکومت همیشه برای موفق بودن به چند چیز نیاز دارد؛ یک بخش آن قدرت نظامی و سپاه است اما آن چیزی که باعث جنگ می‌شود ، تفکر و اندیشه‌ای است که مطرح شده و مسیری را صاف کرده و شمشیرزنی در آنجاست که رخ می‌دهد. من در این کتاب به طریق هموارشدن این مسیر اشاره کرده‌ام، به چرایی ایجاد آن، به آدم‌هایی که آن را ایجاد کرده و اولین کسانی که در آن قدم گذاشته‌اند. اگر بیهقی نمی‌خواست اندیشه خاصی را القا کند چه نیازی به آوردن حدیث و آیه داشت؟ سلطان محمود فرماندار و حکمدار خلیفه عباسی بوده و امام محمد غزالی درباره او گفته است؛ پادشاهان سلجوقی را نماینده خلیفه، خلیفه نماینده پیامبر و پیامبران نماینده خدا قرار داده‌اند. پس اگر کسی با پادشاه سلجوقی مخالفت کند با خدا مخالفت کرده و خونش حلال است. بنابراین یک دیدگاه ثابت حکومت‌ها برای حکومت کردن نیاز به روشنفکران و نخبگان و اندیشمندانی است که این مسیر را برای آن‌ها صاف کند. بیهقی با شمشیر کلمه می‌جنگد و کار او موثرتر است. او فن و شگرد اغنا را به کار می‌برد و هشدار می‌دهد و این هشدار جز از طریق آوردن آیه و حدیث ممکن نیست. تمام این نثرها با استناد به عملکرد اغنای قرآن نوشته شده است. صادقی در انتهای سخنان خود تصریح کرد: من این کتاب را درباره کارکرد نثرها نوشته‌ام و عقیده دارم که نثرهای عرفانی هم رویکرد اغنایی دارند و دلیل اینکه کتاب کلیله و دمنه را برای بحث انتخاب کرده‌ام این است که با توجه به عنوان کتاب،‌ «کلیله و دمنه» یکی از سیاسی‌ترین نثرهاست. محمد کمالی‌زاده سپس محمد کمالی‌زاده این کتاب را به لحاظ سیاسی بررسی کرد و گفت: به لحاظ موضوعی به دکتر صادقی تبریک می‌گویم. قسمت مهمی از نثر فارسی ما به سیاست پرداخته است و باید در سطح تخصصی بررسی شود. از کمبودهای این کتاب این است که دقت نظری که برخی جاها مورد انتظار است لحاظ نشده. به عنوان مثال نقل‌قول‌های افلاطون بدون ارجاع می‌ماند و نظریه‌هایی که به افراد مختلف نسبت داده می‌شود بدون دلیل روشنی رد می‌شوند. همچنین از اصطلاحی به نام ملی‌گرایی بحث می‌شود در حالی که این یک مفهوم جدید است و به آن دوران مورد بحث در این کتاب نمی‌توانیم نسبتش دهیم. همه اینها هم به این برمی‌گردد که دکتر صادقی آن دقتی را که در انتخاب منابع ادبی برای این کتاب داشته در انتخاب منابع سیاسی نداشته است. نکته دیگری که به ارتقای این کتاب کمک می‌کرد،  رجوع به متون اهل سنت بود. نکته دیگر که باید به آن پرداخته می‌شد این است که برای بقای حکومت به خلفا حتا از نوع ضعیف آن باید مشروعیت داده می‌شد و وظیفه نویسندگان بود که به این امیران متقلب مشروعیت بدهند. عمده وظایف سیاست‌نامه نویسان مشروعیت‌بخشی به امیرانی بود که مشروعیت اولیه را نداشتند. اگر در چارچوب نظری به این چند نکته‌ای که عرض کردم پرداخته می‌شد، پاسخ خیلی از سوال‌ها آسان تر و انگیزه ارائه آن متون راحت‌تر فهمیده می‌شد. علی‌رغم این کمبودها کتاب پر از نکته‌های خواندنی است و همین که دکتر صادقی جرئت به خرج داده و وارد چنین حوزه‌ای شده قابل تحسین است. عیسی امن‌خانی آخرین سخنران این نشست بود. وی از دیدگاه ادبی به نقدوبررسی اثر پرداخت و گفت: ما در دوره‌ای هستیم که برای شناخت یک حوزه باید وارد مباحث میان‌رشته‌ای شویم. این خطری ایجاد می‌کند و شهامتی می خواهد که وارد حوزه دیگری شویم و اینگونه خطرکردن برای عمق بخشیدن به حوزه تخصصی خود لازم است تا نتایج حاصله از تحقیقت تکرار مکررات نباشد. دکتر صادقی این خطر را کرده و از حوزه ادبیات وارد حوزه سیاست شده است. همین که این کتاب از سنت سبک‌شناسی معمول خارج می‌شود بسیار ارزشمند است. عیسی امن‌خانی وی افزود: من کتاب را از لحاظ محتوایی بررسی می‌کنم پیشینه‌ای که در حوزه سبک شناسی در این کتاب ارائه شده بسیار کار خوبی است. متن ها دو دسته‌اند. یا متن‌های ساده‌ای‌ هستند مانند سبک شناسی دکتر شمیسا که به‌راحتی می‌توان وارد نقد آن‌ها شد و متن‌هایی که مانند متن‌های بهار بر اساس ایدئولوژی خاصی هستند و اندیشه تطوری دارند که به اندیشه سوسیالیست‌ها نزدیکتر است. کسی که می‌خواهد بهار را نقد کند حتما باید پیشینه او را بشناسد و از روش‌های او مطلع باشد. نمی‌شود با بهار همانطوری که با شمیسا برخورد می‌کنیم برخورد کرد. چون بهار مبانی ایدئولوژیکی سوسیال-دموکرات خود را داشته است. اکثر اساتید ادبیات مانند محمود افشار و تقی رفعت و ... درگیر سیاست بوده‌اند. امن‌خانی در ادامه گفت: درباره مساله ملی‌گرایی که آقای کمالی‌زاده مطرح کردند هم باید بگویم که با ایشان موافقم و ملی‌گرایی مفهومی مدرن و جدید است. حکومت‌های اقتدارگرا در حوزه سیاست وارد می‌شوند و قدرت برایشان مهم است اما حکومت‌های توتالیتر به زندگی افراد هم سیطره دارند و اندیشه‌هایی را بر ذهن ملت تزریق می‌کنند و چیزی که در این کتاب به آن پرداخته شده، کارکرد حکومت‌های توتالیتر است. همچنین در این کتاب صحبت از دگرگونی نثر می‌شود و عواملی برای آن در نظر گرفته می‌شود اما برخی چیزها مانند این دگرگونی‌ها در دوره صفویان مبهم است. ما چگونه می‌توانیم بگوییم نثر مرسل چگونه به نثر مصنوع تبدیل می‌شود و نقش صفویان در آن چه بوده‌ است! مثلا  در مفهوم قافیه زبان فارسی باید از لغت عربی هم وام بگیرد و همه چیز به یک دوره مانند صفویان بازنمی‌گردد. در حوزه استناددهی هم چند مساله را ذکر می‌کنم. به عنوان مثال دکتر صادقی از راوندی نقل قول می‌کند که فردی متعلق به حزب توده است و نگاه خوبی به دوره سامانیان ندارد. به نظر من یک جاهایی استفاده از برخی منابع در پژوهش‌هایی که خارج از ایدئولوژیک‌ است ضروری است.  