خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين کودک و نوجوان :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/children Fri, 19 Jan 2018 15:01:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 19 Jan 2018 15:01:48 GMT کودک و نوجوان 60 قاصدک‌های پیغام رسان و کبوتران پیام‌آور صلح http://www.ibna.ir/fa/doc/note/256731/قاصدک-های-پیغام-رسان-کبوتران-پیام-آور-صلح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «آواز زیر باران» و «قاصدک در باد» دو عنوان از آثار احمدرضا احمدی است که به تازگی از سوی انتشارات لوپه‌تو برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است و می‌تواند پیشنهاد مناسبی برای مطالعه آخر هفته باشد.   احمدی در «قاصدک در باد» تنهایی موجودات و آدم‌ها را به تصویر می‌کشد؛ تنهایی قاصدک، تنهایی قایق‌ران، تنهایی سیب‌های روی شاخه، تنهایی کبوتران بی‌آب و دانه، تنهایی عروسی که دامادش را گم کرده و پسرکی که سراغ مادرش می‌گردد.   او در ابتدای داستان، باد و توفان و برف و باران را از عواملی معرفی می‌کند که سبب تنهایی و سرگردانی موجودات می‌شوند. توفان و باران قاصدک را از بوته‌اش جدا می‌کند و او را تنها و سرگردان می‌کند. توفان و باران دامادی را از عروسش جدا می‌کند، باد جفت اسبی را با خود می‌برد و باد در طول داستان مانعی می‌شود که قاصدک به خواسته‌هایش برسد و در کنار مسافران قطار، عروس تنها، پسرکی که مادرش را گم کرده یا کنار سیب روی شاخه بماند و هر دو از تنهایی درآیند. به همین دلیل حس بدی نسبت به باد در مخاطب شکل می‌گیرد اما در پایان زمانی که همه از تنهایی و تنها ماندن شخصیت‌های داستان ناراحت‌اند، می‌بینیم همان بادی که سبب جدایی و تنهایی افراد شده توسط قاصدک‌های جوان پیغام همه این موجودات تنها را به همراهانشان می‌رساند و آنها را از تنهایی رها می‌کند. احمدی با قلم توانایش توانسته بسیار ظریف و زیبا تنهایی موجودات را به تصویر بکشد و بگوید همان عواملی که سبب تنهایی افراد می‌شوند می‌توانند آنها را از تنهایی و غم رها کنند. او در پایان بسیار ظریف و زیبا به حضور قاصدک‌ها در چهار فصل سال اشاره می‌کند، قاصدک‌هایی که در چهارفصل سال برای شنیدن آواز نی لبک به کلبه پیرمرد می‌روند.   «آواز زیر باران» کتاب دیگری از احمدرضا احمدی است که در آن به موضوع صلح می‌پردازد. احمدی در این کتاب با زبانی ساده، شرح حال انسان‌ها را به تصویر می‌کشد؛ انسان‌هایی که با اینکه در کنار هم‌اند اما از هم بی‌خبرند و همیشه با هم در حال جنگ‌اند و این جنگ همه قشنگی‌های زندگی‌شان را از آنها گرفته است و زیبایی رنگ‌ها، عطر گل‌ها، قشنگی فصل‌ها، طنین صداها و آواز پرندگان را فراموش کرده‌اند.   احمدی در این کتاب داستان چهار پرنده(کبوتر، قناری، طوطی و کلاغ) را بیان می‌کند که همه در یک قفس اسیرند. تا اینکه ابری قفس را دربرمی‌گیرد و آنها به یک حس مشترک می‌رسند و باهم آواز مشترکی می‌خوانند. ناگهان ابر باران می‌شود و قفس را می‌شوید و پرنده‌ها به رنگ سفید و آبی صلح درمی‌آیند و دوباره چیزهایی را که فراموش کرده‌اند به یاد می‌آورند و پرمی‌کشند و به سوی شهرهای مختلف می‌روند و پیام‌آور صلح می‌شوند.     احمد رضا احمدی، از شاعران و نویسندگان پیشکسوت، در سال 1319 متولد شد و سال‌ها در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کار پرداخت. او غیر از شعر و داستان چند فیلمنامه نیز نوشته است. زبان شعری احمدی از صمیمیتی خاص همراه با تصاویر زیبا و بدیع برخوردار است و عمدتا خلق تصاویر و ابهام‌گویی در اشعارش دیده می‌شود. از دیگر آثار او می‌توان به «بر دیوار کافه»، «سکوت فرفره کوچکی بود که در باد می‌چرخید»، «موهبات فراموشی»، «میوه‌ها طعم تکراری دارند»، «روزی برای تو خواهم گفت»، «لکه‌ای از عمر بر دیوار بود»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود» و «روزنامه شیشه‌ای» اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Fri, 19 Jan 2018 10:07:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/256731/قاصدک-های-پیغام-رسان-کبوتران-پیام-آور-صلح ​کودکی که از دنیایش برای بزرگترها می‌نویسد/ «به رنگ آرزو» در راه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256803/کودکی-دنیایش-بزرگترها-می-نویسد-رنگ-آرزو-راه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سوفیا نیک‌پور، از کوچک‌ترین نویسندگانی است که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می‌کند. از او تا به حال کتابی با عنوان «کتاب من» از سوی انتشارات ارباب قلم منتشر شده است و دومین کتابش هم با عنوان «به رنگ آرزو» به زودی منتشر می‌شود.   «کتاب من» نقد طنز گونه رفتار تربیتی بزرگسالان است. او با زبانی ساده از دنیای کودکان و نوع نگاهشان به بزرگسالان و حرف‌های آنها سخن می‌گوید.   سوفیا 7 سال دارد و در کلاس اول دبستان تحصیل می‌کند. او بسیار کنجکاو و عاشق کتاب خواندن است و این مساله تاثیر زیادی در گرایش او به نویسندگی داشته است. سوفیا می‌گوید: هروقت که تلویزیون نگاه می‌کردم می‌گفتند کتاب دوست شماست و شما می‌توانید با کتاب‌خواندن همه چیز بیاموزید. من هم از پدرم خواستم برایم کتاب بخواند. وقتی دیدم کتاب‌های زیادی وجود دارد، به پدرم گفتم این همه آدم کتاب نوشته‌اند! چرا من ننویسم؟ پدرم هم گفت تو که نمی‌توانی بنویسی. آن موقع هنوز مدرسه نمی‌رفتم و نمی‌توانستم بنویسم. داستان‌هایم را برای پدرم می‌گفتم و او صدایم را ضبط می‌کرد و برایم می‌نوشت. بعد هم برای داستانم تصویر می‌کشیدم. این شد که اولین کتابم را به نام «کتاب من» نوشتم و پدرم به من یک ماژیک جایزه داد.     این نویسنده خردسال می‌افزاید: من علاقه زیادی به دیدن عکس‌ها و تصاویر مختلف دارم و با دیدن آنها یا شنیدن قصه‌ها یا دیدن نقاشی‌های دوستانم در مدرسه ایده‌هایی برای نوشتن در ذهنم شکل می‌گیرد. کتاب دوم یعنی «به رنگ آرزو» را هم همین‌طوری نوشتم. یعنی تعدادی تصویر در کامپیوتر پدرم دیدم که خیلی برایم جالب بود و بر اساس آنها داستانی گفتم و پدرم صدایم را ضبط کرد. البته همه داستان را در یک روز نگفتم. چند روزی طول کشید. بعد هم تصویرهایش را کشیدم. این کتاب به زودی با نقاشی‌های خودم منتشر می‌شود. البته کتاب دیگری هم به نام «مبل سخنگو» نوشته‌ام که هنوز منتشر نشده است.   مژگان دستفال، مادر سوفیا، نیز در این باره می‌گوید: سوفیا دختر بزرگ من است، از 5 سالگی متوجه علاقه و توانایی‌ او به بازآفرینی مسائل پیرامونش شدیم و ابتکار در چیدمان رویدادها و خلق شخصیت‌های جدید و جالب در داستان‌هایش ما را مصمم به هدایتش به سوی چاپ و نشر کتاب کرد. البته معلم خلاقیت سوفیا در مدرسه نیز به این توانایی پی برد و خواهان شرکت دادن آثار سوفیا در مسابقات آموزش و پرورش شد.    سوفیا داستان‌هایش را برای پدرش تعریف می‌کرد و ما فایل صوتی را در اختیار ناشر و شورای نویسندگان نشر قرار می‌دادیم و بعد از تایید پیاده‌سازی می‌شد. مثلا در کتاب «رنگ آرزو» سوفیا بر اساس مدلی که خودش برای دستیابی به خواسته‌هایش از آموزه‌های مهارت‌های زندگی درک کرده این کتاب را خلق کرده است و با بهره‌گیری از دانش و تجربه به مقتضای سن و سالش تصاویر و داستانک‌هایی را بازآفرینی می‌کند و در خلال داستانک‌هایش گرچه ظاهر مستقلی دارند به مخاطب نشان می‌دهد چگونه از طریق کمک به دیگران می‌توانیم به خواسته‌های خود نیز برسیم.   ]]> کودک و نوجوان Fri, 19 Jan 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256803/کودکی-دنیایش-بزرگترها-می-نویسد-رنگ-آرزو-راه نهمین دوره جشنواره کتاب‌ برتر برگزیدگانش را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256828/نهمین-دوره-جشنواره-کتاب-برتر-برگزیدگانش-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین اختتامیه نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان با حضور رضا صالحی امیری، احمد مسجدجامعی، نادر قدیانی، مصطفی رحماندوست، شهرام اقبال‌زاده و جمعی از ناشران و نویسندگان کتاب کودک و نوجوان از سوی انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان عصر پنجشبه (28 در‌ماه 1396) در باغ کتاب تهران برگزار شد و برگزیدگان این جشنواره در بخش‌های داستان و شعر خردسال، کودک و نوجوان و نیز کتاب‌های علمی و آموزشی در این سه محور تجلیل شدند. در نهمین دوره از جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان کتاب‌های منتشر شده طی دو سال اخیر تفکیک و در معرض داوری قرار گرفت. بر همین اساس در بخش داستان خردسال ۶۴ اثر، در بخش داستان کودک ۳۹۵ اثر، در بخش داستان نوجوان ۱۵۳ اثر، در بخش شعرخردسال ۸۶ اثر، در بخش شعر کودک ۵۴ اثر، در بخش شعرنوجوان ۱۹ اثر، در بخش کتاب‌های علمی آموزشی خردسال ۴۳ اثر، در بخش کتابهای علمی آموزشی کودک ۵۳ اثر و در بخش کتاب‌های علمی آموزشی نوجوان ۷۴ اثر احصا و در دست داوری قرار گرفت. کتاب‌های برگزیده و تقدیری نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان به شرح ذیل اعلام شد.  كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري شعر خردسال   كتاب‌هاي تقدیری شعر خردسال:  مجموعه 5 جلدی بغل می خوام بوس می خوام ..... نویسنده: عزت اله الوندی ..... نشر بافرزندان بارون میاد جرجر ..... نویسنده: افسانه شعبان نژاد ..... از نشر هنر آبی دوتا سیب شیرین ..... نویسنده: خاتون حسنی ..... از نشر کانون پرورش فکری لالایی‌های کودکانه ..... نویسنده: شکوه قاسم نیا ..... از نشر بافرزندان   كتاب برگزیده شعر خردسال: مجموعه 10 جلدی کی بود؟ کی بود/ ..... نویسنده: افسانه شعبان نژاد ..... از نشر لوپه تو   كتاب برتر شعر خردسال:  اسمش چیه؟ ( 52 شعر از شش شاعر) ...... شاعر: گروهی از شاعران ...... از نشر افق     كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري شعر کودک   كتاب تقدیری شعر کودک: غول پر خور (درباره مصرف بهینه برق) ...... شاعر: سعیده موسوی زاده جزایری ...... از نشر فنی ایران   شعر کودک کتاب برگزیده و برتر نداشت. كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري شعر نوجوان كتاب تقدیری شعر نوجوان: درخت‌ها دست ها بالا ...... شاعر: هدا حدادی ...... از نشر فنی ایران خوش به حال من ..... شاعر: فاطمه سالاروند ..... از نشر کانون پرورش فکری آوازهای سیب زمینی ..... شاعر مهدی مرادی ..... از نشر کانون پرورش فکری تلنگر باران ..... شاعر: حمیدرضا شکارسری ..... از نشر کانون پرورش فکری یک راه کوتاه تا ماه ..... شاعر: شاهین رهنما ..... از نشر پیدایش مرغ همسایه غاز است ..... شاعر: سعیده موسوی زاده ..... از نشر کتاب چرخ فلک   كتاب برگزیده شعر نوجوان: چهارشنبه‌ها بستنی ..... شاعر: انسیه موسویان ..... از نشر کانون پرورش فکری بوق سگ ..... شاعرک بیوک ملکی ..... از نشر پیدایش    كتاب برتر شعر نوجوان: با فرفره ها به شادی باد بگرد ..... شاعر: بابک نیک طلب ..... از نشر کانون   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري داستان خردسال   كتاب‌هاي تقدیری داستان خردسال :  احمدآقا ..... نویسنده: مهدی حجوانی ..... از نشر افق مجموعه 10 جلدی قصه های گوگولی ..... نویسنده: لاله جعفری ..... از نشر قدیانی سه قلب ..... نویسنده: بهاره نیک خواه آزاد ..... از نشر علمی فرهنگی گرگ گنده و خپله ماهی ..... نویسنده: طاهره ایبد ..... از نشر علمی فرهنگی کی می تواند مرا بخنداند؟ ..... نویسنده: شکوه قاسم نیا ..... از نشر پیدایش كتاب‌هاي برگزیده داستان خردسال :  ماموت پیر و خرس کوچولو ..... نویسنده: محمدرضا یوسفی ..... از نشر علمی فرهنگی   كتاب برتر داستان خردسال : ده پرنده زرد و سبز و آبی ..... نویسنده: سوسن طاقدیس ..... از نشر کانون پرورش فکری   كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري داستان کودک   كتاب‌هاي تقدیری داستان کودک : مجموعه 12 جلدی 30 روز با پیامبر ..... نویسنده: حسن فتاحی ..... از نشر قدیانی مور موری و موش موشی ..... نویسنده: محمدرضا یوسفی ..... از نشر علمی فرهنگی از این طرف نگاه کن ..... نویسنده: علی خدایی ..... از نشر کانون پرورش فکری لینالونا ..... نویسنده: کلر ژوبرت ..... از نشر دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ساندویچ ساز مو دم اسبی باف ..... نویسنده: مهدی رجبی ..... از نشر افق جوجه تیغی های پسرعمو ..... نویسنده: مجید راستی ..... از نشر افق كتاب‌هاي برگزیده داستان کودک :  سیب کچل ..... نویسنده: محمدرضا شمس ..... از نشر پیدایش    كتاب‌هاي برتر داستان کودک : چه کسی آقای صورتی را می شناسد؟ ..... نویسنده:مژگان کلهر ..... از نشر افق   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري داستان نوجوان   كتاب‌هاي تقدیری داستان نوجوان : زمستان تمام می‌شود ..... نویسنده: علی ناصری ..... از نشر کانون پرورش فکری راز خانه سه خواهرون ..... نویسنده: عبدالمجید نجفی ..... از نشر کانون پرورش فکری فریاد آق اویلی ..... نویسنده: عبدالرحمان اونق ..... از نشر کانون پرورش فکری صندلی برای یک نفر و نصفی ..... نویسنده: محمد رمضانی ..... از نشر کانونپرورش فکری وداع در ال مارتینو ..... نویسنده: جواد ماه زاده ..... از نشر محراب قلم و باز هم سفر ..... نویسنده: ناصر یوسفی ..... از نشر افق پتش خوارگر، مردی از تبار اژدها و پتش خوارگر، حماسه سرآغاز ..... نویسنده: آرمان آرین ..... از نشر افق   كتاب‌هاي برگزیده داستان نوجوان : بازجویی خانواده قلندری ..... نویسنده: مصطفی خرامان ..... از نشر افق شاهزاده خانومی در مترو ..... نویسنده: محدثه گودرزنیا ..... از نشر کانون پرورش فکری شب بخیر ترنا ..... نویسنده: جمال الدین اکرمی ..... از نشر کانون پرورش فکری وقتی گنجشگکی جیک جیک یاد می گیرد ..... نویسنده: محمدرضا یوسفی ..... از نشر کانون پرورش فکری   كتاب برتر داستان نوجوان : زیبا صدایم کن ..... نویسنده: فرهاد حسن زاده ..... از نشر کانون پرورش فکری   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري علمی آموزشی خردسال   كتاب تقدیری علمی آموزشی خردسال : 3 مجموعه 6 جلدی کودک باهوش من ( کودک 3،2و4ساله) ..... نویسنده: داریوش صادقی ..... ازنشر کتاب پرنده   كتاب برگزیده علمی آموزشی خردسال :  با عددها دوست می شوی؟ ..... نویسنده: لاله جعفری ..... از نشر کانون   كتاب برتر علمی آموزشی خردسال : آ مثل آهو و ف مثل فیل ..... نویسنده: علی خدایی ..... از نشر کانون   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري علمی آموزشی کودک   كتاب‌های تقدیری علمی آموزشی کودک : دایره‌المعارف پیامبران ..... نویسنده: افسانه موسوی گرما رودی ..... از نشر محراب قلم بابای بچه‌ها ..... نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری ..... از نشر جمال فهمیدم چی کار کنم ..... نویسنده: معصومه یزدانی ..... از نشر فنی ایران من و پنگوئنم ..... نویسنده: کلر ژوبرت ..... از نشر فنی ایران سفر برق ..... نویسنده: سمیه سپهروند ..... از نشر فنی ایران برق و آقای بان ..... نویسنده: سمیه سپهروند .....از نشر فنی ایران پیشی کوچولو! موشک مال توست ..... نویسنده: معصومه یزدانی ..... از نشر فنی ایران خانه با برق، خانه بی برق ..... نویسنده: سمیه سپروند ..... از نشر فنی ایران پلنگ آویزان به چوب لباسی ..... نویسنده: مسعود ملک یاری ..... از نشر فنی ایران   کتاب برگزیده نداشت.   كتاب برتر علمی آموزشی کودک : مجموعه 6 جلدی دانستنی های جانوران ایران و جهان ..... نویسنده: محمدکرام الدینی ..... از نشر طلایی كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري علمی آموزشی نوجوان   كتاب‌های تقدیری علمی آموزشی نوجوان : فرهنگ‌نامه دایناسورها ..... نویسنده: عرفان خسروی ..... از نشر طلایی مجموعه 4 جلدی بوی گل محمدی .... نویسنده: سعیده روح افزا ..... از نشر کانون گوی و چوگان؛ سرگذشت ورزش در ایران ..... نویسنده: جمال الدین اکرمی ..... از نشر کانون دایره‌المعارف شهرو زندگی ..... نویسنده: مهدی ضرغامیان ..... از نشر محراب قلم صد فرمانروا و سردار ایرانی ..... نویسنده: حسن سالاری ..... از نشر محراب قلم سرگذشت پزشکی در ایران ..... نویسنده: یاسرمالی و احسان رضایی .... از نشر افق بیایید شعر بگوییم، فوت و فن شاعری ..... نویسنده: انسیه موسویان ..... از نشر طلایی بیایید داستان بنویسیم، فوت و فن داستان نویسی ..... نویسنده: مهدی میر کیایی ..... از نشر طلایی   كتاب برگزیده  علمی آموزشی نوجوان انتخاب نشد.   كتاب برتر علمی آموزشی نوجوان : سه، دو، یک ... پرتاب ..... نویسنده: سیروس برزو و...  ..... از نشر طلایی   ]]> کودک و نوجوان Thu, 18 Jan 2018 18:52:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256828/نهمین-دوره-جشنواره-کتاب-برتر-برگزیدگانش-شناخت ​ناشنوایانی که از صدای سکوتشان می‌نویسند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256788/ناشنوایانی-صدای-سکوتشان-می-نویسند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) خیلی عجله داشتم، جلسه تا نیم ساعت دیگر شروع می‌شد و من باید هرچه سریع‌تر خودم را می‌رساندم. خیلی زود به مترو رفتم. خدا را شکر خلوت بود، سریع سوار شدم و کنار خانم و آقایی نشستم. آقا به نظر بیست و چهار- پنج ساله می‌رسید و مشغول مطالعه بود. کنجکاو شدم چه کتابی می‌خواند. خیلی آرام از خانمی که کنارش نشسته بود پرسیدم ولی هیچ عکس‌العملی نشان نداد و جوابی نشنیدم. خلاصه به هزار زحمت نام کتاب را دیدم؛ «جای خالی سلوچ»! خیلی تعجب کردم چون نخستین بار بود  کسی را در مترو می‌دیدم که مشغول خواندن چنین کتابی باشد. هنوز 10 ایستگاهی مانده بود تا به مقصد برسم، می‌خواستم هر جور شده سر صحبت را باز کنم که دیدم خودشان با هم شروع به صحبت کردند. تعجبم بیشتر شد چون هر دو ناشنوا بودند. دیگر مصمم شده بودم هرطور که شده با آنها صحبت کنم. با ایما و اشاره سر صحبت را باز کردم. آنها هم با روی خوش جواب می‌دادند، خیلی خوب متوجه نمی‌شدم اما آن‌ها تلاش می‌کردند منظورشان را به من بفهمانند.   پسر جوان می‌گفت این بار دومی است که دارم این کتاب را می‌خوانم. از محمود دولت‌آبادی، «کلیدر» و «نون نوشتن» را هم خوانده‌ام. کلا کتاب خواندن را دوست دارم و آثار زیادی از جلال آل احمد، بزرگ علوی، محمدعلی جمالزاده، آنتوان دوسنت اگزوپری، لئو تولستوی، ارنست همینگوی، ویلیام شکسپیر و داستایفسکی را مطالعه کرده‌ام. شعر هم زیاد می‌خوانم؛ اشعار شهریار، فریدون مشیری، ایرج میرزا و سهراب سپهری را دوست دارم.   جالب‌تر از همه این بود که سهند سلیمان فلاح، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر، داستان هم نوشته بود. او می‌گفت مدتی است که به کارگاه آموزش داستان‌نویسی می‌رود و در آنجا با قواعد داستان‌نویسی، جمله‌بندی، شخصیت‌پردازی و فضاسازی آشنا شده و تشویق شده که داستان بنویسد و قرار است یکی از داستان‌هایش در قالب یک مجموعه داستان منتشر شود.     آموزش داستان‌نویسی به ناشنوایان ناشنوایان به عنوان قشری از جامعه کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ درحالی‌که بین آن‌ها استعدادهای عجیب، نویسندگانی خلاق و کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای دیده می‌شود. برگزاری کارگاه آموزش داستان‌نویسی برای ناشنوایان، اتفاق خیلی خوبی بود که در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل به سراغ زهره عارفی، مربی آموزش داستان‌نویسی به ناشنوایان رفتم. او در ابتدا به انگیزه‌اش برای تشکیل این کارگاه‌ها اشاره کرد و گفت: سال گذشته کاملا اتفاقی در جلسه‌ای، تعدادی ناشنوا و کم شنوا هم حضور داشتند. وقتی با هم صحبت می‌کردند، متوجه شدم آنها در جمله‌بندی و رساندن منظورشان نه تنها به دیگر افراد بلکه به خودشان هم مشکل دارند. با توجه به اینکه خودم سال‌ها معلم بودم و همیشه سعی می‌کردم مفاهیم را در قالب داستان برای بچه‌ها بیان کنم تا بهتر متوجه شوند، به نظرم رسید با استفاده از داستان می‌توانم گفتارشان را بهتر کنم و بسیاری از مفاهیم و قواعد جمله‌بندی و جمله‌سازی را به آنها بیاموزم و آنها بیشتر با زبان ما آشنا شوند چون زبان اشاره کمبودهای خاص خودش را دارد. در واقع ناشنوایان قدرت لب‌خوانی و همچنین حس لامسه بالایی دارند و اگر کسی به آرامی و واضح با آنها صحبت کند، متوجه می‌شوند.     وی افزود: بر همین اساس فروردین ماه امسال کارگاه آموزشی را با همکاری معاونت امور فرهنگی سازمان بهزیستی در قم برگزار کردم. دوتا از ناشنواها هم از تهران می‌آمدند. بعد از مدتی پیشنهاد کردند این کارگاه‌ را در تهران هم برگزار کنیم و این دوره از تیرماه در خانه فرهنگ و هنر تهران برگزار شد. کم‌کم خبر به سایر شهرها رسید و ورک‌شاپ‌ها و دوره‌هایی را در شیراز، مشهد، اصفهان، اهواز، یزد و خرمشهر با ناشنوایان داشتم. در این دوره‌ها روی گفتار آنها کار کردم و از آنها خواستم جمله‌سازی کنند و زمان فعل‌ها را به آنها آموختم. درابتدا دل‌نوشته‌هایی به جای داستان می‌نوشتند اما کم‌کم قواعد داستان‌نویسی، شخصیت‌پردازی، فضاسازی و ... را آموختند و دل‌نوشته‌هایشان تبدیل به داستان شد، داستان‌هایی از دنیای خودشان، فضایی که برای ما ناآشنا است. اولین داستان را «پگاه راد» نوشت با عنوان «زنگوله» و از سوی انتشارات کومه در قم چاپ شد.   این مربی داستان‌نویسی در ادامه به حضور ناشنوایان دراین کارگاه‌ها اشاره کرد و گفت: باتوجه به این کار کاملا نو و جدید است و ما هم اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده‌ای نداشتیم اما استقبال از این دوره‌ها بسیار خوب بود به‌طوری که گاهی تعداد شرکت‌کنندگان در ورک‌شاپ‌ها به 40 نفر می‌رسید و چیزی که بیشتر مرا شگفت‌زده می‌کرد پیشرفت چشمگیر بچه‌ها در این دوره‌ها بود. من نخستین نوشته‌های آنها را در کامپوتر دارم جملاتی که اشتباه بوده را با رنگ قرمز و جملاتی که می‌توانسته بهتر نوشته شود را با رنگ بنفش مشخص کرده‌ام و جملات درست را با رنگ سبز نوشته‌ام تا بچه‌ها ایرادشان را متوجه شوند. همچنین داستانی را که می‌نویسند در کلاس می‌خوانند و بچه‌های دیگر و خود من نظرات و نقدهایمان را بیان می‌کنیم و آنها با دقت گوش می‌کنند و در جلسه بعد ایراداتشان را برطرف می‌کنند و همین توجه و دقتشان سبب پیشرفت آنها می‌شود. چیزی که من در سایر کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی که برای افراد معمولی برگزار می‌کنم، کمتر می‌بینم.   وی در ادامه بیان کرد: برای افزایش انگیزه هنرجویان تصمیم گرفتم جشنواره‌ای را در این زمینه برگزار کنیم با عنوان «صدای سکوت» و طی فراخوانی از ناشنوایان علاقه‌مند در سراسر کشور خواستیم آثارشان را برای ما ارسال کنند. بیش از 100 داستان به دستمان رسید و آن‌ها را برای بررسی به داوران جشنواره اعم از ابوتراب خسروی، علی اصغر عزتی پاک و کامران رحیمی(داستان‌نویس ناشنوا) سپردیم که از بین آنها 34 داستان به مرحله نهایی راه یافت. در آیین پایانی این جشنواره که در بهمن‌ماه سال جاری برگزار خواهد شد اسامی 3 نفر برگزیده و 7 نفر تقدیری اعلام خواهد شد. همچنین 14 داستان برگزیده را هم در قالب مجموعه‌ای به نام «خش‌خش کفش‌های من» از سوی انتشارات داستان جمعه منتشر می‌کنیم و در اختتامیه جشنواره از این کتاب و «زنگوله» رونمایی می‌کنیم.       عارفی در پایان با بیان اینکه شرکت کنندگان در این دوره‌ها غالبا جوانان بالای 18 سال هستند چون کمتر در مدرسه آموزش دیده‌اند، گفت: امروزه امکانات بیشتری برای ناشنوایان در مدارس وجود دارد و اغلب کودکان و نوجوانان ناشنوا از این امکانات استفاده می‌کنند. اگر سازمان‌هایی مانند بهزیستی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان‌های مربوطه از برگزاری چنین کارگاه‌هایی حمایت کنند، آموزش به این قشر از جامعه می‌تواند بسیار سودمند و کاربردی باشد. ]]> کودک و نوجوان Thu, 18 Jan 2018 06:32:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256788/ناشنوایانی-صدای-سکوتشان-می-نویسند فرهاد حسن‌زاده نامزد نهایی جایزه اندرسن شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256816/فرهاد-حسن-زاده-نامزد-نهایی-جایزه-اندرسن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس اعلام کانال خبری شورای کتاب کودک، فرهاد حسن زاده، نویسنده حوزه کودک و نوجوان ایران نامزد نهایی دریافت نوبل ادبیات کودک شد و در صورت برنده شدن این جایزه اولین دریافت کننده جایزه نهایی اندرسن در ایران خواهد بود. وی با نویسندگانی از کشورهای فرانسه، ژاپن، سوییس و نیوزیلند رقابت خواهد کرد. نتیجه رقابت در نمایشگاه بولونیا۲۰۱۸ اعلام خواهد شد. حسن زاده از طرف شورای کتاب کودک برای آن‌چه «یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودکان و نوجوانان» عنوان شد، نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۸ معرفی شده است. جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل کوچک) معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتربین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود. مارگریت دوم ملکه دانمارک حامی و مشوق ویژه اهدای این جایزه است. پشتیبان مالی برنامه های جایزه اندرسن تا سال ٢٠٠٨ نیسان موتور ژاپن و از سال ٢٠٠٩ جزیره نامی در کره جنوبی است. اهدای این جایزه به مجموعه آثار یک نویسنده از سال ۱۹۵۶ و به مجموعه آثار یک تصویرگر از سال ۱۹۶۶ آغازشده است. این جایزه شامل یک مدال طلا و یک دیپلم افتخار است که در مراسمی در کنگره دو سالانه IBBY، به برندگان اهدا می شود. نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی دفاتر ملی کاندید می شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را از میان نامزده های معرفی شده برمی گزینند. از جمله معیارهای گزینش برندگان می توان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر،‌ در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهم تر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد.  تنها برنده ایرانی این جایزه جهانی فرشید مثقالی تصویرگر نامدار است. مجموعه آثار او در سال ۱۹۷۴ این جایزه را از آن خود کرد. هوشنگ مرادی کرمانی نیز در سال ۱۹۹۲ از سوی هیئت داوران این جایزه مورد تشویق قرار گرفت. او در سال ۲۰۱۴ بار دیگر از سوی ایران نامزد دریافت این جایزه شد. همچنین از ایران محمد رضا یوسفی در سال ۲۰۰۰ و محمد هادی محمدی در سال ۲۰۰۶ و احمد رضا احمدی در سال ۲۰۱۰ در بخش نویسندگان و نسرین خسروی در سال ۲۰۰۲، محمدعلی بنی اسدی در سال ۲۰۱۲ در بخش تصویرگران کاندید این جایزه شدند. حسن زاده، از اعضای هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان متولد فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان است. او فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده  و در كنار همكاری با مطبوعات كودك و نوجوان (سروش نوجوان، سروش كودك، آفتابگردان، كيهان بچه‌ها و...) به شكلی جدی وارد عرصه ادبيات كودك و نوجوان شده است. وی تا کنون بیش از  ٥٠ عنوان کتاب در زمینه های گوناگونی چون رمان، افسانه، داستان کوتاه، داستان بلند، فانتزی، طنز و زندگی نامه به بازار نشر ارائه داده که بیشتر این آثار در حوزه کودک و نوجوان بوده است. همچنین مسئولیت بخش ادبی تحریریه نشریه «دوچرخه» (ضمیمه روزنامه همشهری ویژه نوجوانان) را بر عهده دارد. از جمله آثار وی می‌توان به ماشو در مه (رمان نوجوان)، روزنامه سقفی همشاگردی (مجموعه طنز برای نوجوانان)، عشق و آینه (مجموعه داستان)، همان لنگه کفش بنفش (داستان کودک)، بندرختی که برای خودش دل داشت (داستانک)، لبخندهای کشمشی یک خانواده‌ی خوشبخت (مجموعه داستان)، خنده به شرط قلقلک (شعر طنز برای نوجوانان) اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Wed, 17 Jan 2018 18:53:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256816/فرهاد-حسن-زاده-نامزد-نهایی-جایزه-اندرسن حکایت محمدرضا شمس از رستم دستان برای نوجوانان http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256721/حکایت-محمدرضا-شمس-رستم-دستان-نوجوانان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سه عنوان از مجموعه «رستم دستان؛ بهترین قصه‌های شاهنامه» به نام‌های «ضحاک و کاوه آهنگر و چند قصه دیگر از شاهنامه»،‌ «هفت‌خوان رستم و چند قصه دیگر از شاهنامه» و «رزم رستم واسفندیار و چند قصه دیگر از شاهنامه» با بازنویسی محمدرضا شمس از سوی انتشارات ذکر منتشر شده است.   محمدرضا شمس درباره این مجموعه به ایبنا گفت: این مجموعه بازنویسی شاهنامه به زبان ساده است که به همراه برادرم «محمد شمس» حدود 15 سال پیش انجام دادیم. این بازنویسی‌ها شامل دو دوره زمانی قبل و بعد از جمشیدشاه است.   وی درباره لزوم بازنویسی آثار قدیمی نیز بیان کرد: متون فاخر و قدیمی ما مانند «شاهنامه» از برجسته‌ترین کارهای دنیا هستند و چون بچه‌ها را با ادبیات فاخر و گذشته کشورمان آشنا می‌کنند بسیار ارزشمندند. در کشورهای دیگر سرمایه‌گذاری زیادی برای بازنویسی و خلاصه‌نویسی آثار کهن انجام می‌شود و بچه‌ها را با فرهنگ و مشاهیر کشورشان آشنا می‌کنند. اما خوانش آنها به دلیل حجم زیاد و نامفهوم بودن بعضی کلمات برای بچه‌ها ممکن است خسته‌کننده و حوصله‌سربر باشد. نویسندگان می‌توانند با بازنویسی این آثار زمینه‌ای ایجاد کنند برای آشنایی بیشتر کودکان و نوجوانان با مشاهیر و آثار کهن ایران زمین.   رستم پهلوان افسانه‌ای ایران باستان، تجسم میهن‌دوستی، آزادگی و عدالتخواهی ملتی بزرگ و دیرین و بازتاب آرمان‌های والای مردمان این سرزمین است. حکایت زندگی رستم، ریشه در پاره‌ای از کهن‌ترین متون ایرانی دارد که شاهنامه، شیواترین و جامع‌ترین روایت آن را در بر می‌گیرد.   مجموعه «رستم دستان» بازنوشته داستانی از زندگی این پهلوان نامدار ایرانی بر مبنای روایت شاهنامه فردوسی است. برخی از فصل‌های کتاب عبارتند از «تولد رستم، اسب برگزیدن رستم، جنگ رستم و افراسیاب، هفت‌خوان رستم، رستم و سهراب، جنگ سهراب و کیکاووس، رزم رستم و سهراب، کشته شدن غم‌انگیز سهراب به دست پدر، آمدن سیاوش به توران زمین، کشته شدن سیاوش، مرگ افراساب، رزم رستم و اسفندیار و فرجام رستم ست. این کتاب سرگذشت رستم را از تولد تا مرگ با نثری ساده و روان باز می‌گوید.   محمدرضا شمس، نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان، در سال 1336 در تهران متولد شد. نخستین کتاب این نویسنده با عنوان «اگر این چوب مال من بود» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسید. از جمله کتاب‌های این نویسنده می‌توان اشاره کرد به «خواب و پسرك»، «مراد شمر»، «ديوانه و چاه»، «عروسي»، «شير، اسب و بشقاب چيني گلدار»، «بادكنك و اسب‌آبي»، «قصه بهار»، «قصه پلي كه بود و ديگر نيست»، «خورشید مال كیه؟»، «كلوچه خانم»، «دختره خل و چل»، «دزدى كه پروانه شد» و «صبحانه‌ خیال».   شمس تاکنون جوایزی همچون لوح تقدیر كتاب سال كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، كتاب سال سلام، قصه‌ سال مجله‌ سروش كودک، لوح زرین جشنواره مطبوعات كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان،‌ جشنواره مطبوعات، كتاب سال شوراى كتاب كودک و دیپلم افتخار ازIBBY، انجمن فرهنگی را از آن خود کرده است.   انتشارات ذکر سه عنوان از مجموعه «رستم دستان؛ بهترین قصه‌های شاهنامه» را با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 55 هزار ریال منتشر کرده است.    ]]> کودک و نوجوان Wed, 17 Jan 2018 08:03:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256721/حکایت-محمدرضا-شمس-رستم-دستان-نوجوانان رویش‌ها و ریزش‌های ادبیات کودک و نوجوان از نگاه یک جشنواره http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256763/رویش-ها-ریزش-های-ادبیات-کودک-نوجوان-نگاه-یک-جشنواره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) قدرت‌الله نیکبخت دبیر نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان در آستانه مراسم پایانی این جشنواره با اشاره به دوره جاری آن اظهار کرد: در این دوره در بخش کتاب‌های علمی آموزشی شاهد  آثار قابل توجهی در موضوعات و محتوا و عرصه های جدید، تولید کتاب‌های مجموعه‌ای و برخاسته از پژوهش‌های موردی و علمی بودیم. وی ادامه داد: افزایش کیفیت فنی و هنری کتاب‌ها از نکات بارز این پیشرفت و جریان علمی رو به جلو نشر در کشور است و در کنار آن ظهور نام‌های جدید در داستان‌نویسی و ورود به عرصه‌ها و ژانر های جدید نیز از اتفاقات دیگر این دوره بود‌. نیکبخت همچنین گفت: نبود نگاه‌های مدیریتی و راهبردی در گرافیک آثار و عدم توجه به ویرایش و زبان معیار در کتاب‌هایی که برای کودک و خردسال منتشر می‌شود در داوری این دوره از آثار به شدت مشهود بود و نیازمند توجه جدی دست‌اندرکاران است. دبیر نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان همچنین افزود: علی‌رغم تعداد اندک کتاب در گروه شعر نوجوان، به لحاظ کیفیت شعر نوجوان وضعیت قابل قبولی دارد و بیشترین آمار تولید شعر نوجوان به ناشران دولتی اختصاص داشت. شایسته است با توجه به تاثیرگذاری این قالب ناشران خصوصی هم در این حوزه وارد شوند. نیکبخت ادامه داد: در این دوره شاهد برخی کارهای جسورانه در حوزه آموزش جنسیتی و آسیب‌هایی که بی‌اطلاعی از آن کودکان را تهدید می‌کند بودیم. به باور من توجه و انتشار این آثار اگرچه لازم و ضروری ست اما توجه به این نیاز باید با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان  روانشناسان کودک، صورت پذیرد. در کنار این موضوع  ژانرهای جدید داستانی با تکنیک‌های قوی نویسندگی و حلقه‌های تودرتو توی داستانی همچنین ژانر وحشت از آثار جذاب داستانی این دوره از رقابت‌ها بود و البته فعالیت در این ژانر  نیازمند توجه جدی به مسایل روانشناختی و تاثیر آن این داستان ها بر روان مخاطب و آینده اوست. وی همچنین بیان کرد: کل کتاب‌های دریافت شده به دبیرخانه ۱۱۴۳ عنوان و کتاب‌هایی که به داوری راه یافتند ۹۲۱ اثر بود که بیشترین کتاب‌ها به داستان کودک با تعداد ۴۰۵ عنوان و کمترین به شعر نوجوان ۱۹ عنوان اختصاص داشت. نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می‌شود در دی ماه سال جاری با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شرکت پنتر برگزار خواهد شد.         ]]> کودک و نوجوان Wed, 17 Jan 2018 06:32:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256763/رویش-ها-ریزش-های-ادبیات-کودک-نوجوان-نگاه-یک-جشنواره عادت‌های نویسندگی افسانه شعبان‌نژاد/ هنوز خردسال مانده‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256708/عادت-های-نویسندگی-افسانه-شعبان-نژاد-هنوز-خردسال-مانده-ام خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): یکی از خاطرات بچه‌های دهه شصتی‌ خریدن «مجله کیهان بچه‌ها» و خواندن شعرها و داستان‌هایی است که اسم شاعران و نویسندگانشان پای آن‌ها بود. «افسانه شعبان‌نژاد» یکی از همان اسم‌هایی بود که همیشه در کنار شعرهای این مجله یا برخی از شعرهای کتاب‌های درسی به چشم می‌خورد. کسی که تا به حال بیش از 400 کتاب شعر، داستان، رمان و نمایشنامه برای کودکان و نوجوانان نوشته است که برخی از آنها به زبان‌های انگلیسی، بوسنیایی، مالزیایی، چینی، ایتالیایی و کردی ترجمه و چاپ شده است. شعبان‌نژاد فعالیت خود را در حوزه ادبیات کودک و نوجوان از سال ۱۳۶۰ آغاز کرد. مدتی به عنوان سردبیر برنامه خردسالان و کودکان در رادیو مشغول به کار بود. سردبیری مجلات رشد نوآموز و رشد دانش‌آموز، عضویت در شورای شعر کیهان بچه‌ها، عضویت در شورای شعر و موسیقی، شورای نمایشنامه‌نویسی و شورای شعر  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از مسئولیت‌های قبلی و فعلی او به شمار می‌رود. او از کاندیداهای دریافت جایزه آستریدلیندگرن بوده توانسته چندین بار لوح تقدیر جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، لوح برگزیده جایزه پروین اعتصامی و جشنواره بین‌المللی شعر فجر را دریافت کند و داوری چندین جشنواره را برعهده داشته است. به همین بهانه به دیدار او در منزل شخصی‌اش در خیابان ملاصدرا رفتیم؛ خانه‌ای زیبا که با صنایع دستی مختلفی مانند سوزن‌دوزی، شماره‌‌دوزی، تابلوهای فرش، رنگ روغن، طراحی‌هایی از چهره فروغ فرخ‌زاد و محمد مصدق تزئین شده بود. در این ملاقات صمیمی با ما درباره خاطرات‌ دوران کودکی و کار در حوزه ادبیات کودک و نوجوان صحبت کرد که در ادامه می‌خوانید.   