خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Thu, 21 Jun 2018 18:30:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 21 Jun 2018 18:30:06 GMT ادبيات 60 معرفی برگزیدگان چهارمین دوره جایزه فرشته http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262381/معرفی-برگزیدگان-چهارمین-دوره-جایزه-فرشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر امروز (چهارشنبه 30خرداد) مراسم اختتامیه چهارمین دوره جایزه فرشته در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. برگزیدگان این جایزه که در دو بخش عکس و داستان کوتاه برگزار شد به این شرح است: بخش داستان بخش عکس گفتنی است مراسم اختتامیه دوره‌های پیشین «جایزه فرشته» همواره با تقدیر از یکی از چهره های برجسته فرهنگی و ادبی همراه بوده است و در این دوره از گلی امامی مترجم تقدیر شد. چهارمين دوره جايزه فرشته به دبيری پژمان موسوي برگزار شد. مشروح گزارش اختتامیه چهارمین دوره جایزه فرشته متعاقبا در خبرگزاری ایبنا منتشر خواهد شد.   ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 15:07:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262381/معرفی-برگزیدگان-چهارمین-دوره-جایزه-فرشته «سووشون» و «سیاه مشق» همچنان می‌فروشند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262329/سووشون-سیاه-مشق-همچنان-می-فروشند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمود دولت‌آبادی که در ماه‌های اخیر کم خبرساز نبوده است، این روزها در بازار کتاب‌های ادبیات حرف اول را می‌زند و تازه‌ترین اثر منتشر شده از او با نام «طریق بسمل شدن» تقریبا در تمامی کتابفروشی‌ها مهم پرفروش است. نکته جالب در فهرست پرفروش‌های این هفته پایان رقابت دولت‌آبادی با امیرخانی است؛ چرا که «رهش»‌ رضا امیرخانی در میان آمار این هفته تنها توانست در کتابفروشی افق و شهرکتاب اصفهان پرفروش باشد و در سایر کتابفروشی‌ها خبری از این رمان نبود. در بخش داستان ایرانی بعد از «طریق بسمل شدن»، دو رمان‌ «قهوه سرد آقای نویسنده»،‌ اثر روزبه معین و «آخرین رویای فروغ»، اثر سیامک گلشیری در رتبه دوم قرار دارند و بعد از این سه اثر «شورآب»‌، اثر کیوان ارزاقی، «رهش»، اثر رضا امیرخانی، «راهنمای مردن با گیاهان دارویی»، اثر عطیه عطارزاده و «سووشون»، اثر سیمین دانشور در رتبه‌های بعدی قرار دارند.   پرفروش‌های داستان رتبه نام اثر نویسنده ناشر 1 طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه 2 قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ 2 آخرین رویای فروغ سیامک گلشیری چشمه 3 سووشون سیمین دانشور خوارزمی 3 شورآب کیوان ارزاقی افق 3 رهش رضا امیرخانی افق 3 راهنمای مردن با گیاهان دارویی عطیه عطارزاده چشمه در بخش شعر نیز «اسکارلت دهه شصت» سجاد افشاریان بدون رقیب در صدر ایستاده است و بعد از آن «گریه‌های امپراتور»‌، اثر فاضل نظری، «دلهره‌ی مدام گریختن»، اثر سابیر هاکا، «سیاه مشق»، اثر هوشنگ ابتهاج، «سیب هوس»، اثر امید صباغ‌نو و «پیشامد»، اثر کاظم بهمنی در رتبه‌های بعدی قرار دارند.   پرفروش‌های شعر رتبه نام اثر شاعر ناشر 1 اسکارلت دهه شصت سجاد افشاریان چشمه 2 گریه‌های امپراتور فاضل نظری سوره مهر 2 دلهره‌ی مدام گریختن سابیر هاکا چشمه 3 پیشامد کاظم بهمنی نیماژ 3 سیاه مشق سایه کارنامه 3 سیب هوس امید صباغ‌نو نیماژ زنگ خطر در بازار کتاب‌های شعر! در میان این آمارگیری متاسفانه متوجه شدیم که بسیاری از کتابفروشی‌ها پرفروش شعر ندارند و برخی کتاب‌های شعر در شرایطی در کتابفروشی‌ها پرفروش‌ شدند که تعداد نسخه فروخته شده به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسید و عمق فاجعه آنجا بود که کتابفروشی پردیس مشهد به‌عنوان یکی از مدرن‌ترین و بزرگ‌ترین ‌کتابفروشی‌های سطح کشور در میان 200 عنوان کتاب پرفروشش، کتاب شعر نداشت. حضور بزرگان شعر و داستان در فهرست پرفروش‌ها در میان 13 کتاب پرفروش حوزه شعر و داستان نام محمود دولت‌آبادی، سیمین دانشور و هوشنگ ابتهاج (سایه)‌ می‌درخشد که حضور این نام‌ها در بین پرفروش‌ها کمی باعث قوت قلب اهالی ادبیات است. آن هم درست در دوره‌ای که بسیاری از شاعران و نویسندگان مهم و پیشکسوت ایرانی به دلیل بهره نبردن از تبلیغات و عدم حضور در فضای مجازی نمی‌توانند، آثارشان را آن طور که باید و شاید به مخاطبان معرفی کنند. در ادامه فهرست کتاب‌های پرفروش در 10 کتابفروشی مهم کشور آمده است: کتابفروشی لارستان: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر ناتمامی زهرا عبدی چشمه گزیده قیصر امین‌پور قیصر امین‌پور مروارید برج سکوت حمیدرضا    زیبای جاودانه فریدون مشیری سخن یادت نرود که یاسمن خلیلی‌فرد ققنوس سیاه مشق سایه کارنامه شورآب کیوان ارزاقی افق برای سنگ‌ها سارا محمدی   زار شرمین نادری   به یاد عصرها و پرنده‌ نباش محمود معتقدی   کتابفروشی مروارید: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر تارچفسکی حسین کربلایی طاهر مروارید آتایا علیرضا آذر نیماژ آ لیلا صادقی مروارید به مردن عادت نمی‌کنم پروین سلاجقه مروارید قلب نارنجی یک فرشته مرتضی برزگر چشمه ما کو تا اونا شیم اکبر اکسیر مروارید سالمرگی اصغر الهی چشمه برسد به استخوان‌هایت روزبه سوهانی مروارید زندگی سگی یک مرد دقیق حسین کربلایی طاهر شورآفرین دفی از پوست ابلیس ایرج زبردست نیماژ کتابفروشی افق: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر رهش رضا امیرخانی افق آتشی برای آتشی دیگر شهرام شیدایی مولف طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه درهٔ علف هزار رنگ بیژن اللهی بیدگل شورآب کیوان ارزاقی افق پیشامد کاظم بهمنی نیماژ چشمهایش بزرگ علوی نگاه 53 ترانه عاشقانه شمس لنگرودی نگاه هفت گنبد محمد طلوعی افق هشت کتاب سهراب سپهری ذهن‌آویز کتابفروشی ثالث: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر عروسکی به اسم تو مریم صابری ثالث در من این گونه پرواز کن افشین داورپناه ثالث یک روز از تمام زندگی رویا مرادی بیرگانی ثالث آکوردی برای صرف شام رسول یونان ثالث سیگار شکلاتی هما پوراصفهانی سخن من سکوت انسانم کیوان مهرگان ثالث گناهکار فرشته تات شهدوست آراسپ دلهره‌ی مدام گریختن سابیر هاکا چشمه خدا مادر زیبایت را بیامرزد حافظ خیاوی ثالث اسکارلت دهه شصت سجاد افشاریان چشمه شهرکتاب تبریز: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه مثل خون در رگ‌های من احمد شاملو نگاه قهوه‌ سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ ماه و ماهی علیرضا بدیع چشمه آخرین رویای فروغ سیامک گلشیری چشمه اسکارلت دهه شصت سجاد افشاریان چشمه راهنمای مردن با گیاهان دارویی عطیه عطارزاده چشمه عزیز روزهای من عادل دانتیسم برکه خورشید سووشون سیمین دانشور خوارزمی سیاه مشق سایه کارنامه پردیس مشهد: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه -----     سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس -----     عادت می‌کنیم زویا پیرزاد مرکز -----     آخرین رویای فروغ سیامک گلشیری چشمه -----     دایی‌جان ناپلئون ایرج پزشکزاد فرهنگ معاصر -----     کتابفروشی فرازمند رشت: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه بانگ نی سایه کارنامه پاییز فصل آخر سال است نسیم مرعشی چشمه گزیده اشعار حسین منزوی حسین منزوی مروارید سووشون سیمین دانشور خوارزمی اسکارلت دهه شصت سجاد افشاریان چشمه چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست گروس عبدالملکیان چشمه بند محکومین کیهان خانجانی چشمه در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت نیکی فیروزکوهی ماه باران   کتابفروشی چتر: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه اسکارلت دهه شصت سجاد افشاریان چشمه آخرین رویای فروغ سیامک گلشیری چشمه دلهره‌ی مدام گریختن سابیر هاکا چشمه قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ مجموعه اشعار احمد شاملو احمد شاملو نگاه بعد از ابر بابک زمانی ایجاز گزیده اشعار حسین منزوی حسین منزوی مروارید پستچی چیستا یثربی قطره گریه‌های امپراتور فاضل نظری سوره مهر   کتابفروشی ترنجستان سروش: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر دوازدهم علی موذنی عصر داستان ضد فاضل نظری سوره مهر یادت باشد محمدرسول ملاحسنی فحوای دانش گریه‌های امپراتور فاضل نظری سوره مهر قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ سیب هوس امید صباغ‌نو نیماژ هفت جن  امید کوره‌چی کتابستان معرفت ناخوانده میلاد عرفان‌پور شهرستان ادب ---     پیشامد کاظم بهمنی  نیماژ     شهرکتاب مرکزی اصفهان: نام کتاب داستان نام نویسنده ناشر نام کتاب شعر نام شاعر ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه اسکارلت دهه شصت سجاد افشاریان چشمه رهش رضا امیرخانی افق سیب هوس امید صباغ‌نو نیماژ راهنمای مردن با گیاهان دارویی عطیه عطارزاده چشمه گریه‌های امپراتور فاضل نظری سوره مهر کیمیا خاتون سعیده قدس چشمه دلهره‌ی مدام گریختن سابیر هاکا چشمه کارما تکین حمزه‌لو روشا عهد شکستن کار من نیست عادل دانتیسم برکه خورشید این گزارش از 10 کتابفروشی پرمخاطب در سطح کشور تهیه شده است که اسامی این کتابفروشی‌ها در گزارش‌های آینده تغییر خواهد کرد.  ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 07:48:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262329/سووشون-سیاه-مشق-همچنان-می-فروشند «مارش رادتسکی» رمانی سیاسی و راوی رنج انسان قرن بیستم http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262341/مارش-رادتسکی-رمانی-سیاسی-راوی-رنج-انسان-قرن-بیستم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- ساجده سلیمی: مارش رادتسکی نوشته یوزف روت اتریشی، رمانی نیست که خواننده با یک‌بار خواندن به تمام زوایای پنهان آن پی ببرد. به‌رغم حجم نسبتا زیاد رمان (حدود 500صفحه) پرگویی نویسنده آزاردهنده نیست و پایان یافتن آن، خواننده را بر آن می‌دارد که بازگردد و حالا رمان را بار دیگر و نگاهی دیگر بخواند. شاید همین موضوع هم سبب شده که مترجم اثر محمد همتی همان‌طور که در یکی از گفت‌وگوهایش اشاره کرده پس از ترجمه کامل اثر دوباره به عقب برگردد و با نگاهی جدید آن را دوباره بازنویسی کند. اما دلیل این امر چیست؟ مارش رادتسکی رمانی است که در سال‌های 1930تا 32 نوشته شده است، در سال‌های آغاز قرن بیستم، سال‌های گذار ادبیات از شیوه رئالیستی به شیوه مدرنیستی. در آغاز این قرن همزمان نویسندگان از شیوه‌های مرسوم رمان قرن هجده و نوزده فاصله می‌گیرند و با تغییر زیربنایی در فرم و محتوا رمان‌هایی درخور روح و روان انسان قرن جدید می‌نویسند. سردمداران این حرکت نیز بسیار مشهورند. آغازگر این جریان را رمان دخمه‌های واتیکان نوشته آندره ژید می‌دانند. هنری جیمز، جوزف کنراد، لارنس، ویرجینا وولف و کافکا ادامه دهنده و بسط دهنده اینگونه رمان بودند. یوزف روت یوزف روت(1894-1939) نویسنده این رمان، روزنامه‌نگاری بوده سال‌ها مجبور به سفر و به عبارتی بی‌خانمانی. مثل اکثر رمان‌نویسان مدرن، جنگ و تبعات آن در انسان، و آلام و رنجش‌های به جا مانده از آن را می‌توان عامل موثر در شیوه نگارش روت دانست. با این تفاوت که بستر اصلی رمان روت هم یک دوره صرفا تاریخی و به صورت مستقیم مربوط به جنگ و ماجراهای ارتش است. با این حال شخصیت‌های آن مردان نظامی هستند که با درگیری‌های ذهنی و عاطفی خود داستان را به پیش می‌برند. همین است که مارش رادتسکی به‌رغم بستر تاریخی خود و حتا اشاره آشکار به وقایع واقعی چون نبرد سولفرینو یا ماجرای آغاز جنگ جهانی اول، یک رمان تاریخی محسوب نمی‌شود. در مارش رادتسکی ما با سه نسل از مردان یک خانواده مواجهیم. پدربزرگی که یک ستوان پیاده نظام است اما به دلیل نجات جان قیصر امپراطوری اتریش-مجارستان به بالاترین مقام‌ها یعنی ماریا-ترزیا و عنوان اصیل‌زادگی نائل می‌شود. فرزند او کم‌وبیش به تبعیت از پدر به خدمت ارتش درمی‌آید و نوه او کارل یوزف که شخصیت اصلی این رمان است نیز همان راه پدر و پدربزرگ را ادامه می‌دهد. پدر و پدربزرگ کارل یوزف تروتا همان شخصیت‌های تیپیکالی هستند که ما می‌توانیم از یک نظامی ارتشی در ذهن داشته باشیم. وفادار به امپراتوری، میهن‌پرست و تا آخر عمر پایبند به ارزش‌های یک نظامی فدایی ارتش. اما آنچه در روند رمان با آن مواجه می‌شویم تغییر این ارزش‌ها و فروپاشی باور سلطنت ازلی و ابدی قیصر است. از ویژگی‌های تفکر مدرن که از گرایشات خردگرایانه انسان قرن بیستمی نشات می‌گیرد، جاندارانگاری و به عبارتی محدود کردن هستی (ابژه) در ذهن (سوژه) و تسلط دومی بر اولی است.(1) راوی این رمان سوم شخص است اما راوی‌ای که محدود به ذهن شخصیت‌هاست. بنابراین آنچه ما ازحوادث سال‌های آخر قرن 19 در این رمان درمی‌یابیم همانی است که از ذهن شخصیت‌ها می‌گذرد. قیصر و سلطنت او در ابتدا شخصیتی خدای‌گونه و نامیرا دارد که همراه این سه نسل زنده است و در تمام امور جاری و ساری. هرچه به انتهای رمان نزدیک می‌شویم، در باور کارل یوزف نسل سوم خاندان تروتای غرق در اندیشه خدمت، قیصر هم از آن وجهه فاصله می‌گیرد و به پیرمردی آلزایمری، نحیف و گاه ترسو نزدیک می‌شود.    صفحه مارش رادتسکی  فاصله‌گیری تدریجی کارل یوزف از ارزش‌ها و تفکرات خونی، یکی از لایه‌های پنهان ناامیدی انسان قرن جدید از اوهام و خرافات و گرایش به خردگرایی مدرن است که در این رمان به چشم می‌خورد: «اگر قرار نبود دمانت بمیرد باید معجزه‌ای رخ می‌داد و تا آنجا که عقل ستوان قد می‌داد روزگار معجزه به سر آمده بود»(2) یا «قطعا اتفاق نمی‌افتاد. نشانشان خواهیم داد. زمانه خرد و آگاهی است. محض نمونه در انگلستان پادشاه کاره‌ای نیست...»(3) از جمله مهم‌­ترین نشانه­ های مدرنیستی در آثار نویسندگان مدرن، می­‌توان به رویارویی با مدرنیته و پبامدهای زندگی شهری، پیچیدگی زبان، به­ هم‌­ریختگی جریان طولی زمان، بی­‌مکانی و عدم وجود پیرنگ، گسیختگی در روایت، در هم آمیختگی خواب و رؤیا، نمادپردازی، توجه به اسطوره‌­ها، ضد قهرمان، بحران واقع‌­نمایی، پارانویا، آشنایی­‌زدایی و ابهام معنایی و فردگرایی اشاره کرد. اگر این نشانه‌ها را معیار سنجش رمان‌های مدرن در نظر بگیریم، مارش رادتسکی را نمی‌توان یک رمان مدرنیستی بلکه اثری مابین اثر رئالیستی و مدرنیستی دانست، با این تفاوت که اگرچه این اثر در فرم شاید خیلی نزدیک به مدرنیست‌ها نباشد اما از نظر محتوا یعنی پرداختن به تنهایی انسان، روح آزرده او از اتفاقات آغاز قرن بیستم از جمله جنگ و توجه و یادآوری فروپاشی نظام‌های سلطنتی و اعتراضات کارگری و... به رمان های مدرن پهلو می‌زند. همان طور که اشاره شد، یکی از تفاوت های رمان‌های مدرن با رمان‌های رئالیستی حضور ضد قهرمان به جای قهرمان به عنوان شخصیت اصلی رمان است. «شخصیت‌های رمان در رمان‌های مدرن معمولاً دو وجه دارند. وجه علنی و وجه خصوصی. آن‌ها شخصیت‌هایی هستند که با جامعه هم‌سازی ندارند و با آن نمی‌جوشند. به مقام‌های مهم اجتماعی توجه ندارند، اخلاق متعارف را زیر پا مي‌گذارند و ژست‌های قهرمانان سنتی را به تمسخر می‌گیرند». (4) کارل یوزف به‌رغم پیشینه قهرمانی نیاکانش و شیوه تربیتی خانواده تروتا، بویی از منش خانوادگی این خاندان نبرده است. او از زمانی که به دنیا آمده در خانواده‌ای ارتشی بوده و برای خدمت در ارتش پرورش یافته، اما آنچه یوزف از این شخصیت به دست می‌دهد گردشی 180درجه‌ای با خاستگاه او دارد. با اینکه او همواره دچار این تنافض است که باید میراث نیاکانش را حفظ کند و در حفظ آبروی خاندان تروتا و قهرمان جنگ سوفلرینو یعنی پدربزرگش که جان قیصر را نجات داده بکوشد، اما در عمل زندگی او را به سمت و سویی دیگر می‌برد. فرانتس یوزف یکم کارل یوزف اغلب با چهره‌ای زرد و مشوش توصیف می‌شود که دچار درگیری‌های درونی است. در ظاهر در نظام خدمت می‌کند اما همواره در دل آرزوی جدایی از آن را می‌پرورد و در نهایت از ارتش استعفا می دهد. در روابط عاشقانه کاملا غیر معمول عمل می‌کند و در هردو موردی که در رمان ماجرای آن شرح داده می‌ششود دلبسته زنان مسن شوهردار می‌شود و هرگز وارد یک رابطه درست و معقل نمی‌شود و چیزی به نام عشق به زن در زندگی او معنا ندارد. قمار می کند و بدهی زیادی بالا می‌آورد و به هر بهانه از ارتش غیبش می‌زند. همچنین روان رنجوری که بارزه شخصیت‌های رمان‌های مدرنیستی است در او به وضوح دیده می‌شود. هرچند این کاراکتر به مراتب با آنچه ما در شخصیت‌های کافکایی می‌بینیم متفاوت است اما با دقت در لایه‌های پنهان شخصیت او می‌توان نشانه‌های روان‌رنجوری را در او دید: «نگاهی به آدمک‌های دورتادور دیوارهای حیاط پادگان انداخت. آدمک‌های کوچک و آبی‌رنگ و فروریخته از شلیک‌ها دوباره رنگ‌آمیزی شده، به نظر ستوان شبیه اجنه شرور و ارواح خانگی پادگان می‌رسیدند که خود تفنگ‌هایی را که هدف قرارشان داده بودند که دیگر نه هدف، بلکه تیراندازانی خطرناک بودند»(5) به جز این نمونه‌های دیگر از تصویرهایی که کارل می‌بیند چون کمدی که همواره شبیه تابوت است می‌تواند نشانه‌هایی از روح افسرده این ضدقهرمان یوزف روت باشد. همین وجه گاهی او را تا مرز درهم آمیختگی بیداری و رویا می‌کشاند که البته نگارنده جز همین مورد، نمونه دیگری به خاطر ندارم: «به کاپتوراک زل زد. چند لحظه به نظرش رسید مهمانش مدام از هم می‌پاشد و دوباره از لکه‌های خاکستری مبهم شکل می‌گیرد»(6)  دیگر ویژگی‌هایی که رمان روت را در زمره رمان‌های مدرن قرار می‌دهد کارکرد نشانه و به عبارتی سمبل‌هاست. نویسندگان مدرن تاحدودی پیرو سمبلیسم‌ها هستند؛ با این تفاوت که اصراری برای نشان دادن نشانه‌­ها و راهنمایی خواننده ندارند. در مارش رادتسکی ما با چند نشانه مواجهیم که همواره در طول رمان پابه‌پای روند داستان حضور دارند. تصویر پرتره تروتای بزرگ، قهرمان نجات دهنده قیصر که در سرتاسر رمان در ذهن و مقابل دیدگان کارل حضور دارد و همواره خاستگاه خانوادگی او و رگ و ریشه‌ای که به آن تعلق دارد را یادآوری می‌کند: «آدم فقط وقتی شهامتش گل می‌کرد که به قهرمان سولفرینو فکر می‌کرد. آدم باید همیشه به پدربزرگ رو می‌آورد تا کمی قدرت بگیرد»(5) مجسمه‌ها و تصاویر قیصر که در همه مکان‌ها چون بک گراندی دائمی داستان حضور دارند از دیگر نشانه‌های این رمان هستند که هرگاه روت می‌خواهد مفهوم قدرت او را نشان دهد، مثلا از نگاه فرانتس یوزف پدر کارل، با تمام شکوه و عظمت یک سلطان به تصویر کشیده می‌شود و زمانی که قرار است ضعف و فروپاشی امپراتوری و میرایی قیصر مطرح شود مجسمه‌ای می‌شود که محل تجمع فضله مگس‌هاست: «لباس سفید قیصر، انگار که با گلوله ساچمه‌ای کوچک سوراخ سوراخ شده باشد، پر از بی‌شمار لکه‌های فضله مگس شده بود و چشمان فرانتس یوزف اول... در زیر سایه چتر چراغ گازی رنگ باخته بود»(6) خود مارش رادتسکی را سمبل دیگری در این رمان می‌توان دانست. مارش رادتسکی ساخته یوهان اشتراوس به افتخار سردار رادتسکی فرمانده کل ارتش امپراتوری اتریش بود. این موسیقی است که پدر کارل به آن علاقه‌مند بود و او از کودکی همواره نواختن این قطعه را در خانه‌شان شنیده است. بارها و بارها کارل یوزف در سرتاسر زندگی و در شرایط مختلف این قطعه را به یاد می‌آورد و گویی این مارش هم مثل پرتره پدربزرگ، قرار است از کودکی در ذهن این ستوان جوان کارکردی فراتر از یک قطعه موسیقی ساده داشته باشد، نمادی از لذت‌های از دست رفته کودکی کارل یوزف و جایگاه یک مارش نظامی در یک خانواده ارتشی: «رویاهای کودکانه  و قهرمانانه کارل یوزف در خیالش جان می‌گرفت، رویاهایی که در خانه پدری زمان تعطیلات در بالکن خانه حین شنیدن مارش رادتسکی او را از خود سرشار می‌کردند و سر ذوق می‌آوردند.»(7) برخورد یوزف روت با مذهب البته کمی محطاتانه است. او خود از خانواده‌ای یهودی است و به نظر می‌رسد همین امر سبب می‌شود نوعی ناامیدی مذهبی که در آثار آغاز قرن بیستم به چشم می خورد در مارش رادتسکی در قالب دین یهودی جلوه‌گر شود و برخورد با مسیحیان محترم‌تر و محافظه‌کارانه‌تر است. کاپتوراک که قمارخانه شهر مرزی که ستوان کارل یوزف در آن خدمت می‌کند را در آنجا دایر و همه را مقروض و حتا به خودکشی کشانده یهودی است: «یکی گفت این جهود خون‌آشام، و همه خشکشان زد چون یادشان آمد پدر لیپوویتس هم یهودی است». و اینکه از کلیسا زمانی یاد می‌شود که ناقوس جنگ زده می‌شود:«تروتا پرسید: ناقوس‌ها برای چه به صدا درآمده‌اند؟ مرد بی آنکه سر بلند کند جواب داد: ناقوس جنگ است!» (8)    منابع: (1)مراد فرهاپور، مدرنیسم و پست مدرنیسم، مجله هنر شماره 25 (2) مارش رادتسکی، یوزف روت،محمد همتی، انتشارات فرهنگ نشر نو.180 (3)همان.200 (4)حسین پاینده، مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان، تهران، نشر روزگار (5)مارش رادتسکی، یوزف روت، محمد همتی، انتشارات فرهنگ نشر نو.371 (6)همان 192 (7)همان 175 (8)همان 449   ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 07:44:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262341/مارش-رادتسکی-رمانی-سیاسی-راوی-رنج-انسان-قرن-بیستم «زادگاه من زمین» در انجمن حامی نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262297/زادگاه-زمین-انجمن-حامی-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان «زادگاه من زمین» نوشته سمیه سادات حسینی در انجمن حامی نقدوبررسی می‌شود. این نشست به همت موسسه فرهنگی تسنیم افغانستان با حمایت از نویسندگان فارسی‌زبان و انجمن حامی برگزار می‌شود. علی‌الله سلیمی، مرتضی شاه‌ترابی، فروه موسوی و محبوبه خرمی به عنوان منتقد و کارشناس در این نشست حضور خواهند داشت. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند پنج‌شنبه 31 خرداد ماه 1397 از ساعت 12:30 تا 15 به انجمن حامی واقع در خیابان سپهبد قرنی، خیابان سپند، پلاک 20 ساختمان 32 واحد 3 مراجعه کنند. ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 07:52:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262297/زادگاه-زمین-انجمن-حامی-نقد-می-شود یادداشت مژده دقیقی برای گلی امامی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262399/یادداشت-مژده-دقیقی-گلی-امامی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مژده دقیقی: صحبت درباره کارنامه دوستی با نزدیک به پنجاه سال فعالیت فرهنگی متنوع کار آسانی نیست.  همیشه امکان دارد وجهی از کارش مغفول بماند و از قلم بیفتد یا به اندازه کافی به آن پرداخته نشود. من امروز سعی می‌کنم در اینجا چند کلمه‌ای درباره  گلی امامیِ مترجم و کتابدار و کتابفروش و فعال فرهنگی بگویم که در طول عمر حرفه‌ای خود همواره حضوری فعال و تأثیرگذار در عرصه‌های فرهنگی گوناگون داشته. بی‌تردید کار در مؤسسه معتبری مانند انتشارات فرانکلین، که بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب دوران در آن مشغول به کار بودند، برای گلی امامیِ جوان شروع بسیار خوبی بود. او به عنوان منشی و ویراستار و عضو هیئت تحریریه مجلات پیک با فرانکلین همکاری می‌کرد. ترجمه را هم در پایان دهه 40  به پیشنهاد مهدخت صنعتی‌زاده، دبیر بخش کتابهای کودک و نوجوان در انتشارات فرانکلین شروع کرد.  اولین کتابی که ترجمه کرد، رمان نوجوانانِ «سرافینا» نوشته مری هریس بود. بعد از آن  هم «پی پی جوراب بلند» رمان مشهور آسترید لینگرن را ترجمه کرد. در آن ایام که کتاب کودک و نوجوان در نشر ما چندان جایگاهی نداشت، هر دو این کتاب‌ها با  استقبال رو به رو شدند، به چاپ‌های مکرر رسیدند و جایزه بردند. به این ترتیب می‌شود گفت گلی امامی در کار ترجمه شروع خوبی داشت. باید مترجم باشی تا درک کنی که چنین شروع خوبی چقدر دلگرم‌کننده است و تا چه مایه می‌تواند در ادامه کار مترجم مؤثر باشد. گلی امامی در دوران فعالیت حرفه‌ای خود به عنوان مترجم، ترجمه کتاب برای نوجوانان را رها نکرد. «اتوبوس مدرسه» ، «خانواده من و بقیه حیوانات» ، «روباه مزرعه»، «شاهزاده خوشحال» ، «ماجراهای من در منظومۀ خورشیدی»  و «روزی که به ماه بروم» از کتاب‌های دیگری است که برای نوجوانان ترجمه کرده. سال گذشته هم، به خاطر تأثیرش بر ادبیات کودک و نوجوان، نشان ویژه لاک‌پشت پرنده را گرفته است. گلی امامی کتابخوان قهاری است. به لذت خواندن خیلی اهمیت می‌دهد و سعی می‌کند از راه ترجمه  شوقِ کتاب خواندن را در خوانندگانش برانگیزد. آثاری  را ترجمه  می‌کند که در درجه اول خودش از خواندن آن‌ها بسیار لذت برده باشد .گستردگی ذوق و سلیقه شخصی‌اش باعث شده در ترجمه هم به حوزه‌های مختلف سرک بکشد؛ برای همین یک جور پراکندگی در انتخاب‌هایش دیده می‌شود . از ادبیات معاصر گرفته تا هنرهای تجسمی وعکاسی و سینما و فلسفه همه‌فهم .  گلی امامی، مژده دقیقی و لیلی گلستان در اختتامیه جایزه فرشته در ترجمه ادبیات بزرگسال بیشتر به ادبیات روز گرایش داشته و همیشه از ادبیات دشوارفهم پرهیز کرده. یکی از اولین ترجمه‌های ادبی‌اش «حباب شیشه سیلویا پلات» است که با اقبال زیادی روبه‌رو شد، هرچند با جبر زمانه به محاق رفت. بعدها کتاب‌های روز دیگری را هم ترجمه کرد، مثل «اجاق سرد آنجلا» ،«امپراطور» ، «زندگی کوتاه است» ، «دختری با گوشواره مروارید» ،« نقب زدن به امریکا» ،« به کسی مربوط نیست» ، و مجموعه داستان نیویورکریِ «برخوردی کوتاه با دشمن». در سال‌های اخیر، با معرفی آلن دو باتن، توجه خیلی‌ها را، از کتابخوان‌ها گرفته تا ناشران و مترجم‌ها، به این نویسنده فیلسوف جلب کرده است. دو باتن سعی می‌کند نگاه فلسفی‌اش را به مسائل انسان امروز با زبانی همه‌فهم بیان کند و فلسفه را به عرصه زندگی روزمره بی‌آورد. گلی امامی با ترجمه چهار کتاب از این نویسنده کتابخوان‌های ایرانی را با لذت خواندن فلسفه به زبان مردم امروز آشنا کرده است: «هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» ، «هنر سیر و سفر» ، «پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» و «جستارهایی در باب عشق» .  البته خانم امامی خودش را از قربانیان ترجمه‌های مکرر می‌داند، ولی این روزها که مرزهای اخلاق و عدالت و انصاف در همه عرصه‌ها به طرز حیرت‌آوری جابه‌جا شده، و در این اوضاع آشفته نشر، به یک معنی ما همه قربانی هستیم.  هنرهای تجسمی  و سینما از زمینه‌های دیگر ترجمه گلی امامی است. در این حوزه، به غیر از «راهنمای کارگردانی فیلم» ، دو گفتگوی خواندنی از وودی آلن و بیلی وایلدر را هم ترجمه کرده است. در میان ترجمه‌هایش کتابی هم درباره پابلو پیکاسو هست، «مردی که دوزخ را نقاشی کرد». وقتی در میان طیف متنوع ترجمه‌های گلی امامی به دنبال ویژگی مشترکی می‌گشتم ، به فکرم رسید که همه این آثار، علاوه بر آنکه لذت خواندن را به خواننده می‌چشانند دریچه‌هایی به دنیای انسان مدرن هستند و از راهی نرم و هموار، افق دید کتابخوان فارسی‌زبان را به جهان‌های دیگر  باز می‌کنند.  گلی امامی را می‌توان مترجم سخت‌کوش و خوش‌اقبالی دانست که به گواهی تجدید چاپ‌های مکرر کتاب‌هایش، موفق شده در دوره فعالیت حرفه‌ای خود خوانندگان زیادی را به کتاب خواندن علاقه‌مند کند و  مخاطبانی پیدا کند که همیشه پیگیر ترجمه‌هایش بوده‌اند. اما ترجمه فقط بخشی از کارنامه گلی امامی است. بد نیست همین جا به چند فعالیت کتابیِ دیگر ایشان هم اشاره کنم. خانم امامی یک کتاب «آشپزی بدون گوشت» تألیف کرده‌اند که،  به گواهی چاپ‌های مکررش و تجربه شخصی خودم، کتاب خیلی موفقی بوده. چند کتاب هم با کوشش و اهتمام ایشان گردآوری و منتشر شده، از جمله «عکاسی سیاه وسفید» با همکاری کریم امامی؛ «نامه‌های همایون صنعتی‌زاده به خواهرش» و مجموعه نقدها و مقالات انگلیسیِ زنده‌یاد کریم امامی درباره رویدادهای تجسمی ایران در دهه 40 که ابتدا به انگلیسی ترجمه شد و ترجمه فارسی آن هم اخیراً درآمد.  یکی دیگر از جنبه‌های فعالیت گلی امامی کتابفروشی است، به طور مشخص نزدیک به بیست سال کتاب فروختن همراه با همسرش کریم امامی در کتابفروشی «زمینه» در چهارراه حسابی. ولی برای آگاهی از پیشینه این کار باید سال‌ها به عقب برگردیم. دوران کار در انتشارات فرانکلین و آشنایی با چم و خم دنیای نشر، و بعد از آن همکاری با کتابفروشی جیبی، و بعدها تأسیس کتابخانه هنری برای دانشگاه فارابی. می‌توان گفت گلی امامی در سال 1362  همه این تجربه‌ها را در راه انداختن کتابفروشی در  یک محله مسکونی نزدیک میدان تجریش به کار گرفت، آن هم در زمانی که پشت دخل ایستادن خانم‌ها چندان رایج نبود. گلی و کریم امامی موفق شدند با همه فراز و فرودهای روزگار، زمینه را به یک کتابفروشی دلپذیر و مورد علاقه اهل فرهنگ با مجموعه‌ای غنی تبدیل کنند. بی‌تردید حضور چنین زوج فرهنگی باتجربه‌ای محیط جذابی برای کتابدوستان فراهم  می‌کرد. پیدا بود که مجموعه کتابفروشی زمینه  با شناخت از کتاب‌ها و مخاطبان انتخاب می‌شود. کتابفروش‌ها هم در معرفی و توصیه کتاب‌ها کم نمی‌گذاشتند. به هر کسی، با توجه به شرایط و علائق‌اش، کتاب‌هایی توصیه می‌کردند. نوجوان‌ها و جوان‌های زیادی در آن محل با همین توصیه‌ها کتابخوان شدند. کتابفروشی طبقه‌بندی موضوعی داشت و در دوره‌ای هر ماه فهرستی از تازه‌های کتاب را همراه با توضیحی کوتاه به قلم شیرین آقای امامی برای مشتریان می‌فرستادند. همین ابتکارها و دل سوزاندن‌ها باعث می‌شد «زمینه» خیلی بیشتر از یک کتابفروشی معمولی باشد. کم‌کم پاتوق فرهنگی شد و خیلی از اهالی فرهنگ هنوز پنجشنبه‌های زمینه را به خاطر دارند. گلی امامی بعد از فراغت از کتابفروشی، همچنان به فعالیت‌های فرهنگی‌اش، چه به صورت سرپرستی مؤسسه نشر یا اداره گالری نقاشی، ادامه داده و می‌دهد. همچنان پای ثابت و حامی نشریات ادبی است و یاور اینگونه فعالیت‌ها و جایزه‌های ادبی و فرهنگی که به رونق ادبیات و هنر در این دیار کمک می‌کنند. برایش آرزوی عمری دراز و قلمی توانا و ذهنی پربار دارم.   اجازه بدهید صحبت را با یاد انسان بزرگ و محترمی به پایان ببرم که در چنین مجلسی نمی‌توان از او یاد نکرد. معروف است که پشت هر مرد موفقی یک زن خوب هست. حتماً همینطور است. البته امروز، که مدتی است در جامعه ما زن‌ها از پستو بیرون آمده‌اند، این را هم می‌گویند که پشت یک زن موفق هیچکس نیست گرچه فکر می‌کنم جامعه ما دیگر از این کلیشه‌ها گذشته، ولی  نمی‌شود در اینجا از یکی از شانس‌های رشک‌برانگیز زندگی گلی امامی یاد نکرد که داشتن یار و یاور و همفکر و همراهی مانند کریم امامی بوده است. یادت گرامی آقای کتابنده.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 10:09:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262399/یادداشت-مژده-دقیقی-گلی-امامی گلی امامی: خودم را خادم کتاب می‌دانم/ فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهارمین دوره جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه 30 خرداد ماه 1397 به کار خود پایان داد. در این مراسم از گلی امامی مترجم باسابقه آثار ادبیات داستانی تقدیر ویژه به عمل آمد. در این مراسم هنرمندان،‌نویسندگان، ناشران و مترجمانی چون لیلی گلستان، حسین پاکدل، مژده دقیقی، منیژه حکمت،‌مسعود فروتن،‌ امید روحانی، علیرضا تابش، حسن محمودی،‌شیوا مقانلو، بلقیس سلیمانی،‌ علی خدایی،‌افشین شحنه‌تبار،‌ناهید طباطبایی، آرش صادق بیگی، شاهرخ تویسرگانی، فرشته احمدی، پوریا عالمی، آرش خاموشی و هوشنگ مرادی کرمانی حضور داشتند. اجرای این مراسم به عهده مهسا ملک‌مرزبان، داستان‌نویس،‌مترجم و مجری صداوسیما بود. در ابتدای مراسم ملک‌مرزبان شعری از احمدرضا احمدی خواند و سپس از صالح بهشتی، مدیریت شهرکتاب فرشته برای سخنرانی دعوت کرد. صالح بهشتی درباره تفاوت این دوره با باقی دوره‌های جایزه فرشته عنوان کرد: سعی کردیم چهارمین دوره را در سطح ملی و بین‌المللی برگزار کنیم. در راستای این هدف نمایشگاه عکسی از آثار برگزیدگان در شهرهای مختلفی چون اصفهان،‌شیراز، کرمان، کرمانشاه و رشت برگزار خواهیم کرد و همچنین در دوسلدورف آلمان نیز این نمایشگاه را بر پا می‌کنیم. وی افزود: در بخش داستان نیز مجموعه داستانی از آثار برگزیدگان به چاپ می‌‌رسد و همچنین با مساعدت و همکاری انتشارات شمع‌ومه این کتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه و در کشورهای مختلف منتشر خواهد شد. سخنران بعدی مراسم،‌لیلی گلستان بود. این مترجم درباره جوایزی چون جایزه فرشته توضیح داد: هر چه این جوایز بیشتر باشد بهتر است چون جوانان به ادبیات توجه بیشتری می‌کنند. در این سه دهه اخیر جوایز زیادی آمدند و متاسفانه نماندند؛ مانند جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان. لیلی گلستان وی افزود: جوایز به جوانان جرات ارائه داستان‌هایی را می‌دهد که در حالت عادی آن‌ها را ارائه نمی‌کنند. اینکه در جوانی در کتابی یا نشریه‌ای داستانی از تو چاپ بشود بسیار لذت‌بخش است. اما نقدی که به برخی از برگزیدگان دارم این است که چرا پس از برگزیده شدن راه را ادامه نمی‌دهند