خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 19 Oct 2018 11:30:11 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 19 Oct 2018 11:30:11 GMT ادبيات 60 با جایزه جمالزاده به استقبال صدمین سال داستان‌نویسی ایران می‌رویم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266500/جایزه-جمالزاده-استقبال-صدمین-سال-داستان-نویسی-ایران-می-رویم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قرار است نخستین دوره جایزه جمالزاده با دبیری علی خدایی و با حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری اصفهان در زمستان امسال برگزار شود. این جایزه که به نام «محمدعلی جمالزاده» نام‌گذاری شده است در دو بخش داستان کوتاه و زندگی‌نگاره‌های اصفهان برگزار می‌شود. به همین بهانه گفت‌وگویی داشتیم با علی خدایی دبیر این جایزه ادبی و نویسنده ساکن اصفهان «کتاب آذر» و از جرئیات برگزاری این جایزه پرسیدیم.  آقای خدایی حلقه اصلی تصمیم‌گیری برنامه‌ریزی برای برگزاری جایزه محمدعلی جمالزاده چه کسانی بودند؟ نباید در جوابتان بگویم «من» چون «ما» در اصفهان حلقه‌های متفاوت ادبی و فرهنگی و داستان‌نویسان زیادی بودیم که مدت‌ها مشتاق برگزاری یک جایزه ادبی در اصفهان بودیم. در همه شهرهای مهم حداقل یک جایزه ادبی برگزار می‌شود و حتی این جایزه‌ها در شهرهای کوچک‌تر هم در حال برگزاری است. همین‌طور می‌بینیم مسابقه‌های داستان‌نویسی زیادی در شهرهای کشور طبق تقویم‌هایی که نهادها و اداره‌ها دارند با موضوعات و تم‌های خاص برگزار می‌شود و سهم اصفهان از جریان‌های ادبی کم و گذرا بود. همه ما این ایده و فکر مشترک را داشتیم که کاش در شهر اصفهان هم جایره ادبی  و فرهنگی‌ای برگزار شود.                            علی خدایی درواقع  همه ما هنرمندان اصفهانی به نوعی منتظر روشن شدن چراغی بودیم. با این حال چندسالی بود که برگزاری چنین جایزه‌ای به نقطه مشترک و اولویت نمی‌رسید. خوشبختی این بود که همزمان با برپایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان و همنشینی ما در بخش داوری فیلم «زاون قوکاسیان» این ایده مطرح شد و در شهرداری اصفهان هم از آن استقبال شد و این جایزه ادبی شکل گرفت. نقش علی خدایی به عنوان نویسنده در شکل‌گیری جایزه‌ای به نام «محمدعلی جمالزاده» و فضای پر روح ادبی این روزهای اصفهان چیست؟ من اصفهان را بسیار دوست دارم و خیلی از زندگی‌نگاری‌هایم هم درباره اصفهان است. هرچیزی که به داستان اصفهان کمک کند از آن استقبال و با آن همکاری می‌کنم. شاید نقش من در این جایزه ادبی هم همکاری و همفکری برای برگزاری‌اش بوده است. چرا جایره محمدعلی جمالزاده چرا کس دیگری نه مثلا بهرام صادقی یا گلشیری یا بزرگان دیگر اصفهان البته نام گلشیری را به عنوان مثالی از نویسندگان آوردم... بعضی از این جایزه‌های ادبی اکنون متوقف شده‌اند بعضی هنوز وجود دارند. ولی در ورودی آن جایزه‌ها هرگز بسته نشده است. جایزه گلشیری و صادقی هست و هیچ کدام از ما به عنوان تمام شده به آن جوایز و نام‌های بزرگ نگاه نکردیم. دلیل اصلی انتخاب جمالزاده هم این بود که جمالزاده شخصیتی چندوجهی است. معتقدیم که او اولین داستان ایرانی امروزی را نوشته،کتاب ترجمه کرده، درباره اقتصاد نوشته است، خاطره‌نویسی دارد و... همه خاطرات‌اش از کارهایش است و یکجورهایی اصفهان در همه کارهایش وجود دارد. نقش اصفهان در جایزه جمالزاده چیست؟ این جایزه چون در اصفهان است ما از نام مبارک جمالزاده برای اصفهان استفاده می‌کنیم که سابقه ادبی و تاریخی طولانی دارد و در جهان مشهور است. از همه جای دنیا برای دیدن جمالزاده می‌آیند و در نقطه نقطه اصفهان عکس و خاطره دارند و همچنین مهم‌ترین دلیل اینکه جمالزاده اصفهانی است. اصفهان شهری است که هم دیروز را دارد و هم امروز را و افق‌های فردا در آن پیداست و نام جمالزاده نامی در حد بزرگی نام اصفهان است. ما چند سال دیگر به صدمین سال داستان‌نویسی در تاریخ ادبیات ایران می‌رسیم که با جمالزاده اصفهانی آغاز شده است. همچنین من فکر می‌کنم که اصفهان به شدت درحال تغییر است نسبت به زمانی که شاردن،تاورنیه و ریچاردز و خانم دیالافوا به اصفهان آمدند. ما باید درباره این اصفهان، اصفهان خودمان بنویسیم و به یادگار بگذاریم. داوران این جایزه چطورانتخاب می‌شوند؟ نگاه ما این بود که داوران فقط اصفهانی نباشند و از شهرهای محتلف داوران متفاوتی را انتخاب کردیم. داوری‌ها در دو مرحله است و بخش‌های جداگانه دارد اما تمام گروه‌های داستان‌نویسی اصفهان در داوری ما شرکت می‌کنند و داستان‌های منتخب را برای مرحله بعدی انتخاب می‌کنند. اینکه اغلب انجمن‌های داستان‌نویسی که در زمینه داستان فعالیت می‌کنند در برنامه باشند ایده اولیه ما بود. بحث اصلی بحث داستان است. ما نویسندگان خوبی داریم که داوری‌های درخشانی دارند. تمایز جایزه جمالزاده با دیگر جایزه‌های ادبی که درحال برگزاری است، چیست؟ جایزه‌های ادبی که در حال حاضر برگزار می‌شوند بیشتر به کتاب‌های چاپ شده جایزه می‌دهند اما ما به داستان‌نویس‌های آماتور و حرفه‌ای و همه کسانی که به زبان فارسی می‌نویسند جایزه می‌دهیم. چرا اسم جایزه «جمالزاده» است و «جایزه ادبی جمالزاده» نیست؟ این جایزه برای همه فارسی‌زبانان و در بخش‌های مختلف با توجه به چندوجهی بودن شخصیت جمالزاده برگزار می‌شود. درواقع شعار ما این است که برای همه کسانی که به زبان فارسی داستان می‌نویسند جایزه‌ای برگزار کنیم. این جایزه امسال در دو بخش داستان و زندگی‌نگاره برگزار می‌شود. سال بعد بخش‌های دیگری هم به آن اضافه می‌شود. برای همین نامش را نگذاشتیم جایزه ادبی جمالزاده و نام جایزه جمالزاده است. در حال حاضر چه کتابی می‌خوانید یا دقیق‌تر بپرسم علی خدایی از چه کتاب‌هایی لذت می‌برد؟ اخیرا فقط جمالزاده می‌خوانم و فکر می‌کنم حالا که جمالزاده می‌خوانم باید دوباره به عقب برگردم و داستان‌های ایرانی را از نو بخوانم. به این فکر می‌کنم که چه نویسنده‌هایی را در طول عمری که گذشت ندیدم و باید تا فرصت باقی است فقط کتاب خواند. با توجه به اعلامیه اعلام وجود جایزه جمالزاده، این جایزه در بخش داستان کوتاه دو بخش اصفهان و آزاد در نظر گرفته شده است. در بخش اصفهان داستان‌ها می‌بایست با عناصر مرتبط با اصفهان پیوند داشته باشد و از ویژگی‌های تاریخی، جغرافیایی اماکن، نمادهای شهری، زیارتی، سبک زندگی مردم اصفهان و ... استفاده داستانی کرده باشد. در بخش آزاد نیز آثار باید محصول کار خلاق نویسندگان به شمار بیاید. همچنین در بهخش زندگی‌نگاره‌های اصفهان نیز آثاری داوری خواهد شد که شامل روایت‌های واقعی از تجربه‌ زندگی در اصفهان یا سفر به اصفهان که در قالب ادبی ناداستان نوشته شده باشند. براساس فراخوان این رویداد ادبی برای شرکت در آن آثار ارسالی نباید در هیچ کتاب، مجله، رسانه مکتوب، فضای مجازی منتشر و یا در مسابقه‌ای برگزیده شده باشد و باید حداکثر تا ۵۰۰۰ کلمه حجم داشته باشند. همچنین هر نویسنده می‌تواند در هر بخش حداکثر با یک اثر شرکت کند. آثار برای شرکت در این جشنواره می‌بایست تا تاریخ ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۷ در قالب فایل Word و قلم Nazanin ۱۴ در فرم ثبت‌نام بارگزاری شود. این رویداد همچنین برای برنده اول هر بخش ۸۰ میلیون ریال، به برنده دوم هر بخش ۵۰ میلیون ریال، برای برنده سوم هر بخش ۳۰ میلیون ریال اهدا می‌کند و جایزه ویژه هیئت داوران نیز۳۰ میلیون ریال تعیین شده است. ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266500/جایزه-جمالزاده-استقبال-صدمین-سال-داستان-نویسی-ایران-می-رویم سنایی طراح بوطیقای غزل عرفانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266532/سنایی-طراح-بوطیقای-غزل-عرفانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، چهل‌ودومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ سنایی با موضوع تحلیل و بررسی «جایگاه استاد محمدتقی مدرس‌رضوی در تصحیح و تفسیر آثار سنایی» و رونمایی از تصحیح جدید حدیقه‌الحقیقه با حضور محمدجعفر یاحقی، مهدی محبتی، سیدمهدی زرقانی و علی‌اصغر محمدخانی روز چهارشنبه (25 مهرماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   نقش مهم مدرس‌رضوی در معرفی دو شخصیت سنایی و خواجه نصیر در ابتدای نشست علی‌اصغرمحمدخانی ضمن گرامی داشتن یاد محمد دبیرسیاقی و اشاره به تصحیح جدید حدیقه‌الحقیقه، به معرفی مختصری از مرحوم مدرس‌رضوی‌ به عنوان اولین مصحح حدیقه پرداخت و گفت: مرحوم مدرس رضوی درباره سنایی چندین اثر دارد. اولین کسی است که در روزگار ما تصحیح حدیقه را انجام داده و در کنار سنایی، یک‌سری کار هم درباره خواجه نصیرالدین‌طوسی دارد، بنابراین مرحوم مدرس‌رضوی نقش مهمی در معرفی دو شخصیت سنایی و خواجه نصیر به مخاطبان و جامعه علمی و فرهنگی کشور داشته و دارد.   معاون فرهنگی و بین‌الملل موسسه شهرکتاب ضمن اشاره به تصحیحاتی که از حدیقه در فاصله تصحیح مدرس‌رضوی در سال ۱۳۲۸ تا تصحیحی که این هفته از حدیقه منتشر شده، بیان کرد: اساس کار محمدجعفر یاحقی و مهدی زرقانی در تصحیح جدید، نسخه منچستر و ۵ نسخه دیگر از حدیقه است. مولفان مقدمه مبسوطی نزدیک به ۸۰ صفحه راجع به سنایی در این تصحیح نوشته‌اند و بحثی دارند درباره اینکه سنایی نقطه عطف شعر فارسی است و همچنین به اینکه حدیقه مهم‌ترین اثر سنایی است، اشاره شده و نگاهی هم به زندگی، آثار و سویه‌های شعر سنایی دارد.   او ادامه داد: مسئله دیگری که در مقدمه اشاره شده، مسئله تضادهای مفهومی است. خدای سنایی و دو مفهوم کلیدی زهد و معرفت در آثار سنایی از دیگر مسائلی است که در مقدمه حدیقه به آن پرداخته شده است. همچنین به مسئله اخلاق و بلاغت در حدیقه و اینکه چرا سنایی ذهن داستان‌پردازی ندارد اشاره شده است. بحث دیگری که خیلی هم مهم است، مسئله حضور سنایی در آثار دیگران بعد از خودش است، که چه در میان فیلسوفان و چه در میان شاعران خیلی گسترده مطرح بوده و از آن طرف هم این مطرح شده که چه کسانی قبل از سنایی بر او اثر گذاشته‌اند. در مجموع این‌ها موضوعاتی است که در مقدمه تصحیح جدید از حدیقه به آن پرداخته شده است.   محمدخانی در پایان صحبت‌های خود گفت: در این یک سال که درباره سنایی مطالعه و بحث می‌کردیم، با وجود اینکه درس‌گفتارهایی درباره سنایی را یک سال ادامه دادیم، باز احساس می‌کنم که باید ده سال دیگر آثار سنایی را بخوانیم تا بتوانیم او را بشناسیم. یعنی آثار سنایی، تاثیرگذاری و جایگاه او در ادب فارسی جای بحث بیشتری دارد.   محمدجعفر یاحقی که به همراه مهدی زرقانی تصحیح جدید حدیقه‌الحقیقه سنایی را انجام داده، در شروع صحبت‌های خود گفت: بحث سنایی در ادبیات بسیار مهم است؛ به خصوص که به نظر ما نقطه عطفی در مطالعات ادبی است و در حوزه عرفانی، تحول غزل، شعر و قصیده فارسی نقش بسیار اساسی داشته است. حدیقه او همیشه مورد توجه اهل ادب بوده و یکی از مهمترین کتابهای سنایی و نظم و شعر فارسی است، که تاثیرات خاص خود را در فضای فرهنگی ایران و اندیشه‌ ادبیات ما گذاشته است؛ چنان که تأثیرش هم بر عطار، هم بر مولوی و هم بر دیگران مشهود است.   استشهاد فراوان به آثار سنایی در لغت‌نامه دهخدا او ادامه داد: در لغت‌نامه دهخدا استشهادهای فراوانی بر آثار سنایی به طور عام و حدیقه به طور خاص شده است. حدیقه از همان آغاز و زمان حیات سنایی، مورد توجه بوده و از شاعران خیلی نزدیک به زمان سنایی آثاری داریم که به نظر می‌رسد تحت تأثیر حدیقه است. مثلاً در کشف‌‍الاسرار میبدی که تقریبا هم‌زمان با سنایی است، ابیاتی از حدیقه آمده است؛ یا مثلا احمد غزالی هم تقریبا همزمان با حدیقه سنایی است، اما ردپای سنایی در احمد غزالی دیده می‌شود.   یاحقی حدیقه را واپسین اثر سنایی خواند که سال‌های آخر عمر با آن درگیر بوده و افزود: طبق بعضی روایات موجود، سنایی تا آخرین لحظات عمر خود حدیقه را سروده است و شاید به همین جهت بعضی‌ها بر این باورند که حدیقه ناتمام است و اگر سنایی وقت داشت و حیاتش اجازه می‌داد، می‌توانست آن را ادامه دهد و تکمیل کند. اگر این فرض درست باشد، طبیعی است که این کتاب در زمان حیات سنایی تنظیم نشده یا به عبارت دیگر صورت منقح آن به تأیید شاعر نرسیده است.   صورت نهایی حدیقه تدوین و تنظیم محمد‌بن علی‌بن‌رفاع است عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد به تنظیم سنایی توسط دیگران و بعد از مرگ اشاره کرد و گفت: به طور مشخص، شخصی به نام محمد‌بن علی‌بن‌رفاع، که از دوستان نزدیک و از شاگردان سنایی بوده، حدیقه را تنظیم و به سلطان غزنوی عرضه می‌کند. در واقع صورت نهایی حدیقه تدوین و تنظیم محمد‌بن علی‌بن‌رفاع است. مسئله تنوع نسخه‌ها و اختلافاتی که در نسخه‌های خطی حدیقه هست هم ناشی از تغییر و تبدیل‌هایی است که در آن‌ها صورت گرفته و اینکه خود سنایی نتوانسته در آخر عمر، صورت منقح از کار خودش ارائه کند. همچنین به نظر می‌رسد که بعداً تحریرهای مختلفی از سنایی مورد استفاده کاتبان و ناسخان قرار گرفته و ما امروز نسخه‌های متفاوت و گوناگونی با تعداد ابیات مختلف و متنوع و حتی گزیده یا کوتاه شده از آثار سنایی روبه‌رو هستیم. به همین دلیل نسخه‌های حدیقه با هم اختلاف دارند.   کتاب پروفسور دوبروین مهم‌ترین منابع سنایی‌شناسی  یاحقی در ادامه به کارهایی که پروفسور دوبروین درباره سنایی انجام داده، اشاره کرد و افزود: کتاب او درباره سنایی یکی از مهم‌ترین منابع سنایی‌شناسی و به‌خصوص راجع ‌به حدیقه است. در این کتاب درباره حدیقه، راجع به نسخه‌های آن‌‌‌‌، چاپ‌های گوناگون آن، تاثیرات و ابعاد مختلف آن خیلی خوب کار شده و همچنین نظریه‌هایی که دوبروین در این کتاب داده، بسیار مهم است. بنابراین در کنار استاد مدرس‌رضوی باید از استاد دوبروین هم به عنوان سنایی‌شناس خارج از کشور یاد، تقدیر و تجلیل کنیم.   