خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Mon, 23 Apr 2018 19:49:23 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 23 Apr 2018 19:49:23 GMT ادبيات 60 انتقاد از برخورد نامناسب با ژانرنویسان http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259969/انتقاد-برخورد-نامناسب-ژانرنویسان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جلسه ی برنامه «عصرانه با کتاب» در سال 1397 با حضور نوید فرخی پژوهشگر ادبیات ژانر و بهاره نوربخش نویسنده ژانر فانتزی در خانه فرهنگ و کتابخانه سلام با محوریت ادبیات فانتزی به مدت دو ساعت در روز چهارشنبه 29 فروردین برگزار گردید.  خانه فرهنگ و کتابخانه سلام پیش‌ از این‌ در شهریور ماه 1396 اقدام به برگزاری جلسه ای تخصصی مرتبط با ژانر علمی تخیلی کرده بود.  در ابتدا نوید فرخی، دانش آموخته مهندسی آی تی از دانشگاه پلی تکنیک، سخن خود را با جمله ای از انیشتین آغاز کرد که ارزش خیال حتی از دانش هم بالاتر است. او در ادامه از اهمیت ژانر نویسی برای انسان و علم، و همچنین اثرگذاری‌اش بر خودِ ادبیات سخن گفت. تفاوت فانتزی با علمی تخیلی، و رئال جادویی مبحث دیگری بود که در این جلسه مطرح گردید. فرخی، ژانر فانتزی را جهانی خیالی ترسیم کرد که در آن اغلب خبری از مکان‌ها، رویدادها و حتی کاراکترهای جهان واقعی نیست. در حالی که رئال جادویی با حفظ عناصر جهان واقعی، گذری ماورایی به جنبه‌هایی محدودی از زندگی می‌کند. او در تفاوت علمی تخیلی و فانتزی، ژانر فانتزی را امکانپذیر کردن رویدادهای بعید، و علمی تخیلی را امکانپذیر کردن رویدادهای غیرمحتمل خواند. فرخی در ادامه انواع زیرشاخه‌های ژانر فانتزی همچون فانتزی مدرن، فانتزی دارک، فانتزی حماسی، فانتزی علمی و ... را با ذکر مثال‌هایی برشمرد. سپس بهاره نوربخش، نویسنده  رمان‌های «عطر قالی نسیم عشق» و «از شاخه نسترن» در مورد رمان آخر خود به نام «شیگانهوس» صحبت کرد که در سال گذشته توسط انتشارات بهنام منتشر شد. به گفته ی نوربخش، این اثر فانتزی، داستانی تاریخی و حماسی را در بردارد و او در طی روایتش، به سراغ افسانه‌های قدیمی رفته است. او مدت زمان نگارش کتاب را با احتساب زمان تحقیق برای اِلمان‌های بسیار متنوع این اثر فانتزی، در حدود بیست سال خواند. نوربخش، رمان شیگانهوس را اثر آغازین از مجموعه‌ای قلمداد کرد که دسته کم در چهار رمان دیگر(یک اثر مستقل، و یک سه گانه با منحنی زمانی متفاوت) ادامه پیدا خواهد کرد. در ادامه  جلسه، نوید فرخی در مورد کتاب شیگنهاوس صحبت کرد. او این کار را با کتاب سیلماریون تالکین قیاس کرد و پیچیدگی طرح، استفاده از عناصر متعدد فانتزی، و صحنه پردازی های خوب را از مزایای اثر قلمداد کرد. او به این موضوع نیز اشاره کرد که داستان برمبنای حوادثی جذاب و گاها غیرقابل پیش بینی جلو می‌رود و در عین حال عمده بار داستانی بر روی حوادث سوار است و در این میان نویسنده فرصت زیادی برای شخصیت پردازی‌ها نیافته که احیانا در سایر آثار مجموعه این مسئله جبران خواهد شد.    در انتهای جلسه، حضار در مورد علل عدم رشد ژانرنویسی در ایران صحبت کردند. بهاره نوربخش در این رابطه از عدم استقبال از آثار تالیفی ژانر در ایران، در کنارِ گرایش و به نوعی خودباختگی در قبال آثار غربی انتقاد کرد. نوید فرخی نیز عدم وجود زنجیره  فرهنگی، مبحث عرضه و تقاضا، برخورد نامناسب بدنه اصلی ادبیات، و همچنین عدم انسجام میان ژانرنویسان را از دلایل اصلی این موضوع ارزیابی کرد.   ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 05:49:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259969/انتقاد-برخورد-نامناسب-ژانرنویسان سروی به نام قیصر/اگر بود امروز 60 ساله می‌شد... http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259973/سروی-نام-قیصر-اگر-امروز-60-ساله-می-شد خبرگزاری کتاب ایران_مهدی فیروزیان: قیصر امین‌پور (1386-1338)، که امروز، دوم اردیبهشت‌ماه جلالی، زادروز اوست، بیش از ده سالِ پیش به لحظۀ ناگزیر عزیمت رسید و دردواره‌هایش را برای همیشه با ما وانهاد و رفت. سرو باشکوه دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، اگر بود، امروز، پای به شصتمین سال زندگی می‌نهاد. در دومین روز از دومین ماه سال، زاده شد و دریغا او که ارمغانِ بهار بود، به تاراج خزان رفت و در هشتمین روز از هشتمین ماه سال، سرو آزادش خزانی‌پوش شد. به قول خودش چقدر زود دیر شد و به قول وحید عیدگاه (شاگرد قیصر که این روزها جانشینی شایسته است برای نسل استادان شاعر دانشگاه تهران) خطاب به او: تو سرو بودی و گفتم بهاره خواهی ماند بهارۀ تو نپنداشتم خزانه شود مهدی فیروزیان روزگار از همان روزهای نخست زندگی سردمهری خود را به قیصر نشان داد. در دو سالگی دست مرگ او را از آغوش مادر جدا کرد. کودکی و نوجوانی را در منطقه‌ای دور از امکانات پایتخت، در گتوند و دزفولِ خوزستان، گذراند و راهنمایی نداشت تا توانایی‌های او را شناسایی کند و برای شکوفایی بیشتر راهش را هموار کند. در جوانی، و درست در هنگامی که می‌بایست با آموختن و ورزیدن ره‌توشه بردارد، طوفان روزهای انقلابی، که شور جوانی و آرمانخواهی او هم بدان دامن می‌زد، دامنگیرش شد. چند سالی با سرگردانی‌های تغییر دو رشتۀ دانشگاهی دامپزشکی و علوم اجتماعی و سپس تعطیلی دانشگاه‌ها، از آرام و کام دور ماند. تا زندگی او خواست سروسامانی بگیرد، روزگار باز برگ دیگری از دفتر ناگواری‌های بی‌پایانش را رو کرد. قیصر چند سالی بود که رشتۀ زبان و ادبیات فارسی را برگزیده بود و تا پایان دکتری و رسیدن به کرسی تدریس ادبیات در دانشگاه رسیده بود، با یکی از همرشته‌ای‌هایش پیمان زناشویی بسته بود، شیرینی پدر شدن را از نوشخند چشمان بی‌آلایش فرزندش چشیده بود، به پختگی در شاعری رسیده بود و راه راستین خود را برگزیده بود، که ناگهان... رشکِ گشوده‌دستِ یغمای خزان، ناز و نوش گل در آغوش بهار را برنتافت و جسم جوان قیصر در تصادف هولناک رانندگی درهم‌شکست؛ شکستنی از آن دست که پیوند کلیه، از کار افتادن کلیۀ پیوندی، دیالیز، عمل جراحی قلب باز و پیوند دریچه را در پی داشت؛ و دردی را تا مغز استخوانش دواند که جز با مرگ او بهبود نیافت. از 28 اسفند 1377 تا سه‌شنبه هشتم آبان 1386 و کوچ بی‌بازگشت، آنچه شاید بتوان آن را به‌زبان قیصر «خط‌خوردگی صفحۀ پیشانی» خواند، هردم آن جان شکیبا و جسم زیبا را بیش از پیش تراشید و فروکاست تا از او هیچ برجا نماند جز لبخندی کمرنگ روی تخت بیمارستان دی... لبخندی که خلاصۀ خوبی‌ها، فروفشردۀ رنج‌ها و داستانگوی نجابت و صلابت بود. لبخند سروی که خمید و خم به ابرو نیاورد... لبخند مردی که موبه‌مو حادثه بارید به هر بندش، اما او بخشید، جان و دلش را، به نوجوانان سروش، به دوستداران شعر، به دانشجویان سردرگم، به مردمِ رنجدیده و جنگ‌زده، به جهانی که لبخندش را از این پس تا همیشه کم خواهد داشت. سایۀ نازنین در بخشی بلندآوازه از منظومۀ زیبای «بانگ نی»، احسان طبری را سرو خوانده است: سروبالایی که می‌بالید راست روزگار کجروش خم کرد و کاست وه چه سروی، با چه زیبیّ و فری سروی از نازک‌دلی نیلوفری  در خواندن این بیت‌ها همواره تصویر قیصر در چشمم جان می‌گیرد. او که هم سخت بود و هم نرم؛ سخت با درشت‌خویان درشت‌گو و نرم با مهرورزان مهرجو، با کودکان و نوجوانان، که خود نیز گویی یکی از آنان بود در راستی و ساده‌دلی؛ باری با تمثیل سرو سایه به یاد قیصر می‌افتم. او که هم آزاد و رها بود و هم دربند و گرفتار؛ آزاد از هرچه رنگ تعلق بپذیرد، رها از هرچه بوی خودبینی و خودخواهی داشته باشد، و دربند پیمان‌ها و آرمان‌ها، و گرفتارِ دوستی‌ها و زیبایی‌ها؛ آنچه «زیبا» شمرده می‌شود، از هرگونۀ آن، چه در آدمی، چه در طبیعت، چه در زبان، او را شیفته می‌ساخت. به‌ویژه در سال‌های پایانی پناهگاهِ او، که زیبایی‌های جست‌وجوشده سال‌های جوانی را در جهان نیافته بود، «زبان» بود. گزاف نیست اگر بگویم جهان او زبان او شده بود. در گفت‌ؤگوهای روزانه، در کلاس درس، در شعرها، در نوشته‌ها، در همه‌چیز و همه‌جا گویی او با «زبان» سر و سرّی عاشقانه داشت. نازک‌دلی خود را در زبان به باریک‌بینی‌های آوایی گره می‌زد و مهر سرشار خود را به زیستن و زیندگان در زبان نرم و آهنگین نمود می‌بخشید. در شبان غم تنهایی خویش، سر در چاه زبان  می‌کرد و تنها آن ژرف شگرف را همراز فریادهای فروخوردۀ خود می‌شمرد. به خاطره‌ای از او می‌پردازم که آمیزۀ آموزه و زندگی است. همۀ کسانی که قیصر را دیده‌اند در چند صفت، ازجمله فروتنی، او را کم‌مانند می‌دانند. روزی به او گفتم: من فروتنی را گونه‌ای ریاکاری می‌دانم. چطور ممکن است کسی چون شما، خود را کمتر از فلان ناشاعر بداند؟ این یا ناآگاهی است (یعنی شما زبانم لال قدرت تشخیص شعر خوب از بد را ندارید) یا ریاکاری است (یعنی می‌دانید بهترید اما می‌گویید نیستم). فروتنی را چگونه باید ستود؟ پاسخ خردمندانه‌اش پس از درنگی کوتاه، چنین بود (می‌کوشم تا آنجا که به یاد دارم و در یادداشت‌هایم هست، حتی در گزینش واژه‌ها هم مانند قیصر رفتار کنم): راستش من هم مغرورم. در اینکه خود را برای کسی کوچک نکنم مغرورم؛ در اینکه کوله‌بارم را با همۀ خستگی بر دوش خودم نگه دارم و به کس دیگری نسپارم مغروم؛ در اینکه اعتماد‌به‌نفس دارم مغرورم. فروتنی اگر به معنی نداشتن اعتماد‌به‌نفس باشد هیچ خوب نیست. این غرورها را من هم دارم و از داشتنشان راضی‌ام؛ اما منظور تو این غرور نیست. غروری است که کسی دیگران را به هیچ بگیرد یا خودش را برتر از دیگران بشمارد. در این زمینه حق با توست. یعنی اگر کسی واقعاً چنین حسی دارد و آن را پنهان می‌کند، ریاکار است. البته شک دارم که این ریاکاری هم مثل ریاکاری در عبادات باشد. گاهی ریا می‌کنیم و چیزی را که نیستیم نشان می‌دهیم و گاهی ریا می‌کنیم و چیزی را که هستیم نشان نمی‌دهیم. این دومی بهتر است؛ به‌ویژه اگر آن چیز پنهان چیزی ناخوشایند مانند غرور باشد یا مستلزم تحقیر دیگران باشد؛ ولی خب برای من واقعاً پیش نیامده است. شاید در نوجوانی سراغم آمده باشد؛ اما فکر می‌کنم وقتی آدم کمی بزرگ و آگاه می‌شود و جای خود را می‌بیند، خواه‌ناخواه فروتن می‌شود. برای خود من چطور ممکن است غروری پیش آید وقتی فردوسی و سعدی و حافظ را می‌شناسم. یعنی ممکن است من با این شعرها در برابر آنها دچار غرور شوم؟ در برابر کسی که شعر نمی‌شناسد و ناشاعر است هم فخرفروشی معنی ندارد؛ من می‌دانم شعرم از او بهتر است. حالا باید او را تحقیر کنم؟ این دیگر ربطی به فروتنی پیدا نمی‌کند. دیگر چه زمینه‌ای برای غرور هست؟ آهان! من اگر بگویم کتاب شعر مرا بیست یا سی هزار نفر خوانده‌اند چطور ممکن است مغرور شوم وقتی می‌دانم همین آدم‌ها هم در زندگی‌شان از من الگو نمی‌گیرند و در برابر من، بزرگانی هستند، در دین، در فلسفه، در اخلاق، که میلیون‌ها نفر از آنها اثر گرفته‌اند. یا در علم، من چطور می‌توانم مغرور باشم وقتی می‌بینم علم من شاید به کار خودم هم نیاید و آن‌وقت کسانی هستند که با علمشان جان میلیون‌ها نفر را نجات داده‌اند. می‌بینی؟ فروتنی به این معنی که خود را برتر نبینی کار آسانی است؛ فقط کافی است چشمت را باز کنی و تاریخ و علم را بررسی کنی. غرور فقط برای کسی ممکن است که کوچک باشد و هیچ نداند. ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 05:22:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259973/سروی-نام-قیصر-اگر-امروز-60-ساله-می-شد ​دومین جشنواره انجمن‌های ادبی فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259991/دومین-جشنواره-انجمن-های-ادبی-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، این جشنواره طرح‌های انجمن‌ها، تشکل‌ها و مجامع ادبی فعال سراسر کشور را برای اجرا در سال جاری جمع‌آوری کرده و بهترین طرح‌ها را انتخاب می‌کند تا از اجرای آن‌ها حمایت کند؛ همچنین قرار است با بررسی برنامه‌های انجام‌شده انجمن‌‌ها در سال گذشته، از فعال‌ترین و برترین ایده‌های اجرا شده، تقدیر شود. حوزه فعالیت انجمن‌هایی که می‌خواهند در این جشنواره به رقابت بپردازند، ادبیات خلاق، شامل شعر، داستان و مستندنگاری است. انجمن‌های ادبی سراسر کشور تا ۱۲ اردیبهشت‌ماه فرصت دارند با ارسال برنامه‌هایشان در این رقابت شرکت کنند. آئین پایانی دومین جشنواره انجمن‌های ادبی، اردیبهشت ماه امسال در تهران برگزار خواهد شد. متقاضیان شرکت در جشنواره می‌توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و تکمیل برگه ثبت‌نام به سامانه جامع امور انجمن‌های ادبی به نشانی HLCLUBS.ir مراجعه کنند. چندی پیش با ابلاغ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئولیت شناسایی، سامان‌دهی و متشکل‌سازی انجمن‌های ‌ادبی سراسر کشور به بنیاد شعر و ادبیات داستانی واگذار شد. ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 22 Apr 2018 08:07:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259991/دومین-جشنواره-انجمن-های-ادبی-فراخوان انتشار دو کتاب از احسان علیرضایی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259098/انتشار-دو-کتاب-احسان-علیرضایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یک مجموعه شعر و یک داستان بلند به قلم احسان علیرضایی مدرس دانشگاه هنر شیراز از سوی نشر داستان منتشر شده است. داستان بلند «درخت آبی» نام کتاب داستانی است که به تازگی از سوی نشر داستان منتشر شده است. خواننده در این داستان با شخصیتی مواجه می‌شود که هویت مشخصی ندارد و همراه با راوی که خود شخصیت است به کشف و شهود مشغول می‌شود. «درخت آبی» داستانی است با ویژگی‌های پست مدرن. در داستان پست مدرنیستی، برخلاف داستان مدرنیستی که شخصیت، جهان را به خود و دیگری تقسیم می‌کند، شخصیت از همان آغاز به تقسیم بدنی خود و دیگری اعتقادی ندارد. دنیای واحد و سخت عقلانی، به عنوان تنها دنیای ممکن کنار می‌رود، دنیاهای متعدد تجربه می‌شوند. روایت‌های کبیر حذف می‌شوند؛ زیرا در پی یکسان‌سازی هستند تا بتوانند جهان را در یک نظام معین جای دهند و بشناسند. پس ادبیات پست مدرنیستی در برابر روایت های کبیر موضع‌گیری می‌کند. در جایی از کتاب می‌خوانیم: «یک بار از او پرسیدم که همه راه را پرواز کرده است یا ناگهان سر از اینجا درآورده است اما چیزی خاطرش نبود، از تنها چیزی که مطمئن بود این بود که او هم یک کلاغ معمولی نیست. باورش مشکل است، اما وقتی هیچ کس شکل خودش نیست حتا یک کلاغ هم ممکن است، کاردینالی باشد که به زبان لاتین سخن می‌گوید. او مثل هر کشیش یا انسان قرون وسطایی دیگری چیزی از جغرافیا و جبر جغرافیایی نمی‌دانست...» از احسان علیرضایی پیش از این رمان «تنها روی پله سوم با یک مشت عکس مضحک فوری» از سوی نشر افکار منتشر شده است. کتاب داستانی «درخت آبی» نوشته احسان علیرضایی به تازگی در 104 صفحه در شمارگان 500 به قیمت 10000 تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است. مجموعه شعر «الثیا» کتاب دیگری است که به تازگی به قلم احسان علیرضایی منتشر شده است. «الثیا» مجموعه‌ای از 42 شعر است که به قالب شعر سپید نزدیک است.  الثیا کلمه‌ای یونانی به معنای حقیقت و افشاست. مارتین هایدگر این کلمه را دوباره احیا کرد و آن را بازتعریف حقیقت در معنای نامستوری و آشکارگی وجود در فلسفه خویش به کار برد. در  شعر «هزارتو» می‌خوانیم: « پاییز چشم بسته چشم بسته از لابه‌لای قارقارر اجباری کلاغ‌ها عبور می‌کنند تا صداها مختصر شوند...» مجموعه شعر «الثیا» سروده احسان علیرضایی به تازگی از سوی نشر داستان در شمارگان 500 نسخه و به قیمت 8000 تومان منتشر شده است.     ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 08:03:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259098/انتشار-دو-کتاب-احسان-علیرضایی شمس‌لنگرودی:سعدی بر جنبش‌های انقلابی جهان اثرگذار بوده است/ملکیان: «اخلاق سعدی» آزادی، امنیت و عدالت را برقرار می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259984/شمس-لنگرودی-سعدی-جنبش-های-انقلابی-جهان-اثرگذار-بوده-ملکیان-اخلاق-آزادی-امنیت-عدالت-برقرار-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) روز گذشته یکم اردیبهشت‌ماه روز سعدی‌ بود و به رسم سنت سال‌های پیشین، امسال نیز مرکز سعدی‌شناسی با همراهی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و بنیاد فارس‌شناسی نشستی علمی به پاسداشت شیخ اجل برگزار کرد. در این نشست کوروش کمالی سروستانی، جعفر موید شیرازی، اصغر دادبه، مصطفی ملکیان، محمد شمس‌لنگرودی، محمدرضا خالصی، بهرام گرامی، محمدجواد ادبی و عبدالرضا مدرس‌زاده به ایراد سخنرانی درباره سعدی شیراز پرداختند و در حاشیه نشست علمی، موزه فرهنگ فارس نیز در طبقه همکف ساختمان مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس نیز گشایش یافت. همچنین نمایشگاه عکس و سند سعدیه و نمایشگاه خوشنویسی با عنوان «گفته‌ی سعدی» از کلیات سعدی به قلم اعضای انجمن خوشنویسی فارس نیز گشایش یافت و با حضور اشرف بروجردی از کتابخانه اهدایی منصور رستگار فسایی به مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس رونمایی شد. رجعت به اخلاقِ دوستی سعدی یک ضرورت است کوروش کمالی سروستانی سخنران نخست نشست علمی یادروز سعدی بود. مدیر مرکز سعدی‌شناسی در سخنرانی‌اش از «سعدی و اخلاقِ دوستی» گفت و دوستی را «یکی از مسائل اساسی برای سعدی» خواند. به گفته کمالی شیخ اجل آن‌قدر بر «دوستی» تأکید داشته که «بیش از ۱۰۷۰بار در کلیات‌اش واژه‌ دوستی را به کار بسته است». کمالی معتقد است سعدی شواهدی گوناگون برای نگاه به دوستی نشان می‌دهد؛ همان دوستی که به باور او راهکار اساسی «همدلی، آزادی و عدالت» است». کمالی می‌گوید برای سعدی، دوستی آن‌قدر اهمیت دارد که به آن سوگند می‌خورد؛ «به دوستی که اگر زهر باشد از دستت/ چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را». مدیر مرکز سعدی‌شناسی معتقد است در این روزگار ستیزه‌گر، پافشاری بر بازگشت به نگاه کلاسیک سعدی به «دوستی»، ضرورتی تاریخی است. «ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست/ به قول هر که جهان مهر برمگیر از دوست». وی سپس به مفهوم «جان‌سپاری در پیشگاه دوست» در شعر شیخ اجل اشاره کرد، «گر برود جان ما در طلب وصل دوست/ حیف نباشد که دوست دوست‌تر از جان ماست».    