خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Tue, 12 Nov 2019 13:20:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 12 Nov 2019 13:20:31 GMT علوم انسانی 60 ​بررسی تحول قدرت چین و پیامدهای آن برای ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283183/بررسی-تحول-قدرت-چین-پیامدهای-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،‌ نشست «تحول قدرت چین و پیامدهای آن برای ایران» به همت اندیشگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌شود.   این نشست با حضور ابوالفضل علمایی‌فر ـ رییس اداره چین وزارت امورخارجه و محسن شریعتی نیا ـ استادیار روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی برگزار خواهد شد.   نشست «تحول قدرت چین و پیامدهای آن برای ایران» فردا (چهارشنبه 22 آبان ماه) از ساعت 13 تا 15 در سالن ‌اندیشگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار خواهد شد.   شرکت در این مراسم برای عموم آزاد است. ]]> علوم انسانی Tue, 12 Nov 2019 08:56:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283183/بررسی-تحول-قدرت-چین-پیامدهای-ایران کتابی درباره قومی که از بین رفتند ولی خط‌شان ماندگار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283080/کتابی-درباره-قومی-بین-رفتند-ولی-خط-شان-ماندگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «آرامی‌ها و نقش آنها در خاور نزدیک» نوشته زهرا میراشه و مسعود داودی اثری است که واشکافی حضور این قوم باستانی در ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی منطقه بین‌النهرین و خاور نزدیک می‌پردازد.   آنچنان که نویسندگان کتاب در پیشگفتار آن گفته‌اند، «در مورد آرامی‌ها و نقش مؤثر آنها در خاورمیانه به لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و ... کتاب‌های زیادی نوشته شده است.» اما آثار شاخص و چهارچوب‌مندی که به زبان فارسی به دوران حضور این قوم در معادلات منطقه بپردازند اندک هستند و این اثر می‌تواند بابی برای آشنایی عمیق‌تر با آرامی‌ها باشد.   آرامی‌ها تأثیر فرهنگی فراوانی در نقاط مختلف امپراتوری آشور و سپس در سرزمین‌های بابل گذاشتند. آنها حکومت‌های کوچک متعددی را در سرزمین‌های مختلف به وجود آوردند؛ اما نتوانستند آن را به امپراتوری قوی و مقتدری تبدیل کنند. مهم‌ترین مرکز تجمع آنها سوریه بود و دمشق را به عنوان پایتخت خود برگزیدند. آنها جنگ‌های متعددی با همسایگانشان به‌خصوص یهودیان اسرائیل داشتند. خط آرامی بر خط آشوری ارجحیت یافت و آشوری‌ها به عنوان خط دوم خود جهت ثبت اسناد خود استفاده می‌کردند. همچنان که پارسیان و دیگر اقوام که نقش مهم منطقه‌ای داشتند، از خط آرامی استفاده کردند.   همچنین آرامی‌ها بسیاری از آداب و رسوم و فرهنگ خود را به یادگار گذاشتند. آرامی‌ها در فاصله قرون چهاردهم تا دهم ق.م. در سوریه، عناصر فرهنگی مهم قومی و زبانی را بنیان نهادند و در سراسر بین النهرین منتشر کردند. اگرچه امپراتوری آشور در اواخر قرن هشتم ق.م. تمام حکومت را از بین برد؛ ولی خط آرامی به عنوان خط رسمی در خاورمیانه باقی ماند. گرچه سهم آرامی‌ها در پیشبرد تمدن اندک بود، اما از نظر لغوی و زبانی و ابداع روش‌های تجاری در دنیای آن روزگار سهم عمده‌ای داشتند؛ چراکه با انتقال افکار، تجارب و ثروت سرزمین‌هایی که با آنها در ارتباط بودند، حتی قرن‌ها بعد از رشد دین مسیحیت و اسلام، این تجارب مورد استفاده قرار گرفت. اگر بخواهیم به رویدادهای تاریخ آرامی‌ها احاطه داشته باشیم می‌بایست به سرنوشت مضطرب نقش سیاسی حکومت‌های موجود در قلب تاریخ سیاسی خاورمیانه آگاهی داشته باشیم. در این کتاب سعی شده در روشن‌شدن افق‌های جدیدی در جهت شناخت هویت و قومیت آرامی تلاش شود.   فصل اول کتاب نگاهی گذرا به آرامی‌ها و خاستگاه‌شان و گسترش سریع آنها در مناطق مختلف سوریه و برخی از مناطق بین‌النهرین و سپس حضور آنها در مناطق شرقی و جزیره فرات میانی را بررسی می‌کند.     در فصل دوم به معرفی مراکز و اماکن آرامی‌ها در بخش شمالی بین‌النهرین پرداخته شده است؛ چراکه آنان در این مناطق تواستند دولت‌هایی کوچک یا امارت‌هایی مستقل به وجود بیاورند و از این طریف باعث بروز مشکل و نگرانی‌هایی برای حکومت‌های بزرگ مجاور شوند. همچنین در این فصل به آرامی‌های نثیری اشاره شده و سپس از منطقه غوزان و از آنجا به حران پرداخته شده که افزون بر اهمیت اقتصادی، مرکز مهمی برای عبادت رب‌النوع بود. در فصل سوم به منطقه فرات میانی و آرامی‌های گسترش‌یافته در این منطقه وسیع پرداخته شده است.   فصل چهارم اختصاص به بررسی برخی از اماکن و مراکز آرامی در بخش شمالی بین‌النهرین دارد. آنها توانستند دولت‌های کوچک مستقلی را به وجود آورند و موجب نارضایتی‌هایی برای دولت‌های بزرگ مجاور خود شوند. نویسندگان در فصل پنجم کمی به سمت غرب رفته و در مورد منطقه واقع در غرب بیت ادینی و شمال حلب سخن گفته‌اند. این سرزمین اَرپَد (بیت اگوسی) نامیده می‌شد. فصل ششم نیز درباره منطقه حماه ـ لُعُش از مناطق آرامی که در تاریخ آشوری نقش مهمی بر عهده داشت، بحث می‌کند. در این فصل درباره سه مبحث سخن گفته شده است: لُعُش، دوران زمامداری زکّور که وی اولین حاکم آرامی در این منطقه محسوب می‌شد و رسوم مملکت حماه آرامی‌نشین.   فصل هفتم کتاب اختصاص به بررسی حیات دولت شهرهای کوچک آرامی دارد. چون دمشق قلب تپنده دولت شهرهای آرامی بوده، نقش بزرگی در خاورمیانه ایفا نمود. ارتباط آن با تمام آرامی‌ها در شمال ـ جنوب و مناطق میانی بین‌النهرین وجود داشته است. وجود آرامی‌ها مایه ناراحتی و نگرانی امپراتوری آشور بود و برای آن مشکلات زیادی به وجود آورد و در نهایت در براندازی آشوری‌ها با بابل نو و دیگر حکومت‌ها همکاری کردند. در فصل هشتم از آرامی‌هایی سخن گفته شده که نقش بسیار مهمی در خاورمیانه و به طور خاص بین‌النهرین ایفا کردند. این اقوام با وجود اینکه به لحاظ ساختار و تشکیلات سیاسی از حداقل‌ها برخوردار بودند و در حکومت‌های بزرگ حل شدند، موجب برتری دولت‌ها شدند.   درباره جامعه مدنی و امکانات آرامی‌ها، طبقات اجتماعی، خانواده و وضعیت زن در آن اجتماع و .... در فصل نهم بحث و بررسی صورت گرفته است. در فصل دهم نیز درباره میدان جنگ و واحدهای نظامی آرامیان سخن گفته شده است. قبل از هر چیزی در این گفتار به اصطلاحات نظامی اشاره شده است. فصل پایانی کتاب نیز به بررسی اوضاع اقتصادی آرامیان اختصاص دارد.   انتشارات نگاه معاصر، کتاب 184 صفحه‌ای «آرامی‌ها و نقش آنها در خاور نزدیک» نوشته زهرا میراشه و مسعود داودی را در 550 نسخه و با قیمت 27 هزار تومان در سال 1398 منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Tue, 12 Nov 2019 08:55:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283080/کتابی-درباره-قومی-بین-رفتند-ولی-خط-شان-ماندگار ​تهران به روایت تهران‌نویسان/ کتاب‌شناسی تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283179/تهران-روایت-تهران-نویسان-کتاب-شناسی-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست‌های تخصصی عصر تهران در این هفته میزبان برنامه نهان گنج‌های تهران خواهد بود، موضوع این نشست که با عنوان تهران به روایت تهران‌نویسان (کتاب‌شناسی تهران) نامگذاری شده است با توجه به آغاز هفته کتاب بررسی کتاب‌های منتشر شده در خصوص تهران از آغاز تا کنون خواهد بود. علیرغم کتاب‌های زیادی که در خصوص تهران و مسائل فرهنگی و اجتماعی آن منتشر شده است کمتر کتب و مقالات منبع‌شناسی و ماخذشناسی در خصوص کتب مربوط به تهران بسیار اندک است. در سی‌و‌چهارمین نشست نهان گنج‌های تهران که با همکاری دفتر تهران‌شناسی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران و در آستانه هفته کتاب برگزار می‌شود. مباحثی مثل اولین کتب منتشره درباره تهران و نویسندگان آن‌ها، بررسی کتب ماخذ‌شناسی تهران و نگاهی اجمالی به کتب منتشر شده در دهه‌های مختلف و بررسی برخی از مهمترین آن‌ها مورد بحث و گفت‌و‌گو قرار می‌گیرد. همچنین در این نشست کتاب در دست انتشار کتابنامه تهران معرفی می‌شود. این برنامه با حضور غلامحسین تکمل‌همایون ،علیرضا زمانی، محمود منیعی و محسن اسدی و دیگر تهران‌پژوهان و علاقه‌مندان تهران‌شناسی برگزار می‌‌شود. برنامه نهان‌گنج‌های تهران سلسله نشست‌های تخصصی فرهنگی اجتماعی در خصوص شهر تهران است که توسط انجمن دوستداران تهران برگزار می‌شود و تا کنون سی‌و‌سه نشست آن برگزار شده است. ]]> علوم انسانی Tue, 12 Nov 2019 07:50:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283179/تهران-روایت-تهران-نویسان-کتاب-شناسی-تهران آیا دانشگاه می‌تواند زبان هویت‌های مختلف اجتماعی را برای همدیگر ترجمه کند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283175/آیا-دانشگاه-می-تواند-زبان-هویت-های-مختلف-اجتماعی-همدیگر-ترجمه-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» که به معرفی و بررسی کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» نوشته رونالد بارنت اختصاص داشت، با حضور سجاد یاهک مترجم کتاب و علیرضا خورسندی‌طاسکوه عصر دیروز دوشنبه بیستم آبان‌ماه در سرای کتاب برگزار شد. سجاد یاهک در ابتدای این نشست در توضیحی کوتاه درباره کتاب گفت: بارنت در حوزه آموزش عالی چهره شناخته‌شده‌ای است و در این کتاب مقوله هویت گروه‌های حرفه‌ای را که در دانشگاه امروز وجود دارند، بررسی می‌کند. بخش اول اثر به بیان مفاهیم و تعاریف نظری هویت در آموزش عالی پرداخته و مقایسه‌ای از دانشگاه‌ه‌های امروزی و دانشگاه‌های نسل قدیم از ۱۹۶۰ ارائه  می‌کند. او در این کتاب از مقالات اندیشمندان مختلف، اساتید و هیئت علمی دانشگاه‌ها و مدیران آموزش عالی و حتی دانشجویان بهره برده است. بارنت هویت‌های ظهور پیدا کرده در دانشگاه‌های معاصر و امروز را واکاوی می‌کند و از اجتماعاتی حرف می‌زند که صدای‌شان بیرون از دانشگاه شینده نمی‌شود و تاکید دارد که این هویت‌ها باید به جامعه بیرون از دانشگاه هم شناسانده شوند.  او ادامه داد: نویسنده تا حدود زیادی موفق شده تا فضای دانشگاه‌های معاصر را به چالش بکشد و به عنوان یک فضای کاری نقدهای خوبی هم به دانشگاه وارد کرده است. از جمله نقد این مسئله که دانشگاه نیز همچون سایر محیط‌های کاری با نیازهای بازار و صنعت عجین شده و فرهنگ علم به فرهنگ پژوهش تغییر پیدا کرده است و توسعه‌دهندگان دانشگاه نیز کمتر به این بحث و علل و چرایی آن توجه نشان می‌دهند. بازیابی و برساخت هویت‌های گروه‌های دانشگاهی جدید تمرکز اصلی کتاب است. هرچند ما در ایران بسیاری از این گروه‌های هویتی را که در دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی فعال هستند، نداریم.  این مترجم تاکید کرد: کتاب یک پرسش اصلی را مطرح می‌کند و اینکه آیا واقعا عصر طلایی علم و دانشگاه به پایان رسیده و آیا ممکن نیست آن دوره طلایی هم صرفا یک افسانه باشد؟ روند فعلی که علم و دانشگاه طی می‌کند از دید خیلی‌ها جدا شدن از این عصر طلایی مذکور است که در آن علم به مثابه علم مورد توجه بود و دانشگاه به دنبال فراهم کردن نیاز و عرضه و تقاضا برای بازار و صنعت نبود. بارنت از این می‌گوید که شاید این بازاری و صنعتی شدن دانشگاه چندان هم به ضرر دانشگاه تمام نشده باشد و برساخته‌شدن گروه‌های هویتی تازه در دانشگاه را بتوان نمود مثبت این اتفاق دانست. هرچند تاکید دارد که این گروه‌های هویتی تازه برای اثرگذاری مثبت مورد نظر حتما باید به جامعه شناسانده شوند. یاهک در همین رابطه متذکر شد: هویت‌های دانشگاهی و تغییر نهادی که بارنت از آن حرف می‌زند اعضای هیات‌علمی و استادان دانشگاه و مدیران اموزش عالی را نیز ناخودآگاه متاثر می‌کند هرچقدر هم که آن‌ها تحت نیرویی بیرونی مثل دولت یا بازار قرار داده باشند اما این عادت‌واره‌های دانشگاهی برای آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است. در واقع این فشارهای بیرونی باعث شکل‌گیری هویت‌های متکثر و تازه‌ای در تاریخ آموزش عالی شده که خود نشان‌دهنده دموکراتیک‌تر شدن آموزش عالی در مسیر حرکت تاریخی خودش است. علیرضا خورسندی نیز با اشاره به اینکه کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» اثر قابل تاملی است که از نظر ترجمه و طراحی و ساختار فیزیکی هم قابل قبول عمل کرده گفت: اما اگر قرار باشد از زاویه نقد نکته‌ای را بگویم به نظرم بهتر می‌بود که آقای یاهک از پانوشت‌ برای توضیح تعاریف و مفاهیم کتاب استفاده می‌کرد. مثلا همین تعریف دولوپر که به توسعه‌دهنده ترجمه شده اگر با پانوشت و توضیحی همراه می‌شد فهم و درک اینکه اساسا دولوپرها چه کسانی هستند، برای خواننده راحت‌تر می‌شد. در کل ساختار کتاب حول هویت‌های متعددی می‌چرخد در دانشگاه‌های امروز اعلام موجودیت کرده‌اند و از صدا یا (voice) این هویت‌ها حرف می‌زند. هرچند کتاب به‌نوعی هستی در معنای هایدگری را هم مدنظر داشته است که بارنت در این حوزه ورود خوبی نداشته است. این استاد دانشگاه افزود: رابطه دیالکتیک بین دو مفهوم و تعریف هویت و صدا و تعامل و ارتباط و کنش و برهم‌کنشی که در اثر این دیالکتیک شکل می‌گیرد شالوده اصلی اثر است. نویسنده می‌گوید اگر صدا کنترل شود یا به پستو رانده شود هویت آسیب می‌بیند یا دست‌کم چالش هویتی به وجود می‌آید. هویت دو بعد کلان جامعه‌شناختی و روان‌شناختی دارد و اینجا بیشتر هویت اجتماعی و انگاره‌های اجتماعی آن مورد توجه بوده است. ما در اقیانوسی از هویت‌های اجتماعی زندگی می‌کنیم که برخی کلان و ماندگار و برخی سیال و زودگذر هستند و هویت‌های دانشگاهی خود بخشی از این هویت‌های جمعی به حساب می‌آیند. متاسفانه بارنت یکسری پاسخ‌ها درباره مسئله هویت را مسکوت گذاشته است؛ حالا یا از محافظه‌کاری و یا از کمبود وقت.  خورسندی ادامه داد: پاسخ به پرسش‌های مثل اینکه؛ آیا همه هویت‌ها مفید هستند که ما نسبت به آن احساس تعلق کنیم؟ اساسا اگر موضوع به مفید یا نبودن کشیده شود؛ مفید از دید چه کسی باید تعبیر شود؟ واقعیت این است که هویت‌های جمعی باعث انسجام حیات اجتماعی هستند اما اگر روی یک‌سری از هویت‌ها بیش از حد تاکید کنیم چه؟ در این میان موضع نسبت به هویت‌های ساختگی چه باید باشد. وی افزود: دانشجو بودن خود یک هویت است که به تعبیر بارنت خودش شبکه‌ای از هویت‌های متعدد دیگری است. برخی از هویت‌ها اساسا عامل امتناع برای توسعه محسوب می‌شوند. نویسنده در بحث تبعیض‌ها می‌گوید که برخی هویت‌ها خودشان به‌نوعی تبعیض را در یک جامعه نهادی گسترش می‌دهند. هر هویتی یک سیری ارزش‌ها و هنجارها برای خود دارد. مثلا در هویت‌ دانشگاهی هر انجمن و گروه نهادی و... ارزش‌های خودشان را دارند و اساسا همین تنوع و تکثر است که باعث شده هویت دانشگاهی و آموزش عالی هویتی مهم باشد.   او یادآور شد: البته بسیاری همین آزادی دانشگاهی را نوعی ایدئولوژی می‌دانند و می‌پرسند دانشگاه چه اختیاری برای نقد و به سوال کشیدن دارد؟ با این حال یک دلیل دیگر هویت‌های متنوع در دانشگاه همین آزادی آکادمیک است که فرصت مناسبی است برای رشد هویت‌های متعدد. اساسا هویت‌های دانشگاهی هویت‌های نه ۴۰ تکه که ۴۰۰ تکه‌اند و مجموعه‌ای از آراء و اندیشه‌ و کنش مختلف و متفاوت. این‌ها به معنای عام ایدئولوژیک نیستند و بیشتر تعصبات آکادمیک نسبت به رشته و تخصص خود است. در مورد بحث صدا نیز نویسنده با گریز زدن به نظرات فریره تاکید می‌کند که شینده شدن برای کسی که فرصت شنیده‌شدن دارد بسیار مهم و حیاتی است.  این استاد دانشگاه سپس با اشاره به اینکه مقوله صدا در ۵۰ سال گذشته مقوله مهمی شده؛ تصریح کرد: صدا اساسا در این چند دهه اخیر یک تکنیم روش‌شناختی برای تبیین موضوعات اجتماعی شده و خیلی‌ها کارشناس واکاوی این مسئله هستند که چرا برخی صداها در برهه‌ای خاص بلند می‌شود و با بالا آمدن صدایی خاص در زمانی مشخص کدام صداهای دیگر قربانی شدند و به حاشیه رانده شدند؟ تلاش کتاب هم این است که چندپارگی و چند هوتی دانشگاه را بررسی کند و حتی آن صداها و هویت‌های که الزاما دائمی‌ نیستند را هم مد نظر دارد. از این مقولات هم برای بررسی ظرفیت دانشگاه در مدیریت و کنترل صداها و هویت‌های متکثر اجتماعی استفاده کرده است و اینکه آیا این تکثر هویتی به تولید صداهای بیشتر کمک کرده یا عامل امتناعی ده که باید جلوی آن‌ها را بگیریم. خورسندی در پایان سخنانش گفت: بارنت این مساله را هم مدنظر داشته که آیا دانشگاه می‌تواند میان هویت‌های مختلف اجتماعی تعامل ایجاد کند؟ اصلا چنین کاری برای دانشگاه ضرورت و اولویت دارد؟ آیا دانشگاه می‌تواند وقتی این هویت‌های مختلف اجتماعی زبان همدیگر را متوجه نمی‌شوند حرف‌هایشان را برای همدیگر ترجمه کند؟ البته او به این پرسش‌ها پاسخ قاطعی نمی‌دهد و تصمیم نهایی را با خواننده گذاشته است. مطالعه این کتاب برای جامعه دانشگاهی ایران هم بسیار مهم است.  ]]> علوم انسانی Tue, 12 Nov 2019 07:30:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283175/آیا-دانشگاه-می-تواند-زبان-هویت-های-مختلف-اجتماعی-همدیگر-ترجمه-کند «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» نخستین مونوگراف در نوع خودش است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283176/اقلیت-های-دینی-پارلمان-ایران-نخستین-مونوگراف-نوع-خودش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» دوشنبه 20 آبان در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب نقد و بررسی شد. در این نشست حبیب‌الله اسماعیلی، کارن خانلری، قربانعلی کناررودی و منوچهر نظری حضور داشتند و درباره این کتاب گفت‌وگو کردند. قربانعلی کناررودی که دبیری نشست را نیز بر عهده داشت، در ابتدای نشست گفت: موضوع این کتاب بسیار جذاب است و اطلاعات و آگاهی‌هایی از تاریخ معاصر و زمانی که ما مجلس‌دار شدیم و تصمیم می‌گیریم که نماینده در مجلس داشته باشیم، ارائه می‌دهد. همچنین به راهیابی نمایندگان به مجلس و ورود نمایندگان اقلیت‌های دینی به مجلس را به تصویر می‌کشد که هر کدام دارای فراز و فرودی بود‌ه‌اند.   سپس منوچهر نظری به معرفی کتاب پرداخت و گفت: کتاب «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» در سه فصل تنظیم شده است. در فصل نخست، اطلاعاتی از حقوق اقلیت‌های دینی در اسناد بین‌المللی، قانون انتخابات و قانون اساسی از دوران مشروطه تاکنون ارائه شده و چون اساس تحقیق، بحث حق رأی بود، به سایر حقوق و مسائل اقلیت‌ها پرداخته نشده است. فصل دوم به زندگی‌نامه نمایندگان اقلیت‌های دینی اعم از آشوری و کلدانی، ارامنه شمال و جنوب، زرتشتیان و یهودیان در مجلس شورای ملی و سنا اختصاص دارد. در این 24 دوره که از اواخر دوره قارجار (1285) تا پایان سلطنت پهلوی (1357) را در برمی‌گیرد، 28 نفر از اقلیت‌ها به مجلس شورای ملی و سنا راه یافتند. (دو نفر سناتور: رستم گیو سناتور انتصابی تهران در دوره چهارم سنا (1342-1346) و فیلیکس آقایان، سناتور انتخابی تهران در دوره پنجم و ششم سنا(1346-1354). در فصل سوم به زندگی‌نامه و عملکرد نمایندگان اقلیت‌های دینی در 10 دوره مجلس شورای اسلامی یعنی از سال 1359 تا خرداد 1399 پرداخته شده است. در این 10 دوره در مجموع تعداد 25 نفر به عنوان نماینده اقلیت‌های دینی بر کرسی مجلس تکیه زدند. وی ادامه داد: با این که یکصد و دوازده سال از تشکیل اولین دوره مجلس شورا و حضور اقلیت‌های دینی در مجلس ایران می‌گذرد متاسفانه اثر و کتابی که مستقلا به شرح حال و خدمات و عملکرد نمایندگان اقلیت‌های دینی بپردازد تا کنون به رشته تحریر درنیامده و در حافظه تاریخی ایران، تقریبا به فراموشی سپرده شده است. من نزدیک به دو دهه است که در عرصه تاریخ پارلمان قلم می‌زنم. اساس کارم در این اثر پارلمان به عنوان نماد دموکراسی و مردم‌سالاری و همچنین چگونگی ورود اقلیت‌های دینی در این نهاد قانون‌گذاری و ارزیابی عملکرد آن‌هاست اما این پژوهش به علت درگذشت بسیاری از نمایندگان اقلیت‌های دینی و یا مهاجرت آن‌ها از ایران و نبود منابع و مآخذ، کاری بس دشوار بود. این پژوهشگر تاریخ پارلمان افزود: جالب است بدانید که در عمر 112 ساله مجلس در ایران، فقط یک زن از سوی پیروان ادیان مسیحی، زرتشتی و یهودی به عنوان نماینده اقلیت‌های دینی به مجلس راه یافت و ایشان خانم اِما آقایان است که نماینده ارامنه شمال در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی (1354-1357) بوده است. به عبارتی از سال 1285 تا سال 1399 خورشیدی از اولین دوره مجلس شورای ملی تا دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، به ازای هر 40 نماینده مرد مسلمان، یک زن مسلمان در مجلس حضور داشت؛ اما این آمار در خصوص اقلیت‌های دینی، به ازای هر 52 مرد اقلیت دینی، یک زن در مجلس است. به نظرم این مساله جای تأمل دارد و نشان می‌دهد که حضور اندک زنان در مناصب سیاسی و اجتماعی، ارتباطی با دیدگاه‌های دینی مردم و حاکمان ندارد، بلکه ارتباط مستقیم با فرهنگ مردم یک جامعه و مطالبات مدنی آنها دارد. کارن خانلری که دکتری تاریخ از آکادمی علمی ارمنستان دارد، سخنانش را این‌گونه آغاز کرد و گفت: با توجه به حیطه فراگیر و به لحاظ موضوعی کتاب «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» بی‌بدیل و نخستین مونوگراف در نوع خودش است. به این دلیل که شامل کلیه ادوار تاریخی ایران در دوره قاجار، پهلوی اول و دوم و جمهوری اسلامی است و دوم این‌که شامل کلیه جوامع اقلیت‌هاست. برخی از مونوگراف‌هایی که مربوط به اقلیت‌های خاصی بودند مانند ارامنه و کلیمیان اما این کتاب جامعیت دارد. وی افزود: پیشگفتار بسیار مهم کتاب با عنوان تقدیم به همه یکتاپرستان در اولین بخش کتاب نه تنها رویکرد عقیدتی نویسنده را بیان می‌کند بلکه به شکل اجمالی به چرایی حضور جوامع اقلیت‌های دینی در حوزه مقننه کشور اشاره می‌کند و از طریق چند مثال موضوع را روشن می‌کند که در راس آن‌ها مجاهدت‌های اقلیت‌های دینی در دروه مشروطه بوده و به عملکرد ارباب جمشید و امین‌الضرب زرتشتیانی که در انقلاب مشروطه، مال خود را به وفور در طبق اخلاص گذاشتند و مجاهدان ارمنی که جانشان را در این راه فدا کردند و به انقلاب مشروطه پیوستند. خانلری ادامه داد: به این دلیل که فقط مجاهدت‌های اقلیت‌های دینی باعث نشده که حق داشتن کرسی مطرح و وارد قانون اساسی کشور شود بلکه نظر مساعد از سوی مبانی دینی و آموزه‌های مذهبی است که در اکثریت مردم ایران وجود دارد و در آموزه‌های امامان شیعی این طرز تفکر در قبال اقلیت‌های دینی وجود داشته نه فقط بعد از انقلاب مشروطه بلکه قدمتی هزار ساله را داریم که این آثار وجود دارد. وی افزود: این مساله دلیل منطقی و تاریخی داشته است زمانی که انقلابیون ارمنی به شکل جدی و سازماندهی نظامی خود وارد انقلاب مشروطه شدند روشنفکرانی هم وجود داشتند که با رهبران مشروطه در مورد همین بحث داشتن کرسی در مجلس ایران مماشات فراوان و بررسی و مذاکره‌های زایدی داشته است. یکی از انقلابیون ارمنی که با سردمداران مشروطه بسیار صحبت‌ها کرده‌ و قرار شد در اولین قانون انتخابات در زمان مشروطه این مساله در نظر گرفته شود. این مساله احساسی نبوده است و کتاب‌های دیگر و آثار دیگر می‌تواند این موضوع را روشن‌تر کند. نماینده مسیحیان ارمنی شمال در مجلس شورای اسلامی گفت: همچنین تعاریف حقوقی یکی از ویژگی‌های ارزشمند کتاب است. وی یک جمع‌بندی خوبی را ارائه داده‌ است. بسیاری می‌گویند واژه اقلیت خوب نیست اما یک واژه ترمینولوژی، حقوقی و سیاسی است به ویژه اقلیت‌هایی که در قانون اساسی دارای حقوق مشخصی هستند اقلیت واژه‌ای تاریخی حقوقی است که در ایران به خوبی بیان می‌شود و تعاریف نویسنده بسیار جامع و خوب است. وی افزود: تاریخچه اجمالی درباه حضور اقلیت‌های زرتشتی ارمنی کلیمی و آشوری در مجلس مطرح می‌کنند بسیار تیتروار و ارزشمند است. در کنار این مساله یک تحلیل قیاسی درباره ویژگی‌های فرهنگی هر یک از جوامع نیاز است که در چنین اثری قیاسی صورت گیرد. به لحاظ شکلی و باید این مساله تحلیل شود بستری که جوامع شکل گرفتند و قدمت آن بسیار مهم است. قدمتی که جامعه آشوری دارد به سه هزار سال پیش برمی‌گردد، یهودی‌ها 2500 سال و ارمنی‌ها حضورشان هزار سال است که باید بیشتر واکاوی شود. خانلری گفت: در زمان انقلاب مشروطه کلونی‌‌های زرتشتی در شهرهایی وجود داشته که امروزه نیست مثل قم، بم و رفسنجان و کاشان که این مسائل باعث می‌شود که دید خواننده به موضوع باز شود. امیال سیاسی و جهت‌گیری این جوامع باید به شکل تحلیل قیاسی مطرح می‌شد و میزان تاثیرگذاری آن‌ها در سیاست خارجی بسیار مهم است. مثلا میزان تاثیرگذاری ارامنه در عرصه سیاست آن زمان بسیار مهم است که در سال 1346 در انتخابات مجلس سنا یک کاندید ارمنی را به عنوان سناتور انتخاب کنند و تاثیر بر پروسه انتخابات بعد از شریف امامی بگذارند. وی افزود: زندگی جامعه یهودی‌ در ایران نیز بسیار مساله مهمی است و بعد از انقلاب به شکل پتانسیل، بسیاری از هجمه‌هایی که علیه کشور در حوزه حقوق بشری از سوی رسانه‌های صهیونیستی در سطح بین‌المللی بیان می‌شود می‌تواند بسیاری از این موارد را خنثی کند و جامعه یهودی به فاکتور مهم سیاسی تبدیل می‌شود. شاید جامعه دیگر این ویژگی را نداشته باشند و مسایلی از این دست که در این کتاب و کتاب مکمل دیگر مطرح شود. اطلاعات مفیدی که از زندگی‌نامه اقلیت‌های دینی آمده بسیار ارزشمند و جالب است اما یک نقد در بحث یکسان‌سازی اطلاعات دارم که می‌توانست درجه علمی این کتاب را بالا ببرد. بحث تاهل نمایندگان که با چه کسی ازدواج کردند و چند فرزند دارند در بیوگرافی‌ها یکسان نیست. اسماعیلی، مدیر موزه، کتابخانه و مرکز اسناد امام خمینی (ره) نیز سخنانش را این‌گونه آغاز کرد و گفت: مسلمانان و غیرمسلمانان همزیستی مسالمت‌آمیزی از پیش از اسلام با هم داشته‌اند اما همزیستی سنتی و مدرن کمی تفاوت دارد و کتاب در آن گرانیگاه حرف خودش را می‌زند. در بحث سنتی حقوق جوامع غیرمسلمان به گونه‌ای دیگر تصویر و تفسیر می‌شود اما در جوامع ما بعد مدرن این موضوع به شکل دیگری است. وی افزود: به واسطه انقلاب مشروطه این موضوع اتفاق افتاده که در این کتاب به حق قانونی انتخاب کردن و انتخاب شدند و تاثیرگذاری در فرایند قانونگذاری پرداخته شده است. بعد از انقلاب مشروطیت حق انتخاب شدن مطرح می‌شود با موانع جدی مواجه می‌شود اما این موانع برطرف می‌شود و این امکان برای اقلیت‌های دینی فراهم می‌شود که در این کتاب به آن پرداخته شده است. این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: ای کاش موضوع جغرافیایی و پراکندگی جمعیتی روی کار می‌آمد و اسناد و مدارک و اعتبارنامه‌‌ها از وسط کتاب به پایان کتاب افزوده می‌شد. کسانی که به عنوان نماینده اقلیت‌های دینی هستند و وارد پارلمان می‌شوند از منظر نمایندگی چه وظایفی دارند و چه مسایلی را دنبال کردند یکی از مواردی است که به لحاظ سیاسی و قانونی باید به آن پرداخت و نباید به سادگی از کنار آن گذشت. اسماعیلی گفت: کسانی که گرایش‌های مارکسیستی داشتند و آوانسیان که رسما در حزب کمونیست و حزب توده بوده مسایلی مانند حقوق کارگری و حقوق زنان را برای اولین بار مطرح کرده است. برخی از این نمایندگان در سطح ملی عمل کردند و نویسنده به آن اشاره کرده است. برخی از جوامع زرتشتی ارباب کیخسرو شاهرخ با قرارداد 1919 مخالفت می‌کند و در سطح ملی حضور داشته است. در مورد انقلاب نیز بحث شهدای جنگ و شهدای ارمنی کاملا از موضع ملی با قضیه برخورد می‌کنند و ماهیت رفتار ملی و تعلق خاطر اقلیت‌ها را به سرزمین که در آن زندگی می‌کنند نشان می‌دهد. نماینده یهودیان و ارامنه و زرتشتیان همواره از تعرض به