خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 23 Jun 2017 10:29:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 23 Jun 2017 10:29:58 GMT ادبیات 60 تحلیلی بر رمان «کتاب سیاه» اثر پاموک در بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249359/تحلیلی-رمان-کتاب-سیاه-اثر-پاموک-بازار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «اسرار کتاب سیاه» نوشته‌‌ها و گفته‌ها و طرح ها و عکس‌هایی که ارهان پاموک دربارهاین اثر ارائه کرده است به همت دارمین حاجی بگویج در زبان ترکی گردآوری شده است و به ترجمه‌ عین‌له‌غریب در نشر چشمه به فارسی منتشر شد.   رمان «کتاب سیاه» پیش‌تر با ترجمه عین‌له‌ غریب در نشر چشمه منتشر شده است.غریب شماری از رمان‌های پاموک را به فارسی ترجمه و منتشر کرده است،رمان‌های «جودت و پسران»،«شوری در سر»،«نام من سرخ» از جمله این ترجمه‌هاست   رمان «کتاب سیاه»، اثر ارهان پاموک از مهم‌ترین رمان‌های نامتعارف، متفاوت و درعین‌حال منحصربه‌فرد ادبیات مدرن ترک محسوب می‌شود. این رمان از منظر ساختار، سبک‌وسیاق و غنای محتوا، نه‌تنها در میان آثار پاموک بلکه در ادبیات ترکیه به مفهوم عام آن نیز، یکی از شگفت‌انگیزترین و بی‌نظیرترین رمان‌ها به شمار می‌آید. احساسی که از عمقِ منحصر‌به‌فرد و بهت و حیرتی مداوم نشئت می‌گیرد ـ با توجه به دقتی فراوان ـ که از خواندن این رمان به مخاطب آن دست می‌دهد، به مفهوم واقعی کلمه بی‌همتاست. تصادفی نیست که دوست‌داران این رمان، همان‌ها که این رمان را نه یک‌بار بلکه بارها و بارها می‌خوانند، پس از خوانش نخست‌شان، احساسات و عواطف خود را با هیجانی آنچنانی با یکدیگر در میان می‌گذارند. بیش‌تر اوقات آن‌هایی که برای بار نخست این رمان را خوانده‌اند، از سویی از خاص‌بودگی و متفاوت بودن آن می‌گویند و از سوی دیگر اشاره می‌کنند: «خیلی شبیه ماست، آشناست، مالِ خود ماست، بومی همین جاست...» با توجه به همین نکته به‌نظر می‌رسد که این دو منظر متناقض‌نما، برای کشف اسرار کتاب سیاه، نقطه‌ی عزیمت خوبی باشند.   در مقدمه‌ این اثر آمده است: رییس آکادمی سوئد، هوراس آنژال، که پاموک را از بابت مجموعه‌ آثارش شایسته دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات دانست، در مصاحبه‌ای که در تاریخ 12 اکتبر سال 2006 برای توضیحِ این انتخاب با جمعی از خبرنگاران داشت، کتاب سیاه را برترین اثر پاموک دانست. عمق و غنای کتاب سیاه برای مخاطبی که برای نخستین بار آن را می‌خواند، زمانی آشکار می‌شود که این مخاطب فارغ از ژرفای کم‌نظیر و دیگر ویژگی‌های فوق‌العاده‌ متن، آن را همان‌طوری  که یک رمان رئالیستی معمولی و متعارف را می‌خواند. بنیادی‌ترین ویژگی ساختاری این رمان که در عین حال به اسرار‌آمیز بودن آن نیز منجر می‌شود، در کنار تأثیرگذاری و تکان‌دهنده بودنش، و برخلاف ساختار ظاهری آن، که نظیر هر رمان پلیسی ـ جنایی معمولی و متعارف دیگری است، در این نکته نهفته که مخاطب معمولی به جرئت تا نیمی