یاحقی در ادامه به نسخه‌هایی که برای تصحیح حدیقه استفاده کرده بودند، به خصوص نسخه‌هایی که پروفسور دوبروین، جمع‌آوری و پیشنهاد کرده بود، اشاره کرد و گفت: البته ما همه نسخه‌های حدیقه را جمع‌آوری کردیم و از بین آن‌ها، ۷ نسخه را انتخاب کرده و در این تصحیح استفاده کردیم. هندوستان در امر چاپ و نشر نسخه‌های فارسی پیشتاز است وی به چاپ‌های هندی حدیقه هم اشاره کرد و افزود: قبل از این چاپ‌هایی که در ایران صحبت آن است، حدیقه در هند چاپ شده است. به نظر من هندوستان در امر چاپ و نشر کتاب‌های فارسی پیشتاز است و بسیاری از کتاب‌های ما اولین بار در هندوستان چاپ شده است. زمانی که انگلیس‌ها به هند رفتند، با گنجینه عظیم نسخ خطی فارسی مواجه شده‌اند و شاید یکی از دلایلی که انگلیسی‌ها، بعدا آن‌قدر به ایرانشناسی و فرهنگ ایران توجه کردند، همین گنجینه‌ای بود که در هندوستان از نسخ فارسی می‌دیدند و بعداً بسیاری از این نسخ را به انگلستان منتقل و در آنجا آرشیو کردند.   اولین چاپ مهم حدیقه در ایران تصحیح مدرس‌رضوی است مصحح حدیقة‌الحقیقه در ادامه به چاپ‌های حدیقه در ایران پرداخت و عنوان کرد: در ایران اولین چاپ مهم حدیقه، همان چاپ مرحوم مدرس‌رضوی است که در سال ۱۳۲۸ منتشر شده و مدت‌ها در اختیار سنایی‌پژوهان و محققان بوده است. این کتاب در سال ۱۳۵۹ توسط انتشارات دانشگاه تهران دوباره به چاپ رسید که شادروان مدرس‌رضوی در مقدمه آن از کمبودهای اثر گفته بود که به علت ضعف بینایی و ... موفق به رفع آن ضعف‌ها نشده است؛ همین دغدغه‌ای که مدرس‌رضوی داشت، سبب شد که فکر کنیم از نظر او هم این کتاب کامل نبوده و نیاز به تجدید نظر دارد، در نتیجه همین امر ما را گستاخ‌تر کرد که قدم در این راه بگذاریم و این کار را انجام دهیم که حاصل کار را انتشارات سخن چاپ کرده است.   اگر قدمی برداشته‌ایم جای پای مدرس‌رضوی است یاحقی در پایان به برخی از آثار مدرس‎رضوی اشاره کرد و گفت: سر تعظیم فرود می‌آورم بر آستان استاد بزرگ شادروان مدرس‌رضوی که سنگ بنای بزرگی را گذاشت؛ هم سنایی‌شناس و هم خواجه‌نصیرشناس بزرگی بود و شاگردان زیادی را در دانشگاه تهران تربیت کرد که همه مدیون او هستند. روانش شاد که راه درستی را آغاز کرده و ما اگر قدمی برداشته‌ایم جای پای اوست و هیچ کار تازه‌ای نسبت به کار او نکرده‌ایم.   مهدی زرقانی از دیگر مصححان حدیقه سخنان خود را با ادای احترام به ساحت مرحوم مدرس‌رضوی پروفسوردوبروین و همچنین استاد شفیعی‌کدکنی که در حوزه سنایی کتاب‌هایی نوشته‌اند، شروع کرد و گفت: به نظر ما حدیقه دو تحریر متفاوت دارد، یک تحریر مفصل و یک تحریر مختصر و هر کدام از این‌ها خانواده‌ای از نسخه دارند. تحریر مختصر حدود ۵ هزار بیت است که مریم حسینیان آن را چاپ کرده و تحریر مفصل حدود ۱۱ هزار بیت است که ما به آن پرداخته‌ایم. اما جالب است که حتی در تحریر مفصل هیچ دو نسخه‌ای را پیدا نکردیم که نظم ابواب آن مثل هم باشد.   رتوریک حدیقه مناسب حال واعظان است زرقانی درباره تفاوت نسخه‌های حدیقه از نظر نظم مطالب به نکته پروفسور دوبروین که در جامعه عصر سنایی دو طبقه اجتماعی قاضیان و واعظان خیلی مورد احترام بودند، اشاره کرد و گفت: رتوریک حدیقه کاملا مناسب حال واعظان است، یعنی برتر بودن طبقه اجتماعی واعظان در جامعه، خودآگاه یا ناخودآگاه سنایی را متوجه این نکته کرده که رتوریک حاکم بر حدیقه را از نوع متناسب با ژانر وعظ انتخاب کند و باز به همین خاطر است که در حدیقه حکایت‌های طولانی که نیازمند بحث‌های طولانی است، را نمی‌بینید. اساساً حدیقه ژانری نیست که حکایت در آن غلبه داشته باشد، بلکه برعکس بیشتر تمثیل و مثل در آن غلبه دارد. زمینه غالب حدیقه، تمثیل است؛ نه داستان و حکایت، چنان‌که در عطار و بعد از آن در مثنوی مشاهده می‌کنیم. می‌توان گفت علت این تمثیل‌گرایی سنایی هم به این خاطر است که متناسب با ژانر وعظ است و واعظان منبری می‌توانند از این اثر بیشترین بهره را ببرند.   او ادامه داد: در پژوهشی که تاثیر سنایی در آثار بعدی او بررسی شده هم این نکته مشاهده می‌شود که آن بافت‌هایی که بیت‌های سنایی را از حدیقه استشهاد کرده بودند، بیشتر بافت‌هایی است که متناسب با ساختار وعظ است. یعنی وقتی یک شاعر یا نویسنده، آن جا که می‌خواهد وعظ کند به حدیقه سنایی متصل می‌شود؛ بنابراین می‌توانیم بگوییم حدیقه اثری است که با رتوریک وعظ سروده و تدوین شده است، و جالبی کار سنایی این است که این موضوع هیچ صدمه‌ای به ماهیت و هویت معنایی متن وارد نمی‌کند، اگر هم در نسخه‌های مختلف حدیقه جابه‌جایی مطالب را می‌بینیم، این جابه‌جایی خصلت ژانری است که سنایی در آن می سراید.   سنایی تنها عارفی است که به او حکیم می‌گویند مصحح کتاب حدیقه الحقیقه در تفاوت روایت نسخه مختصر و مفصل حدیقه بیان کرد: ورودی حدیقه، ورودی عرفانی نیست و بحث کلام است؛ درست برعکس مثنوی که ورود آن با عرفان است. سنایی تنها عارفی است که به او حکیم می‌گویند و به نظر می‌رسد بیشتر به حکیم معروف است تا عارف. در حدیقه با کمال تعجب مدخل‌ها و فصل‌های می‌بینید که در هیچ اثر عرفانی دیگر به این شکل نمی‌بینید. مثلاً حدیقه بابی درباره بیماری‌های مختلف دارد و در باب بعدی دارو برای آن بیماری‌ها که وقتی وارد این باب‌ها می‌شوید، اصلاً فضای عرفانی ندارد. همچنین در ادامه بابی به نجوم اختصاص داده و بابی هم درباره تعبیر خواب دارد که به کلی به عرفان مربوط نمی‌شود.   او ادامه داد: وقتی سنایی که لقب حکیم دارد را با سنایی که حدیقه را با کلام شروع می‌کند و سنایی که در اثر خودش به موضوعات مختلفی پرداخته را کنار هم می‌گذاریم، به نتیجه می‌رسیم که سنایی قصد داشته یک دایره المعارف از دانش‌هایی که داشته و در زمان او رایج بوده در حدیقه بیاورد، بنابراین حدیقه سنایی خصلت دایرة‌المعارفی پیدا کرده است و اولین اثر منظوم هم هست که این خصلت را دارد. به این ترتیب من سنایی را در حدیقه در درجه اول یک عارف نمی بینم، بلکه او یک حکیم است.   سنایی در حدیقه یک شخصیت شیشه‌ای دارد عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: سنایی به قدری شاعر دوره گذار است و به قدری ویژگی‌های دوره گذار را درونی خودش کرده که به هیچ ایدئولوژی و گفتمان خاصی تن نمی‌دهد و تسلیم هیچکدام نمی‌شود. اساساً بر فراز همه ایدئولوژی‌ها حرکت می‌کند و از همه آن‌ها بهره می‌برد، لذا در حدیقه هم صدای ابن‌سینا را می‌شنوید و هم صدای غزالی. به تعبیر یکی از استادان، سنایی در حدیقه اساساً یک شخصیت شیشه‌ای دارد، یعنی کاملاً خودش را به نمایش گذاشته و اصلا خودش را سانسور نمی‌کند، عظمت و بزرگی سنایی به این است که هیچ ایدئولوژی نتوانسته او را در خودش زندانی کند.   