خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Thu, 23 May 2019 15:02:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 23 May 2019 15:02:10 GMT تاریخ و سیاست 60 غفوری: تنها منبع فردوسی شاهنامه ابومنصوری نبوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276104/غفوری-تنها-منبع-فردوسی-شاهنامه-ابومنصوری-نبوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نخستین جلسه از سلسله نشست‌های نقد و بررسی برترین‌های پانزدهمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال، به ارزیابی کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه» اختصاص داشت. در این نشست، ابوالفضل خطیبی عضو هیئت‌علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، علی دلیر عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، حسین دهقان دبیر علمی جشنواره پژوهش فرهنگی سال و فرزین غفوری نویسنده کتاب، که او نیز عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است حضور داشتند و سخن گفتند. این نشست عصر روز چهارشنبه اول خردادماه 1398 در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.   در ابتدای نشست، حسین دهقان دبیر علمی جشنواره پژوهش فرهنگی سال از این گفت که برگزاری نشست‌های نقد و بررسی آثار برگزیده این جشنواره، از این دوره که پانزدهمین دوره جشنواره پژوهش فرهنگی سال بوده است در دستور کار برگزارکنندگان این جایزه قرار گرفته تا ضمن آنکه گستره فعالیت جشنواره تمام طول سال را فرابگیرد و در نتیجه پویایی جشنواره افزایش یابد، گامی در جهت معرفی هر چه بیشتر آثار برگزیده نیز برداشته شود.   پس از این سخنان مقدماتی نوبت به نویسنده کتاب، فرزین غفوری رسید تا به معرفی اثر خود بپردازد. غفوری در ابتدای سخنانش گفت: «من از دوره فوق لیسانس درگیر کار بر روی ایده این اثر بودم که در نهایت به پایان‌نامه دوران فوق‌لیسانسم تبدیل شد و پس از آن در دوران دکترا هم ادامه پیدا کرد و با تعمیق و تکمیل آن در این دوره به اثری تبدیل شد که شکل ویراسته‌اش را در این کتاب می‌بینید.»   وی افزود: «من کار پژوهشی خود برای این کتاب را با مطالعه تطبیقی قسمت‌های مربوط به خسرو انوشیروان در شاهنامه آغاز کردم. از میان قسمت‌های مربوط به خسرو انوشیروان هم تمرکز خود را بر آن بخش‌هایی گذاشتم که جنبه تاریخی قوی داشت مثل اصلاحات خسرو انوشیروان و جنگ‌های او. این بخش‌ها را با منابع تاریخی موجود باقی مانده در زمینه زیست و حکومت خسرو انوشیروان مطابقت دادم و این تبدیل به پایان‌نامه فوق لیسانسم شد. در دوره دکتری علاوه بر تعمیق این مباحث، به بحث منابع تاریخی شاهنامه نیز پرداختم.» غفوری گفت: «در صد سال گذشته درباره منابع شاهنامه بحث‌های فراوانی صورت گرفته و مهمترین دستاورد این صد سال اجماع بر این موضوع بوده که اساس شاهنامه فردوسی شاهنامه ابومنصوری بوده است.»   این عضو هیئت علمی فرهنگستان ضمن بیان این موضوع که مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد شاهنامه همپای دیگر منابع تاریخی باقی مانده از دوره خودش حرکت می‌کند گفت: «حتی در بعضی موارد مانند جنگ‌های خسرو انوشیروان شاهنامه نسبت به تمام منابع دوره اولیه اسلامی مانند تاریخ طبری، تاریخ بلعی و دیگر منابع برتری دارد. پرسشی که برای من پیش آمد این بود که این برتری محسوس که هم از لحاظ دقت و هم از لحاظ تفصیل است، از کجا پدید آمده است؟ چون این برتری حتی نسبت به تاریخ ثعالبی هم مشاهده می‌شد به این نتیجه رسیدم که فردوسی منبع منحصر به فردی داشته است که در دسترس دیگر مورخان آن دوره نبوده است.»     وی گفت: «ویژگی دوران خسرو انوشیروان این است که طولانی بوده است و از سوی دیگر، او شاهنشاهی بسیار مشهور بوده است. به همین دلیل در منابع بیزانسی و ارمنی و... اطلاعات فراوانی درباره او پیدا می‌کنیم و از طریق کتاب الفهرست ابن‌ندیم نیز می‌توانیم دریابیم که کتاب‌هایی درباره او در زمان تهیه کتاب الفهرست وجود داشته است. از جمله این کتاب‌ها الکارنامج فی سیرت انوشروان، التاج فی سیرت انوشروان و کتاب انوشروان بوده‌اند.»   غفوری افزود: «من به این نتیجه رسیدم که به موازات هم سه دسته گزارش معتبر درباره انوشیروان وجود دارد. یکی گزارشی که در تجارب الامم ابوعلی مسکویه آمده است. دیگری گزارشی که در نهایت الامم و اخبار الطوال آمده و گزارش سوم گزارشی است که در شاهنامه ذکر شده. هر یک از این گزارش‌ها هم به یکی از منابعی که ابن ندیم آنها را نام برده دسترسی داشته‌اند و هیچ یک از سنت خدای‌نامه که تاریخ پادشاهان را به صورت کلی و نه با تفصیل بررسی می‌کرده، در این مورد خاص بهره‌برداری نکرده‌اند.»   به گفته این پژوهشگر: «محققان اثر جدید کم کم داشتند به اجماع می‌رسیدند دو کتاب التاج فی سیرت انوشروان و الکارنامج فی سیرت انوشروان یک کتاب بوده‌اند و هر دو منبع مسکویه قرار گرفته‌اند. نتیجه‌ای که من گرفتم این بود که این‌گونه نیست و منبع مسکویه هیچ یک از این دو کتاب نبوده و احتمال دارد کتاب سوم فهرست ابن ندیم باشد. الکارنامج منبعی بوده است که به احتمال قریب به یقین فردوسی برای نوشتن دوران انوشیروان از آن بهره برده است و التاج هم منبع نهایت العرب و دینوری بوده است.»   غفوری همچنین گفت: «دستاوردی که این کتاب در زمینه منبع‌شناسی شاهنامه دارد مهم است ولی حتی اگر آن را نادیده بگیریم در زمینه مطالعه تطبیقی نیز این دستاوردها پر اهمیت است. مثلاً در مورد شورش انوشزاد نشان داده‌ام زاویه ورود نولدکه شاهنامه‌پژوه آلمانی و نینا پیگولوسکایا خاورشناس روس به این موضوع غلط بوده و شورش انوشزاد پس از نبرد انطاکیه و زمانی که خسرو انوشیروان در کشور حضور نداشته رخ داده است.»   وی با اشاره به اینکه بزرگان شاهنامه‎پژوهی بر این موضوع تاکید دارند که شاهنامه ابومنصری منبع اساس و شاید تنها منبع فردوسی بوده است گفت: «اگر این فرض را قبول کنیم می‌شود گفت مصنفان شاهنامه ابومنصوری به الکارنامج دسترسی داشته‌اند ولی به گمان من به احتمال فراوان خود فردوسی به الکارنامج  دسترسی داشته است.»   پس از آنکه غفوری سخنان خود را به پایان رساند نوبت به ابوالفضل خطیبی شاهنامه‌پژوه رسید تا به ارزیابی کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه» بپردازد. وی گفت: «در زمانه‌ای که رساله‌ها انشای تمام عیار هستند این رساله و این کتاب اثری درخشان و حاصل دقت، زحمت و پشتکار فراوان محسوب می‌شود. در این کتاب منابع مختلف فارسی و غیر فارسی مورد توجه قرار گرفته و می‌شود گفت منبع مهمی نبوده که از نظر نویسنده پنهان مانده باشد.»   خطیبی گفت: «این اثر مطالعات تطبیقی بین شاهنامه و تاریخ ایران باستان را چند گام به جلو برده است و اثری بسیار مهم تلقی می‌شود.   وی با اشاره به تقسیم بندی شاهنامه به سه بخش اساطیر، پهلوانی و تاریخی که به وسیله یوگنی برتلس انجام گرفته است گفت: «بر مبنای این تقسیم‌بندی غالباً بخش‌های تاریخی شاهنامه به این بهانه که از غنای داستانی بخش‌های اساطیری و پهلوانی بی‌بهره هستند کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. در عین حال این تصور وجود دارد که به دلیل روایی بودن شاهنامه و در نتیجه احتمال ورود تخیل به آن، بخش‌های تاریخی اثر از اهمیتی بهره نمی‌برد. غفوری این تز را به کلی کنار گذاشته و با مطالعه تطبیقی اهمیت بخش‌های تاریخی شاهنامه را نمایان کرده است. این مطالعه به ویژه در مطابقت شاهنامه با تاریخ پروکوپیوس اهمیت خود را نمایان می‌سازد.»   خطیبی سپس تشکیک خود درباره تقسیم‌بندی سه‌گانه برتلس را ادامه داد و گفت: «ما می‌دانیم که در بخش پهلوانی شاهنامه رد پای پادشاهان اشکانی و خاندان‌های آن دوران قابل مشاهده است و همچنین در بخش تاریخی، نمودهایی از اتفاقاتی که در بخش‌های اساطیری رخ می‌دهد را مشاهده می‌کنیم. از جمله این اتفاقات می‌توان به اژدهاکشی‌هایی که در این بخش رخ می‌دهد اشاره کرد. این تداخل‌ها باعث می‌شود که نتوانیم تقسیم‌بندی برتلس را چندان دقیق بدانیم و بر مبنای آن بخواهیم درباره روایت‌های شاهنامه نظر کلی صادر کنیم. ضمن اینکه دیدی که در گذشته وجود داشته تمایزی میان تاریخ و افسانه و حماسه قائل نبوده و حتی امروز هم همین تصور در میان مردم وجود دارد و چندان میان این بخش‌ها تفاوتی قائل نمی‌شوند.» وی افزود: «شاهنامه که مهم‌ترین اثر حماسی ایران است با حماسه‌های دیگر کشورها به کل متفاوت است. به قول خالقی مطلق شاهنامه یک کتاب نیست. می‌توان نزدیک به سی تا چهل کتاب را شمرد که در یک کتاب جمع شده و شاهنامه را تشکیل داده‌اند.»   او در بخش دیگری از سخنانش به جنبه‌های انتقادی بحث خود نسبت به کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه» پرداخت و گفت: «اولین ایراد را به نام کتاب وارد می‌دانم. سنجش اسم مصدر است و معنای مقایسه می‌دهد و باید همراه آن «با» بیاید. سنجش معنای ارزیابی ندارد. از طرف دیگر منابع تاریخی شاهنامه که در عنوان کتاب ذکر شده مقوله مبهمی است. به درستی از عنوان نمی‌توان مستفاد کرد که منظور از منابع تاریخی چیست. عنوان پیشنهادی من برای چنین کتابی می‌توانست چنین باشد: مقایسه گزارش شاهنامه با منابع تاریخی.»   وی گفت: «تا جایی که کتاب به مطالعه تطبیقی می‌پردازد عالی است ولی زمانی که وارد بحث خدای‌نامه می‌شود به نظرم باید عمیق‌تر می‌بود. خدای‌نامه یکی از بحث‌های پیچیده شاهنامه‌شناسی است و هر کس درباره این مقوله نظری دارد. به همین دلیل نمی‌توان نظر قطعی داد و مثلاً گفت فردوسی حتماً از الکارنامج بهره برده است. ما نمی‌توانیم نظر قطعی بدهیم ولی من به این موضوع که فردوسی از الکارنامج بهره برده اعتقادی ندارم.  من معتقدم منبع فردوسی فقط شاهنامه ابومنصوری بوده است.»   به گفته خطیبی: «شاهنامه با ساختار منسجم فعلی‌اش نمی‌تواند محصول پنجاه یا صد سال باشد. بی‌شک این اثر پیش از آنکه به فردوسی برسد بسیار چکش‌کاری شده و فردوسی با توجه به صفت امانتداری که به قرائن مختلف در او سراغ داریم آن اثر را به صورت کامل به نظم درآورده است. فردوسی جا به جا امانتداری خود را در شاهنامه اثبات می‌کند. چه دلیلی دارد که از الکارنامج استفاده کند و منبع را نگوید؟»   پس از خطیبی نوبت به علی دلیر رسید تا نظرات خود درباره کتاب را بیان کند. وی گفت: «این کتاب آغازگر نگرش ژرف به شاهنامه از زاویه‌ای دیگر است و هر کدام از عناوین و سرفصل‌هایی که کتاب به آنها می‌پردازد می‌تواند سرنخ و منشا تحقیقی بزرگ می تواند باشد.»   وی افزود: «سطر به سطر کتاب ساختارمند است و مانند رود روانی پیش می‌رود و روایتی جذاب دارد و ملال انگیز نمی شود. این کتاب این حقیقت را گوشزد می‌کند که فردوسی خردورز مانند یک خرد کل انسان را در فرهنگ عمیق ایرانی دیده است .»   دلیر با اشاره به اینکه عنوان کتاب گویا نیست و با متن همخوانی ندارد به مقوله رویکرد فردوسی نسبت به تاریخ پرداخت و گفت: «فردوسی در بخش تاریخی اثرش هم از جایگاه خود در مقام راوی خارج نشده و نگاهش نگاه صرفاً تاریخی نبوده است. فردوسی بسیاری از واژه‌ها را خودش ساخته و بعضی از اسامی خاص را بر مبنای الزامات وزنی و... به شکل دیگری درآورده است و در مواجهه با شاهنامه به عنوان اثری تاریخی حتماً باید جنبه ادبی اثر و دخل و تصرف‌هایی که از این منظر در روایت تاریخی صورت گرفته است را مدنظر قرار دهیم.» ]]> تاریخ و سیاست Thu, 23 May 2019 10:25:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276104/غفوری-تنها-منبع-فردوسی-شاهنامه-ابومنصوری-نبوده چرا «ثقةالاسلام تبریزی» دخترش را «مشروطه‌ خانم» صدا می‌زد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275971/چرا-ثقةالاسلام-تبریزی-دخترش-مشروطه-خانم-صدا-می-زد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سرو سربدار؛ زندگی، زمانه و اندیشه میرزا علی‌آقا ثقة‌الاسلام تبریزی» که حاصل تحقیقات یحیی آریابخشایش است، به دلیل رویکرد پژوهشی مبتنی بر برخورد انتقادی با متون و اسناد به جا مانده از ثقة‌الاسلام و تلاش برای ارائه روایتی همه‌جانبه‌نگر و مبتنی بر مطالعه همه اسناد موجود، اثری قابل توجه و ارجاع درباره زندگی این شخصیت موثر دوران مشروطه محسوب می‌شود.   آریابخشایش کتاب خود را با شرح روند تحقیقات خود برای دستیابی به منابع مرتبط با ثقة‌الاسلام و همچنین بررسی انتقادی کتاب‌های منتشر شده درباره این شخصیت تاریخی آغاز می‌کند. او در مقدمه کتاب اشاره می‌کند که برای به دست آوردن اسنادی از زندگی ثقة‌الاسلام به تبریز و منزل او مراجعه کرده و در کمال تعجب متوجه شده منزل ثقةالاسلام به دفتر یک مجموعه تجاری مرتبط با منطقه آزاد تجاری ارس تبدیل شده است و اسناد مربوط به او نیز از منزل خارج شده و بخشی از آنها در موزه مشروطه تبریز نگهداری می‌شوند!   بخشایش همچنین 14 صفحه از کتاب خود را به معرفی و بررسی و نقد کتاب‌های مرتبط با ثقةالاسلام اختصاص داده است. این معرفی و بررسی به نسبت مختصر، پیش از ورود به بخش اول کتاب، تصویری اجمالی از فضای بحث درباره ثقةالاسلام به مخاطب ارائه می‌دهد و ذهن او را برای ورود به بحث آماده می‌کند. علاوه بر این، با توجه به اینکه آریابخشایش در جای‌جای این بخش مقدماتی به این موضوع که کدام یک از این آثار را معتبر می‌داند اشاره کرده و دلایل خود برای اعتبار اثر را نیز ذکر کرده است، پذیرش این موضوع که نویسنده کتاب پژوهشگری دقیق و قابل اعتماد است برای مخاطب آسان‌تر می‌شود.   شیوه‌ای که آریابخشایش در کتاب خود اتخاذ کرده، شیوه‌ای با سابقه دیرین است، از جمله در ایران، به عنوان نمونه، فریدون آدمیت در آثار تاریخی خود پیش از شروع مباحث اصلی، بحث مفصلی درباره منابع و کیفیت آنها ارائه می‌داد، این شیوه اما به دلایل مختلف در سال‌های اخیر کمتر مورد توجه محققان بوده است. شاید در زمانه‌ای که روند تحقیقات در حوزه‌هایی نظیر تاریخ بیش از پیش متهم به پخته‎خواری و کپی‌پیستی بودن می‌شوند، بهره‌گیری از روشی که آریابخشایش در پیش گرفته است، راهی برای جلب اعتماد مخاطب باشد.   کتاب «سرو سربدار» در پنج فصل تنظیم شده است. فصل اول آن به خاندان ثقةالاسلام تبریزی اختصاص دارد و در این فصل پیشینه شیخی او نیز مورد توجه قرار گرفته است. مکتب شیخی یکی از مکاتب برآمده از دل تشیع است که از زمان صفوی و با بنیان‌گذاری شیخ احمد احصایی پایه گرفته بود. این مکتب به ویژه در دوران قاجار و با انشعاب بابیت و بهائیت از آن، مورد ظن و تردید قاطبه اهل تشیع قرار گرفت و جدال‌های مذهبی برآمده از اختلاف شیخیان و مخالفان آنها، از جمله پایه‌های ثابت زیست شهری در بسیاری از شهرهای مهم ایران و در دوره قاجار بوده است.   آن‌گونه که آریابخشایش می‌گوید، ثقةالاسلام با وجود آنکه از پیشوایان شیخیان بوده است، در دوران مشروطه همواره بر حفظ وحدت میان اهل تبریز تاکید داشته و حتی برخلاف میل همکیشانش به همراه علمای شیعه از تبریز بیرون می‌رود: «ثقةالاسلام اگرچه شیخی‌مسلک و پیشوای شیخیان می‌بود ولی برای شیخی و غیرشیخی تفاوتی قائل نمی‌شد. او برای دستیابی به نتایج اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نهضت مشروطه، به جمع متشرعین تبریز پیوست و تمام همّ خویش را به کار بست تا در این راه، شیخی و متشرع زانو به زانوی هم نشینند. به مقام عالمان دینی، چه شیخی و چه غیرشیخی، احترام ویژه قائل بود. به طوری که در پشتیبانی از مجتهد طراز اول متشرعین آذربایجان به هم‌مشربان خود پشت کرد و از تبریز بیرون رفت. از تندوتیزی کشمکش‌های مذهبی، که پیش‌تر در تبریز خون ریخته بود، به اندازه کافی کاست و کوشید که همگان را بر سر یک هدف گردآورد.» (12)   به گفته نویسنده، رویکرد شیخی در خاندان ثقةالاسلام از اساس به گونه‌ای نبوده است که به اختلاف دامن بزند: «شیخیه تبریز به خلاف شیخیان کرمان، تفاوت چندانی با پیروان فرقه امامیه نداشتند. بر همین اساس خاندان ثقةالاسلام نیز بر امر اجتهاد و تقلید پایندی نشان داده، برای خود استقلالی از سایر علما قائل نبودند. البته در میان شیخیان تبریز شعبه‌های حجت‌الاسلامیه (با رهبری ملامحمد ممقانی) و احقاقیه (به پیشوایی میرزا عیسی اسکویی) هم بودند که پیروان آنها به برخی باورهای خاص خود متکی بودند.» (41)   از اطلاعات جالبی که کتاب درباره خانواده ثقةالاسلام به ما می‌دهد این است که او دختری به نام کبری داشته است و به دلیل علاقه وافری که به مقوله مشروطه داشته، دخترش را «مشروطه خانم» صدا می‌زده است. (50) فصل دوم کتاب، «مشروطه‌داری» نام گرفته است و با تمرکز بر زیست ثقةالاسلام در دوران مشروطه، مروری دارد به روند شکل‌گیری و گسترش مشروطه‌خواهی در تبریز. به گفته نویسنده: «دوران مشروطه دشوارترین، بحث‌برانگیزترین و جذاب‌ترین سال‌های زندگی ثقةالاسلام بوده است. شمار سال‌های این دوران برای ثقةالاسلام با اندکی تسامح، به تعداد انگشتان یک دست می‌رسد. یعنی از رجب 1324 تا محرم 1330 که به دست روس‌ها کشته شد. این چند سال کمی بیشتر از یک‌دهم عمر او را تشکیل می‌دهد. اما چنان پرمحتواست که گویی در برابر تمام دوره‌های زندگانی او یک سروگردن بالاتر است.» (58)   نویسنده نخستین ردپای ثقةالاسلام در فرآیند انقلاب مشروطه را در جریان گردآمدن جمعی از علمای آذربایجان برای فرستادن تلگرام به مظفرالدین‌شاه می‌یابد و این حضور تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که همزمان با تشکیل مجلس شورای ملی، پس از امضای فرمان مشروطه، ثقةالاسلام به عضویت انجمن ایالتی تبریز درمی‌آید.   فصل «مشروطه‌داری»، طولانی‌ترین فصل کتاب است و در حجمی که حدود صد صفحه را به خود اختصاص داده است به مرور جزءبه‌جزء زیست ثقةالاسلام به مثابه یک فعال سیاسی می‌پردازد.   فصل سوم کتاب که «پایداری تا پای دار» نام دارد به دوران اشغال تبریز به وسیله روسیه و دستگیری و اعدام ثقةالاسلام می‌پردازد. از ویژگی‌های این فصل شرح جزءبه‌جزء صحنه اعدام بر مبنای متون متعددی است که در این زمینه باقی مانده است. در بخشی از این تشریح صحنه که در پشت جلد کتاب نیز نقل شده است، چنین آمده است: «مراسم اعدام دقایقی پیش از ساعت 4 بعدازظهر، با نام شیخ سلیم آغاز شد. او بی‌تابی می‌نمود و می‌خواست که از این معرکه جان سالم به در ببرد. تا خواست سخنی بگوید با سیلی سرباز روس روبرو شد و خاموش گشت. ثقه‌الاسلام که پریشانی او را دید، دلداری‌اش داد و گفت: «این بی‌تابی‌ها بهر چیست؟ ما را چه بهتر از این که در چنین روزی در دست دشمنان کشته شویم.» همچنین رو به قدیر (پسر علی موسیو) کرد که در میانشان از همه کم‌سن‌وسال‌تر بود. با گشاده‌رویی به وی گفت: «رنج ما دو دقیقه بیشتر نیست. پس از آن یک‌بار خوش و آسوده خواهیم بود. و چه بهتر که به دست دشمنان اسلام کشته شویم؟»   دو فصل انتهایی کتاب نیز که حجمی بسیار محدود را به خود اختصاص داده‌اند به معرفی مبانی فکری ثقةالاسلام و شرح آثار او اختصاص دارند. بر مبنای مطالب این فصل، ثقةالاسلام هم در تشریح چیستی استبداد و چیستی مشروطه و هم در تبیین نسبت مشروطه با شرع مباحث فراوانی را طرح کرده است و از آن دسته هواخواهان مشروطه بوده که این جنبش را در ظل اعتقادات شرعی و در خدمت پیشرفت اسلام می‌خواسته است. مباحثی مانند عدالت، مساوات، آزادی، مبارزه با استبداد و... از جمله مباحثی هستند که در تفکر ثقةالاسلام پرتکرار هستند.   با وجود آنکه ثقةالاسلام مباحث اندیشه‌ای را نیز مطرح کرده است و آثار و رسالاتی از قبیل ترجمه و تالیف هم از خود بر جای گذاشته است، اما عمده دلیل توجه به او نه بعد فکری‌اش که بعد عملی زندگی اوست. بر همین مبنا، این موضوع که از حجم حدود 250 صفحه‌ای کتاب، کمتر از پنجاه صفحه به جوانب فکری زندگی ثقةالاسلام پرداخته است امر چندان عجیبی نیست.   کتاب «سرو سربدار» نوشته یحیی آریابخشایش را نشر امیرکبیر در سال 1397، با تیراژ 500 نسخه و قیمت 33500 تومان در 243 صفحه منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 23 May 2019 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275971/چرا-ثقةالاسلام-تبریزی-دخترش-مشروطه-خانم-صدا-می-زد ​«سنجش منابع تاریخی شاهنامه» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276051/سنجش-منابع-تاریخی-شاهنامه-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نخستین جلسه از سلسله نشست‌های نقد و بررسی برترین‌های پانزدهمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال به کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه» اختصاص دارد. در این نشست کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه» اثر فرزین غفوری، عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، حسین دهقان، دبیر علمی جشنواره، ابوالفضل خطیبی، عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و علی دلیر، مدیر گروه ادبیات و عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان نقد و بررسی می‌شود. این نشست چهارشنبه یکم خرداد از ساعت 16 و 30 دقیقه تا 18 و 30 دقیقه در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‌شود. بازتاب پادشاهی خسرو انوشیروان در شاهنامه فردوسی بسیار قابل ملاحظه است و فردوسی بیش از ۴۵۰۰ بیت در این باب سروده است. فصل‌های این کتاب در دو بخش تطبیقی و انتقادی تنظیم و سازماندهی شده است. بخش یکم به روشن‌سازی نقاط ابهام‌آلود در منابع تاریخی و شاهنامه پرداخته است. مطالعه تطبیقی در فصل‌های بخش نخست نشان‌دهنده برتری گزارش‌های شاهنامه در بسیاری موارد، به‌ویژه در گزارش جنگ‌های خسرو انوشیروان است و نشان می‌دهد که گزارش فردوسی از پادشاهی خسروانوشیروان در میان منابع اوایل دوره اسلامی بسیار با ارزش است. مطالعه‌ انتقادی منابع در این کتاب توانسته است نشان بدهد که گزارش‌های منحصربه‌فرد شاهنامه، نهایة‌الارب، اخبارالطوال وتجارب‌الامم مسکویه هر یک افزون بر اطلاعات خدای‌نامه از منابع اختصاصی پادشاهی خسروانوشیروان نیز بهره‌مند شده‌اند. به این ترتیب راه برای تأیید نهایی فرضیه‌اصلی این پژوهش که همانا استفاده‌ فردوسی از کتاب الکارنامج فی سیره انوشروان است، گشوده شد. عنوان فصل‌های کتاب به این شرح است: مقدمه‌ای در کلیات تحقیق، بخش یکم: مطالعه‌ تطبیقی منابع: فصل اول: اصلاحات مالیاتی خسروانوشیروان؛ فصل دوم: اصلاحات نظامی خسروانوشیروان؛ فصل سوم: ارزش شاهنامه درگزارش نبرد انطاکیه؛ فصل چهارم: ارزش شاهنامه در گزارش سرگذشت انوشزاد؛ فصل پنجم:رام‌برزین و مقام بیدخش در عصر ساسانی؛ فصل ششم: زیب‌خسرو و دو گزارش هماهنگ درشاهنامه؛ فصل هفتم: خسروانوشیروان و جبهه شرق؛ فصل هشتم: ایرانیان در یمن؛ فصل نهم: نبرد خسروانوشیروان با دومین امپراتور هم‌عصرش. بخش دوم: مطالعه انتقادی منابع. فصل دهم: سنجش اولیه‌ منابع؛ فصل یازدهم: غررالسیر ثعالبی وشاهنامه‌ فردوسی؛ فصل دوازدهم: نهایة‌الارب و اخبارالطوال؛ فصل سیزدهم: ابوعلی مسکویه و تاریخ پادشاهی خسروانوشیروان؛ فصل چهاردهم: مراحل تدوین شاهنامه‌ فردوسی؛ فصل پانزدهم: نتایج و دستاوردهای پژوهش. فرزین غفوری متولد ۱۳۵۳ تهران دارای کارشناسی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان و دکترای تاریخ ایران باستان از دانشگاه تهران است. عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نماینده فرهنگستان در شورای شهر تهران (از ۱۳۹۲) و سازمان ثبت احوال کشور (از ۱۳۹۴) تاکنون و عضویت در کارگروه بازنگری دستور خط فارسی (از آبان‌ماه ۱۳۹۶) تاکنون از سوابق علمی و اجرایی دکتر فرزین غفوری است. «ارزش شاهنامه در گزارش سرگذشت انوشزاد»، «ارزش شاهنامه در گزارش سقوط هپتالیان»، «اهمیت تاریخنگاری پادشاهی انوشیروان در شاهنامه و غرر السیر»، «زیب خسرو: دو گزارش هماهنگ در شاهنامه فردوسی»، «بیدخش‌های ساسانی در شاهنامه و منابع تاریخی»، «رام‌برزین در شاهنامه فردوسی و مقام بیدخش در عصر ساسانی»، «ارزش شاهنامه در گزارش نبرد انطاکیه»، «ارزش شاهنامه در گزارش رويدادهاي پس از نبرد انطاکیه» و«اسلام‌شناسی در ایران» از جمله تألیفات غفوری است. ترجمه «فلسفه سیاسی اخوان الصفا»، همکاری در تدوین جلدهای هشتم تا پانزدهم فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان و همکاری در طرح ملی تدوین فرهنگ  جامع زبان فارسی نیز در کارنامه علمی ایشان قرار دارد. فرزین غفوری همچنین  موفق به دریافت مدرک ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران به امضای استادان پیشکسوت و چهره‌های ماندگار هنر خوشنویسی «استاد عباس اخوین»  و «استاد غلامحسین امیرخانی» شده است. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در خیابان ولیعصر، خیابان دمشق، شماره 8 برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 22 May 2019 05:58:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276051/سنجش-منابع-تاریخی-شاهنامه-نقد-بررسی-می-شود حقوق‌خوانده‌هایی كه خود را وقف پژوهش‌های ایران‌شناسی می‌کردند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275987/حقوق-خوانده-هایی-خود-وقف-پژوهش-های-ایران-شناسی-می-کردند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- عبدالرحمان عمادی، حقوقدان و پژوهشگر حوزه‌ ایرانشناسی که به ویژه با مطالعاتی که در زمینه آداب و فرهنگ و زبان مردم حوزه دیلم داشت شناخته می‌شود، 25 اردیبهشت 1398 در سن 94 سالگی درگذشت. درباره این پژوهشگر، جایگاهش در عرصه پژوهش و آثاری که از ایشان باقی مانده است، با محمد جعفری قنواتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر شناخته شده حوزه فرهنگ عامه گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید. قنواتی معتقد است که عمادی برآمده از نسل ایران‌شناسانی بود که ایران‌دوستی میل به سفر در جای جای نقاط ایران را با پژوهش‌های گسترده کتابخانه‌ای توام کرده بود. مرحوم عمادی چه جایگاهی در عرصه پژوهش داشت و درگذشت وی چه تاثیری در روند پژوهش‌های ایرانشناسی دارد؟ عمادی 94 سال عمر کرد. 94 سال عمر با عزت که همراه با فعالیتی فوق‌العاده زیاد بود. مضمون اصلی فعالیت ایشان، همانند دوستانش از جمله مرحوم ایرج افشار، منوچهر ستوده و احمد اقتداری، ایران‌شناسی بود. ایران‌شناسی‌ای که با عشق عمیق به ایران همراه بود. 94 سال عمر کمی نیست و از آنجا که به هر حال به قول فردوسی شکاریم یکسر همه پیش مرگ، مرگ این فرد فرهیخته جای دریغ خوردن ندارد. آنچه که باید به آن دریغ خورد این است که ما جایگزینی برای کسانی مانند افشار، ستوده، اقتداری و عمادی نداریم. هر یک از ستون‌های فرهنگ ایران که از بین می‌رود کسی نیست که ادامه دهنده راه او باشد.   یعنی به گمان شما در تربیت پژوهشگران نسل‌های آینده ضعیف عمل شده است؟ بله. در گذشته اگر به عنوان نمونه استاد فروزانفر فوت می‌کردند، جانشینانی داشتند. اما متاسفانه امروز این‌طور نیست.    محمد جعفری قنواتی   یکی از ویژگی‌های عبدالرحمان عمادی این بود که تحصیلات تخصصی‌شان در رشته‌ای غیر از تاریخ و ایران‌شناسی بوده است. این خصوصیت را مرحوم اقتداری هم داشتند. چه شد که آن نسل، به ویژه کسانی که در رشته حقوق تحصیل می‌کردند این میزان علاقه به مقوله ایران‌شناسی بارور بود؟ این برای من هم سوال بوده است. به ویژه این سوال از بعد فوت مرحوم اقتداری در ذهن من شکل گرفت که چه چیز مشترکی در آن نسل وجود داشت که می‌بینیم حقوق‌خوانده‌هایی نظیر اقتداری و عمادی و همچنین مرحوم ایرج افشار تا این میزان عمر خود را وقف پژوهش‌های ایران‌شناسی می‌کردند؟ ظاهراً در دوره‌ای که این بزرگان جوان بوده‌اند و قصد ادامه تحصیل داشته‌اند، یکی از اولین انتخاب‌های ایران‌دوستان و آزادگان حقوق بوده است.   شاید به این خاطر که تمایل نداشته‌اند به سمت مشاغل دولتی بروند و این رشته امکان استقلال مالی را برای آنها فراهم می‌کرده. درست است؟ بله. این را هم می‌شود استنباط کرد که در دانشکده حقوق دانشگاه تهران اساتید ایران‌دوستی بوده‌اند که این حس را در این بزرگان تقویت می‌کرده‌اند. چرا که حتی اگر این حس وجود داشته باشد، اگر که در دانشگاه پرورش پیدا نکند، خب فرد هنگامی که فارغ‌التحصیل می‌شود به سراغ کار حرفه‌ای خود می‌رود و استعدادش در زمینه پژوهش شکوفا نمی‌شد. این هم هست که بخشی از ایران‌دوستان فکر می‌کرده‌اند با خواندن حقوق می‌توانند به جامعه خدمت بکنند.   شیوه تحقیق مرحوم عمادی چگونه بود؟ یکی از ویژگی‌های عمادی و دیگر بزرگانی که از آنها نام بردم این بود که نقطه به نقطه ایران را به صورت میدانی کاویده بودند و تحقیقشان محدود به کتابخانه نمی‌شد. در عین حال در زمینه پژوهش‌های کتابخانه‌ای هم دستی توانا داشتند. این مساله در مورد مرحوم اقتداری هم مصداق دارد. آقای اقتداری هم تاریخ و جغرافیا نخوانده بود اما تمام کرانه‌های شمالی خلیج فارس را زیر پا گذاشته بود. من از آنجا که جنوبی هستم، از پژوهشگران هم‌ولایتی و اهل گناوه و بوشهر و بندرلنگه و... خاطراتی از جهد مرحوم اقتداری در تحقیق شنیده‌ام که باورکردنی نیست. ایشان پای پیاده از یک روستا به روستای دیگر می‌رفته‌اند و به صورت میدانی به پژوهش می‌پرداخته‌اند. عمادی هم مسافرت‌های فراوانی در ایران کرده بودند و شناخت میدانی خود را با مطالعات کتابخانه‌ای همراه ساخته بودند. شما هنگامی که مقالات مرحوم عمادی را می‌خوانید متوجه این موضوع می‌شوید از فلان آئینی که در یزد یا شمال یا جنوب به چشم دیده است الهام گرفته و سپس به سراغ ریشه‌های این آئین در اسناد تاریخی، ادبی و... رفته است و مشابهت‌های یک آئین را با آئین‌های کهن استخراج کرده و تبدیل به مقاله کرده است. به این ترتیب می‌توان گفت ایشان به خوبی توانسته بود پژوهش میدانی را با پژوهش کتابخانه‌ای پیوند بزند.   در آثار عمادی نمونه‌ای از این شیوه تحقیق می‌توانید ارائه بدهید؟ یک سری از آثار ایشان به طور کامل یا میدانی است یا کتابخانه‌ای. نمونه کارهای میدانی ایشان «دیلمون پارسی» است که در آن کتاب دوبیتی‌های روستایی را گردآوری کرده است. از سوی دیگر اثری مانند «شناسایی پنج فهلوی کهن» را می‌توان مثال زد که برآمده از پژوهش کتابخانه‌ای است و به عنوان نمونه یک نسخه از آن کهد مربوط به سال 543 قمری است و در کتابخانه برلین نگهداری می‌شود را مبنای تحقیق قرار داده است. او از این نسخه و نسخه‌ای دیگر که در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود فهلویات را شناسایی، استخراج و ترجمه کرده است و علاوه بر آن، شرحی بر این اشعار نوشته است. یک شیوه دیگر کار هم، همان شیوه ترکیبی بوده است که به عنوان نمونه در مقاله‌ای از ایشان که مربوط به پرندگان ایران است این شیوه ترکیبی را می‌توان یافت. ترکیبی از کار میدانی و کار کتابخانه‌ای. به عنوان نمونه در این مقاله گفته است که فلان پرنده که اسم علمی‌اش فلان چیز است، در شهری مانند لاهیجان چنین اسمی دارد و در فلان منبع کهن فارسی هم از آن پرنده به این شکل یاد شده است. یا در پژوهشی که مربوط به مقوله «گز» و درخت گز است، دقت علمی ایشان اعجاب برانگیز است. هر چیزی که مربوط به گز بوده را در این مقاله می‌آورد. به عنوان نمونه «خر گز» که شکلی از مجازات در قدیم بوده و در مثنوی و شاهنامه به آن اشاره شده است. در این مجازات فردی که جرم بزرگی انجام داده بوده را برعکس سوار خر می‌کرده‌اند و هو می‌کرده‌اند. به این مجازات خر گز می‌گفته‌اند. عمادی این موضوع را بیان کرده و بعد آن را به گزی که در شاهنامه وجود دارد پیوند می‌زند. در شاهنامه رستم به توصیه سیمرغ شاخه‌ای از درخت گز را جدا می‌کند و چشم اسفندیار را با آن هدف قرار می‌دهد. نمونه دیگر از این روش تحقیق، مقاله‌ای به نام «یغما و عقاید کهن مردم ایران» است. این مقاله هم ترکیب پژوهش‌های میدانی درباره عقاید مردم با پژوهش‌های کتابخانه‌ای است.   درباره آثار عمادی کمتر صحبت کردیم. ایشان در سال‌های اخیر مقالات خود را به صورت کتاب هم منتشر کردند. این آثار چه مشخصه‌هایی داشتند؟ ایشان حوزه وسیعی از ایران‌شناسی، از گویش‌شناسی تا موارد مختلف دیگر را حوزه مطالعاتی خود قرار داده بود. از جمله این حوزه‌ها یکی هم مطالعات فولکلور بود که حوزه تخصصی من هم محسوب می‌شود. در این زمینه یکی از کتاب‌های جالب ایشان اثری به نام «دوازده گل بهاری» است که در این کتاب به عنوان نمونه، مرحوم عمادی نوروزبر دیلمی را توضیح می‌دهد، نمونه‌هایی از پیشینه قربانی در فرهنگ هند و اروپایی و قربانی در فرهنگ کهن ایران را توضیح می‌دهد و یکی از کارهای مهم او در این کتاب این است که داستانی قدیمی را در دو شعر کهن طبری و دیلمی کشف کرده است، داستان اسکندر و دارا که بسیار جالب توجه است. نمونه‌هایی از متن‌های کهن و از جمله عجایب الهندوستان ناخدا بزرگ رامهرمزی را نیز در این کتاب استخراج کرده و توضیح داده است. اما به نظر من بهترین کتاب عمادی در حوزه فولکلور، «آسمانکت» است. این کتاب مجموعه مقاله‌ای است که چند رسم مردمی را توضیح می‌دهد. یکی از مقالات خواندنی این کتاب، مقاله‌ای است با نام «کدوزنی، یک رسم باستانی». مرحوم عمادی در این مقاله با استفاده از متن عربی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی نشان می‌دهد که این جشن قبل از اسلام رایج بوده است و با استناد به تاریخ قم، نشان می‌دهد که در قرن‌های اولی اسلامی نیز این جشن رواج داشته است. همچنین با استفاده از عالم‌آرای عباسی استمرار این جشن در زمان صفویان از جمله در لاهیجان و قزوین را نشان می‌دهد.   رسم کدو زنی چگونه رسمی است؟ این رسم به این صورت بوده است که کدویی را از جنس طلا یا نقره روی تیری قرار می‌داده‌اند و سوارکاران سوار بر اسب به سمت این کدو تیر رها می‌کرده‌اند و اولین نفری که می‌توانست تیر را به هدف بنشاند، کدو را به دست می‌آورده است. این جشن در حضور پادشاه انجام می‌شده است. در این مقاله همچنین استاد عمادی مواردی از مشاهدات خود در مناطق مختلف ایران که شباهتی به مراسم کدو زنی داشته است را هم برای خواننده توضیح می‌دهد. از جمله مراسم گوی انداختن به طرف عروس که در برخی عشایر رایج است و همچنین سیب یا نارنج انداختن به سمت عروس که در مناطق مختلف ایران رایج است. این موارد را با مراسم کدو زنی تطبیق می‌دهد و توضیح مفصلی درباره ریشه این آئین ارائه می‌دهد. از آنجا که در شاهنامه، کتایون دسته‌گلی به گشتاسب داده است و کتایون دختر پادشاه روم است، تصور می‌کنند این رسم مربوط به رومی‌هاست. ولی استاد عمادی نشان می‌دهد این مراسم در جای جای ایران رواج داشته است. عمادی این مراسم‌ها را با کدو زدن و گوی زدن نسبت می‌دهد و در نهایت نسب آن را بازمی‌گرداند به نخستين زوج انسانی که مشی و مشیانه باشد.   عمادی در برهه‌ای از عمرشان از این ناراضی بودند که آثارشان به اندازه‌ای که شایسته بوده دیده نشده است. این حس ناکامی تا انتهای عمر با ایشان بود؟ در سال‌‎های اخیر که نشر آموت و آقای یوسف علیخانی به انتشار یکجای مقالات ایشان اهتمام ورزید تا حد زیادی آثار ایشان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. نکته این بود که مرحوم عمادی آثار خود را در مجلاتی منتشر کرده بودند که از چهل سال پیش چندان در دسترس نبودند. ولی با انتشار آثار ایشان در قالب کتاب و توسط نشر آموت، این فرصت برای اهل علم ایجاد شد که به آثار ایشان مراجعه کنند و کسانی که طالب علم هستند و حوزه تحقیق آن‌ها به مقوله‌های موضوع تحقیق مرحوم عمادی مربوط می‌شد فرصت مراجعه به آن کتاب‌ها را از دست نمی‌دادند. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 21 May 2019 05:59:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275987/حقوق-خوانده-هایی-خود-وقف-پژوهش-های-ایران-شناسی-می-کردند خاستگاه اسطوره و اسطوره‌شناسی در جهان و ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275958/خاستگاه-اسطوره-اسطوره-شناسی-جهان-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در جدیدترین شماره «کاغذ رنگی» با ابوالقاسم اسماعیل‌پور مطلق، اسطوره‌شناس و مانوی‌پژوه با عنوان «خاستگاه اسطوره و اسطوره‌شناسی در جهان و ایران» گفت‌و‌گویی شده که در این زمینه نیز به پرسش‌هایی درباره بنیادهای اساطیری شاهنامه‌ حکیم ابوالقاسم فردوسی پاسخ داده است. در همین راستا و همسو با این موضوع، فصلی در این شماره با عنوان «اسطوره‌شناسی» آمده که اسماعیل‌پور مطلق، مقاله‌ای تحت عنوان «اسطوره و نماد» ارائه داده است. ابوالقاسم اسماعیل‌پور در این زمینه نوشته است: ‌«اسطوره‌های ایرانی، جایگاه بسیار ویژه‌ای در متون باستانی ما دارند. کهن‌ترین مستندات اساطیری ایران، بدون شک اوستا است و از بخش‌های پنج‌گانه اوستا، ما می‌توانیم خیلی متکی به یشت‌ها باشیم و البته خود گاهان و یسنا همین‌طور ولی یشت‌ها اختصاصا به شخصیت‌های اساطیری، حتی ماقبل زرتشتی می‌پردازد که ما اسطوره‌های میترا، بهرام، آناهیتا، تیشتر (ایزد باران‌آور) و دیگر اساطیر معروف ایران را باید از یشت‌ها استخراج کنیم. در مرحله دوم، متون پهلوی ساسانی هستند. مثل دینکرد، بندهش، کارنامه اردشیر بابکان و غیره، این‌ها گنجینه عظیمی برای اسطوره‌های ایرانی هستند. در وهله سوم شاهنامه و متون تواریخ اسلامی که فصول اول و دوم این متون اسلامی که مربوط به تاریخ پیش از اسلام است و روایات باستانی ماست، حاوی اساطیر ایرانی هم است مثلا اسطوره آرش کمانگیر را در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می‌توانید استخراج کنید. فریدون را از تاریخ طبری دربیاورید یا شخصیت اسطوره‌ای جمشید را از تاریخ گردیزی یا داراب نامه طرسوسی، عجایب‌نامه‌ها، حماسه‌های غیر از شاهنامه، بهمن‌نامه، گنجینه‌های مهم اسطوره‌ای ما هستند. بنابراین همه این‌ها را باید در نظر بگیریم مثلا همان پژوهشی در اساطیر ایران مهرداد بهار به عنوان یک منبع پایه است و شناخت اساطیری ایران جان هینلز که ترجمه تفضلی و آموزگار است. این‌ها جزو منابع دست اولند برای اساطیر ایران هرچند کامل کامل نیستند ولی دست اول‌اند.» در «ویژه‌نامه»‌ این شماره، به یکی دیگر از چهره‌های مطرح و برجسته‌ آمریکای لاتین؛ یعنی «ماریو بارگاس یوسا» نویسنده، سیاست‌مدار، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس پرداخته شده است. بارگاس یوسا، زاده‌ 28 مارس 1936 در «آرکیپا» دومین شهر بزرگ «پرو» است که در 1946 همراه با خانواده به «لیما» نقل مکان کرد، و هنگامی که چهارده ساله بود، پدرش او را به دبیرستان نظام فرستاد. او در 16 سالگی، به عنوان روزنامه‌نگار آماتور برای روزنامه‌های محلی کار می‌کرد. وی در رشته‌ هنرهای آزاد از دانشگاه لیما فارغ‌التحصیل شد و سپس از دانشگاه «مادرید» در رشته‌ی ادبیات درجه‌ دکتری گرفت. یوسا، بیست ساله بود که نخستین داستانش با نام «سردسته‌ها» در یکی از نشریات پایتخت به چاپ رسید. اولین رمانش با عنوان «دوران قهرمان» در ۱۹۶۳ منتشر شد، این رمان به شدت با استقبال خوانندگان روبه‌رو شد. بدین ترتیب آثار دیگرش همچون «خانه سبز» در ۱۹۶۶، «گفت‌وگو در کاتدرال» در ۱۹۶۹، «کاپیتان پانتوخا و خدمه ویژه» در ۱۹۷۳، «عمه خولیا و نمایشنامه‌نویس» در ۱۹۷۷، «جنگ آخرزمان» در ۱۹۸۱ چاپ شدند. یوسا، تاکنون آثار فراوانی منتشر کرده که اکثر آنها به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، پرتغالی، انگلیسی، آلمانی، روسی، فنلاندی، ترکی، ژاپنی، چینی، چکی، عربی و فارسی ترجمه شده ‌اند و چندین تئاتر و فیلم اقتباسی نیز از برخی آثارش ساخته شده است. او جایزه‌های فراوانی از جمله جایزه‌ «پلانترا»، «همینگوی»، «سروانتس» را کسب کرده است و مهم‌ترینش جایزه‌ ادبیات نوبل بود که در ۲۰۱۰ توانست، از آن خود کند. در بخش «چهره‌های ادبی» مقاله‌ای با عنوان «معنی غزل فارسی» از شرق‌شناس و زبان‌شناس لهستانی «ویجه اسکالموسکی» آورده شده که دکتر منصور ثروت آن را به فارسی ترجمه کرده‌ است. در «حدیث سرو و گل و لاله» هم، دکتر عبدالحسین فرزاد به مناسبت درگذشت ایران‌شناس مشهور فرانسوی، «ژیلبر لازار» مقاله‌ای نوشته‌ است. در بخش«سفرنامه» دکتر محمدحسین عزیزی، سفری به «دشت لار» داشته که ما را با منطقه‌ای زیبا از ایران پهناور آشنا می‌کنند. در کتابخانه نیز، معرفی دو کتاب تازه منتشر شده آمده است. شماره 10 «کاغذ رنگی» با قیمت 18 هزار تومان به مدیرمسئولی و سردبیری سعیده خجسته‌پور منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 20 May 2019 07:55:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275958/خاستگاه-اسطوره-اسطوره-شناسی-جهان-ایران شاهنامه یکی از مواریث معنوی و مادی است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275969/شاهنامه-یکی-مواریث-معنوی-مادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رییس پژوهشکده هنرهای سنتی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در نشستی تخصصی - آموزشی که همزمان با هفته میراث فرهنگی و بزرگداشت روز فردوسی برگزار شد، به تحلیل نسخ مصور شاهنامه پرداخت. نشست تخصصی آموزشی با موضوع «تحلیلی بر نسخ مصور شاهنامه، فلزکاری کهن در فلات ایران و ابریشم بافی» از سوی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان مازندران با همکاری پژوهشکده هنرهای سنتی همزمان با هفته میراث فرهنگی در مازندران برگزار شد. سید عبدالمجید شریف‌زاده، رییس پژوهشکده هنرهای سنتی پژوهشگاه که در این نشست سخن می‌گفت به تحلیل بر نسخ مصور شاهنامه پرداخت و با اشاره به تقارن روز فردوسی و هفته میراث فرهنگی، شاهنامه را یکی از مواریث معنوی و مادی دانست که نسخه‌های متعددی از آن در دوره‌های گوناگون تهیه و مصور شده است و به تحلیل سه نسخه موجود مصور شاهنامه پرداخت. او با بیان اینکه نسخه یک، جزو اولین نسخه‌های مصور و قدیمی، بنام شاهنامه کاما است افزود: علت نامگذاری این نسخه به این نام به دلیل نگهداری آن در موسسه شرق شناسی کاما در هندوستان است. شریف‌زاده این نسخه را متعلق به دوره سلجوقی دانست و در ادامه به معرفی و تحلیل تصاویر آن پرداخت. وی نسخه 2 را، شاهنامه دموت خواند و علت نامگذاری این شاهنامه را در این عنوان کرد که  یک دلال فرانسوی به همین نام این اثر را در فرانسه برگ برگ کرده و فروخته است. رییس پژوهشکده هنرهای سنتی پژوهشگاه، این اثر را مربوط به دوره ایلخانی و یکی از مهمترین‌ها در جهان دانست و تصریح کرد: این شاهنامه از این نظر مهم است که در ابعاد (377*520 میلیمتر) و در دوره تاریخی که ایرانی نبوده نوشته و مصور شده است. وی گفت: در دوره ایلخانی حمدالله مستوفی از ادبای مشهور (مقبره او در قزوین) این دوره برای اولین بار شاهنامه‌های مختلف را جمع آوری، تصحیح و نسخه جدیدی را به نام شاهنامه ایلخانی خلق کرد که احتمال دارد این نسخه همان باشد. شریف‌زاده در ادامه پیشنهاد داد این شاهنامه بنام حمدالله مستوفی نام گیرد و  تصریح کرد: این نسخه یکی از مهمترین شاهنامه‌ها در دوره اسلامی با تاثیرات نقاشی‌های چین است که 180 مجلس از این نسخه در موزه‌های نامی دنیا، از جمله بریتانیا، بوستون، کتابخانه فرانسه، متروپولیتن و... پراکنده است. او با بیان اینکه یک برگ از این شاهنامه در ایران و در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود به تحلیل مجالس و معرفی این اثر پرداخت. رییس پژوهشکده هنرهای سنتی نسخه 3 را شاهنامه بایسنقری معرفی کرد که نمونه‌ای نفیس بوده و در کاخ گلستان نگهداری می‌شود و در حافظه یونسکو به عنوان نشانی از سوی ایران ثبت جهانی شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 20 May 2019 07:28:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275969/شاهنامه-یکی-مواریث-معنوی-مادی معماری غربی و حیات اجتماعی ایرانیان در دوره قاجاریه و پهلوی اول http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275898/معماری-غربی-حیات-اجتماعی-ایرانیان-دوره-قاجاریه-پهلوی-اول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب شهر فرنگ روایتی علمی، دقیق و مستند از تحول معماری ایران در دوره قاجار و پهلوی اول است که با روش‌ علمی و تکیه بر منابع اسناد دست اول، هنر و معماری این دوران را از منظر تاریخی بررسی کرده است. نویسنده با درک صحیح از هنر و معماری سنتی و تغییرات محسوس جدید، از دریچه تحولات و نیازهای سیاسی-اجتماعی جامعه و ارتباط با غرب، این تغییر سبک هنر معماری و اثرات آن برشیوه زیست و حیات اجتماعی ایرانیان را به خوبی به تصویر کشیده است. مولف در بخشی از کتاب نوشته است: «اندیشه ترقی حکومت قانون لزوم نوسازی کشور و ایجاد نهادهای جدید تمدنی در جامعه بر اثر ارتباطات گسترده با دنیای غرب علاوه بر تغییرات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی در معماری و هنر ایران دوره قاجاریه و پهلوی اول نیز تاثیر گذاشت. ساختارهای شهری و نهادهای مدنی جدید تغییرات چشمگیری در شیوه زیست و فرهنگ ایرانیان به جای گذاشت.» نویسنده در این کتاب به شیوه‌ای علمی تاثیر ورود معماری و نهادهای جدید تمدنی غرب بر معماری دوره قاجاریه و پهلوی اول را با دیدی تاریخی و جامعه‌شناسی کاویده است و اثرات آن را بر فرهنگ مردم و حیات اجتماعی ایرانیان مورد بررسی قرار داده و به این نتایج دست یافته است: جایگزینی تفکر دانایی به جای بینایی و گسترش نگاه عقلانی، انتخابگر و انتقادی، پیدایش مفهوم شهر نوین در مقابل شهر سنتی، از میان رفتن محرمیت‌ها و عفت در معماری، نمایش اقتدار سلطنت در بناها و ایجاد بناهای تمدنی با عمر طولانی، ایجاد تضاد بین طبقات اجتماعی و تلاش طبقه متوسط  برای دست‌یابی به جامعه مدنی و تلاش در جهت مشارکت در فرآیند مدیریت شهری، توسعه انسانی و تغییر نگرش به شهروندان، قیام شهر علیه حکومت، جلو آمدن و پیش افتادن آرمان ذهنی مدرنیته بر آرمان عینی مدرنیته، رواج فرهنگ شهری غرب و گسترش مفاهیمی همچون مشارکت مردمی، جامعه مدنی، مردم‌سالاری و... در دهه‌های بعدی.   