خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Fri, 14 Dec 2018 21:50:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 14 Dec 2018 21:50:08 GMT هنر 60 چیزی به عنوان سینمای فلسفی وجود ندارد/باید از طریق فیلم‌ها فکر کنیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268991/چیزی-عنوان-سینمای-فلسفی-وجود-ندارد-باید-طریق-فیلم-ها-فکر-کنیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست هفتگی شهرکتاب با موضوع سینما به مثابه فلسفه و با هدف بررسی کتاب «سینما به مثابه تمثیل غار افلاطون» با حضور علی‌اصغر محمدخانی،‌ معاون فرهنگی شهرکتاب، مازیار اسلامی، نویسنده و منتقد سینما و صالح نجفی، پژوهشگر و مترجم و مولف کتاب عصر گذشته سه‌شنبه 20آذر در شهر کتاب بهشتی برگزار شد. در ابتدای این نشست علی‌اصغر محمدخانی درباره مجموعه‌ کتاب‌های 10جلدی «سینما به مثابه فلسفه» و سرفصل‌های آن صحبت کرد و گفت: این کتاب‌ها یک جلد مقدمه به نام «سینما به مثابه تمثیل غار افلاطون» دارد که موضوع این نشست است. رابطه سینما با فلسفه مانند رابطه ادبیات با حوزه‌های دیگر قابل بحث است و مساله فلسفه سینما نیز از این جمله است. بیشترین آثاری که صالح نجفی در این مجموعه معرفی و ترجمه کرده است، به حوزه سینمای فلسفی اختصاص دارد. از مصداق‌های سینمای فلسفی ایران در این مجموعه می‌توان به فیلم «کپی برابر اصل» از عباس کیارستمی اشاره کرد. در مبحث مربوط به فلسفه و سینما دو دیدگاه مطرح می‌شود؛ برخی بر این باورند که کمک فیلم به فلسفه محدود به ساده‌کردن مفاهیم فلسفی برای مخاطبان است و برخی معتقدند که فیلم می‌تواند فلسفه‌ورزی کند و کارکرد آن تنها به ساده‌کردن ختم نمی‌شود. در این باره می‌توان به فیلم «عصر جدید» از چاپلین اشاره کرد که در اصل فلسفه سرمایه‌داری را مورد بحث قرار می‌دهد. حتا برخی از فیلم‌های وودی آلن را هم به مثابه فیلم فلسفی در نظر می‌گیرند. برخی فیلم‌ها هم تنها پرسش‌های فلسفی مطرح می‌کند و در زمره فیلم‌های فلسفی به شمار نمی‌آیند. سوال دیگری که اینجا مطرح می‌شود این است که رابطه مخاطبان با فیلم فلسفی چگونه است. در ادامه نشست صالح نجفی مترجم دوره 10جلدی «سینما به مثابه فلسفه» گفت: نوشتن درباره برخی از فیلم‌های این مجموعه به طور اتفاقی پیش آمد و به هر حال من نمی‌توانم خودم را منتقد سینما بنامم. در ابتدا بگویم اینکه برخی از فیلم‌ها را برای توضیح مفاهیم فلسفی انتخاب کنیم رویه درستی نیست و با این روش موافق نیستم. ما ابتدا باید از کنش‌های فلسفی در یک جامعه حرف بزنیم و سپس آن را ریشه‌ای تفهیم کنیم. من با یک سوال این مجموعه را شروع کردم و بیشتر تحت تاثیر آشنایی با کسانی مانند مازیار اسلامی بودم و سوال من این بود که آیا فیلم‌ها می‌توانند صورتی از تفکر باشند و یک آپارتوسی برای آن در نظر گرفت و مجموعه روابطی که یک فیلم را تولید می‌کند جزو حیات مادی آن به حساب آورد یا خیر؟                    علی‌اصغر محمدخانی و صالح نجفی وی در ادامه افزود: سینما برای ما یک ابژه تمام‌شده نیست و برای جامعه ما حیات دوگانه‌ای دارد. جامعه ما با جهشی زیاد به این مدیوم رسیده است. هنوز سنت‌های زیبا‌شناسی به آن صورت در ایران پا نگرفته و عده‌ای مشغول فیلم دیدن و فیلم ساختن هستند! متونی که در این مجموعه تولید شده تلاشی بوده تا از طریق فیلم‌ها فکر کنیم و از این نظر فیلم‌ها خیلی با هم  فرق ندارند. فیلم‌های این مجموعه امتحان خود را پس داده‌اند و مورد تایید هم هستند. اما اگر کسی بخواهد ایده‌ای از طریق سینما مطرح کند باید با فیلم فلسفی درگیر شود. این متون را باید به صورت یک آزمایش فکری خواند.                    مازیار اسلامی در انتهای نشست مازیار اسلامی درباره مفهوم نظری سینمای فلسفی و همچنین نظریه‌هایی که صالح نجفی از آن‌ها برای تدوین این مجموعه استفاده کرده، صحبت کرد و گفت: به نظر من صالح نجفی مانند یک آکادمی تک‌نفره است که نقش مهمی در آشنایی فارسی‌زبانان با علوم فلسفی داشته است. من اعتقاد ندارم که چیزی به عنوان سینمای فلسفی وجود دارد یا اینکه فیلمساز فلسفی وجود دارد.  همانطوری که نمی‌توانیم بگوییم شاعر و نقاش فیلسوف وجود دارد در سینما هم وضع به همین منوال است. در زبان فارسی واژه فلسفه کلمه خوش‌آهنگی است و فیلم هم که همراه می‌شود به لحاظ آوایی آدم را راضی و خشنود می‌کند. گفته‌های من بر اساس نظریات آلن بدیو استوار است که صالح نجفی هم در ترجمه و ارائه آن‌ها یدی طولانی دارد. این منتقد سینما در ادامه عنوان کرد: فیلم خوب فیلمی نیست که بحث‌های عمیق فلسفی کند و از قضا فیلم‌هایی که با این نیت و مدعا ساخته شده‌اند- مانند فیلم‌های گلخانه‌ای دهه 60 سینمای ایران- شکست خوردند چون هر فیلم بیش از هر چیز دیگری باید به سینما وفادار باشد. من پروژه صالح نجفی را مشق‌هایی برای فکر‌کردن درباره سینما می‌بینم. فلسفه درباره همه چیز تامل می‌کند از جمله درباره سینما و ما نباید فکر کنیم فلسفه سینما و رابطه فلسفه با سینما رابطه‌ای عمیق و چندلایه‌ای است که فیلمسازان خاصی می‌توانند به آن وارد شوند. از «گنج قارون» گرفته تا فیلم «همه می‌دانند» از اصغر فرهادی همه به ما امکان فکر کردن می‌دهند و هیچ فیلمی از دایره چنین تفکری خارج نیست. سینما یک فرم هنری است و بیش از هر چیز دیگری به ما امکان فکر کردن می‌دهند و هیچ فیلمی از دایره چنین تفکری خارج نیست. سینما یک فرم هنری است و بیش از هر چیز دیگری به مولفه‌های خودش باید وفادار بماند و آن‌ها را فعلیت ببخشد.             وی در انتهای بحث خود عنوان کرد: وقتی درباره چیزی به عنوان رابطه سینما و فلسفه صحبت می‌کنیم باید به شیوه‌های تولید فکر در سینما بپردازیم و سینما برای تولید فکر باید از مولفه‌های سینماتوگراف استفاده کند نه نظریات فلسفی. در انتهای نشست صالح نجفی در ادامه بحث خود عنوان کرد:  درباره بدیو و رابطه‌اش با سینما نکات جالبی وجود دارد. بدیو متون زیادی درباره سینما تولید کرده است که به اصطلاح تنها شامل سینمای سطح بالا نمی‌شود. به عنوان مثال بدیو خیلی به سینمای وسترن علاقه داشته است. ما تا سالیان سال تنها سه مقاله از بدیو درباره سینما داشتیم که تحول سینما را نمایندگی می‌کرد؛ مقاله «حرکات اشتباه در سینما» ار آن جمله است. در این مقاله بدیو از بوطیقای سینما صحبت می‌کند و آن را نتیجه سه حرکت می‌داند؛ حرکت سراسری، حرکت موضعی و حرکت ناخالص. حرکت سراسری آن چیزی است که در کل فیلم می‌بینیم و حرکت موضعی از قابی به قاب دیگر وجود دارد و در نهایت حرکت خالص که می‌توان از منظر ناخالصی هنر سینما به آن وارد شد که این هنر از ایده هنرهای دیگر استفاده می‌کند. بدیو معتقد است که فلسفه موظف است به سوی بیان سینمایی حرکت کند و سینما را به عنوان بزرگ‌ترین ابداع قرن بیستم معرفی می‌کند. بدیو مدعی بازگشت ماتریالیستی به سمت افلاطون است و افلاطون را به عنوان فیلسوفی که فلسفه را هنری مشروط  به دستیابی به علم معرفی کرده، می‌شناسد. نجفی در انتها گفت: اصطلاح هنر هفتم را برای اولین بار ریچیوتو کانودو مطرح و ابداع کرد و حرکت ناخالص سینما که به آن اشاره کردم با ایده کانودو قابل مقایسه است.            ]]> هنر Wed, 12 Dec 2018 07:08:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268991/چیزی-عنوان-سینمای-فلسفی-وجود-ندارد-باید-طریق-فیلم-ها-فکر-کنیم بررسی کتاب «هنر پیرا اسلامی» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268938/بررسی-کتاب-هنر-پیرا-اسلامی-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب(ایبنا)  عصر یکشنبه کتاب «هنر پیرا اسلامی» با حضور مریم حسینی،‌ مهناز شایسته‌فر، محمد خزایی و   صادق رشیدی نویسنده اثر در سرای اهل قلم خانه کتاب بررسی و معرفی می‌شود. کتاب «هنر پیرا اسلامی،‌ تحلیل انتقادی گفتمان‌های مسلط در مطالعات هنر اسلامی» اثر صادق رشیدی، عصر یکشنبه 25 آذر 1397 از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر،‌ پلاک 2،‌ سرای اهل قلم بررسی و معرفی می‌شود. گفتنی است انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «هنر پیرا اسلامی» نوشته صادق رشیدی را در 214 صفحه و با قیمت 13000تومان منتشر کرده است. ]]> هنر Tue, 11 Dec 2018 08:59:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268938/بررسی-کتاب-هنر-پیرا-اسلامی-سرای-اهل-قلم دومین دوره جایزه پژوهش سینمایی سال برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268902/دومین-دوره-جایزه-پژوهش-سینمایی-سال-برگزار-می-شود  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی دبیرخانه جایزه پژوهش سینمایی، مراسم اختتامیه دومین دوره جایزه پژوهش سینمایی سال سه‌شنبه ۲۷ آذرماه ۹۷ ساعت ۱۴ تا ۱۷ در سالن اجتماعات فرهنگستان هنر برگزار می‌شود. در این مراسم به برترین پژوهش‌های سینمایی سال، در قالب برترین پایان نامه دانشجویی، برترین پژوهش مستقل، برترین پژوهش خارجی، برترین مقاله علمی/ پژوهشی، برترین مرکز پژوهشی و همچنین جایزه ویژه دبیر دومین دوره جایزه پژوهش نیز جوایزی اهدا خواهد شد. جهت‌دهی پژوهش‌ها و مطالعات سینمایی به سوی شناسایی موضوعات کلیدی و زیربنایی سینمای ایران برای تقویت رابطه با مخاطبان، تشویق تلاش‌های علمی و پژوهشی استادان، دانشجویان، اندیشمندان و خبرگان دانشگاهی و مراکز پژوهشی که سهمی از مطالعات علمی و پژوهش‌های خود را به سینمای ایران اختصاص داده‌اند و تقویت ارتباط متقابل پژوهشگران دانشگاهی و دیگر مراکز علمی - پژوهشی، با سینماگران و دست‌اندرکاران سینمای ایران از جمله اهدافی این دوره جایزه پژوهش سال سینمای ایران بود. ]]> هنر Mon, 10 Dec 2018 12:07:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268902/دومین-دوره-جایزه-پژوهش-سینمایی-سال-برگزار-می-شود ردیف میرزا عبدالله برای تار بر اساس اجرای نورعلی برومند کتاب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268579/ردیف-میرزا-عبدالله-تار-اساس-اجرای-نورعلی-برومند-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در عصر حاضر یکی از منابع آموزش، برای نوازندگان، هنرجویان و هنرآموزان موسیقی کلاسیک ایرانی، منابع نت‌نویسی‌شده است و روشن است که  چنانچه نت نگارش شده، صحیح و دقیق نباشد، نوازندگان -که غالبا به منابع صوتی مراجعه نمی‌کنند- آن اثر را ناصحیح اجرا خواهند کرد. گاهی هم مشاهده می‌شود که اثری، صرفا به سبب نگارش غلط، مورد تجزیه و تحلیل نادرست قرار گرفته است.   کتاب «ردیف میرزا عبدالله برای تار بر اساس اجرای نورعلی برومند» با نت‌نگاری و تجزیه و تحلیل حسین مهرانی که به تازگی توسط انتشارات ماهور منتشر شده، کتابی است که در آن سعی شده علاوه بر نگارش دقیق تکنیک نوازندگی نورعلی برومند، با بررسی و تجزیه و تحلیل این ردیف بر اساس تئوری و نظریه مولف، راه درک و حفظ این ردیف را برای هنرجویان هموار کند.   ردیف میرزاعبدالله امروزه مهم‌ترین رپرتواری (کارگان) است که اجرای دقیق آن جزو مهم‌ترین ارکان نوازندگی موسیقی کلاسیک ایران به حساب می‌آید و به دلیل اینکه نگارش‌های قبلی این ردیف با اجرای نورعلی برومند، مطابقت کامل نداشته، و از آنجا که همه استادان به اجرای دقیق ردیف به روایت خود برومند اصرار دارند، حسین مهرانی تصمیم به نگارش دقیق اجرای او می‌گیرد، تا نوازندگان و هنرجویان از سردرگمی ناشی از اجراها و روایت‌های مختلف رهایی یابند؛ که حاصل آن کتاب «ردیف میرزا عبدالله برای تار بر اساس اجرای نورعلی برومند» است.   این کتاب دارای دو بخش است: در بخش اول به نظریات و تئوری‌ مولف در زمینه‌های مختلف مبانی و تجزیه‌‌وتحلیل پرداخته شده است که توصیه می‌شود با دقت مطالعه شود تا تجزیه‌وتحلیل ردیف، که در پس آن می‌آید، تسهیل شود. بخش دوم شامل نت‌نگاری و تجزیه‌وتحلیل گوشه‌های ردیف است که در آن به نگارش دقیق ریتم، علائم سرکلید و متغیرها در متن گوشه‌ها، سرعت قطعات ضربی و دینامیک (شدت و ضعف جمله‌ها)، اگوگیک (شامل تند و کند شدن جمله‌ها در متن گوشه‌ها)، تاکیدها(آکیان‌ها)ف جمله‌بندی‌ها و دسته‌بندی‌ها و همچنین نگارش دقیق مضراب‌ها و انگشت‌گذاری‌ها که معرف استیل نوازنده هستند، پرداخته شده است.   نگارش دقیق تکنیک‌های مضرابی شامل درّاب، شَلال، سینه‌مال، ریزها و... از دیگر اهداف نگارش این کتاب است. همچنین توضیح مفصلی درباره اصول و قواعد انگشت‌گذاری و مضراب‌گذاری آورده شده است و آنالیز ردیف در سه بخش مدال، فرمال و ریتم صورت گرفته که جمله ‌به جمله، مد و فیگور مُلدهای مشترک در جاهای مختلف با هم قیاس شده است.   