و از این فرصت استفاده نمی‌کنند. تنبلی و بی‌انگیزگی هم خودش یک عامل بازدارنده است و جوان‌ها نباید به یک قصه اکتفا کنند و باید همینطور ادامه دهند. امیدوارم این جایزه به بلایی دچار نشود که بر سر جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان آمد. سپس اسلایدی از سخنان پژمان موسوی دبیر چهارمین دوره جایزه فرشته پخش شد و وی توضیحاتی درباره انتخاب هیئت داوران و طراحی پوستر این دوره ارائه داد. طراحی پوستر این دوره از جایزه فرشته به عهده ساعد مشکی بود. آرش خاموشی به نیابت از هیئت داوران بخش عکس بیانیه این بخش را خواند و جایزه رتبه نخست این بخش به آرش قاضی داده شد. از باقی برگزیدگان این بخش با لوح تقدیر و بن خرید شهرکتاب فرشته تقدیر به عمل آمد. سپس  مازیار حامدی بداهه نوازی سه‌تار انجام داد. در ادامه برنامه ملک‌مرزبان متنی درباره فعالیت‌های گلی امامی قرائت کرد و سپس اسلایدی از فعالیت‌ها و زندگی گلی امامی و همچنین تاریخچه تاسیس کتابفروشی «زمینه» پخش شد. مژده دقیقی، مترجم در متنی که برای بزرگداشت گلی امامی در مراسم خواند عنوان کرد: کار در موسسه فرانکلین آغاز خوبی برای گلی امامی بود. او در طی فعالیت‌های خود تنها به حوزه کودک و نوجوان بسنده نکرد و در زمینه‌های متنوعی دست به ترجمه کتاب زد. او در ابتدا به عنوان ویراستار با مجلات پیک فرانکلین همکاری داشت و اولین کتاب‌هایی که ترجمه کرد،‌«سرافینا» و« پی‌پی جوراب بلند» برای کودکان  بودند. با وجود تنوعی که امامی در کارش داشت اما هیچ‌وقت ترجمه برای کودکان را رها نکرد و سال گذشته به دلیل تاثیر زیادش بر ادبیات کودک و نوجوان نشان لاک‌پشت پرنده را گرفت. گلی امامی از طریق ترجمه شوق خواندن را در جوانان برمی‌انگیخت. وی کتاب‌های روز ادبیات دنیا را ترجمه کرده است. در سال‌های اخیر با ترجمه آثار آلن دوباتن کتابخوانان ایرانی را با لذت خواندن فلسفه به زبان امروز آشنا کرده است. گلی امامی مترجم سخت‌کوشی است که به گواهی تجدید‌چاپ‌های مکرر مخاطبانی پیدا کرده که پی‌گیر ترجمه‌هایش بوده‌اند. مترجم «کیک عروسی و داستان‌های دیگر» در ادامه از دیگر فعالیت‌های گلی امامی یاد کرد و گفت: از تالیفات گلی امامی کتاب «آشپزی بدون گوشت» است که از استقبال خوبی برخوردار شد و همچنین از دیگر فعالیت‌های او کتابداری و کتابفروشی در کتابفروشی «زمینه» است. گلی امامی هنوز همچنان یار نشریات ادبی و جوایز است. دقیقی در انتهای صحبتش از شانس بزرگ گلی امامی در زندگی، کریم امامی یاد کرد. گلی امامی سپس مراسم تقدیر از گلی امامی با حضور صالح بهشتی، هوشنگ مرادی کرمانی،‌لیلی گلستان و عباس سجادی انجام شد. گلی امامی از مژده دقیقی بابت دقت‌نظرش به فعالیت‌های او تشکر کرد و گفت: من این موقعیت امروز را به فال نیک می‌گیرم. چون 50 سال پیش در چنین ماهی در تاریخ 1347 وارد انتشارات فرانکلین شدم. فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم و آموختم. کتاب عامل مهمی در زندگی من بوده است و من خودم را خادم کتاب می‌دانم. از افتخاراتم این است که برای دانشجویان دانشگاه هنر فارابی کتابخانه فراهم کردم و در عرض 5 سال تعداد کتاب‌های آنجا به عدد قابل توجهی رسید. سپس علی خدایی به نیابت از هیئت داوران داستان کوتاه جایزه فرشته بیانیه هیئت داوران را خواند و عنوان کرد: امیدوارم این جایزه با بخش‌های بیشتری ادامه پیدا کند. مسابقات داستان‌نویسی اگر بهانه داشته باشند،‌ مانند آژیر قرمز، محیط زیست و ... ما بر اساس آن بهانه داستان را ارزیابی می‌کنیم به این معنی که آیا این بهانه‌ها تبدیل به کاراکتر می‌شوند و اینکه سایه آن  بهانه‌ها چقدر به رگ‌وپی داستان رفته است. معیار من و باقی داوران همین مسائل بوده است. مهسا ملک‌مرزبان در انتهای مراسم از اعضا هیئت داوران و هیئت انتخاب برای اهدا جوایز دعوت به عمل آورد و علی خدایی، ناهید طباطبایی، بلقیس سلیمانی، حسین پاکدل، حسن محمودی و شیوا مقانلو به همراه امید بلاغتی روی سن آمدند و جوایز را اهدا کردند. حسین پاکدل در انتهای مراسم درباره سوژه این مسابقه گفت: جوانان غالبا تصور درستی از مفهوم آژیر قرمز ندارند. من در آن سال‌ها مدیر پخش شبکه یک بودم و دائما در کتابفروشی زمینه رفت‌وآمد داشتم. عاشق کتابفروشی زمینه و خاطره‌ای هم دارم که خانم امامی به من می‌گفت قیافه تو در دوران موشک‌باران وحشتناک آرام بود آژیر قرمز در آن زمان برای اعلام خطر بود؛ اعلام احتمال حمله هوایی. آژیر چیز بدی نیست. برای هشدار است. امروز تمام اندیشمندان ما به شکل آژیر درآمده‌اند اما این آژیرها شنیده نمی‌شوند. کاش آژیری به صدا دربیاید. اختتامیه جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه از ساعت 17 تا 19:30 در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 06:27:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم «فانوس به دست» روی میز نقد فرهنگسرای فردوس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262352/فانوس-دست-روی-میز-نقد-فرهنگسرای-فردوس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 5 کتاب «فانوس به دست» نوشته اکرم رجبی در فرهنگسرای فردوس رونمایی و نقد می‌شود. نشست رونمایی و نقد کتاب «فانوس به دست» با حضور شهلا آبنوس، رمان‌نویس و جعفر توزنده‌‌جانی مدرس و منتقد ادبیات داستانی برگزار می‌شود. کتابخانه فردوس در راستای حمایت از این نویسنده جوان و نوپا و هم چنین تشویق و ایجاد انگیزه در دیگر علاقه‌مندان به هنر نویسندگی، برنامه «نقطه سر خط» را با حضور وی و نقد و بررسی اولین اثرش برگزار می کند. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند امروز چهارشنبه 30 خرداد ماه 1397 از ساعت 17 تا 19 به فرهنگسرای فردوس واقع در واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار فردوس شرق، بعد از چهارراه شهید سلیمی جهرمی مراجعه و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 44081043 تماس بگیرند. ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 07:57:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262352/فانوس-دست-روی-میز-نقد-فرهنگسرای-فردوس ​دبیر هشتمین جایزه ادبی یوسف منصوب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262350/دبیر-هشتمین-جایزه-ادبی-یوسف-منصوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سردار بهمن کارگر در حکمی، مسعود امیرخانی را به‌عنوان دبیر هشتمین جایزه ادبی یوسف منصوب کرد.   مسعود امیرخانی متولد 1357 تهران و دارای مدرک کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه، مترجم ادبی و ویراستار است. تاکنون کتاب‌های اندوه جنگ، بائو نینه، 1390، نشر افق؛ اعدام سرباز اسلوویک، ویلیام بردفورد هیوئی، 1392، نشر پیدایش؛ و گربه بلیتس، رابرت وستال، 1395، نشر اسم از او منتشر شده است. وی دبیر اجرایی سه دورة اول و دبیر دوره گذشته این جایزه نیز بوده است.   این جایزه به نامِ شهید یوسف ملک‏شامران، از نویسندگان شهید دفاع مقدس، نامگذاری شده و تقویت پایگاه داستان‌نویسی، ترغیب و تشویق نویسندگان جوان، شناسایی استعدادها، بروز خلاقیت‏ها و کمک به خلق و تولید داستان کوتاه در حوزه دفاع مقدس ازجمله اهداف این جایزه بوده است.   براساس برنامه‌ریزی‌ها قرار است هشتمین دوره جایزه ادبی یوسف به‌صورت استانی برگزار شود. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 20 Jun 2018 07:55:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262350/دبیر-هشتمین-جایزه-ادبی-یوسف-منصوب «آه ای مامان» در فانوس ادب البرز نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262354/آه-مامان-فانوس-ادب-البرز-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقدوبررسی این هفته موسسه فانوس ادب البرز کرج به بررسی مجموعه داستانی از احمد حسن‌زاده اختصاص دارد. در این نشست علیرضا مجابی، نویسنده و طلا نژادحسن، رمان‌نویس به نقدوبررسی مجموعه داستان «آه ای مامان» نوشته احمد حسن‌زاده خواهند پرداخت. اجرای این نشست به عهده ایرج خواجه‌پور است. علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند پنج شنبه 31 خرداد از ساعت 17 تا 19 به موسسه فانوس ادب البرز کرج واقع در مهرویلا، میدان معلم، ساختمان معلم مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 07:56:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262354/آه-مامان-فانوس-ادب-البرز-نقد-می-شود نقدوبررسی «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» در شهرکتاب ساوه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262393/نقدوبررسی-راهنمای-مردن-گیاهان-دارویی-شهرکتاب-ساوه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» نوشته عطیه عطارزاده در برنامه کتاب ماه بررسی می‌شود. کارشناس این نشست احمد بهرامی است و این نشست به همت خانه کتاب و شهرکتاب ساوه برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند امروز عصر ساعت 17 به شهرکتاب ساوه مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:14:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262393/نقدوبررسی-راهنمای-مردن-گیاهان-دارویی-شهرکتاب-ساوه اخلاقیات مطرح شده در آثار سنایی در اخلاقیات جهانی مطرح است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262398/اخلاقیات-مطرح-شده-آثار-سنایی-جهانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست‌وهفتمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع «تلقی سنایی از دین و دینداری» با سخنرانی ایرج شهبازی، پژوهشگر، نویسنده، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و موسسه لغت نامه دهخدا، عصر روز چهارشنبه (30خردادماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   ایرج شهبازی  صحبت‌های خود را با اشاره به مباحث جلسه گذشته و انواع دینداری فقهی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی شروع کرد و گفت: منظور از دینداری فلسفی آن نوع از دینداری است که بر عقل مبتنی است و می‌خواهد همه اجزای دین را به شکل عقلانی تبیین و تفسیر کند، اما باید توجه داشت در همه جا امکان‌پذیر نیست که درباره مسائل دینی به شکل عقلانی برخورد کرد، چرا که تعداد زیادی گزاره در همه ادیان و از جمله دین اسلام وجود دارد که نه خردستیز، بلکه خردگریز هستند که به نظر می‌رسد سنایی هم دقیقا به این موضوع اعتقاد دارد. یعنی به نظر او هم نمی‌توان همه بخش‌های دین را به صورت عقلانی تبیین و تفسیر کرد.   او ادامه داد: سنایی معتقد است با عقل نمی توان به طرف دین رفت. به نظر او پاره‌ای از امور مهم، از جمله خود عشق و دین با دلایل و تحلیل‌های عقلانی قابل رد و قبول یا بررسی نیستند. در واقع سخن سنایی این است که وقتی می‌خواهید بر آستان دین بروید، عقل را کنار بگذارید و در برابر خداوند، سر تا پا تسلیم و نیاز باشید تا او خود راه را به شما نشان دهد. از این جهت سنایی تاکید می‌کند که اگر می‌خواهید دین پاک و خالصی داشته باشید، باید عقل را کنار بگذارید.   