از کتاب هنوز کاملاً به موضوع اصلی رمان پی نمی‌برد. در حقیقت کتاب سیاه یک رمان پلیسی ـ‌ جنایی است که در آن «غالب»، یک وکیل‌مدافع سی‌وسه‌ساله که همراه همسرش، رؤیا، در محله نیشان‌تاشی شهر استانبول ساکن است، دنبال همسر و پسرعمومی گمشده‌اش، جلال سالک که روزنامه‌نگاری فوق‌العاده است، کلی از کوچه و خیابان‌های استانبول را زیر پا می‌گذارد. اما، این رمان برخلاف رمان‌های پلیسی ـ جنایی معمولی، به‌مسائلی می‌پردازد، به جاهایی سرک می‌کشد، و از معناهایی می‌گوید که در رمانِ کارآگاهی آن‌چنان متداول نیست.   «کتاب سیاه» از ساختاری دست‌نیافتنی برخوردار است: این رمان در ابتدا رمانی خانوادگی به‌نظر می‌رسد. کمی بعد، ضمن پرداختن به زندگی روزمره یک وکیل مدافع جوان که در کوچه‌‌پس کوچه‌های شهر استانبول دنبال همسرش می‌گردد، به رمانی پلیسی ـ جنایی شبیه شده و هنوز به نیمه نرسیده، یا به بیانی دقیق‌تر پس از صد و پنجاه صفحه‌ نخست، مخاطب را با وجوهِ عمیق یک تحقیق فلسفی، جامعه‌شناختی و مردم‌شناسانه مواجه می‌کند؛ روایتی از تضاد هویت فردی و ملی، ویژگی‌های ریز‌ودرشت و در‌عین‌حال شکننده‌ شخصیت انسانی، سبک و سیاق حیاتِ تاریخی استانبول و جنبه‌های فلسفی زندگی در یک شهر هزاران ساله اما پژمرده و افسرده ... انگار مخاطب نه با یک رمان بلکه با یک پژوهش جامعِ انسان‌شناسانه روبه‌روست.   ]]> ادبیات Thu, 22 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249359/تحلیلی-رمان-کتاب-سیاه-اثر-پاموک-بازار نگاهی به اسکارلت دهه‌ی شصت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249366/نگاهی-اسکارلت-دهه-ی-شصت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه شعر «اسکارلت دهه‌ی شصت» نخستین تجربه شاعری، سجاد افشاریان است. این کتاب را نشر چشمه  اردیبهشت‌ماه منتشر کرد و در مدت زمانی کودتا پنج‌بار تجدید چاپ شده است.     شعر‌های مجموعه «اسکارلت دهه‌ی شصت» فضایی تغزلی و عاشقانه دارند، اجرا‌ آن‌ها ساده است. بیان حسی و عاطفی عمیق و تاثیر‌گذاری دارند و مبتنی بر ایده‌های کشف‌محور پیش‌ می‌روند. شاعر این مجموعه سعی می‌کند، با بیانی روایی و بهره‌گیری از عناصر زیست روزمره‌ روایت‌های شاعرانه‌اش را سر و شکل بدهد.    سجاد افشاریان در آغاز  کتاب شعرش نوشته است «کلمات خودگویی هدیه‌ی خدا باشند که بر ما نازل می‌شوند تا در گوش سالم دلبر زمزمه کنیم. من به‌تازگی دیگر کارکردهای شعر را دریافته‌ام که مهم‌ترین‌شان امنیت است، ما همه در رگ‌های‌مان سعدی و خیام و شاملو و نصرت و اخوان و سپهری و مشیری و فروغِ درون داریم که حافظ ماست، باورم هست که من، ما و هر انسانی که ربطی به این خاک داشته باشد، در درون خود شعرهای بی شمار شخصی را خاطهر ساخته، چنان‌که یاد که یادش می‌افتد، گاهی در دل‌مان قند آب می‌شود، همین که کسی باشد که برایش دل به دریا بزنیم شعر است، امنیت است. دل آدمی با شنیدن کلماتی که باید، چنان احساس امنیت می‌کند و امن می‌شود، که هزار بنا که پیشکش کنید نمی‌شوأ، پس