خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Mon, 27 Mar 2017 10:05:42 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 27 Mar 2017 10:05:42 GMT تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی 60 نبوغ نیچه‌ چگونه سر برآورد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246287/نبوغ-نیچه-چگونه-سر-برآورد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمد میلانی، مترجم و ویراستار: نیچه‌پژوهی همان‌طور که همواره در دنیا ادامه داشته، به همان اندازه نیز در ایران و به زبان فارسی سنتی است که تداوم داشته و دارد. اگرچه در برخی سال‌ها تداوم و تعداد ترجمه‌های درباره نیچه کاستی و فزونی می‌یابد، اما به هرحال روندی است که تاکنون رو به رشد بوده است. طبیعی است با توجه به ترجمه‌هایی که از آثار نیچه در زبان فارسی وجود دارد و نیز تعدد در ترجمه برخی از کتاب‌ها، به نظر می‌رسد که تداوم این فرایند در یک ساختار کاملاً مسنجم و معمول به سرانجام می‌رسد. به نظر می‌رسد بنا بر سنت ترجمه آثار نیچه به فارسی زمانه آن رسیده که شکل محتوایی آثار ترجمه شده از این فیلسوف به بخش‌های متعددی طبقه‌بندی شوند تا بتوان در خوانش‌های فارسی و تحقیق‌های نیچه‌ای فصلی جدید را در جریان تحقیقات فلسفی به وجود آورد. چرا که اکنون شکل پرداختن به نیچه بر اساس روش مشخصی نیست و بنا برانتخاب فردی و گروهی ترجمه‌ها به زحمت به نتیجه می‌رسند. کتاب «نیچه جوان، برآمدن نابغه» یکی از این کتاب‌ها است که در سال 95 با ترجمه رضا ولی‌یاری از سوی نشر مرکز روانه بازار کتاب شد. این کتاب از حیث محتوا و قالب موضوعی به سنت تحقیقات و تحلیل تفکر نیچه‌ای - آلمانی تعلق دارد. سنتی که در آن فحوای اندیشه نیچه به شکل قالب مضمون مورد تحلیل و تفسیر قرار نمی‌گیرد بلکه سامانه‌ای فکری و فرهنگی که فیلسوفی نظیر نیچه را به وجود می‌آورد و همچنین تأثیر نیچه بر فلاسفه بعد  وی و متأثر از اوست. فصول جذاب کتاب دقیقاً بیانگر و موید این ادعا هستند. برای مثال ساری شدن جریان نبوغ ژرمن در تفکر آلمانی به نوعی که بیانگر وجود نوعی از تفکر است و باعث رشد محققان و متفکران در قالب یک نابغه می‌شود به عنوان دو فصل از این کتاب چنان طرح‌ریزی و معیار بندی شده است که نشان دهنده مقتضیات و الزامات ایده‌آلیستی فکری و فلسفی آلمانی است و مخاطب بی‌هیچ تردیدی به این نتیجه می‌رسد که فیلسوفی مانند نیچه از این خاستگاه فرهنگی و این تفکر خاص ایده‌آلیستی سر بر می‌آورد. بر این اساس می‌توان مدعی شد که هگل، کانت و گوته نیز به همین ساختار فکری آلمانی در مقام نابغه وابستگی تام دارند. حال می‌توان بر این مبنا، ویتگنشتاین و هایدگر را به عنوان فلاسفه سلف نیچه در این سنت نابغه پرور لحاظ کرد. این شاخصه وقتی با نظرات خود نیچه درباب خون و نژاد آلمانی، ملت آلمان و آنچه طرح‌ریزی شده در تبارشناسی اخلاق این فیلسوف  ترکیب می‌شود؛ شکل و تفسیر جدیدی از نبوغ و نخبه بودن نیچه را نشان می‌دهد. کتاب دقیقاً در پی این فرآیند است. یعنی می‌خواهد روند نبوغ را در ساحت فکری آثار و اندیشه‌های نیچه مورد بررسی قرار بدهد. کتاب علاوه بر محوریت بحث نیچه، اطلاعات بسیار جامع و ارزشمندی را از سنت فرهنگی آلمانی به مخاطب‌هایش ارایه می‌کند. چرا که نظریه نبوغ یا ملیت گرایی نبوغ را حتی در سایر فرهنگ‌ها می‌بایست جدی و مهم دانست. اما اساسی که این کتاب را تقریباً از بسیاری دیگر از کارهای به اصطلاح درباب نیچه متمایز می‌کند پرداختن به مفهوم نبوغ نیچه است. این نبوغ آلمانی یا جنون نیچه‌ای هرچه هست مقدمات طرح‌ریزی بسیار از تفکرات و متعلقات فکری مدرن را فراهم کرده و آشکارا تازیانه‌هایی اساسی بر جمود فکری اندیشه غربی وارد کرده است. وقتی با چنین فرآیندی جدی بنای رویارویی داریم بالطبع هیچ شکی نیست که باید ریشه‌های نبوغی را جست‌وجو کرد که گویی در سنت تفکری و فیلسوفانه آلمانی  موکد شده است. نویسنده این کتاب کارل پلیچ مبنا را در جنبش فکری پیشرو در قرن هجدهم یعنی روشنگری و پرسش هستی‌شناسانه و معرفتی محوری می‌داند که نه تنها اساس فکر آلمانی را به تکاپو فراخواند، بلکه معیاری برای محک فیلسوفان هم دوره این پرسش شد. این دوره با آموزه‌های دوره‌های دیگر مدام در هم تنیده می‌شوند و  برای هر دوره صورتی از تفکر نبوغ محوری را در عالم فلسفه طرح‌ریزی می‌کنند. امری که نویسنده به آن اعتقاد تام دارد و از این حیث است که کتاب نه تنها کتابی در باب شناخت هستی‌شناسانه از نیچه است بلکه ساحتی جهت‌گرایی شده از طبیعت و منطقِ فرهنگ و فکر آلمانی است که می‌رود تا در هر دوره نیچه یا هایدگری را بازآفرینی کند. مترجم سعی بسیاری کرده تا به اصالت محض و مداوم متن اصلی پایدار بماند. واژه‌ها و اصطلاحات فلسفی را بسیار محتاط استفاده کرده و همچنین تلاش کرده که متنی را تحویل بدهد تا مخاطب غیر فلسفی نیز از خواندش بهره‌های لازم را ببرد. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 27 Mar 2017 05:30:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246287/نبوغ-نیچه-چگونه-سر-برآورد دوران گذار روابط بین‌الملل در جهان پساغربی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246368/دوران-گذار-روابط-بین-الملل-جهان-پساغربی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- حسین طالشی صالحانی، مدیر نشر وزارت امور خارجه: کتاب «دوران گذار روابط بین‌الملل در جهان پساغربی» تالیف مشترک دکترمحمدجوادظریف، وزیر امورخارجه، دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور، رئیس مرکز آموزش و پژوهش‌های بین‌المللی وزارت امور خارجه و دکترعباداله مولایی از سوی نشر وزارت امور خارجه منتشر و به بازار علمی و تحقیقاتی کشور منتشر شده‌ است. تحقیق حاضر یک پژوهش علمی و تجربی جمعی و بیانگر نتایج مباحثات و مطالعات دانشگاهی و تجربیات پیشکسوتان سیاست خارجی است و در ظرفیت دانشگاهی نگارندگان و با هدف گشودن مسیر بحث و هم‌اندیشی در جامعه علمی - دانشگاهی کشور تهیه شده‌ است. سیاست جهانی تاریخ پرنوسان و متغیری داشته است. در این رهگذر، پایان جنگ سرد نیز به سهم خود همه ابعاد و حوزه‌های روابط بین‌الملل را با تحول ژرف، همه جانبه و اساسی روبه‌رو ساخته و تغییر را به وجه دائمی و بارز دوران گذار تبدیل کرد. در این دوران، جهان ایستای سنتی جای خود را به جهان پویای رخدادها، چالش‌ها، ابهام‌ها، روندهای ژرف و شتابان واگذار کرده است. طبیعت سیال این دوران سبب شده است تا هر موضوع یا منطقه‌ای از امکان بالقوه تبدیل شدن به مرکز تهدید و کانون توجه برخوردار شود. موضوعات و چالش‌های فراروی دولت‌ها ماهیت جهانی پیدا کرده‌اند و کنشگران نمی‌توانند بدون توجه به دیدگاه‌ها و منافع و رفتارهای سایر کنشگران به مواجهه با این چالش‌ها بپردازند. یکی از مختصات دوران گذار، افزایش نیروهای مرکزگریز در نظام بین‌الملل است که در پرتو آن به موازات قدرت نمایی کنشگران غیردولتی، ظهور مراکزچندگانه قدرت نیز شتاب یافته است که حاصل آن تغییر تدریجی شکل و ماهیت نظام بین‌الملل است، البته دولت‌ها و واحدهای سیاسی هنوز کنشگران اصلی سیاست جهانی محسوب می‌شوند. همچنین با توجه به تغییر ماهیت و مبانی قدرت و تکثر منابع آن، علاوه بر تداوم اهمیت قدرت نظامی و قدرت اقتصادی، انواع قدرت‌های دیگر به ویژه قدرت معنایی (قدرت گفتمانی، قدرت هنجاری، قدرت نرم، قدرت دیپلماتیک، قدرت اجماع‌سازی و مانند آن) هم اهمیت یافته و به راهنمای فهم فضای نوظهور سیاست بین‌الملل و پیشبرد اهداف و منافع کشورها در جهان تبدیل شده‌اند.          این کتاب در قالب یک پیش درآمد، 10 فصل و نیز جمع‌بندی و سخن پایانی تدوین شده است. البته در هر فصل سخن پایانی آن فصل پیش‌بینی شده که در حقیقت نتیجه‌گیری همان فصل محسوب می‌شود. در فصل اول موضوع ماهیت نظام بین‌الملل معاصر طرح و بررسی شده است. در این فصل ابتدا به پیشینه و تبار تاریخی و نیز تجربه‌های منطقه‌ای و قاره‌ای نظام بین‌الملل اشاره شده و آنگاه با طرح خاستگاه جغرافیایی و مبانی نظری نظام بین‌الملل مدرن، به واکاوی ماهیت و مختصات ساختاری و هنجاری و نیز تحولات تاریخی نظام بین‌الملل وستفالیایی از آغاز تا نیمه نخست سده بیستم پرداخته است. در فصل دوم، پایان نظام دوقطبی و آغاز دوران گذار بررسی شده است. بازشناسی میراث جنگ سرد در سیاست بین‌الملل و آغاز دوران گذار، زوال ساختار و صورت‌بندی دوقطبی نظام بین‌الملل، غلبه منطق پیوستگی و وابستگی متقابل و شتاب روند جهانی شدن و تحول تدریجی در عرصه‌های سیاست بین‌الملل، امنیت بین‌الملل، اقتصاد بین‌الملل، حقوق بین‌الملل و فرهنگ بین‌الملل از جمله مباحثی هستند که در این فصل به آنها پرداخته شده است. در فصل سوم تحول مفاهیم در ادبیات نظام بین‌الملل نقد و ارزیابی شده است. شناسایی و فهم پدیده‌ها و روندهای سیاست بین‌الملل تنها از روزنه مفاهیم و اصطلاحات آن میسر است. دولت -ملت، حاکمیت، اقتدارگریزی (آنارشی)، قدرت، منافع ملی و امنیت مهم‌ترین مفاهیمی هستند که تطور و تحول تدریجی آنها در این فصل بازخوانی شده است. فصل چهارم به مطالعه چرخش نظری در روابط بین‌الملل اختصاص یافته است. نظریه و واقعیت یا نظریه و عملکرد در سیاست بین‌الملل پیوندهای تنگاتنگ و متقابلی با یکدیگر دارند. در این فصل با مطالعه این نسبت به بازخوانی و سنجش انتقادی سنت نظری اثبات گرایی و جریان‌های رایج و غالب آن یعنی واقع گرایی و لیبرالیسم و نیز روایت‌های نظری نوظهور پرداخته شده است. تحول جریان‌های سنتی و رایج و افق‌های نظری روابط بین‌الملل مباحث دیگر این فصل را تشکیل می‌دهند.   در فصل پنجم چرخش معنایی در روابط بین‌الملل طرح شده است. چرخش معنایی، هنجاری و گفتمانی مهم‌ترین تحول اندیشه در سیاست بین‌الملل دوران گذار محسوب می‌شود. در این فصل ابتدا معانی و آثار چرخش معنایی در روابط بین‌الملل بررسی شده و آنگاه دلایل و انگیزه‌ها و پیامدهای بازگشت و نقش‌آفرینی دین، فرهنگ و هویت در معادلات سیاست جهانی تحلیل و ارزیابی شده است. در ادامه موضوع جابه‌جایی روند هنجارگرایی به جای ایدئولوژی ‌گرایی در نظام بین‌الملل مطرح و سپس رقابت‌های هنجاری اروپا و آمریکا در دهه نود برای جهان شمول‌سازی هنجارهای سنتی و نوظهور نظام بین‌الملل بازخوانی شده است. این رقابت به ویژه در قالب موج سوم اشاعه دموکراسی، یعنی روایت لیبرالی دموکراسی سیاسی و اقتصاد بازار، حقوق بشر و حق مداخله بشردوستانه و مسئولیت حمایت و نهادینه‌سازی و تبدیل هنجارها به قواعد حقوقی صورت گرفته است. در فصل ششم موضوع آغاز و انجام دو روایت رقیب از نظم بین‌الملل طرح شده است. در این زمینه دو روایت رقیب یعنی روایت نووستفالیایی، مدرن آمریکایی و روایت پساوستفالیایی و پسا مدرن اروپایی از نظم بین‌الملل با یکدیگر مقایسه شده و پیامدهای این دو روایت در نظام بین‌الملل و موقعیت اروپا و آمریکا در آن نقد شده است. تکاپوی آمریکایی شکل‌دهی به نظام بین‌الملل تک قطبی در چارچوب سنت نووستفالیایی و بازتعریف هویت بین‌المللی اتحادیه اروپا در قالب روایت پساوستفالیایی دو تجربه درون غربی متمایز در این زمینه به حساب می‌آیند. در فصل هفتم موضوع توزیع و جابه‌جایی قدرت در نظام بین‌الملل تحلیل شده است. در این فصل ابتدا به بحث تحول در جغرافیای قدرت اشاره شده و به موازات طرح جایگاه منطقه در نظام بین‌الملل و مرکزیت زدایی نسبی از ژئوپولتیک آتلانتیک محور و اهمیت یابی جهانی ژئوپولتیک پاسیفیک و جنوب، موضوع جابه‌جایی قدرت در نظام بین‌الملل در گستره جهانی بررسی شده است. با بن بست نسبی تلاش‌های آرمانشهرگرایانه غرب و انتقال تدریجی و نسبی مرکز و کانون قدرت اقتصادی جهان از حوزه اقیانوس اطلس به حوزه اقیانوس آرام یعنی از غرب به شرق و از شمال به جنوب، برای نخستین بار در تاریخ نظام بین‌الملل مدرن، جابه‌جایی و چرخش قدرت دیگر تنها امر درون اروپایی و یا درون غربی نبوده بلکه به موضوعی جهانی تبدیل شده است. اینک دیگر کنشگران و مناطق جغرافیایی جهان نیز به نقش‌آفرینان معادلات قدرت و داعیه‌داران شکل‌دهی به نظام بین‌الملل تبدیل شده‌اند. در فصل هشتم بازتاب روندها، چرخش‌ها و تحولات عرصه‌های مختلف زیست بین‌المللی بشر در عرصه نهادهای بین‌المللی و حکمرانی جهانی تحلیل شده است. حکمرانی جهانی، جهاني شدن چالش‌ها و فرصت، تحول نقش نهادهاي چندجانبه، نقش نهادهای بین‌المللی در سیاست جهانی و سازمان‌های منطقه‌ای و چندجانبه نوظهور مهم‌ترین سرفصل‌های این فصل را تشکیل می‌دهند. در فصل نهم روایت‌های نظم جهانی در افق آینده نقد و ارزیابی شده است. نظام بین‌الملل چندقطبی، جهان بدون قطب و یا جهان غیرقطبی، جهان چندمرکزی، جهان بدون غرب و نقد ماهیت هنجاری روایت‌های نظام بین‌الملل گفتارهای اصلی این فصل را به خود اختصاص داده‌اند. در فصل دهم روندهای کلان و چشم‌انداز دوران گذار شناسایی و ارزیابی شده‌اند. مفهوم دوران گذار، ماهیت دوران گذار، تکثر قدرت و جابه‌جایی مراکز قدرت در دوران گذار، ظهور و تنوع کنشگران در دوران گذار، چگونگی رفتارهای بین‌المللی در دوران گذار، منطق تغییر و تداوم در نظام بین‌الملل، چرخش پساغربی در سیاست جهانی و فرصت‌ها و مخاطرات دوران گذار مهم‌ترین گفتارهای این فصل محسوب می‌شوند. سرانجام در قالب سخن پایانی از مجموع تحلیل ها و مباحث ارائه شده جمع‌بندی و ارزیابی نهایی صورت گرفته است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 27 Mar 2017 04:30:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246368/دوران-گذار-روابط-بین-الملل-جهان-پساغربی توصیف پزشک آلمانی از اصفهان و دروازه مرگ تا معجزات حیرت‌انگیز امام رضا(ع) http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246236/توصیف-پزشک-آلمانی-اصفهان-دروازه-مرگ-معجزات-حیرت-انگیز-امام-رضا-ع خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- انگلبرت کمپفر پزشک و طبیعی‌دان اهل آلمان بود که به واسطه سفرهایش شهرت جهانی پیدا کرد. روسیه، ایران، هند، آسیای شرقی و ژاپن مهمترین مقاصد این جهانگرد آلمانی بودند. کمپفر سفرنامه‌ای از دیده‌هایش در سفر به ایران به یادگار گذاشته است. او در این سفرنامه اطلاعات باارزشی از وضعیت برخی شهرهای ایران در روزگار صفویان ارائه می‌دهد که در این گزارش مروری بر آن خواهیم داشت. معجزات حیرت‌انگیز امام رضا (ع) کمپفر در بخشی از سفرنامه خود به آداب زیارت ایرانیان در مرقد امام رضا (ع) می‌پردازد و می‌نویسد: «زیارت امام هشتم، امام رضا (ع) رایج‌ترین زیارت در ایران است. زیرا قبر امام رضا (ع) در شهر مشهد واقع در خراسان است. اسم این امام دائم ورد زبان بیماران است و آنان گمان دارند که با توسل به او شفا خواهند یافت. از آن هنگام که شاه عباس اول مدفن امام رضا (ع) را از چنگ ازبکان تارتار خارج کرد این مزار در اثر وقوع معجزات مکرر حیرت‌انگیز سخت مشهور شده است. بیشتر این شهرت در اثر اینست که تعدادی از نابینایان شهرت داده‌اند بر اثر زیارت و توسل به امام رضا بار دیگر نور چشمان خود را باز یافته‌اند. مقداری از تعداد کثیر زائران مشهد طالب شفا یافتن هستند و تعداد دیگر می‌خواهند مراتب ستایش و فرودستی خود را به امام ابراز دارند... به علت تنگی مجال از پرداختن دقیق‌تر و مشروح‌تر به اعمال دینی ایرانیان صرف نظر می‌کنم. این اعمال بیشتر شامل تشریفات و شستشوهایی می‌شود که با سلیقه ما تفاوت فاحش دارد. شاه عباس کبیر برای تسهیل و استفاده کار عامه دستور داد شیخ بهاءالدین محمد اصول عقاید دینی را در کتابی به نام «جامع عباسی» گردآورد.» گشتی در حومه‌های اصفهان؛ از عباس‌آباد تا جلفا این جهانگرد در توصیف اصفهان و حومه‌های آن می‌نویسد: «از حومه‌های اصفهان که به مقدار زیاد به نشو و توسعه شهر کمک کرده‌اند باید در وهله اول از دو تا نام برد: عباس آباد در مغرب اصفهان که به نام موسس خود موسم گردیده و جلفا در جنوب که اسم جلفای ارمنستان را برخود دارد. شاه‌عباس ساکنان جلفای فعلی را از سواحل ارس کوچ داد و در آنجا مستقر کرد. این هر دو حومه به خاطر وسعت و خیابان‌های بزرگ و دراز خود از بقیه ممتازند. در مورد جلفا این نکته را نیز به گفته خود اضافه می‌کنم که سکنه آن منحصرا مسیحیان ارمنی هستند. تعداد آنها برحسب تخمین 30هزار نفر است و جمعا دارای 13 کلیسا و بیش از یک‌صد تن روحانی هستند. وزیراعظم به تازگی در مقابل حقی که به آنها برای پرداختن به آداب و مناسک دینی خود داد مالیاتی جدید نیز به میزان 200 تومان هرسال برایشان وضع کرد. در طرف جنوب جلفا روستاهای گبرها یا پارسیان قرار دارد و اینها زرتشتیان قدیم هستند که آتش را می‌پرستند و به طرف خورشید نماز می‌گذارند و مقررات قدیم مربوط به پاکیزگی را هنوز رعایت می‌کنند. عجیب است که اینها دین خود را هرچند که به زرتشت راجع می‌شود منسوب به ابراهیم می‌شمارند. تعداد اینها 600 خانوار است و همه بزرگوارند.» «دروازه مرگ»؛ حصار نصف جهان کمپفر با اشاره به حصاری که گرداگرد اصفهان، پایتخت صفویان کشیده شده بود، می‌نویسد: «حصار شهر که گرداگرد شهر قدیم را با پیج و خم‌هایی احاطه کرده امروز به زحمت دیده می‌شود زیرا عمارات جدید آن را از چشم پنهان کرده است. این حصار نیز به همان صورت ساخته شده که خانه‌های مردم، یعنی با خشت خامی که در برابر آفتاب خشک می‌شود. شهر قدیم دارای هشت دروازه است، نهمین دروازه را که به «دروازه مرگ» موسوم است مردم به علت خرافاتی بودن خراب کرده‌اند تا بتوانند جلوی کشتار بیماری طاعون را بگیرند. غیر از اینها من به تعداد زیادی مدخل پی بردنم که آنها را در حصار به ده پا می‌رسد. هرچه بالاتر می‌رود از این قطر کاسته می‌شود تا اینکه به ارتفاعی باور نکردنی ختم می‌گردد. حصار شهر نه کنگره دارد نه جایی برای دفاع و نه تاسیساتی برای جنگ در آن تعبیه شده است؛ فقط گاه‌گاه با بقایای گودال‌ها یا سدی که در اثر مرور خراب شده است مصادف می‌شویم.» قلعه طبرک؛ زاردخانه صفویان سکنه اصفهان از بناهای عمومی، قلعه قدیمی را که  در قسمت مشرق شهر قرار گرفته و به عقیده آنها تسخیر نشدنی است و طبرک نام دارد به خصوص مورد ستایش قرار می‌دهند. همانطور که من قبلا یادآور شدم این قلعه اصولا بیشتر به عنوان زرادخانه مورد استفاده قرار می‌گرفته است. از نظر اروپاییان این ساختمانی است عجیب و خشن که صلابت آن در اثر دو دیوار چینه‌ای موازی با یکدیگر است و ارتفاع آن بیننده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در بالای این هر دو دیوار، دندانه‌هایی تعبیه شده که از آنجا می‌توان دشمن را هدف تیر قرار داد. در زیر این دندانه‌ها یک ردیف سوراخ‌های سه گوش با فواصل زیادتر دیده می‌شود که از آن می‌توان ریگ داغ یا آب جوش بر سر دشمن ریخت و او را مستاصل کرد. برای حفاظت محاصره شدگان از شر نیزه‌های پرتابی زوبین در بالا، روی هر سوراخی پوششی به شکل بینی گذارده‌اند. در همه جا ساختن قلعه بر حسب احتیاجات جنگی محل در جریان است.» معماری هنرمندان اصفهان کمپفر که مدت زمانی را در اصفهان سپری کرده در توصیف این شهر می‌نویسد: «اصفهان دارای یک بیمارستان و بیش از یک‌صد مسجد و مدرسه و تعداد بی‌شماری حمام و مسافرخانه است. تمام این تاسیسات عمومی از نظر معماری برجسته، زیبا و هنرمندانه از سایر بناها ممتاز است.  به خصوص این امر درباره بناهایی که در طرفین مقر شاه ساخته شده، میدان شاه و همچنین چهار باغ صادق است؛ در سراسر ایران نمی‌توان به چیزی برخورد که از نظر جمال و خارق‌العاده بودن با اینها برابری بتواند کرد. شهر دارای میدان‌های بسیاری است که در زمره مشهورترین آنها میدان کهنه واقع در شهر کهنه و میدان نو، بزرگ یا میدان شاه در قسمت جنوب غربی اصفهان را می‌توان ذکر کرد. مشخص میدان کهنه که چهارگوش است و 300 قدم طول و صد قدم عرض دارد، کارگاه‌ها، دکه‌های هنرمندان، جعبه آینه‌ها، قهوه‌خانه‌هاست که آن را احاطه کرده است و از آن گذشته بقایای قصور قدیمی و سه مسجد مشهوری که بلافاصله در نزدیکی آن قرار دارد قابل ذکر است. از این سه مسجد باید قبل از همه از مسجد جمعه یاد کرد که با گنبد بزرگ و شبستان‌هایی که ستون‌های متعددی دارد، لقب طاق معلق گرفته است. مسجد دوم از کاشی‌هایی به رنگ آبی پاکیزه و دلربا پوشیده شده است چنانکه بیننده می‌پندارد آن را از یک قطعه سنگ ساخته‌اند و لقب «سنگ وصله دار» خود به خوبی نمودار این تاثیری است که در بیننده به جای می‌گذارد. خیال می‌کنند که گور هارون خاخام اعظم یهود در این مسجد است و این بدان دلیل است که در این مسجد نام هارون را بر خود دارد. سوای سه کتیبه موجود در سرپوشیده آن، رقم سنگ قبر این مرد مقدس نیز که مورد احترام مسلمانان و مسیحیان هر دو است قابل ذکر است. به همین دلیل نگهبانی مهربانی که در مدخل بقعه نشسته و از طرف مقامات رسمی به این کار منصوب شده است مرا درست مانند اماکن متبرکه‌ای که مورد احترام مشترک مسیحی و مسلمان است به درون راه داد. سومین مسجد که مقابل آن قرار دارد به نام علی (ع) موسوم است و به خاطر برج‌های بلند آجری خود که بزرگترین برج اصفهان است شهرت یافته است.»  ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 27 Mar 2017 03:30:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246236/توصیف-پزشک-آلمانی-اصفهان-دروازه-مرگ-معجزات-حیرت-انگیز-امام-رضا-ع حتی یک قربانی خشونت هم زیاد است http://www.ibna.ir/fa/doc/note/245908/حتی-یک-قربانی-خشونت-هم-زیاد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- پردیس عامری، دانشجوی دکترای مطالعات زنان، پژوهشگر زنان و‌ جنسیت: «تیغ و سنت» کتابی است که به قلم رایحه مظفریان، پژوهشگر و فعال حوزه زنان و حقوق کودک نگاشته شده و به بررسی مبسوط ابعاد اجتماعی و فرهنگی مسئله ختنه زنان به مثابه نوعی خشونت جدی فیزیکی و روانی علیه آنها با محوریت پژوهشی که نویسنده درباره زنان 15 تا 49 ساله جزیره قشم انجام داده است، می‌پردازد. این کتاب که توسط انتشارات تخت جمشید(شیراز) در سال 1394 منتشر شده است، ویراست جدیدش به تازگی توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ شده است. کتاب «تیغ و سنت» از نخستین و معدود کتاب‌های پژوهش محور با محتوایی قابل توجه و تامل در این حوزه است. این کتاب هم زمان و هم راستای شکل گیری کمپینی با نام «گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان» شکل گرفته است و به نظر می‌رسد که انتشار نتایج پژوهش‌های نویسنده در قالب کتاب مذکور و شکل‌گیری این کمپین، دو اتفاق مهم در منع خشونت‌هایی علیه زنان هستند، که شاید تا همین چندسال اخیر، به صورت گسترده انعکاس اجتماعی و رسانه‌ای نیافته بودند. «تیغ و سنت» در شرح پدیده خشونت آمیزی که به آسیب‌رسانی به اندام جنسی زنان منجر می‌شود، از سه اصطلاح متفاوت یاری گرفته است: ناقص‌سازی جنسی زنان، مثله کردن اندام جنسی زنان و ختنه زنان. این کتاب طی ۸ سال فعالیت و پژوهش‌های مداوم و مستمر نویسنده در محل مورد تحقیق، جزیره قشم، جمع‌آوری شده است. از موارد مهم و قابل توجه در پدید آمدن این اثر، حضور فعال پژوهشگر در منطقه هم زمان با گردآوری و تحلیل داده‌های مدنظرش، اقدام به فعالیت‌هایی چون راه اندازی «کمپین» توقف این شیوه از خشونت علیه زنان و برگزاری دوره‌های جدی توانمندسازی و مهارت آموزی زنان آن منطقه است. تمام این موارد در کنار هم توانسته‌اند به کتاب، تصویری قابل لمس‌تر بدهند و منجر به درک عمیق‌تر خواننده از رنج زنان تحت این نوع خشونت در منطقه محل تحقیق شوند. بر اساس نتایج پژوهش‌های ذکر شده در کتاب، جزیره قشم بالاترین آمار ختنه زنان در ایران را دارد، حدود ۸۳ درصد قربانی که البته بیشترشان اهل تسنن هستند. همچنین ۶۲ درصد از پرسش شوندگان در این جزیره نیز علاقه‌مند به ختنه دخترانشان دیده شده‌اند. این یافته‌ها زنگ خطری برای افزایش این نوع خشونت در صورت اقدام نکردن برای تغییرات فرهنگی و یا وضع قانون‌های بازدارنده موثر و قابل اجرا است. نویسنده در رویکرد تحلیلی خود، به مسائل فقهی و قانونی حاکم در کشور نیز توجه کرده است و بر این موضوع تاکید دارد که درباره خشونت ناقص‎سازی جنسی زنان، در قرآن هیچ آیه‌ای مبنی بر توصیه چنین اقدامی وجود ندارد و در سیره پیامبر مسلمانان هم هیچ گونه سند قطعی و معتبری که این عمل را برای زنان توصیه کرده باشد، دیده نمی‌شود. کتاب در هفت فصل تدوین شده است. فصل نخست به مقدمه‌ای درباره این مسئله پرداخته شده و در فصل دوم به صورت گسترده‌تری مفاهیم مرتبط با این نوع خشونت، مطرح می‌شوند که شامل تعاریف عوارض فیزیولوژیک این اقدام آسیب زا نیز هستند. فصل سوم کتاب مروری بر فرایند فعالیت‌های سازمان‌های جهانی برای توقف این اقدام در جهان و خصوصاً کشورهایی که پراکندگی بیشتری در آنها از نظر انجام مثله سازی جنسی دیده می‌شود، دارد. در پایان این فصل گزارش‌های مکتوبی از مصاحبه نویسنده با افرادی که در معرض این خشونت بوده‌اند دیده می‌شود که به شرح تجارب زیسته خود پرداخته‌اند. فصل‌های چهارم و پنجم به روش شناسی تحقیق، نظریات مرتبط و رویکرد تحلیلی تحقیق اختصاص دارند و مدل مفهومی ارائه شده در کتاب، بر اساس سه مولفه مهم و اثرگذار «عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی و عوامل جمعیت شناختی» ترسیم شده است. در فصل هفتم و پایانی و در سطور آخر می‌بینیم که نویسنده به این نکته تاکید می‌کند که با وجود تمام مطالعات و تحقیقات صورت گرفته، هنوز به طور دقیق منشأ تاریخی شکل‌گیری این نوع خشونت به مثابه نوعی سنت در جهان شناخته نشده است. در نگاه کلی، کتاب «تیغ و سنت» را می‌توان کتابی با دغدغه‌های انسانی و حقوق بشری دید. «تیغ و سنت»، اگرچه به موارد شایع خشونت درهمه جوامع و فرهنگ‌ها علیه زنان نمی‌پردازد، اما این نوع نگرش و تحقیقات دغدغه‌مند که اقلیت‌های مورد ستم را مدنظر قرار می‌دهند، می‌توانند منجر به رواج هرچه بیشتر حس نوع دوستی، جلب توجه اذهان عمومی به حقوق همگانی و همچنین تشویق پژوهشگران این حوزه برای انجام مطالعات وسیع و کاربردی‌تر شوند، چراکه هم در باور نویسنده و هم در شعار «کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان» که هم راستای کتاب تیغ و سنت شکل گرفته است: «حتی یک قربانی خشونت هم زیاد است». هر نوع خشونتی و حتی درباره گروه‌های اقلیت. در پایان لازم به ذکر است که این کتاب پایان کار نویسنده نبوده، بلکه پژوهش‌های وی در این حوزه ادامه دارند و در سایت کمپین بتدریج منتشر می‌شوند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 26 Mar 2017 05:30:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/245908/حتی-یک-قربانی-خشونت-هم-زیاد پاسخگویی به برخی ابهامات زندگی آیت‌الله رفسنجانی «در آینه» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246157/پاسخگویی-برخی-ابهامات-زندگی-آیت-الله-رفسنجانی-آینه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- دکتر ابوالفضل حسن‌آبادی، مدیر بخش اسناد و مطبوعات کتابخانه آستان قدس رضوی: کتاب «در آینه»، حاصل چهار گفت و گوی صریح و صمیمی غلامعلی رجایی، مشاور آیت‌الله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی با وی در طی دو سال است. این کتاب در 183 صفحه شامل چهار گفت‌و‌گو، یک نامه آیت‌الله به یاسر و تعدادی عکس و سند مربوط به فعالیت‌های وی در زمینه‌های مختلف است که توسط انتشارات کویر در مهر 95 به چاپ رسیده است. کلیات جلسات چهار گفت‌و‌گو بر اساس چند محور اساسی سابقه خانوادگی، محل زندگی، فرزندان، ارتباطات خانوادگی و دوستانه، محور فعالیت‌های شخصی شامل دیدگاه‌ها، عبادات، روحیات فردی، اوقات‌فراغت، فعالیت‌های روزانه، محور فعالیت‌های سیاسی انقلابی و ارتباطات مختلف با بزرگان کشور، فعالیت‌های اجتماعی، مذهبی عام‌المنفعه و جایگاه وی در بعد از انقلاب اسلامی است که محتوای این محورها در طی چهار گپ‌و‌گفت دوستانه به صورت پراکنده آمده است. سوال اساسی درباره نگارش این کتاب این است که مصاحبه‌کننده کتاب به دنبال چه هدفی از انجام آن است؟ و چه نوع اطلاعاتی از زندگی آیت‌الله را می‌تواند پوشش دهد؟ آیا چنانچه مصاحبه‌کننده در مقدمه مطرح کرده توانسته بخش‌هایی از ناگفته‌های زندگی ایشان را مطرح کند؟ سبک و سیاق پرسش‌ها به خاطره‌نویسی شبیه است یا به تاریخ شفاهی؟ میزان آشنابودن مصاحبه‌شونده چه تاثیری بر روند مصاحبه و انتشار داشته است؟ ساختار کتاب از دو بعد بیرونی و درونی قابل بررسی است. طراحی جلد کتاب از نقاط قوت آن است و می‌تواند برداشت‌های متفاوتی را به خواننده منتقل کند. عکس‌های کتاب متنوع اما بی‌کیفیت چاپ شده و برخی از آن‌ها شناسایی نشده‌اند. عکس‌ها و اسناد ربط وثیقی به محتوای کتاب ندارد و بعضا در موضوعاتی است که ممکن است در کتاب به آن‌ها اشاره‌ای نشده باشد، اسناد آورده شده نیز درباره فعالیت‌های انقلابی وی است که بخش کوچکی از کتاب را شامل می‌شود. کتاب نمایه محتوایی و ضمائم ندارد و گویاسازی محتوایی بعضا رجالی و یا مکانی ندارد و فقط در مواردی در خود متن اصلی در قالب سوالات درون متنی این امر انجام شده است.                        محتوای کتاب حاصل چهار مصاحبه است که عنوان ندارد و تاریخ مصاحبه‌ها با توجه به این که در فواصل طولانی مدت صورت گرفته، مشخص نیست. درباره روش تدوین و میزان دست برده شدن در محتوای خام اولیه توضیحی داده نشده و مصاحبه‌شونده خود وظیفه تدوین‌گری را نیز به عهده داشته است. یکی از مولفه‌های مهم در گفت‌و‌گوی تاریخ شفاهی روابط میان مصاحبه‌شونده با مصاحبه‌کننده و نوع نگاه حاکم بر کلیت انجام مصاحبه است. رجایی به عنوان مشاور مصاحبه‌شونده ضمن داشتن اشراف اطلاعاتی بر محتوا، رابطه صمیمی نیز با وی دارد که در نوع سوالات و پرسش‌های حاشیه‌ای مشخص است منتهی این موضوع به عنوان یک آسیب نیز می‌تواند مطرح شود، زیرا نگاه احترام‌آمیز در پرسش سوالات و تا حدی بالا دستی باعث می‌شود تا سمت و سوی کار از یک گفت‌و‌گوی دو جانبه به سمت گپ و گفت خبری گرایش داشته باشد. در یک مصاحبه نوع سوالات باز و بسته بودن آن و شکل پرسیدن در خروجی کار اثر مستقیم دارد. ترکیب سوالات این کتاب تلفیقی از پرسش‌های باز و بسته است. گاهی سوالات تاکیدی و کوتاه و در جایی جنبه توضیحی به خود می‌گیرد و در چند خط ارائه می‌شود که بعضا متن اصلی را از یکدستی محتوایی خارج و تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. با توجه به طول زمانی مصاحبه گاهی پرسش‌ها در جلسات گفت‌و‌گوی مختلف تکراری است و مشخص است که برای مصاحبه‌گر انجام مصاحبه بر هر امر دیگری ارجحیت داشته است. محتوای کتاب نشان می‌دهد که هدف از نگارش آن ارائه شرح زندگی کاملی از آیت‌الله نیست بلکه تاکید بر موارد خاص است و گاهی این نگاه را به خواننده تلقین می‌کند که کتاب بیشتر از آن که به دنبال توصیف و تشریح باشد به منظور روشن‌سازی، پاسخگویی به برخی ابهامات به صورت غیر رسمی نوشته شده است که در کنار تاکید بیش از حد بر سابقه خانوادگی و محیط زندگی، نوع ارتباطات با رجال مهم، اطلاعاتی درباره ویژگی‌های شخصی فرزندان و سبک زندگی فردی در کنار طرح جلد می‌تواند گویای برخی مسائل باشد. این کتاب را نمی‌توان یک تاریخ شفاهی نامید، اما همان‌طور که رجایی در مقدمه آورده یک گفت‌و‌گوی صمیمی است و البته دربرگیرنده برخی اطلاعات مهم که در جای دیگر ذکر نشده است. یکی از ویژگی‌های محتوا نگرش و تفکر مصاحبه‌شونده است که در قالب کلمات صریح، ساده و بی‌آلایش، دقیق و فارغ از نگرانی از مخاطبان بالقوه و بالفعل آن در جملات عادی بیان شده است، لحن و اطلاعاتی که که کمتر افرادی در سطح وی در تاریخ معاصر حاضر به بیان آن شده‌اند. در مجموع با توجه به سابقه اطلاعات و بیش از چند دهه فعالیت آیت‌الله رفسنجانی این کتاب اشاره مختصری است به برخی از زوایای خاطرات وی و جا دارد تا با تلفیقی از این گونه اطلاعات، یادداشت‌های روزنوشت و اسناد و مدارک در دوره‌های مختلف مجموعه چند جلدی درباره ایشان تدوین شود. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 26 Mar 2017 04:30:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246157/پاسخگویی-برخی-ابهامات-زندگی-آیت-الله-رفسنجانی-آینه ماجرای ارگ تبریز و زنان تبهکار قجری بر اساس سفرنامه لیدی شیل http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246334/ماجرای-ارگ-تبریز-زنان-تبهکار-قجری-اساس-سفرنامه-لیدی-شیل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ماری شیل معروف به لیدی شیل دختر بارون استفان وولف ایرلندی بود که پس از ازدواج با کلنل جستین شیل سفیر انگلیس در ایران اوایل دوره ناصری به همراه شوهرش به ایران آمد. مسافرت کلنل شیل و همسرش در ایران حدود سه سال و 10 ماه به طول انجامید. حاصل اقامت سه ساله لیدی شیل در ایران کتاب خاطراتی است که اطلاعات بسیاری از مناسبات سیاسی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران در روزگار قاجار ارائه می‌دهد. در این گزارش نگاهی به خاطرات این بانوی انگلیسی از شهر زیبای تبریز خواهیم داشت.   تبریز؛ شهر کهن ایرانی لیدی شیل در توصیف تبریز در سفرنامه خود می‌نویسد: «تبریز، شهر بسیار کهنی به نظر می‌‌رسد، هانوی که در سال 1730 از این شهر عبور کرده، ادعا نموده که تبریز در زمان­‌های پیشین یکی از بهترین شهرهای مشرق زمین بوده است. حدود شهرها تا میل­‌ها گسترده است و وجود تپه­‌ها و توده­‌هایی از آثار ویران شده که به صورت مزبله درآمده­‌اند، نشانگر بقایای گذشته آن است و به نظر می­‌رسد آثار همان شهری باشد که مارک آنتونی در بازگشت از ایران، از کنارش عبور کرده است. سه قرن قبل، تبریز دارای 500 هزار نفر جمعیت بوده که به علت جنگ‌ها، هجوم اقوام مختلف و زلزله، به مقدار قابل توجهی از نفوس آن کاسته شده است. و در همین قرن گذشته اقلا دو سه بار به علت زلزله از هم پاشیده شد. تبریز کنونی با اینکه از قدر و قیمت گذشته‌­اش خیلی کاسته شده ولی هنوز یکی از بهترین شهرهای ایران، چه از نظر جمعیت و چه از نظر ثروت به حساب می­‌آید. این شهر در انتهای دشت بزرگی قرار گرفته است که در قسمت شمال، از تپه‌های بلندی محصور شده و در جنوب، در فاصله چند مایلی آن دریاچه شاهی وجود دارد. تعداد جمعیت تبریز در حدود یک‌صد هزار نفر تخمین زده می­‌شود که عده زیادی از آنها در خارج از حصار شهر زندگی می­‌کنند. اطراف شهر از باغ­‌های وسیع میوه احاطه شده که در آنها، تقریبا تمام انواع میوه­‌های جنوبی به دست می­‌آید. تبریز از نظر تجارتی رونق بسزایی دارد و تقریبا مرکز مبادلات تجار بین عثمانی، روسیه و شهرهای مرکزی ایران به حساب می­‌‌آید. به طوریکه شنیده‌­ام، اهمیت آن بیشتر بدین جهت است که سالانه در حدود یک ملیون پوند استرلینگ کالا به آن وارد و سپس به شهرهای مرکزی ایران، خراسان، سواحل بحر خزر، ترکمن صحرا و خیوه حمل می­‌گردد. این کالاها بیشتر از محصولان نساجی و البسه بافت منچستر می­‌باشد، یونانی­‌ها عمده‌ترین تجار این شهر هستند و اغلب آنان از حمایت روسیه برخوردارند.»   ماجرای ارگ تبریز و زنان تبهکار قجری! این سفرنامه‌نویس روایت جالبی درباره ارگ تبریز دارد: «جالب­‌ترین ساختمانی که در تبریز دیدم، یک عمارت آجری به ارتفاع تقریبا هفتاد فوت بود، که به نام «ارگ» معروفیت داشت و معلوم بود که در گذشته­‌های خیلی دور بنا شده است. مورد استفاده فعلی این بنا، آن است که زن‌­های تبهکار را از بالای آن به زمین می­‌افکنند. با اینکه کسی انتظار دیدن آثاری از خلفای بغداد را در شمال ایران ندارد ولی ما در روز ششم فوریه به هنگام ترک تبریز، خرابه­‌های مسجدی را دیدیم که به دستور «زبیده» ساخته شده و در زمان‌های سابق مسجد زیبایی با کاشی­کاری­‌های زینتی بوده است و از آثار دوره هارون­‌الرشید می­‌باشد. تبریز، با اینکه در 38 درجه عرض جغرافیایی قرار گرفته ولی به علت ارتفاع آن در زمستان­‌ها سرمای کشنده­‌ای دارد که برودت آن گاهی به 15 درجه زیر صفر می­‌رسد. ولی در عوض  تابستان­‌های تبریز ملایم و مطبوع است. علاوه بر این، در زمستان بادهای شدیدی مستمرا از سمت شمال می­‌وزد که باعث افزایش برودت هوا و مانع خروج مردم از منازل می­‌شود و عده‌­ای از رهگذران بینوا را که مامنی نیافته­‌اند، خشک می­‌کند. هوای تبریز، علیرغم وجود وبا، که گاهی همراه با طاعون در شهر شیوع می­‌یابد و تلفات وحشتناکی به بار می­‌آورد، سالم است. به هنگام شیوع و با موقعیت جالبی برای زن­ه‌ای طبقه اعیان تبریز به وجود می­‌آید و آنها به جای اینکه از وقوع وبا در شهر یا شایعه همه‌­گیری آن بترسند، برعکس، با کمال خوشحالی، از آن استقبال می‌­نمایند، زیرا وجود این مرض در زندگی زنان تبریزی تنوعی ایجاد کرده و برای آنان، آزادی از قید اسارت در منزل را فراهم می­‌آورد.»   آذربایجان؛ سرآمد ایالات ایران شیل می‌نویسد: «تعجب­‌آور است که در یکی از شهرهای مهم ایران حتی یک کلمه فارسی هم شنیده نشود. در تبریز تنها زبانی که در خیابان و بازار به گوش می­‌رسد، ترکی است، که به نظر من زبان خشن و ناهنجاری است. ترکی، به صورت زبان محلی آذربایجان، به قدری در این ایالت اشاعه دارد که جز در شهرهای مهم و آن هم در بین جماعت سطح بالا، اصولا قادر به فهمیدن زبان فارسی نیست. مناطق مرکزی و جنوبی ایران پر از عشایری است که به زبان ترکی صحبت می­‌کنند. در ایالات ساحلی دریای خزر مثل گیلان و مازندران یک نوع زبان فارسی به صورت لهجه محلی رایج است. آذربایجان که تبریز حاکم نشین آن است یکی از ایالات پرارزش ایران می­‌باشد که از طرف شمال به روسیه و از سمت مغرب با کشور عثمانی همسایه است. آذربایجان از نظر آب و هوا، حاصلخیزی خاک، تعداد جمعیت و همچنین از نظر قدرت نظام، رشادت نیروی کار مردم بر سایر ایالات ایران برتری دارد. وجود کوهستان­‌های مرتفع در این منطقه، تابستان­‌هاباعث لطافت می‌شود و در نتیجه، عده کثیری از ایلات برای سکونت ییلاقی و چرای دام­‌ها به آن کوچ می­‌کنند. محصولات زراعی آذربایجان بیشتر به صورت دیم به عمل می­‌آیند ولی با این ‌حال، محصول غله آن به قدری زیاد است که مقداری از آن را سالانه به گرجستان صادر می­‌کنند. آذربایجان از نظر معادن نیز غنی است و در منطقه «قره داغ» معادن نامحدودی از مس و آهن وجود دارد که در بعضی از نقاط، درجه خلوص سنگ آهن به قدری زیاد است که گویی از جنس آهن بنا شده ولی عجیب این است که با وجود فراوانی معادن مس، تا چندی پیش مس مورد نیاز ایران از کشور عثمانی تامین می­‌شد. علاوه بر تبریز، آذربایجان شهرهای مهم دیگری نیز مانند ارومیه، خوی، اردبیل و مراغه وجود دارند، که شهرهای اخیرالذکر را هلاکوخان پایتخت خود قرار داد و در آنجا رصدخانه مشهوری نیز بنا نمود. مردم این شهرها نیز ترک هستند و به نظر می­‌رسد که مانند سایرین از اولاد سلجوقیان و مهاجمین مغول باشند.» ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 26 Mar 2017 03:30:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246334/ماجرای-ارگ-تبریز-زنان-تبهکار-قجری-اساس-سفرنامه-لیدی-شیل دانشگاه هاروارد و نگاهی انتقادی به نظام آموزش عالی آمریکا http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246284/دانشگاه-هاروارد-نگاهی-انتقادی-نظام-آموزش-عالی-آمریکا خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ناصرالدین‌علی تقویان، استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی: در مطالعات «دانشگاه‌پژوهی» اغلب برای دانشگاه سه کارکرد یا مأموریت ذکر می‌شود: تولید دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص و جامعه‌پذیری نسل‌های تازه و پرورش قوه نقد و روشنگری اجتماعی.   دانشگاه‌های ایران مدت‌هاست که از برآوردن کارکرد نخست، به‌ویژه در دوره‌ کارشناسی، درمانده‌اند. حتی در دوره‌های تحصیلات تکمیلی هم چندان تولید دانشی صورت نمی‌گیرد. این وضعیت البته اختصاص به دانشجویان ندارد و هیات علمی و در مجموع نهاد دانش در ایران به طور کل دچار نازایی علمی شده است.   چند سالی است که کارکرد دوم دانشگاه هم به شدت دچار اختلال شده و دیگر به سختی می‌توان کسانی را که دوره‌ تحصیل‌شان به پایان رسیده، متخصص رشته‌ خود به شمار آورد. بسیار شنیده‌ایم که بیشتر دارندگان مدارک کارشناسی اگر بختیار باشند و کاری متناسب با رشته‌شان گیر بیاورند، باید تازه مدتی از اشتغال‌شان بگذرد و در انواع دوره‌های حرفه‌ای شرکت کنند تا متخصص و کاردان در حرفه‌ تخصصی خود شوند. آن دسته هم که شغلی درخور رشته‌ تحصیلی‌شان گیر نمی‌آورند، بحثش جدا و البته غم‌انگیز است.   می‌ماند کارکرد سوم که علی‌الاصول باید تداوم کارکرد آموزش عمومی غیررسمی و رسمی در خانواده و مدرسه باشد. در کشورهای پیشرفته که این گونه است و دانشگاه تکمیل‌کننده‌ روند جامعه‌پذیری خانواده و مدرسه. داستان اما در ایران بسیار پرآب‌چشم است. چون اغلب نه تنها خانواده و مدرسه کارکرد تربیتی اندیشیده و کارآمدی ندارند، بلکه دچار انواع کژکارکردی و بدتربیت‌گری‌اند. حال چگونه می‌توان از دانشگاه انتظار داشت که مأموریت سوم خود را به خوبی به انجام برساند و دانشجویان را در سطوحی متفاوت‌تر از گذشته جامعه‌پذیر سازد؟ بگذریم از اینکه دانشگاه و آموزش عالی نیز خود از انواع مشکلات ساختاری و غیرساختاری رنج می‌برد. چرخه‌ معیوب تربیت عمومی همواره در آموزش عالی ما نیز تداوم یافته است.   در این شرایط، یک مدرس دانشگاه چه باید بکند؟ در نبود امکان برای تأثیرگذاری مثبت بر ساختارها، کنش‌گری فردی استاد دانشگاه در کلاس درس از چه الگویی باید پیروی کند؟ چه محتوا و روش تدریسی را باید برگزیند؟ چگونه باید از دانشجویان ارزشیابی کند؟ اینها پرسش‌هایی است که در این چند سال تدریسم در دانشگاه همواره ذهنم را درگیر کرده و مدام در جستجوی پاسخ‌هایی سنجیده‌تر و کارآمدتر برای آنها بوده‌ام و پرسش بنیادین‌تر اینکه اصولا چگونه می‌توان بر این شکاف سترگ نسلی جامعه‌مان پلی زد و اندکی به زیست‌جهان این نسل نوینِ شگفت‌انگیز نزدیک شد تا کمی و فقط کمی به امکان گفت‌وگوی معنادار اجتماعی و جهانی بهتر برای زیستن در آینده امیدوار بود؟   پاسخ به این پرسش‌ها البته ساده و کوتاه نیست. اما در این مجال این را بگویم که تا مدتی استادان فقط باید بکوشند بیشتر بر کارکرد سوم دانشگاه تمرکز کنند و چندان در پی تولید دانش و تربیت نیروی انسانی متخصص، به‌ویژه در دوره‌ی کارشناسی، نباشند. دانشجویان ما، این تشنگان مهر و آزادی، سخت نیازمند توانمند شدن در مهرورزی و لذت بردن از آزادی‌اند. سخت نیازمند توانمند شدن در گفتن و شنیدن‌اند. سخت نیازمند فضا و مجالی برای تمرین به هم رسیدن و با هم بودن و به هم یاری رساندن‌اند. این نیازها را آنان چه‌بسا خود بدان‌ها آگاهی ندارند؛ اما دارند، دارند این نیازها را. آنان بیش از اینکه نیازمند مطالب درسی و نمره و مدرک باشند، نیازمند درک اهمیت خوب و شاد زیستن‌اند. حتی اگر نمره و مدرکی بدون یادگیری بخواهند، نباید بر آنان خرده گرفت و بر سرشان کوفت. نه تنها باید استرس امتحان و نمره را از آنان زدود، بلکه از این بیش، باید نمره و امتحان را به فرصتی برای تمرین مهرورزی بدل کرد. باید اندکی از آنچه را که در خانه و مدرسه و جامعه و سیاست از آنان دریغ شده، به آنان داد.   اینها را گفتم تا به این نکته برسم که کتاب «نگاهی انتقادی به دانشگاه هاروارد» نیز به نوعی و البته به تفصیل درصدد طرح و پاسخگویی به چنین مسائلی است. دانشگاه هاروارد در رتبه‌بندی‌های معتبر دانشگاه‌ها، همواره جایگاه رفیعی داشته است. به همین دلیل این تصور وجود دارد که چنین دانشگاهی هیچ مشکل و ایرادی ندارد. اما هری لویس، نویسنده‌ کتاب که خود نیز سال‌ها رئیس کالج هاروارد بود، بر چنین تصوری مهر باطل می‌زند. به دیده‌ او، گرچه دانشگاه هاروارد در برآوردن دو کارکرد نخست که در بالا برشمردم، کامیابی چشمگیری داشته است، اما به‌ویژه در پایانه‌های سده بیستم و آغازه‌های سده‌ بیست‌ویکم، نتوانسته است کارکرد سوم را چندان تحقق بخشد. در نظام آموزش عالی آمریکا، کالج‌ها بنا به تعریف باید بیشتر بر کارکرد سوم متمرکز شوند، چنان‌که دانشجویان افزون بر رسیدن به سطح معقولی از دانش و تخصص (یعنی کارکرد دوم)، از مهارت‌ها و توانش‌های لازم برای زیستن در جامعه‌های امروزی نیز برخوردار شوند. کارکرد نخست نیز در اساس به مراکز دانشگاهی‌ به‌جز کالج‌ها سپرده شده است. اما به دیده‌ی لویس، کالج‌ها با تأکید بیجا و بیش از اندازه بر سازوکارهای پژوهش و آموزش (یعنی کارکردهای نخست و دوم)، در عمل از ایفای وظیفه و نقش اصلی خود که همانا برآوردن کارکرد سوم است بازمانده‌اند. کالج هاروارد نیز نه تنها از این داوری او مستثنا نیست، بلکه چه بسا به دلیل انتظارات بالا از دانشگاه هاروارد در سطوح گوناگون جامعه و پافشاری اداره‌کنندگان آن برای سرآمدی علمیِ همیشگی، مشکل بازماندن از تحقق کارکرد سوم برای این دانشگاه ابعادی پیچیده‌تر به خود گرفته است. لویس این مشکل را با کوله‌باری از تجربه‌ اداره‌ مستقیم دانشگاه تحلیل می‌کند.   به گمان من گرچه این کتاب به طور موردی به بررسی و تحلیل مسائل خاص کالج یک دانشگاه می‌پردازد، با این حال بینشی که به طور کل از خواندن این کتاب به دست می‌آید از بسیاری جهات به شرایط نظام آموزش عالی و دانشگاه‌های ایران نیز قابل تعمیم است. دلیل نخست آنکه آموزش عالی در کل جهان اعم از کشورهای پیشرفته و غیرپیشرفته با مشکلات کمابیش مشابهی دست به گریبان است، به گونه‌ای که پر بیراه نیست اگر از بحران دانشگاه در آینده‌ پیش روی سده‌ بیست‌ویکم سخن گوییم. دانشگاه اینک دیگر تنها منبع و مکانِ تولید و توزیع و مصرف دانش به شمار نمی‌رود. رقبای جدی‌ای برای دانشگاه سر برآورده‌اند که ادعاهای کمتری در برآوردن کارکردهای سه‌گانه نسبت به دانشگاه ندارند. به طور کل معنا و مفهوم علم‌ورزی دستخوش دگردیسی ژرف و بی‌سابقه‌ای شده است. همین تحولات دامن دانشگاه و نظام آموزش عالی ایران را نیز چه بسا به شکل بحران‌زاتر و گسترده‌تری گرفته است. دلیل دیگر اینکه آرمان بسیاری از دانشگاه‌های حتی سطح بالای ایران رسیدن به سطح دانشگاهی همچون هاروارد است و به نوعی همواره خود را با آن دانشگاه مقایسه می‌کنند و می‌کوشند از هاروارد الگو بگیرند، هرچند که در این کوشش چندان کامیاب نبوده باشند. همچنین آرمان و آرزوی بسیاری از جوانان و دانشجویان، تحصیل در دانشگاهی همچون هاروارد است.   همه‌ی این دلایل و شواهد سبب می‌شود که خواندن کتاب «نگاهی انتقادی به دانشگاه هاروارد» برای مخاطب ایرانی، به‌ویژه استادان و دانشجویان در هر رشته و مقطعی، نکات آموزنده‌ فراوانی داشته باشد. این آموزندگی البته در کنار برگردان شیوای دکتر مرتضی مردیها، خواندنی بودن آن را دوچندان کرده است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 25 Mar 2017 05:30:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246284/دانشگاه-هاروارد-نگاهی-انتقادی-نظام-آموزش-عالی-آمریکا توصیفی از جریان روشنفکری و فضای پراختناق عصر استالین http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246168/توصیفی-جریان-روشنفکری-فضای-پراختناق-عصر-استالین خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- آبتین گلکار، مترجم: عنوان کتاب «امید علیه امید» خواننده را به یاد کتاب و فیلم مشهور کرامر علیه کرامر می‌اندازد و البته در این‌جا هم یک بازی زبانی با نام اشخاص انجام شده است: نام کوچک نویسنده کتاب، «نادِژدا» در زبان روسی به معنی «امید» است. نادِژدا ماندلشتام، همسر اوسیپ ماندلشتام، یکی از بزرگ‌ترین شاعران قرن بیستم روسیه است، شاعری که در مخوف‌ترین سال‌های سرکوب و وحشت استالینی گرفتار شد و پس از دو بار دستگیری، تبعید و مصائب فراوان سرانجام در اردوگاه کار اجباری درگذشت. «امید علیه امید» روایتی است که نادِژدا از زندگی مشترکشان با اوسیپ در شوروی دهه 1930، از بازداشت‌ها، این در و آن در زدن‌ها، آزارها، دلهره‌ها، ترس‌ها و اشک‌های آن دوره روی کاغذ آورده است. ایوسیف برودسکی، برنده جایزه نوبل ادبی 1987، خاطرات نادژدا ماندلشتام را به «روزِ داوری بر عصر او و بر ادبیات عصر او» تشبیه کرده است. البته کتاب با آن‌که شکل خاطرات دارد، بیش از آن‌که روایتی شخصی درباره زندگی و شعرهای ماندلشتا است، توصیفی است از کل جریان روشنفکری آن دوره و فضای پراختناق حاکم بر آن. حتی آن‌جا که از رنج‌های شخصی شاعر و همسرش سخن به میان می‌آید، این احساس به خواننده دست می‌دهد که سرگذشت آنان را می‌توان به هزاران نفر دیگر نیز تعمیم داد؛ درست همان طور که آنا آخماتوا در شعر مشهور «رکوییم» سرنوشت شخصی خود را با سرنوشت مردمش پیوند زده و یکی دانسته است: «من در آن زمان همراه ملتم‌ بودم، همان‌جا که ملتم، از بخت بد، آن‌جا بود. [...] و من فقط برای خود دعا نمی‌کنم، بل برای همه آنان که آن‌جا کنارم بودند، در سرمای گزنده و گرمای سوزان، زیر دیوار سرخ و کورشده زندان.»                  در کتاب نادژدا ماندلشتام پیوسته با چهره‌های نام‌آشنا روبه‌رو می‌شویم: آنا آخماتوا، بوریس پاسترناک، ماکسیم گورکی، آلکسی تالستوی، و البته تصویری که از آنان ارائه می‌شد، اغلب چندان ارتباطی به فعالیت‌های ادبی و فرهنگی‌شان ندارد، بلکه موضع‌گیری‌ها و انتخاب‌های اجتماعی ـ اخلاقی آنان است که ارزیابی نویسنده از شخصیت‌شان را رقم می‌زند. نقش‌آفرینان کتاب گویی به دو دسته تقسیم می‌شوند: عده‌ای که به بهای به مخاطره افکندن جان و موقعیت خود علیه بی‌عدالتی‌ها موضع می‌گیرند و از شاعر مغضوب و همسر او پشتیبانی می‌کنند. دسته‌ای که به علل گوناگون، از ترس و خوش‌خدمتی و جاه‌طلبی گرفته تا اعتقاد خلل‌ناپذیر به حکومت شوروی، از کمک و همدلی با ماندلشتام و همسرش سر باز می‌زنند یا آنان را محکوم می‌کنند و البته قضاوت‌های نویسنده درباره افراد مختلف در خود روسیه واکنش‌های بسیار متفاوتی را در میان منتقدان و خوانندگان برانگیخته است: عده‌ای از مخالفان او را به داوری‌های یک‌طرفه و تسویه‌حساب‌های شخصی متهم کرده‌اند و عده‌ای دیگر اعتقاد دارند که در چنین روایت‌هایی نویسنده باید زمانه و شرایط حاکم بر آن را نقد و محکوم کند و نه افراد و شخصیت‌های معین را. به هرحال، هرخواننده کتاب می‌تواند خود در این باره فکر کند و تصمیم بگیرد که تا چه میزان می‌توان به نادژدا ماندلشتام حق داد. اصل کتاب به زبان روسی نوشته شده است، اما پیش از آن‌که به روسی و در خود روسیه امکان انتشار پیدا کند، در غرب و به زبان انگلیسی چاپ شد. بیژن اشتری، مترجم نسخه فارسی، به لطف آثار پرشماری که درباره موضوعات مشابه ترجمه کرده است، احاطه خوبی به مساله، اوضاع و شرایط اجتماعی شوروی آن زمان دارد، چیزی که در ترجمه متونی از این دست، به همان اندازه دانستن زبان‌های مبدأ و مقصد اهمیت پیدا می‌کند. خواندن کتاب برای همه علاقه‌مندان به تاریخ اجتماعی ـ سیاسی ـ فرهنگی شوروی جذابیت خواهد داشت. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 25 Mar 2017 04:30:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246168/توصیفی-جریان-روشنفکری-فضای-پراختناق-عصر-استالین همسفر با افسر فرانسوی از گیلان؛ سرزمین برنج و انگور تا فارس http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246396/همسفر-افسر-فرانسوی-گیلان-سرزمین-برنج-انگور-فارس خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- گاسپار دروویل، صاحب منصب نظامی فرانسوی، در سال 1812-1813م./ 1190ه.ق در پانزدهمین سال سلطنت فتحعلی شاه قاجار و پس از دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه که منجر به قرارداد گلستان شد، به ایران سفر کرد. او در گروه ژنرال گاردان بر اساس قرارداد فین کنشتاین به ایران آمد اما پس از ناکام ماندن تلاش‌های گاردان در اثر کارشکنی‌های انگلیسی‌ها، سرهنگ سواره نظام گاسپار دروویل به طور خصوصی به استخدام دولت ایران درآمد. او در سازمان دادن ارتش ایران نقشی اساسی داشت. سفرنامه او به جز دو سه فصل کوتاه که به اوضاع نظامی و سیاسی ایران و دربار فتحعلی شاه و اقدامات عباس میرزا اختصاص یافته، بیشتر فصل‌های آن درباره فرهنگ و زندگی و باورها و آیین‌های مردم ایران است. در سلسله گزارش‌های نوروزی این‌بار وضعیت شهرهای مختلف ایران را براساس سفرنامه دروویل بررسی می‌کنیم. آذربایجان؛ حاصلخیزترین ایالت ایران دروویل درباره ایران و ایالت‌های آن می‌نویسد: «کشور ایران از نه ایالت بزرگ به شرح زیر تشکیل شده است: آذربایجان، گیلان، مازندران، عراق عجم، فارس، خوزستان، لرستان، کرمان و خراسان. ایالت آذربایجان با کشور ماد سابق از بحر خزر و قسمتی از کردستان و پاشانشین بایزید تا گرجستان کشیده شده این ایالت از هر نظر جالب‌ترین مناطق ایران و از ایالات دیگر به مراتب حاصلخیزتر و پرجمعیت‌تراست. آذربایجان طی سالیان درازی میدان جنگ بوده از این ­رو مردمان آن جنگجوتر از اهالی ایالت دیگر ایران است. آذربایجان به هنگام جنگ به تنهایی برابر تمام مناطق امپراطوری ایران لشگر بسیج می‌کند. واحدهای نظامی ارتش را نیز که مسلح به سلاح‌‌های گوناگون‌اند غالبأ  سربازان آدربایجانی تشکیل می­‌دهند. سه شهر مستحکم و مهم نظامی، مراکز دفاعی آذربایجان به­‌شمار می­‌روند. این سه شهر عبارتند از : ایروان، عباس‌آباد و خوی. گرچه استحکامات این شهرها از نظر مغرب‌زمینی‌ها چندان شگفت‌آور نیست ولی در کشوری مانند ایران که فاقد راه‌های ارابه رواست اهمیت شگرف این دژها نمایان است. ایران فاقد جاده‌های  شوسه بوده و ایرانیان برای حمل باروبنه فقط از شتر و استر استفاده می‌کنند. اما در چند سال اخیر، توپخانه واقعی منظمی که با اسب کشیده می‌شود جانشین توپ‌های کم قدرت سابق شده و به مرمت و توسعه شاه‌راه‌ها پرداخته‌اند، این فعالیت‌ها در شهرهایی که به میدان جنگ‌های اخیر نزدیک‌تر است بیشتر به چشم می‌خورد و جاده‌های وسیع غالبا به جبهه‌های جنگ ختم می‌شود. حکومت ایالت آذربایجان با عباس میرزا به عنوان ولیعهد و شاه آینده کشور تعیین شده و محمدعلی میرزا فرزند ارشد شاه فقط به حکومت کرمانشاه منصوب شده است. شهرهای مهم آدربایجان عبارتند از: تبریز، ارومیه، خوی، مراغه، مرند، ایروان، نخجوان، اهر، اردبیل و میانه. بر هر یک از شهرهای نامبرده یک نفر خان که لقب بیگر بیگی دارد فرمان می‌راند و بیگلربیگی‌ها مرئوس  شخص ولیعهداند.» گیلان؛ سرزمین برنج و انگور او در توصیف ایالت گیلان نیز می‌نویسد: «منطقه پردرخت و باطلاقی است که در ساحل غربی بحر خزر قرار دارد. آب و هوای این ایالت بسیار ناسالم و در فصل گرما غیر قابل تحمل است. از این‌رو  در سال بیش از پنج تا شش ماه کسی ساکن گیلان نیست و طوائف گیلان در فصل گرما به ایالات مجاور که مراتع سبز و خرمی دارند کوچ می‌کنند. با این‌حال گیلان ایالت بسیار حاصلخیزی است. میوه‌ها مخصوصا انگور آن بسیار فراوان و لذیذ است، محصول برنج گیلان غالبا به نقاط دیگر ایران و گرجستان صادر می‌شود.» ایرانیان از دریا متنفرند! دروویل ادامه می‌دهد: «ایالت مازندران منطقه‌ای کوهستانی است که در انتهای جنوبی بحر خزر قرار دارد، سابقا عده‌ای از قبائل ترک به مازندران پناهنده شده و به‌نام قاجارها یعنی پناهندگان معروف شدند. محیط زندگی مساعد به‌زودی  باعث افزایش تعداد افراد قبائل مزبور شد. افزایش نفوذ قاجارها که در بدو امر کم اهمیت و ناچیزی جلوه می‌کرد، به‌زودی زمینه تحصیل قدرت و رسیدن به حکومت را برای قبائل مزبور فراهم ساخت. آقا محمدخان عمو و سلف فتحعلی شاه، از افراد قبیله قاجار بود، خود فتحعلی شاه نیز در استرآباد واقع در ساحل بحر خزرو تنها بندر مهم ایران متولد شده است. ایرانیان نسبت به دریا نفرت عجیبی دارند. از این‌رو در بحر خزر اثری از نیروی دریایی و کشتی و دریانورد ایرانی نمی‌توان یافت.» عراق عجم؛ سکونتگاه پارتیان این سفرنامه‌نویس در توضیح عراق عجم نیز می‌نویسد: «عراق عجم مسکن پارت‌های قدیم، ایالت بسیار وسیعی است که در مرکز ایران از زنجان تا یزد یعنی منطقه‌ای به طول دویست فرسنگ و عرض متجاوز از شصت فرسنگ کشیده شده است. این ایالت نیز به نوبه خود به ولایات مهم عراق عجم عبارتند از: اصفهان، تهران، کاشان، قم، ساوه، قزوین، زنجان، همدان، کرمانشاه و ری.» فارس؛ ایالت زرخیز ایران طبق نوشته دروویل: «ایالت فارس، بزرگترین، زیباترین و زرخیزترین ایالات ایران است. این ایالت از یک‌سو به خلیج فارس و از سوی دیگر به کرمان و خوزستان محدود و طول آن قریب دویست و پنجاه فرسنگ است. نام ایالت فارس مدت‌ها به سراسر ایران اطلاق می‌شده است و هوای آن بسیار مساعد و آثار باستانی آن معروفیت جهانی دارد. مردان بزرگی از سرزمین فارس برخاسته‌اند. شهرهای مهم فارس عبارتند از شیراز، جهرم و یزد. در چند میلی شهر شیراز که به راستی می‌توان آن را بهشت روی زمین دانست، خرابه‌های باشکوه پرسپولیس به چشم می‌خورد. خوزستان و لرستان دو ایالت کوچک و همسایه عراق عرب و فارس و عراق عجم است. این ایالت با کردستان و کرمانشاه به یکجا قلمرو حکومت محمدعلی میرزا فرزند ارشد شاه ایران به شمار می‌رود.   کرمان؛ ایلات پروسعت ایران او در توصیف کرمان می‌نویسد: «کرمان یا کارمانی باستانی، ایالت پروسعتی است که در انتهای خلیج فارس قرار گرفته و بندر گمرون آن به دست شاه عباس اول ساخته شده است شهرت خاصی دارد. شاه عباس با بنای این بندر در نظر داشت ناوگان نظامی و بحریه تجارتی مطمئنی برای ایران تاسیس کند. ایالت کرمان حد شرقی ایران محسوب می‌شود. مکران نیز جزئی از کرمان است  ولی به‌مانند سجستان و طخارستان و خراسان کم و بیش سر از فرمان شاه پیچیده و داعیه استقلال در سر می‌پروراند. شهرهای مهم کرمان عبارتند از: سیرجان، کرملین، بردسیر، بم، ولاسگرد، هرمز، گمرون، ولار.شهر لار مرکز ولایت لارستان، سابقا حکومت خاصی داشته ولی اینک جزئی از کرمان به‌شمار می‌رود. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 25 Mar 2017 03:30:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246396/همسفر-افسر-فرانسوی-گیلان-سرزمین-برنج-انگور-فارس روش تحقیق آمیخته؛ پیوند نظریه و عمل http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246252/روش-تحقیق-آمیخته-پیوند-نظریه-عمل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمد میلانی، مترجم و ویراستار: به جرأت می‌توان گفت کتابی به حدی از غنا و آموزش در چند سال گذشته به مانند کتاب «روش تحقیق آمیخته» در اختیار محققان و علاقه‌مندان جدی و حرفه‌ای در حوزه علوم اجتماعی به لحاظ تحقیقات پیرامونی آن و طرح مواجه با مصداق‌های علمی نظریه‌های جامعه‌شناسی و حتی آموزش به فارسی ترجمه و تالیف نشده است.   از این حیث بی‌گمان کتاب «روش آمیخته» می‌تواند فصل جدیدی را در حوزه مطالعات اجتماعی باز کرده و سنت علوم اجتماعی تحقیقی کنونی کشور را تغییر دهد، سنتی که در روش تدریس و تحقیق در دانشگاه‌ها وجود دارد و بدیهی است از طرف دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها به مراکز تحقیقاتی در حوزه علوم اجتماعی و شهری وارد می‌شود.   کتاب از حیث معیارهای عینی، مثال‌ها، مستندات و واقعیت اجتماعی نمونه‌های خوب و قابل پیگیری را به مخاطب معرفی می‌کند. مولف کتاب شارلن نگی هسه بایبر به عنوان یک مولف و استاد برجسته در سنت مفاهیم علوم اجتماعی غالب در دانشگاه‌های ایالات متحده، وارد حوزه نگارش اثری برجسته در حوزه تدریس و تحقیق شده است. وقتی از بعد تحقیقات میدانی و روش آماری مبتنی بر مشاهدات عینی و اجتماعی به کتاب نظر داشته باشیم، به بیان ساده‌تر یعنی در مقام محقق اثر را مطالعه کنیم، به کرات شاهد مثال‌هایی عالی از وجود معیارهای اجتماعی هستیم که اگر به طور جدی و به طریق روش آمیخته مورد تحلیل و بررسی علمی قرار نگیرند، ما را در تناقض‌هایی جدی در حوزه ارایه طریق‌ها و راه حل‌ها قرار می‌دهند.‌ این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که چگونه باید کار اجتماعی مبتنی بر بینش علمی انجام داد. همچنین مولف به خوبی نشان داده است که اگر طرح پرسش یا مسئله و دغدغه اجتماعی و طرحی برای برخورد با سوژه ‌به مثابه یک امر و متعلق اجتماعی نداشته نباشیم، نتیجه تحقیقات و ارایه نظریه‌های جدید در حوزه علوم اجتماعی و حتی آموزش‌های دانشگاهی در این رشته تا چه حدی، دچار مشکل بی‌ثباتی و ضعف‌های علمی خواهد شد. از این روی کتاب علاوه برآن‌ که اثری جدید در این حوزه است به لحاظ مبناگرایی و طرح نظام توسعه‌ای در آن، نه تنها مورد نیاز بلکه مورد احتیاج و تمنای حوزه مطالعات و تحقیقات در کشور است.   دکتر مقصود فراستخواه به عنوان یکی از کمیاب‌ترین و خاص‌ترین چهره‌های نظام فکری و آکادمیک در ایران به همراه زینب ترکمان اقدام به ترجمه این کتاب کرده است. کسانی که با سیستم و نظام فکری معاصر ایران، روش‌شناختی جریان‌های فکری و روشنفکری ایران و همچنین مفاهیم فلسفی و نیز علوم دینی و قرآنی آشنایی دارند، یا باید دکتر مقصود فراستخواه را بشناسند، یا در صورت عدم شناخت، باید بازخوانی و تعریف مجددی از تحقیقات‌شان ارایه بدهند.   شهرت و اعتبار مترجم را وقتی با خاستگاه و ضرورت وجود این کتاب در قالب ترجمه به زبان فارسی کنار هم می‌گذاریم نتیجه منطقی این فرآیند می‌گوید که جز فراستخواه کسی نمی‌توانست توصیه و اقدام به ترجمه این کتاب کند. سوابق فراستخواه در قالب مدرس و مولف کتاب‌های متعدد در دانشگاه‌های کشور و همچنین کتاب شناسی وی نشان دهنده دستاوردهای بزرگی است که در حوزه مطالعات فکری و اجتماعی توسط وی تحقق یافته‌اند. از این روی کتاب اگر مولفی آمریکایی نداشت، حین خوانش، خواننده به این فکر می‌افتاد که این کتاب را باید در حوزه آثار تألیفی فراستخواه قلمداد کند چراکه روش‌شناسی و سیر مطالعات این استاد دانشگاه چنین روایتی دارد.   این کتاب در هشت فصل به رشته تحریر درآمده و در هر فصل به صورت مجزا از مثال‌هایی معمول استفاده شده اما به شکلی کاربردی و منسجم که در نهایت خواننده متوجه شود مثال‌های کتاب در راستای پیوند با نظریه اصلی بیان شده در اثر طرح شده است.   در باب ترجمه این کتاب نیز می‌توان گفت که ترجمه اگرچه قابل و قاعده‌مندی است، اما به هیچ وجه به ذائقه کسی که آشنایی در خور توجهی در حوزه علوم اجتماعی و فکری ندارد، خوش نخواهد آمد. چراکه کتاب، علمی و جدی است. کسانی که مترجم اول کتاب را بشناسند به خوبی می‌دانند که دقت و ظرافت وی در شناخت و انتخاب کلمات تا چه حدی دقیق و توأمان وسواس است. از این روی به عینه می‌توان دید و درک کرد که واژگان و اصطلاح‌شناسی کتاب تا به چه میزان دقیق و ظریف و حتی موشکافانه انتخاب شده‌اند.   اگرچه حضور چنین کتاب‌هایی در حوزه‌های علمی و آکادمیک ما بسیار نیاز است، اما این کتاب به تنهایی نمی‌تواند همه خواسته‌های نظام آکادمیک علوم اجتماعی و تربیتی و حتی آموزشی ما را برآورده سازد، با این وجود دست‌کم می‌تواند سرآغازی بسیار مهم و جدی در راستای شکل‌گیری نظامی از کتاب‌هایی ارزشمند و تخصصی در نظام آکادمیک ما باشد. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Fri, 24 Mar 2017 05:30:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246252/روش-تحقیق-آمیخته-پیوند-نظریه-عمل نظریه اشپیگل و اثبات دیرینگی هویت ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246162/نظریه-اشپیگل-اثبات-دیرینگی-هویت-ایرانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- دکتر محمود جعفری‌دهقی، مدیرگروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران: سه کتاب با عناوین «آرمان ایران» تالیف گراردو نیولی، ترجمه سیدمنصور سیدسجادی؛ «از زردشت تا مانی»، از همین مؤلف، ترجمه آرزو رسولی؛ و «هویت ایرانیاز دوران باستان تا پایان پهلوی»، ترجمه و تدوین حمید احمدی به مبحث هویت ایرانی و اندیشه ایران پرداخته‌اند. بحث درباره هویت ایرانی امروزه به خودی خود مبحث تازه‌ای نیست زیرا ایرانشناسان والامقامی در این باره سخن گفته‌اند و هریک به ظن خود به نتایجی دست یافته‌اند. آنان که مهری از این سرزمین در دل نداشته‌اند و اثبات بی‌هویتی ایران شاید برایشان موجب جلب آب و نانی بود تلاش بسیار کردند و ادله فراوان برساختند تا به نتیجه‌ای موهوم اما مردم‌فریب دست یابند. برای نمونه می‌توان به نقدی اشاره کرد که پائولوس کاسل در سال 1886 میلادی بر رد نظریه اشپیگل در کتابش با عنوان «مطالعات باستانی ایران» نوشت. اشپیگل در این کتاب به دیرینگی نام «ایران» از دوران اوستایی تا عصر اسلامی اشاره کرده بود. چندی بعد تلاش‌های عالمانه گراردو نیولی، ایرانشناس برجسته ایتالیایی مبنی بر اثبات وجود هویت سیاسی، ملی و فرهنگی ایران در عهد ساسانی موجب ابطال برخی دیدگاه‌های مغرضانه، نظیر برداشت‌های نادرست کاسل و طرفداران وی شد.                  نیولی در تالیف مشهورش با عنوان «آرمان ایران: جستاری در خاستگاه نام ایران» به شرح این موضوع می‌پردازد که نام و مفهوم «ایران» از چه زمان و چگونه شکل گرفت. بنابر باور نیولی لفظ ایران و مفهوم آن در طول تاریخ دستخوش تحول بوده است. به گفته او نام arya- در زبان فارسی باستان و اوستایی و نیز متون یونانی فاقد مفهوم سیاسی یا به اصطلاح امروز ژئوپولیتیک بوده است. شاهان هخامنشی نیز این نام را به منظور نشان دادن تبار خود به کار می‌گرفتند. از دیدگاه نیولی، ایرانویج یا سرزمین ایرانیان جایی در حوالی بلخ بود که از شمال به خوارزم و از جنوب به سیستان محدود می‌شد. اشکانیان با در پیش گرفتن سیاست یونانی‌زدایی از فرهنگ ایرانی راه را برای پیدایی آرمان یا اندیشه ایران در عهد ساسانی گشودند. بدین ترتیب، در عهد ساسانی و با روی کار آمدن اردشیر بابکان نام ایران ضمن حفظ ارزش‌های دینی و فرهنگی معنای سیاسی نیز پیدا کرد. ترکیبات ērān-spāhbad"ایران سپاهبد"، ērān-drustbad"سرپرست پزشکان ایران"، ērān-dibīrbad "رییس دبیران ایران"، ērān-āmārgar"رییس آمار و محاسبات ایران" و نام‌های جغرافیایی همچون ērān-šād-kawād, ērān-āsān-gird-kawād, … نشانه دوران گرایش به تشکیل فرهنگ ملی مبتنی بر تقوا و احیای سنت های مقدس حماسی-پهلوانی بوده است (نیولی، از زردشت تا مانی 1390، 105). در پی این گفتار و نوشته‌های نیولی، مقاله ارزشمند استاد شاپور شهبازی نشان داد که تشکیل هویت ایرانی با همه ابعاد و جهات آن به روزگاری بسیار کهن‌تر از عصر ساسانی، یعنی به عصر اوستا باز می‌گردد. به گفته شهبازی سروده‌های اوستا در مهریشت نشان دهنده سازمان پنج لایه هویت اجتماعی، سیاسی ایران باستان است که به شیوه عمودی از نمانه "خانه" و رییس آن آغاز می‌شود و به ویس "طایفه" و سرپرست آن، زند "قبیله" و رییس آن، و دهیو "کشور" و فرمانروای آن منتهی می‌شود. شهبازی ضمن تایید آراء جیمز دارمستتر و ایلیا گرشویچ مبنی بر وجود امپراتوری ایرانی با احساسی واحد و متعلق به یک ملت به این نتیجه می‌رسد که ایرانیان سرزمین خود را airyō.šayanəm "ایریوشیانم" یا "کشور آریایی" می‌خواندند. چنانکه مردمان غیر ایرانی را متعلق به "انیریا دینگهو" یا "کشورهای غیر آریایی" می‌دانستند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Fri, 24 Mar 2017 04:30:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246162/نظریه-اشپیگل-اثبات-دیرینگی-هویت-ایرانی شکوه غروب آفتاب بم و مهمان‌نوازی کرمانی‌ها به روایت سیاح انگلیسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246156/شکوه-غروب-آفتاب-بم-مهمان-نوازی-کرمانی-ها-روایت-سیاح-انگلیسی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- آنتونی جان فرانسیس اسمیت، نویسنده، جانورشناس، روزنامه‌نگار، خلبان و مجری تلویزیون انگلیس و یکی از ایران‌شناسان علاقه‌مند معاصر به شمار می‌آید که در دوره پهلوی به ایران سفر کرد و چندین کتاب، مقاله و فیلم مستند درباره ایران نگوشت. در این گزارش سفری به کرمان خواهیم داشت و ردپای این شهر را در عصر پهلوی و در لابه‌لای سفرنامه اسمیت دنبال می‌کنیم.    کرمان؛ صحرایی خشک با شن‌های داغ مرکز دشت کرمان، به جز چند بخش کوچک آن، کاملا بی آب و علف و برهنه بود. این دشت را باید صحرایی خشک با شن‌های داغ قلمداد نمود. این شن‌ها با وزیدن بادهای شدید، دیوانه‌وار شروع به حرکت می‌کردند. اگر طوفان یا باد برای مدت طولانی در یک جهت ادامه می‌یافت، نه تنها کلیه رستنی‌های روی خاک را نابود می‌کرد، بلکه این امکان وجود داشت که حتی یک دهکده را به صورت کامل در زیر خود مدفون نماید. ویرانه‌های روستا در گوشه و کنار کویر کرمان گواه وقوع چنین حوادیثی در سال‌های گذشته می‌باشد. خطر مدفون شدن سایر روستاهای کرمان در دل شن‌های سوزان، در حال افزایش و قریب الوقوع است؛ البته مقصر اصلی خود کرمانی‌ها هستند. در شرایط طبیعی، بیشتر بیابان‌ها و صحاری دنیا حالت سکون  دارند، همیشه گیاهان کوچک صحرایی راهی برای رشد و ادامه حیات پیدا می‌کنند؛ این گیاهان به نوبه خود از حرکت شن‌ها تا حدی جلوگیری می‌کنند و موجب روییدن گیاهان بزرگ‌تر را فراهم می‌کنند؛ گیاهان بزرگ‌تر باعث محکم‌تر شدن شن‌های اطراف خود گردیده و ریزش باران و تابش آفتاب موجبات سخت شدن هرچه بیشتر این لایه‌ها را فراهم می‌نمایند. به این ترتیب، اگر زمین را به حال خود رها کنیم پس از مدتی شن‌های روان ثابت مانده و سطح متحرک آن از حالت یک خلیج سرکش و طوفانی، تبدیل به زمینی بی‌حرکت با گیاهان خاص خود، خواهد شد. علی‌رغم این مسیله حیاتی که زندگی کلیه کسانی که در دشت کرمان وجود دارند بستگی مستقیم به درجه اثبات و حرکت شن‌ها دارد، بیشتر گیاهان بزرگ صحرا برای مصارف سوخت کنده و دود شده‌اند. ایرانیان بیماری را بدشگون تلقی نمی‌کنند گیاهان صحرایی به وسیله اهالی جمع آوری و با شتر، الاغ یا جیپ لاری‌های کهنه برای سوختن به منازل حمل می‌گردند. در نتیجه سهل‌انگاری، سطح زمین بطور مستمر و دایمی رو به سستی گذارده و هرساله مساحت بیشتری از زمین‌های اطراف به صحاری خشک با شن روان گردیده است. برای جلوگیری از عبور شن‌ها دیوارهای بلندی ساخته شده است؛ ولی این دیوارها نیز فقط تاب و تحمل بادهای کم قدرت را دارند، هر وقت سرعت باد تندتر و حمله شن‌ها شدیدتر می‌شود، شن‌ها از فراز دیوار عبور کرده و زمین‌های کشاورزی دور دست را پوشانده و راه‌ها را مسدود نموده و حتی لایه نم و پودر مانندی از آن سطح شهر را می‌پوشاند. هیچ قدمی برای مبارزه با این مشکل برداشته نشده است، همه می‌گویند: «اگر طوفانی بزرگ برخیزد خواست خداست» و به این ترتیب از خود رفع مسئولیت نموده و هیچ‌کس را مسئول نمی‌دانند. بسیاری از کرمانی‌ها حتی از نزدیک شدن به بیمارستان‌ اجتناب می‌کردند، بسیاری دیگر تا زمانی‌‌که از پای درنیامده‌اند به بیمارستان روی نمی‌آورند. ایرانیان بقدری بیماری‌های مختلف را تجربه کرده و به جنبه‌های مختلف آن خو گرفته‌اند که یورش یک مرض جدید را تا روزی که به  مرحله حاد و وخیم خود نرسد، جدی نگرفته و بدشگون تلقی نمی‌کنند. در ایران ممکن است مردی را بیابید که تا قبل از کور شدن، از وضع بد چشم خود به کسی شکایت نکرده یا مرض خود را با پزشک در میان نگذاره باشد. با این مقدمه باید پذیرفت که کرمان و دهکده‌های اطراف آن محیطی بسیار مناسب و با ارزش برای پزشکانی که علاقمند به تجربه‌اندوزی در انواع امراض پیشرفته می‌باشند، بوجود آورده است. مهمان‌نوازی اهالی کرمان در طول سفرها هرگز با خود خوراک برنمی‌داشتیم، زیرا همواره میزبانی حضور داشت تا با کمال میل غذای ما را تامین کند. غذا را معمولا در یکی از باغات منطقه با عده‌ای مرد که نه قبلا ملاقات کرده بودیم و نه از آنها تقاضای خوراک کرده بودیم، و نه آنها از مقصود و هدف ما آگاه بودند صرف می‌کردیم. عجیب اینکه با پافشاری زایدالوصفی تقاضای میزبانی ما را داشتند. در پایان هر خوراک ما می‌خواستیم پول غذا را پرداخت نماییم، ولی همیشه پذیرفتن آن به وسیله میزبانان رد می‌شد. درخت‌های نخل با شاخه‌های پر از خرمای بم بم که در جلگه‌ای قرار داشت، بیش از هر شهر دیگر ایران مخروبه می‌نمود؛ برج و باروی بلند و مستحکمی که قسمتی از آن ویران شده بود، شهر را چون حلقه‌ای در میان داشت. درخت‌های نخل با شاخه‌هایی پر از خرما از باغ‌ها سر بیرون کشیده بودند ولی خرمای آنها زرد بوده و هنوز برای چیدن مناسب نبود؛ اواسط مهر زمان برداشت محصول خرمای  این منطقه است. بم شهری بود واقعا فقیر؛ فاصله زیاد و خلا موجود بین باغ‌ها و فقدان ساختمان‌های جدید، همگی بیان کننده فقر و نشانه‌هایی از گردش ناچیز سرمایه در شهر بود. بازار پر زرق و برق شهر به صورت جلفی تزیین شده بود، مغازه‌ها خالی بودند و چیز قابل توجهی برای عرضه نداشتند. در بازار دو پلیس ما را برای بازرسی متوقف کردند. پاسپورت‌های به زبان انگلیسی و فرانسه برای آنها کاملا بی‌معنی بود؛ از این‌رو ما اسامی خود را در دفاترشان نوشتیم تا اجازه دادند به راه خود ادامه دهیم. آفتاب ایران پدید آورنده بدیع‌ترین مناظر طبیعی جهان نزدیکی برج و باروی اطراف شهر، خرابه‌های تعداد زیادی ساختمان قدیمی و یخچال‌های شهر که با مقاطع مخروطی خود تا عمق زیاد پایین می‌رفتند، به چشم می‌خورد. داخل این یخچال‌ها، یخ و برفی که زمستان‌ها از کوهستان‌های اطراف آورده می‌شود، ذخیره شده و در تابستان فروخته می‌شد. کف یکی یخچال‌ها پوشیده از استخوان انسان‌ها بود؛ به نظر می‌رسید که در شهر بم هیچ‌کس به مرده‌ها اهمیت نمی‌دهد، و فقط زنده‌ها هستند که مورد سوظن قرار می‌گیرند. به راستی که غروب آفتاب در ایران پدیدآورنده بدیع‌ترین و زیباترین مناظر طبیعی جهان می‌باشد؛ به جرأت می‌توان ادعا نمود که شکوه و گیرایی غروب آفتاب ایران کلیه مناظر مشابه را در سراسر دنیا تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در بازگشت از بم، واپسین اشعه‌های خورشید چنان رنگ آبی زیبایی به کوهستان داده بود که کوه‌ها فقط با تغییر موزون رنگ آبی‌شان، از یکدیگر قابل تمیز بودند. دیگر اثری از دره‌های عمیق که موقع آمدن دیده بودیم، به چشم نمی‌خورد؛ مرز کوه‌ها و دره‌ها را فقط خطوط مبهمی که بیشتر به طراحی ابتدایی یک شاهکار نقاشی می‌ماند، از یکدیگر جدا کرده بودند. رویت طرف دیگر صخره‌ها و همه چیزهایی که اشعه زیبایی خورشید بر آنها تابشی نداشت، غیر ممکن بود؛ وقت آن رسیده بود که فقط طرح‌ها و رنگ‌ها حیات و وجود خارجی داشته باشند. آرزوی بازدید از قنات جوپار آرزو می‌کردم هر چه زودتر سیستم داخلی قنات جوپار به من نشان داده شود...بالاخره زمان رفتن به داخل قنات فرا رسید. کفش هایمان را در کنار دهانه آن درآوردیم. لحظه موعود فرا رسیده بود. همگی داخل دهانه شدیم و توی آب ایستادیم؛ سپس به طرف کانال قنات به حرکت درآمدیم؛ در ابتدا عرض مدخل قنات حدود ٢ متر، ارتفاع آن ٢ متر و ارتفاع آب تا زیر زانوی ما بود. گاهی سقف کوره قنات بیش از ١٢٥ سانتیمتر ارتفاع نداشت و گاهی ارتفاع آن تا چند متر هم می‌رسید. بعضی مواقع و به ندرت حفره‌های هیبت‌انگیزی مقابلمان ظاهر می‌شد، این حفره‌ها در اثر فروریختن متوالی سقف یک قسمت کانال ایجاد شده بودند. در عوض، در فواصل معینی نوری آرامش‌بخش از داخل چاه‌ها به داخل کانال وارد می‌شد که تسلی‌بخش بود. پس از دو ساعت راه رفتن، به قسمت انتهایی یکی از کوره‌ها رسیدیم. قسمت‌های انتهایی کوره قنات از سایر قسمت‌ها بسیار باریکتر بود، به طوری که ناچار شدیم بقیه راه را با استفاده از زانوان به صورت خمیده طی کنیم. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Fri, 24 Mar 2017 03:30:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246156/شکوه-غروب-آفتاب-بم-مهمان-نوازی-کرمانی-ها-روایت-سیاح-انگلیسی روسپيگري، تاريخي به قدمت پدرسالاري http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246358/روسپيگري-تاريخي-قدمت-پدرسالاري خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد بخارایی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد پیام نور و جامعه‌شناس: روسپيگري، تاريخي به قدمت پدرسالاري دارد و از موقعی كه بشر با كاشت، داشت و برداشت در زراعت، زمين‎داري و برده‎داري آشنا شد تن فروشی زنان کارکرد تجاری پیدا کرد. شايد يكي از بدترين شيوه‎هاي پاسخ اجتماعی ـ تاريخي بشر به عنصر لذت‎جويي و تنوع‌طلبي خودش، و يكي از سياه‎ترين معضلات آسيب‎زا و آسيب‎شناختي رواني ـ اجتماعي چند هزار ساله‌‌ی اخير، در جوهره‌ پديده‌ روسپيگـري به صورت عرضه و تقاضا فیمابين روسپي با مشتري باشد. از این‌رو در اكثر جوامع و در طی تاريخ، روسپيگري تقبيح و محكوم شده است.  آیا زنان تن‌فروش، بهره‌ی هوشی کمتری از حد متوسط زنان جامعه دارند که دست به این کار می‌زنند؟ هرگز‌، امروزه ديگر كسي اعتقاد ندارد كه نيروي عقلي روسپيان پايين‎تر از حد متوسط باشد، اغلب روسپيان افرادي عادي و بعضي نيز بسيار باهوش هستند. آیا زنانی که به روسپیگری تن می‌دهند دچار نقص جسمی یا ژنتیک مشخصی هستند؟ بازهم پاسخ منفی است. این گروه زنان همان قدر ممکن است بیمار باشند که سایر زنان. مهم‌ترین تفاوت زنان تن‌فروش با دیگر زنان آن است که روسپیان اغلب در برابر وضع اضطراری ناشی از فقر و نابرابری و برای گریز از پی‌آمدهای نکبت‌بار آن وارد بازار تن‌فروشی می‌شوند؛ تا خود و خانواده‌شان را از وضعیت اسف‌بار برهانند. به طور متوسط، درآمد اين حرفه‎ از بسياري از حرفه‎هاي ممكن براي اين زنان بيشتر است. بسياري از زنان روسپي مي‎توانند از طريق ديگري نيز زندگي خود را تأمين كنند، اما طريقي كه برگزيده‎اند، بدترين راه ممكن فرا‌رویشان نبوده و البته هرگز به معنای آن نیست كه فساد در خونشان جاري است، چه بسا فارغ از کلیشه‌های اجتماعی و پیش داوری‌ها اين حرفه از بسیاری حرفه‌های ممکن دیگر، نفرت‎انگيزتر نباشد.  سعید مدنی مولف کتاب «جامعه‌شناسی روسپیگری» تلاش کرده در این اثر جمع‌بندی کاملی از مطالعات ارائه دهد. به علاوه، نگارنده در تدوین این اثر، مجموعه یافته‌های حاصل از مطالعه‌ خود و هم‌کارانش را با عنوان ـ «ارزیابی سریع وضعیت روسپیگری در شهر تهران» (مدنی قهفرخی؛ شادی‌طلب؛ رئیس‌دانا،1386) ـ به یافته‌های قبلی افزوده تا به این ترتیب، تصویر به‌روزتر و شفاف‌تری از موضوع ارائه دهد. کتاب در هشت فصل تنظيم شده است. در فصل اول پس از بررسی مفهوم روسپی و سایر مفاهیم مرتبط با آن، مروري تاريخي بر وضعيت روسپيگري در ايران و جهان شده و در نهایت، گزارشی از وضعیت کنونی روسپیگری در جهان ارائه شده است. فصل دوم به ارائه‌ نظريه‌ها درباره‌ روسپيگري اختصاص دارد که در آن نظريه‌هاي زيست‌شناختي، روان‌شناختی، جامعه‌شناختي، جرم‌شناختي و فمينيستي توضيح داده شده است. در فصل سوم، به اين سؤال كه زنان روسپي چه كساني هستند ؟‌ پاسخ داده شده است و در آن به بررسی ويژگي‌هاي فردي، ‌خانوادگي و برخی ویژگی‌های اجتماعی‌ زنان روسپي پرداخته شده است. در فصل چهارم کتاب تلاش می‌شود به این سؤال که چرا برخي زنان، روسپي مي‌شوند پاسخ داده شود؟ از این‌رو، ضمن بررسی علل و عوامل روسپیگری، این علل و عوامل در سه گروه فردی، خانوادگی و اجتماعی توضیح داده می‌شوند. موضوع فصل پنجم به ارتباط روسپیگری با بیماری ایدز (ویروس نقص ایمنی اکتسابی) اختصاص دارد. خاطرنشان می‌شود که در مطالعات گذشته، توجه چنداني به مشكلات و بيماري‌هاي مرتبط با روابط جنسي و رفتار جنسي زنان تن‌فروش و مشتريان آنها نمی‌شد. اما در سال‌های اخیر با توجه به پیدایش موج سوم ایدز در ایران و اهمیت یافتن نقش روابط جنسی در شیوع ایدز، بیش از گذشته به این موضوع توجه شده است. فصل آخر کتاب به بررسی ابعاد حقوقی تن‌فروشی اختصاص داده شده است و در آن پس از مرور قوانین درباره‌ روسپیگری در نظام حقوقی ایران قبل و پس از انقلاب اسلامی، این قوانین با قواعد بین‌الملل در این زمینه بررسی و مقایسه شده‌اند. بخش آخر این فصل نیز به تبیین روسپیگری از منظر حقوق بشر پرداخته شده بود. مطالعه کتاب را به همه علاقه‌مندان توصیه می‌کنم. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Thu, 23 Mar 2017 05:30:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246358/روسپيگري-تاريخي-قدمت-پدرسالاري تعصب و سنت‌گرایی در پیله‌های مسدود عربستان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246024/تعصب-سنت-گرایی-پیله-های-مسدود-عربستان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- فریدون مجلسی، دیپلمات سابق، مترجم و مولف: در میان کتاب‌های تاریخی که در یک سال گذشته خوانده‌ام کتاب «عربستان سعودی: مردم، گذشته، مذهب، فاصله طبقاتی و آینده» به دلائل مختلف به دلم نشست. نخست اینکه ادبیات و رمان تاریخی مستند را بیشتر از متن‌های تاریخی متعارف و دانشگاهی دوست دارم، شاید به دلیل این است که از طریق آثار ویکتور هوگو و الکساندر دوما در نوجوانی با تاریخ اروپا آشنا شدم، و بعدها آثار ادبی تاریخی رابرت گریوز و گُور ویدال و هاوارد فاست را آموزنده‌تر از متون آموزشی یافتم. شاید به این دلیل که داستان هم شیرین‌تر است و هم بیشتر در خاطر می‌ماند. متن روایی، کتاب کارن الیوت که شخصا به عربستان رفته و گویی سفرنامه‌ای تحقیقی و تحلیلی می‌نویسد، کتاب را به رمانی تاریخی نزدیک‌تر می‌کند و برایم جذاب‌تر بود. نکته دیگر اینکه نویسنده سابقه سردبیری روزنامه جهانی وال‌استریت جورنال و جایزه ادبی معتبر پولیتزر را در کارنامه دارد و اینها موجب می‌شود خواننده از پیش برای کتاب اعتبار قائل شود و بداند که وقتش را تلف نمی‌کند. وقتی کتاب را خواندم نکته دیگری برایم اهمیت پیدا کرد، اینکه نویسنده زن بوده است. همیشه برایم متن مهم است و زن یا مرد بودن نویسنده برایم فرقی ندارد، اما درباره این کتاب زن بودن نویسنده برای شناخت واقعیاتی که در پرده ابهام قرار دارد، نه فقط در جامعه عربستان، بلکه حتی در تگزاس آمریکا که خاستگاه نویسنده کتاب است، بسیار مهم بوده است؛ زیرا در عربستانِ وهابی زنان موجوداتی درجه دوم و ابزار زندگی مردانه تلقی می‌شوند و از بسیاری از حقوق اولیه انسانی محرومند. محرومیت از حق رانندگی یکی از نتایج آن محرومیت کلی است. وقتی نویسنده یا خبرنگاری مسلمان بخواهد به جامعه زنانه عربستان نفوذ کند بلافاصله با ممنوعیت مواجه می‌شود تا چه رسد به روزنامه‌نگاری خارجی و غیرمسلمان. اما کارن الیوت با بهره‌مندی از مزیت زنانگی خود و نفوذ به درون خانه‌های عادی یعنی پیله‌های مسدودی که دنیای بیرونی از اندرون آنها بی‌خبر است، اطلاعات جالبی را در کتاب خود گرد آورده است.                        نکته جالب دیگر مشابهتی است که کارن الیوت میان زندگی کنونی زنان عربستان با دوران نوجوانی خود در تکزاس مي‌یابد، که حتی برای من به عنوان کارشناسی سیاسی که دورانی به عنوان دیپلمات و دانشجو در آمریکا زندگی کرده‌ام، آموزنده بود. الیوت می‌گوید که او نیز در نوجوانی در شهر کوچک و متعصب خودش در تگزاس نه فقط حق رفتن به سینما نداشت، بلکه حق داشتن تلویزیون و رفتن به برنامه‌های موسیقی هم محروم بود. شاید این مقایسه بتواند از این دیدگاه امیدبخش باشد که اگر الیوت با آموزش و سفر و اشتغال توانست از آن پیله سنتی خارج و وارد دهکده جهانی شود، چرا جامعه عربستان، که شباهت‌های بسیاری هم به ایالت تگزاس دارد، نتواند؟ مساله در این است که میزان تعصب و سنت‌گرایی در عربستان بسیار بالاتر و جامعه مدنی پیرامونی که توانست شهر تگزاسی و مشابه آن را در خود جذب و مستحیل کند در عربستان بسیار کوچک‌تر و ضعیف‌تر است. خانم الیوت مي‌گوید در عربستان دو فرهنگ مطیع سنت وهابی و فرهنگ متجدد و متقابل آن در کنار یکدیگر وجود دارند. می‌گوید در سال‌های گذشته که 80 درصد جمعیت روستانشین بودند که لابد به معنی زندگی قبائلی است، در شهرهای مدرن مانند جده و ریاض زندگی مدرن‌تر از اکنونی بوده است که طی یک ربع قرن 80 درصد مردمانش شهرنشین شده‌اند؛ یعنی اکثریت یافتن شهرنشینان به جای آنکه قبائلی‌ها را مدنی کرده باشد، شهر‌نشینان را قبائلی و روستایی‌تر از گذشته کرده است. این مساله‌ای است که در جوامع مجاور و منطقه نیز در حد ملایم‌تری دیده می‌شود، زیرا در جوامع منطقه ضمن آنکه مهاجرت از روستا به شهر و تضاد مشابه وجود دارد، اما، شدت تعصبات سنتی به اندازه تعصبات فرهنگی وهابی و قبائلی عربستان نبوده است. به عبارت دیگر ثروت و امکانات آموزش جوانان در سطوح عالی در داخل و خارج آن کشور، ضمن آنکه بر شمار گروه‌های متجدد و خواهان تحول افزوده است، بیش از آن بر شمار نوخاستگان روستایی که اکنون به شهر آمده‌اند و آرمان‌های خودشان را تحمیل می‌کنند، بسیار بیشتر افزوده است. الیوت می‌گوید دانشگاه‌های عربستان بخش بزرگی از بودجه و وقت دانشجویان را صرف آموزش‌های وهابی می‌کنند، که از کیفیت‌های تخصصی فارغ‌التحصیلان می‌کاهد.  الیوت به مصادیقی اشاره می‌کند که حکایت از تبعیض نژادپرستانه و قبیله‌ای در جامعه‌ای دارد که به خلوص اسلامی خود می‌بالد. از زنی نام می‌برد که با اجازه پدر طبق آیین و شرع با مردی مسلمان ازدواج کرده و دارای فرزندانی شده بود. پس از مرگ پدر، برادران به دادگاه شرع می‌روند و می‌گویند خواهرشان با ازدواج با مردی از قبیله پست‌تر حیثیت آنان را لکه‌دار کرده و اجازه پدر را با پنهان کردن واقعیت فرودست بودن شأن قبیله شوهر به دست آورده و در واقع او را مغبون کرده است و دادگاه حکم به ابطال عقد ازدواج می‌دهد! این مساله بعدها با دخالت دختر فقید ملک خالد که تجددخواه بود حل و فصل می‌شود. اکنون شاهزاده محمد جوان، معاون ولیعهد که بلندپروازی‌های سیاسی و نظامی و اقتصادی و همچنین اجتماعی در سر دارد، وی می‌خواهد تا سال 2030 عربستان را جایی همانند «تمدن بزرگ» برساند، عجالتا خبر از این است که در آینده نزدیک اجازه رانندگی به زنان داده خواهد شد، پلیس امر به معروف را از خیابان‌ها جمع کرده و کافه‌ها و رستوران‌های مدرن اروپایی گشوده‌اند و به دنبال اجرای برنامه‌ای است که کشور ثروتمندش را به تگزاسی عربی تبدیل کند. شاید این امر روزی در قالب دهکده جهانی چنین امری امکان‌پذیر باشد، اما اکنون نیروهای بازدارنده و مقاوم در آن جامعه به قدری قوی است که این کار فقط موجب درگیری و فروپاشی جامعه و در وهله نخست به خطر افتادن نظام خانوادگی سعودی متکی بر وهابیت خواهد شد که مشروعیت و اهلیت خودشان را مورد پرسش قرار خواهد داد. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Thu, 23 Mar 2017 04:30:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246024/تعصب-سنت-گرایی-پیله-های-مسدود-عربستان جهانگرد ایتالیایی کاشان و قم عصر صفویه را زیبا و دلگشا توصیف می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246329/جهانگرد-ایتالیایی-کاشان-قم-عصر-صفویه-زیبا-دلگشا-توصیف-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- پیترو دلاواله بین جهانگردان ایتالیایی که از دوره امپراتوري مغول به بعد، خاطرات مسافرت‌هاي خود را به آسیا به رشته تحریر درآورده‌اند، مقام ارزنده‌اي دارد. وي از خود سفرنامه بسیار پرارزشی درباره ترکیه و ایران و هند باقی گذاشت و اولین چاپ کامل قسمت مربوط به ایران، که با نسخه‌هاي خطی نویسنده تطبیق شده است، در ایتالیا تقریبا همزمان با انتشار ترجمه فارسی این کتاب منتشر خواهد شد. ترجمه فارسی را آقاي دکتر شعاع‌الدین شفا بر عهده گرفت، و براي اینکه کاملا مطابق با اصل باشد، از بذل هیچ‌گونه دقت و کوششی دریغ نورزید. انتشار ترجمه این کتاب در ایران بدین طریق امکان‌پذیر گردید که ایزمئو، موقعی که موسسه ملی صنایع نفتی ایتالیا توسط دوست مرحوم من، پروفسور بولدرینی اداره می‌شد، موفق شد از آن موسسه اعتبار کافی جهت انجام این منظور به دست آورد.» این توضیحات پروفسور جوزپه توچی، رئیس موسسه ایتالیایی خاورمیانه و خاور دور و استاد دانشگاه رم درباره دلاواله ایتالیایی است. دلاواله در سفرنامه خود توصیفات ارزشمندی درباره شهرهای ایران ارائه می‌دهد که در این گزارش بخش‌هایی از آن را بیان می‌کنیم.    فرح آباد؛ سرزمین سرسبز و پربرکت این جهانگرد درباره فرح‌آباد می‌نویسد: «کاروانسراهاي داخل شهر، که داراي اتاق‌هاي مجهز به قفل و کلید است، و بیشتر براي نگهداري مالالتجاره مورد استفاده قرار می‌گیرد، فقط مبلغ مختصري بابت حق حفاظت مطالبه می‌کنند؛ ولی در عین حال باید بگویم اتاق‌ها به کلی خالی است و هر کس زودتر از راه رسید، آنها را اشغال می‌کند و هر چقدر بخواهد، آنجا می‌ماند و کسی نمی‌تواند متعرض او شود. از روز چهارم به بعد، عبور از جلگه به پایان رسید و پنج فرسنگ در کوه و تپه‌هاي عاري از درخت و سبزه راه رفتیم. این وضع در تمام خطه عراق برقرار است و فقط در نقاطی که مردم زندگی می‌کنند، با آبیاري زیاد و تحمل مشقات فراوان، زمین را قابل کشت کرده‌اند. آن روز بانو معانی و من در یکی از باغ‌هاي شاه، به نام تاج‌آباد، که در یک معبر کوهستانی واقع شده است، ناهار خوردیم. بالاي مدخل باغ یک ساختمان با همان سبک عمارت بالاي سردرب کاخ شاهی اصفهان، که قبلا آن را توصیف کرده‌ام، منتهی خیلی کوچکتر و حقیرتر وجود داشت و به این مناسبت باید بگویم من تا به حال، هر کجا خانه‌هاي شاه را دیده‌ام، همه با هم یکسان بوده‌اند؛ بدین معنی که تمامشان داراي اتاق‌هاي کم وسعت و متعددي هستند که درب‌هاي بسیار کوچکی، آنها را به یکدیگر مرتبط می‌کند. دیوارها همه جا تذهیب شده و مزین به قاب‌هایی است که رنگ‌هاي زیبا و ظریفی در آن وجود دارد، منتهی نقاشی‌ها بسیار ناشیانه و عاري از ذوق هنري است.  در باغ، درخت‌هاي میوه فراوان وجود دارد؛ ولی چیزي که بسیار به آن رونق می‌بخشد و من بعدا در همه خانه‌هاي شاه نیز مشاهده کردم؛ منظره خیابان سنگفرش مستقیمی است، که از عمارت تا آخر دیوار باغ، ادامه دارد و دو طرف آن را درختان سرو فراگرفته‌اند. در وسط خیابان، نهري جاري است که به حوض‌هاي متعدد می‌ریزد و چون شیب نسبتا تندي دارد، دراین حوض‌ها فواره‌هایی تعبیه کرده‌اند، که آب از آنها جهش می‌کند، و به‌علاوه از کناره حوض‌ها نیز، دائما با صداي فرح‌بخش سرازیر است.» کاشان؛ مرکز بزرگ تولید منسوجات ابریشمی ایران  دلاواله در بخشی دیگر از کتاب خود به معرفی کاشان می‌پردازد و در این باره می‌نویسد: «کاشان از شهرهاي متوسط ایران محسوب می‌شود، ولی به عقیده من بسیار بزرگتر و پرجمعیت‌تر از شهرهاي آورسا و کاپوا در حکومت ناپل است. این شهر بر سر راه قزوین و تبریز و ترکیه، یعنی راه غرب و همچنین بر سر راه دریاي خزر، یعنی راه شمال واقع شده و به علاوه مرکز بزرگ تهیه منسوجات ابریشمی ایران است، که از حیث کار و رنگ به خوبی کالاهاي ما نیست؛ به خصوص محمل و اطلس ابریشمی آنجا بد است؛ زیرا طرز بافتن آن را بلد نیستند و من مطمئنم هر یک از افراد مملکت ما که به اینجا بیاید، اگر در مورد بافت پارچه و ترکیب رنگ صاحب اطلاع باشد، از طرف شاه به خوبی استقبال می‌شود تا به بالا بردن سطح پارچه بافی در این کشور کمک کند و می‌دانم که شاه حتی تا ونیز هم به دنبال چنین هنرمندانی فرستاده است. شهر کاشان در کنار یک جلگه وسیع و پاي چند تپه مرتفع بنا شده و بسیار گرم است. زمستان در آنجا عملا وجود ندارد و برعکس تابستانش طاقت فرساست و فقط وجود میوه‌هاي فراوان، به خصوص انار، باعث می‌شود مردم بتوانند این هوا را تحمل کنند. از لحاظ ساختمان چیز جالبی در این شهر به چشم نمی‌خورد، جز اینکه کاروانسراهاي متعددي بر سر راه کاروان‌ها ساخته شده و چند حمام عمومی نیز در آنجا وجود دارد. همانطور که قبلا نیز گفتم، خارج از شهر، شاه داراي خان‌‌هاي است که در مقابل آن، میدان بزرگ یا بهتر بگویم خیابان طویل و عریضی قرار دارد که تا دروازه شهر ادامه پیدا می‌کند. در داخل شهر، طبق معمول سقف بازار پوشیده است و در دو طرف آن، ساختمان‌هاي نسبتا خوبی وجود دارد. در وسط بازار، چهار سوق زیبایی واقع شده که دیوارهاي اطراف آن نو و سفید و تمیز و داراي پنجره‌ها و ایوا‌ن‌هاي متعددي است؛ ولی به جز این، چیز جالب توجه دیگري ندیدم.» قم؛ شهری زیبا و دلگشا جهانگرد ایتالیایی درباره شهر قم نیز می‌نویسد: «قم از شهرهاي متوسط ایران است و از لحاظ بزرگی به کاشان نمی‌رسد، جمعیتش هم از آن شهر کمتر است؛ ولی در محل مناسب‌تري واقع شده و می‌توان گفت زیباتر است. جلوي شهر رودخانه کوچکی جاري است که در اثر باران و آب کوه‌هاي اطراف بعضی اوقات خیلی بزرگ و پرآب می‌شود. در نزدیکی پل سنگی این رودخانه مقبرهاي واقع شده که می‌گویند خواهر امام رضا، یکی از بازماندگان پیغمبر اسلام (ص)، در آنجا دفن است و این خواهر نیز از طرف مردم مقدس شمرده می‌شود و مدفن او زیارتگاه عمومی است. کوچه‌ها و بازار شهر نسبتا خوب و تمیز و میدان شهر به حد کافی جادار و متناسب است و روي هم رفته تمام شهر به نظر من زیبا و دلگشا آمد.» ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Thu, 23 Mar 2017 03:30:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246329/جهانگرد-ایتالیایی-کاشان-قم-عصر-صفویه-زیبا-دلگشا-توصیف-می-کند روزمرگی‌های زندگی ایرانیان در دهه 60 http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246409/روزمرگی-های-زندگی-ایرانیان-دهه-60 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- عباس مخبر، مترجم و اسطوره‌شناس: چندی پیش کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» نوشته عباس کاظمی را مطالعه کردم. اثر جدید کاظمی حالت کلیشه‌ای کتاب‌های جامعه‌شناسی را ندارد و بسیار زنده است. از سوی دیگر از معدود آثاری است که به دور از نظر‌پردازی‌های صرف نگاه جامعه‌شناختی به جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی و مسایل آن داشته است. مولف در این کتاب نگاهی به این موضوع داشته که چگونه جامعه پس از انقلاب از جامعه آرمانی به مصرفی تبدیل می‌شود و ما چگونه در زندگی روزمره غرق و گرفتار می‌شویم. کاظمی در این کتاب از مثال‌های عینی و خوبی برای تفهیم این موضوع استفاده کرده است. نویسنده در بخش نخست کتاب، مباحث نظری مربوط به اشیا را مطرح کرده و زندگی روزمره را از خلال رابطه­ امر مادی و امر غیر مادی بررسی می‌­کند. سپس وارد زندگی فرهنگی کالاها می‌‌شود و اشیاء را به لحاظ فرهنگی نشانه‌گذاری می­‌کند. در بخش دوم کتاب کاظمی با کمک اشیا به نشان دادن کلیت فرهنگی جامعه در دهه 60 می‌‌پردازد. در هر قسمت با استفاده از یک شی روزمرگی‌­ها و نقش شی در زندگی افراد جامعه به تصویر کشیده می‌­شود. به طور مثال در قسمت اول از پیکان که در تمام وجوه زندگی افراد جامعه حضور دارد استفاده شده و از «وحدت پیکانی، اخلاق پیکانی و هویت پیکانی و چیزی که وضعیت اقتصادی جامعه را نمایان می‌­ساخت» سخن می‌­گوید. صف، روزمرگی‌ه­ایی که مردم دهه 60 با آن عجین شده بودند و به تجربه­ همیشگی شان بدل شده بود، یکی دیگر از این مثال‌هاست. یکی دیگر از موضوعاتی که نویسنده درباره آن سخن گفته دیوار، دیوارنگاری‌­ها و بازآفرینی آرمان‌­ها و ایدئولوژی‌ها روی دیوار است. کاظمی در ادامه مباحثش با ویدئو مسائلی چون اوقات فراغت، شرایط جامعه جنگ زده، و متصل شدن به گذشته‌­ای که دیگر وجود نداشت و چگونگی تلاش مردم برای فرار از «نگاه مسلط» را نشان می‌‌دهد و در پایان هم بحث شلوارهای جین و کراوات را مطرح می­‌کند، کراوات نیز به‌عنوان شی تزیینی مرزهای مختلفی را میان طبقات و گروه‌ها ایجاد می‌­کند و مولف در این کتاب نگاهی به مخالفات و موافقان این موضوع دارد. در فصل سوم کتاب کاظمی جامعه پسا انقلاب را به تصویر می‌­کشد یعنی جامعه پسا انقلابی که به یک جامعه­ مصرف‌­گرا تبدیل شده است و نویسنده سیر تحولات یک جامعه­ انقلابی که به یک جامعه­ مصرفی رسیده است را شرح می‌­دهد و از پیامدهای آن سخن می­‌گوید که رابطه­ فرد با بدن تغییر می‌­کند. نویسنده از خلال فیلم‌­های فرهادی به‌ویژه جدایی نادر از سیمین که بازنمایی واقعیت­‌های پنهان جامعه است این واقعیت­‌ها را برای مخاطب تفسیر می‌­کند که جامعه اکنون ما جامعه‌ای ست که از جدایی­‌ها و عدم توانایی در برقراری ارتباط رنج می‌­برد و نهاد خانواده‌­ای که سرشار از تناقضات شده است و فرد در جامعه پشتوانه‌­ای ندارد.   یکی دیگر از مقولاتی که در کتاب به آن اشاره شده مقوله شادی و ایدئولوژیک شدن آن در زندگی پسا انقلابی ایرانی‌­هاست که شادی را در زندگی آن­ها کمرنگ و رضایت را کاهش داده است و نویسنده برای رهایی از این ایدئولوژی شدن، غیر دولتی کردن شادی و مقوله­‌های دیگر را مطرح می‌­کند.   در بخش دیگر، کاظمی از کنکور و ایدئولوژی آن در سیاست و منطق ایدئولوژیک خودکنکور سخن می­‌گوید. علاوه بر این­‌ها وی نمایشی شدن زندگی افراد را نشان می‌­دهد که این نمایشی شدن طبقات مرفه به طبقات متوسط نیز سرایت کرده و فساد فرهنگی- علمی را در کنار فساد اقتصادی طبقه مرفه با خود به­ همراه دارد.   در نگاه کلی می‌توان گفت که کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» به دلیل اینکه همه ما پس از انقلاب اسلامی با مصادیق آن زندگی کردیم، می‌تواند اثری جذاب و قابل توجه باشد. کتابی که سعی کرده از کلیشه‌های سنتی جامعه‌شناسی فاصله بگیرد و نگاه جدید و انتقادی به زندگ روزمره داشته باشد. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Wed, 22 Mar 2017 05:30:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246409/روزمرگی-های-زندگی-ایرانیان-دهه-60 صلحی که همه صلح‌ها را به باد داد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246171/صلحی-همه-صلح-ها-باد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کاوه بیات، تاریخ‌نگار و مترجم: دوره فروپاشی نظم کهن جهانی ـ تلفیقی از امپراتوری‌های وسیع و حوزه‌های متفرق میانی و جای سپردن به مجموعه‌ای از دولت ـ ملت‌های جدید که از چند سده بیشتر در اروپا آغاز شد، بلاخره با اندکی تأخیر در حول و حوش سال‌های مقارن با مراحل پایانی جنگ اول جهانی دامن‌گیر خاورمیانه شد. فروپاشی امپراتوری عثمانی که لااقل از لحاظ صوری بخش‌های وسیعی از این حوزه را در قلمرو خود داشت و تلاشِ شکسته بسته چند قدرت جهانی دیگر مانند بریتانیا و فرانسه برای پُرکردن جای خالی عثمانی ویژگی اصلی این دوره بود که جوانبی چند از آن در کتاب صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد به تصویر کشیده شده است. در این کتاب پس از مقدمه‌ای بر چگونگی کشیده شدن پای قدرت‌های بزرگ جهانی به خاورمیانه، فرایندی که پس از ورود غیرمترقبه عثمانی به صف هواداران آلمان و اطریش در جنگ جهانی، جنبه‌ای سریع و غیرقابل اجتناب یافت، سیاست‌های متفاوتی موضوع بررسی قرار گرفته شده است که هر یک از این بازیگران در این عرصه پهناور اتخاذ کردند. جالب آن است که تفاوت سیاست و حتی در بسیاری از موارد تعارض سیاست‌های فقط به حوزه گروه‌بندی‌های متخاصم، آلمان، هابسبورگ و... عثمانی در یک سو و روسیه، فرانسه و... بریتانیا در سوی دیگر محدود نبود و این تفاوت و تعارض سیاس در هر یک از این گروه‌بندی‌ها نیز وجود داشت.                        به عقیده دیوید فرامکین نویسنده «صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد» ریشه بسیاری از مسائل و مشکلاتی که از یکصد سال پیش، به نحوی فزاینده دامنگیر خاورمیانه بوده است که اینک ابعادی فوق‌العاده حاد و خطرناک به خود گرفته است به این دوره از مداخلات قدرت‌های بزرگ برمی‌گردد و ترتیب نسنجیده‌ای که در خلال نشست‌های بعدی متفقین برای شکل دادن به یک نظام جایگزین اتخاذ شد. در کنار وعده‌های متعارف و متضاد مانند وعده یک امپراتوری بزرگ به اعراب از یک ‌سو و قول تأسیس یک میهن جدید برای یهودی‌ها از سوی دیگر و انبوهی از موارد مشابه، عواملی چون رقابت خود قدرت‌های متحد و متفق با یکدیگر و پس از مدتی نیز مراجع مجدد روسیه به عرصه تحولات منطقه‌ای به صورت یک نیروی انقلابی و ستیزه‌جو نیز از دیگر سر رشته‌هایی است که در این کتاب موضوع تحقیق قرار گرفته است. با آن که حدود بیست و پنج سال از انتشار چاپ نخست این کتاب به زبان انگلیسی می‌گذرد، اما از جمله آثاری است که نه تنها موضوعیت خود را از دست نداده است بلکه می‌توان گفت به دلیل تحولات بعدی خاورمیانه، بسیاری از مضامین اصلی آن اهمیتی بیش از پیش یافته‌اند و از لحاظ کمک به شناسایی وضعیتی که با آن مواجه هستیم، مهم و کارساز است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Wed, 22 Mar 2017 04:30:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246171/صلحی-همه-صلح-ها-باد روایت سیاح فرانسوی از کوچه پس کوچه‌های نصف جهان تا شهر شعر و ادب http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246155/روایت-سیاح-فرانسوی-کوچه-کوچه-های-نصف-جهان-شهر-شعر-ادب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی که در عصر صفوی بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد، سفرنامه‌ای ارزشمند از خود به یادگار گذاشت که نه تنها در شرح وقایع دوره صفویه و وقایع دربار صفوی اهمیت بسیار دارد، بلکه توصیفات مهم و درخور توجهی از شهرهای مختلف ایران در روزگار صفویان به‌دست می‌دهد که در دستیابی به وضعیت شهرهای ایران در آن روزگار بسیار حائز اهمیت است. جماعت حیدری‌‌ها و نعمتی‌های اصفهان «اسپهان یا اصفهان یا اصفون، آنطور که ایرانیان تلفظ می‌کنند، در نود درجه طول و سی و دو درجه و چهل و پنج دقیقه عرض جغرافیایی در ایالت عراق واقع شده که جزو مملکت قدیمی پارت محسوب می‌شده است. این شهر پایتخت همه ایران و شهری است بسیار بزرگ که شاه معمولا دربار خود را در آنجا مستقر می‌کند. بر طبق اسناد تاریخی ایرانیان، سابقا اصفهان جز دو قریه همجوار نبوده که یکی به حیدر و دیگری به نعمت اللهی تعلق داشته و دو نیمه اصفهان نیز این نام را گرفته‌اند و از آنجا دو دسته در میان مردم تشکیل شده که اغلب با جنگ و دعوا، هر یک خواهان برتری محله خود بر دیگری است.   پس اصفهان را پیش از آنکه شاه عباس کبیر مناطق لار و هرمز را فتح کند نمی‌توان جز یک قریه نامید. اما این پادشاه، پس از دیدن موقعیت و وضع مناسب آن، تا اندازه‌ای به جهت نزدیکی به ایالاتی که جدیدا متصرف شده بود و تا حدی به منظور طرحی که برای گسترش ایالاتش به سوی شرق و غرب داشت همانطور که آنها را به سوی جنوب پیش برده بود، اقامت در قزوین و سلطانیه را ترک کرد تا مقر خود را در اصفهان به‌عنوان مرکز امپراتوری‌اش برپا کند. اصفهان از دور بیشتر شبیه جنگل است تا یک شهر محیط اصفهان با حومه آن به هیچ وجه کوچک‌تر از از پاریس نیست، اما جمعیت پاریس ده برابر بیش از اصفهان است. اما نباید تعجب کرد که شهری چنین بزرگ، جمعیتی اندک دارد، زیرا هر خانواده‌ای جمعیت جداگانه دارد و تقریبا هر خانه‌ای باغی است و بدین گونه جاهای خالی از جمعیت در شهر فراوان است. از هر سویی که به اصفهان برسند، ابتدا مناره و گنبد مسجدها و بعد درختان اطراف خانه‌ها نمودار می‌شود به طوری که اصفهان از دور بیشتر شبیه جنگل است تا یک شهر. چون جلگه حاصلخیز است ساکنان بسیار دارد، اما در آن روستای بزرگی دیده نمی‌شود، مگر دهکده‌هایی کوچک با سه چهار خانه. شهر بدنماست، کوچه‌ها تنگ و نامساوی و غالبا تاریک است، به طوری که به سبب طاق‌هایی که بالای کوچه‌ها برای رفتن پنهانی از این خانه با خانه دیگر زده‌اند گاهی حدود دویست قدم کورمال کورمال باید قدم برداشت. این کوچه‌ها اغلب پر از زباله و حیوانات مرده است که بدانجا می‌اندازند و باعث بوی گند و تعفنی بزرگ می‌شود، چنان‌که بدون لطافت خارق‌العاده هوایی که در آنجا هست ممکن است طاعون ایجاد کند. کوچه پس کوچه‌های نصف جهان کوچه‌های اصفهان مانند همه شهرهای ایران بدون سنگفرش است و این امر باعث ناراحتی‌های بزرگ در تابستان و زمستان می‌شود. زیرا در تابستان گرد و خاکی که اندک بادی آن را از این کوچه به آن کوچه می‌برد در چشم فرو می‌رود، این گرد و خاک کوچه‌ها که در تابستان سبب ناراحتی است در زمستان به گل و لای تبدیل می‌شود که به هنگام باریدن باران یا آب شدن برف تا ساق پا می‌رسد. به جز کوچه‌های تجار بزرگ و زمین گرداگرد میدان شاه که سه بار در روز، صبح و ظهر و عصر، اشخاص موظف حقوق بگیری آنها را آب می‌پاشند. از طرفی ایرانیان وسواسی‌اند و نمی‌خواهند کسی که از بیرون به خانه‌شان وارد می‌شود کمترین لکه گل روی لباسش باشد، زیرا اگر بر حسب اتفاق دست به او بزنند، دست خود را فورا نجس و ناپاک می‌دانند و به همین سبب هم، وقتی که باران می‌آید مگر به ضرورت به دیدار هم نمی‌روند. قلعه اصفهان، که بنای قابل توجهی نیست، از سوی جنوب به حصار شهر متصل می‌شود و طول آن دو برابر عرضش است. هیچ‌گونه استحکامات دفاعی ندارد جز چندین برج گرد بدساخت و تماما از گل و خشت، مانند بقیه قسمت‌های ساختمان. اصفهان به طور کلی، به جز میدان شاه و چند بازار که به صورت کوچه‌های سرپوشیده در دست بازرگانان است، بیشتر به دهکده‌ای شبیه است تا یک شهر. خانه‌ها جدا از هم است و هر یک را باغی است که بسیار بد نگهداری می‌شود و بیشتر اوقات جز یک درخت ناچیز در آن نیست. چنان‌که گفتم، کوچه‌ها به جای آنکه یه خط مستقیم باشند به طور مارپیچ ادامه می‌یابند و خانه‌ای از خانه دیگر پیشتر می‌رود و این به چشم کاملا نامطبوع است. درست است که چند سال پیش دست به ساختن بناهای خوب زده‌اند، اما این کار بیشتر در خارج از شهر صورت می‌گیرد، زیرا آنان که توانایی ساختن دارند، وسیله نگه داشتن اسب‌هایی برای رفتن به اصفهان نیز دارند. اما در مورد زنان، برای آنها بودن در شهر یا خارج از شهر تفاوتی نمی‌کند زیرا جز به ندرت از خانه خارج نمی‌شوند و هرگز پیاده نمی‌روند. میدان نقش جهان در روزگار صفویان میدان شاه اصفهان کار شاه عباس کبیر است. اگر شاهزاده‌ای از نژاد شاهان پیشین ایران میدان کهنه شهر را با خانه مجاور و همه حقوق مربوط به آن به شاه عباس واگذار می‌کرد این میدان ساخته نمی‌شد. استنکاف او شاه عباس را واداشت که میدان جدید را برای جلب کردن بازرگانان بدانجا و ورشکست کردن خانئان آن شاهزاده بسازد و آن محله شهر را که اکنون کم جمعیت شده است از رونق بیندازد. میدان شاه فضایی بزرگ است که حدود هفتصد پا طول و دویست یا سیصد پا عرض دارد، یعنی طول آن بسیار بیشتر از عرضش است، چهار طرفش ساخته شده است و طول آن در جهت شمال به جنوب قرار دارد. از تیراندازی تا تماشای جنگ شیر و خرس! در میانه میدان درخت بزرگ یا دیرکی نشانده شده است بدان‌گونه که ما در اروپا برای تمرین تیراندازی به پرندگان بر پا می‌داریم، و این هم تقریبا برای چنان کاری است. وقتی شاه بخواهد تیراندازی کند در بالای درخت یک جام زرین می‌گذارند که با پیکان باید به آن بزنند. از این درخت که در میانه میدان است تا مسجد بزرگ، جایی است که چوب و زغال می‌فروشند. از همین درخت تا ساعت دیواری که در طرف شمال است سراسر محل فروش قراضه‌های آهن و زین و برگ کهنه اسب و قالی‌های کهنه و لباس‌های کهنه دیگر مانند کهنه فروشی‌ها خود ماست. از این درخت تا مسجد دیگری که در جنوب روبروی ساعت است محل فروش مرغ و کبوتر است. بقیه میدان در جانب قصر همیشه پاک و بدون دکه است، زیرا بیشتر اوقات شاه طرف عصر برای لذت از دیدن جنگ شیر و خرس و گاو و قوچ و خروس و انواع حیوانات دیگر که به این میدان می‌آورند از قصر خارج می‌شود. مردم اصفهان مانند بسیاری از شهرهای دیگر به دو دسته تقسیم شده‌اند: یکی به نام حیدری و دیگری نعمت اللهی (نعمتی)، و در تمام مدت جنگ این حیوانات، میان دو دسته شرط بندی‌های هنگفت می‌شود. شاه که در میانه بی‌طرف است به صاحب حیوان برنده گاهی پنج تومان و گاهی ده و بعضی اوقات تومان انعام می‌دهد. از سوی مغرب که در قصر شاه و در عالی‌قاپوست، میان غرفه‌ها و نهر آب حدود هفتاد توپ بزرگ و کوچک بر روی قنداق خود به ردیف دیده می‌شود. اینها همان توپ‌هایی هستند که شاه عباس کبیر با ساعت میدان، پس از تسخیر هرمز از آنجا آورد. انگلیسی‌ها نیز حتما سهم خود را گرفته‌اند، زیرا او را در فتح آن جزیره یاری دادند و شاه بدون همراهی آنان البته توفیق نمی‌یافت. قصر شاه و عمارت عالی‌قاپو اما از قصر شاه نمی‌توانم وصف خوبی کنم، زیرا در عمارت‌ها و باغ‌های آن هیچ‌گونه زیبایی دیده نمی‌شود. اما به استثنای چهار تالار که آنها را دیوان می‌نامند، چیز دیگری ندیده‌ام جز چند راهرو کوتاه و تنگ که دو نفر به سختی همدوش هم می‌توانند در آن پیش روند. از این چهار دیوان، یکی آن که تا میدان ادامه دارد و به در قصر می‌رسد و دیگری داخل قصر است که در آنجا سفرا را می‌پذیرند؛ دوتای دیگر تقریبا به همان شکل ولی کوچک‌ترند. از در قصر شاه تا در عالی قاپو، زرگران و جواهرتراشان و حکاکان مهرهای سنگی هستند. در عالی قاپو بسیار ساده و بدون زینت است و از آن به خیابان بزرگی وارد می‌شوند که در انتهای آن در دیگر است. آستانه این در سنگ گردی است که ایرانیان احترامی عظیم برای آن قایل‌اند. همین در است که آن را در علی می‌نامند و حیاطی که در آن سوی آن است حریمی است مصون از تعرض برای هر جنایتکاری که بتواند بدان پناه برد. شیراز از نگاه سیاح فرانسوی شیراز در 78 درجه و 15 دقیقه طول و 29 درجه و 36 دقیقه عرض در جلگه‌ای قرار گرفته است که از شمال به جنوب حدود سه فرسخ است و از مغرب به مشرق اندکی بیش از سه فرسخ امتداد دارد. این جلگه با کوه‌های لخت و خشک احاطه شده است که در آنها درخت و علف نمی‌روید. از طرف جنوب شرقی یا شرق زمستانی، دریاچه آب شوری است که محیط آن کمتر از سه فرسخ نیست. هنگام خروج از جلگه برای عزیمت به جانب جنوب، از میان دو کوه می‌گذرند که چندان هم تنگ نیست در آنجا دره‌های دلپذیری به پهنای کم و بیش نیم فرسخ قرار دارد که در آنها مزارع کشاورزی و مقداری مرتع یافت می‌شود... از شاه چراغ تا مدرسه امام‌قلی خان اما شهر هیچ زیبا نیست و بیشتر چون نیمه خرابه‌ای به نظر می‌رسد. سابق بر این حصاری خشتی داشته، اما همه تقریبا فرو ریخته و توجهی به بازسازی آن نشده است. خانه‌ها نیز از خشت و گل و پوشیده از گچ است. چون در شیراز گاهی باران می‌بارند که در اصفهان کمتر پیش می‌آید به محض آنکه این خشت‌ها نم برداشت خانه‌ها دیگر تاب مقاومت ندارند. جز مدرسه‌ای که امام‌‌قلی خان بنا کرد و چند مسجد، ساختمان آجری وجود ندارد و بهترین آنها مسجدی است به نام شاه چراغ که به سبب قداست مذهبی، آن را اندکی بیش از جاهای دیگر نگهداری کرده‌اند، هرچند آن ساختمان هم چیز فوق‌العاده‌ای ندارد که چشمگیر باشد. از سوی شمال شرقی، شهر به فاصله ربع فرسخی کوه می‌رسد. از پل سنگی کوچکی که در مدخل شهر ساخته‌اند تا پای کوه، خیابان طویلی به خط مستقیم ادامه دارد که در آن مسجدی هست که امامقلی خان ساخته است. این مسجد نسبتا زیبا می‌نماید، ولی در درون شروع به ویرانی کرده است. مقابل در مسجد، صحن هشت گوشه‌‌ای هست و در میان صحن، حوضی به همان شکل. در دوسوی این خیابان از مسجد تا کوه، دیواری هست و جای جای درهای بزرگی روبه‌روی یکدیگر وجود دارد . مقبره سعدی و حوض ماهی در شیراز مسجدی قدیمی هست که مقبره سعدی در آنجاست. این مسجد در گذشته بسیار زیبا بوده و عمارت بزرگی برای تعلیم طلاب در انتهای آن قرار داشته است. ولی همه اینها مانند بسیاری از ساختمان‌های دیگر شهر رو به ویرانی است. در کنار مسجد از پلکانی به چاهی  بسیار عریض پایین می‌روند که انتهای آن حوضی پر از ماهی هست. کسی جرأت ندارد که به این ماهی‌ها حرف بزند، زیرا آن را بی‌حرمتی به مقدسات می‌دانند و می‌گویند متعلق به سعدی است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Wed, 22 Mar 2017 03:30:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246155/روایت-سیاح-فرانسوی-کوچه-کوچه-های-نصف-جهان-شهر-شعر-ادب جیمز موریه، دروازه‌ها، عمارت‌ها و کاروانسراهای طهران قجری توصیف می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246427/جیمز-موریه-دروازه-ها-عمارت-ها-کاروانسراهای-طهران-قجری-توصیف-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- «سفرنامه جیمز موریه» به گزارشات سفر جیمز موریه به ایران اختصاص یافته است. این کتاب در سال‌هاى 1812 و 1818م. منتشر شده است. کتاب حاضر از منابع مهم آن دوره از تاریخ ایران به شمار مى‌رود. مجلد اول کتاب، گزارش سفر اول موریه به ایران و ارمنستان و آسیاى کوچک و قسطنطنیه میان سال‌هاى 1809 1808م. است و مجلد دوم، سفرنامه دوم اوست که مربوط به سال‌هاى 1816 1810م.. در این سفرنامه شرحى هم از رویدادهاى سفر دریایى او از برزیل و بمبئى تا خیلج فارس آمده است. این سفرنامه حاوى اطلاعات بسیار مهمى از تاریخ سیاسى و اجتماعى و فرهنگى ایران در نیمه نخست قرن نوزدهم (نیمه نخست قرن سیزدهم هجرى) است. این اثر منبعى است براى شناخت شهرهای ایران، آداب و عادات اجتماعى، برخى از آیین‌هاى دینى و همین طور برخى از آثار تاریخى و سنگ نبشته‌هایى است که در گوشه و کنار بوده است.   دروازه‌ها، عمارت‌ها و کاروانسراهای تهران موریه در توصیف تهران می‌نویسد: «پایتخت فعلی ایران یعنی تهران در عرض 35 درجه و چهل دقیقه جغرافیایی قرار گرفته و محوطه‌ای بین چهارونیم تا پنج مایل دربر گرفته است به گمان من می‌توان اطراف  حصار شهر را سواره به مدت یک ساعت و نیم طی نمود. تهران دارای شش دروازه است که همه را با آجر ساخته و دیوارهای مدخل این دروازه‌ها را با تصویری از انواع جانوران مانند پلنگ و غیره با کاشی‌های الوان نقاشی کرده‌اند. سردر و سقف این دروازه‌ها بلند و گنبدی شکل و به مراتب بهتر از انواع مشابهی بود که تاکنون در ایران دیده بودم. از شمال به غرب شهر، چند برج به‌طور جداگانه دیده می‌شود. ما دو واحد توپخانه در تهران مشاهده کرده‌ایم، که ظاهرا یک واحد خمپاره‌انداز و دیگری شامل یک واحد توپخانه سنگین بود. خندق اطراف شهر در چند نقطه ریزش نموده که دیوارهای آن را با آجر مرمت نمودند. شهر، تقریبا به اندازه شیراز است ولی عمارات و ساختمان‌های بزرگی در آن دیده نمی‌شود. ظاهرا تمام ساختمان‌های آن خشتی است. کار ساختمان مسجد بزرگ و اصلی شهر به نام «مسجد شاه» هنوز به پایان نرسیده است غیر از این مسجد، شش مسجد کوچک‌تر، و سه یا چهار مدرسه به‌طوری که گفته می‌شود در حدود یک‌صد و پنجاه کاروانسرا و یک‌صد و پنجاه حمام عمومی وجود دارد. شهر دارای دو میدان است که یکی در شهر، و دیگری در ارک. ارک یک کاخ مربع شکل مستحکمی است که تمام عمارات شاهی در آن قرار دارد و اطراف آن را به دیگر نقاط شهر مرتبط می‌نماید.»   میوه‌خانه‌های تبریز این جهانگرد در سفرنامه خود درباره تبریز نیز مطالبی می‌نویسد: «جاده‌ای که به شهر تبریز ختم می‌شد در امتداد دشتی زیبا قرار داشت در اطراف جاده، گاوآهن‌های زیادی به چشم می‌خورد که هر کدام را چهارگاو نر به دنبال خود می‌کشیدند، چراکه شخم زدن و کندوکاو زمین‌هی این منطقه بسیار سخت و دشوار می‌باشد. در حدود سه مایل نرسیده به شهر تبریز جاده در میان تپه‌های سنگلاخی به چند رشته تقسیم می‌شود. در اینجا یک صاحب منصب از طرف شاهزاده عباس میرزا به استقبال ما آمده بود تا ورود ما را به تبریز خیرمقدم بگویند. سوادشهر از گوشه و کنار تپه‌ها نمودار شد فصلی که ما وارد تبریز شدیم، فصل بسیار زیبا و پر طراوتی بود. حصار گلی و خانه‌های خشتی شهر در زیر پوششی از درختان سر بسر محصور شده بود  و در قسمتی از حصار نزدیک دروازه تهران خرابه‌های یک مسجد که هنوز زیبایی خود را حفظ کرده بود به چشم می‌خورد. این مسجد در ششصد سال قبل به وسیله غازان شاه ساخته شده است. این مسجد در اثر یک زمین لرزه در  حدود 30 سال قبل ویران گردید، آنطوری که شاردن توصیف کرده است، تبریز شهر بزرگی نیست. تمام عمارات و بناهای بزرگ آن در اثر زمین لرزه منهدم شده است. من سواره دور حصار شهر را گردش کردم و تبریز در دایره‌ای تقریبا بهوسعت سه مایل قرار گرفت. سه دروازه شهر با مناره‌های بلند و کاشی‌کاری‌های سبز بسیار زیبا و جالب توجه است غیر از دروازه‌های موصوف پنج دروازه دیگر وجود دارد که بسیار کوچک است و قابل توجه نمی‌باشند. حصار شهر چندان مستحکم نیست ودر بعضی جاها که ریزش نموده آن را با خشت بازسازی نمودند. شهر تبریز  در میان باغ‌های میوه که ایرانی‌ها به آنها میوه‌خانه می‌گویند، محصور شده است. یکی از این باغ‌ها که بسیار بزرگ و دز سمت غربی شهر واقع شده، متعلق به حاجی محمدخان است. گورستان قدیمی تبریز او ادامه می‌دهد: «در شمال غربی شهر قبرستان وسیعی وجود دارد که تمام سنگ قبرهای این گورستان از نوع گرانیت سیاه، و بر روی هر سنگ کتیبه‌ای به خط عربی نوشته شده بود.  در جنوب غربی شهر تعداد زیادی گورستان قدیمی دیده می‌شود که بعضی از سنگ قبرهای آن از نوع قرمز می‌باشد که من نتوانستم بفهمم که لین نوع سنگ‌ها از کدام معدن استخراج نموده‌اند. یکی از این سنگ قبرها حدود هشت پا و نیم درازا و دو پا و نیم پهنا داشت و بر روی آن هیئت یک قهرمانی را کنده‌کاری کرده بودند، این قبر در نزدیکی مسجد کوچکی قرار داشت، این نوع سنگ‌ها بسیار صاف و شفاف و در عین حال محکم و بادوام هستند و به سنگ مرمر تبریز شهرت دارند. در حوالی تبریز این سنگ یافت نمی‌شود و به‌طوری که گفته شده از معادن نزدیک دریاچه شاهی و شهرمراغه به حد زیاد استخراج می‌گردد. این نوع سنگ وقتی صیقل داده شود بسیار روشن و شفاف می‌گردد. در تبریز دوازده حمام وجود دارد که بعضی بسیار زیبا و مجلل می‌باشند، بازار در امتداد طول شهر قرار گرفته و بسیار کثیف به نظر می‌رسد. در تبریز مسجدی که قابل ذکر باشد وجود ندارد، و تنها بقایای مسجدی را که قبلا شرح داده‌ام هنگام ورود به شهر مشاهده نمودم. در جنوب غربی شهر در مجاور ارک، قلعه علی شاه قرار دارد این قلعه در حال حاضر به عنوان انبار مهمات و قسمت‌هایی هم از آن را به اتاق‌های کشیک و نگهبانی تخصیص داده‌اند. به نظر من قسمت‌های فوقانی این قلعه چندان قابل استفاده نیست، چراکه  در اثر وقوع یک زمین‌لرزه یا یک آتش توپخانه دشمن آسیب‌پذیر است. خطر زمین‌لرزه موجب گردید که خانه‌های مسکونی را در تبریز به جای سقف آجری بیشتر با چوب و دیوارهای کوتاه  بسازند، به همین دلیل هم سقف بازار برخلاف سایر شهرهای ایران که از طاق آجری استفاده شده، در اینجا از چوب ساخته‌اند. به‌طوری که شنیدم هنگام وقوع زمین‌لرزه گنبد حمام خان که یک از بزرگترین ساختمان‌های تبریز است، هیچ‌گونه صدمه‌ای ندید و محکم و استوار و آسیب‌ناپذیر برجای مانده است، در صورتی که بیشتر دیوارها و ساختمان‌های مستحکم شهر ویران شده‌اند.» ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Tue, 21 Mar 2017 03:30:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246427/جیمز-موریه-دروازه-ها-عمارت-ها-کاروانسراهای-طهران-قجری-توصیف-می-کند لحظه تحویل سال نو و کیسه‌های شاهی، عیدی سلطان صاحبقران به مردم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246240/لحظه-تحویل-سال-نو-کیسه-های-شاهی-عیدی-سلطان-صاحبقران-مردم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مرور برخی رویدادها و مطالعه جزئیات احوالات گذشتگان در آیین‌ها و جشن‌ها به ما روایتی از گذشته می‌دهد که گویای باورها، اعتقادات و سنت‌های آنهاست که برخی از این باورها تا به امروز نیز ادامه داشته اشت. ناصرالدین‌شاه قاجار در خاطرات و سفرنامه‌های خود به بعضی نکات از روزهای مهم، آیین‌ها و جشن‌ها اشاره کرده و در سطوری از آماده شدن تحویل سال نو در دربار قجر گفته است که آن را از کتاب «روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه، ربیع‌الاول 1308 الی ربیع‌الثانی 1309ق» تصحیح مجید عبدامین مرور می‌کنیم. این کتاب اصل استنساخ قسمتی از آلبوم شماره 97 از مجموعه آلبوم‌های بيوتات بخش اسناد خطی آرشیو ملی ايران است كه به خاطرات روزانه ناصرالدين‌شاه، از ربیع‌الثانی 1282 تا ربیع‌الاول 1283 قمری اختصاص دارد. روز شنبه دهم10 شهر شعبان، اوّل سال فرخنده‌فال توشقان‌ئیل است، سنه 1308                                                                                                                                                                                                                                            همان‌طور که در روزنامه دیروز عصر، به خط احمدخان نوشته شد که تحویلِ حمل شش ساعت و نیم از شبِ شنبه گذشته خواهد شد. شب شام را بیرون خوردیم، بعضی از پیشخدمت‌ها هم بودند. بعد از شام امین‌السّلطان را خواستیم آمد، با او کار داشتیم؛ قدری صحبت کردیم. در ساعت چهار گفتیم رخت‌خواب انداختند، رفتیم که یک‌ساعتی دراز بکشیم. تارچیِ آقادائی هم آمد، نشسته بالاسرِ ما قدری تار زد؛ خوب تار می‌زند، پنجه شیرینی دارد؛ ما هم چُرتی زدیم. خواب بودم که فهمیدم کسی آمده بالاسرِ من، صدای پا می‌آید. نگاه کردم دیدم عزیزالسّلطان است، رختش را پوشیده، آمده است ما را بیدار می‌کند. ما هم برخاستیم، سرداری الماس و همچو چیزها پوشیدیـم. پیشخدمت‌ها، اعتمادالسّلطنـه، مجدالـدّوله هم کم‌کم پیدا شدند. همه لباس پوشیده و خود را آراسته، حاضر بودند. نیم‌ساعت به وقت مانده، رفتیم برای اطاق موزه، وارد اطاق موزه شدیم. چراغ‌هاهمه را روشن کرده بودند و خیلی آراسته بود. مردم هم همه آمده بودند، هر‌کس جای خودش ایستاده بود. هزارنفر آدم امشب در مـوزه حاضر بـودند. از میـان کوچه صفِ اهـل‌ِنظام گـذشته، رفتیـم بـه صدر. امین‌السّلطان و نایب‌السّلطنه بودند. علما هم خیلی بودند، امام جمعه و پسرش، شیخ محمّدحسن شریعتمدار، آقاسیدعبدالله، پسر آقاسیّدصادق، پسرحاجی‌ملاّعلی و غیرذلک، همه بودند که جای خالی باقی نبود. دوازده نفر شاهزاده‌های شمشیربند هم دو صف، در دوطرف با شمشیرهای جواهر ایستاده بودند. مُلک‌آرابود. عزّالدّوله خودش رفته است همدان، پسرش به جای خودش شمشیر نگاه‌داشته بود. معـزّالدّوله یک چشمـش آب آورده، به این واسطه حاضر نشده بود؛ عوضـش عضـدالـدّوله بود. شجـاع‌الدّوﻟﺔ قوچانی هم از روزی که از جاجـرود برگشته ناخوش شده، امشب هـم نیـامده است؛ پسـرش حاضر بود. عضدالملک هم نبود، پسـرش هـم که از ایلخانی‌گریِ قاجار معزول شده؛ قاجاریه خودشان آمده بودند. امین‌الملک هم چنـد روز اسـت کلّیـه مُلّیه‌اش درد می‌کند، او هـم نبود. منجم‌باشیِ نجم‌الملک آمد جلو، تحویل شُدِ مفصّلی گفت. خطیبِ قزوینیِ باریکه‌ای است، با صدای نحیف خطبه‌ای خواند. بعد خطیب‌ِکرمانشهانی که نقّال است، ﺧﻄﺒﺔ غرّائی خواند. امسال شاهی که باید به مردم بدهیم، گفته بودیم کیسه بسته بودند؛ کیسه‌های کوچک کوچک، هزارکیسه که با کیسه به مردم بدهیـم و این قِسـم شـاهی دادن، هـزار فایده و حُسـن داشت که فواید محسّنـات آن، در همیـن مجلس محسـوس بود. دست‌لافی هم که هرسال معمـول بـود، ناظـر به مردم می‌داد، امسال موقوف کردیم؛ خیلی اسباب بی‌نظمیِ مجلس می‌شد، به این واسطه امسال ندادیم. کیسه‌های شاهی را توی مجموعه بلوری ریخته بودند و از آن، هر دفعه، چندتا کیسه توی مجموعه بلور کوچک‌تری ریخته، جلوی ما می‌گذاشتند، به مردم می‌دادیم. وقتی تمام می‌شد، دوباره پُر می‌کرد. علما را که شاهی می‌دادیم، روی زمین نشسته دادیم. بعد که علما تمام شدند، روی صندلی نشستیم. میزی جلو ما گذاشته، شاهی را یکی‌یکی از روی میز برداشته به مردم می‌دادیم. تا آخر، صد و هشتاد کیسه هم زیاد آمد، معلوم شد به هشتصد و چندنفر بالا، امشب عیدی داده‌ایم. ضیاءالدّوله که چندی بود مرخص شده، قراباغ رفته بود، ده دوازده روز است آمده؛ او هم شمشیر گردن انداخته ایستاده بود. دو ساعت و نیم تقریبا طول کشید تا به مردم شاهی دادیم؛ بعد تمام شد. برخاستیم، آمدیم با عزیزالسّلطان اطاق برلیان، رخت عوض کردیم و رفتیم اندرون؛ یکسر رفتیم اطاق انیس‌الدّوله. هوای خوبی بود، مهتابی بود مثل روز روشن. قدری اطاق انیس‌الدّوله نشستیم، بعد برخاستیم، راست رفتیم عمارتِ خوابگاه خوابیدیم؛ امّا باز خوب نخوابیدیم. دو ساعت از دسته گذشته روز شنبه از خواب برخاسته، آمدیم دیوانخانه. امروز دیگر خبری نیست، تشریفاتِ عیدی نیست، خلوت است. رفتیـم بالاخاﻧه سر در، قدری کوچـه را تماشا کردیـم. بعداز ناهار آمدیم پائین، رفتیم به اطاقِ مابیـن برلیان و تالارعـاج که موسوم به اطاق‌سـرخ است، گفتیـم لحاف متکّا آوردند، خوابیدیم. تارچیِ آقادائـی هم تار می‌زد؛ دو ساعت خوابمـان بـرد. بعـد که از خواب برخاستیـم، رفع کسالت و بی‌خوابیِ دیشب شده بود. عصر، دیوانخانه را قرق‌کردیم، زن‌ها آمدند؛ خیلی گشتیم. غروب هم برای تماشای آتش‌بازی رفتیم سردر. زن‌ها پشتِ تمام شیشه‌ها پر بودند، تماشا می‌کردند. وقتی هوا تاریک شد، رفتیم ایوانِ جلوی بالاخانه نشستیم. عزیزالسّلطان و نایب‌السّلطنه هم زیرِ سر در نشسته بودند؛ آتش‌بازیِ بسیار خوبی کردند. بعد از تماشای آتش‌بازی آمدیم پائین، رفتیم اندرون خوابیدیم. (روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه، ربیع‌الاول 1308 الی ربیع‌الثانی 1309ق، مجید عبدامین- نسرین خلیلی، تهران، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، 1394) ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 20 Mar 2017 09:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246240/لحظه-تحویل-سال-نو-کیسه-های-شاهی-عیدی-سلطان-صاحبقران-مردم خوش‌چهره: مساله نفت در دعوای طرفداران مصدق و کاشانی گم شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246491/خوش-چهره-مساله-نفت-دعوای-طرفداران-مصدق-کاشانی-گم-شده دکتر محمد خوش‌چهره، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و استاد اقتصاد دانشگاه تهران درباره قضاوت آثاری که تا کنون درباره رویکرد دکتر مصدق در ملی شدن صنعت نفت نوشته شده به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: چون پرسش ما را رجوع می‌دهد به تصمیم دکتر مصدق درباره ملی شدن صنعت نفت و اظهار نظری که دوستان دیگر داشتند، معتقدم باید اطلاعات شفاف، مشخص و قابل استنادی در این زمینه مطرح شود و نه حدس و گمان.   