سنایی طراح بوطیقای غزل عرفانی زرقانی درباره اینکه خدای سنایی در حدیقه بیشتر خدای جبار است، گفت: در حدیقه خدای متکلمان را مشاهده می‌کنیم. اگر کسی خواست تصویر خدای عارفان را در سنایی ببیند، باید سراغ غزل‌های او برود، چرا که در غزل خدای عارفانه مطرح شده است. اینکه استاد ما گفته سنایی شاعر دوران ساز است، یک تعارف و تعریف نیست، چرا که سنایی واقعاً طراح بوطیقای غزل عرفانی است و به راحتی می‌توان دید که پایه‌ای که سنایی در غزل گذاشت، در عطار و مولوی گسترش یافت و در حافظ به اوج رسید. بنابراین سنایی در غزل‌هایش بوطیقای غزل عرفانی را طراحی می‌کند و واقعا فوق العاده هم طراحی می‌کند.   وی ضمن آوردن توضیحاتی درباره ساختار تصحیح جدید حدیقه الحقیقه گفت: نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که ما نباید نقش و عمل لهجه یا گویش را در تصحیح نادیده بگیریم. یکی از خوش اقبالی‌هایی که ما داشتیم، این بود که در بسیاری از مواقعی که به همراه دکتر یاحقی در حال تصحیح حدیقه بودیم، دانشجویان دکتری افغانستانی ما هم همراهمان بودند و بسیاری از گره‌های متن را حل کردند.   کمتر کتابی در زبان فارسی داریم که به اندازه حدیقه زود تاثیر گذاشته باشد مهدی محبتی آخرین سخنران نشست بود که ضمن خواندن ابیاتی از حدیقه، تصحیح جدید حدیقه توسط یاحقی و زرقانی را فرزند جدیدی خواند که به ادبیات هدیه داده‌اند و در اهمیت حدیقه گفت: عجیب است که حدیقه از همان بدو پیدایش تاثیر فراوانی داشته و ما کمتر کتابی در زبان فارسی داریم که به اندازه حدیقه زود تاثیر گذاشته باشد. حتی بر کسانی جوان‌تر از خود سنایی، مثل احمد غزالی موثر بوده که در سوانح بیتی از حدیقه آورده است. همچنین در یکی از معروف‌ترین نسخه‌های کلیله و دمنه هم تاثیر سنایی و حدیقه را می‌بینیم؛ یعنی در کلیله و دمنه که کلاسیک‌ترین و معتبرترین متن ادبیات فارسی است، از حدیقه نه یک بیت که یک حکایت داریم و از این می‌توان میزان تأثیر سنایی را نتیجه گرفت.   او در ادامه به تأثیر سنایی در متون مختلف ادبی و غیرادبی در ادوار مختلف تا جامی و عصر معاصر اشاره کرد و گفت: اولین اظهار نظر عجیب و غریب نسبت به حدیقه را در افلاکی می‌بینیم که داستانی روایت می‌کند و در آن حکایت می‌بینیم که تصور اصحاب مولانا این است که حدیقه سنایی عصاره و چکیده قرآن است. در همان زمان شمس تبریزی است که در مقالات خود ۱۸ بار از سنایی یاد می‌کند که چهار بار آن ابیات حدیقه را می‌آوردف ولی باید توجه داشت که نگاه شمس مثل مولانا سرسپردگی محض نیست و دارای طیف مختلفی است. مثلا در جایی دو بیت از خاقانی را از کل حدیقه و دیوان سنایی برتر می‌داند. حدیقه، کتابی فوق العاده مهم و بسیار تاثیرگذار محبتی ضمن قرائت ابیات حدیقه که در مقالات شمس آورده شده، به اظهارنظر مدرس‌رضوی درباره حدیقه به عنوان یکی از معاصران اشاره کرد و افزود: مدرس‌رضوی معتقد است که حدیقه در منتهای درجه زیبایی و معناست و در جایی نکته ظریفی دارد که می‌گوید تاکسی چندین بار مثنوی مولوی را که در واقع تفسیر و شرح ابیات حدیقه است، نخواند و تامل ننماید، بر حقیقت حدیقه مطلع نشود. یعنی اگر کسی می‌خواهد حدیقه را بفهمد از مولانا وارد شود بعد سراغ عطار برود و در نهایت به حدیقه برسد.   وی ضمن آوردن نمونه‌های دیگری از اظهار نظر شاعرانی چون سعدی درباره حدیقه سنایی، عنوان کرد: همه این اظهارات، ما را به اینجا می‌رساند که در واقع حدیقه چه موافق و چه مخالف آن باشیم، کتابی فوق العاده مهم و بسیار تاثیرگذار است. مثلا وقتی که حدیقه به وجود می‌آید، مخزن الاسرار نظامی و بعد اسرارنامه عطار برانگاره حدیقه به وجود می‌آیند. درواقع تاثیرگذاری آن، آنقدر زیاد است که می‌توان در این زمینه کتابی نوشت. ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 12:48:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266532/سنایی-طراح-بوطیقای-غزل-عرفانی روایتی از یک زندگی کاملا سپید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266480/روایتی-یک-زندگی-کاملا-سپید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان بلند «خاطره‌های سپید» نوشته یغما کیهان منتشر شد. همان‌طور که از نام کتاب برمی‌آید، کتاب به‌مانند خاطره‌هایی به هم پیوسته است. این خاطره‌داستان‌ها در فصل‌های مختلفی نوشته‌ شده‌اند و هر فصل نامی مخصوص به خود را دارد. بیشتر فصل‌ها به نام افراد خانواده است مانند فصل‌های؛ خودش، مادرش، پدرش، مادربزرگش و ... برخی فصل‌ها هم به نام مقاطع تحصیلی مانند دبستان نامگذاری شده است. در ابتدای فصل «مادرش» می‌خوانیم: «لاله بعد از بحث با کریم درباره قورباغه دست در دست مادر راه را ادامه داد. گاهی ناخن خود را به دیواری چینه‌ای می‌کشید. تا رسیدن به مقصد دقایقی طولانی گذشت. هنوز پاهایش خسته نشد بود. دست خود را رها کرد. کمی دوید. به آفتاب می‌رفت و گرم می‌شد. صورتش را رو به خورشید می‌گرفت و چشم‌ها را سفت می‌بست و شکل دماغ و دهنش عوض می‌شد.» راوی این رمان دانای کلی است که بر جریان اشراف دارد و خواننده تمام ماجرا را از زبان او دنبال می‌کند. این دانای کل به مثابه دوربینی همه چیز و همه‌کس را توصیف می‌کند و به خواننده اطلاعات می‌دهد: «دور از این عالم عمو محمد نجمی را به پارک و سینما و گردش می‌برد و برای او اسباب‌بازی و بستنی‌های گلاب و آلاسکایی و پوپ و کانادافراست و الدورادو می‌خرید. بیشتر همراه با دوستش باقر کاظمی که هنرمند است. نجمی آن زمان روی حروف الفبای روزنامه‌ها و کاریکاتورهای نشریه توفیق و سرووضع ظاهری مردم تا قالپاق ماشین‌ها و شاید چیزهای دیگری از این قبیل حساس بود.» زبان این کتاب روان است و با وجود این روانی خبری از جملات محاوره نیست. این داستان را می‌توان در گروه داستان‌های شهری نیز طبقه‌بندی کرد چرا که در این رمان خانه،‌ محله،‌ همسایه و فضاهای شهری نقش مهمی دارند. این داستان یک روایت تصویری است از ارتباط آدم‌ها با دوستان، همسایگان و افراد خانواده. خواننده با خواندن فصل‌های مختلف این کتاب احساس می‌کند که در حال دیدن سریالی خانوادگی از  یکی از شبکه‌های تلویزیونی سیماست: «از مدرسه به خانه رسید و دید که مادربزرگ از علی‌آباد آمده. سماور به شدت دیژدیژ دارام می‌خواند. مادربزرگ نشسته بود و برای طلا قصه می‌گفت تا سرش گرم شود. و طلا بی‌آنکه همه چیز را بفهمد غش‌غش می‌خندید. مادربزرگ نجمی را بوسید و حسابی فشار داد. ربع ساعتی نگذشت که طلا او را دامن‌کشان به دنباله قصه کشاند...طلا از ته دل خندید. و قبل از خنده او مادربزرگ درنگی برای این خنده کرد.» «خاطره‌های سپید» خاطرات آدم‌هایی است که در زندگی خود به چیزهایی چسبیده‌اند و از گذشته خود رهایی ندارند. خواننده با شخصیت‌های این کتاب که اکثرا به تیپ‌های شناخته‌شده ادبی نزدیک‌اند به راحتی همذات‌پنداری می‌کند. در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم: «فضای آسوده و امن و مقبول و زیبای زندگی را چگونه می توان طرح و وصف و اجرا کرد؟ برای نوشتن کتاب زندگی چقدر مادیات صرف می شود؟ آن را چطور حساب می‌کنند؟ صفحه‌ای یا خطی؟ عنوانش چیست؟ مسیری به نام زندگی پر از خیر و شر؟ خاطره‌های سپید نجمی؟ سپید رنگ؟ چقدر سپید؟ سپید پررنگ؟ آدم فکر مبدا و مسیر و مقصد را از کجا می آورد؟ از همان جا که فیلسوفان آورده‌اند؟ مسیر چگونه طی می‌شود؟ خوشبینانه؟ یا مثل آغاز شدن و پایان یافتن شعری به سبک سپید؟ آیا این‌ها هم نشانه ای طبیعی برای آن است که رویارویی با مرگ دیگران آدم را به هم می‌ریزد؟» داستان بلند «خاطره‌های سپید» نوشته یغما کیهان در 128 صفحه و به قیمت 9000 تومان از سوی انتشارات آرما منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 07:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266480/روایتی-یک-زندگی-کاملا-سپید گوته یک فرد نیست یک گفتمان است/ گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266535/گوته-یک-فرد-نیست-گفتمان-جسارت-تابو-ها-پرداخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست هفتگی شهر کتاب که عصر پنجشنبه(۲۶ مهرماه) برگزار شد به نقد و بررسی کتاب «پنج اثر از گوته» اختصاص داشت و محمود حسینی‌زاد، علی عبداللهی و سعید پیرمرادی در این نشست سخنرانی کردند. کتاب «پنج اثر از گوته» با ترجمه‌ سعید پیرمرادی به تازگی به همت نشر چشمه منتشر شده و در آن دو نمایشنامه‌ شورانگیز و متفکرانه، یک دیالوگ جمعی روشنفکرانه با موضوع زنان و دو افسانه‌ معروف از گوته، شاعر و ادیب نامدار آلمانی برگزیده و ترجمه شده‌اند.   رابطه‌ام با گوته حالت شیدایی به خود گرفته است سعید پیرمرادی، مترجم اثر، در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره علاقه و آشنایی‌اش با گوته پرداخت و گفت: رابطه من با گوته حالت شیدایی به خود گرفته است و حدود هشت سال است با گوته زندگی می‌کنم و هرجا سخنی از گوته باشد در آنجا حضور دارم. زمانی‌که آثار گوته را ترجمه می‌کنم سعی می‌کنم به متن وفادار بمانم و به گونه‌ای ترجمه می‌کنم که گویی گوته زنده است و این اثر را می‌بیند.   وی که علاوه بر این کتاب، ترجمه آثار دیگری از گوته مانند «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی»، «اشتیاق» و «خویشاوندهای اختیاری» را در کارنامه‌اش دارد، درباره اینکه چرا و چگونه آثار گوته را برای ترجمه انتخاب کرده است، گفت: به صورت کاملا اتفاقی کتاب‌هایی که ترجمه کرده بودم به دست یکی از استادان دانشگاه هایدلبرگ و مولف کتاب «اشتیاق» رسید. او در این کتاب از زاویه دید روانشناسانه زندگی گوته را بررسی و تحلیل کرده و باورها، رنج‌ها، دردها و خلاقیت گوته را در این تحلیل به خوبی نشان داده بود.   این روانشناس در ادامه بیان کرد: من در آن زمان کم و بیش با گوته آشنایی داشتم اما به تدریج این علاقه دیرین در من تبدیل به شوق شد و تصمیم گرفتم بیشتر به گوته بپردازم. چراکه هیچ کدام از شاعران و نویسندگان غربی به اندازه گوته در مطرح کردن ادبیات ایران در جهان نقش نداشته‌اند. گوته با شوق و عشقی که به ادبیات ایران داشت با نگارش «دیوان غربی شرقی» به جهانی شدن ادبیات ایران کمک زیادی کرد و ما باید دِین او را ادا کنیم.   گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت وی افزود: بعد از ترجمه کتاب «اشتیاق» با کارهای گوته بیشتر آشنا شدم و خودم تعدادی از آثار او را برای ترجمه انتخاب کردم. «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی» نخستین ترجمه من بود. مطالب این کتاب مرا تحت تاثیر قرار داد چون خودم نیمی از عمرم را در مهاجرت بسر بردم. مطالب این کتاب به گونه‌ای است که گویی گوته در عصر کنونی زندگی می‌کند. همچنین دیالوگ 30 صفحه‌ای جذابی در آغاز این کتاب وجود دارد که گوته در آن انقلابیون و ضدانقلابیون را مقابل هم قرار می‌دهد. در این کتاب چند داستان کوتاه و نیمه بلند آورده شده است. گوته جسارت طرح موضوعاتی که در جامعه تبدیل به یک تابو شده است، را دارد. پیرمرادی در ادامه به کتاب بعدی که از گوته ترجمه کرده اشاره کرد و درباره آن توضیح داد: بعد از آن کتاب «خویشاوندی‌های اختیاری» را که یکی از اساسی‌ترین موضوعات نوع بشر و جدال بین خرد و احساس را به تصویر می‌کشد، ترجمه کردم. این کتاب توانست برای نخستین بار روابط موازی و سیر تشکیل و فرجام آن‌ها را بیان کند و نسبت به سایر ترجمه‌های انجام شده، بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است چون دارای موضوعی ملموس و حاد است و گاهی من این کتاب را برای درمان به مراجعه‌کنندگانم معرفی می‌کنم.   گوته خالق مفهوم ادبیات جهانی بود این مترجم آثار آلمانی افزود: بعد از این کتاب تصمیم گرفتم مخاطبان را با سبک‌های نگارش دیگر گوته آشنا کنم. «پنج اثر از گوته» مجموعه‌ای است متنوع که شخصیت و اندیشه‌های گوته را از زوایای گوناگون نشان می‌دهد. دو نمایشنامه «کلاویگو و استلا» را انتخاب کردم. کلاویگو برداشتی روانشناسانه و هستی‌شناسانه از انسان و درگیری‌ها و تضادهایش مطرح می‌کند و شخصیت مردی خواهان ترقی اجتماعی و عاطفی اما گرفتار در کشاکش سهمگین میان پیشرفت اجتماعی و دلبستگی عاطفی را به تصویر می‌کشد، نمایشنامه استلا نیز عشقی بدفرجام میان مردی متاهل و پریشان و معشوقه‌ جوانش را با ظرافتی کم‌نظیر به تصویر می‌کشد. به گفت پیرمرادی کلاویگو نیز مانند استلا و نمایشنامه‌های دیگر عنوان توبه ادبی گوته را به خود اختصاص داده است و گوته توانسته جفاهایی که در حق معشوقه‌هایش انجام داده در قالب این نمایشنامه‌ها به تصویر بکشد. همچنین پاریس نو و ملوزین نو، دو افسانه‌ شگفت‌انگیز گوته‌اند که قوه‌ تخیل خواننده را به پرواز درمی‌آورند.   تالیف بیش از 80 هزار مقاله علمی درباره گوته وی در ادامه با بیان اینکه گوته خالق مفهوم ادبیات جهانی بود، گفت: نمی‌توانیم به اثری از گوته برسیم که اثری از فرهنگ‌های دیگر در آن نباشد. و تا به حال بیش از 80 هزار مقاله علمی درباره آثار گوته به زبان‌های مختلف انجام شده که بسیار شگفت‌آور است.   پیرمرادی همچنین ‌از ترجمه دیگر آثار گوته خبر داد و گفت: تا پایان ماه آینده ترجمه کتاب «دیوان غربی شرقی» را به پایان رسانده و به نشر چشمه تحویل می‌دهم بعد از آن هم به ترجمه دو رمان مربوط به دوران سالمندی گوته که حجم زیادی در حدود دو هزار صفحه فارسی دارند، می‌پردازم.   وقتی سراغ گوته می‌روید با یک غول دست و پنجه نرم می‌کنید محمود حسینی‌زاد، سخنران دیگر این نشست درباره اینکه چگونه یک مترجم جرات می‌کند، به ترجمه آثار گوته بپردازد، گفت: در آلمان، گوته شخصیتی کاملا استثنایی دارد چون شرایط متفاوتی داشته است. او در خانواده اشرافی رشد کرده و تا 85 سالگی زندگی می‌کند و با دربار ارتباط دارد. گوته در آلمان مقام بالایی دارد و در همه شهر می‌توان نامی از گوته شنید. براین اساس وقتی سراغ گوته می‌روید باید بدانید که با یک غول دست و پنجه نرم می‌کنید.   