خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Sat, 23 Feb 2019 17:56:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 23 Feb 2019 17:56:16 GMT تاریخ و سیاست 60 تصویری از نگاه آمریکایی به جامعه ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272224/تصویری-نگاه-آمریکایی-جامعه-ایرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «ایرانیان از نگاه آمریکاییان» شامل گزیده‌هایی از جراید ایالات متحده در فاصله زمانی ۱۸۴۸ تا ۱۹۲۶ است که ریز یا درشت به ایران پرداخته و رویدادهای مرتبط با آن را مخابره و تفسیر کرده‌اند. علیرضا ساعتچیان، گردآورنده و مترجم این کتاب با جستجو در آرشیو مطبوعات سایت کتابخانه کنگره آمریکا و گزینش مطالب مربوط ایران عصر قاجاری ترجمه آنها را انجام داده است. آمریکا از دیرباز برای بسیاری از ایرانیان نشانه‌ای از دنیای جدید بوده و هر دو ملت نه در چهل سال گذشته بلکه از مدت‌های پیش و در زمان حکمرانی شاهان قاجار، نسبت به اخبار و مطالب همدیگر واکنش نشان می‌دادند. بخشی از این نگاه حاصل گفته‌های ایرانیانی است که به آمریکا سفر کرده‌ یا در آنجا مقیم شده بودند. این افراد از رده رجال یا طبقات بالای اجتماع بوده و تمامی جامعه ایران را نمایندگی نمی‌کرده‌اند. با همه این احوال آنچه از گفته‌های این افراد برداشت می‌شود،‌ این است که ایران به آمریکا همچون یک فرصت می‌نگریسته است؛ فرصت رها شدن از نظام قدیم بین‌الملل در حوزه‌های سیاست، اقتصاد و فرهنگ.   رضا مختاری‌اصفهانی، پژوهشگر تاریخ معاصر در مقدمه جامعی که بر کتاب نوشته به این نکته اشاره کرده است که «آمریکا اگرچه جزیی از دنیای غرب بود، برای ایرانیان نشانه‌ای از دنیای جدید و متفاوت از قدرت‌های استعماری اروپا بود. از همین‌رو ایالات متحده را به زبان ترکی عـثمانی «ینگه دنیا» به معنای دنیای جدید می‌خواندند و بر مجهول بودن آن از سوی خود صحه می‌گذاشتند. اگر شاه‌عباس صفوی برای مقابله با پرتغالی‌ها و عثمانی‌ها دست اتحاد به‌سوی بریتانیایی‌ها دراز کرد و فتحعلی‌شاه قاجار برای مقابله با روس‌ها، فرانسوی‌ها را نیروی سوم می‌دانست اما میرزا تقی‌خان امیرکبیر، صدراعظم اصلاحگر ناصرالدین شاه، آمریکا را در این قامت می‌دید. البته ایالت متحده آمریکا پیش از این نزد ایرانیان به جهت برخی محصولاتش شناخته شده بود؛ چنان‌که در کتاب  تحفه‌العالم به دوره شاه سلطان حسین صفوی، از «خلعت‌های زربفت» ینگه دنیا سخن گفته شده است. این آشنایی اما بسیار دیر به ارتباط منجر شد. دوره صدارت امیرکبیر چندان کوتاه بود که نتوانست آمریکا را به عنوان نیروی سوم در مقابله با روس و انگلیس وارد عرصه سیاست خارجی ایران کند. اگر امیر در حمام فین کاشان به تیغ استبداد از پای درآمد، رئیس‌جمهور هم‌عصر او، آبراهام لینکن، هم به گلوله یک نژادپرست به قتل رسید. گرچه امیر نتوانست پای آمریکایی‌ها را به عرصة سیاست خارجی ایران باز کند، در همان دوره ناصری روابط دو کشور برقرار شد. اولین سفیر ایالات متحده که در آن زمان به‌عنوان وزیرمختار اتازونی شناخته می‌شد، در دوره حاکمیت جمهوری‌خواهان - از سوی پرزیدنت چستر آلن آرتور (1886-1829) به ایران اعزام شد. گفتنی است اولین سفیر ایالت متحده، ساموئل گرین‌ویلر بنجامین، مطالعات شرق‌شناسی داشت و به محل ماموریت خود علاقه‌مند بود. او که سفر خود را به ایران با کشتی آغاز کرد، در سال 1883 از طریق بندرانزلی وارد ایران شد و بنجامین اولین سفارتخانه آمریکا در تهران را با اجاره بنایی در خیابان علاءالدوله (فردوسی فعلی) بنیان گذاشت. او بعدها تجربه دوران سفارتش را در کتاب ایران و ایرانیان قلمی کرد؛ تجربیاتی که نشان از نگاه مثبت او به ایران و تعامل وی با ایرانیان دارد. ناصرالدین شاه اما اولین سفیر خود را سال‌ها بعد از ورود بنجامین به تهران روانه واشنگتن کرد، زمانی که بنجامین با تغییر رئیس‌جمهور در آمریکا به کشورش بازگشته بود. حسینقلی صدرالسلطنه، اولین سفیر ایران در ایالات متحده، پسر میرزا آقاخان نوری بود. میرزا آقاخان در اذهان ایرانیان خلفی ناشایست برای امیرکبیر شمرده می‌شود. صدرالسلطنه در سال 1888 رهسپار ینگه دنیا شد. او به جهت این ماموریت به «حاجی واشنگتن» معروف شده است. ماموریت صدرالسلطنه بعدها دستمایه فیلمساز شهیر ایرانی، علی حاتمی، برای ساخت فیلمی با نام حاجی واشنگتن با بازی عزت‌الله انتظامی شد. شخصیت صدرالسلطنه با روایاتی طنزآمیز گره خورده است؛ روایاتی که به نظر می‌رسد با اغراق همراه است. توصیفات دقیق او از دموکراسی در آمریکا و مصاحبه‌هایش با رسانه‌های آمریکایی دربارة ایران به روابط اقتصادی دو کشور چنین حدسی را قوی‌تر می‌کند. گویا بخشی از این روایات برساخته مطبوعات آمریکا است. به گفته صدرالسلطنه، آنان با اخبار توهین‌آمیزشان رنجش او را فراهم آورده بودند. دوره سفارت حسینقلی صدرالسلطنه اما آغاز روایت مطبوعات آمریکایی از ایران نیست. ایران عصر قاجاری سال‌ها پیش و در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به صفحات اخبار و گزارش‌های این روزنامه‌ها راه یافته بود. نگاه روزنامه‌های آمریکایی به اخبار ایران متنوع بود. گاهی اخباری از وقایع سیاسی سرزمینی شرقی و گاهی اطلاعاتی از اقدام‌های اصلاحگرانه در این سرزمین بود. ادبیات و هنر سرزمین دور که دارای فرهنگ و تمدنی کهنسال بود، برای روزنامه‌نگاران ینگه دنیا و به تبع آن، حتما برای خوانندگان جالب بود. سرزمینی که با سابقه‌ای کهن در کشاکش رقابت روس و انگلیس گرفتار آمده بود. جامعه آمریکا اما ناظری بی‌طرف در این نزاع نبود. آمریکایی‌های مقیم ایران، نمادهایی برای حمایت از آزادی‌خواهان ایرانی بودند. باسکرویل، معلم مدرسه آمریکایی تبریز، در کنار مشروطه‌خواهان جان باخت و مورگان شوستر، مستشار مالیه، پس از بازگشت مشروطه، در اصلاح امور مالی ایران کوشید. شوستر در این راه با آنکه بیگانه بود، نمادی برای اصلاح و استقلال ایرانیان شد. گزارش‌هایی که از این تلاش‌ها در روزنامه‌های ایالات متحده درج می‌شد، می‌توانست افکار عمومی این کشور را با جنبش آزادی‌خواهی ایرانیان در مقابله با روس و انگلیس همراه سازد. همچنان‌که حسن‌ظن ایرانیان را نسبت به آمریکاییان موجب می‌شد. درمجموع می‌توان گفت آنچه در روزنامه‌های ینگه دنیا درباره ایران عصر قاجاری منتشر می‌شد، نگاهی مثبت و همدلانه بود؛ نگاهی که منتقد سیاست‌های بریتانیا در قبال ایران بود و خشونت روس‌ها را در دوره مشروطه تقبیح می‌کرد. بر مبنای این نگاه، قحطی دوره جنگ جهانی اول در سطور مطبوعات آمریکا جایگاهی ویژه داشت. اخبار، گزارش‌ها، مقالات و مصاحبه‌های مطبوعات ایالات متحده در فاصله زمانی 1848 تا 1924 تصویری از نگاه آمریکایی به جامعه ایرانی است. بخشی ازاین نگاه حاصل گفته‌های ایرانیانی است که به آمریکا سفر کرده یا در آنجا مقیم شده بودند. البته ناگفته پیداست که این افراد از رده رجال یا طبقات بالای اجتماع بوده و تمامی جامعه ایران را نمایندگی نمی‌کرده‌اند. با این‌همه، آنچه از بیان این افراد مستفاد می‌شود، آن است که جامعه نخبگی نخبگی ایران به آمریکا همچون یک فرصت می‌نگریسته است؛ فرصت رها شدن از نظام قدیم بین‌الملل در حوزه‌های سیاست، اقتصاد و فرهنگ. بخشی از این نگاه هم به روایت آمریکاییانی است که به ایران سفر کرده و خاطراتی شیرین از این سفر داشتند. کتاب حاضر تصویری از نگاه آمریکایی به جامعه ایرانی است؛ تصویری که قطعات گوناگون و گاه نامتوازن از روزنامه‌ها و مجلات مختلف آمریکایی دارد. این قطعات اما در کنار هم و با چینشی تاریخی، روایتی جالب از گذشته روابط ایران و آمریکا دارند. چینش این روایات که کتاب پیش رو را فراهم آورده، حاصل تلاش علیرضا ساعتچیان است. او با جستجو در آرشیو مطبوعات سایت کتابخانه کنگره آمریکا و گزینش مطالب مربط به ایران عصر قاجاری ترجمه آن‌ها را انجام داده است. درواقع او فراتر از یک مترجم به تتبع دست یازیده است. این امر را می‌توان از توضیحات، اسناد و تصاویر کتاب دریافت. امید که این تلاش برای دوره‌های بعد که روابط ایران و آمریکا توسعه بیشتری یافته، ادامه یابد و بتواند برای محققان و علاقه‌مندان راهگشا باشد.» «ایرانیان از نگاه آمریکاییان» گردآوری و ترجمه علیرضا ساعتچیان در 216 صفحه در قطع رقعی و با جلد شومیز به بهای 30 هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 23 Feb 2019 14:16:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272224/تصویری-نگاه-آمریکایی-جامعه-ایرانی محمدرضا پهلوی تعطیلات زمستانی را در سنت موريس چگونه می‌گذارند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272285/محمدرضا-پهلوی-تعطیلات-زمستانی-سنت-موريس-چگونه-می-گذارند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجتبی سلطانی احمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه و یکی از مؤلفان این کتاب، در این باره به خبرنگار ایبنا گفت: كتاب «سنت موريس، پايتخت زمستانی شاه» سفرهای زمستانی درازمدت و مكرر پهلوی دوم به سوئيس طی دو دهه چهل و پنجاه شمسی را مورد توجه قرار می‌دهد. وی به آرمان انتشار این کتاب نیز اشاره کرد و افزود: هدف اصلی کتاب واكاوی پيامدها و تبعات اقتصادی و سياسی اين سفرها از ابعاد و زوايای گوناگون است، و با نظر به اين­كه تاكنون پژوهشی مستقل در اين زمينه انجام نشده است، موضوع اين كتاب تقريبا تازه به ­شمار می‌­‌آيد. این پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی گفت: با توجه به همين خصيصه يعنی بديع بودنِ موضوع و عدم سابقه پژوهش در اين زمينه، و البته كمبود بسیار داده‌­ها و اطلاعات در باب سفرهای زمستاني محمدرضا پهلوی به سوئيس، روند تأليف كتاب كمی فرسايشی شده و قريب به دو سال به طول انجاميد. وی در ادامه افزود: اما بعد از كندوكاو در منابع داخلی اعم از كتاب‌­های خاطرات، اسناد و مطبوعات، و همچنين منابع خارجی يعنی برخی كتب لاتين، مجلات و سايت­‌های الكترونيكی و استخراج داده‌های مرتبط با موضوع پژوهش، در نهايت، زمينه برای تأليف كتاب فراهم شد. به گفته سلطانی، «سنت موريس، پايتخت زمستانی شاه» شامل سه فصل است. در فصل نخست به وضعيت جغرافيايی و طبيعی مقصد سفرهای زمستانه محمدرضاشاه يعنی منطقه كوهستانی سنت ­موريس در سوئيس واقع در قلب قاره اروپا پرداخت شده، چنان­كه توصيفاتی در مورد شهر سنت موريس، هتل سوورِتا، ويلای سوورِتا، كه محل اسكان خاندان پهلوی بود، ارائه شد. وی افزود: در فصل دوم ضمن اشاره به سابقه سفر عناصر خاندان پهلوی و در رأس آنان نيز شخص محمدرضاشاه به سنت­ موريس كه به اوايل دهه سي و هنگام زندگي مشترك او با همسر دومش يعني ثريا اسفندياری برمی­‌گردد، ابعاد و زواياي حضور شاه و خانواده‌­اش در سنت­‌موريتس يعنی تشريفات حكومتی و بوروكراسی ادای، هزينه‌­های سرسام‌‌آوری كه بر بودجه كشور تحميل می‌شد، مخالفت‌هايی كه عليه شاه در آنجا انجام شده و در نهايت منتهی به  اتخاذ تدابير شديد امنيتی می‌­شد، و همچنين رفتارهای جنسی نامتعارف شاه و اطرافيانش در سوئيس در مركز توجه بوده است. این پژوهشگر تاریخ به بخش بعدی کتاب اشاره کرد و گفت: در فصل سوم، در ذيل اقدامات سياسی محمدرضا پهلوی در سنت ­موريس، به مسائلی همچون اداره امور داخلی كشور از راه دور، اثرات مخرب سفر دراز مدت شاه در امور كشورداری، و مذاكرات شاه با مقامات برخی كشورها و نهادهای بين‌المللی در سنت ­موريس مورد توجه واقع شده است. سلطانی با اشاره به بخش بعدی کتاب گفت: در فصل چهارم نيز به فعاليت­‌های اقتصادی پهلوی دوم در سنت ­موريس اشاره شده، مباحثی همچون موافقت‎نامه‌های اقتصادی غيرنفتی، قرارداد نفتی سنت ­موريس، پيمان نفتی با انگليس و نقش شاپور ريپورتر در آن، و همچنين امتيازدهی به كمپانی‌­های نفتی بين­‌المللی در قالب انعقاد قرارداد با آنان در سنت­ موريس در معرض بررسی قرار گرفته است. وی پایان‌بخش کتاب را نیز به عکس‌های کمتر دیده شده از محمدرضا پهلوی اختصاص داده و در این باره بیان کرد: در پايان كتاب بيش از بيست عكس كمياب و نادر مربوط به اين نوع سفرهای آخرين حاكم رژيم پهلوی همراه با خانواده‌اش به سنت ­موريس وجود دارد، كه در نوع خود جالب و دیدنی است.    ]]> تاریخ و سیاست Sat, 23 Feb 2019 14:00:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272285/محمدرضا-پهلوی-تعطیلات-زمستانی-سنت-موريس-چگونه-می-گذارند هویت ایرانی محصور در مرزهای ایران نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/270172/هویت-ایرانی-محصور-مرزهای-ایران-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پایگاه اینترنتی Middle East Media and Book Reviews Online کتاب «هزار و یک مرز ایران: سفر و هویت» با تمرکز بر تجربیات مرتبط با سفر، تبعید و مهاجرت به شکل‌گیری هویت مدرن ایرانیان در داخل و خارج کشور می‌پردازد. این کتاب را که به زبان فرانسه نوشته شده و توسط اندرو براون به انگلیسی ترجمه شده است را فریبا عادلخواه، مدیر پژوهش در مرکز مطالعات بین‌المللی پاریس(CERI)  نوشته است. این نویسنده پیش از این کتاب آثاری نظیر «مدرن بودن در ایران» (2004)، ترمیدور ایرانی (1993) و زنان در ایران اسلامی (1991) را نوشته است.   این کتاب با عطف توجه به این مسئله که هویت ملی و فرهنگی و احساس تعلق به این گونه از هویت‌ها امری است که بر اثر تحولات اجتماعی و سیاسی دچار تغییر می‌شود، به دنبال یافتن پاسخ این سؤال است: «زن ایرانی بودن یا مرد ایرانی بودن چه معنایی دارد؟»   روش نویسنده برای یافتن پاسخ چنین سوالی پژوهش میدانی بوده است. عادلخواه این پژوهش میدانی را بین سال‌های 1998 تا 2011 در امارات متحده عربی، عمان، ایالات متحده، ژاپن، افغانستان، عراق، سوریه، آلمان و عربستان سعودی انجام داده است.   در مقدمه کتاب، عادلخواه دستاوردهای سفرش در سال 2002 به همراه زائران ایرانی به سوریه را گزارش می‌دهد. او در مورد شیوه عمل زنان مذهبی در این سفر و نوع راهنمایی‌هایی که از روحانی کاروان می‌خواهند می‌نویسد و به این نکته می‌پردازد که حریم‌های مفروض در ساختار سنتی در حال کمرنگ شدن است. به اعتقاد نویسنده نوعی رابطه مکمل میان احساسات شخصی و مناسک جمعی برسازنده اقتصاد اخلاقی زیارت است» (ص 7) و از طریق این رابطه زائران میان ایمان شخصی خود و نیز حس تعلق به جامعه بزرگ مسلمانان گفت‌وگو برقرار می‌کنند.    نویسنده با بررسی ایرانیانی که برای زیارت به سوریه آمده‌اند نتیجه می‌گیرد که این دسته از مسافران همزمان با آنکه جامه پارسایی دینی به تن می‌کنند با طوفان جهانی‌شدن هم مواجه می‌شوند و از طریق این مسافرت به شکلی محدود تحت تاثیر مقوله‌هایی نظیر مدرنیته و جهانی شدن هم قرار می‌گیرند. (ص 10)   علاوه بر این، به گمان نویسنده «تجربه دینی در عین حال که تفوق و میل به تغییرناپذیری خود را حفظ می‌کند، از محاسبات عقلانی اقتصادی پرهیز ندارد. قلمرو امر قدسی و حوزه کسب و کار همواره در کنار هم قرار دارند، هرچند که هرگز کاملا ادغام نمی‌شوند.» (ص 13)   در فصل اول که «فراتر از یک روایت ملی» نام دارد، نویسنده به تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایرانیان و مسئله شکل‌گیری هویت‌های تازه در نتیجه سفر طی هشت قرن گذشته می‌پردازد. علاوه بر این، او در این فصل به تاثیر انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله در جابه‌جایی ایده‌ها و آدم‌ها در داخل ایران و نیز مهاجرت آن‌ها از ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه نیز پرداخته است. او استدلال می‌کند که تجربیات ایرانیان در بازه زمانی منجر به «تطابق‌پذیری تدریجی روایت ملی» در ایران شده است. (ص 35) همچنین نحوه تعامل حاکمان ایران با غرب و شرق را در هشت قرن گذشته مورد بررسی قرار می‌دهد و به مسئله حضور ایرانیان و کالاهای ایرانی در نقاط مختلف جهان در طی این مدت می‌پردازد. او همچنین آثار و زندگی روشنفکران فراملی ایرانی قرن نوزدهم، مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان را به عنوان نمونه‌ای از جابه‌جایی ایده‌های روشنفکرانه و مذهبی فراتر مرزهای ملی مورد بررسی قرار می‌دهد.   این فصل با بحث درباره مهاجرت‌های کاری ایرانیان به ژاپن پایان می‌یابد و نویسنده این موضوع را بررسی می‌کند که چگونه تجربه جابه‌جایی بر هویت‌های مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مهاجران تاثیر می‌گذارد.   فصل دوم کتاب که «​​رفتن بدون پشت سر گذاشتن، پشت سر گذاشتن بدون رفتن» نام دارد به تجربه مهاجرت برای فرد و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن می‌پردازد. این فصل با بحث درباره عواقب کلی هرگونه تجربه مهاجرت آغاز می‌شود. عادلخواه ادعا می‌کند که مهاجران به طور کامل از فرهنگ و کشور مبدا خود جدا نیستند. با بررسی تجربه ایرانیان پراکنده در آسیا، خاورمیانه، اروپا و آمریکای شمالی، وی نتیجه می‌گیرد که «مهاجر روابط نزدیک با خانواده‌اش را حفظ می‌کند.» (ص 107) علاوه بر این، وی معتقد است مهاجر ارتباط نزدیک با سرزمین اصلی خود را حفظ می‌کند یا این ارتباط نزدیک را شکل می‌دهد و این بازتولید سرزمین آبا و اجدادی در خارج از کشور اغلب شکلی محافظه‌کارانه دارد و گاهی نیز نوعی بازسازی بی‌محتوای هویت ایرانی را در بر می‌گیرد. (ص 109) به نظر نویسنده «رفتن به این معنی است که شما به احساسات، آیین‌ها و پول و اجناس کشور آبا و اجدادی پشت کنید.» (ص 109)   این فصل همچنین به بررسی فرآیندی می‌پردازد که طی آن ایرانیان زبان‌های خارجی را یاد می‌گیرند و ایران را برای تحصیل و کار در کشورهای انگلیسی زبان ترک می‌کنند. از دیگر مواردی که در این فصل مورد توجه قرار گرفته است، اهمیت استان‌های مرزی در اقتصاد ملی ایران است. در تحليل عادلخواه «توسعه تجارت با ایجاد تعادل و افزایش تنوع درآمدی به بازسازي سپهر ملی در ایران کمک کرده است.» (ص 128) این فصل همچنین به حضور ایران در کشورهای خلیج فارس و همچنین نقش آن به عنوان بزرگراه تجاری بین این کشورها و قفقاز و چین توجه می‌کند. علاوه بر این، با توجه به تلاش‌های ایران برای بازسازی مرکز فرهنگی و اقتصادی خراسان بزرگ، وضعیت شهروندان افغان در ایران و مشکلات آنها در ادغام در جامعه ایران و به دست آوردن شهروندی ایران در این فصل مورد بحث قرار می‌گیرد.   فصل سوم کتاب «نگاه دیگر به زیارت، ساحت تازه حج» نام دارد و به تعاملات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ناشی از حج در ایران و بین ایران و عربستان سعودی نگاه می‌کند. چگونگی شکل‌گیری اقتصاد حج و تاثیر آن بر جامعه و مردم ایران از مباحث مورد توجه این فصل است. توجه ویژه این فصل بر فعالیت‌های سازمان برای حج و زیارت را تحلیل می کند. از نگاه عادلخواه، «زیارت بیش از آنکه تجربه‌ای عرفانی باشد تجربه‌ای بوروکراتیک است. این سفر نظیر بیمه‌گذاری یا اجاره املاک مبتنی بر یک قرارداد است. قراردادی که هم مقرراتی معمولی دارد و هم مقرراتی استثنایی که بر الزامات طبیعی یا سیاسی مبتنی هستند.» (ص 203) حج علاوه بر اینکه یک فعالیت مذهبی است، فرصتی برای جمع‌آوری داده‌ها و تولید نظرسنجی‌ها، مطالعات، پایان‌نامه‌ها و دیگر مطالعات نیز محسوب می‌شود. (ص 207)   این فصل با نتیجه‌گیری‌هایی در مورد اهمیت اقتصادی و اجتماعی حج به پایان می‌رسد. در نظر عادلخواه «حج بر تنش میان امر جزئی و امر کلی استوار است. رابطه متعالی با خداوند، نافی احساس برادری با دیگر حاجیان و احساس تعلق به یک امت یا یک تمدن نیست.» (ص 226) او ادامه می‌دهد: «حج در حوزه‌های خصوصی و عمومی اثرگذار است. به عنوان یک عمل ایمانی، حج بخشی از زندگی خصوصی مؤمن و ارتباط فردی او با خداست. اما به عنوان یک سفر، فرد مومن را در یک بستر اجتماعی و جمعی قرار می‌دهد و نوعی آموزش هنر زندگی در جامعه است.» نتیجه این فصل این است که «حج پدیده‌ای مهم در زمینه تجمیع سرمایه و در تقاطع کارآفرینی و بوروکراتیزاسیون، با جوانب سیاسی ملی و نیز تاثیر به سزا در مقوله جهانی‎‌‌سازی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر حج تلفیق ایمان مذهبی و منافع اقتصادی است.» (ص 228)   در مجموع می‌توان گفت که کتاب عادلخواه منبعی مفید برای انسان‌شناسان، جامعه‌شناسان و مورخان ایران مدرن و پژوهشگران حوزه هویت ایرانی است. وی ایده هویت ایرانی را به عنوان پدیده‌ای انحصاری و محصور در مرزهای ایران به چالش می‌کشد و به جای آن ایده خود را در این زمینه که مهاجران ایرانی هویت ویژه خود را شکل داده‌اند، ارائه می‌دهد. شناسنامه کتاب: The Thousand and One Borders of Iran: Travel and Identity By: Fariba Adelkhah Translated By: Andrew Brown Publisher: Routledge New York, NY: Routledge. 321pp. $155.00 ]]> تاریخ و سیاست Sat, 23 Feb 2019 11:30:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/270172/هویت-ایرانی-محصور-مرزهای-ایران-نیست دوازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272298/دوازدهمین-همایش-سالانه-انجمن-علوم-سیاسی-ایران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برنامه دوازهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران از سوی کمیته علمی همایش اعلام شد.   این همایش پنجشنبه 9 اسفند از ساعت 8 و 30 دقیقه آغاز می‌شود و تا ساعت 20 ادامه دارد. علاقه‌مندان می‌توانند برنامه کامل همایش را ببینند. خانه اندیشمندان علوم انسانی در خیابان استاد نجات‌اللهی(ویلا)، پارک ورشو واقع شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 23 Feb 2019 09:58:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272298/دوازدهمین-همایش-سالانه-انجمن-علوم-سیاسی-ایران-برگزار-می-شود كتابی که در دل بافت آموزش تاریخ‌نگارانه قرار گرفته است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272269/كتابی-دل-بافت-آموزش-تاریخ-نگارانه-قرار-گرفته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی كتاب «رویارویی با منابع؛ راهنمای پژوهش و نگارش تاریخ» نوشته آنتونی براندیج با ترجمه محمد غفوری با حضور زهیر صیامیان و ابراهیم موسی‌پور در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   در ابتدای این نشست، زهیر صیامیان با اشاره به عنوان كتاب گفت: مترجم عنوان صحیحی برای كتاب انتخاب كرده است. كتاب كاربرد آموزشی، بدیع و نوآورانه در كشور است و تقریبا هیچ متنی درباره جایگاه این فعالیت علمی در پژوهش و نگارش تاریخ نوشته نشده است یا اگر هست در زیل عنوان موضوعات دیگر در روش تحقیق گنجانده می‌شود. وی گفت: اگر منابع تاریخ ایران و اسلام را با تمام تنوعی كه دارد بررسی كنیم چه الزامات، روش شناسی و رویكردی را باید مورد توجه قرار دهیم. این كتاب در سال۱۳۹۶ منتشر شد و هدف از انتشار آن برآورده كردن بخشی از نیازهای رشته تاریخ در بخش آموزشی بود و نقد و بررسی منابع بخش جدی این حوزه است كه این كتاب می تواند به آن پاسخ دهد. در بخش شناسایی منابع به شكل كلاسیك و در فضای كتابخانه‌ای تولید تحقیق كتاب‌های راهنمایی وجود داشته كه چگونه می‌توانیم كتاب مناسب را در حوزه تحقیق شناسایی كنیم. این بخش‌ها نیازمند آموزش است اما در دوره‌های آموزش تاریخ جزو مقدمات بود و متاسفانه آموزش جدی زیل سرفصل‌ها وجود ندارد. آموزش تاریخ در كشور ما در جامعه علمی مدرسه پیشرفته‌ای است كه انتقال اطلاعات به وسیله استاد به محقق صورت می‌گیرد. وی ادامه داد: این كتاب چند ویرایش دارد و متناسب با تحولات جامعه علمی تاریخ در دانشگاه‌های غربی فصل‌هایی را به كتاب اضافه كرده است. ویرایش كتاب متناسب با تغییراتی كه در فضای جامعه علمی رخ می‌دهد، سنت ارزشمندی است. مزیت ویژه این كتاب به عنوان یك الگو و كار حرفه ای این است كه چرخشی از كتابخانه‌های فیزیكی، دیجیتال و آنلاین است و با توجه به تحولاتی كه در فضای رسانه‌ای شاهد هستیم مورخان از تنوع منابع شنیداری، دیداری و نسخه‌های خطی آنلاین، عكس‌ها، تصاویر موجود در موزه‌ها وجود استفاده می‌كنند. صیامیان بیان كرد: این كتاب ناظر به ساختار كتابخانه‌ای دانشگاه‌های غربی؛آمریكا و انگلیس و عمدتا انگلیسی زیان سعی كرده مسایلی را برآورده كند. همه كتاب‌هایی كه در حوزه روش تحقیق ترجمه، چاپ و منتشر شده‌اند مرور كرده‌ام تا تعریف آنها از منابع و دسته‌بندی معروف در مورد منابع اعم از منابع دسته اول و دوم چگونه در این آثار تعریف می شوند. احساس و استنتاج من از ترجمه این كتاب این است كه بخش‌های عمده‌ای از این كتاب می‌تواند در بخش آموزش به شكل خلاصه و چكیده سطح علمی دانشجویان و محققان را بالاتر از چیزی كه هست به شكل كلاسیك ارتقا دهد. محمد غفوری مترجم كتاب نیز در این نشست گفت: این كتاب یك سال بعد از چاپ در سال ۱۳۹۶ به چاپ دوم در انتشارات سمت رسید و نشان می‌دهد اقبال به مسائل روش شناختی در بین دانشجویان بیشتر می‌شود و این كتاب تا اندازه‌ای كتاب موفق است و توانست نظر مخاطبان را جلب كند. روی صحبت این كتاب با دانشجویان دوره كارشناسی است. البته در ایران تجربه تقریبا متفاوتی نسبت به تجربه دانشجویان تاریخ در دانشگاه‌های توسعه یافته دارد. به عنوان دانشجوی دوره كارشناسی آموزش تاریخ و یادگیری تاریخ را با تاریخ ایران باستان شروع می‌كنیم‌؛ مرحله‌ای كه نوع منابع، استفاده از آنها و نحوه بهره‌گیری از آنها با مقاطع بعدی متفاوت است و این تفاوت باعث شد استفاده  از منابع دست اول در دوره تاریخ باستان كمتر باشد.   این مترجم ادامه داد: وقتی دانشجو وارد مقطع ایران باستان می‌شود با حجم و وفور قابل توجه منابع مواجه می‌شود كه هیچ استراتژی و روش شناسی خاصی برای بهره‌گیری از آنها فرا نگرفته است. این ناآشنایی با منابع در ترم‌های اولیه دانشگاه امری طبیعی است اما در مراحل بعدی به عنوان آسیب خود را نشان می دهد و دانشجویان با آمادگی كمتری به مقاطع بعدی ورود پیدا می‌كنند. ما در دوره كارشناسی دو واحد درسی با عنوان منبع شناسی داشتیم اما این منبع شناسی‌ها و كتاب‌هایی كه در این زمینه منتشر می‌شد كتابشناسی‌های تفصیلی هستند تا منبع شناسی و چیز زیادی به دانشجو و رویارویی با منابع نمی‌دهند. غفوری عنوان كرد: مرز این منبع شناسی با درس منابع تاریخ اسلام مشخص نیست البته به معنای این نیست كه این دو از هم جدا هستند بلكه لوازم و اقتضائات هر كدام به صورت تخصصی و جداگانه در نظر گرفته می شود و نقاط اشتراك و هم پوشانی آنها درست در نظر گرفته نشده است. این موضوعات مجموعه معضلاتی هستند كه دامن منبع‌شناسی را در آموزش دانشگاه های ما گرفته است. برآیند نهایی این مشكلات این است كه نگاه دانشجو به منابع یك نگاه تربیت نشده و ناورزیده است. كاری كه دانشجو در طبیعی ترین  حالت انجام می‌دهد بازتولید همان منابع به صورت انباشته است.   وی گفت: در كتاب "تدریس و آموزش تاریخ" سه مولف انگلیسی به سراغ آموزش تاریخ در مقطع كارشناسی در دانشگاه های آمریكا، كاندا، انگلستان و عمدتا استرالیا رفته‌اند. دو رویكرد محتوا بنیاد و رویكرد مهارت بنیاد نسبت به تدریس تاریخ در این دانشگاه‌ها را بررسی كرده‌اند. رویكرد محتوا بنیاد در دانشگاه‌های ما غالب است و مجموعه‌ای از داده‌ها و اطلاعات را در اختیار دانشجو قرار می‌دهیم تا آنها را حفظ كنند. رویكرد مهارت بنیاد چگونه روش های علمی و تجربی و رویارویی با داده‌های تاریخی را آموزش می دهد. عنصر كلیدی در این رویكرد منابع هستند، دانشجو در مرحله اول اگر مهارت‌های خود را برای بسط فهم تاریخی توسعه دهد باید مهارت‌های لازم برای مواجه با منابع را یاد بگیرد. غفوری بیان كرد: این كتاب در دل بافت آموزش تاریخ‌نگارانه قرار گرفته است و كتابی مهارت بنیاد شامل  مهارت‌های عملی و ذهنی است. تمركز اصلی كتاب بر مهارت‌های ذهنی و رویارویی با منابع است. كتاب ممكن است در مورد مجموعه‌ای از بدیهیات باشد اما ما بسیاری از آنها را فراموش می‌كنیم و به دانشجویان و محققان آموزش نمی‌دهیم. به عبارتی چگونه مورخ شدن را از همان ابتدا از طریق زدودن ترس دانشجو در مواجه با منابعی كه حجم و بلاغت آن برای دانشجو سخت است، یاد می‌دهد. مسیرها و راه‌های مختلفی برای رسیدن و فهم گذشته وجود دارد اما این مسیرها همه از شاهراه منابع می‌گذرد اما اگر نتوانیم غنا و سرشت منابع را تشخیص دهیم در این مسیرها گم و در شاهراه اصلی سردرگم می‌شویم. بنابراین باید مهارت استفاده از منابع را در بعد عملی و ذهنی به دانشجویان بیاموزیم. وی ادامه داد: مهارت چگونه خواندن در بعد ذهنی اهمیت پیدا می‌كند. از دیگر موضوعات قابل بحث، میزان امكاناتی است كه در اختیار دانشجویان تاریخ غرب قرار دارد. در این كتاب معرفی جامعی از امكانات كتابخانه‌ای دانشگاه‌های آمریكا و تجربه‌ای كه دانشجویان در رویارویی با این نظام‌ها كسب می‌كند، ارایه می‌دهد. هدف دیگر كتاب، بسط مهارت‌های ذهنی دانشجو برای رفتن به سمت منابع دست اول و دوم است.  مهارت اصلی در این مرحله،چگونه خواندن منابع است. ابراهیم موسی‌پور از دیگر سخنرانان این نشست، با بیان اینكه مترجم به خوبی محتوای كتاب را برای مخاطب شرح داد،گفت: تسلط مترجم به محتوای كتاب نشان از تسلط وی به موضوع دارد و نشان می‌دهد صرفا كار ترجمه اثر را به عهده نداشت بلكه مترجم پاسخگوی اجزای كتاب است. كاملا مشخص است كه مترجم بارها كتاب را خوانده است و آماده پاسخگویی است.  وی با بیان اینكه این كتاب حتما باید از سوی دانشجویان و علاقمندان این حوزه خوانده شود،گفت: این كتاب برای دانشجویان دوره كارشناسی نوشته شده و یك كتاب پایه محسوب می شود. این كتاب مواجه و رویارویی با منابع نیست. شاید اصطلاح رویارویی با منابع عنوان  مناسبی برای این كتاب نباشد، این واژه‌ها بار ایدئولوژیك دارند‌ اما اگر مفهوم ره یافت به منبع برای عنوان این كتاب انتخاب می‌شد آكادمیك‌تر بود. با این وجود این كتاب باز هم ره یافت به منابع نیست بلكه آموزش گام به گام راه رفتن در مسیری است كه به سوی منابع ختم می‌شود.   موسی‌پور عنوان كرد: خط سیر محقق تاریخ در جمع‌آوری اطلاعات در منابع هم می تواند عنوان پیشنهادی برای این كتاب باشد. كتاب در هیچ فصلی نحوه مواجه و راه یافت به منابع را مطرح نكرده است. زمانی عنوان منبع شناسی، رهیافت منابع و مساله منابع را داریم. مساله منابع به این معنا كه منبع به مانند یك مساله چگونه است آیا می‌توان به سراغ آن رفت و از آن استفاده كرد یا خیر.  متاسفانه در دانشگاه‌های ما مسیر منبع‌شناسی و مواجه با منابع طی نمی‌شود. مساله بودن منابع به این معناست كه آیا دامنه پوشش آن جزیی یا كلی است به خواص می‌پردازد یا عوام‌. همگن بودن، رسانه ای بودن منبع، ناخودآگاهی و انتقال اطلاعات شبكه ای منابع و فهم بینامتنی منابع، بوطیقا منابع و انجام آن با منابع، سازمان متن، ملاحظات سیاسی و آكادمیك از دیگر فاكتورهای مساله بودن منابع است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 23 Feb 2019 05:00:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272269/كتابی-دل-بافت-آموزش-تاریخ-نگارانه-قرار-گرفته حاکمان ایرانی که از راه سهم‌بندی آب و زمین کسب درآمد می‌کردند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270260/حاکمان-ایرانی-راه-سهم-بندی-آب-زمین-کسب-درآمد-می-کردند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سرزمین تاریخی ایران و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن همواره از معضل کم‌آبی متاثر بوده است. از سوی دیگر، تاریخ ایران گواهی می‌دهد که قدرت حاکمیت همیشه مطلق بوده و هیچ نهاد و جریانی در برابر حکومت وجود نداشته است. چرا که آب همیشه به عنوان یک منبع قدرت در اختیار دولتمردان بوده و زمین‌داران (اربابان) بازرگانان و رهبران مذهبی نیز برای کسب قدرت، خود را به رئیس حکومت نزدیک می‌کردند. اگر چه در دوره‌های قاجاریه و پهلوی با شکل‌گیری انقلاب مشروطه و قدرت‌زدایی از دستگاه مرکزی حکومت، یعنی پادشاه همراه بوده است و علی رغم جنبش‌ها و فعالیت‌های آزادی‌خواهان، ساختار استبدادی بر محور ساماندهی آب شکل گرفته بود. کتاب «نقش کم آبی در شکل‌گیری ساختارهای استبدادی در ایران(دوره قاجار و پهلوی)» تالیف صمد عابدینی و صغرا آزمایش آسیابسری که از سوی نشر نیل‌آی منتشر شده، به بررسی همین موضوع می‌پردازد. با صمد عابدینی گفت‌وگویی درباره این کتاب داشته‌ایم که در پی می‌آید:   ابتدا بفرمایید که ایده کتاب «نقش کم‌آبی در شکل‌گیری ساختارهای استبدادی ایران» از کجا شکل گرفت؟ ایده اصلی کتاب برگرفته از نظر دکتر همایون کاتوزیان است که در حوزه جامعه‌شناسی و اقتصاد کار می‌کند و نگاهش را در کتاب « ایران؛ جامعه کوتاه مدت» آورده است. ما هم با توجه به همین نگاه به این ایده رسیدیم و در یک کار عملیاتی و تاریخی، دو دوره قاجار و پهلوی را به اتفاق خانم صغرا آزمایش بررسی کردیم.   به طور کلی کم آبی در سرزمین پهناور ایران، چه ارتباطی با شکل‌گیری ساختارهای استبدادی دارد؟ در طول تاریخ ما با بحث نیاز به تامین مالی برای توسعه عملیاتی آب و آب‌رسانی مواجه هستیم: لایروبی، تاسیسات انسانی و... همه این امور، نیاز به نیروهای قدرتمند داشت که از این حوزه مراقبت کند. به طور کلی توزیع و تقسیم آب، نیاز به نیروهای مدافع قدرتمند در مقابل متجاوزان بیرونی داشت. در تعویض سلسله‌ها، یکی از مواردی که معمولا مورد تاخت و تاز نیروهای حکومتی قرار می‌گرفت، قنات‌ها و ساخت و سازهای آنها بود. به همین دلیل بود که بحث مراقبت از منابع آبی شکل گرفت که منجر به شکل‌گیری ساختار استبداد در طول تاریخ شد. حکومت‌ها، نیروها و امکانات قوی داشتند که در مقابل متجاوزان از منابع آب محافظت می‌کردند و در عین حال، آب را نیز سهمیه‌بندی می‌کردند. چون قانون نبود، حاکمیت قدرت داشت و در نتیجه از قدرت تقسیم آب در سازماندهی نیروهایش و سلسله مراتب قدرت استفاده می‌کرد. در تمام طول تاریخ هم، زمین دست حاکمیت بود. مردم زمین نداشتند. یا اگر هم به کسی واگذار می‌شد از امرای ارتش بودند و به این ترتیب باز از سوی حاکمیت کنترل و نظارت می‌شد. از سوی دیگر، در تمام دوره‌های تاریخی در سطح ملی و نظامی، بی‌قانونی و قانون‌شکنی وجود داشته و حکومت تک رای بوده است. در طول تاریخ 2500 ساله ما طبقه‌ای به نام زمین‌دار نداریم. تمام امور زمین‌ها به دست حکومت است. به همین دلیل هم آن طور که در اروپا، با طبقه اشراف زمین‌دار مواجهیم، در ایران چنین طبقه‌ای نداریم. از سوی دیگر به جز دامنه‌های زاگرس و البرز، بقیه نواحی ایران خشک بود و طبقه اشراف زمین‌داری هم که قدرت داشته باشد، وجود نداشت. در نتیجه قدرت حکومت تثبیت می‌شود و ساختارهایی به وجود می‌آید که به لحاظ ناخودآگاه تاریخی، مبتنی بر استبداد است. حتی در زمان مشروطه هم که بحث آزادی در میان است، همین ناخودآگاه تاریخی، استبداد را به وجود می‌آورد.   ساختار استبداد حکومتی در دوره پهلوی و قاجار چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارند؟ از لحاظ ساختاری، استبداد در تاریخ ایران، چه در دوره پهلوی و چه قاجار، برآمده از نظام‌ها و ساختارهای اجتماعی است. به خصوص در دوره قاجار، از زمان آقا محمد خان، استبداد را به شکل یک روند ملایم داریم. در دوره پهلوی اول هم ما این استبداد را به شکل دوره قاجار می‌بینیم. اما در پهلوی دوم، همان‌طور که کاتوزیان هم مطرح کرده، ما با دیکتاتوری مواجهیم. در دوران استبداد برای شاه هم قانون وجود دارد. اما در دیکتاتوری برای شاه هیچ قانونی وجود ندارد. محمدرضا پهلوی دیکتاتور بود. هر چند در هنگام نزدیکی انقلاب دوباره به استبداد بازگشت. اما تفاوت‌هایی هم در این دوران وجود دارد. رویارویی با غرب از دوره ناصری و اواخر قاجاریه شکل گرفت. نیروهای خارجی به ایران آمدند و ساختار معیشتی ما کشاورزی بود. سپس با بستن عهدنامه ترکمان‌چای و... بخش‌هایی از ایران جدا شد. ارتباط با غرب در دوره پهلوی به شکل دیگری مطرح شد. بعد از بحث مجلس و مشروطیت، رضاخان ظهور پیدا کرد و دوباره استبداد شکل گرفت. در دوره رضاخان، مساله نفت مطرح شد. درحالی که بیش از هفتاد درصد جامعه ایرانی هنوز روستایی بودند و بحث آب، به شکل جدی در ایران مطرح بود. پس مساله آب در حکومت قاجاریه و پهلوی در ایجاد قدرت استبدادی دخیل بود. در دوره رضاخان، اقتصاد مبتنی بر صنعت شد. از سوی دیگر در دوره پهلوی با مدرنیته و اصلاحات ارضی مواجهیم که منجر به کم شدن جمعیت روستانشین و بیشتر شدن مهاجرت‌ها شد. در نتیجه؛ اقتدار شاهنشاه در اثر کم آبی به صنعت ارجاع داده شد. پس آب، جای خودش را به نفت یا صنعت داد. از سوی دیگر، آب اهمیت خودش را از دست داد. چون شیوه‌های قطره‌ای در آبیاری وارد شد. هر چند که متولی‌اش دولت بود.   