خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Fri, 20 Sep 2019 15:34:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 20 Sep 2019 15:34:14 GMT علوم انسانی 60 مقام معظم رهبری: پیاده‌روی اربعین واقعاً یک پدیده‌ الهی است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280960/مقام-معظم-رهبری-پیاده-روی-اربعین-واقعا-یک-پدیده-الهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجموعه شش جلدی سر آغاز الگوی مفهومی پیاده روی اربعین از نگاه مقام معظم رهبری می باشد که به ماموریت اصلی حرکت جهانی پیاده روی اربعین اشاره می‌کند. در هر جلد از این کتاب ها سعی شده است که به  واکاوی مأموریت های مهم پیارده روی اربعین و همچنین توسعه مفهوم کامل حادثه اربعین پرداخته شود. در سال‌های اخیر جمعیت حاضر در مراسم  پیاده روی اربعین در عراق در صدر یکی از بزرگترین اجتماعات مسالمت آمیز جهان قرار گرفته است. در این سالها بحث کاروان و موکب‌های خدمات رسانی اربعین بسیار داغ بوده و از طرفی توسعه خدمات به زائران را موجب شده است؛ اما لزوم هدایت این موکب ها و خادمان در جهت صحیح و موازی با موازین علمی و مکتبی حادثه اربعین از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. با توجه به گسترش فعالیت‌های سخت‌افزاری اربعین الگوی مفهومی پیاده روی اربعین از نگاه مقام معظم رهبری نقشه جامع جهت استفاده حداکثری از ظرفیت پیاده روی عظیم اربعین است و معظم له  برای پیاده روی اربعین ۵ مأموریت اصلی را تعیین نموده اند که عبارتند از وحدت، احیای حادثه کربلا، مبارزه حق علیه باطل، حادثه پیاده روی اربعین و الگوسازی که هر کدام در یک جلد گرد آوری شده است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «پیاده روی اربعین واقعاً یک پدیده است، یک پدیده‌ی الهی است، یک پدیده‌ی معنوی است. حقیقتاً قابل توصیف نیست؛ مثل خیلی از این پدیده‌های مهمّ الهی، درست قابل تفسیر هم نیست؛ یعنی نمیشود این حادثه را تحلیل کرد. این‌جور این جمعیّتِ عظیمِ میلیونی راه بیفتند، در ظرف چند سال این تحقّق پیدا کند، شکل پیدا کند! بله، در گذشته راه‌پیمایی بود، امّا این خبرها نبود. ما اطّلاع داریم که در ایّام مختلف، چه اربعین، چه غیر اربعین -در خصوص اربعین یا بعضی اوقات دیگر- طلّاب از نجف و جاهای مختلف عراق حرکت میکردند میرفتند، جمعیّت‌های فراوانی هم بودند. امّا این جمعیّتِ عظیمِ میلیونی از جاهای مختلف دنیا -چند میلیون از ایران و میلیون‌ها از خود عراق و از کشورهای دیگر- این حرکت عظیم، با وجود تهدیدهای تروریستی‌ای که همیشه وجود داشته و امروز هم وجود دارد، یک پدیده‌ی فوق‌العاده عظیمی است؛ خیلی مهم است. این نشان‌دهنده‌ی اوج گرفتن همین تفکّر مبارزه‌ی در راه خدا و در راه اسلام و آمادگی عمومی و همگانی در این راه است. و امیدواریم که خداوند متعال برکت بدهد به این حرکتها و برکت بدهد به مردم.»  مقام معظم رهبری(1386/8/22) مجموعه 6 جلدی "سرآغاز"  مهم ترین مامورت اصلی حرکت جهادی و عظیم پیاده روی اربعین است که با محوریت بیانات مقام معظم رهبری، توسط حجت الاسلام سید محمد صادقی آرمان در قطع رقعی گردآوری و از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است. علاقه مندان برای تهیه کتاب میتوانند از طریق سایت من و کتاب (manvaketab.ir)  و یا از طریق ارسال نام کتاب به سامانه پیام کوتاه 3000141441 کتاب را با پست رایگان دریافت کنند. ]]> علوم انسانی Fri, 20 Sep 2019 10:29:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280960/مقام-معظم-رهبری-پیاده-روی-اربعین-واقعا-یک-پدیده-الهی عرضه هزار جلد کتاب در غرفه بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280959/عرضه-هزار-جلد-کتاب-غرفه-بنیاد-پژوهش-های-اسلامی-آستان-قدس-رضوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آستان قدس رضوی با توجه به رسالتی که در مسیر گسترش معنویت و فرهنگ اسلامی و ترویج معارف اهل البیت (ع) دارد و با در نظر گرفتن نیازهای گسترده پژوهشی در قلمرو فرهنگ و تمدن اسلامی در سال 1363 مرکزی علمی‌پژوهشی را با عنوان بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی تاسیس کرد. این بنیاد علمی‌پژوهشی پس از تاسیس، محور اصلی فعالیت های خود را توسعه فرهنگ اسلامی در جهت عمق بخشیدن به باورهای دینی و گسترش معارف شیعی، نشر علوم اسلامی و معارف حقّه جعفری در پرتو پژوهش های بنیادی، احیا و نشر ذخایر و نفایس علمی اسلامی و ارتقاء سطح علمی نیروهای پژوهشی در حوزه علوم اسلامی قرار داد. انتشارات بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در رشته های قرآن و علوم قرآنی، حدیث، سیره معصومین(ع) و سرگذشت‌نامه ها، فقه و اصول، عقاید، کلام، فلسفه و عرفان، فرق و مذاهب، اقتصاد اسلامی، زبان، ادب و هنر اسلامی، حقوق و علوم اجتماعی، اخلاق اسلامی و علوم تربیتی، ادعیه، آداب و رسوم اسلامی، کلّیات، فرهنگ‌نامه ها و دایرة المعارف ها، مطالعات قرآنی، حدیث پژوهی و اندیشه و کلام اسلامی فعالیت عمیق، اندیشمندانه و جدی دارد. غرفه این انتشارات در پنجمین نمایشگاه تخصصی کتب حوزوی و معارف اسلامی حوزه علمیه خراسان با ارائه 35 درصد تخفیف، کتب تاریخی، فقهی و سیره امام رضا(ع) را ویژه علاقمندان و پژوهشگران عرضه می کند. بنیاد پژوهش های اسلامی در پنجمین نمایشگاه تخصصی کتب حوزوی و معارف اسلامی حوزه علمیه خراسان با 250 عنوان کتاب در قالب هزار جلد شرکت کرده است که از مهمترین عناوین عرضه شده در نمایشگاه با این مناسبت ایام عزاداری اهل البیت(ع) می توان به کتب سه جلدی «بر آستان عاشورا» ترجمه دکتر محمد تقدمی صابری، کتاب «کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء» از شیخ جعفر شوشتری و همچنین کتاب 5 جلدی «تفسیر البنایی»، در تفسیر قرآن اشاره کرد. عرضه دو جلد نخست کتاب «پرتوی از تفسیر سیره اهل البیت» اثر حجت الاسلام والمسلمین ری شهری، کتاب «تفسیر بینات» سوره دخان برگرفته از درس تدبر آیت‌الله‌العظمی مدرسی، جلد نخست کتاب «شیعیان در حجاز» ترجمه موسی دانش و محمد باغستانی، کتاب «امام علی بن موسی الرضا(ع) در انساب و تاریخ»، کتاب «اسلام در قبرس» و کتاب «امام علی بن موسی الرضا(ع) محور وحدت و کرامت» از دیگر کتاب‌هایی هستند که در این نمایشگاه عرضه شده است. همچنین از مهمترین کتب مورد علاقه طلاب برای جلسات خطبه خوانی و وعظ و خطابه در این ایام نیز کتاب «درس‌هایی از نهج البلاغه» جواد محدثی است که در آن خطبه ها و نامه های امیرمومنان شرح داده شده و همچنین کتاب « 40 موضوع کاربردی» که به صورت تک جلد در قطع های مختلف چاپ و به صورت مجموعه شده است، اشاره کرد. از جمله آخرین آثار این انتشارات نیز می‌توان به چاپ مجلد تاریخچه «سادات ایران» مربوط به شجره نامه سادات اصفهان، زنجان و خراسان اشاره کرد که مجلد سادات قم تا روزهای آینده منتشر می‌شود. ]]> علوم انسانی Fri, 20 Sep 2019 07:47:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280959/عرضه-هزار-جلد-کتاب-غرفه-بنیاد-پژوهش-های-اسلامی-آستان-قدس-رضوی شعر خوانی شاعران ایران در دومين شب شعر مقاومت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280957/شعر-خوانی-شاعران-ایران-دومين-شب-مقاومت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران در حاشیه سی و یکمین  نمایشگاه بین‌المللی کتاب دمشق نشست ادبی تحت عنوان درود بر مقاومت برگزار شد. این نشست با حضور جمع کتیری از دوستداران کشورهای محور مقاومت و همچنین شاعران کشورهای سوریه، عراق، لبنان، فلسطین و ایران برگزار شد. در این نشست ادبی شاعران، اشعاری را در وصف و مدح مقاومت ، اتحاد و همبستگی ملت های محور مقاومت بیان نمودند که تشویق گرم حضار را به همراه داشت. در این نشست ادبی مرتضی حیدری آل کثیر و ابراهیم طاهر پوریان از جمهوری اسلامی ایران شرکت داشتند و اشعاری را برای حاضران خواندند. این نشست ادبی با عنوان درود بر مقاومت در کتابخانه ملی سوریه و در حاشیه سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب دمشق به همت بنیاد فرهنگ و هنر مقاومت، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دمشق، موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران و مجمع ناشران دفاع مقدس برگزار شد. ]]> علوم انسانی Fri, 20 Sep 2019 07:30:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280957/شعر-خوانی-شاعران-ایران-دومين-شب-مقاومت «در طلب زرتشت»؛ کتابی برای شناخت وسعت ایرانیت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280594/طلب-زرتشت-کتابی-شناخت-وسعت-ایرانیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پل کریواچک در طلب زرتشت و هر نشانه‌ای از او، راهی سفری پژوهش‌گرانه شده و همه‌ نشانه‌ها را به دقت تحلیل کرده و گاه آن‌چه را در این نشانه‌ها هست به چشم تازه‌ای نگریسته و حاصل آن پژوهش‌نامه‌ای است که به شیرین‌ترین زبان روایت شده است. این کتاب با مطالبی شگفت‌انگیز و بیانی شیرین در پی واکاوی وسعت ایرانیت است و با پژوهش در دل تاریخ و گستره جغرافیا حقایقی را برملا می‌کند که خواننده را با افق‌هایی تازه روبه‌رو می‌سازد. «در طلب زرتشت» بیش از آن‌که تلاشی برای یافتن زرتشت باشد، تلاشی است برای شناخت وسعت (ایرانیت)، و مطالبی که مطرح یا کشف می‌کند خواننده را بهت‌زده می‌کند. پل کریواچک تاریخ‌شناس انگلیسی، متولد سال ۱۹۳۷ و درگذشته به سال ۲۰۱۱ است که تحقیقاتی درباره ایران، آسیا، تمدن بابل و دین زرتشت دارد. او با این‌که در این کتاب زرتشت را محور موضوع و عنوان اثرش قرار داده، اما بیشتر در تلاش برای شناخت وسعیت ایرانیت بوده و همچنین دنبال پاسخ سوالاتی از این دست که آیا به‌راستی ایرانیان یا دست‌کم بخشی از ایرانیت، در سقوط روم و پیدایش قرون وسطی دست داشته‌اند؟ و یا آیا جمعی از ایرانیان برای نگهبانی از دیوار-دژ رومی به انگلستان رفته و همان‌جا ماندگار شده و در آن جامعه حل شده‌اند یا نه؟ او در این کتاب به دین مانوی، روز عاشورا، آیین‌های تعزیه و عزاداری این روز و تشابه رفتار ایرانیان شیعه با زرتشتیان در این مناسبت مذهبی پرداخته است. مولف کتاب «در طلب زرتشت» در سفری که به ایران داشته، مشاهدات خود را در قالب نوشته‌ای تحلیلی ثبت و ضبط کرده و ماحصل آن را در قالب پژوهش‌نامه‌ای که به شکل این کتاب درآمده، ارائه کرده است. این کتاب افزون بر نمایه که شامل «نمایه اسامی خاص و اساطیر»، «نمایه موضوعی» و «نمایه آثار» می‌شود، هشت فصل دارد. اعتقادی برای امروز، فیلسوف واقعی، بدعت کبیر، دین نور، رمزوراز میترا، پایان زمان، به لطف اهورامزدا و نخستین پیامبر. جاده طلایی سمرقند، بزرگ‌ترین گردهمایی تاریخ، ملاها قدغن کردند عناوین بخش‌های فصل اول کتاب هستند. در فصل دوم هم مخاطب این سه بخش را می‌خواند: تولستوی سانتی‌مانتالیش است، رویدادی در تاریخ ادبیات، زرتشت از کنار من گذشت. در فصل «بدعت کبیر» ۳ بخش شهدای عشق مسیحیت؟، محاصره‌ها قتل‌وجنایت‌ها خرابی‌ها و ویرانی‌ها، و «آسیا در لنداشتراسه شروع می‌شه» چاپ شده‌اند. نقش رستم، در یک گله بیگانه، مانی زنده است! هم عناوین ۳ بخش دیگر کتاب هستند که در فصل چهارم یعنی «دین نور» آمده‌اند. در فصل پنجم، دو بخش «و نره‌گاو چرت می‌زند» و «از لندینیوم اوگوستا تا پون‌ایلیوس» درج شده‌اند. فتح اسکندر، دانیال نبی، فرقه بحرالمیت هم بخش‌های تشکیل‌دهنده ششمین فصل کتاب هستند. فصل «به لطف اهورامزدا» هم ۴ بخش خاندان کوروش، فتح بابل، خاندان داریوش، بهشت دوزخ و شیطان را در بر می‌گیرد. در هشتمین فصل کتاب «نخستین پیامبر»، ۴ بخش دیگر کتاب با عناوین نوروز، دین یک چیز زنده است، عاشورا، گفتار نیک پندار نیک کردار نیک آمده‌اند. پس از این فصل از کتاب هم «از سرودنامه زرتشت» پیش از نمایه‌های کتاب درج شده است. پل کریواچک در بخش عاشورای کتاب بر این باور است که سالانه دو رویداد مهم در ایران اتفاق می‌افتد: نوروز و عاشورا. عاشورا دهمین روز از ماه اسلامی محرم است و سالگرد شهادت حسن (ع) نوه‌ پیامبر (ص) در سال 680 در کربلاست که اکنون جزو عراق است. این رویداد از زمین تا آسمان با رویدادهای دیگر فرق می‌کند. وی واقعه عاشورا را با دیدگاه خودش روایت کرده است و دوگانگی و پارادوکسی را از زبان پلیس بسیار جوان تشریح می‌کند و می‌‌گوید: «پلیس جوان و به ظاهر گرفته دهکده که کروک ملتهبی روی گردنش داشت گفت برای ما شخص امام حسین (ع) مطرح نیست، درست است که ایشان نوه پیامبر اسلام (ص) بودند و فرزند علی (ع) پسرعمو و داماد او و حضرت فاطمه (س) دختر او بودند و شخص بسیار مقدسی هستند که حق نبود به این شکل به شهادت برسند. اما داستان کربلا داستان دیگری است؛ داستان جنگ میان خوب و بد است، میان حقیقت و دروغ. این جنگ هیچ وقت تمامی ندارد. برای همین هم هست که تعزیه هر سال باید اجرا بشود. این جنگی است که هر مسلمان خوبی باید در آن شرکت کند. این مردها و زن‌ها فقط در عزای امام حسین (ع) گریه نمی‌کردند. برای شکست خودشان در این جنگ گریه می‌کردند. اما... و ناگهان چهره‌اش از هم باز شد و گل از گلش شکفت ... وقتی امام غایب برگردد پیش ما، این جنگ تمام می‌شود و خوبی پیروز می‌شود. از خدا می‌خواهم در عمر من ظهور کند با بچه‌هایم.» آدم خیال می‌کند دارد به حرف‌‌های یک زرتشتی گوش می‌دهد نه یک مسلمان. دانشجویان جدی رشته علوم دینی خیلی چیزها گفته‌اند، اما برداشت خود من این است که خیلی از الاهیات زرتشتی مستقیم وارد اسلام ایرانی شده است. مسلمانان فوق سنتی ادعا می‌کنند مراسم عزاداری حسین (ع) دارای اعتبار اسلامی نیست، اما از همسایگان ایران آموخته شده‌اند. به هر حال، جنگ پلیس دهکده -جنگ ابدی میان خوب و بد- که در کانون آگاهی شیعی قرار دارد- جزء معتقدات اهل تسنن نیست. در تخیل ایرانیان، پشت سر حضرت علی (ع) که جانشین عرب خلافت بود که به شهادت رسید، می‌توان حضور سایه‌وار زرتشت پیامبر ایرانی را دید. بسیاری از شیعیان معتقدند علی(ع) و اعقابش یعنی امامان شیعه که رهبران روحانی جماعت هستند مجراهایی برای نور آغازین خداوندند و تنها صاحبان بینش سری برای شناخت قرآن مجید هستند. در واقع وقتی پای حضرت علی(ع) در میان است، منع اسلامی کشیدن صورت بارها شکسته می‌شود، و تمثال‌های آن شخصیت مقدس که هاله‌ای از نور مشتعل پیرامون عمامه او را گرفته است، همه جا به فروش می‌رسد. و «امام غایب» که دوازدهمین جانشین حضرت علی است و در سال 878 به اصطلاح «در پرده غیبت» رفت و روزی بازخواهد گشت، بی‌تردید همان مسیحای زرتشتی یعنی سوشیانت است با چهره‌ اسلامی. وی می‌گوید: «شیعیان ایرانی که خود را مسلمانان آرمانی می‌دانند و وقتی منتقدان سنی تندرو آن‌ها را متهم به داشتن تمایلات مخفی زرتشتی می‌کنند به وحشت می‌افتند، روحانیون همین شیعیان دارای سلسله مراتبی هستند که در راس آن رهبر عالی قرار دارد که بی‌شباهت به موبد موبدان یا کاهن کاهنان نیست. اما یک‌بار واقعه مهمی روی دارد و نمای تشیع شکاف برداشت و نشان داد پشت آن چه نهفته است. این آخرین پرتاب زرتشتی‌گری بود. در قرن دهم میلادی شاخه‌ای از تشیع در بحرین پا گرفت که رادیکال و پُر حرارات بود؛ چیزی که آن‌ها را برانگیخته بود یک قرآنِ نجومی غیرعادی بود و نیز آن که گفته می‌شد هزار و پانصدمین سالگرد مرگ زرتشت بود.» این نویسنده انگلیسی بر این باور است: «آن‌ها (شاخه‌ای از تشیع در بحرین) فعالیت‌های خود را با سد کردن راه زائران بیت‌الله و کشتارشان آغاز کردند و با گرفتن مکه مکرمه و کشتار زائران و بردن حجرالاسود از کعبه به پایان رساندند؛ حجرالاسود یکی از مقدس‌ترین اشیای کل جهان اسلام است. رهبر آن‌ها ایرانی جوانی بود که ادعا می‌کرد از تبار ساسانیان است، و مردم از او به عنوان مهدی موعود اسلامی با آغوش باز استقبال کردند؛ این مهدی قرار بود به عصر اسلام پایان دهد. وی شریعت اسلام را لغو کرد، و دستور داد تقدس آتش را احیا کنند. به گفته مورخ عثمانی، قطب‌الدین، سرانجام خداوند او را نابود کرد؛ تمام بدنش را دچار دُمل‌های قانقاریا کرد، و کرم‌ها را به جانش انداخت تا گوشت تنش را بخورند. هشتاد روز به این صورت زندگی کرد تا سرانجام او را به قتل رساندند. بیست سال بعد، حجرالاسود را به مکه بازگرداندند، اما شکسته.» در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «مقدر بود صد سال دیگر بگذرد، قرنی همه کشمکش‌های تلخ و خون‌بار بین دو امپراتوری رقیب بالکان بر سر این‌که معلوم شود کدام دولت؟ ایالت؟ کشور؟ پابرجا می‌ماند. سرانجام رومیان پیروز شدند، نه بلغاریان. در آغاز قرن یازدهم بازیل دوم بر تخت امپراتوری قسطنطنیه نشست که بیش از حد معمول شقی و وحشی بود و بر آن شد تا برای همیشه به این کشمکش خاتمه دهد. بازیل دوم در مرز مشترک بالاتیستا که مقدونیه امروزی است به پیروزی دست یافت، آن هم زمانی که سپاهیان بیزانس «هن و هن‌کنان» از کوه‌ها گذشتند و سپاه بلغار را غافل‌گیر کردند. برای آن‌که مقاصد آینده خود را مطلقا روشن کرده باشد، بازیل دستور داد همه چهارده‌هزار اسیر بلغار را کور کنند، به‌جز هر صد نفر یکی، که یک‌چشم برای آن‌ها باقی گذاشت تا عصاکش کوران باشند، و آن‌ها را به موطن‌شان فرستاد. وقتی تزار ساموئل سپاهیان خود را دید که شکست‌خورده و مثله‌شده برمی‌گردند، نقش زمین شد، و چند روز بعد مرد. به سال ۱۰۱۸ امپراتوری اول بلغارها دیگر وجود نداشت. بعد از سیصد و سی و هشت سال، امپراتوری بیزانس یک‌بار دیگر بر کل شبه‌جزیره بالکان تسلط یافت، و بازیل را «بلغارکش» خواندند. اما با ضمیمه‌کردن بلغارها به امپراتوری خود، امپراتور دردسر بزرگی برای کلیسای ارتدکس خرید. زمان شکست بلغارها، حکومت بلغار بیش از صد سال بود که دین بدعت‌آمیز خود را دنبال می‌کرد. پنجاه سالی می‌گذشت از زمانی که پرسبیتر کوزماس موعظه بر علیه بدعت‌گذاران را نوشته بود، و عقاید ثنوی آن‌ها را محکوم کرده بود، و ادعا کرده بود که مخترع این کیش کشیش مرتدی بوده است به نام بوگومیل (عاشق خداوند) _ که ترجمه اسلاوی اسم عام یونانی تئوفیلوس است یا لاتینی آمادئوس _ هرچند احتمال می‌رود بیش‌تر یک توضیح من‌درآوردی باشد تا واقعیت تاریخی. این بدعت، به هر شکلی هم که شروع شده بود، امپراتوران و پاتریارک‌های قسطنطنیه یکی پس از دیگری ناچار بودند از آن به بعد برای سرکوب این افعی زهردار خطای روحانی تلاش عظیمی به خرج دهند.» کتاب «در طلب زرتشت» در 268 صفحه، شمارگان 500 نسخه و بهای 44 هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Thu, 19 Sep 2019 07:08:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280594/طلب-زرتشت-کتابی-شناخت-وسعت-ایرانیت فلسفه رادیکال صرفا با «انقلاب» گره نخورده است/ اهمیت تنانگی تفکر و عمل در عرصه اجتماعی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280872/فلسفه-رادیکال-صرفا-انقلاب-گره-نخورده-اهمیت-تنانگی-تفکر-عمل-عرصه-اجتماعی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- بهاران سواری: برای چاد کائوزر فلسفه قسمی تغییر نظری در امر رادیکال است و چیزی که تغییری ریشه‌ای در تعبیر ما از فلسفه را هدف گرفته است، چراکه این دو واژه اساسا در رابطه‌ای سراسر دیالکتیکی با همدیگر هستند و تصور آن‌ها به صورت مجزا از هم بی‌معنی است. فلسفه مدنظر او خارج از موضع رادیکال انضمامی و ملموس و همچنین موضع رادیکال انضمامی بیرون از فلسفه خاص خود بی‌معنا و لااقل ناقص جلوه می‌کند.  از نگاه نویسنده کتاب «مبانی فلسفه رادیکال» جهت‌گیری به سوی نظریه اجتماعی رادیکال و کنش جمعی بخشی از مجموعه تعهداتی است که همراه با هم فلسفه رادیکال را ممتاز می‌سازند. این مجموعه شامل ترکیبی از یک روش‌شناسی انتقادی، تمرکز بر ساختارها و کاربست‌های اجتماعی خاص و شرایط مادی، مقاصد رهایی‌بخشی و گره‌زدن این‌ها با زمینه‌ای از کنش جمعی است که این مقاصد در آن می‌توانند تحقق یابند.  فؤاد حبیبی (مترجم) در گفت‌وگو با ایبنا‎ از این می‌گوید که در فلسفه‌ رادیکال چه ارتباطی میان شورش و منطق برقرار خواهد بود و چه‌قدر توانسته در واقعیت امروز از تلطیف و استرلیزه کردن خشم و عصیانی فاصله بگیرد. او همچنین به این پرسش‌ها پاسخ داده است که نگاه فلسفه رادیکال به کنشی مثل نافرمانی مدنی و استراتژی‌های رفرومیستی چیست؟ و در قبال دو مقوله «اولویت» و «حق» جانب کدام‌یک را می‌گیرد؟ این مفهوم «شورش منطقی» که از آن به ذات راستین فلسفه رادیکال تعبیر شده است، چگونه شورشی است؟ اساساً در فلسفه رادیکال چه ارتباطی میان منطق و مفهومی مثل شورش برقرار است؟   این اصطلاح را ما در پیشگفتار مترجمان در راستای تبیین مقصود نویسنده از فلسفه رادیکال ذکر کرده‏ایم. استفاده از تعبیر «شورش منطقی» برای اشاره به فلسفه را اولین بار آلن بدیو فیلسوف فرانسوی به نقل از رمبو مطرح می‌کند و از آن برای تعریف آن نسخه‌ای از فلسفه بهره می‏‌گیرد که، با تغییراتی نه چندان زیاد، دقیقا همین چیزی است که کائوزر مد نظر دارد. کائوزر از قسمی «شورش منطقی» حرف می‌زند تا بر روی دو بعد اصلی این نوع از فلسفه مبارز یا رادیکال انگشت بگذارد: نخست، اینکه فلسفه انتقادی، مبارزه یا رادیکال آشکارا امری منطقی و استوار بر قواعد عقلانی است. در ثانی، و شاید نکتۀ بحث‌برانگیزتر در اینجا، فلسفۀ مزبور قسمی شورش به شمار می‏رود. لذا فلسفۀ رادیکال ترکیبی از دو چیزی است که به‏ ظاهر متناقض می‏‌نمایند: سردی عقل و گرمای خروش و شورش. کائوزر می‌گوید برخلاف دوگانه منطق و احساس و بی‌توجهی‌ای که معمولا به سویه احساسی در گفتار کلاسیک فلسفی می‌شود، عزمیت به سوی فلسفه رادیکال همواره با حسی از نارضایتی و خشم در برابر بی‌عدالتی و یکی از انواع گوناگون و فراوان از ستم کلید می‏‌خورد. بنابراین، مراد از  تعبیری همچون شورش منطقی برای تعریف فلسفه رادیکال این است که فلسفه مزبور هرچند وامدار سنت فکری و استدلالی یونانی است، اما امری است که طریق عقلانیت را به عوض تحیر با خشم و خروش آغاز می‌‏کند. همچنین باید به خاطر داشت که این دست شورش منطقی نه شورشی صرفا کور و هیجانی است و نه تفکری سرد و بری از احساسات.   به نظر شما آیا فلسفه رادیکال به‌‏راستی توانسته از آنچه که در کتاب «پادویی فعالیت‌هایی سیاسی و اجتماعی و متابعت از مرزهای آکادمیک دیسیپلین‏‌های علمی» خوانده شده است فاصله بگیرد، و به زعم نویسنده ریشه و خاستگاه ابزارهای چهارگانه نظام سلطه را به چالش بکشد یا اینکه در دنیای استوار بر صنعت سرگرمی و جامعه مصرفی امروز کارکرد این نوع از فلسفه هم به تلطیف و استرلیزه کردن خشم و عصیانی که باید به اتکای آن علیه ساختارهای موجود شورید تبدیل شده است؟ به عبارت دیگر آیا این نقد از فلسفه رایج، آکادمیک و رسمی را، که کائوزر در مقام قسمی تکنیک سلطه صورت می‌دهد، می‌توان در چارچوب نقدی موفق از دانش‌های تحت انقیاد یا سرکوب‌شده دسته‌بندی کرد؟   آنچه کائوزر در مقام بدیل فلسفه رسمی و آکادمیک معرفی می‌کند یک پروژه گشوده است؛ پروژه‏ای که از پیش نمی‏توان درباره آن قضاوت کرد. این گفتار فلسفی، در موقعیت‌های مختلف، در جاهایی که شورش منطقی سر بلند می‌کند، به تبیین ایده‏‌هایی دست می‏‌زند که در کار مقابله با انواع و اقسام ستم‌‏های جنسیتی، طبقاتی، ملی و نژادی هستند و از این رو «از پیش» نمی‌توانیم بگوییم که آیا یک طرح فلسفی مفروض یک پروژه موفق است یا خیر. به بیان دیگر، در عرصه عمل و به شکل گشوده باید فلسفه رادیکال را ارزیابی کنیم و مثلا نمی‌‏توان به صورت پیشگویانه مدعی شد که در مبارزه‌ای که علیه استعمار در جریان است یک طرح فلسفی ـ نظری ضدنژادپرستی در ایجاد رهایی موفق است یا خودش، در حین عمل، به بخشی از انقیاد مبدل می‌شود.   اگر جنبش رهایی‌بخش علیه استعمار انگستان در هند را مثال بزنیم می‌توان گفت که همین جنبش پس از موفقیت در دست‏یابی به استقلال از انگلستان به یک فلسفه رسمی برای دولت جدید با پایه‌های ناسیونالیستی هندو تبدیل می‏شود. بنابراین، در این باره نمی‌توان حکمی کلی و پیشینی صادر کرد، منتها کائوزر شماری از معیارها را به دست ما می‌دهد که بر اساس آن‌ها می‌توانیم درباره یک طرح فلسفی قضاوت و بررسی کنیم که آیا طرح فلسفی مزبور یک طرح رادیکال هست یا خیر. کائوزر در همان ابتدای اثر خویش متذکر می‌‏شود که فقط به شرطی به یک طرح فلسفی  را می‌توان رادیکال دانست که هم به انفعالات و عواطف انسانی به دیده تحقیر ننگرد و، در عوض، از آن‌ها برای توان و قدرت مبارزاتی انسان‌ها برای تغییر وضعیت مدد بگیرد. همچنین این نوع از خواست عاطفی و شورمندانه برای تغییر باید به نوعی از آگاهی و بینش نظری متصل باشد که کمک کند این خواست مبارزاتی خود به امری سرکوب‌گر یا حتی گاه ضد آنچه که می‌خوهد بدل نشود؛ همان‌طور که در جنبش‌های پوپولیستی یا، حتی بدتر، در جنبش‌های  فاشیستی شاهد بوده‏ایم. یعنی فعل و انفعالاتی که طی آن نارضایتی از وضعیت به تثبیت خود وضعیت می‏‌انجامد.   علاوه بر این‏ها، کائوزر معیارهای دیگری را نیز مطرح می‏‌سازد که از جمله مهمترین‌شان برخورداری از نوعی  روش‌شناسی انتقادی و پرداختن به ساختار‌ها، به عوض عارضه‌ها و سیمپتوم‌ها، و هدایت جریان تفکر و عمل به سمتی مشخص با یک قصد رهایی‌بخش است. استفاده از ابزارها و تدابیر عملی، دیگر معیاری است که فلسفه رادیکال را از فلسفه رسمی جدا می‌کند. در حالی که فلسفه رسمی عامدانه و، حتی، با تلاش بسیار از هر گونه ارتباطی با جنبش یا نیروی عملی بیرون از آکادمی و میدان رسمی مباحث فلسفی امتناع می‌‏ورزد، فلسفه رادیکال چیزی نیست مگر نوعی آگاهی از مبارزه و در عین حال روشنی‌بخشی به راه مبارزه. به تعبیر دیگر، خود فلسفه رادیکال نه بر بلندای رفیع تفکرات استعلایی، بلکه در بطن مبارزه شکل می‏‌گیرد و همزمان هم به مبارزه در آینده کمک می‌کند تا دقیق‌تر و قدرتمندتر به مقصد نایل آید.   بر همین اساس ما معیارهایی برای قضاوت درباره یک طرح فلسفه رادیکال داریم که طبق آن‏ها ممکن است یک طرح فلسفی رادیکال، و برون از طرح فلسفه رسمی، در عمل با فاصله گرفتن و منحرف شدن از این معیارها به فلسفه‌ای رسمی برای توجیه وضعیت مبدل شود و دیگر در زمره فلسفه رادیکال قرار نگیرد.   فلسفه رادیکال طبقه و دیگر ساختارهای اجتماعی، نژاد و جنسیت را بخشی از زنجیره اعمال سلطه می‌داند که ارتباطی دیالکتیکی با همدیگر دارند و نتیجه شرایط و روابطی از سلطه هستند، پاسخ این فلسفه به آنانی که قائل به اولویت‌بندی کنش در مقابل تبعیض‌ها و تضییع حق‌های هرکدام از این چهار وجه هستند چیست؟ و چه راهکاری برای پرداخت بدون عضویت در راستای کنش بدون اولویت علیه این مقولات ارائه می‌کند؟   یکی از مهمترین دستاوردهایی که هم کائوزر به آن پرداخته و هم حاصل آگاهی‌های معاصری هست که ما از انواع و اقسام طرح‌های فلسفی رادیکال به دست آورده‌ایم همین زیر پرسش بردن مفهوم «اولویت‌‏بندی» چه در ساحت تحلیل و چه در عرصه عمل برای اصلاح و تغییر رادیکال است. در طول چند دهه اخیر گفتار کلاسیکی که معتقد بود ما یک ستمی را برجسته‌تر و مهم‌تر می‌دانیم و تا زمانی که به این مسئله اصلی پرداخته نشود پرداختن به سایر موارد پرداختن به فرعیات و جزئیات است به شدت و از همه سو زیر آماج حملات انتقادی متفکران و مبارزان طرح‏‌های فلسفی رادیکال قرار گرفته است.   نخست، کسی که معتقد به یک طرح فلسفه رادیکال است نمی‌تواند از پیش تصمیم بگیرد که چه نوعی از ستم و مبارزه برای رفع ستم بر دیگری برتری دارد. این اولویت در میدان عمل و در جریان مبارزه‌ای که شکل می‌گیرد مشخص می‌شود و در واقع بسیاری از این انواع گونه‌های ستم همه از یک مجرای مشترک ناشی شده‌اند. مثلا در زمانی که در یک برهه تاریخی و یک موقعیت اجتماعی مشخص، مبارزه علیه استعمار بیگانه بر مسئله زنان برتری پیدا کرده است، این برتری چیزی بوده که در عمل اتفاق افتاده است. در چنین شرایطی بدیهی این است تا زمانی که شما حاکمیت بیگانه را مرتفع نکنید و آن را از سر راه برندارید امکان حل‌وفصل راستین مسئله زنان وجود ندارد، چون در عمل شما فاقد حاکمیت ملی هستید. یعنی خود‌به‌خود وضعیت تاریخی و اجتماعی مشخص باعث می‌شود مسئله‌ای مشخص برجسته شود و پرداختن بدان در کانون تفکر و عمل انتقادی قرار گیرد.   دوم، در حین مبارزه سرشت پیشاتجسمی طرح‏‌های فلسفی رادیکال طلب می‌کند که هر مبارزه‌ای اهدافش را درون کنش، روش و عمل خویش مستتر داشته باشد. زمانی می‌توانی یک جنبش راستین رهایی‌بخشی داشته باشیم که هیچ نوعی از ستم و تبعیض درون خود آن جنبش وجود نداشته باشد. مثلا در حین مبارزه علیه استعمار، مبارزه برای رفع ستم علیه زنان هم خودش را در کنش‌‏ها و اهداف جنبش مزبور به صورت پیشینی نشان می‌دهد؛ بدین صورت که مبارزه مزبور علیه استعمار همزمان ستم علیه زنان را نیز به چالش می‏کشد و ایستادگی در برابر پدرسالاری را در تفکر و عمل خویش تجسم می‏‌بخشد، چه با حضور فعال زنان در جنبش ضد استعماری و چه با مسکوت نگذاشتن مطالبات آنان. بنابراین مقابله با هر گونه ایده‏ای در دفاع از وجود قسمی «سلسله‌مراتب» ستم و، لذا، ایجاد اولویت‏بندی میان آن‏ها به ما کمک می‌کند تا از پیش در جایگاه تعیین‌کننده و حاکم قرار نگیریم و تصور نکنیم می‏توانیم امر کنیم که چه چیزی بر دیگری برتری دارد. بدین‏سان، هرآنچه از دورن خود وضعیت می‌جوشد لاجرم امری‌ست واجد اهمیت و اولویت که از بطن چفت‌وبست اجتماعی بیرون زده و باید به آن توجه شود. خود وضعیت، تضادها و آنتاگونیسم‌های یک جامعه است که اولویت و اهمیت یک مسئله را نشان می‏دهد و لذا هیچ‌کسی در جایگاهی نیست که بگوید فلان مسئله اولویت دارد و دیگری نه. وانگهی، حتی خود مسئله‌ای که از طرف وضعیت به عنوان مسئله واجد اولویت مشخص شده نیز باید گره بخورد با مسائل هم‏ارز خودش؛ چرا که اگر چنین اتفاقی نیفتد خود مبارزه علیه یک ستم مشخص  می‌تواند به گفتاری ستمگر و سلطه‌گر تبدیل شود که ستم‏های دیگر را زیر سایه خویش می‏‌برد. نظر به اینکه در یک بازه زمانی حتی میان‏مدت هیچکدام از انواع ستم‏‌های طبقاتی، جنسیتی، قومیتی، بدنی و ... به ‏تمامی حل نمی‏شوند، هر نوع امپریالیسم نظری و عملی می‏تواند از یک جنبش رهایی‏بخش قدرت برساخت‌ه‏ای بسازد که در مقام حاکم یا بزرگان جدید بسی بهتر از ساختارهای کهن دست‏وپای مبارزات ضد ستم را در غل‏وزنجیر کند.   به مجرد اینکه یک گفتار ضد ستم مدعی اولویت بی‏چون‏وچرای خویش شود  و دیگری را فاقد اهمیت بلاواسطه بداند، این گفتمان دیگر نمی‌تواند گفتاری رهایی‌بخشی باشد، چراکه خودش هم به نوعی دست‏اندرکار حذف و طرد شده است. بنابراین یکی از ویژگی‌‌های مهم طرح‏‌های فلسفی رادیکال دقیقاً همین مقابله با برقراری سلسه‌مراتب حق و اولویت‌بندی انواع ستم‌هاست.   مسئله جنبش‌های اجتماعی و رابطه آن‌ها با فلسفه، از دیگر مباحث مورد توجه در کتاب است. در چارچوب فلسفه رادیکال کنشی مثل نافرمانی مدنی که به نوعی پذیرش سیستم کلی قانون‌گذاری و تلاش برای اصلاح و تغییر برخی از قوانین آن است، چگونه دسته‌بندی می‌شود؟ اساسا نگاه فلسفه رادیکال به رفرم چیست؟ اساسا آیا مکاتب فلسفی همچون آنارشیسم را می‌توان ذیل دسته فلسفه رادیکال قرار داد، وقتی حتی فمینیسم و سوسیالیسم امروز نیز به نوعی در چارچوب پذیرش یک قاعده دیپلماتیک همچون دولت بازتعریف شده‌اند؟   طرح فلسفه رادیکال یک پروژه گشوده است که در جریان حیات زنده مبارزه کنش‌گرانی که می‌اندیشند و عمل می‌کنند درباره ماهیت و چیستی خودش تصمیم می‌گیرد. از نافرمانی مدنی یا حتی کنشی خیلی ملایم‌تر مثل تشکیل گروهی برای جلب توجه به یک مسئله تا یک انقلاب سیاسی، اجتماعی یا یک انقلاب بزرگ دوران‌ساز می‌توانند بخشی از یک جنبش مبارزاتی باشند که با فلسفه رادیکال گره خورده‌اند. به عبارت دیگر هیچ‌کدام از این مسائل که درون طیفی قرار دارند که از خواست بازشناسی تا تغییربنیادین را شامل می‌شود، به صورت پیشینی خارج از دایره فلسفه رادیکال قرار نمی‏‌گیرند، لذا فلسفه رادیکال، برخلاف تصور اولیه و ظاهری، صرفا چیزی نیست که با انقلاب گره خورده باشد و انواع و اقسام تغیرات می‌توانند ملهم از یک طرح فلسفی رادیکال باشند. این مسئله را شما حتی در یک جنبش حقوق مدنی هم می‌توانید شاهد باشید که از مجرای تغییر قانون و عناصر فرهنگی یک جامعه به مبارزه علیه یک ستم مشخص منتهی شود.   البته نمی‌توان انکار کرد که با توجه به دلالت‌‏های مفهوم «رادیکال» که نویسنده نیز مشخصا به ریشه لاتین آن به معنی «ریشه» (radix) اشاره کرده است، هرکدام از طرح‌های فلسفی رادیکالی که می‌خواهد گونه‌های مختلف ستم را از بین ببرد لاجرم با ساختارهای بنیادین این ستم‌ها سروکار دارد. بنابراین شکی نیست که مبارزه با برخی از این انواع ستم‌ها با اصلاحات و تمهیدات موجود در درون ساختارهای موجود به نتیجه نمی‏رسد و خواه‎وناخواه برای رفع آن‏ها نیاز به تغییرات بنیادین خواهد بود. اما این به معنای آن نیست که تغییرات کوچکی که در درون ساختارهای موجود اتفاق می‌افتد نمی‌تواند بخشی از تغییرات رادیکال باشد. درواقع به احتمال بسیار هم تغییرات ریشه‌ای و اساسی تنها چاره ممکن برای به چالش کشیدن یک ستم هستند و هم نمی‌توان دیگر تاکتیک‌های مقاطع مختلف مبارزه را که در بادی امر رفرمیستی‌‏اند نفی کرد.   آیا علیرغم باور کائوزر به رابطۀ دیالکتیکی میان بدن، تفکر و زبان، چه در ساخت سلطه چه در امر براندازی، می‏‌توان به اولویت‌بندی خاصی برای پرداخت و حل‌‏وفصل مسائل مربوط به آن‏ها قائل بود؟ برای مثال، طرد جنسیتی زنان از عرصه عمومی و فضاهای شهری یا اعمال محدودیت‌های زبانی، بدنی و ذهنی علیه اقلیت‌‏ها و افراد و گروه‎‏های کم‏توان از منظر فلسفه رادیکال چگونه قابل پاسخگویی هستند؟    تفکر فلسفی همواره زیر نفوذ قسمی گفتار ایده‌آلیستی قرار داشته است که کمتر سویه بدنی، تنانی و جسمانی چیزها، چه تن انسان و چه تن جامعه و چه تن هستی، را جدی می‌گیرد. درواقع گفتارهای فلسفی حاکم و رایج در طول تاریخ اغلب چیزی جز قسمی ایده‌آلیسم همه‏‌جایی و هزاررنگ نبوده‌‏اند. ایده‏آلیسمی که حتی وقتی به مادیت هستی نظر می‏کند برای فروکاهش آن به مجرایی برای تجلی، ولو درون‏ماندگار، انواع و اقسام امر متعالی است. کتاب کائوزر، برخلاف این سنت رایج، بی‏‌تردید بخشی است از آن «سنت زیرزمینی ماتریالیسم مواجهه» که به عوض درافتادن به نوعی ماتریالیسم خام، و به همان اندازه ایده‏‌آلیسم رایج برخطا، از قسمی پراکسیس فلسفی و فلسفه در مقام پراکسیس دفاع می‏کند. «مبانی فلسفۀ رادیکال» ملهم از آگاهی‌های بسیار و گوناگون درباره ستم‌های جنیسیتی، نژادی، طبقاتی و ... بر روی جنبه تنانی و بدنی بسیاری از این ستم‌ها به درستی انگشت می‏‌گذارد و حتی روش‏ها و رویه‏‌هایی همچون پدیدارشناسی و هرمنوتیک را در کنار دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی به خدمت بگیرد  تا به سویه بدنی و تنانی هستی و اجتماع بشری بپردازد. به عبارت دیگر کتاب کائوزر با وجود اینکه چندان نامی از اسپینوزا نمی‌آورد، بیشتر از آنکه خود نویسنده فکر می‌کند و بیشتر از ارجاعت آشکاری که می‌دهد، واجد نگاه اسپینوزیستی به پراتیک فلسفی است. هم از این بابت که به مسئله انفعالات و تاثیرات بشری در حکم جنبه‏‌ای بسیار مهم در شکل‌گیری انسان و رهایی او از انواع ستم‌ها به‏‌جد می‌پردازد و هم از این جهت که به اهمیت بدن و تن  فردی و جمعی پرداخته است. بنابراین، خوشبختانه در این کتاب خبری از سوء‌تفاهم‌های ایده‌‏آلیستی رایج در خصوص برتری ذهن بر بدن و برجسته کردن مفهوم آگاهی که در دیگر حوزه‌های فلسفه انتقادی شاهد هستیم نیست.   