خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين تازه‌های کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/new_books Thu, 19 Oct 2017 16:03:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 19 Oct 2017 16:03:37 GMT تازه‌های کتاب 60 کتاب گویای «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/253020/کتاب-گویای-تسلی-بخشی-های-فلسفه-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) استفاده از کتاب گویا یکی از ضروریات زندگی پرمشغله امروزیست. از کتاب‌های گویا می‌توان هنگام رانندگی، قدم زدن، زمان رفت و آمد به محل کار و تحصیل، حین انجام کارهای روزانه، پیش از خواب و ... استفاده کرد و از اوقاتی که به طور عادی هدر می‌روند نهایت بهره را برد.  کتاب «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» می‌کوشد تا با استناد به آثار شش فیلسوف بزرگ راه‌حل‌هایی برای مشکلات روزمره ما ارائه کند با خواندن این کتاب از «سقراط» می‌آموزیم که عدم محبوبیت را نادیده انگاریم؛ «سنکا» به ما کمک می‌کند تا براحساس یأس و ناامیدی غلبه کنیم؛ و «اپیکور» بی‌پولی ما را چاره می‌کند. «مونتنی» راهنمای مناسبی برای درمان ناکارآیی‌های ماست؛ عشاق دلشکسته می‌تواند با خواندن آثار «شوپنهاور» تسلی‌خاطر یا کسانی که در زندگی با سختی‌های زیادی روبر هستند با «نیچه» همذات‌پنداری خواهند کرد. کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه یکی از آخرین آثار آلن دوباتن است که تاکنون بیش از دویست هزار نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. آلن دو باتن یک نویسنده، فیلسوف و مجری تلویزیون ساکن بریتانیا است. کتاب‌های او موضوعات مختلفی را به شیوه‌ای فلسفی با تأکید بر ارتباط آن با زندگی روزمره بررسی می‌کند. در سال ۲۰۰۸ او یکی از اعضای هیئت مؤسس یک سازمان جدید آموزشی با نام مدرسه زندگی بود. دو باتن دوره دکتری فلسفه را در دانشگاه هاروارد آغاز کرد ولی برای نوشتن کتب فلسفی به زبان ساده، آن را نیمه کاره رها کرد. مهم‌ترین کتب الن دو باتن، تسلی بخشی‌های فلسفه، هنر سیر و سفر و پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند، نام دارند. ]]> تازه‌های کتاب Wed, 18 Oct 2017 12:27:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/253020/کتاب-گویای-تسلی-بخشی-های-فلسفه-منتشر اصول و عناصر طراحی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253001/اصول-عناصر-طراحی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه شرق، «مبانی طراحی» کتابی است در سیزده فصل و نسخه‌ای که اساس ترجمه فارسی بوده ویراست هشتم این کتاب است. گرچه نویسندگان در هر ویراست تازه‌شان تغییراتی اساسی در آن به وجود نیاورده‌اند اما آن‌طور که خودشان توضیح داده‌اند، در هر ویراست مواد، قالب‌های بیان جدید و نقاشی‌های جدید و تصویرهای جدید برگرفته از هنرهای محلی به کتاب اضافه شده‌اند. نویسندگان از تحولی دیگر هم نوشته‌اند: «حلقه‌های ارتباط میان بخش‌های مختلف