خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Thu, 19 Apr 2018 11:15:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 19 Apr 2018 11:15:03 GMT علوم‌انسانی 60 بسته پیشنهادی خبرگزاری ایبنا برای خرید کتاب از نمايشگاه كتاب در حوزه علوم اجتماعی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259790/بسته-پیشنهادی-خبرگزاری-ایبنا-خرید-کتاب-نمايشگاه-كتاب-حوزه-علوم-اجتماعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شاید برای مخاطبانی که به نمایشگاه بین‌المللی کتاب می‌آیند، یکی از مهمترین پرسش‌ها این باشد که چه کتاب‌هایی برای مطالعه و خرید مفیدتر هستند؟ پاسخ به این پرسش در حوزه‌های مختلفی که کتاب‌های عمومی منتشر می‌شوند، می‌تواند به راهنمایی علاقه‌مندان کتاب کمک کند. به همین دلیل است که برخی از ناشران در نمایشگاه کتاب سعی دارند تا در قالب بنرهای تبلیغاتی آثار پرفروش و جذاب خود را به مخاطبان معرفی کنند. همزمان با برگزاری سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کوشیده تا در گزارشی نگاهی به کتاب‌های مفید در حوزه علوم اجتماعی داشته باشد که در سال 96 مورد توجه رسانه‌‌ها یا اهالی صاحب نظر این حوزه قرار گرفته است. در ادامه در بسته پیشنهادی ایبنا کتاب‌های این حوزه معرفی می‌شود:   کتاب «بسته شدن ذهن آمریکائی: نگاهی انتقادی به فرهنگ دانشگاهی» عنوان یکی از جدیدترین آثار الن بلوم است که با ترجمه مرتضی مردیها در پایان سال 96 به بازار نشر آمده است. او در این کتاب به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه آموزش عالی دمکراسی را ناامید و روح و روان دانشجویان را فقیر کرد؟ مردیها در مقدمه مفصلی که برای این کتاب نوشته بیان می‌کند: «هر نظام آموزشی هدفی اخلاقی دارد که می‌کوشد به آن برسد و بنا دارد نوع خاصی از انسان را پرورش دهد. این قصد کمابیش آشکار و اندیشیده است؛ اما حتی در موارد به‌لحاظ اخلاقی بی‌طرفی مثل خواندن و نوشتن و حساب هم ردپای این آموزه‌ها پیدا است. در میان بعضی ملل، هدفْ ساختنِ انسان‌های پاک بوده است، در بعضی دیگر انسان‌های رزم‌آور، و در بعضی دیگر انسان‌های تلاشگر. شک نیست که در این میان نقش رژیم‌های سیاسی، که در پی تولید آدمیانی بوده‌اند که با اصول و اهداف آن‌ها بیشتر همراه باشند، مهم بوده است. نظام‌های آریستوکرات در پی جنتلمن‌ها هستند، نظام‌های الیگارشی در پی کسانی که جویای پول‌اند، و دمکراسی‌ها در پی عاشقان برابری‌. آموزش دمکراتیک، چه این را بپذیرد یا نه، خواهان و محتاج تولید مردان و زنانی است دارای ذائقه و دانش و شخصیتی که حامی رژیم دمکراتیک باشند. تردیدی نیست که در تاریخ جمهوری ما تغییر نظرهائی در این صورت گرفته است که چگونه انسان‌هائی برای نظام ما بهترین‌اند.»   اما انتشارات نقد فرهنگ در سال 96، کتاب «زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟» نوشته سید محمدامین قانعی‌راد را منتشر کرد که از سوی فعالان این حوزه مورد توجه قرار گرفت. در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم: «تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در سده اخیر- و به‌طور خاص از انقلاب مشروطه تاکنون- برای جامعه ایران وضعیت‌های متعارضی را پدید آورده است. در این میان، یکی از زمینه‌های اساسی تحول نهادین در جامعه ما دگرگونی ساختار قدرت در خانواده است. امروزه پیامدهای تحولات نهاد خانواده در جامعه ایران، به یک دل‌نگرانی عمومی تبدیل شده است و در این مورد معمولاً دیدگاه‌های یک‌سویه‌ای بیان می‌شود. برخی با بدبینی تمام از پایان خانواده و برخی دیگر از ظهور خانواده‌ای انسانی‌تر و مدنی‌تر سخن می‌گویند. این اثر، دگردیسی خانواده را در دو سمت‌وسوی متفاوت فروپاشی و مدنی شدن دنبال می‌کند. در شرایط کنونی خانواده در یک وضعیت ابهام‌آمیز و در میانۀ فروپاشی و مدنی شدن به‌عنوان دو امکان متفاوت قرار دارد. جامعه ایرانی از یکسو با «خانواده‌های گسسته» و فروپاشیده و از سوی دیگر با «خانواده‌های مدنی» روبه‌رو است. در بین این دو امکان متفاوت نیز لزوماً نباید به دنبال پیروزی انحصاری یکی از آن‌ها بود و این دو امکان متعارض حتی می‌توانند به‌طور هم‌زمان وجود داشته باشند.» «آزادی حیوانات» نوشته پیتر سینگر با ترجمه بهنام خداپناه، کتابی است که انقلاب به پا کرده است. این اثرِ برجسته به قلم پیتر سینگر، از زمان انتشارِ اولیهاش در سال 1975، با الهامبخشیِ جنبشی جهانی با هدفِ دگرگون ساختنِ نحوه‌ رفتار با حیوانات، میلیون‌ها زن و مردِ دل‌‌نگران را در سراسر نقاطِ جهان نسبت به سوءاستفاده‌های تکان‌دهنده از حیوانات بیدار کرده است. آزادیِ حیوانات در حالی که جایگزین‌هایی را پیشنهاد می‌کند که نه‌ تنها برای حیوانات، بلکه برای انسان‌ها و محیط‌زیست نیز خوب هستند، اقدام به برملا ساختنِ واقعیت‌های دهشتناکِ «دامداری صنعتی» کرده است. این ویراست، که با درآمد جدیدی به قلمِ نویسنده به‌روزرسانی شده است، اثرِ جنبشِ آزادیِ حیوانات را در طی دهه‌های اخیر بررسی کرده و به برجسته ساختنِ شیوه‌هایی می‌پردازد که در آن‌ها حیوانات، بدون آن‌که توجهی نسبت به منافعشان صورت گیرد، همچنان به عنوان ابزار مورد استفاده‌ انسان قرار می‌گیرند. با خواندن آزادیِ حیوانات جدا از آن‌که از لحاظ اخلاقی مجاب به دگرگونیِ رفتار با حیوانات می‌شوید، با معرفی آن به حامیان این موضوع یا به کسانی که هنوز در رفتار خود تردید دارند، قدمی در جهت این جنبش بر می‌دارید!   کتاب «صدایی كه شنیده نشد (نگرش‌های اجتماعی فرهنگی و توسعه نامتوازن در ایران) گزارشی از یافته‌های طرح آینده‌نگری» نوشته علی اسدی  و مجید تهرانیان است که به کوشش عباس عبدی تهیه شده و از دیگر آثار مطرح در سال 96 بود. این اثر، بخشی از تحقیقاتی است که در دهه‌ی ۵۰ شمسی با عنوان «طرح آینده‌نگری» انجام شد. گذشت سالیان متمادی از زمان انجام این تحقیقات، ارزش‌های آن را بیش از پیش آشکار کرد. این تحقیق از اولین نظرسنجی‌های ملی در کشور است و اطلاعات منحصربه‌فرد تجربی از نگرش مردم در دهه‌ی ۵۰ شمسی به‌دست می‌دهد، و نشان می‌دهد که چگونه در زیر پوست جامعه، جریان دینی در حال رشد بود. برای ما که در سال‌های بعد از این تحقیق، شاهد انقلاب بوده‌ایم، شاید جای شگفتی باشد که چگونه چنین علامت‌هایی دیده و صدای جامعه‌ای که در این تحقیق پژواک یافته بود،‌ شنیده نشد. این تحقیق هم از فضل تقدم در میان پیمایش‌های اجتماعی برخوردار است و هم به‌خاطر تصویری که از وضعیتِ نگرشیِ آن روزگار ارائه می‌کند، دارای اهمیت است. علاوه بر آن باید به پیوند دیدگاه‌‌های نظری و تحقیق تجربی اشاره کنیم که «آینده‌نگری» به آن توجه جدی داشت. اکنون که چهار دهه از زمان انجام این تحقیق می‌گذرد، در موقعیتی قرار داریم که با فاصله‌ی عاطفی به نتایج بنگریم و تفسیری دقیق‌تر از شیوه‌ی واکنش ذهنی و رفتاری جامعه به «نوسازی» ارائه کنیم. توضیح یک حادثه‌ی روی داده با استفاده از یافته‌های یک پژوهش، تمرینی برای شیوه‌ی خواندن پژوهش است. شاید این شیوه‌ی بازخوانی در خود نکته‌های آموزنده‌ای داشته باشد که چگونه می‌توان یافته‌های یک تحقیق را تفسیر کرد و از انکار یا پذیرش کلی تحقیق پرهیز کرد و یافته‌های ناسازگار با شناخت متعارف را جدی گرفت.   «گاه و بی‌گاهی دانشگاه در ایران (مباحثی نو و انتقادی در باب دانشگاه‌پژوهی مطالعات علم و آموزش عالی)» از جدیدترین آثار مقصود فراستخواه بود که نشر آگاه آن را در سال 96 منتشر کرد و مورد اقبال قرار گرفت. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «در این کتاب می‌کوشم با شرحی از تاریخ و تبار و سرشت نهادین دانشگاه و تحولات آن توضیح دهم که دانشگاه برای خود عالَمی است و کلیتی است و منطق نهادینه و فلسفه‌ای دارد. به‌طوری که نه‌تنها فعالیت دانشگاه و مدیریت دانشگاه و تأمین دانشگاه و گسترش دانشگاه باید با منطق درونی و قاعده‌های نهادین آکادمیک، میزان و موزون شود بلکه حتی تنوع مدل‌ها و تحولات نسلی و رشد و تغییر و توسعه‌ی دانشگاه نیز نمی‌تواند گزاف و بی‌قاعده باشد. در جوامع توسعه‌یافته، دانشگاه‌ها در تحول و پویا هستند و با محیط خود سازگاری فعالی دارند اما این تحول به‌معنای آن نیست که از دانشگاه‌بودن دربیایند و گاه‌وبی‌گاه شوند. اما علم در ایران رندُم بود، امر تصادفی بود. تصادفاً یک پادشاهی از علم حمایت می‌کرد و تصادفاً یک پادشاهی حمایت نمی‌کرد. گاه‌وبی‌گاه بود. از سوی دیگر، نهادهای مستقل از حکومت، هم کم بودند و هم پابرجا نیز نمی‌ماندند، تداوم هم پیدا نمی‌کردند. گاه‌وبی‌گاه بودند. علم داشتیم، چرا نداشتیم حتی در حد نبوغ هم داشتیم. اما اغلب به صورت افراد دانشمند، افراد متفکر. در تأسیس علم و نهادمندی آن مشکل داشتیم. یعنی عقلا بودند ولی سازمان‌یابی عقلا نبود. دانشیان بسیار باشکوه و قابل مقایسه با ترازهای جهانی بودند اما نهادهای دانشی بسیار معدود و ضعیف بودند یا اصلاً نبودند. این بود که علم‌ورزی گاه‌وبی‌گاه می‌شد. تعاملات و تبادلات و تداوم نهادینه در آن نبود تا بتواند سنت فکری و سنت نظری برای ساختن جامعه برجای نهد و انباشتی و توسعه‌ای و اتفاقی روی بدهد... دانشگاه کارخانه نیست تا آدم‌هایی بسازد که تابع ایدئولوژی‌های دولتی یا بازاری باشند. دانشگاه محل رشد استعدادهای بی‌پایان و ناشناخته‌ی بشری است. از آموزش دانشگاهی انتظار می‌رود که پلتفرمی برای یادگیری فعال و مشارکتی نسل‌های تازه‌ی دانایی باشد، پلتفرمی برای رشد قابلیت‌های ناشناخته‌ی بشری و خلاقیت‌های متنوع. این‌که دانشگاه صرفاً نیروی متخصص برای دولت یا برای بازار تربیت کند کافی نیست؛ بلکه چشم‌ها دوخته شده است تا از درون آموزش دانشگاهی ارتقای کیفیت زندگی و تعالی شهروندی اجتماعی و مشارکت اجتماعی و شایستگی‌های کانونی، مانند تفکر انتقادی و دیگرپذیری، بیرون بیاید. کارآفرینی دانش‌آموختگان دانشگاه کم‌ترین ثمره‌ی آموزش دانشگاهی است.»   «اخلاق علم در علوم اجتماعی ایران» نوشته معصومه قاراخانی و سید آیت‌الله میرزایی اثر دیگری است که پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آن را منتشر کرده است. کتاب حاصل چندین پژوهش اکتشافیِ زمینه‌ای و میدانیِ متمرکز بر «مساله‌‌مندی اخلاق علم» است و رواج رفتارهای مغایر با اخلاق حرفه‌ای علم را به عنوان یک «پدیده اجتماعی» شناسایی و معرفی می‌کند و سازوکار تولید و بازتولید هنجارگریزی در فضای ساختاری علم در ایران مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. آنها با ارجاع به نمونه علوم اجتماعی ایران بر این باورند که هنجارگریزی در ساختار كنونی نظام علم در ایران خصلتی کارکردی یافته است و به آیینی مرسوم و سراسری مبدل شده است. هنجارگریزی و رواج رفتارهای مغایر با استانداردهای علمی و آکادمیک به صورت فرایندی، رشد و گسترش یافته است. در فقدان واکنش کنشگران وفادار به ارزش‌ها و استانداردهای علم و سکوت و پذیرش آنان، روند «عادی‌سازی هنجارشکنی» با «امتناع تغییر» همسو شده است و سپس روند عدم تبعیت از هنجارهای علمی به شکل «هنجارشکنی سیستماتیك» در آمده است. ساختار پشتیبان و تسهیل‌كننده این هنجارشكنی سیستماتیک، ترکیبی از «سیطره اقتدار اداریِ» همسو و همجوش با «استیلای سیاست بر فضای علم»، «سازمان‌های علمی را به عرصه‌« شكل‌گیری و بازتولید حلقه‌‌های قدرت و مكان‌های فرصت» تبدیل کرده است.   «زنان سبیلو و مردان بی ریش؛ نگرانی‌های جنسیتی در دنیای مدرنیته ایرانی» نوشته افسانه نجم‌آبادی با ترجمه آتنا کامل و ایمان واقفی از آثار جذاب  انتشارات تیسا در سال 96 بوده است. افسانه نجم‌آبادی استاد تاریخ و مطالعات جنسیت دانشگاه هاروارد در کتاب «زنان سبیلو و مردان بدون‌ریش: نگرانی‌های جنسیتی در مدرنیته ایرانی» نشان می‌دهد چگونه جنسیت و تمایلات جنسی همپای مدرنیته در ایران دچار تغیر و تحول شده است. این کتاب پژوهشی دقیق در باب امرجنسی است که به‌واسطه مواجهه ایران با غرب در قالب مفاهیمی چون ملت، جنسیت، وطن و علم صورت‌بندی جدیدی به خود گرفته است. نجم‌آبادی در مطالعه خود به ردیابی آثار و بقایای به جای مانده از دوره قاجار می‌پردازد تا بلکه نشانی از جنسیت و امر جنسی بیابد. بدین منظور او علاوه بر سفرنامه، رمان و شعر دوران قاجار، دست به دامان نقاشی‌ها، پارچه نوشته‌ها و تصاویر ضرب‌شده بر روی مسکوکات می‌شود. ژرف‌نگری نجم‌آبادی و قوت نظری او این کتاب را به یکی از متون جریان‌ساز در حوزه‌‌ی تاریخ مدرن ایران، علوم سیاسی و مطالعات جنسیتی تبدیل کرده است. پر بی‌راه نیست اگر ادعا کنیم اثر هنرمندانه‌ی نجم‌آبادی با برهم‌زدن تصویر غالب از دوران قاجار، ادبیات مرتبط با این موضوع را گامی به پیشبرده است. کتاب حاضر دفتر اول از کتاب «زنان سبیلو و مردان بدون ریش» است که به پیشگاه خوانندگان فارسی‌زبان تقدیم می‌شود. نعمت‌الله فاضلی استاد فعال حوزه مطالعات فرهنگی در پایان سال 96 با کتاب «خود مردم‌نگاری هویت دانشگاهی» که از سوی انتشارات تیسا منتشر شده، به بازار کتاب آمد. این کتاب از معدود نوشته‌هایی است که یک محقق ایرانی سعی کرده‌ است تا تجربیات تحقیقاتی، اجتماعی و فرهنگی خود را در شکل‌گیری هویت اوبه عنوان انسان دانشگاهی نقش داشته‌اند، توضیح دهند.   «ایده‌های خیابانی؛ نوشته‌هایی درباره شهر، تن، زندگی روزمره» نوشته امین بزرگیان نیز یکی از آثاری است که مطالعه‌اش می‌تواند برای اهالی علوم اجتماعی خالی از لطف نباشد. تمامی نوشته‌های این مجموعه در خلال حضور در خیابان متولد شده‌اند. دغدغه اصلی‌ نگارنده در نگارش آن‌ها بیش‌ از هر چیز یافتن راهی بود برای پرکردن شکاف‌هایی که در خلال زندگی روزمره در تهران سر بازمی‌کند، شکاف‌هایی ماحصل حضور در «زندگی روزمره»  این کتاب مجموعه نوشته‌های بزرگیان درباره تهران بین سال‌های ۸۱ تا ۸۶ است که پس از نزدیک به یک دهه تأخیر به همت انتشارات تیسا منتشر شده است. با وجود همه ملاحظات و تغییرات در زندگی و اندیشه‌ها نویسنده ترجیح داده به آن تجربه‌های نگاشته‌شده دست نزده و متن‌ها را بدون تغییر برای انتشار در اختیار نشر بگذارد.    کتاب «جامعه‌شناسی فرهنگ»، اثر ریموند ویلیامز، از پیشگامان اصلی مطالعات فرهنگی معاصر، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ترجمه و ذیل مجموعه «جامعه و فرهنگ» در سال 96 منتشر شد. این کتاب در هشت فصل ضمن تبیین موضوع جامعه‌شناسی فرهنگ، رویكرد ادبی به فرهنگ را نقد و تأکید می‌كند که جامعه‌شناسی فرهنگ نه‌تنها حوزه خود را بازپردازش کرده بلكه پرسش‌ها و شواهد جدیدی را نیز وارد كارهای عمومی علوم اجتماعی كرده است. نویسنده با بیان اینکه جامعه‌شناسی فرهنگی با فرایندهای اجتماعی كل تولید فرهنگی، از جمله شكل‌هایی از تولید كه می‌توان آنها را ایدئولوژی نامید، سروكار دارد؛ تصریح می‌کند که جامعه‌شناس فرهنگ، کارکردها و روابط اجتماعی‌ای را مطالعه می‌کند كه نه‌تنها فرهنگ یا ایدئولوژی مشخصی را ایجاد می‌کند؛ بلكه مهم‌تر از آن، وضعیت‌های واقعی پویایی را به وجود می‌آورد كه در آنها نه‌تنها پیوستگی‌ها، بلكه تضادها، تنش‌ها، اهتمام‌ها و انصراف‌ها، نوآوری‌ها و تغییرهای واقعی وجود دارد.   کتاب «فرهنگ شهرت» نوشته الیس کشمور، نیز که احسان شاه‌قاسمی آن را ترجمه و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر کرده از آثاری است که مطالعه آن را می‌توان توصیه کرد. این کتاب با بررسی مسئله فرهنگ شهرت به معنای آن، خاستگاه‌ها ونفوذ جهانی آن می‌پردازد و اطلاعات بسیار مهمی از نظام ستاره‌‌سازی در غرب و نیز ساز‌و‌کارهای ستاره‌سازی و محبوب‌سازی و نقش رسانه‌ها در آن را بیان می‌کند. همچنین نشان می‌دهد که چطور ستاره‌ها با قرار گرفتن در یک زمینه خاص اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای، الگوهای رفتاری غیرمتعارفی را پیش می‌گیرند که از جمله آن‌ها می‌توان به انحرافات حاد جنسی، مصرف مواد مخدر و ارتکاب به جرائم مختلف اشاره کرد. این كتاب تأكید می‌كند که نظام رسانه‌ای در جهان سرمایه‌داری به‌راحتی توانسته است از این افراد که معمولاً به‌لحاظ معیارهای اخلاقی در سطوح بسیارپایینی هستند، قهرمان‌های ملی و اجتماعی بسازد.   «جامعه مصرفی و شهر پسامدرن» نوشته دیوید کلارک با ترجمه حمید پورنگ از جمله كتاب‌های قابل تاملی است كه رشد شهرها و پیامدهای آن را تحلیل و بررسی می‌كند. کتاب یادشده متاثر از کارهای بانفوذ نظریه‌پردازانی نظیر ژان بودریار و زیگمونت باومن است. فحوای اصلی کتاب به قول خود نویسنده این است که جامعه مصرفی، شهر را در تصویر خاص آن دوباره شکل داده است. کلارک در تبیین روابط میان مصرف و شهر، نگاه عمیقی به الزامات مصرف‌گرایی برای شهر دارد. مصرف‌گرایی مدنظر وی فراتر از خرید و استفاده از کالاهاست و او به این مسئله می‌پردازد که چگونه مصرف‌گرایی، ماهیت و طراحی شهری را دوباره شکل می‌دهد. این کتاب تحول جامعه امروزی غربی و انواع متفاوت مصرف را تبیین می‌کند. کلارک معتقد است هسته اصلی زندگی شهری، مصرف‌گرایی است. از منظر رابطه مصرف و شهر، کلارک به موضوعات عمیق‌تری نیز می‌پردازد. در بحث از نابرابری‌های اجتماعی که به مصرف شهری برمی‌گردد، کلارک به ویژه تحت تاثیر بودریار و باومن است. این تأثیر در مباحث بعدی کتاب نظیر بحث سبک زندگی نیز به‌خوبی مشخص است. کتاب «جامعه مصرفی و شهر پسامدرن» را انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار نشر کرده است.   کتاب  «وضعیت توسعه‌ انسانی در ایران، آسیب‌پذیری و تاب‌آوری» نوشته‌ سعید مدنی‌قهفرخی نیز که در نیمه دو سال 96 روانه بازار کتاب شد، از سوی اصحاب علوم انسانی مورد توجه قرار گرفت. این کتاب گزارشی از وضعیت توسعه‌ انسانی در ایران است که بر اساس «گزارش توسعه‌ انسانی» سازمان ملل متحد  نوشته شده و در آن مخاطب به تفصیل با وضعیت کنونی ایران در دو حوزه‌ آسیب‌پذیری و تاب‌آوری آشنا می‌شود.   ​کتاب «مشرکی در خانواده پیامبر» کار مشترک حسن محدثی و بیژن عبدالکریمی توسط انتشارات نقد فرهنگ اثر جدید دیگری بود که در سال 96 به چاپ رسید و در میان آثار این حوزه حرف تازه‌ای برای گفتن داشت. این کتاب با عنوان فرعی «داستان عاشقانه زندگی ابوالعاص و زینب (دختر پیامبر)» کار جدید و مشترک حسن محدثی و بیژن عبدالکریمی، شرح رابطه عاشقانه زینب دختر بزرگ پیامبر با مشرکی به نام ابوالعاص است. این رمان تاریخی می‌کوشد بر اساس مستندات تاریخی تصویر دیگرگونه‌ای از شخصیت پیامبر اسلام ارائه دهد که در روزگار ما به دلیل سیطره اندیشه‌های فرقه‌گرایانه و اندیشه‌های تئولوژیک در خفا باقی مانده است. این داستان نحوه کشمکش میان عشق و ایمان در دل زینب، دختر پیامبر و نیز نحوه رویارویی پیامبر با عشق دخترش به یک مشرک را نشان می‌دهد. این کتاب می‌کوشد تا جایگاه «عشق انسانی» را در روح و احساس پیامبر نشان دهد. همچنین این قصه نشان می‌دهد که می‌توان همچون ابوالعاص مشرکی والامنش بود که رفتار و شخصیتش از بسیاری از مسلمانان کوچک و حقیر متعالی‌تر بود و پیامبر برای این شخصیت چقدر احترام قائل بود و به وی بسیار علاقه داشت. این کتاب می‌کوشد در فراسوی باورهای اعتقادی و  تئولوژیک و صرفاً بر اساس رویکردی پدیدارشناسانه وجوهی از شخصیت پیامبر اسلام را آشکار سازد که در روزگار ما بسیار فراموش گشته است.     کتاب «پوپولیسم ایرانی» نوشته علی سرزعیم است که با پیش درآمدی از محسن رنانی از سوی انتشارات کرگدن منتشر شده و امسال جزء آثار پرفروش بود. سرزعیم در کتاب «پوپولیسم ایرانی» تلاش می‏‌کند تا دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را در پرتو پاسخ‌گویی به چند پرسش تحلیل کند و به چالش بکشد. رویکرد پاسخ به این پرسش‌ها، اقتصاد سیاسی و ارتباطات سیاسی بوده است و چارچوب نظری مورد استفاده پوپولیسم یا همان عوام‏‌فریبی است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 19 Apr 2018 06:37:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259790/بسته-پیشنهادی-خبرگزاری-ایبنا-خرید-کتاب-نمايشگاه-كتاب-حوزه-علوم-اجتماعی اهمیت آشنایی با مکاتب روش‌شناسی در مطالعات ایرانشناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259860/اهمیت-آشنایی-مکاتب-روش-شناسی-مطالعات-ایرانشناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نقد و مناظره، کرسی ترویجی «اهمیت آشنایی با مکاتب روش شناسی در مطالعات ایرانشناسی» با همکاری کمیته دستگاهی دانشگاه میبد و خانه ملی گفتگوی آزاد دبیرخانه کرسی‌های نظریه‌پردازی برگزار می‌شود. در این نشست علمی که با ارایه «منصور طرفداری» همراه است، شهناز حجتی و زهره دهقانپور به‌عنوان ناقد حضور دارند. علاقه‌مندان برای حضور رایگان در این نشست علمی می‌توانند روز یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ از ساعت ۱۳ تا ۱۵ به سالن کنفرانس دفتر ریاست این دانشگاه مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 09:44:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259860/اهمیت-آشنایی-مکاتب-روش-شناسی-مطالعات-ایرانشناسی تندیس «روز جهانی روانشناسی» به حسین پاینده اهدا شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259850/تندیس-روز-جهانی-روانشناسی-حسین-پاینده-اهدا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی، طی مراسمی به مناسبت روز جهانی روان‌شناسی که هر ساله همزمان با 28 آوریل در سراسر جهان برگزار می‌شود، امسال در ایران از حسین پاینده، استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبایی برای فعالیت‌های پژوهشی میان‌رشته‌ای در حوزه نقد و روان‌پژوهی قدردانی شد. حسین پاینده تاکنون موفق به انتشار ۲۶ کتاب شده و پیش از این نیز ۱۰ جایزه دیگر دریافت کرده است. وی هم‌اکنون عضو هیات علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. کتاب‌های «اندیشه یونگ» نوشته ریچارد بیلسکر (انتشارات فرهنگ جاوید) و «روانکاوی فرهنگ عامّه» نوشته بَری ریچاردز (انتشارات مروارید) از جمله آثار پاینده در این حوزه است. او پیش از این هم از سوی مرکز خدمات روان‌شناسی سیاووشان برای اثر برگزیده میان‌رشته‌ای روانکاوی و فرهنگ در سال 1394  و از سوی سازمان بهزیستی در روز جهانی روان‌شناسی به دلیل فعالیت‌های پژوهشی و آثار میان‌رشته‌ای در حوزه‌ روان‌شناسی و نقد ادبی در سال جاری تجلیل شده بود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 09:41:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259850/تندیس-روز-جهانی-روانشناسی-حسین-پاینده-اهدا «جامعه‌شناسی آموزش عالی» به روایت پاتریشیا جی.گامپورت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259016/جامعه-شناسی-آموزش-عالی-روایت-پاتریشیا-جی-گامپورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «جامعه‌شناسی آموزش عالی» نوشته پاتریشیا جی. گامپورت با ترجمه مرتضی مردیها منتشر شده است. نویسنده در مقدمه‌ای که بر این اثر نوشته می‌گوید: «بیش از سی‌سال از ارزیابی جامع جامعه‌شناسی آموزش عالی برتون کلارک گذشته است. این رشته در آن زمان، رشته‌ای نوپا بود، ولی به‌مرور نیروی لازم را برای نضج گرفتن و به‌راه ‌افتادن کسب کرد. کلارک در مقاله‌ای با عنوان «جامعه‌شناسی آموزش عالی» نقش یک نقشه‌بردار را به‌عهده می‌گیرد و حوزه‌های اصلی پژوهش و مرزهای آن را مشخص می‌کند. او جامعه‌شناسی آموزش عالی را رشته‌ای می‌داند که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم با دو موضوع کانونی نابرابری آموزشی و تأثیرات دانشگاه بر دانشجویان، و دو موضوع که پژوهش‌های ناظر به آن‌ها در آن زمان محدودتر بود، یعنی حرفه آکادمیک و مدیریت و سازمان، ظهور کرد. کلارک، با نگاه به پیشرفت‌های آشکار این رشته، امکانات زیادی را برای پژوهش و کاوش عمیق‌تر این مسائل و بررسی و کندوکاو آن‌ها پیش‌بینی می‌کند. این رشته، کانون یک شبکه زاینده است؛ دغدغه‌های جامعه‌شناختی را با مسائل و مشکلات عملی که در حوزه آموزش عالی وجود دارند، همگرا می‌کند.  باوجود این، به پژوهشگران در مورد چیزی هشدار می‌دهد که آن را تغییر مسیرهای ممکن اشتباه می‌نامد. او به‌وضوح پژوهشگران را بیم می‌دهد که بیش از حد بر نیازهای کارورزان و دست‌اندرکاران آموزش عالی که با آن رویارویی مدیریتی و اجرایی دارند، تمرکز نکنند، زیرا این رشته را به یک جامعه‌شناسی مدیریتی تبدیل می‌کند. به آنان هشدار می‌دهد که زیاد خود را درگیر سنجه‌های کمّی عوامل تعیین‌کننده نکنند؛ نگاهی که «کانون تحقیق را به‌سمت امور حاشیه‌ای و کم‌‌اهمیت منحرف می‌کند»، یا فریب داستان‌های خاص ولی تعمیم‌داده‌شده روش کیفی را نخورند که می‌تواند «یک رشته پژوهشی را به یک نمایش ژورنالیستی فروکاهد». (کلارک، 1973، 12-10 در این کتاب). گامپورت نویسنده کتاب که خود از دانشجویان کلارک بوده و تحقیقات در این حوزه را مدیون او می‌داند در ادامه مقدمه خود بیان می‌کند که اثر وی، از جایی آغاز می‌شود که کلارک کار خود را پایان داد. در سه دهه بعدی چه روی داد؟ پژوهش در هریک از حوزه‌های چهارگانه ابتدایی پیش رفت، مقوله‌ها و دسته‌های سامان‌بخش پژوهش، شکل تازه‌ای به خود گرفت، و خطوط پژوهشی فراوانی در زمینه تغییرات چشمگیر اجتماعی، نهادی، و سازمانی ربع پایانی قرن بیستم ظهور کرد. باوجود چنین بسطِ شگرفی در آنچه ما آن را «جامعه‌شناسی آموزش عالی» به‌شمار می‌آوریم، هیچ تلاش جامعی برای ارزیابی این رشته از سال 1937 به بعد که کلارک مقاله‌اش را منتشر کرد، انجام نشده است. زمان این ارزیابی فرارسیده است؛ در واقع، باید گفت، از زمان آن‌ بسیار هم گذشته است. اما بنا بر آنچه که مولف اثر بیان می‌کند، این کتاب سه هدف عمده دارد: 1) توصیف و گزارش برآمدن جامعه‌شناسی آموزش عالی به‌مثابه یک رشته پژوهشی در سی‌سال گذشته؛ 2) بررسی زمینه‌های اجتماعی، سازمانی، و حرفه‌ای که در شکل‌بخشی به نواحی مجزای تخصصی درون این حوزه مطالعاتی نقش کلیدی‌ای ایفا کرده‌اند؛ و 3) بررسی چشم‌اندازهای آتی و موشکافی در عوامل شکل‌دهنده مشروعیت، سرزندگی و نهادینه ‌شدن خطوط خاص پژوهش در این حوزه که اعضای هیئت ‌علمی دپارتمان‌های جامعه‌شناسی و علوم تربیتی آن‌ها را دنبال می‌کنند. به اعتقاد نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی آموزش عالی» در مقدمه کتاب، «پژوهش در جامعه‌شناسی آموزش عالی دو منطقه سازمانی و فکری را دربرمی‌گیرد. یکی از هدف‌های این کتاب، تحکیم پلی بین این دو منطقه است، و نویسندگان کتاب نیز با همین دغدغه انتخاب شده‌اند. مؤلفان فراوانی در هر دو دپارتمان‌ جامعه‌شناسی و علوم تربیتی (اغلب با تأکیدی مؤدبانه بر یکی از این دو) تدریس کرده‌اند و در مجله‌های علمی برای مخاطبان هریک از این دو رشته، مقاله‌هایی را منتشر کرده‌اند. فصل‌های نگاشته‌شده در مجموعه حاضر، حساسیت‌های پژوهشی و محققانه‌ای را بازتاب می‌دهد که الهام‌گرفته از ترکیب این دو رشته است. بااین‌حال، پیشینه‌های شغلی نویسندگان و بیوگرافی فکری‌شان نیز از اولویت تأمل آن‌ها در این یا آن حوزه خبر می‌دهد، یعنی غور در منابع و گفتارهایی که به‌سمت جامعه‌شناسی، یا به‌سوی آموزش عالی، گرایش بیشتری دارند. با‌این‌حال، این پژوهشگران از یک ویژگی مشترک برخوردارند و آن این‌ است که تغییرات کلیدی در واقعیت‌های نهادی آموزش عالی در سراسر جهان را شاهد بوده‌اند: اعم از تغییرات جمعیت‌شناختی، اقتصادی، ایدئولوژیک، سازمانی، سیاسی، و حرفه‌ای؛ ذکر این موارد، تنها برای اشاره به برخی ابعاد از این برآمدن و جدالی است که بر پدیده موردنظر ما تأثیرگذار بوده‌اند.» این کتاب در قالب سه بخش عمده تنظیم شده است؛ بخش نخست به نقاط عزیمت اشاره دارد: فصل اول، مقاله کلارک (1973) با ‌عنوان «تحول جامعه‌شناسی آموزش عالی» را به‌مثابه یک سکوی پرش برای تأمل درباره تحول جریان‌های فکری عمده در دل جامعه‌شناسی آموزش عالی، بازنشر کرده است. فصل دوم ‌ـ فصل دبیر مجموعه‌‌ ـ به ارزیابی ابتدایی کلارک از این رشته پرداخته و نیروهای اجتماعی و سازمانی‌ را بررسی می‌کند که به تحول این رشته در طول سی ‌سال بعدی، یاری رسانده‌اند. بقیه کتاب به دو بخش عمده تقسیم می‌شود که شامل فصل‌هایی است که به کارهای تجربی و مفهومی‌ ارجاع داده‌اند که برای عنوان‌های پژوهش در این حوزه، بنیادی تلقی می‌شوند. بخش دوم، دارای چهار فصل است که به هریک از حوزه‌های چهارگانه‌ای پرداخته‌اند که کلارک آن‌ها را حوزه‌های کانونی و اصلی پژوهش جامعه‌شناسی آموزش عالی می‌دانست. این فصل‌ها عبارتند از مطالعه آموزش عالی، تأثیرات کالج، حرفه آکادمیک، و کالج‌ها و دانشگاه‌ها به‌مثابه سازمان‌ها. هر فصل، تحولات روی‌داده از سال 1970 به بعد را پی گرفته و ترکیب نیروهای فکری و اجتماعی‌ را بررسی می‌کند که در تحولات و پیشرفت‌های این حوزه مطالعاتی و پژوهشی نقش داشته‌اند. نویسندگان، نشان می‌دهند که چگونه این خطوط پژوهش از وقوع تغییرات در خود حوزه آموزش عالی و نیز از گنجینه غنی‌ منابع مفهومی، تجربی، و روش‌شناختی‌ الهام گرفته که از دل تخصص‌های جامعه‌شناسی بیرون آمده‌اند. در فصل‌های سوم و چهارم ‌ـ‌که به‌ترتیب درباره نابرابری و تأثیر کالج بر دانشجویان است‌ـ‌ نویسندگان، ادبیاتی تحقیقی را گزارش می‌کنند که نقش آموزش عالی را در لایه‌بندی اجتماعی و در جامعه‌پذیری نشان می‌دهد، درحالی‌ که فصل پنجم به بررسی هیئت علمی و محیط کار دانشگاهی می‌پردازد که بیشتر بر جامعه‌شناسی حرفه‌ها و جامعه‌شناسی کار متمرکز است. نویسنده فصل ششم نیز به‌منظور نشان ‌دادن ادبیات گسترده مرتبط با پویشِ (تحول و پویاییِ) سازمانی آموزش عالی، با محدود کردن بحث به کالج‌ها و دانشگاه‌ها به‌عنوان سازمان‌ و با گنجاندن مفهوم‌های بنیادینی که رشته‌های علوم اجتماعی را فراتر از جامعه‌شناسی می‌برند (علوم سیاسی، انسان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، و مدیریت) پیشینه آن را مرور می‌کند. اگرچه نقشه‌برداری اولیه کلارک، مطالعه سازمان دانشگاهی را با نظارت و اداره همراه می‌کند، در فصل پنجم این کتاب محیط کار دانشگاهی و در فصل دهم، چارچوب‌های جامعه‌شناختی سیاست‌گذاری به‌طور مجزا، بررسی شده‌اند. بخش سوم، چشم‌انداز گسترده‌تری از این رشته را ارائه می‌دهد که در آن پژوهشگران، مسیرهای جدیدی را برای تحقیق و پژوهش دنبال می‌کنند. فصل‌های کتاب درباره چهار کار ویژه‌ یا تخصص، کندوکاو می‌کنند که عبارتند از تحلیل آموزش عالی به‌مثابه یک نهاد، مطالعه رو‌ال‌های دپارتمانی و دانشگاهی، مطالعه دانشگاه و پژوهش درباره سیاست‌گذاری آموزش عالی. (برخی دیگر از محورهای پژوهش که در اینجا به آن‌ها اشاره نشده است، در فصل‌های دوم و دوازدهم، به‌قلم دبیر مجموعه، بررسی شده‌اند). چهار تخصص بالا برای بررسی عمیق، انتخاب شده‌اند، زیرا این چهار حوزه، ازجمله مطرح‌ترین و نهادینه‌شده‌ترین عنوان‌ها در میان درس‌های ارائه‌شده و کتاب‌ها و مقاله‌های منتشرشده در برنامه انجمن‌های حرفه‌ای است که در آن‌ پژوهشگران، مقاله‌هایی درباره جامعه‌شناسی آموزش عالی ارائه می‌دهند. نویسنده هر فصل، عنوان‌های برجسته پژوهشی، تأثیر زمینه‌های وسیع‌تر پژوهش، و چشم‌اندازهای آتی مرتبط با این رشته را بررسی می‌کند. مطالعه آموزش عالی به‌مثابه یک نهاد (فصل هفتم) برای چندین دهه ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده بود. تحولات در نظریه نهادی (نهادگرا) ـ‌که بیشترین فایده را برای آموزش عالی داشته است‌ـ پرسش‌ها و مفهوم‌هایی را از میان دیدگاه‌های نظریه‌پردازان اجتماعی بزرگی مانند امیل دورکیم و ماکس وبر بیرون کشید و خطوط پژوهشی را ترسیم کرد که در دهه 1970 از اهمیت فراوانی برخوردار شدند. از آن زمان، این کار بسیار زایا بوده، و بر پویش محلی سازمانی و پویایی نهادی فراگیرتر مرتبط با هریک از حوزه‌های اساسی این کتاب، پرتو افکنده است؛ به‌ویژه تحقیق درباره برساخت اجتماعی اسطوره‌های عقلانی که مشوق بدیهی تلقی کردن ساختارها و فرایند‌های آموزش عالی است. سیلان مفهومی گسترده این حوزه و قدرت آن برای تبیین فرایندهای نهادی، باعث شده است که استادان با اهداف متنوعی به توسعه آن همت گمارند؛ پژوهشگرانی که هدف اصلی‌شان ارتقای ادبیات تجربی و نظری در مطالعه نهادها است و نیز پژوهشگران و مدرسانی که درصدد هستند که مفاهیم این حوزه را به‌کار گیرند تا قدرت مشروعیت‌بخشی آن را نشان دهند و پویایی آن را در یک یا چند سطح آموزش عالی ‌ـ‌اعم از سطوح جهانی، فراملی، ملی، ایالتی، سازمانی، درون یا فراسازمانی، میان‌فردی، یا سطوح شناختی‌ـ‌ دگرگون کنند. یک خط تحقیق، نظریه نونهادی، عوامل بالقوه برای رفتار راهبردی سازمانی به‌منظور کسب مشروعیت را بررسی می‌کند و این موضوع، مورد علاقه خاص پژوهشگران آموزش عالی بوده است که درصدد شناسایی دستورالعمل‌های لازم برای عناصر اجرایی و کارورزانی هستند که با تغییرات محیطی روبه‌رو می‌شوند. نوشته‌های مربوط به موضوع دپارتمان‌های دانشگاهی (که در فصل هشتم ‌بررسی شده‌اند) از مطالعه سازمان‌های دانشگاهی و مدیریت آن‌ها و نیز از مطالعه حرفه دانشگاهی سربرآورد؛ پژوهشی که با تغییرات در ماهیت کار دانشگاهی و شکل‌های سازمانی آموزش عالی، تشدید شده است. مطالعه تنوع و واگرایی (که در فصل نهم بررسی شده است) ابتدا از مفاهیم و ابزارهای توسعه‌یافته در مطالعه نابرابری آموزشی و مطالعه تأثیر کالج شکل گرفت. مطالعه تنوع و واگرایی و محیط‌های متفاوت یادگیری ـ‌که هنوز در آغاز طفولیت خود است‌ـ با تغییرات بزرگ قانونی، سیاسی، و جمعیت‌شناختی، رنگ و لعاب گرفته است و بر اهمیتِ به‌طور گسترده پذیرفته‌شده این برنامه تأکید می‌کند. پژوهش در سیاست‌گذاری آموزش عالی (که در فصل دهم به آن پرداخته شده است) اخیراً به‌عنوان حوزه‌ای برای تحلیل جامعه‌شناختی از سوی پژوهشگران علاقه‌مند به سیاست‌گذاری و به‌صورت تتبعی عمیق‌تر در پویایی اداره امور، به‌ویژه سیاست‌گذاری در آموزش عالی عمومی، مورد ‌توجه واقع شده است. مانند فصل مطالعه سازمان‌ها، در اینجا نیز مرور ادبیات بحث، فراتر از جامعه‌شناسی رفته و به نظریه‌های فرایند سیاست در علوم سیاسی پرداخته‌ است؛ رشته‌ای که در آن پژوهشگران آموزش عالی برای بررسی اینکه چه کسی امور آموزش عالی را دراختیار خود دارد و اینکه چگونه سامانه تعیین سیاست و دستورکار در جای‌‌‌گاه‌های مختلف شکل می‌گیرد، به رویکردهای مفیدی دست یافته‌اند. بخش چهارم با دو فصل به نتیجه‌گیری پرداخته است. برتون کلارک در مقاله کوتاهی که در سال 2006 نوشته است ـ‌ یعنی بیش از سی‌سال پس از مقاله اولیه او‌ ـ برای شرایط آتی جامعه‌شناسی آموزش عالی، پیشنهادهای صریحی را ارائه می‌دهد. او به‌جای تأکید بر عوامل بالقوه برای همگرایی، یک بی‌ارتباطی عمیق بین تحقیق و عمل را تشخیص می‌دهد. اگرچه او ابتدا در مورد تمرکز بیش از اندازه بر نیازهای فوری مدیران و دست‌اندرکاران هشدار می‌دهد، در این مقاله به‌گونه‌ای قاطع از سویه عملی حمایت می‌کند، و حتی به‌گونه‌ای جسورانه، کسانی را سرزنش می‌کند که «درصدد تولید «نظریه» با نثری پرطمطراق» هستند که دست‌اندرکاران و مدیران، آن را نادیده می‌گیرند. در اینجا او پژوهشگران را ـ‌‌ نه‌تنها در انتخاب موضوع‌هایی که ارزش تحقیق دارند، بلکه همچنین در تدوین یافته‌ها و نتیجه‌گیری‌‌ـ‌ به‌سوی مسئله‌محوری سوق می‌دهد. کلارک درحالی‌که از مدت‌ها پیش به شایستگی رویکردهای موردپژوهی اشاره داشته است، در اینجا از شکل ویژه‌ای از کاوش جامعه‌شناختی حمایت می‌کند؛ وی با اصرار از پژوهشگران می‌خواهد که از کسانی‌ که درگیر این حوزه هستند، یاد بگیرند، به کارورزان و دست‌اندرکاران آموزش عالی که دانش دست ‌اول ارزشمندی دارند، گوش بدهند، و پژوهشی را پیش ببرند که با تشخیص اینکه چه چیزی در عمل کارسازتر است، به آنان کمک کند که بر مشکلات عملی چیره شوند. برخی خوانندگان ممکن است این را مضحکه تلقی کنند، چون کلارک، پیشتر از چیز دیگری حمایت کرده بود و بسیاری از سازه‌های مفهومی و تجربی خود را در درون سنت‌های نظری جامعه‌شناختی قرار داده بود، که در گفتارهای فصل‌های پیش‌ رو نمونه‌هایی از آن را خواهیم دید. هرچه که باشد، تصور ما بر این است که موازنه میان فصل‌های کتاب نه‌تنها حق کاوش در ریشه‌های بنیادین این حوزه و ترکیب متعادلی از دغدغه‌های نظریه‌های جامعه‌شناختی و واقعیت‌های عملی را ادا می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که کجا و چگونه سمت‌گیری عملی کلارک می‌تواند در تحولات آتی، جای بیشتری برای خود باز کند. ​ در فصل نتیجه‌گیری، دبیر مجموعه موضوع‌هایی را از فصل‌های پیشین با هم می‌آمیزد و چشم‌اندازهای آتی را بیشتر ‌بررسی می‌کند. کدام عوامل، تحول و پیشرفتِ جامعه‌شناسی آموزش عالی را در دهه‌های آغازین قرن بیست‌ویکم محدود یا تسهیل می‌کنند؟ چگونه فشار پژوهش‌ها بر اعضای هیئت علمی در دو رشته جامعه‌شناسی و تعلیم‌وتربیت به‌ترتیب، فزونی می‌یابد؟ آیا حمایتی از دامنه وسیع موضوعات تحقیق، از تلاش‌های اولیه در جامعه‌شناسی تا کاربست نظریه جامعه‌شناختی و روش‌شناختی به مسائل عملی و سیاست‌گذاری، انجام می‌شود؟ بحث من درباره عوامل جای‌‌‌گاهی که به تحولات در جامعه‌شناسی آموزش عالی شکل می‌دهد، با فرضیه‌ای در جامعه‌شناسی دانش روشن می‌شود: پیشرفت دانش در این رشته نه‌تنها از اندیشه‌ها و ایده‌ها تأثیر می‌پذیرد، بلکه تنظیمات دانشگاهی که پژوهشگران درونِ آن‌ها کار می‌کنند نیز بر آن تأثیر می‌گذارد. این تنظیمات شامل نظام پاداش دانشگاهی برای استخدام رسمی و ارتقا، و نیز ویژگی‌های معرف انجمن‌های حرفه‌ای و دپارتمان‌های دانشگاهی است که اعضای هیئت علمی در آن فعالیت دارند. با نگاه به پیش‌رو، استدلال من این است که جامعه‌شناسی آموزش عالی با محدودیت‌های عمده‌ای روبه‌رو است که علیه نهادینه شدن آن به‌عنوان یک حوزه پژوهشی عمل می‌کند. هرچند پیشرفت دانش در چارچوب متمایزی از تحقیق به‌هیچ‌روی بر پذیرش این امر متوقف نیست که رشته جداگانه‌ای را تشکیل دهد، اما پژوهشگران، علاقه و حمایت زیادی به این نشان می‌دهند که خطوط پژوهش خاص فراوانی وجود داشته باشد؛ همان‌گونه که کتاب حاضر این نکته را نشان می‌دهد. به‌علاوه اینکه نوید‌بخش نشانه‌های مسیرهای جدید و به‌هنگام است، همان‌گونه که فصل دوازدهم از آن‌ها پرده برخواهد داشت. کتاب «جامعه‌شناسی آموزش عالی» نوشته پاتریشیا جی.گامپورت به ترجمه مرتضی مردیها با شمارگان هزار نسخه در 527 صفحه به بهای 28 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 08:58:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259016/جامعه-شناسی-آموزش-عالی-روایت-پاتریشیا-جی-گامپورت تعلیقات بلوکباشی بر کتاب، نواقص تحقیقات وسترمارک را برطرف می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259840/تعلیقات-بلوکباشی-کتاب-نواقص-تحقیقات-وسترمارک-برطرف-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «بازمانده‌هایی از فرهنگ دوران جاهلی در تمدن اسلامی» نوشته ادوارد وسترمارک، انسان‌شناس سرشناس قرن نوزدهم با ترجمه و تعلیق علی بلوکباشی سه‌شنبه (۲۸ فروردین ماه) با حضور مترجم اثر، علی بهرامیان، ناصر تکمیل‌همایون و صادق سجادی در سرای اهل قلم برگزار شد. بلوکباشی در ابتدای این نشست توضیحاتی را درباره کتاب حاضر ارائه کرد و گفت: نویسنده برای این کتاب 9 سال کار میدانی انجام داده و طی آن کوشیده تا تمامی عناصری را  به دست بیاورد که در دوره جاهلی در میان مردم آفریقای شمالی به‌ویژه در مراکش مسلمان شده‌، وجود داشته است. البته این فرهنگی است که در زندگی عرفی مردم وجود دارد و ریشه‌ توجه‌اش به قبایل بربرها بوده است که اسلام آورده‌اند.    وی ادامه داد: آنچه وسترمارک در این کتاب ارائه می‌دهد آمیزه‌ای است که از فرهنگ شفاهی و عرفی مردم مراکش گرفته شده است. این فرهنگ آمیخته‌ای با فرهنگ‌های کهن یونانی، رومی، مصری و ... بوده است.   این استاد مردم‌شناسی با بیان اینکه این کتاب در 6 بخش سامان یافته است، افزود: سه بخش در این کتاب مربوط به بررسی عناصری چون جن، چشم‌زخم، نفرین و ... است و سه بخش دیگر اثر نیز به بررسی قداست و حساسیتی می‌پردازند که روی آن وجود دارد و تاثیری که عناصر خارجی روی آن قداست دارند. اما در بخش دیگر کتاب حساسیت‌هایی است که قداست دارد و گستره آن بیان می‌شود. در آخرین بخش نیز باورها و رفتارهای فرهنگی یونانی ـ رومی در آیین‌ها ریشه‌یابی می‌شود.   به گفته بلوکباشی، تصویری که در این کتاب ارائه می‌شود نشان می‌دهد، که مردم چگونه می‌اندیشند و به اشیا نگاه می‌کنند. همچنین ملاک و معیارهای پدیده‌ها و رویدادهای طبیعی و فراطبیعی در کتاب بررسی می‌شود و اینکه مردم چه جهان‌بینی نسبت به ارتباطات و پدیده‌ها دارند.   این استاد مردم‌شناسی با اشاره به اینکه خود تعلیقات مفصلی بر این اثر افزوده است، عنوان کرد: من پیش از این هم به صورت مستمر روی فرهنگ‌شناسی جدید ایران کار کرده بودم و در این باره هم کتاب‌ها و مقالاتی داشتم. اما در این اثر کوشیده‌ام تا عناصری را که وسترمارک در مراکش شناسایی کرده، با عناصر مشابه آن در فرهنگ ایرانی اسلامی بررسی کنم.   بقایای فرهنگ جاهلی منحصر در مراکش و آفریقا نیست صادق سجادی، عضو هیئت علمی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه استفاده از واژه جاهلیت به معنای عام آن در نامگذاری کتاب وجود دارد، گفت: نام اصلی کتاب «بقایای فرهنگ شرک‌‌آلود در تمدن محمدیان» است. در قرن نوزدهم در قیاس با مسیحیت گروهی از اسلام‌شناسان، اسلام را به پیامبر منسوب می‌کردند و از همین جهت واژه محمدیان استفاده می‌شد که بعدها در مقالات و آثار دیگر اسلام‌شناسان از این نام‌گذاری عدول شد و واژه اسلام به کار گرفته شد.   وی ادامه داد: آنچه که در جوامع مشرک پیش از اسلام وجود داشته عصر جاهلی نامیده می‌شود اما عصر جاهلیت معمولاً معنای خاصی را دارد تا آنجا که تبدیل به یک اصطلاح خاص شده و به عبارت دیگر وقتی از عصر جاهلیت صحبت می‌کنیم منظورمان دوره‌ خاص تاریخی است که مردم عربستان در آن زندگی می‌کردند و شامل فرهنگ‌های بیرون شبه جزیره نمی‌شود!    عضو هیات علمی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی افزود: بقایای فرهنگ جاهلی منحصر در مراکش و آفریقا نیست و قسمت‌های مهمی از احکام امضایی اسلام را هم شامل می‌شود. بنابراین همه جوامعی را که بعدا مسلمان شدند نمی‌توان عصر جاهلی نامید. از سوی دیگر وقتی در عنوان کتاب از عصر جاهلی در تمدن اسلامی سخن گفته می‌شود گویی که نویسنده بسیاری از جوامع اسلامی را بررسی کرده در حالی که او تنها بخشی از شمال آفریقا مانند مراکش را بررسی کرده است.   سجادی با بیان اینکه وسترمارک را شاید بتوان از نخستین کسانی دانست که مطالعات میدانی را وارد تحقیقات کرد عنوان کرد: یکی دیگر از مشکلات این کتاب است که می‌گوید شمال آفریقا از قرن پنجم فتح شد در حالی که این گونه نیست!   عضو هیات علمی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی در ادامه تعلیقاتی را که بلوکباشی بر این کتاب افزوده از چندین جهت دارای اهمیت دانست و گفت: شباهت‌های شگفت‌انگیزی میان عقاید و باورها در ایران مانند جن و چشم زخم با عقاید مردم در مراکش وجود دارد به گونه‌ای که این سوال طرح می‌شود که آیا برای این شباهت‌ها مجرایی وجود داشته یا می‌توان این تشابهات را به وداها نسبت داد. شباهت میان عناصر فرهنگی مانند عوض کردن نوزاد در شب ششم تولد، آل، قربانی کردن، چشم زخم، نماد عددهای پنج و هفت، نفرین و ... در ایران و مراکش بسیار جالب توجه است.   وی در ادامه با بیان اینکه اعتبار بلوکباشی به ترجمه این کتاب نیست چرا که وی پیش از این پژوهش‌های بسیاری را طی سال‌های متمادی در این حوزه انجام داده گفت: شباهت‌هایی که در کتاب بیان شده نیازمند توضیحات مردم‌شناسی مانند بلوکباشی بوده است.   سجادی با اشاره به اینکه مورخان امروز علاقه‌مند به تحلیل حوادث هستند عنوان کرد: این موضوع نشان می‌دهد که تحول بزرگی در نگاه تاریخی و تاریخ فکری مورخان ایجاد شده و بزرگترین کمک به مورخان مطالعات مردم‌شناسانه است. البته این مطالعات می‌تواند عرصه تحقیقی میان رشته‌ای هم تلقی شود چراکه ارتباط وسیعی میان تاریخ و مباحث جامعه‌شناسی وجود دارد و وظیفه برقراری این ارتباط را تا حد زیادی مردم‌شناسی بر دوش دارد.   توضیحات بلوکباشی روشنگر ابهامات است تکمیل همایون نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه هر فرد دیگری به غیر از بلوکباشی بود، نمی‌توانست به این خوبی اثر را ترجمه و بر آن تعلیق بیفزاید، گفت: جالب است که در کتاب 11 صفحه کتابشناسی از سوی وسترمارک ارائه شده، در حالی که کتابشناسی تعلیقات بلوکباشی 10 صفحه است. از سوی دیگر بلوکباشی 48 صفحه نمایه و 13 صفحه واژه‌شناسی بر این کتاب اضافه کرده است. تعداد صفحات متعلق به وسترمارک در کتاب 186 صفحه است که با در نظر گرفتن 11 صفحه کتابشناسی می‌توان 197 صفحه را برای وی در نظر گرفت در حالی که تعداد صفحات مربوط به تعلیقات بلوکباشی در کتاب 182 صفحه است که در کنار 48 صفحه نمایه و 13 صفحه واژه‌شناسی 253 صفحه را به خود اختصاص داده و این در مجموع نشان می‌دهد که از این کتاب 457 صفحه‌ای، 253 صفحه اختصاص به تعلیقات بلوکباشی و 197 صفحه مربوط به تحقیقات وسترمارک است! بنابراین مشاهده می‌کنید که مترجم کتاب 56 صفحه بیشتر از نویسنده مطلب بر کتاب افزوده و شاید اگر وسترمارک زنده بود و این تعلیقات را مطالعه می‌کرد شرایط متفاوت می‌شد.   این استاد جامعه‌شناسی تاریخی اضافه کرد: من هیچ کتابی را نمی‌شناسم که در آن ترجمه کتاب همراه با تحقیقات باشد و این امتیازی برای این کتاب محسوب می‌شود که توضیحات بلوکباشی می‌تواند روشنگر بسیاری از ابهاماتی باشد که در تحقیقات یا گفته‌های وسترمارک وجود دارد.   به گفته تکمیل همایون، از سوی دیگر مقایسه بین آموزه‌ها و باورهای مراکشیان با آنچه که در ایران وجود دارد بسیار جالب است. وستر مارک در کتاب 6 بخش دارد که می‌توانسته برای هر یک از این بخش‌ها سوتیترهای جداگانه‌ای استفاده کند. همچنین در کتابشناسی وسترمارک از ابن خلدون مطلبی بیان شده در حالی که در متن کتاب، آن بخش به فرد دیگری ارجاع داده شده است و این نشان می‌دهد که وسترمارک کتاب ابن خلدون را در این باره نخوانده است.   وی ادامه داد: فرهنگ‌های دیگر به‌ویژه فرانسوی‌ها بسیار تلاش کردند که در طول زمان بربرها را چنان بزرگ کنند که بتواند در مقابل عربستان قرار گیرد و هنوز هم روی آن کار می‌کنند. بنابراین اگر وسترمارک علی رغم تحقیقات میدانی خوبی که برای این کتاب کرده اثر ابن خلدون را مطالعه می‌کرد، می‌توانست اطلاعات خوبی را درباره بربرها به دست بیاورد و مشکلات در این باره را کمتر کند.   عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه تحقیقات بلوکباشی این کتاب را ارزشمندتر کرده گفت: تشابهاتی که میان عناصر فرهنگی مانند جن و آل و ... در میان این دو فرهنگ وجود دارد بسیار قابل تامل است و باید از بلوکباشی تقدیر کرد که با توجه به کمبود منابع در این حوزه، تحقیقات میدانی خود را به این اثر اضافه کرده است.   بلوکباشی کتاب وستر مارک را احیا کرد بهرامیان نیز در بخش دیگری از این نشست به مطالعات و تحقیقات بلوکباشی در حوزه مردم‌شناسی اشاره کرد و افزود: او زمانی مطالعات میدانی در مردم‌شناسی را آغاز کرد که هنوز این کار متدوال نبود و ترجمه این کتاب نشان داد که زحمات بلوکباشی در حوزه مردم‌شناسی بیش از آن چیزی بوده که ما پیش از این در مقالاتشان مشاهده کردیم.   وی با بیان اینکه بلوکباشی کتاب وستر مارک را احیا کرده اضافه کرد: البته ترجمه صرف این اثر هم ساده نبوده و مملو از اصطلاحات خاص تاریخی است. از سوی دیگر تحقیقات وسترمارک در این اثر حدود 90 درصد است و جالب است که او کمتر به سنت شرق‌شناسی توجه کرده است. به طور مثال درباره واژه جن که در قرآن هم آمده وسترمارک تلاش نکرده که به ریشه‌های این واژه مراجعه کند. بنابراین دوری وسترمارک از سنت شرق‌شناسی نشان می‌دهد که او حتی به منابع تاریخی هم برای این کار مراجعه نکرده است. اگرچه تعلیقات بلوکباشی در کتاب این نقیصه را جبران کرده است.   بهرامیان با اشاره به عنوان متناقض کتاب ادامه داد: در عنوان اثر از واژه تمدن اسلامی استفاده شده در حالی که تحقیقات وسترمارک تنها منحصر به آفریقای شمالی شده است! با این وجود کتاب بسیار خواندنی است و مخاطبان می‌توانند از شباهت‌های موجود میان قبایل بربر و جامعه ایران شگفت‌زده شوند!   پاسخ به انتقادات و نکات اما بخش پایانی این نشست به پاسخ‌های بلوکباشی به برخی از نکات مطرح شده اختصاص داشت. وی با اشاره به اینکه تحقیقات وسترمارک در کتاب نواقصی داشته که او سعی کرده در تعلیقات خود آن‌ها را مرتفع کند، گفت: البته لازم به ذکر است که این کتاب، ترجمه‌ای از درسگفتارهای وسترمارک است در حالی که نسخه اصلی این اثر شامل دو جلد کتاب است که منتشر شده و ممکن است که مطالب در آن دو جلد کامل‌تر باشد. وسترمارک 30 سال تحقیق میدانی کرده و از بنیان‌گذاران این حوزه در مردم‌شناسی است. او برای تحقیقاتش از منابع کتابخانه‌ای مختلف در زبان‌های گوناگون بهره برده است.   وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا عناصر مثبتی هم از دوران جاهلی وارد اسلام شده گفت: مصداق‌های زیادی برای این موضوع وجود دارد به طور مثال حج، مهمان‌نوازی، ختنه کردن و ... همه از عناصری است که پیش از این نیز در میان اعراب جاهلی وجود داشت و بعدها به اسلام منتقل شد بنابراین هر فرهنگی دارای عناصر مثبت و منفی است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 06:32:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259840/تعلیقات-بلوکباشی-کتاب-نواقص-تحقیقات-وسترمارک-برطرف-می-کند بلخاری‌ سیر تاویل و تمثیل در اندیشه‌ احمد غزالی را بررسی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259837/بلخاری-سیر-تاویل-تمثیل-اندیشه-احمد-غزالی-بررسی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در ادامه برگزاری دوره‌های سیر تأویل و تمثیل در اندیشه‌ اسلامی ـ ایرانی و پس از اتمام بررسی تحلیلی رساله‌الطیر امام محمد غزالی و ترجمه‌ آن توسط احمد غزالی اینک مهم‌ترین اثر احمد غزالی با عنوان سوانح‌العشاق مورد بررسی و شرح قرار می‌گیرد.   این دوره با تدریس دکتر حسن بلخاری‌قهی، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی کشور، روزهای شنبه ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار می‌شود و آغاز نشست‌ها شنبه هشتم اردیبهشت‌ماه است. مرکز فرهنگی شهر کتاب در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم واقع شده است.     ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 05:23:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259837/بلخاری-سیر-تاویل-تمثیل-اندیشه-احمد-غزالی-بررسی-می-کند بزرگداشتی برای عباس سحاب و هشتاد سال کارتوگرافی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259833/بزرگداشتی-عباس-سحاب-هشتاد-سال-کارتوگرافی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بزرگداشت زنده‌یاد عباس سحاب، بنیانگزار موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب و قدردانی از خدمات ارزشمند وی به عنوان «پدر دانش کارتوگرافی ایران» و تولیدکننده اولین کره جغرافیایی فارسی و اطلس‌های جغرافیایی ایران در مراسمی از سوی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، انجمن ایران‌شناسی و موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب برگزار می‌شود. این مراسم یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه ساعت 16 تا 18 با حضور شخصیت‌های علمی و فرهنگی در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.     ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 04:52:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259833/بزرگداشتی-عباس-سحاب-هشتاد-سال-کارتوگرافی من مرگ خود را در نوشتن زندگی ‌می‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259800/مرگ-خود-نوشتن-زندگی-می-کنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «ژاک دریدا؛ من مرگ خود را در نوشتن زندگی‌ می‌کنم» آخرین مصاحبه  این فیلسوف است که «جان برنباوم» با وی انجام داده است. این گفت‌وگو همراه است با مقدمه‌ای با عنوان « تحمل فقدان: دریدا به مثابه یک کودک» که خود جان برنباوم نوشته است. منتخب کتاب شناسی آثار ژاک دریدا که در زبان انگلیسی به چاپ رسیده‌‌اند از دیگر بخش‌های این کتاب است که پیتر کراپ آن را انجام داده است. یادداشت مترجمان از متن فرانسوی نیز دیگر بخش کتابی است که حسین کربلایی طاهر(شاهین) آن را ترجمه کرده است. جان برنباوم در مقدمه‌ کتاب نوشته است: «روزنامه فرانسوی لوموند در 19 اوت 2004 مصاحبه‌ای با عنوان «من با خودم در نبرد هستم» با ژاک دریدا منتشر کرد. فیلسوف در آن مصاحبه بر صحنه‌ای ظاهر شد که با آن آشنا بود، در سوگ خاستگاهی که دمادم و بی‌وقفه وجود او را تحت تاثیر قرار می‌داد و اکنون دیگر به نظر می‌رسید که تمام وجود او را دربرگرفته باشد. دریدا بر این صحنه، این‌بار بیش از همیشه، بر آن شده بود تا به عنوان یک بازمانده قدم پیش بگذارد. آن هم در هر دو وجه آن، به عنوان «شبحی تعلیم‌ناپذیر که هیچ‌ وقت چگونه زیستن را نخواهد آموخت» و مردی که نمی‌خواهد از «آری گفتن» به زندگی دست بکشد، متفکری که تمام آثارش تجلیلی است از قدرت ویرانگر هستی. چند هفته بعد از چاپ این مصاحبه، در شب نهم اکتبر همان سال، دریدا تسلیم بیماری‌اش شد. برای آن دسته از مخاطبان دریدا که آثارش را خوانده و به او عشق می‌ورزیدند و آماده همراهی با او در مسیری طولانی‌تر بودند، درک این خبر کار ساده‌ای نبود. در لحظه‌ای که پرده پایین آمد، تقریبا به طور غریزی، حس می‌کردی که بهتر است حرکت نکنی: بهتر است همان جا، در کنار او بمانی، بر آن صحنه سنگدل سوگواری، جایی که باید او را «بدرود» گوییم. اما او نه از صحنه ناپدید شده و نه آن را ترک کرده است. اگر اجازه داشته باشم مایلم تا در اینجا از ایمره کرتس یاد کنم و از کمپانی تئاتر اوِرت در پاریس تشکر کنم، جایی که رمان سرود روحانی برای کودک زاده نشده او برای اجرای صحنه‌ای تنظیم و به نمایش درآمد. در پایان ماه اوت همان سال، لوسین اتون، مدیر این تئاتر بعد از خواندن مصاحبه دریدا در لوموند از من دعوت کرد تا شاهد نوشته وهم‌آلود این نویسنده مجار و برنده جایزه نوبل ادبی باشم. در این دعوت مهمان‌نوازانه انتظار آن‌که دو چیز با هم اتفاق افتد نبود: در سرود روحانی کرتس، در این کلمات پریشان مردی در نیمه‌راه زندگی، آنچه به آن اشاره می‌شد در واقع چیزی بود شبیه: «من زنده ماندم پس هستم.» اگر دقت کنی همه‌چیز آنجاست، همه چیز به شکلی از مضامین دریدایی بازمی‌گردد.» نویسنده در بخش دیگری از مقدمه می‌نویسد: «من قادر به زنده ماندن بودم و یا به بودن و زیستن، فقط مخفیانه،» گویی از زبان راویِ این سرود روحانیِ عجیب بیرون می‌آید. زیستن مانند مردن، چیزی نیست که کسی آن را بیاموزد. تمام آنچه می‌توانیم انجام دهیم، ظهور و بروزش است آن هم با همدیگر. سعی بر آموختن زیستن از یکدیگر، در یک تشویش مشترک که هر کدام در انتظار مرگ دیگری است؛ بنابراین ضرورت میان این دو تصویر ناواضح: شبح و کودک، وجه تمایز قائل نمی‌شود. نه تنها چون هر کسی که وارد مبارزه مرگ می‌شود خود را برای برداشتن قدمی به ماوراء آماده کرده است-«خلع سلاح شده مانند یک بچه تازه تولد یافته»- بلکه مخصوصا چون ماموریت هر بازمانده‌ای، یکی از دو نفری که موقتا زنده مانده، شامل طاقت آوردنِ غیبتِ از دست رفته می‌شود. این شخص آماده است تا بار غیبت فرد از دست رفته را حمل کند و یا به عبارت بهتر، فقدان را تحمل کند، درست مانند کسی که کودکی را حمل می‌کند.»   «ژاک دریدا: من مرگ خود را در نوشتن زندگی ‌می‌کنم» در 80 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 10 هزار تومان از سوی نشر آفتابکاران منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Apr 2018 04:26:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259800/مرگ-خود-نوشتن-زندگی-می-کنم کتاب «پرسش‌های کشنده» جدیدترین ترجمه مصطفی ملکیان نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259802/کتاب-پرسش-های-کشنده-جدیدترین-ترجمه-مصطفی-ملکیان-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و یکمین جلسه از سلسله نشست‌های گفتار و اندیشه که به همت حزب اتحاد ملت ایران اسلامی( شیراز) برگزار می‌شود، به معرفی کتاب «پرسش‌های کشنده» اثر تامس نیگل اختصاص یافته است. در این نشست مصطفی ملکیان و جواد حیدری(مترجمان کتاب) سخنرانی خواهند کرد. این کتاب ششمین اثر از تامس نیگل است که به فارسی ترجمه شده است. تامس نیگل در این کتاب تمام کوشش خود را بر این امر مهم مصروف داشته است که به برخی پرسش‌های بنیادین که به مسائل و مشکلات انسان‌های گوشت و پوست و استخوان‌دار می‌پردازد، تا حد ممکن پاسخ گوید. این اثر از آن رو ارزشمند است که نویسنده وقت و توان خود را صرف برخی مباحث و امور بیهوده یا بی‌ارزشی نمی‌کند که ممکن است فقط چند صباحی برای انسان مفید باشد و پس از آن به فراموشی سپرده شود، بلکه به اموری پرداخته است که حقیقتا در تمامی دوره‌های تاریخی همواره از جمله دغدغه‌های اصلی و اساسی انسان‌ها بوده است اگر چه بنا به شرایطی انسان‌ها آنها را به دست فراموشی سپرده‌اند اما این فراموشی موقتی بوده است و این پرسش‌ها همیشه در جان و روان هر انسانی جاری و ساری بوده است و خواهد بود و هیچ گاه او را رها نخواهد کرد. تامس نیگل در این کتاب به 14 پرسش اساسی پرداخته است: 1.مرگ؛ 2.امرِ بی منطق؛ 3.بختِ اخلاقی؛ 4.انحرافِ جنسی؛ 5.جنگ و کشتار جمعی؛ 6.بی رحمی در زندگی عمومی؛  7.سیاستِ ترجیح؛ 8.برابری؛ 9.چند پارگیِ ارزش؛ 10.اخلاقِ بدونِ زیست شناسی؛ 11.دو نیم شدگیِ مغز و وحدتِ آگاهی؛   12.خفاش بودن چه حالی دارد؟؛ 13.همه روان‌انگاری؛ 14.برونی و درونی.  کتاب «پرسش‌های کشنده» در تالار احسان شهر شیراز از ساعت ۱۷ تا ۲۰ پنجشنبه ۳۰ فروردین برگزار خواهد شد.  ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Apr 2018 09:57:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259802/کتاب-پرسش-های-کشنده-جدیدترین-ترجمه-مصطفی-ملکیان-نقد-می-شود نظرات جامعه‌شناسان درباره مسائل مبتلا به جامعه ایران در یک کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259530/نظرات-جامعه-شناسان-درباره-مسائل-مبتلا-جامعه-ایران-یک-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «جامعه آرمانی، جامعه بحرانی» که شامل مجموعه مقالاتی درباره مسائل و آسیب‌های اجتماعی ایران به قلم جمعی از نویسندگان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه روانه بازار نشر شده است. در بخشی از مقدمه این اثر می‌خوانیم: «جوامع در حال توسعه به دلیل تغییرات بنیادین در حوزه‌های گوناگون ـ از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اخلاق ـ ناگزیر با مسائل اجتماعی متعددی روبه‌رو می‌شوند. در این میان آنچه اهمیت دارد، کاهش تعارض‌ها و مسائلی است که عموم جامعه به دلیل تجربه دوران گذار با آن‌ها درگیر می‌شوند و مسئولیت بهبود این وضعیت، بر دوش نهادهای مختلف جامعه است؛ چه نهادهای دولتی و چه نهادهای مدنی. همان‌گونه که مستحضرید طی سال‌های گذشته توجهی به پژوهش‌های متخصصان مسائل اجتماعی و هشدارهای پیاپی صاحب‌نظران این حوزه نشده است و گاه حتی انکار مسائل اجتماعی به پیش‌گیری و در‌مان آنها ترجیح داده شده است؛ با وجود این ناملایمات کم و بیش همواره پیش روی نهادهای مدنی کشور وجود داشته، روشن است که از حیث اخلاقی، شرعی و اجتماعی، نهادهای مزبور نباید خود را فارغ از مسئولیت و تعهد بدانند بلکه باید تلاش کنند تا علامه بر حفظ انگیزه  و دغدغه‌های اجتماعی خویش، مخاطبان خود را نیز اعم از مردم، سیاست‌گذاران، روشن‌فکران، دانشگاهیان و ... نسبت به مسائل گوناگون جامعه حساس نموده و به ارائه راهکار بیاندیشند. موسسه رحمان نیز در راستای انجام ماموریت‌های خویش، از بدو تاسیس(1386) هر ساله به برگزاری سخنرانی‌های ماهانه اقدام کرده و تلاش کرده محفلی باشد برای هم‌افزایی متخصصان و صاحب‌نظران مسائل اجتماعی. جامعه‌شناسان از مساله اجتماعی، تعاریف مختلفی ارائه داده‌اند که همه آنها دست کم یک وجه اشتراک دارند و آن نامطلوب شمردن یک روند، رویداد یا طرز تفکر است که اغلب مقامات رسمی، روشنفکران، پژوهشگران و تعداد قابل توجهی از مردم درباره آن احساس خطر می‌کنند و کاهش یا رفع شدنش را لازم می‌دانند. در موسسه رحمان تلاش شده است موضوع سخنرانی‌های ماهانه، با توجه به مسائل اجتماعی روز تعیین شود و پس از برگزاری حدود هفت سال نشست‌های منظم ماهانه از سال 1393 تلاش شد نشست‌های ماهانه به صورت موضوعی برگزار شود تا یک مبحث تا حد ممکن از وجوه گوناگون مورد بررسی قرار گیرد.   مجموعه نشست با عناوین «سلامت و معنویت» و «اسکان غیر رسمی و سیاست‌های اجتماعی در ایران» نشست‌های موضوعی برگزار شده در سال 1393 بودند. در کنار نشست‌های ماهانه، برگزاری نشست‌های تحلیلی مسائل روز نیز از دیگر شهرهای مختلف، میزگرد «اسیدپاشی:  واکنش‌ها و راهکارها» با همکاری انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. کتاب حاضر حاصل در کنار یکدیگر قرار گرفتن مقالات این نشست‌ها و هشتمین جلد از مجموعه سخنرانی‌های موسسه رحمان است که به صورت کتاب منتشر شده است.» کتاب حاضر مشتمل بر گفتارهایی از زهرا اسکندری، سپیده امیدواری، حسین ایمانی جاجرمی، جعفر بوالهری، ندا شمس، محمود شهابی، اسماعیل شیعه، فیروزه صابر، غلامرضا غفاری، محمد فاضلی، محمد فرجیها، حسن محدثی گیلوایی، جسیم مصطفوی، سعید معیدفر، اردشیر منصویری و میرطاهر موسوی است. کتاب «جامعه آرمانی، جامعه بحرانی» که شامل مجموعه مقالاتی درباره مسائل و آسیب‌های اجتماعی ایران به قلم جمعی از نویسندگان با شمارگان 800 نسخه در 272 صفحه به بهای 295 هزار ریال از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Apr 2018 08:39:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259530/نظرات-جامعه-شناسان-درباره-مسائل-مبتلا-جامعه-ایران-یک-کتاب سطحی‌نگری و عوام‌زدگی موجب شده تا کتاب‌های کیلویی بفروشد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259731/سطحی-نگری-عوام-زدگی-موجب-شده-کتاب-های-کیلویی-بفروشد امید علی‌احمدی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پاسخ به این پرسش که چرا در طرح عیدانه کتاب که در ابتدای سال جاری برگزار شد، در حوزه علوم انسانی تنها آثار روانشناسی با رویکرد عامه‌پسند توانستند جز آثار پرفروش قرار گیرند و آثار جدی‌تر علوم انسانی مورد غفلت واقع شدند، عنوان کرد: این موضوع به‌طبع سیاست‌های کلی‌ است که در منابع اطلاعاتی و منابع دانشی در جامعه ما وجود دارد بدین معنی که در دانشگاه‌‌ها، صداوسیما و رسانه‌های حکومتی نوع نگاه خاصی به علم وجود دارد. وی ادامه داد: در این نهادها به‌جای آنکه به ساختارها به‌عنوان علت مسائل و مشکلات توجه شود به نگاه فردی، تقلیل پیدا می‌کند و اغلب مسائل و مشکلات مسئولیتش برعهده افراد می‌افتد. تا ساختار که شامل سیاست‌های دولتی، سوءمدیریت در سطوح بالایی و میانی و... می‌شود. بنابراین در جامعه ما به‌صورت کلی مشکلات به‌سوی فرد و ذهن او سوق داده می‌شود و از همین جهت است که افراد برای اصلاح مشکلات باید به دنبال اصلاح خودشان بروند تا ساختار.   عضو تحریریه فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی ادامه داد: طی سال‌های اخیر مردم از تغییرات جدی در سطوح کلان جامعه ناامید شدند و متوجه شدند که سال‌هاست برای رسیدن به تغییرات مطلوب نباید به اصلاح ساختارها امیدوار باشند. پس از آنجا که دنیا تغییر نمی‌کند افراد به دنبال این رفتند که خودشان را با شرایط زندگی تطبیق بیشتری دهند و از این راه بتوانند زندگی مطلوب‌تری داشته باشند.   این جامعه‌شناس با بیان اینکه علاقه به کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند نیز از همین منظر نشأت می‌گیرد، اضافه کرد: البته در مجموع نوعی سطحی‌نگری و عوام‌زدگی و عدم توجه به منابع اصیل و جدی در جامعه وجود دارد و به همین دلیل است که افراد به‌خودشان زحمت نمی‌دهند که برای بهبود به مطالعه بیشتر و تعمیق در مسائل روی بیاورند.   این مدرس حوزه جامعه‌شناسی همچنین به فراهم‌نبودن فضای گفت‌وگوی علمی در جامعه اشاره کرد و گفت: اکنون نسبت به سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و حتی ابتدای آن مردم فرصت کمتری پیدا می‌کنند تا درباره مسائل جدی و پیچیده‌ای که در جامعه و دنیا وجود دارد وقت بگذارند. از سوی دیگر رسانه‌های اجتماعی نیز زندگی مردم را سطحی کرده و بیشتر به‌دنبال گسترش نگاه سطحی در پاسخ به نیازهای افراد است.   علی‌احمدی تاکید کرد: به همین دلیل است که دغدغه‌های کلیدی و سرمایه‌گذاری ذهنی انجام نمی‌شود و دیگر افراد مانند گذشته نمی‌توانند اطلاعات خود را با دیگران تبادل کنند. گسترش نگاه سطحی‌نگری در جامعه موجب شده تا کتاب‌های کیلویی روانشناسی از سوی خوانندگان مورد توجه قرار گیرد!   به گفته این جامعه‌شناس، از سوی دیگر سیاست‌های دولتی نیز که طی سال‌های اخیر در حوزه علوم انسانی اعمال شده یکی دیگر از دلایلی است که موجب بی‌توجهی به منابع جدی‌ این حوزه شده است. همچنین امروز واقعیت علوم‌اجتماعی در جامعه آن‌چنان تخصصی و پیچیده شده به‌گونه‌ای که فهم آن برای افراد باسواد و تحصیل‌کرده این حوزه سخت است چه برسد به عموم جامعه. به‌عبارت دیگر از آنجا که منابع علوم اجتماعی امروز به زبان فلسفه نزدیک شده اغلب مخاطبان توان مطالعه این آثار را ندارند و به‌غیر از بخش کوچکی از افراد تحصیل‌کرده حوزه علوم اجتماعی قادر نیستند از این منابع استفاده مطلوب را داشته باشند. پس ضعف دانشی تحصیل‌کرده‌های این حوزه را می‌توان یکی دیگر از دلایل دانست.   