شهبازی ضمن قرائت ابیاتی از سنایی در تقابل عقل و دین، به چگونگی ورود فلسفه یونانی در بین مسلمانان و شکل‌گیری تقابل میان حکمت یونانی و حکمت ایمانی یا قرآنی اشاره کرد و افزود: در بین کسانی مثل خاقانی، سنایی، عطار، سهروردی و امثال آن‌ها، همیشه شاهد تقابل حکمت ایمانی و یونانی هستیم و دائم در این میان جنگ وجود دارد. سنایی هم از جمله کسانی است که این جنگ برای او بسیار مهم است  و دائما به ما هشدار می‌دهد که به قرآن و ایمان اسلامی بچسبید و فلسفه یونانی را کاملا رها کنید.   سنایی عقل تحت سلطه شرع را قبول دارد وی اضافه کرد: به نظر می‌رسد سنایی گونه‌ای از عقل را قبول دارد که خود آن را عقل آن‌جهانی، رحمانی یا عقل تابع شریعت می‌نامد. منظور او از این عقل، عقل فلسفی، علمی و عقلی که بر برهان و استدلال استوار باشد، نیست، بلکه او عقلی را می‌پسندد که در چهارچوب شرع فعالیت داشته باشد و حکمت دستورات شرعی را بفهمد. مهم‌ترین ویژگی این عقل  این است که حتما باید خودخواهی و عنادیت را کنار گذاشته باشد. بنابراین سنایی عقل تحت سلطه شرع را قبول دارد. به نظر او عقل دینی، عقل خوبی است و با عقل فلسفی و مبتنی بر استدلال و برهان مخالفت می‌کند و آن را نمی‌پسندد.   نویسنده کتاب «تو مرا بسی» ضمن خواندن ابیاتی از سنایی در رابطه با عقل دینی، بیان کرد: حرف‌هایی که امثال سنایی، عطار، حافظ، مولانا و ... درباره عقل می‌زنند، از جهاتی بسیار ارزشمند هستند، چرا که یک نوع نقادی عقل در آن‌ها وجود دارد، یعنی تلاش می‌کنند محدوده و حدود فعالیت عقل را به ما نشان دهند، به ما بیاموزند که عقل همه‌کاره نیست و همه چیز را با عقل نمی‌توان فهمید که به نظر من این نقادی عقل بسیار ارزشمند است و ما باید به ان احترام بگذاریم.   او ادامه داد: از سوی دیگر کسانی مثل سنایی، عطار، حافظ و مولانا، واقعا سال‌های زیادی به دنبال فلسفه رفته، علم آموخته و کتاب خوانده بودند و بعدا به این نتیجه رسیده بودند که غیر از عقل راه‌های دیگری هم برای معرفت وجود دارد. در فرهنگ ما و در حاشیه آن بزرگان، یک جریان عظیم خرد ستیزی و خردگریزی پیش آمد و متاسفانه این خردگریزی آنقدر اوج گرفت که فکر می‌کنم کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که تظاهر به بی‌عقلی مایه تفاخر است. همه این‌ها در طی زمان به زیان ما تمام شده و از ما ملتی ساخته است که یک وجه ما همیشه این بوده که از خرد فرار می‌کنیم.   از اولویت‌های فرهنگ ما احیای مقام عقل است عضو هیات علمی موسسه لغت‌نامه دهخدا در ادامه به جایگاه عقل در جامعه ما اشاره کرد و افزود: عقل در فرهنگ ما دو رقیب خیلی قوی چون دین و عشق داشته است، یعنی در فرهنگ ما همواره تضاد بین عقل و دین از یک سو و عقل و عشق از سوی دیگر وجود داشته و دارد و با کمال دریغ، در این رقابت  تاریخی، همواره عقل مغلوب شده و شکست خورده است. به عقیده بنده وقتی در آثار بزرگانی چون حافظ، مولانا، سنایی، عطار و امثال آن‌ها مطالعه می‌کنیم، همواره باید مراقب این وجه آسیب‌زا  و صدمه‌رسان اندیشه آن‌ها باشیم و به نام نقادی عقل، کارمان یک‌سره به انکار، تحقیر و رد کردن عقل نکشد. به نظر من یکی از اولویت‌های فرهنگ ما در این زمان، احیا مقام عقل و نشاندن آن در جایگاه راستین خود است.   احترام شدید سنایی به دینداری اخلاقی شهبازی دینداری اخلاقی را سومین نوع دینداری در آثار سنایی معرفی کرد و گفت: در اینجا منظور دینداری است که در آن تلاش ما این است که از طریق دین به اخلاقی شدن نزدیک شویم، بین دین و اخلاق تضادی وجود ندارد، بلکه دین مقدمه اخلاقی شدن انسان‌ها را فراهم می‌آورد و جایگاه اخلاق در دینداری به شکل ویژه‌ای دیده می‌شود. به نظر می‎‌رسد سنایی به این نوع دینداری به شدت احترام می‌گذارد و هر قدر که دینداری فقیهانه و فلسفی را رد می‌کند، دینداری اخلاقی را ترویج می‌دهد و شدیدا از آن دفاع می‌کند.   از نظر سنایی اخلاق هم علت و هم معلول و نتیجه دین است وی در ادامه به نکات اصلی در رابطه بین دین و اخلاق در آثار سنایی اشاره کرد و افزود: از نظر سنایی اخلاق مقدمه دین است، یعنی مادامی که یک انسان اخلاقی نشده باشد، به دین به معنای راستین دسترسی ندارد. بنابراین از نظر او اخلاق شرط لازم دیندار شدن است و مقدمه را برای دیندار شدن فراهم می‌کند. از این مطلب می‌توان نتیجه مهم‌تری گرفت که همانقدر که ویژگی‌های عالی و فضیلت‌های اخلاقی جا را برای دیندار شدن فراهم می‌کنند، رذایل اخلاقی مانع و آفت دینداری هستند. همچنین به نظر سنایی اخلاقی شدن نتیجه دین هم هست، یعنی از نظر سنایی اخلاق هم علت و هم معلول و نتیجه دین است، به عبارت دیگر با اخلاقی‌شدن دیندار می‌شویم و با دیندار شدن باید اخلاقی‌تر شویم.   عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه اخلاقیات جهانی، اخلاقیاتی هستند که در تمام مکاتب، مذاهب و فرقه‌ها مشترکند و هیچ مکتبی در جهان نیست که آن‌ها را قبول نداشته باشد، بیان کرد: در کل جهان حدود 90 مسلک و ده‌ها مکتب بزرگ اخلاقی وجود دارد که اگر آمار بگیریم، اخلاقیاتی که سنایی از آن‌ها صحبت می‌کند، دقیقا در لیست اخلاقیات جهانی وجود دارد. به عقیده من سخنان سنایی درباره اخلاق و دین بسیار درست و ارزنده هستند و تلقی او از دین اخلاقی از بایستگی‌های زمانه ما است، یعنی ضرورت دارد که در زمانه ما روی این موضوع بسیار تاکید شود، چرا که متاسفانه در جامعه ما روز به روز فاصله دین و اخلاق از هم بیشتر شده است.   نویسنده کتاب «داستان‌های مثنوی معنوی» دینداری عرفانی را چهارمین نوع دینداری در آثار سنایی خواند، ضمن ارائه نکات صلبی و ایجابی درباره دینداری و خداشناسی و ضمن توضیح مختصر آن‌ها گفت: دینداری عرفانی آن نوع از دینداری است که مبنای آن عرفان است و منظور از عرفان هم این است که در سطح معرفت‌شناسی به شهود شخصی و دل اعتماد کنیم.   نقدهای سنایی بر دین فقیهانه و سخنان او درباره دین اخلاقی نیاز امروز جامعه ما وی ضمن قرائت نمونه‌هایی از تاویل‌های عرفانی سنایی، بیان کردو در جمع‌بندی بحث عنوان کرد: در مجموع می‌توان گفت که سنایی دینداری فقیهانه و فلسفی را قبول ندارد اما دینداری اخلاقی و عرفانی را کاملا قبول دارد. به نظر می‌رسد که اگر چه حرف‌های سنایی درباره عرفان و دین عرفانی خیلی خوب هستند اما چندان قابلیت عمومی شدن ندارند. در بین این حرف‌ها آن چیزی که خیلی برای جامعه ما لازم است، نقدهای سنایی بر دین فقیهانه و سخنان او درباره دین اخلاقی است و این‌ها می‌توانند برای زمانه ما خیلی مفید و سودمند باشند.   شهبازی در ادامه گفت: در نظر سنایی اوج دینداری، دینداری عرفانی است اما او هم مانند هر انسان فرزانه‌ای به قانون حفظ مراتب که در تعلیم و تربیت و انسان‌شناسی بسیار حائز اهمیت است، اعتقاد دارد. سنایی اگرچه دینداری عرفانی را عالی‌ترین نوع دینداری می‌داند ولی می‌گوید ممکن است که شما در سطحی باشید که دینداری فقهی بهتر به شما جواب دهد.   وی در انتها به رابطه بین دین و دنیا اشاره کرد و افزود: نظر سنایی این است که دین و دنیا مانع‌الجمع هستند و با همدیگر جمع نمی‌شوند و شخص باید انتخاب کند که یا دیندار باشد و یا اینکه به دنبال دنیا برود ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 10:03:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262398/اخلاقیات-مطرح-شده-آثار-سنایی-جهانی نقدوبررسی داستانی از علی‌اکبر حیدری در انجمن نقد ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262396/نقدوبررسی-داستانی-علی-اکبر-حیدری-انجمن-نقد-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان کوتاه «تاوان» نوشته علی‌اکبر حیدری در انجمن نقد ادبی ایران نقدوبررسی می‌شود. این داستان از مجموعه «بوی قیرداغ» انتخاب شده است. علی اکبر حیدری نویسنده رمان «تپه خرگوش» است که امسال در جایزه ادبی هفت اقلیم توانست جایزه بهترین رمان از نگاه خوانندگان را از آن خود کند. این نشست امروز پنج‌شنبه 31 خرداد ساعت 14:30 با حضور نویسنده در انجمن نقد ادبی ایران واقع در دانشگاه تربیت مدرس، ضلع غربی درب جنوب دانشکده فناوری‌های برتر برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262396/نقدوبررسی-داستانی-علی-اکبر-حیدری-انجمن-نقد-ایران از ادبیات معاصر ایران خیلی خوشم می‌آید، تعارف نمی‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262394/ادبیات-معاصر-ایران-خیلی-خوشم-می-آید-تعارف-نمی-کنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_رضا آشفته: لیودمیلا یانوا استاد ادبیات و فرهنگ فارسی در دانشگاه صوفیه بلغارستان است. لیودمیلا یانوا که پیش از این کتاب‌هایی را از نویسندگان -به ویژه زنان نویسنده‌ ایرانی به زبان بلغاری برگردانده، با بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان ایرانی آشنایی و ارتباط نزدیکی دارد. "پدر آن دیگری"، نوشته‌ پرینوش صنیعی اخیرا به زبان بلغاری منتشر شده است. این دومین کتابی‌ست که از پرینوش صنیعی با ترجمه‌ مستقیم لودمیلا یانوا به بلغاری منتشر می‌شود. این کتاب به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده و جایزه‌ها و نقدهای مثبت بسیاری دریافت داشته است. سهم من کتاب اولی است که از این نویسنده ایرانی با ترجمه یانوا در بلغارستان منتشر شده است. لیودمیلا یانوا فارسی را قشنگ حرف می‌زند، با ضرب‌المثل‌ها و کنایه‌هایش، با شتاب، که مبادا از ذهنش جا بماند. بیشتر دوشنبه‌ها توی دفترش در بخش ایران‌شناسی در مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی دانشگاه صوفیه "سنت کلیمنت اوحریدسکی"، برای شاگردانش فیلم ایرانی می‌گذارد. خودش هم می‌بیند و به کنایه‌ها بلند می‌خندد و گاهی توضیح می‌دهد. سینمای ایران را خوب می‌شناسد بهتر از خیلی ایرانی‌ها؛ نویسنده‌های ایران را هم. ایرانی نیست ولی مسائل ایران را از نزدیک دنبال می‌کند. "حق مساوی" یا همان "راونو پراویه"- به بلغاری، نام کتابی است که برگرفته از داستان‌های 17 نویسنده زن ایرانی است که با ترجمه او در کشورش منتشر شده و بسیار هم تاثیرگذار بوده است. نویسندگان این کتاب عبارتند از: فرخنده آقایی، شیوا ارسطویی، مهشید امیرشاهی، فریبا وافی، فرشته مولوی، مجبوبه میرقدیری، شهرنوش پارسی‌پور، زویا پیرزاد، فرشته ساری، ناهید طباطبایی، گلی ترقی، مینو فرشچی، زهره حکیمی، فریده خردمند، سپیده شاملو و مهری یلفانی. و لودمیلا به جز با 2 نفر از آنان با بقیه‌شان در تماس است. آن قدر که وقتی به ایران می‌آید دنبالش می‌آیند و با هم مثل دوستان دیرین دیدار می‌کنند. لیودمیلا یانوا در سال 1972- 1351 هجده ساله بود که شاگرد زبان و ادبیات انگلیسی و همچنین فارسی در دانشگاه تهران شد. او پژوهش‌هایش را در دانشگاه صوفیه "سنت کلیمنت اوحریدسکی" در رشته انگلیسی و در کنار آن فارسی ادامه داد. اکنون در مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی واحدهای مختلفی را در زبان