خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Wed, 15 Aug 2018 17:39:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 15 Aug 2018 17:39:57 GMT ادبيات 60 غرویان: می‌توان دلیل زندگی کردن را با خواندن آثار الیاده فهمید/نوری: با یک رساله اسطوره‌شناسی در قالب رمان طرف هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/264323/غرویان-می-توان-دلیل-زندگی-کردن-خواندن-آثار-الیاده-فهمید-نوری-یک-رساله-اسطوره-شناسی-قالب-رمان-طرف-هستیم میزگرد بررسی آثار میرچا الیاده، اسطوره‌شناس و دین‌شناس رومانیایی با هدف بررسی چگونگی به کارگیری اندیشه‌های وی در رمان «جوانی بدون جوانی» در محل خبرگزاری کتاب ایران(ايبنا) برگزار شد. در این میزگرد مینا غرویان، سرویراستار و مترجم آثار الیاده،‌ اصغر نوری،‌ مترجم و نمایشنامه‌نویس، به همراه فرهاد بیگدلو مترجم حضور داشتند. مشروح این میزگرد را در ادامه می‌خوانید. میزگرد ما دو بخش دارد در بخش اول درباره تعریف اسطوره از نظر الیاده و اینکه با تمرکز بر اسطوره‌شناسی در پی پاسخ به چه چیزهایی است و در بخش دوم میزگرد به بحث درباره چگونگی به کارگیری اندیشه‌های الیاده در رمان «جوانی بدون جوانی» خواهیم پرداخت. مینا غرویان:  در ابتدای این میزگرد بسیار مشتاقم تا دلیل انتخاب این کتاب و همچنین نحوه آشنایی دبیر ترجمه نشر را با این کتاب و نویسنده‌اش بدانم. اصغر نوری: رمان از ادبیات فرانسه نیست و طبعا برای من که از فرانسه ترجمه می‌کنم حوزه تخصصی به شمار نمی‌آید و همان‌طور که فرمودید به عنوان دبیر انتشارات و یک خواننده در این میزگرد شرکت کرده‌ام. علاقه من به فوردکاپولا و میرچا الیاده دلیل اصلی من برای انتخاب این کتاب جهت انتشار بود و به عنوان خواننده‌ و علاقه‌مند به اسطوره تقریبا هر چه از الیاده ترجمه شده را خوانده‌ام. من در دانشگاه  هنر سوره تئاتر تدریس می‌کنم و برخی از درس‌های غیرتخصصی هم برای تدریس به من تحمیل می‌شود مانند داستان‌نویسی، تاریخ هنر و اخیرا واحدهای تمثیل‌شناسی و اسطوره‌شناسی  هم تدریس کرده‌ام و  در این راستا کتاب «هنر اسرارآمیز» از الیاده را به دانشجویان برای مطالعه پیشنهاد دادم و همین‌جا از خانم غرویان برای ترجمه این کتاب تشکر می‌کنم. علاقه الیاده بیشتر به تشریح تبیین و  پیدا کردن خاستگاه هر چیزی  از آیین تا مذهب گرفته و خاستگاه خود انسان است. در کنار همه اینها الیاده دغدغه زمان هم دارد و  مساله زمان رکن اصلی رمان «جوانی بدون جوانی» هم هست و اینکه ما با زمان‌مان چه کار می‌کنیم. فورد کاپولا هم اساس فیلم خود را بر همین مساله زمان گذاشته است. من سال‌ها پیش وقتی این فیلم را دیدم، وقتی در تیتراژ خواندم که این فیلم بر اساس رمانی از میرچا الیاده ساخته شده،‌ بسیار تعجب کردم و تا آن زمان نمی‌دانستم که الیاده رمان هم دارد. آثار پژوهشی او را خوانده بودم اما از اثر داستانی او بی‌اطلاع بودم. زمان گذشت تا اینکه ترجمه این کتاب را آقای بیگدلو پیشنهاد دادند. درباره رمان چیزی که برایم به لحاظ ادبی بسیار جالب بود این است که پیش فرض بر این است که رمانی به قلم  یک فیلسوف یا پژوهشگر  رمانی کسل‌کننده با جنبه ادبی پایین است. اما وقتی خواندم متوجه شدم که به هیچ وجه اینطور نیست و حتا به لحاظ روایت برایم جذاب‌تر از فیلم کاپولا بود. تک‌گویی درونی راوی و روایت بیرونی که به‌صورت موازی جلو می‌رفت و همچنین دلیل این تک گویی هم که الیاده به هنرمندی آن را در رمان درآورده بود،‌ دلیل علاقه من به این رمان است. الیاده در این رمان به خوبی موقعیت را می‌سازد و خواننده را همراه خود با دنیای دورنی و بیرونی خود جلو می‌برد. کنار انسان و زمان از نازی‌ها به عنوان المان قدرت استفاده می‌کند تا قدرت تاثیرگذار روی زندگی انسان و تمام چیزهایی که بر زندگی یک انسان تاثیر می‌گذارد را به خوبی نشان بدهد. مینا غرویان: با خواندن آثار الیاده می‌توان دلیل زندگی کردن را فهمید. الیاده روزنامه‌نگار، داستان‌نویس و پژوهشگری بوده که در دوران سخت تاریخ مانند ظهور کمونیسم و جنگ‌های جهانی و ظهور نازیسم زیسته است. از طرف دیگر  الیاده با آدم‌های مهمی چون  فروید و انیشتین و  از نظر ادبیات، شرق‌شناسی، جنبه‌های عرفان و فلسفی هم هم‌دوره هانری کربن بوده است. الیاده از بچگی جوایز مهمی در نویسندگی و پژوهش برده است و به زبان‌های مختلفی هم آشنایی داشته است. تاریخ روان‌شناسی و فلسفه از دیگر حوزه‌های تخصصی الیاده هستند. بعد از الیاده و یونگ تولید افکار عمیق به آن شکل وجود نداشته است. الیاده خود رامورخ ادیان می‌داند اما در حقیقت او انسان همو ساپینس را هم بررسی می‌کند. نقطه شروع تحقیقات الیاده از زمانی است که این انسان روی دو پا می‌ایستد و چشمش به آسمان می‌افتد. نگاه به آسمان سرآغاز تمامی مسائل است و انسان را با افقی بی‌پایان روبه رو می‌کند. الیاده خودش را جای این انسان می‌گذارد. حسن الیاده همین است که به چرایی آغاز اسطوره می‌پردازد. الیاده معتقد است انسان در ابتدای امر برای ساختن سابقه برای خود به اسطوره روی آورده است. این قصه شروع اسطوره‌شناسی است. اصغر نوری: الیاده در کتاب «اسطوره و واقعیت» می‌گوید: پیرهای قبایل قصه‌هایی که برای انسان ساخته‌اند را از بدو تولد به فرزندانشان آموزش می‌دادند و معتقد بودند که انسان بدون این قصه‌ها قادر به زندگی‌کردن نیست. مینا غرویان:  این در حقیقت همان سرآغاز اسطوره‌پردازی است. هر گروهی متناسب با نحوه زیست و نوع معیشت و اقلیم خود برای خودش یک خاستگاه انسان‌زایی تعریف می‌کند تا نقطه اتکایی به لحاظ تاریخی داشته باشد تا به سوال مهم من از کجا آمده‌ام پاسخ داده باشند. به عنوان مثال  قبایل سیاهپوستان برای دلیل رنگ پوست خود قصه‌ها و روایت‌هایی دارند. همینطور که در تاریخ جلوتر می‌آییم با اسطوره‌های هند،‌چین،‌ مصر و ایران روبه‌رو می‌شویم که به شکل تدوین‌شده‌ای درمی‌آیند. انسان در این اسطوره‌ها همواره خودش را غالب دیده و این مساله بسیار مهم است.  ارزش کارهای الیاده در این است که به زبانی قابل فهم اسطوره‌ها را بیان کرده است. مباحثی که الیاده در آیین‌ها مطرح می‌کند؛ مانند نقش اسطوره‌ها  در آیین‌هایی مانند جشن سال نو،‌ برداشت محصول و کارکردن در معدن، طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. از آیین‌هایی که الیاده به آن اشاره می‌کند آیین نوزایی است و مبحث نوزایی آتش که به خوبی از آن در رمان «جوانی بدون جوانی» بهره برده است. در کنارهمه این‌ها بحث زمان هم مطرح می‌شود. مینا غرویان: من مشتاقم تا آقای بیگدلو به عنوان مترجم اثر برداشت خود را از رمان مطرح کنند و همچنین درباره زمان و چرخه حلول صحبت کنند. فرهادبیگدلو: من بیشتر سینمایی هستم تا ادبی. به دلیل علاقه‌ای که به کاپولا داشتم سراغ این کتاب رفتم و دلیلش صحبت خود کاپولا بود که این فیلم را شخصی‌ترین فیلم خود می‌داند. کاپولا در زمان ساخت این فیلم مشغول پروژه‌ای دیگر بود و گمان می‌کرد که آن بهترین اثرش خواهد بود اما بعد از آشنایی با این رمان و قهرمان داستان که همسن و سال خود کاپولا بوده به ساخت این فیلم روی می‌آورد و پروژه قبلی را رها می‌کند. مینا غرویان: قبل از توضیح دلیل شکل‌گیری آیین‌ها باید به این بپردازیم که انسان در بدو امر در حال شناسایی زمان، و فصول است. انسان به تدریج  تغییر زمان را از روز به شب درک می‌کند و حرکاتی برای آن می‌آفریند تا زمان فعالیت‌های مادی وجودی‌اش را با آرامش و مراقبه‌اش در شب جدا کند و این جداسازی، زمان مقدس و نامقدس را به وجود می‌آورد. انسان زمانی را به وجود می‌آورد که دور از دسترس خودش است و  همین اولین برخوردهای او را با زمان مقدس و نامقدس شکل می‌دهد. زمان نامقدس با فعالیت‌های بدنی و فیزیکی او سروکار دارد و از طرف دیگر انسان در زمان مقدس  برای خود آیین‌های عبادی ایجاد کرده است. اصغر نوری: به نظرم این آیین‌ها برای این انسان‌ها کاربردی بوده‌اند. اگر با نگاه امروزی به آیین نگاه کنیم شاید در مقدس‌ترین و غیرمادی‌ترین حالتش فکر کنیم که این مساله برای به آرامش رسیدن بوده است. ولی من با دو مساله مشکل دارم یکی اینکه انسان نخستین درکی از زمان ندارد و دلیل تغییر فصل‌ها را نمی‌فهمیده است.  به عنوان مثال در  یک قبیله استرالیایی آیینی وجود دارد که یاد طبیعت بیندازند که بایدبهار بشود و طبیعت باروری یادش بیاید. آیین با معنایی که ما امروز درک می‌کنیم یعنی در کنار زندگی اجتماعی ثابت خود می‌خواهیم به یک سری آیین عمل کنیم . بشر در ادامه به این مساله می‌رسد اما قبلا این رویکرد وجود نداشته است و با این مراسم به مانند آیین‌های امروزی برخورد نمی‌کرده  و آن را به مثابه یک نیاز می‌دیده است و  در نتیجه آن جزئی از زندگی اش را تشکیل می‌داده است. این همان چیزی است که الیاده در  کتاب «اسطوره و واقعیت» به آن اشاره می‌کند و می‌گوید تمام چیزهایی که ما امروز اسم اسطوره بر آن می‌گذاریم برای انسان دیروز به مثابه واقعیت بوده است. مینا غرویان: خود الیاده معتقد است که این مساله به عصر آهن برمی‌گردد. عصر آهن مرزی بین زندگی درون اسطوره و بیرون آن است. اسطوره در زمانی به مانند تنفس برای انسان بوده است. از عصر آهن به بعد اسطوره‌زدایی و تقدس‌زدایی آغاز می‌شود و آیین را به نمایش تبدیل می‌کند. در بدو امر آیین به مثابه نیازی است که انسان باید آن را انجام بدهد و الیاده آن را «نحوه وجودی» نام می‌نهد. ما یعنی انسان متمدن واژه‌ای به نام زمان ساختیم و خودمان را در آن اسیر کردیم و از این چارچوب بسته همه چیز را رصد می‌کنیم. جوزف کمبل معتقد است که جهان از میان ایران به دو نیم تقسیم می‌شود. از زرتشت به بعد زمان از حالت چرخشی به خطی بی‌انتها تبدیل می‌شود اما اسطوره‌ها و آیین‌ها به زمان چرخشی برمی‌گردد. الیاده یک غربی بود که دوست داشت خودش را به چشم یک انسان شرقی ببیند. چون در شرق انتهای زمان به زمانی دیگر و انتهای یک مرگ به زندگی در قالبی دیگر ختم می‌شود و این همان زمان چرخشی است که آیین‌هایی مختص خودش به وجود می‌آورد و درست نقطه مقابل  تقویم زمانی غرب قرار می‌گیرد که انتهای زمان را یک کشتار بزرگ و مرگ پیش بینی کرده است. به همین دلیل است که زمان در کارهای الیاده مبحث بسیار مهمی است. در کنار بحث زمان که الیاده در رمان مطرح می‌کند بحث  انسان مدرن و قیاسی که الیاده بین انسان مدرن و انسان باستانی می‌کند هم ریشه در همین نگاه دارد. فرهاد بیگدلو: اتفاقا الیاده در رابطه با این موضوع بحث ابرانسان را هم مطرح می‌کند و در این رمان به خوبی یک ابرانسان را به تصویر می‌کشد. مینا غرویان:  مساله اصلی این است که اساسا لزوم شکل‌گیری روایت چیست. در قبایل ابتدایی مانند قبایل سرخپوستی و به عنوان مثال افریقایی‌ها روایت‌هایی وجود داشته که با توجه به مصادیق نحوه وجودی آن‌ها شکل گرفته و نقش این روایت‌ها در تکمیل آگاهی بشر است.  متمایزترین مثال در این باره ادیان است. خاستگاه آفرینش جهان برای ادیان سامی مانند یهودیت، اسلام و مسحیت آدم و حوا هستند و  به عنوان برای چینی‌ها، پانگو ( نام نخستین موجود زنده و خالق و آفرینش‌گر تمامی اساطیر چین است). و این‌ها هم بخشی از روایت است. چرا روایت می‌کند؟ در درجه اول اینکه برای خود سابقه درست کند. اصغر نوری: و به نحوی جواب دادن به سوال‌هایی است که انسان در لحظه با آن‌ها روبه‌رو می‌شده است. انسانی که دلیل شب و روز را نمی‌داند در ذهن خود،‌ خدای شب و روز می‌سازد. پس از فهمیدن این مساله انسان دیگر نیازی به قصه‌های خدای روز و شب ندارد و نیازهایش تغییر می‌کند. مینا غرویان: و قصه‌ها و اسطوره‌های دنیای مدرن مانند ساینس فیکشن را خلق می‌کنیم. وجه مهم‌تر این روایت این است که من انسان را از زمان فشرده پیرکننده خارج می‌کند و تا حدی از اسارت زمان می‌رهاند. هسته اصلی خلق هنر هم همین است. برای فرا رفتن از اسارت وجودی و زندان زمانی و مکانی خلق شکل می‌گیرد. اقوام ابتدای این روایت‌ها را مرتب نقل می‌کردند و نه مکتوب. چون خود و شنونده را به همین شکل وارد یک زمان مقدس می کردند و نقل این داستان‌های ساخته و پرداخته شده تبدیل به یک قاعده سفت و سخت می‌شود و این همان رسم القای زمان تاریخی است. به عنوان مثال رسمی در دوره میترایی وجود داشته که ده روز از زمان رها می‌شدند و  به کلی در ده روز هیچ زمانی وجود نداشته و وارد زمان مقدس می‌شدند که با شکل‌گیری دوباره کیهان و زمان آفرینشی نو همراه بوده است. هر جامعه‌ای برای خودش در روزهای پایانی سال به القای زمانی روی می‌آورده است. به عنوان مثال برای درمان بیمارهای خود مریض را می خواباندند، دور آن حلقه‌ای می کشیدند،‌ داستان‌های پیدایش قوم خود را تعریف می کردند و او را به لحظه آغازین زمان می‌بردند و مریض به نحوی دوباره متولد می‌شد و دوباره شفا پیدا می کرد. این تعریفی بوده که انسان باستانی از زمان داشته است. انسان‌های نخستین رویا نمی‌دیده‌اند چون زندگی‌شان به نحوی با رویا گره خورده بوده و انسان متمدن اسیر زمان خطی است که رویا می‌بیند. از این روست که انسان مدرن ساینس فیکشن خلق می‌کند  و برای خلق آن از ناخوداگاه خود کمک می‌گیرد. الیاده معتقد است یکی از دلایل تولید بیش ازحد قصه در غرب فقدان پیوند با گذشته است. آگاهی انسان مدام در حال خلق است و از این جهت است که قصه خلق می‌شود تا از گرداب آگاهی خود برهد. در کتاب «اسطوره و واقعیت» آمده است سیاهپوستانی که توسط سفیدپوستان قتل عام و اذیت شده‌اند مدام در حال قصه گویی و رقص و آواز بودند تا از آن درد و رنج رها شوند. موضوع زمان و قصه همین است. میرچا الیاده مثالی درباره اردوگاه‌هایی شوروی می‌زند و می گوید که مرگ‌ومیر در اردوگاهی که یک پیرزن قصه‌گو در آن وجود داشته کمتر بوده است و حتا کسانی مایل بودند که جیره غذایی خود را برای یک قصه در اختیار پیرزن بگذارند. بحث شفادادن که در مراسم آیینی و بازگشتن به بدو تولد مطرح کردید به نحو جالبی در رمان «جوانی بدون جوانی» مطرح شده است. در رمان، قهرمان داستان وقتی دوباره جوان می‌شود به علمی دست می‌یابد و زبان‌هایی را صحبت می‌کند که متعلق به دوران باستان است یعنی حافظه انسان مدرن به نوعی به آن حافظه ازلی بازمی‌گردد.  بازگشت به گذشته و زمان آغازین نقشی شفادهنده و ارتقا دهنده در رمان ایفا می‌کند و این همان چیزی است که الیاده در آثار پژوهشی خود هم به کرات بیان کرده است و همین جاست که ما متوجه نگاه انتقادی الیاده به انسان مدرن می‌شویم. اصغر نوری: چیزی که مسیر این رمان را مشخص می‌کند این است که شخصیت اصلی رمان مانند خود الیاده انسانی دین شناس و اسطوره شناس است و الیاده این شخصیت را انتخاب کرده چون می‌دانسته چه می‌خواهد بگوید. نکته جالب این است که این آدم هنگامی که جوان می‌شود همان آدم دین‌پژوه است و به طور مثال حافظه‌اش تغییر نمی‌کند و تنها کالبدش در زمان به عقب برمی‌گردد و اینجا جایی است که با بحثی که خود الیاده مطرح می‌کند که من با زمانم چه کار می‌کنم دچار تناقض می‌شود. اما الیاده از این قضیه می‌گذرد. ما تنها با یک رمان طرف نیستیم چون فرق اساسی ادبیات با هر علم دیگری این است که نویسنده خودش هم نمی‌داند در نهایت چه خواهد نوشت. نویسنده تنها ایده و دغدغه‌ای دارد که قرار است فرم پیدا کند تا محتوا شکل بگیرد اما در رمان الیاده همان‌طور که گفتم همه چیز از ابتدا مشخص و مهندسی‌شده است و ما با یک رساله اسطوره‌شناسی،‌ تاریخ پژوهی در قالب رمان طرف هستیم و الیاده چون با مدیوم رمان آشناست آن را طوری نوشته که ما از آن لذت ببریم. تقابل انسان مدرن و انسان گذشته در این رمان بسیار جالب است و کسانی که از قبل آثار پژوهشی الیاده را خوانده باشند بهتر با این رمان ارتباط برقرار می کنند. مینا غرویان: من سال هاست که آثار الیاده را می‌خوانم. آثار داستانی الیاده مربوط به زمان‌های فراغت اوست. نکته‌ای که خود الیاده هم در کتاب «هنر اسرارآمیز» به آن اشاره می‌کند این است که غربی‌ها چه جور انسان مدرنی هستند. ما ایرانی‌ها درکی انتزاعی از انسان مدرن داریم و به لحاظ وجودی و ناخودآگاه نمی‌توانیم مدرن باشیم. مدرن بودن در واقع یک موقعیت وجودی هستی است که برای غربی‌ها مفاهیم خاصی دارد و از مذکرسالاری رنسانس، اسطوره‌زدایی،‌ تقدس‌زدایی و مسیحیت‌زدایی می‌آید. الیاده معتقد است که ما هرگز نمی‌توانیم با این دید، شرق و چرخه زمان گردشی آن را بشناسیم و این تناقض در این رمان کاملا خودش را نشان می‌دهد چرا چون این داستان در انتهای پژوهش‌های الیاده نوشته نشده و به زمان قبل‌تری بازمی‌گردد. الیاده در هنگام َآشنایی با اندیشه‌های زمان وداعی یا زمان بودایی و مقوله مایا که اصل جهان را توهمی می‌داند،‌ این رمان را نوشته است. در مقوله مایا،‌ ویشنو که کلیت آفرینش است برای تکثیر عالم بدنش را باد می‌کند و ظهورات عالم نتیجه انفجار و حباب‌های به جا مانده از آن است. در سنی که الیاده این رمان را نوشته، بسیار تحت تاثیر زمان چرخشی بوده است. الیاده یک انسان مدرن غربی بوده که در دوران کمونیسم و سرمایه داری زندگی می‌کرده و این تناقض را تجربه کرده است. ورونیکا و خودش و تمام اتفاقاتی که در رمان می‌افتد این تناقض را به خوبی بیان می‌کند. الیاده تبدیل کالبدها به هم را با مثال پروانه به زیبایی در رمان می‌آورد. پروانه مرز بین آگاهی و واقعیتی است که خودش به آن پایبند است و از آن به عنوان تمثیل بهره برده است اما نتوانسته برای منِ خواننده روشن کند که اوست که خواب پروانه می‌بیند یا خودش در خواب پروانه‌ای است و هر صفحه به ما این تعلیق زمانی را یادآوری می‌کند. این رمان نتیجه شناخت اولیه الیاده از سیکل زمان است. الیاده در این رمان زمان را القا کرده و من خواننده را هم با خودش وارد یک سیکل تعلیقی می‌کند. الیاده علاقه عجیبی به کیمیاگری قرون وسطایی داشت و در این کتاب خودش را به مثابه موجودی گرفته که در این کوره به موجودی دیگر تبدیل می‌شود. اما در این کوره روحش است که تغییر می‌کند و نه صرفا عنصر مادی وجودش. کیمیاگری الیاده در پی  ساخت یک نوع ابرانسان است اما هیچ مکتب کیمیاگری نتواسته به این مهم دست پیدا کند. در این رمان الیاده وارد کوره گدازانی شده که مرتب عمل آمده و در ماتریکسی دستخوش جابه جایی شده و درنهایت به همان بدن پیر و فرسوده می‌رسد. الیاده در رمان «جوانی بدون جوانی» در واقع صاعقه‌ای را که با برخورد به کالبد قهرمان داستان موجب بازگشت او به دوران جوانی‌اش می‌شود به مثابه آتش آورده و قهرمان را به مثابه فلزی که باید طلا شود. کیمیاگری که الیاده به دنبال آن می‌گردد کسی است که بتواند یک ابر انسان خلق کند با تمام ویژگی‌های انسان مدرن و انسان باستانی. فرهاد بیگدلو: در رمان «جوانی بدون جوانی» الیاده بحثی هم به عنوان جادوی سیاه مطرح می کند و علاقه‌مندم که بدانم اشاره الیاده از این منظر تاریخی دقیقا به چه چیزی است؟ مینا غرویان: در ابتدای رمان به جیمز جورج فریزر انسان‌شناس انگلیسی اشاره شده که مساله جادوی سیاه هم به آن برمی‌گردد. تفکر غربی به هیچ اسطوره‌ای پایبند نیست و این چیزی است که خاستگاه همان انسان اگزیستانسیال است و در نهایت به موج فزاینده تولید داستان علمی تخیلی ختم می‌شود. اینها به قول الیاده همان تناقض انسان است. فریزر به عنوان یکی از انسان‌شناسان مهم قرن نوزدهم تمامی این مسائل را در کتابی جمع‌آوری می‌کند و در کتاب «شاخه زرین» از جادوی سیاه و جادوی سفید تعاریفی  ارائه می‌دهد. جادوی سیاه به مانندکشتن روح است. به عنوان مثال اگر من بخواهم کسی را در آن ور دنیا بکشم،‌ مجسمه او را در اینجا می‌سازم و سوزنی در آن فرو می‌کنم. در واقع روح او را می‌کشم و یا اسم او را از میان می‌برم چون طبق باورهای بدوی اسم همان روح است و این به همان دلیل است که معتقدند اسم باید درست انتخاب شود. اصغر نوری: مساله‌هایی که فریزر می‌گوید را به نوعی در زندگی‌مان به آن‌ها اعتقاد داریم و به کار می‌بریم به عنوان مثال قاب کردن عکس‌های کسانی که دوستشان داریم به نوعی به همان باورها بازمی‌گردد. به عنوان مثال سبیل کشیدن و خط خطی کردن عکس‌های کسانی که دوستشان نداریم از ناخودآگاه ما و همان باورها سرچشمه می‌گیرد. مینا غرویان: این همان انسان ابتدایی است و تفکر شما همان مرزجداسازی است که الیاده هم به آن اشاره می‌کند. هزاران سال مردم معتقد بودند که از یک انسان نروماده به وجود آمده‌اند و خورشید و ماه ارواح قهرمانان زمین هستند که بعد از مرگ به آسمانها می‌روند. و این باورها هزاران سال آدم‌ را در تعادل با طبیعت نگه داشت. اما امروزه این تعادل به هم خورده است. اصغر نوری: درواقع این توهم انسان مدرن بود که گمان می‌کرد می‌تواند به همه سوال‌ها جواب بدهد اما اواسط قرن بیستم به این نتیجه رسید که هر چقدر یک ماهی کوچک در ته اقیانوس دنیا را می‌شناسد انسان هم به همان اندازه به دنیا مسلط است.  شاید این بن بستی که مدرنیسم به آن رسید انسان مدرن ر ا به بازگشت به ادیان و آیین‌های گذشته- چه مذهب های سامی و چه مذاهبی که در کهن وجود داشته است- سوق داد. همه این‌ها در تمام جوامع مدرن در حال رخ دادن است. این مساله گویای لزوم روایت و قصه است که پیشتر درباره آن بحث شد و لزوم همان زمان مقدسی که در زمان خطی انسان مدرن امروز نیاز به آن به شدت احساس می‌شود. مینا غرویان: قصه از جنس اسطوره است و در مقوله ادبیات نمی‌گنجد. قصه یک جور برانگیختن ناخودآگاه است و به همین دلیل است که از انتهای آن بی‌خبریم. الیاده هدفش از داستان‌سرایی یافتن فراغتی از این تفکرات طبقه‌بندی است. «شب‌های بنگال»،‌«ایزابلا» و «جنگل ممنوعه» از دیگر داستان‌های اوست. اصغر نوری: من شاید اولین باری که اولین چیزی درباره الیاده خواندم دوره‌ای بود که دانشجوی زبان فرانسه بودم و در یک مجله فرانسوی دیدم که با او مصاحبه شده و از آنجا بود که به او علاقه‌مند شدم. مینا غرویان: الیاده،‌ یونگ و هانری کربن گروهی بودند که همکاری‌های قابل ستایشی داشتند. سال‌ها انجمنی داشتند بهنام ارانوس که نتیجه تحقیقاتشان را با یکدیگر در میان می‌گذاشتند و متاسفانه قرن جدید خالی از تفکر و کسانی مانند الیاده است که مرتب تولید سوال و اندیشه می‌کرده‌اند. این بحث را می‌توان به لزوم مطالعه آثار الیاده پیوند داد و از تاثیری که مطالعه این آثار می تواند در نحوه اندیشیدن و تولید اندیشه و تفکر داشته باشد. مینا غرویان: یکی از چیزهای جالبی که برای پرداختن به آثار الیاده و یونگ وجود دارد اینگونه داستان‌ها هستند و داستان هایی مانند هزارویکشب که پر از تاریخ و نماد و سیکل‌های زمانی است. من شخصا فکر می‌کنم مهم‌ترین سوالی که در پی پاسخ به آنم این است که اول هر چیزی چه بوده است کارهای الیاده این حسن را دارد که ما را به جایی می‌برد که بفهمیم ماهیت اصلی دین چیست. ما باید به دین این نگاه را داشته باشیم که چون جهان مکانی مقدسی است پس تمام کارهای بشر را می توان در حوزه دین تعریف کرد و نه فقط مراسم و آیین‌های مذهبی. اصغر نوری: نظر شخصی من این است که هنر قبل از هر چیزی برای لذت آفریده شده و درست نقطه عکس علوم است که آگاهی بر لذت ترجیح دارد. به عنوان مثال نفس خواندن فلسفه لذت بخش نیست و آن آگاهی که فلسفه به من می‌دهد لذت‌بخش است اما نفس خواندن رمان لذت بخش است. و شاید آگاهی به من بدهد شاید هم ندهد و این تفاوت ادبیات با علم است. من اگر شعری یا کتابی بخوانم اگر بفهمم که نویسنده می‌خواهد چیزی به من یاد بدهد دیگر آن ر ا نمی‌خوانم. ادبیات با فرم خود روی ما تاثیر می‌گذارد برخلاف فلسفه که تاثیرش روی منطق ماست. ادبیات با احساس ما بازی می‌کند. هر کسی اگر کتابخوان حرفه‌ای باشد اسم الیاده را شنیده و خوشبختانه الیاده چون فرم رمان را خوب می‌شناسد و نویسنده‌ای معمولی نیست که تنها بخواهد یک رمان را تعریف کند و  در نتیجه خواندن این رمان جدای از لذت ادبی باعث می‌شود که خوانندگان آن علاقه‌مند بشوند تا دیگر آثار الیاده را نیز بخوانند و با اندیشه‌های او آشنا بشوند که به نظرم قصه‌های اصلی آنجاست. مینا غرویان: در کتاب «هزارتوی آزمون‌های دشوار» الیاده به بسیاری از سوال‌ها پاسخ داده و نگاه این آدم کاملا معنوی است که با صرفا دینی بودن تفاوت دارد. الیاده معتقد است که ما در حال نابود کردن چیزهایی هستیم که قبل از ما خلق شده‌اند و از این غافلیم که آن‌ها تمام زندگی ما را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال اسطوره چیزی غیر از برگزاری مراسم ازدواج،‌ ختنه و ... نیست و یک گذر از شرایط کاملا زیستی و ورود به شرایط اجتماعی است. در حالی که انسان باستان با این ها به مثابه یک قاعده طبیعت زندگی می‌کرده است. من در انتها می‌خواهم از کسی که زحمات زیادی برای معرفی و ترجمه آثار الیاده به زبانی که بسیار نزدیک به لحن خود الیاده است،‌ تشکر کنم و کسی نیست جز جلال ستاری و به نحوی لازم می‌دانم که به او ادای دین کنم.  