حتا اگر آهی در بساط دارید یا ندارید عجله کنید. این که به لحظه اعتباری نیست، جمله‌ی قصار نیست واقعیت محض زندگی است، زندگی بی‌رحمانه کوتاه است و بی‌رحمانه‌تر جدی. کافی است گمان کنیم فردایی نیست، بعد جلو آینه بیاستیم و زیرلب زمزمه کنیم لباس بی‌تفاوتی به ما نمی‌آید. حتا اگر برای من فردایی نباشد برای آن‌ها که دوست دارشان هستم، هست. مؤمنم که شعر امنیت است و پیام‌برِ امینِ خوب و دردهای بی‌صدای یک اجتماع، پس با چشمان باز خوب شعر و دیار خود را با تمام موجودات زنده‌اش ببینیم، تلفن‌ها را خاموش کنیم، هر‌ آن‌چه ناگفته در جیب دل داریم بیرون بیاوریم و به حضور چشم در چشم نام یکدیگر را صدا کنیم، گمان می‌کنم این‌گونه شاعرِ و دیار خود می‌شوید.»   متن زیر نمونه‌ای از سروده‌های این شاعر جوان است. «برداشت آخر را از عمد سُرفه کردم تا یک‌بار دیگر بیشتر بگویم که چه‌قدرها دوستت دارم و این حجمِ بی‌قراری چشم‌ها تمامش بداهه بود برداشت بهتر بسیار داشتیم اما با تلخیِ بی‌پایان تمام شد و تمام شد»   ]]> ادبیات Thu, 22 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249366/نگاهی-اسکارلت-دهه-ی-شصت نخستین اثر داستانی عطیه عطار‌زاده منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249401/نخستین-اثر-داستانی-عطیه-عطار-زاده-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  داستان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» در 117 صفحه به قیمت 12هزار تومان در نشر چشمه عرضه شد.   اولین رمانِ عطیه عطارزاده یک کارِ تجربی است. «راهنمای مُردن یا گیاهانِ دارویی» داستانی خاص دارد. رمان روایتی است از یک دختر جوان که چشمانش نمی‌بینند و درخانه‌ای همراه مادرش در کارِ خشک‌کردن، ترکیب و آماده‌سازی گیاهانِ دارویی بای فروش در بازار است. او در تاریکی چشمانش توانسته با استفاده از قوای دیگر به درکِ جذابِ اشیا و ابزاری برسد که با آن‌ها کار می‌کند. همه‌چیز برایش در ساختار و وجوهِ گوناگون این گیاهان و البته رابطه با مادرش خلاصه شده، تا این که روزی برای یک مراسمِ خانوادگی از خانه پا بیرون می‌گذارد و باز که می‌گردد خیلی چیزها درونش عوض شده است... عطیه عطارزاده با استفاده از موقعیتِ خاصِ شخصیتش و فضای گوتیکی که برای او طراحی کرده، به لایه‌های پُرآشوبِ ذهنی نزدیک می‌شود که میل به خشونت و عشق در آن توأمان وجود دارد. این دوگانگی بزرگ و محوری رمان را به سمتی می‌برد که برای کمتر مخاطبی پیش‌بینی شدنی است و می‌توان گفت او را با امرِ غریبِ ذهنِ راوی و رابطه‌اش با امور بیرونی تنها می‌گذارد. راهنمای مُردن با گیاهان دارویی یک رمانِ متفاوت و قصه‌گوست. رمانی که در آن تنهایی یک مفهوم برآشوبنده است و رهایی از آن راه‌های عجیب و گاه خونینی دارد.     