خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Wed, 20 Feb 2019 16:43:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 20 Feb 2019 16:43:58 GMT ادبيات 60 فرزندان بزرگان ادبیات برای مبارزه با جعلیات بسیج شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271926/فرزندان-بزرگان-ادبیات-مبارزه-جعلیات-بسیج-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با گسترش استفاده از فضای مجازی بارها رسانه‌های مختلف به فواید و مضررات این محیط پرداخته‌اند، شاید قدرت رسانه‌ای را بتوان مهم‌ترین فایده این فضا و عدم اعتبار مطالب را بتوان یکی از ضعف‌های قابل توجه این محیط دانست. به هرحال با همه این فواید و مضرات هر روز به تعداد علاقه‌مندان به این فضا اضافه می‌شود و وظیفه ماست که در همین راستا برای بهبود اوضاع تلاش کنیم. متاسفانه در سال‌های گذشته و باتوجه به استقبال مردم از صفحات ادبی شاهد انتشار مطالبی هستیم که هیچ ارتباطی با خالق آنها ندارد. به عبارت ساده‌تر عده‌ای در این فضا جملات یا شعرهای عامه‌پسند و سطحی را با نام افراد شناخته شده منتشر می‌کنند و همین اتفاق باعث می‌شود تا شاهد حجم قابل توجهی از به اشتراک‌گذاری مطالب جعلی باشیم. البته دغدغه‌مندان حوزه فرهنگ نیز در این مدت بیکار ننشسته‌اند و اقدامات متعددی را انجام داده‌اند. شاید یکی از مهم‌ترین اقدامات ایجاد کمپین «مبارزه با نشر جعلیات» است که این روزها با همین نام در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و فیس‌بوک فعالیت‌های گسترده‌ای دارد. در همین راستا به سراغ سینا بهمنش یکی از اعضای این کمپین رفتیم تا با او درباره فعالیت‌های این کمپین صحبت کنیم. بهمنش در روزهای اخیر تلاش‌های گسترده‌ای را برای آشنایی مردم با کمپین «مبارزه با نشر جعلیات» انجام داده است.   در ابتدا درباره شروع فعالیت‌های این کمپین توضیح دهید و بفرمایید که اولین جرقه این کمپین را چه کسی زد و چه کسی همه را بسیج کرد تا این کمپین شکل گیرد؟ این کمپین در خرداد ۱۳۹۴ به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران تشکیل شد. هسته مرکزی این گروه را دانشجویانی تشکیل می‌دادند که از نشر جعلیّات در فضای مجازی نگران و از عواقب فرهنگی آن آگاه بودند. در ادامه راه جمعی از استادان دانشگاه، کارشناسان ادبیات، شاعران و ادیبان، فرزندان شاعران معاصرمان و نمایندگان آنها هم به این کمپین پیوستند. در حال حاضر اعضای گروه اجرایی کمپین عبارتند از: 1- استادان دانشگاه: - روزبه زرین‌کوب، برادرزاده دکترعبدالحسین زرین‌کوب و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران؛ - زهرا حیاتی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ - غلامرضا سالمیان، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه؛ - مرتضی رشیدی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد واحد نجف آباد؛ -اسماعیل امینی دکتری ادبیّات فارسی و روزنامه‌نگار.    2- نمایندگان و بستگان صاحبان آثار: - یلدا ابتهاج، دختر استاد هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)؛ - آیه امین‌پور، دانشجوی کارشناسی ادبیّات فارسی و دختر قیصر امین‌پور؛ -آنا پناهی، دختر حسین پناهی؛ -بهار مشیری، دختر فریدون مشیری؛ -زردشت اخوان، پسر مهدی اخوان‌ثالث؛ -علی بهبهانی، پسر سیمین بهبهانی؛ -ملیکا افتخاریان، مسئول صفحات مجازی فریدون مشیری؛ -رضا ضیاء، مسئول کانال صادق هدایت؛ -آزاد عندلیبی، از مسئولان سایت و کانال رسمی احمد شاملو؛ -منیر سارا سرائی، شاعر و نماینده شمس لنگرودی؛ -سینا بهمنش، شاعر و نماینده سیدعلی صالحی   3-همکاران بخش ادبیّات فارسی: سیدعلی میرافضلی، کارشناس و پژوهشگر ادبیّات فارسی؛ ریحانه حجت‌الاسلامی، شیما علاقبند‌راد دانشجویان دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه تهران؛ ستایش دشتی، دانشجوی کارشناسی ادبیّات فارسی و فرانسه دانشگاه تهران؛ حمیدرضا سلمانی، دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه تهران؛ علی‌اصغر بشیری، دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی؛ رضا خبازها، دانشجوی دکتری ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ بلال بحرانی، دانشجوی دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی؛ سهیل یاری گل‌درّه و خلیل کهریزی، دانشجویان دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه؛ نازنین توتونچیان، عاطفه یوسفی و عرفان چوبینه، ‌کارشناسان ارشد ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ الوند بهاری، دانشجوی دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی؛ مهدیه جوادی و هدا کجوری دانشجویان دکتری دانشگاه مازندران؛ حیدر زندی، شاهنامه‌پژوه؛ هادی نائینی، کارشناس ارشد ادبیّات فارسی دانشگاه تهران و سحر سپهری، دانشجوی کارشناسی ادبیّات فارسی دانشگاه تهران؛ سمانه عابدینی کارشناس ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور و سمیرا فرقانی کارشناس ارشد ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. فاطمه محصل دانشجوی کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه تهران.    4- همکاران بخش تاریخ: لیلی ورهرام، کارشناس باستان‌شناسی و دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و فهیمه موسوی، کارشناس ارشد تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی.   5-همکاران بخش طراحی: محمدرضا یاسینی، محید ترکابادی، راضیه عبدی، ثمین قیاسی.   چرا بخش قابل توجهی از اعضای اصلی را فرزندان شاعران مطرح تشکیل می‌دهند؟ این افراد به چه دلیل آنقدر فعال شده‌اند؟ مسلما فرزندان شاعران نام آشنایمان درک بهتری از این میراث (ادبیات) دارند و دغدغه‌شان برای حفظ این میراث بیشتر از هرکس دیگری است. در بخشی از این مصاحبه به گروه‌های مختلف اجرایی کمپین اشاره کردم و نام بسیاری از اعضای اصلی را ذکر کردم و امیدوارم نامی از قلم نیفتاده باشد. همراهی فرزندان شاعران بزرگمان با کمپین، هم موجب دلگرمی اعضای کمپین شد و هم به بخش ادبیات معاصرمان اعتبار بیشتری بخشید. به شخصه شاهد برخوردهای نامطلوبی از طرف ناشران جعلیات با آنها بوده‌ام و برایشان صبر و تحمل آرزو دارم. از طرفی، فرض کنید در جمعی انشای ساده یک نوجوان را به یکی از بستگان ادیب شما نسبت دهند، شما چه احساسی خواهید داشت؟ چگونه با چنین مطلب کذبی مقابله می‌کنید؟ امیدوارم روزی حفظ فرهنگ و هنرمان دغدغه همه ما باشد و همه ما میراث ادبی‌مان را سرمایه خودمان و نسل‌های پس از خودمان بدانیم و در حفظ و گسترش آن بکوشیم.     سه سال از شروع این کمپین گذشته است؛ بدون شک با طی کردن بخشی از مسیر، اطلاعات تازه‌ای بدست آمده و شاید شرایط نسبت به سه سال پیش تغییر کرده باشد. از نظر شما امروز کمپین با سه سال پیش آن چه تغییری کرده است؟ طی سه سال و نیم گذشته روند فعالیت کمپین رو به تکامل بوده است. از جمله روش‌های یافتن جعلیات، تشخیص و جداسازی آثار اصلی از متون جعلی و تعیین نحوه اعلام موارد جعلی. در این راه با پیوستن استادان و خبرگان ادبیات به گروه اجرایی، تعیین صحت و سقم مطالب بسیار سریع‌تر و دقیق‌تر شده است؛ اما چون ملاک و مرجع ما کتاب است و کلیه فعالیت‌هایمان توسط افراد محدودی که قبول زحمت کرده‌اند انجام می‌شود، همیشه با کمبود زمان مواجه بوده‌ایم. بنابراین فعالیت کمپین را به مواردی که بیشترین انتشار را در فضای مجازی دارند و به شاعران و نویسندگان نام آشنا محدود کرده‌ایم. در واقع با حجم عظیم جعلیاتی که در حال انتشار است، بررسی تمام مواردی که به‌عنوان سخنان سیاستمداران و مشاهیر غیرایرانی و یا مطالبی که تحت عنوان فرهنگ و رسوم ملی و آئینی منتشر می‌شود، امکان‌پذیر نیست. از طرفی با تغییر شکل جعلیات و روش‌های انتشار آنها هم مواجه بوده‌ایم. اگر زمانی یک مطلب جعلی به‌صورت متن پیامکی دست‌به‌دست می‌شد، امروزه با پیشرفت امکانات فضاهای مجازی با کلیپ‌های صوتی و تصویری و تقلید صدا و جلوه‌های سمعی و بصری روبه‌رو هستیم. در یک سال اخیر دامنه جعلیات به برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و به شکل مکتوب حتی به کتاب‌های درسی و کمک آموزشی هم کشیده شده است. یعنی علاوه بر مبارزه با انتشار جعلیات در فضای مجازی، حالا دغدغه ما جلوگیری از حضور رو به گسترش آنها در دیگر رسانه‌ها هم هست.     آیا شاعران جوان برای مطرح شدن از این تکنیک بهره می‌برند؟ یعنی شعر خودشان را به نام یکی از بزرگان مطرح می‌کنند و بعد می‌گویند که این شعر من است یا عکس آن. بعضی نوقلمان جوان و جویای‌نام برای مشهور شدن عجله دارند و گاهی به شیطنت می‌پردازند. روش کار آنها اینگونه است که زیر شعر یا متنی از خود نام شاعر بزرگی مثلا بانو سیمین بهبهانی را می‌نویسند و آن متن را به تمام گروه‌های ادبی و خانوادگی و ورزشی و سیاسی و جوک و سرگرمی می‌فرستند؛ بعد از یک هفته که آن مطلب به واسطه نام یک شاعر بزرگ دست به دست شد و مورد توجه مخاطبان قرارگرفت، آن شاعر نوپا شروع به بیانیه دادن می‌کند که «ای داد بیداد به دادم برسید که فلان شعر مرا عده‌ای به نام دیگری منتشر کرده‌اند.» با این روش هم نام خود را در کنار نام یکی از شاعران نام آشنایمان مطرح می‌کند، هم این شائبه را به وجود می‌آورد که چون شعرش در حد آثار بزرگان است، چنین اشتباهی به وجود آمده و هم با مظلوم‌نمایی حس ترحم مردم ساده دل‌مان را برمی‌انگیزد تا شعرش را با نام خودش بازنشر کنند. پس از یک هفته او شاعری می‌شود مشهور ولی ضربه‌ای که به ادبیات می‌زند همان ضربه‌ای است که جاعلان متون ادبی به ادبیات‌مان می‌زنند. در وضعیت عکس این حالت، کاری است که بعضی از جاعلان انجام می‌دهند. به هر حال این افراد برای تولید محتوای کانال‌ها و گروه‌ها و بساطی که درست کرده‌اند و جلب مخاطب نیاز به متن‌های ادبی و شعر دارند، گاهی این ناشران جعلیات شعری از یک شاعر جوان یا غیرمعروف را با نام یکی از چند شاعر معروفی که عموم مردم می‌شناسند همراه می‌کند تا مطلب کذبی که تهیه کرده بیشتر بازنشر شود و افراد بیشتری را به کانال خود جذب کند. در این وضعیت هم حقوق مولف پایمال می‌شود و یک شاعر برای اینکه احقاق حق کند مجبور است زمان و انرژی بسیاری را صرف مقابله با اینگونه موارد جعلی کند.   این کمپین به سمت سرقت ادبی هم حرکت خواهد کرد؟ یعنی در ادامه و با اضافه شدن مترجمان این امکان وجود دارد تا دست شاعرانی که از شاعران خارجی سرقت می‌کنند، رو شود؟ کمپین با محدودیت نفرات و زمان مواجه است. در حال حاضر تمرکز ما بر میراث کهن ادبی و شاعران نام آشنای معاصرمان است. حکایت سرقت ادبی، یک موضوع حقوقی است و دعاوی مطروحه در وزارت ارشاد قابل پیگیری است. البته به شرطی که شکایتی مطرح شود، ولی مسلما یک شاعر فرانسوی هیچگاه از کپی شدن آثارش به زبان فارسی مطلع نخواهد شد. به نظر من بسیاری از دعاوی بین شاعران در مورد سرقت ادبی، بدون شکلگیری سندیکای صنفی شاعران به نتیجه نخواهد رسید. سرقت ادبی یک جرم است که ساز و کار مقابله با آن در قانون دیده شده است؛ اما مدعی‌العمومی برای آن وجود ندارد. از وزارت ارشاد هم نمی‌شود انتظار رسیدگی داشت؛ چراکه اولا وظایف و محدوده عملکرد ممیزان مشخص است؛ ثانیا ممیزان نه تمام کتاب‌ها و وبلاگ‌ها و صفحات مجازی را خوانده‌اند و نه تمام متون را در حافظه خود دارند.   در صحبت‌های خود به انتشار جعلیات در رسانه‌های جدید اشاره کردید و به تازگی در یکی از مطالب منتشر شده از سوی این کمپین به صحبت‌های جعلی محمدرضا گلزار اشاره شده است. این جعلیات چقدر به صدا و سیمای ما راه پیدا کرده است؟ وقتی در برنامه‌ای که با هدف ترویج کتابخوانی راه‌اندازی شده، چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد، بدون شک باید نمونه‌های آن در برنامه‌های دیگر هم زیاد باشد.   پیش از این گفتم، امروزه داریم بازتاب جعلیات را در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، سخنرانی اهالی سیاست و حتی کتاب‌های درسی و غیردرسی می‌بینیم. موارد استفاده از این متون جعلی بسیار زیاد است و تاکنون هیچ عکس‌العملی از هیچ مقام مسئولی مشاهده نکرده‌ایم. ابتدا باید این دغدغه در بین مسئولانی که وظیفه فرهنگی دارند به وجود بیاید تا پیگیر چنین مواردی باشند. مورد آقای گلزار، فقط یک نمونه است. میزان آگاهی ادبی و سطح مطالعات وی برای تولیدکنندگان یک برنامه تلویزیونی اصلا مهم نیست. در این گونه برنامه‌ها که فقط جذب مخاطب مهم است و تولید برنامه فرهنگی بهانه دریافت بودجه است نیاز به یک چهره معروف یا جذاب است و گرنه مگر کارشناس خبره ادبیات کم داریم؟ آقای گلزار یک مجری است که متنی در اختیار او قرار گرفته است. تولیدکننده آن متن جعلی، نویسنده برنامه است و کسی که باید جوابگو باشد، تولیدکننده برنامه و سایر مقامات مسئول هستند. مهم این است که باید باور کنیم، هر چند دسترسی به مطالب در فضای مجازی بسیار آسان است، اما فضاهای مجازی منابع موثقی نیستند. باید بدانیم مرجعی معتبرتر از کتاب نیست و بازیچه جاعلان در بازی جذب مخاطب نشویم. چنین مواردی فقط به جعلیات ادبی محدود نمی‌شوند. مگر یک گزارشگر ورزشی به یک شیطنت مجازی استناد نکرد و اطلاعاتی جعلی در مورد سازنده یک ورزشگاه را در یک برنامه پرمخاطب اعلام نکرد؟ امروزه رسانه‌ها تغییر ماهیت داده‌اند. بازیگران، خواننده‌ها و ورزشکارانی هستند که صفحات مجازی‌شان بیشتر از خیلی از روزنامه‌ها و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی مخاطب دارد. این افراد باید سنگینی بار مسئولیت چند میلیون مخاطب را درک کنند. متاسفانه امروزه همین افراد بزرگترین ناشران جعلیات هستند و کاملا از عواقب فرهنگی نشر اکاذیب بی‌خبرند و تقریبا هیچگاه پاسخگوی پیام‌های مکرری که برای آنها ارسال می‌کنیم نبوده‌اند.   با همه این تفاسیر شما چطور به سراغ مطالب می‌روید و این مطالب را از کجا گیر می‌آورید؟ یکی از فعالیت‌های روزانه گروه اجرایی کمپین رصد فضاهای مجازی پرمخاطب و جمع‌آوری آثار منسوب به بزرگان ادبیّات و شخصیّت‌های تاریخی در فضای مجازی است. دیگر منبع کمپین دریافت نمونه‌هایی است که همراهان کمپین برای ما ارسال می‌کنند. با توجه به گستردگی فضاهای مجازی، همراهی عزیزانی که با دغدغه‌ای مشابه ما به کمپین پیوسته‌اند تاکنون بسیار مفید بوده است.     یک سری از شعرها هنوز در حال انتشار با اسامی جعلی است و هنوز بعد از گذشت سه سال مردم قبول نکرده‌اند که مثلا شعر «گندم‌زار» از نیما نیست. با این حال به نظر شما آیا این کمپین در مدت زمان فعالیت خود تاثیرگذار بوده است؟ متاسفانه ما با معضل مطالعه کتاب و منابع معتبر روبه‌رو هستیم. باید باور کنیم که خواندن مطالب منتشر شده در گروه‌های دوستانه و خانوادگی و کانال‌های سرگرمی و اخبار و به اصطلاح فرهنگی‌، مطالعه محسوب نمی‌شود. باید یاد بگیریم اگر کسی دسترسی به کتاب ندارد، می‌تواند به سایت‌های معتبر یا نسخه pdf مراجعه کند. باید بپذیریم بسیاری از کسانی که مطلبی را به گروهی ارسال می‌کنند، خودشان آن را نمی‌خوانند و حتی اگر بخوانند از صحت و سقم آن اطمینان ندارند، حالا فرقی ندارد شعری منسوب به نیما یوشیج باشد یا شایعه فاسد بودن واکسن آنفولانزا که از سال ۹۰ تاکنون دارد به‌صورت ایمیل یا پیامی درون گروهی بازنشر می‌شود. ما تاثیر کمپین را با افزایش تعداد اعضای آن متوجه می‌شویم. همین که این دغدغه در عموم مردم به‌ وجود آمده و هر متنی را به راحتی  نمی‌پذیرند. ما با افزایش ارسال موارد مشکوک به کمپین مواجه بوده‌ایم و همین که در یک گروه مجازی مشاهده می‌کنیم به جز اعضای گروه اجرایی، افراد دیگری هم هستند که جعلی بودن یک متن را گوشزد می‌کنند، برای ما موجب دلگرمی است؛ با این حال باید بپذیریم که این جعلیات از بین نمی‌روند. وقتی مطلبی جعلی نوشته می‌شود، هر چه عامه پسندتر باشد متاسفانه با سرعت بیشتری منتشر می‌شود. این مطالب جایی می‌مانند و مجددا در سالروز تولد یا وفات یک شاعر دو‌باره مانند سیل به راه می‌افتند.     ما امروز در دریایی از جعلیات قرار داریم. کار شما چقدر به چشم می‌آید؟ دریا زیباست. برای جعلیات بهتر است از همان مثال سیل استفاده کنیم، غیرقابل مهار و مخرب. کمپین مبارزه با نشر جعلیات تاکنون در مورد حدود هزار متن و شعر جعلی اطلاع‌رسانی کرده است، اما این تعداد فقط مربوط به مواردی است که بیشترین بازنشر را در فضاهای مجازی داشته‌اند وگرنه آمار متون جعلی چندین برابر موارد اعلام شده است. فعالیت اصلی کمپین، اعلام جعلیات نیست. ما کمپین اعلام جعلیات نیستیم، کار ما مبارزه با نشر جعلیات است و مهم‌ترین قدمی که می‌توانیم برداریم این است که فرهنگ مبارزه با نشر جعلیات را به عموم مردم بشناسانیم و این دغدغه را گسترش دهیم. مردم باید بدانند ادبیات ما ارزشمندترین میراثی است که به ما رسیده است و در قبال حفظ و صیانت از آن همه ما مسئولیم. جلوگیری از ایجاد خدشه بر چهره ادبیات معاصرمان وظیفه ماست. پاک کردن لکه‌های آلوده جعلیات و جلوگیری از گسترش این آلودگی فقط از عهده یک گروه برنمی‌آید و نیاز به آگاهی و عزم عمومی دارد. جعلیات یکی از آسیب‌ها و در حال حاضر از موارد عمومی و طبیعی فضاهای مجازی است. این سیل می‌آید؛ ما باید به روش‌های مهار آن فکر کنیم و به مردم بیاموزیم که در مسیر سیلاب خانه نسازند. ما باید آگاهی‌مان را بر پایه مراجع موثق بنا کنیم. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 05:28:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271926/فرزندان-بزرگان-ادبیات-مبارزه-جعلیات-بسیج-شدند سیدقاسم: توجه به مکان دستاورد رمان‌نویسان امروز ایرانی است/عبدی: به من می‌گویند که بی‌پروا می‌نویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272120/سیدقاسم-توجه-مکان-دستاورد-رمان-نویسان-امروز-ایرانی-عبدی-می-گویند-بی-پروا-می-نویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی رمان «ناتمامی» نوشته زهرا عبدی عصر روز گذشته (29 بهمن‌ماه)‌ با حضور نویسنده اثر و کارشناسان مریم حسینی، لیلا سیدقاسم و معصومه صادقی در دانشگاه الزهرا برگزار شد. مریم حسینی که مسئولیت اجرای این نشست را برعهده داشت در ابتدای جلسه گفت: وقتی یک نشست نقد کتاب در دانشکده ادبیات برگزار می‌شود، این انتظار وجود دارد که مخاطبان حاضر در نشست با نقد ادبی آشنا شوند. زهرا عبدی فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران و دانشگاه علامه است و فضای دانشگاه را به خوبی در اثرش آورده است به طوری که وقتی من اثر را می‌خواندم، می‌توانستم حدس بزنم که این اتفاق در دفتر کدام استاد رخ داده است.   وی ادامه داد: شاید در بررسی این اثر، نخستین پرسش درباره عنوان کتاب باشد و این سوال ایجاد شود که «ناتمامی» بر چه دلالت دارد. در تمام نقدهایی که درباره این کتاب نوشته یا بیان شده نیز به این موضوع پرداخته شده است. رمانی که با ماجرای گم شدن دختری دانشجو آغاز می‌شود و ادامه پیدا می‌کند.     این استاد دانشگاه با اشاره به شباهت‌های اثر زهرا عبدی با اثر والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی اظهار کرد:‌ والتر بنیامین را فیلسوف ناتمامی خوانده‌اند؛ چراکه همه آثارش به سمت ناتمامی می‌رود. شما به کتاب «پروژه پاساژها» که در ایران نیز ترجمه و منتشر شده است، دقت کنید؛ به نظرم این دو اثر شبیه به هم هستند.   وی افزود: شاید مهم‌ترین وجه شباهت کتاب زهرا عبدی با کتاب فیلسوف ناتمامی، زندگی مردم در شهری باشد که رو به ناتمامی می‌رود. شاید جالب باشد که بدانید والتر بنیامین علاوه بر کتاب‌هایش زندگی ناتمامی نیز داشت و خودش در 48 سالگی به زندگی‌اش پایان داد.   این پژوهشگر در توضیح ویژگی‌های اثر زهرا عبدی گفت: رمان «ناتمامی» از آن دست آثاری است که ماده لازم برای نقد ادبی را دارد و فکر می‌کنم که اثر خوبی برای دکتر پاینده باشد؛ چراکه می‌تواند انواع نقد ادبی را روی آن پیاده کند.   وی ادامه داد: از دیدگاه من این اثر یک نگاه ضدغربی دارد و این موضوع را در برخی صفحات کتاب می‌توان، مشاهده کرد. یکی دیگر از نقاط جذاب رمان «ناتمامی» نمادهایی است که نویسنده در این اثر به خوبی از آن‌ها استفاده کرده است.     مکان‌ها تنها صحنه‌ای منفعل برای کنش‌های تاریخی نیستند در ادامه این برنامه لیلا سیدقاسم به توضیح درباره جغرافیای ادبی «ناتمامی» پرداخت و گفت: من شتاب‌زده سعی می‌کنم رمان «ناتمامی» را از زاویه جغرافیای ادبی بررسی کنم. کار سختی نیست چون احتمالا خیلی‌ها در این جمع با من موافقند که یک لایه جغرافیایی در سراسر این رمان کشیده شده است. حسنش این است که جغرافیای ادبی اساسا شاخه مطالعاتی‌ای است که رویکرد بینارشته‌ای دارد و به راحتی با مباحث دیگر مثل فمینیسم، سیاست و حتی مساله محیط زیست می‌آمیزد.   وی ادامه داد: بد نیست ابتدا کمی از رویکرد جغرافیای ادبی بگویم. یک مقاله خانم دکتر نوح پیشه و بنده در مجله «نقد ادبی» درباره جغرافیای ادبی منتشر کرده‌ایم که چهارچوب این رشته مطالعاتی را روشن می‌کند. به طور خلاصه، رشته «جغرافیای ادبی» شاخه‌های مختلف آن مانند نقد جغرافیایی در دهه 90 در پژوهش‌های علوم انسانی شکل گرفت چون در این دهه مطالعات مربوط به «فضا» و «مکان» برجسته شد. سنت نانوشته آن البته از قبل وجود داشت. «جغرافیای ادبی» فضاهای ادبی و جغرافیایی را در ارتباط با هم بررسی می‌کند و می‌توان آن را شکلی از نقد ادبی به شمار آورد.   این استاد دانشگاهی در توضیح جغرافیای ادبی اظهار کرد: دو جریان، زمینه پیدایش و رشد نظام‌مند این رشته را فراهم کرد؛ نخست اینکه در علوم انسانی به دنبال یک دوره ده‌ها ساله که در آن مفاهیم مربوط به زمان اهمیت ویژه‌ای داشتند، مفهوم «فضا» برجسته شد. جریان موثر دیگر این بود که برخی تئوری‌های قدیمی‌تر مرتبط با فضا در ادبیات، مانند تئوری «پیوستار زمانی- مکانی» باختین در سال 1981(در اصل 1930) و تئوری فوکو درباره «درهمستان» یا «دگرآرمانشهر» در سال 1984(در اصل 1967) پایه و بنیان جغرافیای ادبی قرار گرفت. وی افزود: مکان‌ها تنها صحنه‌ای منفعل برای کنش‌های تاریخی نیستند، بلکه محصولی معنادار و موجد تغییرات هستند که در توسعه فرهنگی‌ نقش ایفا می‌کنند. مکان‌ها ارزش‌ها و رمزهای فرهنگی را منعکس می‌کنند که در قراردادهای مختلف اجتماعی و سیاسی بازنمایی شده و ساختار جامعه را تشکیل می‌دهد؛ از این منظر معنای فضا همواره با ستیزه‌هایی که بر سر قدرت رخ می‌دهد ارتباط دارد. مفهومی که روزگاری به شکل ابتدایی تنها به فضای جغرافیایی ارجاع داده می‌شد، اکنون با مفهوم طبقه اجتماعی، سرمایه، جنسیت و نژاد گره خورده است. این مفاهیم یک چارچوب ذهنی برای درک قدرت و جامعه در زمان‌های دور و نزدیک به‌وجود می‌آورند. این ارجاعات را به وفور در «ناتمامی» می بینیم.   سیدقاسم با اشاره به استفاده‌ نویسندگان ایران و جهان از جغرافیا در آثارشان گفت:‌ بعضی نویسنده‌ها به طور گسترده به منطقه جغرافیایی خاصی مرتبط هستند، برای مثال دیکنز با لندن، بالزاک با پاریس، خواهران برونته با یورک شر، تورگنیوف با دشت‌های وسیع روسیه، فاکنر با امریکای جنوبی و جان اشتاین بک با کالیفرنیا به یاد آورده می‌شوند؛ در ایران نیز شهر تهران با جمالزاده و فصیح و سپانلو، اصفهان با حمید مصدق، اهواز با احمد محمود، شیراز با صادق چوبک و خراسان با محمود دولت‌‌آبادی پیوند خورده است.   وی افزود: برخلاف نویسندگان معاصر اروپا، نویسندگان ایرانی توجه زیادی به شهر و مکان‌های واقعی پیرامون خود نشان نمی‌دهند. دیگر این که ساز و کار عناصر مکانی در شعر و داستان‌های معاصر ایرانی و اروپایی متفاوت است. بازنمایی فضای شهری در اغلب آثار ادبی اروپا روشی برای بازنمایی فضای فکری حاکم بر شهر به عنوان عنصر مهم مدرنیته است، مثل پاریس در آثار بالزاک و لندن در آثار دیکنز. در حالی که به نظر می‌رسد که در بسیاری از داستان‌های ایرانی این طور نیست. پاینده مقاله خوبی در این باره دارد.   برگزیده جایزه جلال آل‌احمد در ادامه اظهار کرد: با این حال اشارات مکانی در رمان واقع‌گرا قابل چشم‌پوشی نیست. در آثار محمد مسعود، مشفق کاشانی، غزاله علیزاده یا اسماعیل فصیح اشاره‌های متعددی به مکان‌های مشخص شهری دیده می‌شود. همین‌طور جمالزاده. در سال‌های اخیر مطالعات جامعه‌شناختی محدودی در آثار ادبی و بیشتر با تاکید بر هویت و ارتباط آن با مقولات جغرافیایی مانند «شهر» انجام یافته است. برای مثال قانعی‌راد زندگی شهری را در آثار بعضی روشنفکران ادبی شهر تهران در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که در این آثار نوعی ناامنی هستی‌شناختی نسبت به فضای شهری به چشم می‌خورد.   وی ادامه داد: نارضایتی از سیستم‌های جدید شهری در آثار عباس معروفی؛ مطالعه رمان‌های دوره رضا پهلوی (تهران مخوف، یادگار یک شب، تفریحات شب و زیبا) نشان صرفا قشر کوچک تحصیل‌کرده و‌ فرنگی‌مآب و متجدد بوده‌اند که فضاهای شهری تهران را در تناقضات مدرنیته بازتولید کرده‌اند و در واقع، شهر تهران در ابتدای مواجهه‌ جدی با مدرنیزاسیون قرار داشته است. به خصوص خیابان لاله‌زار.   