خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Tue, 22 Aug 2017 10:04:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 22 Aug 2017 10:04:09 GMT ادبیات 60 ​پلیس اسپانیا حکم به آزادی مشروط نویسنده ترک داد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/251273/پلیس-اسپانیا-حکم-آزادی-مشروط-نویسنده-ترک  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روزنامه حریت، دوغان آکهانلی نویسنده و فعال حقوق مدنی مخالف اردوغان که سال‌هاست در کلن آلمان زندگی می‌کند، روزگذشته توسط پلیس گرانادا بازداشت شده بود. الیاس اویار وکیل این نویسنده شصت ساله دلیل بازداشت وی را قرار داشتن نام وی در اعلان قرمز پلیس اینترپل دانسته و انگشت اتهام را به سمت آنکارا گرفته بود. او خواهان عدم استرداد موکلش به ترکیه شده و دلیل این بازداشت را سیاسی دانسته بود. اما پس از گذشت تنها بیست و چهار ساعت از دستگیری آکهانلی، دادگاهی در اسپانیا حکم به آزادی مشروط این نویسنده داده و از دولت ترکیه خواست تا مدارک مربوط به مجرم بودن او را حداکثر تا چهل روز به این کشور تحویل دهد.آکهانلی طی این مدت آزاد خواهد بود اما اجازه خروج از اسپانیا را نداشته و هفته‌ای یک بار باید خود را به پلیس این کشور معرفی کند. دوغان آکهانلی در آثارش به موضوعاتی چون نسل‌کشی ارمنه و قتل هراند دینک نویسنده ترک-ارمنی تبار پرداخته و یک بار در سال 2010 پس از ورود به ترکیه به اتهام‌ مشارکت در قتل یک نفر در سال 1989 میلادی بازداشت و زندانی شده بود. در آن زمان نویسندگان، هنرمندان و سیاستمداران آلمانی کمپینی برای آزادی وی راه انداخته و آکهانلی در سال 2011 از اتهام خود تبرئه شده و آزاد شده بود. اردوغان پس از کودتای نافرجام سال گذشته، دست به تسویه گسترده مخالفان خود از هر حزب و دیدگاهی زده‌است. به ویژه با بالا گرفتن تنش سیاسی میان ترکیه و آلمان، فشار حزب حاکم ترکیه به مخالفان خود که در آلمان فعالیت می‌کنند بیشتر شده است. برای مثال در ماه فوریه نیز یک روزنامه‌نگار آلمانی ترک تباری دیگر نیز به اتهام تبلیغات تروریستی در ترکیه بازداشت شده بود. ]]> ادبیات Mon, 21 Aug 2017 11:24:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/251273/پلیس-اسپانیا-حکم-آزادی-مشروط-نویسنده-ترک رمان منصور علیمرادی برای نوجوان‌ها منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/251101/رمان-منصور-علیمرادی-نوجوان-ها-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» تازه‌ترین رمان منصور علیمرادی  در نشر هوپا منتشر شد. این رمان برای نوجوان‌ها نوشته شده است.  داستان  این کتاب، مانند دیگر آثار منصور  علیمرادی در   شهر‌های جنوب کرمان می‌گذرد. هم‌چنین بخش‌هایی از این داستان در  فضای روستایی و عشایری اتفاق می‌افتاد. بیانی طنز و  روایت پر کشش از ویژگی‌های برجسته آثار داستانی منصور علیمرادی است.  به گفته منصور علیمرادی، «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» داستان ماجراجویانه‌ طنز است که اتفاقات آن در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد رخ می‌دهد.  داستان در مورد دو نوجوان عشایر  بازیگوش و عشق دوچرخه  به نام‌های «علو» و «داوود» است که دزدکی دوچرخه‌ی «امیرو»، بچه‌شرّ کلاس را برمی‌دارند و ماجراهای غریبی برای آن‌ها رخ می‌دهد. نوع روایت این رمان در ادبیات داستانی تقریبا تازه است و قبلا کار نشده مخصوصا روایت دوم آن که در زندگی عشایری می‌گذرد، یک روایت بکر است.                                                          