وی افزود: بعد بررسی آثار مختلف مبتنی بر اسناد، از منظر ارزیابی و قضاوت در رابطه با رویکرد مصدق درباره ملی شدن صنعت نفت به حوزه تصمیم‌گیری می‌رویم که مقوله مهمی در مدیریت استراتژیک یا سیاستگذاری است و یا فراتر از آن تصمیم‌گیری‌های منافع ملی در حوره بین‌الملل است که به واسطه آن می‌توانیم دریابیم تصمیمات زمامداران و مسئولان تا چه اندازه در راستای مصالح، منافع ملی و درک صریح آن بوده است؟ خود این درک به پیش‌شرط فهم صحیحی از محیط ملی، فراملی، تاملات مناسب و هدف‌های برجسته در منافع ملی یا مسائل ملی برمی‌گردد که ممکن است زمان طرح آن نباشد، یا باید در نوع ادبیات آن دقت کرد و یا در حوزه منافع، امنیت ملی، رفاه و اقتصاد ملی یا در رابطه با آرمان‌ها و ارزش‌ها مطرح شود به عبارتی سه حوزه است که در منافع ملی مدنظر قرار می‌گیرد، باید دید کدام از آنها اولویت دارد.   نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در بسیاری از کشورها، زمانی که کشوری درگیر جنگ می‌شود، اولویت با منافع ملی و امنیت ملی است و اصل آن دفاع از امنیت ملی است، بنابراین در جنگ همه امکانات در خدمت امنیت، حفظ سرحدات، تمامیت ارضی و استقلال رژیم است برای تمام کشورهایی از جمله کره شمالی، رژیم اشغالگر قدس و غیره که بحث امنیت برای آنها مهم است اولویت تصمیم‌گیری با امنیت است اما در کشوری مانند سوئیس اولویت تصمیم‌گیری با رفاه و اقتصاد است و دغدغه امنیت ندارند.   خوش‌چهره اظهار کرد: مثلا برای آمریکا در دوران جنگ سرد مقابله با کمونیسم یک شعار ارزشی بود و شعار ابداعی ترویج دموکراسی و دفاع از حقوق بشر مطرح شد و به اعتبار این ارزش، تصمیمات سیاسی، اقتصادی و بسیاری چیزهای دیگر را توجیه می‌کرد و به عنوان نمونه لشکرکشی به ویتنام، خلیج‌فارس، عراق و افغانستان برای افکار عمومی تحت عنوان دفاع از منافع ملی مطرح می‌شود.   وی افزود: بنابراین این خط‌ کشی قابل قضاوت است و اگر بخواهیم به رویکرد تصمیماتی که زنده‌یاد مصدق در رابطه با ملی شدن صنعت نفت داشت، بپردازیم، باید یک رویکرد قابل استناد باشد و بعد تشخیص اولویت‌های آن موقع فوق‌العاده اهمیت دارد اینکه بدانیم در دوره موردنظر چه چیزی اولویت داشته است؟ از این‌رو برای قضاوت درباره تصمیم مصدق در رابطه با ملی شدن نفت، باید بگویم تصور می‌کنم در حال حاضر استباط‌های شخصی افراد مطرح می‌شود، در حالی که باید مستندات تاریخی قابل دفاعی باشد تا با رجوع به آن ‌بتوانیم بگوییم ملی شدن صنعت نفت در آن زمان اولویت داشته یا خیر.   این اقتصاددان ادامه داد: ضمن اینکه باید به این نکته برسیم تصمیم مصدق در آن زمان تصمیم درستی بوده یا خیر، پس از آن اولویتش را بررسی کنیم. زیرا قضاوت نسبت به پدیده‌ها و رویدادهای تاریخی معمولا دامنه وسیعی دارد که برخی می‌گویند از کفر تا ایمان، تائید یا نفی مطلق آن، مطالبی نوشته می‌شود. یکی از مشکلات مطالب اظهارنظرها درباره رویکرد مصدق این است که افراد در محیط با ملاحظات ریزمحیطی آشنا نیستند و استنباط‌هایی مبتنی بر اطلاعاتی که داشتند، بیان می‌کنند.   خوش‌چهره عنوان کرد: به هر حال اگر بخواهم به قضاوت وارد نشوم اما عناصر یک وضعیت تاریخی را کنار هم بگذارم، باید بگویم جریانی پس از جریان جنگ جهانی دوم با شروع زوال، قدرت و اقتدار انگلیس روی می‌دهد و بعد از آن سمبل شیرها به صورت مجروح و باندپیچی شده در عرصه‌های جهانی مطرح می‌شود. انگلیسی که آفتاب در مستعمراتش غروب نمی‌کرد، یکدفعه دچار کاهش قدرت شد. این زوال قدرت در حالی بود که بریتانیا خلیج‌فارس و خاورمیانه را قلمرو پادشاهی خود می‌دانست. با کاهش قدرت بریتانیا، آمریکا به مرور جای آن را گرفت.   وی افزود: حال باید دید در زمانی که ایران تصمیم گرفت که برای ملی شدن نفت اقدام کند چه چیزی مدنظر بود و براساس چه اولویتی این تصمیم گرفته شد؟ براساس آن چه آینده‌پژوهی نامیده می‌شود و مبنای آن بررسی وضعیت موجود و رویکرد گذشته است و طبق آن برآورد آینده صورت می‌گیرد. در آینده‌پژوهی تکنیک غالب به آینده رسیدن به این شکل است که چیزی دیگری به آن اضافه می‌کند و آن رویدادهایی است که در کنار این روند ایجاد می‌شود و آن را دگرگون می‌کند.   این استاد دانشگاه ادامه داد: آمریکا بر مبنای آینده‌پژوهی از 1943 توانسته بود رویدادها را تشخیص دهد و در جنگ جهانی دوم که سال 1945 تمام شد، آمریکا، شکست قطعی آلمان نازی را در سال 1943 پیش‌بینی کرده بود، این پیش‌بینی در زمانی اتفاق افتاد که آلمان مسلط بر اروپا بود و در آفریقا، شرق شوروی و در دیگر نقاط در حال جنگ بود. علت این پیش‌بینی نیز تکنولوژی بود که آلمان داشت، تکنولوژی که قبلا برتری داشت و با ورود آمریکا این اولویت و برتری در زیردریایی، هواپیما و غیره از دست رفت. ضمن اینکه گستردگی جبهه که آلمان در آن می‌جنگید، به مرور باعث فرسایش نیروها شد و حوادث را به گونه‌ای پیش برد که آمریکا طراحی آینده بعد از جنگ را بکند.   خوش‌چهره اظهار کرد: در اوج جنگ، آمریکا آمد و سازمان ملل را طراحی و مقر آن را در نیویورک قرار داد و بعد ساختار آن را تحت عنوان شورای امنیت و وتو طوری شکل داد که بتواند مقدرات روابط و تاملات جهانی را خودش مدیریت کند و حرف اول را بزند. پس در آینده پژوهی، آینده‌نگاری هم می‌آید، یعنی آینده را در راستای منافع خود دیدن.   وی افزود: تصور می‌کنم اگر به این آینده‌نگاری با این ادبیات دقت کنیم، متوجه می‌شویم بسیاری به این نتیجه رسیدند که انگلیس دیگر قدرت برتر نیست. بعضی دیگر، به دنبال این نگاه بودند که اگر بتوان با آمریکا تاملات خوبی برقرار کرد و انگلیس را سریع دور زد، نخستین حرکت‌ها را برداشتند، به نظرم اگر با این فرضیه جلو برویم، ایران جزء کشورهای پیشگام نه گفتن به انگلیس بود. حال آیا در این کار شتاب کردند؟ این درستی غلط بودن تصمیم از نوع واکنش‌های انگلیس مشخص می‌شود که تهدید نظامی و ... را در برداشت.   نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در حالی که فضای جهان در جنگ سرد فرو رفته بود، ماجرای نفت روی داد، اگرچه دیوان لاهه (که در حال تکمیل شدن بود،) در دعوای بین انگلیس و ایران، به نفع ایران رای داد، اما در عمل چیز دیگری در پیش بود. با وجودی که قدرت انگلیس ترک برداشته بود، اما ریشه‌های قدرت را هنوز داشت و بعدا نیز تلاش کرد که خودش را بازسازی کند. بنابراین تصور می‌کنم ملی شدن نفت، محصول یک نوع برآورد ناکافی و ناصحیح بود، به طوری که در همین راستا، وضعیت آینده‌پژوهی در دنیای سلطه انگلیس و آمریکا انرژی، نفت و خاورمیانه برجستگی خودش را با بازتعریف نظم نوین داشت. خوش چهره افزود: بنابراین انگلیسی‌ها به راحتی راضی نمی‌شدند که یک اتفاقی در خلیج‌فارسی که صادرات اصلی نفت در جهان را به عهده داشت، مانند پدیده ملی شدن بخواهد ترویج پیدا کند. ملی شدن یعنی استقلال که پدیده مهمی بود، اگرچه بسیاری از کشورها در ظاهر مانند هند، الجزیره و ... مستقل شدند، اما ایران فراتر از استقلالی که در سیاست می‌گویند، مقوله‌ای مانند نفت، انرژی، ژئوپلتیک بودن، ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک بودن به ویژه در خاورمیانه داشت. قطعا پدیده ملی شدن نفت در ایران با واکنش‌هایی مانند همگرایی انگلیس و آمریکا مواجه می‌شد.   وی ادامه داد: بنابراین انگلیس حتی حاضر شد که آمریکا در مقدرات ایران داخل شود و آن را مدیریت کند اما نه به بهای اینکه رهبران ملی ایران بتوانند مفهومی از استقلال و به ویژه تسلط بر نفت را پیدا کنند، نفتی که برای آنها یک نقطه استراتژیک برای برنامه‌ریزی آینده جهان بود و اکنون نیز می‌بینیم که آمریکا وقیحانه به خلیج‌فارس و عراق می‌آید که نشان می‌دهد چه قدر این قصد از قبل درست بوده است.   این استاد دانشگاه بیان کرد: فکر می‌کنم ایده ملی شدن نفت با نوعی ساده‌انگاری، نگاه خوشبیانه و برآوردهای ناکافی (به عنوان یک پیش فرض تحلیل) در دیدگاه‌های مصدق بود که می‌توان را مدنظر قرار داد. اما به طور مطلق نمی‌توان اظهارنظر کرد، زیرا مصدق هم به نوعی مسائل داخلی را ساده تصور کرده بود، به عبارتی تسلط بر مسائل داخلی و نفوذی که برخی جریان‌ها وجود داشت، به درستی درک نشده بود. در حالی که ما در تحلیل‌ها مرتب می‌گوییم اختلافات رهبران سیاسی و مذهبی، عامل شکست خوردن دولت ملی بود، اما این‌طور نیست.   خوش‌چهره عنوان کرد: به نظر می‌رسد که اگر کنار گذاشتن مصدق با کودتا صورت نمی‌گرقت، ممکن بود از روش‌های خشن‌تری استفاده کنند. به تعبیری سراغ روش‌های عریان‌تر(نظامی) بروند، اگرچه عامل بازدارنده به ظاهر شوروی بود، اما شوروی نیز درگیر مسائل و مشکلات خاص خودش بود. بنابراین به بیان ساده باید گفت نداشتن جامعیت در تشخیص محیط و برآورد صحیح از روش‌های طرف رقیب، شیطنت‌ها و ابزارهایی که در دست داشت به نقطه‌ای رسید که ماحصل آن در قالب کودتای 28 مرداد خودش را نشان داد. وی درباره تاثیر ملی شدن کوتاه مدت نفت چه تاثیری در وضعیت ایران افزود: از نظر اقتصادی تاثیری نداشت. توجه کنید ملی شدن کوتاه مدت نفت در دولت ملی آغازگر مسائلی بود و اینجا با اداره کردن استخراج و فروش نفت مواجه هستیم.   این اقتصاددان با اشاره به برخی سیاست‌های آمریکا در ایران گفت: سازمان برنامه و بودجه در ایران قبل از نخست‌وزیری مصدق در سال 1327 تشکیل شد. سازمان برنامه به دستور ترومن و با همراهی مشاوران آمریکایی در ایران تاسیس شد و در ایران پس از جنگ جهانی دوم، برنامه‌هایی که جهت‌گیری آنها و اولویتشان را آمریکا طراحی می‌کرد، شکل می‌گیرد، یعنی در اقمار غرب قرار گرفتن ایران یکی از نشانه‌های آغازش، راه‌اندازی سازمان برنامه بود.   خوش چهره افزود: در این میان یک برنامه هفت ساله چیده شده و بنا بود که منابع آنرا بانک ترمیم و توسعه (بعدا بانک جهانی شد) تامین کند. اما زمانی که بحث ملی شدن نفت مطرح شد، به نوعی این ملی شدن و نوع جهت‌گیری دولت مصدق در تقابل با جهت‌گیری برنامه قبلی بود، برنامه‌ای که مبنای آن پیاده کردن چند برنامه زیربنایی بود و این زیربناها (نیروگاه، سد، جاده و ...) در راستای منافع آمریکا طراحی شده، اما وقتی نفت ملی شد، آن تعهدات وام که آمریکا پشت آن بود، متوقف شد.   وی ادامه داد: به عبارتی اگرچه نفت نفروخته بودیم، اما قرار بود وامی نیز بگیریم. حال با ملی شدن، نفت را نخریدند و برای جبران کمبود بودجه، دولت مصدق به اوراق قرضه روی آورد که یک اقدام ملی بود و مقداری نیز همگرایی و مشارکت مردم را نشان داد. به هر حال این اتفاقات را وقتی به صورت یک مجموعه کنار هم بگذارید، می‌توانید قضاوت کنید اما اگر جداگانه ببینید، نمی‌توانید قضاوت درستی داشته باشد.   این استاد دانشگاه بیان کرد: کماکان براین نظر هستم که خیزی برداشته شده بود که یکی از پیامدهای آن نفی اقتدار انگلیس بود، اما در این نفی، آمریکا نیز شرکت داشت آمریکایی که می‌خواست جایگزین انگلیس شود؟ این مساله به یک تحلیل محتوایی بیشتری نیاز دارد اما با یک اقتصاد ملی مبتنی بر ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها می‌توانستید در کوتاه‌مدت و میان‌مدت برسید یا خیر؟ ابزارهای به درستی دیده نشده بود. به هر حال به نظرم ایده ملی شدن نفت ارزشمند بود اما اینکه ایده عملیاتی بود یا خیر؟  ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 19 Mar 2017 05:30:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246491/خوش-چهره-مساله-نفت-دعوای-طرفداران-مصدق-کاشانی-گم-شده همایون کاتوزیان: حل نکردن مساله نفت بزرگترین اشتباه مصدق بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246020/همایون-کاتوزیان-حل-نکردن-مساله-نفت-بزرگترین-اشتباه-مصدق خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نفت یکی از مسائلی است که بخشی از تاریخ ما درگیر آن بوده است به طوری که دولت ملی دکتر محمد مصدق بر آن شد تا دست انگلیس را از آن کوتاه کند و برهه تازه‌ای را در تاریخ ایران  رقم بزند. برهه‌ای که یکی از پرچالش‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید. همایون کاتوزیان تقریبا در بیشتر آثاری که تالیف کرده به نهضت ملی شدن نفت و دولت مصدق نیز اشاره کرده است. وی در تالیفات خود بر آن است به بازخوانی و آسیب‌شناسی نهضت ملی نفت بپردازد. کاتوزیان در گفت‌وگو با ایبنا به برخی تصمیم‌های نخست‌وزیر دولت ملی با دیده انتقاد نگریسته است.   فواد روحانی در خاطراتش معتقد است که اگر مصدق پیشنهاد قرارداد 50-50 را می‌پذیرفت، شرایط بسیار بهتر از بعد شرایط ملی شدن نفت بود. تا چه اندازه با این نظر موافق هستید؟ به نظر شما مشاوران مصدق در این اندازه بودند که بتوانند درباره مسائل مربوط به نفت مشاوره‌های خوبی ارائه دهند؟ در ملی شدن نفت مساله منافع ملی مطرح بود و با این نگاه، قصد بر این بود که دست شراکت نفت ایران و انگلیس را در امور کشور کوتاه کند. با این تدبیر نفت ملی شد، اما معتقدم همان‌طور که بارها گفته‌ام یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات مصدق این بود که مساله نفت را حل نکرد. ضمن اینکه پیشنهاد شراکت 50-50 پیشنهاد خوبی بود که مصدق می‌توانست بپذیرد، اما بعد از اینکه کودتای 28 مرداد صورت گرفت، دیگر خبری از 50- 50 هم نبود. اگرچه به ظاهر چنین پیشنهادی داده شد، پیشنهادی که بسیار ظاهرفریب بود. با این حال اگر عملی می‌شد مانند سایر قراردادهای قبلی برخورد می‌شد. برای مثال وقتی 10 دلار نفت فروخته می‌شد، می‌گفتند 3 دلار آن مالیات دولت انگلیس (شرکت نفت ایران و انگلیس به دولت خود مالیات می‌پرداخت) 3 دلار پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری در آینده، 2 دلار هم برای هزینه تولید که در مجموع 8 دلار می‌شد. 2 دلار باقی مانده نیز پنجاه-پنجاه تقسیم می‌شد و به صاحب نفت نیز یک دلار می‌رسید. خنده‌دار نیست! بنابراین می‌بینید که این پیشنهاد هم کاملا فریبنده بود. اما با این حال معتقدم مصدق خیلی بیشتر از آن می‌توانست بگیرد. اما در رابطه با مشاوران، وزیران و افراد بسیاری که در کابینه نخست‌وزیر حضور داشتند، افراد هوشمند نیز کم نبودند اما کاربلد و وارد در مسائل نفتی به شمار نمی‌آمدند تا بتوانند در برابر انگلیس با سیاست و هوشمندی حرکت کنند و همه ابعاد را نیز بسنجند.   چرا شما بر این باور بودید که مصدق نمی‌توانست مساله نفت را به شکل ایده‌آل حل کند؟ ایده‌آل آن چیزی بود که در تصور و رویکرد مصدق و یارانش بود و تلاش کردند تا به آخر به آن برسند و  به دنبال این بودند که به انگلستان تنها سرمایه و غرامت تاسیسات شرکت نفت را بدهند و به آنها می‌گفتند که ما تنها غرامت آنچه در ایران ایجاد کردید، پرداخت می‌کنیم. در حالی که انگلیسی‌ها می‌گفتند ما امتیاز قرارداد 1933 تا 1993.م را داریم و برطبق این قرارداد می‌توانیم از نفت ایران بهره‌برداری کنیم. بنابراین اگر امکان بهره‌برداری فراهم نشود، باید بابت قرارداد 1933 به ما غرامت پرداخت کنید. بنابراین منظورم از ایده‌آل آن شکلی بود که کابینه مصدق در نظر داشت در حالی که این ممکن نبود و انگلیسی‌ها غرامتی بیش از آن می‌خواست و به سادگی نیز راضی نمی‌شد. چون زورش زیاد بود و بیشتر از آنچه که دولت ملی حاضر بود، پرداخت کند، طلب می‌کرد. در این میان پیشنهادهای مشخصی نیز به دولت ملی ارائه شد، از جمله یکی از آنها، پیشنهاد بانک بین‌المللی بود که در همان اوائل (بهمن 1330) مطرح شد و بسیار پیشنهاد خوبی بود. بانک بین‌المللی به عنوان میانجی حاضر شد که در ایران صنعت نفت را راه‌اندازی کند، نفت را صادر و به فروش برساند و عایدات آن را به سه قسمت تقسیم کند؛ یک قسمت به ایران، یک قسمت به شرکت سابق و یک قسمت را نیز (حداقل برای دو سال) نگه دارد تا زمانی که میان ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس صلح برقرار شود تا این سهم پس‌انداز شده را میان خودشان با توافق تقسیم کنند. این پیشنهاد خوبی بود، چون هم آتش‌بس ایجاد می‌کرد و پس از گذشت دو سال شرایط نرمال و فرصت برای مذاکره در آرامش فراهم می‌شد و نفت نیز تحریم نمی‌شد و اقتصاد بدون نفت به ایران تحمیل نمی‌شد، اما دولت مصدق این پیشنهاد را نپذیرفت.   به نظر شما مطرح شدن ملی شدن نفت در دهه 1330 زمان مناسبی برای مطرح کردن این مساله بود؟ اگر آن زمان مناسب نبود، چه وقت دیگری می‌توانست مطرح شود. همان‌طور که اشاره کردم، شرکت نفت ایران و انگلیس برای حفظ منافع اقتصادیش در امور داخلی ایران دخالت می‌کرد و دلیل عمده و اصلی ملی کردن نفت از نظر دکتر مصدق و یارانش این بود که دست شرکت نفت را از ایران خلا ید کنند. برخی معتقد هستند که مصدق در مساله نفت و پییچده شدن آن و نهایت کودتای 28 مرداد برآن بود که قهرمان ملی بماند! آیا این نگاه درست است؟ البته باید بگویم این از آن حرف‌هاست و خنده‌دار است. زمانی می‌گویند مصدق آمد نفت را ملی کرد و قهرمان شد. اما اینکه بگوییم قصد مصدق این بود که با ملی کردن نفت قهرمان شود، از آن حرف‌هاست. ضمن اینکه مصدق نیازی به قهرمان شدن نداشت. وی شخصیتی بود که اصالت داشت و از 40، 50 سال سابقه کار سیاسی برخوردار بود و در منصب وزیر امور خارجه، والی آذربایجان، والی فارس، وزیر دارایی و دو دوره نماینده مجلس شورای ملی ایفای نقش کرده بود و پیش از آنکه پهلوی بر سرکار بیاید در مجلس نقش فعال داشت. وکیل نخست تهران بود، بنابراین فرد بی‌شناسنامه‌ای نبود که با خودش بگوید من می‌خواهم قهرمان شوم، حال چه کار کنم بروم و با ملی شدن نفت قهرمان شوم. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 19 Mar 2017 04:30:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246020/همایون-کاتوزیان-حل-نکردن-مساله-نفت-بزرگترین-اشتباه-مصدق اوراق کهنه تاریخ را چه کسی ورق می‌زند؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246422/اوراق-کهنه-تاریخ-کسی-ورق-می-زند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نگاهی به چندوچون کتاب‌هایی که در طول 12 ماه در بازار نشر ارائه شدند، حکایت از میزان آگاهی، افزایش یا کاهش دانایی یک جامعه به شمار می‌آید، جامعه‌ای که با مرور آثار حوزه تاریخ به نظر می‌رسد در صدد افزایش آگاهی تاریخی خود است. اما از طرفی شمارگان کتاب‌ها چیز دیگری می‌گوید. با این حال مقایسه آثار منتشر شده در حوزه تاریخ حاکی از آن است که بهمن ماه با چاپ 468 کتاب پررونق ترین ماه سال بوده است.   فروردین و تکاپوی ناشران برای نمایشگاه   ماه نخست سال ناشران در تلاش بودند که کتاب‌های خود را برای نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آماده کنند اما از آنجا که نیمی از این ماه به تعطیلات سپری شده نباید انتظار انتشار آثار بسیاری داشت. با این حال جستجو در اطلاعات سایت موسسه خانه کتاب حکایت از انتشار 139 عنوان کتاب در حوزه تاریخ و جغرافیا دارد. از این تعداد 99 کتاب چاپ نخست و 30 اثر چاپ مجدد به شمار می‌آید. ضمن اینکه 107 عنوان تالیفی و 22 اثر ترجمه است. همچنین بعضی از کتاب‌های خوب سال قبل تجدیدچاپ شدند که حکایت از اقبال مخاطبان به چاپ سوم «سیدضیاء، عامل کودتا»، چاپ سیزدهم «سیاست و حکومت در اروپا»، «ما ایرانیان» و بعضی عناوین دیگر دارد. در همین زمان چاپ نخست کتاب «بوخارین و انقلاب بلشویک» با ترجمه بیژن اشتری از سوی نشر ثالث روانه بازار نشر شد.   اردیبهشت، رودرور با مخاطبان در شهرآفتاب   اگر بخواهیم به میزان چاپ آثار در این ماه نگاهی داشته باشیم، باید گفت که 314 کتاب تالیفی و 41 عنوان ترجمه خودنمایی می‌کند. در این میان سهم آثار چاپ نخست 286 عنوان و چاپ مجدد 69 عنوان کتاب است. مقایسه میزان آثار منتشر شده با ماه گذشته حکایت از سه برابر شدن کتاب‌های حوزه تاریخ یعنی رقم 355 دارد. تعدادی که می‌تواند ناشی از تکاپوی ناشران برای حضور پررنگ در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران داشته باشد. در این ماه چاپ سیزدهم کتاب «ایران مدرن»، چاپ سوم «وزیری امیرحسنک» و چاپ دهم «اقتدارگرایی ایران در عهد قاجار» به انتشار رسیده است.   خرداد، نگاهی به بازمانده‌های پستو   خردادماه زمانی است که ناشران پس از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در حال ورود به روند خانه‌تکانی هستند و به عبارتی محتویات انبار را بررسی می‌کنند. در این میان آثاری که به نمایشگاه نرسیده به بازار کتاب عرضه می‌شوند، آثاری که بازتاب آنها به دلیل نیمه تعطیل شدن دانشگاه‌ها ممکن است چندماه بعد منعکس شود و یا در میدان نقد و نظر قرار گیرند. با این حال نگاهی به آماری که از منتشر شدن کتاب‌های حوزه تاریخ در این ماه در سایت خانه کتاب ثبت شده، حاکی از 217 اثر چاپ نخست و 66 کتاب تجدید چاپ شده دارد، ضمن اینکه سهم آثار تالیفی 257 اثر و ترجمه 26 عنوان ذکر شده است. در مجموع 283 کتاب به چاپ رسیده که کاهش بسیار اندکی با ماه تجارت کتاب (اردیبهشت) دارد. در میان کتاب‌های منتشر شده «محله کلیمیان»، «تاریخ مستطاب آمریکا»، «فرار از لایپزیک»، «تراژدی تنهایی»، «هفتاد سال پایداری؛ خاطرات شاه‌حسینی»، «برخی جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی»، «نگاهی به دروازه غار» برای نخستین بار به چاپ رسیدند. همچنین چاپ پنجم «آمدیم خانه نبودید»، چاپ سوم «استالین»، چاپ نهم «آقای سفیر»، چاپ دهم «ما ایرانیان» و چاپ چهاردهم «خاطرات شازده حمام» نیز ارائه شد.   تیر، زیر و زبر پیشخان کتابفروشی‌ها   نخستین ماه تابستان برای ناشران و کتابفروشی‌ها، ماه خواب تابستانی است که شاید با تابستانه کتاب و طرح‌های دیگر بتوان این خواب را کمی کمرنگ کرد. با این حال ممکن است تصورات ما با ارقام منعکس شده از جمله 261 کتاب چاپ شده، چندان همخوانی نداشته باشد. آماری که در بردارنده 145 اثر چاپ نخست و 116 کتاب تجدید چاپ شده است و از این میان 234 کتاب سهم تالیف و 27 اثر به ترجمه اختصاص دارد. چاپ چهارم «خاطرات محمدیگانه»، چاپ سی و سوم «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: جستارهایی از تاریخ معاصر ایران حسین فردوست»، هشتم «ماموریت در تهران، خاطرات هایزر» از جمله آثاری است که در این ماه تجدید چاپ شدند. ضمن اینکه «غرب چگونه غرب شد» تالیف صادق زیباکلام، «ارتش ایران ساسانی: آغاز سده سوم تا نیمه سده هفتم میلادی»، «مادها» از جورج راولینسون برای نخستین ببار وارد بازار نشر شد.              مرداد، تب و تاب تاریخ در رخوت تابستان   گرم‌ترین هوای سال که همه در رخوت تابستان به سر می‌برند، بازار نشر در تک‌وتاست تا با طرح تابستانه کتاب از این رخوت بکاهد و باز هم مخاطبان را به ورق زدن کتاب‌های تازه و تجدیدچاپی فرابخواند. در این ماه اطلاعات حاکی از آن است که 214 کتاب چاپ اول و 86 اثر چاپ مجدد منتشر شده که در این میان 286 کتاب تالیفی و 32 اثر ترجمه شده است. آمار مردادماه در مقایسه با ماه گذشته حکایت از افزایش آثار منتشر شده در حوزه تاریخ دارد. ضمن اینکه کل کتاب‌های چاپ شده 300 اثر است که برای ماه میانی تابستان آمار نسبتا خوبی است. کتاب‌های «بر آب و آتش: زندگی‌نامه و خاطرات دکتر فریدون هژبری استاد و معاون پیشین دانشگاه صنعتی شریف»، «تاریخ ایران (امپراتوری تفکر» ازمایکل اکسورثی، «داریوش بزرگ و امپراطوری هخامنشیان در سه قاره‌ی جهان» تالیف پیر بریان و «رویای شیفتگان: چگونگی تحولات سیاسی - اجتماعی در جهان معاصر» اثر احسان نراقی روی پیشخان کتابفروشی‌ها رفتند و کتاب‌های تجدید چاپ شامل چاپ هفتم «بی‌نظیر بوتو دختر شرق: خاطرات بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر فقید پاکستان»، دوازدهم «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران»، هشتم«خاطرات صفرخان (صفر قهرمانیان»، بیست و هفتم «دو قرن سکوت: سرگذشت حوادث و اوضاع تاریخی در دو قرن اول اسلام»، پنجم «خاطرات نورالدین کیانوری»، هفتم «شرق‌شناسی» از ادوارد سعید بودند.   شهریور، قلم زدن بزرگان در بستر تاریخ   کتاب‌های حوزه تاریخ آخرین ماه تابستان در چاپ نخست 203 کتاب و تجدیدچاپ 85 اثر مشاهده می‌شود. آثار تالیفی 243 و در ترجمه 45 کتاب به ثبت رسیده است. در مجموع 288 کتاب در این ماه منتشر شده که در مقایسه با ماه میانه تابستانه با کاهش اندکی مواجه هستیم. اگر چه مرور آثاری که بر ریل انتشار قرار گرفتند، کتاب‌های قابل تاملی را دربرمی‌گیرد. چاپ نخست «پدر ایران: داستانی بر پایه سرگذشت کورش بزرگ» اثر میرجلال‌الدین کزازی، «داستان تهران» تالیف سیدمحمد بهشتی، «سازمان افسران حزب توده ایران 1323 - 1333» تالیف محمدحسین خسروپناه و «عربستان سعودی: مردم، گذشته، مذهب، فاصله طبقاتی و آینده» از کارن‌الیوت‌هاوس حاکی دست به قلم شدن مولفان برجسته‌ای است که در حوزه تاریخ و فرهنگ قلم زدند. چاپ نهم «ایرانیان دوران باستان تا دوره‌ معاصر» تالیف همایون کاتوزیان، پانزدهم «خاطرات شعبان جعفری» به‌اهتمام هما سرشار»، یازدهم «ما ایرانیان: زمینه‌کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی» از مقصود فراستخواه، یازدهم «مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی» تالیف صادق زیبا‌کلام، هفتم «تاریخ فرهنگی سیاسی ایران معاصر» از نجف لک‌زایی، پنجم «مسیر طالبی، یا سفرنامه میرزا ابوطالب‌خان (1218 - 1213 ه.‌ ق.)» اثر ابوطالب‌بن‌محمد اصفهانی، سوم «نگاهی به دروازه غار» تالیف احمد مسجدجامعی و دوم « تراژدی تنهایی: زندگی‌نامه‌ سیاسی محمد مصدق» اثر کریستوفر دوبلگ از جمله آثار تجدید چاپ شده آخرین ماه تابستان هستند. مهرماه، کاهش محسوس تالیفات حوزه تاریخ 163کتاب چاپ نخست و 53 اثر تجدید چاپی حکایت از کاهش انتشار کتاب در ماه بازگشایی دانشگاه‌ها و مدارس دارد. ضمن اینکه سهم آثار تالیفی 189 و در ترجمه 27 کتاب به ثبت رسیده است. انتشار کتاب 216 در ماهی که تکاپوی قشرجوان، استادان و مدرسان آغاز می‌شود، این اندیشه را تداعی می‌کند که باید منتظر چاپ کتاب‌های تازه و شاخص برای حوزه دانشگاه باشیم. کتاب‌های تاریخی نیز از میان مستثنی نیست. اما برخلاف تصور ما نخستین ماه پاییز آماری پایین‌تر از شهریور را به ثبت رسانده است. با وجود این کتاب‌های «آخرین شاهدان» اثر سوتلانا آلکسیویچ، «ایرانیت، ملیت، قومیت» و «از مشروطه تا جنگ جهانی اول، خاطرات فردریک اوکانر کنسول انگلیس در فارس» از جمله چاپ نخست حوزه تاریخ هستند و اما در میان آثار تجدیدچاپ شده، چاپ سی و نهم «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی: قائم‌مقام، امیرکبیر، مصدق: تحلیل جامعه‌شناختی برخی از ریشه‌های تاریخی استبداد»، نوزدهم «ایران بین دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامی»، سیزدهم « تاریخ قرن هیجدهم و انقلاب کبیر فرانسه و امپراطوری ناپلئون»، سوم «تسخیر: اولین روایت مکتوب از درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهران» و  سوم «پیامدهای انسانی و اجتماعی اشغال عراق از منظر حقوق بین‌الملل کیفری» به ثبت رسیده است.   آبان، تالیفاتی از ایران و اروپا در مدار تاریخ   تعداد کتاب‌های منتشر شده براساس سایت موسسه خانه کتاب 294 کتاب در حوزه تاریخ را نشان می‌دهد، آثاری که 209 اثر چاپ نخست و 89 کتاب چاپ مجدد را دربرگرفته است. 270 کتاب سهم تالیف و 28 اثر به ترجمه اختصاص داده شده است. این ارقام نشان‌دهنده افزایش تعداد کتاب‌های قرار گرفته بر پیشخان کتابفروشی‌هاست. یکی از آثار شاخص چاپ نخست کتاب «تولد اروپا» اثر ژاک لوگوف است و همچنین چاپ پنجاه و سوم «تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان» اثر سیدجعفر شهیدی، پانزدهم «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» تالیف اوریانا فالاچی، سیزدهم «تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان» از حسین میرجعفری، هشتم «مردم در سیاست ایران: پنج پژوهش موردی» از یرواند آبراهامیان، پنجم «نبرد من» اثر آدولف هیتلر، چهارم « ایران بین دو کودتا»، ششم «شاهنشاهی هخامنشی» تالیف جان‌منیوئل کوک و دوم «در آینه چهار گفت‌و‌گوی صریح و صمیمی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» اثر غلامعلی رجایی در میان تجدیدچاپی‌ها قابل تامل است.   آذر، لبخند پاییز به انتشار آثار تاریخی   آخرین ماه پائیز 208 کتاب چاپ نخست و 109 تجدیدچاپی را در بر داشته که از این میان 289 کتاب تالیفی و 28 اثر ترجمه است. در مجموع 317 کتاب به چاپ رسیده است. به نظر می‌رسد آذرماه یکی از پرکارترین ماه‌های ناشران حوزه تاریخ بوده است. در این میان برخی از آثاری که برای نخستین بار بر مدار انتشار قرار گرفتند، کتاب‌های «تاریخ تحولات ایران‌شناسی در دوران اسلامی»، «تاریخ روابط ایران و عثمانی در عصر صفوی»، «تاملی در انقلاب مشروطه ایران: حفره تاریخی تاریک روشن بیست ساله (1305 - 1285) همراه با نقدی بر چند روایت»، «آخرین دفاعیات تقی ارانی، خسرو روزبه، خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان»، «آیینه‌ زنگار بسته،سیدجعفر پیشه‌وری»، «ارامنه در بوشهر (از افشاریه تا پایان قاجاریه)»، «اروپا در عصر انقلاب» و «1968 سالی که جهان را تکان داد» برخی از چاپ نخست‌ها هستند. همچنین چاپ چهارم «از کودک کار تا استاندار: زندگی‌نامه و خاطرات دکتر عبدالحسن مقتدائی» و دوم «اعترافات» بعضی کتاب‌های تجدیدچاپی به شمار می‌آیند.      دی، روزهای گرم انتشار آثار تاریخی در زمهریر   در ماه نخست زمستان 350 کتاب منتشر شده که از این تعداد 238 اثر چاپ نخست و 112 کتاب چاپ مجدد محسوب می‌شوند. ضمن اینکه 295 کتاب تالیفی و 55 اثر ترجمه هستند. روند صعودی انتشار ادامه یافته و ناشران آثار قابل تاملی را به چرخه چاپ فرستادند. برخی آثار چاپ نخست عبارتند از «از فرانکلین تا لاله‌زار (زندگینامه همایون صنعتی‌زاده)»، «از کردستان عراق تا آن سوی رود ارس: راه‌پیمایی تاریخی ملامصطفی بارزانی بهار1326»، «تاریخ مالی ایران در روزگار صفویان و قاجاریان (1925 - 1500)م» و «ایران و دو جنبش در نیم قرن (مشروطه و نفت)». در این میان کتاب‌های تجدیدچاپی مانند «آشوب: مطالعه‌ای در زندگی و شخصیت دکتر محمد مصدق»، یازدهم «ختر ایران»، ششم «دیلمیان در گستره تاریخ ایران (حکومت‌های محلی، آل زیار، آل بویه)»، ششم «شناخت کورش جهانگشای ایرانی» نیز دیده می‌شوند.              بهمن، تب تند روایت‌های تاریخ در دل کاغذ دومین ماه زمستان برابر با انتشار 468 کتاب است که نسبت به ماه گذشته افزایش محسوسی داشته است. 311 اثر چاپ نخست و 157 کتاب تجدیدچاپی منتشر شده که در سهم آثار تالیفی 416 عنوان و ترجمه 52 کتاب به خود اختصاص داده است. مقایسه آمار یکسال انتشار آثار حوزه تاریخ حاکی از آن است که بهمن ماه پرتعدادترین رقم انتشار کتاب بوده است. «دیدار در پاریس: خاطرات دکتر حسن حبیبی و خانم شفیقه رهیده»، «ریشه‌های تاریخی جدایی قفقاز از ایران»، «شورش خراسان و صولت‌السلطنه هزاره (زمستان 1320)» و «قزوین در انقلاب مشروطیت» کتابهای چاپ نخست هستند که در این برهه منتشر شدند. همچنین بعضی آثار مانند چاپ هشتم «ایران، جامعه کوتاه‌مدت و 3 مقاله دیگر»، هفتم « تاریخ مستطاب آمریکا»، هفتم «جهان‌های گم شده»، هفتم «خاطرات میخائیل گورباچف» و دوم «داریوش، پارسیان و شاهنشاهی» نیز از جمله تجدیدچاپی‌های ماه بهمن محسوب می‌شوند.   اسفند، نزول محسوس کتاب‌های فرهنگ در هفته سوم ماه پایانی سال 95، تقریبا 227 کتاب به چاپ رسیده است. از این تعداد میزان آثار تالیفی 202 عنوان و ترجمه 25 کتاب مشاهده می‌شود. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Fri, 17 Mar 2017 04:30:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246422/اوراق-کهنه-تاریخ-کسی-ورق-می-زند بی‌اعتنایی جمعی به «علوم اجتماعی» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245820/بی-اعتنایی-جمعی-علوم-اجتماعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اطلاعات موسسه خانه کتاب، از یکم فروردین 1395 تا دهم اسفند‌‌ این سال، 11 هزار و 537 عنوان کتاب در حوزه علوم اجتماعی منتشر شده است که در ادامه، به تفکیک ماه‌های سال، میزان انتشار کتاب‌های تالیفی و ترجمه در حوزه علوم اجتماعی آمده است:   فروردین فروردین ‌ماه امسال، ‌441 عنوان کتاب چاپ شده است که 276 عنوان کتاب چاپ اولی و 165 عنوان چاپ مجدد بوده است. از این تعداد 387 کتاب تالیف و 54 عنوان ترجمه است و از این بین؛ سهم پایتخت‌نشینان 397 عنوان کتاب و سهم ناشران شهرستانی 44 عنوان بوده است.   اردیبهشت اردیبهشت‌ماه، ‌978 عنوان کتاب، چاپ شده است که 652 عنوان کتاب چاپ اولی و 326 عنوان چاپ مجدد بوده است. از این تعداد 801 کتاب تالیف و 177 عنوان ترجمه است که ناشران تهرانی 691 عنوان و ناشران شهرستانی 287 عنوان کتاب چاپ کرده‌اند.   خرداد ارمغان نشر حوزه علوم اجتماعی برای خردادماه سال 95، تعداد 830 کتاب شامل  583 عنوان چاپ نخست و 247 عنوان تجدید چاپی بود. در این ماه 677 عنوان کتاب تالیفی و 153 عنوان ترجمه راهی بازار نشر شد که 700 عنوان از این کتاب‌ها را ناشران تهرانی و 130 عنوان را ناشران شهرستانی به چاپ رساندند.   تیر برای حوزه علوم اجتماعی در چهارمین ماه سال 95، تعداد 918 عنوان کتاب شامل 618 چاپ نخست و 300 عنوان تجدید چاپی روانه بازار نشر شد. از این تعداد کتاب، 591 عنوان تالیف و 113 عنوان ترجمه بوده است. ناشران تهرانی 354 و ناشران شهرستانی 3500 عنوان از کتاب‌‌های این حوزه را در تیرماه منتشر کرده‌اند.   مرداد مرداد‌ماه امسال، ‌هزار و 124 عنوان کتاب چاپ شده که 763 عنوان چاپ اولی و 361 عنوان چاپ مجدد بوده است که 951 عنوان از این آثار تالیفی و تنها 173 عنوان تجدید چاپی بوده است. در این ماه ناشران شهرستانی با چاپ 933 عنوان کتاب از ناشران تهرانی با 191 عنوان کتاب پیشی گرفتند.    شهریور ناشران حوزه علوم اجتماعی در ماه پایانی تابستان 95، تعداد هزار و 232 عنوان کتاب راهی بازار نشر کردند که 821 عنوان از این آثار نخستین حضورشان را در بازار نشر تجربه کردند و 411 کتاب نیز به چاپ مجدد رسید. تعداد کتاب‌های تالیفی و ترجمه‌ای حوزه دین در این ماه به ترتیب هزار و 73 و 159 عنوان بوده که هزار و 90 عنوان از این کتاب‌ها را ناشران تهرانی و 142 کتاب را ناشران شهرستانی منتشر کرده‌اند. مهر در نخستین ماه پاییز 95، هزار و 65 عنوان کتاب شامل 671 عنوان چاپ نخست و 394 کتاب تجدید چاپی منتشر شد. 925 عنوان از این کتاب‌ها تالیفی و 140 عنوان ترجمه بود. در این ماه نیز ناشران تهرانی با چاپ و انتشار 891 عنوان کتاب از ناشران تهرانی با 174 عنوان کتاب پیشی گرفتند. آبان آبان‌ماه امسال تنور نشر، داغ بود و ‌هزار و 441 عنوان کتاب چاپ شده که 825 عنوان چاپ اولی و 616 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین هزار و 277 کتاب تالیف و 164 عنوان ترجمه است که هزار و 244 عنوان توسط ناشران تهرانی و  197 عنوان توسط ناشران شهرستانی به چاپ رسیده است.   آذر در ماه پایانی فصل پاییز شاهد انتشار هزار و 144 عنوان کتاب شامل 734 عنوان چاپ نخست و 410 عنوان تجدید چاپی بودیم. از این تعداد 964 عنوان، تالیفی بوده و 180 عنوان کتاب در قالب ترجمه در این ماه به بازار نشر عرضه شده است. ناشران تهرانی 893 عنوان و ناشران شهرستانی 251 عنوان از این آثار را منتشر کردند. دی دی‌ماه نیز که رتبه دوم پس از ماه آبان در میزان کتاب‌های منتشره در حوزه علوم اجتماعی دارد، یک‌هزار و 280 عنوان کتاب علوم اجتماعی شامل 792 عنوان چاپ نخست و 488 عنوان تجدید چاپی روانه بازار شده است. تعداد کتاب‌های تالیفی این حوزه در آغاز زمستان، یک‌هزار و 6 عنوان و تعداد کتاب‌های ترجمه نیز 274 عنوان بوده است. ناشران تهرانی هزار و 175 کتاب و ناشران شهرستانی نیز در این ماه 105 کتاب به چاپ رساندند.   بهمن در بهمن‌ماه امسال، ‌623 عنوان کتاب چاپ شده که 389 عنوان چاپ اولی و 234 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 554 کتاب تالیف و 69 عنوان ترجمه است که ناشران تهرانی 549 عنوان و ناشران شهرستانی 74 عنوان کتاب چاپ کرده‌اند.   اسفند از یکم تا دهم اسفندماه امسال نیز، ‌461 عنوان کتاب چاپ شده که 320 عنوان چاپ اولی و 141 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 377 کتاب تالیف و 84 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 359 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 102 عنوان بوده است.   طبق آمار منتشر شده پررونق‌ترین ماه‌های انتشار کتاب به ترتیب؛ آبان، دی و شهریور بوده است. پرفروش‌های بازار کتاب علوم اجتماعی در نخستین ماه سال 1395 کتاب‌های «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» نوشته «دارون عجم اوغلو و جیمز ای. رابینسون» با ترجمه «محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور» و «از بحران تا فروپاشی» ـ كندوكاوی در ماندگاری يا آسيب‌پذيری نظام‌هاي سياسی ـ نوشته «حسین بشیریه»، به بازار کتاب‌های پرفروش راه یافت. اردیبهشت‌ماه با وجود اینکه کتاب‌های زیادی به لحاظ کمی در نمایشگاه کتاب منتشر شد، اما در فهرست پرفروش‌های کتاب‌فروشی‌های شهر، این آثار چندان مورد توجه قرار نگرفتند.  خردادماه، «چگونه درباره کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم حرف بزنیم؟» نوشته «پی‌یر بایار»، به ترجمه محمد معمار، مینا مزرعه‌فراهانی است که روایتی پست مدرن از کتاب‌خوانی ارائه می‌دهد و کتاب «امر روزمره در جامعه پساانقلابی» نوشته عباس کاظمی که به بررسی امر روزمره در جامعه پساانقلابی با نگاهی به مطالعات فرهنگی جامعه ایرانی می‌پردازد، در میان پرفروش‌ها قرار گرفت. تیرماه سال 95 نیز «زنان، دشتان و جنون ماهانه» نوشته شهلا زرلکی که پژوهشی اسطوره‌شناختی و تاریخی درباره قاعدگی و نشانگان پیش از آن است و کتاب‌های «در باب شهریار ماكیاولی» نوشته «تیم فیلیپس» به ترجمه مریم تقدیسی و «باورهای عامیانه مردم ایران» نوشته حسن ذوالفقاری، پرفروش شدند. ابراهيم رها با کتاب «چقدر خوبيم ما» که اثری درباره نقد رفتارشناسی ایرانیان در بیانی طنز‌آمیز مردادماه پرفروش شد. پس از آن نیز «در ستایش بطالت» نوشته «برتراند راسل» به ترجمه محمدرضا خانی که نگاهی انتقادی نسبت به کار و انواع آن و «ذهن و بازار» نوشته «جری مولر» به ترجمه مهدی نصرالله‌زاده که به جایگاه سرمایه‌داری در تفکر اروپای مدرن می‌پردازد، به ترتیب در آبان و آذر به فهرست پرفروش‌ها راه پیدا کردند. اما دی‌ماه سال 95، سعید مدنی فرخی با کتاب «جامعه‌شناسی روسپی‌گری» سر و صدایی در بازار کتاب‌های علوم اجتماعی به‌پا کرد. این کتاب مروری تاریخی بر وضعیت روسپی‌گری در ایران و جهان و قوانین مرتبط با آن دارد. در این ماه، «در ستایش بطالت» نیز همچنان فروش می‌رفت. با فرا رسیدن بهمن‌ماه، «ایران جامعه کوتاه‌مدت» نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان و عبدالله کوثری به فهرست پرفروش‌ها رسید. چهار مقاله‌ای که در این کتاب می‌خوانید هریک به‌نوعی مشکلات تاریخی توسعهٔ اقتصادی و سیاسی ایران را بیان می‌کند. اما پایان‌بخش پرفروش‌های کتاب‌های سال 95، همچنان یکه‌تازی «در ستایش بطالت» و «جامعه‌شناسی روسپی‌گری» بود که بازار کتاب‌های علوم اجتماعی را، پایان سال گرم نگه داشت. با نگاهی به آمار کمی و کیفی کتاب‌های منتشر شده سال 95، می‌توان چنین گفت که اگرچه به لحاظ کمی آمار کتاب‌های این حوزه قابل توجه است اما با نگاهی به آثار پرفروش طی سال می‌توان مشاهده کرد که آثار کمتری از این حوزه مورد توجه و اقبال عمومی قرار گرفته است که شاید یکی از دلایل آن مخاطبان خاص این حوزه باشد.   ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Thu, 16 Mar 2017 08:23:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245820/بی-اعتنایی-جمعی-علوم-اجتماعی شماره 132 اطلاعات حکمت و معرفت آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246426/شماره-132-اطلاعات-حکمت-معرفت-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) منیره پنج­ تنی دغدغه اصلی دو شماره نخست را بررسی پدیدارشناسی به عنوان رویکردی مسلط در مباحث مربوط به مطالعات مکان، تحت عنوان کلی‌­تر «فلسفه معماری» عنوان کرده است. دو شماره قبلی با پی‌گیری ردپای جنبش فلسفی پدیدارشناسی، به بررسی پدیدارشناسی در پژوهش­‌های مربوط به معماری و مطالعات مکان پرداخته است. دفترهای یک و دو فلسفه معماری با هفده نوشتار و دو بخش نقد و معرفی کتاب­‌های مربوط به این حوزه، علاوه بر پرداختن به برخی از موضوعات اصلی در فلسفه معماری مانند رابطه معماری با فلسفه و علوم انسانی و هنر، مباحث کلی در زیباشناسی معماری، رابطه اندیشه و زبان با معماری، معماری و نشانه‌‌شناسی، تجربیات جدید بدن به واسطه فضا و چند محور دیگر، به مباحث پدیدارشناسی معماری، تجربه زیباشناختی و ابژه زیباشناختی در معماری، پدیدارشناسی مکان و محیط، نقد و بررسی پدیدارشناسی به عنوان رویکرد و روشی برای پژوهش معماری نیز پرداخته بود. دبیر دفتر ماه با تأکید بر اهمیت نقد و بررسی مطالعات مربوط به پدیدارشناسی مکان و معماری در ایران چنین نوشته است: «طبیعی ­‌است وقتی­‌که حوزه­ای رونق می‌­گیرد، نیاز به نقادی، آسیب­‌شناسی و محک زدن بیشتری دارد تا علاوه بر بررسی آثار تولید شده، امکان پیشگیری از خطاهای پژوهشی آینده فراهم شود. برای دقیق­‌تر شدن این بخش از سخن درباره خطاهای پژوهشی این حوزه چند پرسش طرح می‌­کنم؛ هنگامی که از پژوهش پدیدارشناسانه در معماری سخن می­‌گوییم مقصودمان چیست؟ رویکرد یا روش پدیدارشناختی در یک پژوهش معمارانه چگونه به کار می­‌رود؟ ملاک و محک ما برای سنجش پژوهش‌‌هایی از این دست کدام است؟ پژوهشگر حوزه معماری که پدیدارشناسی را به عنوان روش پژوهش برمی‌­گزیند، چگونه از صحت، دقت و پژوهش خود دفاع می‌­کند؟ ناظر بیرونی چگونه می­‌تواند اعتبار، درستی و قابلیت تعمیم احتمالی این پژوهش­‌ها را بسنجد؟ مسئله قابل نقد این که است که ما با شماری از کتاب­ و مقاله در حوزه پدیدارشناسی معماری و مطالعات مکان روبه­‌رو هستیم که باید بتوانیم از امکانات و محدودیت‌­های آنها برای به کارگیری در پژوهش، اعم از پایان‌­نامه‌­ها و رساله‌­های دانشگاهی و مقالات پرسش کنیم؛ باید بتوانیم روایات پدیدارنگارانه از یک بنا بر اساس رویکرد یک فیلسوف مشخص و پژوهش­‌هایی که ادعای به کارگیری روش پدیدارشناسی دارند و حتی آثار معمارانی که ادعای طراحی یا ساخت بنا بر اساس رویکردهای پدیدارشناسانه را دارند، تفکیک، طبقه­‌بندی و مهم­تر از همه نقد و بررسی کنیم. در واقع بتوانیم برای این پرسش که «پدیدارشناسی  در پژوهش معماری به چه معناست و چه مراحلی دارد؟» پاسخی نسبتا روشن و شفاف بیابیم.» منیره پنج‌­تنی یکی از راه‌­های نقد و بررسی مطالعات پدیدارشناختی در ایران را رفتن به افرادی می‌­داند که کوشیده‌­اند در قالب یک رساله پژوهشی پدیدارشناسی را در مطالعات مربوط به مکان و معماری به کار گیرند، یا دانشجویانی تحت نظر و با مسئولیت آن­ها پژوهش­‌هایی با این نام و عنوان انجام می‌دهند، یا به نحوی درباره پدیدارشناسی در مطالعات مکان پژوهش، ترجمه و تألیف کرده‌­اند؛ به همین خاطر  سومین شماره از این مجموعه با دو گفت‌­وگوی انتقادی با دو تن از متخصصان این حوزه‌­ها آغاز شده است. دفتر ماه شماره 132 از نشریه اطلاعات حکمت و معرفت که سومین شماره از مجموعه «فلسفه معماری: پدیدارشناسی مکان» است مشتمل بر شش نوشتار است و با دو گفت‌­وگوی انتقادی با دو تن از متخصصان این حوزه‌­ها آغاز شده است. نخستین نوشتار با عنوان «نظریه معماری» گفت‌­وگوی منیره پنج‌تنی با دکتر محمدرضا شیرازی، محقق ارشد انستیتوی توسعه پایدار دانشگاه آکسفورد است که سال­‌ها در این حوزه تألیف، ترجمه و تدریس کرده است. در این گفت­گو درباره رابطه فلسفه و معماری و جایگاه پدیدارشناسی به عنوان حلقه رابط قوی بین آن­ها، اندیشه‌­های نوربرگ-شولتس و پالاسما و همچنین درباره موضوعاتی چون جایگاه نظریه معماری نزد معماران و نیاز آن‌ها به نظریه معماری، رابطه هنر و ادبیات با معماری، اهمیت روش تحقیق در معماری، رابطه نظر و عمل، معماری معاصر و رابطه‌اش با سیاست گفت‌­وگو شده است.   «پدیدارشناسی و پژوهش در معماری» عنوان گفت‌­وگوی منیره پنج‌­تنی با دکتر محمدرضا رحیم‌­زاده، معمار و مدرس معماری، عضو هیأت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر است که علاوه بر این­ها پژوهشی درباره اندیشیدن به معماری بر اساس اندیشه­‌های هایدگر انجام داده است. در این گفت‌و­گو علاوه بر پرداختن به برخی از مسائل حوزه پدیدارشناسی مکان، گفت‌وگو عمدتا بر نقد و بررسی جایگاه پدیدارشناسی در پژوهش­‌های حوزه معماری متمرکز است. سومین نوشتار مقاله­‌ای به قلم م. زگارباوا با عنوان «دسته­‌بندی پدیدارشناختی بنیادین باغ و منظر» با ترجمه دکتر فرزین فردانش است. مؤلف روش­‌های موجود باغ و منظر را چندان کارآمد نمی‌­داند و  به همین خاطر با استفاده از رویکرد پدیدارشناختی به سراغ مطالعه مسائل مطرح در زمینه‏‌های تخصصی باغ و منظر رفته است. چهارمین مقاله این دفتر با عنوان «پدیدارشناسی خیال و نقش صور خیالین در فرایند خلق مکان آشنا» به قلم دکتر علی اکبری است. مؤلف کوشیده در مقاله‌­اش به مقوله رازآمیز خیال، فرایندهای شکل‌گیری آن و سازوکارهای قوه متخیله آدمی و نقش آن در فرایند خلق مکان آشنا بپردازد.  نوشتار پنجم به قلم دکتر مهرداد پورعلم با عنوان «دلوز در آستانه معماری: فضای «شدن»» است. این مقاله که در قالب مطالب مربوط به فلسفه معماری جای می­‌گیرد با طرح مفهوم آستانه معماری به ارتباط فضاهای معمارانه با نمونه‌­هایی از ادبیات، سینما و نقاشی می‌­پردازد. آخرین مقاله با عنوان «شهرهای داستانی» به قلم گراهام لایوزی با ترجمه گلناز صالح­کریمی از جلد نخست مجموعه خورا انتخاب شده است. لایوزی در این مقاله دیدگاه خود درباره رابطه معماری و داستان‌نویسی را شرح می‌دهد. او زندگی انسان‌ها را همچون داستان‌هایی می‌بیند که در صحنه‌ی مادیِ زمانمند و مکانمندِ محیط شکل می‌گیرند. علاوه بر این­ها در بخش کتاب این نشریه با دکتر شاهین حیدری، استاد تمام معماری دانشگاه تهران درباره اهمیت روشِ پژوهش در معماری گفت‌­و­گو شده است.  منیره پنج‌­تنی در انتهای سخن دبیر نوشته است: «در سومین شماره از فلسفه مکان کوشیده­‌ایم تا اندازه‌­ای امکان نقد پدیدارشناسی و گذر به دیگر موضوعات فلسفه معماری را فراهم کنیم. در آخرین شماره از این مجموعه که به زودی منتشر می‌‌شود، علاوه بر ارائه نتایج یک پژوهش میدانی با روش پدیدارشناسی در معماری، با تمرکز بیشتری به نقد و بررسی این رویکرد و امکان گذر از آن و بهره جستن از دیگر رویکردها در مطالعات مکان و معماری خواهیم پرداخت.» دومین بخش نشریه با عنوان ادب و هنر مشتمل بر دو نوشتار است. نخستین نوشتار گفت‌­وگویی با سروش دباغ است که محمدرضا واعظ شهرستانی انجام داده است. مقاله دوم نیز با عنوان «تحلیل فلسفی همدلی در تئاتر» به قلم محمد اصغری است. بخش سوم نشریه «اندیشه و نظر» نام دارد و از چهار نوشتار تشکیل شده است. نخستین نوشتار با عنوان «روش‌­شناسی پژوهش‌های قرآنی در دوره جدید» گفت‌وگویی با دکتر مهرداد عباسی است که بررسی روش‌­های پژوهش در مطالعات قرآنی می‌پردازد. دومین نوشتار با عنوان «تفسیر سوره حمد» مقاله‌­ای به قلم سیدحسین نصر و با ترجمه انشاءالله رحمتی است. «می‌اندیشم، پس هستم: استتناج یا کنش؟» بخش دوم مقاله‌‌ای به قلم یاکو هینتیکا با ترجمه مرتضی قرایی گرکانی و محمدمهدی موسوی است. چهارمین بخش نشریه کتاب است. ابتدا سیدمسعود رضوی مقاله­‌ای با عنوان شاهکارهای حکایت پارسی نگاشته است. سپس منیره پنج­‌تنی دبیر بخش کتاب با دکتر شاهین حیدری درباره «روش پژوهش در معماری» و با تمرکز بر نقد و بررسی دو کتاب «درآمدی بر پژوهش معماری» (کتاب فکر نو) و «درآمدی بر روش تحقیق در معماری: با نگرشی تحلیلی بر پایان­نامه نویسی» (کتاب فکر نو) گفت­‌وگو کرده است. همچنین در این بخش دوازده کتاب مربوط به حوزه مطالعات نظری معماری معرفی شده است که عبارتند از «پدیدارشناسی هرمنوتیک مکان» (پرسش)، «پرسش­های ادارک» (کتاب فکر نو)، «سرشت نظم» (پرهام نقش)، «اتمسفر» (پرهام نقش)، «تجزیه و تحلیل ایده­های شکل­دهنده شاهکارهای معماری» (کتاب فکر نو)، «معماری، فرم، فضا و نظم» (کتاب فکر نو)، «شعر فضا» (کتاب فکر نو)، «کافه لینتز» (پرهام نقش)، «مبانی آموزش معماری» (کتاب فکر نو)، «شهر و نظریه انتقادی» (پرهام نقش)، «معماری فرم: کاربرد الگوهای حجمی در آفرینش فرم معماری» (کتاب فکر نو). در انتها نیز کتاب­شناسی گزیده­‌ای از کتاب­‌های فارسی و انگلیسی در حوزه مربوط به مطالب معماری نظری معماری و فلسفه معماری و پدیدارشناسی مکان ارائه شده است. آخرین بخش نشریه گزارش است. منوچهر دین­‌پرست، برخی از وقایع یک ماه اخیر در حوزه اندیشه را گزارش کرده است. شماره 132 نشریه اطلاعات حکمت و معرفت، با عنوان «فلسفه معماری: پدیدارشناسی مکان 3» با مدیر مسئولی و سردبیری انشاءالله رحمتی با بهای 5 هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Wed, 15 Mar 2017 10:00:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246426/شماره-132-اطلاعات-حکمت-معرفت-آمد «دو قرن سکوت» به انگلیسی ترجمه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246384/دو-قرن-سکوت-انگلیسی-ترجمه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب تحقیقی «دو قرن سکوت» عبدالحسین زرین‌کوب را پُل اِسپراکمن به انگلیسی برگردانده است.   اسپراکمن فارسی را به خوبی صحبت می‌کند و تاکنون رمان‌ها و کتاب‌های متعددی را از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده است.   او دو سال پیش کتاب «دا» را که روایت سیده زهرا حسینی از سال‌های دفاع مقدس است به سفارش حوزه‌ی هنری به انگلیسی ترجمه کرد.   اسپراکمن همچنین پیشتر نیز رمان‌هایی از حبیب احمدزاده، احمد دهقان، امیرحسن چهل‌تن را از فارسی به انگلیسی برگردانده بود.   ترجمه‌ی او از کتاب «دو قرن سکوت» قرار است در 410 صفحه آخر ماه جاری میلادی در آمریکا منتشر شود.   چند ماه پیش نیز نسخه‌ی انگلیسی دیگری از این کتاب با ترجمه‌ی آوید کامگار توسط مؤسسه‌ی انتشاراتی آترهاوس در آمریکا منتشر شده بود.   کتاب «دو قرن سکوت» نخستین بار به صورت پاورقی در مجله‌ی «مهرگان» منتشر شد و در سال 1330 به صورت کتاب درآمد.   عبدالحسین زرین‌کوب پس از انتشار چاپ نخست کتابش به تجدیدچاپ آن رضایت نداد. سال 1336 نسخه‌ی تازه‌ای از آن را با تجدیدنظر و منابع تازه منتشر کرد.   «دو قرن سکوت» به وضعیت ایران در زمینه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در دو قرن نخست هجری قمری می‌پردازد.   این کتاب از زمان انتشارش با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو بوده است.   زرین‌کوب سال 1378 در تهران درگذشت و ده‌ها کتاب و مقاله از او در زمینه‌های تاریخ ایران، تاریخ اسلام، تصوف، نقد ادبی و تاریخ ادبیات به جا ماند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Mar 2017 07:40:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246384/دو-قرن-سکوت-انگلیسی-ترجمه نگاهی به رویدادهای حوزه تاریخ در سال 1395 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246025/نگاهی-رویدادهای-حوزه-تاریخ-سال-1395 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- به نظر می‌رسد امسال سال مطرح شدن مباحثی مانند «هویت ملی و آراء ناسیونالیستی» بود، سالی که بحث‌ها به سمت «ایران کجاست و ایرانی کیست؟» بسیار پررنگ بود. بحثی که حوزه تاریخ، سیاست و فلسفه به نوعی با آن درگیر بودند و در این میان آثار جدیدی منتشر شد و برخی کتاب‌ها نیز به طبع تمایل جامعه تجدید چاپ شد. از آثار جدید این حوزه کتاب «هویت ایرانی از دوران باستان تا پایان پهلوی» تالیف احمد اشرف و ترجمه و تدوین دکتر حمید احمدی بود که مجموعه مقالاتی از احمد اشرف و دو مقاله از گراردو نیولی و شاپور شهبازی در آن گنجانده شده بود. همچنین کتاب «مشکله هویت ایرانیان امروز: ایفای نقش در عصر یک تمدن و چند فرهنگ» اثر فرهنگ رجایی نیز به چاپ هفتم رسید. احمد اشرف در رابطه با هویت ایرانی به میراث گذشته و زبان فارسی تکیه دارد و اندیشمندان و نخبگان سیاسی ایران نیز گفتمان هویت ملی مدرن و ناسیونالیسم ایرانی را بر مبنای سنت‌های هویتی پیشامدرن خود استوار ساختند. از طرفی فرهنگ رجایی نیز در کتاب «مشکله هویت ایرانیان امروز: ایفای نقش در عصر یک تمدن و چند فرهنگ» در صدد پاسخگویی به این پرسش است: «مگر به این پرسش که «ایرانی کیست» پاسخی کلان داده شود؛ پاسخی که هم رابطه‌ او با گذشته‌اش را حفظ کند و هم حرکتش به سوی آینده را استوار. این گام در عصر حاضر که ویژگی آن «یک تمدن» (تمدن رایانه و فناوری) و «چند فرهنگ» است و هم ضروری و هم امکان‌پذیر است.» در این میان مولفان و پژوهشگران دیگری نیز مساله هویت را دستمایه قرار دادند و به تالیف آثاری «چون هویت ملی - مذهبی ایرانیان»، «هویت ملی ایرانیان و جهانی شدن» و «سبک زندگی و هویت در ایران» پرداختند. خاموشی چراغ مطالعات یک قرن ایرانشناسی با وجود کلید خوردن بحث‌های هویتی، سال 95 در نخستین ماه سال (فروردین) با درگذشت دکتر منوچهر ستوده، ایران‌شناس، جغرافی‌دان تاریخی، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر برجسته همراه بود، مردی که داعیه ایران داشت و در تالیفاتش عشق به تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و ادبیات ایران موج می‌زد و حتی مرز میان دوستی و مراوداتش عشق و عِرق به ایران بود. یکی از آثار مطرح وی کتاب 10 جلدی «از آستارا تا استرآباد» شامل آثار و بناهای تاریخی گیلان، مازندران و گلستان است. از طرفی امسال در حالی ستوده از میان ما رفت که یکسال از درگذشت دکتر صادق آئینه‌وند می‌گذشت، مورخ منصفی که به پژوهش در تاریخ اسلام مشغول بود و تلاش می‌کرد تا به نگاه‌ها و نظرات جدیدی در این زمینه بپردازد که عمرش کفاف دنبال کردن ایده‌هایش را نداد. آئینه‌وند با برگشت به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تلاش کرد تا مجلات نقد و به ویژه در حوزه تاریخ را راه‌اندازی و آثار منتشر شده در این حوزه را رصد کند.   نشان شوالیه برای خوانش خستگی‌ناپذیر کتیبه‌ها و متون پهلوی   در کنار از دست دادن بعضی چهره‌های تاثیرگذار در حوزه فرهنگ، باید گفت سال 95، سال ژاله آموزگار، استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران بود. وی که تلاش بسیاری در شناسایی متون کهن انجام داده، یکی از چهره‌هایی بود که یک بار از سوی سفارت فرانسه در ایران نشان شوالیه (لژیون دونر) را دریافت کرد و پس از آن دومین نشان سرو ایرانی را نیز از آن خود کرد. آموزگار پس از تحمل سال‌ها سختى و مرارت براى فراگرفتن متون کهن و گشودن راز و رمز اسطوره‌ها، همچنان به دنبال یافتن معناى صحیح یک واژه باستانى و یا درست خواندن متن کتیبه‌اى و یا تحقیق و تفحص روى متون پهلوى است. استاد پرتلاشی که شاگردان وی امروز در دانشگاه‌های مختلف ایران در حوزه فرهنگ و زبان‌های باستانی این کرسی را پویا و فعال نگه داشتند. نشان  لژیون دونور، بالاترین نشان افتخار کشور فرانسه است که دارای پنج سطح درجه‌بندی است. نشان شوالیه تا کنون به حدود ٣٠ نفر ایرانی اهدا شده است. نشان افسر که اینک به بانوی دانشمند، دکتر آموزگار، هدیه شده تا کنون به پنج ایرانی اهدا شده است.   ایرانشهر و مردم‌نامه دریچه‌ای به فرهنگ و  تاریخ مردم در سالی که گذشت دو فصلنامه «ایرانشهر امروز» و «مردم‌نامه» به نشریات حوزه تاریخ اضافه شدند. فصلنامه «ایرانشهر امروز» با حمایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی کار خود را از اوایل سال 95 آغاز کرد. این نشریه را سیدعلی آل‌داوود سردبیری می‌کند. فصلنامه‌ای درباره نقد کتاب و مطالعات ایرانی است که با سرفصل‌های مختلف به این حوزه می‌پردازد. بخشی از این ماهنامه به «نقد کتاب» اختصاص دارد که در آن کارشناسان و پژوهشگران این حوزه در قالب مقالات و مطالب دیگر، کتاب‌هایی را که درباره ایران و مطالعات ایرانی منتشر می‌کند، مورد نقد قرار می‌دهند. بخشی از این نشریه نیز به مطالعات ایرانی قبل از اسلام و مطالعات ایرانی پس از اسلام تا دوران معاصر اختصاص دارد. «مردم‌نامه» نیز از نیمه دوم سال به جمع نشریات تاریخ اجتماعی افزوده شد. نشریه‌ای که صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی آن را دکتر داریوش رحمانیان برعهده داشت و قرار است تاریخ کمتر دیده شده مردم را مورد بررسی قرار دهد. شماره نخست این فصلنامه با مقالات قابل توجهی از چهره‌های صاحب‌نام تاریخ، جامعه‌شناسی و ... همراه بود. آزاد شدن 50 میلیون سند سیاسی ـ تاریخی نوع خدمات‌دهی بخش اسناد اداره پژوهش‌های وزارت خارجه باعث شد تا برخی از استادان تاریخ از جمله دکتر رسول جعفریان، نصراله صالحی، داریوش رحمانیان و کاوه بیات انتقادهایی به این مجموعه داشته باشند؛ انتقادهایی ناشی از روند طولانی و ناکافی ارائه اسناد تاریخی به پژوهشگران که در فضای مجازی نیز انعکاس یافت. با ورود دکتر محمدکاظم سجادپور که علاوه بر حضور در عرصه دیپلماسی دستی نیز در حوزه پژوهش دارد، باعث شد تا استادان و پژوهشگران تاریخ امیدوار شوند در روند مناسب ارائه اسناد تحولاتی روی دهد. چندماه پس از حضور وی بخشی از اسناد محرمانه وزارت امورخارجه متعلق به دوره قاجار و پهلوی آزاد شد که این رویکرد مورد استقبال پژوهشگران قرار گرفت. این اسناد مجموعه‌ای از میراث مستند ملی در قالب حدود 50 میلیون انواع سند سیاسی ـ تاریخی است که قدیمی‌ترین آنها متعلق به سال 868 هجری شمسی (1463 میلادی) است و شامل فرمان‌ها، احکام، دستخط، دیوانیات، اخوانیات، سیاهه‌ها، تصدیق‌ها، نقشه‌ها، عکس‌ها، معاهدات و اسناد دیداری و شنیداری است که به همت پیشینیان جمع‌آوری شده و حفظ و نگهداری می‌شود.   صفویه‌پژوهی که دل در گرو قزوین دارد امسال انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از احسان اشراقی تقدیر کرد. این نشست با حضور احمدمسجدجامعی، رضا داروی‌اردکانی، حجت‌الاسلام هادی خامنه‌ای، مهدی محقق و ... برگزار شد. اشراقی سال‌ها در دانشگاه تهران به تدریس و پژوهش درباره تاریخ صفویه پرداخته است، ضمن اینکه زادگاهش قزوین را نیز فراموش نکرده و آخرین اثرش «جنت عدن» به این شهر اختصاص دارد.  کتاب‎های ارزشمندی نیز چون تصحیح انتقادی خلاصه التواریخ، نقاوه الآثار فی‌ذکر الاخیار در تاریخ صفویه، از شیخ‌صفی تا شاه‌صفی یا تاریخ سلطانی، ترجمه کتاب سفرنامه کنت دوسرسی تحت عنوان ایران در سال‌های ۱۸۳۹ میلادی، ترجمه کتاب نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، بیهقی تصویرگر زمان، ترجمه و ویرایش کتاب هنر و جامعه در جهان ایرانی (ترجمه از متن فرانسه به کوشش شهریار عدل)، افضل‌التواریخ، تجارب‌الامم فی الاخبار ملوک العرب و العجم(تصحیح و تحشیه با همکاری محمد شیروانی- زیر چاپ) و نیز بیش از ۵۰ مقاله علمی در نشریات تخصصی معتبر داخلی و خارجی از ایشان چاپ و منتشر شده است. صفویه‌پژوهی که دوست و یار دیرین زنده‌یاد باستانی‌پاریزی است.   نخستین جایزه باستانی‌پاریزی برگزیده نداشت! در سال 95، نخستین جایزه باستانی‌پاریزی نیز با حمایت دانشگاه آزاد اسلامی در حالی در زادگاه وی برگزار شد که هیات داوران در نتیجه داوری نهایی د‌ر بخش تاریخ اثری به عنوان برگزیده انتخاب نشد و سه اثر را شایسته تقدیر دانستند. اثر اول تحلیل «مولفه‌های تاریخ‌نگاری ملی در ایران» تالیف ابوالفضل حسن‌آبادی و اثر دوم «تاریخ کرمان از مشروطه تا پهلوی» از افشین صالحی و اثر سوم «باقرخان سعد‌السلطنه حاکم قزوین در عصر ناصری» تالیف مهدی نورمحمدی. همچنین هیات داوران در بخش فرهنگ و ادب عامه اثری را به عنوان برگزیده ندانست و ۳ اثر شایسته تقدیر شناخته شد. اثر اول «اشعار شفاهی حوزه هلیل» تالیف منصور علیمرادی، اثر دوم «زشیر بنگشت تا جون آدمیزاد» نوشته عباس ادیبی و اثر سوم مربوط به محمدعلی طالعی بافقی است. هیات داوران در بخش مردم‌شناسی اثری را به عنوان برگزیده نشناخت و ۳ اثر شایسته تقدیر اعلام شد، اثر اول «منطق نگرانی اسراییل ایران‌هراسی» ترجمه از انگلیسی به فارسی اثر دکتر فریدون مجلسی اثر دوم «زن کرمانی روشنای زندگانی» تالیف و گردآوری استاد سید‌محمدعلی گلاب‌زاده در بخش تاریخ اثر «زرندیه طنزنامه موفق‌السلطنه» تالیف مهرداد نصرتی و همچنین عباس قنبری از جمله برگزیدگان نخستین دوره جایزه استاد باستانی پاریزی معرفی شدند‌.   شعبانی تاریخ‌نگاری دوسویه؛ از باستان تا زند و افشار اما در میان نکوداشت‌ها، سنت نقد کارنامه استادان تاریخ یکی از برنامه‌هایی است که پژوهشکده تاریخ چند سالی است، دنبال می‌کند. پژوهشکده تاریخ اسلام در سلسله نشست‌های «نقد تجربه تاریخ‌نگاری ایرانی» کارنامه دکتر رضا شعبانی، مدیر سابق گروه تاریخ شهیدبهشتی را مورد توجه قرار داد. نشست بررسی کارنامه تاریخ‌نگاری رضا شعبانی، با سخنرانی عطاء‌‌الله حسنی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، محمد‌تقی امامی‌‌خویی، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران، حسین مفتخری، استاد دانشگاه خوارزمی و سینا فروزش، استاد‌یار گروه تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات برگزار شد و از چندوچون پژوهش‌ها و مطالعات و کارنامه شعبانی سخن گفتند. شعبانی سال‌هاست علاوه بر پذیرش مسئولیت‌های اجرایی در حوزه تاریخ اجتماعی به ویژه دوره زند و افشار پژوهش و تالیف می‌کند. وی نیم‌نگاهی نیز به حوزه باستان دارد و در این میان آثاری مانند «داریوش»، «کوروش»، «خشایارشاه»، «بزرگمهر حکیم» و ... را در کارنامه خود دارد. منتقدان معتقدند که وی تاریخ‌نگار معتدلی است که نسبت به قهرمانان تاریخ قلمی شیوا، جذاب و منصف دارد. اما شعبانی، مدیرگروه سابق تاریخ دانشگاه شهید بهشتی است که می‌توان تاثیر او را در عرصه تاریخ‌نگاری در ایران بسیار دانست. شعبانی که سال 1389 به عنوان چهره ماندگار تاریخ ایران معرفی شده مدرک دکتری‌اش را از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرده است. شاید بتوان بررسی تاریخ دوران کوروش و داریوش و تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوره‌‌های افشاریه و زندیه را مهم‌ترین حوزه‌های کار شعبانی دانست. حضور پرتعداد ایران‌شناسان در بستر تدبیر و امید سالی که گذشت علاوه بر نکوداشت، نقد و تقدیر شاهد حضور پرتعداد ایران‌شناسان بود. تدابیر و سیاست‌های دولت تدبیر و امید باعث شد سال 95 یکی از سال‌های کثرت حضور ایرانشناسان در ایران باشد. شاید دلایل بسیاری بتوان برای این کثرت حضور آنها برشمرد، اما مطمئنا یکی از علل این حضور پررنگ وجود برنامه‌ها و همایش‌هایی بود که توجه آنها را برای حضور در ایران به خود جلب کرد. اولین حضور به نمایشگاه 29 کتاب تهران برمی‌گشت که به دلیل مهمان ویژه آن روسیه، ایرانشناسان روسی را به تهران کشاند و این حضور تا ماه‌های پایانی و نشست 515 سال روابط ایران و روسیه ادامه داشت. همچنین جایزه فارابی، جایزه کتاب سال نیز از رویدادهایی بود که باز هم حضور ایرانشناسانی چون یان ریشارد، ویلم فلور، مارزلف و... را به همراه داشت. سازمان فرهنگ و ارتباطات نیز در این میان پذیرای برخی دیگر از این ایرانشناسان بود.   مفقود شدن سنگ مزار مردی که دل در گرو ایران داشت امسال اما با همه تقدیرها، نکوداشت‌ها و درگذشته‌های غافل‌گیر کننده و بهت‌آور با اتفاقات عجیب در حوزه تاریخ همراه بود، از جمله سالگرد تولد زنده‌یاد ایرج افشار در حالی برگزار شد که سنگ مزارش مفقود شد! مفقود شدن سنگ مزار وی بازتاب‌های گوناگونی داشت و باعث شد باز هم نام افشار بیش از بیش بر سر زبان‌ها بیفتد. نامی که اگرچه پنج سال ازفقدانش می‌گذارد اما هر چندوقت یکبار یا آثار تازه‌ای با نامش منتشر می‌شود و یا کتاب‌های متعددش در حوزه تاریخ، ایرانشناسی، کتابشناسی و... با تجدیدچاپ بر روی پیشخان کتابفروشی‌ها قرار می‌گیرد. مردی که با سرمایه شخصی و عشق به ایران آثار بسیاری درباره دکتر محمد مصدق، سیدحسن تقی‌زاده، محمدعلی فروغی و سیدجمال‌الدین اسدآبادی و سایر رجال مطرح ایرانی به چاپ رساند تا همیشه تاریخ نام و آثارش تداعی عِرق و علاقه افشار به ایران و ایرانی باشد. بهت و حیرت جامعه تاریخ از درگذشت آیت‌الله رفسنجانی اما در دی ماه امسال درگذشت آیه‌الله علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی در شب سالگرد کشته شدن امیرکبیر بازتاب بسیاری داشت. آیت‌الله که یکی از سیاستمداران پرتالیف در حوزه تاریخ بود و کتاب‌های بسیاری از خود به جای گذشت 19 دی به دلیل عارضه قلبی درگذشت و ایران را در بهت فرو برد. درگذشت وی باعث شد دو کتاب «روایتی از زندگی و زمانه ایت‌الله هاشمی رفسنجانی» و «در آینه، چهار گفتگوی صریح و صمیمی با ایت‌الله هاشمی‌رفسنجانی» مورد توجه علاقه‌مندان قرار گیرد و هر دو کتاب چندبار بازچاپ شوند. ضمن اینکه آثار آیت‌الله مواد خام تاریخ انقلاب را در اختیار تاریخ‌نگاران قرار داده و سال‌هاست تاریخ انقلاب را از زاویه یادداشت‌های سلسله‌وار وی دنبال می‌کنند. یادداشت‌هایی که به نظر می‌رسد بخش محرمانه آنها هنوز به چاپ نرسیده است. پژوهشکده تاریخ اسلام پیشتاز نشست‌های نقد کتاب تاریخ سال 95 در حالی که گذشت که پژوهشکده تاریخ اسلام یکی از مراکز پژوهش فعال در برگزاری نشست‌های نقد و بررسی کتاب بود و در این میان به ویژه به نقد آثاری پرداخته شد که از سوی انتشارات این پژوهشکده منتشر شده بودند. این پژوهشکده به طور متوسط هر ماه دو نشست نقد کتاب در حوزه تاریخ برگزار کرد. ضمن اینکه پژوهشکده اسناد کتابخانه و آرشیو ملی نیز در این میان یکی از پژوهشکده‌های فعال در برگزاری جلسات رونمایی و نقد کتاب بود. ضمن اینکه توجه به تاریخ شفاهی و برگزاری نشست، همایش و کارگاه در این رابطه بسیار دنبال شد. از طرفی بسیاری از افرادی که در هفته پژوهش کتابخانه ملی مورد تقدیر قرار گرفتند آثاری درباره تاریخ یا اسناد تاریخی ارائه کرده بودند اما در میان انجمن ایرانی تاریخ و گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی یکی از کمرنگ‌ترین انجمن‌ها و گروه‌های تاریخ در برپایی نشست‌های رونمایی یا نقد کتاب بود و نسبت به سال گذشته در این زمینه بسیار کم‌فروغ بودند.   اظهارنظر قابل‌تامل استادان تاریخ درباره کتاب‌های 95 یقینا در حوزه تاریخ اتفاقات دیگری رخ داده که در این مجال کوتاه فرصت پرداختن به آنها نیست با این حال سال 95 در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک شد که استادان، پژوهشگران و دانشجویان تاریخ چندان از کتاب‌های این حوزه استقبال نکردند. این ادعا براساس تماس‌هایی است که با بسیاری از استادان و پژوهشگران تاریخ گرفته شد و اغلب آنها اطلاع چندانی از کتاب‌های چاپ شده حتی در حد آثار شاخص نداشتند و برخی به صراحت سال 95 را فاقد هرگونه کتاب تاریخی قابل تامل دانستند. اما در این میان پژوهشگران غیردانشگاهی اوضاع به نسبت بهتری داشتند و حداقل برخی آثار را ورق زده بودند. جامعه اهل تاریخ ما در حالی امسال را پشت سرگذاشت که کتاب‌های تاریخی چندان جایی در سبد کالای آنها نداشت. سال 95 در حالی به پایان می‌رسد که در ماه‌های پایانی آن کتاب «صلحی که همه صلح‌ها را به باد داد» اثر دیوید فرامکین با ترجمه حسن افشار از سوی نشر ماهی منتشر شد و توجه بسیاری را به خود جلب کرد. کتابی که 24 سال پیش در اروپا منتشر شد و در ایران با این فاصله قابل تامل به چاپ رسید و ترجمه خوب افشار باعث شد که در صدر توجه قرار گیرد. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Wed, 15 Mar 2017 05:30:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246025/نگاهی-رویدادهای-حوزه-تاریخ-سال-1395 «بهاریه­ کتاب» میهمان کتابشهرهای ایران می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246349/بهاریه-کتاب-میهمان-کتابشهرهای-ایران-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی کتابشهر ایران، حامد شفیق با اعلام این خبر گفت: در ایام نوروز بهترین عیدی به اعضای خانواده، دوستان و آشنایان، کتاب و محصولات فرهنگی است، کتابشهر ایران با هدف تامین عیدی فرهنگی و با توجه به استقبال خوب شهروندان از بهاریه 95 همزمان با ایام نوروز 96، طرح فروش ویژه «بهاریه کتاب» در کتابشهرهای ایران را برگزار می­‌کند. مدیرعامل کتابشهر ایران افزود: شهروندان می‌توانند از اوایل هفته آینده تا پایان 13 فروردین با مراجعه به شعبات مختلف کتابشهر از تسهیلات طرح بهاریه کتاب و محصولات فرهنگی بهره‌­مند شوند. وی ادامه داد: این فروشگاه زنجیره‌­ای کتاب و محصولات فرهنگی با شعار محوری «کتاب شهر، کتاب فروشی خانواده» سبد اقلام فرهنگی مورد نیاز خانواده‌­های ایرانی از هر سن و طبقه‌­ای را عرضه می‌­کند که این سبد کالایی شامل کتاب، محصولات فرهنگی، لوازم و التحریر و نوشتار متناسب با فرهنگ ایرانی، کتب درسی و کمک درسی، بازی‌­های آموزشی و فکری، محصولات صوتی و تصویری و کتاب‌­های کاربردی است. شفیق با بیان اینکه طرح بهاریه همچون طرح «عیدانه» با هدف تسهیل دسترسی شهروندان به اقلام فرهنگی مورد نیاز خانواد‌ه‌هاست، تصریح کرد: هدف کتابشهرهای ایران اعتیاد مردم به اقلام خوب و مفیدی به نام کتاب است، برای همین به مردم توصیه می‌­کنیم «به مطالعه عادت کنید»، طوری که اگر روزی مطالعه نکردند احساس کنند، چیزی کم دارند. وی یادآور شد: اقلام فرهنگی با اجرای بهاریه با تخفیف­‌های ویژه نوروز به شهروندانی که شعبات کتابشهر در شهر محل سکونت و سفر آنها دایر است، عرضه می‌شود. شفیق همچنین با ارزیابی فعالیت­‌های کتابشهر ایران در سال 96 گفت: آنچه که در سال گذشته اتفاق افتاد، توسعه معنوی فروشگاه­‌ها با هدف ارتقای راندمان و بهبود فعالیت­‌های فروشگاه‌‌های کتابشهر ایران بود، توسعه معنوی کتابشهرها متناسب با شرایط اقتصادی نسبتا سخت و تنگناهای کشور، برنامه­‌ریزی و اجرا شد. مدیرعامل کتابشهر ایران ادامه داد: کارگزاران کتابشهر بر اساس این برنامه­‌ریزی توجیه شدند و آموزش‌­های لازم را فراگرفتند و حتی استقلال کافی در پیشبرد برنامه‌­های کتابشهر داشتند، با توجه به شرایط موجود شاهد تحقق اقتصاد مقاومتی در فروشگاه­‌های کتابشهر بودیم. وی در پایان تاکید کرد: تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی­‌های مردم نسبت به آنچه که نیازهای فرهنگی آنان است، یکی از معیارهای این توسعه بود، هرچند در سال 95  توسعه فیزیکی نداشتیم و نتوانستیم فروشگاهی را به مجموعه فروشگاه­‌های زنجیره­ای کتابشهر اضافه کنیم، اما بسیاری از فروشگاه‌­های ما به لحاظ کیفی عملکرد بهتری داشتند. علاقه‌مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره این طرح نوروزی، پراکندگی جغرافیایی، نشانی و فعالیت­‌های 42 شعبه کتابشهر می­‌توانند به پایگاه اطلاع­‌رسانی این موسسه به نشانی www.ketabshahr.com مراجعه کنند. موسسه کتابشهر ایران به عنوان بزرگترین فروشگاه زنجیره‌ای کتاب و محصولات فرهنگی در ایران، از سال 83 تاکنون 42 فروشگاه کتاب و محصولات فرهنگی در 21 استان کشور راه‌اندازی کرده است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Tue, 14 Mar 2017 06:47:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246349/بهاریه-کتاب-میهمان-کتابشهرهای-ایران-می-شود علیرضا کمری سال آینده دو کتاب تازه منتشر می‌‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246346/علیرضا-کمری-سال-آینده-دو-کتاب-تازه-منتشر-می-کند علیرضا کمری درباره دو کتاب در دست انتشار خود به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: سال آینده دو کتاب تازه‌ام با عنوان‌های «پویه‌‌ی پایداری» و «نگاه سوم» از انتشارات سوره مهر منتشر خواهد شد. وی درباره کتاب «پویه‌ی پایداری» توضیح داد: عنوان کتاب بامسمّاست و ناظر بر پویه و تلاش پایدارانه، پی‌گیرانه و پایمردانه‌ سه تن از اعضای مهم «مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری» در حوزه‌ ادبیات، هنر انقلاب اسلامی و ادبیات و هنر مقاومت است که بنیان‌های دفتر «ادبیات و هنر مقاومت و ادبیات و هنر انقلاب اسلامی» را بنا نهادند. این مولف و پژوهشگر افزود: «پویه‌ی پایداری»، مشتمل بر نکته‌گفته‌ها و کوتاه‌نوشته‌های سه تن از اعضای مهم درباره ادبیات جنگ، ادبیات انقلاب اسلامی، ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس است که آن‌ها را انتخاب و چینش کرده‌ام. در نظمی که برای ترتیب و تدوین کتاب در نظر گرفته‌ام،  شاهد حرکتی از کل به جزء هستیم. به این معنا که مطالب کتاب از تعریف مفاهیم و اصطلاحات شایع در این حوزه آغاز می‌شود و به بررسی برخی از متداول‌ترین این تعاریف و مفاهیم و اصطلاحات و ترکیبات برساخته می‌انجامد. کمری، با اشاره به مقدمه این کتاب گفت: در این بخش به ضرورت‌های این تدوین، اهداف و افقی که مدّنظر داشته‌ام، دستاوردهای احتمالی که چنین اقدامی در پی خواهد داشت و نسبت این کتاب با مسئله و دغدغه‌ای که سال‌هاست دنبال می‌کنم، یعنی ارائه‌ نظریه‌ ادبیات جنگ اشاره شده است. وی درباره دیگر کتاب در دست انتشار خود اظهار کرد: در «نگاه سوم» کوشیده‌ام در قالب مقالات متعددی که غالباً به سه حوزه‌ ادبیات، تاریخ و فرهنگ تعلق دارند، ضرورت فراروی از نگاه اول (نگاهی که در سال‌های جنگ و اندکی پس از اتمام آن متداول و رایج بوده است) و نگاه دوم (نگاهی در حال حاضر به جنگ وجود دارد) را یادآور شوم. در حقیقت، «نگاه سوم»، نگاهی منحصراً تحلیلی تحقیقی است که درصدد شکار مسئله‌های ظریف و حساس و به همان اندازه ناپیدا و درپیچیده با موضوعات دیگر در حوزه‌ جنگ و دفاع مقدس است. به گفته کمری، تأکید «نگاه سوم» به‌طور ویژه بر اجتناب‌ناپذیری آشنایی و کاربست رویکردهای جدید مطالعاتی در تحقیقات و پژوهش‌های جنگ و دفاع مقدس است. رویکردهایی که دغدغه‌ آن‌ها، در خلاصه‌ترین کلام، دغدغه‌ای بینارشته‌ای است. بنابراین در این مجموعه مقالات، نگاهی انتقادی به فضای مطالعاتی و تحقیقاتی جنگ دارم و کوشیده‌ام این فضا را به نفع نوعی گسترده‌سازی موضوعی، روشی و رویکردی در حوزه‌ جنگ و دفاع مقدس دگرگون کنم یا از ضرورت‌های دگرگون‌سازی عمیق آن پرده بردارم. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Tue, 14 Mar 2017 06:41:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246346/علیرضا-کمری-سال-آینده-دو-کتاب-تازه-منتشر-می-کند آغاز فعالیت نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246341/آغاز-فعالیت-نهمین-دوره-جشنواره-بین-المللی-فارابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سید ضیاء هاشمی معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم، با اشاره به حضور رییس جمهوری در اختتامیه هشتمین جشنواره فارابی و اعلام منشور و رسالت علوم انسانی و اسلامی به جامعه علمی کشور، دستاوردهای جشنواره هشتم از جمله برقراری ارتباط شبکه‌ای میان استادان بزرگ علوم انسانی و برگزیدگان ادوار پیشین جشنواره در قالب شبکه نخبگان را مثبت ارزیابی کرد.   وی همچنین با اشاره به بلوغ حرفه‌ای جشنواره فارابی نزد اصحاب علوم انسانی و اسلامی و مدیران و سیاستگذاران عرصه علم افزود: اعتماد حاصل آمده مرهون دقت فراوان علمی و اتفاق نظر کم سابقه در معرفی برگزیدگان، همدلی اصحاب دانش در پیشرفت علوم انسانی و اسلامی و تلاش برای ارتقا آن از جانب صاحبان اصلی جشنواره (دانشمندان و برگزیدگان) است.   هاشمی اعتبار این جشنواره در سطح بین‌المللی را تا حدی دانست که با وجود ایجاد فضای غیردیپلماتیکی که در ماه‌های اخیر علیه ایران قوت گرفته است، برگزیدگان خارجی جشنواره بدون اعتنا به این هجمه‌ها و فضای مذکور در اختتامیه جشنواره حاضر شده و جایزه خود را از رییس جمهوری دریافت کردند. به گفته وی، از این منظر و ارتباط میان برگزیدگان داخلی و خارجی ادوار متعدد، جشنواره فارابی قابلیت‌های فراوانی برای گسترش دیپلماسی علمی دارد.   دبیر جشنواره فارابی، با اعلام نقاط قوت جشنواره هشتم نسبت به ادوار هفت گانه قبل از جمله حضور اعضا هیات علمی دانشگاه‌های معتبر کشور در کمیته‌های علمی و دیجیتالی شدن فرایند دریافت و داوری آثار ثبت شده، به استمرار و تقویت این موارد در جشنواره نهم اشاره کرد. از زمره برنامه‌های جشنواره نهم، می‌توان به تقویت همکاری با برخی از شاخه‌های علمی مشترک با حوزه علمیه، همکاری سازمان یافته با گروه‌های علمی دانشگاه‌های معتبر، انجمن‌های علمی و سایر نهادهای علمی همچون پژوهشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و مراکز بین‌المللی، نقد و معرفی آثار برگزیده و آثاری که به مرحله نیمه نهایی راه یافته‌اند اشاره کرد.   به گفته دبیر جشنواره، تمامی این اقدامات با هدف استفاده از قابلیت‌های دبیرخانه جشنواره فارابی به عنوان پایگاه نخبگانی علوم انسانی و اسلامی برای حل مشکلات جامعه و تقویت فرهنگ تحقیق و گفت‌وگو و پویایی جامعه انجام خواهد گرفت.   هاشمی در پایان با اعلام بازه زمانی آثار پژوهشی تولید شده در چهار قالب طرح پژوهشی اختتام یافته، کتاب، رساله دکتری و پایان‌نامه کارشناسی ارشد از فروردین 1393 تا پایان اسفند 1395، از محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی دعوت کرد آثار خود را نهایتا تا پایان اردیبهشت 1395 در سامانه جشنواره به نشانی www.farabiaward.ir ثبت و ارسال کنند که از این میان، درباره کتاب‌های منتشر شده می‌بایست علاوه بر ثبت مشخصات در سامانه، نسخه فیزیکی آن را نیز ارسال کنند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Tue, 14 Mar 2017 06:07:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246341/آغاز-فعالیت-نهمین-دوره-جشنواره-بین-المللی-فارابی پازوکی «درآمدی بر ادموند هوسرل» و «تاریخ فلسفه معاصر» را می‌نویسد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245340/پازوکی-درآمدی-ادموند-هوسرل-تاریخ-فلسفه-معاصر-می-نویسد بهمن پازوکی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از تالیف کتابی با عنوان «درآمدی بر ادموند هوسرل» خبر داد و اظهار کرد: منظور از تالیف کتاب در ایران قیچی و چسب است یعنی شما مطلبی را از جایی می‌خوانید و به مطلب دیگر اضافه می‌کنیم، بنابراین کار نویسنده انسجام بخشیدن به مطالب گردآوری در کتاب‌های تالیفی است. وی ادامه داد: این کتاب درآمد کلی به نظام فکری و مفاهیم عمده هوسرل دارد و در آن به مفاهیمی چون اپوخه، تحلیل، حیث انتفاعی، عالم زیسته و... اشاره داده شده است. این کتاب به سفارش موسسه انجام می‌شود و تا پایان سال دیگر به اتمام می‌رسد. عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در پایان با اشاره به نگارش کتاب دیگری با عنوان «تاریخ فلسفه معاصر» گفت: نگارش این کتاب نیز به پایان رسیده و پس از ویراستاری و اصلاحات این کتاب توسط انتشارات سمت منتشر می‌شود. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Tue, 14 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245340/پازوکی-درآمدی-ادموند-هوسرل-تاریخ-فلسفه-معاصر-می-نویسد بازاندیشی خلقیات ایرانی و امکان و امتناع پروژه فکری سید جواد طباطبایی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245932/بازاندیشی-خلقیات-ایرانی-امکان-امتناع-پروژه-فکری-سید-جواد-طباطبایی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آغاز سال 95 با برگزاری همایش «خویش کاوی ایرانیان در دوران مدرن» مواجه بود. در این سال برنامه‌های متفاوتی از سوی انجمن‌های علمی و پژوهشگاه درباره واکاوی خلقیات ایرانیان و بررسی جامعه‌شناختی این موضوع برگزار شد که شاید نشان از این موضوع داشت که ما بار دیگر برای پاسخگویی به مشکلات امروزه‌مان به دنبال پاسخی هستیم و این بار بیش از گذشته پاسخ‌ها را در خودمان جستجو می‌کنیم. مناسبت برگزاری این همایش، پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب «خلقیات ما ایرانیان» محمدعلی جمال‌زاده بود که نقطه عطفی در مطالعات منش مللی ایرانیان محسوب می‌شد. اما در ماه فروردین آغاز سلسله نشست‌های نقد و بررسی آثار دکتر غلامعباس توسلی نیز کلید خورد و کتاب «جستار‌هایی در جامعه‌شناسی معاصر» و بسیاری دیگر از آثار این استاد بزرگ جامعه‌شناسی در سال 95 نقد و بررسی شد. پایان بخش سال 95 نیز به برگزاری بزرگداشت این جامعه‌شناس بزرگ ایرانی اختصاص داشت. به گفته بسیاری از شاگردان توسلی و صاحب‌نظران جامعه‌شناسی نقش او در ساحت استقرار جامعه‌شناسی بی‌بدیل است و شاید اگر تلاش‌های او در ستاد انقلاب فرهنگی نبود چیزی از جامعه‌شناسی باقی نمی‌ماند.   تجربه ایرانی مواجهه با علوم انسانی  امسال یکی از موضوعات داغ حوزه جامعه‌شناسی بحث تجربه ایرانی مواجهه با علوم انسانی مدرن بود و پیرامون این موضوع و پیامدهای آن مانند اسلامی کردن علوم انسانی و... نشست‌ها و بحث‌های مختلفی درگرفت. نشست «تجربه ایرانی مواجهه با علوم انسانی مدرن» یکی از برنامه‌های برگزار شده درباره این موضوع بود. محمدامین قانعی‌راد معتقد است «کتاب‌هایی که جامعه‌شناسان در دوره نخست مواجهه جامعه‌شناسی با علم مدرن تولید می‌کنند بیشتر مقاومت مقابل نظام و آمریکا وجود دارد تا ساز و کار و راهکارها! چون جامعه شناسان هیچ‌گاه نتوانسته‌ بودند در ایران با توسعه پیوند بخورند در حالی که در فرانسه و آمریکا پیوند خوردند.» فاضلی نیز در این مراسم بیان کرد که قبل از اینکه غارت شویم و تمام شویم باید بیدار شویم و مواجهه خودمان با تاریخ و سنت را بازخوانی کنیم. ارتقای کیفی آثار در جشنواره هشتم فارابی هشتمین جشنواره بین‌المللی فارابی در اردیبهشت‌ماه سال 95 کار خود را آغاز کرد. مقدمات برگزاری هشتمین دوره این جشنواره در اسفندماه سال 94 مصوب شد و در پایان فروردین ماه امسال شورای سیاستگذاری تشکیل و اعضای آن مشخص شدند. این شورا عالی‌ترین نهاد سیاستگذاری برای برگزاری این جشنواره است. اختتامیه جشنواره فارابی نیز در بهمن‌ماه برگزار شد. روند دریافت آثار در این دوره از جشنواره الکترونیکی بود و این شاید مهمترین وجه تمایز این دوره با ادوار پیشین فارابی بود. از سوی دیگر به گفته مسئولان برگزارکننده تلاش در این دوره از جشنواره فارابی ارتقای کیفی آثار بود و به همین دلیل در انتخاب برگزیدگان دقت زیادی به عمل آمد.   