نویسنده علاوه بر موارد فوق، همان گونه که از نام کتاب (شهر فرنگ) مشخص است به گونه‌ای روایت خود را بیان کرده است که خواننده فضای ذهن خود را به دوران قاجاریه و پهلوی اول باز می‌گرداند و در آن فضا سیر می‌کند و همین موضوع بر جذابیت کتاب افزوده است. همچنین از آنجایی که این اثر یک پژوهش منسجم علمی است می‌تواند به عنوان منبعی در تدریس معماری معاصر ایران در محافل دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.   فصل اول کتاب ورود مدرنیته و آغاز تغییرات است و سلطنت قاجاریه و گسترش روابط خارجی ایران با غرب، تجدد در دوره قاجار، معماری و نهادهای جدید تمدنی در دوره قاجار را بررسی می‌کند. فصل دوم معماری دوره پهلوی اول نام دارد و به برآمدن رضاشاه و تشکیل سلطنت پهلوی، سیاست و روابط خارجی رضاشاه، نهادهای جدید تمدنی، نهادهای جدید آموزش معماری، معماران می‌پردازد.  فصل سوم ویژگی‌های کلی معماری دوره پهلوی اول را بررسی می‌کند و دربردارنده معماری معاصر غرب، شهرسازی جدید، اندیشه های شهرنشینی در اروپا، شهرسازی جدید در ایران، عناصر جدید معماری است. فصل چهارم نیز به نتیجه‌گیری، یافته‌ها و دستاوردهای پژوهش اختصاص دارد. ​جواد عسکری چاوردی، مولف کتاب «شهر فرنگ؛ معماری غربی و حیات اجتماعی ایرانیان در دوره قاجاریه و پهلوی اول» دانش‌آموخته دکترای تاریخ است و تا کنون چندین مقاله در حوزه تاریخ اجتماعی و فرهنگ و هنر منتشر کرده است. کتاب شهر فرنگ با شمارگان ۵۰۰ نسخه در ۱۹۰ صفحه قطع وزیری و با قیمت ۲۵ هزار تومان از سوی نشر تخصصی مورخان روانه بازار کتاب شده است و در کتابفروشی انتشارات طوس روبه‌روی درب اصلی دانشگاه تهران واقع در خیابان انقلاب در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 19 May 2019 07:34:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275898/معماری-غربی-حیات-اجتماعی-ایرانیان-دوره-قاجاریه-پهلوی-اول بررسی نقش آموزش تاریخ در کتاب‌های درسی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275913/بررسی-نقش-آموزش-تاریخ-کتاب-های-درسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هفته‌نامه‌ امرداد با همکاری خانه‌ اندیشمندان علوم انسانی نخستین نشست «نوا» را به «بررسی نقش آموزش تاریخ در کتاب‌های درسی» اختصاص داده است. این نشست‌ها با به چالش کشیدن موضوعات فرهنگی، تاریخی، هنری، زیست‌بومی و اجتماعی به بررسی آن‌ها می‌پردازد. نشست‌های «نوا» واپسین دوشنبه‌ هر ماه با حضور دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران‌زمین در سالن فردوسی خانه‌ اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. دکتر عباس پرتوی‌مقدم (عضو هیات‌علمی دفتر تالیف کتاب‌های درسی)، حشمت‌الله سلیمی، (کارشناس ارشد تاریخ و کارشناس گروه تاریخ دفتر تالیف کتاب‌های درسی) و دکتر طوبی فاضلی‌پور (استاد تاریخ دانشگاه علامه‌طباطبایی) در نشست «نقش آموزش تاریخ در کتاب‌های درسی» سخنرانی می‌کنند. این نشست دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه ساعت 17 تا 20 در سالن فردوسی خانه‌ اندیشمندان علوم انسانی به نشانی تهران، خیابان استاد نجات‌اللهی (ویلا)، نبش خیابان ورشو، خانه‌ اندیشمندان علوم انسانی، برگزار می‌شود. حضور در این نشست‌ها برای همگان آزاد و رایگان است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 19 May 2019 06:29:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275913/بررسی-نقش-آموزش-تاریخ-کتاب-های-درسی کتابخانه‌ و موزه‌ همزاد یکدیگرند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275873/کتابخانه-موزه-همزاد-یکدیگرند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتابخانه‌های تخصصی و عمومی، از جمله بخش‌های جانبی‌ رایج در اکثر موزه‌ها هستند. در ایران، موزه ملی ایران (موزه ایران باستان)، موزه ملک، موزه آستان قدس رضوی، موزه هنرهای معاصر و حتی خانه‌موزه‌های کوچکی نظیر خانه موزه دکتر شریعتی، خانه‌موزه شهید مطهری، خانه‌موزه آیت‌الله طالقانی و خانه‌موزه بازار، علاوه بر اینکه فضایی برای مشاهده اشیای موزه‌ای هستند، بخشی را نیز به کتابخانه‌های عمومی و تخصصی اختصاص داده‌اند.   این نمودی از پیوند کتاب با موزه است. نمود دیگر آن وجود موزه‌های تخصصی در کتابخانه‌های بزرگ و ملی است. به عنوان نمونه کتابخانه ملی ایران موزه‌ای با نام «موزه کتاب و میراث مستند ایران» را در خود جای داده است و کتابخانه مجلس شورای اسلامی نیز گنجینه نسخ خطی و آثار چاپ سنگی و اسناد خود را در قالب موزه به معرض دید عموم گذاشته است.   پیوند دو سویه میان کتابخانه و موزه، امری است که اهمیت کتاب در ساختار موزه‌داری را نمایان می‌سازد. این موضوع ما را بر آن داشت تا در «روز جهانی موزه» مروری داشته باشیم بر کتابخانه‌های فعالی که در کنار موزه‌های تهران برقرار هستند و شاید در سایه این موزه‌ها چندان شناخته شده نباشند.   کتابخانه موزه ملی ایران؛ مهمترین کتابخانه تخصصی باستان‌شناسی اندیشه ایجاد کتابخانه موزه ملی ایران جدا از فکر تشکیل موزه ایران باستان نبود و همزمان با اجرای طرح ساختمان موزه در سال 1306 مکانی به عنوان کتابخانه باستان‌شناسی نیز منظور شد. پس از اتمام بنای موزه در سال 1316 کتابخانه آن نیز آماده شد که به این ترتیب کار خود را با هدف تأمین نیازهای پژوهشی کادر موزه و اداره باستان‌شناسی با فراهم کردن یک‌هزار جلد کتاب فارسی و لاتین که از کتابخانه معارف به عاریت گرفته بود آغاز شد. سرپرستی این کتابخانه را «آندره گدار» طراح و معمار فرانسوي موزه به‌عهده گرفت.   از سال 1325 مدیران ایرانی مختلفی فعالیت این بخش را ادامه دادند تا اینکه در سال 2-1351 همزمان با تغییر نام اداره کل باستان‌شناسی به مرکز باستان‌شناسی ایران، این بخش نیز به کتابخانه مرکز باستان‌شناسی تغییر نام یافت. سال 1360 همراه با دوره جدید فعالیت موزه ایران باستان، کتابخانه آن نیز احیا شد و با تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور و تغییر نام این مجموعه به موزه ملی ایران، به‌طور کامل تحت نظارت این موزه در آمد. در این کتابخانه افراد گوناگونی از رجال علمی و فرهنگی کشور نظير علی اصغر حکمت، علی فرهمندی، مهدی بهرامی، محمدتقی مصطفوی و سلما مقدم در توسعه و تکمیل اين مجموعه کوشیده‌اند.   يكي از امتيازات كتابخانه موزه ايران باستان اين است كه گزارش‌های تخصصي در حوزه باستان‌شناسي را كه در بازار موجود نيستند، به صورت گپی از كتابخانه دانشگاه‌ها تهيه مي‌كند و در اختيار دانشجويان قرار مي‌دهد.   در اين كتابخانه سفرنامه‌ها از جمله سفرنامه هانری دالمانی و گزارش‌هاي باستان‌شناسی، حفاری‌های مختلف تپه‌های باستانی مانند حصار، ترنگ تپه، حسن لو (دهي كه جام معروف حسن‌لو از آن مكان به‌دست آمده است) و... از جمله گزارش‌های معتبر باستان‌شناسی در كتابخانه موزه ملی ايران است.   از ديگر منابع ارزشمند و معتبر در كتابخانه، دايره‌المعارف هنر در 34 جلد و دايره‌المعارف مذهب در 15 جلد به زبان انگليسي است كه دانشجويان بسياري از اين منابع استفاده می‌كنند. كتابخانه موزه ملي ايران دارای كتاب‌های خطی و چاپ سنگی مانند مجمع‌الفصحا، ناسخ‌التواريخ، چاپ سنگی قرآن مجيد و... كه متعلق به دوره قاجاريه است. نشريات تخصصی خارجی و فارسی نيز در زمينه باستان‌شناسي و تاريخ هنر در كتابخانه موجود است و محققان و پژوهشگران از آن‌ها بهره‌برداری می‌كنند.   این کتابخانه در طی 70 سال فعالیت، مكان مطالعه و بازدید بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی، باستان‌شناسي و هنر ایران و جهان بوده و همواره مورد توجه فرهنگ دوستان قرار گرفته است. هم اكنون منابع این کتابخانه هزاران جلد کتاب و نشریه به زبان‌های گوناگون است و مهم‌ترین کتابخانه تخصصی کشور از نظر تاریخ هنر و باستان‌شناسی در ایران و کشورهای همجوار به شمار مي‌رود، از اين رو اعتبار و منزلتی جهانی نیز دارد.   کتابخانه و موزه ملک؛ گنجینه بزرگ نسخ خطی کتابخانه ملی ملک با داشتن 19 هزار عنوان نسخه خطی نادر و نفیس، یکی از گنجینه‌های بزرگ نسخ خطی ایران است. کتابخانه‌های دیگر عبارتند از کتابخانه ملی، کتابخانه آستان قدس رضوی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، کتابخانه مرحوم آیت الله مرعشی نجفی و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. در این میان، امتیاز کتابخانه ملک به نفاست و ارزش هنری آثار است. همچنین این کتابخانه دارای حدود 70 هزار کتاب چاپی، 3400 کتاب چاپ سنگی و 548 عنوان نشریه ادواری در 4000 مجلد است.                            بخش قابل توجهی از کتاب‌های چاپی متعلق به پیش از سال 1320 خورشیدی هستند و در زمره نخستین کتاب‌های چاپی ایران قرار می‌گیرند. کتابخانه ملک پیوسته با خرید کتاب‌های خطی و چاپی از محل عواید موقوفات ملک غنی تر می‌شود. غیر از مخازن کتاب و تالارهای مطالعه، بخش های مجهزی هم برای انجام امور فنی از قبیل مرمت نسخ خطی، عکاسی و تهیه میکروفیلم، صحافی، جلدسازی و... ایجاد شده‌اند. در کنار این بخش‌ها انتشارات مؤسسه از سال 1348 برای چاپ و نشر نسخ خطی موجود در کتابخانه و آثار پژوهشی مرتبط با آن‌ها تأسیس شده است.   کتابخانه و موزه ملی ملک تا سال ۱۳۷۵ در خانه ملک برپا بود. اما حاج حسین از آغاز کار، گسترش آن را از نظر دور نداشت و بنای ساختمانی بزرگ تر را پیش بینی کرد. بنابراین در ۲۹ تیرماه ۱۳۲۳ قطعه زمین بزرگی را در باغ ملی تهران برای ساختمان جدید کتابخانه و موزه وقف کرد. احداث ساختمان جدید در زمان حیات حاج حسین ملک ممکن نشد. تا این که آستان قدس رضوی طراحی و بنای ساختمان جدید را در سال ۱۳۶۴ آغاز کرد و در ۱۳۷۵ به پایان برد و تاکنون نیز در همان مکان به کار خود ادامه می‌دهد.   کتابخانه خانه‌موزه بازار؛ یکی از زیباترین کتابخانه‌ها به انتخاب یونسکو خانه‌موزه بازار (خانه سلطان بیگم شجاعی) با قدمتی 150 ساله در دل بازار تهران قرار گرفته و به خاطر بنای منحصر به فرد و زیبایش و نیز تالار آینه عظیمش می‌تواند توجه زیادی را به خود جلب کند. هر چند که این توجه هنوز به اندازه کافی به این مکان دیدنی جلب نشده است. از بخش‌های پر اهمیت این خانه‌موزه، کتابخانه‌اش است که شش هزار جلد کتاب را در خود جای داده است و به دلیل قرار گرفتن این کتابخانه داخل یک بنای تاریخی و همجواری آن با تالار آئینه، توسط فدراسیون بین‌المللی انجمن‌ها و موسسات کتابداری IFLA در فهرست هزار و یک کتابخانه دیدنی از نظر یونسکو قرار گرفته است. کتابخانه دیگری که در ایران در این فهرست قرار گرفته متعلق به آستان قدس رضوی است.   کتابخانه‌های تخصصی شخصیت‌های تاریخی اگر به فهرست کتابخانه‌های عمومی سطح شهر تهران مراجعه کنید، مشاهده خواهید کرد در کنار برخی از خانه‌موزه‌های مربوط به شخصیت‌های مهم تاریخ معاصر کتابخانه‌ای عمومی نیز برپاست. از جمله این کتابخانه‌ها می‌توان به کتابخانه تخصصی دکتر شریعتی واقع در خانه‌موزه این شخصیت تاریخی، در خیابان جمال‌زاده شمالی؛ خانه‌موزه شهید مطهری و کتابخانه آیت‌الله طالقانی اشاره کرد. همچنین کتابخانه آیت‌الله ایروانی هم در منزلی قاجاری با ارزش‌های موزه‌ای که متعلق به آیت‌الله ایروانی از علمای مشهور تهران در زمان قاجار بوده است، واقع شده است.   نیاز به توجه و معرفی بیشتر کتابخانه‌ها و موزه‌ها همزادهای تفکیک‌ناپذیر هستند. از همین روست که به عنوان نمونه در فضایی مانند کتابخانه ملی و کتابخانه مجلس هم بخش‌هایی به موزه اختصاص داده شده است. اما نکته این است که آیا هنگامی که یک واحد فرهنگی متمرکز بر امر موزه‌داری یا کتابخانه‌داری می‌شود به بخش‌های جنبی آن واحد فرهنگی هم به اندازه کافی توجه می‌شود؟ به نظر می‌رسد ما نیازمند بازتعریف نسبت میان موزه و کتابخانه و بیشتر کردن پیوند میان این دو ساختار فرهنگی هستیم. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 18 May 2019 09:54:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275873/کتابخانه-موزه-همزاد-یکدیگرند ​ذکاءالملک رباعيات اصيل خيام را از کتاب‌های کهن گردآوری کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275868/ذکاءالملک-رباعيات-اصيل-خيام-کتاب-های-کهن-گردآوری خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهيد خزير: حکيم عمرخيام يکی از چهره‌های تابناک فرهنگ ايران است. این سراینده نامدار ایرانی در سال 439 هجری قمری در شهر نيشابور زاده شد و در سال 517 درگذشت. وی آموزش‌های نخستين علمی را در خراسان فراگرفت و بخشی از زندگی‌اش را در شهرهای اصفهان و ری و جاهای ديگر ايران سپری کرد. خيام را در ادبيات، کلام، حکمت طبيعی، رياضيات و الهيات از شمار برجسته‌ترين دانشوران زمان خود شناخته‌اند و هم روزگارانش چنين نوشته‌اند که او در دانش مکانيک و وزن اجسام چيره دست بود و از موسيقی، پزشکی و هواشناسی آگاهی‌ها بسيار داشت.   نوآوري که خيام در دانش جبر انجام داد، او را سرآمد رياضيدان‌های زمانه‌اش ساخت. در نجوم نيز بيش از ديگران می‌دانست. کتاب «نوروز نامه» او و نيز تلاشی که برای سامان دادن به «تقويم جلالی» کرد، از شمار باريک‌بينانه‌ترين کارهای علمی سده‌های پيشين است. همچنين بايد از دانش خيام در الهيات ياد کرد. تا بدان اندازه که او را هم‌تراز با پورسينا شناخته‌اند. شمار آثار خيام جايگاه بلند و برجسته‌ علمی او را نشان می‌دهد. هر چند هم روزگارانش نوشته‌اند که خيام چندان دلبستگی و پافشاری برای نوشتن نداشت. زيرا تنها آن چه را که نو و تازه بود درخور نوشتن و به قلم آوردن می‌دانست.   خيام در سال 467 قمری، در سن 28 سالگی، به اصفهان فراخوانده شد تا همراه چند دانشمند ديگر در کار بازسازی تقويم ايران کوشش کند. او از سال 467 تا 470 به همراه دانشمندانی چون ابوالعباس لوکری و معموری بيهقی بدين کار سرگرم بود. اما آوازه‌ خيام در جهان ما بيشتر به دلیل رباعياتی است که از او به جای مانده است. هرچند در اين که اين رباعيات از اوست يا نه، گفت‌وگوهای بسياری شده است. محيط طباطبايی رباعيات خيام را سروده‌ کسی به نام «علی خيام»، از رباعی‌سرايان سده‌های پيش، می‌دانست اما اين ديدگاه اکنون اعتبار خود را از دست داده است و ديگر پذيرفتنی‌ نيست.   اما بی‌گمان شمار فراوانی از رباعياتی که امروزه به نام خيام منتشر می‌شود از او نيست. هنگامی که در سال 1358 دکتر محمدرضا شفيعی‌کدکنی کتاب «مختار نامه» را که مجموعه‌ای از رباعيات عطار نيشابوری است، منتشر کرد، پژوهندگان دريافتند که برخی از رباعياتی که از خيام دانسته می‌شد، سروده‌ عطار است. يکی از مشهورترين آنها اين رباعي است که نه از خيام بلکه از عطار است: «دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت/ يک موی ندانست ولی موی شکافت؛ اندر دل من هزار خورشيد بتافت/ آخر به کمال ذره‌ای راه نيافت.»   محمدعلی فروغی، یکی از چهره‌های مشهور و تاثیرگذار تاریخ ایران در اواخر قاجار و دوران پهلوی اول است. این رجال ایران معروف به «ذکاء الملک»، سیاستمدار، روزنامه‌نگار و ادیب مشهور دوران قاجار است و تاثیرات عمیقی بر سیاست‌ها و فعالیت‌های فرهنگی عصر خود بر جای گذاشت. فروغی از نخستين کسانی بود که کوشيد تا رباعيات اصيل خيام را از رباعيات منسوب به او جدا کند. فروغی در دهه‌ بيست، 66 رباعی خيام را برپايه‌ کتاب‌های کهن گردآوری کرد و منتشر ساخت.   صادق هدايت، نويسنده‌ نامدار ايرانی، نيز در سال 1313 شمسی، 143 رباعی خيام را در کتابی به نام «ترانه‌های خيام» چاپ کرد و ديباچه‌ای در 50 صفحه به آن افزود. جلال همايی، از استادان دانشکده ادبيات دانشگاه تهران، نيز در سال 1330 متن کهن «طربخانه»، نوشته‌ ياراحمد رشيدی تبريزی را ويرايش و چاپ کرد. اين کتاب دربردارنده‌ شماری از اصيل‌ترين رباعيات خيام است. از کتاب علی دشتی به نام «دمی با خيام» (1343) نيز بايد ياد کرد. دشتی رباعيات خيام را در اين کتاب گردآوری کرد و با گزارشی خواندنی و مفصل درباره‌ زندگی و انديشه‌های خيام منتشر ساخت.   حسن دانشفر نيز در سال 1350 کوشش بايسته‌ای برای گردآوری رباعيات خيام انجام داد و عليرضا ذکاوتی قراگزلو نيز در کتاب «عمر خيام» (1377) افزون بر برشمردن ديدگاه‌های فلسفی خيام، در فصلی از کتابش 154 رباعی خيام را که از ديد او اعتبار بيشتري از رباعيات ديگر دارند، گرد آورد. حسن شجره در سال 1320 کتاب «تحقيق در رباعيات و زندگي خيام» را منتشر کرد و دکتر محمد کامگار پارسي در کتاب «رباعی‌سرايان تا قرن هشتم» (1372) کوشيد رباعيات اصيل خيام را بازشناسی کند.   در سال‌های گذشته (1371) دکتر میرجلال‌الدين کزازی مجموعه رباعيات خيام را با ويرايشی تازه چاپ کرد. اين مجموعه از رباعيات خيام بر پايه نسخه‌های چاپی موجود آن فراهم آمده و كوشش شد رباعياتی گزيده شوند كه كمتر بتوان در انتساب آن‌ها به خيام ترديد كرد. كزازي با سنجش و بررسی نسخه‌ها، تلاش كرده متنی پيراسته و تا حد ممكن نزديك به گفته‌ اصلی شاعر فراهم آورد كه نياز همگان را پاسخ گويد و به گونه‌ای ساده و بی پيرايه و در عين حال درست وروشن ارايه شود و بتواند در كارهای آموزشی با پژوهش‌های ادبي پايه و مرجع شمرده شود و به عنوان نسخه‌ای معتبر از پذيرش نسبی همگان برخوردار باشد.   در اينجا بايد به ويژه از دو مقاله‌ مهم علی ميرافضلی ياد کرد که در مجله‌ «معارف»، از انتشارات مرکز نشر دانشگاهی (شماره اسفند 1372 و تير 1376) منتشر شد. افضلی که از رباعی‌شناسان برجسته است، کوشش خود را برای بازشناسی رباعيات خيام در مقاله‌ ديگری (مجله‌ «نشر دانش» ـ شهريور 1374) ادامه داد و به يافته‌های پژوهشی تازه‌ای دست پيدا کرد. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 18 May 2019 08:08:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275868/ذکاءالملک-رباعيات-اصيل-خيام-کتاب-های-کهن-گردآوری «تاریخ بیژن» تصویرگر تاریخچه سلطنت شاه صفی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275220/تاریخ-بیژن-تصویرگر-تاریخچه-سلطنت-شاه-صفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جورجیا روتا، ایران‌شناس گرجستانی و استاد انستیتو ایرانشناسی اتریش بر این باور است که اسناد گوناگونی درباره روابط ایران و گرجستان در آرشیو ملی اسناد موجود است. وی با اشاره به پژوهش‌هایش درباره حضور غلامان گرجی در دربار صفویه گفت: برخی از غلامان گرجی به دربار صفوی راه یافتند و به مرور پست‌هایی نصیب آن‌ها شد، پست‌هایی‌ که آن‌ها را تا جایی پیش برد که با برخی از بزرگان صفویه وصلت کردند به طوری که بعدها شاهد هستیم بعضی از شاهزادگان زن یا مرد از طرف پدر یا مادر گرجی به شمار می‌آیند. اگرچه برخی از همسران شاهزادگان صفوی را از گرجستان به ایران آوردند تا با دربار صفوی وصلت کنند. استاد انستیتو ایرانشناسی اتریش افزود: خوشبختانه درباره روابط میان صفویه و گرجیان اسناد مختلفی وجود دارد، بعضی از کتاب‌ها همان موقع با تکیه بر اسناد رسمی و خصوصی منتشر شد. بعدها کتاب‌هایی درباره تاریخ محلی نیز به چاپ رسید، اگرچه تعداد اسناد به جا مانده چندان زیاد نیست. این ایران‌شناس گرجستانی با اشاره به کتاب «تاریخ بیژن» عنوان کرد: کتابی درباره تاریخ گرجیان تالیف شده که چون نام مولف بیژن بوده به «تاریخ بیژن» معروف شده است، این کتاب در گرجستان تالیف شده و به چاپ رسیده است. شاه صفی وی ادامه داد: از این اثر، نسخه خطی منحصر به فردی در موزه بریتانیا وجود دارد که من متن آن‌ را به عنوان رساله دکتری تصحیح و ترجمه کردم و مقدمه‌ای نیز بر آن نوشتم که 10 سال پیش از سوی آکادمی علوم اتریش چاپ شد. بخشی از این کتاب درباره تاریخچه سلطنت شاه صفی است. شاه صفی ششمین پادشاه صفوی ایران است که از ۱۰۰۷ تا ۱۰۲۱ خورشیدی به مدت ۱۴ سال پادشاهی کرد. او جانشین پدربزرگش شاه عباس یکم شد. صفی که به هنگام تولد سام میرزا نامیده شد، پسر محمدباقر صفی میرزا، پسر بزرگ شاه عباس، است که به دستور وی به قتل رسیده بود. او از اولین شاهزادگان صفوی بود که در حرمسرای سلطنتی پرورش یافته بود و تا آن زمان هیچ مسئولیت سیاسی به عهده نداشت و برخلاف اجدادش، عهده‌دار حاکمیت هیچ ولایتی نیز نبود.  جورجیا روتا گفت: در انستیتو اتریش منابع چندانی نداریم، چون این انستیتو به‌تازگی تاسیس شده است، اما کتابخانه خوبی در دسترس ماست که نسخه‌های خطی گوناگونی در آن وجود دارد. همچنین در آرشیو ملی اسناد مختلفی موجود است که بیشتر آنها اسناد اتریشی درباره ایران است و تعدادی سند فارسی در میان آنها نیز به چشم می‌خورد. در سایر آرشیوها و کتابخانه‌های اتریش نیز اسناد دیگری درباره ایران وجود دارد. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 18 May 2019 06:36:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275220/تاریخ-بیژن-تصویرگر-تاریخچه-سلطنت-شاه-صفی نخستین جشنواره «تاریخ‌نگاشت» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275850/نخستین-جشنواره-تاریخ-نگاشت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشکده تاریخ معاصر، پژوهشکده  پژوهشکده تاریخ معاصر در نظر دارد نخستین جشنواره اینفوگرافیک را در حوزه تاریخ معاصر ایران برگزار کند.   هدف از برگزاری این جشنواره که «تاریخ‌نگاشت» نام دارد، ایجاد زمینه‌ای برای بروز استعدادها در ارائه اطلاع‌نگاشت از تاریخ و انتقال تصویری اطلاعات تاریخی به مخاطبان است.   این جشنواره تا 5 شهریور 1398 (هم‌زمان با روز تغییر تاریخ موهوم شاهنشاهی به هجری شمسی) ادامه خواهد داشت و علاقه‌مندان به شرکت در آن می‌توانند در بازه زمانی یادشده، آثار خود را از طریق تارنمای جشنواره «تاریخ‌نگاشت» به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.   جشنواره «تاریخ‌نگاشت» در دو سطح دانش‌آموزی و حرفه‌ای برگزار می‌شود.   در مراسم اختتامیه جشنواره «تاریخ‌نگاشت»، که 17 شهریور 1398 ــ هم‌زمان با سالگرد جمعه سیاه و کشتار بی‏رحمانه مردم در میدان شهدای تهران در سال 1357 ــ برپا می‌شود، به صاحبان آثار برتر جوایزی به قرار زیر اهدا خواهد شد:    رتبه اول: ۳۰ میلیون ریال، لوح تقدیر و تندیس جشنواره   رتبه دوم: ۲۰ میلیون ریال و لوح تقدیر   رتبه سوم: ۱۰ میلیون ریال و لوح تقدیر   شایسته تقدیر: ۵ میلیون ریال و لوح تقدیر   سیاست، فرهنگ و رسانه، اقتصاد و نفت، توسعه، اجتماع، نیروهای نظامی و امنیتی و انقلاب اسلامی محورهای جشنواره را تشکیل می‌دهند.   نشانی دبیرخانه تهران، الهیه، خیابان شهید فیاضی (فرشته)، نبش خیابان چناران، شماره 15 است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 18 May 2019 04:45:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275850/نخستین-جشنواره-تاریخ-نگاشت-برگزار-می-شود نقد و بررسی رمان«کوچ شامار» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275835/نقد-بررسی-رمان-کوچ-شامار-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه نقد و بررسی رمان«کوچ شامار» با حضور جمعی از نویسندگان، منتقدان و خوانندگان ادبیات در کتابفروشی نشر رود برگزار شد. در این جلسه حجت بداغی، احمد ابوالفتحی، محمد خالوندی و محمد نظری سخنرانی کردند. احمد ابوالفتحی در سخنرانی‌اش به شاخصه‌های فرمی و ساختاری «کوچ شامار» پرداخت و بیان این نکته که رمان فرهاد گوران ارجاعات فراوانی به فرهنگ یارسان دارد گفت: «در رمان نفس‌تنگی هم این‌گونه ارجاعات وجود داشت و در آنجا گوران با استفاده از زیرنویس و توضیحات درون‌متنی در پی آشنا کردن امری ناآشنا برای مخاطبان خارج از بافت فرهنگ یارسان داشت. اما در رمان کوچ شامار، این تلاش برای آشنا کردن امر غریب، جای خود را به اخذ ساختار روایی از غرابت بستری داده است که روایت از آن برمی‌آید.» ابوالفتحی درتبیین این سخن گفت: «در صفحه دوم رمان، راوی در توصیف چهره قزاق او را با «چیچک‌ها» مقایسه می‌کند. چیچک در فرهنگ یارسان اشاره به قومی دارد که برای قتل بنیان‌گذار این آئین یعنی سلطان سهاک، او را تعقیب کرده‌اند. مخاطبی که با این بستر فرهنگی آشنا نیست، چیچک را می‌بیند و دلالت معنایی آن را نمی‌فهمد و بدون آنکه آزاری ببیند از آن می‌گذرد. چرا که مخاطب واقف است این رمان پر از دال‌هایی است که مدلول آن در ذهن مخاطب خارج از بستر فرهنگی موجود نیست. این مخاطب اگر میلی به درک عمیق‌تر لایه‌های معنایی اثر داشته باشد خود به دنبال پرسش درباره چیستی چیچک و مواردی از این دست می‌رود. ولی نویسنده تلاشی برای غرابت‌زدایی از هیچ یک از دلالت‌های متن نداشته است و فرم غریب رمان خود که در هر فصل استراتژی روایی خاص خود را در پیش می‌گیرد از دلِ همین غرابت اخذ کرده است.» ابوالفتحی در بخش دیگری از سخنانش پیشنهادی برای قرائت متفاوت کوچ شامار ارائه داد. وی گفت: «در انتهای فصل اول روایت، شامار بوربور دفاتر حقیقتی که از پدرش برای او مانده است را از ترس نسقچی‌ها می‌بلعد و در انتهای رمان، همین شخصیت سوار بر اسب با دفاتر حقیقت تازه از کمپ نجات می‌گریزد. اتفاقی که در این میان می‌افتد این است که این شخصیت به وسیله دست‌اندرکاران کمپ نجات معتادان موظف می‌شود شرح احوال یا تذکره معتادان را گردآوری کند. در فقدان دفاتر حقیقتی که بلعیده شده است، گویی تذکره‌ احوال معتادان به دفاتر حقیقت تازه تبدیل می‌شود.» او ادامه داد: «در صفحه 36 رمان نفس‌تنگی، یکی از شخصیت‌ها می‌گوید در روزگار ما حقیقت شکل دیگر ابتذال است، مگر آنکه آن را از نو ابداع کنیم. این ایده گویی به هسته مرکزی استراتژی روایی کوچ شامار تبدیل شده است. یعنی ابداع دوباره حقیقت از دل بازخوانی نسبت سرمایه با کسانی که رمان آنها را کله‌پاها می‌نامد. کسانی که سرمایه آنها را از هستی ساقط کرده است و همین ساقط شدن از هستی آنها را در وضعیتی قرار داده است که بتوانند خوانشی غریب از هستی ارائه دهند.» این نویسنده همچنین به امکان بهره‌گیری از دال‌های مرتبط با اسطوره ایرانی در رمان کوچ شامار برای تفسیر اثر اشاره کرد و گفت: «وجود المان‌هایی نظیر درخت وقواق، آتشکده، خرفستر و... در رمان و نیز این موضوع که نام یکی از شخصیت‌های مهم اثر کیومرته است این احتمال را پدید می‌آورد که ذهن مخاطب به سمت بهره‌گیری از اساطیر ایران برای خوانش رمان برود. اما باید توجه داشت که کوچ شامار در بستر آئین یارسان نوشته شده است. آئینی که در‌ آن امکان‌های فراوانی برای زیست چندمکانی و چندزمانی شخصیت‌ها وجود دارد. در آئین یارسان با توجه به وجود باور به مقوله‌ای به نام راگه طویل و امکان حرکت از دون یا دورانی به دون و دوران دیگر که می‌توان آن را نوعی از تناسخ تفسیر کرد این امکان وجود دارد که افراد حیاط ذهنی چند زمانی و چند مکانی داشته باشند و حتی مانند شامار حس کنند در دونی دیگر گراز بوده‌اند. فرهاد گوران در کوچ شامار از این امکان غریبی که در ساخت فرهنگ یارسان وجود دارد استفاده‌ای فرمی کرده است و ساختار روایت خود را از دل این چندزمانی و چندمکانی بودن همزمان بیرون کشیده است. به همین خاطر ارجاعات اسطوره‌ای رمان نه ارجاعات به اسطوره‌های دور، که ارجاع به زیست روزمره در کنار اسطوره‌هاست. از همین روست که هیچ کس از وجود درخت وقواق با همان خصوصیاتی که در داستان‌های کهن و افسانه‌های ایرانی دارد، در حیاط کمپ نجات متعجب نمی‌شود.» وی ادامه داد: «رمان از همان ابتدا با کمرنگ کردن مرزهای زمانی و مکانی آغاز می‌شود. در صفحه اول شامار ذکری از دفتر حقیقت را می‌خواند که به فرار شاماری دیگر از زندان خلیفه در بغداد اشاره دارد. ولی بدون فاصله‌گذاری مشخصی فرار آن شامار از زندان خلیفه به رسیدن شامارِ روایت گوران به تهران پیوند می‌خورد. در صفحه دوم روایت نیز مشاهده می‌کنیم که قزاقی قاجاری شامارِ امروزی را استنطاق می‌کند. این هم‌زمانی‌ها و هم‌مکانی‌ها در سراسر روایت حضور دارد و به اثر فرمی غریب بخشیده است.» ابوالفتحی در انتهای سخنانش با اشاره به اینکه کوچ شامار تجربه‌ای رادیکال‌تر و روبه‌جلوتر نسبت به نفس‌تنگی است گفت: «نفس‌تنگی مضمونی غریب را در دلِ فرم‌های رایج‌تر روایی ریخته بود اما در کوچ شامار با این مواجه هستیم که فرم روایت داستانِ فرودستان از زیستِ خودِ آنها اخذ شده است. برای روایت داستان اقلیت نمی‌توان فرم‌های رایج و کلیشه‌ای را اخذ کرد. ادبیات اقلیت نیاز به ظرف‌های خودویژه دارد و کوچ شامار توانسته است ظرفی ویژه خود برای بیان داستان فرودستان بسازد.» گفتنی است که پس از سخنان ابوالفتحی، محمد خالوندی و محمد نظری دیگر منتقدان حاضر در نشست نیز نظرات خود را درباره کوچ شامار بیان کردند.  ]]> تاریخ و سیاست Fri, 17 May 2019 14:01:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275835/نقد-بررسی-رمان-کوچ-شامار-برگزار آیا خارجی‌ها موثرترین عامل فروپاشی سلسله قاجار بوده‌اند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275795/آیا-خارجی-ها-موثرترین-عامل-فروپاشی-سلسله-قاجار-بوده-اند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: پرسش از چرایی زوال خاندان‌های حکومتی از دیرباز یکی از پربسامدترین پرسش‌هایی بوده است که ذهن اهل تاریخ و علاقه‌مندان به این رشته را به خود مشغول ساخته است. کتاب «چرا قاجاریه فروپاشید» نوشته داریوش شهبازی، نویسنده‌ای که به‌ویژه با تحقیقاتش در زمینه تهران‌پژوهی شناخته شده است از آخرین تلاش‌ها در زمینه تامل در چرایی سقوط یک خاندان حکومتی محسوب می‌شود.   از خصوصیات کتاب این است که به طور کامل بر منابع دست دوم و البته فارسی متکی است. تنها اثری که به ادعای بخش منابع کتاب، از نسخه انگلیسی‌اش در نوشتن مطالب کتاب بهره‌برداری شده است، کتابی از مورگان شوستر است که چند ترجمه از آن با نام اختناق ایران به فارسی منتشر شده است و نسخه قابل قبولی از آن را نیز نشر ماهی با ترجمه حسن افشار چند سالی هست که به بازار فرستاده. این خصوصیت کتاب، به اثر کیفیتی بیشتر تحلیلی و کمتر تحقیقی داده است. هدف نویسنده آشکارا و به صورت متمرکز رسیدن به پاسخی جامع برای پرسشی است که نام کتاب از آن گرفته شده است: «چرا قاجاریه فروپاشید؟»   رویکرد تحلیلی نویسنده باعث شده است که مطالب کتاب سرفصل‌بندی‌های متعددی داشته باشند. نویسنده از همان چکیده اثر تمایل خود به شماره‌گذاری و ارائه فهرستی از عوامل موثر در شکل‌گیری وضعیت‌های گوناگون را نمایان می‌سازد. به عنوان نمونه نویسنده عوامل موثر در عدم توفیق قاجاریه در توسعه و پیشرفت کشور تا عهدنامه ترکمانچای را 1. ضعف در کشاورزی به سبب بیابان‌های وسیع و آب کم؛ 2. جمعیت اندک که هرگز فراتر از ده تا یازده میلیون نرفت و سبب اندکی آن کشاورزی ضعیف و ناامنی کشور بود؛ 3. ناامنی؛ 4. ناپایداری حکومت؛ 5. کارشکنی شاهزادگان  در اثر حسادت به عباس میرزا؛ 6. مقابله روحانیون با توسعه‌اندیشی‌های عباس میرزا و در نهایت 7. اقتصاد ضعیف معرفی می‌کند. (10)   شاید این فهرست عوامل را بتوان دستکاری کرد. برخی از آنها علت و معلول یکدیگر هستند. مثلاً ناامنی و کشاورزی ضعیف علت جمعیت اندک نامیده شده. و در عین حال هر سه این عوامل علت ضعف قاجاریان تا پیش از ترکمانچای. اینکه علل یک پدیده، علل پدیده‌ای دیگر هم باشند و در عین حال آن پدیده خود نیز علت آن پدیده ثانویه باشد، شاید کمی ثقیل به نظر بیاید و خواننده را نسبت به منطق بنیادین فهرستی که ارائه شده مشکوک کند و باعث شود ذهن خواننده به تشکیک در جامع و مانع بودن فهرست برود و البته تشکیک در جامع و مانع بودن این فهرست امری طبیعی است. به ویژه اگر توجه داشته باشیم که نویسنده این عوامل را تا زمان امضای عهدنامه ترکمانچای موثر در عدم توفیق قاجار می‌داند و در عین حال امری بسیار مهم را نادیده می‌گیرد: اینکه پیش از عهدنامه ترکمانچای حکومت قاجاریه و ایران سال‌ها درگیر جنگ بوده است. همان جنگی که به عهدنامه ترکمانچای منجر شده است. آیا منظور نویسنده در این تقسیم‌بندی، عوامل ضعف قاجاریه تا پیش از جنگ‌های ایران و روس بوده؟ یا اینکه نویسنده جنگی 25 ساله را در عدم توفیق قاجاریه موثر نمی‌داند؟           همچنین نویسنده «عوامل موثر در عدم توفیق قاجاریه در توسعه و پیشرفت کشور» پس از عهدنامه ترکمانچای را این‌گونه ارزیابی می‌کند: «دولت ایران بعد از این عهدنامه ننگین به صورت نیمه‌مستعمره روسیه درآمد و پس از شراکت منحوس انگلستان با این کشور دیگر هیچ‌گاه استقلال نداشت و هرگز امکان رفع عیوب فوق‌الذکر را نیافت و کار مملکت روز به روز بدتر و وخیم‌تر شد، تا این دو کشور دست از حمایت قاجاریه برداشتند و عاقبت این سلسله فروپاشید. این دو کشور هرگز اجازه ندادند کشورهای دیگر در ایران نفوذ و فعالیت کنند.» (10)   لحن نویسنده در این پاراگراف به گونه‌ای است که به مخاطب القا می‌شود اگر نفوذ روسیه و انگلستان نبود تمام مشکلات بالا و از جمله جمعیت اندک، ضعف کشاورزی، ناامنی و... حل می‌شد و کشور به سمت صلاح و فلاح پیش می‌رفت. این در حالی است که به گفته نویسنده، بناست علل و عوامل درونی و بیرونی فروپاشی قاجاریه در کتاب بررسی شود. پرسش اینجاست که اگر نبود تضمین سلطنت  فرزندان عباس میرزا به وسیله روسیه که در همان عهدنامه ترکمانچای مندرج است، آیا از اساس سلسله قاجار بسیار زودتر از سال 1304 فرو نمی‌پاشید؟   اینکه ایران پس از عهدنامه ترکمانچای در حالت نیمه‌استعماری قرار گرفت و نیز در اینکه خروج روسیه پس از انقلاب بلشویکی، از صحنه سیاست ایران، در فروپاشی سلسله قاجار موثر بود توصیف‌هایی قابل قبول و قابل توجه از وضعیت ایران در زمان قاجاریه است، اما این سوال را نیز می‌توان طرح کرد که آیا «فروپاشی اتحاد سه ضلعی» که نویسنده کتاب برای تبیین چرایی فروپاشی قاجاریه طرح کرده است، تنها عوامل موثر در این امر بوده‌اند؟   نویسنده معتقد است: «زوال سلسله قاجار از عصر روشنگری ناصری آغاز شد و با انقلاب مشروطیت ادامه یافت و با خروج روسیه از ایران به سبب انقلاب بلشویکی سال 1917 میلادی و قطع امید انگلیس از قاجاریان کامل شد. اتحاد سه ضلعی آنها از هم پاشید و سلسله قاجاریه هم ناتوان از ادامه راه، از حکومت باز ایستاد.» (ص: 9)   اینگونه نیست و نویسنده نیز البته در متن کتاب، آنجا که تلاش نداشته است همه چیز را فرموله کند، پیچیدگی و چندوجهی بودن مسئله فروپاشی و علل و عوامل موثر در‌ آن را نشان داده است. کتاب همان‌گونه که گفته شد چهار بخش دارد. در بخش اول نقش عوامل خارجی در فروپاشی قاجاریه بررسی شده است. در این بخش، به صورتی خلاصه نوع ایفای نقش کشورهایی مانند روسیه، انگلستان، عثمانی و آلمان در فضای سیاسی ایران مورد توجه قرار گرفته و تاثیر جنگ جهانی اول و قراردادهای 1907 و 1915 در فروپاشی قاجاریه بررسی شده است.   بخش دوم کتاب عوامل اقتصادی و اجتماعی فروپاشی را بررسی می‌کند. عواملی نظیر نقصان در سیستم حمل و نقل، سطح پائین سواد و فراگیر بودن بیماری‌های متعدد، سرکوبی صنایع داخلی که غالباً صنایع دستی بودند، نابودی مزارع گندم و پنبه و... با فراگیر شدن کشت خشخاش، فراگیری فقر و فساد و مهاجرت‌های فراگیر به ویژه به مناطق آسیای مرکزی، قحطی‌های خانمان‌سوز، عدم وجود نظام مالیاتی عادلانه و کمبود جمعیت.   فصل سوم عوامل امنیت و نظامی موثر بر فروپاشی در مقولاتی نظیر ظهور بابیان، فراگیر شدن جمهوری‌خواهی، شکل‌گیری مشروطه و مقابله نهادهای جدید سیاسی و اجتماعی با نهاد سلطنت از سوی دیگر ساخت نامناسب سیستم خانخانی، فراگیر بودن راهزنی و... مورد بررسی قرار می‌دهد.   فصل چهارم نیز به عوامل سیاسی فروپاشی نظیر واگذاری افراطی امتیازات اقتصادی و تجاری به عناصر غیرایرانی، ناکارآمدی نهادهای حاکمیتی و دولت، بحران جانشینی و نیز بحران مشروعیت مورد بررسی قرار می‌دهد.   با وجود همه این عوامل، آن عاملی که بیش از همه مورد توجه نویسنده است، تاثیر قدرتهای خارجی و به ویژه روسیه در انحطاط ایران و در نهایت فروپاشی قاجاریه است. نویسنده معتقد است: «روسیه پس از شکست ایران و تصرف بخش عظیمی از این کشور باقیمانده ایران را هم رها نکرد بلکه با همراهی انگلیس آن را به صورت بیمار محتضری درآورد که نه توان حرکت داشت و نه می‌مرد و این وضعیت هولناک، ایران را از پیشرفت بازداشت و تا اواخر سده نوزده به کشوری بی‌نهایت فقیر و ضعیف بدل ساخت.» (9)   اینکه با وجود همه دلایل و عواملی که خود نویسنده ذکر می‌کند، یک عامل تا این میزان پراهمیت و اساسی نشان داده می‌شود، این پرسش را پیش می‌آورد که آیا نمی‌توان به این قائل شد که در فروپاشی قاجار یک عامل اصلی به نام نفوذ خارجیان وجود داشته و عوامل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی داخلی عوامل فرعی بوده‌اند؟ این پرسشی است که نویسنده به تلویح و در لابه‌لای سطور متنش به آن پاسخ مثبت داده است. حتی اگر که مدعی باشد برای عوامل داخلی و خارجی به یک میزان اهمیت قائل است.   این مورد را درباره کتاب «چرا قاجاریه فروپاشید» نباید نادیده گرفت که کتاب اطلاعات فراگیر و جالبی درباره وجوهی کمتر مورد توجه قرار گرفته از حکومت قاجار، به ویژه برای مخاطبی که به صورت تخصصی مقوله مطالعه در زمینه تاریخ معاصر ایران را پی‌گیری نمی‌کند به همراه دارد.   