سعدی سرچشمه نعمت الهی است سخنران دوم نشست علمی یادروز سعدی جعفر مویدشیرازی بود، این استاد ادبیات شیخ اجل را «سرچشمه نعمت الهی» می‌خواند و سخنرانی خود را با عنوان «از کوچه تا بوستان» درباره «مسأله متن آثار» کلیات سعدی «ارزشمندترین متن ادب فارسی» ایراد کرد. موید شیرازی معتقد است چگونگی روبه‌روشدن با متونی که اصالت آنها مشکوک یا حتی اشتباه است، نیازمند دقت و موشکافی فراوان است. وی ابهام بر سر واژه «سمیلان» در بیت مشهور «سمیلان چو بر می‌نگیرد قدم/ وجودی است بی‌منفعت چون عدم» را یکی از نمونه ابهام‌های چالش‌برانگیز در تصحیح متون سعدی می‌خواند و می‌گوید در اغلب تصحیح‌هایی که بر سعدی انجام شده، مفهوم این واژه به درستی دریافت نشده است، چراکه «من به این نتیجه رسیده‌ام که واژه صحیح این بیت، سلیمان است، پیامبری که بر آن عصا که موریانه آن را جویده تکیه داد و جان سپرد».  سعدی زیبایی را علت و عشق را معلول می‌داند اصغر دادبه سومین سخنران نشست علمی یادروز سعدی بود، و سخنرانی خود را با موضوع «عشق در عالم نبودی گر نبودی روی زیبا» و درباره «رابطه‌ی زیبایی و عشق در نگاه سعدی» ایراد کرد. دادبه ابتدا به ستایش از محمدعلی فروغی، پرداخت و در ادامه افزود: «نگاه سعدی به پیوند زیبایی و عشق کمتر از افلاطون نبوده است». دادبه سپس با طرح این پرسش که «آیا آن همه تأکیدی که سعدی بر دیدن جمال یار دارد، تنها معطوف به چشم چرانی است؟»، می‌گوید: سعدی در پی بیان متدولوژی عشق و زیبایی است و از همان تجربه‌ای می‌گوید که افلاطون و ارسطو بدان معتقدند. دادبه معتقد است سعدی نیز همچون ارسطو و افلاطون معتقد است که زیبایی علت و عشق معلول است. «عشق در عالم نبودی گر نبودی روی زیبا/ گر نه گل بودی نخواندی بلبلی بر شاخساری». به اخلاق سعدی بازگردیم چهارمین سخنران نشست علمی یادرزو سعدی شیرازی در زادگاهِ شیخ اجل، مصطفی ملکیان بود، و استادِ اخلاق نیز در گفتار خود از «اخلاق سعدی» گفت. ملکیان در ابتدا گفت: هر شاعری و از جمله سعدی از دو جنبه قابل بررسی و ارزیابی است: فرم و صورت، و محتوا. «فرم و صورت بیان می‌دارد که شاعر چگونه گفته است و محتوا نیز بیان می‌کند که شاعر چه گفته است». نویسنده‌ «مهر ماندگار» معتقد است: ما از فرم لذت می‌بریم و از محتوا می‌آموزیم چگونه می‌توان زیست. استاد ملکیان در ادامه با برشمردن انواع چهارگانه اخلاق نقلی یا تعبدی (که به رابطه بین انسان و خدا می‌پردازد)، اخلاق عرفانی (که توجه‌اش به ارتباط انسان با خود است)، اخلاق فلسفی (که تمرکزش بر قوانین حاکم بر جهان هستی است)، و اخلاق مصلحت‌اندیشانه (که برای رسیدن به سلسله‌مطلوب‌های اجتماعی است)؛ اخلاقیاتی را که سعدی در بوستان، گلستان و نصیحه‌الملوک ارائه می‌کند، از نوعِ اخلاقِ مصلحت‌اندیشانه برمی‌شمرد. نویسنده «راهی به رهایی» معتقد است «اخلاقِ پا بر زمین»ی که سعدی از آن می‌گوید، با فهم عرفیِ ما سازگار است و ازقضا «برای جامعه‌ی امروز ما نیز بسیار ضرورت دارد» و «هم ارباب قدرت به این اخلاق نیاز دارند و هم شهروندان». مصطفی ملکیان در پایان گفت باید به جای «شعارها» به «اخلاق سعدی» التزام کنیم؛ چراکه «دست‌کم آزادی، امنیت، عدالت و نظم را برقرارتر خواهد ساخت».  تاثیر سعدی بر جنبش‌های انقلابی فرانسه شمس‌لنگرودی سخنرانی بعدی نشست علمی یادروز سعدی بود و از «شاعرانگی‌های سعدی» گفت. شمس معتقد است سعدی، نه‌تنها بر ادبیات و فرهنگ ایران، که بر جنبش‌های انقلابی جهان و شعر مدرن فرانسه و اروپا هم اثر گذاشته است. شاعر «قصیده لبخند چاک‌چاک» می‌گوید: بعد از رنسانس، در فرانسه نام سعدی را بر فرزندان خود می‌نهادند و به «ماری فرانسوا سعدی کارنو» پنجمین رئیس جمهوری سوم فرانسه (قرن نوزدهم) اشاره می‌کند. شمس سپس با اشاره به اینکه شعرش تحت‌تأثیر سعدی است، خود را «یک ماهی در دریای بی‌کران سعدی» می‌خواند و چند شعرِ خود از دفتر «پنجاه‌وسه ترانه عاشقانه»، «باغبان جهنم» و «ملاح خیابان‌ها» برای حاضران در سالن می‌خواند. آیا سعدی از ابوحیان تاثیر پذیرفته؟ محمدرضا خالصی ششمین سخنران نشست علمی یادروز سعدی بود و درباره «تأثیرپذیری سعدی از ابوحیان توحیدی شیرازی» به سخنرانی پرداخت. خالصی ابتدا با اشاره به ویژگی‌های شعری سعدی مانند سهل‌وموجز و ممتنع‌بودن آن، اختصار، و توازن واژه‌ها، می‌گوید این ویژگی‌ها سخن سعدی را به اعجاز نزدیک کرده است. خالصی در ادامه با اشاره به آشنایی کامل و جامع سعدی با زبان تازی، می‌افزاید: ردپای شعر عرب به‌وفور در شعر سعدی هست. این پژوهشگر در ادامه با ذکر نقل‌قول‌هایی که ابوحیان توحیدی شیرازی را «بزرگ‌ترین اندیشمند و ادیب عرب» می‌خوانند، برخی ویژگی‌های نثر ابوحیان را برمی‌شمرد: هماهنگی بین صورت و معنا، دوری جستن از اطناب و درهم‌آمیختن اسلوب‌ها. محمدرضا خالصی در پایان با تأکید بر اینکه نثر سعدی به نثر ابوحیان نزدیک است، می‌افزاید: همان‌گونه که عبید زاکانی برخی از حکایات خود را از ابوحیان وام گرفته، احتمالاً سعدی نیز به سبب تحصیل در مدرسه نظامیه و با توجه به اینکه ابوحیان دوقرن پیش از او زیسته و کتابش نیز چندسال پیش از عزیمت سعدی به بغداد، منتشر شده بوده، سعدی نیز از این اندیشمند عرب، تأثیراتی پذیرفته است. گل و گیاه در شعر سعدی ششمین سخنران یادروز سعدی، بهرام گرامی بود. گرامی در سخنرانی‌اش به بررسی «گل و گیاه در شعر سعدی» پرداخت و با اشاره به بیت‌هایی از سعدی که در آنها گل‌ها و گیاهانی همچون سرو، شقایق، بنفشه، نرگس، سیب، و انار به کار رفته، به ارزیابی چراییِ تشبیه و استعاره از گل و گیاه در شعر سعدی پرداخت.  عرفان سعدی کارکردگراست هفتمین سخنران نشست علمی یادروز سعدی در شیراز، محمدجواد ادبی بود. ادبی در سخنرانی خود به بررسی «نگاه عرفانی سعدی در تطبیق با اندیشه‌های ابن عربی» پرداخت و عرفان سعدی را عرفانی کارکردگرا خواند که مختص خود اوست. به باور این پژوهشگر اگرچه نمی‌توان سعدی را یک عارف طرازاول در نظر گرفت، اما به قوق ابن‌عربی: «عارف واقعی کسی است اثر عرفان در او مشاهده شود». محمدجواد ادبی از همین رو معتقد است اثر عرفان در کلام و شعر سعدی، با مادیت زندگی هماهنگ است. خدمت سعدی به غزل عاشقانه عبدالرضا مدرس‌زاده هشتمین و آخرین سخنران نشست علمی یادروز سعدی بود و به بررسی تاثیر سعدی بر تغییر توصیف و تشبیه عشق و معشوق در شعر فارسی پرداخت. مدرس‌زاده معتقد است سعدی به عنوان یک مبلّغ اخلاق و نماینده فرهنگ ایرانی، در برابر فرهنگ و زبان مغولی در توصیف زیبارویان و غلامان ایستاد و منظری اخلاقی به معشوق در شعر فارسی بخشید. مدرس‌زاده با اشاره به اینکه می‌توان تمام اشعار عاشقانه‌ سعدی را خطاب به خودش نیز خواند، می‌افزاید: سعدی با نگاه اخلاقی و تسلط‌اش بر فرهنگ ایرانی، موفق شد معشوق را از دربارهای سلجوقی و حرم‌سراها بیرون آورد و منظری اخلاقی به معشوق در شعر فارسی ببخشد و کار را به آنجا رساند که بگوید: «ندانم‌ات به حقیقت که در جهان به که مانی/ جهان و هر چه در او هست صورت‌اند و تو جانی». ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 07:43:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259984/شمس-لنگرودی-سعدی-جنبش-های-انقلابی-جهان-اثرگذار-بوده-ملکیان-اخلاق-آزادی-امنیت-عدالت-برقرار-می-کند بسته پیشنهادی مهشید میرمعزی برای خرید در نمایشگاه کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259960/بسته-پیشنهادی-مهشید-میرمعزی-خرید-نمایشگاه-کتاب مهشید میرمعزی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به کتاب‌هایی که به نظر او خوب است مخاطبان نمایشگاه‌ کتاب عرضه کنند اشاره کرد و گفت: من در درجه اول کتاب‌های داریوش شایگان را برای خواندن پیشنهاد می‌کنم. کتابی که به نظرم هرکسی باید از ایشان بخواند، کتاب «پنج اقلیم حضور» است. کتاب دیگری که فکر می‌کنم برای هر مخاطب ایرانی جالب و جذاب خواهد بود، «در جست‌وجوی فضاهای گمشده» است. من خواندن کتاب‌های داریوش شایگان را به کسانی که تا به حال اثری از ایشان نخوانده‌اند،‌ شدیدا توصیه می‌کنم.                                                             