متن به یک‌دیگر پیوند می‌خورند و به دنبال تحقق این پیوندها است که اندیشه‌های مطرح‌شده در کتاب، از یک بخش به بخش دیگر آن طنین‌انداز می‌شوند. آشکارترین نمود این پدیده را زمانی می‌بینیم که مسیر دو نقاشی تکرارشده در هر فصل را دنبال و ردیابی کنیم.» این کتاب در بخش‌های مختلفش مباحث مختلف طراحی را مطرح کرده است. «مبانی طراحی» درواقع دو بخش اصلی دارد که اصول طراحی و عناصر طراحی نام دارند. هر یک از این بخش‌های عمده شامل فصل‌های مختلفی هستند که عناوین آنها عبارت است از: فرآیند طراحی، یک‌پارچگی، تأکید و نقطه کانونی، مقیاس و نسبت، تعادل، ضرب‌آهنگ، خط، شکل، الگو و بافت، تجسم ژرفای فضا، پندار حرکت، ارزش رنگ و رنگ.   آن‌طور که اشاره شد، چندین تصویر تازه و همچنین چندین مبحث جدید به ویراست هشتم کتاب افزوده شده‌اند که مهم‌ترین این افزوده‌ها به این شرح هستند: در فصل‌های دو و سه کتاب با نمونه‌های جدیدی از طراحی گرافیکی روبرو هستیم. در فصل چهار، آثار تازه‌ای از نقاشان معاصر، شامل پاول پپرستاین از نظر می‌گذرد که در نمایشگاه دوسالانه ٢٠٠٩ ونیز، درخششی ویژه داشت. فصل پنج در این ویراست، شامل گونه‌ای از بحث در زمینه تقارن یا قرینگی می‌شود که ما آن را در چهره انسان مشاهده می‌کنیم. در فصل شش دو نمونه از پوسترهای جاز، از میان ده‌ها پوستر طراحی‌شده به دست نیکلاوس تروکسلر از نظر می‌گذرد. فصل هفت در این ویراست، دربرگیرنده نمونه‌هایی از خط بی‌روح به‌کاررفته در نقشه توپوگرافیکی تا نشان‌دادن پیکاسو در حین طراحی با نور در هوا است. در فصل ٨، اصول گوناگون هنر و طراحی،‌ با ژرف‌نگری بیش‌تری عرضه شده است. چنین اشتیاقی به شکل، در طراحی مد و هنر نقاشی نیز مشهود است. در فصل نه با شکل‌های استحاله‌یافته‌ای از مواد یافت‌شده انی البرت و بافت‌های آنها برای هدف‌های تزیینی آشنا می‌شویم. در فصل ده می‌توان تجسم فضا را به کمک طراحی پرسپکتیو، در یکی از نقاشی‌های ناتمام لئوناردو و طراحی‌های فرانک لوید رایت مشاهده کرد. در فصل یازده، بحث حرکت مجسم، شامل یک «لحظه تصمیم»، شکارشده به دست کارتیه برسون و تصویر دیجیتال یک رقصنده، از کارهای الیوت بارناتان، گسترش می‌یابد و دنبال می‌شود. فصل دوازده به بررسی محدوده ادراک انسانی، با ارائه نمونه‌ای از نقاشی‌های رومن اوپالکا، ‌درحالی‌که این آثار به نقطه پایان خود، یعنی سفید روی سفید نزدیک می‌شوند، اختصاص دارد. فصل سیزده حاوی نگرشی نو به سیر تحول تخته‌رنگ‌ها یا مجموعه‌ رنگ‌های نقاشان در طول سده‌های گذشته است.   ]]> تازه‌های کتاب Wed, 18 Oct 2017 06:24:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253001/اصول-عناصر-طراحی دانش ارتباطات يا علم پروپاگاندا! http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253047/دانش-ارتباطات-علم-پروپاگاندا   به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه اعتماد، دانش ارتباطات و جنگ رواني، كتابي است در حوزه جامعه‌شناسي معرفت، كه رابطه توليد دانش و شرايط اجتماعي و سياسي را واكاوي