کتاب «ردیف میرزا عبدالله برای تار بر اساس اجرای نورعلی برومند» با نت‌نگاری و تجزیه و تحلیل حسین مهرانی در 296 صفحه و با قیمت 85000 تومان، از طرف موسسه فرهنگی و هنری ماهور، چاپ و روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنر Mon, 10 Dec 2018 10:12:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/268579/ردیف-میرزا-عبدالله-تار-اساس-اجرای-نورعلی-برومند-کتاب «هنر گره‌سازی در معماری و درودگری» در فرهنگستان هنر رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268884/هنر-گره-سازی-معماری-درودگری-فرهنگستان-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط‌عمومی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، مراسم رونمایی از کتاب «هنر گره‌سازی در معماری و درودگری»  از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، با همکاری فرهنگستان هنر و با حضور علما، استادان، فرهیختگان و ‏دوستداران علم و دانش برگزار ‌می‌شود. این مراسم روز چهار‌شنبه 21 آذرماه 1397، از ساعت 16 الی 18 در فرهنگستان هنر ‏واقع در خیابان ‏ولی‌عصر(عج)، تقاطع خیابان طالقانی، شماره 1552‏‎ ‎برگزار ‏می‌شود.‏     ]]> هنر Mon, 10 Dec 2018 10:08:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268884/هنر-گره-سازی-معماری-درودگری-فرهنگستان-رونمایی-می-شود لزوم توجه به آموزش و ارائه آثار هنری در کتابخانه‌های عمومی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268889/لزوم-توجه-آموزش-ارائه-آثار-هنری-کتابخانه-های-عمومی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، مراسم امضاء تفاهمنامه همکاری میان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عصر یکشنبه ۱۸ (آذرماه) با حضور سیدمجتبی حسینی، معاون امور هنری وزارت ارشاد، محمد اله‌یاری فومنی، مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت‌های فرهنگی و هنری، هادی مظفری؛ مدیرکل هنرهای تجسمی، علی ترابی؛ مدیرکل موسیقی، شهرام کرمی، مدیرکل هنرهای نمایشی، مرتضی باقرنژاد؛ مشاور اجرایی و امین مویدی مشاور برنامه‌ریزی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی، مهدی رمضانی؛ معاون توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد و سکینه خاتون مهدیان مشاور این معاونت، هادی آشتیانی؛ مدیرکل فرهنگی، محمدهادی ناصری؛ مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، برگزار شد.   علیرضا مختارپور، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در این مراسم با اشاره به ضرورت هم‌افزایی دستگاه‌های فرهنگی کشور، به بیان زمینه‌های مشترک همکاری میان نهاد و معاونت هنری وزارت ارشاد پرداخت.   جایگاه ویژه فعالیت‌های هنری در کتابخانه‌ها دبیرکل نهاد ضمن اشاره به راهبردهای مدنظر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه فرهنگ، گفت: علاوه بر سیاست‌های مورد نظر جناب آقای صالحی مبنی بر هم‌افزایی دستگاه‌های هم خانواده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، امروز به دلیل قرار گرفتن کشور در شرایط و وضعیت کنونی، هم‌افزایی دستگاه‌های مختلف و انعقاد چنین تفاهمنامه‌هایی، بسیار ضروری است.   مختارپور در این باره توضیح داد: براساس برنامه تبدیل کتابخانه‌های عمومی به مراکز فرهنگی – اجتماعی در اولین گام، کتابخانه مرکزی بجنورد که اولین‌بار بخش گالری هنری و بخش فروش محصولات هنری در آن پیش‌بینی شده بود، سال جاری افتتاح شد. همچنین در افتتاح کتابخانه مرکزی مشهد که پس از ۲۴ سال در دهه فجر سال جاری افتتاح خواهد شد، نیز این بخش‌ها پیش‌بینی شده است و در کتابخانه مرکزی یزد که در اواسط سال آینده افتتاح خواهد شد و همچنین سایر کتابخانه‌های مرکزی دیگر، این بخش‌ها پیش‌بینی و اجرایی خواهد شد. استفاده از ظرفیت‌های آموزشی کتابخانه‌ها در حوزه هنر وی ادامه داد: مناطق محروم و کمتر برخوردار از امکانات فرهنگی مانند شهرستان بهارستان با داشتن حدود ۷۰۰ هزار جمعیت و ۱۰۰هزار دانش‌آموز، بسیار نیازمند افتتاح کتابخانه‌های جدید هستند. بنده بسیار به این تفاهمنامه امید دارم تا با اجرایی شدن آن به نتیجه مطلوب برسیم علاوه براین الگویی موفق در هم‌افزایی برای سایر دستگاه‌های وزارت ارشاد باشیم.   سرآغازی برای همکاری پیوسته‌تر میان نهاد و معاونت هنری سید‌مجتبی حسینی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این مراسم طی سخنانی گفت: با توجه به اهمیت کتاب و شبگه گسترده‌ای که نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در سراسر کشور دارد و همچنین ظرفیت‌هایی که مقوله هنر برای ترویج مباحث مهم و ارزشمند دارد، همراهی این دو نهاد می‌تواند منجر به نتایجی خیر و پربار باشد تا از فضاهای مختلف برای توسعه فرهنگ و آثار ارزشمند هنری بهره ببریم.   وی با اشاره به مقدمات تهیه پیش‌نویس این تفاهمنامه گفت: معتقدم که رفت و آمد هنرمندان به کتابخانه‌ها می‌تواند منشأ اتفاقاتی خوب در حوزه ترویج کتابخوانی و ارزش‌های هنری باشد و امیدوارم امروز که با امضای تفاهمنامه میان این دو بخش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همراه است، سرآغازی برای همکاری مشترک پیوسته‌تر میان این دو بخش باشد. آمادگی معاونت هنری در پرداختن به موضوع آسیب‌های اجتماعی محمد اله‌یاری فومنی؛ مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت‌های فرهنگی و هنری نیز در این نشست با اشاره به برگزاری جلسات و هماهنگی‌های لازم برای تدوین پیش نویس این تفاهمنامه گفت: مجموعه این اقدامات باعث تدوین یک تفاهمنامه مشترک شده تا فارغ از هرگونه تفاهم فرمایشی بتوانیم شاهد ثمرات آن باشیم. بر این اساس با تأکیدات معاون محترم امور هنری، در حوزه‌های مختلف این معاونت مانند هنرهای نمایشی، هنرهای تجسمی، موسیقی و همینطور حوزه آموزش، پیش‌بینی‌های لازم در زمینه این همکاری انجام شده است.   وی کنار هم قرار گرفتن این دو مجموعه را اتفاقی موثر ارزیابی کرد و افزود: معاونت هنری که دربرگیرنده طیف گسترده‌ای از هنرمندان حرفه‌ای و غیر‌حرفه‌ای کشور است از یک سو و نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با  داشتن ضریب نفوذ بالا در میان اقشار مختلف مردم از سوی دیگر، می‌توانند اتفاقات موثری را در حوزه ترویج مطالعه و فعالیت‌های هنری به رقم بزنند.   اله‌یاری با اشاره به توجه این تفاهمنامه به موضوع آسیب‌های اجتماعی گفت: طی سال جاری نهاد با تشکیل شورای معاونین در هشت شهر از شهرهای اولویت‌دار به لحاظ آسیب‌های اجتماعی، برنامه‌های ویژه‌ای را اجرایی کردند و ما هم این ظرفیت را داریم که با استفاده از ابزار هنر، موضوع محرومیت زدایی و ایجاد عدالت در دسترسی به امکانات فرهنگی و هنری فراهم شود.   توجه به حوزه آموزش در کتابخانه‌های عمومی مهدی رمضانی؛ معاون توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نیز با اشاره به اهتمام نهاد به هم‌افزایی با سایر دستگاه‌های فرهنگی و هنری گفت: بخش عمده‌ای از فعالیت‌های اجرایی این تفاهمنامه در حوزه معاونت توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد قرار می‌گیرد که آمادگی کامل خود را در این زمینه اعلام می‌کنیم. تلاش ما این است که سرمایه موجود، در اختیار فضای فرهنگی و هنری کشور قرار گیرد و از افزوده شدن این سرمایه‌ها با کمک سایر دستگاه‌ها استقبال می‌کنیم.   وی با اشاره به تدارک بخش‌هایی ویژه برای ارائه ارزش‌های هنری در کتابخانه‌ها، بر توجه ویژه نهاد به ایجاد و تقویت بخش آموزش در کتابخانه‌ها اشاره کرد و گفت: بخش آموزش، یکی از بخش‌هایی که به صورت کلاس و دفتر آموزش در کتابخانه مرکزی مشهد دیده شده که تا پیش از این کمتر در کتابخانه‌ها وجود داشته؛ اما بر اساس رویکرد جدید نهاد در تبدیل کتابخانه‌ها به مراکز فرهنگی چند منظوره، استقرار بخش آموزش در طراحی‌های اولیه کتابخانه‌های مرکزی مشهد، بجنورد و یزد دیده شده که در سایر کتابخانه‌های مرکزی که در آینده افتتاح خواهند شد نیز، وجود خواهد داشت.   رمضانی در ادامه با اشاره به نقش همکاری نهاد و معاونت امور هنری وزارت ارشاد در عمومی شدن هنر در جامعه گفت: معمولا در افکار عمومی طبقه خاصی از هنر بهره‌مند هستند؛ اما با توجه  به ارتباط نهاد با کف جامعه، همکاری این دستگاه می‌تواند در پیوند اقشار مختلف مردم با مقوله هنر موثر باشد تا ثمرات آن به جامعه فرهنگی هنری جامعه برسد.   پیشنهاد واگذاری گالری‌های هنری کتابخانه‌های مرکزی به بخش خصوصی در ادامه این مراسم هادی مظفری؛ مدیرکل هنرهای تجسمی معاونت هنری وزارت ارشاد، با ابراز خرسندی از ایجاد گالری هنری در کتابخانه‌های مرکزی در استان‌ها، عنوان کرد: به‌طورکلی در کشور ۵۳۰ گالری هنری رسمی در حال فعالیت هستند که تجربه اداره آن‌ها نشان داده که بخش خصوصی می‌تواند به لحاظ جذب مخاطب و ثمرات مالی، بسیار موثرتر عمل کند؛ بر این اساس پیشنهاد اداره این گالری‌ها توسط بخش خصوصی زیر نظر نهاد می‌تواند مورد توجه نهاد قرار گیرد و اداره کل هنرهای تجسمی آمادگی کامل خود را برای همکاری در این زمینه و همچنین معرفی هنرمندان برجسته و انجمن‌های هنری فعال در استان‌ها اعلام می‌کند.   در ادامه این مراسم تفاهمنامه همکاری میان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و معاونت هنری وزاری فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط علیرضا مختارپور و سید‌مجتبی حسینی به امضاء رسید.   این تفاهمنامه با محورهایی چون بهره‌مندی از ظرفیت آموزش هنر برای افزایش گرایش مردم به کتابخانه‌های عمومی کشور، هم‌افزایی برای کمک به کاهش آسیب‌های اجتماعی در سراسر کشور با تمرکز بر نقاط دارای اولویت و پرآسیب، بهره‌مندی از حضور هنرمندان در کتابخانه‌های عمومی کشور در راستای ترویج کتابخوانی به‌عنوان گروه‌های مرجع، بهره‌مندی از سالن‌های آمفی تئاتر کتابخانه‌های عمومی برای ارائه نمایش‌های مناسب‌(با اخذ مجوز مربوطه)، کمک به طراحی کتابخانه‌ها متناسب با ویژگی‌های هنری هر پهنه جغرافیایی کشور، بهره‌مندی از ظرفیت‌های هنرهای تجسمی در ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی به امضاء طرفین رسید. ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 10 Dec 2018 09:01:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268889/لزوم-توجه-آموزش-ارائه-آثار-هنری-کتابخانه-های-عمومی سه نمایشنامه با موضوع دفاع مقدس رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268787/سه-نمایشنامه-موضوع-دفاع-مقدس-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از کهگیلویه و بویراحمد، سه جلد کتاب نمایشنامه از تولیدات حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد با موضوع دفاع مقدس با حضور فاطمه معتمد آریا، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، رئیس حوزه هنری و معاون هنری فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در یاسوج رونمایی شد. مدیر واحد نمایش حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد در این آیین گفت: این آثار شامل کتاب «پاییز نگفته بود»، «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» و «چند خواب از زندگی بارانی» اثر رضا گشتاسب از نویسندگان مطرح این استان است. مصطفی لاهوتی با بیان اینکه این کتاب‌ها به همت واحد نمایش حوزه هنری تولید و منتشر شده‌اند، ادامه داد: این سه کتاب نمایشنامه در حوزه دفاع مقدس از اسفند سال 96 و بهار سال 97 تولید و توسط نشر نودا در سه هزار نسخه چاپ و در اختیار عموم علاقمندان قرار گرفته است. ]]> استان‌ها Sat, 08 Dec 2018 17:04:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268787/سه-نمایشنامه-موضوع-دفاع-مقدس-رونمایی آیا کتاب «روزگار فرخ» از پس ادعایش مبنی بر تاریخ‌نگاری شفاهی سینمای ایران برآمده است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268299/آیا-کتاب-روزگار-فرخ-ادعایش-مبنی-تاریخ-نگاری-شفاهی-سینمای-ایران-برآمده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-محمدحسین میربابا: چرا سنت تاریخ‌نگاری در سینمای ایران تا به‌ امروز کمتر سنتی مبتنی بر داده‌های آماری و میدانی دقیق و براساس متون با تکیه بر روش آکادمیک بوده است؟ حتی کتابی مانند «تاریخ اجتماعی سینمای ایران» نوشته‌ حمید نفیسی به‌واقع بیشتر تاریخ نگاری پدیده‌های فرهنگی-هنری در ایران به شمار می‌رود تا تاریخ سینما. کمبود منابع در ارتباط با سینمای ایران به‌گونه‌ای است که حتی دانشجویان سینما در ایران برای نوشتن پایان‌نامه‌هایی با موضوعیت سینمای ایران دچار مشکلات اساسی هستند. این بازمی‌گردد به فقدان نگاه علمی و آکادمیک در بیشتر مقاطع تاریخ سینمای ایران. از این رو روندها و جریانات سینمای ایران را عمدتا افراد شکل داده‌اند و از این نظر فرخ غفاری یکی از مهمترین افراد در ایجاد جریانی مهم در تاریخ سینمای ایران است که در ادامه دراین‌ رابطه صحبت خواهیم کرد. بعد از جستار اولیه‌ سعید نوری در کتاب که به اهمیت غفاری در تاریخ سینمای ایران اشاره کرده است و از خلال این اهمیت خودش را شاگرد غفاری دانسته، در چینش گفت‌وگوها به‌سراغ روایت غفاری از ابتدای تاریخ سینمای ایران رفته است. هرچند حافظه‌ مخدوش غفاری زمان مصاحبه منجر به از دست رفتن بخش مهمی از اطلاعات او در ارتباط با سینمای ایران است، اما روایت غفاری از شکل‌گیری سینما در ایران برای نویسنده اهمیت زیادی داشته است. با مراجعه به گفت‌وگوی غفاری در این مورد باز هم این افراد هستند که در ورود سینما به ایران و سپس شکل‌گیری آن نقش مهمی به‌ عهده داشتند. یعنی غفاری نیز سینمای ایران را از ابتدا وابسته به افراد و فعالیت‌های آن‌ها دانسته است. از مظفر‌الدین شاه قاجار که بواسطه‌ عیشی که در مواجهه‌اش با سینما کرده بود اولین دوربین فیلمبرداری را خریداری و وارد ایران کرد تا ابراهیم خان عکاسباشی که به‌نوعی اولین کسی است که کار با دوربین سینماتوگراف را در ایران آغاز کرده است. تا مهدی روسی‌خان که در تأسیس سالن‌های سینما در ایران نقش مهمی داشته است. اینها همگی صاحبان حرفه و فن بودند تا هنرمند. یعنی اولین مواجهه با سینما در ایران توسط صاحبین فن صورت پذیرفته است و سینما تا سه دهه بعد از ورود قابلیت هنری نداشته و به دست هنرمندان نیافتاده است. با ورود سینما به عرصه‌ داستان‌گویی باز هم جریانات مهم تاریخ سینمای ایران را اشخاص بوجود آورده‌اند. از مجید محسینی و تیپ کلاه مخملی گرفته تا خود فرخ غفاری به عنوان پایه‌گذار سینمای روشنفکری و توسعه‌یافته در ایران. در این قسمت از گفت‌وگو در کنار افراد، غفاری از تک فیلم‌های مهم در تاریخ سینمای ایران نیز به عنوان فیلم‌های جریان‌ساز نام می‌برد. حال با لحاظ کردن همین موضوع، یعنی تأثیر افراد بر تاریخ سینمای ایران غفاری چه جایگاه و اهمیتی در تاریخ سینمای ایران دارد؟ دراینجا باید سؤالی دیگر پرسید. آیا تاریخ صرفا روایت گذشته است؟ یا تاریخ را باید در خلال زمان حال و با نگاه به آینده مورد خوانش قرار دهیم؟ تاریخ اگر صرفا روایت گذشته باشد پدیده‌ای منفعل و ناکارآمد است. پس تاریخ بر تأثیرگذاری‌اش در زمان حال و اکنون و فرارفتن از آن به سمت آینده است که اهمیت پیدا کرده و شکل می‌گیرد. پس با لحاظ کردن این تعریف از تاریخ رفتن به سمت فرخ غفاری و انتخاب او برای گفت‌وگو توسط سعید نوری بعنوان پژوهشگر تاریخ سینمای ایران، با هر انتقادی که بر کتاب وارد باشد کاری هوشمندانه بوده است. هرچند برای نسل جدید پژوهشگر سینمای ایران بواسطه‌ی نادیده گرفتن غفاری در متون و منابع سینمایی نام و اهمیت فرخ غفاری کمتر بیان شده است. که این هم نشان از امحای اسناد سینمایی طی چهار دهه‌ اخیر و هم نگاه سیاسی به هنر و فرهنگ در این کشور دارد. به این‌واسطه پژوهشگر این نسل به جای اینکه تاریخ سینما را از ابتدا مورد خوانش قرار دهد و در روند تاریخ سینمای ایران به فرخ غفاری برسد، از انتها و از زمانی که در آن بسر می‌برد آغاز کرده و در واکاوی گذشته بواسطه‌ پرسش‌های زمان حالش به فرخ غفاری برخورده است. با علم بر اینکه روندها و جریانات تاریخ سینمای ایران وابسته به افراد و حضور و فعالیت‌های آنها بوده است، فرخ غفاری یکی از نقاط درخشان تاریخ سینمای ایران بشمار می‌رود. اهمیت فرخ غفاری در تاریخ سینمای ایران و تأثیرش بر سینمای زمان خودش و حتی بعد از خودش وابسته به دو فیگور مجزا ولی مرتبط به هم بوده است. یکی فرخ غفاری در مقام یک مدیر و کارگزار و فعال فرهنگی و هنری و دیگری فرخ غفاری در مقام هنرمند و فیلمساز. یعنی یک ساحت ساختاری و نهادی و یک ساحت زیباشناختی. وجه نهادی و ساختاری: فرخ غفاری به درستی به هم نسلان و نسل بعد از خودش نشان داد که با وجود اینکه سینما پدیده‌ای غربی است خوانش درست آن وابسته به کسب علم و مهارت متناسب با آنچه در غرب اتفاق می‌افتد است. تأسیس کانون ملی فیلم و همچنین دخالت در توسعه آموزش در نهاد وزارت فرهنگ و هنر و تلویزیون از همین نگاه برخاسته است. سینما گرامر مخصوص خود را دارد و آموزش و تسلط به دستورزیان سینمایی برای کسانی‌که سودای فیلمسازی دارند لازم و ضروری است. غفاری هر آنچه از تجارب ارزشمندش در مواجهه مستقیم با سینماتک فرانسه و بزرگانی همچون هنری لانگ‌لوا و ژرژ سادول به دست آورده بود در کانون ملی فیلم ایران پیاده کرده و واسطه‌ خوبی برای پخش و نمایش فیلم‌های مهم تاریخ سینما برای علاقمندان و هنرجویان و هنرمندان را فراهم آورد. همین لزوم ارتباط مستمر با فیلم‌های فاخر مهم‌ترین زمینه برای توسعه‌ دستور زبان سینمایی نزد فیلمسازان نسل دوم تاریخ سینمای ایران شد. تأسیس کانون فیلم در ایران و مجاب کردن دم و دستگاه فرهنگی وقت که در پذیرش پدیده‌های جدید مقاومت بخرج می‌داد کاری بود که از عهده‌ فرخ غفاری برمی‌‌آمد. پس کانون ملی فیلم یکی از مهمترین نهادهای توسعه‌ی فرهنگی و همچنین آموزش هنری بشمار می‌رفت. ازطرف دیگر زمانی‌که غفاری عرصه کار اصولی در وزارت فرهنگ و هنر را محدود دید و در آنزمان تلویزیون را بستر مناسبتری برای کار یافت، مهمترین فیلمسازان جوان مانند علی حاتمی و ناصر تقوایی و... را با خود برای کار به تلویزیون برد. پس غفاری نقش تأثیرگذاری بر رشد زیبایی‌شناسی سینما در نسل بعد از خودش بجا گذاشت. غفاری درکنار فعالیت فرهنگی و اجرایی و نقش تأثیرگذارش در رشد و توسعه زبان سینما در ایران، با ساخت «شب قوزی» بشکل عملی زمینه‌های توسعه‌ی دستور زبان سینمایی را برای نسل بعد از خودش به وجود آورد. «شب قوزی» یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران بشمار می‌رود. .  در کنار اهمیت مسئله‌ی آموزش و تأثیر مشخص غفاری در آن ، سینمای او نیز در تغییر گرامر سینمایی در دهه‌ی چهل و پنجاه تأثیرگذار بود  اگر ایجاد یک موج سبکی یا سینمایی را اینگونه در نظر بگیریم که با ساختن یک یا چند فیلم با مضامین نسبتاً یکدست و مشخص سینماگرانِ دیگر بسراغ الگوهای شبیه به آن فیلم یا فیلم‌ها می‌روند، فرخ غفاری با شب قوزی چه مضامین و عناصر زیبایی‌شناسانه‌ای را به سینمای ایران وارد کرد که جریان سینمای دیگر یا موج نو پس از آن توسط فیلمسازان روشنفکر پا گرفت؟ فرخ غفاری با شب قوزی به سراغ داستانی عامه‌پسند رفته است. پس غفاری رویکردی روشنفکرانه در روایت و داستان نداشته است و از این نظر در امتداد سینمای عامه‌پسند قبل از خود قرار دارد. پس تفاوت شب قوزی با فیلم‌های قبل از خودش در چیست؟ 1) در اقتباس از یک اثر ادبی اسطوره‌ای 2) در گرامر سینما: غفاری برخلاف عمده فیلم‌های بدریخت ماقبل خود چه در دکوپاژ و چه در بازی‌ها و روایت فیلمی استاندارد ساخته است که یک سروگردن از سایر آثار قبل از خودش بالاتر است. او دانش فیلمسازی برگرفته از سینماتک فرانسه را در فیلمش پیاده کرده است. 3) سویه‌های مشخص سیاسی در این فیلم. سیاست نه به معنای وجه غالب و رو که حاکیمت را بشکل عیان نشانه گرفته باشد، بلکه بشکل درونی در زیر متن شب قوزی موج می‌زند. از کاراکتر قوزی و جنازه‌ی او که بیشترین نماهای فیلم را اشغال کرده گرفته تا نمایش خواستگاه طبقاتی و همچنین پیشینه‌ی فاسد بورژوازی نوپا در ایران. درکنار فروپاشی اخلاقی طبقات فرودست که نمود آن در همکاران دروه‌گرد قوزی و همچنین جوان آس و پاس و لاابالی انتهای فیلم است. درواقع غفاری تلاش کرده است در کنار داستانی جذاب و کمیک تصویری کلی از جامعه ی شهری زمان خودش را نیز نشان دهد. از این نظر ردپای نگرش سیاسی-اجتماعی فیلمساز به وضوح در فیلم مشخص است که این شیفت محتوایی و زیبایی‌شناسانه نسبت به سینمای عامه پسند قبل از خودش بشمار می رود. این سویه‌های سیاسی وجهی کنایی در فیلم پیدا کرده است. غفاری همچون یک فیلمساز غربی در کاربرد دستور زبان سینمایی نهایت دقت را بخرج داده است. از طرف دیگر بسراغ داستانی متعلق به فرهنگ و تاریخ خودش رفته و آنرا متناسب با جامعه و زمانی که در آن زیست می‌کرده روایت کرده است. غفاری دردل یک داستان اساطیری نقبی به تاریخ معاصر خودش زده است. جنازه‌ی قوزی کنایه‌ای از جنازه‌ی ایران است که در بیشتر نماهای فیلم پیداست. همچنین دانشجویی که عزم رفتن به خارج از کشور را دارد که خود غفاری نقشش را بازی کرده است کنایه‌ای مستقیم به خودش و هم‌نسلان فرنگ رفته‌اش است. آیا کتاب «روزگار فرخ» از پس ادعایش مبنی بر تاریخ‌نگاری شفاهی سینمای ایران برآمده است؟ تاریخ نگاری سینما در ایران که تا به اینجا نیز بندرت صورت پذیرفته است بیشتر از اینکه تابع روندی آکادمیک و مبتنی بر داده‌های میدانی دقیق و اسناد و متون در دسترس باشد فرمی شفاهی بخود گرفته است. روزگار فرخ هرچند داعیه تاریخ‌نگاری سینمایی ندارد و عنوانش نیز گفتگو با فرخ غفاری است، اما به نوعی تابع همین شرایط تاریخ‌نگارانه‌ی شفاهی است. کمااینکه آرشیوهای موجود از فیلم‌های تاریخ سینمای ایران نیز پراکنده است و ما کمتر آرشیو متمرکز در نهاد مربوطه‌ای از فیلم‌های تاریخ سینمای ایران داریم و آرشیوداران پراکنده‌ای هستند که حرفه‌ی مرتبط با سینما نیز ندارند و صرفاً علاقمند به سینمای ایران هستند و نسخه‌های با کیفیت فیلم‌های مهم عمدتاً بشکل پراکنده در دست ایشان است. همین عدم تمرکزگرایی و همچنین عدم اقبال آکادمیک به تاریخ‌نگاری سینمای ایران منابع کافی جهت پژوهش در دسترس قرار نداده است. هرچند حافظه‌ی مخدوش غفاری در زمان گفت‌وگو محدودیت زیادی برای سعید نوری ایجاد کرده است اما نقطه ضعف کتاب دقیقا همین ردپای حافظه‌ مخدوش غفاری در بیشتر قسمت‌های کتاب است. به خصوص از نظر پراکندگی سؤال‌ها. و این قدری از کنشگری مصاحبه‌کننده کاسته است. هرچند سعید نوری جاهای زیادی سعی می‌کند با یادآوری اتفاقات و جریانات تاریخی هم حافظه‌ غفاری را بازسازی کند و هم مانع اشتباهات سهوی او نزد خاطب شود، اما بازهم امکان دخالت‌های بیشتر و دقیق‌تر از او به عنوان کسی که داعیه‌ تاریخ‌نگاری شفاهی دارد وجود داشت. با این وجود نفس رفتن سراغ فرخ غفاری بعنوان یکی از مه‌مترین و تأثیرگذارترین سینماگران تاریخ سینمای ایران و یادآوری جایگاه و اهمیت او برای نسل فعلی و نسل‌های آینده، کتاب «روزگار فرخ» را به منبع مهمی در ارتباط با سینمای ایران تبدیل کرده است.       ]]> هنر Sat, 08 Dec 2018 09:47:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268299/آیا-کتاب-روزگار-فرخ-ادعایش-مبنی-تاریخ-نگاری-شفاهی-سینمای-ایران-برآمده کتاب در عرصه طراحی مد و لباس بسیار سخت به دست می‌آید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268665/کتاب-عرصه-طراحی-مد-لباس-بسیار-سخت-دست-می-آید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ پوشاک یکی از ملزومات زندگی انسان است و بشر از ابتدای زندگی روی کره خاکی به لباس نیاز داشته و با توجه به گذر زمان انواع آن دچار تغییر و گوناگونی شده است. جامه یکی از شاخصه‌های فرهنگی جوامع مختلف است که به مرور زمان و با صنعتی‌شدن جوامع و شیوه‌های تولید، تغییرات فرم آن تحت تاثیر پروسه مد قرارگرفته و تصمیم‌گیری برای آن در ابرشرکت‌های طراحی و اجرای مد انجام می‌گیرد. مد با تکیه بر ذوق زیباشناختی و استفاده از تمایل طبیعی بشر به تنوع و تحول، ‌چرخه تولید لباس را همواره دگرگون کرده و پویا نگه می‌دارد. بر این اساس مد و لباس یکی از مهم‌ترین بسترهای طراحی گرافیک و دیزاین در دنیا محسوب می‌شود و هر ساله کتاب‌ها و ژورنال‌های بسیاری در دنیا منتشر می‌شود که به موضوع مد و طراحی آن می‌پردازد. در ایران نیز آثاری در این حوزه تالیف و ترجمه شده است. غزال بهمنی طراح و تولید کنند پوشاک در گفت‌وگو با ایبنا درخصوص تولید کتاب‌های مدولباس می‌گوید: اگر بحث کتاب از حوزه نمایش بیرون بیاید و وارد بحث فروش شود بسیار برای افراد این عرصه مناسب است. دوست دارم اطلاعات کارآموزانم دانش‌بنیان باشد و به همین دلیل به حوزه کتاب در زمینه مد و طراحی نیاز است. ما در حوزه مد، فشن پارچه‌شناسی هیچ جای تخصصی نداریم و بسیار نیازمندیم که نمایشگاه و کتابگردی در اولویت کار هنرجوها قرارگیرد. بهمنی معتقد است دانشگاه‌های ما که به صورت علمی قرار است دانشجویان را با این عرصه آشنا کنند چندان موفق نبوده‌اند. او می‌گوید: آن‌ها حتی فن بیان و صحبت کردن درباره طراحی لباس را هم نمی‌دانند بسیاری از این‌ها فارغ‌التحصیلان از دانشگاه‌های خوب کشور هستند اما گویی مطالعه آزاد نداشته‌اند. نمایشگاه‌ها و کتاب‌ها در حوزه مد و لباس برای آشنایی بیشتر هنرجوها لازم و ضروری است. در ایران کتاب در عرصه طراحی مد و لباس بسیار اندک است و سخت به‌دست می‌آید. میترا تمجیدی از دیگر طراحان حوزه مد و لباس معتقد است این کتاب‌ها به شدت برای فعالان این عرصه ضرورری و لازم است. او به ایبنا می‌گوید: مطالعه کتاب‌هایی که درکل دنیا در صنعت مد، پوشاک، طراحی و لباس به چاپ می‌رسد برای هنرآموزان دانشجویان و حتی اساتید بسیار لازم و ضروری است. در زمینه مد و لباس تا اندازه‌ای با استانداردهای جهانی فاصله داریم و با مطالعه کتاب‌هایی که در این زمینه منتشز می‌شود می‌توانیم خودمان و کارمان را به روز کنیم و به استانداردهای جهانی نزدیک کنیم. طراحان لباس با مطالعه عجین هستند و علم خود را به روز می‌کند اما تصور من این است که تولیدکنندگان به طور تجربی کار کرده و به گونه‌ای تقلید می‌کنند.                   