پیش از شروع رمان، نقلی‌ از ابن‌سینا به این شرح آمده است:«مرگ آن است که نَفس، اعضا و جوارح را رها کرد و به حال خود بگذارد. همان‌طور که یک صنعتگر هنگام استراحت ابزارِ کارِ خود را رها می‌کند؛ و این حقیقت آن زمان برای شما روشن می‌شود که نفس و چگونگی وجودش را بشناسی. انسان ترکیبی است از یک نظام تجردی و یک نظام مادی؛ نظام تجردی انسان روح و نظام مادی انسان بدن نامیده می‌شود. آن‌گاه که روح متعلق به بدن است و بدن در جهت خواسته‌های خود از آن بهره می‌برد، به آن نفس گفته می‌شود. پس روح و نفس یک حقیقت واحدند و به دو اعتبارِ متفاوت نام‌گذاری شده‌اند. نظام مادی انسان نیز دارای دو اعتبار است: آن زمان که با نفس در ارتباط است به آن بدن می‌گویند و هنگامی که این ارتباط قطع شد دیگر به آن بدن گفته نمی‌شود، بلکه از لفظ جسد استفاده می‌کنند.»     عطیه عطارزاده سال 1363 به دنیا آمده است. او فارغ‌التحصیل کارشناسی سینما از دانشگاه هنر، کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد مستندسازی از دانشگاه بریستول انگلستان است. پیش‌تر مجموعه شعر «اسب را در نیمه‌ی دیگرت برمان» و به عنوان برگزیده جایزه شعر خبرنگاران در سال 1395 معرفی شد.  ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249401/نخستین-اثر-داستانی-عطیه-عطار-زاده-منتشر نگاهی به داستان «خانه لهستانی‌ها» مرجان شیرمحمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249363/نگاهی-داستان-خانه-لهستانی-ها-مرجان-شیرمحمدی به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان «خانه لهستانی‌ها» نوشته مرجان شیرمحمدی در نشر چشمه به قیمت هیجده هزار تومان چاپ شد.   آخرین اثر داستانی این نویسنده  چند سال پیش منتشر شده بود. داستان بلند «آذز شهدخت، پرویز و دیگران» داستانی ساده از زنی خانه‌دار بود.  بهروز افخمی، همسر شیرمحمدی بر اساس این داستان فیلم بلندی ساخت. شیر‌محمدی پیش از آن کتاب‌های داستانی «بعد از آن شب» و «یک جای امن» را منتشر کرده بود. این داستان‌نویس و بازیگر سینما برای کتاب «بعد از آن شب» جایزه هوشنگ گلشیری را برد.   در  اثر تازه‌اش هم از همان ایده‌های روایی ساده و بی‌تکلف و روایت ِ خطی استفاده کرده است. در این داستان رویداد‌های «خانه‌ای» را روایت می‌کند. داستان  «خانه لهستانی‌ها» این‌گونه آغاز می‌شود :« همه مستأجرهای خانه‌ای که ما توش زندگی می‌کردیم مثل ما ندار بودند، ولی دست‌کم بیشترشان یک مرد داشتند. توی آن خانه، مادر من بود که شوهر نداشت و خاله‌پری. مادام و نصیبه‌خانم و بانو هم که پیر بودند. بقیه‌ی زن‌ها شوهر داشتند، یعنی بهجت‌خانم، ثروت خانم که برعکسِ اسمش فقیر بود و مریم خانم، مادرِ مسعود و محمد که ما به‌ش می‌گفتیم ممل و عزت‌خانم که برعکس اسمش عزتی نداشت و مدام از شوهرش کتک می‌خورد و همدم خانم. همدم خانم هم از شوهرش کتک می‌خورد. قاسم‌آقا شوهرِ همدم خانم توی یک سلمانی کار می‌کرد و بعضی جمعه‌ها اگر هوا خوب بود، توی حیاط، موهای مردهای خانه و ما بچه‌ها را کوتاه می‌کرد. مرد بدی نبود، ولی دستِ بزن داشت. »   پیش‌تر در رمان‌نویسی فارسی غزاله علیزاده روایتی جذاب و خواندنی از یک خانه به دست داده بود، «خانه ادریسی‌ها». شیر‌محمدی در گفت‌وگویی درباره داستان‌نویسی‌اش گفته بود: «راستش به کار بردن تکنیک‌های پیچیده در داستان یا ادا درآوردن در نثر را نه می‌پسندم، نه می‌فهمم. به هر حال این شیوه من برای داستان‌گویی است. فکر می کنم در داستان گویی، اصل خود داستان است و چیزهای دیگری اگر بخواهد به آن علاوه شود شهیدش می کند. اصل همان داستانی است که باید تعریف شود به شیوه سالم، شیوا و درستش.»   «خانه لهستانی‌ها» داستانِ آدم‌هایی است ساکنِ خانه‌ای بزرگ در جنوبِ تهران، خانه‌ای بازمانده از سال‌های دور. داستان در زمانه‌ی پهلوی دوم می‌گذرد و قصه‌ی آدم‌ها و رازهایی که هرکدام در سینه‌ی خود دارد موضوعی می‌شود برای روایت‌های نویسنده. در این خانه که هرکس اتاقی اجاره‌ای دارد، عنصرِ «ندار بودن» گره خورده با گذشته‌ای وهم‌الود که باعث شده ماجراهای خاص و حتا خشنی رقم بخورد. داستانِ خواهرانی سال‌خورده، یا زنی که تنها گذاشته‌اندش. شیرمحمدی با زبانی داستان‌گو و تلاش برای بازآفرینی یک هویت مکانی و گره زدنش با وجوهِ شخصی هر یک از قهرمانانِ خود، قصه‌ای خواندنی نوشته است. خانه‌ی لهستانی‌ها مملو از تکه‌های احساسی و روایی است که در آن‌ها می‌توان ردِپای هراسِ از رهاشدن در دلِ شهر را درک کرد. قصه‌ای از زن‌هایی که این خانه دنیای شخصی‌شان است واگر کسی به این دنیا تعدی کند سرنوشتِ چندان خوبی در انتظارش نیست...»     این داستان‌‌نویس سال 1352 به دنیا آمده است. نقاشی و بازیگری آموخته است. در فیلم‌های «خانه به خانه»، به کارگردانی کیانوش عیاری، «صحنه جرم، ورود ممنوع!» کارگردانی ابراهیم شیبانی، «ملاقات با طوطی» کاگردان علیرضا داودنژاد و... بازی کرده است.      ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249363/نگاهی-داستان-خانه-لهستانی-ها-مرجان-شیرمحمدی « رُژ قرمز» سیامک گلشیری در کتاب‌فروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249400/ر-ژ-قرمز-سیامک-گلشیری-کتاب-فروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  مجموعه داستان «رُژ قرمز» اثر  سیامک گلشیری در 247 صفحه به قیمت بیست و یک هزارتومان  در نشر چشمه منتشر شد.    مجموعه داستان «رُژِ قرمز» مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاهش که از نظرِ درون‌مایه و اجرا تا حدی به‌هم نزدیک هستند اما فضاهای گاه متفاوتی دارند. کتاب بیست و دو داستانِ کوتاه دارد. در این داستان‌ها می‌توان محورهای مهم جهانِ سیامک گلشیری را به خوبی دید؛ تنهایی آدم‌های او که معمولاً به دستِ یک اتفاقِ ساده یا مرموز به خطر می‌افتد و باعث می‌شود آن‌ها وجوهی دیگر از درونیاتِ خود را برای خواننده آشکار نند. زبانِ گلشیری خونسرد، روایی و البته دور از صفت‌سازی و آرایه‌پردازی است. زبانی که به داستان‌گویی و نمایشِ تصویری روایت بیش از هر چیز اهمیت می‌دهد و برای همین آدم‌های معمولی او در بافتارِ این زبان‌ بسیار ملموس به نظر می‌آیند. رُژِ قرمز انواعِ روایت‌هایی را در خود گنجانده که مخاطبِ سیامک گلشیری را درگیر می‌کند. دیداری اتفاقی، همکلامی با یک راننده ی تاکسی در دلِ شب، زوج‌های در آستانه‌ی فورپاشی و ... از موتیف‌های همیشگی این داستان‌نویس محسوب می‌شوند. این‌ها داستان‌هایی‌اند که معمولاً یک اتفاقِ عجیب مسیرشان را تغییر می‌دهد.       