مترجم «کامو، آرمان سادگی» در ادامه عنوان کرد: کتاب دیگری که  خواندن آن را به همه مخاطبان کتاب توصیه می‌کنم،‌ «تاریخ طنز ادبی ایران» نوشته جواد مجابی است. این کتاب را نشر ثالث منتشر کرده است. به نظرم خواندن این کتاب برای یک کتاب‌خوان حرفه‌ای بسیار لازم و واجب است. جواد مجابی برای نوشتن این کتاب تحقیقات و مطالعات زیادی انجام داده است و درک بالایی از طنز دارد. به نظر من طنز یک کار کاملا جدی است و مخاطبان این کتاب را نیز کتاب‌خوانان حرفه‌ای و جدی تشکیل می‌دهند. در حقیقت این کتاب یک اثر تخصصی است و نمی‌شود خواندنش را به مخاطب عام پیشنهاد داد. البته منظورم این نیست که کتاب سخت‌خوان است. اتفاقا کتاب نثر ساده‌ای دارد اما مخاطب خاص خود را می‌طلبد.                                                  مترجم «قطار شبانه لیسبون» اثری از محمد حسینی، نویسنده و ویراستار نشر ثالث را پیشنهاد داد و گفت: کتاب دیگری که هم‌اکنون مشغول خواندنش هستم و به همه پیشنهاد خواندنش را می‌دهم،‌ کتابی درباره ویرایش نوشته محمد حسینی است. این کتاب «مبانی ویرایش و مقدمه زبان داستان» نام دارد و نشر ثالث آن را منتشر کرده است. بر طبق گفته‌های محمد حسینی،‌ مطالبی که در کتاب آمده است بر اساس تجربیاتی است که ایشان در مقام ویراستار و آموزش در کارگاه‌های آموزشی‌شان داشته‌اند. به نظر من ایشان نویسنده و ویراستار درجه یکی هستند. من خواندن این کتاب را نه تنها برای هنرجویان و مخاطبان کتاب بلکه برای نویسندگان و شاعران نیز توصیه می‌کنم.                                                  وی افزود: نسل جدید به سمت استفاده و به کار بردن غلط‌های فاحش می‌رود و به نظرم این کتاب برای یادگرفتنِ درست نوشتن یک ضرورت است. گاهی حتا نویسندگان و شاعران نیز در آثار خود مرتکب اشتباهات فاحش می‌شوند که البته تصحیح این اشتباهات کار ویراستار است. روی ویراستاری کتاب‌ها باید دقت زیادی شود و این کار من نویسنده یا مترجم نیست. من متن را سعی می‌کنم بدون غلط املایی پیاده کنم و اینکه نیاز به ویراستار حرفه‌ای نباشد، به نظرم حرف بیهوده‌ای است.                                                   مهشید میرمعزی چند پیشنهاد دیگر برای خرید از نمایشگاه کتاب ارائه کرد و گفت: از جمله‌ کتاب‌هایی که اخیرا مطالعه کرده‌ام و خواندن آن را پیشنهاد می‌دهم،  اثر تالیفی «دو قدم این ور خط» نوشته احمد پوری است. کتاب دیگری که برای خواندن پیشنهاد می‌کنم،‌ «از سرد و گرم روزگار» نوشته احمد زیدآبادی است.   ]]> ادبيات Mon, 23 Apr 2018 04:50:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259960/بسته-پیشنهادی-مهشید-میرمعزی-خرید-نمایشگاه-کتاب کتابم را بیشتر از لوبیا و باقلا می‌ خرند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260026/کتابم-بیشتر-لوبیا-باقلا-می-خرند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): در همین روزهایی که خیلی‌ها اذعان می‌کنند فروش کتاب کم است و کسی کتاب نمی‌خرد. جایی هست،‌ چند صد کیلومتر آن طرف‌تر که کتاب یک نویسنده سبزی فروش به خوبی فروش می‌رود. آنقدر خوب که 500 تای آن در یک نیمروز به فروش می‌رسد. آن‌ هم در جایی که نه شهرکتاب است، نه یک کتابفروشی بزرگ و نه حتا یک کافه کتاب کوچک. این تعداد کتاب در یک مغازه کوچک سبزی‌فروشی که در یک فرعی خلوت و دنج آرام گرفته،‌ به فروش رسیده است. کتابی به نام «فصلی برای گرگ‌ها» و مغازه‌ای از آن نویسنده‌ای به نام حبیب خدادادزاده.  حبیب خدادادزاده آنقدر ساده و خودمانی است که اگر از کنارش رد بشوی به فکرت هم خطور نمی‌کند که این فروشنده سبزی خوش برخورد و مهربان برنده جایزه رمان اول ماندگار  است. حبیب درباره سابقه نوشتن‌اش می‌گوید: «من بیشتر نوشته‌هایم را ازمردم کوچه و بازار الهام می‌گیرم. چون شغلم به گونه‌ای است که با مردم زیاد سروکار دارم. بیشتر سوژه‌های کتاب‌هایم را از نیازهای مردم و حکایت‌های سینه به سینه الهام می‌گیرم و به صورت نثر داستانی آن‌ها را مکتوب می‌کنم. از سال 68 به صورت منسجم نویسندگی را آغاز کردم. سال 85 کار چاپ کتاب را رسما با «ماجرای آقای سلامتی» شروع کردم که یک کتاب کودک بود. پس از آن کتاب «روزگار تفنگ» بود که از سوی نشر آموت منتشر شد و توانست برگزیده جایزه رمان ماندگار شود. در قلم زرین هم دوم شدم.»                                                 اولین شلیک حبیب اهل دزفول است و خودش می‌گوید که هرچه دارد از همان مردم و آب و خاک است. حبیب قلم روان و پرتوانش را لطف خدا می‌داند. او می‌گوید که فروش کتاب‌هایش به لوبیا و باقلا می‌چربد. حبیب از همین مردم و برای همین مردم می‌نویسد. رمان اولش «روزگار تفنگ» در بحبوحه جنگ جهانی دوم روایت می‌شود و برای خلق شخصیت‌هایش از مردم همان کوچه و بازاری که با آن‌ها حشر ونشر داشته وام گرفته است. خدادادزاده از جرقه‌های اولین رمانش «روزگار تفنگ» در ذهنش اینچنین می‌گوید: «من زمانی که این مغازه را باز کردم از شخصیتی می‌شنیدم که در زمان نوجوانی هم از او داستان‌هایی شنیده بودم. یک بار در خانه‌ای نزدیک مغازه‌ام که متعلق به پیرمردی از کار افتاده بود،‌ مشغول تعمیر کولر بودم و به طور اتفاقی فهمیدم که او یکی از تفنگچی‌های همان شخصیت مدنظر من است. این را از عکس تفنگی قدیمی دیدم و باب صحبت از آنجا باز شد.» به وقت دزفول با شنیدن داستان حبیب این فکر در ذهنم قوت می‌گیرد که آن کاسبی که می‌گویند حبیب خداست،‌ همین حبیب خدادادزاده است. حبیب مثل خیلی‌ها که به مدد کارگاه‌های داستان‌نویسی،‌ چند اثری ازشان در این مجله و آن مجله منتشر شده، دسترسی به هیچ کارگاهی نداشته و با خودآموزی به اینجا رسیده است. حبیب از آن دسته آدم‌هایی است که وقت اضافی برای هدر دادن نداشته. چه الان که نویسنده‌ای خوشنام در شهرش است چه آن زمان که نوجوان بوده و در بازار کار می‌کرده است. نوجوانی حبیب مثل خیلی از هم سن‌وسالانش صرفا به تفریح نگذشته است. از همان موقع بوده که برای خودش به نوعی کلاس داستان‌نویسی برگزار می‌کرده و رسم نوشتن می‌آموخته است. حبیب درباره اینکه چه طور فن نوشتن آموخته می‌گوید: «من اصلا کارگاه نرفتم. همه چیز را در مطالعه فراگرفته‌ام. کتاب‌های جمال میرصادقی را زمانی که در بازار کار می‌کردم خواندم و کتاب‌های ناصر ایرانی را مطالعه می‌کردم و به نظرم مطالعه این کتاب‌ها خودش یک جور کلاس رفتن است. اینجا دزفول است و خبری از این کارگاه‌ها نیست. آن کارگاه‌هایی که شما می‌گویید فقط در تهران است.»                                                همیشه پای یک روس در میان است این نویسنده دزفولی خودش را منحصر به خواندن کتاب از نویسندگان خاص یا ملتی ویژه نکرده و تقریبا از تمام نویسندگان مطرح دنیا کتاب خوانده است. اما عقیده دارد همه ادبیات دنیا یکطرف و ادبیات روسیه یک طرف دیگر. خدادادزاده درباره کتاب‌هایی که خوانده و ادبیاتی که او را بیشتر از همه تحت تاثیر خود قرار داده،‌ می‌گوید:«مطالعه را انحصاری نمی‌دانم اما از نویسندگانی مانند داستایوفسکی و تولستوی خیلی می‌خواندم و علاقه خاصی به مطالعه ادبیات روسیه داشتم. البته از ادبیات امریکا هم به همینگوی و اشتاین بک علاقه داشتم. اما علاقه اصلی‌ام،‌ ادبیات روسیه است. چون به نظرم به ادبیات خودمان نزدیک است و دردی که در ادبیات روسیه مشخص است در ادبیات ما هم کمابیش به چشم می‌خورد. مثلا رمان «شوهرآهو خانم» نوشته علی‌محمد افغانی از ادبیات روسیه بسیار تاثیر پذیرفته، البته این نظر شخصی من است و وحی منزل نیست. از بین آثار ادبی که مطالعه کرده‌ام، ادبیات آمریکای لاتین را به ادبیات عرفانی خودمان نزدیک می‌بینم. مثلا عرفانی که در کارهای کوئیلو هست زاییده افکار مولوی است. در آثار مارکز هم می‌توانیم  همان رئالیسم جادویی را در مثل‌های فولکلور خود مشاهده کنیم. اما این مسائل در قانونمندی رمان قرار می‌گیرد و نام دیگری می‌پذیرد. بعنی ادبیات ما آنقدر غنی است که خودش این چیزها را تراوش کند اما به علت کمبود مدیریت خیلی از استعدادها پایمال شده است.» در جست‌وجوی کتاب‌نخوان‌ها اینکه کتاب به زحمت به چاپ‌های بعدی می‌رسد و کلی طول می‌کشد که چهارصد نسخه بفروشد و همه هم از این موضوع می‌نالند قصه‌ آشنای بازار کتاب این روزهاست و توجیه‌اش هم این است که آمار مطالعه پایین است و مردم کتاب نمی‌خوانند. اما حبیب معتقد است: «من همیشه برای رمان‌نویسی یک ایده‌ای دارم. برای من مهم نیست که یک استاد دانشگاه کتابخوان را پای رمانم بنشانم. او که خودش کتاب می‌خواند. برای من مهم است کسی را که کتاب نمی‌خواند پای کتاب‌هایم بنشانم. من سعی دارم چیزی را که مردم دوست دارند،‌ انتخاب کرده و از آن می‌نویسم. من در مغازه‌ام لوبیا و باقلا می‌‌فروشم اما به لطف خدا فروش کتاب‌هایم از این اقلام بیشتر است. مردم کتاب‌هایم را می‌خرند و من واقعا مدیون این مردم هستم.» بازگشت تفنگدار رمان «روزگار تفنگ» با موفقیت نسبتا چشمگیری روبه‌رو شد و اینجور وقت‌ها همه منتظر کار بعدی نویسنده می‌مانند و طبعا فشار زیادی روی نویسنده‌ای است که کار اولش با استقبال نسبتا خوبی مواجه شده است. حبیب نیز از این دسته مستثنا نیست. درباره نوشتن رمان دومش «فصلی برای گرگ‌ها» حرف‌های زیادی دارد. حبیب درباره چگونه نوشتن رمان دومش می‌گوید: «بعد از نوشتن رمان «روزگار تفنگ» رمان بعدی را شروع کردم و نوشتن این رمان برایم کار پرمخاطره‌ای بود. یک بار موقع تایپ‌کردن و وقتی که کار نوشتن رمان را به طور کامل به پایان بردم، برای خوردن آب به مغازه کناری رفتم و وقتی بازگشتم لبتابم را دزیده بودند. رمان را دوباره شروع کردم و مشکلات زیادی برای نوشتن آن داشتم. از طرف دیگر مردم که طعم رمان قبلی به دندان‌شان مزه کرده بود، مدام درباره کار بعدی می‌پرسیدند و همین امر موجب شد که نوشتن رمان دوم را نیز ادامه بدهم. سوژه رمان دوم من زن دیوانه‌ای بود که در کوچه و خیابان راه می‌رفت و کودکان به او سنگ می‌زدند.»                               