وی افزود: در بخش کلیله و دمنه باید بگویم که انتخاب این متن بسیار هوشیارانه بوده است. چون این متن قدمت زیادی دارد و سیاسی‌ترین متن ماست، تاثیرش روی شکل‌گیری آگاهی و نهادینه شدن قدرت زیاد بوده است و انعکاس دهنده اندیشه ایرانشهری است. البته به نظر من تاثیر این متن باید پیش از اسلام و در دوره انوشیروان بحث می‌شد نه پس از آن. نکته آخرم این است که در بررسی نسبت بین اندیشه سیاسی و سبک اگر فرض ما این است که سبک انعکاس اندیشه سیاسی است باید بگویم که در ادبیات کلاسیک ما چنین چیزی نیست و در این بخش به تامل بیشتری نیاز است. ویژگی هایی که می‌توان برای متنی مانند گلستان سعدی و کلیله و دمنه و بیهقی که هر سه یک نظریه سیاسی را ارائه می‌دهند اما سبکشان باهم متفاوت است، توضیح داد؛‌ نیز متفاوت است.  بین سبک و ایدئولوژی نسبت برقرار کردن بسیار سخت است. وی در انتها گفت: ما نیاز به شجاعت داریم که به پژوهش‌ها عمق بدهیم و وارد حوزه‌های دیگر بشویم. این شجاعت متاسفانه در بین اساتید دانشگاه بسیار کم به چشم می‌خورد و دکتر صادقی از معدود کسانی هستند که وارد حوزه‌ای شده‌اند که ممکن است لغزشگاه باشد اما نتیجه‌اش کتابی است که قدمی است بزرگ در مطالعات زبانی و ادبی ما. مریم صادقی در انتهای این نشست در پاسخ به انتقادات وارد شده به اثر توضیح داد: درباره استفاده از نظرات اهل سنت باید بگویم که من سال‌ها در محضر اهل سنت کار کرده‌ام و ماحصل طرح پژوهشی من نتیجه بحث با چنین اساتیدی است. من این کتاب را برای شرح مبانی سیاسی اهل سنت ننوشته‌ام. دوم اینکه رشته من ادبیات بوده و می‌خواستم رابطه بین ادبیات و سیاست را بگویم. درباره نقش صفویان هم باید بگویم که اگر ما سه دوره تحول و دگرگونی را برای نثر فارسی در نظر بگیریم یکی از آن‌ها دوره صفویان است و اصطلاحی مانند روضه و مانند آن از دوره صفویان وارد نثر فارسی می‌شود و ادبیات شیعه حاصل آن دوره است. سوم اینکه من در این کتاب سبک را مستقیما با ایدئولوژی در ارتباط می‌دانم به نرم نمی‌توان آن را از آیه و حدیث جدا کرد. درباره استفاده از منابع مورد استفاده‌ام هم باید بگویم که سعی کرده‌ام تا تنوع را در آن‌ها رعایت کنم. بحث من این است که چرا برخی از اندیشه‌ها و محورها مطرح می‌شوند و برخی دیگر نه. درباره بهار هم باید بگویم که من اصطلاحات بهار را به کار برده‌ام تا بتوانم مفاهیم کتاب را بهتر توضیح دهم و قصدم مطرح کردن سبک شناسی بهار نبوده است. وی افزود: درباره استاد طباطبایی که ایشان برای اولین بار مساله ایرانشهری را در ایران مطرح کرد و با همه ارادتی که نسبت به استاد طباطبایی و دکتر قادری دارم باید بگویم که وقتی ایشان بحث اندیشه را مطرح می‌کند بحثی ندارم بحث من آنجایی است که ایشان وارد ادبیات فارسی می‌شود و من تا به حال ندیده‌ام که اندیشه‌های سیاسی ایرانشهری را در کتابی خاص مطرح کند و فقط همینطور کلی‌گویی کرده‌اند. طباطبایی اصطلاح زوال اندیشه سیاسی را به کار می‌برد و قاطعانه باید بگویم که در ایران تا به امروز زوال اندیشه سیاسی نداشته‌ایم و هنوز درباره آن پژوهش انجام می‌شود. تا وقتی که تاریخ جهانگشا را داریم چگونه می‌توانیم بگوییم که زوال اندیشه سیاسی داریم؟!     ]]> ادبيات Tue, 12 Jun 2018 17:34:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262089/صادقی-کلیله-دمنه-یکی-سیاسی-ترین-نثرهاست-امن-خانی-متن-های-بهار-اندیشه-های-سوسیالیست-ها-نزدیکتر هنوز هیچ بودجه‌ای از سهم نیم درصد محل درآمدهای شهرداری به کتابخانه‌های شهرداری تعلق نگرفته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262080/هنوز-هیچ-بودجه-ای-سهم-نیم-درصد-محل-درآمدهای-شهرداری-کتابخانه-های-تعلق-نگرفته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سعید اوحدی امروز سه‌شنبه 23 خردادماه در نشستی خبری فعالیت‌های ویژه برنامه عید سعید فطر این سازمان را تشریح کرد و گفت: هشت کمیته برای برپایی این نماز تعریف شده که یکی از این کمیته‌ها، فرهنگی و تبلیغاتی است. در این کمیته ۱۰ برنامه در روز عید فطر و ۱۵ برنامه قبل از عید فطر با هماهنگی ارگان‌ها و نهادهای مختلف برپا می‌شود. وی ادامه داد: امسال با توجه به چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دو تا سه رویکرد را برای برگزاری مراسم نماز عید سعید فطر در نظر گرفتیم؛ عید سعید فطر به عنوان بزرگترین عید مسلمانان است و ما می‌خواهیم که برنامه‌های فرهنگی تفاوتی با سایر برنامه‌ها داشته باشد. بنابراین امسال با توجه به جنایات استکبار جهانی و صهیونیسم در مورد فلسطین و منتقل کردن سفارت به قدس، رویکرد ما این است که بتوانیم در برنامه‌های عید سعید فطر افشاگری و اطلاع‌رسانی را در عرصه فرهنگی این موضوع داشته باشیم. به گفته اوحدی، برنامه‌های امسال در دو کمیته محتوایی و تبلیغات تدوین شده و در شهر تهران اجرا خواهد شد. اوحدی درباره عملکرد کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که قرار بود در ایام ماه مبارک تا پاسی از سحر خدمات ارائه کنند، گفت: نخست باید بگویم فرهنگسراهای ما مانند قرآن، عترت و نهج‌البلاغه به طور جدی‌ در این ماه به موضوع قران، نماز و نهج‌البلاغه پرداختند. وی ادامه داد: اما برخی از کتابخانه‌های ما در این ماه تا ساعتی از سحر میزبان کتابدوستان بودند و مابقی کتابخانه‌ها تا دو ساعت بعد از افطار خدمات خود را ارائه کردند. از سوی دیگر باغ کتاب تهران بزرگترین کتابخانه خاورمیانه بود که در این ماه تا وقت سحر به مخاطبان خدمات ارائه کرده است و با استقبال هم مواجه شده است. رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران گفت: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران 375 کتابخانه دارد اما با این وجود هنوز هیچ بودجه‌ای از سهم نیم درصد محل درآمدهای شهرداری به این موضوع اختصاص پیدا نکرده است که امیدوارم با مساعدت مجلس شورای اسلامی این موضوع حل شود و در نهایت با رایزنی با نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور پشتوانه‌ای برای ما فراهم شود. وی در بخش دیگری از سخنانش از ارسال 60 میلیون پیامک با همراهی مخابرات در 3 اپراتور برای مردم خبر داد و افزود:‌ این پیامک‌ها با محوریت موضوع نماز عید فطر و اهمیت آن خواهد بود. همچنین از امشب نیز شاهد تغییر چهره شهر به مناسبت عید فطر خواهیم بود که سازمان زیباسازی