در حقیقت معرف الیاده در ایران جلال ستاری است و رمان «جوانی بدون جوانی» بعد انقلاب هم ترجمه‌‌ای داشته که در بازار موجود نیست. فرهاد بیگدلو: مهم‌ترین مساله برای هر آدمی این است که زمان محدودی در اختیار دارد و همیشه از کمبود آن در رنج است و آرزو می‌کند که ای کاش تا زمان بیشتری در اختیار داشته باشد و بحث دیگری که مطرح می‌شود این است که حال با این زمان چه کارهای انجام دهم. این همان چیزی است که در این کتاب به آن پرداخته شده و این کتاب را برای کسانی که با دیگر آثار الیاده هم آشنایی ندارند،‌ جذاب و خواندنی می کند.  سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که میرچا الیاده به عنوان رمان‌نویس هم مطرح بوده است یا خیر؟ مینا غرویان: بله میرچا الیاده برای داستانی که در نوجوانی می‌نویسد،‌ برنده جایزه‌ای می‌شود و سال‌ها فعالیت روزنامه‌نگاری داشته است. الیاده نویسنده خوبی است و دایره واژگانی خاص خودش را داشته است. در ایران پژوهشگران کمتر به سمت رمان‌نویسی می‌روند و برخی آن را امری سخیف می‌دانند و سطح آن را تقلیل می‌دهند و با آن‌ها که صحبت می‌کنی آن را امر بیهوده‌ای می‌دانند اما رضا براهنی در این‌باره نظر جالبی دارد و می‌گوید که رمان به مثابه فلسفه هست و بسیاری از نظرات فلسفی در قالب رمان مطرح شده است. اما در دوران مشروطه می‌بینیم که رمان به صورت پاورقی در روزنامه چاپ می‌شود و به صورت کتاب درنمی‌آید. اصغر نوری: قضیه این است که همان‌قدر در اروپا سنت فلسفه جا می‌افتد سنت ادبی و رمان هم جا می‌افتد. و رمان و فلسفه با هم جلو می‌روند. اما در ایران نگاه به رمان به مانند حکیم‌های قدیم است.                         ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 06:10:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/264323/غرویان-می-توان-دلیل-زندگی-کردن-خواندن-آثار-الیاده-فهمید-نوری-یک-رساله-اسطوره-شناسی-قالب-رمان-طرف-هستیم صفحه امروز؛ 14 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146219/صفحه-امروز-14-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برتولت برشت، جان گالزورتی، دانیل استیل، رنه گوسینی، چسلاو میلوش ، الیاس کانتی و جی. بی پریستلی هنوز از جایگاه ویژه‌ای در میان ادب دوستان برخوردارند.  برتولت برشت برتولت برشت، نمایشنامه نویس، کارگردان و شاعر آلمانی چنین روزی در سال 1956 در برلین شرقی از دنیا رفت. وی که فوریه 1898 در باواریا به دنیا آمد از بزرگترین شاعران سیاسی و اجتماعی آلمانی زبان پس از هاینریش هاینه به شمار می رود. او بیشتر برای نمایشنامه ها و تئاترهای روایی برجسته‌اش شهرت دارد اما در کنار نمایشنامه نویسی اشعار بسیار زیبایی نیز سروده است. وی نخستین سروده‌هایش را بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ یعنی زمانی که تنها 15 سال داشت سرود و آن ها را در نشریات محلی به چاپ رساند. نخستین نمایشنامه وی با نام «بعل» سال 1918 نوشته و سال 1923 منتشر شد. «آوای طبل در شب» نمایشنامه دوم اوست. «مادر»، «دایره گچی قفقازی»، «زن نیک ایالت سچوان»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «کله گردها و کله تیزها»، «استثنا و قاعده»، «آن که گفت آری و آن که گفت نه» و «آدم آدم است» شماری از مهم‌ترین نمایشنامه های وی هستند. جان گالزورتی جان گالزورتی، نویسنده و نمایشنامه نویس انگلیسی چنین روزی در سال 1867 به دنیا آمد. وی با نوشتن آثار برجسته نام خود را به عنوان یکی از برترین نویسندگان انگلیسی ثبت کرد و در سال 1932 موفق شد تا جایزه نوبل را از آن خود کند. وی نخستین مجموعه داستان کوتاهش را با عنوان «از چهار نفس» در سال 1897 منتشر کرد و پس از آن «جاسلین» را سال 1898 به چاپ رساند. «جزیره ریاکاران»، «خانه روستایی»، «برادری»، «گل تیره»، «مزد ناچیز»، «سرزمین های آزاد»، «آن طرف»، «پنج داستان»، «یک مرد مقدس»، «پابرهنه»، «دنیای کاخ» و «اجاره داده می شود» از دیگر آثار ارزشمند اوست. وی ژانویه 1933 از دنیا رفت.  دانیل استیل دانیل استیل، رمان نویس آمریکایی چنین روزی در سال 1947 به دنیا آمد. او بیشتر برای رمان های رمانتیک و عامه پسندش شهرت دارد که به بیش از 28 زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیش از 800 میلیون نسخه از کتاب هایش در سرتاسر جهان به فروش رسیده است. وی چهارمین نویسنده پرفروش لقب گرفته و از 22 کتاب وی اقتباس سینمایی شده است. او نوشتن را از 19 سالگی آغاز کرد و نخستین رمانش با عنوان «رفتن به خانه » را سال 1973 منتشر کرد . «به افتخار خود»، «یک روز در یک زمان»، «سانست در خیابان ترونر»، «قول»، «گمشده»، «دان عزیز»، «پیمان عشق» و «حالا و همیشه» از جمله آثار اوست. او با جدیدترین اثرش با عنوان «دوستان ادبی» مثل همیشه در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز جای دارد. رنه گوسینی رنه گوسینی، نویسنده فرانسوی چنین روزی در سال 1926 در جنوب پاریس به دنیا آمد. وی که یکی از نویسندگان معروف داستان های کمیک استریپ است با «لوک خوش شانس» و «ماجراهای نیکولا کوچولو» به شهرت رسید. او فعالیت داستان‌نویسی خود را صرفاً به ماجراهای لوك خوش شانس، محدود نكرد و علاوه بر داستان‌نویسی مدتی نیز سردبیری مجله‌ «پیلوت» را بر عهده داشت. وی همچنین فیلمنامه تعدادی از انیمیشن‌های سینمایی و تلویزیونی را نیز در کارنامه ادبی خود دارد. از سال 1996 جایزه رنه گوسنی به یاد وی راه اندازی شد که به برترین اثر ادبی طنز تعلق می گیرد. وی نوامبر 1977 در حالی که تنها 51 سال داشت، از دنیا رفت.   چسلاو میلوش چسلاو میلوش، شاعر و نویسنده لهستانی چنین روزی در سال 2004 برای همیشه آرمید. وی که در سال 1911 در لیتوانی دیده به جهان گشود، در سال 1951 با حاکمیت استالین در افتاد و به فرانسه و پس از آن به آمریکا تبعید شد. وی با نگارش کتاب «ذهن اسیر» در سال 1953، به شهرت بین المللی دست یافت. وی در این کتاب با روشنفکران چپ گرا که خود را درگیر کمونیسم کردند تسویه حساب کرده است. آثار این نویسنده بزرگ لهستانی متاثر از همبستگی یا همان جنبش های آزادی خواهانه لهستان است. او سال 1978 جایزه نیوستات را دریافت کرد و سال 1980 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد و بیش از پیش مورد توجه ادب دوستان قرار گرفت. «سه زمستان»، «نجات» و «سرود مروارید» از جمله آثار اوست.  الیاس کانتی الیاس کانتی، رمان نویس و نمایشنامه‌نویس بلغاری چنین روزی در سال 1994 از دنیا رفت. وی سال 1905 در شهر «روزه» بلغارستان دیده به جهان گشود. او به زبان‌های بلغاری، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی تسلط داشت اما همه آثارش را به آلمانی نوشت و به همین دلیل برای قدردانی از زحماتش در حوزه فرهنگ و تاريخ به عنوان نويسنده آلماني انتخاب شد و موفق شد تا در سال 1981 جایزه نوبل را از آن خود کند. خاندان كانتي بازرگانان يهودي اسپانيايي‌‏الاصل بودند كه مدام نقل ‏مكان مي‏كردند. كانتي و خانواده‌‏‏اش سال 19141 به انگلستان رفتند اما پدرش يك سال بعد فوت کرد و مادرش آن ها را به وين برد. او سال 1924 رشته شیمی را در دانشگاه انتخاب کرد اما پس از مدتی آن را ترک و به ادبیات روی آورد. او «کمدی خودپسندی» را سال 1934، «برج بابل» را سال 1935 و شاهکارش «مردم و قدرت» را سال 1962به رشته تحرير درآورد. كانتي سال 1952 شهروند افتخاري انگلستان شد اما با اين حال در سال 1970 به زوريخ رفت و در سوييس مستقر شد. «عروسی»، «نابینایی»، «اپرای میمون ها»، «مشعل در گوش» و «فیروزها» از دیگر آثار اوست.  جی. بی پریستلی جان بویتون پریستلی، رمان نویس و نمایشنامه نویس انگلیسی چنین روزی در سال 1984 از دنیا رفت. وی که سپتامبر 1894 به دنیا آمد 26 رمان در کارنامه ادبی خود دارد. او از سال 1927 فعالیت ادبی اش را با انتشار نخستین کتابش آغاز کرد و در سال 1929 موفق ترین رمانش با عنوان «هم نشینان خوب» را منتشر کرد که جایزه تیت بلک را برایش به ارمغان آورد و او را در ردیف چهره های ملی قرار داد. وی رمان بعدی اش را سال 1930 با عنوان «مالک پیاده رو» منتشر کرد. «گنج خطرناک»، «آخر بهشت»، «قبل از این هم اینجا بوده ام»، «کورنیلوس»، «مردم سرگردان»، «رویای روز تابستانی» و «وطن فرداست» از آثار وی هستند.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Aug 2018 05:00:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146219/صفحه-امروز-14-آگوست ​هرمز علیپور: رویایی جنون کلمه و شعر دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264321/هرمز-علیپور-رویایی-جنون-کلمه-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل روابط عمومی خانه شاعران ایران، در ابتدای برنامه سهیل محمودی مختصری از پیشینه شعر حجم گفت و از یدالله رویایی به عنوان سکان‌دار این نوع شعر یاد کرد. او، رویایی را از معدود شاعرانی دانست که به‌رغم دوری از سرزمین مادری و زبان اندیشه خود، هرگز از شعر و مخاطبانش جدا نبوده است. در ادامه هرمز علیپور دقایقی درباره یدالله رویایی صحبت و خاطراتی از او نقل کرد. علیپور در بخشی از سخنان خود گفت که رویایی جنون کلمه و شعر دارد و اگر قرار بود جای شخص دیگری باشم، او یدالله رویایی است. ساعد باقری در بخش بعدی برنامه، اشعاری از یدالله رویایی قرائت و درباره اشعار و اندیشه او مطالبی بیان کرد. منصور خورشیدی، طلایه رویایی، هوشنگ رئوف، آسیه حیدری و علی مومنی در این برنامه به شعرخوانی و مجید عبدالهی و فرزاد حیدری به اجرای موسیقی پرداختند. در پایان، حنیف خورشیدی به عنوان گردآورنده کتاب «از قبیله حرف» ضمن تشکر از برگزاری عصر حجم در خانه شاعران ایران و انتشارات «سیب سرخ» برای چاپ کتاب، از حمایت معنوی یدالله رویایی برای گردآوری «از قبیله حرف» تقدیر کرد. از قبیله حرف مجموعه گفتگوهایی با یدالله رویایی است. یدالله رؤیایی متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ در دامغان، مطرح‌ترین و پرچم‌دار نحله شعر حجم است. رویایی مدتی بعد از کودتای 28 مرداد به زندان افتاد و پس از خروج از زندان اولین شعرهای خود را در ۲۲ سالگی نوشت. او همزمان به تحصیل در رشته حقوق سیاسی در دانشگاه تهران تا درجه دکترای حقوق بین‌الملل عمومی پرداخت. پس از فراغت از تحصیل، در وزارت دارایی استخدام و به عنوان ذی‌حساب و سرپرست امور مالی در ادارات و دیگر مراکز دولتی مشغول به کار شد. از جمله کتاب‌های او می‌توان به هلاک عقل به وقت اندیشیدن، سکوی سرخ و چهره پنهان حرف اشاره کرد. رویایی هم‌اکنون ساکن پاریس است. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 11:26:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264321/هرمز-علیپور-رویایی-جنون-کلمه-شعر مسئولان ظرفیت پذیرش نمایش‌های انتقادی نسبت به جنگ را نداشته‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263798/مسئولان-ظرفیت-پذیرش-نمایش-های-انتقادی-نسبت-جنگ-نداشته-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) علی موذنی به معنای واقعی اهل قلم است. او سابقه نوشتن داستان، فیلمنامه و نمایشنامه را دارد و کارگردانی هم انجام داده است. آثار او با درونمایه مذهبی یا دفاع مقدس بوده و می‌توان گفت از کسانی است که آثار او جزو آثار شاخص این حوزه است. رمان‌های «نه آبی نه خاکی»، «ظهور»، «ارتباط ایرانی»، «مأمور»، «دوازدهم» و مجموعه داستان‌های «کلاهی از گیسوی من» و «دلاویزتر از سبز» و «کیسه بکس» و «هاقیل» از جمله نمایشنامه‌های علی موذنی است. به دنبال سلسله گفت‌گوهای‌مان با نویسندگانی که در حوزه نمایشنامه‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی هم فعالیت دارند درباره تالیف و ترجمه نمایشنامه‌ها، گفت‌وگویی با او انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. عده‌ای بر این باورند که می‌توان نمایشنامه را به عنوان یک داستان مطالعه کرد و برخی دیگر به این امر معتقد نیستند و نمایشنامه‌ها را صرافا کتابی برای کسانی که می‌خواهند تئاتری به صحنه ببرند می‌دانند، نظر شما در بارۀ چاپ و انتشار نمایشنامه به عنوان کتابی برای مطالعه چیست؟  