فارسی درس می‌دهد، دستور و قواعد نگارش، آواشناسی و آوانگاری فارسی، تئوری‌های سبک‌شناسی فارسی و تئوری ترجمه. از کتاب‌های صادق هدایت شروع کرد ترجمه را، در کتابی با عنوان "سویتلینا ای سیانکا" که یعنی نور و سایه که به دلایل مشکلات اقتصادی در کشور بلغارستان انتشار پیدا نکرد و بعد با همکاران هندشناس وی نادژدا روزوا و والنتینا مارینوا کتاب مجموعه داستان‌های "زن شرق بودن..." را با برگردان بلغاری مجموعه داستان‌های معاصر زنان نویسنده ای از کشورهای مختلف شرقی از جمله سوریه، ترکیه، هند، کویت، پاکستان و ایران جمع‌آوری و منتشر کردند. در این کتاب داستان‌هایی از زهره حاتمی، شهرنوش پارسی‌پور، منیرو روانی‌پور، فریبا وافی، محبوبه میرقدیری، فرشته ساری؛ رویا شاپوریان و چند شعر از سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد به چشم می‌خورد که به جز شعرها، دیگر مطالب را خانم یانوا به بلغاری برگردانده. دو کتاب دیگر نیز در میان مجموعه کارهای خانم یانوا دیده می‌شود، داستان‌هایی به فارسی و برای سطوح مختلف دانشجویان زبان و فرهنگ پارس: "داستان معاصر ایران- 26 داستان کوتاه از 26 نویسندگان" و دومی "کتاب درسی فارسی" که این یکی برای آموختن زبان فارسی برای دانشجویان سال دوم نوشته است. کتاب درسی با کمک بخش فرهنگی سفارت ایران به چاپ رسیده و این مسئله را از طرح روی جلد می‌توان حدس زد. مردم بلغارستان فردوسی، سعدی، خیام، حافظ را کم و بیش می‌شناسند. اما زبان آنان در میان زبان‌های هند و اروپایی است بنابراین با زبان پارسی اشتراکاتی دارد و می‌شود در آنجا نیز کلمات پارسی را سراغ گرفت... با این بانوی بزرگواری که برای شناساندن ادبیات و فرهنگی ایرانی در کشورش می‌کوشد، گفت‌‌وگویی انجام داده‌ایم درباره آشنایی و پرداختن‌اش به ادبیات پارسی که در ادامه می‌خوانید: از کجا و چگونه با زبان پارسی آشنا شدید؟ می‌گویند چیز تصادفی وجود ندارد. چندین دهه پیش، یک سال قبل از تمام کردن دبستانم به پدرم پیشنهاد کردند که رئیس بازرگانی بلغارستان در ایران یا فرانسه شود. اگرچه او فارغ‌التحصیل اقتصاد از لیسه فرانسوی بود ولی ایران را ترجیح داد. من پس از گرفتن دیپلمم تحصیلات خود را در دانشگاه تهران در رشته زبان انگلیسی و  زبان پارسی شروع کردم. لحظه‌ای که در فرودگاه پا گذاشتم و سخنی به زبان پارسی شنیدم عاشق این زبان شدم. پیش از آن من روسی، فرانسوی و انگلیسی آموخته بودم، اما موسیقی زبان پارسی من را مسحور کرد. آیا هیچ تصوری از ایران و زبان پارسی پیش از پرداختن به آن داشتید؟ پیش از به ایران آمدنم، هیچ تصوری از ایران و زبان پارسی نداشتم. اولین برخورد با یک کتاب به زبان پارسی چگونه و یا با چه حس و حالی بود؟ اولین برخورد من با ادبیات ایران در کلاس‌های زبان فارسی با شعرهای گوناگون از ادبیات کلاسیک و داستان‌های جلال آل احمد، صادق هدایت، محمد حجازی و غیره در ساعات تدریس آقای دکتر ستوده بود. چقدر ادبیات پارسی در بلغارستان برای‌تان آشنا بوده است؟ من با ادبیات پارسی اصلا آشنا نبودم. با چه اهدافی خواستید که به زبان پارسی بپردازید؟ وقتی که به بلغارستان بازگشتم، تنها چیزی که می‌دانستم این بود که می‌خواهم با زبان پارسی کار کنم ولی فرصتی نبود. شروع به کار با زبان انگلیسی کردم، اما زبان فارسی را فراموش نکردم. چند سال بعد یک نشر به من پیشنهاد کرد که آثار صادق هدایت را ترجمه کنم. من خوشحال شدم و شروع به کار کردم. ویرایشگر کتاب "سایه و روشن" دوست من مارتا سیمیدچیِوا بود که با هم در دانشگاه تهران درس خوانده بودیم. ترجمه آثار صادق هدایت برای من چالش بزرگی بود یا طوری که ما به بلغاری می‌گوییم "قاشق بزرگی برای دهان من بود". (در فارسی: لقمه‌ بزرگی برای دهان من بود) اما آرزوی من برای کار کردن با زبان فارسی قوی‌تر بود. در طی کارم نصیحت هادی آزادی (یک مرد ایرانی با قلب بزرگ که چند سال پیش از این دنیا رفت) برایم خیلی مفید بود. این طور در سال 1986 این کتاب آماده چاپ شد و شامل داستان‌های کوتاه و بلند صادق هدایت بود: از جمله داش آکل، لاله، آفرینگان، زنی که مردش را گم کرد، مرده‌خورها، حاجی مراد، قصه زیر بته، علویه خانم، محلل، طلب آمرزش، میهن پرست، آبجی خانم، سگ ولگرد، بوف کور و حاجی آقا. ولی به دلیل وضعیت اقتصادی در بلغارستان فقط در سال 2000 از طریق یک انتشارات دیگر رادارپرینت "Radarprint" به چاپ رسید. به این ترتیب مردم بلغارستان با آثار دلنشین صادق هدایت آشنا شدند. در 1986 رویای من واقعی شد و من شروع به کار در مرکز زبان و فرهنگ‌های شرقی در دانشگاه صوفیا کردم. چطور شد که تصمیم گرفتید که از پارسی به بلغاری ترجمه کنید؟ پس از ترجمه آثار صادق هدایت، می‌خواستم آثار بیشتری از ادبیات معاصر ترجمه کنم، آثار ادبیات معاصر نداشتیم. اینترنت به دادم رسید، در آن زمان بسیاری از وب‌سایت‌ها ایجاد شد، همین‌طور با برخی از نویسندگان آشنا شدم و آثارش را دانلود کردم (برایم فرستادند). من بسیاری از نویسندگان زن را کشف کردم که در مورد خودشان و آثارشان هیچ نمی‌دانستم. بنابراین ایده تشکیل مجموعه‌ای از نویسندگان زن از شرق به ذهنم رسید. با همکارانم از مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی تصمیم خود را در میان گذاشتم و آنها قبول کردند. و این طور در سال 2001 انتشاراتی "Radarprint" کتاب "زن شرق بودن... " (330 ص) را به انتشار رساند. در آن آثار نویسندگان زن از زبان‌های دری، فارسی، هندی، عربی، اردو، کردی، ترکی به بلغاری ترجمه و گردآوری شده بود؛  همین‌طور نویسندگان زن ایرانی از جمله اثر طاهره ایبد "به رنگ خاکستار" ترجمه اسلاونا گیوراوا، گلی ترقی "مادام گرگ"، شهرنوش پارسی‌پور "صدای توپ فوتبال"، زهره حاتمی "مادر بزرگ"، منیرو روانی‌پور "بازی"، فریبا وافی "در عمق صحنه"، محبوبه میرقدیری "یک روز زندگی"، فرشته ساری "زمان گم شده"، رویا شاپوریان "نیاز" که به دست من ترجمه شده‌اند. در مراسم معرفی این کتاب از تلوزیون ترکی و بلغاری خبرنگاران آمده بودند. سازمات یونسکو به پیشنهاد آقای خاتمی سال 2001 را سال گفتگوی تمدن‌ها اعلام کرد و در این مناسبت "مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی" در کتابی با عنوان "شرق ناآشنا"، آثار روزگار قدیم تا به امروز را جمع آوری کرد. داستان‌های: صادق چوبک "یحیی"، شهرنوش پارسی‌پور "در خانه"، رویا شاپوریان "گل کوکب" با ترجمه‌ من به چاپ و انتشار رسید. در 2006 کتاب "چهره جدید شرق" (740 ص) به مناسبت بیستمین سال تأسیس مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی به چاپ رسید. این کتاب حاوی داستان‌ها و شعر معاصر از نویسندگان و شاعرانی از افغانستان، ایران، هند، چین، مراکش، سوریه، فلسطین، ژاپن، مغولستان، قزاقستان، کره، ترکیه، تانزانیا و اتیوپی‌ست. این ترجمه‌ها کار استادان و دانشجویان "مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرق"اند. آثار نویسندگان ایرانی در این کتاب از این قرار است: بزرگ علوی "تاریخچه اتاق من"، محمود دولت‌آبادی "آیینه" و چند شعر از فروغ فرخزاد- با ترجمه ماریو اپّن، صادق هدایت "عروسک پشت پرده"، شهرنوش پارسی‌پور "سرگذشت یک نویسنده فقیر"، محمد پورثانی "لبخند"، زویا پیرزاد "قصه خرگوش و گوجه فرنگی"، گلی ترقی "انار بانو و پسرهایش"، فریده خردمند "باد برد" و "سرما"، فرشته مولوی "خداداد خوش است"- با برگردان من. در سال 2009 کتاب "حق مساوی" با ترجمه و پیش گفتاری از من به وسیله "آکادمی تمدن بالکان" به چاپ رسید. "حق مساوی" اولین مجموعه داستان‌های معاصر ایران است که فقط آثار نویسندگان زن در آن جمع‌آوری شده است. عنوان کتاب از عنوان یکی از داستان‌های کتاب بر گرفته شده که نویسنده‌ آن، میترا داور است. در این مجموعه 17 نویسنده معرفی شده‌اند: فرخنده آقایی"بخت بخت اول"، شیوا ارسطویی"تیفوس"، مهشید امیرشاهی "مجلس ختم زنانه"، فریبا وافی "خواسته از بازی"، میترا داور "حق مساوی، فرشته مولوی"Correspondence"، محبوبه میرقدیری "بیوه خیالی" ،  شهرنوش پارسی‌پور "در خود نشستن"، زویا پیرزاد "لنگه به لنگه"، فرشته ساری "مرد بدون شماره ملّی"، ناهید طباطبایی "جدول کلمات متقاطع"، گلی ترقی "خانه در آسمان"، مینو فرشچی " آسانسور"، زهره حکیمی "یک روز از زندگی نویسنده پرکار یا داستان زن خوشبخت و باقی قضایا"، فریده خردمند "دانیل"، سپیده شاملو "کیسه سیاه"، مهری یلفانی "ریشه‌ها". در سال 2010 برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد گشایش مرکز زبان و فرهنگ‌های شرقی کتاب "خنده نم‌نم" با آثار نویسندگان کشورهای شرقی تجدید چاپ شد. در آن داستان‌هایی از نویسندگان ایرانی گردآوری شده‌اند. داستان‌هایی از مهشید امیرشاهی "خانواده آینده داداش"، ناهید طباطبایی "مهمان"، "جوراب‌ها"، "کجا را گفتید؟"، فریده خردمند "بچه کامپیوتری"، فیلمنامه مینو فرشچی "حاج خانم" - با ترجمه من و نمایشنامه حسن مقدم "جعفر خان از فرنگ آمده" با ترجمه ماریو آپّن که فارغ‌التحصیل رشته‌ ایران‌شناسی‌ست. در سال ۲۰۱۳ بعد از استقبال خوب خوانندگان از کتاب "خنده نم‌نم" در بلغارستان، از مرکز زبان و فرهنگ‌های شرقی کتاب "اتود با لبخند" با آثار نویسندگان کشورهای شرقی تجدید چاپ شد. داستان‌های ایرانی که در آن قرار دارند از این قرارند: ناهید طباطبایی "حساسیت"، فریبا وفی "حلوای زعفران"، بهرام صادقی "کلاف سر درگم"، ترجمه‌ من. در سال ۲۰۱۴ کتاب "این قدر نزدیک، این قدر دور" به مناسبت سی‌مین سال تأسیس مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی به چاپ رسید. این کتاب حاوی داستان‌ و شعر معاصر از نویسندگان و شاعرانی از افغانستان، ایران، هند، مراکش، سوریه، ترکیه، تانزانیا و اتیوپی است. این ترجمه‌ها کار استادان "مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی" اند و فهرست داستان‌های ایرانی آن به شرح زیر است: علی اشرف درویشیان "هندوانه گرم"، علی رضا محمودی – ایرانمهر "ابر صورتی" و " سمفونی زنانه"، زهره حکیم "ابر پنبه‌ای سفید سرگردان" "گل‌های یاس" "بعد از ردیف درخت‌ها" "صبح خاکستر"، محبوبه میرقدیری "نامه‌ای برای پروین"، مهری یلفانی "روزی که مادرم پیر شده بود"، منیرو روانی‌پور "خانه اشباح" و "تهران ۲۰۰۶"، ناهید طباطبایی "مرا ببوس" و "این شهری‌ها…"، ترجمه‌ من. در سال ۲۰۱۴ نشر " Janet 45" رمان "سهم من" پرینوش صنیعی را چاپ کرد که امسال به چاپ دوم رسید. امسال هم این نشر رمان دوم پرینوش صنیعی با نام "پدر آن دیگری" را چاپ و منتشر کرد. مترجم هر دو رمان هم من هستم.این رویداد در سایت "مرور" نیز منعکس شد. با این وصف، به نظر می‌رسد خوانندگان بلغاری اکنون بیش از هر زمان دیگری با ادبیات معاصر ایران آشنایی پیدا کرده‌اند و مشتاق‌تر از هر زمان دیگری باشند. آیا تاکنون خواسته‌اید از بلغاری نیز به پارسی متونی را ترجمه کنید؟ نه تنها خواستم، بلکه انجام داده‌ام. من چند داستان کوتاه از نویسندگان معاصر بلغاری از جمله Zdravka Evtimova، Boyan Biolchev، Deyan Enev، ترجمه کردم  که در سایت ادبیات "مرور" با کمک دوست نازنینم و نویسنده معروف ایرانی میترا داور منتشر شده‌اند. یک داستان سیریل توپالوف، نویسنده معروف ما همراه با بیوگرافی کوتاه وی، در مجله "پایاب" thanks to با تشکر از یاری نویسنده مشهور ایرانی و دوست خوبم فرخنده آقایی چاپ شد. من می‌خواهم در پرانتز درباره مرد ایرانی - ذکر شده در بالا - هادی آزادی بیشتر توضیح بدهم. خوانندگان ایرانی نیز در طول سال‌ها امکان آن را یافتند که با چند نویسنده و شاعر سرشناس بلغاری که آثار آنها به زبان فارسی ترجمه و چاب شده آشنا شوند. این کار بزرگ به دست هادی آزادی خبرنگار، استاد زبان فارسی و دکتر علوم تاریخ انجام شد. مردی که وطنش را دوست داشت و بلغارستان را به عنوان وطن دوم خود می‌دانست. تمام زندگی کوشش می‌کرد فرهنگ این دو کشور را به هم نزدیک کند. وی نیز  از نام احمد فروزان استفاده می‌کرده است.  درباره‌ ترجمه‌های وی در سایت مرور می‌توانید بیشتر بخوانید. این روزها خبر خوشی از ایران دریافت کردم که کتاب با داستان‌های کوتاه از نویسنده بلغاری زدراوکا اوتیمُوا (Zdravka Evtimova) به زودی در ایران منتشر خواهد شد. شاید خوانندگان ایرانی درباره وی در مجله "گلستانه" خوانده باشند که در آن چند سال پیش او را معرفی کرده بودند و داستان معروف وی "خون" را که به چند زبان ترجمه شده، به فارسی چاپ کرده بودند. غیر از شما چه کسانی پیش و همراه‌تان به ترجمه متون پارسی پرداخته‌اند؟ من بیشتر عمدتا درباره ادبیات معاصر صحبت می‌کنم. چون فکر می‌کنم درباره آن خیلی کم صحبت می‌شود. در سال1980 مارتا سیمیدچیِوا کتابی با عنوان "مردی که آفتاب را می‌بخشید"  شامل 14 داستان را به انتشار رساند: از محمدعلی جمال‌زاده "سیاستمند"، صادق هدایت "سه قطر خون"، صادق چوبک "زیر چراغ قرمز خیابان"، محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین)، جمال میرصادقی "این برف، این برف لعنتی"، غلامحسین ساعدی، محمود دولت‌آبادی "مرد"، هوشنگ گلشیری "عروسک چینی من"، نادر ابراهیمی "مردی که آفتاب را می‌بخشید"، علی اشرف درویشیان "مرض"، احمد محمود "باهم"، فریدون تنکابنی "روی ریل‌ها"، و یک داستان از سیمین دانشور، با پیش گفتاری از امیر نظامی. و رمان جلال آل احمد "مدیر مدرسه" هم با ترجمه‌ی مارتا سیمیدچیِوا در سال 1986 منتشر شده است. در سال 1990 مارتا سیمیدچیوا برای اولین بار مجموعه‌ای از آثار شاعران معاصر ایران (نیما یوشیج، اسماعیل شاهرودی، نادر نادرپور، سیاوش کسرایی و فریدون مشیری) را از زبان فارسی ترجمه کرد و به انتشار آن‌ها همت گماشت. تدریس زبان پارسی در بلغارستان چگونه است و تا چه مقطعی صورت می‌گیرد؟ تدریس زبان فارسی در بلغارستان در سال 1959 میلادی به‌صورت واحد درسی اختیاری در رشته ترک‌شناسی در دانشگاه صوفیه آغاز شد و سپس با افتتاح رشته‌های هندشناسی و عرب‌شناسی، زبان فارسی جزء واحد درسی این رشته‌ها نیز قرار گرفت. در سال‌های تحصیلی 1992-1991 میلادی زبان و ادبیات فارسی به‌عنوان رشته‌ای فرعی در دانشگاه صوفیه ایجاد و زبان فارسی، دستور زبان، تاریخ ایران، ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر ایران جزو برنامه درسی آن قرار گرفت. در همان سال به‌دلیل علاقه زیاد به این زبان، رشته "زبان و ادبیات فارسی" به‌عنوان رشته دوم رسمیت یافت. سپس رشته‌ ایران‌شناسی به عنوان رشته دانشگاهی مستقل در بخش شرق‌شناسی دانشکده زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی دانشگاه صوفیا طی سال‌های تحصیلی 1994 میلادی تاسیس شد و از آن پس تاکنون دانشگاه صوفیا هر سال اقدام به پذیرش دانشجویانی در این رشته می‌کند. امسال ما 25 سال از تاسیس کردن ایران‌شناسی را جشن می‌گیریم. برای آموختن زبان فارسی سه کتاب درسی داریم: مقدماتی- نوشته ایوتا زلاترووا، برای سال اول – نوشته انگل اربتسوف و برای  سال دوم که من نوشتم. من هم کتابی با 26 داستان از 26 نویسندگان معاصر جمع آوری کردم. چون برای آموختن زبان فارسی ما به متون مدرن نیاز داریم و هم برای آشنا کردن دانشجویان با نویسندگان معاصر. چند بار به ایران سفر کرده‌اید و هر بار به چه برداشت تازه‌ای از این کشور و زبان رسمی‌اش رسیده‌اید؟ شاید چهار بار – بار اول برای "اولین مجمع استادان زبان فارسی"، یک بار برای نمایشگاه کتاب؛ بار دیگر با دانشجویان ما و بار آخر با هیات زنان فعال در حوزه‌های فرهنگی بلغارستان. هر زمانی که می‌آیم  با بسیاری از افراد معروف آشنا می‌شوم:  ملاقات فراموش نشدنی من با نویسندگان ایرانی: گلی ترفی، فرخنده آقایی، میترا داور، ناهید طباطبایی، فرشته ساری که به دیدن من آمدند. دیدارم با محمود دولت‌آبادی نویسنده بزرگ ایرانی و صحبتی که با ایشان داشتم درباره صادق هدایت. زمان فراموش نشدنی که با دوستان عزیزم مینو فرشچی و پوران درخشنده صرف کردم. گفت‌‌وگوهای جالب با تهمینه میلانی و پرینوش صنیعی و بسیاری دیگر از نویسندگان و هنرمندان ایرانی. برخورد غیرمنتظره با فرهاد آییش و رضا کیانیان بازیگران بزرگ سینمای ایران. باید تاکید کنم که "عشق" دوم من – سینمای ایران است. آیا شناختی از دیگر زبان‌های موجود در ایران مثل کردی، بلوچی و مانند این‌ها دارید؟ خیلی کم با زبان کردی آشنا هستم ولی دوستان کردی دارم که با بعضی از آن‌ها با هم در دانشگاه تهران درس خواندیم. با نویسندگان ایرانی چقدر آشنایی و ارتباط دارید؟ ما دائما در تماس نیستیم ولی مطمئن‌ام که هر وقت بخواهم و هر کجا که باشند، می‌توانم  با آنها تماس بگیرم و از آنها کمک بخواهم. فورا به من جواب می‌دهند. منظورم بیشتر نویسندگان زن است. بیشتر از ده سال پیش وقتی تصمیم گرفتم کتاب 26 داستان را جمع‌آوری کنم و تصمیم خود را در میان گذاشتم و از آنان خواهش کردم به من یاری کنند. با وجود گرفتاری روزمره با من بی‌درنگ تماس گرفتند و بعد آثارشان را فرستادند. ادبیات کلاسیک ایران چقدر برای شما جذابیت داشته است؟ در بلغارستان، نام‌های فردوسی، عمر خیام، نظامی، سعدی، حافظ به خوبی آشنا است. من خودم دوست دارم به رباعیات خیام با خوانش احمد شاملو گوش کنم. ولی این که برای من جالب بود شاعران زن هم زمان شاعران  مذکور درباره آنان اصلا حرفی نمی‌شود:  مانند رابعه بلخی نخستین شاعر زن پارسی هم‌دوره با سامانیان و رودکی بوده، مهسادی گنجوی (که پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به‌شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند) هم زمان خیام و نظامی، جهان ملک خاتون هم زمان حافظ. تا آنجا که من می‌دانم برخی از آثارشان به زبان‌های خارجی ترجمه شده است. برای دانشجویان یک مقاله در مورد این شاعران زن ایرانی نوشتم، شاید بعدها، یک ایران‌شناس تحقیقات کامل‌تری درباره این زنان شاعر هم‌دوره آنان به عنوان برابر با آنها، خواهد کرد. ارزیابی‌تان درباره ادبیات معاصر ایران چیست؟ از ادبیات معاصر ایران خیلی خوشم می‌آید، تعارف نمی‌کنم. اگر این طور نبود هیچ وقت شروع به ترجمه‌ کارهای بعضی نویسندگان نکرده بودم. من تنها نیستم دانشجویان من و خوانندگان بلغاری هم علاقمند ادبیات معاصر پارسی هستند و می‌پرسند آیا چیزی جدیدی خوانده‌ام و یا کار جدیدی در دست ترجمه دارم؟ فردای روشنی پیش روی ادبیات ایران هست؟ البته که هست. وقتی واکنش دانشجویان را بعد از خواندن یک داستان معاصر می‌بینم به این نتیجه می‌رسم. به نظر نویسنده معاصر بلغاری و دوست صمیمی من، زدروکا اوتیماوا، بهتر از من توضیح داده (بعد از خواندن کتابم "حق مساوی") به خصوص درباره ادبیات معاصر نویسندگان زن ایرانی: "ادبیات معاصر ایران با زیبایی، شرافت و روحی انسانی خود حرفی برای گفتن به همه‌ ما دارد و نویسندگان زن خردمندانه و با اطمینان همچون اساتید واقعی بیان چنین رسالتی را به انجام می‌رسانند. "* . بودن ارتباط بین زبان پارسی و بلغاری منجر به چه اتفاق تازه‌ای در این دو کشور خواهد شد؟ ایران و بلغارستان را پیوندهای دیرین سیاسی، بازرگانی، ادبی و هنری به هم نزدیک می‌کند. بلغارها حتی پیش از آغاز دوران پانصد ساله اسارت خود به دست ترکان عثمانی با ایران و هنر و فرهنگ بالنده این سرزمین آشنا بوده‌اند. بسیاری از بازرگانان بلغاری کالاهای خود را به ایران می‌فرستادند و کالاهای متنوع ایرانی را به بلغارستان می‌آوردند. همچنین یک افسانه زیبا در مورد گل رز که معتقدم چند قرن پیش از ایران به بلغارستان آورده شده است وجود دارد. فارسی و بلغاری زبان‌های هند واروپایی‌اند و دارای مبانی مشترکی هستند. بسیاری از کلمات از زبان فارسی به زبان بلغاری از طریق زبان عثمانی نفوذ کرده‌اند. بسیاری از ایرانیانی که از بلغارستان بازدید می‌کنند می‌گویند آن‌ها برای‌شان ایران یادآوری می‌شود و بلغاری‌ها نیز در ایران احساس خوبی می‌کنند. یادم هست زمانی که با پدر و مادرم ایران بودم، برخی از افرادی که با آنها برخورد کرده بودیم شبیه بعضی از همسایگان و دوستان مان در بلغارستان بودند. با مادرم اغلب در این مورد شوخی می‌کردیم. علاوه بر ادبیات معاصر ایران در بلغارستان علاقه زیادی به سینمای ایران وجود دارد. هر سال در ماه ژانویه جشنواره فیلم "منار" برگزار می‌شود، فیلم‌های ایرانی مخاطبان زیادی در بلغارستان دارند. با این حال، نظر من این است که برنامه‌های فرهنگی در زمینه‌ سینما و ادبیات بسیار کم است، با وجود این که در صوفیا نمایندگی فرهنگی وجود دارد، برنامه‌های جالب توجه زیادی وجود ندارد طوری که آخرین ملاقات با کارگردان و بازیگران بعد از نشان دادن یک فیلم ایرانی به چند سال پیش برمی‌گردد. من فکر می‌کنم ادبیات و فرهنگ مردم را به هم نزدیک می‌کند. منبع: هنرآنلاین ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:34:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262394/ادبیات-معاصر-ایران-خیلی-خوشم-می-آید-تعارف-نمی-کنم «طریق بسمل شدن» دولت آبادی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262395/طریق-بسمل-شدن-دولت-آبادی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «طریق بسمل‌شدن» نوشته محمود دولت‌آبادی در کتابخانه دکتر شریعتی نیشابور نقدوبررسی می‌شود. در این نشست زهرا ابویسانی، مجید نصرآبادی  مصطفی بیان حضور دارند و به نقدوبررسی اثر خواهند پرداخت. علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند  شنبه 2 تیرماه 1397 از ساعت 16:30 تا 18:30 به کتابخانه دکتر شریعتی نیشابور واقع در خیابان شهید جعفری مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:52:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262395/طریق-بسمل-شدن-دولت-آبادی-بررسی-می-شود انتشار رمانی با حال و هوای دوران دانشجویی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262280/انتشار-رمانی-حال-هوای-دوران-دانشجویی محسن نیساری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از انتشار اولین اثر داستانی خود خبر داد و گفت: رمان «اکباتان» اولین رمان من است و داستان آن از این قرار است که؛ عده‌ای دانشجو با مساله‌ای روبه‌رو