داور جشنواره سی‌پال می‌افزاید: اتفاقی که در کشور ما در صنعت مد و پوشاک می‌افتد این است که عدم همکاری طراحان مد و لباس با تولید کنندگان، باعث شده است طراحان مد و لباس به سمت تولید بروند و این ضربه بزرگی به اقتصاد پوشاک و تفکر خلاق طراحان لباس می‌زند. بنیاد ملی مد و لباس در طی هفت سال گذشته تلاش بسیاری در زمینه چیوند این دو عرصه انجام داده است و در جاهایی این اتفاق افتاده است ولی تولیدکنندگان ما ریسک پذیری کمی دارند. با پیشرفت کردن صنعت مد در کشور می‌توانیم لباس ایرانی را به عرصه جهانی معرفی کنیم.    او معتقد است ناشران باید همت جدی برای تولید این دست کتاب ها را وجهه همت خود قرار دهند: به نظر من اتفاق دیگری که باید بیوفتد از طرف ناشرین و کمک وزارت فرهنگ و ارشاد برای ترجمه و چاپ کتاب‌های جدیدی است که از خارج از کشور به زبان‌های مختلف وارد ایران می‌شود و ترجمه آن طراحان بسیار وقت‌گیر است و آن علم تا ترجمه شود و از آن‌ها استفاده کنند زمان زیادی می‌گیرد. به نظر من سازمان‌های مختلف و حتی شهرداری موظف است این کار را انجام دهد کمک کردن به انتشار کتاب‌های خارجی است که ترجمه می‌شود در تمام کشورها شهرداری قسمتی از کارهای فرهنگی را برعهده می‌گیرد در کشور ما نیز این اتفاق افتاده است ولی متاسفانه نه به آن شکلی که باید دیده شود؛ حتی درباره موزه مد و لباس هم شهرداری وظیفه دارد که این کار را انجام دهد البته به کمک سازمانی مانند میراث فرهنگی. ترجمه و چاپ کتاب‌هایی که در حوزه مد و لباس وارد ایران می‌شود به نظر من از ضروریات است در تفکر و پیشبرد راه طراحان مد و لباس بسیار تاثیر گذار می‌تواند باشد یا حتی بودجه در اختیار بنیاد ملی مد و لباس قرار گیرد و وزارت ارشاد این کار را به عهده بگیرد یا سازمان‌های دیگری که به این حوزه مربوط هستند کتابخانه مد و لباس ایجاد کنند که هنجویان این رشته عضو آن باشند و از آن استفاده کنند.   ]]> هنر Thu, 06 Dec 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268665/کتاب-عرصه-طراحی-مد-لباس-بسیار-سخت-دست-می-آید صالح نجفی و مازیار اسلامی از فیلم به مثابه فلسفه می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268680/صالح-نجفی-مازیار-اسلامی-فیلم-مثابه-فلسفه-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به تازگی مجموعه‌ ده جلدی «فیلم به مثابه فلسفه» نوشته‌ صالح نجفی به همت نشر لگا منتشر شده است. نویسنده در این مجموعه به دنبال بیان نظریه‌های مختلف فلسفی درباره‌ فیلم نیست بلکه بیشتر در نظر دارد هر فیلمی را که می‌بینیم یا به تعبیری هر فیلمی را که می‌خوانیم به عنوان یک متن فلسفی ورق بزنیم. در این‌جا فیلم‌ها را متنی فلسفی قلمداد می‌کنیم. مواجهه‌ای که متفاوت از نقد فیلم عمل می‌کند. در این مجموعه، فیلم‌های کازابلانکا، پرسونا، همشهری کین، آنی‌هال، سال گذشته در مارین باد، حرکت اشتباه، ماگنولیا، راشومون و کپی برابر اصل از نگاه فلسفی تحلیل و بررسی شده‌اند و یک جلد به سینما به مثابه تمثیل غار افلاطون اختصاص دارد. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۰ آذر ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی مجموعه‌ «فیلم به مثابه فلسفه» اختصاص دارد که با حضور مازیار اسلامی و صالح نجفی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> هنر Wed, 05 Dec 2018 06:53:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268680/صالح-نجفی-مازیار-اسلامی-فیلم-مثابه-فلسفه-می-گویند «سایه‌ها و یادها» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268659/سایه-ها-یادها-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سایه‌ها و یادها» در شهر کتاب آرین رونمایی می‌شود. آیین رونمایی از کتاب «سایه‌ها و یادها» از نشر نظر،‌ شامل مجموعه عکس‌های کاوه کاظمی در شهر کتاب آرین رونمایی می‌شود.  کتاب «سایه‌ها و یادها» شامل مجموعه عکس‌هایی از چهره‌های ادب و هنر ایران است که کاوه کاظمی آن‌ها را گرفته است. نشر نظر کتاب «سایه‌ها و یادها» اثر کاوه کاظمی را در 132 صفحه و با قیمت 52000تومان منتشر کرده است. آیین رونمایی از کتاب «سایه‌ها و یادها»، جمعه 16 آذر  از ساعت 5 تا 8 در  شهر کتاب آرین، بلوار میرداماد، برج آرین،‌ شهرکتاب آرین برگزار می‌شود.   ]]> هنر Tue, 04 Dec 2018 11:29:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268659/سایه-ها-یادها-رونمایی-می-شود «اندرومدا» نمایشنامه ایده‌آلی برای یک دراماتورژ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268656/اندرومدا-نمایشنامه-ایده-آلی-یک-دراماتورژ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس خبر دریافتی نمایشنامه «اندرومدا» به قلم گلزار رضوی، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه نویس به چاپ دوم رسیده است. جلسه نقدوبررسی این نمایشنامه توسط علی رویین در محل کتابخانه موسسه فرهنگی اکو برگزار شد. به مناسبت هفته کتاب و ‌کتابخوانی، انجمن فرهنگی-هنری زنان ناشر در راستای تفاهم‌نامه با موسسه فرهنگی اکو، دومین برنامه نقد کتاب اعضا انجمن را برگزار کرد. علی رویین در تاریخ 11 آذر 97 در محل کتابخانه موسسه فرهنگی اکو به نقد و بررسی نمایشنامه «اندرومدا» پرداخت.   علی رویین در این نشست بیان کرد: الهام گرفتن از خاصیت آیینه‌گی در این نمایشنامه، راهی برای یافتن هویت درباره خود، دیگری و هستی است که با چهار کاراکتر اصلی و در قالب نه پرده به تصویر کشیده شده است. در ادامه این جلسه تحلیل مکان، فضا، زمان و روان بودن شخصیت‌ها، از دیگر زوایایی بود که روئین در نقد خود به آنها پرداخت. خوانش بخش‌هایی از نمایشنامه را نگار افصحی بر عهده داشت تا حاضران، موقعیت‌ها و شخصیت‌ها را بار دیگر، از منظر نقد روئین، تماشا و درک کنند. در پایان رویین، کار خود را با این جمله خاتمه داد: «با در نظر گرفتن عناصری که می‌توانند بهتر از حالت فعلی شکل بگیرند، نمایشنامه «اندرومدا» می‌تواند نمایشنامه ایده‌آلی برای یک دراماتورژ خوب باشد تا این کار را بر روی صحنه ببرد.» گفتنی است انتشارات طراحان تین نمایشنامه «اندرومدا» را در 1000 نسخه، 96 صفحه (چاپ دوم) منتشر کرده است. ]]> هنر Tue, 04 Dec 2018 11:21:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268656/اندرومدا-نمایشنامه-ایده-آلی-یک-دراماتورژ روایتی نمایشی از «اتاق آبی» سهراب سپهری http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268651/روایتی-نمایشی-اتاق-آبی-سهراب-سپهری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نمایشنامه «اتاق آبی» نوشته یونس لطفی و کارگردانی احسان فکاء است که روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۵ و ۱۶ آذر ماه در خانه نمایش «مهرگان» نمایشنامه‌خوانی می‌شود. نمایشنامه «اتاق آبی» همان گونه که از نامش برمی‌آید، درباره زندگی سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر است و گروه اجرایی در خلاصه داستان متن خود، بخشی از کتاب را آورده‌اند: «دویدم تا اتاق سر حوضخانه در آن طرف باغ، عموی کوچک را صدا کردم، تفنگ دولول سر پر خود را برداشت و با من تا سر طویله دوید، مارها را دیدیم، عمویم نشانه رفت، عمویم معنی دو مار به هم پیچیده را بلد نبود، نه از اساطیر خبر داشت و نه تاریخ ادیان خوانده بود، در چاردیواری خانه ما لفظ Ahimsa یا معادل آن بر زبان نرفته بود، قوس قزح کودکی من در بیرحمی فضای خانه ما آب می‌شد، عمویم نمی‌دانست که برخورد با ۲ کبرای به هم آمیخته برای هندوی جنوب چه معنی بلندی دارد، تا ببیند خود را کنار می‌کشد، دست‌ها را به هم می‌پیوندد، زانو می‌زند و دعایی می‌خواند. عمویم به این حرف‌ها کاری نداشت، با تفنگ ساچمه‌ای خود نشانه رفت، سر یکی از مارها از تن جدا شد، مار دیگری سوا شد و پا به فرار گذاشت و از در سر طویله به صحرا گریخت. Tiresias با عصای خود ۲ مار به هم خفته را کوفت و خود به زن بدل شد، عمویم نشد ...»   «اتاق آبی» که به نثر نگاشته شده است، بخشی از خاطرات کودکی سهراب سپهری است و نیز نظرات این شاعر و نقاش معاصر را درباره هنر در بر می‌گیرد. نمایشنامه «اتاق آبی» به نویسندگی یونس لطفی و کارگردانی احسان فکاء روخوانی می‌شود و میثم رازفر تنها راوی آن است. همچنین مهدیار پیرزاده در بخش مدیا گروه اجرایی این برنامه را همراهی می‌کند. این نمایشنامه که مدت زمان روخوانی آن ۴۵ دقیقه است، ساعت ۱۵ روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۵ و ۱۶ آذرماه در خانه نمایش «مهرگان» به نشانی خیابان انقلاب، نرسیده به پل کالج، خیابان خارک، بن بست اول، نمایشنامه‌خوانی می‌شود. ]]> هنر Tue, 04 Dec 2018 10:44:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268651/روایتی-نمایشی-اتاق-آبی-سهراب-سپهری هنرمند نمی‌تواند برای اثرش هدف تعیین کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268629/هنرمند-نمی-تواند-اثرش-هدف-تعیین-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، نشست پیرامون کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» با حضور ایمان افسریان، محمدرضا یگانه دوست، کریم نصر، محمودرضا بهمن پور و مسلم خضری شامگاه یکشنبه ۱۱ آذر در سالن شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.   مسلم خضری درباره کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» گفت: همواره با کمبود منابع درباره هنرهای تجسمی ایران روبه‌رو بوده‌ایم و همین نقصان موجب شد که در سال ۱۳۹۰ تصمیم بگیرم کتابی درباره هنرهای تجسمی بنویسم. در دهه ۷۰ و ۸۰ بیشتر بحث هایی که درباره هنرهای تجسمی می‌شد معطوف به هنر غرب بود و در این میان هنرهای تجسمی ایران همواره مظلوم واقع می‌شد. از اواسط دهه ۸۰ به واسطه برگزاری حراج‌های تجسمی زمینه ای فراهم شد تا هنر تجسمی معاصر ایران مورد توجه قرار گیرد. وی افزود: کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» ادعای تاریخ‌نگاری ندارد و برای تالیف این کتاب تصمیم گرفتم پایه کارم را بر پایه نظرسنجی بگذارم و اسامی هنرمندانی که در این کتاب درباره شان نوشته شده است بر پایه لیست هایی که از سوی مشاورانی که از نظر آنها بهره گرفته ام، انتخاب شده‌اند. خضری ادامه داد: بی‌شک کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» با نقایصی روبه‌رو است و در این کتاب ادعای این را نداریم که تمام جریان های هنر تجسمی ایران را پوشش داده‌ایم. تمرکز ما در این کتاب روی نقاشی فیگوراتیو معاصر ایران و تنوع آن در طول بازه زمانی است. وی بیان کرد: این کتاب از ۲ بخش مقالات و هنرمندان برگزیده انتخاب شده است و در بخش نخست مقالاتی از روئین پاکباز، آیدین آغداشلو، مجید اخگر، ایمان افسریان، بهرنگ پورحسینی و محمدرضا یگانه دوست منتشر شده است. بخش دوم نیز شامل گزیده‌ای از نقاشان فیگوراتیو ایران است که همان‌طور که گفتم گزینش آنها توسط گروهی از مشاوران انجام شده است. در مراحل تالیف این کتاب هدا اربابی نیز به یاری من پیوست و با حضور او محتوای هنر فیگوراتیو منسجم تر شد. محمودرضا بهمن پور مدیر نشر نظر گفت: بی شک تالیف، تدوین و نشر کتاب در ایران با فراز و فرودهای بسیاری همراه است و در این میان مولف کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» با وجود تمام این مشکلات با تلاش این راه را ادامه داد و در ادامه مسیر، هدا اربابی نیز به پدیدآورندگان کتاب افزوده شد و به غنی تر کردن مطالب کتاب کمک کرد. بی شک این کتاب بنیان فصل جدیدی در تولید کتاب در نشر نظر است. وی درباره چگونگی طرح روی جلد کتاب گفت: یکی از سوال‌هایی که شاید ذهن مسلم خضری را تا زمانی که کتاب به دستش برسد مشغول کرده بود طرح روی جلد کتاب بود. طبیعی است که طرح روی جلد کتاب از میان نقاشی های داخل کتاب انتخاب نشده است. در ادامه ایمان افسریان گفت: با این که ما در تاریخ زندگی می کنیم اما نمی‌توانیم تاریخ را بنویسیم. چون تاریخ نوشتن نیاز به نظریه دارد و تاریخ‌نویسی شرح وقایع و رخدادها پشت سر هم نیست اما یک غربی می‌تواند تاریخ ما را بنویسد چون نظریه دارد و چند پله از ما جلوتر است و درست کردن نظریه کار ساده ای نیست. افسریان ادامه داد: ما می‌توانیم دایره‌المعارف بنویسیم کما اینکه روئین پاکباز چنین کرده است. بی‌شک بسیاری از کشورهای منطقه دایره المعارف هنر ندارند. کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» ادعای تاریخ نگاری ندارد و برای تالیف این کتاب تصمیم گرفتم پایه کارم