اینجا خود فلسفه رادیکال منوط و وابسته است به تنانگی تفکر و عمل در عرصه اجتماعی و آن دسته از جنبش‌های اجتماعی‏ای که در حال تکوین و فعالیت‌‏اند. برای مثال یک طرح فلسفی فمینیستی قسمی آگاهی فردی نیست که در انزوای خویش می‌نشیند، می‌‏اندیشد و می‌فهمد که زن ارزشی کمتر از مرد ندارد، بلکه روایت یک حضور عینی و تنانه از حضور زنانی است که این باور فرودست‌انگارانه را در عمل به چالش می‌کشند، هرچند ملهم از نوعی شناخت انتقادی که از ستم جنسیتی به دست آورده‌‏اند. می‌‏توان حتی فلسفۀ رادیکال را قسمی ماتریالیسم باور خواند، اتودی در خصوص جسمانی بودن ذهن و ذهنی بودن جسم: یکی بودن دو صفتی از هستی که می‏شناسیم و تجربه‌‏اش می‌‏کنیم. با این حساب، این آن طرح فلسفی رادیکالی است که از نظر کائوزر مثلا فرودست‌انگاری زنان را به چالش می‌کشد. این جنبه از کار او، که بدون ارجاع آشکار به اسپینوزا فهمی به‌‏تمامی اسپینوزیستی از فلسفه است، فهمی که هم انفعالات و عواطف را به حساب می‌آورد و آن‌ها را تحقیر نمی‌کند و هم به جنبه تنانی و بدنی هر نوعی از فهم جهان و تلاش برای تغیر این جهان و وضعیتی که این بدن در آن قرار گرفته توجه دارد. لذا بهترین پاسخ به هر گونه‌‏ای از طرد و کنارگذاری در اجتماع فهم ریشه‌‏های آن و تلاش برای دگرگون‏‌سازی بنیادین آن از رهگذر فهم مزبور است؛ پروژه‌‏ای که همزمان عقلانی، تنانی و هیجانی است. ]]> علوم انسانی Thu, 19 Sep 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280872/فلسفه-رادیکال-صرفا-انقلاب-گره-نخورده-اهمیت-تنانگی-تفکر-عمل-عرصه-اجتماعی نقد و بررسی کتابی از محمدامین قانعی‌راد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280921/نقد-بررسی-کتابی-محمدامین-قانعی-راد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهارمین نشست از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه»، به بررسی کتاب «اجتماعات علمی و دانشگاه ایرانی» نوشته زنده‌یاد محمدامین قانعی‌راد می‌پردازد. کیوان الستی و هادی مرجانی در این نشست که روز دوشنبه یکم مهرماه در سالن سرای کتاب برگزار می‌شود، درباره  کتاب «اجتماعات علمی و دانشگاه ایرانی» صحبت می‌کنند. چهارمین نشست از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» ساعت ۱۶ تا ۱۸ روز دوشنبه یکم مهرماه در در سالن سرای کتاب به نشانی خیابان انقلاب، بین فلسطین و برداردان مظفر جنوبی، پلاک ۱۰۸۰، طبقه منفی دو برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Wed, 18 Sep 2019 11:48:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280921/نقد-بررسی-کتابی-محمدامین-قانعی-راد خواندن متون مردم‌نگارانه تنها راه بصیرت انسان‌شناسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280891/خواندن-متون-مردم-نگارانه-تنها-راه-بصیرت-انسان-شناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، مهرداد عربستانی رییس انجمن انسان‌شناسی ایران و عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در نشست «مردم شناسی/انسان شناسی ایران: رویکردی آسیب شناختی» سخن گفت. او با بیان مختصری از مقاله‌اش با عنوان «انسان‌شناسی ایران: یک بازاندیشی» تصریح کرد: قبل از هرچیز باید مشخص کنم که وقتی از انسان شناسی سخن می گویم دقیقاً منظورم یک رشته علمی دارای سابقه و تاریخچه مشخص است که نظریات، مفاهیم و روش تحقیق ویژه‌ای دارد.  وی افزود: این رشته در نتیجه نتایج و یافته‌هایش با ادبیات و رتوریک علمی، یعنی با دقت، شکاکیت و حزم علمی و با فاصله‌گیری از ادبیات شعاری و آرمان‌گرایی اتوپیایی بیان می‌شود و هدف آن فهم، تحلیل و تبیین آنچه چیزی است که مردم انجام می‌دهند و نزدیک شده به دنیایی است که مردم در آن زندگی می‌کنند. عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت: رشته‌ای که به تولید نظام‌مند دانش مطالعه انسان و فرهنگ و جامعه انسانی با اطلاع از زیست شناسی، تئوری‌های فرهنگی، باستان شناسی، زبان و زبان شناسی، فلسفه، روان‌شناسی، حقوق، اقتصاد، جغرافیا، گیاه‌شناسی، و اصولاً یافته‌های علوم دیگر می‌پردازد  و شاخصه رویکرد آن تأکید بر «مشارکت» با مردم و مشاهده کارآموخته علمی است. وی افزود: با این تعریف، تاریخ این رشته در ایران از زمانی شروع می شود که این رشته با این قیود شروع به کار کرده  لذا آنچه که گفته می‌شود، شامل کارهای پیش از آن نمی‌شود؛ یعنی نوشته‌های مرتبط با فرهنگ و فولکلور که علاقه‌مندان و ادبا به طور غیر سیستماتیک، ولو گاهی به زیبایی و دقت، منتشر کرده‌اند، همان طور که مثلاً هرودوت یا مارکوپولو یا سفرنامه‌نویسانی که از مردمان دیگر و فرهنگ‌شان نوشته‌اند را نمی‌توان به معنای اخص کلمه انسان‌شناس دانست؛ در اینجا هم آثار مشابه به عنوان آثار اختصاصاً انسان شناختی در مد نظر نیستند. او تصریح کرد: در یک بازنگری به کار انسان‌شناختی در ایران، بدون اینکه ادعای فراگیری مطرح باشد، می‌توان به نکاتی که برای توسعه آتی انسان شناسی می‌توانند مهم باشند اشاره کرد. عربستانی گفت: یکی از این نکات، مربوط به اجتماع علمی انسان شناسان کشور است که در قیاس با مشتلغین دیگر رشته‌های خواهر در علوم اجتماعی و انسانی، تعداد اندکی را شامل می‌شوند. وی با بیان اینکه سازوکار تعامل در اجتماعات کوچک تفاوتی اساسی با سازوکار اجتماعات علمی بزرگتر دارد افزود: در اجتماعی کوچک چیزی مثل گرایش‌های علمی، گروه بندی موضوعات مورد مطالعه و اصولاً سازماندهی داخل گروه، بیش از هر چیز فرد محور و متکی بر خصایص شخصی است که نتیجه آن عدم نهادینه شدن گرایش های مطالعاتی مختلف و انجام کارهای علمی مبنی برتمایلات و گرایشات منفرد و متفرق است. این پژوهشگر بیان کرد: به عبارتی یک سنت علمی و کار نظام مند به سختی می‌تواند شکل بگیرد؛ بگذریم که چطور گروه های کوچک، بیش از گروه‌های بزرگ از خصایص خلقی و فردی (Idiosyncrasy) افراد تأثییر می‌گیرند، به طوری که همان قدر که خصایص فردی مطلوب و ویژه ممکن است به طور محدودی به گسترش و توسعه رشته کمک کند، سوء رفتارها و خصایص نامطلوب فردی همان اندازه هم می‌تواند منجر به کمینگی و حتی آسیب به آن شود. او گفت: گمان نمی‌کنم که صورت آرمانی اجتماع علمی (بر اساس بحث وتبادل نظر و همکاری و رقابت سالم و...) اصولاً جایی به طور کامل محقق شود، و همیشه برخی سوء رفتارها ممکن است مشاهده شود. رییس انجمن انسان‌شناسی ایران در ادامه به قلمداد شدن بسیاری از حوزه‌های کار انسان شناختی، در زمره امور حساس به لحاظ سیاسی، که به طرق مختلف دست و پای انسان‌شناسی و انسان‌شناسان را می‌بندد اشاره کرد و گفت: به ویژه اگر یافته‌های انسان شناختی با تعاریف هنجاری و آرزو اندیشی‌های ایدئولوژیک یعنی با تعاریف «دین داری اصیل»، «هویت ملی اصیل» و... همخوان نباشد. او با اشاره به سطح دیگر بحث که به امر فنّی و درون گروهی آموزش مربوط می شود افزود: من به عنوان یک معلم انسان شناسی، گمان می‌کنم که آموزش ما نیاز به بازنگری و تغییری در رویه‌ها دارد اگرچه آموزش هم چیزی نیست که فارغ از مسأله اجتماعی علمی بتوان آن را فهمید. این پژوهشگر با بیان اینکه اصولاً می‌توان گفت که سطح نسبتاً پائین استاندارد کار علمی به دلایلی که ذکر شد، در رابطه ای متقابل با امر آموزش هم قرار دارد خاطرنشان کرد: همچنان دانشجویان انسان‌شناسی کمتر با مفاهیم نظری و اهمیت آن در تولید دانش و تحقیق آشنا می شوند و در آن کارآموزی می‌کنند؛ به نظرم ارتقای آموزش و پژوهش انسان شناسی از امر دیگری هم سخت تآثیر می پذیرد، و آن امر قطع نسبی ارتباط با آکادمی و حوزه علمی جهانی است. او افزود: این قطع ارتباط البته از شرایط سیاسی و اقتصادی  تأثیر می‌گیرد، ولی شاید مهم ترین عامل این گسست، مسآله مهارت و تسلط در به کار گیری زبان علمی واسط (Lingua Franca)، و به طور کلی سیاست زبانی در نظام آموزشی است، که باعث اتکای زیاد به ترجمه‌ها (که درصد بسیار اندکی از دانش روز را در همه ابعاد علمی و فرهنگی شامل می شوند) و ناتوانی در وارد شدن در میدانگاه های آکادمی جهانی را باعث می‌شود. او در ادامه  به اهمیت خواندن، به ویژه در انسان‌شناسی، تأکید کرد و افزود: امروزه دانشجویان تحصیلات تکمیلی و مدرسینی داریم، که حتی متون اصلی و کلاسیک رشته‌ای را که در آن تحصیل  یا تدریس می‌کنند نخوانده‌اند.  عربستانی خاطرنشان کرد: حجم عظیمی از متون مردم‌نگارانه و نظری در حوزه انسان شناسی ایجاد شده که  خواندن آنها تنها راهی است که بصیرت انسان‌شناسی را در یک طالب و دانشجوی انسان‌شناسی ایجاد می‌کند. وی اظهار کرد: حجم زیادی از سوء تفاهمات و اشتباه‌های موضوعی، روشی و نظری همگی تا حد زیادی ناشی از کم خوانی و درگیر نبودن در ادبیات و تولیدات انسان شناختی است و به نظر من دستیابی به نگاهی ویژه و احیاناً جدید و توسعه این رشته مستلزم پختگی و بلوغی است که میان بری برای آن وجود ندارد و راهش از میان خواندن، خواندن، خواندن و نوشتن می‌گذرد. ]]> علوم انسانی Wed, 18 Sep 2019 08:00:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280891/خواندن-متون-مردم-نگارانه-تنها-راه-بصیرت-انسان-شناسی ارتباط روحانیت و اندیشه‌های چپ جدال میان سنت‌هاست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280848/ارتباط-روحانیت-اندیشه-های-چپ-جدال-میان-سنت-هاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: چنان‌‎که محمد صدرا، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان و مولف کتاب «روحانیت و اندیشه‌های چپ» در این گفت‌وگو بیان می‌کند، درباره نسبت میان روحانیت و اندیشه‌های چپ بسیار سخن گفته شده است اما کتابی که در این گفت‌وگو به آن پرداخته‌ایم یکی از نخستین آثاری است که به‌طور مبسوط به این بحث پرداخته است. در گفت‌وگو با محمد صدرا ابعادی از مطالب کتاب «روحانیت و اندیشه‌های چپ» را با کمک نویسنده آن واشکافی کرده‌ایم:   در ابتدا کمی درباره شکل گرفتن ایده نوشتن این کتاب، روند نوشتن و چرایی نوشتن آن توضیح دهید. درباره نسبت میان روحانیت و اندیشه‌های چپ بسیار سخن گفته شده و اندیشیده شده و بر این پایه نمی‌شود گفت ایده این کار را من ابداع کرده‌ام. ایده‌ای جمعی بوده و از سال‌ها پیش رگه‌های این بحث را می‌شد نزد اندیشمندانی مشاهده کرد و در سال‌های اخیر هم در مواجهه با اهل اندیشه من مشاهده می‌کردم که همگی به اجمال درباره تاثیر اندیشه‌های چپ بر روحانیت سخن می‌گویند. خیلی‌ها این تاثیر را منفی می‌دانستند و برخی هم نظرات دیگری داشتند. به عبارتی این ایده در اذهان عمومی اهل اندیشه بود ولی کسی آن را مستندسازی نکرده بود. من ایده انجام این کار را با آقای داوود فیرحی در میان گذاشتم و طبیعتاً مانند هر ایده‌ای موقعی که در معرض دیالوگ قرار گرفت، کم کم ابعاد آن روشن و مشخص شد. نگارش کتاب هم در مجموع سه سال طول کشید.   در مسیر نوشتن کتاب با چه مشکلاتی برخورد کردید؟ پیدا کردن اسناد برای نوشتن چنین کتابی تا حدودی سخت بود و از طرف دیگر کتاب باید به گونه‌ای نوشته می‌شد که ایجاد حساسیت نکند. همین تلاش برای عدم ایجاد حساسیت باعث شد کتاب شرایط خاصی پیدا کند. نقل‌قول‌ها کمی طولانی‌تر از حد معمول شد و دلیل ورود این نقل‌قول‌های طولانی به کار هم این بود که خواننده را در روند تفسیر متن مشارکت بدهیم. شاید این روش نوشتاری کتاب را از ایجاز خارج کرده باشد اما محاسن خودش را هم دارد.   این کتاب برای شما در چارچوب یک پروژه تحقیقاتی تعریف شده و یا کتابی منفرد است؟ من این کتاب را در چارچوب یک پروژه بزرگتر که پروژه فکری بنده است طبقه‌بندی می‌کنم. این پروژه به مواجهه فکری مسلمانان با غرب می‌پردازد و حداقل دو جلد دیگر را شامل می‌شود که امیدواریم آنها هم آماده شود. این کتاب یک قطعه از آن پازل محسوب می‌شود.   تاکید شما در کتاب بر بهره‌گیری از نظریات «جماعت‌گرایان» در تحلیل رابطه دو سنت رقیب بوده است. نظریات مک‌اینتایر و تیلور در کتاب شما چه کمکی به تحلیل نسبت میان روحانیت و اندیشه‌های چپ در ایران کرده است؟ هر تئوری که برای نظام‌بخشی به یک تحقیق انتخاب شود، همزمان امکانات و محدودیت‌هایی را پدید می‌آورد. دلیل انتخاب نظریات اندیشمندانی که برشمردید این بود که امکاناتی که برای ما در این تحقیق فراهم می‌کردند بیش از محدودیت‌هایشان بود. اولین نکته مهم این بود که افراد مانند مک‌اینتایر و تیلور که مروج اندیشه «جماعت‌گرایی» بوده‌اند ریشه‌های الهیاتی پروتستانی دارند و تحقیق ما هم در حوزه الهیات سیاسی می‌گنجید و به همین خاطر قرابتی ضمنی میان آن تئوری‌ها و موضوع ما فراهم می‌آمد. نکته مهم دیگر انسجام این تئوری بود و این موضوع که تئوری جماعت‌گرایی جامعیت مقبولی دارد و همین موضوع هم امکانات ما را در تحقیق زیاد می‌کرد. جماعت‌گرایی با اینکه در محور نظام‌های اندیشه‌ای در طیف راست قرار می‌گیرد اما نزدیک به اندیشه‌های چپ است و به نوعی در گروه اندیشه‌های چپ برخاسته از لیبرالیسم طبقه‌بندی می‌شود و به همین دلیل هم به راست نظر دارد و هم به چپ. جماعت‌گرایی خلاءهای اندیشه راست را با الهام‌گیری از اندیشه چپ البته از نوع غیرمارکسیستی آن پر می‌کند و همین موضوع است که به آن جامعیت بخشیده است. از سوی دیگر جماعت‌گرایان به دلیل خاستگاه نوارسطوئی‌شان به مفهوم خیر عمومی و مفهوم سنت که در واقع تعبیری غیرساختارگرا و منعطف از مفهوم فرهنگ است اعتقاد دارد و این مفاهیم منعطف این امکان را در اختیار ما می‌گذارد که درباره چگونگی تعامل سنت‌ها بررسی شفافتری داشته باشیم. مزیت‌های جماعت‌گرایی باعث می‌شود که وزن ساختار و کارگزار و نوع تقابل میان این دو در تحقیق متعادل شود. چرا که این گونه از اندیشه‌ورزی هم به تاثیر ساختار توجه دارد و هم به تاثیر کارگزار. بر پایه همه مواردی که گفته شد، می‌توان گفت جماعت‌گرایی یک تئوری زمینه‌گرا(Contextual) است و توجه خود را به زمینه در بررسی مسائل معطوف می‌کند. البته این را هم باید بگویم بنده تلاش می‌کنم اگر یک تئوری را مبنای تحقیق قرار می‌دهم، دست و بال خودم نبندم و در چارچوب فهم خودم، در عین اینکه از چهارچوب تئوری مبنایی خارج نمی‌شوم، هر گاه لازم شد از رویکردهای دیگر هم بهره بگیرم تا خلاءهای تئوری را پر کنم. در همین کتاب هم با وجود آنکه به نظریات جماعت‌گرایان پایبند بوده‌ام، رد پای مفاهیمی مانند: گفتمان و تاریخ مفاهیم(در معنایی که کوزلک به کار گرفته‌اند) و ... را هم در کتاب می‌توان مشاهده کرد.     سابقه حضور اندیشه‌های چپ در ایران به سال‌های پیش از مشروطه بازمی‌گردد و حضور حزب اجتماعیون ـ عامیون در مجلس اول مشروطه یکی از اولین نمودهای اجتماعی این حضور است. تمرکز کتاب شما بر ارتباط میان روحانیت و اندیشه‌های چپ پس از دوران پهلوی اول است اما از اساس ارتباط میان روحانیت و اندیشه‌های چپ از چه زمان و چگونه آغاز می‌شود؟ برخورد مسلمانان با مسئله غرب در قرون هفده و هجده میلادی به طور مشخص در سه منطقه شبه‌قاره هند، بالکان (که تحت حاکمیت عثمانی بوده است) و ایران قابل پیگیری است. این برخورد در هر یک از مناطق ویژگی‌های خاص خود را داشته است. در ایران تماس و چالش با غرب(در معنای غیر ایدئولوژیک آن) به طور عام و با اندیشه‌های چپ به طور خاص به زمان جنگ‌های ایران و روس بازمی‌گردد. پس از این دوره کارگرانی که برای اشتغال به مناطقی چون قفقاز رفته بودند، در معرض این اندیشه‌ها قرارگرفتند و همچنین سیاحان نیز در انتقال این اندیشه‌ها نقش داشته‌اند. من در فصل مقدماتی کتاب سعی کرده‌ام این اولین برخوردها را پی‌گیری کنم و به آنها بپردازم. اوج این برخورد را در مشروطه می‌توان مشاهده کرد اما آنچه گفتنی است، این است که به دلیل آنکه حاملان اولیه این گونه از تفکر کارگران و افراد غیر تحصیل کرده بوده‌اند، تماس و برخورد ایرانیان با تفکر چپ در ابتدا بسیار سطحی بوده و از اساس می‌توان گفت یکی از دلایل شکست مشروطه همین جو خشونتی بود که تحت تاثیر برخورد سطحی با اندیشه‌های چپ پدید آمده بود. این اندیشه، مفهوم بنیادین قانون را که در رابطه با مفهوم استبداد در ایران مورد توجه و تأکید قرار گرفته بود، دچار گسست می‌کند و خلاء پدید آمده بر اثر این گسست محملی برای خشونت می‌شود. اندیشه‌های چپ قانونی را قانون می‌دانستند که به نفع توده‌ها باشد و هر زمان به تشخیص خودشان تصور می‌کردند این‌گونه نیست، به خودشان حق می‌دادند قوانین را زیر پا بگذارند.   در کتاب شما مواجهه‌های کمتر شناخته شده میان روحانیت و اندیشه چپ و از جمله آثار سید اسدالله خرقانی و محمدرضا نجفی اصفهانی درباره داروینیسم مورد توجه قرار گرفته‌اند و از اساس نوع مواجهه روحانیت ایران با داروینیسم یکی از خطوط اصلی کتاب است. درباره این مواجهه در میان روحانیون ایرانی توضیح دهید و چرا این جنبه از اندیشه غربی پیش از دیگر ابعاد آن مورد توجه روحانیت قرار گرفت؟ اساساً اندیشه‌های داروین و اگر کمی فراختر به موضوع نگاه کنیم، اندیشه‌های مربوط به علم(در روایت پوزیتویستی آن) از طریق نگرش‌های چپ در ایران مطرح شدند و همسان‌پنداری این اندیشه‌ها با اندیشه‌های چپ در تلقی ایرانیان وجود داشته است. از سوی دیگر تماس‌های اولیه میان سنت روحانیت در ایران با سنت اندیشه علمی و اندیشه چپ، ابتدا در حوزه کلامی بود. در واقع بخش سکولار نواندیشان اندیشه‌های داروین را زمینه مناسبی برای هجمه به مفهوم خلقت و مفهوم خدا دانستند و طبیعتاً سنت رقیب هم در مقام دفاع قرار می‌گرفت. دلیل اینکه اولین رویارویی‌ها بین دو سنت بر سر اندیشه‌های داروین شکل گرفت چنین موضوعی بود. البته روحانیت در این مواجهه استراتژی‌های متفاوتی را در پیش می‌گیرد. این استراتژی‌ها از پذیرش نظریه داروین و این‌همان‌پنداری نظریه او با آنچه قرآن طرح می‌کند آغاز می‌شد که نمایندگان آن کسانی مانند آیت‌الله مشکینی بودند و تا کسانی مانند شهید مطهری که معتقد بود داستان خلقت در قرآن یک داستان تمثیلی است و قرار است از آن نتیجه اخلاقی گرفته شود و همچنین کسانی که به رد کامل نظریه داروین ادامه پیدا می‌کرد. محمد صدرا   یکی از مهمترین آثار حوزوی در ارتباط با مارکسیسم اثر علامه طباطبایی با نام اصول فلسفه و روش رئالیسم است که به نوعی پاسخی به رسائل تقی ارانی محسوب می‌شود. چرا در میان اندیشه‌ورزان چپ ایرانی، تقی ارانی بیش از هر کسی مورد توجه روحانیت قرار گرفت و نوع مواجهه با اندیشه‌های او چگونه بود؟ آن‌گونه که مک‌اینتایر و تیلور صورت‌بندی کرده‌اند، سنت‌ها در مواجهه با یکدیگر، برای هم سوال ایجاد می کنند، و هر یک از آنها برای پاسخ به این سئوالات ایجاد شده با ارجاع به منابع اولیه و اساسی خود، از همه ظرفیت‌های پیشینی خود برای یافتن پاسخ بهره می‌برند. این اتفاقی بود که در مواجهه روحانیت با اندیشه‌های چپ نیز رخ داد. روحانیت در مواجهه با مارکسیسم خودساخته ارانی متوجه شده که بحث در حوزه کلامی و مفهوم خلقت از یک عقبه و پشتیبانی فلسفی بهره می گیرد. لذا برای چالش با اندیشه‌های چپ در حوزه کلامی برای استفاده از منابع خود، به سمت فلسفه اسلامی کشیده شد. در دسترس ترین نوع فلسفه و فلسفیدن، فلسفه صدرایی و سرآمدترین کسی که در آن دوره به تدریس و ترویج آن مشغول بود علامه طباطبایی بود. اما از آنجا که اساس اندیشه‌های چپ بر نوعی از فلسفه بود که تمام فلسفه‌ها و به عبارتی رویکردهای اندیشه‌ای را به دو گونه ایده‌آلیستی یا خیالی و رئالیستی تقسیم می‌‎کرد، لذا روحانیت در مسیر استفاده از فلسفه برای پشتیبانی مفهوم خلقت که در قالب مفهوم توحید مورد بحث بود، در راستای منطق فلسفی  چپ همچنین سعی در اثبات رئالیستی بودن فلسفه و اندیشه  اسلامی برآمد. اما اینکه چرا ارانی را نماینده تفکر مارکسیستی و چپ گرفت و در پی پاسخ به او برآمد به این بازمی‌گردد که ارانی را از بهترین دانشمندان آن مکتب تلقی می‌کردند. شهید مطهری در مقدمه‌ اصول فلسفه و روش رئالیسم به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید با آن‌که تقریباً پانزده سال از مرگ ارانی گذشته است، هنوز طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک نتوانسته‌اند بهتر از او(ارانی) بنویسند. در میان آثار ارانی پسیکولوژی کتاب فوق‌العاده مهمی است و قسمت اعظم آثاری که شهید مطهری در پاسخ به اندیشه چپ و مارکسیسم نوشته در واقع به صفحات ابتدایی این کتاب نظر دارد.   در دهه‌های چهل و پنجاه اوج تاثیر اندیشه‌های چپ بر اندیشه‌های اسلامی را مشاهده کردیم. گروه‌هایی با خاستگاه دینی که اندک اندک به سمت مارکسیسم گرایش پیدا کردند و برخی‌شان در نهایت مارکسیست شدند. این وضعیت در نوع واکنش روحانیت نسبت به اندیشه‌های چپ چه تاثیری داشت؟ از اساس توجه سمپاتیک به اندیشه‌های چپ در حوزه در آن بازه زمانی تا چه میزان بوده است؟ از اساس در دوران پهلوی اول و دوم در حوزه سیاست ایران سه گروه در حال کنش و واکنش نسبت به یکدیگر بودند. روحانیت و اسلام‌گرایان، نیروهای روشنفکری منتقد دولت که از دوره‌ای به بعد معادل با چپ تلقی شدند و همچنین دولت و روشنفکران حامی آن. این گروه‌ها ائتلاف‌های شکننده‌ای با یکدیگر داشتند و گاه در برابر با دیگری به ائتلاف با یکدیگر می‌رسیدند. نمود نزدیکی دولت با روحانیت علیه نیروهای چپ را به عنوان نمونه در سخنرانی‌های ماه رمضان آقای فلسفی که از رادیو پخش ‌شد و آشکارا حمله به مارکسیست‌ها اختصاص داشت می‌شود دید. همچنین کتاب سال شدن کتاب «فیلسوف نماها» اثر آیت‌الله مکارم شیرازی که علیه مارکسیسم نوشته شده بود نمودی از همین ارتباط است. در زمینه مبارزه با رژیم پهلوی، نیروهای چپ چون به اصطلاح خودشان و آن زمان، دارای ایدئولوژی مبارزه بودند، ظاهرا ند ابتکار عمل را در دست داشتند و اسلام و روحانیت را متهم به محافظه‌کاری می کردند. همین مسئله باعث شد از دوره‌ای به بعد بخش مبارز روحانیون و از جمله کسانی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی به دنبال ارائه ایدئولوژی اسلامی برای مبارزان داشتند. به عبارتی اگر در مبارزه با مارکسیسم بخشی از روحانیت با دولت در اتحاد قرار گرفت، در مبارزه با رژیم نیز بخش دیگری از روحانیت در اتحاد با نیروهای چپ قرار گرفت و این عرصه سیاست ایران در بازه زمانی رژیم پهلوی به ویژه در دهه‌های چهل و پنجاه را شکل داد.   برخی از اندیشه‌ورزان چپ نظیر احسان طبری سابقه تحصیل حوزوی نیز داشته‌اند و البته خاستگاه تحصیلاتی بسیاری از اندیشه‌ورزان نسل اول چپ از جمله ارانی، تحصیلات مکتبی بوده است که نسبتی با تحصیلات حوزوی نیز دارد. بر پایه‌ چنین ارتباطی می‌توان درباره تاثیر این سابقه تحصیل دینی در نوع نگرش اندیشمندان چپ در ایران سخن گفت؟ آنچه مشخص است، نیروهای چپ در ایران حداقل در مورد مفهوم خدا نوعی از عقب‌نشینی را تجربه کرده‌اند. در متون دوران مشروطه که از نیروهای چپ باقی مانده است مشاهده می‌کنیم که گفته شده ما با مفهوم خدا هیچ مشکلی نداریم. این متون بیشتر متون مانیفستی و آئین‌نامه‌ای هستند و کمتر متون اندیشه‌ای محسوب می‌شوند. این موضوع را در سیاست حزب توده هم به طور کامل می‌توان دید. حتی بعضی از گروه‌ها از نام‌های معناداری بهره می‌برند تا بر بن‌مایه اعتقادی خود تاکید کنند. گروه‌هایی مانند خداپرستان سوسیالیست. یکی از دلایل اجتماعی و روان‌شناختی این تاکیدها این است که نیروهای چپ ایران در یک بافت مذهبی تربیت شده‌اند. از سوی دیگر این موضوع را هم باید مدنظر قرار داد مفهوم حوزه در شکل کنونی آن با مفهوم حوزه در دوران قاجار که تنها نهاد آموزشی جامعه ما بوده است متفاوت است. مکانیزم‌ها و سازوکارهای آموزش و تربیت در حوزه آن زمان تا حد زیادی متفاوت بوده است. در حوزه زمان قدیم ریاضیات، نجوم، فلسفه و انواع علوم مورد تدریس قرار می‌گرفته است و برون‌داد این حوزه‌ها الزاماً روحانی به معنا و شکل امروزی نبوده است. اگر کسانی مانند ارانی در بافتی مذهبی تحصیل کرده‌اند، در چنین بافتی تحصیل کرده‌اند که نسبت چندانی با آنچه ما امروز تحصیلات مذهبی و دینی می‌نامیم ندارد و در طرح بحث این موضوع را باید مدنظر و مورد توجه قرار داد. برای مثال حضور در فضای تحصیلات مذهبی می‌توانست حتی اشتیاق افراد به یاد گرفتن علوم جدید را تقویت کند، چرا که نظام قدیمی‌ای که در آن به تحصیل مشغول بودند متهم بود که باعث انحطاط جامعه شده است و حتی می‌توانست مخالفت آن‌ها با علوم قدیم و همچنین با دین را رادیکال‌تر و شدیدتر هم بکند. ]]> علوم انسانی Wed, 18 Sep 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280848/ارتباط-روحانیت-اندیشه-های-چپ-جدال-میان-سنت-هاست اطلس مردم‌نگاری الگوی توسعه پایدار بر مبنای فرهنگ ایرانی را توسعه می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280786/اطلس-مردم-نگاری-الگوی-توسعه-پایدار-مبنای-فرهنگ-ایرانی-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، علیرضا حسن‌زاده با اشاره به این مطلب که پژوهشکده مردم‌شناسی قدیمی‌ترین نهاد و مرکز مطالعات علوم اجتماعی در ایران و یکی از قدیمی‌ترین مراکز مردم‌شناسی در خاورمیانه  است، گفت: مرکز مردم‌شناسی در سال 1316 شکل گرفته و پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی نیز به عنوان یک نهاد قدیمی به آن وابسته و مرتبط است. رییس پژوهشکده مردم‌شناسی افزود: در طی دهه‌های گذشته این نهاد از مرکز مردم‌شناسی تا پژوهشکده مردم‌شناسی نماینده اصلی مطالعات میدانی در طول تاریخ مطالعات علوم اجتماعی کشور بوده و اعضای آن از گذشته چون علی بلوکباشی و محمد میرشکرایی نمایندگان اصلی کار میدانی در تاریخ مردم‌شناسی ایران به شمار می‌آیند. حسن‌زاده با بیان اینکه یکی از وظایف اصلی پژوهشکده مردم‌شناسی که در اساسنامه تاسیس آن مورد توجه قرار گرفته، تالیف، تدوین و تولید اطلس مردم نگاری ایران است، بیان کرد: مطالعات شکل‌گیری اطلس مردم‌نگاری سرزمین به عنوان یک آرزو و آرمان نیاز به فناوری‌های لازم داشت که متاسفانه از سال 1384 از یک سو با برخی مشکلات نرم افزاری و از سوی دیگر با تغییر مدیریت‌ها مواجه شد و نیمه تمام ماند. او اظهار داشت: اما از سال 1394 تدوین اطلس‌های جامع میراث فرهنگی کشور دوباره مطرح و در راس سیاست‌های کلی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری قرار گرفت و فاز نخست آن  در سال 1397 افتتاح شد. به گفته حسن‌زاده، پژوهشکده مردم‌شناسی طرح پژوهش مردم‌نگاری سرزمین را به عنوان طرحی فراگیر و جامع و براساس پژوهش‌هایی در سراسر کشور در راس برنامه‌های خود قرار داده است. وی یادآور شد: خوشبختانه پس از آزمون و خطاهای بسیار، نرم‌افزار اطلس در نیمه اول سال گذشته آماده بارگذاری شد به طوریکه قابلیت جستجوی موضوعات کلیدی و همچنین ارزیابی تطبیقی را داراست. حسن‌زاده با بیان این مطلب که اطلس مردم‌نگاری دارای 19 بخش اصلی و هر بخش دارای شاخه‌ها و زیر شاخه‌های مرتبط با خود است، افزود: عناوین اصلی اطلس شامل کلیات، خانواده و خویشاوندی، راه‌های ارتباطی، زبان، شیوه های معیشت، پزشکی مردمی، واحدهای اندازه‌گیری و... است. وی اضافه کرد: این اطلس مجموعه‌ای از نقشه و فایل‌های متنی، عکس، فیلم و صوت را شامل می‌شود و در دوره‌های مختلف زمانی اطلاعات آن توسط پژوهشکده مردم‌شناسی بارگذاری خواهد شد. رییس پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: در فاز اول دو هزار و 574 مدخل با موضوع یلدا و نوروز و آیین های مرتبط با آن در 55 شهرستان کشور توسط کارشناسان پژوهشکده مردم‌شناسی در اطلس بارگذاری و در فاز دوم بارگذاری اطلاعات مربوط به خوراک، بازی و ورزش در استان خراسان جنوبی و استان ها و شهرهای دیگر در دستور کار قرار گرفته است. او با بیان اینکه در حال حاضر 800 مدخل مرتبط با خوراک استان خراسان جنوبی در اطلس مردم‌نگاری سرزمین بارگذاری شده خاطرنشان کرد: اعضای پژوهشکده مردم شناسی برای تولید اطلس یاد شده زحمات زیادی کشیده‌اند. وی در ادامه به کارکردهای مهم اطلس مردم‌نگاری سرزمین اشاره کرد و گفت: جلوگیری از فراموشی دانش بومی، حافظه تاریخی و فرهنگی و اطلاعات مربوط به دانش فرهنگی در حوزه های دیگر، کمک به نمایش تنوع فرهنگی و همبستگی‌های ملی در ایران و کمک به پایداری هویت در جوامع محلی از کارکردهای مهم این اطلس است. رییس پژوهشکده مردم‌شناسی تصریح کرد: مهم‌ترین کارکرد اطلس مردم‌نگاری سرزمین این است که می‌تواند ارزش‌های بومی را به نمایش گذاشته و به فرایند توسعه پایدار در کشور کمک کند. حسن‌زاده با انتقاد از برخی انجمن‌ها که اخیرا پیشنهاد کاری شبیه به تهیه اطلس را در دستور کار خود قرار داده‌اند، گفت: متاسفانه شاهد موازی کاری‌هایی در این زمینه هستیم در حالی‌که اطلس مردم‌نگاری سرزمین از مدت ها قبل توسط پژوهشکده مردم شناسی شکل گرفته و پژوهش‌های زیادی برای تولید آن  انجام شده است. وی با اشاره به اینکه وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یکی از مهمترین متولیان حوزه فرهنگ است، خاطر نشان کرد: کارها و پیشنهادهایی شبیه این موضوع که مسلما اعتبار آن از بودجه عمومی کشور خواهد بود، توجیه اقتصادی، علمی و اخلاقی ندارد. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 10:51:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280786/اطلس-مردم-نگاری-الگوی-توسعه-پایدار-مبنای-فرهنگ-ایرانی-می-دهد کتاب‌آرایی تذهیب یک جلد قرآن نفیس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280851/کتاب-آرایی-تذهیب-یک-جلد-قرآن-نفیس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، با توجه به کمرنگ شدن اهمیت هنر کتاب آرایی و در راستای حفظ، احیا و اشاعه هنرهای سنتی ایران «کتاب آرایی تذهیب یک جلد قرآن» در گروه پژوهشی هنرهای سنتی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری انجام شد. سید عبدالمجید شریف‌زاده، رییس گروه پژوهشی هنرهای سنتی پژوهشگاه گفت: این کار پژوهشی و هنری توسط کیوان شجاعی هنرمند کارگاه نگارگری صورت گرفته است. او با بیان این نکته که کتاب‌آرایی هنری ریشه‌دار در تاریخ کهن ایران است، گفت: مشهور است که مانی کتاب دینی خود را با نقاشی‌هایی مزین به طلا آراسته است و اما اوج این هنر را باید در دوران هنر پس از اسلام ایران جستجو کرد. وی افزود: در این دوره کتاب قرآن جلوه‌گاه خلق هنر ناب بود و هر هنر مند نگارگری برای ابراز ارادت خالصانه خود به حق تعالی به تزئین کتاب قرآن می‌پرداخت و گاه در خلق یک اثر قرآنی هنر چندین هنرمند چون خطاط، مذهب، جلد ساز و... تجمیع می‌شد. شریف‌زاده تصریح کرد: در طول تاریخ ایران اسلامی هر چند کتاب آرایی قرآن با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده اما هیچ‌گاه به فراموشی سپرده نشد و از این روست که امروزه ما با قرآن‌های بسیار روبه‌رو هستیم که هریک اثر بی بدیلی بشمار می‌روند و زینت بخش موزه‌های سراسر دنیا هستند. رییس گروه پژوهشی هنرهای سنتی گفت: با توجه به استفاده تکراری از طرح و نقوش در تذهیب و کمرنگ شدن اهمیت هنر کتاب آرایی در دهه‌های اخیر و عدم اجرای طرحی جدید از جانب هنرمندان نیاز بر این می رفت که این طرح‌ها و گره‌ها با رعایت قوانین طراحی سنتی به شکلی نوین به‌کار گرفته شود. او تاکید کرد: تا در قالب یک جلد قرآن در گسترش و رواج کاربرد نقوش سنتی و همچنین باز خوانی کتاب آرایی قرآن مجید با تاکید بر ویژگی‌های اصیل هنر کتاب آرایی و رویکرد خلاقانه مفید باشد. شریف‌زاده افزود: باتوجه به اهمیت موضوع، اطلاعات مورد نیازبه روش اسنادی جمع‌آوری و در مواردی نیز با مشاهده نمونه های موجود و مصاحبه با اساتید فن به نتایجی دست یافتیم که منجر به ارائه یک قرآن نفیس شد که شامل 8 صفحه است. او گفت: این صفحات عبارتند از عنوان، بسم‌الله، آغاز، سرسوره‌ها، اسامی آیات، دعای ختم، تقدیم، عطف، که بر روی کاغذ آهارمهره شده با پودرطلای بیست و چهار عیار، گواش و آبرنگ اجرا شده است.  ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 10:49:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280851/کتاب-آرایی-تذهیب-یک-جلد-قرآن-نفیس چرا خسرو یکم از کنار عددنویسی هندی به سادگی گذشته است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280840/چرا-خسرو-یکم-کنار-عددنویسی-هندی-سادگی-گذشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سومین نشست نوا با عنوان «هفتصد سال رویارویی عددنویسی پهلوی با عددنویسی هندی» دوشنبه 25 شهریور از سوی هفته‌نامه‌ امرداد در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این نشست آریا بزرگمهر و محمد اردشیر درباره این موضوع سخنرانی کردند. «نوا» عنوان سلسله نشست‌هایی است که با به چالش کشیدن جستارهای فرهنگی، تاریخی، هنری، زیست‌بومی و اجتماعی واپسین دوشنبه‌ هر ماه با حضور دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران‌زمین از سوی هفته‌نامه‌ امرداد در تالار فردوسی خانه‌ اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. در نخستین نشست نوا به بررسی «نقش آموزش تاریخ در کتاب‌های درسی» پرداخته شد و در نشست دوم «انیمیشن ایرانی؛ چالش‌ها، توانمندی‌ها، چشم‌اندازها» مورد واکاوی قرار گرفت. بزرگمهر با اشاره به اینکه سال‌هاست در زمینه عددنویسی پهلوی پژوهش می‌کند و مقاله‌ای در این باره در فصلنامه «زبان‌شناخت» نوشته است، گفت: اعداد پهلوی برپایه حروف الفبای پهلوی نوشته می‌شوند و از یک دستگاه عددنویسی توانمند و درخور توجه برخوردارند، با آنکه در این عددنویسی نمادی برای صفر نداریم و در نگاه نخست، ناموضعی به نظر می‌رسد ولی شیوه نگارش آنها به گونه‌ای است که به سادگی می‌توان جایگاه یا مرتبه هر عدد را روشن ساخت. وی افزود: رویکرد ما به حساب این اعداد نشان می‌دهد، در جمع این اعداد نیازمند الگوریتم ویژه‌ای نیستیم، همچنین شمار حاصل ضرب‌هایی که یک کودک ایران باستان می‌بایست از بَر ‌می‌بوده در مقایسه با دیگر دستگاه‌های عددنویسی کهن بسیار کمتر است. افزون بر همه این‌ها برخی از اعداد بزرگ (بزرگتر از ده‌هزار) بیش از یک نمایش دارند و این خود توانمندی این دستگاه عدد نویسی را نشان می‌دهد.   وی ادامه داد: عدد 12 نقش بنیادی برای عددنویسی پهلوی داشته است. مبنای عددنویسی پهلوی مشخص نیست. در عددنویسی کهن نیز به عددنویسی مصری می‌رسیم که شامل هیروگلیف، هیراتیک و دموتیک می‌شود. عددنویسی پهلوی با 12 عدد بنیادی ساخته می‌شود که شامل یازده عدد و یک عدد واژه است که از راست به چپ نوشته می‌شود. همچنین نمادی برای صفر وجود دارد. عددنویسی بر پایه حروف الفباست. برخلاف باور برخی پژوهشگران عددنویسی پهلوی کتابی، برگرفته از الفبای آرامی نیست. اعداد پهلوی شکل جمعی و ضربی دارند. دارای اهمیت بسیاری هستند زیرا مفهوم موضعی به آن‌ها می‌دهند.   این پژوهشگر افزود: مبنای عددنویسی بابلی عدد 60 است. عددنویسی مایاها نشان ویژه‌ای برای صفر داشتند و برای نگارش اعداد از دو نمایه استفاده می‌کردند. عددنویسی چینی‌ها هم بر پایه دهدهی بوده است. پایه حروف الفبای یونانی نیز جدول مندلیف است. عددنویسی ارمنی بر پایه 36 حروف الفبایی بوده است. برای اعداد بزرگتر از ده‌هزار استفاده می‌شده و در این عددنویسی به نمادهای تکمیلی نیازمند می‌شده است. بزرگمهر اشاره کرد: گسترش عددنویسی هندی در سده نهم میلادی توسط خوارزمی انجام شد و از نسخه اصلی کتاب حساب‌اللهند اطلاعی در دست نیست. در تاریخ طبری، خوارزمی مجوسی خوانده شده است. این نام معمولا برای این به کار گرفته می‌شده که عددنویسی را از موبدان زرتشتی گرفته است. وی به متن یادگار زریران نیز پرداخت و گفت: یادگار زریران متنی حماسی است. عدد 999 در یادگار زریران آمده است. عدد 10 هزار به شکل عددواژه‌ و بیور خوانده می‌شود. در کتاب روایات پهلوی عددی به چشم می‌خورد که تحلیل آن بسیار رهگشا و موثر است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های عددنویسی پهلوی برخورداری از دو نمایش برای اعداد بزرگتر از 9999 است. بزرگمهر به کتاب کهن بندهش نیز اشاره کرد و افزود: عددنویسی در بندهش نیز مساله بسیار مهمی است که در کتاب کهن بندهش مشاهده می‌شود. اختر یک واژه مبهم در بندهش است. روشنان به مجموعه ستاره‌های اختری و ستاره‌های نااختری و ماه و خورشید گفته می‌شود. باید بگویم که در کتاب اوستا نیز درباره صورهای دوازده‌گانه فلکی چیزی نیامده است. اروپایی‌ها بر این باورند که ایرانی‌ها ستاره‌شناسی نداشتند. این پژوهشگر در ادامه تحقیق‌هایش به بیتی از شاهنامه فردوسی می‌رسد و با اشاره به آن می‌گوید: در شاهنامه فردوسی نیز بیتی وجود دارد با این عنوان که «بود بیت شش بار بیور هزار / سخن‌های شایسته و غمگسار» این بیت در نسخه مسکو آمده و در دیگر نسخه‌های شاهنامه نیامده است. «بیور» در اوستا، زبان پهلوی و بیش‌تر متن‌ها و فرهنگ‌های فارسی به معنای «ده هزار» آمده است. شاید شهرت شاهنامه به داشتن شصت‌هزار بیت و تکرار این بیت و نیز یک بیت الحاقی دیگر به عنوان شواهد این نظر باعث شده که غالب پژوهشگران و خوانندگان شاهنامه شتابناک از سر آن بگذرند. در حالی که با اندکی دقت در مصراع نخست بیت دیده می‌شود که فردوسی شمار بیت‌های شاهنامه را «شش بار بیور هزار» گفته است. بزرگمهر افزود: عددنویسی مانی نیز به این شکل است که اگر مانی برای بهبود زبان پهلوی الفبایی را ساخته این موضوع هیچ ارتباطی به عددنویسی پهلوی کتابی ندارد. در خوانش اعداد پهلوی میان اعداد یکانی و دورقمی سازگاری وجود دارد ولی عدد 2 با عدد 20 همخوانی ندارد. وی ادامه داد: در یک بررسی تاریخی در عددنویسی پهلوی، بزرگمهر (بوذرجمهر) که با عنوان بزرگمهر حکیم از او یاد می‌شود، وزیر خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی بوده و در منابع فارسی و عربی او را دارای خرد استثنایی و اندرزهای حکیمانه توصیف کرده‌اند. وی اعداد روی تخته‌نرد را بر پایه نگاهی به اعداد پهلوی در نظر می‌گیرد. عدد یک هرمزد، عدد دو مینو و گیتی، عدد سه اندیشه نیک، گفتار نیک و کنش نیک، عدد چهار چهار سوی گیتی یا چهار آخشیج (آب، باد، خاک، آتش) عدد پنج نیز خورشید، ماه، ستاره، آتش و آذرخش و عدد شش نیز نماد جشن‌های شش‌گانه گهنبار است. بزرگمهر افزود: عبدالملک بن مروان (705-647 میلادی) بر این باور است، تبدیل دفاتر دیوانی از پهلوی کتابی به زبان تازی، سکه‌های مربوط به مروان و حجاج یوسف است، اگرچه واژگان تازی دارد ولی همگی آن‌ها با الفبای پهلوی کتابی نوشته شدند. جز این‌که اعداد روی این سکه‌ها به شکل عدد واژه‌های پهلوی هستند که اعداد رقمی جابه‌جا نوشته شده‌اند. وی سپس به عددنویسی هندی نیز اشاره کرد و گفت: عددنویسی هندی بسیار توانا است. اهمیت عدد 12 در این دستگاه عددنویسی چیست؟ چرا اعداد پهلوی با 12 عدد ساخته می‌شوند. اختراع عددنویسی هندی بازه‌ای طولانی است. رامایانا شاهنامه هندی است که اعداد بزر‌گتری را می‌توان در آن یافت. وی افزود: باید این پرسش را مطرح کرد که الفبای پهلوی کتابی به کدام دوره تعلق دارد؟ اواخر دوره هخامنشی، سال 240 پیش از میلاد، اوایل دوره ساسانی، سده هشتم و نهم میلادی. در پایخ به این پرسش باید گفت که الفبای پهلوی کتابی به سده ششم میلادی مربوط می‌شود و آن دوره زمان فرمانروایی خسرو یکم است. بزرگمهر ادامه داد: شگفت این است که در همین بازه زمانی بروزیه برای یک برهمکنش دانشی به هند می‌رود و کلیله و دمنه و دانش گیاهان دارویی را با خود به ایران می‌آورد به جز عددنویسی هندی. اینجا این پرسش مطرح می‌شود که چرا خسرو یکم به سادگی از کنار عددنویسی هندی گذشته است؟   سپس اردشیر با اشاره به پژوهش بسیار ارزشمند بزرگمهر در زمینه عددنویسی پهلوی گفت: اعداد تاریخ بسیار کهنی دارند. از نظر تاریخی نخستین عددنویسی مربوط به 5 هزار سال پیش است و بین مفهوم عدد با آن‌چه تحت عنوان نمایش عدد به کار می‌بریم تفاوت اساسی دارند. باید به این مساله فکر کرد که اعداد چطور ابداع شدند؟ و در پاسخ گفت که بدون شک این‌گونه نیست که خلق‌الساعه باشند. وی افزود: در توضیح ابداع و نگارش عددنویسی پهلوی به نوعی منقطع از شیوه عددنویسی قبلی است و این عجیب است که از کجا به این شکل آمده است؟ نمایش عدد باید ساختار داشته باشد. همچنین عددنویسی برای یک فرهنگ چگونه ابداع می‌شود. آیا بر اساس واژه‌‌هایی است که ساخته می‌شود یا مرتبط است با مفهوم عدد. مفهوم عدد مجرد است. به عنوان نمونه افلاطون‌گرایی معتقدند اعداد در یک عالم افلاطونی (عدالت، مفهوم، مُثل) شکل می‌گیرند و ما یک درک تقریبی از این مفهوم حاصل می‌کنیم.   وی سپس به مکتب ساخت‌گرایی نیز پرداخت و گفت: مکتب دیگری که می‌توان به عددنویسی پهلوی نسبت داد به ساخت‌گرایی مربوط می‌شود و این نکته را مطرح می‌کند که مفهوم عدد ذهنی است و ساخته ذهن است. تحقیق درباره عددنویسی به شکل آکادمیک موضوع مشترکی بین چندین حوزه کاری زبان‌شناسی، کتیبه‌شناسی، باستان‌شناسی، مردم‌شناسی و... است. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 10:29:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280840/چرا-خسرو-یکم-کنار-عددنویسی-هندی-سادگی-گذشته حسینی‌زاده: نظریه نهادگرایی تاریخی می‌توانست برای این کتاب کارامد باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280835/حسینی-زاده-نظریه-نهادگرایی-تاریخی-می-توانست-این-کتاب-کارامد-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «تکوین نهاد مرجعیت تقلید شیعه» با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا، محمدعلی حسینی‌زاده، محسن صبوریان نویسنده کتاب و به دبیری مصطفی اسدزاده،عصر روز گذشته دوشنبه ۲۵ شهریور در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد. محسن صبوریان، نویسنده کتاب درباره این اثر توضیحاتی ارائه کرد و گفت: مسأله‌ای که در بررسی نهاد دین وجود دارد، موضوع شکل‌گیری نهاد متمرکزی به نام مرجعیت تقلید است که بنا بر نظر برخی منتقدان، این امر پیشینه زیادی ندارد. در واقع می‌توان گفت موضوع فتوادهی و استفتاء از ازمان معصومین وجود داشته ولی مرجعیت به عنوان یک نهاد متمرکز مربوط به دوره متأخر است. بنابراین فصل دوم این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه این نهاد از زمان شیخ مفید شروع شده و در زمان شیخ انصاری به تثبیت می‌رسد. در گام بعدی برای نسبت‌سنجی این دوره با دوره‌های بعد، به بررسی نهاد روحانیت در دوره قاجار و دوره پهلوی اول که با تحولات زیاد همراه بود، پرداخته شده است. او افزود: مسأله اصلی من در این کتاب این بود که مطرح کنم چگونه مرجعیت تأسیس شد، چه ابزار و لوازمی برای ایجاد آن نیاز بود و در مراحل بعدی این نهاد چه مراحلی را در ارتباط با دولت از سر گذراند. به همین ترتیب فصل دوم کتاب به چگونگی تأسیس این نهاد و در فصل سوم و چهارم، به تحولات آن پرداخته شده است. محمدعلی حسینی‌زاده، عضو هیأت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی با بیان این مطلب که در ابتدای هر نقدی ابتدا به نکات مثبت و محاسن آن اثر پرداخته می‌شود، گفت: من از ذکر این نکات مثبت گذر می‌کنم نه به این دلیل که این اثر نقاط مثبت ندارد و صرفاً به ذکر این نکته بسنده می‌کنم که متن نوشته‌شده متن جذابی‌ست به‌ویژه که توسط یک نویسنده جوان نگاشته شده که آینده خوبی را برای او و برای این مسیر می‌توان تصور کرد. او افزود: درمورد روش و مبنای نظری کتاب باید گفت که از نظریه وبر و جامعه‌شناسی تاریخی استفاده شده است که انتخاب خوبی نیست و بنده موافق این انتخاب نیستم. وقتی از تکوین نهاد صحبت می‌شود باید به سراغ نهادگرایی تاریخی رفت. گرچه نهادگرایی در جامعه دانشگاهی ما زیاد شناخته‌شده نیست ولی مفاهیمی دارد که در این کتاب می‌توانست مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین در بحث روشی، حُسنی را نمی‌توان دید چرا که با حذف روش، مشکلی در کتاب ایجاد نمی‌شود. این محقق در این نشست با بیان اینکه مولف در این کتاب می‌بایست منابعی که از نظریه وبر استفاده کرده‌اند را بررسی می‌کرده گفت: ارزیابی از این منابع می‌توانست نقاط ضعف و قوت نظریه وبر را نشان دهد. وقتی از تکمیل نهاد حرف می‌زنیم باید به سراغ نهادگرایی تاریخی برویم البته نظریه نهادگرایی در ایران شناخته شده نیست و اساسا از دهه 80 مطرح شده است. بنابراین درباره نهادهای مذهبی نظریه نهادگرایی به ویژه نهادگرایی تاریخی می‌تواند پاسخگو باشد به همین دلیل است که اگر از این کتاب بخش روش‌شناسی را هم حذف کنیم اتفاقی نمی‌افتد.   این استاد دانشگاه با اشاره به عدم تناسب عنوان کتاب و محتوای اثر افزود: عنوان کتاب از نهاد مرجعیت سخن می‌گوید در حالی که فصول یک و دو به سراغ نهاد روحانیت می‌رود و از این نظر عدم سازگاری بین عنوان و محتوا وجود دارد. من به‌عنوان یک مخاطب انتظار داشتم که با مطالعه این کتاب بیشتر مباحث نظری بخوانم اما عمده مباحث کتاب تاریخ است.   به گفته حسینی‌زاده، گستردگی موضوع نیز در این کتاب موجب شده تا مولف کمتر بتواند در مباحث کتاب عمیق‌تر شود. همچنین در برخی از مباحث منابعی وجود دارد که نویسنده آن‌ها را ندیده در حالی که مطالعه کتاب‌هایی مانند شیعه در اسلام، فرهنگ سیاسی شیعه، سایه خدا و ... می‌توانست به نویسنده کمک کند.   او با بیان اینکه عبور از بحث‌های جدی در این اثر صورت گرفته که شاید به دلیل گستردگی موضوع مطرح شده بود عنوان کرد: به طور مثال مکتب حلی در تاریخ شیعه اثرگذار بوده و حتی بازگشت به این مکتب می‌تواند بسیاری از مشکلات ما را حل کند چراکه تا زمان محقق حلی اساسا بحث اجتهاد مطرح نبوده است. بنابراین موضوعاتی مانند مکتب حلی و نیز تاثیرپذیری محقق حلی از غزالی از جمله ابهاماتی است که می‌توانست در این کتاب به آنها پرداخته شود.   استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه توجه به تحولات تاریخی در این اثر بسیار ضرورت دارد افزود: توجه به تحولات تاریخی در دوره صفویه بسیار مهم است همان‌طور که دولت زندیه برخورد متفاوتی با روحانیت داشته و با تصرف موقوفات موجب مهاجرت روحانیت شده است بعدها نیز که قاجاریه روی کار آمد و خواست بازگشت به دوره صفویه داشته باشد روحانیون نگاه متفاوتی داشتند و بنابراین می‌بینیم که چگونه تحولات تاریخی زمینه شکل‌گیری روحانیت را به وجود می‌آورد. این تحولات سیاسی باید در این اثر به صورت عمیق‌تری مورد توجه قرار می‌گرفت.   حسینی‌زاده در ادامه ضرورت توجه به منازعات و رقابت‌های مذهبی در موضوع کتاب را مهم دانست و افزود: منازعات شیخیان، صوفیان و ... در تمرکز اقتدار روحانیت موثر بوده چراکه ما با دوره‌ای مواجه می‌شویم که در آن شاه نمی‌توانسته مرجع تقلید باشد و بنابراین مسأله جایگزینی مطرح می‌شود و هرکدام از این‌ها جایگزین خود را برای مرجع تقلید مطرح می‌کردند.  همچنین یکی دیگر از موضوعاتی که باید در این کتاب به آن توجه می‌شد بحث گفتمان شیعی بوده است چراکه شناخت از تحولات گفتمانی شیعه در چگونگی ارتباط روحانیت با مردم بسیار اثرگذار بوده است.   این استاد دانشگاه در پایان گفت: چنانچه در این کتاب مباحث به سوی نهادگرایی می‌رفت آن وقت می‌شد از موضوعاتی مانند تحولات، ارزش‌ها، بازسازی و ... نهاد سخن گفت. با همه این تفاسیر ورود نویسنده به این موضوع بسیار مبارک است و می‌تواند برای تحقیقات بعدی راهگشا باشد.   حجت‌الاسلام پارسانیا نیز در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه موضوع کتاب نقطه عطفی در پژوهش‌های این حوزه است گفت: من از ابتدا در فرایند تکوین این اثر نقش داشتم برداشت‌های خودم را از رویکرد روشی نویسنده در این کتاب می‌گویم. اساسا موضوعی که مولف در این کتاب دنبال می‌کند به نوعی جامعه‌شناسی تاریخی است چراکه مساله تکوین را مطرح کرده و رویکرد اجتماعی به مساله دارد. مولف تلاش می‌کند زمینه‌های اجتماعی مساله قدرت، اقتدار و .. را ببیند. بنابراین تمرکزش تنها روی موضوع اقتدار نیست همچنین روش رویکرد مولف به‌نوعی پدیدارشناسی است و برای معنا ذات قائل است به گونه‌ای این ذات در حوزه تاریخ فعال می‌شود و الزامات و اقتضائات خود را به تدریج فعال می‌کند. پس در این موضوع مرجعیت یک معنی است که در یک نظام معنایی در مقطعی خاص با عمل کنشگران فرصت حضور می‌یابد البته این فرایند کنش‌گری هم لحظه به لحظه تاریخی است و نیاز به رصد دارد پس کار مولف در این کتاب تاریخی بوده و اساسا نزاع‌های اصولی، کلامی و اخباری در آن ذکر نشده است چرا که تنها قرار است تعامل این رویکردها را در بستر تاریخی خودشان ببینند.   او ادامه داد: موضوع مرجعیت پدیده‌‌ای است که به نظام دینی برمی‌گردد و اگر مولف دوره شیخ مفید را بررسی می‌کند عقبه آن را هم می‌بیند بنابراین اگر چه مرجعیت یک مفهوم تاریخی متأخر است اما این مفهوم از ترکیب حوزه افتاء و ولایت شکل گرفته است. در نظام اندیشه شیعی همیشه مرجعیت امکان بروز اجتماعی نداشته حتی در زمان ائمه‌اطهار هم فرصت تحقق پیدا نکرده است. بنابراین این کتاب به لحاظ جامعه‌شناسی تاریخی می‌خواهد نشان دهد که چگونه فتوا به وجود می‌آید و آنچه که مرجعیت به‌وجود آورده است به دلیل منزله اجتماعی است که پیدا کرده است و اگر در دوره‌های مختلف این جریان حذف شده دلایلش چه می‌توانسته باشد.   پارسانیا با بیان اینکه تکوین نهاد مرجعیت بخشی از پروسه تحقق نظام معنایی در این کتاب است که باید تاریخی دیده شود افزود: عمل کنشگران در لحظه در بستر معانی تحقق یافته و عمل می‌کند. پس من از رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی در این کتاب دفاع می‌کنم از سوی دیگر این اثر را در حلقه‌ای می‌بینم که می‌تواند در تحقیقات بعدی فرصت ایجاد کند.   صبوریان نیز در بخش پایانی این نشست به برخی از انتقادات پاسخ داد و گفت: تحول گفتمانی اگر در این کتاب مورد بحث قرار نگرفته است تعمدی است چراکه اساسا موضوع من در این کتاب گفتمان سیاسی فقه شیعه نبوده اگرچه گفتمان‌پژوهی در دهه 70 در ایران مد شد اما آسیب آن این بود که اغلب پژوهش‌ها فرم نظریه گفتمان را می‌گرفتند اما محتوا تهی می‌شد از سوی دیگر این نظریه از آنجا که براساس نظریات فوکو بود به طور مفروض می‌خواست سازوکارهای پنهان قدرت را در امور بسنجد اما اساسا این موضوع در کار من مطرح نبوده است. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 08:49:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280835/حسینی-زاده-نظریه-نهادگرایی-تاریخی-می-توانست-این-کتاب-کارامد-باشد ابراهیمی ترکمان پیشنهاد «سال فرهنگی ایران و ترکیه» را داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280822/ابراهیمی-ترکمان-پیشنهاد-سال-فرهنگی-ایران-ترکیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که به عنوان رییس کمیته فرهنگ و گردشگری بیست‌وهفتمین اجلاس کمسیون مشترک اقتصادی ایران و ترکیه به همراه رییس جمهوری کشورمان به آنکارا سفر کرده است، دیروز (۲۵ شهریورماه) با محمد نوری‌ارسوی، وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه دیدار و گفت‌وگو کرد. ابراهیمی‌ترکمان با اشاره به روابط دیرینه فرهنگی ایران و ترکیه تأکید کرد: لازم است با استفاده از ظرفیت بالای فرهنگی موجود دو کشور، مناسبات فرهنگی فی مابین را توسعه دهیم. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد اجرای طرح‌ها و برنامه‌های مشترک فرهنگی بین ایران و ترکیه را داد و با اشاره به اهمیت گفت‌وگو در ایجاد تفاهم و همدلی، راه‌اندازی کنفرانس‌های سالانه گفت‌وگوهای فرهنگی در موضوعات مورد علاقه بین دو کشور را مهم تلقی کرد. وی در ادامه، با اشاره به ظرفیت بالای دو کشور در زمینه فیلم و سینما، پیشنهاد برگزاری هفته‌های فیلم و ساخت فیلم مشترک را داد. ابراهیمی ترکمان همچنین در پایان سخنانش، پیشنهاد اعلام سال فرهنگی دو کشور به منظور اجرای پروژه‌های متقابل فرهنگی را ارائه کرد. آماده همکاری با ایران و گسترش روابط فرهنگی هستیم محمد نوری‌ارسوی در سخنانی، با استقبال از نامگذاری سال ۲۰۲۱ به عنوان سال فرهنگی بین دو کشور بر تشکیل کمیته مشترک جهت برنامه‌ریزی لازم تأکید کرد. وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه با اشاره به سفرهای مکرر خود به ایران، گفت: تصویری که رسانه‌های غربی از ایران ارائه می‌دهند، واقعی نیست. وی همچنین، آمادگی وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه برای هرگونه همکاری‌ فرهنگی با ایران را اعلام کرد. در پایان این دیدار مقرر شد؛ گروهی متشکل از معاون وزیر فرهنگ ترکیه و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آنکارا نسبت به جمع‌آوری و بررسی طرح‌ها و برنامه‌های فرهنگی مربوط به «سال فرهنگی ایران و ترکیه» تشکیل شود. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 07:55:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280822/ابراهیمی-ترکمان-پیشنهاد-سال-فرهنگی-ایران-ترکیه سیدمحمد بهشتی: انگار اهل سرزمین‌مان نیستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280814/سیدمحمد-بهشتی-انگار-اهل-سرزمین-مان-نیستیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سومین جلسه از سلسله نشست‌های «مسئله فرهنگ» 25 شهریورماه با حضور سیدمحمد بهشتی (پژوهشگر حوزه فرهنگ) و نعمت‌الله فاضلی (عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) در سرای اهل قلم برگزار شد. سیدمحمد بهشتی در ابتدای این نشست با بیان این نکته که مسئله فرهنگ در ایران، فرهنگ است، گفت: ما اشکالاتی در صحنه جامعه ایران مشاهده می‌کنیم که گویی در میان آن‌ها حبس شده‌ایم و همین باعث شده همه مثل یک راننده تاکسی به این مشکلات نگاه کنیم و به نوعی یک حس آگاهی کاذب نسبت به مسائل داشته باشیم. درحالی‌که درواقع ما واقعیت مسئله را نمی‌دانیم و نمی‌بینم. در دوره معاصر در مباحث نظری حوزه فرهنگ؛ سوال «فرهنگ چیست؟» را با «احوال فرهنگی جامعه چگونه است؟» اشتباه گرفته‌ایم. اساسا چیستی و کجایی فرهنگ ایران مورد غفلت واقع شده و ما تنوع فرهنگی را نمی‌شناسیم. او ادامه داد: کجا برایمان مشخص می‌شود که تفاوت این دو سوال را نمی‌دانیم؟ آنجا که در ۷۰ سال گذشته در روند توسعه، رفتاری با سرزمین‌مان کرده‌ایم که کاملا خلاف طبع جامعه و محیط‌‌زیست‌مان بوده است. اینکه در حوزه محیط‌زیست از ۳۶۰ دشت کشور اغلب در معرض بحران و فرونشست هستند حاصل رفتار مدیریتی نادرست ما در کشاورزی و آب‌ است و در حوزه فرهنگ هم با همین آسیب مواجه هستیم. ما سرزمین‌مان را نمی‌شناسیم و حتی نسبت به فرهنگ و جفرافیای آن پرسشی هم نداریم. در بحث‌های نظری مربوط به فرهنگ هم کمتر کسی در مقام فرهنگ‌شناس به این حوزه ورود کرده است و عموما از خاستگاه سیاسی و اقتصادی و جامعه‌شناسی و تاریخ با آن برخورد کرده‌ایم. گویی خود مقوله فرهنگ برای ما موضوعیتی ندارد. این پژوهشگر حوزه فرهنگ تاکید کرد: این شیوه باعث شده که مقوله فرهنگ برای ما پشت هزاران مسئله و موضوع ماسکه شود و بیماری‌ها و بحران‌های فرهنگی را به‌مثابه خود فرهنگ به شمار آوریم. نهاینا نتیجه این شده که تصویری نکبت‌بار از فرهنگ خودمان می‌شناسیم که حتی خودمان را هم برای خودمان در آینده زیر سوال می‌برد. به عبارت دیگر ما هنوز پرسش جدی نداریم که ایران کجاست و ایرانی کیست؟ تا بخواهیم به پرسشی مثل کیفیت حال و احوال ایران و ایرانی چگونه است برسیم. ما در این ۷۰ سال عملا با توسعه در تاریکی روبه‌رو بوده و هستیم. مثلا حتی راه تاریخی تهران-کاشان نسبت به راه امروزی ۲۰ کیلومتر کوتاه‌تر است، درحالی‌که نه ماهواره داشتند نه ابزار دیجیتال نقشه‌کشی و... فقط عقل داشتند. در حوزه باستان‌شناسی هر چیزی که یافت می‌شود بنابر یک امر منطقی با آن برخورد می‌شود. حالا شما تصور کنید که چندین قرن بعد در دشت کویر ما آثار کارخانه فولاد پیدا کنند! آیندگان چه دیدی نسبت به ما خواهند داشت؟    بهشتی البته با اذعان به اینکه قطعا گذشتگان هم خطاها و اشتباهاتی داشته‌اند؛ اما این خطاها چون در دل فرهنگ به سر می‌بردند کم بوده، یادآور شد: گویی ما برای شناخت خودمان و سرزمین‌مان احساس نیاز نمی‌کنیم. اصلا انگار اهل سرزمین‌مان نیستیم. بزرگترین آرزوی یک قرن اخیر ما این است که شهروند باشیم. شهروندی به لحاظ حقوقی مسئله بسیار بااهمیتی است، اما شهروند کف آن چیزی است که می‌توان درباره کمیت یک آدم صحبت کرد. مضاف براینکه تصور دوران ما از دوران پیش از مدرنیته درست نیست ما درگذشته هم مدام با تغییر و تحول روبه‌رو بوده‌ایم و حتی در ساخت مساجد ما تغییرات عمده‌ای در معماری‌ها می‌بنیم. وی افزود: تصور ما از دوره سنت برساخته تجدد است و یکی از ارکان حیات اجتماعی معاصر ما همین بوده که مساله اجتماعی اندازه شرایط محیطی زمانه‌شان بشوند. ما حتی سنت‌های غذایی جدید در کانتکس تاریخی و فرهنگی خودمان وارد کرده‌ایم اما  در خیلی حوزه‌های همچون معماری اینگونه نبوده است. یعنی چون پای متجددها به حوزه آشپزی نرسیده بود تغییرات غذایی  سیر طبیعی خودش را طی کرده ولی در حوزه معماری تا همین ۱۵ سال پیش ما حتی در معماری پیش از اسلام تدریس نمی‌کردیم درحالی‌که معماری یونان و رم باستان و رنسانس را تدریس می‌کردیم.  او در پایان سخنانش گفت: همه این‌ها فرهنگ را برای ما به مسئله تبدیل کرده است. کشوری مثل ژاپن هم در در سده اخیر تغییراتی اساسی را پشت سر گذاشته اما هنوز ما ژاپنی‌ها را ژاپنی می‌بینیم. منتها اینجا این تحولات برای ما به متغیرهای مُخلی تبدیل شده‌اند که وارد عرصه فرهنگی شده‌ و برای ما مسئله به وجود آورده‌اند. نعمت‌الله فاضلی نیز در این نشست با تکرار این نکته که در دوره معاصر مسئله فرهنگ ما خود فرهنگ است، بیان کرد: منظور من از مسئله فرهنگ، مسئله‌مند کردن فرهنگ است. اینکه چه‌طور فرهنگ از امری طبیعی و بدیهی به امری پرابلماتیک تبدیل شده و چون و چرای زیادی حول آن شکل گرفته است. فرهنگ امری طبیعی است که خیلی غیرارادی به جامعه کمک می‌کند تا یک نظم مشخص اجتماعی داشته باشیم. مثل اینکه بعد از آموختن زبان مادری و به سخن آمدن دیگر برای حرف زدن نیازی به فکر کردن به قواعد و دستور زبان نداریم. من کلیت فرهنگ را در تاریخ معاصر می‌بینم و قصدم تحلیل فرهنگی است که از تحلیل‌های آغشته به سیاست و اقتصاد و جامعه‌شناسی جدا باشد. یعنی ارائه یک تحلیل در چارچوب ساختارهای آگاهی و ذهنیت مشترک و تصور اجتماعی. این عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: ما چه تصوری از شیوه زیست و وجود خود و دیگری داریم؟ با چه سامان معنایی درگیر هستیم؟ چالش‌ها و درگیری‌های اجتماعی و فرهنگی ما چه چیزهایی هستند؟ اساسا برای ما چه چیزی مسئله فرهنگ است؟ از نظر من مسئله فرهنگ ما «گفتمان تغییر» است. او تاکید کرد: ما از دوره فتحعلی‌شاه درگیر مسئله تغییر شدیم و به دنبال این بودیم که خودمان و جامعه‌مان را تغییر بدهیم. منظورم آغاز یک ذهنیت جمعی اجتماعی نسبت به تغییر است. این شوق و سنجش‌گری و مقایسه خود با دیگری و جهان دیگر با ورود تکنولوژی‌ها تشدید هم شد و می‌شود. طبعا وقتی اشتها به تغییر بیشتر می‌شود، ساختارهای عاطفی و وجودی و اعتقادی ما نیز نسبت به گذر از آنچه هستیم نیز حساس‌تر می‌شد. شتاب و ضرب‌آهنگ تغییر بسیار مهم است و هرچه از دوره فتحعلی‌شاه به امروز نزدیک‌تر می‌شویم و در جریان همه تغییرات طبیعی و بحران‌های جنگ جهانی اول و دوم و انقلاب و ... این شتاب به تغییر بیشتر هم می‌شود. همین شتاب باعث شده ما از جا کنده شویم و احساس رضایت از خود نداشته باشیم. همه این‌ها فرهنگ و زندگی روزمره را برای ما به مسئله تبدیل کرده است.   فاضلی متذکر شد: هیچ چیز خودمان اعم از احساسات و زبان و اعتقادات و زیبایی‌شناسی و ... دیگر برایمان عادی و طبیعی نبود و نیست و هرچیزی در این حوزه‌ها با موقعیتی روبه‌روست که انگار اصیل و به دردبخور نیست و دیگر برایمان کار نمی‌کند و باید جور دیگری باشد. این همان جایی‌ است که می‌بینیم فرهنگ دیگر کار نمی‌کند و به مسئله تبدیل شده است. این قضیه ابعاد مختلفی دارد که تنها یک قلم آن این است که جامعه ما یک جامعه شتاب‌زده شده است در آهنگ زندگی روزمره زبان و مفهوم زبان و معنای خود را گم کرده‌ایم و با یک انقباض زمانی مواجهیم. انقباض زمانی و قطع ارتباط با حالی که یا ما را دچار یک نوستالژی نسبت به هویت و گذشته‌مان کرده و از آن برای استثمار ایدئولوژیک بهره برده شده است، یا ما را به یک مالیخولیای اتوپیایی نسبت به آینده می‌رساند. آنقدر تجربه‌ها و رخدادهای زندگی‌ زیاد شده که آن‌ها هم زمان را منقبض می‌کنند. و جامعه ما عملا با یک انقباض زمانی و کنده‌شدن از حال روبه‌روست که به راحتی ابزار برای سلطه است. وقتی اکنونی وجود ندارد یعنی آدم‌های حال هم وجود ندارند. همین است که اکنون اروپا برای ما شده آینده تخیلی و رویایی! این پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: همه این‌ها فرهنگ را هم در ایران معاصر به یک پدیده ایدئولوژیک تبدیل کرده که صور نمادین آن هم ابزار سلطه‌اند. در ضرب‌آهنگ فراتر از توان فرهنگ ایدئوژیک نیز حتی زندگی روزمره به ابزار سلطه تبدیل شده است. این مسئله کم‌وبیش در همه‌جای دنیای امروز وجود دارد اما در غرب دست‌کم حداقلی از کنش و سوژگی فردی و کرامت انسانی تضمین شده است و صور نمادین و شیوه‌های زندگی ابزار سلطه زندگی اجتماهی نیستند. وقتی نظم معنایی به سلطه سیاسی تبدیل می‌شود آدم‌ها دیگر در هیچ سامان معنایی مشخصی نمی‌گنجند و وعده‌های فرهنگی فانتزی مثل عدم محدودیت منابع در سرزمین‌مان و ... نیز مزید علتی است برای اینکه مسئله فرهنگی که با آن روبه‌رو هستیم. لازمه بسط زمان حال گفتمان و تفکر انتقادی است، ما باید از مهندسی فرهنگی و مهندسی اجتماعی و از اینکه هر کنشی را به امری استراتژیک تبدیل کنیم، دست بکشیم. باید به این وعده‌‌دادن‌ها و خودستایی‌ها پایان بدهیم و اجازه فردیت به جامعه بدهیم تا جامعه در خودش تامل کند. باید اجازه بدهیم آنچه که هستیم امکان بروز و ظهور پیدا کند. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 07:41:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280814/سیدمحمد-بهشتی-انگار-اهل-سرزمین-مان-نیستیم نیازمند خودآگاهی تاریخی در انواع علوم هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280812/نیازمند-خودآگاهی-تاریخی-انواع-علوم-هستیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» نوشته حمیدرضا دالوند، دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ با حضور نعمت‌الله فاضلی، جبار رحمانی و نویسنده کتاب در سالن سرای کتاب موسسه خانه کتاب برگزار شد. این نشست سومین جلسه از سلسله نشست‌های فرهنگ و دانشگاه در این نهاد بود. کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در بهار ۱۳۹۸ منتشر شد. کمبود تاریخ رشته‌ها در حوزه‌های گوناگون علوم نعمت‌الله فاضلی در این نشست گفت: کتاب آقای دالوند به یک معنا نخستین کتاب مستقلی است که تاریخ مردم‌شناسی در ایران را روایت می‌کند. تاریخ رشته‌ها از جهات گوناگونی مهم‌اند هم به لحاظ نظری و هم برای ایران. رشد حوزه دانش در گروه تاریخ دانش است. هر جامعه‌ای که قرار است دانشی را گسترش دهد به شدت نیازمند یک خودآگاهی تاریخی در آن حوزه است. وی افزود: یکی از کمبودهای مهم ما در نظام آکادمیک، تاریخ دانش‌ها در حوزه‌های گوناگون است، البته شاید انسان‌شناسی از این نظر جلوتر از سایر رشته‌ها باشد، هرچند که بازهم به منابع نیاز داریم و شاید بتوان گفت که هنوز هم هیچ کاری انجام نشده است و این تازه وضعیت رشته ماست که شرایط بهتری از نظر تاریخ‌نگاری دارد. ما به تاریخ رشته‌ها بی‌توجهیم در صورتی که هر نوع پیشرفت معرفتی مستلزم یک خودآگاهی تاریخی است. فاضلی ادامه داد: ما حتی در دوران معاصر نیز دچار گسیختگی معرفتی هستیم. در حوزه معرفت بحران تدام‌های گسیخته به چشم می‌خورد، چرا که کارها و آثار دیده و خوانده نشده و در فضای گفت‌وگوهای بینامتنی وارد نمی‌شود. تدام وجود دارد اما به صورت گسیخته. ما نزدیک به ۱۰۰ سال است که علوم اجتماعی در ایران داریم اما هویت‌هایمان را نمی‌شناسیم و این بسیار دردناک است. کار آقای دالوند تایید و تصدیق کارهای قبلی است و این اعتماد به نفس ایجاد می‌کند. بحران ناتوانی در به رسمیت شناختن خودمان نویسنده کتاب «مردم‌نگاری فرهنگ: مطالعات انسان شناختی درباره فرهنگ ایران امروز و دیگر فرهنگ‌های جهان» در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که ما با بحران ناتوانی در به رسمیت شناختن خودمان مواجه هستیم، گفت: در ایران دانش توسط خودمان به رسمیت شناخته نمی‌شود. روایت فرهنگ روایت جمعی و روایت روح جامعه است. اگر آثار قبلی تایید و تصدیق نشوند روح جمعی جامعه سرکوب می‌شود. بنابراین از این لحاظ نوشتن تاریخ یک علم شاید از خود آن علم مهمتر باشد. فاضلی اضافه کرد: حمیدرضا دالوند یکی از نخستین کسانی است که به صورتی روشمند و سیستماتیک به روایت تاریخ مردم‌شناسی در ایران پرداخت. پیش از کارهای او روایت‌ها پراکنده بودند. بنابراین او یکی از نخستین مورخان تاریخ این بخش از مطالعات فرهنگ مردم ایران است. ویژگی مهم کتاب در این است که نثر ساده و روانی دارد و بسیار هم خواندنی است. ویژگی دیگر در رویکرد نویسنده است. دالوند اعتقاد دارد که مساله جمع‌آوری و ضبط فرهنگ عامه از مشروطه به بعد آغاز شد. او این جمع‌آوری در ژانرهای مختلفی چون داستان، رمان و... را هم خوب توضیح داده است. نکته دیگر در این است که نویسنده به درستی توضیح می‌دهد که ما پیش از ورود جمالزاده با فرهنگ عامه میانه خوبی نداشتیم. نویسنده کتاب «نگرشی نو به سیاست فرهنگی: سیاست فرهنگی از دیدگاه مطالعات فرهنگی» درباره دیگر ویژگی کتاب حمیدرضا دالوند گفت: نویسنده در این کتاب نگاه بازی به فرهنگ مردم داشته است و آن را محدود به گردآوری‌های افراد حرفه‌ای نکرده است. ویژگی فرهنگی این رشته در این بود که از دل یک جریان ادبی و هنری سربرآورد و نه از نظم و نسقی آکادمیک. البته به نظرم خوب بود که نویسنده چشم‌انداز تاریخ‌نگارانه‌ای نیز بر تاریخ رشته مردم‌شناسی مشخص می‌کرد. از مردم‌شناسی به عنوان یک علم دسته دوم مراد می‌شود جبار رحمانی نیز در این نشست گفت: متاسفانه ما در ایران به تاریخ رشته‌ها آن‌طور که باید و شاید نپرداخته‌ایم. با این اوصاف اما در حوزه انسان‌شناسی و مردم‌شناسی پیشگام بوده‌ایم و چند کتاب خوب در این موضوع وجود دارد که یکی از آنها همین کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» است و دیگری «ابعاد سیاسی فرهنگ در ایران: انسان‌شناسی، سیاست و جامعه در قرن بیستم» تالیف دکتر نعمت‌الله فاضلی است. وی افزود: مردم‌شناسی در سطحی به مثابه یک علم مطرح بود و در سطحی دیگر به عنوان یک جنبش روشنفکرانه. از زمان صادق هدایت مردم‌شناسی از عناصر نزاع بین سنت و مدرنیته بود و هنوز هم هست. به هر حال بخشی از پروژه روشنفکرانه در ایران کارهای مردم‌شناسی بود. در سطح سوم هم می‌توان مردم شناسی را به عنوان یک علم سیاست گذار و در خدمت ملت و حکومت دانست. به هر حال این رشته کارکردهای سیاسی مهمی هم داشته است. رحمانی ادامه داد: نکته مهم در این کتاب این است که چرا مردم‌شناسی با این قدمت مهمی که در ایران دارد و از زمانه پیدایش دانشگاه در ایران دوره پهلوی اول همواره مطرح بوده، اکنون چندان جدی گرفته نشده و هنوز جا نیفتاده است؟ امروزه هم از آن حتی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به عنوان یک علم دسته دوم مراد می‌شود. نویسنده در این کتاب مطرح کرده که هرچند در تاسیس این رشته در ایران هوشمندی به خرج داده شده اما ما در تربیت متخصص این حوزه ناتوان بوده‌ایم. بینش تاریخی ما را در همه علوم موفق می‌کند حمیدرضا دالوند نیز در این نشست گفت: موضوع «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» اهمیتی به مراتب بیشتر از خود کتاب دارد. به طور کل فراتر از علم اهمیت تاریخ را درک نکرده‌ایم. عمر فرهنگی ما تابعی از دانش تاریخی ماست و در همه حوزه‌های علوم نیز این نکته حایز اهمیت است. اگر شما بینش تاریخی در دانش داشته باشید، قطعا موفق خواهید بود. وی افزود: من دانش‌آموخته رشته مردم‌شناسی نیستم بلکه حوزه تخصصی من تاریخ و زبان‌های باستانی است. یکی از دلایل من برای ورود به این حوزه دیدن آثار و گنجینه مرحوم انجوی شیرازی است. به نظرم ما موفق نیستیم چون نمی‌دانیم که چه زحمت‌هایی در حوزه‌های مختلف کشیده شده است. به همین دلیل من تصمیم گرفتم که به روایت و وصف تجربه زیسته بپردازم. دالوند ادامه داد: در این کتاب من کارهای رسمی در حوزه مردم‌شناسی را نوشتم و امور غیر رسمی و آثار سینمایی در حوزه مردم‌شناسی و فعالیت‌های موسسات غیردولتی و غیررسمی یا نیمه رسمی را احتمالا در مجلدات بعدی ادامه دهم. تمام تلاش من در این کتاب این بود که راوی جریانات باشم و گزارشی از آنچه را که اتفاق افتاده ارائه دهم، هرچند که در مواردی نیز به اظهارنظر پرداختم. این مردم‌شناس و پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که نباید در حوزه مردم‌شناسی درگیر نام باشیم، گفت: چه فرقی می‌کند که نام این رشته را انسان‌شناسی یا مردم‌شناسی بدانیم و بگذاریم؟ آنچه که اتفاق افتاده مهم است. با روایت تجربه زیسته، دیگرانی که قصد ورود به این رشته را دارند با آگاهی وارد آن خواهند شد و خود دیگر از ابتدا دست به تجربه نخواهند زد. نویسنده کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» اضافه کرد: انسان‌شناسان دید عمیقی دارند و چون موضوع کارشان موجودی چند بعدی به نام انسان است بنابراین هیچگاه نتوانستند حرف‌ها و نظریات‌شان را به طور کامل جمع و جور کنند. این نکته‌ای است که ما از خوانش تاریخ این رشته متوجه خواهیم شد. زمانی ما می‌توانیم مطالعات انسان‌شناسی را کامل کنیم که نگاه تاریخی به این رشته داشته باشیم. البته تاریخ را یک نفر نمی‌تواند بنویسد و دیگران هم باید وارد این کار شوند. به جرات می‌گویم که موضوع تاریخ علم انسان‌شناسی بکر است و جای کار بسیاری دارد. دالوند در بخش دیگری از سخنانش به وضعیت تاسف بار آرشیوهای سازمان‌ها و نهادها در حوزه‌ه مردم شناسی اشاره کرد و گفت: متاسفانه مدیران وقتی می‌خواهند کارمندی را سیاست کنند او را به بخش آرشیو تبعید می‌کنند و آنها نیز بدون حوصله در تبعیدگاه خود کار کرده و آرشیوها را نابود می‌کنند. بسیاری از آرشیوها نیز در نقل و انتقالات از بین رفته است. رحمانی نیز در ادامه مساله آرشیوها گفت: متاسفانه در دادن اسناد آرشیوها نیز خساست عجیبی به چشم می‌خورد. نهادها و یا حتی مدیران و کارمندان اسناد آرشیوها را ملک طلق خود می‌دانند. عجیب آنکه همین اشخاص آرشیوها را به راحتی در دسترس خارجی‌ها می‌گذارند. ما زمانی سعی کردیم نسخه‌ای از «هزار و یکشب» موجود در کاخ گلستان را بگیریم، اما به ما ندادند و در ادامه با توسل به پروفسور اولریش مارزلف و تنی چند دیگر در چند نوبت توانستیم آن را در اختیار بگیریم. آرشیوها وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیز اکنون در ساختمانی خارج از شهر تهران است و معلوم نیست چه وضعیتی دارد. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 06:37:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280812/نیازمند-خودآگاهی-تاریخی-انواع-علوم-هستیم نشست شاخص‌های معنویت اسلامی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280783/نشست-شاخص-های-معنویت-اسلامی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در ادامه سلسله نشست‌های علمی همایش ملی گام دوم انقلاب نشست «شاخصه‌های معنویت اسلامی» از سوی مرکز همکاری‌های علمی و بین‌الملل و پژوهشکده اخلاق و معنویت برگزار می‌شود.   سخنرانان این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین باقر طالبی دارابی، بهزاد حمیدیه (ارایه دهنده)، و دبیر علمی صدیقه رمضانی هستند.    نشست «شاخصه‌های معنویت اسلامی» پنجشنبه ۲۸ شهریورماه ساعت ۱۶، در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، به نشانی قم، ابتدای خیابان معلم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، تالار امام مهدی(عج) برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 04:59:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280783/نشست-شاخص-های-معنویت-اسلامی-برگزار-می-شود کرسی علمی ترویجی فلسفه معرفت برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280790/کرسی-علمی-ترویجی-فلسفه-معرفت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کرسی علمی ترویجی فلسفه معرفت توسط گروه معرفت‌شناسی پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی چهارشنبه ۲۷ شهریورماه جاری برگزار می‌شود.   در این کرسی علمی مهدی عباس‌زاده عضو هیات علمی گروه معرفت‌شناسی پژوهشگاه به ارائه مطلب می پردازد و نقد این کرسی علمی نیز بر عهده حجت‌الاسلام علیرضا قائمی‌نیا و حسن عبدی خواهد بود.   