رمان «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» سه روز پیش توسط انتشارات «هوپا» که ناشر نوجوان است چاپ شده است، نویسنده از کیفیت چاپ و ویراستاری خوب نشر نوپا اظهار رضایت کرد.   منصور علیمرادی سال 1356 به دنیا آمده است، وی پژوهشگر فرهنگ فولکلور در منطقه جنوب کرمان است و پژوهش‌های متعددی در این حوزه به قلم  او منتشر شده است. از آن جمله می‌توان به کتاب‌های «اشعار و ترانه‌های شفاهی مردمان حوزه هلیل رود»،  «فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های حوزه هلیل رود» اشاره کرد. از آثار داستانی این نویسنده نیز می‌توان به  رمان «تاریک ماه» ومجموعه داستان‌های «زیبای هلیل» و «نام دیگرش باد است سینیور» اشاره کرد. ]]> ادبیات Mon, 21 Aug 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/251101/رمان-منصور-علیمرادی-نوجوان-ها-منتشر «چین در 10 کلمه» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/251265/چین-10-کلمه-نقد-بررسی-می-شود  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب، در نشست‌ هفتگی شهر کتاب دکتر محمد دهقانی، آزاده باقری و دکتر جواد حسینی به نقد و تحلیل کتاب «چین در 10 کلمه» نوشته‌ یوهوآ با ترجمه سعید مقدم می‌پردازند. به تازگی کتاب «چین در ۱۰ کلمه» به قلم یوهوآ با ترجمه سعید مقدم و به همت نشر مرکز منتشر شده است. یوهوآ یکی از برجسته‌ترین نویسندگان چینی معاصر است که چین را در ده کلمه خلق، رهبر، خواندن، نوشتن، لوشون، انقلاب، ناهمگونی، توده‌ها، مشابه‌سازی و شیره‌مالی روایت کرده است و نشان می‌دهد که چگونه دگردیسی مضمونی این مفاهیم نزد مردم و نحوه کاربردشان تغییرات بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چین معاصر را منعکس می‌کند. این نشست سه‌شنبه ۳۱ مرداد ساعت ۱۶:۳۰ در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. در این نشست ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.   ]]> ادبیات Mon, 21 Aug 2017 11:51:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/251265/چین-10-کلمه-نقد-بررسی-می-شود نگاهی به مجموعه «بگو در ماه خاکم کنند» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/251272/نگاهی-مجموعه-بگو-ماه-خاکم-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یادداشت هادی عیار ک درباره این مجموعه شعر به شرح زیر است: هنگامی که ماریا ریلکه نوشت: شعر مگر کاربرد نامتعارف زبان نیست. کاربرد نامتعارف زبان چیزی فراتر از به اصطلاح بازی‌های زبانی است. یکی از مهمترین این کاربردها را شاید بتوان چالش در سطح دستور زبان یا نحو نامید.با این مقدمه به سراغ «بگو در ماه خاکم کنند» نوشته فراز بهزادی می‌روم. با توجه به چاپ نخست کتاب در سال 82 و در نظر گرفتن موقعیت زمانی این اشعار می‌توان گفت شعر فراز بهزادی یکی از نمایندگان جریانی هرچند کم‌شمار اما قابل توجهی است که چالش در زبان را از سطح رایج آن یعنی بازی‌های زبانی فراتر برده و درگیری نحوی و دستور زبانی را پیش گرفتند. در سطرهایی همچون «نبوسیده رهایت نکردم/ که خورشید را در جیب می گذاری و/ رفتی...»؛ «گفتم این مکالمه/برای جهان تازگی ندارد/ گفتم و دو سه سطر/ افتادم از سلام خوردشید را رسانده ای...»؛ «بچه که بودم/ حالا گریه می کنم/بزرگ که می شوم/حالا گریه می کنم...»؛ «گاهی که از سر اتفاق های بی‌ همیشه/ «بی» افتاده در دار/ پرتِ «فراز»هایم میشوم/پرتِ« نمیروم راه» تا بعد بگویم ماه/وماه بیاید توی اتاق...»؛ «حالا این تو و/این خیابانی که می‌گفتی می‌فروشند زنبق/یا ماشینی که بوقش را/حراج گوش‌هایت می‌کند...»