اصولا نمایشنامه متنی است که برای اجرا نوشته می‌شود، هرچند اگر نمایشنامه‌های معدودی هم با هدف فقط خوانده شدن و نه اجرا نوشته شده باشند، البته آن قدر کم‌اند که قابل بحث نیستند. نمایشنامه‌ای که چاپ می‌شود، هدف اصلی‌اش این است که توسط کارگردان‌های مختلف در طول زمان اجرا شود. بنابراین نمایشنامه‌های چاپ شده مخاطبان خاص دارد که عموما اهالی تئاترند که شامل نویسندگان و کارگردانان و دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته است. نمایشنامه برای خوانده شدن عمومیت پیدا نمی‌کند، چون متنی آسانخوان برای جامعۀ غیر تئاتری نیست و طبیعی هم هست که نتواند مثل داستان و رمان چاپ‌های متعدد داشته باشد. شاید از صدها نمایشنامه‌ای که نوشته می‌شوند، معدودی از آن‌ها که به تعداد انگشتان دست نمی‌رسند، به خواست و پیگیری نویسنده به چاپ برسند. جدا از موارد فوق، ناشرهای معدودی هم هستند که حاضرند سرمایه‌شان را صرف چاپ نمایشنامه کنند، چون امید به چاپ‌های متعدد و سودبری از آن را ندارند.  بسیاری بر این باورند که در ایران استقبال از نمایشنامه‌های خارجی بیشتر است و فروش نمایشنامه‌های ایرانی در مقایسه با آن‌ها کمتر است. نظر شما در این باره چیست؟ این‌ها بیشتر ادعاست تا اینکه واقعیت داشته باشد. عرض کردم. نمایشنامه متنی نیست که جز برای افرادی که دستی در تئاتر دارند، جذابیت داشته باشد. استقبالی که می‌فرمایید، در محدوده اهالی تئاتر و علاقه‌مندان به تئاتر است. بعد هم باید آمارگیری شود که مثلا در سال چند تا نمایشنامۀ خارجی و چند تا ایرانی چاپ می‌شود و بعد هم پی‌گیر شویم که مثلا آیا نمایشنامه‌های خارجی به چاپ‌های متعدد رسیده‌اند یا چه خارجی چه ایرانی همچنان در همان چاپ اول متوقف مانده‌اند؟   شاید بهتر باشد منظورم را این طور بیان کنم که کارگردان‌ها برای کارکردن بیشتر گرایش به متون ترجمه دارند. به نظر شما این طور است؟  این سوال هم نیاز به تحقیق میدانی دارد. مثلا اجراهای یک سال چهار تا سالن تئاتر شهر را ملاک قرار دهیم و ببینیم که چنین ادعایی چقدر نزدیک به واقعیت است. اگر واقعیت داشت، آن وقت مفروضاتی از این دست را مطرح کنیم که چرا چنین است؟ چرا کارگردان‌ها متون ترجمه را ترجیح می‌دهند؟ آیا این ترجیح به لحاظ کیفی است؟  آن طرفی‌ها خوب می‌نویسند و ما بد می‌نویسیم؟ آیا آن‌ها بدون این که در جامعه ما زندگی کنند، از نویسندگان ما به مشکلات جامعۀ ما آگاه‌ترند و آن‌ها را بهتر از ما در قالب نمایشنامه مطرح می‌کنند؟ بحث علمی نیاز به آمار دارد که ما نداریم.  به نظر شما درست است که نمایشنامه‌های خارجی به دلیل تفاوت مکان، امکان بیشتری در مطرح کردن مسائل سیاسی و اجتماعی دارند و به همین دلیل ممکن است مورد استقبال کارگردانان باشند؟ قطعا همین طور است. مسائل مشابهی در جوامع مختلف وجود داشته و دارد که می‌تواند بیانگر وضع موجود ِ جامعه‌ای دیگر در مقطعی دیگر باشد. این شباهت می‌تواند به وضعیت کلی انسان در جهان اشاره داشته باشد. می‌تواند یک مشکل فرهنگی مشابه باشد. می‌تواند اوضاع سیاسی مشابه باشد. به خاطر همین شباهت‌ها هم هست که آثار انسانی قابلیت ترجمه پیدا می‌‌کنند تا دردهای مشترک به وسعت انسان در جوامع مختلف بازیابی شوند. در شکل اجرایی این گونه آثار ترجمه‌ای، کارگردان پشت یک متن خارجی پنهان می‌شود و حرف‌های مورد نظر خود را در قالب اندیشۀ نمایشنامه‌نویسی دیگر بیان می‌کند. این راهکاری است که وقتی ممیزی به شدت فعال است و مانع از مستقیم گویی مسائل جامعۀ خودی می‌شود، کاربرد پیدا می‌کند.    این درست است که به دلیل جریان زندگی مدرن بیشتر روی نمایش‌های دو شخصیتی کار می‌شود؟ و نمایشنامه‌ها بیشتر به سمت دیالوگ و گاهی مونولوگ رفته‌اند؟   این حرف‌ها بیشتر خرافه‌اند تا این‌که واقعیت داشته باشند. هرچند از طریق دو تا انسان بر روی صحنه می‌شود کل تاریخ انسان را ساخت، اما لزوما وجود دو پرسوناژ در نمایشنامه به این معنی نیست که لازمه پرداخت مدرن از زندگی مدرن چنین ویژگی‌ای را می‌طلبد. نمایشنامه‌ای با دو پرسوناژ بستگی به نیاز موضوع و زیبایی‌شناسی مورد نظر نویسنده یا حتی کارگردان دارد. سوای نیاز موضوع و دیدگاه نمایشنامه‌نویس، وجود دو پرسوناژ برای تولید و اجرا بسیار راحت‌تر است تا کاری با چندین پرسوناژ که می‌تواند بار سنگینی را بر دوش کارگردان بگذارد. اجازه بدهید پاسخم را به سوال شما این طور جمع‌بندی کنم: نمایشنامه‌نویس فارغ از فکر تولید، موضوعی به نظرش می‌رسد که با دو کاراکتر قابل جمع است. در واقع دو کاراکتر به راحتی از پسِ پرداخت موضوع مورد نظر نمایشنامه‌نویس برمی‌آیند. نمایشنامه نوشته و چاپ می‌شود. کارگردانی که دغدغه اجرا دارد اما امکانات ندارد و مثلا برای تمرین روی نمایشنامه حتی پول برای اجاره مکانی جهت تمرین ندارد، لزوما ترجیح می‌دهد به سراغ نمایشنامه‌هایی از این دست برود که کم پرسوناژ و کم هزینه‌اند. ابراهیم مکی دو تا مجموعه نمایشنامه دارد که همه شان دو پرسوناژه‌اند و در دهۀ چهل و پنجاه نوشته و همه‌شان هم در تلویزیون قبل از انقلاب اجرا شده‌اند. منظورم این است که نمی‌توان با این برچسب به چنین تحلیلی رسید که جریان زندگی مدرن عامل به وجود آمدن نمایشنامه‌هایی با دو پرسوناژ است. ضمن این که دیالوگ اساس کار نمایشنامه است، بر خلاف فیلم که به تصویر متکی است. مونولوگ هم یک تکنیک نمایشی است برای بیان درونیات پرسوناژ که اگر درست به کار گرفته شود، بر بار نمایشی اجرا اضافه می‌کند. مونولوگ در نمایشنامه‌های یونان هم کاربرد داشته...  از دید شما ظرفیت فضای جنگی برای نوشتن نمایشنامه تا چه حد است ؟ از نظر من موضوع‌های جنگی هم مثل موضوع‌های دیگرند و تفاوتی در پرداخت‌شان وجود ندارد. اصل قضیه این است که ظرفیت‌های دراماتیک مورد نظر، چه جنگی چه غیر جنگی باید بالا باشد و بتواند مخاطب را جذب کند. اما نکتۀ مهم در مورد موضوع‌های جنگی که به سادگی از آن نمی توان گذشت، این است که در دوران جنگ هشت ساله، با موضوع‌های جنگی چگونه برخورد شد و تولیدکنندگان اعم از نویسنده و کارگردان و مسئولان فرهنگی با عملکرد خود، چه تاثیری روی مخاطب گذاشتند. مسئولان تئاتر با نوع ممیزی‌ای که درخصوص این آثار به کار گرفتند، باعث شدند فقط نویسندگان و کارگردانانی سراغ موضوع جنگ بروند که جنگ را قبول داشته‌اند و از آن دفاع می‌کردند. مسئولان موثر در تئاترِ آن دوران اصلا ظرفیت پذیرش نمایش‌های انتقادی نسبت به جنگ را نداشته‌اند و اجازه اجرا نمی‌داده‌اند، چون چنین اجراهایی را مغایر با اصول امنیت ملی می‌دانسته‌اند که جنگ را در راس همه امور قرار داده بوده. نویسندگان و کارگردانانی هم که اجراهایشان را روی صحنه می‌برده‌اند، قطعا رویکردی شعاری داشته‌اند و کمترین ضعفی را در پرداخت شخصیت رزمنده‌های خودی بر نمی‌تافته‌اند همچنان که پرداختی معقول از نیروی دشمن را نیز تحمل نمی‌کرده‌اند. رزمنده خودی باید قهرمان معرفی می‌شده و دشمن ضعیف و پلید و ابله. بنابراین آنچه به عنوان اجرا به مخاطب عرضه شده، عموما اجراهایی شعاری و به دور از واقع بوده که به جای جذب مخاطب، آن‌ها را رانده. از این نظر به موضوع‌های جنگی جفا شده، چرا که صحنۀ تئاتر مکانی است برای آنالیز بشر و موقعیت او در جهان هستی نه مکانی برای شعار. شعار چه در پرداخت شخصیت و چه در پیشبرد موضوع آفت است و نتیجه‌ای غم‌انگیز دارد. آنچه عرض کردم، در همۀ قالب‌های هنری اعم از شعر وداستان و نمایش و فیلم مصداق دارد.  آیا داستان‌های جنگی که این روزها نوشته می‌شود ظرفیت اقتباس شدن برای نمایشنامه را دارند ؟ بستگی به جذابیت و استعداد و قابلیت‌های موضوع دارد. معنی اقتباس این نیست که داستانی را طوری تبدیل به نمایشنامه کنیم که همه وجوه آن در نمایشنامه لحاظ شود. در مورد فیلمنامه هم همین طور است. آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد، حاقِ داستان است، چون نوع روایت در داستان با نمایشنامه و فیلمنامه از اساس متفاوت است. یک اقتباس خوب نیاز به نویسنده‌ای دارد که هم قالب ِمبدأ را خوب بشناسد هم قالب مقصد را. در این صورت است که می‌تواند موضوع مورد اقتباس را خوب مهندسی کند.  چقدر از داستان‌های جنگی در حوزه نمایش اقتباس شده است؟  اطلاعی ندارم. نظر شما درباره اقتباس از قصه‌های کهن برای نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه چیست؟  اقتباس به دو صورت می‌تواند اتفاق بیفتد. یکی مستقیم به سراغ موضوع رفتن است که این یکی به نظرم کاری ملال آور است. بیشتر بازنویسی است تا اقتباس. صورت دیگر همان طور که عرض کردم، جانمایه قصه‌های کهن را دریافتن و معاصر کردن آن است. مثلا اقتباس از اسطورۀ رستم و سهراب در این دوران وقتی موثر و هیجان انگیز است که انسان معاصر وجوه مختلف این دو اسطوره را در وجود خود بازیابی کند. هم موقعیت پیشین آن‌ها را دریابد هم از طریق سیر درونی در لایه‌های وجودی آن‌ها موقعیت فعلی خود را در دوران معاصر درک کند و عمق ببخشد. به نظرم چنین اقتباسی موفق و بالنده خواهد بود.        به نظر شما بزرگ‌ترین معضل در حوزۀ نمایشنامه‌نویسی ایران چیست؟  من بزرگ‌ترین مسئله نویسندگی در ایران را تفننی بودن آن می‌دانم، چه در نمایشنامه‌نویسی چه در داستان. منظورم از تفنن بازیگوشی نیست، بلکه اجبار نویسنده در تامین هزینه‌های زندگی‌اش از راهی غیر از نویسندگی است. او مجبور است برای ارتزاق به کارهای دیگر روی بیاورد و اگر وقت و حوصله‌ای برایش ماند، داستان یا نمایشنامه بنویسد. یعنی چه داستان‌نویس و چه نمایشنامه‌نویس بهترین امکان وجودی خودش را که خلاقیت اوست، به کار می‌گیرد بی آن که به منافع مادی حاصل از عرق ریزی روحش دست پیدا کند. در مورد فیلمنامه کمی متفاوت‌تر است. اگر بنویسد و بتواند به فروش برساند، از نظر مالی وضع بهتری دارد. خلاصه کنم: حرفه‌ای نبودن مشکل بزرگ نویسندگان ماست. ممکن است بعضی از حرفه‌ای‌گری برداشت سفارشی کارکردن را در یابند، در صورتی که حرفه‌ای‌گری یعنی جامعه تو را به این استعداد بشناسد و فضا را برای آن‌که بتواند از استعدادت بهره ببرد، طوری فراهم کند که دغدغه‌های مالی مانع از اتلاف انرژی تو برای کارهایی نشود که در انجام آن‌ها استعداد نداری...         ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 04:48:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263798/مسئولان-ظرفیت-پذیرش-نمایش-های-انتقادی-نسبت-جنگ-نداشته-اند ماییم و دو چشم و یک تماشا http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264156/ماییم-دو-چشم-یک-تماشا خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-سیدعلی‌سینا رخشنده‌مند: قدمعلی سرامی،استاد دانشگاه، شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات فارسی و عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی است. او از پرکارترین پژوهشگران ما در حوزه ادبیات است که هم در حوزه کودک و نوجوان و هم بزرگسال آثار درخور توجهی دارد. در ادامه سری گفت‌وگوهایمان با پیشکسوتان این حوزه به سراغ قدمعلی سرامی رفتیم که در ادامه این گفت‌وگو را می‌خوانید. لطفا ابتدا مختصری درباره خود بفرمایید. بچه رامهرمز هستم، در 8 بهمن 1322، 74 سال و چندماه پیش در آن ولایت به‌دنیا آمدم، بر اثر بی‌سوادی پدر و مادرم و کم و کسر و کمبود امکانات بهداشتی در شهر ما، پزشکی اسید در چشم من ریخت و آبش کرد. این است که من الان بینایی‌ام کم است. بعد از اینکه در سال اول ابتدایی مردود شدم، دیگر تا دوره دکتری همیشه شاگرد اول کلاس‌ها و دوره‌ها بودم، دیپلم را با نمره 19/2 در اهواز گرفتم. دوران لیسانس و فوق‌لیسانس و دکتری را در دانشگاه تهران خواندم. در کنکور سراسری نفر اول شدم.   