نخستین جرقه‌های نوشتن و سرودن چه زمانی در شما شکل گرفت؟ من از دوره دبستان به شعر خیلی علاقه داشتم و اگر شعری را می‌شندیم دوست داشتم شاعرش من باشم. اولین شعری که گفتم سوم دبستان بودم؛ در آن زمان با خانواده به مشهد رفته بودیم چون برف شدیدی می‌بارید خانواده به زیارت رفتند و مرا با خود نبردند. در اتاق نشسته بودم که حس خاصی به من دست داد و روی ورق روزنامه چیزی نوشتم که بعدها فهمیدم نامش شعر است. همین‌طور ادامه دادم. در دوره راهنمایی هم شعر و داستان می‌نوشتم و آنها را تصویرگری می‌کردم و به شکل کتاب درمی‌آوردم. در آن زمان معلمی داشتیم به نام خانم فنایی که می‌گفت «امیدوارم در آینده کارهای تو را در کتابفروشی‌ها ببینم». این حرف خیلی به من انگیزه می‌داد. همین‌طور کارهایی انجام دادم تا به 18 سالگی رسیدم و مجموعه‌ای را که آماده کرده بودم به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستادم، آنها شعرهایم را برای بررسی به آقای رحماندوست داده بودند. آقای رحماندوست بعد از خواندن شعرها برایم نامه‌ای فرستاده و نوشته بود در همین شعرهای دست و پا شکسته مشخص است که تو حسی کودکانه داری و مشخص است که در آینده می‌توانی شاعر کودک شوی و این حس خیلی خوبی بود. تا اینکه در سال 1362 ازدواج کردم و به تهران آمدم و پیش آقای رحماندوست رفتم و به من گفت که ما جلساتی در کیهان بچه‌ها داریم که با حضور بیوک ملکی، جعفر ابراهیمی، شکوه قاسم‌نیا و اسدالله شعبانی برگزار می‌شود. در این جلسات شعر خوانده می‌شد و برای چاپ در مجله کیهان بچه‌ها تصویب می‌شد. ایشان از من دعوت کردند در این جلسات شرکت کنم. فکر می‌کنم مهمترین جایی که سبب شد به طور جدی وارد حوزه ادبیات کودک و نوجوان شوم همین جلسات بود.   پس کلا در حوزه بزرگسال کاری انجام نداده‌اید؟ نه. کار من به طور تخصصی در حوزه کودک و نوجوان بوده. البته دو سال پیش کتابی به عنوان «می‌خواهم لیلای تو باشم» را نوشتم. دوست داشتم امتحان کنم ببینم حوزه بزرگسال چطور است.   کار در حوزه بزرگسال چطور بود؟ آیا پشیمان نشدید که چرا زودتر برای تولید کتاب در حوزه بزرگسال اقدام نکردید؟ خوب بود. ولی حوزه کودک و نوجوان چیز دیگری است. نه هرگز پشیمان نشدم.   پس از سال 60 به طور جدی وارد حوزه کودک و نوجوان شدید؟ بله. ولی جدی‌ترین کارم سال 64 در مجله کیهان بچه‌ها چاپ شد با عنوان «پدرم باغبان این باغ» است. اما نخستین کتاب‌هایم مجموعه قصه‌ای با عنوان «نه من نمی‌ترسم» و دومین کتابم مجموعه شعری به نام «پونه‌ها و پروانه‌ها» بود که سال 1362 چاپ شد.   استقبال از نخستین کتاب‌هایتان چگونه بود؟ دقیقا نمی‌دانم. چون آن موقع خیلی پیگیر نبودم. اما کتاب‌هایی که بعدا چاپ کردم خیلی با استقبال روبه‌رو شد و تجدید چاپ آنها این مساله را تایید می‌کند. کتابی که بیشتر مورد استقبال قرار گرفت کتاب «ابر ابر ابر، ابر اومد» بود که یک مجموعه شعر خردسال بود. و از اشعار آن مانند «گل گل گل، گل اومد» ساخته شد و در تلویزیون پخش شد. «باغ هزار دخترون» هم که رمان کودک بود با استقبال خوبی روبه‌رو شد.     در طول این مدت در مجموع چند کتاب از شما منتشر شده است؟ بیش از 450 کتاب در زمینه‌های مختلف، شعر، داستان کوتاه ترجمه بازنویسی بازی شعر نمایش و  رمان کودک.   از بین همه آثارتان کدامیک را بیشتر دوست داشتید یا با آن خاطره بازی داشته‌اید؟ همه آثارم را دوست دارم اما از بین کتاب‌هایم رمان «صدای صنوبر» را خیلی دوست دارم چون حال و هوای آن توصیفی از فضای شهر کرمان است حال و هوا و خانه‌هایی که در آنها زندگی کرده‌ام و شخصیت‌های رمانم هم افرادی هستند که کودکی‌ام را با آنها گذرانده‌ام، لهجه شخصیت‌ها هم کرمانی است که لهجه خود من است. فیلمی هم بر اساس آن ساخته شده به کارگردانی شاپور قریب با بازی کتایون ریاحی و مجید مظفری و ... که در قالب سریالی از شبکه دو پخش شد.   خاطره یا اتفاق خاصی در زمان نوشتن این اثر در ذهنتان هست؟ جرقه این رمان از دوره دبیرستان و زمانی زده شد که من در کرمان زندگی می‌کردم. در آن دوران، ما در خانه بزرگی زندگی می‌کردیم. در جوار منزل ما خانه بزرگی بود که همیشه دوست داشتم داخل آن را ببینم. یک روز به صورت اتفاقی دیوار بین خانه ما و آن خانه خراب شد و ما رفتیم و داخل آن خانه را دیدیم. خانه‌ای قدیمی و بسیار زیبا و خالی از سکنه بود. من از همان موقع به نوشتن این رمان فکر می‌کردم و حاصل آن جرقه بعد از سال‌ها رمان «صدای صنوبر» شد. من از همان موقع به خانه‌های قدیمی علاقه خاصی داشتم.   فکر می‌کنید کدام اثرتان سبب شد بیشتر مطرح شوید و توجه مخاطبان و اهالی ادبیات به شما جلب شود؟ فکر می‌کنم کار خاصی نبوده. در دهه 60 کارهای زیادی از من در کیهان‌بچه‌ها کار شد. بچه‌های دهه 60 هم بسیار اهل مطالعه بودند و تقریبا بیشتر دهه شصتی‌ها من را می‌شناسند و تکرار کارهای من در مجله کیهان بچه‌ها و کتاب‌های درسی سبب شناخته شدن من شد. گاهی در بانک، آزمایشگاه، فرودگاه، کتابفروشی‌ و ... بعضی از همین بچه‌های دهه شصتی مرا می‌بیند و می‌شناسد و خیلی برایم خوشآیند است. البته ترانه «گل گل گل اومد» و تیتراژ «سیب خنده» هم از کارهایی بود که سبب مطرح شدنم شد.   بخشی از فعالیت شما در آن سال‌ها در رادیو بود چه شد که جذب رادیو شدید، یعنی دوست داشتید از طریق رادیو و صداوسیما مطرح شوید؟ نه نمی‌خواستم به این واسطه خودم را مطرح کنم. درخواست یکی از دوستانم بود که می‌خواست سردبیری برنامه خردسال را در رادیو برعهده بگیرم و من هم قبول کردم. البته قبل از آن با کیهان بچه‌ها همکاری می‌کردم.   شخصیت‌های داستان‌هایتان بیشتر برگرفته از یک‌سری شخصیت‌های واقعی هستند یا برگرفته از تخیل و ساخته و پرداخته ذهن خودتان؟ گاهی واقعی هستند و گاهی تخیلی. مثلا مجموعه «فصل‌های کودکی» که تا به‌حال دو عنوان «النگوهای قرمز» و «شب یلدا» از آن منتشر شده، در یکی از آن‌ها داستان تابستان‌های کودکی من و در دیگری داستان زمستان کودکی من بیان شده و شخصیت‌هایی که در این داستان‌ها هستند، شخصیت‌هایی هستند که من با آنها زندگی کرده‌ام. ولی در کارهای دیگر مخصوصا خردسال و کودک بیشتر شخصیت‌های خیالی هستند. البته این شخصیت‌های تخیلی هم به نوعی الهام گرفته از شخصیت‌های واقعی هستند که با تخیل همراه می‌شود.   اسم‌هایی که برای شخصیت‌هایتان انتخاب می‌کنید را چگونه انتخاب می‌کنید؟ از قسمت‌های واقعا سخت کار، انتخاب اسم شخصیت‌هاست. باید اسم آن شخصیت واقعا در داستان و رمان بنشیند ولی فکر می‌کنم همیشه در این کار موفق بوده‌ام و اسم‌هایی که انتخاب کرده‌ام متناسب و سازگار با شخصیت مد نظرم بوده است. معتقدم خود داستان‌ها و رمان‌ها جان دارند و خودشان شخصیت‌شان را انتخاب می‌کنند. به عنوان مثال رمانی دارم به نام «بهار گم ‌شده» که درباره یک خانواده ترک زبان است و گاهی ترکی صحبت می‌کنند ولی چون من ترکی بلد نیستم مجبور شدم از دوستم که ترک زبان است بخواهم بعضی جملات و کلمات را ترجمه کند. با این حال از دسته رمان‌هایی است که با توجه به اینکه خودم خالق رمان بودم گاهی برای شخصیت‌های رمان گریه کرده‌ام و جالب این است که هرکسی هم آن را خوانده گفته گریه کرده‌ است.   عنوانی که برای کتابتان در نظر می‌گیرید را چه موقع انتخاب می‌کنید؟ آیا هنگام نوشتن به آن فکر می‌کنید یا بعد از اینکه کتاب به پایان رسید اسمی برایش انتخاب می‌کنید؟ معمولا بعد از اینکه کتاب تمام شد لیستی از اسم‌ها تهیه می‌کنم و براساس آن یک اسم را انتخاب می‌کنم که البته کار سختی است. گاهی با دیگران مشورت می‌کنم و هر اسمی که رأی بیشتری کسب کرد را انتخاب می‌کنم. گاهی هم هر اسمی را که خودم دوست داشتم انتخاب می‌کنم. البته انتخاب اسم بسیار مهم است در کارهای خردسال معمولا خودم اسم‌ها را انتخاب می‌کنم چون احساس نزدیکی زیادی با دنیای آنها می‌کنم و فکر می‌کنم بسیار به دنیای‌شان نزدیک هستم و می‌دانم چه اسمی برایشان جذاب است ولی در کارهای نوجوان بیشتر مشورت می‌کنم.   چرا احساس می‌کنید به دنیای خردسالان نزدیکترید با توجه به اینکه فرزند یا نوه خردسالی ندارید؟ فکر کنم خودم خردسال مانده‌ام. شاید به نظرتان خنده‌دار باشد ولی واقعا حس می‌کنم دوره خردسالی و کودکی را در خودم نگه داشته‌ام و وقتی برای بچه‌ها کار می‌کنم بیشتر از مخاطبم خودم از آن کار لذت می‌برم.     اگر بخواهید یک ‌روزتان را برایمان توصیف کنید؛ روزتان را چگونه آغاز می‌کنید و آیا عادت‌های روزانه‌ای دارید؟ روزم را مثل یک خانم خانه‌دار شروع می‌کنم. یعنی حدود ساعت 7 صبح بیدار می‌شوم. البته اگر شب مشغول نوشتن مطلبی باشم دیرتر بیدار می‌شوم. اما معمولا سعی می‌کنم همراه همسرم بیدار شوم. صبحانه را با هم می‌خوریم. گاهی همراه ایشان به دفترم می‌روم، گاهی هم نه. قبلا که کارمند کانون پرورش فکری بودم هر روز صبح به کانون می‌رفتم اما فعلا مرخصی هستم و دو سالی است در دفتر نشر به همراه خواهرزاده‌ام کارهای خودم می‌پردازم و حدود ساعت 5 و 6 عصر به منزل برمی‌گردم و دوباره کارم را به عنوان یک زن خانه‌دار شروع می‌کنم. دوست دارم اجاق خانه همیشه گرم باشد و این را از مادرم یاد گرفته‌ام، یک هنرمند قبل از هرچیز مادر است و باید بتواند مادر و همسر خوبی باشد و من تلاش کرده‌ام در انجام این امور کوتاهی نکنم.   اشاره کردید سال 62 ازدواج کردید، چطور با همسرتان آشنا شدید؟ ایشان هم اهل ادبیات بودند؟ آیا ادبیات تاثیری در این آشنایی داشت؟ بله. هردوی ما در نشریه‌ای در کرمان کار می‌کردیم و شاید باب آشنایی ما همین ادبیات بود. البته او در رشته حقوق تحصیل کرده ولی علاقه زیادی به ادبیات دارد و همیشه از مشوقان و همراهان من در این کار بوده و با من همکاری کرده است. خیلی وقت‌ها به من گفته لذت‌بخش‌ترین لحظه برای من زمانی است که تو مشغول نوشتن هستی. قبلا ما هر دو دانشجو بودیم و در نگهداری بچه‌ها با هم مشارکت زیادی داشتیم.   تحصیلات شما در رشته ابیات و ادبیات نمایشی بوده، چه شد به تحصیل در رشته ادبیات پرداختید؟ من دیپلم علوم تجربی‌ام و به پیشنهاد آقای رحماندوست برای ادامه تحصیل به رشته ادبیات رفتم. کارشناسی ارشدم هم ادبیات نمایشی خواندم چون احساس کردم لازم است حضور پرنگی هم در این زمینه داشته باشم و در این حوزه‌ام کارهایی را برای بچه‌ها انجام دهم و انجام دادم. حدودا 17 جلد «بازی، شعر، نمایش» برای بچه‌های خردسال و کودک انجام داده‌ام که این هم مدیون تحصیلی است که در این زمینه داشته‌ام. نکته جالب آن اجرای این نمایش‌ها در مهدکودک‌ها بود. به یاد دارم یک بار که به شیرخوارگاه آمنه رفته بودم یکی از این نمایش‌ها اجرا شد و برایم خیلی جالب بود.   پس آقای رحماندوست حضور پررنگی در زندگی شما داشته است؟ بله. دقیقا همینطور است.   بعد از اینکه کارهای منزل را انجام دادید؛ چه موقع شروع به نوشتن می‌کنید؟ ساعت خاصی برای نوشتن ندارم حتی اگر در محیط شلوغی هم باشم و نوشتن به سراغم بیاید همان موقع می‌نویسم. البته بیشتر شب‌ها را برای نوشتن انتخاب می‌کنم و بعد از انجام دادن کارهای منزل معمولا شروع به نوشتن می‌کنم. اصولا شب‌زنده‌داری و بیدارماندن و نوشتن را دوست دارم. گاهی نوشتنم تا 3 بامداد به‌طول می‌انجامد، البته اگر کاری به سراغم آمده باشد. مثلا مجموعه شعری به نام «یک شعر بی‌طاقت» دارم با اینکه یک مجموعه شعر ممکن است حدود یک سال نوشتنش طول بکشد، اما وقتی اشعار این کتاب به سراغم آمدند فکر می‌کنم حدود 10 تا 15 روز تمام شد به همین دلیل هم اسم آن را شعر بی‌طاقت گذاشته‌ام چون واقعا احساس می‌کردم شعرها بی‌طاقتند. گاهی اوقات ساعت 5 صبح بیدار می‌شدم و روی این مجموعه کار می‌کردم شعرها خیلی راحت‌ آمدند و خیلی زود سروده شدند.   عادت خاصی برای نوشتن دارید؟ من عادت خاصی برای نوشتن ندارم، اینکه بخواهم کار خاصی را انجام دهم تا حس نوشتن به سراغم بیاید. هر جا این حس به سراغم بیاید می‌نویسم.   آیا همزمان با نوشتن، بازنویسی و ویرایش انجام می‌دهید یا این کار را به پایان داستان موکول می‌کنید؟ اگر مشغول انجام دادن کاری باشم قبل از نوشتن برمی‌گردم بازخوانی می‌کنم و دوباره ادامه می‌دهم. گاهی اصلاح می‌کنم و اینجور نیست که بعد از پایان کار برگردم و اصلاح کنم.   بیشترین بازنویسی که برای کتابی داشته‌اید مربوط به کدام کارتان بوده است؟ هیچ‌وقت به این شکل بازنویسی نکرده‌ام که پیش رفتنم در کار زمان‌بر باشد بیشتر حالت ویرایشی دارد و چیدن کلمات. به‌خاطر این برمی‌گردم و بازخوانی می‌کنم تا دوباره در آن فضا قرار بگیرم. هر بار که رمان می‌نویسم دوباره برمی‌گردم از ابتدا می‌خوانم- حتی اگر حجمش زیاد باشد- تا در فضای داستان قرار گیرم. مثلا در مجموعه «فصل‌های کودکی» که به آن اشاره کردم فقط توانستم داستان‌های «زمستان» و «تابستان» را بنویسم و هنوز «پائیز» و «بهارش» مانده چون از آن حس و حال بیرون آمدم و اصلا دیگر در آن حال و هوا نیستم.   پیش آمده که هم‌زمان چند پروژه را با هم پیش ببرید یا ترجیح می‌دهید تمرکزتان روی یک کتاب باشد؟ بله. گاهی همزمان چند پروژه را با هم پیش می‌برم. مثلا «فریاد کوه» و «باغ هزاردخترون» را با هم نوشتم که به موازی هم پیش رفتند. در حالی‌که حال و هوای متفاوتی داشتند.   آیا همزمان پیش بردن چند کار سبب نمی‌شود که تمرکزتان کاهش یابد و کیفیت کار پایین بیاید؟ این مسئله بیشتر بستگی به توان نویسنده دارد. ممکن است نویسنده‌ای بتواند همزمان چندکار را پیش ببرد. گاهی می‌توانم این کار را انجام دهم گاهی نه. و باید پرونده یک کار را کاملا ببندم و بعد به سراغ کار دیگری بروم. درباره تمرکز هم باید بگویم اتفاقا وقتی دو کار را با هم انجام می‌دهم که فضای متفاوتی دارند به بهترشدن کار هم کمک کرده است و وقتی از یکنواختی و تکرار یکی که خسته شده‌ام به سراغ دیگری رفته‌ام و این مسأله به کیفیت کارم کمک کرده است.     ایده‌هایتان را از کجا می‌آورید؟ ایده‌هایم را از کوچه پس کوچه‌ها و بین همین مردم می‌آورم. چون دید یک نویسنده با یک آدم عادی تفاوت دارد.   پیش آمده روزی خالی از ایده باشید؟ بله بسیار زیاد. پیش آمده روزهایی که واقعا خالی از ایده بوده‌ام گاهی اوقات احساس می‌کنم واقعا شعر مرا رها کرده است و دیگر نمی‌توانم شعر بگویم اما این حس موقتی است و بعد از گذشت مدتی ایده‌ای جدید به ذهنم می‌آید و شعر می‌گویم.   چگونه این ایده به سراغتان می‌آید؟ با مطالعه کتاب‌های دیگران و مرور دست‌نوشته‌ها و کارهای قدیمی‌ام ایده‌های جدیدی در ذهنم شکل می‌گیرد.   پیش‌ آمده در هنگام نوشتن مطلبی احساس کنید خیلی درحال نزدیک‌شدن به فضای کتابی هستید که در حال مطالعه آن بوده‌اید؟ نه. این اتفاق نیفتاده است. من معمولا رمان‌های بزرگسال می‌خوانم که حال و هوای آن بسیار متفاوت با حوزه‌ای است که در آن قلم می‌زنم یعنی حوزه کودک و نوجوان.   چه نویسنده‌هایی را پیشکسوت ادبی خود می‌دانید؟ هیچ‌وقت به این مسئله فکر نکرده‌ام. کتاب‌های زیادی مطالعه کرده‌ام و پیش آمده که از زبان یک نفر هم خوشم بیاید اما استفاده خاصی از آن نکرده‌ام. کسی را الگو قرار نداده‌ام. چون اگر کسی را الگو قرار دهی قطعا در آثارت از او تاثیر می‌پذیری. بیشتر برای ترغیب به نوشتن، آثار دیگران را خوانده‌ام و احساس نمی‌کنم جای پای کسی در آثارم وجود داشته باشد.   معمولا چه نوع کتاب‌هایی را بیشتر مطالعه می‌کنید؟ علاقه زیادی به مطالعه کتاب‌های تاریخی دارم اما زمانی که شعر از من دور می‌شود به مطالعه کتاب‌های شعر می‌پردازم. بیشتر کارهای سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، فریدون مشیری و کلا کارهای نیمایی و شعر نو می‌خوانم. چون خودم هم برای نوجوانان بیشتر شعر نو کار می‌کنم.   در حوزه داستان و رمان چه آثاری را می‌خوانید؟ معمولا آثار نویسندگان مختلف هر کتابی که به من پیشنهاد داده شود را مطالعه می‌کنم و خودم را محدود به نویسنده خاصی نمی‌کنم. از بین نویسندگان ایرانی به مطالعه آثار جمال‌زاده علاقه دارم. صادق چوبک، صادق هدایت و محمود دولت‌آبادی هم می‌خوانم. چند وقت پیش دوباره «کلیدر» را خواندم اما احساس کردم که حجمش بسیار زیاد است و به سختی پیش می‌روم و به‌زور خودم را می‌کشاندم. به نظر من امروزه مخاطبان کمتر علاقه به خواندن آثار بلند و حجیم دارند و باید تا حدودی کوتاه‌نویسی کنیم، مخصوصا نوجوان‌ها خیلی بی‌حوصله‌اند و کارهای طولانی را نمی‌پسندند حتی در شعر و به همین دلیل سعی کرده‌ام شعرهای کوتاه کار کنم. چند وقت پیش هم کتابی از مسعود بهنود با‌عنوان «خانوم» خواندم که فضاسازی بسیار خوبی داشت.   کتاب‌های نویسندگان خارجی هم مطالعه می‌کنید؟ بله. بسیار زیاد؛ گابریل گارسیا مارکز، میلان کوندرا، پائولو کوئیلو و ... واقعا آثار مارکز را می‌پسندم چون زبان خوبی دارد با کتاب «از عشق و شیاطین دیگر» خیلی ارتباط برقرار کردم. رمان «پرنده خارزار» اثر کالین مک کالو را هم خیلی دوست داشتم. زمانی هم که نوجوان بودم کتاب‌های جک لندن را مطالعه می‌کردم. به تازگی هم مشغول مطالعه آثاری از خالد حسینی هستم. فضاسازی، زبان و شخصیت‌پردازی این نویسنده افغانی را دوست داشتم.   آیا موقع نوشتن مکان یا محل خاصی به شما حس بهتری داده است که آنجا را برای نوشتن انتخاب کنید، یا آنجا حس نوشتنتان بیشتر شکل بگیرد؟ خانه. محل کارم هم کم و بیش کار می‌کنم اما در منزل شخصی‌ام حس بهتری برای نوشتن دارم. اتاق کار خاصی ندارم. همین‌جا روی همین کاناپه می‌نشیم و می‌نویسم.   از حس و حالتان موقع نوشتن برایمان بگویید؟ نوشتن برایم بسیار لذت‌بخش است و احساس می‌کنم می‌تواند تاثیر خوبی روی مخاطب بگذارد.   احساسا‌تان از نظر روحی در زمان نوشتن چه تاثیری روی مطلبتان دارد؟ واقعا تاثیر بسیار زیادی دارد. مسلما اگر ذهنم آشفته باشد نمی‌توانم بنویسم. نوشتن نیاز به آرامش دارد.   پیش می‌آید در طول روز وقتی را به تماشای فیلم یا شنیدن موسیقی اختصاص دهید؟ هر وقت که در طول روز احساس می‌کنم دوست دارم موسیقی گوش کنم این کار را انجام می‌دهم و زمان خاصی ندارد. البته بیشتر شب‌ها فیلم می‌بینم.   به چه سبک فیلم و موسیقی بیشتر علاقه دارید؟ فیلم‌های عاشقانه را دوست دارم. فیلم‌های ترسناکی هم که به روح و روان انسان بستگی دارد مانند فیلم «روانی» برایم جذاب است. علاقه زیادی هم به فیلم‌های مستند مخصوصا مستند تاریخی و طبیعت دارم. در مورد موسیقی هم علاقه زیادی به شنیدن موسیقی‌های مورد علاقه نوجوانان دارم. گاهی هم به کنسرت می‌روم.    در زمان ورود به منزلتان کارهای دستی مختلفی که برای تزئین از آنها استفاده کرده‌اید، توجه‌ام را جلب کرد، پته‌دوزی، شماره‌ دوزی، تابلوهای فرش، رنگ روغن، طراحی‌هایی از چهره شاعرانی مانند فروغ فرخ‌زاد و ... همه این‌ها را خودتان انجام داده‌اید؟ نه. بخشی از ‌آن‌ها مثل شماره‌دوزی و بعضی از پته‌ها کار دستم خودم است و بخش دیگری از پته‌ها را خواهرانم انجام داده‌اند و تعدادی دیگر مانند تابلوهای نقاشی و سوزن‌دوزی‌ها را هم خواهرزاده‌هایم انجام داده‌اند. علاقه زیادی به کارهای دستی مثل سوزن‌دوزی، فرش‌بافی، شماره‌دوزی دارم و در حال حاضر هم شماره‌دوزی‌هایم را به شخصی سپرده‌ام تا در نمایشگاهی به نمایش بگذارد. سوزن‌دوزی را در نوجوانی از خواهرانم یاد گرفتم. و این هنر همچنان در خانواده ما بوده است. وقتی این کار را انجام می‌دهم دوست دارم خلاقیتی در آن ایجاد کنم. مثلا در یکی از سوزن‌دوزی‌هایم ماهی طراحی کرده‌ام اما ماهی در هیچ‌کدام از «پته»‌های کرمان وجود ندارد ولی من این کار انجام دادم و سعی می‌کنم تغییراتی در کارهایی که انجام می‌دهم، وجود داشته باشد. قبلا هم مدتی پیانو کار می‌کردم، در کلاس مبانی موسیقی هم شرکت کردم ولی دیگر فرصتی برای ادامه آن نداشتم.   آیا در آثار هنری‌تان شده که فرد خاصی را به‌تصویر بکشید فردی که به آن علاقه داشتید؟ کارهای دستی، شعر و داستان کاملا جنبه عمومی دارد و هیچ‌وقت سعی نکرده‌ام در آثارم به فرد خاصی بپردازم یا درباره آنها شعر بگویم.   آیا در هنگام انجام کارهای روزمره یا کارهای دستی همچنان به ایده‌هایتان فکر می‌کنید؟ یا ذهنتان کاملا فارغ از ایده‌ها می‌شود؟ کار دستی به انسان آرامش می‌دهد. گاهی اوقات در نخ‌های رنگی غرق می‌شوی. گاهی هم شده تو فقط نشسته‌ای و کار دستی انجام می‌دهی اما ذهنت به موضوع، ایده‌ها و شخصیت‌های داستانت فکر می‌کند و به بهتر فکر کردن، آرام‌بودن و بهتر نوشتن کمک می‌کند.   راجع‌به خودتان بگویید؟ من فرزند هشتم خانواده و آخرین فرزند خانواده بوده‌ام. دوتا برادر و 5 تا خواهر داشتم که به‌جز یکی از آنها که در تهران هست بقیه در کرمان هستند.   آیا در خانواده‌‌تان کسی هست که به ادبیات علاقه‌مند باشد  یا کار شما را انجام دهد؟ خانواده ما اغلب اهل فرهنگ و هنر هستند. خواهران و خواهرزاده‌هایم همگی کارهای دستی انجام می‌دهند. یکی از خواهرزاده‌هایم که در نشر با من همکاری می‌کند و تصویرگر کتاب کودک است. دخترم کار موسیقی انجام می‌دهد. پسرم هم با اینکه داروساز است اما ذهن خلاقی برای نوشتن دارد و بسیار خوب می‌نویسد. آن‌ها از بچگی علاقه بسیار زیادی به مطالعه و کتاب‌خواندن داشتند و هر بخشی را که می‌نوشتم، منتظر بودن که شب برایشان بخوانم. بعضی وقت‌ها کارهایم را نقد می‌کردند و نظراتشان را می‌گفتند و من از آن‌ها استفاده می‌کردم. ولی هیچ‌کدام راه من را ادامه ندادند.   اگر روزی فارغ از همه کارهایتان بخواهید وقتی را به‌خودتان اختصاص دهید چه‌کار می‌کنید؟ به خرید می‌روم. می‌روم بازار تجریش خرید. علاقه زیادی به خرید دارم. گاهی هم به جمعه بازار می‌روم چون علاقه زیادی به کارهای دستی و سنتی دارم.   ورزش هم می‌کنید؟ بله. تا پارسال ورزش هم می‌رفتم. گاهی هم به کوه می‌روم ولی امسال کمی تنبل شده‌ام. کوه رفتن تاثیرزیادی بر نوشتنم دارد.   باتوجه به اینکه شما اصالتا کرمانی هستید و سال‌های زیادی را در آنجا زندگی کرده‌اید، آیا پیش آمده که از دور بودن از اقوام و دوستانتان یا زندگی کردن در شهر شلوغی مانند تهران خسته شده باشید و بخواهید به شهر دیگری نقل مکان کنید؟ من کلا سفر زیاد می‌روم. سفر رفتن را دوست دارم. اما اگر قرار باشد شهری را برای زندگی انتخاب کنم شیراز را انتخاب می‌کنم چون مردم بسیار شاد و صمیمی دارد و من علاقه زیادی به این شهر دارم و دوستان بسیار خوبی هم در آنجا دارم.     به کتابفروشی هم می‌روید؟ آخرین کتابی که خریدید چه بود؟ گاهی اوقات برای اینکه ببینم چه کتاب‌هایی جدیدا منتشر شده‌اند به کتابفروشی هم می‌روم. آخرین کتابی که خریدم برای یکی از دوستانم هدیه خریدم.   یکی از خاطراتی که برای‌تان بسیار شیرین و جذاب بوده را برایمان تعریف کنید؟ پاسخ به این سئوال واقعا مشکل است. خاطرات زیادی دارم. کلاس اول دبستان بودم که یکی از دوستانم شعری را در مدرسه خواند و من آن را حفظ کردم و بعد که به خانه رفتم آن را برای خانواده‌ام خواندم و گفتم این شعر را خودم گفته‌ام. آن‌ها مرا بسیار تشویق کردند. چند روز بعد خواهرم همان شعر را از زبان یکی دیگر از بچه‌ها در مدرسه شنیده بود و بعد در خانه برای همه تعریف کرد و این خاطره‌ای شد که تا الان هم هر وقت شعری می‌گویم و در جمع خانواده می‌خوانم برادرم با شوخی به من می‌گوید مطمئنی این شعر را خودت گفته‌ای؟ شما جلسات زیادی با کودکان و نوجوانان داشته‌اید، از نشست‌هایتان با بچه‌ها بگویید؟ دیدار با بچه‌ها خیلی برایم لذت‌بخش است. گاهی وقتی به مدرسه‌ای می‌روم معلمشان از بچه‌ها می‌پرسد بچه‌ها می‌دانید مهمان ما کیست آنها پاسخ‌های جالب می‌دهند مثلا می‌گویند پروین اعتصامی و همه با هم می‌خندند، من هم می‌خندم. چند وقت پیش جلسه‌ای با بچه‌های کار داشتم که خیلی برایم جالب بود. بعضی از دختران به طرز خاصی صحبت می‌کردند و من هم برای هماهنگی با آنها مثل خودشان صحبت می‌کردم. برایم بسیار جالب بود که پسرها بسیار آرام‌تر از دخترها بودند و دخترها شیطنت بیشتری داشتند. برگزاری این جلسات خیلی موثر بود و در پایان جلسه ارتباط خوبی بین ما شکل گرفت. شرکت در این جلسات بسیار سودمند است. هر روز کلمه‌ای به دایره واژگانی بچه‌ها اضافه می‌شود و من باید از آن اطلاع داشته باشم. دوست دارم همگام به آنها باشم و اگر نباشم نمی‌توانم کاری بنویسم که با دنیای آنها همگام باشد. یادم هست در یکی از این جلسات به روستایی رفته بودم. در آنجا دختری را دیدم که یکی از شعرهای من را در دفترش نگه داشته بود. این شعر درباره پسری بود که برای تحصیل به ده بالایی می‌رفت و خواهرش نگران او بود. دخترک به من گفت که این شعر شرح حال من و برادرم است و این مساله برایم جالب بود. حضور در این جلسات اصلا خسته‌ام نمی‌کند. گاهی بچه‌ها کاغذپاره‌ای می‌آورند و امضا می‌خواهند و می‌گویم اگر این کاغذ را امضا کنم که تو آن را دور می‌اندازی ولی چون برایشان خوشایند است، امضا می‌کنم.   آیا پیش آمده از نقدکردن کارهایتان ناراحت شوید؟ یکی از کارهایی که بسیار موثر است توجه به نقد دیگران است. بهترین کار این است که بگذاریم دیگران کارمان را نقد کنند و دلمان را فقط به تشویق‌ها خوش نکنیم. ماندگار کسی است که به نقدها گوش می‌کند. منتقد تجربیات خودش را به آسانی در اختیار ما قرار می‌دهد. مهمترین تاثیر در کارم همان جلسات کیهان بچه‌ها بود که نقد شدیدی روی کارها انجام می‌شد. خیلی‌ها دوام نیاوردند ولی من ماندم و نقدها را شنیدم و در راستای بهتر کردن کارم از آنها استفاده کردم و توانستم ادامه دهم. گاهی انقدر به کارم ایراد گرفته می‌شد که می‌آمدم خانه و گریه می‌کردم ولی باز هم می‌گفتم بهتر است ایرادات کارم را برطرف کنم و دفعه بعد می‌دیدم که شعرم خیلی بهتر شده است. تا به حال از نقد کسی ناراحت نشده‌ام معمولا کاهایم را قبل از چاپ به مصطفی رحماندوست یا شکوه قاسم‌نیا می‌دهم که بخوانند و اگر احساس کنم خیلی نظر مساعدی ندارند آن کار را نگه می‌دارم مثلا کاری دارم به عنوان «شاعر آپارتمان» که چندسال پیش به آقای رحماندوست دادم که مطالعه کند ولی از بعضی شعرها زیاد راضی نبود. به همین دلیل منتشر نکردم تا دوسال پیش که آن را اصلاح و منتشر کردم و آن را به آقای رحماندوست تقدیم کردم به خاطر ایراداتی که به شعرم گرفت.     ]]> کودک و نوجوان Tue, 16 Jan 2018 07:09:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256708/عادت-های-نویسندگی-افسانه-شعبان-نژاد-هنوز-خردسال-مانده-ام ​اعلام ‌نامزدهای بخش علمی آموزشی جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256681/اعلام-نامزدهای-بخش-علمی-آموزشی-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دبیرخانه نهمین جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان در آستانه برگزاری مراسم پایانی این دوره از جشنواره، اسامی نامزدهای این جشنواره در بخش کتابهای علمی و آموزشی را اعلام کرد. بر اساس آراء هیئت داوران در بخش آثار خردسال کتاب‌های زیر به عنوان کاندیدای کتاب برتر این جشنواره معرفی شده است: مجموعه شکوفه‌های دانایی نوشته غلامرضا حیدری ابهری از نشر موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث تولد جوجه‌ها نوشته غلامرضا حیدری ابهری از نشر جمال با عددها دوست می‌شوی؟ نوشته لاله جعفری از نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آ مثل آهو  و ف مثل فیل نوشته علی خدایی از انشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مجموعه 6 جلدی کودک باهوش من (آموزش مقدماتی نوشتن، ریاضی مقدماتی، شناخت مفاهیم مقدماتی، توانایی و استعدادهای کودک دو ساله، پرورش دقت، بازی‌های گفتاری)- کودک 2 ساله اثر داریوش صادقی از کتاب پرنده مجموعه 6 جلدی کودک باهوش من نوشته داریوش صادقی از نشر کتاب پرنده در بخش کودک نیز هیئت داوران به ترتیب آثار زیر را به عنوان کاندیدا معرفی کردند: فهمیدم چی کار کنم نوشته معصومه یزدانی از نشر فنی ایران کی اول برودنوشته مریم فیاضی از نشر فنی ایران پیشی کوچولو! موشک مال توست نوشته معصومه یزدانی از نشر فنی ایران خانه با برق، خانه بی برق نوشته سمیه سپهروند از نشر فنی ایران برق و آقای بان بان نوشته سمیه سپهروند از نشر فنی ایران سفر برق نوشته سمیه سپهروند از نشر فنی ایران من و پنگوئنم نوشته کلر ژوبرت از نشر فنی ایران پلنگ آویزان به چوب لباسی نوشته مسعود ملک یاری ار نشر فنی ایران قایق شماره 5 نوشته اعظم مهدوی از نشر فنی ایران فرهنگ تصویری قرآن نوشته ناصر نادری از نشر پیدایش دایره المعارف پیامبران نوشته  افسانه موسوی گرمارودی از نشر محراب قلم بابای بچه‌ها نوشته غلامرضا حیدری ابهری از نشر جمال فکر، کودک فلسفه نوشته غلامرضا حیدری ابهری از نشر جمال مجموعه 6 جلدی دانستنی‌های جانوران ایران و جهان نوشته محمد کرام الدینی از نشر  طلایی در بخش نوجوان نیز هیئت داوران کتاب‌های زیر را به عنوان کاندیدا انتخاب کرد: سرگذشت پزشکی در ایران نوشته یاسر مالی، احسان رضایی از نشر افق چراهای تاریخ ایران نوشته مسعود جوادیان و دیگر نویسندگان از نشر قدیانی دایره المعارف شهر و زندگی نوشته مهدی ضرغامیان ار نشر محراب قلم صد فرمانروا و سردار ایرانی نوشته حسن سالاری از نشر محراب قلم راه او نوشته سعیده روح افزا از نشر کانون پرورش فکری کودکان به سوی او نوشته سعیده روح افزاار نشر کانون پرورش فکری کودکان مهربانی او نوشته سعیده روح افزا از نشرکانون پرورش فکری کودکان بهشت او نوشته سعیده روح افزا از نشر کانون پرورش فکری کودکان مدرسه‌ی فرشتگان نوشته عباس جهانگیریان از نشر کانون پرورش فکری کودکان گوی و چوگان نوشته جمال الدین اکرمی از نشر کانون پرورش فکری کودکان فرهنگ‌نامه دایناسورها نوشته  عرفان خسروی از نشر طلایی سه، دو، یک ... پرتاب نوشته سیروس برزو و ... از نشر طلایی بیایید داستان بنویسیم، فوت و فن داستان نویسی نوشته مهدی میرکیایی ار نشر طلایی بیایید شعر بگوییم، فوت و فن شاعری نوشته انسیه موسویان از نشر طلایی توحید نوشته احمدرضا آذربایجانی (آذر)، احمد گلاب‌بخش از نشر سرویاسین   نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می‌شود، پنجشنبه 28 دی ماه سال جاری با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شرکت پنتر در باغ کتاب تهران برگزار خواهد شد.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 15 Jan 2018 07:56:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256681/اعلام-نامزدهای-بخش-علمی-آموزشی-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان شعر جدی نوجوان مورد بی‌توجهی قرار گرفته است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256568/شعر-جدی-نوجوان-مورد-بی-توجهی-قرار-گرفته خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): بسیاری از بچه‌ها به خواندن شعر علاقه زیادی دارند و اغلب آنها وقتی وارد دوران نوجوانی می‌شوند شروع به خواندن اشعار سهراب سپهری، فروغ فرخ‌زاد و نیما یوشیج می‌کنند. البته این اتفاق تازه‌ای نیست و نوجوان‌ها از زمان‌های گذشته هم اشعار حوزه بزرگسال را می‌خواندند. اما این درحالی‌ست که دیگر مانند گذشته با کمبود شعر در این حوزه مواجه نیستیم و در سال‌های اخیر شاهد افزایش تولید کتاب‌های شعر نوجوان هستیم. اما باز هم نوجوانان گرایش بیشتری به کتاب‌های شعر بزرگسال دارند. بیوک ملکی، مدیرعامل دفتر شعر جوان و از شاعرانی است که سال‌های زیادی در حوزه شعر نوجوان فعالیت داشته و آثار بسیاری در این حوزه منتشر کرده است که ازجمله آنها می‌توان به «آفتاب و مهتاب»، «ستاره باران»، «بربال رنگین‌کمان»، «پشت یک لبخند»، «مترسک عاشق بود» و «از هوای صبح» اشاره کرد. درباره وضعیت شعر نوجوان امروز، چالش‌های این حوزه و دلیل گرایش نوجوانان به کتاب‌های شعر حوزه بزرگسال با این شاعر پیشکسوت حوزه نوجوان گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.   در دهه‌های گذشته شاعران کمتری به صورت تخصصی برای نوجوانان کار می‌کردند اما می‌بینیم که در سال‌های اخیر توجه بیشتری به این حوزه شده و آثار بیشتری منتشر شده است. وضعیت شعر نوجوان امروز را از نظر کمیت و کیفیت چگونه ارزیابی می‌کنید؟ امروزه تعداد شاعرانی که به صورت تخصصی شعر نوجوان کار می کنند، بیش از گذشته است، شاعرانی که شعر را می‌شناسند و این خیلی مهم است. اتفاقی که در نسل‌های جدید شاعران کودک و نوجوان افتاده این است که تنوع مطالعاتی آنها بیشتر از نسل‌های قبل است، هرچند که به دلایل مختلف کار اینها کمتر دیده می‌شود. در نسل‌های اول و دوم بعضی از شاعران کودک و نوجوان کمتر با شعر بزرگسال دمخور بودند چون فکر می‌کردند که آشنایی با شعر بزرگسال و مطالعه آن تاثیر منفی در زبان شعرشان می‌گذارد، امروز دیگر این نگاه نیست. شاعر نوجوانانه‌سرا می‌داند که یکی از اهداف شعر نوجوان این است که باید  نوجوان را به شعر بزرگسال وصل کند و قادر به این کار نخواهد بود مگر این که خودش هم در فضا و حال و هوای شعر بزرگسال باشد.   براین اساس لازمه شعر گفتن برای نوجوانان آشنایی کامل با ویژگی‌های شعر این حوزه است، علاوه بر ویژگی که به آن اشاره کردید، چه ویژگی‌های دیگری باید مورد توجه قرار گیرند؟ اول این که لازمه شعر گفتن برای هر گروه سنی، ابتدا  شاعرانه بودن اثر  است. دیگر این که دنیای نوجوان به همان نسبت که با دنیای بزرگسالان متفاوت است با دنیای کودکان هم فاصله دارد، از این نظر که او حق انتخاب دارد و خودش انتخاب می‌کند، تصمیم می‌گیرد چه شعری را بخواند یا چه چیزی را نخواند. آرمان‌گراست، به آینده فکر می‌کند، برای آینده‌اش تصمیم می‌گیرد. دغدغه زندگی و اجتماعش را دارد. حتی در نسل‌های تازه سیاست هم برایش اهمیت دارد و نسبت به آن بی تفاوت نیست؛ موضوعی که نسل‌های قبلی به آن اهمیت نمی‌دادند. نوجوان خودش را بزرگسال می‌داند، دنبال تازگی و حرف‌های تازه و نو است و خیلی موارد دیگر.   نوجوانان بیشتر شعر و داستان بزرگسالانه می‌خوانند و تمایلی به خواندن کتاب‌هایی که برای ‌آنها نوشته شده ندارند؟ اینکه ‌بگویم نوجوانان علاقه‌ای به خواندن شعر نوجوان ندارند، درست نیست، چون هیچ تحقیق جدی و درستی که مبتنی بر آمار و پژوهشی دقیق باشد تا به حال در این مورد صورت نگرفته است. از این طرف هم حرف شاعران نوجوانانه‌سرا این است که کتاب‌هایشان آن طور که باید به دست مخاطبشان نمی‌رسد و این علت دیده نشدن کتاب‌های شعر است. شاعران تا به حال این حرف خود را ثابت کرده‌اند. امیدواریم منتقدان و پژوهشگرانی هم که کار می‌کنند دقیق به این مسئله بپردازند تا بشود معدل درستی از این بحث‌ها به دست آورد. ما هم معتقدیم که نوجوان به کتاب‌های بزرگسال توجه دارد. این توجه یکی به دلیل نگاه او به دوران نوجوانی است که به طور طبیعی همه نوجوان‌ها در این سن، خود را بزرگ فرض می‌کنند  و دیگر این که خواندنی‌های مناسب سن آنها در این آشفته بازار کتاب به راحتی برای‌شان قابل دسترس نیست. آنها به شعر بزرگسال توجه دارند و حتی آن را می‌خوانند اما از آن اثر لذت واقعی نمی‌ببرند و جز آثار کمی که سهل و ممتنع است، مفاهیم آنها را در نمی‌یابند، البته حساب نوجوانان خاص که از ابتدا سطح مطالعه آنها بیش از همسالان‌شان بوده جداست. به طور طبیعی دنیای نوجوان امروز با دنیای نوجوان دیروز فرق کرده و از نظر ذهنی و خیلی مسائل دیگر ، سرعت دریافت اطلاعاتش خیلی بیشتر از همسن و سالان خود در گذشته است. اما او هنوز نوجوان است و ما نباید این مساله را نادیده بگیریم و او را بزرگسال فرض کنیم. او هرچقدر هم بزرگ شده باشد باید نوجوانی کند و نباید او را به شکلی غیر طبیعی سوی بزرگسالی سوق دهیم. البته باید حس او را نسبت به اینکه خود را بزرگ می داند محترم بداریم ولی درعین حال بدانیم که او هنوز بزرگ نشده است.     