تجلیل دگرباره از حسین قندی موضوع ارتباطات و روابط عمومی هر ساله در اردیبهشت‌ماه رنگی دیگر به خود می‌گیرد. مراسم نکوداشت یاد حسین قندی، استاد پیشکسوت روزنامه‌نگاری یکشنبه پنجم اردیبهشت با حضور جمعی از استادان پیشکسوت حوزه رسانه، معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد و نیز خانواده آن مرحوم در محل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در تهران برگزار شد. هادی خانیکی، مدیر گروه ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه قندی نمادی از هم پیوندی و قرابت بین سلوک و دانش است، گفت: رفتن او فضای روزنامه‌نگاری کشور را سخت تکان داد و ابعاد این اتفاق حتی فراتر از مرزهای ملی هم رفت. حسین قندی بخشی از سرمایه نمادین کشور ما بود و وظیفه نسل کنونی جاری ساختن مهارت‌های حرفه‌ای و دانشی حسین قندی در فضای روزنامه‌نگاری کشور است.   اظهارات نقادانه آزاد ارمکی بر جلال آل احمد بخش دوم همایش «خویش کاوی ایرانیان در دوران مدرن» که با همکاری گروه اخلاق انجمن جامعه‌شناسی ایران و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات سه‌شنبه 31 فروردین در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شده بود در خردادماه به کار خود ادامه داد. تقی آزاد ارمکی، استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در این همایش اظهار نظر جالبی کرد. وی تاکید کرد که یکی از بدخوانی‌هایی که طی سال‌ها در ادبیات اجتماعی ایران اتفاق افتاده در کتاب «خلقیات ما ایرانیان» دیده می‌شود. کتاب «خلقیات ما ایرانیان» غلط و کتاب «غربزدگی» از آن هم غلط‌تر است. این آثار می‌گویند که در ایران چیزی جز استبداد نبوده و سرنوشت ما هم پذیرش استبداد است در حالی که در ایران حرکت‌های اجتماعی زیادی وجود داشته است.    همانگونه که گفته شد، بحث واکاوی خلقیات ایرانیان در سال 95 داغ بود. در همین راستا خردادماه، نشست نقد و بررسی کتاب «در میان ایرانیان» برگزار شد. طهمورث ساجدی، نویسنده، مترجم در نشست نقد و بررسی کتاب «در میان ایرانیان» گفت: کتاب‌هایی از این دست برای ما غنیمتی است که خود را از زاویه دیگری ببینیم و در برخی عیوب خود بازنگری کنیم.» محسن محمودی هم اظهار کرد: مستشرقان در دربار قاجاریه در پرتو استهزاء کردن فرهنگ ایرانی، حقایقی را بروز می‌دادند. جالب این‌که ما هم آن‌را می‌پذیرفتیم و به شدت پرورش می‌دادیم.   نگاه منفی مستشاران به خلقیات ایرانی همایش «بازنمایی ایران و ایرانی در سفرنامه‌ها» نیز به دنباله واکاوی خلقیات ایرانیان 11 خردادماه برگزار شد. محمدرضا جوادی‌یگانه در همایش «بازنمایی ایران و ایرانی در سفرنامه‌ها» گفت: «شوربختانه دریچه‌ای که مستشاران برای تحلیل خلقیات و رفتار و منش ایرانیان برگزیده‌اند، ارائه‌دهنده یکی از منفی‌ترین تصاویر از ایرانی‌هاست.» محسن جعفری‌مذهب اظهار کرد: هرگونه گزارش یکطرفه قابل استناد علمی نیست و مواردی که در سفرنامه‌های ایرانیان به فرهنگ روایت شده بر صحت آنان گواهی نمی‌دهند. آیا فردید به جریان تفکر فلسفی در ایران کمک کرد؟ فردید همواره در ایران یکی از شخصیت‌هایی بوده که حرف و حدیث درباره‌اش زیاد است. برخی مریدش هستند و او را فیلسوف شفاهی می‌خوانند برخی دیگر نیز معتقدند او نتوانسته کاری برای جریان اندیشه در ایران بکند. 25 مردادماه بهانه‌ای بود تا بار دیگر به مناسبت همایش بزرگداشت مرحوم سید احمد فردید با عنوان «جستجوی کلمات تامات در عصر الحاد اسماء حسنی» میراث فکری این فیلسوف ایرانی واکاوی شود. محمد رجبی دوانی از کسانی است که معتقد است «فردید حرف خودش را می‌زد و متفکر مقلد گزارشگر نبود.» صدوقی‌سها نیز در این مراسم بیان کرد که فردید برخلاف سایر استادان راوی فلسفه نیست بلکه متفکر دردمند است.   تجلیل از عبدالله انوار همایش «حکیم هزاره‌ها» در روز پایانی مردادماه بهانه‌ای شد تا از سال‌ها تلاش‌های عبدالله انوار تجلیل شود. غلامحسین ابراهیمی دینانی که در همایش «حکیم هزاره‌ها» سخن می‌گفت بار دیگر تاکید کرد که اگر ابن‌سینا در جامعه اسلامی به وجود نیامده بود و فیلسوف نبود و ما براساس افکار او قرآن را تفسیر می‌کردیم جهان اسلام با ابن‌تیمیه و داعش به سر می‌برد؛ در واقع اسلام منهای ابن‌سینا به داعش و طالبان می‌رسد. امکان و امتناع جامعه‌شناسی اسلامی رونمایی از کتاب «مبانی جامعه‌شناسی» در 5 مهرماه بهانه‌ای دوباره به استادان حوزه جامعه‌شناسی داد تا بار دیگر درباره امکان و امتناع جامعه‌شناسی اسلامی و مسایل اساسی آن سخن بگویند. غلامعباس توسلی در مراسم رونمایی از کتاب «مبانی جامعه‌شناسی» گفت که باید تلاش کنیم کتاب‌هایی درباره مسایل اساسی جامعه‌شناسی بنویسیم و از روی تفهم‌ کامل کتاب‌ها را بومی کنیم. آزاد ارمکی نیز یادآور شد: باید در نظر داشت که افرادی مانند حاضری برای پاسخ به دغدغه‌شان به قربانگاه می‌روند. محمدامین قانعی‌راد به عنوان دیگر سخنران این مراسم به مفهوم ابداع بومی‌سازی کتاب اشاره کرد و افزود: من شخصاً به علوم اجتماعی مستقل باور دارم و معتقدم این موضوع باید در بالاترین سطح از مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی صورت بگیرد.   هابرماس چه تاثیری بر روشنفکران ایرانی داشت؟ هابرماس سال‌هاست که یکی از متفکران مطرح و مورد علاقه جامعه‌شناسان ایرانی است. نشست نقد و بررسی کتاب «هابرماس و رونشفکران ایرانی» که به کوشش محمدامین قانعی‌راد و حسین پایا تهیه شده بود، در آبان‌ماه سال 95 بستری برای بررسی تاثیرات هابرماس بر جریان اندیشه در ایران شد. در نشست نقد و بررسی این کتاب از تلاش مولفان برای بررسی سه حلقه‌ای که در ایران از اندیشه‌های هابرماس استفاده‌کرده‌اند، سخن گفته شد. آنچه که مطرح شد، نشان می‌داد حلقه اندیشمندان مرکز تحقیقات استراتژیک، حلقه ارغنون و حلقه اندیشمندان مقیم خارج از کشور سه گروه عمده‌ای‌ بودند که از اندیشه‌های هابرماس الهام گرفتند.   به گفته قانعی‌راد، نخستین حلقه اندیشمندان مرکز تحقیقات استراتژیک بودند که افرادی مانند حجاریان، تاج‌زاده، سازگارا و... درون آن قرار داشتند. این حلقه به رشد آثار و اندیشه‌های هابرماس در فضای ایرانی کمک کرد. دومین حلقه ارغنون نام داشت که متشکل از استادانی مانند اباذری، پاینده، فرهادپور بود و سومین حلقه نیز شامل اندیشمندان مقیم خارج از کشور مانند نیکفر بود که به بررسی اندیشه‌های هابرماس پرداختند. افرادی که درون حلقه مرکز تحقیقاتی استراتژیک فعالیت می‌کردند توسط حسین بشیریه به دانشگاه متصل شدند اینها اغلب افرادی بودند که از علوم مهندسی به علوم سیاسی مهاجرت کردند که از آن جمله می‌توان به حجاریان و تاج‌زاده اشاره کرد.   قانعی‌راد با بیان اینکه در مصاحبه‌ای که با حسین بشیریه داشته او بر دیدگاه فرصت‌طلبانه و ابزارگرایانه افراد فعال در مرکز تحقیقات استراتژیک از هابرماس تاکید کرده گفت: بشیریه معتقد است با توجه به اینکه سابقه افراد درگیر این مساله اسلام‌گرایی بوده این افراد در دوره‌هایی به هابرماس روی آورده‌اند و از نظر وی این حرکت مشکوک، غیرصادقانه و ابزارگرایانه است اگرچه بشیریه به گردن همه ما حق دارد اما من این سخن او را از منظر یک جامعه‌شناس معرفت‌ قبول نمی‌کنم چرا که ما باید به دنبال شناختن فایده شکل‌گیری گفتمان‌ها در کشور باشیم.   کنایه‌های آشنا به رییس قوه‌قضاییه در رونمایی از کتاب «حقوق مطبوعات» یکی از اتفاقات جنجالی سال 95 درگیری لفظی رییس جمهوری با رئیس قوه قضاییه پس از رونمایی از منشور حقوق شهروندی بود. این درگیری‌ها دستمایه‌ای شد تا حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری در امور فرهنگی در آیین رونمایی از جلد دوم کتاب «حقوق مطبوعات» زنده‌یاد معتمدنژاد بگوید که به علت فقدان مطالعات مقایسه‌ای در قوه قضاییه این موضوع که صنف مطبوعات باید به صورت خود مقررات اداره شود مورد توجه قرار نگرفته است و به همین دلیل من امیدوارم که دو جلد کتاب «حقوق مطبوعات» را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به رئیس قوه قضاییه اهدا کند.   برگزاری جشنواره بهترین کتاب «معلول، معلولیت و توانمندسازی» برگزاری دومین جشنواره انتخاب بهترین کتاب با موضوع «معلول، معلولیت و توانمندسازی» یکی از اتفاقات خوب حوزه کتاب در سال 95 بود. اختتامیه این مراسم یکشنبه 23 آبان ماه در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد. انتخاب بهترین اثر با موضوع معلول، معلولیت و توانمندسازی افراد دارای معلولیت؛ ایجاد فضای مناسب رقابتی میان نویسندگان، محققان و مولفان؛ ایجاد انگیزه و تقدیر از نویسندگان، محققان و مولفان؛ ارتقای سطح فرهنگ عمومی و تغییر نگرش آحاد جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت؛ آشنایی مخاطبان با توانایی‌های بالقوه و بالفعل معلولین در حوزه فرهنگی؛ بررسی و رفع معضلات و مشکلات فرهنگی و اجتماعی گروه هدف؛ نشر فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه و تجلیل از نویسندگان، محققان و مولفان به‌ویژه دارای معلولیت از اصلی‌ترین اهداف برگزاری این جشنواره بود. در این مراسم از دکتر غلامرضا امیر‌خانی با اهداء لوح تجلیل شد. وی نیز در جملاتی کوتاه به امکانات کتابخانه ملی برای نابینایان اشاره کرد. در این آیین از برگزیدگان و شایستگان تقدیر این جشنواره با اهداء لوح و تندیس تجلیل شد.   تبارشناسی و نقد نظری نظریه‌های جامعه‌شناسی کاتوزیان سلسله سخنرانی‌های نظریه‌های جامعه‌شناسی تاریخی ایران سال 95 به موضوع «تبارشناسی و نقد نظری نظریه‌های جامعه‌شناسی محمدعلی همایون کاتوزیان» اختصاص داشت. برگزاری چند نشست با محوریت بررسی آراء کاتوزیان موجب شد موافقان و مخالفان وی در فضای مجازی و واقعی گفت‌وگوهای مفصلی درباره وی داشته باشند. ابوالفضل دلاوری، حمید عبد‌اللهیان، داریوش رحمانیان، مصطفی عبدی و علی‌اصغر سعیدی از جمله کسانی بودند که درباره کاتوزیان سخن گفتند. ابوالفضل دلاوری در نشست «تبارشناسی و نقد نظری نظریه‌های جامعه‌شناسی محمدعلی همایون کاتوزیان» با اشاره به این که کاتوزیان، مورخ نیست بلکه او یک اقتصاد‌دان بزرگ است، گفت: چرا از کاتوزیان با عنوان «فوگل ایرانی» یاد می‌شود؟ به این دلیل که او و فوگل دغدغه‌های مشترک داشته‌اند و درک و دغدغه مشترک، نظریات مشابهی را بروز می‌دهد. پس از برگزاری این نشست‌ها کنفرانس «جامعه‌شناسی تاریخی، با محوریت (بررسی و نقد آثار پروفسور همایون کاتوزیان)» از سوی گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران و سایر نهادها چهارشنبه (4 اسفندماه) برگزار شد. محمدامین قانعی‌راد در این مراسم بیان کرد که روشنفکران ما صحبت از امتناع اندیشه و برنامه‌ریزی و امتناع توسعه می‌کنند؟ آیا استاد کاتوزیان نیز تحت تاثیر فرهنگ ایرانی شرایطی را فراهم می‌کند که امکان کنش را ممتنع می‌کند یا خیر؟ به نظر من با تاکید بر متن آثار استاد کاتوزیان این امکان رهایی وجود دارد و چیزی به نام بن‌بست تاریخ در کارهای وی نمی‌بینیم. تجلیل از تکمیل همایون یکی دیگر از برنامه‌های نکوداشت بزرگان جامعه‌شناسی در سال 95 به آیین نکوداشت نیم قرن فعالیت علمی و فرهنگی دکتر ناصر تکمیل‌همایون اختصاص داشت. در این مراسم رضا داوری‌اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم، سیدمحمد بهشتی، ریاست پژوهشگاه میراث و گردشگری، احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران،  باقر ساروخانی عضو هیات علمی دانشگاه تهران،  محمدعلی ولوی، عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء،  ایمان جاجرمی، رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و ... سخنرانی کردند. آیا پروژه فکری سید جواد طباطبایی راه به جایی می‌برد؟ سید جواد طباطبایی یکی از متفکران به‌نام و جنجالی ایران است. سیدجواد طباطبایی را «فیلسوف سیاست» نامیدند. در ماه‌های پایانی سال 95 نشست تأملی درباره ایران با عنوان «ایران همین جا است که ایستاده‌ایم» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار و از مقام علمی سید جواد طباطبایی تجلیل شد. این فیلسوف سیاست بار دیگر در سخنرانی طولانی، دانشگاه و تفکر در ایران را نقد کرد و یادآور شد که دانشگاه ما باید بتواند با فهم فارابی و کانت علم تولید کند نه با مقالات دزدی ISI. جهانی شدن دانشگاه ایران تنها در صورت تولید علم در آن اتفاق می‌افتد و آن نیز منوط به این است که درباره فارابی و کانت اجتهاد کنیم. این در حالی است که دانشگاه ما امروز برای تولید نان عده‌ای کار می‌کند.» سخنان سید جواد طباطبایی بار دیگر مخالفان او را به سخن گفتن واداشت به گونه‌ای که در میزگرد جامعه‌شناسان و نشست علمی گروه جامعه‌شناسی که با موضوع «امکان یا امتناع تفکر جامعه‌شناختی در ایران» در اسفندماه برگزار شد، مصطفی مهرآیین گفت: پروژه فکری سید جواد طباطبایی عقیم و خودش مصداق امتناع است. این به امنیتی شدن اندیشه منجر می‌شود اما اکنون سید جواد طباطبایی کارش مچ‌گیری شده است. درصورتی که این اندیشه نیست. اندیشه‌ورزی قبل از هرچیزی یک فرم است و فرم ساده آن احترام به طرف مقابل است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Tue, 14 Mar 2017 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245932/بازاندیشی-خلقیات-ایرانی-امکان-امتناع-پروژه-فکری-سید-جواد-طباطبایی نخستین کتاب درباره «دیپلماسی دیجیتال» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246319/نخستین-کتاب-درباره-دیپلماسی-دیجیتال-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب با ترجمه رعنا کاظمی مهرآبادی و با مقدمه  محمدکاظم سجادپور در 426 صفحه با قیمت سی و نه هزارتومان  تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.  در سال‌هاي اخير گسترش ابتکارهاي ديجيتال در سياست خارجي، چيزي کمتر از انقلاب در رويه ديپلماسي نبوده است. فناوری‌های ديجيتال، روابط اجتماعي افراد و روش دولت‌ها را در اعمال حاکميت بين‌المللي تغيير داده اما دولت‌ها دريافته‌اند که این فناوری‌ها دارای ظرفيت تغييراتی بسیار در روابط بين‌دولتي است. به‌عنوان نمونه، استفاده از رسانه‌هاي اجتماعي براي مقاصد ديپلماتيک، بر اين نکته دلالت دارد که روش‌هاي تعامل ديپلمات‌ها با مديريت اطلاعات، ديپلماسي عمومي، برنامه‌ريزي راهبردي، مذاکرات بين‌المللي و حتي مديريت بحران تغيير کرده است. کتاب حاضر که نخستين اثر در اين موضوع به شمار مي‌رود، انديشمندان مشهور و سياست‌گذاران باتجربه را گرد آورده است تا اين شکاف تحليلي را پر کند. هدف کتاب، تئوريزه کردن ماهيت ديپلماسي ديجيتال، ارزيابي رابطه آن با اشکال سنتي ديپلماسي و نيز بررسی شرايطي است که در آن ديپلماسي ديجيتال به سياست خارجي آگاهي مي‌دهد و آن را تنظيم و يا محدود مي‌کند. کتاب با بررسی مفهوم دیپلماسی آغاز می‌شود و در ادامه، رویکرد دولت‌های مختلف را در چگونگی به کارگیری شیوه‌های نوین دیپلماسی مورد مداقه قرار داده است. استفاده دولت اسلامی (داعش) از فناوری‌های جدید، عملکرد هیلاری کلینتون و جان کری در قامت وزیر خارجه امریکا، تاثیر شبکه‌های اجتماعی در وقایع بهار عربی و تحولات خاورمیانه، از دیگر نکاتی است که در این کتاب - به‌طور آماری و براساس داده‌ها - خواهید خواند. این کتاب از مجموعه مطالعات ديپلماسي جديد انتشارات راتلج است که با رويکردی تطبيقي، به دنبال پيشبرد تحقيقات در مورد ديپلماسي بين‌المللي و تاثیر آن در تنظیم و مدیریت روابط بين‌الملل است. «دیپلماسی دیجیتال» را کورنلیو بیولا و مارکوس هلمز فراهم کرده‌اند. بيولا دانشيار رشته مطالعات ديپلماتيک در دانشگاه آکسفورد انگلستان و هلمز دانشيار رشته حکومت در کالج ويليام و مري در ويليامزبورگ ويرجينيا ايالات متحده آمريکاست. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 13 Mar 2017 11:09:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246319/نخستین-کتاب-درباره-دیپلماسی-دیجیتال-منتشر کتابخانه‌های فعال سازمان فرهنگی هنری در تعطیلات نوروزی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246314/کتابخانه-های-فعال-سازمان-فرهنگی-هنری-تعطیلات-نوروزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، حجت‌الاسلام حسن ناصری‌پور، معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری، گفت: ۲۴ کتابخانه منتخب در تعطیلات نوروزی در مناطق ۲۲گانه شهر تهران فعال بوده و برنامه‌های ویژه‌ای از جمله ثبت نام رایگان در ۱۰۷ کتابخانه سازمان فرهنگی هنری، مسابقات کتابخوانی، اهدای محصولات فرهنگی و ارائه سیر مطالعاتی و بسته پیشنهادی مطالعه ادبیات کلاسیک را برای مخاطبان خواهند داشت. ناصری‌پور افزود: تجربه سال‌های گذشته به ما نشان داده‌ است که در نوروز مخاطبان از کتابخانه‌ها استقبال خوبی دارند. برای پاسخ به این استقبال شهروندان برنامه‌ریزی ویژه‌ای برای ارائه خدمات از سوی کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری انجام شد. بنابراین از دوم فروردین ماه کتابخانه‌های منتخب در تمامی مناطق شهر تهران همه روزه از ساعت ۹ تا ۱۹ با برنامه‌های متنوع در خدمت شهروندان علاقه‌مند خواهند بود.  علاقه‌مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر به پورتال کتابخانه‌های عمومی تهران به نشانی اینترنتی www.tlib.ir  مراجعه کنند. فهرست و شماره تماس کتابخانه‌هایی که در نوروز پذیرای مراجعان خواهند بود به این شرح است:   منطقه نام کتابخانه درجه ساعت فعالیت تاریخ فعالیت منطقه نام کتابخانه درجه ساعت فعالیت تاریخ فعالیت 1 امیركبیر 3 19-9 2 تا 13 فروردین 96 12 فردوسی 3 19-9 2 تا 13 فروردین 96 2 علامه طرشتی 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 13  امام خمینی(ره) 2 17-9 5 تا 11 فروردین 96 3 ارسباران 3 17-9 5 تا 10 فروردین 96 14 ابن سینا 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 3 علامه امینی 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 15 خاوران 1 19-9 2 تا 13 فروردین 96 4 پارک کتابخانه کودک اشراق 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 16 شهید فهمیده 1 19-9 2 تا 13 فروردین 96 4 شیخ اشراق 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 17 بهاران 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 5 فردوس 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 18 استاد حكیمی 3 19-9 2 تا 13 فروردین 96 5 شیخ هادی نجم آبادی 3 91-9 2 تا 13 فروردین 96 18 15 خرداد 3 17-9 5 تا 11 فروردین 96 6 سرو 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 19 مهر 3 19-9 2 تا 13 فروردین 96 7 اندیشه 2 17-9 5 تا 12 فروردین 96 20 شیخ کلینی(ره) 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 8 گلستان 1 19-9 2 تا 13 فروردین 96 21 حزین لاهیجی 3 19-9 2 تا 13 فروردین 96 9 علامه طباطبایی(ره) 3 19-9 2 تا 13 فروردین 96 22 امام علی(ع) 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 10 عطارنیشابوری 3 19-9 2 تا 12 فروردین 96 ف.قرآن هدی 3 17-9 5 تا 12 فروردین 96 11 رازی 2 19-9 2 تا 13 فروردین 96 ف.انقلاب آفتاب 3 91-9 2 تا 13 فروردین 96   ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 13 Mar 2017 11:06:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246314/کتابخانه-های-فعال-سازمان-فرهنگی-هنری-تعطیلات-نوروزی ​همایش بزرگداشت بیدارگر مشرق‌زمین برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246289/همایش-بزرگداشت-بیدارگر-مشرق-زمین-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌‌سینا‌ و مسئول دبیرخانه برگزاری همایش در این‌باره گفت: این همایش در یکصدوبیستمین سال درگذشت فیلسوف، متفکر و مصلح جهان اسلام، جناب سید جمال‌الدین اسدآبادی، با مشارکت بنیاد بوعلی‌سینا و اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان برگزار می‌شود که دستگاه‌های شهرستان اسدآباد، از جمله دانشگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی، فرمانداری و شهرداری اسدآباد و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر دستگاه‌های فرهنگی در برگزاری آن همکاری دارند. توکل دارائی، درباره اهمیت برگزاری چنین آیین‌های فرهنگی اضافه کرد: بزرگداشت مفاخر علمی و بزرگان فرهنگ و حکمت ایران هم در هویت‌یابی و تقویت بنیان‌های فرهنگی برای نسل جدید تأثیر دارد و هم از آموزه‌های آنان برای درس‌آموزی در زمان حاضر می‌توان بهره‌برداری کرد. سیدجمال‌الدین اسدآبادی به‌عنوان چهره تابنده سیاست و دین‌داری در عصر ما که قریب 180 سال از تولدش می‌گذرد؛ نمونه‌ای از مفاخر سرافرازی است که در جغرافیای استان زاده‌اند. دارائی درباره «همایش بیدارگر مشرق زمین» یادآور شد: در این آیین چند تن از استادان صاحب‌نام که پژوهش‌های آنان درباره آثار و اندیشه‌های سیدجمال منتشر شده و جزو چهره‌های سرشناس در این حوزه‌ هستند، مقالات علمی خود را ارایه می‌کنند و مسئولان مذهبی و سیاسی استان نیز به پاسداشت نام و یاد این عزیز می‌پردازند. میهمان ویژه این آیین هم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که با حضور وی محفل علمی این همایش پر رونق‌تر خواهد شد. وی با اشاره به شهرت سیدجمال به «اتحاد اسلامی» در جهان اسلام، گفت: با توجه به این‌که سیدجمال به‌عنوان شخصیتی ‌سرشناس در عالم اسلامی، در عمر پر برکت خود همواره ندای وحدت مسلمین و برادری سر داده و کارنامه او مشحون از دعوت به این وظیفه دینی است؛ مقرر است که از تلاش‌های 50 ساله، حضرت آیت‌الله محمدعلی تسخیری، مشاور مقام معظم رهبری در امور فرهنگی جهان اسلام که سال‌ها در زمینه وحدت و تقریب بین مذاهب اسلامی تلاش کرده‌اند، قدردانی شود. این سپاس‌نامه از سوی همایش سید جمال‌الدین اسدآبادی و در زادگاه این فرزانه و مصلح جهان اسلام به این فقیه و اسلام‌شناس تقدیم می‌شود. دارائی در پایان اظهار امیدواری کرد و مسئولان، اهالی فرهنگ و هنر و مردم فرهنگ‌دوست شهرستان اسدآباد با حضور خود در این همایش رونق‌بخش این آیین باشند و یاد فرزند ارجمند خود را گرامی بدارند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 13 Mar 2017 08:21:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246289/همایش-بزرگداشت-بیدارگر-مشرق-زمین-برگزار-می-شود ایرانشهر امروز را در سال نو ورق بزنید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246290/ایرانشهر-امروز-سال-نو-ورق-بزنید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشریه «ایرانشهر امروز» به شماره پنجم رسید، مطالب این شماره منتظر چاپ است، هرچند انتشار عمومی آن به آغاز سال نو موکول می‌شود. در این شماره آثاری از دکتر بلوکباشی، دکتر ناصرالدین پروین، دکتر امیدسالار و توماس مان گنجانده شده است. شماره پنجم با مقاله‌ای درباره نوروز از دکتر علی بلوکباشی آغاز می‌شود. در این شماره برخی مطالب عبارتند از مقاله‌ای مفصل از دکتر ناصرالدین پروین درباره آغاز پخش رادیویی در کشورهای فارسی زبان، مقاله‌ای از سایه‌ اقتصادی‌نیا با عنوان «فروغ، اسطوره‌ای سترون»، مقاله‌ای از رکسانه هاگ هیگوچی درباره یغمای جندقی، مقاله‌ای از توماس مان درباره داستایفسکی که درباره این نویسنده بزرگ و نسبت او با کسانی چون نیچه سخن گفته است. سایر مطالب شامل مقاله‌ای از دکتر محمود امیدسالار درباره فواید تعیین شجره نسب دستنویس‌ها در تصحیح متن از مقالات این شماره است. در بخش مطالعات اسلامی در جهان معاصر نیز مقاله‌ای درباره تحقیقات جدید در حوزه حدیث شیعی نوشته اتان کالبرگ، از شناخته‌شده‌ترین پژوهشگران مطالعات شیعی در جهان، و مقاله‌ای از دکترسعید فیروزآبادی درباره ترجمه‌های قرآن به زبان آلمانی است. نقدهایی نیز بر کتاب‌های «فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی»، «نقدی بر چاپ‌های انتقادی شاهنامه و تصحیحی جدید از داستان رستم و سهراب»، «جادوی جن‌کشی»، «ایران باستان: تاریخ مختصر فرمانروایی هخامنشی»، «راهنمای کتیبه‌های فارسی میانه» منتشر شده است. «ایرانشهر امروز» به راهی که آغاز کرده ایمان دارد و این مسیر را با همت و پشتکار ادامه خواهد داد و بی‌تردید در این مسیر نیازمند حمایت مخاطبان و خوانندگان خود است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 13 Mar 2017 08:17:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246290/ایرانشهر-امروز-سال-نو-ورق-بزنید شراکت نیکسون و شاه چگونه شکل گرفت؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246282/شراکت-نیکسون-شاه-چگونه-شکل-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی «روابط ایران و آمریکا در دوران جنگ سرد» بر اساس کتاب «نیکسون، کیسینجر و شاه» تالیف رهام الوندی و ترجمه غلامرضا علی‌بابایی با سخنرانی دکتر غلامحسین زرگری‌نژاد، مدیرسابق گروه تاریخ دانشگاه تهران، دکتر علیرضا مولائی‌توانی و مترجم اثر در پژوهشکده روایت یکشنبه 22 اسفندماه برگزار شد.   خاطرات علم که مورد شبه و تردید است! زرگری‌نژاد گفت: چاپ و صحافی کتاب بسیار خوب است و قیمت آن نیز منصفانه است. با مطالعه کتاب و دقت در آن متوجه شدم که مترجم هم به موضوع، زبان و هم به حواشی موضوع تسلط دارد. این عوامل باعث شده که متن بسیار دقیق به فارسی برگردانده شود.   وی افزود: در ابتدای کتاب شیوه معرفی آن باید با مقدمه مترجم و بعد مقدمه مولف همراه باشد، اگر مولف می‌خواست دقیق عمل کند، باید نقد و بررسی منابع می‌کرد و نه معرفی منابع. به عبارتی میزان استفاده هر کتاب در بحث روابط ایران و آمریکا را می‌سنجید و گرنه معرفی منابع در واقع فهرست‌نویسی منابع است.   مدیر سابق گروه تاریخ دانشگاه تهران ادامه داد: در میان منابع استفاده شده نام «یادداشت‌های علم» دیده می‌شود که در زمره خاطرات به شمار می‌آید. از نظر مورخان، خاطرات، ضعیف‌ترین بخش اسناد تاریخ هستند. در جایی که حتی کتاب‌های تالیفی نیز از اعتبار کمی برخوردار هستند تا چه رسد به خاطرات. به ویژه خاطرات علم که مورد شبه و تردید است. البته اینجا باید پرسید اگر خاطرات علم استفاده شده چرا به خاطرات فردوست مراجعه نشده است؟ اگر خاطرات علم اعتبار دارد چرا خاطرات فردوست ندارد؟   زرگری‌نژاد بیان کرد: خاطرات شفاهی یا تاریخ شفاهی از آن حرف‌هاست! جسارتا بنده برای تاریخ شفاهی ارزشی کمتر از خاطرات مکتوب قائل هستم. زیرا در خاطرات شفاهی راوی هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید اما در خاطرات مکتوب حداقل مطالب در جایی ثبت می‌شود. خاطرات شفاهی بساز و بنداز است. بنابراین با آنچه که بیان کردم، پرسش اینجاست که خاطرات شفاهی چه اعتباری دارد؟ متاسفانه خاطرات شفاهی در این کتاب از منابع مهم مولف به شمار آمده است. در حالی که بسیاری از منابع از جمله خاطرات مدیر روزنامه آژیر در کتاب به کار گرفته نشده، بعد مولف مدعی است که همه منابع را استفاده کرده است.   وی با اشاره به روایت کتاب از قتل رزم‌آرا اظهار کرد: در کتاب به قتل رزم‌آرا اشاره شده است. در این رابطه باید بگویم به پرونده قتل رزم‌آرا که بیش از 30 هزار برگ در بایگانی راکد دادگستری بود، دسترسی داشتم. زمانی به این پرونده مراجعه کردم که آن زمان دسترسی به اسناد بایگانی راکد دادگستری بسیار مشکل بود.   مولف «رسائل مشروطیت» ادامه داد: در پرونده قتل رزم‌آرا خلیل طهماسبی و نگهبانان (محافظان) نخست وزیر نیز متهم هستند. در صحنه قتل دو پوکه پیدا شده که یکی گرانیک و دیگری والتر است. پوکه والتر متعلق به نگهبانان رزم‌آراست و گرانیک مربوط به اسلحه خلیل است. گرانیک یک پوکه است و پوکه دیگر در اسلحه گیر کرده است.   زرگری‌نژاد عنوان کرد: گویا خلیل یک تیر هوایی شلیک کرده تا جمع پراکنده شود و بعد به رزم‌آرا شلیک کرده اما تیر دوم در اسلحه گیر کرده است. از طرفی بازپرس نگهبانان را به دلیل پوکه پیدا شده در صحنه احضار می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که خلیل، رزم‌آرا را نکشته است و دستور قتل از بالاست. به دلیل این درک و دریافت بازپرس پرونده عوض می‌شود.   وی افزود: این موضوع را محمد ترکمان در رابطه با قتل رزم‌آرا ذکر کرده و بخشی از اسناد و مدارک را نیز استفاده کرده است. با این حال برای دستیابی به مدارک و جزئیات پرونده هفته‌ای یکبار به بایگانی راکد دادگستری مراجعه می‌کردم تا اینکه پرونده مفقود شد، به عبارتی آش با جایش گم شد. بعدا پرونده از جای دیگری سردرآورد. بنابراین عنوان کردن قتل رزم‌آرا به خلیل طهماسبی جای شُبه جدی دارد.   مولف نگاه ایدئولوژیک درباره شاه را رد می‌کند! ملائی‌توانی گفت: در گونه‌شناسی نوع آثاری که درباره روابط ایران و آمریکا نوشته شده، می‌توان چند گونه متفاوت را شناسایی کرد، تنوع و تعدد دیدگاه‌ها و نگرش‌ها بر فهم و خوانش مورخ و مناسبات دو کشور مستقیم یا غیرمستقیم اثر می‌گذارد. از جمله می‌توان به تالیفات جریان چپ (به مفهوم شوروی) در تاریخ معاصر اشاره کرد، یعنی مجموعه روایت‌هایی که در دستگاه شوروی در فضای جنگ سرد ساخته می‌شد و آثاری که جریان‌های چپ داخل ایران از جمله حزب توده و غیرتوده منتشر کردند، در همه این کتاب‌ها، این نگاه وجود داشت که شاه نوکر و آلت‌دست آمریکاست و شاه در چارچوب مناسبات بین‌المللی به عنوان دنباله‌رو محض سیاست‌های آمریکا عمل می‌کرد. در چارچوب تئوری‌های امپریالیسم، استثمار، سلطه و تعابیری از این دست مناسبات میان دو کشور توجیه شده است. وی در بخش دیگری از سخنش درباره اهمیت کتاب «نیکسون، کیسینجر و شاه» اظهار کرد: مولف نگاه سیاسی ایدئولوژیک درباره شاه را در مقدمه کتاب صریحا رد می‌کند و می‌گوید: «با این نظریه که شاه وکالت آمریکا را بر عهده داشته است، مخالف هستم.» به نظرم این ادعا قابل توجه است و باید براساس مدارکی که در دسترس است، سنجیده شود. رئیس پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به استفاده از اسناد افزود: یکی از نقاط قوت کتاب تعدد بهره‌گیری از اسناد است، اما با این حال جای اسناد داخل ایران خالی است. خاطرات شفاهی کارگزاران حکومت پهلوی و تاریخ شفاهی هاروارد استفاده شده و رهامی با بسیاری از سیاستمداران پهلوی مصاحبه کرده که کار بسیار ارزشمندی است و بر ارزش و نقاط قوت کتاب می‌افزاید به رغم همه تناقضات و مشکلاتی که در این روایت‌هاست. اما باز هم روایت‌های مخالفان رژیم پهلوی نادیده گرفته شده است، روایت‌های متناقض که مورخ را به فکر کردن وامی‌دارد، در کتاب جایگاهی ندارد. شکل‌گیری شراکت نیکسون و شاه علی‌‌بابایی در ادامه نشست بیان کرد: رهامی برای فصل سوم کتاب «جنگ پنهانی ایران با عراق» تقریبا از 319 منبع استفاده کرده است. به عبارتی مولف کثرت و تنوع منابع را با علاقه دنبال کرده و در کتاب گنجانده است. در کتاب روایت‌هایی از نوع روابط ایران و آمریکا وجود دارد که ما را با چهره کمتر دیده شده شاه روبه‌رو می‌کند. شاهی که در دهه پنجاه توانسته در منطقه نقش موثری ایفا کند.  در پایان نشست سخنرانان به پرسش‌های حاضران پاسخ گفتند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 13 Mar 2017 05:30:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246282/شراکت-نیکسون-شاه-چگونه-شکل-گرفت پرسش‌هایی بنیادین در «دلایل عشق» بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246128/پرسش-هایی-بنیادین-دلایل-عشق-بررسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دلایل عشق» نوشته هری فرانکفورت با ترجمه ندا مسلمی و مریم هاشمیان نخستین مجموعه فکر و زندگی به دبیری مالک حسینی است که از سوی نشر کرگدن روانه بازار نشر شده است. تقریباً تمام مضامین مهم تفکر هری فرانکفورت، نویسنده پرفروش سال 2005، را در کنار هم به صحنه می‌آورد. کار فلسفی او در اینجا چالش‌برانگیز و نافذ است. مهم‌تر از همه، پرسش‌هایی که در این کتاب تعقیب می‌شود پرسش‌هایی بنیادین است، نه فقط برای فیلسوفان حرفه‌ای بلکه برای همه کسانی که دلمشغول پرسش‌هایی هستند از این دست: چه چیزی در زندگی اهمیتی اصیل دارد؟ میان عقل و عشق چه نسبتی هست؟ چگونه باید زیست؟ در بخشی از مقدمه کتاب از زبان نویسنده اثر می‌خوانیم: «قصد دارم اینجا در میان دیگر مسائل به ناخرسندی‌ها و پریشانی‌هایی بپردازم که انسان‌ها کمابیش در محاصره آنها هستند. اینها هم با آن‌گونه ناخرسندی‌ها و پریشانی‌هایی متفاوت است که ممکن است معلول دشواری‌های منطقی باشد، نظیر موردی که سقراط ذکر می‌کند، و هم با آنهایی که در واکنش به ویژگی‌های جهان پدید می‌آید، مانند آنهایی که در فهرست ارسطو ذکر شد. اینها مواردى عملی‌تر است و چون با علاقه ما به تلاش در جهت اداره معقول زندگی‌هامان ارتباط نزدیکی دارد، مبرم‌تر است. آنچه ما را به کاوش در آنها وامی‌دارد کنجکاوی بی‌طرفانه، سردرگمی، تحیر یا هیبت نیست، بلکه فشاری روانی‌ است به‌کلی از گونه‌ای دیگر: نوعی اضطراب آزارنده یا تشویش. مشکلاتی که هنگام تفکر درباره این امور با آنها رو‌به‌رو می‌شویم شاید گاهی گیج‌مان کند. هرچند محتمل‌تر آن است که موجب احساس پریشانی و بی‌قراری و نارضایتی از خودمان شود.» موضوعاتی که این کتاب به آنها اختصاص یافته با تمشیت عادی زندگی سروکار دارد. این موضوعات به‌نحوی به پرسشی مربوط می‌شود که هم نهایی و هم ابتدایی است: شخص چگونه باید زندگی کند؟ ناگفته پیداست که این پرسشی نیست که فقط حائز اهمیتی نظری یا انتزاعی باشد. این پرسش به‌نحو انضمامی و به‌طریقی بسیار شخصی برای ما مهم است. پاسخ ما به این پرسش مستقیماً و به‌طرزی نافذ بر نحوه سلوک ما ـ یا دست‌کم بر چگونگی قصد ما برای این کار ـ تأثیر می‌گذارد. شاید حتی از این هم مهم‌تر، این پرسش بر نحوه تجربه زندگی‌هامان تأثیرگذار باشد. این کتاب در سه بخش اصلی سامان یافته است. در بخش نخست به پاسخ این سوال پرداخته شده که چگونه باید زندگی کنیم. در بخش دوم درباب عشق و دلایل آن سخن گفته شده و بخش سوم نیز به «خود عزیز» می‌پردازد. کتاب «دلایل عشق» نوشته هری فرانکفورت با ترجمه ندا مسلمی و مریم هاشمیان با شمارگان هزار نسخه در 103 صفحه به بهای 95 هزار ریال از سوی نشر کرگدن منتشر شده است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Mon, 13 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246128/پرسش-هایی-بنیادین-دلایل-عشق-بررسی «کتاب اباختر» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246257/کتاب-اباختر-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «کتاب اباختر» (گزیده مقاله‌های نقد و بررسی کتاب و نسخه‌شناسی)» به همت محمدجواد احمدی‌نیا از سوی موسسه خانه کتاب متشر شده است.     «در آمد» این کتاب با تعریف لغوی واژه «اباختر» آغاز می‌شود «اباختر که پهلوی آن اپاختر apaxytar و اوستایی آن اپختره apaxtara است؛ به جای دو واژه شمال و اختر گردنده می‌نشسته‌ است.«در برابر آن نیمروز/ نیمروچ به جنوب و دو سوی دیگر خاور/ خوروران و خورآیان/ خورآسان به مغرب و مشرق گفته می‌شد.»   آثار البلاد و اخبار العباد کتابی در کیهان‌شناسی نوشته مصطفی احمدزاده، نقد کتاب هنر در آسیای مرکزی نوشته زنده‌یاد منوچهر ستوده، اگر قره قاچ نبود نوشته غلامرضا کبیری، سیری در تاریخ حقوق ایران نوشته حسین شهسواری، آفتاب تابان در اختر ایرانیان نوشته زنده‌یاد منوچهر ستوده، نگاهی به زبان پاک احمد کسروی نوشته محمد داودی درزی‌کلایی، دینکرد، دانشنامه مزدیسنا اثر فیلیپ ژی با ترجمه شهلا سرخابی درزی‌کلانی، کتاب ضاله نوشته منوچهر ستوده، معرفت تقویم عبدالقادر رویانی از محمد داودی درزی‌کلایی، یافته‌هایی از کلیات اشعار میرزا محمدتقی اشرف و ویژگی‌های فکری و محتوایی آن نوشته رقیه درزی تبارشفیعی و... بخشی از مقاله‌های این کتاب را تشکیل می‌دهند. چرا اباختر؟ «گزیدن نام اباختر، برای آن نبوده است که نشانه‌ای گردد برای اندیشمندان و پژوهشگران در راه تا برای همکاری با آن، خامه در مرزهای شمال بگردانند. جای پایی است؛ نشانگر آن که کاربدستان اباختر در شمال ایران نشسته و دلبسته پژوهش‌اند و بر آن که پژواک دهنده بخشی از کار سِتُرگ پژوهش گردند. اباختر کار خامه یک تن نیست. راهی برای رساندن یک اندیشه نیست. به هیچ گروه و دسته‌ای وابسته نیست و سرانجام از هیچ سری جدا نیست. اگر جان گیرد و ادامه یابد و به هر دلیل در میانه راه نماند؛ بر آن است که پهنه دریافت و نشر هر پژوهش باشد و پژوهشگران راست آیین هر آیینی را گرامی بدارد.» اباختر دنبال چیست؟ اباختر بر آن است که در نشر پدیده‌های پژوهش اندیشمندان، کرانه‌ای نشناسد. شعر، ادبیات داستانی، نقد، بررسی کتاب، شناساندن آثار پژوهشی، یافته‌های روانشناسی، جامعه‌شناسی، هنری، تاریخی، جغرافیایی و... آنچه زیر نگین پژوهش بگنجد در دستور کار اباختر گذارده شده است. اباختر به شناساندن چهره‌‌های پژوهشی ایران و جهان خواهد پرداخت و در این بخش اسناد و مدارک، بسته به کسان و دودمان‌ها را منتشر خواهد ساخت.»     اباختر به قلم سیروس مهدوی امیری دیباچه به قلم سیروس مهدوی امیری،  مدیرمسئول و سردبیر فصلنامه علمی - پژوهشی اباختر تحریر شده است.     «میلاد نشریه‌ای که در زندگی بیست ساله خود از هیچ تبلیغی بهره نبرده و اخبار روز و پرحادثه و نقد به کسان نداشته است، به جشن نشستن معنایی دارد. نخست آن‌که چنین نشریه‌ای که بار علمی و پژوهشی داشته است، می‌تواند به یاری اندک‌شماری پایدار و ماندگار بماند و باد افره این تلاش جشنی شده که به سادگی تمام، اما به نیت زه‌گویی به همت خانه کتاب به پا شده است. نکته مهم‌تر برای این ماندگاری یاوری اندیشمندانی است که از نخست روز ـ که گاهنامه‌ای بودیم ـ کنار ما ایستادند و از آن رو که اباختر از هدف نخستین خود دور نشده و اگر به خانه‌های بسیارانی راه نیافته، بی‌گمان به خامه‌های نادران ادب و فرهنگ آراسته شده است.»     کتاب «اباختر» (گزیده مقاله‌های نقد و بررسی کتاب و نسخه‌شناسی)» با شمارگان 500 نسخه در 384 صفحه، به بهای 15 هزار تومان از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شده است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 12 Mar 2017 09:00:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246257/کتاب-اباختر-منتشر محمدی: ایران در تفکری که طباطبایی می‌سازد نیست! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246244/محمدی-ایران-تفکری-طباطبایی-می-سازد-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست هم‌اندیشی «ابن خلدون و علوم اجتماعی، نگاهی انتقادی به روایت سید جواد طباطبایی» شنبه 21 اسفندماه با حضور محمدامین قانعی‌راد، قاسم‌ پورحسن، حسن محدثی، سید جواد میری، بیژن عبدالکریمی، محمدعلی مرادی و رحیم محمدی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   محمدی در این نشست طی سخنانی گفت: دکتر طباطبایی همیشه در کلاس‌هایش به این نکته که هر جا که هستید درباره آنجا بیندیشید تاکید داشت. وی برخلاف آن چیزی که دوستان مطرح کردند که کتابش روش ندارد، در کتاب می‌گوید که روش من تحلیل گفتار است و قطعاً مفاهیم برای او مهم هستند. در فلسفه قدیم ما اصطلاح‌ها و مفاهیمی مانند مانع و مقتضی را می‌بینیم اما طباطبایی می‌گوید که من از شرایط امتناع حرف می‌زنم و این شرایط، شرایط تاریخی است یعنی مجموعه‌ای از ساختارها، نهادها و گفتارها وجود دارد که بودن چیزی را ممکن و نبودن برخی چیزها را ممنوع می‌کند. عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با بیان اینکه طباطبایی مکرر در کتاب، از ایران زمین و آینده آن صحبت می‌کند و در مقابل آن مغرب زمین را قرار می‌دهد، افزود: واژه ایران زمین را ما در فردوسی هم می‌بینیم اما فردوسی وقتی از ایران زمین سخن می‌گوید تفنن نمی‌کند اما فیلسوف امروزی وقتی آن را به کار می‌برد تفنن است. امروزه دست اهل فلسفه از مفاهیمی که ایران را مفهوم‌سازی کند خالی است و مجبور است به مفاهیمی دست ببرد که حال و شناخت ما را پنهان می‌کند.  محمدی با طرح این سوال که ابن خلدون با ایران چه نسبتی دارد گفت: طباطبایی در این باره از سه مفهوم سخن می‌گوید؛ او ابن خلدون را گاهی از سخنگویان اسلامی، از سخنگویان دوره اسلامی و دوره امپراتوری اسلامی می‌داند. اما آیا واقعا ابن خلدون سخنگوی دوران و تمدن بود؟ طباطبایی گفتار ابن خلدون را به مثابه گفتاری در تمدن اسلامی و با اغماض در تمدن ایرانی بررسی می‌کند و می‌گوید کوشش‌های نظری عمده ابن خلدون به دنبال تجربه ژرف او از وضع انحطاط همه سویه که همه ارکان امپراتوری اسلامی را فرا گرفته بود متوجه تحلیل تاریخی انحطاط یا علت‌شناسی انحطاط کرد و به همین دلیل به ضرورت تاسیس علم عمران پی برد. این استاد دانشگاه افزود: ابن خلدون در مغرب اسلامی زیست می‌کرد اما ایران در کجای این تاریخ و دوره بود؟ از سال 615 به این طرف ایران به معنای یک تمدن و بخشی از جهان اسلام تقریبا از بین می‌رود. به این اعتبار باید این پرسش را که ابن خلدون چه نسبتی با ایران داشت مطرح کرد. آیا وقتی می‌اندیشید به ایران فکر می‌کرد؟ در همان زمانی که ابن خلدون زیست می‌کرد و به سه مفهوم بداوه، هزاره و دولت می‌اندیشید آیا ایران یک زیست بداوه‌ای داشت؟  به گفته محمدی، گویا ایران در همان تاریخ که طباطبایی آن را تحت عنوان تاریخ اسلامی بیان می‌کند ایران نبوده است. پس طباطبایی نسبت قوی با ایران نداشته است. اساساً ایران در تفکری که طباطبایی می‌سازد نیست. اما چرا طباطبایی به این دام‌ افتاد؟ به نظرم این اندیشه فوکویی است یعنی می‌گوید تاریخ اندیشه می‌نویسم و اندیشه ابن خلدون را به مثابه یک داده پیدا می‌کند و باید تاریخ انتقادی آن را بنویسد. وی با بیان اینکه طباطبایی در این راه در دو دام افتاده اظهار کرد: یکی دام روشنفکران عرب بود که ابن خلدون برایشان مهم است. و برای ساختن تاریخی غیر تئولوژیک برای دنیای عرب بودند. دوم روشنفکران دینی یا سنت‌گرایان ایرانی بود که می‌خواستند در مقابل تمدن غربی بدیلی بسازند و چون فکر می‌کردند ابن خلدون در مقابل دورکیم، مارکس و وبر و... می‌تواند جامعه‌شناسی دیگری بسازد آن را مطرح کردند.   استاد دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با اشاره به اینکه طباطبایی در این کتاب معاصرت را چگونه توضیح داده است، گفت: او می‌گوید امروز ما در شرایط بحران هستیم و مفهوم هگلی گسیختگی را به کار می‌برد. ما فکر می‌کنیم آگاهی را هم می‌توان مانند تکنولوژی انتقال داد در صورتی که این مفاهیم بسیار اندیشه ساقط کن، زندگی ساقط کن و... است. من فکر می‌کنم ردپای فوکو در این کتاب بیشتر از هگل است. وقتی که از مرگ سوژه سخن می‌گوید تفاوتش در این است که سوژه طباطبایی در ابتدا مرده است و شرایط تاریخ او را به هرکجا که بخواهد می‌برد. وی یادآور شد: طباطبایی وقتی از سنت می‌گوید یعنی از اندیشه سنت می‌گوید. اما جامعه‌شناسی وقتی از سنت می‌گوید یعنی از ساختار آن یعنی از خانواده، بازار و... سخن می‌گوید. بنابراین وقتی به سنت می‌رود آن چیزی را که بنیاد فلسفی و تئولوژیک ندارد می‌بیند. یعنی وضع اکنون ما نه بنیاد فلسفی دارد و نه بنیاد تئولوژیک! پس فیلسوف می‌گوید که در بحران هستیم در صورتی که جامعه‌شناسی به این صورت نمی‌نگرد. جامعه‌شناسی می‌گوید تجدد ایرانی یک امر اجتماعی است و یک امر تئولوژیک و فلسفی نیست و فیلسوف باید به دنبال آن بدود. محمدی در پایان با بیان اینکه نیازمند کاری مانند آنچه مارکس انجام داد هستیم گفت: هگل از ایده آغاز کرد، مارکس می‌گوید من از ماده شروع می‌کنم. شاید فیلسوف امروز ایران هم بایستی از بازاندیشی در بازار فلسفه آغاز کند. از پشت به این نهادها نگاه کند که به مثابه امر اجتماعی گشوده شده است. فیلسوف ما باید در بنیادهای اندیشه ایرانی بیندیشد یعنی همان کاری که مارکس کرد. اما پرسش این است که چرا فیلسوف نقطه آغازش را تغییر نمی‌دهد.   طباطبایی مفهوم «ایدئولوژی‌های جامعه شناسانه» است میری نیز در ادامه این مراسم با بیان اینکه پرسشی که در اینجا می‌توان مطرح کرد این است که اگر «امتناع اندیشه» بر ما حاکم است پس اساساً اندیشه چگونه ممکن است؟ اگر امتناع به معنای Abstention است، این معنا از «امتناع» مفروض می‌دارد که «سوژه» هست که از واقعیت مستولی بر آن گریز می‌کند ولی در جای جای این اثر، طباطبایی اصرار می‌ورزد که یکی از علل امتناع غیبت سوژه است. به عبارت دیگر فاعل امتناع کیست؟ پرسش دومی که می‌توان طرح کرد مفهوم «سنت» است. این سنت چیست؟ آیا اساساً فقط یک سنت وجود دارد یا سنت‌های بیشمار در یک تمدن در حال جاری و ساری هستند و اساساً آیا فقط یک خوانش از سنت ممکن است یا حتی در جهان پیشامدرن بسته جهان اسلام قرائت‌های موازی از سنت جاری بود و این یک کاسه کردن سنت آیا خود نوعی دامن زدن به تصلب نیست؟ وی ادامه داد: طباطبایی، سینگولار کردن singular سنت را به دلایلی متدویک و سپس انتولوژیک انجام می‌دهد تا بتواند دوگانه سنت و مدرنیته را و آن هم از نوع یوروسنتریک آن را موجه کند و اگر نه مفهوم واحد و یکدست به نام سنت معنای جامعه‌شناختی ندارد و حتی وقتی آن را در قالب فلسفی معنا کنیم، نمی‌توان یک سنت یکپارچه قائل شد. این قرائت از سنت مبتنی بر نگاه سوژه- ابژه یوروسنتریکی است که عقل یوروسنتریکی را تعقل می‌بیند ولی فهم‌های دیگر را تهی از عقلانیت می‌پندارد. این استاد دانشگاه با بیان اینکه طباطبایی مفهوم «ایدئولوژی‌های جامعه‌شناسانه» است افزود: البته خود او اذعان می‌دارد که این مفهوم الکن است و تا پیدا شدن مفاهیم رساتر، مسامحتاً از این مفهوم استفاده می‌کند ولی مشکل من با این مفهوم الکن بودن آن نیست بلکه همردیف کردن «ایدئولوژی» و «جامعه‌شناسی» است. ببینید به یک معنا، هیچ فهمی غیرایدئولوژیک نمی‌تواند باشد و آن معنا این است که تمامی فهم‌های ما همراه با مفروضات پشت صحنه و یا منظومه‌های ارزشی هستند ولی یکی از کارهای بینش جامعه‌شناسی این است که «من» را به حضور این پیش فرض‌ها و الگوواره‌های ارزشی آگاه و سپس خودآگاه کند تا از این طریق فهم دیگری در ساحات گوناگون آن، جدای از ارزشی‌های من ممکن شود. اما امکان جامعه‌شناسی به مثابه یک بینش در ایران را به یکباره و در یک جمله به ایدئولوژی‌های جامعه شناسانه تحویل کردن، نمی‌تواند روشی فلسفی باشد بل خود نوعی هجمه ایدئولوژیک تلقی خواهد شد. به گفته میری، یکی دیگر از بحث‌های بسیار مهم طباطبایی «تسویه حساب» با روشنفکران ایرانی همچون شایگان، آل احمد، احسان نراقی و شریعتی است. او می‌گوید: «عمده نویسندگان معاصر کوشیده‌اند تا در برابر امکان تجدد در اندیشه غربی، بازگشتی به سنت، تفسیری ایدئولوژیکی از آن را به عنوان شیوه امکانی از نوعی متفاوت اما در خلاف جهت تجدد عرضه کنند. این تفسیر تجدد ستیز از سنت که نویسندگانی با دیدگاه‌های گوناگون ... اما همسو در جهت تسویه حساب با تجدد نوپای ایرانی عرضه کردند...» حال پرسش اینجاست که طباطبایی با چه الگوواره‌ای از مدرنیته به سراغ متفکران ایرانی رفته است؟ به عبارت دیگر، آیا بحث تجدد ستیزی بوده است یا امکان خلق مدرنیته‌های متکثر؟ یکی از بحث‌های بسیار مهم در علوم انسانی جهانی امروزه تمایز بین westernization و modernization است، حال پرسش اینجاست که آیا شریعتی، به عنوان مثال، ضد پروسه غربی کردن بود یا ضد مدرنیزه کردن؟ مضاف بر این، پرسش مهمتر این است که آیا westernization خود نوعی از امکان ظهور مدرنیته است؟ به زبان دیگر، غربی شدن یکی از امکان‌های مدرنیته است و امروزه با توجه به مطالعات تاریخی و فهم رابطه‌های فرهنگ و وضعیت‌های متفاوت انسانی در مدنیت ها، این پرسش مطرح است که به جای modernity باید سخن از multiple modrernities به میان آمد ولی طباطبایی در این مورد هنوز بقاء بر میت سلوک می‌کند. وی با تاکید بر اینکه در جای جای این اثر، می‌توان علقه‌های پان ایرانیستی طباطبایی را در لابلای کلمات و جملات او یافت بیان کرد: یکی از مهمترین فرازهای این اثر بی نظیر نوع نگرش طباطبایی به ابن خلدون و حتی دوره اسلامی است. او می‌گوید: « ابن خلدون به طرح پرسش در درون سنت و با توجه به الزامات آن بسنده کرد. دلیل اساسی این امر، آن بود که ابن خلدون اندیشمند دوره اسلامی بود و نه دوران جدیدی که می بایست آغاز می شد و در مغرب زمین آغاز شد. (ص ۸۸)» در پس نگاه طباطبایی به ابن خلدون و فهم منظومه فکری او، این ایده مستتر است که تاریخ یک خط سیر linear دارد و باید از منزل a به منزل b برود؛ در حالی که این یک شیوه از فهم تحولات تاریخی بشر است و فرم‌های دیگر از فهم تاریخ هم ممکن است و هم مطلوب زیرا هیچ دلیل منطقی و فلسفی وجود ندارد که بایستگی دوران جدید را به مثابه یک تحول خطی توضیح و تشریح کند. میری تاکید کرد: البته تمایز دیگری نیز در این نقل قول وجود دارد که بین مفهوم دوره و دوران شده است و طباطبایی هیچ اشاره‌ای نمی‌کند که این تمایز از کی وام گرفته شده است؛ در حالی که ادبیات این مفهوم و استفاده چپ‌ها از این مفهوم قابل مناقشه است. وی در پایان با بیان اینکه در طول این اثر بزرگ، طباطبایی دائما از «سنت» می‌گوید و تعریفی از آن به دست نمی‌دهد تا ما بفهمیم که قرار است چه چیزی را نسخ کنیم تا راه تجدد در مفهوم هگلی آن گشوده شود، گفت: اما در پایان کتاب، طباطبایی به چین اشاره می‌کند و در این اشارت نکاتی نهفته است که اگر به درستی درک شود، شاید بتوان ادعا کرد که هیچ قومی «سنت» به معنای اصیل کلمه را جز «غرب» نداشته است و ایران تنها سرزمینی بوده است که دارای سنت بوده است ولی نه ایرانی که وارد عالم اسلامی شده است بل «ایرانی» که به قول شادروان پورداود با!؟ فاصله خود را حفظ کرده بود و دچار در هم نژادی که ابوالقاسم فردوسی از آن وحشت داشت نشده بود. طباطبایی مفاهیم مشخصی ندارد محمدعلی مرادی در بخشی از این مراسم با بیان اینکه خود را شاگرد طباطبایی می‌داند، گفت: مطالعه این کتاب تحول اساسی در من ایجاد کرد. ولی هر شاگردی به هر حال از استادش می‌گذرد. من هم شاگرد شریعتی، طبری و مطهری بوده‌ام اما این بدین معنی نیست که این آثار را نقد نکنیم. وی ادامه داد: با اینکه اغلب طباطبایی را فیلسوف می‌دانند اما او خودش را در ساحت فیلسوف نمی‌بیند چون سنخ بحث فلسفی نمی‌کند. طباطبایی علوم سیاسی خوانده و تراژدی ما این است که کسی که علوم سیاسی خوانده متفکر قوم می‌شود. وی افزود: من بارها به طباطبایی گفتم که مفاهیم مشخصی ندارد. گاهی از وضعیت سخن می‌گوید گاهی از شرایط! در حالی که وقتی بحث فلسفی می‌کنید باید شرایط را شفاف توضیح دهید و از نظر روشی نیز شرایط امکان و امتناع را شرح ‌دهیم. امکان و امتناع مفهوم کلیدی تفکر سید جواد طباطبایی است. او این مفاهیم را از دوستدار گرفته است اما وقتی به مشکل بر می‌خورد می‌گوید که دوستدار از امتناع سخن می‌گوید اما او از امتناع! این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه ما مبنایی را از فیلسوفی می‌گیریم و آن را بازسازی می‌کنیم اظهار کرد: این در حالی است که هنوز روش‌های فلسفی در ایران باب نشده که چگونه می‌توان یک فیلسوف را بازسازی کرد. طباطبایی هم به چنین موضوعی اشاره می‌کند اما در عمل موفق نمی‌شود. وی با بیان اینکه هگل بنیان‌گذار علوم اجتماعی است، گفت: طباطبایی می‌گوید اگر ما قرار است روی سنت خودمان بایستیم باید چیزی را وارد دستگاهمان کنیم. حالا باید ببینیم چه چیزی را باید وارد دستگاه مفاهیم کنیم. درست در اینجاست که طباطبایی از بحث فلسفی عدول می‌کند. این من ایرانی که اینجا می‌خواهد بیاستد باید کجا بایستد؟ نقطه ثقل زمین کجاست؟ آیا می‌توان در دوره کنونی جایی ایستاد؟ یا اینکه باید حتما جایی بایستیم و جهان را مشاهده کنیم؟ مرادی در پاسخ به این سوالات عنوان کرد: در جهان غربی من شکل گرفته و بر اساس آن مفاهیم تحلیل شده است. کانت گفت من فکر می‌کنم و به همین دلیل هستم. فیشته می‌گوید به محض اینکه نامی از من می‌بریم در درون خودش فکر کردن و هستن وجود دارد. این فرایند در ادامه به هگل می‌رسد او می‌گوید من چگونه می‌تواند به ما تبدیل شود. وی افزود: اما ظلمی که به هگل شده این است که افرادی چون طباطبایی و عنایت آن را فرانسوی خوانده‌اند. هگل وقتی از من حرف می‌زند با ده‌ها من درگیر می‌شود. منی که می‌خواهد، تاجر، هنرمند و ... شود تا زمانی که یکی از این من‌ها بر دیگری غلبه کند. در اینجاست که هگل از خداوندگان بنده حرف می‌زند و در نهایت جامعه را درست می‌کند.   وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: طباطبایی معتقد است ابن خلدون در سنت کلامی باقی مانده و آن را تبدیل به تئولوژی کرده است. در دستگاهی که سید جوادطباطبایی فکر می‌کند ما چیزی به اسم جامعه‌شناسی، اقتصاد و ... نداریم و همه این‌ها علم جامعه‌شناسی، علم اقتصاد و ... است. به گفته مرادی، اگر بخواهیم این کتاب را نقد کنیم باید با آن همدلی داشته باشیم. طباطبایی معتقد است در تمدن ما سوژه شکل نگرفته است. در حالی که می‌توان از طباطبایی پرسید که آیا ابن سینا در شکل‌گیری سوژه نقشی نداشته است؟ این بدین معنی است که انقلابی در ذهن ما شکل می‌گیرد و شکل رئالیسم دوران ارسطویی ندارد.   وی اضافه کرد: پایه‌های دانش غرب در آلمان ریخته شده و ما اگر بخواهیم نسبت پیدا کنیم باید بحث‌های آلمانی را در فلسفه دنبال کنیم. ما در فرانسه و هند نمی‌توانیم پرسش‌های خودمان را دنبال کنیم.   وی با بیان اینکه یکی از ایرادات طباطبایی در این کتاب این است که از روش‌های فلسفی استفاده نمی‌کند توضیح داد: مفاهیم در نگاه او دقیق نیست. به جز علامه طباطبایی که دقیق بحث می‌کند اغلب متفکران ما دقیق بحث نمی‌کنند. متفکران ما مانند شریعتی و طبری ایدئولوژیک بوده‌اند و نمی‌خواهند از دانش، تفکر علمی تولید کنند بلکه به دنبال بسیج نیروها برای رفتن به خیابان هستند. مرادی با اشاره به اینکه وقتی می‌خواهیم متنی را بخوانیم باید در جایی بایستیم و بعد تمام دانش غرب را از خودمان دور کنیم گفت: چون دانش غربی روی ما ریخته است. اینجاست پرسش پدیدارشناسی در ما شکل می‌گیرد. اگر از ما مفاهیم غربی را بگیرند نمی‌توانند هیچ کاری از پیش ببریم.   وی یادآور شد: طباطبایی می‌گوید که در مبانی ابن خلدون حرف می‌زند اما از سوژه سخن نمی‌گوید. ما امروز نمی‌توانیم درباره علوم اجتماعی که طباطبایی از متفکران آن مانند نراقی سخن می‌گوید، حرف بزنیم چون اساساً این‌ها متفکران جدی در حوزه علوم اجتماعی نیستند. شایگان اساسا آدم جدی نیست. این پژوهشگر فلسفه تاکید کرد: ما اگر بخواهیم در مبانی حرف بزنیم و پرسش خودمان را داشته باشیم باید ببینیم که علوم اجتماعی چگونه شکل می‌گیرد. باید ببینیم این خرد جدید ما چگونه خردی است؟ چون بعد از هایدگر نمی‌توان از یک خرد خاص حرف زد. ما باید ببینیم که می‌توانیم درباره من آنتولوژیک سخن بگوییم و بعد ببینیم که آیا می‌توان با این من درباره جهان حرف زد؟   مرادی در پایان گفت: طباطبایی در این کتاب هیچگاه بحث فلسفی نمی‌کند در حالی که فلسفه این است که متون مختلف را بخوانیم و متناسب با پرسش‌های اصلی خودمان تئوری استخراج کنیم. نگاه ما به ابن خلدون اگر در حوزه آنتروپولوژی صورت گیرد می‌توان از این سخن گفت که او به چه کار می‌آید. باید دید آیا می‌توان از نگاه اروپامرکزی که هگل از آن حرف می‌زند بیرون بیاییم؟   وی اظهار کرد: من ایرانی در جایی نمی‌ایستد و روایت‌های مختلف را جمع می‌کند و این مشکل ایران است. روشنفکران عربی هم در درگیری مداوم با غرب هستند و به همین دلیل در حوزه نظر منفعل هستند و در عمل گونه دیگری اقدام می‌کنند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 12 Mar 2017 08:32:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246244/محمدی-ایران-تفکری-طباطبایی-می-سازد-نیست انتشار جدیدترین فصلنامه نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246250/انتشار-جدیدترین-فصلنامه-نقد-کتاب-اخلاق-علوم-تربیتی-روانشناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سید حسن اسلامی اردکانی در سرمقاله شماره پنجم فصلنامه نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی در مطلبی با عنوان «برای که می‌نویسم؟» بیان می‌کند: «همه نوشته‌ها خطاب به کسی و گفت‌وگوی با کسی است. اما این گفت‌وگو هنگامی به بار می‌نشیند که پژواکی داشته باشد و شنونده آن را بشنود و پاسخ بگوید. در غیر این صورت فریادی در برهوت است. از این منظر بدترین توهین به نویسنده، همچون سخنگو، آن است که کسی حرفش را نشود، پیامش را نخواند و بی تفاوت از کنار سخن و نوشته‌اش بگذرد. به همین سبب همواره نویسندگان در پس دریافت بازتاب آثار خودشان هستند و از دوست و آشنا خبر می‌گیرند که نوشته‌شان را چگونه یافته‌اند...»   سید محسن اسلامی در بخش گفت‌وگو این شماره با موسی اکرمی مصاحبه‌ای با عنوان «دغدغه عدالت و آزادی از ترجمه آثار رالز تا آینده جهان» داشته است. لعیا درفشه نیز با علیرضا شیری درباره «روانکاوی محاق: وضعیت انتشار کتاب‌های روانکاوی در ایران» سخن گفته است.   در بخش «نقد» این شماره نیز مطالبی با عناوین 50 ایراد بر ترجمه کتاب شادکامی اصیل با عنوان شادمانی درونی به قلم مجمود گلزاری، سعی نابرده و امید عطا: نقد کتاب اخلاق و فناوری به قلم حسینعلی رحمتی، یک خود فریبی ناقص به قلم مسعود صادقی، هوش و گوش خود بدین پاداش ده؛ نقدی بر گزارش آرای تربیتی جاحظ در جلد نخست آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن به قلم بهروز رفیعی و تفکر در آموزش فلسفه برای خردسالان؛ نقد و بررسی دو سبک به قلم سعید ناجی، سمانه عسکری و لیلا مجید حبیبی عراقی درج شده است.   «عقلانیت گفت‌وگو محور بسان راهکاری برای نیل به فلسفه اخلاق اسلامی؛ تقریری از کتاب گفت‌وگو چشم‌‌اندازی برای اندیشه» نوشته حمیدرضا شریعتمداری، «گذار از اخلاق سکولار به اخلاق ایمانی؛ نقدها و رهیافت‌های طه عبدالرحمن» نوشته زهرا بدرلو و «گزارشی از کتاب منطق تدبیر الاختلاف من خلال اعمال طه عبدالرحمن» نوشته ساجده یوسفی عناوین مطالبی است که در بخش پرونده این شماره با نقد آثاری از طه عبدالرحمن منتشر شده است.   بخش گزارش مترجم نیز به مطلبی از محسن زندی با عنوان «مقیاس سنجش افسردگی و راهنمای عملی شادکام زیستن بر اساس نظریه چهل درصدی» اختصاص دارد. مهرناز باشی‌زاده مقدم نیز در این شماره با مطلبی با عنوان «فرزندپروری آگاهانه با رویکردهای جدید تربیتی؛ مروری بر کتاب چگونه فرزندم را بر اساس تیپ شخصیتی او تربیت کنم؟» حضور دارد.   در بخش نقد برگزیده جواد حیدری «گوش‌سپاری به عقل» نوشته تامس نیگل را ترجمه کرده است. در بخش شایسته ترجمه نیز نعیمه محمدی به «یک دهه با اخلاق پست مدرن معلولیت» نگاهی داشته است. پایان بخش این شماره نیز مطلبی از محمدحسین ساکت است با عنوان «دکتر علی شریعتمداری و دلواپسی فلسفه تعلیم و تربیت». شماره پنجم فصلنامه نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی (شماره 5، بهار 1395) به بهای 10 هزار تومان به سردبیری مجید غلامی جلیسه از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شد. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 12 Mar 2017 07:57:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246250/انتشار-جدیدترین-فصلنامه-نقد-کتاب-اخلاق-علوم-تربیتی-روانشناسی اسماعیلی: از پهلوی‌ها انوشیروان دادگر نسازید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246235/اسماعیلی-پهلوی-ها-انوشیروان-دادگر-نسازید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجمع ناشران انقلاب اسلامی نشست هم‌اندیشی «مقابله با تحریف تاریخ معاصر و تطهیر پهلوی» را در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، به دلیل ضرورت پرداختن به موضوع مقابله با جریان تطهیر پهلوی با حضور استادان، ناشران و نویسندگان انقلابی در سالن اندیشه حوزه هنری برگزار کرد. از پهلوی‌ها یک انوشیروان عادل نسازید دکتر محمدمهدی اسماعیلی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران توضیحاتی درباره راهکارهای ارائه‌شده در کارگروه خود داد. وی سخنانش را با نقل قولی از امام خمینی(ره) که فرموده بودند: بروید از این پدر و پسر (رضاخان و محمدرضا) بنویسید که فردا از آن‌ها یک انوشیروان عادل نسازند، آغاز کرد و گفت: بعضی از خناس‌ها به این حرکت‌ها دست زده‌اند. از این رو هیات علمی‌ در  مجمع ناشران انقلاب اسلامی تشکیل و یک سری محورهای کلی در این جلسات مطرح شد. وی محورهای مطرح‌شده در کارگروه را در پنج محور اصلیِ «عدم توقف کار در حوزه نشر و لزوم تولیدات تصویری و نمایشی در این حوزه»، «نیاز به شبکه ارتباطی خوب بین ناشران و نویسندگان انقلابی»، «تدوین نقشه راه برای طرح بلندمدت به‌منظور افزایش بازدهی و جلوگیری از موازی‌کاری»، «در دستور کار قراردادن ترجمه؛ هم ترجمه به فارسی، هم ترجمه از فارسی» و «اولویت‌بندی کارها بر اساس اولویت‌بندی دشمن» برشمرد. رهبر مروج و پشتیبان کتاب و کتابخوانی است حجت‌الاسلام محمدحسن رحیمیان، رئیس هیات‌امنای مجمع ناشران انقلاب اسلامی گفت: به میزانی که اولیاء خدا را دوست داریم، باید از دشمنان خدا بیزار باشیم. مگر می‌شود دوستدار امام(ره) بود و از آمریکا بیزار نبود؟ ما افتخار زندگی کردن در کشوری را داریم که رهبر آن کتاب‌خوان‌ترین رهبر دنیاست. رهبری که اهل مطالعه، مروج و پشتیبان کتاب و کتاب‌خوانی است و ما باید قدردان این نعمت باشیم. وی افزود: در موقعیتی هستیم که در جنگ همه‌جانبه به سر می‌بریم که یکی از عرصه‌های آن حوزه فرهنگ است و یکی از اهداف دشمن در این حوزه تحریف تاریخ است. البته تحریف تاریخ از صدر اسلام وجود داشته است و در زمان ما هم این مساله مبتلابه است؛ حالا چه تحریف تاریخ پهلوی؛ چه تاریخ بعد از انقلاب و رحلت امام(ره). حضرت آقا هم بر مقابله با تحریف تاریخ بعد از رحلت امام(ره) تأکید کرده‌اند. در پایان رئیس هیات امنای مجمع ناشران انقلاب اسلامی گفت: امروز ما با ۳۸ سال تأخیر اقدام به مقابله با این مساله کرده‌ایم و دشمن نیز از این غفلت برای محو کردن آثار ضعف، خیانت‌ها و جنایت‌های پهلوی به خوبی استفاده کرده است. به هر حال این مساله‌ای است که ما وظیفه مهمی در قبالش داریم و باید در چنین مقطع مهمی وظیفه خود را که دفاع از انقلاب و نشان دادن چهره پلید رژیم پهلوی است به خوبی بشناسیم و در زمان خود و بدون تاخیر بدان عمل کنیم، چرا که در غیر این صورت اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. قبل از این همایش کارگروه‌هایی با حضور نویسندگان، ناشران و صاحب‌نظران حوزه فرهنگ برگزار شد که به بررسی راهکارهایی برای جلوگیری از تحریف تاریخ معاصر و تطهیر پهلوی در حوزه نشر و ادبیات پرداختند. توجه به ذائقه مخاطبان در معرفی کتاب حجت‌الاسلام ساداتی‌نژاد هم مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در کارگروه خود را در چند نکته توضیح داد و گفت: ماهیت و چیستی انقلاب اسلامی درست مطرح نشده و باید به آن پرداخته شود، بازآفرینی تاریخ بحث مهمی است که اگر ما به آن توجه نکنیم، توسط دیگران مصادره خواهد شد، معرفی کتاب‌های خوب باید رصد شود و معرفی آن‌ها در دستور کار قرار بگیرد، به قالب‌های جدید و ذائقه مخاطبان توجه شود، به کارآمدی نظام و ناکارآمدی رژیم پهلوی تأکید شود، به جای پرداختن به موضوعات کلی به موضوعات جزئی پرداخته شود، به افراد نخبه و صاحب‌نظر برای تولید محتوای خوب فراخوان داده شود. اصل تطهیر پهلوی از سوی دشمنان در پایان مراسم، دکتر شفیعی‌فر، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، با نقل قولی از مقام معظم رهبری که این انقلاب از کم‌کارترین انقلاب‌ها درباره خود است، به کم‌کاری ناشران و نویسندگان و صاحب‌نظران در این زمینه اشاره کرد و گفت: برآنیم تا در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی کمپینی از دغدغه‌مندان فرهنگی تشکیل بشود و از طریق کتاب و ادبیات با تحریف تاریخ معاصر و تطهیر پهلوی مقابله کنیم. اصل تطهیر پهلوی از سوی دشمنان وجود دارد و طرح ما باید متناسب با این هجمه باشد. وی افزود: زبان و قلم ما باید زبان فاخر، علمی و دقیق باشد و این نباشد که فقط از فحش و ناسزا استفاده کنیم. باید رده‌های سنی مختلف را در نظر بگیریم. تولید آثار خوب یک‌سوم راه است و کار اصلی بعد از تولید محتوای خوب، توزیع و ارائه مناسب آن است. فراهم آوردن مقدمه‌ای برای تالیف آثار در تاریخ معاصر میثم نیلی، مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی، توضیحاتی درباره نشست‌ها و کارگروه‌های برگزار شده، ارائه کرد و گفت: این جمع مومنانه ناشران و نویسندگان با انگیزه‌ای که دارند، اگر در سال‌ها بعد موفق بشوند که هر کدام یک یا دو کتاب برای نسل نوجوان و جوان کشور که درکی از انقلاب ندارند و جنگ را ندیده‌اند، منتشر کنند، حتما موجب رضایت الهی و ناراحتی دستگاه طاغوت است.  وی در پایان از حمایت هیات مدیره مجمع ناشران انقلاب اسلامی و نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور از ناشران و نویسندگانی که در این حوزه آثاری منتشر کنند، خبر داد و اظهار کرد: امیدوارم این نشست آغازی برای قیام‌های فردی و جمعی و دامن‌زدن به تولیدات خواندنی این حوزه و مقابله با طاغوت باشد. در این راستا و به منظور کمک به این کار، حمایت‌های مادی نیز برای ناشران و نویسندگانی در نظر گرفته شده که آثارشان از استانداردهای لازم برای مخاطب عام برخوردار باشد. البته ناشران و نویسندگانی که دغدغه انقلابی دارند، طبیعتا به انگیزه مادی نیازی نخواهند داشت، اما این انجام وظیفه‌ای است که باید توسط دستگاه‌های فرهنگی و حمایتی انجام شود. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 12 Mar 2017 06:45:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246235/اسماعیلی-پهلوی-ها-انوشیروان-دادگر-نسازید محدثی: طباطبایی در تحلیل ابن خلدون دچار اشتباه فاحشی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246232/محدثی-طباطبایی-تحلیل-ابن-خلدون-دچار-اشتباه-فاحشی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست هم اندیشی «ابن خلدون و علوم اجتماعی، نگاهی انتقادی به روایت سید جواد طباطبایی» شنبه 21 اسفندماه با حضور محمدامین قانعی‌راد، قاسم‌ پورحسن، حسن محدثی، سید جواد میری، بیژن عبدالکریمی، محمدعلی مرادی و رحیم محمدی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. محدثی در ابتدای سخنرانی خود نقد را به دو بخش متنی و فرامتنی تقسیم‌ کرد و گفت: کتاب «ابن خلدون و علوم اجتماعی: وضعیت علوم اجتماعی در تمدن اسلامی» نوشته سیدجواد طباطبایی از نظر نگارشی مشکلات بسیاری داشته و جملات بسیار مبهمی دارد که نشان می‌دهد، نویسنده نمی‌تواند هدف خود را بیان کند. به طور مثال رابطه فعل و فاعل مشخص نیست و در واقع بی ربط با هم هستند تا جایی که جملات نامفهوم می‌شود. وی با اشاره به جملات نامفهوم کتاب افزود: نویسنده در متن نمی‌داند که چگونه از حرف اضافه «از» استفاده کند. نویسنده درباره کتاب حمید عنایت اشاره به مقاله‌ای می‌کند در صورتی که این مقاله هنوز مورد بحث قرار نگرفته است. جالب است که نویسنده آثار نویسندگان دیگر را مورد نقد قرار می‌دهد و آنها به ندانستن فارسی متهم می‌کند تا جایی که به وزیر علوم پیشنهاد می‌کند از استادان دانشگاه امتحان فارسی بگیرند! این استاد دانشگاه وضع نگارش کتاب را اسفبار خواند و یادآور شد: این در حالی است که نویسنده در این کتاب از امتناع علوم اجتماعی و امتناع اندیشه بحث می‌کند. من احساس می‌کنم که این نظریه، نظریه‌ای خود نقض کننده است و پرسش این است که فردی که از امتناع اندیشه سخن می‌گوید اولاً چگونه دریافته که ما در شرایط امتناع تفکر هستیم و چگونه دریافته که نمی‌توانیم شالوده نظری تفکر جدید را درک کنیم؟ نکته این است که درک امتناع تفکر بدون خروج از امتناع تفکر قابل وصول نیست. یعنی آگاهی از امتناع تفکر بدون خروج از آن ممکن نیست. اگر وضع ما وضعی گریزناپذیر است پس مرارت اهل ایدئولوژی کاری بیهوده است. همه اینها مولفه‌هایی هستند که این نظریه را به نظریه خود نقض کننده تبدیل می‌کند. وی با بیان اینکه در اندیشه سید جواد طباطبایی نوعی غرور و تکبر وجود دارد که گویی هیچ متفکری آن را درک نکرده و نمی‌کند گفت: طباطبایی به این موضوع اشاره می‌کند و این مبتکرانه است چرا که می‌گوید همه آنچه از بعد از مشروطه مطرح شده است از سنخ ایدئولوژی است اما اینکه ایشان چگونه همه آنها را خوانده و بررسی کرده خود مساله مهمی است. محدثی در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه در این کتاب روش مشخصی برای مواجهه با مقدمه ابن خلدون نمی‌بینیم توضیح داد: کتاب کمتر به خود متن مقدمه می‌پردازد و بیشتر به افراد و آثاری که درباره ابن خلدون نوشته شده، پرداخته است. مسئله فقدان روش سبب شده که نویسنده تفسیری شخصی و سلیقه‌ای از ابن خلدون داشته باشد.  محدثی ابن خلدون را متفکری دانست که در دستگاه ارسطویی تفکر می‌کند و همه مسائل را براساس طبایع بیان می‌کند و افزود: به همین نسبت اولاً در تبیین اجتماع هم تبیینی طبایع گونه دارد، در حالی که نویسنده کتاب می‌گوید ابن خلدون از طبیعت سخن می‌گوید.   وی تاکید کرد: طباطبایی در تحلیل ابن خلدون دچار اشتباه فاحشی می‌شود که از فقدان روش نشات می‌گیرد. تفسیرهای دیگران از آنچه که ابن خلدون درباره طبایع بیان می‌کند نشان می‌دهد که طباطبایی طبیعت را به عنوان یک امر بیرونی بیان کرده درصورتی که ابن خلدون از طبع سخن می‌گوید. به گفته استاد دانشگاه آزاد اسلامی،‌ مشکل ابن خلدون این است که برای دولت طبعی قائل نیست و برای اجتماع طبایعی قائل است که به انسان برمی‌گردد. مشکل جدی دیگر هم به دلیل فقدان روش تفسیرهای دلبخواهانه از مفاهیم ابن خلدون است. وی در ادامه سخنانش با اشاره به تاکید طباطبایی بر لزوم مبناکاوی گفت: این تاکید بسیار جدی است و نکته ارزشمند این کتاب همین است اما متاسفانه خود ایشان هم دچار چیزی است که دیگران را به آن متهم می‌کند. یعنی توهم اینکه ابن خلدون را درک کرده است و با این مواجه می‌شویم که متفکر آنچه که در ذهنش می‌گذرد را در متن جستجو می‌کند به عبارتی ایشان درک شهودی از کلمات را مبنای درک ابن خلدون قرار می‌دهد که می‌خواهد از یک سو از سنت عبور کند، در صورتی که پای در سنت دارد و به بن بست می‌رسد و تمام کوشش‌های او به شکست می‌انجامد این در حالی است که چنین شکستی برای ابن خلدون متصور نیست چرا که اصلا مسئله‌اش این نیست. محدثی به برخی از تناقضات موجود در کتاب نیز اشاره کرد و گفت: ما باید در درون سنت باشیم تا آن را نقد کنیم درصورتی که در بسیاری از قسمت‌های کتاب عکس این مسئله مطرح می‌شود. طباطبایی درباره صدرالدین شیرازی معتقد است که آثار او راه را بر سنت تفکر در ایران می‌بندد، در جایی دیگر از ایدئولوژیک بودن آن سخن می‌گوید اما در جایی دیگر به تجلیل از مکتب صدرالدین شیرازی می‌پردازد و آن را با طریق المتاخرین در کلام مسیحی مقایسه می‌کند. مجموعه این تناقضات شگفت‌انگیز است که به نظر می‌رسد این کتاب را در دوره طولانی نوشته که برخی از سخنانش را فراموش کرده است. ابن خلدون توانسته از سنت خودش پا را فراتر بگذارد محمدامین قانعی‌راد در بخش دیگری از این مراسم سید جواد طباطبایی را طی 30 سال اخیر از جمله افرادی دانست که برای به حرکت درآوردن اندیشه در ایران نقش بسزایی داشته و گفت: از آنجایی که رشته ایشان اندیشه سیاسی است و زیربنای اندیشه‌اش هم هگل است، در این کتاب هم مقایسه‌ای بین او و ابن خلدون دارد و می‌گوید که تفاوتشان این است که ابن خلدون نتوانست مفهوم اجتماع را یا عدالت اجتماعی را مطرح کند در صورتی که هگل به این امر می‌پردازد. وی ادامه داد: به عبارتی دیگر طباطبایی می‌گوید، ابن خلدون درکی از مفهوم اجتماع نداشته است و در همان افق سنت باقی می‌ماند و این افق سنت نمی‌گذارد که شما به آن صورت‌بندی اجتماع برسید در صورتی که هگل به آن می‌رسد و خوب است که افرادی که می‌خواهند در راه تفکر تلاش کنند به هگل بپردازند. وی با نقد این سخن طباطبایی افزود: اولاً ابن خلدون درکی از مفهوم اجتماع دارد هر چند با آنچه که دورکیم، وبر و... مطرح می‌کنند تفاوت دارد. مثلا ابن خلدون مفهوم عمران را توانسته مورد بحث قرار بدهد همچنین دوگانه دولت و جامعه مدنی را به گونه‌ای مطرح می‌کند در صورتی که این دوگانه دولت و جامعه ریشه‌اش در قبل‌تر از هگل است اما مفهوم پیشا ابن‌خلدونی بین عمران و پادشاهی نداریم که به نظر من کار ابن خلدون از کار هگل نوآورانه‌تر است. قانعی‌راد افزود: ابن خلدون توانسته است که از سنت خودش پا را فراتر بگذارد چرا که در آن زمان با یک نوع تفکر صوفیانه سعی شده بود که عصبیت کنار گذاشته شود در صورتی که ابن خلدون آن را مبنای نظریه‌پردازی خود قرار می‌دهد. به گفته این استاد جامعه‌شناسی، اهمیت اندیشه‌های هگل این است که به مفهوم جامعه مدنی بر می‌گردد و یک بار دیگر آنها را نظریه‌پردازی می‌کند اما نهایتاً این امر اجتماعی را در امر سیاسی مستحیل می‌کند و در اینجا شما با دوگانه امر سیاسی و امر اجتماعی مواجه هستید. در تفکر هگل جامعه مدنی همان جسم است که باید روح بر آن مستحیل شود و این مهم با امر سیاسی محقق می‌شود. هگل وقتی که از دولت سخن می‌گوید در واقع همان تجسد الهیات مسیحی است. امکان تجسد در الهیات مسیحی به هگل این اجازه را می‌دهد که عقل را در دولت و آن را در رهبر متجسد بکند. نگاهی که هگل به امر سیاسی دارد یک نگاه در برگیرنده و مستحیل کننده است. به همین دلیل با برنامه کانت که از امکان فدرالیسم سخن می‌گوید مخالفت می‌کند. قانعی‌راد با بیان اینکه وجه قالب در اندیشه هگل ظهور یک ملت واحد است، گفت: او اجتماع را که قبلا فرمول‌بندی شده بود می‌گیرد و در امر سیاسی منحل می‌کند. همچنین هگل از هیچ مفهوم قومیتی صورت‌بندی نمی‌کند در صورتی که ابن خلدون این کار را می‌کند و در این زمینه مفهوم‌سازی می‌کند. وی در پایان با بیان اینکه ابن خلدون برای دولت دو ساحت یعنی طبیعی و اخلاقی قائل است، اظهار کرد: در همین راستا دو نوع سیاست هم داریم یعنی سیاست خصوصی و دیگری سیاست عمومی و اخلاقی را مطرح می‌کند. از نظر ابن خلدون خداوندان فضیلت کسانی هستند که ریشه در عصبیت ندارند. بنابراین اندیشه هگل در صورت بازبینی و خام خودش سیاست‌ورزی را دچار امتناع می‌کند. موفق نبودن گفت‌وگو بین متفکران جدید و ابن خلدون پورحسن نیز در ادامه این مراسم با طرح این سوال که آیا اساساً نیازی به خواندن ابن خلدون داریم؟ گفت: هر چند متفکران عرب مانند طه حسین و الجابری و... نیاز به ابن خلدون دارند اما ما چه نیازی داریم؟ آیا نوع خوانش طباطبایی با متفکران عرب تفاوتی دارد؟ تا کنون دو فهم از ابن خلدون ارائه شده است. یکی فهم محسن مهدی و دیگر فهم طباطبایی است که به نظرم فهم محسن مهدی بهترین فهم از ابن خلدون است. وی با بیان اینکه ما ناچاریم سنت را بخوانیم و طباطبایی در این زمینه به درستی آن را انجام می‌دهد و بیرون می‌ایستد و سنت را می‌خواند، افزود: اما خوانش طباطبایی از ابن خلدون خوانش اصیلی نیست و کمتر به ابن خلدون مراجعه می‌کند و ابن خلدون را گرفتار هگل و مفاهیم تجدد می‌بیند. اگر ما براساس مفاهیم غرب این سنت را بخوانیم همواره شاید از بیهودگی آن سخن بگوییم. ما می‌توانیم به عنوان پرسش از مفاهیم جدید کمک بگیریم نه اینکه آنها بر تفکرمان سیطره بیندازند. پورحسن با اشاره به اینکه اما این فهم چگونه است؟ توضیح داد: اگر ما می‌خواهیم به متون ابن خلدون برگردیم نوع مواجهه‌مان با آن چگونه است؟ مطالعه طباطبایی چگونه مطالعه‌ای است؟ آیا مطالعه‌ای تطبیقی است؟ من معتقدم که طباطبایی هیستریسیزم را برمی‌گزیند. تلقی من این است که حتی دیدگاه کربنی نمی‌تواند مشکل ما را حل کند. آنچه که مشکل ما را حل می‌کند گفت‌وگو است. طباطبایی می‌توانست بین متفکران جدید و ابن خلدون یک گفت‌وگو را شکل بدهد اما تاکید بیش از حد برامتناع مانع آن شده است. این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه طباطبایی فهم دقیقی از فیلسوفانی چون فارابی و ابن سینا ندارد چرا که آنها به ضرورت از گسست سخن می گویند اظهار کرد: اینکه ما ابن خلدون را متهم به ذات گرایی و ارسطوگرایی کنیم ابتدای مناقشه است. تلقی من این است که طباطبایی از حیثی از گذار درست می‌گوید. یعنی منظومه تفکر ابن خلدون درباره فراز و فرود حکومت نظریه علم عمران، مساوی با ارسطو گرایی نیست و یکی از ایرادهای وی به فارابی و ابن سینا این است که فکر می‌کند اینها در ذیل ارسطو هستند. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 12 Mar 2017 05:30:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246232/محدثی-طباطبایی-تحلیل-ابن-خلدون-دچار-اشتباه-فاحشی-می-شود ظریف: مطالب کتاب موضع سیاسی وزارت امور خارجه نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246225/ظریف-مطالب-کتاب-موضع-سیاسی-وزارت-امور-خارجه-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست رونمایی از کتاب «دوران گذار روابط بین‌الملل در جهان پساغربی» با سخنرانی دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، دکتر سیدکاظم سجادپور، رییس مرکز آموزش و پژوهش‌های بین‌المللی وزارت امور خارجه، دکتر سعیده لطفیان، استاد دانشگاه تهران و دکتر حسین سلیمی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی شنبه 21 اسفندماه در ساختمان شماره یک وزارت خارجه برگزار شد. دبیری این نشست را مرتضی دامن‌پاک‌جامی به عهده داشت.   ظریف با اشاره به اهمیت و ابعاد گسترده موضوع و آثار چشمگیر نوع نگرش به تحولات جهان در حال گذار بر سیاست خارجی گفت: من و دکتر سجادپور بر آن شدیم که با استفاده از فرصت بی‌نظیر فراغت چندساله از امور اجرایی و همسایگی در راهروی استادان دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، ابعاد مختلف جهان در حال گذار و گزاره‌های حاصل از هم‌اندیشی گسترده قبلی را در تبادل نظرها و گفتگوهای مستمر دوجانبه به مباحثه گذاشته و در کارگاه‌های آموزش محدود در دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امورخارجه برای مدیران و کارشناسان ارائه کنیم. وزیر امور خارجه ادامه داد: این بسته‌ نه‌گانه آموزشی، اهمیت دوران گذار در روابط‌ بین‌الملل، طولانی‌بودن دوران گذار، توزیع قدرت و تحول نظم، ایدئولوژی رقیب، تلاش کنشگران برای جهت‌دهی، تکثر و تنوع کنشگران، ضرورت ائتلاف، نقش و جایگاه مناطق و نقش اقتصاد را شامل می‌شد که مورد توجه مدیران و کارشناسان وزارت امورخارجه و سایر دستگاه‌های قرار گرفت و پیشنهاد تدوین آن در کتابی برای دانش‌پژوهان و عموم جامعه مطرح شد. وی افزود: براین اساس، از سال 1391 با مشارکت همکار فرهیخته دکتر عباداله مولایی به تدوین مباحث به‌شکل موجز و منسجم در قالب کتابی پرداختیم که هم قابل استفاده برای جامعه دانشگاهی روابط بین‌الملل باشد و هم بتواند محیط در حال تغییر و تحول پیرامونی و جهانی را برای بخش گسترده‌تری از جامعه تبیین کند که با علاقه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را پیگیری می‌کنند. بازگشتم به مسئولیت اجرایی در سال 1392 روند نگارش کتاب را بسیار کُند کرد، اما با دکتر مولایی، مباحث جلسات سه جانبه سال 1391 و سه ماهه اول سال 1392 و چند جلسه پراکنده در دوران مسئولیت در طی سال‌های 1392 تا 1394، تدوین و چندین بار ویرایش و بازنویسی شد تا به‌صورت این کتاب درآمد. بنابراین کتاب حاضر نتیجه جلسات هم‌اندیشی، مباحثات و فکر جمعی، تحقیق و نگارش وی، بازنگری و جرح و تعدیل و اضافات دکتر سجادپور و اینجانب است که آخرین مرحله بازنگری و نخستین نگارش این مقدمه در هواپیما و در مسیر سفر طولانی به ونزوئلا برای شرکت در اجلاس سران جنبش عدم تعهد به انجام رسید.   وزیر امور خارجه ادامه داد: تحقیق حاضر یک پژوهش علمی و تجربی جمعی و بیانگر نتایج مباحثات و مطالعات دانشگاهی و تجربیات پیشکسوتان سیاست خارجی است و در ظرفیت دانشگاهی نگارندگان تهیه شده و صرفا تلاشی ابتدایی برای بازکردن بحث و هم‌اندیشی در جامعه علمی کشور به شمار می‌آید. لذا بدیهی است که هیچ بخشی از آن به هیچ روی به عنوان موضع سیاسی نگارندگان و دیدگاه رسمی وزارت امور خارجه محسوب نمی‌شود. تلاقی تجربه دیپلماتیک و دانشگاه سلیمی در ادامه این مراسم گفت: به نظرم کتاب، اثر بسیار مهمی است، زیرا مطالب مندرج در آن تلاقی تجربه دیپلماتیک و دانشگاه است، چیزی که یک شکاف بزرگ در جامعه ما به شمار می‌آید. با این حال در جمع‌هایی که با استادان بسیاری در حوزه روابط بین‌الملل و همچنین وزرای خارجه در ارتباط بودم، احساس می‌کردم که چیزی جزء داده‌های نظری یا تکرار مکررات در حوزه نظری به دستشان نمی‌آید و این نشان‌دهنده فاصله جدی در حوزه روابط بین‌الملل و نگاه به آن است، استادانی که در تاریخ، روش و نظریه باقی ماندند و در واقع آنها با حوزه عمل دیپلماتیک و عمل در سیاست خارجی به نوعی بیگانه بودند.   وی افزود: همین طور در حوزه سیاسی نیز وزرایی که در عرصه وزارت خارجه عهده‌دار مسئولیت می‌شدند، دستگاه دیپلماسی را کاملا بی‌نیاز از حوزه آکادمیک می‌دانستند و عملگرا بودند و از آن طرف حوزه آکادمیک ما ذهنی‌گراست و دیواری میان خودش و دستگاه دیپلماسی کشیده است. این کتاب کاملا از همان سطور ابتدایی پیداست که محصول کار کسانی است که هم دانش آکادمیک دارند و هم از نزدیک و به طور مستقیم درگیر پدیده‌ها و جریان‌های بین‌المللی هستند.   رئیس دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: ممکن است کتاب پیچیدگی‌ها و ظرایف برخی از کارهایی که صرفا مبتنی بر نظریه یا تاریخ است، نداشته باشد. اما در جملات و بسته‌های کوتاه تلاقی وجود دارد و تفکر روابط بین‌الملل کسانی است که یک دوره تجربه نزدیک دیپلماتیک و اجرایی داشتند و در حوزه آکادمیک هم بودند و این دو مورد بسیار تاثیرگذارتر از افرادی است که صرفا مباحث تکوینی را ارائه کردند. به همین دلیل کتاب اثر مهمی است و به همین دلیل فکر می‌کنم هم همکاران ما در حوزه آکادمیک باید نگاه جدی به آن داشته باشند و هم بزرگانی که در حوزه عمل دیپلماتیک در سفارتخانه‌ها و جاهای دیگر مشغول به فعالیت هستند.   