؛ «اما من از تمام بهارها/نزدیکترم به فروردین!...» و «حالا هزار سال تمام/ از دیروز که آمدی/ گذشته است...» نمونه هایی در این زمینه است. تنها در سطرهایی از شعرهای 16 و 24 همچون «گفتم زنان راه/ همه، راهزنان مرده می زایند...» و «گفتم «آرام» را/ کنار قرص هایت بخش کنم...» شاعر به سراغ واژه‌ها رفته و در بیشتر موارد تمرکزش را بر روی نحو یا دستور زبان قرار داده است. اشاره به این موضوع نه به معنای این‌که تمرکز بر هر کدام از این سطوح زبان دارای برتری ذاتی نسبت به دیگر سطوح است؛ بلکه به این معنا است که گاهی برخی از وجوه زبان آن چنان‌که باید کشف و مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. در شعر معاصر ایران نیز اگرچه از دهه هفتاد شمارِ زیادی  از شاعران زبان محور، دست به تولید اثر زدند اما شمار کمتری از آن‌ها بحث چالش در زبان را به سطح گسترده‌تری از زبان کشاندند و بیش‌تر تجربه‌ها در سطح واژه محدود ماند. به نظر نگارنده «بگو در ماه خاکم کنند» نشان دهنده وجود «کودکی» در شعر و شاعر است. بر این اساس کودک نخست در معنای منفی و کودک دوم در معنایی مثبت به کار رفته است. اولی مربوط به شعر و دومی مرتبط به شاعر است. حال اندکی توضیح بر این ادّعا:اشعار مجموعه «بگو در ماه خاکم کنند» (در مجموع و نه تک به تک) همچون کودکی هستند که اگرچه ظرفیت‌ها و توانایی‌های بسیاری در آن‌ها دیده می‌شود اما در نهایت موجودی نابالغ به نظر می‌‌رسند که هنوز به ثمر ننشسته است. نشانه نخست بر این ادّعا در خصوص اتفاق ناگواری است که در برخی اشعار مجموعه به چشم می‌آید؛ برعکس شروع‌های طوفانی و بسیار پخته، ادامه و پرداخت برخی شعرها ناقص  است و به قدرت شروع ادامه پیدا نمی‌کند.  اگر به گفته «امیلی دیکنسون» باور داشته باشیم که «در شعر، مصراع نخستین هدیه خدایان است» پس فراز بهزادی بسیار از این هدایا دریافت کرده، اما این هدیه در برخی از شعرها آن‌چنان که شایسته آغاز شعر بوده،  ادامه نیافته است. شاید شاعر نیز در برخی موارد مقهور ایده‌های شده باشد که به ذهنش خطور کرده و در میانه این ایده پرداخت شعر و آن‌چه کوشش شاعر نامیده می‌شود را از یاد برده است.  در بسیاری از مواردی که در بالا به آن اشاره شد در ادامه شعر می‌توان این پرداختِ ناکافی به ادامه شعر چنان‌که در آغاز بوده است را دید. از مثال های این موضوع می‌توان به شعرهای 12 و 32 اشاره کرد. نشانه دیگر این کودک در شعر نیز اینکه به نظر می‌رسد فراز بهزادی با وجود دامنه گسترده کلمه‌هایش و تسلط به زبان از این ظرفیت در مجموعه «بگو در ماه خاکم کنند» آن‌چنان که باید استفاده نکرده است. نشانه این تسلط را در شعر «شصُ پنج چل و چار» به خوبی می‌توان دید اما در بسیاری دیگر از اشعار دامنه کلمه‌ها محدود است. شاید تلاش شاعر در ایجاد نوعی سبک شخصی و بسامد در تعدادی از کلمه‌ها باعث شده به خود اجازه استفاده از بسیاری واژه‌های دیگر را ندهد. حال آن‌که نمونه‌های موفقی در مجموعه از جمله شعر «شصُ پنج چل و چار» نشان از آشنایی کافی شاعر بر سرزمین واژه‌های شعر فارسی دارد. اما از نقطه ضعف مجموعه بگذریم به نقطه قوت آن و کودکی - که در شاعر زیست می‌کند-  می‌رسیم. اگرچه در نگاه ابتدایی یکی از پربسامدترین مفاهیم به کار رفته در اشعار مجموعه، مفهوم مرگ و خودکشی باشد اما به نظر من آنچه همواره ذهن شاعر را به خود درگیر کرده نه لحظه مرگ و انتها بلکه نقطه تولد و آغاز است. شاعر در این مجموعه اگرچه مدام از خودکشی حرف می‌زند اما هنوز درگیر لحظه تولدش است و این موضوع هنوز برایش حل نشده است. از نشانه‌های این ادعا حضور مدام «مادر» در اتفاق‌ها و تصاویر شعری مجموعه در مواردی همچون «می‌گویند سال‌ها پیش/مادرم از مرگ آبستن شده است/حالا منم نوزاد مرده‌ی زمین/که جهان در مشت‌های بسته‌اش /جیغ می‌کشد...». «مادر /یک بیمارستان روانی /زاییده بود/ پدر بزرگ و مادربزرگ قوز کرده بودند/تا جوانی‌شان را از خاک بردارند/و من آدم‌هایی بودم/که از شکل هندسی صورت‌شان/ به آن سوی نرده‌ها گریختند...» و «پشت دیوارهای کودکی/خواب که/شانه می‌زند موهای مادرم را،....