اما نوجوانان در مقابل مطالعه آثاری که برای آنها نوشته شده، مقاومت می‌کنند و می‌بینیم نوجوانان امروز آن‌قدر که شعرهای سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، نیما یوشیج و ... را می‌خوانند و این شاعران را می‌شناسند، آثار حوزه نوجوان را نمی‌خوانند و شاعران این حوزه را نمی‌شناسند؟ بله، نوجوان امروز خیلی از کتاب‌هایی را که خاص او منتشرشده نمی‌خواند. تا حدودی در پاسخ سوال بالا در این مورد گفتم. خیلی از کتاب‌های نوجوانانه ما جذاب نیستند. نمی‌شود از آنها دفاع کرد تعدادشان هم کم نیست و آسیب هم می‌زند. یکی از علت‌های عدم استقبال نوجوانان هم می‌تواند همین مسئله  باشد، اما معمولا در این بحث که اتفاقا زیاد هم شده، بی‌توجهی به شعر جدی نوجوان است. من تابه‌حال در مطلبی ندیده‌ام که به این مورد توجه شود. همیشه یک طرف صحبت کتاب‌های ضعیف نوجوانانه بوده و در طرف دیگر برای رد کردن این کتاب‌ها، توجه بچه‌ها به شعر بزرگسالانه بوده و غفلت شده از این که بین این دو، موضوع دیگری هم هست با عنوان شعر جدی نوجوانان است. بله، نوجوان امروز سهراب سپهری می‌خواند ولی مطمئنم خیلی از مضامین شعرها را نمی‌فهمد و با آنها ارتباط برقرار نمی‌کند. شعر نیما که به مراتب سخت‌تر است. البته با بعضی از شعرهای سهراب و فروغ و دیگران به دلیل همان سهل و ممتنع بودن که گفتم و در بعضی از شعرهای این شاعران رعایت شده، ممکن است بتواند ارتباط برقرار کند اما نه با همه شعرها. مسئله دیگر این است که در مورد این شاعران به طور طبیعی تبلیغات گسترده‌ای شده است. به عنوان مثال الان هر ناشری یک مجموعه آثار نیما و سهراب و فروغ را دارد. به جز موارد دیگری که گفتنش صحبت را بی‌جهت طولانی می‌کند. خب این اتفاق در ادبیات کودک و نوجوان نیفتاده است. جز یکی - دو نفر، کسی را که چهره باشد نداریم. بچه‌ها به جز آنها که اهل مطالعه‌اند و جدی و پیگیرند، نویسنده‌ها و شاعران‌شان را نمی‌شناسند. چون به راحتی آثارشان در دسترس نیست.  با نگاهی به مطبوعات منتشر شده در طول سالیان گذشته در صفحه اول هیچ روزنامه و مجله‌ای اثری از ادبیات کودک و نوجوان نیست‌، مگر مجلات خاص کودک و نوجوان که آن هم بسیار محدود بوده. اینها مسئله است و باید فکر شود. اینکه ما می‌خواهیم کتابخوانی را در بین بچه‌ها نهادینه کنیم در حد حرف باقی مانده است. اشاره کردید شاعران خوبی در حوزه نوجوان داریم که امکان ظهور و بروزشان سخت است، میزان توزیع آثارشان هم پایین است شما به‌عنوان مدیرعامل دفتر شعر جوان آیا توانسته‌اید امکانی برای بروز و ظهور شاعران این حوزه فراهم کنید؟ به یاد دارم در صحبتی که قبلا داشتیم اشاره کرده‌ بودید شعر نوجوان را هم در دفتر شعر جوان مورد توجه قرار داده‌اید. نخستین و مهمترین هدف ما در دفتر شعر جوان شناسایی استعدادهای جوان است. افراد مستعد به‌عضویت دفتر درمی‌آیند به مدت یکسال و در این یکسال جلساتی برای آنها گذاشته می‌شود،  همچنین کانالی در تلگرام ایجاد کرده‌ایم برای اعضای شهرستانی و تهرانی که اعضا در هر ماه دو  اثر می‌فرستند و کارشناسان دفتر درباره شعر آنها صحبت می‌کنند. این نقدها در کانال گذاشته می‌شود و تمام اعضا می‌توانند همه نقدها را بخوانند. همانطور که می‌دانید گاهی حتی نقد یک شعر به‌اندازه چند کتاب می‌تواند به شاعر شناخت دهد و تصور کنید این همه نقد چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. در دوره قبل حجم زمانی نقدها در یک‌ماه گاهی به 400 دقیقه و حتی ببشتر هم می‌رسید و امسال با توجه به این که ما برای اولین باردر دفتر شعر جوان دو گروه عضو داریم ، حجم این نقد ها به دو برابر رسیده است. در دوره جدید دفتر شعر جوان، جلسه شعر کودک و نوجوان هم برقرار شده است. تا به حال در این جمع کوچک اتفاق‌های بزرگی افتاده است و بحث‌های تازه‌ای مطرح شده که پیش از این به این شکل منسجم و جدی طرح نشده است.   دفتر شعر جوان چه نقشی می‌تواند در بروز و ظهور شاعران حوزه نوجوان داشته باشد؟ در دفتر شعر جوان تنها همین یک جلسه با حضور شاعران کودک و نوجوان برگزار می شود و باقی فعالیت های دفتر خاص شاعران جوان است.   همانطور که اشاره کردید نقد شعر برای شاعران جوان بسیار مفید است. فکر می‌کنید در جامعه ما چقدر به نقد شعر نوجوان اهمیت داده می‌شود؟ ما اصلا منتقد، به‌معنی واقعی کلمه نداریم افرادی داریم که نقد می‌کنند. نقدهای بدی هم نیست اما نقدی که بتواند جریان ایجاد کند نداریم . نقد باید انقدر قدرت داشته باشد که شاعران قوی با وسواس و دقت شعرشان را چاپ کنند و شاعران ضعیف از ترس رفتن آبروی‌شان به راحتی کتاب چاپ نکنند .یک منتقد خوب، هم سدی است در مقابل چاپ کتاب‌های ضعیف و هم عامل موثری ست برای معرفی کتاب‌های خوب به جامعه. ما امروز منتقدی با این ویژگی‌ها نداریم، نه‌تنها در حوزه شعر نوجوان بلکه در خیلی از حوزه‌های دیگر هم.     به کتابخوانی و تولید کتاب‌های ضعیف اشاره کردید، در حال حاضر وضعیت کتابخوانی در حوزه کودک و نوجوان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در دهه شصت و هفتاد‌، تیراژکتاب حداقل بیست هزار تا هفتاد هزار بود. میانگین‌اش را می‌گویم. امروزه با وجود اینکه جمعیت کودک و نوجوان در کشور ما دو و حدودا سه برابر شده است. اگر هیچ اتفاق مثبتی هم که نیفتاده باشد باید به طور طبیعی تیراژ کتاب سه‌برابر شده باشد و حداقل شصت هزار و حد اکثر به 150هزار نسخه رسیده باشد. اما می‌بینیم که تیراژها به 500 جلد و  حداکثر تا هزار و500 یا دو هزار نسخه رسیده است. خیلی از دست‌اندرکاران فرهنگی می‌گویند کتابخوانی نسبت به گذشته بهتر شده است. نمی‌دانم با تکیه بر چه آماری این حرف را می‌زنند.  این نظر درست نیست و یک حرف کلی است که معمولا متصدیان مراکز فرهنگی می‌گویند تا جایگاهشان را داشته باشند. تعداد تیراژهای کنونی فاجعه است و یکی از دقیق‌ترین آمار کتابخوانی همین تیراژ یا به قول رسمی شمارگان کتاب است. به نظر من متولیان واقعی فرهنگی باید یک تجدید نظر واقعی در این زمینه کنند و به مخاطب کودک و نوجوان توجه جدی‌تری شود. ما چند نسل را از دست داده‌ایم پس برای نسل‌های بعدی باید برنامه‌های درازمدت و اصولی در نظر گرفته شود. اگر بناست تحولی در این زمینه اتفاق بیفتد، والا برای نابودی فرهنگ و ادبیات و هنر همین روند عالی است. گاهی افراد متولی در این حوزه، تصمیم‌هایی می‌گیرند که در ظاهر تصمیم درستی است، اما در عمل هیچ نتیجه‌ای ندارد. به عنوان مثال، در هر استانی در هفته‌کتاب بودجه‌ قابل توجهی برای خرید و شارژ کتابخانه‌ها وجود دارد که مبلغ آن هم کم نیست ولی طبق گفته بعضی از کتابداران و دیگران در اغلب کتابخانه‌ها اعضا این کتاب‌ها را نمی‌خوانند و به آنها توجه نمی‌کنند. اغلب کتاب‌هایی که در کتابخانه‌ها عرضه می‌شود برای مخاطبان جذاب نیست. بنابراین بیشتر این بودجه‌های کلان هدر می‌رود و هیچ حاصلی دربر ندارد. من می‌دانم که یکی از هدف‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از این کار، حمایت از ناشران است اما این حمایت با توجه به نتیجه‌اش حمایت درستی نیست، در صورتی که همین اتفاق می‌تواند منجر به کتاب‌خوان شدن و نهادینه شدن کتابخوانی بین بچه‌ها شود و در دراز مدت خسارتی را که مدیران و مسئولان پیشین به مقوله کتاب و کتابخوانی زده‌اند، جبران کند. راهکارش هم هست منتهی اراده متولیان را می‌طلبد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم در این مورد نقش و جایگاه ویژه‌ای دارد. از دوره رئیس جمهور پیشین (محمود احمدی‌نژاد) کانون آسیب‌های جدی دیده، طوری که اگر خیلی از مربیان دلسوز نبودند دیگر باید فاتحه‌اش را هم می‌خواندیم. کتابخانه‌های کانون از تاثیرگذارترین جاهایی است که می‌تواند بچه‌ها را جذب کند، در صورتی که فعالیت‌های جدی‌اش را دوباره شروع کند و کتابخانه‌ها را مثل خیلی پیش‌ترها تجهیز کند. امیدواریم در دوره جدید کانون پرورش فکری به کتابخانه‌های این نهاد به‌عنوان جایی که می‌تواند در کتابخوان شدن بچه‌ها تاثیر داشته باشد، بیشتر توجه شود و کتاب‌های مورد علاقه و جذاب برای بچه‌ها تهیه شود تا دوباره کتابخانه‌های کانون رونق بگیرد و آن حس اعتماد سابق به کانون برگردد. اکثر ما، همه از کودکی در کانون رشد کرده‌ایم و به کتابخوانی علاقه‌مند شده‌ایم. یادم می‌آید زمانی که کودک بودم با دوستانم از مجیدیه پیاده می‌آمدیم و از تپه‌های سهروردی که در آن زمان هنوز خانه‌ها‌ی زیادی در آنجا بنا نشده بود می‌گذشتیم و به کانون پرورش فکری در خیابان امیراتابک می‌رفتیم. در آنجا میز بزرگی پر از رنگ‌های مختلف وجود داشت و ما یکی دوساعت نقاشی می‌کشیدیم بعد هم دو جلد کتاب از کانون می‌گرفتیم و سمت  خانه راه می‌افتادیم. تا به خانه برسیم هر کدام را دوبار می‌خواندیم.  هفتاد - هشتاد درصد هنرمندان و کسانی که کار ادبی و فرهنگی می‌کنند و از هم‌نسلان من و از اعضای کانون بوده‌اند. کتاب‌خوان کردن کودکان و نوجوانان کار سختی نیست حتی نیاز به بودجه زیادی هم ندارد. طرح‌های خوب زیادی هست که می‌توان از آنها بهره برد و بچه‌ها را به کتاب علاقه‌مند کرد.   تهیه لیست کتاب‌های خوب توسط مراکز را چه قدر مفید می‌دانید؛ مثلا لاک‌پشت پرنده یا لیست شورای کتاب کودک؟ هر سازمان یا مرکزی که در این زمینه‌ها فعالیت می‌کند حتما کارش تاثیرگذار است. ممکن است محدود باشد و حتی ممکن است سلیقه آنها را بعضی نپسندند ولی در کل حرکت مثبتی است. البته در این مورد بخصوص، مشکلات باید در سطح کلان‌تر و بالاتری مطرح و چاره‌اندیشی شود. صدا و سیما که در این مورد سال‌های سال است که تعطیل است. آموزش و پرورش، علی‌رغم این که کارهای تاثیرگذاری مثل جشنواره‌های ادبی و هنری که داشته، در حد وظیفه خود نتوانسته آن طور که باید نقش موثری ایفا کند. این دو نهاد می‌توانند در سطح کشور تاثیرگذار باشند اما معمولا در کشور ما به دلیل پاسخ‌گو نبودن مسئولان بالاتر، اتفاق‌های مهم و مثبت کمتر می‌افتد. در فرانسه نویسنده‌ها و شاعران کودک مجازند به همراه تصویرگرشان به هر مدرسه‌ای که می‌خواهند بروند و مطلبشان را برای بچه‌های مدرسه بخوانند و بازخوردش را ببینند . این رویارویی امتیازهای زیادی برای مولفان و بچه‌ها دارد. نویسندگان و تصویرگران کارشان را قبل از چاپ برای مخاطب می‌خوانند. نظر مخاطب می‌تواند در کار تغییر ایجاد کند. بچه‌ها قبل از چاپ یک اثرادبی را می‌شنوند. وقتی کتابی در تعدادی از مدارس خوانده می‌شود خودبه‌خود  از قبل تبلیغی برای کتاب می‌شود. و اگر آثار جذاب باشد مخاطب انتشار کتاب را انتظار می‌کشد و خیلی از موارد دیگر. این نوع روش‌ها به بودجه و مشکلات دیگر مملکتی ارتباطی ندارد. نیاز به فکر و خلاقیت و ذهن‌های پویا دارد به علاوه انگیزه. گاهی حضور یک معلم خوش ذوق و علاقه‌مند به ادبیات یک مدرسه را تحت تاثیر قرار می‌دهد به بچه‌های آن  مدرسه جهت می‌دهد پس این نوع تاثیرگذاری‌ها می‌تواند درسطوح بالا هم اتفاق بیفتد .چه خوب می‌شود اگر سیاست خودش را از مسائل فرهنگی ما کنار بکشد   بعضی از مدیران مدارس می‌گویند ما می‌خواهیم نویسندگان را به مدارس دعوت کنیم، ولی بودجه لازم را نداریم؛ از طرفی برخی از نویسندگان هم می‌گویند چرا ما باید رایگان یا با هزینه بسیار اندک به مدارس برویم مگر ما با فلان هنرپیشه چه فرقی داریم که نباید پولی برای حضور در مدارس دریافت کنیم. نظر شما در این باره چیست؟ البته این مسئله هم به نوع آدم‌ها بستگی دارد، هم به نوع مدارس. یکی از دوستان شاعر را یک مدرسه غیرانتفاعی که از هر دانش‌آموز در سال میلیون‌ها تومان شهریه می‌گیرد، دعوت کرده بود و پرسیده بود که حق‌الزحمه‌شان چقدر است و ایشان گفته بودند نصف یک مداح کم سواد! البته نصف آن پول خیلی می‌شود ها! در صورتی که من می‌دانم ایشان به خیلی از مدارس هم می‌روند و دستمزدی هم نمی‌گیرند .   با توجه به اینکه بچه‌ها تاثیرپذیری زیادی از محیط خانواده و والدین خود دارند، نقش خانواده‌ها در کتاب‌خوان کردن بچه‌ها چیست؟ الان خانواده‌ها به فکر نان شب‌شان هستند و نمی‌‌شود از آنها انتظار داشت که بخشی از درآمد کم‌شان را به کتاب اختصاص دهند. این حرف‌ها هم که یک شکلات مثلا پنج هزار تومن است و کتاب پنج هزار تومانی هم هست، پس خانواده‌ها می‌توانند کتاب بخرند، کهنه و بی‌تاثیر شده، واقعیت چیز دیگری است. پانزده یا بیست سال پیش خانواده نقش داشت. حتی خانواده‌ای که بزرگ‌ترهای آن سواد نداشتند. یک کارگر ساده دوست داشت فرزندش درس بخواند و کتاب‌خوان بار بیاید تا در زندگی‌اش فردی موفق شود. او خودش را می‌دید و نمی‌خواست فرزندش هم به روز او بیفتد‌. این تفکر در خانواده‌ها بود در آن زمان آن کارگر ساده هم توان خرید کتاب برای کودکش را داشت، اما الان نه این تفکر وجود دارد و نه توان خرید کتاب. حتی در قشر مرفه ما هم گاهی این توجه نیست که البته در این مورد فقر فرهنگی وجود دارد.   آیا یک دلیل آن هم می‌تواند عدم وجود آینده شغلی مشخص برای بچه‌های تحصیل‌کرده و درس‌خوانده باشد؟ این هم  یکی از دلایل می‌تواند باشد و مسائل دیگر که در اصل در این مورد خوانواده را باید حذف کرد. با این حساب شوق خواندن باید در مدرسه در بچه‌ها ایجاد شود باید بررسی شود که چرا این اتفاق در آموزش‌وپرورش کشور ما نمی‌افتد. چند بار این مسأله را قبلا در گفت‌وگوهایی بیان کرده بودم و آموزش‌وپرورش پاسخ داده بود که مثلا ما امسال فلان تعداد کتاب به کتابخانه‌های مدارس تزریق کرده‌ایم با فلان مبلغ هزینهه. اما این که پاسخ ما نیست. مسئله امروز این است که عموم بچه‌ها به کتابخانه مراجعه نمی‌کنند و توجهی به خواندن کتاب ندارند. تجهیز کتابخانه البته با توجه به این که با چه کتاب‌هایی تجهیز شده، در مرحله بعدی است.  مشکل امروز دوری بچه‌ها از کتاب است .     از طرفی ما با انبوه کتاب‌های زرد و بازاری در کشور مواجهیم و  باید ببینیم چنددرصد از کتاب‌های خوب به دست بچه‌ها می‌رسد. چند درصد از کودکان به واسطه کتاب‌های بازاری از مطالعه‌زده شده‌اند؟ اگر به مطبوعات دهه هفتاد نگاهی بیندازید می‌بینید که بعضی از نویسندگان و شاعران در آن زمان  کلی مطلب نوشته‌اند و  گفته‌اند که باید جلوی انتشار بی‌رویه کتاب بازاری گرفته شود  چون باعث فداشدن کتاب‌های جدی در ادبیات می‌شود اما صدایشان به جایی نرسید و حالا داریم نتیجه اش را می‌بینیم. این طبیعی است که سرمایه ناشر باید برگردد و کتاب بازاری هم یک نوع ژانر است و باید باشد، برای استفاده مخاطبی که تازه مطالعه را شروع کرده و توانایی خواندن کتاب‌های جدی و سنگین را ندارد. اما نه به این قیمت. باید با این دید به کتاب بازاری نگاه می‌شد که کتاب زرد مبتذل نیست، کتاب‌‌ ساده و جذاب است با  تعریف خاص خودش. تعریفی که در کشور ما جا نیفتاد. تولید کتاب بازاری در کشور ما تبدیل به کاسبی شد نه کار فرهنگی. در خارج از کشور کتاب‌های بازاری تعریف شده است کتاب‌هایی جذاب و با کیفیت بالا از نظر چاپ. حرف ما این نبوده که ناشران کتاب بازاری تولید نکنند اما اگر تولید می‌کنند طوری باشد که به ادبیات جدی لطمه نزند که عکس این موضوع اتفاق افتاد. الان طوری شده که من مولف در نمایشگاه کتاب، کتاب خودم را در غرفه پیدا نمی‌کنم آن‌وقت چطورمی‌توانیم از بچه‌ها انتظار داشته باشیم که به کتابفروشی بروند و کتاب مناسب خود را تهیه کنند !   الان دوره‌ای شده که انیمیشن و بازی‌های کامپیوتری بازاری در بین نوجوانان خیلی بازار گرمی پیدا کرده‌اند، در این شرایط باید چه کنیم که کتاب از بین نرود آیا می‌توان فیلم یا انیمیشن را جایگزین کتاب کرد؟ اگر بچه ها از کودکی لذت کتابخوانی را بچشند در هیچ شرایطی آن را از دست نمی‌دهند مثل خود شما که کتاب را به دیدن مطلب در گوشی ترجیح می‌دهید. اما اگر این جذابیت ایجاد نشده باشد در هر شرایطی بچه‌ها تمایلی به کتاب خواندن ندارند. امروزه در کشورهای دیگر کتاب خواندن بیشتر الکترونیکی شده ولی هنوز کتاب می‌خوانند. کتاب جایگاه خودش را دارد.   آیا می‌توان از فضای مجازی، فیلم‌ها، بازی‌های انیمیشنی و ... برای دعوت کودکان و نوجوانان به کتابخوانی بهره برد؟ طبیعی است که از هر چیزی که برای بچه‌ها جذاب است می‌شود استفاده کرد.   کتاب های درسی در این زمینه چه نقشی دارند؟ ما وقتی صفحه شناسنامه یک کتاب درسی را نگاه می‌کنیم، به قول دوستی احساس می‌کنیم وارد ساختمان پزشکان شده‌ایم چون قبل از نام هر دست‌اندرکاری، یک دکتر می‌بینیم. البته می‌دانیم که این دکترها پزشک نیستند و در بین این اسامی شخصیت‌های فرهیخته‌ای هم هستند اما بیش از دکترها کارشناسان واقعی می‌توانند کتاب‌های درسی جذاب تالیف کنند. من بارها گفته‌ام  کسی که از بین آن همه شاعران بزرگی که داشتیم، رفته سراغ یک شاعر بزرگسال که نامی هم در مقایسه با شاعران مطرح هم‌روزگارش نداشته (گلچین گیلانی) و شعر «باران» او را انتخاب کرده، کارشناس واقعی بوده، چرا که توانسته برای چندین نسل خاطره بسازد. واقعا چند شعر کتاب درسی در این چند دهه برای بچه‌ها خاطره شده جز شعر «انار» که فکر می‌کنم آن را هم همین‌طوری و تصادفی انتخاب کرده‌اند، که اگر این طور نبود باید خیلی از شعرهای دیگر هم تبدیل به خاطره می‌شد.     و اما حرف آخر! حرف آخر این که چند سالی است اتفاق ناگوار دیگری در حال رخ دادن است که خطرش به اندازه همان کتاب‌های بازاری است و اگر بیشتر از آن آسیب نزند، لطمه‌اش کمتر نخواهد بود و آن گسترش ناشرانی است که به جای سرمایه‌گذاری مشغول سرکیسه کردن اغلب شاعرانند. البته حرفه‌ای‌ها تن به این کار نمی‌دهند و نخواهند داد اما این مورد در حال اپیدمی شدن است و اگر کنترل نشود سال‌های بعد بازار کتاب پر خواهد بود از کتاب‌هایی که مولفان آنها حتی با اصول اولیه کار هم آشنا نیستند. هرچند که نمونه‌های اولیه‌اش هم امروز در کتابفروشی‌ها هست. درست است که قانونی خاص این مورد نیست که بتوان جلوی ناشر را گرفت ولی مقرراتی هست که بتوان با آنها جلوی چاپ کتاب‌های غیر اصولی و سطحی را گرفت. موردی را سراغ داریم که یک ناشر شهرستانی برای چاپ یک کتاب کم حجم کودکانه هفت میلیون از مولف گرفته است در صورتی که چنین کتابی با دو میلون هم چاپ می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 15 Jan 2018 06:01:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256568/شعر-جدی-نوجوان-مورد-بی-توجهی-قرار-گرفته آرام ساختن کودکان و ایجاد حس اعتماد به نفس با بازی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256662/آرام-ساختن-کودکان-ایجاد-حس-اعتماد-نفس-بازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الیسون بارتل در کتاب «۱۰۱ بازی برای آرام سازی کودکان» که به تازگی با ترجمه و تألیف سید علی دربانی و مریم رنجبر از سوی انتشارات مدرسه منتشر شده است، با ترسیم بازی‌های متعدد، اهداف درمانی را برای آرام ساختن کودکان و ایجاد حس اعتماد در ایشان دنبال می‌کند. کودکان به امنیت، عشق، آزادی، شناخت، حمایت و به میزان زیادی سرگرمی احتیاج دارند تا به تعادل و صلح درونی برسند. آنها نیاز دارند که به عنوان انسان درنظر گرفته شوند و نیازها و رویاها و احساساتشان دیده شود و این برای معلمان به معنای ایجاد حس اعتماد، حمایت و چالش در بچه‌های کلاس و مسائل فردی آنهاست فقط تحت این شرایط است که کلاس برای کودکان همانند محیط خانه احساس می‌شود: جایی که آنها می‌توانند از ترس و اضطراب به دور باشند و متاسفانه این برای کودکان رخ نمی‌دهد.   روانشناسان معتقدند که دست یافتن به مراحل بالاتر رشد تنها در جدی گرفتن مراحل پایه امکان‌پذیر است. از این‌رو آموزش در مراحل اولیه حیات و انتخاب ابزار آن، از سوی متولیان و اولیاء حائز اهمیت است، زیرا شخصیت بعدی کودک حاصل انتخاب‌ها و شیوه‌های آموزشی این متولیان است. بازی، یکی از ابزار مهم در تربیت شخصیت کودکان و مفهوم سازی در آنهاست.   کتاب «۱۰۱ بازی برای آرام سازی کودکان» با تمرین‌های ساده و عامیانه می‌تواند کمک شایانی به والدین و معلمان درایجاد حس آرامش و آرام‌سازی کودکان و نوجوانان داشته باشد. نکات کلیدی در بازی‌های این کتاب در قالب فراوانی گروه، گروه سنی و نیازهایی از قبیل: وجود وسایل خاص، وجود فضای زیاد، موسیقی، تماس فیزیکی و رفتن به فضای باز، معرفی می‌شود.   بسیاری از بازی‌های این کتاب می‌توانند با کل گروه اجرا شوند. تعداد کمی هم نیاز به جفت بودن با گروه‌های کوچک‌تر دارند. برخی می‌توانند به صورت انفرادی انجام شوند. تمام بازی‌ها با علامت‌ها یا آیکون‌های خاص نشانه‌گذاری می‌شوند. از دیگر آثار الیسون بارتل که به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است، می‌توان به «101 بازی فکری و 65 معما برای کودکان 6 - 10 سال»، «101 بازی نشا‌ط‌آور برای کودکان از تولد تا 10 سالگی» و «101 بازی پیپ - آپ برای کودکان (10 - 6 ساله) (با طراوت کردن، احیا کردن، تمرکز مجدد)» اشاره کرد.   کتاب «۱۰۱ بازی برای آرام سازی کودکان» در قالب ۱۱۹صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۴۰ هزار ريال از سوی انتشارات مدرسه منتشر شده است.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 14 Jan 2018 12:57:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256662/آرام-ساختن-کودکان-ایجاد-حس-اعتماد-نفس-بازی کوثری: قاضی «دن‌کیشوت» را به اثر شاخص فارسی تبدیل کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256636/کوثری-قاضی-دن-کیشوت-اثر-شاخص-فارسی-تبدیل عبدالله کوثری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به مناسبت سالروز درگذشت محمد قاضی، از مترجمان پیشکسوت کشورمان، گفت: قاضی بی‌هیچ تردیدی از مترجمان تاثیرگذار در آموزش زبان فارسی به نسل ما بود. یکی از ویژگی‌های قاضی این بود که دامنه کارش بسیار وسیع بود. البته این خصلت ممکن است از یک نظر حسن محسوب شود، اما به‌نظر من مشکلی هم بود، زیرا او از بیش از 10 فرهنگ مختلف، کتاب ترجمه کرده بود.   این شاعر و مترجم افزود: با اینکه زبان تخصصی‌ قاضی فرانسه بود ولی از هرجای عالم کتابی ترجمه کرده بود و به نظر من این تنوع خیلی خوب نبود و سبب می‌شد قاضی در یک زمینه‌ خاص تخصص ویژه‌ای پیدا نکند. اگر قاضی فقط به ادبیات فرانسه می‌پرداخت الان بیش از 80 اثر از زبان فرانسه داشتیم.   کوثری در ادامه به ویژگی‌های آثار قاضی اشاره کرد و گفت: البته محمد قاضی کتاب‌های بسیار خوبی هم ترجمه کرده است که هم به‌خاطر کیفیت کتاب‌ها و هم به‌خاطر لایه‌های گوناگونی که از زبان فارسی می‌دانست و آنها را در ترجمه‌هایش به‌کار می‌گرفت، جایگاه او به‌عنوان مترجمی کاردان تثبیت می‌شود. او در حدی بود که می‌توانست برای «دن‌کیشوت» یک زبان جدید خلق کند. این مساله بسیار مهم است و سبب شده دیگر کسی به فکر ترجمه دن کیشوت نیفتد چون ترجمه بسیار خوب محمد قاضی در این حوزه وجود دارد و نیازی به ترجمه دیگری نیست.   مترجم «کلنل پسیان» درباره سایر ترجمه‌های محمد قاضی نیز توضیح داد: با نگاهی به کتاب‌های «مسیح باز مصلوب»، «آزادی یا مرگ»، «زوربای یونانی» که هر سه از آثار نیکوس کازانتزاکیس است، می‌بینیم که چگونه قاضی با استفاده از لحن‌های متفاوت زبان توانسته برای هرکدام از این رمان‌های مهم، جهانی خلق کند که منِ خواننده، نه‌تنها می‌پذیرم بلکه بارها آنها را می‌خوانم و لذت می‌برم.   به گفته کوثری، ویژگی‌‌ای که در ترجمه‌های قاضی وجود داشت و امروز در ترجمه مترجمان جدید نمی‌بینیم استفاده درست از امکانات زبان فارسی است. او زبان فارسی را در عمق می‌شناخت نه فقط یک لایه رویی امروزی. البته این به آن معنا نیست که زبان امروز مشکلی داشته باشد، زبان امروز درخور کار امروزی است. اما قاضی کسی است که نمی‌خواهد فقط ادبیات امروز را ترجمه کند و به لایه‌های دم دستی زبان اکتفا کند. درآوردن زبان، در اثری مانند دن‌کیشوت یا دکامرون مترجمی را می‌خواهد که به زبان چند دهه ما تسلط داشته باشد. مثلا در دن کیشوت زبان قاضی آمیخته‌ای است از زبان داستان‌های عصر صفوی و قاجار مثل «قصه‌ حسین کرد شبستری» و امثال آن.    محمد قاضی کوثری در ادامه بیان کرد: براساس آنچه گفتم قاضی یکی از بهترین مترجمان دوران معاصر ماست. البته انتخاب‌های او همه درجه یک نیست زیرا او سلیقه‌ای خاص در انتخاب کتاب داشت و به جنبه‌های اجتماعی اثر از دیدگاه خودش بسیار تاکید می‌کرد. این البته به خودی خود ایرادی ندارد اما گاه می‌شد که او رمان‌هایی نه چندان باارزش را هم با توجه به همان تاثیر اجتماعی انتخاب کند.   داور چند دوره جایزه کتاب سال افزود: قاضی شاهکارهای خود را در دهه‌های سی و چهل منتشر کرد، یعنی حدود 60 سال پیش. اما تجدید چاپ‌های متعدد آثارش از دن‌کیشوت گرفته تا بقیه شهادت می‌دهد که آثار او، چیزی نیست که با گذشت زمان کهنه شود و کنار رود. چون مترجم جدا از اینکه اثری را از سایر فرهنگ‌ها و زبان‌ها معرفی می‌کند باید با ترجمه‌اش بر غنای زبان فارسی اضافه کند. چون ما در متون دیگر به امکاناتی برمی‌خوریم مانند امکان روایت، مفاهیم، اصطلاحات و ... که مترجم آنها را کشف می‌کند و آنها را وارد زبان فارسی می‌کند. زبان ترجمه قاضی از زبان‌هایی است که بی‌گمان برغنای زبان ما افزوده و می‌تواند برای هرکس آموزنده باشد.   به گفته کوثری، محمد قاضی کاری کرده که اثری مانند «دن‌کیشوت» هم مانند هرکتاب با ارزشی که به فارسی تالیف شده و نمونه خوبی از زبان ماست، یک اثر شاخص فارسی محسوب می‌شود و اگر کسی بخواهد کتاب خوبی به زبان فارسی را مطالعه کند می‌توانیم «دن‌کیشوت» را نیز به‌عنوان یک اثر فارسی به او پیشنهاد دهیم.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 14 Jan 2018 08:33:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256636/کوثری-قاضی-دن-کیشوت-اثر-شاخص-فارسی-تبدیل ​آشنایی با پابلو پیکاسو در «سه نوازنده» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/255456/آشنایی-پابلو-پیکاسو-سه-نوازنده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سه نوازنده» با الهام از نقاشی پابلو پیکاسو به قلم ورونیک ماسنو با تصویرگری ونسا اییه و ترجمه زهره هدایتی بیدهندی به تازگی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.   پابلو روییس ای پیکاسو، نقاش، شاعر، طراح صحنه، پیکرتراش، گراورساز و سرامیک کار اسپانیایی و یکی از و تاثیرگذارترین هنرمندان سده ۲۰ میلادی بود. او به همراه ژرژ براک، نقاش و پیکرتراش فرانسوی، سبک کوبیسم را پدیدآورد. از جمله آثار مشهور او می‌توان به دوشیزگان آوینیون و گرنیکا اشاره کرد. پیکاسو بیشتر عمر خود را در فرانسه به سر برد. او به دلیل جست‌وجوگری، نوآوری، پرکاری و اثرگذاری بر معاصران، یکی از مهم‌ترین هنرمندان سده بیستم به‌شمار می‌آید.   زهره هدایتی، مترجم کتاب «سه‌نوازنده» درباره چگونگی ترجمه این کتاب در گفت‌وگو با ایبنا گفت: مدتی پیش در انتشارات علمی و فرهنگی بخشی به‌نام پروژه ویژه با هدف ارتقای فرهنگ بصری کودکان و نوجوانان ایجاد شد که به ترجمه کتاب‌هایی می‌پرداخت که در آن نویسنده یا تصویرگر با الهام از یک هنرمند مطرح جهانی، داستانی نوشته و از نقاشی‌های آن هنرمند برای تصاویر کتاب استفاده کرده بودند. البته در مرحله اول به نقاشان پرداختیم و در مراحل بعدی سایر هنرمندان.   این مترجم با بیان اینکه کتاب‌هایی مانند «سه نوازنده» سبب افزایش درک بصری کودکان و نوجوانان می‌شود، گفت: با توجه به اینکه بیشتر آثاری که در حوزه کودک منتشر شده صرفا داستان یا تصویر است، این مجموعه زمینه آشنایی بچه‌ها با نقاشان بزرگ و تاثیرگذاری که آثار ماندگاری را تولید کرده‌اند فراهم می‌کند. اغلب کودکان و نوجوانان ما هیچ آشنایی با هنرمندان مطرح جهان و اهمیت آن‌ها در تاریخ ندارند و به واسطه این مجموعه با هنرمندان و نقاشان آشنا می‌شوند علاوه بر این استعدادهای نهفته آنها نیز شکوفا می‌شود و می‌تواند راه‌شان را پیدا کنند. انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «سه نوازنده» را با شمارگان هزار و 500 نسخه و قیمت 125 هزار ریال برای گروه سنی «ج» منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Sun, 14 Jan 2018 06:42:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/255456/آشنایی-پابلو-پیکاسو-سه-نوازنده «فرزند خواندگی و ترویج خواندن» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256600/فرزند-خواندگی-ترویج-خواندن-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط ‌عمومی و امور بین‌الملل کانون، در این نشست مریم بیرقی و رضا رزاقی درباره‌ موضوع «فرزند خواندگی و ترویج خواندن» سخن خواهند گفت. بر همین اساس، این نشست دومین برنامه از مجموعه‌ رویکردهای اجتماعی در ترویج فرهنگ مطالعه میان کودکان و نوجوانان است. نشست «فرزندخواندگی و ترویج خواندن» همچون دیگر برنامه‌های پیشین در محل کتابخانه‌ تخصصی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار می‌شود و حضور علاقه‌مندان در آن آزاد است. مربیان، نویسندگان، پژوهش‌گران و سایر فعالان حوزه‌ کودک می‌توانند از ساعت 15 تا 17 ضمن حضور در این برنامه به بیان سوال‌ها و دیدگاه‌شان در این موضوع بپردازند. کتابخانه‌ تخصصی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در خیابان شهید بهشتی، خیابان خالد اسلامبولی (وزرای سابق)، پلاک 24، مجتمع شهید ملک شامران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع است. ]]> کودک و نوجوان Sat, 13 Jan 2018 08:19:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256600/فرزند-خواندگی-ترویج-خواندن-بررسی-می-شود انصاریان: مدیران ناآشنا ادبیات کودک را تضعیف می‌کنند/ آب رفتن تیراژ کتاب‌ها تالیف را از نفس انداخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256545/انصاریان-مدیران-ناآشنا-ادبیات-کودک-تضعیف-می-کنند-آب-رفتن-تیراژ-کتاب-ها-تالیف-نفس-انداخته معصومه انصاریان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره وضعیت تالیف و ترجمه در حوزه کودک و نوجوان در سال‌های اخیر نسبت به گذشته گفت: فاصله تالیف و ترجمه پدیده تازه‌ای نیست. آنچه غیرطبیعی و ناخوشایند می‌نماید، روندی است که سال به سال این فاصله را بیشتر می‌کند تا آنجا که امروزه بازار نشر تقریبا دست کتاب‌های ترجمه است. مخاطبان از کتاب‌های ترجمه بیشتر استقبال می‌کنند.   این نویسنده و منتقد ادبی افزود: در این پنج سالی که توفیق همکاری با جایزه لاک‌پشت پرنده را داشته‌ام، نتایج داوری نشان می‌دهد کتاب‌های ترجمه هم از نظر کمی تعدادشان بیشتر است و هم از نظر کیفی خلاقیت، جذابیت، تنوع و عمق بیشتری دارند و بالطبع در فهرست فصلی لاک‌پشت پرنده در جایگاه بالاتری می‌نشینند. این فاصله وقتی خودش را بیشتر نشان می‌دهد که کارنامه یک‌ساله نشر حوزه کودک و نوجوان را پیش رو می‌گذاریم و می‌خواهیم از بین کتاب‌های راه یافته به فهرست، نامزدهای جایزه‌ کتاب سال را انتخاب کنیم. در این مرحله به واقع تنها کتاب‌های ترجمه هستند که با هم رقابت می‌کنند و کتاب‌های تالیفی خیلی کم و انگشت‌شمار در این حد مطرح می‌شوند. حتی در بعضی ژانرها مثل شعر کلا با بحران روبه‌رو هستیم.   نویسنده «من کی به مدرسه می‌روم» در ادامه بیان کرد: این وضعیت محدود به داوری جایزه لاک‌پشت پرنده نمی‌شود. جوایز و فهرست‌های دیگر هم کم‌وبیش همین وضعیت را دارند. به نظر من این اتفاق چندان عجیب نیست و با سیاست‌های تازه برخی ناشران در آینده وضعیت بدتری هم خواهیم داشت. چرا که چندی است برخی ناشران فقط کتاب‌های ترجمه منتشر می‌کنند. پیامد این سیاست چیزی جز فربه‌ترشدن کتاب‌های ترجمه و گرفتن فرصت انتشار از نویسندگان کشورمان نخواهد بود. یکی دیگر از پیامدهای توفیق ترجمه، روی‌آوردن برخی نویسندگان به ترجمه است. روشن است که پای سود و زیان در میان است. به عامل اقتصادی، سوء مدیریت فرهنگی را هم اضافه کنید دیگر چه انتظاری می‌توان داشت؟ تقلید در حوزه‌ هنر بیراهه رفتن است انصاریان در ادامه به راه‌های افزایش کیفیت تالیف آثار کودکان و نوجوانان پرداخت و گفت: تالیف باید راه خودش را برود. کلا در حوزه‌ هنر تقلید، بیراهه رفتن است. مطالعه کتاب‌های ترجمه قطعا تاثیرگذار است و می‌تواند افق‌های تازه‌ای پیش چشم نویسنده باز کند. اما برای افزایش کیفیت تالیف، راه‌ها و منابع متعددی وجود دارد. کتاب‌های ترجمه صرفا یکی از منابع مطالعاتی و انگیزشی در کنار منابع مهم دیگر هستند. برای نمونه متون کهن می‌توانند یکی از منابع غنی الهام‌بخش باشند چنانچه نویسندگانی مثل آتوسا صالحی و آرمان آرین در این عرصه کتاب‌های ارزشمندی بازآفرینی کرده‌اند.   مترجم «پیراهن تازه بیل» تاریخ  را منبع  ارزشمند دیگری دانست که می‌تواند مضامین تازه‌ای برای نوشتن در اختیار نویسنده قرار دهد و گفت: در این عرصه حمیدرضا شاه‌آبادی آثارخلاقه و ارزشمندی مثل «لالایی برای دخترمرده» خلق کرده است. محسن هجری هم از تاریخ برای نوشته‌های خود سود جسته است. ادبیات فولکلور و شفاهی منبع ارزشمند دیگری است. بازآفرینی آنها هم دستمایه آثار کودکانه خوبی شده است. از میان آنها محمدرضا شمس و افسانه شعبان‌نژاد استفاده خلاقانه‌ای از این منبع داشته‌اند. به نظرم نباید تجربه ادبی دیگران را مغایر با آثار ادبی خودمان بدانیم. ادبیات برگرفته از زندگی است ارزش‌های زندگی و مفاهیم انسانی مثل صلح و دوستی مرز نمی‌شناسد.   وی جلسات نقد حضوری پیش از چاپ هم روش بسیار پرشور و تاثیرگذاری در نوشتن است. جلساتی ساده، صمیمی، مستمر و منظم. جلسه‌ای که نویسنده اثرش را بخواند و حاضرین  نکاتی برای بهترشدن کار به او پیشنهاد کنند. هرچه تعداد این جلسات بیشتر و حرفه‌ای‌تر باشد طبعا آثار تالیفی پخته‌تر و کیفی‌تر خواهند بود.   داور جایزه لاک‌پشت پرنده همچنین به تیراژ کتاب‌ها و تاثیرش در این زمینه اشاره کرد و گفت: عامل مهم دیگر تیراژ کتاب‌هاست. چیزی که این سال‌ها تالیف را از نفس انداخته، آب رفتن تیراژ کتاب‌هاست. با وجود 13 میلیون کودک و نوجوان تیراز 500 و 300 نسخه برای کتاب‌های کودک و نوجوان بسیار غیرعادی است. انگار دیوارهایی بین کتاب‌ها و بچه‌ها حایل شده‌اند. بدون تردید یکی از راه‌های تقویت تالیف، بردن کتاب‌های کودک و نوجوان میان مخاطبان و برقراری ارتباط بین نویسنده و مخاطب با محوریت کتاب است. این سه عنصر (کتاب، نویسنده و مخاطب) باید در ارتباط با هم باشند و از هم تغذیه کنند تا هر سه رشد کنند، این کاری است که در کشورهای دیگر آزموده شده. درکشورهای پیشرفته، هنر و نمایش و ادبیات داستانی جایگاهی برابر با سایر دروس در برنامه آموزشی کودکان و نوجوانان دارند.   انصاریان با بیان اینکه برای جهانی شدن باید نگاه جهانی داشته باشیم و گام‌های متناسب برداریم، گفت: سپردن غرفه ادبیات کودک و نوجوان نمایشگاه کتاب فرانکفورت در دو سال گذشته از سوی فرهنگ و ارشاد اسلامی به انجمن نویسندگان کودک و نوجوان  یکی از آن گام‌های اساسی و ارزشمند  بود. انجمن برای حضور در نمایشگاه دو کاتالوگ به زبان انگلیسی تدوین کرد. در یکی از کاتولوگ‌ها به معرفی آثار نویسندگان و در دیگری به معرفی نویسندگان کتاب کودک و نوجوان پرداخت. ما نیازمند مبادلات مستمر فرهنگی هستیم. اعزام تورهای فرهنگی پدیدآورندگان کتاب به کشورهای دیگر، حضور نویسندگان و پژوهشگران ایرانی در همایش‌ها و جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب و همچنین دعوت از پدیدآورندگان و پژوهشگران خارجی متخصص کتاب کودک و نوجوان از جمله اقداماتی است که می‌تواند به جهانی شدن ادبیات کودک و نوجوان ما کمک کند. هنرمندان را در قالب‌های سخت و زمخت محدود نکنیم  این نویسنده و مترجم همچنین به پتانسیل و ظرفیت موجود در ادبیات کودک ایران برای مطرح شدن در سطح بین‌الملل اشاره کرد و گفت: من اطمینان دارم که ادبیات کودک و نوجوان ما  ظرفیت جهانی شدن  دارد. باید اسباب و زمینه‌های آن را فراهم کرد. در عصر ارتباطات و اطلاعات یکی از راه‌های ساده و کم هزینه راه‌اندازی سایت کتاب کودک ونوجوان به زبان‌های مختلف است، سایتی که بتواند ادبیات کودک و نوجوان را به شکل روزآمد به دنیا معرفی کند. البته تاکنون آثار زیادی از نویسندگان ما به زبان‌های دیگر ترجمه شده است. تا آنجا که من می‌دانم آثار متعددی از هوشنگ مرادی کرمانی، محمدرضا بایرامی و فرهاد حسن‌زاده و... به چندین زبان مختلف ترجمه شده‌اند. و آثار بسیاری دیگر هم قابلیت ترجمه و مطرح شدن در سطح جهانی دارند. که هنوز فرصت پیدا نکرده‌اند.   