مي‌كند. در اين كتاب مشخصا به اين مساله پرداخته مي‌شود كه در پانزده سال پس از جنگ جهاني دوم، كه جنگ سرد در دوران اوج خودش بود و ايالات متحده امريكا ترجيح مي‌داد درگير جنگ بزرگ تازه‌اي نشود، نياز سياستمداران امريكايي به تحقق اهداف‌شان از طريق جنگ رواني، چه تاثيري بر شكل‌گيري و هدايت دانش ارتباطات داشت. كريستوفر سيمپسون، نويسنده كتاب، ابتدا به اين نكته مي‌پردازد كه «تحقيقات ارتباطات... بين سال‌هاي ١٩٥٠ تا ١٩٥٥ به رشته‌اي متمايز در جامعه‌شناسي (با همه ابزارهاي مورد نياز مانند كالج‌ها، دوره‌هاي درسي، مراجع صدور مدرك دكترا و...) تبديل شد» و امروزه بخش عمده‌اي از زيربناي آموزشي خبرنگاران رسانه‌ها و پرسنل روابط عمومي و تبليغات نهادهاي گوناگون را تشكيل مي‌دهد. وي درباره نسبت قدرت سياسي در ايالات متحده با تكوين و تكامل دانش ارتباطات، مي‌گويد: «حاكميت معمولا به طور مستقيم مشخص نمي‌كرد كه دانشمندان چه چيزي مي‌توانند بگويند يا نمي‌توانند، اما تاثيري معنادار بر انتخاب اينكه گفته‌هاي چه كسي در اين حوزه نقش «مرجع» را بازي مي‌كند مي‌گذاشت. » بنابراين، اين كتاب را مي‌توان پژوهشي در زمينه رابطه «دانش و قدرت» قلمداد كرد كه توان قدرت سياسي و قدرت اجتماعي را بر شكل‌گيري دانش در دوره‌اي خاص را بررسي مي‌كند. سيمپسون در كتابش سه كار عمده انجام مي‌دهد. نخست، طرحي كلي از تاريخچه جنگ رواني در امريكا در سال‌هاي ١٩٤٥ تا ١٩٦٠ به دست مي‌دهد. دوم، سهم محققان و نهادهاي برجسته دانش ارتباطات جمعي را در اين زمينه بررسي مي‌كند. سوم، تاثير برنامه‌هاي جنگ رواني بر تصورات عمومي ايجاد شده نسبت به علم ارتباطات را مي‌كاود. وي تاكيد مي‌كند كه سي.‌آي.‌اي در دوران پس از جنگ جهاني دوم، تقريبا تمام تحقيقات علم ارتباطات را به سمت «تكنيك‌هاي ترغيب و اقناع، اندازه‌گيري افكار، بازجويي، بسيج سياسي و نظامي، انتشار ايدئولوژي» و مسائلي از اين دست سوق داد. به نوشته سيمپسون، دستاوردهاي اين تحقيقات بسيار بيش از آن بود كه پول بخش خصوصي به تنهايي توان محقق كردن آن را داشته باشد. در واقع پول دولت امريكا در دوران مذكور، بيش از ٧٥ درصد از بودجه‌هاي سالانه مهم‌ترين مراكز مطالعات ارتباطات در جامعه امريكا را تامين مي‌كرد و اين امر غالبا بدون اطلاع افكار عمومي انجام مي‌شد تا خروجي‌هاي تحقيقاتي اين نهادهاي علمي، به صورت «كالاهاي علمي پديدآمده به سفارش دولت» ارزيابي نشوند. مثلا وزارت امور خارجه امريكا، به صورت مخفيانه و غيرقانوني، هزينه مطالعات «مركز ملي افكارسنجي» امريكا را پرداخت مي‌كرد تا نبض افكار عمومي جامعه امريكا را در دوران جنگ سرد در دست داشته باشد. يا سي.‌اي.