غذای روح و جسم موفقیت کار اول آنقدرها هم که به نظر می‌رسد  خوب نیست. اگر کار دوم‌ات را نخوانند چه؟ این سوال کابوس هر شب بیشتر نویسندگانی است که در کار اول بخت یارشان بوده است. وقتی از حبیب درباره استقبال مردم از رمان دومش می‌پرسم، جواب می‌دهد: «من با کتابخوان نبودن مردم موافق نیستم. کتاب مورد علاقه‌شان در بازار نیست که از کتاب زده شده‌اند. نویسنده مدتی است که خودخواه شده‌اند. تماما دنیای خود را به رخ خواننده می‌کشند. نویسنده واقعی این است که دنیای مردم را به قلم بکشد که مردم به خواندن علاقه‌مند شوند. اینکه مدام درد خودش را فریاد بزند،‌ مردم را از خواندن زده می‌کند. باید درد مردم را بنویسد تا مردم را یک گام به جلو ببرد. این چیزی است که خودم به شخصه تجربه کرده‌ام و در وضعیت بد اقتصادی که مردم به سختی از پس معیشت خود برمی‌آیند، برای کتاب من که قیمتی حدود 30000 تومان دارد پول می‌دهند و این برای من بسیار باارزش است.» داستان شیرین رونمایی تهران فقط از لحاظ سیاسی و اجتماعی نیست که پایتخت است. خیلی از آن‌هایی که فکر می‌کنند اندک قریحه و ذوق و استعدادی دارند که می‌توانند به ثمرش برسانند، تمام هم و غم‌شان این می‌شود که خودشان را هر طور شده به پایتخت برسانند. از حبیب می‌پرسم که دوست ندارد برای رمان دومش در تهران رونمایی بگیرد و باز هم جوابش غافلگیرم می‌کند؛ « پس از اتمام کار و چاپ کتاب به پیشنهاد مردم رونمایی را در همین مغازه گرفتم. مردم دوست داشتند رونمایی را نه در یک سالن رسمی بلکه در همین مغازه ام بگیرم. روزی که کارتن‌های کتابم از انتشارات تهران آمدند،‌ خودشان تمام کارتن‌ها را باز کردند و کتاب‌ها را چیدند و اقلام مغازه را هم جمع کردند. با یک صلوات محمدی هم رونمایی آن روز را آغاز کردیم. قابل باور نیست که نصف کتاب‌ها یعنی 500 کتاب در رونمایی فروش رفت. به طوری که هر وانتی و هر ماشینی رد می‌شد ترمز می‌کرد و کتاب را می‌خریدند. من تمام این موفقیت را مدیون مردم دزفول هستم که در همان نصفه روز خستگی چند ساله مرا برای نوشتن رمان «فصلی برای گرگ‌ها» به در کردند.» قسم به قلم و آنچه می‌نگارد حبیب از صبح تا شام با مردم در حال معاشرت است و به واسطه شغلی که ممکن است انتخاب صدم هیچ  نویسنده‌ای هم نباشد شانس این را داشته که زندگی‌های زیادی را از نزدیک لمس کند. اما صبح تا شب را یک جور به سر کردن آن هم برای یک هنرمند کار آسانی نیست. تازه این وسط تکلیف شهرتی که هدف خیلی‌ها از خواندن و در نهایت نوشتن است،‌چه می‌شود. از حبیب که درباره شهرت و مهاجرت به تهران می‌پرسم، با تعصب خاصی که فقط می‌توان در لحن و کلام یک جنوبی دید،‌ می‌گوید: «تمام دنیای من همین مردمی هستند که به مغازه من می‌آیند و کتابم را می‌خرند. همین که این شوق را در چشمان آن‌ها می‌بینم برایم کافی و بسیار باارزش است. تا به حال در تهران رونمایی نداشته‌ام و نیازی به آن  هم نمی‌بینم. به فکر معروف شدن هم نیستم. من عقیده دارم آن چیزی که خدا برای آدم می‌خواهد همان می‌شود و آدم نباید به چیزی اصرار کند. من یک واسطه هستم بین خدا و قلم‌ام و بارکشی واژه‌ها به عهده من است. من دوست دارم تاریخ دزفول را برای مردم‌ام بنویسم.»                              عشق و چیزهای دیگر دست‌وپنجه نرم‌کردن ذهن خلاق حبیب با زندگی مردمی که هر روزه با آن‌ها سروکار دارد،‌ آدم را به فکر می‌برد که نکند تمام شخصیت‌های داستانی او همین مردمی هستند که او از بامدادان تا شامگاهان درگیر ودار آنهاست. از حبیب درباره واقعیت داشتن شخصیت‌های رمانش که می‌پرسیم جواب دندان‌شکنی می‌دهد و می‌گوید: «رمان نه صددرصد تخیل است نه صددرصد واقعیت. ما یک سوژه از جهان می‌گیریم و غربالش می‌کنیم و یک دنیا برای آن می‌سازیم و آن را وارد دنیای ادبیات می‌کنیم.» حبیب خدادادزاده در حال حاضر روزهای خوشی را می‌گذراند. رمان اول و دومش آنطور که خودش می‌گوید دین‌اش را به مردمش عطا کرده و حبیب از اینکه می‌بیند مردم مشتاقانه کارهای او را دنبال می‌کنند،‌ خرسند است. این را در لحن صدایش به وضوح می‌توان تشخیص داد. وقتی از او درباره کار جدید می‌پرسم اصلا انتظار ندارم که جواب بدهد، طرحی را در ذهن می‌پروراند. حبیب تشنه نوشتن است و جوهرش به این زودی زود خشک نخواهد شد. رمان بعدی او «پشت میز کاسبی» خود حبیب است و همین مردمی که او صادقانه به آن‌ها عشق می‌ورزد.           ]]> ادبيات Mon, 23 Apr 2018 10:28:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260026/کتابم-بیشتر-لوبیا-باقلا-می-خرند شماره پنجاه‌وششم «شوکران» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259978/شماره-پنجاه-وششم-شوکران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دوره جدید فصلنامه ادبی «شوکران» که درواقع شماره پنجاه‌وششم از این فصل‌نامه است به سردبیری پونه ندایی منتشر شد. این شماره به بررسی گردش در مطبوعات چهل سال پیش، نادیده‌ها و کم‌دیده‌های شعر، قصه و گفت‌وگوهای ادبی اختصاص دارد. سرمقاله این شماره به قلم پونه ندایی با عنوان «آینه در آینه ادبیات» است و دربخش شعر،‌ اشعاری از نادر نادرپور، مهدی اخوان ثالث، فرهاد عابدینی، محمد زهری، محمدحسین شهریار، سید علی صالحی، احمد کسیلا، منوچهر نیستانی، محمدمحیط طباطبایی، محمد محمدعلی، عمران صلاحی و... به چاپ رسیده است. بخش داستان این شماره میزبان ابوالقاسم فقیری با داستان «نازی»، علی لقایی با داستان «جوانی کجایی که یادت بخیر» و داستان «زمهریر» به قلم سیدحسن حسینی است. همچنین در این شماره، کتاب‌هایی از عمران صلاحی، محمدعلی اسلامی ندوشن و ترجمه‌هایی از ثمین باغچه‌بان معرفی شده است. در بخش گفت‌وگو، مصاحبه‌هایی با محمد حقوقی، ضیاءالدین سجادی و همچنین گفت‌وگویی با منوچهر آتشی انجام شده است. همچنین ترجمه مصاحبه نیوزویک با اوژن یونسکو  نیز در این بخش به چاپ رسیده است. در بخش گزارش و یادداشت مطلبی تحت عنوان کتاب‌خوانی و یادداشت‌هایی از خسروشاهانی، پرویز اصفهانی، عبدالعلی دستغیب، ف.فاروقی و همچنین یادداشتی از مارشال مک‌ لوهان با ترجمه لیلا ناظری مردوخی به چاپ رسیده است. گفتنی است این فصلنامه ویژه زمستان 96 و بهار 97 در 32 صفحه به قیمت 7000 تومان منتشر شده است.       ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 07:09:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259978/شماره-پنجاه-وششم-شوکران-منتشر «عربی‌های دیوان حافظ» موسوی‌گرمارودی چه ویژگی‌هایی دارد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259937/عربی-های-دیوان-حافظ-موسوی-گرمارودی-ویژگی-هایی سید‌علی موسوی‌گرمارودی، پژوهشگر و شاعر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره تازه‌ترین اثر خود که به تازگی به همت انتشارات طهوری به چاپ رسیده است، گفت: کتاب «عربی‌های دیوان حافظ» یک رساله مفرده است و همان‌طور که از اسم آن پیداست، شامل ترکیب‌ها، جمله‌ها، عبارات، مصراع‌ها و بیت‌های عربی است. گرمارودی افزود: این کتاب یک کتاب لغت‌نامه نیست، بلکه در آن سعی شده تمامی عبارات عربی دیوان حافظ معنی شود که همه این‌ها تحت یک نظام مشخص از اول تا آخر ذکر می‌شود. لازم به ذکر است که ضمن ترجمه این عبارات به فارسی توضیحاتی هم در ذیل هر جمله، عبارت یا شعر آورده شده است.   وی ضمن بیان اینکه نگارش این کتاب وقت زیادی از من نگرفت، عنوان کرد: این که می‌گویم این کتاب یک کتاب لغت‌نامه نیست، دلیل دارد؛ مثلا کلمه «ناصر الدین» را در نظر بگیرید. اگر این کلمه در دیوان حافظ با «ال» بر سر دین به کار رفته باشد، چون یک ترکیب عربی است درباره آن توضیح کامل داده‌ام؛ ولی اگر به صورت «ناصر دین» و بدون «ال» بر سر دین به کار رفته باشد، با اینکه باز هم عربی است، اما چون به صورت ترکیب عربی به کار نرفته است، در این کتاب جایی ندارد. یعنی ترکیب‌هایی که به صورت ترکیب عربی اعم از شعر، یک اسم مرکب یا ضرب‌المثل عربی و ... در دیوان حافظ است در این کتاب کار شده  که همه این‌ها به صورت مجزا توضیح داده شده است. این شاعر در ادامه گفت: در توضیحاتی که ذیل هر عبارت یا شعر آمده، درباره اینکه این تعبیر عربی قرآنی یا حدیث و ... است هم اشاره و توضیح داده شده است. در مقدمه کتاب هم توضیحاتی آورده شده که به استفاده بهتر از این کتاب کمک خواهد کرد.                                               