زمین‌‌هایی که در اختیارشان بوده همواره شکایت داشتند و نشان می‌دهد که این مساله اقلیت‌هاست که در معرض مصادره اموال به هر دلیلی قرار دارند و چه در دوره رضاشاه و پهلوی دوم و بعد از انقلاب کاملا پیگیری می‌شود و کاش جدولی در پایان کتاب بود و به آن به شکل بهتری توجه می‌شد. وی افزود: یکی از مواردی که بسیار جدی است موضوع فعالیت اقلیت‌ها در بازار است که آیا امکان خرید مغازه داشتند یا خیر! روزهای جمعه بازار مسلمان تعطیل بود و روزهای شنبه بازار یهودیان تعطیل بود. روزهای جمعه یهودی‌ها این امکان را داشتند و به قاعده تجارت آشنا بودند بخشی از بازار را اشباح کنند و این موضوع جدی می‌شود و در پارلمان دعوایی بین نماینده مسلمانان و غیرمسلمانان راه می‌افتد. در این ماجرا ناکام می‌مانند و پرونده‌ای گشوده می‌شود که می‌گویند یهودی‌ها پوست حیوانات حرام‌گوشت را در بازار می‌فروشند و با این حربه موضوع به نفع بازاریان مسلمان حل می‌شود و جامعه اقلیت‌ را تمکین می‌کنند که با بقیه همراهی کنند. اسماعیلی ادامه داد: یکی از مسایل پایداری که نماینده‌های اقلیت‌های دینی دنبال می‌کردند بحث تعطیلی ایام خاص اقلیت‌هاست که چه در دوره رضا شاه و محمدرضا شاه و پس از انقلاب اسلامی جزو مسایل پایدار بوده و مجوزی را برای تعطیلی‌ها خواسته‌اند. همچنین بحث ماده 881 قانون مدنی است که موضوع جدی است که اگر اقلیتی مسلمان شود و فرزندان مسلمان نشوند به دلیل این‌که کافر از مسلمان ارث نمی‌برد فرزندان از ارث محروم می‌شوند و به بعد از انقلاب هیچ ربطی ندارد و از پس از مشروطه به عنوان مساله جدی مطرح می‌شود. این مساله مهم است و مفصل می‌شود به آن پرداخت. وی افزود: یکی از خواسته‌های نماینده‌ها وجود دارد نهادسازی اقلیت‌های دینی انجمن‌ها، بیمارستان‌ها، پارک، پاساژ، گورستان‌ها و... در معرض درخواست این جوامع بوده است که در این بخش معارضه‌ای وجود داشته است که جدی در دوره‌های مختلف مساله بوده است. اگر قبل از انقلاب به جامعه زرتشتی و کلمیی تعرض ملکی صورت می‌گیرد بعد از انقلاب مواردی درباره آشوریان می‌بینیم که نماینده آشوریان اعتراض می‌کند چرا فلان روستا چنین وضعیتی پیدا کرده و چرا ملکی از آن‌ها گرفته شده است. این پژوهشگر تاریخ گفت: یکی از نکته‌های پایداری که بعد از انقلاب وجود دارد و نشان‌دهنده درایت و تدبیر نظام است مساله دیه است که در ابتدای انقلاب دیه مطرح می‌شود دیه مسلمان و غیرمسلمان نابرابر است که یک بیستم است که بسیار جدی می‌شود و در خاطرات آیت‌الله هاشمی دیده شده که نمایندگان اقلیت‌ها رفتند نزد وی و قرار است این موضوع حل شود که بسیار مهم و از جنس مساله‌شناسی است که در همزیستی اقلیتی و اکثریت باید به آن پرداخته می‌شد. وی افزود: یک نکته جالبی که وجود دارد و حل می‌شود که در دانشگاه آزاد اسلامی اقلیت‌های دینی نمی‌توانستند ثبت‌نام کنند و اعتراض جدی از ناحیه زرتشتیان مطرح می‌شود و از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این مساله حل می‌شود. بحثی که درباره شورای شهر در یزد به وجود آمد و جزو دستاوردهای بعد از انقلاب است نمایندگان پیگیری می‌کنند و عضویت در شوراهای شهر را فعال می‌کنند و مصوبه رسمی مجلس برای آن گرفته می‌شود و از منظر انتقال پیام به جوامع غیرداخلی و آن‌هایی که سر ناسازگاری دارند با کشور نشان می‌دهد که در این جامعه برایش تدبیر اندیشیده شده و باید بیشتر به آن پرداخته شود. این پژوهشگر تاریخ گفت: بحث قوانین شخصی مثل ازدواج، طلاق و... همواره براساس احکام دینی اقلیت‌های دینی انجام می‌شود. در حوزه آموزش یکی از مواردی است که قبل و بعد از انقلاب در آموزش‌های دینی وجود داشته امکان انتقال مفاهیم است که در دوره اصلاحات موضوع حل و فصل می‌شود. مهمترین نکته‌ای که در این کتاب ارزشمند و بی‌بدیل جایش خالی بود این بود که در بخش انتهایی گزارشی از نوع مطالبات این جوامع ارائه می‌شد و می‌توانست برای کسانی که کتاب را می‌خوانند با یک تلقی ظلم اکثریت به اقلیت روبه‌رو نشوند که این‌طور نیست زیرا جامعه ایرانی این امکان را دارد که با تدبیر موضوع‌ها را حل کرده است. ]]> علوم انسانی Tue, 12 Nov 2019 07:00:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283176/اقلیت-های-دینی-پارلمان-ایران-نخستین-مونوگراف-نوع-خودش ​رونمایی از «فوتبال علیه دشمن» با صدای عادل فردوسی‌پور http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283133/رونمایی-فوتبال-علیه-دشمن-صدای-عادل-فردوسی-پور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند جمعه 24 آبان‌ماه از ساعت 17 تا 20 به نشرچشمه‌ پریس واقع در پاسداران نبش گلستان یکم مراجعه و کتاب صوتی فوق را با امضای عادل فردوسی‌پور تهیه کنند. کتاب «فوتبال علیه دشمن» با عنوان اصلی Football Against the Enemy نوشته‌ «سايمون کوپر» در سال 1994 منتشر شد. این اثر حاصل سفر نویسنده به بیست‌ودو کشور دنیا است و درباره‌ تأثیر بازی فوتبال بر زندگی مردم نگاشته شده است. این کتاب در سال 1994 موفق به دریافت جایزه‌ «کتاب ورزشی برتر سال موسسه ویلیام هیل» شد که به بهترین کتاب‌های ادبیات ورزشی تعلق می‌گیرد. ادبیات ورزشی، شامل کتاب‌هایی پرکشش و هیجان‌انگیز هستند که گاهی ممکن است با روایت‌های ورزشی‌شان، اوج لذت دیدن یک بازی جنجالی را برای خواننده‌ اثر تداعی کنند. «فوتبال علیه دشمن» درباره‌ تأثیر فوتبال بر زندگی مردم صحبت می‌کند و حواشی این بازی در فرهنگ‌های مختلف را به تصویر می‌کشد. این اثر شامل چندین فصل است که در طول آن‌ها «سايمون کوپر» درباره‌ تأثیر یک امر وزرشی در زندگی سخن می‌گوید. او به ملاقات مردم کوچه و بازار رفته و در ارتباط با مردمی قرارگرفته که اوقات فراغت‌شان پا به توپ هستند یا که جلوی تلویزیون تیم موردعلاقه‌شان را تشویق می‌کنند. او فوتبال را با نگاهی جامعه‌شناسی بررسی و تعریف می‌کند و آن‌ را فراتر از مرزها ترسیم می‌کند. این کتاب توسط رادیوگوشه، واحد صوتی نشرچشمه تهیه و تولید شده است. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 12:20:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283133/رونمایی-فوتبال-علیه-دشمن-صدای-عادل-فردوسی-پور چهارمین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283144/چهارمین-جایزه-جهانی-علوم-انسانی-اسلامی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عطاءالله رفیعی‌آتانی دبیر علمی پنجمین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی در آستانه برگزاری این کنگره به برگزاری مراسم اهدای جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی اشاره کرد و گفت: این جایزه هر دو سال یک بار در زمان برگزاری کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی به افراد و شخصیت‌های علمی اعطا می‌شود که دستاورد جدید علمی و  دستگاه نظریه منسجمی در یک حوزه علمی خاص در علوم انسانی با رویکرد اسلامی ارائه کرده باشند. وی ادامه داد: این افراد شخصیت‌های از پیش شناخته شده‌ای هستند که جامعه علمی درباره آن‌ها از قبل داوری کرده است. این شخصیت‌ها علاوه بر داشتن نظریه منسجم که در قالب کتاب‌ها و مقالات مختلف منتشر شده است، دارای مجموعه تلاش‌های مرتبط با حوزه علمی‌شان هستند به طوریکه به تربیت شاگرد و محقق و ارائه نظریه کمک‌های زیادی کرده‌اند. وی با اشاره به اینکه در این دوره از جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی به سه نفر از شخصیت‌های علمی جایزه اعطا می‌شود گفت: دو تن از این شخصیت‌ها داخلی و یکی از آن‌ها، شخصیت علمی خارج از کشور هستند. این افراد در مراسم اختتامیه کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی که در محضر یکی از علما و مراجع تقلید در شهر مقدس قم برگزار می‌شود، معرفی شده و از آن‌ها تقدیر به عمل می‌آید. رفیعی‌آتانی درباره هدف از برگزاری این جایزه جهانی گفت: علاوه بر تکریم و بزرگداشت شخصیت‌های علمی، ارج نهادن جامعه علمی برجستگان علوم کشور و نشان دادن قله‌های علمی به قشر جوان جامعه از دیگر اهداف برگزاری این جایزه محسوب می‌شود. استاد دانشگاه علم‌و‌صنعت ادامه داد: معرفی این شخصیت‌های علمی الگوها، مدل‌ها و چهره‌های علمی را به جامعه معرفی می‌کند تا جوانان بدانند از چه افرادی می‌توانند بیاموزند. شخصیت‌های برجسته علمی چراغ راهنمایی برای جامعه جوان علمی محسوب می‌شوند تا نتیجه موفق از کار علمی را مشاهده کنند. دبیر مجمع عالی علوم انسانی اسلامی تصریح کرد: برگزاری جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی باعث توجه جامعه به برجستگان علوم مختلف می‌شود تا از این طریق از آثار آن‌ها در دانشگاه‌ها و مراکز دیگر علمی استفاده مطلوب صورت بگیرد، بدین معنی که انگشت اشاره‌ای به سوی دستاوردهای علمی موفق و موثر گرفته شود تا مراجعه کنندگان به مراکز علمی برای کسب اطلاعات بیشتر از آثار این شخصیت‌های برجسته علمی بهره کافی را ببرند. رفیعی‌آتانی تصریح کرد: این فرایند گفتمان‌سازی و جریان‌سازی در فضای علمی است تا اذهان عمومی کشور را تحت تاثیر قرار دهد زیرا دستاوردهای علمی که در بستر گفتمان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شکل گرفته، مورد توجه همگان قرار بگیرد و هر نهاد و سازمانی بر حسب وظیفه‌ای که بر عهده دارد به شخصیت‌ها، رویکردها و موضوعات علمی توجه نشان دهد. رفیعی آتانی در پایان سخنانش اظهار کرد: منتقدان و افرادی که نقدهای سازنده به جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی دارند می‌توانند آن را رصد کرده و دیدگاه‌های علمی خود را که به تصحیح این فرآیند کمک می‌کند ارائه نمایند. اهدای جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی از دومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی آغاز به کار کرد و به نوآوران و نظریه‌پردازان حوزه علوم انسانی اهدا شد. هدف این جایزه  ایجادبستر مساعد برای ترغیب پژوهشگران به کار مضاعف و درجه یک علمی و کمک به رشد نظریه پردازی و نوآوری علمی در عرصه علوم انسانی اسلامی است و قله‌های علمی در هر رشته را معرفی می‌کند؛ اقدامی که امکان بهره‌گیری از دستاوردهای دانشمندان جهان اسلام را فراهم می‌کند و آن‌ها را بیشتر به جامعه علمی معرفی می‌کند. بر اساس نظام‌نامه مصوب، جایزه ویژه به برترین نوآوری و نظریه در قلمرو علوم انسانی اسلامی، در صورت به دست آوردن حد نصاب‌های لازم اعطا می‌شود. به علاوه هر نوآوری و نظریه برتر در هر یک از رشته‌های علوم انسانی نیز جایزه  مشروط به اخذ حد نصاب لازم، داده می‌شود. جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی بیش از آنکه ارزش مادی خود را به رخ بکشد، به دنبال معرفی اعتبار و وجاهت علمی خویش در مجامع علمی دنیای اسلام است. تعیین شاخص‌های دقیق برای ارزیابی آثار علمی در هر رشته با همراهی صاحب نظران مطرح حوزه و دانشگاه، این جایزه را از جوایز علمی موجود در عرصه علوم انسانی متمایز ساخته است. کمیته اعطای جایزه به انتخاب افرادی اهتمام دارد که فراتر از ارائه یک یا چند نظریه ممتاز، صاحب تلاش ‌های متنوعی باشند که به پیشرفت علوم انسانی اسلامی و افزایش دارایی‌های علمی آن در رشته‌های کلیدی کمک نموده و جامعه علمی بتواند با اتکاء به ظرفیت‌‌های آنان، به راه خود بهتر از گذشته ادامه دهد. جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی در سطح بالاترین ارزش مادی و معنوی در نوع جوایز مشابه در جمهوری اسلامی ایران و با ماهیت غیر دولتی اعطا می‌شود.این جایزه جهانی از سال ۱۳۹۲ و همزمان با اختتامیه دومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی برگزار شد و در سه دوره برگزاری چهره‌های برجسته علمی را معرفی و از آنها تقدیر به عمل آورد. برگزیدگان دوره‌های قبلی جایزه جهانی عبارتند از: آیت‌الله علیرضا اعرافی، مسعود العالم چودری، حجت‌الاسلام سید‌عباس موسویان، آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست، مسعود درخشان،عباس میرآخور، حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا،  حسن سبحانی، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه و طه عبدالرحمن. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 11:43:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283144/چهارمین-جایزه-جهانی-علوم-انسانی-اسلامی-برگزار-می-شود شکرخواه: «اینترنت و سواد مجازی» تلاشی برای ارتباط با ناشناخته‌هاست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283143/شکرخواه-اینترنت-سواد-مجازی-تلاشی-ارتباط-ناشناخته-هاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اینترنت و سواد مجازی» دوشنبه ۲۰ آبان در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات رونمایی و نقد و بررسی شد. در این نشست یونس شکرخواه (عضو هیأت‌علمی دانشگاه تهران)، علیرضا طالب‌پور(رئیس پژوهشکده فضای مجازی دانشگاه شهید بهشتی)، مسعود کوثری (عضو هیأت‌علمی دانشگاه تهران)، حسین کلانتری (سرپرست پژوهشگاه فضای مجازی) و سید وحید عقیلی (رئیس پژوهشکده ارتباطات پژوهشگاه) سخنرانی کردند. کتاب «اینترنت و سواد مجازی» تلاش می‌کند ابعاد مختلف مفهومی و نظری، الگوهای سواد مجازی، آموزش و یادگیری و همچنین رابطة اشتغال و سواد مجازی را تبیین کند و الگویی مبنایی را تحت عنوان «سواد دوفضایی» به‌مثابه الگوی جامع سواد مجازی ارائه کند. در این کتاب به سواد مجازی پرداخته شده و سواد مجازی را سواد عرصه تمدنی جدید دانسته و تأکید می‌کند که حضور مفید و مؤثر در جهان امروز، نیازمند سواد مجازی است. این کتاب دارای شش فصل و بخش نتیجه‌گیری است. چهار فصل نخست به‌ترتیب بر مفاهیم، رویکردها، الگوها و گفتمان‌های غالب سواد مجازی متمرکز است. فصل‌های پنجم و ششم به‌ترتیب نظریات مرتبط با کاربرد سواد مجازی در آموزش و همچنین کاربرد این سواد در اشتغال را به بحث گذاشته‌اند. از آنجا که کتاب حاضر با محوریت مفهوم دوفضایی ‌شدن تدوین یافته است، بخش نتیجه‌گیری کتاب با ارائه یک ترکیب‌بندی ابتکاری سه‌سطحی در سواد مجازی، درصدد ارائه خوانش جدیدی از این سواد است که از جامعیت نظری و کاربردی متناسب با رابطه متقابل و ترکیبی دو فضای مجازی و واقعی برخوردار باشد. مولفان کتاب بر این باورند که سواد بر اساس باور عمومی، مهارتی فردی است که به قابلیت خواندن و نوشتن اطلاق می‌شود. با این حال، نظریه‌های سواد تعریف‌های بسیط‌تری را ترجیخ می‌دهند که زمینه اجتماعی سواد را هم دربرمی‌گیرد. چیزی که این نظریات به آن پیوسته اشاره دارند، تنوع مهارت‌های خواندن و نوشتن بر اساس زمینه تاریخی و فرهنگی اجتماعی است. محمد سلگی، رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ابتدای نشست به ارائه تاریخچه فعالیت پژوهشگاه پرداخت و گفت: 82 طرح در دست اجرا داریم و اکنون 24 طرح خاتمه یافته است. در بخش ترجمه نیز 23 ترجمه در دست اجرا داریم. همچنین جستار و گزارش‌های فرهنگی برای وزارتخانه و نهادهای موثر گردآوری کرده‌ایم. از 21 پایان‌نامه و رساله حمایت کرده‌ایم. 66 کارگاه و نشست برگزار شده است. وی با اشاره به این‌که طرح‌های ملی نیاز به تحلیل ثانویه دارند، ادامه داد: اکنون 194 عنوان کتاب در دست انتشار است که در این مدت 52 عنوان کتاب به چاپ رسیده است. سپس شکرخواه، عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه کتاب اینترنت و سواد مجازی دچار مردگی سریع نخواهد شد، گفت: این کتاب سرشار از رد پاهای فراوان برای دانشجویان، علما و علاقه‌مندان این حوزه است. کتاب «اینترنت و سواد مجازی» یک دلیل‌گذاری هم هست، نامگذاری برای بی‌نام‌ها و تلاش برای ارتباط با ناشناخته‌ها. وقتی نماد شهری دیده می‌شود می‌گفتند سواد شهری و این مفهوم سواد درگیر درک بیشتری است. وی افزود: سه واژه اینترنت، سواد و مفهوم مجازی در اذهان موقعیت مناسب ندارند. به چه چیز باید اینترنت گفت؛ آنچه در حال حاضر ساری و جاری است، عارضه دانلود است. خیلی‌ها فکر می‌کنند اینترنت نجات‌بخش و نبودش فاجعه است. اینترنت صدها موقعیت و فرصت فراهم کرده است اما یک تکنولوژی توزیع است که پردازش بالا دارد و هم‌افزایی و تحویل به موقع دارد. همچنین اینترنت زمان‌شکن و مکان‌شکن است. شکرخواه با بیان اینکه سواد دیگر سواد قدیم نیست، عنوان کرد: مفهوم سواد درگیر درک بیشتر است. شما موقعیت مجازی را می‌بینید، به عنوان مثال اینکه پولی را از ATM می‌گیریم، مجاز است یا حقیقت. می‌توان گفت امروزه چیزی که دیجیتال است، الزاما چاپ نیست. کار دشواری که دکتر عاملی و همکارشان انجام دادند، پرداختن به یک پدیده بزرگ بود که نکات عدیده‌ای در خود جای داده است. این عزیزان تلاش کردند برای چیز بی نام، نام وضع کنند. وی با اشاره به اینکه کتاب اینترنت و سواد مجازی از چند منظر درخور اهمیت است، ادامه داد: دوستان در فضایی پا گذاشتند که زیاد رد پا جلویشان نبوده است. دکتر عاملی سال‌هاست در مورد مفهوم دو فضایی شدن کار می‌کنند و در این کتاب می‌گویند باید به تغییر سرمشق دقت کنیم تا ببینیم مسیر ما کجاست. این عزیزان به پدیده‌ای پرداختند که در قلب آن تکنولوژی وجود دارد. کتاب اینترنت و سواد مجازی دچار مردگی سریع نخواهد شد. این کتاب سرشار از رد پاهای فراوان برای دانشجویان، علما و علاقه مندان این حوزه است. این کتاب یک منظره فکری است که هر کس بنا بر علاقه خود می تواند در قسمتی از آن اتراق کند. طالب‌پور سخنران بعدی نشست بود، وی گفت: بسیاری از مشکلات از کم‌سوادی و بیسوادی در این حوزه است. دو بحث آموزش و اشتغال از نکات مثبت کتاب است. باید به این پرسش پاسخ بدهیم که ما سواد مجازی را به چه معنا به کار می‌بریم. هم سواد و هم اینترنت و هم مجازی بودن ابهام دارد. اگر مجازی را به عنوان ملموس نبودن ببینیم یعنی هر چیزی که ملموس نیست مجازی است و باید بسیاری از موجودات نامریی را مجازی بدانیم. وی سپس به چهار تحول و تکنولوژی پرداخت و گفت: سرعت فوق‌العاده در تکنولوژی بسیار مهم است. امکان تکثیر نامحدود است، گوتنبرگ که دستگاه چاپ را اختراع کرد نوشته‌ای به تعداد زیاد منتشر شد و سپس بحث قوانین نشر و کپی‌رایت مطرح شد. قدرت ذخیره‌سازی و حجم انبوه اطلاعات مانند کتابخانه‌ها که تاثیر جدی در اطلاع‌رسانی داشتند. همچنین قدرت یادگیری حجم عظیم اطلاعات به اضافه شبیه‌سازی مغز باعث شده سیستم‌های رایانشی قابل مقایسه باشند. این چهار تحول در تکنولوژی بسیار مهم و تاثیرگذار هستند و اگر به این ویژگی بیشتر پرداخته شود درک بیشتری از سواد خواهیم داشت. سپس کوثری سخنانش را این‌چنین آغاز کرد و گفت: ما از دوره آنالوگ دچار مجاز شده‌ایم، این مساله بسیار مهمی است و باید به آن پاسخ بدهیم. پاسخ این پرسش در کتاب هم داده نشده است. در این کتاب درباره سواد اینترنتی صحبت می‌کنیم با سواد مجازی. باید بگویم که اطلاعات کتاب بیشتر بر سواد اینترنتی متمرکز است. عضو هیأت‌علمی دانشگاه تهران افزود: در واقع مساله سواد با رویکرد انتقادی با خود غرب شروع شد و سواد به این منزله مطرح شد که دید انتقادی به رسانه‌ها داشته باشد. این کتاب با دقت خوبی نوشته شده و تجربه ارزشمندی است. «گونه‌شناسی گفتمان‌های غالب مطالعاتی در رویکرد به سواد مجازی با تأکید بر ایران» فصل جذاب کتاب است و اطلاعات و آگاهی‌های ارزشمندی به خواننده ارائه می‌دهد. وحید عقیلی سخنران بعدی نشست بود، وی گفت: بسیاری از تعابیری که در فصل‌های اول، دوم و سوم کتاب به‌کار برده شده را برای اولین‌بار دیده‌ام. انقلاب نیروی بخار، انقلاب تولید انبوه، انقلاب اینترنت و انقلاب چهارم نیز از اتفاق مجازی است و این مجازی به شدت حقیقی است. فضای مجازی تمام این تعاریف را از بین برده و مفاهیم جدید تجدید نظر می‌شود. رئیس پژوهشکده ارتباطات پژوهشگاه ادامه داد: کتاب «اینترنت و سواد مجازی» یک جنبه آموزشی دارد. باید به این مساله نیز اشاره کنم که دوران سواد مجازی گذشته است و مفهوم آن عام شده است. چتر تکنولوژی یک واقعیت است و اکنون فلسفه تکنولوژی، هوش مصنوعی و... مفهوم بیشتری یافته است. کلانتری نیز در سخنانی کوتاه گفت: یکی از مباحثی که دچار خلا شده است بحث سواد مجازی است و مسئولان تراز بالا در جامعه تلقی درستی از فضای مجازی ندارند بلکه در سطوح مختلف این معضل را داریم که شاید کتاب «اینترنت و سواد مجازی» بتواند راهگشایی برای حل معضلات در جامعه باشد.   سعیدرضا عاملی، نویسنده کتاب و دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی سخنران پایانی نشست بود، وی گفت: مساله سواد مجازی را 18 سال پیش آغاز کردیم و به نوعی دنبال این بودیم که سواد مجازی توسعه پیدا کند. سال 78 اولین کتابم را با نام «زمان مجازی» نوشتم. زمان مجازی یکی از بنیان‌های فضای مجازی را مطرح کرد. وی ادامه داد: جهان مجازی جهان یک تلاش و تولید است. جهان مجازی ارائه عملکرد واقعی است و تمام اجزای طبیعت را می‌خواهد تکرار کند. مثل حس چشایی و لمس جهان. سواد یک توانایی است برای رمزگشایی، سپس می‌تواند کلمه را بفهمد. سواد هر جایی که مطرح می‌شود موضوع رمزگشایی است. سواد یک ماهیت زمانی دارد و می‌خواهد به امری برسد که بسیار جهان پیچیده‌ای است. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: ما باید مدل سوادی که می‌خواهیم بشناسیم. سواد در این محیط باید مطرح شود. ما چه سوادی را می‌خواهیم به نسل آینده منتقل کنیم؟ ما باید مدل سواد اختصاصی و تخصصی را پیشنهاد بدهیم. در دنیا به این مساله پرداخته شده که ما به امر بومی و جهانی توجه کرده‌ایم. در پایان این مراسم از کتاب «اینترنت و سواد مجازی» که از سوی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است، رونمایی شد. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 11:04:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283143/شکرخواه-اینترنت-سواد-مجازی-تلاشی-ارتباط-ناشناخته-هاست «مثنوی‌تراپی» به روایت نوزاد تارهان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282898/مثنوی-تراپی-روایت-نوزاد-تارهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مثنوی‌تراپی» نوشته نوزاد تارهان، از منظر روان‌شناسی نوین به مثنوی مولانا نگریسته است. کتاب دارای یک مقدمه، سه بخش و یک سخن پایانی است. فاطمه حیدری مترجم کتاب در مقدمه‌ای که برای برگردان فارسی آن نوشته می‌گوید، کسانی که با آثار مولانا آشنا هستند، واقف‌اند که مولانا با وقوف کامل به احوال مخاطبان زمانه‌اش مانند طبیبی روانکاو و جامعه‌شناسی مجرب، دردهای جامعه را تشخیص داده و نسخه‌های درمانی آن را با زبانی همه‌فهم ارائه کرده است. او معتقد است مثنوی تجلی هوشیاری، خردمندی، وقار، متانت، اوج کمال و نیل به مقام جمع‌الجمع مولوی است؛ در حالی که دیوان شمس بازتاب تحول و تخریب روحی و آشفتگی است که لازمه هرگونه بازآفرینی است. پس مولانا در دیوان شمس «بیماری درمان‌جو» و در مثنوی «طبیبی درمان‌گر» است. در بخش تحت عنوان بشریت، مولانا را دوباره کشف می‌کند؛ نوزاد تارهان از توجه غربی‌ها به مولانا می‌نویسد و می‌گوید: «امروزه به‌ویژه در دنیای غرب علاقه بسیار زیادی به حضرت مولانا وجود دارد و در مدرنیسم و دانش، ردی از آموزه‌های ایشان به چشم می‌‌خورد. این خطوط، مدرنیسم و دانش را به تکامل می‌رسانند. از دیدگاه دیگر بشریت نیز مشغول کشف دوباره مولاناست. مولانا در دوران خود، حکیمی است که عصر خویش را درنوردیده. تأثیری که او بر انسان‌ها و فرهنگی که در آن عصر می‌زیسته، نهاده، هنوز زنده و پویاست. این تأثیر ماندگار، توانایی تغییر ساختار فکری و احساسی انسان را دارد. مثال‌ها و نمونه‌هایی که مولانا در آموزه‌هایش به کار می‌برد، نسبت به آنچه امروزه برایمان اتفاق می‌افتد، قابل بررسی و تطبیق است؛ چراکه او به سؤال‌های روزگار خود، نسبت به روح زمانه پاسخ داده است.» در نگاه این روان‌شناس ابزاری که آموزه‌های مولانا به دست داده‌اند، در عصر خرد و فرزانگی برای بشر فواید بسیاری به همراه داشته است. او توضیح می‌دهد که در روان‌شناسی مفهومی به نام آشناپنداری وجود دارد. یعنی شخص با چیزی مواجه می‌شود که قبلاً آن را ندیده، اما با دیدنش حس می‌کند که آن را پیش‌تر جایی دیده است. وقتی آثار مولانا را می‌خوانیم، این حس بسیار تجربه‌شدنی است؛ چراکه او به انسان چیزهایی را که از ازل دیده، یادآوری می‌کند. نویسنده این نوع یادآوری را نوعی کشف حسی (بصری) می‌داند. یعنی در واقع انسان متوجه گنجینه که در او پنهان است، نیست یا نبوده، سخن و اشاره‌ای از مولانا باعث می‌شود که هشدار کشف آن گنج فعال شود و به حرکت درآید. در برابر آن گنجینه، حس طلب خود را نشان می‌دهند. مولانا احتیاجات پنهانی ما را آشکار می‌کند. بخش دوم کتاب، با عنوان «مثنوی‌تراپی» دارای ۳۲۲ فصل است. هر فصل با عنوان «کلیشه تفکر منفی» یکی از تفکرات منفی موجود در ذهن بشر را معرفی کرده، سپس حکایتی از مثنوی آورده شده و پس از آن به رمزگشایی روان‌شناسانه آن حکایت پرداخته شده است. در پایان هر فصل نیز با عنوان سخنی از مثنوی، ابیاتی از مولانا ذکر شده است. بخش سوم نیز دارای ده فصل است که هر فصل با عنوان گام مشخص شده و سپس یک مقدمه کوتاه درباره آن گام آمنده و مانند فصل‌های بخش دوم، حکایتی از مثنوی ذکر شده و بعد توضیحات روان‌شناسانه آن ارائه شده و در پایان نیز سخنی از مثنوی آمده است. او دلیل پرفروش بودن آثار مولانا در آمریکا و بیشتر از آن «مدیتیشن با رومی» که قبول عام بسیاری در آن سرزمین یافته را بیشتر ناکامی نظام ماتریالیستی می‌داند. نویسنده حتی از این می‌گوید که مولانا بدون آنکه حرفی در اینباره گفته شود؛ تاثیر بسزایی در تاسیس آمریکا داشته است. او اثر معروف جرج واشنگتن (پایه‌گذار آمریکا) یعنی «۱۱۰ قانون تمدن و رفتار مناسب و معقول در شرکت در گفت‌وگوی ۱۷۳۷» را به دقت بررسی کرده و متوجه شده مولانا را از نظر تفکرو سیر معنوی جایگاه ویژه‌ای در در آثار او داشته است. از آن رو که در آن زمان، مرجع تفکرات جرج واشنگتن ذکر نشد؛ وجود تفکرات مولانا در این قوانین از چشم‌ها پنهان ماند.  به عنوان نمونه جورج واشنگتن وجدان را اینگونه معنا می‌کند: «وجدان نوری الهی است که از آسمان با صدا و بارقه‌ای درخشان به امروزمان و قلبمان وارد می‌شود.» و در نگاه این روان‌شناس نه تنها در این توصیف خبری از کاپیتالیسم نیست؛ بلکه به لحظ روانی هم این جمله از مراقبت و روش‌های پیشگیری‌کننده برای سلامت روح بحث می‌کند.  نوزاد تارهان در تشریح چگونکی کاربرد مولانا و مثنوی در تراپی می‌نویسد: «در درمان‌های نوین الگوهای ذهنی، ذهن انسان با آموزش مورد بازدید و بازرسی قرار می‌گیرد و اگر پیش‌تر مورد آموزش قرار گرفته باشد، در مواقع بحران قابلیت مهار شدن دارد. در الگوی تصوف آموزش ذهن انسان، مانند آموزش فیل است. فیل حیوانی قوی، پرطاقت، باوقار و مطیع است. اما همین حیوان بسیار مطیع وقتی در بحران قرار بگیرد، مهار خود را از دست می‌دهد و می‌تواند صاحبش را بکشد. ذهن انسان نیز وقتی در معرض استرس غیرقابل کنترل قرار بگیرد، همین واکنش‌ها را می‌تواند از خود نشان بدهد و حتی می‌تواند دچار ایست قلبی شود. مولانا با روش‌های درمانی فراشناختی خود درباره اندیشه، ما را به تفکر وامی‌دارد و می‌آموزد که چگونه انرژی‌های وحشی خود را مدیریت کنیم.»  