چرا ادبیات را انتخاب کردید؟ من در کودکی این توان را در خودم می‌دیدم، شعر و شاعری جزو سرشت من است، اولین باری که شعر را علنی کردم، اولین انشایی که نوشتم، معلمی داشتیم به‌نام محمدشاه نیکبخت که ما به او می‌گفتیم کل محشاه، یعنی کربلایی محمدشاه، موضوع انشایی به ما داده بود که نظافت و پاکیزگی را توضیح دهید، من انشایی که در این مورد نوشتم، این دو بیت از من تراویده بود که آنجا خواندم در سال 1336 : پیشه پاکیزگی مرا باشد غیر  غیر از پاکیزگی بلا باشد گفت پیغمبر جوان                که نظافت بود من الایمان آقای نیکبخت گفتند این شعر از کیست؟ گفتم از خودم، گفت تو که عربی بلد نیستی؟ گفتم بله من عربی بلد نیستم، ولی شنیدم که پیامبر گفتند «النظافت من الایمان». قبول نکردند، رفتم از خانه یک دفتر شعری داشتم که شعرهایی دیگر من بود، یادم می‌آید یک دفتر 60 برگ جلد سبز بود؛ بعد رام شد و پذیرفت، یادم است که یک بیت را خیلی پسندید؛  جز مگس گرد نجاست ننشیند احدی         گیر سرمشق ز زنبور که شهد دارد پاک گفت این بیت دیگر از خودت نیست، از سعدی است، گفتم نه از خودم است.   چه سالی ازدواج کردید؟  من در سال 1348 در 26سالگی ازدواج کردم، 5 فرزند دارم، اولین فرزند دختر و نامش پگاه، متولد 1350 است، آخرینشان هم دختری است به نام مولیان، متولد 68 است. من و مولیان روز 8 بهمن به‌دنیا آمده‌ایم، 3 پسر دارم به نام‌های چکاد، نیایش و رهاد. هر سه هم تحصیل‌کرده و زحمت‌کش هستند.   آثارتان را معرفی بفرمایید.   در مجموع 30 و چند کتاب از من منتشر شده که 15-16 از آن‌ها را برای بچه‌ها نوشتم، که معروف‌ترین آن‌ها کتابی است باعنوان شیرین‌تر از پرواز که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده است. این کتاب اثر برگزیده سال 1367 شناخته شد و جوایزی را هم دریافت کردم. کتاب دیگری باعنوان قصه دوستی که اصل داستان را از مادرم شنیدم و آن را بازآفرینی کردم. آثار دیگری همچون «قالیچه سلیمون»، «رنگین‌کمان سال‌های کودکی» و «قلمکار»، این 3 کتاب را انتشارات علمی فرهنگی چاپ کرده است. من و جام و شب‌تاب‌ها که خیلی مطبوع افتاد و خانم مرضیه محبوب آن را به یک نمایش عروسکی تبدیل کرد و آقای فریبرز لاچینی برای آن آهنگ ساخت و در تئاتر شهر به اجرا درآمد. یک کتاب هم به اسم 5 مقاله درباره ادبیات کودک که شامل مقالات تئوریک خوبی است، یک مقاله درباره لالایی است یک مقاله درباره بازی و دیگری درباره شعر کودک است و دیگری درباره سهم کودکان در ادبیات گذشته ایران است و دیگری درباره این است که آموزش و پرورش را نباید از همدیگر جدا کرد، باعنوان «ماییم و دو چشم و یک تماشا».   کتاب دیگری باعنوان «کودکان عارفان راستین» و کتاب دیگری باعنوان از «زنگ گل تا زنج خار» است که برای فهم شاهنامه بسیار کارساز است. کتاب دیگری باعنوان «برستیغ‌های حماسه»، کتاب «عرفان در آیینه ذهن انسان» که مولاناشناسی و شناخت عرفان است، کتاب عرفانی دیگری باعنوان از خاک تا افلاک که درباره رباعیات مولانا و غزلیات شمس است. کتاب دیگری باعنوان از هرگز تا همیشه که درباره شاعران بزرگ ادبیات معاصر و کلاسیک ایران است.  کتابی باعنوان «آینده پاینده باد»، در این کتاب ثابت می‌کنم که گرانبهاترین ثروتی که به ما آدمیان داده‌اند، عمر است، کتاب دیگری باعنوان «عشق نقش و نگار بوقلمون»، کتابی درباره شعر من منتشر شده باعنوان عشق است اگر حقیقتی هست از مهری تلخابی که خودم خوشم آمد و پسندیدم درباره فهم ناقد عزیز. عنوان کتاب برگرفته از یکی از غزل‌های من است با مطلع:  اینجا که منم ستاره‌ای نیست        ماهی نه و ماه پاره‌ای نیست .... در ادامه این بیت: عشق است اگر حقیقتی هست          باقی به جز استعاره‌ای نیست.  چندین مجموعه شعر (حدود 7- 8 مجموعه شعر) دارم، یکی از آنها با عنوان چهار فصل دوستت دارم. که 530 صفحه است و همه هم اشعار خودم است. مجموعه دیگری باعنوان تا زادن بامداد باید خواند. مجموعه دیگری باعنوان صاف و ساده مثل آب که تمام اشعارش را برای دختر آخری‌ام سروده‌ام. مجموعه دیگری با عنوان از دو نقطه تا همه‌چیز و ... و دیگر مجموعه‌های شعری... و آثار دیگری هست که الان به این سرعت ذهنم یاری نمی‌دهد علاقه‌مندان می‌توانند از اینترنت جست‌و‌جو کنند. به جز این آثار؛ نزدیک به 200مقاله علمی پژوهشی و علمی ترویجی و... هم دارم. همچنین حدود 5-6 سال (سال 1351تا 1356) روزنامه‌نگاری کردم و مقالات ژورنالیستی دارم که در حدود چند صد مقاله هستند. شمار سخنرانی‌هایم را نمی‌دانم ولی فکر کنم هزارهاست. نزدیک به 80-90 سخنرانی خارج از کشور داشته‌ام. از جمله در کشورهای ایالت متحده، آتن، آلماتی، قزاقستان، تاجیکستان، نپال و... کاری که جایی بیان نمی‌کنم ولی حالا به شما می‌گویم، تصنیف‌سازی است. بیش از 100 تصنیف از بنده منتشر شده است که یکی از آن‌ها را نادر گلچین خوانده است، بعدها معین بدون اجازه من، در آمریکا خوانده است. باعنوان کوچه باغ راز، تصنیف دیگری که ایرج خواننده معروف خوانده است: دوباره آفتاب داره مهربون می‌شه، بهار میاد دنیای ما جوون میشه اما بهار با همه قشنگی، کم نداره هیچی بجز یه رنگی مثل تو بهار قشنگ نمیشه، این همه خوش آب و رنگ نمیشه، تو یه رنگی همیشه تو یه رنگی همیشه و... یکی دیگر از کارهایی که خیلی علاقه دارم چیستان‌سازی است. پس به موسیقی هم علاقه دارید؟ من خودم موسیقی‌شناس هستم و چندین سال عضو شورای موسیقی صدا و سیما بودم، در دوره دانشجویی، شاگرد استاد محمود ذوالفنون بودم، تار می‌زدم، خانواده‌ام به موسیقی علاقه دارند، یکی از پسرانم که ساکن ایالات متحده است. موزیسین و ساز اصلی او ویولن است و سازهای دیگری هم می‌نوازد و یک گروهی به اسم مولیان دارد. همکلاسی‌ها و دوستانتان چه کسانی بودند؟ دکتر سعید حمیدیان، بهاءالدین خرمشاهی، و... آدم سختگیری در دوستی نبوده و نیستم دوستان زیادی داشته و دارم. با همه می‌شود سلوک کرد، از همه می‌شود آموخت.   اگر به مکانی تبعید بشوید و مجبور باشید فقط یک کتاب با خودتان ببرید کدام کتاب را انتخاب می‌کنید؟ دیوان کبیر مولانا را انتخاب می کنم.   استاد چه توصیه‌ای به دانشجویان ادبیات فارسی و کلا محققان و پژوهشگران دارید؟ من توصیه‌های زیادی می‌توانم داشته باشم، اما بزرگ‌ترینش این است که می‌گوید:     روح پدرم شاد که فرمود به استاد         فرزند مرا عشق بیآموز و دگر هیچ با زبان مادری‌شان، با فرهنگشان عاشقانه برخورد کنند و همه متعلمانی که توقع دارند چیزی از‌ آن‌ها یاد بگیرند، نشان بدهند که آن‌ها را دوست دارند، این سخن نظیری نیشابوری بزرگ‌ترین درس به همه معلمین، آموزگاران، دبیران، استادان است:  درس معلم ار بود زمزمه محبتی           جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را این عاطفه را فراموش نکنند، عشق را به متعلمین خود، هرچه بیشتر و بیشتر یاد بدهند. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 04:23:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264156/ماییم-دو-چشم-یک-تماشا صفحه امروز؛ 13 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146072/صفحه-امروز-13-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این نویسندگان با آثار برجسته شان نام خود را در دنیای ادبیات برای همیشه درخشان کرده‌اند.  اچ . جی ولز هربرت جورج ولز، نویسنده انگلیسی چنین روزی در سال 1946 از دنیا رفت. وی که خالق رمان های علمی – تخیلی است سپتامبر 1866 در کنت به دنیا آمد. او از کودکی با طعم فقر آشنا شد و از این رو از سن کم به کار مشغول شد. مدتی به عنوان شاگرد یک پارچه فروشی کار کرد، ولی به زودی دست از این کار کشید و برای تحصیل به دانشگاه رفت. او از سال 1901 به نوشتن روی آورد و رمان‌های زیادی نوشت که به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه و آثار سینمایی مختلفی از این کتاب‌ها اقتباس شد. برخی از منتقدان آثار او را با ژول ورن نویسنده فرانسوی مقایسه می‌کنند. «ماشین زمان»، «مرد نامرئی»، «جنگ دنیاها»، «نخستین انسان‌ بر ماه»، «تونو بانگی» و «سرگذشت آقای پولی» از آثار این نویسنده‌اند.    ژولین گرین ژولین گرین ،نویسنده آمریکایی چنین روزی در سال 1998 از دنیا رفت. وی سپتامبر 1900 از پدر و مادری آمریکایی در پاریس به دنیا آمد. او به زبان فرانسوی می نوشت و 30 رمان و مجموعه داستان كوتاه در کارنامه ادبی خود دارد. او نخستین کتابش را سال 1924 با نام مستعار «تئوفیل دو لاپورت» با عنوان «هجویه بر ضد کاتولیک های فرانسه» منتشر کرد. سال 1926 نخستین رمان وی با عنوان «مون سی نر» و نخستین مجموعه داستانش با نام «مسافر روی زمین» منتشر شد. وی جايزه ادبي آكادمي فرانسه را در کارنامه اش دارد و «روياگر»، «سفرسياه»، «روزگار خوش»، «موئيرا» و «هر مردی در شب خویش» از رمان‌هاي شاخص وی هستند. املی نوتومب املی نوتومب ،نویسنده بلژیکی چنین روزی در سال 1967 در ژاپن به دنیا آمد. وی که به فرانسوی می نویسد و بیش از 20 رمان در کارنامه ادبی اش دارد، نخستین رمانش را با عنوان «بهداشت و آدمکش» سال 1992 منتشر کرد و از آن پس هر سال یک رمان نوشت و منتشر کرد. «خرابکاری های عاشقانه» دومین رمان اوست که سال 1993 به بازار آمد. او در اين مدت توانست به شهرت بسیار دست يابد و نام خود را بر سر زبان ها بیندازد و منتقدان را وادارد از وی به عنوان نویسنده ای قدر یاد کنند. او جوایز متعدد ادبی از جمله جایزه بزرگ رمان آکادمي فرانسه سال 1999، جایزه رنه فاله و جايزه آلن فورنيه را از آن خود کرده است. «كشتن پدر»، «ترس و لرز»، «اسید سولفوریک» و «سفر زمستاني» از دیگر آثار وی به شمار می رود. او عضو دایمي جايزه برجسته ادبي دسامبر فرانسه نیز هست.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 04:11:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146072/صفحه-امروز-13-آگوست برگزاری نشست به تنهایی نمی‌تواند کیفیت نقد ادبی را ترقی دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264280/برگزاری-نشست-تنهایی-نمی-تواند-کیفیت-نقد-ادبی-ترقی-دهد امیر علی نجومیان، استاد دانشگاه، مترجم و منتقد ادبی، در آستانه برگزاری هزارو صدمین نشست هفتگی شهر کتاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره تاثیر این نشست‌ها بیان کرد: پیش از هر چیز باید گفت که برگزاری نشست‌های شهر کتاب، نوعی رکورد ملی است. شهرکتاب نشست‌هایی با تداوم، بدون وقفه و هر هفته در طی بیش از یک دهه برگزار می‌کند؛ این خودش فی‌نفسه در کشوری که همه چیز کوتاه مدت است، اتفاق مبارکی است.  وی افزود: در کنار این، اهمیت دیگر این نشست‌ها در این است که موضوعات مورد بحث، کتاب‌های انتخاب شده و مباحث طرح شده از تنوع بسیار بالایی برخوردار است و معمولا به ادبیات، نظریه‌های ادبی، نقد ادبی، زبان‌شناسی، فلسفه، حوزه‌های مختلف هنر و علوم اجتماعی و تاریخ می‌پردازند. به گمان من، تعداد بسیار زیادی از محققان برجسته این کشور به واسطه نشست‌های شهر کتاب توانسته‌اند دیدگاه‌های خود را با مخاطبان در میان بگذارند. نکته مهم‌تر اینکه این نشست‌ها چند سالی است که به صورت لوح ویدیویی هم به فروش می‌رسد و تا جایی که من اطلاع دارم به ویژه در شهرستان‌ها که معمولا چنین نشست‌هایی برگزار نمی‌شود، بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. همه این‌‌ها باعث شده نشست‌های شهر کتاب به یک اتفاق یکه و مبارک در فضای فرهنگی ایران تبدیل شود. فراموش نکنیم که توسعه فرهنگی در یک کشور در گرو توسعه رسانه‌ها، ارتباط میان اندیشمندان و مخاطبان، تشویق به کتاب‌خوانی و ایجاد فضای نقد تحقق پیدا می‌کند.   