علی‌احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا بی‌توجهی به منابع جدی علوم انسانی می‌تواند ناشی از بی‌توجهی به علوم انسانی در کشور باشد، گفت: طبیعی است که بخشی از این موضوع به همین دلیل است و از سوی دیگر ما نیز طی سال‌های اخیر هر آنچه را که در حوزه علوم انسانی تولید کرده‌ایم به‌صورت ترجمه از منابع خارجی بوده است و تا زمانی که خودمان نتوانیم در این حوزه تولیدکننده باشیم طبیعی است که نیازهای بومی جامعه نیز مورد توجه قرار نمی‌گیرد.   وی ادامه داد: طی سال‌های اخیر صاحب‌نظران حوزه علوم اجتماعی در کشور ما نتوانستند آنچنان که باید و شاید با فهمی از شرایط جامعه کنونی منابعی را به زبان مردم عامه تهیه کنند و شاید اگر کتاب‌های تالیفی مانند‌ آثار مقصود فراستخواه در جامعه تولید می‌شد که نیاز و مشکلات جامعه ایران را مانند کتاب «ما ایرانیان» مورد توجه قرار می‌داد آنگاه منابع جدی حوزه علوم انسانی نیز از سوی مخاطبان مورد اقبال قرار می‌گرفت.   علی‌احمدی تاکید کرد: تا زمانی که مسائل و مشکلات جامعه از سوی صاحبنظران و مولفان این حوزه مورد توجه قرار نگیرد طبیعی است که مخاطبان نیز به‌سوی استقبال از آثار کم‌اهمیت‌تر در حوزه علوم انسانی سوق خواهند داده شد. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Apr 2018 08:15:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259731/سطحی-نگری-عوام-زدگی-موجب-شده-کتاب-های-کیلویی-بفروشد کتاب «علوم انسانی و اجتماعی در ایران» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259787/کتاب-علوم-انسانی-اجتماعی-ایران-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی سومین جلسه از سلسله جلسات نقد و بررسی کتاب را یکم اردیبهشت‌ماه برگزار می‌کند. این نشست به نقد و بررسی کتاب «علوم انسانی و اجتماعی در ایران» اختصاص دارد که با سخنرانی نعمت‌الله فاضلی مولف اثر، محمدامین قانعی‌راد و افشین داورپناه برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 15 تا 17 به نشانی خیابان نجات‌اللهی، نبش خیابان ورشو، سالن خیام خانه اندیشمندان علوم انسانی مراجعه کنند.  ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Apr 2018 06:59:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259787/کتاب-علوم-انسانی-اجتماعی-ایران-نقد-بررسی-می-شود برگزیدگان جشنواره کتاب سال فرهنگی دانشجویان معرفی می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259780/برگزیدگان-جشنواره-کتاب-سال-فرهنگی-دانشجویان-معرفی-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی دانشگاه تهران، معاونت فرهنگی دانشگاه تهران خردادماه سال ۹۶ طی فراخوانی دانشجویان را به ارسال آثار تالیفی و ترجمه خود برای شرکت در دومین جشنواره ملی کتاب سال فرهنگی دانشجویان فراخواند و پس از ارزیابی‌های صورت گرفته ۱۵ اردیبهشت ماه برگزیدگان این جشنواره معرفی می‌شوند. هدف از برگزاری این جشنواره توجه به آثار و تولیدات فرهنگی دانشجویان و ترغیب آنها به مطالعه کتاب در گستره وسیع آثار ادبی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی بوده است. دومین دوره جشنواره ملی کتاب سال فرهنگی دانشجویان در حوزه‌های دینی، اخلاقی و تربیتی، هنری و ادبی، و اجتماعی و سیاسی برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Apr 2018 06:07:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259780/برگزیدگان-جشنواره-کتاب-سال-فرهنگی-دانشجویان-معرفی-می-شوند «نخبگان دانش: مهاجرت یا مشارکت؟» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259777/نخبگان-دانش-مهاجرت-یا-مشارکت-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و باهمکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی کتاب «نخبگان دانش: مهاجرت یا مشارکت؟» نوشته محمدامین قانعی‌راد نقد می‌شود. در این نشست استادانی چون محمدعلی زلفی‌گل، غلامرضا ذاکر صالحی و جبار رحمانی با حضور نویسنده اثر سخنرانی می‌کنند. نشست نقد و بررسی کتاب «نخبگان دانش: مهاجرت یا مشارکت؟» چهارشنبه ۲۹ فروردین ماه ساعت ۱۵ تا ۱۷ در تالار حافظ خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. کتاب «نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت» نوشته محمدامین قانعی‌راد از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. قانعی‌راد در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته بیان می‌کند: «نخبگان دانش ما طی تاریخ از نخبگان سیاسی‌مان جدا بوده‌اند. یعنی گروهی همواره سیاست می‌ورزیدند و گروهی دانش‌ورزی می‌کردند و نه‌تنها از هم جدا بودند، حتی همواره در برابر یکدیگر قرار داشتند و یکدیگر را قبول نداشتند. نخبگانِ دانشْ مردان سیاست را غاصب می‌دانستند و سیاستمداران نخبگان را افرادی می‌دانستند که در عالم خیال سیر می‌کنند. لذا در طول تاریخ درک ما از دانش درکی انتزاعی بوده است. این وضعیت باعث شده است که امروز نیز دانش در سطح بماند، به مهارت تبدیل نشود و با دنیای واقعی پیوند نخورد. در ایران گاه روندی به‌سوی نزدیک‌سازی دانش و سیاست اتفاق می‌افتد ولی به‌دلیل حرکات سینوسی در جامعه و سیاست ایرانی این پیوند استمرار نمی‌یابد. هرچند برخی از اعضای دولت دانشگاهی هستند اما تصمیم‌گیری‌های‌شان بر مبنای ایدئولوژی است نه دانش.» ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Apr 2018 05:57:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259777/نخبگان-دانش-مهاجرت-یا-مشارکت-روی-میز-منتقدان دسترسی رایگان اعضای کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری به پایگاه مگ‌ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259746/دسترسی-رایگان-اعضای-کتابخانه-های-سازمان-فرهنگی-هنری-پایگاه-مگ-ایران به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، ایمان کرد، مدیر امور کتابخانه‌ها و ترویج فرهنگ کتابخوانی سازمان فرهنگی هنری از ایجاد امکان دسترسی به بانک اطلاعات نشریات کشور (magiran) با هدف تأمین منابع اطلاعاتی الکترونیکی خبر داد و گفت: استفاده از این سایت با بیش از دو هزار عنوان نشریه و یک میلیون مقاله از این پس برای اعضای کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری رایگان است. وی افزود: همه اعضای کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری از طریق رایانه‌های کتابخانه‌های این سازمان می‌توانند به نشانی www.magiran.com مراجعه کنند و مقالات مورد نیازشان را به صورت رایگان دریافت کنند.  از جمله اهدافی که این پایگاه برای تأسیس این بانک اطلاعات داشته، می‌توان به ایجاد مرجعی کامل و کارآمد از نشریات کشور در اینترنت، به منظور رفع نیاز محققان و علاقه‌مندان و معرفی عناوین متنوع و گاهی مهجور نشریات و بسترسازی برای حضور مؤثر این رسانه دیرپا در صنعت نوپای اطلاع‌رسانی کشور اشاره کرد. فعالیت این پایگاه از سال ۱۳۸۰ آغاز شده و با مکاتبه با مدیران نشریات، تا کنون موفق به پوشش و ارائه خدمات به بیش از ۲ هزار نشریه در حال انتشار شده است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 13:58:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259746/دسترسی-رایگان-اعضای-کتابخانه-های-سازمان-فرهنگی-هنری-پایگاه-مگ-ایران سلسله‌ نشست‌هایی برای زنده‌یاد شایگان برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259767/سلسله-نشست-هایی-زنده-یاد-شایگان-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سلسله نشست‌های نقد و بررسی آراء و آثار داریوش شایگان در خانه کتاب انتشارات دف برگزار می‌شود. این سلسله‌ نشست‌ها دوره‌های مختلف فکری‌ این اندیشمند را دربرمی‌گیرد. این سلسله برنامه‌ها قرار است که هر دو هفته یکبار با حضور عده‌ای از اهالی فرهنگ و اندیشه برگزار شود که در هر نشست ابعاد و جنبه‌های ویژه‌ای از این اندیشمند برجسته ایرانی مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. علی عظیمی نژادان پژوهشگر حوزه فرهنگ و علوم اجتماعی نخستین سخنران این سلسله برنامه‌هاست. او که در ضمن دبیری علمی این نشست‌ها را برعهده دارد، در نخستین جلسه ۳ دوره فکری داریوش شایگان را با استناد به مجموعه آثارش مورد ارزیابی قرار می‌دهد. این سلسله نشست‌ها چهارشنبه (۲۹ فروردین) از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در خانه کتاب انتشارات دف واقع در در زیر پل سیدخندان، حد فاصل میان شریعتی و سهروردی پلاک ۶۴ برگزار می‌شود.   ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 13:48:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259767/سلسله-نشست-هایی-زنده-یاد-شایگان-برگزار-می-شود کتاب نگاه یک‌جانبه‌گرایانه به فردگرایی شبکه‌ای داشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259762/کتاب-نگاه-یک-جانبه-گرایانه-فردگرایی-شبکه-ای-داشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ نخستین جلسه از سلسله جلسات «ناک: نقد آگاهانه کتاب» با همکاری گروه یادگیری فناورانه دانشکده علوم تربیتی شهید بهشتی و موسسه خانه‌ کتاب به نقد و بررسی کتاب «یادگیری شبکه‌ای: سیستم عامل‌های اجتماعی نوین» اختصاص داشت که با حضور مرتضی رضایی‌زاده، نوری براری و راضیه محققیان از دانشجویان دوره دکترای فناوری اطلاع‌رسانی در آموزش عالی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی دوشنبه (27 فروردین‌ماه) برگزار شد.   براری در ابتدای این نشست توضیحاتی را درباره کتاب ارائه کرد و گفت: این اثر که توسط دو استاد دانشگاه MIT نگارش شده به‌دنبال این است که تاثیر سیطره فناوری‌های نوین را در روابط‌ اجتماعی شرح دهد. مولفان طی این اثر داده‌های جامعه امریکا و کانادا را در سال‌های 2000 تا 2011 به‌عنوان پشتیبان ادعای خود در کتاب آورده‌اند و به‌دنبال این هستند که تاثیر فناوری‌ها را در محیط اجتماعی جوامع کانادا و آمریکا بررسی کنند. وضعیت این جوامع قرابت بسیاری با جامعه کنونی ما دارد.   وی با بیان اینکه کتاب حاضر مورد تایید محققان برجسته جامعه اطلاعاتی مانند کاستلز قرار گرفته است، ادامه داد: به‌اعتقاد وی کتاب دو ویژگی مهم دارد نخست اینکه با نثر ساده و روان خود می‌تواند برای همه دانشجویان و اساتید قابل استفاده باشد و از سوی دیگر منابع اطلاعاتی قوی‌ دارد که براساس مستندات ارائه‌شده از سوی مولفان حمایت می‌شود.                                                                نوری براری به گفته براری، این کتاب سرشار از نتایج و پژوهش‌هایی است که می‌تواند ادعای نویسندگان را تایید کرده و از سوی دیگر با وجود اینکه هر فصل حاوی یک بخش پژوهش‌های مولفان است انسجام خود را حفظ کرده است.   این دانشجوی دوره دکترا فناوری اطلاع‌رسانی در آموزش عالی در ادامه ساختار کتاب حاضر را تشریح کرد و افزود: این اثر مشتمل بر سه بخش کلی است که در بخش نخست «بری ولمن» نویسنده کتاب روی فردگرایی اجتماعی و تاثیرات آن در جوامع مانور می‌دهد. در بخش دوم کتاب سیستم فردگرایی شبکه‌ای و تاثیرات آن در خانواده، کار شبکه‌ای، دوستی و ارتباطات شبکه‌ای بررسی می‌شود.   وی اضافه کرد: همچنین در بخش سوم کتاب چگونگی کارکرد در جهان شبکه‌ای و چشم‌انداز این پدیده در حال و آینده بررسی می‌شود. به‌عبارت دیگر در این بخش به این موضوع پرداخته می‌شود که افراد چگونه می‌توانند مهارت‌ها و سرمایه‌های مجازی خود را ارتقا دهند.   براری با بیان اینکه دو میان پرده در بخش‌های سه‌گانه کتاب طرح می‌شود، عنوان کرد: میان پرده نخست بین بخش اول و دوم کتاب قرار گرفته که در آن ولمن با 32 نفر از کسانی که با فناوری اطلاعات سروکار دارند مصاحبه کرده و به دنبال بررسی تاثیرات ارتباط مجازی این افراد با دیگران است. در میان پرده دوم که بین بخش دوم و سوم قرار گرفته ولمن با 18 دانشجو مصاحبه می‌کند و به دنبال این است که روابط و تعاملات افراد در فضای عینی و فضای مجازی را بررسی کند.   این پژوهشگر در ادامه سخنانش توضیحات بیشتری درباره بخش اول کتاب با‌عنوان انقلاب سه‌گانه ارائه کرد و افزود: در این بخش و در فصل اول سیستم عامل اجتماعی جدید و در فصل دوم انقلاب شبکه‌های اجتماعی بررسی شده و نشان داده می‌شود که چگونه شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا کرده و تاثیرات خود را بر جوامع گذاشته‌اند. همچنین در فصل سوم کتاب انقلاب اینترنت شرح داده می‌شود و در فصل چهارم انقلاب تلفن‌های همراه مورد توجه قرار گرفته و تاثیرات و مزایای این فناوری در جوامع مورد توجه قرار می‌گیرد.   به گفته براری، در بخش دوم کتاب نیز در فصل پنجم دوستی و ارتباطات شبکه‌ای بررسی می‌شود و این ادعا طرح می‌شود که اینترنت نه‌تنها باعث از بین رفتن دوستی‌ها شده بلکه منجر به گسترش ارتباطات مجازی و واقعی می‌شود. در فصل ششم کتاب نیز خانواده شبکه‌ای بررسی می‌شود و این موضوع مورد توجه قرار می‌گیرد که چگونه شبکه‌های اجتماعی موجب تغییرات در ترکیب وظایف افراد در خانواده شده و الگوهای زن‌سالاری و مردسالاری را در خانواده از بین می‌برد.   این دانشجوی دوره دکترا فناوری اطلاع‌رسانی در آموزش عالی در ادامه با اشاره به فصل هفتم کتاب بیان کرد: کار شبکه‌ای و تاثیر شبکه‌های اجتماعی در شیوه‌های کار کردن در این فصل مورد بررسی قرار می‌گیرد و اینکه چگونه شبکه‌های اجتماعی موجب نزدیک‌شدن مرزهای خانه و کار شده است. اما در فصل هشتم نیز سازندگان شبکه‌ای و چگونگی تولید محتوا در فضای مجازی بررسی می‌شود و اینکه چگونه سبک زندگی نیز باید با توجه به این پدیده تغییر کرده و سرمایه‌های اجتماعی افزایش یابد.   براری ادامه داد: در فصل نهم کتاب اطلاعات شبکه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد و در بخش سوم این اثر نیز در دو فصل دهم و یازدهم رشد کردن در جایگاه فرد شبکه‌ای و آینده فردگرایی شبکه‌ای طرح می‌شود.                                                               راضیه محققیان تقویت روابط اجتماعی در کتاب آشکار و واضح نیست محققیان در بخش دیگری از این نشست توضیحات مفصلی را درباره این کتاب و ضرورت پرداختن به موضوع شبکه‌های اجتماعی ارائه کرد و گفت: جای خالی فصل یادگیری شبکه‌ای در این کتاب مشاهده می‌شود که می‌تواند در کنار سایر مباحث این اثر قابل استفاده باشد.   وی با بیان اینکه کتاب از ساختار مناسبی برخوردار است و عناوین فصول به‌درستی و با دقت انتخاب شده عنوان کرد: ترتیب فصول کتاب نیز با دقت چیده شده اما در بخش سوم کتاب جای فصل سواد رسانه‌ای خالی است.   محققیان همچنین با اشاره به اینکه کتاب چارچوب فکری منسجمی دارد و مبتنی بر مطالعات کمی و کیفی است اضافه کرد: مولفان در این اثر از روش ترکیبی و شیوه استخراج داده‌ها استفاده کردند اما ابهاماتی هم در برخی از یافته‌های کتاب دیده می‌شود. به‌طور مثال همبستگی بین استفاده از اینترنت و تقویت روابط اجتماعی در کتاب آشکار و واضح نیست و همچنین به ارتباط بین استفاده از اینترنت و سرمایه‌ اجتماعی در این اثر مشخص نشده است.   این دانشجوی دوره دکترا فناوری اطلاع‌رسانی در آموزش عالی به ویژگی‌های اصلی کتاب اشاره کرد و افزود: از لحاظ نظریه سهم فردگرایی شبکه شده را نمی‌توان دست‌کم گرفت چراکه این نظریه به ما زبان می‌دهد که با آن می‌توانیم در مورد دورشدن از گروه بدون تبدیل شدن به یک روایت از فردگرایی سخت و خشن بحث کنیم.   وی افزود: نقطه قوت دوم کتاب در داده‌های آن است و نویسندگان توانسته‌اند تجزیه و تحلیل آماری گسترده‌ای از نمونه‌های بزرگ تصادفی و غیرتصادفی را در این اثر ارائه کنند. با این وجود نویسندگان تنوع در جوامع مختلف را در کتاب بررسی نکرده‌اند.   محققیان همچنین با اشاره به چالش‌های قابل بحث در کتاب حاضر عنوان کرد: نویسندگان کتاب نگاه خوشبینانه‌ای دارند در حالی که پدیده‌های مولود فناوری‌های نوین را می‌توان از منظر آسیب‌شناسانه مورد مطالعه قرار داد.   وی یادآور شد: موضوع دیگر در کتاب اغراق درباره نقش فناوری در جامعه است چراکه فناوری فقط یک پیشنهاد است و زمانی که جامعه پذیرای آن باشد تحقق عینی خواهد یافت.                                                  مرتضی رضایی‌زاده جدی‌ترین نقد به کتاب نوع نگاه مولفان به آینده است رضایی‌زاده نیز در بخش پایانی این نشست انتقادهایی را به کتاب حاضر وارد کرد و گفت: این اثر نگاه یک‌جانبه‌گرایانه به موضوع شبکه‌های اجتماعی داشته است و تصویری که از فردگرایی شبکه‌ای در کتاب ارائه می‌شود بسیار مثبت است درحالی که واقعیت اینگونه نیست. گویی در کتاب در نهایت باید به‌سوی فردگرایی بازگشت در حالی که این پایان مطلوبی برای ما به‌شمار نمی‌رود و اکنون باید به سوی روش‌هایی چون آموزش یادگیری تجربی حرکت کنیم.   وی ادامه داد: یکی دیگر از انتقادها به کتاب این است که ارتباطات مجازی را کاهش‌دهنده ارتباطات حضوری نمی‌داند در حالی که با در نظر گرفتن ظرفیت ارتباطی افراد باید گفت که فضای مجازی بخش اعظمی از این ظرفیت را پر می‌کند.   به گفته رضایی‌زاده، شاید جدی‌ترین نقد به کتاب نوع نگاه مولفان به آینده باشد. این نگاه به گونه‌ای است که گویی ما را به اسیری می‌برند و نمی‌توانیم نگاه فعالانه‌ای به آینده داشته باشیم.   عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با تاکید بر اینکه باید از فناوری‌های نوین به نحو اثبات‌گرایانه استفاده کنیم عنوان کرد: اگرچه کتاب حاضر یکی از بهترین آثار منتشرشده درباره تشریح کارکرد انقلاب‌های شبکه‌ای است با این وجود ما باید بدانیم که چگونه از فناوری‌های نوین استفاده کرده و کورکورانه در دام فردگرایی شبکه‌ای نیفتیم. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 13:20:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259762/کتاب-نگاه-یک-جانبه-گرایانه-فردگرایی-شبکه-ای-داشته گلشنی: آشوب فکری در محیط‌های علمی ما حاکم است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259736/گلشنی-آشوب-فکری-محیط-های-علمی-حاکم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» یکشنبه 27 فروردین با حضور عماد افروغ، مؤلف کتاب، مهدی گلشنی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، اسمعیل خلیلی، پژوهشگر در خبرگزاری ایکنا برگزار شد. افروغ در ابتدای این نشست درباره این اثر توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: همواره احساس می‌کردم که چیزی در این کشور است؛ از زمانی که از خارج از کشور بنا به دلایلی اخراج شدم، دیدم که مباحث روش‌شناسی سطحی است و احساس کردم که حتی وقتی استادی ادعایی هم درباره روش‌شناسی مطرح می‌کند حتی در حد کلاس هم آن ادعا جواب نمی‌دهد تا این که مطالعاتم من را به نحله‌های دیگر کشاند. این استاد دانشگاه با بیان اینکه رئالیسم انتقادی سه مرحله، اولیه، دیالکتیکی و فراواقعیت داشته است، افزود: من سعی کردم که در آثارم این سه فاز فکری به ایران منتقل شود و در کتاب اولی که در این باره منتشر کردم، رئالیسم انتقادی را حداقل به لحاظ روش‌شناسی معرفی کرده‌ام. همچنین در ادامه این پروژه کتابی را با عنوان «رابطه نظریه تا عمل از پیشاسقراطیان تا رئالیسم انتقادی»، در دست دارم که در واقع چهار کتاب است که با همکاری پنج محقق انجام می‌‌شود. بنابراین من در 22 سال فعالیت خود تلاش کردم که رئالیسم انتقادی در ایران را جا بیندازم. افروغ با اشاره به آسیب‌های نهادی در دانشگاه که در این کتاب به آن اشاره شده، بیان کرد: آنچه که می‌خواهم در این کتاب بگویم این است که من کم آسیب ندیده‌ام و کم هزینه نداده‌ام، البته این‌ها را هزینه نمی‌دانم، ولی دیگران بدانند که حرف و عمل تازه زدن بدون هزینه نیست، من احساس رضایت می‌کنم از این که اینجا هستم و پیش از موعد خود را 9 سال پبش بازنشسته کرده‌ام، ولی همه بدانند که این یک تصمیم صرفاً شخصی نیست و ساختاری است که حرف انتقادی را بر نمی‌تابند و حتی ساختار متناسب با انقلاب بزرگ اسلامی خود حرف نمی‌شنود و عامل سرقت و بی‌انگیزگی است. وی تاکید کرد: اما احساس کردم که این آسیب معلول معرفت‌شناسی است که اگر آن را فهم کنیم، این آسیب‌ها مترتب بر آن است، چون شما معرفت‌شناسی اثبات‌گرایی را پذیرفته‌اید سرقت در دانشگاه به عنوان یک امر فضیلتی قبول شده است. همیشه گفته‌ام که یک دزد وقتی دزدی می‌کند منزلتی ندارد، اما دزدان دانشگاهی ما با خیال آسوده می‌روند و چندین محموله را می‌دزدند و این شاخص‌ها متولی‌اش شورای عالی انقلاب فرهنگی است و اوست که فرمالیسم را باب کرده و در برابر سرقت علمی اهرم بازدارنده ندارد و مستجمعی از معرفت‌شناسان را دور خود جمع نکرد و فرهنگ را از وزارت علوم گرفت و یک نحله پوزیتیویستی را القا کرد. نقد من هم در این کتاب بیشتر از وجه رئالیسم انتقادی بوده است. هیچ دستگاهی به دنبال چالش‌های مهم در علم ما نیست گلشنی نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه این کتاب را از ابتدا تا انتها مطالعه کردم و در هیچ موردی با آن اختلاف نظر نداشتم عنوان کرد: البته بحث‌هایی شبیه رئالیسم انتقادی را مطرح کردند که جایش خالی است. من نیز روی این موضوع از دریچه فیزیک به همین راه رسیده‌ام و آنجا هم آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند، اما آن چیزی که در کتاب به نظرم موثر است و روی آن باید تاکید شود ناهنجاری‌هایی است که در آموزش عالی و در مورد علم وجود دارد، این‌ها مهم است که کتاب به ذکرش پرداخته است. وی افزود: به نظرم برداشت از علم که اصلا چیست و برای چه چیزی دنبال آن می‌رویم برداشتی انحرافی است. ببینید وقتی سراغ یونانیان قدیم می‌روید می‌بیند که هدف آن‌ها را مطالعه علمی فهم طبیعت بود وقتی در اسلام می‌آیید دو بعد وجود دارد یکی شناخت طبیعت، اما به عنوان شناخت صنع الهی و یکی هم استفاده از امکاناتی که خدا برای ما ایجاد کرده است، در قرون وسطا و علم جدید نیز همین دیدگاه حاکم است، ولی در قرن نوزده یک چیزی اضافه می‌شود که علم را به خاطر فهم طبیعت دنبالش می‌روند، اما جمع قدرت و ثروت هم به آن اضافه می‌شود و اکنون نیز پروژه‌های بزرگ علم آن‌هایی است که به دنبال قدرت و ثروت است. در غرب فیلسوف انگلیسی اعتراض کرد که چرا 50 درصد بودجه صرف هزینه‌های نظامی می‌شود. این استاد دانشگاه در ادامه به آشفتگی در محیط‌های علمی ما اشاره کرد و گفت: محیط ما نه در جهت علم و نه در جهت فهم طبیعت و فهم آثار صنع الهی و نه در جهت کسب قدرت و ثروت بوده است که اگر بود وضع ما اینطور نبوده و یک نوع آشوب فکری در محیط ما حاکم است و نگاه‌ها به سمت غرب است، ولی نکات مثبت غرب را نگرفته‌اند، آن جنبه‌های مثبت غرب را ندیده‌اند و هر ادای زشتی در آنجا به وجود آمده منتقل شده، ولی نکات بسیار مثبتی در آنجا به وجود آمده که در محیط ما به آن‌ها توجه نشده است.   وی با اشاره به اینکه افروغ دست روی نکات کلیدی گذاشته‌ که می‌خواهم روی آن‌ها تاکید کند، گفت: ما چالش‌های مهمی داریم و هیچ دستگاهی هم به دنبال حل آن‌ها نیست، حتی به شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز این نکات را گفته‌ام. برخی از دانشگاه‌های ما بر اساس الگوی غربی درست شده‌اند، مثلا دانشگاه شریف بر اساس دانشگاه «ام‌ای تی»، بنا شده است، ولی دانشگاه «ام‌ای تی»، اکنون دپارتمان فلسفه دارد و در رشته‌های فلسفه و علوم پایه، علوم انسانی و علوم پایه و علوم انسانی و علوم مهندسی درجه لیسانس فلسفه می‌دهد، ولی ما در دانشگاه‌ها مکافات داریم. این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه در دانشگاه‌ها نگاه ابزاری داریم و این نگاه حاکم بر محیط ما است و نجات ما را در مهندسی می‌دانند، عنوان کرد: متاسفانه این غفلت‌ها وجود دارد و ‌ای کاش کسانی که در کشور ما مدعی هستند غرب با ملاک‌هایی که این‌ها ادعا می‌کنند پیشرفت کرده‌اند، دست کم از انتقاد‌های خود غربی‌ها به این معیار‌ها آگاه بودند. امروز برنده جایزه پزشکی در غرب به مسایل جدی در این حوزه پرداخته است در حالی که امروز معیارهای ما کمی شده است. گلشنی با اشاره به سخنان افروغ در کتاب درباره فقدان شناخت یا شناخت ناکافی از مباحث مربوط به چیستی علم، جامعه شناسی علم و تاریخ علم که باید در جامعه ما بررسی و پررنگ‌تر شود، گفت: افروغ اشاره کرده که این موضوعات سبب شده تا کسانی که ورودی در مباحث مبانی علم ندارند در مصدر تصمیم‌گیری قرار گرفته و با سیاست‌های خام خود هر چند با نام علم گرایی سد راه توسعه علم شوند. بله افرادی هستند که بنده هیچ وقت یادم نمی‌رود، کسی که در راس مجلات وزارت علوم بود، مهندس بود و نمی‌توانست عنوان مجله را درست بخواند، ولی این‌طور نمی‌شود که معیار‌های مهندسی را برای علوم انسانی پیاده کرد! عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف در ادامه گفت: افروغ بیان کرده که با پذیرش و اشاعه رویکرد اثباتی است که به تدریج داوری علمی از داخل به خارج می‌رود و اگر استادی بخواهد در داخل ارتقا پیدا کند باید مرجعی از خارج صلاحیت او را تایید کند. وقتی می‌گوییم چرا این کار را می‌کنید می‌گویند می‌خواهیم که رنکینگ ما بالا رود، ولی در مقام عمل علم ما به درد هیچ مشکلی نخورده است. نکته دیگری که افروغ روی آن تاکید کرده، مسئله پوزیتیویست است، الان یک عده‌ای از فیزیک‌دانان طراز اول می‌گویند پوزیتیویست مضر به علم است، اما در محیط و در دانشکده‌های علوم ما بررسی کنید ببینید که تفکرات پوزیتیویستی بر همه حاکم است.   وی با بیان اینکه وقتی در مملکت ما ترویج علم مطرح می‌شود، آن وقت همه علوم را به یک چیز می‌رانند و صحبت تجاری‌سازی علم مطرح می‌شود، عنوان کرد: بله تجاری سازی علم هم معنا دارد، در مهندسی اگر یک کاری می‌کنید، کاری باشد که نیازی را برطرف کند، اما تجاری سازی را برای نظریه‌پردازی هم که بخواهد باشد مفهومی ندارد مطرح می‌کند و این درست نیست، یک چیز‌های غلطی می‌آید و در مراکز تصمیم‌گیری هم می‌آید و ملاک قرار می‌گیرد. عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه در گذشته علم ریشه در زیست جهان داشت و امروز ندارد، بنابراین علم با مردم بیگانه شده است گفت: در تاریخ کمبریج و آکسفورد نگاه کنید، این‌ها عمدتا با وقف اداره می‌شوند، ام آی تی هم همین‌طور است اما در ایران همه منتظر دولت هستند در حالی که این کار همت می‌خواهد. در آنجا یک قهرمان یک جایزه برد و بلافاصله برای سرطانی‌ها پول را خرج کرد، اما اینجا تبدیل به ماشین میلیاردی می‌شود و نشان شخصیت در محیط ما اشتباه است. گلشنی با تاکید بر اینکه شان علوم انسانی در محیط ما روشن نیست گفت: همانطور که افروغ معتقدند: بیایید مناصب کشوری را نگاه کنید عمدتا در درجه اول دست مهندسان و بعد پزشکان است و به ندرت پیدا می‌کنید که از علوم انسانی باشد. چرا هویت ملی در کشور ما ضعیف است؟ به دلیل فقدان فرهنگ است و فرهنگ یعنی علوم انسانی! عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف بیان کرد: ما هنوز هویت ایرانی و ملی خود را نمی‌شناسیم و این را ام‌المسائل می‌دانم، اگر می‌شناختیم در این وضعیت نبودیم، ژاپنی و آلمانی و ... می‌شناسند، اما ما نمی‌شناسیم. چگونگی تکوین تاریخ در کتاب بیان نشده است اسمعیل خلیلی در ادامه این نشست با بیان اینکه افروغ به نبضان واقعیت جاری از زندگی و چرخه دیالکتیکی که طی می‌شود و مجددا به این نبضان رجوع می‌کند اشاره بسیار درخوری دارد گفت: در فصول مختلف مکررا  این موضوع بیان می‌شود، اما در نهایت ارجاع داده نمی‌شود که کجا این قلب از نبضان ایستاد، چه شد که از نبض ایستاد. این موضوع وقتی اهمیت می‌یابد که ما به دنبال راه نجاتی برای شرایط فعلی هستیم. از همان فصل بررسی راه کار‌های تاثیرگذاری امور پژوهش این خلا را احساس کردم و تا انتهای کتاب هم که پیش رفتم آن را نیافتم که زمینه‌ها و علل وضعیت مورد اشاره از کجا نشات شده است. وی افزود: کتاب مشحون است از نقاطی که می‌توانست فراتر از آنچه که پارادایم رئالیسم انتقادی و رئالیسم علمی می‌گوید و در واقع محل تقریر معرفت شناسی و جامعه شناسی معرفت افروغ باشد، یعنی جا‌های بسیاری را می‌بینم که در آستانه شان تاسیسی ایستاده است و جایی است که باید افروغ خودش حکم می‌نهاد و باید تکلیف هستی‌ شناختی خود را بیان می‌کرد و به استناد همان تکلیف معرفت شناسی خودش را نیز بیان می‌کرد یعنی کتابی می‌نوشت در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و آن است که تشنگان بیشتری خواهد داشت ولو اینکه خوانندگان کمتری می‌داشت و این هم مفقود ماند و من تشنه معرفت‌شناسی ایشان را ندیدم، کتاب ارجاعات درخشانی به رئالیسم انتقادی دارد، اما جایی که باید رئالیسم دکتر افروغ تاسیس می‌شد نشده است. این پژوهشگر بیان کرد: آنچه که من می‌گویم در این رئالیسم انتقادی باید بیان می‌شد این که، یک چیز‌هایی است که به نظرم مهم است و آن این که ایران چیست و ایران کجا است؟ وقتی در این کتاب از ضمیر ما استفاده شده است، ارجاع به چه کسی است و چه کسی را از تاریخ و حال و آینده فرامی‌خواند؟ این از آن نقاط انتقادی است که محل مناقشه است که چه کسی محق است و یک عده محق هستند که بگویند ما و یک عده محق نیستند، آن نقاط در اینجا یا مکتوم مانده یا صلاح ندیده‌اند که وارد شوند که بالاخره ما در مورد کی صحبت می‌کنیم و این ایران کجا است؟ به گفته خلیلی، این تشنگی عظیم که این همه تشنگی ماند و ما هنوز تشنه لب مانده‌ایم و این ما کجا است؟ و در نهایت خود چیست؟ خود ایران کجا است و خود من عماد افروغ کیستم؟ بر این باور هستم که شما به عنوان مولف نهایتا خودتان و فهمتان را از این مسئله‌ای که گریبان‌گیر ماست بیان می‌کنید، اما این خود وانهاده شده به کشفیاتی که خواننده باید در این اثر به عمل آورد نه این که از زبان خود شما گفته شده باشد. وی با اشاره به اینکه یکی از نقاط مفقوده در این اثر، تاریخ و تکوین است که چگونه مسئله تکوین یافت تا به این نقطه‌ای که اکنون هستیم رسیدیم و نحوه تکوین این مسئله روشن نیست که چیزی باعث شد؟ بیان کرد: از ترکمانچای این اتفاق افتاد یا از جای دیگری بود که ما حالا در این نقطه هستیم. درباره زبان کتاب نیز باید بگویم کتاب روشن است و در مقدمه کتاب توضیح داده شده است که کتاب از مجموعه مطالبه‌هایی اخذ شده است، در هر حال در نقاط بسیاری از نحو زبان فارسی عدول می‌شود و مثلا صفت به جای قید به کار برده می‌شود. در کتاب شما نیز در جای جای به امر زبان اشارات در خور شده است و تعبیر خودم این است که به هر حال در آنچه که در بهمن ۵۷ انقلاب اسلامی رخ داد، حاشیه بر متن شورید و زبان حاشیه کماکان زبان غالب در زبان فارسی است. خلیلی در پایان گفت: فرهیختگی در زبان رایج کنونی فارسی نه تنها ممکن نیست بلکه مورد ستیز است، این زبان نمی‌تواند اندیشه بپروراند، این زبان ضد اندیشه عمل می‌کند، انتظار می‌رفت بعد از انقلاب، انقلاب فرهیختگی خویش را ایجاد می‌کرد، فرهیختگی که در نسل بهار بود اکنون جاگزینی ندارد، از آن نسل معین پدید آمد، اما بعد از انقلاب فرهیخته‌ای که زبان انقلاب را نمایندگی کند و زبان بسازد امکان پذیر نشد و همچنان زبان حاشیه غالب است. خیلی خوب است که وقتی این اثر را می‌نویسید به زبان اثر جدی‌تر پرداخته شود. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 08:20:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259736/گلشنی-آشوب-فکری-محیط-های-علمی-حاکم «فلسفه زندگی» در پردیس کتاب مشهد نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259737/فلسفه-زندگی-پردیس-کتاب-مشهد-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شانزدهمین نشست از سلسله نشست‌های جمعه‌های پردیس کتاب به نقد و بررسی کتاب «فلسفه زندگی» در روز جمعه 31 فروردین ماه اختصاص دارد. در این نشست میثم محمدامینی مترجم کتاب، محمدحسن اشرف و علی کاظمیان حضور دارند و درباره کتاب سخنرانی می‌کنند. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 10 صبح به نشانی پردیس کتاب مشهد، سه راه ادبیات، بین ابن‌سینای 4 و 6 مراجعه کنند. کتاب «فلسفه‌ زندگی: تأملاتی در باب حیات، معنا و اخلاق» نوشته‌ کریستوفر همیلتن با ترجمه‌ میثم محمدامینی به همت فرهنگ نشر نو منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای است از چند جستار یا مقاله‌ فلسفی که مطابق تقسیم‌بندی رایج در حوزه‌ «فلسفه‌ اخلاق» قرار می‌گیرد. جستارهایی درباره‌ تولد و مرگ، فضیلت و شکوفایی انسان، اخلاق و منش، صدق و واقعیت، دانایی، نسبی‌گرایی، پوچی و سرنوشت، اخلاق و زندگی، نیاز به خواب، ترس از مرگ و رابطه‌ جنسی است که از دیدگاه فلسفه‌ اخلاق تحلیل و بررسی شده است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 08:15:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259737/فلسفه-زندگی-پردیس-کتاب-مشهد-نقد-بررسی-می-شود «کرگدن» چهار کتاب جدید در حوزه فلسفه را به نمایشگاه می‌آورد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259609/کرگدن-چهار-کتاب-جدید-حوزه-فلسفه-نمایشگاه-می-آورد حسین شیخ رضایی، مدیر نشر کرگدن در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با بیان اینکه امسال آثار این نشر در غرفه هرمس ارائه می‌شود، افزود: در نمایشگاه کتاب سال جاری آثار جدیدمان مانند «احمدِ فیلسوف: نمایشنامه‌های کوتاه فلسفی برای جوانان، پیران و همه دیگر بیکاران»، «مدیران و چالش‌های تصمیم‌گیری» و چاپ دوم کتاب «ذهن و همه چیز» ارائه می‌شود. وی همچنین از آثار در دست انتشار کرگدن نیز در صورت تامین کاغذ لازم برای چاپ خبر داد و گفت: کتاب «پرسش‌های بزرگ در زیبایی‌شناسی» اثر جدیدی است که محسن کرمی آن را ترجمه کرده و شامل مطالب مختصر و مفیدی درباره زیبایی‌شناسی است. این ناشر با اشاره به اینکه قرار است کرگدن در حوزه فلسفه برای کودکان نیز ورود پیدا کند، گفت: در همین راستا قرار است دو کتاب «تفکر انتقادی برای کودکان» به ترجمه روح‌الله کریمی و فائزه درودی و «انیمیشن برای برنامه فلسفه کودک» تالیف سعید ناجی و سمانه عسگری منتشر شود. شیخ رضایی در پایان یادآور شد: «خوشامدگویی به تناقض» نیز عنوان کتاب جدید دیگری است که به قلم رحمان شریف‌زاده منتشر می‌شود و البته همانگونه که بیان کردم چنانچه با توجه به افزایش بهای دلار کاغذ مورد نیاز ما برای انتشار تامین شود. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 06:37:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259609/کرگدن-چهار-کتاب-جدید-حوزه-فلسفه-نمایشگاه-می-آورد نگرش فلسفی به علوم اجتماعی را مدیون آشتیانی هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259588/نگرش-فلسفی-علوم-اجتماعی-مدیون-آشتیانی-هستیم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مریم منصوری: کتاب «پرسیدن و جنگیدن» گفت‌و‌گوی بلند رضا نساجی با منوچهر آشتیانی درباره تاریخ معاصر و علوم انسانی در ایران است. این کتاب که به سه دانشجوی شهید دانشکده فنی دانشگاه تهران در اعتراض خونین 16 آذر 1332 و سه دانشجوی شهید دوره دکتری دانشگاه تربیت مدرس که مرگ در راه میهن  و مکتب را بر مدرسه و مدرک ترجیح دادند، تقدیم شده و نخستین کتاب از «پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه در ایران» است. منوچهر آشتیانی بر این کتاب، پیش درآمدی نوشته است که سطرهایی از آن، از این قرارند، «تنها خاطره است که می‌ماند. نگاشتن یادداشتی بر تک‌نگاری خاطره‌شناسانه دوست محترم آقای نساجی بر خاطرات این‌جانب، ناچار به استقبال ابهامات آن رفتن است: خاطرات از طریق تنظیم و گزارش یادها، گذشته و فواصل و عمق زمان را به احساس و آگاهی ما می‌رسانند، و چون از تقابل بین گذشته و آینده حاصل می‌شوند، همواره سمتی به سوی آینده دارند. بنابراین چون واقعیات نهفته پشت خاطرات، من حیث وجود تاریخی آنها، زمان دارند، پس باید از بار اسارت خاطره‌ها بگریزیم و از سایه‌افکنی گذشته بر حال و معاصرت خاطرات جلوگیری کنیم تا از هجوم مرض آلود گذشته‌ها رهایی یابیم و در امان بمانیم. اما از سوی دیگر چون خاطرات دارای هستی‌مندی (دازاین) مستقل نیستند، بل بیش و پیش از هر چیز چونان تاریخ تجارب‌اند، پس ما را از گذشته به سوی آینده می‌کشانند و در حقیقت اساس این خاطرات از تقابل فضای این تجارب با افق انتظارات و توقعات ما حاصل می‌گردد.» با رضا نساجی درباره کتاب «پرسیدن و جنگیدن» گفت‌و‌گویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: در ابتدا کمی درباره مجموعه «تاریخ شفاهی دانشگاه در ایران» توضیح دهید؟ «پروژه تاریخ دانشگاه در ایران» با محوریت علوم انسانی و در فاز اول با تلاش برای تدوین تاریخ شفاهی آغاز شده که فاز دوم به پژوهش‌های مکتوب و فراتحلیل اسناد تاریخ دانشگاه خواهد پرداخت. پروژه‌ای مستقل و بدون حمایت هیچ نهاد دانشگاهی، ارگان دولتی یا نهاد غیردولتی، چرا که قراردادهای پژوهشی بیشتر در چارچوب روابط با اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها صورت می‌گیرند تا آنکه ضوابطی چون تدوین طرح‌نامه پژوهشی و پروبلماتیک علمی پژوهشگر مورد توجه باشد. چنانچه من پروژه آینده‌‌ام را تحقیق در تکوین علوم انسانی در ایران تعریف کرده‌ام، اما تا این لحظه هیچ حمایتی ندیده‌ام. مجموعه ما هم در واقع جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری علوم انسانی در دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و خوارزمی هستند که با سرپرستی من این پروژه را پیش می‌برند. البته برخی از استادان علوم انسانی به‌عنوان مشاور در این پروژه ما را همراهی می‌کنند که از آن‌جمله می‌توان به دکتر هادی خانیکی، دانشیار دانشکده ارتباطات علامه طباطبایی، اشاره کرد که حمایت‌ معنوی خود را هم از ما دریغ نکرده است. ایشان استاد راهنمای پایان‌نامه من در دوره کارشناسی ارشد بود که به تاریخ مهاجرت سیاسی از ایران اختصاص داشت. با تلاش برای نگارش تاریخ همدلانه از جنبش چپ و دیگر جریانات سیاسی مهاجر در طول تاریخ معاصر که در پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هم همین نگاه مد نظر ماست؛ بدین معنا که چهره‌های برجسته علوم انسانی که در ادوار مختلف تاریخی از موقعیت رسمی در دانشگاه بیرون رانده شده‌اند، موقعیت ویژه‌ای در مصاحبه‌های ما دارند اولین گام هم در همین راستا، کتاب «پرسیدن و جنگیدن» است که شامل مصاحبه من با دکتر منوچهر آشتیانی که توسط نشر نی منتشر شده است. نشر نی همچنین برای انتشار دیگر کتاب‌های این مجموعه قول مساعد داده است. این پروژه در سه مرحله تعریف شده است؛ فاز اول: خاطرات علمی و سیاسی چهره‌های علوم انسانی، شامل استادان، پژوهشگران و مترجمان. فاز دوم: تاریخ مراکز آکادمیک، همچون دانشسرای عالی تهران و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران که هر دو امروزه به نهادهای دیگری تبدیل یا تحویل شده‌اند و به رغم تأثیرگذاری بسیار در تاریخ علم ایران، به معنای واقعی کلمه در ساختار بنیادی آن دیگر وجود ندارند. و فاز سوم: که به رشته‌ها و زمینه‌های پژوهش می‌پردازد؛ نظیر تاریخ شفاهی انسان‌شناسی ایران، تاریخ شفاهی ترجمه علوم انسانی در ایران، تاریخ شفاهی پژوهش، آموزش و برنامه‌ریزی جمعیت‌شناسی در ایران. در حال حاضر مصاحبه‌های این پروژه و پژوهش‌ها در حال انجام‌شدن است. برای هریک از این پروژه‌ها یک دانشجوی کارشناسی ارشد یا دکتری با همکاری استاد مشاور مشغول به‌کار هستند.   چه نکاتی باعث شد تا شما به‌ گفت‌وگوی بلند با آقای منوچهر آشتیانی بپردازید و ایشان به‌عنوان اولین چهره در این پروژه مطرح شوند؟ دکتر آشتیانی از لحاظ علمی و سابقه تاریخی ابعاد مختلفی دارد. به لحاظ علمی فارغ‌التحصیل ممتاز دانشسرای عالی تهران است و سپس در سیستم آموزشی فرانسه و آلمان، نزد بالاترین اساتید فلسفه و علوم اجتماعی اروپا مثل هانس-گئورگ گادامر، کارل لوویت و آلفرد وبر تحصیل کرده و پایان‌نامه‌اش را زیرنظر دیتر هنریش به پایان رسانده که یکی از چهار فیلسوف بزرگ زنده آلمان است. اینها مولفه‌هایی است که برای جامعه علوم اجتماعی ما تازگی دارد. منوچهر آشتیانی هم فلسفه خوانده و هم جامعه‌شناسی و با همین پشتوانه علمی، رشته «جامعه‌شناسی شناخت» را در ایران بنیان گذاشته و با آثار متعددش، این رشته را در ایران مطرح کرده است. ما نگرش فلسفی به علوم اجتماعی را مدیون او هستیم، همچنان که او بنیانگذار «جامعه‌شناسی تاریخی» در ایران هم هست. الان هم که باز به فلسفه بازگشته و در سن 88 سالگی همچنان مشغول انتشار پژوهش‌های این سال‌ها درباره فلسفه آلمانی، به‌ویژه کانت و هگل، است. اما به لحاظ سیاسی، خانواده پدری ایشان از خانواده‌های بزرگ و درهم‌تنیده‌ روحانی دوران قاجار و مشروطه، یعنی آشتیانی، طباطبایی و بهبهانی، هستند که فتوای تحریم توتون و تنباکو در زمان ناصرالدین شاه را از میرزای آشتیانی داریم و نه میرزای شیرازی! میرزا محمدحسن آشتیانی که جد بزرگ آقای دکتر آشتیانی هستند. از لحاظ مادری هم او خواهرزاده نیما یوشیج است که خود موضوع پژوهش دیگری خواهد بود.                                   رضا نساجی در این کتاب شما رویکرد تاریخی داشته‌اید یا جامعه‌شناسانه؟ ما در یک سیر تاریخی، تحولات زندگی دکتر آشتیانی را بررسی کردیم. اما سوال‌ها با یک پرسش جامعه‌شناسانه آغاز می‌شود و آن اینکه به عنوان مدرس جامعه‌شناسی شناخت، از این موضع پاسخ دهید که اگر شما در خانواده و خاستگاه اجتماعی دیگری به دنیا می‌آمدید، آیا به این طرز فکر سیاسی و اجتماعی می‌رسیدید؟ اما فصل‌بندی کتاب، یک سیر تاریخی دارد؛ فصل نخست از تولد او در بطن دو خانواده با خصایص سیاسی، روحانی، ادبی و چپ تا تحصیل در دانشسرای عالی است. سپس به فعالیتش به حزب توده می‌پردازد که در واقع خاطرات دانشگاه او با خاطرات حزب توده و جبهه ملی در هم آمیخته است. او از جوانانی بود که به همراه خلیل ملکی و جلال آل‌احمد از حزب توده انشعاب می‌کنند و بعدها به جبهه ملی و دکتر مصدق می‌پیوندند. یک فصل از کتاب به کودتای 1332 می‌پردازد. اینکه پدر ایشان در افشای کودتای 25 مرداد چه نقشی داشت و خودش و دوستانش در روز کودتای 28 مرداد چه کردند.   آیا او به‌عنوان یک فعال سیاسی هم مطرح بوده یا فقط یک تئوریسین و مولف حوزه علوم انسانی است؟ این دوگانه نظر و عمل در سراسر کتاب هم دیده شده است و عنوان کتاب هم «جنگیدن و پرسیدن» به همین وجه دوگانه شخصیت او توجه دارد. چنانچه در فصل‌های بعدی می‌بینیم که در خارج از کشور هم همزمان با تحصیل در آلمان به فعالیت سیاسی در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا نیز می‌پرداخت. اما در بازگشت به ایران و شروع تدریس در دانشگاه در حدود سال 55 یک خلأ در فعالیت‌های سیاسی او دیده می‌شود که این موضوع فصل دیگری از کتاب است. تا اینکه به انقلاب می‌رسیم و حضور او در تحولات انقلاب، بازداشت بعد از انقلاب و خاطرات 6ماه زندان و بعد از آن ممنوعیت از تدریس در دانشگاه. تردیدهای او در ماندن در ایران یا بازگشت به آلمان موضوع فصلی از کتاب با عنوان «میان ماندن و رفتن» است که اشاره به شعری از شاملو دارد.   باتوجه به موضوع پایان‌نامه فلسفی آقای آشتیانی درباره «مقایسه آراء مولانا، اکهارت و هایدگر» آیا پیوند میان شرق و غرب و مطالعه تطبیقی این دو تمدن در سایر آثار ایشان هم وجود دارد؟ این مورد موضوع پایان‌نامه فلسفی اوست. اما موضوع پایان‌نامه دکترای جامعه‌شناسی او که زیرنظر ارنست توپیچ ارائه داده بود هم «مقایسه جامعه شرق و غرب» در دوران زیست مولانا است که به قرون 13 و 14 میلادی می‌پردازد. او در واقع تلاش کرده شرق و غرب را از منظر تبادلات فرهنگی با هم مقایسه کند؛ که شاید یک پاسخ خلاصه آن باشد که هم مولانا و هم مایستر اکهارت از افکار نوافلاطونی متأثر هستند. اما نکته جالب این است که هیچ‌یک از پایان‌نامه‌ها به فارسی ترجمه نشده و این نگاه در کارهای بعدی دکتر آشتیانی هم دیده می‌شود که به‌نوعی این نکته را مدنظر داشته است. خصوصاً اینکه بازتاب فلسفه غرب در ایران چه بوده، امری که در مجموعه مقالات او بازتاب داشته، مقالاتی که تاکنون گردآوری نشده، و در تلاش هستم که به صورت مجموعه‌ای با موضوع علوم انسانی در جامعه ایران تدوین و منتشر شوند.                                          منوچهر آشتیانی   در طول این کتاب جریان‌های سیاسی روز اعم از جنبش چپ، ملیون و مذهبی‌ها چقدر دیده شده‌اند؟ در اوایل تشکیل کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا، نیروهای مذهبی و ملیون هم بودند، اما بعدها غلبه با نیروهای چپ به‌خصوص مائوئیست‌ها بود. دکتر آشتیانی راوی این جریان نیز هست، همچنان که در صحنه‌های انقلاب هم که او حاضر بوده و رصد کرده روایت‌هایی از مذهبی‌ها آمده است اما عمده روایت او از منظر یک کنش‌گر چپ است. اگر چه آقای آشتیانی از خانواده مذهبی و روحانی می‌آید، اما عمدتاً با جریانات غیرمذهبی همسو بوده است. این نکته هم قابل ذکر است که پدربزرگ او همکار و همراه آیت‌الله مدرس در مجلس شورای ملی بوده است. اما خودش روایتگر جریانات چپ است، یا از زاویه چپ به جریانات مذهبی، خصوصاً جریان مذهبی که انقلاب را پیش برده، نگاه می‌کند.   آیا در مورد رابطه آقای آشتیانی با نیما یوشیج و خانواده مادری‌اش هم کاری کرده‌اید؟ این موضوع کتاب دیگری است. علاوه بر نیما یوشیج که یک شاعر شناخته شده است، در این کتاب به برادر نیما، رضا اسفندیاری، معروف به لادبن، هم پرداخته‌ایم که از رهبران حزب کمونیست ایران در زمان رضاخان بوده و اشعاری هم از او باقی مانده است. این کتاب شامل 4 مقاله از دکتر آشتیانی درباره نیما یوشیج است که به‌همراه ضمائمی از من راجع‌به لادبن و زندگی‌نامه‌اش و اشعاری که از او باقی مانده، منتشر خواهد شد. به این ترتیب این کتاب درباره شاعری است که زمانی نگرشی انقلابی و چپ داشت، یعنی نیما، و انقلابی چپی که زمانی شعر می‌گفت، یعنی لادبن. البته در مورد این کتاب هنوز با هیچ ناشری مذاکره نکرده‌‌ایم، هرچند که این مجموعه روبه‌اتمام است.  ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Apr 2018 06:33:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259588/نگرش-فلسفی-علوم-اجتماعی-مدیون-آشتیانی-هستیم آثار «ژاک دریدا» برای قرن بیست‌ویکم نیز دلالت‌های مهمی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259727/آثار-ژاک-دریدا-قرن-بیست-ویکم-نیز-دلالت-های-مهمی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - جلال حیران‌نیا : پروفسور کلایتون کراکت، رئیس مرکز مطالعات دینی دانشگاه آرکانزاس مرکزی آمریکا در کتابی با عنوان «دریدا بعد از پایان نوشتن: الهیات سیاسی و مادی گرایی جدید» که پارسال از سوی انتشارات دانشگاه فوردهام منتشر شده به بررسی آرای متأخر ژاک دریدا، فیلسوف ساختارشکن فرانسوی پرداخته است. ژاک دِریدا (۱۹۳۰ - ۲۰۰۴) فیلسوف الجزایری‌تبار فرانسوی و پدیدآورنده فلسفه واسازی است. تئوری‌های وی در فلسفه پست مدرن و نقد ادبی تأثیر فراوانی گذاشت. ژاک دریدا، با جنبشی که بنام واسازی شناخت شده، نزدیکی و پیوندی تنگ دارد. هدف اصلی او در واقع خنثی کردن چیزی است که خود آن را عقل‌مداری (یا حاکمیت عقل) خوانده‌ است. دریدا این باور ساختارگرایان را که معنا در ذات متن است، رد می‌کند. او نمی‌پذیرد که واژگان حامل و بارور معنایند. بلکه بر آن است که، واژگان تنها به واژگان دیگر اشاره دارند. معنا وابسته به داننده است و نه متن و زمانی بروز می‌یابد که مفسر با متن به گفت‌وگو در آید. پس دلایلی بنیادی که بتوان بدان‌ها تکیه کرد، وجود ندارد. ژاک دریدا در گفت‌وگو با پروفسور کلایتون کراکت، به بررسی این اثر پرداخته‌ایم که در ادامه آمده است. پروفسور کلایتون کراکت، رئیس مرکز مطالعات دینی دانشگاه آرکانزاس مرکزی آمریکا متولد 11 آویل 1969 است. او درحال حاضر سردبیر مجلات «دین و خشونت در دنیای سکولار» و « مجله‌ای برای نظریه فرهنگی و مذهبی» است. «الهیات سیاسی رادیکال: دین و سیاست بعد از لیبرالیسم» و «دین، سیاست و زمین: مادی‌گرایی جدید» از جمله آثار کراکت به شمار می‌رود. - هدف اصلی شما از تالیف این کتاب چه بوده است؟ مسئله اصلی کتاب من بررسی چرخش و تغییر در کارها و آثار متأخر دریدا در مقایسه با فلسفه پیشین او است. در آثار متاخر دریدا به نظر می‌رسد وی بیشتر در مسایل اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و مذهبی درگیر می‌شود و به این موضوعات می‌پردازد و در این کتاب تلاش زیادی جهت تجزیه و تحلیل و توضیح آن صورت گرفته است. - ایده محوری شما در این کتاب چه بوده است؟ من در این کتاب علیه هرگونه تغییر آشکار یا تغییر مسیر بحث می‌کنم. ادعای من این است که با توجه به اینکه دریدا فلسفه خود را در دهه 90-1980 میلادی ارائه می‌دهد، تغییری ظریف در زمینه کاری او وجود دارد و اینکه چگونه ما فلسفه اروپایی را درک می‌کنیم که به وسیله آن «دکانستراکشن» (واسازی) کمتر به نوشتن وابسته می‌شود.  نوشتن موضوع اصلی شمار زیادی از پساساختارگرایان فرانسوی است، اما برای دریدا و دیگران موقعیت و شرایط پست مدرنیسم و «دکانستراکشن» (واسازی) کمتر به نوشتن مرتبط بوده و بیشتر به آنچه دریدا در اثر اخیر خود تکنیک اصلی و اولیه می‌نامد، مرتبط است. تکنیک (Technicity)، تکنیک‌های وجود (existence) بوده که شامل مسئولیت و تکرار می‌شود.  تکنیک به عنوان یک شرط ضروری تفکر و زندگی ما مرگ را به عنوان نتیجه مخرب آن - تفکر تسلیحات ما - و همچنین در زمان مشابه زندگی را به عنوان یک امکان پاسخ، مسئول وجودی هر وضعیت زندگی و تفکر تولید و دوباره تولید می‌کند. من آثار متأخر دریدا را با توجه به این خط فکری مورد مطالعه قرار دادم  و حدس می‌زنم که او یک الهیات سیاسی بدون حاکمیت را بسط و گسترش می‌دهد. در واقع این کار او برخلاف الهیات سیاسی کارل اشمیت است.   - برای نوشتن این اثر علاوه بر آثار خود دریدا، چه قرائت‌هایی از او را مورد توجه داشته‌اید؟ در کتاب دریدا پس از پایان نوشتن، من سه قرائت خاص از دریدا را ترجیح داده ام؛ جان دی کاپیوتو، کاترین مالابو، کارن باراد. این سه فیلسوف مهم به دریدا به عنوان یک متفکر در کنار نویسنده، خواه در ارتباط با ایمان (کاپیوتو) انعطاف (مالابو) فیزیک ذرات کوانتومی (باراد) نگاه می‌کنند.  نتیجه‌گیری من این است که ما باید به دریدا از دیگاه ماتریالیسم جدید نگاه کرده و وی را یک ماتریالیسم بیش فعال بدانیم که «دکانستراکشن» (واسازی) را در ارتباط با جهان نه فقط زبان، بلکه حوادث، فرایندها، حیوانات، سیاست، اشیاء و حتی زمینه‌های کوانتومی درک می‌کند. - ضرورت نوشتن این اثر چه بود؟ و آیا اساساً دریدا برای قرن کنونی ما هم حرفی دارد؟ بله کارها و آثار دریدا برای قرن کنونی نیز دلالت‌های مهمی دارد. در واقع ضرورت نوشتن این کتاب این بود که نشان دهد کجا و چگونه کارها و آثار دریدا در قرن بیست‌و‌یکم حفظ خواهد شد و دلالت‌هایی برای این قرن خواهد داشت، فراتر از زمینه های کلیشه‌ای ادبیات، زبان‌شناسی و زبان که هر یک از آنها گاهی اوقات محدود می‌شوند.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 16 Apr 2018 06:23:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259727/آثار-ژاک-دریدا-قرن-بیست-ویکم-نیز-دلالت-های-مهمی همایش «فلسفه، نیایش و پرستش» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259708/همایش-فلسفه-نیایش-پرستش-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش «فلسفه، نیایش و پرستش» به‌مناسبت روز بزرگداشت حکیم ملاصدرا و به همت بنیاد حکمت اسلامی صدرا برگزار می‌شود. محورهای همایش عبارتند از: الف) مباحث کلی و نظری که شامل موضوعاتی چون فلسفه و حکمت پرستش؛ نسبت میان حکمت و شریعت؛ نیاز انسان به پرستش و نیایش؛ فلسفه و رازآلودگی امر مقدس؛ فلسفه، فطرت، خداباوری و خداپرستی؛ ارتباط سلسله مناسک مذهبی با نظم عالم هستی؛ ارتباط مراتب سلوک عرفانی با نظم عالم هستی؛ پرستش و جهان‌بینی فلسفی؛ پرستش و نیایش و ثمرات وجودشناختی آن؛ حکمت عملی و آداب پرستش و نیایش؛ پرستش و نیایش در مکاتب فلسفی و فلسفه و حکمت دینی است. ب) فلسفه، پرستش و نیایش در ادیان و آیین‌های اسطوره‌ای که شامل محورهایی چون پرستش و نیایش در ادیان توحیدی (زرتشت، یهود، مسیحیت، اسلام)؛ پرستش و نیایش در آیین‌های غیر توحیدی؛ پرستش و نیایش در اسطوره‌های ملل؛ پرستش و نیایش، کثرت‌گرایی، وحدت‌گرایی و پرستش، مرگ‌آگاهی، جاودانگی است. ج) فلسفه، پرستش و نیایش در اندیشه و سنت اسلامی که در این بخش موضوعاتی چون فلسفه در آیینۀ قرآن کریم؛ قواعد فلسفی در قرآن کریم؛ مضامین فلسفی در نیایش اسلامی (ادعیه و اذکار)؛ فلسفه و حکمت در کلام معصومین(ع)؛ فلسفه و تفسیر متون مقدس (قرآن، حدیث، ادعیه)؛ فلسفه و هدایت بشری؛ نبوت، امامت، مهدویت؛ دین، تفسیر عقلانی و فرقه‌های کلامی؛ عقلانیت در برابر بدعت و انحراف؛ فلسفه و آموزه‌های ذکر، تسلیم، رضا، توکل، توسل، نذر، طلب حاجت، توبه، اجابت، شفاعت، آمرزش و مغفرت، رستگاری و…؛ پرستش و نیایش در عرفان و تصوف؛ دیدگاه‌های حکمای اسلامی درباب پرستش و نیایش و آثار جسمانی و روانی عبادات اسلامی دیده می‌شود. د) فلسفه و ثمرات فردی پرستش و نیایش در این بخش نیز موضوعاتی چون فلسفه، عبادت و بندگی؛ اسرار فلسفی عبادات؛ خودشناسی در پرستش؛ فلسفه، امید و نیایش؛ نیایش در فلسفه و روان‌شناسی؛ پرستش و نیایش و رویکرد درمان‌گرایانه؛ اصول اخلاقی و مناسک مذهبی؛ فلسفه، پرستش، خانواده، تربیت؛ نیایش و ثمرات تربیت فردی و اجتماعی و فلسفه، پرستش و معنا و سبک زندگی مشاهده می‌شود. هـ) فلسفه و ثمرات اجتماعی پرستش و نیایش نیز شامل موضوعاتی مانند فلسفه و ماهیت اجتماعی نیایش؛ فلسفه و مناسک عبادی‌ـ‌سیاسی؛ مناسک عبادی‌ـ‌سیاسی و انسجام اجتماعی؛ مناسک مذهبی و نظم و تربیت اجتماعی؛ تأثیر مناسک اسلامی بر نظم عمومی؛ مناسک مذهبی و فرهنگ‌سازی در اجتماع؛ فلسفه، پرستش و معنا و سبک زندگی؛ رابطه تمدن و خداپرستی؛  پرستش، دین و محیط زیست (بهره‌برداری از موهبت‌های الهی)؛ نظام‌های سیاسی الهی‌محور؛ فلسفه، پرستش و هدایت بشری و پرستش و اندیشه صلح جهانی است. و) فلسفه هنر و تجلی امر مقدس در این بخش نیز موضوعاتی مانند فلسفه و تجلی پرستش در هنر؛ هنر مقدس و هنر دینی؛ فلسفه و تبلور نیایش در هنر (دعا، سروده‌های مذهبی، ادبیات و متون دینی‌ـ‌حکمی، معماری اماکن مذهبی، خطاطی، تذهیب،…)؛ تبلور هنر در مناسک دینی؛ نماد و جایگاه آن در نیایش و فلسفه هنر و تفسیر مؤلفه‌های معماری اسلامی قرار گرفته است. ز) پرستش، تعلیم و تربیت و فلسفه و کودک مخاطبان در این بخش نیز می‌توانند موضوعاتی چون پرستش و تعلیم و تربیت اسلامی؛ تفکر و تعبد در تعلیم و تربیت؛ فلسفه، پرستش، خانواده، تربیت؛ تفکر، عادت و پرستش؛ پرستش و تربیت دینی کودک؛ کودک، فلسفه، پرستش؛ پرستش و برنامه «فلسفه و کودک»؛ معنای پرستش در برنامه «فلسفه و کودک»؛ تربیت تفکر در جهت پرستش و نیایش؛ «تفکر» بمثابه عالی‌ترین نماد نیایش در برنامه «فلسفه و کودک»؛ «فلسفه و کودک» و آداب پرستش و نیایش؛ «فلسفه و کودک» و شیوه تدریس آموزه‌های دینی در مدارس؛ «فلسفه و کودک» در مواجهه با ادیان توحیدی؛ «فلسفه و کودک» و نحوه برخورد با دیگر پیروان ادیان؛ «فلسفه وکودک»، دینداری عقل‌گرایانه؛ پرستش، نیایش و خردورزی در برنامه «فلسفه و کودک»؛ حکمت متعالیه: هماهنگی اشراق و خردورزی در برنامه «فلسفه و کودک»؛ شیوه مواجهه با پرسشگری کودکان درباره نیایش و پرستش در برنامه «فلسفه و کودک»؛ «فلسفه و کودک» و سبک زندگی مبتنی بر پرستش و نیایش؛ فلسفه و روانشناسی نیایش و پرستش در برنامه «فلسفه و کودک» و جامعه دینی در مواجهه با پرسشگری کودک مشاهده کنند. همایش «فلسفه، نیایش و پرستش» چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه از ساعت ۸ تا ۱۹ برپا می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت نام در این همایش از امروز ۲۶ فروردین ماه تا ۱۵ اردیبهشت ماه اقدام کنند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 13:24:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259708/همایش-فلسفه-نیایش-پرستش-برگزار-می-شود آشنا کردن دانشجویان با اصول رفتار صادقانه در دانشگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259333/آشنا-کردن-دانشجویان-اصول-رفتار-صادقانه-دانشگاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «صداقت دانشگاهی» نوشته چارلز لیپسون با ترجمه پیمان اسحاقی از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی روانه بازار نشر شده است. پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در دیپاچه‌ای که درباره این کتاب منتشر کرده نوشته است: «دانشگاه امروزی در اثر چرخش‌­های فرهنگی، اجتماعی و فناوری در عصر حاضر دستخوش تغییراتی شده، و این تغییرات موجب ظهور مفاهیم تازه‌­ای در مطالعات آموزش عالی، علم و فنّاوری گردیده است. در این بستر جهانی، در سال­‌های اخیر مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری نه­ تنها مورد توجه واقع شده بلکه در نظام شناخت و آینده‌­نگری آموزش عالی اهمیت محوری پیدا کرده است. فهم چالش­‌های پیش­روی آموزش عالی و انتظارات از آن با تکیه بر مولفه‌­های درونی و بیرونی نظام علم، وضعیت فعلی و آینده‌­نگری تعاملات میان دانشگاه و محیط پیرامون به مدد مطالعات فرهنگی و اجتماعی ممکن می‌کند و از این طریق می‌­توان راهبردهای تعادل­‌بخش میان کارویژه‌­های دانشگاه با نیازهای اجتماعی و بازار کار ارائه داد. بر این ­اساس مطالعات آموزش عالی و علم برای شناخت وضعیت موجود، ارزیابی تعاملات آن با جامعه و فرهنگ و ایفای نقش موثرتر آموزش عالی در ترسیم آینده كشور نیازمند بهره‌گیری از ظرفیت علوم اجتماعی و علوم انسانی و کاربست راهبردهای آن در عرصه سیاست­گذاری و تصمیم‌گیری است. برای دستیابی به این اهداف، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری از سال ١٣٨٢ با هدف پژوهش در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی، ایفای نقش نهاد واسط میان دانشگاه و جامعه و به ­عنوان نهاد مولد اندیشه و اتاق فکر وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری در حوزه‌­های مورد اشاره تاسیس شده و در پی انجام پژوهش‌ها و مطالعاتی در محورهای زیر است: 1.پژوهش در زمینه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، توسعه علمی و فنّاوری 2. مطالعه در حوزه سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی 3. توسعه کانون‌های تفکر در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی 4. آینده‌نگری دانشگاه‌ها و شناخت نیازهای جدید آموزش عالی در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی 5. شناخت و بسط مطالعات  میان‌رشته‌ای و روش‌­های گسترش آن. با توجه به اهداف فوق، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در کنار برنامه­‌ها و فعالیت‌های پژوهشی‌، اقدام به تالیف و ترجمه آثار علمی در زمینه‌های فوق برای توسعه و رشد این حوزه مطالعاتی و همچنین تامین منابع فکری و علمی لازم برای سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی در آموزش عالی کرده است.» مترجم کتاب پیمان اسحاقی نیز درباره ضرورت ترجمه این اثر در مقدمه می‌نویسد: «وقتی برای ثبت نام دوره دکترا، وارد بخش «دانشجویان بین‌المللی» در دانشگاه شیکاگو شدم، اولین چیزی که نظرم را جلب کرد، میزی پر از هدایا برای دانشجویان جدیدالورود بود. بعد از ثبت نام وقتی خواستم تعدادی از آن هدایا را بردارم، در میان نقشه دانشگاه و شهر و کلاسورها و لوازم التحریر، کتابی‌هم توجهم را به خود جلب کرد: کتابی نوشته یکی از اساتید برجسته دانشگاه در موضوع «صداقت دانشگاهی». کتاب را برداشتم و خواندم. در هفته‌های بعد در خلال درس‌ها نیز به تدریج متوجه شدم که این موضوع بسیار برای اساتید و دانشجویان بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است؛ گاه که سخن از «سرقت علمی» و یا عدم رعایت «صداقت» در پژوهشی می‌رفت و یا نمونه‌ای از این موارد ذکر می‌شد، سکوتی مرگ‌بار همه جا را فرا می‌گرفت و همه سعی می‌کردند، از ابعاد این فاجعه بیشتر اطلاع کسب کنند و مراقب باشند تا خود دچار چنین سرنوشتی نشوند. به این ترتیب، عملاً متوجه شدم یکی از دلائل پیشرفت و موفقیت سیستم‌های دانشگاهی، توجه خطیر به این مهم است؛ موضوعی که مؤلف کتاب مذکور، با زبانی ساده و دقیق، آن را برای دانشجویان توضیح داده است. لذا تصمیم گرفتم به عنوان کمکی به عرصه دانشگاهی کشور عزیزمان، «دامنی پر کنم هدیه اصحاب را» و بخشی از این کتاب را به زبان فارسی ترجمه کنم.» کتاب «صداقت دانشگاهی: چگونگی ارجاع‌دهی، اجتناب از سرقت علمی و دستیابی به موفقیت علمی واقعی در دانشگاه»، نوشته پروفسور چارلز لیپسون، اثری است که اولین بار در سال 1383 توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو منتشر شد و سپس ویرایش دوم آن در چهار سال بعد، به بازار آمد. مؤلف، استاد کامل علوم سیاسی در این دانشگاه و سال‌ها مدیر کالج (بخش مخصوص به دانشجویان کارشناسی) این دانشگاه بوده و این کتاب را محبوب در میان دانشجویان که تاکنون بیش از هشتاد هزار نسخه از آن به فروش رفته، را بعد از سال‌ها تجربه تعامل با آنها و نیز اساتید به رشته تحریر درآورده است. او در این کتاب، علاوه بر آشنا کردن دانشجویان با اصول رفتار صادقانه در دانشگاه، عملاً مهارت‌های پایه در آموزش و پژوهش را نیز به دانشجویان منتقل می‌کند. کتاب حاضر در دو بخش سامان یافته است. در بخش اول که «صداقت دانشگاهی» نام دارد، مؤلف در چهار بخش با عنوان‌های سه اصل صداقت دانشگاهی، صداقت دانشگاهی از اولین روز درس تا امتحان پایان ترم، خوب یادداشت برداشتن ‌و سرقت علمی و صداقت دانشگاهی، نکاتی را به دانشجویان گوشزد نموده است. در بخش دوم، به عنوان «ارجاع‌دهی: راهنمایی سریع» به تفصیل درباره نظام‌های گوناگون ارجاع‌دهی علوم طبیعی، صوری و انسانی سخن گفته است. در این کتاب، تنها بخش اول این کتاب به فارسی ترجمه شده است. نکته قابل ملاحظه آنکه رسائی و تاثیرگذاری این کتاب در شیوه نگارش و مثال‌هایی است که پروفسور لیپسون برای انتقال منظور خود اختیار کرده است. به این ترتیب او مثال‌هایی از فرهنگ عامه و نیز مسائل تاریخی کشور آمریکا - که برای عموم کسانی که از دبیرستان به دوره کارشناسی وارد شده‌اند- آشناست را به خدمت می‌گیرد تا اصول رفتار صادقانه را به دانشجویان بیاموزد.  کتاب «صداقت دانشگاهی» نوشته چارلز لیپسون به ترجمه پیمان اسحاقی با شمارگان پنج هزار نسخه در 152 صفحه به بهای 8 هزار تومان از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی روانه بازار نشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 12:11:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259333/آشنا-کردن-دانشجویان-اصول-رفتار-صادقانه-دانشگاه «بهمن برنا» با چه آثاری در حوزه جامعه‌شناسی به نمایشگاه کتاب می‌آید؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259612/بهمن-برنا-آثاری-حوزه-جامعه-شناسی-نمایشگاه-کتاب-می-آید محمد شاپوری، مدیر انتشارات «بهمن برنا» که ناشر تخصصی حوزه جامعه‌شناسی است، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره تازه‌های نشر خود در سی و یکمین نمایشگاه بین‎المللی کتاب تهران عنوان کرد: امسال تعدادی از عناوین جدید منتشر شده بهمن برنا در نمایشگاه ارائه می‌شود که از آن جمله می‌توان به کتاب «عیار جامعه‌شناس در بوته نقد» نوشته عباس عبدی و حسن محدثی گیلوایی اشاره کرد که به نقد و بررسی آرا فرامرز رفیع‌پور جامعه‌شناس ایرانی می‌پردازد. همچنین کتاب‌های «تله‌های فروش» با ترجمه احمد راه‌چمنی، «گروه‌درمانی اعتیاد» نوشته حسین ابوالحسن تنهایی و مهناز علیزاده و «جامعه‌شناسی سینمایی» نوشته ساترلند با ترجمه پروفسور تنهایی از دیگر آثار جدید بهمن برناست. به گفته وی، کتاب «گروه‌درمانی اعتیاد» اثری است که تلاش می‌کند به روش‌های غیر پزشکی برای ترک اعتیاد بپردازد. به اعتقاد مولفان معتاد به دلیل طرد از گروه روی به اعتیاد می‌آورد و به همین دلیل برای ترک مواد هم باید به همراه خانواده‌اش تلاش کرد تا بار دیگر ارزش‌ها و هنجارهای لازم را در او ایجاد و اعتمادسازی کرد. تنهایی در این کتاب در دو بخش نظری و عملی به موضوع پرداخته و در بخش عملی با افراد معتادی که در حال ترک هستند یا ترک کرده‌اند مصاحبه داشته است. اما کتاب «جامعه‌شناسی سینمایی» نیز می‌کوشد تا کالبدشکافی درباره فیلم‌های هالیوودی داشته باشد. شاپوری درباره کتاب «مبانی و اصول کارآفرینی اجتماعی» نیز عنوان کرد: این کتاب نیز به تالیف مهرداد نوابخش و احسان قاسمی تلاش می‌کند تا به تفاوت‌های کارآفرینی اجتماعی با سایر کارآفرینی‌ها و تاثیرگذاری آن در سطح جامعه بپردازد. البته در کتاب به تجربه‌های بومی هم اشاره شده است.  