سیدعلی موسوی‌گرمارودی قرآن‌پژوه و پژوهشگر حوزه ادبیات است. او علاوه بر تحقیق و تالیف کتاب، منصب‌های دولتی از جمله مدیریت تالار وحدت و رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان را نیز دارا بوده است. از دیگر آثار گرمارودی در حوزه شعر می‌توان به «عبور»، «در سایه‌سار نخل ولایت»، «سرود رگبار»، «در فصل خون»، «ناکجا آباد»، «دستچین»، «باران اخم» و ...اشاره کرد. ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 05:02:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259937/عربی-های-دیوان-حافظ-موسوی-گرمارودی-ویژگی-هایی واژه‎هایی را استفاده کردم که حتی در دایره المعارف‎ها هم دیده نمی‎شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259983/واژه-هایی-استفاده-کردم-حتی-دایره-المعارف-ها-هم-دیده-نمی-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مرکز تبادل کتاب روز چهارشنبه نقد کتاب «بی‌کتابی» با حضور نویسنده اثر «محمدرضا شرفی‌خبوشان»، و «محمد حنیف» منتقد ادبی برگزار شد. در این نشست درباره روایت اصلی رمان، چگونگی شکل‌گیری زبان کتاب و همینطور بخش‌ها و شخصیت‌های الهام گرفته شده از کتاب بحث و گفت‌وگو شد. رمان بی‌کتابی پیش از این موفق به دریافت دهمین جایزه ادبی جلال‌آل‌احمد شد. خبوشان در ابتدای صحبتش از اهمیت تبادل کتاب‌ها و تشویق چنین چرخه فرهنگی در زمینه کتاب و کتابخوانی سخن گفت و برگزاری این جلسه نقد در مرکز تبادل کتاب را به فال نیک گرفت: «امروز نقد کتاب بی‌کتابی در مکانی برگزار می‌شود که سرشار از کتاب است. تبادل کتاب یعنی شما آنچه را که خودتان خوانده‌اید ولذت برده‌اید را به شخص دیگری می‌دهید، در واقع یکی از پیام‌های اصلی هر کتابی هم همین است. همین نزدیک‌ترشدن اندیشه‌ها، همین مشارکت‌ها و تعاملات اجتماعی. تبادل کتاب ما را ترغیب می‌کند تا آنچه را دوست داشته‌ایم در اختیار دیگری بگذاریم. از طرفی دیگر اینکه در مرکز تبادل کتاب همه نوع کتابی پیدا می‌شود هم اتفاق بسیار خوشایندی است که این مجموعه را بزرگ‌تر و پربارتر می‌کند. در این مجموعه کتاب‎هایی است که شاید صاحبانشان آن‎ها را چندبار خوانده باشند، شاید هم یکبار و شاید هم اصلا خوانده نشده‌اند و قرار است در اینجا اولین خواننده خود را پیدا کنند.بارها دیده‎ام که شروع بعضی از کتاب‌ها با امضای خود نویسنده بوده و یعنی پیش از این به شخص دیگری اهدا شده است. به نظر من کتاب‌ها در مرکز تبادل کتاب به مثابه یک موجود جاندار در می‌آیند که خود روزگارو سرگذشتی داشته‌اند تا روزی که به این قفسه‌ها رسیده و فرداهاهم روایت‌شان ادامه دارد و به خانه و کتابخانه دیگری می‌روند.» «من بالای ایوان بودم آن‌ها آنطرف حوض زیر درخت‌های کاج بودند. داد نزد. نعره نکشید اگر هم می‌خواست نمی‌شد. کی می‌تواند وقتی حلقه طناب گلویش را فشرده است صدا از گلو خارج کند. دست‌هایش آزاد بود، با آن دست‌ها از دوسو طناب را گرفت تا مانع  حرکت غول‌تشن‌ها بشود. دیدم که دست‌هایش از دو طرف باز شد، کشیده شد، به طناب ماند. عیسی مسیح را شنیده‌ای که؟ درست مثل همان، فقط یک تاج خار بر سر کم داشت...»  حنیف منتقد حاضر در جلسه بعد از این خوانش درباره خشونت آشکار این کتاب و اینکه آیا بی‌کتابی رمانی تاریخی است یا نه جلسه را ادامه داد: «بدون شک خشونت در «بی‌کتابی» آشکاراست. صحنه‌هایی که البته استادانه تصویر شده‌اند و آدم را موقع خواندن تکان می‌دهند. کتابی که قطعا  بخش زیادی از تصاویرش تاریخ حقیقی جامعه گذشته ماست. موقعیت زمانی این رمان به دوره مشروطه و محدوده زمانی به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی‌شاه برمی‌گردد و موقعیت مکانی رمان هم بیشتر در تهران و نقاط اطراف تهران می‌گذرد. اما به نظر می‌آید آنچه باعث انگیزه نویسنده برای این کتاب شده یک واقعه تاریخی و شخصیت‌های اصلی آن واقعه بوده است.مهم‌ترین شخصیت کتاب شخصی است به نام میرزاعلی‌خان که بعدها لقب «لسان‎الدوله»، را می‌گیرد، او کتابدارِ ولیعهد مظفرالدین میرزا بوده است و زمانی که مظفرالدین‎شاه به پادشاهی می‎رسد او کتابدار سلطنتی می‌شود. در زمان کتابداری او 16 هزار 100جلد کتاب نفیس در کتابخانه بوده اما وقتی 11 سال بعد محمدعلی‎شاه به سلطنت می‌رسد این کتاب ها به 6000 جلد رسید و بعدها مشخص شد که در این مدت لسان‎الدوله با کمک افراد دیگری کتاب‌ها را می‌فروختند....؛ صرف نظر از ادامه داستان می‌خواهیم بگوییم با این توصیف‌ها آیا می‌توانیم این کتاب را صرفا به دلیل ذکر وقایع تاریخی، رمانی تاریخی بدانیم؟ در پاسخ باید بگویم خیر. چرا که یکی از تعریف‌های رمان تاریخی یعنی شکلی از روایت داستانی و ترکیبی ازداستان و تاریخ؛ به طوريکه نمی‌توان به آسانی گفت در این قالب آیا تاریخ،به منزلۀ موضوع کار نویسنده، درمحور داستان قرار می‌گیرد و همۀ عناصرداستان درخدمت مورخ درمی‌آید یا اینکه تاریخ، به مثابۀ حکم فرعی اثر،در پس داستان خودنمایی می‌کند. اما در بی‌کتابی ما می‌بینیم که تاریخ بستری است برای اینکه مطالب دیگری بیان شود. از طرفی دیگر شخصیت‌های داستانی از نظر تاریخی تغییراتی داشته‌اند و بخشی از نوشته‌ها براساس تخیلات نویسنده نوشته شده یعنی لسان‌الدوله دقیقا آن شخصیتی نیست که در این اثر آمده است. یا حتی بخشی از شخصیت‌های کتاب در تاریخ وجود نداشته‌اند، درواقع هرچه تخیلات یک رمان بیشتر می‌شود داستان قوی‌تر اما از تاریخ دورتر می‌شویم.» خبوشان که نظری موافق با حنیف داشت درباره این که این اثر چه قدر تاریخی است گفت: «بستر رخدادها در این رمان در تاریخ هستند و اتفاقا این موضوع کمک می‌کند به همان توهم واقعیتی که ما به آن نیاز داریم اما بنای رمان تخیلی است. بنابر این می‌توانیم از این فرصت‌های تاریخی استفاده کنیم برای شکل‎گیری ایده اصلی ولی نمی‎توانیم بگوییم این کتاب تاریخی است، اما در عین حال من فکر می‌کنم هر آنچه در بی‌کتابی آمده است در تاریخ هم بوده و باز هم اتفاق می‌افتد.» در بخش دیگری از جلسه حنیف درباره نوع ادبیات کتاب گفت، ادبیاتی که بعضی از خوانندگان آن را متعلق به دوران قاجاریه می‌دانند، اما شرفی‌خبوشان درباره این زبان و چگونگی یافتن این ادبیات حرف‎های دیگری دارد: «مخاطب باید از جملات و تمام واژه‌های نویسنده احساس کند که آنچه می‌خواند صددر صد اتفاق افتاده است حتی اگر مفهوم جملات به معنای جادو و رخدادهای غیرعقلانی باشد، برای پاسخ دادن به همین انتظار است که من این زبان را انتخاب کردم یعنی نثری که ما را به آن دوره تاریخی ببرد و درست در همان فضا بنشاند. این نثر، نثر قاجاری نیست درواقع باید بگویم بیشتر نثری ابداعی است برای ایجاد فضاهای کتاب و فراتر از آن برای بیان و القای معنای اصلی کلمات و موضوعات. در ادامه باید اضافه کنم که رسیدن به همچین بافتی چندان هم ساده نبود گاهی برای یافتن بعضی از اصطلاحات که گویا باشند از واژه‎هایی استفاده کردم که حتی در دایره المعارف‎ها هم دیده نمی‎شوند. موضوع دیگری که در نوشتن کتاب به من بسیار کمک کرد دوره زمانی بود که انتخاب کردم،یعنی فکر می‌کنم اگر دوران صفوی را انتخاب می‌کردم اینقدر منابع تحقیق گسترده‌ای نداشتم  چرا که در دوران قاجاریه نهضت خاطره‎نویسی قوی‎تر از هرزمانی شد و بسیاری از اتفاقات از آن دوران به یادگار باقی ماند.» حنیف در پایان بخش دیگری از کتاب را مهم و مورد توجه دانست بخشی که درباره غارت کتاب‌ها و از بین رفتن مسائل فرهنگی جامعه بوده است:«درواقع این درد همیشگی تاریخ ما است و نویسنده طوری به آن اشاره کرده تابیش ازپیش مورد توجه قرار بگیرد، همانطور که در بخشی از کتاب هم نوشته شده است که پادشاه و وزیر و کنیز همگی کتاب‌ها را به آب می‌ریزند و به دست خودشان کتاب‌ها را نابود می‌کنند. یعنی در همه دوران‌ها همه افراد وشخصیت‌ها در این نابودی و بی‌کتابی دخیل‌اند.»   ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 06:56:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259983/واژه-هایی-استفاده-کردم-حتی-دایره-المعارف-ها-هم-دیده-نمی-شوند بعد از فردوسی، سعدی بیش از همه به فرهنگ ایران باستان توجه کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260032/بعد-فردوسی-سعدی-بیش-همه-فرهنگ-ایران-باستان-توجه-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «مروری بر زندگی و آثار سعدی» با حضور محمد دهقانی، مترجم، نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی بعد از ظهر یکشنبه، دوم اردیبهشت‌ماه در سرای اهل قلم برگزار شد.   