به گفته انصاریان برای رسیدن به جایگاهی بالاتر و بهتر در تالیف، باید از مدیران لایق، کارآزموده و باسواد درحوزه ادبیات کودک ونوجوان بهره بگیریم. از تنگ نظری و محدود کردن هنرمند در قالب‌های سخت و زمخت دوری کنیم.   وی در ادامه به تجربیاتش در طول 32 سالی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کار کرده‌ اشاره کرد و گفت: با نگاهی اجمالی به تجربه‌هایم در اینجا به دو نگاه مدیریتی در حوزه هنر و ادبیات کودک و نوجوان اشاره می‌کنم. یکی «مدیر هنرمند مآب» است و دیگری «مدیر رئیس مآب». مدیر هنرمند مآب مدیری است که اگر خودش هم هنرمند نباشد هنرشناس است و قدر و قیمت هنر و هنرمند را می‌شناسد و می‌داند. و بلد است چطور با هنرمندان کار کند و زمینه کار آنها را فراهم کند. نگاه مدیریتی دوم، نگاه رئیس مآب اداری و سخت‌گیر آموزش‌وپرورشی است. در دورانی که نگاه نخست کم ‌و بیش در کانون قدرت داشت شاهد رشد و پیشرفت هنری و ادبی و سینمایی بهتر و جدی‌تری بودیم. وقتی هم که نگاه سخت‌گیر رئیس مابانه اداری در راس قدرت قرار گرفت به نسبت بیگانه بودن مدیر با هنر، تولیدات هنری وادبی کانون هم آسیب ‌دید. تجربه نشان می‌دهد مدیر باید با موضوع کارش تناسب داشته باشد و گرنه هم خودش به زحمت می‌افتد و هم مجموعه زیر دستش.   نویسنده «کارنامه‌ات را قایم کن» همچنین بیان کرد: مصداق حرفم سرنوشتی است که برای پروژه رمان نوجوان اتفاق افتاد. این پروژه در زمان مدیریت حمیدرضا شاه‌آبادی و با ابتکار او شکل گرفت و نضج و رونق پیدا کرد. شوری در بین نویسندگان ایجاد کرد و منجر به تولید تعداد زیادی رمان شد و همچنین نویسندگان تازه‌ای به ادبیات کودک و نوجوان معرفی کرد. اما متاسفانه این پروژه با وجود موفقیت زیاد، با روی کار آمدن مدیری رئیس مآب تعطیل شد. تعطیلی این پروژه یک اتفاق قهقرایی و پس رونده بود و در مجموع به تضعیف تالیف انجامید و موجب دلسردی و یاس بسیاری از نویسندگانی شد که به اعتبار این پروژه دلگرم نوشتن شده بودند.  نمی‌خواهم از تعداد رمان‌های تالیف شده و توفیق‌های این پروژه در جشنواره‌های مختلف و دیدارهایی که نوجوانان به بهانه این کتاب‌ها با نویسندگان داشتند، حرف بزنم. مدیران ناآشنا ادبیات کودک را تضعیف و تخریب می‌کنند وی افزود: این را گفتم که بگویم انتصاب مدیران ناآشنا با هنر و ادبیات کودک و نوجوان چقدر می‌تواند به تخریب و تضعیف ادبیات کودک و نوجوان ما دامن بزند و مدیر مناسب هنرمند و هنرشناس در نهادهای تخصصی  مثل کانون چقدر می‌تواند در پیشرفت ادبیات کودک و نوجوان تاثیرگذار باشد.  این پروژه  به  بهانه رفع اشکالات متوقف شد  ولی پس از سه سال به جای رفع اشکال آن به تعطیلی کشیده شد. کسی هم زحمت پاسخ‌گویی به خود نداد که چرا چنین شد. به گفته انصاریان، گام بنیادی‌تر اقدام به پژوهش‌هایی است که به نقد و واکاوی ادبیات کودک و نوجوان بپردازد. ترجمه منابع تئوریک یکی دیگر از کارهایی است که به فربه شدن ادبیات کودک و نوجوان ما کمک می‌کند. شورای مباحث نظری مسئولیت پیشنهاد بررسی و تایید این دو مقوله را برعهده داشت. متاسفانه این بخش هم در مدیریت کانون در سال‌های اخیر بی‌هیچ توضیحی به تعطیلی کشیده شد. کتاب‌های نظری ترجمه شده آماده چاپ بی‌توجه به حقوق مترجمان آن‌ها متوقف شد. حال آنکه بر هر اهل ادب و فرهنگ پوشیده نیست که مباحث نظری ترجمه و کارهای تحقیقی میدانی می‌تواند بنیادهای ادبیات کودک و نوجوان ما را تقویت کند.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 13 Jan 2018 07:54:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256545/انصاریان-مدیران-ناآشنا-ادبیات-کودک-تضعیف-می-کنند-آب-رفتن-تیراژ-کتاب-ها-تالیف-نفس-انداخته جام باشگاه‌های کتابخوانی برنامه‌ای کم هزینه و موثر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256572/جام-باشگاه-های-کتابخوانی-برنامه-ای-کم-هزینه-موثر علی‌اصغر سیدآبادی، در حاشیه اختتامیه دومین دور جام باشگاه‌های کتابخوانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: به نظر می‌رسد این طرح موفق بوده است. برای ارزیابی باید نسبتی بین نتایج و فواید با هزینه‌های صورت گرفته در نظر گرفت و براین اساس جام باشگاه‌های کتابخوانی بسیار کم‌هزینه و موثر بوده و تاثیرات مثبتی در افزایش و ترویج کتابخوانی داشته است.   دبیر جام باشگاه‌های کتابخوانی افزود: طبق گزارش‌هایی که از باشگاه‌های کتابخوانی داشتیم بعضی والدین در ابتدا از مشارکت فرزندانشان ناراضی بودند اما بعد از دیدن تاثیرات مثبت آن در تغییر رفتار بچه‌ها ابراز رضایت می‌کنند. چون در این طرح بچه‌ها علاوه براینکه کتاب می‌خوانند تجربه مشارکت مدنی را نیز کسب می‌کنند.   وی درباره نحوه تهیه کتاب‌ از سوی دانش‌آموزان هم توضیح داد: در این طرح لیستی شامل 700 عنوان کتاب که در سال‌های اخیر منتشر شده بودند و از نظر کیفی نسبتا قابل قبول بودند از همه گرایش‌ها تهیه شد و بچه‌ها می‌توانستند بر اساس سلیقه و علاقه‌شان کتاب موردنظرشان را از لیست انتخاب و با 50 درصد تخفیف خریداری می‌کردند. 50 درصد دیگر از سوی موسسه خانه کتاب پرداخت می‌شد.   به گفته سیدآبادی، در این لیست به فهرست همه جوایز حوزه کودک و نوجوان اعم از آموزش و پرورش، شورای کتاب کودک، کانون پرورش فکری، جایزه شهید غنی‌پور، لاک‌پشت پرنده و کتاب سال توجه شده و کتابی از قلم نیافتاده است.   مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره برنامه‌های مورد نظر برای سومین دوره جام باشگاه‌های کتابخوانی نیز بیان کرد: این برنامه امسال در 100 شهر و روستا اجرا شد اما تلاشمان این است که در دوره بعدی تمام شهرها و روستاهایی را که تمایل دارند در این برنامه شرکت دهیم و سعی می‌کنیم این برنامه ابتدا در سطح استانی برگزار شود و برگزیدگان استان‌ها به مرحله کشوری راه یابند. ]]> کودک و نوجوان Fri, 12 Jan 2018 07:54:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256572/جام-باشگاه-های-کتابخوانی-برنامه-ای-کم-هزینه-موثر فرهاد حسن‌زاده: از بچگی دوست داشتم یک نویسنده را از نزدیک ببینم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256550/فرهاد-حسن-زاده-بچگی-دوست-داشتم-یک-نویسنده-نزدیک-ببینم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اختتامیه دومین دوره جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان عصر پنجشنبه (21 دی‌ماه) با حضور وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی و جمعی از نویسندگان و مربیان برگزار شد. اما نکته قابل توجه در این مراسم حضور تعداد زیادی از دانش‌آموزان مدارس بود که به همراه مربیانشان آمده بودند. از ابتدای درب ورودی باغ کتاب کودکانی دیده می‌شدند که با اشتیاق و شادی پشت سرهم صف بسته بودند و منتظر بودند به نوبت وارد سالن‌ شوند. آنها در حین صحبت‌هایشان از اینکه امروز چه نویسنده‌ای را دوست دارند ببینند، می‌گفتند و مشتاق بودند هرچه زودتر وارد سالن شوند.   هنگام شروع برنامه همه بچه‌ها ایستادند و یک‌صدا سرود ملی جمهوری اسلامی ایران را خواندند، طنین صدایشان فضای سالن را بسیار جذاب کرده بود. سپس گروه موسیقی آشیانه کودک، برنامه‌هایی را اجرا کرد و بچه‌ها از ته دل می‌خندیدند و همزمان با موسیقی دست می‌زدند. شادی کودکان حال و هوای دیگری به این برنامه داده بود.   بعد از برنامه هرکدام به دیدار نویسندگان مورد نظرشان رفتند، برخی حرف می‌زدند، برخی امضا می‌گرفتند و تعدادی هم عکس یادگاری. به گفته خود بچه‌ها دیدار با نویسندگان مورد علاقه‌شان بهترین اتفاقی بوده که امروز برایشان رخ داده است.   فرهاد حسن‌زاده، نیز از نویسندگانی بود که در این مراسم حضور داشت و کودکان زیادی بعد از برنامه به دیدنش رفتند و مشتاق بودند با او صحبت کنند. یکی از این بچه‌ها دختری بود که از رامهرمز آمده بود و روی شالش عکس طرح جلد کتاب «زیبا صدایم کن» را چاپ کرده بود و به فرهاد حسن‌زاده می‌گفت چقدر از خواندن این کتاب لذت برده و برایش جذاب بوده است.   از بچگی دوست داشتم یک نویسنده را از نزدیک ببینم حسن‌زاده درباره اشتیاق بچه‌ها به ایبنا گفت: من در گروه‌های مختلف با بچه‌ها ارتباط دارم و آنها همیشه نظراتشان را برایم می‌فرستند و گاهی نامه می‌فرستند. دیدن بچه‌ها برایم بسیار جالب است. آنها بسیار ابراز خوشحالی می‌کنند. من هم زمانی که بچه بودم خیلی علاقه‌مند بودم با یک نویسنده صحبت کنم.   وی دیدار نویسندگان با بچه‌ها را عامل مهمی در تشویق کودکان و نوجوانان به مطالعه و نقد کردن آثار دانست و گفت: با این کار بپه‌ها هم اعتماد به نفسشان افزایش می‌یابد و هم ممکن است استعداد نویسندگی در آنها شکوفا شود و خودشان بتوانند روزی نویسنده شوند. بچه‌ها در این سن خیلی الگوبرداری می‌کنند و ممکن است بعضی از آنها در آینده نویسندگان خوبی شوند.   خالق «هستی» در ادامه به تاثیر جام باشگاه‌های کتابخوانی اشاره کرد و گفت: ایجاد فضایی که در آن بچه‌ها از قوم‌ها و فرهنگ‌های مختلف کنار هم جمع می‌شوند بسیار جالب است. در اینجا فقط بحث کتاب و کتابخوانی مطرح نیست، حرکتی ملی پشت آن است که سبب نزدیک شدن دل‌های بچه‌ها به یکدیگر می‌شود.   به گفته وی هر حرکتی که در زمینه کتابخوانی صورت گیرد و به ترویج خواندن کمک کند و به شکل یک فرهنگ جا بیافتد ارزشمند است و باتوجه به اینکه جام باشگاه‌های کتابخوانی در بین بچه‌ها اتفاق می‌افتد، بچه‌ها خودشان بهترین مروجان کتابخوانی هستند و می‌توانند کتاب‌ها را به یکدیگر معرفی کنند ومعلمانشان را به انجام حرکت‌های موثری وادار کنند.   جام باشگاه‌های کتابخوانی بچه‌ها را کتابخوان می‌کند فرمهر منجزی، داور، تسهیلگر و مربی جام باشگاه‌های کتابخوانی نیز برگزاری این جام را اتفاق خوبی عنوان کرد که سبب جمع شدن بچه‌ها در شهرها و روستاهای مختلف به بهانه کتابخوانی به صورت حرکتی کاملا دلی نه از روی اجبار می‌شود و گفت: بچه‌ها در این دورهمی‌ها کارهای خلاق می‌کنند، کتاب‌ می‌خوانند و درباره‌اش صحبت می‌کنند و از هم نظر می‌خواهند و این اتفاق سبب می‌شود که هویت پیدا کنند و خودشان گرداننده و همه کاره باشگاه‌شان باشند.   این مترجم افزود: بچه‌ها در این باشگاه‌ها علاوه بر کتاب خواندن به معرفی کتاب هم می‌پردازند، و در زمان معرفی کتاب هم نوشتن را یاد می‌گیرند و هم سناریوییی می‌چینند که چگونه کتاب را به دیگران معرفی کنند و این کار هم بر نوشتن و هم گویش آنها تاثیر می‌گذارد.   منجزی اظهار امیدواری کرد که این حرکت فرهنگی ادامه‌دار باشد و بچه‌ها به کتاب خواندن عادت کنند. ]]> کودک و نوجوان Fri, 12 Jan 2018 07:47:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256550/فرهاد-حسن-زاده-بچگی-دوست-داشتم-یک-نویسنده-نزدیک-ببینم سیدعباس صالحی:حسرت خواندن جنگ و صلح به زبان روسی بر دلم مانده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256567/سیدعباس-صالحی-حسرت-خواندن-جنگ-صلح-زبان-روسی-دلم-مانده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران  (ایبنا) وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین اختتامیه دومین دوره جام باشگاه های کتابخوانی کودک‌ونوجوان گفت: هرکسی که کتاب می خواند برنده است و من تشکر می‌‌کنم از تمام کسانی که این اتفاق را رقم زدند. وی در ادامه به سوالات کودکان و نوجوانان که به صورت فیلم ضبط شده در برنامه پخش شد پاسخ داد. صالحی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا تا به حال حسرت مطالعه کتابی در دلتان مانده است، گفت: بله. تا به حال کتاب‌های زیادی منتشر شده‌اند که من نتوانسته‌ام آنها را بخوانم و دوست دارم آنها را بخوانم. یکی از حسرت‌های بزرگ زندگی‌ام کتاب‌هایی است که نخوانده‌ام. صالحی در ادامه به خاطره‌ای از دوران نوجوانی‌اش اشاره کرد و گفت: در آن زمان به کتابخانه آستان قدس رضوی می‌رفتم و کتاب «جنگ و صلح» اثر تولستوی را می‌خواندم. هر روز صبح‌ها می‌رفتم و ظهرها برمی‌گشتم و ادامه این کتاب را می‌خواندم. روزهای طولانی این کار را انجام می‌دادم. تا اینکه در مقدمه این کتاب خواندم که در این کتاب به زبان روسی ۸۰ هزار واژه اصلی روسی وجود دارد و گفتم ای کاش جنگ و صلح را به زبان روسی می‌خواندم. صالحی در پاسخ به اینکه چرا به دانش‌آموزان بن خرید کتاب داده نمی‌شود، گفت: امیدوارم در این دوره فرصت‌های بیشتری ایجاد شود و به افرادی که در جام باشگاه های کتابخوانی کودک‌ونوجوان شرکت می‌کنند، بن‌های بیشتری داده شود. همچنین تلاش کردیم تا فرصت‌های زیادی ایجاد شود و طرح‌های زیادی مانند عیدانه، تابستانه  و پائیزه  کتاب به وجود آوردیم تا به واسطه آنها تسهیلات لازم در اختیار دانش‌آموزان قرار گیرد. وی در جواب کودکی که پرسید من دوست دارم جای شما باشم، آیا شما هم دوست دارید جای من باشید گفت همین الآن هم آماده‌ام این کار را انجام دهم. اگر بچه‌ها جهان را اداره کنند جهان قشنگ‌تر می‌شود. وی همچنین در پاسخ به خواسته یکی از بچه‌ها مبنی بر اینکه اعضای جام باشگاه های کتابخوانی کودک‌ونوجوان با هم آشنا شوند و با هم جلسات کتابخوانی داشته باشند نیز گفت: در حال حاضر حدود ۶۰ هزار نفر عضو این جام هستند و شاید تعداد آنها سال دیگر به ۶۰۰ هزار نفر برسد. جمع کردن آنها کنار هم کار آسانی نیست اما اینکه این مجموعه به شکل شبکه‌ای و دلی به هم وصلند این ارتباط دلی سبب کنار هم آمدن فرهنگ‌ها برای کتابخوانی می‌شود. خیلی خوشحالم که از همه قشرها کتاب می‌خوانند و کتاب می‌تواند به ما راه زندگی را نشان دهد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به جای دادن کتاب‌هایی درباره ناتوانایی‌های جسمی در لیست جام باشگاه های کتابخوانی کودک‌ونوجوان اشاره کرد و گفت:  حتما نویسندگان زیادی هستند که درباره ناتوانان جسمی کتاب نوشته‌اند و من از دست اندرکاران این طرح می‌خواهم  کتاب‌های  بیشتری در این باره را در لیستشان قرار دهند. چراکه کتاب در هر شرایطی چشم‌انداز یک زندگی خوب است. آیین اختتامیه دومین جام باشگاه های کتاب کودک و نوجوان عصر امروز 21 دی در باغ کتاب برگزار شد.   ]]> کودک و نوجوان Thu, 11 Jan 2018 13:08:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256567/سیدعباس-صالحی-حسرت-خواندن-جنگ-صلح-زبان-روسی-دلم-مانده سیدآبادی: باشگاه‌ها متمرکز و مردمی‌ هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256562/سیدآبادی-باشگاه-ها-متمرکز-مردمی-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آئین اختتامیه دومین دوره جام باشگاه های کتابخوانی کودک و نوجوان عصر امروز (21 دی‌ماه ۱۳۹۶) باحضور سیدعباس صالحی، معاونان وزیر آموزش‌وپرورش، هیات داوران جشنواره، علی‌اصغر سیدآبادی، مجید راستی، محمود برآبادی، فریدون عموزاده‌خلیلی و جمعی از نویسندگان، مترجمان، اهالی فرهنگ و هنر و دانش‌آموزان در باغ کتاب تهران برگزار شد. مراسم اختتامیه جام باشگاه های کتابخوانی کودک و نوجوان با سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائت قرآن کریم آغاز شد. در ابتدا این برنامه گروه موسیقی آشیانه کودک با اجرای یک قطعه موسیقی زنده به حاضران خوش آمد گفتند. همچنین کلیپی از فیلم های ویدئویی بچه ها پخش شد.   علی‌اصغر سیدآبادی، داور جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک‌ونوجوان ،در این مراسم بیان کرد:  اگر حمایت سیدعباس صالحی در زمانی که در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند، نبود این برنامه شکل نمی‌گرفت. وی افزود: جام باشگاههای کتابخوانی از یک ایده کوچکی که از شهری آمده بود شروع شد و کم‌کم به صد شهر و روستا رسید. در این دوره بیش از پنج‌هزار باشگاه حضور داشتند که در دو مرحله داوری شدند. درهر باشگاه یک کتاب برگزیده و انتخاب شد و در هر شهر یک کتاب از مجموع انتخاب شد. این نویسنده ادامه داد: در این دوره آثار بر اساس نظر دوستان، نویسنده برگزیده نیز انتخاب شد. همچنین بخش بهترین فیلم و بهترین نامه هم داشتیم.  سیدآبادی در ادامه بیان کرد: بنا بر الگویی که در این باشگاه‌ها بوده است هیچ اسمی به جز جام باشگاه‌ها نمی‌توانست بیانگر این حرکت باشد. ما یک الگوی سراسری داشتیم. باشگاه‌ها متمرکز و مردمی‌اند. کار ما مانند جام لیگ است و باشگاههای مختلفی در آن شرکت می‌کنند. دبیر جام باشگاههای کتابخوانی اظهار امیدواری کرد: بنا بر شیوه‌ای که در دست طراحی است سال آینده تمام شهرها و روستاها بتوانند در این جام شرکت کنند. در ادامه آیه سادات آذریان نامه ای را که برای هوشنگ مرادی کرمانی نوشته بود و زهرا نامور نامه ای را که برای نویسنده محبوبش کبری بابایی نوشته بود، برای حضار قرائت کردند. سپس برنامه گفت و گویی با فریدون عموزاده خلیلی رئیس هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان انجام شد. فریدون عموزاده خلیلی گفت: هر نویسنده ای آرزویش این است که وقتی چیزی می نویسد بتواند جواب مخاطبش را ببیند. نظر بچه ها کمک می کند من بتوانم بهتر بنویسم. همین بچه هایی که آمدند و نظرشان را درباره کتاب آقای کرمانی و خانم بابایی گفتند حتما نظراتشان برای آن نویسنده ها مهم است.  وی افزود: برنامه باشگاه کتابخوانی به گسترش کتابخوانی کمک می کند. اشاره شد سال گذشته 15 شهر در این طرح حضور داشتند و اکنون  100 شهر و این نشان می دهد که این جام زایش داشته است.  باشگاه های برگزیدۀ جام باشگاه ها  در ادامه مراسم باشگاه های برگزیده جام باشگاه های سال 96 معرفی شدند که اسامی برگزیدگان به این شرح است: باشگاه «استی» از روستای «ابویسان»، به عنوان برگزیده جام باشگاه های کتابخوانی معرفی شد. همچنین باشگاه کتابخوانی «بچه‌های آسمان» از شهرستان کلاله در استان گلستان، به‌عنوان باشگاه برگزیده کودکان با نیازهای خاص برگزیده شد و باشگاه «تشکوه و کاکایوسف» از شهرستان رامهرمز استان خوزستان، برگزیدۀ اولین دورۀ جام باشگاه ها نیز موفق به کسب نشان استمرار شد. در بخش باشگاه ها، همچنین از باشگاه های «ماتیکان» از رامهرمز، «شهدای باصدی» از نیشابور، «پروانه‌ها» از اوزِ استان فارس، «لبخند خدا» از نسیم‎شهر استان تهران، «مدرسۀ طالبیان مقدم» از کاشان، باشگاه «خلخلنگو» از روستای گزیر در بندر لنگۀ استان هرمزگان و باشگاه «اکابر» از روستای شمسی در اشگذر استان یزد، تقدیر به عمل آمد. در بخش «تسهیل‌‎گر برگزیده» نیز، «عبدالحکیم بهار» از شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان و «مهسا یغمایی» از آذربایجان شرقی به‌عنوان تسهیلگر برگزیده معرفی شدند. نویسندگان کودکان و نوجوانان برگزیده جام باشگاه ها  در ادامه مراسم اختتامیه جام باشگاه های کتابخوانی کودک و نوجوان سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به سوالات بچه‌های عضو باشگاه های کتابخوانی پاسخ داد.  پس از پرسش و پاسخ کودکان و نوجوانان با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اهدای جوایز نویسندگان برگزیده و همچنین معرفی کودکان و نوجوانان برگزیده و تقدیرشده در بخش نامه به نویسنده و فیلم موبایلی معرفی کتاب، ادامه یافت. «حسین فتاحی» و «کلر ژوبرت»، نویسندگانی بودند که آثار آنها از سوی کودکان و نوجوانان به‌عنوان بهترین‌های دومین دورۀ جام باشگاههای کتابخوانی کودک ونوجوان معرفی شده بود که در این مراسم از آنها تقدیر به عمل آمد.  در بخش نامه به نویسنده، «آیه سادات آذریان» از باشگاه «شهر خورشید» دزفول، برگزیده شد و از «کوثر لشگری» از باشگاه «همسفران کتاب» قم، «زهرا نامور» از باشگاه «کلک» بم، «فاطمه کوه‌کن» از باشگاه «اختر» شهرستان کلاله در استان گلستان و «محمدمتین قاسمی» از باشگاه «کتابخوارها» از ورامین، تقدیر به عمل آمد. در بخش فیلم کوتاه موبایلی معرفی کتاب نیز «نیایش برنس» از باشگاه «بابونک» شهرستان برازجان در استان بوشهر، به‌عنوان برگزیده معرفی شد و از «محمد شاهرضایی» از باشگاه «بشارت نور» اصفهان، «نگار و رحیمه محمدی» از باشگاه «سیمرغ فرزانگان» نیشابور، «پروانه بهار» و «سیما مریدی» از باشگاه روستایی «رمین» در شهرستان چابهار و «دلارام ابراهیمی» از باشگاه «پیام انقلاب» بوشهر، تقدیرشدند.     ]]> کودک و نوجوان Thu, 11 Jan 2018 12:18:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256562/سیدآبادی-باشگاه-ها-متمرکز-مردمی-هستند منصور علیمرادی برای نوجوانان از قلعه سموران می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256549/منصور-علیمرادی-نوجوانان-قلعه-سموران-می-گوید منصور علیمرادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره تازه‌ترین اثرش گفت: نشر نون کتاب «قلعه سموران» من را با تصویرگری زینب امیری مقدم برای نوجوانان منتشر کرده است که به نوعی بازآفرینی یک افسانه کهن جنوبی است.   این نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه افزود: من این افسانه را در ناحیه تمگران در 30 کیلومتری جنوب شهر قلعه‌گنج ضبط کرده‌ام. راوی آن پیرمردی به نام محمد کشتکار بود که در آن زمان حدود 74 سال داشت. البته در مجموعه «افسانه‌ها» هم به این افسانه اشاره کرده‌ام.   وی افزود: در «قلعه سموران» این افسانه را بازآفرینی کرده‌ام که 20 درصد آن خود افسانه و 80 درصد آن چیزهایی است که بر مبنای سنت قصه‌گویی کهن به آن اضافه کرده‌ام. همچنین بخش‌های طنز هم دارد.   به گفته علیمرادی در این کتاب ماجرای پسر نوجوانی مطرح می‌شود که به دنبال آهویی در شکارگاه می‌افتد و در آنجا سال‌های سال از خان‌های خطرناکی مانند غار دیو، قلعه دزدان و قلعه سموران می‌گذرد. قلعه سموران نام قلعه‌ای است در ناحیه کوهستانی در شرق شهرستان عنبرآباد. این قلعه هنوز در پرده‌ای از راز و رمز و ابهام است و تابحال تحقیقات گسترده‌ای روی آن انجام نشده است.   منصور علیمرادی از نویسندگان حوزه بزرگسال است که براي نوجوانان، جداي از «قلعه سموران»، رمان «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» را هم در نشر هوپا منتشر كرده است كه در مدت كوتاهي به چاپ چهارم رسيده است. ازجمله آثار او اين نويسنده و پژوهشگر می‌توان به «افسانه‌ها»، «آداب و رسوم»، «تاریک ماه»، «نام دیگرش باد است»، «فرهنگ بزرگ ضرب‌المثلهای حوزه هلیل رود» و «اشعار و ترانه‌های شفاهی» اشاره کرد.   انتشارات نون، کتاب «قلعه سموران» را در قالب 104 صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت 100 هزار ریال منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Thu, 11 Jan 2018 06:24:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256549/منصور-علیمرادی-نوجوانان-قلعه-سموران-می-گوید اهمیت به کارگیری معلمان متخصص در زنگ انشاء و هنر در «بیدی» http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256406/اهمیت-کارگیری-معلمان-متخصص-زنگ-انشاء-هنر-بیدی محبوبه نجف‌خانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب‌های «بیدی» و «بیدی و روز برفی» توضیح داد: این کتاب‌ها پنجمین و ششمین جلد از مجموعه «دنیای شیرین دخترک» نوشته دنیز برنن نلسون است که ساید مور آنها را تصویرگری کرده است. شخصیت اصلی این دو کتاب دختری به نام «بیدی» است که هربار اتفاق تازه‌ای برایش رخ می‌دهد.   این نویسنده درباره کتاب‌ «بیدی» توضیح داد: این کتاب داستان دختری به‌ نام بیدی است که ذهنی خلاق دارد. در قسمت اول این کتاب معلم هنرشان که ذهن بسته‌ای دارد و بسیار سنتی عمل می‌کند، می‌خواهد آموخته‌های زمان خودش را به بچه‌ها منتقل کند، آموخته‌هایی که دوره‌شان گذشته است اما بیدی زیر بار نمی‌رود. او ذهنش را آزاد می‌گذارد، هرچه می‌خواهد می‌کشد و هرطور می‌خواهد آن را رنگ می‌کند و تابع کلیشه‌ها نیست به همین خاطر دایم مورد انتقاد قرار می‌گیرد. معلم او به قدری سنتی است که در مراسم کریسمس هم خودش را دایم ناراحت و اخمو نشان می‌دهد و لباس‌های تیره می‌پوشد. اما بیدی در روز کریسمس کتاب هنر مدرنش را به او هدیه می‌دهد و معلم در طول تعطیلات سال نو این کتاب را می‌خواند و متحول می‌شود و بعد از تعطیلات بچه‌ها با دیدن معلم‌شان غافلگیر می‌شوند.   نجف‌خانی درباره ویژگی‌های این کتاب بیان کرد: این کتاب نکته‌ای دارد که جایش در کشور ما خالی است و ما با آن مشکل داریم و آن هم برخورد معلمان با دانش‌آموزان در مدارس است. متاسفانه در زنگ هنر و انشاء از معلم‌های دوره دیده و متخصص استفاده نمی‌شود و فقط از معلمانی که وقت آزاد دارند خواسته می‌شود این کلاس‌ها را راه بیاندازند معلم‌هایی که اطلاعاتی در این حوزه ندارند و نمی‌توانند خلاقیت بچه‌ها را شکوفا کنند. من در زمان تحصیل فرزندانم همیشه با این مشکل مواجه بودم و وقتی این کتاب را دیدم علاقه زیادی به ترجمه آن پیدا کردم و وقتی منتشر شد والدین بسیاری از آن استقبال کردند.   وی درباره کتاب «بیدی در روز برفی» نیز توضیح داد: در این کتاب خانواده بیدی اسباب‌کشی می‌کنند و به محل جدیدی می‌روند. در آنجا پیرمرد اخمویی زندگی می‌کند که اجازه نمی‌دهد بچه‌ها برف بازی کنند و شاد باشند. بیدی در این داستان می‌خواهد باغچه را گلکاری کند و با کمک همسایه‌ها تعداد زیادی گل و صیفی‌جات جمع‌آوری می‌شود. او از وسایل به‌دردنخور گلدان و چیزهای تزئینی درست می‌کند.   به گفته نجف‌خانی، این کتاب به بچه‌ها آموزش می‌دهد آنها هم می‌توانند از وسایل بازیافتی استفاده کنند و چیزهای زیبا تولید کنند و در عین حال به‌فکر دیگر دوستانشان نیز باشند و می‌آموزند کار دسته‌جمعی، همکاری و همیاری داشته باشد.   انتشارات زعفران، کتاب «بیدی» با شمارگان دو هزار و 500 نسخه و قیمت 100 هزار ریال را برای گروه سنی «ب و ج» منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Thu, 11 Jan 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256406/اهمیت-کارگیری-معلمان-متخصص-زنگ-انشاء-هنر-بیدی کتابخوانی دسته‌جمعی نوجوانان با «رئال مادرید» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256506/کتابخوانی-دسته-جمعی-نوجوانان-رئال-مادرید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «رئال مادرید» نوشته محمد طلوعی با حضور نویسنده اثر، چهارشنبه بیستم دی‌ماه در کتابفروشی کتاب داستان واقع در فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی با حضور نوجوان‌ها خوانش و بررسی می‌شود.   «کتابخوانی دسته‌جمعی نوجوانان» که از سال 1395 شروع شده از برنامه‌های ترویج کتابخوانی بین کودکان و نوجوانان است که به همت رضوان خرمیان، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودک و نوجوان برگزار می‌شود و در هر جلسه یک کتاب برای مطالعه به نوجوانان پیشنهاد داده می‌شود.   کودکان و نوجوانان در طول یک هفته کتاب را تهیه و مطالعه می‌کنند، سپس در برنامه «کتابخوانی دسته‌جمعی نوجوانان» که با حضور نویسنده یا مترجم کتاب برگزار می‌شود، نظرات و پرسش‌هایشان را درباره اثر خوانده شده مطرح می‌کنند.   در جلسات گذشته کتاب‌هایی مانند «غول بزرگ مهربان» نوشته رولد دال با ترجمه محبوبه نجف‌خوانی، «قلب‌های نارنجی» نوشته مینو کریم‌زاده، «کنسرو غول» نوشته مهدی رجبی، «خانواده آقای چرخشی» نوشته طاهره ایبد، «خانه‌ای در تاریکی» نوشته سیامک گلشیری، «پسرخاله وودورو» با ترجمه محبوبه نجف‌ خوانی، «لالایی برای دختر مرده» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی، «شاهزاده خانومی در مترو» نوشته محدثه گودرزنیا، «چشم عقاب» نوشته محسن هجری، «گِل» و «چشم‌انداز شنبه‌ها» ترجمه شهلا انتظاریان،‌ «زمستان سبز» نوشته نورا حق‌پرست، «پدر، عشق و پسر» نوشته سیدمهدی شجاعی، «هستی» نوشته فرهاد حسن‌زاده و کتاب «دستیار ماما» ترجمه نسرین وکیلی، «ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر» ترجمه پروین علی‌پور، «عروس دریایی» با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی و «دلقک» نوشته هدا حدادی، «گردان قاطرچی‌ها» نوشته داوود امیریان و «کارنامه‌ات را قایم کن» نوشته معصومه انصاریان، «سایه هیولا» نوشته عباس جهانگیریان، «کوچک اندازه فیل» ترجمه آنیتا یارمحمدی، «پشت صحنه دلم» اثر حسین تولایی و «مترسک عاشق بود» اثر بیوک ملکی برای خوانش گروهی و بررسی به مخاطبان معرفی شدند.   در جلسه بعدی این برنامه هم که چهارشنبه (20 دی 1396) با حضور محمد طلوعی، نویسنده و منتقد ادبی، در فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی برگزار می‌شود، کتاب «رئال مادرید» خوانش و بررسی خواهد شد.   علاقه‌مندان برای شرکت در این نشست می‌توانند ساعت 16 چهارشنبه (20 دی 1396) به پاسداران، خیابان زمرد، میدان قبا فرهنگسرای رسانه مراجعه کنند.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 10 Jan 2018 12:04:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256506/کتابخوانی-دسته-جمعی-نوجوانان-رئال-مادرید آیین پایانی اولین دوره‌ جشنواره‌ عروسک‌های داستانی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256521/آیین-پایانی-اولین-دوره-جشنواره-عروسک-های-داستانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی، کارگاه چگونه عروسک‌های داستانی بسازیم؟  روز سه‌شنبه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ زیر نظر مسعود ناصری (نویسنده، پژوهشگر و عروسک‌ساز)  برگزار خواهد شد.  هدف از برگزاری این کارگاه، آشنایی با مبانی ادبیات کودک و نوجوان، شیوه‌ استفاده از شخصیت‌های داستانی برای طراحی عروسک، ویژگی‌ها و استانداردهای ساخت عروسک‌های کتاب‌محور است. گذراندن این دوره راهنمای خوبی برای علاقمندان به شرکت در دوره‌ دوم جشنواره‌ عروسک‌های داستانی خواهد بود. روز پنج‌شنبه، ۲۸ دی‌ماه، نیز آیین پایانی اولین دوره‌ جشنواره‌ عروسک‌های داستانی با معرفی برگزیدگان نهایی از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در موزه‌ی عروسک و فرهنگ ایران برگزار خواهد شد. قصه‌گویی، نمایشگاه کتاب و برپایی نمایشگاه از عروسک‌هایی که در اولین دوره‌ی این جشنواره پذیرفته شده‌اند، از برنامه‌های جنبی این روز است.  علاقمندان‌ برای ثبت‌نام در کارگاه چگونه عروسک‌های داستانی بسازیم؟ و کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره تلفن‌های۰۹۳۶۰۳۴۴۶۷۲  و ۶۶۴۱۳۳۶۷ یا پست الکترونیکی bookofoq@gmail.com تماس بگیرند یا از طریق تلگرام به شماره‌ ۰۹۳۹۳۰۲۱۸۰۶ پیام بفرستند. اولین دوره‌ جشنواره‌ی عروسک‌های داستانی از سوی نشر افق (کتاب‌های فندق) و موزه‌ عروسک و فرهنگ ایران با هدف طراحی و ساخت عروسک شخصیت‌های داستانی ۲۶ و ۲۸ دی‌ماه در موزه‌ عروسک و فرهنگ ایران واقع در تهران، خیابان انقلاب، دروازه دولت، خیابان سعدی شمالی، بن‌بست فیات، شماره‌ی ۲ برگزار می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 10 Jan 2018 09:16:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256521/آیین-پایانی-اولین-دوره-جشنواره-عروسک-های-داستانی-برگزار-می-شود ​اختتامیه دومین دوره جام باشگاه‌های کتابخوانی با حضور وزیر ارشاد/ حضور فعال شهرها و روستاها http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256499/اختتامیه-دومین-دوره-جام-باشگاه-های-کتابخوانی-حضور-وزیر-ارشاد-فعال-شهرها-روستاها علی‌اصغر سیدآبادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: دومین دوره جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان، از فروردین ماه سال جاری در شهر‌ها و روستاهای مختلف آغاز به کار کرد و آیین اختتامیه آن پنج‌شنبه ۲۱ دی ماه با حضور سیدعباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی؛ معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از نویسندگان و فعالان حوزه فرهنگ و اعضا و تسهیل‌گران باشگاه‌های برگزیده و تقدیری در باغ کتاب تهران برگزار می‌شود.   دبیر جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان افزود: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم در جلسه پرسش و پاسخی که با حضور کودکان و نوجوانان برگزار می‌شود، شرکت کرده و به پرسش‌های آنها پاسخ می‌دهد. در ادامه مراسم هم دو باشگاه برگزیده، یک مربی برگزیده، یک نامۀ برگزیده، یک فیلم برگزیده و تقدیری‌ها معرفی می‌شوند.   وی ویژگی مهم این دوره جام باشگاه های کتابخوانی را اضافه شدن روستاها به جشنواره و حضور فعال شهرها و روستاها عنوان کرد و گفت: در دوره قبلی این جام 15 شهر حضور داشتند که تعداد آنها در دومین دوره به 85 شهر رسید و روستاها نیز حضور فعالی داشتند. همچنین کیفیت کار هم نسبت به دوره قبل افزایش داشته است. و این افزایش کیفیت هم در زمینه باشگاه‌ها و هم در زمینه فیلم‌های ارسالی مخصوصا در روستاها و شهرهای کوچک چشمگیر بود.   به گفته سیدآبادی، باشگاه‌های کتاب‌خوانی کودک و نوجوان قبل از هرچیز تمرینی است برای کارجمعی که محورش کتاب است. هر باشگاه کتاب‌خوانی از دست کم ۱۲ کودک یا نوجوان تشکیل شده است که با حمایت یک هماهنگ کننده بزرگسال فعالیت می‌کند. اعضا در باشگاه‌های کتاب‌خوانی تمرین می‌کنند تا کتاب‌هایشان را مبادله کنند و آنها با خریدن یک کتاب از کتابفروشی، دست‌کم ۱۲ کتاب می‌توانند بخوانند. تأکید شده است که حتما از کتاب‌فروشی کتاب بخرند.آنها درباره کتاب ها با هم گفت‌وگو کرده‌اند و پس از گفت‌وگو کتاب‌ها را داوری کرده‌اند. بعد برای نویسندگان کتاب‌ها نامه نوشته‌اند و درباره کتاب‌هایی که دوست داشته‌اند، فیلم‌های یک دقیقه‌ای ساخته‌اند.   سیدآبادی اظهار امیدواری کرد سال آینده بتوانیم جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی را در همه شهرهای ایران و بسیاری از روستاهای کشورمان برگزار کنیم و باشگاه‌های کتاب‌خوانی در همه جای ایران تشکیل شوند و همه بچه‌ها به کتاب‌های خوب دسترسی پیدا کنند. مراسم پایانی دومین دورۀ جام باشگاه‌های کتابخوانی، با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسسه خانه کتاب، باغ کتاب تهران، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تین تاک، ساعت 14 پنج‌شنبه (21 دی‌ماه 1396) در باغ کتاب تهران برگزار می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 09 Jan 2018 13:39:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256499/اختتامیه-دومین-دوره-جام-باشگاه-های-کتابخوانی-حضور-وزیر-ارشاد-فعال-شهرها-روستاها تفاوت کتاب‌های کودک در آمریکا و چین http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256389/تفاوت-کتاب-های-کودک-آمریکا-چین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ان‌پی‌آر - رادیو ملی آمریکا این سوال را مطرح کرده که چه پیام‌های پنهانی در داستان‌هایی که والدین برای کودکان خود می‌‌خوانند وجود دارد. این سوال هرچند ممکن است برای والدین یک سوال کلیشه‌ای باشد، اما موضوع و محور تحقیقات یک تیم از دانشگاه کالیفرنیا شده است. این تیم بر خصوصیات و تفاوت‌های کتاب‌های کودک در کشورهای مختلف تمرکز کرده و به بررسی آنها پرداخته‌ است. این تیم کتابی به نام «گربه‌ای که نامه‌ می‌خورد» را محور بررسی‌های خود قرار داده است. این کتاب که در کشور چین منتشر شده، ماجراهای گربه‌ای را روایت می‌کند که علاقه زیادی به خوردن نامه‌های چرک و کثیف دارد. سیسیلیا چئونگ، استاد روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا و یکی از اعضای این تیم تحقیقاتی می‌گوید: «این کتاب در کشور چین در موسسات آموزشی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد، چون به کودکان به طور غیرمستقیم یاد می‌دهد که تکالیف خود را با دقت و نظم بنویسند تا توسط گربه خورده نشود.» این استاد چینی الاصل دانشگاه کالیفرنیا اعتقاد دارد این‌گونه آموزش غیرمستقیم به کودکان، یکی از اصول و ریشه‌های فرهنگ چین است. چئونگ و همکارانش در این تحقیق تعدادی از کتاب‌های کودک در کشورهای مختلف مانند چین، آمریکا و مکزیک را بررسی کرده‌ و چند شاخص ارزیابی تحصیلی و یادگیری مشخص کرده‌‌اند. یکی از اهداف تعیین این شاخص تحصیلی، ارزیابی کتاب‌های کودک در ارتقا و رشد فکری آنهاست. نتایج بدست‌ آمده توسط این تیم تحقیقاتی، حاکی از آن است که تاثیر کتاب‌های داستانی در چین، دو برابر کشورهای آمریکا و مکزیک است. «پیرمرد دیوانه‌ای که کوه را جابجا کرد»، از قصه‌های کهن چینی دیگری است که این تیم در تحقیقات خود از آن استفاده کرده‌ است. این داستان ماجرای پیرمردی را روایت می‌کند که برای سفر از روستا به شهر جلوی خود کوهی را دیده و تصمیم می‌گیرد آن را از میان بردارد.  