سیدقاسم با اشاره به جغرافیای ادبی در رمان زهرا عبدی گفت: ویژگی مهم رمان از آنجا شکل می‌گیرد که نویسنده آن اهمیت فضا و مکان در دنیای مدرن یا رو به مدرن را دریافته است. فضا را بستری برای چندگانگی یا تنوع قرار داده؛ بستری که در آن تمام زاویه دیدها، خاص و وابسته به تجربیاتی است که منحصر به یک فضا یا جامعه یا دوره زمانی هستند. مفهوم مکان بسیار قدرتمند، تعیین‌کننده و پیش‌برنده است. مکان‌ها دو دسته‌اند، یا رها شده و بی‌صاحب و خارج از کنترل هستند که همین هویت رهاشدگی و بی‌شناسنامگی را به مکین خود منتقل می‌کنند یا به شدت تحت کنترل و محدودند که حس در تنگ‌ماندگی را تزریق می‌کنند. مثل دانشگاه و بندر. همین است که نویسنده خیلی بجا استعاره تُنگ را می‌سازد؛ دانشگاه تنگ است؛ بوشهر تنگ است؛ شمسایی، لیان و برادرش این را خوب می‌فهمند.   وی ادامه داد: حتی هویت شخصیت‌ها هم در تعامل‌شان با مکان‌های خاص رقم می‌خورد؛ دقت کنید به پناه و جهانگیر که به سبب برخورد متفاوت‌شان با مکان مشترک صاحب دو هویت متضاد می‌شوند؛ نه به‌خاطر تفاوت‌های طبقاتی یا نژادی‌شان. سفر قهرمانی هم با مفهوم مکان پیوند خورده؛ تکامل یافتگی یعنی قدرت پذیرش و آشتی دادن مکان‌های دور. ارزش لیان به این بود که از یک مکان خاص آمده بود و رنگ آن مکان را در خودش انکار نمی‌کرد در مکان ساختگی‌ای به نام دانشگاه رشد می‌کرد و به سراغ مکان دوری به نام دروازه غار می‌رفت.   این پژوهشگر ادبی با اشاره به توجه زهرا عبدی به عنصر مکان در اثرش اظهار کرد: توجه به مکان چیزی است که رمان‌نویسان امروز ایرانی به دست آوردند؛ اما چند مکانی چه موجد تکثر گفتمان و شکننده تک گفتمان است. این رمان در اتصالی که بین قلمروهای جغرافیایی متنوع مثل تبریز، بوشهر، شمال و مرکز برقرار می‌کند بستری می‌سازد برای بررسی تفاوت‌های قومی و نژادی و اشتراکات. مهمترین اشتراک همه، حس ناخرسندی و غربت است. مثل بچه‌ای که مادرش او را زیر مشت و لگد گرفته است. وی افزود:‌ آنچه می‌بینم، نمی‌خواهم نقطه اشتراک همه است. چون مکان‌ها به شکل معمولی غیرمعمول شده‌اند. بعضی از مکان‌ها در گذار غیرطبیعی به مدرنتیه به وضعیت غیرمعمول رسیدند و بعضی‌ها از پس رهاشدگی. فضا با بازنمایی در زبان، لباس و معماری، خوراک، موسیقی و دیگر نشانه‌های فضا و مکان تقویت و همراه شد و در چرخش در جغرافیای تهران گره می‌خورد با مفاهیم طبقات اجتماعی و سرمایه.   سیدقاسم در توضیح رویکرد بینارشته‌ای در مطالعات جغرافیای ادبی گفت: ارتباط تنگاتنگ جغرافیای ادبی با مفاهیم و تئوری‌های پسااستعماری دارد و بستر مناسبی برای تحلیل است. هویت قومی، ارتباطات بینافرهنگی، تبعید و مهاجرت. البته این رمان بستر مناسبی نیست برای این تئوری‌ها چون با اینکه «ناتمامی» مساله‌ گریز از وطن را طرح می‌کند؛ اما آن را ناتمام و در آستانه می‌گذارد. شاید تا رمان بعدی خود. جز به ندرت سراغ ریشه‌های استعماری شرایط موجود نمی‌رود؛ یک مورد به یاد دارم مساله بندر خصب و تحریم و قاچاق که بسیار مرتبط است.   وی افزود: دلیلش این است که بیشتر جریانی روانکاوی و خودشناسی را دنبال می‌کند. در عوض به همین دلیل ما دعواهای قومی در خوابگاه را شاهد هستیم و تنش‌های فرهنگی را. خوابگاه از آن مکان‌های ساختگی است که براکنشی از مکان‌های مختلف است. ارتباطات بینافرهنگی بیشتر مبتنی بر تمسخر و طرد است تا پذیرش و سازش. مکان‌ها با هم در جنگ هستند. و نتیجه‌اش ناتوانی محض است از ساختن مکان همگانی‌ای که می‌توانست تهران باشد.   هویت تهران در ناتمامی با مفهوم جنسیت گره می‌خورد این مدرس دانشگاه با اشاره به مثلث جغرافیا، فمینیسم و ادبیات گفت: مثلث جغرافیا، فمینیسم و ادبیات رویکرد بینارشته‌ای دیگری را می‌سازد که اتفاقا خیلی در این رمان دنبال کردنی است؛ فمینیست‌ها مفاهیم خانه و جامعه را در رمان نویسندگان زن بررسی می‌کنند. هویت تهران در ناتمامی با مفهوم جنسیت گره می‌خورد. تهران زنی است که حرام‌زاده‌ای در شکم دارد اما خودش هم نمی‌داند کی و چطور نطفه‌اش شکل گرفته؛ فقط رمان به ما می‌فهماند که این اژدها یک پدر ندارد. بنابراین مفهوم تجاوز رو در ذهن مخاطب شکل می‌دهد؛ گرچه شناسایی متجاوزین را رسالت خودش نمی‌داند. از سوی دیگر این رمان تضعیف و اضمحلال ابعاد زنانگی را نشان می‌دهد. هم در شهر و هم در ساکنان شهر.   وی ادامه داد: تهی شدن از ظرافت‌های زنانه از مکان شروع می‌شود و به انسان‌ها سرایت می‌کند. چطور می‌توان در مکانی مثل دروازه غار زنانگی را حفظ کرد، جایی که زن بودن و مادر بودن بهای بسیار گزافی دارد؛ زن بودن محکوم به نابودی است پس جایگزین می‌شود با ابعاد مردانه و گاهی خشن؛ تنسگل را ببینید که چطور خون دستش را می‌مکد؛ چطور روی عجیف می‌افتد و گونه‌اش را با دندان می‌کند. مهمترین بعد زنانه‌ای که تهران ناتمامی از دست می‌دهد مادر بودن است که تعبیرش می‌شود از دست دادن امنیت و احساس امنیت. یک ناامنی اجتناب‌ناپذیر همه مکان‌ها را در خود گرفته است و همه شخصیت‌ها هم آن را درک می‌کنند؛ از پدر لیان در بوشهر تا پناه و جهانگیر و شمسایی و سولماز و بقیه. همه در آستانه ایستاده‌اند ولی آن سوی آستانه برای هرکس چیست؟ گمان نمی‌کنم هیچ‌کس از جمله نویسنده هم جوابش را بداند. لیلا سید قاسم در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: رویکرد بینارشته‌ای بعدی، «جغرافیای ادبی - سیاسی» است که در آن روابط پیچیده سیاست و فضا در متون ادبی دستمایه پژوهش قرار می‌گیرند که فکر می‌کنم این موضوع نیز زمان زیادی می‌خواهد تا بتوان آن را شرح داد.     سعی می‌کنم منتقد اجتماعی باشم در ادامه این مراسم زهرا عبدی، نویسنده اثر در توضیح ضمن تشکر از برگزاری چنین نشستی اظهار کرد: خوشحالم که این رمان به مکان اصلی خودش، یعنی دانشگاه برگشته است؛ یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های این اثر فضای دانشگاه است و شاید به همین دلیل دوستان دانشجو بیشتر با این اثر ارتباط برقرار کردند.   وی ادامه داد: دانشگاه بعد از انقلاب پنجره و دری بود که باز شد و بعد از آن درهای زیادی رو به زن‌ها باز شد. ما بخش ارزشمندی از عمر خودمان را در این محیط گذرانده‌ایم و دانشگاه معنای ویژه‌ای برای ما پیدا کرده است. من کمتر دیده‌ام که داستان به این محیط پرداخته شود؛ البته من در این کتاب قصد داشتم تا قصه تعریف کنم و نمی‌خواستم به عمد به دانشگاه بپردازم؛ اما تجربه زیست تاثیرگذار است.   نویسنده کتاب «ناتمامی» با اشاره به زنان داستان‌هایش گفت: من در رمان قبلی نیز به زن‌ها پرداخته بودم؛ زن‌هایی که درگیر مساله زن بودند. به نظرم نسل بعدی زن‌های «روز حلزون» در «ناتمامی» به دانشگاه و خوابگاه می‌آیند و هر کدام از شهر و دیار خود در دل تهران ریخته می‌شوند؛ شهری که من آن را نامادری زیبا و بداخلاق می‌دانم؛ زنی که از جنین اژدهایش خبر ندارد.   وی افزود: این زن‌ها در رمان بعدی من نیز حضور دارند و شما در این کتاب با چهار زن روبه‌رو هستید که افراد رسانه‌ای هستند و هر کدام سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کنند. در آن رمان من نشان داده‌ام که چطور رسانه دارد همه ما را می‌خورد.   زهرا عبدی در توضیح رمان جدیدش گفت: رمان جدید من از اردیبهشت 95 در ارشاد است و دوستان به من می‌گویند که بی‌پروا می‌نویسی. من سعی می‌کنم که منتقد اجتماعی باشم. اردلان سرافراز و ایرج جنتی 50 سال است که یک نگاه اجتماعی دارند و این ربطی به بعد و قبل از انقلاب نداشته است.   وی ادامه داد: اتفاقا امید از آنجا می‌آید که ما همه چیز را ببینیم و اگر مثلا من غذا، مسکن و پوشاک دارم به فکر آن قسمتی از جامعه که چنین امکاناتی ندارند، نیز باشم. به نظرم، ما باید تفاوتی میان منتقد سیاسی و منتقد اجتماعی قائل باشیم؛ چراکه پتانسیل قهرمان شدن در منتقد سیاسی وجود دارد؛ اما منتقد اجتماعی چنین امتیازهایی را ندارد.   این نویسنده در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: من اگر الان روسری خودم را دربیاورم و سر چوپ بزنم شاید امتیازهایی را در آن سر دنیا به من بدهند و شاید مطرح شوم؛ اما کسی به منتقد اجتماعی امتیازی نمی‌دهد. در حال حاضر گران‌ترین فستیوال‌های دنیا برای ادبیات جویس برگزار می‌شود و حال او کسی بود که همسرش از بی‌دارویی مرد و خودش به معنی واقعی کلمه گرسنگی کشید. با این حال امید او را زنده نگه داشت تا بنویسد.   زهرا عبدی به زیبایی از ادبیات کلاسیک استفاده کرده است معصومه صادقی که آخرین سخنران این نشست بود، با اشاره به پتانسیل‌های «ناتمامی» گفت: کتاب زهرا عبدی را می‌توان از منظر نقد اسطوره‌ای،‌ نقد اجتماعی، نقد جغرافیای ادبی، از دیدگاه ادبیات کلاسیک، از دیدگاه تاریخ، از دیدگاه مساله زن، مساله گم‌گشتگی و یافتن خود و از مساله دانشگاه مورد تحلیل و بررسی قرار داد که من این اثر را از دید اسطوره‌ای، تاثیر ادبیات کلاسیک و تاریخ معاصر بررسی خواهم کرد.   وی ادامه داد: مهم‌ترین اسطوره‌ که در این رمان به آن پرداخته شد، گیل‌گمش است. گیل‌گمش پادشاهی بوده که بر مردم ظلم می‌کرد، از این رو مردم دعا می‌کنند که شخصی بیاید و با او مبارزه کند. بنابراین انکیدو می‌آید شخصی که ابتدا به جنگ گیل‌گمش می‌آید اما در ادامه با او دوست و همراه می‌شود. زهرا عبدی در اثرش به وضوح به این داستان اسطوره‌ای پرداخته است. حتی در جایی می‌بینیم که سولماز می‌گوید من گیل‌گمش هستم و لیان، انکیدو. خود واژه لیان نیز جنبه اسطوره‌ای دارد و نام قدیم شهر بوشهر است. در واقع باید بگویم که در این رمان از اسطوره به خوبی استفاده شده است.   این دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی در توضیح استفاده عبدی از ادبیات کلاسیک اظهار کرد:‌ من همیشه این دغدغه را داشتم که چرا در ادبیات معاصر، ادبیات کلاسیک حضور ندارد و وقتی این کتاب را خواندم، بسیار لذت بردم. در بیان زندگی افراد این کتاب به خوبی از ادبیات کلاسیک استفاده شده است. برای مثال می‌بینیم که شخصیت‌های اصلی رودکی می‌خوانند یا داستان‌هایی از ادبیات کلاسیک را مطرح می‌کنند که به دلیل آنکه شخصیت‌های داستانی ادبیاتی و دانشگاهی هستند، این موضوع به خوبی در رمان جای گرفته است.   وی افزود:‌ البته در چند جای رمان مشاهده می‌شود که همین شخصیت‌های ادبی و دانشگاهی،‌ نسبت به ادبیات کلاسیک بدبین هستند و مقابل ادبیات کلاسیک جبهه می‌گیرند که من متوجه دلیل این موضوع نشده‌ام. صادقی در پایان با اشاره به استفاده عبدی از تاریخ معاصر گفت: زهرا عبدی استفاده بسیار خوب و لذتبخشی از از تاریخ معاصر داشته است. برای مثال شخصیت جهانگیر (شخصی که عاشق سولماز است) که از نوادگان میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل است آن داستان را تکرار می‌کند یا در جایی نویسنده به داستان امیرکبیر اشاره می‌کند و هنر او این است که داستان را به شکلی در دل رمان می‌آورد که از کار بیرون نمی‌زند و همه به راحتی می‌توانند آن را قبول کنند. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 08:44:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272120/سیدقاسم-توجه-مکان-دستاورد-رمان-نویسان-امروز-ایرانی-عبدی-می-گویند-بی-پروا-می-نویسی زن رمان «پیاده» از چاه سیاست به چاه تهران افتاده است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272148/زن-رمان-پیاده-چاه-سیاست-تهران-افتاده بلقیس سلیمانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: جدیدترین اثرم به نام «پیاده» مراسم روز شنبه 11 اسفندماه در کتابفروشی کریمخان نشرچشمه که متعلق به ناشر اثر است، رونمایی خواهد شد. شخصیت اصلی رمان یک زن است و مخاطب در این اثر با رویارویی یک زن شهرستانی با دنیای سیاست و تهران مواجه می‌شود.   وی ادامه داد:‌ با اینکه اتفاقات رمان در دهه 60 رخ می‌دهد؛ اما اثر سیاسی نیست و تنها یک لایه نازکی از اثر درگیر سیاست است و بیشتر داستان به سختی‌هایی اشاره دارد که بر این زن می‌گذرد. زن رمان «پیاده»، شبیه زن‌های امروز نیست و زنی است که در چاه سیاست، به چاه تهران افتاده است و نمی‌تواند خودش را نجات دهد.     این نویسنده با اشاره به ویژگی‌های رمان «پیاده» گفت:‌ اثر یک شخصیت محوری دارد که همین زن است و نویسنده پشت سر همین راوی حرکت می‌کند. در واقع راوی دانای کل محدود است. این رمان نیز در امتداد آثار قبلی من است و در واقع برای روشن شدن جهان دیروز، یک قطعه به پازل کارهای من اضافه می‌کند.   بلقیس سلیمانی در پاسخ به این سال که «با توجه به زمان این رمان که در دهه 60 می‌گذرد،‌ آیا داستان این رمان به کتاب‌های «خاله‌بازی» و «بازی آخر بانو» نزدیک است؟»