را بر پایه نظر سنجی بگذارم. افسریان با اشاره دسته‌بندی هنرمندان فیگوراتیو ایران که کار دشواری است، گفت: اصطلاح فیگوراتیو در مقابل آبستره به کار می رود و در نقاش معاصر ایران تنها چند نقاش آبستره داریم و از این نظر این عنوان مقسمی میان ۲ جریان اصلی نیست که بتوان با مداقه در تضادهای این جریانات معنای هر کدام را استنتاج کرد. وی تصریح کرد: در مقایسه با غرب، ژانرهای مختلفی در هنر نقاشی ایران به وجود نیامده است. نقاشان ایرانی تا پیش از افلاطون براساس فرم افلاطونی نقاشی می کشیدند. مدرن شدن برای نقاشان ایرانی در مقایسه با نقاشان غربی بسیار آسان بوده است. باید قبول کرد که بسیاری از این آثار در ظاهر مدرن هستند اما در اصل مدرن نیستند. در ادامه محمدرضا یگانه‌دوست گفت: اگر نظریه داشتیم باشیم هر چیزی که می‌بینیم برایمان معنادار می‌شود. با وجود نظریه وقتی با یک اثر هنری روبه‌رو می‌شویم همواره دچار سوء ذهن باید بشویم و این پرسش برایمان به وجود آید که این اثر هنری چه چیزی می خواهد بگوید. وی بیان کرد: فهرست کردن اسامی هنرمندان و خیره شدن به آثارشان تنها هنگامی در بهبود درک ما از هنر راهشگا خواهد بود و حتی عصای دست ما در خلق آثار هنری خواهد شد که قادر باشیم هر یک از آنها را در شبکه پیچیده ای از پیوندها، تداعی ها و معانی قرار دهیم. یگانه دوست ادامه داد: سالانه بیش از ۱۰ هزار نفر به جامعه هنری اضافه می شوند اما برای همه این افراد برای ارائه اثرشان فضا نیست و عملا محیط آن ها را از فضای هنری حذف می کند. در ادامه کریم نصر عنوان کرد: با مطالعه کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» نظر من این است که ما مسیر مثبتی را طی کرده ایم. پس از کمال الملک در ایران با طبیعت گرایی ابوالقاسم سعیدی و جواد حمیدی به آزمایش های فرمی می رسیم و با ظهور سهراب سپهری قدم به مرحله بیانی می گذاریم. منظورم بیان اندیشه و حالات روانی است. وی با مقایسه نقاشی بیزانسی و سنتی ایران گفت: نقاشی بیزانسی براساس محور ایمان مسیحی و اعتقا به گناه اولیه شکل گرفته است و به واسطه هبوط انسان از بهشت اشیا در این نقاشی‌های با رنگ‌های کدر کشیده شده‌اند و تنها چیزی که در این نقاشی القا نور می کند رنگ طلایی است که به نوعی سبز است. حتی نور هم در نقاشی بیزانسی به تیرگی تبدیل شده است. نصر ادامه داد: در مینیاتور اشیا ۲ بعدی طراحی شده‌اند و رنگ‌ها عموما خالص هستند و بازتاب نور هستند. ما نقاشی سنتی ایرانی و نقاشی بیزانسی را نمی‌توانیم تزیینی تلقی کنیم. تزیین از نظر من تمام اقداماتی است که در یک اثر هنری  جهت اهداف هنرمند شکل نگرفته اند. وی در پایان متذکر شد: هنرمند نمی‌تواند برای اثرش هدف تعیین کند چون این مخاطب است که برای اثر هنری هدف تعیین می‌کند. کتاب «نگره فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران» به کوشش مسلم خضری و گروه نویسندگان با قیمت ۱۱۰هزار تومان از سوی نشر نظر منتشر شده است. ]]> هنر Tue, 04 Dec 2018 07:24:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268629/هنرمند-نمی-تواند-اثرش-هدف-تعیین-کند ​اسامی نامزدهای نهایی بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره ادبیات سلامت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268621/اسامی-نامزدهای-نهایی-بخش-نمایشنامه-نویسی-جشنواره-ادبیات-سلامت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ به نقل از روابط عمومی جشنواره ادبیات سلامت، با پایان یافتن داوری این جشنواره، اسامی نامزدهای راه‌یافته به مرحله نهایی بخش نمایشنامه‌نویسی این جشنواره اعلام شدند.   بر این اساس فهرست اسامی راه‌یافتگان به این بخش به شرح زیر است: شن‌های ساحلی/ نسیم کیانی کیک ... بخت/ نیاز اسماعیل پور نجات‌دهنده به دوزخ خود برمی‌گردد/ تهمینه محمدی نقطه‌ی صفر/ زهره مینویی خسته ‌خانه/ ظریف کریمی قرمز+یه عالمه سفید/ ماریا شاهی تب با دمای مطلوب/ غزاله گرگ یراقی نسخه‌ی اسکاندیناویایی/ منصوره سجادیان رفت و آمد/ شکوفه آروین  ویدئو چک، نادر، وایبر و چند جنایت دیگر/ اکبر روح  پیله/ سعید قاسمی  پنتیمنتو/ لیلا حکمت  فرشته‌ی مرگ/ محمدرضا ادیبی  مائده/ وحید بهبدی  خون بس/ احسان مرادی  بازیگر خانه/ آیدا پالیزگر  مرزداران/ وحید رهجو، حسین ملکی  برف زمین را گرم می‌کند/ مریم منصوری  چل گیس/ حسین جمالی  دنیا می‌میرد/ الهام گوران  چند سال اون طرف‌تر/ آرش خلعتبری  اپیلاسیون/ لعیا الله یاری  در تاریکی/ مهدی قویدل  من خودم به تنهایی علیه همه/ مجید کاظم زاده مژدهی  دخمه/ فرزانه رحیمی  عروس بم/ محمدرضا نوروزس خراسانی  من یک انار نارسم/ محمدرضا قلی پور  نمرده/ حسام مقتدایی  یک ساعت و 29 دقیقه و 15 ثانیه/ هادی عبداللهی  در آن شب زمستانی/ امیر عظیم رفیق نیا  العلق/ اشکان دلال زهتاب  متاستاز/ حسین محسنی  اعترافات؛ قضاوت‌گذرا یا اعترافات آقای کی‌نه/ محمدرضا امیری  نفت‌مردگی/ فرهاد خاکیان دهکردی  بریده‌ها/ نوید ایزدیار  هامارتیا/ فرامرز ثقه‌الاسلامی  خوابگردها/ شیما پورسهم‌الدین  مریخ، عندالمطالبه/ مهدی صالح‌یار  حافظه‌ی شکسپیر/ پریسا صحبتی  در باران آمد/ اصغر گروسی  چهار‌پنج‌ یک ‌هیچ/ پارسا گلدار  هزار فرسنگ زیر دریا/ شادی غفوریان  اُسرا/ فرشاد رضایی  گیبون/ محمد نورالدینی  قارچ‌ها در شهر/ محمدرضا معزی نجف آبادی  ماهی‌های پرنده/ زهره شفیعی  آمستردام/ لیلا روغنگیر قزوینی  پنجره‌ی باز/ فرانک کلانتری  دختر سطلیه/ تریفه کریمیان  خ. م./ میرمیلاد مهدی زاده  سیگنال/ آرش عباسی  فراموشی/ صابر دل بینا  تو مشغول مردنت بودی/ کامران شهلایی  رقص در تالاب/ میثم خالدیان  بیابان‌ها/ محمدجواد زارع  نغمه‌خوانی از ورای پرده/ آرمین رحیمی‌نژاد  دقیقا 9 سال و 3 ماه و 20 روز پیش کجا بودی؟/ سید فرشاد هاشمی  سولانین/ مهدی اکبری  ماضی استمراری/ هادی آخوندزاده  لانه‌ی لرزان/ علی میرزا عمادی  کلارینت/ سیروس همتی  سوییپر/ سید بهیاد نجفی  مدت زمان یک نوسان یا چرخه‌ی کامل مغزی/ حامد ناوشکی  آنفالو تئاتر/ سعید جعفری  رویای کولی آشفته/ سعیدرضا خوش شانس  مضحکه زردآلوئیسمی/ محمد جواد صرامی  پیرمردِ کوچه‌های سنگواره‌ای شهر کور/ علی درزی  چگونه آن 99999 بیماری را از تو دور کنم؟/ علی مرتضوی فومنی  در کوه‌های کابل زنی است که/ میلاد اکبرنژاد  حوادث/ محمد باقر نباتی مقدم  یعقوب عیسو یا آبجی کوچیکه در گور خفته‌ست/ میثم علیپور   مدیر بخش‌ نمایشنامه‌نویسی جشنواره ادبیات سلامت اصغر نوری است و محمد رحمانیان، محمدامیر یاراحمدی و فارس باقری داوری این بخش را به عهده داشتند. ]]> هنر Tue, 04 Dec 2018 06:47:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268621/اسامی-نامزدهای-نهایی-بخش-نمایشنامه-نویسی-جشنواره-ادبیات-سلامت تا روی کاغذ نیاید روی پرده نمی‌آید http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/268463/روی-کاغذ-نیاید-پرده-نمی-آید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، میزگرد بررسی وضعیت اقتباس در آثار سینمایی در حوزه فیلم کوتاه و بلند با حضور جواد میرهاشمی، فیلمساز و مدیر بخش جنبی جشنواره فیلم کوتاه تهران، مهدی رحیمیان رییس انجمن مدرسان سینمای ایران و از داوران جشنواره فیلم کوتاه تهران در بخش کتاب و سینما، سعید پوراسماعیلی، سینماگر و معاون فرهنگی و آموزش انجمن سینمای جوانان، کامران محمدی، داستان‌نویس، محمد اسماعیلی، فیلمساز و عکاس و مهرداد پورعلم،‌ نویسنده و پژوهشگر در خبرگزاری کتاب ایران برگزار شد. این میزگرد به بهانه اتمام جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران و بخش کتاب - سینما که به فیلم‌های اقتباسی اختصاص داشت، برگزار شد و در آن به ضرورت اقتباس از آثار ادبی برای تولیدات سینمایی، دلایل پایین بودن میزان تولید فیلم‌های اقتباسی، راهکارهایی برای فراهم‌کردن بستر اقتباس و مشکلاتی که بر سر راه آن قرار دارد پرداخته شد. در ابتدای میزگرد درباره مباحث بالا بحث شد و سپس هر یک از کارشناسان حاضر در نشست به بیان پیشنهادات خود برای هموار شدن هر چه بهتر مسیر اقتباس پرداختند. مهدی رحیمیان: تصور می‌کنم که مقوله اقتباس و سینما مقوله تازه‌ای نیست و به تولد سینما برمی‌گردد و  در فیلم‌های اولیه تاریخ سینما نیز این مساله به چشم می‌خورد. ژرژ ملی‌یس فیلمی بر اساس رمان «سفر به ماه» ژول ورن ساخت که در عین سادگی فیلم مهمی است و از نخستین کسانی است که فیلم اقتباسی ساخته است. بحث اقتباس همیشه بین نظریه‌پردازان سینما و پدیدآورندگان کتاب محل دعوا بوده است. سابقه تاریخی اقتباس در سینما تغییر و تحولات زیادی داشته است. بسیاری از نظریه‌پردازان و سینماگران مانند سرگئی میخائیلویچ آیزنشتاین متعقد است فنون سینمایی از فنون ادبی گرفته شده است و طرفدار گریفیث بوده است. برخی هم معتقدند که باید در هنگام اقتباس به اثر وفادار بود و در مقابل، برخی با وفاداری محض مخالفند و معتقدند وقتی بحث تبدیل زبان ادبیات به زبان فیلم پیش می‌آید ناخودآگاه اثر اولیه مخدوش می‌شود. جمع‌بندی این حوزه این است که اقتباس ضرورتا وفاداری نیست بلکه حفظ روح و جوهر اثر است. در تاریخ سینما هم فیلم‌های زیادی داریم به عنوان مثال از «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز تعداد زیادی اقتباس‌های سینمایی  و تلویزیونی و انیمیشن شده است. بلا بالاش، نظریه‌پرداز سینما معتقد است «برخی از آثار ادبی، سینمایی هستند یعنی قابلیت اقتباس‌شدن دارند و برخی هم سینمایی نیستند که اقتباس از آنها دشوار است» مانند کارهای همینگوی سینمایی هستند و برخی آثار مانند جویس و فاکنر هم سینمایی نیستند.                                                        مهدی رحیمیان من به عنوان داور بخش کتاب و سینما دلم می‌خواهد این بخش تقویت شود تا اتفاقات خوبی در این حوزه بیفتد  و معتقدم فقط تعداد چاپ‌های یک کتاب نشر آن به حساب نمی‌آید و اقتباس از یک اثر نیز به منزله نشر آن است. سعید پوراسماعیلی:  اینجا دو بحث ریشه‌ای وجود دارد؛ اینکه اقتباس را از کتاب و ادبیات ببینیم یا اقتباس از تمام هنرهایی را که برای سینما می‌تواند منبع الهام باشد، مد نظر بگیریم. بهتر می‌بینم با توجه به اینکه اینجا خبرگزاری کتاب است بحث را روی اقتباس از آثار ادبی محدود کنیم. البته در کارهای تجربی معمولا از متن مکتوب و ادبیات اقتباس نمی‌شود و نقاشی و فُرمی در تئاتر هم می‌تواند منبع الهام و اقتباس باشد و قالب و ساختار به عنوان منبع اقتباس مطرح شود. وقتی اقتباس ادبی می‌کنیم فقط وظیفه فیلمنامه‌نویس نیست که کار اقتباس را انجام دهد و اگر کارگردان روح اثر را دریافت نکرده باشد، موفقیت فیلمنامه‌نویس نمی‌تواند کاری از پیش ببرد وقتی در مرحله تصویر و برداشت کارگردان از روح اثر فاصله گرفته باشد. در حوزه ادبیات بحث مهم تصویر و تصور است. در ادبیات بر پایه تصور پیش می‌رویم به عنوان مثال وقتی سهراب سپهری می‌نویسد درویشی نان خشکیده فرو برده در آب با یک تصور خیال‌انگیز شعری مواجه هستیم اما تصویرشدن چنین چیزی به طور عینی به غایت نازیباست و تصویر کردن تصور یک اثر ادبی به غایت سخت است و نمی‌توان آن را به راحتی به تصویری عریان در سینما تبدیل کرد. جواد میرهاشمی: چهارمین سالی است که بخش کتاب و سینما را در جشنواره فیلم کوتاه برگزار می‌کنیم و امسال در بخش اقتباسی رشد کمی و کیفی چشمگیری داشتیم. در این جشنواره به این بخش به طور جدی نگاه شد و امیدواریم که به بخش ویژه جشنواره تبدیل شود یا اینکه تعداد آثار به حدی باشد که بتواند برای آن به طور مستقل جشنواره‌ای برگزار کرد.                                            جواد میرهاشمی، سعید پوراسماعیلی و مهدی رحیمیان  در تاریخ سینمای ایران هم به عبدالحسین سپنتا و اقتباس‌هایش از «لیلی و مجنون» و فردوسی اشاره می‌کنم که گوشزد کنم اقتباس در تاریخ سینمای ما از ابتدا وجود داشته است. سینماگران فیلم کوتاه داستان‌خوان هستند اما گاهی اوقات اکراه دارند که اسم نویسنده را پای کارشان بیاورند. به چند دلیل: یکی اینکه فکر می‌کنند که شاید نویسنده حق‌التالیف بخواهد که البته حق‌اش هست. یا اینکه در روند نوشتن فیلمنامه دخالتی کند. ما سعی کردیم در ابتدا این طرز تفکر را به وجود بیاوریم که حتا اگر ایده کوچکی از کتاب و داستان گرفته‌اند را در حوزه اقتباسی کار کنند و البته اقتباسی که ما مطرح کردیم صرفا داستانی نبود و امسال از خوش حادثه هر سیزده فیلم اقتباسی داستانی بود. ما ابتدا سعی و هدف‌مان رغبت و نزدیکی بین نویسنده و فیلمساز بود تا این همکاری شکل بگیرد. فیلم‌های «کودکان ابری»،‌ «پسرک چشم‌آبی» و «مانیکور» از فیلم‌های اقتباسی موفق بوده‌اند که در عرصه بین‌االمللی هم توانسته‌اند موفقیت‌های زیادی کسب کنند. به عنوان مثال سیامک گلشیری نویسنده‌ای بود که از یکی از داستان‌هایش فیلمی به نام «آن سوی دریاچه» ساخته شد و در صحبتی که داشتیم اصلا انتظار چنین استقبالی را از جشنواره نداشت. ما هدفمان این است که طوری نباشد که فقط فیلمساز به دنبال نویسنده برود و خود نویسنده‌ هم این دغدغه را داشته باشد و شاید با شرکت در این جشنواره فرصتی فراهم شود تا برای داستان‌هایشان ایده بگیرند. البته بخش اقتباسی کتاب و سینما تنها به اقتباس داستانی نمی‌پردازد و انیمیشن و فیلم‌های تجربی و مستند هم در این بخش قرار می‌گیرند.     