پیرمرد هر روز مقداری از کوه را حفر می‌کند، اما مردم روستا او را دیوانه خطاب می‌کنند. کتاب دیگری که تیم تحقیقاتی از آن استفاده کرده‌، «بطری شادی» نام دارد. این قصه که توسط ایلسا باروز نوشته شده ماجرای دخترک کوچکی را روایت می‌کند که سعی دارد اکسیر شادی ساخته و در بطری بریزد. وقتی بطری گم می‌شود دخترک افسرده می‌شود و در این زمان دوستانش به کمکش می‌آیند و در نهایت دخترک متوجه می‌شود که شادی با جادو و اکسیر ایجاد نمی‌شود، بلکه با داشتن دوستان خوب محقق می‌شود. چئونگ و همکارانش نتایج مطالعات خود را این‌گونه اعلام کرده‌اند که کودکان در چین نسبت به کشور آمریکا و مکزیک بیشتر از کتاب‌های داستانی برای بالا بردن کیفیت تحصیلی خود استفاده می‌کنند. البته برای تعیین دقیق این شاخص‌ها نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد. چئونگ می‌گوید: « فرهنگ این سه کشور دارای مشترکات بسیاری در استفاده از کتاب‌های داستانی برای کودکان است. ولی خب، تفاوت‌هایی در این تحقیق مشاهده شده است. مردم آمریکا با استفاده از فرهنگ چینی و کتاب‌هایش به کودکان خود یاد می‌دهند که برای رسیدن به موفقیت تنها تلاش کافی است و مردم چین نیز از کتاب‌های آمریکایی بالا بردن شادی و روابط اجتماعی با دیگران را می‌آموزند.» بر اساس مطالعات تیم تحقیقاتی چئونگ، وقتی قرار باشد فرهنگ‌ها از یکدیگر بهره ببرند، باید به این تفاوت‌ها نگاه ویژه داشت.  ]]> جهان‌کتاب Tue, 09 Jan 2018 11:20:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256389/تفاوت-کتاب-های-کودک-آمریکا-چین قائم مقام شهردار تهران از شهر دوستدار کودک می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256270/قائم-مقام-شهردار-تهران-شهر-دوستدار-کودک-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) داروگ نخستین نشریه نوجوانان دوستدار محیط زیست است که هفدهمین شماره از آن منتشر شده است. «قائم مقام شهردار تهران روی صندلی داغ»، «تهران شهر دوستدار کودک می‌شود؟»، «شتر شاسی‌بلند بیابان نورد» و «اسباب‌بازی‌های 2018» از جمله مطالب متنوعی است که در این شماره به چشم می‌خورد. مطالب این شماره در بخش‌های تکاپو، طبیعت‌گردی، پارک جانوران، خبر خوش، سرگرمی، زنبورانه و زمین ما آورده شده‌اند. یک پوستر تمام رنگی نیز هدیه رایگان داروگ به خوانندگانش است.   سیدرضا کروبی، مدیر انتشارات فنی ایران، در یادداشت آغازین این شماره با عنوان «چرا مشکل آلودگی هوا حل نمی شود؟» به 29 دی، روز ملی هوای پاک اشاره کرده و نوشته است: «می‌دونید از چه زمانی افتخار این نام‌گذاری نصیب روز 29 دی شده؟ از سال 1374. پس چرا بعد از 22 سال گرامی‌داشت روز هوای پاک، نفس ما بالا نمیاد؟ خدا می‌دونه در این 22 سال چند کنفرانس و کنگره و سمینار به مناسبت روز هوای پاک برگزار شده، چه تعداد کتاب و مقاله و گزارش چاپ شده، چه تعداد خبر و عکس و تفسیر در رسانه‌ها منتشر شده و چقدر هزینه بابت این کارها و البته هدیه‌ها و ناهارها پرداخت شده است؟!...»   در بخش طبیعت گردی این شماره نیز مطالبی مانند «نوک، اندام همه کاره پرندگان»، «جشنواره مجسمه‌های یخی و برفی هاربین 2018 در چین»، «مدرسه یخ‌نوردی، همین نزدیکی‌ها» و «ژئوپارک: همزیستی پایدار انسان و زمین» به چشم می‌خورد.   در بخش پارک جانوران نیز اطلاعاتی درباره شتر شاسی بلند بیابان‌نورد، قورباغه چشم‌قرمز، تنها در خانه با حشره و تقویم محیط زیستی دی‌ماه بیان می‌شود.   اسباب بازی‌های 2018، پاسخ بدهید اجازه بگیرید، حکایتی از کلیله و دمنه: خرگوش و شیر، دکارت: می‌اندیشم، پس هستم نیز عنوان‌هایی است که در بخش سرگرمی این شماره به آنها پرداخته شده است.   اگر به آشپزی علاقه دارید، در بخش زنبورانه این شماره اطلاعاتی درباره روش تهیه شیرپسته گردو بستنی بیان شده همچنین توضیحاتی درباره یک بازی ورزشی – محیط زیستی و مواظبت از گل گیاه در زمستان ارائه شده است.   «خودروهای برقی، حمل و نقل فردا»، «تغییرات پرندگان در تغییرات آب و هوایی» و «سفر به سرزمین زباله‌ها»، «تفاوت من با یک سیاره و یک ستاره چیست؟» و «چگونه مقدار زیادی انرژی تجدیدپذیر به دست آوریم؟» از دیگر مطالب این شماره از داروگ است.   هفدهمین شماره نشریه محیط‌زیستی داروگ با صاحب‌امتیازی شرکت انتشارات فنی ایران و مدیرمسئولی آرش قلمی‌فرد در قالب 65 صفحه مصور رنگی با قیمت 5000 تومان منتشر شده است.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 09 Jan 2018 07:28:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256270/قائم-مقام-شهردار-تهران-شهر-دوستدار-کودک-می-گوید ​اعلام ‌نامزدهای بخش شعر جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256480/اعلام-نامزدهای-بخش-شعر-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دبیرخانه نهمین جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان در آستانه برگزاری مراسم پایانی این دوره از جشنواره دردی‌ماه، اسامی نامزدهای این جشنواره در بخش شعر را اعلام کرد. بر اساس آراء هیئت داوران در بخش شعر خردسال کتاب‌های زیر به عنوان کاندیدای کتاب برتر این جشنواره معرفی شده است: مجموعه کتاب مثل آب‌نبات نوشته مریم هاشم‌پور از نشر افق مجموعه اسمش چیه؟ (52 شعر از شش شاعر) گروه شاعران از نشر افق لالایی‌های کودکانه سروده شکوه قاسم‌نیا از نشر بافرزندان مجموعه کی بود، کی بود؟ سروده افسانه شعبان‌نژاد از نشر لوپه تو بارون میاد جر جر سروده افسانه شعبان‌نژاد از نشر هنر آبی مجموعه‌ اسمت چیخ سروده شراره وظیفه شناس از انتشارات کانون پرورش فکری دو تا سیب شیرین سروده خاتون حسنی از نشر کانون پرورش فکری جیکان جوجو، لالایی سروده رودابه حمزه‌ای از نشر پیام مشرق من نبودم، قندون بی‌ادب بود سروده رودابه حمزه‌ای از نشر پیام مشرق من نبودم، خودش شکست سروده رودابه حمزه‌ای از نشر پیام مشرق من نبودم، ستاره بود سروده رودابه حمزه‌ای از نشر پیام مشرق مجموعه چه کاره باشی؟ سروده مهری ماهوتی از نشر به‌نشر در بخش شعر کودک نیز هیات داوران به ترتیی آثار زیر را به عنوان کاندیدا معرفی کردند: غول پرخور سروده سعیده موسوی‌زاده جزایری از نشر فنی ایران دفتر بهار از خدا پر است سروده زهرا ابراهیمی خبیر از نشر طراحان ایماژ داداش بی‌دندان سروده مهری ماهوتی از نشر  به‌نشر می‌رقصم زیر باران سروده سعیده موسوی زاده از نشر به‌نشر مشق باران سروده رابعه راد از نشر به‌نشر پروانه و موشک سروده حسین احمدی از نشر به‌نشر هدیه دریا سروده محمود پوروهاب از نشر به‌نشر فرشته‌های مجروح سروده سیداحمد میرزاده از نشر به‌نشر قصه فیل و دندونش سروده محمدحسن حسینی از نشر به‌نشر من جوجه شدم سروده مهری ماهوتی از نشر به‌نشر وقتی شنیدم آن خبر را سروده سیداحمد میرزاده از نشر به‌نشر موهای شش متری سروده ناصر کشاورز از نشر به‌نشر کی بود؟ چی بود؟ سروده افسانه شعبان‌نژاد از نشر به‌نشر باغ سبز شاپرک‌ها سروده مجید ملامحمدی از نشر به‌نشر آدم و پروانه سروده ناصر کشاورز از نشر به‌نشر یک خانه خیلی قشنگ سروده زهرا داوری از نشر به‌نشر یاس نجمه  سروده حمید هنرجو از نشر به‌نشر در بخش شعر نوجوان نیز هیات داوران کتاب‌های زیر را به عنوان کاندیدا انتخاب کرد: درخت‌ها دست‌ها بالا سروده هدا حدادی از نشر فنی ایران یک راه کوتاه تا ماه سروده شاهین رهنما از نشر پیدایش بوق سگ سروده  بیوک ملکی از نشر پیدایش مرغ همسایه غاز است سروده  سعیده موسوی زاده از نشر چرخ فلک از نوک خودکار من گل می‌چکد  سروده سیدسعید هاشمی از نشر  کانون پرورش فکری با فرفره‌ها به شادی باد بگرد سروده بابک نیک طلب از نشر کانون پرورش فکری چهارشنبه‌های بستنی سروده انسیه موسویان از نشر کانون پرورش فکری آوازهای سیب زمینی  سروده مهدی مرادی از نشر کانون پرورش فکری تلنگر باران سروده حمیدرضا شکارسری از نشر  کانون پرورش فکری هم‌نوازی نسیم و برگ  سروده رودابه حمزه‌ای از نشر کانون پرورش فکری خوش به حال من سروده فاطمه سالاروند از نشر کانون پرورش فکری با کبوترهای گنبد سروده سیداحمد میرزاده از نشر به‌نشر کبوترها و آهوها سروده سیداحمد میرزاده ار نشر به‌نشر مهمان خراسان سروده سعید بیابانکی  از نشر   به‌نشر   نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می گردد در دی ماه سال جاری با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شرکت پنتر برگزار خواهد شد.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 09 Jan 2018 07:08:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256480/اعلام-نامزدهای-بخش-شعر-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان عادت‌های نوشتن مصطفی رحماندوست/نه خیلی باسواد بودم، نه خیلی هنرمند،اما زیاد کار کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256408/عادت-های-نوشتن-مصطفی-رحماندوست-نه-خیلی-باسواد-بودم-هنرمند-اما-زیاد-کار-کردم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ملیسا معمار- گاهی خسته از کارهای روزانه و دغدغه‌های بزرگسالی به خاطرات کودکی فکر می‌کنیم؛ خاطراتی شیرین و دلنشین. گاهی هم چیزی ناخودآگاه ما را به یاد دوران کودکی می‌اندازد. این چیز می‌تواند دیدن یک فیلم، شنیدن یک موسیقی، چشیدن یک طعم، استشمام یک بوی خاص، خواندن یک شعر، مطالعه یک کتاب، دیدن یک دوست یا شنیدن نام یک شخص باشد. مصطفی رحماندوست یکی از همین‌هاست. کسی که در خاطرات کودکی بسیاری از ما مخصوصا بچه‌های دهه 60 و 70 جایگاه  دارد. هنوز هم شنیدن نام او «شعر صد دانه یاقوت» و طنین صدایش زمانی که در رادیو یا تلویزیون قصه می‌گفت را برایمان زنده می‌کند. شاعر و نویسنده‌ای که تا به حال بیش از 150اثر از او در بخش‌های مختلف شعر، داستان و ترجمه برای کودکان و نوجوانان منتشر شده و تیراژ کتاب‌هایش به بیش از 5/5میلیون نسخه رسیده است. بچه که بودم دوست داشتم یک روز هم که شده با او حرف بزنم و برایم قصه بخواند تا اینکه بالاخره عصر یک روز بارانی در شنبه (16 دیماه 1396) این اتفاق افتاد و من مهمان نویسنده‌ای شدم که نوستالژی بچگی‌هایم بود. این دیدار و گفت‌وگو برایم خیلی دلچسب بود. رحماندوست با همان صدای گرم و دلنشین به من خوش‌آمد گفت و با استکانی چای که خودش دم کرده بود در خانه‌ای زیبا که با وسایلی مرکب از سنت و مدرنیته تزئین شده بود از من پذیرایی کرد؛ صمیمی و بی‌تکلف. البته این دیدار با حضور آذر رضایی، کسی که حدود 40 سال از عمرش را در کنار مصطفی رحماندوست گذرانده، زیباتر شد. بعد از گپ و گفت و احوال‌پرسی از آقای رحماندوست خواستم از گذشته برایم بگوید، زمانی که نویسنده شده و ... این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:   چه شد که به نویسندگی روی آوردید و چه زمانی جرقه نویسنده شدن در وجود شما زده شد؟ یک دفعه چشم باز کردم دیدم نویسنده شدم. از اواخر کلاس پنجم فهمیدم می‌توانم بنویسم، خوب انشاء می‌نوشتم و آنقدر همسایه‌ها به سراغم می‌آمدند تا برایشان انشاء بنویسم که خواهرم با آنها دعوا می‌کرد. ما در همدان زندگی می‌کردیم. در آن وقت‌ها شب‌ها به حمام می‌رفتیم؛ یعنی صبح‌ها تا شب زنانه بود و شب‌ها تا اذان صبح مردانه. ما هم چون بچه‌بودیم دوست داشتیم حمام رفتن زودتر تمام شود و به خانه برگردیم و بخوابیم. اما بزرگترها نمی‌گذاشتند که زود تمام شود و به ما که بچه‌بودیم می‌گفتند بروید و به دیگران کمک کنید، پشت فلانی را کیسه بکشید، روی سر فلانی آب بریزید و از این دست کارها. یک شب که به همراه پدرم به حمام رفته بودیم داشتم پشت پیرمردی را کیسه می‌کشیدم که بسیار لاغر و رنجور بود. من خیلی تحت تاثیر فقر جسمانی او قرار گرفتم و این مساله سبب شد وقتی از حمام برگشتم دیگر نتوانم بخوابم و نشستم شعری درباره او سرودم و فردا بردم سرکلاس خواندم. معلم‌مان با اخم پرسید: «چه کسی این شعر را برایت نوشته؟» و من گفتم: «هیچکس! خودم نوشتم». در همان لحظه خودنویس‌اش را روی میز گذاشت و گفت شعری درباره این خودنویس بگو و من هم در حد توانم چیزی سرودم. بعد گفت راجع به پنجره، در و ... شعر بگو و من هم چیزهایی گفتم. بعد معلم‌مان گفت: «پس تو شاعری!» و این نخستین باری بود که به من گفتند «شاعر». گاهی در مدرسه وقتی در مشاعره شرکت می‌کردم برای اینکه کم نیاورم همان‌جا بیتی از خودم می‌ساختم و می‌گفتم. بعد از اینکه وارد دبیرستان شدم در انجمن‌ها و کلوپ‌های ادبی و هنری شرکت می‌کردم و کم‌کم شروع به نوشتن برای مجلات شهرمان کردم. در آن زمان دو مجله «نگاه میهن» و «ندای اکباتان» در شهر ما وجود داشت و من برایشان قصه می‌نوشتم. شانزده ساله بودم که نخستین قصه‌ام در مجله «ندای اکباتان» چاپ شد. البته با نام مستعار می‌نوشتم.   چرا با نام مستعار می‌نوشتید؟ دوست نداشتید کسی بداند شعرها و قصه‌ها مال شماست؟ پدرم مردی سیاسی بود و خرداد 1342 مشکلاتی برای‌اش ایجاد شده بود. به همین دلیل من با نام مستعار می‌نوشتم که نه برای آنها مشکلی ایجاد شود و نه برای خودم. چندتا نام مستعار داشتم که معروف‌ترین آنها ر.م. تیرداد بود. حتی در دانشگاه هم شعرهایی که می‌نوشتم و در جاهای مختلف چاپ می‌کردم، باز هم با نام مستعار بود. اما حس خوبی نیست کاری که زحمت کشیده‌ای و نوشته‌ای به نام خودت منتشر نشود و کسی نداند تو آن را نوشته‌ای.   برای بزرگسالان می‌نوشتید؟ بله. تا پایان دانشگاه همچنان برای بزرگترها می‌نوشتم و هنوز وارد حوزه کودک و نوجوان نشده بودم.   چه شد که حوزه بزرگسال را رها کردید و تصمیم گرفتید وارد حوزه کودک و نوجوان شوید؟ پایان دانشگاه اتفاق‌هایی افتاد که مفصل است و احساس کردم بی‌خودی دارم ادای روشنفکری درمی‌آورم و دیگران هم خیلی روشنفکرانه به کارهایم نگاه می‌کنند و نه من حرف‌های آنها را می‌فهمم و نه آنها حرف مرا. همین سبب شد تصمیم بگیرم دیگر ننویسم یا حداقل دیگر برای بزرگسالان ننویسم در آن زمان هم گهگاهی به نوجوانان فکر می‌کردم و نمایشنامه‌ای هم برای نوجوانان نوشته بودم. اواخر سال 1356 بود که به طور جدی وارد حوزه کودک و نوجوان شدم و دیگر این حوزه را رها نکردم تا الان.   با توجه به فعالیتی که در حوزه بزرگسال داشته‌اید، حتما نخستین کتاب‌تان هم در این حوزه منتشر شده است؟ به یاد دارم سال 1355 یعنی زمانی که در دانشگاه شاگرد محمدرضا  شفیعی کدکنی بودم، از من خواستند اشعارم را جمع کنم و برای چاپ به ایشان بدهم من هم این کار را کردم. بعد از سه-چهار ماه که دیدم خبری نشد از ایشان پیگیری کردم و گفتند «حتما به ناشر تحویل می‌دهم» باز هم سه- چهار ماه گذشت و خبری نشد. دوباره پیگیر شدم. ایشان گفتند بیا منزل ما تا بگردیم و شعرها را پیدا کنیم. ولی هرچه گشتیم پیدا نشد که نشد. بعدا از این اتفاق خوشحال شدم. چون سبب شد قبل از اینکه وارد حوزه کودک و نوجوان شوم، هیچ کتابی در حوزه بزرگسال از من چاپ نشود و عملا انتشار کتاب من با دوکار کودکانه با عنوان‌های «خاله خودپسند» و نمایشنامه نوجوانانه «سربداران» بود که در سال 1356 از سوی انتشارات شباهنگ منتشر شد.   استقبال از این آثار چگونه بود؟ انتشار این دو کتاب مصادف شد با انقلاب، و چون «سربداران» تم انقلابی داشت با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و تقریبا در تمام شهرها اجرا شد. «خاله خودپسند» هم خیلی خوب فروش رفت به طوری‌که تا سال 1360 حدود 200 هزار نسخه فروخت.   البته فروش آثار شما بیشتر از این هم بوده است؛ به یاددارم سال گذشته در جلسه‌ای که با هم داشتیم، اشاره کردید کتاب «اسم من علی‌اصغر است» حدود 360 هزار نسخه فروخته است. این کتاب هم در همان سال‌ها نوشتید؟ نه این کتاب را چند سال بعد نوشتم. زمانی که در جبهه راننده آمبولانس بودم. در یکی از روزها داشتم چندتا مجروح را به اهواز می‌آوردم. یکی از مجروح‌ها داشت تعزیه می‌خواند و من بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و «اسم من علی‌اصغر است» را همانجا نوشتم. نمی‌دانم اولین اثری است که با موضوع جنگ برای نوجوانان نوشته شده است یا نه ولی قطعا جزء نخستین آثار این حوزه است که بعد از جنگ هم چندین بار تجدید چاپ شد تا اینکه از کانون پرورش فکری خواستم دیگر آن را تجدید چاپ نکند.   قبلا گفته‌ بودید این کتاب یک‌سری اشکالات داشته و نیاز به اصلاح و ویرایش داشته است؛ آیا به خاطر همین مساله نمی‌خواستید «اسم من علی‌اصغر است» تجدید چاپ شود؟ نه به خاطر این مساله نبود. چندبار هم می‌خواستم آن را ویرایش کنم اما دیدم که این کتاب روایتی از حس و حال آن موقع است و نباید در آن دست برده شود. اما چون جنگ تمام شده بود به نظر من دیگر نیازی نبود این کتاب منتشر شود.   یعنی بعد از تمام شدن جنگ لازم نیست برای کودکان و نوجوانان از جنگ گفت و نوشت؟ اگر از من بپرسند الان چه باید برای بچه‌ها نوشت، می‌گویم یا باید به عنوان اتفاق تاریخی و مقاومت حماسی درمقابل یک تجاوز به جنگ پرداخت یعنی به عنوان تاریخ حماسی، یا باید جنگ را امروزی کرد و زندگی در جنگ را به آنها نشان داد. چیزی که من نوشته بودم نه زندگی در جنگ بود نه مقاومت حماسی و بیشتر یک حس و حال بود. اصولا پرداختن به زندگی در جنگ، روحیه مقاومت امروزی بچه‌ها را بالا می‌برد. تاریخ هم که تاریخ است. اما چیزی که من نوشته بودم بیشتر یک روایت بود و نه آنقدر از نظر ساختاری محکم بود که این مسائل را بیان کند و نه چیزهایی را که لازم است بچه‌ها درباره زندگی در جنگ بدانند بیان می‌کرد.   چیزی که در آن سال‌ها باعث معروف شدن شما شد، شعر «انار» بود که در کتاب‌های درسی هم استفاده شد، به نظر شما چه ویژگی در این اثر وجود داشت که اینقدر مطرح شد به طوری که با گذشت چند دهه هنوز هم ورد زبان‌هاست؟ من واقعا نمی‌دانم چرا این شعر معروف شد. اگر می‌دانستم چه ویژگی داشته که همه شعرهایم را اینطور می‌گفتم. واقعا نمی‌دانم چه چیزی در این شعر هست. یک بار در مصاحبه‌ای گفتم قومیت‌های مختلف در ایران موسیقی‌های مختلف دارند اما می‌بینیم که همه این بچه‌ها شعر «انار» را با یک آهنگ خاص می‌خوانند. نمی‌دانم واقعا برکت شعر جبهه بوده یا برکت راز آفرینش! اما خیلی از شعرهای دیگری هم درباره راز آفرینش بوده یا در جبهه سروده شده و در کتاب‌های درسی هم آمده اما این قدر مطرح نشده است. درواقع خودم این شعر را باعث مشهور شدنم، نمی‌دانم. چون همه عواملی که می‌تواند سبب معروف شدن کسی شود برای بقیه هم مهیا بوده است. هم در تلویزیون کارهایشان اجرا می‌شد هم در کتاب‌های درسی بود هم منتشر می‌شد. اما خدا لطف کرد و به من رسید. به نظرمن دو چیز موثر بود در این زمینه؛ یکی خواست خدا و دیگری تلاش و پشتکار. هنوز هم باوجود گذشت چندین سال 14ساعت در شبانه‌روز کار می‌کنم و همیشه به دوستانم هم می‌گویم «من به اندازه دو نفر در طول زندگی کار کرده‌ام پس باید به اندازه دو نفر هم محصول داشته باشم.» من نه خیلی باسواد بودم، نه خیلی هنرمند. نه رانت در زندگی‌ام بود، نه پارتی داشتم، اما خیلی کار کردم در حالی‌که خیلی هم دشمن داشتم و حرف‌های زیادی هم پشت سرم می‌زند، اما خواست خدا بود که من بمانم و کار کنم. یادم می‌آید حدود سال 1370 در کنفرانسی در شیراز شرکت کرده بودم. وقتی داشتم به سوال‌هایی که حاضران نوشته بودند، جواب می‌دادم یکی نوشته بود «شما چه موقع از روی جاده ادبیات کودک کنار می‌روید که ما رد شویم؟» من خیلی دلم از این حرف شکست و گفتم اینقدر این جاده بزرگ است که من هرچقدر هم بزرگ باشم باز هم راه برای رفتن دیگران هست. از سویی شما اگر هنرمندی باید بتوانی راه‌های جدید خلق کنی پس این کار را انجام بده و جلو برو. من هیچ‌وقت به نقدهایی که نوشته‌اند و حرف‌هایی که زده‌اند پاسخ ندادم. هیچ‌وقت نمی‌شنیدم. فقط کار می‌کردم تا موفق شوم. چه شد که مصطفی رحماندوست تبدیل به شاعری محبوب برای چندین نسل شد و همچنان کودکان و نوجوانان دهه‌های 80 و 90 هم مانند بچه‌های دهه 60 از آثار شما استقبال می‌کنند؟ بعضی از دوستان من فکر می‌کنند اگر استعداد و ذوقی دارند و چیزی می‌نویسند کافی است و بچه‌ها باید بخوانند. درحالی‌که بچه‌یک قسمتش بچه‌ است و خصوصیات روان‌شناختی او ثابت است اما نوع آن فرق می‌کند. مثلا در اینکه کودک در سنی جاندارپنداری می‌کند شکی نیست اما نوع آن فرق می‌کند، بچه‌ای ممکن است تکه چوبی را که کناری افتاده جاندار بپندارد و با آن اسب بازی کند مانند نسل ما. اما نسل امروز دیگر آن چوب را جاندار نمی‌پندارد، چیزهای دیگری را جاندار می‌پندارد و نویسنده باید با بچه‌ها مانوس باشد و با دنیای آنها آشنا باشد. وقتی چیزی را می‌نویسم حتما باید به تصویب بچه‌ها برسانم بعد آن را منتشر کنم. حتی بعد از چاپ هم بارها در جاهای مختلف برای بچه‌ها می‌خوانم و نظرات آنها را می‌شنوم. همیشه سعی می‌کنم مخاطبم را به رسمیت بشناسم و از او یاد بگیرم.   به عنوان شاعر و نویسنده‌ای که حدود چهار دهه است برای بچه‌ها می‌نویسد و می‌سراید، بسیاری از مخاطبانتان کنجکاوند بدانند که شما روزتان را چگونه می‌گذرانید؟ معمولا 10 دقیقه قبل از طلوع آفتاب بیدار می‌شوم تا نماز لب‌طلایی را بخوانم. و دیگر نمی‌خوابم. مقداری در خانه کار می‌کنم. معمولا آماده کردن صبحانه با من است(البته بجز روزهایی که جلسه صبحانه کاری داریم که معمولا یک روز در هفته پیش می‌آید.) صبحانه را غالبا مفصل درست می‌کنم، چون معمولا نهار نمی‌خورم. بعد شروع به مطالعه می‌کنم، تا حدود ساعت 10 صبح کتاب می‌خوانم و اخبار را رصد می‌کنم. سپس به کارها، جلسات و وظایفی که در بیرون از منزل دارم رسیدگی می‌کنم. عصرها سعی می‌کنم زود به منزل بیایم و تا ساعت 7 عصر خانه باشم. اگر مهمان نداشته باشیم و بازی با نوه‌ها نباشد، یکی دو ساعت استراحت می‌کنم، فیلم می‌بینم، موسیقی گوش می‌دهم.   چه موقع می‌نویسید؟ معمولا شب‌ها می‌نویسم. حدودا ساعت 9 شب به بعد شروع به نوشتن می‌کنم تا زمانی که بتوانم و کشش داشته باشم.   نوشتن‌تان آداب خاصی دارد؟ آیا از قبل سوژه‌تان را در ذهنتان می‌پرورانید؟ اگر در حال ادامه‌دادن چیزی باشم برمی‌گردم و مرور می‌کنم و سپس شروع به نوشتن می‌کنم. معمولا هنگامی رانندگی به موضوعاتی که می‌خواهم بنویسم یا شعرهایی که می‌خواهم بگویم فکر می‌کنم و یادداشت‌برداری می‌کنم و غالبا یادداشت‌های کلی از موضوعاتی دارم که می‌خواهم به آنها بپردازم در حال حاضر سبدی پر از سوژه‌های ناتمام دارم که هنوز نتوانسته‌ام به آنها بپردازم.   آیا همه تمرکزتان را روی یک اثر می‌گذارید یا ترجیح می‌دهید همزمان چند اثر را با هم پیش ببرید؟ این موضوع به عادت‌های نویسنده بستگی دارد. سعی می‌کنم همزمان چند کار را با هم پیش ببرم. به این ترتیب خلاقیت من هم افزایش پیدا می‌کند و بیشتر پیش می‌روم گاهی پیش می‌آید که زمان نوشتن کاری خسته می‌شوم و دیگر حوصله ادامه دادن آن را ندارم در این شرایط بلند می‌شوم، قدم می‌زنم، چای می‌خورم و به کار کردن روی اثر دیگری می‌پردازم به این شکل دنیای من هم عوض می‌شود.   در میان انبوه آثاری که برای کودکان و نوجوانان تولید کرده‌اید، کدام کتاب‌تان را بیشتر از همه دوست داشتید؟ اگر بخواهم واضح حرف بزنم و ژست هنرمندانه به خود نگیرم، باید بگویم هیچ‌کدامشان را. هرکدام از این کتاب‌ها از نظر من عیبی دارند اما در هر دوره‌ای یکی از کارهای من مورد توجه شدید قرار گرفته است و در آن دوره من آن کار را بیشتر دوست داشته‌ام، چون مخاطبانم آن را دوست داشتند. مثلا زمانی به هرکسی که می‌رسیدم می‌گفت «بازی با انگشتان» را خیلی دوست دارم. دوره‌ای هم می‌گفتند «شعرهای نوازش» و ... ولی همیشه فکر می‌کنم باید نقشه‌ای بکشم و اثری بدون عیب و نقص تولید کنم، اما هنوز به آنجا نرسیدم.   معمولا چه کتاب‌هایی می‌خوانید؟ کتاب‌هایی که مربوط به موضوعی باشد که در حال نوشتن آن هستم. مثلا زمانی که مشغول نوشتن کتاب «مثل‌ها و قصه‌هایشان» بودم فقط ضرب‌المثل‌ها و ریشه‌هایشان را بررسی می‌کردم و چیز دیگری نمی‌خواندم. کتاب‌های نویسندگان ایرانی را هم مطالعه می‌کنید؟ تقریبا هرچه که درباره ادبیات کودکان باشد را مطالعه می‌کنم. کار اغلب نویسندگان ایرانی که نامی دارند و کاری کرده‌اند را خوانده‌ام یا گوش کرده‌ام. البته سال‌ها بود رمان نمی‌خواندم چون نمی‌رسیدم ولی در چندسال اخیر راهی پیدا کردم تا بتوانم رمان بخوانم، از طریق کتاب گویا. در اینترنت جست‌وجو می‌کنم، ببینم چه کتابی هست که دوست دارم بخوانم و نخوانده‌ام، بعد آن را گوش می‌کنم. در حال حاضر هم اگر ماشینم را روشن کنید یکی از کتاب‌های جوی فیلدینگ با عنوان «بیگانه‌ای با من است» پخش می‌شود.   از میان آثار نویسندگان ایرانی، چه اثری برایتان جذابیت بیشتری داشته است؟ «سووشون»، هنوز هم «سووشون» سیمین دانشور را خیلی دوست دارم. حس زنانگی خوبی در آن وجود دارد. کتاب «کلیدر» را هم خوانده‌ام ولی سخت پیش می‌رفتم چون حجمش زیاد بود. احساس کردم حجمش خیلی زیاد است و می‌توان کوچکترش کرد. یک‌بار هم به اشاره به محمود دولت‌آبادی گفتم حاضرم حجم این کتاب را کم کنم و گفتم من حجم کتاب‌های اینیاتسیو سیلونه مثلا «دانه‌ زیر برف» را کم کرده‌ام و احساس می‌کنم خوب شده است. البته به محمود دولت‌آبادی به طور مستقیم نگفتم که می‌خواهم این کار را انجام دهم. ایشان هم گفتند: «بعضی‌ها به من گفته‌اند که حجمش زیاد است. اما چند نویسنده دیگر هم در جهان هستند که آثاری در این حجم نوشته‌اند.»   از بین نویسندگان خارجی، بیشتر آثار کدام نویسنده را دنبال می‌کنید؟ آثار نویسندگان زیادی را مطالعه کرده‌ام. البته تا چند سال پیش رمان‌هایی که شاهد روزگار قبل از رنسانس بود را می‌خواندم. رمان‌هایی که روزگار آن زمان را به تصویر می‌کشید را می‌خواندم. الان نه، هر رمانی را که نخوانده باشم می‌خوانم. مثلا «جوی فیلدینگ» را نمی‌شناختم. یکی از کتاب‌هایش به نام «مادرت را برای خداحافظی بوس» را خواندم. فیلدینگ در این رمان خیلی اصرار داشت بگوید من فمنیست نیستم. اما در نوشته‌اش به‌گونه‌ای بسیار زیبا و غیرمستقیم از حقوق زنان دفاع کرده بود. بعد گشتم دو کار دیگر از این نویسنده پیدا کردم و گوش کردم و برایم جالب بود.   اشاره کردید که فیلم و موسیقی هم در برنامه روزانه‌تان جای دارد، به فیلم یا موسیقی خاصی علاقه دارید؟ بیشتر موسیقی بدون کلام دوست دارم ولی فیلم دیدن و شنیدن موسیقی بیشتر برایم حکم زنگ تفریح دارد و ژانر خاصی را دنبال نمی‌کنم. زمانی خیلی فیلم مستند دوست داشتم چون واقعی بود. در حال حاضر هم فیلم‌هایی که ترفندهای سینمایی زیادی دارند را دوست ندارم چون احساس می‌کنم دروغ است و دیدن فیلم‌های رئال را ترجیح می‌دهم. چند سال پیش در مصاحبه‌ای با خبرنگاران خارجی گفتم «موسیقی صداست و بهترین صدای زندگی من صدای پاره‌کردن برگه‌هایی است که چرک‌نویس نهایی بوده و من آنچه را که می‌خواسته‌ام از آن درآورده‌ام.»   با توجه به اینکه هر روز ساعات زیادی را خارج از منزل می‌گذرانید، آیا در طول روز وقتی را هم به کتابگردی و کتاب خریدن اختصاص می‌دهید؟ بله معمولا هر شهری که می‌روم سعی می‌کنم به کتاب‌فروشی‌هایش سری بزنم هم اینکه کتاب خریدن را دوست دارم و هم اینکه می‌گویند فلانی آمد و فلان کتاب را خرید و اغلب برایشان جالب است. گاهی هم وقتی برای تدریس به دانشگاه تهران می‌روم، سعی می‌کنم سری هم به کتابفروشی‌های خیابان انقلاب بزنم و ببینم تازه چه خبر.   چند بار شما را به همراه نوه‌تان در کتابفروشی‌ها دیده‌ام. حتی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب امسال هم با نوه‌تان آمده بودید. چقدر به کتاب خریدن و قصه خواندن برای نوه‌هایتان اهمیت می‌دهید و چقدر از وقتتان را به قصه‌خواندن برایشان اختصاص می‌دهید؟ البته فقط یکی از نوه‌های من در سنی است که می‌توانم با خودم به کتابفروشی ببرم و تا به حال خیلی برایش قصه گفته‌ام. یکی دخترانم با خانواده‌اش در طبقه اول ساختمان ما زندگی می‌کنند و زیاد به ما سر می‌زنند. در واقع به نوعی آزمایشگاه من هم محسوب می‌شوند و برایشان قصه‌ها و داستان‌هایم را می‌خوانم. گاهی نوه‌ام می‌گوید «چیز تازه‌ای ننوشته‌ای تا درباره‌اش اظهارنظر کنم!» سعی می‌کنم برایش قصه بگویم چون اگر نگویم او برای من قصه می‌گوید. واقعا خانواده‌های ما در قیامت به بچه‌هایشان بدهکارند چون برای خرید فلان لباس مارک‌دار ساعت‌ها وقت می‌گذارند و هزینه می‌کنند اما برای اینکه کودک‌شان اهل فکر و اندیشه شود کاری نمی‌کنند. بچه‌ها خیلی به معنی کتاب فکر نمی‌کنند به اینکه به آنها توجه کنیم فکر می‌کنند و حس می‌کنند کتاب وسیله‌ای است که برایشان وقت می‌گذاری و به آنها توجه می‌کنی. بچه‌ها نیازمند دیده‌شدن، لمس‌شدن و مورد توجه قرار گرفتن هستند. ما در آپارتمان‌های 50 متری زندگی می‌کنیم ولی همدیگر را نمی‌بینیم و بچه‌ها حس نمی‌کنند که پدر و مادر به آنها توجه دارند.   فرزندانتان هم به مطالعه علاقه دارند؟ بله من از کودکی وقت گذاشته‌ام و آن‌‌ها را با کتاب مأنوس کرده‌ام. برایشان کتاب‌ها و داستان‌های بسیاری خوانده‌ام. دخترانم خیلی علاقه به مطالعه دارند و هر کدام در رشته خود مطلب می‌نویسند. ولی هیچ‌کدام راه من را ادامه نداده‌اند.   در بخشی از صحبت‌هایتان اشاره کردید که می‌خواهید فعالیت‌هایتان را تا سال آینده بسیار کمتر کنید، منظورتان فعالیتتان در نشر امیرکبیر و تدریس در دانشگاه است یا نوشتن؟ بله تصمیم گرفته‌ام اغلب وظایف و مسئولیت‌هایی که در خارج از منزل دارم را واگذار کنم. همان‌طور که می‌دانید من در نشر امیرکبیر فعالیت دارم و همیشه تلاش می‌کردم سالانه حدود 100 تا 150 کتاب خوب منتشر کنم اما الان به‌خاطر شرایط مختلف مانند شرایط اقتصادی دیگر این امکان مهیا نیست. همچنین سال‌های سال است که در دانشگاه تدریس می‌کنم. اما چندسالی است که احساس می‌کنم چیزی از دانشگاه در نمی‌آید، دانشجوی قوی نمی‌بینم که برود مطالعه کند، نقد کند و حرفی برای گفتن داشته باشد. در نتیجه دیگر نمی‌خواهم به این کار ادامه دهم. کتابخانه ملی کودکان و نوجوانان هم که خودم راه‌اندازی کردم و هدفم این بود که همه کتاب‌های کودک و نوجوان ایرانی را دیجیتال کنم و در این کتابخانه بگذارم تا در همه نقاط دنیا بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. در این راستا بعضی از روسای کتابخانه‌ها هم با من همکاری کردند و باعث شد این کتابخانه راه‌اندازی شود و الان حدود 17هزار عنوان کتاب دارم و دیگر نمی‌توان آن را از بین برد. احساس می‌کنم کاری که باید را انجام داده‌ام و بهتر است وقتم را صرف کار دیگری کنم می‌خواهم این سه مسئولیت بزرگ را در سال 97 رها کنم و بیشتر بنویسم و به همان سبد کارها و سوژه‌های ناتمامی که به آن اشاره کردم بپردازم.   خیلی‌ها معتقدند زندگی‌کردن با یک نویسنده سخت است. فکر می‌کنید همسرتان تا چه اندازه از زندگی‌کردن با شما راضی بوده است؟ نه راضی که نبوده ولی تحمل کرده است. من خیلی سعی می‌کنم از آن اداهای نویسنده‌ها نداشته باشم و خودم را تافته جدابافته ندانم و انتظار ندارم به‌خاطر اینکه نویسنده هستم، بنشینم و تر و خشکم کنند ولی خواه و ناخواه نویسندگی کاری نیست که خارج از خانه تمام شود و در خانه به آن نپردازیم. بهتر است در این باره نظر خودش را بپرسید.   خانم رضایی به نظر شما زندگی‌کردن با یک نویسنده سخت است؟ زندگی کردن سختی‌های خاص خودش را دارد. به‌نظر من حساسیت، درک و تفاوت نگاه به موضوعات مختلف آقای رحماندوست را با بقیه افراد متفاوت می‌کند. در نتیجه واکنش‌ها و عکس‌العمل‌هایش هم در مقابل حوادث و اتفاقات زندگی متفاوت می‌شود و این مساله هم می‌تواند مثبت باشد و هم منفی. طی سال‌های طولانی که با هم زندگی کردیم سعی کردم قسمت‌های مثبت را بزرگتر و پررنگ‌تر کنم و کمتر به بخش‌های منفی توجه کنم. زندگی کردن با یک نویسنده مانند دریا می‌ماند. دریا با یک نسیم کوچک موج برمی‌دارد. هم می‌توان به زیبایی آن توجه کرد و هم به سهمگین شدن آن فکر کرد. زندگی با یک نویسنده آسان نیست اما در عین حال دلپذیر است و شیرینی‌ها و لذت‌های خودش را دارد. هرکس یک‌جور به آن واکنش نشان می‌دهد من از آن واکنش متفاوت لذت می‌برم و سعی می‌کنم درک کنم. زمانی در زندگی بوده که در تنگناهای مالی یا روحی بوده‌ام اما بنابر بر شرایط موجود نیازهایم را تغییر داده‌ام و سعی کرده‌ام خودم را با شرایط وفق دهم. باوجد اینکه من فرزند آخر خانواده بودم و خیلی موردتوجه بودم، وقتی ازدواج کردم و به تهران آمدم کمبودهایی داشتیم اما سعی کردم پایم را به اندازه گلیمم دراز کنم.   ادبیات و نوشتن چقدر در آشنایی‌تان با آقای رحماندوست تاثیر داشت؟ آقای رحماندوست از سال 1355 تا 1357 استاد ادبیات من در دانش‌سرای تربیت معلم همدان بود. البته فامیلی دوری هم با هم داشتیم. ولی این مسئله در ازدواج ما تاثیری نداشت من دو سال شاگرد ایشان بودم و به گفته آقای رحماندوست دلیل علاقه‌مندی‌اش به من تفاوت نگاهم به ادبیات، انشاء و موضوعات مورد بحث در دانش‌سرا بود. من به ادبیات و انشاء خیلی علاقه داشتم و با علاقه پیگیری می‌کردم. ما سال 1357 ازدواج کردیم. بعد از ازدواج به ترجمه و نوشتن ادامه دادم اما بعد از بچه‌دارشدن چون مسئولیت‌های آقای رحماندوست زیاد بود توجه اصلی‌ام را روی تربیت بچه‌ها گذاشتم و از اینکه آنها توانسته‌اند در زندگی‌شان موفق باشند خوشحالم. البته آرمان‌هایم این نبود. ولی سعی کردم به کمال‌گرایی‌ام که در فطرت همه انسان‌ها وجود دارد جور دیگری پاسخ دهم.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 09 Jan 2018 05:41:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256408/عادت-های-نوشتن-مصطفی-رحماندوست-نه-خیلی-باسواد-بودم-هنرمند-اما-زیاد-کار-کردم نخستین جشنواره «داستان طنز خط‌خطی» برگزیدگانش را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256364/نخستین-جشنواره-داستان-طنز-خط-خطی-برگزیدگانش-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین اختتامیه جشنواره «داستان طنز خط‌خطی» عصر امروز دوشنبه (18 دی‌ماه 1396) با حضور برزو سریزدی، دبیر جشنواره و جمعی از نویسندگان، مترجمان و اهالی ادب و هنر در فرهنگسرای سرو برگزار شد.   در این مراسم برزو سریزدی به ارائه توضیحاتی درباره این جشنواره پرداخت و گفت: اعلام نکردن اسامی هیئت داوران در جشنواره‌ اصلا کار جالبی نیست ولی قرار نیست که همه کارهای ما جالب و خوب باشد به همین دلیل هم ما اسامی هیات داوران این دوره از جشنواره را اعلام نمی‌کنیم.   در ادامه مراسم فهیمه محمدی به عنوان نماینده هیئت داوران، بیانیه هیئت داوران را قرائت کرد. در متن این بیانیه آمده بود: سهم داستان طنز در فرهنگ مکتوب ما به نسبت کشورهای صاحب عنوان در این زمینه و نیز به نسبت طنازی مردم کشور بسیار کم است و اکثر همین اندک آثار هم به فراخور مسائل روز در مجلات و روزنامه‌ها و ... به چاپ می‌رسند که آثاری دارای تاریخ مصرف بوده و نمی‌توان از آنها به‌عنوان ادبیات ماندگار یاد کرد. با این که مقوله طنز در هر هنری من جمله سینما، شعر و ... همیشه مورد اقبال عموم مردم جامعه بوده و هست اما این که در ادبیات شاهد این کم فروغی هستیم کمی عجیب به‌نظر می‌رسد.   شاید دلیل عمده آن به بازار نحیف نشر کشور برمی‌گردد و این‌که چرخ‌های زنگ‌زده اقتصادی نشر به سختی می‌چرخد. در این وانفسا طبعی است که ناشران هم ریسک نکرده و اگر هم به سراغ طنز می‌روند، به دنبال کارهای شناخته شده باشند. در این شرایط همت و شجاعت انتشارات خط خطی در راه‌اندازی این جشنواره ستودنی است.فراخوان جشنواره در اردیبهشت ماه سال جاری به دست مخاطبان سراسر کشور رسید و نکته قابل توجه در آن، عدم محدودیت و خود سانسوری نویسنده بود تا تمام ظرفیت‌های نویسندگان کشور حتی نویسندگان گم‌نام آشکار شود.   