‌ اظهار کرد: تقریبا این نیز فضایی شبیه به این دو رمان دارد؛ البته آن دو اثر یک نظری به جهان جدید نیز داشتند اما این اثر جدید کاملا در دهه 60 می‌گذرد.   وی ادامه داد: در آن آثار مخاطب با زنانی روبه‌رو است که می‌توانند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند؛ اما در این اثر ما با یک زن قربانی روبه‌رو هستیم که قدرت انتخاب ندارد و دائما قربانی مناسبات اجتماعی و سیاسی می‌شود.   جدیدترین اثر بلقیس سلیمانی تحت عنوان «پیاده»‌ در 218صفحه، شمارگان 1000نسخه و به‌بهای 28هزارتومان از سوی نشرچشمه منتشر خواهد شد. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 12:39:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272148/زن-رمان-پیاده-چاه-سیاست-تهران-افتاده ​نقد و بررسی «شیفتگی‌ها»‌ در شهرکتاب پاسداران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272129/نقد-بررسی-شیفتگی-ها-شهرکتاب-پاسداران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «شیفتگی‌ها»، اثر دیگری از خابیر ماریاس، نویسنده اسپانیایی که چند روز پیش با ترجمه مهسا ملک‌مرزبان در ایران منتشر شد، ظرف مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید و قرار است که امروز (30 بهمن‌ماه) نشست نقدوبررسی این اثر، بعد از گذشت پنج روز از عرضه آن در شهرکتاب پاسداران برگزار شود.   در این نشست علاوه بر حضور مهسا ملک‌مرزبان و صحبت درباره ویژگی‌های اثر، پونه مقیمی، روانشناس و لادن نیکنام، نویسنده و منتقد ادبی درباره اثر صحبت خواهند کرد. «شیفتگی‌ها» همانطور که از نامش برمی‌آید درباره عاشقی و دلدادگی است و از جان گرفتن حسی عمیق خبر می‌دهد که ناخواسته در درون فردی ریشه دوانده و او را به گوشه‌ها و زوایایی از ذهن می‌برد که هرگز از وجودشان باخبر نبوده و او را به کارهایی وامی‌دارد که جرات انجام‌شان را هیچگاه در خودش سراغ نداشته است. شیفتگی‌ها داستان رازهای سر به مُهر آدم‌هاست.   این رمان از ابتدا در بحر خاطره یک زن و شوهر به نام میگوئل و لویزا فرو می‌رود، زوجی که راوی داستان آنها را به چشم زوج کامل می‌بیند، و هر روز با آنها در یک کافه خاص صبحانه می‌خورد، بی آنکه خلوتشان را خدشه‌دار کند.   نشست نقد و بررسی رمان «شیفتگی‌ها»‌ از ساعت 18 الی 20 روز سه‌شنبه (30 بهمن‌ماه)‌ با حضور اهالی فرهنگ در شهرکتاب پاسداران واقع در خیابان پاسداران، بوستان دوم، پلاک 9 برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 08:55:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272129/نقد-بررسی-شیفتگی-ها-شهرکتاب-پاسداران نقدوبررسی رمان «هشت شهر عشق» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272117/نقدوبررسی-رمان-هشت-شهر-عشق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی، صدوچهاردهمین نشست تخصصی زرین قلم با نقد و بررسی رمان «هشت شهر عشق» سه‌شنبه ۳۰ بهمن ساعت ۱۶ با حضور کتایون شیدایی نویسنده کتاب برگزار می‌شود.  «هشت شهر عشق» رمانی تاریخی، عرفانی، حماسی است که بستری داستانی دارد. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال عرضه شد. از آنجا که نویسنده کتاب کرمانشاهی و از اهالی شهرستان صحنه است، مراسم رونمایی از این کتاب در این شهرستان برگزار شد.  فرحناز علیزاده نویسنده و داستان‌نویس و ابراهیم مهدی‌زاده نویسنده و شاعر و اکبر قناعت‌زاده نویسنده منتقدان این نشست هستند.    علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به نشانی پاسداران، خیابان شهید گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، فرهنگ‌سرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 06:49:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272117/نقدوبررسی-رمان-هشت-شهر-عشق فقر توجه به حماسه‌های منثور فارسی باعث فاصله زمانی 50ساله در تصحیح آثار http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272151/فقر-توجه-حماسه-های-منثور-فارسی-باعث-فاصله-زمانی-50ساله-تصحیح-آثار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: اگر به ادبیات کلاسیک علاقه‌مند باشید یا به خاطر کار یا پژوهشی که دارید به اجبار این توفیق را داشته باشید که به کتاب‌های منتشر شده در این حوزه مراجعه کنید، خواهید دید که در بخش تصحیح و تحقیق آثار کلاسیک، برخی آثار چندین و چند بار به همت مصححان و محققان مختلف، از چندین و چند ناشر مختلف منتشر شده‌اند؛ اما در همین آثار کلاسیک هم مواردی یافت می‌شود که حتی یک تصحیح هم ندارند یا بعضا تصحیحی صورت گرفته، سال‌ها به همان صورت باقی مانده و مصحح دومی سراغ آن نرفته است. به گفته برخی صاحب‌نظران کم‌توجهی به برخی آثار کلاسیک بیشتر در آثار منثور و داستان‌های روایی دیده می‌شود تا آثار منظوم. نمونه حاضر از این کم‌توجهی «داراب‌نامه» است که فاصله زمانی تصحیح آن از ذبیح‌الله صفا تا  ایرج افشار 50سال طول کشید. «بهمن‌ شاه‌نامه»، بخش سوم از روایت داراب‌‌نامه‌‌ای است که پاره‌ نخست آن بر اساس نسخه خطی کتابخانه روان ترکیه، در دو مجلد با عنوان داراب‌نامه در سال 1339 به سعی ذبیح‌الله صفا و بخش دوم آن، بر اساس نسخه خطی کتابخانه دانشگاه اپسالای سوئد و با عنوان فیروزشاه‌نامه در سال 1387 توسط ایرج افشار منتشر شده است. اخیرا طرح مشترک تصحیح و تحقیق بر مجلدات چهارم و پنجم حماسه داراب‌نامه با همکاری میلاد جعفرپور و حسین اسماعیلی به پایان رسیده است که جلد چهارم این طرح با عنوان «حماسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ِی بهمن‌ شاه‌نامه» از طرف انتشارات علمی‌وفرهنگی منتشر شده است. به بهانه انتشار «حماسه‌ی بهمن‌شاه‌نامه» با میلاد جعفرپور مصحح و محقق آن گفت‌وگویی داشتیم که شرح آن در ادامه آمده است:   حماسه‌ بهمن‌شاه‌نامه یک روایت ساختگی است یا اینکه مستندات تاریخی دارد و برپایه یک رویداد تاریخی پی‌ریزی شده است؟ هر چند به طور کلی، نوع ادبی حماسه می‌تواند الزاما ارتباطی با تاریخ نداشته باشد؛ اما حماسه‌های منثور فارسی عموما یا طرح و پیرنگی تاریخی دارند، یا دست‌کم از ژرف‌ساختی تاریخی بهره‌مند هستند. وجه تاریخی حماسه‌های فارسی به قدری در این متون غلبه دارد، که اگر هم هست تاریخی یک متن حماسی طرف نسبت با واقعیت نباشد، باز هم داستان‌پرداز می‌کوشد به انحا و طرق مختلف به گونه‌ای آن را تاریخی جلوه دهد و بدین ترتیب مخاطب را بر سر دوراهی راست یا دروغ بودن داستان نگاه دارد.  مجموعه بخش‌های داراب‌نامه، یعنی آن پاره‌ای که منتسب به ابوطاهر طرسوسی و محمد بیغمی است و تا امروز بخش‌های چهار‌گانه‌ای از آن منتشر شده، سعی دارد برهه‌ای داستانی از تاریخ سایه‌گون ایران را نشان دهد و گزارش آن فاصله زمانی سده‌های پایانی امپراتوری هخامنشی (سلطنت داراب‌ بن بهمن و دارای بن داراب) تا ظهور سلسله اشکانی را (پادشاهی اشک خسروان) در برمی‌گیرد.   این حماسه مربوط به چه دوره‌ای است، یعنی در چه دوره‌ای نوشته شده و نگارنده اثر کیست؟ این ایام، پاسخ به این پرسش، چالش‌انگیز و پذیرش آن کمی سخت است، خصوصا برای کسانی که ذهنی نخبه‌گرا و حضرت استادی دارند و مدت هفتاد سال است که در گوشه‌ای از ذهن خود مطالب بزرگانی را حک کرده‌اند و تامل و تحقیق بر صحت و سقم آن را بیهوده می‌پندارند.  با این حال باید گفت، هر چند دست‌نویس‌های متقدم موجود داراب‌نامه مربوط به سده نهم قمری است؛ اما به نظر بنده اصالت این روایت به سده ششم بازمی‌گردد. مطابق با دلایلی که در مقدمه بهمن‌شاه‌نامه ذکر شده است، داستان‌پرداز حقیقی روایت داراب‌نامه، ابوطاهر طرسوسی است و آن بخش از داراب‌نامه‌ای که امروز از ابوطاهر منتشر شده، خلاصه‌ای ناقص از روایت اصلی داراب‌نامه بوده و متن آن انتقادی و نهایی نیست و با سایر نسخ موجود مقابله نشده است، با وجود این افتادگی‌های بسیاری هم دارد که بر دیده اهل تحقیق پوشیده نمانده است.  بخش‌هایی هم که ذیل عنوان صحیح داراب‌نامه اما منتسب به محمد بیغمی-که احتمالاً اهل تبریز بوده- منتشر شده، مطابق با اقرار شخص او، قسمت‌های پراکنده‌ای از داراب‌نامه طرسوسی به زبان عربی بوده که بیغمی بر ادب فارسی منت نهاده و ابتدا آن‌ها را گرد آورده و سپس به نثری دلکش از تازی به پارسی برگردانده است. ارتباط بسیار نزدیک محتوای هر دو بخش مذکور، افتادگی‌های داراب‌نامه طرسوسی که اغلب با ترجمه بیغمی کامل می‌شود و شباهت گزارش بخشی از رویدادهای ترجمه بیغمی با «حماسه قران حبشی» از جمله دلایلی است که مرا به این نظر رهنمون ساخته است، این برآیند علمی حاصل مطالعه دست کم 70 نسخه خطی از آثار ابوطاهر طرسوسی و انس چندین ساله با حماسه‌های منثور فارسی است.   آیا اثر دیگری هم از مولف داراب‌نامه موجود است یا اینکه مانند بسیاری از نویسندگان کلاسیک که فقط یک اثر از آن‌ها باقی‌مانده، همین تک اثر از وی موجود است؟ از راوی داراب‌نامه ترجمه بیغمی، چند حماسه دیگر مثل قهرمان‌نامه، قران حبشی، مسیب‌نامه و ابومسلم‌نامه منتشر شده که در انتساب آن‌ها به ابوطاهر طرسوسی کوچکترین شکی نیست، ولی از چند روایت دیگر مثل جنگ‌نامه حضرت محمد حنفیه و امام زین‌العابدین یا تواریخ‌نامه، اطلاع دقیق و کاملی در دست نیست، پس تا تصحیح و انتشار آن‌ها، فعلا سه روایت اخیر را جزو آثار احتمالی طرسوسی در نظر می‌گیریم. اما از احوال، تاریخ زندگانی و آثار مترجم روایت داراب‌نامه، یعنی محمد بیغمی که محتملا اهل تبریز بوده، باید بگویم هیچ‌گونه مطلبی در دست نیست، جز آنکه یک جا در جلد پنجم داراب‌نامه می‌گوید از زمانی که مشغول جمع‌آوری، ترجمه و تدوین روایت داراب‌نامه شده 4فرزند خود را از دست داده است.   داستان حماسه‌ی بهمن‌شاه‌نامه چیست و در کجا اتفاق می‌افتد؟  داستان مربوط به ایران است یا اینکه در سرزمین دیگر روایت شده؟ این بخش مشتمل بر گزارش دلاوری‌ها و رویدادهایی است که بر سر بهمن بن فیروزشاه و فرزندش اشک بن بهمن در ممالک جنوبی و غربی افرنجیه، افریقیه، قسطنطنیه و صقلیه و یمن می‌گذرد. این هر دو از نوادگان داراب فرزند بهمن فرزند اسفندیارند، پس طبیعی است که ارتباط برجسته‌ای هم با تاریخ ایران داشته باشند.      مختصری هم درباره تصحیح بهمن‌شاه نامه بگویید و اینکه از چه نسخه یا نسخه‌هایی استفاده کرده‌اید؟ چون از بخش‌های نویافته بهمن‌شاه‌نامه تنها یک نسخه در دست بود، جلد چهارم و پنجم آن با تکیه بر دو نسخه تصحیح شده است؛ اما به دنبال آن هستم که در آینده تصحیحی توامان از روایت طرسوسی و بیغمی ارائه کنم.   این حماسه قبلا هم تصحیح، تحقیق یا ترجمه شده است؟ نخستین بار، شادروان استاد ذبیح‌الله صفا در سال 1339 بخش ابتدایی حماسه داراب‌نامه را در دو جلد تصحیح و منتشر کرد و آشنایی ما مدیون زحمات ایشان است. پنجاه سال بعد، زنده‌یاد استاد ایرج افشار ادامه داراب‌نامه ترجمه بیغمی را در سال 1387 ذیل جلد سوم و عنوان فیروزشاه‌نامه ارائه کرد و یک دهه طول نکشید که در سال 1397 جلد چهارم این حماسه فارسی موسوم به بهمن‌شاه‌نامه از سوی بنده و استاد حسین اسماعیلی تقدیم ادب‌دوستان شد. جلد پنجم داراب‌نامه هم سال 1394 به ناشر تحویل داده شده که به زودی روانه بازار خواهد شد.  تا کنون در ایران، تحقیقات بسیاری پیرامون داراب‌نامه و دیگر حماسه‌های منثور شده که در مقدمه کتاب بدان‌ها اشاره شده است؛ ولی به دلیل شناخت کم یا اصلاً عدم آشنایی استادان ادب فارسی با این متون، نبود متخصص و عامیانه انگاشته شدن آن‌ها، خروجی قابل ملاحظه‌ای را از تحقیقات این حوزه شاهد نبودیم، طرفه آنکه این تحقیقات هم بیشتر به قلم دانشجویان و در قالب رساله‌های دانشگاهی بوده، نه استادان و بسیاری از آنها هم موضوع و عنوانی تکراری یا محتوایی مشابه دارند. البته خدا رو شکر می‌کنم، چون در وضعیت بسیار بحرانی و دلخراش ادبیات دانشگاهی ایران، این موضوع در قیاس با دیگر مسائل، بسیار متعالی و مثبت است. در مقایسه با ایران، در کشورهایی مانند ترکیه، روسیه، فرانسه و آلمان تحقیق پیرامون این متون اگرچه اندک‌شمار بوده؛ اما نتایج درخشان و دوران‌سازی داشته و در اینجا شایسته است یادی و سپاسی از خانم‌ها دکتر «ایرنا ملیکف» از روسیه و «مارینا گیار» از فرانسه داشته باشم، هر چند که دیگر در میان ما نیستند.   در مورد ترجمه چطور؟ آیا این اثر به زبان‌های دیگر ترجمه شده؟ همان‌طور که قبلا اشاره کردم، داراب‌نامه از سده ششم ترجمه می‌شده و علاوه بر ایران، مخاطبان بسیاری در آسیای میانه و صغیر داشته و ترجمه بیغمی هم بر اساس متنی عربی بوده که مشخصات آن بر ما نامعلوم باقی مانده است. در قرن دهم قمری جلال‌زاده صالح چلبی عالم، مورخ، شاعر و مترجم معروف دوره سلطان سلیمان قانونی، همه روایت داراب‌نامه را در ده جلد برای سلطان قصه‌دوست ترک ترجمه کرده است. «ویلیام هاناوی» هم در سال 1974 میلادی ترجمه‌ای انگلیسی بر اساس بخشی از داراب‌نامه‌ بیغمی تصحیح صفا اراه کرده است.   در بخش ابتدایی کتاب از عدم توجه کافی به روایت‌های داستانی نظیر بهمن‌شاه‌نامه به خصوص در دانشگاه‌ها سخن گفته‌اید. مختصری هم در این باره بگویید. بله، از نظر بنده فقر توجه به حماسه‌های منثور فارسی و بسیاری از دیگر نفایس ادبی بیشتر ناشی از غلبگی نگاه نخبه‌گرا و شاهکاراندیش مرسوم در دانشگاه‌هاست، که عواقبی را برای تحقیقات دانشگاهی به دنبال داشته است. استادان ادب فارسی که بیشتر با متون درجه یک کلاسیک فارسی محشور بوده‌اند، فارغ از علاقه شخصی دانشجویان، سال‌های سال تا زمانی که به مرتبه بازنشستگی نایل شوند، شاگردان را به سویی راهنمایی می‌کنند، که خود بدان آشنا هستند و ضرورت تحقیق را در آن احساس می‌کنند. خروجی این روند می‌شود تصحیح چندباره شاهنامه فردوسی، مثنوی مولانا، گلستان و بوستان و غزلیات سعدی و یا دیوان حافظ و موضوعات تکراری مشابه تحقیق در این قبیل متون، فرض بفرمایید دانش‌آموختگان این رویه آموزشی قرار است فردا جای استادان خود را پر کنند و دوباره شاگردان خود را با چنین رویکردی راهنمایی کنند و باز تکرار همان آش و همان کاسه. پس طبیعی است که فاصله زمانی تصحیح داراب‌نامه از صفا تا افشار 50 سال طول بکشد و دانشجو رغبتی به کشف و معرفی ناشناخته‌ها نداشته باشد. هر چند موضوع پیشین محوری است، اما در پایان باید تاکید کنم که ضعف قدرت خرید دانشگاهیان ایران و گرانی کاغذ در صنعت چاپ هم ناگواری این وضعیت را دوچندان می‌کند.   به مجموع کارهای اخیر شما که نگاه می‌کنیم، بیشتر حماسه‌ها و داستان‌های پهلوانی را تصحیح و تحقیق کرده‌اید. آیا این علاقه شخصی است یا هدف خاصی پشت آن است؟ جز از شیفتگی و علاقه شخصی به حماسه‌های منثور و احیای میراث رو به فراموشی ادب حماسی هدف دیگری را دنبال نمی‌کنم.   در انتها اگر اثر یا آثاری در دست تهیه یا انتشار دارید هم بفرمایید. این روزها ویرایش دوم حماسه قران حبشی را در دست تحقیق دارم، اما دو حماسه ناشناخته و جذاب مسیب‌نامه و هفت‌قلعه را به ناشر سپرده‌ام و امیدوارم تا پایان نیمه اول سال جدید منتشر شوند. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 06:37:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272151/فقر-توجه-حماسه-های-منثور-فارسی-باعث-فاصله-زمانی-50ساله-تصحیح-آثار ​که نامش به نکویی نبرند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272184/که-نامش-نکویی-نبرند به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ نصرالله حدادی؛ چهل و یک سال پس از درگذشت دکتر علی شریعتی، همسرش مرحومه پوران (بی‌بی‌ فاطمه) شریعت رضوی در عصر روز جمعه (26 بهمن) رو در نقاب خاک کشید و از عالم خاکی، به افلاک پرواز کرد. خدایش بیامرزد.   پوران شریعتی رضوی بودن، خواهر مهدی (آذر) شریعت رضوی بودن، خواهر علی‌اصغر شریعت رضوی بودن، همسر دکتر علی شریعتی بودن، دارا بودن مدرک دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه سوربن، مادر چهار فرزند دکتر شریعتی بودن، و چهل سال فراز و نشیب پس از درگذشت دکتر را تحمل کردن، یک سو، آنچه که بر این زن بزرگوار از زمان ازدواجش با دکتر شریعتی (24 تیرماه 1337) تا سال 1356 (29 خرداد، درگذشت دکتر) یک سوی دیگر. دستگیرهای پی در پی، تبعید، توقیف کتاب‌ها، چاپ تکفیرنامه در شمارگان حیرت‌انگیز در دهه پنجاه، چاپ آثار شریعتی ـ بخصوص اسلام‌شناسیِ درس‌های دانشگاه مشهد ـ در روزنامه کیهان دوران مصباح‌زاده در رژیم پهلوی به دستور ساواک، و همه و همه، می‌توانست این زن بزرگوار را از پا بیندازد و نینداخت و پابرجا و استوار ماند و سکوت کرد و به کارش ادامه داد و نه با نام همسرِ دکتر شریعتی، بلکه، با نام پوران شریعت رضوی به خاک رفت. هرچند که به هیچ وجه نمی‌توان ـ و نباید ـ نام او را از دکتر شریعتی جدا کرد و دانست. استقبال حیرت‌انگیز نسل جوانِ تشنه حقایق تاریخ اسلام از کتاب اسلام از کتاب‌های دکتر شریعتی در دهه 1357 ـ 1347، بدون شک برای کمتر نویسنده، گوینده و خطیبی، امکان وقوع دارد، والبته باید توجه داشت که دکتر شریعتی «کلاهی» بود و اساساً ابراز حرف‌هایی از صنف و سنخ گفته‌های او، بخصوص از سوی افراد «کلاهی» آن هم در زمان پهلوی، خریدار چندانی نداشت، اما خلوص‌نیت شریعتی و سِحِر کلام او تسلط بی‌مانندش برکلام و گفتار و بداهه‌گویی‌های او، از شریعتی اسطوره‌ای ساخت که هنوز هم بعد از چهل سال از زمان درگذشت‌اش، کتاب‌های او خواهان و طرفداران خود را دارد. نگارنده نیک به یاد دارم، مخالفان دکتر، حسینیه ارشاد را «یزیدیه اضلال» می‌‌نامیدند و او را «الاغ دوپا» که داعیه اسلام دارد و جزوه‌ای که علیه او، با گزینش از کتاب‌هایش، به چاپ رسانده بودند، تا حد «کافِر مطلق» او را به پیش برده و خونش را مباح اعلام کرده بودند، اما صف خریداران کتاب‌های دکتر در برابر انتشارات آذر (مرحوم مرتضی عظیمی) همواره در ذهن افراد سن و سال‌داری همانند نگارنده، برای همیشه باقی خواهد ماند. نگارنده یقین دارم، کسانی که با دکتر علی شریعتی مخالف بودند، اکثر آن‌ها تحت تأثیر دیگران قرار گرفته و بدون سبب و دلیل با او مخالفت می‌کردند و اگر خللی نیز در گفتار دکتر و برداشت او از تاریخ اسلام وجود داشت ـ که حتما وجود داشت‌ ـ تا بدان حد نبود که حکم تکفیرش صادر شود و حتی ساواک نیز از این تضاد و تقابل سؤاستفاده کرده و جزوه مذکور را در تیراژ چندصدهزار نسخه‌ای به چاپ رساند، تا از آبِ گل‌آلود، ماهی بگیرد. کاری که در مورد کتاب شهید جاوید و مرحوم نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی نیز صورت دادند و نمی‌دانم آیا صحت دارد و یا خیر، که حداقل در تیراژ بیست هزار نسخه شهید جاوید را چاپ کردند، تا دامنه اختلاف را بیش از پیش بگسترانند. به اصطلاح طرفداران دکتر شریعتی نیز ـ البته برخی از آن‌ها ـ کار را گاهی به افراط می‌کشیدند و ترور مرحوم شیخ قاسم اسلامی ـ که از جمله مخالفان سرسخت دکتر بود و کتاب‌هایی را برضد او می‌نوشت و توسط انتشارات اسلام، مرحوم سیاح به چاپ می‌رساند ـ در ماه مبارک رمضان، آن هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نشان‌دهنده جهلی است که بر عده‌ای از مخالفان دکتر نیز غالب بود و در سیره و گفتار و کردار مرحوم دکتر شریعتی، هرگز نمی‌توانست حذف فیزیکی مخالفان جایی داشته باشد و تمسک گروه‌های افراطی‌ای همچون فرقان و اکبر گودرزی به گفته‌های دکتر شریعتی، چنان جوّی را پدید آورده بود که کمتر کسی جرأت می‌کرد به صورت علنی از دکتر شریعتی بگوید و بنویسد و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان انقلاب، همواره از مرحوم شریعتی حمایت می‌کردند و اصلاً او را شایسته رفتاری که در زمان حیات و ممات او می‌شد، نمی‌دانستند. مرحومه پوران شریعت رضوی تمامی این مصائب را حداقل از زمان پیوند با دکتر شریعتی، تا دو دهه پس از انقلاب تحمل کرد و دم برنیاورد و اگر آسودگی فکری‌ای فراهم آمده باشد، طی دو دهه اخیر بود که همواره و همیشه به همراه فرزندانش در مراکز علمی و خیریه‌ها و امثالهم حضور می‌یافت و با ظاهری ساده و بی‌آلایش، به دور از هر رنگ و ریا، و ابراز وجود، و حتی به زبان آوردن کلامی، شخصیت و منش باطنی خود را ظاهر می‌ساخت. نخستین دیدار نگارنده با خانم شریعتی، در منزل ایشان، در همان خانه قدیمی دکتر در خیابان جمال‌زاده شمالی، در سال 59 بود. ما جوانان پرشور قبل از پیروزی انقلاب، فقط به دنبال اشاعه افکار شریعتی بودیم و به اتفاق دوستی ـ حسین ذوالفقاری ـ شهادت و پس از شهادت دکتر را در تیراژ پانصد هزار نسخه به چاپ رسانده بودیم و حاصل فروش این شمارگان حیرت‌انگیز که در کمتر از دو روز به فروش رسید، ضرر ده‌هزار تومانی بود که عایدمان شد و مرحوم پوران شریعت رضوی، از چند و چون این شمارگان می‌پرسید و بنده نیز صادقانه عرض کردم و ساده و صمیمی پذیرفت و گفت: تا به امروز چاپ کردید، عیبی ندارد، اما از این پس، با عقد قرارداد و رعایت حقوق خانواده ما، مبادرت به این کار کنید و ما نیز چنین کردیم. بدون شک، مجموعه آثار دکتر شریعتی، منبعی عظیم و پربار برای نسلی است که به دنیای حقایق ناب اسلام محمدی است و اگر دکتر شریعتی پس از 40 سال، همچنان گفتار و کردارش، طرفدار و خریدار و دوستدار دارد، بخش مهمی از آن را باید توجه همسر بزرگوار او دانست. معیار شناخت شمس آل‌احمد، جلال آل‌احمد است و به رغم آن که استاد محمدتقی شریفی، در زمان خود، وزنه‌ای قابل اتکا در کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد بودند، اما معیار شناخت دکتر شریعتی، پدرش نبود و امروز، شخصیت ممتاز مرحومه پوران شریعت رضوی، به‌صورت مستقل از پدرشوهر، شوهر و برادرش شناخته می‌شود. او همسر دکتر علی شریعتی بود، مادر فرزندان شریعتی بود، عروس استاد محمدتقی شریعتی بود، خواهر مهدی شریعت رضوی بود، اما پوران شریعت رضوی هم بود. زنی سترگ، همسری فداکار، مادری دلسوز و صبور و شخصیتی دوست‌داشتنی. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 08:06:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272184/که-نامش-نکویی-نبرند خوزستان میزبان ششمین جشنواره منطقه‌ای قصه‌گویی است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272099/خوزستان-میزبان-ششمین-جشنواره-منطقه-ای-قصه-گویی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، منصور کوهی رستمی با بیان این مطلب گفت: در این جشنواره ۳۲ کتابدار از استان‌های چهارمحال و بختیاری، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان حضور دارند. وی با اشاره به اهداف این جشنوراه افزود: ترویج قصه‌گویی به عنوان ابزاری تربیتی و فرهنگی در کتابخانه‌ها، شناسایی کتابداران قصه‌گو، ارزیابی میزان توانمندی و مهارت‌های آنان، سنجش مهارت‌ها و کارآمدی کتابداران در امر قصه‌گویی از اهداف این جشنواره است. مدیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان افزود: دراین جشنواره کتابداران قصه‌های خود را ارائه کرده و توسط سه داور ارزیابی می‌شوند.   ]]> استان‌ها Tue, 19 Feb 2019 05:59:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272099/خوزستان-میزبان-ششمین-جشنواره-منطقه-ای-قصه-گویی اگر سعدی یا فردوسی نبودند، زبان فارسی حفظ نمی‌شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272147/اگر-سعدی-یا-فردوسی-نبودند-زبان-فارسی-حفظ-نمی-شد  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست و ششمین نشست از سلسله‌نشست‌های «برخوان سعدی» توسط انجمن فرهنگ و ادب شیراز و با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس و مرکز سعدی شناسی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس در سرای سخن برگزار شد. در این نشست نسرین فقیه ملک مرزبان استاد دانشگاه الزهرا تهران پیرامون زبان سعدی و هویت ملی ایرانی سخن گفت. او در بخشی از سخنان خود  به دو موضوع عمده پرداخت؛ سعدی و نوع برخوردش با زمانۀ خود و نیز؛ ارزش‌گذاری زبانی سعدی. نسرین فقیه درباره موقعیت فرهنگی ایران در قن هفتم گفت: قرن هفتم، دوره‌‌ای است که سه منطقه فرهنگی خراسان، آذربایجان؛ شیراز و اصفهان به لحاظ فرهنگی خیلی قدرتمند هستند.اگر سعدی یا فردوسی نبودند، زبان فارسی حفظ نمی‌شد. شعر زبان ما را نگه می‌دارد و استوانه بسیار محکمی در زبان فارسی است. تمامی حکامی که در دوره سعدی و پیش از سعدی هستند ،طبعا اصالتا باید ترکی بلد باشند و عربی هم که باعث افتخار و زبان ارتباط با بغداد بوده است، اما مداحان این حکام با فارسی برایشان شعر می‌سروده‌اند. این‌ها سیاست و استراتژی است. شاید فکر نکرده بودیم و ناخودآگاه بوده است، اما در این استراتژی جوششی در درون نژاد این منطقه فرهنگی وجود دارد که اصرار دارد آن را حفظ کند و یکی از قهرمان‌های بسیار مهم آن زبان است. وی در ادامه افزود: یکی از دلایلی که زبان فارسی در قرن هفتم با وجود تمام شرایط نامساعدی که برایش وجود دارد، حفظ می‌شود، شعرا، نویسندگان و فرهیختگان هستند. سعدی رگه‌ای ناب و زلال از هویت ایرانی می‌سازد. هویت ایرانی برای او مهم است، مثال‌هایش از انوشیروان و خسرو است. این استاد دانشگاه افزود: سه محور در مقاومت و ایجاد هویت در کلام سعدی وجود دارد:  محور نخست؛ انسان بما هو انسان استکه نمود آن در نصیحه الملوک‌ها، رسائل، گلستان و بوستان است. همه اقشار و ملل و طوایفی که در این منطقه فرهنگی جاگرفته‌ایم و شاید همۀ جهان، با شعر سعدی ارتباط برقرار می‌کنیم. شعور سعدی در گستره تعریف انسانی، جهانی است. به همین دلیل خیلی از مخاطبان خارجی با آثار سعدی ارتباط برقرار می‌کنند. انتخاب سعدی برای عدم استفاده از واژگان عربی در آثارش، انتخابی آگاهانه و تعمدی برای کسب هویت است. سعدی مثل خیلی از شعرای دیگر در کنج نیست، بلکه شاعر اجتماع است و این مسئله در آثاری که برای مثال خطاب به امیر انکیانو سروده شده، مشخص است. سعدی از تخریب عبور کرده به ساختن می‌اندیشد. او نجات‌بخش هویت است. وی در خصوص محور دوم گفت: عشق نکته دومی است که سعدی محور قرار داده است. زیباترین اثر سعدی این است که عشق را بما هو عشق اگر که واقعی و صادقانه باشد، در کلام خود جا می‌دهد. چه اشکالی دارد که ما در دنیای زمین و آسمان، عشق را با یک جنس ببینیم؟ سعدی اصطلاحاتی در حوزه عرفان و تصوف به کار می‌برد ،اما این کاربرد کافی نیست تا او را شاعر صوفی یا عارف بدانیم. سعدی احترام زیادی به صوفیان دارد و از پیرانی نقل‌های بسیار خوبی دارد، ولی این‌گونه نیست که لزوماً پیرو شیخ فلان باشد و خود را ملزم به شرکت در مراسم و آداب صوفیانه او کند. این در حالی است که مفهوم زهد و تصوف گفتمان حاکمی در جامعه است و در این فضاست که تسلیم این معانی نمی‌شود. عشق در کلام سعدی محوری است با چتر و سپهری به اندازه تمام انواع عشق. عشق صوفیان هم در آن جا می‌گیرد. این‌گونه نیست که شعر حکیمانه و عارفانه نباشد، عرفان سعدی، عرفانی کاملا صادقانه و عمیق است. او ضد صوفی نیست در حالی که استادانش بودند. عشق به معنای اصیل عشق شمولی دارد که سعدی آن را می‌فهمد و می‌گوید و تسری می‌دهد. به باور فقیه ملک مرزبان، محور سوم که هویت‌بخش است و کمک می‌کند ما مخاطب سعدی قرار بگیریم و با او ارتباط برقرار کنیم، موسیقی است، چه در موسیقی معنا و چه در موسیقی لفظ. سعدی شاعر تناسب است. سعدی زبان را به گونه‌ای آرایش می‌کند که عیان نباشد. شبکه‌های متناسب تودرتویی که ایجاد موسیقی ذهنی می‌کند و مخاطب در این شبکه فرو می‌رود؛شبکه‌ای از تناسب الفاظ و تناسب‌های معنایی. یکی از ویژگی‌های سبکی عجیب در بسیاری از اشعار سعدی، موسیقی نحوی است. سعدی شاعر عشق، انسان و موسیقی است. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 11:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272147/اگر-سعدی-یا-فردوسی-نبودند-زبان-فارسی-حفظ-نمی-شد نکوداشت پروفسور آنا کراسنوولسکا در دانشگاه تهران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272197/نکوداشت-پروفسور-آنا-کراسنوولسکا-دانشگاه-تهران-برگزار-می-شود به گزارش خرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب، دبیرخانه همایش‌ها و همکاری‌های علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با همکاری شهر کتاب، موسسه‌ نگارستان اندیشه و سفارت لهستان در تهران به پاس  تقدیر از تلاش و کوشش پروفسور «آنا کراسنوولسکا»، شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر زبان فارسی، مراسم نکوداشت او را برگزار می‌‌کند. در این مراسم که روز شنبه چهارم اسفندماه ساعت ۱۵ در تالار اقبال آشتیانی دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود، ژاله آموزگار، علی‌اشرف صادقی، محمد جعفری‌قنواتی، ویچخ اونولت، غلامحسین کریمی‌دوستان، علی‌اصغر محمدخانی، رناتا روسک و علی شهیدی سخنرانی می‌کنند. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 09:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272197/نکوداشت-پروفسور-آنا-کراسنوولسکا-دانشگاه-تهران-برگزار-می-شود تمدید 5 روزه مهلت ارسال آثار به جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272034/تمدید-5-روزه-مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-بین-المللی-شعر-داستان-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، به درخواست علاقه‌مندان به شرکت در یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب، مهلت ارسال اثر به دبیرخانه این رویداد ادبی تا پنجم اسفندماه تمدید شد. این زمان پیش‌تر تا ۳۰ بهمن‌ماه اعلام شده بود. بنا بر اعلام، یازدهمین جشنواره شعر و داستان انقلاب به‌منظور پاسداشت و ارتقای دستاوردهای شعر و داستان انقلاب و همچنین کشف استعدادهای برتر فروردین‌ماه ۱۳۹۸ همزمان با هفته هنر انقلاب اسلامی برگزار می‌شود. این رویداد ادبی توسط موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر با همکاری مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در حال برگزاری است و در مرحله دریافت اثر قرار دارد. علاقه‌مندان به شرکت در این جشنواره می‌توانند آثار خود را به نشانی تهران، خیابان سمیه (نرسیده به خیابان حافظ)، حوزه هنری، طبقه منفی یک ارسال و برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.artfest.ir مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 14:05:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272034/تمدید-5-روزه-مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-بین-المللی-شعر-داستان-انقلاب برگزاری سی‌ودومین نشست دوستداران زبان فارسی در دمشق http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272198/برگزاری-سی-ودومین-نشست-دوستداران-زبان-فارسی-دمشق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سی‌ودومین نشست دوستداران زبان فارسی، 29 بهمن با حضور ابوالفضل صالحی‌نیا، رایزن فرهنگی کشورمان، ارمکان و حسن مصری، از اساتید زبان فارسی در محل رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دمشق برگزار شد. در این نشست صالحی‌نیا، رایزن فرهنگی ایران در سوریه، به برنامه‌های رایزنی فرهنگی کشورمان در ایام دهه مبارک فجر از جمله نمایشگاه کتاب، معرفی دستاوردهای فرهنگی و هنری ایران در سوریه اشاره کرد. سپس حاضرین به زبان فارسی صحبت کردند و مطالب خود شامل نوشته‌های ادبی، حکمت‌ها و شعرهایی در شعرای ایران‌زمین خواندند. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 09:21:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272198/برگزاری-سی-ودومین-نشست-دوستداران-زبان-فارسی-دمشق «شایعه و پاد- شایعه در گفتمان ادبی» در نشستی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272191/شایعه-پاد-گفتمان-ادبی-نشستی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به همت پژوهشکده زبان و ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشستی با عنوان «شایعه و پاد- شایعه در گفتمان ادبی» برگزار می‌شود.  این نشست که با سخنرانی دکتر محمد هاتفی، عضو هیات علمی پژوهشکده زبان و ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همراه است، روز یکشنبه 12 اسفندماه 97 از ساعت 13 الی 15 در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، واقع در بزرگراه کردستان - خیابان دکتر صادق آئینه‌وند (۶۴غربی) برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 09:17:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272191/شایعه-پاد-گفتمان-ادبی-نشستی-بررسی-می-شود مهدی محقق اهداف انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی را تشریح کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272201/مهدی-محقق-اهداف-انجمن-استادان-زبان-ادبیات-فارسی-تشریح  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از سایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این نشست که دوشنبه، بیست و نهم بهمن‌ماه ۱۳۹۷برگزار شد، دکتر مهدی محقق، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در موضوع «انجمن ترویج زبان فارسی ایران گذشته، حال، آینده» سخنرانی کرد.   محقق در ابتدا به معرفی انجمن استادان زبان فارسی پرداخت و اظهار کرد: انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی در سال ۱۳۵۰ به‌وسیله بیست تن از استادان زبان و ادبیات فارسی کشور تأسیس شد و در سال ۱۳۵۱ به ثبت رسید. اهداف این انجمن عبارت بود از: ایجاد و تحکیم روابط علمی و تحقیقاتی بین استادان زبان و ادبیات فارسی؛ کوشش در افزودن دانش و اطلاعات مدرسان زبان و ادبیات فارسی و آشنا ساختن آنان با تازه‌ترین روش‌های آموزشی؛ همکاری با موسسات و مقامات وزارت علوم و آموزش عالی برای تحقیق و ارزشیابی مستمر و تجدیدنظر در برنامه‌ها و کتب درسی، به‌منظور بهبود وضع تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌ها؛ ایجاد روابط علمی با موسسات آموزش عالی دیگر کشورها و مجامع علمی بین‌ا‌لمللی با اطلاع وزارت علوم و آموزش عالی، به‌منظور آگاهی بیشتر از پیشرفت‌های حاصل‌‌شده در امر تعلیم و تحقیق زبان و ادبیات در کشورهای دیگر؛ چاپ و نشر جزوه‌ها و رساله‌ها و نیز انتشار مجله‌ای تخصصی که حاوی آخرین اطلاعات درباره روش‌های تدریس و تحولات علمی در رشته زبان و ادبیات فارسی باشد؛ تشکیل مجالس سخنرانی و بحث‌های علمی و آموزشی فصلی یا سالانه یا فوق‌العاده؛ قدردانی از استادان زبان و ادبیات فارسی که به پیشرفت‌های علمی ارزنده‌ای نائل گردیده‌اند و نیز تقدیر از کسانی که خدمات شایسته‌ای در راه توفیق انجمن انجام داده‌اند. وی در ادامه سخنان خود افزود: پس از انقلاب اسلامی، هرچند انجمن به‌جهت عدم امکانات مالی به حال تعلیق درآمد، از فعالیت بازنایستاد و با مجوز وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از سال ۱۳۸۴ با نام «انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران» فعالیت خود را از سر گرفت و همه‌ساله یک گردهمایی عمومی ــ سراسری را در یکی از دانشگاه‌های دولتی برگزار می‌کند، که در هر یک متجاوز از ۲۰۰ عضو آموزشی زبان و ادب فارسی شرکت می‌کنند؛ که در نوع خود بزرگ‌ترین رویداد ادبی ــ فرهنگی در کشور محسوب می‌شود و در طی آن حدود ۱۵۰ مقاله علمی ارائه می‌‌شود. او ادامه داد: تاکنون این گردهمایی سالیانه در دانشگاه‌های اصفهان، مشهد، بنیاد ایران‌شناسی، تبریز، یزد، مازندران، علامه طباطبائی، زنجان، پیام نور، محقق اردبیلی، گیلان، کرمانشاه و شیراز برگزار شده است و سال ۱۳۹۸ نیز در دانشگاه ارومیه بر پا خواهد شد. در پایان این جلسه محقق به معرفی کتاب‌هایی که انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران تاکنون منتشر کرده است پرداخت. برخی از این کتاب‌ها عبارت‌اند از: قرةالعین، همایی‌نامه، جشن‌نامه مدرس‌رضوی، ظرایف و طرایف، ینبوع‌الاسرار فی نصایح‌الابرار، فرهنگ بیست‌هزار مثل و حکمت و اصطلاح، نصاب انگلیسی یا زبان‌آموز سنتی ایران، مثنوی معنوی با حواشی و تعلیقات استاد همایی، رحمت و غضب الهی در مثنوی معنوی، مقدمة‌الادب، دستور زبان فارسی (مقدمه قاموس‌المعارف)، کلیات دیوان شوریده شیرازی، و ترجمه اسپانیایی شاهنامه.   ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 11:03:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272201/مهدی-محقق-اهداف-انجمن-استادان-زبان-ادبیات-فارسی-تشریح «پردازش معنایی واژه» در نشستی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272187/پردازش-معنایی-واژه-نشستی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نشستی تحت عنوان «پردازش معنایی واژه» به همت پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی  با سخنرانی مسعود قیومی برگزار می‌شود. این نشست روز شنبه، چهارم اسفند ماه 1397 ساعت ۱۰ الی ۱۱:۳۰ در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در در بزرگراه کردستان - خیابان دکتر صادق آئینه وند (۶۴غربی) برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 08:53:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272187/پردازش-معنایی-واژه-نشستی-بررسی-می-شود «زن کاغذی» قصه شیء‌شدگی آدم‌هاست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272202/زن-کاغذی-قصه-شیء-شدگی-آدم-هاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اسدالله امرایی نویسنده، مترجم و منتقد در جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان «زن کاغذی» نوشته زهره مسکنی که با حضور جمعی از اهالی ادبیات داستانی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، با اشاره به داستان‌های کوتاه این کتاب گفت: این داستان‌های کوتاه برای چنین مجموعه‌ای حسن است چون آدم می‌تواند در اتوبوس و مترو تا رسیدن به محل کارش آن‌ها را بخواند. وی با تأکید بر این موضوع که نگاه نویسنده این مجموعه به مشکلات و معضلات جامعه و آدم‌هایی است که همه درگیر و دچار مشکلات مختلفی هستند، افزود: اساس این داستان‌ها مشکلات داخل خانه و مجموعه مشکلات زنان خانه‌دار است. نه به این مفهوم که این زن‌ها کار ندارند یا در اجتماع نیستد، بلکه منظور مشکلاتی است که در خانه دارند و البته رویکردهای این آد‌م‌ها در این داستان‌ها کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. این نویسنده ضمن اشاره به داستان‌های «زن کاغذی» و «جوجه اردک نه چندان زیبارو» در این کتاب، این دو داستان را قدری شبیه به دغدغه‌های اهل فرهنگ دانست که اولی قصه شیء‌شدگی آدم‌هاست و دومی به بحث مهاجرت و جامعه پناهنده و پناه‌پذیر می‌پردازد و اضافه کرد: «زن کاغذی» روابط علی جامعه‌ای را بیان می‌کند که در آن همه می‌خواهند سر از کار دیگران در بیاورند و ببینند در خانه دیگری چه خبر است. نوعی واکاوی فضولانه همسایه، همکار اداری و افرادی که زن را به مرحله‌ای می‌رسانند که اگر چه تمام مدت می‌خواسته مقاومت کند، اما به ناچار از یک جایی این مقاومت را می‌شکند و زن را به وادادان و تسلیم‌شدن و از بین رفتن وامی‌دارد. منتقد و مترجم کتاب‌هایی چون عطر پنهان در باد (داستان‌های زنان درباره زنان) و مرد در بند در ادامه به شباهت بین داستان‌های امروز پرداخت و اضافه کرد: شاید یک علت این است که زندگی همه ما دارد به هم شبیه می‌شود. هر جا می‌رویم، دچار معضل هستیم یا مشکلات دیگران را می‌شنویم و یکی از رویکردهای نویسنده واکنش نشان‌دادن به این مسائل است که زهره مسکنی در بعضی از داستان‌های مجموعه «زن کاغذی» به خوبی از پس این مسأله برآمده و در برخی دیگر نیز مقداری اغراق کرده است. این منتقد ادبیات با اشاره به داستان‌هایی از شاهنامه و هزار و یک ‌شب و مثنوی، باورپذیری را یک اصل بسیار مهم داستان برشمرد و اظهار کرد: ساز و کار داستان باید طوری چیده شود که روابط علی برقرار شود و حتی در غیرقابل‌باورترین و سورئال‌ترین شکل داستان باید ساز و کارها هم‌سو و هم‌خوان باشد. امرایی با تشریح مراحل چگونگی قهرمان‌سازی در ادبیات گفت: روزگاری قهرمان داستان‌ها اساطیر و خدایان و نیمه‌پهلوانان بودند که اغراق در آن‌ها یکی از شروط اساسی بود و نویسنده یا شاعر طوری آن را توصیف می‌کرد که برای خواننده باورپذیر باشد و این موضوع به آسانی در ذهن خواننده جا می‌افتاد. در این نوع نگاه، قهرمان شایسته حتما باید اشراف‌زاده، حاصل ترکیب خدایان و انسان‌های زمینی یا به اصطلاح امروزی‌ها ژن خوب باشد. اما مرحله به مرحله که پیش می‌رویم، نویسنده از قهرمان عقب‌نشینی می‌کند و به جایی می‌رسیم که آدم‌های خوب و دلاور جامعه حداقل شازده‌اند یا اگر نیستند رگ و ریشه اشرافی دارند و حتی اگر فقیرند و در جامعه کارهای خوبشان دیده می‌شود، برای اینکه اصل اشرافیت مخدوش نشود، انتهای داستان مشخص می‌شود که به عنوان مثال، مادرش هنگام زایش او را دزدیده و در خانه خودش بزرگ کرده و اگر چه رفتارهای شخصیت مربوط به طبقه پایین است، اما چون اصل و ریشه او اشرافی است کارهای خوب می‌کند. سپس به دوران انقلاب صنعتی و مطرح شدن نظریه داروین می‌رسیم که که حتی قهرمان داستان‌ها ممکن است از حیوانات هم باشد. حالا قاب روی دیوار؛ مورچه‌ای که روی زمین راه می‌رود؛ ربات‌ها و ... سیر عمومی داستان را به خود اختصاص می‌دهند. واقعیت این است که در روزگار ما زندگی ماشینی آن‌قدر به اقشار مختلف فشار می‌آورد که نویسندگان به تبدیل و ترکیب داستان‌های واقعی و فراواقعی روی می‌آورند. امرایی با اشاره به داستان «انتظار» به عنوان یکی از داستان‌های خوب مجموعه «زن کاغذی» تصریح کرد که آدم‌های این قصه‌ها زیر چرخ‌دنده روابط له شده‌اند و نمی‌توانند کنشگر باشند یا حرکتی بکنند چون با هیولایی مواجه شده‌اند که می‌تواند روابط مردسالارانه جامعه یا حتی خود جامعه باشد که زن را له کرده یا اجازه حرکت به این موجود قرار گرفته در تنگنا نمی‌دهد. در ادامه این جلسه آزاده حسینی نویسنده و دیگر منتقد این جلسه با اشاره به سبک رئالیسم جادویی در برخی داستان‌های دیگر این مجموعه گفت: علاوه بر به‌کارگیری یک عنصر شگفت بر بستر واقعی، اکثر داستان‌های این مجموعه، دارای یک خط ربط قابل توجه هستند که حتی می‌توان گفت این وجه ارتباط در داستان «جوجه اردک نه چندان زیبارو» نیز وجود دارد. نویسنده کتاب «داستان‌های دو نفره» عدم توانایی در برقراری ارتباطات را مشکل اصلی زنان داستان‌های کتاب «زن کاغذی» دانست و گفت: تنهایی، خیانت، طردشدگی، رهاشدگی و مسائلی از این قبیل موضوعاتی است که غیر از دو سه داستان، بقیه داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده و نویسنده برای دور شدن از کلیشه دست به تغییر شکل فرمی داستان‌ها زده تا شکل آنها را از حالت رئالیستی خارج کند. وی با اشاره به داستان «باغچه ماهی‌ها» در این مجموعه افزود: به نظر می‌رسد چون نویسنده زن بوده، توانسته بیشتر این موارد را از نگاه زنانه شرح دهد و مردهای این داستان‌ها حتی اگر همراه هم باشند، باز اغلب خودخواه‌اند. این در حالی است که زنان داستان‌ها صرف‌نظر از اینکه خانه‌دار، شاغل‌، دارای نقص جسمی یا حتی دزد‌ باشند، در هر موقعیتی که اوج آن «زن کاغذی» است، الکن بوده و در بیان حرف‌های خود منفعل و ناتوان‌اند. در واقع این زنان قهرمانانی هستند که کسی به آنها زور گفته، خیانت کرده، رهایشان کرده و کنشگر نیستند و واکنش‌هایشان در حد دعا و غصه و اندوه است. «زن کاغذی» خوراک مناسبی برای نقد فمنیستی است. در بخش دیگری از این جلسه مصطفی علیزاده نویسنده و منتقد با بیان این موضوع که زن‌های این کتاب، انگار عداوتی نسبت به مردان دارند، گفت: یکی از زیرشاخه‌های رویکرد نقد فمینیستی، نظریه‌ای مبتنی بر ستمگری است که منتقدان این حوزه معتقدند در طول تاریخ انواع و اقسام ستم‌ها به زنان روا شده و تنها راه این است که در داستان‌ها به این ظلم و ستم پرداخته شود و این آگاه‌سازی، تنها راه نجات جنس زن از جنس دوم بودن است. نویسنده کتاب‌های «کرگدن آهنی» و «خواب‌های مشکوک» ضمن اشاره به روش داستان‌نویسان دارای این رویکرد، افزود: این عده از نویسندگان، موضوعاتی را دستمایه داستان‌هایشان می‌کنند که شامل قتل، تجاوز، تحقیر، تخفیف جایگاه اجتماعی زنان، بیگاری‌گرفتن آنان و ... است که در قصه‌های «زن کاغدی» این موارد دیده می‌شود. حتی یکی از موضوعاتی که در ایران خیلی به آن پرداخته می‌شود ازدواج اجباری یا ناهمگون است که زهره مسکنی در قصه‌های «حاجت زن هاشم» یا «خدا کند حبیب بیاید» به آن پرداخته است. در «حاجت زن هاشم» زن تحقیرشده و در «زن کاغذی» زن مچاله شده را داریم و زنان خیانت‌دیده یا زنانی که باید مردشان را با زن دیگری شریک شوند و مواردی از این دست، این مجموعه را به یکی از نمونه‌های خوب برای منتقدان دارای رویکرد نقد فمنیستی رادیکال و نظریه ستمگری جنسی تبدیل کرده است که البته باید دید آیا کارهای بعدی خانم مسکنی نیز به خوراک اصلی اینگونه نقدها تبدیل خواهد شد یا خیر. چرا که نخستین تجربه یک نویسنده را نمی‌توانست مبنای تمام کارهای بعدی وی نیز به شمار آورد.  گفتنی است؛ زهره مسکنی انتشار دو داستان در مجموعه داستان گروهی از نویسندگان با عنوان «دوشنبه‌های داستان» و همچنین 15 اثر شعر و داستان کودک با عناوین «ماجراهای شهر مورچه‌ای»، «ماجراهای قندون» و «دانی‌لوها» را در کارنامه ادبی خود دارد. انتظار، باز باران، باغچه ماهی‌ها، بدون شکر لطفا، برنج، پسری با چشم‌های آبی براق، جوجه اردک نه‌چندان زیبارو، حاجت زن هاشم، خدا کند حبیب بیاید، ده و ده دقیقه شب، زن کاغذی، شال گردن، شبی با استکان‌های بلوری، فردا باران می‌آید، نقطه سر خط و هیچ‌کس اینجا نیست، عناوین داستان‌های مجموعه «زن کاغذی» است که پاییز امسال توسط نشر داستان منتشر شد.       ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 10:56:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272202/زن-کاغذی-قصه-شیء-شدگی-آدم-هاست رونمایی از کتاب فرهاد فخرالدینی همراه با اجرای ارکستر سازهای ملی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272206/رونمایی-کتاب-فرهاد-فخرالدینی-همراه-اجرای-ارکستر-سازهای-ملی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این مراسم جمعی از هنرمندان پیرامون شخصیت هنری و آثار فرهاد فخرالدینی سخنرانی می‌کنند. اجرای ارکستر سازهای ملی ایران به رهبری علی اکبر قربانی و خوانندگی وحید تاج به همراه امین غفاری (سولیست ویولن) از دیگر برنامه‌های این مراسم خواهد بود. مراسم رونمایی از تازه‌ترین کتاب فرهاد فخرالدینی (رئیس شورایعالی خانه موسیقی) روز دوشنبه (۱۳ اسفندماه) ساعت ۱۷ در مؤسسه فرهنگی اکو برگزار می‌شود و ورود برای همه علاقمندان آزاد است. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 10:59:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272206/رونمایی-کتاب-فرهاد-فخرالدینی-همراه-اجرای-ارکستر-سازهای-ملی-ایران یاد ابوالفضل زرویی‌نصرآباد در دانشگاه تهران نکو داشته می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272209/یاد-ابوالفضل-زرویی-نصرآباد-دانشگاه-تهران-نکو-داشته-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) روابط عمومی سپهر سوره هنر، «حکایت آن سرو بلند» عنوان مراسمی است که به نکوداشت ابوالفضل زرویی‌نصرآباد، طنزپرداز، شاعر و نویسنده برجسته می پردازد. در این مراسم که از ساعت 14:30 روز یکشنبه 5 اسفند ماه در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار می شود، جمعی از هنرمندان، شاعران، نویسندگان و طنزپردازان حضور می یابند. امرالله احمدجو، سید مهدی شجاعی، محمدرضا ترکی، ناصر فیض، اسماعیل امینی، امید مهدی نژاد، رضا ساکی، صابر قدیمی، حسن صنوبری، مهدی استاد احمد، روح الله احمدی، نسیم عرب امیری، مهدی فرج اللهی از جمله هنرمندانی هستند که در آیین «حکایت آن سرو بلند» شرکت می کنند. این مراسم به همت موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر، حوزه هنری و معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران به منظور تدوین مجموعه ای از سروده ها، نوشته ها و گفتارها درباره زندگی زنده یاد زرویی نصرآباد برگزار می شود و اجرای آن را سعید بیابانکی برعهده دارد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 11:25:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272209/یاد-ابوالفضل-زرویی-نصرآباد-دانشگاه-تهران-نکو-داشته-می-شود نکوداشت اخوان ثالث برگزار می‌‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272212/نکوداشت-اخوان-ثالث-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در مراسم نکوداشت مهدی اخوان ثالث، دکتر محمدعلی حسینیان، دکتر مینا آقازاده، حسن اسدی شبدیز سخنرانی و سیدحامد احمدی و محمد مهدی شاطرحسینی نیز شعرخوانی می‌کنند. این مراسم روز پنجشنبه از ساعت ۱۷ در سرای محله زرگنده واقع در خیابان شریعتی، ظفر، خیابان شهید دلیری نبش کوچه سرو برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:11:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272212/نکوداشت-اخوان-ثالث-برگزار-می-شود 42 نامزد جایزه مهرگان طلایی اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272219/42-نامزد-جایزه-مهرگان-طلایی-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ در طول دو دهه برگزاری جایزه مهرگان ادب 44رمان به عنوان رمان‌های برگزیده، تحسین شده یا تقدیرشده انتخاب شده‌ است. 41نویسنده این 44 رمان را نوشته‌اند؛ در این میان سه نویسنده که به اسامی آن‌ها در این گزارش جداگانه اشاره می‌شود، هرکدام دو اثر برگزیده داشته‌اند که مطابق آیین‌نامه جایزه مهرگان طلایی، تنها یک رمان از آن‌ها می‌تواند در فهرست مهرگان طلایی قرار گیرد. بنابراین تا کنون 41 رمان به فهرست مهرگان طلایی راه یافته‌اند و با انتخاب و معرفی رمان برگزیده دوره بیستم جایزه مهرگان ادب، این رمان نیز به این فهرست افزوده خواهد شد و مجموعا 42رمان در چرخه داوری جایزه مهرگان ادب قرار گرفته و با هم رقابت می‌کنند. هیأت داوران جایزه مهرگان طلایی از چهره‌های برجسته ادبیات داستانی معاصر ایران تشکیل شده که هر یک چند دوره پیوسته یا به تناوب، در جایزه مهرگان ادب داوری کرده‌اند. صفدر تقی‌زاده، گلی امامی، عنایت سمیعی، ثریا قزل‌ایاغ، مهدی غبرایی، پروین سلاجقه، مژده دقیقی و علیرضا سیف‌الدینی داوران جایزه مهرگان طلایی هستند، یک داور نیز در بهار سال آینده به جمع این داوران خواهد پیوست و ترکیب نه نفره داوران مهرگان طلایی کامل خواهد شد. عنایت سمیعی که سال‌ها دبیر و داور جایزه مهرگان ادب بوده، در نخستین دوره جایزه مهرگان طلایی دبیری هیأت داوران را به عهده دارد. جایزه مهرگان طلایی مطابق آیین‌نامه اعطای جوایز مهرگان، هر ده سال یک بار برگزار می‌شود و در بخش ادب به یک رمان و یک مجموعه داستان و در بخش علم به یک اثر علمی تعلق خواهد گرفت. نخستین دوره جایزه مهرگان طلایی به بخش «رمان» اختصاص یافته است؛ با این توضیح که به دلیل مهیا نبودن شرایط و عدم امکان برگزاری مراسم، این جایزه در پایان دهه اول برگزار نشد، اکنون و در پایان دهه دوم برگزاری جایزه مهرگان ادب، برگزیده جایزه مهرگان طلایی از میان آثار منتخب دو دهه برگزیده خواهد شد. هیأت داوران رمان‌های انتخاب شده طی بیست دوره جایزه مهرگان ادب را ارزیابی می‌کنند و از میان آن‌ها یک رمان را به عنوان برگزیده جایزه مهرگان طلایی انتخاب خواهند کرد. جایزه مهرگان طلایی برای انتخاب بهترین «مجموعه داستان» و بهترین «اثر علم» پس از پایان بیستمین دوره برگزار خواهد شد. در حال حاضر این دو بخش در دوره پانزدهم فعالیت خود قرار دارند.    