شهرداری تهران مسئولیت آن را بر عهده دارد. رئیس سازمان فرهنگی شهرداری تهران در بخش دیگری از سخنان خود به هماهنگی‌های صورت گرفته با وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد و توضیح داد: با هماهنگی‌هایی که با وزارت آموزش و پرورش و معاونت پرورشی شده، آموزش و پرورش در استقبال و بدرقه، برگزاری جشنواره‌های مختلف با ما همکاری خواهد داشت. اوحدی در ادامه از برگزاری دو جشنواره دلنوشته‌های روزه اولی و جشنواره عکس و فیلم کوتاه نماز عید فطر خبر داد و گفت: جشنواره دل‌نوشته‌های روزه‌اولی که به چهل دل نوشته روزه اولی‌ها اختصاص دارد برگزار می‌شود و در آن به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب جوایزی اعطا می‌شود. همچنین سعی داریم این دلنوشته‌ها را در آینده تبدیل به کتاب جامعی کنیم. رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در ادامه به برگزاری جشنواره فیلم کوتاه و عکس عید فطر اشاره کرد و گفت: متاسفانه ما هیچ فیلم و عکسی برای مستندسازی نداشتیم که برگزاری این رویداد کمک شایانی به ما برای داشتن آرشیو مناسب خواهد کرد. این رویداد در دو بخش جوانان و بزرگسالان برگزار و در این دو بخش به 40 نفر جوایزی اهدا می‌شود. به گفته اوحدی، هشت نگار گذر در حاشیه برگزاری مراسم نماز عید فطر با رویکرد تجلیل از شهدای انقلاب، دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم برپا می‌شود که یکی از این نگار گذرها به زبان عربی و انگلیسی است و ویژه مهمانان حاضر در نماز عید فطر خواهد بود. رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری در پایان این نشست درباره پارکینگ‌هایی غیر از پارکینگ‌های مصلی برای نمازگزاران در نظر گرفته شده است اشاره کرد و افزود: با همکاری با وزارت آموزش و پرورش داشتیم قرار بر این شد که کلیه مدارسی که در ضلع شرقی و شمالی مصلی قرار گرفته‌اند پارکینگ‌های خود را در اختیار نمازگزاران قرار دهند اما با این وجود ما از مردم درخواست داریم با وسایل ارتباط جمعی چون مترو و اتوبوس برای خواندن نماز به مصلی بیایند. وی یادآور شد: برنامه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از ساعت 6 صبح در مصلی تهران آغاز می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 12 Jun 2018 11:43:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262080/هنوز-هیچ-بودجه-ای-سهم-نیم-درصد-محل-درآمدهای-شهرداری-کتابخانه-های-تعلق-نگرفته برگزاری مجلس ترحیم احمد احمدی در زادگاهش http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262082/برگزاری-مجلس-ترحیم-احمد-احمدی-زادگاهش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پی درگذشت مرحوم احمد احمدی، فیلسوف ایرانی، مؤسس و مدیر سازمان سمت، مجلس ترحیمی برای وی در ملایر، زادگاهش برگزار می‌شود. این مراسم روز چهارشنبه ۲۳ خردادماه در مسجد امام جعفر صادق (ع) در شهرستان ملایر، ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار می‌شود. احمد احمدی ۱۵ شهریور ۱۳۱۲ در شهر ملایر زاده شد و ١٩ خرداد ۱۳۹۷، در تهران دارفانی را وداع گفت.  ]]> علوم‌انسانی Tue, 12 Jun 2018 11:26:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262082/برگزاری-مجلس-ترحیم-احمد-احمدی-زادگاهش اثر جدید آلن بدیو ترجمه می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261276/اثر-جدید-آلن-بدیو-ترجمه-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «زندگی راستین؛ فراخوانی برای فاسدکردن جوانان» با عنوان اصلی The True Life; A Plea for Corrupting the Youth نوشته آلن بدیو که در سال 2017 منتشر شده به همت احسان پورخیری  و حسین طیب ترجمه می‌شود. تاکنون نیمی از اثر ترجمه شده است. آغاز کتاب به‌قلم خودِ آلن بدیو نگاشته است. وی در ابتدای این اثر می‌نویسد: «بگذارید با واقعیت‌ها بیاغازیم: من 79 ساله‌ام. پس اصلاً چرا باید خودم را با حرف‌زدن درباره جوانی به دردسر بیندازم؟ علاوه بر آن، چرا باید حرف‌زدن درباره جوانی با خودِ جوانان برایم اهمیت داشته باشد؟ آیا این خودِ آنان نیستند که باید درباره تجارب خودشان، در مقام جوانان، حرف بزنند؟ آیا برای درس عبرت و حکمت به اینجا آمده‌ام، درست مانند پیرمردی که با خطرات زندگی آشناست و به جوانان تعلیم می‌دهد که سربه‌زیر و بی‌سروصدا باشند و جهان را همان‌طور که هست به حال خود بگذارند؟   احتمالاً خواهید دید یا امیدوارم ببینید که قضیه کاملاً برعکس است؛ که من درباره این با جوانان حرف می‌زنم که زندگی چه چیزی در چنته دارد، درباره اینکه چرا مطلقاً ضروری است جهان را تغییر دهیم و درباره اینکه چرا، درست بدین‌دلیل، باید خطرها را به جان بخریم.   باری، می‌خواهم کلی به عقب بازگردم تا با صحنه‌ای مشهور که به فلسفه مربوط می‌شود بیاغازم. سقراط، پدر همه فیلسوفان، به اتهام «فاسدکردن جوانان» به مرگ محکوم شده بود. نخستین استقبال از فلسفه به شکل اتهامی بسیار جدی بوده است: فیلسوف جوانان را فاسد می‌کند. پس اگر بنا بود آن دیدگاه را برگیرم، به‌سادگی می‌گفتم: هدف من فاسدکردن جوانان است.» ]]> علوم‌انسانی Tue, 12 Jun 2018 07:13:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261276/اثر-جدید-آلن-بدیو-ترجمه-می-شود «دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی» به بازار کتاب آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262068/دستاوردهای-سیاسی-انقلاب-اسلامی-بازار-کتاب-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی» در قالب دانستنی‌های انقلاب اسلامی برای جوانان، در سه فصل با عنوان‌های «کارآمدی و تغییر اجتماعی»، «دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی در بعد داخلی» و «دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی در بعد خارجی» با رویکردی تحلیلی به بررسی دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه‌های سیاسی می‌پردازد. فصل نخست به مباحثی همچون