سلیمی با اشاره به برداشت خود از کتاب «دوران گذار روابط بین‌الملل در جهان پساغربی» گفت: کتاب در صفحات نخست تلاش می‌کند که بگوید چگونه پایه‌های روابط بین‌الملل مدرن بر اساس یک جریان ریشه‌دار در غرب شکل گرفته است و بازیگران روابط بین‌الملل به نوعی سامان سیاسی غربی دارند، تعریف قدرت و روابط آن از درون غرب بیرون آمده و ساختارهای نظام بین‌الملل نیز با غرب شکل گرفته است و دولت‌های اصلی که بازیگر هستند و قواعد را به وجود می‌آورند و ساختارها را شکل می‌دهند، آنها نیز در غرب به وجود آمدند.   وی افزود: این باعث شده، تلقی نظری که برای تبیین روابط بین‌الملل وجود دارد، در دو بستر رئالیسم و لیبرالیسم در غرب شکل بگیرد. بنابراین ما با یک روابط بین‌الملل تمام عیار غربی مواجه هستیم. پس از آن کتاب آرام آرام تلاش می‌کند که نشان ‌دهد چگونه روابط بین‌الملل پوسته‌های غربی خود را کنار می‌زند و از درون هسته بیرون آمده و شکل دیگری به خود می‌گیرد. همچنین کتاب بر آن است که بگوید بازیگران روابط بین‌الملل دگرگون شدند و هم بازیگران جدیدی به وجود آمدند و هم دولت ملت‌ها، دولت ملت‌های گذشته نیستند؛ هم ماهیت و هم نحوه عمل تازه‌ای پیدا کردند.   این استاد روابط بین الملل ادامه داد: مولفان در کتاب به تدریج نشان دادند که چگونه ساختارهای جدید بر روابط بین‌الملل حاکم می‌شود، به طوری که اصلا در قالب قطب‌بندی سابق نمی‌گنجد و تکاپوهای تازه‌ای به وجود می‌آید و شیوه عمل این نهادها و جایگاه آنها کاملا متفاوت است. بعد نگاهی به جهانی شدن و پدیده‌های آن می‌شود و در بعضی زمینه‌ها جایگزین شدن امر جهانی به جای امر بین‌المللی می‌پردازد. دوران گذار، سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخی روابط بین‌الملل لطفیان با اشاره به برخی نکات اثر گفت: کتاب دارای مباحثی درباره روابط بین‌الملل، ماهیت و تغییر در جایگاه یا وضعیت نسبی قدرت‌های بزرگ و موثر در دوران گذار است و پرسش‌های بسیاری را مطرح می‌کند که پاسخ به این پرسش‌ها بسیار ارزشمند است. کتابی استثنایی که در این حوزه به رشته تحریر درآمده است.   وی افزود: یکی از نکات مهم این است که به دلیل پویایی و التهاب موجود این دوران گذار از سرنوشت سازترین مقاطع تاریخی روابط بین‌الملل است. از طرفی نقش ایران به عنوان یکی از قدرت‌های منطقه مهم و برجسته‌تر خواهد شد. ایران به عنوان نخستین امپراطوری جهان در موقعیتی است که می‌تواند در تغییر وضعیت نظام‌های اخیر نقش‌آفرین باشد.   این استاد دانشگاه ادامه داد: همچنین باید گفت در رابطه با بازتوزیع قدرت در نظام بین‌الملل، روند امور به ضرر غرب است و این رویداد می‌تواند به وقوع بپیوندد. از طرفی قدرت دارای مولفه‌های متعددی است و عوامل غیرمادی قدرت اهمیت بیشتری پیدا کردند و در این رابطه نظریه‌های کلان روابط بین‌الملل می‌شود که در گذشته بیشتر برای تاکید بر عامل ثبات در نظام بین‌الملل و عامل تغییر توجه کافی نمی‌شد.   سجادپور نیز در سخنانی به پیوند دانش و عمل در حوزه روابط بین‌الملل اشاره کرد و به شرح آمیختن دو نگاه دانش و عمل سیاسی در حوزه دیپلماتیک پرداخت. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sun, 12 Mar 2017 05:00:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246225/ظریف-مطالب-کتاب-موضع-سیاسی-وزارت-امور-خارجه-نیست نقش و جایگاه کسروی در شکل‌گیری تاریخ‌نگاری معاصر ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245996/نقش-جایگاه-کسروی-شکل-گیری-تاریخ-نگاری-معاصر-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کسروی بیش از 50 کتاب در رشته‌های مختلف تاریخی، زبانشناسی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و علمی نوشت که درباره هر کدام از آن‌ها تاکنون دیدگاه‌های متناقضی بیان شده‌ است؛ اگر چه افکار و اندیشه‌های او همیشه در میان اهل فرهنگ، جنجال‌آفرین و مناقشه‌برانگیز بوده‌ است اما در میان آثار او، «تاریخ مشروطه ایران» از نظر اهمیت و تاثیرگذاری جایگاه ویژه‌ای دارد؛ در واقع، نام احمد کسروی با تاریخ مشروطه گره خورده است. کمتر کسی است که علاقه‌ای به تاریخ  انقلاب مشروطه داشته باشد و کتاب کسروی را ورق نزده باشد. کتابی که با خواندن صفحه به صفحه آن چنان غرق تاریخ و روایت شیرین کسروی می‌شویم که گویی در عصر مشروطه زندگی می‌کنیم و وقایع آن را به چشم خود می‌بینیم. احمد کسروی در تاریخ 20 اسفندماه 1324 ه.ش به دست گروه فداییان اسلام ترور شد؛ در این نوشته، به اهمیت و تاثیر فعالیت‌های تاریخ‌نگارانه کسروی، به ویژه در کتاب تاریخ مشروطه، اشاره شده‌ است اما قبل از آن سراغ کتاب «تاریخ‌نگاری در ایران» دکتر یعقوب آژند می‌رویم تا به اهمیت تاریخ مشروطه کسروی پی‌ببریم.   «تاریخ مشروطه ایران»؛ شالوده‌ای برای تاریخ معاصر ایران یعقوب آژند در کتاب «تاریخ‌نگاری در ایران» درباره اثر ارزشمند کسروی «تاریخ مشروطه ایران» می‌نویسد: «تاریخ مشروطه احمد کسروی،  تاریخ‌نگاری فارسی را در عصر جدید شکل داد و شالوده‌ای برای تاریخ معاصر ایران شد. او در این تاریخ خود کوشید از دخل و تصرف در واقعیت بپرهیزد و موضع جنبش جدید ایران را به‌عنوان بزرگترین واقعه تاریخ معاصر ایران بازشناسد و پیدایش روح جمعی ایرانیان را در عصر جدید بازنماید. در تدوین تاریخ مشروطه و تاریخ هیجده سال آذربایجان که متمم آن است به قول خودش  «بیش از همه به آن کوشیده که به راستی نزدیک باشد.» تاریخ او موثق‌ترین و درست‌ترین تاریخی است که در باب نهضت مشروطه نوشته شده است. او در نمودن معنی درست حکومت مردم بر مردم و زنده کردن نام مجاهدان و فدائیان و شهدای مشروطیت گردآوردن کارهای این رادمردان کوششی بلیغ نمود.» انگیزه‌های تالیف «تاریخ مشروطه ایران» به روایت مولف احمد کسروی در ابتدای کتاب «تاریخ مشروطه ایران» انگیزه‌های خود را از تالیف این کتاب می‌آورد که ما آن را عینا نقل می‌کنیم:  «سپاس خدا را که ما را فیروز گردانید، و اینک به چاپ دوم این تاریخ آغاز می‌کنیم. چاپ نخست بنام «تاریخ هیجده ساله آذربایجان» به پایان رسیده زیرا هنگامی که آن را آغاز کردیم می‌خواستیم تنها پیش‌آمدهای آذربایجان را، از آغاز جنبش مشروطه‌خواهی تا هیجده سال دیگر بنویسیم،  ولی چون به کار پرداختیم دیدیم جدا کردن رخدادهای تهران و آذربایجان و دیگر جاها از هم نشدنی است. از آن‌سوی چون تاریخ را همراه مهنامه پیمان و کم کم بیرون می‌دادیم، همینکه چند شماره از آن مهنامه بیرون آمد بسیاری از خوانندگان دلبستگی به این تاریخ نمودند، و آگاهی‌هایی که می‌داشتند برای ما نوشتند، و یادداشت‌هایی که از خودشان یا از دیگران در دست می‌داشتند برای ما فرستادند، و همچنین با فرستادن روزنامه‌ها، و کتاب‌ها، و سندها، و پیکره‌ها یاری بسیار نمودند. می‌توان گفت یک تکانی در میان یک دسته پدید آمد. با این همراهی‌ها ما را جز آن نشایستی که به پیش‌آمدهای همه جا، از تهران،  آذربایجان، و گیلان، و دیگر کانون‌های جنبش آزادیخواهی می‌پردازیم. از این گذشته یک رشته انگیزه‌هایی در میان بود که مرا به نوشتن تاریخ مشروطه ایران وامی‌داشت. این بود «تاریخ هیجده ساله آذربایجان» از نیمه راه خود، رویه «تاریخ مشروطه ایران» گرفت، و اکنون چاپ دوم را به همین نام که درست‌تر و بهتر است آغاز می‌کنیم، و می‌باید دانست که در این چاپ بسیار داستان‌ها و پیکره‌ها افزوده گردیده و خود کتاب نوینی شده.» جنبش مشروطه با پاکدلی‌ها شروع و با ناپاکدلی‌ها تمام شد «اما انگیزه‌هایی که گفتم مرا بنوشتن تاریخ مشروطه وامی‌داشت فهرست‌وار آن‌ها را می‌شمارم: سی سال گذشت و یکی از آنانکه در جنبش پادرمیان داشته بود و یا خود می‌توانست آگاهی‌هایی گردآوردن آنها نخواهد توانست. یک جنبشی که در زمان رخ داده، اگر ما داستان آن را ننویسیم دیگران چگونه خواهند نوشت!؟  جنبش مشروطه‌خواهی با پاکدلی‌ها آغازید ولی با ناپاکدلی‌ها به پایان رسید، و دست‌هایی، از درون و بیرون، به میان آمد، آن را بهم زد و ناانجام گذاشت، و کار با آشفتگی کشور، و ناتوانی دولت، و از هم‌گسیختن رشته‌ها انجامید، و مردم ندانستند آن چگونه آمد و چگونه رفت، و انگیزه ناانجام ماندنش چه بود.  دانستن این رازها آسان نمی‌بود، و اگر هم کسانی بگرد آوردن داستان‌ها پرداختندی باین رازها کمتر پی بردندی و گیجوار درماندندی.  شیوه مردم سست اندیشه است که همیشه در چنین داستانی کسان توانگر و بنام و باشکوه را بدیده گیرند و کارهای بزرگ را به نام آنان خوانند، و دیگران را که کنندگان آن کارها بوده‌اند از یاد برند. این شیوه در ایران رواج بسیار می‌دارد، و در همین داستان مشروطه نمونه‌های بسیاری از آن پدید آوردند. مثلا جنبش مشروطه را در ایران آقایان طباطبایی و بهبهانی و دیگران پدید آوردند. ولی دیده شد در روزنامه‌ها و کتاب‌ها میرزانصرالله خان مشیرالدوله را بنیادگزار آن ستودند. در جایی که این مشیرالدوله هیچ کوششی در آن راه نکرد و بلکه خواهیم دید که به همدستی محمدعلی میرزا به برداشتن آن می‌کوشیده و مظفرالدینشاه فرمان مشروطه را در زمان سروزیری این بیرون داده.  در تاریخ بیداری ایرانیان چاپلوسانه امیر اعظم را که هیچ کاری نکرده از سران آزادی شمرده. علاءالملک را که از دشمنان به نام آزادی بوده، و در زمان  «خورده خودکامگی» از سوی محمدعلی میرزا به پترسبورگ رفته تا زبان روزنامه‌های آزادیخواه روس را که خرده به بیدادگری‌های لیاخف می‌گرفتند ببندد و امپراطور را به بازگزاردن لیاخف در ایران خرسند گرداند، در میان مردان آزادیخواه یاد کرده و تاریخچه زندگانیش را نوشته.» دورویانی که از باغشاه به بهارستان رفتند  «ناآگاهی ایرانیان از سود و زیان، و سستی اندیشه‌های ایشان به اندازه‌ایست که کسان بسیاری که از وزیران و دیگران با مشروطه دورویی نموده، و از باغشاه درآمده و در بهارستان جا گرفته‌اند، ارزبونی اندیشه بدی آنها ندانسته و به چون و چرایی برخاسته‌اند، و تا ما بنویسیم آن کسان را به بدی نمی‌شناختند.  در جنبش مشروطه دو دسته پا در میان داشته‌اند: یکی وزیران و درباریان و مردان برجسته و بنام، و دیگری بازاریان و کسان گمنام و بی‌شکوه. آن دسته کمتر یکی درستی نمودند و این دسته کمتر یکی نادرستی نشان دادند. هر چه هست کارها را این دسته گمنام و بیشکوه پیش بردند تاریخ باید به نام اینان نوشته شود.  ولی چون سستی اندیشه و پستی خوی‌ها وارونه این را خواستار است، در این چندگاه بیکار ننشسته و به وارونه گردانیدن داستان‌ها کوشیده و به روی راستی‌ها پرده‌هایی کشیده، و اگر نوشتن تاریخ به اینان، به این سست اندیشگان، واگذارشدی بی‌گمان همه داستان‌ها را وارونه گردانیده و تاریخ را به نام دسته نادرست دیگری پرداختندی.  مردم ایران که گرفتار پراکندگی اندیشه‌اند، و شما ده تن را دارای یک راه و یک اندیشه نتوانید یافت، پیش آمد مشروطه زمینه دیگری برای پراکنده اندیشی‌ها شده بود، و بارها در انجمن‌ها گفتگو به میان آمده و یک رشته سخنان خام و بی‌پایی از کسانی شنیده می‌شد. در یک جنبشی که هزاران مردان ارجمند و پاک به کوشش برخاستند،  و هزاران جوانان جان در راه آن باختند،  بی‌خردانی از ناآگاهی این را یک پیش‌آمد بسیار کوچکی وانموده و چنین می‌گفتند : «چیزی بود دیگران پیش آورده بودند و خودشان هم برداشتند.» جنبش مشروطه را کسان گمنام پیش بردند  اینان را چندین درد و بیچارگی هم آمیخته: از یکسو ناآگاهی و نادانی، که از داستان جنبش و رازهای آن چیزی نمی‌دانند، و از یکسو رشک و خودخواهی، که چشم دیدن و شنیدن نیکی‌های دیگران نمی‌دارند، و از یکسو دشمنی که خودشان یا پدرانشان با جنبش آزادی نموده‌اند، و با آنکه امروز از سود و نتیجه مشروطه بهره می‌برند هنوز کینه از دل نزدوده‌اند. اینها دست به هم داده به چنان گفته‌های پست بی‌خردانه وامی‌داشت و چون داستان جنبش نوشته شده و کسی آگاهی درستی از آن نمیداشت پاسخ گفته نمی‌شد. چنانکه گفتیم در جنبش مشروطه کار را کسان گمنام و بی‌شکوه از پیش بردند، ولی چون خواسته می‌شد جنبش ناانجام بماند آن مردان غیرتمند را کنار زدند، و تا توانستند بد رفتاری نمودند، و زندگی را به آنان تلخ گردانیدند که خود داستان دلسوز دیگریست،  و این بسیار ناسزا بود که چنان مردانی نام‌هایشان نیز از میان رود و باری در تاریخ ارج‌شناسی از آنان نموده نشود و راستی‌ها بی‌پرده نگردد. این کار نه بخدا خوش افتادی، و نه به راستی پرستی و پاکدلی سازش داشتی، و از آنسوی چه از دیده پیشرفت توده و کشور، و چه از دیده رواج خوی‌های ستوده زیان‌های بسیار از آن پدید آمدی.» ایرانیان پیش‌آمدها را زود فراموش می‌کنند  بسیاری از پیش‌آمدهای ایران در زمان جنبش آزادیخواهی، در روزنامه‌ها و کتاب‌های اروپایی نوشته شده، ولی پیداست که نویسندگان جز در پی سود کشور خود نبوده‌اند و برخ دادها رویه دیگری پوشانیده‌اند، و ما اگر این تاریخ را ننوشتمی آنها سند گردیدی و به زیان ایران همیشه پیش رفتی. یکی از گرفتاری‌های ایرانیانست که پیش آمدها را زود فراموش کنند، و ما میبینیم دسته‌های انبوهی آن زمان‌های تیره گذشته را از یاد برده‌اند، و از آسایشی که امروز می‌دارند خشنودی نمی‌نمایند، و یکی چیزی درباید که همیشه روزگار درهم و تیره گذشته را در پیش چشم اینان هویدا گرداند. از هرباره که بیندیشیم بایستی این تاریخ نوشته شود و من خود را ناگزیر دیده و به آن برخاستم.» ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 11 Mar 2017 10:30:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245996/نقش-جایگاه-کسروی-شکل-گیری-تاریخ-نگاری-معاصر-ایران خاطرات کاتوزیان از آل‌احمد و حمید عنایت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246185/خاطرات-کاتوزیان-آل-احمد-حمید-عنایت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشتاد و دومین نشست کتابفروشی آینده با همراهی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و مجله بخارا به دیدار و گفتگو با «دکتر همایون کاتوزیان» اختصاص داشت، در این دیدار علی دهباشی، مدیرمسئول مجله بخارا و دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز حضور داشتند. امنیت و ثبات سیاسی در آویزان شدن چهار دروازه شهر همایون کاتوزیان درباره نظر و روش و مبنایش برای نوشتن و تحلیل تاریخ گفت: گمان می‌کنم این نکته در مقاله «سرکه نقد یا حلوای تاریخ؟» جلال آل‌احمد است و جالب اینکه این بحث جوابی برای من بود. زمان جوانی در ملاقات با آل‌احمد بحث‌هایی داشتیم و قبل از انتشار این مقاله را خواندم و در ضمن این بحث، ایرادهایی به برخورد او با تاریخ گرفتم. من معتقدم که طول زمان کمک بزرگی برای روش‌های نسبتا صحیح‌تر ما از تاریخ است، یعنی اینکه در گرماگرم حوادث عواملی وجود دارند که سبب عدم اشراف به کل حوادث و متغیرها می‌شوند. چون شخص خود مسائل را تجربه کرده است و قضاوت‌های فوری و جاری احساسات بیشتر در این روش دخالت دارد تا در قضاوت‌هایی که بعد از گذشتن یک زمانی می‌شود. گرچه این مسائل گاهی ادامه‌دار است و گاهی درباره اتفاقات چند صد سال پیش هم غیرت افراد را می‌بینیم. اما به طور کلی با فاصله بیشتر قضاوت نسبتا صحیح‌تری در مورد حوادث تاریخی می‌توان داشت. وی درباره آشنایی با دکتر حمید عنایت بیان کرد: با وی دو ماه بعد از سفر به لندن آشنا شدم و با اینکه حمید ده سال از من بزرگتر بود، یک دوستی فوق‌العاده نزدیکی بین ما پیش آمد. ما از هم‌نشینی و گفت‌و‌گو با هم لذت می‌بردیم. وقتی حمید، دکتری خود را از مدرسه سیاسی لندن گرفت به مدت سه سال در رادیو  استخدام شد. من هم گاهی به عنوان نویسنده خارجی در این بخش بودم. برخی مقالات را تهیه می‌کردم و با سرپرستی حمید پخش می‌کردیم. بعد وی به دانشگاه خارطوم در سودان رفت و با وجود قرارداد دوساله‌اش با این مرکز پس از یک سال به ایران آمد و در دانشگاه تهران پستی به وی پیشنهاد شد. در این مدت به صورت مکاتبه‌ای با هم در ارتباط بودیم تا اینکه در سال 1972 من به آکسفورد دعوت شدم. وی هم دعوتی داشت و بعد از سال‌ها یکدیگر را ملاقات کردیم. چند ماهی با هم بودیم. تا اینکه حمید کتاب معروف خود «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» را نوشت اما ناگهان درگذشت و از دست ما رفت. این استاد دانشگاه آکسفورد درباره تز جامعه کوتاه مدت اظهار کرد: این یک کار تطبیقی است. یعنی اگر مساله قیاس با اروپا نبود من به این نتیجه نمی‌رسیدم. صرف مطالعه تاریخ ایران این نتیجه حاصل نمی‌شد. چون بدیهی است که شخص به برخی اطلاعات تاریخی عادت دارد و تاریخ جامعه را با اطلاعات داده شده همان‌طور که هست و بوده می‌پذیرد و قیاس می‌کند. اما من چون در این مورد در کار مطالعه جامعه‌شناسی تاریخ ایران را در قیاس با جامعه اروپایی بررسی کردم، متوجه شدم که اروپا جامعه بلند مدت و ایران جامعه کوتاه مدتی است و دلیل اصلی این است که چون در چهارچوب حکومت استبدادی تا مشروطه قانون وجود نداشته، در نتیجه حکومت خودسرانه بوده است. اعم از کسی که پادشاه و در رأس حکومت بود و عده‌ای زیردستان بودند. گاهی این‌ها خودسرانه عمل می‌کردند و آینده حکومتی و اعمال سران قابل پیش‌بینی‌ نبود. کاتوزیان افزود: امنیت و ثبات سیاسی بسیار محدود بود. صد و پنجاه سال پیش یک مردی که صبح از منزل بیرون می‌آمد، نمی‌دانست که آخر شب وزیر می‌شود یا چهار شقه‌اش می‌کنند و به چهار دروازه شهر آویزان! هر دو ممکن بود. یا اینکه در جامعه ایران یکی یک سال تاجر بود و در سال‌های بعد وزیر و اما شاید سال‌های بعد به زندان می‌افتاد! این‌ها مثال‌هایی از کوتاه مدت بودن جامعه ایران است! ما در اروپا طبقات بالایی داشتیم که دولت از آن‌ها ناشی می‌شد و نسل اندر نسل دارای پدر و پسر و... حقوق خاصی و شکل کلاسیک فئودالی بودند که بعدها این سیستم ادامه یافت. وی افزود: بنابراین آینده در حدود ممکن برای بشریت قابل پیش‌بینی بود اما در ایران طبقات بالا وابسته به دولت بودند و صدراعظم رعیت پادشاه بود. هیچ تفاوتی میان صدراعظم و شاهزاده و یک روستایی نبود. همه رعیت بودند و جان و مالشان در اختیار حاکم بود. که اگر اراده می‌کرد و قدرتش را داشت حذفشان می‌کرد. قانونی برای عدم آن وجود نداشت. در نتیجه در جامعه عمومیت پیدا کرد به حدی که در این سیستم افق دید جامعه و افرادش کوتاه است. به طور مثال افرادی که مغازه شیرینی‌پزی باز می‌کنند و با شادمانی می‌گویند که تا دو سال دیگر سود خواهیم کرد! و این یعنی افق سرمایه‌گذاری امان دو سال است. بعد از آن هر چه شد، شد. ضرب‌المثلی داریم که سیب را بیندازیم بالا ده تا چرخ می‌خورد و پایین می‌آید! و این اصل مطلب جامعه کوتاه مدت است. تاریخ ایران تاریخ بلندی بوده، اما مرکب از این کوتاه مدت‌های به هم پیوسته است. در حالی که در اروپا ما شاهد جامعه‌ای با تاریخ بلند مدت‌های به هم پیوسته هستیم. استبداد، محصول مناسبات تاریخی جامعه ایران دکتر صادق زیباکلام درباره شخصیت دکتر کاتوزیان و آثار وی گفت: با استاد کاتوزیان در اوایل دهه شصت که من هم از فنی‌گری بریده و وارد حوزه علوم انسانی شده، آشنا شدم و زمانی که دست اندر کار نوشتن رساله دکتری بودم بیشتر با کارهایشان آشنایی یافتم. اگر بخواهم خیلی خلاصه در مورد ایشان صحبت کنم باید بگویم که به عنوان یک شخص کوچک‌تر سه ویژگی برای وی دارم: اولین این‌که وی تنها در تاریخ و جامعه‌شناسی سیاسی و شناخت جامعه ایران خلاصه نمی‌شوند؛ بلکه در ادبیات هم دستی بر قلم دارند. و این دست، دستِ آماتور نیست. دست جدی و آکادمیک است. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: در مورد هدایت هنوز هم پس از گذشت سال‌ها فکر می‌کنم جدی‌ترین مطالبی به قلم وی بوده است. امروز هم که در مورد سعدی متمرکز شده است. ما در ایران کسی را نداریم که مورخ باشد و استاد علوم سیاسی. اما در عین حال در ادبیات ایران هم شایستگی داشته باشد. ویژگی دوم استاد کاتوزیان این است که نوشته‌های وی هیچ سنخیت و نسبتی با مارکسیسم پیدا نمی‌کند. به هیچ وجه نخواسته‌اند که مشروطه و سلسله پهلوی و ... را در چهارچوب انگاره‌های مارکسیستی تجزیه و تحلیل کنند (کاری که بسیار متداول است). وی افزود: ویژگی سوم کاتوزیان این است که نوعی جسارت و شهامت دارد که من کمتر در دیگر نویسندگان دیده‌ام. تسلیم آن چیزی که همه می‌گویند درست است، نمی‌شوند. قرارداد 1919 و کودتای 1299 ه.ش را به خوبی تحت بررسی قرار داد و به نتایجی جدیدی رسید. به نظرم این شهامت آکادمیک بسیار ارزنده است و ما کم داریم کسانی آمده باشند که برخلاف مطالعات موجود که می‌گوید زمین کروی است بگویند که زمین روی شاخ گاو قرار دارد و با این تفکر پیش رفته باشد و بخواهد این تناقض را ثابت کند. علم اینگونه جلو می‌رود. زیباکلام گفت: ممکن است که ما با وی در تجزیه و تحلیلش هم عقیده نباشیم اما یک نکته مهم در مورد تئوری تاریخ وی درست است که این وقایع تاریخی ارتباطی به عالم بیرون نداشته است و این استبداد محصول مناسبات تاریخی خود جامعه ایران بوده است. باید این مطلب مورد بررسی قرار گیرد. وی تلاش می‌کند که نشان دهد نه کسی دخالت در این مسائل داشته و نه قسمت این بوده است؛ بلکه این محصول مناسبات تاریخی جامعه ایران بوده است. تفاوت جامعه ایران و تاریخ پر نقش و نگار آن با اروپا علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا نیز در ادامه درباره وجوه آثار دکتر کاتوزیان بیان کرد: وی استادی چند وجهی است. معمولا استادانی که در چند زمینه کار می‌کنند در یکی از زمینه‌ها موفق می‌شوند و در بقیه زمینه‌ها درجه دوم و سوم می‌شوند و گاهی انسان نزد خود می‌گوید که ای کاش استاد مثلا فقط به تدریس می‌پرداخت یا در فلان موضوع فقط کار می‌کرد. اما دکتر کاتوزیان در هر زمینه که کتاب و مقاله نوشت، درجه اول بوده‌اند و این نظر بنده نیست که بگویند از سر ارادت شخصی است. قولی است که جملگی برآنند. شما ملاحظه بفرمایید کتابی که استاد در زمینه اقتصاد با عنوان «ایدئولوژی و روش در اقتصاد» به زبان انگلیسی نوشته، چند دهه است که در دانشگاه‌های معتبر تدریس می‌شود و خوشبختانه به فارسی نیز ترجمه شده است. وی افزود: همچنین کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» از مشروطیت تا سلسله پهلوی استاد که به فارسی هم ترجمه شده است. یا بهتر است بگویم کتاب‌هایی که درباره تاریخ معاصر ایران و نهضت ملی شدن صنعت نفت تألیف کرده است، امروزه هر دانشجو، استاد و پژوهشگری که بخواهد درباره تاریخ معاصر ایران تحقیق کند، مقاله و کتاب بنویسد، بدون تردید آثار استاد در این زمینه از منابع درجه نخست محسوب می‌شود. صحبت از آثار تاریخی استاد به میان آمد. باید به کتابی که چند سال پیش به زبان انگلیسی تألیف کردند و دانشگاه ییل آن را منتشر کرد و مدتی بعد توسط زنده‌یاد دکتر حسین شهیدی  به فارسی ترجمه شد، اشاره کنیم. کتاب «ایرانیان دوران باستان تا دوره معاصر» کتابی است جامع که به تاریخ ایران از آغاز امپراتوری پارسیان تا به امروز می‌پردازد. این کتاب فقط تاریخ‌نویسی به شیوه گذشتگان و  رسم معمول که می‌شناسیم، نیست. بلکه موضوع این کتاب هم در «چیستی» تاریخ ایران و هم در «چگونگی» و «چرایی» آن است. وی ملاحظاتی تطبیقی نیز میان تاریخ ایران و تاریخ اروپا در این کتاب انجام داده که از جمله نشان دهد که جامعه ایران و تاریخ پر نقش و نگار آن با آنچه که در غرب گذشته تفاوت‌های مهمی داشته است. در واپسین لحظات این نشست، آخرین اثر منتشر شده انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به میهمان این نشست کتابفروشی آینده اهدا شد. همچنین پایان این مجلس، به جلسه امضای کتاب با حضور دکتر همایون کاتوزیان و جمعی از دوست داران آثار وی اختصاص یافت. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 11 Mar 2017 08:42:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246185/خاطرات-کاتوزیان-آل-احمد-حمید-عنایت دو کتاب درباره یوگا به بازار نشر آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245977/دو-کتاب-درباره-یوگا-بازار-نشر-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سوسن عبدالرضایی به تازگی دو کتاب با عناوین «یوگا و مدیریت خشم» و «کارما یوگا» منتشر کرده است.   در بخشی از کتاب «یوگا و مدیریت خشم» می‌خوانیم: «هدف اولیه یوگا بازسازی ذهن، آرامش و سادگی و رها کردن ذهن از فشار و استرس است و این حس را از طریق آساناها و پرانایاما، مدیتیشن و مراقبه در یوگا به‌دست می‌آوریم و برخلاف روش‌های دیگر که فقط به قوی کردن ماهیچه‌ها و استخوان‌ها می‌پردازند یوگا در کنار این اهداف به بازسازی جسم و رها کردن ذهن از احساسات منفی ناشی و سرعت و شلوغی زندگی مدرن می‌پردازد. یوگا کمک می‌کند که در مسیر سلامتی جسم و ذهن قدم برداریم، هدف از تمرینات یوگا غلبه بر محدودیت جسم است. یوگا به شما می‌آموزد که هدف از زندگی سفر درونی و معنوی است. سفری که جسم و ذهن هماهنگ می‌شوند و ما به فهم و دریافت خود می‌پردازم. کسی که عصبانتیش را ابراز می‌کند، یعنی فرد «تند مزاج»، مدام محکوم می‌شود و دیگران از او می‌خواهند که خودش را کنترل کند. بالعکس، کسی که خشم خود را نگه دارد نیز مورد انتقاد است و از او می‌خواهند که عصبانیتش را ابراز کند. افراد عصبی غالباً مشورت‌های نادرستی دریافت می‌کنند. آیا عصبانی‌شدن ممنوع است؟ احساسات واکنش‌های پیچیده‌ای هستند که هم زمان توسط جسم و روح ظاهر می‌شوند. بنابراین عصبانیت برگردان جسمی بسیار مشخص دارد و اغلب توسط دیگران قابل درک است. صورت و دست‌ها به خاطر هجوم خون، سرخ می‌شوند. از نظر بیولوژیکی، افت آدرنالین (هورمن استرس) باعث آزاد شدن انرژی می‌شود و این انرژی آزاد شده به فعل در‌آوردن یک واکنش سریع را تسهیل می‌کند.   برخی محققان ثابت کرده‌اند که امید به زندگی در میان زنان مبتلا به سرطان بیشتر از زنانی است که بیش از حد عصبانیت خود را بروز می‌دهند. بنابراین ضروری است که روش نشان دادن عصبانیت‌مان را یاد بگیریم، البته نه با بروز خشونت بلکه از راه بیان کلامی؛ می‌بایست به فردی که ما را عصبانی کرده نشان دهیم که چگونه و چه قدر ما را آزار داده است. شخص تند مزاج باید یاد بگیرد که به روش‌های غیرخشونت‌آمیز، عصبانیتش را بیان کند.» این کتاب در پنج فصل با عناوین خشم، گام‌هایی در مدیریت خشم، یوگا برای مدیریت خشم، آهیسما، تمرینات یوگا برای مدیریت خشم و نتیجه گیری سامان یافته است. نشر تی‌آرا «یوگا و مدیریت خشم» با شمارگان 500 نسخه در 88 صفحه به بهای 8 هزار تومان منتشر کرده است. کتاب «کارما یوگا»  در بخشی از مقدمه کتاب «کارما یوگا» نیز آمده است: «یوگا روشی است برای خوب زندگی کردن و برای خوب زندگی کردن باید خوب بود و برای خوب بودن باید تکنیک‌های لازم را فرا گرفت. برای خوب بودن باید تکنیک‌هایی را از اهل آن آموخت. در این راستا یوگا به کمک تکنیک‌های مختلف جسمی و ذهنی، به فرد خوب بودن را می‌آموزد، آموزش یعنی فرایندی که موجب تغییر رفتار می‌شود و یوگا تلاشی است در این راه، راه آموزش و تغییر... یوگا روشی است برای ایجاد و توسعه آگاهی و این آگاهی در راستای توجه به لایه‌های مختلف جسم، احساس، ذهن... ایجاد می‌گردد. آگاهی یعنی دانایی و دانایی لازمه‌ی توانایی است. یوگا صرفا ورزش نیست. یوگا بینشی است که به واسطه‌ی آن فرد توانایی‌های ناپیدای درون وجود خویش را می‌یابد و با کسب مهارت‌های لازم در شناسایی ظرفیت‌ها و استعدادهای ناشناخته خود قدم برمی‌دارد. هدف واقعی یوگا از بین بردن منیت و شخصیت کاذب ذهنی است که به مدد دستورات و ورزش‌های خاص یوگا قابل دسترسی است. برای رسیدن به این مقصود باید یک حرکت کمالی را آغاز کرد و از این مسیر که همان مسیر خودشناسی و معرفت است باید از خود به خود و از خود به خلق و از خلق به حق سفر کرد. به این منظور در یوگا هشت مرحله که همان آشتانکا یوگا است طراحی شده است که برپایه خلوص فکر و رهایی از قید محدودیت‌های اندیشه است. این هشت مرحله عبارتند از یاما: یاما را معمولاً انضباط شخصی، پرهیزگاری و حتی قوانین زندگی ترجمه کرده‌اند ولی در هر حال یاما در زبان سانسکریت به معنای «مهار کردن» و تحت ضبط و نظم درآوردن به کار رفته است. یاما شامل پنج قانون بزرگ و عمده می‌شود که عبارتند از: بی‌آزاری، راستی و حقیقت‌گویی، درستکاری، پاکدامنی، و دلبستگی نداشت و جمع نکردن متاع دنیا از روی وابستگی. عموما قوانین یاما را از اخلاق یوگا یا آموزه‌های اخلاقی در یوگا به حساب می‌آورند که به نوعی خودکاوی برای درک اعمال نادرست و آزاد ساختن انرژی بولکه شده در قالب‌های غلط فکری است که به خودی خود باعث سیال شدن انرژی و آزادی فکر خواهد شد.»   کتاب «کارما یوگا» نیز 10 فصل با عناوینی چون مقدمه‌ای بر یوگا، تاثیر کارما بر شخصیت، کارما چیست؟، قانون کارما، آزادی و ... تدوین شده است. نشر تی‌آرا کتاب «کارما یوگا» با شمارگان 500 نسخه در 135 صفحه به بهای 13 هزار تومان روانه بازار نشر کرده است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 11 Mar 2017 08:21:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245977/دو-کتاب-درباره-یوگا-بازار-نشر-آمد مجموعه فیلسوفان مسلمان، روایتی انسان‌شناختی از فلسفه اسلامی به دست می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246117/مجموعه-فیلسوفان-مسلمان-روایتی-انسان-شناختی-فلسفه-اسلامی-دست-می-دهد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  یوحنا قمیر نویسنده این مجموعه، مسیحی لبنانی است و عمده حوزه مطالعات وی متفکران مسلمان است. سیدمرتضی حسینی، زینب حیکمی تهرانی، محمد منافیان و یاسین شکرانی همکاران مترجم در این  مجموعه هستند. عباس ذهبی سرپرست مجموعه «فیلسوفان مسلمان» به پرسش‌های ما درباره این مجموعه پاسخ گفت.   * دلیل انتخاب «فیلسوفان مسلمان» چه بود؟ در معرفی اندیشه فیلسوفان مسلمان و در انتشار آثاری پیرامون فلسفه اسلامی، در جهان و ایران - متفکران عرب نقش بسیار پُررنگی داشته و دارند. بحث فلسفه اسلامی و به خصوص تاریخ فلسفه اسلامی نزد متفکران عرب بسیار جدی بوده و هست. به همین دلیل حضور بسیار پررنگ و چشم‌گیری در این عرصه داشتند. هرچند همه این نوشته‌ها در یک سطح و درجه نیست اما بسیار متعدد و متنوع است. چرا یوحنا قمیر را انتخاب کردیم؟ ترجمه آثاری از متفکران عرب در ارتباط با تاریخ فلسفه اسلامی، پیش‌تر وجود داشت. ترجمه‌ای از کتاب «سیر فلسفه در جهان اسلام» نوشته «ماجد فخری» به زبان فارسی انجام شده بود و این مجموعه دوره فشرده تاریخ فلسفه اسلامی است. ترجمه بخشی از تاریخ فلسفه اسلامی عبدالرحمن بدوی و ترجمه‌ای از مصطفی عبدالرزاق در ارتباط با تاریخ فلسفه اسلامی را داشتیم. همچنین کتاب «تاریخ فلسفه در جهان اسلام» نوشته خلیل جر و حنا فاخوری ترجمه استاد عبدالمحمد آیتی منتشر شده است. همچنین «تاریخ فلسفه اسلامی» هانری کربن، مجموعه سید حسین نصر و الیور لیمن، مجموعه قدیمی‌تر از آثار محمد شریف و...، اما جای آثار یوحنا قمیر خالی بود. ​* آیا این مجموعه تالیف یوحنا قمیر، نیاز آشنایی با فیلسوفان مسلمان و تاریخ فلسفه اسلامی را پاسخ می‌دهد ؟ این مجموعه تفاوت‌هایی با مجموعه اندیشمندان دیگر عرب دارد. من در مقدمه این مجموعه به این تفاوت‌ها و ویژگی‌ها اشاره‌هایی کرده‌ام. یوحنا قمیر شخصیت قابل توجهی دارد. او مسیحی است و از جهت مطالعات تطبیقی ادیان اهمیت دارد. بسیار اهل تساهل و تسامح است. ما در آثار او به ویژه نسبت به دیانت مسیحی‌اش هیچ تعصبی را نمی‌بینیم و بلکه به عکس اگر کسی نداند او مسیحی است، گمان می‌برد نویسنده این مجموعه مسلمان بسیار مومن و متدینی است. این رویکردِ باز قمیر نسبت به دین اسلام و اقبال او نسبت به آموزه‌های متفکران اسلامی بسیار مهم است. این ویژگی را در هانری کربن نیز به عنوان یک متفکر غیر مسلمان می‌بینیم. قمیر شیفتگی خاصی به تمدن اسلامی دارد با این‌که مسیحی است. ویژگی دیگر یوحنا قمیر تعلق خاطر او به بُعد انسان‌شناختی مباحث فلسفی است. او را می‌توان یک متفکر انسان‌مدار خواند. این اندیشمند عرب کمتر علاقه‌ دارد به مباحث وجودشناختی و معرفت‌شناختی بپردازد و از چشم‌انداز انسان‌شناختی به امور نگاه می‌کند. رویکرد انسان‌شناختی یوحنا قمیر از جهتی مثبت است و از سویی ضعف است.  می‌گویم قوت، زیرا  ما چنین رویکردی را میان شارحان و مورخ‌های  فلسفه اسلامی کمتر دیده‌ایم. او با این چشم‌انداز و از این منظر وقتی به تاریخ فلسفه اسلامی می‌نگرد، چیزهایی را می‌بیند که دیگران ندیده‌اند و نقاطی را در آثارش برجسته می‌کند که نزد دیگران برجسته نشده است. گاه در نوشته‌های قمیر حلقه‌های مفقودی را می‌توان پیدا کرد که پیش‌تر نسبت به آن بی‌توجه بوده‌ایم. اما نقطه ضعف هم این‌که به کسانی  در این مجموعه ده  جلدی پرداخته که از آن‌ها به عنوان فیلسوف یاد نمی‌شود؛ اما چون ضابطه و ملاک قمیر بیش‌تر بُعد انسان‌شناختی بوده به صورت ناخودآگاه به برخی از افراد تعلق خاطری پیدا و آنها را هم وارد عرصه فلسفه کرده است. شاید این هم ضعف نباشد اما به هر حال قدری این مجموعه با آثار دیگران متفاوت است. * چه کسانی از این مجموعه به عنوان فیلسوف از آن‌ها یاد نمی‌شود؟ انتظار آمدن ابوالعلاء معری و ابن خلدون در چارچوب فلسفه اسلامی را نداشتیم. یوحنا قمیر بر فیلسوف بودن این دو اصرار می‌ورزد و به‌ویژه ابوالاعلاء معری را که بیشتر یک شاعر عرب معرفی شده، به عنوان یک فیلسوف بزرگ مطرح می‌کند. تعلق خاطر قمیر به مباحث اگزیستانسیالیستی و انسان‌شناختی در بقیه آثار او نیز به صورت بسیار برجسته‌ای به چشم می‌آید. یوحنا قمیر قلم بسیار روان و پخته‌ای دارد. ادبیات عرب در مشت او پنهان است و از الفاظ، کلمه‌ها و جمله‌های فاخر عربی بسیار استفاده کرده ولی این لطمه‌ای به سهولت و روانی مباحث او نزده است. بلکه اساسا قالب و صورت اولیه این مجموعه درس‌گفتار بوده بعد به شکل کتاب درآمده است. یوحنا قمیر بی‌واسطه سراغ متن آثار فیلسوفان مسلمان می‌رفته و به صورت گسترده و جامع آثار و نوشته‌های متعددی از آن‌ها را می‌خوانده و بعد برداشت، تفسیر و تحلیلش را از آن نوشته‌ها دسته‌بندی می‌کرده و در قالب درس‌گفتار  ارائه کرده است. مراجعه مستقیم و فهم خاص‌اش که برگرفته از فهم دیگران هم نبوده، بسیار کمیاب است. نوشته‌های یوحنا قمیر رونویسی نبوده و بِکر و خالص است. گاهی نکته‌های ارزشمندی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد که محصول آن بازخوانی خود او از نوشته متفکران مسلمان است. * این مجموعه چه نقاط قوت و ضعفی دارد؟ به هر تقدیر این مجموعه در ده جلد سال‌ها پیش در لبنان منتشر شد چندین‌بار تجدید چاپ شد. قطعا این مجموعه  تمام تاریخ فلسفه اسلامی را در بر نمی‌گیرد و کامل نیست، اما جای خالی‌اش در زبان فارسی احساس می‌شد. بدون شک باید به این مجموعه ده جلدی چند جلد دیگر افزود تا حداقل یک کمال نسبی از تاریخ فلسفه اسلامی را بتوانیم داشته باشیم. این مجموعه برای مخاطب‌های عام و عادی نوشته شده است. مخاطب‌های عامی و عادی که خیلی از مباحث پیچیده فلسفی، شناخت ندارند و مایل هستند یک برداشت کلی از تاریخ فلسفه اسلامی داشته باشند. * نوع انتشار این آثار به چه صورتی بوده است ؟ ترجمه این مجموعه ده جلدی که هم اکنون در حال انتشار است، در هر جلد دو بخش دارد. یک بخش شرح و تفسیر یوحنا قمیر بر آرا فیلسوفان مسلمان است که عینا ترجمه شده و بخش دوم که البته منتخبات خود او بوده، گزیده ای از متن فیلسوفان مسلمان است که ما این بخش دوم را به صورت دو زبانه منتشر کردیم. از این جهت این مجموعه هم مخاطبان عمومی دارد و هم مخاطب‌ها تخصصی و کسانی که با علم به زبان عربی و تسلط بر مباحث فلسفی مایل هستند منتخباتی از فیلسوفان مسلمان را داشته باشند می توانند به آن ها مراجعه کنند. این دو زبانه بودن در بخش دوم هر مجموعه، وقت و انرژی زیادی از ما گرفت اما خلاء مهمی را پر کرد. هر چند این مجموعه با این گستردگی و تنوعی که دارد بدون نقص نیست. یوحنا قمیر هم در همه این ده جلد یکسان عمل نکرده است. به برخی از فیلسوفان تعلق خاطری داشته که نمی توانسته آن را پنهان کند و آشکارا این مساله به چشم مخاطب می افتد ولی نسبت به برخی دیگر قدری بدبین بوده است. اما به هر حال ما به آنچه که او گفته و انتخاب کرده، وفادار ماندیم. به نظر من این مجموعه که شش مجلد آن تاکنون منتشر شده و چهار جلد دیگر آن باقی مانده می‌تواند برای دانشجویان فلسفه، کسانی که به حوزه فلسفه اسلامی، تاریخ یا تاریخ فلسفه اسلامی علاقه‌مند هستند و همچنین برای استادان و پژوهش‌گران سودمند باشد. ما از نقد و توصیه همه اندیشوران و منتقدان منصف استقبال می‌کنیم و امیدواریم که در گام بعدی نواقص را سر و سامان دهیم و مجموعه را بهتر از آن‌چه که امروز منتشر شده به زیور طبع بیاراییم.   ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 11 Mar 2017 06:53:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246117/مجموعه-فیلسوفان-مسلمان-روایتی-انسان-شناختی-فلسفه-اسلامی-دست-می-دهد کسی از کتابخانه مجلس تعدیل نمی‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/246027/کسی-کتابخانه-مجلس-تعدیل-نمی-شود سیدعلی عماد، رئیس جدید کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی درباره سیاست‌های آینده کتابخانه به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: این کتابخانه در حوزه اسلام‌شناسی، ایرانشناسی و انقلاب منابع غنی دارد و یکی از مراکز مهم و تاثیرگذار در حوزه ایرانشناسی و اسلام‌شناسی است.   وی افزود: ما به دو امر مهم نیازمندیم؛ نخست سازماندهی مناسب این ظرفیت‌ بزرگ برای انجام ماموریت‌های بیشتر و بهتر و دیگر رفتن به سمت برنامه‌ریزی دقیق برای پاسخگویی به اولویت‌هایی که به طور تخصصی به عهده ماست و مشارکت در پاسخگویی به اولویت‌هایی که مجموعه نهادهای علمی کشور بر عهده دارند.   رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی ادامه داد: به گمان من ظرفیت نهادهای علمی کشور به شکلی است که می‌تواند جایگاه علمی ایران را در جهان تثبیت کند و یکی از محورهای اصلی این چرخه می‌تواند این کتابخانه باشد. امیدوارم با عقل و تدبیر جمعی که صاحب‌نظران این عرصه دارند و به ویژه با ظرفیت‌هایی که در این کتابخانه از لحاظ علمی هست و مجموعه حمایت‌هایی که هیات‌امنا و دیگران می‌کنند بتوانیم به یک برنامه روشن و هدفمندی که قابل بودجه‌بندی و زمانبندی مالی و اجرایی باشد با یک پایش خوب به نقطه هدف برسیم.   عماد درباره مشکل کمبود بودجه کتابخانه اظهار کرد: کمبود بودجه یکی از مشکلات است اما هیات امناء وعده‌هایی به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی دادند که امیدوارم محقق شود، اگرچه در مقابل این مشکل ظرفیت‌های بسیاری در کتابخانه وجود دارد که می‌تواند انگیزه‌ای برای کار مفید در این مجموعه باشد و ما را از این مسیر به خوبی عبور دهد.   وی درباره تعدیل نیرو در کتابخانه مجلس با مدیریت جدیدی که بر عهده وی واگذار شده است، بیان کرد: اصل بر این است که ظرفیت انسانی موجود تقویت شود و در چارچوب صیانت از نیروی انسانی حرکت کنیم. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 11 Mar 2017 06:41:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/246027/کسی-کتابخانه-مجلس-تعدیل-نمی-شود نگاهی اجمالی به اشکال انرژی‌بخش در کتاب «دایره‌‌های شنی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245978/نگاهی-اجمالی-اشکال-انرژی-بخش-کتاب-دایره-های-شنی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دایره‌‌های شنی» نوشته ایلن ام رز، ابی دالتو و  لوراجی واتس با ترجمه م.رازگردانی از سوی نشر ورجاوند منتشر شده است.   در این کتاب نگاهی اجمالی به اشکال انرژی‌بخشی شده که با وجود سادگی، بسیار تأثیرگذارند، از دایره‌ای که در آن 99 نام مبارک خداوند جای گرفته تا صلیب مسیحیان، درخت کابالای یهودیان تا چرخ دارمای بودائیان همه و همه نشان از قدرت انرژی نهانی دارند.  در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ماندالا تصویری است که داستانی را بازگو می‌کند، داستان از سفری که می‌توانیم به پیروی از آن از سرو صدای روزانه جهان دور شده به آرامش درونی برسیم و ما را به فهم عمیق‌تر جهان هدایت می‌کند. همه ما در جستجوی خوشحالی و رضایت درونی هستیم و ماندالا وسیله‌ای است که می‌تواند ما را به طور مستقیم به سوی قلب این جستجو راهنمایی کند. در ادامه مسیر یک ماندالا در جستجوی یافتن تمامیت و یکپارچگی است که در جوهره ماست، سختی که همیشه باقی می‌ماند مهم نیست، در اطراف ما ممکن است بحران هم وجود داشته باشد. وقتی ماندالایی رسم می‌کنیم، می‌توانیم تصویری از درون خود، خلق کنیم یا به دقت تصویری از جهان خارج رسم نماییم، آرزوی رسیدن به تعادل داشته باشیم. در خلق یک ماندالای دنیای بیرون خود را به سوی همه چیزهای ممکنی که در درون و بیرون ما وجود دارد باز می‌کنیم. ما به آرزوی قلبی، ذهنی و روحی‌مان توجه می‌کنیم و به آنها در درون دایره، شکل و رنگ می‌دهیم. یک ماندالا می‌تواند هر فرمی بگیرد. اگر زیبایی ذاتی هر موضوعی دیده شود، می‌تواند ما را از دنیای مادی به دنیای شادی و تکامل رهنمون شود. با کار با ماندالاها ممکن است درک ظاهری زیبای حقیقت اطرافمان به شکل متفاوت به جریان درآید و آنچه هر روزه و به طور معمول پیش می‌آید، به سفری در عمیق‌ترین سطح درونی‌مان شروع به چرخش کند.» کتاب «دایره‌‌های شنی» با شمارگان هزار نسخه در 160 صفحه به بهای 145 هزار ریال از سوی نشر ورجاوند روانه بازار نشر شده است. ]]> تاريخ‌،سیاست،علوم اجتماعی Sat, 11 Mar 2017 06:15:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245978/نگاهی-اجمالی-اشکال-انرژی-بخش-کتاب-دایره-های-شنی