به این ترتیب ساختار استبدادی در این دو دوره تفاوتی داشت یا خیر؟ در دوره قاجار و پهلوی تفاوتی نداشت. چون جمعیت کشاورز تعیین کننده بود و تامین مایحتاج روستاها، مبتنی بر آب بود. در دوره شهرنشینی و مهاجرت‌ها هم، دولت نظارت داشت و سعی کرد که قدرت را از مردم بگیرد. قشربندی مردم بر اساس آب صورت می‌گرفت: آب‌یار، میرآب، سرآب‌یار و... رده‌های مختلف قشربندی و تقسیم آب، به غیر از قدرت حاکمیت، بر اساس آب بود. یعنی هر جا که آب بود، این تقسیم‌بندی هم وجود داشت. بر اساس آماری که در سال 71-1370 ارائه شد، نزدیک به 12 هزار قنات در ایران وجود داشت. به طور کلی در تاریخ ایران، چون ساختار اقتصادی و معیشتی مردم، مبتنی بر کشاورزی بود، حاکمان ایرانی هم از طریق کسب مالیات و سهم‌بندی آب و زمین، کسب درآمد می‌کردند. در تاریخ ایران، از دوره‌های اولیه؛ از روزگار مادها و هخامنشی‌ها، آب نقش سازنده‌ای داشته است. در کتاب «استبداد شرقی» هم به نقش آب و تقسیم آب اشاره شده است. در حالی که در اروپا بحث مالکیت زمین مطرح است و فئودالیسم با حضور زمین‌دارها شکل گرفت. اما در سرزمین پهناور ایران، زمین بود ولی آب نبود. آب بود که در زمین درآمد ایجاد می‌کرد. چه برای زارعین و خرده مالک‌ها و چه برای حاکمیت؛ در طول تاریخ ایران، آب نقش کلیدی داشت. در شرایط فعلی هم هنوز آب یک مساله سیاسی است. در این کتاب، مساله ما مربوط به روزگار کشاورزی بود. اما در آینده هم بر سر آب چالش خواهیم داشت. به هر حال، بحث جیره‌بندی آب را که مردم عادی نمی‌توانند انجام دهند، نهادهای حاکمیت انجام می‌دهند. به طور کلی، آب و هوا و محیط زیست در جامعه‌شناسی به عنوان یک مساله سیاسی مطرح می‌شوند. و آب در سرزمین ایران کمیاب است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 23 Feb 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270260/حاکمان-ایرانی-راه-سهم-بندی-آب-زمین-کسب-درآمد-می-کردند همایش قراخانیان در گستره فرهنگ و تمدن ایران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272261/همایش-قراخانیان-گستره-فرهنگ-تمدن-ایران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این همایش با هدف بازشناسی موقعیت قراخانیان در ربط با فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی (تعاملات فرهنگی و تمدنی جهان ایرانی ـ اسلامی با جامعه و حکومت قراخانیان) توسط انجمن ایرانی تاریخ با همکاری کانون مطالعات بینا رشته‌ای دانشگاه تهران و معاونت فرهنگی و سایر نهاد و موسسات پژوهشی و فرهنگی برگزار می‌شود. در سطوحی فراتر این همایش در پی بررسی و بازشناسی پیوندهای تاریخی ایران با آسیای مرکزی در زمینه‌های فرهنگی، ادبی، زبانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در یک بازه زمانی چهار سده ای منتهی به حمله مغولان است. بیشینه قلمرو قراخانیان در حال حاضر شامل بخش‌هایی از قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان، روسیه، چین و مغولستان است، کشورهایی که عمده آنان از همسایگان و محیط پیرامونی ایران هستند و مناسبات ایران و این کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. افزایش آگاهی از تاریخ مناسبات ایران و قراخانیان در وجوه گوناگون، سرمایه ای برای ارتقای مناسبات کنونی ایران با شمار زیادی از همسایگان و شرکای منطقه ای و فرامنطقه ای، چه در سطوح سیاسی و چه مردمی است. پذیرش مقالات در چارچوب تحقق هدف فوق صورت خواهد گرفت.  فراخوان دریافت چکیده مقالات این همایش با محورهای زیر اعلام شده است:           محور اول: سیاست و ملک داری •        نظام و ساختار سیاسی •        آموزه‌ها و ادبیات سیاسی •        تاریخ سیاسی و نظامی قراخانیان در ربط با حکومت‌های ایرانی          محور دوم: جامعه و مردم •        زیر ساخت‌های مقوم پیوندهای سیاسی و دیپلماتیک مردمان آسیای مرکزی با ایران فرهنگی •        ساختار اجتماعی، آداب و رسوم، سنت‌ها •        گروه‌های اجتماعی •        مهاجرت‌ها •        سبک‌های زندگی شهری و روستایی •        کوچرویی •        پیوندهای اجتماعی ایران و قلمرو قراخانیان •        قراخانیان و فرایند ترکی سازی در آسیای مرکزی          محور سوم: اقتصاد •        ساختار اقتصادی •        شیوه‌های تولید •        جاده ابریشم •        پیوندهای اقتصادی با ایران و دیگر جوامع مسلمان، •        زیرساخت‌های پیوندها و همگرایی اقتصادی           محور چهارم: فرهنگ و دین •        ساختار فرهنگی •        زبان و ادب فارسی •        آیین‌ها، ادیان و مذاهب •        تبادلات فرهنگی •        تبلیغ دین اسلام •        استمرار و تغییرات فرهنگ ایرانی و اسلامی •        معماری و هنرها •        تحولات زبانی •        دانش‌ها •        تاریخ نویسی فارسی •        پیوندهای دینی و آیینی ایران و قلمرو قراخانیان •        مواریث مشترک ایرانی- ترکی در قلمرو قراخانی دبیر علمی همایش، دکتر اسماعیل حسن زاده و دبیر اجرایی آن عباس صفایی مهر است. بر اساس همین گزارش، همایش قراخانیان در گستره فرهنگ و تمدن ایران جمعه 3 اسفند 1397 از ساعت 9:00 تا 17:00 - در باغ موزه نگارستان دانشگاه تهران، تالار روح الامینی برگزار می‌شود و حضور در آن برای عموم مهمانان همایش آزاد و رایگان است و پذیرش هم از ساعت 8:00 همان روز آغاز می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 22 Feb 2019 12:46:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272261/همایش-قراخانیان-گستره-فرهنگ-تمدن-ایران-برگزار-می-شود نقش زنان در جنگ بیشتر نمایشی دیده شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272239/نقش-زنان-جنگ-بیشتر-نمایشی-دیده-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» از سلسله جلسات زنان در جنگ، به‌همت حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعه‌شناسی، چهارشنبه یکم اسفندماه در سالن کنفرانس این انجمن برگزار شد. در این نشست میترا معدنی، کارشناس ارشد مطالعات زنان، نویسنده و پژوهشگر حوزه جنگ، بیتا بختیاری، دکترای مطالعات فرهنگی، کارشناس فرهنگی بنیاد شهید و مدرس دانشگاه و الهام عدیمی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و عضو حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان درباره این موضوع سخن گفتند. نبود تعریف مناسب از حضور زنان در جنگ عامل فقر پژوهشی میترا معدنی در این نشست با اشاره به تاریخچه پژوهش در خصوص زنان و جنگ در بنیاد شهید اظهار کرد: در تاریخ ۲۲ اسفند سال ۱۳۵۸ بنیاد شهید به عنوان اولین متولی امور شهدا تاسیس شد که مهمترین و اصلی‌ترین وظیفه این نهاد رسیدگی به امور شهدا (تشییع تدفین برگزاری مراسم یادبود و...) بود. به مرور که بنیاد شهید دارای چارت سازمانی منسجم‌تری شد بخش‌هایی از جمله معاونت فرهنگی با هدف رسیدگی به امور فرهنگی (تاسیس مدارس شاهد و رسیدگی به امور تحصیلی فرزندان شهدا و...) هم به بدنه بنیاد اضافه شد. به گفته این پژوهشگر جنگ، در همین سال‌ها بود که تالیف کتاب‌هایی در خصوص جنگ و ساخت فیلم‌هایی با داستان و مضمون جنگ آغاز شد که موضوعات مختلفی را دربرمی‌گرفت از جمله زنان که البته بیشتر در خصوص زنان حاضر در جنگ در نقش زنان مددکار، پرستار، بهیار یا زنانی که در پشت جبهه به‌عنوان پشتیبان مشغول بوده‌اند. پس از تشکیل دفتر مطالعات فرهنگی که بعدها به نام دفتر مطالعات و تحقیقات تغییر نام داد استارت نخستین پژوهش‌ها و طرح‌های تحقیقاتی در بنیاد زده شد که در قالب حمایت از پایان‌نامه‌ها و طرح پژوهشی مساله‌یابی انجام می‌شد. او گفت: در همین زمان بود که مساله‌یابی‌ها و نیازسنجی‌ها به مرور هدفمند و منسجم شد و عناوین توسط دفتر مطالعات ارائه و پژوهشگران نسبت به تکمیل فرم پیشنهاد پژوهشی و در صورت کسب امتیاز لازم نسبت به اجرای طرح در دامنه‌های استانی منطقه‌ای و ملی اقدام می‌کردند. معدنی با بیان این‌که یکی از مهمترین علل فقر پژوهش در خصوص زنان نبود تعریف و تقسیم‌بندی مناسب از حضور زنان در جنگ است، توضیح داد: با نگاهی گذرا به کتب و فیلم‌های تدوین شده در حوزه زنان و جنگ می‌بینیم که بیشترین تصویری که از زنان ارائه شده زنان  را در نقش مددکار و پرستار و ... نشان داده است. میترا معدنی او افزود: دومین علت در خصوص فقر پژوهشی در حوزه زنان عدم تدوین عناوین مرتبط توسط سازمان‌های متولی در امور جنگ و شهدا به‌شمار می‌آید. یکی دیگر از علل نبود پژوهش در این حوزه عدم دسترسی به جامعه و نمونه‌های پژوهشی است. در واقع وجود قوانین و دستورالعمل‌هایی که پژوهشگران را با مشکلات دسترسی به داده‌ها و منابع روبه‌رو می‌کرد. از دیگر علل فقر پژوهشی در حوزه زنان مرتبط با جنگ عدم تمایل پژوهشگران به انجام پژوهش در این حوزه نیز بوده است و اینکه این تصور بوده که فقط افرادی از داخل این جامعه اجازه انجام امور پژوهشی را دارند. به گفته معدنی، در کنار نهاد بنیاد شهید، نهادهایی همچون بنیاد حفظ آثار و دفاع مقدس و بنیاد شهید آوینی به امور فرهنگی در این زمینه پرداخته‌اند اما آنچه در این میان به وضوح مشاهده می‌شود ورود کمرنگ به حوزه زنان است و آنچه در پژوهش‌های صورت پذیرفته می‌بینیم نمایشی از نقش و جایگاه زنان در قالب‌های پرستاری، بهیاری و ... در حین جنگ محسوب می‌شود و زنانی همچون همسران رزمندگان، مادران شهدا، همسران شهدا، فرزندان اناث شهید، مادران، همسران و فرزندان اناث جانبازان و همسران، مادران و فرزندان اناث آزادگان کسانی هستند که بزرگترین جامعه زنان مربوط به جنگ را تشکیل می‌دهند و کمترین پژوهش‌ها در این زمینه صورت پذیرفته با عللی که در بالا ذکر شد. معدنی در پایان اظهار کرد: با مروری بر پژوهش‌های صورت پذیرفته در بنیاد، شاهد این هستیم که بیشترین پژوهش‌های حوزه زنان در حوزه‌های فرهنگی، آموزشی و روانشناسی است و این مساله به‌طور ناخواسته و بدون جهت‌گیری و سوگیری سازمان و نهاد خاصی انجام شده است. در سال‌های اخیر مرکز پژوهش‌های بنیاد سامانه‌ای به‌نام پژوهشیار طراحی کرده و در اختیار محققان و پژوهشگران و دانشجویان قرار داده که در قالب حمایت از پایان‌نامه‌های ارشد، رساله دکتری و عناوین طرح‌های پژوهشی نسبت به انجام امور پژوهشی اقدام کرده است.   زنان هم‌پای مردان در جنگ بیتا بختیاری با بیان این‌که زنان نیمی ‌از پیکره ‌بشریت‌ بوده ‌و در طول‌ تاریخ‌ دوشادوش ‌و همراه‌ مردان ‌تاریخ ‌را ساخته‌اند، گفت: اگر چه ‌در تاریخ‌ بشر بر جنبه‌های ‌عاطفی‌ و احساسی‌ زنان ‌تکیه ‌شده‌، لیکن‌ زنان‌ کشور ما در تمامی‌ صحنه‌ها در کنار مردان‌ ظاهر شده‌اند. به‌عنوان ‌مثال ‌در انقلاب‌ اسلامی ‌ایران‌ نقشی‌ ریشه‌دارداشته‌‌اند. لیکن ‌با توجه ‌به‌ نقش‌ غیرمستقیم‌ زنان‌ در جنگ ‌تحمیلی‌ هنوز آنچنان‌که ‌شایسته ‌است ‌از نقش آنان ‌سخن‌ به‌ میان‌ نیامده ‌است. در این سخنرانی اشاراتی اندک به این نقش‌ها خواهیم داشت و اینکه چرا پژوهش‌هایی بسیط و بنیادی در این راستا صورت نپذیرفته است. این پژوهشگر با اشاره به مشارکت‌ زنان ‌در دفاع ‌مقدس‌ اظهار کرد: فعالیت‌های ‌نظامی‌، پشتیبانی ‌و تدارکاتی‌، فرهنگی‌، امدادی ‌و درمانی ‌و ... از جمله ‌زمینه‌های‌ مشارکتی ‌زنان ‌در دفاع‌ مقدس ‌است‌. در بخش فعالیت‌های ‌نظامی‌، با شروع‌ جنگ‌ تحمیلی ‌و قرار گرفتن‌ جمهوری ‌اسلامی‌ ایران‌ در موضع ‌دفاع‌، دامنه ‌وجوب‌ شرکت‌ در جنگ‌، زنان ‌را نیز تحت ‌پوشش ‌قرار داد. زنان‌ در مناطق‌ مرزی ‌از جمله‌ در خرمشهر، سوسنگرد، اهواز، مهران و مسجد جامع‌ خرمشهر گواه ‌صادقی ‌است ‌بر استقرار عده‌ای‌ از زنان و توانستند تا آخرین ‌روزها در خرمشهر باقی‌ بمانند، تا جایی‌که ‌رزمندگان مرد ‌با زور آنها را از شهر خارج‌ کنند. زنان ‌نه‌‌تنها با کندن ‌سنگر و تهیه ‌غذا برای ‌رزمندگان ‌و حفاظت‌ از مهمات‌، مردان ‌را یاری ‌می‌دادند، بلکه‌ با تعلیمات ‌نظامی‌ که در سطح‌ ابتدایی‌ گذرانده‌ بودند در خط‌ مقدم ‌جبهه ‌‌نیز می‌جنگیدند. او با اشاره به آمار شهدا و ایثارگری‌های زنان در دوران دفاع مقدس افزود: بر اساس آمار تهیه شده از فهرست شهدای جنگ تحمیلی  ۶ هزار و ۴۲۸ نفر  زن شهید داشته که بیشتر آن‌ها در بمباران و موشک‌باران شهرها به شهادت رسیده‌اند. طبق آماری به نقل از نشریه داخلی بنیاد شهید و امور ایثارگران، ۵۰۰ نفر از این افراد، رزمنده بودند، بیشتر این زنان مجرد و ۲۵۰۰ نفر از آنان در سن ۱۰ تا ۳۰ سال بودند. براساس آمار بنیاد جانبازان و امور ایثارگران که در شهریور ۱۳۸۱ به تفکیک جنسیت و گروه‌های جانبازی منتشر شد، تعداد کل جانبازان زن ۵ هزار و ۷۳۵ نفر است. بیتا بختیاری بختیاری اظهار کرد: درباره تعداد اسرای زن جنگ تحمیلی، آمار روشنی منتشر نشده، اما در برخی منابع از رقم ۱۷۱ اسیر زن (در برخی منابع ۲۳ نفر) در طول جنگ هشت ساله گفته شده است. همچنین در طول ۸ سال دفاع مقدس ۲۲ هزار و ۸۰۸ امدادگر و ۲ هزار و ۲۷۶ پزشک زن به جبهه‌ها اعزام شدند. اما درباره نقش غیرمستقیم زنان این سرزمین نیز بایستی گفت. به گفته این کارشناس بنیاد شهید، طبق آماری که سال ۱۳۸۶ منتشر شده تعداد والدین شهدا ۲۴۷ هزار و ۱۰۶ نفر (تعداد مادران شهید حدود نصف این میزان است) و تعداد همسران شهدا ۶۱ هزار و ۵۲ نفر بوده است. (اغلب همسران شهدا، از زنان هستند). همچنین تعداد والدین جانبازان ۷۱ هزار و ۳۷۲ نفر، تعداد همسران جانبازان ۳۱۷ هزار و ۱۹۳ نفر، تعداد والدین آزادگان ۱۳ هزار و ۸۲ نفر و تعداد همسران آزادگان ۴۱ هزار و ۷۶ نفر بوده است. از این روست که می‌توان مدعی بود به غیر از زنان شهدا، جانبازان و آزادگان، حدود ۵۵۰ هزار نفر از زنان ایرانی با صبر و تحمل فقدان همسر در صورت شهادت یا اسارت یا مجروحیت و معلولیت او در جنگ نقش داشته‌اند. این را باید کنار رقم ۱۳ هزار زنی گذاشت که به‌طور مستقیم با این جنگ روبه‌رو شدند. این مدرس دانشگاه با اشاره به فعالیت‌های ‌پشتیبانی ‌و تدارکاتی‌ زنان در طول جنگ اظهار کرد: یکی ‌از مهم‌ترین ‌جنبه‌های ‌مشارکت ‌زنان ‌در دفاع ‌مقدس‌، مربوط ‌به‌ فعالیت‌های‌ آنان ‌در زمینه ‌پشتیبانی و تدارک‌ جبهه‌هاست‌. زنان‌ ‌علاوه بر اینکه‌ در غیاب‌ سرپرست‌ خانواده‌، مدیریت ‌خانه ‌را به‌ عهده ‌داشتند، در ستادهای‌ پشتیبانی‌ نیز ‌حضور می‌یافتند و با انجام‌اقداماتی ‌نظیر ارائه‌ کمک‌های ‌نقدی‌ و غیرنقدی‌، جمع‌آوری ‌کمک‌های‌ مردمی‌، تقسیم ‌و بسته‌بندی ‌مواد ارسالی‌ به‌ جبهه‌ها، تهیه‌ لباس‌ و آذوقه‌ برای ‌رزمندگان‌ و ... حضور داشتند. بنابراین‌ آن‌ دسته‌ از زنانی‌ که‌ به‌‌نوعی‌ نمی‌توانستند در جبهه‌ها حضور مستقیم‌ داشته ‌باشند، فقدان ‌حضور عینی ‌در جبهه‌ها را از طریق‌ انجام ‌فعالیت‌های ‌پشتیبانی‌ و تدارکاتی ‌جبران می‌کردند. بختیاری با بیان این‌که فعالیت‌های ‌امدادی‌ و درمانی‌ خیل‌ زنانی ‌را که ‌با گذراندن‌ دوره‌های‌کوتاه‌ مدت‌ امدادرسانی‌ برده ‌و در خطوط‌ مقدم‌ و می‌چرخیدند، توضیح داد: آمار بالای ‌زنان ‌شاغل ‌در بخش‌خدمات ‌پزشکی گویای ‌آن ‌است‌ که ‌به‌طور طبیعی‌ حجم ‌زیادی ‌از مسئولیت ‌مداوای‌ مجروحان ‌و آسیب‌دیدگان ‌از جنگ ‌در مراکز بهداشتی ‌و درمانی‌ و بیمارستان‌ها متوجه ‌زنان‌ بوده ‌است‌. سنگین‌ترین ‌وظیفه‌ در بیمارستان‌های‌ صحرایی ‌و نیز در شهرها بر عهده ‌زنان ‌فداکار، بهیار، پرستار، و پزشک ‌بوده ‌است‌. پرستاری ‌از مجروحان ‌جنگ‌، انتقال ‌مجروحان‌، نظافت ‌بیمارستان‌ها، شناسایی‌ شهدا، حفر زمین‌ برای ‌تدفین ‌آنان ‌و حتی‌ نگهبانی‌ از اجساد مطهر شهدا و.... این پژوهشگر با اشاره به فعالیت‌های ‌مربوط ‌به ‌شهدا و رسیدگی‌ به ‌خانواده ‌رزمندگان‌ گفت: در طی ‌۸ سال‌ دفاع ‌مقدس‌ بسیاری‌ از امور مربوط‌ به‌ شهدا توسط ‌زنان ‌انجام ‌می‌شد. ستادهای‌ تخلیه ‌شهدا در مناطق‌جنگی‌، مراکز معراج ‌شهدا در شهرستان‌ها و واحدهای ‌تعاون ‌در پایگاه‌های‌ نظامی‌ نیز از خدمات‌ زنان‌ در این‌ زمینه ‌بهره‌مند شده‌اند. همچنین‌ رسیدگی‌ به‌ خانواده ‌رزمندگان‌ و شهدا و دلجویی ‌از آنها نیز در همه‌ موارد توسط‌ زنان ‌و در قالب‌ واحدهای ‌مددکاری انجام‌ می‌شد که‌ هنوز هم‌ ادامه ‌دارد. یکی ‌از عرصه‌های‌ مهم ‌حضور زنان ‌پس‌ از انقلاب و جنگ  حضور در فرهنگ‌ و هنر ‌است‌. نویسندگی‌، گزارشگری‌، داستان‌نویسی‌، سرودن‌ شعر و ... زمینه‌هایی ‌هستند زنان‌ بسیاری ‌بوده‌اند. در این‌ میان‌ جنگ‌ نیز به‌ عنوان ‌مهم‌ترین‌ واقعه ‌پس‌ از انقلاب ‌و حوزه‌ فعالیت ‌زنان ‌هنرمند و اهل‌ اندیشه ‌دور نمانده ‌است ‌و طی‌ این‌ دوران‌ شاهد آثار متعددی‌ از بانوان‌ در زمینه‌های ‌مختلف ‌هنری ‌با موضوع‌ جنگ‌ و دفاع‌ مقدس‌ بوده‌ایم‌. بختیاری در پایان سخنانش با اشاره به مواجهه ‌و مقابله ‌زنان ‌با پیامدهای‌ حاصل ‌از جنگ‌ بیان کرد: تبعات ‌حاصل‌ از هر جنگی به ‌مراتب ‌از خود جنگ‌ و صحنه‌ کارزار مسلحانه ‌وسیعتر و گسترده‌تر است و لذا نحوه ‌مقابله ‌و مواجهه ‌افراد با این‌ تبعات ‌همیشه ‌و برای‌ مسئولان ‌همه ‌کشورهای‌ درگیر جنگ‌ از مسایل ‌بسیار مهم‌ تلقی ‌می‌شود. آنچه ‌در این ‌میان ‌اهمیت ‌می‌یابد توجه ‌به ‌نقش‌ و موقعیت ‌حساس ‌زنان ‌در مسائل ‌پشت ‌جبهه و مسائل بعد از جنگ ‌است‌. به‌ دلیل‌ اعزام ‌کثیری ‌از مردان‌ به‌ جبهه،‌ شهادت‌، مجروحیت‌، جانبازی ‌و اسارت‌ شماری ‌از آنها فشارهای‌ روحی‌ و روانی‌ آن‌ مستقیماً متوجه ‌زنان ‌است‌، و از طرفی ‌مسئولیت ‌اداره ‌گوناگون‌ خانه ‌را تماماً بر دوش‌ آنان‌ می‌گذارد. باید زنان‌ را به‌عنوان‌ مهم‌ترین ‌گروه ‌حاضر در حین جنگ و بعد از  ‌آن قلمداد کرد. بر این ‌اساس‌ نحوه ‌مواجهه ‌آنان ‌با تبعات ‌جنگ‌ و میزان‌ آسیب‌هایی را که به عنوان‌ یکی‌ از اساسی‌ترین ‌شاخص‌های‌ ‌جنگ‌ به آنان وارد شده است نیز باید مورد پژوهش و ارزیابی قرار داد. نگاه غالبا مردانه در پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ الهام عدیمی در این نشست گفت: تاریخ‌نگاری جنگ مانند تاریخ‌نگاری انقلاب دچار وضعیتی متناقض و دوگانه است. از سویی کار تاریخ‌نگاری به‌دلیل محدودیت در دسترسی به اطلاعات، مدارک و اسناد بیشتر در دست نهادهای نظامی یا دولتی است و از سوی دیگر این تاریخ‌نگاری بیشتر با نگاه سیاسی، نظامی و مردانه نوشته شده است. در واقع بیشتر پژوهشگران مساله جنگ را امری مردانه می‌پندارند و بر همین اساس در تاریخ‌نگاری‌های این حوزه هم کمتر چشم‌مان به حضور زنان چه مستقیم و چه غیرمستقیم برمی‌خورد. با این حال جنگی که ۸ سال طول کشیده، نمی‌تواند بدون حضور و وجود نیمی از جمعیت ایران یعنی زنان روایت شود. از سوی دیگر با وجود گذشت ۳۰ سال از پایان جنگ، همچنان اثرات و تبعات آن در زندگی فرد فرد مردم در داخل و حتی کشورهای منطقه یا تمامی کشورهایی که مستقیم یا غیرمستقیم در این طولانی‌ترین نبرد قرن بیستم، حضور داشتند، بروز و ظهور یافته است. این عضو حلقه زنان افزود: برخی پژوهشگران، زنان را به‌عنوان موضوعی حاشیه‌ای و در بخش‌های پشتیبانی از جبهه‌ها و پرستاری و مانند آن روایت می‌کنند و حضور آنان را به‌عنوان امری اجتماعی مورد توجه قرار داده‌اند با این حال، علاوه‌بر زنانی که حضور مستقیم در خطوط مقدم جنگ داشته‌اند، زنان بسیاری نیز همسر، فرزند، خانه یا خانواده خود را از دست دادند که در شمار هیچ یک از منابع یا مستندات مربوط به جنگ دسته‌بندی نشده‌اند. همچنین می‌توان به زنانی که در جنگ دچار معلولیت شده‌اند یا همسر، فرزند یا برادر آن‌ها جانباز شده و آن‌ها از او نگهداری می‌کنند نیز در پژوهش‌های جنگ کمتر دیده شده‌اند. از این دسته باید به زنانی که عضو خانواده آن‌ها پس از سال‌ها از اسارت بازگشته و با مشکلات متفاوتی دست‌وپنجه نرم می‌کند نیز باید اشاره کرد. او با بیان این‌که شاید بیشترین اسنادی که مربوط به زنان در جنگ داشته باشیم، عکس‌ها باشند، بیان کرد: عکس‌ها همواره اطلاعاتی را درباره شرایط و وضعیت زنان در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند اما کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند و باز هم سوژه مردان رزمنده در صدر قرار دارد. عدیمی ادامه داد: امروز در سومین نشست از سلسله جلسات زنان در جنگ مروری بر آن‌چه در دو نشست قبلی («تجربه زیسته زنان در جنگ» و «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایت‌ها و آثار هنری جنگ») گفته شد و در ادامه به موضوع «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» می‌پردازیم. زمانی که کلمه‌های زن و زنان را در کتابخانه جنگ جست‌وجو کردم با شمار زیادی از منابع مرتبط روبه‌رو شدم اما کمی بعد، زمانی که شروع به خواندن کتاب‌های خاطرات زنان کردم، متوجه شدم که ناگفته‌های زیادی دارند و به گفته احد گودرزیانی، پژوهشگر این حوزه، باید آن‌ها را از میان سطرها بخواند. به گفته این روزنامه‌نگار، اولین اثری که در بحث زنان همواره مطرح بوده کتاب «دا» خاطرات سیده زهرا حسینی است. اما در طول جنگ زنانی هم اسیر شدند و خاطراتی از خود به جا گذاشتند. کتاب‌هایی چون «چشم در چشم آنان» یا «من زنده‌ام» از معروف‌ترین این آثار هستند. با این‌حال در مورد خاطرات فاطمه ناهیدی (چشم در چشم آنان) در نشست اول گلستان جعفریان که در حال نوشتن دوباره خاطرات این زن آزاده است، اعلام می‌کند که «۱۰ است که در حال تدوین زندگی فاطمه ناهیدی، هستم. فاطمه ناهیدی ۴ سال در اسارتگاه عراق به سر برده است. او برای گفتن خاطراتش ابا داشت و راضی نمی‌شد که آنها را نقل کند و همیشه می‌گفت چرا باید این مطالب نقل شود. متأسفانه بسیاری از محققان راه را اشتباه رفته‌اند و همین سبب شده که راویان ما دیگر انگیزه‌ای برای گفتن حقایق نداشته باشند. محقق می‌تواند برای راوی راه‌گشاست باشد اما اگر با رویکرد کنجکاوی یا رفع ابهامات خودش فعالیت کند، راوی ترجیح می‌دهد که مسائل خصوصی‌اش را که باعث تحقیرش می‌شود نگوید.» او با اشاره به گفته‌های مریم کاظم‌زاده، عکاس جنگ توضیح داد: کاظم‌زاده هم درباره وضعیت پرداختن به مسائل مربوط به زنان در جنگ گفته است که «ما نتوانستیم جنگ را به خوبی نشان دهیم و یکی از دلایلی که ما هنوز نتوانسته‌ایم راویان را راضی به بیان خاطراتشان کنیم، اشتباهات محققانی است که نتوانستند به درستی با این راویان برخورد کنند. فاطمه رسولی و مینو فردی را برای ثبت خاطرات به حوزه هنری معرفی کردم اما آنقدر آنها را اذیت کردند که هرگز حاضر به صحبت نشدند و دوست ندارند کسی وارد منطقه ممنوعه‌شان شوند. متأسفانه تجربه تلخی برایشان ماند. شاید ۵۰ سال بعد چهره زنانه جنگ به تصویر کشیده شود و به راحتی بتوانیم حقایقی را بازگو کنیم که دیگر ابایی از گفتن آنها نداشته باشیم.» عدیمی اظهار کرد: مورد دیگری که زنان درگیر جنگ در بیان روایت‌های خود دارند، مربوط به نگاه غالب بر این حوزه است. پژوهشگران در این حوزه اغلب مردان هستند و از زاویه‌ای مردانه روایت زنان را می‌نویسند یا تصویر می‌کنند. همچنین کمتر زنانی سراغ این حوزه رفته‌اند؛ به‌جز اندک زنانی که خاطراتی از حضور خود در جبهه‌ها نوشتند یا به نقل از آن‌ها روایت شده، کمتر زنانی که غیرمستقیم درگیر جنگ بوده‌اند خاطراتی از خود منتشر کرده‌اند. اگر چه کتاب‌هایی در این حوزه وجود دارد مانند «روزهای بی‌آینه» که خاطرات ۱۸ سال انتظار منیژه لشکری در انتظار همسرش حسین لشکری است که روایت و فضای کاملا زنانه دارد. فریبا نظری، پژوهشگر این حوزه هم در مطالعه و بررسی خاطره‌نگاری‌هایی از جنگ گفتمان رسمی جامعه را دلیل این امر می‌داند که بیشتر آثار یک خط سیر و شیوه روایتی یکسان و مشابه دارند. این عضو حلقه زنان گفت: این خاطرات هم پر از میان‌سطرهای نانوشته است. این موارد در خاطرات زنان اسیر بسیار پررنگ‌تر است و همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، این مسائل کمتر مجال مطرح شدن داشته‌اند چرا که تابوها و نگاه عرف به مساله جنگ و حضور زنان در آن برای جامعه همچنان عجیب و غیرقابل باور است. اگر چه در میان این نوشته‌ها کمتر به مسائل و مشکلاتی که زنان آواره یا اسکان‌یافته در دیگر شهرها پرداخته شده است. با این حال وضعیت تولید ادبیات و پژوهش درباره زنان حاضر در جنگ اگر چه بسیار ضعیف و اندک است اما نسبت به داشته‌های پژوهشی ما درباره زنانی که غیرمستقیم با جنگ درگیر بوده‌اند بسیار بیشتر به نظر می‌رسد. اما عمده اتفاقی که در بحث زنان افتاده است، محدود شدن آن‌ها در مباحث خاطره‌نگاری و داستان‌نویسی است و کمتر پژوهشی جدی درباره حضور زنان چه مستقیم و چه غیرمستقیم در جنگ، تاثیر جنس و جنسیت در وضعیت زندگی آن‌ها، مسائل و مشکلاتی که با آن‌ها دست و پنجه نرم کردند یا تاثیر بلندمدت جنگ بر زندگی دیروز و امروز زنان و نسل بعدی زنان صورت گرفته است. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 22 Feb 2019 10:31:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272239/نقش-زنان-جنگ-بیشتر-نمایشی-دیده-شده روایتی از فراز و نشیب‌های زندگی یک مدرسه‌ساز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272124/روایتی-فراز-نشیب-های-زندگی-یک-مدرسه-ساز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «قصه ناتمام؛ سبک زندگی و کار جواد شبانی» سومین کتاب از مجموعه خیرین مدرسه‌ساز کاشان است که نشر سبک زندگی آن را منتشر کرده است. مجموعه خیرین مدرسه‌ساز کاشان، چنان که از مقدمه کتاب برمی‌آید، با هدف ثبت زندگی خیرین و فرهنگ‌سازی برای جوانان راه‌اندازی شده است. در مقدمه کتاب آمده است: «در این مجموعه از زبان خود خیرین می‌شنویم که چرا کارهای خیر و عام‌المنفعه را وظیفه دولت نمی‌دانند و با این بهانه از زیر کار شانه خالی نمی‌کنند.»   از خصوصیات جالب توجه کتاب «قصه ناتمام» آن است که روایتی جذاب و با بهره‌گیری درست از عناصر داستانی در شرح زندگی سوژه کتاب است. اثر با شرح یک جلسه سخنرانی که در آن «جواد شبانی» به عنوان سخنران شمه‌ای از روایت زندگی‌اش را تعریف کرده و بر مستمعان تاثیری جالب توجه گذاشته آغاز می‌شود: «وقتی حرفش تمام شد، چند ثانیه‌ای سکوت بود و بعد ناگهان صدای تشویق سالن را ترکاند. بعضی‌ها اشکشان را پاک می‌کردند و چشم خیلی‌ها نمناک بود...  تا وقتی روی صندلی می‌نشست، هنوز صدای دست‌ها تمام نشده بود.» (ص: 10)   پس از این بخش مقدماتی که قابلیت جذب مخاطب برای خواندن شرح زندگی فردی نه چندان مشهور را دارد، از زبان سوژه کتاب، داستان زندگی او را از روز تولد تا هنگامی که به کارآفرینی موفق و خیری مدرسه‌ساز مبدل شد می‌خوانیم. او روایت خود را از شرح زندگی پدر و اصل و نسب خانوادگی‌اش آغاز کرده و سپس به شرح روزگار کودکی خود پرداخته است. در این بخش، تاکید راوی و مولف کتاب بر خصوصیاتی از زندگی اوست که نمودی از موفقیت شغلی آینده او را در آن می‌توان یافت. به عنوان نمونه در بخشی با نام موفقیت اتفاقی نیست، می‌خوانیم: «پدرم توی یکی از اتاق‌های خانه کارگاه قالی‌بافی زده بود. همسایه‌ها می‌‎آمدند آن‌جا قالی می‌بافتند و مزد می‌گرفتند. چند تا از هم‌شاگردی‌هایم هم بعد از مدرسه می‌آمدند. این باعث نمی‌شد مغرور بشوم و بهشان باد و بزرگی کنم که پدر من نان آن‌ها را می‌دهد. اتفاقاً دوست داشتم با آن‌ها همراهی کنم. از مدرسه که می‌آمدم می‌نشستم پشت دار قالی. به خاطر پولش نبود. نمی‌خواستم فکر کنند با آن‌ها فرق دارم. ولی بابام به من هم مزد می‌داد.» (18)   از ویژگی‌‎های جالب کتاب که در پارگرافی که نقل شد هم می‌توان نمودهایی از آن را مشاهده کرد، سعی مولف کتاب در حفظ لحن راوی است. جواد شبانی در جای جای روایت خود از اصطلاحات کاشانی بهره برده است و مولف با حفظ این اصطلاحات در زیرنویس‌ها معنای معیار آنها را بیان کرده است. به عنوان نمونه در پاراگرافی که نقل شد اصطلاح «باد و بزرگی» که کنایه از غرور و فخرفروشی است از اصطلاحات ویژه اثر محسوب می‌شود. «تُر خوردن» به معنای سُر خوردن، «باقی کار» شدن به معنای بدهکار شدن و... از دیگر اصطلاحات ویژه‌ای است که در کتاب ثبت شده‌اند.   از دیگر مواردی که باعث جذابیت روایت زندگی شبانی شده است، صداقت او در بیان خاطرات است. در ابتدای بخش سوم کتاب او به ماجرای معافیتش از خدمت سربازی اشاره می‌کند و از پولی که برای کسب معافیت به مسئولان نظام وظیفه در سال 1352 داده است، می‌گوید: «2300 تومان پول نقد لای دستمال پیچیدم و برگشتم قمصر. (سرهنگ) گفته بود بیا دم خانه که کسی نبیند. این پول تقریباً معادل بیست میلیون تومان الان بود. وقتی پول را می‌بردم، توی دلم گفتم پول را می‌خورد و می‌رود و من هم که مدرک ندارم. تازه اگر می‌گفتم این پول را برای چی داده‌ام فوری خودم را بازداشت می‌کردند. همان‌جا از این پول دل کندم و قیدش را زدم. (وقتی برای کمیسیون پزشکی به قم رفتم) معلوم بود با هم ساخت و پاخت کرده‌اند و همه چیز از قبل هماهنگ شده. بعد گفتند یک هفته دیگر بیا. باورم نمی‌شد به همین راحتی معاف بشوم. ولی بعد از یک هفته که رفتم، کارت معافیتم حاضر و آماده بود. به همین راحتی.» (51)   نقل چنین خاطراتی که جنبه‌های ناگفته مانده زیست اجتماعی در برهه‌هایی از تاریخ را بیان می‌کنند از جنبه تاریخی و جامعه‌شناختی اهمیت قابل توجهی دارند. البته از آنجا که مسیر کتاب به سمت معرفی دستاوردهای راوی آن در زمینه مدرسه‌سازی حرکت می‌کند تا حد زیادی (و به ویژه در بازه زمانی پس از انقلاب) روایات کتاب به مقوله انتقال تجارب در زمینه وقف و مدرسه‌سازی معطوف شده است. یکی دیگر از دلایل محدود بودن میزان اطلاعاتی که از منظر تاریخ اجتماعی جالب توجه باشند نیز حجم محدود کتاب است. حجم 127 صفحه‌ای کتاب از یک سو به سهل‌الوصول شدن خواندن آن برای مخاطب منجر شده است و از سوی دیگر کیفیت پژوهشی آن را تحت تاثیر قرار داده است. کتاب خوشخوان است و از موضوعی که در نگاه اول هیچ‌گونه جذابیت خاصی برای مخاطب ندارد، روایتی جذاب بیرون کشیده است و این موفقیتی قابل توجه برای مولف اثر، «جابر تواضعی» است. از ویژگی‌های ساختاری کتاب آن است که روایت اول شخص راوی را در دل دو روایت سوم شخص که در ابتدا و انتهای کتاب قرار دارند گذاشته است. این روایت‌های سوم شخص نقش پرده را ایفا می‌کنند. پرده‌ای برای باز کردن و بستن روایت. بخش‌هایی از فصل آخر روایت به انتخاب مولف انتخاب شده‌اند و برای آشنایی بیشتر مخاطب با اثر در پشت جلد آمده‌اند. این بخش‌ها به دلیل پرداختن گذرا به مراحل ساختن پارچه‌های شَعربافی که از صنایع دستی کاشان محسوب می‌شوند جذاب و جالب توجه هستند:   «هر بار در جاده مشهد اردهال، تابلو ارمک را که می‌بیند، بی‌قرار می‌شود و فرمان دیگر به حکمش نیست. یکی از اهالی روستا می‌ایستد به سلام و احوال‌پرسی. کودکی‌اش جایی وسط راه ارمک به کاشان جا ماند و خیلی زود از وقتی پیش دایی‌اش مشغول به کار شد، وارد دنیای آدم‌بزرگ‌ها شد. تصاویر آن روزها با زیرصدای تق‌تقِ کارخانه‌های شعربافی از جلو چشمش رد می‌شود؛ با بوی مازوی ابریشم‌هایی که شو می‌کردند؛ با صدای جیرجیر چرخجه‌های ابریشم وَرکنی؛ با بوی سریشمی که روی چراغ سه فتیله‌ای آب می‌کردند و باهاش روی عدلِ دستمال‌ها و پارچه‌های شعربافی را نقش می‌کردند؛ با صدای قرآنی که توی خانه پیچید، در اولین روزی که مادربزرگ برای نماز صبح بیدارش نکرد و قیژقیژ چرخجه‌اش خاطره شد. وقتی این‌ها را برای بچه‌ها تعریف می‌کند، بعضی جاها حس می‌کند دارد درباره یکی دیگر حرف می‌زند. خودش این همه بالا و پائین شدن را باور نمی‌کند.»   کتاب «قصه ناتمام؛ سبک زندگی و کار جواد شبانی» به تالیف جابر تواضعی را نشر سبک زندگی با تیراژ 1500 نسخه و قیمت 15000 تومان در سال 1397 منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 21 Feb 2019 20:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272124/روایتی-فراز-نشیب-های-زندگی-یک-مدرسه-ساز ۱۸ سال انتظار برای «سید الاسرای ایران»/ کابوس‌هایی که هرگز تمام نشد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272105/۱۸-سال-انتظار-سید-الاسرای-ایران-کابوس-هایی-هرگز-تمام-نشد خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عدیمی: زمانی که جنگی شروع می‌شود، معمولا این مردان هستند که به جنگ می‌روند و زنانی چشم‌انتظار آمدن آن‌ها می‌مانند. این زنان شاید همسرشان، پسرشان یا برادرشان را در جنگ از دست بدهند و یا شاید پس از جنگ جانبازی او را ببینند و سال‌ها در کنار آن‌ها بمانند و از آنان پرستاری کنند یا در انتظار بازگشتن او از اسارت روزهای سختی را پشت سر بگذارند اما اغلب این زنان دیده نمی‌شوند و شجاعت، استقامت و صبر آن‌ها بر این رنج‌ها و دردها فراموش شود. «روزهای بی‌آینه» روایت خاطرات منیژه لشکری همسر آزاده خلبان حسین لشکری است که گلستان جعفریان آن را به‌رشته تحریر درآورده است. منیژه لشکری در این کتاب، داستانش را از آغاز آشنایی‌اش با حسین لشکری روایت می‌کند و در ادامه به ازدواج و زندگی پیش و پس از اسارت همسرش پرداخته است؛ روزهای بی‌پایانی را که چشم‌انتظار بازگشتن همسرش با رنج‌های بسیاری دست و پنجه نرم کرد. همان‌گونه که جعفریان در آغاز کتاب نوشته است: «این کتاب، زندگی واقعی زنی را واکاوی می‌کند که با عشق و اشتیاق در هفده سالگی پای سفره عقد می‌نشیند، در هجده سالگی طعم مادر شدن را می‌چشد و همان سال آغاز انتظار و چشم‌به‌راهی هیجده ساله اوست: همسر خلبانش مفقودالاثر می‌شود.» با آغاز جنگ ایران و عراق، در یکی از عملیات‌های پروازی از پایگاه هوایی دزفول، هواپیمای حسین لشکری که از خلبانان جنگده‌های ایرانی بود توسط عراق در خاک آن کشور سقوط کرد اما بنا به گفته دیده‌بان‌های مرزی چتر نجات او باز شده بود و احتمال می‌دادند که اسیر شده است. منیژه لشکری زندگی منیژه پس از به‌دنیا آمدن پسرشان دستخوش شوکی می‌شود که ۱۸ سال ادامه پیدا می‌کند. او که در خانه پدرش در تهران مانده بود، درباره گذشت روزهایش پس از این اتفاق می‌گوید: «بیست روز گذشت. هر روز صبح به این امید از خواب بیدار می‌شدم که پیچ تلویزیون را باز کنم و بگویند جنگ تمام شده است. روزها کند و طولانی بود. لحظات نمی‌گذشت. صبح که بیدار می‌شدم فکر می‌کردم: خدایا، کی ظهر می‌شود و ظهر که می‌شد احساس می‌کردم چرا شب نمی‌شود. مدام کارم گریه کردن بود یا در کنار جمع یا یواشکی در گوشه و کنار. شیرم خشک شد. مجبور شدیم برای علی شیرخشک بگیریم. دکتر می‌گفت که به خاطر شوک عصبی است. کلی دارو و آمپول داد.» منیژه در بخشی دیگر روایت می‌کند: «تا ۹ ماه گریه کردم. مادر شاکی شده بود. می‌گفت: «آخرش کور می‌شی!» می‌گفتم: «مامان، چه کار کنم؟ دلم برایش تنگ شده...» نمی‌دانستم با این دلتنگی چه کار کنم. حال عجیبی بود. دیگر نه جنگ برایم مهم بود نه خانه‌های ویران و شهدایی که مدام تلویزیون نشان می‌داد. فقط به حسین فکر می‌کردم. وقتی با خدا حرف می‌زدم، فقط می‌گفتم: «خدایا، دلم براش تنگ شده. بگو با این دلتنگی چه کنم!» صلیب سرخ با خیلی از همسران خلبانان ایرانی تماس گرفت؛ حتی با فرح که شوهرش زنده و اسیر بود. اما از حسین هیچ خبری نبود. اعلام کردند حسین مفقودالاثر است. بعد از ۹ ماه بی‌تابی، اندوه و غم مطلق آمد. دیگر اشکم خشک شد. گریه نمی‌کردم. حرف‌های دیگران، که مدام دلداری‌ام می‌دادند، دیگر رنجم نمی‌داد. هیچ چیز برایم مهم نبود.» اگر چه تقریبا دو فصل از «روزهای بی‌آینه» به ۱۸ سال نبودن حسین لشکری پرداخته شده است اما در این دو فصل فضایی تصویر می‌شود که می‌توان رنجی را که این زن کشیده است پیش چشم دید. به‌طور مثال زمانی که درباره ازدواج دوباره او صحبت می‌شود یا مساله حضانت علی، پسرشان، این‌طور روایت کرده است: «کم‌کم از گوشه و کنار زمزمه‌هایی بلند شد که باید ازدواج کنم. پدر حسین و برادرش به منزل پدرم آمدند. پدرش گفت: «ما قبول کرده‌ایم که پسرمون شهید شده. منیژه جوونه؛ اگه خودش مایله، بچه رو بده به ما و زندگی تازه‌ای رو شروع کنه.» خیلی گریه کردم. حسین را دوست داشتم و نمی‌توانستم به کس دیگری فکر کنم.» منیژه پس از چهار سال به تشویق و اصرار مادرش به آرایشگاه می‌رود و در این‌باره این‌گونه گفته است: «به تشویق و اصرار مادرم و زن برادرم بعد از چهار سال راضی شدم بروم آرایشگاه. تا آن موقع هیچ کس حریفم نشد. گفتم: «حسین دوست نداره مو رنگ کنم یا مو کوتاه کنم. گفته تا موقعی که سفیدهای موهات بزنه بیرون نباید رنگ بذاری. وقتی خودش اومد همین کارها رو می‌کنم.» آن موقع بیست‌وسه سالم بود... وقتی از آرایشگاه آمدم بیرون، از خودم بدم می‌آمد. مدام می‌گفتم: چرا این کارها را کردم. حسین که نیست...» پس از قبول قطعنامه در تابستان ۱۳۶۷، زمزمه آمدن اسیران همه جا پیچید. منیژه حالا همراه با پسرشان، علی در یک آپارتمان زندگی می‌کردند. روایت او از بازگشت آزادگان این‌طور نوشته شده است: «تابستان سال ۱۳۶۹ تابستانی گرم بود. از نیروی هوایی آمدند و ساختمان، ورودی‌ها، درها و پنجره‌ها را رنگ زدند... خلبان‌ها آخرین گروه اسرا بودند که آزاد شدند و من همچنان منتظر. هر روز جلوی یک ساختمان گوسفند می‌کشتند و هلهله و چراغانی و یک اسیر می‌آمد، اما حسین نیامد!» منیژه به نیروی هوایی رفت و پیگیر وضعیت او شد. «گفتند: «آقای لشکری جزو اسرای خلبان مخفی است. او را به خاطر تاریخ جنگ نگه داشته‌اند. اعلام نمی‌کنند زنده است. اما اطلاع داریم حسین لشکری زنده است.» نیروی هوایی صریح گفت که فعلا منتظر حسین نباشم. چند ماه بعد از آزادی کامل اسرا، حدود پنجاه شصت اسیر مخفی شده هم آمدند اما حسین نیامد. طاقتم طاق شد.» «محرم سال ۱۳۷۴ بود. روز عاشورا وقتی از خواب بیدار شدم دیدم علی نیست... حسین عاشق امام حسین بود. به خاطر همین، اسم پسرمان را گذاشت علی‌اکبر و من هم مخالفتی نکردم. دو جفت جوراب روی هم پوشیدم و پای بدون کفش از خانه زدم بیرون. از روز اول محرم نذر کرده بودم روز عاشورا پابرهنه بروم توی خیابان و همراه هیئت‌های عزاداری امام حسین باشم.» «در ظرف کمتر از یک ماه، از نیروی هوایی با من تماس گرفتند. چهاردهم یا پانزدهم خردادماه ۱۳۷۴ بود. اداره اسرا و مفقودین اعلام کرد که صلیب سرخ جهانی حسین لشکری را دیده است  به او اجازه نامه نوشتن داده‌اند. باور نمی‌کردم. فکر می‌کردم باز شروع شد، امید و بعد ناامیدی. اما این دفعه واقعا حسین نامه داد. وقتی نامه او را به دستم دادند، دستم می‌لرزید؛ نمی‌توانستم باور کنم  این دست‌خط حسین است. نامه را بو کردم، بوسیدم؛ کاملا شوکه شده بودم...» فصل‌های بعدی کتاب به بازگشتن حسین لشکری در سال ۱۳۷۷ و تغییر وضعیت زندگی منیژه پس از بازگشت حسین پرداخته شده است. «در طی ۱۰ سال زندگی با حسین این کابوس‌ها(ی حسین) ادامه داشت و هرگز تمام نشد. من از سی‌وسه سالگی آرام‌بخش می‌خوردم، اما حسین حاضر نشد آرام‌بخش بخورد؛ به جایش پناه برد به سیگار. گاهی اوقات نیمه‌شب بیدار می‌شد و می‌دیدم لب تخت نشسته و دارد سیگار می‌کشد...» از چپ: منیژه لشکری، حسین لشکری، علی لشکری (فرزندشان) در پشت جلد کتاب «روزهای بی‌آینه» این‌ چنین می‌خوانیم: «ساعت سه و نیم یا چهار بود که وارد سالن شدند. عکس حسین را دیده بودم؛ همین که وارد شد شناختمش. از فاصله خیلی دور می‌دیدمش. وسط ایستاده بود و دو خلبان در سمت راست و چپش بودند. همین که چشمم به صورتش افتاد انگار نه انگار این مردی بود که سال‌ها از من دور بوده است؛ کاملا می‌شناختمش و دوستش داشتم. احساساتم جان گرفته بود. آن همه حس غریبگی که نسبت به عکس‌ها و تن و لحن صدایش داشتم دیگر نبود. نمی‌دانم چه شده بود؛ حس دختری را داشتم که برای اولین بار همسرش را می‌بیند؛ هم خجالت می‌کشیدم و شرم داشتم، هم خوشحال بودم، هم می‌خواستم کنارم باشد. زیر لب زمزمه کردم: خدایا، من چقدر این مرد را دوست دارم. حسین نزدیک شد؛ خیلی نزدیک. همه فامیل و دوست و آشنا دور او ریخته بودند و ماچش می‌کردند: یکی آویزانش می‌شد، یکی دستش را می‌گرفت، یکی به پایش افتاده بود. کاملا احساس می‌کردم که حسین از بالای سر همه آن‌ها دنبال کسی می‌گردد. فقط به او خیره شده بودم. می‌دیدم آدم‌ها لاینقطع از جلوی من می‌روند و می‌آیند، اما هیچ صدایی نمی‌شنیدم. زانوهایم حس نداشت، نمی‌توانستم از جایم بلند شوم. برادر بزرگم،‌ که همیشه در جمع و شلوغی متوجه من بود، آمد سراغم و گفت: «منیژه، چرا نشستی؟! بلند شو!» زیر بغل مرا گرفت و با صدای بلند گفت: «لطفا برید کنار! اجازه بدید همسرش اون رو ببینه!» دریای جمعیت کنار رفتند و برای من راه را باز کردند. خبرنگارها با دوربین‌هایشان دویدند. روبه‌روی هم قرار گرفتیم. دست مرا گرفت و گفت: «حالت چطوره؟» گفتم: «خوبم!» پیشانی‌ام را بوسید و یک دفعه سیل جمعیت من و حسین را از هم جدا کرد.» حسین لشکری در بدو ورود در دیدار صمیمانه با مقام معظم رهبری به لقب سید الاسرای ایران از سوی ایشان نائل آمد. چاپ نخست «روزهای بی‌آینه» (خاطرات منیژه لشکری همسر آزاده خلبان حسین لشکری) به نویسندگی گلستان جعفریان، سال ۱۳۹۵ از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده و اکنون با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه به‌چاپ سوم رسیده است و به بهای ۱۳ هزار تومان به فروش می‌رسد. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 21 Feb 2019 05:51:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272105/۱۸-سال-انتظار-سید-الاسرای-ایران-کابوس-هایی-هرگز-تمام-نشد ​مراسم ترحیم حسین قره‌چانلو برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272226/مراسم-ترحیم-حسین-قره-چانلو-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دکتر حسین قرچانلو، استاد برجسته تاریخ و تمدن اسلامی و دانشگاه تهران و برگزیده کتاب سال سه شنبه 30 بهمن درگذشت. به همین مناسبت مراسم ختمی روز جمعه سوم اسفند از ساعت 13 تا 14 و 30 دقیقه در مسجد جامع امیرالمومنین(ع) واقع در بزرگراه اشرفی اصفهانی، بلوار مرزداران، خیابان ایثار برگزار می‌شود. قره‎چانلو آثار ارزشمندی در قالب تألیف و ترجمه کتاب در حوزه مطالعات تاریخ و تمدن ایران از خود به یادگار گذاشتند که مهمترین آن کتاب دو جلدی جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی است که توسط انتشارات سمت منتشر و به عنوان کتاب سال دانشگاه تهران برگزیده شد. همچنین کتاب حرمین شریفین (تاریخ مکه و مدینه) از دیگر تألیفات ارزشمند ایشان است که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد. در حوزه تألیف کتاب‎های درسی باید از کتاب تاریخ اسلام ایشان نام برد که توسط دانشگاه پیام نور در سال‌های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ به زیور طبع آراسته شد. همچنین استاد حسین قره‎چانلو با ترجمه فاخر کتابِ الاعلاق النفیسه ابن رُسته در سال ۱۳۶۵ خورشیدی برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد. ترجمه آثار جغرافیایی چون الاعلاق النفیسه ابن رُسته، اخبار الصین و الهند ابوزید سیرافی، کتاب الجغرافیه ابوبکر زهری اندلسی، المسالک و الممالک ابن خرداذبه، نُبِذَ من کتاب الخراج و صنعه الکتابه قدامه بن جعفر، عجایب الاقالیم السبعه اثر سهراب، صفه المغرب و ارض السودان شریف ادریسی و تاریخ میّافارقین ابن ازرق دمشقی از جمله دستاوردهای علمی در حوزه مطالعات جغرافیایی تاریخی است. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 20 Feb 2019 13:01:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272226/مراسم-ترحیم-حسین-قره-چانلو-برگزار-می-شود در و دیوار دانشکده الهیات به خیر و برکت قره‌چانلو شهادت دادند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272204/دیوار-دانشکده-الهیات-خیر-برکت-قره-چانلو-شهادت-دادند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: مشایعان در دو ردیف روبه‌روی یک‌دیگر ایستاده بودند. صفی از استادان سپیدمو و دانشجویان تازه‌سال در یک سوی ورودی دانشکده و صفی دیگر در سوی دیگر آن. آوای قرائت قرآن فضا را سنگین و محترم کرده بود. آمبولانسی سفیدرنگ کمی آنسوتر بود و پیکر استاد پیر روی برانکاردی در چند متری جماعت مشایع آرام گرفته بود. کفن او را با پرچم ایران پوشانده بودند و دسته‌گلی روی پیکرش قرار داده بودند. این آخرین هدیه‌ای بود که حسین قره‌چانلو از دنیائیان دریافت می‌کرد. اولین روز اسفندماه بود و هوای تهران خنک و مطبوع. بوی بهار حیاط دانشکده الهیات را آکنده بود ولی هوای خوب، حال مردان و معدود زنانی که گرد هم آمده بودند را خوش نمی‌کرد. جمله‌ای که گاهی در زمزمه‌های دو نفره تیره‌پوشان ایستاده در حیاط به گوش می‌رسید این بود: مظلومانه رفت. پرسشی هم در میان حرف‌هاشان تکرار می‌شد: چرا از مسئولان کسی نیامده؟   آن‌ها قدر و اهمیت استاد دکتر حسین قره‌چانلو را به خوبی می‌شناختند. مردی که رئیس دانشکده الهیات در چند کلامی که به مشایعت او بر زبان آورد، پدر علم جغرافیای تاریخی جهان اسلام نامیده شد. مردی با تالیف‌ها و ترجمه‌های بسیار که سالیان سال عمرش را وقف گسترش دانش کرده بود. در مراسم تشییع چنین فردی نه خبری از وزیر بود و نه از وکیل. از هیچ ارگانی کسی به احترام برای مراسم تشییع حضور پیدا نکرده بود و حتی دسته‌گلی برای یادبود او از جایی به مراسم فرستاده نشده بود. حتی رئیس دانشگاه تهران هم در مراسم حاضر نبود. «احمد باقری» رئیس دانشکده الهیات، دلیل عدم حضور رئیس دانشگاه تهران را پیش آمدن جلسه اداری اعلام کرد.   نماز میت را که خواندند نوبت به سخنرانی رسید و اولین کسی که سخن گفت رئیس دانشکده الهیات بود. احمد باقری گفت: «استاد قره‌چانلو بیش از چهل سال از عمرش را وقف علم آموختن به دانشجویان دانشکده الهیات کرد و بر مبنای کارنامه ایشان که مملو از آثار درخشان است می‌توان گفت که عمر ایشان پربرکت و پرثمر بود. آثار ایشان به کتاب‌ها و مقالات محدود نمی‌شود. بخشی از این آثار هم دانشجویانی بوده‌اند که حالا در مقام اساتید مبرز دانش تاریخ و تمدن اسلامی در اینجا حضور دارند و یا در دانشکده‌های مختلف در سراسر کشور به تدریس مشغول هستند.»   رئیس دانشکده الهیات گفت بنا نداشته در این مراسم سخن بگوید و سخن گفتنش در مراسم تکلیفی بوده که دوستان بر عهده‌اش گذاشته‌اند. او که خود شاگرد قدیمی قره‌چانلو بوده است گفت: «من از مدتها پیش ایشان را می‌شناسم. نه من، که در و دیوار این دانشکده هم ایشان را می‌شناسد و حتی در و دیوار اینجا می‌توانند شهادت دهند که دکتر قره‌چانلو سراسر خیر و برکت بود و سفره علم‌آموزی‌اش همواره گسترده بود.»   باقری قره‌چانلو را پدر علم جغرافیای تاریخی جهان اسلام خواند و گفت: «بی‌شک نام چنین استادی هرگز از حافظه اهل علم زدوده نخواهد شد و آثار ایشان که باقیات صالحات این استاد عزیز بوده‌اند تا سال‌ها و قرن‌ها نام او را ماندگار خواهد کرد.»   باقری فقدان قره‌چانلو را به خانواده او، دانشجویان و دوستانش و عموم اهل علم ایران تسلیت گفت و ضمن اعلام اینکه رئیس دانشگاه تهران بنا بوده در مراسم حضور پیدا کند، گفت: «فضل و معرفت این استاد گرامی هرگز از یاد ما نخواهد رفت و امیدوارم روح ایشان قرین رحمت الهی واقع شود.»   پس از باقری، نوبت به یکی دیگر از دانشجویان سابق استاد رسید که اکنون خود استادی در رشته تاریخ و تمدن اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران است. دکتر سید حسن قاضوی ضمن خواندن حدیثی بیان داشت: «آنچه پس از مرگ از ما باقی می‌ماند و انتفاعی که به دیگران می‌رسانیم علاوه بر آنکه ثمره دنیوی باقی مانده از ماست، در آخرت نیز دست ما را می‌گیرد. اگر مال ما یا علم ما و یا فرزند صالحی که از ما باقی مانده است ثمری برای جامعه داشته باشد ما عاقبت به خیر شده‌ایم.»   قاضوی افزود: «بر این مبنا به عنوان شاگردی از شاگردان استاد قره‌چانلو می‌توانم بگویم آنچه از علم از ایشان باقی مانده است، ثمره‌ای است که می‌تواند باقیات صالحات ایشان نام بگیرد و همین باقیات صالحات علاوه بر ماندگاری دنیوی ایشان، در روز قیامت هم به یاری ایشان خواهد آمد.»   پس از پایان سخنان قاضوی، مشایعان پیکر مرحوم حسین قره‌چانلو را به روی دست گرفتند و در حیاط دانشکده الهیات طواف دادند تا او آخرین دیدار را با دانشکده خود به انجام رساند. در نهایت نیز پیکر او را به آمبولانس سفید رنگ سپردند تا آخرین سفر دنیوی استاد انجام شود. پیکر این استاد گرامی به بهشت زهرا منتقل شد تا در آخرین منزلگاهش آرام بگیرد.   قره‌چانلو که بود؟   استاد حسین قره چانلو استاد تمام گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه تهران بود و آثار ارزشمندی از ایشان در قالب تألیف و ترجمه در حوزه مطالعات تاریخ و تمدن ایران به یادگار مانده است. به اذعان اهل فن می‌توان مهمترین کتاب ایشان را مجموعه دو جلدی جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی است که توسط انتشارات سمت منتشر شده و به عنوان کتاب سال دانشگاه تهران برگزیده شده است.   همچنین کتاب حرمین شریفین (تاریخ مکه و مدینه) از دیگر تألیفات ارزشمند ایشان است که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. در حوزه تألیف کتاب‎های درسی باید از کتاب تاریخ اسلام ایشان نام برد که توسط دانشگاه پیام نور در سال های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ به زیور طبع آراسته شد. همچنین استاد حسین قره‎چانلو با ترجمه فاخر کتاب الاعلاق النفیسه ابن رُسته در سال ۱۳۶۵ خورشیدی برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد.   استاد قره‎چانلو با ترجمه منابع متقدم در حوزه جغرافیای سرزمین‎های اسلامی نقشی مهم در توسعه و ضرورت توجه به این حوزه مطالعاتی داشتند. ترجمه آثار جغرافیایی چون الاعلاق النفیسه ابن رُسته، اخبار الصین و الهند ابوزید سیرافی، کتاب الجغرافیه ابوبکر زهری اندلسی، المسالک و الممالک ابن خرداذبه، نُبِذَ من کتاب الخراج و صنعه الکتابه قدامه بن جعفر، عجایب الاقالیم السبعه اثر سهراب، صفه المغرب و ارض السودان شریف ادریسی و تاریخ میّافارقین ابن ازرق دمشقی از جمله دستاوردهای علمی در حوزه مطالعات جغرافیایی تاریخی است.   استاد قره‎چانلو در طول حیات پُر ثمر خود علاوه بر عضویت در هیئت تحریریه مجلات علمی پژوهشی، در نگارش مدخل‎های جغرافیایی و تاریخی با دانشنامه جهان اسلام که ریاست عالیه آن با مقام معظم رهبری است همکاری داشت و از ایشان چند ده مقاله در مجلات علمی پژوهشی و علمی تخصصی چاپ شده است.  ]]> تاریخ و سیاست Wed, 20 Feb 2019 10:54:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272204/دیوار-دانشکده-الهیات-خیر-برکت-قره-چانلو-شهادت-دادند تنوع فرهنگی از گوناگونی‌های هم ریشه حکایت دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272199/تنوع-فرهنگی-گوناگونی-های-هم-ریشه-حکایت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمد میرشکرایی، مردم‌شناس، محقق و نویسنده در نشست پیش همایش ملی «آیین؛ صلح، وحدت و تنوع فرهنگی» مطرح کرد و با اشاره به مفهوم تنوع فرهنگی و تکثر فرهنگی و تفاوت این دو گفت: تنوع فرهنگی حکایت از گوناگونی دارد اما گوناگونی های هم ریشه و هم بن که در ذات خود جانمایه وحدت را نهفته دارند. وی تنوع فرهنگی و تکثر فرهنگی را جدای از یکدیگر دانست و تصریح کرد: تنوع فرهنگی از گوناگونی‌های هم ریشه و هم بن حکایت دارد که در ذات خود جانمایه وحدت را نهفته دارند چنان که کردان و بلوچان در دو سمت ایران کاملا دور از هم زندگی می‌کنند و زبان، آداب، سنت‌ها و رفتارهای نزدیک به هم هستند. ​ او افزود: بن و ریشه مشترک خود سبب ساز همسویی آمال و خواسته‌ها و مانع ایجاد اختلاف بوده و از این رو آشتی‌ساز و زمینه‌ساز صلح است. این محقق اظهار کرد: چنان که کردان و بلوچان در دو سمت ایران کاملا دور از هم در مرزهای غرب و شمال غربی و در سوی شرق و جنوب شرقی ایران زمین زندگی می کنند و دارای مشترکات فراوان فرهنگی مانند زبان، آداب، سنت‌ها و رفتارهای نزدیک به هم هستند. این مردم‌شناس پیشکسوت با بیان اینکه در مورد بخش‌های دیگر سرزمین ایران حتی در میان مناطقی در آن سوی مرزها امروزی کشور نیز چنین است تصریح کرد: اما در کشوری مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق، هیچ رابطه فرهنگی بطور مثال  میان تاجیکان در آسیای مرکزی با مردمان لیتوانی و یا باشندگان مناطق خاوری سیبری وجود نداشت. به گفته این پژوهشگر، مجموعه اقوام و ملت‌های ساکن آن سرزمین‌ها مشمول عنوان تکثر فرهنگی می‌شوند که در یک گوناگونی در قالب پیوند و وحدت قرار دادی کنار هم قرار گرفته بودند. وی در پایان خاطرنشان کرد که البته در تکثر فرهنگی، گاهی همزیستی دراز مدت تاریخی می‌تواند جای خالی هم ریشگی و بن مشترک را پرکند. صلح و مدارا از دیدگاه حکیم فردوسی دیگر سخنران این نشست احمد کتابی عضو پژوهشکده مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان مواردی در خصوص موضوع «صلح و مدارا از دیدگاه حکیم فردوسی» گفت: فردوسی را بزرگترین حماسه سرای ایران زمین خوانده‌اند که این عنوان به حق شایسته اوست. او افزود: سراسر شاهنامه آکنده از شرح و توصیف دلاوری‌ها، پایمردی‌ها و جانفشانی‌های مردم ایران به نحو اعم و گردان و پهلوانان آن به نحو اخص است اما شگفتا که این کتاب رزم نامه در عین حال کتاب نیکوکاری، خردورزی، راستی‌گرایی، جوانمردی و مدارا نیز هست. این پژوهشگر خاطرنشان کرد که  فردوسی به رغم توانایی شگفت‌انگیزش در حماسه‌سرایی و چیره‌دستی کم نظیرش در توصیف جنگ‌ها و تصویر صحنه‌های نبرد فطرتا و اصولا با جنگ و خونریزی مخالف است و توسل به آن را در  موارد خاص در شرایطی معین جایز و مشروع نمی‌داند. صلح رکن اساسی فرهنگ ایرانی سید احمد محیط طباطبایی مشاور سرپرست پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و دبیر علمی همایش ملی «آیین؛ صلح، وحدت و تنوع فرهنگی»  دیگر سخنران این نشست نیز با اشاره به شرایط منطقه ای که صلح و همزیستی را به یک اصل و نیاز مهم تبدیل کرده افزود: سازمان‌های بین‌المللی نظیر ایکوم، اکو، یونسکو و... دو دهه است که موضوع صلح را در راس امور خود قرار داده‌اند. او با بیان اینکه صلح به معنای جنگ نکردن نیست صریح کرد: صلح از خانواده شروع و به تدریج به جامعه کشیده می‌شود و در قالب اقوام و قبایل و... شکل می‌گیرد. محیط طباطبایی با اشاره به مفهوم  آیین صلح که محور همایش است افزود: در فرهنگ تاریخی کشور ایران تا به امروز صلح یک رکن اساسی بوده و تمامی رفتارهای تاریخی در قالب تنوع فرهنگی که این پیکره را به هم متصل کرده مفهوم صلح است. دبیر علمی همایش، تنوع اقلیمی را منجر به  تنوع فرهنگی دانست و  افزود: هر یک از فرهنگ‌های موجود در کشور یک مزیت دارند که مجموعه آنها ایرانی بودن را شکل می‌دهند، به همین دلیل موضوعاتی با عنوان صلح در راس کار هستند. وی در ادامه با اشاره به برخی از آیین‌های ایرانی، نوروز را نماد همبستگی دانست و تصریح کرد: تمامی ایرانیان از هر قومیتی سفره نوروز مشترک دارند که نشان از همبستگی و تنوع فرهنگی در ایران دارد. محیط طباطبایی با اشاره به بحران‌های اجتماعی که منجر به ایجاد بحران زیست محیطی و فرهنگی در یک قرن اخیر شده  دلیل پیدایش این بحران‌ها را حرکت در جهت مخالف فرهنگی ایرانی که همان تنوع فرهنگی است دانست و تصریح کرد: در صد سال اخیر به دنبال یکسان‌سازی فرهنگ‌ها بوده‌ایم در حالی‌که فرهنگ ایرانی از همین فرهنگ‌های متنوع تشکیل شده است. مجتبی مقصودی، صاحب نظر در مسائل قومی و رییس هیأت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران، دیگر سخنران این نشست با اشاره به مقوله صلح، به بیان مواردی در خصوص سیاست‌های صلح،  وحدت و تنوع فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران پرداخت و به  نقش مردم، جامعه، احزاب، نخبگان و... در این حوزه اشاره کرد. همایش ملی «آیین؛ صلح، وحدت و تنوع فرهنگی» 8 اسفندماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 20 Feb 2019 09:15:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272199/تنوع-فرهنگی-گوناگونی-های-هم-ریشه-حکایت قره‌چانلو در دو سال اخیر مشغول نقاشی مسیرهای شهرهای اسلامی بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272165/قره-چانلو-دو-سال-اخیر-مشغول-نقاشی-مسیرهای-شهرهای-اسلامی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زنده‌یاد حسین قره‌چانلو، استاد تاریخ و تمدن اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران از جمله اساتید محبوب این دانشکده بود. شاگردان ایشان خاطرات بسیاری از آن مرحوم در یاد خود دارند که وجه اشتراک همه آنها لطف و مهربانی استاد مرحومشان است. از این میان با یکی از شاگردان قدیمی و با وفای ایشان، دکتر علی غفرانی که دانشیار گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد است درباره قره‌چانلو گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:   آشنایی شما با مرحوم دکتر قره‌چانلو چگونه رخ داد و اولین تصویری که از ایشان در خاطر دارید چیست؟ من ایشان را از سال 1372 که به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد شاگرد ایشان شدم می‌شناختم. انسانی بود بسیار لطیف و مهربان و صمیمی. وی در ابتدای ترم با دانشجویان خیلی جدی صحبت می‌کرد و می‌گفت فکر نکنید من به راحتی به شما نمره می‌دهم. آن‌قدر شما را می‌برم و می‌آورم تا موهایتان مثل دندان‌هایتان سفید شود تا بعد اجازه فارغ‌التحصیلی به شما بدهم. این تکیه کلامش بود. اما در جدیتش چنان لطافت و صمیمیتی بود که ما همه می‌فهمیدیم دلیل گفتن این حرف‌ها واداشتن دانشجو به مطالعه بیشتر و کوشا کردن علم آموزان است. من هیچ کس را ندیدم که از دست مرحوم قره‌چانلو رنجیده باشد یا حرف سبکی از ایشان شنیده باشد.   از لطافت ایشان گفتید. کمی در این زمینه بیشتر توضیح می‌دهید؟ تصویری که تا قبل از ملاقات با ایشان از اهل فضل داشتم تصویری توام با غرور بود. من هرگز تصور نمی‌کردم فردی در جایگاه علمی ایشان تا آن حد متواضع باشد. ولی این تواضع در وی وجود داشت. من از وقتی ایشان را شناختم سلامت جسمی‌شان دچار مشکل بود ولی امکان نداشت کسی وارد دفتر کارشان شود و ایشان جلوی پای آن فرد از جایش بلند نشود. این تواضع را فقط در مقابل کسانی که با آنها آشنا بود نداشت. حتی اگر دانشجویی از رشته‌ای دیگر که کاری با ایشان داشت به اتاقش می‌آمد ایشان با احترام فراوان آن فرد را بزرگ می‌داشت و با مهربانی و حوصله به سوالشان جواب می‌داد. در بیست‌وهفت سالی که من ایشان را می‌شناختم هیچ وقت ندیدم پشت سر کسی بدگویی کند. حتی از اظهارنظر درباره دیگران هم پرهیز داشت. من بارها این را گفته‌ام که ایشان از منظر اخلاقی لطافت یک کودک زیر ده سال را داشت.   آقای دکتر قره‌چانلو به ویژه در سال‌های آخر عمر کمی عزلت‌گزین شده بودند. دلیل این عزلت‌گزینی چه بود؟ علت عزلت ایشان بیشتر به بیماری وی برمی‌گشت. من به یاد دارم که ایشان وقتی سالم‌تر بودند مسافرت‌های مختلفی می‌کردند و از طبیعت‌گردی و سفر به مناطق تاریخی لذت فراوان می‌بردند. ایشان بسیار اهل گشت و گذار بود و خاطرات سفرهایش را برای ما همیشه تعریف می‌کرد. ولی بیماری قند که بعد از بازگشت ایشان از یک فرصت مطالعاتی در کشور فرانسه گریبان‌گیرشان شد و بعدها بیماری‌های دیگر ایشان را به عزلت کشانده بود.   عزلت‌گزینی ایشان با تلاش علمی هم همراه بود؟ ایشان نوعی حس بی‌نیازی و مناعت‌طبع داشت که با تلاش برای کار کردن بیشتر در حوزه مطالعات تاریخی همراه شده بود. به کار بهای زیادی می‌داد. در دو سال اخیر توجه بیش از حد وی به کار پژوهشی و نگارش و مطالعه سبب شده بود که ایشان حتی روزها رنگ آفتاب را نبیند. سال گذشته برای من تعریف می‌کرد که دکتر به ایشان گفته است به این دلیل که مدت‌ها از خانه بیرون نیامده بوده‌اید ویتامین‌های بدنتان دچار کمبود شده است و برای ایشان نسخه‌ای از داروهای ویتامینی تجویز کرده بودند که نزدیک به ششصد هزار تومان قیمتش می‌شده است. ایشان با توجه به بیماری‌ای که همیشه با آن دست به گریبان بود عجله فراوانی برای به ثمر رساندن پژوهش‎هایش داشت و یکی از دلایل عمده عزلت‌گزینی ایشان همین بود. توصیه‌شان به من هم این بود که تا فرصت از دست نرفته است کار کنم و مقاله و کتاب و پژوهش فراوان تولید کنم. یکی دیگر از دلایل عزلتش هم این بود که هم سن و سال‌هایش تقریباً از دنیا رفته بودند و دیگر دوست همدم چندانی نداشت که با آنها رفت و آمد کند. اینکه تصور شود عزلت ایشان از سر مردم‌گریزی و دوری از اجتماع بوده درست نیست. من به طور معمول هر ماه یک بار با ایشان تلفنی صحبت می‌کردم و همیشه در آخر مکالمه ایشان می‌گفت یادت نرود که باز هم زنگ بزنی. به عبارت دیگر ایشان خودشان متقاضی معاشرت بودند ولی به دلایل مختلفی که برخی‌شان را برشمردم در این اواخر میزان معاشرتشان کم شده بود.   شما دستاوردهای علمی مرحوم قره‌چانلو را در چه حوزه‌هایی شاخص‌ می‌دانید؟ ایشان در سه حوزه مربوط به تاریخ تمدن اسلامی پژوهش می‌کردند. مهمترین حوزه مورد توجه ایشان جغرافیای تاریخی بود. حوزه دوم علاقه ایشان تاریخ اسلام در شمال آفریقا و به ویژه مغرب و آندلس بود که در این زمینه تدریس و پژوهش فراوانی داشت. حوزه دیگر تدریس‌شان هم تاریخ علم بود ولی در این حوزه کار پژوهشی‌ای که به صورت کتاب و مقاله از ایشان منتشر شده باشد ندیده‌ام. علی غفرانی   به گمان شما شاخص‌ترین اثری که از ایشان باقی مانده کدام اثرشان است؟ کتاب دو جلدی‌ای که ایشان با نام جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی تالیف کردند و نشر سمت آن را منتشر کرده است از جمله کتاب‌های جالب توجه ایشان است. عمده تمرکز ایشان بر حوزه جغرافیای تاریخی بود و عمده کتاب‌هایی که ترجمه کردند هم در این حوزه بود. حتی ایشان از دو سال پیش کار جالبی را شروع کرده بود که نمی‌دانم در نهایت به کجا رسید. وی مسیرها و محدوده‌های جغرافیایی کشورهای مختلف جهان اسلام را نقاشی می‌کرد و می‌گفت من می‌خواهم این مسیرها را نقاشی کنم تا وقتی علاقه‌مندان در کتاب‌ها با کشوری یا شهری مواجه می‌شوند بدانند آن شهر یا کشور کجا بوده است. در مجموع می‌توان گفت بیشتر آثار ایشان در حوزه جغرافیای تاریخی بوده است.   ترجمه‌های شاخص ایشان در این زمینه کدام آثار هستند؟ ترجمه آثاری مانند اعلاق النفیسه، کتاب الخراج و صنعت الکتابه اثر قدامه ابن جعفر، اخبار الصین و الهند تالیف ابوزید سیرافی، المسالک و الممالک اثر ابن خردادبه و چند ترجمه دیگر از آثار عمده ایشان در این حوزه هستند.   از کارهای اخیری که انجام می‌دادند اطلاع خاصی دارید؟ عرض کردم کاری که در دو سال اخیر به دست گرفته بودند نقاشی مسیرها و حدود شهرها و کشورهای اسلامی بود و غیر از این اطلاع چندانی ندارم. ایشان تقریباً در سال 97 دیگر به دلیل شدت یافتن بیماری امکان چندانی برای فعالیت نداشت. خانه‌نشین شده بود و با ویلچر جابه‌جا می‌شد. از مهمترین تاسف‌های من این است که در آخرین سال عمر ایشان فرصتی برای دیدار حضوری با ایشان دست نداد. تلاش داشتم که به دیدنشان بروم ولی هر بار کاری پیش آمد و نشد برای ملاقات با ایشان به تهران بیایم و در نهایت هم فرصت از دست رفت.   در پایان گفت‌وگو اگر خاطره خاصی از مرحوم دکتر قره‌چانلو دارید ممنون می‌شوم که برای ما بیان کنید. خاطره که بسیار است. ایشان با لطافت تمام از خاطرات جوانی‌شان برای ما تعریف می‌کردند و از ازدواج‌شان و سفرهایشان می‌گفتند. یک بار هم در همین اواخر در اتاقشان نشسته بودیم که یکی از مربیان یا اعضای هیئت علمی یکی از دانشگاه‌ها که جوان‌سال هم هست و من نمی‌خواهم نامی از او به میان بیاورم به اتاق ایشان آمد و گفت آقای دکتر شما برای اعضای هیئت علمی بورسی ندارید که بتوانند بدون کنکور دانشجوی دکترا بشوند. آقای دکتر قره‌چانلو گفتند خیر. ما در گروه مصوب کرده‌ایم که بدون کنکور کسی را به عنوان دانشجوی دکترا نگیریم. این جوان با بی‌ادبی تمام به دکتر گفت شما در گروه بی‌جا کرده‌اید که این تصمیم را گرفته‌اید. مرحوم قره‌چانلو بدون آنکه متغیر شود با همان لحن آرامی که داشت گفت برو آقا جان. بی‌جا یا با جا این تصمیم گروه است. برو درست را بخوان. حتی در برابر این بی‌ادبی و درشتی هم ملاطفت و مهربانی ایشان سر جایش باقی ماند. یادش به خیر که مرد بزرگی بود.   درگذشت ایشان را به شما تسلیت عرض می‌کنم. بسیار ممنون. من هم به جامعه دانشگاهی این فقدان را تسلیت عرض می‌کنم. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 20 Feb 2019 06:34:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272165/قره-چانلو-دو-سال-اخیر-مشغول-نقاشی-مسیرهای-شهرهای-اسلامی «المسالک و الممالک» محمد البکری کهن‌ترین کتاب جغرافیای جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272153/المسالک-الممالک-محمد-البکری-کهن-ترین-کتاب-جغرافیای-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «المسالک و الممالک» محمد البکری با ترجمه حسین قرچانلو، استاد تاریخ و تمدن دانشگاه تهران از سوی پژوهشکده تاریخ اسلام منتشر شده است. این کتاب قدیمی‌ترین کتاب جغرافیای جهان است و به روش قدیم به وصف راه‌ها و منزل‌ها پرداخته و بلاد مختلف جهان اسلام را از منظر سیاسی، تاریخی، اجتماعی و حتی قوم‌نگاری در برمی‌گیرد و به همین دلیل از ارزش بسیاری برخوردار است. «المسالک و الممالک» تالیف «محمد البکری» در حدود سال 460 هجری‌قمری به رشته تحریر درآمد اما متن کاملی از آن به جای نمانده، در صورتی که تا سال‌های اخیر پیوسته نسخه‌های آن به‌دست آمده است. تمامی باقی مانده کتاب، وصف آفریقای شمالی، مصر، عراق، مردم اطراف دریای قزوین و برخی از بخش‌های اسپانیاست و همین باقی‌مانده نیز به‌طور کامل به‌چاپ نرسیده است.   «ابی عبید عبدالله بن عبدالعزیز بن محمد البکری اندلسی» در سال 405 هجری‌قمری در شهر «شلیطش» به دنیا آمد. خانواده‌اش پس از سقوط امویان اندلس، فرمانروایی کوچکی را در شلیطش در جنوب غربی شبه جزیره ایبری به وجود آوردند اما هنگامی که امیران عبادی «اشبیلیه» بر امارت‌نشین پدرش تسلط یافتند، وی به ناچار همراه با فرزندش بکری به قرطبه رفت که پس از سقوط امویان اندلس، تا مدتی اهمیت خود را به عنوان مرکز فرهنگی و پناهگاه امیران قدرت‌یافته ولایات حفظ کرده بود.   در آن‌جا بکری درس را به پایان رساند و پس از آن، مدتی وزیر المریا بود و به ماموریت سیاسی به دربار معتمد بن عباد، امیر شاعرپیشه عبادی رفت و چون معتمد به‌دست مرابطین شکست خورد، بکری بار دیگر به قرطبه بازگشت و در سال 456 هجری‌قمری به المریا رفت و به عنوان وزیر آن‌جا انتخاب شد. وی فعالیت ادبی را تا هنگام وفات در سال 478 هجری‌قمری ادامه داد.   بکری به اعتبار تمامی مردم اندلس، بزرگترین جغرافیدان آن دوران در اندلس بود. به روایت دوزی، وی حدود یک‌هزار اثر داشته و بزرگترین و مهم‌ترین اثرش «المسالک و الممالک» نام داشت و در زمان حاضر، جز قسمت‌هایی از عراق و ساکنان نواحی ساحل دریای قزوین و اندلس چیزی از آن کتاب باقی نمانده است. قسمت خاص این اثر به مصر و قسمت دیگری از آن به افریقیه شمالی و سرزمین سیاهان تعلق دارد که این قسمت، بیشترین وصف‌ها و ارزش را دارد. علاقه بکری به جغرافیا، رنگ مستقل نگرفت بلکه به نسبت زیاد مانع تمایلات ادبی وی بود.   بکری با آن‌که هرگز از شبه جزیره ایبری بیرون نرفت، بیشتر عمرش را وقف جغرافی کرد، وی همچنین در علم کلام، فقه‌اللغه و گیاه‌شناسی نیز متخصص بود. دو کتاب جغرافیا از وی بر جای مانده که شهرت فراوان یافتند. «المسالک و الممالک» که در آن به روش قدیم از وصف راه‌ها و منزل‌ها سخن آورده و بلاد مختلف جهان اسلام را شرح داده است. ترکیب کتاب جامع اما اسلوب آن خشک است. هدف مولف در مرحله نخست، جوابگویی به نیازمندی‌های اداری بود اما استطرادهای دلچسب و گاه مدارک مهم دارد که به چند دلیل مانند نداشتن نقشه، نمی‌توان کتاب را به مکتب بلخی نسبت داد.   مفصل‌ترین توصیف وی از آفریقای شمالی است که به برکت چاپ و ترجمه «دو سلان» در دسترس قرار گرفته و در این قسمت، بکری از کتابی به همین عنوان از مولفی متقدم به نام «ابن وراق» که به محمد تاریخی نیز شهرت دارد (در سده چهارم هجری‌قمری) اقتباس کرده و بعضی قسمت‌های کتاب جغرافیا را از نوشته‌های «ابراهیم بن یعقوب»، بازرگان یهودی برده‌فروش گرفته است. بخش‌هایی از «المسالک و الممالک» بکری از سوی روزن چاپ شده که منابع متعدد داشته و یادداشت‌های ابراهیم ابن یعقوب در توصیف سرزمین صقلابیان نیز در آن آورده شده‌اند.   بکری به مدارک دیوانی قرطبه دسترسی داشته و مطالب لازم را برای توصیف راه‌ها از آن مدارک بیرون آورده است. مسلما بکری با نوشته‌های مدون نیز آشنایی کامل داشته و در قسمت خاص صقلابیان نفوذ جیهانی، مسعودی و ابن‌رسته در اثرش دیده می‌شود. یاقوت از کتاب بکری بهره برده و دمشقی، جغرافیدان قرن هشتم هجری‌قمری مراجعه‌های فراوان به کتاب وی داشته است.   بکری بیشتر آثارش را که مبتنی بر یادداشت‌های بی‌شمارش بوده، پیش از مداخله‌های سیاسی و نظامی مرابطین در اسپانیا و خلع پی‌درپی ملوک‌الطوایف نوشت. وی مدت بسیاری ساکن «اشبیلیه» بود و هنگامی‌که «ردریکودیاز» یا «اِل سید» برای جمع‌آوری مالیات برای آلفونسوی ششم به آن شهر وارد شد، در آن‌جا حضور داشت. پس از آن‌که سلطان «یوسف بن تاشفین» دوباره قرطبه را پایتخت اندلس کرد، بکری در آن‌جا اقامت گزید و در سال 487 یا 496 هجری‌قمری در همان‌جا درگذشت.   مهم‌ترین تالیف بکری، مسالک است که بخشی از آن به‌صورت قطعه‌هایی طولانی موجود است و تنها قسمتی از آن به چاپ رسیده است. از عنوان کتاب مشخص است که بکری می‌خواست به رسم معمول، کتابش راهنمایی برای مسافرت‌های زمینی و دریایی باشد، همچنین برآوردی از مسافت‌های میان شهرها و منزلگاه‌ها را به دست داده است.   در مواردی، وصف سواحل آن قدر دقیق است که خواننده فکر می‌کند که منبع نویسنده متنی از دوره رواج دریانوردی عرب در غرب دریای روم (مدیترانه) یا دوره پیش از آن بوده است. توصیف بکری از شهرها نیز غالبا بسیار دقیق است و مطالبش درباره نام جاهای مغرب و افریقیه و بلاد سودان، یعنی «سرزمین سیاهان» در کمال، چیزی از وصف‌های وی کم ندارد.   این کتاب، مطالب سیاسی، تاریخی، اجتماعی و حتی قوم‌نگاری را نیز در برمی‌گیرد و به همین دلیل دست‌کم درباره غرب دنیای اسلام از ارزش بسیاری برخوردار است. این بخش که بی‌تردید از تمامی قسمت‌های دیگر کتاب مهم‌تر است، بخش آفریقایی کتاب درباره غرب دنیای اسلام با نام کتاب «المُغرب فی ذکر بلاد افریقیه و المغرب» است که از مدت‌ها پیش به صورت متن و ترجمه فرانسوی از سوی «دو سلان» در دسترس بوده است.   بکری اطلاعات جالبی درباره راه‌های صحرا و توصیفی از ادریسیان، مرابطان و جنبش موحدان دارد. بیشتر واژگان بکری اسپانیولی است. وی از لحاظ اقتصادی غرب در قرن چهارم و پنجم هجری‌قمری اطلاعاتی درباره اوزان و مقادیر، هزینه زندگی، مناسبات بازرگانی و داد و ستد، فرآورده‌ها و کالاهای گرانبها دارد. کتاب وی حتی به صورت ناقص‌ اطلاعات ارزشمندی دارد و بکری مطالب بسیار ارزنده‌ای درباره ادریسیان به ویژه ورود ادریس اول به همراه غلامش راشد و کمک‌های واضح عامل برید مصر به او ارایه کرده، همچنین مطالبی درباره دخالت‌های امویان اندلس در مغرب اقصی به مخاطب می‌دهد.   از اطلاعات بسیار مهم دیگری که بکری در کتابش وصف کرده، پیدایش چند پیامبر دروغین بربر است که در میان یکی از قبایل بربر مغرب اقصی به دعوت قبیله خود پرداختند. در پایان کتاب نیز اطلاعات بسیار ارزنده‌ای درباره عبدالله بن یاسین، رهبر مرابطین و چگونگی دعوت وی در میان بربرها بیان می‌کند. همچنین به بسیاری از احکامی که از سوی رییس مرابطین وضع شده، اشاره کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 19 Feb 2019 13:35:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272153/المسالک-الممالک-محمد-البکری-کهن-ترین-کتاب-جغرافیای-جهان پیکر حسین قره‌چانلو فردا تشییع می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272150/پیکر-حسین-قره-چانلو-فردا-تشییع-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، تشییع پیکر دکتر حسین قره‌چانلو، ساعت 10 و 30 دقیقه چهارشنبه یکم اسفند از مقابل دانشکده الهیات و معارف اسلامی (ساختمان شماره 1) دانشگاه تهران انجام خواهد شد.   وی در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد.   دكتر حسين قره‌چانلو در سال 1319 در تهران به دنيا آمد. وی تحصيلات ابتدايی و دبيرستان را در تهران به پايان رسانيد. سپس وارد دانشگاه شد و موفق به گرفتن مدرك ليسانس و فوق ليسانس و دكترا در رشته الهيات و معارف اسلامی از دانشگاه تهران شد.   ترجمه كتاب «الاعلاق النفيسه» قره‌چانلو، در دوره پنجم كتاب سال جمهوری اسلامی ايران به عنوان كتاب سال برگزيده شد.   ]]> تاریخ و سیاست Tue, 19 Feb 2019 13:00:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272150/پیکر-حسین-قره-چانلو-فردا-تشییع-می-شود حسین قره‎چانلو، استاد تاریخ و تمدن اسلامی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272143/حسین-قره-چانلو-استاد-تاریخ-تمدن-اسلامی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجتبی سلطانی احمدی تاریخ پژوه گفت: استاد حسین قره چانلو استاد تمام گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه تهران بودند و سال‎ها در این گروه منشأ خدمات ارزشمندی در حوزه تربیت دانشجویان و تألیف و ترجمه در حوزه تاریخ و تمدن اسلام و ایران شدند.   