مدتی پیش سلسله مصاحبه‌هایی با نویسندگانی داشتیم که از  آثارشان اقتباس سینمایی شده بود و بیشتر از نیمی از آن‌ها معتقد بودند سینماگران ما دوست دارند به هر قیمتی که شده به عنوان سینماگر مولف قلمداد شوند. کامران محمدی هم نویسنده‌ای است که در این گروه قرار می‌گیرد و از آثاری که نگاشته فیلم کوتاه و سینمایی اقتباس شده است. به جز سوال اول بحث‌مان که ضرورت و پیشینه اقتباس است این مساله را هم به بحث اضافه کنیم که چرا اغلب کارگردانان سینما ترجیح می‌دهند نام خود را به عنوان نویسنده بیاورند و برای اقتباس به خصوص از آثار ایرانی رغبتی از خود نشان نمی‌دهند. کامران محمدی: تقریبا بیشتر فیلم‌های قابل تامل هالیوود فیلم‌های اقتباسی‌اند و وقتی چشمتان به تیتراژ می‌افتد می‌بینید که بر اساس یک رمان نوشته شده‌اند. مولف‌ترین فیلمساز دنیا را آلفرد هیچکاک می‌دانند اما تمام فیلم‌های قابل اعتنای او نیز اقتباسی است و  به نظرم تلقی سطح پایین سینماگر از مولف به این معنا که وقتی من کارگردان هستم اسمم را به عنوان نویسنده نیز بیاورم به این صنعت ضربه زده است و مایه تعجب است.  اولین نکته مولف بودن هیچکاک در انتخاب رمان‌های مناسب برای اقتباس بود و کتاب‌های انتخابی او با اینکه نویسنده‌های مختلفی دارند اما جنس‌شان یکی است و با جهان فکری هیچکاک قرابت دارند. متاسفانه در ایران معمولا کارگردان‌ها وقتی چیزی ندارند به دنبال اقتباس می‌روند و چون جهان فکری ویژه‌ای ندارند می‌روند می‌گردند تا چیزی بیابند تا به آن‌ها کمک کند.                                                    کامران محمدی درباره بی‌رغبتی برای اقتباس باید بگویم پیشینه این سوءتفاهم به درگیری‌های مسعود کیمیایی و محمود دولت‌آبادی برمی‌گردد و هنوز هم همه فکر می‌کنند که سینما و ادبیات نمی‌توانند با هم کار کنند در صورتی که من خودم هم تجربه اقتباس بلند از آثارم را دارم هم کوتاه. دلیلش هم به برخورد خودم و فهمم از مناسبات سینمایی برمی گردد. متاسفانه برخی از نویسندگان به دلیل اینکه شناختی از این مناسبات ندارند دچار توهم می‌شوند و برای اقتباس مبالغی نجومی درخواست می‌کنند. اینگونه مسائل به سادگی هم حل نمی‌شود مگر به کمک نهادها و به نظرم این جشنواره فیلم کوتاه هم اتفاق بسیار خوبی است البته به شرط اینکه یک بال‌اش نویسندگان باشند و در داوری، برگزاری و برنامه‌هایی مثل همین میزگرد حضور داشته باشند تا باب آشنایی میان کارگردانان و نویسندگان باز شود و این مشکل که کارگردانان نویسندگان هم‌نسل خود را نمی‌شناسند با همین تمهیدات قابل حل است. به نظرم همین چند اقتباس درخشان هم که وجود دارد، نتیجه مناسبات و ارتباطات فردی است و مثال خوبش هم رابطه و رفاقت نزدیک مهرجویی با ساعدی است. اقتباس‌های اندکی که امروز در سینمای ما وجود دارد یا بر اساس آثار  نویسندگان خارجی است یا نویسندگان بزرگی مانند هدایت و ساعدی و ... اما فیلمساز امروز ما شناختی از نویسندگان امروز و تثبیت‌شده‌مان ندارد که در حوض امروز ادبیات ماهی بزرگی است. البته به نظرم خانه سینما و انجمن صنفی داستان‌نویسان می‌توانند در ایجاد این شناخت و رابطه موثر باشند. این روابط هم به درک درست نویسندگان از مناسبات سینمایی می‌انجامد و هم از توهم کارگردانانی می‌کاهد که فکر می‌کنند مولف بودن فقط به معنای این است که نام خود را به عنوان نویسنده اثر هم بیاورند. بدترین اقتباس تاریخ سینما به نظر من اقتباس از «بار هستی» کوندراست و به نظرم دنیل دی‌لوئیس بدترین بازی عمرش را در آن کرده است اما این اقتباس بد، چیزی از ارزش رمان کوندرا نکاسته. یا فیلم سینمایی که از رمان من اقتباس شد! بدتر از آن امکان نداشت اما این مساله به من نویسنده ربطی پیدا نمی‌کند و اثر به نام کارگردان و تهیه‌کننده‌اش ثبت می‌شود. به هر حال اوضاع اقتباس در سینمای ما چندان وضعیت مطلوبی ندارد و هر ده سال یک‌بار یک علیرضا رئیسیانی پیدا می‌شود که آن هم باز به دلایل و ارتباطات شخصی سراغ ناهید طباطبایی برای اقتباس می‌رود. سینماگران جوان‌تر درک درست‌تری از ادبیات دارند و هم به اقتباس از بزرگان ادبیات ایران یا خارجی‌ها روی می‌آورند و از  آثاری مانند «باغ‌وحش شیشه‌ای» اقتباس می‌کنند. به فهرست کارگردانانی که بر اساس روابط شخصی سراغ اقتباس رفته‌اند، بهروز افخمی و اقتباس‌اش از رمان  همسرش، مرجان شیرمحمدی را هم اضافه کنید. کامران محمدی: البته افخمی به دلایل علایق خاص ادبی که دارد از جعفر مدرس صادقی هم اقتباس کرده که البته روابط شخصی هم در آن بی‌تاثیر نبوده اما در نهایت این اقتباس هم اقتباس موفقی نبود و تنها به نریشن‌ها و روخوانی از کتاب محدود می‌شد.                                                 کامران محمدی، مهرداد پورعلم و محمد اسماعیلی جشنواره فیلم کوتاه فرصتی به ما داد تا با فیلمسازهایی که کار اقتباسی ساخته بودند،‌ گفت‌وگوهایی انجام دهیم و در بیشتر این گفت‌وگوها  مشخص شد که  این کارگردانان یا بر اساس علاقه شخصی سراغ نویسندگانی مانند بیژن نجدی و غلامحسین ساعدی رفته بودند یا درباره اقتباس از نویسندگانی مانند کارور و چخوف اذعان داشتند که جهان فکری خودشان به این نویسندگان نزدیک بوده است. یکی از این فیلمسازها معتقد بود چخوف به دلیل رویکرد بومی که  دارد،‌ آثارش به راحتی قابل اقتباس  است. این فیلمسازان در رابطه با اقتباس از نویسندگان هم‌نسل خود عنوان کردند که شناختی از این نویسندگان ندارند. جواد میرهاشمی:  همان هیچکاکی که درباره‌اش بحث شد در پاسخ به سوال تروفو درباره مقوله اقتباس شوخی می‌کند و می‌گوید: «بزی داشت نگاتیو می‌خورد و می‌گفت کتابش خوشمزه‌تره.» این سینماگر درباره اقتباس می‌گوید: «من وقتی امتیاز کتابی را برای اقتباس می‌خرم، بعد از خواندنش آن را از پنجره پرت می‌کنم بیرون و فیلم خودم را می‌سازم و بر اساس ذهنیات خودم آن را تطابق می‌دهم.» به عنوان مثال در سال 1389 تهیه‌کننده‌ای برای قرارداد اقتباس آمده و نویسنده درخواست مبالغ نجومی کرده است. اما مساله‌ای که اینجاست این است که در هالیوود هم تهیه‌کننده پای کار است نه فیلمساز. حالا چرا فیلمساز در اینجا سراغ چخوف و نجدی و ساعدی می‌رود؟ چون زنده نیستند و فیلمساز ترس اینکه با نویسنده به توافق برسد را ندارد. رسیدن به زبان مشترک با نویسنده دغدغه اصلی فیلمساز است. این مساله را ما حداقل در داوری جشنواره توانستیم تا حدی حل کنیم و از حضور نویسنده‌ای مانند امیرحسن چهل‌تن بهره‌مند شویم. اما همان‌طوری که اینجا بحث شد اگر هم در نهایت اقتباسی امروز در سینمای ما انجام می‌گیرد مانند این نیست که همانند سینمای هالیوود تهیه‌کننده جلو بیاید و این اقتباس‌ها بر اساس روابط و رفاقت فیلمساز با نویسنده است. در رابطه با اقتباس گاهی اسم و رسم نویسنده هم مطرح می‌شود و برخی از فیلمسازان ترجیح می‌دهند از نویسندگان صاحب نامی مانند ساعدی اقتباس کنند تا یک نویسنده بی نام و نشان یا کسی از هم‌نسلانشان که کمتر شناخته شده است. محمد اسماعیلی: اتفاقا من امروز بعد از این میزگرد با یک نویسنده بی‌نام و نشان جلسه‌ای دارم که می‌خواهم حق اقتباس اثرش را بخرم. برای من به شخصه صاحب اثر مهم نیست و نزدیکی اثر با جهان فکری‌ام برایم مهم‌تر است. درباره بحث مولف بودن و انتخاب‌های هیچکاک باید بگویم که هیچکاک داستان‌های غیرمعروفی از نویسندگان ناشناخته انتخاب می‌کرد تا بتواند فکر خودش را هم در آن وارد کند و به چیزی برسد که به خودش و جهان فکری‌اش نزدیک باشد.                                                    محمد اسماعیلی من چهار فیلم کوتاه ساخته‌ام که سه تای آن اقتباس است و اگر پنجمی را بسازم آن هم اقتباس خواهد بود. برای من ذاتا واژه اقتباس مهم‌تر از این است که از چه کسی می‌خواهم اقتباس کنم. برای من به شخصه داستانی مهم است که به ایده‌ای که خودم دارم نزدیک باشد. آثاری که من از آن‌ها اقتباس کرده‌ام نویسندگانی متفاوت داشته‌اند اما ساختار و فرم‌شان شبیه هم است. من هیچ وقت سراغ این نرفته‌ام که اگر داستانی چپ شد من هم چپ بشوم و اگر راست شد،‌ من هم راست باشم. همیشه نگاه خودم را داشته‌ام و به نوعی بر اساس آن داستان و فیلمم را ساخته‌ام و برای من اقتباس به صورت آزاد مطرح است و به قول آقای پوراسماعیلی یک فاصله‌ای بین تصویرکردن و تصورکردن است و مدیوم سینما آنقدر فرق می‌کند که اتفاقا می‌توان سراغ مارکز و جویس رفت همان‌طوری که «ارباب حلقه‌ها» ساخته شد و در زمان نگارش آن هیچ‌کس باور نمی‌کرد که روزی از این اثر فیلم ساخته شود. تکنیک صنعت و نگاه کارگردان روی اقتباس اثر زیادی می‌گذارد. جیمز کامرون برای ساخت «آواتار» سال‌ها صبوری کرده است تا صنعت سینما در زمینه جلوه‌های ویژه به آن درجه از امکانات برای تولید چنان اثری برسد و این که کار مارکز به بهترین شکل اقتباس شود اصلا مساله‌ای دور از انتظار نیست. شرایط تولیدی،‌ نگاه کارگردان و پیشرفت تکنولوژی در اقتباس و انتخاب اثر بسیار موثر است. نکته دیگری که درباره مولف بودن می‌خواهم بگویم این است که اتفاقی که در این زمینه در سینمای ما افتاده یک قسمتی از آن به –البته من هم مانند بقیه به اختلافات شدید آقای دولت‌آبادی و مسعود کیمیایی واقفم- اتفاقی که به شکل نهفته در دهه شصت افتاد، برمی‌گردد و آن نظام گلخانه‌ای سینمای ما بود. نظامی که به‌طور دستوری می‌گوید تولید محتوای اختصاصی کنید و این نگاهی بود که در دهه شصت به سینما به‌طور خواسته یا ناخواسته تزریق شد. گفتند؛ این چیزهایی که از قبل در ادبیات بوده دیگر به درد ما نمی‌خورد و از اینجا به بعدش هم خودتان بیایید و آن چیزی که ما می‌خواهیم را تولید کنید. این اتفاق در دهه شصت افتاد چون تولید سینما، گران تمام می‌شد و برای تولید فیلم مجبور به استفاده از امکانات مالی ارگان‌ها و نهادها بودند. به همین دلیل است که ما امروز از ادبیات دور شده‌ایم و دلیل آن خیلی ساده است چون در دهه شصت نمی‌توانستند سراغ نویسندگان شاخص دهه پنجاه بروند و این مساله برای من فیلمساز جوان تبدیل به یک عرف نانوشته می‌شود چرا که در دهه شصت همه نویسنده - کارگردان بودند و خودشان تولید محتوا می‌کردند. این مساله هم به نگاه بالادستی تولید سینما از سمت نهادهایی مانند فارابی و دیگر نهادها برمی‌گردد که آن زمان وجود داشت. در باقی مسائل با دیگر دوستان و همکاران این میزگرد موافقم که یکی از دلایلی که فیلمسازان کمتر سراغ نویسندگان زنده امروز می‌روند به دردسرهای کپی‌رایت و حق اقتباس و اعمال نظر نویسندگان برمی‌گردد. در عین حال باید این را بگویم که مدیوم سینما بسیار با ادبیات متفاوت و ترکیبی از هفت هنر دیگر است اما ادبیات هنری مستقل است. در این بین خیلی‌ها را می‌بینم که صحبت از وفاداری اقتباس به متن اصلی می‌کنند و از این نکته غافلند که وقتی صحبت از اقتباس می‌کنیم اگر حتی تمام دیالوگ‌های موجود در متن را هم واوبه‌واو بنویسیم، باز چون اینجا یک مدیوم به مدیوم دیگری تبدیل می‌شود وفاداری کامل اتفاق نمی‌افتد. متن به تصورات فیمساز تبدیل می‌شود و مانند آنچه در هنر فیلمبرداری اتفاق می‌افتد چیزهایی حذف می‌شود و چیزهایی دیگر به تماشاگر نشان داده می‌شود و فیلمساز هم قاب خودش را دارد. من فیلمساز از تصور فردی نویسنده به تصویر شخصی‌ام می‌رسم و همان لحظه که بحث اقتباس پیش می‌آید این فرآیند دورشدن از اثر اتفاق می‌افتد. به نظرم بهتر است به تفاوت‌های میان اقتباس آزاد و اقتباسی که تقریبا به اثر وفادار می‌ماند هم اشاره کنیم.                                                     جلسه آغاز به کار هیئت داوران بخش کتاب و سینما  مهرداد پورعلم: من خودم شخصا مخالف رویکرد نگاه نویسنده و فیلمساز ایرانی به اقتباس هستم. اینکه اثری قابل اقتباس نیست اصلا در مطالعات  اقتباسی معنا ندارد. در نقاشی و تمام هنرهای تجسمی هرگز به یک نقاش نمی‌گویند که فلان چیز نمی‌تواند موضوع نقاشی باشد. تمام چارچوب‌ها و پارادایم‌های فکری در این باره امروز شکسته شده‌اند و نمی‌توان گفت که از اثری نمی‌شود اقتباس کرد. مفهوم اقتباس در سینما در دهه 50 میلادی آغاز شده و قبل از آن سینماگرها از هر چیزی به عنوان منبع الهام استفاده می‌کردند تا هنر سینما را رونق بدهند. حال چرا برای این اقتباس و الهام به سراغ کاراکترهای ادبی می‌رفتند؟ دلیلش خیلی ساده است چون کاراکترهای ادبی برای جذب تماشاگر مناسب بودند و تماشاگر آن‌ها را می‌شناخت. در دهه 50 مطالعات ادبی چیرگی داشت و امروز هم تمام سوءتفاهم‌ها مربوط به چیرگی همان مطالعات است. در مطالعات اقتباسی می‌توان به سه رویکرد اقتباس به صورت فیلم، اقتباس ادبی و مطالعات رسانه که مربوط به امروز است، اشاره کرد. اختلافات ما و دیگران مربوط به نگاه‌های متفاوتی است که در این سه رویکرد وجود دارد. بحث وفاداری و مقایسه اینکه اثر بهتر است یا فیلم در این مطالعات هیچگونه معنایی ندارد. به عنوان مثال در رویکرد ادبی چیرگی و تقدس با متن است. بسیاری معتقدند دلیل این رویکرد به واژه‌پرستی و ترس از تصویر برمی‌گردد. هنوز فکر می‌کنیم یک متن نوشتاری بسیار مهم‌تر از یک متن تصویری است و به هر حال نمی‌توان چندهزار سال تاریخ ادبیات را در مقابل صدوبیست سال تاریخ سینما قرار داد. وقتی با رویکرد ادبی به اقتباس وارد می‌شویم به ورطه وفاداری می‌افتیم و نمود آن را در داوری جشنواره‌ها و بررسی کیفی اثر می‌بینیم. به نظر من روح و جوهر اثر اهمیتی ندارد و سنگ‌بنای این مبحث جهان و بینش شخص اقتباس‌کننده است. اما وقتی از رویکردهای معاصرتر وارد می‌شویم و سینما را به عنوان یک مدیا می‌بینیم بحث ما به کلی تغییر می‌کند. اقتباس تنها اقتباس ادبی نیست و اگر از سمت اثر اقتباسی به منبع اقتباس برسیم می‌فهمیم که نقاشی و شعر و کتاب و داستان همگی قابل اقتباس‌اند. بنابراین تنها به‌واسطه مطالعات ادبی نمی‌توان یک اثر اقتباسی را بررسی کرد. امروز در سینمای آمریکا بحث اقتباس به شدت مطرح است و در بسیاری از فیلم‌ها از اثری با نویسنده‌ای کمتر شناخته‌شده مواجه می‌شویم. اما در اینجا اگر اقتباسی هم اتفاق می‌افتد از آثار نسل‌های قبل است و کمتر از نویسندگان معاصر اقتباس اتفاق می‌افتد و در این بین یکی از کارکردهای اصلی اقتباس که انتقال نگاه روز جامعه ادبی یک کشور است مغفول می‌ماند. در صورتی که می‌بینیم در کشور دیگری از رمان تازه منتشرشده‌ای به نام «دختری در قطار» با آنکه نویسنده معروفی ندارد،‌ اقتباس می‌شود و به ناگهان سیزده ناشر در ایران آن را چاپ می‌کنند. اما این اتفاق برای آثار روز ادبیات ایران به ندرت می‌افتد.                           جواد میرهاشمی:  معمولا درباره این بحث توپ را به زمین فیلمسازها می‌اندازند و می‌گویند که فیلمسازها کتاب نمی‌خوانند. در این رابطه به مطلبی در ویژه‌نامه فارابی درباره اقتباس اشاره می‌کنم. درباره «قصه‌های مجید» همیشه درباره کیفیت اثر و اقتباس، بحث‌های زیادی مطرح شده است. در صفحات آخر آن مجله خواندم که آقای هوشنگ مرادی‌کرمانی خطاب به کیومرث پوراحمد گفته؛ من یک باغ سیب به تو دادم و تو کمپوت به تماشاگرها داده‌ای. این اختلاف و کنش بین نویسنده و فیلمساز همیشه مطرح بوده و دوباره به بحث وفاداری می‌رسیم. برای بحث در این مقوله باید مولفه‌هایی نظیر فروش کتاب «قصه‌های مجید» قبل از پخش فیلم و بعد از آن و موقعیت مرادی کرمانی بعد از پخش مجموعه و  همچنین شهرت پوراحمد قبل و بعد از آن را برای روشن‌شدن برخی مسائل بررسی کرد. این میان انجمن سینمای جوانان و خانه کتاب بر آنند پیوندی بین نویسندگان و فیلمسازان برقرار کنند. با برگزاری کارگاه‌ها و جوایز نقدی،‌ فیلمسازها متوجه می‌شوند که در فلان جشنواره جایزه‌ای نقدی هست که به اثر اقتباسی می‌دهند و برای اقتباس تشویق می‌شوند. در این میان کارگردانی مانند ابراهیم ایرج‌زاد هم هست که اغلب فیلم‌های کوتاهش اقتباسی است و در گروه کارگردان‌های کتابخوان قرار می‌گیرد. به همین دلیل نمی‌شود گفت که به عنوان مثال نهادی مانند خانه کتاب واکسن اقتباس تزریق کند و به این ترتیب فیلمساز اقتباسی تولید شود و این مساله به خانواده و عادات شخص به مطالعه از کودکی هم برمی‌گردد. کتابخوانی باید در جامعه رواج پیدا کند تا من فیلمساز ترغیب شوم که فیلم‌های اقتباسی بر اساس داستان و کتاب بسازم.           سعید پوراسماعیلی: اگر بتوانیم راهکارهایی مانند همین جشنواره فیلم کوتاه برای ترغیب فیلمسازها برای اقتباس و همچنین ایجاد امنیت حقوقی برای نویسندگانی که از آثار آن‌ها اقتباس می‌شود، ارائه کنیم، می‌توانیم در رواج این مساله و روشن‌شدن موتور فیلمساز‌ها برای اقتباس موثر باشیم. در درجه اول باید فکر اقتباس را ترویج و ضرورت آن را تفهمیم کنیم تا زمینه‌ای ایجاد شود تا فیمساز به ضرورت اقتباس واقف شود و از تنگنای اینکه چی بسازم خلاص شوند. به نظر من آثار امروز سینمای ما، قبل و بعد از «ابد و یک روز» هستند و در این تنگنا شاید اقتباس بتواند راهگشا باشد برای فیلمسازانی که جهان فکری خاصی ندارند. در شکل غیرشرافتمندانه برخی از فیلمسازها منشا اقتباس را هم مخفی می‌کنند تا کسی متوجه چاه خالی فکر و ایده آن‌ها نشود. راهکاری که به نظرم می‌رسد این است که خانه کتاب و سینمای جوان پشتوانه مالی فیلمنامه‌های اقتباسی باشند و دو طرف فیلمساز و نویسنده را دور یک میز بنشانند تا توافقی میان آن‌ها شکل بگیرد. محمد اسماعیلی: من با این کانسپت مخالف نیستم و به نظرم ایده خوبی است و با حمایت مالی از فیلمسازهایی که اقتباس می‌کنند بسیار موافقم اما من فیلمساز را جایزه سی‌میلیونی چندان جذب نمی‌کند و هزینه تولید یک فیلم کوتاه بسیار بیشتر از این است- هزینه دو روز فیلمبرداری 50میلیون است - نکته نگران‌کننده پیشنهاد شما این است که باید اصالت را به سیستم فیلمسازی بدهید. وقتی نویسنده را پای مذاکره می‌آورید بدتر از قبل می‌شود چون هویت مستقل به نویسنده می‌دهید. در فرآیند تولید حق تقدم با فیلمساز است. هر فیلمی xدرصد سهم فیلمنامه‌نویس دارد که این سهم حدود دو تا دوونیم‌میلیون‌تومان برای یک فیلم کوتاه است. مهدی رحیمیان: این اعداد را چه کسی تعیین کرده است؟! از بزرگ‌ترین مشکلات ما در این کشور کم بها دادن به متن است. محمد اسماعیلی: این مساله بیرون از متن و دستمزد واقعی افراد است و نسبتی است که در سینما هم رایج است. البته استثنا هم همیشه وجود دارد. منظور ارزش واقعی آن متن نیست. جایی که در سینما مهم و چالش‌برانگیز است همین جاست. فیلم ترکیب هفت هنر است و برای موسیقی و صدا و ... بودجه‌ای تعیین می‌شود و بحث من بحث ریالی دستمزدهاست و دستمزد فیملنامه‌نویس هم همیشه این میان منظور می‌شود. این عدد ناچیز نیست و به عملکرد ناقص صنعت سینمای ما برمی‌گردد. اگر روال سینمای ما به جای چهارصد سالن چهارهزار سالن بود، روال به این شکل می‌شد که طرف حساب همه تهیه‌کننده بود و خود تهیه‌کننده با صاحب اثر قرارداد می‌بست. به نظرم بهتر است تهیه‌کننده به جای نویسنده وارد بازی تولید شود. کامران محمدی: مثالی که من برای دستمزد صد میلیونی زدم برای این بود که به سوءتفاهم‌هایی که در این زمینه وجود دارد،‌ اشاره کنم. این تلقی که نویسنده فکر می‌کند نود درصد هزینه تولید مال او باشد نشان می‌دهد که دامنه این سوءتفاهمات چقدر وسیع است. من خودم حتا تا به حال یک قران بابت اقتباس‌هایی که از آثارم شده نگرفته‌ام و نود درصد نویسنده‌ها هم مانند من عمل کرده‌اند و به نظرم  این راهکار تنها امکان موجود برای اقتباس است. چندی پیش  من در جمعی از هنرمندان و سینماگران حضور داشتم و از آن‌ها که داعیه مطالعه داشتند خواستم اسم پنج نویسنده زنده معاصر به جز محمود دولت‌آبادی را نام ببرند و تنها کسی که توانست پنج نفر اسم ببرد تهمینه میلانی بود. پس فیلمساز و سینماگر واقعا کتاب نمی‌خوانند! البته من نمی‌گویم کارگردان یا سینماگر  ذره‌بین دستش بگیرد و در دریای کتاب به دنبال داستان و نویسنده بگردد. در هالیوود این کار به عهده کارگزاران یا ایجنت‌هاست. حتا برعهده تهیه‌کننده هم نیست. ما درباره وضعیت موجود حرف می‌زنیم و به نظرم جایزه هم جوابگوی کار نیست چون ما قبلا در جشنواره فجر برای بخش اقتباسی، سیمرغ بلورین داشتیم و در برخی سال‌ها حتا یک فیلم هم اقتباسی نبود تا جایزه را به همان فیلم بدهند. در بنیاد فارابی دفتر اقتباس وجود داشت و درنهایت تعطیل شد. بحث من نظری نیست و عملیاتی به قضیه نگاه می‌کنم- البته من کلی حرف می‌زنم و تمرکزم تنها روی فیلم کوتاه نیست - در عمل پیشنهاد من این است که موجباتی فراهم شود تا رفاقتی مانند آنچه بین ساعدی و مهرجویی بود بین فیلمسازها و نویسنده‌های امروز هم ایجاد شود.                           محمد اسماعیلی: من پیشنهادم حمایت از تولید است. به عنوان مثال من به شمای نویسنده می‌گویم از فلان داستان شما قصد اقتباس دارم و فلان مبلغ هم برایش بودجه در نظر گرفته‌ام و به نظرم روال معامله باید درست باشد و با اقتباس مفت و مجانی هم مخالفم. اگر این مسیر با هزارتومان هم باشد، معامله باید درست اتفاق بیفتد و درنهایت شاید من از نویسنده‌ای بخواهم اقتباس کنم که رفاقتی هم با او نداشته باشم. کامران محمدی: تا وقتی کارگردان در نگارش فیملنامه از من نویسنده کمکی نخواهد، کاری به کار او نخواهم داشت. به عنوان مثال محمد حمزه‌ای کارگردان فیلم «آذر» از کارگردانانی است که کتاب می‌خواند و قبل از اینکه مرا ببیند کتاب‌های مرا خوانده و پسندیده بود و نتیجه این آشنایی این شد که در زمینه نگارش فیلمنامه‌ای سینمایی با او همکاری کردم. نزدیکی اهالی سینما و ادبیات می‌تواند در تحقق امر اقتباس موثر باشد و نهادها می‌توانند در این باره اقدام کنند. محمد اسماعیلی: شما حرف جالبی زدید و گفتید که فیلمسازهای ما کتاب نمی‌خوانند و  درمقابل درست مثل این می‌ماند که بگوییم ادبیاتی‌ها کم فیلم می‌بینند. جدا از اینکه فیلم می‌بینند یا نه از پروسه تولید یک اثر سینمایی باور درستی ندارند و از هزینه‌های تولید و پروداکشن یک فیلم تصوری ندارند. نکته اینجاست که اگر من داستان‌ها و نویسنده‌های شاخص را می‌شناسم او هم فیلم‌های مهم سال را می‌شناسد و موضوع اصلا میزان مطالعه جامعه و کتابخوانی نیست. به عنوان مثال من الان جایزه بخش اقتباسی را گرفته‌ام اما از همین الان برای فیلم بعدی‌ام باید به دنبال پول باشم.  در پروسه توافق‌نامه‌ها معمولا کتاب‌هایی از سمت نهادها برای اقتباس به فیلمساز معرفی می‌شود و اقتباس باید محدود به انتخاب‌های آن نهاد یا سازمان باشد. به عنوان مثال من با مجموعه «روایت فتح» انتخاب‌های خودم را مطرح کردم اما آن‌ها پیشنهادات خود را داشتند. من پیشنهادم این است که اگر هم قرار است جشنواره‌ای برگزار شود، از سرمایه‌ای که خرج مهمانان و برنامه‌های پذیرایی و غیرضروری می‌شود برای تولید چند فیلم اقتباسی استفاده کنند. مهرداد پورعلم: به نظر من اختلاف اصلی بحث در مقایسه نادرست سینمای کشور ما با سینمای هالیوود است و آمارهایی که درباره تولید فیلم‌های اقتباسی آمریکا در این میزگرد ارائه می‌شود چندان درست نیست. جواد میرهاشمی: موسسه خانه کتاب چراغی به نام کتاب و سینما روشن کرده است که در روشن ماندن این چراغ هیچ شکی نیست. در این سه سال برگزاری این جشنواره نمایشگاه کتابی هم همزمان با جشنواره برگزار شد-  سال اول مجری طرح آن خانه کتاب بود و بعد از آن یک ناشر خصوصی- که در کمال تعجب خیلی‌ با استقبال مواجه شد و سال قبل و امسال در روز دوم برگزاری این نمایشگاه بسیاری از کتاب‌هایی که در زمینه داستان کوتاه بودند، موجودی‌شان تمام شد. این سرفصل‌ها را خانه کتاب و انجمن سینمای جوانان انجام داده‌اند و متاسفانه چنین میزگردی که فیلمساز،‌ نویسنده،‌ مدیر اجرایی،‌ داور و برگزارکننده دور هم بنشینند و تبادل‌نظر کنند را سال‌های قبل نداشتیم و به نظرم این میزگرد از اتفاقات میمون این دوره است.  انجمن در راستای صحبت‌هایی که در بحث آموزش شد طرح برگزاری کارگاهی را ریخت که قرار شد تمام هزینه‌های برگزاری آن را خانه کتاب تقبل کند و استاد راهنمایی مانند سعید عقیقی کار آموزش را بر عهده بگیرد تا این کارگاه  یک خروجی قابل‌قبول در حد پنج فیلم کوتاه داشته باشد و چراغ این بخش کتاب و سینما در سال بعد از آن روشن بماند. اما باید دید سهم اینگونه آموزش‌ها در دانشکده‌هایی مانند صداوسیما چقدر است؟ داستان‌خوانی،‌ داستان‌شناسی و بحث داستان در چه بخشی از دانشگاه هنر تدریس می‌شود؟ این فضای آموزشی گسترده هم باید شرح وظایفی در این زمینه داشته باشد. اساس و پایه کار به آموزش برمی‌گردد و به نظرم وظیفه آموزش در سینمای جوانان و دانشگاه‌ها این است که فیلمسازهایی تحویل جامعه هنری بدهد که داستان‌شناس باشند و بتوانند در زمینه فیلم‌های اقتباسی کار کنند و گرنه کارگردانانی مانند ایرج‌زاد و حمزه‌ای و محمد اسماعیلی و ... که خود به شخصه در زمره سینماگران اهل مطالعه و داستان‌خوان قرار می‌گیرند و در این زمینه تولیدات خودشان را دارند.                          