دبیری علمی این کرسی نیز بر عهده حجت‌الاسلام ابوالحسن غفاری مدیر گروه معرفت‌شناسی پژوهشگاه است.   کرسی علمی ترویجی فلسفه معرفت توسط گروه معرفت‌شناسی پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی پژوهشگاه، روز چهارشنبه ۲۷ شهریورماه جاری از ساعت ۱۱ تا ۱۳ در محل سالن جلسات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نشانی تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان احمد قصیر، خیابان پژوهشگاه(۲)، پلاک ۲ و دفتر قم پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نشانی بلوار پانزده خرداد، کوچه میثمی (ارتباط از طریق ویدئو کنفرانس) برگزار خواهد شد.   حضور علاقه‌مندان در این نشست علمی بلامانع است. ]]> علوم انسانی Tue, 17 Sep 2019 04:56:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280790/کرسی-علمی-ترویجی-فلسفه-معرفت-برگزار-می-شود ​آیا متقدم بودن منابع عاشورایی باعث صحت آن است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280769/آیا-متقدم-بودن-منابع-عاشورایی-باعث-صحت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی «شهدای نینوا» نوشته ابراهیم صالحی‌ حاجی‌‌آبادی یکشنبه 24 شهریور در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد. در این نشست زهیر صیامیان، رقیه میرابوالقاسمی و نویسنده کتاب حضور داشتند و درباره این کتاب به بحث و بررسی نشستند. در کتاب «شهدای نینوا» پنج گزارش مشهور مطرح شده تا در نهایت گزارشی که طبق اصول و قواعد پژوهش موثق‌ترین و معتبرترین است، مشخص شود. طبق گزارش پنجم، بنابر آنچه در کتاب‌های کهن و متعدد آمده، روز عاشورا 72 تن از اصحاب امام به شهادت رسیدند که باتوجه به تاریخ کهن و مصادر موجود از تاریخ به نام آن‌ها استخراج و ضمن بیان تحریفات و مطالب نادرستی بیان می‌شود که برای هریک از این شهداء در کتاب‌ها رواج یافته، نکات قابل اعتمادی که در کتاب‌های کهن برای آن‌ها نقل شد. مطالب این کتاب در دو بخش کلی «شهدای بنی‌هاشم» و «شهدای غیر بنی‌هاشم» تنظیم و دسته‌بندی شده است. در این اثر هویت بیش از 150 تن از کسانی که ادعا شده در کربلا به شهادت رسیده‌اند، مطرح و بررسی شده است؛ افرادی که با تکیه بر منابع ضعیف و بی اعتبار نامشان درشمار شهدای کربلا ضبط شده، حال آنکه نام بسیاری از آن‌ها درشمار اصحاب امام حسین (ع) ضبط نشده چه رسد به شهادت آن‌ها در کربلا!   در ابتدای نشست حاجی‌آبادی، مولف کتاب با اشاره به این‌که 6 تا 7 سال در زمینه شهدای نینوا پژوهش انجام داده‌ام گفت: بسیاری از مسائلی که درباره شهدای کربلا گفته شده دارای تحریفات بی‌شماری است. نه تنها در بیان حوزویان بلکه حتی در رده بالای حوزه نیز به این نکات توجه نداشته‌اند. گویا تاریخ برای نویسندگان یک مورد پیش پا افتاده است و هر کسی با کوچکترین اطلاعی درباره مطالب تاریخی می‌خواهد دست به نگارش کتاب بزند.   وی افزود: نینوا واقعه‌ای است که در تاریخ متفاوت است و کتاب شهدای نینوا تعداد شهدای کربلا را مورد بررسی قرار می‌دهد که در گزارش‌های گوناگون به 89 تن، 87 تن، 78 تن و... اشاره شده و با توجه به تعدد منابع و قدمت آن‌ها گزارش 72 تن موثق‌ترین گزارش است و امام حسین(ع) همراه این 72 تن نماز ظهر را گذراندند و سپس به شهادت رسیدند و 72 سر به کوفه فرستاده شد.   وی همچنین به کتاب «طعنه رقیب» که جلد دوم این کتاب است نیز اشاره کرد و گفت: در این کتاب هویت 148 تن را بررسی می‌کند و به افرادی اشاره می‌کند که هویت خارجی ندارند و کسانی که در لشگر امام حسین (ع) بودند و عصر عاشورا به شهادت نرسیدند و اما نامشان در شمار شهدای کربلا ثبت شده است و گروه سوم نیز که جزو دشمنان امام حسین و امام سجاد بودند.   حاجی‌آبادی ادامه داد: آن‌چه امروز در مورد شهدای کربلا گفته می‌شود تحریف شده است و کتاب «شهدای نینوا» با تکیه بر منابع نخستین و متقدم نوشته شده است. کتاب سوم این مجموعه «بازخوانی برخی از منابع عاشورا» و جلد چهارم «اصول و قواعد پوهش در تاریخ» (مطالعه موردی درباره شهدای کربلا) نام دارد که در دست نگارش است.   سپس میرابوالقاسمی نیز سخنانش را ارائه داد و گفت: کتاب «شهدای نینوا» اثری ارزشمند است و نوشته‌های آن نشان‌دهنده زحمات زیاد برای این پژوهش بوده است. کسانی که در حوزه عاشورا کار کرده‌اند دشواری کار را می‌دانند. به دو دلیل این دیدگاه را مطرح می‌کنمT زیرا واقعه عاشورا از جمله رویدادهایی است که مدون شدن آن با زبان وقوع آن فاصله زیادی داشته است.   وی ادامه داد: مقتل ابی مخنف نخستین گزارش مکتوب از حادثه کربلا است که در تاریخ طبری نیز آمده است و فاصله‌ای 100 ساله با این واقعه داشته و با روایاتی تاریخ عاشورا را نقل کرده است. ثبت دیرهنگام یک واقعه تاریخی مشکل بوده و امکان تحریف و دست بردن در وقایع زیاد است زیرا سانسور شدن نیز در برخی دوره‌های تاریخی نیز حاکم بوده و بخشی از وقایع تا به دست ما برسد با تحریفات زیادی مواجه شده است.   این پژوهشگر تاریخ اسلام افزود: پژوهش در واقعه عاشورا بسیار کار دشواری است که اگر کسی انگیزه نداشته باشد سمت این قضیه نمی‌رود. اهتمام زیادی که مولف برای دیدن منابع گوناگون داشته ارزشمند است زیرا تقریبا همه منابعی که گزارش‌هایی از شهدای کربلا را داشته دیده است تا بتواند علمی‌تر کارش را پیش ببرد و منبعی را نادیده نگذاشته است. این مساله به خودی خود ارزشمند است زیرا به زدودن تحریفات بیشتر کمک می‌کند که امیدوارم در ادامه کار نیز با همین انگیزه و همت کار را پیش ببرد.   وی همچنین نقدهایی نیز به کتاب وارد کرد و گفت: یکی از مهمترین کارها بحث منبع‌شناسی در کتاب است که مولف خیلی خوب منابع را دیده و از فهرست کتابشناسی آخر کتاب نیز این مساله به روشنی پیدا است اما موضوعی با نام شناسایی و بازخوانی هویتی شهدای کربلا و منابعی که از قرن دوم تا به حال را گزارش می‌دهد در گام نخست به منبعی مکتوب احتیاج داشته است و این‌که یک معرفی مشخص به منبع‌شناسی اختصاص بدهد.   وی ادامه داد: یکی از مشکلات این است که معیار روشنی برای گزینش گزارش‌ها نداشته است. در بسیاری جاها تصریح می‌کند که این گزارش را می‌پذیریم زیرا منابع متقدم در آن وجود دارد و به واقعه عاشورا نزدیک است احتمال خطا در آن کمتر است اما همیشه این‌طور نیست زیرا در گزارش‌های تاریخی باید با احتیاط پیش برویم زیرا گاهی منبع متاخر نیز به منبعی دسترسی داشته که شاید گزارش درست‌تری از واقعه را به تصویر کشیده باشد.   میرابوالقاسمی افزود: این‌که گزارش‌های واقعه عاشورا بر چه اساسی گزینش شده خواننده را خیلی قانع نمی‌کند و این ضعف تحلیل مولف را می‌رساند. در تاریخ باید با سند و مدرک سخن بگوییم تا خواننده کتاب بداند به دنبال چه چیزی است. این‌که کتابی تالیف می‌شود باید سطح دانش مخاطب نیز مشخص شود که برای عام کتاب نوشته شده یا برای افراد تحصیل‌کرده؟ زیرا مخاطب کتاب احتیاج به دلایل محکم‌تری برای اغنا شدن دارد.   وی افزود: مستندترین تاریخ مقتل‌نویسی متعلق به ابی مخنف است که در تاریخ طبری نیز آمده است و نثر قرن دوم با آن‌چه در مقتل‌های دیگر آمده بسیار متفاوت است. همچنین مقدمه کتاب نیز خالی از اشکال نیست. تا صفحه 21 مقدمه است و بعد از آن عنوان آمده که مخاطب وارد متن کتاب می‌شود اما همچنان می‌بینیم که مقدمه کتاب ادامه دارد.   همچنین این پژوهشگر تاریخ اسلام ادامه داد: همچنین سال وفات همه نویسنده‌ها آمده و همچنان تکرار شده است. بر این باورم که سال وفات نویسنده برای بار نخست بیاید کفایت می‌کند و نیاز به تکرار آن نیست. همچنین ارجاعات در متن کتاب نیست. شاید چون ارجاعات زیاد است ناخوشایند به نظر بیاید اما نیاز است که باشد تا خواننده به‌آسانی کتاب را مطالعه کند. امیدوارم مولف در چاپ بعدی کتاب یک فصل مشخص را به بررسی منابع اختصاص دهد زیرا ادبیات تحقیق بسیار مهم است.    سپس زهیر صیامیان سخنانش را درباره این کتاب مطرح کرد و گفت: کسانی که در تاریخ کربلا به شکل روش مند و علمی و غیرمبلغانه کار کرده‌اند انگشت‌شمارند و عمده رویکردها به تاریخ کربلا مبلغانه است یا مبلغانه منتقدانه. بیشتر این محققان نیز علاقه‌مندان حوزوی یا غیردانشگاهی هستند. در رویکرد مبلغانه منتقدانه به کربلا نیز افرادی مانند دکتر شریعتی که در نگاه به رویداد کربلا اهداف سیاسی اجتماعی داشته است، با دغدغه‌های دینی و سیاسی به بررسی آن پرداخته اند. کسانی مانند مرحوم مطهری مبلغانه ولی منتقدانه به موضوع نگاه کرده‌اند. این دسته از محققان را می توان پیرایشگران رویداد واقعه کربلا نام نهاد. اثر آقای حاجی آبادی در این دسته قرار می‌گیرد.   وی افزود: موضوع کتاب آقای حاجی آبادی، شهدای نینوا است و از این جهت تکیه اصلی ایشان نقد روایات و گزارش ها از این شخصیت ها بر اساس منابع تاریخی بوده است اما خود گزارش‌های واقعه کربلا از لحاظ موضوعی بسیار مهم است و این مساله را در کتاب دکتر میرابوالقاسمی با عنوان تحول گفتمان در گزارش های واقعه کربلا دیده‌ام. با اینکه هر دو اثر درگیر روایت ها و گزارش ها بوده اند ولی تفاوت آن‌ها از یک جایی دیده می‌شود. کار خانم دکتر میرابوالقاسمی در پاسخ به این پرسش مورخانه است که این گزارش‌ها در تاریخ نگرش‌های شیعیان و مسلمان به کربلا، به چند دسته عاطفی، حماسی، کلامی و تاریخی تقسیم می‌شود ولی آقای حاجی‌آبادی به دنبال این بوده است که در ورای این گزارش‌ها چه چیزی در کربلا رخ داده و در تعداد شهدای کربلا چه به وقوع پیوسته اس و صحت این روایت ها چگونه است.   این استاد تاریخ اسلام ادامه داد: درباره حُسن کتاب نیز باید بگویم که مطالب این کتاب برای آن وجوه مبلغانه که تاریخ کربلا را در جامعه شیعیان تبدیل کرده به بخشی از تاریخ فرهنگ شیعی،  تاریخ آداب و رسوم شیعیان و تاریخ آیینی و مناسکی اطلاعات مفیدی دارد و می‌توان این کتاب را مورد استفاده قرار داد. کار حاجی‌آبادی می‌تواند کتابی باشد برای مبلغان محرم و حوزویان که روایتی مبلغانه در عین حال منتقدانه با توجه به درک معقولانه جامعه امروز و همدلانه با فرهنگ رایج ارائه کنند.   وی افزود: رویکردی که از دهه چهل به این سوی در فضای حوزویان و غیرحوزویان اصلاحی در فضای جامعه شیعی رشد می‌کند این است که نگاه ما به عاشورا تحریف‌زدایانه باشد زیرا ارزش عاشورا از نگاه اسلام انقلابی و اصلاحی بنابر باورهای شیعی بازخوانی می‌شود، باید اصل هدف قیام کربلا یعنی ظلم ستیزی و حق طلبی را مدنظر داشته باشیم و بقیه تحریفاتی است که اصل را در سایه قرار داده و آن را از بین برده است. در حالی که در تاریخ نگرش‌های کلامی و فکری و فرهنگی شیعیان، روایتی فرهنگی و داستانی از روایت کربلا داریم که تاریخ نجات و رستگاری است و در کتاب نیز به آن اشاره شده است. متاثر از این رویکرد است که اگر امام حسین(ع) «قائم به‌السیف» است و برای مقابله با ظلم قیام کرده است آیا این تکلیف همه شیعیان است؟ یا نه باید بگوییم که تنها تکلیف امام حسین (ع) است و متاثر از هرگونه پاسخ شیعیان به این مسایل کربلا، نوع نگرش و ارزش شیعیان برای رویداد کربلا متفاوت و متنوع می شود. به خصوص که موضوع کربلا بسیار درهم تنیده در ابعاد حقوقی، شرعی، فقهی، کلامی و عقیدتی است که در تاریخ تفکر شیعه مطرح است.   صیامیان ادامه داد: کتاب نتیجه تحقیقات صالحی از سال 85 به این طرف است و مقاله‌هایی که در این زمینه نوشته است و مشخص است که دغدغه‌مندانه در این حوزه پژوهش می‌کنند. یکی از دلایلی که مورخان سراغ این موضوع نمی‌روند حجم بالا و سنگین کار در این زمینه است.   وی نقدهایی نیز بر کتاب وارد کرد و گفت: در نقد کتاب هم باید بگویم که شیوه ارجاع منابع غیرمتعارف است و در تمام روش های منبع‌شناسی، فهرست منابع پایان کتاب بر اساس نام خانوادگی مولفان است که اگر این مساله اصلاح شود به شیوه بهره‌وری از کتاب کمک بسیاری می‌کند. زیرنویس بودن ارجاعات کتاب هم از لحاظ فنی ضروری است تا مخاطب بتواند به‌آسانی کتاب را مطالعه کند و به شیوایی نثر آن کمک بسیاری کند. درباره روش‌شناسی کتاب هم بگویم بدانگونه که مولف مطرح کرده و اصل کارشان در نقد روایات بوده است، آیا متقدم بودن منابع در گزارش واقعه کربلا باعث صحت آن و پذیرش صدق محتوای آن است؟ که خانم میرابوالقاسمی مفصل در این باره سخن گفتند. برای این موضوع مولف محترم بحث استفاده از عقل را پیشنهاد کرده اند که البته این خود محل بحث است   صیامیان ادامه داد: بخشی از روایات که در کتاب استفاده شده روایات اهل سنتی است که گرایش به تشیع دارد اگر در تقسیم‌بندی فصول کتاب می‌شد تفکیک و دسته‌بندی منابع را هم لحاظ کنند کار برای مورخان و پژوهشگران کاربردی‌تر می‌شد. پیش‌فرض‌های عقلانی که در تاریخ تفکر ما قرار دارد تعیین می‌کند چه روایاتی را به سمت صحت و چه روایاتی را به سمت عدم صحت بیاوریم اگر نتوانیم دسته‌بندی از صحت و سقم روایت‌ها داشته باشیم دچار یک بازی بی‌پایان می‌شویم و نمی‌توانیم از این گود خارج شویم. همچنین تاریخ‌گزاری منابع در تمام کتا‌ب‌های تاریخی لازم است تا بتوانیم روایت تطور و تنوع روایات را به‌درستی به دست خواننده برسانیم این موضوع تنها تاریخی نیست بلکه عاطفی، احساسی کلامی و پیچیده است. ]]> علوم انسانی Mon, 16 Sep 2019 09:55:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280769/آیا-متقدم-بودن-منابع-عاشورایی-باعث-صحت کتاب «در دادگاه جهل مقدس» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280779/کتاب-دادگاه-جهل-مقدس-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «در دادگاه جهل مقدس» با حضور سید مصطفی محقق داماد، علی‌نقی ایازی و حسن حکیم‌باشی برگزار می‌شود.   این نشست جمعه ۲۹ شهریورماه ۱۳۹۸، ساعت ۱۰صبح در مشهد، بین ابن‌سینای ۴ و ۶، پردیس کتاب برگزار خواهد شد. ]]> علوم انسانی Mon, 16 Sep 2019 07:18:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280779/کتاب-دادگاه-جهل-مقدس-نقد-بررسی-می-شود سرمایه‌داری از منظر امام موسی صدر در اسلام جایگاهی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280730/سرمایه-داری-منظر-امام-موسی-صدر-اسلام-جایگاهی-ندارد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «رهیافت‌های اقتصادی اسلام» سومین جلد از مجموعه کتاب‌های «در قلمرو اندیشه امام موسی صدر» است و مقالات و گفتارهای امام موسی صدر درباره اقتصاد را شامل می‌شود. این کتاب تا کنون شش بار تجدید چاپ شده است و چاپ ششم آن چهار گفتار تازه را نیز در بر گرفته است.   فصل نخست کتاب، مجموعه مقالات فارسی امام موسی صدر است که به قلم ایشان در مجله درس‌هایی از مکتب اسلام به چاپ رسیده است. مجله‌ای که او با جمعی از دیگر حوزویان تأسیس کرده بود و در نوع خود حرکتی بدیع در تاریخ حوزه‌های علمیه به شمار می‌آمد. آن‌گونه که در مقدمه کتاب آمده است، این مقالات در شماره‌های نخستین مجله در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ به چاپ رسیده است.   مقالاتی که در این فصل مندرج شده است، پیش از این نیز با مقدمه‌ و توضیحاتی از علی حجتی کرمانی بارها منتشر شده بوده است. مقالات ابتدایی این فصل رویکرد عمومی‌تری به مقوله اقتصاد دارند و مضامینی نظیر کار به مثابه مبنای تعیین ارزش، مسئله افزایش ثروت، مسئله توزیع ثروت و نیز مسئله ارزش اضافی و نسبت آن با مقوله تجارت را در بر می‌گیرد. دو مقاله انتهایی این فصل، بر رویکرد اسلامی نسبت به اقتصاد تمرکز بیشتری دارد. نام این دو مقاله چنین است: «اصول و روش اسلام در توزیع ثروت» و «سهم کار و سرمایه و ابزار تولید در اسلام».   آن‌گونه که مضامین مقالات این فصل نیز به خوبی مشخص است، پروژه فکری امام موسی صدر در آن دوره زمانی، بر تعیین نسبت میان اندیشه اقتصادی اسلام و اندیشه اقتصادی مارکسیسم و تعیین تمایزهای میان این دو مدل تفکر استوار بوده است. گفتنی است که امام موسی صدر، علاوه بر تحصیلات حوزوی فارغ‌التحصیل کارشناسی رشته «حقوق در اقتصاد» از دانشگاه تهران نیز بوده است و همین موضوع آشنایی نسبی او با مباحث کلاسیک اقتصادی را فراهم آورده بوده است. هر چند که او خود اعتقادی نداشته که در زمینه اقتصاد دانش والا و ممتازی دارد. آن‌گونه که در مقدمه کتاب ذکر شده است، او درباره میزان دانش اقتصادی خود گفته است: «من کارشناس اقتصاد نیستم. مدرک دانشگاهی من در رشته اقتصاد است و فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق در رشته حقوق در اقتصاد هستم، اما با همین اندازه تحصیلات، یعنی لیسانس، می‌توانم مسائل کلی اقتصادی را دریابم و درباره جزئیات مسئله ادعایی ندارم. ما برای تبیین ایدئولوژی به اصول کلی اقتصادی نیاز داریم.» (10)   به عبارت دیگر، آنگونه که از همین پاراگراف نیز برمی‌آید، هدف از مقالات اقتصادی امام موسی صدر در این فصل، نه تئوری‌پردازی در زمینه اقتصاد، که بهره‌گیری از اصول کلی اقتصاد برای تبیین ایدئولوژی اسلامی بوده است و این مقالات را از همین منظر و با همین هدف باید خواند. بر همین پایه است که بحث‌های مطرح شده در این فصل، بیش و پیش از آنکه در پی تبیین ابعاد اقتصادی اسلام باشد، رویکرد مقایسه‌ای میان اسلام و ایدئولوژی رقیب در آن روزگار یعنی مارکسیسم را در پیش گرفته است. در نگاه امام موسی صدر: «ایدئولوژی اقتصاد اسلامی ایمان است» (109) و چنان‌که عادل پیغامی در پانویس همین کتاب گفته است: «ایمان در اندیشه امام صدر، کلیدواژه‌ای بسیار مهم و تعیین کننده است. اساسا از نظر ایشان معیار فلسفه اخلاق و حسن و قبح و به عبارتی دیگر، چه وضع مطلوب و چه شیوه‌های مطلوب در تحقق آن، همه دائرمدار مسئله‌ای به نام ایمان هستند.»     فصل دوم کتاب، گفتارهای اقتصادی امام موسی صدر در لبنان است. بخش عمده این فصل درس‌گفتارهای وی برای اعضای ارشد جنبش امل است. امام موسی صدر در این درس‌گفتارها بر آن بوده است تا کادرهای جنبش امل را با روح احکام اسلامی آشنا کند. از این رو، بخشی از این درس‌ها را به مباحث اقتصادی اختصاص داد. تاریخ تقریبی این گفتارها سال‌های (۱۹۷۵تا ۱۹۷۸) ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ است. بخش عمده‌ای از مباحث این فصل، به تبیین مقوله حقوق مالکیت از منظر اسلام اختصاص دارد. چهار مقاله از مقالات این فصل به همین موضوع اختصاص یافته است. رویکرد امام موسی صدر به مقوله مالکیت در اسلام، آشکاری رویکردی غیرمحافظه‌کارانه است. او می‌گوید: «مالکیت‌ به‌ معنای‌ سرمایه‌داری‌ در اسلام‌ وجود ندارد. معنای‌ این‌ سخن‌ این‌ است‌ که‌ از نظر اسلام‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ که‌ من‌ مالک‌ هستم، مردم‌ اختیاردار اموال‌ خود هستند، و من‌ این‌ شیء را در اختیار دارم، مفهوم‌ آن‌ کاملاً‌ با مفهوم‌ مالکیت‌ در سرمایه‌داری‌ متفاوت‌ است. مالکیت‌ در اصطلاح‌ اسلام‌ فقط‌ از آنِ‌ خداوند است. کسی‌ نمی‌تواند مالک‌ چیزی‌ به‌ معنای‌ سرمایه‌داری‌ آن‌ شود. زیرا که‌ مالکیت‌ در سرمایه‌داری‌ به‌ معنای‌ اختیار تام‌ است.» (116) مفهوم مالکیت در اسلام با تفصیلی که آمد، از منظر امام موسی صدر، «اساس و جوهر اقتصاد اسلامی است.» (114)   مبحث دیگری که امام موسی صدر در این فصل (و به عبارت بهتر: در مباحث اقتصادی مطرح شده در لبنان) به آن توجه بسیاری داشته است، مقوله کار و کارگر است. رویکرد امام موسی صدر به مقوله کار را به عنوان نمونه می‌توان در سخنرانی او در سازمان کارگری جوانان مسیحی لبنان در ماه می 1969 مشاهده کرد. این سخنرانی، در کتاب حاضر با نام دین و کارگر ترجمه و مندرج شده است. به اعتقاد امام صدر: «کار سه امتیاز نسبت به ابزار و سرمایه دارد؛ شرکت در سود، مصون بودن از ضرر و امکان داشتن اجرت ثابت. در حالی که سرمایه فقط از امتیاز اول بهره می‌گیرد و می‌تواند به نسبت معینی در سود شریک شود. سرمایه نمی‌تواند مصون از ضرر باشد. همچنین نمی‌تواند سود ثابتی داشته باشد، چون رباست. ابزار نیز فقط امتیاز سوم را دارد، یعنی فقط می‌تواند اجرت ثابت داشته باشد. برای اینکه از ضعف کارگر برای مجبور کردنش به دستمزد اندک، سوء استفاده نشود، دین موضع سختگیرانه و قاطعی دارد، و محرومیت کارگر از مزد خود را به طور بی‌نظیری حرام می‌داند. دین توافق کارگر با سرمایه‌گذار را به خودشان واگذار کرده است، تا با رعایت عدالت، زمینه‌ای برای انتخاب بهترین راه‌حل‌ها و عادلانه‌ترین دستمزد فراهم شود.» (206)   مقالات فصل سوم کتاب نیز ادامه‌ای بر مباحث فصل دوم در زمینه کار و کارگر است. همچنین در این فصل دو مقاله جامعه‌شناختی- اقتصادی است، که در یکی مسئله اختلاف طبقاتی و راه‌حل اسلام برای آن و در دیگری مبحث عدالت اقتصادی و اجتماعی بررسی شده است. به اعتقاد امام موسی صدر: «جدایی اصل عدالت اقتصادی و اجتماعی از ایدئولوژی اسلامی، که خود گوشه ای از فاجعه جدایی عقیده از شریعت است و گروه‌های مختلف مسلمان آن را پذیرفته اند، باعث شده است که عدالت، ژرفا و کلیت و استمرار خود را از دست بدهد، به طوری که امروز عدالت اقتصادی و اجتماعی به صورت یک مسئله اجتماعی محض و موضوع سیاسی خالص در آمده است. این نوع عقیده اسلامی، مجرد از نتایج اجتماعی، نزد اغلب مسلمانان به صورت احساسی ذهنی درآمده، که نه بر زندگی آنان اثر می گذارد، و نه بر رفتار فردی و اجتماعی آنان. این گونه عقاید، در تصور برخی مسلمان ها، با عبادت قرین شده است، آن هم برای تنظیم پیوند انسان و آفریدگارش، و برای آسان کردن سفر مرگ، و دیگر هیچ.» (248)   کتاب «رهیافت‌های اقتصادی اسلام» نوشته امام موسی صدر را مهدی فرخیان و احمد ناظم به فارسی ترجمه کرده‌اند و چاپ ششم آن را انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات با همکاری موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با تیراژ 500 نسخه و قیمت سی هزار تومان، در 342 صفحه منتشر کرده است. ]]> دین‌ Mon, 16 Sep 2019 04:43:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280730/سرمایه-داری-منظر-امام-موسی-صدر-اسلام-جایگاهی-ندارد نگاهی گذرا به تفکر فلسفی در جهان اسلام http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280752/نگاهی-گذرا-تفکر-فلسفی-جهان-اسلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «نگاهی گذرا به تفکر فلسفی در جهان اسلام» نوشته ادوارد کریگ در اصل پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد محمود زارعی‌بلشتی مترجم کتاب در رشته فلسفه و کلام اسلامی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موسسه پژوهشی حکمت و ادیان است. عنوان کتاب در ابتدا قرار بود «دانشنامه راتلج در حوزه فلسفه، کلام و عرفان اسلامی» باشد و در قالب مجلدی پنج جلدی منتشر شود که نهایتا هر مجلد به صورت تک‌جلدی زیر چاپ رفته است. این اولین مجلد شامل ۱۰ مقاله در حوزه‌های مختلف فلسفه اسلامی است. عناوین مقاله‌های کتاب نیز عبارتند از: تاثیر فلسفه یونانی بر فلسفه اسلامی نوشته ماجد فخری، فلسفه اشراق نوشته الیور لیمان و حسین ضیائی، علم در فلسفه اسلامی نوشته ضیاء‌الدین سردار، معرفت‌شناسی در فلسفه اسلامی نوشته شمس س.‌ایناتی، معنا در فلسفه اسلامی نوشته الیور لیمان، منطق در فلسفه اسلامی نوشته دبورا ال‌.بلک، علیت و وجوب در تفکر اسلامی نوشته دیوید بارل، بنیادگرایی اسلامی نوشته یوسف چزایری، نفی علین نوشته ویلیام هسکر و اشاعره و معتزله نوشته نیل رابینسون. محمود زارعی‌بلشتی فارغ‌التحصیل مهندسی پلیمر دانشگاه امیرکبیر و فوق لیسانس فلسفه و کلام اسلامی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (موسسه حکمت و ادیان) و دکترای کلام از دانشگاه قم و سطح ۳ حوزه از قم، مدرس دانشگاه خوارزمی و دانشگاه جامع علمی کاربردی است، که علاوه بر مقالات علمی پژوهشی، کتاب‌های نگرشی بر تاریخ فلسفه اسلامی، دگرگون شویم و بررسی و نقد ادله اثبات و انکار نبوت عامه از آثار اوست.    کتاب «نگاهی گذرا به تفکر فلسفی در جهان اسلام» نوشته ادوارد کریگ با ترجمه محمود زارعی‌بلشتی در ۱۷۵ صفحه، با شمارگان۱۰۰ نسخه و به قیمت ۳۲۰۰۰ تومان از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Mon, 16 Sep 2019 04:40:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280752/نگاهی-گذرا-تفکر-فلسفی-جهان-اسلام ​کتاب «با قرآن تا رستاخیز» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280754/کتاب-قرآن-رستاخیز-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت پژوهشکده مطالعات قرآنی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با همکاری انجمن ایرانی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی نشست رونمایی، نقد و بررسی کتاب «با قرآن تا رستاخیز» برگزار می‌شود.   در این جلسه علاوه بر معرفی کتاب، نظریه‌ای نوین درمورد کیفیت روح و حقیقت انسان و کارکرد این نظریه در توضیح حیات پس از مرگ، معاد جسمانی و چگونگی برزخ از دیدگاه قرآن تبیین می‌شود.   در این نشست علاوه بر مهدی نورافشان و حامد فتوت احمدی که مولفان کتاب هستند، فروغ پارسا، محمدعلی لسانی، سید محسن میرباقری سخنرانی می‌کنند.   این نشست دوشنبه هشتم مهرماه ساعت ۱۳ تا ۱۵ در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود.   ]]> علوم انسانی Mon, 16 Sep 2019 04:30:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280754/کتاب-قرآن-رستاخیز-روی-میز-منتقدان نشست نقد کتاب «کلام و جامعه» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280749/نشست-نقد-کتاب-کلام-جامعه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «کلام و جامعه در سده‌های دوم و سوم هجری» اثر «یوزف فان اس» کتاب شاخصی در کلام اسلامی است که به تازگی از سوی انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است.   نشست نقد این کتاب با حضور سید محمدرضا بهشتی، غلامرضا زکیانی، مهدی سردانی، حمیدرضا شریعتمداری و حسن طارمی برگزار می‌شود.   این نشست 26 شهریورماه، ساعت 17 تا 19 در خیابان ولی عصر، خیابان نوفل لوشاتو، کوچه آراکلیان، پلاک ۴، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار خواهد شد. ]]> دین‌ Mon, 16 Sep 2019 04:25:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280749/نشست-نقد-کتاب-کلام-جامعه-برگزار-می-شود ​نقد و بررسی کتابی با الگوگیری از حضور زنان در جامعه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280743/نقد-بررسی-کتابی-الگوگیری-حضور-زنان-جامعه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، جلسه نقد و بررسی کتاب «تاملی بر نقش اسلام در ارتباطات و توسعه با تاکید بر نقش ارتباطی زنان در جامعه» به همت گروه پژوهش‌های اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی در سالن اندیشگاه برگزار شد.   در این جلسه تخصصی داود آقارفیعی به عنوان نویسنده کتاب و حبیب‌الله عظیمی، رضا خانی‌پور و بهاره نصیری به عنوان منتقدین کتاب به ایراد سخنرانی پرداختند.   در ابتدای مراسم آقارفیعی، در بیان ویژگی‌ها و اهمیت نگارش این کتاب گفت: از اواسط دهه هفتاد که در درس «ارتباطات بین‌الملل» مسائل مربوط به توسعه از طریق ارتباطات مطرح و متون اندکی در این زمینه به زبان فارسی موجود بود و اگرچه که تاکنون کتاب‌ها و ویژه‌نامه‌های زیادی در این باب نگاشته شده و تحقیقات مهمی نیز در این زمینه به انجام رسیده است اما جای متنی مرتبط با مباحث ارتباطات و توسعه با رویکرد اسلامی خالی بود. لذا از لحاظ فکری، این کتاب در چارچوب جهان بینی توحیدی قرار دارد و با جهان بینی تجربی و فلسفی نیز قرابت‌هایی دارد.   وی ادامه داد: الگوی این کتاب مبتنی بر حضور زنان در جامعه بوده و اکنون که وسایل ارتباط جمعی مانند کانال های تلگرامی و امثالهم به گسترش ارتباطات میان فردی پرداخته‌اند، این ارتباطات میان فردی بیشتر با محوریت زنان در نظر گرفته شده است.   آقارفیعی در همین باره تصریح کرد: بنابر گزارش‌های مجامع بین‌المللی با توسعه روزافزون فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی، آینده درخشانی در حیطه حرفه‌ای بانوان وجود دارد.   به گفته نویسنده کتاب، متاسفانه در کشور ما علی رغم حضور زنان آن چنان که بایسته است از توانمندی های زنان استفاده نمی شود لذا نیاز است ما رویکرد جدیدی نسبت به این مسأله داشته باشیم و البته این حضور باید همه جانبه، مؤثر و با حفظ حریم و رعایت اعتدال در ارتباطات باشد.   در ادامه حبیب‌الله عظیمی، از نگارش کتابی با چنین موضوعی ابراز خشنودی کرد اما جای بحث عقلانیت و تعقل را در آن خالی دانست و بیان کرد: در اسلام بحث عقلانیت یکی از بحث های محوری است که آیات و احادیث فراوانی در این زمینه وجود دارد.   وی ادامه داد: ارزش و قیمت هر انسانی با ملاک عقل محک زده می‌شود. در مبانی دین، عقلانیت و خردورزی یکی از بحث‌های اساسی است که همراه شدن این بحث با بحث ارتباطات و توسعه می‌توانست بهتر نمود یابد.   در بخش دیگر این نشست، بهاره نصیری گفت: بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم در زمینه توسعه با انبوهی از نظریات مواجه شدیم که بیشتر در جهت توصیف و تبیین و ارائه راهکار از جانب بلوک سرمایه داری برای کشورهای جهان سوم بود و از طرفی علم توسعه هم به عنوان یکی از علوم فرعی علوم اجتماعی به شکل انباشتی در حال گسترش بود.   وی گفت: وجه تمایز این کتاب آن است که به بررسی نقش زنان بهتر پرداخته شده و نویسنده به نحوی منظم و سیستماتیک به چهار کلید واژه «اسلام، توسعه، ارتباطات و زنان» پرداخته و نقشه جامعی در انتها ارائه کرده است.   نصیری تاکید کرد: می‌توان گفت دوران نظریه‌های عام و فراگیر به سر رسیده و اکنون زمان آن است که ما به خرده تئوری‌هایی که ناظر به موارد مشخص هستند بپردازیم؛ این کتاب نتیجه‌گیری را به خوبی ارائه کرده و تصویری تقریبا کامل در انتهای فصل نشان داده است.   در ادامه رضا خانی‌پور، با توجه به ایام سوگواری سالار شهیدان به حدیثی مرتبط با  مفهوم توسعه از امام حسین (ع)  اشاره کرد که حضرت می‌فرماید: نیازهای مردم به سوی شما، نعمت های خدا بر شما است و پاسخگویی به این نیازها موجب رشد و توسعه انسان و جامعه می‌شود.   وی اضافه کرد: انتخاب موضوع این کتاب یکی از موضوعات حیاتی و مهم است که به فلسفه وجودی ما هم اشاره می‌کند به اینکه زندگی کوتاه دنیوی، زمینه رسیدن به تکامل و توسعه است.   به گفته وی؛ یکی از هسته‌های اصلی این کتاب در مورد توسعه در اسلام است که البته خیلی کم به آن پرداخته شده است. در این کتاب به بحث زنان و تاکیدهای قرآنی در مورد آنها  به خوبی اشاره شده از جمله آیاتی که درباره کارآفرینی بانوان است به عنوان نمونه آیه ۳۲ سوره نساء «لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ» آنچه زنان برای خودشان کسب می‌کنند متعلق به خودشان و مردان نیز آنچه کسب می‌کنند برای خودشان است؛  درحالی‎‎که متاسفانه در جامعه کنونی آن‌طور که باید و شاید به این آیه عمل نمی‌شود. ]]> علوم انسانی Mon, 16 Sep 2019 04:14:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280743/نقد-بررسی-کتابی-الگوگیری-حضور-زنان-جامعه نشست «ایده ایران در کتیبه ها» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280755/نشست-ایده-ایران-کتیبه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پژوهشکده علوم تاریخی گروه تاریخ سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از سلسله نشست‌های مساله و ایده ایران نشست «ایده ایران در کتیبه‌ها» را برگزار می‌کند. این نشست تخصصی با سخنرانی سیروس نصرالله‌زاده شنبه ۳۰ شهریور ۹۸ ساعت ۱۰ تا ۱۲ در سالن اندیشه برگزار خواهد شد. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در بزرگراه کردستان، خیابان دکتر آئینه‌وند (64 غربی) واقع شده است. ]]> علوم انسانی Mon, 16 Sep 2019 04:12:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280755/نشست-ایده-ایران-کتیبه-برگزار-می-شود سنگری: در انتقال مفاهیم عاشورا به نسل‌های آینده غفلت کرده‌ایم/ تقدیر از 20 اثر برگزیده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280732/سنگری-انتقال-مفاهیم-عاشورا-نسل-های-آینده-غفلت-کرده-ایم-تقدیر-20-اثر-برگزیده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست‌ خبری اختتامیه سومین دوره کتاب سال ‌عاشورا با حضور مسئولان و اصحاب رسانه یکشنبه 24 شهریور در سالن اجتماعات بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد. محمدرضا ‌سنگری،‌ ‌دبیر ‌علمی ‌سومین کتاب سال عاشورا گفت: اکنون در حوزه عاشورا کارهای اساسی انجام می‌گیرد و همچنین جرات علمی در نقد این دسته از کتاب‌ها دیده می‌شود و امروزه حضور نسل جوان پژوهشگر را در حوزه عاشورا شاهد هستیم. وی ادامه داد: آثاری ‌که ‌در‌ سه ‌دوره‌ فعالیت ‌بنیاد ‌دعبل ‌بررسی شده‌اند ‌در ‌حوزه ‌فرهنگ و ‌تاریخ ‌با پنج ‌زیر مجموعه بوده است که مقتل تلفیقی 15 اثر و تصحیح حوزه‌ پژوهش ‌فرهنگی 68 اثر ‌را به خود اختصاص داده است. پژوهش تاریخی‌ 15 اثر، پژوهش اجتماعی 5 اثر، حوزه ادبیات 8 اثر، شعر هیئت، ادبیات‌داستانی، ادبیات غیر داستانی ‌و‌ دلنوشته، ادبیات نمایشی، پژوهش‌ ادبی، خوشنویسی، عکس، هنرهای‌تجسمی، کودک‌و نوجوان، شعر کودک، داستان کودک و نوجوان، تصویرگری کودک و نوجوان، حوزه ترجمه فارسی به زبان‌های ‌دیگر ‌و‌ زبان‌های ‌دیگر به ‌فارسی‌که ‌متاسفانه در ‌حوزه ‌فارسی به‌ زبان‌های دیگر هیچ اثری نداشتیم و می‌کوشیم با ‌ارتباط گرفتن با ‌مترجمان ‌توانمند ‌این ‌حوزه ‌را ‌فعال ‌کنیم. وی افزود: 20 اثر به عنوان آثار منتخب مشخص شده‌اند که در روز چهارشنبه 27 شهریور در سالن فردوسی شاهد تقدیر از این آثار هستیم. گروه‌های داوری نیز به فرهنگ و تاریخ، ادبیات، هنر، ترجمه و کودک و نوجوان بخش‌بندی شده‌اند. 20 اثر‌ برگزیده ‌از ‌کل ‌آثار منتخب شده که 8 اثر در ‌حوزه ادبیات، ‌8 اثر‌ در هنر، 3 اثر در حوزه کودک‌و‌نوجوان‌، 3 اثر ترجمه از زبان‌های دیگر ‌به ‌فارسی به مرحله نهایی راه‌ پیدا کردند. ‌دبیر ‌علمی ‌کتاب سال عاشورا همچنین به تعداد کل آثار ثبت شده در دبیرخانه اشاره کرد و گفت: 264 عنوان(287 جلد کتاب) شامل آثاری است که در دبیرخانه ثبت شده است و شامل مجموعه کتاب‌هایی می‌شود که از آغاز سال 1396 تا پایان سال 1397 در ایران، با موضوع امام حسین (ع)، عاشورا و ادبیات، هنر و آیین‌های عاشورایی به زبان‌های مختلف منتشر شده است. سنگری به بالاترین آمار و پایین‌ترین آمار آثاری که در حوزه عاشوراپژوهی شرکت کرده‌اند نیز اشاره کرد و افزود: بالاترین آمار در رشته‌ پژوهش‌های فرهنگی است که 68 عنوان را دربرگرفته و ذیل آن شعر 52 عنوان و پژوهش‌های هنری 16 عنوان را به خود اختصاص داده است. پایین‌ترین آمار نیز متعلق به رشته‌های عکس، خوشنویسی و شعر کودک که هر کدام یک عنوان بوده و در رشته ترجمه از فارسی هیچ اثری شناسایی نشده است. در 10 سال گذشته و سفرهایی که به خارج از کشور داشته‌ایم در حسرت یک اثر عاشورایی که به زبان‌های گوناگون ترجمه شده باشد سوخته‌ایم و تنها «حماسه حسینی» مرتضی مطهری ترجمه شده بود. وی همچنین به ارزیابی و داوری اولیه آثار نیز پرداخت و گفت: خرداد 1398 بیش از نیمی از آثار (140 عنوان) از گردونه داوری خارج شده و 130 اثر به مرحله دوم راه یافتند. همچنین در داوری مرحله دوم نیز به حذف 86 اثر انجامید و 44 اثر به عنوان نامزد به مرحله نهایی راه یافتند. در چهار رشته عکس، تجسمی و تصحیح با وجود راه‌یابی آثاری به مرحله دوم اما هیچ اثری از سوی داوران به عنوان نامزد معرفی نشده است. سنگری همچنین به ‌‌حضور کمرنگ حوزه ‌کودک ‌و ‌نوجوان ‌در ‌موضوع ‌عاشورایی اشاره کرد و افزود: حوزه کودک و نوجوان ‌در ‌سه ‌گروه ‌شعر ‌کودک، داستان‌کودک‌ و نوجوان و ‌تصویرگری ‌هیچ ‌آثاری ‌ارائه نشده ‌و ‌ما ‌نیازمند همکاری ‌نویسندگان ‌در این ‌حوزه ‌هستیم. انتظار ‌می‌رود ‌حوزه‌های ‌فعال ‌کودکان مانند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آموزش‌ و‌ پرورش ‌و‌ نهادهای ‌مرتبط همچنین انتشارات برهان مدرسه که در زمینه انتشار کتاب‌های کودک و نوجوان فعال است ‌اقدامات لازم را ‌انجام دهند ‌و ‌از ‌حوزه ‌علمیه‌ درخواست داریم ‌برای ‌ایجاد بسترهای مناسب ‌در ‌ایجاد آثار مورد نیاز ‌در ‌حوزه عاشورا برای ‌کودکان و ‌نوجوانان و ‌جوانان‌ ‌ورود ‌پیدا کنند. به گفته وی، در حوزه کودک و نوجوان بسیار ضعیف عمل شده و شعر کودک از همه ضعیف‌تر است. ما باید در انتقال مفاهیم عاشورا به نسل‌های آینده بیشتر بکوشیم زیرا در قرآن 32 بار دعوت به نسل‌سازی و تربیت نسل‌های آینده شده و ما نسبت به تربیت نسل‌های آینده غفلت می‌کنیم. سنگری با بیان اینکه هدف اصلی از جایزه کتاب سال عاشورا شناسایی آثار عاشورایی و معرفی آن‌ها به جامعه است عنوان کرد:‌ افرادی که به ما مراجعه می‌کنند همواره این پرسش را مطرح می‌کنند که چه اثر شاخصی را برای مطالعه معرفی می‌کنید. همچنین ذاکران، مداحان، اهل منبر و... در جستجوی آثاری ارزشمند هستند. وی افزود: در همین راستا با نویسندگان این حوزه ارتباط برقرار می‌کنیم تا فرصتی را برای نقد آثار فراهم آوریم و در دوره گذشته چند آثار شاخص مانند آثار آیت‌الله بهجت، آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله جاودان را نقد کرده‌ایم. همچنین به کشف حوزه‌ها و حفره‌های کمتر مطالعه شده پرداخته‌ایم. در شعر کودک خلاء جدی داریم و کتاب سال عاشورا برای ما معلوم کرد که در این عرصه کم کار شده است. سنگری ادامه داد: تشویق نویسندگان برای ما از اهمیت بالایی برخوردار است که از آن‌ها سپاسگزاریم و از این نویسندگان نقش خواهندگی داریم و موضوعات را به آن‌ها پیشنهاد می‌دهیم. همچنین کتابچه‌ای را سامان می‌دهیم و مجموعه حوزه‌های مورد نیاز را شناسایی می‌کنیم و از نویسندگان دعوت می‌کنیم که در این حوزه کار کنند. راه‌های رفته برای ما روشن است و به موضوعات زمین مانده بیشتر اهمیت می‌دهیم. وی به شبهه‌زدایی در آثار عاشورایی نیز اشاره کرد و گفت: شبهه‌زدایی از واقعه عاشورا کار دشواری است و کسی به آن‌ها نزدیک نمی‌شود، این مساله نیاز به توجه بیشتری دارد و باید پاسخ مناسبی برای شبهه‌ها داشته باشیم. باید زود و به‌هنگام به این پرسش‌ها برای نسل امروزمان پاسخی داشته باشیم و می‌دانیم که آن‌ها به سادگی متقاعد نمی‌شوند. اگر پاسخ علمی و دقیقی به آن‌ها داده نشود زمینه‌های لغزش را فراهم می‌آورد. همه این‌ها رهاورد جایزه کتاب سال عاشورا است که به ما خط می‌دهد افق‌ها را ترسیم کنیم و این‌که چه راه‌هایی را باید پیش برویم تا بتوانیم با شتاب بیشتری در این زمینه گام بنهیم. سنگری همچنین گفت: عاشورا حادثه‌ای عظیم و مستندترین تکیه‌گاه برای امروز و فردا و همه دوره‌های حیات‌مان است زیرا عاشورا تنها برای دیروز نیست برای امروز هم نیست بلکه برای فردا هم است و همه فرداهای ما زیر چتر این موضوع است. برخلاف همه رویدادهای تاریخی که از زمان وقوع رنگ می‌بازند و تنها پژوهشگران آن را تحلیل می‌کنند عاشورا به لحاظ کیفی و کمی با زیرمجموعه‌های محرم و نهضت اباعبدالله، دامن‌گستر است و هرچه پیش می‌رویم با جان انسان ارتباط عمیق‌تری می‌یابد. سپس علی عظیمی، رئیس هیأت مدیره بنیاد دعبل نیز در سخنانی کوتاه گفت: ما در بنیاد دعبل پس از ارائه ایده تا به امروز موفق به برگزاری سه دوره از کتاب سال عاشورا شده‌ایم و ما باید جایگاه این حرکت عظیم را در بنیاد دعبل مشخص کنیم. عاشورا حرکت محوری در جامعه شیعه است که یک راهبرد شمرده می‌شود. آن راهبرد محبت نام دارد و با این راهبرد شیعه سیاست توسعه مبانی حقه خود را پیش گرفته چیزی که شاید در جای دیگر نبینیم و این مساله ریشه جدی در کتاب و سنت دارد. در واقع ریشه این راهبرد یعنی محبت ابتدا در قرآن و سپس در سنت بیان شده است و به جایگاهی می‌رسد که آثار و ثمرات آن مشهود است. وی ادامه داد: مکتب شیعه ولایی است و یکی از معانی ولایت دوستی است و دومین معنی آن نزدیکی و سومین آن سرپرستی است. هنگامی که محبت ایجاد شود فرد محبوب احساس دوستی و نزدیکی پیدا می‌کند. همیشه عاشق و معشوق حتی در خصلت‌هایشان به هم نزدیک می‌شوند و اگر نزدیکی و هماهنگی اتفاق بیفتد عاشق از معشوق تبعیت و پیروی می‌کند. رئیس هیأت مدیره بنیاد دعبل خزاعی گفت: پژوهش‌های فرهنگی در کتاب سال عاشورا بالاترین آثار را به خود اختصاص داده است. این پژوهش‌ها محتوا را آماده می‌کند و پایه معرفت‌افزایی است و ما در بنیاد با بضاعت اندک در این محور حرکت می‌کنیم. عظیمی در پایان سخنانش به پیاده‌روی اربعین نیز اشاره کرد و گفت: در ماجرای اربعین استراتژی محبت اهل بیت را شاهد هستیم و این ماجرا در لبنان و سوریه اتفاق افتاده است. سنگری نیز در ادامه سخنان عظیمی گفت: ما در شیعه دو بال و عنصر و سازه وجودی داریم و پشتوانه بودن و شدن ما است که با محبت شکل می‌گیرد. اگر خدا برای کسی خیر را اراده کند در قلب او عشق به حسین را می‌اندازد. زیرا حسین همه مرزها را فروشکسته است و متعلق به همه نژادهاست و ارمنی و یهودی و زرتشتی همه با هم در این مساله همفکر هستند. حسین برای همه است و برای هیچ کس محدویتی ندارد و مصباح هدایت برای همه انسان‌هاست. این کشتی می‌تواند ما را از گرداب‌ها به ساحل امن برساند. ‌دبیر ‌علمی ‌کتاب سال عاشورا در پایان سخنانش گفت: کوشش و تلاش ما هم در محبت‌افزایی اهل بیت است که با شیوایی و دانایی باید با هم همراه باشند و تلاش بنیاد دعبل خزاعی نیز در همین مساله است که نشر فرهنگ عاشورایی را با ژرفای بیشتری مطرح کنیم. ]]> علوم انسانی Sun, 15 Sep 2019 08:24:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280732/سنگری-انتقال-مفاهیم-عاشورا-نسل-های-آینده-غفلت-کرده-ایم-تقدیر-20-اثر-برگزیده ​«مفهوم ایران در سکه‌ها» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280735/مفهوم-ایران-سکه-ها-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پژوهشکده علوم تاریخی گروه تاریخ سیاسی پنجمین نشست از سلسله نشست‌های مفهوم، نظریه و روش در تاریخ را به «مروری بر مبنای تاریخ مفهومی بررسی مفهوم ایران در سکه‌ها» اختصاص داده است. این نشست با سخنرانی صفورا برومند و نیره دلیر دوشنبه 25 شهریور در سالن اندیشه ساعت 14 تا 16 برگزار می‌شود. پژوهشگاه علوم انسانی در بزرگراه کردستان، خیابان دکتر آئینه‌‌وند (64 غربی) واقع شده است. ]]> علوم انسانی Sun, 15 Sep 2019 08:07:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280735/مفهوم-ایران-سکه-ها-بررسی-می-شود روایت احمد مهدوی دامغانی از آخرین شب حضور پهلوی اول در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280714/روایت-احمد-مهدوی-دامغانی-آخرین-شب-حضور-پهلوی-اول-ایران  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ نصرالله حدادی؛ «اطاعت کورکورانه» عنوان کتابی است از هرج و مرج‌طلب معروف حزب توده و سازمان افسران این حزب «خسرو روزبه» که در مذمت تشکیلات ارتش پهلوی اول و دوم نوشته شده و او در این کتاب به آنچه که در ارتش پهلوی اول «نظم رضا شاهی» گفته می‌شود و بعدها در زمان پهلوی دوم، امتداد یافت، معترض و متعرض است و آن را اطاعت کورکورانه می‌نامد و سرنوشت چنین ارتشی را فروپاشی از درون، معلوم می‌سازد. امری که در شهریور 1320 و به هنگام خروج پهلوی اول از کشور، به وقوع پیوسته بود و آنچه که طی 16 سال با صرف سرمایه‌های ملی زیاد، تحت عنوان ارتش شاهنشاهی شکل گرفته بود، در اندک ساعتی فروریخت و نتوانست کوچکترین مقاومتی را در برابر ارتش اشغالگر متفقین به منصه ظهور برساند و تنها وسیله‌ای بود برای سرکوب عشایر، ایجاد رعب و وحشت و کنترل مردم و آنچه که به عینه، تا قبل از سال 1357، نسل من به چشم دیدند: مقاومت در برابر خواسته‌های به حق مردم و ضعف در برابر اجانب و بیگانگان، از سوی ارتش ظفر نمون پهلوی دوم. هجوم روس‌ها ـ شوروی ـ از شمال و انگلیسی‌ها از جنوب به داخل کشور، مقاومت چندانی را در پی نداشت و چنان هرج و مرجی را در تمام کشور رقم زد که میلیون‌ها نفوس ایرانی، تا ماه‌ها سرگردان بودند و به دنبال لقمه‌ای نان، به این سو و آن سو می‌رفتند و قوای اشغالگر با در اختیار گرفتن آذوقه مردم، اسباب قحطی مصنوعی را فراهم آورده بودند. در شهر مشهد، همزمان با ورود قوای شوروی، تمامی امور از هم گسیخت و یک شاهد عینی، وضعیت این شهر را چنین توصیف کرده است: «نخستین تجربه سیاسی من، شنیدن خبر برکناری رضاشاه و تبعید او از ایران بود. من رضاشاه را در سه بار که به مشهد آمده بود و با ماشین سیاه تشریفاتی‌اش از بالا خیابان به فرمانداری یا استانداری می‌رفت، از طبقه دوم فروشگاه پدرم دیده بودم و فکر می‌کردم که او قدرتمندترین مرد روی زمین است. با دیدن او مو به تنم راست می‌شد... سقوط رضاشاه همه تصورات ذهنی مرا یک باره به هم زد. برای ما که معنی کلمات و عبارات سیاسی را درست نمی‌فهمیدیم، رضاشاه همان اعلی‌حضرت قدرقدرت، قوی شوکت و شاهنشاه ایران بود. مگر چیزی بالاتر از این عنوان بود؟ او برای ما کسی بود که 20 سال سلطنت کرده بود. می‌گفتند که او به دوران هرج و مرج اواخر قاجار پایان داده، ایلات یاغی را سرجای خودشان نشانده و کشور را به نظم درآورده بود. اما همین شاهِ شاهان، با یک یادداشت متفقین به فردی ضعیف و مطیع تبدیل شده، از ایران اخراج شده بود... یک‌سالی از اشغال مشهد نمی‌گذشت که مهندسین روسی اقدام به انجام یک سری پروژه‌های عمرانی در مشهد کردند. من تازه در دبستان ثبت‌نام کرده بودم. از جمله این پروژه‌های عمرانی، حفر یک چاه عمیق و ساخت یک منبع آب بتنی در میدان عیدگاه در خیابان تهران، نزدیک حرم مطهر بود. این میدان اکنون هم نزدیک‌ترین میدان به فلکه حرم مطهر است و هتل اترک در شرق آن ساخته شده و در جوار مدخل بازار رضا (ع) است. جایی که امروز بازار رضا (ع) قرار دارد. در آن زمان یک گورستان متروکه بود... روز افتتاح پروژه، یک افسر روس که فارسی را با لهجه‌ای غیر از لهجه ما صحبت می‌کرد، میکروفونی ‌را به دست گرفت و سخنرانی کرد.. افسر روسی میان حرف‌هایش، گفت! پُخلوی پدرسگ (پهلوی پدر سگ) مغز گندم را به آلمان‌های پدرسگ می‌داد و پوست گندم را به شما مردم بیچاره. ما امروز برای شما کارهای آبادانی می‌کنیم... با آمدن روس‌ها به مشهد و اشغال شمال ایران، تغییر رفتار اجتماعی در شهر کاملاً مشهود بود. موضوع حجاب و بی‌حجابی کلاً به کنار گذاشته شد. دسته‌جات عزاداری و قمه‌زنی مدتی ناپدید شدند، اما دوباره به فعالیت پرداختند. چیزی که در گذشته ندیده بودم، این بود که گروه‌هایی در خیابان به راه می‌افتادند و شعار می‌دادند. ما آنها را تماشا می‌کردیم، اما از کارشان سر در نمی‌آوردیم. قحطی و گرسنگی، مشهد و جاهای دیگر را فرا گرفته بود. بزرگترهای‌مان در خلوت می‌گفتند که برخلاف فرمایشات آن افسر ارتش سرخ، خودِ روس‌ها غلات خراسان را به جبهه‌های جنگ برده‌اند. آنچه برای مردم باقی می‌ماند، آشغال ته سیلوها بود. دکان‌های نانوایی در ساعات پخت نان بسیار شلوغ می‌شد. مردم در آن زمان هنوز یاد نگرفته بودند در صف به نوبت بایستند. جلوی نانوایی‌ها ازدحام بود و مردم برای نزدیک‌شدن به دکان نانوایی با هم رقابت می‌کردند و به هم فشار می‌آوردند... از ساعت 11 صبح که پخت نان آغاز می‌شد، مردم به تدریج جلوی نانوایی ازدحام می‌کردند. آنها که به دلیل شلوغی نمی‌توانستند به پیشخوان نانوایی نزدیک شوند، پول نان را در دستمال گره می‌زدند و با یک چوب بلند به بالای سر شاطر می‌رساندند و با فریاد می‌گفتند: شاطر آقا، فقط پنج تا، یا هفت‌تا... مردم بیکار و یا کم درآمد به سختی زندگی می‌کردند و بچه‌ها از گرسنگی می‌مردند...» (عظیمی بلوریان، دکتر احمد، هشتاد سال تکاپو، صص 42ـ 39، رسا، 1396، تهران). شاهد دیگری، در همین شهر مشهد، وضعیت ارتش را چنین قلمی کرده است: «ساعت شش صبح چهارم شهریور، رئیس شهربانی که از دوستان من بود به درِ منزلم آمد و به اتفاق او به ستاد لشکر رفتیم. در بین راه که فاصله کمی بود، صدای طیاره‌های جنگی به گوشمان رسید. پس از چند لحظه پنج هواپیمای جنگی بالای شهر مشهد هویدا شد و پس از عبور از بالای شهر به سمت فرودگاه مشهد رفتند که خارج از شهر بود. درست ساعت هفت صبح بود که صدای بمب از فرودگان بلند شد. چند بمب انداختند و مجدداً از روی شهر مراجعت نمودند. ... بر ما معلوم نبود که نقشه چیست و بالاخره این جنگ واقعی و یا زرگری است. البته صدای بمب‌ها، شهر را متزلزل و نگران نمود. مردم از خانه‌ها بیرون ریختند و دکان‌ها بسته شد و انتظامات به کلی از شهر رفت. در ساعت 9، مجدداً هواپیماهای جنگی که تعدادشان نُه فروند بودند، در بالای شهر پیدا شدند و باز به سمت فرودگاه رفتند. هنگ هوایی مشهد شروع به شلیک به طرف طیاره‌های دشمن کرد. در موقع بمباران فرودگاه، 23 تیر توپ که کلیه ذخیره هنگ بود، شلیک شد. صدای آن توپها بیشتر بر تزلزل قاطبه شهری‌ها افزود و این مرتبه کلیه سکنه شهر از منازل خود خارج شدند و به جانب خارج شهر و بیابان حرکت کردند. در ضمن گزارش‌هایی تلگرافی که حاکی از ورود نیروی سرخ به سایر قسمت‌های مرزی بود. متوالیا می‌رسید... بالاخره شهر به کلی به هم خورد و هرکس به طرفی شروع به فرار نمود... در نزدیکی شریف‌آباد از دور صدای بمباران شنیده شد و چون عده بیشتری از افراد لشکر شرق روز و شب گذشته از شهر خارج شده و متوجه گردنه‌های شریف‌آباد شده بودند، معلوم شد طیاره‌های شوروی به سر وقت آنها آمده‌اند و در کوه‌های شریف‌آباد مشغول بمب‌ریزی هستند. پس از عبور از این قسمت، کم‌کم قشون متواری و صنوف مختلف لشکر در بیابان مشاهده نمودم. افراد جوخه جوخه در بیابان دور هم جمع شده بودند و کلیه مهماتِ توپها و اسلحه خود را در بیابان‌ رها کرده بودند و خودشان بلاتکلیف دور هم جمع شده و در انتظار بودند. البته افسرها را هیچ ندیدم و کلیه این قشون افراد نظامی بودند. هرقدر به شهر مشهد نزدیک‌تر می‌شدم، جمعیتی که در صحرا بود بیشتر می‌شد. در دامنه یک تپه مشاهده نمودم که عده زیادی قاطرهای توپخانه لشکر شرق، و چند اسبِ سواری افسران که حتی شمشیر افسری نیز در بغل آنها آویزان بود، لجام گسیخته بالای تپه‌ها می‌رفتند. این قاطرهای توپ‌کشی واقعاً قاطرهایی خیلی قیمتی بودند که در موقع عادی زحماتی در لشکر شرق برای تربیت و نگهداری‌شان کشیده می‌شد و در مانورها، نمایش‌هایی می‌دادند و حالا تمام اینها بی‌صاحب سر به بیابان نهاده بودند. در سه فرسخی مشهد سه عراده توپ بزرگ و چند مسلسل را دیدم که بی‌صاحب کنار جاده افتاده بود. نزدیک طرق، دو نفر نظامی را دیدم که با یک دسته الاغ‌دار دهاتی مشغول مبادله لباس بودند. به این معنی که تفنگ و لباس نظامی خود را به دهاتی‌های الاغ‌دار می‌دادند و در عوض لباس دهقانی از آنها می‌گرفتند که آزادانه فرار کنند...» (ارجمند، محمد، شش سال در دربار پهلوی، صص 227 ـ 221، نشر پیکان، 1385، تهران). نکته جالب توجه، بازدید پهلوی اول در همین روزها، از پادگان‌های نظامی بود و این در حالی بود که «شورای عالی نظامی» مرکب از سپهبد امیراحمدی (قصاب لرستان) سرلشکر احمد نخجوان، سرلشکر عزیزالله ضرغامی، سرلشکر یزدان‌پناه، سرلشکر بوذرجمهری، سرلشکر نقدی، سرتیپ احمد خسروانی و سرتیپ علی ریاضی، مصوب کرده بود که کلیه سربازان وظیفه مرخص و به جای آنها سی‌هزار سرباز پیمانی، با حقوق ماهی سی‌تومان استخدام شده و ارتش به این‌گونه بازسازی شود! پهلوی اول به محض دریافت این خبر از زبان عزیزالله ضرغامی، که آدمی ظاهرالصلاح بود، دستور داد تا این رؤسا در برابرش ظاهر شوند و با عصا و شمشیر به آنها حمله و امر کرد تا برخی از آنها را زندانی کنند و به ریاست خودش، دادگاه صحرایی تشکیل دهند، تا آنها به‌سزای خیانت‌شان برسند و با نصیحت محمدعلی فروغی، او از خر شیطان پیاده شد و مقرر شد دادگاهی به ریاست سرلشگر امیرفضلی تشکیل شود و حق این خائنین را کف دستشان بگذارد و با خروج پهلوی، این فرماندهان ظفرنمون، نشان شجاعت دریافت داشتند و به محل خدمت خود بازگشتند و بعدها برخی از آنها، به مقام سناتوری و وکالت و امثالهم رسیدند. وضعیت تهران نیز به همین‌گونه بود. جعفر شهری در این باره می‌نویسد: «... نارنجکی در تپه‌های عباس‌آباد میان ذغال‌سنگ‌ها و نارنجکی میان کپه خاکستر یکی از کوره‌پزخانه‌های بیرون دروازه شاه عبدالعظیم افتاده، ایران مورد هجوم متفقین قرار گرفته بود. آن‌گاه همان فرماندهان و درجه‌دارانی که از هیبت‌شان لرزه بر اندام سرباز افتاده، سینه‌ها را در برابر صفوف‌ گروهان و گردان و هنگ سپر کرده، به احترام قدومشان (قراول بیرون) می‌کردند و به برخورد در خیابان باید جهت‌شان (جبهه) بسته، در حاشیه لاله‌زار و استانبول، رستم دستان و سام نریمان‌هایی بودند که به درجه و نشان و حمایل و (واکسیل‌بند)های خود فخر بر زمین و آسمان می‌فروختند، از همان دو نارنجک و چهار برگ اعلامیه که در روحیه افراد عادی. مختصر تغییر نگذارد، آنچنان فرار را برقرار ترجیح دادند که در صندوق‌ خانه‌ها و پستوها مخفی بشوند، چنان که موشی بوی گربه شنیده باشد و آن چنان ترس در وجودشان و وحشت‌سرا پایشان را فراگیرد که چادر سیاه، چادر نماز زنانه یکی دو سه قران، را تا یکی پانزده بیست تومان خریده و سرکرده، پا به گریز بگذارند و همان‌هایی که در جنگ با برادران کرد و لُر و سرکوبی مردم بی‌سلاح شهری و دهاتی شیر ژیان و اژدهای دمانی بودند که هزاران هزار را به مسلسل بسته، خانه‌هایشان را بر سرشان خراب کرده، زن و فرزندان‌شان را نفت ‌ریخته آتش زده، افتخار به نام جلاد و قصاب خودشان بکنند...» (طهران قدیم، جلد اول، صص 6ـ 255). پهلوی اول، آن‌گونه که احمد مهدوی دامغانی در کتاب «در حدیث دیگران» نقل می‌کند، آخرین شب حضور در ایران (24 شهریور 1320) را در منزل «علی‌محمد خان صانعی» در تجریش گذراند و فارغ از جلال و جبروت پادشاهی و 20 سال مطلق العنان بودند، با لباس زیر، به عیش و نوش نشست و به یار غار دوران قبل از سلطنت‌اش، علی محمدخان صانعی اصرار می‌کرد که او را اعلیحضرت ننامد و با تأکید به این مطلب که: اطرافیان من، مرا به خاطر قدرت و ثروتم می‌خواهند و فردا که رفتم، از یادها نیز می‌روم و از این همه بله قربان‌گو و چاکر و نوکر دیگر خبری نخواهد بود، و تنها این مطلب را به تو می‌گویم که از روزگار جوانی با من دوست بوده‌ای! شهریورماه هر سال، می‌تواند یادآور دو جنگ و همچنین اشغال تلخ کشورمان باشد. اولی، متفقین و دومی صدام و جنگ تحمیلی و با قیاس این دو جنگ، که اولی به‌رغم بی‌طرفی ما به ملت ایران تحمیل شد و تا سال‌ها عواقبش را تحمل کردیم و دومی، دشمن بعثی را از ایران بیرون راندیم، که می‌تواند برای نسل امروز و فردای ایران، درسی عبرت‌آموز باشد. از اطاعت کورکورانه، تا ایمان به حفظ و حراست از تمامیت ارضی ایران، و تمامی آنچه که حیثیت و ناموس ایران و ایرانی است. ]]> علوم انسانی Sun, 15 Sep 2019 07:33:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280714/روایت-احمد-مهدوی-دامغانی-آخرین-شب-حضور-پهلوی-اول-ایران با یک رویکرد تازه در تحلیل گفتمان آشنا شوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280686/یک-رویکرد-تازه-تحلیل-گفتمان-آشنا-شوید خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی؛ فرهنگ عامه، رسانه‌ها و زندگی روزمره» با هدف معرفی جدیدترین شکل تحلیل گفتمان نوشته شده که در اصطلاح «تحلیل انتقادی ـ چندوجهی گفتمان» نامیده می‌شود. این کتاب را آرتور آسابرگر، استاد ارتباطات دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو نوشته و حسین پاینده استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبایی به فارسی ترجمه کرده است. ناشر کتاب نیز، نشر مروارید و تاریخ انتشار آن تابستان 1398 است.   به گفته مترجم در پیشگفتار کتاب: «تحلیل گفتمان بیش از آنکه به منظور فهم واقعیت اجتماعی یا به دست دادن تفسیری از آن انجام شود، این هدف را دنبال می‌کند که تبیینی از نحوه ساخته شدن این واقعیت به دست دهد. تمرکز تحلیل گفتمان بر زبان و کارکرد آن در برساختن پدیده‌های جهان اجتماعی پیرامون ماست. ارتباطات اجتماعی را نمی‌توان به درستی شناخت مگر اینکه نقش زبان در ایجاد گفتمان‌هایی که شالوده این ارتباطات هستند، به دقت تحلیل شوند.» (9)   تحلیل گفتمان در ابتدا بیشتر ماهیتی زبان‌مبنا داشت و به مرور، با افزوده‌ شدن ابعادی سیاسی و ایدئولوژیک، به «تحلیل انتقادی گفتمان» تبدیل شد. به اعتقاد پژوهشگرانی که به منظور فهم فرهنگ از رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان استفاده می‌کنند، در رفتارها و متون به‌ظاهر معمولی زندگی روزمره (رفتارهایی مانند خرید از فروشگاه‌ها، انتخاب لباس برای حضور در مناسبت‌های مختلف اجتماعی، متن‌هایی مانند فیلم‌های سینمایی، رمان‌ها، سریال‌های تلویزیونی، آگهی‌های تجاری و... ایدئولوژی همواره به صورت استتار شده وجود دارد.   می‌توان گفت کلیدواژه تحلیل انتقادی گفتمان، «قدرت» است. تحلیل‌گران انتقادی گفتمان به‌ویژه این هدف را دنبال می‌کنند که نحوه بازنمایی روابط اجتماعی در متون فرهنگی را بر اساس سهم گروه‌های مختلف اجتماعی از قدرت به دقت بررسی کنند. از نظر آنان زبان افزون بر اینکه بازنمایی‌کننده نظم اجتماعی و سیاسی است، این نظم و سلطه یک گروه اجتماعی بر سایر گروه‌ها را تقویت یا تضعیف هم می‌کند. زبان حامل ایدئولوژی مستتر در متون زندگی روزمره است و با صحه گذاشتن بر سلسله‌مراتب قدرت، وضعیت موجود اجتماعی و سیاسی را مشروعیت می‌بخشد (یا ناموجه جلوه می‌دهد و می‌کوشد آن را براندازد.   در چنین بستری، رویکرد «تحلیل انتقادی ـ چندوجهی گفتمان»، حاصل تحول تدریجی تحلیل گفتمان و عبور آن از مرحله‌ای انتقادی به مرحله‌ای جدید است که در آن افزون بر کاویدن زبان و برملاکردن ایدئولوژی و قدرت در متون و رفتارهای اجتماعی، جلوه‌های گوناگون فرهنگ عامّه نیز بررسی می‌شوند. بنابراین موضوعات بسیار متنوعی در دایره تحلیل انتقادی ـ چندوجهی گفتمان قرار می‌گیرند؛ از جمله سبک زندگی، دلالت اشیاء، برنامه‌های تلویزیون، رؤیاها، لطیفه‌ها، آگهی‌های تجاری، مُد لباس، ادبیات، اسطوره‌ها (اعم از کهن یا معاصر)، رفتارهای روزمره از قبیل سیگار کشیدن و غیره. هریک از فصل‌های این کتاب، همین قبیل موضوعات را می‌کاود.   نویسنده به این منظور در همه فصل‌ها از الگوی ثابتی برای ارائه مطالب تبعیت کرده است. هر فصل با توضیحاتی درباره محتوای مطالب همان فصل آغاز می‌شود. این توضیحات شامل چکیده مطالب، شرحی کوتاه درباره کاربرد مفاهیم نظری مطرح‌شده در فصل و در پایان فهرستی از اصطلاحات مهم مرتبط با بحث‌هاست. نویسنده با نقل‌قول‌های متعدد از منابع دست‌اول نظریه‌های تحلیل گفتمان کوشیده است تا بنیان‌های نظری بحث‌هایش را مشخص کند.   از دیگر ویژگی‌های این کتاب، کاربردی بودن بحث‌های آن است. همه مفاهیمی که در بحث‌های نظری ابتدای هر فصل مطرح شده‌اند، در بخش دومِ همان فصل در تحلیل عملی یک نمونه معیّن به کار رفته‌اند. از این حیث، این کتاب نه‌فقط منبعی جدید برای شناخت متأخرترین شکل تحلیل گفتمان است، بلکه با ارائه نمونه‌های کاربردی از تحلیل گفتمان در حوزه ارتباطات اجتماعی، فرهنگ عامّه، ادبیات، رسانه‌ها و زندگی روزمره همچنین می‌تواند الگویی برای انجام دادن پژوهش‌های مشابه در ایران باشد.   نشر مروارید کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی؛ فرهنگ عامه، رسانه‌ها و زندگی روزمره» نوشته آرتور آسابرگر را با ترجمه حسین پاینده در 550 نسخه، با قیمت 60 هزار تومان در 352 صفحه، در تابستان 1398 منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Sun, 15 Sep 2019 05:42:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280686/یک-رویکرد-تازه-تحلیل-گفتمان-آشنا-شوید دوره آموزشی «درآمدی تاریخی بر نظریه‌های معرفت» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280711/دوره-آموزشی-درآمدی-تاریخی-نظریه-های-معرفت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، دوره آزاد آموزشی «درآمدی تاریخی بر نظریه‌های معرفت؛ از افلاطون تا کواین» با تدریس محمدرضا اسمخانی برپا می‌شود.   اسمخانی در معرفی این دوره می گوید: «در این دوره می کوشیم نگاهی تاریخی به مجموعه‌ای از نظریه‌های فلسفی درباره «معرفت» داشته باشیم که برای تبیینِ مسائلِ اصلیِ «معرفت‌شناسی» - سرشت، مبانی، و معیارهای معرفت - ارائه شده‌اند.    فلسفه باستان (معرفت‌شناسی افلاطون و ارسطو)؛ فلسفه مدرن (عقل‌گرایی دکارت، تجربه‌گرایی هیوم، فلسفه استعلایی کانت)؛ فلسفه معاصر ۱ (پراگماتیسم دیویی، پدیدارشناسی هوسرل، پوزیتیویسم منطقیِ اِیِر)؛ فلسفه معاصر ۲ (پوپر و عقلانیت انتقادی، ویتگنشتاین و مسئله یقین، کواین و معرفت شناسیِ طبیعت‌گرایانه)،مباحثِ ویژه (مسئلۀ گتیه و راه‌حل‌هایش؛ نگاهی به معرفت‌شناسی اجتماعی) نظریه‌ها و مقولاتِ موردِ بحث در این دوره هستند.   هدفِ اصلیِ این‌ دوره آشنایی با برخی از مهمترین ایستگاه‌های تفکّرِ فلسفی درباره معرفت و سیرِ تحوّل‌شان است: از جستجوی مبادیِ معرفت در «جهان صُورِ مثالی» (افلاطون)، تا تلقّیِ معرفت همچون پدیده‌ای در بطنِ «جهان طبیعی» (کواین).»   این دوره آموزشی از مهر تا دی ۹۸، چهارشنبه ها از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران واقع در خیابان حضرت ولی عصر(عج)، خیابان نوفل لوشاتو، کوی آراکلیان، پلاک ۴ برگزار می‌شود.   علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند با شماره ۶۶۴۰۰۸۸۸ تماس حاصل کنند. ]]> علوم انسانی Sun, 15 Sep 2019 05:32:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280711/دوره-آموزشی-درآمدی-تاریخی-نظریه-های-معرفت-برگزار-می-شود نگاهی از نزدیک به زیست تبعیدیان توده‌ای http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280678/نگاهی-نزدیک-زیست-تبعیدیان-توده-ای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «دلدادگی و عصیان»؛ نامه‌های احمد قاسمی عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران به همسرش اعظم صارمی که به کوشش حمید شوکت گردآوری و به تازگی از سوی نشر اختران منتشر شده است، بر احوال یکی از متفکران حزب توده که از او کمتر شنیده‌ایم و خوانده‌ایم، نوری تازه می‌تاباند.   به گفته شوکت در پیشگفتار کتاب: «نامه‌های احمد قاسمی به همسرش اعظم صارمی در تاریخ سیاسی ایران در نوع خود یگانه است. این نامه‌ها بیانگر امید و آرزو، رنج و اندوه و عشق بی پایان مردی به همسرش است که روزگاری در شکل بخشیدن به جریان چپ ایران نقشی انکارناپذیر داشته است... بررسی این نامه‌ها نگاهی از درون به زندگی و زمانه مردی است که در نبرد کار و سرمایه نماد بارز کمونیستی با سرشت ویژه بود. این سرشت ویژه‌ معنای واقعی خود را بیش از هر چیز در نظمی آهنین، ایمانی خلل‌ناپذیر، شکیبایی در برابر دوستان و ناشکیبایی در برابر دشمنان یا آنچه دشمن می‌پنداشت بازمی‌یافت. قاسمی از چنین دیدگاهی به خود و پیرامونیان خود می‌نگریست. در جهانی که بر گستره بوم و بام آن جز نیک و بد، جز خدمت و خیانت و جز سیاهی و سپیدی تصویر دیگری نقش نمی‌بست و خاکستری‌ها را نمی‌شناخت. گویی با نبرد برای بهروزی و نیکبختی فرودستان، عمری را افتان و خیزان در راه نظامی که بنیادش بر تازیانه استوار بود سپری کرده باشد.» (9)   این نامه‌ها توسط دلارام سروش دخترخوانده احمد قاسمی در اختیار تنظیم‌کننده کتاب، حمید شوکت،  قرار گرفته است و شوکت در ابتدای کتاب در گفت‌وگویی با سروش، تلاش کرده است پیشینه و روند نامه‌های منتشرشده در این مجموعه را به دست آورد و تصویر همه‌جانبه‌تری از زمینه و شرایطی که در نامه‌ها نوشته شده، به دست دهد. نگارش این نامه‌ها که پیش از دستگیری قاسمی در بهمن 1327 آغاز شده بود، در زندان قصر و سپس با وقفه‌ای در دوران مهاجرت به شوروی، آلمان شرقی و غرب ادامه یافته است.     احمد قاسمی از نام‌آوران حزب توده ایران بود. او با عضویت در هیئت تحریریه «نامه رهبر» ارگان مرکزی آن حزب، جایگاه ویژه‌ای در دستگاه تبلیغاتی حزب داشت. این جایگاه با عضویت‌اش در کمیسیون تفتیش و بعدها در کمیته مرکزی حزب توده ایران توان او را در شکل بخشیدن بر سیاست‌های حزب دوچندان می‌کرد. نام قاسمی نخستین بار با ماجرای قیام افسران خراسان در مرداد ۱۳۲۴، هنگامی که مسئولیت کمیته ایالتی حزب توده را در گرگان بر عهده داشت بر سر زبان‌ها افتاد.   پانزدهم بهمن 1327 در پی تیراندازی ناصر فخرایی به محمدرضا شاه در دانشگاه تهران که ممنوعیت حزب توده و دستگیری و محاکمه سران آن حزب را به دنبال داشت، به ده سال زندان محکوم شد. او در آذر ۱۳۲۹ هنگامی که دوران محکومیتش را در زندان قصر می‌گذراند، همراه چند نفر از رهبران حزب از زندان گریخت. ماجرای گریز او و سران حزب از زندان و مهاجرت آنها به شوروی در شمار رویدادهای پرماجرایی است که چند و چون آن اینجا و آنجا، همچنان در هاله‌ای از راز و رمز پنهان مانده است.   قاسمی پس از سیاست استالین‌زدایی خروشچف در کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی در سال ۱۹۵۶ به انتقاد از آن سیاست پرداخت. او با رشد اختلافات میان چین و شوروی به نقد سیاست حاکم بر حزب کمونیست شوروی دست زد و به مخالفت با آنچه از سوی حزب کمونیست چین رویزیونیسم خروشچفی نامیده می‌شد برخاست. در ادامه این روند، حزب توده در پلنوم یازدهم کمیته مرکزی، که در دی ۱۳۴۳ (ژانویه ۱۹۶۵) برگزار شد، او و غلامحسین فروتن عضو دیگر کمیته مرکزی را از آن تشکیلات اخراج کرد و عضویت عباس سغایی عضو مشاور کمیته مرکزی را به حالت تعلیق در آورد. با اخراج آنان از حزب و پیوستن‌شان به تشکیلاتی که در رویارویی با حزب توده شکل گرفته بود و سازمان انقلابی حزب توده ایران در خارج از کشور نام داشت، فصل تازه‌ای در زندگی سیاسی قاسمی آغاز شد؛ فصلی که با سختی‌ها و دشواری‌های فراوان همراه بود. عضویت قاسمی، فروتن و سغایی در سازمان انقلابی دیری نپایید. آنان به دنبال اختلافاتی که به‌ویژه در ارزیابی از پیشینه و ماهیت حزب توده شکل گرفت و بازتابی از نبرد قدرت در تشکیلات تازه‌پای سازمان انقلابی بود، در آذر ۱۳۴۵ (نوامبر ۱۹۶۶) از آن سازمان اخراج شدند. قاسمی و فروتن پس از اخراج از سازمان انقلابی در تیر ماه ۱۳۴۶ (ژوئیه ۱۹۶۷) دست به تشکیل سازمان مارکسیستی ـ لنینیستی توفان زدند. دفاع از جمهوری توده‌ای چین و آلبانی جای ویژه‌ای در سیاست این تشکیلات مائوئیستی داشت. توفان چون سازمان انقلابی، آنچه را که مبارزه با تجدیدنظرطلبی در اصول مارکسیسم ـ لنینسیم و وفاداری به آموزه‌های لنین، استالین و اندیشه مائو تسه‌دون می‌نامید بر پرچم خود نوشته بود.   قاسمی در بهمن ۱۳۵۲، هنگامی که ۵۸ سال داشت به سکته قلبی در مونیخ درگذشت. اکنون با گذشت پس از چهل‌وپنج سال از مرگ او، انتشار این نامه‌ها نور تازه‌ای بر زندگی سیاسی و شخصیت فردی او می‌افکند. او در این نامه‌ها نه‌تنها مسائل سیاسی را با همسرش که روزگاری عضو رهبری سازمان زنان حزب توده بود، در میان می‌گذارد و در هر عرصه‌ای با او به بحث و گفتگو می‌پردازد، بلکه با بی‌پروایی شگفت‌انگیزی احساساتش را نسبت به همسرش در جزئی‌ترین زوایا آشکارا بر روی کاغذ می‌آورد. چنین راه و رسمی به ویژه در فرهنگ سیاسی ما بی‌مانند است و دریچه‌ای می‌گشاید که می‌توان در پرتو آن به شناخت بهتری از دیدگاه‌های او و جهانی که در آن می‌زیست پی برد.   اعظم صارمی، همسر احمد قاسمی نیز خود از مبارزان حزب توده بوده است. آن‌گونه که دلارام سروش در گفت‌وگو با حمید شوکت بیان می‌کند، صارمی پس از غیرقانونی اعلام شدن حزب توده و جدایی علی‌اصغر سروش (همسر اولش و پدر دلارام) به زندگی مخفی رو می‌آورد. او معاون مریم فیروز در تشکیلات زنان حزب توده بوده و تا مدت‌ها درگیری‌اش در روندهای حزبی ادامه داشته است. متن اصلی یکی از نامه‌های منتشر شده در کتاب   بخشی از یکی از نامه‌های احمد قاسمی به اعظم صارمی: «عزیزم، عزیزم! الان از راه رسیدم. اکرم خانم (نام مستعار مریم فیروز) لطف کرده و کتابی برایم فرستاده است. نامه کوچکی نیز به ضمیمه است که در آنجا از احوال تو خبر می‌دهد و از خلال سطرهایش چنین برمی‌آید که از دست دادن یلدا برای تو زیان‌آور است و فقط یک راه باقی است، و آن هم پرورش یلدا و استراحت در اروپاست. اما تو این‌طور خبر نداده بودی. خبر اکرم خانم مرا سخت ناراحت کرد. نکند که تو باز به منظور ماندن در محل کار سلامتی خود را به بازی گرفته‌ای. این صحیح نیست. خوب می‌دانی که این همه دلبستگی من به تو چه رابطه مستقیمی با علاقه تو به کار و فعالیت دارد. تو خوب می‌دانی که موفقیت‌های تو در کار چه نشاط و سرمستی به من می‌دهد. پس اگر من به تو در حفظ سلامتی توصیه می‌کنم به هیچ‌وجه مبتنی بر تمایل بر تنبلی و در سایه پروردن تو نیست. بلکه لزوم حفظ ذیعلاقه به کار و فعالیت مرا وادار به این توصیه می‌کند و در اینجاست که دلبستگی من به تو نیز وارد میدان قضاوت می‌شود و نیروی زیادی را با خود می‌آورد. نه مصلحت کار، و نه مصلحت زندگی ما اجازه نمی‌دهد که تو سلامتی خودت را برای حرف این و آن خراب کنی. برای اینکه اشکال کمتری در کار باشد ممکن است با پول خودمان برای استراحت و معالجه بروی.» (68)   نشر اختران کتاب «دلدادگی و عصیان؛ نامه‌های احمد قاسمی عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران به همسرش اعظم صارمی» را به کوشش حمید شوکت، با تیراژ 1000 نسخه و قیمت 72 هزار تومان در 615 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 08:31:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280678/نگاهی-نزدیک-زیست-تبعیدیان-توده-ای دوره آموزشی فلسفه علوم اجتماعی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280692/دوره-آموزشی-فلسفه-علوم-اجتماعی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، دوره آزاد آموزشی فلسفه علوم اجتماعی با تدریس محمدمهدی هاتف برگزار می‌شود.   در این دوره به مسأله‌های فلسفی ناظر به علوم اجتماعی در معنای عام آن پرداخته خواهد شد. مساله پیشرفت در علوم اجتماعی، تبیین و انواع آن، فهم و تفسیر در این علوم، انتولوژی علوم اجتماعی، نسبت میان امور خرد و کلان، نسبت میان واقعیت و ارزش، و نیز اشاراتی به سوسیوبیولوژی موضوعات اصلی بحث را تشکیل می‌دهند.   این دوره از مهر تا دی ۹۸، روزهای یکشنبه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران واقع در خیابان ولی عصر(عج)، خیابان نوفل لوشاتو، کوچه آراکلیان، پلاک ۴ برپا می‌شود.   علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره ۶۶۴۰۰۸۸۸ تماس بگیرند.   منبع اصلی کتاب Rosenberg, A. (۲۰۱۲), Philosophy of Social Science, Westview Press و منبع تکمیلی Bohman, J. (۱۹۹۳), New Philosophy of Social Science, MIT Press است. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 07:35:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280692/دوره-آموزشی-فلسفه-علوم-اجتماعی-برگزار-می-شود «رمانتیسم آلمانی» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280690/رمانتیسم-آلمانی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، انتشارات ققنوس به تازگی کتاب «رمانتیسم آلمانی» نوشته‌ فردریک بیزر با ترجمه‌ سیدمسعود آذرفام را راهی بازار نشر کرده است. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۶ شهریور ساعت 16 و 30 دقیقه به نقد و بررسی کتاب «رمانتیسم آلمانی» اختصاص دارد که با حضور میثم سفیدخوش، سیدمسعود حسینی و سیدمسعود آذرفام در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار می‌شود. این کتاب مشتمل بر ده جُستار است که هر یک به شرح و بسط زوایای مختلفی از مرحله‌ نخست تکوین رمانتیسم آلمانی و رابطه‌ پیچیده‌ آن با جنبش‌هایی چون «روشنگری» و «طوفان و تلاطم» می‌پردازد. هدف اصلی کتاب حاضر این است که با نقد رویکردهای متداول در تفسیر رمانتیسم آلمانی، به‌خصوص رویکردهای پست‌مدرنیستی، که غالباً رمانتیسم را به جنبه‌های ادبی و زیبایی‌شناختی آن محدود کرده‌اند و آن را ضدروشنگری، ضدعقل‌باوری و غیرسیاسی دانسته‌اند، از این تفسیر بدیل دفاع کند که رمانتیسم آلمانی نه‌فقط ضدروشنگری، ضدعقل‌باوری و ضدسیاسی نبوده است، بلکه جنبه‌های ادبی و زیبایی‌شناختی این جنبش اساساً اسبابی در خدمت تحقق اهداف متافیزیکی، اخلاقی و سیاسی آن بوده‌اند.   