داستان «رویای باغ» از این مجموعه این‌گونه آغاز می‌شود:«دو سه‌باری توی خیابان‌های اطراف خانه‌مان دیده بودمش، اما نه او، نه من، هیچ‌کدا»، به روی خدمان نیاورده بودیم. از کنار هم رد شده بودیم بی‌‌آن که حتا به هم نگاه کنیم. تا این که یک بار، وقتی روزنامه خریدم و برگشتم توی ماشین، دیدم با بند انگشت به شیشه می‌زند. شیشه را کشیدم پایین. گفت: «فقط می‌خواستم یه حال و احوالی کرده باشم.» اشاره کردم سوار شود. در را باز کرد و نشست تو. وقتی حرکت کردم، احساس کردم زل زده به من. گفت: «چه‌قدر عوض شده‌ی!» «پیر شده‌م؟» «نه، یه‌جور دیگه شده‌ی.» «چه جوری؟» «نمی‌دونم. یه جور دیگه.» «تو هم همین‌طور.» پیر نشده بود، اما چهره‌اش دیگر برق آن روزها را نداشت. روی صورتش هنوز جای آب‌جوش‌ها پیدا بود و لبخندش هنوز هم به همان زیبایی. گفت:‌«نمی‌خوام مزاحمت بشم.» «مزاحم نیستی.»   از دیگر داستان‌های این مجموعه می‌توان به«لباس‌های نم‌دار»، «سنگ سیاه»، «شب آخر»، «سایه‌ای پشت پنجره»، «بوی خاک»، «خودنویس»،«موزه‌ی مادام توسو»، «ابر‌های سیاه»،«عنکبوت» و ... اشاره کرد.   سیامک گلشیری  مرداد، 1347به دنیا آمده است.  او علاوه بر نویسندگی دستی نیز بر ترجمه دارد و آثار متعددی را در حوزه ادبیات نوجوان و بزرگ‌سال به فارسی ترجمه و منتشر کرده است. از جمله‌ی آثار داستانی این نویسنده  می‌توان به کتاب‌های «همسران»،‌«با لبان بسته»،‌«من عاشق آدم‌های پول‌دارم»، «شب طولانی»،‌«مهمانی تلخ»،‌«نفرین شدگان»،‌»چهره پنهان عشق»،، «خفاش شب»،‌«آخرش می‌آن سراغم»،‌«آخرین رویای فروغ» اشاره کرد.   ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249400/ر-ژ-قرمز-سیامک-گلشیری-کتاب-فروشی-ها روایت شاعرانه‌ دیگری از سیدعلی صالحی چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249369/روایت-شاعرانه-دیگری-سیدعلی-صالحی-چاپ  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه شعر «دختر ویلون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه» شعر‌های سید‌علی صالحی در سه سال اخیر است.  آخرین کتابی که از این شاعر منتشر شد سه سال پیش بود. او مدت‌ها پیش اعلام کرده بود در حمایت از شاعران جوانی که فرصت  انتشار کتاب شعر‌‌های‌شان را ندارند، تا اطلاع بعدی اثری منتشر نخواهد کرد.   شعر‌های  این مجموعه هم مایه‌هایی از آموزه‌های شعر گفتار را دارد و هم آن‌که به در آن می‌توان از دریافت‌های تازه‌ سیدعلی صالحی در شعر سراغ گرفت. او در  ادامه‌ی طرح و تبیین دیدگاه‌‌هایش در حوزه‌ شعر، اخیرا کتاب «منشور شعر حکمت» را منتشر کرده بود. این شاعر مطرح و پیش‌کسوت در این اثر به طرح دیدگاه‌‌هایش درباره‌ شعر حکمی و حکمت در شعر پرداخته است و تبار این نوع شعر در ادبیات فارسی را تا روزگار مولانا واکاوی کرده است.   