‌اي با اين استدلال كه بازجويي اسيران را مي‌توان كاربرد ديگري از اصول اجتماعي-رواني بيان‌شده در مطالعات ارتباطات تلقي كرد، مخفيانه هزينه‌هاي مطالعات «اداره تحقيقات علوم اجتماعي» را در مورد شكنجه اسراي جنگي تقبل كرد. سيمپسون پس از اين مثال‌ها، مي‌گويد: «در كل، بدون تزريق منظم پول از طرف آژانس‌هاي نظامي، اطلاعاتي و پروپاگانداي امريكايي به بخش‌هاي پيش روي اين حوزه، احتمال چنداني وجود نداشت كه تحقيقات ارتباطات به شكل امروزي خود درآيد.» پيشبرد تكوين دانش ارتباطات بر مبناي جنگ رواني، طبيعتا منتقدين خودش را داشته است. اين منتقدين معتقد بوده‌اند كه جنگ رواني از منظر آژانس‌هاي امنيتي ايالات متحده امريكا، ابزاري بوده است تا جنبش‌هاي مردمسالار بومي در جهان سوم و حتي در اروپا و خود امريكا، «پا را از گليم خود درازتر نكنند» و زور و دستكاري را جانشين علم ارتباطات راستين كرده و مانع از شكل‌گيري اشكال اصيل‌تر «درك» شده‌ است و در مجموع ابزاري بوده است براي حفظ ساختارهاي اجتماعي عمدتا سوءاستفاده‌گر؛ به خصوص در روابط جهاني شمال- جنوب. اما مدافعان گره خوردن تحقيقات علم ارتباطات به مقوله جنگ رواني، معتقد بودند جنگ رواني، جايگزيني منطقي براي خشونت و هزينه‌هاي سرسام‌آور جنگ متعارف است و مي‌تواند بدون افزايش تلفات، كارايي عمليات نظامي را افزايش دهد. اما اصطلاح «جنگ رواني» از كجا مي‌آيد؟ سيمپسون مي‌گويد: «اين واژه نخستين بار در {زبان} انگليسي در سال ١٩٤١ در متني پيرامون استفاده نازي‌ها از پروپاگاندا، ستون پنجم و وحشت‌آفريني در نخستين مراحل جنگ اروپايي پديدار شد. » اما تعريف جنگ رواني دقيقا چيست؟ «مجموعه استراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي طراحي شده براي دستيابي به اهداف ايدئولوژيك، سياسي يا نظامي سازمان‌هاي حامي (نوعا دولت يا جنبش‌هاي سياسي) از طريق بهره‌گيري از ويژگي‌هاي فرهنگي-رواني جامعه مخاطبان هدف و نظام ارتباطي آن.» در جنگ رواني امريكايي، خرابكاري و ترور هم جزو موارد مجاز بوده است. پروپاگاندا هم به سه شكل سفيد و سياه و خاكستري رايج است. پروپاگانداي سفيد «بر سادگي، شفافيت و تكرار تاكيد مي‌كند... ايالات متحد نيز علنا ترويج اين نوع اطلاع‌رساني از طريق خروجي‌هايي از قبيل صداي امريكا را تاييد مي‌كرد.» پروپاگانداي سياه «بر مشكل، سردرگمي و وحشت‌آفريني تاكيد مي‌كند.» جعل اسناد دشمن و توزيع آنها ميان مخاطبان هدف براي اعتبارزدايي از قدرت‌هاي رقيب، يك نمونه از پروپاگانداي سياه است. سيمپسون مي‌گويد دولت امريكا استفاده از پروپاگانداي سياه را رسما انكار مي‌كند اما اين ابزار از اجزاي لاينفك سياست خارجي و داخلي ايالات متحده بوده است. پروپاگانداي خاكستري، مابين سياه و سفيد و شامل درج اطلاعات غلط پيرامون رقبا در آن دسته از خروجي‌هاي خبري است كه مدعي استقلال از دولت امريكا هستند. سيمپسون در مجموع بر كاناليزه شدن روند تحقيقات در دانش ارتباطات در امريكاي پس از جنگ جهاني دوم، تاكيد ويژه‌اي دارد و مي‌گويد: «برخي بخش‌هاي قدرتمند دولت، به خصوص اف.بي.‌آي و ساير آژانس‌هاي امنيت داخلي، مفاهيم رقيب علمي در حوزه ارتباطات را به‌شدت تحت فشار قرار مي‌دادند؛ به خصوص آن روندهاي تفكر انتقادي را كه، به زعم اين آژانس‌ها، براندازانه قلمداد مي‌شدند. به واسطه تلخي و گزندگي جنگ سرد و اثر و نفوذ مك‌كارتيسم... به دست دادن تحليل‌هاي نامتعارف پيرامون رابطه ميان ارتباطات و ايدئولوژي مي‌توانست پيامدهايي همچون محروميت حرفه‌اي، بازجويي‌هاي خصمانه اف.