او در تبیین نظرات خود از آنچه در روان‌پزشکی عملی امروز مورد استفاده قرار می‌گیرد، از نقشه‌های ذهنی‌ای که مانع سلامت روحی فرد شده و مسبب ادامه بیماری او می‌شود، قضاوت‌های کلیشه‌ای و نیز مقیاس باورهای اشتباه استفاده کرده است. این مقیاس‌ها در اندیشه‌ها و تفکرات شخص، سلامت اندیشه‌ را محافظت کرده و تابع عملکرد ذهنی انسان هستند. اما نهایتا نویسنده معتقد است کسانی که فقط و فقط با عشق به حقیقت بنگرند، بدون آنکه نماینده دین، دکترین و ایدئولوژی خاصی باشند، می‌توانند مولانا این خزانه غنی گذشته‌مان را دوباره کشف کنند. دکتر نِوزاد تارهان یکی از روان‌شناسان بزرگ ترکیه است که با الهام از آثار مولانا و تدقیق در آن توانسته با تطبیق علم روان‌شناسی نوین با آموزه‌های وی در فضایی میان‌رشته‌ای به مثنوی و سراینده‌اش از دیدگاهی دیگر بنگرد. سرفصل‌های اصلی کتاب نیز عبارتند از: بشریت، مولانا را دوباره کشف می‌کند، مثنوی‌تراپی و ده گام در هوش احساسی و مثنوی مولانا.     کتاب «مثنوی‌تراپی» نوشته نوزاد تارهان با ترجمه فاطمه حیدری، در ۴۴۰ صفحه و تیراژ ۵۵۰ نسخه و به قیمت ۶۴۰۰۰ تومان از سوی نشر پیکان منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 08:13:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282898/مثنوی-تراپی-روایت-نوزاد-تارهان انسان فرهنگی و سوژه ایرانی در پدیدار محمدعلی مرادی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283121/انسان-فرهنگی-سوژه-ایرانی-پدیدار-محمدعلی-مرادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین نشست از مجموعه نشست‌های «انسان فرهنگی و سوژه ایرانی در پدیدار محمدعلی مرادی» با مشارکت گروه‌های جامعه سیاسی شناخت و جامعه سیاسی ایران و انجمن جامعه‌شناسی ایران روز یکشنبه بیست‌وهفتم آبان‌ماه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. این نشست با سخنرانی روح‌الله اسلامی با سخنرانی تحت عنوان «چگونه می‌توان محمدعلی مرادی را شناخت؟» همراه خواهد بود و روز یکشنبه بیست‌وهفتم آبان‌ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای شرکت در این جلسات به سالن اجتماعات انجمن‌های علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران واقع در بزرگراه جلال‌ آل‌احمد مراجه کنند. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 07:44:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283121/انسان-فرهنگی-سوژه-ایرانی-پدیدار-محمدعلی-مرادی تشریح پروژه عملیاتی کابالائیست‌ها برای انتظار مسیح http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283120/تشریح-پروژه-عملیاتی-کابالائیست-ها-انتظار-مسیح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «پروژه مسیح یهودی و نظم نوین ماسونی» بخشی از حکایت قوم یهود است که از قرن پانزدهم میلادی آغاز و تا سده‌های هجدهم و نوزدهم میلادی ادامه می‌یابد. این کتاب در بخشی از خود به تبیین نقش یهود در سازمان دادن دادگاه تفتیش عقاید توسط یهودیان کابالائیست صاحب‌نفوذ در شاه‌نشین‌های اسپانیای آن روز علیه قوم خود با هدف محقق ساختن «پروژه مسیح» پرداخته است. داستان این اعصار داستان دومین اعتلای بنی‌اسرائیل است که طی آن به موضوع انتظار مسیح یا ماشیح، یعنی همان نجات‌دهنده قوم یهود «طرح مسیح» به عنوان پروژه عملیاتی کابالائیست‌ها برای محقق ساختن این انتظار ولو با توسل به زور پرداخته شده است. طرحی که حقیقتاً هم موجبات تغییر روند تاریخ جهان را فراهم ساخت و در صدد تغییر زیرساخت‌های فعلی نظام حاکم بر جهان و تحقق نظامی سکولار و غیر دینی تحت عنوان «نظام نوین جهانی» بوده و هست که اصولاً خود بخشی از «طرح مسیح» است. طرحی که پیش از پانصد سال پیش توسط کابالائیست‌ها تدوین و به مرحله اجرا گذارده شده که بر اساس استیلای قومی یهود بر جهان طراحی شده است.   کتاب «پروژه مسیح یهودی و نظم نوین ماسونی» که تألیف، تحقیق و ترجمه آن توسط نصیر صاحب‌خلق صورت گرفته  در ۴۴۰ صفحه و به قیمت ۵۰ هزار تومان از سوی نشر هلال منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 07:43:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283120/تشریح-پروژه-عملیاتی-کابالائیست-ها-انتظار-مسیح رونمایی از کتاب «مبانی و اصول مسئولیت مدنی از دیدگاه حقوق تطبیقی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283110/رونمایی-کتاب-مبانی-اصول-مسئولیت-مدنی-دیدگاه-حقوق-تطبیقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین رونمایی و جشن امضا کتاب «مبانی و اصول مسئولیت مدنی از دیدگاه حقوق تطبیقی» با حضور و سخنرانی سیدحسین صفایی، حسنعلی درودیان و سیداحسان حسینی برگزار می‌شود.   این مراسم چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶ تا ۱۷ در تهران، خیابان جمهوری شرقی، چهارراه ظهیرالاسلام، پلاک ۹۲، شرکت سهامی انتشار برگزار خواهد شد. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 06:38:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283110/رونمایی-کتاب-مبانی-اصول-مسئولیت-مدنی-دیدگاه-حقوق-تطبیقی کیخایی غرب زدگی آل احمد را بازخوانی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283111/کیخایی-غرب-زدگی-آل-احمد-بازخوانی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست «زبان بستگی و ظرفیت‌های فرم جستاری: بازخوانی غرب زدگی آل احمد» با سخنرانی آیدین کیخایی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. این نشست شنبه ۲ آذر ۹۸ ساعت ۱۶ تا ۱۸ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در برگزاره کردستان، خیابان دکتر آئینه وند(۶۴ غربی) برگزار خواهد شد. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 05:38:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283111/کیخایی-غرب-زدگی-آل-احمد-بازخوانی-می-کند ​همایش «طالقانی و زمانه ما» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283088/همایش-طالقانی-زمانه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، همایش «طالقانی و زمانه ما» 22 و 23 آبان‌ماه در مرکز همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود   پیش‌تر در نشست خبری این همایش عنوان شده بود که این همایش به مناسبت چهلمین سال رحلت آیت‌الله طالقانی برگزار می‌شود ولی به دلیل اینکه زمان دقیق رحلت ایشان شهریورماه با ایام تاسوعا و عاشورا تقارن داشت، تصمیم گرفته شد که این همایش در آبان‌ماه که برابر با آزادی‌شان از زندان است، در صبح و بعدازظهر طی چهار جلسه برگزار می‌شود.   از دیگر اقدامات هیئت اجرایی در حین برگزاری همایش ویژه نامه‌ای درباره آیت‌اله طالقانی، برگزاری نمایشگاه عکس و اسناد کمتر منتشر شده از ایشان برای ارائه چهره‌ای روشن‌تر از این اندیمشند برای نسل جدید خواهد بود.   هادی خانیکی، محسن‌ آرمین، حسین رفیعی، اعظم طالقانی، مقصود فراستخواه، محمد مهدی جعفری و هاشم‌آغاجری به عنوان اعضای کمیته علمی همایش طالقانی و زمانه ما معرفی شده‌اند. مکان برگزاری همایش طالقانی در سالن قلم به نشانی بزرگراه شهید حقانی (غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی، مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 05:08:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283088/همایش-طالقانی-زمانه-برگزار-می-شود چگونه می‌توان تاریخ ایران را غیرشرق‌شناسانه نوشت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283086/چگونه-می-توان-تاریخ-ایران-غیرشرق-شناسانه-نوشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «نامیدن تعلیق: برنامه‌ای پژوهشی برای جامعه‌شناسی تاریخی انتقادی در ایران» از دل یک پروژه تحقیقاتی بیرون آمده است. پروژه‌ای که حول ایده‌های طرح شده از سوی ابراهیم توفیق در زمینه جامعه‌شناسی تاریخی شکل گرفته و از سوی او و همکارانش دنبال شده است. چنان که نویسندگان کتاب در مقدمه آن ذکر کرده‌اند، این نوشته حاصل تاملی پنج ساله است حول این پرسش که چگونه می‌توان تاریخ ایران را غیرشرق‌شناسانه نوشت؟   نویسندگان این اثر را ذیل مقوله تاریخ انتقادی طبقه‌بندی کرده‌اند و درباره این گونه از تاریخ نیز چنین گفته‌اند: «تاریخ انتقادی به معنای تاریخی موثر از لحظه حال است که بتواند وضعیت کنونی ما را مورد کندوکاو تاریخی قرار دهد و با ترسیم مرزها و حدود تاریخی آن امکان نقدش را فراهم سازد.» آنها در کتاب نامیدن تعلیق که اولین مجلد از کار تحقیقی درازدامنشان است، به طور مفصل به معنای تاریخ انتقادی و وضعیت آن در ایران پرداخته است. این مجلد با طرح مسائل کلی که تاریخ انتقادی باید به آنها بپردازد به پایان رسیده است.   آنچنان که در مقدمه آمده است، موضوع و مسئله اساسی برنامه تحقیق توفیق و همکارانش، نام‌گذاری آغازین فرآیندها و عناصر آن چیزی است که ما آگاهانه نظام تولید دانش اجتماعی-تاریخی می‌نامیم و سپس ترسیم یک نقشه از آن در لحظه حال و یافتن و نامیدن حدود و ثغور دانش ممکن در آن. (ص:12) نویسندگان، این اثر را نقشه‌نگاری مسطحی تلقی کرده‌اند که در یک هدفگذاری بلندمدت باید تعمیق پیدا کند. یکی از راه‌ها برای چنین تعمیقی، لایه‌برداری تبارشناسانه است.   به گفته آنها: هنگامی که در موقعیت نگارش این برنامه تحقیقی قرار گرفتیم عنوان «هستی‌شناسی خودمان» را برای چشم‌انداز این متن مناسب یافتیم... مراد از «هستی‌شناسی خودمان» تاکید بر چند ملاحظه آغازین است که تمامی این متن در نسبت با آن شکل گرفته است. اول این‌که ما موضعی معرفت‌شناسانه یا روش‌شناسانه نداریم و تلاش ما این نیست که الگویی بی‌نقص برای هدایت تحقیقات تجربی ارائه دهیم. دوم این‌که موضوع کار ما «معرفت» یا «شناخت» ذهنی (در تقابل با عینی) نیست، چرا که اساساً معرفت ذهنی را کلیتی یک‌پارچه نمی‌دانیم که بتوان آن را به موضوع کار بدل کرد و  نظم‌یافتگی‌های آن را در درون عملکردهای صرفاً ذهنی توضیح داد. ما نظام دانش را واقعیتی اجتماعی- تاریخی می‌دانیم.   رویکرد این پروژه تحقیقاتی نسبت به مسئله شرق‌شناسی، رویکردی تقابلی و افشاگرانه از آن دست که از سوی ادوارد سعید دنبال می‌شد نیست. قصد نویسندگان چنان که خود گفته‌اند حل مسئله شرق‌شناسی نیست بلکه آنها می‌خواهند شرق‌شناسی را ابژه کنند.   مسئله عمده‌ای که کتاب به آن می‌پردازد مقوله «تعلیق لحظه حال» در نگرش اندیشمندان ایرانی است. به گفته نویسندگان، «ما با اکنونی مواجه هستیم که ویژگی آن فروپاشی‌ها و آفرینش‌های پی در پی است... این وضعیت چگونه خوانده می‌شود؟ فهم عوامانه/عالمانه تعمیم‌یافته‌ای وجود دارد که وضع موجود را مصداق وضعیت برزخی معرفی می‌کند (مثال از نظریات شایگان). این وضعیت را با ترکیب ظاهراً عالمانه گذار از سنت به تجدد صورت‌بندی کرده‌اند.»     مولفان معتقدند این توضیحات اندیشمندانه حقانیت خود را نه از تحلیل و تبیین واقعیت پیش رو، بلکه از تکرار بی‌پایان فرم‌های بیانی گوناگون کسب می‌کنند و می‌گویند: «ما این توضیح، این دانایی عوامانه/ عالمانه را «تعلیق لحظه حال» نام‌گذاری می‌کنیم و معتقدیم نظام تولید دانش اجتماعی- تاریخی مهم‌ترین حامل آن است.»     رویکرد آنها نسبت به وضعیت حال ما سویه‌هایی از خوش‌بینی را در خود نهان دارد. به گفته آنها: شهودی به ما می‌گوید که اگر نه در یک وضعیت جدید، حداقل در آستانه وضعیتی به کل متفاوت از دو قرنی که از طرح پرسش «علل عقب‌ماندگی ما» می‌گذرد قرار داریم. (ص: 21) اما این رویکرد خوشبینانه، آنها را در مقام خودبزرگ‌بینی علمی قرار نداده است. به همین دلیل است که تذکر داده‌اند: ما در جایگاه تاسیس دانش، حتی دانشی انتقادی و غیرشرق‌شناسانه نیستیم. ما نمی‌خواهیم شیوه‌های دانش اجتماعی و تاریخی امروزه را «هرز» و «بیهوده» بخوانیم و دانشی برتر و درست‌تر ایجاد کنیم. این یک برنامه پژوهشی است برای ردیابی تعلیق نه یک طرح تحقیق درباره چیستی آن؛ زاویه ورود این برنامه، زاویه‌ای انتقادی است و نه رهایی‌بخش و اپیستمولوژیک.   فصل اول کتاب که «محل نزاع و مرزهای کاوش» نام گرفته است به تقریر محل نزاع اختصاص دارد. تمرکز این فصل بر تبیین بیشتر ایده «تعلیق لحظه حال» و مقوله «ایدئولوژی گذار» است. این فصل به‌طور ویژه آکادمی علوم اجتماعی را ابژه تحقیق خود قرار داده است و بر این پایه تلاش می‌کند محل نزاع را روشن سازد. سعی این بوده که در این فصل آثار کسانی برجسته شود که «متفکران مرزی» نامیده می‌شوند. پرداختن به آثار این متفکران بر این پایه بوده است که مشخص شود برنامه‌های هر یک از آنان چگونه می‌توانند مبنایی برای تاریخ‌نگاری انتقادی قرار بگیرند. مراد از متفکران مرزی در این متن علاوه بر داریوش شایگان که در مقدمه کتاب به‌طور مشخص به او اشاره می‌شود، کسانی از سنخ محمدعلی همایون کاتوزیان هستند: «ارزیابی وضعیت اکنون جامعه به عنوان «کلنگی» و علوم اجتماعی متناظر با آن، به عنوان وضعیتی که تکرار و انباشت دانش را به‌وجود نمی‌آورد، موجد تصوری تکرار شونده از حضور در برهوت و در نقطه صفر است.» (ص: 48)    نویسندگان کتاب هستی‌شناسی متفکران مرزی را با اصطلاحی وام‌گرفته از سید جواد طباطبایی، مبتنی بر «رئالیسم خام ارسطویی» تلقی می‌کنند. متفکرانی نظیر آرامش دوستدار، سید جواد طباطبایی، عباس ولی، محمد توکلی طرقی و افسانه نجم‌آبادی از جمله کسانی هستند که برای تقریر محل نزاع، آثارشان در فصل اول کتاب نقد شده است.   فصول دیگر کتاب نیز این روند را ادامه می‌دهد و پس از ارزیابی انتقادی مقوله «ایدئولوژی گذار» به جایگاه آن در اندیشه ایرانی می‌پردازد.   انتشارات مانیا هنر، کتاب «نامیدن تعلیق» کاری از ابراهیم توفیق و همکاران را در 340 صفحه، با قیمت 47 هزار تومان در سال 1398 منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 05:00:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283086/چگونه-می-توان-تاریخ-ایران-غیرشرق-شناسانه-نوشت پرونده مجلس شورای ملی با برگزاری هفتمین همایش تاریخ مجلس بسته می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283051/پرونده-مجلس-شورای-ملی-برگزاری-هفتمین-همایش-تاریخ-بسته-می-شود خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هفتمین همایش تاریخ مجلس با دستور ریاست مجلس و پیگیری ریاست کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس اواسط آذرماه سال جاری برگزار می‌شود. این همایش  12 آذر‌ماه پس از دو سال وقفه برگزار می‌شود و همزمان با این همایش چند برنامه فرهنگی دیگر هم برپا می‌شود. این همایش قصد دارد به بررسی ساختار و کارکرد ادوار 23 و 24 مجلس شورای ملی در بازه زمانی سال‌های 1350 تا 1357 بپردازد؛ در واقع دو دوره از مهمترین ادوار حیات مجلس شورای ملی را که نهایتا هم به سقوط رژیم پهلوی منتهی می‌شود‌، بررسی خواهد کرد. در این زمینه با علی ططری، رئیس مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و دبیر هفتمین همایش تاریخ مجلس گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: آقای ططری شش دوره از همایش تاریخ مجلس می‌گذرد و اکنون قرار است که هفتمین همایش در آذرماه برگزار شود؛ کمی بیشتر از این همایش بگویید؟ هفتمین همایش تاریخ مجلس با رویکرد بررسی ساختار و کارکرد مجلس بیست و سوم و بیست و چهارم مجلس شورای ملی سه‌شنبه 12 آذرماه در تالار شهید مدرس (مشروطه) برگزار خواهد شد. این همایش در بازه زمانی سال 1350 تا 1357 را بررسی می‌کند. مجلس بیست و سوم سال‌های 50 تا 54 را در برمی‌گیرد و بعد از آن مجلس بیست و چهارم است که بین سال‌های 54 تا 57 همزمان با سقوط حکومت پهلوی را بررسی می‌کند. سپس مجلس تاریخ خود را ناتمام می‌گذارد و به معنی دیگر منحل می‌شود. از پیشینه شش دوره همایش تاریخ مجلس بگویید؟ این‌که نخستین همایش را در چه سالی برگزار کردید. سال 88 نخستین همایش تاریخ مجلس را آغاز کردیم. در شش همایش تاریخ مجلس را تا دوره بیست و دوم مجلس شورای ملی بررسی کردیم. ششمین همایش تاریخ مجلس، دوم دی ماه 1394 در ساختمان مشروطه میدان بهارستان با موضوع و نگاهی به ساختار و کارکرد مجلس شورای ملی در ادوار 21 و 22 برگزار شد. نحوه برگزاری هفتمین همایش تاریخ مجلس چگونه است؟ هفتمین همایش تاریخ مجلس در دو پنل برگزار می‌شود. پنل اول به ارائه مقالات اختصاص یابد و زمان ارائه هر مقاله حداقل 15 دقیقه و حداکثر 20 دقیقه باشد. پنل دوم به صورت دو میزگرد تخصصی برگزار می‌شود. از موضوعات مورد تأکید اعضای کمیته علمی، بررسی موضوعات و عناوین به صورت جزیی و تخصصی است، به این صورت که مقالاتی برای ارائه انتخاب می‌شوند که قوانین و مصوبات مجلس را به صورت جزئی و تخصصی بررسی کرده‌اند و باید از موضوعات کلی پرهیز کنند. بنا به توافقات صورت گرفته در مراسم اختتامیه، جمع‌بندی هفت دوره همایش تاریخ مجلس از سوی دبیر علمی همایش ارائه خواهد شد. در هفتمین همایش تاریخ مجلس به چه محورهایی پرداخته‌اید؟ بررسی مهم‌ترین مصوبات مجالس بیست و سوم و بیست و چهارم، مجلس و (دربار، دولت‌ها، انتخابات، نیروهای مسلح، نظام قضایی، سیاست خارجی، بحران‌های سیاسی، بحران‌های اجتماعی)، مجلس و (مسائل اجتماعی و فرهنگی، اقتصاد، مطبوعات، احزاب)، مجلس و (آب و محیط‌زیست و منابع طبیعی، روستاها و عشایر، کارگران، بحران‌های زیست محیطی، مردم، زنان)، سازمان داخلی مجلس (هیئت رئیسه، کمیسیون‌ها، کتابخانه، اموراداری، دیوان محاسبات و...)، مناسبات مجالس بیست و سوم و بیست و چهارم با مجالس سنا، لوایح قانونی در مجالس بیست و سوم و بیست و چهارم، بررسی و عملکرد مجالس بیست و سوم و بیست و چهارم، رویارویی مجلس و نهضت اسلامی، پایگاه طبقاتی نمایندگان مجلس، ماخذشناسی مطالعات تاریخ مجلس، مباحثی نظیر بحث انتخابات، نقش اقلیت‌های دینی، طبقات اجتماعی و حضور مردم. آیا با بررسی این محورها دیگر مقوله‌ای باقی نمی‌ماند که بخواهید به آن هم بپردازید؟ مصادیق بسیار زیادی در بررسی تاریخ مجلس داریم که باید به آن‌ها بپردازیم. با توجه به این‌که در آستانه برگزاری هفتمین همایش تاریخ مجلس قرار  داریم دستاورد برگزاری این همایش‌ها چیست؟ ما در بررسی این مساله به ابعاد مختلفی پرداخته‌ایم. در یک بخش ما سعی داریم پژوهشگران و محققان و نویسندگان حوزه تاریخ مجلس را به این موضوع و حوزه تاریخ‌نگاری مجلس معطوف کنیم. در دانشگاه‌های مختلفی در کشور در حوزه ایران‌شناسی، تاریخ و علوم سیاسی و حقوق با موضوع تاریخ معاصر و مجلس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا تربیت می‌شوند. همچنین بتوانیم موضوعات پایان‌نامه‌ها را در زمینه تاریخ مجلس مشخص و پژوهش‌هایی برای آن در نظر بگیریم. اما یکی از اهداف اصلی این است که پژوهشگران را به این سمت هدایت کنیم. همان‌طور که می‌دانید نمایندگان در سرنوشت مردم و تصمیم‌گیری‌های قانونگذاری نقش بسیار بالایی دارند، آیا در همایش تاریخ مجلس نمایندگان مجلس هم حضور خواهند داشت؟ یکی دیگر از اهداف مهم ما حضور نمایندگان مجلس است. نمایندگان ادوار مجلس که در حقیقت برای آگاه‌سازی و روشن کردن بسیاری از مسائل نیاز دارند که بیشتر در زمینه تاریخ و گذشته مجلس کار کنند. هدف عمده ما اکنون این است که بررسی کنیم که مجلس چه پیشینه‌ و تاریخچه‌ای داشته است و اصرار داریم که نمایندگان مجلس در همایش حضور داشته باشند. هدف اصلی ما در درجه نخست حضور نمایندگان و سپس در مرحله بعدی حضور پژوهشگران و محققان است. زیرا نمایندگان مجلس بر سرنوشت مردم تصمیم می‌گیرند و این تصمیم‌گیری‌ها در قانونگذاری تاثیر بسیاری دارند. در پله‌های بعدی می‌توان از موسسات و مراکز مرتبط با حوزه قانونگذاری نام برد. نظیر شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و... همچنین ادارات دیگر مجلس و مرکز پژوهش‌های مجلس نیز باید در جریان همایش تاریخ مجلس قرار گیرند و در گام‌های بعدی قوه قضائیه و مجریه هستند که در تصمیم‌گیری‌ها تاثیرگذار هستند نیز باید از تصمیم‌گیری‌هایی که در مجلس وجود داشته است، اطلاع پیدا کنند و از ساختار و کارکرد ادوار بیست سوم و بیست و چهارم آگاهی یابند. به همایش ششم تاریخ مجلس برگردیم چه محورهایی در این همایش مورد بررسی قرار گرفت؟ در حوزه احزاب، مطبوعات مرتبط با حوزه عملکرد مجلس، تحلیل برخی از قوانین و طرح‌ها در مجلس، فعالیت سیاسی برخی از نمایندگان مجلس، نقش مصوبات مجلس، مطالبات اصناف مختلف، کارگران، مردم، روابطی که مجلس با کشورهای دیگر داشته، بررسی روابط مجلس با ایالات متحده و آمریکایی‌ها، برنامه‌های اقتصادی که در مجلس بررسی شده، عملکرد خدمات اجتماعی زنان، قانون‌هایی مربوط به حوزه زنان، قوانین حوزه کشاورزی و صنعتی، مقایسه پایگاه طبقاتی نمایندگان در این ادوار و موضوعاتی مثل اقلیت‌های دینی و مذهبی و میزان مشارکت آن‌ها در مجلس مورد بررسی قرار گرفته است. گویا هنوز بعد از گذشت 4 سال از همایش ششم تاریخ مجلس مجموعه مقالات آن منتشر نشده است؟ جلد نخست مجموعه مقالات ششمین همایش تاریخ مجلس با عنوان «نگاهی به ساختار و کارکرد مجلس شورای ملی» در ادوار بیست و یکم و بیست ودوم سال 1396 منتشر شد. این کتاب در بردارنده 33 مقاله و در 620 صفحه به چاپ رسید. در این کتاب، کارکرد و عملکرد پارلمان به عنوان نهاد مؤثر در پیشرفت و توسعه کمی و کیفی جوامع انسانی، در دوره مورد نظر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از آنچه در این مجالس مطرح و مورد مباحثه و مناقشه بود، در راستای ارتقاء نظام اجتماعی و مدنی، مطلوب و مترقی به نظر می‌رسید و برخی نیز حاصل مهندسی سیاسی و دسیسه‌های استعماری اجانب بود. جلد دوم و سوم مجموعه مقالات همایش ششم نیز هم اکنون در مراحل انتشار قرار دارد. این دو جلد شامل 33 مقاله است که البته برخی از مقالات این همایش در فصلنامه علمی ترویجی اسناد بهارستان منتشر شده یا در شرف انتشار است. حدود 135 مقاله در این همایش پذیرش اولیه را اخذ کردند، در نهایت 78 مقاله برگزیده توسط کمیته داوری پذیرفته شد و مرکز اسناد این کتاب‌ها را برای چاپ در فرایند انتشار در قالب کتاب یا فصلنامه قرار داد. در مجموع 66 مقاله برگزیده در سه جلد منتشر خواهد شد و 12 مقاله برگزیده دیگر نیز مربوط به این همایش در فصلنامه علمی ترویجی اسناد بهارستان منتشر خواهد شد. چرا از برگزاری ششمین همایش تاریخ مجلس 4 سال گذشت و هفتمین همایش تاریخ مجلس پس از سپری شدن یک دوره چهار ساله برگزار می‌شود؟ دلایل مختلفی برای تعویق انتشار داشته‌ایم. تغییر و تحولات بسیاری در پنج سال گذشته در کتابخانه مجلس اتفاق افتاد و سه مدیر عوض شد و دوره‌ای نیز تحت سرپرستی بود و پنج شش ماه سرپرستی از سوی هیات رئیسه مجلس معین شده بود تا مدیریت کتابخانه را به عهده بگیرد. چهار نگرش و مدیریت مختلف داشت. زمانی که ما اعلام کردیم همایش ششم مجلس را برگزار کنیم، 20 روز بعد از اعلام برگزاری همایش، مدیریت کتابخانه تغییر کرد و مدیریت جدید که سرپرست و عهده‌دار کتابخانه بود گفت همایش را برگزار نکنیم تا مدیر قطعی به کتابخانه بیاید، به همین دلیل برگزاری هفتمین همایش تاریخ مجلس به تعویق افتاد و تمام برنامه‌های ما به هم ریخت. بخش مهم این مساله معضل مدیریتی بود و گرنه ما و کارشناسان دیگری که در این زمینه در مرکز اسناد فعالیت می‌کردیم آمادگی لازم را برای برگزاری همایش داشتیم و مشکلی هم برای تامین اعتبار و بودجه هم نداشتیم. معضل مدیریتی کتابخانه بیشتر با برکناری رسول جعفریان اتفاق افتاد؟ بله. بعضی از مدیرانی که پس از جعفریان به کتابخانه آمدند، به برگزاری تاریخ همایش مجلس رضایت نداشتند که بیشتر پس از تغییر رسول جعفریان این اتفاق افتاد. اما با آمدن سید علی عماد دوباره همایش راه‌اندازی شد و حتی پست کارشناسی برای دبیرخانه دائمی همایش پیش‌بینی و در شوراهای گوناگون مصوبات مختلفی را مطرح کرد که بحث‌های مرتبط با همایش را پیش ببرد. وی دستوری از ریاست مجلس برای برگزاری همایش هفتم گرفت و همایش هفتم در حقیقت با دستور علی لاریجانی ریاست مجلس برگزار می‌شود. آیا در هفتمین همایش تاریخ مجلس مقاله‌هایی را به اقلیت‌های دینی اختصاص داده‌اید؟ در همه همایش‌ها یک یا دو مقاله و یا سخنرانی درباره اقلیت‌های دینی داشته‌ایم. در همه مجموعه مقالات همایش تاریخ مجلس از هموطنان زردشتی، کلیمی‌ و ارمنی‌ مقاله داشته‌ایم. در مجموعه مقالات همایش ششم مجلس درباره جمشید کشفی، نماینده کلیمیان در دوره 21 مجلس شورای ملی مقاله‌ داشته‌ایم که خانم دانیالی آن را ارائه داده است. برخی از اقلیت‌های دینی خودشان علاقه دارند مقاله بنویسند و برخی را نیز ما پیشنهاد می‌‌دهیم. فراخوان مقاله نیز ارائه داده‌ایم و اقلیت‌های دینی موضوع را از طریق رسانه‌ها دریافت می‌کنند و طبق روش تحقیقی که ما تعیین می‌کنیم برای ما مقاله می‌نویسند و استقبال آنها در مجموع خوب بوده است. برای هفتمین همایش تاریخ مجلس کتاب مجموعه مقالات آماده انتشار شده است؟ کتاب مجموعه مقالات هفتمین همایش تاریخ مجلس با رویکرد بررسی ساختار و کارکرد مجلس شورای ملی در ادوار بیست و سوم و بیست و چهارم دربرگیرنده 29 مقاله است. دبیرخانه همایش مجلس 53 اصل مقاله را دریافت کرده که این مقاله‌ها دو بار از سوی کمیته علمی داوری شده است. از مجموع 53 مقاله وصولی به دبیرخانه همایش، 29 مقاله توسط کمیته علمی همایش برای انتشار در مجموعه مقالات، مناسب تشخیص داده شد. همایش مجلس تاکنون توانسته 400 مقاله منتشر کند و 500 تن از پژوهشگران حوزه تاریخ معاصر را ترغیب کند تا مقاله‌هایی را برای همایش تاریخ مجلس تدوین کنند. همچنین دبیرخانه دائمی در درون کتابخانه تشکیل شده و این‌ها از ثمرات همایش تاریخ مجلس است. چرا با گذشتن 113 سال از تاریخ پارلمان در ایران و حوزه قانونگذاری اما هنوز با مشکلات جدی مواجه هستیم؟ باید به جامعه هدف بیشتر بپردازیم، قصد ما تولید علم است اما هنوز در تاریخ پارلمان در ایران با مشکلات جدی مواجه هستیم. برخی از این مشکلات را باید در پژوهش‌های تاریخی علوم سیاسی و جامعه‌شناسی حقوقی استخراج کرد. در حوزه انتخابات هم با مشکلات بسیاری مواجه هستیم. همچنین قوانین و چالش‌های بسیاری در حوزه قانونگذاری داریم که باید برای پژوهش به سمت آن برویم و اگر به آن نپردازیم تبدیل به ابرچالش می‌شود و مشکلات و معضلات لاینحلی در آینده تشکیل می‌دهد. با به پایان رسیدن هفتمین همایش تاریخ مجلس که تا سال 1357 را دربرمی‌گیرد، پرونده مجلس شورای ملی بسته می‌شود و مجلس شورای اسلامی آغاز می‌شود. برای این دوره از مجلس نیز همایشی در نظر دارید؟   پرونده باز دیگری پیش از انقلاب داریم که مجلس سنا نام دارد. این مجلس هفت دوره حیات پیش از انقلاب داشته است که از سال 1328 تا 1357 را دربرمی‌گیرد، سپس قرار است مجلس شورای اسلامی را بررسی کنیم. ممکن است که وارد تحلیل شویم و انتخابات ایران را بررسی کنیم و یا این‌که مجلس شورای اسلامی را بررسی کنیم و این مساله به تصمیمات مدیران کتابخانه و کمیته‌های علمی و دانشگاهی بستگی دارد. ]]> علوم انسانی Mon, 11 Nov 2019 04:30:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283051/پرونده-مجلس-شورای-ملی-برگزاری-هفتمین-همایش-تاریخ-بسته-می-شود ​نقد و بررسی کتاب «نامیدن تعلیق» در دانشگاه تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283081/نقد-بررسی-کتاب-نامیدن-تعلیق-دانشگاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «نامیدن تعلیق» برنامه‌ای پژوهشی برای جامعه‌شناسی تاریخی انتقادی در ایران از سوی انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران نقد و بررسی می‌شود.   این نشست با حضور مراد فرهادپور (مدرس و مترجم علوم انسانی)، ابراهیم توفیق (مدرس جامعه‌شناسی و سرپرست گروه نویسندگان)، آیدین کیخایی (عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم انسانی) و مهدی یوسفی (دانش آموخته دکتری اندیشه سیاسی و عضو گروه نویسندگان) سه‌شنبه ۲۱ آبان، ساعت ۱۷ برگزار می‌شود. کتاب «نامیدن تعلیق» به مطالعه مفهوم و موقعيت تاريخ انتقادی در ايران كنونی می‌پردازد، موضوعاتی را كه تاريخ انتقادی بايد در دوره گذار از سنت به مدرنيته، به آن‌ها بپردازد، مطرح می‌كند و چگونگی نگارش تاريخ اين كشور را به دور از نگاه شرق‌شناسانه مورد بررس قرار می‌دهد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «چاكراباتی معتقد است براي پرهيز از افتادن به دام تاريخ غياب بايد به «تاريخ‌نگاری فرودستان» پرداخت. بازگويی صداهای طرد شده از تاريخ مسلط. برای اين كار به شكلی ديگرگونه از مفهوم‌پردازی نياز است كه بتواند زبانی برای طردشدگان باشد. چاكراباتی مي‌پرسد: «در فضايی كه نخبگان ملي اغلب تلاش می‌كنند تا طبقات فرودست را ذيل تئوری‌های مرحله‌مند تاريخ براساس ايده‌های اروپايی مدرنيته توضيح دهند، چگونه می‌توان مسائل تاريخی و سياسی را در چارچوبی كه فرودستان و رعايا بخشی از آن هستند، مفهوم‌سازی كرد؟»   