کتاب «چرا قاجاریه فروپاشید» نوشته داریوش شهبازی را نشر ماهریس در 460 صفحه، با تیراژ 1000 نسخه و قیمت 69000 تومان در سال 1398 منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 17 May 2019 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275795/آیا-خارجی-ها-موثرترین-عامل-فروپاشی-سلسله-قاجار-بوده-اند قفقاز و قوم ارمن گذشته‌ای به غایت تنیده با تاریخ ایران و پارس http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275800/قفقاز-قوم-ارمن-گذشته-ای-غایت-تنیده-تاریخ-ایران-پارس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، تاریخ قفقاز و قوم ارمن، کهن‌ترین ملن ساکن در جنوب آن، گذشته‌ای به غایت تنیده با تاریخ ایران و قوم پارس دارد. از این رو، شناخت هر یک از آن‌ها به تنهایی، نه فقط بیانگر برخی از نانوشته‌های تاریخ است بلکه روشنگر روابط اجتماعی و سیاسی کل منطقه خواهد بود. یادمان صدمین سالگرد تاسیس نخستین جمهوری ارمنستان فرصت دیگری است برای بزرگداشت واقعه‌ای استثنایی و تحکیم بیعت با شخصیت‌هایی که در اوضاعی بحرانی نام خود را در تاریخ جاودانه ساختند. مرور این برگ از تاریخ ارتباط مستقیمی نیز با خط‌مشی فصلنامه پیمان دارد. مسئولان فصلنامه بر این باورند که تفحص در دلبستگی‌ها و تعهدات یک قوم و تحلیل اینکه چرا آحاد مردمان آن این دلبستگی‌ها و تعهدات را یادآوری می‌کنند و بزرگ می‌دارند بخشی از هویت ملی آن قوم را به نمایش می‌گذارد. در نتیجه، سبب شناخت هر چه بیشتر ذهنیات آن مردم و بانی دوستی‌های بیشتر بین اقوام خواهد شد. در مسیر شکل‌گیری نخستین جمهوری ارمنستان، نخستین جمهوری ارمنستان و دستاوردهای آن، بررسی ساختار سیاسی جمهوری ارمنستان و سقوط جمهوری ارمنستان از منظر سیاست خارجی، دولت‌ها و شخصیت‌های تاثیرگذار در نخستین جمهوری ارمنستان، آرام مانوکیان بنیان‌گذار جمهوری ارمنستان، بوقوس نوبارپاشا، روح آزادی و بازگشت بخش‌های مختلف کتاب را تشکیل می‌دهد. در فاصله سال‌های 1849-1850 ابتدا در تفلیس و سپس در ایروان مدارس دخترانه تاسیس شد که اگر چه در ابتدا شمار دانش‌آموزان حاضر در این مدارس اندک بود در سال‌های بعد بر تعداد آن‌ها افزوده شد. شمار زیادی از فارغ‌التحصیلان این مدرسه وارد دانش‌سراهای عالی دخترانه روسیه شدند و بعدها در روند جریانات فکری نوظهور میان اقشار مختلف ارمنی شرکت مستمر داشتند. مدرسه شوشی در قراباغ زیر نظر هیات امنای کلیسای سنتی ارمنستان اداره می‌شد. این مدرسه دارای چاپخانه‌ای بود که کتاب‌هایی در زمینه الهیات، علوم و موسیقی مردمی ارمنی در آن چاپ می‌شد و موضوعات درسی نیز مشتمل بر زبان و ادبیات ارمنی، تاریخ ارمنستان، زبان‌های روسی و ترکی، فرانسه و هنر نقاشی بود. این مدرسه نقش بسزایی در بالا بردن سطح دانش و تفکر ساکنان ارمنی منطقه قفقاز داشته است و افزون بر اینکه دانش‌آموزان بسیاری از شهرها و روستاهای اطراف را جذب و تربیت کرده چهره‌های فرهنگی برجسته‌ای جزو دانش‌آموختگان این مدرسه بوده‌اند که بعدها در مقام آموزگار نه تنها در امر آموزش بلکه در بالا بردن سطح آگاهی و درک اجتماعی ارمنیان ساکن در نقاط مختلف خدمات شایسته‌ای ارائه داده‌اند. ساکنان ارمنی آستراخان از سده هفدهم میلادی چند مکتب‌خانه و چاپخانه‌ای داشتند که فعالیت این چاپخانه در همان دهه نخست نوزدهم میلادی متوقف شد. لیکن موج تحولات فرهنگی شکل گرفته در ارمنستان شرقی و سایر مهاجرنشین‌های ارمنی قفقاز و روسیه، حیات فرهنگی ارمنیان این شهر را نیز تحت تاثیر خود قرار داد و منجر به تاسیس چاپخانه جدیدی در این شهر شد که اقدام به چاپ و انتشار شماری از کتاب‌های تازه تالیف نویسندگان ارمنی کرد. ارمنیان ساکن در آستراخان با کمک‌های مالی نیکوقوس آقابابایان در 1810 م مدرسه آقابابایان را نیز تاسیس کردند که نقش موثری در حیات فرهنگی این شهر دانست. در سال 1852 م با تلاش‌های چند تن از اندیشمندان جامعه ارمنی عثمانی موسسه‌ای به منظور بالا بردن میزان مطالعه افراد تاسیس شد. این موسسه مجهز به کتابخانه و اتاق مطالعه برای علاقه‌مندان بود و در مدت کوتاهی توانست خزانه‌ای غنی از کتاب‌های خطی نادر جمع‌آوری و بازخوانی کند. موسسات هنری که به خصوص در زمینه تئاتر و هنر نمایش فعالیت می‌کردند، نیز از جایگاه خاصی در ارتقای دیدگاه فکری ساکنان ارمنستان غربی برخوردار بودند. این موسسات که از 1846 م فعالیت‌های هنری خود را در قالب سبک و مکتب‌های نوین آغاز کردند با ترجمه آثار هنری بزرگ و مشهور جهان به زبان ارمنی و اجرای آن‌ها تحول بزرگی در شاخه ادبیات نمایشی و هنر تئاتر ارمنی به وجود آوردند. آرام مانوکیان، بنیان‌گذار جمهوری ارمنستان از شخصیت‌های تاثیرگذار در دولت‌های نخستین جمهوری ارمنستان است. وی با نام اصلی سرکیس هوهانیسیان در تاریخ معاصر ارمنستان نامی جاودانه است. وی در سال 1879 م در یکی از روستاهای منطقه کوهستانی سیونیک در جنوب ارمنستان متولد شد. از او به منزله مبارز آزادی‌خواه متعهد فرماندار استان خودمختار وان در دوره استقلال 72 روزه آن و هماهنگ‌کننده جنگ‌های دفاعی و استقلال آفرین‌باش‌آباران، ساردارآباد و قراکلیسا نام برده می‌شود، جنگ‌هایی که منجر به شکست ارتش ترکیه عثمانی و ایجاد نخستین جمهوری ارمنستان شد.      آرام مانوکیان جنگ بیست و هفت روزه وان، ولایت واسپوراکان، ترکیه 1915 م در 6 آوریل 1915 م، واقعه‌ای عادی به انتظار بزرگ جودت بیگ پایان داد و جنگ وان را شعله‌ور ساخت، جنگی تدافعی که قرار بود روند عادی نژادکشی را بر هم زده، تاریخ‌ساز شود. غروب آن روز، گروهی از سربازان ترک به دو زن ارمنی، که در راه خانه‌هایشان در وان بودند، حمله کردند. دو جوان ارمنی، که به کمک زنان رفته بودند مورد هدف قرار گرفته کشته شدند. ارمنیان نیز گلوله را با گلوله پاسخ دادند. به گفته دکتر آشر زرادخانه عثمانی‌ها که انتظار چنین واکنشی را از ارمنیان نداشت، برای مدتی کوتاه خاموش شد اما قطار عناد و انتقام به راه افتاده بود و ساعاتی بعد، در بامداد 7 آوریل توپخانه ارتش عثمانی بخش مسکونی آیگستان را به توپ بست. آرام مانوکیان این گونه از آن روزها یاد می‌کند: «اوضاع مایوس کننده بود، تنها دو راه پیش رو داشتیم. تسلیم شویم تا مانند گوسفندان ما را به مسلخ برند یا اسلحه در دست گیریم و تا جان در بدن داریم بجنگیم. ما راه دوم را برگزیدیم.» آرام می‌دانست که پیروزی تنها و تنها در گرو همبستگی ملی است. او در همان روز واقعه هسته مرکزی شورای دفاع از شهر را بار دیگر با مشارکت هم‌حزبی‌های با تجربه خود و نظامیان کارکشته دیگر حزب‌های محلی، سازماندهی کرد و خود نیز اسلحه به‌دست به گروه جنگجویان آیگستان پیوست. شماره 84 فصلنامه فرهنگی ارمنیان «پیمان» در 264 صفحه و قیمت 12 هزار تومان از سوی خلیفه‌گری ارامنه تهران منتشر شد. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 16 May 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275800/قفقاز-قوم-ارمن-گذشته-ای-غایت-تنیده-تاریخ-ایران-پارس اندیشه فردوسی و احترام آگاهانه‌ او به زنان/ گردیه، زنی حکیم و جنگ‌آور http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275778/اندیشه-فردوسی-احترام-آگاهانه-او-زنان-گردیه-زنی-حکیم-جنگ-آور خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهيد خزير: شاهنامه اثر حماسی و ملی ما ایرانیان بارها از جنبه‌های گوناگون مورد نقد و نظر و بررسی قرار گرفته است. اثر ارجمند حکیم توس ضمن اهمیت بسزایی که در هویت و تاریخ حماسه‌نویسی دارد به پرسش‌های گوناگون تاریخ فرهنگی و اجتماعی نیز پاسخ می‌دهد. مادری چون فرانک در تکاپوی نجات جان فریدون، مادری با خردمندی و شجاعت سیندخت، مهر وصف ناشدنی جریره، از خودگذشتگی و شهامت فرنگیس، تراژدی اندوه‌بار تهمینه و درایت کتایون آموزگار. نقش چشمگیر زنان شاهنامه، ما را در پی بردن به اهمیت حضور آنان آگاه‌تر می‌سازد و با دیدگاهی فراخ‌تر فرهنگ ایرانی مورد پژوهش قرار می‌گیرد که از روزگار کهن زنانِ عصر باستانی، خردمند، دوراندیش و مهربان، در کنار مردان با شجاعت و رشادت همگام بودند. در شاهنامه‌ فردوسی به شاه بانوانی برمی‌خوریم که دادگرند و آبادگر و اگر هم این دو ویژگی را دارا نباشند، خردمند و وفادار هستند. مانند منیژه، سیندخت، کتایون، رودابه، گردآفرید، تهمینه، فرنگیس، فرانک، جریره، شیرین، همای، آزرمیدخت و گردیه. نام گردیه، در داستان‌های ملی ایران و شاهنامه آمده است. او خواهر بهرام چوبین، همسر خسرو پرویز و همچنین مادر جوانشیر پسر خسرو پرویز است. جوانشیر در دوران هرج و مرج بعد از کشته شدن خسرو، مدت کوتاهی سلطنت کرد. گردیه پس از برادرش، فرماندهی را به دست می‌گیرد و در میدان‌های نبرد، ‌آن‌چنان بی‌باکی و شایستگی از خود نشان می‌دهد که همگان را به ستایش وامی‌دارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با «تور» فرمانده نیروی خاغان چین، او را  شکست می‌دهد و سپاهش را تار و مار می‌کند. در این نوشتار به کتاب «گردیه بی‌باک زن شاهنامه فردوسی» پژوهش دکتر نصرت صفی‌نیا پرداخته‌ایم که از سوی انتشارات هورآفرید منتشر شده است. این اثر با پرداختن به دیدگاه‌های پژوهشگران، به بررسی حضور و نقش زنان درشاهنامه فردوسی می‌پردازد. در واقع این نوشتار سعی در آن دارد که اندیشه فردوسی و احترام آگاهانه‌ او را به زنان بیان کند. شاهنامه دفتر پرارج فرهنگ ایران باستان، زندگی فردوسی، چکیده داستان گردیه، گریختن خسرو به روم و کشته شدن پدرش هرمزدشاه، ویرانی شهرری، ویژگی‌های گردیه، شناخت گردیه و داستان گردیه از شاهنامه بخش‌های کتاب «گردیه بی‌باک زن شاهنامه فردوسی» را دربردارد. گردیه برای حکمت، جنگ‌آوری و نقش حماسی تاریخی خود از زنان جنگ‌آور و مطرح در حماسه‌ی ملی ما است. روایت او، پیش از راه یافتن به حماسه‌ منظوم، به نثر در قصه‌ بهرام چوبین آمده است. این قصه، از روایت‌های دوران ساسانیان بوده است. گردیه، زنی حکیم و جنگ‌آور، خواهر بهرام چوبین یکی از بزرگترین سرداران عصر ساسانی بوده است. آنها فرزندان بهرام پورگشنسب بودند که از مردم ری و پدربرپدرمه مرزبان و فرمانروای آن سامان بوده‌اند. بهرام چوبین خود را از تبار آرش کمانگیر و خاندان‌های پارتی می‌دانست و به این موضوع سخت باور داشت. گردیه از زیبایی بسیاری برخوردار بوده است. داستان گردیه در شاهنامه‌ فردوسی در بخش پادشاهی هرمز و خسرو پرویز ساسانی و به هنگام شورش بهرام چوبین آمده است. این زن زیبا و بلندپایه، در یکی از پیچیده‌ترین و دشوارترین دوره‌های تاریخی که همانا شورش بهرام چوبین علیه سلطنت ساسانیان باشد، وارد جریان تاریخی-حماسی شاهنامه می‌شود.   بهرام چوبین از دودمان بزرگ مهران یکی از دودمان‌های هفت‌گانه ممتاز ایران بود که دودمان ساسانی هم یکی از آن‌ها بود. آیین کهن ایرانیان چنین بود که از زمان اردشیر بنیانگذار دودمان ساسانی، وی خاندان‌های بزرگ اشکانی را که هر یک در بخشی از سرزمین فرمانروایی کرده و خود را شاه می‌خوانده‌اند به فرمانبرداری خود واداشت و به این ترتیب خود شاه شاهان یا شهنشاه نامیده شد. این فرهنگ چنان ریشه‌ای استوار داشت که در دوران اسلامی هم بیشتر فرمانروایی‌ها از سوی افرادی بود که از درون همین دودمان‌های کهن ایرانی برخاسته بودند. هرمز، فرزند انوشیروان خاندان‌هایی را که پشتیبان و سازندگان شاهنشاهی ساسانی بودند از خود رنجاند و با از میان برداشتن بزرگ‌مردان کاردان دوران انوشیروان دولت خود و کشور را از وجود مردان آگاه و با تدبیری که سال‌ها در کنار پدرش تجربه‌ها اندوخته بودند و سرمایه‌ای گرانبها در اداره مملکت به شمار می‌رفتند، محروم ساخت. دیگران را نیز بدگمان و بیمناک کرد که شاید خود از آن‌ها بیم داشت. طبری می‌گوید: «او گرایشی جز به برکشیدن مردم فرومایه و رساندن آن‌ها به مقام‌های بلند نداشت. بسیاری از بزرگان را به زندان افکند، یا از میان برداشت و به‌ویژه سواران که رکن اصلی نیروی رزمنده سپاه ایران بی‌توجهی و بی‌مهری نشان می‌داد. هرمز کشوری را که چنان به سامان و شکوهمند از پدرش خسرو انوشیروان به ارث برده بود، چنین آشفته و نابسامان برای پسرش خسروپرویز به ارث گذاشت. بنابراین در چنین آشفتگی بود که بهرام به خود حق می‌داد که بر تخت شاهی نشیند و سلطنت را از دودمان ساسانی به خود و دودمان خویش منتقل سازد و این کاری بود که پس از ورود به تیسفون به آن دست زد هر چند همه بزرگان چنانکه از شاهنامه فردوسی هم برمی‌آید با او همداستان نبودند. بهرام چوبین یکی از شخصیت‌های محبوب در ادب شفاهی و مکتوب ایران و تاریخ واقعی آن دوران بوده است و نشانی مشخص از شخصیت زیبای او در دست نیست، بازتاب درخشش گوهر آن هم‌چنان ملموس است. داستان بهرام چوبین در همان دوران زبانزد خاص و عام بود و دهان به دهان می‌گشت. سرداری نه از تخمه ساسانیان، سر به نافرمانی برداشته، هوای پادشاهای در سر پرورانده و با این کار خود و پی آمدهای آن، آتش انقلابی را شعله‌ور ساخته که به نابودی یک شاه (هرمز) انجامیده و شاه دیگری (خسرو پرویز) را به ترک تاج و تخت و فرار از کشور واداشته که جز با کمک سپاهیان بیگانه (رومی‌ها) موفق به باز پس گرفتن تاج و تخت خود نمی‌شود. چنین سرداری در نظر مردم هم‌روزگارش فردی عادی به شمار نمی‌رفته و به جز اخباری که در تاریخ‌ها از زبان کسانی که او را فردی نافرمان و تبهکار شمرده‌اند داستان‌هایی هم درباره او از زبان مردم و کسانی که او را به دیده یک قهرمان می‌نگریسته‌اند، نقل شده است و کتابی جداگانه با نام «بهرام چوبین‌نامه» فراهم آمده است. این کتاب چنان پرآوازه بوده است که به گفته ابن‌ندیم در همان سده اول از فارسی به عربی ترجمه شده است. بیهقی در کتاب «المحاسن والمساوی» آورده است که چون کشور بر خسرو راست شد و آن‌چه میان او و بهرام چوبین پیش آمده بود به پایان رسید، دستور داد تا تمام آن جنگ‌ها و رویدادها را از آغاز تا انجام بنویسند. چون نوشته شد خسرو دیباچه آن را نپسندید و یکی از دبیران آن را دوباره نوشت و این نبشته پرویز را خوش آمد. بی‌گفت‌وگو این نوشته با کتاب «بهرام چوبی‌نامه» تفاوت بسیار داشته است. پرویز او را فردی عاصی، خائن، گنهکار، بداندیش، بدگوهر و شوم‌پی خوانده است ولی در کتاب «بهرام چوبین‌نامه» او مردی است دلیر و باتدبیر، دارای روش‌های نیک و منش ستودنی و قهرمانی است هم‌چون دیگر قهرمان‌های تاریخ ایران... اما در تاریخ، این دوران شایسته بررسی است. بررسی از آن رو که این قهرمان با قهرمان‌های دیگر تاریخ ایران که نمونه بارز آن‌ها رستم پهلوان باستانی این سرزمین است، همانند نیست. پهلوانان نمونه ایران‌زمین، همه توش و توان و هوش و تدبیر خود را در پشتیبانی از شاه و تاج و تخت که آن هم رمز قدرت و شوکت ایران شناخته می‌شده است برای نگه‌داشت سرزمین در برابر دشمنان، به کار می‌برده‌اند و برای دفاع از این مرز و بوم می‌جنگیده‌اند، ولی بهرام چوبین چنین نبوده است. او هرچند با دشمنان ایران و برای دفاع از این مرز و بوم جنگیده ولی نه در حمایت از تاج و تخت که به قصد برانداختن دودمان شاهی آن‌ها و انتقال آن به خاندان خود بوده است. اما مردم عادی ایران که داستان‌های بهرام چوبین را روایت می‌کرده‌اند او را نه مردی زشت‌کار حق ناشناس بلکه قهرمانی شایسته و ستودنی شناخته‌اند و چنین برمی‌آید که شایستگی او را کمتر از خسروپرویز نمی‌‌دانسته‌اند. امروز اثری از اصل داستان و کتاب بهرام چوبین‌نامه و ترجمه عربی آن در دست نیست اما بخش‌هایی از آن کم و بیش در برگرفته‌های تاریخی فارسی و عربی آورده شده است. فردوسی یا گردآورندگان شاهنامه به جز تاریخ رسمی و خداینامه، این داستان بهرام چوبین را هم در اختیار داشته‌اند. چنان که داستان دلاوری‌های او در ترکستان چین و داستانی که طبری از تیراندازی او نقل کرده که در کشور ایران سه تیر از سه کس به نام است: «یکی تیر آرش در جنگ منوچهر با فراسیاب، و دیگر تیر سوخرا در جنگ با ترکان و سوم تیر بهرام چوبین.» کتاب «گردیه بی‌باک زن شاهنامه فردوسی» پژوهش نصرت صفی‌نیا در 128 صفحه با بهای 15 هزار تومان از سوی نشر هورآفرید منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 15 May 2019 11:20:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275778/اندیشه-فردوسی-احترام-آگاهانه-او-زنان-گردیه-زنی-حکیم-جنگ-آور بیشتر منظومه‌های حماسی پس از فردوسی استمرار داستان خاندان رستم است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275791/بیشتر-منظومه-های-حماسی-فردوسی-استمرار-داستان-خاندان-رستم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: فردوسی از دیرباز از همراهان همیشگی ذهن و ضمیر ایرانی بوده است. اثر او شاهنامه در تار و پود فرهنگ ایران تنیده شده است و فراتر از یک کتاب ادبی، به اثری هویت‌ساز تبدیل شده است. اما اطلاعاتی که ما درباره زندگی فردوسی داریم تا چه میزان مستند است؟ چه اطلاعاتی درباره سرچشمه‌های شاهنامه و منابع شکل‌دهنده به آن داریم؟ در پی یافتن پاسخی برای چنین سوالاتی به سراغ لیلی ورهرام، دانش‌آموخته مقطع دکترای رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی و نویسنده کتاب «مدخل حماسه ملی ایران» رفتیم که به تازگی در «نشر فاطمی» منتشر شده و اطلاعات پرمایه‌ای درباره شاهنامه و دیگر متون حماسی ایرانی ارائه می‌دهد. او معتقد است بخش اعظم تفاسیر ما درباره فردوسی تحت تاثیر گفتمان‌های روز است.   روایت‌های مختلفی از زندگی فردوسی در دسترس ماست. کدام بخش‌ها از این روایت‌ها را می‌توانیم به عنوان بخش‌هایی که قابلیت استناد دارند و می‌توانند ما را به واقعیات زندگی فردوسی رهنمون سازند در نظر بگیریم؟ در مورد زندگی فردوسی از همان منابع کهنی که در دسترس ماست، افسانه‌ها با واقعیات خلط شده‌اند. یکی از منابع خیلی قدیمی در مورد زندگی فردوسی چهارمقاله نظامی عروضی است که چندان فاصله‌ای با زمان زیست فردوسی ندارد و می‌توان آن را در زمینه آشنایی با زندگی فردوسی مورد توجه قرار داد اما این را هم باید مدنظر قرار داد که حتی در این منبع هم روایاتی هست که می‌توان در مورد آنها شک و تردید کرد. در حال حاضر دو کتاب در زمینه زندگی فردوسی در دسترس ماست که می‌توانند بسیار مفید باشند. یکی «زندگی‌نامه تحلیلی فردوسی» نوشته مرحوم دکتر علیرضا شاپور شهبازی که در حال حاضر بهترین منبع در این زمینه است و تمام منابع مربوط به زندگی فردوسی را با نگاه انتقادی مدنظر قرار داده است و مشخص کرده‌اند کدام یک از روایت‌ها از زندگی او قابل قبول‌تر است. کتاب دیگری که در این زمینه قابل توجه است «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی» نوشته مرحوم دکتر محمدامین ریاحی است که منابع قدیمی در مورد فردوسی را گردآوری کرده‌اند و به مخاطب ارائه داده‌اند.   درباره بازه زمانی‌ای که فردوسی درگیر نوشتن شاهنامه بوده عددهای متغیری ارائه می‌شود و بحث و سخن در این زمینه فراوان است. از اساس تخمین قابل استنادی در این زمینه وجود دارد؟ ظاهراً حدود 25 سال طول کشیده است.   ابیاتی که در شاهنامه وجود دارد و بر سی سال یا سی‌وپنج سال زمان بردن نوشتن شاهنامه دلالت دارند را چگونه تفسیر می‌کنید؟ باید دید که ابیاتی که در شاهنامه آمده‌اند و به مدت زمان سرایش شاهنامه اشاره دارند تا چه میزان ابیات اصیلی هستند. نسخی که ابیات مرتبط با تعداد سال‌های سرایش شاهنامه هستند از نسخی برگرفته شده‌اند که ابیات الحاقی فراوانی دارند و درباره صحت نسبت آن ابیات به فردوسی حرف و سخن فراوان است. اما اگر بخواهیم تخمینی کلی بزنیم می‌شود گفت سرایش شاهنامه بین 25 تا 35 سال طول کشیده است.   بحث پراختلاف دیگری که درباره زندگی فردوسی وجود دارد به رابطه او با دربار غزنوی بازمی‌گردد. کسانی مانند آقای مهدی سیدی در کتابی که سال‌ها پیش نوشته‌اند و اخیراً هم نشر نی با عنوان «پنج گفتار» بازنشرش کرده است از این گفته‌اند که فردوسی در دربار محمود غزنوی هم حامیانی داشته است و هم دشمنانی. رابطه فردوسی با دربار غزنوی را چگونه می‌شود ارزیابی کرد و شبه‌افسانه‌هایی که حول این رابطه شکل گرفته چه نسبتی با واقعیت دارند؟ این افسانه‌ها البته میزانی از حقیقت را در خود نهان دارند. ظاهراً همانطور که خود شما هم گفتید فردوسی در دربار غزنوی هم مدافعانی داشته است و هم مخالفانی. اما باید به این نکته توجه کنیم که قرائت ما از زندگی فردوسی در دوره جدید، یعنی از دوره مشروطه و پهلوی اول به بعد، بسیار تحت تاثیر گفتمان‌های روز است و به نوعی خواسته‌اند برخوردی امروزی با اختلافات و مشکلاتی میان سلطان محمود و فردوسی داشته باشند. به عبارتی فردوسی را شخصی انقلابی و ظلم‌ستیز نمایش داده‌اند که می‌خواسته در مقابل دربار و سلطنت مقاومت کند. در صورتی که فردوسی در همان ابتدای شاهنامه نشان می‌دهد نگاه بسیار مثبتی به محمود داشته است.                                                                        لیلی ورهرام محمود کسی است که می‌تواند آشفتگی‌های خراسان بعد از سامانی را از بین ببرد و حکومت باثبات و مقتدر تاسیس کند. از سوی دیگر عده‌ای هم آمده‌اند و فردوسی را به این دلیل که قصد داشته کتابش را به سلطان محمود تقدیم کند فردی آزمند معرفی کرده‌اند. در صورتی که تقدیم کتاب به حاکم در آن زمان رسم بسیار رایج روزگار بوده است.   شما در کتاب «مدخل حماسه ملی ایران» تا چه میزان به شاهنامه توجه داشته‌اید؟ به عنوان نمونه درباره مقوله نسبت شاهنامه با خدای‌نامه‌ها آیا بحثی را طرح کرده‌اید؟ آن کتاب درباره کلیت حماسه ملی ایران است و به همین دلیل من به طور متمرکز در آن کتاب به سرمنشاءهای شاهنامه نپرداخته‌ام. اما درباره خدای‌نامه‌ها باید بگویم به گمان من خدای‌نامه‌ها وجود داشته‌اند و به احتمال فراوان فردوسی از شاهنامه ابومنصوری که ترجمه‌ای بوده است از یکی از خدای‌نامه‌های پهلوی بهره برده است. ولی این را هم باید مدنظر قرار داد که منابع شاهنامه ابومنصوری به خدای‌نامه‌ها محدود نبوده است.   از اساس یکی از بحث‌هایی که در کتابتان طرح کرده‌اید به سرمنشاءهای حماسه ملی ایران بازمی‌گردد. کمی درباره تقسیم‌بندی‌ای که در زمینه این سرمنشاءها ارائه کرده‌اید توضیح دهید. من در کتابم از سه جریان صحبت کرده‌ام که کلیت حماسه ملی ایران را تشکیل داده‌اند. منشاء یکی از این جریان‌ها به اوستا می‌رسد و به پادشاهان و پهلوانانی نظر دارد که ستایشگران ایزدان هستند. یکی دیگر از این جریان‌ها جریانی است که به احتمال فراوان در دوره اشکانی وارد شده است و به پهلوانان و اشراف و خاندان‌های بزرگ دوره اشکانی نظر دارد. جریان سوم نیز که آن هم احتمال دارد با بزرگان پارت یا اشکانی داشته باشد ولی در عین حال با اوستا نیز در ارتباط است حلقه داستانی پهلوانان سیستان است.   هر سه این جریان‌ها را در شاهنامه می‌شود یافت؟ این سه جریان در هم تنیده شده‌اند و روایت واحدی را تشکیل داده‌اند که در شاهنامه و منظومه‌های حماسی بعدی آن را می‌توان یافت.   پیش از شاهنامه در اندک متونی که به حماسه ملی ایران پرداخته‌اند و ما از آنها سراغی داریم آیا به مقوله حلقه داستانی پهلوانان سیستان توجه شده بوده است؟ منابعی بوده‌اند و ما اسم این منابع را در متونی داریم. منابعی مانند شاهنامه بزرگ ابوالمؤید بلخی که شاهنامه‌ای منثور بوده است. در آن شاهنامه به طور مفصل درباره پهلوانان سیستان سخن گفته شده است و صاحب تاریخ سیستان از آن منبع برای معرفی این پهلوانان استفاده کرده است ولی شاهنامه ابوالمؤید بلخی به دست ما نرسیده است. البته در روایات خدای‌نامه‌ای که به عنوان نمونه به تاریخ طبری رسیده است، چندان مفصل به حلقه داستان سیستان پرداخته نشده است.                         در مورد خاندان‌های پهلوانی اشکانی که دومین جریان از سه جریان مورد اشاره شما بود، به جز شاهنامه کدام متون را داریم که شناختی از آنها برای ما حاصل کنند؟ می‌شود گفت بیشتر منظومه‌های حماسی‌ای که پس از فردوسی به ما رسیده است به نوعی استمرار حلقه داستانی سیستان است. نمونه آن گرشاسب‌نامه است که اختلاف زمانی چندانی هم با فردوسی ندارد. گرشاسب نیای خاندان رستم است. یا نمونه دیگری که در این زمینه می‌توان مورد توجه قرار داد بهمن‌نامه است که داستان جنگ بهمن پسر اسفندیار با فرامرز و زال برای فتح سیستان است. قهرمان اصلی این داستان فرامرز پسر رستم است. در فرامرزنامه هم قهرمان پسر رستم است. در شبرنگ‌نامه و منظومه‌های متاخری مانند جهانگیرنامه یا داستان زرین‌قبا که به تازگی منتشر شده‌اند هم همین استمرار را می‌بینیم.   به عبارتی می‌توانیم بگوئیم آنچه که به عنوان حماسه ملی ایران اکنون در دسترس ماست به نوعی استمرار حلقه داستانی سیستان است؟ بله. ولی این را هم باید مدنظر قرار داد که این حلقه داستانی ارتباطی هم با روایت شاهانی دارد که ما در شاهنامه توالی‌شان را می‌بینیم. به هر حال پهلوانان سیستان در زمان شاهی مشغول زیست پهلوانی خود هستند و روابطی هم با خاندان‌های پهلوانی دیگری مانند خاندان توس و خاندان گودرز دارند که از خاندان‌های مهم اشکانی نشات گرفته‌اند.   به عبارتی ما می‌توانیم بگوییم در عمل انتخابی که فردوسی می‌کند و تمرکز خود را بر روایت رستم و خاندان او می‌گذارد، مسیر حماسه ملی ایران را تعیین می‌کند؟ احتمال فراوانی وجود دارد که روایت‌های پهلوانی دیگری از خاندان‌های دیگر هم وجود داشته که تحت شعاع روایت حلقه سیستان نادیده مانده‌اند. این‌گونه نیست؟ البته این انتخاب، انتخاب فردوسی نبوده است. انتخاب شاهنامه ابومنصوری بوده است. این انتخاب هم دلایل خود را داشته و اوضاع سیاسی زمان نگارش شاهنامه ابومنصوری احتمالاً بر آن تاثیر گذاشته است. زیرا ابومنصور عبدالرزاق سپه‌سالار خراسان بوده است و تلاش داشته بر ضد سامانیان قیام کند و استقلالی را برای خود رقم بزند. از این منظر جالب است که در روایتی که به دست می‌دهد به سرگذشت یک خاندان پهلوانی چنین توجهی می‌کند.   آیا فردوسی به جز انتخاب شاهنامه ابومنصوری، انتخاب دیگری هم داشته است؟ به عبارت دیگر به جز شاهنامه ابومنصوری آیا متن دیگری هم برای به نظم کشیدن در دسترس او بوده است؟ می‌شود گفت که در دسترس‌ترین کتاب شاهنامه ابومنصوری بوده است. شاهنامه ابومنصوری در همان شهری تدوین شده بوده که فردوسی در آن می‌زیسته است. زبانش به فارسی رایج زمان فردوسی بوده و چنان که می‌دانیم فردوسی تسلطی بر زبان فارسی میانه و پهلوی نداشته است. از طرف دیگر متن شاهنامه ابومنصوری با یک واسطه به خدای‌نامه‌ها می‌رسیده و به همین دلیل متن موثقی هم بوده است. چیز دیگری که جز شاهنامه ابومنصوری در دسترس فردوسی بوده است، ترجمه‌های عربی بوده‌اند. از طرف دیگر برای کاری که فردوسی قصد انجام آن را داشته است شاید این کتاب مناسب‌ترین انتخاب بوده است.   کاری که فردوسی قصد انجام آن را داشته چه بوده است؟ نگاهی که فردوسی به تاریخ دارد با نگاه مورخی مانند طبری یا محققی مانند حمزه اصفهانی که کتاب سنی‌الملوک الارض و الانبیا را نوشته متفاوت بوده است. گویی که نگاه فردوسی به تاریخ لایه‌های داستانی و پهلوانی بیشتری داشته است. برای پردازش چنین نگاهی به نظر می‌رسد شاهنامه ابومنصوری امکانات فراوانی فراهم می‌کرده است.   سویه‌های سیاسی فراوانی بر کاری که فردوسی کرد اتلاق می‌شود. او را به شعوبیه و مواردی از این دست نسبت می‌دهند. این قرائت‌ها از فردوسی تا چه میزان برآمده از دلالت‌های متنی و تاریخی است و تا چه میزان برآمده از تفسیری است که ما بر مبنای نگرشی مدرن بر او بار می‌کنیم؟ به نظر من بخش اعظم این تفاسیر برآمده از نگرش مدرن ماست. البته فردوسی فردی فرهیخته و تحصیل‌کرده از خاندان‌های دهقانان خراسان بوده و به همین دلیل می‌توان اطمینان داشت که حتماً بدون نظر سیاسی نبوده است. ولی چون متن اصلی شاهنامه یعنی شاهنامه ابومنصوری به دست ما نرسیده با اطمینان نمی‌توانیم بگوئیم چه بخش‌هایی از مواردی که ما به او نسبت می‌دهیم حاصل ایده‌های خود اوست و چه بخش‌های نقل ایده‌های شکل گرفته در شاهنامه ابومنصوری.   بخش عمده‌ تمایزی که برای فردوسی نسبت به دیگر کسانی که در شکل دادن به متون حماسی نقش داشته‌اند قائل می‌شویم برآمده از بعد اندیشه‌ای شاهنامه و مباحثی است که فردوسی در زمینه خرد، هنر و موضوعاتی دیگر از این دست مطرح می‌کند. مباحث اندیشه‌ای فردوسی تا چه میزان در جهان اندیشه‌ای مطرح در ایران باستان ریشه دارد و از سوی دیگر چه میزان بداعت می‌شود برای این مباحث قائل شد؟ به نظر می‌رسد دیباچه شاهنامه از خود فردوسی باشد و کمترین تاثیر را از منبع که همان شاهنامه ابومنصوری است گرفته است. در این دیباچه می‌شود رگه‌های اندیشه نوافلاطونی را دید و حتی اندیشه فردوسی در این دیباچه به تفکر اسماعیلیه نزدیک می‌شود. در تفکر اسماعیلی خرد جایگاه بسیار مهمی دارد. از سوی دیگر هم سنت ایران باستان که خدای‌نامه‌های در این سنت تنظیم شده‌اند برای خرد اهمیت فراوانی قائل است. ولی در مورد خرد باید به این نکته توجه داشته باشیم که چه در اندیشه نوافلاطونی و چه در اندیشه‌های برآمده از اوستا خرد با مقوله عقل معاش چندان یکسان نبوده است. در شاهنامه اندک اندک معنای خرد دارد به معنای امروزین آن نزدیک می‌شود. یعنی خرد به منزله قوه‌ای برای تشخیص غلط از درست. در متنی مانند اوستا خرد معنایی عرفانی دارد و قوه‌ای شهودی برای دستیابی به شناخت است. در آن سنت جایگاه خرد در دل است ولی می‌بینیم که در شاهنامه خرد و دل خیلی جاها در کنار هم می‌آیند و این به آن معناست که فردوسی تمایزی میان این دو قائل بوده است.   نگاه شما به شاهنامه از منظر رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی است و نگرش غالب به این اثر، برآمده از زاویه‌دیدی است که در آکادمی ادبیات شکل گرفته است. تفاوت زاویه‌دید و ابزار آکادمیک تا چه میزان در قرائت، تفسیر و فهم شاهنامه اثر می‌گذارد؟ کسی که زبان‌های باستانی بلد است می‌تواند منابع باقی مانده از پیش از اسلام را به زبان اصلی بخواند و به این ترتیب پیوند بسیار بیشتری بین سنت پیش از اسلام و شاهنامه برقرار می‌کند. به عنوان نمونه در مواردی مانند خرد می‌تواند سیر تکاملی این واژه تا زمانی که به شاهنامه رسیده است را مشاهده کند و از طرف دیگر می‌تواند ارتباط شگردهای بیانی شاهنامه با متون کهن ایران باستان را دریابد. در حال حاضر برای اثبات اینکه منابع شاهنامه مکتوب بوده است (که البته حرف درستی است و جوابیه‌ای است به اروپائی‌هایی که معتقد بوده‌اند شاهنامه منبع شفاهی داشته است) این تمایل به وجود آمده که ارتباط شاهنامه با متون پیش از اسلام را قطع کنند. کسی که زبان‌های باستانی خوانده است کاملاً متوجه ارتباط بین شاهنامه با متون پیش از اسلام می‌شود. می‌بیند شبیه یک عبارت یا عین یک عبارت از یک متن مربوط به پیش از اسلام، به فارسی نو در شاهنامه آمده است. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 15 May 2019 10:25:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275791/بیشتر-منظومه-های-حماسی-فردوسی-استمرار-داستان-خاندان-رستم فراخوان مقاله همایش علمی-پژوهشی طالقانی و زمانه ما http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275749/فراخوان-مقاله-همایش-علمی-پژوهشی-طالقانی-زمانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی در نظر دارد به مناسبت چهلمین سال درگذشت آن زنده یاد همایشی علمی – پژوهشی تحت عنوان «طالقانی و زمانه ما» با نگرش به نیازهای روز در آبان ماه 1398 برگزار کند. آیت‌الله طالقانی نقش مؤثر و فراگیری در رشد و بالندگی جامعه ایران در تاریخ معاصر داشته و جریان آگاهی بخشی و بیدارسازی ایشان به‌وسیل قرآن و سنت تأثیر عمیقی بر روی افراد گذاشته است. از علاقه‌مندان به شرکت در این همایش دعوت می‌شود مقالات خود را در یکی از موضوعات زیر به دبیرخانه همایش ارسال کنند. مقالات پس از داوری در کمیته علمی، به تناسب، برای ارائه در همایش، چاپ در پوستر یا مجموعه مقالات، برگزیده می‌شود. مقالاتی که جنبه نوآوری داشته باشد در اولویت قرار خواهد گرفت. آخرین مهلت ارائه چکیده مقالات 31 خردادماه 98، اعلام نتیجه چکیده‌ها 31 تیرماه و ارسال اصل مقاله 30 شهریور خواهد بود. محورهای مقالات به شرح زیر است: هستی‌شناسی و انسان‌شناسی طالقانی توحید و شرک، خدا و جهان، انسان و جهان، مادّه و معنا، اختیار و مسئولیت، اومانیسم، عرفان نظری، عملی و سلوک، الهیات رهایی بخش. طالقانی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی حقوق بشر، تسامح، خود و دیگری،جذب و دفع، نظام اخلاقی، معنویت، سبک زندگی. طالقانی و تجربه های زیستی سرچشمه های اندیشگی طالقانی، منش و شخصیت، مشی سیاسی، مبارزه، روابط با افراد در زندان، تعلیم، تربیت و آموزش های عمومی، زندگی خصوصی، خانواده.     طالقانی و  اندیشه های دینی علم و دین، بنیاد گرایی، دین و مدرنیته، مکتب فقهی طالقانی، تقریب بین مذاهب اسلامی، ایرانیّت و اسلامیّت، احیای اندیشه های دینی، خرافه زدایی، ادیان قبل از اسلام، حقوق زن (حجاب، قضاوت و ...) طالقانی و قرآن تعریف قرآن، روش، گرایش و نظریۀ تفسیری، هرمونتیک و فهم قرآن، وحی و کلام خدا، نوآوری های تفسیری، قرآن و نیازهای روز انسان، زبان و موسیقی قرآن، قرآن و علم.  طالقانی و اقتصاد فقر و نابرابری، قسط و عدالت، سرمایه داری و سوسیالیزم، مالکیت. طالقانی، جامعه و امر سیاسی گفتگو، رواداری، کثرت گرایی دینی، دین و دولت، جامعه ی مدنی، تحزّب، اقوام و مذاهب، صلح و همزیستی،آزادی، شورا، دموکراسی، قدرت و حکومت، وحدت و همبستگی، اصلاحات و اصلاح طلبی، نهضت های آزادیبخش (الجزایر، فلسطین،مصر)، جوان. نشانی ارسال چکیده و اصل مقالات: تهران، انتهای بزرگراه مدرس (نرسیده به میدان هفت تیر)، نبش خیابان مشاهیر، پلاک 4 طبقه همکف، واحد جنوبی است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 14 May 2019 09:53:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275749/فراخوان-مقاله-همایش-علمی-پژوهشی-طالقانی-زمانه نبردی مبتنی بر حافظه با اسرائیل/ روایت ادوارد سعید به مقوله نکبت و شکل‌گیری اسرائیل http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275740/نبردی-مبتنی-حافظه-اسرائیل-روایت-ادوارد-سعید-مقوله-نکبت-شکل-گیری خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- «نکبت» کلیدواژه‌‌ای برای یاد کردن از جنگ سال 1948 است که به تاسیس دولت اسرائیل انجامید. جنگی که بیش از 80 درصد جمعیت فلسطین را آواره ساخت و اقلیت 60 تا 156 هزار نفری فلسطینیان باقی مانده در خاکی که اسرائیل نامیده می‌شود را به شهروندانی صوری و درجه دوم تبدیل کرد. اگر از منظر مردمان آواره نگاه کنیم چنین واقعه‌ای را جز نکبت چه می‌شود نامید؟   نویسندگان کتاب «نکبت؛ فلسطین، سال 1948 و دعاوی حافظه» در مقدمه‌ای که بر ترجمه فارسی این کتاب نوشته‌اند بیان کرده‌اند که: «زمانی که کتاب ما در سال 2007 منتشر شد، کلمه‌ای که ما برای عنوان کتاب استفاده کرده‌ایم -نکبت- برای بسیاری یک اصطلاح غریب عربی به نظر می‌رسید که نیازمند توضیح و تبیین بود. این کتاب قصد داشت معنا و اهمیت این کلمه را روشن سازد و آن را به حافظه شخصی و جمعی به عنوان بخشی از مطالبه‌ای اخلاقی برای برقراری عدالت پیوند دهد. امروز اما این کلمه و هفتاد سال تاریخی که این کلمه معرف آن است، به شکل گسترده‌ای به رسمیت شناخته شده است و چندان نیاز به توضیح ندارد.»   شاید این موضوع برای خواننده ایرانی نیز معنادار باشد. مسئله فلسطین برای ما آشناست. با آن به صورت روزمره سروکار داریم و شاید همین ارتباط روزمره باعث شود که حس کنیم مسئله فلسطین امری است که ملکه ذهن ما شده است و دیگر نیازی به بازتبیین و بازبینی ندارد. اما رویکرد متفاوت کتاب نکبت و متد علمی آن امکانی برای نو شدن حافظه ما در مواجهه با مسئله فلسطین فراهم می‌سازد و رویکردی دیگرگون نسبت به این مسئله، این‌بار از منظر بازخوانی حافظه تبعیدیان فلسطینی و نگرش آنها نسبت به وطنی که نکبت‌زده شده است، برای ما فراهم می‌سازد.   بر همین مبناست که نویسندگان هدف خود از نوشتن کتاب را پیش کشیدن چشم‌انداز قربانیان نکبت و پرداختن به «سیاست خاطرات نکبت در چارچوب رشته دانشگاهی در حال رشد مطالعات حافظه» معرفی می‌کنند. (16)   اسرائیل در طول سال‌های گذشته تلاش فراوانی برای زدودن «نکبت» داشته است. این رژیم برای متوقف کردن توجه فزاینده به «نکبت» در میان نسل‌های جوان‌تر فلسطینی، در سال 2011 قانون نکبت را تصویب کرده است. طبق این قانون، برای فعالانی که وجود دولت اسرائیل را به عنوان دولتی «یهودی و دموکراتیک» رد می‌کنند یا آن‌هایی که روز استقلال یا روز تاسیس دولت اسرائیل را به عنوان روز سوگواری تلقی و برای آن بزرگداشت برگزار می‌کنند با کیفرخواست مواجه خواهند شد. در سال 2017 نیز قانونی تصویب شد که مانع ورود حامیان آرمان فلسطین به اسرائیل و سرزمین‌های اشغالی می‌شود. در بریتانیا نیز دولت دستورالعملی را به شوراهای محلی ابلاغ کرده بود که بر مبنای آن حق ندارند طرح‌های سرمایه‌گذاری در اسرائیل را بایکوت کنند.   بر این مبنا می‌توان گفت صرف نوشتن کتاب نکبت به ویژه از سوی «احمد سعدی» یکی از نویسندگان همکار در گردآوری و ویرایش اثر و نویسنده موخره کتاب، که خود استاد دانشگاهی در اسرائیل است می‌تواند یک عمل سیاسی و علیه تلاش سیاستگذاران و سیاستمداران اسرائیلی تلقی شود.   نویسندگان کتاب نکبت، همگی از چهره‌های سرشناس آکادمیک یا از روشنفکران برجسته هستند. دو ویراستار کتاب، لیلا ابولقود و احمد سعدی هستند. لیلا ابولقود استاد انسان‌شناسی و مدیر موسسه مطالعات زنان و جنسیت دانشگاه کلمبیا است. او دکترای انسان‌شناسی خود را در سال 1984 از دانشگاه هاروارد دریافت کرده است و آثاری نظیر «نوشتن جهان‌های زنان» و «درام‌های ملت بودن» را به رشته تحریر درآورده است. او همچنین دختر ابراهیم ابولقود از فعالان سیاسی فلسطینی و استاد رشته علوم سیاسی بوده است. دیگر نویسنده همکار در گردآوری و ویرایش این اثر احمد سعدی نام دارد که استاد گروه سیاست و دولت دانشگاه بن‌گوریون اسرائیل است. او کتاب‌هایی نظیر «نظارت همه‌جانبه: پیداش سیاست‌های اسرائیلی مدیریت جمعیت» را به رشته تحریر درآورده است. از دیگر نویسندگان همکار در تحریر این کتاب «لاله خلیلی» استاد ایرانی دانشگاه لندن است که کتاب‌هایی نظیر قهرمانان و شهدای فلسطین: سیاست بزرگداشت ملی» را به رشته تحریر درآورده بود.   پرسش‌های اساسی‌ای که در کتاب مطرح می‌شود چنین است: با گذشت قریب به هشت دهه از اشغال فلسطین، چگونه هنوز این واقعه زنده است و نسل‌های جدید با چه فرآیند ذهنی با آن ارتباط برقرار می‌کنند؟ چگونه است که نسل‌هایی که هیچ گاه سرزمین مادری را ندیده‌اند، این‌گونه قلب‌هایشان برای آن می‌تپد و خود و هویتشان را با آن ارزیابی می‌کنند؟   برای پاسخ دادن به چنین پرسش‌هایی نویسندگان مقوله حافظه را از منظر پدیدارشناختی به چالش می‌کشند و مقوله نکبت را سنگی برای محک زدن حافظه قرار می‌دهند. آنها انباشتی از خاطرات را در کتاب خود فراهم ساخته‌اند و آنگونه که احمد سعدی در موخره کتاب گفته است تاثیر و پیامد انباشتی خاطراتی که در این کتاب گردآوری و تحلیل شده است، مهر تاییدی است بر اینکه نتیجه مستقیم اراده سیاسی و نظامی برای تشکیل دولت اسرائیل، رقم خوردن وضعیتی فاجعه بار برای فلسطینیان بوده است.   نویسندگان کتاب معتقدند داستان‌های فلسطینی باید خود را از شر داستان غالب و مسلط 1948 رها کنند و آن را به پرسش بگیرند. هم به لحاظ اخلاقی و هم از نظر واقعیت‌هایی که این روایت مسلط بر آنها مبتنی است.   این کتاب علاوه بر آنچه که درباره مقابله با سیاست اسرائیل درباره نکبت گفته شد، از منظری دیگر نیز اثری است که تنها رویکردی تحلیلی ندارد و به دنبال اثرگذاری سیاسی نیز هست. کتاب خود را نقطه شروعی می‌داند برای شکستن روایت اسطوره‌ای از اسرائیل بر مبنای ارائه شواهدی برای تصدیق آنچه بر فلسطینیان رخ داده است. هدف از این شکستن روایت اسطوره‌ای نیز رقم زدن آینده‌ای بهتر تلقی می‌شود: «آینده‌ای که بر پایه هویت‌های سفت و سخت، مسکوت کردن صدای قربانیان، استمرار و حتی تشدید خشونت نیست.»   پرسشی که ممکن است با خواندن بند بالا برای خواننده‌ای که در بستر ایران با کتاب «نکبت» مواجه می‌شود پیش بیاید این است که به راستی تا چه میزان روایت‌های موجود از شکل‌گیری اسرائیل بر مبنای نادیده گرفتن قربانیان فلسطینی شکل گرفته‌اند. برای پاسخ به این سوال باید به تفاوت بسترهای طرح سوال توجه کرد. شاید رویکرد کتاب «نکبت» در بستری خاورمیانه‌ای چندان هم بداعتی نداشته باشد، اما باید توجه کرد که مخاطب اصلی و اولیه این کتاب افکار عمومی و آکادمی‌های غربی و به طور مشخص آمریکایی هستند و روایت غالب در آن فضا، 1948 را چندان از منظر قربانیان بررسی نکرده است. کتاب نکبت به همراه مستندی به نام  «در جستجوی فلسطین» که با روایت ادوارد سعید به مقوله نکبت و شکل‌گیری دولت اسرائیل می‌پرداخت از جمله تلاش‌های قابل توجه در اوایل قرن جاری برای بازخوانی برهه‌ای بسیار حساس از تاریخ معاصر بودند.   کتاب نکبت از منظری دیگر نیز کتابی مهم است. سبک نوشتن مقالات این کتاب و تعادلی که میان ادبیات، خاطره و رویکرد آکادمیک برقرار می‌کنند این کتاب را می‌تواند حتی برای کسانی که چندان به مقوله فلسطین حساسیتی ندارند نیز جذاب سازد.   