نجومیان درباره نقش برگزاری نشست‌های نقد و برسی کتاب‌ها و نظریات به طور کلی در توسعه نقد ادبی در ایران گفت: مسلما نقد ادبی در ایران نیازمند برنامه‌ریزی‌های همه جانبه است و برگزاری نشست به تنهایی نمی‌تواند فضای نقد ادبی یا کیفیت نقد ادبی در ایران را ترقی دهد. ایجاد رشته نقد ادبی در دانشگاه‌ها، پرداختن جدی رسانه‌ها به مسئله نقد به جای نقد ژورنالیستی و مهم‌تر از همه این‌ها، توسعه فضای نقد‌پذیری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در جامعه‌ای که افراد هیچ نوع نقدی از خود را برنمی‌تابند، انتظار نقد منصفانه و عالمانه نباید داشت. پس از دید فرهنگی هم باید افراد تحمل خود را نسبت به نقد بالا ببرند. مسلما در جلسات نقد ادبی یا نقد کتاب ممکن است که تعارفاتی رد و بدل شود ولی در کنار این، به گمان من این آستانه تحمل به مرور بالا خواهد رفت. بنابراین برگزاری این نشست‌ها در جای خود موثر و مفید بوده ولی مسلما باید در کنار عوامل دیگر در نظر گرفته شده است.   وی اضافه کرد: کار نشر، تالیف و ترجمه کاری بی اجر و مزد است، هیچ ارزش مالی ندارد و در هیچ جایی به آن اهمیت داده نمی‌شود. من در طی این سال‌ها مولفین، مترجمین و نویسنده‌هایی را دیدم که حضورشان در جلسه‌ای که کتاب یا اثرشان مورد توجه و برسی قرار گرفته، خودش فی‌نفسه آن‌ها را تشویق کرده که کارشان را تداوم ببخشند، آن هم در کشوری که هیچ گونه تشویقی از این جهت انجام نمی‌گیرد. این نشست‌ها اگر همین تشویق را انجام داده باشد، کار مهمی کرده است. این منتقد ادبی همچنین در پیشنهاد برای بهتر برگزار شدن نشست‌های نقد و بررسی عنوان کرد: به نظر من اولین نکته این است که به مرور باید فضای تعارفات معمول میان منتقدان و خالقان آثار برداشته شود تا آثار بدون رودربایستی مورد ارزشیابی، تحلیل و بررسی قرار گیرند. نکته دوم اینکه اینگونه نشست‌ها باید توسط مراجع فرهنگی کشور، مورد حمایت مالی و معنوی قرار گیرند. چرا که برگزاری اینگونه نشست‌ها نیازمند هزینه، تبلیغ و اشاعه آن‌ها در رسانه‌هاست که فعلا تمام این کارها را شهر کتاب به صورت یک تنه انجام می‌دهد و به نظر من این کافی نیست. باید این نهادها بخشی از این مسئولیت و هزینه‌ها را تقبل کنند و در واقع از چنین برنامه‌هایی حمایت کنند. به عنوان نمونه، بخشی از بودجه پژوهشی دانشگاه‌ها می‌تواند در این راستا مصرف شود. این باعث می‌شود که هم نویسنده‌ها و هم منتقدین مورد تشویق قرار گیرند و هم اینکه دیدگاه‌هایشان به صورت گسترده‌تر در جامعه فرهنگی مطرح شود.   ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 06:58:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264280/برگزاری-نشست-تنهایی-نمی-تواند-کیفیت-نقد-ادبی-ترقی-دهد استقبال از زبان فارسی در ازبکستان عالی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263738/استقبال-زبان-فارسی-ازبکستان-عالی ذاکر عارف‌جان‌اُف، استاد زبان فارسی دانشگاه دولتی شرق‌شناسی تاشکند ازبکستان، که چهار سال سابقه تدریس زبان فارسی در این دانشگاه را دارد، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره وضعیت زبان فارسی در کشور ازبکستان گفت: آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان در قالب یک گروه آموزشی رسمی و به عنوان یک دپارتمان از صد سال پیش آغاز شده است. البته در این میان، طی سال‌های جنگ جهانی دوم متوقف شده، اما پس از آن، دوباره دایر و تا به حال ادامه داشته است، به طوری که خیلی از دانشمندان و عالمانی که در جهان هم شناخته شده‌اند، فارغ‌التحصیل دپارتمان ما هستند.   عارف‌جان‌اُف درباره پیشینه فارسی آموزی خود و اینکه چگونه به این سمت کشیده شده بیان کرد: من برای گذراندن مقطع پیش‌دانشگاهی به مرکز پیش‌دانشگاهی شرق شناسی، وابسته به دانشگاه شرق‌شناسی تاشکند مراجعه کردم، سه سال تحصیل کردم و زبان فارسی را یاد گرفتم. آنجا به زبان فارسی علاقه‌مند شده و حتی می‌توانم بگویم عاشق زبان فارسی شدم، به همین دلیل در دانشگاه هم همین رشته را برگزیدم. تحصیلات خودم را در مقطع لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری ادامه دادم و در حال حاضر هم در حال نگارش رساله دکتری خودم هستم تا سال آینده دفاع کنم و مدرک PHD خود را در این رشته اخذ کنم.   هر سال تعداد دانشجویان علاقه‌مند به زبان فارسی بیشتر می‌شود استان زبان‌فارسی دانشگاه دولتی شرق‌شناسی تاشکند از اهمیت فراوان زبان فارسی و آموزش آن در کشورش خبر داد و افزود: در کشور ازبکستان برای آموزش زبان فارسی اهمیت زیادی قائل هستند. چون بیشتر آثار دانشمندانی چون ابن‌سینا، خوارزمی و دیگر دانشمندان بزرگ به زبان فارسی نوشته شده و خیلی نسخ خطی منسوب به ابوریحان بیرونی داریم که در مخازن دانشگاهی نگهداری می‌شود و هنوز روی آن کار نشده و تحقیقی صورت نگرفته است؛ به همین سبب در کشور ما اهمیت زیادی داده می‌شود که حتما زبان فارسی تقویت شود، بنابراین شاهد این هستیم که سال به سال تعداد دانشجویانی که به زبان فارسی علاقه‌مند هستند، زیاد می‌شود.   عارف‌جان‌اُف در پاسخ به اینکه استقبال از زبان فارسی در ازبکستان به چه صورت است؟ اظهار کرد: استقبال از زبان فارسی در کشور ازبکستان بسیار عالی است. مثلا گروه زبان فارسی به همراه زبان عربی جزو اولین دپارتمان‌هایی است که در دانشگاه‌های ازبکستان تشکیل شده و دپارتمان‌هایی مثل چین و کره و ... خیلی بعد از زبان فارسی دایره شده است.   مراکز فعال آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان وی در ادامه به مراکز فعال آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان اشاره کرد و گفت: در حال حاضر در دانشگاه‌های شرق‌شناسی تاشکند، تربیت مدرس، دانشگاه زبان و ادبیات ازبکی و دانشگاه موسیقی زبان فارسی دارای کرسی است و آموزش داده می‌شود. همچنین در دو تا از مراکز پیش‌دانشگاهی وابسته به دانشگاه شرق‌شناسی هم زبان فارسی تدریس می‌شود. حتی قبلا چند دبیرستان هم داشتیم که زبان فارسی در آنجا تدریس می‌شد ولی متاسفانه الان چند سالی می‌شود که متوقف شده یعنی آمورزش زبان فارسی از آنجا برداشته شده است. دلیل آن را واقعا نمی‌دانم اما با ابتکار رئیس جمهور ما، آقای شوکت میرضیایف قرار است دوباره این‌ها راه‌اندازی شود. چون امروزه آموزش به‌ویژه آموزش زبان خارجی اهمیت زیادی پیدا کرده است.   استاد ازبکستانی زبان فارسی به همکاری ایران با کشور ازبکستان در زمینه آموزش زبان فارسی اشاره کرد و افزود: چند ماه قبل از طرف رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کمک‌هایی صورت گرفته است، مثلا یکی از کلاس‌های آموزش زبان فارسی را با وسایل آموزشی جدید کاملا تجهیز کرده‌اند و قرار شده که این کمک‌ها و همکاری‌ها ادامه داشته باشد. برنامه دیگری که داریم این است که قصد داریم تفاهم‌نامه‌ای با دانشگاه تهران و بنیاد سعدی امضا کنیم که اگر این مورد هم عملی شود، کارمان پیشرفت قابل توجهی خواهد داشت.   در مکالمه محاوره فارسی مشکل داریم عارف‌جان‌اُف در ادامه نبود اساتید ازبک که در ایران تحصیل کرده باشند در دپارتمان آموزش فارسی ازبکستان را یک نقطه ضعف دانست و اضافه کرد: نسبت به کشورهای دیگر، دانشجویان ما راحت‌تر و بدون لهجه می‌توانند فارسی را صحبت کنند. ولی مشکلی که ما داریم، مشکل مکالمه است. چرا که همه استادهای ما کاملا ازبک هستند و در کشور ما استادی نیست که به ایران آمده و در دانشگاه‌های ایران تحصیل کرده باشد. چون در ازبکستان کسی را نداریم که با او فارسی صحبت کردن را تمرین و او محاوره‌مان را تقویت کنیم، بنابراین مشکل مکالمه داریم.   اصفهان برای من فوق‌العاده بود، حس می‌کردم در کشور خودم هستم وی از تجربه سفر خود به ایران سخن گفت و افزود: خوشبختانه از سال گذشته و به ابتکار رئیس‌جمهور تازه ازبکستان موفق شدم که برای اولین بار و برای گردهمایی به ایران بیایم. همچنین از سال گذشته تا به حال دو بار برای شرکت در دوره‌هایی که بنیاد سعدی برگزار می‌کند، به ایران آمده‌ام و در مجموع سه بار به ایران سفر کرده‌ام. از شهرهای ایران به شیراز، اصفهان، کاشان و روستای تاریخی ابیانه سفر کرده‌ام که اصفهان برای من فوق‌العاده بود، خیلی به سمرقند و بخارا شبیه بود و حس می‌کردم در کشور خودم هستم. در کل از تماشای همه آن شهرها لذت بردم.   استاد زبان‌فارسی دانشگاه دولتی شرق‌شناسی که تقریبا زبان فارسی را به راحتی صحبت می‌کند، به آشنایی خود با شاعران کلاسیک و معاصر ایران اشاره کرد و گفت: از شاعران کلاسیک ایران سعدی و حافظ شیرازی و عمر خیام را بیشتر از دیگران می‌شناسم و می‌خوانم. از شاعران معاصر هم با نیما یوشیج، ایرج‌میرزا، فروخ فرخزاد، مهدی اخوان‌ثالث و خیلی شاعران دیگر آشنا هستم که الان نام همه‌شان را به یاد نمی‌آورم.   آموزش ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی در دپارتمان ادبیات ازبکستان عارف‌جان‌اُف در انتها به تدریس ادبیات فارسی در کشورش اشاره کرد و افزود: ادبیات فارسی هم در ازبکستان آموزش داده می‌شود اما دپارتمان آن از دپارتمان آموزش زبان فارسی جداست. دپارتمان ما اختصاصا به آموزش زبان فارسی می‌پردازد و دپارتمان ادبیات به صورت جداگانه ادبیات فارسی را آموزش می‌دهد که تا آنجا که بنده خبر دارم هم ادبیات کلاسیک و هم ادبیات معاصر فارسی را در برنامه خود قرار داده‌اند. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 05:02:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263738/استقبال-زبان-فارسی-ازبکستان-عالی ادامه همکاری بیمه پاسارگاد با داستان‌نویسان منوط به افزایش متقاضیان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264310/ادامه-همکاری-بیمه-پاسارگاد-داستان-نویسان-منوط-افزایش-متقاضیان علی حیدری؛ مدیر توسعه بیمه پاسارگارد در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره توافق با انجمن صنفی داستان‌نویسان تهران بیان کرد: بعد از رایزنی با نمایندگان انجمن،‌ مقرر شد تا اعضای انجمن با همان کیفیت مفاد قرار‌داد کارمندان بانک مرکزی و علوم‌پزشکی استان تهران از خدمات بیمه پاسارگارد بهره‌مند شوند و سه ماه گذشته این قرار‌داد بین بیمه پاسار‌گارد و انجمن منعقد شد.           وی درباره خدمات بیمه‌ای شرکت بیمه پاسارگارد برای اعضای این انجمن ادامه داد: بیمه‌نامه‌های صادر شده، بیمه‌نامه‌های مربوط به طرح مکمل بازنشستنگی است. بیمه بازنشستگی مکفی که دو تا سه برابر بیمه تامین اجتماعی است و تامین هزینه‌های درمانی، دو خدمت مهم این بیمه به حساب می‌آید. نکته قابل توجه این بیمه‌نامه پرداخت بیمه بازنشستگی به صورت یک‌جا با رقم قابل توجه 500 میلیون تومان است.   وی با اشاره به دو قرار‌ بزرگ بین بیمه پاسارگارد با بانک مرکزی و علوم‌پزشکی استان تهران گفت: قرار‌داد بین بیمه پاسارگارد و علوم پزشکی تهران با جمعیت آماری 3 هزار نفری و با بانک مرکزی با جمعیت 70 هزار نفری منعقد شد. دلیل اصلی مذاکره بیمه پاسارگارد با انجمن داستان‌نویسان با 360 عضو با توجه به اینکه چندان برای شرکت نیز سود‌آور نیست، علاقه‌ شخصی و برخورداری این جامعه مظلوم و محروم از انواع خدمات بیمه‌ای است.        به گفته وی، ادامه همکاری بیمه پاساردگارد با انجمن داستان‌نویسان منوط به افزایش تعداد متقاضیان است.   مدیر توسعه بیمه پاسارگارد بیان کرد: ماهانه بین 12 تا 15 هزار بیمه‌نامه از سوی  بیمه‌ پاسارگارد صادر می‌شود و گروه 907 نیز پرفروش‌ترین بیمه در استان تهران به شمار می‌رود.   حیدری ادامه داد: مدیرکل بیمه‌های اشخاص، بعد از موافقت عقد قرار‌داد با انجمن داستان‌نویسان، رضایتمندی خود برای الحاق تبصره با هدف تعمیم و گسترش این جامعه آماری در آینده را نیز اعلام کرده بود.        وی با اشاره به مهلت ثبت‌نام اعضای انجمن برای استفاده از خدمات بیمه افزود: بیمه پاسارگارد بیش از بازه زمانی تعیین شده نمی‌تواند برای دریافت تقاضای اعضای انجمن صبر کند. تا کنون نزدیک به 20 نفر از اعضای انجمن متقاضی دریافت خدمات شده‌اند.   مدیر توسعه بیمه پاسارگارد تاکید کرد: برای ارائه خدمات بیمه مکمل بازنشستگی جامعه آماری باید افزایش پیدا کند. اما اگر تعداد قابل ملاحطه‌ای تقاضای خود را اعلام کنند شرکت مجاز به تدوین بیمه‌‌نامه‌‌ زیر نظر بانک مرکزی و بیمه مرکزی با حق‌بیمه بسیار نا‌چیز 100 هزار تومان است.   