مکان برگزاری نیز در سالن مطهری دانشکده علوم اجتماعی، واقع در بزرگراه جلال‌آل احمد، پل گیشا است. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 11:02:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283081/نقد-بررسی-کتاب-نامیدن-تعلیق-دانشگاه-تهران اقتصاد آموزش عالی و ظرفیت جذب دانشجویان بین‌المللی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283070/اقتصاد-آموزش-عالی-ظرفیت-جذب-دانشجویان-بین-المللی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، انجمن دیاران با همکاری کانون همگرایی رویکردهای بین‌المللی امیرکبیر (کهربا) و پژوهشکده سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت نشست «اقتصاد آموزش عالی ایران و ظرفیت جذب دانشجویان بین‌الملل» را با حضور مدیران بخش بین‌الملل دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار می‌کند. این نشست با حضور یعقوب انتظاری، مدیر گروه اقتصاد آموزش عالی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، صالح رشید حاجی خواجه‌لو، ریاست پژوهشکده سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت و مدیران بخش بین‌الملل دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار می‌شود. نشست «اقتصاد آموزش عالی ایران و ظرفیت جذب دانشجویان بین‌الملل» دوشنبه ۲۰ آبان، ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سالن شورای بین‌الملل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، واقع در خیابان رشت، ساختمان فارابی، طبقه چهارم برگزار می‌شود. نشست برای عموم آزاد و رایگان است.   ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 10:35:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283070/اقتصاد-آموزش-عالی-ظرفیت-جذب-دانشجویان-بین-المللی-بررسی-می-شود آغاز ارزیابی و داوری نهمین دوره‌ جایزه‌ دکتر فتح‌الله مجتبایی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283076/آغاز-ارزیابی-داوری-نهمین-دوره-جایزه-دکتر-فتح-الله-مجتبایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این دوره چهل رساله‌ دکتری در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی و ادیان و عرفان از دانشگاه‌های ادیان و مذاهب، الزهرا، ایلام، آزاد اسلامی، بیرجند، پیام ‌نور، تربیت مدرس، تهران، چمران، حکیم سبزواری، خوارزمی، سمنان، شیراز، علامه طباطبایی، فردوسی، قم، کاشان، لرستان، مشهد، یزد برای داوری ارسال شده بود که پایان‌نامه‌های ادبیات در باب خاقانی، سعدی، خیام، شاهنامه، مولوی، اسدی‌طوسی، فخری هروی، خواجوی کرمانی، حافظ، بیدل، سنایی، نظامی، جمال‌الدین اصفهانی، عارف قزوینی، ادبیات عرفانی، روایت‌شناسی، ادبیات معاصر فارسی، ادبیات و عرفان تطبیقی، نشانه‌‌ ـ معناشناختی آثار فارسی، طنز معاصر فارسی است. از میان پایان‌نامه‌ها چهار پایان‌نامه به تصحیح متون و دیگر پایان‌نامه‌ها به تحلیل و نقد آثار ادبی و عرفانی فارسی پرداخته‌اند. پایان‌نامه‌های ادیان و عرفان نیز در باب ابن عربی، روزبهان بقلی، مولوی و گاندی، مسیح‌شناسی، رامایانا، مکتب مهایانه و حکمت متعالیه تالیف شده‌اند. مراسم اهدای جایزه‌ این دوره در نیمه‌ نخست اول دی‌ ماه برگزار خواهد شد. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 09:55:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283076/آغاز-ارزیابی-داوری-نهمین-دوره-جایزه-دکتر-فتح-الله-مجتبایی «استراتژی آینده ایران؛ تکنوکراسی بومی و نسل تمدنی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283064/استراتژی-آینده-ایران-تکنوکراسی-بومی-نسل-تمدنی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هفتمین جلسه از سلسله نشست‌های راهبردی فهم جامعه ایرانی با عنوان «استراتژی آینده ایران؛ تکنوکراسی بومی و نسل تمدنی» با ارائه ابراهیم فیاض برگزار می‌شود.   این نشست سه‌شنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۵.۳۰ در سالن نشست‌های موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران واقع در بلوار کشاورز، خیابان وصال شیرازی، کوچه شاهد برگزار خواهد شد. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 08:28:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283064/استراتژی-آینده-ایران-تکنوکراسی-بومی-نسل-تمدنی-برگزار-می-شود نقد کتاب «دولت و سیاست اجتماعی در ایران» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283054/نقد-کتاب-دولت-سیاست-اجتماعی-ایران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی نشست نقد کتاب «دولت و سیاست اجتماعی در ایران» را برگزار می‌کند.   این نشست با سخنرانی روزبه کردونی، مدیر موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی، فرشید یزدانی، پژوهشگر حوزه تامین اجتماعی، علی‌اکبر تاج مزینانی، رییس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر نشست و معصومه قاراخانی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و نویسنده کتاب برگزار خواهد شد. نشست نقد این کتاب دوشنبه ۲۰ آبان از ساعت ۱۲:۱۵ در تقاطع همت و شریعتی، خیابان داود گل نبی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، سالن ارشاد، برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 07:35:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283054/نقد-کتاب-دولت-سیاست-اجتماعی-ایران-برگزار-می-شود حلقه مطالعاتی «الهیات شفا» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283055/حلقه-مطالعاتی-الهیات-شفا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حلقه مطالعاتی انجمن علمی ـ دانشجویی فلسفه دانشگاه تهران با موضوع «الهیات شفا» برگزار می‌شود.   این حلقه دوشنبه‌ها ساعت ۱۸ تا ۲۰ (شروع دوره از ۱۳ آبان) در دفتر انجمن‌های علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 07:34:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283055/حلقه-مطالعاتی-الهیات-شفا-برگزار-می-شود سلامت فردی و شادمانی زمینه‌ساز تولید و خلق آثار فرهنگی و هنری می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283060/سلامت-فردی-شادمانی-زمینه-ساز-تولید-خلق-آثار-فرهنگی-هنری-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی اصغر کاراندیش مروستی، یکی از جذبه‌های اصلی و مهم حقوق شهروندی را عناصر سلامت بخش، نشاط روح و ابزار دسترسی به آن اعلام کرد و افزود: سلامت فردی به عنوان یکی از مهمترین مولفه‌های کرامت هر انسانی محسوب می‌شود؛ از این روی حق بر سلامتی به عنوان پیش شرط تضمین و صیانت از حقوق شهروندی، بیشتر حاصل می‌شود. کاراندیش مروستی گفت: حتی در فرهنگ اسلامی نیز مفهوم سلامت به عنوان یک ارزش، با تعابیر مختلفی همچون برترین نعمت‌ها؛ سرمایه زندگی و ... به رسمیت شناخته شده است. از این رو امام حسن مجتبی (ع) یکی از ویژگی‌های مومنین را پرنشاط بودن آنان می‌داند و می‌فرمایند: «از ویژگی‌های انسان های باایمان؛ شادی و برخورداری از نشاط درمسیر هدایت است.» معاون حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: از طرفی درعلم اقتصاد نیز که توسعه اقتصادی را ارتقای فراگیر همه جانبه سطح زندگی و رفاه جامعه تعریف می‌کنند؛ اهمیت شادابی و ارتباط سلامت جسم و روح با توسعه اقتصادی به قدری در جهان نوین مورد توجه است که بیشتر جوامع توسعه یافته سرمایه‌گذاری دراین حوزه را نوعی سرمایه گذاری بلند مدت می‌دانند. دستیار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درامور حقوق شهروندی ضمن بیان این نکته که دولت‌ها نیز به طور کلی درارتباط با تامین و تضمین این حق دارای مسئولیت‌های معینی هستند؛ برخورداری از زندگی با کیفیت توام با طول عمر قابل قبول و عاری از بیماری و ناتوانی را حقی همگانی دانست که دراصل ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و درمنشور حقوق شهروندی بدان تاکید شده است. وی افزود: اگرچه واضح است دولت‌ها نمی‌توانند به طور کامل سلامتی و مطلوب بودن سلامتی افراد را تضمین کنند، اما می‌توانند شرایطی را فراهم آورند که درآن سلامتی افراد مورد حمایت قرارگیرد و دستیابی به سلامتی برای آنان ممکن شود. وی در پایان عنوان کرد: شادمانی همواره با خوش بینی، امید و اعتماد همراه است، لذا شادی و نشاط صرف نظر ازچگونگی کسب آن، می‌تواند سلامت جسمی و روانی را بهبود بخشد زیرا افراد شاد احساس امنیت بیشتری دارند، آسان تر تصمیم می گیرند و روحیه مشارکتی بالاتری دارند. امری که درنهایت به قدرت خلاقیت شهروندان می‌افزاید و زمینه ساز تولید و خلق آثار فاخر فرهنگی و هنری می‌شود.     ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 07:31:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283060/سلامت-فردی-شادمانی-زمینه-ساز-تولید-خلق-آثار-فرهنگی-هنری-می-شود کنفرانس بین‌المللی فلسفه تحلیلی و ذهن برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283056/کنفرانس-بین-المللی-فلسفه-تحلیلی-ذهن-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس بین‌المللی فلسفه تحلیلی و ذهن در روزهای ۶ و ۷ مارس ، ۲۰۲۱ در بارسلونا، اسپانیا برگزار می‌شود.   موضوعات کنفرانس شامل فلسفه تحلیلی، تاریخ، فلسفه قاره، تجزیه و تحلیل زبان ایده آل، مثبت گرایی منطقی، تجزیه و تحلیل زبان معمولی، فلسفه تحلیلی معاصر، فلسفه ذهن و علم شناختی، انقلاب مور و راسل، راسل و ویتگنشتاین ، دهه ۱۹۶۰ و بعد از آن، سقوط فلسفه زبانشناسی، رنسانس در متافیزیک، اخلاق در فلسفه تحلیلی، اخلاق قانونی، فرا اخلاقیات، اخلاق کاربردی، فلسفه تحلیلی دین، فلسفه سیاسی،  آزادی خواهی یا لیبرالیسم، مارکسیسم تحلیلی، جامعه‌شناسی، متافیزیک تحلیلی، فلسفه زبان، فلسفه علم و معرفت شناسی و زیبایی شناسی است.   علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند چکیده آثار خود را به https://panel.waset.org/conference/۲۰۲۱/۰۳/barcelona/ICAPM/sponsorship ارسال کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/analytic-philosophy-and-mind-conference-in-march-۲۰۲۱-in-barcelona  مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 07:00:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283056/کنفرانس-بین-المللی-فلسفه-تحلیلی-ذهن-برگزار-می-شود جستارهایی در شرح معانی پنهان نمادها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282893/جستارهایی-شرح-معانی-پنهان-نمادها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «نمادها و نشانه‌ها؛ جستاری در معانی پنهان نمادها»  نوشته ت. ا. کنر، ترجمه‌ای است با تلخیص از فصولی از کتاب «نماد‌ها و معانی پنهان» نوشته «ت.ا.کنر» که مطالعه آن می‌تواند برای علاقه‌مندان ورود به دانش نظری نشانه‌شناسی در سطح فرهنگی، هنری و جامعه‌شناسی مفید باشد و به عنوان یک کتاب پایه مورد مداقه قرار گیرد. در بخش ابتدایی کتاب گریزی به پیشینه مفهوم نشانه‌شناسی زده شده و با اشاره به اینکه علائم، نشانه‌ها و نمادها معانی خود را به شیوه‌های مختلف به ما انتقال می‌دهند؛ نمادها حاصل پیوند یک یا چند نوع تجربه، فرهنگ و دانش بشری معرفی می‌شوند که اگرچه در گذشته‌های دور ریشه دارند، اما بخشی از تجربه‌های روزانه انسان به شمار می‌روند و زمینه‌ای برای درک بهتر فرضیه‌ها و یافته‌ها را فراهم می‌کنند. کتاب متذکر می‌شود نمادها قادر به انتقال پیامی صحیح میان اقوام مختلف با وجود تضاد فرهنگی میان آنها هستند و اساس پدیدارشدن نماد‌ها و تکرار آنها در فرهنگ‌های مختلف، معنابخشی به تصورات آدمی است.  همچنین در این بخش درباره اهمیت نشانه‌شناسی نماد‌ها می‌خوانیم: «نماد‌ها در سامان‌بخشیدن به زندگی، بیش از حد تصور توانایی دارند. با مرور گذشته و نگاه اجمالی به زندگی حال درمی‌یابیم که نماد‌ها در تمام وقایع ساده زندگی و امور درونی انسان جریان دارند و آشنایی با آنها درک بهتری از این هستی پیچیده و تودرتو فراهم می‌سازد. نماد‌ها، نشانه‌هایی هستند که به شکلی گسترده مورد قبول عموم مردم از فرهنگ‌های مختلف‌اند و از این بابت که شکلی از تفکر بدون کلمه و گفتار هستند، قابل توجه و تامل‌اند. از طرف دیگر، مطالعه نماد‌ها، پیوندهای دیرین انسان را با طبیعت، اساطیر و باورهای دینی گوشزد می‌کند.» نویسنده در فصل هنر که به بررسی نمونه‌هایی از آثار هنری در سبک‌ها و دوره‌های مختلف هنر و مفاهیم نمادین آنها پرداخته می‌گوید که در شیوه‌های مختلف توصیف و بیان واقعیت، این درک وجود دارد که هنرمند واقعیت را تعریف نمی‌کند، بلکه بخشی از آن را به تصویر می‌کشد و هنر نمادی‌ترین شیوه بیان است. بنا به تعریف او یک عکس رنگی به همان اندازه واقعی است که یک اثر هنری واقعی می‌کند(بخشی از واقعیت است) چراکه عکس نیز این پیام را می‌رساند که یک شیء یا شخص برای لحظه‌ای در شرایط نوری معین از زاویه‌ای خاص چگونه به نظر رسیده است. بنابراین تصاویر هیچ‌گاه نتوانسته‌اند و نمی‌توانند کل سوژه را نمایش دهند. همچنین در آن دسته از سبک‌های هنری که با رئالیسم وجه اشتراکی ندارند هر یک از عناصر موجود در قاب می‌تواند نمادی از مفاهیم مختلف باشد. کتاب «نمادها و نشانه‌ها؛ جستاری در معانی پنهان نمادها» علاوه بر متن؛ هفتاد عکس از موضوع‌ها و آثار هنری نگهداری‌شده در موزه‌ها را شامل می‌شود که با تحلیل‌هایی کوتاه، به خاستگاه الهام و شکل‌گیری اثر، نیت و تفکر هنرمند و رمزگان معانی و مفاهیم نهفته در آن همراه شده است. از جمله آثاری از پابلو پیکاسو، میکل آنژ، لئوناردو داوینچی، جوتو دی بوندونه، فرانسیسکو گویا، گاسپار دیوید فردریچ، جیان لورنزو برنینی، پیتر پل روبنس، یوهانس ورمیر، دوناتلو، جیوانی پیرانسی و ویکتور دنی. سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: هنر، معماری، محیط، قدرت، نمادهای رمزگونه و شالوده.   کتاب «نمادها و نشانه‌ها؛ جستاری در معانی پنهان نمادها» نوشته ت. ا. کنر با ترجمه  کیارنگ علایی در ۱۶۰ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات کتاب پرگار منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 05:41:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282893/جستارهایی-شرح-معانی-پنهان-نمادها روشنفکر ایرانی از پشت عینک غربی‌‌ به سنت نگاه می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283021/روشنفکر-ایرانی-پشت-عینک-غربی-سنت-نگاه-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – بهاران سواری: کتاب «روشنفکران ایرانی و سنت»؛ با زیرعنوان «بررسی عادت‌واره‌های چپ و هگلی»، شیوه و چگونگی مواجه با سنت از سوی روشنفکران معاصر ایرانی و دیدگاه آن‌ها نسبت به سنت را مورد واکاوی قرار داده است. اینکه روشفکران هر جریان فکری چرا و چگونه به چنین دیدگاهی نسبت به سنت رسیده‌اند؟ کتاب تاکید می‌‌کند که این حضور دیگری یعنی غرب بود که باعث شد هر متفکر و هر جریان فکری بر اساس پیش‌دانسته‌ها و پیش‌فرض‌ها و نوع گزینشی که زمانه بر او تحمیل می‌کرد و با توجه به شرایط تاریخی به وجهی از وجود سنت توجه کند. پس آنچه که به دست می‌آمد نیز برساخته‌ای از فهم آن متفکر یا جریان فکری از سنت بود که به‌عنوان معنا و منظور نهایی از سنت ارائه می‌شد و امروز هم با انواعی از برساخته‌ها، قرائت‌ها و فهم‌ها از سنت مواجه هستیم که هرکدام بخشی از آن را برجسته کرده‌اند. علی علی‌حسینی (نویسنده) در گفت‌وگو با ایبنا از این می‌گوید که چقدر نگاه اگزوتیک یک غربی به یک ایرانی و خاورمیانه‌ای در تحلیل‌های روشنفکران نسبت به سنت هم دخیل بوده و چقدر باعث شده با مقوله سنت محافظه‌کارانه برخورد شود تا آن را به عنوان یک سوژه شرق‌شناسانه حفظ کنیم. او به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا این مبانی تئوریک که در غرب گذار از سنت را هموار کرده‌اند؛ در ایران کارکرد نداشته و نه چپ‌ها و نه هگلی‌ها و نه دیگران نتوانسته‌اند مسئله سنت را برای جامعه ایرانی و در جامعه ایرانی حل کنند. چرا برای واکاوی نوع نگاه روشنفکر ایرانی به مقوله سنت تنها دو عادت‌واره‌ چپ و هگلی را مدنظر قرار داده‌اید؟ این یعنی تقابل این دو عادت‌واره با مقوله سنت بیشتر از دیگر جریان‌های فکری بوده است؟ اصل پروژه‌ای که دنبال می‌کنم کلان‌تر از این دو جریان است و بررسی عادت‌واره‌های خود سنت‌گرا را هم تقریبا آماده کرده‌ام. نگاه من یک نگاه جریان‌شناسانه است و می‌خواهم تمام جریان‌های فکری در ایران را دنبال کنم و تلقی‌شان از سنت و اینکه برداشت/ فهم/ ادراک از این مقوله دارند را واکاوی کنم. حالا یا در کتاب‌های بعدی یا چاپ بعدی و تازه همین کتاب جریان‌های دیگر یا دست‌کم همین سنت‌گرایان را اضافه می‌کنیم.  البته دو جریان چپ و هگلی روشنفکری ایران جزو جریان‌های تاثیرگذار هستند و هم چپ‌ها در ایران در دروه مهمی تاثیرگذار بودند و حتی در حرکتی مثل انقلاب ۵۷ هم نقش داشته‌اند و جز مبارزان بودند. هرچند که بعدتر مسیرشان جدا شد اما به هرحال جریانی بودند که بر جامعه ایرانی تاثیر بسیاری داشته‌اند.  جریان هگلی بعد از چپ‌ها اهمیت یافت و امروز هم اهمیتش کم نیست و متفکران این جریان همچون سیدجواد طباطبایی جزو کسانی هستند که هنوز هم تحلیل خیلی روش‌مند و چارچوب‌داری را درباره ایران و تاریخ ایران و به‌ویژه ایران دوره اسلامی ارائه می‌کنند. بنابراین این دو جریان به‌طور خاص جریان‌های مهم و تاثیرگذاری در ایران بوده‌اند و بخش مهمی از حوزه تفکر و روشنفکری ایران را نمایندگی می‌کنند.  بحث هم تنها مواجهه سنت و تجدد نیست و از عنوان کتاب این تلقی ایجاد نشود که بحث مواجهه ایرانیان با مدرنیته و تقابل سنت و مدرنیته است. این موضوع را البته پیش‌تر دیگرانی همچون مهرداد بروجردی در کتاب «روشنفکران ایرانی و غرب» با یک روش‌شناسی و متدولوژی دیگر تحلیل کرده است. از دید من در ایران هم سنت مهم است و هم تجدد و فهم سنت منوط به فهم تجدد است و برعکس. در همین راستا احساس می‌کردم نیاز است تا این هم‌پوشانی و ارتباط در یک کتاب پژوهشی به بحث گذاشته شود. هدف کتاب هم این است که تلقی این دو جریان فکری از سنت را پیدا کند و بفهمیم چپ‌ها و هگلی‌ها هرکدام از چه زاویه نگاهی سنت را می‌بینند و تحلیل می‌کنند. متدلوژی این کار یا روش‌شناسی و چارچوب نظری آن نظریات پیر بوردیو است. او می‌گوید کنش‌ها و رفتارهای ما برساخته هستند و در یک فرآیند اجتماعی- تاریخی ساخته می‌شوند. ما هم اندیشه‌ها و دیدگاه‌های روشنفکران جریان‌های مختلف را یعنی کنش‌ها و رفتارهای آن‌ها در نظر گرفته‌ایم و بر اساس نظریه پیر بوردیو بررسی کردیم که یک کنش چگونه شکل گرفته است. مورد مطالعاتی ما اینجا ادراک روشنفکران از سنت است و کنش روشنفکران و نوع ادراک آن‌ها را از سنت دیده‌ایم. اینکه این ادراک چه‌طور ساخته می‌شود و شکل می‌گیرد. بر اساس نظریه بوردیو کنش با سه مفهوم عادت‌واره، میدان و سرمایه گره خورده و من عادت‌واره روشنفکران را در میدانی مشخصی با سرمایه‌های مشخص واکاوی کرده‌ام تا ببینم چگونه کنشی به عنوان محصول تعامل این سه عنصر متولد می‌شود. درواقع از نظریه بوردیو استفاده کردیم تا با استخراج عادت‌واره و میدان و سرمایه‌های روشنفکران ببینیم آن‌ها چگونه سنت را صورت‌بندی کرده‌اند و چه درکی از سنت دارند یا با اصطلاح تخصصی‌تر چگونه ادراک آن‌ها از سنت شکل گرفته است. همان‌طور که یک کنش‌گر اجتماعی با شرکت در راهپیمای و انتخابات یا هر کار دیگری کنش انجام می‌دهد، کنش روشنفکر افکار و اندیشه‌هایش است. در این میان آیا تقابلی که دو جریان فکری هگلی‌ها و چپ با همدیگر دارند و دوقطبی اندیشه‌ای که به وجود می‌آورند نیز مورد توجه‌تان بوده است؟ آیا تقابل فکری این دو جریان تاثیری در خوانش ما از سنت داشته است؟ اتفاقا این کار را هم کرده‌ایم. واقعیت این است که خاستگاه هر دو عادت‌واره فلسفه آلمانی است یعنی به نوعی ریشه مشترک دارند. البته هرکدام بخشی از فلسفه آلمانی را پذیرفته و مبنای تحلیل خود قرار داده است. مثلا عادت‌واره هگلی چارچوب فکری و اندیشه هگل را مبنای گفتمان خود قرار داده و اندیشمندان چپ بیشتر بر فوئرباخ و مارکس تمرکز داشته‌اند و از ورای عینک مارکسیسم روسی به سنت نگریسته‌اند.  علاوه بر این‌ها هر دوی این جریان‌های فکری با عادت‌واره‌های خود وجهی از تجربه غرب را برجسته می‌کنند و به نوعی از پشت عینک غرب به سنت می‌نگرند. یکی از مسائلی که من خواستم در این کتاب نشان بدهم همین است که با این شیوه مسئله سنت هیچگاه برای ما حل نخواهد شد. چراکه به تعبیر مولوی هرکسی از ظن خود یار می‌شود و هر جریان فکری بر اساس تئوری که برگزیده سنت را برمی‌سازد. روشنفکران هر جریان با عادت‌واره‌ای که انتخاب می‌کنند، همه پدیده‌ها را از جمله سنت از پشت همان عینک می‌بینند و ناخودآگاه این عینک به نگاهشان جهت می‌دهد. پس ما با انواعی از برساخته‌ها از سنت مواجه می‌شویم و دیگر با یک مفهوم ثابت و معین از سنت روبه‌رو نیستیم که از تقابل آن با مدرنیته حرف بزنیم و بسته به اینکه از پشت چه عینک اندیشه‌ای به پیرامون نگاه می‌کنیم سنت را تبیین می‌کنیم.  پس اقتضائات تئوری بر تحلیل روشنفکران ما تحمیل می‌شود و ناخواسته تئوری‌ای که انتخاب کرده‌اند روی تحلیل و تفسیر آن‌ها از مفاهیم اثر می‌گذارد. اینجاست که هگلی‌های ایران نمی‌توانند بدون چارچوب نظری هگل مفاهیم را تحلیل کنند و چپ‌ها هم بدون اقتضائات اندیشه مارکسیسم روسی سنت نمی‌توانند پیرامون خود و از جمله سنت را تعریف کنند.  خلاصه آنکه ما با چیزی به نام سنت جدا از تئوری‌هایی که نظریه‌پردازان از ورای آن‌ها پدیده‌ها را می‌بینند روبرو نیستیم و دیگر یک مفهوم یونیک و واحد از پدیده سنت را نخواهیم داشت و انواع تلقی‌ها از سنت را داریم.   در این نوع مواجهه با مسئله سنت و تعریف خود و غیرخود که ایرانیان با آن مواجه شدند؛ چقدر نگاه اگزوتیک یک غربی به یک ایرانی و خاورمیانه‌ای در تحلیل‌ها نسبت به سنت هم دخیل بوده و چقدر باعث شده با مقوله سنت محافظه‌کارانه برخورد شود تا آن را به عنوان یک سوژه شرق‌شناسانه حفظ کنیم؟ یعنی خود سنت چقدر به عنوان یک سوژه اگزوتیک مورد تحلیل چپ‌ها و هگلی‌ها قرار گرفته است؟ ما وقتی می‌گوییم روشنفکران از تئوری‌های غربی برای مواجه با سنت استفاده می‌کنند؛ منظورمان شرق‌شناسی نیست. شرق‌شناسی یعنی وقتی می‌گوییم هگل فلان مسئله را اینگونه می‌دیده و متفکر ایرانی مثل حمید عنایت یا جواد طباطبایی هم از پشت عینک او به سنت در ایران نگاه می‌کند یعنی هگل سنت در ایران را اینگونه تحلیل می‌کرده است و طباطبایی حرف‌های هگل را تکرار کرده است. اگر نوع مواجه هگلی‌های ایران با مقوله سنت اینگونه بود بله می‌شد مدعی شویم که به تعبیری شرق‌شناسانه است و از زاویه عینک غرب شرق را می‌بیند. نه هگل نه مارکس و فوئرباخ هیچ‌کدام از حرف‌های گفتمان‌های جریان‌هایی که آن‌ها را در ایران نمایندگی می‌کنند درباره سنت نزده‌اند؛ بلکه این روشنفکر ایرانی عینک غربی را روی چشم گذاشته و بر اساس اقتضائات آن تئوری مسئله سنت را تحلیل می‌کند. پس نتیجه و اثری که حاصل می‌شود کاملا با نمونه شرق‌شناسانه آن متفاوت است و معنایش این نیست که غربی‌ها شرق را یا سنت را اینگونه می‌بینند. متفکر غربی یک تئوری مطرح کرده که صرف‌نظر از اینکه اصلا ایرانی در عالم هستی وجود دارد یا نه حرفش زده است. هگل یا مارکس اصلا کاری نداشتند که ایران وجود دارد یا نه و درباره هرچیزی از جمله مفهوم سنت تحلیل و تئوری خودش را گفته است. منتها این تئوری وقتی توسط یک ایرانی استفاده می‌شود، طبیعتا با آن نگاه مثبتی که او به غرب دارد و تئوری‌هاش مورد تائیدش قرار دارد؛ همچنان از زوایه دید غربی به مسائل از جمله سنت نگاه می‌کند. پس دیگر ما با سنت از پشت عینک هگل و مارکس مواجهیم. این عینک متفاوت در دیدن سنت طبعا رویکرد کنشی متفاوت از منظر کریتیکال و نقد هم به دنبال داشته اشت؛ چقدر کنش‌های موجود به سنت به نوعی منجر به حضور روشنفکران در اتاق‌های فکری که به نوعی از سنت ناشی شده‌اند شده یا به تعبیری باعث شده تا خود روشنفکر به نوعی در سنت حل شود و نتواند ازبیرون نگاه نقادانه درستی به مقوله سنت داشته باشد؟ این دقیقا همان نقدی است که من در کتاب دنبال می‌کنم. هدفم نقد این روشنفکران نبوده اما نتیجه کار یک نگاه انتقادی به آن‌هاست. نقدی هم که کتاب به روشنفکران دارد همین نکته‌ای است که شما می‌گویید. درواقع این‌ها به تعبیر ویتگنشتاینی وارد یک اتاق بصری می‌شوند و در این فضا و بازی زبانی که مثلا هگل ایجاد کرده فردی مثل دکتر طباطبایی تئوری او را در خود نهادینه می‌کند. اصلا عادت‌واره یعنی همینکه شما یک رفتار و شیوه و حرکتی را انگار از روی عادت انجام بدهی اما عادت نباشد و این رفتار در شما نهادینه شده است. وقتی سید جواد طباطبایی هگل را در خودش حل کرده است یا به تعبیر شما خودش را درهگل حل کرده و چارچوب فکر و ساختار تفکرش بر مبنای اندیشه هگل شکل گرفته دیگر هر مقوله و مفهومی را که بخواهد تحلیل و تبیین کند؛ از ورای تئوری هگل حرف می‌زند. پس دیگر نمی‌تواند سنت را آنچنان که در ایران فهمیده می‌شود، مورد توجه قرار بدهد و به سنت از همان زاویه‌ای نگاه می‌کند که هگل نگاه می‌کرده است. گویی این آدم دیگر خودش نیست و تنها از پشت عینک هگل به وقایع نگاه می‌کند. چپ‌ها و تقی ارانی و احسان طبری هم همین‌طورند و دقیقا در تئوری مارکسیسم حل شده‌اند و مثلا می‌گویند مارکسیسم می‌گوید تعریف نو و کهنه بدین صورت است و سنت کهنه و نو را مدرنیته تعبیر می‌کنند. مفاهیم مارکسیسم روسی هم چارچوب تحلیل چپ‌هاست و همان‌طور که این تئوری می‌گوید در حرکت خطی تعاملی تاریخ و چارچوب ماتریالیسم دیالکتیک گذار از کهنه به نو رخ می‌دهد؛ سنت هم همین تلقی می‌شود و سنت آن کهنه‌ای است که در مسیر حرکت خطی تاریخ و بنا بر چارچوب ماتریالیسم دیالکتیک به مدرن تبدیل می‌شود و کمی بعد همین مدرن خود به سنت و کهنه تبدیل می‌شود و قابل گذار به نویی تازه‌تر. جمع‌بندی این نگرش هم می‌شود اینکه انسان‌ها هرچه جلوتر می‌روند کامل‌تر و توسعه‌یافتر می‌شوند. اتفاقا نقد دکتر طباطبایی به اندیشه‌های ایرانی همین است که ایرانی‌ها بر اساس تئوری هگل هم باید رو به کمال می‌رفتند ولی رو به انحطاط رفتند پس در تاریخ جایی یک خطا رخ داده و باعث شده روشنفکران ایرانی به جای هدایت تاریخ ایران به کمال به افول هدایت کرده‌اند و از زوال اندیشه و انحطاط تاریخ حرف می‌زند. طباطبایی این اشتباه را هم آنجایی می‌بیند که ما در حوزه سیاست عقل را به نفع شرع کنار گذاشتیم (پس از فارابی و با ابن‌سینا) و همین هم اتفاقا به همین دلیل است که هگل گفته تاریخ، تاریخ تکامل عقل و اندیشه است. از دید طباطبایی ما این تاریخ مد نظر هگل را به صورت معکوس طی کرده‌ایم به جای کمال به سمت انحطاط عقبگرد کرده‌ایم. این یعنی طباطبایی پیش‌فرض‌های هگل را دربست پذیرفته و چنانچه این پیش‌فرض‌ها را از او بگیریم دیگر نمی‌تواند استدلال کند چون بنیان استدلال و مقدماتش را از هگل گرفته است.  