مادر!/برفی که از موهایت/به چشم‌های آینه می‌رسید/《من》 بود...» است.  در این مجموعه ما با شاعرِ کودکی مواجه هستیم که هنوز در ابتدای خود و نیز ابتدای هستی قرار گرفته و همچون کودکی در این برهه سوال‌های هستی‌شناسانه از ما می‌پرسد که مختص کودکی است که هنوز با «تجربه» یا آموزش دنیای مدرن بسیاری چیزها برایش «بدیهی» نشده است.یکی از آفات دنیای مدرن را سلب حق تجربه از انسان می‌دانند. در دنیای پیشامدرن سهم عمده‌ای از دانستن برابر با تجربه بود. آشنایی ما با مفاهیم مرگ، تولد، عشق، ظلم و... از مجرای تجربه به دست می‌آمد حال آن‌که در دنیای مدرن تمامی این مفاهیم و بسیاری دیگر در بسته‌های از پیش آمده و کنسرو شده در اختیار ما قرار داده می‌شود تا از بلایای آن‌ها در امان باشیم. امروزه ما عشق را در اشکال آموزشی آن و قبل از تجربه می‌آموزیم تا صرفا از نعمات آن بهره برده و خدایی نکرده دچار مضرات تجربه بدون آموزش آن نشویم. همچنین است در بحث مرگ، ظلم و... حال آن‌که بخشی از لذت هر کدام از این مفاهیم در درد و رنج تجربه کردن و نه آموزش آن تعبیه شده است. این نه به معنای رد دنیای مدرن به تمامی است بلکه به آن معناست که ورود به این جهان با همه مواهب خود فقدان‌هایی را نیز به همراه داشته که یکی از آن‌ها کم شدن حس تجربه در آموختن ماست. در چنین جایگاهی است که شاعر و هنرمند به عنوان زبان کودکی بشر، ما را به شک نسبت به بدیهیات جهان وا می‌دارد. بهزادی نیز گاهی زخم‌هایی از جنس سوال کودکان بر ما می‌زند و در این زخم، کودکی بشر را به یاد می‌آورد. از نمونه شعرهای مجموعه در این خصوص می‌توان به «شاید این بازی خاک/با کودکان ماست/که زنده نیستیم اما/هنوز هم می‌توانیم بمیریم...» اشاره کرد. همین جایگاه شاعر است که ما را با شروع‌های طوفانی و ایده‌های شعری ناب مواجه می‌کند اما همین ویژگی مثبت شاید دلیل پرداخت کم شعر که حاصل فاصله گرفتن از ایده‌های اولیه است نیز می‌تواند باشد.از میان رسالت‌های چهارگانه شاعر در زمینه رسالت جغرافیایی، تاریخی، تاریخ ادبیاتی و اجتماعی شاعر در این مجموعه به خوبی از پس رسالت نخست برآمده و چنان‌که در برخی نقدها گفته شده که زنده یاد «منوچهر آتشی» از استعداد شاعر «بگو در ماه خاکم کنند» حمایت کرده، فراز بهزادی نیز آتشِ روشن در دلِ جنوبِ آتشی را به خوبی در خود نگاه داشته و نشانه‌های «جنوب» را در این شاعر می‌توان دید. همان‌طور که شاعر قسمتی از مجموعه را با نام «چند اتفاق ساده» نام‌گذاری کرده و جدا نموده شاید بهتر بود این بخش که نام درست آن همان چند اتفاق ساده یا چند عمدتاً تک ایده بوده را کنار می‌گذاشت چرا که آنچه از بهزادی به خاطر خواهد ماند اشعاری از بخش نخست مجموعه خواهد بود و بخش دوم آن معرّف استعداد شاعری وی نمی‌تواند باشد. ]]> ادبیات Tue, 22 Aug 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/251272/نگاهی-مجموعه-بگو-ماه-خاکم-کنند دایی‌جان ناپلئون تجدید چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/251288/دایی-جان-ناپلئون-تجدید-چاپ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دایی جان ناپلئون نخستین بار سال 1349 در نشر صفی‌علیشاه منتشر شد. این رمان در مدت زمان کوتاهی پرطرفدار شد و  بعد‌ها بر اساس همین رمان، فیلمی به نام «دایی‌جان ناپلئون» ساخته شد و بر شهرت و مقبولیت این رمان دامن زد.   