می‌شوند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. اختلاسی در دانشگاه اتفاق می‌افتد و هیچ کس بابت آن دستگیر نمی‌شود. دانشجویان این مساله را پی‌گیری  می‌کنند و اتفاقاتی در خلال این ماجرا رخ می‌دهد. نیساری درباره انتخاب محیط دانشگاه و فضاهای دانشجویی برای روایت داستان خود توضیح داد: ایده این کتاب این بود که مقداری درباره ماهیت مدرنیسم و وضع موجود صحبت کنیم. تجربه‌ای که در نوشتن این رمان به من کمک کرد به صورت ناخودآگاه اتفاق افتاد. من در دانشگاه خودمان حرکتی مشابه این را در مساله دیگری تجربه کرده بودم و از آن تجربیات در روایت این رمان استفاده کردم. این نویسنده در ادامه افزود: رمان «اکباتان» اولین اثر داستانی من است. من سابقا فعالیت مطبوعاتی داشتم. در «کتاب ماه» در بخش کودک و نوجوان مطالبی از من منتشر شد و با «همشهری جوان» هم همکاری‌هایی داشته و دارم. گفتنی است رمان «اکباتان» نوشته محسن نیساری به تازگی در 120 صفحه و شمارگان 1000 به قیمت 15000 تومان از سوی انتشارات آواز راهی بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 06:37:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262280/انتشار-رمانی-حال-هوای-دوران-دانشجویی دومین شماره فصلنامه ایوان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262378/دومین-شماره-فصلنامه-ایوان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دومین شماره فصلنامه ایوان «از سوي رايزني فرهنگي ايران در پاریس منتشر» شد. در این شماره مطالبی از غلامحسین ابراهیمي دینانی، انشاء‌الله رحمتی، ژان کلود وازن، محمدجواد کمالی، محمد قاسم‌زاده، جواد عاطفه، رضا افشارنادری، زهرا جهانبخش، محمدرضا بهزادی، مهدی قائدشرف، محمدحسن حامدی، جمال‌الدین اکرمی، شهروز نظری، مهرنوش علیمددی، امیر اسماعیلی، حسین کریم‌آبادی، علیرضا ثابتی، روح‌الله دارایی، مریم سعدی، فهیمه مهابادی، مریم امینی‌مهر، علی جلالی، رزیتا عیلانی، امیر مولایی، شراره کاویانی، مصطفی شالچی، جبار آبدیده، صادق افسران،  شارل گانیه، هوگو واله، گاری مویسه، املی مارتین و شهروز مهاجر منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 07:49:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262378/دومین-شماره-فصلنامه-ایوان-منتشر ​یکشنبه خواهد آمد/مروری بر «بی قراری» زولفو لیوانلی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262323/یکشنبه-خواهد-آمد-مروری-بی-قراری-زولفو-لیوانلی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-مجتبی نریمان: پسرم! می‌دانی حارصه چیست؟ یک واژۀ قدیمی عربی است. همان‌طور که می‌دانی کلمات حرص و حارص و احتراص و محترص همه از این ریشه‌اند. حارصه این است فرزندم: می‌دانی که به شترها، کشتی‌های بیابان می‌گویند؟ این حیوانِ مبارک سه هفته بدون خوردن و آشامیدن، تشنه و گرسنه راه می‌رود و راه می‌رود؛ یعنی این‌قدر مقاوم است. اما یک خاری در بیابان هست که خیلی دوستش دارد. هرجا ببیند خار را از ریشه کنده و مشغول خوردن می‌شود. خارِ بُرنده دهانِ شتر را زخم می‌کند و زخم‌ها شروع به خونریزی می‌کنند. مزۀ شور خون که با طعم خار آمیخته می‌شود، شتر بیش‌تر کیف می‌کند. به این ترتیب، تا می‌خورد خون ریزی ادامه دارد و هیچ جوری از خونِ خودش سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشویم شتر به دلیل خون ریزی می‌میرد. به این می‌گویند حارصه. همان‌طور که قبلاً گفتم کلمات حرص، حارص و احتراص از این‌جا می‌آیند. این عادتِ همۀ خاورمیانه است پسرم! تمام تاریخ مشغول کشتن هم بوده‌اند و اصلاً نمی‌فهمند که درواقع دارند خود را می‌کشند و از طعم خونِ خود سرخوش می‌شوند. (از متن کتاب، ص 46)   زولفو لیوانلی Huzursuzluk را سال 2017 منتشر کرد. مجتبی مرادی کتاب را «بی‌قراری» ترجمه کرده، اما باید بدانیم معادل فارسی مناسبی برای Huzursuzluk وجود ندارد. معادلی که بتواند معنای Huzursuzluk که بسیار دردآورتر از بی‌قراری است را بیانگر باشد. شاید اگر نگارنده می‌خواست نامی برای کتاب انتخاب کند وفاداری به متن را کنار می‌گذاشت و «یکشنبه خواهد آمد» را به عنوان نام کتاب برمی‌گزید. نامی که وقتی رُمان را بخوانید به آن خواهید رسید. کتاب چند ماه بعد از چاپ نخستین نسخه در ترکیه از ترکی استانبولی به فارسی برگردانده شده و در  نمایشگاه کتاب اردیبهشت ماه توسط «نشر ری را» از آن رونمایی شد. زولفو لیوانلی شاعر، خواننده، کارگردان و نویسنده سیاسی ترک است که با جدیدترین رمان خود نشان داد در آینده نام او را بیشتر خواهیم شنید و دور از ذهن نیست یکی از همین سال‌ها جایزه نوبل را از آن خود کند و کتاب‌های او مورد هجوم مترجم‌ها و نشریات قرار گیرند.بی‌قراری داستان جنگ است، داستان داعش، خون و خشونت، مذهب و باورهای غلط، انسانیت، گرسنگی و آوارگی و درد و درد و درد. بیقراری را که خواندم بادبادک‌باز خالد حسینی را یاد آوردم. آن‌جا طالبان بود و حال که سال‌ها از نوشتن آن رمان می‌گذرد در رمانی دیگر داعش جای آن را گرفته است. درد زندگی در خاورمیانه را نویسندگان خاورمیانه به رشته تحریر درآورده‌اند و درخواهند آورد و باید گاهی آثار آمریکای جنوبی و اروپایی را کنار بگذاریم و به خواندن و ترجمه نویسنده‌های خاورمیانه بپردازیم. بی‌قراری روایت ابراهیم، روزنامه‌نگاری است که به طور اتفاقی خبر کشته‌شدن دوست دوران کودکی خود در امریکا را، در پاورقی روزنامه می‌خواند و به جست‌وجوی آن برمی‌خیزد و در یافتن جواب سوالات خود به شهر کودکی‌اش ماردین می‌رود که از شهرهای مرزی کشور ترکیه است و پناهجویان سوری از مرزها گریخته و به آن‌جا پناه آورده‌اند و در چادر زندگی می‌کنند. ابراهیم در سفر خود به ماردین درگیر ماجراهایی می‌شود که مسیر زندگی‌اش را عوض می‌کند و از او انسان دیگری می‌سازد. در این مسیر ابراهیم با دختری ایزدی آشنا می‌شود و درمی‌یابد بر خلاف آنچه تا آن روز تصور می‌کرده و ایزدی‌ها را یزیدی خطاب می‌کرده و آن‌ها را شیطان‌پرست می‌دانست، آن‌ها نه ربطی به یزید دارند و نه شیطان را می‌پرستند. روایت اصلی رمان به قدری جذاب است که به سختی کتاب را زمین گذاشتم و تمام دقایقی که به کارهایی جز خواندنش مشغول بودم به ادامۀ آنچه پیش می‌آمد فکر می‌کردم. هرچند روایت‌های فرعی رمان نیز به درستی مابین روایت اصلی آمده‌اند و در میان تلخی زندگی ملکناز، خرده‌روایت‌هایی مانند ماجرای طلاق ابراهیم کمی از تلخی بی‌اندازۀ روایت اصلی می‌کاهد. بی‌قراری مملو از پاراگراف‌ها و جمله‌هایی تکان‌دهنده است که می‌توان هرکدام را برای پشت جلد کتاب انتخاب کرد و در فضای مجازی به عنوان معرفی کتاب منتشر کرد. جمله‌هایی که گاه آدمی را تکان می‌دهند و گاه آن‌قدر تلخ می‌شوند که سخت می‌توانی دوباره بخوانی‌اشان.  لیوانلی در بی‌قراری تصویرسازی‌های بجا و درست و دقیقی ارائه می‌کند، آنقدر که خواننده می‌تواند معبد خورشید را با جزئیات ببیند و خود را در آن تصور کند. بی‌قراری خواننده را درگیر می‌کند تا نتواند کتاب را زمین بگذارد. شخصیت‌پردازی فوق‌العاده شکل می‌گیرد به‌طوری که خواننده را به حسین تبدیل می‌کند و در پی ملکناز می‌فرستد. ملکناز، دختری که هیچ‌کدام از عناصر زیبایی را، آن‌هایی که ما از زیبایی می‌شناسیم و به خوردمان داده‌اند را ندارد. اما در پی او می‌دویم بی آن‌که او را ببینیم یا بخواهیم او را ببینم. بی آن‌که میل به دیدنش داشته باشیم پی او می‌دویدم، تا جایی که ممکن است با خود بگوییم: بد نیست اگر صاحب فرزند دختری شدم نام او را ملکناز بگذارم.   لیوانلی بخش کوچکی از آن‌چه بر سر مردم سوریه آمده را به رشتۀ تحریر درآورده، بخش کوچکی از جنایات هولناک داعش.  از دردهای مسلمان بودن، وقتی برای فرار از آن‌چه داعش اسلام می‌نامد به امریکا سفر می‌کند و در آن‌جا آن‌ها که از اسلام بیزارند به فجیع‌ترین شکل ممکن قصابی‌اش می‌کنند.   بگذار قصه‌ای برایت بگویم: در دینِ شما اسلام، یکی از اولیای زن، در یک دستش یک دلو آب و در دیگری یک ظرف آتش می‌گیرد راه می‌افتد. وقتی از او می‌پرسند کجای می‌روی؟ می‌گوید: با این سطل آتشِ جهنم را خاموش می‌کنم و با آن دیگری بهشت را آتش خواهم زد. چون‌که ریاکاریِ انسان‌ها به خاطر وعدۀ بهشت و خوفِ جهنم را دوست نداشت و نمی‌خواست. (از متن کتاب، ص 100) کتاب دقیقاً حجمی که باید را دارد، کلامی اضافه گویی ندارد، نه زیاد است و نه کم، آنچه می‌خواست بگوید را در بهترین قالب بیان کرده است. خواندنش به خواننده روح تازه می‌بخشد و ذهنش را در مقابل آن‌چه در خاورمانه در حال رخ دادن است باز می‌کند. بی قراری بوی خون می‌دهد بی‌آن‌که گلوله‌ای در آن شلیک شود و به خط مقدم نبرد پا بگذارد، چراکه تمام خاورمیانه خط مقدم است. متأسفانه بعد از خواندن کتاب و درست هنگامی که مشغول نگارش این چند خط بودم متوجه شدم ترجمه دیگری از این کتاب توسط مترجم و نشر دیگری به بازار آمده که بخش کوچکی از مصائب عدم عضویت در کپی‌رایت جهانی است. با این وصف احتمالاً بخشی از زحمات مترجمان کتاب‌ها و سرمایه‌گذاری نشرها آسیب خواهد دید و اجرا و تابعیت از قوانین کپی رایت بیش از آن‌که به زیان ناشرین منجر شود به درآمد بالاتر آن‌ها ختم خواهد شد.   برای این‌که به جنازه بی احترامی نشود، دست ندادیم، همدیگر را در آغوش نگرفتیم، در حالی که با احترام کنار هم ایستاده بودیم فقط دست‌هایمان به هم خورد. بعد، محمد دوبار به آرامی به پشتم زد. همان موقع، آیسل گیسوهای بافته‌اش را که معلوم بود از کودکی دست نزده و تا کمرش آمده بود، برید و در قبر برادرش انداخت. (از متن کتاب، ص 26) رمان «بی‌قراری» نوشته زولفو لیوانلی با ترجمه مجتبی مرادی از سوی نشر ری‌را در ۲۱۸ صفحه و با قیمت ۲۵هزارتومان راهی بازار نشر شده است.      ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 10:05:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262323/یکشنبه-خواهد-آمد-مروری-بی-قراری-زولفو-لیوانلی نکوداشت مهدی ماحوزی برگزار می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262404/نکوداشت-مهدی-ماحوزی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم نکوداشت این استاد زبان و ادبیات فارسی روز جمعه ۸ تیرماه از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۲۰ در موسسه لغت‌نامه دهخدا به نشانی خیابان ولیعصر ، بالاتر از  پارک‌وی، ایستگاه پسیان، شماره ۳۰۱۱ برپا می‌شود.   مهدی محقق، ژاله آموزگار، محمدجواد حق شناس، امیربانو کریمی، محمود طاووسی، علی‌محمد سجادی، مریم امیرارجمند و امیرحسین ماحوزی سخنرانان این مراسم هستند. مراسم «نکوداشت مردی از دشتستان؛ مهدی ماحوزی» از سوی موسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی، جمعی از استادان و همکاران و دانش‌آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی و کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 13:12:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262404/نکوداشت-مهدی-ماحوزی-برگزار-می-شود