حرفم تائید یا رد نظریات طباطبایی یا چپ‌ها نیست؛ صرفا می‌خواهم تاثیر عادت‌واره‌ها در نوع اندیشه و کنش فکری آن‌ها را تحلیل کنم. از طبری و ارانی هم اگر مبانی فکری مارکسیسم روسی را بگیریم دیگر حرفی برای گفتن ندارند و گفتمانشان بدون پشتوانه و مقدمه خواهد شد.  هر جریان روشنفکری یک میانی نظری و تئوریک مشخص برای خود دارد که حالا ممکن است در تقابل با عادت‌واره جریان فکری دیگری باشد؛ این مبانی تئوریک در غرب و کشور خودشان بالاخره جواب داده‌اند و توانسته مسئله سنت را حل کند، چرا همین مبانی تئوریک در ایران کارکرد نداشته و نه چپ‌ها و نه هگلی‌ها و نه دیگران نتوانسته‌اند مسئله سنت را برای جامعه ایرانی و در جامعه ایرانی حل کنند؟ این موضوع یک دلیل خیلی مهم دارد که شکل‌گیری کتاب هم به نوعی برای پرداختن به این دلیل بود. ما در ایران سنت را جدی نگرفته‌ایم اما غرب سنت خودش را جدی گرفت و به سنت خودش توجه کرد. اگر تجددی در غرب رخ داد از درون خود سنت متولد شد و زاییده شد. یعنی امکان نداشت که تجدد در غرب اتفاق بیفتد بدون اینکه سنت همکاری کند. آن‌ها سنت را یک مبنا و پله پرش قرار دادند برای جستن به سمت تجدد و مدرنیته. برای غربی‌ها سنت امری نیست که باید کنار گذاشته شود، ولی تلقی ما در ایران  این است که اگر می‌خواهیم مدرن شویم باید سنت را کنار بگذاریم. این همان خطایی است که پاشنه آشیل ما در رسیدن به مدرنیته است. خطایی که غربی‌ها مرتکب آن نشدند و سنت برای آن‌ها جدی و مهم است و همزمان خود سنت را مبنا و آغازی برای گذر از خودش قرار می‌دهند. در نتیجه در بحث‌های غربی و فلسفه غربی که من تدریس می‌کنم، همیشه می‌بینیم که گفته می‌شود ما هیچ چیز جدیدی نخواهیم داشت و نهایتا مقولات جدید تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد نو و تازه هستند و ۸۰ درصد یا ۷۵ درصد پیشینه قدیمی دارد. یعنی من زمانی می‌توانم نکته‌ای جدید مطرح کنم که ۸۰ درصد پی و بنیان از انچه که در قدیم بوده برایش فونداسیون بسازم و ایده جدیدم را روی آن بنا کنم. ما همواره به دنبال این بوده‌ایم که سنت را نه نقد که نفی کنیم و این اشتباه است. با نقد سنت است که می‌توانیم به رهیافت‌های جدید گذار کنیم نه اینکه سنت را نفی کنیم و به کناری بگذاریم. در عمل سیاسی‌مان هم همین هستیم. هر رئیس‌جمهوری تازه‌ای که روی کار می‌آید اول می‌خواهد توضیح بدهد که دولت و رئیس‌جمهوری قبلی چقدر بد بوده و خودش چقدر خوب است. یعنی اثبات خودش را در نفی دولت قبلی می‌بیند و فکر می‌کند اگر گذشتگان را کوچک کند خودش بزرگ می‌شود. غرب در همین حوزه عمل سیاسی هم همواره تاکید دارند که گذشتگان تا اینجای راه را آمده‌اند و این ۷۰ درصدش درست بوده و این ۳۰ درصد  ما آن را جایگزین می‌کینم. ما چه می‌کنیم؟ کل ۱۰۰ درصد گذشته را از بین می‌بریم و می‌گویم آن راه از اساس اشتباه بوده و دیگر نباید اثر از آن باشد.  مثلا یک دولت طرح مسکن مهر را ارائه و اجرا می‌کند که خب ایراداتی دارد؛ دولت بعد به جای آنکه درصدد رفع این ایرادات و ادامه کار به شیوه‌ای درست باشد و مثلا بگوید جایگزینی برای ساخت مسکن مهر اشتباه بوده و اصل کار را بپذیرد می‌گوید اصلا تمام تورم این کشور به دلیل مسکن مهر است! پس باید کلا تعطیل شود. بعد از مدتی دوباره طرحی از خودشان ارائه می‌دهند که از نظر بنیان فرقی با قبلی ندارد ولی سعی نکرده همان قبلی را بپذیرد و خطاهایش را جبران کند. در قصه سنت و تجدد هم ما همین شیوه را پیش گرفتیم. وگرنه در دوره مشروطه ما شروع کردیم به نقد سنت ولی این نقادی منجر به دوقطبی حذف کامل سنت (روشنفکران) و حفظ کامل سنت شد. هیچکدام نگفتند سنت فلان درصدش خوب است و بهمان درصدش باید پالایش شود.  در غرب بنیان تجدد روی سنت است ولی برای ما این‌طور تلقی شده که سنت کاملا باید کنار گذاشته شود. اینجاست که برای یک غربی افلاطون هنوز افلاطون است و برایش مهم است که اثرش را بخواند و بفهمد و حتی ما نوافلاطونیان را در غرب داریم؛ ولی ما فارابی را کلا کنار گذاشته‌ایم. ارسطو بیست سال شاگرد افلاطون بود و نهایتا هم از بزرگترین منتقدان او شد اما هیچگاه او را نفی نکرد بلکه افلاطون را نقد کرد و خودش هم چیزهایی به اندیشه‌های او افزود و خود به فیلسوفی مستقل تبدیل شد. یا مثلا آن‌هایی که بحث سکولاریسم را دنبال می‌کنند می‌گویند سنت اسلامی را کلا باید کنار بگذاریم. محافظه‌کاری تنها به معنی حفظ گذشته نیست اگر کسی بگوید فلان مقوله را کاملا کنار بگذاریم و بهمان مقوله را دربست بپذیریم و روی آن بمانیم خودش نوعی رکود و ایستایی است که محافظه‌کاری خواهد بود. اساسا همین نوع برخورد غرب با سنت تفکر است که پویایی و امکان اندیشه را برایشان میسر کرده وگرنه آن‌ها هم یک‌سری تئوری را محافظه‌کارانه و بدون تغییر مدام از این آکادمی به آن آکادمی تکرار می‌کردند.  ]]> علوم انسانی Sun, 10 Nov 2019 04:50:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283021/روشنفکر-ایرانی-پشت-عینک-غربی-سنت-نگاه-می-کند کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283029/کتاب-هویت-های-متغیر-آموزش-عالی-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دهمین نشست از مجموعه نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» به نقد و بررسی کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» تالیف رونالد بارنت و ترجمه سجاد یاهک اختصاص دارد.   در این نشست علیرضا خورسندی طاسکوه، جبار رحمانی و سجاد یاهک مترجم کتاب به بحث درباره این کتاب خواهند پرداخت. نشست نقد و بررسی کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» دوشنبه بیستم آبان ماه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در محل سالن سرای کتاب واقع در خیابان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفر پلاک ۱۰۸۰، طبقه منفی ۲ برگزار می‌شود. این نشست از طریق آپارات به صورت زنده نیز پخش خواهد شد. نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» دوشنبه‌های هر هفته در سالن سرای کتاب خانه کتاب به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و با همکاری موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 12:29:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283029/کتاب-هویت-های-متغیر-آموزش-عالی-نقد-می-شود «گفت‌وگو با دیگری» در دانشگاه علامه طباطبایی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283001/گفت-وگو-دیگری-دانشگاه-علامه-طباطبایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، فصلنامه علمی ـ تخصصی فلسفه لوکوس با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی «گفت‌وگو با دیگری» را برگزار می‌کند. «با دیگری: پژوهشی در تفکر میان‌فرهنگی و آیین گفت‌وگو» با حضور علی‌اصغر مصلح، نویسنده کتاب نقد و بررسی می‌‌شود. در این نشست افزون بر نویسنده کتاب محمدمهدی فلاح، دانشجوی دکتری فلسفه دین دانشگاه علامه طباطبایی، علی الماسی‌زند، دانشجوی کارشناسی‌ارشد فلسفه هنر دانشگاه علامه طباطبایی و آریان شبگرد، دانشجوی کارشناسی‌ارشد فلسفه غرب دانشگاه علامه طباطبایی حضور دارند و به این کتاب می‌پردازند. «با دیگری» تازه‌ترین کتاب علی‌اصغر مصلح، با عنوان پژوهشی در تفکر میان فرهنگی و آیین گفتگو از سوی انتشارات علمی منتشر شده است.   پرسش کانونی این کتاب، چیستی و چگونگی راه‌های زیستن با دیگران است. برای زیستن با «دیگری» چه بینش، اندیشه و رفتاری باید داشت؟ این پرسش در زمان معاصر به پرسشی اساسی تبدیل شده است. امروز گوناگونی و برخورد منافع و اعتقادات، ملموس‌ترین مساله پیش‌روی همه مردم جهان است. با این مسأله و تبعات آن چه باید کرد؟   در این اثر موضوع ‌زیستن «با دیگری»، در مراتب مختلف مورد پژوهش قرار گرفته‌ و مؤلف به ایستادن در «میانه» و اندیشیدنِ از این افق دعوت کرده است. نگارنده ضمن بازخوانی تاریخ تفکر و فرهنگ از منظر میان‌فرهنگی، به بازاندیشی بخش‌هایی از فرهنگ اسلامی و ایرانی پرداخته و مناسبات حاکم بر جهان معاصر را مورد بحث و نقد قرار داده است.   این نشست دوشنبه 20 آبان ساعت 10 تا 12 در دانشگاه علامه طباطبایی به نشانی بزرگره شهید چمران، پل مدیریت، خیابان علامه طباطبایی جنوبی، تقاطع خیابان حق‌طلب غربی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، طبقه سوم، سالن سرای سخن برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 11:01:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283001/گفت-وگو-دیگری-دانشگاه-علامه-طباطبایی ​فراخوان ثبت‌نام در هفتمین همایش تاریخ مجلس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283010/فراخوان-ثبت-نام-هفتمین-همایش-تاریخ-مجلس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «هفتمین همایش تاریخ مجلس» 12 آذر 1398،‌ در ساختمان قدیمی مجلس شورای ملی سابق، واقع در باغ بهارستان، میدان بهارستان برگزار می‌شود.   استادان، پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان به تاریخ مجلس در ایران برای شرکت در این همایش می‌توانند در فرم «ثبت‌نام در هفتمین همایش تاریخ مجلس» که در قسمت بالای وب‌سایت کتابخانه مجلس قرار داده شده است ثبت‌نام کنند. این فرم در یک کادر مستطیل قرمز رنگ مشخص شده است.   هفتمین همایش تاریخ مجلس با موضوع «بررسی ساختار و کارکرد مجالس ادوار 23 و 24 مجلس شورای ملی»، در دو پنل تخصصی از ساعت 13/30 ـ 18/30 روز دوازدهم آذرماه، در ساختمان مشروطه کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، برگزار خواهد شد. در حاشیه برگزاری هفتمین همایش تاریخ مجلس، دو نمایشگاه نیز در محل همایش برپا خواهد بود. نمایشگاه نخست، به نمایش تصاویر و اسناد مرتبط با ادوار 23 و 24 مجلس شورای ملی اختصاص دارد. در نمایشگاه بعدی نیز منشورات مرکز اسناد و گروه پژوهشی مطالعات اسنادی کتابخانه مجلس، برای اطلاع پژوهشگران و علاقمندان به حوزه اسناد، به نمایش گذاشته خواهد شد. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 10:20:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283010/فراخوان-ثبت-نام-هفتمین-همایش-تاریخ-مجلس ​نقد و بررسی کتاب «اقتصاد فقیر» در نشر نی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282993/نقد-بررسی-کتاب-اقتصاد-فقیر-نشر-نی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، موسسه دارالاکرام با همکاری نشر نی سلسله نشست‌های خیر و خرد را برگزار می‌کند. نشست نخست به نقد و بررسی کتاب «اقتصاد فقیر» برنده جایزه نوبل 2019 اختصاص دارد. در این نشست حسین جوشقانی، دکترای اقتصاد از دانشگاه شیکاکو، استاد بازنشسته اقتصاد فایناس، موسسه پژوهش‌های پیشرفته تهران، جعفر خیرخواهان، دکترای اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی، مترجم، پژوهشگر و مشاور مرکز و پژوهش مجلس، مرتضی کاظمی، پژوهشگر و تحلیل‌گر اقتصادی و مهدی فیضی، عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد، مترجم کتاب اقتصاد فقیر سخنرانی می‌کنند. نقد و بررسی کتاب «اقتصاد فقیر» سه‌شنبه 21 آبان ساعت 17 و 30 تا 20 و 30 دقیقه است. مکان برگزاری نشست دفتر نشر نی به نشانی خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، بالاتر از خیابان فکوری، پلاک 20 است. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 06:53:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282993/نقد-بررسی-کتاب-اقتصاد-فقیر-نشر-نی نشان دهخدا دوسالانه می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282995/نشان-دهخدا-دوسالانه-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مسعود کوثری، مدیرعامل انتشارات علمی و فرهنگی با بیان این خبر افزود: این جشنواره امسال مراحل نهایی خود را به انجام رسانده و برگزیدگان خود را نیز شناخته است. اما به منظور همراهی اهالی فرهنگ با شرایط اقتصادی جامعه، صرفه جویی در هزینه‌های ادارات دولتی و نیمه دولتی و هم چنین رسیدگی بیشتر به وضعیت معیشتی کارکنان، جشنواره نشان دهخدا امسال برگزار نشده و به سال آینده موکول خواهد شد. جشنواره نشان دهخدا از سال 1394 برگزار شده و امسال به پنجمین دوره خود رسیده است. این جشنواره به میزبانی انتشارات علمی و فرهنگی و با مشارکت وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تامین اجتماعی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، خانه کتاب و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 06:44:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282995/نشان-دهخدا-دوسالانه-می-شود پخش مستند «سایه سار مهربانی: منصوره اتحادیه» از شبکه چهار http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282987/پخش-مستند-سایه-سار-مهربانی-منصوره-اتحادیه-شبکه-چهار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مستند «سایه سار مهربانی، ستایش میلاد و کارنامه دکتر منصوره اتحادیه، نظام مافی» نوشته مصطفی زمانی‌نیا یکشنبه 19 آبان ساعت 8 و 30 دقیقه به کارگردانی بیژن شکرریز و تهیه‌کنندگی علیرضا حسینی از شبکه چهار پخش می‌شود. این برنامه دوشنبه ساعت 10 صبح بازپخش می‌شود. کتاب سایه سار مهربانی، ستایش میلاد و کارنامه دکتر منصوره اتحادیه، نظام مافی نوشته مصطفی زمانی‌نیا است. اتحادیه در این کتاب می‌گوید: «از مادرم شنيده‌ام كه به دشواری به دنيا آمده‌ام. در آن روزگار، مرسوم نبود زن‌ها را برای وضع حمل به بيمارستان ببرند و زايمان در همان خانه مسكونی، و يا در همان مكانی كه درد شروع می‌شد، صورت می‌گرفت. مادرم می‌گفت برای دنيا آوردن من، بدجوری گرفتار می‌شود و عمويش فيروز ميرزا نصرت‌الدوله، به دادش می‌رسد و يک طبيب مرد بالای سر مادرم می‌آورد. در حقيقت، نصرت‌الدوله خيلی غير عادی، و برخلاف عرف و عادت آن ايام، عمل می‌كند و بالاخره با كمک پزشک مرد، من از بطن مادرم، قدم به عالم هستی می‌گذارم. بعدها كه بزرگ‌تر شده بودم، مادرم وقت و بی‌وقت، ميزی را كه در سفره خانه بود، نشان می‌داد و می‌گفت تو روی اين ميز به دنيا آمده‌ای. و...» ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 06:26:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282987/پخش-مستند-سایه-سار-مهربانی-منصوره-اتحادیه-شبکه-چهار مسئله و مسئله شناسی در علوم اجتماعی و انسانی ایران بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282985/مسئله-شناسی-علوم-اجتماعی-انسانی-ایران-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت پژوهشکده مطالعات اجتماعی گروه مطالعات توسعه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی طرح پژوهشی مسئله و مسئله شناسی در علوم اجتماعی و انسانی ایران ارائه می‌شود.   مجری این طرح نعمت الله فاضلی و ارزیابی و داوری آن هم به عهده هادی خانیکی و مقصود فراستخواه است. نشست نامبرده روز یکشنبه ۱۲ آبان ماه ساعت ۱۵تا ۱۷ در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 06:08:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282985/مسئله-شناسی-علوم-اجتماعی-انسانی-ایران-بررسی-می-شود نقد و بررسی کتاب «زندانیان نفرت» در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282981/نقد-بررسی-کتاب-زندانیان-نفرت-شهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به‌تازگی کتاب «زندانیان نفرت، بنیان‌های فکری استبداد و خشونت» نوشته‌ آرون بک با ترجمه‌ شیوا جمشیدی به همت نشر اسبار منتشر شده است. این کتاب شیوه‌هایی برای تغییر دادن فکرمان ارائه می‌دهد تا بتوانیم مهرآمیزتر زندگی کنیم.   هدف نویسنده از نگارش این کتاب، شفاف‌سازی درباره‌ مشکلات روان‌شناختی نوعی است که به خشم، نفرت و خشونت منجر می‌شوند. وی تلاش کرده است که نشان بدهد این مشکلات چگونه در تعارضات بین دوستان، اعضای خانواده، گروه‌ها و ملت‌ها آشکار می‌شوند. کسب بینش دقیق درباره عوامل شناختی (تفسیرها، باورها، تصویرها) می‌تواند به چاره‌جویی برای مشکلات فردی، بین فردی و اجتماعی در جوامع امروزی کمک شایانی کند. این کتاب تحلیلی عمیق از ضروری‌ترین چالش انسانی به دست می‌دهد.   نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۱ آبان ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «زندانیان نفرت» اختصاص دارد که با حضور حسن حمیدپور، شاهین احمدیان و شیوا جمشیدی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 05:46:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282981/نقد-بررسی-کتاب-زندانیان-نفرت-شهر «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282980/اقلیت-های-دینی-پارلمان-ایران-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» دوشنبه 20 آبان در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب نقد و بررسی می‌شود. در این نشست حبیب‌الله اسماعیلی، کارن خانلری، قربانعلی کناررودی و منوچهر نظری حضور دارند و درباره این کتاب گفت‌وگو خواهند کرد. این نشست دوشنبه 20 آبان‌ماه ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب نقد و بررسی می‌شود. کتاب «اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران» در سه فصل تنظیم شده است.    در فصل اول، اطلاعاتی از حقوق اقلیت‌های دینی در اسناد بین‌المللی، قانون انتخابات و قانون اساسی از دوران مشروطه تاکنون ارائه شده و چون اساس تحقیق، بحث حق رأی بود، به سایر حقوق و مسائل اقلیت‌ها پرداخته نشده است.   فصل دوم به زندگی‌نامه نمایندگان اقلیت‌های دینی اعم از آشوری و کلدانی، ارامنه شمال و جنوب، زرتشتیان و یهودیان در مجلس شورای ملی و سنا اختصاص دارد. در این 24 دوره که از اواخر دوره قارجار (1285) تا پایان سلطنت پهلوی (1357) را در برمی‌گیرد، 28 نفر از اقلیت‌ها به مجلس شورای ملی و سنا راه یافتند. (دو نفر سناتور: رستم گیو سناتور انتصابی تهران در دوره چهارم سنا (1342-1346) و فیلیکس آقایان، سناتور انتخابی تهران در دوره پنجم و ششم سنا (1346-1354)).   در فصل سوم به زندگی‌نامه و عملکرد نمایندگان اقلیت‌های دینی در 10 دوره مجلس شورای اسلامی یعنی از سال 1359 تا خرداد 1399 پرداخته شده است. در این 10 دوره در مجموع تعداد 25 نفر به عنوان نماینده اقلیت‌های دینی بر کرسی مجلس تکیه زدند. به گفته مولف کتاب، در عمر 112 ساله مجلس در ایران، فقط یک زن با نام اِما آقایان، نماینده ارامنه شمال در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی (1354-1357) از سوی پیروان ادیان مسیحی، زرتشتی و یهودی به عنوان نماینده اقلیت‌های دینی به مجلس راه یافت. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 05:31:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282980/اقلیت-های-دینی-پارلمان-ایران-روی-میز-منتقدان دفاع از علوم انسانی مساله جدی دیلتای بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282979/دفاع-علوم-انسانی-مساله-جدی-دیلتای به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نخستین نشست از سلسله نشست‌های «فلسفه و علوم‌‌اجتماعی» با عنوان «دیلتای و علوم‌اجتماعی» با سخنرانی مالک شجاعی جشوقانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. شجاعی جشوقانی در این نشست با بیان اینکه یکی از شخصیت‌های شاخص و برجسته تاریخ فلسفه علوم انسانی و علوم اجتماعی، فیلسوف و مورخ و انسان شناس آلمانی ویلهلم دیلتای است گفت: معمولا زمانی که از هرمنوتیک به عنوان یکی از سه پارادایم علوم انسانی مدرن نام می‌برند، دیلتای را ذیل پارادایم هرمنوتیک جای می‌دهند؛ اما من بر اساس شواهدی از آثار دیلتای با این برداشت عمومی موافق نیستم و جایگاه او را در میانه پارادایم هرمنوتیک و پارادایم انتقادی می‌دانم. او ادامه داد: در طول تاریخ فلسفه، عنوان علوم انسانی برای اولین بار در کتاب دیلتای ظاهر شد، بر همین اساس، او اولین فیلسوفی است که مسئله علوم انسانی را به عنوان مسئله‌ای فلسفی صورت بندی مفهومی کرد. این مدرس دانشگاه با طرح این سوال که چرا دیلتای اهمیت دارد؟ توضیح داد: در بین فیلسوفان قرن نوزدهم که در سرآغازهای فلسفه معاصرند، برای دیلتای مسئله‌ای جدی سر بر آورد: دفاع از علوم انسانی. به گفته او، در زمانه دیلتای پوزیتیویسم گفتمان غالب بود. علم یک علم بود و آن هم علوم طبیعی تجربی و پوزیتیویسم هم نگهبان تئوریک این ساحت علم بود. شجاعی جشوقانی با بیان اینکه دیلتای صراحتا پروژه خود را پروژه کانتی معرفی می‌کند گفت: پروژه کانت پروژه نقد عقل محض است. کانت در زمانه خود با فیزیک نیوتنی مواجه بود که ملاک معرفت یقینی و معیار علمیت بود. در پروژه کانت به خودشناسی و معرفت شناسی می‌پردازیم. او ادامه داد: کانت معتقد است متافیزیک اگر بخواهد حیات داشته باشد، دیگر فلسفه وجودشناسانه نیست، بلکه فلسفه معرفت شناسانه است و منظور از معرفت فیزیک نیوتن است. در نتیجه فلسفه، فلسفه علم است و پس از کانت با فلسفه علوم مواجه هستیم. عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: دیلتای معتقد است فلسفه پست کانتی، فلسفه علم است، چه در سنت تحلیلی و چه در سنت قاره‌ای. کانت به فلسفه علوم طبیعی پرداخت و دیلتای به فلسفه علوم انسانی می‌پردازد. بنابراین عنوان پروژه دیلتای نقد عقل تاریخی است و منظور همان فلسفه علوم انسانی و علوم اجتماعی است. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 05:26:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282979/دفاع-علوم-انسانی-مساله-جدی-دیلتای متاسفانه مجموعه «احداث اروپا» مورد توجه تاریخ‌پژوهان نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282826/متاسفانه-مجموعه-احداث-اروپا-مورد-توجه-تاریخ-پژوهان-نیست بهاءالدین بازرگانی‌گیلانی به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: کتاب «تاریخ تکوین و توسعه حقوق و قانون در اروپا» از مجموعه تاریخی اروپایی موسوم به «احداث اروپا» انتخاب و ترجمه و هفتمین اثر از این مجموعه است که به فارسی برگردانده شده است. وی به نویسنده کتاب نیز اشاره کرد و گفت: پائولو گروسی ایتالیایی، استاد تاریخ حقوق و قانون در اروپا از قرون وسطی تا عصر جدید در دانشگاه فلورانس ایتالیا و عضو آکادمی تیزبینان (تأسیس 1603) این کشور است. او از سال 2009 تا 2018 قاضی دادگاه قانون اساسی ایتالیا بوده و از 2016 به مدت دو سال نیز ریاست این دادگاه را برعهده داشته است. تاکنون آثار زیادی درباره تواریخ حقوقی ایتالیا و اروپا توسط ایشان به رشته تحریر درآمده است. مترجم کتاب ادامه داد: پائولو گروسی در این اثر سعی کرده است، خطوط کلی سیر تکوین علم حقوق در اروپا را در تاریخی به درازای بیش از یک‌هزار و پانصد سال، از انتهای امپراتوری روم تا نیمه نخست قرن بیستم، یعنی زمانی که بلافاصله دوران خطیر بعد از جنگ دوم فرا می‌رسد، به تصویر بکشد. آنگونه که از ویژگی‌های مجموعه «احداث اروپا» است، قرار بوده که کار علمی دشوار و پیچیده‌ای با بالاترین حد فهم و درک اقشار مختلف مردم، آن هم در یک کتاب منحصر به‌فرد، عرضه شود. وی افزود: باید از طرح مباحثی که مختص دنیای نخبگان و متخصصان است و تنها به حیطه کاری آنان منحصر است، اجتناب شود. گروسی خود به صعوبت این کار اقرار دارد و اینکه آیا توانسته به چنین توفیقی دست پیدا کند و گروه‌های خیلی عام‌تر و گسترده‌تری را مخاطب کتاب قراردهد، به داوری خوانندگان آن محول کرده است. وی درباره فصل‌های کتاب نیز توضیح داد: کتاب در سه فصل اساسی، با عناوین «ریشه‌های قرون وسطایی حقوق اروپایی»، «ایجاد سیستم‌های حقوقی مدرن» و «تحولات حقوقی در قرن بیستم، مقایسه مدل‌های قدیم و جدید» را مورد بررسی قرار داده است. نویسنده در بیش از 48 عنوان مختلف کتاب، عرصه‌ای از تواریخ اروپایی را تحقیق کرده که اغلب مورد غفلت و بی‌توجهی مورخان و محققان بوده و آن سیر تحولات حقوقی و قانون در قاره است. بازرگانی ادامه داد: گروسی طبق الگوی نوآورانه تحقیقات تاریخی مجموعه «احداث اروپا»، تجارب حقوقی بسیار متمایز از هم، در دوران طویل یک و نیم هزاره را با یکدیگر مقایسه کرده، صرفا به گاه‌نگاری و رخدادهای تاریخی مستمر و یک شکل درعرصه حقوق و قانون نپرداخته، بلکه بر انقطاع و عدم استمرار این تحولات انگشت گذاشته و تأثیرات متقابل هر یک از سیستم‌های حقوقی در دوران‌های مختلف را بررسی کرده و با یکدیگر تطبیق داده است. وجه شاخص کتاب این است که نویسنده به هیچ وجه، حقوق را در قامت خشک و خالی هنجار و قانون ندیده، بلکه بیشتر آن را موجد روحیات و فرهنگ‌های مختلف و جهت‌دهنده کنش‌های جوامع، فهمیده است. به گفته مترجم، «احداث اروپا» پاسخ به چالش‌های تازه‌ای است که در عرصه جهانی پیش روی اروپائیان قرار گرفته، نگاه کلاسیک به تاریخ قاره را تحت‌الشعاع قرار داده و ضرورت نگاه علمی و نو در آن را مورد توجه قرار داده است. این مجموعه عنوان ابتكار قریب سه دهه پیشِ پنج ناشر معتبر آلمانی، انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی و اسپانیایی است كه دست‌اندرکار گردآوری و انتشار تواریخ اروپایی از جنبه‌های مختلف و از منظری تطبیقی شده‌اند، آنچه كه تمایزات ساختاری با تاریخ‌نویسی‌های طویل و متعارفِ معاصر در مغرب زمین دارد. وی ادامه داد: در این ابتكار حداقل 20 مورخ و جامعه‌شناس غربی به سرپرستی ژاك لوگوف مورخ برجسته فرانسوی و رئیس مکتب آنال، مجموعه بررسی‌های تاریخی پیرامون قاره اروپا را تاکنون در 24 عنوان کتاب در یك كار مشترك به دست چاپ سپرده و یا (شاید) هنوز آثار دیگری را در دست تألیف و انتشار دارند. این مترجم اظهار کرد: اومبرتو اکو، پتر بورک، پتر براون، فرانکو کاردینی، ژاک لوگوف، چارلز تیلی، گیزلا بوک و... از جمله این برجستگان هستند و پائولو گروسی، مورخ ایتالیایی نیز کار تتبعات تاریخی حقوقی اروپایی با توفیق به فرجام رسانده و کتاب را با اقبال جهانی مواجه ساخته است. لازم به ذکر است که گروه موظف است هریک از آثار تهیه شده را تقریبا همزمان به پنج زبان مورد اشاره ترجمه و منتشر کند. وی در پایان سخنانش پس از توضیح درباره این مجموعه و گروه محققان آن تاکید کرد که متاسفانه مجموعه «احداث اروپا» مورد التفات چندانی از سوی علاقه‌مندان و پژوهندگانِ مباحث تاریخی در کشورمان قرار نگرفته است. بازرگانی‌گیلانی از این گروه تاكنون شش اثر با عناوین «انقلاب‌های اروپایی» نوشته چارلز تیلی مورخ آمریكایی؛ «اروپا مولود قرون وسطی» اثر ژاك لوگوف مورخ فرانسوی؛ «تاریخ پیدایش علوم جدید در اروپا» نوشته پائولو روسی مورخ ایتالیایی؛ «تاریخ روابط اسلام و اروپا» اثر فرانکو کاردینی مورخ ایتالیایی؛ «تاریخ پیدایش غربِ مسیحی» نوشته پتر براون مورخ ایرلندی ـ آمریکایی؛ «تاریخ زنان در اروپا» نوشته گیزلا بوک محقق آلمانی و بالاخره كتاب پیش روی را همراه با شرح و توضیحات به فارسی برگردانده است. به دلیل خاصیت دشوار منابع تاریخی به ویژه تواریخ اروپایی، مترجم ایرانی به منظور تدقیق در کار، سعی کرده از متون توأمان آلمانی و انگلیسی برای ترجمه استفاده کند. بازرگانی‌گیلانی مصمم است در آینده به تدریج آثار دیگری از این گروه را ترجمه کند و به غنای منابع جدید تاریخی و اجتماعی پیرامون اروپا و باختر زمین در ایران كه متأسفانه در مقایسه با موضوعات دیگر تا حدودی نازل و اندك است، مدد رساند و توجه محققان کشور را به آثار این گروه علمی معتبر اروپایی که البته تاکنون توجه چندانی هم به آن نشده، جلب کند. کتاب «تاریخ تکوین و توسعه حقوق و قانون در اروپا» نوشته پائولو گروسی با ترجمه و شرحِ بهاءالدین بازرگانی گیلانی به زودی منتشر می‌شود و در اختیار علاقه‌مندان و پژوهندگان مباحث تاریخی قرار می‌گیرد. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 05:06:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282826/متاسفانه-مجموعه-احداث-اروپا-مورد-توجه-تاریخ-پژوهان-نیست ​بازنشر «سرزمین سوخته» پس از ۱۳ سال/چرا سیستان سرسبز سوخت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282970/بازنشر-سرزمین-سوخته-۱۳-سال-چرا-سیستان-سرسبز-سوخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات گام نو چاپ دوم کتاب «سرزمین سوخته: دیپلماسی بریتانیا در سیستان» نوشته رضا رییس طوسی را با شمارگان ۷۰۰ نسخه، ۳۶۴ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۸۵ با شمارگان هزار نسخه و بهای چهار هزار تومان منتشر شده بود. سیستان چه بود و چه شد؟ استان سیستان و بلوچستان موطن دو قوم مهم سیستانی و بلوچ در تاریخ تمدن ایران است. همچنین این سرزمین یادآور کهن‌ترین تمدن‌های جهان (شهر سوخته) است. در منابع کهن از این سرزمین با عناوینی چون موطن جنگاروان و خردمندان و رادمردان یاد شده است. شاهد مثال این مدعا ابیاتی از شاهنامه فردوسی به این شرح است: «ز کوه و ز هامون بخوانم سپاه / سوی باختر برگشایم راه» و «از ایران و از زابل و نیمروز / همان کاردانان گیتی فروز». این ابیات البته مرزهای گسترده استان سیستان و بلوچستان در گذشته را نیز نشان می‌دهد. همچنین در این متون از سیستان به عنوان انبار غله آسیا یاد شده است، این مساله از رونق کشاورزی و اشتغال بیشتر مردمان این دیار به این حرفه حکایت می‌کند. بنابراین بخش سیستان این سرزمین از نظر تاریخی یکی از کهن‌ترین سرزمین‌های ایران و جهان است. وجود آب هیرمند و دریاچه هامون باعث سرسبزی و رونق کشاورزی و تولید در این سرزمین بود. اما وجود رخدادهایی در تاریخ معاصر باعث خشکسالی و نابودی آن شد. پس از حکمیت گلداسمیت در منازعه میان ایران ناصرالدین شاهی و انگلستان، مرزهای استان سیستان و بلوچستان محدود شد و به دلیل قرار گرفتن سرچشمه رود «هیرمند» در داخل خاک کشوری جدید به نام افغانستان، نظام آبیاری سنتی در این استان از بین رفت. از آن تاریخ تاکنون حکومت‌های وقت ایران نتوانسته‌اند از طرق دیپلماتیک حق این استان [و البته کل ایران] را از آب هیرمند دریافت کنند و رفته‌رفته این استان به خشکسالی شدید دچار شد. دریاچه هامون یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شیرین در جهان، که زمانی غذای بسیاری از مردم را تأمین کرد و همه چیز استان به آن وابسته بود، خشک شد و اکنون فقط گرد و غبار و شن‌های کف آن نوازشی به چشم‌های اهالی می‌دهد. پس از تسلط طالبان بر افغانستان، بیشترین کشتزارها و مزارع این کشور که با آب هیرمند و سرچشمه‌هایش مشروب می‌شوند، به زیر کشت خشخاش رفت. صادرات تریاک و دیگر مواد افیونی به حدی سودآور شد که ایالت متحد آمریکا نتوانست از آن چشم‌پوشی کند. اکنون نیز با وجود دولت مردمی در افغانستان و حضور نیروهای بین‌المللی، کشت خشخاش به مقیاسی وسیع‌تر از دوران طالبان در این کشور انجام می‌شود. نخستین مرز زمینی برای صادرات این خشخاش و مواد افیونی حاصل از آن قطعاً مرز استان سیستان و بلوچستان ایران است. سادگی است اگر تأثیر این ترانزیت مواد مخدر بر اهالی استان سیستان و بلوچستان را ناچیز بدانیم. اکنون کشاورزان استان که حرفه‌ و پیشه‌ای جز آن نداشته و ندارند برای کسب روزی خود به چه کارهایی می‌پردازند؟ همین نکته باعث شده تا در میان اهالی این سرزمین که در دوران‌های گذشته اعتیاد رواجی نداشت، اکنون به یک معضل اجتماعی بزرگ بدل شود. دیپلماسی سرزمین سوخته کتاب «سرزمین سوخته: دیپلماسی بریتانیا در سیستان» تحقیقی است متکی بر اسناد و منابع تاریخی درباره‌ رویدادها، شرایط، قراردادها و روندهایی که در دوره‌ قاجار از سوی انگلیسی‌ها اعمال و به جدایی بخش عمده‌ سیستان از ایران و الحاق آن به افغانستان امروزی شد. دوره‌ تحت بررسی تقریبا سه دهه‌ پایانی قرن نوزدهم است یعنی، از ۱۸۷۲ که گلد اسمیت، مامور تعیین حدود دو طرف، حکمیت خود را صادر کرد و سپس، مک ماهون آن را ادامه داد، تا سال‌های ۷-۱۹۰۶ که حدود مرزها شکل قطعی و نهایی به خود گرفت. این دوره‌ زمانی هم‌زمان با سلطنت ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی‌شاه قاجار است. رییس طوسی کتاب را در هفت فصل سامان داده است. فصل اول با توصیفی از موقعیت جغرافیایی، وضعیت کشاورزی و زمین‌های حاصلخیز سیستان آغاز می‌شود، سپس به رقابت‌های بین‌المللی روسیه وانگلستان در عصر استعمار و تلاش‌های انگلستان برای ایجاد منطقه حایل میان هند و روسیه اشاره می‌شود که منجر به نفوذ انگلستان در نواحی شرقی ایران شد. نویسنده در ادامه اقدامات ماموران انگلیسی و نمایندگان دولت ایران، همچنین حکام و سرداران محلی را از نخستین توافقات و تعیین حدود تا پایان کار گلد اسمیت، بازگو می‌کند. در فصل دوم، مرحله‌ تجزیه‌ سیستان و محروم کردن این بخش ایران از آب کافی بررسی می‌شود. در این فصل نیز نخست زمینه‌های بین‌المللی رقابت روسیه و انگلستان در اواخر قرن نوزدهم بیان می‌شود، آن‌گاه اقداماتی که منجر به اختلاف مرزی ایران و افغانستان شد و ریشه در حکمیت گلداسمیت داشت و در پی آن میانجیگری دولت بریتانیا بر اساس قرارداد پاریس و اعزام هیات مک‌ماهون در سال ۱۹۰۳ برای تعیین قطعی مرزها بازگو می‌شود. نویسنده در فصل سوم از نقش موثر حشمت الملک امیر وقت قائن، در پیش‌برد اهداف انگلیسی‌ها در سیستان سخن به میان می‌آورد. در این فصل همچنین ابعاد و چگونگی شورش مردم سیستان علیه انگلیسی‌ها در سال ۱۹۰۲ تشریح می‌شود. فصل چهارم به نقش دو کارگزار دیگر ایرانی، میرزا عبدالحمیدخان غفاری (یمین نظام)، (کمیسر ایران و سرحد دار سیستان) و میرزا موسی خان (نایب الوزاره)، کارگزار وزارت امور خارجه در سیستان، که اولی طرفدار انگلستان و دومی مخالف سیاست‌های انگلستان در سیستان بودند، هم‌چنین فشارهای انگلستان به دولت ایران برای عزل موسی‌خان و ابقای عبدالحمید خان اختصاص دارد. در این فصل علاوه بر این، چگونگی تعیین و نتایج تقسیم آب سیستان توسط مک‌ماهون تشریح می‌شود. در فصل پنجم وضعیت کشاورزی و دامداری سیستان در سال ۱۸۷۲، هنگام تجزیه‌ سیستان، با سه دهه‌ بعد که تقسیم آب به زیان ایران صورت گرفت مقایسه می‌شود. نویسنده معتقد است تجزیه‌ سیستان با شرایطی که انگلستان تحمیل کرد موجب تخریب کشاورزی و کاهش دامداری و شیوع طاعون، قحطی و شورش، و در نهایت تخریب سیستان ایران شد. فصل ششم مرور کوتاهی بر رقابت‌های استعماری دولت‌های روسیه وانگلستان و آلمان در قرن نوزدهم میلادی در ایران و امتیازات و قراردادهایی که در این راستا منعقد شد. در آخرین فصل، مساله‌ تقسیم آب سیستان و قرارها و اقدامات انجام شده در این زمینه در دوره‌ رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی تا سال ۱۳۵۱ به اختصار پی‌گیری می‌شود. متاسفانه پس از جریان خشکسالی گسترده در استان سیستان و بلوچستان دولت‌ها در ایران از دولت هویدا گرفته تاکنون نسبت به این استان توجه چندانی نداشته‌اند. در خاطرات امیراسدالله علم بارها به اقدامات نابخردانه دولت هویدا اشاره شده. علم چون خود مدتی فرماندار سیستان بود و زمین‌های زراعی داشت بارها در خاطراتش اعلام نوشته است که برنامه‌ای که دولت هویدا در پیش گرفته باعث خشکسالی و نابودی همه زیرساخت‌ها در سیستان دهه‌های بعدی می‌شود. حتی علم به این نکته اشاره می‌کند که دولت هویدا اعلام کرده که سیستان و بلوچستان به لحاظ اقتصادی درآمدی برای ایران ندارند بنابراین مهم هم نیستند که دولت برای آنها پول خرج کند. مخاطبان می‌توانند برای پیگیری بیشتر بحث قراردادهای تقسیم آب میان ایران و افغانستان در دوران پهلوی اول به یادداشت‌های امیراسدالله علم مراجعه کنند. به طور کل تالیف و انتشار پژوهش‌هایی چون «سرزمین سوخته: دیپلماسی بریتانیا در سیستان» بسیار کارآیی دارد و مسئولان ایرانی اگر دغدغه بهبودی وضعیت این استان و ساکنان آن را که اکنون در فقر شدید هستند، دارند، باید به چنین منابعی مراجعه کنند. چرا که دست یافتن به راه حلی برای حل مشکلات این استان باید ابتدا رجوع به تاریخ کرد و نسبت به وضعیت یک آگاهی تاریخی یافت. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 05:01:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282970/بازنشر-سرزمین-سوخته-۱۳-سال-چرا-سیستان-سرسبز-سوخت ​نکوداشت سید محمد هاشمی، معلم حقوق عمومی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282915/نکوداشت-سید-محمد-هاشمی-معلم-حقوق-عمومی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن علمی حقوق اساسی ایران در نشستی به مفاخر حقوق ایران می‌پردازد. نکوداشت معلم سترگ حقوق عمومی سید محمد هاشمی همراه با رونمایی از کتاب «حقوق عمومی»(تنظیم قدرت تا تضمین حق‌ها) و اجرای موسیقی گروه برسان (حسام آرین) برگزار می‌شود. در این نشست نکته‌ها و ناگفته‌های از سید حسین صفائی، گودرز افتخار جهرمی، ابراهیم بیگ‌زاده، لعیا جنیدی، محمدجواد ارسطا، مجتبی واعظی، علی‌اکبر گرجی ازندریانی، مسلم آقائی‌طوق، محمد جلالی و مهدی مهدوی‌زاهد بیان می‌شود. این نشست سه‌شنبه 21 آبان‌ماه ساعت 17 و 30 دقیقه در سالن فردوسی خانه اندیشمندان به نشانی خیابان استاد نجات‌اللهی‌(ویلا)، نبش خیابان ورشو برگزار می‌شود.   ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 04:56:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282915/نکوداشت-سید-محمد-هاشمی-معلم-حقوق-عمومی ​آیین نکوداشت کیانوش هاشمیان در خانه اندیشمندان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282864/آیین-نکوداشت-کیانوش-هاشمیان-خانه-اندیشمندان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه روان‌شناسی و علوم تربیتی خانه اندیشمندان علوم انسانی آیین نکوداشت کیانوش هاشمیان را به پاس نیم قرن تلاش بر بام بلند فرهیختگی برگزار می‌کند. كيانوش هاشميان، متولد سال۱۳۲۲ در تهران است. وی ليسانس روانشناسى را از دانشگاه ايالتى سنفرانسيسكو و فوق ليسانس روانشناسى را از همان دانشگاه دریافت کرده است. سپس دكترا را در رشته روانشناسى در دانشگاه فلوريدا گذرانده است. وی كتاب‌های بسیاری را تالیف و ترجمه کرده که می‌توان به سنجش استعداد، مبانى روانپزشكى آكسفورد (ترجمه)، روانشناسى سلامت و... اشاره کرد. وی در همايش چهره‌هاى ماندگار به عنوان منتخب برگزیده شده است. این نشست سه‌شنبه 5 آذرماه 1398 ساعت 16 در سالن فردوسی خانه اندیشمندان به نشانی خیابان استاد نجات‌اللهی(ویلا)، نبش خیابان ورشو برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 09 Nov 2019 04:55:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282864/آیین-نکوداشت-کیانوش-هاشمیان-خانه-اندیشمندان انسانیت مدرن؛ بازیچه فرآیندهای بی‌نام زیستن http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282787/انسانیت-مدرن-بازیچه-فرآیندهای-بی-نام-زیستن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیونگ چول هن در کتاب «جامعه فرسودگی» از این می‌گوید که ما در دوران آزگار تصمیم‌ناپذیری میان اصول متناقض اجتماعی به سر می‌کنیم و بنابراین به صورت چندگانه‌ای با دوگانگی این جهان روبروییم.  در بخشی از پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «شکی نیست که هیچ‌کس رژیم سگ‌دوزنی رایج را جز سیستمی بیمارگونه نمی‌بیند. از دید هن واقعیت هم همین است که نمی‌شود جان کندن یک رژیم را دستاوردی داشت، بی‌آنکه چیزی از دستاوردهای آن را هم داشت. نمی‌شود در مسابقه دستاوردی شرکت کرد، تازه بی‌حساب و کتابی فساد و تزویر هم بر آن افزود و در پایان چیزی جز دستان خالی نداشت.» نویسنده تشریح می‌کند که دستور پخت این رژیم حیات عریان نیست، بلکه یک رژیم حیات نیم‌بند و زخمی است، البته اگر بتوان حتی به آن رژیم گفت. در نگاه هن آنچه ما لازم داریم نه وضع مسلط است و نه یک رژیم فراغت؛ بلکه یک رژیم کشندگی نوین است. کشندگی و کوشایی بیشتر، و گره زدن سخت‌تر دستاورد به کوشش در یک رژیم تاریخی منسجم. علی فردوسی مترجم کتاب در مقدمه اشاره می‌کند که در تصویرسازی کلی هن از جهان معاصر و امروز دیگر حتی تمایزی بین پرولتاریا و بورژوازی برقرار نیست. چراکه انبوه به‌جان‌آمدگانی که خانه‌کوچ و آواره شده‌اند و بر مرزهای شمالی فشار می‌آورند قربانیانی هستند که تدوین‌شان در تعبیر «هم خدایگان و هم بنده» در یک شخص به نظر نه درست می‌رسد و نه آن بدتر نه منصفانه. بنا به تعریف نویسنده جامعه دستاوردی همان جامعه‌ای است که بخش شمالی جهان را زیر لوای خود به فرسودگی و افسردگی می‌کشد و بخش بزرگ‌تری از جهان یعنی بخش جنوی آن را طرد می‌کند. چنانچه ماشینی ضایعات یا کارخانه‌ای تفاله‌های خود را. یعنی اساسا جامعه فرسودگی به آن معنایی که هن در ذهن دارد؛ با جامعه مطرودان معاصر است و هم‌پوشانی دارد. جامعه‌ای دستخوش تشویش و دلهره‌ای بدوی‌تر از حتی آنچه در انقلاب صنعتی وعده داده شده بود. وضعیتی تحت عنوان «Burn out» یا از پا درآمدن به دنبال کار زیاد یا استرس فراوان می‌تواند یک وضعیت روان‌شناختی یا حتی پزشکی پیوسته به افسردگی باشد. به قول تارنمای کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا یک شیوه زندگی پر از استرس مردم را تحت چنان فشاری می‌گذارد که حس می‌کنند رمقی در آنان نمانده، تهی شده‌اند، سوختشان ته کشیده و قادر به کنار آمدن با جهان نیستند. سخن هن این است که جامعه معاصر به خاطر زوال دیگری و تبدیل شدن فرد به غایت خودش مجموعه‌ای است از افراد از پا افتاده یا به بیان دیگر مجموعه‌ای از افرادی که خودشان بیزینس خودشان شده‌اند. جامعه افرادی که دیگر جایی برای فراغت به معنای اخص آن ندارند. او در بخشی از کتاب به نام «فراسوی جامعه انضباطی» نیز از این حرف می‌زند که جامعه امروز دیگر جهان انضباطی فوکویی بیمارستان‌ها، تیمارستان‌ها، زندان‌ها، پادگان‌ها و کارخانه‌ها نیست و دیرگاهی است که رژیمی دیگر جای آن را گرفته است؛ یعنی رژیم استودیوهای بدن‌سازی، برج‌های اداری، بانک‌ها، فرودگاه‌ها، مجموعه‌های تجاری و آزمایشگاه‌های ژنتیک. نویسنده در همین راستا می‌نویسد: «جامعه سده بیست‌ویکم دیگر یک جامعه انضباطی نیست، بلکه جامعه‌ای دستاوردی است. جامعه‌ای که افراد آن دیگر سوژه‌های اطاعتی نیستند بلکه سوژه‌های دستاوردی‌اند. آن‌ها کارفرمایان خویش‌اند. دیوارهای نهادهای انضباطی که به‌هنجار را از نابه‌هنجار جدا می‌کنند، دیگر کهنه به‌نظر می‌رسند و مفهوم جامعه کنترل دیگر پاسخگوی توضیح و شرح آنچه با آن روبرو هستیم نیست.» در این جامعه فرسودگی یا Burn out society مد نظر نویسنده؛ آزادی و اجبار به نوعی بر هم منطبق شده‌اند؛ یعنی سوژه دستاوردی خودش را به آزادی اجباری یا مجبوری اختیار بیشینه‌سازی دستاورد می‌سپارد. اینجا دیگر نمی‌توان مرتکب به استثمار و قربانی استثمار را از هم تفکیک کرد. چنین خودارجاعی‌ای آزادی متناقضی تولید می‌کند که به سبب خانه‌کردن ساختارهای اجباری در آن به ناگاه به خشونت تبدیل می‌شود. کج‌خلقی‌های جامعه دستاوردی تبلور چنین آزادی متناقضی هستند.  هن حتی معتقد است، توسعه‌های اجتماعی اخیر و تغییر ساختاری هشیاری که بیشتر و بیشتر به گوش‌بزنگی جانوری و حیات‌وحشی شبیه می‌شود باعث شده حتی قلدربازی‌ها بعدی پندمیک به خود بگیرند. یعنی زندگی به عنوان عضوی از یک جماعت جای خود خود را به دغدغه بقا داده است. نویسنده در شرح اهمیت ملال ژرف نیز با اشاره به این گفته والتر بنیامین که ملال ژرف را «آن مرغ رویایی می‌داند که تخم‌های تجربه را به بار می‌آورد» تاکید می‌کند که اگر خواب نقطه اوج استراحت بدنی است، آنگاه ملال ژرف نقطه اوج استراحت ذهنی است. یک سگ‌دو زدن خالی هیچ چیز نویی تولید و خلق نمی‌کند. هن همچنین با به نقد کشیدن نظریه هانا آرنت درباره جامعه فعلگی بودن جامعه مدرن؛ توصیف او از حیوان کار مدرن که در جامعه مدرن به عنوان یک جامعه فعلگی به حیوان کار یا به ستوری بارکس فرومی‌کاسته شده و امکان هر کنشی را از او سلب شده است؛ را با آنچه در جامعه دستاوردی می‌بینیم همخوان نمی‌بیند. در تعریف او حیوان کار مدرن متاخر دست از فردانیت یا اگوی خویش نمی‌کشد تا از طریق کاری که انجام می‌دهد، با فرآیندهای بی‌نام زندگی نوعی یکی شود، بلکه در جامعه دستاوردی و بیزینسی به فردانیت دامن زده می‌شود. حیوان کار مدرن متاخر مجهز به اگویی است که چیزی نمانده بترکد و هرچیزی هست جز منفعل یا هرچیزی است جز نوع جانوری. او هایپرکنشگر و هایپرنوروتیک است. یعنی انسانیت مدرن بازیچه فرآیندهای بی‌نام زیستن است.    کتاب «جامعه فرسودگی» نوشته بیونک چوا هن با ترجمه علی فردوسی در ۹۸ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۱۸۰۰۰ تومان از سوی انتشارات پایان منتشر شده است.  ]]> علوم انسانی Fri, 08 Nov 2019 10:22:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282787/انسانیت-مدرن-بازیچه-فرآیندهای-بی-نام-زیستن هدفگذاری ما تدوین سندهایی برای یاری‌رسانی به سیاستگذاران است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282777/هدفگذاری-تدوین-سندهایی-یاری-رسانی-سیاستگذاران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: حسین میرزایی رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم که همزمان یکی از اساتید به نام حوزه علوم اجتماعی و یکی از مدیران با سابقه در حوزه آموزش عالی است، در این گفت‌وگو مروری بر فعالیت‌های این پژوهشکده در حوزه نشر داشته است. او همچنین به گام‌های تازه‌ای که در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی علم و فناوری برداشته شده و نیز تدوین سندهای راهبردی از دل کتاب‌ها و پژوهش‌های این نهاد برای ارائه به سیاستگذاران پرداخته است. این گفت‌وگو می‌تواند چشم‌انداز آینده فعالیت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم را تا حدودی شفاف کند.   یکی از وجوه فعالیتی پژوهشکده که شاید بیش از دیگر بخش‎ها نمود دارد، فعالیت انتشاراتی آن است. در این حوزه بر چه مبنایی عمل می‌کنید و کمیت و کیفیت فعالیتتان در سال‌های اخیر چگونه بوده است؟ حوزه کار ما مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی است و به‌طور مشخص در چند سال اخیر هم در همین حوزه فعالیت کرده‌ایم. البته کم کم در حال ورود به مقوله مطالعات فرهنگی و اجتماعی علم و فناوری هم می‌شویم. از مجموعه فعالیت‌هایی که ما در حوزه انتشارات در پژوهشکده انجام داده‌ایم می‌شود به مجموعه کتاب‌های «تاملات صاحب‌نظران ایرانی در حوزه آموزش عالی » اشاره کرد که مجموعه‌ای جدی است و دغدغه ما در آن این بوده که دیدگاه‌های متفکران ایرانی، کسانی که صاحب نظر هستند و کسانی که هم صاحب نظر هستند و هم صاحب تجربه، گردآوری شود تا بعد بتوانیم به سمت تاملی در این دیدگاه‌ها حرکت کنیم. تاکنون 26 مجلد از این مجموعه منتشر شده است. معتقدیم تدوین چنین مجموعه‌ای و کنار هم قرار گرفتن دیدگاه‌های این صاحب‌نظران امکانی بی‌بدیل برای پژوهش در این باب قرار می‌دهد که آیا می‌توان از دل دیدگاه‌های صاحب‌نظران ایرانی یک نظریه آموزش عالی بیرون کشید؟ قصد ما از تدوین این مجموعه احصای بضاعت اندیشه‌ورزی ایرانی در حوزه آموزش عالی بود. رویکردهای مختلف در سنوات مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا بتوانیم فرصتی برای جمع‌بندی و پژوهش در این رویکردها فراهم کنیم.   یکی دیگر از مجموعه‌ آثاری که در پژوهشکده در حال تدوین است به پیمایش‌هایی که در حوزه آموزش عالی صورت گرفته می‌پردازد. این مجموعه با چه هدف و رویکردی تدوین می‌شود؟ ما در پژوهشکده در قالب پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان کشور و پیمایش‌های دیگری از این دست، مجموعه‌ای از فعالیت‌های پیمایشی و آماری را داشته‌ایم و علاوه بر آن طرح‌های پیمایشی ملی دیگری نیز مانند پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی ایرانیان یا طرح ملی سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، برشی دانشجویی داشتند که به نظر می‌رسید تدوین و انتشار آنها در قالب یک مجموعه کتاب امکان مناسبی برای پژوهشگران حوزه آموزش عالی فراهم می‌سازد تا دسترسی ساده‌تری به مواد خام تحقیق داشته باشند. این مجموعه به پیمایش‌های تازه هم محدود نیست و از دهه‌های گذشته آثاری که در این حوزه موجود بوده را در بر می‌گیرد.   به جز این دو مجموعه، چه فعالیت‌های دیگری در حوزه انتشار کتاب داشته‌اید؟ یکی دیگر از مجموعه‌های ما مقوله دانشگاه در بستر محلی را در بر می‌گیرد. این مجموعه آثار و کتاب‌های اندیشمندانی را در برمی‌گیرد که در دانشگاه‌های مختلف در استان‌های کشور مشغول به تحقیقی و تدریس هستند. علاوه بر این مجموعه‌ها، کارهای تالیفی‌ای که شبکه همکاران ما در پژوهشکده به رشته تحریر درآورده‌اند و یا ترجمه آثاری که در حوزه دانشگاه‌پژوهی و آنچه در حوزه علم و فناوری‌پژوهی تالیف شده در دستور کار ماست.   آنچه که مشخص است ساخت پژوهش و انتشار آثار در مجموعه شما بر مبنای تعریف پروژه‌های مختلف صورت می‌گیرد. روند تعریف این پروژه‌ها چگونه است؟ بخشی از این پروژه‌ها را ما در داخل پژوهشکده تعریف کرده‌ایم و از آنها حمایت می‌کنیم. پروژه‌هایی که در پژوهشکده تعریف می‌شوند دو دسته هستند؛ تعدادی از این پروژه‌ها را اعضای هیئت علمی پژوهشکده پیشنهاد می‌دهند و بر مبنای عرفی که در ساختارهای پژوهشی وجود دارد سالیانه آنها را انجام می‌دهند و در خروجی برخی از این پروژه‌ها به صورت کتاب نیز منتشر می‌شود. بخش دیگری از این پروژه‌ها هم پژوهش‌هایی است که به سفارش دانشگاه‌های دیگر توسط پژوهشکده انجام می‌شود که البته تعداد آنها خیلی زیاد نیست و در حال حاضر محدودتر هم شده است. بخش دیگری از پروژه‌های ما نیز به صورت برون‌سپاری انجام می‌شود. یعنی اعضای هیئت علمی‌ دانشگاه‌های کشور آنها را انجام می‌دهند. غیر از این، پژوهشکده یک دستگاه مجری هم محسوب می‌شود و از باب ارتباطی که بین دانشگاه و صنعت، دانشگاه و جامعه و... باید وجود داشته باشد، اعضای هیئت علمی ما به نیازهای دستگاه‌های اجرایی پاسخ می‌دهند. دستگاه‌هایی اعم از وزارت صنعت، شهرداری و... پروژه‌های مختلفی به ما سپرده‌اند که به ثمر رسیده و نتایج آن نیز در صورت لزوم منتشر شده است.   شما کتاب‌هایی را که در درون پروژه‌ها و مجموعه‌هایتان نگنجد هم منتشر می‌کنید؟ بله. ما آثاری که لزوماً سفارش خودمان نیست و حاصل یک پژوهش چندساله مستقل و منفرد یک استاد یا یک محقق است و یا ترجمه‌های آثاری که در ساختار کاری ما می‌گنجد منتشر می‌کنیم. این آثار در شورای نشر بررسی می‌شود و آثار قابل عرضه منتشر می‌شوند.   هر پروژه چشم‌اندازهای میان‌مدت و بلندمدتی دارد، به‌عنوان نمونه شما برای پروژه نگاه صاحب‌نظران چه چشم‌اندازی را مدنظر قرار داده‌اید؟ این پروژه در حال حاضر در چه مرحله‌ای به سر می‌برد؟ دغدغه ما در مجموعه نگاه صاحب‌نظران گردآوری ایده‌ها و حرف‎های اساسی در زمینه آموزش عالی در کشور بود. در این زمینه توفیق نسبی هم داشته‌ایم. البته این پروژه هنوز به پایان نرسیده و ما هنوز هم اگر صاحب‌نظری را کشف کنیم که سخنی برای عرضه دارد، برای تدوین و انتشار دیدگاه‌های او وارد مذاکره می‌شویم. کسانی هم بوده‌اند که تا کنون راضی به حضور در این پروژه نشده‌اند و ما همچنان مشغول مذاکره با آنها هستیم تا دیدگاه‌هاشان را تدوین و منتشر کنیم. ما دستیاری در اختیار این صاحب‌نظران قرار می‌دهیم تا ایده‌هاشان را تدوین و تالیف کنیم. دغدغه ما ثبت و ضبط این دیدگاه‌هاست.   این پروژه چیزی شبیه به تاریخ شفاهی است؟ بخشی از آن تاریخ شفاهی است و بخش دیگری از آن مستندسازی است. جمع‌بندی ایده‌هاست. فردی سال‌ها وزیر علوم بوده و صاحب‌نظر حوزه آموزش عالی محسوب می‌شود ولی هیچ وقت این فرصت فراهم نیامده که ایده‌های خود را به صورت مدون و نظام‌مند و دسته‌بندی شده ارائه دهد.   فارغ از انتشار این دیدگاه‌ها به صورت کتاب چه بهره دیگری از آنها می‌برید؟ از اساس انتشار به صورت کتاب بخش فرعی این پروژه است. فاز اول پروژه انتشار دیدگاه‌ها به صورت کتاب است و خود موضوع انتشار کتاب هم به ذات برای ما اصالت دارد و من نمی‌خواهم ارزش کتاب را تخفیف بدهم اما هدفگذاری ما این است که از هر یک از این کتاب‌ها یک سند راهبردی بیرون بیاوریم که به دستگاه سیاستگذاری کمک کند. آن وقت احساس می‌کنیم در این پروژه موفقیت داشته‌ایم.   تا کنون سند راهبردی‌ای از دل این دیدگاه‌ها بیرون آمده؟ کمابیش. ما هنوز در مرحله آغاز هستیم و در حال گردآوری دیدگاه‌ها هستیم. در هر صورت به نظر می‌آید به لطف خدا و کمک همکاران، پژوهشکده به عنوان مجموعه‌ای که به صورت متمرکز مشغول به کار در حوزه مطالعات آموزش عالی و علم و فناوری است و خودش را از حوزه‌های دیگر پیرایش کرده است، در حال پیدا کردن جایگاه خود هستیم ولی تاکید من این است که ما از این منظر که بتوانیم در حوزه سیاستگذاری نقش مهمی ایفا کنیم هنوز در آغاز راه هستیم. ما به‌طور مشخص در چهار سال گذشته حدود 200 عنوان کتاب منتشر کرده‌ایم که بیش از نیمی از آنها تالیفی هستند ولی گام استخراج سیاست‌ها از دل این آثار و تدوین سندهای راهبردی گامی است که معاونت پژوهشی در مجموعه ما در حال انجام آن است و هنوز در مراحل آغازین به سر می‌برد. انتظاری هم که من از ابتدا از معاونت پژوهشی داشته‌ام این بوده است که مستقل از حوزه انتشارات که زیرمجموعه معاونت پژوهشی است، بتواند در همین حوزه ارائه سندهای سیاستی فعال شود. البته این کار سختی است و ما در این حوزه در آغاز راه هستیم.   یکی از حوزه‌های دیگری که به نظر می‌رسد در حال آغاز فعالیت در آن هستید، مقوله مطالعات علم و فناوری است که تاکید بسیاری هم در همین گفت‌وگو درباره آغاز فعالیت پژوهشکده در این حوزه داشتید. در این مسیر چه گام‌هایی را برداشته‌اید و چه چشم‌اندازی دارید؟ اولین کاری که سعی کردیم در این حوزه انجام دهیم این بود که استقلالی به حوزه مطالعات علم و مطالعات فناوری از منظر فرهنگی و اجتماعی بدهیم و این موضوع را در ذیل گروه‌های دیگری که در پژوهشکده وجود دارند نگنجانیم تا مبحث از بین نرود. به همین دلیل با موافقت هیئت امنا به ساختارسازی برای این مقوله در پژوهشکده پرداختیم. اگر این مبحث را ذیل ساختارهای موجود تعریف می‌کردیم احتمال اینکه موضوع در بین مباحث مختلف گم شود و قابلیت ارزیابی پیدا نکند بسیار بود. بر همین مبنا گروه پژوهشی مطالعات علم و فناوری را تاسیس کردیم و در فراخوان‌های جدیدمان برای جذب هیئت علمی هم در بهمن 97 و هم شهریور 98 این گروه پژوهشی را هم مدنظر قرار دادیم و سعی می‌کنیم با جذب هیئت علمی حداکثر تا پایان سال گروه را فعال کنیم. در حوزه ارتباطات فضای مجازی نیز این گروه را خیلی جدی گرفته‌ایم. به عبارتی گام‌های محکمی در زمینه ساختارسازی برداشته‌ایم ولی بخش دیگری از فعالیت این گروه به مقوله سفارش کار برمی‌گردد. واقع قضیه این است که در حال حاضر سفارش پژوهش در حوزه علم و فناوری برای ما نسبت به سفارش پژوهش در حوزه آموزش عالی اولویت دارد. به نظر می‌رسد تا حدودی در زمینه مطالعات آموزش عالی به مرحله نیمه‌اشباع رسیده‌ایم. یعنی احساس می‌کنیم در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی قدم‌هایی برداشته‌ایم که اگر این حوزه احیاناً با مکث مواجه شود یا با شیب کمتری دنبال شود با خسران چندانی مواجه نمی‌شویم. آنچه اکنون لازم است، شیب تند تحقیقات در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی علم و فناوری است. مطالعات در باب انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی و... در حوزه علم و فناوری. تا چه حد از فعالیت پژوهشکده راضی هستید؟ شاید من فرد مناسبی برای پاسخ به این سوال نباشم. اما آنچه می‌توانم بگویم این است که ما تلاش کرده‌ایم بدیهیات عقلی را رعایت کنیم. کاروِیژه ما مطالعات فرهنگی و اجتماعی در حوزه آموزش عالی و علم و فناوری است و در این زمینه تلاشمان این بوده که توفیقی نسبی داشته باشیم که امیدوارم این امر محقق شده باشد.   ]]> علوم انسانی Fri, 08 Nov 2019 05:08:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282777/هدفگذاری-تدوین-سندهایی-یاری-رسانی-سیاستگذاران پیوند هنر و ادبیات در دل تاریخ سلجوقیان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282784/پیوند-هنر-ادبیات-دل-تاریخ-سلجوقیان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «نگاره‌های عیّار» نوشته سید عبدالمجید شریف‌زاده پس از پرداختن به تاریخ سلجوقیان و نگارگری در آن دوره، به بررسی ساختاری رمان «سمک عیار» پرداخته است و در پایان آن نگاره‌های به‌كاررفته در آن رمان، تحلیل می‌شود.   چنانچه تفکر را اساس فرهنگ و فرهنگ را بنیان تمامی دست‌آوردهای بشری اعم از ادبیات، هنر، علم و تمدن بدانیم، نمی‌توانیم منکر ارتباط مستقیم عناصر مذکور با یکدیگر باشیم. به عبارت بهتر هرگز نمی‌توان تصور کرد که بدون ادبیات غنی، هنری فاخر و جهان‌شمول پا به منصه ظهور بگذارد. از همین‌روی معمولاً اعصار درخشان ادبی با دوره‌های درخشان هنری قرین است و برهه‌های تهی از خلاقیت ادبا، برهوت هنرهای اصیل را در پی داشته است.   به اعتقاد شریف‌زاده: «افزون بر ارتباط مستقیم فرهنگی که میان دواوین ادبی با ابداعات هنری برقرار است، نوعی تعامل مستقیم نیز میان این دو جریان دارد که نوعی هم‌افزایی محسوب می‌شود. مصورکردن نسخ ادبی اعم از منظوم و منثور، کتاب‌آرایان را ناچار کرده بود حتی در حد بضاعت خود تتبع ادبی نموده و از این طریق بر فرهیختگی خود بیفزایند. تعدادی از فحول این عرصه نیز خود صاحب‌نظر و از اعاظم ادبیات محسوب می‌شوند. سخنوران و شعرا نیز به نوبه خود با تورق و تأمل در اوراق مصور و مذهّب نسخ نفیس، بیش از پیش به صیقل روح و طراوت طبع خود می‌پرداختند و از این رهگذر بر توان ادبی خود می‌افزودند.»   نویسنده در این کتاب به بررسی نسخ داستان سمک عیّار باقی مانده از دوران سلجوقی پرداخته است. به اعتقاد او داستان سمک عیار و نسخه‌ای که به منظور روایت آن پدید آمده، نمونه‌ای درخور در خصوص همراهی میان هنر و ادبیات به شمار می‌‎رود. کارویژه این کتاب و جذابیت و تمایز آن، بررسی این همراهی در بستر تاریخ است. به عبارتی تاریخ، هنر و ادبیات سه ضلع مثلثی هستند که این کتاب را شکل می‌دهد.   تمرکز نویسنده بر نسخه‌ای ارزشمند از داستان سمک عیار قرار داشته است که در موزه بادلیان آکسفورد نگه‌داری می‌شود. نکته حائز اهمیت درباره این نسخه، قدمت آن است که منبعی بی‌بدیل برای نسخه‌پژوهی محسوب می‌شود و بررسی آن می‌تواند به روشن‌شدن برخی از مسائل مکتوم در این عرصه مدد رساند.   اهمیت این نسخه از آنجا مشخص می‌شود که از نگارگری دوره سلجوقی به دلیل ویرانگری‌های بعدی مغولان فقط معدودی از آن باقی است. نگارگری در دوره سلجوقی نظیر قالب‌های دیگر هنری این دوره، شدیداً آرایشی و دارای ویژگی‌هایی شبیه مشخصه‌های نقاشی روی سفالینه‌هاست. برخی از محققان، مکتب بغداد را در حوزه هنر سلجوقی و برخی هنر سلجوقی را در مکتب بغداد معرفی می‌کنند که از آن جمله می‌توان به احمد کمال‌الدین حلی اشاره کرد که آثار مربوط به مکتب بغداد را مربوط به عصر سلجوقی می‌داند.   سمک عیار از داستان‌های بی‌نظیر عیارانه فارسی است که نسخه‌ای از آن مربوط به مکتب سلجوقی است. داستان‌های فارسی مانند ابومسلم نامه، اسکندر نامه و رموز حمزه که گاه عیاران وجود دارند و گاه پای عیاران به میان نمی‌آید و بیشتر اوقات اهمیت و اعتبار کارشان به اندازه شاهزادگان، شاهان و پهلوانان نیست، همچنین قسمت کمتری از داستان به اعمال ایشان اختصاص یافته که در آنها عیاران فقط برای تفریح خواننده و تنوع وارد داستان می‌شوند؛ اما اهمیت و اعتبار سمک عیار بدان حد است که کتاب به نام او نهاده شده است.     نسخه‌ای که در این کتاب، نگاره‌های آن مورد بررسی قرار گرفته، از سمک عیار است که در کتابخانه بادلیان آکسفورد نگه‌داری می‌شود. آنچنان که در مقدمه کتاب آمده است، درباره نگاره‌های نسخه بادلیان، محمد تجویدی یکی از اساتید نگارگری گفته است: «مینیاتورهای برخی از این کتاب‌ها دارای ارزش بسیار است. از جمله باید از یک نسخه کتاب سمک عیار که به کتابخانه بودلیان تعلق دارد نام بریم. متن کتاب به خط یک خوشنویس ایرانی که از ارجان فارس برخاسته نگاشته شده و نقاشی‌های آن نیز به احتمال زیاد کار یک ایرانی است.»   کتاب نگاره‌های عیّار در چهار فصل تدوین شده است. فصل اول آن به معرفی دوره سلجوقی و جایگاه آن در تاریخ ایران می‌پردازد. فصل دوم کتاب بر نگارگری سلجوقی و ویژگی‌های منحصر به فرد آن متمرکز است. فصل سوم کتاب به سمک عیّار و جایگاه آن در حوزه‌های مختلف تاریخ، فرهنگ و ادبیات اختصاص دارد و فصل چهارم کتاب به تحلیل نگاره‌های کتاب سمک عیّار باقی مانده از دوره سلجوقی که در موزه بادلیان نگه‌داری می‌شود پرداخته است.   ویژگی جالب توجه کتاب، علاوه بر سوژه نابی که برای پژوهش انتخاب کرده است، شفافیت و سرراستی پژوهشی آن است. شفافیتی که از همین نوع فصل‌بندی کتاب هم مشخص است.   نشر آریارمانا کتاب «نگاره‌های عیّار» نوشته سید عبدالمجید شریف‌زاده را با تیراژ 500 نسخه، قیمت 25 هزار تومان در 156 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Thu, 07 Nov 2019 07:01:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282784/پیوند-هنر-ادبیات-دل-تاریخ-سلجوقیان فروغی به آموزش الفبا در سال‌های اول ابتدایی اعتقاد نداشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282628/فروغی-آموزش-الفبا-سال-های-اول-ابتدایی-اعتقاد-نداشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: ساختار امروزین نظام تعلیم و تربیت در ایران، برآمده از اندیشه و نگرش متفکرانی است که در بازه زمانی شکل‌گیری سازوکارهای نوین آموزش در ایران، نقش ایده‌پرداز و ترسیم‌کننده خط مشی را ایفا می‌کردند. از میرزا حسن رشدیه که اولین مدرسه نوین در ایران را بنیاد گذاشت تا کسانی چون علی‌اصغر حکمت، عیسی صدیق و محمدعلی فروغی که در دوران پهلوی اول در شکل‌دهی به ساختار نوین تعلیم و تربیت نقش‌های مهمی ایفا کردند.   یکی از پایگاه‌های اشاعه اندیشه‌های این ایده‌پردازان در دوران پهلوی اول، نشریاتی مانند «ایران امروز» و «تعلیم و تربیت» بودند و به‌ویژه نشریه تعلیم و تربیت به عنوان نشریه ارگانی وزارت معارف نقش مهمی در ایجاد بستری برای اندیشه‌ورزی در حوزه تعلیم و تربیت داشت.   اخیراً مهران افشاری برگزیده‌ای از مقالات نشریه تعلیم و تربیت (که مدتی بعدتر آموزش و پروش نام گرفت) را در کتابی با نام «پرورش و تربیت فرزندان ایران» گردآوری و در انتشارات جهان کتاب منتشر کرده است. از جمله مقالاتی که در کتاب افشاری نقل شده، می‌توان به دو مقاله از محمدعلی فروغی با نام‌های «تعلیمات ابتدایی» و «تقلید و ابتکار» اشاره کرد.   فروغی علاوه بر این دو مقاله، در حوزه تعلیم و تربیت مقالات دیگری نیز دارد. جستارهایی مانند «اندرز به آموزگاران» که در خرداد 1315 نشریه تعلیم و تربیت منتشرش کرده یا «تربیت ملی» و «فارسی نویسی» که در نشریه یغما منتشر شده است.   فروغی در جستار تربیت ملی می‌نویسد: «البته اهمیت تنظیم مالیه و تقویت قشون و ترقی اقتصادیات را از نظر نباید دور داشت چه همان‏طور که مادیات به تنهائی برای ارتقای یک ملت کفایت نمی‏‌کند معنویات هم به تنهائی کافی نیست. ولیکن باید دانست که تا ملت تربیت نشود هرچه‏ سعی در ترقی مادیات آن کنند به جایی نمی‌‏رسد و عینا مانند احوال پدرهائی است‏ که برای اولاد خود مال و دولت فراوان به ارث می‏‌گذارند و آنها را تربیت نمی‏‌کنند.»   او اضافه می‌کند: «چه بسیار دیده‌‏ایم که آن اموال را فرزندان ناقابل به اندک ‏زمانی به باد می‌‏دهند ولی اولادی که تربیت شده و قابلیت دارند از پدر هم که ارثی نبرند خودشان تحصیل‏ مال می‏‌کنند و شاهد دیگری که دارم اینست که در زمان جنگ بین الملل چندین‏ ملیون پول از خارجه به ایران آمد و لیکن چون ملت مستعد نبود در ظرف مدت قلیلی‏ آن پول‏‌ها به خارجه برگشت و مطلب قابل انکار نیست و حاجت به بسط کلام ندارد.»   او همچنین در جستار اندرز به آموزگاران، رویکردی متفاوت نسبت به آموزش را پیشنهاد می‌دهد. او در سلسله اندرزهای خود در این یادداشت به آموزگاران چنین پیشنهاداتی را ارائه می‌دهد: «اول اینکه کوشش کنند تا مدرسه برای کودکان زندان و درس برای آنها عذاب نباشد به این معنی که اولاً مدرسه محلی باشد که از جهت بنا و هوا و صفا و ترتیبات صحی دلپسند باشد و سبب دلتنگی و آزردگی خاطر نشود و از خانه و مسکن خود شاگردان بهتر باشد که از ورود به آن شاد شوند.»   او معتقد است که آموزگاران: «در تعلیم و تربیت در مرحله ابتدایی هم مانند مراحل دیگر باید متوجه قوه عقلیه و فکریه شاگردان بیشتر باشند تا پر کردن حافظه آن‌ها. چه بسیار دیده‌ایم کودکانی که مطالب را از حفظ دارند اما نمی‌دانند مثلاً در جغرافیا عبارت کتاب را حفظ کرده طوطی‌وار می‌گوید فرانسه پایتختش پاریس بعد چون بپرسی پایتخت فرانسه کجاست نمی‌داند گذشته از این که اصلاً نفهمیده فرانسه چیست و پایتخت چه معنی دارد.»     فروغی طرفداران سیستم آموزشی مبتنی بر ادراک و مخالف با آموزش مبتنی بر حفظیات بوده است. به گفته او: «بعضی معتقدند که طفل باید مسائل را هر چند نمی‌فهمد یاد بگیرد و امروز که نمی‌فهمد همین‌که در خزینه خاطر او ذخیره شد، بعدها که عقلش رسید به کارش می‌خورد به نظر من این عقیده اگر به کلی باطل نباشد اندازه زیادی از آن باطل است... باید کاری کرد که طفل آنچه را می‌آموزد به خوبی درک کند.»   او سپس شیوه پیشنهادی خود برای آموزش ابتدایی را چنین تبیین می‌کند: «من اگر طفلی داشته باشم که بخواهم تعلیم ابتدایی به او بدهم از آموختن الفبا و خط شروع نخواهم کرد زیرا همچنانکه در تعلیم علم حساب به کودکان عددنویسی از جمیع مراحل مشکل‌تر است، در تعلیمات ابتدایی هم از همه دشوارتر تعلیم الفبا و خط خواندن است... در تربیت کودکان برای شروع از خط اجباری نیست...» فروغی ادامه می‌دهد: «غرض از تعلیمات ابتدایی چند چیز است: یکی تربیت اخلاقی کودکان، دیگر دارا شدن معلوماتی که برای هر کس ضروری است از مبادی حساب و جغرافیا و تاریخ و علم‌الاشیاء و غیرها دیگر دارا شدن سواد خواندن و نوشتن به قدری که برای هر کس لازم است. دو قسمت اول یعنی تربیت اخلاقی و تعلیم معلومات ضروری برای کودکان چندان محتاج به کتاب نیست و معلم اگر واقعاً معلم باشد، لااقل در دو سه سال اول به خوبی می‌تواند به‌وسیله بیانات شفاهی و صحبت و قصه‌گویی و نشان دادن تصویر و نقشه و کره و اشیاء دیگر آنچه را لازم است به کودکان بیاموزد و حاجب به کتاب پیش نمی‌آید، مگر در دو سه سال آخر تعلیمات ابتدایی که قوه و فهم شاگران زیاد شده حقیقتاً می‌توانند از کتاب خواندن استفاده کنند. پس چرا باید تعلیمات ابتدایی را از الفبا شروع کنید که مشکل‌ترین قسمت‌های تعلیم است؟ زیرا فرضا طفل هفت هشت ساله خواندن و نوشتن بیاموزد، چه نتیجه از آن می‌خواهیم بگیریم؟ داخل در امور زندگانی نیست که از این جهت محتاج به خط باشد. برای فرا گرفتن معلومات هم چنان که گفتم حاجت به کتاب ندارد و در آن هنگام تعلیمات شفاهی بهتر است پس شتاب در آموختن خط برای چیست؟» ]]> علوم انسانی Thu, 07 Nov 2019 05:31:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282628/فروغی-آموزش-الفبا-سال-های-اول-ابتدایی-اعتقاد-نداشت اولین مدیرکل تربیت معلم کشور درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282923/اولین-مدیرکل-تربیت-معلم-کشور-درگذشت به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، محمدجعفر نجفی علمی از پیشکسوتان علمی استان قم پس از سال‌ها تحمل بیماری، بر اثر کهولت سن، در قم دار فانی را وداع گفت.   محمدجعفر نجفی علمی پس از انقلاب با ابلاغ شهید باهنر به عنوان اولین مدیرکل تربیت معلم کشور منصور شد. استاندار استان فارس، سرپرست مدارس جمهوری اسلامی در امارات و مدرس مراکز تربیت معلم قم از دیگر فعالیت‌های این پیشکسوت علمی استان قم بدبه شمار می‌رود.   در بخشی از پیام تسلیت امور پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان قم به مناسبت درگذشت زنده‌یاد نجفی علمی، آمده است: «استاد نجفی علمی در طول عمر پر برکت خود خدمات بسیاری را ارائه نمودند و از هیچ تلاشی در اعتلای امر مقدس تعلیم و تربیت و پیشرفت تربیت معلم در این مرز وبوم دریغ نکردند.» ]]> استان‌ها Wed, 06 Nov 2019 09:55:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282923/اولین-مدیرکل-تربیت-معلم-کشور-درگذشت معصومی همدانی: داوری درباره بازدهی دانش به بروکراسی سپرده شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282927/معصومی-همدانی-داوری-درباره-بازدهی-دانش-بروکراسی-سپرده-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنل «مطالعات فرهنگی و اجتماعی علم و فناوری» از سلسله پنل‌های تخصصی همایش ملی مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری، عصر روز سه‌شنبه 14 آبان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با حضور حسین معصومی همدانی، هادی خانیکی، محمد حسینی مقدم، اسماعیل خلیلی و محمد توکل برگزار شد.   در ابتدای این پنل، حسین معصومی همدانی پژوهشگر حوزه تاریخ و فلسفه علم و استاد دانشگاه صنعتی شریف طی سخنانی که نام «در راه علم و فناوری» به خود گرفته بود، به مقوله میل به زودبازده بودن علم پرداخت و گفت: گرایشی هست که توقع دارد هر چیزی به زودی زود عملیاتی شود. هر طرح و پایان‌نامه را می‌خواهند به زودی زود عملیاتی کنند. وقتی تعابیری مانند «عملیاتی شدن» به کلیشه تبدیل شد روی رفتار ما هم تاثیر می‌گذارد و حتی در نظری ترین تحقیقات هم به دنبال آن هستیم که بعدی عملیاتی برای تحقیق بتراشیم تا بتوانیم کسانی را قانع کنیم که از تحقیق ما حمایت کنند.   او در ادامه افزود: انگیزه‌ای که باعث می‌شود به سمت تمایل به کاربردی کردن هر چیزی بریم، انگیزه درستی است. انگیزه این است که پژوهش باید بهره‌ای برای جامعه داشته باشد ولی در این میان مسئله این است که معیار بهره داشتن یک پدیده برای جامعه چیست و چه کسی صلاحیت ارزیابی این موضوع را دارد. آنچه در جامعه ما رخ داده است این است که داوری درباره بهره‌دهی یک تحقیق به بروکراسی سپرده شده است.   معصومی همدانی تاکید کرد: در هیچ جای جهان برای کاری که بهره ندارد هزینه نمی‌کنند اما اینکه معیار بهره‌دار بودن یک کار چیست امری مناقشه برانگیز است. در جهان بسیاری از تحقیقات با هزینه صنایع انجام می‌شود و آنها هم به دنبال بهره هستند اما عقل عملی آنها بر مبنای تجاربی که در طول تاریخ رخ داده است به آنها می‌گوید بی‌فایده‌ترین تحقیقات هم می‌توانند بالاخره بهره‌ای برسانند. در اولین نگاه هیچ چیز بی‌فایده‌تر از کاوش در ستارگان نیست اما علم جدید بر همین پایه شکل گرفت.   به گفته این پژوهشگر حوزه علم؛ تعیین ارزشمند بودن یک تحقیق با جامعه علمی است ولی ما در حال حاضر در ایران به جامعه علمی اعتنایی درستی نداریم و این توقع را هم داریم که هر چیز به سرعت نتیجه بدهد. این به ویژه در مورد علوم انسانی شدیدتر و خطرناک‌تر است.   معصومی همدانی سپس با ارزیابی وضعیت کنونی دانش در ایران گفت: به نظر می‌رسد پس از چند دهه که از عمر دانشگاه در ایران می‌گذرد، در حال حاضر ما در بعضی حوزه‌ها می‌توانیم درباره سودمندی یک موضوع بسیار با احتیاط ابراز نظر کنیم اما مسئله این است که خیلی به سرعت و شدید به دنبال تغییر هستیم.   او افزود: بارزترین نمونه‌ در این زمینه مقوله اسلامی کردن علوم انسانی است که نه در جای دیگری سابقه دارد، نه علمای قدیم ما به دنبال آن بوده‌اند و نه مدعیان آن توانسته‌اند چیز خاصی در این زمینه ارائه دهند.   معصومی همدانی در پایان سخنان خود توصیه‌ای به اهل دانشگاه داشت. او گفت: به گمان من اهل دانشگاه نباید در برابر خواست عملیاتی کردن تسلیم شوند و باید پافشاری کنند تا راه صحیح را به تصمیم‌گیران نشان دهند.   پس از معصومی همدانی، هادی خانیکی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و صاحب کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو سخنان خود را با عنوان «ارتباطات علم و فناوری و جایگاه آن در مطالعات فرهنگی و اجتماعی» ارائه داد. به گفته خانیکی: شتابزدگی توسعه ما را وادار می‌کند علم هر چه زودتر به فناوری تبدیل شود در صورتی که اندیشمندان تاکیدشان این است که علم امروز فناوری فرداست و نباید برای کاربردی کردن ایده‌ها و اندیشه‌ها تعجیل به خرج دهیم.   این پژوهشگر حوزه ارتباطات ادامه داد: امروزه دو تصویر سیاه و سفید از نهاد دانشگاه در ایران ارائه می‌شود. تصویر سیاه را رسانه‌های بی‌مرکز نظیر رسانه‌هایی که در فضای مجازی شکل گرفته‌اند ارائه می‌دهند و تصویر سفید تصویر رسمی است که جلوه‌ای پر از موفقیت به خود گرفته است. خود دانشگاه هم در تبلیغات خود همواره بیان می‌کند که مسائل را به ما بسپارید تا حل کنیم. به عبارت دیگر دانشگاه هم به این دامن می‌زند که من جایگاه حل مسئله در کشور هستم در صورتی که می‌توان در این موضوع تردید کرد. در چنین شرایطی و با چنین وضعیتی است که مقوله‌ای به نام ارتباطات علم و فناوری اهمیت پیدا می‌کند.   خانیکی افزود: معمولا در علم ارتباطات مسئله وقتی اهمیت پیدا می‌کند که جنبه‌های منفی‌اش بیشتر شود. در بحث ارتباطات علم و فناوری هم موضوع همین است. بحث درباره مخاطرات علم و فناوری هم بعد از حادثه چرنوبیل جدی شد و پس از آن بحث ارتباطات علم و فناوری جدی شد. پس از ظهور اینترنت و به ویژه وب دو نیز ارتباطات شکل تازه‌ای گرفت و نسل جدیدی از ارتباطات علم و فناوری خود را بروز و ظهور داد و مباحث جدی تازه‌ای در این حوزه مطرح شد.   او سپس حوزه‌های شمول حوزه دانشی ارتباطات علم و فناوری را برشمرد و گفت: ارتباطات میان دانشمندان از یک سو و ارتباطات رسانه‌ای شده از سوی دانشمندان به سوی مردم ذیل ارتباطات علم و فناوری قرار می‌گیرد.   خانیکی سپس چهار سطح مهم ارتباط میان دانشمندان و مردم را این‌گونه طبقه‌بندی کرد: سطح اول سطح تخصصی است که نمود بیرونی آن مقالات علمی و تخصصی محسوب می‌شود که در مجلات خاص منتشر می‌شود و البته در ایران این بخش با آفت‌هایی نیز مواجه شده است. دومین سطح ارتباط را می‌توان سطح نیمه‌تخصصی نام نهاد. در این سطح دانشمندان مقالاتی علمی ـ عمومی را در مجالات مانند نشریه نیچر که یکی از نشریات مهم بین‌المللی در حوزه عمومی دانش است منتشر می‌کنند تا با بخش وسیع‌تری از مخاطبان که شاید اطلاعات تخصصی اندکی داشته باشند، مواجهه‌ای رو در رو برقرار کنند. سومین سطح از ارتباط، سطح آموزشی است که وظیفه آن انتقال میراث تاریخی و انباشت علمی‌ به نسل‌های آینده در مسیر برگزاری دوره‌های آموزشی است. سطح چهارم نیز سطح عامه‌پسند است. در این سطح دانشمندان با نوشتن کتاب‌ها و مقالاتی که برای طیف بسیار گسترده‌ای از مخاطبان قابل فهم است تلاش می‌کنند گستره ارتباطی دانش را وسعت ببخشند.   خانیکی همچنین به معرفی کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو پرداخت و گفت: تاسیس این کرسی به این خاطر بود که هم در امر سیاستگذاری ارتباطی و هم در ترجمه علم به زبان عموم و هم در سطح ارتباطات میان دانشمندان با هدف تسهیل دشواری حضور دانشمندان در میان مردم گام‌های محکمی برداشته شود.   او در بخش پایانی سخنان خود نیز گفت: ارتباطات علم و فناوری باید به نیاز ساختن حوزه‌های عمومی و گفتگو پاسخ دهد. وقتی گفتگو ضعیف می‌شود انتظار از علم و فناوری این می‌شود که به حل مسئله بپردازد و نه طرح مسئله، در صورتی که طرح مسئله نیز یکی از مهم‌ترین وظایف این نهاد اجتماعی است.   سومین سخنران این پنل محمد حسینی‌مقدم پژوهشگر حوزه آینده‌پژوهی بود که در سخنانی با نام «هوش مصنوعی و مروری بر تحول در نظام آموزش در دانشگاه» با مروری بر تاثیرات هوش مصنوعی در زیست روزمره بشر گفت: ما در آستانه تحولی هستیم که می‌توان آن را الکتریسیته دوم دانست. به‌زودی دنیای بدون هوش مصنوعی محال خواهد شد و باید توان‌هایی به دانشجویان بدهیم که مهیای این تحول شوند.   پس از او اسماعیل خلیلی طی سخنانی با نام «شرایط امکان علم‌پژوهی: غیاب ضروریات و دعاوی بنیادی درباره علم و فناوری در ایران و دانشگاه ایرانی» گفت: آنچه ما به عنوان مطالعات دانشگاه به آن مشغول هستیم گویی مکان‌هایی هستند که در بی‌زمانی رها شده‌اند. علم در یک تعبیر که من با آن همدل هستم همان گفتگویی است که میان اهل علم صورت می‌گیرد. بر این پایه ما در ایران هنوز علم نداریم. وقتی اجتماع علمی نیست گویی که علمی وجود ندارد.   او افزود: دانشگاه در ایران فلسفه خود را ندارد و ما هم در حوزه مطالعات دانشگاه و علم‌پژوهی همین مسئله را داریم. این مورد البته استثناهایی هم دارد اما قاعده بر بی‌فلسفه بودن است.   خلیلی با اشاره به کارویژه‌های دانشگاه گفت: پروژه دانشگاه در ایران برای حل بحران منزلت است و علاوه بر آن، به گمان من دانشگاه پروژه حل بحران هویت هم هست. کسی که خود را گم کرده‌ است در دانشگاه منی غربی را می‌بیند و می‌خواهد او شود پس به دانشگاه می‌رود.   او ادامه داد: از سوی دیگر، از دید بازیگران و نخبگان، دانشگاه پروژه‌ای سیاسی است و مطالعات دانشگاه هم امتداد پروژه‌های سیاسی است. ما هر کدام ذیل این رشته پروژه سیاسی خود را دنبال می‌کنیم و دغدغه‌مان علم نیست. در حوزه علوم اجتماعی هم این موضوع را به اشد وجه می‌شود دید.   خلیلی تاکید کرد: آینده ایران با هر تعبیری که از مفهوم ایران داشته باشیم، چه به عنوان یک ایده، چه به عنوان جامعه و چه به عنوان مجمع‌الجوامع نیازمند علم است. ما باید از مدار  سیاسی خارج شویم. مسئله ما علم است. این درست نیست که علوم اجتماعی در جزیره خودچیزهایی می‌گوید که هیچ گفتگویی با دیگر حوزه‌ها ندارد.   پس از خلیلی، نوبت به محمد توکل عضو هیئت علمی دانشگاه تهران رسید. او گفت: علم و تکنولوژی هم نتیجه یک نظم اجتماعی است و هم عامل و تغییردهنده نظم اجتماعی است. تا زمانی که اروپا در ذهنیت خود عوض نشد و فکر نکرد که باید در طبیعت دخالت کند  نتوانست روند را تغییر دهد. ذهنیت انسانها عموما به این سمت رفت که دنیا حساب و کتاب دارد و باید از مسیرهای تجربی این موضوع را کشف می‌کنیم.   او تاکید کرد: اگر ما با شک و تذبذب به سراغ توسعه برویم در همین سطح که هستیم می‌مانیم. ]]> علوم انسانی Wed, 06 Nov 2019 07:58:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282927/معصومی-همدانی-داوری-درباره-بازدهی-دانش-بروکراسی-سپرده-شده کتابی که باید آن را از آثار پيشين سید جوادطباطبایی جدا کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282708/کتابی-باید-آثار-پيشين-سید-جوادطباطبایی-جدا خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) رضا نساجی پژوهشگر تاریخ دانشگاه در یادداشتی کتاب تازه منتشر شده  «ملاحظات درباره‌ دانشگاه» اثر سید جواد طباطبایی را نقد و بررسی کرده که مشروح آن را در ذیل می‌خوانید:  برای نقد نهاد دانشگاه در ایران دو ضرورت وجود دارد که برای قرار گرفتن در این موضع و یک بار برای بررسی کتابی در این موضع، هم در خود خواننده/منتقد و هم در نویسنده‌ آن کتاب نگریست؛ اهلیت اخلاقی و اهلیت علمی. در باب این اهلیت باید به انبوه کتاب‌سازی‌‌های سال‌های اخیر درباره‌ی نقد نظام دانش و نهاد دانشگاه اشاره کرد - چیزی که دکتر طباطبایی «بساز و بفروش کتاب‌‌های علوم انسانی» (صص. 427 و 437) می‌نامد - و پرسید کتاب مد نظر ما - کتاب «ملاحظات درباره‌ دانشگاه» نوشته‌ جواد طباطبایی - چه تفاوتی با آنها دارد. بدین صورت که همان کسانی که در رأس هرم سلسله‌مراتب قدرت در نهاد دانشگاه هستند و باید پاسخگوی انتقادات در باب وضع موجود باشند، با جمع‌آوری یادداشت‌ها و مصاحبه‌های مطبوعاتی خود در باب دانشگاه و علوم انسانی در مقام ادعا و نقد هم بر می‌آیند تا هم از نقش خود در وضع موجود رفع مسئولیت کنند و هم مانع از آن شوند که حتی موقعیت نقد هم در اختیار دیگران قرار گیرد. آقای طباطبایی می‌تواند هم از موضع اهلیت علمی مدعی باشد و هم به‌واسطه‌ خارج بودن از دایره‌ دانشگاه در ایران - یا دقیق‌تر بگوییم؛ اخراج چند باره از آکادمی - مدعی اهلیت اخلاقی در باب نقد هم باشد، چه مانند بسیاری دیگر، متهمی نیست که مدعی شده باشد. اما او هم فرصت متعدد تدریس در دانشگاه تهران، دانشگاه ملی، دانشگاه علامه و... و حتی فرصت مسئولیت مدیریتی و پژوهشی نیز داشته، پس نمی‌تواند خود را از وضع موجود دانشگاه مبرا بداند. بدین معنا که نمی‌توان هم در مقاطع مختلف و در مراکز متعدد علمی استاد بود و هم از وضع دانشگاه به نحوی نقد کرد که گویی هیچ فرصت عملی برای اصلاح آن نداشته است. آقای طباطبایی نمی‌تواند از وضع اسفناک تدریس، تألیف و ترجمه علوم انسانی در ایران بگوید، وقتی در تمام ادوار حتی یک محصل مجرب پرورش نداده است که بتواند به آثار او به‌عنوان نمونه‌ قابل قبول ارجاع بدهد. ارجاع محدود به برخی اساتید متقدم و یا معدود همکاران همدوره‌ او که فهمی از اندیشه‌ی سیاسی و حقوق داشته‌اند، برای نقد وضع کنونی نهاد دانشگاه کافی نیست، باید از او پرسید - با وارونه کردن شعر فخرالدین عراقی - «که تو در درون چه کردی که برون خانه آیی؟» اگر آنچنان که شایسته‌ شخصیت علمی و کارنامه‌ی پژوهشی دکتر طباطبایی است، با تفکیک میان مسئله‌ها و نوشته‌های علمی ایشان و حواشی رسانه‌ای و سیاسی پیرامون، به خوانش و نقد متن‌ها بپردازیم، کتاب «ملاحظات درباره‌ دانشگاه» کار دشواری پیش ما می‌نهد؛ چرا که جایی است که مریدان سیاسی توانسته‌اند نخست بار روی پروژه‌ استاد اثر بگذارند؛ اثری که البته مخرب بوده است. مسئله این است که آقای طباطبایی انبوه مریدانی دارد که جز زایل کردن شأن پروژه‌ ایشان و ضایع کردن ماحصل آن دستاوردی ندارند. وقتی در میان خیل ژورنالیست‌‌ها و مریدان کسی را نمی‌رسد که الِفی بر الف کلمات کتاب‌‌های او بیفزاید یا حتی بتواند خطاهای نوشتاری و دستوری مقالات و نقدهای تند او در مجلات گروه مهرنامه را ویرایش کند تا مناسب انتشار در قالب کتاب باشد (همان ایراد نبودن «ویراستار کاردان ... که دست‌کم اشتباهات املایی نویسنده را تصحیح کنند» (ص. 428) به‌زعم نویسنده). چرا که آنچه با آن مواجهیم، مجموعه‌ یادداشت‌‌ها و نقدهای تند متناسب با مطبوعات، عمدتاً در باب ترجمه‌ متون علوم انسانی است، نه کتابی در باب نهاد دانشگاه و نظام دانش در ایران. مگر مقاله‌ای با عنوان «دانشگاه ایرانشهر» که می‌بایست مقدمه‌ کتاب می‌بود و نیست. چرا که نه در مجلات مریدان و نه در انتشاراتی که کتاب‌‌های دکتر طباطبایی را منتشر می‌کند، کسی را یارای افزودن چیزی بر آن نیست تا چه رسد به نقد و اصلاح. بدین صورت است که ما با کتابی مواجهیم که «ملاحظات درباره‌ ترجمه‌ متون علوم انسانی در ایران» است نه‌ درباره‌ دانشگاه. این کتاب را باید از دیگر آثار پيشين دکتر طباطبایی که حاصل پروژه‌‌های چند دهه‌ای هستند و به‌تدریج و با تأمل منتشر و مکرر اصلاح و تکمیل می‌شوند، جدا کرد. این مجموعه‌ای شتاب‌زده و فاقد انسجام است - دست‌کم در باب دانشگاه - اما می‌تواند به‌عنوان مجموعه‌ نقدها در باب ترجمه متون و جلد دوم نقد ترجمه‌‌های متون اندیشه‌ی سیاسی - ادامه‌ نقد ترجمه‌ شهریار ماکیاوللی - خوانده شود.   