در ابتدا انتظار داشتیم که حداکثر حدود 500 اثر به دستمان برسد و زمان‌بندی و امکانات پیش‌بینی شده هم برای همین تعداد داستان بود اما استقبال خوب نویسندگان از اولین دوره این جشنواره و ارسال 2148 داستان به دبیرخانه، هم باعث شگفتی شد و هم این که حداقل برای داوری نیاز به نیرو و زمان بیشتری داشتیم بنابراین کار داوری حدود سه ماه بیش از انتظار به طول انجامید. اگر چه تعدادی از این آثار در همان ابتدای کار حذف شدند چرا که یا لطیفه‌های آشنا بودند و یا داستانهای کپی شده. حتی بخشی از یکی از آثاری که به رتبه‌های بالا رسیده بود نوشته یکی از نویسندگان معروف خارجی بود که متاسفانه مجبور به حذف آن شدیم. در نهایت 150 اثر به دور پایانی این جشنواره راه یافته که با وسواس و دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفتند.   همچنین جشنواره در دو گروه سنی نویسندگان زیر 18 سال و بالای 18 سال برگزار شد برای گروه سنی زیر 18 سال دو نفر از نویسندگان شگفت‌زده‌مان کردند و چه بسا اگر محدودیت سنی هم نداشتیم باز هم آثار این دو نویسنده خوب مقام درخور توجهی را کسب می‌کرد.   اما در بخش نویسندگان بالای 18 سال با خود قرار گذاشتیم که اگر آثار نویسندگان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای امتیاز مشابهی کسب کردند رای را به نویسندگان غیرحرفه‌ای داده و آثار ایشان بالاتر قرار گیرند تا بیشتر تشویق شوند که خوب متاسفانه این اتفاق حداقل برای آثار برتر رخ نداد. در نهایت در بخش زیر 18 ساا سه اثر رتبه‌های اول تا سوم را کسب کرده و 9 اثر نیز به عنوان اثار برگزیده انتخاب شدند. البته کار برای انتخاب نفر اول بسیار مشکل بود که هیات داوران را مجبور به کاری غیرمعمول کرد. در بخش نویسندگان بزرگسال نیز 4 اثر رتبه‌های اول تا سوم را کسب کردند چرا که هیات داوران برای رتبه سوم به اجماع نرسیده و 2 اثر به عنوان ربته سوم انتخاب و 25 اثر نیز به‌عنوان آثار برگزیده انتخاب شدند.   در پایان از برگزار‌کنندگان نخستین دوره جشنواره داستان طنز خط‌خطی کمال تشکر را داریم که اولا شرایط و امکانات مناسبی برای داوری فراهم آوردند و مهم‌تر این که کوچکترین دخالت و توصیه‌ای در کار داوران نداشتند. هرچند که تمام تلاش ما رعایت عدالت در این جشنواره بود اما در هر کار هنری نمی‌توان سلیقه داوران را نادیده گرفت. امیدواریم در سال‌های آینده شاهد اثرگذاری مثبت این جشنواره در حوزه داستان طنز کشور باشیم.   در ادامه این آیین اسامی برگزیدگان به شرح ذیل اعلام شد: نویسندگان  زیر 18 سال  آثار برگزیده:  بادمجان بم/ آناهیتا  بذرافکن بچه به کی رفته؟ / گلناز عبدی خواهران دماغ عملی/ آیدا عامریان شهر زیبا حق همه/ میلاد عزیز آبادی یه شهر دور/ محدثه سادات حبیبی سرگذشت  پدر علم تاریخ/ فاطمه آعلی تولد یک بچه بدبخت/ پریسا سادات مناجاتی کمدی الهی/ امیر رحمانی بز بز قندی/ دنیا اسکندرزاده هیات داوران داستان‌های زیر را شایسته دریافت رتبه‌های اول و سوم و تندیس جشنواره نویسندگان زیر 18 سال دانست. به دلیل نزدیک بودن امتیازات نفر اول و دوم در این بخش دو داستان شایسته دریافت رتبه اول شناخته شدند و در رتبه دوم داستانی معرفی نشد. رتبه اول: داستان قاسم قصاب/ سارا خندان خادم رضا و داستان ویز ویز  و انار/ سارا سعیدی رتبه سوم: مشق خیس/ محمد طاها آماده   در بخش نویسندگان بالای 18 سال هیات داوران 25 اثر را به عنوان آثار برگزیده اعلام کرد: شهری با یک سانویچ بزرگ/ مجید شفیعی آفریقا/ بهروز شیدا ژاندارک در قزوین/ نیما حسن بیگی مذاکره با خر درون/ محسن رحیمی زاده به خاطر یک پشه/ اعظم رادپور انتقام گاز انبری ملوک گربه/ سحر پیر مرادی یه تیکه ابر و من و کوسه‌ها/ سحر پیر مرادی فیلم سیم نمایی/ مهدی باتقوا بالشش بالش خوبیست/ حمید زارعی در انجمن خانم های شیک/ حمید زارعی نمره انضباط/ مهدی محمدی غولی قوری/ مرضیه پژوهان فر  دم بز/ اسماعیل زرعی محکمه یک دمپایی/ سیده زینب ابراهیمان شیاده استخدام فوری/ محمد شکوهی قصه نه چندان عاشقانه من و بابات/ یگانه شیخ الاسلامی دو تا فیل یا دوستی خرطومی/ کبری بابایی لیچانی تولد یک روح فراری/ فاطمه زارع ما همه مرغیم/ علی اطهری عشق در تیمارستان/ ابراهیم عظیمی تابستان خود را چگونه گذراندم/ پوریا اسکندر زاده به روح حاکم/ سید میثم موسویان فقط برای سلطان/  سارا شجاعی شنل قرمزی/ پریسا صادقی قانون مملکت/ میثم نجفی   و در نهایت هیات داوران نخستین دوره جشنواره داستان طنز خط خطی داستان‌های زیر را شایسته دریافت رتبه‌های اول تا سوم و تندیس جشنواره دانست.   رتبه سوم به صورت مشترک به دو داستان سبیل شاه عباس/ مجید شفیعی و ناخدا املت/ بهروز شیدا؛ رتبه دوم به راه و رسم کاسبی/ مرجان ریاحی و رتبه نخست به عباس قدیر محسنی برای داستان یادداشت‌های «یک بچه نخستین باهوش نه. خیلی خیلی باهوش» تعلق گرفت.     ]]> کودک و نوجوان Mon, 08 Jan 2018 14:20:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256364/نخستین-جشنواره-داستان-طنز-خط-خطی-برگزیدگانش-شناخت طاقدیس: صدا‌وسیما از همه پتانسیل خود استفاده نمی‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256403/طاقدیس-صدا-وسیما-همه-پتانسیل-خود-استفاده-نمی-کند سوسن طاقدیس در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره وضعیت تالیف و ترجمه در حوزه کودک و نوجوان گفت: وضعیت ترجمه و تألیف در کشور ما نه به تألیف وابسته است نه به ترجمه. بلکه در مرحله اول به سیاستگذاری و در وهله بعد به بودجه تخصیص داده شده مرتبط است. و نه فقط همین بلکه کیفیت تألیف و ترجمه هم به این دو بستگی دارد. اما همین بودجه و همین سیاستگذاری‌ها هم به درستی مدیریت نمی‌شود.   این نویسنده در ادامه به ظرفیت و پتانسیل موجود در آثار تالیفی برای مطرح شدن در کشور و سطوح بین‌المللی اشاره کرد و گفت: به دلیل سیاستگذاری‌ها و دخالت «غیر» خلاقیت نویسنده و هدایت او در مسیری غیر از مسیر حوزه خلاقیت و ذوقش، تالیفات برجسته در ذهن نویسنده خفه می‌شود و ما کمتر شاهد بروز و نمود آن هستیم و همان میزان کم ‌کار خلاقه هم در این فضا مطرح نمی‌شود. سیاستگذاران و اغلب مدیران، نه درک درستی از ادبیات خلاقه دارند و نه تمایلی به درک جهانی آن. بی‌تردید ما آثاری داریم که می‌توانند جهانی شوند مثلا انتشارات شباویز تعداد زیادی از آثار نویسندگان ایرانی را در چین و چند کشور دیگر منتشر کرده است که در چین همراه با کتاب‌های درسی عرضه می‌شود.   نویسنده «سایه‌ای زیر نور ماه» در پاسخ به این سوال که «چه کسی و در کجا باید آثار نویسنده ایرانی را مطرح کند» بیان کرد: هیچ نهاد و سازمان قدرتمندی در این حوزه نداریم. البته شورای کتاب کودک تلاش‌هایی داشته و نتیجه‌های قابل توجهی هم گرفته است و تا به‌حال چندین بار تالیفات نویسندگان ما در جهان مطرح شده و گاهی تا فینال نهایی جوایزی مثل هانس کریستین اندرسن و ... بالا رفته‌اند. پس می‌توان گفت که ادبیات ما و به‌خصوص ادبیات کودک و خردسال ما ظرفیت مطرح‌شدن دارد.  به گفته طاقدیس، گاهی کتاب‌هایی منتشر می‌شود که اصلا جامعه از وجود آنها باخبر نمی‌شود چون دستگاه‌های ارتباط جمعی به‌خصوص صدا‌وسیما در این زمینه از همه پتانسیل خود استفاده نمی‌کنند. اصلا وضعیت چنان است که دیگر کسی سواد و درک تشخیص ادبیات خلاقه از غیرخلاقه را ندارد. به‌خصوص در صدا‌وسیما و بعد در بین ناشران. حتی ناشران دولتی اگر هم بخواهند کتابی را معرفی کنند یا همان کتاب‌هایی هستند که سیاست اقتضا می‌کند یا آثار خیلی ابتدایی و پیش‌پاافتاده و تکراری. ولی اینکه بچه‌ها ادبیات تالیفی را دوست ندارند، واقعیت ندارد. کتاب‌های خوبی که در پروژه 100 رمان کانون منتشر شد و کتاب‌هایی که به چندمین چاپ‌های خود رسیده است و در سه ماهه اول انتشار نایاب شده‌اند این را ثابت می‌کند.   مولف «قدم یازدهم» در ادامه به دلایل روی آوردن بچه‌ها به آثار ترجمه‌ پرداخت و گفت: این قبیل آثار اغلب متعلق به ناشران خصوصی است. ناشر خصوصی از بین کتاب‌های بی‌شماری که در دنیا منتشر می‌شود آثاری را انتخاب می‌کند که فروش بالاتری داشته‌اند. این قبیل آثار عامه‌پسند، ساده و با درنظر گرفتن سلیقه اکثریت نوشته می‌شود. بی‌آنکه بخواهد ذهن مخاطب را درگیر مسائل پیچیده‌تر زندگی کند. ناشر از بین هزاران عنوان موفق‌ترین‌ها را برای ترجمه انتخاب و منتشر می‌کند البته موفق از نظر مالی، و مواظب است همین که در بازار نایاب شد دوباره و چندباره آن را منتشر کند. به همین دلیل تیراژ کتاب به‌صورت هرمی رشد می‌کند.   خالق مجموعه «ماجراهای خاله سوسکه و آقا موشه» افزود: خود کتاب خودش را تبلیغ می‌کند ولی در عمل من این را موفقیت نمی‌دانم. این قبیل آثار مثل پفک نمکی هستند. ارزان، سهل‌الوصول، بامزه، فراوان و در دسترس. ذهن خواننده این نوع کتاب‌ها بعد از مطالعه اگر نزول نکرده باشد پیشرفتی هم نداشته است و این برای ناشر خصوصی و کلا جامعه‌ای که همه‌چیز را نسبت به سود مادی آن اندازه می‌گیرد اهمیتی ندارد.   طاقدیس برای مطرح‌شدن و دیده شدن ادبیات تالیفی پیشنهاد داد: سیاستگذاری‌ها با آگاهی‌ و با نظر افراد کاملا آگاه اتفاق بیافتد، تقلید از آثار غربی ابدا انجام نشود ولی آگاهی نسبت به علل موفقیت آنها افزایش یابد، بازنویسی آثار کلاسیک که دیگر نویسندگان شورش را درآورده‌اند و شناخت آنها، بازآفرینی آثار کلاسیک و آفریدن اثر جدید از آن و بیش از هرچیز شناخت و اهمیت‌دادن به خلاقیت ناب و خالص و مهم‌تر از همه تامین بودجه لازم برای این مساله که در اولویت قرار دارد.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 08 Jan 2018 07:10:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256403/طاقدیس-صدا-وسیما-همه-پتانسیل-خود-استفاده-نمی-کند آثار نخستین مسابقه کتاب تصویری سپیدار منتشر می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256401/آثار-نخستین-مسابقه-کتاب-تصویری-سپیدار-منتشر-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب یاران (ایبنا) به نقل از دبیرخانه دائمی جشنواره سپیدار، شورای سیاست‌گذاری انتشارات فنی ایران (کتاب‌های نردبان) خبر از تایید محتوایی و تصویری 18 عنوان از آثاری داد که آبان ماه امسال طی کارگاهی با حضور نویسندگان و تصویرگران خلق شده‌اند. در این کارگاه 20 نویسنده و 20 تصویرگر با حضور اساتیدی همچون فریدون عموزاده خلیلی، کیانوش غریب‌پور، هدا حدادی و عطیه تک تهرانی (کارشناس محیط زیست) شرکت داشتند و آثاری با محوریت محیط زیست را خلق کردند. گفتنی است با پایان این رقابت و اعلام برگزیدگان، شورای سیاست گذاری انتشارات فنی ایران تصمیم به بازخوانی دوباره آثار و چاپ کتاب‌های تاییدی گرفت. در حال حاضر این آثار مراحل ویرایش و تصویرگری را سپری می‌کنند تا در تابستان 97 وارد بازار کتاب کودک شوند.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 07 Jan 2018 09:42:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256401/آثار-نخستین-مسابقه-کتاب-تصویری-سپیدار-منتشر-می-شوند نامزدهای بخش داستان جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان اعلام شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256407/نامزدهای-بخش-داستان-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان-اعلام-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دبیرخانه نهمین جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان در آستانه برگزاری مراسم پایانی این دوره از جشنواره، اسامی نامزدهای این جشنواره در بخش داستان خردسال، کودک و نوجوان را اعلام کرد. بر اساس آراء هیئت داوران در بخش داستان خردسال کتاب‌های زیر به عنوان کاندیدای کتاب برتر این جشنواره معرفی شده است: اتل متل خرس و عسل، نوشته اسدالله شعبانی از نشر گاج احمد آقا، نوشته مهدی حجوانی از نشر افق پیشی کوچولو! حوصله‌ات سر رفته؟ (درباره پیشگیری از افسردگی)، نوشته معصومه یزدانی از نشر فنی ایران قصه‌های گوگولی برای بچه‌های گوگولی (ده جلدی)، نوشته لاله جعفری از نشر قدیانی ملچ مولوچ، نوشته کلر ژوبرت از نشر علمی و فرهنگی چکه خوشبخت، نوشته شکوه قاسم‌نیا از نشر علمی و فرهنگی سه قلب، نوشته بهاره نیک خواه آزاد از نشر علمی و فرهنگی گرگ گنده و خپله ماهی، نوشته طاهره ایبد از نشر علمی و فرهنگی ماموت پیر و خرس کوچولو، نوشته محمدرضا یوسفی از نشر علمی و فرهنگی ده پرنده‌ی زرد و سبز و آبی، نوشته سوسن طاقدیس از نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همچنین در بخش داستان کودک نیز آثار زیر به عنوان کاندیدای کتاب برتر معرفی شدند: ساندویچ‌ساز مودم اسبی باف، نوشته مهدی رجبی از نشر افق جوجه تیغی‌های پسر عمو، نوشته مجید راستی از نشر افق چه کسی آقای صورتی را می‌شناسد؟ نوشته مژگان کلهر از نشر افق سیب کچل، نوشته محمدرضا شمس از نشر پیدایش کی می‌تواند مرا بخنداند؟ (قصه‌ها و تصویرها)، نوشته شکوه قاسم‌نیا از نشر پیدایش 30 روز با پیامبر (ص) ( 12 جلدی) نوشته حسین فتاحی از نشر قدیانی مور موری و موش موشی، نوشته محمدرضا یوسفی از نشرعلمی فرهنگی از این طرف نگاه کن، نوشته علی خدایی از نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لینالونا، نوشته کلر ژوبرت از نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی در بخش داستان نوجوان نیز هیات داوران آثار زیر را به عنوان کاندیدای کتاب برتر در این جشنواره معرفی کردند: بازجویی خانواده‌ی قلندری، نوشته مصطفی خرامان از نشر افق و باز هم سفر، نوشته ناصر یوسفی از نشر افق پتش خوآرگر، مردی از تبار اژدها و حماسه سرآغاز، نوشته آرمان آرین از نشر افق درناهای عاشق، نوشته محمدرضا یوسفی از نشر پیدایش گرگ‌ها هم عاشق می‌شوند، نوشته محمدرضا یوسفی از نشر پیدایش وداع در ال مارتینو، نوشته جواد ماه‌زاده از نشر محراب قلم شب به خیر تُرنا، نوشته جمال‌الدین اکرمی از نشر کانون صندلی برای یک نفر و نصفی، نوشته محمد رمضانی از نشر کانون وقتی گنجشکی جیک جیک یاد می‌گیرد ، نوشته محمدرضا یوسفی از نشر کانون پرورش فکری راز خانه‌ی سه خواهرون، نوشته عبدالمجید نجفی از نشر  کانون پرورش فکری زمستان تمام می‌شود ، نوشته علی ناصری از نشر کانون پرورش فکری 1 فریاد آق اویلی، نوشته عبدالرحمان اونق از نشر کانون پرورش فکری شاهزاده خانومی در مترو ، نوشته محدثه گودرزنیا از نشر  کانون پرورش فکری تپش، نوشته رفیع افتخار از نشر کانون پرورش فکری زیبا صدایم کن، نوشته فرهاد حسن‌زاده از نشر کانون پرورش فکری شهری پر از مهربانی و مبارزه ، نوشته داوود امیریان از نشر موسسه فرهنگی هنری خراسان   نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می‌شود در دی ماه سال جاری با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شرکت پنتر برگزار خواهد شد.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 07 Jan 2018 07:57:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256407/نامزدهای-بخش-داستان-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان-اعلام-شدند عادت‌های نوشتن مهدی رجبی/نویسندگی یک نفرین است! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256321/عادت-های-نوشتن-مهدی-رجبی-نویسندگی-یک-نفرین خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ملیسا معمار- مهدی رجبی از نویسندگان نام‌آشنای حوزه کودک و نوجوان است که فعالیت ادبی‌اش را از سال 1380 آغاز کرد. نخستین مجموعه داستانش در حوزه بزرگسال با عنوان «فراموشان این زمستان» در سال 1383 منتشر و در همان سال کاندیدای جایزه ادبی یلدا شد. البته این تنها کار بزرگسال او نبود و کتاب دیگری با عنوان «ماهی‌های لب رودخانه» را نیز در این حوزه منتشر کرد. اما نوشتن در حوزه کودک و نوجوان را به طور جدی از سال 1386 با خلق کتاب «معمای دیوانه کله‌آبی» آغاز کرد که در سال 2009 به عنوان برگزیده کتابخانه مونیخ آلمان معرفی شد و در فهرست کلاغ سفید جای گرفت. رجبی بعد از آن داستان‌ها و رمان‌های زیادی برای بچه‌ها نوشت و توانست در سال 1393 به واسطه «کنسرو غول» بیش از پیش در این حوزه مطرح شود و توجه بسیاری از مخاطبان و اهالی ادبیات را به خود جلب کند. این کتاب نشان نقره‌ای لاک‌پشت پرنده، کتاب برگزیده کتابخانه مونیخ در سال 2015 ، جایزه کتاب برتر جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان و لوح تقدیر شورای کتاب کودک را برای او به ارمغان آورد. سپس «خواهران تاریک» را نوشت که کاندیدای جایزه کانون پرورش فکری شد. او آثار دیگری مانند مجموعه 5 جلدی «قصه‌های عجیب برای بچه‌های عجیب و غریب»، مجموعه «نامه‌های نیلی»، «کابوس اسب» و «ساندویچ‌ساز مو دم‌اسبی‌باف» کتاب برگزیده کتابخانه مونیخ در سال 2016 را در کارنامه‌اش دارد. درباره عادت‌های نوشتن و زندگی روزمره مهدی رجبی با او گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید:   باتوجه به اینکه شما دانش‌آموخته سینما و ادبیات نمایشی هستید، چه شد که به نویسندگی روی آوردید؟ من از كلاس دوم ابتدايي دلم مي‌خواست كارگردان شوم. از همان موقع با سواد كودكانه‌ام نمايشنامه‌ مي‌نوشتم و خودم هم در مدرسه‌هاي مختلف اجرا و كارگرداني‌‌شان مي‌كردم. هميشه كتاب مي‌خواندم اما آرزويم اين بود كه كارگردان معروفي شوم. به همین دلیل در دانشگاه سينما خواندم. فيلم هم ساختم، فيلمنامه‌های زيادی هم نوشتم اما هيچ چيز مثل كتاب و ادبيات راضي‌ام نكرد و نمي‌كند. و الان هم هيچ چيز مثل ادبيات كودك و نوجوان برايم دلچسب و آرامش‌بخش نيست.   به عنوان یک نویسنده، روز خود را چگونه آغاز می‌کنید و آیا عادات روزانه‌ای دارید؟ برخلاف بسیاری از نویسندگان، معمولا صبح زود بیدار نمی‌شوم و معمولا تا ساعت 10و 11 صبح می‌خوابم. اگر زود بیدار شوم احساس خستگی می‌کنم و چون کسلم عملا کار مفیدی نمی‌توان انجام دهم. همیشه سعی می‌کنم برنامه‌هایم را ساعت 11 به بعد بگذارم. صبح‌ها معمولا موسیقی گوش می‌دهم. کلا شنیدن موسیقی زمانی که از خواب بیدار می‌شوم مرا شاد و پرانرژی می‌کند.   معمولا به چه سبک موسیقی علاقه دارید؟ به همه سبک‌های موسیقی علاقه دارم، فرقی ندارد، هر موسیقی‌ای که شاد باشد و به من انرژی بدهد را گوش می‌دهم. علاقه زیادی به شنیدن موسیقی‌های غمگین و دلگیر در ساعات اولیه روز ندارم.   بعد از آن چه می‌کنید؟ برطبق عادت روزنامه‌خوانی که قبلا داشتم اخبار را در سایت‌های خبری و تلگرام دنبال می‌کنم و بعد از آن کتاب‌های مورد علاقه‌ام را می‌خوانم. بعد از ظهرها معمولا حدود ساعت 2 و 3 ناهار می‌خورم. بعد از ناهار به‌شدت حس خواب‌آلودگی دارم و سعی می‌کنم حتی اگر نیم ساعت هم شده بخوابم.   بعد از صرف نهار باز هم استراحت می‌کنید!؟ اين جوری نگاهم نكنيد... واقعا هميشه كسر خواب دارم. از استراحت کردن و خوابیدن انرژی می‌گیرم. در زمان استراحت مطالب کتاب‌هایی که خوانده‌ام و موضوعاتی را که می‌خواهم بنویسم در ذهنم آنالیز می‌کنم و بسیاری از مشکلاتی که با شخصیت‌های داستانم پیدا می‌کنم در زمان استراحت در ضمیر ناخودآگاه من تجزیه و تحلیل می‌شود. معمولا توصیه می‌کنند قبل از خواب کتاب بخوانید، چون در زمان استراحت مطالب بهتر در حافظه سپرده می‌شود. گاهی ذهن خودآگاه من جواب نمی‌دهد و در زمان استراحت شخصیت‌های رمان‌هایم به صورت سیال در ذهنم لیز می‌خورد و گاهی به کشف جدیدی می‌رسم، البته همیشه هم اینطور نیست ولی گاهی مفید است.   باتوجه به اینکه شما از جمله نویسندگان پرکار هستید و آثار زیادی نوشته‌اید، چه موقع می‌نویسید؟ ساعت 5 عصر به بعد ساعت نوشتن من است. درواقع وقتی هوا رو به تاریکی می‌رود من بیدار می‌شوم و می‌توانم به صورت مفید بنویسم. در این زمان هم می‌نویسم و هم بازخوانی و بازنویسی و اصلاح می‌کنم. البته تا یک ماه پیش، 4 ماه تمام بود که مدام می‌نوشتم و توانستم بالاخره جلد سوم رمان نوجوان «بردیا و گولاخ‌ها» را که نوشتن آن را از اسفندماه سال گذشته شروع کرده بودم، به پایان برسانم و به ناشر تحویل دهم. این کار هم مانند «کنسرو غول» طنز و بعضي جاهايش هم تاحدودی دلهره‌آور است.   آیا نوشتنتان آداب خاصی دارد؟ زمان نوشتن ابتدا چیزهایی را که یادداشت کرده‌ام وارد سیستم می‌کنم. بعد شروع به نوشتن می‌کنم. معمولا مرتب می‌نویسم چون هر رمانی که می‌خواهم بنویسم در ابتدا ساختار آن، آغاز، میانه و پایان آن برایم مشخص است و به تدریج سیر آن را پیش می‌برم. به طور متوسط روزانه هزار تا هزار و 500 کلمه می‌نویسم گاهی بیشتر هم می‌شود، ولی وقتی غربال می‌کنم به همین حد می‌رسد اگر یک یا دو روز وقفه بین کارم بیافتد، ادامه کار خیلی سخت می‌شود چون نویسنده باید جهانی را خلق کند و در آن زندگی کند، اتفاقات روزمره فضای ذهنی انسان را به هم می‌ریزد و دوباره وارد کار و فضای داستان شدن بسیار سخت است.   معمولا همه تمرکزتان را صرف نوشتن یک اثر می‌کنید یا همزمان چند کار را با هم پیش می‌برید؟ همیشه تمرکزم را روی یک اثر می‌گذارم. به ندرت پیش می‌آید کسی به صورت موازی دو یا سه کار را همزمان پیش ببرد و به کیفیت کار صدمه نزند. البته همه ایده‌هایم را یک‌جا خرج نمی‌کنم. خوراکی هم برای روز بعد می‌گذارم تا روز بعد ایده‌ای داشته باشم. هم صبح‌ها و هم شب‌ها داستانم را بازنویسی و بازخوانی می‌کنم. معمولا به نوشتن تا 11 شب ادامه می‌دهم و چون خیلی با انرژی می‌نویسم و کاملا در کار غرق می‌شوم و نوشتن، ذهنم را بسیار درگیر می‌کند تا 2 ساعت حالت گیجی عجیبی دارم و کاملا انرژی‌ام تخلیه می‌شود.   اغلب آثار شما در ژانرهای فانتزی و ترس و وحشت است، آیا پرداختن به این حوزه‌ها دلیل خاصی دارد؟ ترس و طنز دو چیز مختلفی است که آنها را خیلی دوست دارم، چون دو وضعیتی هستند که ما از آنها در زندگی لذت می‌بریم. اصولا ما ملتی غمگین هستیم و برای اینکه اشکمان درآید نیاز به بیان تراژدی خاصی نیست. واقعیت این است که در تراژدی‌نویسی هم به تکرار و كليشه رسیده‌ایم و هم مخاطب را خسته می‌كنيم. مخصوصا مخاطب کم‌حوصله کودک و نوجوان را. از سویی ما می‌خواهیم با نوشتن، بچه‌ها را به کتاب و کتابخوانی جذب کنیم و توجه آنها را از بازی‌های کامپیوتری به سوی کتاب جلب کنیم. پرداختن به طنز و ترس دو موضوعی است که می‌تواند این کار را انجام دهد. البته پرداختن به این دو به صورت همزمان کار سختی است ولی سعی کرده‌ام در برخی آثارم مانند «کنسرو غول» و «بردیا و گولاخ‌ها» این کار را انجام دهم.   با توجه به اینکه آثار شما برای کودک و نوجوان جذابیت زیادی دارد و مخاطبان به شما علاقه دارند، چطور شد که مهدی رجبی، محبوب بچه‌ها شد؟ شانس. البته صرف نظر از تلاش‌ها و کوشش‌های مداوم به‌نظرم شانس در این مساله تاثیر بسیار زیادی داشت. کما اینکه خیلی‌ها ممکن است از من بهتر باشند و به‌خاطر سختی‌ها و گرفتاری‌هایشان نتوانسته‌اند به موفقیتی که می‌خواهند برسند. زندگی همیشه عادلانه نیست. من سینما خوانده‌ام و فیلمنامه‌نویس و فیلم‌ساز هم بوده‌ام اما آنچه که برایم جذاب‌تر و راضی‌کننده‌تر بود و مرا بسیار خوشحال می‌کرد نوشتن برای کودکان و نوجوانان بود.   بسیاری از افراد معتقدند زندگی کردن با نویسندگان و هنرمندان بسیار سخت است، نظر شما چیست؟ موافقم. اصولا زندگی‌کردن با نویسندگان و هنرمندان بسیار سخت است و صبوری می‌خواهد. تا وقتی که می‌خواهند کتاب بخوانند کسی نباید مزاحمشان شود وقتی هم که می‌خواهند بنویسند کسی نباید تمرکزشان را بهم بزند. وقت مفیدشان صرف کتاب خواندن و نوشتن می‌شود و ممکن است کمتر فرصت هم‌صحبتی با اعضای خانواده را داشته باشند. وضعیت درآمدشان هم که مشخص است. با اندک درآمد نویسندگی زندگی به‌سختی می‌گذرد و بسیار دشوار است و باید قدرت تحمل زیادی داشته باشی.   اینکه نویسندگی تنها شغل و منبع درآمد یک فرد باشد چه مزایا و معایبی دارد و تا چه اندازه در جامعه ما امکان‌پذیر است؟ باتوجه به اینکه من از نویسندگانی هستم که تنها منبع درآمدشان از راه نویسندگی است باید بگویم که تاثیر بسیار خوبی روی کیفیت کتاب دارد زیرا فرد تنها بر این حرفه متمرکز است و فقط می‌خواند و می‌نویسد و استانداردهای کار را می‌شناسد و رعایت می‌کند. اما مشکل این است که با اندک درآمد نویسندگی زندگی کردن بسیار دشوار است و اغلب افراد نمی‌توانند این وضعیت را تحمل کنند. به‌هرحال انجام کارهای اولیه زندگی مانند مهمانی رفتن، لباس نو خریدن، سفر رفتن و خیلی چیزهای دیگر امکان‌پذیر نیست. من بسیار ‌جان‌سخت بودم که تحمل کردم. درواقع نخواستم کارم را بفروشم. سعی کردم در هر شرایطی که شده کیفیت کارم را حفظ کنم حتی اگر درآمد کمی دارم، تحمل کنم و کارهایی بنویسم که بتوانم از آنها دفاع کنم. اما به‌طور کلی زندگی کردن در این شرایط بسیار سخت است و آن را به کسی توصیه نمی‌کنم. نمی‌دانم تا کی می‌توانم به این وضعیت ادامه دهم. نویسندگی یک نفرین است. زیرا علی رغم سختی‌هایی که یک نویسنده می‌کشد، آنگونه که باید اعتبار و منزلت اجتماعی هم ندارد. در حالی که متاسفانه در جامعه ما بازیگران درجه 6 سینما یا یک مجری کم‌تجربه و کم‌سواد تلویزیونی ارج و قرب بیشتری از یک نویسنده دارند.   بقیه وقتتان را چگونه می‌گذرانید؟ ساعت 10 تا 11 شام می‌خورم. سپس فیلم می‌بینم و کتاب می‌خوانم که معمولا تا ساعت دو و سه بامداد طول می‌کشد.   بسیاری از نویسندگان ساعاتی از وقتشان را صرف تماشای فیلم می‌کنند؛ به نظر شما تماشای فیلم تا چه اندازه برای نویسندگان سودمند است؟ فیلم دیدن می‌تواند به نویسنده ایده بدهد. اما بسیاری از نویسندگان عینا همان صحنه فیلمی را که دیده‌اند، می‌نویسند و هیچ خلاقیتی به خرج نمی‌دهند و کپی کاری می‌کنند در حالی‌که نویسنده‌ای که فیلم می‌بیند و به همین اندازه هم باید قدرت استنتاج و تفسیر داشته باشد و از خلاقیتش استفاده کند در راستای تقويت روايت و فضا و شخصيت‌پردازی.   دیدن چه فیلم‌هایی برایتان جذابیت دارد؟ وقتی مشغول نوشتن داستانی هستم در همان راستا هم فیلم می‌بینم. مثلا اگر داستانم فضای اجتماعی داشته باشد، بیشتر فیلم‌های اجتماعی و فیلم‌هایی می‌بینم که بتواند مرا در آن فضا نگه‌دارد. اما کلا فیلم‌های «کنستانتین»، «ارباب حلقه‌ها» و «بازداشتگاه شماره 17» را دوست داشتم و دوباره هم ديدم‌شان.   کتاب‌ مورد علاقه‌تان چیست؟ کتاب «سلاخ‌خانه شماره 5» اثر کورت ونه گات جونیور را دوست دارم. البته به آثار هاروکی موراکامی، کازئو ایشی‌گورو و جومپا لاهیری هم علاقه دارم.   آثار نویسندگان ایرانی را هم مطالعه می‌کنید؟ 90 درصد کتاب‌هایی که می‌خوانم خارجی و بیشتر در حوزه رمان نوجوان است. اما به آثار هوشنگ گلشیری، غلامحسین ساعدی و ابوتراب خسروی مانند «اسفار کاتبان» نیز علاقه دارم. معمولا از نویسندگان معاصر ایرانی زیاد کتاب نمی‌خوانم چون خیلی برایم جذاب نیست اما «نگهبان» اثر پیمان اسماعیلی و «خانه کوچک ما» اثر داریوش احمدی را قصد دارم به زودی بخوانم.   مترجم کتاب چقدر برایتان‌ اهمیت دارد؟ مترجم کتاب هم خیلی برایم مهم است. معمولا آثار عبدالله کوثری را می‌خوانم. به‌نظرم او یک مترجم درجه یک است. وقتی کتابی را ترجمه می‌کند فکر می‌کنم در حال مطالعه متن اورجینال فارسی هستم. البته ترجمه‌های محبوبه نجف‌خانی و کیوان عبیدی آشتیانی در حوزه نوجوان و ترجمه‌های مهدی غبرایی، امیرمهدی حقیقت و گیتا گرکانی در حوزه بزرگسال را نیز دوست دارم.   اگر لابه‌لای کارهایتان وقت آزادی پیدا کنید، ترجیح می‌دهید چه کاری انجام دهید؟  ترجیح می‌دهم ورزش كنم و گاهی هم حوالی خیابان انقلاب قدم بزنم. دوست دارم آدم‌ها را ببینم همانطوری که هستند. دیدن فیزیک آدم‌ها خیلی برایم مهم است و به من حس زندگی و ایده برای نوشتن می‌دهد. نمی‌شود در کنج انزوا نشست و هیچ‌کس را ندید و داستان نوشت، باید با آدم‌ها معاشرت داشت.   هنگام قدم زدن در خیابان انقلاب برای خرید کتاب به کتابفروشی‌ها هم می‌روید؟ بله کتابگردی هم می‌کنم. کتاب خریدن را دوست دارم. اما کسی که کارش فقط نویسندگی است درآمد زیادی برای خریدن کتاب ندارد. هم هزینه خرید آن زیاد است و هم نگهداری آن سخت است. چراکه فضای خانه‌ها آنقدر کوچک است که نمی‌توان حجم زیادی کتاب در خانه نگهداری کرد. گاهی کتاب هدیه می‌گیرم و گاهی اگر کتابی را دوست داشته باشم بخوانم از دیگران امانت می‌گیرم. البته آثار بعضی از نویسندگان مورد علاقه‌ام مانند موراکامی را حتما می‌خرم و در خانه نگهداری می‌کنم.   آخرین کتابی که خریدید چه بود؟ «مبانی ویرایش» نوشته محمد حسینی و «فرمین؛ موش کتابخوان» نوشته سم سوج که طرح روی جلدش خیلی برایم جذاب بود.   الان در حال مطالعه چه کتابی هستید؟ در حال حاضر مشغول خواندن کتاب «باهوش» نوشته کیم اسلیتر با ترجمه مژگان کلهر هستم. به نظرم کتاب خوبی است و شخصیت‌پردازی‌های جالبی دارد.      ]]> کودک و نوجوان Sun, 07 Jan 2018 06:19:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256321/عادت-های-نوشتن-مهدی-رجبی-نویسندگی-یک-نفرین نویدی‌مهر:در آثار ایرانی بیشتر نوستالژی و شیفتگی نویسندگان دیده می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256154/نویدی-مهر-آثار-ایرانی-بیشتر-نوستالژی-شیفتگی-نویسندگان-دیده-می-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ملیسا معمار- موفقیت کودکان و نوجوانان در همه مراحل زندگی، خواسته‌ همه والدین است. در این میان ادبیات کودک و نوجوان نقش بسزایی در این مساله و پرورش رشد و استعداد بچه‌ها دارد و بی‌توجهی به کیفیت مطالب منتشر شده از سوی نویسندگان و ناشران و رواج کتاب‌های زرد و بازاری می‌تواند بسیار مخرب باشد. برای تحلیل و ارزیابی دقیق و علمی وضعیت تألیف و ترجمه در حوزه ادبیات کودک و نوجوان به سراغ حمیدرضا نویدی‌مهر،مولف، پژوهشگر و مدیرگروه ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) مشهد، رفته‌ایم. نویدی‌مهر دارای 21 اثر تالیفی و مولف آثاری مانند مجموعه 14 جلدی «داستان‌های شاهنامه فردوسی»، «اساطیر ایران در شعر نو فارسی»، «نوبت عاشقی» و «راهنمای ویرایش و درست‌نویسی» است. این پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان معتقد است ما در بخش تولیدات ادبی ویژه گروه سنی نوجوان دچار ضعف‌های اساسی هستیم و به تولیدات ممتاز و برجسته‌ای دست نیافته‌ایم. در ادامه گفت‌وگوی ما را با این مولف می‌خوانید.   به عنوان استاد دانشگاه و کسی که سال‌ها در حوزه آکادمیک ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کرده است، وضعیت تالیف و ترجمه را در حوزه کودک و نوجوان چگونه ارزیابی می‌کنید؟ برای تحلیل و ارزیابی دقیق وضعیت تألیف و ترجمه در حوزه ادبیات کودک و نوجوان باید حوزه کودک را از نوجوان جدا کرد و به هر یک نگاهی مستقل داشت؛ در حوزه کودک عمدتا با جریانی مواجه هستیم که در آن تالیف بر ترجمه غلبه نسبی دارد و بیشتر آثار موجود توسط نویسندگان و شاعران داخلی عرضه شده است. تاحدودی می‌توان گفت آفرینندگان آثار ادبی کودکان توانسته‌اند گام‌های موثری در زمینه تولیدات ادبی بردارند و پاسخگوی نیازهای عاطفی، فکری و فرهنگی مخاطبان خود باشند. ناشران مطرح کشور نیز در تولید آثار برای این گروه سنی سابقه و کارنامه‌ای نسبتاً قابل دفاع دارند؛ هرچند ورود انبوه ناشران غیرحرفه‌ای با نگرش‌های غیرفرهنگی و معطوف به بازار فروش کتاب، آسیب‌هایی را در این عرصه پدیدآورده است. اما در بخش تولیدات ادبی ویژه گروه سنی نوجوان دچار ضعف‌های اساسی هستیم و به تولیدات ممتاز و برجسته‌ای دست نیافته‌ایم؛ از این رو، ترجمه بر تالیف سبقت گرفته است و همچنان نیز روند آن رو به افزایش است. در یک نگاه کلی، حجم تعداد آثار ترجمه در مقایسه با تالیف در بازار کتاب کودک و نوجوان بیشتر است و این سبب بروز مشکلاتی شده و در سال‌های اخیر توجه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان را به خود جلب و آنان را وادار به اتخاذ تصمیم‌هایی برای خروج از این بحران کرده است.  اتفاقا همین را می‌خواستم بپرسم، در سال‌های اخیر با رشد تولیدات در حوزه کودک و نوجوان مواجه بوده‌ایم، اما چیزی که به نظر می‌رسد این است که این رشد بیشتر شامل کتاب‌های خارجی و ترجمه‌ای بوده است. چرا این اتفاق افتاده است؟   رشد تولیدات ادبیات کودکان و نوجوانان از دو جنبه قابل بررسی است. نخست از حیث تعداد عنوان آثار و دوم از نظر تعداد نسخه‌ها (شمارگان) آثار منتشر شده. اطلاعات دقیق در این باره را باید از بانک‌های اطلاعاتی خانه کتاب ایران به دست آورد. چنانچه اظهار نظرهای مدیران خانه کتاب ایران را در این باره ملاک نظر قرار دهیم، به نظر می‌رسد در خوشبینانه‌ترین حالت، نوعی برابری و موازنه در این رابطه وجود دارد؛ اگرچه باور من این است که این کفه به سمت آثار ترجمه سنگینی می‌کند. اخیرا از قول دبیر علمی نهمین جشنواره انتخاب کتاب برتر کودک و نوجوان خبری منتشر شد مبنی بر اینکه آثار ترجمه از دایره داوری و انتخاب کتاب‌های برتر کنار گذاشته شده است. این مطلب می‌رساند که هجوم آثار ترجمه به دنیای کتاب کودک و نوجوان روند افزایشی به خود گرفته است و باید چاره‌ای برای آن اندیشید. من البته با حذف آثار ترجمه از روند داوری و انتخاب آثار موافق نیستم و اتفاقا آن را لازم می‌دانم. با احترام به اظهار نظر مسئولان جشنواره انتخاب کتاب برتر، به نظر می‌رسد این تصمیم به نوعی پاک کردن صورت مساله است. باید با برنامه‏‌ریزی‏‌ها و سیاست‏گذاری‏‌های مناسب، جهت‌دهی مناسب داشت. چاپ آثار ترجمه در همه جای دنیا به عنوان یک داد و ستد فرهنگی مطرح است. در دنیای امروز، ضرورت ارتباط انديشه‌ها و فرهنگ‌‏ها، ‌نياز به يادگيري و آگاهي و ساير نيازهاي بشر به همديگر پديده ترجمه را به ضرورتی انکارناپذیر مبدل کرده است. اما این روند ترجمه باید با مدیریت و نظارت دقیق مراکز سیاست‌گذار و تصمیم‌گیرنده همراه باشد و رقابت نابرابر را در تولید آثار پدید نیاورد.   بهترین راه برای افزایش کیفیت تالیف آثار کودکان و نوجوانان چیست؟ بهتر است مولفان به تقلید آثار غربی که جواب پس داده‌اند و طرفداران خود را دارند بپردازند یا می‌توان از بازنویسی آثار کلاسیک خودمان هم آثار مناسبی را تولید کرد؟ بهترین راه برای ایجاد فضای رقابت مثبت میان آثار تألیفی با آثار ترجمه این است که نویسندگان و شاعران و هنرمندان ما به تولید آثار این حوزه نگاه کاملا حرفه‌ای داشته باشند و مطالعه شده به سمت آن بروند. روی سخن من در این باره چهره‌های برجسته و طراز اول کشور نیست زیرا این گروه اکنون از بینش حرفه‌ای لازم برای تولیدات ادبی و هنری برای گروه‌های سنی کودک و نوجوان برخوردارند. اشاره‌ام متوجه طیفی از پدیدآورندگان آثار کودک و نوجوان است که نگاهی ساده‌انگارانه به موضوع دارند و ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های روحی و روانی و فرهنگی و تربیتی کودکان و نوجوانان را درک نکرده‌اند و اصولا خود را موظف به شناخت علمی و آگاهانه آن نمی‌دانند. مشکل بسیاری از آثار تولیدی نویسندگان ما به ویژه برای گروه سنی نوجوان این است که خالقان آثار دنیای مخاطب خود را دقیقا نمی‌شناسند و بر اساس نوع علاقه خود می‌نویسند نه نیاز مخاطبان. در نتیجه، آثار منتشر شده با دنیای نوجوان هیچ‏گونه تناسب و هماهنگی ندارد و طبیعی است که استقبالی از سوی جامعه مخاطب از آن صورت نمی‌گیرد و در روند توزیع و فروش دچار اختلال می‌شود. این جاست که مترجمان میدان را به دست می‌گیرند و این جریان فرهنگی را هدایت می‌کنند.   تصویرسازی کتاب‌های کودکان ما در سطح دنیا طرفداران زیادی پیدا کرده و جوایز فراوانی را هم گرفته است، اما هنوز آثار داستانی به این جایگاه نرسیده‌اند. چشم‌انداز آینده این داستان‌ها را در چه می‌بینید؟ برای رسیدن به جایگاهی شایسته در عرصه بین‌الملل راه‌های نرفته زیادی پیش رو داریم. واقعیت از این حکایت دارد که ما در این عرصه هنوز کار خاصی انجام نداده‌ایم و نتوانسته‌ایم از ظرفیت‌های موجود خوب استفاده کنیم. بخشی از این موضوع به نپیوستن ایران به قانون جهانی کپی‌رایت مربوط است که سبب بروز مشکلاتی در ابعاد فراملی برای نویسندگان و ناشران داخلی می‌شود. به عقیده من نخبگان ما در حوزه تولیدات ادبی گروه‌های سنی به ویژه کودک، توان و استعداد مطرح شدن در سطوح بین‌المللی را دارند. البته این نکته را نباید از یاد ببریم که مقوله‌ای به نام ادبیات کودک و نوجوان در تعریف نوین و جهانی آن در ایران سابقه طولانی ندارد و هنوز به مرحله بلوغ کامل خود نرسیده است. در این میان، نباید از کوشش هنرمندان و تصویرگران کتاب کودک و نوجوان ایران که توانسته‌اند جوایز بین‌المللی متعددی را از جشنواره‌های تصویرگری سراسر جهان کسب کنند به آسانی عبور کرد. در عین حال باید به این موضوع اندیشید که چرا آثار تولیدی ادبی ما نتوانسته است موازی با جریان تصویرگری در ابعاد بین‌المللی پیش برود و حایز رتبه‌های جهانی شود؟ من فکر می‌کنم ما هنوز نتوانسته‌ایم نیازهای روز کودک و نوجوان را در افقی گسترده‌تر از جغرافیای سرزمینی خود درک کنیم و با تولیدات ادبی و تولید محتوای مناسب ـاعم از آموزشی، علمی، فرهنگی و غیره ـ به آن پاسخ بگوییم.   با توجه به آثار فراوانی که در این حوزه منتشر شده است، در ادبیات کودک تالیفی ما چقدر پتانسیل و ظرفیت مطرح شدن در سطح بین‌المللی وجود دارد؟ به باور من، پدیدآورندگان شناخته شده کشور ما اکنون در شرایطی هستند که بتوانند در سطح بین‌المللی مطرح شوند. البته تعداد آنان در حد و اندازه کشوری با قدمت و سابقه فرهنگی چندهزارساله نیست. که یک دلیل آن جوان بودن این گونه ادبی در ایران در مفهوم نوین آن است. با این همه، تولیدات ادبی ما در عرصه کودک و نوجوان این قابلیت را دارد که به زبان‌های دیگر ترجمه شود و به جشنواره‌های معتبر جهانی راه یابد و حایز رتبه شود. مشکل عضویت نداشتن ایران در معاهده جهانی صیانت از حق مولف(کپی رایت) مانع بزرگی در این راستاست که امیدوارم مسئولان برای حل آن چاره‌ای بیاندیشند.   در این شرایط برای رسیدن به جایگاهی که آثار تالیفی ما درسطح جهان شناخته شوند، چه باید بکنیم؟  برای اینکه بتوانیم در میدان تولیدات ادبی کودک و نوجوان در سطح جهان موفق باشیم و گام‌های بلندی برداریم، باید تعداد نویسندگان و پدیدآورندگان حرفه‌ای این حوزه از آنچه امروز داریم بیشتر باشد. تأکید من بر روی نویسندگان حرفه‌ای است نه کسانی که بدون آگاهی و شناخت و از سر ساده‌انگاری وارد دنیای پررمز و راز ادبیات کودک و نوجوان می‌‏شوند و قدمی که برنمی‌دارند هیچ، آسیب‌های جبران ناپذیری به آن وارد می کنند. موضوع البته به همین جا ختم نمی‌شود. نویسندگان حرفه‌ای ما باید زبان مفاهمه با کودکان و نوجوانان را در دنیای بدون مرز و جهان شبکه‌ای امروز به درستی درک کنند. مهمتر از آن، نیازهای کودکان و نوجوانان را با  توجه با تحولات گسترده دنیای مدرن و رسانه محور کنونی به درستی باید بشناسند و به آن پاسخ گویند. متاسفانه امروزه در تولیدات ادبی به ویژه رمان نوجوان، بیشتر نوستالژی و شیفتگی نویسندگان دیده می‌شود تا نیازهای روز نوجوان. نویسندگان ما نباید دنیای کودک و نوجوان را صرفا از زاویه نگاه خود ببینند، بلکه باید کودک و نوجوان را از پشت عینک خود آنان ببینند و دنیایشان را همان‌طور ترسیم کنند. باید مولفه‌های روحی و روانی و نیازهای روان شناختی این گروه سنی را به درستی بشناسند و سپس با نگاه زیبایی‌شناسی خود به تامین نیازهای فکری و فرهنگی آنان همت گمارند. اگر این شناخت و آگاهی در سطح کودکان سایر ملل اتفاق بیافتد، آن وقت این گونه ادبی در سطح جهان شناخته خواهد شد.   باتوجه به اینکه شما تحصیلات آکادمیک در این حوزه دارید و دانشجویان زیادی را پرورش می‌دهید، نقش محافل آکادمیک و علمی در ادبیات کودک و نوجوان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در کشور ما تا چه اندازه به آموزش‌های آکادمیک در این حوزه توجه می‌شود؟ محافل دانشگاهی و مراکز تخصصی مطالعات کودک می‌توانند به سامان‌دهی وضعیت چاپ آثار حوزه کودک و نوجوان کمک بسیاری کنند. خوشبختانه نزدیک به یک دهه است که گرایش «ادبیات کودک و نوجوان» در مقطع کارشناسی ارشد راه اندازی شده است و دانشجویان و دانش آموختگانی را دارد. دانشگاه‌های شیراز، شهید بهشتی تهران، امام رضا (ع) مشهد، هرمزگان و گیلان از جمله  دانشگاه‌هایی هستند که اکنون این گرایش در آنها فعال است و تحقیقات ثمربخشی را در زمینه مطالعات کودک انجام می‌دهند. در مجموع دانشگاه‌ها می‌توانند با انجام پژوهش‌های بنیادین و آسیب‌شناسی علمی تولیدات حوزه کودک و نوجوان نقش بارزی در سامان‌دهی تولیدات ادبی این حوزه ایفا کنند. لازم است مراکزی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان، شورای کتاب کودک، انجمن ناشران کتاب کودک و دیگر مراکز مرتبط، ارتباط نزدیک و موثری با این مراکز دانشگاهی داشته باشند تا در پرتو آن، نتایج خوبی عاید شود. مدرسان و دانشجویان گرایش مذکور این قابلیت و ظرفیت را دارند تا به عنوان بازوی فکری مراکز مرتبط با تولیدات ادبی کودک و نوجوان، پژوهش‌های علمی گسترده‌ای را انجام دهند و در مسیر تولید نظریه‌های ادبی ادبیات کودک گام‌های موثر و روشنی بخشی را بردارند و نتایج تحقیقات خود را در اختیار مراکز تولید محتوا و سازمان‌های سیاستگذار قرار دهند.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 06 Jan 2018 06:42:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256154/نویدی-مهر-آثار-ایرانی-بیشتر-نوستالژی-شیفتگی-نویسندگان-دیده-می-شود انتشار ترانه‌های نوازش رحماندوست برای ششمین بار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256314/انتشار-ترانه-های-نوازش-رحماندوست-ششمین-بار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «ترانه‌های نوازش» که برای خردسالان 3 تا 6 سال است، شعرهایی آهنگین است که برای ششمین بار وارد بازار کتاب کودک شده است. اشعار این کتاب ریتمیک و آهنگین است و می‌تواند در قالب لالایی نیز مورد استفاده قرار گیرد یا مربیان و والدین همراه با بازی این آثار را برای خردسالان بخوانند. حمام کردن، بازی، اتل متل، دندان درد، مو، نانوایی و... موضوع‌هایی است که در این کتاب به آن‌ها پرداخته شده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «السون و ولسون/ زمستونه، زمستون/ سرده هوا دوباره/ برف تیک و تیک می‌باره/ السون و ولسون/ سرما و برف و بارون/ شب تاریکه،سیاهه/ باباش هنوز تو راهه...» این کتاب در قطع رحلی کوتاه و با قیمت 5هزار و 700 تومان قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان است. بر اساس خبر روابط عمومی و امور ‌بین‌الملل کانون، کتاب «ترانه‌های نوازش» در سال 1385 برای نخستین‌بار منتشر شد و اکنون شمارگان آن به 45هزار نسخه رسیده است. ]]> کودک و نوجوان Wed, 03 Jan 2018 13:08:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256314/انتشار-ترانه-های-نوازش-رحماندوست-ششمین-بار پوستر‌ برگزیده جشنواره کتاب برتر رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256296/پوستر-برگزیده-جشنواره-کتاب-برتر-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی از پوستر‌های برگزیده نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان با حضور جمعی از اصحاب نشر، نویسندگان و هنرمندان، عصر روز سه‌شنبه 13 دی ماه برگزار شد. نادر قدیانی رئیس هیئت مدیره انجمن فرهنگی ناشران کودک در این مراسم با اشاره به سابقه 27 ساله این انجمن عنوان کرد: جشنواره کتاب برتر از ثمرات این انجمن است که به صورت دوسالانه و با رویکرد ناشر محور در دست برگزاری است و به باور ما برای آینده نشر کتاب کودک و نوجوان اتفاقی قابل توجه خواهد بود. وی ابراز امیدواری کرد: اتفاقات این دوره از جشنواره از جمله مسابقه طراحی پوستر و تندیس بتواند حرکت رو به جلوی این رویداد را نیز تقویت کند. کاظم طلایی رئیس هیئت داوران مسابقه طراحی پوستر نیز در ادامه مراسم در سخنانی عنوان کرد: یکی از مولفه‌های یک پوستر موفق این است که مخاطب خود را پای خود نگاه دارد، به خواندن وا دارد و در ادامه به فکر کردن بکشاند. ما نیز در این جشنواره تلاش کردیم تا چنین اتفاقی برای جشنواره و مخاطبان آن روی دهد. طلایی افزود: در فراخوان ما از هنرمندان خواسته شد که المان‌های متعددی را مد نظر داشته باشند هرچند که درک می‌کنیم که نمی‌شد همه آنها را در قالب یک پسوتر گردآوری کرد. توقع ما این بود که پوستر برگزیده ما حداقل یک حرف را درست و خوب زده باشد و این کار را نیز خلاقانه صورت داده باشد. وی افزود: پس از اعلام فراخوان طی دو ماه، 90 اثر به دست ما رسید و از میان آنها در نهایت با رای هیات داوران ما 15 اثر انتخاب شد و در نهایت نیز دو کار به عنوان برگزیده و سایر آثار نیز در قالب کتابچه‌ای منتشر و در دسترس عموم قرار گرفته‌ است. خوشحالیم که این اتفاق در سال نخست از برگزاری خود توانست محل رجوع بخش قابل توجهی از نیروهای جوان و نیز حرفه‌ای باشد و آنها را به کار و تامل وادارد. در پایان این مراسم از پوستر آذر تیموری به عنوان اثر رتبه اول و پوستر علی خدایی به عنوان اثر رتبه دوم رونمایی و با اهدای هدایایی از آنها تجلیل شد. نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می‌شود در دی ماه سال جاری با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شرکت پنتر برگزار خواهد شد.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 03 Jan 2018 07:38:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256296/پوستر-برگزیده-جشنواره-کتاب-برتر-رونمایی برترین قصه‌گوهای «نوجوان» ایران شناخته شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256293/برترین-قصه-گوهای-نوجوان-ایران-شناخته-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، هیات داوران بخش «نوجوان» اسامی آثار برگزیده و قابل تقدیر بیستمین جشنواره‌ قصه‌گویی را اعلام کرد. بر این اساس، سیدعلی کاشفی‌خوانساری، علی خانجانی و مژگان خلیل‌پور پس از بررسی 48 اثر راه یافته به مرحله منطقه‌ای این جشنواره، 10 اثر را به عنوان برگزیده معرفی کردند و سه اثر را شایسته‌ی تقدیر دانستند. بر همین اساس، «ماهانا آقاداوودی» با قصه «هرچی خدا بخواد همون می‌شه» از اصفهان، «عسل اعظمی» با قصه «سنگ صبور» از آذربایجان شرقی، «ساجده قاسمی» با قصه «گنج بد» از یزد، «سجاد اسماعیلی» با قصه «زبان حیوانات» از یزد، «سیده مکیه بهرسی» با قصه «رستم و اشکبوس» از بوشهر، «فاطمه نوایی» با قصه «یک مشت و نیم مشت» از گیلان، «محمدرضا برومند» با قصه «گروفالو» از تهران، «مریم علیمردانی» با قصه «پیشی تنها» از گلستان، «فائزه امیری» با قصه «بیژن و منیژه» از کرمانشاه و «حامد بهرامی» با قصه «کرم و شاه اردشیر» از چهارمحال و بختیاری برگزیدگان این جشنواره‌اند. این قصه‌گویانِ نوجوان از 1 تا 5 بهمن در مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون برای مخاطبان قصه خواهند گفت و در مراسم پایانی جوایز خود را دریافت می‌کنند. ضمن آنکه لوح تقدیر «زهرا میراحمدی» با قصه «کرسی بی‌بی خورشید» از چهارمحال و بختیاری، «فرشته بابایی» با قصه «گردآفرید» از لرستان و «امیرخادم مسعودی» با داستان «سهراب و گردآفرید» از بوشهر (شایستگان تقدیر این بخش) برای آنان ارسال خواهد شد. گفتنی است در دور نخست این مسابقه 3174 اثر به دبیرخانه‌ بیستمین دوره جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ارسال شده بود. ]]> کودک و نوجوان Wed, 03 Jan 2018 07:28:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256293/برترین-قصه-گوهای-نوجوان-ایران-شناخته-شدند سیاست واحد و ثبات در تفکر و برنامه‌ریزی‌ ناشران وجود ندارد/ بی‌توجهی آموزش‌وپرورش به ذائقه‌سازی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256279/سیاست-واحد-ثبات-تفکر-برنامه-ریزی-ناشران-وجود-ندارد-بی-توجهی-آموزش-وپرورش-ذائقه-سازی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ملیسا معمار- میزگرد «بررسی وضعیت کتابسازی در حوزه کودک و نوجوان» با حضور جمعی از نویسندگان، ناشران و کارشناسان حوزه کودک و نوجوان، دوشنبه (11 دی‌ماه 1396) در خبرگزاری کتاب ایران برگزار شد. در این میزگرد شهرام اقبال‌زاده، نویسنده، مترجم و منتقد ادبی؛ سیامک گلشیری، نویسنده و منتقد ادبی؛ فرزاد فربد، مترجم و مدیر نشر پریان و احسان عباسلو، مترجم و منتقد ادبی به بررسی ریشه‌ها و دلایل گرایش بازار کتاب به کتاب‌سازی و تولید کتاب‌های زرد و بازاری، تغییر ذائقه مخاطبان، تاثیرات این‌گونه آثار بر جامعه مخاطب و راهکارهای خروج از آن پرداختند که در ادامه می‌خوانید.   امروزه شاهد رشد بی‌رویه کتاب‌سازی و تولید کتاب‌های زرد، بازاری و بی‌کیفیت در حوزه کودک و نوجوان هستیم و در دکه‌های روزنامه‌فروشی، سوپرمارکت‌ها، نمایشگاه‌های کتاب و ... شاهد عرضه این‌گونه آثار با شمارگان زیاد و چاپ‌های بالا هستیم، درحالی‌که کتاب‌های باکیفیت تالیفی در این حوزه کمتر دیده می‌شوند. دلایل و ریشه‌های روی آوردن ناشران کودک و نوجوان به کتاب‌سازی و تولید کتاب‌های بازاری و بی‌کیفیت چیست؟   فربد: در پاسخ به این سوال می‌خواهم به مثالی استناد کنم؛ سال گذشته گروه تلگرامی تشکیل شد و ناشران کودک و نوجوان و فعالان این حوزه در آن گروه عضو بودند. صحبت ناشران این بود که ما چه کتاب‌هایی را باید تولید کنیم که فروش بیشتری داشته باشد و صحبتی از این نبود که چه‌ کنیم تا در کارمان پیشرفت داشته باشیم و رشد کنیم و چه خط سیری را دنبال کنیم تا به تولید کتاب‌های خوب و باکیفیت بیانجامد. این مساله سبب شده من نتوانم بیشتر از 5-6 روز در این گروه دوام بیاورم. به نظر می‌رسد در حوزه نشر بلاتکلیفی وجود دارد. خط سیر مشخصی وجود ندارد و خیلی از ناشران منتظرند مترجم بیاید و به آنها کتاب معرفی کند. عمدتا در نشر ما مترجمان و سرویراستاران جریان‌ساز بوده‌اند تا ناشران. سیاست واحد و ثباتی در تفکر و برنامه‌ریزی‌ ناشران وجود ندارد و غالبا تفکر سرویراستاران بر نشر حاکم است و نشر را به سویی می‌برند که مورد علاقه‌ خودشان است. مشکل بعدی عدم وجود کارشناس در انتشاراتی‌هاست. وقتی کتابی به ناشر معرفی می‌شود، باید بررسی شود اما غالبا این کار صورت نمی‌گیرد و منجر به انتخاب‌های غلط می‌شود. واقعیت این است که کارشناسان و منتقدان ما در این حوزه خیلی به روز نیستند و سواد درست و حسابی ندارند، بی‌سوادی و ساده‌انگاری وجود دارد. البته ارتباطات بسیار گسترده‌ای که برخی ناشران دارند و بقیه ندارند نیز در بازار نشر موثر است.   عباسلو: درباره ریشه‌های کتاب‌سازی باید بگویم که خیلی‌ها تب کتاب‌سازی و نویسنده‌شدن دارند و قاعدتا این تب حوزه کودک و نوجوان را سریعتر در بر می‌گیرد چون خیلی‌ها فکر می‌کنند به‌راحتی می‌توانند کتاب کودک تولید کنند و بسیاری با هزینه‌های شخصی صرفا به‌خاطر پرستیژ نویسندگی کتاب چاپ می‌کنند. البته در این زمینه می‌توان ایرادی هم به سیستم دولتی گرفت. می‌بینیم که از سوی دولت وام‌هایی برای چاپ کتاب‌ها داده می‌شود و این باعث شده که برخی دوستان اقدام به کتاب‌سازی کنند. اگر دولت می‌خواهد وامی بدهد بهتر است براساس کیفیت کار وام بدهد و به نهادهایی که می‌توانند روی کیفیت کار اظهارنظر کنند مانند شورای کتاب کودک و انجمن نویسندگان کتاب کودک تکیه کند و از این نهادها و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کمک بگیرد و در صورت تایید وام بدهد. امروزه در اثر این وام‌ها چرخه غلط اقتصادی در کشور شکل گرفته و نه‌تنها سودی نداشته بلکه به‌ محیط‌زیست نیز آسیب رسانده است. چه بسا سازمان محیط‌زیست هم می‌تواند در حوزه کتابسازی وارد شود و نسبت به این قضیه معترض باشد. البته هرچیزی هم آنقدر که می‌تواند تهدید باشد به همان اندازه هم می‌تواند فرصت باشد. شاید ناشران به خودشان بیایند و اقدام به تولید کتابی کنند که کیفیت خوبی داشته باشد چون می‌بینند که بازار از دستشان درمی‌آید و از این جنبه تهدیدی که کتابسازی انجام داده است می‌تواند سودمند باشد. اما واقعیت این است که جلو کتاب‌سازی را نمی‌توانیم بگیریم ممکن است به‌صورت دولتی یا ضر‌ب‌العجلی جلوی آن را بگیریم ولی فقط با آگاهی اجتماعی در طول زمان، چرخه نقد، اطلاع‌رسانی، افزایش آگاهی ناشران نسبت به سودمند بودن تولید کتاب‌های با کیفیت است که می‌تون جلوی این مساله را گرفت.   چه دلیلی سبب می‌شود که یک نویسنده به کتاب‌سازی روی می‌آورد و درگیر سفارشی‌نویسی می‌شود، با توجه به اینکه این مساله فقط متوجه نویسندگان عمدتا تازه‌کار نمی‌شود و گاهی نویسندگان باسابقه هم این کار را انجام می‌دهند و به سفارشی‌نویسی و کتاب‌سازی روی می‌آورند؟   گلشیری: چیزی که در این حوزه بسیار تعیین کننده است ناشر و سرویراستار است. مثالی که در این زمینه می‌توانم بیان کنم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که چند سال پیش طرح خیلی خوبی با عنوان «طرح رمان نوجوان امروز» مطرح کرد و کار بزرگی بود که در آن دوره انجام شد. اما بعد از اینکه مدیریت عوض شد ناگهان متوقف شد درحالی که می‌توانست بقیه ناشران را تشویق کند که این کار را انجام دهند. کما اینکه امروزه ناشران دیگر هم مانند نشر افق به این کار روی آورده‌اند.   عباسلو: کتابسازی در حوزه کودک و نوجوان ریشه‌های مختلفی دارد. یکی از آنها بحث ناشر است. طبیعتا ناشر نقاط ضعفی دارد مانند نداشتن برنامه اولیه برای نشر و نقش سرویراستاران. اما بیاییم از زاویه دیگری هم به این مساله نگاه کنیم. وقتی می‌گوییم صنعت نشر باید به ناشر حق دهیم به خاطر سرمایه‌ای که می‌آورد دنبال سود باشد و یکی از دلایلی که ناشران و نویسندگان به کتاب‌سازی و سفارشی‌نویسی روی می‌آورند مساله اقتصادی است چون از این راه امرار معاش می‌کنند و باید این حق را به آنها داد که به فکر درآمد باشند. بر این اساس ناشر مجبور است در جاهایی کم بگذارد. در یک جا کیفیت کتاب را کم می‌گذارد، در جایی کیفیت تصویر و در جایی کیفیت چاپ. طبیعتا تولید یک کتاب خوب نیاز به نویسنده و تصویرگر خوب دارد و اینها نیاز به پول دارد درحالی‌که خیلی از ناشران اندوخته و سرمایه اولیه لازم را ندارند. وقتی ناشر کار را به مترجم و نویسنده سطح پایین بدهند طبیعتاً کار بی‌کیفیت می‌شود. خیلی‌ها به‌عنوان کار دوم به این حوزه می‌پردازند بسیاری از ناشران کارمند دولت هستند یا بوده‌اند علی‌رغم اینکه دولت می‌گوید ناشر نباید کارمند رسمی دولت باشد، اما این اتفاق می‌افتد و چون نشر کار دوم برخی ناشران است سرمایه زیادی ندارند و به‌عنوان تتمه‌ای برای درآمدشان در دوران بازنشستگی آن را در نظر گرفته‌اند و به همین دلیل است که تبحر لازم را ندارند و نگاه ساده‌انگارانه‌ای به نشر دارند و این نگاه سبب شده خروجی‌هایشان در حوزه موردنظر خراب شود. متاسفانه خیلی از ناشران دوره لازم را برای این کار نمی‌بینند. یکی از مشکلاتی که نشر ما دارد، همین است. وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ناشر مجوز می‌دهد برای ناشران دوره‌های یک‌ماهه برگزار نمی‌کند تا چم‌وخم کار را به آنها یاد دهد، ضعف‌های حوزه نشر را برای آنها بیان کند و به آنها بگوید که برای رسیدن به موفقیت نیاز به برنامه‌ریزی دارند و به آنها در بحث انتخاب اثر کمک کند. ناشران ما دوره‌های آموزشی و توجیهی ندیده‌اند و نگاه بازاری به نشر دارند و طبیعتا این نگاه منتج به چاپ کتابی می‌شود که فکر می‌کند بازار دارد در حالی که اینطور نیست. البته منتقد هم در این میان نقش دارد اگر چرخه نقد ما قوی باشد و منتقدان به نقد آثار منتشر شده بپردازند و کتابسازی‌ها را مشخص کنند، می‌توانند در جامعه موج ایجاد کنند. اما متاسفانه ما در حوزه کودک و نوجوان اصلا نقد نداریم که بتواند به نشر کمک کند.   با توجه به اهمیت انجام کار اقتصادی و بازگشت سرمایه، قطعا تا زمانی‌ که تولید کتابی برای ناشر سود نداشته باشد به‌سراغ انتشار این کتاب‌ها نمی‌رود. آیا فروش بالای این آثار و استقبال مخاطبان از کتاب‌های بازاری و بی‌کیفیت سبب شده که عده قابل توجهی از ناشران به این حوزه روی بیاورند؟   عباسلو: این مساله کاملا درست است اما ما همیشه بحثی را در حوزه نشر نادیده می‌گیریم و آن هم ذائقه‌سازی است. ما نه‌تنها در حوزه نشر بلکه در هیچ حوزه دیگری ذائقه‌سازی نداریم. ابتدا باید ذائقه‌‌سازی کنیم و بعد خوراک آن ذائقه را فراهم کنیم. قطعا هم ناشر و هم منتقد می‌توانند تاثیر زیادی در ذائقه‌سازی داشته باشند. البته فاصله زیادی بین ناشر، نویسنده و منتقد وجود دارد و اگر این فاصله کم شود نتیجه به نفع هر سه گروه مخصوصا ناشر می‌شود. باید تلاش کنیم این سه گروه را به هم نزدیک کنیم. در چند سال گذشته این سه گروه با هم جمع نشده‌اند، معمولا ناشر نویسنده را قبول ندارد نویسنده منتقد را و هرکدام ایده خاص خود را دارند. اگر نگاه آینده‌نگر و هدفمند در ناشر وجود داشته باشد و برای نقد کتاب‌هایش نشست‌هایی را برگزار کند قطعا می‌تواند بسیار سودمند باشد باید از ناشر شروع شود چون نقطه مالی این قضیه ناشر است. نگرش ناشر باید عوض شود و به نقد نگاه مثبت داشته باشد.   گلشیری: البته مسئله معرفی کتاب هم بسیار مهم است. ناشران بزرگ تلاش می‌کنند کتاب‌ها را به مخاطبان معرفی کنند ولی واقعا یک ناشر تا چه اندازه می‌تواند کتابش را تبلیغ کند. ناشر از هر فرصتی استفاده می‌کند تا کتاب را به مخاطب معرفی کند ولی نمی‌توانند تیراژ بالایی از کتاب خوبی که منتشر می‌کنند، بفروشد. این کتاب‌ها باید در جاهای دیگر مانند مجلات و رسانه‌ها معرفی شوند ولی مگر ما چندتا مجله و رسانه داریم که به معرفی کتاب می‌پردازند. به یاد دارم چند سال پیش یکی از ناشران می‌گفت زمانی که کتابم را در یکی از ستون‌های روزنامه معرفی می‌کردم در روز بعد 500 نسخه فروش می‌رفت. چون تیراژ روزنامه‌ها در آن زمان زیاد بود. مردم می‌خریدند و صفحات مختلف آن را نگاه می‌کردند. الان روزنامه و مجله تخصصی در این حوزه نداریم و اگر هم وجود داشته باشد معرفی کتاب توصیه‌ شده است. ممکن است در طول سال 400 رمان منتشر شود اما فقط اسم 10 رمان را می‌شنویم در حالی که برخی از این رمان‌ها که معرفی نشده‌اند واقعا درخشانند و نوشتن نقد بر روی این رمان‌ها واقعا تاثیری در فروش و معرفی آنها به جامعه ندارد چون جایی نیست که این نقدها دیده شوند. تیراژ ما متناسب با منتقدان ماست. منتقد کسی است که باید از این راه ارتزاق کند و به‌صورت جدی به این مساله بپردازد. گاهی می‌بینیم در غرب، منتقدان بسیار معروف‌تر از نویسندگان هستند. وقتی منتقدی مانند مارسل رانیسکی در آلمان نقدی بر کتابی می‌نویسد تاثیر بسیار زیادی بر فروش آن کتاب دارد. از سویی در کشور ما سینما به‌شدت دور از کتاب است اما در غرب وقتی کتابی منتشر می‌شود مخصوصا رمان‌هایی که شخصیت نوجوان دارند بلافاصله از آنها اقتباس‌های سینمایی صورت می‌گیرد ولی در ایران این‌طور نیست. در حالی که کتاب و فیلم مکمل یکدیگرند و در فروش هم تاثیر دارند. از طرفی ناشر به‌دنبال سود مالی است و کتابی را چاپ می‌کند که به‌فروش رود چون می‌خواهد به بقای خودش ادامه دهد و وقتی کتابی را از نویسنده‌ای منتشر کرد که مورد استقبال قرار نگرفت قطعا سراغ کتاب دیگری می‌رود و با توجه به موانعی که بیان شد قطعا به سراغ کتاب‌سازی می‌رود.   با توجه به اینکه ادبیات تاثیر بسیار زیادی در خلاقیت و شکل‌گیری شخصیت و اخلاق بچه‌ها و همچنین گرایش آنها به کتاب‌خوانی دارد، وقتی کودک و نوجوانی که در ابتدای راه است و می‌خواهد به کتاب خواندن علاقه‌مند شود با حجم زیادی از کتاب‌های بازاری شکیل با تصاویر رنگی و جذاب و محتوای ضعیف در بازار کتاب مواجه می‌شود، مطالعه این آثار چه تاثیری بر او خواهد داشت؟   اقبال‌زاده: ما دو بحث اقتصاد کلان و اقتصاد خرد داریم. کلیت حوزه نشر برمی‌گردد به وضعیت عمومی جامعه و وضعیت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ما. جامعه ما جامعه‌ای است کوتاه‌مدت که ثبات ندارد. و به خاطر عدم وجود امنیت و ثبات سرمایه‌گذاری خارجی در کشور صورت نمی‌گیرد. ما در مدیریت و در فرهنگ ثبات نداریم. هر وزیری که می‌آید سیاست‌ها عوض می‌شود. هرگز نمی‌توان در سطح کلان در این کشور برنامه‌ریزی کرد. ما برنامه دراز مدت، میان مدت و کوتاه‌مدت در ایران نداریم. اگر به سطح خرد هم توجه کنیم می‌بینیم وضعیت همینطور است. مثلا من قبلا دبیر نشر قطره بودم و در یک سال 364 عنوان کتاب منتشر کردیم که 200 عنوان از آنها چاپ اول بود. بیشترین جایزه را هم در مسابقات ما بردیم ولی چه شد؟ برنامه‌ریزی‌های ما کوتاه مدت است. ما در سال‌های گذشته تیراژ میلیونی داشتیم. مثلا مصطفی رحماندوست در جلسه‌ای می‌گفت سال‌ها پیش یکی از ضعیف‌ترین کارهایم با عنوان «اسم من علی‌اصغر است» در طول سه ماه 360 هزارتا فروخت. قبل از انقلاب شمارگان کتاب‌ها در کانون حدود 15 هزار نسخه بود. بعد از انقلاب تعداد تیراژهای بسیار بالا رفت، مطبوعات تا منتشر می‌شدند تمام می‌شدند مردم در روزنامه فروشی‌ها جمع می‌شدند. وقتی تیراژ باشد بازار هست و وقتی بازار باشد منتقد می‌سازد. الان منتقدی نداریم که حرفه اصلی‌اش این باشد و از این راه امرار معاش کند. با عوض شدن مدیران مجلات نقد، منتقدان هم کنار می‌روند. چرخه بازار نشر به صورت زنجیره است. کتاب نویسنده و ناشر می‌خواهد و وقتی منتشر شد منتقد می‌خواهد، منتقد ستون می‌خواهد، ستون ثابت در روزنامه‌ها و مجلات. در کشور ما روزنامه‌ها و مجلات عمر زیادی ندارند فقط دو روزنامه کیهان و اطلاعات داریم که سال‌هاست منتشر می‌شوند. شما چه منتقدی را می‌شناسید که سه سال به طور ثابت در روزنامه‌ای ستون داشته باشد؟ هنوز زنجیره ناشر حرفه‌ای، ویراستار حرفه‌ای، تبلیغات حرفه‌ای، منتقد حرفه‌ای و رسانه حرفه‌ای در کشور ما شکل نگرفته است، ما حلقه‌های مفقوده زیادی داریم. من در نشر قطره برنامه‌ریزی کرده بودم و خیلی هم موفق بودیم اما وقتی ناشر مرا به انبار می‌برد و می‌گوید «این‌ کتاب‌ها آیینه دق من‌اند! اقبال‌زاده تو منتقدی کاری کن این‌ کتاب‌ها از انبار بیرون بیایند.» چه می‌توان کرد؟ اگر ناشری مانند افق می‌فروشد به این دلیل است که وارد حوزه فانتزی شده است یا وقتی نشر محراب قلم می‌فروشد به دلیل انتشار نشریه داخلی تخصصی است. تعدادی ناشر خوب در حوزه کودک و نوجوان هستند که سرویراستار دارند و نقش خیلی جدی در نشر دارند. اما معمولا ناشران ویراستار ندارند چون برایشان اقتصادی نیست. این ناشران حرفه را نمی‌شناسند و نمی‌دانند که ویراستار حتما لازم است. وقتی همه چیز دم دستی و کوتاه مدت است ناشر به سمت کتابسازی می‌رود، صنعت نشر ما بسازبفروش است. البته ناشرانی هم هستند که تفکر مدرن دارند و استثنا هستند.   فربد: ما ناشرانی داریم که مخاطب خود را دارند. با نگاهی به نمایشگاه‌های کتاب، ناشران زیادی می‌بینیم که کتاب‌های زرد و بازاری منتشر می‌کنند و به فروش هم می‌رود اینها قبل از اینکه نشرشان را تاسیس کنند، ارتباطات و مشتریانشان را دارند. خیلی از کتاب‌ها  از طریق سازمان‌ها و ارگان‌ها خریداری می‌شود و ما آنها را نمی‌بینیم. اگر به تیراژ همین کتاب‌های زردی که در دکه‌های روزنامه‌فروشی توزیع می‌شود نگاه کنید می‌بینید که مثلا چاپ بیستم است با تیراژ ده‌هزار نسخه و این بسیار عجیب است و خیلی غم‌انگیز است که می‌بینیم مثلا کتاب‌های خوبی مانند «رستم و اسفندیار» به عنوان اولین کمیک‌استریپ کانون پرورش فکری، سی‌سال تجدید چاپ نشد و وقتی هم که تجدید چاپ شد تیراژ آن سه‌هزار نسخه بود! درحالی‌که پیش از انقلاب با تیراژ 30 هزار نسخه منتشر می‌شد. منتشر شده و مدت‌ها تجدید چاپ نشده تا سال 85 سی سال تجدید چاپ نشد و الان با تیراژ سه‌‌هزار نسخه منتشر شده است.   عباسلو: از زمان‌های بسیار گذشته مانند زمان ارسطو و افلاطون هم همیشه ادبیات اصلی‌ترین وسیله آموزش بوده است و به‌خاطر جنبه لذتی هم که داشته مخاطبان جذب آن می‌شدند. طبیعتاً اگر کتاب‌های چیپ که به‌نوعی ساختار آموزشی، اخلاقی و فرهنگی ندارد، در اختیار مخاطب قرار گیرد، خود کودک هم در انتخاب‌های رفتاری‌اش دچار سردرگمی و استیصال می‌شود. ممکن است موقع نوشتن تفکری پشت خیلی از این کتاب‌سازی‌ها نباشد و سنخیتی با فرهنگ ما ندارند و دنبال انتقال فرهنگ ما نیستند. خیلی از آنها سری‌دوزی و کلیشه‌ای از کتاب‌های غربی است. الان می‌بینیم در حوزه نوجوان کتاب‌هایی منتشر می‌شود که در حوزه ژانر ترس و وحشت و دلهره است که در کشورهای غربی با استقبال روبه‌رو شده است و ما در کشورمان آن‌ها را فارسی‌سازی کرده‌ایم و اصلا توجه نکرده‌ایم که مخاطب ما چقدر زمینه پذیرش این ژانر از نظر برداشت‌های فکری و اخلاقی را دارد. حداقلش این است که خیلی از این کتاب‌ها می‌توانند با آنچه که در مدارس گفته می‌شود زاویه پیدا کنند. مخاطب هم این وسط سردرگم است. شاید خیلی وقت‌ها، وقتی‌ می‌خواهد کتابی را حتی از جنبه لذتش بخواند، لذت لازم را نمی‌برد و به‌نوعی نسبت به کتاب واپس‌زنی پیدا می‌کند و بعد ما می‌گوییم چرا بچه‌ها کتابخوان نمی‌شوند. چون تعدادی کتاب می‌خوانند که جنبه لذت در آن‌ها نیست و به اخلاقیات معطوف شده است، انگار کتاب آمده است تا به آنها اخلاقیات صرف را یاد بدهد در حالی که تعلیم و لذت باید همراه هم باشد و ادامه این روند سبب می‌شود که کودک به‌تدریج با کتاب تضاد پیدا ‌کند و اصلا سمت آن نمی‌رود و یکی از عوارض کتاب‌سازی این است که مخاطب را از کتاب زده می‌کند. در این شرایط چرا ذائقه مخاطبان به سوی کتاب‌های زرد و بازاری رفته، چرا از این کتاب‌ها استقبال می‌شود؟ فربد: یکی از دلایل آن عدم وجود فهرست‌هایی مانند لاک‌پشت پرنده و فهرست شورای کتاب کودک در جامعه و اطلاع مخاطبان از آنهاست. بچه‌ها از خیلی از این فهرست‌ها خبردار نمی‌شود و مردم اطلاعات زیادی نسبت به کتاب‌های خوب ندارند.   گلشیری: به نظر من مشکل و مقصر اصلی آموزش و پرورش است. این‌ها هستند که ذائقه‌ها را تربیت می‌کنند اما به شدت کم‌کاری کرده‌اند و من فکر می‌کنم واقعا نمی‌خواهند حرکتی در این زمینه انجام دهند. نویسندگان باید به مدارس بیایند و با بچه‌ها ارتباط داشته باشند و این کار برای مدارس هزینه‌بر است. درنتیجه نویسندگان نمی‌آیند و اغلب معلمانی هم که در مدرسه هستند چیزی از ادبیات نمی‌دانند، اصلا کتاب نخوانده‌اند که بچه‌ها را به کتابخوانی تشویق کنند. بچه‌ها نصف روزشان در مدرسه می‌گذرد و وقتشان صرف خواندن درس‌هایی می‌شود که به آنها استرس می‌دهد، حجم تکالیف آنها آنقدر زیاد است که مانع می‌شود بتوانند کتاب بخوانند. من واقعا نمی‌توانم هرشب برای دخترم کتاب بخوانم چون حجم تکالیفش زیاد است. البته در این میان کانون پرورش فکری هم به شدت مقصر است. کانون هم مثل آموزش و پرورش و زیرمجموعه آن است. مدیر قبلی کانون هیچ کاری در این زمینه نکرد و یک‌سری برنامه‌های محدود داشت. من به عنوان نویسنده نمی‌توانستم با مدیرعامل کانون یا مدیر انتشارات کانون ملاقات کنم، درحالی که اینها باید مدام با نویسندگان مراوده داشته باشند. آموزش‌و پرورش باید معلم‌ها را آموزش دهد و لیستی از کتاب‌های خوب و مناسب برای هر پایه تهیه کند و در اختیار معلمان قرار دهد و معلمان آن کتاب‌ها را بخوانند و سرکلاس درباره این کتاب‌ها صحبت کنند و از بچه‌ها بخواهند کتاب‌ها را بخوانند و درباره آنها نظر بدهند، خلاصه‌نویسی کنند و بر اساس آنها نمایشنامه اجرا کنند و ببینند چقدر در خلاقیت بچه‌ها و گرایش آنها به کتابخوانی تاثیر دارند. از طرفی افزایش تعداد کتاب‌های بازاری خیلی‌ هم بد نیست چون مردم ابله نیستند و کتاب‌های خوب و بد را از هم تشخیص می‌دهند و لابه‌لای آنها کتاب‌های خوب را پیدا می‌کنند. گاهی در این مملکت کتاب‌های خوب دهن به دهن می‌گردد و مردم می‌خرند.   عباسلو: البته باید توجه داشت که معمولا خود کودک کتاب را نمی‌خرد و معمولا از طریق رانت‌هایی که وجود دارد کتاب به‌دستش می‌رسد و این کتاب‌ها را به زور به آنها می‌دهند و اگر می‌بینیم مخاطبی هم برای این کتاب‌ها وجود دارد بخش اعظمش برمی‌گردد به این مساله. گاهی اوقات هم خانواده ناچار است کتاب به‌اندازه بودجه‌اش بخرد و چون کتاب خوب گران است ناچار است کتاب‌های زرد و بی‌کیفیت با قیمت ارزان تهیه کند. اما ریشه کار در آموزش و پرورش است. اگر آموزش و پرورش کتاب خوب را به دانش‌آموزان معرفی کند و به‌آنها قدرت انتخاب بدهد و معلمان سرکلاس کتاب‌های خوب را برای بچه‌ها بخوانند و از نویسندگان برای حضور در مدارس دعوت شود، بچه‌ها با کتاب‌ها و نویسنده‌های خوب آشنا می‌شوند اما متاسفانه این برنامه‌ها در مدارس برگزار نمی‌شود از طرفی بچه‌ها بسیار تحت تاثیر تصاویری هستند که از طریق رسانه‌های تصویری و تلویزیون می‌بینند و بیشتر جذب کتاب‌هایی می‌شوند که تصاویر کارتون‌هایی که می‌بینند روی جلد آنهاست مانند بن‌تن و ... و کتاب‌های تالیفی کشور خود را نمی‌شناسند.   فربد: در این مساله وزارت آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نقش دارند. در بسیاری از موارد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روی مسائل بسیار ساده نظارت دارند اما روی کیفیت کتاب کارشناسی انجام نمی‌شود و نمی‌گویند کتاب بدون محتواست و همه‌چیز به شکل صوری بررسی می‌شود. در زمان گذشته کانون پرورش فکری نقش زیادی در کتابخوان کردن نسل ما داشت اما در حال حاضر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چه کاری در جذب کودکان به کتابخوانی انجام داده است؟ از طرفی در سیستم آموزش و پرورش معلمی که خودش چیزی نمی‌داند چگونه می‌تواند مطلبی را به دانش‌آموزان منتقل کند؟ در حالی که در کشورهای خارجی مثل سوئد از زمانی که کودک متولد می‌شود برنامه‌ریزی دارند و طی این برنامه آنها را کتابخوان می‌کند. به نویسندگان اهمیت می‌دهند. به عنوان مثال در کشور سوئد قاعده‌ای وجود دارد و طبق آن به ازای هرکتابی که از کتابخانه امانت گرفته می‌شود یک کرون به نویسنده و یک کرون به تصویرساز داده می‌شود. جدا از اینکه در سوئد تیراژ کتاب‌ها میلیونی است. و این پول با توجه به تیراژ کتاب‌ها برای نویسنده مبلغی مرده محسوب می‌شود. به‌عنوان مثال یکی از نویسندگان سوئدی توانست در سال گذشته یک میلیون و 800هزار کرون، معادل 600 میلیون تومان بابت امانت کتاب کسب کند. اینجاست که نویسنده، مترجم و منتقد می‌تواند با اتکاء به کارش زندگی کند و متوجه شود که چقدر برای کارش ارزش قائل‌اند. همچنین وزارت فرهنگ سوئد نشست‌های زیادی برای ناشران در زمینه چگونگی کتابسازی از جنبه مثبت برگزار می‌کند و کارگاه‌های مختلف دارند و بر کار ناشران نظارت دارند و اگر ناشری کار بی‌کیفیت تولید کنند اصلا نمی‌توانند در این نشست‌ها و کارگاه‌ها حضور پیدا کنند. مردم نیز به نشست‌هایی که در حوزه نقد و بررسی کتاب برگزار می‌شود و نظرات منتقدان اعتماد دارد و سیستم کاملی در این زمینه وجود دارد. اما در کشورما سیستم وجود ندارد. برنامه‌های حوزه کتاب در بدترین ساعت در شبکه 4 پخش می‌شود که هیچ‌کس نگاه نمی‌کند و اگر کتاب‌های خاصی هم معرفی می‌کنند. از طرفی یکی از دلایلی که کتاب‌سازی در بازار کتاب با استقبال مخاطبان مواجه شده این است که ناشران پورسانت بیشتری به توزیع‌کننده برای تبلیغ و توزیع کتاب‌هایشان می‌دهند و این کتاب‌ها دیده می‌شوند و پخش دیگر روی کتاب‌های دیگر افراد کار نمی‌کند. خیلی از ناشران تبلیغات گسترده‌ای در شبکه‌های ماهواره‌ای دارند و این تبلیغات تاثیر زیادی هم در فروش کتاب‌هایشان داشته است در حالی که ناشران دیگر نمی‌توانند این کاررا انجام دهند و این تبلیغات نابرابر است.   با توجه به وضعیت اقتصادی موجود و اینکه بسیاری از مردم گرانی کتاب را دلیل کتاب نخریدن عنوان می‌کنند، شاهد عرضه و فروش کتاب‌های فانتزی و مجموعه‌هایی به صورت کتابسازی و سردوزی با قیمت‌های بسیار بالا در بازار کتاب کودک هستیم و معمولا ناشران این آثار هم از فروششان راضی هستند، مخاطبان این کتاب‌ها چه کسانی هستند؟   