این تاریخ‎پژوه گفت: قره‎چانلو آثار ارزشمندی در قالب تألیف و ترجمه کتاب در حوزه مطالعات تاریخ و تمدن ایران از خود به یادگار گذاشتند که مهمترین آن کتاب دو جلدی جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی است که توسط انتشارات سَمت منتشر و به عنوان کتاب سالِ دانشگاه تهران برگزیده شد.   همچنین کتاب حرمین شریفین (تاریخ مکه و مدینه) از دیگر تألیفات ارزشمند ایشان است که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد. در حوزه تألیف کتاب‎های درسی باید از کتاب تاریخ اسلام ایشان نام برد که توسط دانشگاه پیام نور در سال های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ به زیور طبع آراسته شد. همچنین استاد حسین قره‎چانلو با ترجمه فاخر کتابِ الاعلاق النفیسه ابن رُسته در سال ۱۳۶۵ خورشیدی برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد.   این فعال فرهنگی گفت: بنده به عنوان کسی که افتخار شاگردی ایشان را در مقاطع کارشناسی ارشد  و دکتری در دانشگاه تهران داشتم  نقش ایشان را در تعمیق و توجه محققان به حوزه مطالعات جغرافیای تاریخی جهان اسلامی بسیار مهم می‎دانم. در واقع استاد قره‎چانلو با ترجمه منابع متقدم در حوزه جغرافیای سرزمین‎های اسلامی نقشی مهم در توسعه و ضرورت توجه به این حوزه مطالعاتی داشتند.   ترجمه آثار جغرافیایی چون الاعلاق النفیسه ابن رُسته، اخبار الصین و الهند ابوزید سیرافی، کتاب الجغرافیه ابوبکر زهری اندلسی، المسالک و الممالک ابن خرداذبه، نُبِذَ من کتاب الخراج و صنعه الکتابه قدامه بن جعفر، عجایب الاقالیم السبعه اثر سهراب، صفه المغرب و ارض السودان شریف ادریسی و تاریخ میّافارقین ابن ازرق دمشقی از جمله دستاوردهای علمی در حوزه مطالعات جغرافیایی تاریخی است.   سلطانی احمدی در پایان گفت: استاد قره‎چانلو در طول حیات پُر ثمر خود علاوه بر عضویت در هیئت تحریریه مجلات علمی پژوهشی، در نگارش مدخل‎های جغرافیایی و تاریخی با دانشنامه جهان اسلام که ریاست عالیه آن با مقام معظم رهبری است همکاری داشت و از ایشان چند ده مقاله در مجلات علمی پژوهشی و علمی تخصصی چاپ شده است و بجاست پژوهشکده تاریخ اسلام که ایشان در چند سال گذشته با آنان نهایت همکاری علمی را داشت مجموعه مقالات ارزشمند ایشان را به صورت مستقل منتشرکند.  ]]> تاریخ و سیاست Tue, 19 Feb 2019 11:56:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272143/حسین-قره-چانلو-استاد-تاریخ-تمدن-اسلامی-درگذشت شب رونمایی از مجموعه کتاب‌های «ایران‌شناسی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272125/شب-رونمایی-مجموعه-کتاب-های-ایران-شناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رونمایی از مجموعه ده جلدی کتاب‌های «ایران‌شناسی» با نگرشی بر گردشگری شهری، طبیعت‌گردی و زمین گردشگری چهارشنبه یکم اسفند 1397 ساعت 5 بعدازظهر در خانه گفتمان شهر برگزار می‌شود. در این مراسم دکترمنصور قربانی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و مژگان صالحی‌یزدی مولفان مجموعه 10 جلدی کتاب‌های «ایران‌شناسی» حضور دارند و از چگونگی تالیف و تحقیق و تدوین کتاب ارایه می‌دهند. همچنین فریدون کسرایی، مهدی زارع، جواد حسینی و علی دهباشی دیگر سخنرانان این مراسم هستند. مجموعه کتاب‌های ایران‌شناسی، بانگرشی بر گردشگری شهری، طبیع‌گردی و زمین گردشگری با اهداف زیر تالیف شده است: آشنایی کلی با طبیعت، فرهنگ و هنر در تمام نقاط ایران شناخت و توصیف مکان‌های دیدنی شهرها، مناظر پیرامون شهرها و روستاهای تاریخی آشنایی با جغرافیای کلی مناطق و پدیده‌های جذاب طبیعی و دیدنی مانند آبشارها، چشمه‌ها، دریاچه‌ها، غارها، و نیز پدیده‌های زیبای زمین‌شناسی در تالیف این مجموعه دیدگاه بر این بوده است طبیعت و تمدن ایران با توجه به هویت اصیل ایران به تصویر کشیده شود. خانه گفتمان شهر به نشانی میدان فلسطین، خیابان طالقانی(ضلع جنوبی)، پلاک 514 است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 19 Feb 2019 08:17:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272125/شب-رونمایی-مجموعه-کتاب-های-ایران-شناسی چرا ناصرالدین‌شاه در جوی باغ نگارستان روزنامه‌هایش را شست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271447/چرا-ناصرالدین-شاه-جوی-باغ-نگارستان-روزنامه-هایش-شست خبرگزاری کتاب ایران- کتاب «روزنامه خاطرات ناصر‌الدین شاه قاجار از رجب 1284 تا صفر 1287ق به انضمام سفرنامه‌های قم، لار، کجور و گیلان» برای نخستین‌بار و به کوشش مجید عبدامین در نشر «بنیاد موقوفات دکتر افشار با همکاری نشر سخن» منتشر شده است. در این کتاب علاوه بر شرح کاملی از سفرنامه‌های قم، لار، کجور و گیلان به قلم ناصرالدین شاه، شرح وقایع روزانه، از قبیل عزل و نصب‌های دولتی و موضوعات مربوط به شکار و تفرج در مناطق اطراف طهران، گزارشات اقلیمی و غیره آمده است. طبعا از خلال این گزارش‌ها، اطلاعات ناب و دست اولی در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار خواهد گرفت. با مجید عبدامین درباره این کتاب، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید: ناصرالدین‌شاه قاجار از چه زمانی شروع به ثبت و ضبط خاطرات روزانه خود کرد؟ قدیمی‌ترین روزنامه خاطراتی که از ناصرالدین‌شاه موجود است، مربوط به بخشی از اتفاقات سال اول سلطنت وی که در تاریخ شوال 1265 قمری به رشته تحریر درآورده است. البته این خاطرات به طور پیوسته نیست، و تنها به موضوعی خاص یعنی صورت پیشکش‌هایی می‌پردازد که از اول جلوس به سلطنت، به شاه اهدا شده است. بدون شک ناصرالدین‌شاه در تمامی طول مدت سلطنتش، خاطرات روزانه خود را ثبت کرده است و این کار تا 48 ساعت قبل از ترور وی انجام پذیرفته است. آیا در حال حاضر، تمامی این خاطرات موجود است؟ متاسفانه خیر. آنچه امروز در دسترس ما قرار دارد، خاطرات از 1279 ق. به بعد است و قبل از این تاریخ تقریبا خاطراتی باقی نمانده است. علت این موضوع بر ما معلوم نیست. هر چند شاه در بخشی از خاطرات سال 1309 ق. خود، هنگامی که  به روستای دودهک قم می‌رسد، این طور نوشته که: «چهل سال قبل و در زمان میرزاتقی‌خان امیرنظام هم به این ده دودهک آمده بودیم، و روزنامه خاطراتش را هم نوشته بودیم، ولی بعد از امیر (در واقع قتل امیر) آن روزنامه‌ها را در لب جوی آب باغ نگارستان شستیم و از بین بردیم.» اینکه چه تعداد از این روزنامه‌ها توسط شخص شاه از بین برده شده، معمایی است که شاید هیچ‌گاه حل نشود. اصل این خاطرات در کجا نگهداری می‌شود؟ مجموعه آلبوم‌هایی که اختصاص به خاطرات روزانه ناصرالدین‌شاه دارد و تحت عنوان کلّی اسناد بیوتات سلطنتی از آن‌ها یاد می‌شود، در دو آرشیو اصلی کشور، یعنی مرکز اسناد کاخ گلستان و سازمان اسناد ملی ایران بایگانی شده است. از این مجموعه، خاطرات از سال 1279 تا 1308 قمری در سازمان اسناد ملی ایران، و خاطرات از سال 1308 تا 1313 قمری در مرکز اسناد تاریخی کاخ گلستان نگهداری می‌شود. و شما بر روی اسناد کدام یک از این دو بخش کار کرده‌اید؟ بنده بر روی هر دو بخش این اسناد کار کرده‌ام. از شش جلد کتابی که توسط بنده تصحیح و به چاپ رسیده است، سه مجلد مربوط به سازمان اسناد ملی و سه مجلد آن نیز مربوط به کاخ گلستان است. تقدم و تاخر تاریخی در انتشار این خاطرات رعایت شده است؟ خیر! به سبب منفک بودن این دو بخش، و با توجه به تفاوت‌های نحوه دسترسی به اسناد، و همچنین تفاوت قوانین و دستورالعمل‌های دو سازمان جهت استفاده و بهره‌برداری از اسناد، و در نهایت شرایط چاپ کتاب، این امکان برای پژوهشگران فراهم نیست تا به طور پیوسته و براساس ترتیب آلبوم‌ها، نسبت به بازخوانی و انتشار آن‌ها اقدام کنند. لذا می‌بینیم که در طی سال‌های گذشته، به سبب امکان دسترسی آسان‌تر به آن بخش از اسناد و آلبوم‌ها که در سازمان اسناد ملی ایران نگهداری می‌شود، بخش‌های بیشتری از این خاطرات توسط کوشش‌گران این عرصه بازخوانی و به چاپ رسیده است. چه بخش از خاطرات روازنه ناصرالدین‌شاه توسط شما بازخوانی و چاپ شده است؟ مجموع روزنامه‌های خاطرات ناصرالدین‌شاه که توسط بنده و بخشی نیز با همکاری همسرم نسرین خلیلی به چاپ رسیده به ترتیب زیر است: - روزنامۀ خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1308تا 1309ق. که توسط پژوهشکده میراث فرهنگی انتشار یافته است. - روزنامۀ خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1309 تا 1310ق. که توسط ناشر خصوصی به چاپ رسیده است. - روزنامۀ خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1310 تا 1312ق. که توسط بنیاد موقوفات دکتر افشار منتشر شده است. - روزنامۀ‌ خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1282 تا 1283ق. توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگی انتشار یافته است. - روزنامۀ خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1283 تا 1284ق. توسط بنیاد موقوفات دکتر افشار منتشر شده است. - روزنامۀ خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1284 تا 1287ق. نیز توسط بنیاد موقوفات دکتر افشار منتشر شده است. چه تعدادی از این خاطرات باقی مانده و هنوز منتشر نشده است؟ از مجموعه اسنادی که در کاخ گلستان نگهداری می‌شود، در حال حاضر مجلدات مربوط به خاطرات روزانه ناصرالدین‌شاه از 1312 تا 1313 ق. و از 1313 تا 48 ساعت قبل از ترور ناصرالدین‌شاه باقی مانده‌ است، که این دو مجلد در قالب یک کتاب با عنوان روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه از 1312 تا 1313 ق. به زودی منتشر خواهد شد. اما از مجموعه آلبوم‌هایی که در سازمان اسناد ملی نگهداری می‌شود، روزنامه خاطرات از 1287 تا 1289 ق. در دست آماده‌سازی است، که امیدوارم برای اواسط سال آینده منتشر بشود. به غیر از روزنامه‌های خاطرات ناصرالدین‌شاه، کتب دیگری نیز از شما به چاپ رسیده است؟ کتابی به زودی منتشر خواهد شد از مجموعه اسناد کتابخانه و موزه ملی ملک، با عنوان نامه‌هایی به ناصرالدین‌شاه که این کتاب شامل مجموعه عرایض و نامه‌هایی است که اشخاص مختلف، در هنگام وزارت درباری میرزاعلی‌اصغرخان امین‌السلطان، به ناصرالدین‌شاه نوشته‌اند و شاه در کنار هر یک از این نامه‌ها دستوراتی صادر کرده است. اشاره کردید به کتابی که قدیمی‌ترین خاطرات ناصرالدین‌شاه در آن ثبت است، اگر امکان دارد کمی راجع به این کتاب توضیح بدهید؟ کتاب مورد اشاره، کتابی است که تحت عنوان مرقع ناصری، به زودی توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر افشار به چاپ خواهد رسید. این کتاب که به صورت مرقع صحافی شده است، شامل قدیمی‌ترین دستخط دیده شده از ناصرالدین‌شاه (پنج‌سالگی شاه) و نوشته‌هایی از دوران ولیعهدی وی، قدیمی‌ترین سلف‌پرتره‌های شاه که در سیزده و چهارده‌سالگی از خود کشیده است، بخش‌هایی از خاطرات شاه که میرزاتقی‌خان امیرکبیر در قید حیات است و شاه با امیر در این خاطرات دیالوگ دارد، طراحی‌ها و نقاشی‌های فراوان که توسط شاه از مناظر و اشخاص کشیده است، همچنین سیاه‌مشق‌ها و سروده‌هایی از وی، به انضمام دستخط‌هایی از جیران زن معروف ناصرالدین‌شاه، دستخط میرزاتقی‌خان امیرنظام، نقاشی که توسط امیرنظام ولیعهد محبوب ناصرالدین‌شاه کشیده شده و غیره است. در این کتاب، به خاطرات سال‌هایی که از آنها کتابی موجود نیست هم پرداخته شده است؟ بله، خوشبختانه بخش زیادی از این کتاب به خاطرات روزانه شاه طی بازه زمانی از 1265 تا 1290 ق. پرداخته شده است. هر چند این مطالب به صورت پراکنده و غیرمنسجم است، ولی با توجه به اینکه از این سال‌ها هیچ سند و اطلاعی در دست نیست، اهمیت این مطالب را دوچندان می‌کند. به عنوان مثال، برای اولین بار در این کتاب، به وقایع سال‌های ابتدایی سلطنت شاه، همچنین شرح مبسوطی از اولین و دومین ولیعهد او که در سنین کودکی درگذشته‌اند پرداخته شده است. در خاطرات ناصرالدین‌شاه، به مسائل سیاسی نیز پرداخته است؟ خیر. سنت حاکم بر خاطرات روزانه ناصرالدین‌شاه، این‌گونه است که کمترین اشارات را به وقایع سیاسی داشته است. در واقع این مطالب ثبت و ضبط می‌شد، برای اینکه شاه بعدها به آنها مراجعه کرده، و در جریان وقایع گذشته قرار بگیرد. خود شاه نیز به کرات در خاطراتش به این موضوع اشاره کرده است. به‌علاوه، شاهدیم که طی سال‌های بعد، شاه در کنار بسیاری از مطالب روزنامه‌های خاطرات خود، حاشیه‌هایی نوشته و توضیحاتی به مطلب اضافه کرده است. مثلا اگر به موضوعی در بخشی از خاطرات اشاره شده و نتیجه آن سریعاً معلوم نشده باشد، مدتی بعد، حتی گاهاً سال‌ها بعد، نتیجه آن واقعه توسط شاه حاشیه‌نویسی شده است. به عنوان مثال شخصی به قتل رسیده، و قاتل وی مشخص نیست. سال‌ها بعد شاه در کنار این واقعه حاشیه نوشته است که قاتل فلان شخص بود و پس از دستگیری به این سرنوشت محکوم شد. در هنگام تصحیح این متون، دخل و تصرفی در اصل متن، توسط شما صورت گرفته است؟ خیر. نهایت دخل و تصرفی که ما در هنگام تصحیح اعمال می‌کنیم، تغییر برخی از شیوه‌های رسم‌الخطی است که در معنای جمله هیچ خللی ایجاد نمی‌کند و تنها خوانش متن را برای خواننده آسان می‌سازد. به عنوان مثال، کلماتی که با حرف ها ادغام شده‌اند (مانند خانها و خواجها) به (خانه‌ها و خواجه‌ها) تغییر یافته است که همین مقدار تغییر نیز در مقدمه به آگاهی خواننده رسیده است. همچنین اصل کلماتی که در طی زمان به اشکال متفاوتی نوشته شده است (مانند استخر و اسطخر) را در متن حفظ کرده و در پانویس تذکر داده‌ایم که به همین املاء تحریر شده است. اما در ارتباط با کلماتی که به شکل غلط تحریر شده باشد، (مانند حیات به‌جای حیاط) قاعده به این ترتیب است که شکل صحیح واژه را در متن آورده و شکل غیرصحیح آن را در پانویس قرار می‌دهیم، و همان‌طور که عرض کردم، تمامی این تغییرات در مقدمه به اطلاع خوانندگان رسیده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 19 Feb 2019 05:03:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271447/چرا-ناصرالدین-شاه-جوی-باغ-نگارستان-روزنامه-هایش-شست ​نخجیرگاهی هخامنشی در تنگ بلاغی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272085/نخجیرگاهی-هخامنشی-تنگ-بلاغی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کارگروه تاریخ انجمن فرهنگی افراز با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی نشست دهم از سلسله نشست‌های بازخوانی تاریخ ایران را برگزار می‌کند. نخجیرگاهی هخامنشی در تنگ بلاغی عنوان سخنرانی محمدتقی عطایی، دانشجوی دکتری باستان‌شناسی دوره هخامنشی در دانشگاه مونیخ و پاسارگاد و سیوند، پس از یک دهه با سخنرانی علیرضا افشاری، کنشگر میراث فرهنگی برگزار می‌شود. این نشست دوشنبه 29 بهمن ساعت 17 تا 19 در سالن خیام خانه اندیشمندان علوم انسانی برپا می‌شود. خانه اندیشمندان علوم انسانی در خیابان نجات‌اللهی(ویلا)، نبش ورشو واقع شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 18 Feb 2019 11:36:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272085/نخجیرگاهی-هخامنشی-تنگ-بلاغی-بررسی-می-شود ​«ایران در عهد اشکانیان» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272082/ایران-عهد-اشکانیان-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه تاریخ فرهنگی پژوهشکده علوم تاریخی سیزدهمین جلسه از سلسله نشست‌های سکه‌شناختی را برگزار می‌کند. بررسی و نقد کتاب «ایران در عهد اشکانیان» با حضور ناقدانی چون دکتر صفورا برومند و دکتر مهسا ویسی و با حضور مولف جلال دیلمقانی شنبه 4 اسفند 97 ساعت 15 تا 17 برگزار می‌شود. سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در بزرگراه کردستان، خیابان دکتر آئینه‌وند (64 غربی) واقع شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 18 Feb 2019 11:08:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272082/ایران-عهد-اشکانیان-نقد-بررسی-می-شود همایش قراخانیان در گستره فرهنگ و تمدن ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272077/همایش-قراخانیان-گستره-فرهنگ-تمدن-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، همایش «قراخانیان در گستره فرهنگ و تمدن ایران» 15 اسفندماه 1397 در باغ نگارستان برگزار می‌شود.   این همایش با هدف بازشناسی موقعیت قراخانیان در ربط با فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی (تعاملات فرهنگی و تمدنی جهان ایرانی ـ اسلامی با جامعه و حکومت قراخانیان) برگزار می‌شود. در سطوحی فراتر این همایش در پی بررسی و بازشناسی پیوندهای تاریخی ایران با آسیای مرکزی در زمینه‌های فرهنگی، ادبی، زبانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در یک بازه زمانی چهار سده‌ای منتهی به حمله مغولان است. بیشینه قلمرو قراخانیان در حال حاضر شامل بخش هایی از قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان، روسیه، چین و مغولستان است، کشورهایی که عمده آنان از همسایگان و محیط پیرامونی ایران هستند و مناسبات ایران و این کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. افزایش آگاهی از تاریخ مناسبات ایران و قراخانیان در وجوه گوناگون، سرمایه‌ای برای ارتقای مناسبات کنونی ایران با شمار زیادی از همسایگان و شرکای منطقه ای و فرامنطقه‌ای، چه در سطوح سیاسی و چه مردمی است. پذیرش مقالات در چارچوب تحقق هدف فوق صورت خواهد گرفت.   محور اول: سیاست و ملک‌داری است که شامل نظام و ساختار سیاسی، آموزه‌ها و ادبیات سیاسی و تاریخ سیاسی و نظامی قراخانیان در ربط با حکومت‌های ایران است. محور دوم: جامعه و مردم نام دارد که شامل زیر ساخت‌های مقوم پیوندهای سیاسی و دیپلماتیک مردمان آسیای مرکزی با ایران فرهنگی، ساختار اجتماعی، آداب و رسوم، سنت‌ها،      گروه‌های اجتماعی، مهاجرت‌ها سبک‌های زندگی شهری و روستایی، کوچرویی، پیوندهای اجتماعی ایران و قلمرو قراخانیان و قراخانیان و فرایند ترکی سازی در آسیای مرکزی است.   محور سوم: اقتصاد نام دارد و شامل ساختار اقتصادی، شیوه‌های تولید جاده ابریشم، پیوندهای اقتصادی با ایران و دیگر جوامع مسلمان، زیرساخت های پیوندها و همگرایی اقتصادی است و محور چهارم: فرهنگ و دین به ساختار فرهنگی، زبان و ادب فارسی، آیین‌ها، ادیان و مذاهب، تبادلات فرهنگی، تبلیغ دین اسلام، استمرار و تغییرات فرهنگ ایرانی و اسلامی، معماری و هنرها، تحولات زبانی، دانش‌ها، تاریخ‌نویسی فارسی، پیوندهای دینی و آیینی ایران و قلمرو قراخانیان، مواریث مشترک ایرانی- ترکی در قلمرو قراخانی است. زمان برگزاری چهارشنبه 15 اسفند 1397  است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 18 Feb 2019 10:09:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272077/همایش-قراخانیان-گستره-فرهنگ-تمدن-ایران آنها با کلتی در جیب و سیانوری در زیر زبان به مباحث فلسفی می‌اندیشیدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272045/کلتی-جیب-سیانوری-زیر-زبان-مباحث-فلسفی-می-اندیشیدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «خاطرات و تاملات در زندان شاه» نوشته محمد محمدی گرگانی، با حضور بهمن بازرگانی و نویسنده کتاب، یکشنبه 28 بهمن 1397 در سالن همایش نشر نی برگزار شد.   در ابتدای این نشست، بهمن بازرگانی از مبارزان پیش از انقلاب و پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر نظرات انتقادی خود نسبت به «خاطرات و تاملات» را ارائه داد. به گفته بازرگانی «کتاب خاطرات و تاملات را فردی دقیق و مسئول نوشته است که نگاهی منصفانه به فعالیت‌های چریکی پیش از انقلاب داشته ولی در عین حال کار او خالی از کژی و کاستی هم نیست.»   بازرگانی یکی از نمونه‌های این کژی و کاستی در کار محمدی گرگانی را کم دقتی در ضبط اسامی افرادی که نامشان در کتاب آمده و نیز کم‌دقتی در ثبت و ضبط وقایع دانست و گفت: «در بخش مربوط به مارکسیسم در کتاب، از فردی به نام حسن راعی نام برده شده که در واقع نام درست او حسن راهی است. یا اینکه در ماجرای ربودن چند آمریکایی به وسیله مجاهدین نویسنده گفته است محمد حنیف‌نژاد هم در این ربایش نقش داشته است. در صورتی که اصل ماجرا این‌گونه بوده که بازجوهای حنیف‌نژاد سرنخی از حضور فردی با نام محمد در آن عملیات پیدا کرده بودند و وقتی برای پیدا کردن آن فرد، این موضوع را با حنیف‌نژاد مطرح کردند، وی گفت به دنبال کس دیگری نگردید، آن فرد من بوده‌ام. در واقع او این ماجرا را برعهده گرفت تا یکی از همرزمانش را نجات بدهد.» به گفته این پژوهشگر «در کتاب سه جریان عمده فکری در آن روزگار ترسیم شده است. یکی از این جریان‌ها روشنفکران محدودی که گرایش به سوسیالیسم و مارکسیسم داشتند معرفی شده و گفته شده است که کل مارکسیست‌ها به چند صد نفر نمی‌رسیدند. من که از نزدیک آن دوران را تجربه کرده‌ام پرسشم از آقای محمدی این است که آیا به واقع این‌گونه بود؟ همچنین در کتاب کاراکتر مسعود رجوی ایدئولوژیک نشان داده شده است و این‌گونه بیان شده است که ته‌رنگ مارکسیستی سخنان او برآمده از رویکردی اعتقادی است. ولی رجوی بیش از هر چیز قدرت‌طلب بود و معتقد بود در آینده ایران مارکسیست‌ها قدرت می‌گیرند و دلیل اینکه تلاش می‌کرد رابطه خود را با آنان حفظ کند همین بود که در آینده با آنان دچار مشکل نشود.»   این پژوهشگر با تاکید بر نیاز به صراحت بیشتر در بیان خاطرات پس از گذشت پنجاه سال از واقعه گفت: «در جاهایی از کتاب وقایعی بیان شده‌اند و نویسنده گفته است از بردن اسم افرادی که در این واقعه نقش داشته‌اند معذور هستم. این میزان احتیاط در بیان خاطرات آن هم پس از گذشت پنجاه سال چندان لازم به نظر نمی‌آید.»   بازرگانی با اشاره به خاطره‌ای که محمدی از همنشینی‌اش با بیژن جزنی تعریف کرده است گفت: «نویسنده می‌گوید در جهت اثبات اینکه اسلام با تئوری تکامل سنخیت دارد بیت «از جمادی مردم و نامی شدم» را برای جزنی خوانده است. ممکن است که جزنی در برابر شنیدن این حرف سکوت کرده باشد. اگر این کار را کرده باشد از سر احترام بوده است. ولی پیش‌تر جزنی در آثارش درباره همین بیت به طور مفصل حرف‌هایی زده بوده و ارتباط آن با مقوله تکامل را رد کرده بوده است.»   بازرگانی که خود در «زمان بازیافته» مجموعه خاطراتش از سال‌های مبارزه با رژیم شاه را گردآوری کرده است با اشاره به جنبه‌های مثبت کتاب گفت: «در این کتاب نظرات سازمان مجاهدین به خوبی فرموله شده است و مباحثی که میان نویسنده و مسعود رجوی در زندان به خوبی ارائه شده است و این نکته مهمی است که این کتاب را ارزشمند می‌سازد. ولی از این هم نمی‌شود گذشت که بسیاری از مباحث در کتاب تکرار می‌شوند و شاید حدود دویست صفحه از مطالب  تکراری باشد.» بهمن بازرگانی   وی همچنین با اشاره به رویکرد کتاب نسبت به محمد حنیف‌نژاد از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق گفت:‌ «رویکرد کتاب نسبت به حنیف‌نژاد متناقض است. از سویی او را به عنوان یک اسوه و فردی ایده‌آل ارائه می‌دهد و از سوی دیگر به نقد تفاسیر سازمان مجاهدین از مباحث می‌پردازد و آنها را رد می‌کند. در صورتی که پیش از رجوی، حنیف‌نژاد بانی تفاسیر سازمان مجاهدین بود و اگر نقدی به این تفاسیر وارد باشد، این نقد به حنیف‌نژاد هم وارد است. اگر مرکزگرایی در سازمان مجاهدین قابل نقد و ریشه انحراف است، بنیان این مرکزگرایی را حنیف‌نژاد گذاشته است.»   پس از بیان انتقادات از سوی بازرگانی، نوبت به محمد محمدی گرگانی نویسنده کتاب رسید تا ضمن تشکر از نقد دقیق و پرجزئیات بازرگانی به بخش‌هایی از این انتقادات پاسخ دهد. وی گفت: «من مدعی نیستم مشکل تشکیلات مجاهدین مربوط به رجوی است در کتاب هم آورده‌ام که مشکل از تئوری تشکیلات و برآمده از اندیشه حنیف‌نژاد بوده ولی مدعی هستم اگر حنیف زنده مانده بود در تئوری‌های تشکیلاتی سازمان تجدیدنظر می‌کرد.»   وی در ادامه گفت: «باید این را در نظر داشته باشیم که کادرهای ایدئولوژیک سازمان مجاهدین زمان چندانی برای اندیشیدن به مبانی اندیشه‌ای سازمان نداشتند. آنها با کلتی در جیب و سیانوری در زیر زبان به مباحث فلسفی می‌اندیشیدند و همین موضوع تا حد زیادی نتیجه کار آنها را عجولانه کرده است. کار آنها تطبیق خام اسلام با مارکسیسم بود.»   محمدی افزود: «حنیف‌نژاد دیدنی بود. وقتی یاد حنیف‌نژاد، علی باکری و رضایی می‌افتم حس می‌کنم آنها آدم‌های ویژه‌ای بودند ولی این با نقد منافات ندارد. کادر ایدئولوژیک به ما می‌گفت سازمان سه محور دارد. وحدت مبانی اعتقادی، وحدت استراتژیک و وحدت تشکیلاتی. از منظر سازمان و حنیف‌نژاد وحدت مبانی اعتقادی ملات استراتژی تشکیلاتی بود. خط‌مشی استراتژیک سازمان هم مبارزه مسلحانه پیشتاز بود و مرکزگرایی و اصالت سازمان مبنای وحدت تشکیلاتی محسوب می‌شد. به گمان من نقطه‌ای که تشکیلات را به بن‌بست رساند ناتوانی در ایجاد وحدت اعتقادی بود. سازمان امکان پذیرش تنوع اعتقادی را نداشت و ایجاد وحدت اعتقادی هم ناممکن است.» این استاد دانشگاه همچنین گفت: «خاطراتی که من نوشته‌ام با یک پیش‌فرض شکل گرفته است. آن پیش‌فرض سقوط تئوریک و اعتقادی سازمان است و ادعای من این است شکست جنبش مسلحانه در ایران آخرین نمونه شکست تئوری مسلحانه پیشتاز لنین بود.»   محمدی درباره نقد بازرگانی به رویکرد کتاب درباره مسعود رجوی گفت: «مشکل من با رجوی این بود که سواد رجوی مارکسیستی بود و به آن اصرار می‌کرد. معتقد بود اگر سازمان به بن بست برسد مبازان مجاهد را باید به سازمان فدائیان منتقل کرد. من از این منظر به نقد رجوی پرداختم.»   او در ادامه به تفاوت میان عملکرد و اعتقادات محمد حنیف‌نژاد پرداخت و گفت: «آنچه حنیف می‌کرد حاصل تئوری‌اش نبود. او پیش‌تر جای دیگری شکل گرفته بود. از تئوری تشکیلات نماز در نمی‌آید. اصالت تشکیلات در می‌آید. این تضاد میان رفتار شخصی و مبانی تئوریک در مورد کسان دیگری هم صادق است. افرادی داریم که خودشان عارف هستند ولی از تئوریشان چیزهای دیگری بیرون می‌آید. ما با شخصیتمان عمل می‌کنیم نه با اطلاعاتمان.»   محمدی همچنین درباره شخصیت محمد حنیف‌نژاد گفت: «پس از اعدام حنیف، آیت‌الله طالقانی به سختی متاثر شده بود و به من گفت ای کاش پانزده نفر از اعضای سازمان شما اعدام شده بودند ولی حنیف زنده مانده بود. من همواره قدرشناس حنیف‌نژاد هستم و اگر انتقاداتی به او وارد کرده‌ام به معنای نفی اهمیت او نیست.» محمد محمدی گرگانی   او با ذکر خاطره‌ای نمونه‌ای از تفاوت عملکرد حنیف با مبانی‌ای که تدوین کرده بود را بیان کرد: «یکی از اعضای سازمان به شدت بریده بود و دو نفر از اعضا که به دیدن او رفته بودند ارزیابی کرده بودند که در صورت گیر افتادن به چنگ ساواک ممکن است همه چیز را لو بدهد. یکی از اعضا داوطلب ترور او شد ولی وقتی این موضوع به گوش حنیف‌نژاد رسید او گفت مگر در بین ما کسی هم هست که بتواند برادر خودش را بکشد؟ اگر حنیف مبنا را بر اصالت تشکیلات قرار داده بود باید در این مورد به شیوه دیگری عمل می‌کرد. ولی مبنای عمل او چیز دیگری بود. چرا سازمان به جایی رسید که شریف را ترور کرد؟ ادعای من این است که به علت اصالت یافتن سازمان به عنوان تنها عامل رهایی خلق بود که این اتفاق افتاد.»   وی درباره انتقاد بازرگانی نسبت به خاطره مربوط به بیژن جزنی هم گفت: «بحث‌های با مارکسیست‌ها فقط به عنوان هم‌اتاقی بود و این‌گونه نبود که مباحثه نظام‌یافته‌ای داشته باشیم. جزنی بسیار پرجذبه بود به شکلی که زندانبان‌ها جرئت نگاه انداختن در اتاقش را نداشتند. ولی در مورد آن بیت او همان زمان هم مخالفت خود را اعلام کرد و گفت از این بیت این برداشت را نمی‌شود داشت.»   در پایان برنامه یکی از حاضران سوالی درباره تعریف سازمان مجاهدین از منافع ملی پرسید. وی گفت: «سازمان قبل از انقلاب هم در حالی که عراق با ایران در تضاد بود با عراق همکاری می‌کرد و آن گونه که در کتاب آمده است برخی از اطلاعات زندان‌ها از رادیو عراق اعلام می‌شد. آیا ریشه همکاری سازمان با عراق در زمان جنگ را نمی‌توان در همین همکاری‌های پیش از انقلاب جست؟»   در پاسخ به این سوال بهمن بازرگانی گفت: «همکاری سازمان با عراق پیش از انقلاب را نمی‌توان با کاری که مجاهدین پس از  انقلاب انجام دادند مقایسه کرد. ما در آن زمان با عراق در حال جنگ نبودیم.»   محمدی هم گفت: «مجاهدین اطلاعات امنیتی خاصی نداشتند که به عراق بدهند ولی اصل قضیه سوالی جدی است و باید در آن اندیشید.»   محمدی در پاسخ به این سوال که چرا خاطراتتان را زودتر ننوشتید هم گفت: «من سال 1360 زمانی که نماینده مجلس بودم اعلام کردم سازمان از زمانی که اعلام جنگ مسلحانه کرده، به کشور خیانت کرده است و در همان زمان در روزنامه‌ها و رسانه‌ها به نقد سازمان می‌پرداختم. به‌گونه‌ای که محسن رضایی از اعضای سازمان در گفت‌وگوی تلفنی با همسر من گفت اگر یک تیر چراغ برق در تهران مانده باشد محمدی را از آن آویزان می‌کنیم.»   وی همچنین افزود:‌ «اگر فرصت داشته باشم خاطرات مجلس اول را هم می‌نویسم. آن خاطرات هم بسیار عبرت‌‎آموز خواهد بود.»   محمدی در پایان سخنان خود گفت: «ما چهل سال است در انزوائیم و در میدان عمومی نبوده‌ایم و نیستیم. در این مدت یک چیز را همواره با خود مرور کرده‌ام. افراد را زود قضاوت نکنیم. جامعه ما جامعه‌ای منازعاتی شده است. این نوع ادبیات که متفکران ما با هم با تندی حرف می‌زنند و اینکه تهران سومین شهر از نظر منازعات است فاجعه‌آمیز است. من معتقدم وحدت تنها در یک هنگام ممکن است. اینکه در عین متفاوت بودن بتوانیم در  کنار یکدیگر باشیم.» ]]> تاریخ و سیاست Mon, 18 Feb 2019 10:08:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272045/کلتی-جیب-سیانوری-زیر-زبان-مباحث-فلسفی-می-اندیشیدند ​آیین نکوداشت سید عبدالعلی قوام برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272075/آیین-نکوداشت-سید-عبدالعلی-قوام-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه علوم سیاسی خانه اندیشمندان و انجمن علوم سیاسی و انجمن مطالعات صلح سومین جلسه از مجموعه جلسات عصر علوم انسانی را برگزار می‌کند. این نشست به آیین نکوداشت اندیشمند فرزانه استاد سید عبدالعلی قوام اختصاص دارد که دوشنبه 29 بهمن ساعت 16 تا 19 برگزار می‌شود. سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی در خیابان نجات‌الهی(ویلا)، نبش خیابان ورشو واقع شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 18 Feb 2019 09:57:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272075/آیین-نکوداشت-سید-عبدالعلی-قوام-برگزار-می-شود کتاب «اطلس لشکر 31 عاشورا» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272051/کتاب-اطلس-لشکر-31-عاشورا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اکبر رستمی؛ کارشناس و مسئول بخش جغرافیای نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در گفت‌وگو با تارنمای این مرکز، از انتشار کتاب «اطلس لشکر 31 عاشورا» خبر داد و گفت: این اطلس که به همت جلال معبودی تهیه و تنظیم‌شده، به بررسی نقش و عملکرد لشکر 31 عاشورا و حماسه‌آفرینی رزمندگان و فرماندهان آن در طول هشت سال دفاع مقدس می‌پردازد.   وی افزود: در این اطلس سعی شده با استفاده از نقشه، نمودار، جدول و عکس، عملیات‌های آفندی که رزمندگان لشکر 31 عاشورا در آن شرکت داشته و حماسه‌آفرینی کرده‌اند، تبیین و تشریح شود.   رستمی درباره اهمیت انتشار اطلس‌های یگانی، توضیح داد: مباحثی مانند ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، جغرافیای سیاسی، جغرافیای طبیعی و جغرافیای نظامی ازجمله علومی هستند که در علم جغرافیا بررسی و کنکاش می‌شوند. با وجود درهم‌تنیدگی جغرافیا و نقشه، آشکار است این ظرفیت می‌تواند در خدمت دفاع مقدس مردم ایران نیز قرار گیرد و از این طریق دُرهای گران‌بهایی از تجارب هشت‌ساله جنگ تحمیلی برای امروز و فردای ایرانیان حاصل آید.   کارشناس و مسئول بخش جغرافیای نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، بیان کرد: برای بهره‌مندی از این تجارب و گسترش فرهنگ مقاومت در برابر متجاوزان و ستمگران به ایران‌زمین، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس یکی از سیاست‌های انتشاراتی خود را چاپ و نشر اطلس عملکرد یگان‌های شاخص و ماندگار دوران دفاع مقدس قرار داده است.   وی ادامه داد: لشکر 31 عاشورا، یکی از یگان‌های شاخص دوران دفاع مقدس است که کارنامه درخشانی از جنگ با ضدانقلاب، جنگ در جبهه‌های جنوبی، میانی و شمال‌غرب دارد و شاهد تغییرات زیادی در سطوح مختلف فرماندهی بوده است. لذا چاپ اطلس عملکرد لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس، جزو برنامه‌های گروه مطالعات و جغرافیای نظامی مرکز قرار گرفت.   رستمی با اشاره به منابعی که در تهیه و تنظیم «اطلس 31 عاشورا» استفاده ‌شده، گفت: اصلی‌ترین منبع تهیه این اطلس، کتاب شناسنامه لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس است که به همت مصطفی عابدی از رزمندگان لشکر عاشورا و زیرنظر سردار امین شریعتی و فرماندهان این لشکر تألیف شده است. همچنین در پژوهش این اثر تلاش شده با اتکا به اسناد و منابع دست‌اول موجود در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و همچنین منابع موجود در لشکر 31 عاشورا و مصاحبه با فرماندهان حاضر درصحنه، تاریخ‌نگاری وقایع به‌صورت مستند و متقن به رشته تحریر درآید.   کارشناس و مسئول بخش جغرافیای نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، افزود: در «اطلس لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس» در شش فصل و 256 صفحه، به نقش مردم غیور و تاریخ‌ساز آذربایجان در هشت سال دفاع مقدس پرداخته ‌شده است. فصل اول کتاب با عنوان «کلیات یگان» شامل تأسیس، توسعه و عملیات‌های محدود و در پی آن به حوادث 29 بهمن 1356 تبریز (بزرگداشت چهلمین روز شهدای قیام قم)، تأثیر پیروزی و تثبیت انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 در تبریز، اغتشاش و درگیری‌های تبریز از طریق حزب منحله خلق مسلمان، نقش مردم آذربایجان در مقابله با اقدامات خرابکارانه گروهک‌های ضدانقلاب در استان‌های آذربایجان غربی و کردستان نگاهی اجمالی داشته و سپس به نقش نیروهای آذربایجانی در مقابله با تجاوز ارتش بعثی عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران تا روند شکل‌گیری تیپ و لشکر 31 عاشورا پرداخته است.   وی اظهار کرد: در فصل دوم کتاب با عنوان «آزادسازی سرزمین‌های اشغالی»، نیز به نقش تیپ عاشورا در عملیات‌های طریق‌القدس و بیت‌المقدس پرداخته‌شده است. همچنین در فصل‌های سوم و چهارم نقش یگان 31 عاشورا در عملیات‌های رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر 1، والفجر 4، خیبر، بدر و والفجر 8 با عنوان تنبیه متجاوز و نبردهای آبی - خاکی توضیح داده می‌شود.   