مدیر انتشارات بهمن برنا در ادامه با بیان اینکه افزایش بهای دلار و عدم تامین کاغذ نیاز موجب شده تا آثار در دست انتشار این مجموعه برای نمایشگاه کتاب هنوز آماده نباشد، گفت: چنانچه این مشکل برطرف شود ما برای نمایشگاه کتاب عناوین جدیدی را چون رویکرد تحلیلی به جامعه‌شناسی آموزش و پروش نوشته محمدرضا ایرانمنش، بازشناسی تحلیلی نظریه‌های مدرن جامعه‌شناسی؛ مدرنیته آغازین نوشته حسین ابوالحسن تنهایی، جامعه‌شناسی مصرف و بازار کاربران در جامعه ایران به قلم همین نویسنده، نظریه‌های تغییر اجتماعی به ترجمه منصور وثوقی و مینا غریب و فرهنگ‌شناسی در قرآن کریم به کوشش فرهاد امام جمعه منتشر خواهیم کرد. «بهمن برنا» ناشر تخصصی حوزه جامعه‌شناسی است که سالهاست در این حوزه فعالیت می‌کند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 12:10:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259612/بهمن-برنا-آثاری-حوزه-جامعه-شناسی-نمایشگاه-کتاب-می-آید ارائه «فرهنگ و پیشرفت مطلوب» مهدی گلشنی در نمایشگاه کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259695/ارائه-فرهنگ-پیشرفت-مطلوب-مهدی-گلشنی-نمایشگاه-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «فرهنگ و پیشرفت مطلوب» مجموعه‌ای از گفت‌وگوها، مصاحبه‌ها، گزارش سخنرانی‎ها و یادداشت‌ مهدی گلشنی، استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف است که در چند سال اخیر انجام شده است. مصاحبه‌های منتشر نشده شامل چندین گفت‌و‌گوست که توسط سید حسین امامی در تابستان 1392 در دانشگاه صنعتی شریف طی چند هفته انجام شد، البته با توجه به موضوع بحث‌ها به گفت‌وگوهای مختلفی تقسیم‌بندی شد. در این گفت‌وگوها پرسشگر با توجه به دغدغه خود و نیازهایی که در سطح جامعه می‌دید سؤال‌هایی را از استاد پرسید. سطح سؤالات با توجه به مخاطب عام در نظر گرفته شده و روند مصاحبه به شکلی است که سعی شده، حتی خواننده‌ای با سطح سواد متوسط بتواند به خوبی بهره لازم را ببرد. در گفت‌وگوهای این بخش مسائل مختلف مبتلابه جامعه امروز ما اعم از نهاد خانواده، آموزش و پرورش، آموزش عالی، فرهنگ و جهانی شدن، علوم انسانی اسلامی، علم دینی و... است که مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و با توجه به نقش بی بدیل مطبوعات و خصوصا صدا و سیما عملکرد آنها نیز بررسی شده، و راهکارهایی برای بهبود وضعیت مطرح شده است. در این گفت‌وگوها مسائلی هر چند به ظاهر ساده اما مهم و اساسی با زبانی ساده بیان شده است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «مشکلات بزرگ‌تر در مشکلات و معضلات کوچک‌تر ریشه دارند. بسیاری از معضلات و نابسامانی‌های جامعه علی‌رغم همه خوبی‌ها و ویژگی‌های مثبت جامعه ایرانی، ریشه در مسائلی دارند که به آنها خو ‌گرفته‌ایم و به نوعی برای ما بدیهی شده است. بی‌نظمی، رعایت نکردن زمان قول و قرارها، زیبایی محیط، مقررات راهنمایی و رانندگی و حتی بی‌‌انضباطی در محیط کار و ... اگرچه به ظاهر ساده و برای ما به امری معمول تبدیل شده‌اند، اما مسائل مهمی را در پی خود ایجاد می‌کنند. بنابراین اگر بخواهیم مسائل و معضلاتی مانند ساعات کار غیرمفید در محیط کار، بی‌تدبیری و تصمیم‌گیری‌های نادرست و عدم شایسته‌سالاری و ... را حل کنیم باید به این موضوعات جزئی‌تر بازگشت و با دقت و کنجکاوی برای این مسائل اهمیت قائل بود و برای برطرف کردن آنها کوشید. بیشتر این مسائل ریشه در تربیت دارد و بنابراین باید سعی کنیم نسل جدید را با توجه به این مسائل رشد دهیم. شاید مسائلی مانند نگاه بیش از اندازه همراه با مسحور شدن به غرب در وهله اول چندان معضل به نظر نرسد. شاید غیر از اهالی فرهنگ، کسی عمق فاجعه را درک نکند اما واقعیت این است که این مسائل در درازمدت، جامعه را از هویت و فرهنگ و اندیشه و علم تهی می‌کند. جامعه را خودباخته و متکی به غرب می‌کند. ما فرهنگی با قدمت طولانی در تاریخ داریم، اما امروزه کودکان ایرانی با فرهنگ غربی بزرگ می‌شوند و خانواده‌ها پُز این فرهنگ را به همدیگر می‌دهند، حتی حوزویان گاهی طی سخنان خود برخی از اصطلاحات انگلیسی را به کار می‌برند که معادل زیبای فارسی آن وجود دارد. تأثیرات این مسائل فرهنگی بسیار مخرب و خطرناک است که پایه‌های کشوری با این غنای فرهنگی را تهدید می‌کند.» در این کتاب مشاهده خواهید کرد، گلشنی نیز، هم رأی با پرسش‌گر به خوبی انگشت را روی مسائل فرهنگی و تربیتی گذاشته و برای عبور و حل از این وضعیت صدا و سیما و مطبوعات را به عنوان ارائه‌دهنده و مشوق و تربیت‌گر معرفی می‌کند. گلشنی معتقد است ما فرهنگی غنی تاریخی داریم که به نظرم در میان تمام فرهنگ‌های دنیا بی‌نظیر است، اما امروزه کودکان ایرانی با فرهنگ ما بزرگ نمی‌شوند، بلکه با فرهنگ غربی بزرگ می‌شوند، مردم در کوچه و بازار و جوانان تحصیل‌کرده و  دانشجویان و حتی اهالی فرهنگ اصطلاحات فرنگی‌ به کار می‌برند و گلشنی با درد و دغدغه از این مسائل یاد می‌کند. گلشنی از اساتید دغدغه‌مندی است که قلبش برای ایران و ایرانی می‌تپد. با وجودی که شرایط زندگی و کار در خارج از کشور برایش مهیا بود اما بعد از فارغ‌التحصیلی به ایران برگشت و در مهم‌ترین دوران انقلاب به یاری کشور و ملت شتافت. ایشان برای هویت ایرانی و اسلامی جوانان ما تلاش وافری کرد و معتقد است اگر در این زمینه تلاش کنیم جوان ایرانی بعد از فارغ‌التحصیلی حتی در بهترین دانشگاه‌های جهان به کشورش بازمی‌گردد و برای اعتلا و پیشرفت کشورش تلاش می‌کند. دکتر گلشنی معتقد است در زمینه هویت و فرهنگ کم‌کاری شده و در این زمینه نیاز به تلاش بیشتر وجود دارد تا جوانان میهن‌دوست و وطن‌پرست پرورش یابند که در هر شرایطی برای کمک به مردم و کشورشان تلاش کنند. بخش دیگر این اثر، مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های گلشنی است که در چند سال اخیر در مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتشر شده که به تناسب موضوع در لابه‌لای گفت‌وگوهای منتشر نشده قرار گرفته است.  مطالعه این کتاب را می‌توان به دانشجویان همه رشته‌ها توصیه کرد. مطمئناً دید و نگاه کلانی به آنها می‌دهد و دریچه‌های جدیدی را به روی‌شان می‌گشاید. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 11:57:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259695/ارائه-فرهنگ-پیشرفت-مطلوب-مهدی-گلشنی-نمایشگاه-کتاب مرادی از «ترازنامه روشنفکری در ایران» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259702/مرادی-ترازنامه-روشنفکری-ایران-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «ترازنامه روشنفکری در ایران(با تکیه بر آرای عبدالکریم سروش، رضا داوری اردکانی، سید جواد طباطبایی)» دوشنبه 27 فروردین ماه در باشگاه برگزار می‌شود. محمدعلی مرادی سخنران این نشست خواهد بود و از ساعت 18 در این باره برای حاضران سخن خواهد گفت. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان وصال، کوچه نایبی ،پلاک 23 مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 11:16:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259702/مرادی-ترازنامه-روشنفکری-ایران-می-گوید بیست و یکمین کنفرانس بین‌المللی «امانوئل کانت، آزادی و اخلاق» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259690/بیست-یکمین-کنفرانس-بین-المللی-امانوئل-کانت-آزادی-اخلاق-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از آکادمی جهانی علم، مهندسی و فناوری، بیست و یکمین کنفرانس بین‌المللی «امانوئل کانت، آزادی و اخلاق» با هدف گردهمایی دانشمندان و محققان برجسته و به منظور اشتراک و تبادل نظرات و تحقیقات با همین موضوع در روزهای 7-8 می 2019  (17-18 اردیبهشت 1397) در شهر استانبول ترکیه برگزار خواهد شد. محور کلی موضوعات این کنفرانس شامل امانوئل کانت، مفهوم‌گرایی کانتی، بحران روشنفکری، انقلاب کوپرنیک در فلسفه، ایده‌آلیسم متعالی، قیاس و استنباط متعالی، خودآگاهی، هستی و قضاوت، قانونگذار طبیعت، اخلاق و آزادی، استقلال نظری و عملی، آزادی، واقعیت، دلیل و برهان، ضرورت و قطعیت، وحدت طبیعت و آزادی و انتقادهای کانت از سودگرایی می‌شود. در این کنفرانس امکانی برای به اشتراک‌گذاری تحقیقات مختلف میان رشته‌ای فراهم شده است تا دانشمندان حوز‌ه‌های مختلف علوم انسانی بتوانند یافته‌های خود را درباره امانوئل کانت به بحث و تبادل نظر بگذارند. مسئولان برگزاری این کنفرانس از محققان رشته‌های علوم انسانی خواسته‌اند چکیده مقالات و تحقیقات خود را به دبیرخانه این کنفرانس ارسال کنند. این دبیرخانه اعلام کرده است هر گونه فعالیتی حول محور کانت؛ آزادی و اخلاق شامل کارهای نظری، تجربی، ساختاری و مفهومی برای ارائه در این کنفرانس قابلیت ارسال دارد.  طبق اعلام برگزارکنندگان این کنفرانس مقالات ارسال شده باید به زبان انگلیسی بوده و نباید در مجلات چاپ شده باشند. تمام مقالات ارسال شده توسط تیمی از محققان ارزیابی می‌شود که کاملاً تصادفی و با روش کارآزمایی دوسوکور انجام خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند تا پایان روز ۲۰ آوریل ۲۰۱۸ چکیده آثار و مقالات خود را از طریق ثبت نام در سایت https://waset.org/apply/۲۰۱۸/۱۰/los-angeles/ICIIS?step=۱ ارسال کرده و برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/۲۰۱۹/۰۵/istanbul/ICIKFE  مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 09:16:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259690/بیست-یکمین-کنفرانس-بین-المللی-امانوئل-کانت-آزادی-اخلاق-برگزار-می-شود استقلال تئاتر از ادبیات بر اساس سنت فلسفه تحلیلی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259640/استقلال-تئاتر-ادبیات-اساس-سنت-فلسفه-تحلیلی علی منصوری به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: تازه‌ترین ترجمه من با عنوان «هنر تئاتر» نوشته‌ جیمز آر همیلتون از سوی انتشارات آوند دانش منتشر شد. «هنر تئاتر» به زعم من نخستین کتابی است که بر اساس سنت فلسفه تحلیلی تئاتر را مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد. وی افزود: جیمز آر همیلتون در این کتاب تئاتر را به عنوان یک قالب هنری مستقل معرفی می‌‌کند که برخلاف بسیاری از دیدگاه‌های دیگر وابسته به ادبیات نیست و اجزای مختلف آن از متن دراماتیک گرفته تا منظر یا صحنه‌ نمایش دارای ارزشی برابر هستند. منصوری ادامه داد: همیلتون پس از مرور تاریخ تئاتر معاصر و معرفی شیوه‌ بررسی خود در بخش اول کتاب، سراغ بحث استقلال اجراهای نمایشی می‌رود و می‌گوید که اگر اجرای نمایشی یک قالب هنری مستقل از ادبیات باشد، آن‌گاه باید آثار نمایشی را بدون ارجاع به متونی که براساس آنها ساخته شده‌اند، به رسمیت بشناسیم. مترجم کتاب «هنر تئاتر» به پرداختن نویسنده به چگونگی درک مخاطب از اجرای تئاتر نیز اشاره کرد و گفت: بررسی نحوه‌ درک نمایش توسط تماشاگر نیز یکی از مباحث مهم طرح شده در این کتاب است. در این بخش این ادعا مطرح می‌شود که حتی تماشاگرانی ناهمگون نیز یک همگرایی را در توصیف آن‌چه در اجرا رخ داده نشان می‌دهند. در بخش پایانی کتاب نیز بحث ارزیابی هنری آثار نمایشی مطرح می‌شود. منصوری در پایان سخنانش درباره جیمز آر همیلتون و پیشینه کاری او نیز اشاره کرد و افزود: همیلتون عضو دپارتمان فلسفه‌ دانشگاه کانزاس است و عمده پژوهش‌ها و نوشته‌های او به زیبایی‌شناسی تئاتر مربوط می‌شود. «هنر تئاتر» نوشته جیمز آر. همیلتون و ترجمه علی منصوری، در 322 صفحه و بهای 27 هزار تومان از سوی انتشارات آوند دانش روانه کتابفروشی‌ها شده است. علی منصوری، کارگردان و مترجم حوزه تئاتر است. «چشم عمومی و گوش خصوصی» نوشته پیتر شفر، «درست و نادرست: بدعت و عقل سلیم برای بازیگر» نوشته دیوید ممت، «میان دو سکوت: گفت‌وگو با پیتر بروک» اثر دیل مافیت، «بازیگر و هدف: راهکارهایی عملی برای عبور از بن‌بست‌های بازیگری» نوشته دکلان دونلن، «تمهیدات کارگردان تئاتر: هفت مقاله درباره هنر و تئاتر» نوشته آن بوگارت، «اطلس ابر» نوشته دیوید استیون میچل و «صید ماهی بزرگ» نوشته دیوید لینچ، عناوین شماری از ترجمه‌های منتشر شده منصوری است. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 09:11:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259640/استقلال-تئاتر-ادبیات-اساس-سنت-فلسفه-تحلیلی ​مردم‌نگاری بدون حضور مردم؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259114/مردم-نگاری-بدون-حضور-مردم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حسن محدّثی گیلوایی: من معمولاً بر حسب درگیری‌های فکری‌ای که دارم کتاب می‌خوانم‌. گاهی بارها به یک کتاب مراجعه می‌کنم و پاسخ‌ پرسش‌هایم را در آن‌ می‌یابم. معمولاً مطالعه‌ و کتاب‌خوانی‌اَم تابع چنین رویّه‌ای است؛ یعنی نخست پرسشی دارم و برای یافتن پاسخ آن، به کتاب‌ها و متون دیگر مراجعه می‌کنم؛ و من چه‌قدر پرسش دارم! در ماه‌های اخیر نیز برحسب درگیری‌هایم، چند کتاب مهم را در دست گرفتم و قسمت‌هایی از آن‌ها را خواندم و استفاده کردم. یکی از کتاب‌هایی را که در ماه‌های گذشته با دقّت مورد مطالعه قرار دادم، کتاب درآمدی بر مردم‌نگاری نوشته‌ی مایکل انگرُوزینو (Angrosino) و ترجمه‌ی دوست عزیزاَم دکتر جبّار رحمانی و هم‌کاراَش محمد رسولی بود. این کتاب توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در سال 1396 منتشر شده است. من می‌خواستم برای پژوهشی میدانی در باب مناسک اربعین حسینی به کربلا بروم. این کتاب را قبل از سفر و بعد از سفر خواندم و بسیار از آن استفاده کردم. درآمدی بر مردم‌نگاری اثری روش‌شناختی است و برای محقّقانی که می‌خواهند وارد میدان‌های اجتماعی بشوند و کار پژوهشی مشارکتی انجام بدهند اثر بسیار مناسبی است. این کتاب به زبان ساده‌ای نوشته شده و به‌نحو روان و سلیسی به فارسی برگردانده شده است. یکی از ویژگی‌های مثبت این اثر آن است که نویسنده نمونه‌هایی از تحقیقاتی را که در آن‌ها از روش مردم‌نگاری استفاده شده، ذکر کرده است تا خواننده به‌خوبی با این روش تحقیق آشنا شود. مردم‌نگاری نوعی روش تحقیق کیفی است و معمولاً تصور می‌شود که در تحقیقات مبتنی بر معرفت‌شناسی ضدپوزیتیویستی از روش‌های تحقیق کیفی استفاده می‌شود. امّا نویسنده با توضیحات ارزش‌مند خویش این خطای فاحش روش‌شناختی را برملا می‌کند. اغلب استادان ایرانی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی-وقتی که روش تحقیق تدریس می‌کنند- مرتکب چنین خطایی می‌شوند. اما انگرُوزینو می‌گوید در رویکردهای نظری متنوّعی نظیر کارکردگرایی ساختاری، کنش متقابل نمادین، فمینیسم، مارکسیسم، اتنومتدولوژی، نظریه‌ی انتقادی، مطالعات فرهنگی، و مطالعات پسامدرنیستی از این روش استفاده می‌شود. می‌دانیم که کارکردگرایی ساختاری نظریه‌ای مبتنی بر معرفت‌شناسی پوزیتیویستی است. من قبلاً عنوان «مردم‌نگاری» را بر روی جلد برخی از آثار دیده بودم ولی وقتی آن‌ها را مطالعه و بررسی کردم، محتوا را مردم‌نگارانه نیافتم. به‌عنوان مثال، دوست عزیز و ارج‌منداَم دکتر نعمت‌الله فاضلی کتابی دارد تحت عنوان «مردم‌نگاری آموزش» (فاضلی، 1390؛ نشر علم، چاپ اوّل). وقتی این کتاب را بررسی می‌کنیم درمی‌یابیم که مجموعه‌ای از مباحث نظری را در باب مسایل و امور مربوط به آموزش دربردارد. لذا چنین اثری قطعاً مردم‌نگارانه نیست؛ مگر آن‌که مردم‌نگاری معنای دیگری نیز داشته باشد که من از آن بی‌خبراَم. انگرُوزینو دو ویژگی مهم مردم‌نگاری را چنین ذکر می‌کند: «جست‌وجو برای الگوها که از مشاهده‌های دقیق رفتارهای زنده تا مصاحبه‌های عمیق با اعضای جامعه مورد مطالعه را دربرمی‌گیرد. مردم‌نگارها باید توجه به فرایند تحقیق میدانی را جدی بگیرند. توجه به فرایند تحقیق باید چنان باشد که محقق حق ورود به میدان را به‌دست آورد، با مردمی که در آن زندگی می‌کنند وارد تعامل شوند و به‌تدریج به‌عضو مشارکت‌کننده در آن گروه تبدیل شوند.» (انگرُوزینو، 1396: 45). وقتی که توضیحات انگروزینو را می‌خوانیم، درمی‌یابیم که در ایران از واژه‌ی مردم‌نگاری به‌نحو نادرستی استفاده می‌شود. مثلاً در کتاب مورد بحثِ دکتر نعمت‌الله فاضلی، فصلی تحت عنوان «مردم‌نگاری رایانه در کلاس درس در ایران» هست که به‌رغم باارزش بودن مطالب آن، تمام بحث‌ها نظری است و هیچ مطلبی در این فصل مبتنی بر زندگی دانش‌آموزان در کلاس درس نیست. به‌عبارت دیگر، محتوای این فصل، مبتنی بر مصاحبه یا مبتنی بر تجربه‌های زیسته‌ی دانش‌آموزان در کلاس درس و کار با رایانه در کلاس نیست. همین‌جا لازم است نکته‌ی دیگری را باز هم در باب دکتر نعمت‌الله فاضلی ذکر کنم. در متنی راجع به ایشان چنین نوشته شده است: «فاضلی به‌عنوان یکی از نمایندگان انسان‌شناسی مدرن و مطالعات فرهنگی در ایران، نوآوری‌های مهمی در روش‌شناسی این رشته‌ها داشته ‌است. یکی از نوآوری‌های او در این زمینه، ترویج روش اتواتنوگرافی بوده‌ است. فاضلی اتواتنوگرافی را یک رویکرد روش‌شناسانه در مطالعات حوزه علوم انسانی، اجتماعی و فرهنگی می‌داند که هدف و دال مرکزی آن «مطالعه خود» و «توجه به خود» است. منظور از خود در اینجا، محقق است. به اعتقاد فاضلی، در این روش، محقق داده‌های تحقیق را براساس زندگی شخصی‌اش تهیه می‌کند. یعنی کارها، تجربیات، فعالیت‌های شغلی و فراغتی و نقش‌های اجتماعی محقق، منبعی برای تولید دانش هستند. به عبارت دیگر، در این روش، خویشتن یا خود به عنوان راهبردی روش‌شناسانه برای اندیشیدن، نوشتن و خلاقیت به کار می‌رود؛ بنابراین در اتواتنوگرافی، ابژه و سوژه شناخت یکی هستند. فاضلی با توجه به کاربردهای گسترده اتواتنوگرافی، آن را روشی برای تولید آگاهی جمعی می‌داند و معتقد است این روش، راهی برای بروز خلاقیت و تأثیرگذاری و عاملیت محقق است. چرا که فرد محقق از این طریق می‌تواند روایت‌های جزیی را به روایت‌های کلان پیوند بزند. فاضلی اتواتنوگرافی را دموکراتیک‌ترین روش تحقیق می‌داند، چرا که امکان شنیده شدن صداهای مختلف را فراهم می‌کند» (ویکی پدیا، https://fa.wikipedia.org/wiki/نعمت‌الله_فاضلی). نمی‌دانم متن فوق را چه کسی نوشته است امّا ممکن است از آن چنین استنباط شود که دکتر نعمت‌الله فاضلیِ عزیز، مبدع خودمردم‌نگاری است. انگرُزینو در باب خودمردم‌نگاری توضیحاتی داده است که این استنباط خطا برطرف می‌شود: «خودمردم‌نگاری، یا روایتِ خود، شکل ادبی «پیوندی» [هیبرید] است که در آن محقق تجربه شخصی‌اش را تحلیل می‌کند. وجه مشخصه خودمردم‌نگاری‌ها معمولاً یادآوری‌های پرشور، استعاره‌های قوی، شخصیت‌های زنده، عبارت‌های نامتعارف و نیز اجتناب از تفسیر است، ‌طوری که خواننده از خلال آن به عمق احساسات نویسنده پی ببرد. برای مثال، «الیس» روایتی نوشته و در آن به موضوع مرگ دیگریِ مهم در زندگی خود اشاره کرده و تلاش‌هایی که برای رهایی از آن انجام داده است.» (انگروزینو، 1396: 180). باری، ارزش کتاب درآمدی بر مردم‌نگاری‌ در این است که ابعاد مختلف تحقیق مردم‌نگارانه را با جزئیاتی مناسب (و نه کسالت‌بار، مثل بسیاری از کتاب‌های روش تحقیق) توضیح داده است. نکته‌ی جالبی که در مقدمه‌ بر ترجمه ذکر شده این است که کسانی‌که در ایران، انسان‌شناسی تدریس می‌کنند از میدان دور هستند و «مفهوم میدان تحقیق با این وضعیت استادان انسان‌شناسی ایرانی، به مقوله موضوعی و مطالعات کتابخانه‌ای تبدیل شود. در نهایت می‌توان گفت غالباً دانش انسان‌شناسی ایران، رابطه‌اش را با میدان یا مردم‌نگاری از دست داده است.» (رحمانی، 1396 :‌5). جبّار رحمانی می‌افزاید:‌ «تمرکز بر [در] کتابخانه و مطالعه کتاب به جای لمس مستقیم و پیوسته واقعیت و صحبت کردن ممتد و مبتنی بر تأمل‌های شخصی، بر انسان‌شناسی هم سایه انداخته است.» (همان:‌6). در انتها یادآوری می‌کنم که من با مطالعه‌ی کتاب درآمدی بر مردم‌نگاری، بخشی از آموخته‌های قبلی‌ام را مجدداَ تحکیم کردم و علاوه بر آن، نکات تازه‌تری آموختم و نیز برای انجام پژوهشی مردم‌نگارانه در باب مناسک پیاده‌روی اربعین حسینی و تدوین گزارش آن از این کتاب کم حجم امّا ارزش‌مند بسیار بهره بردم. لذا از مترجمان محترم و دست‌اندرکاران نشر آن بسیار تشکّر می‌کنم و آرزوی توفیق بیش‌ترشان را دارم. به نظراَم لازم است کتاب درآمدی بر مردم‌نگاری (انگروزینو، 1396) را همه‌ی دانش‌جویان جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی بخوانند. دست‌کم، من به‌عنوان یک دانش‌جوی تمام وقت جامعه‌شناسی، به خواندن آن محتاج بودم.      ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 08:40:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259114/مردم-نگاری-بدون-حضور-مردم سلسله جلسات نقد و بررسی کتاب در حوزه یادگیری فناورانه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259677/سلسله-جلسات-نقد-بررسی-کتاب-حوزه-یادگیری-فناورانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «ناک؛ نقد آگاهانه کتاب»سلسله جلسات نقد و بررسی کتاب در حوزه یادگیری فناورانه است که دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران با همکاری موسسه خانه کتاب در بهار و تابستان سال 1397 برگزار می‌کند. بر این اساس در هفته چهارم فروردین ماه، کتاب «یادگیری شبکه‌ای: سیستم عامل‌های اجتماعی نوین» با ارائه نوری براری و نقادی راضیه محققیان؛ هفته اول اردیبهشت‌ کتاب «فهم واقعیت افزوده: مفاهیم و کاربردها» با ارائه پرستو علیخانی و نقادی راضیه شاهوردی و هفته دوم اردیبهشت کتاب «یادگیری و نسل الکترونیک» با ارائه حامد عباسی و نقادی زهرا سایه‌وند، نقد و بررسی می‌شوند. همچنین نشست‌های دیگری در هفته سوم اردیبهشت با محوریت کتاب «راهنمای یادگیری الکترونیک» با ارائه اسماعیل عبداللهی و نقادی زهره جعفری‌فر؛ هفته چهارم اردیبهشت با محوریت کتاب «بازی گونه سازی کلاس: راهنمای عملی یادگیری مبتنی بر بازی» با ارائه ثریا خزائی و نقادی رقیه نوراللهی و هفته اول خرداد با محوریت کتاب «تحول در آموزش مدرن از طریق اجرای یادگیری الکترونیک معنادار» با ارائه سمیه رحیمی و نقادی حسینی ضرابی برگزار می‌شود. تمامی این نشست‌ها دوشنبه‌ها از ساعت 14 در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شوند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 08:24:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259677/سلسله-جلسات-نقد-بررسی-کتاب-حوزه-یادگیری-فناورانه نخبگان ما ابتدایی‌ترین الفبای سیاست، سیاست‌ورزی و جامعه را نمی‌دانند! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259514/نخبگان-ابتدایی-ترین-الفبای-سیاست-سیاست-ورزی-جامعه-نمی-دانند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- «اگر حاکم ما یک فیلسوف واقعی باشد، آنگاه از خطا مصون است. بنابراین نمی‌توان در اطلاعات از وی دچار اشتباه شد. اما مسئله این است: آیا ما می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که آن حکم خالص است؟ آیا ما می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که اعداد در نسل قبلی نادرست محاسبه نشده‌اند و بنابراین فیلسوف حکیم فعلی در حال حاضر یک ستمکار ظالم نیست؟» این‌ جملات بخش‌هایی از کتاب «کاربردهای فلسفه اخلاق» نوشته آر.ام.هیر با ترجمه کوروش الماسی است که از سوی نشر ماهریس روانه بازار نشر شده است. به همین مناسبت با وی گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:   چه ضرورتی برای ترجمه این اثر احساس کردید؟  تحصیلات من مرتبط با حوزه فلسفه است و در حوزه اخلاق و فلسفه نیز یادداشت‌ها و پژوهش‌هایی را داشته‌ام بنابراین دغدغه‌ام در این حوزه موجب شد تا با توجه به اینکه اصلی‌ترین مشکل کشور را ضعف اخلاقی می‌دانم اقدام به ترجمه این اثر کنم، چراکه نخبگان کشور اخلاق متناسب با جایگاه‌شان ندارند و پرداختن به فلسفه اخلاق از این منظر اهمیت می‌یابد. از سوی دیگر ادبیات سازی در کشور ما درباره این موضوع صورت نگرفته است و بنابراین نیازمندیم تا بحث‌های نظری در حوزه فلسفه اخلاق مطرح شود تا موضوع اخلاق در میان نخبگان مدیریتی کشور ما حل نشود. مشکلات ما در حوزه‌های آموزش، فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و ... حل نشده باقی خواهد ماند. البته در این کتاب بحث اخلاق عملی به‌صورت برجسته مورد توجه قرار گرفته و سعی شده تا روی این مبحث مانور داده شود. همانطور که می‌دانید در بحث اخلاق، گرایش‌های مختلفی مانند اخلاق سیاسی وجود دارد و به طور مثال در فصل نخست این کتاب مخاطب هدف سیاستمداران قرار می‌گیرد. نویسنده در این فصل روی سیاست در اخلاق تاکید می‌کند و ریشه‌های سیاسی اخلاق را بررسی کرده و به مبانی سیاست‌ورزی اخلاق می‌پردازد. در این فصل بیان می‌شود که چنانچه جامعه‌ای بخواهد سیاست‌ورزی موفقی داشته باشد باید مبانی و قواعد اخلاقی را رعایت کند در غیر این صورت راه به جایی نخواهد برد.   به نظر می‌آید که فلسفه اخلاق از جمله علومی است که در کشور ما درباره آن کار چندانی صورت نگرفته و منابع غربی در  این باره هم بومی‌سازی نشده است. نظر شما چیست؟ نقدی که همواره به نخبگان کشور با توجه به تجربه زیسته در خارج از کشور داشته‌ام این است که از میان کتاب‌های ما ایده‌ای بیرون نمی‌آید به عبارت دیگر ما استاد، فیلسوف، روانشناس و ... بسیار داریم اما در عین اینکه صاحب‌نظر و دانشگاهیان بسیاری داریم نتوانستیم از میان آن‌ها ایده‌ای داشته باشیم. در کشور ما افراد بسیاری درگیر تولید و ترویج علم هستند بدون اینکه بتوانند تغییری در شرایط ایجاد کنند. این در حالی است که به قول مارکس علمی که نتواند چیزی را تغییر دهد بیهوده است. کتاب حاضر نیز با توجه به شرایط و فرهنگ کشور انگلستان نوشته شده و ما نمی‌توانیم نظریه‌های غربی را تماما بدون بومی‌سازی در داخل کشور استفاده کنیم. بنابراین نیاز است که اندیشه‌ها و نظریه‌های غربی متناسب با نیازهای جامعه ایرانی بومی‌سازی ‌شده و به‌کار گرفته شود.   مولف کتاب به ما می‌گوید که اگر اخلاق نظری به اخلاق عملی تبدیل شود نیاز جامعه و شرایط آن چگونه خواهد بود؟ ما نیز باید با توجه به وضعیت کنونی خود این گزاره را تغییر دهیم و از چارچوب گفته‌ها و اندیشه‌های جوامع دیگر استفاده کرده و اطلاعات را پردازش و برای خودمان کاربردی کنیم. به‌هرحال هدف همه افراد در همه سطوح این است که زندگی بهتر و آرام‌تری را داشته باشند اما تأمین این موضوع در سایه چارچوبی جمعی اتفاق خواهد افتاد و امنیت و آرامش تنها دستاورد فردی افراد نیست بلکه طی یک فرایند اجتماعی به‌وجود می‌آید اکنون چنین شرایطی در جامعه ما وجود ندارد و همین موضوع است که ضرورت پرداختن به فلسفه اخلاق و به‌ویژه اخلاق کاربردی را بیشتر نمایان می‌کند. البته مخاطب کتاب نخبگان جامعه است چراکه اساسا عامه مردم با چنین موضوعاتی درگیری ندارند اما نخبگان می‌توانند روی مسائل تاثیرگذار باشند این در حالی است که اکنون نخبگان ما ابتدایی‌ترین الفبای سیاست، سیاست‌ورزی و جامعه را نمی‌دانند و به دلیل ناآشنایی با مفاهیمی چون ماهیت جامعه، امنیت، حقوق و... قادر به تاثیرگذاری در جامعه خود نیستند.   اساسا می‌توان برای اخلاق تعریف خاصی ارائه کرد و مصادیق اخلاق عملی در جامعه چیست؟ تصور کنید یک گربه پیش شما می‌آید و شما آن را نوازش می‌کنید و به آن غذا می‌دهید اما اگر همین گربه پیش من بیاید و من آن را آزار و اذیت کنم این گربه به صورت غریزی متوجه می‌شود که برای ادامه حیات خود باید به شما مراجعه کند. بحث اخلاق هم در جامعه دقیقا چنین چیزی است یعنی همه موجودات زنده باید بدانند که چه کارهایی برای ادامه حیاتشان ضروری و غیرضروری است. پس بحث اخلاق عملی بدین معنی است که اخلاق بتواند به این بایدها و نبایدها آگاهی داشته باشد. البته از سوی دیگر باید انتظارات اخلاقی‌ای که از شهروندانی از سوی دولت و سایر نهادها وجود دارد برآورده شود. چراکه در بلندمدت اگر این نیازها و انتظارات برآورده نشود نمی‌توان انتظار پیاده‌سازی اخلاق عملی در جامعه را داشت. اکنون یکی از بزرگترین مشکلات کشور ما این است که انتظارات اخلاقی از شهروندان با توجه به شرایط امروزی آن‌ها امکان کاربرد‌سازی ندارد. اخلاق مبنای قانون اجتماعی است و اگرچه برای ادامه حیات ضروری است اما یک جاده یکطرفه نیست و باید انتظارت شهروندان نیز برآورده شود به طور مثال در شرایط فعلی جامعه حاکمیت نمی‌تواند از یک کودک کار یا اقشار حاشیه‌نشین و زاغه‌نشین انتظار رعایت قوانین و اخلاق را داشته باشد. اینها مباحثی است که مصادیق اخلاق عملی در جامعه است. باید سازوکارهایی وجود داشته باشد تا اخلاق عملی در جامعه اجرا شود. امروز ما در حاشیه تهران افرادی را داریم که در فقر مطلق زندگی می‌کنند از این افراد نمی‌توان انتظار رعایت قانون و اخلاق داشت!   مولف کتاب «کاربردهای فلسفه اخلاق» در فصول مختلف این اثر به موضوعات متعددی پرداخته است آیا انتخاب این موضوعات علت خاصی داشته است؟ خیر، مولف در کتاب تنها سعی کرده در موضوعات مختلف به بحث کاربرد اخلاق بپردازد. بنابراین فصول کتاب دایره وسیعی از موضوعات از جمله مسئولیت فردی، استدلال‌های دولت و ... را در برمی‌گیرد و گزینش آنها تنها از منظر کاربرد اخلاق بوده است. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Apr 2018 05:39:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259514/نخبگان-ابتدایی-ترین-الفبای-سیاست-سیاست-ورزی-جامعه-نمی-دانند بزرگداشتی برای مفسر قرآن و شارح نهج‌البلاغه در اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259659/بزرگداشتی-مفسر-قرآن-شارح-نهج-البلاغه-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم ترحیم  سید محمدباقر کتابی، با حضور اقشار مردم به‌ویژه اهالی علم و اندیشه در مسجد سید اصفهان برگزار شد. وی متفكری بزرگ و فرهیخته، حكيمي والا و عالي‌مقدار، اديب و دانشمندي حقيقت‌جو، عالم حکمت و معرفت، مفسر قرآن و شارح نهج‌البلاغه و استاد پیشکسوت ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان كه سلف صالح گذشتگان و يادگار ارزشمند دانشمندان این خطه فرهنگ‌پرور بود،که در 95 سالگی به معبود حق شتافت.   آئین هفتمین روز درگذشت دکتر محمدباقر کتابی روز پنج شنبه 15:30تا 17:30 در مسجد سید اصفهان برگزار می‌شود.   دکتر کتابی در سال ۱۳۰۲ شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. وی دارای دکترای الهیات و عرفان و فلسفه اسلامی دانشگاه تهران و تحصیلات حوزوی در سطح عالی بود.  محمد مهریار، میرزا ابوالفضل همائی،حاج رحیم ارباب، حاج میرزا علی آقا شیرزای، آیت الله حاج شیخ مهدی نجفی، آیت الله حسین خادمی و آیت‌الله طیّب از استادان دکتر کتابی بوده‌اند. کتاب مفصّل و مبسوطی در شرح حال رجال معروف علم و ادب و هنر اصفهان، کتاب کلید گشایش نهج‌البلاغه یا المفتاح لکنوز نهج‌البلاغه، شرح مثنوی مولانا در دو داستان، پنج جلد کتاب فقه و معارف اسلامی و سه جلد عربی برای دانش‌آموزان دبیرستان‌ها، تاریخ مختصر فلسفه و معارف اسلامی برای دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، مقدمه مفصّلی بر شرح نهج‌البلاغه استاد بزرگوار حسین شفیعی در چهار جلد به نام (سخن آشنا) شرح اخلاقی، عرفانی نهج‌البلاغه، مقدمه بر کتاب وحدت وجود استاد مرحوم فضل‌الله ضیاء نور، مقدمه بر کتاب گنج زری بود، در این خاکدان، مقدمه بر کتاب شعر انتظار، مقدمه بر کتاب اخلاق تالیف پیرژانه متفکر بزرگ فرانسه، مقدمه بر کتاب بهینه انسان درباره قسمتی از زندگانی مولای متقیان امیرالمومنین و زین الموحدین در دو جلد، مقدمه بر کتاب حاصل عمر، مقدمه بر کتاب گلشن الفت از آثار ایشان است. اشتغال در امور قضایی، استاد دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی، عضویت در انجمن آثار و مفاخر اصفهان از جمله مسئولیت‌های علمی و فرهنگی مرحوم کتابی بود.   بنابر اعلام گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان صبح پنجشنبه ۲۳ فروردین‌ماه، استاد محمدباقر کتابی، مفسر قرآن و نهج‌البلاغه و استاد ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان به علت کهولت سن درگذشت. پیکر این استاد فرهیخته صبح روز جمعه تشییع و در قطعه 33 باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Apr 2018 14:54:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259659/بزرگداشتی-مفسر-قرآن-شارح-نهج-البلاغه-اصفهان ثبت نام دهمین دوره جشنواره فارابی تا ۳۱ اردیبهشت ادامه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259652/ثبت-نام-دهمین-دوره-جشنواره-فارابی-۳۱-اردیبهشت-ادامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی، فرآیند برگزاری دهمین دوره جشنواره فارابی ویژه علوم انسانی آغاز شده و متقاضیان تا ۳۱ اردیبهشت ماه می توانند آثار خود را به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند. دهمین دوره بین المللی جشنواره فارابی قرار است زمستان سال ۹۷ برگزار شود. این جشنواره دارای ۱۴ گروه علمی و تخصصی است و قرار است برای اولین بار در این دوره دو جایزه ویژه اخلاق و تربیت و مطالعات میان رشته ای اعطا شود. تمامی آثاری که از ابتدای فروردین ماه سال ۱۳۹۴ تا پایان اسفندماه ۱۳۹۶ پایان یافته‌اند و یا منتشر شده باشند، امکان شرکت در این دوره از جشنواره را دارند. هدف از برگزاری این جشنواره بسترسازی تولید دانش علوم انسانی و اسلامی، ایجاد نگرش مثبت به علوم انسانی و ضرورت‌های استفاده از آن در تبیین پدیده‌های انسانی، معرفی نقش علوم‌انسانی در توسعه دانش بشری، مدیریت اجتماع و تمدن‌سازی در گذشته و اکنون، فرصت‌سازی برای عرضه نظرات و نقد آنها و تقویت و توسعه ایده بازنگری علوم انسانی در ایران و جهان اسلام است. بازنمایی توان علمی ایران و جامعه اسلامی در حوزه علوم انسانی اسلامی و کمک به تبیین اهمیت، کارکرد و نقش موثر علوم انسانی در فرآیند برنامه‌ریزی و سیاستگذاری ملی و بین‌المللی از دیگر اهداف این جشنواره است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Apr 2018 09:20:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259652/ثبت-نام-دهمین-دوره-جشنواره-فارابی-۳۱-اردیبهشت-ادامه نشست «گفت‌وگو درباره کتاب ذهن و همه چیز» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259650/نشست-گفت-وگو-درباره-کتاب-ذهن-همه-چیز-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «گفت‌وگو درباره کتاب ذهن و همه چیز» با عنوان فرعی طرح‌واره‌هایی برای زیستن نوشته مقصود فراستخواه روز سه‌شنبه 28 فروردین ماه برگزار می‌شود. مجید نیلی احمد آبادی، محمود تلخابی و محمد امین قانعی راد در این نشست درباره کتاب حاضر سخنرانی خواهند کرد. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 17 تا 19 و 30 دقیقه به نشانی خیابان استاد مطهری، بین میرعماد و ایستگاه مفتح، ساختمان 240 طبقه اول واحد 2 مراجعه کنند. «ذهن و همه چیز» عنوان جدیدترین اثر مقصود فراستخواه است که با وجود اینکه به تازگی وارد بازار نشر شده به چاپ دوم رسیده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «سرآغاز تمام آغازهایی که در بیرون داریم، آغازی از درون ما و در خود ماست. در ما ظرفیت آغاز هست. بیش از هر موجود دیگر، انسان توانایی آغاز دارد. چرا؟ چون سرشت ذهن آدمی سیال، پویا و تجدید شونده است. ذهن موجودی روان است و می‌تواند پی در پی با هر تفهم و توجه جدید و با هر التافات نوپدید دوباره شروع شود و خود را تازه کند. این را از کودکی در خود تجربه کرده‌ایم و به حس و حضور دریافته‌ایم که در ذهن ما چه تداعی‌ها و آغازهای نوین اتفاقات تازه‌ای روی می‌دهد. به مدد این سیالیت ذهن خویش است که می‌توانیم خود را تجدید کنیم.»  ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Apr 2018 09:17:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259650/نشست-گفت-وگو-درباره-کتاب-ذهن-همه-چیز-برگزار-می-شود بررسی دیدگاه‌های دانشگاهی غربی درباره اسلام و مسلمانان در شصت سال گذشته http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259343/بررسی-دیدگاه-های-دانشگاهی-غربی-درباره-اسلام-مسلمانان-شصت-سال-گذشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «مطالعات اسلامی در دانشگاه‌های غرب: تحلیل گفتمان کتاب‌نگارانه» نوشته سید سعیدرضا عاملی با ترجمه آریا متین از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. در بخشی از مقدمه کتاب آمده است: «اسلام جهان‌بینی جامع و همه‌شمولی است که آموزه‌هایی را درباره همه چیز از افراد گرفته تا اجتماعات، از بدن تا روح، از علم تا احساسات، خلاصه هر چیز دنیوی و اُخروی را به پیروانش ارائه می‌کند. پیروان اسلام، خواه در وضعیت اقلیت و خواه اکثریت، یک جامعه جهانی را تشکیل داده‌اند. جوامع مسلمان در سراسر جهان حضور مشهودی دارند. در کنار پنجاه کشور با اکثریت مسلمان در سراسر جهان، نفوذ جهانی اسلام در سرزمین‌های دوردستی مانند استرالیا و امریکای شمالی نیز مشهود است. به‌علاوه، دعوت اسلام از حیث زمانی و مکانی جهان‌شمول است و قرآن کریم هرگز تنها به یک کشور، اجتماع قومی یا قبیله خاص (مثلاً عرب‌ها) نپرداخته است. اسلام هرگز به یک دوره زمانی نیز محدود نشده است (مثلاً سال‌های بلافاصله پس از ظهور دین اسلام). اسلام خواستار توجه به داستان خلقت است، به سرگذشت و روایات مردمان گذشته می‌پردازد، آینده را پیش‌بینی می‌کند و روز رستاخیز را به نوع بشر یادآور می‌شود. چنین دید جهانی‌ای، توجه جهانیان را در سراسر تاریخ اسلام به خود جلب کرده است. اسلام همیشه دست در کار تعامل و دادوگرفت با تمدن غربی بوده است. اسلام پس از پایان جنگ جهانی دوم، با پشت‌سر‌گذاشتنِ چند نقطه عطف و تحول، دوباره در کانون دغدغه‌های میان‌تمدنی قرار گرفته است. این کتاب می‌کوشد به ارائه کتاب‌نگارانه مبسوط این دغدغه‌ها بپردازد.» کتاب حاضر مطابق روش‌شناسی تحقیقی، مشتمل بر 23872 آیتم در قالب نمونه گسترده‌ای است تا از این راه به بررسی دیدگاه‌های دانشگاهی غربی درباره اسلام و مسلمانان در شصت سال گذشته بپردازد. این 23872 آیتم مشتمل است بر 18225 مقاله، 3170 کتاب و 2477 رساله کارشناسی‌ارشد و دکترای تکمیل‌شده‌ای است که دانشگاه‌های غربی و نهادهای دانشگاهی بین سال‌های 1949 تا 2009 منتشر کرده‌اند. این نمونه فقط بر کارهای دانشگاهی که موضوع اصلی آن‌ها مطالعه عمومی یا تخصصیِ اسلام و مسلمانان ـ چه در سطح جهانی و چه در یک محل معین ـ است، تمرکز می‌کند. گروه تحقیق IHRC در انجام این نمونه‌برداری کتاب‌نگارانه اهداف دوگانه‌ای را دنبال کرده است: در وهله نخست ما متوجه شکوفایی آماری آثاری شدیم که از انتهای جنگ جهانی دوم به این سو با اسلام و مسلمانان مرتبط بوده‌اند؛ البته می‌توان بخشی از این شکوفایی را به تکنیک‌های کاتالوگ‌سازی دیجیتالی در دهه‌های اخیر نسبت داد. به گفته مولف اثر سعید رضا عاملی در مقدمه کتاب، «در عصر پیش از انقلاب دیجیتال، تکنیک‌های آنالوگ موجب تحدید چشم‌انداز و سرعت انباشت، رده‌بندی و توزیع کاتالوگ‌های انبوه می‌شد؛ بااین‌حال همان‌گونه که داده‌های مربوط به سه دهه در این عرصه نشان می‌دهند، تعداد بسیار زیاد کارهای دانشگاهی در حوزه اسلام و مسلمانان گواه متقاعدکننده‌ای بر این نکته است که این اوج‌گیری آماری محصول عواملی به غیر از امکانات کاتالوگ‌سازی دیجیتالی است. اگر به افزایش شدید شمار چنین کارهایی در سال‌های 2000 توجه کنیم، این ادعا به بهترین شکل تأیید می‌شود. جهش از 5154 عنوان در دهه 1990 به 13675 عنوان در انتهای سال‌های 2000، توجه را به عوامل دیگری فراتر از انقلاب دیجیتالی ـ به‌عنوان پدیده‌ای جدید ـ و انقلاب علمی بشر ـ به‌عنوان سیر طبیعی زندگی در طول زمان ـ معطوف می‌کند. در حقیقت در این نمونه که دوره‌ای شصت‌ساله را پوشش می‌دهد، 5/57 درصد از کل کارها (از جمله مقاله‌ها، کتاب‌ها و رساله‌ها) در دهه حاضر نوشته شده‌اند. اینکه درصد بالایی از این افزایش به حوادث 11 سپتامبر و پس از آن مرتبط باشد، یعنی رویدادهایی که توجه جوامع غربی را به مسلمانان در سراسر دنیا معطوف کرده است، امری قابل‌درک است. بااین‌حال جدا از نوسان‌های معنادار آماری و تک‌رویدادهای اثرگذاری همچون 11 سپتامبر، انگیزه دوم انجام این تحقیق این فرضیه است که کارهای دانشگاهی غربی درباره اسلام و مسلمانان به شکل بی‌سابقه‌ای در‌حال‌افزایش هستند. بی‌شک این فرضیه به‌خودی‌خود سبب ابطال یا اثبات فرضیه‌های دیگر نمی‌شود. شکوفایی آماری بیان‌شده در بخش پیشین، تأکیدی بر وجود نقطه‌ای بحرانی یا حیاتی در دیدگاه غربی نسبت به اسلام و مسلمانان است. بررسی چند‌بعدی طولی و تحلیل روندها یا گرایش‌ها به‌منظور ارزیابی خاستگاه‌ها و چشم‌انداز این نقطه بحرانی، ضروری است.» در مرحله کتاب‌نگارانه کنونی مولف تلاش کرده‌ افزایش انبوه آثار از انتهای جنگ جهانی دوم به این سو را در صورت امکان‌پذیر‌بودنِ دسته‌بندی متن براساس عنوان، طبق عناوین اصلی و عناوین فرعی آثار رده‌بندی کند. مولف می‌نویسد: «ما همواره با برخی افراد خارج از پروژه مشورت می‌کردیم تا متوجه شویم متون را به‌درستی رده‌بندی کرده‌ایم یا خیر. در حقیقت از به‌کاربردنِ هر نوع رده‌بندیِ از‌پیش‌آماده پرهیز کردیم و از خط‌مشی‌های موضوعی که از دلِ خود واحدهای تحلیلی مورد مطالعه بر‌می‌آمد، پیروی کردیم.   در سه بخش آتی، وجوه تاریخی روابط بین مسلمانان، اسلام و غرب، وجوه ادراکی یا مفهومی گفتمان‌های غالب، و نیز رویکرد روش‌شناسانه به این تحقیق، از جمله مرور اجمالی یافته‌های تحقیق، به بحث گذاشته خواهد شد.» کتاب «مطالعات اسلامی در دانشگاه‌های غرب: تحلیل گفتمان کتاب‌نگارانه» نوشته سید سعیدرضا عاملی به ترجمه  آریا متین با شمارگان هزار نسخه در 166 صفحه به بهای 8 هزار تومان از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Apr 2018 08:33:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259343/بررسی-دیدگاه-های-دانشگاهی-غربی-درباره-اسلام-مسلمانان-شصت-سال-گذشته پژوهشگری که زوایای تاریک تاریخ ایران باستان را روشن کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246825/پژوهشگری-زوایای-تاریک-تاریخ-ایران-باستان-روشن خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمدجواد مشکور، مورخ و ادیب برجسته ایرانی در اواخر اسفند سال ۱۲۹۷ خورشیدی در محله باغ خانه شهر تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی خود را در مدرسه‌های ثروت و دارالفنون گذراند. سپس وارد دانش‌سرای عالی و دانشکده معقول و منقول شد و در سال ۱۳۱۸ موفق به اخذ درجه لیسانس در ادبیات فارسی و ادبیات عرب شد. مدتی به تدریس در دبیرستان‌ها پرداخت و چند سالی به خدمت در وزارت دارایی مشغول شد. وی به تحصیل و تحقیق در زبان‌های باستانی پرداخت و از سال ۱۳۲۷ تا سال ۱۳۳۸ به تدریس تاریخ ایران قدیم و زبان پهلوی در دانشگاه تبریز مشغول بود. در سال ۱۳۳۲ به پاریس سفر کرد و در سال ۱۳۳۶ به اخذ درجه دکتری در تاریخ اسلام نایل آمد. مدت 6 سال سردبیر مجله عربی‌زبان «الاخاء» در تهران بود. مشکور در سال ۱۳۴۴ به خدمت تمام‌وقت دانش‌سرای عالی درآمد و در کنار آن در دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دانشکده الهیات دانشگاه تهران نیز به تدریس مشغول بود. سرانجام این پژوهشگر توانا و پرتلاش در ۲۵ فروردین ۱۳۷۴ بر اثر سکته‌ مغزی در تهران درگذشت. استادان مشکور؛ از علامه طباطبایی تا ملک‌الشعرای بهار مشکور در محضر استادانی چون علامه سید محمد حسین طباطبایی، علامه محمد بن عبدالوهاب قزوینی، مهدی آشتیانی، بدیع الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، ملک الشعرای بهار و عباس اقبال به تحصیل علم پرداخت. این استاد فرهیخته 46 عنوان کتاب و بیش از یک‌صد مقاله در زمینه ادبیات، تاریخ ادیان و مذاهب، زبان شناسی به زبان‌های فارسی، عربی و فرانسوی به رشته تحریر درآورده است. وی به زبان‌هاي پهلوي، عبري، سرياني، عربي، انگليسي، فرانسوي و آلماني آشنا بوده و توجه ویژه این مورخ به شناسايي زبان پهلوي و ادبيات ديني در زبان پهلوي، باعث شد تا آثار ارزشمند و پژوهش‌گرانه‌اي را خلق کند. «تاریخ اوستا و ادبیات دینی پهلوی»، «تاریخ ایران باستان به روایت ابن عبری»، «تاریخ مذاهب اسلام یا ترجمه الفرق بین الفرق»، «تاریخ اورارتور، سنگ‌نبشته‌های اورارتی در آذربایجان»، «تاریخ اجتماعی ایران در عهد باستان»، «تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری»، «نظری به تاریخ آذربایجان و آثار باستانی و جمعیت‌شناسی آن»، «ایران در عهد باستان»، «اخبار سلاجقه روم»، «سیر اندیشه‌های دینی در ایران»، «تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلام تا قرن چهارم هجری»، «فرهنگ تطبیقی عربی با زبان‌های سامی و ایرانی»، «جغرافیای تاریخی ایران قدیم»، و «فرهنگ فرق اسلامی» برخی از مهمترین تالیفات زنده‌یاد مشکور است. مشکور تاریخ شیعه را بازگو می‌کند یکی از آثار ارزشمند زنده‌یاد مشکور کتاب «تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلامی تا قرن چهارم هجری است. مشکور در بخشی از این کتاب با اشاره به خلافت امام حسن (ع) می‌نویسد: «پس از رحلت علی (ع) شیعیان کوفه با پسر او حسن بن علی بیعت کردند. حسن (ع) چون به خلافت نشست لشکری به سرداری قیس بن سعد انصاری که شمار ایشان به دوازده هزار تن می‌رسید به جنگ معاویه فرستاد، و خود به تیسفون درآمد، و معاویه نیز در نزدیکی موصل اردو زد. هنوز جنگی روی نداده بود که در لشکر حسن بن علی (ع) کسی ندا در داد که قیس بن سعد کشته شده بگریزید. با شنیدن این بانگ مردم بر هم ریخته و جمعی سرا پرده حسن (ع) را غارت کردند و حتی فرش زیر پای او را کشیدند. چون حسن (ع) با مظلم ساباط مدائن رسید یکی از کسانی که تمایل به خوارج داشت و نامش جراح بن قبیعه بود خنجری بر ران آن حضرت زد و او را مجروح ساخت. با این وضع مسلم شد که با چنین مردمی به جنگ معاویه و لشکر منظم او رفتن صحیح نیست. بدین جهت با معاویه وارد مکاتبه و مذاکره صلح شد. نتیجه گفتگو بدین انجامید که حسن (ع) موجودی بیت‌المال کوفه را بردارد و با خراج دارا بگرد که از شهرهای فارس است اعاشه کند و از کار کناره‌گیری نماید. معاویه نیز تعهد کرد که نام علی (ع) را پیش حسن(ع) به زشتی نبرند و به او دشنام ندهند و نیز قرار گذاشت که یک میلیون درهم برای برادرش حسین بن علی (ع) بفرستد و بنی هاشم را در عطا و پیشکش‌ها بر بنی عبد شمس برتری دهد. حسن پس از پنج ماه و نیم از خلافت کناره گرفت و با اهل بیت خود به مدینه رفت و معاویه به خلافت نشست. اما اهل بصره از دادن خراج دارا بگرد به حسن بن علی (ع) ممانعت کرده گفتند که آن غنیمت ما است و به هیچ‌کس نخواهیم داد. پس از چندی حسن بن علی(ع) به تحریک معاویه در سال 29 هجری به دست یکی از زنان خود به نام جعده دخت اشعت بن قیس در مدینه مسموم گشته رحلت فرمود و آن حضرت را در کنار مادرش فاطمه زهرت در گورستان بقیع به خاک سپردند.»   ایران روزگار باستان به روایت مشکور «تاريخ ايران از روزگار باستان تا عصر حاضر»، کتابی ارزشمند به قلم مشکور است که تاریخ اجمالی سیاسی ایران از عهد باستان تا انقراض قاجاریه را دربرمی‌گیرد. مطالب كتاب براساس توالی و ترتیب تاریخی خاندان‌های حكومت‌گر تنظیم شده و شامل ۲۰ فصل است. فلات ایران (موقعیت و ویژگی‌های جغرافیایی و تمدن‌های پیش از تاریخ و قبل از آریایی‌ها در این فلات)، آریایی‌های ایرانی، پادشاهان داستانی ایرانی، دولت ماد، هخامنشیان، سلوكیان، اشكانیان، ساسانیان، عرب و اسلام، از طاهریان تا آل بویه، از غزنویان تا خوارزمشاهیان، حمله مغول، ایلخانان مغول، شهریاران بین مغول و تیمور، تیموریان، سلسله صفوی، قیام افغانان غلجه‌زایی، ظهور نادر و سلسله افشار، خاندان زند، قاجار فصل‌های کتاب را شامل می‌شود و در صفحات پایانی نیز فهرست كلی، شامل اسامی اشخاص، مكان‌ها، كتاب‌ها، رسایل و روزنامه‌ها آمده است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Apr 2018 07:53:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246825/پژوهشگری-زوایای-تاریک-تاریخ-ایران-باستان-روشن اسدالله علم یادداشت‌هایش را به تقلید از اعتمادالسلطنه می‌نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259645/اسدالله-علم-یادداشت-هایش-تقلید-اعتمادالسلطنه-می-نوشت  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مریم منصوری: اسدالله عَلَم  (مرداد ۱۲۹۸بیرجند - ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ آمریکا) یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمد رضا پهلوی، وزیر دربار و نخست وزیر ایران بود. مهم‌ترین سندی که از علم باقی مانده، مجموعه هفت جلدی یادداشت‌هایش است که بنا به خواسته خودش، بعد از فروپاشی سلطنت پهلوی منتشر شد. 25 فروردین، با سالروز مرگ او مصادف است و به همین بهانه گفت و گویی داشتیم با رضا اصفهانی مختاری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ پهلوی، درباره این مرد سیاست دوران پهلوی که در پی می‌آید: ابتدا کمی درباره خانواده و نسب اسدالله علم توضیح دهید که گویا در دوره قاجار از والیان سیستان و خراسان بودند. در دوره قاجار و پهلوی اول، خراسان و سیستان یکی بوده و به عنوان ایالت خراسان و سیستان شناخته می‎شد. افرادی که برای ریاست این ایالت انتخاب می‎شدند، از افراد برجسته بودند. بسیاری از مسائل و امورات اداری، سیاسی و فرهنگی بخش جنوبی خراسان در بیرجند حل و فصل می‌شد که در حکم مرکز جنوب ایالت بود. خانواده علم از ملاکان قدیمی بیرجند و از دوره‎ای در آنجا حاکم بودند. اینها جزو اعرابی بودند که بعد از فتح خراسان و سیستان توسط مسلمانان، در آنجا ساکن شده‌ بودند و جزو خانواده‌های ریشه‌دار منطقه به‌شمار می‌آمدند. محمدابراهیم‌خان شوکت‌الملک علم، پدر امیراسدالله، در سرکوب شورش قیام محمدتقی خان پسیان هم که در دوره احمد قوام رخ داد، همکاری داشت. بعد از آن محمدابراهیم‎خان شوکت‌الملک با رضاخان سردارسپه رابطه خوبی برقرار کرد و به همین خاطر در دوره رضاشاه به‌عنوان وزیر پست و تلگراف منصوب شد. البته به نظر می‎رسد دورکردن شوکت‎الملک از مرکز ثقل قدرتش، بیرجند، هم مدّنظر بوده است. اقدامی که در جهت سیاست تمرکزگرایی بوده است. نزدیکی به رضاشاه هم وجود داشت. به طوری که امیراسدالله علم رشته تحصیلی و  همسرش را به توصیه رضاشاه انتخاب کرد. پدرش می‌خواست علم را مثل اغلب رجال آن دوره برای ادامه تحصیل به اروپا بفرستد، اما با تأسیس دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در کرج، علم به پیشنهاد رضاشاه به این دانشگاه رفت و همین اتفاق باعث شد تا بسیاری از مخالفانش او را که برخلاف اغلب رجال آن دوره برای ادامه تحصیل به یک دانشگاه فرنگی یا غربی نرفته بود، بی‌سواد بخوانند. همسر علم از خانواده قوام شیرازی بود که جزو خانواده‎های متنفذ دوره قاجار و پهلوی به‌شمار می‌رفت. خود علم هم با محمدرضا شاه ارتباط خوبی داشت. کمااینکه بعد از کودتای 28 مرداد به وزارت رسید. اما موقعیت خراسان و سیستان و هم‌مرزی این ایالت با هندوستان که جزء مستعمرات انگلستان بود، ارتباط و نزدیکی خاندان‌های حاکم این منطقه را با انگلیسی‌ها می‌طلبید. در نتیجه خاندان علم که از خانواده‌های کهن آن منطقه بودند، هم ارتباط خوبی با حکومت مرکزی ایران داشتند و هم با بریتانیا به عنوان همسایه شرقی که هندوستان را در اختیار داشت، دارای روابط مستحکمی بودند.   رضا مختاری اصفهانی با توجه به موقعیت سوق‌الجیشی خراسان و سیستان دوره فرمانداری علم در سیستان، این دوره برای او، مشق خوبی برای سیاست داخلی و خارجی بوده است. سیستان منطقه مهمی بود و هم‎مرز با هندوستان. سیاست هندوستانی بریتانیا جزء موارد مهم سیاست خارجی این کشور بود و آنها سعی می‌کردند با حکومت‌های منطقه به صورت مجزا و مستقل وارد دیالوگ شوند. علاوه بر این، علم ارتباط وسیعی با محمدرضا شاه داشت و این نکته بر اهمیت علم در صحنه سیاست داخلی ایران می‌افزود. برخلاف رجال دیگر که با واسطه با دربار محمدرضا شاه مرتبط شده بودند، مثل هویدا، که عبدالله انتظام در ورود و حضور او به عرصه سیاست نقش داشت. علم به‌طور مستقیم با دربار و حکومت ارتباط داشت. علاوه بر این‌ها، محمدابراهیم شوکت‌الملک، پدرش، در شرق ایران فرد متنفّذی بشمار می‎رفت. او در بیرجند خدمات بسیاری ارائه داد. مدرسه مدرن شوکتیه از جمله آثار پدر علم هست. به طور کلی خانواده علم در ورود تجدد به منطقه بیرجند بسیار موثر بوده‌اند و هم پدرش و هم علم هرگز پیوند خود را با بیرجند قطع نکردند. حتی در دوره نخست‌وزیری علم و وزیردرباری‌اش.   نقش علم در اصلاحات ارضی و انقلاب سفید چه بود؟ اصلاحات ارضی در دولت امینی به‌طور جدی شروع شده بود و حسن ارسنجانی، وزیر کشاورزی، مهم‌ترین نقش را در این زمینه به‌عهده داشت. بعد از برکناری علی امینی، ارسنجانی همچنان در دولت علم باقی ماند. این نکته را هم در نظر داشته باشید که محمدرضا شاه از نیمه دوم دهه 30 سعی کرد نقش نخست‌وزیر در صحنه سیاسی کشور کمرنگ شود. تنها در دوره کوتاهی بود که علی امینی به‌عنوان نخست‌وزیر مقتدر ظاهر شد. اما محمدرضا شاه او را کنار زد و علم را که یک مجری مقتدر بود و آنچه را که محمدرضا شاه به عنوان پادشاه می‌خواست، تجلی می‌بخشید، به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب کرد. علم خود را غلام خانه‌زاد و چاکر معرفی می‌کرد. او یک مجری مقتدر بود اما مهم‌ترین اتفاق در دوره نخست‌وزیری علم، تصویب‌نامه هیئت وزیران درباره انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود. در این تصویب‌نامه دو نکته انجام گرفته بود؛ قید سوگند به قرآن، به سوگند به کتاب آسمانی تغییر کرد. طبق این تغییر نمایندگان انجمن‌ها که باید بعد از انتخاب به قرآن سوگند می‌خوردند، می‎توانستند به هر کتاب آسمانی که به آن معتقد بودند، سوگند بخورند. در واقع با این تغییر، ورود اهل کتاب دیگر به انجمن‎های ایالتی و ولایتی تسهیل می‎شد. تغییر دیگر این بود که زن‌ها می‌توانستند در انتخابات انجمن‎های ایالتی و ولایتی شرکت کنند که این نکته مورد اعتراض علمای قم و دیگر بلاد قرار گرفت و دولت تعهد داد که این تصویب‌نامه لغو شود. این قانون انجمن‌ها مربوط به دوره مشروطه بود که زنان در این قانون جزو محرومین  انتخابات بودند. در دولت علم، این دو موضوع تغییر پیدا کرد. در رفراندوم یا همه‌پرسی که برای 6 اصل انقلاب سفید در بهمن 1341 برگزار شد، زنان هم رأی دادند و کنگره آزادمردان و آزادزنان تشکیل دادندکه نشان می‎داد این تصویب‌نامه با وجود قول علم برای لغو آن، همچنان اجرا می‌شد. زنان رأی می‌دادند و در انتخابات و مجلس حضور داشتند. اما در کل، علم بیشتر مجری خواسته‌های پادشاه بود. اصلاحات ارضی هم از قبل شروع شده بود و کلید آن اصلاً از دوره امینی زده شده بود.   چرا علما انتقادهای خودشان را متوجه دولت علم می‌کردند؟ در هنگام اصلاحات ارضی و همه‌پرسی انقلاب سفید، در تمام مخالفت‌های علما با حاکمیت، هنوز نهاد سلطنت مورد خطاب و انتقاد قرار نمی‌گرفت و مشکلات و نقدها را متوجه نخست‌وزیر می‌کردند. محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه شیعه بود و از همین رو کل سیستم و نظام سلطنتی مورد نقد قرار نمی‌گرفت، بلکه دولت مورد هجوم و نقد بود. در آن زمان تندترین نامه‌ها را امام می‌نوشت و مخالفت دولت با شرع انور را موجب سقوط دولت و نظام می‌دانست. اما تا قبل از 13 خرداد که امام خمینی آن سخنرانی را در روز عاشورا ایراد کردند و به طور مستقیم شاه را مورد خطاب قرار دادند، تا قبل از آن، همواره دولت، مورد عتاب و خطاب علمای شیعه بود. در حالی که پیش از آن، شاه در سفر به قم به تاریخ 4 بهمن 1341 علمای شیعه را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دهد و آنها را ارتجاع سیاه می‌خواند و با عناوینی نظیر مفت‌خور، مورد خطاب قرار می‌دهد و در واقع در این شکاف، نهاد سلطنت گام اول را در حمله به فقیهان بر می‌دارد. تا قبل از آن، علما انتقادهای خودشان را متوجه دولت علم می‌کردند. کلید این شکاف را شاه می‌زند. در 2 فروردین 1342 ماجرای حمله به مدرسه فیضیه قم رخ می‎دهد که جبهه‌بندی‌ها و شکاف‌ها کاملا آشکار می‎شود. سخنرانی امام خمینی در روز عاشورای 1342 که خود شاه را مورد انتقاد قرار می‌دهد و نه علم را، واکنشی به تمام این اتفاقات است. این سخنرانی منجر به دستگیری‌اش می‌شود و زمزمه محاکمه او مطرح می‌شود که علمای قم و دیگر بلاد به حضرت عبدالعظیم مهاجرت می‌کنند و در آنجا مرجعیت امام را تثبیت می‎کنند. بعد از آن، امام از زندان آزاد می‌شوند و در منطقه قیطریه در خانه‌ای متعلق به حاج روغنی که از بازاریان تهران بوده، محصور می‌شوند و سپس در دوره حسنعلی منصور از حصر آزاد شده و به قم بازمی‌گردند.   نقش علم را در قیام 15 خرداد و دستور تیری که به‌طور مستقیم صادر می‌کند چه می‌دانید؟ این تصمیم او چه تاثیری در روند حکومت پهلوی داشت؟ در این موضوع، علم نقش اول را دارد. از آغاز اعتراضاتی که به تصویب‌نامه دولت در مورد انجمن‌های ایالتی و ولایتی انجام شد، نقش فعال علم را می‌بینیم که به‌طور شخصی با استانداران و فرمانداران مکاتبه می‌کرده که بایستی روحانیون در شهرهای مختلف محدود باشند. در 14 خرداد 1342 وقتی آیت‌الله سیدحسن قمی در مشهد و آیت‌الله محلاتی در شیراز همزمان با امام خمینی دستگیر می‌شوند، علم در نامه‌ای به کارگزاران حکومت این دستگیری را اعلام می‌کند که نشان میدهد این بازداشت‌ها زیر نظر مستقیم او بوده است و در این نامه دستور برخورد با معترضین را صادر می‌کند. به اعتقاد بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران علم نقش مهمی در سرکوب 15 خرداد داشت. شخص علم در 15 خرداد، مانع از عقب‌نشینی شاه و مصالحه او با مخالفان مذهبی شد. علم در یادداشت‌هایش اشاره کرده که قیام 15 خرداد نقطه پایان مخالفت‌های مذهبی‌ها بود و او با سرکوب، این خطر را برای همیشه برطرف کرد. این القای علم باعث شد که شاه قدرت و خطر مذهبی‌ها برای سلطنت را جدی نگیرد و به اشتباه، القای علم را در مورد پایان مخالفت مذهبی‌ها با حکومت بپذیرد. این نکته را هم در نظر داشته باشید علاوه بر اینکه جامعه ایران مذهبی بود، شاه مطابق قانون اساسی مشروطه خودش را پادشاه شیعه می‌دانست و حافظ نهاد دین معرفی می‌کرد. ضمن اینکه مذهب رسمی کشور براساس قانون مشروطه شیعه بود. از همین رو سرکوب مذهبی‌ها در 15 خرداد باعث محدودیت فعالیت‎های آنها نشد. کما اینکه بعد از 15 خرداد هم پایگاه‌های مذهبی از جمله مساجد و تکایا فعال بودند و نیرو  جذب می‌کردند. در حالی که مخالفان ملی و چپ سلطنت با محدودیت مواجه بودند. شاه خودش هم گرایش‎های مذهبی داشت منتهی از نوع خرافه‌اش. از همین رو مخالفان مذهبی را یا با صفت ارتجاع سیاه می‎نواخت یا با صفت مارکسیست‎های اسلامی.   چرا علم یادداشت‌هایش را بعد از نگارش برای حفظ به بانکی در سوئیس می‌فرستاد؟ یادداشت‌ها مربوط به دوره وزیردرباری علم است. یعنی هنگامی که از نخست‌وزیری برکنار شده و جای او را حسنعلی منصور می‌گیرد. حسنعلی منصور و هویدا سیاستمداران نسل بعد از علم بودند که در مقابل او جوانان عرصه سیاست محسوب می‌شدند و «حزب ایران نوین» را به تازگی تاسیس کرده بودند. اینها به جای رجال کهنه‌کار سیاسی که  به بریتانیا متمایل بودند، در سیاست خارجی به آمریکا گرایش داشتند. علم که متعلق به نسل قبل‌تر بود، به گروه تازه منصور و یارانش به‌عنوان تازه‌به‌دوران رسیده‌های سیاسی نگاه می‌کرد و علم از این وضع گلایه‌مند بود. در مقام وزیر دربار هم نگاه مثبتی به هویدا به‌عنوان نخست‌وزیر نداشت. به‌نوعی‌ اگر ما بخواهیم تشبیهی برای  رابطه علم و هویدا پیدا کنیم، شبیه به رابطه میرزا علی‌خان امین‌الدوله با میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان در دوره ناصری و مظفری است. علم که بعد از نخست‌وزیری به‌عنوان رئیس دانشگاه پهلوی شیراز انتخاب شد، سپس در سال 1345 به‌عنوان وزیر دربار انتخاب می‌شود و یادداشت‌هایش نشان می‌دهد که علم تصمیم داشته تا وزارت دربار را به مرکز ثقل تصمیم‌گیری‌های حکومت محمدرضا شاه پهلوی تبدیل کند و پا جای پای تیمورتاش، وزیر درباره رضاشاه، بگذارد. رضاشاه تیمورتاش را در حالی وزیر دربار کرده بود که اختیارات بسیاری را به‌او واگذار کرده بود. اما علم در دوره محمدرضا شاه می‌خواست تمام قدرت را در دست بگیرد و این در حالی است که محمدرضا شاه از سال 1335 به بعد به سمت استبداد فردی می‌رود. به همین دلیل هم او نخست‌وزیری می‌خواست که بیشتر مجری باشد. بعدها در جلد هفتم یادداشت‌های علم که بایستی جلد اول به حسابش بیاوریم، چرا که نخستین یادداشت‌های او به‌شمار می‌آید و ابتدای وزیردرباری‌اش است، منتها  این جلد آخر دیرتر از همه پیدا و منتشر شد، در این یادداشت‎ها قابل فهم است که او ابتدا می‌خواست وزیردربار قدرتمندی باشد اما به‌تدریج یک ناامیدی‌ بر علم مسلط می‌شود که در یادداشت‌هایش هم آشکار است. چون شاه به او اختیاراتی نمی‌دهد. این اتفاق در مورد تیمورتارش هم می‌افتد. او از دوره‌ای قدرتش کمتر شد و وقتی حذف می‌شود، رضاشاه دیگر همان آدم قبلی نیست و دفتر مخصوص شاهنشاهی جایگزین وزارت دربار می‎شود. علم یادداشت‌هایش را به تقلید از اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدین شاه، نوشت. یادداشت‌های اعتمادالسلطنه با کتاب‎های رسمی او مثل «تاریخ منتظم» و ... تفاوت‌های بسیاری دارد. یادداشت‌های او روایتگر تاریخ غیررسمی است و  آنچه را که در پشت پرده دربار سلطنتی وجود دارد، درباره بی‌اعتقادی درباریان به شاه و هرج و مرج در اواخر دوره ناصری وجود داشته، در یادداشت‌های او می‌بینیم. در واقع این یادداشت‌ها، واقعیت جامعه ایران را بیان می‌کند و با روایت رسمی تاریخ تفاوت دارد. او آنچه را که وجود داشت، بی‌پیرایه می‌نوشت. یادداشت‌های اعتمادالسلطنه بعد از مرگش، توسط همسرش به  آستان قدس رضوی داده شد که بعدها ایرج افشار آن‌ها را منتشر کرد. یعنی در زمان علم، این شیوه یادداشت‌نویسی کاملا شناخته شده بود و علم از یادداشت‌های اعتماد‌السطلنه الگوبرداری کرد و سعی کرد خودش واقعیت‌های دوره پهلوی را بنویسد. او برای اینکه یادداشت‌ها اگر به دست محمدرضا شاه یا نهادهای امنیتی افتاد، با دردسر مواجه نشود، تیغ تیز انتقادها را با تمجید و تملق از شاه کُند کرده و یکی از شرایطش برای انتشار این یادداشت‌ها این بود که پس از به ‌پایان رسیدن حکومت پهلوی منتشر شود. در این یادداشت‌ها دیده می‌شود که علم آگاه بود که اوضاع رو به بهبود نمی‌رود و برخلاف بعضی از افراد که معتقدند این یادداشت‌ها ساختگی‌است، من این نکته را قبول ندارم. چون قراین سندی و تاریخی نشان می‌دهد که نوشته خود علم است. سپس آن‌ها را به بانکی در سوئیس می‌فرستد تا به دست شاه نیفتد و تأکید می‌کند هنگامی که خاندان پهلوی در قدرت نبود، این یادداشت‌ها منتشر شود و همین شیوه رفتاری نشان می‌دهد که علم یادداشت‌ها را برای آیندگان می‌نوشت. نکته مهم این یادداشت‎ها تفاوت در نگاه علم به‌عنوان نخست‌وزیر و وزیر دربار است که در هنگام نخست‌وزیری تمام انتقادات و اعتراضات را به قدرت‌های خارجی نسبت می‌داد و معتقد بود کسانی از مصر آمده‌اند و پولی را بین مردم تقسیم کرده‌اند تا  علیه سلطنت پهلوی شورش کنند. اما در یادداشت‌هایش به‌عنوان وزیر دربار، اعتراض‌ها و به‌ویژه اعتراض‌های دانشجویی را نتیجه بی‌کفایتی دولت می‌داند که با سیاست‎های درست و مدارا قابل پیشگیری است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Apr 2018 06:00:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259645/اسدالله-علم-یادداشت-هایش-تقلید-اعتمادالسلطنه-می-نوشت فرش‌بافی در مشهد تا اوایل دهه 80 رونقی نسبی داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259370/فرش-بافی-مشهد-اوایل-دهه-80-رونقی-نسبی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به تازگی کتاب «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» نوشته حسین کمندلو با شمارگان هزار نسخه، 201 صفحه و بهای 55 هزار تومان از سوی موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) فرهنگستان هنر روانه کتابفروشی‌ها شده است. در این اثر پژوهشی برای نخستین‌بار به صورتی نظام‌مند و آکادمیک، تاریخچه و پیشینه فرش‌بافی در مشهد و همچنین چگونگی بافت آن و طرح‌ها و نقش‌ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و نمونه‌های ارزشمند تاریخی آن معرفی شده است. بخش‌ انتهایی کتاب نیز آلبومی غنی شامل 200 عکس از مجموعه قالی‌های مشهد در طرح‌های مختلف و عکس‌هایی جزیی از ساختار آن‌هاست.   حسین کمندلو، نویسنده این کتاب هم‌اکنون به عنوان عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه سمنان به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. از دیگر تالیفات منتشر شده او می‌توان به «طرح و نقش در فرش‌های عشایری روستایی خراسان شمالی» اشاره کرد. به مناسبت انتشار «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» با این پژوهشگر حوزه فرش‌ گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد. فرش‌بافی در مشهد چه پیشینه‌ای دارد و معمولا هنرمندان برای بافت از چه طرح‌ها و نقش‌هایی استفاده می‌کردند؟ از دوران صفویان تا دوران معاصر فرش‌های مشهد بیشتر با طرح افشان شاه‌عباسی، یعنی بدون لچک یا ترنج و تنها با نقوش ختایی، تزیین شده‌اند و طراحان فرش در میان گل‌ها و برگ‌های ختایی اسلیمی‌های ابری (ابر چینی یا ماری) را در کمال زیبایی ترسیم می‌کردند. عمده رنگ‌های به کار رفته در حاشیه و متن فرش‌های مشهد لاکی قرمزدانه، سورمه‌ای و کرم است و این سنت رنگ‌بندی همچنان ادامه دارد. بیشتر محققان خارجی در کتاب‌ها و مقالاتی که در مورد فرش ایران نوشته‌اند، فرش‌های شرق ایران را که در عصر صفویان بافته‌ شده‌اند، با نام هراتی معرفی کرده‌اند. در این میان سیسیل ادواردز در کتاب «قالی ایران» این نظریه را رد کرده و اعتقادی به فرش‌بافی در شهر هرات و ایجاد کارگاه سلطنتی توسط شاهرخ و جانشینان او در عصر تیموریان و یا بعد از آن ندارد. با این حال الگوی فرش‌های افشان شاه‌عباسی را می‌توان بر کاشی‌کاری یکی از ایوان‌های مسجد گوهرشاد مشهد (821ق/ 1418م) مشاهده کرد. قالی افشان شاه‌عباسی محفوظ در موزه فرش آستان قدس رضوی با همین الگو در عصر صفویان بافته شده است. برخی معتقدند که این قالی در مشهد مقدس و به دستور شاه‌ عباس اول برای حرم مطهر رضوی بافته شده است. بنابراین نخستین دوره فرش‌بافی مشهد به دوران صفویه بازمی‌گردد.   