این مترجم آثار آلمانی و داستان‌نویس در ادامه به توان سعید پیرمرادی در ترجمه آثار گوته اشاره کرد و گفت: من از سال‌ها پیش، زمانی که پیرمرادی در آلمان زندگی، تحصیل و کار می‌کرد وی را می‌شناسم و می‌دانم که او کاملا با گوته و شخصیت و مقامش در آلمان آشنایی دارد. او بر ترجمه آثار گوته متمرکز شده و به نویسنده دیگری نمی‌پردازد و گوته را از جهات مختلف بررسی می‌کند و خودش را محدود به آثاری همچون «دیوان غربی شرقی» نکرده است و برای ما گوشه‌هایی از گوته را نمایان کرده که خیلی درباره‌اش اطلاعات نداشتیم.   گوته مخاطب را بین دو فرهنگ غرب و شرق می‌گذارد این منتقد ادبی و مولف مجموعه داستان «سیاهی چسبناک شب» گوته را فردی چندوجهی عنوان کرد که به حوزه‌های مختلف پرداخته است و گفت: گوته در اصل نمایشنامه نویس است و پیرمرادی در این کتاب نمایشنامه‌هایی از گوته ترجمه کرده است. گوته مخاطب را بین دو فرهنگ غرب و شرق می‌گذارد و نوعی تصمیم‌گیری در همه آثار گوته به چشم می‌خورد.   زبان پیرمرادی هم بوی امروزی دارد هم بوی کلاسیک مولف مجموعه داستان «آسمان، کیپ ابر» در ادامه به آثار ترجمه شده از سوی پیرمرادی اشاره کرد و گفت: او در آغاز «اشتیاق» را ترجمه کرد و با این کتاب ابتدا شناختی از گوته به مخاطب ارائه داد سپس سراغ کارهای کمتر شناخته شده گوته رفت و داستان‌های کوتاهی از او ترجمه کرد که ما کمتر با آن آشنا بودیم.   به اعتقاد مترجم «قاضی و جلادش» کار مهم پیرمرادی، زبانی است که او برای ترجمه این آثار انتخاب کرده و خواندن این کتاب‌ها را برای مخاطبان روان کرده، زبانی که هم بوی امروزی دارد و هم بوی کلاسیک. او جمله‌بندی‌ها را نمی‌شکند ولی با انتخاب واژگان مناسب، حس امروزی بودن را به مخاطب منتقل می‌کند.     گوته یک فرد نیست یک گفتمان است علی عبدالهی، شاعر و مترجم آثار آلمانی، نیز در این نشست به فقدان مجموعه منسجم از ترجمه کتاب‌های گوته اشاره کرد و گفت: ما ترجمه‌های پراکنده‌ای از آثار گوته داریم و باید توجه بیشتری در زمینه تولید یک مجموعه منسجم در این زمینه صورت گیرد و تلاش‌های پیرمرادی در این زمینه ارزشمند است. گوته شاعر، درام‌پرداز، افسانه‌پرداز، قصه‌گو، نمایشنامه‌نویس، نظریه‌پرداز، مشاور و دستیار حاکمان، محقق در حوزه علوم طبیعی و فیزیک، سفرنامه‌نویس و فیلسوف است. گوته یک فرد نیست یک گفتمان است؛ مانند حافظ و سعدی و فردوسی و تحلیل او اهمیت زیادی دارد.   مترجم «سکوت آینده من است، مجموعه شعرهای عاشقانه اریش فرید» با بیان اینکه وقتی کسی می‌خواهد درباره گوته صحبت کند، نمی‌داند درباره کدام جنبه‌اش حرف بزند، افزود: گوته بازتابنده کامل و روح دوران خودش بود و تبیین‌گر انسان اروپایی، انسان کنجکاو، بررسی کننده تمام ابعاد علوم و واکاونده عوالم درون انسان، انسان ابزارساز و انسان هوشمندی است که می‌تواند خرد ابزاری را به خدمت ساخت نهادهای اجتماعی درآورد و انسان مدنی که ما می‌شناسیم از دل فاوست درمی‌آید و این کار بزرگ گوته است. بااینکه گوته همه این کارها را انجام داده به طرز عجیبی علایق پراکنده‌ای داشته و امروزه برخی اندیشه‌هایش در زمینه‌هایی مانند رنگ‌شناسی چندان مطرح نیست چون علم پیشرفت‌های زیادی داشته است.   گوته تلاش زیادی برای معرفی فرهنگی‌های دیگر انجام داد مترجم «اکنون میان دو هیچ، مجموعه شعرهای نیچه» یادآور شد: گوته تلاش زیادی برای معرفی فرهنگی‌های دیگر انجام داد. این جست‌وجو از آشنایی کامل با فرهنگ یونان باستان و روم باستان شروع شد و با اساطیر و کتاب‌های مقدس و آشنایی با فرهنگ فرانسوی و اسپانیایی و سفرهایی که به ایتالیا داشت ادامه یافت و به سروده‌های رومی که عاشقانه است و نگاه گوته به تاریخ ایتالیا رسید و در سال‌های بعدی عمرش به آشنایی با فرهنگ شرق و حافظ و سعدی رسید و در خلال مطالعه‌های ترجمه‌های موجود توانست حافظ را بشناسد.   مترجم «عاشقانه‌های هرمان هسه» شیلر، را شبیه‌ترین شخص به گوته از میان هم زبانانش نامید و گفت: آن‌ها دو دوست جدانشدنی و کاملا متضاد بودند. گوته شاعری خوشبخت بود اما شیلر برعکس او بود و جوانمرگ شد و بعد از مرگش احوالاتش در آثار گوته دیده می‌شود. به گفته عبداللهی در «پنج اثر از گوته» می‌توانیم گوته درام‌پرداز و گوته افسانه‌پرداز را ‌بینیم. گفت‌وگوهای ادبی ایران و آلمان علی‌اصغرمحمدخانی نیز در این نشست ضمن بیان اهمیت گوته و آثارش به دویستمین سال انتشار «دیوان غربی شرقی» گوته در سال 2018 اشاره کرد و گفت: به این مناسبت سال آینده میلادی به گفت‌وگوهای ادبی ایران و آلمان می‌پردازیم که به نوعی گفت‌وگوی شرق و غرب هم محسوب می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Oct 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266535/گوته-یک-فرد-نیست-گفتمان-جسارت-تابو-ها-پرداخت داستان‌هایی مختصر و مفید از برلین http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266519/داستان-هایی-مختصر-مفید-برلین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یودیت هرمان از نویسندگان نسل جدید ادبیات آلمان است. این نویسنده معاصر آلمانی نخستین متون ادبی خود را زمانی که در آمریکا بود منتشر کرد و تجربیات روزنامه‌نگاری نیز دارد. هرمان از همان آغاز نوشتن شیفته داستان کوتاه شد و درنهایت خود را بیش از آنکه رمان‌نویس بداند نویسنده‌ داستان‌های کوتاه می‌داند که با سبکی مینی‌مال خلق می‌شوند. ایجاز از ویژگی‌های بارز آثار اوست. هرمان نخستین مجموعه داستان خود به نام «خانه‌ی تابستانی» را در سال 1998 منتشر می‌کند که با استقبال روبه‌رو می‌شود.  خوشبختانه این نویسنده خوش‌قلم در ایران ناشناخته نمانده و آثاری چون مجموعه «این سوی رودخانه اُدر»، «آلیس» و «خانه تابستانی» و چند داستان کوتاه دیگر به فارسی ترجمه شده است. آخرین اثری که از هرمان به فارسی برگردانده شده،‌ آخرین مجموعه داستان منتشر شده از این نویسنده است که در سال 1397 با ترجمه مترجم همیشگی آثار او محمود حسینی‌زاد از سوی نشر افق راهی بازار کتاب شد. محمود حسینی‌زاد، مترجم آثار هرمان در ایران درباره سبک و سیاق نویسندگی او در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) می‌گوید: « هرمان درباره آدم‌های امروز و روابط‌شان می‌نویسد. داستان‌های اول درباره جوان‌ها بود و با گذشت زمان که سن خودش بالا رفت سن کاراکترهای داستان‌هایش هم بیشتر شد و  این اواخر بیشتر  درباره آدم‌های همسن و سال خودش می‌نویسد. عمده داستان‌های اول هرمان در برلین می‌گذشت چون او برلینی‌الاصل است اما به مرور زمان جهانی‌تر نوشت و اکنون داستانهایش در اقصی نقاط دنیا رخ می‌دهند.»                            