رستمی درباره دو فصل پایانی کتاب نیز گفت: در فصل پنجم با عنوان «نبردهای شرق بصره» نیز به نقش لشکر 31 عاشورا در عملیات‌های کربلای 4، کربلای 5، کربلای 8 و در فصل ششم با عنوان نبردهای جبهه غرب و شمال‌غرب به نقش همین لشکر در عملیات‌های نصر 7، بیت‌المقدس 2، 3 و مرصاد پرداخته‌شده است. در بخش پایانی کتاب هم ذیل عنوان ضمائم مرکز حفظ آثار و نشر ارزش‌های 8 سال دفاع مقدس سپاه عاشورا، منابع اختصاصی لشکر در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، نیز راویان یگان 31 عاشورا، باغ‌موزه دفاع مقدس و ستاد کنگره شهدا معرفی‌شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 18 Feb 2019 06:07:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272051/کتاب-اطلس-لشکر-31-عاشورا-منتشر آرمان همگرایی بین مردمان کشورهای حوزه ایرانِ تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272030/آرمان-همگرایی-بین-مردمان-کشورهای-حوزه-ایران-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ از پیشنهاد تا پویش» با موضوع همگرایی بین ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدن ایران تاریخی نوشته حسین رمضانی خردمردی در یک مقدمه، سه بخش با 17 فصل و یک نتیجه منتشر شده است. نویسنده در پیشگفتار کتاب با اشاره به این که آرمان همگرایی بین مردمان کشورهای حوزه ایرانِ تاریخی که در اثر توطئه‌های استعماری از هم جدا شده‌اند، اندیشه‌ای قدیمی است و در طول سده‌های گذشته، دغدغه بسیاری از ایران دوستان و اندیشمندان سرزمین ایران کنونی و کشورهای بیرون آن بوده است، چگونگی علاقه‌مندی خود به این موضوع را شرح داده و پیشینه شکل‌گیری ایده تشکیل اتحادیه‌ای به نام «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» را با مخاطب در میان می‌گذارد. بخش اول کتاب با هدف آشنایی با سابقه طرح «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» (با نام اختصاری اکوتا) تدوین شده است و نوشته‌هایی که رمضانی، در سال‌های گذشته، برای ترویج اندیشه همگرایی منطقه‌ای و تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» منتشر کرده را در هشت فصل آورده است. در بخش دوم فعالیت‌هایی که از سال 1382 تاکنون برای ترویج همگرایی و تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» از سوی نویسنده یا با همراهی دیگر علاقه‌مندان صورت گرفته، در پنج فصل آورده شده است. بخش سوم کتاب نیز به دیدگاه چهار تن از اندیشمندان به نام حوزه ایران فرهنگی که درباره این طرح اعلام نظر کرده‌اند، اختصاص یافته که سخنان دکتر میرجلال‌الدین کزازی، دکتر ناصر تکمیل همایون، استاد فریدون جنیدی و دکتر صفر عبدالله، ادیب و ایران شناس تاجیک را شامل می‌شود. کزازی درباره شاخص‌های ایران فرهنگی می‌گوید: «سنجه اول نوروز است که درفش ایرانی است؛ هر کجا نوروز باشد، می‌توان گفت که فرهنگ ایران به آنجا راه یافته است و سنجه دیگر «زبان پارسی» است که از کاشغر در چین تا قیروان در مراکش و بخش باختری این کشورها را دربرمی‌گیرد؛ کشورهایی که هرگز بخشی از ایران سیاسی نبوده‌اند؛ اما ادب پارسی به آن‌جا راه یافته است. در سنجش با چند سال پبش، امروز بهتر می‌توان برای تحقق آرمان هم‌پیوندی میان کشورهای ایران فرهنگی کوشید چرا که ایرانیان این زمان ایرانی‌ترینند و جشن‌هایی که امروزه گرفته می‌شود پیشترها به این‌گونه برگزار نمی‌شد.» تکمیل‌همایون نیز به این مساله اشاره کرده است: «هر کس به ایران علاقه‌مند است برای صلح و پیشرفت ایران و مردمان هر یک از این کشورها برای صلح و پیشرفت کشورشان و در نهایت دولتمردان همه این کشورها برای صلح و پیشرفت مشترک منطقه و مردمان‌شان به تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی کمک کنند. بی‌تردید تشکیل این اتحادیه در ایجاد صلح جهانی و دوستی ملت‌ها نقش برجسته‌ای خواهد داشت و به بسیاری از خصومت‌ها و دشمنی‌ها و نابود کردن انسان و انسانیت پایان خواهد داد.»   در بخش نتیجه هم از شخصیت‌هایی چون علامه محمد اقبال لاهوری (پاکستانی)، محمود افشار یزدی، پرویز ناتل خانلری، اقرار علی‌اف (آذربایجانی) و لایق شیرعلی (تاجیکستانی) به عنوان گذشتگانی که هر یک در کشورهایشان دل مشغول همگرایی مردمان حوزه ایران فرهنگی بوده‌اند یاد شده و از دکتر چنگیز پهلوان، داریوش فرهود، سیدجواد طباطبایی و عبدالغفور آرزو، فرهیخته و سیاستمدار افغانستانی، به عنوان دیگر اندیشمندان ایران دوستی که در این راه عاشقانه می کوشند، نام برده شده است.   کتاب «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ از پیشنهاد تا پویش» از سوی نشر فرهنگ صبا در 151 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و قیمت 20 هزار تومان منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 11:47:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272030/آرمان-همگرایی-بین-مردمان-کشورهای-حوزه-ایران-تاریخی ​«خاطرات و تاملات در زندان شاه» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272012/خاطرات-تاملات-زندان-شاه-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جلسه بررسی و معرفی کتاب «خاطرات و تاملات در زندان شاه» با حضور محمد محمدی (گرگانی) و بهمن بازرگانی در نشر نی برگزار می‌شود.   در این کتاب می‌خوانیم: «عمل سیاسی و اجتماعی، به‌اصطلاح «استراتژی» یا خط مشی، بسیار پیچیده است. در بسیاری موارد، آن‌چه در پس ذهن فرد می‌گذرد گفته نمی‌شود و یا در مواردی قابل گفتن نیست. افرادی در اعماق ذهنِ خود، محاسباتی دارند. گاه زمانه چنان است که قادر نیستند چیزی بگویند، لذا دردمندانه و هشیارانه و یا فرصت‌طلبانه، مهر سکوت بر لب می‌گذارند، اما در گوشه و کنارِ بعضی خاطره‌ها، مسائلی مطرح می‌شود که می‌تواند در مواردی، ریشه و مبنای بعضی «مواضع» را روشن کند و تجربه‌های گران‌قیمتی را به نسل‌های بعدی انتقال دهد. همواره نگران بوده‌ام که خاطرات به‌اصطلاح «حدیث نفس» و یا از خود تعریف‌کردن است، و چه سخت است از این خودستایی رها باشی. اما قانع شدم که این مسئله را باید با خود و خدا حل کرد و نباید به این دلیل از گفتن تاریخ اجتناب نمود، هرچند از یک نگاه و یا از یک زاویه باشد.» این نشست یکشنبه 28 بهمن ساعت 17 و 30 تا 19 به نشانی خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک 20 برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 07:26:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272012/خاطرات-تاملات-زندان-شاه-بررسی-می-شود برگزیدگان شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272004/برگزیدگان-شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-خطی-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و همچنین پیشکسوتان عرصه نسخه‌شناسی، در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   همچنین در این آیین یاد سیدمحمد مشکوه، پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی گرامی داشته شد. برگزیدگان بخش‌های اصلی و فرعی جایزه عبدالله انوار معرفی شدند. برندگان این جایزه به شرح زیر هستند: • بخش فهرست‌نگاری نسخ خطی و اسناد   در این بخش، از میان 40 اثر ارسال شده به دبیرخانه، یک اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت که فهرست نسخه‌های خطی فارسی پاکستان، تألیف عارف نوشاهی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم دینی   با نظر گروه داوری، از میان 14 اثر ارسال‌شده در بخش علوم دینی به دبیرخانه، یک اثر به مرحله دوم راه یافت. اما در نهایت این بخش اثر برگزیده نداشت و لطایف التفسیر» با تصحیح و تحقیق عبدالله رادمرد و عبدالله غفرانی به عنوان اثر شایسته تقدیر انتخاب شد.   • بخش عرفان نظری   در بخش عرفان نظری، از میان 7 اثر ارسال شده به دبیرخانه، پنج اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافتند و در نهایت کتاب «خلاصة المقامات» حسن نصیری جامی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم عقلی   در بخش علوم عقلی، از میان 39 اثر ارسال شده به دبیرخانه، چهار اثر به مرحله دوم راه یافت و در نهایت کتاب «منطق در ایران سده ششم»، تصحیح غلامرضا دادخواه و اسدالله فلاحی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش ادبیات   در بخش ادبیات، از میان 75 اثر ارسال شده به دبیرخانه، دو اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت و «اشعار فارسی پراکنده در متون» با تصحیح علی صفری و «تذکره نفایس المآثر» با تصحیح سعید شفیعیون به صورت مشترک برگزیده شدند. • بخش تاریخ و جغرافیا   از میان ۸۰ اثر ارسال شده به دبیرخانه، کتاب «دستور الکاتب» تصحیح علی‌اکبر احمدی دارانی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم و فنون   دراین بخش از میان ۵۳ اثر ارسال شده به دبیرخانه، کتاب «خواص الحیوان» تصحیح فاطمه مهری به عنوان اثر برگزیده انتخاب و معرفی شد.   • چاپ عکسی   در بخش چاپ عکسی نیز از میان ۱۴۵ اثر ارسال شده، یک اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت و کتاب «المشیخة» (کنزالسالکین) تصحیح سیدمحمد طباطبایی بهبهانی به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.   • بخش جنبی   در بخش جنبی نیز براساس کارنامه‌ها و پیشینه‌های علمی و عملی ارسال شده از سوی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی به دبیرخانه، هیئت علمی به بررسی و ارزیابی آن‌ها پرداخته و سرانجام نفرات برتر را در چهار حوزه به عنوان برگزیده و شایسته تقدیر معرفی کرده است.   • مرمت، صحافی و آسیب‌شناسی نسخه‌های خطی و اسناد   در این بخش از میان ۱۹ کارشناس و فعال این حوزه، نیره محمدیان فخر و رقیه محمودی به صورت مشترک به عنوان کارشناس برگزیده این حوزه انتخاب شدند.   • کتابداری   در این بخش از میان ۶ کتابدار، فرشیده کونانی از کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان «کتابدار برگزیده نسخ خطی و اسناد» انتخاب شد.   • اهداگر نسخ خطی و اسناد   از میان ۱۲ اهداگر، حسن معصومی اشکوری، اهداکننده ۸۴ جلد نسخه خطی و کتاب چاپ سنگی به کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان اهداگر برگزیده نسخ خطی و اسناد انتخاب شد.   • پیشکسوت عرصه مخطوطات   در این بخش زنده‌یاد محمدحسن نوری‌نیا از کتابخانه آستان قدس رضوی به پاس سال‌ها تلاش خالصانه در این عرصه، انتخاب شد. در انتهای مراسم نیز به نمایندگی از کارکنان کتابخانه ملی در بازه زمانی جنگ تحمیلی که در حفظ نسخ خطی کوشا بودند، لوح تقدیر و تندیسی به محمد رجبی اهدا شد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 05:41:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272004/برگزیدگان-شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-خطی-معرفی-شدند نسخه‌شناس پاکستانی: بنیاد سعدی متولی مرکزی است که نسخه‌هایش طعمه موریانه‌ها شده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271988/نسخه-شناس-پاکستانی-بنیاد-سعدی-متولی-مرکزی-نسخه-هایش-طعمه-موریانه-ها-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شانزدهمین همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) که به تجلیل از استاد سید محمد مشکات پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی نیز اختصاص داشت، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و همچنین پیشکسوتان عرصه نسخه‌شناسی، در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   در ابتدای این مراسم سید صادق سجادی دبیر علمی همایش گزارشی از روند برگزاری جایزه عبدالله انوار ارائه داد. وی گفت: «این مجلس نقطه پایان کوشش‌هایی است که قریب به یک سال ادامه داشته است. از اوایل سال ۹۷ کمیته علمی متخصصی تشکیل شد و پس از گردآوری آثار، مراحل داوری برای رسیدن به آثار برتر در بخش‌های هشت‌گانه جایزه به دقت و با امانت انجام پذیرفت.»   به گفته سجادی، «در این دوره از جایزه، 108 ناشر، 453 عنوان اثر چاپ شده در دو سال اخیر را به دبیرخانه جایزه ارسال کردند و این آثار در هشت مقوله دسته‌بندی شدند. مقولات مورد نظر عبارت بودند از فهرست‌نگاری نسخ خطی و اسناد، علوم دینی، عرفان نظری، علوم عقلی، ادبیات فارسی، تاریخ و جغرافیا، علوم و فنون و چاپ عکسی.»   سید صادق سجادی به گفته دبیر علمی همایش، علاوه بر بخش اصلی، جایزه انوار بخش فرعی‌ای نیز داشته است. سجادی گفت: «در بخش فرعی جایزه کارنامه و پیشینه علمی فعالان عرصه نسخ خطی مدنظر قرار گرفته و در چهار حوزه از فعالان این عرصه تقدیر به عمل می‌آید. این حوزه‌ها عبارتند از: مرمت و صحافی و آسیب‌شناسی نسخ خطی و اسناد، کتابداری، اهدای نسخ خطی و اسناد و در نهایت پیشکسوت عرصه مخطوطات.»   سجادی در پایان سخنانش گفت: بنا بوده اثری به نام و یاد استاد سید محمد مشکات تدوین و در آئین اختتامیه جایزه رونمایی شود که به دلایل فنی کار چاپ اثر به پایان نرسید و رونمایی آن به زمان دیگری موکول شد.   پس از سجادی نوبت به سید عبدالله انوار، نسخه‌شناس و پژوهشگر حوزه متنوع علوم انسانی رسید تا در جایزه‌ای که نام و احترام او شکل گرفته است سخن بگوید. انوار گفت: «من نمی‌دانم با چه زبانی از کتابخانه ملی که خانه من است تشکر کنم. از سال‌هایی که ما در کتابخانه ملی بودیم همواره فریاد من این بود که کتابخانه ملی، کتابخانه مادر است و هر کار که در زمینه‌های مختلف مربوط به کتاب از جمله نسخ خطی قرار است انجام شود باید کتابخانه ملی در آن پیش‌قدم باشد.»   انوار ضمن تعریف خاطره‌ای در باب تهیه کاربرگ تدوین و معرفی نسخ خطی که به سرپرستی مجتبی مینوی و همراهی گروهی از خبرگان این فن از جمله ایرج افشار و همچنین عبدالله انوار صورت گرفته است گفت: «در آن روزگار نسخ خطی احترامی را نداشت که امروز دارد و بودجه لازم برای چاپ فهرست‌های نسخ خطی که بر مبنای کاربرگی که ما تهیه کردیم صورت‌بندی شده بودند وجود نداشت و حتی امنیت و سلامت نسخ خطی در معرض تهدید بود ولی امروز عمده‌ترین بخش کتابخانه ملی بخش نسخ خطی آن است.»   انوار افزود: «کتابخانه ملی و هر کتابخانه مادر دیگر باید قسمت نسخ خطی خود را پراهمیت بداند، زیرا کتاب‌های چاپی را جای دیگر هم می‌شود یافت ولی مرکز کتاب‌های خطی کتابخانه‌های مادر است.»   وی در پایان سخنان خود گفت: «امیدوارم فهرست‌نگاری کتاب‌های خطی از منظر توصیفی و تحلیلی تقویت شود و کتابداران نسخ خطی در این زمینه کوشا باشند.»   عبدالله انوار پس از عبدالله انوار نوبت به عارف نوشاهی، نسخه‌شناس پاکستانی رسید تا سخنان خود را به سمع حضار برساند. وی گفت: «منطقه شبه قاره نه فقط از نظر مساحت، بلکه از نظر تنوع فرهنگ‌ها هم از مهم‌ترین مناطق جهان است. در این سرزمین میلیون‌ها اثر به وجود آمده که از این میان بسیاری آثار از بین رفته‌اند ولی صدها هزار نسخه باقی مانده است. به عنوان نمونه در دانشگاه پنجاب هشت هزار نسخه سانسکریت وجود دارد.»    وی افزود: «در پاکستان دو مرکز مهم نسخه خطی وجود دارد. یکی دانشگاه پنجاب که ۳۰ هزار نسخه خطی به زبان‎های عربی، فارسی، اردو، سانسکریت و... در آن وجود دارد. مرکز دیگر کالج اسلامی پیشاور است که کتابخانه غنی آن در سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۳۹ در دو جلد فهرست نویسی شده است.» نوشاهی در ادامه گفت: «تمام کتاب‌های خطی اردو پس از جدایی هند و پاکستان به کراچی منتقل شد. این نسخ خطی در شش جلد فهرست‌نویسی شده و یک جلد از این کتاب‌ها که به نسخ فارسی اختصاص دارد را هم من فهرست‌نویسی کردم.»   وی سپس با اشاره به نسخ خطی‌ای که در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان نگه‌داری می‌شوند گفت: «حضور استاد علی‌نقی منزوی در پاکستان به چهارده مجلد فهرست‌نویسی منجر شد و پس از آن نیز من کار ایشان را ادامه دادم و حاصل کارم ۴ مجلد بود که در تهران منتشر شد.»   پایان سخنان نوشاهی هشداری در مورد وضعیت مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان بود. وی گفت: «در حال حاضر این مرکز نه مدیر دارد و نه کتابدار و نه هیچ چیز دیگر. امروز این مرکز مثل چراغی است که روغنش ته کشیده. بنیاد سعدی که متولی این مرکز است اگر می‌خواهد نسخ این مرکز طعمه موریانه نشود باید در زمینه مدیریت این مرکز اهتمام کند.»   وی در پایان گفت: «زبان فارسی با برنامه‌ریزی حساب شده از نظام آموزشی پاکستان حذف شده و من امید ندارم در آینده نسخه شناس فارسی در پاکستان ظهور کند. مگر اینکه مردی از غیب پدید آید و کاری بکند.»   سخنران بعدی مراسم حسن نصیری، جامی مصحح و محقق حوزه عرفان بود که در این دوره از جایزه، با تصحیح خلاصه مقامات ژنده‌پیل حضور پیدا کرده بود. وی با اشاره به آثاری که از شیخ احمد جام تصحیح و منتشر شده است گفت: «آغاز تصحیح آثار مرتبط با شیخ احمد جام، انتشار کتاب مقامات ژنده‌پیل بود و انتشار این اثر، تاثیری منفی بر شناخت محققان ایرانی از شیخ داشت. به گونه‌ای که او را قداره‌بند و ستیهنده نامیدند. در صورتی که اگر به آثار دیگر مرتبط با شیخ مراجعه کنیم خواهیم دید که او عارفی پرخاش‌جو نیست.»   وی در معرفی اثری که با تصحیح آن در جایزه انوار شرکت کرده بود گفت: «خلاصه المقامات ژنده پیل گزیده‌ای از حکایات عقلانی شیخ احمد جام را شامل می‌شود و نیز گزیده‌ای از آثار اوست و این همنشینی می‌تواند تصویری تازه از شیخ احمد جام ارائه دهد.» پس از سخنان نصیری جامی، محمد رجبی، یکی از رئیسان سابق کتابخانه ملی، درباره شرایط نگه‌داری نسخ خطی کتابخانه ملی در هنگام بمباران شهر تهران توضیحات و خاطراتی ارائه داد. وی گفت: «در زمان بمباران شهر تهران هر آن امکان داشت موشکی به کتابخانه برخورد کند و تمامی این آثار از بین بروند. روزی موشکی در نزدیکی کتابخانه فرود آمد و شیشه‌های کتابخانه که در آن زمان در مرکز شهر واقع بود شکست. پس از آن من نخست‌وزیر وقت را به یاری طلبیدم و ایشان به بانک مرکزی دستور دادند فضایی برای نگه‌داری نسخ خطی فراهم کنند و ما ظرف ده روز تمامی نسخ خطی را به کتابخانه مرکزی منتقل کردیم و این آثار تا پایان جنگ در آن مکان نگه‌داری می‌شدند.» منصور غلامی   پس از رجبی نوبت به آخرین سخنران مراسم، منصور غلامی، وزیر علوم رسید. وی گفت: «کتب خطی غیرقابل قیاس با هر گنجینه‌ای است و خوشبختانه ایران و منطقه فرهنگی ایران زمین از این منظر جایگاه ویژه‌ای دارد.در این میان هم وجوه دل‌انگیز داشتن نسخ خطی جالب توجه است و هم نگرانی‌ها در زمینه نگه‌داری این نسخ باید مورد توجه قرار گیرد.»   وی گفت: «واقفان آثار طی تاریخ در جمع‌آوری نسخ خطی نقش پراهمیتی داشته و دارند و جا دارد در معرفی این شخصیت‌ها تلاش بیشتری صورت گیرد. امروز ما در عرصه علم و فرهنگ نیازمند حامیانی هستیم تا ضعف‌های معمول مراکز فرهنگی را پوشش دهند.»   در پایان مراسم برگزیدان بخش‌های اصلی و فرعی جایزه عبدالله انوار معرفی شدند.  ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 05:28:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271988/نسخه-شناس-پاکستانی-بنیاد-سعدی-متولی-مرکزی-نسخه-هایش-طعمه-موریانه-ها-شده ردپای زنان در تاریخ‌نگاری پس از انقلاب کمرنگ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271768/ردپای-زنان-تاریخ-نگاری-انقلاب-کمرنگ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عدیمی: زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت ایران، همراه با مردان در پیروزی انقلاب 1357 حضور داشتند اما نقش آن‌ها بیشتر در عکس‌ها و فیلم‌های بازمانده از آن دوران بازنمایی می‌شود و کمتر کتابی درباره این حضور به‌صورت مستقل صحبت کرده است. اگر چه جامعه ایران بیشتر در شهرهای بزرگ این حضور را تاب آورد با این حال، پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ ۸ ساله ایران و عراق این حضور شکل دیگری به خود گرفت و از خیابان‌های شهرها به حضور در جبهه‌ها تغییر ماهیت داد. زنان چند سال پس از آغاز جنگ از خط مقدم به پشت جبهه‌ها فرستاده شدند و تصویری که از آن‌ها داریم شکل دیگری به خود گرفته است؛ زنانی که مشغول تدارکات و پشتیبانی برای جبهه‌ها هستند. در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب ۵۷، زنان در بخش‌ها و فعالیت‌های مختلف به‌صورت جدی مشارکت دارند با این حال این سوال مطرح است که کدامین کتاب‌ها حضور زنان در روزهای پر التهاب انقلاب و پس از آن را به تصویر کشیده‌اند. به همین منظور گفت‌وگویی با الهام ملک‌زاده، پژوهشگر تاریخ و زنان و عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم تاریخی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انجام داده‌یم که در ادامه می‌خوانید: در ۴۰ سالگی انقلاب، حضور زنان در تاریخ‌نگاری انقلاب به چه صورت بوده است؟ آیا می‌توان درباره حضور زنان در این حرکت جایگاه ویژه‌ای در نظر گرفت؟ طرح بحث این موضوع بسیار اهمیت دارد و شاید سرآغازی برای پژوهش باشد اما اگر به‌دنبال گردآوری اطلاعاتی تازه در این حوزه‌ها باشیم، مطلبی به‌دست نمی‌آوریم. در دوران انقلاب، امام خمینی(ره) بارها درباره نقش زنان در انقلاب و لزوم حضور آنان تاییدهایی دادند که باعث قوت قلب می‌شود، به خصوص برای خانواده‌هایی که سنتی بودند و نمی‌خواستند زنان و دخترانشان در عرصه اجتماعی نقش و حضور داشته باشند. روایت‌های مختلفی داریم که در روزهای دهه فجر به کرات به حضور زنان اشاره شده و نقش آن‌ها غیرقابل انکار است. تصاویر و روایت‌های مستندی در حوزه‌های مختلف رسانه‌ای مورد تایید است که زنان با هر طیف فکری، مرامی، مذهبی و قومی پابه‌پای مردان، با هر سن و سالی از دختران کم سن و سال تا دانشجو و زنان میانسال در وقایع حضور داشتند. از سمبل‌های این مشارکت چند نماد مهم داریم، از مقاومت‌ها، فردی مانند اعظم طالقانی را می‌توان نام برد و درباره حضوری در حد مبارزه مسلحانه به شخصی مانند مرضیه حدیدچی (دباغ) برمی‌خوریم که با ترک زندگی روزمره یک زن خانه‌دار برای رسیدن به یک آرمان و هدف انقلابی پای هدف و ایدئولوژی خودش می‌ایستد و نقش‌آفرینی می‌کند که در انقلاب حضور او ارج گذاشته شده است.   پس چطور با وجود زنانی چون اعظم طالقانی و مرضیه حدیدچی، کمتر به نام‌های دیگر یا تاثیر زنان در دوران انقلاب برمی‌خوریم؟ خلأیی در این زمینه وجود دارد که ردپایی از زنان در تاریخ‌نگاری پس از انقلاب نیست؛ در واقع تقریبا رد پایی از هیچ یک از اقشار حاضر در انقلاب، وجود ندارد، چرا که پس از انقلاب، کشور دستخوش مسائلی می‌شود که از ریل اصلی خود خارج می‌شود و آن بروز جنگ بین ایران و عراق است. در کشوری که پس از انقلاب با دوران ثبات مواجه نیست، تحریم بین‌المللی و جنگی تحمیلی چندجانبه باعث تحت‌الشعاع قرار گرفتن سیاست‌های داخلی و خارجی آن معطوف به حفظ مرزهاست، مورخی نیست که تاریخ بنویسد که بگوییم زنان را نادیده گرفته باشد. زنان در دوران جنگ هم نقش‌آفرینی می‌کنند و حضور دارند. اگر بخواهید حیات زنان پس از انقلاب را در نظر بگیرید، ۸ سال از آن باید در دوران جنگ در نظر گرفته شود، چون جنگ در بستر دوران انقلابی ایران شکل گرفته است. پس از این ۸ سال و از سال ۷۰ به بعد که دوران سازندگی نام گرفته، فعالیت‌های پراکنده‌ای انجام شده است و به این شکل نیست که زنان حضور ندارند اما تداوم این حضور مربوط به زنانی است که وابسته به طبقات بالا و سیاستمدار جامعه هستند و در حوزه‌هایی مانند آموزش، اشتغال و بخش‌های مختلف حضور دارند. در این دوران حضور زنان با اعلام این که بیشترین تعداد قبول‌شدگان در کنکور زنان هستند نشان‌دهنده نسلی است که در این دوره به دنیا آمده و رشد کرده‌اند و حضورشان را نشان می‌دهند؛ هر چند این امر هم ناشی از تبعات جنگ است که باعث از بین رفتن نفوس شده و پس از جنگ توازن جنسی به هم ریخته است. در فرایند طبیعی حیات که در ایران جاری است زنان حضور دارند اما ثبت و ضبط این حضور به دستگاه‌هایی برمی‌گردد که کار آن‌ها تدوین تاریخ است. تدوین تاریخ را یا دستگاه‌ها یا مراکز پژوهشی برعهده دارند یا مورخان. این مورخان یا زنانی هستند که قلم می‌زنند یا مردان. داده‌های لازم برای نگارش تاریخ زنان در انقلاب و پس از آن وجود ندارد و جنس تاریخ انقلاب از نظر تاریخ‌نگاری کلاسیک از جنس تاریخ نیست چون سوژه زنده است و نقطه مقابل سوژه هم زنده است و به همان اندازه اطلاعات آماده و کامل نیست. ممکن است مطلبی را براساس سندی منتشر کنیم که ۱۰ نفر آن را رد کنند یا سندهایی پیدا شود که آن را باطل کنند، پس این تاریخ‌نگاری نیست. نقل روایت روز، در بهترین شرایط با توجه به فضایی که به‌عنوان تاریخ شفاهی یا تاریخ روایی وجود دارد از جنس کار مورخ و تاریخ‌نگار نیست. کسی که تاریخ شفاهی کار می‌کند،‌ با داشتن دانش تاریخی روایت به‌روز و اکنون را ارائه می‌کند اما فقط روایت ارائه می‌دهد. این‌که در قالب خاطره، بیوگرافی و مصاحبه چقدر متن تولید شده یک بحث است و اینکه انتظار داشته باشید که من به‌عنوان تاریخ‌نگار، این تاریخ را بنویسم باید بگویم من و بسیاری از همکارانم این کار را نمی‌کنیم چرا که کار ما از جنس کار اکنونی نیست. یک جامعه‌شناس می‌تواند این کار را بکند، اگر کاری درباره وضعیت زنان انجام شده از جنس پژوهش‌های جامعه‌شناختی یا جمعیت‌شناختی و علوم سیاسی است که فرضیه‌ای می‌دهد و در یک فرایند فرض را مورد آزمون قرار می‌دهد که تایید یا رد می‌شود. تاریخ‌نگاری به مفهوم تاریخ واقعی که مد نظر مورخان است، مانند دوران سلجوقی یا قاجار امکان‌پذیر نیست بلکه باید توجه معطوف به گزارش‌ها و مصاحبه ها، خاطرات و بیوگرافی‌ها باشد یا روزنوشت‌ها. در سیستم‌های آرشیوی مستنداتی هست که آزاد نشده است. بنابراین استاندارد نیست که بگوییم چرا تاریخ زنان نوشته نشده یا چرا آنان حضور ندارند. می‌توانیم بگوییم چرا روایت حضور زنان ثبت و ضبط نشده است اما الزاما از جنس تاریخ نیست.   درباره تاریخ‌نگاران زن وضعیت چطور است؟ آیا آن‌ها متن‌هایی درباره حضور زنان در انقلاب و پس از آن تولید کرده‌اند؟ این‌که تاریخ‌نگاران زن چه کسانی بودند که در این ایام نوشتند، شامل تمام افرادی که در رشته تاریخ هستند، زنانی که درباره دوره‌های مختلف تاریخی نوشته‌اند. زنان تاریخ‌نگاری داریم که کسی درباره آن‌ها، روش‌شناسی، مشرب علمی و قلم و آثارشان بررسی نکرده، به‌جز دکتر منصوره اتحادیه که یک پایان‌نامه ارشد درباره او نوشته شده که جنس کار اتحادیه از مربوط به مطالعات قاجار و اسناد خانوادگی است. یا در زمینه دوره صفویه زنان تاریخ‌نگاری داریم که با تنوع موضوعات کار کرده‌اند، همین‌طور دوران پهلوی، باستان، مغول و ... مثلا دکتر شیرین بیانی. اما تاریخ انقلاب حوزه تخصصی هیچ کدام نبوده است. در دانشگاه و در رشته تاریخ، چیزی به عنوان تاریخ انقلاب نداریم و فقط درس دو واحدی «گزیده انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن» کتابی از عباسعلی عمید زنجانی است که از زمان پیامبر تا انقلاب ۵۷، فلسفه انقلاب را مرور می‌کند و درس عمومی تمامی رشته‌هاست. پژوهشکده‌ها یا دانشگاه‌هایی که به تاریخ انقلاب اسلامی اختصاص دارند سه مورد هستند که جنس کارشان از رشته تاریخ نیست و متمرکز بر تاریخ انقلاب اسلامی است و بازه زمانی‌شان از ۱۵ خرداد ۴۲ شروع می‌شود و بر موضوع‌هایی چون انقلاب، اندیشه‌های امام و ... تمرکز دارند. در چارت آموزش عالی رشته تاریخ چنین عنوانی نیست که بخواهد زیرعنوانی به نام زنان در انقلاب داشته باشد که دانشجو حداقل سرکلاس گوشش با نقش زنان در انقلاب آشنا شود. بین تاریخ و بین مورخان نباید تاریخ انقلاب را جست‌وجو کنیم.   در تاریخ‌نگاری‌های پس از انقلاب کمتر اثری از زنان، انجمن‌ها و گروه‌های زنانه که در دوره‌های مختلف از مشروطه تا پهلوی فعال هستند، دیده می‌شود، علت آن چیست؟ از پیش از مشروطه زنان در ماجرای تنباکو حضور داشتند یا موردی که طلاهای خود را می‌فروشند اما در مشروطه به آن‌ها هیچ حقی داده نمی‌شود. با این حال آنان شروع به ایجاد انجمن‌های پنهان و آشکار می‌کنند، اما ساختار غلط است همان‌طور که مردان هم ساختار غلطی در ایجاد انجمن‌ها دارند که هنوز هم ادامه دارد. این انجمن‌ها براساس رفتارهای احساسی و حول یک فرد شکل می‌گرفتند. مرامنامه و هدف نداشتند و افراد دور یک فرد کاریزماتیک جمع می‌شدند که اگر آن فرد نمی‌بود این انجمن‌ها هم از هم می‌پاشید. اما عملکرد زنان در دوره‌های مختلف ارتباطی با هم ندارد. به دلایل مختلف این انجمن‌ها پایدار نبودند که برای آرمانی ادامه مسیر بدهند. انفصال در تداوم آن‌ها به ساختارشان مرتبط است نه انقلاب. حیات این انجمن‌ها به دوره رضاشاه هم کشیده نمی‌شود و در مدت حدود ۲۰ سال از هم می‌پاشند که در کتاب «انجمن‌های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه» ژانت آفاری می‌توانید درباره آن‌ها بخوانید. افرادی که سابقه حضور در این انجمن‌ها را داشتند، در دوره رضاشاه فرصت پیدا کردند که از شرایط استفاده کنند. اما این زنان هم به طبقات بالای جامعه وابستگی داشتند یعنی پدران، همسران و برادران آن‌ها با سیاست مرتبط بودند یا خانواده‌های سیاسی داشتند. در دوره رضاشاه آن‌ها چه از لحاظ ظاهری و چه از نظر افکاری وارد عرصه عمومی می‌شوند که محترم اسکندری از این زنان است؛ با این حال، محترم اسکندری در سن کم می‌میرد و انجمن هم از بین می‌رود. یا مورد «کانون بانوان» که دستوری و فرمایشی است و زنان زیادی در شهرهای مختلف در آن حضور دارند اما با برداشته شدن اجبار حکومتی، از بین می‌روند. زنان در این فرایند حضور نیم‌بند دارند اما مانند مردان کم‌کم مشق سیاست کردند. مهرانگیز دولتشاهی، مریم فیروز و مهرانگیز منوچهریان از زنانی خودساخته به‌شمار می‌آیند که آگاهانه و نه الزاما به واسطه حضور پدر، برادر یا همسر خود فعالیت می‌کردند. زنان در برنامه‌هایی مانند انقلاب سفید و در مجلس شورای ملی بیستم و بیست‌ویکم حضور داشتند و با تصویب قانون حمایت از خانواده تا زمان انقلاب به فعالیت پرداختند. چه عاملی باعث شده تا حضور زنان از رویدادهای منتهی به انقلاب اسلامی در کتاب‌ها کمرنگ باشد؟ از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ زنان از طیف‌های مختلف اعتراضی به‌خصوص با زمینه مذهبی در تمام اعتراض‌ها حضور دارند و در گروه‌های مختلف از چریک‌های خلق، مجاهدین، پیکار و حتی توده‌ای‌ها و مذهبی‌ها شرکت داشتند و کسی هم فعالیت آنان نیست اما اگر نگارش نشده یا به‌صورت پراکنده نوشته شده به این دلیل است که روایتگر تاریخ انقلاب به مفهوم واقعی نداریم و گروهی که در این‌باره می‌نویسند در حوزه تاریخ شفاهی هستند. اما این خلأ که کمتر درباره حضور زنان در انقلاب نوشته شده به این دلیل است که نه زنان در این زمینه کار کرده‌اند و نه مردان به سبب نگاه مردانه و کلاسیک حضور آن‌ها را مکتوب کرده‌اند. رویکرد تاریخی به نوعی کلیشه جنسیتی است که انقلاب را از جنس مردانه می‌دانند و نهایتا حضور زنان در تظاهرات بوده است، اگر چه زنانی بوده‌اند که مبارزه کرده‌اند زندان رفته یا شکنجه شده‌اند. در پروژه‌های تاریخ کمترین سهم برای زنان در نظر گرفته شده است، از سوی دیگر زنان هم کاری در این حوزه نکرده‌اند، یعنی یا باید زنان درباره این حضور بنویسند یا کسی که زنان را دیده است، اما مردانی که تاریخ نوشته‌اند خودشان را با همان نگاه مردانه ثبت و ضبط کرده‌اند. باید از زنان دست‌اندرکار انقلاب پرسید که چرا از خودشان خاطراتی باقی نگذاشته‌‌اند و فعالیت‌هایشان را ننوشته‌اند.   زنان در دوران انقلاب به‌عنوان همراه و پابه‌پای مردان در اعتراض‌ها دیده می‌شوند اما پس از انقلاب این اعتراض‌ها که گاه مشخصا زنانه بوده‌اند کمتر مکتوب شده است. دلیل آن را چه می‌دانید؟ من فکر می‌کنم تمام این موارد به دلیل جنگ است. حتی اعتراض‌هایی که پس از انقلاب از سوی زنان شکل می‌گیرد به‌دلیل مسائل مربوط به جنگ به حاشیه رانده می‌شود. اتفاقات با برنامه‌ریزی انجام نشده و مطالبات زنان نیز تعیین تکلیف نشده بود. این مطالبات مشمول مرور زمان شد که با تغییر نسل و خلأیی که در عدم پاسخ به این مطالبات شکل گرفت، باعث شد که پیوند ارگانیکی بین نسل کنونی و زنان آن دوره وجود نداشته باشد. مستندهایی از اعتراضات زنان وجود دارد که در حد فیلم یا شفاهی است. نگفتن از این جنس اعتراض‌ها در تمام کشورهای دنیا معمول است. در کدام سیستم در کتاب‌های درسی یا رسمی از اعتراض‌ها نوشته‌اند؟ در کشورهای دیگر مثل فرانسه، ترکیه یا آمریکا هم همین وضعیت است. اما این‌که ما امروز درباره این اعتراض‌ها می‌دانیم به این دلیل است که در جایی منتشر شده‌اند تا امروز به‌دست ما رسیده‌اند. در نتیجه نمی‌توان گفت این اعتراض‌ها برای مطالبات زنان دیده نشده است حتی اگر در تاریخ‌نگاری رسمی ما دیده نشده باشند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 13:59:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271768/ردپای-زنان-تاریخ-نگاری-انقلاب-کمرنگ ​معرفی و بررسی رویارویی با منابع در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271982/معرفی-بررسی-رویارویی-منابع-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «رویارویی با منابع؛ راهنمای پژوهش و نگارش تاریخ» نوشته آنتونی براندیج با ترجمه محمد غفوری در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب معرفی و بررسی می‌شود. این نشست با حضور حسن حضرتی، زهیر صیامیان، محمد غفوری و ابراهیم موسی‌پور چهارشنبه یکم اسفند ساعت 16 تا 18 برگزار می‌شود. سرای اهلق لم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 12:19:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271982/معرفی-بررسی-رویارویی-منابع-سرای-اهل-قلم پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271971/پژوهش-های-مرتبط-زنان-جنگ-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست سوم از سلسله جلسات زنان در جنگ به‌همت حلقه مطالعات مسائل زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران با عنوان «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» چهارشنبه یکم اسفندماه در انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شود. در این نشست میترا معدنی، کارشناس ارشد مطالعات زنان، نویسنده و پژوهشگر حوزه جنگ، بیتا بختیاری، دکترای مطالعات فرهنگی، کارشناس فرهنگی بنیاد شهید و مدرس دانشگاه و الهام عدیمی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و عضو حلفه مطالعات اجتماعی زنان درباره این موضوع سخنرانی می‌کنند. پیش از این دو نشست با عنوان‌های «تجربه زیسته زنان از جنگ» و «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایت‌ها و آثار هنری جنگ» با محور زنان در جنگ برگزار شده بود. نشست «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» چهارشنبه یکم اسفندماه از ساعت از ساعت 17 تا 19 در سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی ایران به نشانی پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم طبقه اول برگزار می‌شود و ورود برای تمامی علاقه‌مندان آزاد است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 11:42:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271971/پژوهش-های-مرتبط-زنان-جنگ-بررسی-می-شود شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271939/شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) با حضور اشرف بروجردی،‌ رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.   در این آیین  یاد سیدمحمد مشکوه، پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی گرامی داشته می‌شود.   شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی شنبه ۲۷ بهمن‌ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  واقع در اتوبان حقانی (غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان کتابخانه ملی، مرکز همایش‌های بین‌الملل برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:55:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271939/شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-برگزار-می-شود گوشه‌های ناگفته، از تاریخ ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271927/گوشه-های-ناگفته-تاریخ-ایران به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نصرالله حدادی: پنج‌شنبه، بیست و دوم بهمن‌ماه 1326، در ساعت 9 شب، در خیابان اکباتان تهران و روبه‌روی چاپخانه‌ مظاهری، روزنامه‌نگار معروف و جنجالی آن زمان، محمد مسعود در داخل خودرویش به قتل رسید و با توجه به سمت‌وسوگیری نوشته‌ها و مقالات وی علیه دربار پهلوی، و جار و جنجال به پا خاسته شده ـ بخصوص از سوی عوامل حزب توده و روزنامه‌های آشکار و پنهان وابسته به این حزب ـ باعث شد تا سال‌ها، عموماً دربار پهلوی و خصوصا اشرف پهلوی را قاتل او بنامند و بدانند. حسام لنکرانی ـ برادر شیخ حسین لنکرانی و از جمله کسانی که خود در تصفیه‌های درون حزبی به‌وسیله عوامل حزب کشته شد ـ ابوالحسن عباسی، بانو صفیه خاتمی (صفا خانم)، ناصر صارمی، سیف‌الله همایون فرخ، منوچهر رزم‌خواه، و ابراهیم پرهام، در ترور محمد مسعود مشارکت داشتند و تا زمان لو رفتن اسامی سازمان افسران حزب توده ـ 21 مرداد/ 1333 ـ و دستگیری سروان ابوالحسن عباسی، نظام پهلوی دوم نمی‌دانست، حزب توده و شاخه نظامی، تا بدان حد در ارکان ارتش نفوذ کرده و با دستگیری خسرو روزبه در پانزدهم تیرماه سال 1336 و اعترافات او، مشخص شد، عامل اصلی قتل محمد مسعود، خسرو روزبه و ابوالحسن عباسی بوده‌اند و دربار پهلوی، در کشتن یکی از سرسخت‌ترین مخالفانش کوچک‌ترین نقشی را نداشته و بعدها که روزنامه اطلاعات «28 روز تاریخ ایران و جهان»را در ابتدای دهه 1350 منتشر ساخت، مرحوم محمدعلی سفری، بخشی از اعترافات او را ـ گویا به خطِ خودش ـ به چاپ رساند، چه بسیار بودند افرادی که آن را جعلی می‌دانستند، چراکه برای نخستین بار این اعترافات در کتاب سرهنگ علی زیبایی به نام «کمونیسم در ایران» که توسط فرمانداری نظامی (ساواک بعدی) به چاپ رسیده بود، غیر قابل باور می‌دانستند و تا سال‌های سال، این نعل وارونه، باعث بدنامی اشرف پهلوی شده بود. اشرف پهلوی هرچه بود و هرچه کرد، نقشی در کشتن محمد مسعود، نداشت و نباید به‌خاطر دیگر اعمالش، دروغ و بهتون به او ببندیم. سرهنگ (دکتر) ماشاالله ورقا، رییس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور، که از جمله اعضای سازمان افسران حزب توده بود، تا زمانی که اسامی افسران این سازمان لو رفته بودند، از جمله محافظین شاه بود و دیگر اعضای این سازمان، در زمره محافظین فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر کودتا بودند و هرگز به فکر از میان برداشتن شاه و نخست‌وزیر کودتاگرش نیفتادند. «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران» در سال 1396، توسط نشر اشاره به بازار کتاب آمد و تحلیل‌های او، درباره حکومت دکتر مصدق و چگونگی وقوع کودتا و واکنش حزب توده و از جمله افسران عضو این حزب به قلم او خواندنی است. کودتای 28 مرداد چهار ضلع داشت 1ـ عوامل دربار و آشوب‌طلبان داخلی. 