خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين تازه‌های کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/new_books Tue, 20 Nov 2018 19:19:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 20 Nov 2018 19:19:16 GMT تازه‌های کتاب 60 میرزاده: مرزهای ادب شرعی کجاست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267899/میرزاده-مرزهای-ادب-شرعی-کجاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی از مجموعه «آهوانه‌ها» اثر سید‌محمد‌ سادات اخوی، امروز (دوشنبه 28 آبان‌) با حضور نویسنده و ویراستاران این مجموعه و جمعی از اهالی فرهنگ و هنر در موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار شد.   حاج حسین ملک، کتاب را مبنای ترقی معارف می‌دانست رضا دبیری‌نژاد؛ معاون فرهنگی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک در بخش ابتدایی این آئین، ضمن تبریک هفته کتاب و کتابخوانی به اهالی فرهنگ و ادب، بیان کرد: خوشحالیم که در موقوفه 81 ساله حاج حسین آقا ملک،‌ رونمایی از کتاب‌هایی با موضوع امام رضا (ع) انجام می‌شود. حاج حسین آقا ملک، کتاب را مبنای ترقی معارف می‌دانست و با همین نیت کتابخانه خود را وقف آستان مقدس علی بن موسی‌الرضا (ع) کرد. او کتاب را یک امر جاری دیده و با همین نیت، کتابخانه ملک نیز همچنان جاری و ساری است. آثار موفق ادبیات دینی، آثار جوششی هستند در ادامه این آئین احمد میرزاده؛ معاون تولید به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)، گفت: قدم زدن و قلم زدن درباره اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، توفیقی است که تنها نصیب برگزیدگان و نظرکردگان حضرت احدیت می‌شود. عمدتا آثار موفق ادبیات دینی، آثار جوششی هستند. یکی از دلایل آن نیز، دشواری‌ها و تنگناهای تولید آثار دینی است. البته تاکید بیشتر روی ادبیات دینی است که خود همین ترکیب ادبیات دینی شاید نوعی پارادوکس ایجاد کند، چراکه ادبیات عرصه تخیل، نوآوری و بدعت‌ها و بدعت در دین مذموم شمرده می‌شود. دین عرصه پایبندی به سنت‌ها و باورهای ثابت و اصول پابرجاست.   وی افزود: نویسنده ادبیات دینی روی یک مرز باریک و خطیر حرکت می‌کند و از هر طرف امکان سقوط دارد.از یک طرف ممکن است به ورطه آثار تکراری و مبتذل بیافتد و از طرف دیگر ممکن است به ورطه دروغ‌ بستن نسبت به خدا و پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) نزدیک شود. تولید ادبیات به معنای هنر زبانی لدت‌بخش مبتنی بر رعایت یک سری چهارچوب‌ها است که انطباق آن با ضوابط دینی کار دشواری است. میرزاده اظهار کرد: نویسنده حوزه دین برای ایجاد همزادپنداری با مخاطب، نیازمند دانستن جزئیات است و منابع و اسناد نیز بیشتر به کلیات اکتفا کرده‌اند، در نتیجه اگر مخاطب از جزئیات آگاه نشود ممکن است به تخیل خود روی آورد و این نقطه خطر است. نکته‌ مهم در این زمینه این است که مرزهای ادب شرعی کجاست؟ متون کلاسیک شیعه مانند «اصول کافی»، «التهذیب» و «بحار‌الانوار» چندان کتاب‌های سهل و ساده‌ای برای کسی که متخصص در امور دینی نباشد، نیستند و اینجاست که نویسنده ناچار می‌شود به آثار بازنویسی‌شده و خلاصه‌های دست چندم این آثار مراجعه کند و این دور شدن از چشمه اصلی شاید مشکلاتی نیز برای اثرش ایجاد کند. برخی از این منابع دست اول نیز بدون خدشه نیستند.   معاون تولید به‌نشر ادامه داد: مخاطب ادبیات دینی با مخاطب آثار پژوهشی دینی متفاوت است. مخاطب ادبیات دینی، متخصص دین‌شناس نیست، بلکه مخاطب عام است و اگر نویسنده ادبیات دینی به مشهورات توجه کند، شاید نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. حساسیت هم روی آثار دینی زیاد است و اینگونه آثار مورد ممیزی‌های دقیق‌تری قرار می‌گیرند. به دلیل تقاضای زیادی که برای اینگونه آثار وجود دارد، آثار شبه‌ادبی فراوانی تولید می‌شود که عرصه را برای دیگر آثار ادبیات دینی تنگ می‌کند و کار را برای نویسنده و ناشر دشوار می‌کند. وی با اشاره به اینکه بسیاری از بزرگان ادبیات دنیا معتقدند که ادبیت ادبیات به فرم است نه محتوا، افزود: همین بزرگان در دو مورد معتقدند محتوا در افزایش ارزش ادبی نقش دارد: 1- هماهنگی محتوا و لفظ 2- محتوا آنقدر بلند باشد که فرصت خلق زیبایی را به نویسنده بدهد. کدام معانی بلندتر از معارف دینی است؟   