این نشست در مرکز فرهنگی شهر کتاب به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 07:34:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280690/رمانتیسم-آلمانی-نقد-بررسی-می-شود «سه فلسفه زندگی» در دورهمی‌ کتاب کرگدن http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280677/سه-فلسفه-زندگی-دورهمی-کتاب-کرگدن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین دورهمی‌ کتاب کرگدن، همزمان با چاپ دوم کتاب «سه فلسفه زندگی» دوشنبه 25 شهریور 1398 در کافه‌گالری ۱۹۳۰ برگزار می‌شود و به معرفی و بررسی این کتاب اختصاص دارد. در این مراسم لیلا هوشنگی و حسین خندق‌آبادی درباره «سه فلسفه زندگی» صحبت می‌کنند. کتاب «سه فلسفه زندگی» اثر پیتر کریفت است که با ترجمه بتول قزل‌بیگلو در قالب 190 صفحه منتشر شده. پیتر کریفت در این اثر با تکیه بر سه بخش کتاب مقدس درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آنچه به زندگی ما معنا می‌دهد و خصوصا در برابر مرگ به آن ارزش زیستن می‌دهد چیست. این بخش‌های کتاب مقدس وضعیت‌هایی را که ممکن است ما در آنها قرار گیریم توصیف می‌کنند. از نظر کریفت اینها آثاری اصیل و منحصر به فردند که سه فلسفه زندگی را بر اساس سه وضعیت مختلف انسانی مطرح می‌کنند و فارغ از زمان نگارششان برای انسان امروزی بصیرت‌هایی درخور دارند.   علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند ساعت 17 تا 18:30 دوشنبه 25 شهریور 1398 به کافه‌گالری 1930 واقع در خیابان جمالزاده شمالی، نرسیده به چهارراه نصرت، خیابان طوسی، کوچه شیوا، پلاک ۱۳ مراجعه کنند. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 06:50:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280677/سه-فلسفه-زندگی-دورهمی-کتاب-کرگدن هنر رومانتیک جدید در کنار دموکراسی و ذائقه بورژوازی ملی گسترش می‌یابد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280679/هنر-رومانتیک-جدید-کنار-دموکراسی-ذائقه-بورژوازی-ملی-گسترش-می-یابد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کارل اشمیت در کتاب «رمانتیسیسم سیاسی» از رومانتیک‌سازی مردم و تاریخ و حتی واقعیت صحبت می‌کند و آن را به نوعی به انقیاد کشیدن مردم در قبال تاریخ و جامعه و بریدن بند ناف انقلابی شیء رومانتیک می‌داند. او همچنین از رابطه دیالکتیک احساس همگانی یا ملی جدید که نهایتا در نازیسم دهشتناک‌ترین حالت خود را به رخ کشید و امروزه هم به انحاء دیگری بازگشته، با رمانتیسیسم می‌گوید اما نهایتا میان رمانتیسیسم سیاسی و سیاست رومانتیک از بعد فرصت‌گرایی تمایز قائل است. نیره توکلی جامعه‌شناس و مترجم در گفت‌وگو با ایبنا  به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد که خوانشی مثل خوانش کارل اشمیت رمانتیک که او را پدرخوانده فلسفه فاشیسم می‌دانند؛ از سیاست چقدر در شکل‌دهی به مفهوم دیگری به معنای شر دست داشته یا دارد؟ و آیا اساسا آیا واقعیت مفهوم مردم با معنای رمانتیک‌کلاسیک آن هم‌خوانی دارد؟ و از این می‌گوید که اصولا اینکه اشمیت در تشریح تمایز میان رمانتیسیسم سیاسی و سیاست رومانتیک قتل یک دانشجو را رویدادی فاقد اهمیت سیاسی که به رویدادی سیاسی احمقانه تبدیل شده تقلیل می‌دهد، سیاست‌زدایی یک پدیده اجتماعی نیست؟ نقد بسیاری به گفتمان رمانتیسم نه ارتجاعی بودن آن و جایگزینی مذهب و امر متافیزیک با یک چارچوب به اسم دولت زیبایی‌شناختی که غیرسیاسی بودن آن است. آنچه هم بعضا سعی می‌شود به اسم بعد سیاسی از دل رمانتیسم بیرون بکشند، عمل‌گرایی و سوبژکتیوته مورد نظر برای عمل‌گرایی ندارد، آنچه که اشمیت از رمانتیسیسم سیاسی روایت می‌کند هم صرفا نمایشی از امر سیاسی است که به قدرت سخنوری او گره خورده یا امری پراگماتیک؟ کارل اشمیت (۱۹۸۵-۱۸۸۸) مؤلف کتاب‌هایی چون الهیات سیاسی و بحران دموکراسی پارلمانی است. او را هم هابز زمانه ما نامیده‌اند و هم پدرخوانده فلسفی نازیسم. اما چه چیزی باعث شده که وی  یکی از سرآمدان نظریه‌پردازی سیاسی و حقوقی در قرن بیستم باشد؟ قدرت نفوذ این شخصیت متلونی که، تا سال ۱۹۵۴، جنگ داخلی ۱۹۱۸ و فروپاشی رایش ویلهلمی، ظهور و فراز و نشیب‌ها و سپس سقوط جمهوری وایمار را دیده بود و زندگی در دوران رایش سوم، بمباران برلین به دست متفقین، و نیز پایان فاجعه‌بار جنگ جهانی دوم را تجربه کرده بود و  با مهارت تمام توانسته بود از همه این چیزها جان به در ببرد، در چه چیز نهفته است؟ پاسخ را باید در قدرت او در سخنوری و استدلال، آن هم در دفاع یا رد مواضع سیاسی مختلف یافت که گاه در دوره‌های مختلف کاملاً تغییر می‌کرد. کسی که کتاب رومانتیسیسم سیاسی کارل اشمیت را می‌خواند، هرگز نمی‌تواند تأثیر و  قدرت استدلال وی را نادیده بگیرد. خواندن اثر کارل اشمیت دگرگون می‌کند. تازه، می‌فهمی که واقعیت را فقط فرصت گرفتن، برای بازآفرینی، کل هنر است و شاید کل هنر همان رومانتیسیسم باشد. فرصت‌گرایی می‌تواند هرکس را درباره سرشت حقیقی خود بفریبد. «آد‌م‌ها نمی‌خواهند زندگی کنند، فقط می‌خواهند درباره زندگی نغمه‌سرایی کنند.» نقد او درباره آرمان‌ها و نهادهای لیبرال دموکراتیک هنوز هم مناقشه‌انگیز است، اما حتی مخالفانش نیز به قدرت شگفت‌انگیز وی برای پرداختن به مسائل اساسی سیاست مدرن اعتراف می‌کنند. رومانتیسیسم سیاسی پژوهشی تاریخی است که، همچون دیگر آثار مهم اشمیت، نقد سیاسی بنیادینی را عرضه کرده است. وی، در این اثر، از مفهومی از عمل سیاسی دفاع می‌کند که استوار است بر مفاهیم خیر و شر، عدالت و بیعدالتی و حمله به انفعال سیاسی که معلول تجربه رومانتیسیسم سیاسی است. اشمیت کتاب را با نقد نظریه عامه‌پسند رومانتیسیسم آغاز می‌کند، که در آن رومانتیک، با ارجاع به موضوع‌های معینی درباره کشش عاطفی تعریف شده، سپس به اصول اساسی جنبش رومانتیک حمله می‌برد و تأکید ویژه آن بر بنیان متافیزیکی رومانتیسیسم است و اینکه به همه حوزه‌های فرهنگ جنبه زیبایی‌شناختی می‌دهد. مباحث اصلی کتاب پیش‌زمینه‌ای است برای یورش اشمیت به رومانتیسیسم سیاسی و «شاعرانه‌سازی» ستیزهای سیاسی. این نقد دربرگیرنده حمله گسترده‌تری به بورژوازی اروپایی نیز هست، زیرا طبقه‌ای است که آغوشش را بر رومانتیسیسم می‌گشاید و، در نتیجه،  با تبدیل جدل سیاسی به گفت‌وگوی بی‌پایانی که در آن تفنن‌جویی و آسانگیری برخود مانع از تصمیم‌گیری‌های سیاسی درست می‌شود، از نظم اجتماعی لیبرال سیاست‌زدایی می‌کند. سرانجام، علایق سیاسی خود اشمیت با آرای ادموند برک، جوزف دی مایستر و لویی بونالد، با فلسفه سیاسیِ محافظه‌کارانه، با بازگشت به دوران پیش از ناپلئونی و – دست‌کم تا اواخر دهه ۱۹۲۰- با کاتولیسیسم سیاسی درهم‌ می‌آمیزد.  مهم‌ترین نکته‌ای که اشمیت درباره تعریف رومانتیک بیان می‌کند این است: تعریف رومانتیک را نمی‌توان از هیچ شیء یا موضوعی آغاز کرد که رومانتیک پنداشته می‌شود، خواه قرون وسطا باشد و خواه ویرانه. بلکه تعریف را باید از شخص رومانتیک آغاز کرد. کتاب سه محور دارد. نخست حمله به مفاهیمی است که ریشه‌های جنبش رومانتیک بدان نسبت داده می‌شود. اشمیت معتقد است که این جنبش نماینده دنیاگرایی، ذهنی‌گرایی و خصوصی کردنی است که در آن خدا جای خود را فردیت خصوصی نظم اجتماعی بورژوازی جای خدا را میگیرد.  دومی حمله به رومانتیسیسم سیاسی است که دربرگیرنده حمله گسترده‌تری به بورژوازی جدید اروپایی است، که اشمیت آن را حامل تاریخی جنبش رومانتیک می‌داند. او می‌گوید جنبش رومانتیک رهاورد بورژوازی جدید بود که دوران آن از قرن هیجدهم آغاز می‌شود و در ۱۷۸۹، با خشونتی انقلابی بر سلطنت، اشرافیت و کلیسا پیروز شد. همین بورژوازی، در ژوئن۱۸۴۸، وقتی که از خودش در برابر پرولتاریای انقلابی دفاع می‌کرد، دیگر در سنگر انقلاب نبود. به اعتقاد او، هنر رومانتیک جدید در کنار دموکراسی و ذائقه بورژوازی ملی جدید گسترش می‌یابد. رنگ تجربه  اشکال سنتی اشرافی و سفسطه کلاسیک را همانند الگویی ساختگی، و نیازش به حقیقی و طبیعی، به خود می‌گیرد و به سوی نابودی هر نوع شکلی پیش می‌رود. بورژوازی لیبرال هرگز در طولانی‌مدت انقلابی نمانده است. در قرن نوزدهم، دست‌کم در مواقع بحرانی، غالباً به گونه‌ای بسیار ناایمن میان سلطنت‌طلبی سنتی و پرولتاریای سوسیالیست و میان بناپارتیسم و بورژوازی سلطنت‌طلب همدستان خاصی داشته است. علت سردرگم بودن داوری تین نیز همین است. به دید او، گاه آدمی توانا و زورمند که هوش و فرهنگ و نیروی او بر اشراف منحط غلبه می‌کند طلایه‌دار هنر جدید است. و گاهی کاسبی معمولی و عامی که دون‌پایگی اخلاقی و فکری وی اصطلاح بورژوازی را بدنام می‌کند. بنابراین، تین میان امید به اینکه نظمی جدید بر ویرانه نظم کهن و بیم آنکه این نظم جدید به هرج و مرج بینجامد و اینکه داوریش درباره هنر این جامعه بورژوایی نیز به همین میزان متزلزل باشد نوسان دارد. گاهی رومانتیسیسم چیزی باشکوه و اصیل است. گاه بیماری و ناامیدکننده است. امروز فروپاشی فرهنگ سنتی و موضوع شکل به طور بنیادین تداوم یافته است، اما جامعه جدید هنوز شکل خودش را پیدا نکرده. هنوز شکل هنری تازه‌ای را نیز نیافریده و همچنان به سوی  مباحث مربوط به هنر و دگرگونی رومانتیک اشکال بیگانه که با رومانتیسیسم و احیای آن در هر یک از نسل‌های آینده آغاز شد حرکت می‌کند. سوم دفاع او از محافظه‌کاری سیاسی و رد این نگرش است که رومانتیسیسم سیاسی ذاتاً با رومانتیسیسم پیوند دارد. در اینجا، اشمیت استدلال می‌کند که رومانتیک سیاسی با موقعیت‌ها ارتباط ندارد، بلکه با زیبایی‌شناسی ارتباط دارد. بنابراین، ممکن است، به همان آسانی که تبدیل به دانتون می‌شود، فردریک کبیر بشود.  رمانتیک‌ها همیشه نسبت به اتمیزه‌شدن جامعه و فردگرایی حساس بوده‌اند؛ ولی هیچ چارچوب و تقابلی برای این اتمیزه‌شدن هم به دست نمی‌دهند و یک کل منفک از قدرت را تعریف نمی‌کنند. نگاه اشمیت به این موضوع چیست؟ اشمیت معتقد است: «واژگانِ ناشفافِ تاریخ ادبی - واژگانی که خودش هم از رومانتیسیسم تأثیر پذیرفته است - نباید باعث شود که سر و صدای طبل تو خالی توسعه زیبایی‌شناسی، که جنبش رومانتیک بر آن استوار است، با نیروی سیاسی اشتباه شود؛ از آن سوی بام هم نباید افتاد و برجسته‌ترین جنبه‌های اتفاقی در مجادلات سیاسی هر روزه دوران واپسگراییِ آلمان یعنی رابطه با بازگشتِ کاتولیسیسم را (که در آن زمان بزرگ‌ترین قدرت بود) معیار تشخیص گرفت. این هم درست نیست که آن «فردگرایی افراطی» را که سیلیه و فرانسوی‌های دیگر از آن حرف می‌زنند عنصر ذهنی رومانتیک بدانیم. در اینجا فردگرایی فقط وقتی معنی دارد که این کلمه مفهومی اخلاق مانند پادنهاد چیزی جمعی یا اجتماعی را در خود حفظ کرده باشد،  و فقط  اگر مستقل پادنهاد [متضاد] ناهمگن دانسته شود. مسلم است که ناهمگنی با استقلال فردی رابطه دارد. اما مفهوم استقلال،  به اعتبار جابه‌جایی به قلمرو زیبایی‌شناسی، که اساساً مفهومی اخلاقی است، کاملاً دگرگون شده است و همه این مرزها درهم ریخته‌اند. در هر رومانتیکی، می‌توانیم نمونه‌های آشوبگرایانه اعتماد به نفس و نیز نیاز شدید به مردم‌داری را ببینیم. او به همان آسانی که تحت تأثیر احساسات دیگرخواهانه، دلسوزی و همدلی قرار می‌گیرد، به همان سادگی هم در سلطه نخوت و فخرفروشی است.   اما هیچ کدام از این‌ها ربطی به استقلال یا ناهمگنی ندارد و فقط در قلمرو ذهنی‌گرایی رومانتیک حرکت می‌کند. هیجانی که از محدوده‌های ذهنی فراتر نمی‌رود، نمی‌تواند شالوده اجتماعی خاص باشد. مردم‌‌داری مبتنی بر مستی و تخدیر نمی‌تواند اساس ارتباط پایدار باشد. طنز و توطئه نقاط تبلور اجتماعی نیستند؛ و هیچ گونه نظم اجتماعی را نمی‌توان بر اساس نیاز یا به تنهایی برقرار کرد، بلکه باید در گفت‌و‌گویی پویا و جاندار شناور باشد. زیرا هیچ اجتماعی، بدون این مفهوم که چه چیزی بهنجار و برحق است، نمی‌تواند نظمی پیدا کند. از لحاظ مفهومی، هنجار غیررومانتیک است. زیرا که هر هنجاری مجوز فرصت‌گرایی رومانتیک را از میان می‌برد. حتی ویژگی‌های پادنهادانه و تقابلی رومانتیک نیز، در برخورد با مفاهیم هنجاری، از هم می‌پاشند. نظم بخردانه دولتی حاصل ترکیبِ هرج و مرج و استبداد نیست. مفاهیم قانونی نیز به همین روال غیررومانتیک‌‌اند. از دیدگاه رومانتیک، بی‌عدالتی فقط در نتیجه ناهماهنگی زیبایی‌شناختی «در موسیقیی مقدس، احساس پایان‌ناپذیرِ زندگیِ استعلایی» پدید می‌آید. از این مطلب به معنای تمثیلی سخن گفته نمی‌شود، بلکه به معنای یگانه مقوله‌ای که در دسترس تجربه رومانتیک است بیان می‌شود. علت اینکه نه قانونی رومانتیک وجود دارد و نه اخلاق رومانتیک همین است، درست همان طور که سخن راندن از اخلاق شعری یا موسیقایی گیج‌کننده است. اگر شعر سیاسی وجود دارد، رومانتیسیسم سیاسی نیز به همان معنا وجود دارد.  بدین ترتیب، بی‌نظمی عصیانگرانه رومانتیک به اصل ساده فرصت‌گرایی ذهنی فروکاسته می‌شود و تضاد مرموز گرایش‌های سیاسی گوناگونِ به‌اصطلاح رومانتیسیسم سیاسی پیامد نارسایی اخلاقی سرایشی توجیه می‌شود که ممکن است هر محتوایی را همچون فرصتی برای کسب منفعت سیاسی غنیمت شمرد.» رمانتیسیسم سیاسی از طرف لیبرال‌ها و هم کمونیست‌ها مرکز ثقلی برای فاشیسم شناخته می‌شد و می‌شود. در تعریفی که اشمیت که از او به نام پدرخوانده فلسفی نازیسم یاد می‌شود از رمانتیسیسم ارائه می‌دهد چگونه این ارتباط نفی می‌شود و خود او این هم‌پوشانی نظر لیبرال‌ها و کمونیست‌ها بر سر رمانتیست‌ها را چگونه تفسیر می‌کند؟ اشمیت می‌گوید: «جنبش رومانتیک رهاورد بورژوازی جدید بود که دوران آن از قرن هیجدهم آغاز می‌شود و در ۱۷۸۹، با خشونتی انقلابی بر سلطنت، اشرافیت و کلیسا پیروز شد. همین بورژوازی، در ژوئن۱۸۴۸، وقتی که از خودش در برابر پرولتاریای انقلابی دفاع می‌کرد، دیگر در سنگر انقلاب نبود. به اعتقاد او، هنر رومانتیک جدید در کنار دموکراسی و ذائقه بورژوازی ملی جدید گسترش می‌یابد. رنگ تجربه اشکال سنتی اشرافی و سفسطه کلاسیک را همانند الگویی ساختگی، و نیازش به حقیقی و طبیعی، به خود می‌گیرد و به سوی نابودی هر نوع شکلی پیش می‌رود. بورژوازی لیبرال هرگز در طولانی‌مدت انقلابی نمانده است. در قرن نوزدهم، دست‌کم در مواقع بحرانی، غالباً به گونه‌ای بسیار ناایمن میان سلطنت‌طلبی سنتی و پرولتاریای سوسیالیست و میان بناپارتیسم و بورژوازی سلطنت‌طلب همدستان خاصی داشته است. علت سردرگم بودن داوری تین نیز همین است. به دید او، گاه آدمی توانا و زورمند که هوش و فرهنگ و نیروی او بر اشراف منحط غلبه می‌کند طلایه‌دار هنر جدید است. و گاهی کاسبی معمولی و عامی که دون‌پایگی اخلاقی و فکری وی اصطلاح بورژوازی را بدنام می‌کند. بنا بر این، تین میان امید به اینکه نظمی جدید بر ویرانه نظم کهن و بیم آنکه این نظم جدید به هرج و مرج بینجامد و اینکه داوریش درباره هنر این جامعه بورژوایی نیز به همین میزان متزلزل باشد نوسان دارد. گاهی رومانتیسیسم چیزی باشکوه و اصیل است. گاه بیماری و ناامیدکننده است. امروز فروپاشی فرهنگ سنتی و موضوع شکل به طور بنیادین تداوم یافته است، اما جامعه جدید هنوز شکل خودش را پیدا نکرده. هنوز شکل هنری تازه‌ای را نیز نیافریده و همچنان به سوی  مباحث مربوط به هنر و دگرگونی رومانتیک اشکال بیگانه که با رومانتیسیسم و احیای آن در هر یک از نسل‌های آینده آغاز شد حرکت می‌کند.» اشمیت معتقد است که فریدریش انگلس به‌درستی می‌گوید: «نام احزاب سیاسی هیچ وقت کاملاً درست نیست.» با این حال، واژه‌هایی مانند لیبرال، محافظه‌کار، و رادیکال از لحاظ تاریخی محتوای اثبات‌پذیر و نسبی دارند، هر چند که این محتوا مطلق نباشد. در چنین موردی، پرداختن به ریشه‌شناسی واژه فقط به ما کمک می‌کند که کاملاً متوجه دشواری‌ها باشیم. از لحاظ ریشه‌شناسی، رومانتیک به معنای romanhaft  ، «تخیلی» یا «داستانی» است. این واژه از رُمان، «داستان»، «اثر داستانی» یا «رومانس» مشتق شده. همچون یکی از وجوه تمایزِ آن با مفهوم حماسی که مفهومی کلی است، این واژه نیز مفهومی مرکب دارد که بر حسب خودِ آن قابل توضیح است. در فلسفه شلینگ («در تاریخ، این فرد نیست که عمل می‌کند، بلکه انواع‌اند»)، واقعیت فرافردی همچنان اساساً ملاحظاتی را تعیین می‌کرد که استوار بر فلسفه طبیعت بود. اما جهتگیری تاریخی نداشت. هگل نخستین کسی بود که دو واقعیت را سنتز کرد و، بدین ترتیب، گامی استوار برداشت که، بی برو برگرد، تاج از سر خدای متافیزیک سنتی می‌ربود. مردم – که در فلسفه هگل به صورت دولت خردورزانه شده بود- و تاریخ، همان روح جهان که به شیوه دیالکتیک خود را تکامل می‌دهد، یگانه می‌شوند. البته، به گونه‌ای که متافیزیک هگل، یا همان فالک‌گایست [روح ملی] فقط همچون ابزار عملکرد عقلایی ولت‌گایست ، یا روح جهان، کارکرد دارد. با این حال، از لحاظ تجربی و روان‌شناختی، آزادی عمل باقیمانده برای روح ملی چنان گسترده است که هگلیسم می‌تواند، در پهنه سیاسی، علاوه بر گرایش واپسگرایانه‌اش، گرایشی انقلابی نیز داشته باشد. افزون بر آن،  جامعه انسانی، در چفت و بست دستگاه هگلی، محرکی انقلابی باقی می‌ماند.  جالب آن است که اشمیت از مارکسیسم با احترام یاد می‌کند. او می‌گوید: «در روند تکامل انقلابی این دستگاه است که، در مارکسیسم، باز مردم به صورت پرولتاریا، همچون حامل جنبش انقلابی راستین، پدیدار می‌شود که خود را با انسانیت یکی می‌کند و همچون ارباب تاریخ تجلی می‌یابد. وگرنه، مارکسیسم نیز مانند بقیه فلسفه‌های تاریخ می‌شد، بدون نیروی انقلابی و توان شکل دادن به حزبی که از آن پیروی کند. اما، با وجود عناصر واپسگرا و واژگان مسیحی هگل، دیگر راهی رو به واپس و به سوی خدای سنتی متافیزیک مسیحی باقی نمانده بود. هنگامی که اشتایل قاطعانه هگلیسم را دشمن کهنه و دشمن آنچه مسیحیت‌بنیان است دانست، اهمیت آن را نشان داد. او از فلسفه شلینگ آغاز کرد، که در ۱۸۰۹ به ستایش از خدای فردی پرداخت.  متافیزیک مسیحی باقی نمانده بود. هنگامی که اشتایل قاطعانه هگلیسم را دشمن کهنه و دشمن آنچه مسیحیت‌بنیان است دانست، اهمیت آن را نشان داد. او از فلسفه شلینگ آغاز کرد، که در ۱۸۰۹ به ستایش از خدای فردی پرداخت.»   ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 06:45:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280679/هنر-رومانتیک-جدید-کنار-دموکراسی-ذائقه-بورژوازی-ملی-گسترش-می-یابد کنفرانس انجمن علوم انسانی و فناوری ۲۰۱۹ برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280667/کنفرانس-انجمن-علوم-انسانی-فناوری-۲۰۱۹-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس «انجمن علوم انسانی و فناوری ۲۰۱۹: فناوری‌های روزمره» در روزهای ۷- ۹ نوامبر ۲۰۱۹ در رولا ـ ایالات متحده آمریکا برگزار می‌شود.   محور موضوعات کنفرانس شامل مباحثی چون طراحی تکنولوژیکی زندگی روزمره؛ آثار متفکرانی مانند لوئیس مامفورد و لانگدون وینر در مورد نحوه شکل‌گیری فن آوری و تأثیر آن بر اشکال زندگی ما به روش‌های دموکراتیک یا استبدادی؛ ظهور سرمایه‌داری نظارتی، تحول ارتباطات دیجیتال؛ الگوریتم‌های زندگی روزمره؛ اهمیت اجتماعی، اخلاقی یا وجودی دستگاه‌های هوشمند، خانه‌ها، شهرها، هوش محیطی و... است.   علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به نشانی Humanitiesandtechnology۲۰۱۹@gmail.com در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۳۰ آگوست ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی http://hta-net.org/conference/ مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 05:28:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280667/کنفرانس-انجمن-علوم-انسانی-فناوری-۲۰۱۹-برگزار-می-شود دوره آموزشی«مفاهیم فلسفی در روان شناسی معاصر» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280668/دوره-آموزشی-مفاهیم-فلسفی-روان-شناسی-معاصر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دوره آموزشی مقدماتی مفاهیم فلسفی در روان شناسی معاصر به همت مهدی نسرین (از طریق اسکایپ) در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار می‌شود. فلاسفه و روان شناسان غالبا از ایده‌های یکدیگر استفاده می‌کنند. هدف این دوره آشنایی با این تعامل فکری است: روشن ساختن بستر تاریخی برخی از نظریه های روان شناسی معاصر و شناسایی مفاهیم فلسفی موجود در آنها.   در این دوره به مباحث «زیگموند فروید و پیمانه‌ای بودن ذهن»، «آلفرد آدلر و علت شناسی ارسطویی»، «برهاس اسکینر و تعاریف عملیاتی»، «کال راجرز و گفتگوی سقراطی»، «مایکل وایت و ساخت شکنی» پرداخته خواهد شد.   مهدی نسرین، استاد این دوره آموزشی دانش آموخته فلسفه و فلسفه علم در دانشگاه‌های صنعتی شریف، اوتاوا، و مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و عضو سابق هیأت علمی گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران است که در سال‌های اخیر با تحصیل در رشته روان شناسی، به عنوان مشاور و روان درمانگر مشغول به کار شده است.   این دوره یازده هفته‌ای، مقدمه‌ای خواهد بود برای برگزاری دوره پیشرفته. همچنین شرط شرکت در دوره پیشرفته حضور کامل در جلسات و انجام پروژه نهایی است.   علاقه‌مندان به شرکت در این دوره لطفا رزومه خود را به نشانی پست الکترونیکی pccp@irip.ir ارسال کنند. این دوره روزهای یکشنبه هر هفته از ساعت ۱۷ تا ۱۹ برپا می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توان با شماره ۶۶۴۰۰۸۸۸ تماس گرفت. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 05:27:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280668/دوره-آموزشی-مفاهیم-فلسفی-روان-شناسی-معاصر-برگزار-می-شود آیین بزرگداشت آیت‌الله طالقانی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280666/آیین-بزرگداشت-آیت-الله-طالقانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین نکوداشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی هم‌زمان با چهلمین سالگرد ارتحال ایشان روز شنبه ۲۳ شهریور در سالن همایش‌های صداوسیما برگزار می‌شود.   اینک که چهل سال از سالروز رحلت مجاهد دوران ستمشاهی و مفسر بزرگ قرآن کریم، آیت‌الله سیدمحمود طالقانی،‌ می‌گذرد، ستاد بزرگداشت مرحوم آیت‌الله طالقانی، پژوهشکده تاریخ معاصر، شهرداری تهران و بنیاد شهید و امور ایثارگران در نظر دارند به منظور پاسداشت مقام این روحانی مجاهد، مراسمی را در سالن همایش‌های صداوسیما برگزار کنند.   در این مراسم که با حضور مهدی طالقانی، پسر آیت‌الله طالقانی، برگزار می‌شود، حداد عادل، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خروشاهی، حجت‌الاسلام شیخ فخرالدین صابری، مهندس مهدی چمران، جواد منصوری، سعید محبی، احمد شیرازی و محمدرضا کائینی سخنرانی خواهند کرد. دبیری این مراسم را موسی حقانی، رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر برعهده دارد.   آیت‌الله طالقانی، که لقب «ابوذر انقلاب» را داشت، در سال ۱۳۱۸ برای اولین‌بار خشم خویش را نسبت به رژیم و دستگاه حکومتی، با دادن یک اعلامیه درباره کشف حجاب ابراز کرد و در پی آن دستگیر و زندانی شد. پیوستن به نهضت ملی شدن نفت به منظور مبارزه با استعمار و تدریس و پاسخگویی به سؤالات قشر جوان در مدرسه عالی سپهسالار و نیز تفسیر قرآن و هدایت جوانان در مسجد هدایت از دیگر جلوه‌های مجاهدت‌های ابوذر انقلاب بود. در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آیت‌الله طالقانی به اتهام پنهان کردن نواب صفوی به زندان افتاد. ایشان در ۱۳۴۰ به جمع بنیان‌گذاران نهضت آزادی پیوست و در عین حال در ۱۳۴۱ همراه اعضای نهضت گرفتار زندان شد؛ همچنین به دنبال قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به جرم اقدام علیه امنیت داخلی به ۱۰ سال حبس محکوم شد که با عفو عمومی در ۱۳۴۶ از زندان رهایی یافت. سال‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۴ دوران تبعید وی بود که در آبان ۱۳۵۷ پایان یافت. این روحانی مجاهد و مفسر قرآن پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امامت جمعه تهران منصوب شد. اولین نماز جمعه بعد از پیروزی انقلاب در ۵ مرداد ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران به امامت ایشان برگزار شد. این عالم مجاهد سرانجام در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ دار فانی را وداع گفت.   آیین نکوداشت آیت‌الله طالقانی با هدف شناخت ابعاد شخصیتی این عالم مجاهد و در راستای تکریم و الگوسازی از مقام ایشان شنبه ۲۳ شهریور از ساعت ۱۶ برگزار می‌‌شود.   از علاقه‌مندان دعوت می‌شود برای شرکت در این مراسم، در زمان یادشده در سالن همایش‌های صداوسیما حضور به هم رسانند. ]]> علوم انسانی Sat, 14 Sep 2019 05:17:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280666/آیین-بزرگداشت-آیت-الله-طالقانی-برگزار-می-شود کتاب «پیمایش ملی کیفیت زندگی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279674/کتاب-پیمایش-ملی-کیفیت-زندگی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) علی منتظری در مقدمه‌ای که بر کتاب نوشته بیان می‌کند که چگونه اتفاق نظر خاصی در زمینه مفهوم کیفیت زندگی وجود ندارد، برخی آن را به عنوان قابلیت زیست‌پذیری و احساس آرامش نسبت به خود، طبیعت و جامعه (دیوان، ۲۰۰۰)، برخی دیگر به عنوان سنجه‌ای برای میزان جذابیت (اپلی و منون، ۲۰۰۷)، برخی به عنوان رفاه عمومی، بهزیستی اجتماعی (اسمیت، ۱۹۸۳) و برخی به عنوان شادکامی، رضایتمندی (لیو، ۱۹۷۶) و... تفسیر کرده‌اند. طبق تعریف یونسکو کیفیت زندگی مفهومی کلی است که تمام جنبه‌های زیستی شامل رضایت مادی، نیازهای حیاتی و جنبه‌های انتقالی زندگی مانند توسعه فردی، خودشناسی و بهداشت اکوسیستم را پوشش می‌دهد.   در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «با توجه به چندبعدی و چندوجهی بودن مقوله کیفیت زندگی، هر یک از محققین رویکرد خاصی را در تحلیل‌های خود به کار گرفته‌اند و در تحقیقات خود مولفه‌های محیطی، اجتماعی، اقتصادی و غیره را مورد استفاده قرار داده‌اند. اما با وجود تعاریف گوناگون و در نتیجه تنوع رویکردها، بر دو مولفه اصلی کیفیت زندگی تا حدی اتفاق نظر وجود دارد: عوامل خارجی زندگی شخصی (شاخص‌های عینی) و ادراکات درونی افراد از این عوامل خارجی (شاخص‌های ذهنی). از نگاه سازمان جهانی بهداشت کیفیت زندگی مفهومی فراگیر است که سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی (روابط فردی و اجتماعی) و سلامت محیطی را دربرمی‌گیرد و بر ادراک فرد مبتنی است. مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) با درک اهمیت موضوع کیفیت زندگی، به بررسی و سنجش کیفیت زندگی شهروندان کشور، در ابعاد سلامت جسمانی، روانی، محیطی و سلامت اجتماعی بر مبنای پرسشنامه سازمان سلامت جهانی پرداخته است.» کتاب «پیمایش ملی کیفیت زندگی» با شمارگان ۵۰۰ نسخه در ۲۸۴ صفحه به قیمت ۲۰ هزار تومان از سوی سازمان انتشارات جهاددانشگاهی منتشر شده است.   ]]> علوم انسانی Fri, 13 Sep 2019 04:51:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279674/کتاب-پیمایش-ملی-کیفیت-زندگی-منتشر از نه گفتن بدون احساس گناه تا یک مدیر عالی شدن! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280586/نه-گفتن-بدون-احساس-گناه-یک-مدیر-عالی-شدن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دو کتاب «هنر نه گفتن بدون احساس گناه» و «چگونه یک مدیرعالی باشیم» در حوزه روان‌شناسی موفقیت به‌تازگی از سوی بنگاه ترجمه و نشر پارسه منتشر شده است. هنر نه گفتن بدون احساس گناه کتاب «هنر نه گفتن بدون احساس گناه» نوشته دیمون زاهاریادس به این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توانیم در موقعیت‌های گوناگون، درمقابل نزدیک‌ترین دوستان و آشنایان یا مدیران و بالادست‌ها، از «بله گفتن»‌های دردسرساز اجتناب کنیم و ابتدا کارها و امور خودمان را اولویت قرار بدهیم. این کتاب، روش‌ها و ترفندهای «نه گفتن» را در موقعیت‌های کوچک و بزرگ به ما می‌آموزد تا زندگی را آرام‌تر و کم‌استرس‌تر و با بهره‌وری بیشتر بگذرانیم. این یک واقعیت است که بسیاری از ما در مقاطع مختلف، حتی در شلوغ‌ترین و گرفتارترین اوقاتمان، عادت به «نه گفتن» نداریم و به افراد مختلف، چه رئیس یا همکار و چه دوستان و بستاگان، فوری «بله» یا «چشم» می‌گوییم و با همین کلمه کوتاه، بار روانی و فشار کاری مضاعف بر خود وارد می‌کنیم. دیمون زاهاریادس، نویسنده چندین کتاب در زمینه بهره‌وری است. دیمون خودش اذعان کرده که همواره فردی پربازده و مبتکر نبوده و پیش از مستقل شدن و بهره‌وری خوب از وقت و انرژی‌اش، برای مدت‌ها جلسات غیرضروری، گفت‌وگوهای طولانی و محیط‌های کار بسیار شلوغ را از سر گذرانده است. او این روزها علاوه بر نوشتن مقالات و کتاب‌های مربوط به بهره‌وری و مدیریت زمان، در اوقات فراغت‌اش به توانمندسازی کارزارهای بازاریابی محتوا  ـ جهت استفاده تجارت‌های در حال رشد برای جذب مشتریان ـ کمک فکری و تبلیغاتی می‌دهد. زاهاریادس در نقد عادت راضی‌کردن مردم می‌نویسد: «نه گفتن به دیگران یکی از مهمترین مهارت‌هایی است که می‌توانید کسب کنید. این مهارت به شما آزادی می‌دهد تا علایق شخصی و حرفه‌ای خود را دنبال کنید؛ تا آنجای که بهره‌وری‌تان را بهبود بخشیده، روابط‌تان را بهتر کرده و شما را سرشار از حس آرامشی می‌کند که ممکن است در این لحظه برایتان بیگانه به نظر بیاید.» از نظر او توانایی نه گفتن آزادی‌بخش است. منتها کسب این مهارت دشوار برای اکثریت مستلزم سال‌ها تمرین برعکس است. برای برخی از ما، یادگیری نه گفتن، یعنی مقابله با یک عمر تعالیم والدین، معلمان، کارفرمایان، همکاران و اعضای خانواده. نویسنده در کتاب بر این موضوع تاکید دارد که هنگامی که شما با اعتماد به نفس و احترام توانایی نه گفتن را کسب کنید و این کار را به طور منظم انجام دهید، تغییراتی را در نحوه برخورد دیگران با خودتان متوجه خواهید شد. آن‌ها احترام بیشتری به شما خواهند گذاشت؛ ارزش بیشتری برای وقت‌تان قائل خواهند بود؛ و رفته‌رفته شما را به چشم یک رهبر خواهند دید تا یک دنباله‌رو. کتاب «هنر نه گفتن بدون احساس گناه» نوشته دیمون زاهاریادس با ترجمه زهرا ابراهیمی در ۱۵۰ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۳۳۰۰۰ تومان منتشر شده است. چگونه یک مدیرعالی باشیم کتاب «چگونه یک مدیرعالی باشیم» نوشته جینو ویکمن و رنه بوئر با زیرعنوان راه‌های ایجاد تغییرات مثبت در عملکرد کارکنان سعی دارد به این پرسش مدیریتی پاسخ بدهد که اگر کارکنان شما، هر روز، «بهترین عملکرد» خود را در محیط کار ارائه دهند، چه تاثیری بر درآمد خالص شرکت خواهد داشت؟ تحقیقات و مطالعات بارها نشان داده که اکثریت کارکنان در محیط کار، دلسوزی و اشتیاقی نسبت به کار ندارند ولی این شرایط قابل تغییر است. بیشتر اوقات، تفاوت بین کارکنان بی‌تفاوت و کارکنان دلسوز، ناشی از یک عامل است: مدیریت. در کتاب «چگونه یک مدیر عالی شویم» دو متخصص برجسته کسب‌وکار، فرایندی روشن و عملی را در اختیار رؤسا و مدیران می‌گذارند تا بیشترین بهره‌وری را از کارکنان خود دریافت کنند. در این کتاب ابزارهایی معرفی می‌شوند که توسط بیش از ۳۰۰۰۰ مدیر در صنایع مختلف استفاده شده و کارامدی خود را در بهبود عملکرد سازمان و افزایش شور و اشتیاق در کارکنان ثابت کرده است. این کتاب از کتاب‌های دیگر مدیریتی یا رهبری که تا‌ به حال خوانده‌اید متفاوت است. آنچه موجب تمایز این کتاب شده، کاربرد عملی و تاثیر سریع آن است. در این کتاب نظریه‌ای مطرح نشده و به جای نظریه، طرحی ساده و آسان در قالب پنج تمرین رهبری و پنج تمرین مدیریتی ارائه می‌شود تا به خواننده کمک کند، مدیر و رهبری موفق شود. همچنین این کتاب به مدیران نه چندان خوب کمک می‌کند تا از مسیر و رویه‌ای که طی می‌کنند، خارج شوند و اذعان کنند فاقد درک اولیه، تمایل و توانایی لازم برای پرورش و ارتقای مهارت‌هایی هستند که می‌توانند آن‌ها را تبدیل به مدیرانی عالی کند. کتاب «چگونه یک مدیرعالی باشیم» نوشته جینو ویکمن و رنه بوئر با ترجمه هدی جلائی‌فر در ۱۶۸ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۲۵۰۰۰ تومان یه چاپ رسیده است. ]]> علوم انسانی Thu, 12 Sep 2019 05:30:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280586/نه-گفتن-بدون-احساس-گناه-یک-مدیر-عالی-شدن سینه‌زنی و نخل‌گردانی گواهی از آیین سوگ سیاوش می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280518/سینه-زنی-نخل-گردانی-گواهی-آیین-سوگ-سیاوش-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین‌های سوگ سیاوش تاثیر عمیق خود را در فرهنگ سوگواری دوران ایرانی ـ اسلامی و از جمله آیین‌های سوگواری امام سوم شیعیان(ع) بر جای گذاشته است؛ سنت‌های جامه سیاه پوشیدن، سینه‌زنی، نخل‌گردانی و... گواهی از آیین سوگ سیاوش است. گستردگی سوگ سیاوش در ایران از آن‌جا معلوم می‌شود که با وجود هزار و چهارصدسال ورود اسلام به وجوه مختلف زندگی ایرانیان چند روستا در این منطقه از هرات تا مازندران و جنوب آشتیان و یک مسجد در شیراز هنوز نام سیاوش دارد. همچنین نشانه‌های سوگ سیاوش بر آثار سفالی کهن خوارزم و بین‌النهرین، نقاشی‌های دیواری پنجکند سغد، آثار سفالی جدیدتر و نیز در برخی از آیین‌های عزاد و تعزیه در ایران امروز باقی مانده است. سیاوش در فرهنگ ایرانی یکی از استوارترین و تاثیرگذارترین شخصیت‌های اساطیری بوده که بیشترین آثار تاریخی در باب برگزاری آیین‌های مرتبط با وی در کاوش‌های باستان‌شناسی به دست آمده است. سیاوش به معنی «دارنده اسب گشن سیاه» که در اوستا با لقب کوی به معنی شاه ذکر شده است، فرزند کی کاوس بود که از دختری تورانی زاده شده است. بنا بر روایات کهن فر کیانی چندی به سیاوش پیوسته و وی مانند همه شاهان کیانی چالاک و پرهیزکار و بزرگ‌منش بود. واژه سیاوش در اوستا به صورت سیاورشن آمده است. که این خود یک واژه مرکب است که از دو بخش به معنی سیاه و به معنی گشن تشکیل شده است. سیاوش در فرهنگ اوستایی به صورت «دارنده اسب نر سیاه» معنی شده است. در ادبیات ودایی اشاره‌ای به نام سیاوش وجود ندارد و در اوستا از نسبت سیاوش به کیکاوس سخنی نرفته است؛ ولیکن تقریبا همه متون پهلوی و کلیه روایات تاریخی او را فرزند کاوس دانسته‌اند. سیاوش در اوستا با لقب کوی یا کی به‌عنوان یکی از پادشاهان کیانی مطرح می‌شود؛ کوی یا کی لقبی است که پیش از زردشت در نواحی شرقی ایران قبل از اسم پادشاهان می‌آمده است. در بند صد و چهل و سه از کرده سی و یکم فرودین یشت و بند هفتاد و یکم از کرده دهم و بند هفتاد و هفتم از کرده یازدهم زامیاد یشت نام سیاوش به صورت «کی‌سیاورشن» در زمره شاهان کیانی (کی‌قباد، کی‌اپیوه، کی‌/آرش، کی‌پشین، کی‌بیارشن، کی‌کاووس، کی‌سیاوش و کی‌خسرو) آمده است. در شاهنامه سیاوش یکی از مهمترین پهلوانان حماسه ملی است ولیکن هیچ‌گاه به پادشاهی نمی‌رسد. سیاوش به روایت فردوسی پسر کی‌کاووس و نوه کی‌قباد از پادشاهان کیانی است. مادر سیاوش که فردوسی در داستان سیاوش نام وی را ذکر نکرده دختری تورانی است که به واسطه گیو و توس به دربار کی‌کاووس راه پیدا کرده است. نام سیاوش در متون پهلوی به صورت سیاوخش آمده است. در متن پهلوی مینوی خرد از زبان دانا فلسفه وجودی سیاوش ساختن گنگ دژ و به وجود آمدن کی‌خسرو ذکر شده است. در مینوی خرد آمده است که از «کاووس این سود بود که سیاوش از تن او آفریده شده و بسیار اعمال دیگر از وی سر زد. و از سیاوش این سودها بود مانند: زادن کی‌خسرو و ساختن گنگ دژ» در بندهش ذکر شده که «باری دیگر افراسیاب کوشید، کی‌سیاوش به کارزار آمد، به بهانه سودابه که -زن کاووس سودابه بود- سیاوش به ایرانشهر بازنشد. بدین‌روی که افراسیاب زینهار (آوردن سیاوش) به خود را پذیرفت، (سیاوش) به سوی کاووس نیامد، بلکه خود به ترکستان شد. دخت افراسیاب را به زنی گرفت. کی‌خسرو از او زاده شد. سیاوش را آن جای کشتند. باز در جای دیگر همین متن آمده است که «سیاوش گنگ دژ کرد که دارای دست و پاس، افراشته درفش، همیشه گردان، بر سر دیوان بود؛ کی‌خسرو آن را به زمین نشاند. او را هفت دیوار است: زرین، سیمین، پولادین، برنجین، آهنین، آبگینه‌ای و کاسگین. او را هفتصد فرسنگ راسته (درم) میان است و پانزده دروازه بدوست که از دروازه تا دروازه به گردونه اسبی و روزبهاری به پانزده روز شاید شدن. سیاوش در اساطیر ایرانی چگونه است؟ در روایات و آثار بازمانده بین‌النهرین نیز شخصی و موقعیت ویژه‌ای به ایزد نباتات اختصاص دارد. در بین‌النهرین هرساله آیین‌های عزاداری وسیعی برای این ایزد برگزار می‌شده است. شخصیت سیاوش و آیین‌های مربوط به عزاداری او با اسطوره و آیین‌های عزاداری دموزی ایزد شهید شونده و برکت بخشنده بین‌النهرینی در هزاره دوم و اول پیش از میلاد مرتبط است. دموزی خدای محبوب بین‌النهرینی، ایزد نباتات و همسر اینانا یا اینین ایزدبانوی آب و عشق استو اینانا بر همسر خویش دموزی خشم می‌گیرد و سبب مرگ وی می‌شود و او را به زیر زمین یا جهان مردگان می‌فرستد؛ مرگ ایزد نباتی مرگ گیاهان و کشتزارها را به بار می‌آورد؛ بعد از آن اینانا سخت از کرده خویش پشیمان و با گریستن‌های فراوان که نمادی از بارش باران و در واقع به نوعی جادوی باران‌آوری است سبب بازگشت دموزی به جهان زندگان می‌شود. آیین‌های عزاداری ایزد نباتات بسیار کهن بوده و با امور کشاورزی مرتبط است. این آیین‌ها که در واقع با مرگ و حیات مجدد ایزد نباتات ارتباط دارد در روزگاران کهن در همه پهنه فرهنگی آسیای غربی، از دره سند و بین‌النهرین تا مصر و یونان رایج بوده است. دلیل رواج آیین‌های عزاداری ایزدب رکت بخشنده نباتات در چنین پهنه جغرافیایی را می‌توان روابط بسیار کهن جوامع کشاورزی و دامداری این پهنه دانست. در این عزاداری‌ها آیین‌های گریستن، مویه کردن، سینه زنی، زنجیر زنی، زخم بر خویش زدن و نمایش‌های غم‌انگیزی که نمادی از مرگ ایزد نباتات بود برپا می‌شد. اسطوره‌های مربوط به ایزد برکت‌بخشنده نباتات و آیین‌های عزاداری و بازگشت مجدد وی در هر یک از سرزمین‌های محدوده جغرافیایی فرهنگ آسیای غربی به شکل خاص آن محدوده درآمده است. دموزی سومری در بابل تحت عنوان تموز، در یونان با نام دیونیسوس، در هند با نامه رامه و در ایران با عنوان سیاوش نمایان شده است. در ایران تمایل عمومی بر تبدیل اساطیر خدایان به حماسه‌های شاهان و قهرمانان بوده و به این ترتیب یازد نباتی از جهان خدایی فرود آمده و به کلی شکل انسانی به خود گرفته و با عنوان قهرمانی به نام سیاوش، فرزند کی‌کاوس و پدر کی‌خسرو نمود پیدا می‌کند. در اساطیر ایران ذکر شده که در هزاره دوم و در زمان پادشاهی کیکاوس چون افراسیاب به ایران حمله کرد سیاوش به کارزار آمده و به سبب نیرنگ سودابه که زن کی‌کاوس بود به ایران شهر بازنگشت و از افراسیاب زینهار خواست و افراسیاب زینهار وی را پذیرفت. سیاوش به ترکستان رفت و دختر افراسیاب را به زنی گرفت که کی‌خسرو از او زاده شد. سیاوش را در توران‌زمین کشتند و کی‌خسرو به کین پدر افراسیاب را کشت و خود به کنگ‌دژ شد و پادشاهی را به لهراسب سپرد. در دینکرد چنین آمده که چون کی‌کاوس به آسمان هجوم برد ایزد نریوسنگ خواست تا جان او را بستاند؛ آنگاه فروشی کی‌خسرو که هنوز از مادر زاده نشده بود گفت ای نریوسنگ کی‌کاوس را مکش زیرا که از پشت این مرد سیاوش و از پشت سیاوش من پدید خواهم آمد. منابع: بلوکباشی، علی، نخل‌گردانی (از ایران چه می‌دانم؟) تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی بهار، مهرداد: بندهش (توس)، از اسطوره تا تاریخ (چشمه)، جستاری در فرهنگ ایران (اسطوره)، پژوهشی در اساطیر ایران (توس). تفضلی، احمد: مینوی خرد. دوستخواه، جلیل: اوستا، مروارید. یاحقی، محمدجعفر: فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، فرهنگ معاصر ]]> علوم انسانی Thu, 12 Sep 2019 03:37:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280518/سینه-زنی-نخل-گردانی-گواهی-آیین-سوگ-سیاوش-می-دهد کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» روي ميز نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280626/کتاب-تاریخ-مردم-شناسی-فرهنگ-مردم-ایران-روزگار-پهلوی-روي-ميز-نقد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزرات علوم، تحقیقات و فناوری؛ سومین نشست از مجموعه نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» به نقد و بررسی کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» اختصاص یافته است. کتاب «تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» تألیف حمیدرضا دالوند، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی است که در بهار سال جاری توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم منتشر شده است. اندیشه دولت  ـ ملت‌سازی در روزگار احمدشاهی و متعاقب آن، آغاز به کار حکومت پهلوی، به پشتوانه‌های نظری متعددی نیاز داشت که نظام آموزش نوین متعهد بود بخشی از آن بنیاد‌ها را در شاخه‌های تاریخ، جغرافیا، ادبیات و زبان، فلسفه و مردم‌شناسی به نحو عمومی و تخصصی به دست دهد و درک و تصوری از وطن و فرهنگ و تمدن آن به دست دهد. برای این کار لازم بود تاریخ این سرزمین بازخوانی شود و تنوع اقلیم، نژاد، زبان، فرهنگ و دیانت آن به وحدت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ارجاع داده شود. این راه در واقع نسخه نجات ایران در بحبوحه تشویش‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بود. کتاب دالوند ما را با تاریخ مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران به‌عنوان قطعه‌ای از پازل فرهنگ‌سازی عصر پهلوی آشنا می‌کند. در این نشست نقادانه به ارتباط بنگاه‌های مردم شناسی و نظام دانایی و دانش عصر پهلوی اشاره خواهد شد و درباره سهم مردم‌شناسی در این نظام دانایی بحث خواهد شد.   این نشست با حضور حمیدرضا دالوند، نعمت‌الله فاضلی، مهرداد عربستانی و جبار رحمانی، روز دوشنبه ۲۵ شهریورماه، در سالن سرای کتاب خانه کتاب واقع در خیابان انقلاب، بین خیابان‌های برادران مظفر و فلسطین جنوبی، پلاک ۱۰۸۰ برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Wed, 11 Sep 2019 06:40:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280626/کتاب-تاریخ-مردم-شناسی-فرهنگ-مردم-ایران-روزگار-پهلوی-روي-ميز-نقد روایت ایرانشناس مشهور انگلیسی از عزاداری‌های عاشورا http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280459/روایت-ایرانشناس-مشهور-انگلیسی-عزاداری-های-عاشورا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یکی از سفرنامه‌های دوران ناصرالدین‌شاه، سفرنامه گرترود بل به نام «تصویرهایی از ایران» است که با مقدمه ایران‌شناسان مشهور انگلیسی آغاز شده است. او به مراسم و اعیاد مذهبی، عزاداری‌های دهه اول محرم توجه داشته است. مارگارت گرترود لوثیان بل در سال 1868 میلادی در نواحی شمالی انگلستان به دنیا آمد و در 12 جولای سال 1926 میلادی در 58 سالگی درگذشت. وی از كودكی به تاريخ علاقه داشت و از دوران دبيرستان تصميم گرفت رشته تاريخ را برگزيند. او از جمله نخستین زنان انگلیسی بود که به دانشگاه راه یافت و به دلیل روحیه پژوهشی و نیز سفرهای طولانی و ماجراجویانه‌اش به‌عنوان افسر سیاسی انگلستان در کشورهای خاورمیانه، کمک‌های شایانی به این کشور در دوران جنگ جهانی اول کرده است. ​مارگارت گرترود بل دانش‌آموخته ممتاز رشته تاریخ از دانشگاه آکسفورد بود و زمانی به تحصیل پرداخت که تحصیلات دانشگاهی برای زنان هنوز امری غیرمعمول بود اما با این وجود تنها ظرف مدت دو سال تحصیلات خود را در آکسفورد به پایان رساند و سپس در مسیر سفرهای خود به دور دنیا به ایران آمد. گرترود بل از اوایل قرن بیستم شیفته مردم و کشورهای عربی شد و پس از آموختن زبان عربی و تحقیق درباره این کشورها به سفر در کشورهای عربی پرداخت. این ایران‌شناس انگلیسی بعدها به مقام دبیر واحد شرقی در کمیسیون عالی امور بغداد ارتقا یافت و به واسطه نقشی که در روی کار آمدن بسیاری از شاهان و شاهزادگان در عراق پس از جنگ جهانی اول داشت به‌عنوان «پادشاه ساز» دولت عراق شهرت یافت. وی در مدت حضورش در این کشور مدیر افتخاری اداره عتیقه‌جات این کشور شد. تاسیس موزه بغداد در عراق نیز از جمله اقدامات او در زمینه حفظ آثار فرهنگی بود. بیشتر آنچه گرترود بل در تصویرهایی از ایران ثبت کرده، اکنون مدت‌هاست که تغییر یافته چنان‌که تقریبا قابل باز شناختن نیست. با این همه تأثیرات او ارزشی هر چه بیشتر دارد زیرا که او تناقضات یک سلطنت روبه زوال را نمایان می‌کند که آخرین بقایای ایران قرون وسطایی بوده است. گرترود بل شیفته ایران و ایرانی و مشرق زمین بود و سادگی زندگی آنها را می‌ستود. او با دقت و ریزبینی به طرز زندگی ایرانیان نگریسته و دیده‌ها و شنیده‌های خود را ثبت کرده است. گرترود بل با تمام وجود ادبیات ایرانی را ستایش می‌کند و در سفرنامه خود می‌نویسد: «هیچ چیز برای روح، آرامش‌بخش‌تر از آن نیست که در ننویی که در میان چنارهای باغ‌ ایرانی بسته شده است دراز بکشی و اشعار حافظ را به زبان اصلی از کتابی با جلد چرمین منقش، که از بازار خریده‌ای، بخوانی.» به نظر او «زندگی در شرق را می‌توان در دو عنصر خاک و آفتاب خلاصه کرد. آنگاه که بی‌توجه در درگاه ایستاده‌ای اقرار خواهی کرد که این سفر دراز بیهوده نبوده است اما همزمان با حرکت دسته جمعی مردمی که پشت سر تو حرکت می‌کنند ناآگاه درخواهی یافت که چه شکاف و گرداب ژرفی میان تو با آنهاست. مردم مشرق زمین درباره دنیای بزرگتری که تو شهروند آن هستنی چیزی نمی‌دانند بنابراین چیزی از تو و تمدن تو نمی‌پرسند.» وی در سفرنامه خود درباره ماه محرم می‌نویسد: «با شروع ماه محرم هیجان مذهبی پنهان مشرق زمین آشکار شد. هرشب هنگام غروب شیون و زاری عزاداران فضا را پر می‌کرد و غم و اندوه گاهی اوج می‌گرفت و گاهی تخفیف می‌یافت. سرانجام روز دهم محرم فرا رسید. روزی پراهمیت برای همه مسلمانان، زیرا که این روز، روز شهادت امام حسین (ع) بوده است.» او ادامه می‌دهد: «کمی بعد از ظهر، صدای عزاداران در دهکده پیچید. اهالی که دسته‌هایی تشکیل داده بودند در خیابان‌های سایه‌دار به راه افتادند و از باریکه‌ای از صحرا که به خیابان‌های اصلی می‌رسید گذشتند. اندوه و ماتم این گروه عزاداران مایه شگفت بود نسبت به قهرمان دلیری که پیکرش بیش از 12 قرن پیش در دشت کربلا آرمیده است...» بل با اشاره به مراسم عاشورا می‌نویسد: «...مراسم واقعی هنگام شب برپا شد. روی سکو، نوحه‌خوانی با لباس بلند و عمامه سفید نشسته بود و شرح شهادت را با آهنگ کشیده و حزن‌انگیزی می‌خواند. زیر پای او زمین پوشیده از زنانی بود که چادرهای سیاهشان را به‌طور مرتب به دور خود جمع کرده و با سرهای پوشیده نشسته بودند و روبند کتان سفید جلو صورتشان تا پایین روی دامنشان آویزان بود...مردها بر روی سینه برهنه خود می‌کوفتند و اشک بر گونه‌هایشان سرازیر بود و گاه به گاه کلمات نوحه‌خوان را مضمون هم‌سرایی خسته و ماتم‌زده‌ای قرار می‌دادند، یا با ناله زمزمه مانندی وارد داستان او می‌شدند که شدت و قدرت می‌یافت تا به دورترین گوشه‌های چادر می‌رسید: حسین! حسین! حسین!» ]]> علوم انسانی Wed, 11 Sep 2019 04:35:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280459/روایت-ایرانشناس-مشهور-انگلیسی-عزاداری-های-عاشورا مواجهه بی‌واسطه با واقعه عاشورا تن و روح را زخمی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280540/مواجهه-بی-واسطه-واقعه-عاشورا-تن-روح-زخمی-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مقتل‌نگاری شیوه‌ای رایج برای انتقال رخدادهای مرتبط با واقعه عاشورا، در طول تاریخ اسلام بوده است. در این میزگرد که با حضور سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ تشیع و یاسین حجازی نویسنده «کتاب آه؛ بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهما السلام» برگزار شد، مقوله بازسازی، بازخوانی و ترجمه مقاتل در دوران معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در بخش دوم میزگرد، طاووسی مسرور پس از ارائه تاریخچه‌ای از توجه به مقوله مقتل‌نگاری به زبان فارسی در دوران صفویه، به ضعف در زمینه ترجمه مقاتل می‌پردازد و یاسین حجازی از لزوم توجه بی‌واسطه به واقعه عاشورا و کم کردن از تحلیل و تحشیه برای درک عمیق‌تر از آن رخداد می‌گوید:   در مقوله مقتل‌نویسی در قرن اولیه می‌شود احتمال داد کسانی مانند ابی‌مخنف از منبع واحدی استفاده کرده‌اند ولی در قرون بعدی آیا کاری که مقتل‌نویسان انجام می‌دادند گردآوری مطالب از منابع مختلف و در نتیجه بازسازی مقتل نبوده است؟ از این منظر نمی‌شود نفس المهموم را ادامه یک سنت دانست؟ طاووسی مسرور: تفاوت کار شیخ عباس در توجه ایشان به صحیح بودن منابع و همین‌طور مکتوب بودن منابع است. به ویژه از قرن پنجم به بعد آنچه رخ می‌دهد ورود شفاهیات و اقوال بدون سند به مقاتل است. یک توضیح دیگری را هم اینجا بدهم که به نظرم مهم است. در بین مقتل‌نویسان اولیه می‌بینیم که ابومخنف شاگرد جابر جعفی بوده است و استاد و شاگرد هر دو مقتل داشته‌اند اما ابومخنف در مقتلش حتی یک روایت از جابر نقل نکرده است. چرا؟ به این دلیل که ضرورتی وجود نداشته است. در زمانی که ابومخنف مقتل خود را می‌نوشته، مقتل جابر جعفی هم وجود داشته و در دسترس بوده و کپی کردن از آن کار معناداری محسوب نمی‌شده است. نکته آنچه گفتم این است که از حدود قرن سوم به بعد این حس به وجود می‌آید که آثار قدما در حال از بین رفتن است و به همین خاطر شیوه پرداختن به مقاتل را تغییر دادند. از آن به بعد هر کسی که به مقتل‌نویسی رو می‌آورد، اهم مقاتل قبل از خود را کپی می‌کرد و بعد سخنانش خودش را هم اضافه می‌کرد. عده‌ای به این شیوه انتقاد کرده‌اند ولی مسئله این است که آنها می‌دانسته‌اند راه نگه‌داری از میراث گذشتگان چنین بوده است. به همین دلیل است که کسی مانند طبری مقاتل پیش از خود از جمله مقتل هشام کلبی را کپی کرده است. طبری مقتل ابومخنف را نداشته است. مقتل هشام کلبی را داشته است و از قول او مقتل ابومخنف را نقل کرده است. طبری خود هشام کلبی را هم ندیده بوده است. یعنی بعد از فوت هشام کلبی به دنیا آمده بوده است. اما کتاب هشام کلبی موجود بوده است. این‌گونه هم نبوده که هشام از ابومخنف شنیده باشد. او از ابومخنف کپی کرده بود و طبری هم از هشام کپی کرده بود. مقتل عوانة بن الحكم که طرفدار نگاه بنی‌امیه است را هم کپی می‌کند. مقتل عمار دُهنی و مقاتل دیگری را هم کپی می‌کند و بعد مجموع این گردآوری می‌شود مقتل طبری. کاری که طبری کرده است گزینش و چینش است.   در کتاب الارشاد شیخ مفید هم همین روند را می‌بینیم؟ طاووسی مسرور: شیخ مفید در کتاب الارشاد حتی یک نقل از طبری نیاورده است. به این دلیل که به منابع طبری دسترسی داشته و مستقیم از هشام کلبی استفاده کرده موارد ذکر شده از ابومخنف را کپی کرده است. ولی در حال حاضر ما نه مقتل هشام کلبی را داریم و نه مقتل ابومخنف و نه مقتل عمار دهنی را. حال اگر این کپی‌ها انجام نمی‌شد ما جز نقل‌های قرن سوم و چهارم به بعد چیزی در دسترس ما نبود. این کپی کردن هوشمندی گذشتگان ما را در صیانت از میراثی که به آنها رسیده است نشان می‌دهد.   سعید طاووسی مسرور   از قرن پنج و شش به بعد ما مشاهده می‌کنیم که دقت و امانت در نقل روایت‌ها کمتر و کمتر می‌شود. این ماجرا از کجا آغاز شد و به گمان شما دلیل آن چه بود؟ طاووسی مسرور: در بین مقاتل موجود لهوف و مثیر الاحزان از اولین مقاتلی هستند که وجوه داستانی قابل توجهی دارند و برخی نقل‌های خود را مستند به منبع خاصی نمی‌کنند. سید ابن طاووس گاهی مستند نقل خود را بیان می‌کند ولی گاهی هم این کار را نمی‌کند. درباره نسبت این دو اثر هم باید گفت برخی معتقد هستند مثیر الاحزان از روی لهوف نوشته شده است ولی گویا واقعیت این است که برعکس است. لهوف از روی مثیرالاحزان نوشته شده و تفصیل پیدا کرده است. آثاری مانند لهوف و مثیرالاحزان درگیر مقوله اغراق نمی‌شوند ولی داستان‌پردازی در آنها وجود دارد اما در همان دوره اغراق را هم در آثاری نظیر مناقب آل ابی‌طالب ابن شهرآشوب مشاهده می‌کنیم. ابن شهرآشوب بیان کرده است که بیش از نهصد زخم در روز عاشورا به حضرت سیدالشهدا وارد آمده و همه این زخم‌ها هم در جلوی بدن بوده است. چه کسی رفته تعداد این زخم‌ها را بشمارد؟ کتاب ابن شهرآشوب در قالب مناقب است و مناقب ساختاری برای گردآوری روایت‌های بی‌سند بوده است. وقتی هم که باب ذکر روایت‌های بی‌سند باز شد هر چیزی را می‌توان نقل کرد.   یعنی از مقطعی مقاتل تحت سایه مناقب قرار گرفتند؟ طاووسی مسرور: تقید برای بیان سند کم می‌شود و کسانی مانند ابن شهرآشوب مستقیم به ذکر قصه مشغول می‌شوند. وقتی کنگره بزرگداشت ابن شهرآشوب مازندرانی در ساری برگزار شد اتفاق‌های خوبی در مورد ایشان رخ داد. مقالات فراوان نوشته شد و ترجمه جدید و کامل مناقب ایشان منتشر شد. هر کسی هم از علما که به کنگره پیام داده بود تمام و کمال از بزرگی و خوبی ایشان گفته بود. بالاخره ابن شهرآشوب از رجال شیعه در قرن ششم بوده و رهبر شیعیان حلب سوریه محسوب می‌شده است. اما رهبر معظم انقلاب در پیامی که برای این کنگره فرستادند به نکته مهم و لازمی اشاره کردند. ایشان از همان فرصت پیام استفاده کرده بودند و تذکری داده بودند. گفته بودند که اگر شما می‌خواهید خدمتی به ابن شهرآشوب کنید وقتی بگذارید و اسناد مربوط به مرسلات او را پیدا کنید. باید این کار را انجام داد. باید دید که آنچه ابن شهرآشوب بیان کرده است در منابع قدیم‌تر هم ذکر شده یا نشده و از اساس چند درصد آن ذکر شده است. در حال حاضر عمده اشکالی که به کتاب ابن شهرآشوب می‌شود این است که بی‌سند است. در مورد متن‌های دیگر هم می‌شود این کار را انجام داد. امسال دیدم درباره کتاب روضه‌الشهدا این کار را انجام داده بودند.   حجازی: آقای محمد حقی این کار را انجام داده‌اند. کتابشان هم در انتشارات کتابستان معرفت منتشر شده است.   طاووسی مسرور: بله. ایشان نقل‌هایی که می‌شده منابعی برای آنها پیدا کرد را نگاه داشته و نقل‌هایی از روضه‌الشهدا که هیچ منبعی نداشته است را حذف کرده است. مثلاً در روضه‌الشهدا نقلی هست به نام روضه شیرین خانم که ایشان آن را از کتابش حذف کرده است. به عبارت دیگر یکی دیگر از کارهایی که در مورد مقاتل می‌شود انجام داد مستندسازی آن آثار است.   کتابی که بین همه مقاتل و مناقب تبدیل به کتاب محبوب میان عموم مردم می‌شود روضه‌الشهدا است. دلیل اینکه این کتاب چنین محبوبیتی می‌یابد چیست؟ از سوی دیگر این را هم می‌شود پرسید که این کتاب چه نقشی در شکل دادن به رویکرد ما نسبت به سوگ حسینی داشت؟ طاووسی مسرور: کتاب روضه‌الشهدا بیش از آنکه تاریخ باشد جنبه ادبیات دارد. یکی از دلایل محبوبیت آن به فارسی نوشته شدن آن است. در روزگار صفوی نوشته شدن چنین متنی به فارسی اهمیت داشت. از زمان خلیفه دوم تا صفویه مفهوم ایران وجود نداشت و حتی کلمه ایران به کار نمی‌رفت. ما خراسان و سیستان و طبرستان و آذربایجان داشتیم اما ایران نداشتیم. صفویه ایران را احیا کرد و هویت ایران را تعریف کرد. شاه اسماعیل تنها تشیع را رسمی نکرد. او احیاکننده ایران هم هست. او چهار پسر داشت که هر چهار پسر را به اسم‌های ایرانی نام‌گذاری کرد. نکته مهم این است که در آن بازه زمانی نیازمند متون فارسی در حوزه عاشورا بودیم و روضه‌الشهدا این نقش را ایفا کرد.   حجازی: تا پیش از این کتاب متن فارسی درباره واقعه عاشورا نداشتیم؟   طاووسی مسرور: ما مقتل فارسی داشتیم. خانم دکتر رقیه میرابوالقاسمی کتابی درباره این مقاتل دارد که از ابتدا تا قرن دهم مقاتل را بررسی کرده است. بر این پایه می‌شود گفت ما مقتل فارسی داشته‌ایم ولی مقتلی که فراگیر باشد و جذاب و شیوا نوشته شده باشد نداشتیم. این مورد بعدی اهمیت یافتن روضه‌الشهدا است. ملاحسین واعظ کاشفی واقعاً هنرمند است. گریزهای روایی از یک روایت به یک روایت دیگر در روضه‌الشهدا بسیار جذاب است و همین هم باعث محبوبیت آن شد. اما مهم‌ترین مسئله این است که صفویه نیازمند متون فارسی بود و برای معرفی و تثبیت آنها هم تلاش می‌کرد. مجلسی اول کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق را شرح کرد برد پیش شاه. شاه گفت دستت درد نکند. احتمالاً کتاب خوبی است. ما که نمی‌توانیم بخوانیم. همین سخن باعث شد ایشان از نو این کتاب را به فارسی شرح کند که لوامع صاحب‌قرانیه حاصل آن تلاش بود. علامه مجلسی نماز را به فارسی ترجمه کرد، ادعیه را ترجمه کرده، کتاب‌های مختلف فارسی نوشته است و... یکی از مهمترین علامه مجلسی که عنوانش «حکمت شهادت امام حسین (ع)» است را به فارسی نوشته شده است. من اخیراً بخش علم و فرهنگ تمدن اسلامی مدخل شیعه از دانش‌نامه جهان اسلام را نوشتم. در بخش صفویه من آنجا ذکر کرده‌ام که آنها دنبال تمدن اسلامی نبودند. دنبال تمدن شیعی بودند. زبان فارسی برای آنها محور تمدن شیعی بود. اینکه روضه‌الشهدا گل می‌کند پس علاوه بر هنر واعظ کاشفی به فضایی که این‌گونه آثار را ترویج می‌کرد هم باز می‌گردد.   این موضوع که ایرانیان قائل به این هستند که همسر امام حسین ایرانی بوده است تا چه میزان به این رویکرد خاص صفویه که آن را تشریح کردید باز می‌گردد؟ طاووسی مسرور: این موضوع خیلی کهن‌تر از این حرف‌هاست. در قدیمی‌ترین آثار شیعی و اتفاقاً آثار شیعی که در ایران تولید شده و راویان آن ایرانی بوده‌اند این روایت بیان شده است. هیچ جای تردیدی نیست که مادر امام چهارم ایرانی بوده است. فقط آقای جعفریان می‌گوید دختر شاه ایران نبوده است. دختر حاکم سیستان بوده است. قدیمی‌ترین سند در این زمینه تاریخ سیستان متعلق به قرن سوم است. پس این موضوع جای شبهه ندارد. اما این‌که همسر امام حسین را دختر شاه ایران معرفی کنند و ائمه را ادامه نسل ساسانیان بدانند توسط برخی از راویان که اتفاقاً ایرانی بوده‌اند ذکر شده است و فقط دو روایت قابل اعتنا دارد. یکی از ابراهیم ابن اسحاق احمر نهاوندی است و یکی هم از سهل ابن قاسم نوشجانی. نوشجانی در خراسان به امام رضا (ع) گفته است ما با شما فامیل هستیم و وقتی امام می‌پرسد چطور می‌گوید از طریق شهربانو. بنابراین روایت مورد بحث بسیار کهن‌تر از عصر صفویه است. این روایت در بین زرتشتیان ایران هم رواج دارد.  ممکن است در دوره صفوی این روایت رواج پیدا کرده باشد اما اصل آن به ان دوره باز نمی‌گردد.   آقای حجازی اگر یکی از مشخصه‌های اهمیت یافتن روضه‌الشهدا را احاطه واعظ کاشفی بر روایت در نظر بگیریم، شما در بازخوانی خود از مقتلی مانند نفس المهموم چقدر تلاش کردید از این وجه بهره ببرید. احاطه شما بر تکنیک‌های روایی چه میزان در بازخوانی مقتل به کارتان آمد؟ حجازی: به نظر من اصولاً بهترین روش مواجهه با یک اتفاق این است که نویسنده هر چه بی‌واسطه‌تر با آن اتفاق برخورد کند. مثلاً همین امروز ما داریم خبرهایی می‌شنویم درباره اتفاقی که به عنوان نمونه در هنگ‌کنگ در حال رخ دادن است و این خبرها را از قاب خبرگزاری‌های مختلف می‌بینیم و می‌شنویم و نمی‌توانیم درباره صحت آنها اطمینان حاصل کنیم. درباره واقع عاشورا هم آنچه که می‌تواند به ما تاثیر بیشتری عطا کند، مواجهه بی‌واسطه با اتفاق است و نفس المهموم این امکان را به شما می‌دهد. به این خاطر که از منابع مختلف و متفاوت و گاه با گرایش‌ها و بن‌مایه‌های مذهبی مختلف روایت خود را ارائه می‌دهد. به عنوان نمونه تاریخ طبری کتاب موثقی برای شیعیان نیست ولی این کتاب از منابع اصلی نفس المهموم است. پس بنابراین مسئله من این بود که هر چه نزدیک‌تر به اتفاق شوم. چیزی که ما را از اتفاق دور می‌کند تشتت منابع نیست. افزوده‌های عاطفی ما به واقعه است. ما عاطفه را پرداخته‌ایم و عاطفه ما در ماجرا نزج گرفته و جزئی از واقعه شده است. من تلاش کردم تا جایی که می‎توانستم مراثی، تحلیل‌ها، تعلیق‌ها، تحشیه‌ها و تبیین‌ها را کنار بگذارم. فرض را بر این بگذارم که من در واقعه حرکت امام حسین(ع) (در اینجا امام را هم بر مبنای ارادت خودم می‌گویم، در آن نقطه فرض من این بود که ایشان آدمی‌زادی هستند مانند دیگر آدمی‌زادها با همه ویژگی‌های آدمی‌زاد) هیچ سوالی درباره این سفر ندارم. در کتب مقاتل علاوه بر نقل واقعه ما قلم تحلیل‌گر هم داریم. به عنوان نمونه در همین کتاب نفس‌المهموم هم مولف و هم مترجم آن یعنی ابوالحسن شعرانی درباره علم امام سخن می‌گویند. اینکه چرا همه به امام می‌گویند این سفر عاقبت خوشی ندارد ولی امام حرف آنها را نمی‌پذیرد. تحلیل‌هایی که مولف و مترجم در زمینه دلایل اصرار امام به حرکت ارائه می‌دهند به جای خود محترم هستند اما روایت برای من محترم بوده است. من یاسین حجازی می‌خواستم ببینم بعدش چه می‌شود. صبح است و به محمد حنفیه خبر می‌دهند که برادرت از مکه بیرون زد. او می‌گوید من در حال وضو گرفتن بودم و اشکم در قدح چکید. خب این یک تصویر داستانی است ولی اینجا سوال این است که مگر محمد حنفیه به برادرش نگفته بود از شهر بیرون نرو. مگر فرزدق نگفته بود؟ مگر ابن عباس نگفته بود؟ مگر از رفتار ابن زبیر معلوم نبود کلکی در رفتار این پسر جملی زاده وجود دارد؟ همه این پرسش‌ها می‌تواند مطرح شود و مطرح می‌شود ولی من همه این‌ها را کنار گذاشتم. چیزهایی هم وجود دارد که گاه روایت را منشق می‌کند. به‌عنوان نمونه وقتی شما تردید می‌کنید روز عاشورا جمعه بوده یا دوشنبه بوده یا شنبه بوده است کم کم آدمی حس می‌کند دچار دوبینی شده و تصویر را واضح نمی‌بیند. این موارد را هم من حذف کردم و چشمم را بر آنها بستم. من مواجه شدم با مواردی که به فراخور عاشورا دارد به آنها پرداخته می‌شود. مثلاً در نفس المهموم ما می‌بینیم که امام یا لشکر مقابل یک بیت شعر دارند و بعد مولف یا مترجم رفته و آن شعر را ریشه‌یابی کرده و گفته است این بیت را فلان فرد در فلان موضع جنگی بیان کرده است. این ربطی به حادثه ندارد. بنابراین حذفش کردم. ما در زمینه عاشورا گویی که امام حسین را چیزی بیش از آنچه هر آدمی دارد می‌بینیم. این به هیچ وجه بد نیست ولی حجابی جلوی چشم ما ایجاد می‌کند. من اگر امام حسین را فردی ببینم که علیه ظلم شورید دیگر همیشه او را مجاهد می‌بینم. مجاهد نبود؟ معلوم است که بود ولی با فیلتر مجاهد به سراغ امام حسین(ع) اگر برویم آنجا که او به حر می‌گوید دلیل آمدن من تقاضای شما بود و اگر پشیمان شده‌اید من برمی‌گردم را یواش‌تر نقل می‌کنیم. اگر فیلترها کنار برود کم کم من با خود واقعه مماس می‌شوم و بعد واقعه تن و روح من را هم زخمی می‌کند.   آقای طاووسی ما به تفصیل درباره رویکرد بازسازی مقاتل صحبت کردیم. کتاب آه و مواردی از این دست بازخوانی مقتل محسوب می‌شوند و رویکردی تازه در این زمینه محسوب می‌شوند. درباره این رویکرد تازه و به‌طور ویژه کتاب آه هم اگر صحبت کنید ممنون می‌شوم. طاووسی مسرور: من قبل از صحبت درباره موضوعی که فرمودید می‌خواستم یک نکته درباره سخنان آقای حجازی بگویم. راوی ممکن است بر اساس عاطفه و محبتی که به امام حسین (ع) دارد یک سری چیزها را نگوید؛ مثلا شما حاضرید یکسری از جزئیات شهادت امام(ع) و خانواده‌اش را بیان نکنید اما برخی از راویان می‌گفتند و ملاحظه نمی‌کردند. من یک موضوع جالبی را در تاریخ می‌خواندم. سیوطی وقتی به دوره یزید می‌رسد اساسا واقعه عاشورا را نقل نمی‌کند. نه اینکه بخواهد آن را حذف کند بلکه می‌گوید امام حسین(ع)  کسی است که اصلا قلب من نمی‌کشد روایتش را بگویم و می‌گوید: «انالله و انا الیه راجعون» و سریعا به سراغ خلیفه بعدی می‌رود چون او در خودش نمی‌دیده که درباره عاشورا بنویسد با اینکه 300 کتاب دارد. کتاب آه و امثال این کتاب که البته کم هم هستند باید بگویم این‌ها نیاز و خدمت به میراث و تراث ماست. اکنون اگر کسی به من مراجعه کند و برای آشنایی با واقعه کربلا منبعی بخواهد من به عنوان نمونه دمع‎السجوم آقای شعرانی را معرفی نمی‌کنم. چرا که مخاطب نمی‌تواند با چنین اثری ارتباط بگیرد. اصلا اسم کتاب را نمی‌تواند درک کند که به چه معناست. علامه شعرانی کسی است که آیت‌الله حسن زاده شاگرد او بوده. آقای اسفندیاری می‌گوید همان‌طور که مراجع تقلید داریم مراجع تحقیق هم داریم. شعرانی مرجع تحقیق است اما چند درصد از مردم می‌توانند با ترجمه شعرانی ارتباط بگیرند؟ حالا این را مقایسه کنید که چند درصد مردم می‌توانند با کتاب آه ارتباط بگیرند؟ این نشان می‌دهد که این کتاب چه جایگاهی دارد. حتی ترجمه آقای پورکمره‌ای هم همین طور است. چون هر کدام به مقتضیات زمان خودشان شکل گرفته‌اند. شما اگر کاشی‌کاری‌های کاخ گلستان را در سطح شهر اجرا کنید برای مردم مسخره است چون آن سبک معماری قاجاری است و در آن زمان قابل اعتنا بوده و حالا با ذائقه مردم همخوان نیست. من کتابی مانند فیض الدموم را می‌خوانم و لذت می‌برم. ولی خیلی‌ها استقبال نمی‌کنند و واژه‌های مسجع و رنگارنگ در این متن را نمی‌پسندند. ما باید متون را به آن چیزی که برای امروز قابل استفاده است تصحیح کنیم نه اینکه خرابش کنیم. به گمان من یاسین حجازی از پس این کار برآمده است. اما بعضی وقت‌ها برخی متن را خراب می‌کنند. اکنون بی‌شمار ترجمه از لهوف وجود دارد. خود متن عربی این کتاب تحریف شده است و ده‌ها لهوف داریم. آقای مصطفی صادقی این کتاب را بر اساس 57 نسخه خطی تصحیح کرده است. من اگر بخواهم کتابی را تصحیح کنم دلیلی نمی‌بینم همه نسخ را ببینم نهایتا به پنج نسخه اکتفا کنم اما ایشان چون می‌خواسته متن اصلی را از افزوده‌ها تشخیص دهد این کار را کرده است. بنابراین امثال این کار لازم است و باید انجام شود. همین مقاتلی که امروز ترجمه شده و بعضا مترجمان هم افراد بزرگی بودند باز می‌بینیم که ترجمه‌ها در بین مردم جا نیافتاده است. آقای مهدوی دامغانی فرد کمی نیست اما ترجمه ایشان از مقتل امام حسین(ع) در طبقات ابن سعد را چه کسی می‌خواند؟ به نظر من ایشان برای محققان ترجمه کرده و هدفش ارائه اثر به مخاطب عام نبوده است. تاریخ طبری را مرحوم ابوالقاسم پاینده ترجمه کرده و بعضی‌ جاها که نمی‌توانسته را هم ترجمه نکرده است. این کتاب ترجمه دیگری هم ندارد. مقتل خوارزمی از بهترین مقاتل است با اینکه نویسنده اهل سنت است این مقتل هم ترجمه درخور ندارد. ما متاسفانه اصلا ترجمه نداریم و عقب هستیم.   پس علاوه بر بازخوانی و بازسازی یکی از مسائل ما در مقوله ترجمه است و در این مورد هم نیازمند اهتمام هستیم. طاووسی مسرور: بله. کتاب‌هایی هست که متن عربی و ترجمه فارسی‌شان چاپ می‌شود و شما می‌بینید که یک چیزهایی در فارسی هست ولی در عربی نیست یا بالعکس و تعجب می‌کنید. یا مثلاً سوء تعبیراتی می‌شود که عجیب است. مثلا شاخه نخل را آتش می‌زنند که ببینند مسلم کجاست. این را ترجمه کردند که شاخه نخل را آتش زدند از بالای سقف انداختند توی مسجد که افراد بیرون بیایند. در حالیکه اصلا آن موقع بحث مسجد مطرح نبوده و احتمالا پیش‌فرض مترجم این بوده که مسلم در مسجد است و این‌ها هم در مسجد دنبال او بوده‌اند. در حالی که اساسا در روایت اصلی مسجدی وجود ندارد. منظور این است که ترجمه‌ها مشکل‌دار است و آنهایی هم که خوب است دست مردم نیست و برای آنها نوشته نشده است.   با این همه اراده و اهتمام به امام حسین(ع) چرا دست ما در ترجمه و بازنگری مقاتل خالی است؟ طاووسی مسرور: ما حوصله کارهای جدی نداریم و به همین دلیل دنبال کارهای تکراری افتاده‌ایم. به همین دلیل کتاب‌هایی می‌بینیم که مولف 10 جلد درباره مسلم بن عقیل نوشته و تمامی منابع درباره مسلم را در آن کتاب کپی کرده است. این کتاب به چه دردی می‌خورد؟ در لوح فشرده تخصصی این حوزه این متون هست. کتاب دیگری درباره مجموعه مقاتل کهن نگاشته شده و مولف از روی سی‌دی نور چند متن را کپی کرده و می‌فروشد. پس کار جدی نمی‌کنیم. البته کارهای خوبی هم شده است مثل کار آقای صادقی  که ذکر کردم و کتاب سال عاشورا هم شد یا مثلاً کتاب آقای هدایت‌پناه با نام بازتاب تفکر عثمانی در کربلا. اما حجم کارهای بی‌کیفیت از نظر کمی زیاد است. این درد عمومی است. شما اگر توانستید یک کتاب سیره فرهنگی، اجتماعی و حتی سیره سیاسی بنویسید کار درستی کردید. ما درباره امام باقر(ع) حتی یک کتاب خوب هم نداریم! ما به ترجمه کتاب خانم ارزینا لالانی که اسماعیلی مذهب است و نخستین اندیشه‌های شیعی، تعالیم امام محمد باقر(ع) نام دارد در کتاب سال ولایت جایزه می‌دهیم اما تالیف چیزی نداریم. درباره امام جواد(ع) یک کتاب خوب هم نداریم. بعد می‌گویند چه چیزی درباره ایشان بگوییم وقتی 25 سال بیشتر عمر نکرده است؟ در حالیکه 220 روایت از 120 راوی درباره ایشان موجود است و همین ها را می‌شود تحلیل کرد. استاد من آقای احمد پاکتچی در سخنرانی‌ای شرایط زمانه امام جواد(ع)  را از منظرهای مختلف تحلیل کردند و گفتند ایشان در این شرایط شیعه را حفظ کرد و خاتمه کلام. ایشان نشان داد روایتی از حضرت امام جواد (ع) است در نهی مجسمه سازی و وقتی شرایط را بررسی می‌کنیم می‌بینیم در آن زمان بزرگترین مقام مسیحی مذهب بیزانس شمایل‌گرا بوده و این به جهان اسلام سرایت می‌کند و در نهایت به همین دلیل امام جواد(ع)  آنها را نهی می‌کند. این در حالی است که در روایت فقهی نهی ایشان آمده و دلایل این کار نیامده است. ما چه کردیم برای امام جواد(ع). در برخی عرصه‌ها مثل عاشورا و حضرت علی(ع) هم این کم‌کاری بیشتر به چشم می‌آید. ولی در همه عرصه‌ها کم کار کرده‌ایم.   آقای حجازی شما کتاب‌های قاف و آه را برای بازخوانی سرگذشت ائمه نوشتید. کار جدیدی در این زمینه دارید و این برایتان به عنوان پروژه تعریف شده است؟ حجازی: این برای من یک پروژه است ولی کسی برایم آن را تعریف نکرده است. غالبا این گمانه وجود دارد که جایی هست که به من کمک می‌کند اما این طور نیست. شخصیت‌هایی که در مرز طبیعت و ماورای طبیعت ایستاده‌اند برای من جذاب‌ترین شخصیت‌های داستانی هستند. داستان به معنای تماشای آدمیزاد به مثابه یک شخصیت داستانی نه به معنای داستان با همه عرض و طول‌هایش که می‌تواند جنبه افسانه‌ای هم پیدا کند. یکی از شخصیت‌هایی را که بیشتر دوست دارم لوط نبی است او در نقطه‌ای ایستاده است که به خانه‌اش هم کروبیان می‌آیند و هم انسان‌های مخبط. زنی که هم بستر اوست آدمی است که هم نظر و هم کیش او نیست. این شخصیت در چهارراه حوادث ایستاده است. تعارض یک آدمیزاد را در این شخصیت می‌توانید ببینید و اساسا شخصیت دوست داشتنی است و انسان خواهانش است. پیشوای سوم شعیان هم به گمان من در چهارراه حوادث ایستاده است و از کوران حوادثی بیرون آمده و به سوی طوفانی از حوادث می‌رود. در واقعه این شخصیت در نقطه عدم تعادل ایستاده که به قول داستان نویسان قصه از آنجا آغاز می‌شود. من اصولا شخصیت‌هایی از این دست را دوست دارم و طرح‌هایی هم در این زمینه دارم ولی چندان مایل نیستم تا زمانی که کتاب بیرون نیامده درباره آن صحبت کنم. ولی کار بعدی من هم درباره آدم‌هایی است که در مرز طبیعت و ماوراء ایستاده‌اند.   