وی تاکید کرد: برای تدوین این بیمه‌نامه که زمینه آسودگی خیال بیمه شده را برای بازنشستگی تامین می‌کند، تعامل دوسویه ضروری است. تاکید دارم حق شرکت است که تعداد متقاضیان دریافت خدمات قابل‌ملاحظه باشد.     به گفته این مقام مسئول در بیمه پاسارگارد، بیمه شده اگر از خدمات بیمه‌ای استفاده کند و یا نکند با مجوز بیمه مرکزی می‌تواند بازنشستگی یکجا دریافت کند. یکی دیگر از بزرگترین محاسن این بیمه استفاده از خمات بیمارستان‌های خصوصی و دولتی است.     حیدری گفت: بعد از مذاکره با نمایندگان انجمن تصور می‌کردم با حجم تقاضای نویسندگان مواجه خواهیم شد به‌طوری که گروه 907 توان پاسخگویی به بیمه‌شدگان را نداشته باشد. اما به نظر می‌‌رسد که جامعه ادبی چندان به آینده و بیمه توجه ندارد.   وی ادامه داد: اعلام کردم برای دریافت مجوز ارائه خدمات طرح مکمل بازنشستگی به نویسندگان می‌جنگم و سر عهد خودم نیز ایستادم. هر چند که بسیاری تصور نمی‌کردند، اما به نتیجه رسیدم. طی مذاکره با نماینده انجمن توافق شد تا نشست‌های مشاوره در زمینه خدمات این بیمه برای اعضای انجمن برگزار شود همچنین درباره اطلاع‌رسانی بیشتر نیز صحبت‌هایی انجام شد اما احساس می‌کنم انجمن با گروه 907 همکاری لازم را ندارد. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 10:30:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264310/ادامه-همکاری-بیمه-پاسارگاد-داستان-نویسان-منوط-افزایش-متقاضیان ​بزرگداشت «حسن توفیق» و پنجاه سال طنز مطبوعاتی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264320/بزرگداشت-حسن-توفیق-پنجاه-سال-طنز-مطبوعاتی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این برنامه که دوشنبه 29 مرداد ساعت 17 در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران واقع در بزرگراه حقانی (غرب به شرق)، بعد از ایستگاه مترو، خروجی کتابخانه ملی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مرکز همایش‌ها، تالار حکمت برگزار می‌شود، کامبیز درم‌بخش، احمد عربانی، احمد مسجدجامعی، هادی خانیکی، سیدفرید قاسمی، غلامرضا کیانی رشید و هادی حیدری سخنرانی می‌کنند. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 10:57:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264320/بزرگداشت-حسن-توفیق-پنجاه-سال-طنز-مطبوعاتی-ایران رونمایی از کتاب «گزیده غزلیات مولوی به زبان هندی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264316/رونمایی-کتاب-گزیده-غزلیات-مولوی-زبان-هندی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، مراسم رونمایی از کتاب «گزیده غزلیات مولوی به زبان هندی» ترجمه بلرام شکلا، استاد زبان سانسکریت دانشگاه دهلی هند و شاعر پارسی‌گو ساعت 14 شنبه 27 مرداد ماه در حوزه هنری رونمایی می‌شود.   علاقه مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند در زمان یاد شده به سالن سلمان هراتی حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ مراجعه کنند. کتاب «گزیده غزلیات مولوی به زبان هندی» از تازه ترین آثاری است که در ادامه فعالیت های مرکز ترجمه حوزه هنری به چاپ رسیده است. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 10:02:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264316/رونمایی-کتاب-گزیده-غزلیات-مولوی-زبان-هندی رونمایی از رمان «کمی مایل به سرخ» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264307/رونمایی-رمان-کمی-مایل-سرخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جشن امضای رمان « کمی مایل به سرخ» در کتابفروشی درخت بخشنده برگزار می‌شود. این رمان جدیدترین اثر فرشته نوبخت نویسنده و پژوهشگر است که به تازگی از سوی انتشارات چشمه منتشر شده است. رونمایی و جشن امضای رمان «کمی مایل به سرخ» نوشته فرشته نوبخت جمعه 26 مرداد 1397 از ساعت 18 تا 20 در کتابفروشی درخت بخشنده واقع در ونک، خیابان خدامی، مرکز خرید آفتاب،‌واحد هفت برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:07:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264307/رونمایی-رمان-کمی-مایل-سرخ شورای نقالی و پرده‌خوانی حوزه هنری تشکیل شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264317/شورای-نقالی-پرده-خوانی-حوزه-هنری-تشکیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری که با جشنواره نقالان علوی یا همان جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر به دبیری «حسین عالم‌بخش» علاوه بر فعالیت‌های پیشین خود جای خالی دیگر سازمان‌های فرهنگی و هنری در پردازش و احیای هنرهای نمایشی سنتی ایران پر کرده است، شورای تخصصی نقالی و پرده‌خوانی را نیز با هدف جان دادن به چراغ نیمه روشن هنرهای سنتی نقالی و پرده خوانی در زوایا و ابعاد گوناگون حماسی، ملی و مذهبی راه اندازی کرد. این شورا متشکل از اساتید و پیشکسوتان نقالی، پرده‌خوانی و شبیه‌خوانی با چاشنی هنرمندان جوان و توانمند است. به این ترتیب هنرمندان جوان این شورا شامل محسن میرزاعلی، مهدی دریایی و حسن مجتبی‌بیگی در کنار اساتید ارزشمندی همانند دکتر امیر صادقی، مرشد ابولفضل ورمزیار و مرشد مهدی چایانی گروه قدرتمندی را برای حفظ، احیا و تربیت هنرمندان این عرصه مهم هنرهای سنتی تشکیل داده‌اند.   کوروش زارعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، در اولین جلسه این شورا که به معرفی اعضای شورا، اهدا حکم آن‌ها و بیان اهداف این فعالیت فرهنگی و هنری حوزه هنری گذشت ضمن قدردانی از پذیرش این دوستان از دعوت وی گفت: هنرهای سنتی ایران دارای سبقه و ریشه‌ای ملی و مذهبی است که سال‌ها مورد غفلت قرار گرفته است. در حالی که هنرهای سنتی ما بیش از هر هنر دیگری باید مورد توجه قرار گیرد. ما در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری خواهان روشن نگه داشتن چراغ کم‌فروغ هنرهای نمایشی سنتی خودمان هستیم و می‌خواهیم به یاری و همفکری شما اساتید و صاحب‌نظران هنر نقالی، پرده‌خوانی و شبیه‌خوانی جان دوباره‌ای به این مهم هنری بدهیم. زارعی در ادامه افزود: در پی رسیدگی به موضوعات گوناگون نقالی و پرده‌خوانی از جمله شاهنامه‌خوانی هستیم. به این ترتیب آنچه باید مد نظر این شورا در هنر نقالی باشد پرداخت گسترده و همه‌جانبه به هنر نقالی است. وی با اشاره به برگزاری محافل و گعده‌های تخصصی و صمیمی در حوزه هنری گفت: فعالیتی ارزشمند در حوزه هنری مرسوم است که هر ماه جمعی از اهالی یکی از هنرهای تخصصی این سازمان دور هم جمع می‌شوند و ضمن ملاقات چهره‌های مختلف هنری در فضای کاری خود به بحث و مبادله نظرات تخصصی می‌پردازند. ما نیز در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در نظر داریم تا جمعی از نقالان متخصص شاهنامه‌خوانی را به همین شیوه دعوت کنیم و از دانش و تجربیات‌شان بهره ببریم. مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با بیان انتظارات خود از این شورا گفت: با برگزاری منظم شورای نقالی و پرده‌خوانی این مرکز انتظار می‌رود مشکلات، بایدها و نبایدها، ظرفیت‌ها و قبلیت‌های داخلی و بین‌المللی این هنر کهن ایرانی کشف و برای رسیدگی به آن‌ها اقدام کنیم. باید این مسائل را درست شناسایی و برای تربیت نیروهای جوان و نسل آینده هنر نقالی تلاش کنیم. تمامی فعالیت‌های ما در مورد نقالی و پرده‌خوانی آنجایی نتیجه خواهد داد که بتوانیم نسل آینده این هنر را برای احیا و زنده نگه داشتن فرهنگ و هنرهای ملی و حماسی خود تربیت کنیم. وی در پایان گفت: ما در این شورا دور هم جمع شده‌ایم تا راهکارهای حرکت درست در این مسیر را تعیین کرده و برای دستیابی به اهداف بلندمدت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در این زمینه گام برداریم. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 10:16:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264317/شورای-نقالی-پرده-خوانی-حوزه-هنری-تشکیل گزارش یک مرگ در سطرهای زندگی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264281/گزارش-یک-مرگ-سطرهای-زندگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «پنهانی» نوشته نسترن خالصی از سوی انتشارات مروارید منتشر شد.  این رمان ماجرای زوج جوانی را روایت می‌کند که درگیر یک زندگی معمول و بدون حاشیه‌اند اما به ناگاه درگیر یک ماجرای جنایی می‌شوند. راوی این رمان زن جوانی است که در خلال گفته‌هایش می‌توان به رابطه او با همسرش و مشکلات عاطفی آن‌ها پی برد. خواننده از طریق فلاش‌بک‌هایی که ذهن زن جوان به گذشته می‌زند به سابقه رابطه آن‌ها و همچنین مشکلاتشان پی می‌برد. شروع داستان غافلگیرکننده است و خواننده از همان ابتدا می‌فهمد که با یک ماجرای جنایی و معمایی روبه‌روست: «داشتم در خانه را می‌بستم که یک لحظه فکر کردم چیزی را دیده‌ام. برای اینکه مطمئن شوم، سرم را برگرداندم و به یقه پیراهن پدرام نگاه کردم. نمی‌دانم چطور داشتم یقه‌اش را نگاه می‌کردم که خودش سریع دستش را روی آن گذاشت. به گمانم داشت زبری چیزی را احساس می‌کرد. دستش را به طرف گردنش برد و گردنش را خاراند. احساس می‌کردم چهره‌اش دارد جمع می‌شود. آهسته به طرفش رفتم و گفتم: چرا یقه‌ات خونیه؟»  این رمان پر از توصیفات ریز و جزءبه‌جزء است. راوی از توصیف اسباب خانه، لباس و حالات چهره هم نمی‌گذرد و خواننده را با درگیرکردن در این جزئیات به ناگاه با ذکر حادثه‌ای غافلگیر می‌کند. اما چیزی که خواننده را همراه راوی سطر به سطر جلو می‌برد روایت‌هایی است که از ذهنیت راوی می‌گذرد. تفکرات و نقطه نظرهای راوی درباره زندگی و رابطه زناشویی‌اش در خلال این روایات روشن می‌‌شود: «وقتی در شرایط جدید و نامطمئنی قرار می‌گیری، مدام حرف‌های بقیه در گوشت و کارهایشان جلوی چشمانت ظاهر می‌شود. وارد دنیای بسته‌ای می‌شوی که مدام همه چیز را با هم مقایسه می‌کنی. چیزهایی را در یک وزنه قرار می‌دهی که اصلا از جنس هم نیستند.» همچنین در اوایل این رمان می‌خوانیم: «در زندگی لحظات نادری وجود دارد که آدم به هیچ چیز فکر نمی‌کند. اگر این لحظات طولانی شوند هوس می‌کنی که دیگر به واقعیت برنگردی و همین‌طور در خلا شناور باشی، در فضای سبکی که احساس بی‌وزنی کنی. من در همین فضا بودم. به هیچ چیز فکر نمی‌کردم نه به قبل نه به بعد.» در این رمان با توجه به اینکه لوکیشن‌های محدودی وجود دارد اما نویسنده از پتانسیل فضاهای محدودی که در اختیار داشته به خوبی استفاده کرده است. توصیفات جز‌به‌جز صحنه، فضا و جایی که محل وقوع کنش‌های داستانی است توانسته تا حد زیادی از خسته‌کننده‌شدن رمان با وجود فضاهای محدود بکاهد: «چند کابینت نیمه‌باز رها شده بود و به جز مقداری زغال و تکه روزنامه‌های قدیمی و چند ظرف و بشقاب طرح‌دار چیزی در آن نبود. سرم را بالا گرفتم و کنار ظرفشویی دو سه لیوان نشسته دیدم. انگار کسی با دستان چرب آن‌ها را برداشته بود. شیر آب را باز کردم و لیوان ها را زیر آن گرفتم. بعد اسکاچ کهنه را روی آن کشیدم و دماغم را جمع کردم. چاه بو می‌داد و آب به سختی در آن فرو می‌رفت. دلم نمی‌آمد در آن لیوان‌ها چای بخورم. دسته کتری را گرفتم و بلافاصله آن را رها کردم...» زبان رمان ساده و خوش‌خوان است. درست است که اثری از تشبیهات، استعارات و بازی‌های زبانی معمولی که در رمان‌نویسی رایج است در این کتاب به چشم نمی‌خورد اما زبان روان است و خواننده رشته داستان را از دست نمی‌دهد. از شخصیت‌های پیچیده‌ای که در رمان‌های جنایی معمول است در این کتاب اثری نیست و جرم و جنایتی که در رمان رخ می دهد تنها بهانه‌ای است برای روایت آنچه در زندگی زناشویی این زن و شوهر قرار است رخ بدهد. رمان «پنهانی» نوشته نسترن خالصی در تابستان 1397 در 550 نسخه به قیمت 24000 تومان از سوی نشر مروارید راهی بازار کتاب شده است.               ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 08:51:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264281/گزارش-یک-مرگ-سطرهای-زندگی نقد و بررسی مجموعه شعر پاییز رحیمی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264300/نقد-بررسی-مجموعه-شعر-پاییز-رحیمی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نوزدهمین جلسه «نقد و بررسی کتاب شعر زنان» به بررسی کتاب «دریا در آبکش» اختصاص دارد که با حضور مریم جعفری آذرمانی، بهمن بنی‌هاشمی و فریبا یوسفی برگزار خواهد شد. در این جلسه علاوه بر نقد و بررسی این مجموعه شاهد شعرخوانی شاعران حاضر در جلسه خواهیم بود. مجموعه شعر «دریا در آبکش» دومین مجموعه شعری پاییز رحیمی است. این مجموعه شعر در دو بخش کلاسیک و نیمایی و در سه موضوع عاشقانه، آئینی و اجتماعی سروده شده است. ویراستاری صوری این اثر از سوی محبوبه قاسمی ایمچه و طراحی جلد آن به وسیله محمود حسینی انجام گرفته و در تیراژ 2500 جلد در 120 صفحه از سوی انتشارات سوره مهر به بازار کتاب عرضه شده است .   پاییز رحیمی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، مدرس ادبیات، مسئول انجمن ادبی شهرستان دلیجان و مدرس کارگاه‌های ادبی دلیجان و کارگاه شعر امروز اراک و همچنین مدیر انجمن دوستداران حافظ دفتر دلیجان است. کتاب‌های شعر «طوفان بی‌ملاحظه» و «این همه گنجشگ» از آثار این شاعر دلیجانی است .وی حضور، کسب عناوین برتر و داوری در همایش‌ها و جشنواره‌های متعدد ادبی را در کارنامه هنری خود دارد‌.   در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «پرنده فکر نمی‌کرد بی‌ثمر بشود شبیه کاسه و بشقاب و میز و در بشود‌! که رفته رفته اسیر نشستگی باشد دچار منطق پوچ قضا قدر بشود پرنده می‌اندیشید که شب چه طولانی ست و او چه کار کند زودتر سحر بشود و او چه کار کند این خطوط صاف و دقیق به هم بریزد و دنیا وسیع‌تر بشود نمی‌شود که قفس آرزو کند یک بار پرنده باشد و با باد همسفر بشود» علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 16 روز شنبه (۲۷ مردادماه)، ساعت ۱۶ در حوزه هنری، سالن سلمان هراتی برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:11:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264300/نقد-بررسی-مجموعه-شعر-پاییز-رحیمی آرام‌ترین طنزنویس از نظر باستانی پاریزی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264278/آرام-ترین-طنزنویس-نظر-باستانی-پاریزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ محمد صالحی‌آرام متخلص به «آمیرزا صالح»، «دادای همدانی» و «صالح الشعرا» که بیش از 50 سال سابقه فعالیت در مطبوعات را دارد به تازگی دست به انتشار مجموعه شعر طنزی به نام «مشکل حکایتی‌ست» زده که این اثر از سوی انتشارات مروارید راهی بازار نشر شده است.  این مجموعه از 71 شعر کوتاه و بلند تشکیل شده است که این شعرها در قالب رباعی، دوبیتی، غزل، نیمایی و سپید سروده شده‌اند. آمیرزا صالح در این مجموعه موضوعات مختلف اجتماعی را دستمایه طنز خود قرار داده است. موضوع یارانه، خرید و فروش فیش حج، مشکلات کارمندان، ترامپ، کم‌آبی، داعش و چند موضوع دیگر سوژه‌های شعرهای طنز دادای همدانی بوده است. زنده‌یاد محمدابراهیم باستانی پاریزی که علاقه بسیار زیادی به طنزهای آمیرزا صالح داشت پیش از مرگ در مقدمه یکی از مجموعه‌های صالحی‌آرام به نام «همچو شرر خندیدن» نوشته است: «محمد صالحی آرام «آمیرزا صالح» که من -ظاهر او را- آرام‌ترین طنزنویس معاصر می‌توانم خطاب کنم - از همکاران قدیم مطبوعاتی است و در جرایدی که دیگر تنها نامی از آنها می‌توان یافت- مثل تهران مصور و کشکیات و کاریکاتور و فردوسی و فکاهیون و گل آقا- شعر و یادداشت می‌نوشته است- و اینک بسیاری از آن یادداشت‌ها و در این‌جا شعرها را گرد آورده و به صورت کتابی درآورده است. اما درباره‌ اثر کتاب صالحی‌آرام باید گفت: نه، آن‌قدرها زودگذر هم نیست که بگوییم: شرری بود و در هوا افسرد/ در تو زاد این زمان و در من مرد بلکه سال‌های سال باقی خواهد ماند، تسکین‌دهنده است، همان آب آتش‌سوزی‌ست که مستی می‌‌آورد بدون آن‌که آدم را به هشتاد تازیانه محتسب آشنا کند.» در پایان این کتاب متن دو نامه گل‌آقا و محمدابراهیم باستانی پاریزی به محمد صالحی‌آرام آمده است. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «من ریش خویش را نه از آن کرده‌ام بلند تا شیخ شهر خصلت من را کند پسند دستم در این زمانه، به جایی چو بند نیست خواهم به موی ریش کنم دست خویش بند!» مجموعه شعر طنز «مشکل حکایتی‌ست»، اثر محمد صالحی‌آرام در 118 صفحه، شمارگان 330 نسخه و به‌بهای 13 هزارتومان از سوی انتشارات مروارید راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 05:20:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264278/آرام-ترین-طنزنویس-نظر-باستانی-پاریزی ​جشنواره ادبیات سلامت در سه بخش برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264308/جشنواره-ادبیات-سلامت-سه-بخش-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت اجتماعی وزارت بهداشت، سیدمحمدهادی ایازی گفت: در راستای ارتقای فرهنگ سلامت، وزارت بهداشت جشنواره‌های مختلفی را برگزار می‌کند که جشنواره ادبیات سلامت یکی از این جشنواره‌هاست. او به تجربه موفق برگزاری جشنواره «فیلم سلامت» اشاره کرد و افزود: امسال سومین دوره جشنواره فیلم سلامت را برگزار می‌کنیم. جشنواره‌ای که توانست در طول این سه دوره اعتماد فیلمسازان و اهالی سینما را به خود جلب کند. بر پایه تجربه موفق برگزاری این جشنواره، شورای فرهنگ سلامت در وزارت بهداشت، برگزاری جشنواره‌ای در زمینه ادبیات را تصویب کرد.  ایازی با اشاره به اهمیت ایجاد دغدغه سلامت به ویژه سلامت همگانی در میان هنرمندان عرصه‌های مختلف افزود: جشنواره ادبیات سلامت قرار است در سه زمینه داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلمنامه کوتاه پذیرای آثار نویسندگان باشد تا از طریق این عرصه‌ها بتواند اهداف وزارت بهداشت را در راستای اجتماعی شدن سلامت دنبال کند. گفتنی است نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» از سوی موسسه فرهنگی-هنری آوای هنر سلامت در زمستان ۱۳۹۷ برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:03:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264308/جشنواره-ادبیات-سلامت-سه-بخش-برگزار-می-شود مشهد؛ سومین ایستگاه کارگاه «طنز خلاق» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264306/مشهد-سومین-ایستگاه-کارگاه-طنز-خلاق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این کارگاه عبدالله مقدمی شاعر و طنزنویس به همراه قاسم رفیعا، مجید رحمانی صانع، علی‌اصغر دلیلی صالح، ایمان مرصعی، ارژنگ حاتمی، مصطفی حسن‌زاده، علیرضا پاکروان از طنزپردازان استان خراسان رضوی، در مورد شگرد‌ها، ظرایف و نکات خاص و تخصصی شعر و نثر طنز صحبت خواهند کرد. این برنامه به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و با مشارکت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، فرهنگسرای بهشت و انجمن ادبی وقت شعر برگزار می‌شود. علاقمندان می‌توانند برای حضور در این برنامه، روز چهارشنبه ساعت 16 به نشانی مشهد، بلوار مدرس، خیابان جنت، جنب بنیاد شهید، فرهنگسرای بهشت مراجعه کنند. گفتنی است، کارگاه «طنز خلاق» پیش از این در شهرهای شیراز و ارومیه برگزار شده است.         ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:44:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264306/مشهد-سومین-ایستگاه-کارگاه-طنز-خلاق مراسم یادبود اصغر فردی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264302/مراسم-یادبود-اصغر-فردی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این مراسم، خانواده وی و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب حضور خواهند داشت. استاد اصغر فردی از شاگردان استاد شهریار، بامداد ۱۵ مرداد در ۵۵ سالگی بر اثر ایست قلبی چشم از جهان فرو بست و با حضور جمع کثیری از ادبا، شعرا، هنرمندان، مسئولان و مردم ادب پرور تبریز تشییع و در مقبره‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی که سال گذشته و در اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر به‌عنوان برگزیده «ده سال شعر و ادب ترکی ایران» تقدیر شده بود، بیشتر عمر خود را برای معرفی استاد شهریار و تصحیح و تالیف آثار او صرف کرد. این مراسم از ساعت 18 الی 19:30 در میدان صنعت، ابتدای بلوار فرحزادی، خیابان شهید حسن سیف برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:10:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264302/مراسم-یادبود-اصغر-فردی-برگزار-می-شود بزرگداشت جمال میرصادقی در سرای کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264345/بزرگداشت-جمال-میرصادقی-سرای-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،بزرگداشت جمال میرصادقی در سرای کتاب برگزار می‌شود.    شانزدهمین دوره عصر کتاب به گرامیداشت جمال میرصادقی،‌ نویسنده و مدرس ادبیات داستانی اختصاص دارد که روز یکشنبه ۲۸مردادماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در سرای کتاب به نشانی خیابان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفر جنوبی، پلاک ۱۰۸۰ برپا می‌شود.   ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 06:47:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264345/بزرگداشت-جمال-میرصادقی-سرای-کتاب نقدوبررسی «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» در کرج http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264340/نقدوبررسی-ساندویچ-حیدر-نعمت-زاده-کرج به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان نوجوان «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» در موسسه فانوس ادب نقدوبررسی می‌شود.   نویسنده این کتاب منصور علیمرادی داستان‌‌نویس و پژوهشگر است و منتقدان این جلسه علیرضا مجابی و طلا نژادحسن و اجرای این مراسم بر عهده ایرج خواجه پور است. علاقه‌مندان به شرکت در این جلسه می‌توانند پنج‌شنبه 25 مرداد 1397 از ساعت 17 تا 18:30 به موسسه فانوس ادب واقع در کرج،‌ مهرویلا،‌ میدان معلم مراجعه کنند.       ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 06:30:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264340/نقدوبررسی-ساندویچ-حیدر-نعمت-زاده-کرج نشست هم‌اندیشی انجمن‌های ادبی تهران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264353/نشست-هم-اندیشی-انجمن-های-ادبی-تهران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، ابراهیم اسماعیلی اراضی که در انتخابات اردیبهشت‌ امسال به عنوان دبیر انجمن‌های شهرِ تهران انتخاب و معرفی شد از برگزاری این نشست خبر داد و گفت: در راستای برگزاری نشست‌های هم‌اندیشی دبیرانِ انجمن‌های ادبیِ استان‌ها و با هدف هماهنگی هر چه بیشتر انجمن‌ها، نشست هم‌اندیشی دبیران انجمن‌های ادبی شهر تهران با حضور اعضای «کارگروه اجرای آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی» برگزار خواهد شد. اسماعیلی اراضی در این باره افزود: از کلیه دبیرانِ انجمن‌های ادبی شهر تهران که در سامانه امور انجمن‌های ادبی به نشانی hlclubs.ir ثبت‌نام کرده‌اند؛ برای شرکت در این نشست، دعوت شده است. دبیر انجمن‌های شهر تهران در ادامه خاطر نشان کرد: در این نشست قرار است درباره مسائل مربوط به آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی، دریافتِ شناسه‌ ملی و هم‌اندیشی و هم‌گرایی در برنامه‌ریزی بین دبیران انجمن‌های ادبی گفت‌و‌گو شود. گفتنی‌ است نشست هم‌اندیشیِ دبیرانِ انجمن‌های ادبی استان‌ها پیش از این در دو استان زنجان و خوزستان با حضور دبیر و اعضای «کارگروه اجرای آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی» برگزار شده است. ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 10:59:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264353/نشست-هم-اندیشی-انجمن-های-ادبی-تهران-برگزار-می-شود