کتاب «نکبت؛ فلسطین، سال 948 و دعاوی حافظه» گردآوری احمد سعدی و لیلا ابولقود را احمد نادری و محسن منجی به فارسی برگردانده‌اند و انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات آن را در سال 1397 با تیراژ 1000 نسخه و قیمت 37 هزار تومان در 483 صفحه منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 14 May 2019 09:40:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275740/نبردی-مبتنی-حافظه-اسرائیل-روایت-ادوارد-سعید-مقوله-نکبت-شکل-گیری گزارش‌هایی از سرکنسول بریتانیا در تبریز و لغو امتیاز تنباکو http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275729/گزارش-هایی-سرکنسول-بریتانیا-تبریز-لغو-امتیاز-تنباکو خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهيد خزير: پیش از انقلاب مشروطیت، نهضت تنباکو با فتوای میرزای شیرازی در زمان خود یک انقلاب غلبه درباریان بود که 15 سال پیش از انقلاب مشروطه به وقوع پیوست. نظریه‌های انقلاب کم و بیش در پی پاسخ‌گویی به این پرسش هستند که چرا و چگونه انقلاب به وقوع می‌پیوندند و یا چرا و چگونه انقلاب‌های خاصی واقع شده‌اند. برخی به پیامدهای این پدیده نیز پرداخته‌‌اند. منظور از چرایی وقوع انقلاب زمینه‌ها، ریشه‌ها، علل و عوامل وقوع این پدیده است. در حالی که بازگشت مفهوم چگونگی عمدتا به شرایط و تحولاتی است که این علل و عوامل را پدید آورده است و در عین حال جدا کردن این دو مفهوم در روند وقوع پدیده انقلاب به آسانی امکان‌پذیر نیست و آن دو با یکدیگر ارتباطی تنگاتگ دارند. یکی از کتاب‌هایی که به مساله امتیاز تنباکو پرداخته کتاب «تبریز در نهضت تنباکو» نوشته صمد سرداری‌نیا است. وی در این کتاب به واقعه رژی پرداخته که یکی از رویدادهای مهم و نقطه تحولی در تاریخ کشور است و آن را نخستین خیزش ملت ایران علیه استعمار غرب می‌داند. این حرکت تاریخ‌ساز که به نهضت تنباکو معروف شده دارای ابعاد مختلف است. سرداری‌نیا می‌نویسد: «از جمله نتایج این نهضت مردمی، شکل‌گیری رهبری قدرتمند آیت‌الله میرزای شیرازی و عملکرد قاطع و تعیین‌کننده وی در پیروزی ملت ایران بود. در این جنبش تاریخی، مردم در مقابل استعمار و استبداد ایستاده و با فداکاری و هوشمندی، دشمنان ایران را عقب می‌نشانند و آن‌ها را در رسیدن به اهداف نامشروعشان، ناکام می‌گذارند و نقش مردم تبریز در تمام مراحل جنبش تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.» وی بر این باور است که نخستین‌باز، تبریزی‌های هجرت کرده از وطن که در استانبول روزنامه اختر را منتشر می‌کردند، امتیاز نامه توتون و تنباکو را که ناصرالدین‌شاه به ثمن بخس به کارگزاران استعمار بریتانیا واگذار کرده، افشا و مضرات آن راه به ملت ایران روشن می‌سازند. پس از علنی شدن امتیازنامه، تبریز نخستین شهری است که بر علیه آن، دست به یک خیزش قهرآمیز می‌زند و مثل همیشه با یک حرکت حماسه‌آفرین و دشمن برانداز ابتکار عمل را به دست گرفته و استبداد و استعمار را چنان غافل‌گیر می‌سازد که راهی جز پذیرفتن خواست‌های مشروع ملت و لغو امتیازنامه، باقی نمی‌ماند. پس از آغاز جنبش مردم تبریز، اهالی دیگر شهرهای بزرگ ایران، با تاسی به مردم به پا خاسته این شهر در عین حال که نهضت را ادامه می‌دهند چشم امیدشان به تبریز است. چنان که سرکنسول انگلیسی در تبریز، در 15 اوت 1891 به کندی، وزیر مختار آن کشور در تهران می‌«ویسد: «چیز دیگری که آتش را بیشتر دامن می‌زند، نامه‌هایی است که از تهران و جنوب ایران از طرف مجتهدان بزرگ به اینجا رسیده و در آن‌ها گفته شده است که برای محو رژی، همه امیدها به مردم آذربایجان دوخته شده است.» این پژوهشگر تاریخ روایتی از قیام مردم تبریز ارائه می‌دهد و می‌گوید: «با اوج‌گیری نهضت مردم تبریز، عوامل استبداد و کارگزاران استعمار، در وحشت و اضطراب فرو می‌روند. مظفرالدین‌ پسر اولیعهد و امیرنظام گروسی پیشکار مقتدر وی، روزگارشان سیاه گشته و خواب راحت ندارند. ناصرالدین‌شاه قاجار که تا آن روز متجاوز از چهل سال، در اوج خودکامگی سلطنت کرده بود و مردم ایران را رعایای خود می‌دانست نه تنها برای آحاد ملت، کوچکترین امکان حق شرکت در سرنوشت خود قائل نبود بلکه آن‌ها را جزو آدمیان نمی‌دانست در برابر سیل حرکت قهرآمیز مردم انقلابی تبریز، چنان خود را زبون و حقیر می‌بیند که وحشت و اضطراب لحظه‌ای او را راحت نیم‌گذارد و به قول دکتر فووریه، پزشک مخصوص دربار: «حال روحی را دارد که در عذابی گرفتار آمده باشد.» عجز و ناتوانی آن سلطان خودکامه، در مقابل عظمت جنبش مردم تبریز به حدی می‌رسد که به امپراتور روس متوسل شده و از وی می‌خواهد که او را از این وضع ناگوار نجات دهد. چرا که او خود و رژیمش را در سراشیبی سقوط و نابودی می‌بیند و از زبان مستر کندی وزیرمختار بریتانیای کبیر می‌شنود که خطاب به خاقان بن‌خاقان‌بن‌خاقان می‌گوید: «اینک دیگر مئسله توتون و تنباکو مطرح نیست و تاج و تخت تو به خطر افتاده، چون تبریز به پاخاسته است. قیام‌کنندگان تبریز اکثرا پایین‌ترین طبقات بودند و این افراد زحمتکش از آگاهی سیاسی در خور توجهی برخودار بودند، چنان که عملکرد و اظهار نظرشان نشان می‌دهد، به سیاست بین‌المللی و رویدادهای جهانی معرفت کامل داشتند و چون ماهیت خطرناک و ترفندهای شیطانی استعمار را خوب می‌شناختند از آغاز تا پایان مبارزه، با آگاهی و دوراندیشی توانستند توطئه مشترک استعمار و استبداد را نقش بر آب سازند. گزارش‌های سرکنسول بریتانیا در تبریز طرز تفکر آن روزهای مردم کوچه و بازار تبریز را به تصویر می‌کشد. وی می‌نویسد: «مردم تبریز می‌گویند اگر رژی سربگیرد... نتیجه این خواهد بود که انگلستان، همان‌گونه که در مصر فعال مایشاء است، در اینجا هم خواهد بود.» در گزارش دیگری از این دست، از قول مردم تبریز آمده است: «این حضرات صاحب امتیاز نامه، خیالشان این است که رگ و ریشه در ایران کرده رعیت را مقروض خودشان کرده مثل هندوستان یک مرتبه گرفته باشند.» مبارزان مشروطه در تبریز گروه فوج نجات تبریز به رهبری باسکرویل. میدان مشق. سرداری‌نیا در پایان این‌گونه نتیجه می‌گیرد که تبریزی‌ها نه تنها در خود تبریز، بلکه در بیرون از زادگاهشان نیز با روحیه مقاوم و انقلابی، در پیشبرد نهضت، نقش ارزنده‌ای یفا کردند علاوه بر دست‌اندرکاران روزنامه اختر در استانبول حاج محسن‌خان معین‌المکل تبریزی، سفیر ایران در عثمانی در افشای امتیازنامه و آگاهی دادن به مردم تلاش فراوان کرد و سمتش را از دست داد. حاج محمدکاظم ملک‌التجار تبریزی که شخص اول بازار تهران بود در مبارزه با امتیازنامه و همکاری با مرحوم میرزای شیرازی، مجاهدت‌ها کرد و به قزوین تبعید شد و بالاخره عدم اجرای دستورات شاه از سوی سربازان ترک تبریزی مبنی بر تیراندازی به سوی مردم معترض که در اطراف کاخ گلستان تهران گرد هم آمده بودند، سبب دل باختن هر چه بیشتر مستبدان می‌شود و نهضت به پیروزی نهایی می‌رسد. قیام مردم تبریز از حدود مساله توتون و تنباکو فراتر رفته و به یک نهضت تمام عیار ضد استعماری تبدیل می‌شود به طوری که این حرکت سرنوشت‌ساز بعد از لغو امیتزنامه نیز فروکش نکرده و بالاخره منجر به انقلاب مشروطیت و استقرار نظام پارلمانی به جای خودکامگی در ایران می‌شود.» وی در پایان نیز سروده بابولوت قاراچورلو مشهور به «سهند» شاعر زنده‌یاد آذربایجان با عنوان «سلام بر تبریز» را می‌آورد و تبریز را این‌چنین می‌ستاید: سلام ای اختر شرق شب آلوده، که روشن پرتوت اندر دل تاریخ ظلمانی همیشه همچو خورشیدی فروزان پرتوافشانی نموده تا جهان بوده سلام ای شهر عصیان‌ها سلام ای سرزمین قهرمان خیز سلام ای شهر پر جوش و خروش ای دل نژند چهره خشم‌آلود ای تبریز که هرگز دیده بدخواه لبخندت ندیده سلام ای مادر خون‌گرم اخم‌آلود که اندر ماتم و سوگ عزیزانت خنده بر لب‌های خندان تو خشکیده سلام ای دلبر گل‌روی، بر نامحرمان بدخو که هرگز هیچ دشمن خمر گرمای تنت را ناچشیده ناز آن چشمان خونبار و نگاه پر شرارت ناز خشم و کینه‌هایت، جان فدای اخم‌هایت نیک می‌دانم نخواهم دید هرگز دیدکان هیز دژخیمان سفاکی که روی پیکر گل منظر نوباوگانت ]]> تاریخ و سیاست Tue, 14 May 2019 07:13:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275729/گزارش-هایی-سرکنسول-بریتانیا-تبریز-لغو-امتیاز-تنباکو نگارگری خوارزم تحت تاثیر مکتب اصفهان و تبریز بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275581/نگارگری-خوارزم-تحت-تاثیر-مکتب-اصفهان-تبریز-بوده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- برگزاری همایش پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران و قفقاز فرصتی فراهم کرد تا با نگار آلائوا، پژوهشگر اهل ازبکستان درباره حضور او و دیگر همکارش از کشور ازبکستان (که امکان سخن گفتن به زبان فارسی را نداشت) در این همایش و نیز تاریخ رابطه حکومت مرکزی ایران با بخارا و خوارزم به ویژه در دوران صفوی گفت‌وگویی داشته باشیم. این پژوهشگر ازبک که فارسی را با لهجه‌ای شیرین ادا می‌کرد معتقد بود برخلاف برداشت رایج، رابطه اصفهان با خوارزم و بخارا در زمان صفوی چندان هم پرتنش نبوده است. در ادامه گفت‌وگوی ما با او را بخوانید:   درباره خودتان و همکارتان و همچنین حوزه مطالعاتی و پژوهشی‌تان توضیح دهید. من نگار آلا‌ئوا، عضو انستیتو تاریخ فرهنگستان علوم ازبکستان هستم. همکارم هم خانم دلارام سنگیراوا استاد دانشگاه دولتی گلستان است. ما برای شرکت در کنفرانس بین‌المللی پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران و قفقاز به اینجا آمده‌ایم. حوزه پژوهشی ما راجع به تاریخ آسیای مرکزی و به خصوص روابط دیپلماتیک و فرهنگی خوارزم و بخارا با مناطق داخلی ایران در زمان صفویه و قاجار است.   عنوان و موضوع مقالاتی که در همایش پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران و قفقاز ارائه داده‌اید چیست؟ سخنرانی من درباره روابط فرهنگی ایران و آسیای مرکزی در سده‌های شانزدهم تا نوزدهم میلادی، یعنی از دوران صفویه تا دوران قاجار بود و بیشتر بر شیوه‌های برقراری ارتباط میان این دو حوزه فرهنگی تمرکز داشتم. موضوع مقاله خانم سنگیراوا هم به نقش‌هایی که در کاخ چهل‌ستون مربوط به مراسم قبول دو خان بخارا ولی محمد خان و ندر محمد خان در دربار صفوی وجود دارد بود. عنوان دقیق مقاله ایشان این بود: مکتب نگارگری اصفهان، بازتاب روابط سیاسی و فکری و فرهنگی ایران و خانات بخارا.   از اساس رابطه ایران با بخارا و خوارزم در بازه زمانی مورد بررسی شما چگونه بوده است؟ بسیاری از منابع اعتقاد دارند رابطه میان ایران و خوارزم و بخارا در آن بازه زمانی بر مبنای اختلاف بوده است ولی هم من و هم خانم سنگیراوا در پژوهش‌های خود نشان داده‌ایم همکاری و دوستی میان دولت‌های محلی خوارزم و بخارا و دربار صفوی در بازه‌های زمانی متعددی وجود داشته است. حتی می‌دانیم که شاه طهماسب اول با یکی از دختران خان خیوه ازدواج کرده بوده است و این نمودی از ارتباط دوستانه است. بنابراین نمی‌شود به یکباره گفت رابطه میان درباره صفوی و حکومت‌های خوارزم و بخارا بر مبنای اختلاف بوده است.   به عبارتی شما معتقدید در این زمان رابطه میان ایران و حکام بخارا و خوارزم مسالمت‌آمیز بوده است. ولی ما می‌دانیم که همواره این‌گونه نبوده است. بله. به ویژه در اوایل دوران صفوی این‌گونه نبوده است اما هر گاه ثبات و قوت و قدرتی برای پادشاه ایران قابل مشاهده بود، می‌بینیم که نوع رابطه میان اصفهان با خوارزم و بخارا هم تغییر می‌کند و ارتباط‌ها از جنس دوستی و فرهنگ می‌شود. اگر چه به عنوان نمونه در دوران شاه اسماعیل و اوایل کار صفویان این ارتباط چندان دوستانه نیست و کار به درگیری هم می‌کشد اما بعد از درگیری‌های متعدد شاه طهماسب، ارتباط تا حدود زیادی مسالمت‌آمیز شد و همان‌طور که گفتم یکی از دختران خان خیوه هم به عقد شاه طهماسب درآمد.                                         دیدار ولی‌محمد خان با شاه عباس نقاشی شده در کاخ چهل‌ ستون   در برهه‌هایی هم مشاهده می‌کنیم که بزرگان خوارزم و بخارا و سمرقند برای قدرت گرفتن دست یاری به سمت شاهان صفوی دراز می‌کرده‌اند. اولین فرد از این میان ظهیرالدین بابر بوده است که شاه طهماسب به شرط آنکه بابر به نام او سکه بزند موافقت می‌کند تا کمکش کند و حکومت بخارا و سمرقند را به او بدهد. این فتح هم صورت می‌گیرد اما بابر به زودی حکومت را واگذار می‌کند. بعد از آن هم خان‌هایی برای طلب یاری به دربار صفوی مراجعه کرده‌اند که نمونه‌اش را در نگاره کاخ چهل‌ستون و پناهندگی ندرمحمدخان می‌شود مشاهده کرد. از اساس یکی از مهمترین خان‌های ازبک که با صفویان ارتباط خوبی داشت، امام قلی‌خان برادر بزرگتر ندرمحمدخان بود که پس از مدت‌ها حکومت خودش قدرت را به ندرمحمدخان واگذار کرد و در مسیر سفر حج به اصفهان رفت و مورد استقبال شاه عباس هم قرار گرفت.     در همین دوره بود که رابطه فرهنگی ایران و خوارزم و بخارا تقویت شد؟ بله. در این دوره مشاهده می‌کنیم که نگاره‌های خوارزم و خیوه در ازبکستان، تحت تاثیر مکتب‌های نگارگری اصفهان و تبریز قرار می‌گیرد. مقاله من از اساس به همین موضوع می‌پردازد. از این دوره به بعد همچنین مشاهده می‌کنیم که بسیاری از اندیشمندان دینی بزرگ در تاریخ ازبکستان، مانند خواجه مولانا اصفهانی، عبدالقادر مشهدی، میرابراهیم مشهدی، مسعود شروانی و روزبه‌خان اصفهانی در اصل ایرانی بوده‌اند. همچنین مشهور است که مدرسه بزرگ و معروف شیرقاضی‌خان در خیوه را پنج هزار ایرانی بنا کرده‌اند و بسیاری از جهانگردانی که به خوارزم و بخارا سفر کرده‌اند، در سفرنامه‌هایشان نوشته‌اند که معماری این دو منطقه، بسیار به معماری ایرانی شبیه است.   مقاله شما رابطه فرهنگی ایران با بخارا و خوارزم را تا زمان قاجاریه مورد بررسی قرار می‌دهد. این رابطه بعد از آنکه که این مناطق به دست حکومت تزاری می‌افتد چگونه بوده است؟ البته از بعد صفویه و به ویژه بعد از آنکه همزمان با حمله محمود افغان به اصفهان پتر کبیر دربند را تصرف کرد و محمود هم در موردی که به ارتش روس از طرف خان‌های خیوه تعرض شده بود به نماینده روس گفته بود من تسلطی بر خان‌های خیوه ندارم، نفوذ روس در مناطق خوارزم و بخارا بیشتر شد و بعد از آن هم ارتباط بین ایران و این مناطق کمتر شد، ولی ارتباط‌های فرهنگی وجود داشت و حتی بعد از آنکه در دوران قاجار این مناطق رسماً از ایران جدا شدند هم ارتباط‌های فرهنگی و به ویژه تاثیرگذاری سبک‌های معماری و نقاشی ایرانی در آن مناطق برقرار بود. بسیار تلاش شد از این مناطق رنگ و بوی ایرانی زدوده شود ولی به طور کامل موفق نشدند.   در حال حاضر این رابطه را به چه شکل می‌بینید؟ در حال حاضر هم تلاش برای احیای رابطه فرهنگی با قدرت و قوت ادامه دارد و همین کنفرانس‌ها نمودی از همین تلاش است.  ]]> تاریخ و سیاست Mon, 13 May 2019 04:53:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275581/نگارگری-خوارزم-تحت-تاثیر-مکتب-اصفهان-تبریز-بوده طبیعت ایران دستخوش مطالعه پژوهشگران غربی‌ شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274764/طبیعت-ایران-دستخوش-مطالعه-پژوهشگران-غربی-شده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مجید اسکندری حدود 25 سال است که در حوزه طبیعت‌گردی و به‌طور مشخص شناسایی و بررسی گیاهان ایران فعالیت می‌کند. «راهنمای میدانی طبیعت‌گردی با گیاهان ایران» و «راهنمای میدانی آبشارهای ایران» حاصل فعالیت‌های او در این حوزه است. به مناسبت انتشار جدیدترین اثرش یعنی آبشارهای ایران فرصت خوبی فراهم کرد تا به سراغش برویم و درباره دلایل کمبود کتاب در حوزه طبیعت‌گردی در ایران با او گفت‌وگو کنیم. حوزه تخصصی فعالیت شما در زمینه گیاهان ایران است، چه شد که به سمت تألیف کتابی با موضوع آبشارهای ایران رفتید؟ یکی از عواملی که باعث شد به سمت تألیف کتاب در زمینه آبشارهای ایران جذب شوم، گیاهانی بودند که معمولاً در زیستگاه‌های آبشاری رشد می‌کنند مانند سرخس‌ها. در هشت سالی که درباره یک گونه سرخس به نام سرخس پرسیاوشان تحقیق و بررسی می‌کردم، مجبور شدم به آبشارهای کشور سفر که زیستگاه این گونه بود سفر کنم. این موضوع باعث شد به آبشارها علاقه‌مند شوم و تصمیم به تألیف کتابی در این زمینه بگیرم. به مرور مطالب، عکس‌ها، مسیرهای دسترسی و مختصات جغرافیایی آبشارها به کمک شادروان مجید بختیاری، مدیر مسئول انتشارات گیتاشناسی و ایرانشناسی جمع‌آوری شد. حاصل آن کتابی با عنوان «آبشارهای ایران» بود که در سال1387 منتشر شد. با توجه به اینکه اولین کتاب در حوزه گردشگری بود که به صورت گلاسه و با قیمت بالا عرضه می‌شد اما استقبال خوبی از آن صورت گرفت و در همان سال اول به چاپ دوم و در سال‌های بعد به چاپ چهارم هم رسید. این کتاب اشکالاتی داشت و به همین دلیل تصمیم گرفتیم با رفع این اشکالات کتاب آبشارها را به‌صورت راهنمای میدانی ویرایش کلی و تجدید چاپ کنیم. راهنمای میدانی آبشارهای ایران چه ویژگی‌هایی نسبت به نسخه اول کتاب آبشارهای ایران دارد؟   در کتاب «راهنمای میدانی آبشارهای ایران» در هر صفحه اطلاعات کاملی درباره یکی از آبشارهای ایران آمده است، از جمله مسیرهای دسترسی، نزدیک‌ترین شهر به آبشار، خصوصیات آبشار و... در چاپ قبلی آبشارهایی در کتاب معرفی شده بودند که فاقد تصویر بود اما این موضوع در کتاب راهنمای میدانی برطرف شد. حدود 330 آبشار به‌صورت کامل و همراه با عکس در این کتاب معرفی شده‌اند، بیش از 700 عنوان از آبشارهایی که امیدواریم در سال‌های بعد اطلاعات کاملی از آنها به‌دست بیاوریم در کتاب لیست شده است. با توجه به کمبود اطلاعات جامع در حوزه گردشگری در ایران، این کتاب می‌تواند راهنما و مرجع خوبی برای طبیعت‌گردان و مدیران تورهای طبیعت‌گردی باشد. علاوه بر این چون در سطح دنیا ایران را به‌عنوان کشوری بیابانی می‌شناسند، هر فرد خارجی که با کتاب «آبشارهای ایران» برخورد می‌کند برایش بسیار جالب است که ایران حدود 700 آبشار دارد. بسیاری از این آبشارها در سنت‌ها، فرهنگ‌ها و آداب و رسوم منطقه خود نقش دارند و دارای اساطیر و افسانه‌های زیادی هستند. به این ترتیب جزو تاریخ و فرهنگ یک منطقه محسوب می‌شوند. کمک اهالی طبیعت‌گردی می‌تواند کتاب «راهنمای میدانی آبشارهای ایران» را کامل‌تر و ایرادهایی که بعضاً در آن وجود دارد را برطرف کند. کشور ایران دارای طبیعت منحصر به‌فرد و شگفت‌انگیزی است، با این وجود آثار مکتوب زیادی در حوزه طبیعت‌گردی منتشر نمی‌شود، از دیدگاه شما دلایل کمبود کتاب در این حوزه چیست؟ بحث تحقیقات زیست‌شناسی در ایران سابقه کمی دارد و شاید حدود 50 سال است که پژوهشگران ایرانی وارد این حوزه شده‌اند. تا قبل از آن پژوهشگران خارجی در زمینه طبیعت ایران پژوهش می‌کردند و آثار باارزشی را از خود به یادگار گذاشتند. در 40 سال گذشته تحقیقات زیست‌شناسی و شناسایی طبیعت ایران دارای اهمیت شده است، افزون براین بسیاری از افرادی که به‌صورت عاشقانه و تخصصی در زمینه  طبیعت ایران کار می‌کردند، نوشته‌ای از خود به جا نگذاشتند. افراد شاخصی وجود دارند که نقاط دور از دسترس ایران را دیده‌اند اما نوشته مکتوبی از آنها در دست نیست. از جمله این افراد زنده‌یاد محمدعلی اینانلو را می‌توان نام برد. البته او منابع تصویری ارزشمندی را از خود به یادگار گذاشتند. بعد از شروع تحقیقات زیست‌شناسی در ایران، وارد بحث مقاله‌نویسی و تحقیقات دانشگاهی شدیم. اما این تحقیقات به درد عموم نمی‌خورد. اطلاعات جامع بسیار خوبی در زمینه گیاهان ایران به‌صورت فلورهای تخصصی وجود دارد اما این اطلاعات برای عموم قابل استفاده نیست. سال 92 با توجه به راهنماهای میدانی که درباره گیاهان ایران وجود داشت و صحبت‌هایی که با طبیعت‌گردان ایران داشتم به این نتیجه رسیدم که یک راهنمای میدانی در زمینه گیاهان ایران گردآوری کنم. خوشبختانه کتاب «راهنمای میدانی طبیعت‌گردی با گیاهان ایران» هم مورد استقبال واقع شد. استقبال از «راهنمای میدانی طبیعت‌گردی با کتاب‌های ایران» و «راهنمای میدانی آبشارهای ایران» نشان داد عطشی در جامعه طبیعت‌گردی نسبت به این کتاب‌ها وجود دارد. با توجه به فراگیر شدن تورهای طبیعت‌گردی در چند سال اخیر، تولید کتاب در این زمینه رشدی داشته است؟ تعدادی محقق در کشور داریم که به‌صورت بسیار تخصصی درباره طبیعت ایران کار می‌کنند. باید این افراد را به سمت تألیف کتاب برای عموم سوق دهیم. تعدادی از این افراد تمایل ندارند اطلاعات خود را به زبان ساده و برای عموم به کار ببرند. این مشکل در ایران وجود دارد. اما امیدوارم افراد علاقه‌مند در حوزه طبیعت‌گردی با گردآوری اطلاعاتشان و مهمتر از آن ارائه این اطلاعات به یک محقق برجسته آن رشته کمبود داده و اطلاعات در زمینه تألیف کتاب‌های گردشگری را برطرف کنند. البته ممکن است در سال‌های بعد برخی از متخصصان این حوزه به سمت تألیف کتاب‌های به زبان ساده برای عموم مردم بروند. برنامه‌ای برای تألیف کتاب دیگری در حوزه طبیعت‌گردی دارید؟ هدف اصلی‌ام این است که کتاب‌های «راهنمای میدانی طبیعت‌گردی با گیاهان ایران» و «راهنمای میدانی آبشارهای ایران» را کامل‌تر و نواقص آن را برطرف کنم. افزون بر این، قصد دارم با کمک افراد متخصص در زمینه گیاهان دارویی ایران کتابی را تألیف کنم. در چند سال اخیر با توجه به اقبال مردم به طب سنتی شاهد انتشار آثار زیادی در زمینه گیاهان دارویی هستیم که تعدادی از آنها دارای اطلاعات موثق و علمی نیستند و تعدادی دیگر اطلاعات کتاب‌های مختلف در این زمینه را جمع‌آوری و در کنار هم قرار داده‌اند، می‌توانیم امیدوار باشیم که کتاب بعدی شما مرجعی کامل در زمینه گیاهان دارویی  ایران باشد؟ کتاب‌هایی که در زمینه گیاهان دارویی در بازار کتاب ایران وجود دارد برگرفته از چند اثر مرجع این حوزه است. کتاب گیاهان دارویی دکتر زرگری در دهه 50 منبع بسیار خوبی است که بسیاری از کتاب‌های گیاهان دارویی فعلی از آن استفاده کرده‌اند. موضوع مهم در این زمینه توجه به نیاز جامعه است. گاهی اوقات برخی قصد شناسایی گیاهان دارویی در طبیعت را دارند که کتاب خاص خود را می‌طلبد،  برخی از افراد هم تنها به فکر استفاده از خواص دارویی این گیاهان هستند که آن هم کتاب خاص خود را می‌خواهد. متأسفانه کتاب کاملی که تمام این اطلاعات را در خود داشته باشد، وجود ندارد. امیدوارم بتوانم با کمک متخصصان حوزه پزشکی و استفاده از مقاله‌های علمی چنین کتابی را در زمینه گیاهان دارویی ایران تألیف کنم.  ]]> تاریخ و سیاست Mon, 13 May 2019 04:49:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274764/طبیعت-ایران-دستخوش-مطالعه-پژوهشگران-غربی-شده روزهای کم‌هیجان و بدون شگفتی ناشران حوزه سیاست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275590/روزهای-کم-هیجان-بدون-شگفتی-ناشران-حوزه-سیاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سی‌ودومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در حالی به پایان رسید که حوزه کتاب‌های علوم سیاسی و روابط بین‌الملل روزهایی کم‌هیجان و بدون شگفتی را پشت سر گذاشتند.   در این دوره از نمایشگاه کتاب، حضور ناشران تخصصی حوزه علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل چندان پررنگ نبود. در این میان پررنگ‌ترین ناشری که به طور ویژه به این دو مقوله می‌پردازد انتشارات وزارت امور خارجه بود که مراسم رونمایی برخی از آثار تازه خود را در نمایشگاه امسال برگزار کرد.   انتشارات وزارت امور خارجه در نمایشگاه امسال 45 عنوان کتاب چاپ نخست در حوزه مطالعات منطقه‌ای، تاریخی، روابط بین‌الملل، علوم سیاسی، امور کنسولی، دیپلماسی و مباحث حقوقی عرضه کرده بود و از این میان می‌توان به آثاری نظیر «امور کنسولی و دیپلماسی»، «راهبرد جاده ابریشم»، «دیپلماسی شهری»، «روابط سیاسی ایران و اسپانیا»، «در گذر ایام؛ خاطرات دکتر عبدالرحیم گواهی»، «جستارهای روابط خارجی ایران؛ ایران و جنگ جهانی»، «مجموعه مطالعات تاریخی ایران و جاده ابریشم»، «جستارهای روابط خارجی ایران» و «مجموعه مقالات کنفرانس تاریخ روابط خارجی ایران» اشاره کرد.   از میان این آثار این ناشر پرفروش‌ترین و پرتوجه‌ترین آثار مربوط به خاطرات فعالان عرصه دیپلماسی بوده است. از جمله این آثار می‌توان به کتاب «5 سال در کاخ شیشه‌ای» نوشته پطرس غالی دیپلمات مصری و ششمین دبیرکل سازمان ملل متحد و «گذری در تاریخ» خاطرات علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و وزیر پیشین امور خارجه اشاره کرد.   گفتنی است که چاپ اول کتاب گذری در تاریخ طی نمایشگاه کتاب به پایان رسید و به گفته مسئولان نشر وزارت امور خارجه قرار است چاپ دوم آن با ویرایش و اضافات به زودی منتشر شود.                                                          رونمایی آثار انتشارات وزارت خارجه در نمایشگاه   غیبت علوم سیاسی در میان پرفروش‌های نشر نی اما نمود عدم اقبال مناسب به آثار حوزه علوم سیاسی را می‌توان در عدم حضور کتاب‌های تخصصی این رشته در میان پرفروش‌های ناشرانی که علاوه بر علوم سیاسی در حوزه‌های دیگر نیز کتاب منتشر می‌کنند به خوبی مشاهده کرد. از جمله این ناشران می‌توان به نشر نی اشاره کرد. به گفته مسئولان غرفه نشر نی در نمایشگاه کتاب، آثار پرفروش این نشر در حوزه علوم سیاسی عبارت بودند از: «فقه و سیاست در ایران معاصر» نوشته داود فیرحی، «قانون، آزادی و اخلاق» نوشته هربرت هارت با ترجمه محمد راسخ و «الزامات سیاست در عصر ملت‌دولت» نوشته احمد زیدآبادی. اما در نهایت در روز آخر نمایشگاه وقتی سراغ پرفروش‌ترین آثار نشر نی را گرفتیم، نام هیچ یک از کتاب‌های فوق را در میان ده کتاب پرفروش آنها نیافتیم. پرفروش‌ترین کتاب نشر نی در نمایشگاه کتاب امسال «تهران-56» نوشته آرش نصراصفهانی و محسن گودرزی بوده و در رتبه‌های بعدی آثاری نظیر «ایران، جامعه کوتاه مدت»، «روان‌درمانی اگزیستانسیال»، «روح پراگ»، «غرور و تعصب»، «بلندی‌های بادگیر»، «و نیچه گریه کرد»، «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی»، «بهار زندگی در زمستان تهران»، «ایران بین دو انقلاب» و «جنگ‌ها و بدن‌ها» اشاره کرد.   از میان کتاب‌های نشر آگه نیز، کتاب «سوسیالیسم» که در دسته‌بندی اندیشه‌سیاسی می‌گنجد در میان کتاب‌های پرفروش قرار گرفت. در میان کتاب‌های پرفروش انتشارات «ترجمان علوم انسانی» نیز تنها آثار مرتبط با سیاست، آثاری نظیر «انقلاب تصور ناپذیر در ایران» نوشته چارلز کرزمن و ترجمه محمد ملاعباسی، «فوکو در ایران» نوشتۀ بهروز قمری تبریزی و ترجمۀ سارا زمانی بود که در رتبه‌های میانی آثار پرفروش ناشر قرار گرفتند.   بازار گرم کتاب‌های روز حوزه سیاست در میان آثاری نظیر «شدن» اثر میشل اوباما، «آتش و خشم» نوشته مایکل ولف، «نگاهی به داعش از درون» نوشته یورگن تودنهوفر و دیگر آثاری که در حوزه کتاب‌های عامه‌پسند سیاسی قرار می‌گیرند از جمله آثاری هستند که همچنان توجه زیادی را به خود جلب می‌کنند. بیشترین توجه در نمایشگاه کتاب امسال به کتاب «شدن» بود. این کتاب در نشر «مهراندیش» پرفروش‌ترین کتاب ناشر بود.   میشل اوباما یکی از پرمخاطب‌ترین نویسندگان امسال نمایشگاه بود و در رتبه نهم پرجستجوترین نام‌ها در میان نویسندگان حاضر در نمایشگاه قرار گرفته بود. حدود 16 ناشر به صورت همزمان کتاب او را منتشر کرده بودند و البته اکثر آنها نیز از میزان فروش ترجمه‌شان از کتاب بانوی اول سابق آمریکا راضی بودند. این نمونه را می‌توان از جلوه‌های آشفتگی در بازار نشر و کانالیزه شدن توجه مخاطب به وسیله رسانه‌های فراگیر مجازی تلقی کرد.   دیگر آثار داغ حوزه کتاب‌های عامه‌پسند سیاسی نیز از توجه به نسبت مناسبی بهره برده بودند. تا آنجا که کتاب «آتش و خشم» که حدود یک سال از انتشار آن می‌گذرد همچنان از کتاب‌هایی است که در فهرست پرفروش‌ها قرار می‌گیرد. این اتفاق در انتشارات مهراندیش برای این کتاب رخ داده بود.   عناوین تازه اندک به جز نشر وزارت امور خارجه که همانگونه که گفته شد با 45 عنوان کتاب تازه در نمایشگاه شرکت کرده بود، دیگر ناشران تخصصی حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل آثار تازه چندانی به نمایشگاه نیاورده بودند. تنها کتاب نشر قومس که به خاطر نمایشگاه و در سال 1398 منتشر شده بود «فرهنگ علوم سیاسی و روابط بین‌الملل» نوشته وحید بزرگی و علیرضا طیب بود. در «نشر مخاطب» که از دیگر ناشران فعال در این حوزه است نیز کتابی که چاپ اولش در سال 98 منتشر شده باشد در نمایشگاه عرضه نشد. این اتفاق همچنین در انتشارات «ابرار معاصر» که به ویژه در حوزه روابط بین‌الملل از ناشران شناخته شده است نیز رخ داده بود.   البته تمامی این ناشران کتاب‌های تازه‌ای را برای انتشار در سال تازه آماده کرده‌اند ولی هیچ یک از اینها به نمایشگاه نرسیدند. شاید دلیل آن بحران‌های بی‌سابقه در حوزه نشر و به ویژه قیمت سرسام‌آور کاغذ باشد و شاید هم دلیلش این باشد که فصل نمایشگاه دیگر در نگاه ناشران اهمیت پیشین خود را ندارد. به ویژه در حوزه‌های تخصصی و هنگامی که می‌بینیم کتاب‌های تخصصی‌ای که در حوزه سیاست و روابط بین‌الملل منتشر می‌شوند در فهرست پرفروش‌ها قرار نمی‌گیرند، انگیزه برای رساندن کتاب به نمایشگاه اندک می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 12 May 2019 09:46:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275590/روزهای-کم-هیجان-بدون-شگفتی-ناشران-حوزه-سیاست خطیبی: برقراری پیوند بین حماسه و عرفان به خیالبافی منتهی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275633/خطیبی-برقراری-پیوند-بین-حماسه-عرفان-خیالبافی-منتهی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «مدخل حماسه ملی ایران» نوشته لیلی ورهرام، شنبه 21 اردیبهشت 1398 در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و طی سلسله نشست‌های «نقد کتاب تاریخ» که از سوی انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران برگزار می‌شود، با حضور محمود جعفری دهقی استاد دانشگاه تهران، ابوالفضل خطیبی عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و فرزانه گشتاسب عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به نقد و بررسی گذاشته شد.   کتاب «مدخل حماسه ملی ایران» کوششی است برای ارائه گزارشی کلی از چگونگی به‌وجود آمدن ژانر حماسه در فرهنگ ایرانی، شکل‌گیری حماسه ملی ایران و بررسی اجمالی تعدادی از مهم‌ترین دلالت‌های فرهنگی آن در جهان ایرانی.   در این کتاب بر این نکته تاکید شده است که گرچه امروزه در کشور ما مطالعات حماسی را در زیرشاخه پژوهش‌های ادبی می‌شمارند، اما اهمیت و تاثیرگذاری این نوع ادبی که مادر انواع ادبی دیگر به‌شمار می‌آید، در سایر حوزه‌های فرهنگی به‌هیچ‌وجه کمتر از ادبیات نبوده است. فصل‌هایی از این کتاب نیز که درباره پیوند حماسه ایران با عرفان و نسبت آن با تاریخ و اسطوره‌هاست، درباره همین امر است.   در ابتدای این نشست، محمود جعفری دهقی ضمن بیان این نکته که کتاب «مدخل حماسه ملی» با مقدمه شفاف خود تکلیف خواننده را با آنچه در کتاب با آن مواجه خواهد شد روشن کرده است گفت: «نویسنده در مقدمه گفته است چه کارهایی را در این کتاب انجام خواهد داد و به این موضوع هم اشاره کرده است که به کدام وجوه از موضوع نخواهد پرداخت. همچنین هدف از نگارش کتاب را بیان کرده و به این شکل با یک مقدمه شفاف و دقیق تکلیف خواننده را با آنچه در اثر با آن مواجه خواهد شد مشخص کرده است.» محمود جعفری دهقی   این استاد دانشگاه تهران همچنین بیان کرد: «در فصل ابتدایی کتاب، نویسنده به معرفی نوع ادبی یا ژانر حماسه می‌پردازد و تعریف‌های متنوع و متعددی که این از این ژانر ارائه شده است را از نظر می‌گذارند. در این میان پرداختن به مباحثی نظیر حماسه شفاهی جالب توجه است و از نکاتی بوده که کمتر به آن پرداخته شده است.»   وی افزود: «نویسنده تاکید دارد نخستین بار اروپایی‌ها بودند که شاهنامه را نمونه حماسه ملی ایران دانستند و بحث‌هایی که در این کتاب و کتاب‌هایی از این دست طرح می‌شود ادامه مباحث اروپایی است و این نیز نکته درستی است.»   دهقی با بیان این نکته که حجم کم کتاب باعث شده است در جاهایی حس شود میزان توضیحاتی که در کتاب ارائه شده اندک است و بحث‌ها تا حدودی مبهم باقی می‌مانند گفت: «یکی از وجوه مثبت کتاب بررسی نوع پرداختن قدمای ما به مقوله حماسه بوده است. نگاهی که قدما داشته‌اند مبتنی بر نگاهی شعر محور به بوطیقای ارسطو بوده است و آثار منثور را به طور کلی از دایره بحث درباره حماسه کنار می‌گذاشته‌اند و این از جمله نکات درستی است که در کتاب به آن اشاره شده است.»   او همچنین افزود: «یکی دیگر از وجوه جالب توجه کتاب بررسی منشاء حماسه ملی ایران است و در این بررسی ریشه‌های اوستایی شاهنامه و همین‌طور نسبت شاهنامه با خاندان‌های ایرانی و همچنین مقوله شباهت شاهان اشکانی با پهلوانان شاهنامه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به مباحثی نظیر چرایی عدم وجود نام رستم در اوستا و متون پهلوی پرداخته شده که جالب توجه است. یکی از کلیدواژه‌هایی که در این کتاب طرح می‌شود «حلقه داستانی سیستان» است و نویسنده به خوبی به نقش این حلقه داستانی در شکل‌گیری حماسه ملی ایران توجه کرده است.»   به گفته دهقی: «نویسنده حماسه را امری زایا تلقی می‌کند و به مقولات کمتر پرداخته شده‌ای نظیر تاریخ افسانه شده و افسانه‌ای که به صورت تاریخ درآمده است نیز در کتابش توجه کرده است. فصلی از کتاب را هم به تداوم حماسه‌ها در حیات کنونی ما اختصاص داده است که نمود همان زایایی حماسه‌ها است.»   دهقی در جمع‌بندی سخنانش گفت: «کتاب مدخل حماسه ملی ایران با وجود حجم اندک محتوای سترگی دارد و در هر صفحه آن می‌توان مطلبی ناب و چالش‌برانگیز را برای خواندن و اندیشیدن یافت. ایرادات کتاب اندک است و شاید مهمترین ایراد آن نام کتاب باشد که این حس را به وجود می‌آورد که با بخشی از یک دانش‌نامه مواجه هستیم. در صورتی که اگر بنا بود این اثر کارکرد دانش‌نامه‌ای داشته باشد این نکته که نویسنده برخی مباحث را ناگفته گذاشته و در مقدمه نیز به آن اشاره کرده است جایز نبود.»   دهقی همچنین گفت: «در جایی از کتاب بیان واضح‌تر و تفصیلی‌تر یک مبحث به ادامه کتاب ارجاع داده شده است، اما خواننده در هیچ جای کتاب آن بیان واضح و تفصیلی درباره آن مطلب را پیدا نمی‌کند. این مورد از معدود موارد تعجب‌برانگیز و فقدان‌های موجود در کتاب بود.»   گفتنی است که در انتهای جلسه، نویسنده کتاب لیلی ورهرام درباره این ایراد دهقی گفت: «علت به وجود آمدن این ایراد در کتاب از کوتاهی من بود. بنا بود که در فایلی نهایی، آن مطالب تفصیلی به کتاب اضافه شود اما به دلیل ناهماهنگی‌هایی که پیش آمد در نهایت کتابی که منتشر شد فاقد آن مباحث بود.»   پس از دهقی نوبت به ابوالفضل خطیبی رسید تا با ذکر خاطره‌ای از نخستین دیدارش با نویسنده کتاب و اشتیاق و علاقه و فضل او در زمینه شاهنامه‌پژوهی بگوید: «من سطر به سطر کتاب را خواندم و مطالب آن را تایید می‌کنم و در کلاس‌هایم هم آن‌ را به عنوان یک مرجع مناسب برای آشنایی با حماسه ملی ایران معرفی خواهم کرد. کتاب‌های مربوط به شاهنامه غالبا انشاست ولی این یک کتاب تحقیقی به معنای دقیق کلمه است. در صد صفحه نوشته شده ولی هر صفحه آن بحث‌برانگیز است و اگر ایرادی هم به کتاب وارد است به دلیل کم‌کاری یا بی‌اطلاعی نویسنده نیست. در مورد شاهنامه مباحثی وجود دارد که صد یا صدوپنجاه سال است محل ایراد و اختلاف است و در نهایت هر کتابی که به این مباحث بپردازد به نتیجه قطعی نخواهد رسید و همواره بحث و ایراد درباره نحوه پرداختن اثر به آن مباحث وجود خواهد داشت.» ابوالفضل خطیبی   این شاهنامه‌پژوه گفت: «فهم شاهنامه بدون آشنایی با زبان‌های فارسی میانه و باستان و فرهنگ آن ممکن نیست. شاهنامه با یک واسطه به متن پهلوی می رسد و به شدت متاثر از فرهنگ‌های ایران پیش از اسلام است. به همین دلیل نمی‌شود بی درکی از آن فرهنگ‌ها به درک شاهنامه نائل شد. اینکه نویسنده کتاب فارغ‌التحصیل دکترای رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی است در فهم و درک او از شاهنامه موثر بوده است و فارغ‌التحصیلان و استاد ادبیات نیز برای درک بهتر شاهنامه نباید از مطالعه زبان‌هایی نظیر پهلوی غافل شوند.»     خطیبی همچنین گت: «نام کتاب  ابهام‌برانگیز است. بهتر این بود از عناوین نظیر مقدمه‌ای بر... یا مدخلی بر... استفاده شود تا این تصور به وجود نیاید با قطعه‌ای از یک دانش‌نامه مواجه هستیم. در عین حال نویسنده مطالب کتاب را با قدرت و تسلط بیان کرده است. به عنوان نمونه چارچوب‌های تمایزی که میان حماسه و اسطوره طرح می‌کند خوب و درست و الهام‌بخش است.»   وی با اشاره به این نکته که نویسنده به درستی بیان کرده است ما مباحثمان درباره حماسه را از غربیان گرفته‌ایم گفت: «اینکه عده‌ای اصرار دارند ما خودمان پیش از غربی‌ها همه چیز را داشته‌ایم اصرار بی‌جا و غلطی است. می‌گویند پیش از آنکه غربی‌ها به تصحیح انتقادی متون رو بیاورند حمدالله مستوفی پنجاه نسخه را کنار هم گذاشته و شاهنامه را تصحیح انتقادی کرده است. حتی یک نفر مدتی پیش با من تماس گرفت و گفت نسخه شاهنامه دکتر خالقی مطلق رونویسی شاهنامه حمدالله مستوفی است. من به شخصه ابیات متعددی از نسخه شاهنامه حمدالله مستوفی را بررسی کرده‌ام و هیچ معجزه‌ای در آن ندیده‌ام. پر از غلط و بدخوانی و افتادگی و اضافه است و هیچ ربطی به تصحیح انتقادی هم ندارد.»   این شاهنامه‌پژوه همچنین با ذکر این نکته که عده‌ای به فردوسی انتقاد می‌کنند چرا برخی از حماسه‌های موجود در زمان خودش را از شاهنامه بیرون گذاشته است گفت: «اینها لابد تصوری از محدودیت زمانی‌ای که انسان با آن مواجه است ندارند. نبوغ فردوسی در گزینش بهترین کتاب برای به نظم درآوردن بود. در متنی که فردوسی به نظم درآورده است یکپارچگی تاریخی و سیاسی ایران را می‌شود دید و این بسیار ارزشمندتر از به نظم درآوردن اثری نظیر گشتاسب نامه است که تنها بخشی کوچک و محدود از یک حماسه را بیان می‌کند.»   خطیبی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «نویسنده بیان کرده است نسبت پادشاهان اشکانی نظیر گودرز و گیو با پهلوانان شاهنامه چیزی بیش از تشابه اسمی نیست. ولی این درست به نظر نمی‌رسد. اگر شباهت نام شاهان اشکانی با پهلوانان شاهنامه تصادفی بود جزئیاتی که نشان‌دهنده غیرتصادفی بودن این شباهت است نباید مشاهده می‌شد. در کتیبه بیستون مشاهده می‌کنیم که گیو پادشاه اشکانی فرزند گودرز است و در شاهنامه گودرز فرزند گیو است. این شباهت نمی‌تواند تصادفی باشد.»   در انتهای جلسه نویسنده کتاب در پاسخ به این ایراد خطیبی گفت: «شاید ایجاز مخل کتاب باعث شده باشد من نتوانم بحث را به خوبی بیان کنم. مسئله این بود که با وجود شباهتی که در نام‌ها وجود دارد روند تاریخی‌ای که بر پادشاهان اشکانی گذشته ربطی به روندی که در شاهنامه مشاهده می‌کنیم ندارد. گودرز اشکانی شخصیت مثبتی نیست در صورتی که گودرز شاهنامه یکی از شخصیت‌های مثبت است.»   در پاسخ به این سخن، خطیبی گفت: «همانگونه که پژوهشگرانی نظیر مرحوم شهبازی گفته‌اند، از جمله خاندان‌هایی که در حفظ و انتقال حماسه ملی ایران نقش داشته‌اند خاندان کارن یا قارن بوده‌اند که خود را بازمانده اشکانیان می‌دانسته‌اند و طبیعی است که روایت آنها از گودرز و گیو روایتی مثبت باشد و جنبه انتقادی نداشته باشد. به همین دلیل اینکه عملکرد گودرز تاریخی ربطی به عملکرد گودرز شاهنامه ندارد دلیلی بر این نیست که شباهت آن گودرز و این گودرز در حد اسم است.   خطیبی همچنین با اشاره به آنچه کتاب درباره خاستگاه پهلوانان سیستان و روایت‌هایی سکایی ذکر کرده است گفت: «سخن درباره خاستگاه این روایت‌ها بسیار بغرنج است. دو ایده در این زمینه طرح شده، یکی اینکه این روایتها بومی سیستان بوده و پیش از ورود سکائیان به این سرزمین نیز وجود داشته و دیگر اینکه سکائیان بوده‌اند که این روایت‌ها را با خود به سیستان آورده‌اند. در این میان من به ترکیبی از این دو نظر اعتقاد دارم. مسئله و مشکلی که هست این است که از آنچه از سکائیان برای ما باقی مانده است، چیزی که ربطی به خاندان رستم داشته باشد به دست نمی‌آید و از اساس همین موضوع است که اختلافات را پدید آورده است.»   او همچنین با بیان این نکته که نویسنده معتقد است فره گرشاسب به خاندان رستم رسیده است گفت: «من با این نظر مخالفم. هیچ نشانه‌ای در هیچ منبعی وجود ندارد که فره گرشاسب منتقل شده باشد.»   در انتهای نشست، ورهرام در پاسخ به این ایراد گفت: «آنچه مدنظر من بوده نه انتقال واقعی فره، که تلقی عموم از این مقوله است. به این معنا که گویی چنان که فره ایزدی به شاهان کیانی منتقل می‌شده است، چیزی شبیه به فره نیز برای پهلوانان وجود داشته که نسل به نسل و پشت به پشت منتقل می‌شده است. نکته این است که تا بعد از اسلام و حتی تا زمان قاجار نیز می‌توانیم مشاهده کنیم که برخی خود را منتسب به رستم می‌کرده‌اند و مدعی بوده‌اند که توان خود را از او به ارث دارند. این چیزی شبیه به انتقال فره است. اگر چه خود فره نیست و شاید همان ایجاز مخل کتاب باعث شده است که من نتوانم بحث را به خوبی منتقل کنم.»   خطیبی همچنین با آنچه که درباره نسبت عرفان و شاهنامه در کتاب آمده همدلی نشان داد. او گفت: «پرداختن به این بحث لازم است اما اینکه در یک کتاب 100 صفحه‌ای 10 صفحه را به این موضوع اختصاص دهیم چندان درست نمی‌نماید. ما باید بدانیم عرفان و حماسه دو گونه جدا هستند و با تحلیل یک ژانر با ابزار یک ژانر دیگر ما را به جایی جز خیالبافی نمی‌رساند. به همین دلیل من به چیزهایی نظیر حماسه عرفانی اعتقاد ندارم.»   در ادامه این نشست فرزانه گشتاسب نیز به بیان نظرات خود درباره کتاب پرداخت. او گفت: «کتاب هم از نظر علمی و هم نثر پخته است. تسلط نویسنده بر موضوع آشکار است. کپی برداری نیست و زیاد گویی ندارد. این کتاب بعد از کتاب حماسه سرایی در ایران صفا یک طرح موضوع جدی دوباره درباره حماسه است.»  فرزانه گشتاسب وی افزود: «تعریف حماسه امر دشواری است. یکی از دلایل این دشواری مبهم بودن حد و مرزهای این ژانر با ژانرهای دیگر است که باعث خلط حماسه با عرفان یا تاریخ و می‌شود. علت دیگر دشواری نیز ترجمه‌ای و تطبیقی بودن تعریف حماسه در ایران است.»   به گفته گشتاسب «تذکر مهم ورهرام در این کتاب این است که تعریف و طبقه بندی ژانر در یک فرهنگ مختص همان فرهنگ است. شاید تعریفی که در اروپا مناسب می‌نماید در فرهنگی نظیر ایران مناسب نباشد و ابهام برانگیز باشد. به همین دلیل ما باید به سراغ تعریف‌های برآمده از فرهنگ خودمان از مقوله‌هایی نظیر حماسه باشیم.»   او گفت: «کاش ورهرام به ذکر این نکته که ما باید تعریف مبتنی بر فرهنگ خودمان از حماسه داشته باشیم بسنده نمی‌کرد و تعریف خود از حماسه را ارائه می‌داد.»   گشتاسب در ادامه مباحث خود نکاتی درباره نسبت حماسه با عرفان و آثاری نظیر «سرود مروارید» که می‌توان آن را یک حماسه عرفانی پارتی تلقی کرد و... ارائه کرد. پس از آن نیز ورهرام به برخی از ایرادها و پرسش‌های منتقدان پاسخ داد و جلسه با پرسش‌های حضار و پاسخ‌های نویسنده و منتقدان به پایان رسید. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 12 May 2019 08:31:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275633/خطیبی-برقراری-پیوند-بین-حماسه-عرفان-خیالبافی-منتهی-می-شود بررسی آب و پسماند در صنعت هتل‌داری و گردشگری پایدار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275624/بررسی-آب-پسماند-صنعت-هتل-داری-گردشگری-پایدار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «مدیریت آب، انرژی و پسماند در هتل‌ها» با رویکرد مسئولیت اجتماعی شرکتی نوشته مجید گلپایگانی و سروش صبوری از سوی انتشارات پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به چاپ رسید. این کتاب در 5 فصل با موضوعات توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی شرکتی و گردشگری پایدار، مدیریت آب، انرژی و پسماند در هتل، ارتباط مردم و جوامع با هتل و اهرم منافع در هتل‌های مسئولیت‌پذیر به بررسی این حوزه می‌پردازد. این کتاب بر اساس پژوهشی با عنوان «نقش مسئولیت اجتماعی شرکتی در مدیریت انرژی، آب و پسماند در صنعت هتل‌داری و گردشگری پایدار» نوشته شده است. این پژوهش میدانی روی هتل‌های چهار و پنج ستاره استان‌ها و شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، گیلان و مازندران انجام شده و این کتاب موضوعات پژوهش را روایت و ایده‌ها را به گونه‌ای ترسیم کرده که چارچوبی یکپارچه راتشکیل می‌دهند. این چارچوب نه تنها جوانب فراسوی خلق استراتژی کسب و کار پایدار در صنعت هتل‌داری، بلکه جوانب مهم انسانی و زیست محیطی در زمینه نحوه مدیریت هتل‌ها، منابع انسانی و گردشگران و رضایت‌مندی آنها برای اجرای عملی این ایده‌ها را بیان می‌کند. این کتاب علاوه بر تعداد زیادی مطالعه موردی؛ سیاست‌های، استراتژی‌ها و نیز اقدامات کاربردی زیادی را برای هتل‌ها در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی ارایه می‌کند. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 12 May 2019 05:10:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275624/بررسی-آب-پسماند-صنعت-هتل-داری-گردشگری-پایدار نقد حکومت‌های نامشروع و به چالش کشیدن کلان روایت‌های دروغین http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275622/نقد-حکومت-های-نامشروع-چالش-کشیدن-کلان-روایت-های-دروغین خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم بهریان، دانشجوی دکترای روانشناسی: «جنون قدرت و قدرت نامشروع»، نوشته‌ای است در باب فرآیند شکل‌گیری حکومت‌هایی که به واسطه ابزارهای فرهنگی و سیاسی، حقانیت و مشروعیتی دروغین برای خود بنا کرده‌اند.  