‌بي.آي، حملات مطبوعاتي و حتي خشونت را به دنبال داشته باشد. در دهه‌هاي ١٩٤٠ و ١٩٥٠، تحقيق جامعه‌شناسانه (اگر كه منتقد نهادهاي امريكايي قلمداد مي‌شد) ريسك‌هاي حرفه‌اي جدي براي محققان به دنبال داشت و امروزه نيز گاهي اوقات چنين خطرپذيري‌هايي وجود دارند.» ]]> تازه‌های کتاب Thu, 19 Oct 2017 07:24:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253047/دانش-ارتباطات-علم-پروپاگاندا ما به بالاپشته نمي‌رسيم! http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253046/بالاپشته-نمي-رسيم  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه اعتماد، در «سفر به شب»، مثلا برخلاف «آوازهاي ننه‌آرسو» يا «مسافران» و «سگ‌كشي» و «وقتي همه خوابيم»، زبان موضوعيت دارد نه طريقيت. در واقع «زبان» در اين فيلمنامه، شأني فراتر از «خدمتگزاري داستان» دارد. ارزش زباني ويژه اين اثر، تا حدي ناشي از واكاوي بيضايي در گويشي روستايي و مهجور است كه امروزه براي اكثر خوانندگان شهري آثار بيضايي، نسبتا ناشناخته و تازه است؛ اما دليل مهم‌تر ارزش زباني «سفر به شب»، تركيب‌سازي‌هاي بديع و مكرر بيضايي است. در تاييد وجه نخست اهميت زبان اين فيلمنامه، نيم‌نگاهي به اسامي آدم‌هاي داستان كفايت مي‌كند: پيرزاغفور، پري‌زادلشاد، ابرام‌عمه، خاله‌زاجمعه، عيسا كوه‌دشتي، پري‌دايي، خان‌خان‌باشي؛ نام‌هايي غير شهري، كه برآمده از ادبيات و ادبيتي روستايي‌‌اند. پيرزاغني و پيرزاغفور، پدربزرگ‌هاي عروس و دامادند، پري‌زاخورشيد و پري‌زادلشاد، مادربزرگ‌هاي‌شان. بر نگارنده روشن نيست كه قصه دقيقا در كدام منطقه ايران مي‌گذرد اما به نظر مي‌رسد آدم‌ها و ادبياتشان متعلق به منطقه‌اي كويري در جنوب يا جنوب‌شرقي ايران و شايد هم متعلق به روستاهاي نه‌چندان جنوبي خراسان باشند. حوالي نيشابور مثلا. به هر حال مكان قصه هر جا كه باشد، جايي است كه مردمانش پدربزرگ را پيرزا مي‌گويند و مادربزرگ را پري‌زا. اما جدا از اين ويژگي خوشايند زبان قصه بيضايي، تركيب‌سازي‌هاي متعدد و دلنشين او هم تازگي و درخشندگي خاصي به متن فيلم‌نامه داده است. حين خواندن فيلمنامه، مكرردرمكرر با تركيب‌سازي‌هاي بيضايي مواجه مي‌شويم كه از جهاتي، پاره‌اي از ترجمه‌هاي شاملو، به ويژه ترجمه درخشان شاملو از رمان «پابرهنه‌ها» را تداعي مي‌كنند؛ با اين تفاوت كه داستان آن رمان در روستايي رومانيايي مي‌گذشت ولي داستان بيضايي در روستايي ايراني. به هر حال اين كثرت مصداق جسارت است و نوعي فضيلت در به‌كارگيري زبان براي روايت داستان. مثلا به تركيب‌سازي‌هاي بيضايي در اين جملات بنگريد: «پيرزاغني... سروتن‌جنبان به ساززن نزديك مي‌شود»، «عيسا... ميان چهار ينگه‌ي خود كه... هنوز خندان‌خندان و يك‌پا‌يك‌پا در جنگ و گريزند»، «حوري دارد يله مي‌شود؛ بادزن به دست و گل‌انداخته و دَم‌زنان... دوستانش درهم‌گويان و شلوغ»، «آينه را كه توري سبزي از خوانچه‌ي عروس بر سرش