مفهوم و نظریه‌های کارآمدی، عناصر کارآمدی حکومت، رابطه کارآمدی، مشروعیت و مولفه‌های کارآمدی در اسلام اشاره دارد. نویسنده در فصل دوم به بررسی دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی در بُعد داخلی پرداخته که شامل موضوعاتی همچون تغییر نظام استبدادی به نظام جمهوری اسلامی، توجه به حاکمیت مردم و نقش مردم در امر حکومت، آزادی و برابری است. نویسنده در صفحاتی از فصل دوم این کتاب، به بررسی ارکان حکومت در ادوار مختلف تاریخی از جمله وضع و اعمال قوانین و مجالس در دوره مشروطه و پهلوی می‌پردازد. فصل سوم کتاب نیز به بررسی دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی در بُعد خارجی اختصاص دارد که ازجمله سرفصل‌های آن می‌توان به استقلال سیاسی و نفی وابستگی و سلطه‌پذیری اشاره کرد. در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است: «عملکرد یک نظام سیاسی به‌طور قابل ملاحظه‌ای با حالات رفتار و ارزش‌های مردم آن ارتباط نزدیک دارد، بدین معنی که سیاست در هر جامعه به همانگونه شکل می‌گیرد که شهروندان در درون یک نظام به آن اعتقاد دارند. در این راستا، کتاب حاضر در جهت حفظ و انتقال پیام انقلاب اسلامی در تلاطم سیاه‌نمایی‌ها و دروغ‌پردازی‌های معاندان میهن اسلامی به‌ویژه برای نسل جوان و نوجوان جامعه به تبیین ارزش‌های سیاسی انقلاب اسلامی و تشریح دستاوردهایی که در سایه انقلاب اسلامی در حوزه سیاسی برای کشور به ارمغان آمده پرداخته است.»  نخستین چاپ کتاب «دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی» در 201 صفحه با شمارگان دو هزار و 500 نسخه به بهای 14 هزار تومان از سوی موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 12 Jun 2018 07:11:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262068/دستاوردهای-سیاسی-انقلاب-اسلامی-بازار-کتاب-آمد سرپرست «سمت» منصوب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262064/سرپرست-سمت-منصوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در متن حکم دکتر منصور غلامی خطاب به دکتر ذبیحی آمده است:  «با سلام و احترام ضمن ابراز تاسف و تاثر از ضایعه رحلت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای دکتر احمد احمدی، جناب‌عالی را که مورد وثوق، اعتماد و قائم مقام ایشان بوده‌اید، به سرپرستی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و دانشگاهی (سمت) منصوب می‌کنم. امید است با اتکال به خداوند متعال در رعایت منشور اخلاقی دولت تدبیر و امید، حفظ بیت‌المال، اعمال سیاست‌های مؤثر در صرفه‌جویی در هزینه‌ها، پرهیز از تجمل‌گرایی، تقویت نظم و انضباط و قانونمندی و ارتقای علمی، فرهنگی و اجتماعی آن سازمان، نهایت کوشش و اهتمام خویش را به کار برید.» بر اساس اعلام روابط عمومی وزارت علوم، دکتر ذبیحی پیش از این معاون پژوهشی و قائم مقام سازمان سمت بوده و دارای درجه اجتهاد از حوزه علمیه و مدرک دکتری فلسفه از دانشگاه تهران بوده و در سال ۱۳۸۰ نیز به عنوان استاد و پژوهشگر نمونه دانشگاه معرفی شده است. در سوابق وی، عضویت در هیأت مؤسس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان، ریاست مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم، قائم‌مقام دانشگاه قم و ریاست انتشارات دانشگاه قم دیده می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 12 Jun 2018 06:59:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262064/سرپرست-سمت-منصوب نردبان دانشگاه چگونه در ایران به زمین افتاد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261608/نردبان-دانشگاه-چگونه-ایران-زمین-افتاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دانشگاه، از نردبان تا سایبان» نوشته عباس کاظمی از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی روانه بازار نشر شده است. کاظمی در ابتدای کتاب و مقدمه‌ای که بر آن نوشته به چهار سندی که به چهار مقطع تاریخی متفاوت تعلق دارند، اشاره می‌کند که بر اساس آن محققانی چون تهرانیان نشان می‌‌دهد که تصور نامطلوب‌‌بودن وضعیت دانشگاه، همواره وجود داشته است و امر جدیدی نیست. کاظمی معتقد است، شاید یکی از ریشه‌‌های این تصور، این باشد که مسئولیت زیادی برای دانشگاه قائل می‌شویم و باری اضافی بر دوش آن می‌نهیم. بااین‌حال، دانشگاه در ایران نه‌تنها به حیات خود ادامه داده است بلکه احتمالاً بزرگ‌ترین دوران رشد و گسترش خود را در یک‌دو دهه گذشته پشت سر گذاشته است. این امر موجب شده است که در یک دهه گذشته، دانشگاه به موضوع تأمل انتقادی در بین روشنفکران، دانشجویان، استادان و پژوهشگران بدل شود.   به اعتقاد مولف، کتاب پیش رو نیز یکی از مجموعه تأملاتی است که طی یک دهه گذشته اینجاوآنجا به‌عنوان بخشی از مداخلات روشنفکرانه عرضه شده است و اینک در هیئتی منسجم در قالب یک کتاب برای مخاطبان علاقه‌مند ارائه می‌شود. درباره عنوان کتاب باید بیان شود، در گذشته، دانشگاه و به‌طورکلی نظام تربیت، به تعبیر محمود صناعی، نردبان بوده است. به گفته کاظمی در مقدمه، توکلی نیز به‌خوبی نشان داده است که در دهه ۴۰ این نردبان چگونه به جابه‌‌جایی موقعیت افراد و تحرک شغلی دامن زده است. تحقیقات اخیر نشان داده‌‌اند که اکنون این نردبان، بر زمین افتاده است و نقش سابق خود، یعنی ارتقای شغلی را از دست داده است. در این کتاب نشان داده می‌شود که دانشگاه عمدتاً به سایبان و پناهگاه تبدیل شده است، یعنی همان‌‌طور که صناعی در اواخر دهه ۳۰ گفته بود «دستگاه دولتی پناهگاهی برای قربانیان دستگاه تربیت شد»، نظام تربیت ما نیز بخشی از دستگاه عریض بوروکراسی شده است. اینک ما می‌افزاییم که دستگاه تربیت با تداوم تحصیل و طولانی‌کردن اقامت افراد درون دانشگاه، بیشتر نقش سایبان را ایفا می‌کند؛ جان‌‌پناهی موقتی که فرد را از دسترس آشوب‌های بیرونی مانند خوردن انگ‌های مختلفی چون بیکاری و... در امان نگاه می‌دارد. دستگاه بزرگ و فاسد دولتی، دیگر توان جذب فارغ‌التحصیلان بیشتر را ندارد؛ بنابراین، دانشگاه باید بیش از یک دهه از عمر نسل جوان را به خود مشغول کند. مطالب کتاب پیش رو در چهار بخش تنظیم شده است. بخش اول به مسائل آموزش عالی و دانشگاه می‌‌پردازد و درباره این پرسش‌‌ها تأمل می‌کند که دانشگاه‌های ما به کجا می‌روند؟ روزمره‌‌شدن دانشگاه‌ها با پدیده مک‌دونالدی‌‌شدن چه ارتباطی دارد؟ آیا کلاس درس، مرده است و دانشگاه‌ها چیز زیادی برای آموختن به ما ندارند؟ در چند دهه گذشته، چگونه پدیده‌‌های جدید دانشگاهی، تحت تأثیر نظام‌های کنکوری شکل گرفته‌اند؟ به‌طورکلی در این بخش نشان داده می‌شود که چگونه با تغییر چهره دانشگاه در دهه‌های اخیر، مسائل آن نیز تغییر کرده است. محور بخش دوم کتاب، موضوع اقلیت‌های جدید دانشگاهی است. گروه‌بندی‌های جدیدی در دانشگاه ایجاد شده‌ است که توجه به آنها برای آینده ضروری است؛ پرولتاریای پژوهشی، حق‌التدریسی‌ها، پیمانی‌ها، نوکیسگان دانشگاهی و برون‌‌سپاران بخشی از این اقلیت‌ها به شمار می‌آیند. توجه به این اقلیت‌های جدید برای جامعه ما ضروری است زیرا بحران‌ها و مسائل اجتماعی در این اقلیت‌های جدید ریشه دارند. بخش سوم با عنوان نظریه‌‌زدگی و علوم اجتماعی، به یکی از مناقشات مهمی می‌پردازد که در چند سال اخیر مطرح کرده‌ام؛ اینکه در ایران، رویکرد علوم اجتماعی نسبت به امر نظری و مواجهه‌اش با آن، بیمارگونه است و در تمنای تولید نظریه به دام پیچیده بازی با نظریات غربی افتاده است. بخش چهارم، سرنوشت مطالعات فرهنگی در ایران را طی یک دهه گذشته شرح می‌دهد. مجموعه این مطالب به سه شکل متفاوت عرضه شده‌اند؛ برخی از آنها مقالاتی بوده‌اند که در مجلات عمومی منتشر شده‌اند، برخی در قالب سخنرانی بوده‌اند و سعی کرده‌‌ایم ساختار آنها را حفظ کنیم؛ برخی نیز مصاحبه‌‌هایی‌اند که در زمان‌های مختلف انجام داده‌‌ام. نکته مهم در باب این نوشته‌‌ها این است که به شیوه انفعالی یا صرفاً به دعوت افراد نوشته نشده‌اند بلکه نویسنده عامدانه تلاش کرده است در عرصه عمومی مداخلاتی داشته باشد و در ایجاد حساسیت در بین مخاطبان سهیم باشد. خوشبختانه این نوشته‌‌ها موفق شده‌اند در برخی موارد توجه جامعه را به مسائل جدی معطوف کنند. کاظمی در پایان مقدمه می‌نویسد: «امید دارم که کتاب حاضر ضمن گسترش نگاه انتقادی در باب دانشگاه و آموزش عالی، امید به تغییر را به‌عنوان یک تکیه‌‌گاه از مخاطبان نگیرد. هرچه باشد سایبان‌‌بودن دانشگاه به معنای جمع‌‌شدن همه ناامیدان و بی‌پناهان ذیل چیزی به نام دانشگاه است. بیراه نیست بگوییم در زمانه ما دانشگاه، آخرین سنگر امید است. برای حفظ و استحکام این سنگر چاره‌ای نداریم جز اینکه برای استقلال دانشگاه از نهاد سیاست بکوشیم، اعتبار و آبروی رفته دانشگاه را بدان بازگردانیم و برای نجات دانشگاه، به خود دانشگاه تکیه کنیم.» کتاب «دانشگاه، از نردبان تا سایبان» نوشته عباس کاظمی با شمارگان هزار نسخه در 520 صفحه به بهای 26 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به چاپ رسیده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 12 Jun 2018 06:18:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261608/نردبان-دانشگاه-چگونه-ایران-زمین-افتاد کتاب «جامعه‌شناسی فوتبال در بافتی جهانی» منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262056/کتاب-جامعه-شناسی-فوتبال-بافتی-جهانی-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، کتاب «جامعه‌شناسی فوتبال در بافتی جهانی»، پیچیدگی­‌های تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این بازی را در اروپا، آفریقا، اقیانوسیه، آسیا و آمریکای شمالی و جنوبی تبیین ‌می‌کند. کتاب از طریق رهیافتی موضوع­ محور، پیشرفت­‌های اصلی و مباحث جامعه‌شناختی را در فوتبال تحلیل ‌می‌کند و به این موضوعات ‌می‌­پردازد: ​ تاریخ فوتبال و اشاعه جهانی آن؛ نقش خشونت؛ فیفا و اداره فوتبال جهان؛ نژاد، نژادپرستی و سفیدی؛ جنسیت؛ تغییر ماهیت هواداران؛ رسانه و انقلاب مالی در فوتبال؛ تبدیل بازیکنان به سلبریتی­‌هایی جهانی، و رشد لیگ­‌های جهانی در سراسر جهان. نویسنده با استفاده از مثال­‌های متنوع از سراسر دنیا، در هر فصل کتاب، تغییرات متفاوت فرهنگی و اجتماعی را به‌ویژه از دهه ۱۹۹۰ نشان می‌­دهد؛ ده‌های که در آن روابط فوتبال با رسانه‌‌های جمعی و سایر شبکه‌‌های فراملی اهمیت یافت و به‌لحاظ مالی سودآور شد. نویسنده این کتاب معتقد است با اینکه فوتبال محبوب‌ترین ورزش هر کشور نیست، اما شمار فزایند‌های کشور‌ها از جمله برزیل، روسیه، هند و چین از قدرت فوتبال برای مقاصد اجتماعی- فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استفاده می‌­­کنند، مثلاً از طریق کسب میـزبانی مسابقات چندجانبه مانند جام جهانی. مترجم این اثر نیز در یادداشتی با اشاره به اینکه فوتبال یکی از مهمترین پدیده­‌های اجتماعی و حتی فرهنگی سیاسی و اقتصادی در قرن بیست و بیست ­و یکم است، بیان می‌کند که جامعه­‌شناسی بسیار دیر مطالعه این ورزش را آغاز کرد. وی تصریح می‌کند که با اینکه شکل­‌گیری فوتبال مدرن به قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم برمی‌گردد یعنی همان دور‌ه‌ای که جامعه‌شناسی کم‌­کم در حال رشد و بالندگی بود، نگاهی به آثار بزرگان این حوزه نشان می­‌دهد که هیچ یک به این پدیده از منظری جامعه­‌شناختی التفاتی نداشته‌اند و حتی در دوره‌‌های بعدی و به‌رغم شروع برگزاری مسابقات جام جهانی در ۱۹۳۰ و استقبال انبوه تماشاگران، باز هم نشانی از توجه به فوتبال در آثار اندیشمندان علوم اجتماعی آن زمان دیده نمی‌شود. مترجم کتاب جامعه‌شناسی فوتبال در بافتی جهانی براین باور است که شاید بتوان گفت این غفلت و نادیده‌­انگاری از سر عمد بوده است زیرا تا مدت‌ها فوتبال تفریح و سرگر‌می‌ عاری از تمدن و توام با خشونت اقشار و طبقات کارگری و فرودست جامعه تلقی ‌می‌­شد که برای جامعه‌شناسی و ‌برج­ عاج‌نشین که عمدتاً روی تحولات کلان­ مقیاس جوامع (به‌ویژه جوامع مدرن) و فهم کنش­‌های انسان متمدن اروپایی متمرکز بودند، ارزش مطالعاتی نداشت.  