محمدرضا سرگلزایی، روان‌پزشک، نویسنده و پژوهشگر حوزه اسطوره و فلسفه است، که از منابعی در زمینه اسطوره‌شناسی، فلسفه و روان‌شناسی اجتماعی بهره گرفته تا خوانندگان خود را به این درک برساند که چگونه نهادهای قدرت نامشروع اعمال سلطه می‌کنند. سرگلزایی نشان می‌دهد که رستگاری و سلامت روان یک فرد در یک جامعه بیمار ممکن نیست، این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود. به نظر می‌رسد سه محور مهم شامل؛ «گفتمان سلطه و اسارت زبانی»، «امر سیاسی و میتولوژی» و «مسئولیت  مدنی و اقدام جمعی» فصل مشترک مقالات مستقل در این کتاب هستند. نویسنده معتقد است؛ موضوع «گفتمان سلطه و اسارت زبانی» بحثی است که به عنوان ابزاری برای تداوم بخشی و مشروعیت بخشی به حکومت‌های غیرمشروع در بسیاری از مقالات این کتاب مانند «بازخوانی داستان ضحاک، واژه‌های فریبکار»، «اسطوره‌شناسی و امر سیاسی»، «ارمایل و گرمایل»، «صداقت، دروغ، سیاست» و  «ادبیات مستقل، پادزهر قرائت رسمی» روایت شده و مورد بررسی قرار گرفته است. سرگلزایی می‌گوید: «در این مقالات، اهمیت و نقش زبان سلطه و گفتمان دروغ یا الگوهایی مانند «مهره یک سازمان بودن» در تکرار الگوهای آسیب زننده زندگی جمعی ما در طول تاریخ روایت می‌شود و این نکته را یادآور می‌سازد: «از آنجایی که استفاده از یک زبان مبنا (قرائت رسمی) در رسانه‌ها به تدریج گفتمان جدیدی را خلق می‌کند که امکان دگر اندیشی در آن کم می‌شود، به منظور جلوگیری از سوء استفاده از زبان برای مشروعیت بخشیدن به یک نظام نامشروع باید قرائت رسمی را مورد نقد  قرار داد.»   در این کتاب مقالات متعددی در باب چگونگی روی کار آمدن حکومت‌های فاشیست و توتالیتاریست ارائه شده و در کنار آن موضوع «اسطوره‌شناسی و امر سیاسی» به عنوان پیش در آمدی برای فهم بهتر چگونگی پیدایش و تداوم بخشی این حکومت ها مطرح شده است. قصه‌های زیادی که حول محور قدرت، سرکوب، سلطه‌گری و اسارت انسان‌ها می‌چرخد، ما را متوجه این موضوع می‌سازد که الگویی در حال تکرار شدن است. شناخت این الگوها، نقد حکومت‌های نامشروع و به چالش کشیدن کلان روایت‌های دروغین را برای ما آسان‌تر می‌کند. سرگلزایی می‌گوید: در مقالات «مثلث کارپمن ایرانیان»، «اسطوره‌شناسی و امر سیاسی»، «برادران کارامازوف» و «یونگ و فاشیسم» به چگونگی شکل‌گیری حکومت‌های نامشروع و سلطه‌گر پرداخته شده و از منظر اسطوره‌شناسی نیز، علل تکرار الگوهای جبری آسیب‌زا مورد تحلیل قرار گرفته است. همچنین در مقالاتی همچون  «فاشیسم و سینما» و «نیکسون، پریسلی و عکس یادگاری» به تحلیل ابزارهای حکومتی برای تزریق عقاید غیر منطقی، غیر واقعی و تفرقه اندازی‌های بدون علت در میان توده‌ها به منظور تحت سلطه در آوردن هر چه بیشتر آن‌ها پرداخته است. مقالات متعددی از جمله «کارمند شریف اداره سلاخی»، «هانا آرنت ، کارل یاسپرز و مسئولیت سیاسی»، «میلان کوندار و توتالیتاریسم» و «زندانیان امید واهی»  نقش اعضای یک جامعه در تداوم بخشیدن به حاکمیت‌های نامشروع مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقالات  با استناد به نظریه‌های اندیشمندانی مانند هانا آرنت و کارل یاسپرس به الگوهایی همچون «کارمند مطیع»، «نه سر پیازیم نه ته پیاز»، «من مسئول خانواده خودم هستم» به عنوان گناه سیاسی و شانه خالی کردن از مسئولیت‌های مدنی، اشاره شده است. همچنین در مقالاتی همچون، نآزادی و تاریخ»، «من امیدوارم»، «دیس توپیای سرمایه داری» و «به سوی اتوپیا» دلایل شکست کنش‌های اجتماعی و ساز و کارهایی برای حرکت به لیبرال دموکرات و پس از آن سوسیال دموکراسی چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی  مورد بحث قرار گرفته‌اند. کتاب «جنون قدرت و قدرت نامشروع؛ در باب فاشیسم، توتالیتاریسم» در 111 صفحه با قیمت 14 هزار تومان از سوی نشر قطره منتشر شد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 12 May 2019 05:00:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275622/نقد-حکومت-های-نامشروع-چالش-کشیدن-کلان-روایت-های-دروغین ​رونمایی از نسخه‌های کهن مصور از شاهنامه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275623/رونمایی-نسخه-های-کهن-مصور-شاهنامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی و امور بین‌الملل سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان ‌قدس‌ رضوی، در هشتمین سه‌شنبه فرهنگی این سازمان، مجموعه نفیسی از نسخه‌های خطی شاهنامه فردوسی با حضور محققان و پژوهشگران از 15 کشور مختلف رونمایی می‌شود.   از مهم‌ترین برنامه‌های این نشست فرهنگی، سخنرانی دکتر محمدجعفر یاحقی، فردوسی‌شناس با موضوع بررسی نسخه‌های نفیس شاهنامه فردوسی است.   معرفی نسخه‌های خطی شاهنامه فردوسی در مخزن کتب خطی آستان قدس رضوی توسط سیدرضا صداقت‌حسینی، کارشناس نسخ خطی کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی، از دیگر برنامه‌های این رونمایی است.   علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این برنامه، در ساعت 21 روز سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1398 به موزه قرآن و هدایای مقام معظم رهبری واقع در صحن کوثر حرم مطهر رضوی مراجعه کنند. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 12 May 2019 04:50:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275623/رونمایی-نسخه-های-کهن-مصور-شاهنامه طهمورث ساجدی در زمینه ارتباط با ایران‌شناسان می‌توانست جای ایرج افشار را پرکند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274293/طهمورث-ساجدی-زمینه-ارتباط-ایران-شناسان-می-توانست-جای-ایرج-افشار-پرکند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- درگذشت طهمورث ساجدی صبا دانشیار زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران از آنجا بهت‌آور بود که کوتاه‌زمانی پیش از فوت، او با حضور ذهنی قابل توجه و باریک‌‎بینی‌ای که همواره می‌شد از او سراغش را گرفت، در خانه کتاب به نقد یکی از آثار تازه منتشر شده پرداخت. جمشید کیانفر پژوهشگر تاریخ که در آن جلسه، از حاضران و سخنرانان بود، در این گفت‌وگو از آن نشست و نوع سخنان ساجدی صبا هم یاد می‌کند. به احترام آن استاد فرهیخته، با کیانفر گفت‌وگویی ترتیب دادیم تا شاید گامی برای شناخت ابعاد شخصیت ساجدی صبا برداشته شود:   در ابتدا از چگونگی آشنایی خود با مرحوم ساجدی‌صبا بگوئید و اینکه در مسیر این آشنایی چه شناختی از ایشان به دست آوردید؟ من اولین بار ایشان را اوایل دهه هفتاد در دفتر دوست مشترکمان آقای روحبخشان دیدم. آقای روحبخشان معاون سردبیر مجله لقمان بود. نشریه‌ای به زبان فرانسوی که مرکز نشر دانشگاهی آن را منتشر می‌کرد.  آقای ساجدی صبا در آن سال‌ها پس از حدود بیست سال زندگی در فرانسه مدتی بود که به ایران بازگشته بود و با توجه به حوزه مطالعاتی و تحصیلی‌اش طبیعی بود که در این نشریه رفت و آمد داشته باشد. اما بیشترین آشنایی و حشر و نشر ما به زمانی برمی‌گشت که آقای سحاب از ما دعوت کردند برای یک نشست درباره خلیج فارس به موسسه سحاب برویم. مطالبی که آقای ساجدی صبا در آن جلسه بیان کردند بسیار خوب بود. ایشان در آن جلسه نشان دادند که اشراف خوبی نسبت به مقوله ایران‌شناسی و ایران‌شناسان دارند و در طول صحبت، سخنان خود را به نوشته‌های ایران‌شناسان فرانسوی مستند می‌کردند و این موضوع از نظر من در نوع خود جالب و خوب بود. پس از این جلسه و جلساتی از این دست حشر و نشر و دوستی ما بیشتر شد. به ویژه زمانی که من سردبیر نشریه مرکز پژوهشی میراث مکتوب بودم دیدارهایم با ایشان بیشتر شد. در مجموع، شناختی که در این مدت از ایشان به دست آوردم گواه بر این است که ایشان یکی از چهره‌های خوب و بافضل و شاخص دانشگاهی بود.   شما در بزرگداشتی که برای آقای ساجدی صبا در دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه تهران برگزار شده بود گفته بودید نمی‌شود ایشان را ایران‌شناس به حساب آورد. کمی درباره این گفته توضیح می‌دهید؟ از اساس من باید توضیحی در زمینه مقوله ایران‌شناسی بدهم. دلیل اینکه من گفتم ایشان را ایران‌شناس نمی‌دانم این بود که وی ایرانی بودند. از اساس هر کاری که ایرانیان درباره ایران انجام می‌دهند را می‌شود در مقوله ایران‌شناسی گنجاند. یعنی اگر کسی که رشته‌اش جنگل‌داری است درباره منابع طبیعی ایران تحقیقی انجام می‌دهد در حیطه شناخت ایران گام برمی‌دارد و به تعبیری کار او نیز ایران‌شناسی به حساب می‌آید. استاد و دانشجوی تاریخ و ادبیات هم درباره تاریخ و ادبیات ایران شناختی به دست می‌دهد. آیا همه این افراد را باید ایران‌شناس بنامیم؟ این‌گونه نیست. باید بگوئیم ایشان استاد تاریخ هستند و ایشان استاد ادبیات هستند. اگر پزشکی ایرانی راجع به امراض ایرانی تحقیق و پژوهش می‌کند نمی‌شود او را ایران‌شناس نامید. اولین شرط برای اینکه کسی را ایران‌شناس بنامیم، غیرایرانی بودن آن فرد است. فردی غیرایرانی که تلاشش را صرف پژوهش درباره ایران می‌کند و ایران را به دیگران معرفی می‌کند. از این دید من آقای ساجدی صبا را ایران‌شناس نمی‌دانم ولی ایشان با این وجود که رشته تحصیلی‌شان ادبیات تطبیقی بود، با توجه به حضور در فرانسه و استفاده از منابع اروپایی اشراف زیادی نسبت به ایران‌شناسان داشت و با خیلی از آنها دوستی و مکاتبه داشت و به خاطر پیوند و ارتباط و شناختی که داشت شاید در این زمینه می‌توانست جای خالی مرحوم ایرج افشار را پر کند. بخش عظیمی از مدخل‌های دانش‌نامه‌ها درباره شخصیت‌های ایران‌شناس را ایشان تالیف می‌کردند و این نشان‌دهنده میزان اشراف ایشان بر این حوزه بوده است. به همین دلیل بود که من گفتم ایشان ایران‌شناسان را بسیار خوب می‌شناختند ولی نمی‌شود او را ایران‌شناس دانست. او ایرانی‌ای فاضل و باسواد در رشته تخصصی خودش که ادبیات تطبیقی بود و همچنین در زمینه شناخت ایران‌شناسان محسوب می‌شد.   نگاه ایشان به مقوله ایران‌شناسی چگونه بود؟ آیا فقط به توصیف و تایید می‌پرداختند یا نگاهی انتقادی به این مقوله داشتند؟ اولین نکته که باید مدنظر قرار دهیم این است که ایشان دکترای ادبیات تطبیقی داشت و لازمه کسی که ادبیات تطبیقی می‌خواند نقد و نگاه انتقادی است. ایشان هم منتقد بسیار قوی و خوبی بود. نقدش هم نقد عالمانه بود و نه نقد تسویه‌حسابی. این نقد تسویه‌حسابی یکی از مشکلات امروز ماست که ایشان دچارش نبود. ایشان کاستی‌ها را چنان بیان می‌کرد که اگر فرد نویسنده بخواهد از نظرات ایشان استفاده کند، این نظرات برای او راه‌گشا باشد نه مشکل‌آفرین. ساجدی‌صبا همواره این موضوع که «عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی» را مدنظر داشت و در نقدهایش هم نقاط قوت را می‌گفت و هم کاستی‌ها را بیان می‌کرد. از دیگر خصوصیاتش این بود که جزو معدود افرادی بود که زبان مادری و زبان فرنگی‌ای که آموخته بود را با اشراف و تسلط آموخته بود. چند کتاب بسیار پراهمیت ایشان در زمینه ادبیات تطبیقی است و این کتاب‌ها بیان‌گر نوع نگاه نقادانه‌ ایشان است. به همین جهت می‌شود ایشان را منتقدی بسیار قوی و در عین حال ملایم دانست که نقدهایش همیشه راهگشا بود.   نقدهای ایشان به زمینه ایران‌شناسی و ادبیات تطبیقی محدود بود؟ خیر. ایشان در نقد آثار ایرانیان هم ورود می‌کرد. به عنوان نمونه نقدی بر جامع‌التواریخ نوشته است که آقای محمد روشن آن را تصحیح کرده بود. نقد ایشان بر این کتاب بسیار عالمانه و فاضلانه و در عین حال زبان‌شناسانه است. کسی این انتظار را نداشت که اویی که ادبیات تطبیقی خوانده بود و سال‌ها فرانسه خوانده است این میزان اشراف بر کتابی نظیر جامع‌التواریخ داشته باشد. همه نقدهای او بر تصحیح جامع‌التواریخ را مصحح به راحتی پذیرفت و سعی کرد در تجدید چاپ کتاب هم از آن نقدها بهره ببرد. در جلسات نقدی که برای کتاب‌های مختلف برگزار می‌شد هم ایشان همین نکته‌بینی را لحاظ می‌کرد.                                                                                      جمشید کیانفر   شما در جلسات فراوانی همراه با ایشان به نقد کتاب‌های مختلف پرداخته‌اید. روش ایشان در این جلسات را چگونه می‌شود توصیف کرد؟ ساجدی‌صبا بسیار باریک‌بینانه و عمیق نقد می‌کرد. در آخرین جلسه نقدی که ایشان به عنوان منتقد حضور داشت و در اسفند ماه سال گذشته در خانه کتاب برگزار شد من هم به عنوان یکی از منتقدان حضور داشتم. کتابی بود با عنوان خلیج فارس که به ده زبان منتشر شده بود. آقای ساجدی بخش ترجمه فرانسه این کتاب را نقد کردند و نکاتی را بیان کردند که بسیار جالب بود. به عنوان نمونه به این نکته اشاره کردند که برخی از جملات این ترجمه ممکن است از نظر حقوقی و بین‌المللی به زیان ایران باشد. مثلاً اینکه چند جا در ترجمه به جای واژه خلیج فارس از واژه خلیج استفاده شده بود. این کتاب برای اثبات حقانیت نام خلیج فارس بود ولی وقتی در همین کتاب از نام خلیج استفاده شده است از دیگران چه توقعی می‌شود داشت؟ یا در همین جلسه در باب کاربرد علائم سجاوندی نکات بسیار ظریفی را بیان کرد و مثال جالبی را بیان کرد. ما علائم سجاوندی را از اروپائی‌ها گرفته‌ایم ولی در به کار بردن آنها به درستی عمل نمی‌کنیم. من گاهی در مقام نقد می‌گویم یک کامیون یا یک فرغون کاما در متن ریخته شده است. به گونه‌ای که وقتی متن را می‌خوانید گویی در حال دویدن در سنگلاخ می‌دوید. ایشان در آن جلسه برای اثبات اهمیت کاربرد علائم سجاوندی از یک مستند تاریخی استفاده کرد. از جلسه‌ای که در دادگاه لاهه درباره نفت ایران برگزار شده بود. مرحوم مصدق لایحه دفاعیه‌اش را پس از آنکه به فرانسه ترجمه شده بود به یکی از موسسات مطرحی که در فرانسه کار ویراستاری انجام می‌دهند ارائه کرده بود و گواهی‌ای از آنها گرفته بود که در آن یک شخصیت ادیب فرانسوی گواهی می‌داد این متن از نظر دستور زبان فرانسوی ایراد و اشتباهی ندارد. وقتی در دادگاه طرف متخاصم برای اثبات حرف خود به نحوه به کار بردن ویرگول در متن فرانسوی ایراد وارد کرد و گفت شما با استفاده غلط از علائم سجاوندی معنی جمله را به نفع خود تغییر داده‌اید، دکتر مصدق آن گواهی را ارائه داد و حرف خود درباره صحت استفاده از علائم سجاوندی را مستند کرد. سجادی‌صبا با این مثال اهمیت استفاده صحیح از علائم سجاوندی را بیان کرد.   کمی هم درباره آثار مرحوم ساجدی‌صبا صحبت کنیم. شما در مقام منتقد، دقت انتقادی ایشان نسبت به آثار خودشان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بر آثار ایشان کمتر خرده‌ای می‌شود گرفت. در کتاب‌های مرتبط با ادبیات تطبیقی که انتشارات امیرکبیر منتشر کرده اگر دقت کنید می‌بینید همه چیز دقیق و به جا به کار برده شده است. در مقالاتشان هم همین‌گونه است. مگر آنکه مقاله‌ای را به نشریه‌ای داده باشند و آن نشریه مقاله را به یک ویراستار داده باشد. در آن صورت ممکن است ویراستار دو یا سه غلط ویرایشی را به کار ایشان وارد کرده باشد. در این حالت هم خطا از ایشان نیست. خطا از مدیر نشریه است که بدون اطلاع پدیدآورنده کار را به ویراستار داده است.   در حوزه نقد ایران‌شناسی و آثار ایران‌شناسان آیا کسانی غیر از آقای ساجدی‌صبا هم فعالیت می‌کنند یا این حوزه با رفتن ایشان به رکود کشیده خواهد شد؟ ما از اساس در زمینه نقد ضعیف هستیم. نقدمان پرخاشگرانه است و سازنده نیست و این بسیار بد است. طبیعتاً نبود انسانی که اصول نقد عالمانه را می‌داند ایجاد خلاء می‌کند. من در جلسه بزرگداشت ایشان گفتم که ما هنوز هم بعد از صد سال به خاطر رفتن مورگان شوستر گریه می‌کنیم و گرفتار احساسات مجلس دوم مشروطه هستیم. اما نیامده‌ایم واقعاً به این بپردازیم که آیا عملکرد شوستر باعث اولتیماتوم روس‌ها شد یا اینکه روس‌ها به دنبال بهانه می‌گشتند و عملکرد شوستر را بهانه کردند تا او را از ایران اخراج کنند؟ اگر بی‌غرضانه تفحص کنیم خواهیم دید ایشان از دایره اختیاراتش خارج شده است و روحیه تگزاسی او با روحیه داش‌مشتی ایرانی عجین شد و در عمل به ضرر ایران تمام شد. روزی استادم شادروان دکتر نوایی در صحبتی نقدی به عملکرد شوستر وارد کردند. من گفتم شما کسی هستید که زمانی در باب رفتن شوستر گفتید بگزار لَختی قلم را بگریانم. ایشان گفتند آن نتیجه احساسات جوانی‌ام بود و دلیلی ندارد با مطالعات فعلی‌ام نخواهم آن فضا را نقد کنم. ولی مسئله این است که ما هنوز هم از نقد گریزانیم و در چنین شرایطی مرگ منتقدانی نظیر ساجدی‌صبا خلاء ایجاد می‌کند. به ویژه که در شرایط فعلی ما بیش از آنکه در پی تحقیق باشیم به دنبال کپی-پیست هستیم. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 11 May 2019 08:09:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274293/طهمورث-ساجدی-زمینه-ارتباط-ایران-شناسان-می-توانست-جای-ایرج-افشار-پرکند مخاطب باید شاهد پویایی کتاب‌های گردشگری باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275236/مخاطب-باید-شاهد-پویایی-کتاب-های-گردشگری-باشد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- انتشارات ایرانشناسی یکی از ناشران تخصصی در حوزه گردشگری به‌شمار می‌رود که تا امروز بیش از 200 عنوان کتاب در حوزه گردشگری، ایرانشناسی و محیط‌زیست منتشر کرده است. با امیرحسین بختیاری درباره وضعیت کتاب‌های گردشگری در بازار نشر ایران گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید: ایده راه‌اندازی انتشارات ایرانشناسی از کجا آمد؟ انتشارات ایرانشناسی توسط مرحوم مجید بختیاری در سال 1372 تأسیس شد. مرحوم پدرم به‌عنوان ناشر طلایی، مدیرمسئول مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی هم بود. فعالیت انتشارات ایرانشناسی تا سال 81 بیشتر در زمینه غنی کردن آرشیو، داده‌ها و اطلاعات بود. این انتشارات در سال 81 رسما اولین محصولات خود را به بازار عرضه کرد و تا امروز بیش از 200 عنوان کتاب در حوزه گردشگری، محیط‌زیست و ایران‌شناسی منتشر کرده است. تمرکز فعالیت‌های ما تاکنون در حوزه ایران‌شناسی و معرفی جنبه‌های مختلف آن بود، چراکه مؤسسه گیتاشناسی بیش‌تر در حوزه جغرافیا فعالیت داشت. مرحوم بختیاری مدیرمسئول مؤسسه گیتاشناسی هم بودند، چرا شاهد فعالیت شما در این مؤسسه نیستیم؟ بعد از فوت پدر مدیرمسئولی انتشارات ایرانشناسی به من واگذار شد. (خوشبختانه پدر تا آخرین سال‌های عمر خود ناشر طلایی باقی ماند) بعد از درگذشت پدر مؤسسه گیتاشناسی باید به ورثه واگذار می‌شد اما متاسفانه به‌دلیل عدم همکاری‌های لازم از سوی عموهای بنده که در آن مجموعه فعالیت داشتند، این اتفاق تا امروز نیفتاده است. نامه‌نگاری‌های زیادی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتیم، و امیدوارم با مساعدت‌های این نهاد به‌زودی شاهد این اتفاق باشیم تا بتوانیم همانند گذشته با وجهه‌ای شایسته راه این مجموعه را ادامه دهیم. در واقع به همین دلیل نتوانستم در این مؤسسه فعالیت و آن را براساس سیاست‌ها و ایده‌های پدر هدایت کنیم. یک سال بعد از فوت پدر غرفه گیتاشناسی را با همان کیفیت‌های مدنظر او در نمایشگاه کتاب تهران برپا کردیم اما متأسفانه به همان دلایل گفته شده دیگر این موسسه در نمایشگاه‌ها حضور پیدا نکرد. از سال 96 به بعد تصمیم گرفتیم ایده‌های پدر را در انتشارات ایرانشناسی دنبال و عملی کنیم. بر همین اساس تولیداتی را نیز در زمینه جهان با عنایت به اهداف پدر خواهیم داشت. چه اثری را قرار است در زمینه گیتاشناسی به چاپ برسانید؟ نخستين اثر ما در این زمینه «اطلس جامع گردشگری ایران و جهان» است. این قول را می‌دهیم که در سال 98 و در نمایشگاه کتاب سال 99 شاهد حجم زیادی از محصولاتی باشیم که در قالب جغرافیا و فراتر از مرزهای ایران با ایده‌های نو از سوی انتشارات ایرانشناسی تولید می‌شود. البته این کار را تا زمانی انجام خواهیم داد که نتوانیم اهدافمان را ذیل عنوان 40 ساله موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی ادامه دهیم. طبیعتا هرزمان مسائل مربوط به انتقال مؤسسه به ورثه برطرف شود، کارهایمان را در همان مؤسسه پیگیری خواهیم کرد تا شأن و مقام پدر تضییع نشود. ناشران کمی در حوزه گردشگری فعالیت می‌کنند، از دیدگاه شما دلیل این امر چیست؟ معمولا ناشران مختلف گریزی هم به موضوع گردشگری و یا موضوعات دیگر می‌زنند اما روی آن متمرکز نمی‌شوند تا چالش‌های آن را ببینند و مخاطب‌سنجی کنند. البته ناشرانی هستند که با نگاه‌های متفاوت به حوزه گردشگری می‌پردازند. این امر کمک می‌کند تا هر نوع مخاطب با سلیقه خود کتاب موردنظرش را پیدا کند. خوشبختانه حوزه گردشگری مخاطبان زیادی دارد اما این ناشر است که باید موضوع را به مخاطب عرضه کند. زمانی‌ که شروع به انتشار کتاب‌های محیط‌زیستی کردیم، نسبت به استقبال مردم خوش‌بین نبودیم. اما به مرور سلیقه مخاطبانمان را به سمت این کتاب‌ها هدایت کردیم، به‌گونه‌ای که الان آنها هستند که از ما تقاضای این قبیل کتاب‌ها را دارند. در واقع تا قبل از این کتاب‌های محیط‌زیست با رویکردی که ایرانشناسی در پیش گرفت در بازار نبود و بیشتر کتاب‌های این حوزه به نوعی کلی‌گویی و یا کاملا تخصصی بود. الان هم مردم بیشتر به دنبال کتاب‌هایی هستند که اطلاعت کلی درباره یک موضوع را در اختیارشان قرار دهند. اما این کار با توجه به وسعت این سرزمین و تنوع اقلیم و بیوم‌های گوناگون، تقریبا به‌صورت جامع یا کامل در یک کتاب نشدنی است. با گسترش فضای مجازی بسیاری از مردم به بهانه اینکه همه نوع اطلاعات در این فضا وجود دارد به سراغ کتاب نمی‌آیند. بسیاری از مطالبی که در فضای مجازی منتشر می‌شود، دارای کپی‌رایت و یا اعتبار علمی نیستند و یا اینکه کپی‌برداری شده از دیگر سایت‌ها هستند. موضوع دیگر بحث نقشه‌هاست. درست است که با توسعه فضای مجازی و ورود تکنولوژی در زندگی روزمره، نقشه‌های چاپی کم‌کاربردتر شده‌اند، اما این باعث از بین رفتن نقشه‌ها نخواهد شد. من به‌عنوان ناشری که در زمینه تولید نقشه فعالیت دارد باید نحوه ارائه داده‌هایم را برای مخاطب جذاب کنم. انتشارات ایرانشناسی در نظر دارد با هدف جا انداختن فرهنگ استفاده از نقشه در میان ایرانیان، ضمن تولید نقشه‌های کاغذی با بهره‌گیری از متدهای نوین جغرافیایی، از امکانات فضای مجازی هم در این زمینه کمک بگیرد. جای چه کتاب‌هایی را در حوزه گردشگری خالی می‌بینید؟ کتاب‌هایی که اطلاعات بیشتری درباره آثار طبیعی و تاریخی ارائه و به خواننده این فرصت را بدهند تا از زوایا و جنبه‌های مختلف به آن آثار نگاه کنند. اما اینکه مخاطب تا چه اندازه به این اطلاعات علاقه‌ دارد، بحث دیگری است. انتشارات ایرانشناسی در طول سال‎‌های فعالیت خود و براساس نیازسنجی مخاطبانش به این نتیجه رسیده که بسیاری از مردم به دنبال اطلاعات سطحی درباره آثار طبیعی و تاریخی هستند و از طرفی با مخاطبان جدیدی روبه‌رو می‌شویم که تخصصی‌تر سفر می‌کنند و داده‌های دقیق‌تری لازم دارند. بحث فرهنگ گردشگری یکی از موضوعاتی است که جای کار بسیاری دارد. البته بیان مسایل مربوط به این حوزه مانند حفاظت از محیط‌زیست، احترام به جوامع محلی و... در کتاب به تنهایی کفایت نمی‌کند و باید با رفتار، فرهنگ گردشگری و نحوه برخورد با محیط‌زیست و طبیعت را جابیندازیم. معتقدم هرکاری بعد از یک مدت برای مخاطب یکنواخت می‌شود، باید از طریقی پویایی در موضوع گردشگری و نحوه ارائه آن را مدنظر قرار دهیم. مخاطب باید تغییر و پویایی کتاب‌های گردشگری را درک کند و تشخیص دهد تا از این آثار استقبال کند. اگر همیشه به ارائه اطلاعات تکراری درباره یک اثر طبیعی یا یک بنای تاریخی بسنده کنیم، مخاطب به سراغ کتاب‌های این حوزه نمی‌آید. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 11 May 2019 05:18:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275236/مخاطب-باید-شاهد-پویایی-کتاب-های-گردشگری-باشد ​نقد کتاب «مدخل حماسه ملی ایران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275576/نقد-کتاب-مدخل-حماسه-ملی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در ادامه سلسله نشست‌های نقد کتاب تاریخ که توسط انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران برگزار می‌شود، کتاب «مدخل حماسه ملی ایران» مورد بحث و نقد کارشناسان قرار خواهد گرفت.   این جلسه با حضور لیلی ورهرام مؤلف کتاب برگزار شده و محمود جعفری دهقی (دانشگاه تهران)، فرزانه گشتاسب (پژوهشگاه علوم انسانی) و ابوالفضل خطیبی (فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی) به نقد آن خواهند پرداخت. این کتاب کوششی است برای ارائه گزارشی کلی از چگونگی به‌وجود آمدن ژانر حماسه در فرهنگ ایرانی، شکل‌گیری حماسه ملی ایران و بررسی اجمالی تعدادی از مهم‌ترین دلالت‌های فرهنگی آن در جهان ایرانی.   در این کتاب بر این نکته تاکید شده است که گرچه امروزه در کشور ما مطالعات حماسی را در زیرشاخه پژوهش‌های ادبی می‌شمارند، اما اهمیت و تاثیرگذاری این نوع ادبی که مادر انواع ادبی دیگر به‌شمار می‌آید، در سایر حوزه‌های فرهنگی به‌هیچ‌وجه کمتر از ادبیات نبوده است. فصل‌هایی از این کتاب که درباره پیوند حماسه ایران با عرفان و نسبت آن با تاریخ و اسطوره‌هاست، درباره همین امر است.   جلسه نقد کتاب شنبه ۲۱ اردیبهشت از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸ در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 11 May 2019 05:09:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275576/نقد-کتاب-مدخل-حماسه-ملی-ایران تلاش برای دیده شدن آثار ایرانشناسان ایرانی در جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274854/تلاش-دیده-شدن-آثار-ایرانشناسان-ایرانی-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- «آثار فارسی پژوهشگران و ایرانشناسان ایرانی در جهان دیده نمی‌شود. برای رفع این مشکل پیشنهادی از سوی بعضی دانشگاه‌های اروپایی در خصوص ترجمه آثار برگزیده و منتخب ایرانشناسان داخلی مطرح شده است. اگر این کار به سرانجام برسد شاید غربت آثار ایرانشناسی در داخل کشور از بین برود.» این بخشی از سخنان شهیدی استادیار گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی و ایرانشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درباره یکی از مهمترین دلایل کمبود کتاب در حوزه ایرانشناسی است. در گفت‌وگویی که با او در حاشیه سی‌ودومین نمیشگاه بین‌المللی کتاب تهران داشتیم درباره چگونگی شکل‌گیری تعامل ایرانشناسان داخل و خارج از کشور و همچنین آینده کتاب‌های ایرانشناسی در بازار کتاب ایران هم سخن گفتیم.   وضعیت کتاب‌های ایرانشناسی در بازار کتاب ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کتاب خوب و پربار در حوزه ایرانشناسی زیاد نیست اما این به این معنا نیست که این بازار خالی از پژوهش‌های فاخر و درجه یک است. بخشی از مشکلات حوزه نشر ایرانشناسی به مشکلات کل بازار کتاب ایران برمی‌گردد. از جمله افزایش هزینه‌های تمام شده برای ناشران، استاندارد نبودن حق تألیف مؤلف و مترجم در ایران و... این مشکلات در چند سال اخیر باعث شده تیراژ کتاب‌های ایرانشناسی نسبت به دیگر حوزه‌ها بسیار پایین و به عبارتی کمترین میزان تیراژ را در بازار کتاب ایران داشته باشد. گاهی اوقات تیراژ کتاب‌های تخصصی ایرانشناسی که جوایز ملی و بین‌المللی را از آن خود کرده‌اند زیر یک‌صد نسخه است. کتاب‌هایی را می‌شناسم که توسط استادان و همکارانم ترجمه شده اما به دلیل اینکه تنها چند نسخه دیجیتال از آن برای رفع تکلیف‌های اداری منتشر شده، در بازار کتاب و حتی کتابخانه‌ها پیدا نمی‌شوند. در واقع پژوهش‌های زیادی انجام می‌شود اما در دسترس و اختیار مردم قرار نمی‌گیرد. چرا این پژوهش‌ها در تیراژ بالا چاپ و در بازار کتاب توزیع نمی‌شوند؟ استقبال از پژوهش‌های ایرانشناسی وجود دارد و اگر کتابی در این زمینه در تیراژ یک‌هزار نسخه هم منتشر شود، مورد استقبال قرار می‌گیرد و به فروش می‌رسد. اما ناشران به دلایل هزینه‌ها و مشکلات انبارداری و غیره ریسک نمی‌کنند و منتظر فروش تک نسخه‌ای نمی‌مانند. بنابراین پژوهش‌های خوب را از دست می‌دهیم. موضوع بعدی که مشکل قدیمی ما در حوزه ایرانشناسی به‌شمار می‌رود این است که پژوهش‌ها و کتاب‌های فارسی در جهان دیده نمی‌شوند. محققان بسیار خوبی در حوزه ایرانشناسی داریم اما اغلب کارهای مهم آنها در دنیا دیده نشده است. اقدامی که برای حل این مشکل در حال انجام است، پیشنهاد بعضی از دانشگاه‌های اروپایی که با دانشگاه تهران تفاهم‌نامه علمی دارند، برای انتخاب آثار گزیده و منتخب ایرانی و برنامه‌ریزی برای ترجمه این آثار است. این کار زیر نظر مترجمان بومی و به زبان‌های مختلف اروپایی صورت می‌گیرد. این پروژه در رشته‌های دیگر دانشگاه تهران شروع شده و امیدوارم در حوزه ایرانشناسی نیز شاهد انجام آن باشیم. شاید غربت آثار ایرانشناسی در داخل کشور با این آشنایی بین‌المللی بشکند و از بین برود. تعامل ایرانشناسان داخلی با ایرانشناسان کشورهای دیگر چگونه است؟ تا امروز این تعاملات به‌صورت فردی بوده و روی ابتکارات و ارتباطات شخصی پیش می‌رفته است. در این مورد می‌توانیم از زنده‌یاد ایرج افشار یزدی یاد کنیم که کارهای او را همه جهان ایرانشناسی می‌دید و آثار ایرانشناسان خارجی به دست او می‌رسید. این هم به خاطر ویژگی‌های شخصی و فردی مرحوم افشار بود. تلاشمان در سال گذشته این بود که بتوانیم گوشه‌ای از اخلاق به اصطلاح افشاری را در دانشگاه تهران نهادینه کنیم. به کمک ریاست و معاونت دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دبیرخانه دائمی همایش‌ها و همکاری‌های علمی دانشکده ادبیات را راه انداختیم. حوزه اصلی کار این دبیرخانه، ایرانشناسی و رشته‌های وابسته آن است. چون در واقع همه رشته‌های علوم انسانی که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران داریم، به‌گونه‌ای کار ایرانشناسی انجام می‌دهند. در مدت کوتاهی که از تأسیس این دبیرخانه می‌گذرد موفق به برگزاری چندین برنامه مشترک علمی بین‌المللی انجام دهیم که خداروشکر موفق بوده است. امیدواریم این راه ادامه پیدا کند. یکی از کارهای ما در این دبیرخانه دعوت از محققان و ایرانشناسان درجه یک کشورهای دیگر به ایران و تشکیل جلسات سخنرانی‌ها و همایش‌ها برای آنها است. هدف از این کار این است که اولا هیبت و بت برای دانشجویان و پژوهشگران ما شکسته شوند و بتوانند ایرانشناسان سرشناس را از نزدیک ببینند و با آنها گفت‌وگو کنند. در عین حال که از آنها می‌خواهیم در این برنامه‌ها با آمادگی ذهنی آماده شوند و سؤالاتی که با خواندن آثار این ایرانشناسان به‌نام در ذهنشان ایجاد می‌شود را در جلسات مطح کنند تا سطح کیفی این جلسات ارتقا پیدا کند. این نشست‌ها با دعوت از پروفسور پیر بریان از فرانسه آغاز شد. او اولین مورخ تاریخ هخامنشی در دوره معاصر است.   بازخورد این نشست چگونه بود؟ نشستی که برای سخنرانی پروفسور بریان در تالار فردوسی دانشکده ادبیات ترتیب دادیم با استقبال بسیار خوب دانشجویان و پژوهشگران روبه‌رو شد. به‌گونه‌ای که جمعیت زیادی امکان ورود به تالار را به دلیل پر بودن ظرفیت سالن پیدا نکردند. این استقبال برای هیأت فرانسوی تعجب‌آوربود. آنها می‌گفتند ما در کشور خودمان بیشترین مخاطبی که داشتیم حدود 50 نفر بوده است و هیچوقت شخصیتی مانند پروفسور بریان که آثار متعددی از آن به فارسی ترجمه شده است، چنین حجم مخاطبی را تجربه نکرده بود. مخاطب واقعی این شخصیت‌ها در ایران است، آنها هیچوقت چنین مخاطبی را برای سخنرانی‌ها و آثارشان در کشور خودشان تجربه نکرده‌اند، به همین دلیل با دعوت از آنها به ایران و برگزاری جلسات سخنرانی انگیزه زیادی به آنها داده می‌شود. دوستان فرانسوی من می‌گفتند پروفسور در هیچ جلسه‌ای شرکت نمی‌کند، حتی خیلی از فرانسوی‌های دانشگاهی می‌گفتند ما یک‌بار پروفسور را بیشتر ندیده‌ایم آن هم از فاصله دور. اما در پایان سخنرانی خود در تالار فردوسی در کنار دانشجویان ایستاده بود و با آنها عکس سلفی می‌‌گرفت. پروفسور در روز آخر حضور خود در ایران به من گفت اگر باز هم دعوت دیگری باشد حاضرم با هزینه شخصی باز هم به ایران بیایم. تجربه‌هایی از این دست نشان می‌دهد که می‌شود راه دیگری در حوزه ایرانشناسی در پیش گرفت و این حوزه را رونق داد. در جلسه سخنرانی پروفسور بریان از ناشران آثار او هم دعوت کرده بودیم و کتاب‌هایی که این ناشران با خود آورده بودند کامل فروش رفت. بنابراین من سخنانی که درباره کتاب‌خوان نبودن ایرانی‌ها مطرح می‌شود را باور نمی‌کنم، حتی اگر این آمارها حقیقت داشته باشد دوست ندارم آن را باور کنم و ترجیح می‌دهم خودم تجربه کنم. شاید آمارهای کتاب‌خوانی دلگرم‌کننده نباشد اما می‌توان آینده دلگرم‌کننده‌ای را با تلاش ساخت. چه آینده‌ای برای کتاب‌های حوزه ایرانشناسی پیش‌بینی می‌کنید؟ من از افراد مثبت‌نگر و امیدوار هستم. به همین دلیل به تک تک دانشجویان ایرانشناسی امیدوار هستم. دانش‌آموختگان ما در 6 سالی که از تأسیس رشته ایرانشناسی در دانشگاه تهران می‌گذرد، آمار دلگرم‌کننده‌ای داشته‌اند. در نیم‌سال گذشته فقط سه نفر از دانشجویانی که با من پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را گذراندند، بورسیه دکتری از خارج دریافت کردند. این نشان می‌دهد کارمان را درست انجام می‌دهیم ولی باید صبر کرد. کار فرهنگی و کار ایرانشناسی مثل کاشتن درخت گردو زمان‌بر است، برای به بار نشستن آن باید صبر کرد و منتظر ماند.  ]]> تاریخ و سیاست Fri, 10 May 2019 08:00:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274854/تلاش-دیده-شدن-آثار-ایرانشناسان-ایرانی-جهان کشف سرچشمه‌های تصحیح متون از لابه‌لای نسخ خطی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/274352/کشف-سرچشمه-های-تصحیح-متون-لابه-لای-نسخ-خطی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آنچه امروزه در عرف دانشمندان و اهل تحقیق دانش تصحیح متن نامیده می‌شود عبارت است از به کار گیری مجموعه‌ای از روش‌ها و توانمندی‌ها که به مصحح امکان می‌دهد یک متن کهن و تاریخی را با استفاده از دستنویس‌های موجود آن بازسازی کند.   مجتبی مجرد، عضو هیئت علمی دانشگاه بجنورد در کتاب «سنت تصحیح متن در ایران پس از اسلام» که  کتاب که ابتدا به عنوان رساله دکتری در قطب علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد دفاع شده است و برگزیده پنجمین دوره جایزه دکتر فتح‌الله مجتبایی بوده است، به سراغ منابع دست اول رفته و اطلاعات لازم را از لابه‌لای سطور منابع عربی و فارسی به در کشیده و با یافته‌های محققان نزدیک به زمان معاصر محک زده است تا سرچشمه‌های توثیق متن و زمینه‌های شناخت و ارزیابی نسخه‌های خطی فارسی واکاوی و بازشناسی شده و ابزارهای اطمینان از انتساب صحیح اثر به صاحب آن بر اساس متون بازمانده نشان بدهد.   به گفته محمدجعفر یاحقی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد که استاد راهنمای پایان‌نامه مجرد نیز بوده است: «حاصل این تجربه پژوهشی دوگانه ترسیم خطوط نسخه‌شناسی و شیوه‌های دقیق تصحیح متن در دامن فرهنگ ایران در دوران اسلامی بوده و نویسنده در فرجام نشان داده است که تصحیح انتقادی متون فارسی، از صدها سال پیش در ایران برای بازشناسی میراث مکتوب این سرزمین موضوعیت داشته است.»   مزیتی که یاحقی برای کتاب «سنت تصحیح متن در ایران پس از اسلام» قائل می‌شود چنین است: «مرور تجربیات خلاقانه‌ای که برخی از مصححان پیشگام در دوره‌های گوناگون تاریخی پشت سر گذاشته‌اند زمینه را برای اظهارنظر در مورد شیوه‌های تصحیح متن در دامن فرهنگ ایرانی بیش از پیش فراهم می‌آورد.»   فصل اول کتاب «ایرانیان و تصحیح متون در پنج قرن نخست اسلامی» نام دارد. در ابتدای این فصل، نویسنده ابتدا به مرور و ارزیابی شیوه‌های تصحیح متن می‌پردازد و آنها را در سه دسته تقسیم می‌کند: «روش سنتی- ذوقی» که در آن معیار شناخت ضبط درست از نادرست ذوق و سلیقه شخصی مصحح است. «روش علمی- خودکار» که در آن، مصحح با بررسی نسخه‌های خطی یک متن کهن، قدیمی‌ترین یا صحیح‌ترین نسخه را به تشخیص خود متن اصلی قرار می‌دهد و اختلاف سایر نسخه‌ها را به دقت و با نظمی خاص در پانویس صفحات یا انتهای متن ثبت می‌کند و در نهایت «روش علمی-انتقادی» که در آن مصحح تمام یا بخشی از نسخه‌های موجود یک اثر را مورد ارزیابی قرار می‌دهد و پس از گروه‌بندی نسخه‌ها، بر اساس موازین خاص، یک یا چند نسخه را مبنا قرار می‌دهد و اختلاف سایر نسخه‌ها را با دقت ثبت می‌کند. در این روش بر خلاف روش علمی-خودکار مصحح خود را ملزم به پیروی محض از نسخه یا نسخه‌های اساس نمی‌داند، بلکه ضبط‌های گوناگون را از نظر درجه اصالت ارزیابی می‌کند و از آن میان ضبط صحیح‌تر را برمی‌گزیند.   نویسنده سپس توجه به کتابت قرآن را سرآغاز اندیشه‌های متن‌شناسانه اسلامی معرفی می‌کند و می‌گوید: «کهن‌ترین متن مکتوب و کامل جهان اسلام، که امروزه بدون تغییر و تحریف در دسترس مسلمانان قرار دارد، قرآن کریم است... به نظر می‌رسد مسئله اختلاف قرائت‌های قرآنی و چگونگی تشخیص صحت و سقم هر یک از قرائت‌ها مهم‌ترین پیش‌زمینه تصحیح متن در تمدن اسلامی است.» (13 و 14)    او سپس به توجه علمای مسلمان به دو مقوله تحریف و تصحیف می‌پردازد: «تصحیف و تحریف در تداول علمای مسلمان عموماً به یک معنا به کار رفته که عبارت است از دگرگون کردن و تغییر دادن متن... نظر به اهمیتی که مسئله تصحیف و تحریف در میان مسلمانان داشته است، تعدادی از عالمان مسلمان از همان قرون اولیه اسلامی به تدوین و تالیف در این موضوع اهتمام ورزیده‌اند.» (21 و 23)   در ادامه این فصل نویسنده روش‌های توثیق متن و اطمینان از صحت آن در تمدن اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد و این روش‌ها را در سه دسته تقسیم می‌کند: روش‌های مبتنی بر بازخوانی مکرر، روش‌های مبتنی بر نسخه‌شناسی و روش‌های مبتنی بر تبارشناسی.   او در ادامه فصل به اهمیت مقوله «نسخه بدل» در متن‌شناسی اسلامی می‌پردازد و می‌گوید: «توجه به ارائه و کیفیت نسخه بدل در تصحیح متون مورد توجه عالمان مسلمان بوده و برخی از آنان مانند قاضی عیاض به صورت مفصل در این زمینه سخن گفته‌اند. کارکرد نسخه بدل، نوع ثبت و ضبط آن، چگونگی استفاده از علائم اختصاری و نیز آشنایی با «اهل الضبط» از مهمترین مباحثی است که در پنج قرن نخست هجری پیرامون نسخه بدل مطرح شده است. مهمترین متولیان تصحیح متن در پنج قرن نخست اسلامی محدثان، علما، ادیبان و ورّاقان بوده‌اند.» (58)                                 فصل دوم کتاب سنت تصحیح متون فارسی را از قرن پنجم تا پایان قرن نهم هجری مورد مداقه قرار می‌دهد. به اعتقاد نویسنده بررسی کهن‌ترین کتب فارسی که از قرن پنجم هجری به بعد نشان می‌دهد اشاره‌های مرتبط با تصحیح متون در لابه‌لای آثار فارسی به چشم می‌خورد: «به نظر می‌رسد این اشاره‌ها در آثار قرون چهارم نیز وجود داشته که نمونه آن ترجمه تاریخ طبری است. دانشمندان ایرانی آثار و کتب گوناگونی در ارتباط با تصحیح متن نوشته‌اند، اما تمامی این آثار به زبان عربی –که زبان علم به شمار می‌رفته- نوشته شده است و لذا تا پایان قرن نهم هجری اثری مستقل درباره فن تصحیح در زبان فارسی وجود ندارد.» (104)   نویسنده همچنین معتقد است که در این دوره تقریباً پانصد ساله، نسخه‌های گوناگونی به صورت عملی تصحیح شده است. او می‌گوید: «مهمترین مشکل ما در بررسی تطور تصحیح این نسخه‌ها ثبت نشدن تاریخ تصحیح و نام مصحح در نسخه است. با وجود این به نظر می‌رسد تصحیح عملی نسخه‌های خطی فارسی از قرن هفتم به بعد روند رو به رشدی داشته است.» (105)   سومین فصل کتاب تصحیح متون فارسی از قرن دهم تا پایان قرن دوازدهم را بررسی می‌کند. سنت تصحیح متن در این دوره در گستره وسیعی جریان داشته است: «در این دوره زبان و ادبیات فارسی و به تبع آن تصحیح متون فارسی علاوه بر ایران در هند هم رواج یافت. مهمترین ویژگی‌های تصحیح متون در این دوره شیوع و عمومیت یافتن این فن و تلفیق آن با نقد ادبی است. از جمله تصحیحات مهمی که در این دوره انجام گرفته است می‌توان به تصحیح دیوان حافظ در هرات اشاره کرد. همچنین عبداللطیف عباسی، بزرگترین مصحح سنتی زبان فارسی، متعلق به این دوره است.» (155) بخش قابل توجهی از فصل سوم کتاب به شرح فعالیت‌های عبداللطیف عباسی اختصاص دارد و برای شناخت این شخصیت بسیار مفید واقع می‌شود.   آخرین فصل کتاب به تصحیح متون فارسی در دوره جدید اختصاص دارد و در آن فعالیت‌های اندیشمندانی نظیر علامه محمد قزوینی، احمد بهمنیار کرمانی، محمدتقی بهار، جلال‌الدین همایی و مجتبی مینوی مورد بررسی قرار گرفته است.   در انتهای کتاب نیز در بخش تصاویر، نمونه‌هایی از نشانه‌های تصحیح و مقابله در نسخه‌های خطی عرضه شده است.   کتاب «سنت تصحیح متن در ایران پس از اسلام» نوشته مجتبی مجرد را نشر هرمس در 285 صفحه با قیمت 32000 تومان و در شمارگان 1000 نسخه ارائه کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 10 May 2019 06:00:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/274352/کشف-سرچشمه-های-تصحیح-متون-لابه-لای-نسخ-خطی گرجستان را در سفرنامه‌های روزگار قاجار پژوهش می‌کنیم/ توصیف شاردن از نژاد گرجی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275306/گرجستان-سفرنامه-های-روزگار-قاجار-پژوهش-می-کنیم-توصیف-شاردن-نژاد-گرجی-ها خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- گریگوی برادزه، معاون موسسه خاورشناسی آکادمی علوم گرجستان در تفلیس و استاد موسسه آسیا و آفریقای تفلیس در یکی از روزهای سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران میهمان غرفه خبرگزاری ایبنا شد، با وی درباره پژوهش در متون کهن ایران در گرجستان سخن گفتیم و این ایرانشناس نامی به گرمی به پرسش‌هایمان پاسخ داد. موسسه خانه کتاب نیز بزرگداشتی برای مقام علمی این ایران‌شناس گرجستانی برگزار کرد و گریگوی برادزه از عشق به ایران سخن گفت.    به عنوان پرسش نخست بگویید که شما به عنوان یک ایران‌شناس چقدر بر متون کهن ایران در گرجستان پژوهش و تحقیق کرده‌اید؟ در مراکز گوناگون نسخ خطی فارسی بسیاری از متون مهم منقش و مزین شده است و کاتالوگ‌هایش نیز در گرجستان چاپ شده است. همچنین پژوهشگران گرجی به متون فارسی نیاز دارند که بتوانیم درباره تاریخ قفقاز و گرجستان تحقیق کنیم و از این اسناد تاریخی بهره‌برداری کنیم. ما این متن‌های کهن و اسناد تاریخی را از فارسی به گرجی ترجمه می‌کنیم و می‌خواهیم برخی از این متن‌ها را دو زبانه به چاپ برسانیم و به صورت یک کتاب علمی منتشر کنیم.   یک نمونه در این باره مثال بزنید؟ «تاریخ عالم آرای عباسی» به زبان گرجی ترجمه شده است و اطلاعات بسیار مهمی درباره قفقاز دارد. تاريخ عالم‌آراى عباسى از مهمترين منابع عصرى درباره تاريخ صفويه و به‌ويژه دوران پادشاهى شاه‌ عباس اول است. نويسنده اين اثر اسكندربيك تركمان منشى است كه در دوران پادشاهى شاه‌ عباس وقايع‌نويس دربار و همراه او در تمام مراحل پادشاهى‌اش بوده توانسته شرح مفصلى از دوران پر فراز و فرود زندگى اين پادشاه به‌دست دهد، اگرچه هيچ‌گاه واقعه‌نگارى بى‌طرف نبوده است، اسكندربيك خود از طايفه تركمانان بوده كه در دوره صفويه از طوايف مهم و صاحب منزلت و اعتبار بودند. کدام کتاب در ایران اطلاعات جامعی درباره گرجستان داشته و نظر شما را جلب کرده باشد؟ «احیاء‌الملوک» کتابی است که دربردارنده تاریخ سیستان از روزگار باستان است و ملک شاه حسین سیستانی آن را نوشته و منوچهر ستوده تصحیح کرده است. احیاء‌الملوک سیستانی را در تفلیس منتشر کردیم بعد از این‌که زنده‌یاد منوچهر ستوده این متن ارزشمند را چاپ کردند، اطلاعات مهمی مربوط به گرجستان و قفقاز شرقی و جنوبی در این کتاب وجود داشت که ما این متن مهم را ترجمه و تصحیح کردیم. گمان نکنید که به مانند رمان نوشتن این کار را انجام دادم بلکه با تصحیح علمی این کار را سامان داده‌ایم.   ملک شاه حسین سیستانی یکی از شاهزادگان سیستان است. کتاب تذکره خیرالبیان و احیاء‌الملوک دو اثر ارزشمند به جای مانده از این شاهزاده سیستانی است. احیاء الملوک، کتابی به زبان فارسی و دربردارنده تاریخ سیستان است. منوچهر ستوده مقدمه مفصلی بر کتاب نوشته و حواشی و تعلیقاتی به انتهای آن افزوده و بسیاری از مشکلات این متن تاریخی را گشوده است. در این کتاب فهرست‌های متعددی درباره سلسله‌ها، ایلات، طوایف، تیره‌ها، طبقات اجتماعی و اصطلاحات آمده است. اکنون چه کاری در دست پژوهش و تحقیق دارید؟ اکنون چند پروژه تاریخی در دست انجام داریم. نخست روی سفرنامه‌ها و خاطرات مربوط به روزگار قاجار که مواردی درباره گرجستان دارند پژوهش و تحقیق کرده و با حواشی و تعلیقات به زبان گرجی ترجمه خواهیم کرد. جلد نخست این مجموعه جمع‌آوری شده و اکنون روی جلد دوم آن کار می‌کنیم.   دوم بر اسناد تاریخی که مربوط به گرجستان است و در مراکز و کتابخانه‌های ایران بایگانی شده است کار می‌کنیم و تفاهم‌نامه‌هایی را با چند مرکز از جمله موزه گلستان و برخی از دانشگاه‌ها امضا کرده‌ایم تا اسناد تاریخی که در تفلیس درباره تاریخ گرجستان وجود دارد از سوی استادان و پژوهشگران ایرانی ترجمه و چاپ شود و ما نیز بتوانیم اسناد تاریخی که درباره قفقاز و گرجستان در ایران نگهداری می‌شود گردآوری و به زبان گرجی منتشر کنیم. با توجه به این‌که در دوره شاه عباس صفوی به گرجستان حملات بسیاری شده آیا از دوره صفویه کتابی در گرجستان منتشر کرده‌اید؟ بخشی از مطالعات و پژوهش خود را به شاه عباس صفوی اختصاص داده‌ام. دوران صفویه، دوران درخشان تاریخ ایران است و کتاب‌های بسیاری در این دوره چاپ شده است. دانستن این نکته جالب است که شاه عباس وقتی خردسال و جوان بود افزون بر زبان ترکی در حرمخانه خود زبان گرجی را یاد می‌گیرد. یکی از مسافران اسپانیایی در خاطرات خود می‌نویسد هنگامی که سفرا از اسپانیا می‌آمدند و شاه عباس اگر می‌خواست کسی متوجه سخنانش نشود با یکی از کارکنانش که نزدیک به خودش بود به زبان گرجی سخن می‌گفت. شاردن در سفرنامه‌ خود توصیف دقیق و جامعی از مردم گرجستان کرده و به این نکته اشاره کرده که «نژاد مردم گرجستان پاک‌ترین و اصیل‌ترین نژادهای مشرق زمین و خالص‌ترین نژادهاست.» آیا این سفرنامه در گرجستان به چاپ رسیده است؟ خیر. این سفرنامه به چاپ نرسیده است. شاردن اطلس بسیار ارزشمندی دارد با نام «اطلس شوالیه شاردن: مجموعه تصاویر سیاحتنامه ایران» این اطلس 10 جلدی است و بناهایی که در اصفهان خراب شده و دیگر اثری از آن به جای نمانده است در این اطلس به تصویر کشیده شده است. شاردن یک نقاش ماهر و زبردست است که درباره وی متون فارسی مهمی منتشر شده است و مهمترین ماخذی که بتوان اطلاعات مهمی را از آن به دست آورد در این اطلس و سفرنامه وجود دارد. به عنوان پرسش پایانی با توجه به این‌که حوزه مطالعاتی شما ایران‌شناسی است، دیدگاه شما به ایران چیست؟ به ما ایرا‌ن‌‌شناس می‌گویند اما ایران‌شناسی فقط تخصص نیست بلکه ایران‌شناسی ایران دوستی است و ایران دوستی یعنی عاشق شدن. این عشق سرآغاز دارد اما پایان ندارد و این عشق بی‌پایان است. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 10 May 2019 04:30:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275306/گرجستان-سفرنامه-های-روزگار-قاجار-پژوهش-می-کنیم-توصیف-شاردن-نژاد-گرجی-ها انتشار جلد 38 فهرست نسخ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275541/انتشار-جلد-38-فهرست-نسخ-خطی-سازمان-اسناد-کتابخانه-ملی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، تحقیق و تالیف جلد 38 «فهرست نسخ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران» را «پروین متواری سورکی و زهره معیری» انجام داده‌اند. با انتشار این فهرست تعداد فهرست‌های نسخه‌های خطی منتشر شده کتابخانه ملی ایران به 43 جلد رسید.   در این فهرست 300 نسخه خطی فارسی و عربی (از شماره 13801 تا 14100) از گنجینه نسخه‌های خطی کتابخانه ملی ایران معرفی شده است. در تهیه این فهرست، از قواعد استاندارد فهرست‌نویسی برای یکدست‌سازی اطلاعات نسخه‌های خطی استفاده شده و این اطلاعات در دو بخش کتابشناسی و نسخه‌شناسی ارائه شده است.   ]]> تاریخ و سیاست Wed, 08 May 2019 10:34:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275541/انتشار-جلد-38-فهرست-نسخ-خطی-سازمان-اسناد-کتابخانه-ملی نگین یاوری: اندرز در سنت ایرانی پوسته‌ای برای انتقاد است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275530/نگین-یاوری-اندرز-سنت-ایرانی-پوسته-ای-انتقاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اندیشگاه کتابخانه ملی ایران سه‌شنبه هفدهم اردیبهشت‌ماه 1398، میزبان نشستی با حضور اندیشه‌ورزان و علاقه‌مندان به اندیشه، برای نقد و بررسی کتاب «اندرز به سلطان، نصیحت و سیاست در اسلام قرون میانه» بود. این کتاب را نگین یاوری نوشته است و ترجمه آن به فارسی بر عهده محمد دهقانی بوده است و نشر تاریخ ایران آن را به تازگی منتشر کرده است.   اجرا و میزبانی این مراسم بر عهده علی دهباشی بود و غلامرضا ظریفیان استاد دانشگاه و رئیس اندیشگاه کتابخانه ملی، منصوره اتحادیه پژوهشگر برجسته حوزه تاریخ و مدیر نشر تاریخ ایران، اکبر ثبوت پژوهشگر حوزه تاریخ و حامد فولاوند، پژوهشگر حوزه فلسفه از جمله کسانی بودند که درباره این کتاب سخنرانی کردند. در پایان نیز نویسنده کتاب، نگین یاوری ضمن ارائه جمع‌بندی‌ای از مباحث، به پرسش‌های حاضران در جلسه پاسخ داد. گفتنی است که از جمله مهمانان حاضر در این جلسه استاد محمدرضا شفیعی کدکنی بود.   در ابتدای نشست، علی دهباشی در معرفی نگین یاوری و فعالیت‌های علمی او گفت: «یاوری دکترای تاریخ اسلام در سده‎های میانه خود را از دانشگاه کلمبیا گرفته و سابقه تدریس در دانشگاه نیواسکول نیویورک را داشته و هم‌اکنون نیز مشغول فعالیت در مرکز تحقیقات عالی لایپزیک است.»   وی گفت: «از دیگر آثار یاوری در زمینه تاریخ‌نگاری اسلامی در قرون میانه می‌توان به کتاب «نگرش‌هایی از حاشیه: مقالاتی به یاد ریچارد دبلیو بولت» چاپ دانشگاه کلمبیا اشاره کرد.»   پس از دهباشی، نوبت به ظریفیان رسید تا پس از ارائه گزارشی کوتاه از فعالیت‌های اندیشگاه کتابخانه ملی به بررسی کتاب «اندرز به سلطان» و مقوله اندرزنامه نویسی در تاریخ و ادبیات ایران بپردازد. وی گفت: «متون اندیشه سیاسی در دوران میانه اسلامی و ایرانی در سه دسته عرضه شده‌اند: اندرزنامه یا سیاست‌نامه‌نویسی، فقه سیاسی یا شریعت‌نامه‌نویسی و فلسفه سیاسی.»   به گفته ظریفیان اندرزنامه‌نویسی در سپهر اندیشه سیاسی ایرانی پررنگ‌ترین وجه را به خود اختصاص داده است. وی افزود: «محور بنیادین اندرزنامه‌ها توصیه به رفتار مناسب سیاسی در نزد صاحبان قدرت است. می‌توان گفت اندرزنامه‌نویسی در ایران ریشه عمیقی در سنن ایران باستان دارد و ما ایرانیان از مروجان اندرزنامه‌های سیاسی هستیم.»   او با اشاره به کتیبه داریوش واقع در بیستون گفت: «در این کتیبه داریوش چنین اندرزی به پادشاهان پس از خود می‌دهد: ای آن‌که پس از این شاه خواهی بود با همه توان از دروغ بپرهیز، گر می‌اندیشی که چه کنم تا کشورم را سالم نگه دارم دروغگو را باز پس آر و با دروغگو و آن که بیداد کند مساز.»   به گفته این استاد دانشگاه: «کانون اندرزنامه‌نویسی حکومت مطلقه است و منطق و جوهر این گونه آثار بحث نظام استبدادی و استمرار آن است. اندرزنامه‌نویسان تلاش می‌کردند به صاحبان قدرت بگویند چگونه عادلانه رفتار کنند تا حکومت‌شان استمرار بیابد.»   ظریفیان گفت: «اندرزنامه‌ها چهار ویژگی دارند: واقع‌گرایی، تجربه‌گرایی، بهره‌گیری از شیوه‌های اقناعی و خطابی به جای برهان و استدلال و محافظه‌کاری برای حفظ وضع موجود. خانم یاوری هرچند بحث خود را در حد طرح مسئله باقی گذاشته‌اند اما با توجه به بهره‌برداری‌ای که از ابزارهایی نظیر هرمنوتیک قصدی داشته‌اند توانسته‌اند روایتی نو از اندرزنامه‌ها ارائه دهند.»   وی با اشاره به رویکرد تطبیقی کتاب اندرز به سلطان گفت: «اندرزنامه‌نویسی در اروپا همزمان با خاورمیانه آغاز شد اما متاسفانه بررسی تطبیقی درستی در این‌باره صورت نگرفته و کار خانم یاوری کمکی به این مسئله است. با تلاشی که ایشان کردند و با نگاهی که داشتند من فکر می‌کنم روزنه پرسش‌های جدی‌تری را گشوده‌اند و از این جهت کتاب دریچه‌های تازه‌ای را به روی ما باز خواهد کرد.»   پس از ظریفیان نوبت به منصوره اتحادیه رسید که ضمن تشکر از برگزاری این نشست به عنوان ناشر کتاب، اعلام کند استقبال از کتاب اندرز به سلطان در نمایشگاه کتاب خوب بوده و این کتاب یکی از پراستقبال‌ترین آثار نشر تاریخ ایران در نمایشگاه محسوب می‌شده است.   سپس نوبت به اکبر ثبوت پژوهشگر حوزه تاریخ رسید تا با بیان این نکته که موضوعی که یاوری بر آن دست گذاشته است می‌تواند سرفصلی برای تحقیقاتی جامع در بیست تا سی جلد کتاب را بگشاید، به این نکته اشاره کند که: «ما می‌توانیم اندرز به سلطان را از منظرهای مختلف بررسی کنیم. شمار اندرزگویان به سلاطین و منظرهاشان متعدد و متفاوت است. چه خوب است که از درون این کتاب به ظاهر کوچک کتابها و رسالات بسیار متولد شود.»   ثبوت در ادامه گفت: «اگر سلطان را نه فقط به مثابه پادشاه، که به مثابه صاحب قدرت مدنظر قرار دهیم، بسیاری از خطابه‌های اهل فضل و دانش را می‌توان در چارچوب اندرزنامه مورد بررسی قرار داد و این وسعت موضوع مورد بررسی این کتاب را نمایان می‌سازد.»   وی همچنین به نوع به تصویر کشیده شدن ارتباط حنفیان و شافعیان در کتاب انتقاد کرد و گفت بهتر بود در این زمینه تعدیلی صورت بگیرد. به گفته ثبوت: «حنفیان و شافعیان در اصل مذهب با یکدیگر اختلافی نداشته‌اند و بهتر این بود که در مورد ابوحنیفه با احتیاط بیشتری سخن گفته شود. هم امام شافعی و هم امام احمد ابن حنبل ابوحنیفه را متهم کرده‌اند که احادیث نبوی را به نفع به کرسی نشاندن آرای فقهی خود نادیده می‌گیرد اما این دعوا را نباید بیش از آنچه که پایه و مایه داشته بزرگ جلوه داد.»   وی گفت: «ابوحنیفه خود یکی از اندرزنامه‌نویسان بوده است و در فعالیتهای سیاسی براندازانه از جمله در زمان منصور عباسی شرکت داشته و در زندان مسموم شده و کشته شده است. با چنین خصوصیاتی نیاز بود که در کتاب با احتیاط بیشتری از ابوحنیفه یاد شود.»   ایراد دیگر ثبوت به کتاب به نوع یاد کرد اثر از امام محمد غزالی بازمی‌گشت. وی گفت: «بسیاری از صحبت‌های امام محمد غزالی که مثل تازیانه‌ای بر سر حاکمان زده می‌شد، نادیده گرفته شده است و صرفاً بخش‌هایی از صحبت‌های او منعکس شده که حال و هوای تسلیم دارد.» ثبوت تأکید کرد: «غزالی در دوره کوتاهی به عنوان ملای دربار شناخته می‌شد اما به تدریج از این مرحله گذر کرد و به یکی از بزرگ‌ترین معترضان اصحاب قدرت بدل شد.»   او سپس برای اثبات سخن خود درباره غزالی نمونه‌ای از اندرزهای او به سلاطین و به ویژه سلطان سنجر را قرائت کرد و گفت: «غزالی این سخنان تند و تیز با سنجر را در زمانی بیان کرده است که از سوی دشمنانش در فشار بوده و سلطان نیز روی خوش به او نشان نمی‌داده است.»   آخرین بخش سخنان ثبوت درباره اندرزنامه‌ای بود که آخوند خراسانی برای احمدشاه قاجار نوشته و به گفته این پژوهشگر یکی از آخرین اندرزنامه‌های مهم شناخته شده است. وی گفت: «در این نامه که نامه مفصلی است و منبعش موجود است آنچه آمده و جالب است این است که آخوند خراسانی وقتی می‌خواهد به شاه معیارهای متصدی خبره امور را بگوید نه بر مسلمانی و دیانت آن فرد که بر ایران دوست و وطن پرست بودن فرد تاکید دارد. آخوند خراسانی همچنین به احمد شاه می‌گوید الگوی خود را میکادو امپراطور ژاپن قرار دهد.»   سخنران دیگر این برنامه حامد فولادوند بود که گفت: «این کتاب به طور ویژه در زمینه خواجه نظام الملک برای دانشجویان و پژوهشگران می‌تواند کتاب مرجع محسوب شود.»   فولادوند با اشاره به اینکه نیچه به سه نوع تاریخ‌نگاری عظمت‌خواه، سنتی و انتقادی قائل است گفت: «کوشش نویسنده کتاب اندرز به سلطان این بوده که با توجه به سنت و درک آن تاریخنگاری انتقادی کند.»   او با تاکید بر اهمیت خوانش انتقادی متون گذشته گفت: «ماکیاول کتاب خود، شهریار را در زمان بحران و نه برای تجلیل از شهریار که برای آینده نوشته است. کتاب ماکیاول تفسیری انتقادی و برای بیدار شدن بوده است. کتاب خانم یاوری هم این جنبه را دارد که امکان قرائت‌های نو از متونی که می شود ایستا قرائتشان کرد را به ما می دهد. قرائتی نه برای مصلحت نظام که برای اصلاح امور.»   وی افزود: «ماکیاول در پی اصلاح امور و تحول بود و در نهایت موضعش به نفع مردم ایتالیاست. از این رو من معتقدم باید نظام الملک را خواند و به او فکر کرد و انتقادی با او برخورد کرد ولی این را باید دانست که ماکیاول بیشتر به درد امروز ما می خورد.»   فولادوند کمبود کتاب را عدم اشاره به فارابی دانست و گفت: «مدینه فاضله فارابی بسیار مهم است و باید به آن توجه کرد. میراث فارابی را حتما باید مدنظر قرار داد.»   آخرین سخنران برنامه نگین یاوری بود. وی گفت: «کتاب من بیشتر درباره اندرزنامه‌ها است و نه خواجه نظام‌الملک. پایان‌نامه من درباره نظام‌الملک بود و در آن زمان متونی که درباره اندرزنامه‌ها رویکرد تحلیلی داشته باشد نیافتم و به همین دلیل بر آن شدم نه با رویکردی توصیفی که با رویکرد تحلیلی و با بهره بردن از ابزارهای تحلیل به سراغ اندرزنامه‌ها بروم.»   یاوری افزود: «در آثار خواجه نظام‌الملک سیاست را می‌شود به منزله هنر یافت. او به این پرسش می‌پردازد که چگونه می‌توان با کمک سیاست رشد کرد. به نظر من خواجه نظام‌الملک با در نظر گرفتن ۴۰۰ سال فاصله از ماکیاولی از او صریحتر است.»   او افزود: «نوشتن این کتاب شاید به این دلیل بود که ما به عنوان ایرانی درگیر این مسئله هم هستم که تکلیف خودمان رو با گذشته مشخص کنیم. اندرزنامه‌ها به ما نشان می‌دهند که سیاست چند لایه هستند.»   یاوری با اشاره به اینکه خواجه نظام‌الملک به عنوان یک شافعی وزیر یک سلطان حنفی‌مذهب بوده است گفت: «در بخشی از سیاست‌نامه او به تاثیرات ناگواری که می‌تواند وزیر بد برای سلطان به بار بیاورد سخن می‌گوید. باید از خودمان بپرسیم با وجود اینکه خود او در مقام وزیری که هم‌مذهب سلطان نبوده است موقعیتی همواره در خطر داشته است، چرا در این زمینه سخن می‌گوید و نظر سلطان را به احتمال بد بودن وزیر جلب می‌کند؟ این یکی از لایه‌هایی است که به هنگام خواندن اندرزنامه‌ها می‌توانیم به سراغش برویم.»   یاوری گفت: «هر چه اندرزنامه‌ها را بیشتر بکاویم می‌بینیم که آنچه در دل اندرزنامه نهفته نقد است. تضادی که در اندرزنامه شکل می‌گیرد جزئی از زبان انتقادی فرهنگ ماست. اندرز پوسته‌ای بر بدن انتقاد است.» ]]> تاریخ و سیاست Wed, 08 May 2019 10:20:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275530/نگین-یاوری-اندرز-سنت-ایرانی-پوسته-ای-انتقاد برگزاری نشست‌های تخصصی و رونمایی از کتاب‌های حوزه مردم‌شناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275518/برگزاری-نشست-های-تخصصی-رونمایی-کتاب-های-حوزه-مردم-شناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، علیرضا حسن‌زاده رییس پژوهشکده مردم‌شناسی درباره فعالیت‌های این پژوهشکده در هفته میراث فرهنگی گفت: همزمان با هفته میراث فرهنگی نشست‌های تخصصی به همت این پژوهشکده با همکاری مدیریت ثبت میراث فرهنگی، مرکز اسناد فرهنگی آسیا و پژوهشگاه علوم انسانی برگزار خواهد شد. وی افزود: رونمایی از کتاب موسیقی مقامی و بومی نواحی خراسان تألیف بهروز وجدانی و مجتبی قیطاقی، چهار ویژه نامه، نشریه‌های طب جنوب ویژه پزشکی مردمی، رهاورد گیل، ویژه نامه نوروز و پژوهشگاه میراث فرهنگی، ویژه نامه نوروز مجله پارپیرار که در آنها آثاری از پژوهشگران این پژوهشکده منتشر شده بخشی از این برنامه‌ها است. رییس پژوهشکده مردم‌شناسی تصریح کرد: در این راستا نشست‌های تخصصی «هم اندیشی میراث ناملموس» در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی، «نشست رمضان، فرهنگ شادمانی و نیایش» در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و نشست «کودک و میراث ناملموس» در پژوهشگاه برگزار خواهد شد. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 08 May 2019 05:09:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275518/برگزاری-نشست-های-تخصصی-رونمایی-کتاب-های-حوزه-مردم-شناسی یارشاطر و ایرج افشار در گزینش مدخل‌های ایرانیکا برای ترجمه دخیل بودند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275209/یارشاطر-ایرج-افشار-گزینش-مدخل-های-ایرانیکا-ترجمه-دخیل-بودند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- پیمان متین سال‌هاست در حوزه انسان‌شناسی پزشکی فعالیت مداوم و پرثمری داشته است و علاوه بر این در زمینه دانش‌نامه‌نگاری نیز از محققان شناخته شده است. آخرین دستاورد او، سرپرستی ترجمه مدخل‌های دانش‌نامه ایرانیکا به فارسی، در سری کتاب‌هایی است که نشر فرهامه انتشار آن‌ها را بر عهده گرفته است. با او درباره روند انتشار این کتاب‌ها و مسائلی دیگر گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید: درباره روند گزینش و ترجمه مقالات ایرانیکا در قالب کتاب‌های جداگانه توضیح دهید. این ایده از کجا آمد و شیوه شما در انجام این کار چگونه است؟ مجموعه ایرانیکا یکی از دانش‌نامه‌های بسیار موثق و مستند در حوزه تاریخ و تمدن ایران زمین است. من با اطلاع دست‌اندرکاران دانش‌نامه ایرانیکا حدود هفده یا هجده سال پیش ترجمه این مجموعه را آغاز کردم و در انتشارات امیرکبیر هنگامی که من سرویراستار این انتشارات بودم، حدود پنج عنوان از این کتاب‌ها را منتشر کردیم. سال‌ها از این زمان گذشت و به دلیل مشغله‌های من روند ترجمه و انتشار این مجموعه متوقف شد تا اینکه تصمیم گرفتیم در انتشارات فرهامه عناوینی که در آن زمان انتخاب و گلچین شده بود تا برای انتشار آماده شوند، ترجمه و منتشر کنیم.   انتخاب این عناوین به چه شکل صورت گرفته است؟ ما مداخلی را انتخاب کردیم و می‌کنیم که قابلیت کتاب شدن داشته باشند. یا یک مفهوم را انتخاب می‌کنیم که چندین مقاله مرتبط با آن مفهوم در دانش‌نامه آمده باشد و بشود آنها را در کنار یکدیگر به صورت مجموعه مقالات ارائه داد.   گویا کتاب نوروز که بناست در همین نمایشگاه ارائه شود هم از نوع مجموعه مقالات است. بله. در کتاب نوروز تمام مداخلی که در دانش‌نامه ایرانیکا مرتبط با نوروز است را گلچین کردیم و با ترجمه آنها، به صورت یک کتاب منتشرشان کردیم.   آیا دست‌اندرکاران ایرانیکا و به طور ویژه مرحوم احسان یارشاطر در جریان روند انتخاب عناوین و مقالات برای ترجمه بوده‌اند؟ در همان زمانی که در انتشارات امیرکبیر تصمیم به انجام این کار گرفتیم از شیوه‌های مختلف، یا به صورت نامه یا به شکل تلفنی، هر جور که بود از نظرات استاد عزیزم مرحوم یارشاطر مطلع می‌شدیم. فرد دیگری که در روند این مقالات و گلچین آنها نقش داشت مرحوم ایرج افشار بود. در واقع یک کارگروه سه نفره متشکل از مرحوم یارشاطر، مرحوم ایرج افشار و من برای انتخاب این مجموعه مقالات شکل گرفته بود. در آن زمان ما حدود 32 مدخل را برای ترجمه و انتشار انتخاب کردیم و در مجموعه‌ای که نشر فرهامه در دست انتشار دارد، ادامه آن مداخل و بعضی مداخل جدیدتر که در فقدان آن عزیزان خودمان گزینش کرده‌ایم منتشر خواهند شد.   روند انتشار مجموعه چگونه خواهد بود؟ این مجموعه به صورت سریال منتشر خواهد شد. به این معنی که هر بار یک سری از کتاب‌ها را منتشر خواهیم کرد. سری اول شامل شش عنوان است که امیدواریم تا یک ماه دیگر منتشر شود. پس از آن هم به همین ترتیب در بازه‌های زمانی مختلف هر بار شش عنوان از آثار را منتشر می‌کنیم. برنامه این است که عناوین اصلی و مهم دانش‌نامه ایرانیکا را تا جایی که در توان داریم به فارسی ترجمه کنیم.   کمی درباره کتاب نوروز توضیح دهید. ما علاقه‌مند بودیم کتاب نوروز همزمان با سال نو به بازار عرضه شود اما به خاطر مشکلات اجرایی‌ که پیش آمد و وسواس‌هایی که من نسبت به انتشار ایرانیکا دارم کمی انتشار آن طول کشید. کتاب نوروز شامل هشت مقاله از هشت نویسنده بزرگ است که در حوزه‌های مختلف مرتبط با نوروز شامل تاریخ، گاهشماری، مناسک مرتبط با نوروز و نیز مفاهیم مرتبط با نوروز از قبیل حاجی فیروز، سفره هفت‌سین، میر نوروزی، کوسه و دیگر مفاهیم مرتبط با نوروز ارائه شده‌اند. تیم مترجمانی که تحت سرپرستی من به ترجمه این مقالات پرداختند، در آزمونی که در بین هشتاد مترجم برجسته برگزار شد انتخاب شدند و نخبگان این فن محسوب می‌شوند. شیوه کار این بوده که پس از ترجمه مقالات، زیر نظر بنده ترجمه‌ها مورد بازنگری قرار می‌گیرند و یکسان‌سازی می‌شوند. در مسئله ویراستاری هم تلاشمان این بوده که با دقت و وسواس تا آنجا که در توانمان هست کتابی وزین و شکیل مانند خود دانش‌نامه ایرانیکا ارائه دهیم تا شان دانش‌نامه اصلی ایرانیکا حفظ شود.            آنچه که درباره مقالات ایرانیکا درباره نوروز گفته می‌شود این است که این مقالات روایتی تازه از روند نوروز ارائه می‌دهند. درباره این روایت تازه و از اساس بداعت مضامینی که در این کتاب ارائه شده است کمی توضیح دهید. روی نوروز خیلی کارها شده است ولی وقتی من مقالات خانم مری بویس یا مقاله مرحوم شاپور شهبازی و کریستوفر  را مدنظر قرار می‌دهم می‌توانم بگویم این مقالات از وزانت و سند قابل توجهی بهره می‌برند، از منابع دست اول بسیاری استفاده می‌کنند و تحلیل‌های نابی ارائه می‌دهند که حاصل توان تحلیلی و تجربه بالای نویسندگانشان است. این خصوصیات را من در مقالات قبلی چاپ شده درباره نوروز کمتر دیده‌ام، مگر اینکه جسته و گریخته آن مقالات از همین نویسندگان بوده باشد. اهمیت نویسندگان کتاب، این اثر به کتابی خواندنی، موثق و متقن درباره نوروز تبدیل کرده است و فکر می‌کنم این اثر اطلاعات بسیار تازه‌ای به خوانندگان ارائه می‌دهد.   کتاب دیگری که از شما در نشر فرهامه منتشر شده و آن را هم می‌توان در مسیر تسهیل بهره‌گیری از دانش‌نامه‌ها ارزیابی کرد، کتاب «فرهنگنامه اسلام» است. درباره این کتاب و دلیل اهمیت این‌گونه تحقیقات دانش‌نامه‌ای توضیح دهید. به هر حال من در حوزه دانش‌نامه‌نگاری به صورت آکادمیک، در سال‌های گذشته فعالیت زیادی داشته‌ام. هم در دائره‌المعارف بزرگ اسلامی و هم در دانش‌نامه جهان اسلام من در خدمت عزیزان بوده‌ام و همین موضوع اهمیت مقالات دانش‌نامه‌ای را برای من مسجل ساخته است. کتاب «فرهنگنامه اسلام» هم فشرده و چکیده دانش‌نامه اسلام لایدن است که در 19 جلد منتشر شده و می‌دانیم چه کتاب عظیم و گرانقدری است. یکی از ویراستاران دانش‌نامه لایدن این کتاب را در یک مجلد بسیار کاربردی که آن را با صفت «منبع رومیزی» می‌شناسند، فشرده کرده‌اند. منظور از منبع رومیزی این است که هر محققی که در حوزه اسلام‌پژوهی فعالیت می‌کند باید این اثر را روی میزش داشته باشد تا بلافاصله بعد از احساس نیاز، بتواند به آن رجوع کند. درباره روند ترجمه این کتاب هم توضیح دهید. ترجمه این کتاب بسیار دشوار بود. به این خاطر که نحوه ضبط اعلام کتاب به زبان‌های مختلف و متنوعی از قبیل عربی، عبری، اردو، ترکی، حتی یونانی و... بود، ثبت دقیق این اعلام بسیار دشوار و زمان‌گیر بود. این البته خرده‌گیری‌ بر خود دانش‌نامه هم هست که از یک نظام مشخص برای ثبت اعلام بهره نبرده‌اند. تلاش ما این بود که نظام را برای ثبت اعلام دانش‌نامه شکل دهیم و حالا می‌توانم اطمینان بدهم که تا حد بسیار بسیار بالایی نتیجه کار دقیق و قابل استناد شده است.     چه پروژه‌های تحقیقاتی دیگری را در آینده دنبال خواهید کرد و باید منتظر چه آثاری از شما باشیم؟ به جز تداوم انتشار ایرانیکا که درباره‌اش صحبت کردیم، من آثاری را در حوزه تخصصی خودم یعنی انسان‌شناسی پزشکی هم در دست ارائه دارم. هدف من آن است که تا جایی که بتوانم در حوزه انسان‌شناسی پزشکی و همچنین انسان‌شناسی زیستی تحقیقاتی را پیش ببرم و آثاری را ارائه دهم. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 08 May 2019 04:52:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275209/یارشاطر-ایرج-افشار-گزینش-مدخل-های-ایرانیکا-ترجمه-دخیل-بودند پست‌مدرنیسم در ایران به‌ عنوان یک کلان‌روایت ظهور کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264045/پست-مدرنیسم-ایران-به-عنوان-یک-کلان-روایت-ظهور-کرده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مرتضا حسینی: باوجود این‌که مضامین و رگه‌های اندیشه‌ پست‌مدرن در غرب به آثاری در ادوار گذشته بازمی‌گردد، سرآغاز پست‌مدرنیسم به عنوان یک نظریه را در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی می‌دانند. هرچند مفهوم پست‌مدرن در دهه‌ی 1930 در قلمرو ادبیات، معماری و در نقد اصول و مبانی کلاسیک مدرنیته و گسست از اصول مدرن کاربرد داشته است. در ایران نیز، همچون غرب، وجود مفاهیم، مضامین و مولفه‌های پست‌مدرنیستی را در آثار گذشتگانی چون: مولانا، سهروردی، بیهقی، هدایت و... جستجو می‌کنند. همچنین، طی دوسه دهه‌ گذشته، با ترجمه‌ آثار فلسفی و نظری متعدد و آثار ادبی پست‌مدرنیستی تب پست‌مدرنیسم بخش‌های مختلفی از هنر، ادبیات و اندیشه‌ ایرانی را فراگرفته است. در این میان، پرسش از چیستی و وضعیت پست‌مدرنیسم در ایران و بررسی شیوه‌ فهم وتحلیل ما از این موضوع، مسأله‌ای مناقشه‌برانگیز است. مناقشه‌ای که شاید بتوان در گفت‌وگو با نویسندگان و صاحب‌نظران مخالف و موافق پست‌مدرنیسم، به آن دامن زد و سویه‌های مختلفی از آن را پیگیری و واکاوی کرد. روزبه گیلاسیان، که در کارنامه‌اش تألیف آثاری چون «فلسفه در خیابان: عبور از فوکو و بودریار» و «نابهنگام: مبانی یک ستیزه‌جویی علیه وضعیت» دیده می‌شود، در گفت‌وگو با ایبنا به وجوهی از جریان پست‌مدرن در ایران، نحوه‌ ورود و گسترش آن و مواجهه‌اش با گفتمان‌ها و نحله‌های فکری دیگر پرداخته است. او جریان پست‌مدرنیستی این چند دهه‌ اخیر را نوعی دهن‌کجی به آن «آقا معلم‌های زورگوی ازخودراضی» می‌داند که خود بدل به «معلم زورگوی جدید» شده است. گیلاسیان سیطره‌ تئوری‌های از کارافتاده‌ مدرن و علاقه به امر نو و مدرن را در اقبال جامعه‌ ادبی و اهل اندیشه و هنر ایران نسبت به آثار پست‌مدرنیستی موثر می‌داند، و تأکید دارد که در ایران پست‌مدرنیسم خود به‌عنوان یک کلان روایت ظهور کرده است و آن را تنها تمسک به یک ایده برای سکنی گزیدن و جاخوش کردن قلمداد می‌کند. مسأله‌ روی‌آوری به مباحث پست‌مدرن از این منظر برای او قابل‌درک است که تا چه حد این‌ مباحث ابزاری برای مبارزه با وضعیت موجود بوده‌اند و تا چه حد خود به وضعیت موجود و پذیرش آن، نه پس زدن آن، تبدیل شده‌اند. پیش از این، از روزبه گیلاسیان، علاوه بر مقاله‌های متعدد درباره‌ مسائل گوناگون فلسفی و فلسفه‌ سیاسی، اثری متفاوت با عنوان «فیلسوف کوچولو: کتابی که باید بچه‌ها برای بزرگترها بخوانند» منتشر شده است. در ادامه گفت‌وگوی ما را ذیل موضوع «تأثیر پست‌مدرنیسم بر اندیشه، هنر و ادبیات ایرانی» با او می‌خوانید.   گاه برای ورود به مباحث مناقشه‌برانگیز، پرداختن به مباحث و منازعات کلیشه‌ای گریزناپذیر است. در این مورد خاص نیز، همواره بحث تقدم و تأخر مدرنیته و پست‌مدرنیته مطرح بوده است؛ اینکه پست‌مدرنیته به‌عنوان یک صورت‌بندی می‌بایست به صورت‌بندی ماقبل خودش (مدرنیته) استوار باشد و برای جامعه‌ ماقبل مدرنی چون ایران، طرح مباحث مرتبط با پست‌مدرنیته خام‌اندیشانه است. موضع شما نسبت به طرح چنین استدلال‌هایی چگونه است؟ در اینجا نیز مانند هر جای دیگر بحث «شدن» است. اما برای جهان ما، یعنی جایی که ما ایستاده‌ایم و تاریخی که در آن و بر آن و با آن زندگی می‌کنیم، «شدن» یک «شبیه شدن» را در دل خودش به عنوان پیش‌فرض مخفی ساخته است. ما نمی‌توانیم به یک «شدن» به معنای تغییر از وضعیت کنونی به ناکجا بیندیشیم. ما به گونه‌ای سترون تخیل خود را از دست داده‌ایم. وقتی صحبت از «مدرن شدن»، «پست مدرن شدن» و... می‌کنیم درواقع شدنی در کار نیست، بلکه منظور تحقق یک پروژه‌ از پیش محقق شده در تاریخ دیگری است. صحبت از غرب در برابر شرق نیست، بحث بر سر این است که هر هویتی خود را از خلال دیگری باز می‌شناسد. تاریخ ما یا وضعیت ما، در برابر آن دیگری یا دیگری‌ها به خود هویت می‌دهد. مساله حذف دیگری نیست، بلکه شناسایی خود از طریق دیگری است. اما چیزی که ما در نقطه‌ای از تاریخ به دام آن افتاده‌ایم، از دست دادن خود و واگذاری خود به دیگری است. از لحظه‌ای به‌بعد آنچه ما را می‌سازد تلاش در جهت یک انطباق است؛ تلاش در جهت تحقق رویای دیگری. ما رویایی از آن خود نداریم. ما شدن نداریم. ما شبیه شدن داریم. و البته کسی که می‌خواهد شبیه شود، شکل ویژه‌ خود را از دست خواهد داد. مساله این است که ما نمی‌توانیم به آن نقطه‌ آغاز انحطاط یا انشقاق برگردیم، بلکه باید در همین وضعیت و اکنون با شناسایی این بی‌شکلی، خطوط چهره‌ خویش را بازیابیم. پس اصلاً مسأله بر سر نوعی بازگشت به خویشتن یا گذشته نیست، بلکه مسأله نوعی بازگشت به حال‌حاضر است. مثال همان قایقران سوار بر قایق که در روی آب کشتی‌اش سوراخ شده است؛ کاری که باید کرد تعمیر کشتی در همین مسیر و بر روی آب است.     طی یک دو دهه‌ گذشته، گفتارهای جدیدی در ادبیات ما در دنیای رسانه، میزگردها، جلسات ادبی و در خلال بحث‌های سیاسی، ادبی، فلسفی و هنری گه‌گاه این مضامین شنیده می‌شود: «من شعری پست‌مدرنیستی نوشتم.»؛ «این نقاشی رگه‌های پست‌مدرنیستی داره.»؛ «ارجاعات برون‌متنی، عدم قطعیت، فروپاشی روایت و... توی این متن دیده می‌شه.»؛ «من به چندصدایی و عدم حاکمیت هر نوع فراروایتی توی جامعه معتقدم.» و گفتارهای مشابه دیگر که نمایانگر فراگیر شدن انگاره‌ها و مباحث پست‌مدرنیستی در جامعه‌ ادبی و فکری ایران است. فکر می‌کنید چنین گفتارهایی متکی بر چه میزان دانش نظری و مبتنی بر چه درکی از شرایط سیاسی و اجتماعی حال حاضر هستند؟ به بیان دیگر، رواج این قسم گفتارها را برآمده از نوعی آگاهی و شناخت وضع موجود می‌دانید یا اینکه این هم تبی واگیردار است و عمق چندانی ندارد؟ یک سویه‌ این قضیه همان شبیه شدن است، اما نباید یک طرفه به قاضی رفت. باید در وضعیت کنونی خویش رگه‌های حکمرانی سنت‌هایی را دید که مبتنی بر تئوری‌های عمدتاً ترجمه‌ای چندین دهه پیش، داعیه‌ علمی بودن و حق بودن و تمام بودن را دارند. جریان‌های پست‌مدرنیستی این چند دهه نوعی دهن‌کجی به آن آقا معلم‌های زورگوی از خود راضی هم بوده است. مشکل فقط در اینجاست که این دهن کجی‌ها بعد از مدتی خود در قامت یک معلم زورگوی جدید بازتولید شده‌اند و تصورشان بر این است که سخنشان حق و تمامیت داشته و سنت جدیدی از اربابان و رعیت‌ها، یعنی همان مناسبت‌های قدیم، را در ظاهری جدید بازتولید می‌کنند. بخواهیم دقیق‌تر صحبت کنیم، در یک وضعیت جنگی گفتمان‌ها، کردمان‌ها و در نهایت تولید و مصرف‌ها قرار داریم. همان‌طور که نباید گول شباهت‌ها را خورد، نباید نیرنگ تفاوت‌ها را نادیده گرفت. از سویی ایده‌ای وجود دارد که تفکر و تاریخ را وضعیتی عام می‌داند که همان‌گونه که در غرب اتفاق افتاد، در اینجا نیز رقم می‌خورد. در سوی دیگر ایده‌ای است که چنان تفاوت را پررنگ می‌کند که گویی این دو در دو جهان متفاوت و بی‌وابستگی هر یک تکینگی خاص خود را دنبال می‌کنند. علوم اسلامی، یک سر این طیف اخیر است و پست‌مدرنیستِ دریدایی طرفدار «تفاوط» سر دیگر آن طیف. از نظر من اندیشه نه تطابق‌پذیر بلکه مواد خام ابزارسازی را مهیا می‌سازد. این ابزار یک ابزار جنگی استیلایی است. چیزهایی در اندیشه، حال اسمش را مدرن بگذارید یا پسامدرن یا هر چیز دیگر، وجود دارد که می‌تواند به‌نوعی تبدیل به ابزاری جنگی برای از بین بردن استیلا و هژمونی موجود شود، تا جایی که به اندیشه به عنوان این ابزار نگریسته شود و نه یک حقیقت، من با آن موافقم، اما به‌محض آن‌که تمام ایده‌ها و مفاهیم زاده و ساخته شده در یک تاریخ بخواهد عین‌به‌عین و نعل‌به‌نعل به‌عنوان یک حقیقت بی‌خدشه یا سرمشق دیکته شود، چیزی است که باید تمام‌قد در برابر آن ایستاد. مسأله‌ تاریخ این چند دهه و روی‌آوری به مباحث پست‌مدرن از همین منظر برای من قابل‌درک است، تا چه حد این‌ها ابزاری برای مبارزه با وضعیت موجود بوده‌اند و تا چه حد خود به وضعیت موجود و پذیرش آن، نه پس زدن آن، تبدیل شده‌اند.   از میانه‌ دهه‌ هفتاد شمسی تا کنون، آثار ادبی و نظری بسیاری حول پست‌مدرنیسم در ایران ترجمه و تألیف شده‌اند. به‌لحاظ سیر تاریخی معرفی و ترویج اندیشه‌های فلسفه‌ غرب در ایران، تصور می‌کنید چه عواملی در اقبال جامعه‌ ادبی و اهل اندیشه و هنر ایران نسبت به این آثار تأثیرگذار بوده است؟ تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی کشور طی سالیان اخیر را بر این موضوع چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چند عامل بر این موضوع تاثیر داشته‌اند: اول نوعی سیطره‌ تئوری‌های ازکارافتاده‌ مدرنی که یک‌بار در انقلاب 57 درس خود را پس داده‌اند، دوم نوعی علاقه به امر نو و مدرن. تناقض ماجرا هم در همین‌جاست که پست‌مدرنیسم در ایران به عنوان امر نو یا همان مدرن مصرف شده است و به جریان ترجمه تنها می‌توان به عنوان کارگزار و پاسخ‌گو به این نیاز نگاه کرد. هیچ چیز بدی هم در این قضیه نهفته نیست؛ مترجم کار خودش را می‌کند؛ مباحث نو و به‌روز را ترجمه می‌کند؛ نیاز بازار و علایق خودش را می‌سنجد و به سمت یک متن می‌رود. مشکل در جایی است که می‌خواهد این کنش معطوف به صدویک دلیل را یگانه طریق اندیشیدن در زمانه ما خطاب کند. مترجم کار خودش را می‌کند، البته کارش و نتایجش با سایر وضعیت‌ها تداخل می‌کند، اما این‌که بگوییم همه درها بسته چون ترجمه باید این وظیفه را بر دوش بکشد یا دارد بر دوش می‌کشد، اشتباه است. البته بحث آقای فرهادپور هم در این وسط خودش تولید نظری غیروابسته به ترجمه بود؛ یعنی همین نظر حاصل نوعی تلاش و عرق‌ریزان فکری در وضعیت ایران بود، اما در هر حال خودش هم نوعی نقض غرض بود، یعنی نشان داد می‌توان خارج از چارچوب ترجمه هم اندیشید؛ که نمونه‌اش همین تز ترجمه/ تفکر یا بعدها ترجمه(خط خورده)/ تفکر(خط خورده) بود. البته خودشان هم بعد‌ها به این تعمیم نابه‌جا پی بردند و سعی کردند با داوری در خصوص ترجمه‌های دیگران این نقیصه را جبران کنند، اما مشکل سر فن ترجمه نبود، بلکه سر ایده‌ ترجمه بود.    ما پیش از این زمان (میانه‌ی دهه‌ هفتاد شمسی) با فراروایت‌ها و حاکمیت آرمان‌هایی ذیل گفتمان‌های مختلف مواجه هستیم. آیا نوعی گسست و فروپاشی این کلان‌روایت‌ها، زمینه‌ساز بروز و ظهور پست‌مدرنیسم در ایران شده است؟ در ایران پست‌مدرنیسم خود به عنوان یک کلان روایت ظهور کرده است. چیزی که در غرب به‌عنوان دلایل ظهور پست‌مدرنیسم آورده می‌شود، به کل متفاوت از ایران است. پست‌مدرنیسم در ایران ظهور نکرد، بلکه به عنوان یک تئوری در برابر تئوری مدرن، ترجمه و جذب شد. تا چه حد سلاح بود و تا چه حد زیور نظری، باید دقیق‌تر به بحث نشست.   «تری ایگلتون» دوران پست‌مدرن را عصر فَک استقلال ذاتی از هنرها و فنونِ پایه و نیز عصر از بین رفتن مرز بین فرهنگ و جامعه‌ی سیاسی می‌داند. حال در بستر سیاسی و فرهنگی حاکم بر ایران، اصلاً می‌توان محو شدن مرز بین فرهنگ و جامعه‌ی سیاسی را متصور بود؟ از این نظر که ما خیلی وقت است پست‌مدرن هستیم، هیچ استقلال ذاتی‌ بین هنر‌ها و فنون و مشاغل وجود نداشته است. از منظر سیاسی که همه چیز درهم فرورفته و مزه‌ی سیاست را چشیده است. تقسیم کار و تعاریف در ایران تازه دارد شکل می‌گیرد، یعنی از این نظر تازه داریم مدرن می‌شویم. یکی از سختی‌های شکل مبارزه در ایران هم همین است که در هر جبهه با سری از سه‌گانه‌ی مدرن/ سنت/ پست‌مدرن باید دست‌به‌گریبان شد. سبک زیست و پوشش تلفیقی است، سبک زیست و اخلاق تلفیقی است در یک موقعیت مدرن، در یک موقعیت سنتی و در یک موقعیت پست‌مدرن هستیم. از تکنیک‌های مدرن تجسس و بازپرسی استفاده می‌کنیم، اما همچنان توان استفاده از تنبیهات سنتی را در دم و دستگاه دولت از دست نداده‌ایم. اینجا تفکیک پررنگی بین عرصه‌ عمومی و خصوصی ایجاد شده است. عرصه‌ عمومی عرصه‌ تظاهر و فریب است و عرصه‌ خصوصی عرصه‌ تن دادن به قانون تن. همین امر سبب شده است که مردم ایران چندشخصیتی شوند، در جایی یک سخن و در جایی دیگر سخنی دیگر را می‌گویند و مهم‌تر این است که هر دو وضعیت را تحمل کرده و مطلوب می‌دانند. در این بین زنان و جنبش‌های آنان است که سعی می‌کند این گپ بین عرصه‌ی عمومی و خصوصی را در نوردد. برعکس مردان تلاش می‌کنند این تفاوت دو عرصه همچنان حفظ شود.   در این میان، گرایش نسبی به پست‌مدرنیسم در ایران تا کنون توانسته است در چه حوزه‌ها و گفتمان‌هایی تشکیک ایجاد کند؟ منجر به فروپاشاندن کدام فراروایت‌هایی شده است؟ روی دیوار مستحکم کدام حقیقت‌های نهادینه‌شده و تثبیت‌شده‌ای تَرَک انداخته است؟ در ایران تشکیک، فروپاشاندن فراروایت‌ها، ترک انداختن روی به قول شما دیوارهای مستحکم حقیقت‌های نهادینه شده و تثبیت شده، هیچ‌کدام توسط گرایش به پست‌مدرنیسم رخ نداده است. چیزی که می‌بینیم تمسک به یک ایده برای سکنی گزیدن و جا خوش کردن است. عده‌ای همان‌طور که گفته شد، به پست‌مدرنیسم گرایش می‌یابند، چون آن را کالای نوتری می‌بینند؛ یعنی خود پست‌مدرنیسم را به‌خاطر مدرن و نو بودن می‌پذیرند. به همین دلیل هم هست که اکنون آن گرایش و شور و شوق دهه هفتادی کاهش یافته است، چون با گذشت بیش از دو دهه دیگر نو بودن خود را از دست داده است. اکنون می‌توان اسم‌ها و ایسم‌های جدیدتری یافت و در کنار آن‌ها پهلو گرفت. برای بعضی دیگر پست‌مدرنیسم یک حمله بود، یک حمله که باید سرسختانه در برابر آن ایستاد و این بیشتر در حوزه‌ تفکرات چپ سنتی و سیاست‌های لیبرالِ عقل‌گرا قابل ملاحظه است. که اگرچه در آغاز با نوعی درگیری همراه بود، بعد به‌نوعی پنهانی جذب بدنه‌ تفکرات سیاسی چپ و لیبرال شد و از هر دسته یارگیری‌هایی کرد. حوزه‌ی دیگری که پست‌مدرنیسم را به عنوان یک ابزار به نفع خود مصادره کرد، حوزه‌ سنت بود که در برابر تهاجم روایت‌های مدرن و عقل‌گرا، راهی یافته بود که ثابت کند چیزی به معنای عقل خودبنیاد عام وجود ندارد. چیزی به‌نام پیشرفت یا روایت خطی تاریخ وجود ندارد. استفاده‌های دیگر از نظریه‌های پست‌مدرن، استفاده‌ای اجرایی/تولیدی بوده است؛ مثلا تولید شعر، داستان، معماری، هنرهای تجسمی، فیلم و... این تولیدات بیشتر نوعی سبک به‌شمار می‌آمدند تا یک جریان جدی ریشه‌دار برآمده از مواجه با وضعیت خاص تاریخی موجود. و در عمل تولیداتشان استفاده از چند اِلِمان و تکنیک پست‌مدرن بود که در سایر کارها نیز تکرار می‌شد. درست مثل وضعیت معماری پست‌مدرن در ایران که با استفاده از چند المان و فرم شناخته می‌شود.     قصد دارم برای تبیین و تحلیل موجز درباره‌ بُن‌مایه‌های نظریه‌های پست‌مدرنیستی در حوزه‌ سیاست و به‌ویژه انقلاب‌های سیاسی، سراغ مصداقی ملموس و آشنا بروم؛ اگر واژه‌های «انقلاب» و «پست‌مدرنیسم» راتوأمان در ذهن احضار کنیم، بی‌گمان یاد پست‌مدرن دانستن انقلاب ایران از منظر «میشل فوکو» می‌افتیم. حال پرسش اینجاست که چه رویدادها، مؤلفه‌ها و ویژگی‌هایی در روند انقلاب ایران ظهور و بروز پیدا کرده بود که این فیلسوف شهیر فرانسوی در مقطعی آن را رویارویی چهره‌ی نرم‌افزاری قدرت در برابر چهره‌ی سخت‌افزاری قدرت در اولین انقلاب پست‌مدرن تاریخ می‌دانست؟ وقتی از فوکو در مورد پست مدرن بودن خودش می‌پرسند، در جواب خبرنگار می‌گوید: «من زیاد به‌روز نیستم، پست‌مدرن یعنی چه؟» حال می‌گویید فوکو انقلاب ایران را اولین انقلاب پست مدرن می‌دانست؟ فوکو اساساً پروژه‌ خود را در مفهومی به‌نام پست‌مدرنیسم تعریف نمی‌کرد. در سلسله مقالاتی هم که او برای روزنامه‌ای ایتالیایی درباره انقلاب ایران تهیه کرد، که بعد در کتابی به نام «ایرانیان چه رویایی در سر دارند؟» به چاپ رسید، او از مشاهدات خودش در دوبار سفر به ایران در شهریور و آبان 57 به تهران و قم و آبادان و سخن گفتن با مردم می‌گوید. چیزی که برای فوکو جالب بود همان چیزی بود که در پروژه‌ی خودش دنبال می‌کرد. اینکه «قدرت همه جا هست، نه به آن علت که همه را در بر گرفته است، بلکه به آن خاطر که از همه جا می‌جوشد.» مسأله بر سر حاکم بودن همه‌جانبه‌ قدرت به‌عنوان قدرت حکومت نیست، مسأله بر سر نشأت گرفتن قدرت و تولید شدن آن در هر رابطه قدرتی است. ما با قدرت سروکار نداریم، ما با یک رابطه‌ قدرت سروکار داریم و این رابطه‌ قدرت اصلا یک سویه نیست. مردم با دستان خالی می‌توانند از طریق خلاقیت‌ها و جسارت‌های خود تولید نیرو کنند.  