پرسش از پرسش در باب دانشگاه اما اگر بخواهیم به شیوه‌ پرسش «جامعه چگونه ممکن است؟» (Wie ist Gesellschaft un-möglich?) گئورگ زیمل، در باب چگونگی نگارش کتابی در باب دانشگاه طرح مسئله کنیم، سوال این خواهد بود که کتاب درباره‌ نقد نهاد دانشگاه باید بر چه مبنایی نوشته شود؟ فلسفه‌ دانشگاه؛ تاریخ دانشگاه؛ جامعه‌شناسی دانش و دانشگاه در ایران؛ یا آن‌چنان که امروز مسئله‌ دولت است، اقتصاد دانشگاه برای خصوصی‌سازی دانشگاه یا بهتر بگوییم خام‌فروشی دانشگاه (همچون خام‌فروشی محیط‌زیست و صنایع ایران)؟ اگر به مقاله‌ «دانشگاه ایرانشهر» بازگردیم که با همان دقت علمی که از آثار طباطبایی سراغ داریم، نوشته شده است، نوع صورت‌بندی مسئله‌ دانشگاه نزد نویسنده، پرسش از چیستی و چرایی در تاریخ دانشگاه ایرانی و اروپایی است. در بررسی پروبلماتیک تأسیس دانشگاه - یا «ضرورت» به تعبیر ایشان - و با نظر داشتن به خط افتراق میان تمدن جدید غرب با تمدن‌های دیگر و از جمله ایران به‌صورتی که ماکس وبر در مقدمه‌ اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری حول مسئله‌ عقلانیت جدید غربی ایجاد می‌کند و دانش و دانشگاه را هم ذیل آن منحصر به اروپا می‌داند، پرسش اساسی ما از وضع کنونی‌مان در مقایسه با غرب هم باید معطوف به تلاش برای شناخت دانشگاه در غرب باشد. پرسش‌هایی از این دست که دانشگاه ناپلئونی چیست و انحای دانشگاه در فرانسه چگونه‌اند و چه تأثیری بر دانشگاه ایرانی گذاشته‌اند؟ دانشگاه هومبلتی در آلمان چیست و سهم ما از فرهنگ و تمدن آلمانی به‌واسطه‌ی نهاد دانشگاه چه بوده است؟ دانشگاه انگلیسی و آمریکایی چه تأثیری بر دانشگاه ما و به‌ویژه علم انسانی گذارده‌اند؟ تحصیل‌کردگان متقدم ما در فرانسه، آلمان و انگلستان چه آموختند و چه فهم و درکی را به ارمغان آوردند؟ پرسسش اساسی‌تر آن است که ضرورت‌های تأسیس دانشگاه، ضرورت‌های نظری نزد تحصیل‌کردگان و روشنفکران ایرانی بود یا ضرورت‌های عملی نزد سیاستمداران که دانشگاه را همچون دیگر نهادهای غربی از قبیل ارتش منظم و نظام خدمت وظیفه؛ بانک، بودجه و بیمه؛ پست و تلگراف؛ راه‌آهن و گمرک؛ و... بنیاد نهادند؟   مدرسه و دانشگاه ایرانی و اروپایی با چنین پرسش‌هایی باید به بررسی دقیق ماهیت اورنسیتاس یا اونیورزیته پرداخت و تطور آن از مدارس کلیسایی قرون میانه به دانشگاه‌های امروزی را بررسی کرد. آنگونه که دورکیم در تکامل آموزش در فرانسه که در ایران جامعه‌شناسی تربیتی: تاریخ فرهنگ و تربیت در اروپا ترجمه شده، می‌نویسد، «یک دانشگاه، یک مدرسه‌ توسعه‌یافته‌ کلیسایی، با حوزه‌ای وسیع و یا محدود نیست که بیش از مدارس معمولی شاگرد داشته باشد، بلکه نظام آموزشی جدیدی است که خصایص مشخص‌کننده ]دارد[» (دورکیم، 1381: 132). در مقابل، پرسش از چیستی مدارس ایران پس از اسلام و چرایی گسست تاریخی در آنها هم از مسائلی است که طباطبایی به‌سادگی از کنار آن می‌گذرد، نیز به همین اندازه اهمیت دارند. اما اینکه نسبت این دانشگاه با مدارس دینی چه بود، پرسشی است که به صورت‌بندی طباطبایی از ایدئولوژی دینی بعد از انقلاب و تهاجم آن به نهاد دانشگاه ربط دارد. به جز نسبت دانشگاه و دین که در مقاله‌ «دانشگاه ایرانشهر» به ضرورت نقد روایت ایدئولوژیک از دین و سیطره‌ی آن بر دانشگاه، محدود به وجهی خاص و در نتیجه مبهم می‌ماند، پرداخت نظری دکتر طباطبایی به نسبت دانشگاه و ملت اهمیت بسیاری دارد که نسبت دانشگاه ایرانی با ایران را حول موضوع «ایرانشهر» (به معنای ایران بزرگ فرهنگی و نه پرداخت ایدئولوژیک ملی‌گرایانه) مطرح می‌سازد.   تأسیس دانشگاه در ایران؛ ضرورت‌ نظری و عملی در بررسی انتقادی پرسش‌ها و پاسخ‌های طباطبایی به مسئله‌ دانشگاه، لازم است پرسش‌های خود را به‌صورت چند پرسش اساسی در باب نسبت دانشگاه ایرانی با نهاد دانشگاه در غرب، نسبت نهاد دانشگاه غربی و ایرانی با دین، نسبت نهاد دانشگاه با ملت و نهایتاً نسبت با دولت جمع‌بندی کنیم. برای پاسخ به پرسش آخر، در این پژوهش لازم است به شرایط سیاسی ـ اجتماعی دوران تأسیس دانشگاه بازگردیم و ببینیم که از کدام ضرورت در باب تأسیس دانشگاه در ایران سخن می‌گوییم؟ ضرورت نظری نزد اصحاب اندیشه یا ضرورت عملی نزد اصحاب قدرت؟ آقای طباطبایی خود در مقاله‌ «ملاحظاتی درباره‌ ترجمه‌ اندیشه سیاسی» این ضرورت نظری و عملی تأسیس مدارس سیاست و حقوق در ایران را شرح داده است: «تأسیس مدرسه‌ علوم سیاسی در ایران، بیشتر از آنکه ناظر بر انگیزه‌‌های علمی باشد، هدف عملی تربیت کارمندان اداره‌ی مناسبات با کشورهای بیگانه را دنبال می‌کرد. در این مدارس که به نوعی هنرستانی برای کارمندان سیاسی بود، دو اشکال دیگر نیز برای تدریس چنین مباحثی که جنبه‌ی عملی و ادارس نداشت، وجود داشت. نخست این که ایرانیانی که تا آنزمان برای تحصیل به اروپا رفته بودد، با توجه به ضرورت‌‌های عملی اداره‌ی مناسبات خارجی کشور، حقوق عمومی یا روابط بین‌الملل تحصیل کرده بودند، که در آن‌زمان اساس علم سیاست به شمار می‌آمد و برای ایرانیان فایده‌ای عملی داشت. بنابراین، معلمی وجود نداشت که بتواند اندیشه‌ی سیاسی تدریس کند.» (ص. 357) اما آن ضرورت‌های نظری که طباطبایی مقاله‌ خود را با آن آغاز می‌کند، ضرورتی است که جواد طباطبایی که از تجربه‌ دیدار و درک آکادمی فرانسوی و آلمانی بازمی‌گردد، یک سده پس از مشروطه و هشتاد سال پس از تأسیس دانشگاه تهران صورت‌بندی می‌کند. برای درک تفاوت این فهم با موسسین و مدیران متقدم نهادهای علمی در ایران باید به خاطرات و تأملات ایشان رجوع کنیم یا روایت‌های دیگران از آنان نظیر ریشه‌های تجدد نوشته‌ چنگیز پهلوان که البته از روایت‌‌های توصیفی فراتر‌ نمی‌رود و به مرحله‌ی تحلیل‌ نمی‌رسد. برای مثال، مخبرالسلطنه‌ی هدایت که از مدیران دارالفنون بوده، پس از مشروطه وزیر علوم شده و در آستانه‌ تأسیس دانشگاه تهران نخست‌وزیر رضاشاه بوده، چه فهمی از دانشگاه، علوم انسانی و خصوصاً علم سیاست داشته؟ جایی از خاطرات و خطرات او درباره‌ ناصرالملک که علم سیاست در آکسفورد خوانده، می‌گوید: «اکسفورد هم بالاخره رقابت جاهل با عالم. من علوم سیاسی را ولو ضرور است، علم نمی‌دانم، تربیت فکری است.» (هدایت، 1344: 22) (مقایسه کنید با بحث طباطبایی در باب «علمیت علم سیاست» (ص. 356))   زاییده و زائده‌ سیاست استبدادی از سوی دیگر، بررسی تاریخ دانشگاه در ایران گویای غلبه‌ی ضرورت عملی تحت سایه‌ دولت استبدادی (و غلبه‌ نسبت دانشگاه با دولت - دولتی استبدادی که می‌خواهد ملت خودش را بر اساس الگوی رعیت و نه شهروند بسازد - و نه با ملت است. بر این اساس، دانشگاهی که در ایران به وجود آمد، زاییده‌ی سیاست استبدادی بود (توجیه رضاشاه برای راه‌اندازی دانشگاه داخلی - و نه ملی - این بود که اولاً در هزینه‌ی بورسیه به خارج صرفه‌جویی می‌شود و ثانیاً دانشجویان دانشگاه داخلی «انبانی از کمونیسم» از خارج به ارمغان نمی‌آورند) و در ادامه، بدل به زائده‌ی سیاست استبدادی شد. نه دانشگاه در این سیاست ارزش و استقلالی داشت و نه دانشگاهیان برای خود به‌عنوان قشر فرهیخته‌ی جامعه اعتباری در برابر استبداد سیاسی قائل بودند. شاهد این ادعا، آن است در دوران تضعیف استبداد پهلوی در سلطنت محمدرضاشاه، نخستین نخست‌وزیری که با واگذاری استقلال عمل و اختیارات قانونی نخست‌وزیر دولت مشروطه به شاهی که می‌بایست سلطنت کند نه حکومت، به بازگشت استبداد مطلقه‌ی شاه تن داد و خود را تا مقام «جان‌نثار» شاه پایین آورد، نه یک نظامی برآمده از کودتا (همچون زاهدی) یا ضد جریان استقلال ملی (همچون رزم‌آرا)، نه اشرافیت محافظه‌کار (نظیر قوام‌السطنه) یا ملی (نظیر مصدق) یا مستقل شبه ملی (نظیر امینی)، که یک چهره‌ی دانشگاهی بود؛ دکتر منوچهر اقبال، پزشک جراح از فرانسه که حاضر بود در مقام نوکری نردبام تحکیم دیکتاتوری شاه شود، که با اعمال بیشترین تقلب در انتخابات بیستمین دوره‌ مجلس شورای ملی به نفع «نوکران» شاه، افتضاح‌ترین انتخابات تاریخ ایران را به انجام رساند تا حدی که شاه مجبور شد انتخابات را باطل و نخست‌وزیر را برکنار کند ( اقتصاد سیاسی ایران از همایون کاتوزیان). پاداش یا کیفر این خوش‌خدمتی، انتصاب به‌عنوان رئیس دانشگاه تهران بود؛ ریاست دانشگاه مادر کشور برای یک چهره‌ دانشگاهی که نوکری شاه را بر خدمت به علم ترجیح می‌داد، عملاً تنزل محسوب می‌شد و لذا بعد از اعتراضات دانشجویان و خروجش از کشور، بازگشت او به سیاست در ایران همراه شد با مدیرعاملی شرکت نفت که هیچ ربطی به تخصص او به‌عنوان پزشک متخصص بیماری‌های عفونی نداشت، اما جاه‌طلبی و نوکرمنشی او را تا حد زیادی ارضا می‌کرد. در چنین وضعیتی، علوم انسانی و فرهنگ کشور هم چیزی نبود جز ارضای شهوت شاهی ابله و خودپسند که دانشگاه سفله‌پرور و دانشگاهیان سفیه را ترجیح می‌داد. اصحاب علوم انسانی کشور می‌بایست یا مانند شجاع‌الدین شفا در کنار ترجمه‌ی آثار برجسته ادبیات غرب، افتخار نویسندگی سایه‌ی شاه و نوشتن کتاب به سوی تمدن بزرگ به نام شاهنشاه را به کارنامه‌ خود بیفزایند؛ یا مانند احمد فردید با آرزوی آنکه از قِبَل سهیم شدن در تدوین «دیالکتیک شاهنشاهی»، کاره‌ای شود (آن‌گونه که بعدها و در نومیدی سال‌های پس از انقلاب گفته بود: «همواره در حاشیه بوده‌ام و تا مرگ نیز در حاشیه حوالت تاریخ خواهم ماند و خدا نخواهد خواست که کاره‌ای بشوم» به نقل از هویت‌اندیشان و میراث فکری احمد فردید (هاشمی، 1383: 45))، به‌منظور بزک کردن «انقلاب شاه و مردم» سخنان شاه‌پسند سر دهند؛ یا مانند سیدحسین نصر از تلفیق اسلام، فلسفه‌ی مسلمانان، حکمت باستانی ایرانیان و اندیشه‌های شاهنشاه در «انجمن شاهنشاهی فلسفه»، مکتب «سنت‌گرایی» بسازند؛ یا مانند احسان نراقی در مقام رئیس «موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی» مانع از چپ شدن دانشجویان دانشکده‌های علوم اجتماعی شوند (که البته تلاش او برای دادن فضای حداقلی به محققان چپ‌گرا با هدف جلوگیری از رادیکالیسم در آنان، باعث فشار ساواک تا حد استعفا و خروج او از کشور شد).   امکان و امتناع استقلال دانشگاه در ایران در چنین دانشگاهی، که با اراده‌ سیاست استبدادی شکل گرفته و همواره خود را با مصالح شخص اول آن هماهنگ کرده، نمی‌توان امیدوار بود که دانشگاه مستقل باشد. آنچنان که به‌زعم آقای طباطبایی: «دانشگاه امری ملی است و ملک طلق هیچ گروه خاصی در کشور نیست که از هر جا بخواهند در آن درآیند. این دانشگاه ملی نیز ناظر بر حوزه‌ی مصالح عمومی کشور است و هیچ عملی برای کشور و حتی گروه‌های اجتماعی-سیاسی کشور بدعاقبت‌تر از تصرف در حسن اجرای امور آن نیست» (ص. 58). و نمی‌تواند به‌زعم دکتر طباطبایی تابع منطق خود باشد: «داشتن موضوع برای دانشگاه به‌معنای این است که دانشگاه تابع منطق علم خود است و تابع هیچ منطق دیگری، به‌ویژه منطق سیاست، نیست.» (پانوشت ص. 53). این دانشگاه و این دانشگاهیان ممکن است هیچ شناختی از دیالکتیک هگل نداشته باشند و هیچ ضرورتی برای ترجمه‌ منابع دست اول در باب آن - و از جمله آثار هگل - نبینند، اما به ضرورت سیاسی توجیه نظری تراشیدن برای انقلاب سفید، جلسات تدوین دیالکتیک شاهنشاهی تشکیل دهند. بر این اساس، سخن گفتن از دانشگاه با الگویی مشابه دانشگاه اروپایی که بر مبنای درک ضرورت نظری و برای پاسخ به مسائل ملی ساخته شده باشد، چندان معنادار نیست. البته آقای طباطبایی در مقاله‌ دیگری در نقد اصحاب آکادمی موازی می‌نویسد: «دانشگاه در ایران، به‌رغم نام عام آن که از «نهاد دانشگاه» در اروپا گرفته شده بود، نسبتی با دانشگاه‌های اروپایی نداشت.»(ص. 415) بدین ترتیب، در غیاب منطق خاص دانشگاه و ضرورت نظری آن، دانشگاه‌های ایران هم چیزی جز مراکز آموزش عالی برای تربیت تکنسین و کارمند نبودند؛ از تکنسین فنی تا کارمند دیپلماسی. بنابراین، مدرسه‌ی علوم سیاسی، دانشکده‌ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و بسیاری نهادهای دیگر (نظیر دانشگاه امام صادق در دوران بعد انقلاب) هم حداکثر کارخانه‌ی تولید کارمند وزارت خارجه و نهادهای مشابه برای دولت بوده‌اند. متقابلاً برخی از کارمندهای امور خارجه و نهادهای مشابه تلاش کرده‌اند از مجاری غیرعلمی هیئت علم دانشگاه شوند که نمود عملی آن، «دانشکده‌ مطالعات جهان» دانشگاه تهران است که برخی استادشدگان آن که کارگزاران اقتصادی با کارنامه‌ ناموفق بوده‌اند، با نشستن در ردیف اول جلسات سخنرانی دکتر طباطبایی و لقلقه‌ «نظریه‌ی ایرانشهری» می‌خواهند در جریان روشنفکری و اندیشه هم داخل شوند و برای خود مشروعیت علمی بتراشند. فهم اینان از نظریه ایرانشهری جواد طباطبایی چه بسا چندان فرقی با درک از نظریه‌ی ام‌القرای اسلام جواد لاریجانی نداشته باشد، ولی فعلاً اشتر مست اهل سیاست در منزلگاه دانشگاه نشسته است. البته آقای طباطبایی در کلیت نظری نسبت به این مسئله هشیار است: «تصرفات نهادهای دولت در دانشگاه در دوره‌هایی به درجه‌ای رسیده که با پایان هر ریاست هر رئیس حکومتی، وزیر علم و همکاران او، با بسط یدی که داشته‌اند، همه‌ بیکاران آتی وزارت‌خانه‌های در شرف بیکار شدن را در دانشگاه‌های پایتخت جاسازی کرده‌اند» (ص. 57)، اما اینکه در عمل و در مصادیق دقت مصروف دارد، بحث دیگری است.   پروژه‌ای که باید بدان امید داشت به هر روی، امیدوارم اخلاق اهل جراید، متولیان سیاست، مریدان ایدئولوژیک و متصدیان دانشگاه در اراده‌ آقای طباطبایی برای تداوم و تعمیق پروژه‌های جدی در باب مسائل ایران و خاصه مسئله‌ علم اثر سوء نگذارد و در آینده‌ نزدیک شاهد بازنگری جدی در این کتاب و طرح پرسش‌های جدی‌تر از وضع دانشگاه در گذشته حال و آینده‌ی ایران عزیز باشیم که وضع کنونی حاکمیت اینان بر سیاست و دانشگاه مصداق تعبیر شهاب‌الدین محمد خرندزی، دبیر دربار جلال‌الدین خوارزمشاه در بحبوحه‌ حمله‌ مغول، در نفثه‌المصدور است: «صاحب‌منصبِ ناگهان، خواجه‌ی نابیوسان، نان مردمان بدبیرستان برده، و دوات دیگران بدیوان آورده، هر خباز که دبیریش فرموده، نانش در انبان نهاده، و پیش هر مُحَرِّر که خریطه‌کشی کرده، سرِ جوال باز داشته.... تا بطلب منصب برخاسته، بس به رو خفته، مذلت چارپایی بسیار کشیده، تا از منزلتِ خری فراتر آمده، در عراق بسی پرده‌دری ورزیده، تا بنهاوند کارش بالا گرفته، نرم و درشت فراوان چشیده، تا بتَصَدُر رسیده، بسی انبانچه نرم کرده، تا هنگامه‌ی عمل گرم کرده، پدر تا ندانند کیست، خود را ابوالجمال نویسد، و ‌برادر تا نشناسند که کیست، خود را اخوعلی گوید.» ]]> علوم انسانی Wed, 06 Nov 2019 06:35:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282708/کتابی-باید-آثار-پيشين-سید-جوادطباطبایی-جدا شجاعی جشوقانی مناسبات دین و علوم انسانی را بررسی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282904/شجاعی-جشوقانی-مناسبات-دین-علوم-انسانی-بررسی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «مناسبات دین و علوم انسانی در (ایران معاصر)» روز سه‌شنبه بیست‌وهشتم آبان‌ماه در دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شود. مالک شجاعی (عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) در این نشست که ساعت ۱۱:۳۰ روز سه‌شنبه بیست‌وهشتم آبان‌ماه در دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شود، سخنرانی می‌کند. ]]> علوم انسانی Tue, 05 Nov 2019 12:27:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282904/شجاعی-جشوقانی-مناسبات-دین-علوم-انسانی-بررسی-می-کند ابراهیم‌آبادی: شانه‌های دانشگاه خسته از باری است که به دوش کشیده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282889/ابراهیم-آبادی-شانه-های-دانشگاه-خسته-باری-دوش-کشیده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نخستین پنل از همایش ملی «مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری» با موضوع دفاع از دانشگاه و با حضور مقصود فراستخواه، حسین ابراهیم‌آبادی، نسرین نورشاهی، رضا صمیم و وحید احمدی، صبح روز سه‌شنبه 14 آبان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.   در ابتدای این نشست، مقصود فراستخواه سخنان خود را با عنوان «خصیصه ژانوسی دانشگاه و آموزش عالی در ایران» ارائه داد. او با بیان اینکه دانشگاه موضوع گلایه اجتماعی شده است گفت: به این گلایه دانشگاهیان هم پیوسته‌اند و از فساد در دانشگاه گله می‌کنند اما در پس این نگون بختی‌ها، نیمه پنهان دانشگاه وجود دارد که اغلب از دید دانشگاهیان هم دور می‌ماند.   به گفته فراستخواه: دانشگاه بخشی از طرح مدرنیته ایرانی است و طرح مدرنیته ایرانی ناتمام است، پس دانشگاه هم در ایران یک پروژه ناتمام است.   وی به عملکردهای ضمنی دانشگاه اشاره و بیان کرد: دانشگاه گروه‌های مرجع را تغییر می‌دهد، نظام نوین دانایی و معرفتی ارائه می‌دهد، وضع ذهنی جامعه را تغییر می‌دهد، سپهری عرفی برای ذهنیت اجتماعی ایرانیان و اداره کشور ارائه می‌دهد، در گروه‌های منزلت، سبک زندگی و منابع مشروعیت تغییر ایجاد می‌کند. طبقه متوسط را فعال می‌کند و به تحرک اجتماعی دامن می‌زند و فرصت و بستری برای هویت یابی برای دانشجویان فراهم می‌سازد.   به گفته فراستخواه: دانشگاه میدانی برای انقلاب آرام زنان در ایران شده است و تغییراتی در فراماسیون اجتماعی ایجاد می‌کند.   عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی افزود: دانشگاه به جریان‌های اجتماعی دامن می‌زند، تولید محتوا و فضای اجتماعی می‌کند و در ساخت‌یابی مجدد جامعه نقش دارد.   این پژوهشگر حوزه آموزش عالی گفت: در تاریخ اکنون ما دانشگاه ایرانی یک سرزمین، یک خاک و یک قلمرو است. این قلمرو مستعمراتی شده و به این معنا طرح دانشگاه در ایران شکست خورده است، اما پایان نیافته است و طرحی ناتمام است. فراستخواه بر اساس داده‌های میدانی و اولیه با تأکید بر پایان‌نیافتگی طرح دانشگاه در ایران گفت: به‌رغم شکست‌خوردگی، دانشگاه در درون خود لاجرم پویایی‌هایی دارد و تبدیل به یک توده بحرانی، چگالی معرفتی، اجتماعی و هیجانی شده است. این چگالی جریانی از تولید محتوا دارد و الزاما با آنچه شورای انقلاب فرهنگی و وزارت علوم می‌خواهد یکی نیست. دانشگاه با ایدئولوژی جلو نمی‌رود و عملکردی ضمنی دارد که چکه کرده و اندک اندک جاری می‌شود. دانشگاه میدان، باشگاه اجتماعی، فضا، ارتباطات اجتماعی و... تولید می‌کند.   او ادامه داد: این جرم و چگالی به مشکلات آن قابل تقلیل نیست، هر چند بساط و عملکرد ضمنی آن برچیده نمی‌شود و هم چنان در برساخته‌شدن آینده ایران نقش مهمی خواهد داشت.   وی در پایان سخنان خود تأکید کرد: باید به این بیاندیشیم که بر دانشگاه چه می‌رود و به آینده فرهنگ جامعه ایرانی تأمل کنیم. در ادامه این نشست حسین ابراهیم‌آبادی عضو هیئت‌علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگ و اجتماعی و مدیر مرکز نشر دانشگاهی، در سخنرانی‌ای با عنوان «مناقشه بر سر آموزش عالی ایران؛ ایده هایی برای دفاع از دانشگاه»، ضمن تقدیر از خدمات علمی دکتر محمدامین قانعی‌راد گفت: اصرار بر «دفاع از دانشگاه» در چندین سخنرانی رسمی داشته و دارم. دلیل آن ساده است؛ زیرا به شکل رسمی مثلا در صدا وسیما و وزارت علوم به گذشته آموزش عالی حمله می‌شود. این نقد از آغاز دهه نود شروع شده و موانع و مسائل دانشگاه مطرح شده است اما در یکی دو سال اخیر «مناقشه» بر سر دانشگاه بالا گرفته است و از هر سو چه از درون و چه از بیرون دانشگاه نقد می‌شود. مشخص نیست این نقد درباره چیست و در این نقدها دانشگاه و دانشگاهیان در معرض اتهام قرار گرفته‌اند.   رئیس مرکز نشر دانشگاهی در ادامه افزود: بی‌تردید پیش روی دانشگاه مشکلاتی قرار گرفته است اما باید دو موضوع را در این میان جدی گرفت؛ نخست باید پرسید اگر منتقدان امروز در دهه شصت پشت میز مدیریتی بودند چه تصمیمی می گرفتند و دیگر اینکه دانشگاهیان باید چه کنند؟     وی اظهار کرد: هسته اول تحولات پیش از انقلاب در دانشگاه بوده است. تحصن روحانیون پیش از انقلاب در مسجد دانشگاه بود و بعد از انقلاب در همه دوره‌ها دانشگاه مرکز تحولات بوده است و هنوز امروز تکیه گاه اصلی دولت است.   ابراهیم‌آبادی با بیان اینکه دانشگاه پاسخ به سیل خواسته های اجتماعی داده است تأکید کرد: امروز بعد از ۴۰ – ۵۰ سال به جای حمایت و تقدیر از دانشگاه به آن حمله می شود. شانه‌های دانشگاه خسته از باری است که در چند دهه اخیر به دوش کشیده است. دانشگاه کار بزرگی کرده و امروز نیازمند حمایت و قدردانی است.   وی در دفاع از دانشگاه به مسأله دیگری اشاره و بیان کرد: بحث دیگر این است که دانشگاهیان باید چه کنند؟ و در این حوزه آموزش عالی دچار بن بست تئوریک شده است. نظریه روشنی برای عبور از شرایط موجود وجود ندارد و نقد گذشته در این میان نوعی فرار رو به جلو محسوب می‌شود. دانشگاه امروز پیچیده شده و آن‌قدر با منابع قدرت و مسائل سیاسی و فرهنگی گره خورده است که علوم اجتماعی به معنای میان رشته‌ای باید ایده روشنی پیش روی مسائل آن بگذارد. اهالی دانشگاه باید کمک کنند که چگونه از وضعیت کنونی عبور کنیم.   وی روندهای مجازی شدن فضا، محلی‌گرایی، مدارهای سنتی برنامه‌ریزی درسی و شتاب فناوری را مؤثر بر آموزش عالی و پیچیدگی آن دانست و خاطر نشان کرد: ما به جای اینکه تمرکز کنیم چگونه از این اوضاع عبور کنیم، گرفتار نقد شده ایم.   در ادامه، رضا صمیم دیگر عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در سخنرانی‌ای با نام «تفسیری جامعه‌ پدیدارشناسانه از دانشگاه ایرانی به مثابه امکانی برای تجربه آزادی» گفت: تاریخی که دانشگاه ایرانی از سر گذرانده قابل دفاع است و البته تهاجم به دانشگاه امر تازه‌ای نیست. از همان ابتدای شکل‌گیری این نهاد علمی دو دسته به آن حمله کردند. یکی سنت‌گرایان و دیگری روشنفکرانی که این نهاد را به رسمیت نمی‌شناختند.   او افزود: نمونه‌هایی از این حمله را به‌عنوان نمونه از قلم کسانی مانند عباس اقبال آشتیانی در اوایل دهه سی می‌توانیم بخوانیم. نسل اول اساتید دانشگاه نظیر بدیع‌الزمان فروزانفر وکاظم عصار نیز اعتقادی به دانشگاه نداشتند و به دیده تحقیر با آن مواجه می‌شدند. این روند تا کنون ادامه داشته و امروز هم کسانی مانند سیدجواد طباطبایی و دیگرانی که در پی شکل‌دهی به آکادمی موازی هستند چنین مواجهه‌ای با دانشگاه دارند. دانشگاه از حیث شکل دادن به یک هویت مدرن قابل دافاع است.   او همچنین گفت: برای گذار از وضع موجود ابتدا باید گروه‌های ذی‌نفعی که خواهان دانشگاه هستند را بشناسیم. دولت، خانواده و فرزندان سه گروه ذی‌نفع هستند که هر یک به دلایلی متمایل به حفظ نهاد دانشگاه هستند. پیمایش‌های موجود نشان می‌دهد که حدود 70 درصد جوانان هنوز معتقدند که اگر به عقب برگردند همچنان تحصیل در دانشگاه را انتخاب می‌کنند و این نمودی از تمایل به دانشگاه در میان جوانان است.   به اعتقاد صمیم: خواستنی شدن دانشگاه نزد دولت و خانواده دلیل مناسبی برای دفاع از دانشگاه نیست ولی میل جوانان به دانشگاه بهترین دلیل برای دفاع از آن است. دانشگاه تنهایی جایی است که برای فردی که تازه به جوانی پا گذاشته تجربه آزادی را فراهم می‌سازد.   او افزود: دانشگاه فضایی است که امکان عملی بیرون آمدن از ساختارهای انقیادآور را فراهم می‌سازد و برخی مخالفان دانشگاه، مخالفان این آزادی هستند.   دیگر سخنران این پنل نسرین نورشاهی بود. او گفت: انتقاداتی که به دانشگاه در حال حاضر صورت می‌گیرد در این زمینه است که دانشگاه در خدمت جامعه نیست و در برج عاج خود مانده است.   نورشاهی افزود: تغییر نگاه به دانشگاه اجتناب ناپذیر است اما این نباید از بیرون به دانشگاه تحمیل شود. خود دانشگاهیان می‌دانند که نیاز به تغییر و تحمیل تغییر از بیرون معنا دار نیست. از اساس اولین‌بار این دانشگاهیان بودند که گفتند دانشگاه باید از برج عاج روشنفکری به کف جامعه بیاید.   به گفته این پژوهشگر دانشگاه متوجه شده است که به جای دولت باید حواسش متوجه ذی‌نفعان بیرونی باشد یکی از دغدغه‌های دانشگاه اکنون این است که وجه‌اش در افکار عمومی چگونه است. اگر اجازه دهیم تغییر دانشگاه درونزا باشد موفق می‌شویم و گرنه راه به ترکستان می‌بریم.   سخنران بعدی نشست وحید احمدی نیز با تأکید بر اینکه ما در وضعیتی پارادوکسیکال به سر می‌بریم گفت: باید نگرش بنگاهی به دانشگاه را کنار بنهیم و به اقتضائات حضور دانشگاه در یک ساخت حکمرانی خوب تن بدهیم. ]]> علوم انسانی Tue, 05 Nov 2019 12:12:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282889/ابراهیم-آبادی-شانه-های-دانشگاه-خسته-باری-دوش-کشیده راهکارهایی برای توانمندسازی ذهن زنان http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282901/راهکارهایی-توانمندسازی-ذهن-زنان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «بهترین خودمان باشیم» برگزیده‌ای از درس‌گفتارهای کاربردی مجموعه‌ سلامتپاد است که با تکیه بر منابع معتبر و به‌روز علمی، با تمرکز بر فرهنگ بومی ایران، آماده شده و نشر ثالث اخیرا آن را منتشر کرده است.  این کتاب دعوتی‌ست به نگاه‌کردن به خود از چشمی دیگر. سلامتپاد به‌واسطه‌ی انتشار کتاب، می‌خواهد به آحاد شهروندان ـ به طور ویژه زنان‌ ـ نشان دهد که چگونه با تقویت قدرت ذهن خود می‌توانند به رفتار، احساس‌ها و افکار خود تعادل ببخشند و زندگی بهتری را تجربه کنند.  به عنوان یک مجموعه‌ مستقل و خصوصی، چشم‌انداز «سلامتپاد»، کمک به پرورش زنانی آگاه و توانمند، در عین پایبندی به ویژگی‌ها و نقش‌های طبیعی زنانه است. بر این مبنا در سال‌های گذشته، با تولید محتوای علمی، چندجانبه و تخصصی، در شبکه‌های اجتماعی، پا در این مسیر گذاشته و در تلاش است با تشویق چهره‌های اثرگذار به مشارکت در پروژه‌های آتی، دامنه‌ی فعالیت‌های خود را گسترش دهد. در همین راستا، آیین رونمایی کتاب «بهترین خودمان باشیم» با عنوان «خودت را بخوان» روز ۱۳ آبان ۹۸ در خانه‌ رویداد کارمان برگزار شد. در این رویداد که مریم شیرازی اجرای آن را برعهده داشت، چهره‌هایی نظیر احترام برومند، شقایق دهقان، الهه رضایی، علی جعفریه، سینا دادخواه، حسین وحدانی، شبنم رحمتی، مریم شبانی، مهسا حکمت و... حضور داشتند. در این جلسه رونمایی مریم مشتاقی موسس و مدیر سلامت‌پاد و سرگروه هیئت مولفان کتاب «بهترین خودمان باشیم» ضمن معرفی خود، گفت: چندسال پیش پس از سال‌ها زندگی و تحصیل در انگلستان، برای سفری کوتاه به ایران آمدیم ولی دیگر نتوانستیم برگردیم و ماندیم. درست یادم نیست چرا ماندیم اما امروز از آن تصمیم بسیار خوشحالم. بعد از چندسال فعالیت‌های مختلف، تصمیم گرفتیم «سلامت‌پاد» را با هدف توانمندسازی جسم و بعد ذهن زنان راه‌اندازی کنیم. طی یک‌سال‌ونیم گذشته که کشور در بحران‌هایی بود و خیلی‌ها ناخوش‌احوال بودند، تیم ما برای خوش‌کردن حال مردم دست به تحقیقاتی زد که نتیجه‌اش آنقدر جالب‌بود که تصمیم گرفتیم آن را به‌عنوان تجربه قدرت ذهن با مردم سهیم شویم که حاصل آن کتاب «بهترین خودمان باشیم» شد. بی‌شک همه ما با آموزش و تمرین می‌توانیم به این‌که ذهن بهتری داشته باشیم کمک کنیم و در همین راستا امیدواریم به‌زودی بتوانیم آکادمی کار و زندگی سلامت‌پاد را تأسیس کنیم. سعیده هادی، روانشناس، مشاور و مدرس دانشگاه علامه‌طباطبایی در توصیف «بهترین خودمان باشیم» گفت: وقتی این کتاب به من داده شد، درحالی که می‌خواستم فقط یک‌ساعت آن را تورق کنم، چهارساعت یک‌نفس همه آن را خواندم و به‌عنوان روانشناسی که ۲۰سال است کار درمان و تدریس در این حوزه داشته‌ام از این کتاب لذت بردم چون روی نکاتی دست گذاشته که جامعه ما به آن مبتلاست. مثل یک شوک روانی عمل می‌کند و مهارت‌های زیستن را در ما قوت می‌بخشد.   ]]> علوم انسانی Tue, 05 Nov 2019 12:02:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282901/راهکارهایی-توانمندسازی-ذهن-زنان