2ـ عوامل انگلوفیل. 3ـ سازمان یسا و دولت آمریکا. و 4ـ سکوت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، که تأیید تلویحی کودتا را در پی داشت. طبق تقسیم‌بندی جهانی، بعد از جنگ جهانی دوم، بین امریکا و شوروی، هیچ دولت مستقلی را در جهان عموماً و در جوار این دو کشور خصوصاً نمی‌پسندید و نباید عرض اندام می‌کرد و حکومت مصدق نیز از این امر مستثنی نبود و می‌باید سرنگون می‌شد و شد. ترور، به هر دلیل، بنابر هر عقیده و مرام، به وسیله هرکس، و به هر بهانه دستاویز، عملی غیرانسانی است و کشور ما که بزرگترین قربانی تروریسم در جهان است ـ آخرین نمونه آن حادثه سیستان و بلوچستان در روز چهارشنبه 24 بهمن 97، که منجر به شهادت 27 پاسدار رشید اسلام و زخمی و مجروح‌شدن تنی چند دیگر شد ـ همواره و باید، در هر شرایطی این عمل را محکوم کند و قبل و بعد هم ندارد و سیره امام راحل در تمامی سال‌های مبارزات ایشان علیه نظام پهلوی، عدم تأیید افراد و سازمان‌هایی بود که دست به اسلحه برده بودند و اتکا به مردم را بهترین راهِ، پیروزی بر رژیم ستم‌شاهی می‌دانستند و تاریخ این امر را به اثبات رساند. پس از لو رفتن کمیته مرکزی سازمان افسران حزب توده، سرهنگ عزت‌الله سیامک، سرهنگ محمد مبشری و تنی چند دیگر به جوخه اعدام سپرده شدند و سرسپرده‌گانی مثل نورالدین کیانوری، تحلیل‌شان بر این اعدام‌ها، چنین بود که، رژیم شاه هرچند تن از اعضای حزب ما را اعدام کند، نفعی دوسویه برای ما دارد. رسوایی رژیم و در موضع مظلومیت و حقانیت قرار گرفتن ما! سرهنگ ورقا درباره عدم واکنش سازمان افسران حزب توده در مقابل عوامل کودتا ـ و بعدها سرکوب وحشیانه سازمان افسران حزب توده ـ برای ترور شاه و زاهدی می‌نویسد: «سازمان افسران ... برخلاف ادعای حکومت کودتا، درصدد برچیدن سلطنت به تنهایی و خودسرانه چه به صورت کودتا و یا ترور شاه دیگر گردانندگان رژیم نبود. دلیل ساده این واقعیت که نافی اتهامات دادستان نظامی و بیدادگاه‌های دولت کوتاه است، این که تعدادی از افسران سازمان در چنان مقام‌های مساعدی بودند که می‌توانستند زمینه و امکان ترور شاه، سرلشکر زاهدی و دیگران را فراهم سازند، اما برپایه اصول عقیدتی حاکم بر سازمان هیچ افسری از رهبر و مسئول یا عضو ساده ترور را، راهِ برون رفتِ کشور از قیدو بند دیکتاتوری و استثمار داخلی و خارجی نمی‌دانست، زیرا باور به جهان‌بینی سوسیالیسم علمی داشتند. دکترینی که راه خلاصی ملت‌ها را تنها در مبارزه دسته‌جمعی مردم زحمت‌کش می‌داند و نه زور و کودتا و یا به پاخیزی مستقلانه و جدا از توده مردم». «یکی از مسئولیت‌های نویسنده این سطور [سرهنگ ورقا] در مقام رئیس دایره مراقبتِ اداره اطلاعات شهربانی حفظ و نگهبانی جانِ شاه و افراد خانواده سلطنتی در تشریفات رسمی و دیگر بازدیدها بود. اولین بازدید شاه پس از کودتا و بازگشت او به کشور افتتاح ساختمان نوین بانک سپه بود. برنامه امنیت شاه و زاهدی و دیگر شرکت کنندگان در این تشریفات در کمیسیونی با حضور سرهنگ کسرا مسئول آن روز گاردِ شاهنشاهی، سرهنگ دوم فرشچی نماینده رکن دوم ستاد ارتش و نویسنده [ورقا] این کتاب در اتاق معاون بانک سپه به نام خوش کیش تهیه و تنظیم گردید. چون بر کمیسیون ترس و تردید از بیم خطرِ احتمالی به جان شاه حکم فرما بود، همه مسئولیت‌ را برعهده گرفتم و صورت مجلس در چهار نسخه تنظیم و به امضای چهارنفر اعضای کمیسیون رسید. قبول همه مسئولیت‌ها و جوابگویی‌ها به علت شهامت و نترسی و یا جوانی و نادانی نبود، بلکه بدین باور بودم که از جانب حزب توده و اعضا و دوستداران جبهه ملی و مصدق خطری متوجه جان شاه و دیگر کسانی که در آن گشایش شرکت خواهند داشت، نخواهد بود. اوباشان و چاقوکشان و به قول دکتر مصدق رجاله‌ها که برای هوراکشیدن و زنده‌باد شاه گفتن بسیج خواهند شد، بدین جهات برایم جای واهمه و ترس باقی نبود. در تمامی داوران بعد از کودتا تا زمان کشف سازمان افسران بارها و بارها سرپرستی کارآگاهان و مسئولیت‌ مراقبت از جان شاه، شاهپورها و دیگر اعضای خانواده سلطنتی را برعهده داشته‌ام، صدها عکس‌هایی که در کنار شاه، بالای سر او در برابر او از من در مجلات و روزنامه‌های آن زمان کشور انتشار یافته است، گویای این واقعیت است». حزب توده، در جریان ترور شاه، در 15 بهمن سال 1327 در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرآرایی بود. به تصفیه‌های درون حزبی دست میزد و اعضای وفاداراش چون لنکرانی را به بدترین شکل ممکن می‌کشت، اما شاه و زاهدی، به رغم کودتا و سرنگونی مصدق، نباید ترور می‌شدند و نشدند. ورقا، در ارتباط با عدم خطور ترور شاه به ذهنش، چنین می‌نویسد: «باید بدین‌نکته اشاره شود که خود هرگز بی‌باکی یا شهامت ترور و حتی میل و قدرت کُشتن یک کبوتر را نه داشته و نه دارم، اما امکان فراهم ساختن زمینه ترور ساده و قطعی شاه و درباریان را در اختیار داشته‌ام. به رغم داشتن چنین امکانی در همه دوران زندگانی بر اثر پرورش پاک و ساده زندگی خانوادگی و برپایه اصول عقدیتی با ترور و قتل، به هر نام و بهانه و دلیلی که باشد مخالف بوده و هستم و بر این باورم که افسران سازمان نیز چنین می‌اندیشیده‌اند.» (ص 435 ـ 432). پاسخِ این بخش از ادعای ورقا مرتبط با ترور مسعود و حسام لنکرانی را می‌توانید در کتاب بس ارزنده «نظر از درون به نقش حزب توده ایران»، نقدی بر خاطرات نورالدین کیانوری، نوشته بابک امیرخسروی، انتشارات روزنامه اطلاعات، 1375، بخوانید و بیابید و فراموش نکنید، در هر دو ترور شاه ـ 15 بهمن 1327 و 21 فروردین ماه سال 1344 ـ که به نام رضا شمس‌آبادی بیدگلی تمام شد ـ تنی چند از عناصر چپ و مائوئیست نیز متهم شده و دستگیر شدند، و بعدها در جریان ربودن رضاپهلوی و فرح پهلوی در جشنواره سپاس، باز هم عناصری چون شکوه فرهنگ رازی، عباس سماکار و همپالگی‌هایشان دخالت داشتند و می‌دانیم سرانجام آن چه شد. حزب توده که با داعیه «آزادی خلق‌های تحت ستم ایران» علیه رژیم پهلوی قدبرافراشته بود، در جریان ملی شدن صنعت نفت، با کارشکنی و تشنج‌آفرینی، زمینه‌های کودتای 28 مرداد را فراهم آورد و بهانه به دست دشمن داد و با فرار سران این حزب به خارج از کشور، سال‌ها، نوکری اجانب را به جان خریدند و بعد از پیروزی انقلاب و در اختیار نهادن اسرار نظامی ایران در طول جنگ تحمیلی توسط بقایای این سازمان افسری ـ ناخدا افضلی، سرهنگ عطاریان، سرهنگ شمس و سرهنگ کبیری ـ به روس‌ها و آنها به صدام، صدمات جبران‌ناپذیری را متوجه کشور ساختند. خاطرات سرهنگ ورقا و تحلیل وی در این کتاب، بس خواندنی است: «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران، نوشته دکتر ماشاالله ورقا، رئیس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور، 450 صفحه رقعی، انتشارات اشاره، 1396، تهران». و توصیه می‌کنم این کتاب را با دیگر کتاب او «در سایه بیم و امید» را در ایام نوروز حتماً مطالعه بفرمایید، که بس خواندنی است و جذاب و جالب.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:24:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271927/گوشه-های-ناگفته-تاریخ-ایران فرهنگ سغدی قصه‌های زیادی را به جهان‌های پیرامونی انتقال داده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271930/فرهنگ-سغدی-قصه-های-زیادی-جهان-های-پیرامونی-انتقال-داده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «شبی با قصه‌های سغدی»، «افسانه‌های پهلوانی عامه»، «سرزمین افسانه‌های زرین»و «قصه‌های پریان و خود آگاهی فرهنگی در ایران معاصر» با حضور جمعی از اندیشمندان در نشست علمی شب افسانه بررسی شد.   در این نشست زهره زرشناس استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مطالبی را درباره «شبی با قصه های سغدی» مطرح کرد و گفت: فرهنگ سغدی به عنوان یکی از حوزه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی، قصه‌های بسیاری را به عنوان یک فرهنگ و زبان میانجی در خود حفظ کرده و به جهان‌های پیرامونی و  نسل‌های بعد انتقال داده است. او در ادامه نمونه‌هایی از قصه‌های سغدی چون بازرگان و شبح دریا را تحلیل کرد. دیگر سخنران این نشست، حسن ذوالفقاری استاد دانشگاه تربیت مدرس سخنانی را درباره افسانه‌های پهلوانی عامه ارائه و در آن به معرفی ویژگی‌های افسانه‌های پهلوانی در میان مردم، ساختار و نمونه‌های آن چون حمزه نامه و... پرداخت. مهرداد ملک‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری نیز در ادامه با بیان مواردی در خصوص سرزمین افسانه‌های زرین با ذکر تاریخی از شهرهای افسانه‌ای به  بررسی این موضوع در حوزه جغرافیایی تاریخی ماد پرداخت و به نمونه‌هایی از منابع افسانه‌ای چون حمزه نامه اشاره کرد. در ادامه علیرضا حسن‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشکده مردم شناسی سخنرانی‌اش را با نام قصه‌های پریان و خود آگاهی فرهنگی در ایران معاصر ارائه و ضمن مروری بر دو پارادایم اصلی در برخورد با قصه‌های پریان، بازنویسی و بازتفسیر قصه‌های پریان انقلابی را در آثار نویسندگانی چون بهرنگی در پهلوی دوم به بحث نهاد. مجله بخارا با همکاری پژوهشکده مردم‌شناسی و خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی شب افسانه را که با یادی از انجوی شیرازی به پایان رسید برگزار کرد. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:20:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271930/فرهنگ-سغدی-قصه-های-زیادی-جهان-های-پیرامونی-انتقال-داده همه عمر من به کاریز گره خورده است/کتاب‌های ما حرف‌های بسیاری برای عرضه دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271790/همه-عمر-کاریز-گره-خورده-کتاب-های-حرف-های-بسیاری-عرضه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: جواد صفی‌نژاد که با عنوان پدر علم کاریز ایران شناخته می‌شود از جمله برگزیدگان سی‌وششمین دوره جایزه ملی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بود. کتاب او با نام «کاریز در ایران و شیوه سنتی بهره‌گیری از آن» نام کتابی بود که صفی‌نژاد را به این مهم نائل کرد. با او درباره کتاب کاریز در ایران و مقوله کاریز گفت‌وگویی انجام داده‌ایم: چه شد که به فکر تدوین کتابی در رابطه با کاریز افتادید؟ از هنگامی که پا در مسیر تحقیق گذاشتم، به این دلیل که پدرم در شهرری در کار کشاورزی بود و کودکی‌ام در شهرری با مقوله کاریز گره خورده بود، تصمیم گرفتم به پژوهش در زمینه کاریز بپردازم و اطلاعات مرتبط با مقوله کاریز را گردآوری و تدوین کنم. سال‌های متمادی است که من مشغول تحقیق در این زمینه هستم و کتاب حاضر حاصل این تحقیقات است. به عبارتی شاید بشود گفت همه عمر من به کاریز گره خورده است. روشی که با آن در این کتاب به مقوله کاریز پرداخته‌اید چگونه بوده است؟ این کتاب، نخستین کتابی است که به صورت جامع به مسئله کاریز پرداخته است. من کتاب‌های زیادی در این زمینه داشته‌ام و مقالاتی هم نوشته‌ام. اما در این کتاب تلاش کردم اطلاعات کاربردی قابل قبولی در مورد کاریز بگنجانم. به گونه‌ای که اگر نهادی امروز یا در آینده قصد احیای کاریزها را داشته باشد، از اطلاعاتی که در کتاب کاریز در ایران درج شده است می‌تواند برای این مهم بهره ببرد.   مصطلح‌تر است که به جای کاریز از واژه قنات استفاده کنند. از اساس چرا برای یاد کردن از این پدیده از واژه کاریز بهره می‌برید؟ واژه کاریز در شرق ایران هنوز هم مصطلح است. در افغانستان و تاجیکستان هم رایج است. در غرب ایران از واژه قنات استفاده می‌شود. ترجیح من این است که از واژه کاریز استفاده کنم چون ریشه ایرانی قوی‌تری دارد. قنات هم در اصل فارسی بوده ولی معرب شده است.  از اساس تاریخچه حفر کاریز به چه زمانی بازمی‌گردد؟ تاريخ کاریز در ايران به دوره‌ باستان و عصر آهن برمي‌گردد. تمدن پنج‌هزار ساله‌ شهر سوخته و تمدن هگمتانه و وجود کاریز در اين شهرها دليل روشني بر ساخت کاریز در دوره‌ ماقبل هخامنشي است. يكي از قديمي‌ترين اسناد مكتوب شناخته شده كه در آن به کاریز اشاره شده، شرح هشتمين نبرد سارگون دوم، پادشاه آشور است كه در سده هشتم قبل از ميلاد مي‌زيسته.  سارگون به نبرد با امپراتوری اوراتور آمده بوده است و شرح این نبرد بر لوحی مسی که اکنون در موزه لوور نگه‌داری می‌شود ثبت شده است. سارگون از خرمی و سرسبزی اوراتور شگفت زده شده و از آنجا که آب رو زمینی در آن منطقه وجود نداشته، کنجکاو شده است منشاء آبی که به این سرسبزی منتهی شده است را پیدا کند. در نهایت او فناوری کاریز را در آن منطقه کشف می‌کند و در کتیبه‌اش نوشته که اوراتوری‌ها این فناوری را ابداع کرده‌اند. اوراتور تمدنی در حوالی دریاچه ارومیه بوده است. از آن زمان تا کنون فناوری کاریز مورد استفاده قرار گرفته است و تفاوت چندانی هم در مکانیزم آن به وجود نیامده است.   در حال حاضر وضعیت کاریزها در ایران چگونه است؟ همان‌طور که در کتابم گفته‌ام بيش از ٣٧ هزار کاریز تا سال ١٣٨٨ در ايران فعال بوده است كه متوسط طول آنها حدود ١٠ كيلومتر است. ولی وضعیت چندان مساعد نیست. بر اثر خشکسالی و عدم تغذيه کامل آب زير زمينی و از سوی ديگر به دلیل برداشت زياد از سفره‌های زيرزمينی، سطح آب پايين رفته و آب کاریزها کم شده است. به گونه‌ای که آب بسياری از آنها به کل خشک شده است. در مواردی که کم آب يا خشک شدن کاریز تنها بر اثر خشکسالی بوده ولی چاه در آن منطقه حفر شده باشد، مي‌توان با لايروبی کاریز و نيز کف‌کنی و همچنين افزودن بر طول کاریز به آب بيشتری دست يافت يا کاریز را از خشک شدن نجات داد. همچنين درصورتی که آب مازاد در منطقه وجود داشته باشد می‌توان تغذيه مصنوعی انجام داد. در هر صورت باید فکری برای احیای این سازه‌های باستانی که در شرایط کنونی ایران بسیار حیاتی محسوب می‌شوند صورت بگیرد.   مزیت‌های استفاده از کاریز چیست که تا این میزان بر احیای آن تاکید دارید؟ مزیت‌های فراوانی دارد. استخراج آب در کاریزها توسط نيروی ثقل وبدون استفاده از انرژي و وسائل مکانيکي صورت می‌گیرد و با دانش و آگاهي محلي مطابقت دارد، لذا هزينه استحصال آب و نيز قيمت تمام شده آب نسبت به روش چاه بسیار ارزان‌تر است. در کاریز استحصال آب بر اساس توازن طبيعي لايه‌هاي آبدار صورت می‌گیرد و به همین خاطر اتفاقی که می‌افتد این است که توازن میزان آب در منطقه حفظ می‌شود و سطح آب منطقه افت نمی‌کند. از سوی دیگر باید این نکته را مدنظر قرار داد که هزينه نگه‌داري کاریز از چاه کمتر است. همین‌طور کاریز در تقويت و تثبيت و پرورش روحيه همکاري و تعاون و مشارکت نقش بسيار مثبتی دارد. با توجه به وجود نظام بهره‌برداري از آب کاریزها بر اساس رضايت عموم بهره‌برداران، تجارب گذشته و انطباق آن با فرهنگ بومي، اين سازه نقش بسيار مثبتي در تثبيت و پرورش روحيه همکاري و تعاون و مشارکت و قابليت الگوبرداري از سازه‌هاي مدرن دارد. علاوه بر مواردی که گفته شد، اغلب آب کاریزها شيرين است و به همین خاطر در آب‌شوئی خاک‌های شور پايين‌دست نقش موثری ايفا می‌کند. چون در عمليات کاریز اغلب از ابزارآلات ساده و به خصوص نيروی کارگری بهره‌برداران سهيم در کاریز استفاده می‌شود، لذا با امکانات محلی قابل نگه‌داری است و به همین خاطر به ویژه در مناطق کوهستانی و کوهپايه‌ها، کاریز منطقی‌ترين راه استحصال آب است. کاریز موجب اشتغال‌زايی می‌شود و به رونق اقتصادی و توسعه پايدار کمک می‌کند.   به نظر می‌رسد نقش کاریز در زمینه توسعه گردشگری هم پر اهمیت باشد. بله. وجود کاریز در روستاها اهمیت فرهنگی دارد و از آنجا که کاریزها عمری بسیار طولانی دارند بخشی از میراث فرهنگی ما محسوب می‌شوند. من پیشتر هم جایی گفته بودم که کاریزهای ایران دو طبقه هستند و حدود 340 متر ارتفاع دارند به‌طوری که اگر مجموع این ارتفاع‌ها را حساب کنیم 9 بار، دور کره زمین پیچیده می‌شوند. دیوار چین هفت هزار کیلومتر طول دارد و در فهرست عجایب هفتگانه جدید قرار گرفته در حالی که کاریزهای ایران با طولی حدود 80 هزار کیلومتر در این فهرست‌ها جایی ندارند و باید آن را به‌عنوان هشتمین عجایب دنیا معرفی کرد اما متاسفانه مدیریت‌های نادرست باعث خشک شدن این کاریزها شده است. در کتاب کاریز در ایران هم پیشنهاد داده‌ام که با بازسازی و آماده كردن برخی کاریزها برای بازديد گردشگران در راستاي گسترش گردشگری می‌توان گام‌های مهمی برداشت. درباره دریافت جایزه کتاب سال و اهمیت آن برای شما و از اساس روند برگزاری این جایزه اگر نکته‌ای مدنظر دارید بفرمایید. این‌طور جوایز لازم و مهم هستند و من هم از متولیانی که کتاب من را مورد توجه قرار داده‌اند سپاسگزارم. امیدوارم که روند برگزاری این جایزه به گونه‌ای باشد که همه کتاب‌ها، حتی کتاب‌هایی که در شهرستان‌های کوچک منتشر می‌شوند مورد توجه قرار بگیرند. یک پیشنهاد اجرایی هم دارم که می‌تواند برای به ثمر رسیدن تلاش برگزارکنندگان این جایزه موثر باشد. پیشنهادم این است که کتاب‌های برگزیده در کتاب سال یا حداقل در مورد کتاب‌هایی مثل کاریز در ایران که قطور است و تعداد صفحات بالایی دارد، خلاصه‌ای از کتاب‌ها به زبان‌های اروپایی ترجمه شود و با حمایت نهادهای متولی کتاب در خارج از ایران منتشر شود. کتاب‌های ما حرف‌های بسیاری برای عرضه دارند ولی به خاطر اینکه به درستی در اختیار جهانیان قرار نمی‌گیرند نادیده مانده‌اند. به عنوان نمونه خود من در سال‌های گذشته به عنوان نماینده ایران در جایزه‌ای که یونسکو در ارتباط با تحقیق در زمینه آب در سطح جهانی اهدا می‌کرد معرفی شدم. تعداد تحقیقاتی که من در این زمینه داشتم در حدی بود که بتوانم این افتخار را برای کشورم به دست بیاورم ولی به این دلیل که تحقیقات من به زبان فارسی بود و به زبان‌های بین‌المللی ترجمه نشده بود، این جایزه را در رقابت با محققی از کشور استرالیا که به دلیل نوشتن به زبان انگلیسی تحقیقاتش در سطح جهان شناخته شده بود واگذار کردم. به گمانم یکی از وظایف نهادهایی مثل وزارت ارشاد این است که از ترجمه و انتشار بین‌المللی کتابی که به عنوان کتاب سال انتخاب می‌شود حمایت کند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 05:24:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271790/همه-عمر-کاریز-گره-خورده-کتاب-های-حرف-های-بسیاری-عرضه زیرساخت لازم برای شکل‌گیری نظریه‌های بومی درباره انقلاب فراهم نشده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271470/زیرساخت-لازم-شکل-گیری-نظریه-های-بومی-درباره-انقلاب-فراهم-نشده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: محمدصادق کوشکی، استاد دانشگاه تهران در زمینه اندیشه سیاسی، از جمله کسانی است که به لزوم شکل‌گیری نظریه‌های بومی در زمینه چرایی شکل‌گیری انقلاب اسلامی اعتقاد دارد. مشخصه‌های نظریه بومی انقلاب از نگاه او، برآمدن نظریه از یک زیرساخت دینی و با الگوهای روش‌شناختی مبتنی بر چنین زیرساختی است. او اعتقاد دارد در چهل سال گذشته تلاش‌های اندکی که در این زمینه صورت گرفته به خاطر ضعف نظری و روش‌شناختی داعیه‌داران نظریه‌پردازی دینی در زمینه انقلاب اسلامی، عقیم و ضعیف بوده است اما امید دارد که در آینده این تلاش‌ها به ثمر بنشیند. از سوی دیگر او نظریه‌های نظریه‌پردازان غربی در این زمینه را به این دلیل که بعد دینی انقلاب را نادیده می‌انگارند یا کم‌رنگ جلوه می‌دهند نابسنده می‌داند. با او در زمینه مقوله نظریه‌پردازی در زمینه انقلاب اسلامی گفت‌وگویی کرده‌ایم: از اساس چه صورت‌بندی‌ می‌توان از مقوله نظریه‌پردازی در حوزه انقلاب اسلامی ارائه داد؟ نظریه‌پردازی درباره انقلاب اسلامی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته نظریه‌هایی که اندیشمندان غربی آنها را ارائه داده‌‎اند و دسته دیگر تلاش‌هایی برای نظریه‌پردازی در ایران است. غربی‌ها به این دلیل که از منظر روشی بر نظریه‌پردازی مسلط بودند و به نوعی مبدع آن محسوب می‌شوند در این زمینه تلاش‌های نظام‌مندتری داشته‌اند. ما دانشگاهیان غربی بسیاری داریم که در پی چنین تلاشی بوده‌اند. از جمله آنها هم می‌شود از کسانی نظیر نیکی کدی، جان فوران و تدا اسکاچپول نام برد. هیچ‌کدام از نظریه‌هایی که این اندیشمندان غربی ارائه داده‌اند با واقعیت‌ها تطابق ندارند و این موضوع هم امری طبیعی است. چرا که این افراد داده‌های محدود و جهت‌داری برای نظریه‌پردازی داشته‌اند. حتی روایتی که میشل فوکو از انقلاب اسلامی داشته است هم روایت کاملی نیست. روایت فوکو در داخل ایران درست فهمیده نشده است. بسیاری تصور می‌کنند فوکو مشغول تعریف از انقلاب ایران است. در صورتی که این‌گونه نیست. فوکو به دنبال مثالی برای ایده ساختارشکنی یا شالوده‌شکنی برای گذار از مدرنیته به پست‌مدرنیسم بود و تصور می‌کرد انقلاب ایران چنین خصوصیاتی دارد اما بعدتر متوجه شد که مثال انقلاب اسلامی در جهت تقویت نظریه خودش نیست.   در مورد فوکو می‌شود گفت او در جستجوی مصداقی برای یک نظریه به انقلاب ایران پرداخته است و نه نظریه‌پردازی درباره انقلاب اسلامی. این سخن را درباره دیگر اندیشمندانی که نام آنها را آوردید هم نمی‌شود گفت؟ خیر. کسانی مانند کدی و اسکاچپول و فوران تلاش داشته‌اند پدیده انقلاب اسلامی ایران را در یک چارچوب نظری بگنجانند اما موفق نبوده‌اند. آنها نظریه‌های قائم به انقلاب ایران را ارائه داده‌اند اما مسئله این است که نظریات آنها با واقعیت‌های رخ داده در صحنه انقلاب ایران منطبق نیست.   از منظر شما نقطه ضعف این نظریه‌پردازان چه بوده که در نهایت نتوانسته‌اند به توفیق دست پیدا کنند؟ نقطه‌ ضعفشان عدم شناخت بوده است. شاید هم نشود آنها را شماتت کرد. به هر حال آنها در یک سوی دیگر دنیا نشسته بودند و از طریق واسطه و با اخبار رسانه‌ها و دیگر کانال‌های خبری به تحلیل می‌پرداختند. هیچ کدام از آنها در روزهای انقلاب به ایران نیامده بودند که مشاهده میدانی از روند انقلاب داشته باشند و به قول وبر در صحنه پژوهش خود حاضر نبوده‌اند. شاید هم بعضی از بخش‌هایی که در انقلاب اسلامی رخ می‌داد، نظیر ارتباط بین مردم و مرجعیت دینی، برای اندیشمندان غربی قابل درک نبود و این مسئله هم طبیعی بود. چرا که در دستگاه اندیشه‌ای آنها چنین روابطی معنا نداشته است.   در داخل کشور وضع چگونه بوده است؟ در داخل کشور تا جایی که من می‌دانم نظریه‌پردازی دقیق اتفاق نیفتاده است. چرا که کسانی که مایل به نظریه‌پردازی بوده‌اند تا جایی که من می‌دانم نظریه‌پردازی بلد نبوده‌اند و صرفاً مقلدانه برخی از واژه‌ها و روش‌های شماتیک نظریه‌پردازی را به کار گرفته‌اند. بعضی که خواسته‌اند این کار را انجام دهند نه نظریه‌پردازی بلد بوده‌اند و نه واقعیت‌های انقلاب را می‌شناخته‌اند. به هر حال می‌شود گفت درباره انقلاب اسلامی تاریخ‌نگاری منسجم و دقیقی هنوز منتشر نشده است.   یکی از آثار بسیار مطرح در این حوزه کتاب ایران بین دو انقلاب اثر یرواند آبراهامیان است. نگاهتان نسبت به این اثر چگونه است؟ من کار آبراهامیان را هم بین کارهای پژوهشگران غربی می‌گذارم و البته این کار بیش از آنکه نظریه‌پردازی محسوب شود یک روایت تحلیلی-تاریخی از انقلاب است.   کیفیت این تحلیل را چگونه می‌دانید؟ یرواند آبراهامیان به مدد سبقه ایرانی بودنش به نظر می‌رسد به نسبت کسانی مانند کدی و اسکاچپول از داده‌های بیشتر و دقیق‌تری بهره می‌برد ولی در بسیاری از جاها هم حس می‌کنم آبراهامیان به این دلیل که به شدت اسیر روایت چپ شده است، نتوانسته است واقعیت‌های انقلاب ایران را گردآوری کند و ارائه دهد. شاید هم آبراهامیان در پاسخ بگوید داده‌هایی که من در اختیار داشته‌ام به همین میزان بوده است.   درباره کتاب آصف بیات، سیاست‌های خیابانی، چه نظری دارید؟ آیا آن را نمی‌توان تلاشی به نسبت موفق در جهت نظریه‌پردازی انقلاب از منظری خاص دانست؟ بیات از منظر تاثیر حاشیه بر متن و اهمیت حاشیه‌نشین‌ها در بخشی از اثرش به تحلیل انقلاب می‌پردازد. این شیوه نگاه جدید و بدیع نیست. شاید دقیق‌تر این دیدگاه را همان نظریه‌پردازان غربی گفته باشند. ما در ایران تلاش‌های بسیاری برای بازتعریف نظریه‌های غربی در وضعیت انقلاب ایران داشته‌ایم. به گمانم این کار اصیلی نیست. به این می‌ماند که شما نظریه‌ای که وجود دارد را به عنوان چارچوب نظری انتخاب کنید و آن را بر یک مطالعه موردی سوار کنید. این شیوه از اساس نمی‌تواند نظریه‌پردازی نام بگیرد. این کاری است که هر دانشجوی کارشناسی ارشدی در پایان‌نامه‌اش انجام می‌دهد.   در مورد نظریه‌پردازان غربی نظیر اسکاچپول و کدی این تلاش برای اتخاذ چارچوب نظری از پیش موجود را نمی‌بینیم؟ خیر. آنها تلاش کرده‌اند به شکلی اصیل از حادثه انقلاب یک تعریف اصیل ایجاد کنند. آنها به عنوان نمونه نخواسته‌اند چارچوب نظری انقلاب فرانسه را روی ایران پیاده کنند. ولی خیلی از دوستانی که در ایران به بررسی انقلاب می‌پردازند، از بهره‌گیری آن‌گونه چارچوب‌های نظری ابایی ندارند. این شیوه از بهره‌گیری از نظریات، تنها در حد سیاه‌مشقی برای دانشجویان کارشناسی ارشد قابل قبول است. به گمانم کسانی که در داخل برای نظریه‌پردازی انقلاب تلاش‌هایی داشته‌اند به دو دسته تقسیم می‌شوند. کسانی که نظریه‌پردازی را نمی‌دانسته‌اند. کسانی که نه نظریه‌پردازی را می‌دانسته‎اند و نه بر داده‌های میدانی تسلط داشته‌اند که از این جنس دوم ما فراوان داریم. شاید هم مسئله این است که ما لازم داریم مقداری زمان گذر کند تا بتوانیم به نظریه‌های قابل توجه در زمینه انقلاب دست پیدا کنیم. نظریه‌هایی که بر اساس مبانی بومی شکل بگیرند و نظریه‌پردازی‌شان وام گرفته نشده باشد و از سوی دیگر بر گزاره‌های تاریخی نیز مسلط باشند.   این مبانی بومی که فرمودید چه ویژگی‌هایی دارند؟ به عنوان نمونه تفاوت عمده‌ای که انقلاب ما با سایر انقلاب‌‌های قرن بیستم و حتی قرن نوزدهم داشته این بوده است که این انقلاب از روش‌ها، کارویژه‌ها، راهبردها و اهداف دینی و غیرملموس بهره فراوانی گرفته است. شاید برای روشن شدن بحث بتوان گفت نسبت میان راهبردها و روش‌های دینی نسبت به راهبردها و روش‌های مادی در انقلاب ایران نسبت ده به یک بوده است. یعنی ده‌برابر راهبردهای مادی، از راهبردهای دینی در این انقلاب بهره گرفته شده است. البته اعدادی مثل ده‌برابر را من فقط از باب تمثیل به کار بردم تا حجم معلوم شود. در برابر انقلاب ایران، در انقلاب‌های دیگری مانند انقلاب کمونیستی روسیه، انقلاب چین، انقلاب الجزایر، انقلاب کوبا و... بخش اعظم اهداف و روش‌ها و راهبردها، مادی و طبیعی و ملموس بوده است. از این نظر جنس انقلاب ما متفاوت با دیگر انقلاب‌هاست. البته این تفاوت به معنای برتری یا بهتری نیست. ولی نمی‌شود این را مدنظر قرار نداد که اگر مباحث دینی در انقلاب ایران فعال نبودند، شاید از اساس انقلابی صورت نمی‌گرفت. به عنوان نمونه با خواسته‌های صرفا مادی، شاید رژیم شاه مشمول اصلاحات می‌شد و به شکلی اصلاح‌شده به کار خود ادامه می‌داد. در آن شرایط شاید نیروهای ملی‌گرا موفق می‌شدند رژیم ایران را به یک نظام مشروطه سلطنتی مانند آنچه که به عنوان نمونه در بلژیک مشاهده می‌شود تبدیل کنند. جنس انقلاب ما انقلاب فرهنگی است. انقلابی متکی به سلاح نبوده است. انقلابی است که غربی‌ها آن را انقلاب نوار کاست می‎نامند. حداکثر جرم در زمان انقلاب مربوط به گرفتن اعلامیه و کتاب‌ها و نوارکاست‌های سخنرانی امام بود. سلاح در آن زمان منحصر می‌شد به نیروهای کوچک چریکی که چندان هم در شکل‌گیری انقلاب فعال نبودند و بعد از سال 54 تقریبا سرکوب شده بودند. پرداختن به انقلابی با چنین خصوصیات منحصربه‌فردی نیازمند مبانی بومی برای نظریه‌پردازی است.   بسیاری از کسانی که به مقوله انقلاب پرداخته‎اند اولویتی که شما برای مقوله دین در انقلاب قائل هستید را نمی‌پذیرند و اولویت را به عنوان نمونه به فقر و تبعیض‌های اقتصادی می‌دهند. اگر بگوییم مبانی بومی، مبانی دین‌بنیاد است، آیا نظریات این دسته‌ها را پیش از بیان شدن رد نکرده‌ایم؟ نکته این است که برای ارائه چنین صورت‌بندی‌ از انقلاب باید حجم زیادی از گزاره‌های واقعی انقلاب را حذف کرد. بعضی از این‌گونه افراد حتی روایتی از همان دست از انقلاب ایران ارائه داده‌اند که از انقلاب‌هایی نظیر انقلاب کوبا و روسیه ارائه می‌دهند. اما در چنین روایتی مواردی نظیر پانزده خرداد، تبعید امام، وقایع مربوط به سال 56 پس از اعتراض‌های مربوط به مقاله منتشر شده علیه امام و... را باید به کل نادیده بگیریم. یعنی تمام حرکت‌های مبتنی بر اهداف دیندارانه را باید حذف کنیم. در آن صورت چه چیزی برای ما باقی می‌ماند؟ چند گروه مارکسیستی می‌مانند که کل نفراتشان به ده هزار نفر نمی‌رسد و کل تاثیرشان هم چند بمب‌گذاری و درگیری در سیاهکل است. آیا این حوادث منجر به انقلاب شده‌اند؟ بعید می‌دانم. از همان شب پانزده خرداد سال 42، تحلیل رادیو مسکو این بود که آنچه رخ داده است حرکتی از سوی روحانیت و فئودال‌ها برای پیشگیری از مدرنیته بوده است. آنها حرکت 15 خرداد را مردود و محکوم دانستند و بعد از آن هم در بازه انقلاب، همدلی خاصی با انقلاب نداشتند. وقتی این همدلی با رهبری انقلاب وجود نداشته است می‌توان تاثیر نیروهای چپ که ملهم از شوروی بودند را در انقلاب می‌توان حدس زد. به گمانم ما اگر بخواهیم به صرف نگاه پژوهشی و مبتنی بر گذاره‌های واقعی تاریخی قضاوت کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که سهم اکثر و اغلب این انقلاب بر مولفه‌های دینی مبتنی بوده است و به همین خاطر است که من معتقدم مبانی بومی لازمه نظریه‌پردازی درباره انقلاب است.   سوال عمده دیگری که هنگام سخن‌گفتن درباره نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی به میان می‌آید این است که ما از اساس چه نیازی به این‌گونه از نظریات داریم؟ از یک پدیده می‌شود چند گونه از روایت ارائه داد. روایتی تاریخی که می‌تواند برای برخی جذاب باشد یکی از این روایت‌هاست. ولی این‌گونه از روایت برای همه جذاب نیست. بعضی می‌خواهند عمیق‌تر و اندیشه‌ای‌تر به مقوله‌ای مانند انقلاب بپردازند. بعضی می‌خواهند در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی بدانند که چه شد. آنها که از منظر جامعه‌شناسی سیاسی و اندیشه سیاسی و مباحث‌های فرهنگی و هویتی به پدیده نگاه می‌کنند به دنبال یک روایت صرفا تاریخی از پدیده نیستند. در همه این مناظر گزاره‌های تاریخی ابزار هستند اما دانش مطلوب نیستند. در مناظری که ذکر شد، تلاش این است که تفسیری مبتنی بر جامعه‌شناسی، اندیشه سیاسی یا فرهنگ و هویت از پدیده ارائه شود و ارائه چنین تفسیرهایی منوط به داشتن نظریه است. به عبارتی ما نیاز به نظریه‌های متعددی به سبک‌های مختلف داریم. نظریه به سبک جامعه‌شناسی سیاسی، اندیشه‌سیاسی، انسان‌شناسی هویتی و فرهنگی. تا هنگامی که چنین نظریه‌پردازی‌هایی اتفاق نیفتاده صرفا مجبوریم به یک روایت تاریخی بسنده کنیم. ولی اگر ما بخواهیم به آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی انقلاب اسلامی بپردازیم و حتی اگر بخواهیم در حوزه کارآمدی به دنبال تقویت انقلاب بپردازیم باید به بازشناسی، بازتعریف و بازتوصیف انقلاب بپردازیم و اینها نیازمند نظریه هستند.   چرا در میان کسانی که به مبانی بومی‌ که شما طرح کردید معتقد هستند تلاش شاخص و قابل توجهی برای نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی ندیده‌ایم؟ همان‌طور که گفتم مشکل اساسی در روش‌شناسی است. شاید برخی تسلط خوبی بر داده‌های واقعی مربوط به انقلاب هم داشته باشند اما مشکل این است که آن تسلط روشی هنوز پیدا نشده است.   چهل سال از انقلاب گذشته و در این مدت ما تلاش‌هایی نظیر کرسی‌های نظریه‌پردازی و... را هم داشته‌ایم. چرا هنوز درگیر ایرادهای روشی هستیم؟ واقعیت این است که شاید یکی بگوید چهل سال زمان اندکی برای دست یافتن به چنین موفقیتی است. من می‌گویم این حرف را تا حدی می‌پذیرم ولی ما نمی‌توانیم بعد از شصت هم بگوییم شصت سال دیگر هم کم است.   آیا چشم‌اندازی وجود دارد که در بیست سال آینده اتفاقی بیفتد؟ امیدواریم.   این امیدواری بر چه مبنایی استوار است؟ امیدواری به این خاطر است که خلا مشخص شده است و ما البته در ابتدای راه هم نیستیم. ما از اساس دانشگاه‌هایی داریم که در رشته‌ای به نام انقلاب اسلامی فارغ‌التحصیل دکترا و ارشد ارائه می‌دهند. این مراکز اگر چهار تا میوه هم بدهند اتفاق خوبی می‌افتد.   کیفیت این مراکز تا کنون از نگاه شما چگونه بوده است؟ تا الان اگر محصول واقعی داده بودند خب عرضه شده بود و ما در این جا از این دست خالی سخن نمی‌گفتیم. مراکزی مانند پژوهشکده امام خمینی رشته‌هایی مبتنی بر انقلاب اسلامی دارد ولی من نشنیده‌ام و ندیده‌ام و کسی هم ادعا نکرده است که در آن پژوهشکده اتفاق خاصی در زمینه نظریه‌پردازی انقلاب رخ داده است.   نظریه‌پردازی نیاز به پیش‌زمینه‌هایی دارد، همین توصیف مبانی بومی و یا روایت‌های قابل اتکای تاریخی از انقلاب ارائه شده است؟ ما از انقلاب اسلامی مجموعه‌ای روایت‌ها داریم. روایت چپ‌ها را داریم، روایت پهلوی‌ها را داریم، روایت ملی‌ها را داریم، روایت مذهبی‌ها را داریم و... هر کدام از این روایت‌ها هم متکثر است. روایت ناظران بیگانه از انقلاب هم هست. اگر بخواهیم روایت درستی از انقلاب ارائه دهیم ناگزیریم که سبدی از این روایت‌ها فراهم کنیم. اگر کسی ادعا کند روایت دینی جامع همه رویدادهاست، چنین نیست. طبیعی هم هست که این‌چنین نباشد. روایت خود پهلوی‌ها هم مهم است. آنها هم بازیگران این صحنه بوده‌اند. ما با یک روایت انسانی روبه‌رو بوده‌ایم که بازیگران متعددی داشته‌ است. هر چند سهم اعظم را مربوط به بازیگران دینی می‌دانیم اما بقیه را نمی‌توانیم حذف کنیم. خود روایت پهلوی بسیار مهم است و آنها نقشی اساسی در انقلاب داشته‌اند. به عنوان نمونه اگر محمدرضا پهلوی اراده‌ای محکم در سرکوب داشت آیا باز هم شاهد پیروزی انقلاب بودیم؟ شاید نه. آیا غربی‌ها در تشخیص‌شان از روند انقلاب اشتباه نمی‌کردند که خودشان در کنفرانس گوادالوپ اذعان کردند که اشتباه کرده‌اند، آیا انقلاب رخ می‌داد؟ شاید نه. اگر با یک حرکت تروریستی امام ترور می‌شد شاید از اساس شاهد انقلاب نبودیم. پدیده انقلاب بازیگران متعددی دارد که باید روایت همه‌شان را شنید و جمع‌بندی کرد.   بر مبنای این دیدگاه که به روایت‌های متعدد و متنوع قائل است می‌توان به نظریه‌های متنوع و متعدد درباره انقلاب ایران هم قائل شد؟ بله. ولی نکته این است که هر نظریه مجبور است مبتنی بر گزاره‌های واقعی باشد. یعنی اگر یک‌نفر به عنوان نظریه‌پرداز دینی می‌خواهد صحبت کند، او حق دارد که سهم نگرش دینی را برجسته کند. اما نمی‌تواند بگوید فقط نگرش دینی در انقلاب حضور داشت. اگر این را بگوید می‌توانیم پرسش‌های متعددی درباره نظریه او طرح کنیم و آن را زیر سوال ببریم. در مورد باقی نگرش‌ها هم همین است. هر کسی که به دنبال حذف گزاره‌های تاریخی، ولو اندک، باشد، می‌توان گفت به جمع‌بندی دقیقی نخواهد رسید. به گمان من اگر نظریه‌ها در پی حذف گزاره‌های واقعی نباشند، در خروجی تفاوت بنیادینی با هم نخواهند داشت. تفاوت‌هاشان به تفاوت زیرساخت فلسفی‌شان بازخواهد گشت. کسی با زیرساخت مارکسیستی نسبت به کسی که مبنای نظری‌اش زیرساخت دینی دارد نظریه متفاوتی ارائه می‌دهد اما اگر گزاره‌های واقعی را مورد توجه قرار دهند این دو نظریه تفاوت بنیادین نخواهند داشت.   در مورد نظریات چپ زیرساخت مشخص و تثبیت‌شده‌ای وجود دارد. آیا زیرساخت دینی یک نظریه دینی درباره انقلاب هم مشخص و تثبیت‌شده است؟ باید کم کم این اتفاق رخ بدهد. نکته این است که ما در زمینه نظریه‌پردازی بر مبنای دین هیچ تجربه‌ای در جهان نداشته‌ایم. گام‌های اولیه در زمینه اینکه زیرساخت نظریه‌پردازی درباره دین چه باید باشد البته برداشته شده است.   این گام‌های اولیه زیرساخت نظریه‌پردازی دینی را چه می‌دانند؟ به عنوان نمونه اینکه در روایت دینی مبنای تغییر در یک جامعه برآمده از خود آن جامعه است یکی از این مبانی است. دین تسریع‌کننده‌‌ها یا عوامل کند کننده بیرونی را بیرون نمی‌گذارد اما منشاء تغییر را خود جامعه می‌داند. زیر ساخت دیگر این است که ما نمی‌توانیم انسان و جامعه‌ای را داشته باشیم که بخواهد بیش از تلاش خودش محصول به دست آورد. آنچه رخ می‌دهد به‌طور مستقیم برآمده از تلاش جامعه است. بر مبنای آیه «و لیس للانسان الی ما سعی» می‌توانیم بگوییم قضا و قدر و نصیب و قسمت تاثیر چندانی در روند امور اجتماع ندارند. یکی دیگر از نظریات دینی که می‌تواند زیرساخت قرار بگیرد نظریه «امت و امامت» است. این نظریه امت و امامت به خوبی می‌تواند توضیح دهد چرا مردمی که تا سال 56 سیاست گریز بودند سال 57 تا آن میزان سیاسی شدند.   این نظریه درباره این موضوع چه توضیحی ارائه می‌دهد؟ نظریه امت و امامت می‌گوید وقتی پدیده‌ای به نام امت شکل بگیرد که یک پدیده فرهنگی جدید است، امت خودش را نیازمند امام می‌داند. امام می‌تواند فارغ از همه کارکردها و روابط مبتنی بر مادیات موجود مانند کاریزما و... امت را جهت‌دهی کند و به هدف برساند.   امت در این نظریه چه خصوصیاتی دارد؟ امت هنگامی شکل می‌گیرد که وجه اشتراک و نزدیکی و پیوستگی افراد در جامعه امر دینی باشد. یعنی نژاد، قومیت، زبان، زیرساخت‌های مادی نظیر کارگر یا کارفرما بودن و... وجه اشتراک نباشد و پیوندهای دینی آنان را به اهداف مشترک برساند و به آنها صورت‌بندی هویتی جدیدی بدهد. در چارچوب این نگرش، جامعه ایران در سال 57 یکدیگر را برادر و خواهر معرفی می‌کردند. مفهوم امت می‌تواند بسیج سیاسی سال 57 را به خوبی توصیف کند. اما اگر ما بخواهیم این پدیده را حذف کنیم و بگوئیم آیا جامعه ایرانی بر مبنای مسائلی نظیر تبعیض اقتصادی متحد شد می‌توانیم این پرسش را طرح کنیم که در سال 56 یا به فرض سال 49 این تبعیض و مسائل اقتصادی وجود نداشته؟ چرا در آن زمان بسیج سیاسی در اجتماع شکل نگرفت؟   این سوال را هم می‌شود مطرح کرد که چه تفاوتی در وضعیت دینی اجتماع به وجود آمده بود که امت شدن مردم ایران در سال 57 رخ داد؟ اتفاق مهمی که رخ داد تغییر مکان استقرار امام از نجف به پاریس بود که پل رابطه بین مردم و امام را برقرار کرد. پیش از آن در نجف رابطه میان مردم و امام به سختی فراهم می‌شد ولی در پاریس سیل خبرنگاران ارتباط میان امام و امت را فراهم‌تر کرد. این تغییر مهمی است که سال 57 را با سالهای پیش از آن متفاوت می‌کند.   چشم‌انداز آینده نظریه‌پردازی بر مبنای مولفه‌های بومی در حوزه انقلاب اسلامی را چگونه می‌دانید. تلاش‌هایی که تا کنون صورت گرفته عقیم و ضعیف بوده و این طبیعی است. چرا که همچنان که گفتیم زیرساخت‌های دینی این نظریات هنوز به خوبی تبیین نشده است. ولی تلاش‌های خوبی را هم در این زمینه می‌شود مشاهده کرد. به ویژه در زمینه مقدمه اول نظریه‌پردازی که جمع‌آوری گزاره‌های تاریخی است در حال دست یافتن به موفقیتی نسبی هستیم. یعنی در این زمینه وضع ما چندان آشفته نیست. هر چند با وضع مطلوب هم فاصله داریم. گام دوم که گام مهمتر است این است که مولفه‌های دینی را بتوانید جمع‌آوری کنید و بر مبنای آن روش نظریه‌پردازی بومی را هم تبیین کنید. شما نمی‌توانید روش را از غرب بگیرید و نظریه را از دین. زیرساخت‌ها باید روش متناسب با خودشان را شکل بدهند. به گمان من برای رسیدن به چنین نظریاتی هنوز نیازمند زمانیم. ولی این‌گونه نیست که هیچ کاری هم نشده باشد. به عنوان نمونه در مرکز اسناد انقلاب اسلامی حدود دویست پژوهش برای شناخت انقلاب از زاویه‌های جامعه‌شناختی، اندیشه سیاسی و... انجام شده است. از این دویست اثر حتی اگر پنج اثر قابل تعمق باشند گامی درست برداشته شده است. ما چندین مرکز دیگر داریم که کارهای دیگری هم انجام داده‌اند. لازم است که در مراکز دانشگاهی و پژوهشی این آثار مورد نقد و بررسی دقیق قرار بگیرند تا اندک اندک به راهی مناسب برای حرکت به سمت مطلوب دست پیدا کنیم. برای رسیدن به هدف نیاز به زمان داریم و همین‌طور هم‌افزایی توان‌ها. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 15 Feb 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271470/زیرساخت-لازم-شکل-گیری-نظریه-های-بومی-درباره-انقلاب-فراهم-نشده نابودی بازار حلب سوریه یکی از حسرت‌هایم در ترجمه کتاب بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271277/نابودی-بازار-حلب-سوریه-یکی-حسرت-هایم-ترجمه-کتاب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: کتاب «بازار در شهر اسلامی؛ طراحی، فرهنگ و تاریخ» مجموعه‌ای از مقالات است که به مطالعه موردی برخی از بازارهای شاخص جهان اسلام می‌پردازند. گستره این مطالعه از شامات تا ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس را در بر می‌گیرد. این مطالعه از منظر معماری بازارها صورت گرفته است و می‌تواند تصویری از روند تحول بازار در جهان اسلام ارائه دهد. این کتاب را «محمد قاری پور» دانشیار معماری دانشگاه ایالتی مورگان در بالتیمور آمریکا گردآوری کرده است و «خیزران اسماعیل‌زاده» آن را به فارسی برگردانده است. به بهانه ترجمه این کتاب که در بیست‌وچهارمین دوره دوسالانه کتاب اصفهان به عنوان اثر برگزیده انتخاب شده است، با مترجم کتاب گفت‌‎وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌توانید آن را بخوانید:   کمی درباره خودتان، سوابق فرهنگی‌تان و سابقه آشنایی با این کتاب توضیح دهید. چه شد که تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟ رشته تحصیلی من پژوهش هنر است و بیشتر در حوزه هنرهای تجسمی پژوهش و ترجمه می‌کنم و می‌نویسم. انتخاب این کتاب برای ترجمه حاصل فعالیت من در گروه پژوهشی معمارنت و با حمایت مادی و معنوی این گروه و طی یک تصمیم جمعی اتفاق افتاد. معمارنت یک گروه مستقل تخصصی است که بر معماری و شهر تمرکز دارد. همکاری من با این گروه در بخش هنرهای تجسمی و بیشتر هنرهای شهری است. مهرداد بهمنی موسس معمارنت کتاب را برای اولین بار به من معرفی کردند. قرار بود برخی مقالات کتاب را گزینش کنیم و برای سایت معمارنت ترجمه کنیم. اما با مطالعه دقیق‌تر و آغاز کار ترجمه متوجه شدیم که مقالات بسیار خواندنی و مفید و به‌روز هستند؛ بر حوزه‌ای تمرکز دارند که هم مورد علاقه گروه معمارنت است و هم در فضای زبان فارسی محتوای زیادی درباره این موضوعات به شکل پژوهشی و آکادمیک تولید نشده است و تصمیم گرفتیم که کل مقالات ترجمه شوند و به صورت کتاب منتشر شوند. معمارنت بسیار علاقه‌مند است که معماری و شهر را در یک میدان منطقه‌ای ببیند، پیش‌تر هم درباره عراق و پاکستان مجموعه مقالاتی تولید شده بود، تمرکز این کتاب بر کشورهای منطقه، گزینش موضوعی مثل بازار و به خصوص پیوند محتوایی مقالات با حوزه‌های دیگر مثل تاریخ، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و هنر انگیزه ما را برای ترجمه کتاب بالا برد. با نویسنده کتاب مکاتبه شد و پس از تایید و موافقت و بعدها بازبینی ایشان کار ترجمه کتاب آغاز شد و به انجام رسید.   در جوامع آکادمیک انگلیسی زبان طی مدت انتشارش، این کتاب تا چه میزان مورد توجه بوده است؟ در این باره اطلاعات دقیق و جزیی ندارم. حقیقتش موضوعی نبوده که پی‌گیرش بوده باشیم. دلیل انتخاب کتاب برای ترجمه به زبان فارسی اهمیت آن به لحاظ موضوع و کیفیت محتوای آن هم به لحاظ روش‌شناسی و هم اطلاعات ارائه شده بود.   گردآورنده کتاب، هدف از نوشتن آن را کشف پویایی‌های بازار در سرزمین‌های اسلامی معرفی کرده است. برای کشف چنین امری از چه ابزارهایی استفاده شده؟ نگاه این کتاب به گذشته بازار است یا اکنون آن؟ منظور نویسنده از پویایی‌های بازار در واقع پرهیز از نوعی نگاه منحصرا تاریخی یا موزه‎ای به بازار به عنوان پدیده‌ای منفعل و تاریخ‌ گذشته است. کتاب کوشش دارد لایه‌های گوناگون تغییر و تحول بازار از گذشته تا امروز را مدنظر داشته باشد. اینکه هر کدام از این لایه‌ها چه پیچیدگی‌هایی از سیاست‌، اقتصاد و فرهنگ را به تصویر می‌کشند. بررسی زمینه‌مند بازار به معنی توجه آن به نه تنها به عنوان یک عنصر معمارانه در شهر که بررسی نقش آن در ارتباط با باقی حیطه‌های اجتماعی و سیاسی از گذشته تا امروز است. از این رو بازار در یک بستر فرهنگی اجتماعی و به عنوان یک فرایند همبسته با پویایی‌های اجتماعی و کالبد شهر دیده می‌شود.   کتاب تا چه میزان مسئله‌محور به سراغ مقوله پژوهشی خود رفته است و از اساس ایده‌ای برای گسترش پویایی بازار در جوامع اسلامی ارائه می‌دهد؟ به طور کلی رویکرد کتاب تحلیل و پژوهشی است و قصد ارایه راه حل مشخص و ایجابی برای مشکلات احتمالی ندارد. هرچند در بسیاری مقالات و ضعیت اکنونی بازار با توجه به مسایل جدید اجتماعی و اقتصادی یا محدودیت‌های بازار بررسی می‌شود.   از جمله مضامین شاخص در مقالات این کتاب، تحول در طراحی بازارها تحت تاثیر عوامل بیرونی نظیر ورود صنعت و تجارت خارجی است. آیا این مضمون را می‌توان تم مشترک مقالات کتاب دانست؟ از اساس آیا مقالات این کتاب تم مشترکی دارند و در راستای یک تحقیق مشترک شکل گرفته‌اند؟ البته نه در همه مقالات، اما این موضوع در بسیاری مقالات مورد توجه نویسندگان بوده است، ولی موضوع اصلی کتاب را نمی‌توان چالش‌های اقتصادی بازار و صنعتی شدن یا وضعیت بازار پس از برآمدن مال‌ها و مراکز خرید جدید دانست. مضامین مشترک مقالات کلی‌تر است. تاکید بر فرایند در مقابل فرم، و تأکید بر زمینه در برابر محتوا در روش‌ و رویکرد، دیدن بازار در ارتباط با میدان‌های سیاست و فرهنگ و مذهب و از همه مهم‌تر پرهیز از ایده‎ها و مدل‌های شرق‌شناسانه چارچوب کلی مقالات را شکل می‌دهد. از آنجا که به بازار به عنوان موضوع شناخت و پژوهش، مثل بسیاری حوزه‌های دیگر نخستین بار توسط اروپاییان توجه شد؛ بسیاری از پیش‌فرض‌ها و کلیشه‌های غربیان در مورد شرق یا شهرهای اسلامی به طور تاریخی در مطالعات مرتبط با بازار وجود داشته است. در این رویکردها بازار خصوصیت اصلی و وجه تمایز میان شهرها در دو دنیای اروپایی و اسلامی در نظر گرفته می‌شد؛ حال آن‌که در چارچوب‌های نظری استفاده شده در مقالات این کتاب، بازار بخشی از روند توسعه و یک کیفیت به شمار می‌آید، نه یک قلمرو فیزیکی. بازار ظرفیت آن را دارد تا راویِ تاریخ توسعه، تغییر و حتی انقلاب در هر جامعه باشد.   بر مبنای دستاوردهای پژوهشی این کتاب وجوه اشتراک و تفاوت بازارها در جهان اسلام را چگونه می‌توان صورت‌بندی کرد؟ یکی از مهم‌ترین نکاتی که کتاب بر آن تاکید دارد، توجه به بازار به عنوان یک کیفیت منحصربفرد در هر شهر و پیرو نیازها و اقتضایات محلی هر منطقه است. در بسیاری از مقالات کوشش شده تا تاریخ و کیفیت گسترش بازار به عنوان عنصری خودویژه در یک شهر با توجه به تاریخ خاص همان شهر بررسی شود. این به آن معنا نیست که نمی‌توان هیچ ویژگی مشترکی میان بازارهای مختلف منطقه یافت. در تمام شهرهای مورد بررسی بازار پیوندهای اساسی با دو نهاد مذهب و سیاست دارد، در تغییرات بنیادین هر جامعه نقش پررنگی ایفا می‌کند، به طور تاریخی فضایی چندفرهنگی و پذیرنده بوده است -امروز شاید به یک معنا این خصلت کمرنگ‌تر از هر زمانی باشد-؛ اما نویسندگان کتاب می‌کوشند به شدت در مقابل پیش‌فرض‌های کلیشه‌ای شرق‌شناسانه که ویژگی‌های کالبدی و زمینه‌ای مشترک را در تمام شهرهای موسوم به شهرهای اسلامی پیدا می‌کنند، مقاومت کنند و ویژگی‌های خاص هر بازار را در زمینه خاص خود بدون هیچ پیش‌فرضی جستجو کنند. خیزران اسماعیل‌زاده   سه مقاله از مقالات این کتاب به بازارهای کشور سوریه اختصاص دارد. یکی از مقالات آن هم به طور ویژه درباره بازار حلب است که جنگ در سوریه آسیب فراوانی به آن رسانده است. آیا تمرکز این کتاب بر نحوه طراحی بازار، می‌تواند برای شکل‌دهی دوباره به بازار حلب یاری‌رسان باشد؟ هدفم از این سوال این است که بدانم به طور دقیق منظور از «طراحی» که در زیرعنوان کتاب هم بر آن تکیه شده است چیست؟ به شکل کلی منظور از طراحی، بررسی فرم فیزیکی بازار از زمان پدیداری، تغییرات و بازسازی آن در گذشته و تغییرات کالبدی آن در زمان اکنون است. در بسیاری از مقالات تاریخ و نحوه و اثرات بازسازی‌ها مطالعه شده است. یکی از حسرت‌های شخصی من هنگام ترجمه کتاب که از قضا در اوج جنگ و ویرانی‌های سوریه بود، همین نابودی بازارها از جمله بازار حلب بود. تصور اینکه چطور پدیده‌ای که در طول این همه سال به وجود آمده و قوام یافته و خود را با تمام وضعیت‌های سیاسی و اقتصادی هماهنگ کرده و از همه اینها گذشته یکی از مهم‌ترین- اگر نگوییم مهم‌ترین- مراکز اقتصادی و حیات روزمره شهر است، با جنگی این چنین ویران‌کننده به‌کلی نابود شود، حقیقتا دردناک بود. من اطلاعات دقیقی درباره اینکه ویرانی تا چه حد بوده و امروز بازسازی چگونه ممکن است ندارم، اما از اطلاعات کتاب پیداست که مشخصا بازار حلب از دهه‌های گذشته مورد توجه نهادهای بین‌المللی بوده است. بازار حلب در سال ۱۹۸۶ به عنوان میراث فرهنگی یونسکو شناخته شده و از بسیاری مطالعات خاص با همکاری نهادهای بین‌المللی در پروژه‌های حفاظت و بازسازی خود بهره برده بود. بخش زیادی از این مطالعات تاریخی با تمرکز بر ویژگی‌های فیزیکی بازار در همین کتاب آمده است. مطمئنا این مطالعات دقیق در بازسازی‌های احتمالی شهر استفاده خواهد شد.   در میان بازارهای ایران، در این کتاب به بازارهای تهران و یزد پرداخته شده است. ویژگی این دو بازار چیست که باعث شده در این کتاب جا پیدا کنند؟ آیا مطالعاتی به همین شیوه در مورد دیگر بازارهای ایران هم صورت گرفته؟   گمان می‌کنم این انتخاب دلیل خیلی ویژه‌ای نداشته است و گزینش بر مبنای علاقمندی نویسندگان این حوزه‌ها رخ داده است. مثلا بازار تهران همیشه برای نقش ویژه‌اش در تاریخ ایران و تاثیراتش در دو انقلاب مشروطه و انقلاب سال ۵۷ مورد توجه بوده، که نویسنده این مقاله خانم فرمانفرمایان اسناد و بررسی‌های جالب‌توجهی را در این زمینه آشکار می‌کند. به طور کلی بازار در بیشتر شهرهای ایران نقش بسیاری مهمی در شکل‌دهی به هر شهر و روابط بخش‌های مختلف آن دارد و در جای خود حتما مورد مطالعه پژوهشگران خواهد بود. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 14 Feb 2019 13:11:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271277/نابودی-بازار-حلب-سوریه-یکی-حسرت-هایم-ترجمه-کتاب یک سوم سفرها در جهان با نیت مذهبی انجام می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271869/یک-سوم-سفرها-جهان-نیت-مذهبی-انجام-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نشست معرفی و بررسی کتاب «گردشگری مذهبی؛ مبانی، رویکردها و راهکارها» با حضور نویسندگان کتاب، محمدحسین ایمانی خوشخو و مهدیه شهرابی فراهانی و همچنین حمید ضرغام بروجنی و شهاب طلایی به عنوان منتقد، عصر چهارشنبه، 24 بهمن 1397 در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   در ابتدای این نشست، محمدحسین ایمانی خوشخو، نویسنده کتاب با اشاره به جایگاه علم گردشگری در ایران گفت: «در کشور ما سابقه علم گردشگری چندان زیاد نیست. اگر چه گردشگری همواره مورد توجه بوده است ولی وجه علمی گردشگری ده تا پانزده سال سابقه دارد و از زمانی که مجوز انجمن علمی گردشگری صادر شد علم گردشگری به رسمیت شناخته شد. این سابقه اندک فاصله ما با جهان را زیاد کرده و نیاز به حرکت‌های جهشی برای پر کردن این فاصله ضروری احساس می‌شود. در این میان پژوهشگرانی تلاش می‌کنند نظریاتی را ارائه دهند که حتی در جهان هم تازگی داشته باشد و همین امر در ارتقای آکادمیک گردشگری در این مدت کوتاه بسیار موثر بوده است.»   این استاد دانشگاه درباره ضرورت تالیف این کتاب گفت: «برای شکل‌گیری ساختارهای آکادمیک در زمینه گردشگری نیاز به تولید منابع بومی از جمله در زیرشاخه گونه‌های گردشگری مشاهده می‌شد و کتاب حاضر بر مبنای تلاش برای پاسخ‌دهی به این نیاز تالیف شده است. با گسترش رشته گردشگری در سطح آکادمیک کمبود و گاه فقدان منابع درسی در این زمینه آزاردهنده شده بود و من از سال 1390 ضرورت تدوین متون بومی در زمینه گردشگری را در دانشگاه و میان دانشجویانم مطرح می‌کردم. کتاب حاضر یکی از ثمرات تلاش برای پر کردن این خلاء بوده است.» محمدحسین ایمانی خوشخو وی افزود: «در جهان در زیرشاخه گردشگری مذهبی چندین کتاب‌ تدوین و تالیف شده است ولی جوانبی که در کتاب حاضر وجود دارد تفاوت و تنوع عمده‌ای نسبت به آن کتاب‌ها دارد. در آن کتاب‌ها تمرکز بیشتر بر معرفی اماکن مذهبی و مواردی از این دست بود و از منظری اقتصادی به گردشگری مذهبی نگاه می‌کردند. نوع نگرش ما به این مقوله از جنسی دیگر بود و در عین حال به مباحثی مانند مدیریت گردشگری نیز در کتاب توجه کردیم.»   ایمانی خوشخو در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ضعف مدیریت در زمینه گردشگری گفت: «ما فرصت‌های فراوانی در زمینه گردشگری مذهبی داریم که بسیاری از آنها را تا کنون مغفول گذاشتیم. یکی از شهرداران مشهد در ادوار گذشته در حدود هفت یا هشت سال پیش گفته بود ما در شهر مشهد از بودجه مجاورین حرم برای زائرین خرج میکنیم. این اتفاق عجیب و دردناک است. مشهد به میزانی گردشگر مذهبی دارد که درآمد حاصل از حضور آنان در این شهر، در صورت مدیریت صحیح، برای اداره این شهر می‌تواند کافی باشد. در چنین شرایطی شنیدن اینکه از بودجه عمومی شهر برای خدمات‌رسانی به مسافران هزینه می‌شود تعجب برانگیز است.» وی در همین زمینه افزود: «ما از منظر گردشگری مذهبی ظرفیت فوق‌العاده فراوانی داریم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. راهپیمایی اربعین که هر سال برگزار می‌شود پرتراکم‌ترین فعالیت گردشگری در جهان است ولی این فرصت فوق‌العاده در زمینه گردشگری مذهبی به دلیل ضعف مدیریت در شرایطی قرار دارد که هر سال با بحران‌های فراوان مواجه می‌شود. بسیار مهم است که نگرش مدیران به مقوله گردشگری و به ویژه گردشگری مذهبی تغییر کند تا بتوانیم از فرصتهای حاصل از این موضوع بهره‌های لازم را ببریم.» این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اینکه کتاب مورد بحث، اولین اثر تالیفی از سوی نویسندگان ایرانی در زمینه گردشگری مذهبی محسوب می‌شود خاطر نشان کرد که این کتاب خالی از ضعف نیست و تنها به عنوان اولین گام در این مسیر باید به آن نگاه شود. پس از ایمانی خوشخو، نوبت به مهدیه شهرابی فراهانی دیگر مولف اثر رسید تا توضیحات مقدماتی خود درباره کتاب را بیان کند. وی با اشاره به ضعف دانشگاه‌های ایران در زمینه علم گردشگری گفت: «یکی از بزرگترین خلاءها در ایران عدم توجه به علم گردشگری است که این عدم توجه به پراکندگی خدمات‌رسانی به گردشگران منجر شده است. در چنین شرایطی نوشتن این کتاب به نوعی راه رفتن در تاریکی محسوب می‌شود و به همین خاطر احتمال دارد انتقادهای فراوانی به آن وارد باشد.»   وی درباره تفاوت‌های کتاب «گردشگری مذهبی» با منابع خارجی در این زمینه گفت: «رفرنس‌های خارجی در زمینه گردشگری مذهبی به طور عمده شامل جمع‌آوری مقالات پراکنده و مختلف در این زمینه هستند و از انسجام ساختاری بهره نمی‌برند. اما این کتاب به شکل سرفصل‌بندی شده و با این دید که در نهایت به یک منبع درسی تبدیل شود تالیف شد.» مهدیه شهرابی فراهانی   شهرابی دیگر تفاوت کتاب حاضر با منابع خارجی در این زمینه را چنین برشمرد: «ما تا امروز کمتر نگاه ماهیتی و فلسفی به گردشگری داشته‌ایم. این کتاب سعی کرد این خلاء را پر کند. محور این کتاب انسان است و مسئله صنعت گردشگری در آن در اولویت نیست. به جهت محدودیت‌های حاصل از ساختار کتاب، نمی‌توانستیم در مباحث انسانش‌ناختی تمرکز بیشتری کنیم و به همین در یک فصل به این مقوله پرداختیم. در فصل بعدی کتاب به مرور امکان‌های گردشگری مذهبی از منظر ادیان و مذاهب توحیدی و همچنین آئین‌های هندو و بودا پرداختیم و در بخشی دیگر از کتاب به مباحث مدیریت گردشگری توجه کردیم. البته آنچه در این کتاب در زمینه مدیریت گردشگری آمده است تنها سرفصل‌ها و مبانی‌ای از این بحث محسوب می‌شود و به همین دلیل نام فصل را دریچه‌ای به مباحث مدیریت گردشگری گذاشتیم.»   وی همچنین خاطرنشان کرد: «مباحث مربوط به گردشگری مذهبی در کتاب حاضر تنها به شهرهایی که از منظر گردشگری اسلامی و تشیع مورد توجه هستند نمی‌شود. ما ادیان و مذاهب مختلف در ایران را مدنظر داشتیم و به همین دلیل به آئین‌های زرتشتیان در یزد یا آئین‌های یهودیان در همدان و... نیز در کتاب توجه کرده‌ایم.»   شهرابی در پایان با اذعان به اینکه کتاب هنوز جای بهتر شدن و کاملتر شدن دارد، «گردشگری مذهبی» را ویراست نخست از کتابی دانست که امید است هر سال با ویرایش‌های تازه به‌روزرسانی شود. در ادامه نشست، شهاب طلایی پژوهشگر حوزه گردشگری در مقام منتقد به بررسی اثر پرداخت. وی گفت: «علی‌رغم آنکه عصر جدید، عصر گسست از معنویت تلقی می‌شود، مذهب هنوز جایگاه خود را در نیازهای سفر بشر دارد. شاید بیش از بک سوم سفرها در جهان با نیت مذهبی انجام می‌شوند.» وی درباره وضعیت گردشگری مذهبی در ایران گفت: «ایران بیش از هشت هزار امامزاده دارد و مقبره بیست و چهار پیامبر در ایران است ولی ما هنوز نتوانسته ایم مدلی برای جذب و هدایت گردشگری مذهبی ارائه دهیم.» طلایی در تبیین جایگاه کتاب گردشگری مذهبی گفت: «این کتاب جامعترین اثر در زمینه گردشگری مذهبی ایران است. نکته مثبت کتاب وحدت رویه و انسجام آن است. به گونه‌ای که خواننده متناسب با نیازش می‌تواند به بخشهای خاصی از کتاب مراجعه کند.» به گفته این پژوهشگر: «با توجه به تنوع و گستردگی مباحث در حوزه گردشگری و در این مورد گردشگری مذهبی، صرف جمعبندی و ارائه چیدمانی جامع از این مباحث متنوع و متکثر امتیاز دارد و این کتاب توانسته است جمع‌بندی مناسبی از مباحث مرتبط با موضوع ارائه دهد.» شهاب طلایی طلایی کتاب را ایران‌محور دانست و گفت: «جاذبه‌های ایران نقطه تمرکز کتاب است که اثر را به اثری بومی تبدیل می‌سازد و این مزیت کتاب محسوب می‌شود. توجه به مقوله مدیریت گردشگری و ارائه مدل‌های علمی برای استانهایی که مقصد گردشگری مذهبی هستند از دیگر شاخصه‌های کتاب است.» این منتقد ایراداتی را هم به کتاب وارد دانست و گفت: «این امکان وجود داشت که بخث‌های مدیریتی در کتاب گسترده‌تر و غنی‌تر شوند. همچنین برخی مطالب مانند تاریخچه‌های گردشگری که در فصول سه و چهار مندرج هستند می‌توانستند در هم ادغام شوند. همچنین جای برخی اماکن مانند امامزاده آقا علی عباس در کتاب کتاب خالی است. همین‌طور با وجود آنکه مقبره‌های بسست و چهار پیامبر در ایران واقع شده است کتاب توجهی به این امکان گردشگری نداشته است.» طلایی در پایان و در جمع‌بندی نقد خود گفت: «به گمانم کتاب خوب و عمیق شروع شده ولی به سرعت جمع شده است و به همین دلیل مطالب فراوانی در مباحث مدیریتی ناگفته مانده‌اند.» پس از طلایی نوبت به دیگر منتقد حاضر در جلسه، حمید ضرغام بروجنی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در رشته گردشگری رسید تا نظرات خود را درباره کتاب گردشگری مذهبی بیان کند. ضرغام گفت: «دکتر ایمانی همواره در مباحث گردشگری نوآور و خلاق بوده‌اند. جسارت و دانشی برای پرداختن به گردشگری مذهبی لازم است که آقای دکتر  از آن بهره داشته‌اند.» وی افزود: «نگاه کتاب به گردشگری به خلاف نگاه غالب که گردشگری را از منظر اقنصادی میبیند، نگاهی فرهنگی است. این اثر همچنین دانش‌نامه‌ای برای گردشگری مذهبی محسوب می‌شود و از این نظر آموزنده و ارزشمند است. از هر جای کتاب که باز کنید حتما مطالب و نو و جذاب در آن پیدا می‌کنید و کتاب حاوی ابده‌های خوب برای تصمیم‌گبران و برنامه‌ریزان توسعه گردشگری. اشتغال و... است.» حمید ضرغام بروجنی ضرغام نقطه ضعف کتاب را ایرادات ویرایشی آن و نیز تکرار نعل به نعل برخی مطالب در جاهای مختلف کتاب دانست و در پایان گفت: «کتاب حاضر اولین اثر در حوزه گردشگری مذهبی در ایران محسوب می‌شود و از این منظر شایان تقدیر فراوان است.» پس از صحبت‌های ضرغام، ایمانی خوشخو نویسنده کتاب نکاتی را بیان کرد. وی گفت: «ضرغام از پیشگامان نگاه فرهنگی به گردشگری است. نگاه فرهنگی هوشمندانه و درست است و می‌توان مخالفان گردشگری را با آن همراه کند.» وی همچنین گفت: «ما سه سال است که کار می‌کنیم رویکرد معنوی به گردشگری را در میان مسئولین بیندازیم و خوشبختانه تاکنون اندکی تغییر در نگرش مسئولین مشاهد می‌شود. باید دانست تقویت نگاه فرهنگی به گردشگری و ایجاد زمینه برای بسط این نگاه، در نهایت بستر را برای اقتصاد گردشگری هم فراهم می‌کند و به همین دلیل می‌توان گفت نگاه فرهنگی به گردشگری با نگاه اقتصادی به این مقوله منافات ندارد.» ایمانی خوشخو با تذکر این نکته که جاذبه‌های ما فقط اماکن مذهبی نیست و  آئین‌های مذهبی ما هم جذابیت گردشگری دارند گفت: «من معتقدم دهه عاشورا می‌تواند بیشترین گردشگر را جذب ایران کند. گردشگری مبتنی بر آئین‌های مذهبی اکنون در حال جاافتادن است. هم‌اکنون مسئولین در یزد پذیرفته‌اند مکانی مجزا را در عزاداری عاشورای یزد به گردشگران خارجی که برای تماشای این مراسم به ایران می‌آیند اختصاص دهند و یا در مشهد گردشگران خارجی امکان ورود به صحن را یافته‌اند. یعنی پذیرش گردشگری که به تماشای مناسک مذهبی می‌آید در میان مسئولان ایجاد شده و این پذیرش روزی به دیگر شهرها هم تسری خواهد کرد.»   ایمانی خوشخو با بیان این نکته که گردشگران خارجی شیفته تماشای عزاداری‌های ایران هستند گفت: «من در یک سفر مطالعاتی، بخشی از فیلم عزاداری زنجان را در دپارتمانی در شهر منچستر در معرض دید قرار دادم. اولین سوالی که پس از تماشای فیلم که صحنه هماهنگ زنجیرزنی را نشان می‌داد شد این بود که کارگردان این برنامه که بوده است و دومین سوال این بود که چگونه می‌شود برای تماشای آن به ایران رفت. این میزان اقبال به مقوله گردشگری مذهبی تنها مشتی نمونه خروار است و مسئولان باید از این فرصت استفاده کنند.»   و همچنین دلیل فقدان برخی مطالب در کتاب را محدودیت‌های نشر و لزوم کم کردن تعداد صفحات دانست و گفت: «کتاب در ابتدا ۱۵۰۰ صفحه بود و مجبور شویم خلاصه کنیم و خیلی از نکات حذف شد.»   دیگر مولف کتاب مهدیه شهرابی فراهانی نیز در همین زمینه گفت: «در بحث دریچه مدیریت که در انتهای کتاب آمده است، محدودیت مباحث به این دلیل بود که قصد کتاب ارائه شمایی کلی از مباحث بوده است. اگر بنا بود تمام مباحث مدیریتی ارائه شود کتاب تا چهار جلد هم ادامه پیدا می‌کرد. در مورد جاذبه‌های گردشگری هم مهمترین‌ها مدنظر بودند. همچنین در بحث آئین‌ها ما به طور خلاصه پرداخته‌ایم و اگر بنا بود به تفصیل به این موضوع بپردازیم یک جلد کامل باید به آن پرداخته می‌شد.» در ادامه نشست نجفقلی حبیبی رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی و از مهمانان نشست گفت: «کتاب گردشگری مذهبی من را به وجد آورد. چون من تجربه کرده بودم که نگاه بدبینانه به گردشگری در میان مسئولان وجود دارد. اینکه نگرش ساختارهای مذهبی به گردشگری تغییر کرده جای خوشحالی دارد.» وی افزود: «آرزو دارم ظرفیت فوق العاده ایران در زمینه گردشگری شکوفا شود. کسی به من می‌گفت گردشگری در یزد به دنبال یک هیئت مذهبی که نوع خاصی از مراسم مذهبی را اجرا می‌کرده می‌گشته است. این نشان دهنده ظرفیت بالای گردشگری مذهبی در ایران از جنبه‌هایی غیر از جنبه های معمول است.» حبیبی در پایان سخنان خود گفت: «گردشگری مذهبی بسیار پرهزینه است و لازم است تا برای بهره معنوی و فرهنگی آن سازماندهی مناسبی وجود داشته باشد.» نیکنام حسینی‌پور و نجفقلی حبیبی در ادامه نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل خانه کتاب، به طرح برخی پرسش‌ها از نویسندگان و منتقدان پرداخت و پرسید: «با توجه به اینکه ایران رنگین‌کمانی از اقوام و مذاهب است، چقدر به مذاهب دیگر غیر از تشیع در این کتاب پرداخته شده است؟ و از سوی دیگر ارزیابی کارشناسان حاضر در برنامه درباره مانع‌های جذب گردشگر مذهبی چیست؟» در پاسخ به سوالات حسینی‌پور، ضرغام بروجنی گفت: «این کتاب اولین گام در زمبنه گردشگری مذهبی است و اینکه انتظار داشته باشیم همه جوانب در این کتاب مورد توجه قرار گیرد چندان با روح این کتاب همخوان نیست ولی به عنوان مبانی، این اثر کتاب ارزشمندی است.» ضرغام در پاسخ به سوال دیگر حسینی‌پور هم گفت: «ما برای تبلیغ گردشگری جمهوری اسلامی تلاش‌های زیادی کرده‌ایم. تا کنون پایان‌نامه‌های بسیاری به الگوهای گردشگری جمهوری اسلامی اختصاص یافته و ویژگی‌های خاص جمهوری اسلامی لازم می‌سازد که نگاه خاصی به گردشگری آن وجود داشته باشد.»   وی در پایان سخنانش گفت: «کتابی توسط سازمان جهانی گردشگری با نام جاذبه‌های گردشگری کشورهای اسلامی منتشر شد. ما تلاش کردیم ایران را هم به کتاب وارد کنیم ولی به دلیل ذهنیت مبتنی بر تسنن پشت کتاب که تشیع را پس می‌زد کارمان سخت بود. یک سال تلاش کردیم تا بالاخره توانستیم مراسم عاشورا در یزد را وارد کتاب نمایبم. باید این تلاشها بیشتر شود و اگر ما نگاه فرهنگ گردشگری را تقویت کنیم آینده دلپذیری برای جمهوری اسلامی فراهم خواهد بود.»   نشست نقد و بررسی کتاب گردشگری مذهبی، با پرسش‌هایی از حاضران در نشست و پاسخ‌هایی نویسندگان و منتقدین به پایان رسید.   ]]> تاریخ و سیاست Thu, 14 Feb 2019 07:57:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271869/یک-سوم-سفرها-جهان-نیت-مذهبی-انجام-می-شوند «قصه‌های عامیانه و تنوع فرهنگی در ایران» بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271839/قصه-های-عامیانه-تنوع-فرهنگی-ایران-بررسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری،  مریم عاملی رییس مرکز اسناد فرهنگی آسیای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این نشست بر اهمیت رابطه میان قصه‌های عامیانه و تنوع فرهنگی در ایران تاکید کرد. محمدحسین باجلان فرخی اسطوره‌شناس و از اعضای پیشین مرکز مردم‌شناس به مرور افسانه‌های عامیانه پرداخت و رابطه آنها را با اسطوره‌های ایرانی به بحث گذاشت. علیرضا حسن‌زاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری سخنرانی خود را با عنوان قصه، بافت و مخاطب با تاکید بر تجربه میدانی خود که به کتاب‌های افسانه زندگان و کودکان و جهان افسانه تبدیل شده به بحث نهاد و معانی بافتی قصه‌ها را در حوزه‌های فرهنگی گیلکی، تالشی، بوشهری و مازندرانی مورد بررسی قرار داد.   وی با توجه به زوال تجربه روایت به معنای کلاسیک آن، از کوشش در باز بافتی کردن یا خلق بافت جدید از طریق به وجود آمدن میراث فرهنگی میان نسلی در برابرگسست میان نسلی سخن گفت که از طریق قصه‌گویی برای کودکان ایرانی ممکن خواهد بود. در ادامه مهرداد ملک‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از اهمیت روایت‌های یونانی برای شناخت میراث روایی ایرانی سخن گفت و سخنرانی خود را با نام یکی از داستان مادی در آناباسیس، کسنفن (دفتر سوم) ارائه داد و قصه‌های ثبت شده در منابع یونانی را برای درک قصه‌های ایرانی مهم دانست. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 13 Feb 2019 08:15:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271839/قصه-های-عامیانه-تنوع-فرهنگی-ایران-بررسی شناسایی و مستندسازی تکثر زبانی کشور http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271836/شناسایی-مستندسازی-تکثر-زبانی-کشور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در این همایش پروفسور دان استیلو، سالومه غلامی، حسین قاسم پور اقدم و فریار اخلاقی سخنرانی خواهند کرد.   در این همایش تخصصی که 28 بهمن‌ماه از ساعت 13 تا 16 برگزار می‌شود مباحثی همچون «مرگ زبان‌ها و اهمیت مستندسازی زبان‌های در خطر ایران»، «نسبت زبان مادری با زبان ملی»، «اطلس زبانی ایران؛ شناسایی و مستندسازی تکثر زبانی کشور» و... از سوی سخنرانان مطرح می‌شود.   شرکت در همایش تخصصی زبان مادری که در تالار همایش موزه دوران اسلامی برگزار می شود برای عموم علاقه‌مندان آزاد است  و به شرکت کنندگان در این همایش گواهی اعطا می‌شود.   علاقه‌مندان می‌توانند برای هماهنگی مشخصات فردی خود را به نشانی رایانامه dialang@richt.ir ارسال کنند. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 13 Feb 2019 08:04:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271836/شناسایی-مستندسازی-تکثر-زبانی-کشور تیمورتاش در هزاره فردوسی برای اقبال چه نوشت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271834/تیمورتاش-هزاره-فردوسی-اقبال-نوشت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عباس اقبال آشتیانی، در سال 1275ه.ش در آشتیان متولد شد. در چهارده سالگی به مکتب‌خانه قدم گذاشت. سپس به دارالفنون وارد شد و دیپلم گرفت و به دلیل هوش و خرد ذاتی و اطلاعات علمی که داشت به معاونت کتابخانه دارالفنون برگزیده و مشغول به کار شد. آشنایی این جوان نوخاسته در محافل علمی با استادانی چون ملک‌الشعرای بهار، رشید یاسمی، تیمورتاش، سعید نفیسی، محمدعلی فروغی، ابوالحسن فروغی، غلامحسین رهنما، عبدالعظیم قریب و همکاری با این بزرگواران در نشر مجله نوبهار، دانشکده و مجله فروغ تربیت، موجب شهرت وی در محافل علمی و ادبی شد. استاد در سال 1304 به پاریس رفت و در آنجا نیز به تحصیل پرداخت و در این زمان‌ها با علامه قزوینی آشنا شد. حضور وی در اروپا و آشنایی با علامه قزوینی و مستشرقان اروپایی در پختگی وی بسیار موثر افتاد. پس از بازگشت از اروپا به سمت استادی دانشگاه تهران برگزیده شد. تتبع در ادبیات قدیم و جدید ایران و مطالعات عمیق در تاریخ ایران و اسلام و نسخه‌شناسی و آگاهی به شیوه تحقیق از وی استادی بی‌بدیل ساخته بود که همواره در محافل علمی با احترام از وی یاد می‌شد. استاد در سال 1324 مجله یادگار را بنیان‌گذاری کرد و بی‌اغراق دوره پنج ساله یادگار یکی از بهترین نشریات زبان فارسی است که در دوره معاصر به چاپ رسیده است. استاد، در عصری که هنوز شیوه تحقیق علمی در ایران رایج نشده بود آموخته‌ها و تجربیات خود را با نشر آثاری، چه به صورت تصحیح متن و چه به صورت مقاله و تالیف، در اختیار جوانان طالب علم قرار داد. استاد همواره طرف مشورت اهل قلم و رجال دولت بود. هوش سرشار وی در زمینه تصحیح شاهنامه باعث شد که تیمورتاش در نامه‌ای به مناسبت «هزاره فردوسی» خطاب به عباس اقبال آشتیانی می‌نویسد: «از تحقیقات و اطلاعات ادیبانه‌ای که ضمن نامه شریفه مورخه ششم خرداد راجع به نسخ خطی شاهنامه که فعلا موجود می‌باشد، داشته بودید مستحضر و مورد مسرت و امتنان شد و در این باب به نمایندگان دولت شاهنشاهی در خارجه نوشته و دستور داده شد که با مقامات مربوطه محل ماموریت خود وارد مذاکره شده و در خریداری نسخ مزبور و در صورت عدم امکان در استنساخ آن‌ها اقدام لازم به عمل آورند. البته پس از حصول نتیجه و وصول جواب مراتب را به ما اطلاع خواهم داد. ضمنا بهتر است خودتان هم برای به دست آوردن نسخی که به آن اشاره نموده‌اید راهنمایی‌های لازمه را بفرمایید و مخارجی هم که برای خرید و یا استنساخ آن ضرورت دارد برآورده کرده اطلاع دهیه تا با اقدامی که در جریان است توام شده و زودتر نتیجه مطلوبه حاصل شود. تاریخ تحریر 29/3/1311» اقبال، پنجاه و نه سال زندگی کرد و سرانجام در سال 1334 ه.