اما در دهه­‌های اخیر خصوصاً از دهه ۱۹۸۰ به بعد، مقوله فوتبال مورد توجه جدی جامعه‌شناسان و اصحاب علوم اجتماعی قرار گرفته و آثار و پژوهش­‌های متعددی در این زمینه چاپ و منتشر شده است.  کتاب «جامعه‌شناسی فوتبال در بافتی جهانی» که در سال ۲۰۱۵ انتشار یافت، یکی از همین آثاری است که از منظری جامعه‌شناختی به تحلیل این ورزش و ارتباط آن با سایر پدیده‌های اجتماعی فرهنگی امروز ‌می‌­پردازد. یکی از نقاط قوت کتاب این است که بدون اینکه خود را محدود به نظریه یا نظریه‌هایی خاص کند، متناسب با حوزه‌های مورد بررسی از نظریه‌های جامعه‌شناختی استفاده به جا ‌می‌کند. هر یک از بخش‌های کتاب به شکلی تنظیم شده که علاوه بر سیر تاریخی، سایر ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این ورزش در مقیاسی ج‌هانی مورد بحث و کنکاش قرار گیرد. کتاب «جامعه‌شناسی فوتبال در بافتی جهانی» به‌زودی از سوی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر می‌شود.   ]]> علوم‌انسانی Tue, 12 Jun 2018 05:15:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262056/کتاب-جامعه-شناسی-فوتبال-بافتی-جهانی-منتشر-می-شود نظریه‌پردازی ادبی که رمان‌‎های فلسفی می‌نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261529/نظریه-پردازی-ادبی-رمان-های-فلسفی-می-نوشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «ساختار روان‌شناختی فاشیسم» نوشته ژرژ باتای، با ترجمه سمانه مرادیان از سوی نشر بیدگل منتشر شد. نخستین مشخصه قدرت فاشیستی، بنیان مذهبی و نظامی توامان آن است، بنیانی که در آن نمی‌توان این دو عنصر به طور معمول متمایز را از یکدیگر جدا کرد. بنابراین، قدرت فاشیستی از آغاز خود را همچون یک تمرکزیافتگی تحقق یافته آشکار می‌سازد. وجه نظامی فاشیسم، سویه بارز آن است. روابط احساسی‌ای که پیشوا را به اعضای حزب پیوند می‌دهد، یکی می‌کنند؛ عمدتا مشابه روابطی‌اند که فرمانده را با سربازانش متحد می‌کنند. عرض اندام آمرانه پیشوا برابر با نفی جوشش انقلابی بنیادینی است که او از آن بهره‌برداری می‌کند؛ انقلاب یک بنیان دانسته می‌شود، همزمان از لحظه‌ای که سلطه داخلی به نحوی نظامی بر شبه نظامیان اعمال می‌شود، در اساس نفی نمی‌شود. این کتاب در سه بخش ساختار روان‌شناختی فاشیسم، قدرت و امر قدسی و مرگ منتشر شده است. بخش ساختار روان‌شناختی فاشیسم، شامل عناوینی نظیر بخش همسان‌ جامعه، دولت، گسست‌ها، بحران‌های همسانی اجتماعی و دولت، هستی اجتماعی دگرسان، نمونه‌هایی از عناصر دگرسان، دوگانه‌انگاری بنیادین جهان دگرسان، فرم تحکمی هستی دگرسان: حاکمیت، تمرکز جهت‌مند، ارتش و سران ارتش، قدرت مذهبی، فاشیسم به عنوان یک فرم حاکم حاکمیت، دولت فاشیستی، شرایط بنیادین فاشیسم می‌شود. در مقدمه مترجم، در معرفی نویسنده آمده است: «باتای در سال 1962 مرد. در مورد او چه می‌توان گفت؟ فیلسوفی دگرسان و نامتعارف؟ نیمی سوررئالیست و نیمی مردم‌شناس؟ نظریه‌پردازی ادبی که رمان‌‎های فلسفی می‌نوشت؟ انسان شریفی که میان‌مایگی کتابداری را به فعالیت شرافت‌مندانه در آکادمی ترجیح داد؟ یا همانطور که برتون او را نامید، «فیلسوف مدفوع»؟ راست آن است که در مورد او همه چیزی می‌توان گفت و بسیار هم گفته‌اند. و باز می‌توان بر حجم این گفته‌ها افزود: با لحاظ کردن گرایش مارکسیستی ضد استالینیستی او، دست کم در طی سال‌های 34- 1931 و همراهی‌اش با سازمان سیاسی ضد حمله و عجالتا چرخش او از مارکس به نیچه، عضویت در انجمن سری آسفال، و چیزهایی از این دست.» پیوندهای ناگسستنی فاشیسم با طبقات فقیر، صورت‌بندی آن را عمیقا از جامعه سلطنتی کلاسیک که مشخصه‌اش فقدان قاطع هر گونه تماس با طبقات پایین است، متمایز می‌کند. اما اتحاد فاشیستی، برعکس اتحاد رسمی سلطنتی، که اشکال مختلف آن سلطه‌شان را از فاصله دور از بالا بر جامعه اعمال می‌کنند، صرفا متحد ساختن قدرت‌های دارای خاستگاه و طبقات مختلف نیست؛ این اتحاد همچنین یکی‌سازی و اتحاد تحقق یافته عناصر دگرسان با عناصر همسان و حاکمیت در دقیق‌‌ترین معنای آن با دولت است. کتاب «ساختار روان‌شناختی فاشیسم» در 103 صفحه و با قیمت 10 هزار تومان، برای نخستین بار در سال جاری و با شمارگان هزار نسخه از سوی نشر بیدگل منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 11 Jun 2018 18:42:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261529/نظریه-پردازی-ادبی-رمان-های-فلسفی-می-نوشت حجت‌الاسلام احمدی یک جریان فرهنگی و علمی را در کشور راه‌اندازی کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262042/حجت-الاسلام-احمدی-یک-جریان-فرهنگی-علمی-کشور-راه-اندازی به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم یادبود حجت‌الاسلام احمد احمدی عصر امروز دوشنبه (21 خرداد) با حضور جمع کثیری از مقامات کشوری و لشکری مانند حجت‌الاسلام مسعود خامنه‌ای، فرزند مقام معظم رهبری، اسحاق جهانگیری، معاون اول ریاست جمهوری، وزرای علوم، تحقیقات و فناوری، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، اطلاعات، اعضای و معاونان بیت مقام معظم رهبری، محسن هاشمی، رئیس شورای شهر، محمدرضا عارف، نماینده مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مراجع عالیقدر، غلامعلی حداد عادل، آیت‌الله مصطفی محقق داماد، رؤسای دانشگاه‌های مختلف، محسن جوادی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب و ... برگزار شد.   حجت‌الاسلام محسنی قمی، نماینده مجلس خبرگان در این مراسم با بیان اینکه حجت‌الاسلام احمدی از چهره‌های برجسته حوزه و دانشگاه بود عنوان کرد: امروز در سوگ کسی نشسته‌ایم که اهل علم و عمل و حوزه و دانشگاه بود و علاوه بر آنکه در فلسفه و فقه اسلامی تسلط داشت مباحث فلسفه‌های غربی را نیز به خوبی می‌دانست.   