ردیف نام اثر نویسنده ناشر  1 آبی‌تر از گناه  محمد حسینی  انتشارات ققنوس 2 اسفار کاتبان  ابوتراب خسروی  نشر آگه / نشر قصه 3 افغانی کِشی  محمدرضا ذوالعلی  انتشارات پیدایش 4 این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد  قاسم کشکولی  انتشارات بوتیمار 5 بازی آخر بانو  بلقیس سلیمانی  انتشارات ققنوس 6 باغ تلو  مجید قیصری  نشر علم 7 برهنه در باد  محمد محمدعلی  نشر مرکز 8 پایان خوش ناتمام  کاوه میرعباسی  نشر ثالث 9 پرنده من فریبا وفی نشر مرکز 10 پری فراموشی  فرشته احمدی  انتشارات ققنوس 11 تهران شهر بی آسمان  امیرحسن چهل‌تن  انتشارات نگاه 12 چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم  زویا پیرزاد  نشر مرکز 13 چیدن باد  محمد قاسم‌زاده  نشر قطره / انتشارات روزبهان 14 خاطرات عاشقانه یک گدا  حسن فرهنگی  نشر علم 15 خوف  شیوا ارسطویی  انتشارات روزنه 16 دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد  شهرام رحیمیان  انتشارات نیلوفر 17 دو پرده‌ی فصل  فرشته مولوی  انتشارات افراز 18 زیر چتر شیطان  محمد ایوبی  انتشارات هیلا 19 سنج و صنوبر  مهناز کریمی  انتشارات ققنوس 20 سیماب و کیمیای جان  رضا جولایی  نشر افق 21 شاه کلید  جعفر مدرس صادقی  نشر مرکز 22 شبیه عطری در نسیم  رضیه انصاری  نشر آگه 23 شهری که زیر درختان سدر مرد  خسرو حمزوی  انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 24 طلسم  شهلا پروین روح  نشر آگه 25 عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک  حسین مرتضائیان آبکنار  نشر نی 26 فراموشی  جواد پویان  انتشارات نیلوفر 27 کافورپوش  عالیه عطایی  انتشارات ققنوس 28 کوچه ابرهای گمشده  کورش اسدی  نشر نیماژ 29 کولی کنار آتش  منیرو روانی‌پور  نشر مرکز 30 کیمیا خاتون  سعیده قدس  نشر چشمه 31 گراف گربه  هادی تقی‌زاده  انتشارات روزنه 32 گلوگاه  طیبه گوهری  نشر صدای معاصر 33 ماهی‌ها در شب می‌خوابند  سودابه اشرفی  انتشارات مروارید 34 مردگان جزیره موریس  فرهاد کشوری  نشر زاوش 35 من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم  محمدرضا صفدری  انتشارات ققنوس 36 مونالیزای منتشر  شاهرخ گیوا  انتشارات ققنوس 37 نام‌ها و سایه‌ها  محمد رحیم اخوت  نشر آگه 38 نفس نکش بخند بگو سلام  حسن بنی‌عامری  انتشارات نیلوفر 39 نیمه غایب  حسین سناپور  نشر چشمه 40 و دیگران  محبوبه میر قدیری  انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 41 همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها  رضا قاسمی  انتشارات نیلوفر 42 - رمان برگزیده دوره بیستم - - - رمان کوچه ابرهای گمشده نوشته «کورش اسدی» و رمان زیر چتر شیطان نوشته «محمد ایوبی»، در فهرست جایزه مهرگان طلایی قرار دارد و داوری خواهد شد. نویسندگان این رمان‌ها در زمان اهدای جایزه مهرگان ادب زنده نبوده‌اند. مطابق آیین‌نامه جایزه مهرگان طلایی زنده نبودن نویسنده مانعی برای حضور اثر او و رقابت با آثار نویسندگان زنده ایجاد نخواهد کرد. همچنین مطابق آیین‌نامه جایزه مهرگان طلایی، از هر نویسنده تنها یک رمان می‌تواند در چرخه داوری مهرگان طلایی قرار گیرد؛ بنابراین اثری از نویسنده که مرتبه بالاتری در جایزه مهرگان ادب کسب کرده باشد به فهرست جایزه مهرگان طلایی راه می‌یابد و اثر یا آثار دیگر نویسنده از فهرست مهرگان طلایی کنار گذاشته می‌شود. در طول بیست سال برگزاری جایزه مهرگان ادب سه نویسنده دارای دو اثر برگزیده در دوره‌های مختلف جایزه بوده‌اند که یک اثر آن‌ها به شرح زیر کنار گذاشته شده است: 1. تعلیق؛ محمد رحیم اخوت؛ انتشارات آگاه 2. رویای تبت؛ فریبا وفی؛ نشر مرکز 3. کی ما را داد به باخت؛ فرهاد کشوری؛ انتشارات نیلوفر کار داوری آثار در جایزه مهرگان طلایی از مردادماه 1397 آغاز شده و همچنان ادامه دارد. طبق برنامه پیش‌بینی شده برگزیده جایزه مهرگان طلایی اواخر پاییز سال 1398 در مراسم مستقلی که جزییات آن در گزارش‌های بعدی دبیرخانه اعلام می‌شود، معرفی خواهد شد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:16:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272219/42-نامزد-جایزه-مهرگان-طلایی-اعلام مشارکت مردمی، ضامن توسعه فرهنگی کشور است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272211/مشارکت-مردمی-ضامن-توسعه-فرهنگی-کشور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اختتامیه نخستین جشنواره «قصه‌های ننه شاهسون»، عصر دیروز 30 بهمن در پارس‌آباد مغان برگزار شد.   مهدی قزلی در این مراسم با معرفی خود به عنوان یکی از اهالی ایل شاهسون گفت: علاقه خود به خواندن و نوشتن را مدیون یکی از این «ننه شاهسون»‌ها هستم که در دامان او پرورش یافتم و توانستم کنار او که در کلاس‌های نهضت سوادآموزی شرکت می‌کرد، ظرف یک سال کلاس اول و دوم ابتدایی را بگذرانم و به‌گونه‌ای منشا پیشرفت من شد. وی در ادامه ضمن تشریح زندگی ایل شاهسون گفت: ایلات بزرگی همچون شاهسون همیشه در حال جابه‌جایی هستند و همین امر باعث می‌شود که داستان‌ها و حکایات نه به صورت مکتوب، بلکه سینه به سینه نقل شود. از طرفی، در طول تاریخ این ایل‌ها، به دلیل مسائل مختلفی از جمله جنگ‌هایی همچون جنگ‌های جهانی، انتقال داستان‌ها و تجربه‌ها اولویت کمتری داشته باشد. در غیر این صورت، ما می‌توانستیم منابع بی‌نظیر ادبی از جنگ‌آوری و شجاعت‌های مردان و زنان ایلات و عشایر کشورمان داشته باشیم. مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی با اشاره به نقش انجمن‌های ادبی در پرداختن به مسائل بومی گفت: انجمن‌های ادبی می‌توانند با پرداختن به مسائل فرهنگی اقلیمی و بومی خود، منشا اتفاقات بزرگ در کشور باشند. همین‌طور که انجمن ادبی ورق‌های خاموش، با نگرش ویژه به مسائل بومی، به دنبال جمع‌آوری خاطرات ایل شاهسون رفته‌اند که با تبدیل آن به ادبیات، باعث ریشه‌دار شدن و نشر این فرهنگ اصیل خواهد شد. وی افزود: بر این باورم که فرهنگ و ادبیات ما، جز با مشارکت مردمی که انجمن‌های ادبی نمونه بارز آن است، امکان رشد، توسعه و پیشرفت نخواهد داشت. قزلی در پایان سخنان خود، ضمن تقدیر از انجمن‌ ادبی ورق‌های خاموش، به دبیر این انجمن پیشنهاد داد، با تشویق انجمن‌های ادبی مناطق مجاور برای گردآوری داستان‌های ایلات بزرگی همچون شاهسون، زمینه برگزاری جشنواره منطقه‌ای و کشوری این رویداد اصیل ادبی را فراهم سازد. گفتنی است، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در حاشیه این مراسم، در جلسه داستان‌نویسی انجمن ادبی ورق‌های خاموش شرکت کرد و به نقد و بررسی آثار اعضای این انجمن پرداخت. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:29:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272211/مشارکت-مردمی-ضامن-توسعه-فرهنگی-کشور شعر را می‌توان معادل فرهنگ قرار داد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272223/شعر-می-توان-معادل-فرهنگ-قرار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سه‌شنبه، سی‌ام بهمن‌ماه، چهارمین نشست تخصصی «شیرازه شعر» به همت دفتر شعر جوان و با حضور شاعران و علاقه‌مندان برگزار شد. چهارمین جلسه، به بررسی کارنامه شعری مهرنوش قربانعلی، شاعر و منتقد اختصاص داشت. در این نشست مهرنوش قربانعلی ضمن معرفی برخی از دفترهای شعر خود و قرائت اشعاری از آن‌ها، از تجربه‌های نوشتن خود گفت: شروع آشنایی من با شعر از طریق ترانه‌های فولکلور و داستان‌ها و اشعاری بود که در کودکی می‌شنیدم و آغاز نوشتن من در دوران نوجوانی بود، هنگامی که معلم‌های ادبیات خوش‌ذوق و اهل ادبیات داشتم. وی ادامه داد: در ابتدای سال‌های نوجوانی، پدرم کتاب‌های شاهنامه فردوسی، کشکول شیخ بهایی، کلیات سعدی و دیوان پروین اعتصامی را برایم می‌خرید. در این میان، کلیات سعدی را بیشتر و بهتر درک می‌کردم و به مرور، لایه‌های شعری او برایم آشکار می‌شد. پس از آن، با راهنمایی معلم‌هایی که داشتم، با شاعران معاصر آشنا شدم و اشعار شاملو به دلیل نگاه انسانی و اجتماعی قدرتمند، بسیار بر من تاثیر گذاشتند. از شاعران معاصر، به فروغ فرخزاد و سیاووش کسرایی نیز علاقه‌مند بودم. این شاعر با اشاره رابطه شعر و فرهنگ گفت: به نظر من، شعر در سرزمین ما با اندکی تسامح می‌تواند معادل فرهنگ قرار گیرد؛ زیرا همه اجزایی را که در تعریف فرهنگ می‌بینیم، شعر نیز برعهده گرفته است، نقش‌هایی مانند بازتاب وقایع تاریخی، بیان اسطوره‌ها، آرمان‌ها و شرح دادجویی و دادخواهی‌ها و شعر همواره در یک برابری با فرهنگ قرار داشته است. وی افزود: کتاب «در ناتمامی خود» که در سال 77 چاپ شد، شامل اشعاری از دوران نوجوانی و جوانی من است که رویکردی روان‌شناختی داشت یعنی با مراجعه به شعر سعی می‌کردم خودم را بهتر بشناسم. در آن زمان با گروهی از دوستان شاعر آشنا شدم که در شعر پیشرو و آوانگارد بودند و تلاش می‌کردند که شعر را از نظر فرم و زبان متحول کنند. کم‌کم به این رویکرد و گرایش شعری علاقه‌مند شدم و یاد گرفتم که غیر از علاقه به شعر، می‌توان به آن کمک کرد که چیزی بیش از آنچه بوده، برسد و به میراثی افزون‌تر دست یابد. قربانعلی با اشاره به مسیر شعری خود گفت: از کتاب «در ناتمامی خود» سعی کردم مسیر شعرم را به این سمت متمایل کنم و به این ترتیب، در کارهای بعدی به این جریان نزدیک‌تر شدم. کتاب «در ناتمامی خود» از سوی شاعران و منتقدان آن زمان، مورد استقبال قرار گرفت و نقدهای زیادی بر آن نوشته شد و در عین حال که اغلب منتقدان نگاه مثبتی به آن داشتند؛ اما با توجه به جریان جاری شعر، این کتاب را دارای ظرفیت بالاتری می‌دانستند که به آن پرداخته نشده بود و معتقد بودند که می‌توانست بهتر از آن باشد.  وی ادامه داد: در کتاب «راه به حافظه جهان»، علاوه بر رویکردهای روان‌شناختی، اولین نشانه‌های تمایل من به فرم‌های تازه‌تر بروز پیدا کرده است. در این کتاب سعی کردم تلفیقی از نگرش خود و توجه به آنچه که در دنیای شعر آن روزگار اتفاق می‌افتاد، ارائه دهم. کتاب «به وقت البرز»، کتاب خوش‌اقبالی بود و بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت و حدود 30 نقد بر آن نوشته شد. در کتاب «کوک تهران» نیز، اشعار به ترانه‌های قدیمی ارجاع دارند که در خاطره همه ما جایگاه ویژه‌ای دارند. این شاعر در توضیح کتاب «بر دریا قدم می‌زنم» اظهار کرد: هنگامی که کتاب «بر دریا قدم می‌زنم» چاپ شد، تحت تاثیر متون قدیم از جمله تذکره الاولیای عطار بودم و مدت زمانی طولانی آثار او را مطالعه می‌کردم. فضاهای این کتاب، حسی‌تر هستند و برخلاف اشعار گذشته‌ام، عواطف بیشتری را در شعرها بازتاب داده‌ام. وی در پایان گفت: امروز دوباره به فضای آکادمیک دانشگاه برگشته‌ام. آنچه که نظرم را بسیار جلب کرده این است که استادهای بسیاری هستند که از جان و دل برای حفظ زبان و ادبیات زحمت می‌کشند؛ اما آنگونه که باید نامی از آن‌ها برده نمی‌شود و ممکن است کتاب بعدی من، معرفی این چهره‌های آکادمیک و استادان دانشگاه باشد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:56:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272223/شعر-می-توان-معادل-فرهنگ-قرار