كشيده‌اند، رقصان و بازي‌بازي جلوي سينه‌ي خود مي‌گيرد»، «زنان... لي‌لي‌لي‌لي‌كُنان نان را مي‌برند به پدر و مادر داماد برسانند»، «غلام دوزانو و سرپايي مي‌نشيند»، «سروساق يكي از يكي گل‌تر!». قطعا تركيب‌هاي «بازي‌بازي» و «خندان‌خندان» مثل «درهم‌گويان» و «يك‌پا‌يك‌پا» تر و تازه نيستند ولي استفاده بجا و دلنشين بيضايي از اين تركيبات زبان محاوره، متن «سفر به شب» را فارغ از روند و غايت داستانش خواندني و خوشايند كرده است. علاوه بر اين، جملاتي از اين دست هم در اين فيلمنامه بيضايي زياد به چشم مي‌خورد: «هر يكي تاي پنجه آفتاب!» (در وصف فرزندان عروس و داماد). نوشتار «سفر به شب»، ويژگي ديگري هم دارد كه در آثار قبلي بيضايي كمتر مشاهده شده است. بيضايي در اين اثر، ظاهرا تحت تاثير داريوش آشوري، به اعراب‌گذاري افراطي روي آورده است. البته صفت «افراطي» را نه در مذمت بلكه صرفا در توصيف اين شيوه اعراب‌گذاري به كار مي‌بريم. از آنجا كه يكي از مشكلات اساسي خواندن هر متني به زبان فارسي، اين است كه خواننده تقريبا پيشاپيش نمي‌داند حرف پاياني كدام كلمه را بايد با علامت كسره بخواند و كدام يكي را با علامت ساكن، بيضايي هم به تبع آشوري، همه واژه‌هاي منتهي به كسره را كسره‌دار كرده است. مثلا: «پيرزاايوب پدرِ حوري» و يا: «توي قفسِ نسبتا بزرگِ كبوترها.» با اين حال اعراب‌گذاري بيضايي تفاوت‌هايي هم با اعراب‌گذاري داريوش آشوري دارد. آشوري علامت كسره را پس از حرف «ي» پاياني واژه‌ها نيز مي‌گذارد كه زايد به نظر مي‌آيد. اما بيضايي از اين كار پرهيز كرده است و مثلا در همين جمله «توي قفسِ نسبتاً بزرگِ كبوترها... »، نيازي نديده است واژه «توي» را هم به علامت كسره مزين كند. اما اعراب‌گذاري بيضايي از حيث ديگري به‌شدت افراطي است و دليلش هم نامعلوم. در سراسر متن، با جملاتي از اين دست مواجه مي‌شويم: «پري‌دايي كه چند سالي بُزُرگتر است»، «حوري... از شيشه پشتِ اتوبوس می‌نگَرَد و دستَش را دراز می‌کُنَد»، «گاه به اتوبوس نزديك و گاه دور می‌شَوَد». معلوم نيست در اين جملات چرا واژه‌هايي مثل «بزرگ‌تر» و «مي‌نگرد» و «مي‌شود» اعراب‌گذاري شده‌اند. يعني اگر اين مصوت‌ها نبود، خواننده در خواندن اين واژه‌ها مشكل پيدا مي‌كرد؟ و اگر بناست واژه‌هاي متن با چنين اسلوبي اعراب‌گذاري شوند، چرا اين قاعده در سراسر متن رعايت نشده و مثلا «بزرگ‌تر» و «مي‌شود» اعراب‌گذاري شده‌اند و «چند» و «اتوبوس» و «نزديك» نه. درباره محتواي «سفر به شب» هم اين نكته گفتني است كه يكي از تم‌هاي اصلي اين فيلمنامه، تجليل از حكومت رضاشاه يا دست‌كم ستايش امنيت رضاخاني است. زمان داستان، دوران پس از سقوط رضاشاه است كه خان‌هاي سركوب شده، از پستو به درآمده‌اند و فيل‌شان ياد هندوستان كرده! خان‌خان‌باشي، همبستر شدن با حوري تازه‌عروس را حق خودش مي‌داند و ناامني جاده در غياب حكومت رضاشاه، يكي از درونمايه‌هاي قصه است. ]]> تازه‌های کتاب Thu, 19 Oct 2017 07:19:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253046/بالاپشته-نمي-رسيم