آنچه در سلسله مقالات فوکو در مورد ایران پررنگ است، اصرار فوکو بر نوعی سیاست‌ورزی معنوی است که از دل اسلام شیعی انتقادی و شخص آیت‌الله خمینی نشأت می‌گیرد. چیزی که اگر کسی مثل وِبِر می‌خواست تحلیلش کند، به قدرت کاریزماتیک آیت‌الله خمینی نسبتش می‌داد. اما فوکو سعی می‌کند آنچه در ایران در حال وقوع بود را براساس خط فکری خویش دنبال کند. او آن‌قدر زرنگ هست که در مقالاتش با قطعیت از خوبی و آینده‌ی خوب انقلاب سخن نمی‌گوید، بلکه می‌گوید: «این انقلاب و وقایع پیش‌رویش همانند گردش تاس‌هایی است که ریخته شده‌اند، اما هنوز از گردش باز نایستاده‌اند.» آیا آن تحلیل‌های فوکو درخصوص نوع ویژه و تکینه‌ای از بروز سیاست‌ورزی در ایران که انتظار داشت درست بود؟ مسلماً وضعیت ایران ویژه بود، اما به‌زودی جذب شیوه‌های سنتی اعمال قدرت و سرکوب شد. آن‌چنان‌که چند سال بعد خود فوکو نسبت به آن سرخورده شد و در هیأت گروهی دانشجو به نشانه‌ اعتراض به مقر اسکان قبلی آیت‌الله خمینی در نوفل لوشاتو رفته و آن را به‌صورت نمادین اشغال کردند. مسأله این نیست که واقعیت را به واسطه‌ اعمال نظریه تا سر حد تناقض‌گویی به گروگان نظریه‌ی خویش درآوریم، کاری که خیلی‌ها با اصرار تئوریک بر یک موضع سال‌ها بر سر آن درجا می‌زنند. مسأله این است که بتوانیم واقعیت را از خلال تئوری خویش، حرکت داده، هدایت کرده، ویران ساخته و از نو بسازیم، به گونه‌ای این دو، یعنی تئوری و واقعیت، همدیگر را هم‌افزایی نمایند. و این اصلاً یک تطابق ساده‌ ارسطویی نیست، بلکه ماتریسی با درایه‌های بی‌شماری است که تنها در یک لحظه‌ی تاریخی فیکس و ثابت شده و دترمینان و تعین مشخص پیدا می‌کند. خوشبختانه فوکو این‌قدر زیرک بود که به‌زودی تغییرجهت وضعیت را درک کند و به‌جای اصرار بر تئوری خود، سعی نماید به‌واسطه‌ عمل، آنچه را نظرش مخدوش ساخته بود به سمت مخالفش هدایت کند. اما در معنای کلی، پست‌مدرنیسم نسبتی با انقلاب در معنای قدیم آن ندارد. پست‌مدرنیسم نمی‌تواند یک جبهه‌ واحد از ایده‌ رهایی و یک جبهه‌ واحد از حقیقت غایی را دربرابر یک جبهه از ستم و ناحقیقت بسیج کند. آنچه پست‌مدرنیسم می‌تواند به آن ختم شود، نه یک انقلاب سیاسی در حاکمیت، بلکه یک انقلاب در وضعیت استقرار نیروهاست. از این جهت پست‌مدرنیسم تا حدی به‌نوعی آنارشیسم روش‌شناسانه متکی است که در وضعیت‌های متفاوت زندگی هیچ دولت و هیچ قانونی نمی‌تواند تشکیل شود. هیچ اصل ارجحی نمی‌تواند کلیت وضعیت‌های زندگی را بازتاب داده یا آن‌ها را نمایندگی کند. درحالی‌که ایده‌ انقلاب‌های مدرن بازتاب دادن نظر مردم، ستمدیدگان و... بود. در نتیجه پست‌مدرنیسم نمی‌تواند به ارمغان آورنده‌ یک انقلاب در معنای قدیم آن شود. بااین‌حال پست‌مدرنیسم به هر انقلابی آری می‌گوید، نه به این معنا که آن را قبول دارد و می‌پذیرد، بلکه تغییر وضعیت مستقر چیزی است که یک نظریه‌ پست‌مدرن نمی‌تواند نسبت به آن بدبین باشد. بدبینی و شکاکیت یک خصیصه‌ مدرن و دکارتی است، پست‌مدرنیسم از تغییر وضعیت نمی‌ترسد، به آن تا جایی که آن آینده نخواهد خود را چون امروز مستقر بر همه عرصه‌ها سازد، بدبین نیست. اما درهرحال آینده چون نیامده است، نمی‌توان از موضع ترس یا با ابزار تئوریک ثابت کرد که تغییر وضعیت به وضعیت بدتر ختم خواهد شد. به‌همین‌خاطر هم هست که آدم‌هایی مانند فوکو تغییر را از جایی می‌دانند نه به جایی. یعنی قرار نیست آینده بر اساس طرح نظری و قانون اساسی از پیش نوشته شده تعیین و تضمین شود. هیچ تضمینی در کار نیست، تنها جرأت و خواست و میل در جهت تغییر وضعیت است که می‌توان همواره آن را طلب کرد و بدین‌وسیله رادیکال ماند. یعنی اصل تغییر را به اصل ثبات ترجیح داد.      به‌موازات ترجمه‌ آثار و ترویج مباحث پست‌مدرنیستی در ایران، ما شاهد ترجمه‌ آثار هابر ماس، یکی از منتقدان سرسخت پست‌مدرنیسم، و اقبال نسبتاً چشمگیری نسبت به آثار و نظریه‌های او در ایران هستیم. چه جریان‌ها و اشخاصی این دو دیدگاه را پی‌گیری و ترویج می‌کنند و چه تقابلی بین اهداف، اندیشه و آثار آن‌ها در فضای فکری، سیاسی و ادبی ایران وجود دارد؟ ملاک و میزان چشمگیر چیست؟ هیچ برخورد جدی‌ای بین این دو در فضای فکری ایران رخ نداده است. ترجمه در ایران خریدار دارد، همان‌طور که هر کالای خارجی خریدار دارد، فرقش این است که از گمرک رد شود یا در مهاباد به اصطلاح قاچاق شود. اینکه چه جریاناتی این دو را پیگیری و ترویج می‌کنند زیاد مهم نیست ، مهم این است که هیچ برخورد اندیشورزانه‌ای بین این جریانات رخ نمی‌دهد. مسأله سر حقیقت نیست که چیزی عام و بی‌مکان و زمان است، مسأله حتی سر حقانیت هم نیست که می‌تواند به دلیلی ملموس صدق‌پذیر شود، مسأله بر سر این است که این دعوا یک دعوای بر سر یک پروبلم یا مسأله نیست، بلکه نوعی نزاع بر سر یک تاریخ سپری شده است. یک دعوای تاریخ فلسفه است نه خود فلسفه. لااقل خود فوکو و هابرماس قرار بود باهم در این رابطه مناظره‌ای کنند که با مرگ زودهنگام فوکو برگزار نشد. اما در ایران وضعیت، رقابت دو کارخانه تولید محتوای فلسفی است. فرض کنید دو برند سامسونگ و ال جی با هم رقابت می‌کنند، با این تفاوت که آن رقابت ما‌به‌ازای خارجی و واقعی مانند به‌صرفه بودن، امکانات و تسهیلات، دوام و ماندگاری و... را می‌توانند به‌عنوان محک‌های انضمامی خود مطرح سازند، اما جریان ترجمه در ایران تنها واردکننده‌ی سبک‌های اندیشه کردن است؛ اندیشه کردنی که درنهایت یک فیگور در یک سبک زندگی روشنفکرنمایانه است.   مسئله‌ «شک نسبت به عقل انسان و عقل‌گرایی و طغیان همه‌جانبه علیه روشنگری» مسئله‌ای محوری در میان آرا و اندیشه‌های عمده‌ی فلاسفه و نظریه‌پردازان پست‌مدرن است. اگر این ستیز با عقل‌گرایی به‌شکلی گسترده و فراگیر در حوزه‌های مختلف نمود پیدا کند، چه نتایجی را به‌دنبال خواهد داشت؟ هیچ وقت این ستیز نمی‌تواند به‌صورت ریشه‌ای و رادیکال در همه‌ حوزه‌ها نمود پیدا کند. مسأله بر سر جنگیدن با غولی به نام عقل نیست، مسأله بر سر مبارزه با یک عقلانیت مستقر است. چیزی چون عقل انسان و آنچه از خلال آن سعی می‌کند معیشتش را بگذراند نیست، بلکه صحبت بر سر عقلانیت یا عقلانیت‌هایی است که خود را ابدی ازلی می‌دانند و شک بر آن و تخیل نبودن آن‌ها یا دیگرگون بودن آن‌هاست که می‌تواند تکانی شدید به وضعیت مستقر بدهد. در وضعیت ما، هرکه می‌خواهد زیراب عقل را به نفع یک معنویت غیرعقلانی و یا حتی متفاوت بزند، یا عقل را با چیزی چون غیر عقل جایگزین کند، کاری جز مستقر ساختن یک عقلانیت جدید نمی‌کند. عقلانیت شیوه‌های عقلانی یا غیرعقلانی در توجیه و تصدیق کارهاست. چنین شیوه‌ عامی وجود ندارد، این به معنای نسبی بودن و عدم امکان تمیز نیست، بلکه تنها چیزی که از آن برمی‌آید حفظ روحیه‌ مقاومت دربرابر اقتدار یک گفتمان با تخیل کردن راه‌های بدیل آن است. این بدین معناست که انقلاب و مبارزه در هر وضعیت می‌تواند تا ابد تکرار شود.   خود شما، با توجه به کتاب‌ها و مقالات منتشرشده‌تان، در کدام جبهه و نحله‌ فلسفی قرار می‌گیرید: پست‌مدرن یا چپ؟ چه تقسیم‌بندی بدی! پست‌مدرن یا چپ به هم مربوط، درهم ادغام و در عین حال از هم جدا هستند. اگر بخواهم به همان شیوه‌ فوکویی پاسخ شما را بدهم، باید بگویم: «از من نپرس که هستم و از من نخواه آنچه بودم، باقی بمانم.» واقعاً ساده‌ترین راه، انتخاب و جاخوش کردن در یک هویت از پیش تعریف شده است. ساختن هویت‌های جدید، آفرینش فضاهای دیگری برای فعالیت است که مشکل و درعین‌حال برای من جذاب است. مسأله بر سر این نیست که بخواهیم خود را تافته جدا بافته‌ بی‌تاریخی تصور کنیم که قرار است همه‌چیز را از نو بسازیم، مسأله این است که چگونه بتوانیم در برابر اذهان ساده‌انگاری که می‌خواهند با جای دادن شما در طبقه‌بندی‌های از پیش معلوم، دیگر به شما فکر نکنند، مبارزه کنیم. بگذارید دیگران برگه‌های هویت من را و گذرنامه‌ها و شناسنامه‌های من را کنترل کنند، عرصه‌ی تفکر عرصه‌ چنین پلیس‌بازی‌ها و پلیس‌سازی‌هایی نیست. اینکه منتقدین یکی از وظیفه‌ها و شگردهایشان همین دسته‌بندی‌ها و البته تفاوت‌گذاری‌هاست مهم نیست، بگذارید هر کس کار خود را بکند. اما اینکه خود فرد بخواهد به این دسته‌بندی‌ها جنبه‌ی واقعی داده و هویتش را بر اساس آن تعریف کرده و در اصطلاح به آنچه هست اعتراف کند، کمی ساده‌سازی و البته ابلهانه است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 07 May 2019 04:31:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264045/پست-مدرنیسم-ایران-به-عنوان-یک-کلان-روایت-ظهور-کرده روایت‌های داستانی از پرونده‌های اعدام http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275454/روایت-های-داستانی-پرونده-های-اعدام خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: عمادالدین باقی که سال‌هاست در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی فعال است، در سال‌های اخیر تمام تلاش اجتماعی خود را بر دفاع از حقوق زندانیان و محکومان به مجازات اعدام متمرکز کرده است. باقی، چنان که در همین گفت‌وگو هم می‌گوید، در دو دهه اخیر علاوه بر تلاش‌های عملی از مسیر فعالیت‌های حقوقی و اجتماعی در زمینه دفاع از زندانیان و محکومان به اعدام، در این زمینه مقالات متعددی نیز منتشر کرده است. آخرین تلاش او در زمینه انتشار کتابی به نام «جان» است که با رویکردی روایی و داستانی، از طریق ارائه خرده‌روایت‌های مختلف برآمده از پرونده‌های محکومین به اعدام، که باقی در طول سال‌های گذشته با آنها مواجه شده است، نشان دهد که اعدام مقوله‌ای تک‌متغیره نیست و باید با تامل بیشتری با آن مواجه شد. این کتاب را «نشر سرایی» به تازگی منتشر کرده است و در نمایشگاه کتاب تهران فرصتی پیش آمد تا درباره آن با عمادالدین باقی گفت‌وگو کنم: جناب باقی درباره کتاب «جان» بگوئید. این کتاب به چه مقوله‌ای می‌پردازد و با چه هدفی نگاشته شده؟ موضوع کتاب چنان که از اسم و طرح جلدش پیداست، پدیده اعدام است. در این کتاب تلاش کرده‌ام از جنبه‌هایی مختلف به مجازات اعدام بپردازم. هم از دید قاتل و هم از دید مقتول. هم از دید خانواده‌ها و هم از دید حکومت. از نگاه قاضی و نظام حقوقی و... مایل بودم در این کتاب پیچیدگی‌های مسئله اعدام را نشان دهم و هدف غایی کتاب این بوده است که بر مقوله اصلاح مجازات‌ها به ویژه اصلاح مجازات اعدام تاثیر بگذارد.   چرا برای رساندن پیغامتان از روایت داستانی بهره گرفتید؟ همان‌گونه که در مقدمه کتاب اشاره کرده‌ام، کار اصلی من داستان‌نویسی نیست. من در سی و پنج سال گذشته بیش از هر چیز کارهای پژوهشی و استنادی انجام می‌داده‌ام. اما مسئله‌ای جدی برای من به وجود آمده بود. آن مسئله این بود که حس می‌کردم برخی از مباحثی که به آنها می‌پردازم باید مخاطب عمومی‌تری داشته باشند. هنگامی که ما در کتابمان بحث‌های جامعه‌شناسی و تاریخی را طرح می‌کنیم، از آنجا که این بحث‌ها بسیار تخصصی هستند، شاید نویسنده چندان انتظار نداشته باشد که کتابش مانند کتاب‌های داستانی مخاطب گسترده‌ای داشته باشد، چرا که همه حوصله و علاقه به کارهای پژوهشی و ثقیل ندارند. ولی به گمانم مسئله‌هایی مانند اعدام و زندان که از جمله دغدغه‌های من در حداقل دو دهه اخیر بوده است را باید از منظرهای مختلف برای مخاطب گسترده‌تر تبیین کرد. من مدتهاست در این زمینه‌ها می‌نویسم و چه در قالب کتاب و چه مقاله آثار فراوانی در این زمینه‌ها داشته‌ام که یا جنبه فقهی و تفسیری داشته‌اند و یا از منظر جامعه‌شناختی به موضوع پرداخته‌اند. به عبارتی کتاب‌هایی تخصصی بوده‌اند و مخاطبینشان طلاب و دانشگاهیان و پژوهشگران بوده‌اند. در حالی که مسئله اعدام بیش از اینکه مسئله‌ای تخصصی باشد، مسئله‌ای عام و اجتماعی است. اینکه به داستان رو آوردم این بود که بحث‌ها را به گونه‌ای بنویسم که بر افکار عمومی تاثیر بگذارم. مباحثی که تحت لوای داستان طرح می‌شود از سنخ همان مباحثی است که در مقالاتتان طرح می‌کنید؟ بله. مباحثی که در این کتاب طرح شده، همان محتوای کتاب‌های تخصصی را مدنظر دارد و همان بحث‌هایی را طرح می‌کند که در مقالات فقهی و تفسیری و جامعه‌شناختی داشته‌ام. در این کتاب، کاری که کرده‌ام تغییر قالب بیانی بوده است.   شیوه کار شما در کتاب چگونه بوده؟ تعادل بین داستان و مباحث تخصصی را چگونه برقرار کردید؟ من در دو دهه اخیر با پروند‌ه‌های متعددی از محکومین به اعدام سروکار داشته‌ام. این سروکار داشتن یا برای نوشتن لایحه دفاعی حقوقی بوده یا برای جلب رضایت شاکی و... روش کار من این بوده که ترکیبی از داستان‌های ده‌ها پرونده که در این مدت با آنها سروکار داشته‌ام را مدنظر قرار دهم و برآیندی از همه این پرونده‌ها بسازم و سعی کنم بر مبنای همان ایده‌های فقهی و جامعه‌شناختی که در نقد مجازات اعدام داشته‌ام روایتی شکل دهم که پر از روایت‌های داستانی برآمده از پرونده‌های واقعی باشد.   داستان مقوله‌ای عاطفی است و مقاله‌نویسی مقوله‌ای که قصد اثرگذاری عقلانی دارد. هدف شما در این کتاب چه بود؟ تحریک عاطفی مخاطب؟ در کارهایی که جنبه پژوهشی دارند شما با عواطف سروکار ندارید و بیشتر در پی اقناع عقلانی مخاطب هستید. ولی من با علم به اینکه داستان بیشتر با برانگیختن احساسات و عواطف سروکار دارد تلاش کردم از ابزارهای داستانی مانند پردازش صحنه و پرداختن به جزئیات بهره ببرم تا از مجرای عواطف وارد تاثیرگذاری عقلانی بر مخاطب بشوم. یعنی به نوعی سعی کردم از عواطف مخاطب پلی برای رسیدن به برانگیختگی عقلانی مخاطب بسازم.   این برانگیختگی عقلانی برای رسیدن به چیست؟ برای اقناع مخاطب در این زمینه که اعدام مجازات مناسبی نیست؟ به عبارت دیگر هدفگذاری نهایی شما رسیدن مخاطب به چه نوع نگرشی نسبت به موضوعی است که در این کتاب به آن پرداخته‌اید؟ لااقل در این کتاب و به این دلیل که کتاب را با این هدف نوشتم که حتماً مجوز انتشار بگیرد، طبیعتاً یک سری از ایده‌ها را به نحو اتَم و اکمل بیان نکردم. در حال حاضر اگر شما بخواهید درباره لغو کامل مجازات اعدام کتابی بنویسید امکان ندارد که بتوانید مجوز انتشار دریافت کنید. ولو اینکه شما با زبانی علمی این حرف را بیان کرده باشید. بنابر این کاری که من کردم این بود که در یک مرحله قبل از بیان ایده لغو کامل مجازات اعدام قرار گرفتم. به این معنا که در این کتاب کوشش من این بود که به مخاطب نشان دهم مسئله اعدام مقوله پیچیده‌ و متنوع است و به همین سادگی نیست که ما فوری تصمیم بگیریم چون یک نفر دیگری را کشته ما هم به سرعت او را بکشیم. اعدام مسئله‌ای تک‌متغیره نیست و نمی‌شود به سادگی درباره آن تصمیم‌گیری کرد. قصد این بود که بگویم درباره حرف زدن و تصمیم‌گرفتن درباره مجازات اعدام باید بیشتر درنگ کنیم و جوانب مختلف موضوع را ببینیم.­­   مثلاً اینکه نشان دهیم وقتی جرمی واقع می‌شود روندی که حاکم بر دستگاه قضایی و تقنینی و اجرایی ماست تنها در پی این است که مجرم را پیدا کند. هدف این است که طبق قانون و به عنوان نمونه گزارش‌‌هایی که کارشناسان نیروی انتظامی از صحنه جرم داده‌اند، تنها به دنبال دلالت‌هایی می‌گردند تا شخص قاتل را پیدا کنند. این ساده کردن ماجراست. اینکه تنها به دنبال دلایلی باشیم تا ثابت کنیم قتل توسط شخص رخ داده است و بعد هم او را مجازات کنیم. قصد من در این کتاب این بود که نشان دهم وقتی قتلی رخ می‌دهد ما با صحنه‌ای مواجه هستیم که عقبه‌ای دارد و در پشت آن فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، عاطفی و انسانی وسیع و عمیقی نهفته است. چه قبل از وقوع جرم و چه بعد از آن. قبل از وقوع جرم شبکه‌ای از علل و عوامل هستند که فرد را به سمت انجام عمل مجرمانه سوق می‌دهند و بعد از آن نیز، هنگامی که فردی اعدام می‌شود پیامدهای آن برای خانواده آن فرد و... بسیار است. بر این مبنا کاری که من در کتاب جان کردم این بود که در هم تنیدگی مسائل را نشان دهم.   اینکه شما قصد داشتید یک پیغام مشخص را به مخاطب برسانید و در عین حال در حیطه داستان مشغول طبع‌آزمایی بودید شما را در وضعیت پارادوکسیکال قرار نمی‌داد؟ نویسنده‌ها در حوزه داستان نیازمند فراغ‌بالی هستند که مقوله که چندان با مقوله پیام‌رسانی اجتماعی هم‌سنخ نیست. من در هنگام نوشتن این داستان با دو پارادوکس مواجه بودم. پارادوکسی که با خودم داشتم این بود که چون نمی‌خواستم مسئله را تک متغیره نشان دهم و مایل بودم ابعاد مختلف موضوع را ببینم، بنابراین ناچار بودم با چند خرده‌داستان وارد روایت شوم که هر داستان بخشی از موضوعی که مدنظرم بود را روایت کند. این موضوع باعث اطناب و تفصیل می‌شد. به ویژه وقتی که شما مایل هستید که جنبه‌های داستانی را رعایت کنید و پردازش صحنه‌ها و اتفاقات را به نحو درستی انجام دهید، مجبور می‌شوید مقوله‌ای که در حالتی غیرداستانی در دو سطر طرح می‌شود را در دو صفحه طرح کنید. من قصد نداشتم تعداد صفحات کار از حدی بالاتر رود بنابراین مجبور بودم از خیلی از مسائل به سرعت عبور کنم. لذا ریتم داستان تند شده است. به این معنی که من از اتفاقات سریع گذشته‌ام و پرداخت‌های داستانی کم شده است. این موضوع مهمی بود ولی به هر حال مسئله تولید کتاب و هزینه‌هایش و همچنین کم‌حوصلگی مخاطب موضوعاتی نبود که بشود به سادگی از کنارش گذشت و من ترجیح دادم به جای آنکه کتابم ششصد یا هفتصد صفحه شود در حدود چهارصدوپنجاه صفحه شود و همچنین مجبور شدم برای آنکه کتاب را خلاصه کنم از برخی صحنه‌ها که می‌توانست جنبه‌ داستانی کار را قوی کند بگذرم. این موضوع برای من موقعیتی پارادوکسیکال فراهم کرد.   پارادوکس دوم چه بود؟ پارادوکس دوم این بود که من مجبور بودم برای آنکه مجوز بگیرم خط قرمزهایی را مدنظر قرار دهم. ولی مسئله این بود که اولویت من این بود که بتوانم در این موضوع کتابی را منتشر کنم. به هر حال وقتی من دیدم در این موضوع در حوزه کتاب اثری منتشر نمی‌شود حس کردم باید کاری انجام داد.   به نظرتان چرا دیگر نویسندگان کمتر به سراغ چنین موضوعی رفته‌اند؟ دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. یا به دلیل همین خط قرمزها یا به دلیل تلخی بسیار موضوع. تلخی موضوع به حدی بود که خود من وقتی چند بار این کار را خواندم در هر بار خواندن جاهایی از متن باعث می‌شد بی‌اختیار به گریه بیفتم. از طرف دیگر نوشتن در این زمینه نیازمند تجربه زیسته‌ای است که چندان در دسترس نیست. من همان‌طور که گفتم حدود دو دهه بود در مواجهه با پرونده‌های مربوط به اعدام قرار داشتم و در این زمینه تجربه زیسته داشتم. به گمانم این دستمایه خوبی برای انجام کار بود. اولویتم هم این بود که کتاب به هر شکل شده منتشر شود. این کتاب با ممیزی فراوانی مواجه شد اما صحبت من با ممیزان این بود که من هر چقدر از حرف‌هایی که می‌توانم بیان کنم را در این کتاب بیان کنم برایم غنیمت است. حتی اگر صد در صد حرفم را نزنم همین که هشتاد یا نود درصد حرفم را هم بزنم اتفاق خوبی است. هدفم این بود که کتاب حتما منتشر شود، چون قصد اثرگذاری اجتماعی داشتم. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 07 May 2019 04:23:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275454/روایت-های-داستانی-پرونده-های-اعدام ناصرالدین شاه برای دریافت عرایض مردم «صندوق عدالت» تاسیس کرده بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275436/ناصرالدین-شاه-دریافت-عرایض-مردم-صندوق-عدالت-تاسیس-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین‌شاه؛ مجموعه‌ای از عرایض، متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان» که با تصحیح مجید عبدامین، به کوشش نشر بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و انتشارات سخن به بازار عرضه شده است، عصر روز یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 در آمفی‌تئاتر کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار شد.   در این نشست، جمشید کیانفر، نسخه‌شناس و پژوهشگر حوزه تاریخ، مجید تفرشی، سندپژوه و همچنین گردآورنده و مصحح کتاب، مجید عبدامین سخن گفتند. جمشید کیانفر در آغاز سخنان خود با انتقاد از رویکرد مبتنی بر تسویه‌حساب در فضای نقد کتاب گفت: «صرف پذیرش حضور در یک جلسه به عنوان منتقد و سخنران به معنای پذیرش ارزش آن کتاب است. اما آنچه رخ داده این است که در فضای علمی و پژوهشی ایران با مقوله نقد برخورد افراطی و تفریطی صورت می‌گیرد و یا از مسیر تایید اغراق‌آمیز و یا از مسیر تخریب، منتقد در پی تسویه حساب با نویسنده‌ای است که در چشم او دوست یا دشمن تلقی می‌شود.»   کیانفر با این مقدمه به سراغ کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین‌شاه» رفت تا نکات و ایرادات خود درباره این کتاب را طرح کند. او گفت: «البته در این‌که عبدامین زحمت بسیاری کشیده است شکی نیست. گاهی تصور این است که تصحیح متون کار ساده‌ای است اما صرف خواندن متونی که با خط‌های گوناگون و در بسیاری مواقع بسیار سخت‌خوان نوشته شده‌اند و تشخیص صحیح واژگان متن کار ساده‌ای نیست و به توانایی حرفه‌ای بالایی نیاز دارد.»   وی افزود: «احیاگر متون تاریخی باید اِشراف کاملی بر موضوع اثری که در حال تصحیح آن است و نیز بر روش تصحیح داشته باشد. در فن تصحیح متون دو روش متن‌گرا و مخاطب‌گرا مورد توجه مصححین است. در شیوه متن‌گرا اصالت با انتقال عین به عین متن بدون هیچ‌گونه دخل و تصرفی است. در حالی که در روش مخاطب‌گرا، مصحح تلاش می‌کند با بهره‌گیری از رسم‌الخط امروزی و... راه مواجهه با متن را برای مخاطب هموار کند.»   کیانفر افزود: «از سوی دیگر در تصحیح متونی که نسخه‌های متعددی از آنها موجود است، آنچه در کار مصحح اهمیت دارد انتخاب نسخه اساس و تطبیق آن با نسخه‌های شاهد است، اما در متونی مانند آنچه که در کتاب نامه‌هایی به ناصرالدین‌شاه گرد آمده که تنها یک نسخه از آنها موجود است، آنچه اهمیت فراوانی دارد دانش مصحح به منابع همعصر است. چرا که در چنین مواردی تصحیح باید به شیوه قیاسی صورت بگیرد.» بر مبنای این مقدمات، کیانفر گفت: «در کتاب نامه‌هایی به ناصرالدین‌شاه، مصحح در زیرنویس‌های خود اطلاعات فراوانی به ما ارائه می‌دهد اما منبع هیچ یک از این زیرنویس‌ها مشخص نیست. شاید عبدامین همه این اطلاعات را بر مبنای استنباط‌های خود ارائه می‌دهد که در این صورت می‌توان از این همه دانش متحیر بود اما احتمال دیگر این است که منبع زیرنویس‌های او یکی از کتاب‌هایی باشد که در انتهای اثر نامشان در فهرست منابع ذکر شده است. بهتر این بود که در داخل متن نیز منابع مورد استفاده در پانویس‌ها هر یک در جای خود با ذکر شماره صفحه معرفی شوند.»   این پژوهشگر افزود: «از سوی دیگر در جاهایی زیرنویس‌های ذکر شده در متن کامل نیستند. به عنوان نمونه در جایی از متن ناصرالدین شاه از «حضرت آقا» نام برده است و مصحح به درستی در پانویس گفته است که منظور از حضرت آقا میرزا یوسف خان مستوفی الممالک بوده است. اما نمی‌گوید چرا لقب مستوفی الممالک از میرزا یوسف خان گرفته شده بود و به او حضرت آقا می‌گفتند؟ مسئله این است که مستوفی الممالک در دوران پیری لقبی که متعلق به خودش بود را با پرداخت مبلغی از ناصرالدین شاه برای پسرش میرزا حسن خان که در آن زمان حدود 5 سال سن داشت خریده بود و بعد از آن اهل دربار مانده بودند میرزا یوسف خان را چه بنامند و ناصرالدین‌شاه به او حضرت آقا گفت و این نام بر او ماندگار شد.» کیانفر با اشاره به اینکه اصل تعدادی از نامه‌‌ها به صورت ضمیمه در کتاب منتشر شده است گفت: «با تطبیق اصل نامه‌ها با ضبطی که عبدامین از آنها ارائه داده است، می‌شود از کیفیت تصحیح او مطلع شد. به عنوان نمونه عبدامین در یکی از نامه‌ها واژه «خدمتگزار» را با ضبطی که در اصل نامه آمده است، به صورت «خدمتگذار» ثبت کرده است و در زیرنویس نیز این موضوع را متذکر شده که تکیه‌اش بر ضبط اصل بوده است ولی در همان نامه، تلغراف را که در اصل نامه وجود دارد به صورت تلگراف ثبت کرده است. نمی‌شود که همزمان متن‌گرا و مخاطب‌گرا بود. مصحح باید یکی از این دو روش را انتخاب می‌کرد و با وحدت رویه همه‌جا از آن روش بهره می‌برد.»              کیانفر همچنین گفت: «در جاهایی نیز به نظر می‌رسد بعضی واژه‌ها به درستی ضبط نشده است. به عنوان نمونه در نامه‌ای که نامه حاجی عمو نام گرفته عبارت «حلقه مختلفه» ضبط شده در صورتی که به نظر می‌رسد ضبط صحیح واژه، «حلقه به حلقه» باشد. همچنین گاهی هنگام پاراگراف‌بندی خطاهایی رخ داده است. به عنوان نمونه در عریضه اولاد محمدشفیع می‌توان مشاهده کرد که یک عبارت دعایی به دلیل داخل شدن متنی دیگر در آن عبارت دو تکه شده است. یا در جاهایی اعراب‌گذاری نابه‌جا صورت گرفته و جایی که آشکارا باید مِلک خوانده شود به صورت مَلِک اعراب‌گذاری شده است.»   دیگر ایرادی که کیانفر به تصحیح عبدامین گرفت، به تیترگذاری برای نامه‌ها بازمی‌گشت. او گفت: «باید مشخص شود این تیترها را چه کسی گذاشته است. اگر در متن اصلی بوده است که هیچ ولی اگر مصحح آنها را اضافه کرده که به نظر می‌رسد این‌گونه باشد، تیترها باید در کروشه قرار می‌گرفتند تا با متن اصلی تداخل پیدا نکنند.»   این متن‌شناس همچنین با تاکید بر اینکه اصطلاحاتی که در یک متن تاریخی می‌آیند باید بر مبنای شرایط زمان و مکان انتخاب شوند گفت: «در زیرنویس‌های متن از مجلس شورای ملی یاد شده در صورتی که در زمانی که متن به آن تعلق دارد این مجلس وجود نداشته است و باید مشخص شود منظور از مجلس شورای ملی در این متن دقیقاً چه چیزی است.»   کیانفر همچنین گفت: «در جلد و صفحات ابتدایی کتاب ذکر شده نامه‌ها از سال 1230 تا 1233 را شامل می‌شوند ولی در جایی از مقدمه ذکر شده بازه زمانی ارسال نامه‌ها از 1231 آغاز می‌شود. این تناقض از کجا آمده است؟ اطلاعات مقدمه باید یکسان باشد و اگر تناقضی هم وجود دارد باید درباره دلیل آن توضیح داده شود که هیچ توضیحی ارائه نشده است.»   پس از کیانفر نوبت به مجید تفریشی رسید تا سخنان خود درباره اهمیت متون عریضه‌نویسی در مطالعات تاریخی را بیان کند. او صحبت خود را با پرسش درباره چرایی اهمیت عریضه‌نویسی آغاز کرد و گفت: «عریضه محصول ناکارآمدی مسئولان است. مردم هر گاه که از انجام امور در مسیر طبیعی خود ناامید می‌شده‌اند، مجبور بوده‌اند به فردی که توان اصلاح امر را دارد نامه بنویسند و شکایت خود را عرض کنند. از این منظر کتابی مانند کتاب حاضر که اولین کتابی است که به صورت متمرکز به عرایض می‌پردازد، صرف‌نظر از ارزش سندی، از منظر تاریخ اجتماعی نیز متنی پراهمیت است.» تفرشی گفت: «در شرایط حاضر که فنون کتاب‌سازی به خوبی انجام نمی‌شود و کتاب‌های پژوهشی یا خالی از فهرست‌های پایانی هستند یا فهرست‌ها به وسیله کامپیوتر تنظیم شده‌اند و پر از غلط‌های خنده‌دار هستند، این کتاب به خاطر فهرست‌های مفصل و دقیقش شایان تقدیر است.» تفرشی همچنین به جایگاه عرایض در اسناد فارسی موجود در آرشیو بریتانیا پرداخت و گفت: «بخش زیادی از اسناد فارسی در بریتانیا مکاتبات مردم عادی است. به عنوان نمونه دو برادر که بر سر زمینی دعوا دارند در نهایت عرض خود را به کنسول بریتانیا می‌برده‌اند. در این موارد اگر کنسول فرد قدرتمندی بوده به این دعواها رسیدگی می‌کرده است.»   او افزود: «در بعضی مکانها که حوزه نفوذ انگلیسی‌ها بوده است مشاهده می‌کنیم که مردم عرایض خود را به صورت مستقیم به نیروهای خارجی می‌برده‌اند و خرج خود را از حکومت سوا کرده بوده‌اند. به عنوان نمونه رعایای ده قلهک چنین وضعی داشته‌اند و کدخدای ده قلهک خودش را رعیت بریتانیا می‌دانسته است. در بعضی مواقع که قدرت بیگانگان بیشتر بوده هم مشاهده می‌کنیم نامه‌ها عجیبتری به کنسولخانه‌ها ارسال می‌شده است. به عنوان نمونه می‌توان به درخواست مجوز نشریه‌ای در اصفهان اشاره کرد که در زمان احمد شاه به کنسولگری بریتانیا فرستاده شده است.»             پس از تفرشی نوبت به عبدامین رسید تا با بیان توضیحاتی درباره برخی ایرادات کیانفر به کتاب، به ساختاری که ناصرالدین‌شاه برای دریافت عرایض شکل داده بوده بپردازد. وی گفت: «در متنی که به نام نظام‌نامه حکومتی در دسترس ماست و در زمان جوانی ناصرالدین‌شاه به دستخط خود او مکتوب شده است، صحبت از این است که شایسته است پادشاه همواره به عرایض رعیت توجه داشته باشد و به آنها رسیدگی کند. به همین خاطر ناصرالدین شاه چند شیوه برای دریافت عرایض مردم ترتیب داده بود. یک شیوه شکل دادن به صندوق عدالت بود که در سال 1281 در سراسر کشور شکل گرفت و آغاز شکل‌گیری آن به 1280 برمی‌گردد. شیوه دیگر که به «عرایض سواری» برمی‌گردد مربوط به زمان‌هایی بود که شاه برای کاری از کاخ بیرون می‌آمد و در این زمان مردم می‌توانستند عرایض خود را به ملازمان شاه بدهند تا به او منتقل شود. یک شیوه دیگر هم انتقال عرایض به شاه از طریق درباریان و از جمله امین السلطان بود.»   کیانفر نیز در همین زمینه گفت: «متونی که در این کتاب گردآمده‌اند الزاماً همگی از طریق امین‌السلطان به شاه منتقل نشده است، اما شاه پس از خواندن و پاراف کردن آنها، برای اجرا به امین السلطان منتقلشان کرده است.»   کیانفر افزود: «به دلیل وضعیت حاکم بر اصفهان و آذربایجان و نفوذ ضل السلطان و ولیعهد که در آذربایجان مستقر بود، مردم این دو منطقه معمولاً عرایض خود را در شهرهای زیارتی به صندوق عدالت می‌انداخته‌اند.»   تفرشی نیز در تکمیل این سخن گفت: «میزان ارسال عریضه به کنسولگری بریتانیا در دو منطقه اصفهان و آذربایجان بیش از دیگر مناطق بوده است و این می‌تواند نشانگر وضعیت استبدادی حاکم بر این مناطق باشد.» پایان‌بخش این جلسه سخنان کیانفر درباره میزان اهمیت نسخ خطی نزد ناصرالدین شاه بود. وی گفت: «ناصرالدین شاه علاقه مند به گردآوری نسخ خطی و اسناد بود که همین باعث شده مجموعه‌ای عظیم از کتاب و سند در کاخ گلستان گردآوری شود. او در هنگام سلام نوروزی و مراسمی از این دست، خوش داشت از حکام و بزرگان نسخه خطی هدیه بگیرد و شاهنامه بایسنقری یکی از همان نسخ خطی است که به شاه در سلام نوروزی هدیه داده شده است.» به گفته کیانفر: «ناصرالدین‌شاه دستور داد موزه و کتابخانه‌ای در کاخ گلستان ساخته شود و تمام متونی که در جای جای کاخ پراکنده بود را به کتابخانه منتقل کردند. او همیشه پیگیر نسخ بوده است و همیشه هم حواسش بوده که یک کتاب در کجای کتابخانه نگهداری می‌شود. البته بخش عظیمی از کتابخانه کاخ گلستان در زمان سلطنت فرزندن ناصرالدین‌شاه به باد رفت ولی با این وجود هنوز هم منابع درخشانی در این کاخ نگهداری می‌شود.» ]]> تاریخ و سیاست Mon, 06 May 2019 08:35:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275436/ناصرالدین-شاه-دریافت-عرایض-مردم-صندوق-عدالت-تاسیس-کرده همواره کوشیده‌ام درباره تاریخ و ادبیات ایران اطلاعات درستی ارائه دهم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275202/همواره-کوشیده-ام-درباره-تاریخ-ادبیات-ایران-اطلاعات-درستی-ارائه-دهم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- اولریش مارزلف در سال 1953 میلادی در شهر دورماگن آلمان متولد شد. او بعد از پایان دوران دبیرستان سفرهای سه ‌ساله‌اش به شرق را آغاز کرد. سفرهای مارزلف جوان به مشرق زمین آغازگر اشتیاق او به مطالعات خاورشناسی شد. به‌گونه‌ای که به تشویق مرحوم عبدالجواد فلاطوری برای تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشگاه فردوسی مشهد آمد و دکترای خود را هم در رشته شرق‌شناسی از دانشگاه کلن آلمان دریافت کرد. طی کردن این مسیر باعث شده تا امروز او را به‌عنوان یک شرق‌شناس و پژوهشگر ادبیات فولکلور ایران بشناسیم. حضور مارزلف در سی‌ودومین نمایشگاه کتاب فرصت مناسبی بود تا با او گفت‌وگویی درباره داستان‌های عامیانه ایرانی و مطالعاتش در این زمینه داشته باشیم.      چرا به مطالعات ایرانشناسی علاقه‌مند شدید؟ این موضوع سابقه‌ای 50 ساله دارد. بعد از دبیرستان شروع به جهانگردی کردم و پس از سه سال به آلمان برگشتم. سوالی که در ذهنم ایجاد شده بود این بود که چه کار مفیدی می‌توانم انجام دهم. از زمان کودکی علاقه زیادی به زبان‌های و فرهنگ‌های خارجی داشتم. در خلال مسافرت‌هایی که به خاورمیانه، آفریقای شمالی و غربی داشتم متوجه شدم اطلاعات راجع به دنیای اسلام و به‌ویژه زبان‌های عربی و فارسی و ترکی اندک است. بنابراین تصمیم گرفتم در این زمینه متمرکز شوم. خوشبختانه استادان خاورشناسی شهر کلن از این تصمیم من استقبال و در این راه کمک‌های زیادی به من کردند. از جمله مرحوم استاد عبدالجواد فلاطوری که هم مجتهد بودند و هم استاد دانشگاه آلمان. او اصرار داشت که هرچه سریع‌تر وارد مطالعات ایرانشناسی و به‌ویژه پژوهش‌های ادبیات مردم ایران شوم و به این ترتیب وارد مطالعات ایران‌پژوهی شدم. در کشور خودتان هم به‌عنوان یک ایرانشناس شناخته می‌شوید، هموطنان شما چقدر درباره فرهنگ ایران از شما سوال می‌کنند؟  متاسفانه اطلاعات مردم آلمان درباره کشور ایران و فرهنگ و ادبیات آن بسیار کم است. دوستان من اطلاعات اندکی درباره ایران دارند و بعضی از اطلاعات آنها اشتباه است. همواره تلاش کرده‌ام که نه فقط اطلاعات درستی درباره تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران به آنها ارائه دهم بلکه اصرار داشتم درباره ایران مطالعه و حتما به این کشور سفر کنند تا از نزدیک با فرهنگ آن آشنا شوند. کسانی‌ که به ایران سفر کردند و به آلمان برگشتند، از استقبال مردم ایران،‌ مهربانی و مهمان‌نوازی آنها اظهار خوشحالی کردند. از دیدگاه شما ایرانشناسان چه نقشی در معرفی درست و واقع‌بینانه ایران به مردم جهان دارند؟ معرفی درست ایران به جهان مساله بسیار مهمی است. برای اینکه ایرانشناسان ایرانی و آلمانی بتوانند در این زمینه کاری انجام دهند نیاز به یک همکاری دو طرفه در زمینه هماهنگی کارها و تبادل بین پژوهشگران ایرانی و آلمانی دارند. البته این تبادل وجود دارد و خود من سال‎‌هاست که با پژوهشگران ایرانی مانند احمد وکیلیان، محمد جعفری قنواتی و پگاه خدیش و آثار آنها آشنا شدم. خوشبختانه همکاری خوبی با این افراد دارم. پژوهشگران ایرانی امکان کمتری برای سفر به آلمان دارند. برای تبادل فرهنگ‌ها باید هزینه کرد. آلمان کشور ثروتمندی است و من سعی می‌کنم هزینه‌های این تبادل فرهنگی میان پژوهشگران ایرانی و آلمانی را از طریق کشورم تأمین کنم. حوزه مطالعاتی شما داستان‌های عامیانه ایرانی است، از میان این داستان‌ها کدامیک برایتان جالب‌تر است؟ همه داستان‌های عامیانه ایرانی جالب و خواندنی هستند. اما قصه بز زنگوله‌پا را بیشتر از داستان‌های دیگر دوست دارم. چون در حین سادگی، اندرزهای خوبی دارد. روایت‌های زیادی از این داستان در ایران وجود دارد شاید بتوان گفت جزو محبوب‌ترین قصه‌های ایرانیان است. در فرهنگ‌های غرب نیز روایت‌هایی از این داستان وجود دارد و این نشان‌دهنده ریشه‌های مشترک فر‌هنگ‌های ایران و غرب است. برای فرزندان خود هم از این داستان‌های ایرانی تعریف کرده‌اید؟ زمانی‌که فرزندانم کودک بودند بعضی از داستان‌های ایرانی را برایشان تعریف می‌کردم. یکی از این داستان‌ها «کره دریایی» بود. این داستان در کتاب قصه‌های مشدی گلین خانم آمده است. این کتاب را در حدود 23 سال پیش در ایران چاپ کردیم و باعث خوشحالی است که هنوز در بازار کتاب ایران وجود دارد. از طریق دوستانم مطلع شدم که این کتاب امسال به چاپ دوازدهم رسیده است. اخیرا اثری با عنوان «کتاب هزار و یک‌روز و ریشه‌های آن در ادبیات ترکی عثمانی و فارسی» از شما منتشر شده است، کمی درباره تفاوت «هزار و یک روز» و «هزار و یک شب» برایمان بگویید. پژوهشی درباره «هزار و یک روز» به تازگی منتشر شده که پگاه خدیش آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است. میان هزار و یک روز و هزار و یک شب تفاوتی اساسی وجود دارد. کتاب هزار و یک شب در عین حال که ریشه‌ای ایرانی دارد، تمام نسخه‌هایش به زبان عربی است و از این نظر بیشتر به‌عنوان قصه‌ای عربی شناخته می‌شود. این کتاب در حدود سال 1704 میلادی به فرانسوی ترجمه شد و بعد از آن در سراسر دنیا شهرت زیادی پیدا کرد. در اوایل قرن هجدهم در بارگاه پاریس خانم‌های درباری باشگاه تفریحی داشتند که در آنجا قصه‌های زیادی برای یکدیگر تعریف و بعضی از آنها را مکتوب می‌کردند. آنها تا اندازه‌ای از داستان‌های اروپایی خسته شده بودند و این داستان‌ها موضوع تازه و جذابی برایشان نداشت. به همین دلیل زمانی که آنتوان گالان برای اولین‌بار داستان «هزار و یک شب» را به فرانسوی برگرداند، با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. چون این داستان پر از شخصیت‌ها و روایت‌های جدید بود. چه انگیزه‌ای باعث شد دست به نگارش «هزار و یک روز» بزنید. بین خاورشناسان آن زمان نوعی رقابت وجود داشت. تعدادی از این پژوهشگران به زبان‌های خاورمیانه‌ای مسلط بودند. در میان آنها فردی به نام فرانسوا پیتی دولا کروا وجود داشت که مدتی را در اصفهان زندگی کرده بود. زمانی‌که این فرد به فرانسه بازگشت و متوجه موفقیت و استقبال مردم از «هزار و یک شب» ترجمه گالان شد، تصمیم گرفت کتابی مشابه آن منتشر کند. او این کار را انجام داد و اسم کتاب را «هزار و یک روز» گذاشت. البته قصه این کتاب بسیار جالب است. چون خود مولف ادعا کرد این داستان در اصل به یک دست‌نویس برمی‌گردد که درویشی به نام مخلص در شهر اصفهان به او داده بود. این موضوع جالب است؛ اصفهان که وجود دارد، فرانسوا پیتی دولا کروا هم که مدتی در این شهر اقامت داشت، درویش مخلص نامی نیز در اصفهان زندگی می‌کرده چون یادداشت‌های روزانه او توسط پیتی دولا کروا گردآوری شده بود. اما دست‌نویسی که او ادعا کرده هیچ‌وقت وجود خارجی نداشته است. دست‌نویسی که پیتی دولا کروا از آن استفاده کرده، یک دست‌نویس به زبان ترکی عثمانی به نام «الفرج بعد الشده» بود. چون آن زمان روابط فرانسوی‌ها با ترک‌ها دوستانه نبود به او پیشنهاد دادند که این کتاب به ادبیات فارسی منسوب شود.  نکته جالب‌تر اینکه دست‌نویس ترکی عثمانی به قرن 15 میلادی برمی‌گردد و از یک دست‌نویس قدیمی‌تر به زبان فارسی بهره برده است. ما اخیرا به این دست‌نویس فارسی دست یافتیم. عنوان آن «مونس‌نامه» است و به حدود قرن 12 میلادی برمی‌گردد. بخش‌هایی از این دست‌نویس با کتاب «جامع‌الحکایات» که بعدها به نگارش درآمده، شباهت دارد.  شما بر چه اساس داستان‌های ایرانی را طبقه‌بندی کرده‌اید؟ شاید یکی از مهمترین نظریه‌های قصه‌شناسان و فولکلوریست این است که قصه‌ها در طول تاریخ سیر و سفر داشتند. کمابیش می‌توان گفت که ما قدیمی‌ترین مستندات قصه‌های جادویی و پریان را در ادبیان هندوستان می‌بینیم. نظریه‌ای وجود داشت بر این اساس که قصه‌های هندوستان زمانی‌که در حال انتقال به غرب بودند مجبور به عبور از خاورمیانه شدند. هنگامی‌که پژوهشگران اروپایی شروع به مطالعاتی درباره این داستان‌ها کردند، برای پیدا کردن قصه‌های جمع‌آوری شده سیستمی را که شامل دو هزار و 400 شماره است، پیشنهاد کردند. مهمترین قصه‌هایی که از هندوستان تا غرب شناخته شده و مربوط به سنت هند و اروپایی است در این سیستم شماره‌گذاری شده است. برای مثال قصه شنگول و منگول شماره 123 یا قصه شنل قرمزی 333 است. نکته جالب اینکه ما یک فهرست شماره‌ها یا طبقه‌بندی کلی به زبان انگلیسی داریم که در حال حاضر بیش از یک‌صد سال از پیشنهاد آن می‌گذرد و اکنون ویرایش سوم این طبقه‌بندی را در دست تالیف داریم.  در زمان دانشجویی که درباره ادبیات مردم ایران تحقیق می‌کردم، تصمیم گرفتم تا این سیستم را درباره داستان‌های ایرانی به کار ببرم و متوجه شدم قصه‌های ایرانی کاملا با این طبقه‌بندی مطابقت دارد. نتیجه این کار کتابی است با عنوان طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی که به زبان فارسی هم ترجمه شده است. به‌عنوان پرسش پایانی، شما چند دوره در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشتید، چه موضوعی در این نمایشگاه نظرتان را جلب کرده است؟ معمولا هر سال به نمایشگاه کتاب تهران می‌آیم و از غرفه اول تا آخرین غرفه را بازدید می‌کنم تا با ناشران جدید ایرانی و تازه‌های نشر ایران آشنا شوم. حضور در این نمایشگاه تجربه بسیار مفیدی برایم به‌شمار می‌رود چون در طول چند روز می‌توانم از جدیدترین کتاب‌های بازار نشر ایران مطلع شوم و آثار مورد‌نظرم را تهیه کنم. امسال هم تعدادی کتاب درباره افسانه‌های ایرانی خریداری کردم. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 06 May 2019 04:43:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275202/همواره-کوشیده-ام-درباره-تاریخ-ادبیات-ایران-اطلاعات-درستی-ارائه-دهم در حال پژوهش درباره قبرستان‌های ایران هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275298/حال-پژوهش-درباره-قبرستان-های-ایران-هستم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- توموکو موری گاوا، ایرانشناس و استاد تاریخ دانشگاه توکیو است. سال گذشته اثری از او با عنوان «آثار الرضویه» منتشر شد، کتابی که همه وقف‌نامه‌های آستان قدس رضوی را در خود جای داده است. حضور این ایرانشناس در سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران فرصت خوبی در اختیارمان گذاشت تا با او درباره این کتاب و دیگر آثارش در حوزه تاریخ ایران گفت‌وگو کنیم.    چرا به حوزه ایرانشناسی و مطالعه تاریخ ایران علاقه‌مند شدید؟ من از سنین نوجوانی به تاریخ علاقه زیادی داشتم. اما اینکه چرا تاریخ ایران را انتخاب کردم چند دلیل عمده داشت؛ نخست اینکه کشور ایران تاریخ طولانی، غنی و پرباری دارد. دلیل دوم زیبایی زبان فارسی و جذابیت‌های خاص این زبان است. همچنین منابع و متون زیادی درباره تاریخ ایران وجود دارد. مجموع این دلایل باعث شد تا به سمت مطالعه و تحقیق در زمینه تاریخ ایران جذب شوم. از میان همه دوره‌های تاریخی ایران، دوران صفویه و قاجاریه برایم جذابیت بیشتری داشت و به همین دلیل تحقیقات و مطالعاتم را بر این دو دوره متمرکز کردم. سال‌هایی که به‌عنوان دانشجو در ایران مشغول به تحصیل بودم، فرصت بسیار خوبی برای بازدید از شهرهای مختلف ایران در اختیارم قرار داد. شهرهای ایران اماکن باستانی و تاریخی زیادی دارند و این موضوع برایم بسیار جالب است. در میان شهرهای ایران علاقه بسیار زیادی به شیراز، اصفهان و اردبیل دارم. خوشحالم این فرصت را داشتم که ایرانگردی کنم و بیشتر با تاریخ و فرهنگ ایران آشنا شوم. کمی درباره آخرین اثر خود یعنی «آثار الرضویه» توضیح دهید.   «آثار الرضویه» سال گذشته منتشر شد. این کتاب همه وقف‌نامه‌های آستان قدس رضوی را در خود جای داده است. من و کریستف ورنر با هم این وقف‌نامه‌ها را تصحیح کردیم و دانشگاه توکیو کتاب را به چاپ رساند. این کتاب دربردارنده وقف‌نامه‌هایی است که از دوره صفویه به بعد برجای مانده است. این نسخه‌ها چاپ سنگی هستند و توسط آستان قدس رضوی جمع‌آوری شده بودند. ما در کتاب خود اسناد این موقوفات را جمع‌آوری، تصحیح و فهرست کردیم. همچنین حدود این موقوفات، مصارف و متولی آن در کتاب مشخص شده است. چرا تصمیم به تصحیح وقف‌نامه‌های آستان قدس گرفتید؟ من رشته تاریخ را در دانشگاه تهران خواندم و حوزه تخصصی‌ام دوره قاجار است. همین زمینه‌ای شد تا زمانی‌که  دکتر ورنر به ژاپن آمد، تصمیم به خواندن و تصحیح نسخه‌ای از دوره صفویه به بعد بگیریم. در نتیجه به وقف‌نامه‌های آستان قدس رضوی رسیدیم و شروع به کار روی آنها کردیم.   علاوه بر «آثار الرضویه» چه کتاب‌های دیگری را درباره تاریخ ایران تالیف کرده‌اید؟ یکی از تالیفات من درباره زیارت ایرانیان دوره قاجار به عتبات عالیات است. در واقع در این کتاب سفرنامه‌های ایرانیانی که به عتبات سفر کردند جمع‌آوری شده است. برای تالیف این کتاب علاوه بر سفرنامه‌ها از اسناد مربوط به روابط ایران و عثمانی استفاده کردم. این اسناد دربردارنده اطلاعات زیادی درباره قوانین دولت عثمانی برای زائران ایرانی عهد قاجار است. کتاب جدیدی را در دست نگارش دارید؟ در حال حاضر مشغول پژوهش درباره قبرستان‌های ایران در دوره‌های مختلف تاریخی هستم. به این منظور از بیشتر قبرستان‌های ایران بازدید کردم. دیدگاهتان درباره نمایشگاه کتاب ایران چیست؟ نمایشگاه بسیار خوب و شلوغی است. استقبال گسترده مردم به‌ویژه جوانان ایرانی از نمایشگاه کتاب برایم جالب بود. کتابی هم از نمایشگاه تهیه کردید؟  حدود 20 عنوان کتاب تاریخی از این نمایشگاه خریداری کردم. همچنین کتاب خوبی را هم در زمینه سنگ‌نبشته‌های دوره باستان ایران نظرم را جلب کرد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 05 May 2019 06:08:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275298/حال-پژوهش-درباره-قبرستان-های-ایران-هستم «اندرز به سلطان» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275383/اندرز-سلطان-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب اندرز به سلطان (نصیحت و سیاست اسلام در قرون اولیه) نوشته نگین یاوری با ترجمه محمد دهقانی در اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی نقد و بررسی می‌شود. در این نشست منصوره اتحادیه، حامد فولادوند، اکبر ثبوت، غلامرضا ظریفیان، محمد دهقانی و علی دهباشی حضور دارند و درباره این کتاب به بحث و بررسی می‌پردازند. اندرز به سلطان می‎کوشد تا به بررسی بخش‎های گوناگون و متعارض در تفکر سیاسی از قرن چهارم هجری تا امروز بپردازد. این کتاب بر آن است که بررسی مجدد این آرا و سرنوشت و اقبال آن‌ها در دورانی طولانی‎تر ما را وامی‎دارد تا در درک خود از رابطه میان تاریخ مدرن و روایت‎های اخیر در تاریخ تفکر سیاسی غرب و اسلام بازنگری کنیم. اندرزهایی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته‎اند، که دامنه‎اش از «وظایف وزیر» در مصر باستان است تا «نامه تنسر» در ایران پیش از اسلام و کتاب «سِرالاسرار» و چندین اندرزنامه‎ اروپایی و اسلامی از سده‎های دهم و یازدهم تنوع شیوه‎هایی را نشان می‎دهند که تاریخ در آن‌ها خود را عیان می‎سازد. حقانیتی که همواره آینه‎ها در برابر امیران به نمایش می‎گذارند، درک ما را از متونی به چالش می‎کشند که در آن‌ها به عنوان دریچه‌ای به جهان‎بینی‎ها نظر می‎کنیم و توجه ما را به شیوه‎های غیرمتعارفی جلب می‎کند که می‎توان در آن‌ها به فحوای کلام در متنی خاص دست پیدا کرد. نقد و بررسی کتاب سه‌شنبه 17 اردیبهشت ساعت 17 در بزرگراه حقانی، بعد از ایستگاه مترو بلوار کتابخانه ملی، اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 05 May 2019 06:00:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275383/اندرز-سلطان-نقد-بررسی-می-شود علیقلی خویی بنیانگذار سبک تصویرگری کتاب‌های چاپ سنگی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275395/علیقلی-خویی-بنیانگذار-سبک-تصویرگری-کتاب-های-چاپ-سنگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست علمی «بررسی آثار و احوال علیقلی خویی» شنبه 14 اردیبهشت 1398 از ساعت 14 با سخنرانی الریش مارزلف، علی بوذری، رکسانا زنهاری، مصطفی لعل شاطری، حمید میزبانی، محمد گودرزی، سیده نسیم صلاحی، هم‌زمان با گشایش نمایشگاه «آثار چاپ سنگی علی‌قلی خویی» در کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار شد.   در ابتدای این نشست، غلامرضا خواجه‌سروی مدیرعامل موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، ضمن خیرمقدم به مهمانان حاضر در جلسه گفت: «یکی از سیاست‌های آستان قدس رضوی برقراری ارتباط میان موسسات وابسته به آستان با مراکز دانشگاهی و اساتید دانشگاه است. برگزاری مراسم بزرگداشت میرزا علیقلی خویی و نمایش آثار او در موزه ملی ملک، گامی آغازین در این مسیر است و امیدواریم ارتباط میان موزه ملک و دانشگاهیان همواره بیش از پیش شود.»   او همچنین گفت: «در مسیر برقراری ارتباط با موسسات مختلف که تاکید ریاست آستان قدس رضوی نیز بر آن است، ما امیدواریم ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی موزه و کتابخانه ملک را نیز گسترش دهیم و حضور مهمانان صاحب فضل خارجی در این نشست نمودی از همین تلاش است.»   دومین سخنران این مراسم، حسن سلطانی رئیس دانشگاه هنر بود. گفتنی است که نمایشگاه آثار علیقلی خویی با همکاری موزه ملک و دانشگاه هنر برگزار می‌شود. سلطانی با اشاره به فعالیت‌های دانشگاه هنر در زمینه چاپ سنگی گفت: «امروز کارگاه چاپ سنگی دانشگاه هنر که تنها کارگاه فعال چاپ سنگی دانشگاهی کشور محسوب می‌شود همزمان با نمایش آثار علیقلی خویی در موزه ملک، در دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه هنر آغاز به کار کرد.»   پس از سخنرانی رئیس دانشگاه هنر، مجری مراسم شناختنامه‌ای از میرزا علیقلی خویی را قرائت کرد. بنا بر اطلاعات متن قرائت‌شده، میرزا علیقلی که در حدود سال 1230 هجری در خوی زاده شده است، نخستین تصویرگر شناخته شده کتاب‌های چاپ سنگی و سربی در دوران قاجار است و از پرکارترین هنرمندان این عرصه محسوب می‌شود. به گونه‌ای که آثارش بارها توسط معاصران و پسینیانش گرته‌برداری شده است. بسیاری از آثار خویی به الگوی همیشگی تصویرگری کتاب‌های چاپ سنگی تبدیل شده‌اند و بر این مبنا می‌توان او را بنیان‌گذار سبک تصویرگری کتاب‌های چاپ سنگی معرفی کرد. از خویی 33 کتاب در زمینه‌های مختلف شناسایی شده است و همچنین اغلب سرلوح‌های روزنامه وقایع اتفاقیه تا صفر سال 1272 هجری قمری بر اساس شباهت‌های سبکی به او منسوب می‌شود. حوالی سال 1272، زمان تقریبی درگذشت میرزا علیقلی خویی است.   پس از قرائت این شناختنامه نوبت به حمیدرضا شاکری، مدیر پژوهش و آموزش کتابخانه و موزه ملی ملک رسید تا اطلاعاتی درباره آثاری که از خویی در کتابخانه ملک نگهداری می‌شود ارائه دهد. وی گفت: «در کتابخانه و موزه ملی ملک آثار چاپ سنگی نفیسی نگهداری می‌شود که در ذیل این آثار شاید شاهنامه علیقلی خویی که نخستین شاهنامه چاپی دنیا هم محسوب می‌شود از جمله نفیس‌ترین این آثار است. ما این اثر را از یک‌سال و نیم پیش در موزه به صورت دائمی در معرض دید عموم قرار داده‌ایم.»   پس از سخنان شاکری پنل اول نشست، اولریش مارزلف پژوهشگری که درباره نسخ چاپ سنگی و به ویژه شخصیت و آثار میرزا علیقلی خویی آثار قابل توجهی دارد به سخنرانی پرداخت. مارزلف عضو آکادمی علوم آلمان و پژوهشگر ارشد دانش‌نامه قصه است. عنوان سخنرانی‌ که او ارائه داد «احوال و آثار علیقلی خویی» بود. وی گفت: «ما درباره زمان تولد و وفات میرزاعلیقلی اطلاعات دقیقی نداریم. این را می‌دانیم که در سال 1240 چاپ سنگی به ایران ورود کرده و اولین کتاب‌های مصور با امضای میرزاعلیقلی خویی در سال 1263 منتشر شده است. آن آثار، کتاب‌ بختیارنامه و کتاب نوش‌آفرین هستند. تنها اطلاعات دقیقی که ما میرزاعلیقلی داریم از کتاب‌های تصویردار با امضای او ناشی می‌شود و غیر از این اطلاع دقیق دیگری از او نداریم.»   وی ادامه داد: «پادشاهی ناصرالدین شاه از سال 1264 آغاز شده است و در سال 1267 میرزا علیقلی خویی اثر خود را با عنوان فراش قبله عالم امضا کرده است. در سال 1268 نیز کتابی را با عنوان بنده دربار و در سال 1270 اثری را با عنوان خادم مدرسه دارالفنون امضا کرده است. آخرین کتاب امضاداری که از او در دست داریم به سال 1272 مربوط است. بر همین مبنا حدس زده می‌شود او در سال 1272 یا کمی بعد از آن درگذشته باشد.»   این پژوهشگر ادامه داد: «در طی ده سالی که از سال‌های فعالیت‌ خویی شناسایی شده است شاهد تحولی شگفت‌انگیز هستیم. او آثار اول خود را کوچک می‌کشید و امضای کوچکی هم داشت ولی آثار انتهایی خود را با اطمینان امضا می‌کرد. آنچه قطعی می‌دانیم این است که سی‌وشش عنوان کتاب با امضای میرزاعلیقلی در دست داریم. البته آثار دیگری هم هستند که او با همراهی دیگران کشیده است و باید به دقت نقاشی‌ها را ارزیابی کرد تا بدانیم کدام نقاشی را خودش کشیده و کدامیک را همکارانش.»   وی افزود: «ما می‌دانیم سه خمسه نظامی با امضای میرزاعلیقلی وجود دارد ولی نکته این است که بعضی تصاویر در یکی از این نسخه‌ها شیوه متفاوتی دارند. در دو نسخه مربوط با سال 1264 و 1269 تصاویر از یک شیوه پیروی می‌کنند اما در نسخه 1270 شیوه تصویرگری آنقدر متفاوت است که باعث تعجب می‌شود و این پرسش را به وجود می‌آورد که آیا آن نسخه مربوط به میرزاست یا دیگران نقاشی کرده‌اند و میرزا فقط امضا کرده است؟»   مارزلف همچنین گفت: «ما می‌دانیم سرلوحه‌های وقایع اتفاقیه تا 1270 مربوط به میرزا علیقلی است ولی دقیق نمی‌دانیم از چه تاریخی کسان دیگر ساختن سرلوحه‌ها را بر عهده گرفته‌اند. همچنین عکس‌هایی از آثار میرزاعلیقلی موجود است که ما نمی‌دانیم اصلشان در کجا نگهداری می‌شود.»   او در بخش دیگری از سخنانش گفت: «اگر دلایلی برای تشکیک در انتساب برخی آثاری میرزاعلیقلی وجود داشته باشد هم ما در نهایت به یک فهرست 30 عنوانه می‌رسیم که در فاصله سال‌های 1263 تا 1272 تصویرگری شده‌اند. در عین حال کتاب‌های زیادی هست که هنوز باید آنها را ارزیابی کنیم. به عنوان نمونه یک نقاشی که ما حدود بیست سال پیش در یک مجموعه کتاب کاملاً متفاوت به عنوان کاغذ بدرقه مورد استفاده قرار گرفته بود و در کتابخانه آستان قدس نگهداری می‌شد ما را به کتابی رهنمون کرد که در مجموعه‌ای شخصی در تهران نگهداری می‌شود و امضای میرزاعلیقلی را دارد. باید گفت کتاب‌های بسیاری هستند که تشخیص آنها با تردید مواجه هستند و باید در این زمینه تلاش بیشتری شود.» در نمایشگاه آثار علیقلی خویی علاوه بر مجموعه موجود در موزه ملک، از آثار گردآوری شده توسط علی بوذری استادیار دانشگاه هنر تهران نیز بهره‌برداری شده است. وی سخنران بعدی این مراسم بود. بوذری سخن خود بر کتاب‌های چاپ سربی خویی و به طور مشخص کتاب طوفان‌البکا متمرکز کرد. وی گفت: «در ابتدای ورود چاپ سربی به ایران، بیشتر کتاب‌هایی که چاپ می‌شده‌اند، کتاب‌های مذهبی بوده‌اند.»   وی گفت: «مرگ عباس میرزا اتفاقی ناگوار برای کتاب‌های چاپ سنگی بود. می‌شود ملاحظه کرد که از سال 1249 که چاپ سنگی به ایران وارد می‌شود چاپ سربی رنگ می‌بازد. با ورود چاپ سنگی، چاپ کتاب به شیوه سربی به زودی متوقف می‌شود. به این دلیل که چاپ به شیوه سنگی راحت‌تر بوده است و حتی صحبت این است که در خانه‌ها نیز امکان چاپ سنگی وجود داشته است. با توجه به دانسته‌های ما، پس از ورود چاپ سنگی به مدت شش سال هیچ کتابی با چاپ سربی منتشر نمی‌شود.»   ایزدی افزود: «نخستين کتاب مصوری که به شیوه چاپ سربی منتشر شده است، مختارنامه در سال 1261 است. پس از آن در سال 1265 طوفان البکا منتشر می‌شود و این کتاب یک‌بار دیگر نیز در سال 1269 به چاپ می‌رسد. پس از آن نیز تمام طوفان‌البکاها به صورت مصور منتشر می‌شوند. در مورد مختارنامه گفته شده است که تصاویر با کلیشه چوبی به اثر اضافه شده است اما درباره کتاب‌های پس از آن به این گونه بوده است که متن کتاب به صورت چاپ سربی و با حروف برجسته شکل می‌گرفته و در چاپخانه‌ای دیگر تصاویر به شیوه چاپ سنگی به صفحه اضافه می‌شده است. تفاوت این شیوه‌های چاپ، روند انتشار اثر را بسیار مشکل می‌کرده است.»   وی با اشاره به اینکه تاکنون 56 طوفان‌البکای مصور شناسایی شده است، درباره اهمیت نسخه مربوط به 1265 این کتاب گفت: «اولین طوفان‌البکا که در سال 1265 منتشر شده است با 47 تصویر بیشترین تعداد تصویر را دارد و در طول 100 سال همواره از تعداد این تصاویر کاسته شده است تا آنکه به هشت تا نه تصویر در سراسر کتاب می‌رسیم.»   ایزدی درباره جنبه دیگر اهمیت نسخه 1265 گفت: «شیوه چاپ همزمان از دیگر جوانب اهمیت این اثر است. از آنجا که قرار دادن تصویر و متن در کنار یکدیگر بسیار مشکل است، از طوفان البکای 1269 به بعد مشاهده می‌کنیم شیوه ارائه این می‌شود که یک صفحه کامل متن و یک صفحه کامل تصویر باشد. اما در نسخه 1265 ملاحظه می‌کنیم که تصویر و متن در کنار یکدیگر قرار دارند و این اهمیت این نسخه که یکی از پراهمیت‌ترین آثار در کارنامه علیقلی خویی است را مشخص می‌کند.»   پس از بوذری، سخنرانان دیگر نظیر رکسانا زنهاری، مصطفی لعل شاطری، حمید میزبانی، محمد گودرزی و سیده نسیم صلاحی نیز به ارائه تحقیقات خود در زمینه زندگی و آثار میرزا علیقلی خویی در قالب سخنرانی پرداختند. گفتنی است که نمایشگاه آثار چاپ سنگی میرزا علیقلی خویی، شامل 11 اثر ویژه از این تصویرگر، تا 13 خرداد 1398 در کتابخانه و موزه ملی ملک برقرار است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 05 May 2019 04:47:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275395/علیقلی-خویی-بنیانگذار-سبک-تصویرگری-کتاب-های-چاپ-سنگی قهرمان‌سازی از گذشتگان سوژه کتابسازی‌های تاریخ معاصر شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275240/قهرمان-سازی-گذشتگان-سوژه-کتابسازی-های-تاریخ-معاصر-شده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نمایشگاه کتاب بسان خبرنامه پر برگ و باری است که در آن می‌توان خبرهای تازه و جذابی از حال و روز کتاب‌ها دریافت کرد؛ کتاب‌هایی از حوزه‌های مختلف که چونان طاوسی خود را می‌گشایند تا مشتاقان برگ برگ آنها را حریصانه بخوانند و بر دانش خود بیافزایند. اما چند سالی است که پرهای طاووس نمایشگاه کم‌جان و بی‌رمق شده و گویی ناخوشی سمجی گریبان کتاب به ویژه حوزه تاریخ را گرفته و کم‌کم در حال تبدیل شدن به یک رخوت فراگیر است، کتاب‌هایی که سال به سال کم‌رنگ و کم‌رنگ می‌شوند و دیگر کمتر به شکل اثری در غرفه‌های انتشارات رنگارنگ قرار می‌گیرند تا چشمان مشتاق رهگذران را به خود جلب کنند. به گمانم غرفه‌های قطار شده پشت سر هم چند عنوان کتاب را مدام با رنگ و روی تغییر یافته تکرار می‌کنند، در این میان ناشرانی که تعداد آنها از انگشتان دست کمتر است، برخی آثار تازه را عرضه می‌کنند؛ آثاری که یا ربطی به تاریخ دارند یا در حال و هوای تاریخ هستند. در این میان شاید آنچه بیش از همه در میان کتاب‌های تاریخی رونق دارد، آثار تاریخ شفاهی است که بیشتر به روایت تاریخ انقلاب تکیه دارند که از زبان نخبگان سیاسی بعد فرهنگی روایت می‌شوند. هنوز با همه تبلیغاتی که در این حوزه وجود دارد، تاریخ شفاهی مردم کم‌رنگ کم‌رنگ است، اما تاریخ شفاهی در حوزه نخبگانی سیاسی و فرهنگی کتاب‌های بسیاری را به خود اختصاص داده است. سوا از کتاب‌های تاریخ شفاهی، بازار کتاب در این حوزه چنگی به دل نمی‌زند، به عبارتی خبری از پژوهش‌های جدید نیست، گویی پژوهش در حوزه تاریخ به موجود در حال احتضار تبدیل شده که نفس‌های آخرش را می‌کشد یا شاید هم پژوهش در عصر امروز دیگر نیاز به ثبت شدن در کتاب‌ها ندارد و در چارچوب یک مقاله قابل طرح است. اما ناشران رنگارنگی که در نمایشگاه کتاب حضور دارند باید به شکلی غرفه‌های خود را پر کنند و در این میان کتاب‌های تاریخی یکی از بخش‌های جذابی است که مورد توجه مخاطبان است، پس برای پر کردن خلاء پژوهش‌های جدید، چند سالی است که به قول رسول جعفریان، استاد تاریخ دانشگاه تهران، ناشران کتاب‌های بی‌سر و صاحب را بی‌سر و صدا چاپ می‌کنند و حتی در این میان ممکن است بخشی از آنها را تحریف کنند و کسی هم متوجه نشود. اما کتاب‌هایی که ناشران در چاپ آنها راحت هستند و نیاز نیست با کسی حساب و کتابی داشته باشند؛ کتاب‌های سعید نفیسی، عباس اقبال، احمد کسروی، عبدالحسین زرین‌کوب و برخی زندگینامه‌های رجل سیاسی و فرهنگی است که سال‌ها از درگذشت آنها می‌گذرد. در این میان اگر فرزند یا وارثی هم از آنها به جای مانده باشد، حرفش به جای نمی‌رسد و کسی اعتنایی به نارضایتی‌اش نمی‌نهد.             از سویی آثار این مولفان در میان ناشران تاریخی نیز مورد توجه و چاپ‌های متعدد است در کنار آن کتاب‌هایی که درباره فرقه دموکرات، ملی شدن صنعت نفت و حوادث پس از آن موضوع کتاب‌های بسیاری است، بدون اینکه در این رابطه حرف تازه‌ای داشته باشند یا تحقیق مجزایی با نگاهی از زاویه جدیدی به قضایای آن صورت بگیرد. برای درستی این نگاه کافی در سایت موسسه خانه کتاب با کلیدواژه مصدق یا نفت را جستجو کنید، تا با حجم بسیار زیادی از تالیفاتی روبه‌رو شوید که درباره این برهه تاریخ به نگارش درآمده بدون اینکه تحقیق جامع و بدون گرایش به یک سمت انجام شده باشد. در کنار این کتاب‌ها، باید موسسات دولتی را در نظر بگیرید که در دوگانه دکتر محمد مصدق- آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی یکی را برگزیده و با نگاهی ایدئولوژیک به آن پرداختند، گزینش برخی اطلاعات از سایر کتاب‌ها و در نهایت رسیدن به نتیجه‌ای که از پیش مشخص است، کتاب‌هایی که مخاطب چندانی ندارد و به دلیل برچسب ایدئولوژیک آن مورد توجه قرار نمی‌گیرد، ضمن اینکه مولفان تلاشی جدید در تالیف آنها نکشیده‌اند و حرفی ندارند به مخاطب بگویند جز دیدگاهی که در پس تلی از اطلاعات تکراری رنگ شده است.  زندگی قهرمانان و نخبگان درگذشته در زمان پهلوی نخست و دوم را نیز نباید فراموش کرد، زندگی جلال آل‌احمد، صمد بهرنگی، علی شریعتی و غلامرضا تختی. افرادی که پس از گذشت سال‌ها هنوز دوگانه مرگ یا کشته شدن به دست رژیم مطرح است و باعث شده کتاب‌هایی درباره این افراد به ویژه غلامرضا تختی نوشته شود که بن‌مایه آن اثبات مرگ طبیعی یا کشته شدن به دست رژیم است و هر از چندی همان اطلاعات گذشته در کتابی گنجانده می‌شود و تنها دو جمله پایانی کتاب مخاطب را به بازی می‌گیرد که اغلب جمله پایانی مولف دربرگیرنده سند محکمی برای ادعای مطرح شده نیست.  یک دسته دیگر از کتاب‌هایی که این روزها بازار داغی دارد و در گوشه میز اغلب ناشرات فضایی اشغال کرده، کتاب‌های تاریخ محلی و تاریخ شهر است که در تهران نقطه تمرکز آنها بر شهر تهران است و در اغلب این آثار بن‌مایه کتاب برگرفته از کتاب «طهران قدیم» اثر جعفر شهری یا «شرح زندگانی من» تالیف عبدالله مستوفی است و کمتر نکته یا مطلب تازه‌ای در کتاب‌های جدید تهران‌شناسی به چشم می‌خورد. تعدد برخی تاریخ‌های محلی که بیشتر از سایر آثار مورد توجه هستند، حاکی از نبود نظارت بر آثار این حوزه است و برخی مخاطبان هم آنها را خریداری می‌کنند. از سوی دیگر آثار بعضی از محققانی خارج از کشور که هنوز زنده هستند، نیز به شکل بی‌رویه از سوی ناشران متعدد به چاپ می‌رسد، برای مثال کتاب‌های یرواند آبراهامیان با چاپ‌های سطحی و نازل در بسیاری غرفه‌ها عرضه می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 04 May 2019 10:52:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275240/قهرمان-سازی-گذشتگان-سوژه-کتابسازی-های-تاریخ-معاصر-شده اثر ویل دورانت مورد توجه کتاب‌دوستان قرار گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275139/اثر-ویل-دورانت-مورد-توجه-کتاب-دوستان-قرار-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «قهرمانان تاریخ» اثر ویل دورانت با ترجمه زرین فنائیان یکی از کتاب‌های پرفروش انتشارات بنگاه نشر و ترجمه پارسه در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است.  «قهرمانان تاریخ» درباره عقلانیت است؛ تعقلی توأم با خوش‌بینی که به پیشرفت و تقویت کیفیت زندگی کمک می‌کند. این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که با دانش عمیق ویل دورانت همراه می‌شود. توانایی منحصر به‌فرد او سبب شد تا ایده‌ها و وقایع، به ساده‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین شکل ممکن شرح داده شوند؛ درس‌هایی از میراث گذشته که با هدف عبرت و منفعت برای آینگان روایت شدند. محبوبیت ویل دورانت به عنوان آموزگار تاریخ در آمریکا، پس از گذشت‌ دهه‌ها همچنان به قوت خود باقی است. کتاب‌های او برای طیف متنوعی از خوانندگان در دسترس است و توانایی خاص او برای ساده‌سازی و فشرده کردن ایده‌های پیچیده تنها در چند صفحه آثار او را به پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتاب‌ها تبدیل کرده است. دو دهه بعد از آغاز هزاره جدید، هیچ‌ اثری بهتر‌ از این کتاب درخشان نمی‌تواند معنای تمدن بشری و ترسیم تجارب گذشتگان را برای ما ترسیم کند تا بتوانیم با اعتماد به نفس، مواجهه‌ای درخور با آینده داشته باشیم به جای اینکه در ترس و جهل به سر ببریم. آخرین کتاب ویل دورانت صرفا مجموعه‌ای از زمان‌ها، اشخاص و رویدادها نیست (همچنان‌که تنها خلاصه‌ای از شاهکار وی تاریخ تمدن هم نیست) بلکه درس‌هایی است که از پیشینیان به نسل‌های آینده رسیده است تا از آن عبرت بگیرند و منتفع شوند. همانند سوراخ کلیدی است که می‌توانیم از طریق آن تجسس کنیم؛ به قول دورانت: «این کتاب مانند شهری آسمانی یا کشوری ذهنی است که در آن هزاران قدیس، دولتمرد، مخترع، دانشمند، شاعر،‌ نقاش، موسیقیدان، عاشق و فیلسوف هنوز در حال زیستن، صحبت کردن،‌ تدریس و طراحی و خواندن هستند.» ویل دورانت فیلسوف، و مورخ و صاحب اثر سترگ «تاریخ تمدن» در این کتاب در پی زندگی و ایده کسانی است که برای تعریف تمدن (از زمان طلوع تا آغاز دوران مدرن) یاری رسانده‌اند.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 04 May 2019 10:47:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275139/اثر-ویل-دورانت-مورد-توجه-کتاب-دوستان-قرار-گرفت درباره نقش آسوریان در کشتارهای جنگ اول جهانی اغراق شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275341/درباره-نقش-آسوریان-کشتارهای-جنگ-اول-جهانی-اغراق-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «راه بی‌سرانجام؛ نگاهی به سرگذشت آسوریان در جنگ جهانی اول»، نوشته سیروان خسروزاده، با حضور نویسنده کتاب و سید علی موسوی به عنوان مدیر جلسه، عصر روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، در غرفه خانه کتاب واقع در سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار شد.   در ابتدای این نشست موسوی با بیان اینکه یکی از مسائل مهم ایران معاصر جنگ اول جهانی بوده است گفت: «متاسفانه به این مقوله مهم آنگونه که شایسته بوده  پرداخته نشده است. در جنگ جهانی اول ایران اعلام بی‌طرفی کرد اما از آنجا که اعلام بی‌طرفی هم مانند حضور در جنگ نیازمند قدرت و اقتدار است و ایران اقتدار لازم برای حفظ بی‌طرفی را نداشت، به زودی پای کشور ما به جنگ باز شد. این اتفاق به‌ویژه پس از آن رخ داد که همسایه ایران، عثمانی، به جنگ ورود کرد و مرزهای ایران درگیر مسئله جنگ شدند.»   موسوی افزود: «در دوران جنگ جهانی اول کانون بحران آذربایجان بود و در این میان اقلیت‌های مذهبی ساکن این ناحیه، از جمله آسوری‌ها بیشترین درگیری را با مسائل مرتبط با جنگ جهانی اول پیدا کردند.»   این پژوهشگر در زمینه کیفیت آثاری که به مقوله نقش آسوریان در جنگ جهانی اول پرداخته‌اند گفت: «تا قبل از کتاب راه بی‌سرانجام، مطالعات مربوط به این حوزه تحت تاثیر مورخانی مانند کسروی بود و در عمل آنچه که در آثار مختلف مربوط به آن ایام درباره نقش آسوریان می‌آمد به نوعی تکرار سخنان همین مورخان محسوب می‌شود.»   موسوی درباره مزیت‌های کتاب «راه بی‌سرانجام» نیز گفت: «در این کتاب اسناد دست اول فراوانی مورد استفاده قرار گرفته است و در عین حال این بهره‌گیری از اسناد تازه با دقت پژوهشی و خلاقیت تحلیلی همراه شده است و همین خصوصیات این کتاب را به منبعی ارزشمند تبدیل می‌کند. کتاب «راه بی‌سرانجام» می‌تواند فتح بابی برای ارائه پژوهش‌های دست اول و فارغ از تعصبات مختلف درباره مسائل اقلیت‌های قومی در ایران باشد.»   پس از موسوی، نوبت به سیروان خسروزاده نویسنده کتاب راه بی‌سرانجام رسید تا توضیحاتی درباره این کتاب ارائه کند. وی گفت: «با وجود اینکه تمرکز اصلی کتاب راه بی‌سرانجام بر آنچه که در زمان جنگ جهانی اول در رابطه با آسوریان رخ داده است اما برای آشنایی با تاریخ و هویت این اقلیت، بخشی را به سخن گفتن درباره تاریخ این قوم از ابتدا تا جنگ جهانی اول اختصاص دادم. علاوه بر این، برای آشنایی با آنچه که پس از جنگ اول جهانی بر این قوم گذشت، اطلاعاتی مختصر درباره سرگذشت آسوریان پس از جنگ اول هم در کتاب مندرج شده است.»        وی با اشاره به اینکه اطلاعات درباره آسوریان در ایران بسیار اندک و تحت تاثیر اطلاعات غلطی است که در اینترنت و فضای مجازی مندرج می‌شود گفت: «آسوریان را گاه به عنوان کردهای مسیحی می‌شناسند و گاه آنها را با ارمنی‌ها خلط می‌کنند. در حالی که آشوریان قومیتی کاملاً متفاوت محسوب می‌شوند. در تاریخ ایران از آشوریان بیش از هر چیز با نام جَلوها نام برده شده است. حتی مرحوم کسروی هم همین‌گونه از آنها یاد کرده و نمی‌دانسته است که جلو چه معنایی است. آسوری‌ها شش قوم دارند و جلوها یکی از این اقوام هستند. اینکه چگونه نام یکی از اقوام آسوری بر همه آنها تسری پیدا کرده چندان مشخص نیست. اما آنچه مشخص است، این است که جلوها در طول تاریخ معاصر به عنوان قومی خونریز شناخته شده‌اند و ذهنیتی که حول آنها به ویژه در منطقه آذربایجان شکل گرفته است بر همین مبناست.»   خسروزاده گفت: تا پیش از قرن نوزدهم آسوری‌ها را با این نام نمی‌شناختند. به آنها نسطوری می‌گفتند و کلیسای آنها وابسته به نسطوریوس قدیس بود. اما از قرن نوزدهم اصطلاح آسوری رایج شد. اینکه آیا نسب آنها به آشوریان باستان برمی‌گردد یا خیر مشخص نیست و سندی در این زمینه وجود ندارد اما ناسیونالیستهای آشوری معتقد هستند از ریشه آشوریان باستان هستند.»   وی درباره تفاوت آشوریان با دیگر انواع مسیحیان گفت: «دو مشخصه عمده آسوریان یا نسطوریان یکی عدم قبول پاپ و دیگری عدم قبول الوهیت عیسی مسیح است.»   این پژوهشگر همچنین افزود: «سه چهارم نسطوریان یا آشوریان که در حدود 150 هزار نفر را شامل می‌شده است در زمان جنگ جهانی اول در خاک عثمانی و یک چهارم معتقدان به قوم در ایران و نواحی ارومیه و سلماس زندگی می‌کرده‌اند. در قرن نوزدهم توجه میسیونرهای مسیحی به آسوریان جلب شد و این توجه به ساخته شدن مدارسی برای آموزش فرزندان این قوم در ارومیه و سلماس منجر شد. همین تلاش میسیونرها باعث شد آسوری‌ها به اقلیتی باسواد و متمایز در ارومیه تبدیل شوند. معلمان و مهندسان و پزشکان فراوانی در میان آسوریان پدید می‌آیند. شاید به دلیل همین تمایز بود که از سال 1898 ناسیونالیسم افراطی آسوری در ایران رشد خود را آغاز کرد.»   وی درباره اهمیت حضور میسیونرها در میان آسوریان گفت: «از جمله تبعات این حضور چنددستگی‌ای بود که میان آسوریان از لحاظ اعتقادات دینی پدید آمد. یعنی آنها به چند دسته کاتولیک، پروتستان و ارتودکس تقسیم شدند و عده‌ای از آنها هم همچنان نسطوری باقی ماندند. از تبعات این حضور این بود که بخش عظیمی از نسطوری‌ها ارتودکس شدند و تلاش کردند با کمک روس‌ها دستاوردهای سیاسی به دست آورند. این تلاش به ویژه در هنگام جنگ جهانی اول و اشغال مناطق آذربایجان به وسیله روس‌ها بروز و نمود فراوانی یافت. در این زمان جنگ‌هایی میان آسوریان و ترک‌ها شکل گرفت و در یکی از همین جنگ‌ها کشتار وسیعی در میان ترک‌ها رخ داد. کشتاری که به گفته مرحوم کسروی 20 هزار کشته داشته است. ولی بر مبنای اسناد و خاطرات می‌توان گفت این آمار بسیار اغراق‌آمیز است. در یکی از کتاب‌های خاطراتی که به آن دوران پرداخته است می‌خوانیم که اهالی تا چهار یا پنج روز مشغول دفن کردن جنازه بوده‌اند. بی‌شک با امکانات آن زمان دفن کردن 20 هزار جنازه در پنج روز ممکن نیست و به احتمال فراوان حداکثر تعداد کشته‌ها در آن نبرد 1000 نفر بوده است.»   نویسنده کتاب «راه بی‌سرانجام» افزود: «مصائب آسوریان از زمانی آغاز شد که روس‌ها طی عقب‌نشینی‌ای تاکتیکی از آذربایجان خارج می‌شوند. پس از آن نیروهای عثمانی وارد آذربایجان می‌شوند و آسوریان را قتل عام می‌کنند. شش ماه بعد دوباره روس‌ها برمی‌گردند و نستوری‌ها را نجات می‌دهند. در ادامه این وضعیت اما یک اتفاق ناگوار دیگر برای آسوریان رخ می‌دهد و آن کشته شدن پیشوای دینی‌شان به وسیله اسماعیل‌آقا سیمکو است. نتیجه این عمل سیمکو این بود که آسوریان در موضع انفعال قرار گرفتند و دیگر حضور جدی در روند امور سیاسی و اجتماعی منطقه نداشتند. این واقعه کمر آسوریان را برای همیشه می‌شکند. پس از آن نیز نیروهای روس به سمت قفقاز برمی‌گردند و در تابستان 1918 نیروهای عثمانی با کمک هوادران کرد و ترکشان به سمت ارومیه حرکت می‌کنند و به انتقام‌جویی از آسوریان می‌پردازند. آسوریان و ارمنی‌ها برای فرار از انتقام‌جویی و قتل عام مجبور می‌شوند ارومیه را به سمت بیجار و همدان ترک کنند و در آنجا به توصیه انگلیسی‌ها راهی عراق شوند. این حرکت به سمت عراق در نهایت به بازگشت آسوریان به ایران منجر نمی‌شود و اگر چه هنوز هم تعدادی از آسوریان در ارومیه حضور دارند اما جایگاه تاریخی آنها در این منطقه پس از جنگ جهانی اول از بین می‌رود.»   وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره میزان استقبالی که از کتابش شده است گفت: «این کتاب بسیار مورد توجه آسوریان قرار گرفت به گونه‌ای که در اندک زمانی چاپ آن رو به اتمام رفت و آنها خوشحال شده بودند که بالاخره یکی پیدا شده و بدون حب و بغض‌های قومی به نقش آنها در جنگ جهانی اول پرداخته است.»   خسروزاده همچنین گفت: «از دیگر برهه‌های تاریخی که آسوریان آسیب فراوانی دیدند مقطع 1325 و زمان فرقه دموکرات آذربایجان بود که من تحقیقاتی در این زمینه انجام داده‌ام و بنا دارم کتابی در ارتباط با وقایع تاریخی آن دوران منتشر کنم.»   جلسه معرفی و بررسی کتاب «راه بی‌سرانجام» در انتها با پرسش و پاسخ حضار همراه بود. خسروزاده در پاسخ به سوالی درباره اهمیت این تحقیق برای دوران معاصر ما گفت: «هستند کسانی که با بزرگنمایی مسئله قتل‌عام ترک‌ها به وسیله آسوریان در حال مظلوم‌نمایی برای رسیدن به غرض‌های سیاسی هستند. اهمیت این کتاب و کتاب‌هایی از این دست این است که پاسخ‌های دقیقی به ادعاهای این افراد می‌دهد. این نکته‌ای است که کاوه بیات نیز در مقدمه همین کتاب به آن اشاره کرده است.» ]]> تاریخ و سیاست Sat, 04 May 2019 08:19:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275341/درباره-نقش-آسوریان-کشتارهای-جنگ-اول-جهانی-اغراق-شده پژوهش‌های تاریخی در بازار کتاب ایران غریب افتاده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275267/پژوهش-های-تاریخی-بازار-کتاب-ایران-غریب-افتاده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- انتشارات هزار کرمان در زمینه انتشار کتاب‌های علوم سیاسی، علوم انسانی و فرهنگ عامه فعالیت دارد و‌ آثار ارزشمندی در این سه حوزه منتشر کرده است. در سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به سراغ مدیرمسئول این انتشارات رفتیم و درباره وضعیت کتاب‌های حوزه تاریخ و کتاب‌سازی‌های این حوزه با او گفت‌وگو کردیم. وضعیت کتاب‌های حوزه تاریخ را چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟ در حال حاضر کتاب‌سازی در همه حوزه‌ها از جمله تاریخ بزرگترین بیماری کتاب ایران است. بعضی از ناشران در نمایشگاه کتاب‌هایی را با ظاهر زیبا به‌عنوان رمان تاریخی منتشر کردند، این کتاب‌ها نه از ویژگی‌های رمان تاریخی برخوردار است و نه خصوصیات تاریخ مستند را دارا هستند. در ایران رمان تاریخی با داستان اشتباه گرفته شده است. درحالی که نوشتن این‌گونه آثار اصول و قواعد خاص خود را دارد. متاسفانه این رمان‌ها فروش خوبی هم دارند و آنچه در این میان غریب افتاده است پژوهش‌های تاریخی است. در نمایشگاه کتاب تهران به قدری آثار بنجل وجود دارد که کتاب‌های راستین زیر آوار این کتاب‌ها مدفون شده است. اگر نگاهی به وضعیت پژوهشگاه‌های مختلف مانند بنیاد موقوفات ایرج افشار در نمایشگاه بیندازید و فروش آنها را با ناشرانی که اخیرا به حوزه تاریخ ورود پیدا کرده‌اند، مقایسه کنید، ‌متوجه غربت پژوهش‌های تاریخی خواهیم شد. این جمله را بارها شنیده‌ایم که «ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به تکرار اشتباهات خود است» اما واقعیت امر این است که ظاهرا در ایران هیچ کاری ساده‌تر از تاریخ‌نویسی نیست. فردی بدون دانستن یک زبان باستانی، درباره کتیبه‌های هخامنشی اظهار نظر کرد و مدعی شد هخامنشیان وجود نداشتند! او مخل به ارکان هویت ایرانی بود اما کوچکترین برخورد قانونی با او نشد. چه راهکاری برای مقابله با پدیده کتاب‌سازی در حوزه تاریخ پیشنهاد می‌دهید؟ برای پیشگیری از پدیده کتاب‌سازی باید سطح سواد مردم بالا رود. اگر در جایی بتوان این کار را جدی شروع کرد، ورود آثار مستند به کتابخانه‌های دانشگاهی است. بیش از پنج سال است که هیچ دانشگاهی برای خرید کتاب به غرفه انتشارات هزار کرمان نیامده است. اطلاع دارم در برخی استان‌ها مسئولان خرید کتاب دانشگاه‌ها اجازه خرید کتاب تاریخ از نمایشگاه کتاب تهران را ندارند. چون در آن استان‌ها افرادی مشغول جعل تاریخ به نیت تجزیه از ایران هستند. با چند عنوان کتاب در نمایشگاه امسال شرکت کردید و جدیدترین اثر شما چیست؟ در نمایشگاه امسال با همراهی انتشارات سمرقند، ایران‌نگار و الفبا شرکت و بیش از 85 عنوان کتاب پژوهشی و 10 عنوان ادبیات کودک و نوجوان نشر الفبا را عرضه کردیم.   تازه‌ترین کتاب ما «تبارشناسی فرمانروایی‌های قفقاز در دوران باستان در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی» نوشته علی علی بابایی درمنی است. این کتاب نقش ایران در بنیاد کردن دو نهاد دین و دولت در قفقاز را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد دولت‌های ایرانی در قفقاز  تبار هخامنشی،‌ اشکانی و یا ساسانی داشته‌اند. نکته جالب این‌که وقتی هخامنشیان در ایران شکست می‌خورند سلسله‌ای که در قفقاز شکل می‌گیرد همچنان هخامنشی است. نمونه‌هایی زیادی از آثار هخامنشی در این منطقه پیدا شده که در این کتاب معرفی شده‌اند. همه اجزای افسانه اولین کوشش خلاقانه بشر برای تعریف دنیای اطراف خود به نیت سرگرمی یا انتقال تجربه است. افسانه‌ها دارای نقش تربیتی بودند. در گذشته پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با تعریف کردن افسانه و استفاده از پیام اخلاقی آن جوانان را به‌صورت غیرمستقیم به سمت راه درست هدایت می‌کردند. هدف از انتشار این مجموعه گسترش حکمت عامیانه و معرفی میراث فرهنگی معنوی ایران بوده است. در عین حال که قصد داشتیم داستان‌هایی جذاب و خواندنی در اختیار مخاطبان نوجوان و جوان خود قرار دهیم.  استقبال از این مجموعه خوب بوده است،. البته تا حدود پنج سال پیش این مجموعه با استقبال بسیار بیشتری روبه‌رو بود. آینده کتاب‌های تاریخ در بازار نشر ایران را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ هر جزیی از جامعه ما در ارتباط تنگاتنگ با دیگر اجزای آن است. یک جامعه عقب‌مانده همه اجزایش عقب‌مانده است. باید تعارف را کنار بگذاریم و در هر جایگاهی که قرار داریم شروع به اصلاح کنیم. درباره آینده کتاب‌های تاریخ نیز باید بگویم، در وضعیتی که در یک هفته کاغذ بندی یک‌صدهزار تومان گران‌تر شده، آینده‌ای برای کل حوزه کتاب نمی‌بینیم، چه رسد به پژوهش‌های تاریخی. البته آرزو می‌کنم که وضعیت کتاب در ایران بهتر شود،‌اما در این زمینه آرزو به تنهایی کارساز نیست بلکه تلاش و همت یک ملت را می‌طلبد. دولت و ملت باید با همکاری هم وضعیت را بهبود بخشند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 04 May 2019 07:10:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275267/پژوهش-های-تاریخی-بازار-کتاب-ایران-غریب-افتاده-اند نشست نقد و بررسی کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275338/نشست-نقد-بررسی-کتاب-نامه-هایی-ناصرالدین-شاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتابخانه و موزه ملی ملک، نشست نقد و بررسی کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه؛ مجموعه‌ای از عرایض متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان» را با سخنرانی پژوهشگر و نگارنده کتاب، یک نسخه‌شناس و یک سندشناس و پژوهشگر تاریخ برگزار می‌کند.   مجید عبدامین، پژوهشگر و نگارنده کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه؛ مجموعه‌ای از عرایض متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان» به همراه جمشید کیان‌فر، نسخه‌شناس و مجید تفرشی، سندشناس و پژوهشگر، در نشستی پژوهشی به معرفی، نقد و بررسی این کتاب تازه‌نشریافته می‌نشینند. کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه» با محوریت مکاتبه و عریضه‌نویسی با شاه و مقامات عصر ناصری برپایه سندهای تاریخی گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک با همکاری انتشارات بنیاد موقوفات افشار نشر یافته است. این نشست یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 از ساعت 14 در بزرگ‌ترین موقوفه فرهنگی ایران برپا می‌شود. کتابخانه و موزه ملی ملک، کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه» را هم‌زمان با برپایی آیین گرامی‌داشت میلاد حضرت امام حسین علیه‌السلام در بهار 1398 خورشیدی رونمایی کرد.   این نشست در ساختمان کتابخانه و موزه ملی ملک در محوطه تاریخی باغ ملی تهران به نشانی «میدان امام خمینی، سردر باغ ملی، خیابان ملل متحد (میدان مشق)» برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 04 May 2019 07:08:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275338/نشست-نقد-بررسی-کتاب-نامه-هایی-ناصرالدین-شاه «گذری در تاریخ» خاطرات رئیس سازمان انرژی اتمی چاپ دومی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275305/گذری-تاریخ-خاطرات-رئیس-سازمان-انرژی-اتمی-چاپ-دومی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «گذری در تاریخ» خاطرات علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران است و نخستین کتابی در حوزه دیپلماسی وزرای خارجه از سوی انتشارات وزارت امور خارجه منتشر شده، البته کتاب خاطرات محمدجواد ظریف با عنوان «آقای سفیر» پیش تر از سوی نشر نی به چاپ رسیده و بارها تجدید چاپ شده است.  کتاب خاطرات صالحی در روزهای نخست نمایشگاه به فروش رسید و برای چاپ دوم از سوی صالحی در حال ویرایش و افزودن برخی جزئیات است که در آینده نزدیک تجدید چاپ می‌شود.  کتاب خاطرات صالحی از دوران کودکی و زندگی در عراق آغاز می‌شود، صالحی متولد شهر کربلاست، اما در این قسمت به شجره نامه خانواده‌اش اشاره می‌کند که از طرف پدری اصالتا اهل طالقان هستند اما بعدها اجدادش از طالقان به بزغان قزوین می‌روند و همچنین چهار نسل اجدادش در کربلا متولد شدند. از نکات مورد توجه کودکی صالحی کار کردن در مغازه پدرش است و زندگی در عراق. پس از آن به تحصیلاتش اشاره می‌کند و ادامه تحصیل در سوریه و بعدها در آمریکا که تحصیلات عالیه خود را به پایان رساند. نکات قابل توجه در دوران صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی آشنایی با امام موسی صدر و جنبش امل است و اظهارنظر جالب توجه‌اش درباره صدر که معتقد است رهبر شیعیان لبنان قطعا به دست قذافی به شهادت رسیده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان رئیس دانشگاه صنعتی شریف انتخاب می‌شود و این انتخاب با حوادثی روبه روست و شرح فضای سال‌های نخست انقلاب و تلاش صالحی برای حفظ برخی استادان برجسته دانشگاه. وی در کنار توصیف بخشی از تاریخ دانشگاه در سال‌های آغاز انقلاب به ترورهای سیاسی دهه 60 نیز نقبی زده و فضای آن روزها را نیز تشریح کرده است.   یکی از مسائل قالب توجه کتاب شرح رابطه صالحی با محمود احمدی نژاد و مسائل پیش آمده در وزارت خارجه پس از پذیرفتن پست وزارت است و هیجان انگیزتر ماجرای اشغال سفارت انگلیس است که در شرح آن می‌گوید: «اوایل بحران سوریه بود. می‌خواستند در سازمان همکاری اسلامی راجع به عضویت سوریه تصمیم‌گیری کنند؛ یعنی کشورهای عربی تلاش می‌کردند به بهانه حمله به سفارتخانه‌های کشورهای خارجی در دمشق، سوریه را از سازمان مذکور اخراج کنند. به همین خاطر ولید المعلم، وزیر امور خارجه سوریه به من زنگ زد و خواهش کرد که شخصا به این نشست بروم و از کشورش حمایت کنم. چون سوریه تنها مانده بود و کسی این کار را نمی‌کرد. من نیز قبول کردم و برای حمایت از سوریه و بیان اینکه حمله به سفارتخانه‌های خارجی، کار دولت سوریه نیست و خشم مردم است به عربستان رفتم. وارد جده شدم. در راه رسیدن به ساختمان سازمان همکاری اسلامی در بزرگراه در حرکت بودم که یک‌دفعه خبر اشغال سفارت انگلیس در تهران را به من منعکس کردند. خیلی عجیب بود. تصور کنید بنده در حال رفتن به جلسه‏ ای بودم که بگویم در موضوع تعرض به سفارتخانه‌های خارجی و خصوصا عربی، دولت سوریه نقشی ندارد و عده‌ای سر خود این کار را می‌کنند که یک‌دفعه به من اطلاع دادند سفارت انگلیس در تهران اشغال شد! در ابتدا باورم نمی‌شد و گفتم: شوخی نکنید؟! این هم یکی از آن تناقضات است.» ]]> تاریخ و سیاست Sat, 04 May 2019 06:52:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275305/گذری-تاریخ-خاطرات-رئیس-سازمان-انرژی-اتمی-چاپ-دومی