وی با بیان اینکه حجت‌الاسلام احمدی از نظر فضایل فردی نیز در اوج بود افزود: ایشان مسئولیت‌های اجتماعی مهمی را طی دوران زندگی خود عهده‌‌دار بود و پس از انقلاب اسلامی همراه با افرادی چون شهید مطهری و شهید مفتح از قم به تهران آمد. مسئله مشترک میان این افراد ارتباط حوزه و دانشگاه بود و می‌کوشیدند تا در مسائل نظری و عملی این مولفه را مدنظر کار خود قرار دهند.   حجت‌الاسلام محسنی قمی با اشاره به آثار تالیفی و ترجمه دکتر احمدی عنوان کرد: ایشان در مدیریت علمی کشور نقش برجسته‌ای را ایفا کرد و از همان ابتدای انقلاب اسلامی با عضویت در ستاد شورای عالی انقلاب فرهنگی و بعدها در شورای عالی انقلاب نقش به‌سزایی ایفا کرد و بیش از 30 سال عهده‌دار مدیریت سازمان سمت بود.   به گفته وی، او تنها یک دانشمند نبود و توانست یک جریان فرهنگی و علمی را در کشور راه‌اندازی کرده و آن را مدیریت کند. تالیف بیش از 2هزار کتاب در انتشارات سمت یک حرکت بزرگ علمی محسوب می‌شود که توسط ایشان پایه‌گذاری شد. حجت‌الاسلام احمدی تمام آثار منتشر شده سمت را از ابتدا تا انتها مطالعه می‌کرد. این کتاب‌ها در 30 میلیون نسخه در داخل و خارج از کشور ترجمه و منتشر شد توانست حرکت عظیمی ایجاد کند.   وی ادامه داد: ایشان همواره در قم به دنبال افرادی بود که متولی پروژه‌های علمی و تالیف کتاب درباره فلسفه اسلامی باشند. چراکه معتقد بود ما اگر بخواهیم درباره فلسفه غرب مطالعه کنیم کتاب‌های متوسط بسیاری در اختیار داریم اما اگر کسی بخواهد درباره فلسفه اسلامی مطالعه کند کتاب منقحی در اختیار ندارد.   حجت‌الاسلام محسنی قمی در ادامه سخنانش به تسلط حجت‌الاسلام احمدی به زبان‌های عربی، آلمانی و انگلیسی اشاره کرد و گفت:‌ او در انتخاب کتاب‌ها برای ترجمه دقت فراوانی نشان می‌داد و معتقد بود افرادی مانند دکارت از آن غرب نیستند بلکه غرب از آن آن‌هاست و اگر در جامعه‌ای افراد متفکر رشد نکنند آن جامعه ترقی نخواهد کرد. بنابراین توجه ایشان به فلسفه تطبیقی از همین رویکرد نشأت می‌گرفت.   به گفته وی، حجت‌الاسلام احمدی با ترجمه‌های خود زمینه‌سازی برای فراهم آوردن فلسفه تطبیقی انجام داد چراکه معتقد بود مقایسه جزیره‌گونه برخی مسائل فلسفی با توجه به ریشه‌ها اهداف باید مورد توجه قرار گیرد.   وی در همین باره توضیح داد: وقتی از ایشان درباره علت ترجمه اثر ژیلسون پرسیده شد در پاسخ گفتند من وقتی این کتاب را ترجمه کردم نگاهم به علامه طباطبایی و آیت‌الله جوادی آملی بود چراکه می‌خواستم باب گفت‌وگو را میان فلسفه اسلامی و فلسفه غرب باز کنم.   این نماینده مجلس خبرگان با بیان اینکه حجت‌الاسلام احمدی تنها یک اندیشمند و عالم نبود یادآور شد: ایشان عارف، متخلق و انسان برجسته از نظر سجایای اخلاقی بود. صراحت لهجه و حریت در بیان مواضع از دیگر ویژگی‌های برجسته او بود و اگرچه به ماهیت و اهداف شورای عالی انقلاب فرهنگی اعتقاد داشت اما از اینکه عملکردش نمی‌توانست در خدمت دردهای مردم قرار بگیرد گله‌مند بود و بارها می‌خواست استعفا دهد. اما به دستور مقام معظم رهبری به فعالیت خود در شورا ادامه داد.   حجت‌الاسلام محسنی قمی قناعت را یکی دیگر از ویژگی‌های دکتر احمدی دانست و افزود: او به دنبال تکثیر مقالات نبود بلکه هدفش تربیت دانشجویان و طلاب بود و از همین جهت تمامی مقالات و پایان‌نامه‌ها را با دقت مطالعه می‌کرد و برای کلاس‌های درسش یک دقیقه هم تاخیر نداشت. همچنین پرسش دانشجو نزد او محدودیتی نداشت و خود سراسر تواضع و احترام به اساتیدش بود.   وی با اشاره به تصحیح تفسیر المیزان توسط دکتر احمدی گفت: علامه طباطبایی تا زمانی که ایشان المیزان را تصحیح نمی‌کرد اجازه چاپ نمی‌داد و اگر امروز جامعه روحانیت و دانشگاهی عزادار است و این مراسم تشییع و ختم باشکوه برای او در تهران و قم برگزار کرده است به دلیل قدرشناسی مردم ایران به خدماتی است که ایشان برای فرهنگ کشور انجام داده است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 11 Jun 2018 13:17:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262042/حجت-الاسلام-احمدی-یک-جریان-فرهنگی-علمی-کشور-راه-اندازی تعبیر رشاد از حجت‌الاسلام احمدی به عصاره حوزه و دانشگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262008/تعبیر-رشاد-حجت-الاسلام-احمدی-عصاره-حوزه-دانشگاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) حجت‌الاسلام علی‌اکبر رشاد رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در جمع خبرنگاران درباره حجت‌الاسلام احمد احمدی بیان کرد: ایشان از کسانی بود که متن حوزه و دانشگاه را درک کرد. از او می‌توان به مثابه جامع تعلمیات حوزوی و دانشگاهی و عصاره حوزه و دانشگاه این عصر تعبیر کرد. وی ادامه داد: برجسته‌ترین ویژگی ایشان از لحاظ ساده زیستی، زهد، صفا، خلوص، تواضع، فروتنی، اخلاص، بی پیرایگی، و بی ادعایی مثال زدنی است. ما حدود چهل سال با ایشان رفاقت داشتیم اما لحظه‌ای یا موردی احساس نکردم ایشان خود را آن چنان می‌خواهد بنماید که نیست. او آنچنان که بود می‌نمود و یکسره زلالی بود و صفا و خلوص. وی افزود: او احترام خاصی در حوزه و دانشگاه داشت و ما شخصیت‌هایی در نظام علمی کشور که این چنین مورد توجه نخبگان باشد، کم داریم. ایشان از این جهت این چنین بود. حجت‌الاسلام رشاد با اشاره به اینکه حجت‌الاسلام احمدی در عمل روحانی بود گفت: بدین معنی که از تعبد، تخلق، بی پیرایگی و گریز از مادیات یک روحانی برجسته بود. بنابراین او مجرد از مادیات و وجودش یک وجود زلال بود. رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه ایشان از از پیشکسوتان انقلاب بود یادآور شد: ایشان قبل و بعد از انقلاب در صف نخست مبارزه بود. چون ما دهه‌ها با ایشان رابطه داشتیم این را دیدیم. او یک انقلابی به تمام معنا بود به عبارتی صداقت گفتار، صراحت لهجه و نقادی داشت و هر چه که انقلاب نیاز داشت در صف اول بود. وی در پایان سخنانش گفت: ایشان با وجود 85 سال سن، نزدیک به چهل سال یک موسسه بزرگ را علمی و