ش در شهر رم ایتالیا درگذشت و جنازه او را به تهران آورده در عبدالعظیم در کنار قبر علامه قزوینی به خاک سپردند. استاد در تمام دوران زندگی بی‌وقفه کار کرد و از تحقیق بازنماند. آثار به جا مانده از وی نشان‌دهنده عمق اطلاعات و عشق به دانش‌اندوزی است. و به قول استاد دبیرسیاقی: مرحوم اقبال آشتیانی محققی موی‌شکاف و نویسنده‌ای چیره‌دست است که وسعت مطالعه و تنوع موضوعات مطروحه مایه آرامش و ارزش کارهای اوست. همت خستگی‌ناپذیر و لحظه‌ای از آموختن نیاسودن و از آموزاندن آموخته‌ها به دیگران دریغ نورزیدن نیز از خصوصیات بارز اوست. اقبال نازپرورده تنعم نبود، شیوه رندان بلاکش را داشت. رندی که فضیلت اخلاقی را در کنار فضیلت علمی می‌دید. وی هرگز رنج‌های دوران جوانی را فراموش نکرده بود. همواره به جوانان توصیه می‌کرد که از کسب دانش و حکمت غافل نباشند. او می‌گفت: «تا می‌توانید علم بیاموزید و در این راه جز نفس علم طالب غرضی دیگر نباشید. تا هم هوش و ذهن شما برای القای شک در نوشته‌های پیشینیان و معاصرین و تمیز خوبِ آن‌ها از ید تیز و مسلح شود و هم با نصایح درستِ بی‌آلایشی که از حاصل این علم و تجارب شخصی و بحث و تدقیق خود به دست می‌آورید، از منت نصیحت‌گویان و کید و سوءقصد ایشان فارغ و برحذر بمانید.» زندگی استاد را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد که او پرورده درد و رنج بود و پخته همت و اراده. اقبال خود در این زمینه می‌نویسد: «بنده ناچیز، از خانواده فقیری هستم که بر اثر بی‌خبری پدرِ غافلی تمام مایه حیات آن در دوران جوانی به باد رفته و سرمایه‌ای در آن جز محبت و هنرمندی و لیاقت مادر با عاطفه‌ای که وجودش در آن ظلمت‌کده حکم فرشته رحمت را داشت، به جا نمانده. مادر ستمدیده از محبتی که به ما چند نفر تیره‌بخت محروم از همه چیز داشت، به برکت هوش خدادای دانست که نجات این کشتی غرقابی فقط و فقط بر اثر کار و زور مجاهدت و مساعی است. خدا می‌داند و خاطر خسته مادر و روح حق‌شناس ما، که یان زن هنرمند با تحمل چه صدماتِ نگفتنی زندگانی ما و خانواده‌ای را که افتخار اداره آن را داشت نجات بخشید، و با خوردن چه خون جگری به ما قیمت کار کردن و رنج بردن را آموخت. من، در نتیجه این تعالیم گرانبها لذت کار کردن و رنج بردن را از دوران طفولیت درک کردم و از همان ایام به سخت‌ترین طرزی که تصور شود تا سن چهارده سالگی، که ابتدای شروع تحصیلم است، رنج‌ها برده و جسما عذاب‌ها تحمل نموده‌ام که اینجا مقام ذکر آن نیست.»                                        شوق خدمت به فرهنگ و ادب ایران چنان بود که هرگونه محن را به جان می‌خرید. شب را به روز می‌دوخت تا مطلبی بنویسد و گرهی را بازگشاید. پختگی قلم، شیوه تحقیق، کثرت آثار بازمانده، از استاد چهره‌ای ماندگار برای تمام اعصار ساخته است. عشق استاد به ایران ستودنی است. به هر نکته‌ای که پرداخت، با هدف احیای تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران بود. و طرح تالیف تاریخ کامل ایران که به همکاری حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، سید حسن تقی‌زاده و اقبال آغاز شد، اگر چه به طور کامل به سامان نرسید اما بخش‌هایی که نوشته شد، هنوز از منابع هستند و قابل اعتماد محسوب می‌شود و در این میان تاریخ مغول نوشته عباس اقبال جایگاه ویژه‌ای در عرصه تحقیقات تاریخی دارد. سایر آثار باقی‌مانده از استاد نیز چنین است: تالیفات، تصحیحات متون تاریخ، دواوین شعرا و مقالات چاپ شده که در مجموعه پنج جلدی با تعدادی بالغ بر 280 عنوان مقاله که توسط استاد دبیرسیاقی گردآوری شده و از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به چاپ رسیده است، گواه صادقی از تلاش استاد در احیای نام ایران و ایرانی است. یاری‌نامه: «زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی دکتر عباس اقبال آشتیانی»، انجمن آثار مفاخر فرهنگی.   ]]> تاریخ و سیاست Wed, 13 Feb 2019 08:01:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271834/تیمورتاش-هزاره-فردوسی-اقبال-نوشت ​معرفی و بررسی «گردشگری مذهبی» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271802/معرفی-بررسی-گردشگری-مذهبی-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی كتاب «گردشگری مذهبی؛مبانی، رویکردها، راهکارها» چهارشنبه (۲۴بهمن ماه) در سرای اهل قلم برگزار می شود. در این نشست محمد حسین ایمانی خوشخو، مهدیه شهرابی فراهانی، مجید ضرغام بروجنی و شهاب طلایی كتاب «گردشگری مذهبی» را معرفی و بررسی می كنند. نشست معرفی و بررسی كتاب «گردشگری مذهبی؛ مبانی، رویکردها، راهکارها» چهارشنبه ۲۴ بهمن ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، كوچه خواجه نصیر، پلاك ۲ برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 12 Feb 2019 09:28:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271802/معرفی-بررسی-گردشگری-مذهبی-سرای-اهل-قلم میرزا محبعلی خان مترجم اولین کتاب حقوق بین‌الملل به زبان فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271486/میرزا-محبعلی-خان-مترجم-اولین-کتاب-حقوق-بین-الملل-زبان-فارسی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: نصرالله صالحی از جمله پژوهشگرانی است که تمرکز تحقیقاتی خود را بر یک موضوع خاص نهاده‌اند و سال‌هاست در آن حوزه مشغول کشف ناگفته‌ها و مغفول مانده‌ها هستند. او، چنان که خودش در همین گفت‌وگو بیان کرده، سال‌هاست که با همراهی انتشارات طهوری، درگیر انتشار «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» است. جلد هفتم این مجموعه با نام «ملاحظات و محاکمات» که شامل تصحیح دو رساله از میرزا محبعلی‌خان ناظم‌الملک مرندی یکانلو درباره اختلافات مرزی ایران و عثمانی است، او برنده سی‌وششمین جایزه کتاب سال در حوزه تاریخ شد و جایزه خود را از دست حسن روحانی دریافت کرد. همین بهانه‌ای شد تا با صالحی درباره این کتاب گفت‌وگویی داشته باشیم: کتاب «ملاحظات و محاکمات» هفتمین جلد از «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» است. درباره این مجموعه، نحوه شکل‌گیری و چشم‌انداز آینده آن و از اساس اهمیت پرداختن به موضوع روابط ایران و عثمانی توضیح دهید. نخستین شماره «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» به همت انتشارات طهوری در سال 1387 منتشر شد و نهمین شماره آن اکنون در دست چاپ است. پیش از آغاز انتشار این مجموعه، درباره تاریخ روابط ایران و عثمانی کارهایی به صورت کتاب و مقاله از سوی من منتشر می‌شد، اما از سال یاد شده تصمیم گرفتم با پایه‌گذاری مجموعه مزبور آثار مربوط به حوزه تاریخ ایران و عثمانی را به صورت منسجم و هدفدار دنبال کنم. به این معنی که از بین مسائل بی‌شمار مرتبط با تاریخ ایران و عثمانی تنها بر چند مسئله مشخص متمرکز شوم و از طرفی پایه و اساس کار را بر منابع و متون بگذارم. یعنی آثاری که تا پیش از انتشار، برای پژوهشگران ایرانی کاملاً ناشناخته بود. این مجموعه علی‌رغم تنگناها و دشواری‌های پیش­ رو در حوزه نشر به ویژه مسئله فروش منابع و متون که مخاطبان خاص دارد، انشاالله ادامه خواهد یافت. اسباب خشنودی است که آثار منتشره مورد توجه پژوهشگران تاریخ به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی قرار گرفته است.   کتاب «ملاحظات و محاکمات» به فرآیند تعیین حدود مرزی ایران و عثمانی پس از امضای عهدنامه دوم ارزنه‌الروم می‌پردازد. درباره ریشه‌های تاریخی شکل‌گیری اختلاف مرزی میان ایران و عثمانی توضیح دهید. چیزی به نام «جنگ» یکی از مسائل مهم و پایدار تاریخ ایران از دوره باستان تا همین دوره اخیر بوده است. جنگ برای دفاع از قلمرو حاکمیت ایران از دوران باستان شروع و به جنگ هشت ساله عراق و ایران ختم می­‌شود. در این تاریخ چند هزار ساله، کشمکش‌­ها و جنگ‌های عثمانی و ایران در زمره طولانی­‌ترین برخوردهای نظامی به حساب می­‌آید. در طول بیش از ششصد سال حکمرانی امپراتوری عثمانی که مصادف با چند سلسله پادشاهی در ایران است، صدها برخورد نظامی کوچک و بزرگ صورت گرفت. حتی برخی جنگ‌ها بیش از یک دهه در عمق وسیعی از مناطق مرزی ادامه یافت. برخی جنگ‌ها به متارکه بدون عهدنامه انجامید و برخی جنگ‌ها با عهدنامه صلح پایان یافت. ای بسا اگر طرف عثمانی به عهدنامه­‌های منعقده پایبند می­‌بود صلح و آرامش در مرزها استقرار می­‌یافت، اما سنت نقض و پاره کردن عهدنامه از دوران عثمانی به عراق دوران صدام به ارث رسید و لذا ایران در مرزهای غربی همیشه در معرض تعدی و تجاوز بود. عهدنامه دوم ارزنه الروم که در 1263 هجری قمری منعقد شد، نخستین عهدنامه‌ای است که با وساطت دو قدرت بزرگ آن دوران یعنی روس و انگلیس بعد از حدود چهار سال مذاکره منعقد شد. به موجب ماده سوم این عهدنامه مقرر شده بود که اختلافات مرزی دو دولت ایران و عثمانی با تشکیل کمیسیونی چهار جانبه با حضور نمایندگان چهار دولت حل و فصل شود. این کمیسیون مشترک تحدید حدود که از  1266 قمری شروع به کار کرد، نزدیک به صد سال در دوره‌های مختلف (از اوایل دوره ناصری تا اواخر دوره رضاشاه) با افت و خیز بسیار به کار خود ادامه داد. مرزهای امروز ایران با ترکیه و عراق به نوعی حاصل این مذاکرات طولانی است.   اختلافات مرزی ایران و عثمانی بعدتر خود را در قالب اختلافات مرزی ایران و عراق بروز داد و در نهایت به جنگ هشت ساله انجامید. بر مبنای متونی از این دست آیا می‌توان نگرشی نو به این اختلافات مرزی به دست آورد؟ در دوران جنگ ایران و عراق و بعد از پایان آن در ایران و خارج از ایران درباره اختلافات مرزی ایران و عراق آثار متعددی به صورت مقاله، کتاب و پایان نامه نوشته و منتشر شد. اگر به منابع بیشتر این آثار نگاه کنید متوجه می‌شود که نویسندگان کمتر به منابع دست اول ارجاع داده‌اند، درست به این علت که بیشتر منابع و متون و به ویژه اسناد مرتبط با حدود ایران و عثمانی هنوز منتشر نشده است. البته در سال‌های اخیر شماری از اسناد و منابع منتشر شده است. به ویژه در ترکیه پژوهش‌های زیادی چه به صورت پایان‌نامه­‌های دانشگاهی و چه به صورت کتاب و مقاله از سوی پژوهشگران این کشور منتشر شده است. اما در ایران نه به انتشار منابع، متون و اسناد مربوط به حدود به صورت جدی توجه شده و نه پژوهش‌های مبتنی بر منابع اصیل انتشار یافته است. البته چند اثر شاخص در این زمینه داریم که باید استثنا کرد. می­‌توان گفت بیش از نود درصد اسناد ارزشمند و بی­‌نظیر مربوط به تحدید حدود ایران و عثمانی در آرشیو وزارت امور خارجه موجود است که هنوز حتی معرفی نشده‌اند. اتفاقاً بیشتر اسناد و رساله­‌های میرزا محبعلی‌خان و فرزندش میرزا جهانگیرخان که یک دوره صد ساله تاریخ تحدید حدود ایران و عثمانی را پوشش می­‌دهند در آرشیو وزارت امور خارجه است. هنوز کاری بر روی آنها نشده است. من در پایان سه کتابی که از این پدر و پسر منتشر کرده‌­ام، فهرست آثار آنها که در وزارت امور خارجه موجود است را آورده‌­ام.   آیا کتابی مانند «ملاحظات و محاکمات» نکته ناگفته‌ای درباره اختلافات مرزی را آشکار می‌سازد؟ کتاب ملاحظات و محاکمات که در زمره یکی از آثار ارزشمند میرزا محبعلی­‌خان ناظم الملک است، حاوی آگاهی‌های تازه زیادی است. جالب اینکه کتاب حاوی داده‌های تازه طرفینی است. به این معنی که نویسنده ادعاهای دو نماینده اصلی دولت عثمانی، درویش پاشا و خورشید پاشا، را عیناً از آثار آنها نقل می‌کند و بعد از ترجمه دقیق آنها به نقد و ردّ آنها می‌پردازد. ما تا کنون با نوشته‌های نمایندگان عثمانی آشنا نبودیم و نمی‌دانستیم آنها بعد از سال‌ها حضور در کمیسیون‌های تحدید حدود در آثار خود چه نوشته‌اند، و چه ادعاهایی کرده‌اند، و از طرفی نمی‌دانستیم رئیس کمیسیون تحدید حدود ایران یعنی میرزا محبعلی خان، در پاسخ آنها چه گفته و چه استدلال‌هایی کرده است. اما خوشبختانه با انتشار کتاب «ملاحظات و محاکمات» در جریان دقیق گفته‌ها و نوشته­‌های آنها قرار می‌گیریم. بد نیست در اینجا اشاره کنم که من در حین تصحیح و پژوهش این اثر با ترجمه فارسی اثر درویش ­پاشا که توسط میرزا جهانگیرخان به فارسی ترجمه شده آشنا شدم و به تصحیح نسخه خطی آن پرداختم. این اثر با عنوان «لایحه تحدید حدود ایران و عثمانی» در سال جاری از سوی انتشارت طهوری منتشر شد. تصویر فرزند نویسنده کتاب ملاحظات و محاکمات   درباره نویسنده کتاب «میرزا محبعلی خان ناظم الملک» چه می‌دانیم؟ میرزا محبعلی­ خان و فرزندش میرزا جهانگیر خان به مدت صد و دو سال در کمیسیون‌های تحدید حدود ایران و عثمانی نقش کلیدی داشتند. این دو یا به عنوان رئیس کمیسیون، و یا به عنوان عضو اصلی و تعیین کننده کمیسیون نقش آفرینی کردند. بنابراین پدر و پسر یک قرن برای دفاع از قلمرو حاکیمت ایران در مرزهای غربی و شرقی ایران، با قدم و قلم نقش ماندگار از خود به جا گذاشتند. ده‌ها سال قدم به قدم همراه با دیگر اعضای کمیسیون تحدید حدود شامل نمایندگان روس و انگلیس و عثمانی هزاران کیلومتر از مرزهای ایران را درنوردیدند. این پدر و پسر ده‌ها رساله و لایحه و هزاران سند درباره روند تحدید حدود ایران در مرزهای شرقی و غربی از خود به جا گذاشتند. با این همه، تا چند سال قبل که برخی از آثار آنها از سوی اینجانب منتشر شد، هیچ شناختی از آنها نبود. حتی در شرح رجال بامداد نیز تنها مختصری درباره میرزا جهانگیرخان آمده و درباره پدرش هیچ مطلبی منتشر نشده است. در سال 1394 مقاله‌ای با عنوان «میرزامحبعلی خان ناظم الملک مرندی یکانلو: دولتمری ناشناخته از عصر ناصری» در فصلنامه تاریخ ایران دانشگاه شهید بهشتی از سوی اینجانب منتشر شد که حاصل چند سال پژوهش بر روی اسناد میرزا محبعلی­‌خان بود. من در سال 1395 کتاب «مجموعه رسائل و لوایح تحدید حدود ایران و عثمانی» اثر میرزا محبعلی­‌خان را منتشر کردم. در سال 1396 اثر دیگر او یعنی «ملاحظات و محاکمات» را به چاپ رساندم. در سال جاری نیز ترجمه اثر درویش ­پاشا به قلم میرزا جهانگیرخان را منتشر ساختم. این سه اثر و برخی نوشته‌های دیگر که در سال‌های اخیر منتشر کرده‌ام، راه را برای شناخت زندگی، آثار و اقدامات این پدر و پسر هموار می‌کند. با این حال، باید کارهای بیشتری انجام گیرد تا بتوان این دو شخصیت مهم و موثر در حوزه تاریخ روابط خارجی ایران به ویژه تاریخ روابط ایران و عثمانی را بهتر شناخت.   از خصوصیات جالب متن میرزا محبعلی خان، آشنایی قابل توجه‌اش با مبانی حقوق بین‌الملل است. آیا او در این زمینه تحصیلاتی داشته است؟ کیفیت این اثر را از منظر حقوقی و در مقایسه با متون هم‌دوره‌اش چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ در این باره قبلاً در مقاله یاد شده و نیز در مقدمه کتاب محموعه رسائل و لوایح به نکاتی اشاره کرده‌ام. در اینجا به اجمال می‌گویم که میرزا محبعلی­ خان به دلیل درگیر شدن در مسئله تحدید حدود، ناخواسته سر از رشته‌ای به نام حقوق بین‌الملل درمی­‌آورد. می­‌دانیم که او به عنوان رئیس کمیسیون تحدید حدود در معرض مسائل و چالش‌های حقوقی قرار داشته و لذا بنا به ضرورت‌های کاری برای دفاع از حقانیّت ایران در اختلافات مرزی به نوعی سر از حقوق بین الملل درمی‌آورد. از آنجا که تا زمان او اثری دربارة حقوق بین‌الملل به زبان فارسی وجود نداشته، میرزا محبعلی‌­خان به کتابی در «حقوق بین­‌الملل» که از آلمانی به ترکی ترجمه و در استانبول منتشر شده بود، دست می‌یابد و در سال 1269 و 1271 هجری قمری به زبان فارسی ترجمه می­‌کند. این اثر در واقع نخستین کتاب در حقوق بین‌الملل است که به فارسی درآمده است. نسخه خطی هر دو مجلد آن در کتابخانه ملی موجود است.   به طور معمول متونی که به ادوار گذشته تاریخ تعلق دارند از منظر تاریخ ادبیاتی نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. آیا کتاب «ملاحظات و محاکمات» از منظر ادبی شاخصه‌ جالب توجهی دارد؟ هر متن چه تاریخی و غیره، متعلق به یک دوره تاریخی است. از این حیث، انتشار هر متن می تواند دریچه‌ای به روی پژوهشگران حوزه تاریخ ادبیات بگشاید. این اصل درباره کتاب یاد شده نیز صادق است. نویسنده کتاب یکی از رجال مطرح دوره ناصری در حوزه روابط خارجی است. میرزا محبعلی ­خان کتاب را بسیار دقیق، فنی و حساب شده نوشته است. هدف او علاوه بر نقد ادعاهای ارضی و مرزی نمایندگان عثمانی، دفاع از قلمرو حاکمیت ایران در سراسر مناطق مرزی از محمره (خرمشهر) تا ماکوست. بنابراین در انتخاب واژه‌­ها، کلمات، تعابیر، اصطلاحات و غیره نهایت دقت را به کار برده است. نویسنده چون به درستی می­‌دانسته که سطر سطر نوشته‌­اش بار حقوقی دارد، بر اهمیت ظرافت زبان در بیان مقصود و مفاهیم به خوبی واقف بوده است. از این رو، سبک نویسنده در نگارش اثر دارای ارزش ادبی و حقوقی است. به ویژه از این حیث که ما در زمینه یاد شده آثار مشابه بسیار کم داریم. البته بیشتر در اسناد و مکاتبات مربوط به روابط خارجی می‌­توان به چنین سبک و سیاقی در نگارش برخورد. نظیر اسناد به جا مانده از قائم مقام، امیرکبیر، و برخی رجال دستگاه دیپلماسی به ویژه وزرای خارجه.   انتشار آثاری نظیر ملاحظات و محاکمات نشان می‌دهد متون بسیاری از ادوار گذشته و به ویژه دوره قاجار ناشناخته مانده‌اند و کمتر مورد توجه هستند. به عنوان پژوهشگر حوزه تصحیح متون و اسناد، میزان و کیفیت توجه به متون دوران قاجار در زمینه تصحیح و انتشار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بله همین‌طور است که می‌گویید. منابع دست اول زیادی از دوره قاجار هنوز ناشناخته است. البته در سال‌های اخیر آثار خوبی تصحیح و منتشر شده است، با این حال حجم آثار منتشر نشده زیاد است، به ویژه اسناد و مکاتبات مربوط به تاریخ روابط خارجی که در آرشیو وزارت امور خارجه و برخی کتابخانه‌های دیگر وجود دارد که هنوز حتی فهرست آنها منتشر نشده است. تا اینها معرفی و منتشر نشود ما نمی‌توانیم مدعی شناخت تاریخ ایران دوره قاجار باشیم. بسیاری از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار تاریخ ایران در دوره قاجار ناشناخته‌اند. تنها به چند نفر از شخصیت‌های بزرگ اکتفا کرده و مابقی را فراموش کرده‌ایم. مثال بارز آن زندگی همین دو شخصیتی است که در اینجا به آنها پرداختیم. امیرکبیر تنها هشت سال درگیر مسئله تحدید حدود ایران و عثمانی بود، در حالی که میرزا محبعلی­ خان و میرزا جهانگیر خان صد و دو سال درگیر این مسئله بودند. اقدامات و آثار این دو به هیچ وجه قابل مقایسه با امیرکبیر نیست، اما ما تنها به امیر بسنده کرده و این دو و امثال آنها را به کلی از یاد برده ایم. تا منابع، متون و اسناد را شناسایی و منتشر نکنیم نمی­‌توانیم به درک و شناخت درستی از تاریخ ایران دست یابیم. باید از کلی‌گویی، حرف‌های بی­ سند و مدرک و قضاوت­‌های سطحی در پژوهش­‌های تاریخی پرهیز کرد و با انتشار اسناد و مدارک اصیل راه شناخت دقیق و عمیق را هموار کرد.   درباره آثار دیگر خودتان و آثار در دست چاپ و برنامه‌های پژوهشی‌تان هم اگر توضیح بدهید ممنون می‌شویم. چنانکه اشاره کردم انتشار «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» از سال 1387 شروع شده و نهمین مجلد آن در انتظار دریافت مجوز نشر است. مجلد دهم نیز تقریباً به پایان رسیده است. انتشار این دست منابع و متون برای ناشر خصوصی مقرون به صرفه نیست، با این حال انتشارات طهوری که از قدیم دغدغه تاریخ و فرهنگ ایران را داشته و در انتشار متون تاریخی و ادبی همیشه پیشگام بوده با وجود مشکلات پیش­رو در بازار نشر، نسبت به انتشار این دست آثار اهتمام ویژه به خرج داده که جای سپاسگزاری است. در کنار این کارها، از سال 1390 رشته نوشته‌هایی از سوی اینجانب ذیل عنوان کلی «ایران در متون و منابع عثمانی» در مجله وزین گزارش میراث منتشر می‌­شود. تاکنون شانزده شماره به چاپ رسیده و انتشار آن انشاالله ادامه خواهد یافت. به جز اینها یکی دو اثر نیز در ربط با تاریخ و جغرافیای امپراتوری عثمانی منتشر نموده‌ام. از جمله «اطلس عثمانی در اوایل سده بیستم» که با همکاری استاد گرامی جناب آقای علی کاتبی ترجمه کرده و پژوهشکده تاریخ اسلام منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 12 Feb 2019 05:51:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271486/میرزا-محبعلی-خان-مترجم-اولین-کتاب-حقوق-بین-الملل-زبان-فارسی حس یگانگی در خشم و خروش همگانی زاییده می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271696/حس-یگانگی-خشم-خروش-همگانی-زاییده-می-شود خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: استاد از کلاس رفتن هراس دارد؛ می‌ترسد برود سر کلاس و مجبور باشد مثل دانشجویان انقلابی‌اش درباره حکومت حرف بزند، شروع می‌کند به حرف زدن با خودش: «سوال بودار می‌کنند و نمی‌توانم جواب بدهم. آقا به نظر حضرتعالی بهترین سیستم حکومتی چیست؟» گویی جواب را نمی‌داند. دوست دارد سر در لاک خود داشته باشد. او را نویسنده نماد روشنفکران غرق در گذشته می‌داند. آنها که از احساسات توده‌ها در روزهای انقلابی می‌ترسند و نمی‌دانند در کجای این تکاپوهای تاریخ‌ساز ایستاده‌اند یا باید بایستند. و به کلاس می‌رود و تصویری که نویسنده از کلاس درس می‌دهد بیش از هر چیز چشم‌اندازی‌ست از آنچه در دانشگاه‌ها می‌گذشته‌است؛ در تب و تاب روزهای منتهی به انقلاب: «نیمکت‌ها انباشته از پسر و دختر. صدای هیاهو. همهمه هول. شروع کرده‌اند. کف کفششان را بر زمین می‌کوبند. چه کنم؟پس صابری کجاست؟ من که آمده‌ام. حالا اگر اینها می‌خواهند کلاس را تعطیل کنند بکنند. به من چه؟ باید بروم. باید زودتر خودم را به در برسانم. صابری را چه کنم؟ مددی را؟می‌گویند کلاس را تعطیل کرد. نه. می‌ایستم. نه. می‌نشینم. همین‌جا. شرق‌شرق‌شرق. ترق‌ترق‌ترق. می‌کوبند. موزون. مثل زنجیر‌زدن و سینه‌زدن توی دسته در شب عاشورا. وای حسین کشته‌شد! وای حسین کشته شد!» هرمز شهدادی در مهم‌ترین اثر داستانی‌اش، «شب هول»، تب و تاب روزهای انقلاب را در دانشگاه ترسیم می‌کند، به رساترین شکل، تشبیه فضای احساسی و ملتهب کلاس به عاشورا، به لحاظ سمبولیک اهمیت معرفت‌شناسانه درخور تاملی دارد؛ گویی نویسنده تعمدا می‌خواهد به بحران‌های روزهای منتهی به انقلاب باری عاطفی و حماسی بدهد. او در این تکاپوها بخشی از تاریخ اجتماعی روزهایی را می‌نویسد که به یک اتفاق سیاسی بزرگ انجامید: انقلاب. از باطوم به دست‌های مستقر در محوطه دانشگاه می‌نویسد از اینکه اگر به کلاس‌های شلوغ از همهمه شعار و اعتراض حمله کنند، بر تن هر کس که سر راه‌شان باشد باطوم می‌زنند. بعد به گذشته سر می‌خورد؛ گویی در اعتراض و رنجی که در اطرافش می بیند نوعی توالی تاریخی را جستجو می‌کند:   «اغلب با پا کوبیدن شروع می‌کنند. ما چطور شروع می‌کردیم؟ همین‌طور. هو هم می‌کشیدیم. شعار هم می‌دادیم. شعر هم می‌خواندیم.» بعدتر از ترس می گوید، حال و احوالی که آدم های محتاط در روزهای بحران زده انقلابی تجربه می کنند؛ راوی استاد دانشگاه است، یک فرهیخته کوچک و مغبون، نماینده روشنفکران سردرگم آن روزها: «وحشت همیشه با ماست. مثل خدا که همیشه با ماست. باورمان نمی شود که می شود نترسید. همان طور که باورمان نمی شود که می شود خدایی نباشد. حتی تصورش برایمان مشکل است. لاک‌پشت بدون لاک تاب هوا را هم ندارد. و ترس ما لاک ماست. پوسته‌ای سخت است که از فضای بیرون، از هوای بیرون و از نفس آدم‌های بیرون جدایمان می‌کند. همیشه محتاطیم. به کوچک‌ترین حرکت ناآشنایی سرمان را می‌دزدیم و در درون پوسته ترس پنهان می‌شویم. نفوذناپذیر و جامد.در درون این قشر ضخیم است که کابوس‌هایمان عذابمان می‌دهد. در درون این قشر ضخیم است که بیداریم، می‌بینیم، می‌شنویم، و همه گمان می‌کنند که سنگیم، نمی‌بینیم، نمی‌شنویم، خوابیم. و یا اگر خیلی هوشیارمان بپندارند، فکر می‌کنند پذیرفته‌ایم.» و کمی جلوتر شخصیتی به مخاطب معرفی می شود به نام هادی، او می‌خواهد از ترس‌ها عبور کند و به حال و هوای انقلاب بپیوندد، می‌خواهد به آینده فکر کند و از آرامشی که کتاب و بورژوازی برایش به ارمغان آورده‌است، رها شود: «یک روز چشم‌هایم را باز کردم و دیدم که اگر دیر بجنبم من هم نابود خواهم شد. من هم یکی از افراد نسل خودم خواهم شد که نسل بی ریشه‌ای‌ست. ما نه با گذشته ارتباط داریم و نه با آینده. خوانده‌هایمان ناقص و پراکنده است. هیچ‌کدام آن آگاهی اجتماعی لازم را ایجاد نمی‌کند. چه فرقی میان زنجموره این خواننده‌های رادیو است و آه و ناله فلان شاعر یا داستان‌نویس؟ شرایط بحرانی جامعه در کدام اثر هنری متداول بازگو شده‌است؟ بالاخره به این نتیجه رسیدم که باید یک بار و برای همیشه از گذشته دست بردارم. باید با شناخت تازه‌ای که به دست آورده‌ام، ذره‌ذره، جزء به جزء شرایط محیط، روابط اجتماعی، و خلاصه همه وجوه حیات فردی و جمعی خودم را تجزیه و تحلیل کنم و آن گاه محصول فعالیت نظری را در عمل به کار ببرم. محک و معیار دیگری نیست. خوشبختانه راه درست را زود پیدا کردم، راه عمل را. راهی که پر از دشواری و سختی است اما به پاداشش می‌ارزد. راهی که یقین دارم گام نهادن در آن جز برای آنان که سراپا ایمان باشند میسر نیست. ایمان به عمل. ایمان به آینده روشن. ایمان به زندگی آزاد و برابری همگان.» چنانچه کاملا پیداست نویسنده روایت در این تکه‌ها هم تصویر روشن و کاملی از فضای فکری‌ای را ترسیم می‌کند که در روزهای انقلابی، مشهود بوده‌ است، غلبه احساسات و المان‌های قدسی‌ای همچون ایمان بر کتاب‌ها و آموزه‌های پیشین؛ کوشش برای طرحی نو درانداختن که گویی با تمسک به آنچه از پیش در ذهن داشته اند، امکان‌پذیر نبوده‌است؛ از این رو «شب هول» هرمز شهدادی، یک تصویر رسا از جامعه‌ای انقلابی و آدم‌های موثر در آن است. این رویکرد را در این تکه از روایت هم می‌توان یافت؛ وقتی آدم‌های به شدت انقلابی از احساسات عاشقانه هم می‌گریختند مبادا بندی شود بر پای عمل‌شان: «باید میان او و عمل یکی را انتخاب می‌کردم. نمی‌شد. محال بود بشود با زن و بعد هم بچه کار کرد. هنوز هم دوستش می‌دارم. هنوز هم در خواب، وقتی تسلط بر احساسات میسر نیست او را می بینم و با او همدم می شوم. اما مجبور بودم. درست است که فهمید و قبول کرد، اما صدای هق‌هقش هنوز در گوشم مانده است. نمی شد. جابرزاده یادت می‌آید؟ همدوره ما که در رشته قضایی بود. تا چهارسال همه خیال می‌کردند ازدواج کرده‌ است. از بس حلقه انگشتری‌اش را نشان می‌داد و از دست زن و بچه پیش این و آن شکایت می‌کرد. راستش با عمل ازدواج کرده بود. نه زنی داشت و نه بچه‌ای. حقیقتش همین است. نمی‌شود با هر دو ازدواج کرد.» و راوی جابرزاده را به یاد می‌آورد و به مخاطب می‌شناساندش تا یادآور تیپ محبوب انقلابی آن سالها باشد، جابرزاده: «جابرزاده را می‌شناختم. کوتاه‌قد بود و همیشه می‌خندید. مذهبی بود. گاهی قرائت قرآن هم درس می‌داد و صوت قرآن خواندنش گوش‌نواز بود. خبر درگیری و در بند شدن‌اش را در روزنامه خوانده بودم.» در مجموع باید گفت «شب هول» را هرمز شهدادی برای نقد و تحلیل روشنفکران ایرانی در سال‌های منتهی به انقلاب می‌نویسد، با لحنی گزنده و تلخ، رنجور از بی‌عملی روشنفکران در برابر عمل‌گرایی چریک‌ها و مذهبیون؛ و در کنار این هدف او به هدف تاریخ‌مند بزرگتری هم دست می‌یابد: نگارش ریز به ریز تاریخ اجتماعی انقلاب، روایتی که صحنه‌های تظاهرات را هم بازسازی می‌کند، با زبانی نمادین و معرفتی ژرفانگر: «از جلو دانشکده ادبیات به راه افتاده‌ بودند. تعدادشان وقتی به جلو دانشکده فنی رسیده بودند، چندین‌برابر شده بود. صحن دانشکده حقوق را تماما پر کرده بودند. تظاهرات خود به خود. مثل گلوله کوچکی که از فراز قله کوه برف پوشیده‌ای سرازیر می‌شود و تا به دامنه و به ته دره برسد توده بهمن عظیمی می‌شود. آدم را در خود فرو می‌برد. داد و فریادها، شعارها تو را در گردابی ژرف می‌اندازد. ترس اندک‌اندک از تن می‌ریزد. پوست می‌شکفد. دمل‌های چرکین هزارساله سر باز می‌کنند. در جنجال بخار می‌شوند. فردیت از میان می‌رود. حس یگانگی در خشم و خروش همگانی زاییده می‌شود. حس یگانگی وقتی بیشتر می‌شود که کامیون‌ها سر می‌رسند. سربازان گارد را در جلو هر دانشکده پیاده می‌کنند. اینان سراپا مجهزند. کاسکت‌هایی بر سر دارند که صورتشان را در نقاب می‌پوشاند. سپرهایی به دست دارند که اندامشان را مخفی می‌کند. هر یک باطومی در دست دارند. هیچ‌کدام نگاه نمی‌کنند. هیچ‌کدام نمی‌شنوند. گوش نمی‌دهند. ندیدن و نشنیدن اجرای وظیفه شان را آسان می‌کند. فقط افسرهای فرمانده می‌بینند. فقط افسرهای فرمانده می‌شنوند. چشم‌هایشان دانشجو را می‌پاید. گوش‌هایشان چسبیده به سطح واکی‌تاکی‌هاست. با دستگاه بیسیم به مرکز وصل شده‌اند. مرکز سرنخ را می‌کشد. و ناگهان به راهشان می‌اندازد. می‌دوند. باطوم‌ها را می‌چرخانند. بی‌مهابا فرود می‌آورند. مهم نیست به کجا. مهم نیست به چه کس. تاریخ است که می‌زند. تاریخ است که سر می‌شکند. دست و پا خرد می‌کند...» ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 16:21:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271696/حس-یگانگی-خشم-خروش-همگانی-زاییده-می-شود هویت فرهنگی ملت‌ها با هنر آنها پیوند خورده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271767/هویت-فرهنگی-ملت-ها-هنر-پیوند-خورده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر؛ متن پیام صالحی به این جشنواره چنین است: هویت فرهنگی ملت‌ها با هنر آنها پیوند خورده است؛ جشنواره تئاتر فجر فرصتی مغتنم است تا تلاقی و ارتباط میان سلیقه‌ها و پیرنگ‌های مختلف به بار نشیند و هویت کلان فرهنگی ایران اسلامی را به نمایش گذارد.   تئاتر هنر زنده است، هنر زندگی است، زاویه‌های مختلف زیست فرهنگی ایرانی در مواجهه با زیباشناسی فاخر هنرمندان این سرزمین در میدان گفتگو با دیگر فرهنگ‌ها می‌آید تا توانش عظیم فرهنگی غنی ایرانی را برای تعامل و گفتگوی سازنده با جهان تصویر کند.   و اینک زندگی در صحنه‌های جشنواره‌ای با بازنمای تجربه‌های زیسته، نمایشی با شکوه از همدلی میان خود و دیگری را به تماشا می‌گذارد.   در جشن چهل سالگی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، سپاس مند هنرمندان این سرزمین‌ام که جمال و کمال هنر را با مفاهیم انسانی و آرمانی آمیخته اند و تعالی جان انسان ها و پیشرفت ایران اسلامی را همت خویش داشته‌اند و زبان هنر و نمایش را، زبان گفتگوی فرهنگی با جهانیان ساخته‌اند.   سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند از 22 بهمن تا 4 اسفند برگزار خواهد شد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 10:05:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271767/هویت-فرهنگی-ملت-ها-هنر-پیوند-خورده توزیع بیش از ۱۷ هزار محصول فرهنگی با موضوع انقلاب اسلامی در راهپیمایی ۲۲ بهمن http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271765/توزیع-بیش-۱۷-هزار-محصول-فرهنگی-موضوع-انقلاب-اسلامی-راهپیمایی-۲۲-بهمن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی،ایستگاه‌های سازمان فرهنگی هنری در راهپیمایی ۲۲ بهمن، فعالیت خود را آغاز کردند. ایستگاه‌های ویژه سازمان فرهنگی هنری در مسیر راهپیمایی ۲۲ بهمن با عنوان کلی «ایران ما انقلاب ما» و با رویکرد «تقویت هویت انقلابی» در ۷ نقطه از مسیر برپا شده است و  تا پایان راهپیمایی ۲۲ بهمن، میزبان شهروندان است.   این ایستگاه‌ها با هدف گرامی‌داشت ایام‌الله دهه فجر با حضور خانواده و چهره‌های برتر فرهنگی، هنری و ورزشی انقلاب اسلامی و آشنایی نسل جوان با دستاوردهای فرهنگی هنری انقلاب اسلامی برنامه‌های ویژه‌ای را برگزار می‌کند.   عکس یادگاری با کیک چهل سالگی انقلاب اسلامی و انتشار آن در فضای مجازی، دادخواهی کودکان از حکام ظالم با طراحی یک دادگاه نمادین، اجرای گریم پرچم جمهوری اسلامی ایران روی صورت راهپیمایان و به نمایش گذاشتن اینفوگرافی دستاوردهای انقلاب اسلامی،شعارنویسی دیواری، کارگاه هنری،روایتگری انقلاب، اجرای موسیقی، اجرای سرودهای انقلابی توسط گروه‌های دانش‌آموزی، اجرای مسابقه، نمایش میدانی عروسک‌های غول‌پیکر از جمله برنامه‌هایی است که در ۵ ایستگاه سازمان فرهنگی هنری در حال برگزاری است.   همچنین بیش از ۱۷ هزار محصول فرهنگی با موضوع انقلاب اسلامی که توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تولید شده، در راهپیمایی ۲۲ بهمن بین شهروندان توزیع می‌شود.   نشانی ایستگاه‌های سازمان فرهنگی هنری   برای استفاده از مجموعه برنامه‌های فرهنگی هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران می‌توانید به ایستگاه‌های زیر مراجعه کنید: ضلع شمالی میدان انقلاب اسلامی خیابان انقلاب اسلامی، نبش خیابان ۱۶ آذر خیابان آزادی، جنب ایستگاه متروی استاد معین خیابان انقلاب اسلامی، نبش خیابان فلسطین خیابان آزادی، جنب دانشگاه صنعتی شریف «ایستگاه رادیو تهران»   همچنین دو ایستگاه نیز به صورت نگاه‌گذر در مسیر راهپیمایی برپاست.   برنامه‌های راهپیمایی ۲۲ بهمن تا اقامه نماز ظهر و عصر ادامه خواهد داشت. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 08:28:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271765/توزیع-بیش-۱۷-هزار-محصول-فرهنگی-موضوع-انقلاب-اسلامی-راهپیمایی-۲۲-بهمن تاریخ مردم ایران در آیینه‌ آثار عبید زاکانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271764/تاریخ-مردم-ایران-آیینه-آثار-عبید-زاکانی به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) هفتمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ عبید زاکانی در روز چهارشنبه ۲۴ بهمن به بررسی و تحلیل «تاریخ مردم ایران در آیینه‌ی آثار عبید زاکانی» اختصاص دارد. در این نشست که ساعت ۱۶:۳۰ برگزار می‌شود دکتر داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران سخنرانی می‌کند. آثار عبید زاکانی برای پژوهش در جنبه‌هایی از تاریخ مردم ایران روزگار پس از مغولان اهمیت و ارزش ویژه‌ای دارند. با رجوع به آثار او و بررسی روشمند شواهد و داده‌های مندرج در آن‌ها می‌توان سویه‌ها و گوشه‌هایی از تاریخ اجتماعی ایران آن روزگار را تا حدودی از تاریکی درآورد. برای نمونه آثار عبید برای پژوهش در تاریخ اخلاقی ایران، ارزش یگانه و منحصر به فردی دارند و با رجوع به آن‌ها می‌توان تصویر روشن‌تری از شرایط اخلاقی جامعه‌ی ایران روزگار پس از مغولان به دست داد.   مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 08:11:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271764/تاریخ-مردم-ایران-آیینه-آثار-عبید-زاکانی کتابگردی در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271763/کتابگردی-راه-پیمایی-۲۲-بهمن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، ویژه برنامه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در راه‌‌پیمایی پر شکوه ۲۲ بهمن با شعار «ایران ما، انقلاب ما» از نخستین ساعات چهلمین حضور پر شکوه مردم آغاز شده است.   چهار دستگاه اتوبوس کتابگرد هدهد که چندی پیش در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران افتتاح شد در طول مسیر راهپیمایی به شهروندان ارائه خدمات می‌کند و پرده‌خوانی کتاب و قصه‌گویی برای کودکان از جمله برنامه‌های آن خواهد بود.   سازمان فرهنگی هنری چهار دستگاه اتوبوس را به صورت کتابخانه سیار تجهیز کرده‌ است که در هر دستگاه اتوبوس بین ۴ تا ۵ هزار جلد کتاب موجود است. کتاب‌ها به صورت موضوعی انتخاب شده‌اند. این اتوبوس‌ها در طول سال در مناطق مختلف شهر تهران با توجه ویژه به مناطق جنوبی شهر تهران به حرکت خود ادامه می‌دهند. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 07:57:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271763/کتابگردی-راه-پیمایی-۲۲-بهمن «سینما و انقلاب» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271772/سینما-انقلاب-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، این شماره فصلنامه که به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده، شامل چندین فصل و ده ها مقاله است. در این فصلنامه، برای اولین بار فیلمشناخت سینمای انقلاب گردآوری و در اختیار پژوهش گران سینمای ایران قرار گرفته است. بررسی فیلم های مرتبط با انقلاب در اولین دهه انقلاب و همچنین کلیت سینمای انقلاب در سه دهه بعد، از دیگر فصل های این مجموعه است. علاوه بر این، میزگرد مفصل «بر هم کنش انقلاب اسلامی و سینمای ایران» با حضور فیلمسازان و کارشناسان فرهنگی برگزار شده که طی آن به ابعاد مختلف و تاثیرات متقابل سینما و انقلاب و بررسی تاریخچه و چگونگی ورود مضامین انقلابی به سینمای ایران پرداخته شده است.   از دیگر مباحثی که در این فصلنامه می‌خوانید، بررسی آثار سینمایی انقلاب‌های سایر کشورهای جهان پرداخته شده است.   همچنین فیلمنامه کامل فیلم «نبرد الجزیره» یکی از فیلم های شناخته شده سینمای انقلابی جهان، در این شماره از فصلنامه فارابی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.   فصلنامه سینمایی فارابی، به مدیرمسئولی علیرضا تابش و سردبیری دکتر مسعود نقاش زاده منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 07:55:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271772/سینما-انقلاب-منتشر