کتاب «آلیس» در سال 1388 در ایران منتشر شد و هنوز هم یکی از پرطرفدارترین آثاری است که از این نویسنده به فارسی برگردانده شده است. این اقبال را می‌توان به رمان‌پسندی مخاطبان ایرانی نسبت داد. البته به گفته خود نویسنده؛ «این کتاب رمان نیست و پنج داستان است با یک شخصیت مشترک به نام آلیس.» اما پیوستگی غیرمستقیم داستان‌ها به یکدیگر و همچنین تِم مشترک آن‌ها این ذهنیت را در خواننده به وجود می‌آورد که گویی با رمانی کوتاه مواجه است. این کتاب مجموعه‌ای‌ست شامل پنج داستان که یک شخصیت محوری به نام آلیس دارد و در هر پنج داستان «مرگ» مضمون اصلی است. شخصیت اصلی کتاب زنی میانسال به نام آلیس است و این کتاب درباره ماجراهایی از مرگ دوستان و اقوام آلیس  و روایت افرادی است که در هنگام احتضار، آلیس به دیدن‌شان می‌رود. این رمان تا کنون شش بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از کتاب «آلیس» می‌خوانیم: «وقتي كسي كه دوستش داري، كسي كه در زندگي‌ات نقشي داشته، مي‌رود، مي‌ميرد و ديگر نيست، همه‌چيز دگرگون مي‌شود؛ چه بخواهي و چه نخواهي. آن‌چه به جا مي‌ماند، كتاب‌ها هستند و نامه‌ها و عكس‌ها.  يادها و اندوهي چاره‌ناپذير و گاهي هم در گوشه‌اي، خياباني، كسي را اشتباهي به جاي او كه مرده مي‌گيري و به دنبالش مي‌دوي...» کتاب «آن سوی رودخانه ادر» اولین کتابی است که از یودیت هرمان به فارسی ترجمه می‌شود. این کتاب  در سال 1386 وارد بازار کتاب ایران شد و مجموعه‌ای است انتخابی  از دو کتاب نخست یودیت هرمان به نام‌های «خانه تابستانی» و «هیچ چیز جز ارواح». هرمان در اين داستان به زندگي مردماني بي‌خيال و در عين حال آسيب‌پذير، به فرصت‌هاي از دست رفته و تنهايي گاه خود خواسته‌شان مي‌پردازد. نگاه و زبان او خونسرد اما مؤثر است و حسرتي نهفته در آن موج مي‌زند. هرمان در این داستان ها از نشانه‌ها مدد گرفته تا لایه زیرین اثر خود را بسازد و خواننده در این کتاب تنها با داستان و قصه مواجه نیست. بلكه  در مواجهه با چيزي است كه در اثر تقابل‌هاي عناصر تشكيل دهنده داستان آن شكل مي‌گيرد، و  در نتیجه با دو سطح روبه رو می‌شود؛ يكي سطح روساخت و دیگر آنکه با كشف دلالت هاي ضمني و تقابل‌ها در اين سطح  به سطح ژرفساختي داستان می‌رسد.                           این کتاب تا به حال سه بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از داستان «مرجان سرخ» می‌خوانیم: « ... اولين و تنها باري كه پيش روان‌شناس رفتم. به قيمت از دست دادن دستبند مرجان سرخ‌رنگم تمام شد و او ده سالي از من بزرگ‌تر بود و به ماهي مرده شباهت داشت، سرد و بي‌صدا. حالش خيلي بد بود. روي تخت مي‌افتاد و تنها جمله اي كه مي‌گفت... اگر اصلاً حرفي مي‌زد... اين بود: «حتي از خودم هم خوشم نمي‌آد.» اين همان داستاني است كه مي‌خواهم تعريف كنم؟ مطمئن نيستم. واقعاً نيستم.» پس از این دو کتاب که با استقبال خوبی در بازار کتاب روبه‌رو می‌شود،‌ محمود حسینی‌زاد،‌ مترجم و معرف آثار هرمان در ایران، به سراغ ترجمه رمانی از این نویسنده به نام «اول عاشقی» می‌رود.  این کتاب رمانی است که روانشناسی را با ادبیات پیوند می‌زند. در لایه نخست، خواننده با ماجرایی روبه روست که  خلل و شکافی را در زندگی مشترک یک زن و شوهر روایت می‌کند. رمان «اول عاشقی» از نظرگاه  کاراکتری به نام «استلا» روایت می‌شود. استلا در همه صحنه‌های رمان حضوری پر رنگ دارد. «استلا» در صفحه نخست کتاب در هواپیما نشسته است و با مردی آشنا می‌شود که دست‌های کثیفی دارد. این مرد که «جیسون» نام دارد دست «استلا» را می‌گیرد و به او دلداری می‌دهد. استلا اندکی آرامش می‌یابد. در ادامه این سفر هوایی، جیسون خوابش می‌برد اما همچنان دستان کوچک استلا را در دست دارد. یودیت هرمان در واقع در رمان «اول عاشقی» زنی را توصیف کرده که به هر موضوع و ابژه سطحی نگاه می‌کند. هرمان با این رمانش همه نقدها را متوجه استلا می‌داند. این نویسنده زن آلمانی، در تازه‌ترین رمانش استلا را عصبی توصیف می‌کند.  زبان یودیت هرمان در این رمان زبانی است که دیالوگ در آن نقش تعیین کننده‌ای ایفا می‌کند. در ترجمه محمود حسینی‌زاد دیالوگ‌های داستان در گیومه قرار نگرفته است اما با مهارت مترجم در انتقال لحن و اقتضای کلام نویسنده، دیالوگ‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند و مانعی بر سر راه فهم خواننده نیست. در واقع مترجم توانسته است زبان مختص به خود هرمان را در فارسی بازتولید کند.                                    محمود حسینی‌زاد محمود حسینی‌زاد درباره نثر و زبان هرمان در آثارش می‌گوید: « نثر ملانکولیکی دارد و سعی دارد به آن ملانکولی اهمیتی ندهد و نگاه بیطرفانه‌ای داشته باشد.» داستان «اول عاشقی» داستان هراس و اندوه نیست. داستان سکوت و روزهای جدایی یک زن و شوهر نیست. داستان روایتی منطقی از یک زندگی به ظاهر ساده است. زندگی به قدری ساده و سرراست است که وجود معضلی به راحتی آن را تکان می‌دهد و همه این‌ها به استلا ربط پیدا می‌کند. استلایی که گویی خود دچار تردیدی درونی است و این تردید تا پایان یافتن رمان و تا آخرین سطر ادامه دارد و استلا در اعماق وجودش نمی‌تواند به این تردید غلبه کند. این رمان مدت کوتاهی پس از انتشار در سال 1394 به چاپ دوم رسید. در بخشی از «اول عاشقی» می‌خوانیم: «کاش می‌شد همیشه همدیگر را می‌شناختیم ، تو پیرتر می‌شوی ، ما دیگر چندان وقتی نداریم . نگاهم که می‌کنی ، لبخند خواهی زد، امکان ندارد طور دیگری باشد.»                         مجموعه داستان «لتی پارک» آخرین اثری است که از این نویسنده آلمانی به فارسی ترجمه شده است. نسخه اصلی «لتی پارک» در سال ۲۰۱۶ چاپ شده و یودیت هرمان در آن،  به نوشتن داستان‌های خیلی کوتاه و موجز روی آورده است. هرمان در داستان های این کتاب، به وضعیت فعلی کاراکترهایش توجه کرده تا احساس آن‌ها را به خواننده منتقل کند. در این داستان‌ها، آدم‌ها به درون خود رفته اند و به مسائل شخصی و بیشتر دو راهی‌های عاطفی شان می‌اندیشند که پیش‌تر، جور دیگری درباره آن‌ها فکر می‌کردند. در این مجموعه 16 داستان به نام‌های «ذغال‌سنگ»، « طلسم»، «سولاریس»، « شعرها»، «لتی پارک»، « شاهدها»، «بادبادک»، « جزیره‌ها»، « گرده درختان صنوبر»، « بعضی یادها»، «مغز»، «نامه»، «رویاها»،« بازگشت»، « برخوردها» و «مادر» آمده است.                          هرمان در این داستان‌ها به همان درون‌مایه همیشگی خود یعنی روابط بین انسان‌ها پرداخته است. محمود حسینی‌زاد درباره درون‌مایه این اثر و رویکرد هرمان در «لتی‌پارک» می‌گوید: به نظر من موجزترین داستان‌های یودیت هرمان در مجموعه «لتی پارک» هستند. درونمایه کلی داستان‌های هرمان در این کتاب همان درون‌مایه همیشگی آدم‌ها و روابط‌شان است. هرمان در این کتاب آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که که قادر به ایجاد رابطه نیستند و انسان‌هایی هستند که به نقطه‌ای بحرانی رسیده‌اند و در حال بازنگری زندگی گذشته خود هستند.»   