فرهنگی را اداره کرد. گاهی من به ایشان می‌گفتم در این سن کار علمی کنید و این مسئولیت به جوانان سپرده شود، اما ایشان از سر دلسوزی نمی‌توانست این چنین کند. در حقیقت می‌توان گفت ایشان موقعیت و مقام علمی‌اش را نثار کار اجرایی برای انقلاب کرد. ]]> علوم‌انسانی Mon, 11 Jun 2018 09:15:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262008/تعبیر-رشاد-حجت-الاسلام-احمدی-عصاره-حوزه-دانشگاه مجموعه سمت توانست پشتوانه فکری و علمی ایجاد کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262007/مجموعه-سمت-توانست-پشتوانه-فکری-علمی-ایجاد-کند منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره ویژگی‌های علمی و شخصیتی حجت‌الاسلام احمد احمدی گفت: مرحوم احمدی از شخصیت‌های علمی بزرگ و مهم کشور ما بودند که سال‌های طولانی از عمر خود را صرف اعتلای دانش و فرهنگ ما کردند و در محیط‌های دانشگاهی و حوزوی به عنوان محقق و مدرس و در مراکز تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر کارگروه‌های برنامه‌ریزی جز شخصیت‌های تاثیرگذار بودند. رحلت ایشان ضایعه‌ای برای جامعه ما بوده است و برای او از خداوند غفران طلب می‌کنم و درگذشت ایشان را به جامعه علمی کشور تسلیت می‌گویم.   این عضو کابینه دولت دوازدهم در پاسخ به سوالی مبنی بر دستاوردهای سمت در زمان مدیریت حجت‌الاسلام احمد احمدی عنوان کرد: ما در مورد دستاوردهای سمت باید با این پیشینه ذهنی صحبت کنیم که بعد از انقلاب اسلامی وقتی دانشگاه‌ها در گستره وسیعی فعال شدند، منابع درسی و آموزشی مدون کافی در اختیار نداشتیم. غلامی گفت: از سوی دیگر با نگاه انقلابی که به بحث تربیت نیروی انسانی داشتیم این خلاءها بیشتر احساس می‌شد و مجموعه سمت با مدیریت حجت‌الاسلام احمد احمدی توانست در تامین منابع و توزیع‌ آن در همه مراکز آموزش عالی کشور پشتوانه فکری و علمی ایجاد کند و از سوی دیگر تعدیل و توزیع متقابل در منابع علمی در بین دانشگاه‌های کشور را فراهم کند.   ]]> علوم‌انسانی Mon, 11 Jun 2018 07:56:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262007/مجموعه-سمت-توانست-پشتوانه-فکری-علمی-ایجاد-کند از مهاجرت ارامنه به ایران تا عروسک‌ها و پیکرک‌های سنتی زرتشتیان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262010/مهاجرت-ارامنه-ایران-عروسک-ها-پیکرک-های-سنتی-زرتشتیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علیرضا حسن‌زاده ریس پژوهشکده مردم‌شناسی، با اعلام این خبر درباره فعالیت‌های این پژوهشکده در سال گذشته گفت: فعالیت‌های علمی و عملی پژوهشکده مردم شناسی در سال 1396 نشان از توانمندی این پژوهشکده در انجام تحقیقات کاربردی در توسعه پایدار کشور دارد. او پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری را یکی از مهمترین مراکز علمی تولیدکننده کتاب‌های علمی پژوهشی، تالیفی و ترجمه در حوزه مردم شناسی دانست و افزود: 10 جلد کتاب شامل «نوروز نامه سغد»، «نوروز»، «تنوع فرهنگی و فرهنگ صلح»، «جشن نوروز»، «تنوع فرهنگی و میراث فرهنگی ناملموس»، «غذا در آیینه فرهنگ»، «مجموعه مقالات مردم‌شناختی جزیره قشم»، «بررسی مردم‌شناسی روایت‌های زنانه از دوران دفاع مقدس»، «مردم شناسی تیران و کرون»، «مجموعه مقالات مردم شناسی دفاع مقدس و پژوهش‌نامه پژوهشکده مردم شناسی» که مجموعه فعالیت‌ها و گزارش‌های پژوهشی پژوهشکده مردم‌شناسی را در طی سال‌های 1393 تا 1396 در بر دارد در سال 1396 به همت پژوهشکده مردم شناسی به چاپ رسیده است. وی در ادامه به برخی از طرح تحقیقاتی پایان یافته در سال 1396 توسط پژوهشکده مردم شناسی اشاره و اظهار کرد: بانک اطلاعات تصویری سنن و فضاهای دینی و فرهنگی کلیساهای شرق آشوری در ارومیه، طرح بررسی رابطه مدیریت پسماندهای زیست محیطی با توسعه صنعت توریسم پایدار با تمرکز بر سواحل استان گلستان، دایره‌المعارف اقوام ایران: سیستان و بلوچستان ، بانک واژگان پزشکی سنتی ایران، موسیقی بومی خراسان، شناخت و بررسی عروسک‌ها و پیکرک‌های سنتی زرتشتیان ایران، مردم نگاری تالاب شادگان و... از جمله این طرح‌ها است. او همچنین، بررسی مردم‌شناختی و مستندسازی تصویری صنعت بومی ابریشم در ایران، شناخت و تحلیل دانش بومی در مدیریت عرفی منابع آب دشت گزیر استان هرمزگان، مردم شناسی مهاجرت ارامنه به ایران، مطالعه مردم‌شناختی دانش بومی- پزشکیِ مردمی جنوب خراسان رضوی، مردم شناسی تصویری و تفسیری سال‌ها پس از جنگ، مردم‌شناسی بازنمایی و کاربرد پوشاک سنتی و قومی در فرهنگ پوشاک زنان تهران و... را از دیگر طرح‌های انجام شده در سال گذشته اعلام کرد. رییس پژوهشکده مردم شناسی افزود: طرح‌های کاربردی دیگری مانند  بررسی الگوهای ابتدایی صید بومیان در جزیره قشم، مستندسازی مردم‌نگارانه و عکاسی مردم شناسی قایق سازی سنتی و مناظر زیستی- فرهنگی در شمال ایران، مستند سازی بررسی پوشاک و پارچه‌های سنتی زرتشتیان ایران و ... در حال انجام است. وی گفت: برگزاری کارگاه‌هایی همچون استراتژی اقیانوس آبی با رویکرد صنعت گردشگری، عکاسی در مطالعات مردم‌شناسی؛ اصول حرفه‌ای و تخصصی و روش مطالعات مردم شناسی، کاربرد نسخ خطی و اسناد در مطالعات میراث فرهنگی  و کاربست تحقیقات تاریخی در مطالعات آداب و رسوم محلی نمونه ای از کارگاه هایی است که به همت این پژوهشکده در سال 1396 برگزار شده است. حسن‌زاده با اشاره به برگزاری تعداد زیادی نشست علمی و همایش فرهنگ صلح و تنوع فرهنگی به همت این پژوهشکده تصریح کرد :اطلس مردم‌نگاری که در سال گذشته به مراحل پایانی خود رسیده در سال 1397 رونمایی می‌شود. رییس پژوهشکده در پایان اظهار کرد: مجموعه کتابهای میراث فرهنگی با توجه به مساله خشکسالی در قالب هفتاد جلد کتاب الکترونیک توسط این پژوهشکده در سال 1397 منتشر خواهد شد. ]]> علوم‌انسانی Mon, 11 Jun 2018 07:29:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262010/مهاجرت-ارامنه-ایران-عروسک-ها-پیکرک-های-سنتی-زرتشتیان