دهقانی در ابتدای نشست و در شروع بحث، گفت: سعدی برای ما ایرانی‌ها بسیار اهمیت دارد و می‌شود گفت که عصاره فرهنگ ایرانی یا آینه تمام‌نمای جوانب مختلف تاریخ و فرهنگ ایرانی است و شاید هیچ شاعر و نویسنده دیگری به اندازه سعدی واجد چنین خصوصیتی نباشد؛ با همه این‌ها، ما راجع به زندگی سعدی، حوادث عمر و روزگار او، کمتر چیزی می‌دانیم. البته یک وجه این به خود سعدی برمی‌گردد. گویی که خود او در پنهان کردن زوایایی از زندگی‌اش عمدی داشته است. یک وجه مهم دیگر آن هم به فرهنگ ایرانی برمی‌گردد، اینکه خیلی دنبال این نبوده‌ایم که زندگی بزرگان‌مان را به صورت مستند ثبت و ضبط کنیم. یعنی خیلی به این مسئله توجهی نمی‌شده است یا اینکه قصد ما این بوده، از آن‌ها تصویری بسیار بزرگ‌تر از آنچه که در عالم واقع است، بسازیم و در حقیقت آن‌ها را آدم‌های عجیب و غریبی نشان دهیم که ممکن نیست کسی دیگر مانند آنها باشد. شاید هم می‌خواسته‌ایم به نوعی آن زوایای فرهنگی که خودمان نمی‌پسندیم و مطابق سلیقه و میل ما نیست را پنهان کنیم. به هر حال هر چه که بوده است، ما امروز کمتر اطلاع دقیقی درباره زندگی و جامعه‌ای که سعدی در آن پرورده شده، داریم.   او ادامه داد: ما هنوز نمی‌دانیم سعدی کی به دنیا آمده و فقط بنابر شواهد و قرائنی که وجود دارد، می‌شود نظر داد که سعدی در اوایل قرن هفتم هجری به دنیا آمده و در اواخر همان قرن، یعنی حدود دهه 690 در گذشته است. در مجموع ۸۰ و چند سال عمر کرده که به نسبت آن روزگار عمر طولانی محسوب می‌شود. می‌توانم خیالتان را راحت کنم، فارغ از این اطلاعات کلی که من خدمت شما ارائه کردم هر چیز دیگری که درباره سعدی، زندگی و سفرهای او نوشته شده، بیشتر قصه است و اگر بتوانیم درباره زندگی واقعی سعدی قرینه و شاهدی به دست بیاوریم، باز هم به اتکا به آثار خود او است، نه آنچه دیگران درباره سعدی نوشته‌اند. ما همین قدر می‌دانیم که سعدی به سرعت مشهور شده است؛ البته خود او در شعرش، در نوشته‌هایش و در همین گلستان، مدعی است که در زمان حیاتش شهرت داشته و این شهرت تا اقصا نقاط امپراتوری اسلامی از شرقی‌ترین نقاط این امپراتوری، یعنی کاشخر که الان ایالت «سین چیانگ» چین است تا فلسطین و مصر رسیده است، که این دعوی خود شاعر است نمی‌توان به دعوی‌های شاعرانه به خصوص شاعری مثل سعدی که اصلاً یکی از شگردهای او این است که از خودش قهرمان‌سازی کند، خیلی اعتماد کرد؛ مگر اینکه با قرائن و شواهد دیگر تاریخی بسنجیم و بعد استنباط کنیم که این هم با توجه به قلت آثار و شواهدی که راجع به سعدی مانده؛ خیلی کار آسانی نیست.                                   شعر عربی سعدی مطابق سلیقه فارسی‌زبان‌ها است  دهقانی در ادامه به ادعای سعدی درباره زندگی در بغداد اشاره کرد و افزود: آن قصه‌ها و افسانه‌هایی که خود یا دیگران درباره سفرهای سعدی گفته‌اند، اینکه سعدی به اصطلاح آدم کثیرالسفری بوده، این قصه که او سی یا چهل سال را خارج از شیراز و خارج از حوزه فرهنگ زبان فارسی و ایرانی گذرانده است و اینکه از نوجوانی به بعد از شیراز رفته و بعد در دوره پختگی در حدود ۵۰ سالگی برگشته و به جای اینکه به عربی عادی شعر بگویند شروع به شعر گفتن فارسی چون قند کند با عقل جور درنمی‌آید. کسانی هم که در ادبیات عرب پیش‌زمینه‌ای دارند و شعر عرب را می‌شناسند، متوجه می‌شوند که شعر‌های عربی سعدی چنگی به دل نمی‌زند و سعدی عربی‌سرای ماهری نیست. در حقیقت شعر عربی که سعدی گفته، مطابق سلیقه فارسی‌زبان‌هاست و برای خود عرب‌ها جذابیتی ندارد.   او ادامه داد: نمی‌شود که سعدی از کودکی و نوجوانی حدود ۳۰ یا ۴۰ سال در بغداد و سرزمین‌های عربی بوده باشد، عاطفه زبانی او در آنجا شکل گرفته باشد و بعد کاملاً برعکس قاعده، وقتی به شیراز برمی‌گردد، شروع به شعر گفتن و نثر نوشتن با فارسی شکرین کند. به عربی نتواند و آن عربی‌ها هم که نوشته جای اشکال بسیار دارد. بنابراین باید در همه این‌ها به جد شک کرد و آن‌ها را نپذیرفت سعدی سفر را بسیار دوست داشته، یا بسیار هم سفر می‌کرده یا لااقل در آرزوی سفر بوده؛ اما اگر هم اینطور باشد سفرهای او مقطعی بوده است. شیراز همواره مقام، مقر و مستقر سعدی بوده و ممکن است که سفرهای چند ماهه به اطراف شیراز داشته است، ولی دوباره به شیراز برمی‌گشته و این‌طور نبوده است که سال‌های سال از شیراز دور باشد.   سعدی خود را قهرمان حکایت خود قرار می‌دهد تا باورپذیرتر باشد دهقانی با بیان اینکه چاپ مرحوم دکتر یوسفی، عجالتاً بهترین تصحیحی است که از گلستان سعدی وجود دارد، حکایت پنجم از باب اول که در سیرت پادشاهان است را قرائت کرد و گفت: این حکایت را انتخاب کردم، زیرا ضمن اینکه محتوای خوبی دارد، شاید بتوان این نکته تاریخی را هم از آن استنباط کرد که آنچه سعدی در این حکایت می‌گوید، لزوماً مطابق واقعه نیست. یعنی سعدی خود را قهرمان حکایت می‌کند و این یک تکنیک، شگرد و استراتژی است که او برای باور پذیری بیشتر انجام می‌دهد. در صحبت دیگری که سال‌ها پیش در جایی داشتم، روی این که بین «من» راوی و «من» واقعی نویسنده تفاوت است، بحث کردم. در روزگار ما و در ادبیات مدرن بین این دو فرق می‌گذارند. مثلاً راوی رمان «بوف کور» که از اولین داستان‌هایی است که به این سبک نوشته شده، اول شخص است؛ ولی خیلی خطاست اگر ما آن «من» که ماجرای «بوف کور» را تعریف می‌کند، با «من» صادق هدایت یکی بدانیم. در روزگار سعدی برای سعدی و مخاطبان او چنین جدایی وجود نداشته است؛ یعنی «من» راوی از «من» نویسنده به این معنا جدا نبوده و اهمیتی هم نداشته است، چون هدف آنها اخلاقی و تربیتی بود و هدفشان گفتن تاریخ و واقعیت مستند نبوده است. ما اگر حرف سعدی را در دیباچه همین گلستان باور کنیم، متوجه می شویم این «من» و فعل اول شخصی که سعدی در اینجا به کار می‌برد فقط برای بیان حکایت است و ما نباید «من» واقعی سعدی بدانیم.   توجه به فرهنگ عجم و فرهنگ ایرانی خصیصه سعدی است سخنران نشست در ادامه حکایت ششم از همین باب را خواند و گفت: می‌خواهم به یک نکته اشاره کنم که درآثار سعدی بیش از هر نویسنده و شاعر دیگر ما وجود دارد و آن توجه به فرهنگ عجم و به قول امروزی‌ها فرهنگ ایرانی است. به جز فردوسی، واقعاً هیچ شاعر و نویسنده کهن تا قبل از قرن نوزدهم میلادی در ایران مانند سعدی، سراغ ندارم که اینقدر به فرهنگ ایران باستان و پیش از اسلام توجه داشته باشد. سعدی در عین اینکه مسلمان است و در عین اینکه در اسلام و مسلمانی خودش هم بسیار سنت‌گرا و محافظه‌کار است، یعنی با این حال که او یک مسلمان اهل سنت محافظه‌کار است، به شدت به فرهنگ ایران باستان توجه دارد و می‌توانم بگویم بعد از فردوسی او تنها کسی است که بیش از همه شاعران و نویسندگان به فرهنگ ایران عهد باستان توجه کرده است. در این حکایت همچنین ما می‌توانیم بفهمیم که در قرن هفتم یعنی دو سه قرن بعد از فردوسی، کارکرد شاهنامه به لحاظ سیاسی و اجتماعی چه بوده است. شاهنامه، کتابی بود برای اینکه به زمامداران هشدار دهد که ستم نکنند.   دهقانی ضمن بیان اینکه باب پنجم که در باب عشق و جوانی است، یک ویژگی خاص دارد و آن این است که با وجود اینکه باب عشق است تقریباً اثری از خانم‌ها در این باب نیست و آنجا هم که هست خیلی خوب نیست؛ سه حکایت از باب پنجم خواند و اظهار کرد: اینکه می‌گوییم سعدی زبان ایرانی است برای این است که فرهنگ ایرانی را خیلی خوب توصیف کرده و آنچه را که درون ماست و سعی در پنهان کردن آن داریم، در صحرا و آفتاب پراکنده و پیش چشم ما قرار داده است. من فکر می‌کنم سعدی خود را قهرمان حکایت خود کرده تا ناچار نباشد راجع به کس دیگری بگوید. یکی از وجوه جذابیت سعدی این است که نه تنها زهد فروشی نمی‌کند، بلکه علنا خود را از آن جدا می‌دارد و دائم می‌خواهد از خود رفع تهمت تقوا کند.   خوی غزل سعدی این است که دامنه تآویل را بسیار باز می‌گذارد  وی در پایان به غزل سعدی پرداخت و گفت یک خوی غزل سعدی، بر خلاف بسیاری از غزل های زبان فارسی به‌خصوص در زمان سعدی این است که دامنه تاویل را بسیار باز می‌گذارد. این دامنه تاویل از جنسیت معشوق که معلوم نیست مرد است یا زن شروع می‌شود، تا اینکه معشوق زمینی یا آسمانی، انسان است یا خداست تا بسیاری چیزهای دیگر را شامل می‌شود. غزل سعدی وقتی که از عشق سخن می‌گوید کاملاً مشخص است. مثلاً اینکه موضوع عشق چیست؟ کیست؟ و چه جنسیتی دارد. از آن طرف هم وقتی می‌خواهد غزل عارفانه و قلندرانه بگوید سنگ تمام می‌گذارد   این جلسه ۲ ساعته با خواندن غزلی از سعدی توسط دکتر دهقانی و پرسش و پاسخ شرکت‌کنندگان در نشست به پایان رسید. ]]> ادبيات Mon, 23 Apr 2018 07:21:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260032/بعد-فردوسی-سعدی-بیش-همه-فرهنگ-ایران-باستان-توجه-کرده دومین جشنواره انجمن‌های ادبی فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259980/دومین-جشنواره-انجمن-های-ادبی-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، این جشنواره طرح‌های انجمن‌ها، تشکل‌ها و مجامع ادبی فعال سراسر کشور را برای اجرا در سال جاری جمع‌آوری کرده و بهترین طرح‌ها را انتخاب می‌کند تا از اجرای آن‌ها حمایت کند؛ همچنین قرار است با بررسی برنامه‌های انجام‌شده انجمن‌‌ها در سال گذشته، از فعال‌ترین و برترین ایده‌های اجرا شده، تقدیر شود. حوزه فعالیت انجمن‌هایی که می‌خواهند در این جشنواره به رقابت بپردازند، ادبیات خلاق، شامل شعر، داستان و مستندنگاری است. انجمن‌های ادبی سراسر کشور تا 12 اردیبهشت‌ماه فرصت دارند با ارسال برنامه‌هایشان در این رقابت شرکت کنند. آئین پایانی دومین جشنواره انجمن‌های ادبی، اردیبهشت ماه امسال در تهران برگزار خواهد شد. متقاضیان شرکت در جشنواره می‌توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و تکمیل برگه ثبت‌نام به سامانه جامع امور انجمن‌های ادبی به نشانی HLCLUBS.ir مراجعه کنند. یادآور می‌شود، چندی پیش با ابلاغ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئولیت شناسایی، سامان‌دهی و متشکل‌سازی انجمن‌های ‌ادبی سراسر کشور به بنیاد شعر و ادبیات داستانی واگذار شد. ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 07:00:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259980/دومین-جشنواره-انجمن-های-ادبی-فراخوان برگزاری مراسم رونمایی از «بی‌حضور غبار دست» با حضور هوشنگ چالنگی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259979/برگزاری-مراسم-رونمایی-بی-حضور-غبار-دست-حضور-هوشنگ-چالنگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) رونمایی از کتاب «بی‌حضور غبار دست» از لیلا محبوبی که با پیشگفتاری از هوشنگ چالنگی منتشر شده، در سالن شهر کتاب ساری برگزار شد. در این این مراسم که با حضور هوشنگ چالنگی و محمد خلیلی برگزار شد، به نقدوبررسی این کتاب پرداخته شد.                                                           هوشنگ چالنگی در برابر درخواست حضار برای شعرخوانی گفت: در هر نوآوری و تکیه بر کار کلاسیک قدیم، آن شنونده یا خواننده یا دیگر کسانی که با آن سروکار دارند با این جریان، کار خودشان را در یک نسبت با آن کار جدید که درحال خوانده شدن است قرار می‌دهند. من هم الان به همین دلیل کار خانم محبوبی را که نگاه می‌کنم، دوست ندارم از کارهای خودم بخوانم. در ادامه هوشنگ چالنگی و محمد خلیلی به خواندن شعر خود و لیلا محبوبی پرداختند. در قسمت دوم برنامه جمعی از شاعران استان مازندران نظیر اسدالله عمادی، کیوان قنبری، جابر نوری، ایمان خداترس، مازیار چابک و... به شعرخوانی پرداختند. ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 06:16:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259979/برگزاری-مراسم-رونمایی-بی-حضور-غبار-دست-حضور-هوشنگ-چالنگی یک هفته با ادبیات چک و ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260029/یک-هفته-ادبیات-چک-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، زوزانا مارکوا کنسول و رایزن فرهنگی جمهوری چک در ایران به همراه رضا میرچی مترجم ایرانی مقیم شهر پراگ و  زهرا ابوالحسنی زبان‌شناس و استاد اسبق زبان و ادب فارسی در دانشگاه چارلز پراگ با علی‌اصغر محمدخانی معاون فرهنگی و امور بین‌الملل شهرکتاب دیدار و گفت‌وگو کردند. در این دیدار درباره‌ راه‌های گسترش روابط فرهنگی ایران و چک و معرفی تحولات ادبی معاصر دو کشور بحث و گفت‌و‌گو شد. محمدخانی به برنامه‌های مرکز فرهنگی شهرکتاب اشاره کرد و گفت: شهر کتاب در سال‌های گذشته، پل ادبی ایران و کشورهای دیگر را ایجاد کرده است و در سه حوزه‌ برگزاری همایش‌های مشترک، ترجمه آثار ادبی و دعوت از نویسندگان و شاعران و منتقدان تلاش و فعالیت دارد. وی گفت که مخاطبان و علاقه‌مندان به ادبیات جهان با آثار نویسندگان چک به‌خوبی آشنایی دارند و آثار کسانی چون کارل چاپک، یاروسلاو هاشک، فرانتس کافکا، میلان کوندرا، بهومیل هرابال، ایوان اوبراخت و ایوان کلیما به فارسی ترجمه و منتشر شده است. ولی نویسندگان جوان و زنان نویسنده چک به‌خوبی در ایران معرفی نشده‌اند و به طور متقابل آثار ادبی معاصر فارسی به چک ترجمه و انتشار نیافته است. در این دیدار رضا دمیرچی به نمایشگاهی که از آثار ادبیات چک به زبان فارسی در ماه گذشته در کتابخانه‌ ملی چک برگزار کرده است اشاره کرد و گفت حدود ۱۴۲نویسنده و شاعر چک را که آثارشان به فارسی ترجمه شده است در کتابخانه ملی چک معرفی کرده‌ام و ضروری است که ادبیات معاصر فارسی در چک بیشتر معرفی شود و تشکیل پل ادبی ایران و چک بسیار مغتنم است. خانم زوزانا مارکوا از ایده‌ها و برنامه‌های مرکز فرهنگی شهرکتاب استقبال کرد و آمادگی خود را برای برگزاری «یک هفته با ادبیات چک» در پاییز سال جاری در شهرکتاب اعلام و اشاره کرد که می‌توان برنامه «یک هفته با ادبیات فارسی» را در شهر پراگ برگزار کرد و با سخنرانی نویسندگان و نمایش فیلم و برگزاری نمایشگاه فرهنگی و انتشار مقالات در مجلات ادبی دو کشور تلاش‌های نوینی آغاز شود. همچنین محمدخانی اشاره کرد که به‌زودی نشست نقد و بررسی آثار و افکار یان توچکا فیلسوف چک در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Mon, 23 Apr 2018 06:47:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260029/یک-هفته-ادبیات-چک-ایران اختتامیه دوسالانه جایزه مهرگان ادب و علم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259982/اختتامیه-دوسالانه-جایزه-مهرگان-ادب-علم-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اختتامیه دوسالانه مهرگان ادب و علم در پایان هفته برگزار می‌شود. جایزه مهرگان در دو بخش ادب و علم جمعه هفتم اردیبهشت‌ماه در محل فرهنگسرای نیاوران به برگزیدگان اهدا می‌شود. برگزیدگان مهرگان ادب و علم در بخش کتاب‌های برتر از میان 285 رمان، 242 مجموعه داستان و 67 کتاب علمی معرفی می‌شوند. گزارش مرحله به مرحله انتخاب آثار در خبرهای قبلی دبیرخانه مهرگان به آگاهی عموم رسیده است. در بخش مهرگان ادب جایزه «یک عمر تلاش در عرصه نوشتن» و در بخش مهرگان علم جایزه «یک عمر تلاش در عرصه محیط زیست» به دو چهره بزرگ و تأثیرگذار ادبیات و محیط زیست ایران تعلق می‌گیرد. برترین تشکل‌های مردم‌نهاد زیست‌محیطی از میان 7 تشکل مردم‌نهاد نامزد دریافت جایزه مهرگان علم معرفی و تندیس، جایزه نقدی و لوح تقدیر مهرگان را دریافت می‌کنند. در این دوره فعالیت بیش از 50 تشکل زیست‌محیطی ارزیابی شد که از میان آن‌ها ابتدا 15 تشکل و سپس 7 تشکل به مراحل بعد راه یافتند. جایزه مهرگان با حضور هیأت‌های داوری در فرهنگسرای نیاوران روز جمعه هفتم اردیبهشت 1397 از ساعت 15 الی 18 میزبان چهره‌های برجسته ادبیات و علم، نویسندگان، ناشران و علاقه‌مندان خواهد بود.   ]]> ادبيات Sun, 22 Apr 2018 06:48:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259982/اختتامیه-دوسالانه-جایزه-مهرگان-ادب-علم-برگزار-می-شود علی خدایی و حسین سناپور در روایت اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260027/علی-خدایی-حسین-سناپور-روایت-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه داستان‌خوانی با حضور دو نویسنده در موزه عصارخانه شاهی اصفهان برگزار می‌شود. این جلسات مدتی است به همت سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان برگزار می‌شود و این بار میزبان علی خدایی و حسین سناپور هستند. علاقه‌مندان  به حضور در این جلسه می‌توانند به میدان نقش جهان، جنب ورودی بازار قیصریه، بازار قنادها(عطارها) روبه‌روی سرای مخلص، موزه عصارخانه شاهی مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Mon, 23 Apr 2018 07:44:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260027/علی-خدایی-حسین-سناپور-روایت-اصفهان نقدوبررسی رمان «ناتمامی» در شیراز http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260036/نقدوبررسی-رمان-ناتمامی-شیراز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  نقدوبررسی رمان «ناتمامی» نوشته زهرا عبدی در موسسه پیرسوک شیراز برگزار می‌شود. رمان «ناتمامی» به قلم زهرا عبدی، بعد از «روز حلزون» که مورد توجه مطبوعات و رسانه‌ها هم قرار گرفت دومین رمان چاپ شده از این نویسنده جوان است. کتاب همانگونه که در توضیح چند سطری پشت جلدش نوشته شده بود در یک فضای دانشگاهی در تهران شکل می‌گیرد و محور آن ناپدیدشدن عجیب دختر دانشجویی جنوبی است که دوست و هم‌اتاقی‌اش در پی یافتن او دست به هر کاری می‌زند.  نقدوبررسی رمان «ناتمامی» با حضور نویسنده اثر و منتقدان احسان نعمت‌اللهی و نیما تقوی سه‌شنبه 11 ادریبهشت از ساعت 18 در موسسه پیرسوک شیراز واقع در خیابان رودکی، انتهای کوچه 4، کوچه 38 زند،‌پلاک 11 برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 23 Apr 2018 07:36:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260036/نقدوبررسی-رمان-ناتمامی-شیراز