در بیشتر داستان‌های این کتاب با کاراکتری روبه رو هستیم که یکی از نزدیکانش ترکش کرده است. اغلب داستان‌ها ماجرای مواجهه کاراکتر اصلی با این هجران است. در ابتدای داستان «جزیره‌ها» می‌خوانیم: « در این عکس نشسته‌ایم جلوی ساختمانی که یادم نیست کجا بود، خانه‌ی زک که به هر حال نیست. سمت چپی من‌ام، سمت راستی مارتا. به طرز غریبی حالت بدن‌هایمان درست مثل هم است، فقط انگار که توی آینه، برعکس هم، پاها ضربدری و دست چپم روی ساعد راستم، دست مارتا روی ساعد چپش، دلیلش باید این باشد که ما مدت زیادی با هم بودیم.» یودیت هرمان در این مجموعه در به تصویر کشیدن تنهایی آدم‌ها بسیار موفق عمل کرده است. او این کار را با توصیف جزبه‌جز اشیا انجام می‌دهد. در بخشی از داستان «سولاریس» می‌خوانیم: «آدا همه جا ردی از زندگی مشترکشان می‌بیند. عکسی-نگاه زمستانی از پنجره  اتاق سوفی به خیابان دلگیر. بلوزی که رویش اسبی کوچک گلدوزی شده آویزان به میله لباس‌ها. سنجاق سری صدفی. پیپ حشیش‌کشی. چاقوییی. آدا دراز می‌کشد روی کانا په ای در اتاقی که جز این کاملا خالی است، آن قدر آرام است که حس می‌کند دارد در هوا محو می‌شود، دارد فراموش می‌کند که کی است.» محمود حسینی‌زاد درباره تاثیرپذیری یودیت هرمان از دیگر نویسندگان معاصر خود می‌گوید: «هرمان در چندین مصاحبه از جمله در مصاحبه ای که اخیرا با علیرضا غلامی برای مجله تجربه داشت گفته از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته و  از نویسندگانی مانند آلیس مونرو به عنوان نویسنده مورد علاقه اش  نام می‌برد.»   مجموعه داستان «لتی‌پارک»  آخرین اثر این نویسنده است که در سال 1397 از سوی نشر افق منتشر شد و گفتنی است که مترجم تمامی آثار یودیت هرمان در ایران محمود حسینی‌‌زاد است. ]]> ادبيات Fri, 19 Oct 2018 06:26:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266519/داستان-هایی-مختصر-مفید-برلین «نوستالژی معکوس» یا «یکی رفت/ یکی ماند...» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266400/نوستالژی-معکوس-یا-یکی-رفت-ماند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فریبا حاج‌دایی: این بار قصد دارم از دو کتاب، یکی نوباوه و دیگری سال‏خورده، بنویسم. نوباوه «بازگشت» نام دارد و اثر دست «گلی ترقی» است و از سوی نشر نیلوفر در تابستان ۹۷ به طبع رسیده است و سالخورده «آداب زیارت» به قلم «دکتر تقی مدرسی» است که پاییز ۶۸ از سوی نشر نیلوفر به چاپ رسیده و سنی از سالش می‏‌گذرد گرچه دل باید جوان باشد که دل  کتاب سالخورده ما چنین است و از آنجایی‏ که حق تقدم با بزرگان است نوشتارم را با آداب زیارت آغاز می‏‌کنم. آداب زیارت شرح سفر به دل تاریخ است و دیدن آنچه بین ایران و عراق، به عنوان یکی از چند جنگ ایران با میان‏‌رودان(بین‏‌النهرین)، آشور و آکد و سومر، و حاکمی چون آشوربانی‏پال گذشته است. بانی‏پال کسی است که صدام حسین با او همزادپنداری می‏‌کرد. از دوران صدام حسین عکس‏‌های متعددی موجود است که او را در کنار تمثال آشوربانی‏پال نشانده‌‏اند و زیر پای او کوه‌ه‏ایی از کلاه‏خودهای سربازان ایرانی قرار دارد. تاریخ این منطقه خون‏چکان است و البته باید گفت کجای دنیا نیست. جنگ سرچشمه یادگیری‏‌ها و انتقال علم و فن‏آوری‏‌های بشری هم بوده است.                                    اگر جنگ‏‌های صلیبی نبود اروپای مسیحی از علم خاور نزدیک(نامی که در آن زمان به خاور میانه اطلاق می‏‌شده) بی‏‌خبر می‏‌ماند و ما هم از آن سامان چیزی نمی‌‏آموختیم. مهرداد، آدم داستانی کتاب آداب زیارت، به قصد یافتن آثار باستانی و زیارت آثار به جا مانده از مانی و آن اعصار از یاد رفته به جبهه می‏‌رود. برای او این جبهه رفتن سفر به گذشته تاریخی و کشف خود است. جنگ اهداف رسمی اعلام شده دارد که به ضرورت، برآیند خواسته‌‏های افراد شرکت‏‌کننده در جنگ نیست و انگیزه‏‌های فردی معمولا در روزنامه‏‌های رسمی دیده نمی‏‌شود. نویسنده رمان آداب زیارت انگیزه‏‌های منحصربه‏‌فرد و یگانه برای شرکت آدم داستانی‌ا‏ش، مهرداد، در جنگ می‏‌آفریند که کنجکاوی تاریخی خود نویسنده را هم ارضا می‏‌کند. برای «پرفسور هادی بشارت»، دیگر آدم داستانی این کتاب، هیچ چیز مهم‌تر از مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ و زبان‌های باستانی نیست. تنها دلخوشی او تربیت و پرورش دانشجوی خصوصی‏‌اش «مهرداد رازی» بوده است که او هم که برای دیدن رودخانه فرات به جبهه رفته و شهید شده است. یادمان باشد دکترتقی مدرسی نویسنده رمان «یکلیا و تنهایی او» است رمانی  که با نوعی نگاه اسطوره‌وار و برداشتی از داستان‌های عهد عتیق و زبانی وام گرفته از کتاب مقدس و با روایتی منظم و منسجم نوشته شده و نام نویسنده‏‌اش را در تاریخ صدساله داستان‌نویسی ایران تا به امروز تثبیت کرده است.                               نه در غربت دلم شاد است / نه رویی در وطن دارم/  شاید این شعر چکیده‏‏‌ خوبی از کتاب بازگشت باشد. در بخشی از پیشانی کتاب آمده است «رویا حقیقت است.» و در شروع مقدمه کتاب از قول نویسنده می‏‌خوانیم: «بمانم یا برگردم؟ این سوالی است که ماه‏سیما شایان (آدم داستانی کتاب) از خودش و از من می‏‌کند.» و در سطرهای پایانی مقدمه دوباره از قول نویسنده می‏‌خوانیم: «بدجنسی می‏‌کنم. ماه‏سیما را جلوتر از خودم می‏‌فرستم تا ببینم چه بر سرش می‏‌آید. راضی‏ست یا از بازگشت پشیمان است؟... این ماه‏سیماست که سرنوشت من را تعیین می‏‌کند. ... من تماشاگرم. نگاه می‏‌کنم و می‏‌نویسم. و شمای خواننده هم کاری از دست‏تان ساخته نیست.» گلی ترقی زندگی مدرنیته از نوع ایرانی را روایت می‏‌کند، وضعیت انسان ایرانی که در برزخ دو دنیا قرار دارد. ماه‏سیمایِ پنجاه‌‏وپنج ساله‏‌ کتاب او که زمانی زندگی  قبیله‏‌ای را طرد کرد و رفت تا زندگی مدرن و فردی را در دیاری دیگر با دو پسر و همسرش تجربه کند امروز که همسرش نیست شده و دو پسرش دور از او زندگی می‏‌کنند بار دیگر به یاد قبیله و وطن افتاده و می‏‌آید تا در آغوش وطن گرمای قبیله گم‏شده را حس کند: «کلمه ولو را قاپید. در تمام این مدت دوری یک بار هم به خواص بهشتی این کلمه فکر نکرده بود – کلمه‌‏ای که ریشه در زبان و فرهنگ او داشت و به آسانی قابل ترجمه نبود... یک جور مرخصی از زمان بود، فراغتی موقت، حالتی افیونی که فرنگی‏‌ها، با همه عطش و آرزویشان... آن را نمی‏‌شناختند.» این افکاری است که از ذهن ماه‏سیما در مسیر فرودگاه تا خانه دخترخاله می‏‌گذرد. فرنگیس وارد خانه دخترخاله، به عنوان عضوی از خانواده و قبیله بزرگ‏شان می‏‌شود ولی دیگر نه قبیله آن قبیله است و نه وطن آن وطن: «ما هر روز یه حرفی می‏‌زنیم. خودمون هم نمی‏‌دونیم چی می‏‌گیم یا چی می‏‌خوایم. یه روز امیدواریم، یه روز ناامید. یه روز به فکر مهاجرتیم، یه روز به فکر موندن.» در یک کلام بگویم کتاب بازگشت گلی ترقی «نوستالژی معکوس» است و برای من یادآور این شعر فولکلور و قدیمی است: «یکی رفت/ یکی ماند/ یکی به حسرت سر جنباند.»     ]]> ادبيات Fri, 19 Oct 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266400/نوستالژی-معکوس-یا-یکی-رفت-ماند