دوره‌های بعدی فرش‌بافی در مشهد به چه دوره‌ای تعلق دارد؟ دومین دوره فرش‌بافی در مشهد را می‌توان به اواسط دوران قاجاریه نسبت داد. در این دوران هنرمندان و صنعتگرانی از نواحی معتبری همچون تبریز و کرمان به مشهد کوچ کرده و در کنار تولیدکنندگان مشهدی، با الگوبرداری از آثار شاخص عصر صفویان اقدام به تولید فرش کردند. فرش مشهد در عصر قاجار اعتباری خاص پیدا می‌کند به‌طوری‌که در اوایل حکومت پهلوی برخی از کاخ‌های تازه تأسیس، با فرش‌های بافت مشهد مفروش شده‌اند. در اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی علاوه بر قالی افشان شاه‌عباسی عصر صفویان، نوع دیگری از قالی افشان بافته می‌شود که گل‌های ظریف و کوچکی دارد و با عنوان افشان گل ریز شناخته می‌شود. تولیدکنندگان مشهدی با توجه به سلیقه خریداران و بازار هدف سایر طرح‌های مشهور عصر صفویان همچون شیخ صفی، موج و دریا، چلسی و... را نیز بافته‌اند که برخی از آنها زینت بخش موزه‌ها و کاخ موزه‌های ایران هستند.   با ایجاد ثبات و رونق اقتصادی در ایران، هنرمندان و صنعتگران متعددی در مشهد کارگاه‌های فرش‌بافی، رنگرزی و طراحی ایجاد کردند. به استثنای فرش‌های نفیس و گران قیمتی که در کارگاه‌های شاخص مشهد تولید می‌شدند، حفظ سنت‌های طراحی و رنگرزی عصر صفویان، رج‌شمار پایین، مواد اولیه مرغوب از مهم‌ترین ویژگی‌های فرش‌های بافت مشهد هستند. تمامی عوامل ذکر شده به همراه قیمت مناسب و به نسبت ارزان کالای تولید شده، باعث می‌شود که طبقه متوسط به پایین اقبال زیادی به قالی‌های تولید شده در مشهد داشته باشند و ما شاهد رونق و اعتبار آن تا اوایل دهه 80 شمسی باشیم.   پیشتر پژوهشی در قالب کتاب درباره فرشبافی مشهد در عصر قاجار انجام و منتشر شده بود؟ با نگاهی به بافته‌های مشهد از دوران صفویان تا دوران معاصر شاید بتوان گفت آثار تولید شده در اواخر دوران قاجار تا اواسط دوران پهلوی جایگاه و اعتبار ویژه‌ای در هنر فرش‌بافی ایران داشته‌اند و محققان بسیاری همچون سیسیل ادواردز در کتاب «قالی ایران»، تورج ژوله در کتاب «برگی از قالی خراسان»، شیرین صوراسرافیل در کتاب «طراحان بزرگ فرش ایران» احمد دانشگر در کتاب «فرهنگ جامع فرش ایران» و تنی چند از پژوهشگران به تولیدکنندگان و فرش‎‌های شاخص آن پرداخته‌اند که جای تقدیر و تشکر دارد.   درباره سختی‌های این پژوهش هم مختصری توضیح دهید؟ برای بررسی و تحلیل ساختاری نمونه‌های آثار، دسترسی به آنها چگونه بود؟ در کتاب «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» سعی شده آثار موجود در موزه‌ها و کاخ موزه‌های ایران معرفی شوند و در این میان به تاریخ فرش‌بافی در خراسان، برخی از هنرمندان و تولیدکنندگان فرش مشهد نیز اشاره شده است. حمایت معنوی و مادی فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران باعث شد این کتاب سرانجام گیرد و موانع پیش‌رو را تا حدی سهل و آسان شوند و موزه‌ها و کاخ موزه‌ها در حد توان (هر چند اندک) همکاری لازم را داشته باشند. در هنگام پژوهش و مطالعه فرش‌ها شاید مهمترین مشکل ابعاد بسیار بزرگ برخی از آثار محفوظ در موزه‌ها و کاخ موزه‌ها است، همین امر باعث می‌شود دسترسی به آثار موجود در انبار یا گنجینه‌ها سخت‌تر و یا غیرممکن شود.   مواردی این‌چنین باعث می‌شود تا برخی از محققان نگاهی گذرا به فرش‌های مشهد داشته باشند و آثار بافته شده در این دوران را شاخص و استادانه بدانند، در صورتی که با مشاهده فرش‌های محفوظ در موزه‌ها و کاخ موزه‌های ایران می‌توان کارهای شاخص، متوسط و گاه ضعیفی را مشاهده کرد که بنا بر نیاز یا نوع سفارش بافته شده‌اند.   وضعیت کنونی هنر - صنعت فرش‌بافی در مشهد چگونه است؟ نمی‌خواهم وضعیت هنر - صنعت فرش‌ در مشهد مقدس را با دوران قاجار یا پهلوی مقایسه نخواهم کرد، چون هیچ‌کدام از این دوره‌ها را به چشم ندیدم، اما می‌توانم فاصله بین تیرماه سال 1382 شمسی را‌ تا فروردین 1397 اینچنین توصیف کنم: پیشتر بازار فرش مشهد سرشار از رونق و جنب ‌و جوش بود، چراغ اغلب حجره‌های فرش‌فروشی روشن و مشتریان ایرانی و خارجی در رفت و آمد بودند. مرمت‌گران، طراحان، ابزار فروشان و باربران متعددی در گوشه و کنار بازارهای شاخص مشهد فعال و پرکار بوده‌اند، این‌ها جلوه نمایان بازار فرش بود و می‌توان بافندگان، رنگرزان، نخ‌تابان، ابزارسازان و... را نیز به این فهرست بلند بالا اضافه کرد که در گوشه و کنار شهر مشهد و یا روستاهای اطراف فعالیت می‌کردند، اما در سال‌های اخیر نیمی از بازار بزرگ مشهد با حجره‌ها و بازارچه‌های فرش فروشی متعدد از بین رفته است. چراغ‌های اغلب حجره‌‌های سرای مهدیه، سرای سعید و سرای امیر در خیابان خسروی نو، خاموش شده‌اند، تلخ‌ترین تصویر را نوروز امثال در سرای مهدیه مشهده کردم، در انتهای حجره‌ای نیمه روشن قالی ماشینی با طرح پیش پا افتاده و ضعیف آویخته و در معرض فروش قرار داده بودند. با اینکه نیروهای با استعداد و تازه نفس دانشگاهی وارد بازار فرش شده‌اند اما کارخانه‌های نوظهور فرش ماشینی بهترین‌ها را جذب خود کرده‌اند و بازار نیمه جان فرش دست‌باف، تنها نظاره‌گر این حقیقت تلخ است. ]]> علوم‌انسانی Fri, 13 Apr 2018 04:30:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259370/فرش-بافی-مشهد-اوایل-دهه-80-رونقی-نسبی مجموعه چهار جلدی «تاریخ جدید فلسفه غرب» ترجمه می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259545/مجموعه-چهار-جلدی-تاریخ-جدید-فلسفه-غرب-ترجمه-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مجموعه چهار جلدی تاریخ جدید فلسفه غرب با عنوان «A new history of Western philosophy» نوشته Anthony John Patrick Kenny ترجمه می‌شود. جلد اول و دوم با عناوین Ancient Philosophy ،Medieval Philosophy (فلسفه قدیم و فلسفه وسطی) توسط سید مسعود حسینی، جلد سوم با عنوان The Rise of Modern Philosophy (ظهور فلسفه مدرن) توسط حسن امیری آرا و جلد چهارم با عنوان Philosophy in the Modern World (فلسفه در دنیای جدید) توسط محمدرضا اسمخانی ترجمه خواهد شد. به گفته مترجمان کتاب، ناشر احتمالی این اثر نشر کرگدن خواهد بود. از آنتونی جان پاتریک کنی، کتاب‌های ​آکویناس و فلسفه ذهن (نشر علم)، ایمان چیست؟ (شرکت نشر کتاب هرمس)، تامس مور(ماهی) نیز در بازار کتاب موجود است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 12 Apr 2018 08:43:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259545/مجموعه-چهار-جلدی-تاریخ-جدید-فلسفه-غرب-ترجمه-می-شود پرسمان اصلی «پیر بوردیو» در نظام دموکراتیک چه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259051/پرسمان-اصلی-پیر-بوردیو-نظام-دموکراتیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مجموعه دو جلدی «پیر بوردیو و میدان دانشگاهی: دانش و دانشگاه» نوشته ناصر فکوهی در آخرین روزهای اسفندماه روانه بازار نشر شده است. به گفته مولف اثر در مقدمه کتاب، «یکی از محوری‌ترین بحث‌هایی که پیر بوردیو را از اواخر دهه 1960 به عنوان یک جامعه‌شناس و انسان‌شناس متعهد مطرح کرد و نشان داد که وی به دنبال بازگشت به سنتی ریشه‌دار در جامعه‌شناسی فرانسه، یعنی دخالت در نظام‌های اجتماعی به منظور بهبود آن‌ها و بر اساس شناخت علمی و تجزیه و تحلیل سازوکار آن‌ها است، حوزه آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها بود. حساسیت بحث بوردیو - که هم‌چون همیشه آن را به کمک شاگردان پیشین و همکاران  آتی‌اش پیش می‌ ‌برد - صرفا در آن نبود که  ادعای دیرینه نظام دموکراتیکِ مبنی بر برابری همه مردم در آموزش را به مثابه دستاورد بزرگ انقلاب‌های ملی و امکان تحرک اجتماعی به چالش کشد. بلکه هم‌چنین بسیاری از توهماتی که با جنبش ماه مه 1968 ظاهر شدند و گویای آن بودند که این جنبش توانسته است نظام دانشگاهی فرانسه را زیر‌ و‌ رو کرده و نابرابری‌های موجود در آن را از میان ببرد، با کتاب‌های مهمی که بوردیو در زمینه آموزش و پرورش، نظام تحصیلی، دانشگاه‌ها و حرفه جامعه‌شناس تالیف کرد، به زیر سئوال رفتند. پرسمان و خط اصلی تفکر بوردیو که از آن پس تا پایان عمر، آن را در ده‌ها کتاب و صدها مقاله و دخالت‌های بی‌پایانش در جدل‌های روشنفکرانه و مباحث اجتماعی ادامه داد، در پی نشان دادن و روشن کردن سازوکارهای عمیق چند گزاره بود؛ گزاره‌هایی که امروز کمتر کسی می‌تواند با قاطعیت آن‌ها را رد کند؛ اما در ابتدای دهه 1970، رویکرد راست، کاملا آن‌ها را نفی می‌کرد و رویکرد چپ، نسبتا با آن‌ها مخالف بود. پرسمان اصلی بوردیو آن بود که نظام دموکراتیک برخلاف بزرگترین ادعایش یعنی ایجاد عدالت اجتماعی و شایسته‌سالاری در سطح جامعه، یعنی به وجود آوردن شانس‌های برابر برای همه کنشگران اجتماعی در پیشرفت و به دست آوردن حداکثر تحرک اجتماعی مثبت، بیشتر در جهت بازتولید نظام‌های اشرافی پیشین و تداوم دادن به سلطه قدرت حاکم، گام برداشته است تا تخریب آن‌ها. این ادعا که دانشگاه و از آن بیشتر مدارس، ابزارهای بزرگ دموکراتیک بوده‌اند که به همه، شانس آن را می‌دهند که موقعیت خود را نسبت به موقعیت نسل پیشین بالاتر برده و از امتیازات مادی و غیر‌مادی بیشتری برخوردار شوند، به نظر بوردیو بزرگترین فریبی بوده که این نظام با آن کنشگران اجتماعی را «دستکاری» کرده است. رویکرد بوردیویی از این لحاظ شاید در ابتدا نوعی «ضد دموکراسی‌گرایی» چپ به نظر بیاید و یا حتی اگر ضدیت بیشتری با او داشته باشیم، گونه‌ای نو‌افلاطون‌گرایی مدرن که تمایل بدان داشته باشد که نوعی اشرافیت روشنفکرانه را جایگزین اشرافیت سرمایه‌دارانه و اقتصادی بکند. اما این گونه داوری سطحی درباره کار بوردیو، با کمترین شناختی از آثار  گسترده او، به ناچار کنار می‌رود، زیرا وی سازوکارهای بازتولید قدرت را نه در یک حوزه بلکه در همه حوزه‌های اجتماعی از جمله در دانشگاه، در دولت و نظام‌های اداری، و حتی در سبک زندگی، سلایق و علایق افراد و  روابط بین‌جنسیتی آن‌ها نشان می‌دهد. بنابراین مساله بوردیو بیشتر از آن‌که مخالفت با ذات ادعای دموکراتیک باشد، مخالفت با نظام‌های دستکاری و فریب اجتماعی است که سیاستمداران حرفه‌ای از آن‌ها استفاده می‌کنند تا  قابلیت‌های درونی نظام دموکراتیک را که می‌توانند به  عناصری مثبت برای جامعه تبدیل شوند یا آن‌چه وی «دست چپ» یا «دست حمایت‌گر و زنانه دولت» می‌نامد، را از بین برده و از خلال ایجاد نظام‌های بازتولید سلطه، جامعه دموکراتیک را هر چه بیشتر در آن‌چه دست راست، مذکر و سرکوبگر دولت می‌نامد، هدایت کند. نتیجه از نظر بوردیو روشن است: سیاست ِ سیاست‌مدارانه، حرفه‌ای و راست، تمام توان خود را در طول دویست سال عمر دموکراتیک، صرف آن کرده است که روح دموکراسی را کُشته و شکلی توخالی از آن را حفظ کند. بدین ترتیب شعارهای انقلابی در آن، یعنی آزادی، برابری و برادری، در قالب‌هایی دستکاری‌کننده، افراد را نه تنها به سوی نوعی داروینیسم اجتماعی پیش می‌برند که «رقابت» و «نخبه‌گرایی» را جایگزین اهداف روشنگرانه و انسان‌دوستانه نهفته درنظریه دموکراتیک می‌کنند تا به بیشترین حد بازتولید سلطه نابرابری را ممکن و حتی تقویت کنند، بلکه سازوکارهایی هرچه بیشتر پیچیده به وجود می‌آیند تا بتوانند شکل توخالی دموکراتیک و از میان‌رفتن قابلیت‌های دموکراتیک را به صورت‌های مختلف «زیباسازی» کرده و گفتمان مدرسه و دانشگاه را در نمونه خوش‌بینانه‌شان، چنان در افراد درونی کنند که نظم اجتماعی را به گونه‌ای که هست کاملا «عادلانه» و «شایسته‌سالارانه» ارزیابی کنند. با وجود این، اگر بپنداریم که بوردیو نهادهایی چون «مدرسه»، «آموزش و پرورش» و «دانشگاه» را صرفا در بُعد منفی و دستکاری‌کننده آن‌ها می‌بیند، یا علم را صرفا در قابلیت آن به  سفسطه‌گری خلاصه می‌کند، اندیشه او را درک نکرده‌ایم و آن را به  نوعی سطحی‌نگری که عموما در مارکسیسم عامیانه بر آن تکیه زده می‌شود، تقلیل داده‌ایم. بوردیو برعکس معتقد است که چه مارکسیسم در نمونه‌های غربی و «پیشرفته» یا شرقی و «جهان سومی»‌اش، و چه توهماتی که جنبش‌هایی واقعی اما نیمه‌تمام چون مه 1968، به همراه آوردند و سبب شدند که  بسیاری از دلسوزان اهداف دموکراتیک، بپندارند با نوعی رادیکالیسم چپ می‌توان به جنگ نظام‌های قدرتمند آموزش و دانشگاه رفت، همه این رویکردها محکوم به شکست هستند؛ زیرا از قالب‌هایی تبعیت می‌کنند که او به آن‌ها عنوان «وهم» (ایلوزیو) می‌دهد و از ساختارهای از پیش تعیین‌شده‌ی ایدئولوژیک حرکت می‌کنند. ساختارهایی که نمی‌توانند نه نقش «باور»‌ها (دکسا) را درست ارزیابی کنند، نه نقش «عادتواره»ها را و نه به خصوص قوانین و روابط بسیار پیچیده و استراتژی‌های کنشگران اجتماعی در میدان را.» در جلد نخست کتاب تلاش آن است که در جهت این پرسش بوردیویی پیش برود، البته تا زمانی که بتوان به­ صورت گسترده­‌تر صرفاً بر موضع و نقطه نظرات بوردیو بر دانش و دانشگاه در کتابی دیگر متمرکز شد یا تا زمانی که کتاب اساسی بوردیو، انسان دانشگاهی (1984) به فارسی برگردانده شود و بتوان درآمدی عمومی بر اندیشه بوردیویی عمدتاً در این زمینه را عرضه کرد. از این رو، این کتاب را باید گردآوری برخی از متون دانست که نگارنده در سال­‌های اخیر ترجمه یا خود تألیف کرده است. از این روست که آن را «درآمدی» بر اندیشه بوردیویی نامیده­‌ایم.  ​ آن‌چه در جلد دوم کتاب نیز گردآوری شده، شامل موارد زیر است: یک سخنرانی بسیار طولانی از بوردیو که به صورت کتاب مستقلی در فرانسه به انتشار رسیده است و در کنار آن، همچون جلد نخست، مجموعه‌ای از متون بوردیو و درباره او که به درک اندیشه پیچیده و تودرتوی وی یاری می‌رساند. شکی نیست که ترجمه آثار و کتاب‌های بزرگ بوردیو گام مهم بعدی است که باید در این زمینه برداشته شود و البته تاکنون کتاب‌هایی از وی از جمله به وسیله نگارنده این سطور به فارسی برگردانده شده‌اند. اما مشکلی اساسی در ترجمه آثار بوردیو وجود دارد و آن زبان بسیار پیچیده او است که حتی برای فرانسوی‌های تحصیل‌کرده غیر‌متخصص نیز قابل دسترسی نیست. به اعتقاد فکوهی، آن‌چنان که در مقدمه کتاب آمده، این امر سبب شده است که کتاب‌هایی درباره بوردیو نیز با استقبال بسیار خوبی در جهان روبه‌رو شوند. و همچنین برخی از آثار او که یا به زبان ساده‌تر و برای مخاطبان گسترده‌تر نوشته شده‌اند همچون «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» (ترجمه نگارنده) و یا مجموعه دروس کلژ دوفرانس او که به تدریج در حال انتشار هستند و نگارنده نیز دو کتاب از این مجموعه را با عناوین «مانه: یک انقلاب نمادین» و «درباره دولت» را به صورت تدریجی در وبگاه «انسان‌شناسی و فرهنگ» منتشر می‌کند تا سپس به‌طور کامل و همراه با توضیحات لازم به انتشار برسند. کتاب «انسان‌ دانشگاهی» (هومو آکادمیکوس) بوردیو نیز از سوی نگارنده در دست ترجمه است. شکی نیست که آثار مهم بوردیو نیاز به ترجمه دارند؛ اما این ترجمه افزون بر این‌که لزوما باید از زبان اصلی و به وسیله افراد متخصص انجام شوند، اغلب نیاز به  یادداشت‌هایی نیز دارد تا اندیشه او را که به شدت از مصادیق فرانسوی استفاده می‌کند دستکم در این مصادیقش توضیح دهد. مجموعه دو جلدی «پیر بوردیو و میدان دانشگاهی: دانش و دانشگاه» نوشته ناصر فکوهی با شمارگان هزار نسخه و هر جلد به بهای 14 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 12 Apr 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259051/پرسمان-اصلی-پیر-بوردیو-نظام-دموکراتیک کتاب «بازمانده‌هایی از فرهنگ دوران جاهلی در تمدن اسلامی» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259613/کتاب-بازمانده-هایی-فرهنگ-دوران-جاهلی-تمدن-اسلامی-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «بازمانده‌هایی از فرهنگ دوران جاهلی در تمدن اسلامی» سه‌شنبه 28 فروردین‌ماه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. در این نشست علی بلوکباشی، علی بهرامیان، ناصر تکمیل‌همایون و صادق سجادی حضور دارند و درباره این اثر سخنرانی خواهند کرد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 17 تا 19 به نشانی خیابان فلسطین جنوبی کوچه خواجه نصیر شماره دو سرای اهل قلم مراجعه کنند. این اثر مجموعه‌ای از درس‌گفتارهای وسترمارک در زمان تدریس در دانشگاه لندن است که پس از تهیه و گردآوری در سال ۱۹۲۶، در دو جلد به نام «آئین و باور در مراکش» به چاپ رسیده است. وسترمارک پس از چند سال همین اثر را در قالبی نوین در بهار سال ۱۹۳۳ چاپ و منتشر کرد. متن ترجمه‌ شده فارسی توسط دکتر علی بلوکباشی مبتنی بر تدوین جدید کتاب صورت گرفته است. ادوارد وسترمارک، فیلسوفی جامعه‌شناس و دانشمندی انسان‌شناس اهل فنلاند بود. از این مؤلف تاکنون اثری به فارسی ترجمه نشده و کتاب حاضر نخستین کتاب برگردانده شده به فارسی است. وسترمارک در این اثر فرهنگ، رفتارها، عقاید، باورها و مناسک دینی مردم مراکش را پس از ورود و گسترش اسلام در سرزمین‌های افریقای شمالی و گرایش مردم افریقا به ویژه بومی‌های بربر به اسلام با استناد به سندهای معتبر کتبی و پژوهش‌های میدانی را بررسی کرده است. وسترمارک آمیختگی‌های فرهنگ این مردم در برخی عرصه‌های رفتاری، اعتقادی و مناسکی را با پاره‌ای از عناصر بازمانده فرهنگی شرک‌آمیز اقوام و قبایل روزگاران پیشین مورد توجه و بررسی قرار داده است. پژوهش او در مراکش بیشتر در زمینه  دین، عقاید و مناسک مذهبی و اعمال جادویی مردم آن سرزمین، به ویژه مردم قبایل بربر، متمرکز بوده است. وی کوشیده است تا به شماری از بازمانده‌های سنت‌های کهن قبیله‌ای و رفتارها و باورها و اعمال شرک‌آمیز دوره جاهلی اعراب و بربرها دست یابد که با اسلام آوردن مردم آن دیار از میان نرفته‌ بودند و هنوز هم می‌توان این باورها و اعمال آمیخته با فرهنگ بومی و اسلامی دوره جاهلی را مشاهده کرد. کتاب وسترمارک از کتب کلاسیک جهان در جامعه‌شناسی و فرهنگ پژوهی است که با استفاده از منابع ارزشمند به زبان‌های مختلف و مطالعات میدانی در طول سال‌ها اقامت وی در مراکش گرد آمده است. این کتاب از منابع تحقیقی ـ تطبیقی معتبر در انسان شناسی دین و از اسناد مهم مورد استفاده پژهشگران در زمینه مردم‌نگاری فرهنگ و دین و مذاهب بوده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Apr 2018 13:31:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259613/کتاب-بازمانده-هایی-فرهنگ-دوران-جاهلی-تمدن-اسلامی-روی-میز-منتقدان کتاب «رنجنامه» به رویکرد روان‌درمانی نپرداخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259585/کتاب-رنجنامه-رویکرد-روان-درمانی-نپرداخته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «رنجنامه، رساله‌ای در رنج بشر» نوشته مهدی سالاری‌نسب سه‌شنبه ۲۱ فروردین با حضور مولف اثر، مالک حسینی و ارسطو میرانی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   غلامرضا خاکی، دبیر این نشست با بیان اینکه سؤالات بسیاری درباره رنج وجود دارد از جمله اینکه چه تفاوتی میان درد و رنج وجود دارد؟ گفت: همچنین سوالات دیگری در این باره مطرح می‌شود مانند اینکه چرا یک رنج واحد در دو انسان در پیامد و احساس بر جای می‌گذارد و ما در رابطه با رنج‌هایی که تجربه می‌کنیم و یا دیگران برای ما ایجاد می‌کنند، چه رویکردهای اخلاقی را باید داشته باشیم؟   وی انواع رنج را به سه دسته کلی تقسیم کرد و افزود: رنج‌های جسمانی، روانی و وجودی انواع رنج هستند و رنج‌های وجودی رنج‌های انسان در ساحت هستی است. اما چرا انسان رنج می‌برد؟ آیا رنج‌ها واقعی‌اند و بیرون از هستی ما وجود دارند و یا رنج‌ها خلق ذهن ماست؟ سؤالات درباره رنج نیز به سه دسته هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی تقسیم می‌شوند. به گفته وی، همچنین از چهار زاویه زیست‌شناختی، روانی، فلسفی و دینی می‌توان درباره رنج سخن گفت. البته مولف کتاب کوشیده تا از رویکرد فلسفه به موضوع رنج بپردازد.   سالاری‌نسب، مولف این اثر در ادامه توضیحاتی را درباره کتاب ارائه کرد و گفت: مهم‌ترین مساله بشر رنج است و بیشترین افعال بشر هم برای رفع رنج انجام می‌شود. من در کتاب خود سعی کردم در دو بخش کلی به این موضوع بپردازم؛ بخش نخست مقدمه‌ای در تاریخ رنج است و اینکه پیشینیان، درگذشتگان، بینش اساطیری و متفکران دینی درباره رنج و ماهیت و چرایی و چگونگی آن چه گفته‌اند. اما در بخش دوم پیشنهادهای نظری درباره علل رنج بشر بیان شده است. وی ادامه داد: مولانا معتقد است که «رنج‌کیش‌اند این گروه از رنج گو» از این رو مولانا از رنج سخن گفته است. کتاب هم به غیر از این دو بخش کلی و دیباچه‌ای دارد ‌که چکیده مطالب و فصول کتاب در آن بیان شده است.   این محقق حوزه فلسفه در ادامه به تشریح چهار فصل کتاب حاضر پرداخت و افزود: در مقدمه به مباحث تاریخی پرداخته شده و در سه فصل نخست کتاب به علل اصلی و ریشه‌های رنج یعنی نادانی‌ها، ناتوانی‌ها و نیازمندی‌ها اشاره شده است.   سالاری‌نسب با بیان اینکه تلاش من در این کتاب این بوده که از فنی بودن آن بکاهم بیان کرد: اما در فصل چهارم نیز پنج عامل گناه، جنگ، استبداد، عشق و مرگ را به عنوان عوامل بیرونی رنج بررسی کردم. در بخش نتیجه‌گیری کتاب نیز مطالب مفیدی درباره راهکارهای تسلی رنج بیان شده که هر چند خود می‌تواند به صورت مستقل یک کتاب باشد.   وی ادامه داد: در این کار چند مفهوم را شرح دادم. رنج و شر دو مفهوم بنیادی‌اند و شر یکی از مفاهیم مهم فلسفه دین و الهیات است اما رنج مفهومی انسانی است به همین دلیل است که رنج همراه با احساس رنج است و لازم هم نیست استدلالی برای رنج بردن بیان شود حتی اگر علت رنج درست فهمیده نشده باشد.   این نویسنده حوزه فلسفه در ادامه با اشاره به اینکه بین رنج و درد در کتاب هم تفکیک صورت گرفته است، گفت: درد یکی از عوامل تولید رنج است اما رنج عام‌تر از درد است، از سوی دیگر رنج عام‌تر از ملال است. همچنین من در کتاب بین معنا و رنج هم ارتباطی برقرار کردم. همان‌طور که می‌دانید در قرن بیستم بیشترین کتاب‌ها درباره معنای زندگی نوشته شده و به زبان فارسی هم جنبشی راه افتاد، گویی که بشر برای زندگی خود معنایی پیدا نمی‌کرد و حالا به دنبال معناست.   به گفته سالاری‌نسب، در مقدمه کتاب ادعا شده که در بینش اساطیری و دینی، همه چیز حامل معنا بود و اساسا در این دوره کارشان این بود که به همه چیز معنا می‌بخشیدند اما بعد از قرن نوزدهم فیلسوفان می‌گویند که ما چیزهای مهمی را از دست داده‌ایم.   حسینی دیگر سخنران این نشست با بیان اینکه رنج از واقعیاتی است که ما در تمام زندگی و اطرافمان غرق آن هستیم عنوان کرد: ما درباره چیزهایی که برایمان آشناست به سختی می‌توانیم صحبت کنیم و رنج هم مفهومی از همین بخش است.     وی در ادامه با طرح این سوال که آیا می‌توان به موضعی نسبت به رنج گرفت که ما را رنج‌زده نکند و فاصله ما را از خود رنج بیشتر کند و به نقطه مقابل آن نزدیک شویم گفت: می‌توان نقطه مقابل رنج را نبود رنج گرفت. من نقطه آغاز سخن خود را تفاوت بین رنج و شر قرار می‌دهم. فرق رنج با شر این است که درک شدنش همان وجود داشتنش است. به عبارت دیگر احساس رنج به ما نشان می‌دهد که وجود دارد.     این پژوهشگر حوزه فلسفه با اشاره به اینکه بسیار مهم است که نگاه ما به رنج چگونه باشد، افزود: گاهی مواجهه ما با رنج براساس تقابل است و همه تلاش‌ ما این است که رنج را از بین ببریم. اما موضع دیگر نسبت به رنج دینی است. بدین معنی که به طور مثال در مسیحیت رنج باعث تعالی و رشد انسان است.   حسینی در ادامه با اشاره به اینکه مواجهه‌اش با رنج از نوع مواجهه نخست است، ادامه داد: در این اینجا این سوال مطرح می‌شود که چقدر می‌شود علل بیرونی رنج را از بین برد؟ هر چند بسیاری از علل رنج نابودشدنی نیست و اینجاست که به نظر می‌رسد باید مواجهه‌ای با این پدیده داشته باشیم که به گونه‌ای داروی درمان آن درد باشد و من اسم این مواجهه را موضع پذیرندگی می‌گذارم.   این مدرس فلسفه با بیان اینکه رنجی که امیدی به از بین بردن آن نداریم باید پذیرندگی داشته و آن‌ها را واقعیتی بدانیم که باید با آن‌ها زندگی کنیم و اساسا هر یک از رنج‌ها از بین می‌روند گفت: اگر این اتفاق نیفتد، پذیرندگی نقش مثبت خود را می‌تواند ایفا کرده و به جای اینکه ما اسیر رنج شویم از آن دور شویم. برای مثال مرگ یا بیماری را در نظر بگیرید، ما در این باره دو موضع می‌توانیم داشته باشیم. وقتی مرگ برای ما قطعی است و ما آگاهیم و به خود توجه می‌دهیم مرگ خواهد آمد. این می‌تواند ما را به دو جهت سوق دهد یا اسیر مرگ شویم و زندگی به کام ما تلخ شود و ما دچار یاس و ناامیدی شویم که وقتی قرار است مرگ برسد، چه جهتی است که آن را جدی بگیریم و اسم این را می‌توان مرگ‌زدگی گذاشت.   به گفته حسینی، اما ما می‌توانیم به جای چنین موضعی قدر زندگی را بیشتر بدانیم و اینکه اگر من قرار است روزی بمیرم، تا آن لحظه قدر زندگی را بیشتر بدانم.   ارسطو میرانی سخنران دیگر این نشست با بیان اینکه دغدغه، دانش و همت نویسنده در پرداختن به موضوع این اثر را می‌ستاید عنوان کرد: مولف نقل قول‌های بسیار زیبا و جذابی از متون فلسفی و ادبی در کتاب استفاده کرده است.    وی ادامه داد: در یکی از رویکردهای جدید روان‌درمانی، ما باید مراجع کننده را با ناامیدی خلاقانه مواجه کنیم. در این رویکرد برای کاهش رنج‌ها در عمل زمان بسیاری لازم است. اما بخش اعظم موضوعات این کتاب، موضوع دانش یا هنر روان‌درمانی است و این موضوعات به تفصیل در کتب روان‌درمانی مورد بحث قرار گرفته‌ است. اما وقتی در بخشی از کتاب به این جمله برخورد کردم که رشته رنج شناسی نداریم، تعجب کردم  چون رنج شناسی به تعبیر نویسنده بخش ضروری از رشته روان‌درمانی است.   میرانی ضمن انتقاد به کتاب با توجه به اینکه به رویکرد روان‌درمانی نپرداخته است، گفت: مهم‌ترین انتقاد به کتاب این است که چرا از متون فلسفی، ادبی، تاریخ و هنری برای بررسی رنج استفاده کرده اما از دانشی که موضوع اصلی‌اش رنج است، استفاده نشده است! شاید اگر مولف از متون روان درمانی به عنوان منبع بهره‌ می‌برد مباحث کتاب عمیق‌تر می‌شد.   وی در ادامه سخنانش با اشاره به صفحه ۱۲۰ کتاب افزود: مولف در این بخش بیان می‌کند که ما نمی‌توانیم از عالم دیوانگی خبری دهیم در حالی که یکی از مهم‌ترین تحولات قرن بیستم این بود که روان‌پزشکان و روان‌درمان‌گران پس از مباحثی که فروید مطرح کرده بود، به این موضوع پرداختند. یاسپرس از نخستین فیلسوفانی است که نخستین کتاب جدی و مهم با عنوان «آسیب شناسی روانی عمومی» را نوشت. بعد از یاسپرس هم متفکران دیگری این راه را ادامه دادند. بنابراین امروز ما نمی‌توانیم دیگر درباره این موضوع صحبت کنیم که علم روان درمانگری نمی‌تواند از آن عالم خبری بدهد.   میرانی همچنین با بیان اینکه مولف در کتاب اشاره می‌کند که بخشی از رنج‌های ما به دلیل باورهای ماست و رویکرد شناخت درمانی به دنبال این است که علت رنج را در باورهایش بداند گفت: البته من با این موضع نویسنده موافق هستم اما وقتی که به این موضوع می‌پردازیم که باورها چگونه مشکل ایجاد می‌کند نظر من متفاوت است. نویسنده در کتاب بیان می‌کند که باورها یقینی است و نمی‌توان در آن تردیدی کرد در حالی که از هنر شناخت درمانی این است که از طریق تکنیک سقراطی باورها را بشناسد و در آن‌ها شک ایجاد کند. چنانچه مولف از منابع روان درمانی وجودی بهره می‌گرفت مباحث کتاب عمیق‌تر می‌شد. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Apr 2018 12:15:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259585/کتاب-رنجنامه-رویکرد-روان-درمانی-نپرداخته برگزاری سومین دوره «گنجِ نگارش» ویژه نگارش تاریخ شفاهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259596/برگزاری-سومین-دوره-گنج-نگارش-ویژه-تاریخ-شفاهی به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سومین دوره مقدماتی تدوین و نگارش در تاریخ شفاهی با عنوان «گنجِ نگارش» به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در محل حسینیه هنر تهران برگزار می‌شود. در این دوره سه روزه محمدحسین بدری، مریم برادران، حمید قزوینی، مرتضی قاضی و مرتضی انصاری‌زاده به تدریس مباحثی نظیر بایدها و نبایدهای نویسندگی، آیین نگارش و روان‌نویسی، مراحل تدوین، تجارب نویسندگی، تنظیم مصاحبه و قالب‌شناسی خواهند پرداخت. علاقه‌مندان جهت شرکت در این دوره که از پنجم تا هفتم اردیبهشت ماه برگزار می‌شود، می توانند رزومه خود را حداکثر تا 31 فروردین ماه به آدرس @Ganj_1397 در شبکه اجتماعی تلگرام ارسال کنند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Apr 2018 10:05:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259596/برگزاری-سومین-دوره-گنج-نگارش-ویژه-تاریخ-شفاهی رمان به اقتضای داستان و زیبایی‌شناسی، تاریخ را جعل می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259475/رمان-اقتضای-داستان-زیبایی-شناسی-تاریخ-جعل-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_مریم منصوری؛ «تهرانی‌ها» نخستین رمان امیرحسین خورشید‌فر است. او که موفقیت‌های بسیاری در جایزه‌های ادبی برای مجموعه داستان نخستش «زندگی مطابق خواسته تو پیش می‌رود» به دست آورد، بیش از یک دهه در حوزه ادبیات داستانی کتابی منتشر نکرد. او پارسال با انتشار مجموعه داستان «شرط‌بندی روی اسب مسابقه» در نشر ثالث و رمان « تهرانی‌ها» در نشر مرکز، یکی از پرکارترین‌ها بود. با او درباره این رمان گفت‌و‌گویی داشته‌ایم که در پی می‌آید. دهه قبل ما بیشتر با آثار کم‌حجمی به عنوان رمان مواجه بودیم، اما دوباره چند سالی ست که حجم رمان‌ها بیشتر شده و مطول‌تر. این نکته را وابسته به سلیقه مخاطب یا بازار می‌دانید یا نویسندگان هم از پس تجربه دورانی به این نگاه رسیده اند؟ راستش من کتاب‌های جدید را نخوانده‌ام. بنابراین نمی‌توانم راجع به دلایلی که ممکن است مسبب این امر باشند، حرفی بزنم. فقط راجع به «تهرانی‌ها‌» می‌توانم بگویم که مطلقا به سلیقه بازار ربطی نداشت. فکر نمی‌کنم بلند بودن رمان یک نویسنده ایرانی از حیث بازار مثبت باشد. خوانندگان به سختی حاضر هستند چهل هزارتومان برای یک رمان ایرانی خرج کنند. وقتی با همین مبلغ می‌توانند رمان ترجمه‌ای بخرند که کیفیت آن تضمین شده است. با این وجود، در حدود هفت ماه «تهرانی‌ها» به چاپ سوم رسید. اما من فکر نمی‌کنم فروش «تهرانی‌ها»، چه خوب چه بد به این مسئله مربوط باشد. انتشار نزدیک به هم رمان و مجموعه داستان ، باعث جفا به یکی از آن‌ها نشد؟ «شرط‌بندی روی اسب مسابقه» در یک ماه اول انتشارش جزو فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها بود. این را با استناد به گزارش فروشی می‌گویم که در ایبنا منتشر شد. اما بعد از دو هفته، زمانی که «تهرانی‌ها» منتشر شد، خوانندگان به طور طبیعی به خرید رمان تمایل نشان دادند. بنابراین ظاهرا و در نگاه اول به «شرط‌بندی...» جفا شد. اما باید کمی حوصله کنیم. راستش تلقی و چشم انداز من بلندتر از نه ماه و یک سال است. فکر می‌کنم راجع به این مسئله،‌باید بعد از گذشت حداقل دوسال حرف زد.   شخصیت‌های این کتاب که همه به نوعی درگیر فضای هنری و روشنفکری هستند، خیلی من را به یاد داستان‌کوتاه‌های شمیم بهار و رمان «شب یک شب دو» فرسی و حتی « سفر شب» بهمن شعله‌ور انداخت. به این ترتیب، می توانیم «تهرانی‌ها» را در ادامه ادبیات داستانی نخبه و روشنفکری فارسی بدانیم.  اینکه شما می‌گویید فارغ از زیبایی‌شناسی و سبک و جهان داستانی، راجع به تبار طبقاتی شخصیت‌هاست. اتفاقا موضوع جالبی است برای یک مقاله. اما مگر نه آنکه هرکتابی را می‌شود در دسته‌ای قرارداد. رده‌شناسی کلا مفید است. اما رده شناسی خام، یعنی اینکه ما بگوییم شخصیت‌های این رمان‌ها از یک طبقه هستند به خودی خود پیش‌برنده نیست. اتفاقا من فکر می‌کنم بعد از آن باید به وجوه تفاوت این آثار نگاه کرد. البته این موضوع مورد علاقه من نیست. اما طبعا می‌توان مصالح یک مطالعه دقیق را از این رده‌شناسی فراهم کرد. در مورد تمام کتاب‌هایی که نام بردید حضور ذهن ندارم و به جز قصه‌های شمیم بهار، آن‌های دیگر آثاری نیستند که بخواهم دوباره بخوانم. اما فکر می‌کنم جملگی جزو آثار شاخص تاریخ داستان فارسی هستند و البته از عمرشان چهاردهه و بیشتر می‌گذرد. اصولا حضور شخصیت آرتیست در داستان فارسی عموما با تلقی استعلایی از هنر همراه بوده است. یعنی سویه رمانتیک خلق هنری و نبوغ ...