در گفت‌وگو‌هایی که در این‌باره کرده است، در تبیین شعر حکمت گفته بود :« شعر حکمت، زائرِ زنده، زائرِ بی‌زمانی ضمیرِ ناخودآگاه است. جانِ جانان است، جهتِ بی‌جهات است، نه خطی است، نه مدور، چرخشِ لامکان است به دوران‌ بی‌زوال. هم به همین حرمت است که از هر گونه دخالت، آرایش، زیور‌آلات، بزک‌گردانی و پیرایشِ زبانی پرهیز می‌کند. محسوس و بیرون زبان، عقلِ زبانِ ساده و فاهمه را در اختیار شهودیِ خویش می‌گیرد. نه پریشانیِ رهاشدگی در زبان و نه زندان زبان! حضورِ انفجاری و عروجِ در آنیّت، حُکم می‌کند که شعر حکمت، به کوتاهی و در لحظه زاده شود، و نه چندان طویل و بلند و به عقل آمده! در شعرهای بلند البته دیده‌ایم پاره‌هایی که عین شعر حکمت است. از معاصرین، نیما، فروغ و شاملو بهره‌های شوق‌آوری از شعر حکمت را برای ما به ارث بازگذاشته‌اند.»   در مجموعه‌ «دختر ویلون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه» می‌توان بازتاب بخشی از این نگاهو رویکرد به شعر را جست‌وجو کرد و دید.  این اثر  چند هفته پس از انتشار در صدر فهرست پرفروش‌های شعر بود.   شعر «یک روزی، یک جایی، سرانجام...» یک نمونه از سروده‌های این مجموعه است.   «خوابِ آب خوابِ انار خوابِ آرامش. و دختری که مثلِ همان دهه‌ی شصت هنوز سی ساله مانده است. یعنی ممکن است...؟!»   همچنین شعر «روح در کوچه» از دیگر شعر‌های این کتاب هست. «بعد از تو یک شب در خواب یک عده آمدند آهسته مرا کشتند رفتند گفتند خودش مُرده بود قبل از این اتفاق که شهریور...!   عجیب نیست که من هنوز همین جا دارم برای تو مَسیج می‌زنم اعضای محترمِ فرهنگستان ادب و هنر مقصرند، بعد از تو اسم رسیده‌ی انگور چرا مرتب شبیهِ شهریور می‌شود. من هم مثل همان عده‌ی عجیب در حیرتم مگر یک نفر چندبار باید کُشته شود، تا کُشته شود!»   سید علی صالحی سال 1334 در  مرغاب به دنیا آمده است. به قلم این شاعر  ده‌‌ها اثر طی چهار دهه‌  گذشته منتشر شده است. او از سال‌‌های دهه شصت به عنوان شاعری شناخته شد و همواره سروده هایش مورد توجه مخاطب‌های ادبیات بوده است. از کتاب‌های دیگر این شاعر می‌توان به مجموعه‌‌های  «یوماآنادا»، «پیش‌گو و پیاده شطرنج»، «عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور»،‌«دیرآمدی ری‌را...»، «آسمانی‌ها»،‌ «آخرین عاشقانه‌های ری را»،‌ «دعای زنی در راه که تنها می‌رفت»،‌«چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد»،‌ «سمفونی سپیده‌دم»‌ و  «ردپای برف، تا بلوغ کامل گل سرخ» و... اشاره کرد.  ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249369/روایت-شاعرانه-دیگری-سیدعلی-صالحی-چاپ دشمنِ آینده چه کسی‌‌ست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249399/دشمن-آینده-کسی-ست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رمانِ «دشمنِ آینده»، تازه‌ترین نوشته‌ی این نویسنده داستانی‌ از روایت‌های خاص و عجیب است. رمان داستانی خطی به مفهومِ مصطلحش ندارد و درباره‌ی سکراتِ مرگ است به نوعی. گروهی از آدم‌های متفاوت و خاص که در مکانی نامتعارف و برزخ‌گونه کنار هم جمع شده‌اند و تکلیف‌شان با بودن یا نبودن‌شان مشخص نیست. در این فضا ما روایت‌هایی از هر کدام‌شان می‌خوانیم و البته تنش‌ها و حرکت‌هایی که دارند. خورشاهیان که دلبسته‌ی ادبیاتِ کلاسیک ایران است با استفاده از پاره‌ای مفاهیمِ شناخته‌شده‌ی این ساختار تلاش کرده بازخوانی‌ای مدرن انجام دهد از مفهومِ حرکت برای رسیدن به امرِ جاودان‌کننده، با استفاده از فصل‌های کوتاه که هرکدام نقشی می‌زنند و آدم‌های متفاوتش مسیر را می‌سازند. باری همین رمانِ دشمنِ آینده را می‌توان روایتی دانست از اضطرابِ مُردن و این‌که این نویسنده‌ی خراسانی تلاش کرده با حرکت رد میانه‌ی امرِ ذهنی و عینی به واقعیتی برسد که در رمانِ او تحقق پیدا می‌کند. برای مخاطبِ این رمان تعقیب این وضعیتِ روایی به نتایجی قابل تأمل می‌رسد. نتایجی که شاید پیش‌بینی نشده هم باشند.    رمان «دشمن آینده» این‌طور آغاز می‌شود: «حتا درست تا همین لحظه‌ی اکنون، واقعاً نفهمیده‌ام در آن لحظه‌ی شگفت، دهانم از ترس بازمانده بود، یا از تعجب. زیاد پیش می‌آید که در یک لحظه، آدم واقعاً نمی‌داند، الان موقع خوشبختی‌اش است، یا موقع بدبختی‌اش. خوشبختی ما، این است که خوشبختی آدم‌های خوشبخت را از نزدیک نمی‌بینیم و خیلی ناراحت نمی‌شویم که بدبخت‌ایم؛ خوشبختی ما، از زاویه‌ای دیگر، این است که آدم‌های بدبخت دقیقاً دوروبر خودمان هستند و زندگی آن‌ها را کاملاً از نزدیک می‌بینیم و خیلی دل‌مان به حال خودمان نمی‌سوزد؛ چون آن‌ها به‌راستی و بی‌رحمانه از ما بدبخت‌ترند. سرم که از دیوار آمد بالا، یکی را دیدم که با سیمونُف نشسته است روی صندلی همیشگی سرهنگ، کنار استخر خالی و انگار دقیقا پیشانی مرا نشانه گرفته است. نمی‌دانم شب چندم بود که برای سرهنگ و بقیه روزنامه‌ می‌بردم، ولی در آن لحظه‌ی شگفت، مطمئن بودم خودم را برای هر چیزی آماده کرده بوده‌ام، غیر از همین مورد. می‌دانستم باید خود را از دیوار بالا بکشم و بروم روی پشت‌بام، که اگر این کار را نمی‌کردم، حتماً پیشانی‌ام در آن لحظه‌ی دلهره‌آور سوراخ می‌شد و اگر هم سرعت عملم خوب بود و شانس هم می‌آوردم و خودم را از دیوار رها می‌کردم و کشته نمی‌شدم، حداقل آن دوازده نفر کشته می‌شدند.»   این اثر در 203 صفحه به شمارگان 1000 نسخه به قیمت 17هزار تومان  عرضه شده است.   هادی خورشاهیان متولد۱۳۵۲ در نیشابور شاعر و نویسنده داستان کوتاه است . کتاب‌های «با اجازه‌ي دبير هندسه»، این کتاب مجموعه‌ی صد و ده شعر نوجوان در قالب‌های غزل، مثنوی، چهارپاره، دوبیتی، نیمایی و آزاد است. این شعرها در دهه‌های هفتاد و هشتاد سروده شده‌اند. «سایه‌های ترس»، رمانی با چهار  راوی به نام‌های نگار، ناتالی، لیلا و ملیحه است. همچنین «من کاتالان نیستم» از دیگر آثار این نویبسنده است.  ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249399/دشمن-آینده-کسی-ست