دایی‌جان ناپلئون از محبوب‌ترین رمان‌های فارسی در  نیم قرن گذشته است. نویسنده در این اثر داستان پسری را روایت می‌کند که به دختر دایی‌اش عاشق است. بیان طنز  و روایت جذاب و پر کشش  ویژگی این رمان است.  «دایی‌جان ناپلئون»  بعد انقلاب تا سال‌های دولت اصلاحات اجازه تجدید چاپ نداشت و بعد بیست سال این رمان در سال‌های دهه‌ هفتاد مهلت انتشار پیدا کرد، اما با روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد این رمان باز به محاق رفت. در چهار سال  گذشته این رمان در نشر صفی‌علیشاه چندبار تجدید چاپ شده است. تازگی هم این اثر با طرح و چاپی جدید در نشر فرهنگ معاصر منتشر شده است.   رمان دایی‌جان ناپلئون این‌‌طور شروع می‌شود: « من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه‌و ربع کم بعدازظهر، عاشق شدم. تلخی‌ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید اینطور نمی‌شد.   آن روزها هم مثل هر روز با فشار و زور و تهدید و کمی وعده‌های طلایی برای عصر، ما را، یعنی من و خواهرم را، توی زیرزمین کرده بودند که بخوابیم. در گرمای شدید تهران خواب بعدازظهر برای همه بچه‌ها اجباری بود. ولی آن روز هم ما مثل هر بعدازظهر دیگر، در انتظار این بودیم که آقاجان خوابش ببرد و برای بازی به باغ برویم، وقتی صدای خورخور آقاجان بلند شد، من سر را از زیر شمد بیرون آوردم و نگاهی به ساعت دیواری انداختم. ساعت دو ونیم بعدازظهر بود. طفلک خواهرم در انتظار به خواب رفتن آقاجان خوابش برده بود. ناچار او را گذاشتم و تنها، پاورچین بیرون آمدم.   لیلی، دختر دایی جان، و برادر کوچکش نیم ساعتی بود در باغ انتظار ما را می‌کشیدند. بین خانه‌های ما که در یک باغ بزرگ ساخته شده بود، دیواری وجود نداشت. مثل هر روز زیر سایه درخت گردوی بزرگ بدون سروصدا مشغول صحبت و بازی شدیم. یک وقت نگاه من به نگاه لیلی افتاد. یک جفت چشم سیاه درشت به من نگاه می‌کرد. نتوانستم نگاهم را از نگاه او جدا کنم. هیچ نمی‌دانم چه مدت ما چشم در چشم هم دوخته بودیم که ناگهان مادرم با شلاق چند شاخه‌ای بالا سر ما ظاهر شد.»    میخائیل گورگانتسف، بر مقدمه‌ ترجمه روسی اثر نوشته است، «تسلسل موقعیت‌های مضحک و دیالوگ‌های خنده‌آور، که نویسنده به وفور از آنها بهره‌ برده است، خواننده را به یاد گوگول و «خنده در میان اشک‌های نامرئی» او می‌اندازد. و این، نه تنها به‌خاطر آن است که مثلاً جنجال منازعه خانوادگی بر سر یک «صدای مشکوک»، شباهتی به خصومت جاودانه میانه ایوان ایوانویچ و ایوان نیکیفورویچ دارد، بلکه در این رمان عوامل بسیار دیگری یادآور این جمله پایان داستان گوگول است که: «آقایان، زندگی در این دنیا چه ملال‌انگیز است!»   همچنین دیک دیویس بر مقدمه ترجمه انگلیسی از این رمان هم نوشته است :«وجود چنین رمانی در ادبیات ایران، به حد اعلی کمیک و مبتکرانه، مملو از شخصیت‌های به‌یادماندنی در کشاکش زد و خوردهای مضحک ممکن است خواننده غربی را، که عادت کرده با شنیدن نام ایران به یاد صحنه‌های جدی بیفتد، دچار شگفتی کند. حال آنکه در خود ایران این رمان شاید شناخته‌ترین و محبوب‌ترین داستانی باشد که پس از جنگ جهانیِ دوم در این کشور نوشته شده است.»    ایرج‌ پزشک‌زاد آثار متعددی را نوشته است. «خانواده نیک‌اختر»، دیگر اثر داستانی پرطرفدار این نویسنده است و در نشر آبی پانزده بار تجدید چاپ شده است. « شهر فرنگ از همه رنگ»، «طنز فاخر سعدی»، «حافظ ناشنیده‌پند»، «رستم‌صولتان» و ... از دیگر آثار این نویسنده است.  ]]> ادبیات Tue, 22 Aug 2017 05:17:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/251288/دایی-جان-ناپلئون-تجدید-چاپ