اما «تهرانی‌ها» داستان وجه ماتریالیستی هنر است. بینید می‌شود دامنه این رده شناسی شما را تا «بوف کور» گسترد. شخصیت اصلی «بوف کور» هم نقاش است. روشنفکر هم هست. در «تهرانی‌ها» نقاش را نه فقط با خلاقیت و جهان ذهنی بلکه با مسئله چگونه کارکردن و قرار گرفتن در کانتکست سرمایه و تقاضا و تولید هنری می‌بنیم. هر اثر ادبی، خوب یا بد، طبیعتا یا در ادامه یک سنت یا در واکنش به آن و یا در نتیجه امتزاج سنت‌های ادبی مختلف پدید می‌آید. مثلا از همان کتاب اول  من، بعضی مرا تداوم سنت شمیم بهار می‌دانستند. همین اواخر، پیمان اسماعیلی گفت قصه خانم کوچولوی صبری در مجموعه «شرطبندی روی اسب مسابقه» برایش حال و هوای «ابر بارانش گرفته است» را تداعی کرده است. من آن قصه را خیلی دوست دارم. اتفاقا فکر می‌کنم نکته ای که در تحلیلش گفتم تا آن روز مغفول مانده بود و درنتیجه یک سوتفاهم را به دنبال داشت... بگذریم! اما مسئله اصلی برای من، اصولا برای نویسنده، فرم است. درنتیجه می‌توانم بگویم تبار مشترکی از حیث فرم میان «تهرانی‌ها» و آثاری که نام بردید وجود ندارد.   رمان «تهرانی‌ها» بازه زمانی گسترده‌ای از تاریخ معاصر را در خودش جا داده است. از سال‌های نخست‌وزیری اعلم تا دهه هفتاد.  بله. همانطور که گفتید بازه زمانی گسترده‌ای در رمان طرح می‌شود. می‌دانید من یک قصه‌نویسم و این کتاب یک رمان است که مثل بسیاری رمان‌های دیگر به اقتضای داستان و زیبایی‌شناسی تاریخ را جعل می‌کند. کرونولوژی به آن مفهومی که برای شما محل ارجاع و استناد است برای داستان نیست. داستان با تاریخ خودش پیش می‌رود. احتمالا هر خواننده جدی ادبیات یا به این موضوع اندیشیده و یا جایی، در مقالات نظری به آن برخورده است. Story , History  و ضمنا نسبتی که میان این دو ساحت متصور هستیم. سنت رمان تراژدی‌کمدی در ایالات متحده به نحو طعن آمیزی آن همزیستی مسالمت آمیز رمان اروپایی را با تاریخ ندارد. از دکتروف گرفته تا نویسنده های دسته چندم امروزی... پس شما خودتان را وامدار سنت رمان آمریکایی می‌دانید؟ راستش نه. اینها را به عنوان مثال گفتم. راستش من از حیث ذائقه ادبی به اصطلاح اولد فشن هستم. اتفاقا سنت رمان فرانسوی بیشتر مرا مشغول کرده است. اما حتما از نویسندگان آمریکایی به ویژه آنها که به دهه های اول قرن بیستم تعلق دارند تاثیرگرفته ام.  آیا می توانیم بگوییم در این رمان با بررسی زندگی هنرمندان در دو نسل به بررسی زندگی جمعی و تاریخ مردم یک جامعه می‌پردازیم؟  انگار هنر بهانه‌ای است که ما بدانیم بر دو نسل پدران و پسران چه گذشته است؟ نمی‌توانم این را رد کنم. اما تلقی من از رمان این است. نه تنها تلقی من، بلکه اصولا در تاریخ رمان هم با همین مواجه می‌شویم. «تهرانی‌ها» هم فکر نمی‌کنم رمان غیرمتعارف یا ضدجریانی باشد. همه اینها که شما گفتید هست اما خواننده همه چیز را در متن قصه دریافت می‌کند. در حقیقت، چیزی که در «تهرانی‌ها» طرح می‌شود، موضوعیت واقعی در تاریخ هنر ندارد. یا اگر دارد من از آن مطلع نیستم. اینکه چه فرم‌هایی روایی در تاریخ هنر تکرار می‌شود به حیطه رمان تعلق دارد. درحقیقت، ادبیات، فضای بزرگ و لایتناهی میان تمام چیرها را پرمیکند. فرض کنید فضایی مثل یک استادیوم ورزشی را تصور کنید که ستون‌هایی به ضخامت مداد از سقف تا زمین امتداد داشته باشند. چند ستون؟ صدستون... اما آنچه می‌میاند حجم خالی بسیار بزرگی است. آن ستون‌ها همه دانش ما هستند. مثلا جامعه‌شناسی، روانشناسی یا تاریخ هنر و ادبیات و رمان چیست. تمام آن محیط خالی اطراف این ستون‌ها. رمان می‌تواند با حیطه چیزهای دیگر مماس شود. به آنها ورود کند. در حالی که می‌گویید قصه برایتان مهم بوده اما «تهرانی‌ها» در عین حال یک مقاله مطول در نقد تاریخ هنر هم هست. نمی‌دانم. این را بهتر است شما، خوانندگان و منتقدان بگویند. می‌دانید از بین تمام اشخاص، فقط یک نفر، یعنی نویسنده اثر، آن را از زاویه متقاوتی می‌بیند. همان حکایتی که هرکس صدای خودش را به واسطه گوش درونی، جور دیگری می‌شنود که کس دیگری آن را نمی‌شنود. حالا هرچه شما اصرار کنید که صدای خوب است یا صدای تو بد است. نویسنده تنها به آنچه خودش دیده و تجربه کرده واقف است. من قصه نوشتم. خواهید دید که در کتاب‌های بعدی هم با اینکه کاراکترها چه بسا حرفه و مشغولیت دیگری دارند، اما رویکرد رمان مشابه «تهرانی‌ها» است. در این رمان، ارجاعات بسیاری به سی‌مرغ و هدهد شده است.  اما به طور کلی، روایت در اینجا کاملا وامدار راویت عطار  نیست و به نوعی ما با شکست سی‌مرغ مواجهیم. سی‌مرغی که هرگز به اتحاد نمی رسند و در نتیجه تک افتاده‌اند.  می‌دانید ادبیات کلاسیک به صورت چیز غیرادبی به ما شناسانده و آموزش داده شده است. انگار آثار کلاسیک ادبیات فارسی برخلاف تمام ادبیات جهان، متن نیستند. بلکه معما هستند. یعنی یک معانی باطنی دارند و همه ما باید یاد بگیریم که معمای‌شان را حل کنیم و پاسخ درست را دریافت کنیم. این که ادبیات نیست. این معماست که یک گونه خیلی سطح پایین ادبی است. از طرفی شما حتما می‌دانید که داستان پرندگان را هم عطار نوشته است و هم بسیاری دیگر از شاعران و ادیبان و از جمله سهروردی...به هرحال، من فکر می‌کنم گرانی‌گاه یا نقطه تاکید «تهرانی‌ها» از قصه پرندگان با قرائت رسمی‌ای که ما از این داستان داریم، متفاوت است. ضمنا قصه پرندگان به صورت تماتیک در بسیاری از اجزای رمان «تهرانی‌ها» اثرگذار بوده است. ببیند برای من مهم‌ترین چیز در قصه پرندگان، دفرماسیون است. متامورفیسم که یک خاصیت ذاتی ادبیات است.   متامورفیسم را چطور تعریف می‌کنید؟ متامورفیسم را به فارسی دگردیسی یا دگرگونی ترجمه می‌کنند. اما می‌دانیم که این کلمات تکافوی معنی را ندارد. در عین حال، متامورفیسمس اسم کتاب معروف اووید است که اتفاقا با ترجمه آقای کزازی که خب معرف حضور هست به فارسی ترجمه شده. اما نسخه انگلیسی اش هم در اینترنت در دسترس است. مسئله دگردیسی یک بدن به بدن دیگر است. همان‌که هرانسانی که تا کهن‌سالی برسد آن را تجربه کرده است چرا که بدنی کوچک در طول پنجاه شصت سال یا بیشتر مدام دگردیسی می‌یابد. همچنی مرلوپونتی یا دولوز رویکرد فلسفی به این مفهوم داشتند. اینها که می‌گویم سیاهه متامورفیسم نیست بلکه چیزی است که در پس‌زمینه «تهرانیها» حضور دارد. متامورفیسم یک مفهوم عمیقا ادبی است. نگاه کنید به تمام گنجینه ادبی بشر. در افسانه‌های تمام جهان شاهزاده، یعنی مردجوان خوش سیما طلسم می‌شود. به قورباغه یا سنگ بدل می‌شود. در قصه سیندرلا...ادبیات عرصه این دگردیسی‌های جسمانی است. در قصه‌های مذهبی همین طور. و در ادبیات مدرن مسخ را به یاد می‌آوریم. اگر درباره مفهوم متامورفیسم در «تهرانی‌ها» بگویم لطف خواندن آن از بین می‌رود.   اصولن چه نگاهی به باز خوانی ادبیات کهن ایران دارید؟ آیا «تهرانی‌‌ها» می‌تواند در این جرگه قرار بگیرد؟ من آکادمیسین یا استاد ادبیات نیستم. نگاه من به بازخوانی ادبیات کهن همین کتاب است. اما «تهرانی‌ها» بعید است با هیچ معیاری جزو بازخوانی ادبیات کهن قراربگیرد. کمی درباره مهندسی پلات این رمان صحبت کنیم.  در سه فصل نخست کتاب، در هر فصل ما با کاراکترهای جدیدی مواجه می‌شویم و انگار داستان در شروع هر فصل، از نقطه صفر، شروع می‌شود. کاراکترهای متنوع و مخاطبی که تا انتهای فصل سوم یعنی بیشتر از سیصد صفحه هنوز نمی داند که آدم‌های فصل‌های مختلف چه ارتباطی با هم دارند؟ من فکر می‌کنم جوابش در رمان هست. یعنی روش‌های دیگری وجود دارد که طبیعتا نتیجه‌شان رمان‌های دیگری با تاثیر و محتواهای دیگری است. این شیوه روایی که در سئوال قبلی راجع به آن مختصری گفتم مثل هر روش دیگر امکاناتی را ایجاد می‌کند و طبعا راه‌هایی را مسدود. من فکر می‌کنم پیام من، یعنی «تهرانی‌ها» به درستی و وضوح به مخاطبان منتقل شده‌است. فروش «تهرانی‌‍ها» از یک طرف و یادداشت و نقد و ریویو که خوانندگان، آنها که نه مرا می‌شناسند و نه منتقد و روزنامه‌نگارند، برای کتاب نوشته‌اند معنای روشنی دارد. «تهرانی‌ها» در حقیقت یک منظومه است. یعنی در فرم وامدار شیوه قصه‌سرایی منظومه‌های داستانی فارسی است. بگذارید کمی موضوع را باز کنم. هزارو یک شب، میراث فرهنگی و ادبی بشری است. در این‌حال خاستگاه آن را در حدود هند، ایران یا همین اطراف می‌دانند. منظورم این است که کسی نمی‌گوید «هزارویک شب» مثل نیبلونگن‌ها اروپایی است. فرم روایی در هزار و یک شب وجود دارد که برای همه ما آشناست. این فرم در رمان اروپایی به کرات مورد استفاده قرار گرفته. اما نه آنکه عینا تقلید یا بازسازی شود. بلکه تکامل پیدا کرده و از یک حالت وحشی و بی نظم به حالت هندسی و منتظم رسیده است. براثر استیلای فرم نمایش سه پرده ای وپنج پرده ای، فرم هزارویک شبی به دستگاه دقیقی برای اعمال اقتصاد کنش و حرکت داستانی بدل شده است. حالا اگر یک نویسنده ایرانی بخواهد از فرم هزار‌ و‌ یک شبی در رمانش بهره ببرد مضحک است که سراغ خود هزار و یک شب برود. یعنی سی صد سال طبع آزمایی خلاقانه اروپایی‌ها را نادیده بگیرد. در مورد «تهرانی‌ها» هم گرچه من می‌گویم متاثر از فرم منظومه های ایرانی، اما راستش نه آنکه من رمان اروپایی را نادیده گرفته باشم. بنابراین احتمالا چیزی که شما از آن به عنوان مهندسی پلات نام می‌برید ناظر به همین فرم باشد. ورود هر کاراکتر جدید روند روایت را متوقف می‌کند و ما به جایی بازمی‌گردیم که این کاراکتر را سرانجام به موقعیتی رسانده که با او روبه روییم. قصه معروف «طلب آمرزش» هدایت را اگر به یاد بیاوریم، اجرای ابتدایی همین فرم است. نکته‌ای که شاید برای شما جالب باشد، این است که اجرای مکانیکی این فرم، یعنی عملا به داستان تمثیلی می‌انجامد. اما من بنابرطبیعت داستان آن را تغییر داده‌ام. یعنی به آن فرم وفادار نبودم. در ادبیات به تاسی از موزیک می‌گویند کنترپوان. کنترپوان وقتی است که خطوط ملودی مختلف، فواصل،تم یا ریتم مختلف داشته باشند. این در ابتدا گیج کننده است چون ما عادت داریم خطوط ملودی را به خط کنیم. اما وقتی اینها استقلال دارند عناصر دیگری نقش وحدت بخشی پیدا می‌کنند. اجازه بدهید کمی درباره رابطه روایت هزار و یک شبی و ساختار نمایشنامه‌های سه پرده‌ای و پنج پرداه‌ای صحبت کنیم.  ساختار آکاردئونی یا موزاییکی قصه‌های  هزار و یک شب که البته یک روایت بنیادین دارد که همان قصه شهرزاد و پادشاه است. و داخل این قصه بنیادین، داستان‌های دیگری را به صورت آکاردئونی در کنار هم  قرار می‌دهد. همین ساختار در «دیکامرون » هم دیده می‌شود. اما این چه ارتباطی با ساختار نمایشنامه‌های خوش ساخت دارد؟ می‌دانید که دکامرون و هزارویک شب الهام‌بخش ادبیات جهان هستند. هزار‌ و‌ یک شب اولا الگوی تعویق را در خود دارد و دوما ساختار شبکه ای یا به قول شما آکاردئونی را...اما صحبت من درباره رمان است. به پاموک نگاه کنید. هر قطعه موزاییکی واجد انتظام نمایشنامه خوش ساخت است. اما نسبت این قطعات با هم الگویی هزارویک شبی دارد.  گروه موسیقی بیک که در رمان می‌بینم چقدر با گروه‌های موزیک دهه چهل منطبق است؟نمونه‌ای وجود دارد؟ بله از دید من چارواوه کلاژی از بندهای موزیک راک یا به قول خودشان موزیک بیت در دهه چهل و پنجاه است. برداشت من دست کم از آنها این بود. خاطرات یا تجربه های پدرت در نوشتن این فصل موثر بود؟ والله همان‌طور که می‌دانید پدرم نزدیک به چهار دهه مایستر گروه کنترباس ارکستر سموفنیک تهران بود. یعنی فعالیت پدر من متمرکز بود بر موزیک کلاسیک. در تمام سطوح، از آموزش گرفته تا اجرا. اما پدرم در دوره دانشجویی مدتی در باشگاه آمریکایی‌ها موزیک جز اجرا می‌کرده است. مخاطبان این اجراها، آمریکایی‌ها بوده‌اند. تصویرهایی که در این رمان از اجرای چارواوه می‌بیند ملهم از خاطراتی است که پدرم برایم گفت. اتفاقا به عنوان یک دغدغه شخصی، در یک صحنه از رمان، تصویری از پدرم را گنجاندم. تصویری است که بعضی از خوانندگان، یعنی دوستان نزدیکم متوجه آن شدند و شاید بعضی دیگر از خوانندگان هم متوجه نکته شخصی آن شده باشند. اما با این وجود هشتاد درصد آن چیزهایی که به نظر می‌آید از منبعی فراهم شده، ساخته و پرداخته تخیل است. اصلا هم عجیب نیست. چون‌کار من همین است. شغل داستان نویس، تخیل و پرداخت تخیل است. تخیل هم به نظر من یک چیز است. تخیل دیگری. آدم دیگری را که در شرایط متفاوتی است تخیل کنی و بتوانی با او همدلی کنی. خب وقتی کار من این است به این خاطر که آن را انجام داده‌ام نباید کسی تعحب کند. داستان همین است. خاطره که نیست. این را هم بگویم مشغول نوشتن داستانی هستم که مشخصا به پدرم و ارکستر سمفونیک مربوط است. اما به شما اطمینان می‌دهم وود استاکی در خوزستان روی نداده است.   من فکر می‌کردم مبنای واقعی دارد. چون به پیتربروک و  افرادی از این دست هم  اشاره کرده‌ای که مبنای واقعی دارد. برایت قصه‎ای تعریف می‌کنم. ده سال قبل، من همراه دوستم که کارگردان سینماست به تمام شهرهای ساحل گیلان سفر کردیم. قرار بود من فیلمنامه‌ای براش بنویسم. طرحی داشت که در صحنه آخرش دو شخصیت بودند و دریا و خورشید که در آب فرو می‌رود. یک صحنه آشنا. یعنی قاب تصویری که در ذهن همه ما هست. من برای آنکه فضاهای قصه را بشناسم در این سفر همراه کارگردان بودم. طبعا دنبال لوکیشینی بودیم که این موقعیت در آن پیش بیاید. پیدا نمی‌شد. یک عکس دیدیم از عکاس طبیعتی به اسم کپورچالی و خود خودش بود. طرف را پیدا کردیم و گفتم شرمنده این طلوع است و به خاطر لنز من این رنگی شده است. خلاصه دوستم با مادرش که سال‌ها ساکن رشت بود – البته رشت دریا ندارد ولی همان بغل انزلی است که ساحل زیبایی دارد - تماس گرفت. و ایشان مطمئن بود چنین موقعیتی را تجربه کرده حتی عکسی دارد که پشت سرشان خورشید توی آب می‌رود. خلاصه دو سه روزی گشتیم و آخر سر فهمیدیم علی‌رغم تمام خاطرات و تصویرهای ذهنی چنین موقعیت در تمام ساحل جنوبی خزر به دلیل بدیهی موقعیت جعرافیایی پیش نمی‌آید. حال آنکه من و شما هم ممکن است چنین چیزی را به خاطر داشته باشیم که در ساحل دریای خزر بوده‌ایم و خورشید در آب رفته است....مکانیزم این جور اشتباهات البته خیلی پیچیده نیست. نه! من فکر می‌کنم تو اینجا جعل را با اتفاق‌های مشابه بازسازی کرده‌ای! صددرصد درست می‌گویی. اصولا داستان چیست؟ امر ممکن است. یعنی سازمان ثبت احوال هرگز شناسنامه فردی به اسم بیک رادشم را که ویولن بزند و بعد بند راک راه بیندازد و فلان فلان صادر نکرده اما درعین حال ممکن بود همه اینها روی بدهد. نمی‌دانم این نکته را چقدر می‌توان به عنوان سوال مطرح کرد. توجه به دوگانگی و جفت در کتاب هست. در تمام فصلها. مثلا تمام فصل‌ها با نگاه به یک رابطه روایت می‌شود. شاپور و پوران، کاترین و رحمت و ...کریستین و آندره آ... درست است. خب این هم یک ویژگی این رمان است. همان‌طور که خودت گفتی سئوالی نیست. شما دقیق می‌خوانید و تشخیص درست می‌دهید. همین است.  ]]> ادبيات Wed, 11 Apr 2018 09:51:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259475/رمان-اقتضای-داستان-زیبایی-شناسی-تاریخ-جعل-می-کند فراوانی سفرنامه در دوره قاجار قابل مقایسه با دیگر دوره‌های تاریخی ایران نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259539/فراوانی-سفرنامه-دوره-قاجار-قابل-مقایسه-دیگر-دوره-های-تاریخی-ایران-نیست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم منصوری: پایان فروردین‌ماه در تاریخ سفرنامه‌نویسی‌های ایران با سالروز آغاز و انجام نخستین سفرهای ناصرالدین‌شاه مقارن است؛ 25 فروردین ماه 1268؛ آغاز سومین و آخرین سفر ناصرالدین شاه قاجار به اروپا و سی‌ام فروردین ماه که مقارن است با نخستین سفر ناصرالدین شاه قاجار به اروپا در سال 1252.  «بیش از ده قرن از عمر سفرنامه‌نویسی ایرانی می‌گذرد. با نگاهی به تاریخ کتابت در ایران درمی‌یابیم که در دوره قاجار سفرنامه‌نویسی به اوج خود تا آن زمان رسیده است. آنچه از دوران پیش از قاجار به جا مانده گر چه برای فهم تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن دوران بسیار راهگشاست اما به دلیل محدود بودنش تصویری چندلایه و پازل‌گونه از موضوعی خاص به دست نمی‌دهد. مزیت سفرنامه‌های دوره قاجار ارائه تصویر تو در تو و کاملی از زندگی و فکر مسافران است. چند ویژگی خاص، سفرنامه‌نویسی در دوره قاجار را رونق داد. بهبود شرایط حمل و نقل را می‌شود مهم‌ترین ویژگی دانست. قطار و اتومبیل سفر را تسهیل کرد و از رنج و زمان سفر کاست. از سوی دیگر دوره قاجار مصادف شد با دوره اول استعمار غرب. تاجران و سیاستمداران کشورهای غربی از شرق در دوره پیش از قاجار دیده می‌شود اما در دوره قاجار بود که شیوع روایت‌گری مسافران شرقی از غرب آغاز شد. سفرهای قاجاری به شهرهای دور تصویرهای نخستین ما از این شهرها را شکل داد؛ تصاویری که همچنان حضور پررنگی دارد. امروز با شنیدن نام پاریس، لندن، استانبول، سن پترزبورگ و بمبئی به ذهن ما می‌رسد، کم و بیش همان چیزی است که در زمان قاجار به ذهن ایرانیان می‌رسید. ما با روایت این مسافران شهرهای خودمان را بازشناختیم و مردم خودمان را نسبت به دیگران محک زدیم.» توضیحات فوق خلاصه‌ای است از آنچه علی‌اکبر شیروانی در مقدمه کتاب‌های «تماشای شهر» آورده است. تلاش مجموعه «تماشای شهر» در نشر اطراف، یافتن روح چند کلان‌شهر است؛ روحی که مسافران ایرانی دوره قاجار با آن روبه‌رو شده‌اند. تا کنون از این مجموعه چند جلد منتشر شده است که «پاریس از دور نمایان شد»، «قهوه استانبول نیکو می‌سوزد»، «سن‌پترزبورگ موزیکانچی دارد» از آن جمله‌اند. با شیروانی، دبیر این مجموعه  گفت‌وگویی داشته‌ایم  که در پی می‌آید: پروژه «تماشای شهر» از ابتدا چطور تعریف شد و چرا به سفرنامه‌های دوره قاجار رجوع کردید؟ «تماشای شهر» نقطه تلاقی چند علاقه بود؛ علاقه به متون کهن، سفرنامه‌خوانی، سفر و دست آخر علاقه به خود شهر. شکل‌گیری تماشای شهر گرچه از حدود یک سال قبل از انتشار اولین کتاب این مجموعه آغاز شد اما ریشه‌هایش از سال‌ها پیش شکل گرفته بود. کسانی که با سفرنامه‌خوانی سروکار دارند نیک می‌دانند که فراوانی سفرنامه و سفرنامه‌نویسی در دوره قاجار قابل مقایسه با دیگر دوره‌های تاریخی ایران نیست. این امر دلائل متعدد دارد که در مقدمه کتاب‌ها به آنها اشاره کرده‌ام. اما آنچه امروز که کتاب‌ها منتشر و دیده شده و نقد و نظرهایی بر آنها نوشته شده از نظرم مهم است این است که هر خواننده‌ای خوانش متفاوتی از کتاب‌ها دارد و این اتفاقاً رویداد بسیار مبارکی است. من نخواستم چیزی بر خواننده تحمیل شود و دلم می‌خواست همان چیزی که در خواندن این متون برای من شیرینی و لذت و گاهی غم و اندوه داشت برای خواننده این کتاب‌ها بازسازی شود و آن طور که فهمیده‌ام این کتاب‌ها چنین عمل کرده‌اند.   چه هدفی از انتخاب این بریده‌های روایت از سفرنامه‌های مختلف دوره قاجار با محوریت یک شهر، در معرفی به مخاطب امروز داشته‌اید؟ با توجه به این که روایت‌ها از خط قصه‌ای هم پیروی نمی‌کنند. دوره قاجار مصادف است با جوانی و طراوت شهرهای مدرن به خصوص در اروپا. خودِ شهر قدمتی طولانی دارد اما مثل بسیاری از پدیده‌ها از زمانی ما با شهرهای مدرن مواجه‌ایم. پس به نوعی می‌توان گفت آنچه که ما امروزه از شهرهای‌مان می‌شناسیم و مسائل و مشکلاتی که با شهرها داریم خیلی پیش از ما در شهرهایی وجود داشته است. البته فریبائی و فریبندگی شهرهای مدرن هم که باز امروز وجود دارد در آن زمان وجود داشته است. شهر و سفرنامه تقاطع اصلی این کتاب‌هاست. به ضرس قاطع نمی‌توانم بگویم اهمیت کدام یک از این دو برایم بیشتر است اما به فکر کردن به هر دو و خواندن درباره هر دو علاقه‌مندم. این کتاب‌ها هم درباره سفر و هم درباره شهر هستند. اما ماخذ کتاب‌ها سفرنامه‌هاست و سفرنامه‌نویسی از آغاز تا کنون دستخوش تغییرات گوناگونی شده است. مثلاً بعضی مسافران بسیار پرگو بوده‌اند و برخی نه؛ بعضی بسیاری از چیزهایی را که هیچ ربطی به سفرشان نداشته است در سفرنامه‌شان آورده‌اند و برخی نه. قاعدتاً خواننده امروزی وقت و حوصله خواندن اضافات و افاضات را دارد و نه ضرورتی برای مخاطب عام است. آنچه در گزینش متن‌ها مد نظر بود مقید بودن به دو نکته بود؛ آنچه می‌خوانیم درباره شهر باشد و سفرنامه باشد. ویژگی سفرنامه‌نویسی در دوره قاجار چگونه بود و سفرنامه‌ها در این دوره به نسبت دوره‌های قبل چه تغییراتی کرده بودند؟ زبان و نثر سفرنامه‌های دوره قاجار به زبان امروزی نزدیک است. سفرنامه‌نویسی هم متاثر بود از زمانه قاجار و هم تاثیرگذار بود بر آن دوره. هم وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن دوره را می‌طلبید که زبان به سادگی نزدیک شود و هم سفرنامه‌ها با خصلت شتاب‌زده‌شان کمک کردند به دور شدن از اغلاق در زبان. از سوی دیگر با تسهیل حمل و نقل سفر آسان شد و شیوع سفر بیشتر. اینکه بسیاری از پادشاهان و شاهزادگان در این دوره مسافر شدند به خاطر تسهیل سفر بود. این دو را می‌توان از عوامل مهم برشمرد گرچه عوامل متعدد دیگری سفرهای دوره قاجار را خاص می‌کند.  چرا این شهرها را انتخاب کردید؟ آیا این شهرها در سفرهای آن روزگار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند؟ در سفرنامه‌ها به شهرهای دیگری اشاره نشده بود؟ از سویی می‌خواستم کتاب‌ها درباره شهرهایی باشد که هنوز زنده‌اند، حیات دارند و تپنده‌اند و شهرهای مهمی محسوب می‌شوند و از سوی دیگر فراوانی نسبی متن درباره هر شهر برایم اهمیت داشت. می‌خواستم یک شهر را از منظرهای مختلف ببینیم و با چشم‌هایی که هرکدام پیشینه متفاوتی دارند و نمایش متفاوتی از یک شهر ارائه می‌کنند به آن شهرها نگاه کنیم. اگر درباره شهرهای مرده یا بی‌رونق کتابی منتشر می‌شد صرفاً با متنی تاریخی مواجه بودیم که ارتباطی با زمان حال پیدا نمی‌کرد و اگر با تک‌روایت یا روایت محدود از یک شهر مواجه می‌شدیم آن نگاه چند بُعدی به دست نمی‌آمد. گرچه باید بگویم که شهری نیست که روایت‌های فراوانی در دوره قاجار درباره‌اش داشته باشیم و امروز شهر پویایی نباشد. آیا از تمام منابع سفرنامه‌نویسی موجود در دوره قاجار برای مجموعه «تماشای شهر» بهره برده‌اید؟ چرا این نویسندگان را مورد توجه قرار دادید؟ تا جایی که منابع در دسترس‌مان بود از منابع بهره برده‌ایم و این در دسترسی که عرض می‌کنم به معنای منابع در دسترس داخلی شامل کتابخانه‌های اصلی و مهم است و اگر منبعی خارج از کشور باشد یا در کتابخانه‌ای خصوصی باشد از قلم افتاده است. البته در بعضی از سفرنامه‌ها بسیار کوتاه درباره شهری نوشته‌ای موجود است که با توجه به اینکه از حدود و ثغور متنی که شهری را بنماید خارج بود از آن استفاده نشد. توجه به افرادی که نام‌شان در فهرست کتاب‌هاست فقط از آن رو بود که سفری به شهر مد نظر کرده‌اند، درباره‌اش نوشته‌اند و نوشته‌شان آنقدر کوتاه و بی‌رمق نیست که بود و نبودش چندان تفاوتی ایجاد نکند. به خواننده این کتاب‌ها تا حدی زیادی می‌توانم اطمینان بدهم که بعید است مطلب دندان‌گیری درباره شهرهایی که کتابش را در دست دارد از دست بدهد. در انتخاب قطعات به چه ویژگی‌هایی توجه داشته‌اید؟ هرچه درباره شهر بود؛ از معماری، فرهنگ، آداب، رسوم، آب و هوا و حتی اتفاقات شخصی مسافر در این کتاب‌ها آمده است. آنچه حذف شده چیزهایی است که به نظر می‌رسید درباره شهر نباشد و ربطی به شهری که کتاب درباره‌اش است نداشته باشد. با دید باز و گشوده آنچه را که درباره شهر بود در کتاب حفظ کرده‌ام. در مقدمه «قهوه استانبول نیکو می‌سوزد» چرا به رنگ شهر به عنوان یک ویژگی شاخص توجه داشته‌اید و در مقدمه «سن‌پترزبورگ موزیکانچی دارد» به موسیقی هر شهر به عنوان نماد هویت آن اشاره کرده‌اید؟ چطور می‌توان یک شاخصه را به عنوان نمادی از هویت یک شهر اشاره کرد؟ باورم این است که شهر و سفر موجودات زنده‌ای هستند که با هر نظر به یکی از ویژگی‌های‌شان می‌توان نگریست. در مقدمه‌هایی که اشاره کردید هربار سعی کردم به یکی از ویژگی‌های شهر و سفر نگاه کنم و البته به نظرم این نوع نگاه بسیار گسترده‌تر از آن مقداری است که در مقدمه‌ها آمده است.    برخی از موارد در روایت‌های مختلف تکرار شده است، نظیر توصیف موزه آرمیتاژ در سن پترزبورگ یا توصیف آتش سوزی در استانبول و... چه نگاهی به تکرار یک موضوع در روایت‌های مختلف داشتید؟ آیا روی این موضوع تاکید داشتید؟ این تاکید از من نبود از سوی خود سفرنامه‌نویسان بود. به هر جهت هم در گذشته و هم اکنون شهرها شاخصه‌هایی دارند که برای مسافر در وهله اول برجسته است. هنوز هم اگر کسی به پاریس سفر کند با برج ایفل عکس یادگاری می‌گیرد و اگر به ترکیه سفر کند مسجد ایاصوفیه را خواهد دید و اگر به سن‌پترزبورگ سفر کند موزه ارمیتاژ را بازدید خواهد کرد. همان‌طور که اصفهان با سی‌وسه‌پل و اهواز با پل کارون و بندرعباس و بندر انزلی با سواحل و لنج‌های‌شان گره خورده‌اند. اما مثال‌هایی که زدید از یک جهت جالب بود. در سوال شما، ما از طرفی با موزه ارمیتاژ طرف هستیم که هنوز هم برجسته است و با شنیدن اسم سن‌پترزبورگ به ذهن‌مان نام این موزه تداعی می‌شود و احیاناً اگر مسافر این شهر شویم سری به آن می‌زنیم و از سوی دیگر با آتش‌سوزی‌های مدام استانبول مواجه‌ایم که امروزه دیگر اثری از آنها نیست. پس شاخصه‌ها هم می‌توانند ماندگار باشند و هم رو به زوال و این هنر مردمان هر شهر است که چه شاخصه‌های ماندگاری برای شهرشان بسازند و چه خصلت‌هایی را بزدایند.   ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Apr 2018 07:34:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259539/فراوانی-سفرنامه-دوره-قاجار-قابل-مقایسه-دیگر-دوره-های-تاریخی-ایران-نیست در مغز ترامپ چه می‌گذرد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259550/مغز-ترامپ-می-گذرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «خودشیفته‌ای به نام ترامپ» نوشته دکتر دکر با ترجمه امیرحسین مکی منتشر شده است. این کتاب، شرح حال مختصری است از ویژگی‌های شخصیتی دونالد ترامپ و عملکرد محتمل او در مقام ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا. این شرح حال بر اساس دیدگاه روان‌شناسی اف‌بی‌آی در زمینه پیش‌بینی رفتار و اعمال مظنونین نوشته شده است. شرح حال روان‌شناسی اف‌بی‌آی از یک سو، به مامورین تحقیق و بازجوها کمک می‌کند تا خصوصیات و ویژگی‌های یک متهم یا جنایتکار ناشناس را شناسایی کنند و از سوی دیگر، حتی پس از آن که متهم شناسایی و توقیف شد، به پیش‌بینی رفتار و واکنش‌هایی می‌پردازد که فرد مزبور در قبال رویدادهای خاص بر وی خواهد داد. این شرح حال به منظور طرفداری یا ضدیت با دونالد ترامپ ارائه نشده است، بلکه فقط یک ارزیابی بی‌طرفانه، بالینی و صادقانه از شخصیت رییس جمهور ایالات متحده آمریکا و پیش‌بینی عملکرد‌های احتمالی اوست. از آنجا که هویت دونالد ترامپ برای‌ ما معلوم و مشخص است، ارائه شرح حال روانی او به منظور تعیین شخصیت و اعمال محتمل او بسیار ساده‌تر است. از طرفی، با مطالعه این کتاب، خودتان از این توانایی برخوردار می‌شوید که اعمال و رفتارهای آتی او را پیش‌بینی کنید و بدین ترتیب، طی چند سال آینده از اعمال ترامپ غافلگیر نخواهید شد. این کتاب در سه بخش منتشر شده است. آشنایی با شرح حال روانی اف‌بی‌آی، شرح حال روانی دونالد ترامپ و پیش‌بینی عملکرد دونالد ترامپ در مقام رئیس جمهور. در انتها هم علاوه بر نتیجه‌گیری، نظر جمعی از خوانندگان آمریکایی درباره این کتاب منتشر شده است. این کتاب پیش از آغاز به کار رسمی دونالد ترامپ در مقام ریاست جمهوری آمریکا نوشته شده است. اکنون که بیش از یک سال از دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ گذشته است، بهتر می‌توان صحت و سقم و پیش‌بینی‌های نویسنده را بررسی کرد. گو این که، بسیاری از پیش‌بینی‌های نویسنده، دست کم تا کنون، منطبق با واقعیت است. کتاب با جمله‌ای از ترامپ شروع شده است: «ای حسودان و بازندگان، ببخشید، اما هوش بهر من جزو بالاترین هوش‌بهرهاست و همه شما هم این را خوب می‌دانید! لطفا احساس شرم و حماقت نکنید، چون این تقصیر شما نیست!» کتاب «خودشیفته‌ای به نام ترامپ» در 74 صفحه شمارگان دوهزار نسخه و با قیمت 9500 تومان از سوی نشر «آریا گهر» منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Apr 2018 05:12:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259550/مغز-ترامپ-می-گذرد ترجمه کامل «نقد فلسفه حق هگل» برای نخستین بار به فارسی منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259544/ترجمه-کامل-نقد-فلسفه-حق-هگل-نخستین-بار-فارسی-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «نقد فلسفه حق هگل» نوشته کارل مارکس با ترجمه سروش منصوری برای نخستین بار منتشر می‌شود. ترجمه اثر به اتمام رسیده و مترجم مشغول ویرایش چندباره آن است. همچنین، بناست که دو یا سه مقاله در شرح نقد مارکس به هگل به کتاب پیوست شود. ترجمه فارسی اثر از روی دو ترجمه موجود به زبان انگلیسی برگردانده شده است. پیشتر مقدمه این اثر دست‌کم دوبار به زبان فارسی منتشر شده است، اما این‌بار برای نخستین‌بار است که تمام این متن انتشار می‌یابد. «نقد فلسفه حق هگل» دست نوشته‌ای از کارل مارکس فیلسوف سیاسی آلمانی است که در سال ۱۸۴۳ برای سالنامه آلمانی فرانسوی نوشته شده است. این نوشته در طول عمر مارکس چاپ نشد و تنها یک معرفی از آن به چاپ رسید و حاوی نظرات و نقدهای مارکس درباره کتاب عناصر فلسفه حق هگل است که در سال ۱۸۲۰ منتشر شده بود. از نقدهای مهم مارکس در این کتاب انتقاد به انتزاعی بودن بحث‌های هگل درباره دیالکتیک است. مارکس در این کتاب به بیان نظریات خود در زمینه از خود بیگانگی، کارکرد مذهب، دیالکتیک هگلی، و همچنین تحلیل روابط میان جامعه مدنی و جامعه سیاسی پرداخته است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Apr 2018 05:00:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259544/ترجمه-کامل-نقد-فلسفه-حق-هگل-نخستین-بار-فارسی-منتشر-می-شود پانزدهمين دوره جشنواره نقد كتاب فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259578/پانزدهمين-دوره-جشنواره-نقد-كتاب-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) مؤسسه خانه كتاب با هدف كمک به ارتقای كيفی  و كمی نقد، اعتلای انديشه و فضای انتقادی، پانزدهمين دوره جشنواره نقد كتاب را همزمان با هفته پژوهش در آذرماه ۱۳۹۷ برگزار می‌‌كند.   در فراخوان پانزدهمين دوره جشنواره نقد كتاب از همه نويسندگان، مدير مسئولان مطبوعات و نشريات دعوت شده مقالاتی را كه نخستين‌بار در حوزه نقد كتاب در سال ۱۳۹۶ منتشر كرده‌اند، حداكثر تا ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ به دبيرخانه اين جشنواره ارسال كنند.   دبيرخانه جشنواره نقد كتاب در تهران، خيابان انقلاب اسلامی، خيابان برادران مظفرجنوبی، كوچه خواجه نصير، شماره ۲، طبقه دوم واقع شده است.   علاقه‌مندان براي اطلاعات بيشتر مي‌توانند به نشانی الكترونيكی www.naghdeketab.ir مراجعه كنند يا با شماره ۶۶۴۱۵۲۵۵ تماس بگيرند. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 11 Apr 2018 04:55:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259578/پانزدهمين-دوره-جشنواره-نقد-كتاب-فراخوان کنفرانس انتقادی فلسفه، ایدئولوژی و حقیقت برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259507/کنفرانس-انتقادی-فلسفه-ایدئولوژی-حقیقت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیستمین کنفرانس بین‌المللی نظریه انتقادی، فلسفه، ایدئولوژی و حقیقت در روزهای ۱۹ تا ۲۰ جولای ۲۰۱۸ در پاریس- فرانسه برگزار می‌شود. محور کلی موضوعات کنفرانس شامل نظریه انتقادی، زبان و ارتباطات، فلسفه، ایدئولوژی و حقیقت، دموکراسی به عنوان یک هدف عملی انتقاد، از ایدئولوژی تا حقایق اجتماعی، نقد لیبرالیسم به دیالکتیک روشنفکری، تحول ساختاری دموکراسی، هابرماس در مورد سیاست و عقلانیت گفتاری، تئوری انتقادی، معرفت‌شناسی پراگماتیک و علوم اجتماعی، دو شکل نظریه انتقادی، تحقیق اجتماعی به عنوان دانش عملی، پلورالیسم و ​​نظریه انتقادی، بازتاب‌پذیر، چشم انداز و تایید عملی، نظریه انتقادی جهانی شدن، تحقیق دموکراتیک، نظریه انتقادی فراملی، حقایق اجتماعی، آرمان‌های هنجاری و نظریه چندرسانه‌ای، واقعیت جهانی شدن و گزینه دموکراسی، حوزه عمومی چندرسانه‌ای، پتانسیل انتقادی و نوآورانه تعامل فراملیتی و نظریه انتقادی و تحقیق هنجاری می‌شود.  علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند چکیده آثار خود را تا پایان روز ۱۶ آوریل ۲۰۱۸ به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۱۸/۰۷/paris/ICCTPIT?step=۲ ارسال و برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://waset.org/conference/۲۰۱۸/۰۷/paris/ICCTPIT مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Apr 2018 09:45:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259507/کنفرانس-انتقادی-فلسفه-ایدئولوژی-حقیقت-برگزار-می-شود