آقای طاووسی مسرور ممنون می‌شوم اگر شما هم درباره کارهایی که در حوزه عاشوراپژوهی در دست دارید توضیح دهید. طاووسی مسرور: من هم دارم این مسیر را ادامه می‎دهم و در حال حاضر روی برخی مقاتل کهن مشخصاً مربوط به قرون یک تا سه مشغول کار هستم. کار تحقیقی و پژوهشی درباره نوع نگاه نگارندگان و تفاوت‌ها و هم‌پوشانی‌های میان آنها و منابع آنها در دستور کار من است و امیدوارم انشاالله بتوانم این پژوهش را به سرانجام برسانم. ]]> دین‌ Tue, 10 Sep 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280540/مواجهه-بی-واسطه-واقعه-عاشورا-تن-روح-زخمی-می-کند راز گمنام ماندن صوفی تنها/تاثیر پذیری ابن‌عربی و آدونیس از ساختار زبانی نِفَّری http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280498/راز-گمنام-ماندن-صوفی-تنها-تاثیر-پذیری-ابن-عربی-آدونیس-ساختار-زبانی-ن-ف-ری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری یکی از چهره‌های رازآلود در تاریخ عرفان تمدن اسلامی است. او به روایتی در نیمه نخست قرن چهارم هجری در روستای نِفّر در عراق کنونی می‌زیسته است. نِفَّری به دلیل آنکه قائم به خود بود و مستقل از فرق صوفیه، هیچگاه شهرت چندانی کسب نکرد تا اینکه دو قرن پس از او شیخ اکبر محی الدین یادی می‌کند. تنها کتاب او «مواقف و مخاطبات» است که هیچگاه در طول قرون متمادی به طور کامل به فارسی ترجمه و شرح نشد. تا اینکه ترجمه فارسی کامل این کتاب برای نخستین بار در سال گذشته (۱۳۹۷) به قلم امیرحسین اللهیاری توسط نشر مولی در دسترس مخاطبان قرار گرفت. چندی است که چاپ دوم این کتاب نیز با شمارگان ۵۲۰ نسخه، ۲۱۰ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان منتشر شده است. اللهیاری مترجم این کتاب که مقدمه‌ای خواندنی نیز بر آن نوشته در گفت‌وگو با «ایبنا» اشاره کرد: «مواقف و مخاطبات» تنها کتاب محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری است و زندگی او خود یک داستان عجیب و غریب است. او هم‌عصر منصور حلاج است. حلاج نیز از چهره‌های عجیب در تاریخ تمدن اسلامی است. او به فنون مختلف عرفان آگاه بود و با مسافرت به کشورهای مختلف و متفاوت دانش عظیمی نسبت به وجوه متفاوت عرفان پیدا کرد. به عنوان مثال او مسافرتی به هند کرد و با انجام ریاضت‌های گوناگون به معجزات و کراماتی دست یافت. مساله اعدام حلاج وی افزود: حلاج عادت داشت تا به هر مساله و هر حوزه‌ای ورود پیدا کند. می‌توان به برداشت‌های وحدت وجودی از لفظ «انا الحق» او تشکیک وارد کرد، چرا که در سطوحی پایین‌تر مثلا یکی از یاران خود را مدام موسی خطاب می‌کرد و دیگری را عیسی و نوح و... اللهیاری ادامه داد: حلاج رویکردی فراشریعتی داشت و به ظواهر دین اعتنای چندانی نمی‌کرد. به همین دلیل نیز یارانش بسیار زیاد شدند و همین باعث شد تا خلیفه احساس خطر کند. البته شخص خلیفه قصد نداشت به موضوع حلاج ورود پیدا کند و اختیار کامل را به وزیرش داد. وزیر نیز به سراغ جنید بغدادی رفت و فتوای کشتن حلاج و یارانش را گرفت. در آن روز کذا، هم منصور حلاج را کشتند و هم یارانش را. بنابراین بر خلاف این رای مشهور، حلاج به تنهایی اعدام نشد. این مترجم همچنین با اشاره به این نکته که پس از اعدام حلاج فضای فرهنگی دچار جو امنیتی شد، گفت: اعدام صوفی مهمی چون حلاج اثر عجیبی گذاشت. شیوه اعدام او نیز شدید بود. می‌دانیم که حلاج را ابتدا دست و پا بریدند و بعد به دارش زدند و در ادامه جنازه‌اش را سوزاندند و خاکسترش را در رود ریختند. همین باعث شد تا جو امنیتی شدیدی بر فضا حاکم شود. در همین وضعیت متفکری با یک اختلاف سنی نسبت به حلاج ظهور پیدا می‌کند به اسم محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری. او در «نیپور» یکی از شهرهای مرزی در عراق کنونی (نزدیک مرز ایران) به دنیا آمد. نِفَّر معرب نیپور است. پرده پوشی نِفَّری و دلیل ناشناس ماندنش اللهیاری در بخش دیگری از این گفت‌وگو به ضرورت پرده پوشی توسط صوفیان پس از ماجرای کشتن حسین بن منصور حلاج اشاره کرد و ادامه داد: قاعدتا کسی مثل نِفَّری نیز در آن وضعیت نمی‌توانست اعتقادات و عقاید خود را به روشنی بیان کند. مترجم «کتاب مواقف و مخاطبات» در ادامه درباره ناشناس ماندن نِفَّری چنین گفت: یک علت ناشناس ماندنش این است که در دوره اختناق پس از کشته شدن حلاج زیست کرد. دلیل دیگر این است که او مکتب قائم به خودش را داشت و از هیچ طریقت یا پیر خاصی پیروی نمی‌کرد که توسط آنها تبلیغ شود. اللهیاری ادامه داد: ساختار «کتاب مواقف و مخاطبات» نیز خاص است. مواقف دارای ۷۷ موقف است. وقفه حالتی است که در آن نِفَّری ادعا می‌کند که بی‌واسطه در معرض الهام الهی قرار گرفته و این ادعایی است همتای وحی. یعنی نِفَّری ادعا کرده که خداوند به او وحی کرده است و به همین دلیل نمی‌توانست این سخنان را به روشنی و به طور مستقیم بیان کند. اگر به روشنی می‌گفت که بر من وحی شده، به یقین مانند حلاج اعدام می‌شد. ابن عربی تحت تاثیر نِفَّری بود اللهیاری در بخش دیگری از این گفت‌وگو به مفهوم وحی و جایگاه آن در کتب مقدس و ادیان ابراهیمی پرداخت و اظهار کرد: بر اساس کتب مقدس در ادیان ابراهیمی مفهوم وحی صرفا اختصاص به پیامبر اسلام دارد و بر همین مبنا شاید بتوان گفت که هیچ پیامبری جز پیامبر مکرم اسلام (ص)، داعیه آسمانی بودن و داشتن ارتباط وحیانی نداشته است. به عنوان مثال انجیل کتاب آسمانی نیست چرا که صرفا دو دسته مطالب دارد؛ نخست روایات حواریون و دیگر مطالبی که از تورات استخراج شده است. نخستین انجیل نیز ۲۰۰ سال پس از حضرت مسیح (ع) نوشته شده، بنابراین نمی‌تواند آسمانی باشد. تورات نیز هیچگاه ادعای وحی بودن را نداشته است. مترجم کتاب «گاه ناچیزی مرگ» اثر محمد حسن علوان گفت: نِفَّری مستقیما به وحی بودن کتاب خود اشاره کرد اما نتوانسته آن را ابراز کند. بنابراین او ناشناس ماند و نخستین کسی که حدود سه قرن پس از او اشاره کرد که چنین کتاب و چنین شخص متفکری وجود داشته، ابن عربی است. او در «فتوحات مکیه» نفری و کتابش را معرفی کرده و می‌توان گفت که از او الهام هم گرفته است. اللهیاری همچنین درباره تاثیرپذیری ابن عربی از نِفَّری نیز اشاره کرد: من آثار ابن عربی و آثار درباره او را نیز ترجمه کرده‌ام و به همین دلیل نیز به تاثیر گرفتن او از نِفَّری رسیده‌ام. ابن عربی در خیال پردازی و همچنین بیان گفتارهای عجیب به نِفَّری نظر داشته است. به عنوان مثال نِفَّری چنین گفته که «هو التی هی». این جمله در ظاهر با قواعد دستوری زبان عربی جور درنمی‌آید. چون «هو» ضمیر اشاره به مذکر است و التی و هی مونث‌اند! اما نِفَّری در اصل با اشاره به صفت آفریدگاری خداوند گفته که او (یعنی خداوند) دارای صفت تانیث است. ابن عربی از این سخن بهره برده و در رساله «لایعوّل علیه» خود گفته «به مکانی که قابلیت تانیث نداشته باشد، یا به عبارتی زنانگی نداشته باشد، اعتماد نکن.» این مفهوم را ابن عربی از نِفَّری گرفته اما به هر حال بیانش در آن دوران جراتی می‌خواست. این مترجم درک کلام نِفَّری را نیز سخت خواند و گفت: واقعا فهم «کتاب مواقف و مخاطبات» مشکل است و در بسیاری از موارد با اصول و موازین شریعت نمی‌خواند. اما جالب اینجاست که او در بخش مخاطبات درباره مهدویت حرف زده است. دیدگاه‌های نِفَّری درباره مهدویت مورد اقتباس ابن عربی هم قرار گرفت. نکته مشکل‌زا اما اینجاست که در شارح مواقف در طول تاریخ تنها یک نفر بود: عفیف‌الدین تلمسانی. اللهیاری اضافه کرد: نِفَّری آنقدر گمنام بود که تلمسانی که شارح اثر اوست، گفته مکان مرگ او در حوالی رود نیل است. در مواقف گفته است که نِفَّری در نیل مصر درگذشت و این نیل مصر جایی است نزدیک نیپور در عراق و تلمسانی این نکته را متوجه نشده و مکان مرگ او را در مصر ذکر کرده است. مترجم «الکتاب» آدونیس نکات جالب دیگر درباره نِفَّری را به این شرح بیان کرد: پس از ابن عربی باز هیچکس از نِفَّری حرفی نزد تا اینکه حدود ۶۰ سال پیش یک کشیش لبنانی به اسم پل نویا که در دانشگاه‌های لبنان به تدریس فلسفه اشتغال داشت، نام او را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. نویا از نظر زبانی نِفَّری را سرآمد سخن پردازان در طول تاریخ می‌داند. جالب اینجاست، آدونیس که شاگرد نویا بود از طریق او با نِفَّری آشنا شد و در زبان شعری بیشترین تاثیر را از او گرفت. مواقف و مخاطبات به قلم خود نِفَّری نیست اللهیاری در بخش دیگری از این گفت‌وگو کاتب «کتاب مواقف و مخاطبات» را کسی غیر از نِفَّری عنوان کرد و گفت: نِفَّری با دست خودش مواقف را ننوشت. به یک روایت خواهرزاده‌اش و به روایتی دیگر پسر دخترش، همیشه همراه او بود و در حالت‌های الهام سخنانش را می‌نوشت که با توجه به سبک زندگی نِفَّری می‌توان گفت که روایت همراه بودن خواهرزاده درست‌تر است. وی افزود: اگر قائل به الهام شویم، وقتی نِفَّری در پرتو الهامات وحیانی قرار می‌گرفت سخنانش نوشته می‌شد و اگر به چیز دیگری قائل باشم می‌توان گفت که وقتی او در ساحت اختلالات روانی و حالتی شبه اسکیزوفرنیک قرار می‌گرفت و مواقف را می‌خواند، خواهرزاده‌اش آنها را یادداشت می‌کرد. اللهیاری ادامه داد: از ۲۰ سال پیش به صورت جسته و گریخته ترجمه‌های مختصری از «کتاب مواقف و مخاطبات» منتشر شده است. اما رویکرد مترجمان معرفی و برگردان یک اثر معنوی بود و هیچکس در ترجمه به جنبه‌های زبانی و رویکردهای زبان شناختی این اثر توجهی نداشت. من نیز پس از خواندن و ترجمه آثار آدونیس و آشنایی با آرای پل نویا، به این نتیجه رسیدم که باید این متن را ترجمه کنم. واقعا جای خالی آن در میان کتاب‌های فارسی به چشم می‌خورد. امیدوارم که شرح و تعلیقات من گره از خلاقیت‌ها و بازی‌های زبانی نِفَّری باز کرده باشد. درباره مترجم امیرحسین اللهیاری پزشک است. او بر ادبیات کهن عرب، حکمت اسلامی و ادبیات معاصر عرب احاطه دارد. از دیگر کتاب‌های منتشر شده او می‌توان به ترجمه رمان «گاه ناچیزی مرگ» نوشته محمد حسن علوان، ترجمه «الکتاب» ادونیس (در سه جلد که مهم‌ترین مجموعه شعر ۱۰۰ سال اخیر عرب است)، «شرح گل سوری» ترجمه مجموعه مقالاتی مهم درباره ادونیس، مجموعه شعر «عقاب قله یوشان»، مجموعه غزل «پری خوانی»، ترجمه حیدربابای شهریار به شعر فارسی به نام «سلام بر حیدر بابا»، «بررسی ابعاد چهارگانه سلامت از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت در شاهنامه فردوسی» (تز پایان‌نامه دکتری نویسنده است که در قالب کتاب نیز منتشر شد)، «چشم‌های قهوه‌ای تو» و «تنها این را برای تو نوشته‌ام مریم» اشاره کرد. ]]> علوم انسانی Mon, 09 Sep 2019 05:30:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280498/راز-گمنام-ماندن-صوفی-تنها-تاثیر-پذیری-ابن-عربی-آدونیس-ساختار-زبانی-ن-ف-ری در بازیابی نخستین روایت‌های مکتوب از واقعه عاشورا سستی کرده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280438/بازیابی-نخستین-روایت-های-مکتوب-واقعه-عاشورا-سستی-کرده-ایم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مقتل‌نگاری شیوه‌ای رایج برای انتقال رخدادهای مرتبط با واقعه عاشورا، در طول تاریخ اسلام بوده است. در این میزگرد که با حضور سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ تشیع و یاسین حجازی نویسنده «کتاب آه؛ بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهما السلام» برگزار شد، مقوله بازسازی، بازخوانی و ترجمه مقاتل در دوران معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در بخش اول میزگرد، طاووسی مسرور ضمن ارائه تاریخچه‌ای از مقتل‌نگاری، به معرفی اولین مقاتل می‌پردازد و درباره مقوله بازسازی مقاتل در سال‌های اخیر و تفاوت آن با رویکرد سنتی بازسازی مقاتل سخن می‌گوید. یاسین حجازی هم از دغدغه‌هایی گفته که باعث شد به سراغ بازخوانی مقتل نَفَس‌المهموم برود. آقای طاووسی مسرور، آیا برای ما مشخص است که روند ثبت واقعه کربلا به چه شکل بوده است؟ نخستین مقتلی که به نوعی به دستمان رسیده به ابو مخنف تعلق دارد. این اثر تا چه میزان قابل اعتماد و اطمینان است؟ طاووسی مسرور: یک قول شایع این است که نخستین مقتل‌نویس ابومخنف بوده و او هم متوفی به سال 157 است. پس صد سال با واقعه عاشورا فاصله داشته است. بر این پایه می‌گویند چون فاصله زیست ابومخنف با واقعه عاشورا صد سال بوده سندیت حرف‌های او و از اساس مسئله ثبت واقعه زیر سوال است. در صورتی که ابومخنف در حدود سال 116 کتاب خود را نوشته و نکته دیگر اینکه از اساس این سخن که ابومخنف اولین مقتل‌نویس است، قول غلطی است. ما مقتلی داریم از «قاسم ابن اصبغ ابن نباته» که شیخ طوسی به اشتباه آن را به خود «اسبق» نسبت داده ولی با توجه به اینکه در متونی مانند تاریخ طبری از قاسم ابن اصبغ روایاتی نقل شده و مرجع آن روایات از زبان قاسم هم پدرش نیست، می‌توانیم بگوئیم شیخ طوسی در این زمینه اشتباه کرده است. تنها مقتل پیش از ابومخنف هم کتاب قاسم ابن اصبغ نبوده است. من در کتابی که درباره «جابر جعفی» نوشتم و در سال 1389 منتشر شده ذکر کرده‌ام که جابر جعفی مقتل‌الحسین داشته است. جابر جعفی متوفی به سال 128 ه. ق. است. مقاتل قاسم ابن اصبغ و جابر جعفی نخستین مقاتل مکتوب هستند و نکته مهم در این میان این است که ابومخنف شاگرد جابر جعفی بوده است. اخیراً هم آقای رسول جعفریان که استاد عزیز من هستند، مقتلی را از «حصین ابن عبدالرحمان» احیاء و بازسازی کرده و هر چه نقل از این فرد وجود داشته را جمع‌آوری کرده است. نکته جالب این است که حصین ابن عبدالرحمان در زمان واقع عاشورا 43 ساله بوده و در کوفه می‌زیسته است. حصین ابن عبدالرحمان با یک واسطه واقعه کربلا را شنیده و ثبت کرده و اوضاع کوفه را هم به عنوان شاهد عینی ثبت و نقل کرده است.   آنچه که ما در این گفت‌وگو بر آن تمرکز داریم نوع رویکرد پژوهشگران معاصر ما نسبت به مقاتل و از اساس ثبت واقعه عاشوراست. یکی از این رویکردها همین مورد بازسازی مقاتل است که به یک نمونه‌اش اشاره کردید. نمونه‌های دیگری نظیر بازسازی مقتل ابی‌مخنف توسط آقای یوسفی غروی هم در دسترس ماست. آقای طاووسی مسرور، روند این بازسازی مقاتل چگونه است و این شیوه از مواجهه با متون گذشتگان از منظر روش‌شناختی چه منطقی دارد؟ طاووسی مسرور: در برخورد با متون کهن ما با نسخه خطی مواجه هستیم و آن نسخه یا نسخ باقی مانده از متن را تصحیح و منتشر می‌کنیم. اما در مورد اکثر متون کهن که ما از نوشته شدن آنها مطلع هستیم، نسخه خطی شناخته شده‌ای وجود ندارد. به عنوان نمونه جابر جعفی که در پاسخ به سوال پیشین شما درباره‌اش سخن گفتم 10 کتاب داشته است که از این 10 کتاب، هفت کتاب تاریخی بوده است. ایشان مقتل امیرالمومنین، مقتل‌الحسین (ع)، کتاب الصفین، کتاب الجمل، کتاب النهروان و... را نوشته و هیچ کدام از این کتاب‌ها باقی نمانده است اما روایت‌های قابل توجهی از این آثار در کتاب‌های شیعه، اهل تسنن، زیدی، اسماعیلی و... می‌توانیم بیابیم. می‌شود با منطق خاصی این روایت‌ها را از این آثار استخراج کرد و بعد آنها را مرتب و مدون کرد و آن وقت می‌شود ادعا کرد که ما بخش قابل توجهی از کتاب را داریم. در این موارد ما هیچ وقت نمی‌توانیم یقین حاصل کنیم که همه کتاب را داریم. مثلاً در مورد همین مقتل ابومخنف که آقای یوسفی غروی آن را بازسازی کرده است ما نمی‌توانیم قسم بخوریم که این همان متن مقتل ابومخنف است. این کتاب برگرفته از نقلیات طبری، ابوالفرج اصفهانی و هشام کلبی از ابومخنف است. نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که تمام کتاب ابومخنف برای ما نقل شده است ولی با اطمینان قابل توجهی می‌توانیم بگوییم که اکثر مطالب آن کتاب نقل شده است چرا که متن، منسجم و قابل توجه است. به گمان من بازسازی مقاتل امری ضروری است. همین مقتلی که آقای جعفریان بازسازی کرده و در نشریه «آینه پژوهش» منتشر شده نمونه‌ای از ضرورت پرداختن به این مقوله بود.   حجازی: این مقتل از اساس دیده نشده و مورد توجه قرار نگرفته است.   طاووسی مسرور: بله. متاسفانه همین‌طور است. کارهایی از این دست اولاً بسیار کم انجام می‌شود و ثانیاً وقتی انجام می‌شود هم به خوبی دیده نمی‌شود. فردی در ترکیه مقاله‌ای نوشته است درباره مقتل جابر جعفی و پرسشش این بوده چرا به این مقتل که اقدم مقاتل است توجهی نمی‌‎شود؟ پاسخ این است که باید این مقتل بازسازی و چاپ شود تا اولین گام در مسیر توجه به آن برداشته شود. ولی ما در همان گام اول هم چندان درست حرکت نکرده‌ایم. من چون درباره شخصیت جابر جعفی کار کرده‌ام، در صورت توفیق، کار بازسازی مقتل او را انجام می‌دهم ولی مسئله این است که تا کنون کاری درباره او نشده است. یا مثلاً «نصر ابن مزاحم منقری» صاحب کتاب وقعه‌الصفین هم مقتل‌الحسین داشته و مقتل جابر جعفی از منابع مقتل نصر بوده است. این کتاب هم چاپ نشده است. از اساس هیچ کدام از مقاتل کهن غیر از مقتل ابومخنف و مقتل چند صفحه‌ای که آقای جعفریان بازسازی کرده‌اند منتشر نشده است. این امری است که باید به آن توجه شود و این آثار باید بازسازی و احیا شوند.   سعید طاووسی مسرور   برآوردی از تعداد این مقاتل که می‌شود آنها را مقاتل کهن نامید دارید؟ طاووسی مسرور: در پنج قرن اول تعداد مقاتل به هیچ وجه کم نیست. آمار دقیق را من در رساله دکتری‌ام ذکر کرده‌ام ولی در حال حاضر و به شکل فی‌البداهه می‌توانم بگویم تعداد آنها به شصت تا هفتاد عنوان بالغ می‌شود. من دوستی دارم به نام محمدجواد یاوری که در مقاله‌ای مقاتل شیعه از قرن یک تا پنج را معرفی کرده است. برای آمار دقیق می‌توان به آن مقاله مراجعه کرد اما قطعا تعداد این مقاتل کم نیست، اما نکته مهم این است که هر مقتل کهن قابل بازسازی نیست. به این دلیل که از بسیاری از مقاتل منقولاتی برای ما باقی نمانده است. از همین مقتل قاسم ابن اصبغ که درباره‌اش صحبت کردم فکر نمی‌کنم در مجموع بیش از ده روایت برای ما باقی مانده باشد ولی 10 روایت مهم و کلیدی از این کتاب باقی مانده است. می‌شود گفت هر مقتل کهنی قابل بازسازی نیست ولی تا آن میزان که قابل بازسازی بوده هم ما گام‌های محدودی برداشته‌ایم. این بازسازی به مقاتل کهن هم محدود نمی‌شود. کارهای بسیاری می‌شود درباره رویکرد قدما نسبت به واقعه عاشورا می‌شود انجام داد که به اندازه کافی مورد توجه نبوده‌اند. من دفتری دارم که در آن ایده‌های تحقیقاتی‌ام را می‌نویسم. یکی از این ایده‌ها به عنوان نمونه گردآوری آثار مکتوب علما درباره امام حسین(ع) است. من روی ملا احمد نراقی که متمرکز شدم مشاهده کردم ایشان برای امام حسین(ع) هم در مثنوی طاقدیس شعر گفته است و هم در کتب فقهی و روایی و دیگر آثارش به هر بهانه‌ای از امام حسین(ع) سخن گفته است. اگر این مطالب استخراج و تدوین شود می‌شود امام حسین (ع) در اندیشه ملا احمد نراقی را بازسازی و شناسایی کرد. درباره تک تک علمای بزرگ ما این امکان وجود دارد. یک مثال دیگر هم از کارهای کمتر شناخته شده‌ای که درباره عاشورا شده است بزنم. علامه امینی کتابی دارد به نام «ثمرات الاسفار الی الاقطار» که به تکمله الغدیر هم معروف است. ایشان برای گردآوری این کتاب به هند، سوریه، مصر، عربستان و کشورهای دیگر سفر کرده‌اند و نسخ خطی را مشاهده و جمع‌آوری کرده است. در حال حاضر می‌شود بر مبنای این کتاب مقتل علامه امینی بر مبنای روایت‌های اهل سنت را گردآوری و ترجمه کنیم. نکته جالب این است که تعداد قابل توجهی که علامه امینی دیده و در این کتاب به آنها پرداخته است، هنوز هم خطی هستند. یکی از آسیب‌های عاشوراپژوهی ما این است که بسیاری از کارهایی که در این زمینه می‌شود انجام داد را از اساس فراموش کرده‌ایم.   آقای حجازی شما به‌عنوان فردی که از پایگاه ادبیات به مقوله عاشورا نگریسته‌اید، از منظری تازه، یکی از آن کارها که به قول آقای طاووسی مسرور فراموش شده بوده‌اند را انجام داده‌اید. یعنی بازخوانی یک مقتل. با چه دغدغه‌ای به سراغ چنین کاری رفتید؟ حجازی: مسئله‌ای که برای من دغدغه شد و شاید من را به کاوش داشت این بود که من به یک سوال جدی برخوردم. این سوال که هنوز فراوان هستند کسانی که علی‌رغم بسیارها که شنیده‌اند نمی‌دانند حسین(ع) پسر علی(ع) چگونه به قتل رسید. بر ذکر کردن اسامی به همین برهنگی و بدون هیچ لقبی تاکید دارم. این دغدغه من بود. من انسان عزلت‌گزیده‌ای هستم و چندان با آداب رفتن در مجالس و در اجتماع بودن آمیخته نیستم، و این البته حسنی محسوب نمی‌شود. شاید همین عزلت‌گزینی‌ام بود که باعث شد احساس کنم لازم است به خود واقعه مراجعه کنم تا بفهمم چه اتفاقی رخ داده است. بهتر است بگویم که من امام‌حسین(ع) را پیش از آنکه یک امام، پیشوا، مجاهد، تئوریسین یا یک مظلوم ببینم، یک آدمی‌زاد دیدم. آدمی‌زادی که قصه‌ای دارد. متاسفانه هنگامی که ما در ساحت عاشورا حرف می‌زنیم هر کلمه می‌تواند سویه‌ای زشت پیدا کند. به عنوان نمونه همین کلمه قصه که از دهان من بیرون آمد می‌تواند معنایی خلاف آنچه منظور من است به مخاطب القا کند. قصه در اینجا به معنای برساخته بودن، تخیلی بودن و بی‌پشتوانه بودن نیست. قصد من این است که بگویم با یک آدمی‌زاد طرف بودم. آدمی‌زاد به معنای فردی که درد می‌کشد و دیگر سائقه‌های انسانی را هم از خود بروز می‌دهد. ایده من این است که اگر خصوصیات انسانی را مورد عنایت قرار دهیم، امکان هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌ها فراهم‌تر می‌شود. در نگاه من اگر شخصیت آدمی‌زادی حسین پسر علی (روح من فدای هر دوی آنها) دیده شود، شاید سویه‌های نادیده‌ای از خود بروز دهد و برای رسیدن به چنین هدفی بود که به سراغ نوشتن کتاب آه رفتم.   برای رسیدن به چنین هدفی چرا کتاب نفس المهموم را برای بازخوانی انتخاب کردید؟ حجازی: چون نفس‌المهموم را کسی تالیف کرده است که خاتم‌المحدثین است. کافی است که لغت‌نامه دهخدا را باز کنید و ببینید که به چه کسی می‌گوید محدث. آن فرد عباس نام دارد و برآمده از شهر قم است. شیخ عباس قمی حدیث‌شناس است و بر اسناد دینی اشراف دارد. او در پی این بوده است که از اسنادی استفاده کند که در وثاقت آنها تردید نباشد. او همچنین به دلیل وجاهت علمی و سبقه محدثی اهل تعصب نیست. او در مقدمه کتابش می‌گوید من از همه منابع حتی آنها که عامه بود (یعنی آن چیزی که ما امروز به نام اهل تسنن می‌نامیم) ولی در وثاقت آنها نمی‌شد شک کرد و با سویه‌های جهان‌بینانه واقعه زاویه نداشت،  بهره بردم. شیخ عباس قمی فردی آزاده است و در نقل منابع دچار تعصب و گرایش نیست. خودش را درگیر عاطفه‌اش نمی‌سازد و نمی‌گوید من نمی‌توانم بپذیرم آدمی که من تا این میزان او را دوست دارم تعدادی محدودی از دشمنانش را کشته و تلاش نمی‌کند شجاعت آن کسی که دوستش دارد را در متن بارزتر کند و برای چنین کاری از اسناد غیرموثق بهره نمی‌برد. یاسین حجازی     پس به گمان شما روایت نفس‌المهموم از واقعه کربلا نزدیک‌تر به واقع بود. حجازی: بله بله. من با متنی مواجه شدم که واقعه را از دوربین‌های مختلف می‌بیند.   آقای طاووسی نفس‌المهموم را هم می‌شود نوعی از بازسازی مقتل دانست. تفاوت‌ها و شباهت‌های بازسازی مقاتل توسط گذشتگان ما با نوع بازسازی‌های مقاتلی که اکنون رخ می‌دهد چیست؟ طاووسی مسرور: نفس‌المهموم در واقع یک بازگشت است. بازگشت به چه چیزی؟ از قرن پنجم و ششم هجری قمری به بعد، جهان اسلام دچار دگرگونی‌هایی می‌شود و از جمله آنها شدیدتر شدن اختلافات مذهبی است. ما پس از این قرون حمله مغول و جنگ‌های تیمور را از سرمی‌گذرانیم و پس از این دوره فضای تصوف بر جهان ذهنی جوامع اسلامی حاکم می‌شود. من در رساله دکترای خود ذکر کرده‌ام که نام مقدس علی در بین اهل سنت قرن‌های اول تا پنجم از یزید هم کمتر استفاده شده در صورتی که در میان شیعیان پس از محمد و عبدالله سومین نام بوده و پس از آن نام احمد قرار دارد. البته شاید هم جای احمد و علی برعکس باشد و من حضور ذهن نداشته باشم. اما در قرون ششم تا دهم در بین اهل سنت نام علی سه بار مجموع نام سه خلیفه در بین اهل سنت استفاده شده است. این موضوع را دکتر شفیعی کدکنی در مقاله‌ای با نام جامعه‌شناسی نام‌ها اثبات کرده است. دلیل این تغییر رویکرد فراگیر شدن تصوف بوده است. در این بازه زمانی تحولاتی که در عرصه نقل حوادث عاشورا رخ می‌دهد این است که گزارش‌‎هایی با جزئیات بیشتر ارائه می‌شود. زبان حال با تاریخ مخلوط می‌شود و داستان‌هایی به تاریخ اضافه می‌شود. تعداد کشته‌ها را زیادتر از آنچه در متون پیش از قرن پنج ذکر شده بیان می‌کرده‌اند این روند وقتی به دوره قاجار می‌رسد جنبه تراژیک و مصیبت‌آمیز واقعه را بسیار پررنگ می‌کند و از اساس از نقل تاریخ فاصله می‌گیرد. شما هنگامی که به مقاتل این دوره نگاه کنید، مشاهده می‌کنید که در نام این مقاتل اشک و ناله به وفور یافته می‌شود. حتی مقاتل خوب این دوره مانند فیض‌الدموع همین رویکرد را دارند. هر چند که فیض‌الدموع مقتل خوبی است به فارسی که ترجمه لهوف است با افزوده‌هایی و قلم بسیار شیوایی دارد. اتفاقاتی که در دوره قاجار رخ می‌دهد و به تعبیری گزافه‌گویی‌هایی که در این دوره رایج می‌شود تا حدی پیش می‌رود که می‌گویند امام حسین(ع) سیصدهزار نفر را به درک واصل کرده است و وقتی که با این پرسش مواجه می‌شوند که چنین چیزی چگونه در 24 ساعت ممکن است می‌گویند روز عاشورا 72 ساعت بوده است! این متن مکتوب مقتلی به نام اسرارالشهاده است. شیخ عباس قمی در چنین شرایطی بود که نفس‌المهموم را خلق کرد. ایشان استادی به اسم میرزا حسین نوری معروف به محدث نوری داشته است. محدث نوری کتابی می‌نویسد به نام لوءلوء و مرجان که نقد رویکرد مقتل‌نویسی قاجاری بوده است. محدث نوری از کسانی است که در نقل روایت به شدت تسامح دارد و دامنه راوایاتی که صحیح می‌شناسد بسیار گسترده است. وقتی صدای چنین شخصیتی در می‌آید آدمی بیشتر شگفت‌زده می‌شود. زمانی کسانی مانند شاگردان آقای خویی و مثلاً مرحوم آصف محسنی که به تازگی درگذشت یک روایت را رد می‌کند، آن هنگام می‌شود گفت این افراد دایره روایت‌های صحیح را تنگ می‌گیرند، ولی وقتی محدث نوری به اعتراض برمی‌خیزد این موضوع قابل‌توجه‌تر می‌شود. کاری که شیخ عباس قمی در نفس‌المهموم انجام داده، تکمیل برنامه محدث نوری بوده است. قبر این دو نفر هم در نجف در کنار یکدیگر است. نکته جالبی که در نفس‌المهموم هست و به همین دلیل من آن را یک بازگشت می‌دانم این است که ایشان در مقدمه ذکر کرده‌اند که من فقط از منابع قرون یکم تا پنجم در نوشتن مقتل خود استفاده می‌کنم و از منابع بعدی به این خاطر که از واقعه دور شده‌اند و شفاهیات در آنها نفوذ کرده و احتمال تحریف بیشتر است استفاده نمی‌کنم. با این وضعیت شاید ما انتظار داشته باشیم با مقتلی پنجاه صفحه‌ای مواجه شویم ولی نفس‌المهموم یک کتاب حجیم است. شاید عده‌ای معتقد باشند ما اگر در شرح وقایع عاشورا بخواهیم از منابع معتبر استفاده کنیم چیزی برای روایت کردن باقی نمی‌ماند اما این‌گونه نیست و نفس‌المهموم با وجود بهره بردن از روایات صحیح حجمی قابل توجه از روایات را نقل کرده است و در حال حاضر نیز علمایی مانند آقای فاطمی‌نیا وقتی می‌خواهند برای عموم مخاطبان مقتلی را معرفی کنند، نفس‌المهموم را نام می‌برند. از ویژگی‌های نفس‌المهموم یکی هم این است که در زمان ما نوشته شده و اثری متاخر محسوب می‌شود. شیخ عباس قمی متوفی به سال 1319 شمسی است. بنابراین می‌شود این را گفت که نفس‌المهموم یک بازسازی محسوب می‌شود ولی یک بازگشت به منابع اصیل هم هست.   رویکرد شیخ عباس قمی با رویکردهای معاصرتر در زمینه بازسازی مقاتل چه نسبتی دارد؟ طاووسی مسرور: فرق کارهای معاصر نظیر آنچه آقای جعفریان یا آقای یوسفی غروی و دیگران انجام داده‌اند با کاری مانند نفس‌المهموم این است که پژوهشگرانی که نامشان ذکر شد متن واحد پراکنده‌ای را گرد آورده‌اند اما برای شیخ عباس از اساس متن واحد موضوعیت نداشته و یک واقعه را از متون مختلف بازسازی کرده است. بازسازی به شیوه تازه، در بین قدما از اساس موضوعیت نداشته است.   حجازی: مانند کاری که شیخ عباس در نفس‌المهوم انجام داد چطور؟ نمونه‌ای مانند آن داشته‌ایم؟   طاووسی مسرور: بعد از ایشان که خیلی‌ها الگو گرفتند. ولی قبل از آن می‌شود گفت نداشته‌ایم. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280438/بازیابی-نخستین-روایت-های-مکتوب-واقعه-عاشورا-سستی-کرده-ایم فاضلی و بهشتی از «مساله فرهنگ» سخن می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280600/فاضلی-بهشتی-مساله-فرهنگ-سخن-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سومین نشست از سلسله نشست‌های «مساله فرهنگ» سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب دوشنبه 25 شهریور ساعت 17 تا 19 برگزار می‌شود. در این نشست سید محمد بهشتی، پژوهشگر حوزه فرهنگ و نعمت‌الله فاضلی، عضور هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی حضور دارند و درباره مساله فرهنگ سخنرانی می‌کنند. در نخستین نشست از سلسله نشست‌های «مسئله فرهنگ» که دوشنبه ۲۴ تیرماه برگزار شد، تقی آزادارمکی عضو هیات علمی دانشگاه تهران، محمد دهقانی نویسنده و پژوهشگر و علی‌اصغر مصلح عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی حضور داشتند و در این باره سخن گفتند. در دومین نشست از سلسله نشست‌های «مساله فرهنگ» که دوشنبه چهارم شهریور برگزار شد، مصطفی مهرآیین، عضور هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و محمدباقر خرمشاد، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره مساله فرهنگ سخنرانی کردند. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است. ]]> علوم انسانی Sun, 08 Sep 2019 11:39:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280600/فاضلی-بهشتی-مساله-فرهنگ-سخن-می-گویند انعقاد قرارداد میان انتشارات مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی و دارورد الاردنیة http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280567/انعقاد-قرارداد-میان-انتشارات-مرکز-پژوهش-های-ایرانی-اسلامی-دارورد-الاردنیة به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) چاپ و توزیع مجلدات نسخه عربی دایرة المعارف بزرگ اسلامی به مؤسسه «دارورد الاردنیه» واگذار شد. به موجب این قرارداد که مابین کاظم موسوی بجنوردی، بنیانگذار و رئیس مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی و محمّدالشرقاوی، مدیرعامل مؤسسه دارورد الاردنیة به امضا رسید، چاپ و توزیع مجلدات نسخه عربی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با نام «دائرةالمعارف الاسلامیة الکبری» به ناشر معتبر و شناخته شده اردنی واگذار می‌شود تا پس از چاپ، آن را در تمامی کشورهای عربی و غیر عربی، مراکز علمی، فرهنگی و محافل دانشگاهی معتبر بین المللی توزیع کند.  ]]> علوم انسانی Sun, 08 Sep 2019 11:22:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280567/انعقاد-قرارداد-میان-انتشارات-مرکز-پژوهش-های-ایرانی-اسلامی-دارورد-الاردنیة شاخص‌های حقوق شهروندی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تدوین شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280601/شاخص-های-حقوق-شهروندی-وزارت-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-تدوین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت حقوقی، امور مجلس و استانها، این سند که مجموعه‌ای از مفاد قانون اساسی، قوانین عادی، مقررات و معاهدات حقوق بشری بین‌المللی است، توسط ریاست محترم جمهور در آذر ماه  سال 1395 رونمایی، ابلاغ و لازم‌الاجرا شده است. تدوین شاخص‌های کمی و کیفی به منظور پایش و ارزیابی فعالیت دستگاه‌های اجرائی در حوزه حقوق شهروندی در بند 7 بخش الف بیانیه مقدماتی ریاست محترم جمهور در منشور به عنوان برنامه‌های دولت برای پیشبرد اهداف منشور حقوق شهروندی بیان شده است.   کاراندیش افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وظایف و اهداف بسیار مهمی در دولت دارد و معاونت‌ها و مراکز آن، نقش قابل توجهی در ساختار اداری نظام جمهوری اسلامی ایران و نقش غیرقابل انکاری در جامه عمل پوشاندن به منشور حقوق شهروندی را داراست. بند 6 بخش الف بیانیه مقدماتی رئیس جمهور در منشور حقوق شهروندی به گسترش مطالعات و بررسی های علمی و کاربردی به منظور شناسایی چالش ها و موانع فراروی تحقق حقوق شهروندی و یافتن راهکارهای عملی در نظام حقوقی ایران اشاره دارد و همچنین ریاست محترم جمهور در بند 11 به التزام مدیران و مسئولان اجرائی به رعایت حقوق شهروندی در همه برنامه ریزی ها و سیاستگذاریها و تصمیمات و اقدامات تاکید کرده‌اند. به همین منظور کارگروه علمی حقوق شهروندی متشکل از جمعی از استادان دانشگاه و صاحب نظران عرصه حقوق شهروندی در وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی نسبت به تدوین شاخص های حقوق شهروندی اقدام کرده است. معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی تاکید کرد: طرح تدوین شاخص‌های حقوق شهروندی با تدقیق در وظایف و اهداف ساختار وزارتخانه، در پی تطبیق رسالت وزارت فرهنگ با منشور حقوق شهروندی و قانون اهداف و وظایف وزارتخانه برآمده‌ و این مهم طی جداولی مشخص شده است. همچنین معیارهایی با استفاده از منشور حقوق شهروندی برای هریک از عملکردهای معاونت‌ها و ادارات معین شده که با توجه به این معیار‌ها باید عملکرد خود را تنظیم کرده یا آن را ارتقا بخشند. کاراندیش افزود: در این طرح، ساختار داخلی وزارتخانه مطالعه شده است که طی دو مرحله کار صورت گرفته است: قسمت اول شامل تطبیق عملکردها و استخراج معیار‌های منشور حقوق شهروندی در موارد ذیل: 1-      معاونت‌ قرآن و عترت؛ 2-     معاونت حقوقی، امور مجلس و استان‌ها؛ 3-     معاونت امور فرهنگی؛ 4-    معاونت توسعه مدیریت و منابع؛ 5-     مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال. و قسمت دوم، سایر معاونت‌ها شامل «امور هنری»، «امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی» و «سازمان سینمایی و امور سمعی و بصری». برای اجرای طرح پیش‌رو ابتدا اقدام به استخراج اهداف و وظایف هریک از معاونت‌ها، ادارات کل و مراکز نامبرده شده، سپس نحوه اجرا و اعمال این سیاست‌ها و وظایف در نهادهای مزبور بررسی شده و میزان انطباق این عملکردها با منشور حقوق شهروندی و قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحلیل شده است. در این طرح در جداول اختصاصی برای هر معاونت و مرکز مواد مربوط منشور حقوق شهروندی که با عملکرد مزبور معاونت یا مرکز مرتبط است، مشخص شده و ماده یا بند مرتبط قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مقابل عملکرد مزبور مشخص شده است. لازم به ذکر است معیارها و شاخص‌های حقوق شهروندی طی مراسمی با حضور معاونین و نمایندگان معاونت‌ها و مراکز اعلام و اطلاع رسانی خواهد شد. ]]> علوم انسانی Sun, 08 Sep 2019 11:15:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280601/شاخص-های-حقوق-شهروندی-وزارت-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-تدوین جهاد در اندیشه امام موسی صدر بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280595/جهاد-اندیشه-امام-موسی-صدر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، امشب در آخرین قسمت از ویژه برنامه «مصیر» عطاالله بیگدلی مجری برنامه میزبان حسین شیخ الاسلام عضو سابق مجلس شورای اسلامی، سفیر سابق سوریه و معاون امور بین الملل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی می‌شود.   ویژه برنامه‌ «مصیر» که  به مناسبت سالروز ربوده‌شدن امام موسی صدر، به بررسی ابعاد فکری و عملی این متفکر مسلمان پرداخته است در آخرین قسمت به موضوع «جهاد و نقش امام موسی صدر در جغرافیای سیاسی منطقه» می‌پردازد.   «جهاد در اندیشه امام موسی صدر»، «نقش ایشان در جغرافیای سیاسی منطقه»، «شخصیت مبارز امام موسی صدر» از جمله محورهای این گفتگوی تلویزیونی است.   در قسمت اول این ویژه برنامه، در سال‌روز ربوده شدن امام موسی صدر، با حضور حورا صدر (فرزند امام موسی صدر) به پرونده‌ ربودن ایشان و در قسمت دوم با حضور مهتدی به موضوع صهیونیسم و مقاومت پرداخته شد. موضوع قسمت سوم برنامه اندیشه سیاسی امام موسی صدر بود و با حضور شریف لک‌زایی و اجرای عطاالله بیگدلی روی آنتن رفت. در قسمت چهارم به موضوع اقتصاد و محرومیت‌زدایی در اندیشه‌ امام موسی صدر پرداخته شد.  در پنجمین قسمت موضوع «دین شناسی» و در قسمت ششم مصیر به الگوی تربیتی امام موسی صدر و نگاه ایشان به مسئله «تربیت جامعه متدین» پرداخته شد.   «مصیر» به تهیه کنندگی کاوه امیری در هفت قسمت در گروه اجتماعی شبکه چهار سیما تهیه و تولید می‌شود. ]]> علوم انسانی Sun, 08 Sep 2019 11:10:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280595/جهاد-اندیشه-امام-موسی-صدر-بررسی-می-شود