میرزاده تصریح کرد: در به‌نشر سالانه حدود 400 عنوان کتاب چاپ می‌کنیم که 300 عنوان از آن‌ها در حوزه معارف اسلامی است. این آثار شامل آثار پژوهشی دینی، آثار ترویجی و آموزشی، آثار ادبی، دلنوشته‌ها و ... است که مجموعه «آهوانه‌ها» رنگ‌وبویی از همه اینها دارد. سادات اخوی برای ارائه مفهوم موردنظر خود، سبکی خاص بوجود آورده است. او به لحاظ ادبی شاگرد برجسته‌ترین نویسندگان و شاعران انقلاب بوده و سال‌هاست با بُن‌مایه‌های دینی، کار و مطالعه و پژوهش کرده است. دیگر کار تلویزیون و کتاب‌نویسی هم چندان برایم اهمیتی ندارد سیدمحمد سادات اخوی نیز در سخنانی کوتاه،‌ گفت: تقریبا هشت سالی به دلایلی در هیچ‌جمعی حاضر نشدم و برنامه‌های رسمی را هم دوست ندارم. سال‌ها مدیریت در بخش‌های مختلف فرهنگی داشتم، ولی امروز دنبال جایی هستم که بوی صفای کامل بیاید نه آداب رسمی. برنامه‌هایی که بویی از معنویت از امام رضا (ع)، خادمان و زائرانش داشته باشد. حتی کار تلویزیون و کتاب‌نویسی هم دیگر چندان برایم مهم نیست. حالا دیگر وقتی است که می‌خواهم کمی به دلم برسم.   وی با طرح معجزه‌ای از کرامات امام رضا (ع) و عمر دوباره‌ای که در شیرخوارگی با نظر لطف ثامن‌الائمه (ع) از خدا گرفته، بیان کرد: تمام عمر فکر کردم چه کنم تا این لطف را جبران کنم و به این نتیجه رسیدم که بسته‌ای با عطر و بوی امام رضا (ع) برای آشنایی بیشتر مردم با آن حضرت، تهیه کنم.   این نویسنده کلام خود را اینگونه پایان داد: برای رسیدن به حاجاتمان با امام رضا (ع) حرف بزنیم و از او جواب بگیریم. برای خودمان، دلمان، همه مردم ایران و همه دنیا با آن بزرگوار حرف بزنیم. ]]> دین‌ Mon, 19 Nov 2018 12:04:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267899/میرزاده-مرزهای-ادب-شرعی-کجاست محمد حسین محمدی: در «پایان روز»گوشه‌ چشمی به مهاجرت هم داشته‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267924/محمد-حسین-محمدی-پایان-روز-گوشه-چشمی-مهاجرت-هم-داشته-ام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمد‌حسین محمدی در توضیح رمان اخیر خود، «پایان روز» که به تازگی از سوی نشر چشمه منتشر شده است، گفت: رمان کوتاهی است در ۱۲۸ صفحه (البته با واژه‌نامه). می‌توان گفت پایان روز کتاب سوم از سه‌گانه‌ی «از یاد رفتن» است. کتاب نخست همان رمان کوتاه «از یاد رفتن»، سپس رمان «ناشاد» که نخست در کابل منتشر شد و در ایران با نام «سیاسر» منتشر شده است و اکنون «پایان روز». این رمان نیز همانند‌ دو‌ رمان پیشین در یک روز می‌گذرد. اَیا در تهران است و بوبو (مادر اَیا) در شهر مزارشریف. داستان به طور موازی پیش می‌رود. شخصیت‌های دو رمان پیشینم نیز در این رمان حضور دارند.» محمدی همچنین گفت: «می‌توان گفت گوشه‌ی‌ چشمی به مهاجرت هم داشته‌ام. اما مسأله‌ی اصلی رمان مهاجرت نیست.» بخشی از متن به انتخاب نویسنده در معرفی کتابش: «اَیا چشم‌هایش را که باز می‌کند، برای ‌لحظه‌یی شک می‌کند که در مزار است یا تهران. همه جا آرام است. فکر می‌‌کند در مزار، در خانه‌ی پدر‌ی‌اش، اگر بیدار شده باشد، وقتی از اتاق برآید، حتمی آفتاب روی حویلی را پر کرده است و بوبویش را خواهد دید که باز از صبح وقت، در حویلی‌شان شور می‌خورد. به ماکیان‌هایش دانه می‌دهد. گاوش را می‌دوشد و... و به گفته‌ی خودش روزش را در حویلی گم می‌کند. اَیا همان‌طور که تخته‌به‌پشت بر جایش دراز کشیده است، رویش را به چپ دَور می‌دهد و به طرف کلکین می‌بیند که نور صبحگاهی از ‌شیشه‌های چَتَل بالایی‌اش که با کاغذ کاهی روزنامه پوشانده نشده‌اند، به درون می‌تابد. مگر هوای اتاق دَم‌کرده و پر از دود سگرت است. و به یاد می‌آورد این‌‌جا تهران است؛ تهران و این اتاق سه در چهار مجردی‌شان که همیشه بوی سگرت می‌دهد؛ ‌در حویلی‌یی با اتاق‌های کرایی برای مجردها‌، در کوچه‌یی تنگ و باریک که رنگ آفتاب را هیچ نمی‌بیند.  چشم‌هایش را با دست می‌مالد و بر جایش می‌نشیند. پتوی پلنگ‌چاپ ایرانی روی پای‌هایش جمع می‌شود. زیرپیراهنی سفید قل‌لُچ‌ در جانش زرد و چِرک به نظر می‌رسد. دست می‌کشد بر صورتش. ریش چند روزه‌اش بر کف دست و انگشت‌هایش می‌خلد. بعد دست می‌کشد بر موی‌های درشت و به نسبت درازش. احساس می‌کند پوست سرش می‌خارد. کلک‌هایش را می‌برد ‌بین موی‌هایش و سرش را می‌خاراند.» ]]> تازه‌های کتاب Mon, 19 Nov 2018 17:35:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267924/محمد-حسین-محمدی-پایان-روز-گوشه-چشمی-مهاجرت-هم-داشته-ام