اقبال‌زاده: در نشر کتاب گران‌قیمت بهتر فروخته می‌شود و این بسیار عجیب است. دلیل آن این است که در ایران معمولا مردم کتاب نمی‌خوانند اما افراد فرهنگی که معمولا دستشان به دهنشان می‌رسد وقتی که می‌خواهند مهمانی‌ بروند یا چیزی را کادو بدهند ترجیح می‌دهند کتاب‌های لوکس و گران‌قیمت را برای کادو انتخاب کنند. از قضا کتاب‌های جلد سخت و مجموعه‌ای را بیشتر می‌خرند. همچنین به همین دلیل وقتی مجموعه‌ای در جهان موفق می‌شود در ایران بدون خریدن کپی‌رایت آن را به‌وفور منتشر می‌کنند و می‌بینیم که چندین ناشر یک عنوان کتاب را منتشر می‌کنند و چون مجموعه و سری‌دوزی فروش بیشتری دارد کتاب‌ها را به‌صورت پک با ظاهری زیبا عرضه می‌کنند. مانند همین کتاب‌های چیپ دکه‌ای که نازل و ارزان‌قیمت‌اند و در قالب مجموعه هم منتشر می‌شوند. آنچه که خواننده انبوه دارد همان کتاب‌های دکه‌ای است و انتخاب آگاهانه‌ای نیست چون ارزان و دم‌دست است والدین خریداری می‌کنند. البته یادمان باشد مساله اصلی بازار عرضه و تقاضاست. مثلا پفک و چیپس مضر است اما چون تقاضا زیاد است خیلی‌ از مغازه‌ها آن را عرضه می‌کنند و ما ذائقه بچه را با پفک و چیپس بارآورده‌ایم. درواقع برای ما ذائقه‌سازی کرده‌اند و در این زمینه آموزش و پرورش، صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ فرهنگ‌سازی نکرده‌اند. ما جامعه کوتاه‌مدت مصرف‌زده‌ایم و کشور تولید نیستیم. در کشوری که تفکر تولید وجود ندارد همش تکیه بر واردات است تولید تفکر و برنامه هم وجود ندارد. توازنی بین اقتصاد و فرهنگ وجود ندارد.   گلشیری: در ادبیات بزرگسال یک سری جوایز، مجلات و منتقدانی وجود دارد که زمانی نقش زیادی در فروش کتاب داشتند و مردم کتاب‌هایی که جایزه گرفته بودند را می‌خریدند و متوجه می‌شدند که نمی‌توانند از این داستان‌ها لذت ببرند و به این نتیجه می‌رسیدند که همه رمان‌های ایرانی به این شکل است و از این کتاب‌ها فراری شدند و سبب شد موجی در حوزه بزرگسال ایجاد شود که کتاب نمی‌خوانند و به جوایز اعتماد ندارند. ولی در ادبیات کودک و نوجوان خیلی سر نوجوان‌ها کلاه نمی‌رود، بچه‌ها کتاب‌هایی که دوست دارند می‌خوانند و به هم معرفی می‌کنند. نمی‌توان به‌زور کتابی را به آنها غالب کرد و به همین دلیل یک‌سری کتاب‌ها خود به خود بایکوت می‌شوند. من مطلقا به جوایز ادبی چه دولتی و چه خصوصی اعتماد و اعتقادی ندارم و فکر می‌کنم مردم خودشان کتاب‌های خوب را پیدا می‌کنند.   عباسلو: من هم به تجمل‌گرایی خانواده‌ها اعتقاد دارم در بحث کادودادن کتاب‌های لوکس. این لوکس‌گرایی به جنبه‌های مختلف زندگی ما وارد شده است. طبیعتاً وقتی خانواده‌ای می‌خواهد کتاب بخرد کتاب لوکس با هزینه بالا انتخاب می‌کند و این رویکرد وارد حوزه فرهنگ شده است.   گلشیری: زمانی که تیراژ کتاب‌ها بالا بود، منتقدان بسیار خوبی داشتیم. اما ناگهان دیدم که اثری از بسیاری از آنها نیست بعد متوجه شدم که کتاب منتشر کرده‌اند. وقتی به یکی از آنها گفتم که «شما منتقدی با نمره بیست بودی اما اکنون نویسنده‌ای هستی که کتابی با نمره 7 منتشر کرده‌ای» پاسخ داد «با وجود اینکه تلاش زیادی در حوزه نقد کردم اما هیچ کس مرا نشناخت و نتوانستم از این راه امرارمعاش کنم و تصمیم گرفتم به نویسندگی روی آورم تا دیده شوم» دلیل اصلی این مسئله این است که عصر منتقدان در کشور ما هنوز فرا نرسیده است.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 03 Jan 2018 06:34:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256279/سیاست-واحد-ثبات-تفکر-برنامه-ریزی-ناشران-وجود-ندارد-بی-توجهی-آموزش-وپرورش-ذائقه-سازی عادت‌های نوشتن هوشنگ مرادی کرمانی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256095/عادت-های-نوشتن-هوشنگ-مرادی-کرمانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ملیسا معمار- هوشنگ مرادی کرمانی از نویسندگان پیشکسوت و نام‌آشنای معاصر است که فعالیت ادبی‌اش را از سال 1339 با همکاری با رادیو کرمان آغاز کرد. نخستین داستانش با عنوان «کوچه ما خوشبخت‌ها» را در سال 1347 در مجله «خوشه» منتشر کرد و نخستین مجموعه داستانش با عنوان «معصومه» و کتاب «من غزال ترسیده‌ای هستم» در سال ۱۳۴۹ به چاپ رسید. اما اولین اتفاق مهم زندگی مرادی کرمانی در سال ۱۳۵۳ با خلق «قصه‌های مجید» رخ داد که بازتابی از زندگی خودش بود. بر اساس این اثر یازده فیلم تلویزیونی و سه فیلم سینمایی ساخته شد و بازتاب گسترده‌ای داشت. او در سال 1359 داستان «بچه‌های قالیبافخانه» را نوشت و توانست به واسطه آن لوح تقدیر شورای کتاب کودک را دریافت کند. او از جمله نویسندگانی است که نامش در شمار چهره‌های ماندگار ثبت شده و نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرن بوده است. همچنین تا به‌حال چندین اقتباس سینمایی بر اساس برخی آثار این نویسنده ازجمله «خمره»، «قصه‌های مجید»، «مهمان مامان»، «مثل ماه شب چهارده» و «چکمه» انجام شده است. درباره عادت‌های نوشتن و زندگی روزمره هوشنگ مرادی کرمانی با او گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید: شاید خیلی از مخاطبان شما مشتاق هستند که ببینند هوشنگ مرادی کرمانی روز خود را چگونه آغاز می‌کند و آیا عادات روزانه‌ای دارد؟ روزهای من متفاوت است. اما معمولا صبح‌ها حدود ساعت 5:30 از خواب بیدار می‌شوم. بعد آماده می شوم و به پارک می‌روم. در آنجا کمی پیاده‌روی می‌کنم دوستانم را می‌بینم و خوش و بشی با آنها می‌کنم. دیدن درختان، آب و طبیعت برایم بسیار جذاب و روحیه‌بخش است. با دیدن آنها برای نوشتن الهام می‌گیرم. معمولا هم به پارک ملت می‌روم.   بعد از پارک چه می‌کنید؟ حدود ساعت 8 صبح از پارک برمی‌‌گردم. اگر کار بانکی یا اداری داشته باشم انجام می‌دهم. بعد از آن هم لیستی که معمولا همسرم شب‌ها می‌نویسد و مربوط به خرید خانه است را تهیه می‌کنم. البته چیزهای سنگین نه. فقط اقلام لازم و ضروری مانند شیر و نان و ... را تهیه می‌کنم. سپس به خانه می‌روم و با کمک همسرم صبحانه را آماده می‌کنیم البته معمولا چیزهایی که می‌خورم پرهیزانه است و از سایر افراد خانواده جداست. عادت دارم صبح‌ها میوه بخورم. سعی می‌کنم سیب، موز، ازگیل و خرمالو را مصرف کنم ولی گاهی معده‌ام را اذیت می‌کند. بعد از صبحانه روزنامه‌هایی را که خریده‌ام مطالعه می‌کنم.   شما عضو  پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستید، معمولا چقدر از وقت‌تان را برای حضور در آنجا و شرکت در جلسات می‌گذرانید؟ گاهی صبح‌ها به فرهنگستان زبان و ادب فارسی می‌روم. حدودا ساعت 10 صبح اگر جلسه طولانی باشد ناهارم را همانجا می‌خورم و حدود ساعت 14 به منزل برمی‌‌‌‌گردم چون شب‌ها زیاد نمی‌خوابم معمولا سعی می‌کنم بعد‌ازظهر بین نیم تا یکساعت استراحت کنم.   بقیه روزتان را چگونه می‌گذارنید؟ بعد از اینکه کمی استراحت کردم، کتاب می‌خوانم البته در این مدت اخبار ایران و سایر کشورها را نیز می‌بینم. همچنان کتاب روی زانویم هست و مطالعه می‌کنم تا حدود ساعت 10 شب. اگر تلویزیون برنامه جالبی داشته باشد به اتفاق خانواده می‌بینیم و شام مختصری مثل نان و پنیر و کمی میوه می‌خورم و دوباره کتاب می‌خوانم. البته صبح‌ها و شب‌ها باید تعدادی قرص برای معده، پروستات و قند خونم بخورم. همچنین ضمن کار چندین بار فشارخونم را اندازه می‌گیرم و قند خونم را کنترل می‌کنم.   بیشتر به خواندن چه‌ کتاب‌هایی علاقه دارید؟ همه‌جور کتابی می‌خوانم البته بیشتر به خواندن رمان علاقه دارم. در حال حاضر مشغول خواندن کتابی از احمد زیدآبادی که همشهری و دوستم است با عنوان «سرد و گرم روزگار» هستم. این کتاب ‌نوعی زندگینامه است.   بیرون از منزل هم کتاب می‌خوانید؟ بله گاهی کتابی را با خودم بیرون می‌برم و می خوانم. البته جلد کتاب را با روزنامه پوشانده‌ام.   چرا؟ یکی از عادت‌های ما ایرانی‌ها این است که سرک می‌کشیم در کار دیگران. خوشم از این کنجکاوی‌ها نمی‌آید. البته خودم خیلی کنجکاوی می‌کنم ولی دوست ندارم دیگران خیلی کنجکاوی کنند. به همین دلیل جلد کتاب‌هایی که مشغول خواندنشان هستم با روزنامه می‌پوشانم.   باتوجه به اینکه شما از نویسندگان پیشکسوت و نام‌آشنای کشورمان هستید، چقدر از وقت‌تان را صرف نوشتن می‌کنید؟ بیشتر دوست دارم بخوانم تا بنویسم. معمولا تا ساعت 1 بامداد کتاب می‌خوانم و گاهی یادداشت برمی‌دارم. اگر موضوع جذابی به پستم بخورد قلمی هم می‌زنم برای اینکه نوشتن، یادم نرود. اعتقادی ندارم که حتما هر روز باید بنویسم. البته لازم است نویسنده بنویسد تا زنگ نزند حتی اگر بنویسد و پاره کند. و باید به نویسندگی فکر کند حتی اگر چیزی ننویسد. نویسنده باید مدام بنویسد تا 50 یا 60 سالگی، تا زمانی که تبدیل به یک ماشین نویسندگی شود و بعد از آن خود به خود بنویسد. بعد از آن، فقط می‌نویسد تا مردم یادشان نرود که او هنوز زنده است و می‌نویسد.   اشاره کردید که در حال مطالعه اثری از احمد زیدآبادی هستید، آیا به مطالعه آثار خارجی هم علاقه دارید؟ بله. خیلی زیاد. در حال خواندن مجموعه «داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین» با گردآوری روبرتو گونزالس و اچه‌ وریا هستم که با ترجمه عبدالله کوثری منتشر شده است.   در زمان انتخاب آثار خارجی، مترجم کتاب چقدر برایتان اهمیت دارد؟ خیلی زیاد. سعی می‌کنم کتاب‌هایی را بخوانم که مترجمان خوب و کاربلد آنها را ترجمه کرده باشند مانند کاوه میرعباسی، عبدالله کوثری، محمد قاضی، نجف دریابندری، مژده دقیقی، اسدالله امرایی و عبدالله توکل. هر ترجمه‌ای را نمی‌خوانم استفاده از نثر سلیس و صحیح فارسی برایم اهمیت زیادی دارد، دوست ندارم کتاب بوی ترجمه بدهد. خیلی هم با استفاده از نثرهای اضافی در کتاب موافق نیستم. البته بد نیست مترجم کمی هم خلاقیت داشته باشد مانند ترجمه شاملو در «پابرهنه‌ها».   آثار چه نویسندگان خارجی را بیشتر دوست دارید؟ آثار کازئو ایشی‌گورو و هاروکی موراکامی را دوست دارم. مخصوصا کتاب «بازمانده روز» اثر ایشی‌گورو با ترجمه نجف دریابندری خیلی برایم جذاب بود.   معمولا اغلب نویسندگان علاقه زیادی به دیدن فیلم دارند و معتقدند گاهی تماشای فیلم می‌تواند ایده‌های جدیدی برای نوشتن به آنها بدهد، شما هم فیلم می‌بینید؟ بله. فیلم‌های زیادی می‌بینم. معمولا به افراد آشنا در این حوزه مراجعه می‌کنم و از آنها می‌خواهم آخرین فیلم‌های جشنواره‌ای را در اختیارم قرار دهند. فیلم‌های کلاسیک قدیمی هم می‌بینم.   با توجه به اینکه سروکارتان مدام با کتاب است و قطعا ناشران هم کتاب‌های زیادی را به شما هدیه می‌دهند؛ چقدر از وقت‌تان را به بازدید از کتابفروشی‌ها می‌گذرانید؟ گاهی به کتابفروشی می‌روم؛ هر وقت بیکار شوم کتابگردی می‌کنم و کتاب‌هایی را که دوست دارم می‌خرم.   آخرین کتابی که خریدید چه بود؟ آخرین کتابی که خریدم «سرد و گرم روزگار» اثر احمد زیدآبادی بود که در حال مطالعه آن هستم.   معمولا فرزندان تاثیرپذیری زیادی از والدین‌شان دارند و آنها را الگوی خود قرار می‌دهند، فرزندان شما چقدر در علاقه به کتاب و کتابخوانی از شما الگوبرداری کرده‌اند؟ من سه فرزند دارم(دو پسر و یک دختر) و هر سه‌تای آنها کتابخوان هستند اما نه کتابخوان حرفه‌ای مانند من. پسر اولم کارشناس فیلم مستند است و خیلی کتاب، مجله، داستان و ... می‌خواند. پسر دومم کتابدار فرهنگستان است و سروکارش کلا با کتاب است. دخترم هم به کتاب خواندن علاقه دارد.   آیا از شما هم برای کتاب‌خواندن نظر می‌خواهند؟ گاهی وقتی مشغول خواندن کتابی هستم کنجکاوی می‌کنند و اظهار تمایل می‌کنند که آن کتاب را بخوانند اما هیچ‌وقت خواندن کتابی را به فرزندانم تحمیل نکرده‌ام. از بچگی یاد گرفته‌اند که خودشان کتاب انتخاب کنند و با سلیقه خودشان کتاب بخوانند. اغلب اوقات با من به کتابفروشی‌ها آمده‌اند و کتابفروشی‌ها را می‌شناسند. و هر کتابی را که برایشان جذابیت داشته باشد، می‌خوانند. کتاب‌خواندن تحمیلی نیست.   همسرتان چطور؟ همسرم نویسنده است و به کتاب خواندن علاقه دارد. تا به‌حال دو کتاب هم نوشته است. معمولا در برنامه‌های فرهنگی هم همراه من شرکت می‌کند.   دیگر چه برنامه‌ای دارید؟ معمولا پنجشنبه‌ها به کوه می‌روم. سفر هم زیاد می‌روم چه داخل کشور و چه خارج از کشور. اغلب سفرهایم کاری است. کمتر به سفر تفریحی می‌روم. چون اصلا فرصتش پیش نمی‌آید. وقتی به سفر کاری می‌روم خیلی دوست دارم جاهای مختلف آن شهر را ببینم اما بیشتر وقتم در جلسات می‌گذرد و فرصت نمی‌شود.   آخرین سفری که رفتید کجا بود؟ آخرین سفری که در داخل کشور رفتم به شهرستان میانه بود و در جلسه‌ای با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، شهردار و فرماندار شهر شرکت کردم و مرا به‌عنوان همشهری افتخاری معرفی کردند و لوحی با امضای این مسئولان به من اهدا شد. آخرین سفر خارجی هم به دعوت دانشگاه کمبریج بود و لوح تقدیری برای 50 سال نوشتن به من اهدا شد.   معمولا مخاطبان، مخصوصا نوجوانان علاقه زیادی به آثارتان و دیدار با شما دارند، آیا به دیدار مخاطبان هم می‌روید؟ بله. گاهی در جلساتی که برگزار می‌شود یا به دعوتی که از سوی مدارس صورت می‌گیرد با بچه‌ها دیدار و گفت‌وگو می‌کنم. این جلسات را خیلی دوست دارم. بچه‌های سوال‌های خوبی می‌پرسند. کلی چیز از آنها یاد می‌گیرم و متوجه می‌شوم با اینکه بچه‌ها تا حدی عوض شده‌اند اما خیلی از آنها عقب نیستم و می‌توانم هنوز در آثارم با آنها ارتباط برقرار کنم و کتاب‌هایم را می‌خوانند.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 02 Jan 2018 07:34:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256095/عادت-های-نوشتن-هوشنگ-مرادی-کرمانی داستان‌هایی درباره 91 زن و دختر موفق و موثر در جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256239/داستان-هایی-درباره-91-زن-دختر-موفق-موثر-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» اثر النا فاویلی و فرانچسکا کاوالو با ترجمه امید سهرابی نیک و آرزو گودرزی از سوی نشر نو برای افزایش انگیزه و اعتماد به نفس در دختران نوجوان منتشر شده است. این کتاب با ارائه تعریف تازه‌ای از قصه‌ و افسانه و بازگویی داستان‌هایی از زنان قهرمان – از الیزابت اول تا سرینا ویلیامز – به دختران قوت قلب می‌بخشد. کتاب «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» مجموعه‌ای از داستان‌هایی درباره 91 زن و دختر موفق و موثر در جهان است که نویسندگان با هدف قوت بخشیدن به بانوان جهان آن را نوشته‌اند. النا فاویلی در یادداشتش در ابتدای این کتاب نوشته است: «ما «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» را نوشته‌ایم تا این پیغام را به دختران سراسر جهان بدهیم که می‌توانند با تکیه بر توانایی‌های خود از عهده هرکاری برآیند. هدف اصلی این کتاب آشنا کردن دختران با داستان واقعی زنانی است که با وجود تمام موانع موفق شده‌اند کارهای بزرگ و حیرت‌انگیز انجام دهند. در این کتاب با داستان فضانورد و آشپز و قاضی و بازیکن تنیس و دیگر زنان فوق‌العاده‌ای آشنا می‌شوید که در تمام زمینه‌های قابل تصور جهان را تغییر داده‌اند و تغییر می‌دهند.»   در این کتاب داستان‌هایی درباره مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان؛ آرتمیزیا جنتیلسکی، نقاش؛ آسترید لیندگرن، نویسنده؛ آلفونسینا استرادا، دوچرخه‌سوار؛ آملیا ایرهارت، خلبان؛ آمنه الحداد، وزنه‌بردار؛ آنا پولیتکوفسکایا، روزنامه‌نگار؛ آن ماکوسینسکی، مخترع؛ اشلی فیولک؛ موتورسوار؛ الیزابت اول، ملکه؛ امینه غریب فقیم، رئیس جمهور و دانشمند؛ اویتا پرون، سیاستمدار؛ ایرنا سندلر، قهرمان جنگ؛ بالکیسا چایبو، فعال حقوق زنان؛ برندا چپمن، کارگردان؛ پولیکارپا سالاواریتا، جاسوس؛ تامارا دلمپیتسکا، نقاش؛ جولیا چایلد، آشپز؛ جین آستین، نویسنده و ... بیان شده است.   نشر نو کتاب «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» را با نقاشی‌هایی که هوشنگ اکبرزاده برای هر شخصیت تصویرپردازی کرده در قالب 200 صفحه با شمارگان هزار و 100نسخه و قیمت 250 هزار ریال به چاپ رسانده است.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 01 Jan 2018 13:02:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256239/داستان-هایی-درباره-91-زن-دختر-موفق-موثر-جهان راهیابی 150 داستان به مرحله نهایی جشنواره «داستان طنز خط‌خطی» http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256233/راهیابی-150-داستان-مرحله-نهایی-جشنواره-طنز-خط-خطی برزو سریزدی دبیر جشنواره «داستان طنز خط‌خطی» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره این جشنواره گفت: این دوره نخستین دوره جشنواره «داستان طنز خط‌خطی» است که در دو گروه نویسندگان زیر 18 سال و نویسندگان بالای 18 سال برگزار می‌شود. فراخوان این جشنواره اردیبهشت‌ماه منتشر شد و بر اساس آن نویسندگان می‌توانستند داستان‌های طنزشان را در گروه سنی کودک، نوجوان و بزرگسال تا پایان مرداد‌ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.   برزو سریزدی افزود: بر این اساس دو هزار و 148 اثر به دست ما رسید. از این تعداد 150 اثر به مرحله دوم راه یافتند که از بین آنها 3 نفر به عنوان برگزیده و 27 نفر تقدیری در گروه نویسندگان بالای 18 سال و 3 نفر برگزیده و 9 نفر تقدیری در گروه نویسندگان زیر 18 سال معرفی و تقدیر می‌شوند.   این مترجم، تعداد آثار رسیده به جشنواره را بیشتر از حد انتظار عنوان کرد و گفت: با توجه به اینکه نخستین دوره برگزاری جشنواره بود ولی استقبال خوبی شد. همچنین کیفیت آثار ارسالی در گروه زیر 18 سال خیلی خوب بود ولی در گروه بالای 18 سال نویسنده‌ای غافلگیرمان نکرد. تعداد آثار ارسال شده در حوزه نوجوان هم بیشتر از آثار حوزه‌های کودک و بزرگسال بود.   به گفته سریزدی، آیین اختتامیه جشنواره «داستان طنز خط‌خطی» ساعت 16 دوشنبه (18 دی‌ماه 1396) در فرهنگسرای سرو برگزار می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 01 Jan 2018 12:27:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256233/راهیابی-150-داستان-مرحله-نهایی-جشنواره-طنز-خط-خطی گروه «داستان دوره ابتدایی» جشنواره کتاب رشد نامزدهایش را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256235/گروه-داستان-دوره-ابتدایی-جشنواره-کتاب-رشد-نامزدهایش-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ستاد خبری پانزدهمین جشنواره کتاب رشد، نامزدهای گروه داوری «داستان دوره ابتدایی» پانزدهمین جشنواره کتاب رشد، معرفی شدند.  داوران این گروه ناصر نادری، مرجان فولادوند و جعفر توزنده‌جانی، با بررسی 275 کتاب رسیده به این گروه، پنج کتاب را برای کسب عنوان برگزیده نامزد کردند.   نامزدهای این گروه عبارتند از: «اسکلت بخشنده»؛ نوشتۀ محمدرضا شمس؛ ناشر:هوپا؛ سال نشر: 1395 «ایلا نگهبان باغ وحش»؛ مؤلف: زهرا فردشاد؛ ناشر: هوپا؛ سال نشر: 1395 «تمساح‌های رودخانه‌ تامبونان»؛ مؤلف: سوهی کیم؛ ترجمه: حسین شیخ رضائی؛ ناشر: مؤسسه فرهنگی فاطمی؛ سال نشر: 1395 مجموعه «سه دخترون (شامل: دختر گل‌خندان/ دختر ماه‌ پیشونی/ دختر نارنج و ترنج)»؛ مؤلف: محمدرضا شمس؛ ناشر: افق؛ سال نشر: 1395 «سؤال موموکی»؛ مؤلف: کلر ژوبرت؛ ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ سال نشر: 1395 ]]> کودک و نوجوان Mon, 01 Jan 2018 12:24:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256235/گروه-داستان-دوره-ابتدایی-جشنواره-کتاب-رشد-نامزدهایش-شناخت «قصه‌های آدم برفی» سبب رشد خلاقیت کودک می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256198/قصه-های-آدم-برفی-سبب-رشد-خلاقیت-کودک-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مجموعه 12 جلدی «قصه‌های آدم برفی» نوشته محمدرضا یوسفی از سوی انتشارات مدرسه برای کودکان 3 تا 7 ساله منتشر شده است.   محمدرضا یوسفی درباره این کتاب به ایبنا گفت: «قصه‌های آدم برفی» شامل 12 جلد است و در هر کتاب داستان‌های مستقل و به هم پیوسته با محوریت یک آدم برفی بیان می‌شود و در هر قصه ماجرای جدیدی با محوریت آدم برفی رخ می‌دهد و او تلاش می‌کند به دیگران کمک کند.   وی افزود: این داستان‌ها مبتنی بر تصویر است و در هر جلد سعی شده متن کمی نوشته شود تا کودکان بتوانند تصویر را تفسیر کنند و از طریق آن با متن ارتباط برقرار کنند.   به گفته یوسفی، این مجموعه سبب رشد خلاقیت کودک از طریق تصویرخوانی می‌شود. عنوان‌های مجموعه «قصه‌های آدم برفی» عبارتند از: «آدم‌برفی و نقاشی» با تصویرگری ناهید لشگری، «آدم‌برفی و روسری» با تصویرگری افسانه صانعی، «آدم‌برفی و خرگوش‌ها» با تصویرگری ویدا کریمی، «آدم‌برفی و بهار» با تصویرگری مهسا دره‌التاج تهرانی، «آدم‌برفی و سبزک» با تصویر گری عاطفه  فتوحی، «آدم‌برفی و گرگ سیاه» با تصویرگری زهرا رسولی، «آدم‌برفی و کوهنوردی» با تصویرگری ایلگار رحیمی، «آدم‌برفی و آدم آهنی» با تصویرگری معصومه اعتبارزاده، «آدم‌برفی و کلاه بوقی» با تصویرگری شهرزاد عباسی، «آدم‌برفی و توپ» با تصویرگری نیلوفر برومند،  و «آدم‌برفی و بچه‌ها» با تصویرگری میثم موسوی. محمدرضا یوسفی از قصه‌نویسان پرکار ادبیات کودکان در سال 1332 در همدان متولد شد. وی تا به حال بیش از 200 عنوان کتاب برای گروه‌های مختلف سنی نوشته است. نخستین کتاب یوسفی با عنوان «سال تحویل شد» در ۱۳۵۷ منتشر شد. محور اصلی فعالیت‌های یوسفی داستان نویسی برای کودکان است اما در زمینه فیلم‌نامه، نمایشنامه و مباحث نظری ادبیات کودکان نیز آثاری دارد. «افسانه شیر سپیدیال» و «قصه یادگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از جمله آثار اوست. انتشارات مدرسه، مجموعه «قصه‌های آدم برفی» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 70 هزار ریال برای هرجلد منتشر کرده است.  ]]> کودک و نوجوان Sun, 31 Dec 2017 11:07:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256198/قصه-های-آدم-برفی-سبب-رشد-خلاقیت-کودک-می-شود «قصه‌های مجید» به صربستان می‌رود/ «سماور» راهی جشنواره «چای» http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256184/قصه-های-مجید-صربستان-می-رود-سماور-راهی-جشنواره-چای هوشنگ مرادی کرمانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از ترجمه مجموعه «قصه‌های مجید» به زبان صربی خبر داد و گفت: طی مذاکراتی که به همراه مدیر انتشارات معین با رایزن فرهنگی ایران در صربستان داشتیم قرار شده کتاب «قصه‌های مجید» به زبان صربی ترجمه و منتشر شود.   این نویسنده در ادامه بیان کرد: علاوه بر این طی صحبتی که با یکی از ایرانیان مقیم چین داشتم قرار شده داستان «سماور» از کتاب «قصه‌های مجید» به زبان چینی اسپرانتو ترجمه و منتشر شود تا نمادی باشد از فرهنگ کشور ایران در «جشنواره چای» که هرساله در این کشور برگزار می‌شود.   وی همچنین از تجدید چاپ کتاب‌های «شما که غریبه نیستید» و «قصه‌های مجید» خبر داد و گفت: به تازگی چاپ سی‌ویکم «قصه‌های مجید» از سوی انتشارات معین منتشر شده است و چاپ بیست‌وپنجم «شما که غریبه نیستید» نیز تا یک‌ماه دیگر منتشر می‌شود.   این نویسنده پیشکسوت افزود: همچنین چاپ نهم کتاب «ناز بالش»، چاپ شانزدهم «لبخند انار»، چاپ سیزدهم «پلوخورش»، چاپ نهم «مشت بر پوست»، چاپ هفتم «آب انبار»، چاپ بیست‌وسوم «مربای شیرین» و چاپ چهاردهم «خمره» نیز از سوی انتشارات معین راهی بازار کتاب شده است.   به گفته مرادی کرمانی، کتاب «مهمان مامان» هم از سوی نشر نی به چاپ شانزدهم رسیده است. کتاب «قصه‌های مجید» داستان پسر نوجوانی است که همراه با «بی‌بی»، مادربزرگش، زندگی می‌کند. قصه‌های مجید جایزه‌ ویژه‌ «کتاب برگزیده‌ سال 1364» را برای مرادی‌کرمانی به ارمغان آورده است. مجموعه فیلم‌های تلویزیونی قصه‌های مجید که براساس این داستان‌ها و به کارگردانی کیومرث پوراحمد ساخته شده، به یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های صداوسیما تبدیل شد. ]]> کودک و نوجوان Sun, 31 Dec 2017 09:37:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256184/قصه-های-مجید-صربستان-می-رود-سماور-راهی-جشنواره-چای ​«تارو گومی» با بازی‌های فکری به ایران آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256197/تارو-گومی-بازی-های-فکری-ایران-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات فنی ایران (کتاب‌های نردبان) «بازی‌های فکری برای دست‌های کوچک» اثری از تاروگومی با ترجمه نگار عجایبی به زودی وارد بازار کتاب می‌شود. نگار عجایبی مترجم این کتاب گفت: این اثر به آموزش مفاهیم ریاضی برای کودکان پیش از دبستان می‌پردازد و بر مبنای بازی و سرگرمی خلق شده است. وی ادامه داد: نویسنده در این کتاب از مخاطب خود می‌خواهد تا در کشف رنگ‌ها، اعداد،‌شمارش،تفاوت‌ها و ....قدم بردارد. درنهایت این اثر قرار است به مخاطب بیاموزد که خوب مشاهده و فکر کند. این مترجم همچنین گفت: «بازی‌های فکری برای دست‌های کوچک» در قالب جملات کوتاه و سوال مفاهیم خود را منتقل می کند. گفتنی است این کتاب در 2 هزار نسخه و با قیمت12هزارتومان منتشر شده است.» گفتنی است تارو گومی نویسنده و تصویرگر سرشناس ژاپنی است که آثار متعددی از او در ایران منتشر شده است.  ]]> کودک و نوجوان Sun, 31 Dec 2017 09:34:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256197/تارو-گومی-بازی-های-فکری-ایران-آمد برترین داستان‌نویسان رضوی جشنواره قصه‌گویی کانون معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256186/برترین-داستان-نویسان-رضوی-جشنواره-قصه-گویی-کانون-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هیات داوران این جشنواره سه اثر را به عنوان برگزیده و هشت اثر را به عنوان تقدیری معرفی کردند. بر این اساس، مرضیه فعله‌گری با داستان «می‌فهمی لیلا؟» و معصومه کریمی با داستان «اینجا همه زائریم» هر دو از استان همدان و آسیه رحمتی با داستان «زیر نور خورشید» از استان خوزستان به عنوان سه برگزیده‌ اصلی شناخته شدند. آثار این نویسندگان از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر خواهد شد. هیات داوران همچنین با توجه به سطح کیفی داستان‌های ارایه‌شده، هشت داستان را برای چاپ در کتاب جشنواره انتخاب و معرفی کردند. لوح تقدیر و یک نسخه از کتاب جشنواره برای این تقدیرشدگان ارسال خواهد شد. بر همین اساس، لیلا تقوی با داستان «باغ هزار دخترون»، سمیه آورند با داستان «همسفر خورشید» و نرگس عرفانی‌نیا با داستان «کوه سنگی» هر سه از استان فارس و لیلا سپهری و منصوره محمدی با داستان‌های «چای و نبات» و «کفشداری شماره 17» هر دو از استان خوزستان تقدیر شده است. همچنین الهام فلاح‌یساولی از خراسان رضوی با داستان «صاحب این خانه»،‌ آزاده تحویلی با داستان «کاشی‌های فیروزه‌ای اینجا گوش دارند» از استان اصفهان و ماندانا واحدی با داستان «گمشده» از استان تهران در فهرست تقدیرشدگان قرار دارند. گفتنی است این مسابقه هم‌زمان با فراخوان جشنواره از مربیان کانون و داستان‌نویسان آزاد دعوت کرد تا آثار خود با موضوع امام رضا(ع) را به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند. با پایان مهلت ارسال آثار، هیات داوران متشکل از سودابه امینی، کامران شرف‌شاهی و مصطفی رحماندوست 76 اثر را بررسی کردند. از این تعداد 47 داستان متعلق به مربیان کانون و 29 داستان از سوی مخاطبان آزاد خلق شده بود. بر اساس خبر روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، برندگان این مسابقه جوایز خود را در آیین پایانی بیستمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری دریافت خواهند کرد. ]]> کودک و نوجوان Sun, 31 Dec 2017 09:31:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256186/برترین-داستان-نویسان-رضوی-جشنواره-قصه-گویی-کانون-معرفی-شدند پوستر نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256191/پوستر-نهمین-دوره-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی از پوستر برگزیده نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان سه‌شنبه 12 دی ماه 1396 برگزار می‌شود. نهمین دوره جشنواره كتاب برتر کودک و نوجوان برای نخستین بار در تاریخ برگزاری خود، در سال جاری مسابقه طراحي پوستر خود را طي فراخواني همگاني برگزار کرد كه در نتیجه آن 90 اثر به دبيرخانه جشنواره رسید. در ادامه و با داوری پريسا خضابي، مسعود نجابتي، كيانوش غريب‌پور، پژمان رحيمي‌زاده در مرحله اول داوری 15 اثر به دور نهايی راه يافت که در نمایشگاهی در باغ کتاب به نمایش در آمد و پس از آن نیز دو اثر از این مجموعه به عنوان برگزیده اول و دوم معرفی شد. بر این اساس در مراسم رونمایی، از پوستر طراحی شده توسط آذر تیموری که به عنوان نفر اول و رجبعلی خدایی نیز به عنوان نفر دوم رونمایی خواهد شد. این مراسم روز سه‌شنبه 12 دی ماه از ساعت 14:30 در باغ کتاب تهران برگزار خواهد شد و برگزیدگان و داوران درباره آثار خود توضیحاتی ارائه خواهند کرد. نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می‌شود در در دی ماه  سال جاری برگزار خواهد شد.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 31 Dec 2017 08:40:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256191/پوستر-نهمین-دوره-جشنواره-کتاب-برتر-کودک-نوجوان-رونمایی-می-شود کتابی که مشکل تشخیص چپ و راست کودکان را حل کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256180/کتابی-مشکل-تشخیص-چپ-راست-کودکان-حل-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «ما می‌توانیم» نوشته آرزو مصطفی با تصویرگری یکتا شیرکوند از سوی انتشارات گیوا برای کودکان گروه سنی «ب و ج» منتشر شده است.   آرزو مصطفی درباره این کتاب به ایبنا گفت: این کتاب شامل 4 داستان است که به صورت دوطرفه منتشر شده است. یعنی کودک از هر طرفی کتاب را باز کند با تصاویر زیبا و داستان روبه‌رو می‌شود. چون تشخیص سمت چپ و راست برای اغلب کودکان مشکل است با این کار مشکل آنها را برطرف کرده‌ایم.   این نویسنده درباره پیام کتاب هم توضیح داد: کل مفهومی که از داستان‌های این کتاب به مخاطبان منتقل می‌شود این است که هر آدمی از موقعیتش راضی نباشد می‌تواند موقعیتش را تغییر دهد و جایگاه دیگری کسب کند.   وی در ادامه به محتوای داستان‌ها اشاره کرد و گفت: یکی از داستان‌ها با عنوان «یه دونه هویج» درباره هویجی است که دوست ندارد فروخته شود و ماجراهایی برایش رخ می‌دهد تا اینکه بالاخره دماغ آدم برفی می‌شود. داستان «یه مشت آلبالو» هم درباره تعدادی آلبالو است که سعی می‌کنند سمی شوند تا حشرات آنها را نخورند و بالاخره تزئین به عنوان کیک استفاده می‌شوند. داستان «دونه تپلی» هم درباره دانه‌ای است که باد با آن بازی می‌کند و بالاخره در دل سنگی جوانه می‌زند. داستان «خیلی تخمه هندونه» هم درباره تعدادی هندوانه نارس است که فکر می‌کنند هیچ کاربردی ندارند اما کشاورز از تخمه‌های آنها در شب یلدا استفاده می‌کند.   کتاب «ما می‌توانیم» نخستین اثر آرزو مصطفی است و به زودی کتاب‌های «خاطرات یک مارمولک» و «کوکی کوکی» از او منتشر خواهد شد.   انتشارات گیوا، کتاب «ما می‌توانیم» را با شمارگان سه هزار نسخه و قیمت 79 هزارریال منتشر کرده است.  ]]> کودک و نوجوان Sun, 31 Dec 2017 06:53:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256180/کتابی-مشکل-تشخیص-چپ-راست-کودکان-حل-کرده تجلیل از ۴۱ اثر برگزیده و تقدیری در دارالفنون http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256152/تجلیل-۴۱-اثر-برگزیده-تقدیری-دارالفنون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش؛ پیش از ظهر روز سه‌شنبه پنجم دی ماه محمد ناصری در نشست خبری که در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی برگزارشد، اظهار کرد: هنوز نیازسنجی واقعی از دانش آموزان صورت نگرفته است. وی ارائه کتاب های کمک درسی با این حجم برای دوره ابتدایی و دوره اول متوسطه را مخرب دانست و گفت: ارائه این کتاب‌ها دانش‌آموزان را از سایر فعالیت‌های تربیتی و پرورشی باز می‌دارد، بنابراین کنترل و مهار توزیع کتاب‌های درسی در دوره‌های مذکور ضروری است. ناصری ادامه داد: اگر کتاب‌های کمک درسی مبتنی بر اهداف نظام تعلیم وتربیت تدوین نشود نه تنها کمک درسی نیست بلکه اخلال گر کتاب‌های درسی نیز هست، بنابراین کتاب وکتابخوانی مهم است اما اگر محتوای کتاب‌ها به گونه‌ای باشد که دانش‌آموزان را از مطالعه وکتاب‌خوانی سرخورده کند پس وجود این کتاب ها برای دانش‌آموز مضر است. وی نهادینه کردن فرهنگ مطالعه را منوط به عزم خانواده‌ها دانست و خاطرنشان کرد: مدارس ملزم هستند برای انتخاب کتاب‌های کمک درسی به فهرستگان مراجعه کنند و این فهرستگان در سایت سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی ارائه شده است. مدیرکل دفتر انتشارات و تکنولوزی وزارت آموزش و پرورش از برگزاری پانزدهمین جشنواره کتاب رشد در دوشنبه آینده در دارالفنون تهران خبرداد و عنوان کرد: در این جشنواره۲۸۰۰ کتاب از۴۰۰ ناشر شرکت داشتند که البته آمار کتاب‌های رسیده به جشنواره بیش از ۴۶۵۰ عنوان کتاب و متعلق به۵۰۰ ناشر است. وی کتابی را که از۲۰۰ امتیاز تعیین شده۱۲۰ امتیاز کسب کند را کتاب مناسب دانست و افزود: این جشنواره دو مرحله‌ای است در مرحله اول کتاب‌های رسیده توسط۲۰۰ نفر در یک بازه زمانی یک ساله مورد ارزیابی قرار گرفته اند و در مرحله بعد کتاب‌هایی که امتیازات لازمه را کسب کردند طی سه ماه اخیر توسط۳۰ گروه داوری ۳ نفره مورد داوری قرار گرفتند. بر اساس خبر پایگاه خبری انتشارات مدرسه، ناصری بیشترین کتاب‌ها در گروه‌های داوری را به ترتیب، داستان دوره ابتدایی، مدیریت خانواده، بهداشت و کودک یاری، شعر و قصه پیش‌دبستانی، داستان متوسطه، زبان وادبیات فارسی، کتاب‌های آموزشی پیش دبستانی و علوم تربیتی برشمرد و خاطرنشان کرد: در حاشیه این جشنواره، نمایشگاهی از آثار نامزدها برپا می‌شود و از چندین راهنمای تولید کتاب‌های آموزشی رونمایی خواهد شد. مدیرکل دفتر انتشارات و تکنولوزی وزارت آموزش و پرورش گفت: در گروه‌های سی‌گانه ۱۲۷ عنوان کتاب نامزد شده‌اند و از این تعداد ۱۰ عنوان برگزیده جایزه نخست و۳۱ عنوان تقدیری جایزه دوم را دریافت می‌کنند و در مجموع ۴۱ اثر معرفی می‌شوند. ]]> کودک و نوجوان Sat, 30 Dec 2017 10:11:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256152/تجلیل-۴۱-اثر-برگزیده-تقدیری-دارالفنون رمان «هستی» به زبان ترکی استانبولی خواندنی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256141/رمان-هستی-زبان-ترکی-استانبولی-خواندنی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، مذاکره‌های اولیه با انتشارات «تیماس» هم‌زمان با برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2017 در آلمان صورت گرفت و پس از آن این ناشر ترکیه‌ای رمان دیگری از حسن‌زاده به نام «زیبا صدایم کن» را به زبان ترکی استانبولی با عنوان «Bul Beni Ziba» و با ترجمه «نزهت بشتی» در 208 صفحه منتشر کرد. این ناشر هم‌اکنون پس از عقد قرارداد برای انتشار رمان «هستی» در عین حال در حال بررسی برای خرید حق نشر کتاب‌های تصویری فرهاد حسن‌زاده مانند «کوتی کوتی» و «آقا رنگی و گربه‌ی ناقلا» است. «هستی» یکی از پرمخاطب‌ترین رمان‌های نوجوان کانون است که برای اولین بار در سال 89 از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد و داستان آن درباره‌ی دختر نوجوانی‌ است که نمی‌خواهد مثل دخترهای هم سن و سالش باشد و کارهای دخترانه کند. او دوست دارد کارهای پسرانه بکند. آرزو دارد وقتی بزرگ شد راننده تریلی، خلبان و یا دروازه‌بان تیم فوتبال شود. از موفقیت‌های این کتاب می‌توان به کسب جایزه‌ اول مخاطبان نوجوان و دریافت نشان «لاک پشت نقره‌ای» از اولین جشنواره لاک‌پشت پرنده در سال 91، دریافت لوح ویژه از شورای کتاب کودک در همان سال، نامزد جایزه کتاب سال ایران در سال ۱۳۹۰ و  نامزد جشنواره کتاب کانون در سال۱۳۹۱ اشاره کرد. فرهاد حسن‌زاده امسال از سوی ایران نامزد دریافت جایزه‌های مسابقات ادبی آستیرید لیندگرن و هانس کریستین اندرسن در سال 2018 شده است. ]]> کودک و نوجوان Sat, 30 Dec 2017 09:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256141/رمان-هستی-زبان-ترکی-استانبولی-خواندنی-می-شود