مهدی رحیمیان: مگر ما در ایران چقدر فیلمنامه اورجینال و خوب داریم که حال فیلمنامه اقتباسی نداریم؟! من به این نکته و بحث هم که فیلمساز بگوید تمام پول را به من بدهید تا از چیزی که دوست دارم اقتباس کنم و همچنین بحث وفاداری محض اثر به متن و دستمزدهای چند صدمیلیونی درخواستی نویسندگان هم مخالفم. مشکل بزرگ ما این است که قصه‌نویسان ما سینما را خوب نمی‌شناسند و سینماگران ما کتاب نمی‌خوانند. قاعده ما این است که کتاب را باید بخوانیم تا کتاب خوانده باشیم نه اینکه کتاب بخوانیم تا چیزی برای اقتباس پیدا کنیم. ما باید کتاب بخوانیم تا مقوله روایت را بهتر بشناسیم و فیلم هم چیزی جز روایت نیست. این فرهنگ را جا نینداخته‌ایم که باید در هر زمینه‌ای به متن توجه کنیم. از برنامه های تلویزیونی تا تولیدات کوتاه و سینمایی ما متنی وجود ندارد. اقتباس باید رایج شود اما قبل از آن باید کتاب خواندن را رواج بدهیم. به نظر من آموزش هم در این زمینه چندان کاری نمی‌تواند انجام دهد. در سال 1361 در مدرسه عالی صداو سیما فیلمنامه‌نویسی را تبدیل به رشته کردیم و متاسفانه در سال 64 این رشته تبدیل به گرایش شد. در صورتی که به نظر من متن بسیار مهم است حال چه متنی که خلقش کنیم و چه متنی که از آن اقتباس می‌کنیم. مقاله آموزش فیلمنامه و کم‌اهمیت دادن به مقوله متن در سینما به لحاظ مادی و معنوی از مشکلات بزرگ امروز است. به نظر من در نهایت اینکه نویسنده‌ای برای حق اقتباس‌ صدمیلیون‌تومان بخواهد ایرادی هم ندارد همان‌طور که یک بازیگر برای بازی در فیلمی تقاضای دستمزد چند صدمیلیون تومانی می‌کند و به نظر هر دو این درخواست‌ها از یک جنس‌اند. به نظرم اگر فیملسازی می‌گوید که من هزینه‌های دیگری هم دارم می‌تواند از آن اثر خاص اقتباس نکند و سراغ متنی دیگر برود. در حوزه تلویزیون هم نویسندگان آمریکا از دستمزد مناسبی برخوردارند و مثال من در این زمینه سریال «فرندز (دوستان)» است. محمد اسماعیلی: بله چون تعداد نویسندگان آن مجموعه زیاد بود و از این گروه‌ها معمولا به عنوان گروه پدیدآوران و خالقین اثر یاد می‌شود نه فقط به عنوان نویسنده و فیلمنامه‌نویس. مهدی رحیمیان: آیا ما در سریال‌های تلویزیونی خود چنین بودجه‌ای برای متن در نظر می‌گیریم تا این حوزه تقویت شود؟ متن چیز مهمی است چه اوریژینال چه اقتباسی. ما غیر از امضای تفاهم‌نامه بین نهاد‌های مختلف باید کاری کنیم که فیلمسازهای ما به مقوله مطالعه علاقه‌مند شوند و به این نتیجه برسند که برداشت‌کردن هم سودمند است و تنها دنبال این نباشند که نام خود را به عنوان فیلمساز مولف مطرح کنند و این تصور را داشته باشند که اگر مولف آثار خود باشند به عنوان مثال فلینی می‌شوند! در سینمای فرانسه شخصی به نام دیالوگ‌نویس هم وجود دارد و به این شکل به متن به طور تخصصی نگاه می‌شود. ما باید دنیای قصه و فیلم را به هم نزدیک کنیم و انجمن و جشنواره شروع این کار است.              کامران محمدی: برخی از نهادها مانند روایت فتح و ... می‌توانند در راستای اهداف تولیدی خود انتخاب‌ها را محدود کنند و هیچ ایرادی هم ندارد. اما انجام تشویق به مطالعه کتاب و آشنایی با روایت باید از دوران کودکی صورت بگیرد تا در درازمدت فرهنگ مطالعه برای هر انسانی اعم از راننده تاکسی یا فیلمساز جا بیفتد. طراحی برنامه‌هایی در قالب سفرهای فرهنگی، فیلمسازهای جوان و نویسندگان را در کنار هم قرار می‌دهد تا باب آشنایی باز شود. مهدی رحیمیان: خانه کتاب می‌تواند نشست‌هایی برگزار کند برای نقد فیلم‌های اقتباسی که در آن از نویسندگان و فیلمسازان جوان دعوت شود و به نظرم این نشست‌ها در گشودن باب این آشنایی موثر است.  محمد اسماعیلی: تا به حال هیچکدام از اقتباس‌های من سفارشی نبوده‌اند. وقتی حرف از برنامه‌های سیستماتیک پیش می‌آید، به نظر من مسیر غلطی آغاز می‌شود. ایران رکورددار عناوین مختلف جشنواره‌های فیلم دنیاست، جشنواره فیلم‌های امام علی‌النقی (ع) و فیلم‌های آتش‌نشانی و ... مثال‌هایی از این دست‌اند. پیشنهادم این است که اگر حرف از سینما می‌زنیم باید به این نکته توجه کنیم که فیلمنامه و متن یکی از هفت بخش مهم یک فیلم است و به همان نسبت به ماجرا آنقدر ذره بین برای کتاب و کتابخوانی بیندازیم، بقیه این هزینه‌ها را صرف تولید کنیم و شکل آموزشی و سیستماتیک به آن ندهیم. به نظر من همین تعداد اندکی هم که به حوزه اقتباسی وارد شده‌اند، از این مسیر عبور نکرده‌اند. مسیر سیستماتیک در ایران به تولید نمی‌رسد. نمونه‌اش هم خانه فیلم داستانی و  بنیاد فارابی است. همین الان در فارابی دو تا سه میلیارد بابت خرید کتاب‌ها و فیلمنامه‌هایی که به تولید نرسیده‌اند. مهدی رحیمیان: من با این نظر موافق نیستم. ایده و متن بسیار مهم است. برای ساختن یک ساختمان نقشه لازم است و من فیملساز باید به متن نگاه اینچنینی داشته باشم. حتا موسیقی هم بر اساس متن و صحنه ساخته می‌شود. محمد اسماعیلی: شکلی از موسیقی در سینمای کلاسیک و کهن وجود داشت که منطبق بر متن بود و متصل به صحنه. اما سیستم جدیدی که در فیلم‌های امروز کار می‌شود، موتیف‌هایی غیر از تصویر را به شما منتقل کند و این تضاد و کنتراست حسی را در بیننده به وجود می‌آورد که محصول این تضاد است و نمونه‌اش موسیقی هانس زیمر است در فیلم‌های نولان.                          درباره بحثی هم که در مورد شباهت اکثر فیلم‌های امروز به «ابد و یک‌روز» شد باید بگویم سینما هنر گرانی است و خیلی از فیلمسازان بر پایه توان تولیدشان فیلمنامه می‌نویسند. به عنوان مثال فیلمنامه‌ای که در جنوب اتفاق بیفتد،‌ هزینه‌بر است و عموما فیلمنامه‌ها بر پایه توان تولید نوشته می‌شود و نتیجه‌اش می‌شود این شباهت‌ها. اگر شما سراغ اقتباس‌های ادبی بروید- خودم دو تا از کارهای بیژن نجدی را برای اقتباس در نظر دارم- بحث هزینه تولید آن مطرح می‌شود و گاهی نمی‌توان سراغ برخی از قصه‌ها رفت و یک سری از فیلم‌ها به همین دلایل ساخته نمی‌شوند. تا اینجای بحث نظرات و توقعات فیلمساز، نویسنده،‌ داور،‌ برگزارکننده و کارشناسان حاضر را شنیدیم و اولویت‌های هر گروه از زبان نماینده‌ای که از آن‌ها در جمع ما وجود دارد گفته شد. برای جمع‌بندی این میزگرد و رسیدن به یک نقطه اشتراک که موجبات توفیق سینما و ادبیات به خصوص ادبیات معاصر را فراهم بیاورد بحث انتهایی میزدگرد را آغاز می‌کنیم. مهدی رحیمیان: در ایران رسیدن به جمع‌بندی به نظرم غیرممکن است و همیشه همه حرف‌های‌شان را می‌زنند و در نهایت به هیچ جمع‌بندی‌ای هم نمی‌رسند. بله جمع‌بندی شاید امری غیرممکن به نظر برسد اما لزوما به مفهوم موافق شدن افراد مختلف با یکدیگر نیست و همین که افرادی از جناح های فکری مختلف و حوزه‌های فعالیت گوناگون سر یک میز بنشینند و درباره یک موضوع واحد گفت‌وگو کنند یک دستاورد است چون به مثابه آسیب‌شناسی موضوع مورد بحث تلقی شده و سطح توقعات هر گروه و جناح فکری مطرح می‌شود و در نهایت حسن ختامی برای جشنواره‌ای است که برگزار شده و می‌توان از آن برای اجرا و ادامه هر چه بهتر آن بهره برد. مهدی رحیمیان: امیدوارم در مقوله اقتباس، آن را به این معنا بگیریم که سینما به بیرون از خودش نگاه کند و موضوع روایت‌ها را بگیرد و با تکنیک و زبان خود مطرح کند. با این نگاه به اقتباس، موسیقی،‌نقاشی و ... هم می‌توانند منبع اقتباس باشند. به نظرم برگزاری جلسات مشترک با فیلمسازان و نویسندگان و تجمیع آنان در نشست‌های مشترک می‌تواند در زمینه اقتباس از آثار ادبی موثر باشد. کامران محمدی : من به نظرم جلسه‌ای به قصد تشکیل اتاق فکر با فیلمسازان و سینماگران برگزار شود که نویسنده‌ها هم در آن شرکت داشته باشند. محمد اسماعیلی: هر سازمانی که متولی تولید است چه تولیدات کوتاه، چه بلند بیاید و ده درصد از تولیدات سالیانه خود را به فیلم اقتباسی اختصاص دهد. سعید پوراسماعیلی: به نظر من بهتر است راه پیموده فارابی را نرویم. فارابی هم سال‌هاست همین کار را در جشنواره فیلم کودک اصفهان انجام می‌دهد و درنهایت توفیقات آنچنانی نداشته است. محمد اسماعیلی: فیلم من که در این جشنواره شرکت کرده و جایزه هم گرفته مسیری شبیه به همین را طی کرده است. به نظرم این مسیر، مسیر غلطی نیست فقط برای هر سال می‌تواند بودجه‌ای برای تولید فیلم‌های اقتباسی در نظر بگیرد و برای آن فراخوان بدهد. کامران محمدی: من به یکی از تجربیاتم در تلویزیون اشاره می‌کنم. حدود بیست سال پیش در شبکه چهار بانک فیلمنامه‌نویسی راه افتاد. روال کار به این شکل بود که از عده‌ای خواسته شد خلاصه کتاب‌ها و داستان‌هایی ایرانی را در سه شکل،‌ یک خطی و پاراگرافی و یک صفحه‌ای بنویسند تا این بانک اطلاعات در اختیار فیلمسازان قرار گیرد که به نظرم یکی از کارهای عملیاتی بود که می‌شد در این زمینه انجام داد. اما درنهایت من هم با کارهای سیستماتیک موافق نیستم چون در نهایت به بحث‌های ایدئولوژیک می‌رسد.                           سعید پور اسماعیلی: انجمن سینمای جوانان هم مجموعه‌های با عناوینی چون «باغ بهار» منتشر کرده بود با هدف اینکه بتواند منبع الهامی برای فیلمسازان جوان باشد. این‌ها کارهایی است که انجام شده تا آرام آرام در جایی به نتیجه برسد. مهرداد پورعلم: بحث اینجاست که ما می‌خواهیم کتاب‌خوان بیشتر کنیم یا فیلمساز اقتباسی را؟ هدف تمامی این نهادها نباید ازدیاد فیلم‌های اقتباسی باشد. اگر خروجی فیلم‌های اقتباسی را در نظر بگیریم باید به این نکته توجه کرد که هر اثر اقتباسی در نهایت به فیلمی موفق هم منتهی نمی‌شود حتا اگر از متن فاخری اقتباس شده باشد. ابتدا باید کارکرد این اقتباس از آثار ادبی مشخص شود تا ببینیم در نهایت هدف از تکیه بر اقتباس چیست و به نظر من صنعت سینمای ایران به لحاظ اینکه تولید صنعتی ندارد در این زمینه به نتیجه نخواهد رسید و اگر هالیوود را کنار بگذاریم این مشکل بسیاری از کشورهای جهان در این زمینه است. ارزش یک فیلم در این نیست که از اثری اقتباس کرده باشد و نمونه‌های با ارزش آن در تمام دنیا انگشت‌شمار است. مهدی رحیمیان: هدف از تکیه بر اقتباس این است که درصدی از آثار تولیدی سینمایی و کوتاه نگاهی ویژه به موضوعی داشته باشند و توقع اتفاقات آنچنانی در این حوزه نمی‌رود.  آینده سینمای ایران را همین نگاه‌های ویژه و جهت‌دار می‌سازد. سعید پوراسماعیلی: من می‌خواهم در این رابطه از فیلمساز جوانی نقل قول کنم: «نسل اول فیلمسازها به زندگی نگاه کردند و از زندگی اقتباس کردند. نسل دوم به آثار نسل اول و زندگی نگاه کرده و سینمایشان را ساختند. نسل سوم به زندگی نگاه نکردند به آثار سینمایی دو نسل قبل نگاه کردند و از آثار آن‌ها اقتباس کردند. نسل چهارم که نسل حاضر هست نه به زندگی نگاه می‌کنیم نه به آثار نسل قبل و در فهرست تکنولوژی و ابزارآلات نگاه می‌کنیم و فیلم می‌سازیم.»                         محمد اسماعیلی: در آینده مطمئنا خواهیم دید که شکل مدیاهای امروز مانند اینستاگرام شکلی از فیلمسازی است که به شما دیتای تدوین شده و هوشمند می‌دهد. از جایی روند فیلمسازی معکوس می‌شود و سازندگان این دیتاها به عنوان فیلمساز و صاحبان اصلی اثر تلقی می‌شوند. مهدی رحیمیان: در مقابل این پیش‌بینی باید بگویم امروز وقتی کتاب صوتی داریم ممکن است کتاب تصویری هم در آینده باشیم. جواد میرهاشمی: به سهم خودم از سینمای جوانان و همکاران بزرگوار خانه کتاب تشکر می‌کنم. خوشحالی من از این است که تغییر مدیریت‌ها هم در این بخش اثر نگذاشت و شاهد بقای آن بودیم. امیدواریم این چراغ خاموش نشود. از سینمای هالیوود خیلی مثال زدیم و من بخش پایانی صحبت‌‌هایم را با یک ضرب‌المثل از هالیوود پیش می‌برم؛ تا روی کاغذ نیاید روی پرده نمی‌آید.      ]]> هنر Sun, 02 Dec 2018 07:17:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/268463/روی-کاغذ-نیاید-پرده-نمی-آید «رویای کولی آشفته» نقدی بر نسبت زنان و گفتمان قدرت/ خبر حوادثی که پایش به صحنه تئاتر باز شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267148/رویای-کولی-آشفته-نقدی-نسبت-زنان-گفتمان-قدرت-خبر-حوادثی-پایش-صحنه-تئاتر-باز به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از شیراز، سعیدرضا خوش‌شانس پیش از قدم گذاشتن در وادی نمایشنامه‌نویسی، در مقام بازیگر و کارگردان نیز تجربیاتی به دست آورد و حالا نمایشنامه‌های او که از آن‌ها به عنوان «تئاترنوشت» یاد می‌کند سبک کاری او شده است. تا کنون ۲۲ نمایشنامه، بیش از ۲۰ نقد و پژوهش، ۷ ترجمه و ۷ داستان کوتاه توسط این او خلق شده است. یکی از نمایشنامه‌های خوش‌شانس «رویای کولی آشفته» است. این اثر در کتاب «پنج گو» در کنار ۴نمایشنامه از ۴نویسنده دیگر از سوی نشر هنر پارینه منتشر و چندین بار اجرا شده است. مطلب زیر حاصل گفت‌و‌گوی ایبنا با این نمایشنامه‌نویس شیرازی درباره «رؤیای کولی آشفته» است: بعد از چندین نمایشنامه بالاخره سراغ یک موضوع اجتماعی رفتید. دلیل آن چه بود؟ بله. این تنها تئاترنوشت من درباره‌ یک موضوع اجتماعی است. در واقع چند سال پیش ابوالفضل فرهادی (یکی از کارگردانان و بازیگران موفق تئاتر شیراز) یک خبر در صفحه‌ حوادث خوانده بودم با این مضمون که مردی معتاد به هروئین، همسرش را برای تأمین هزینه‌های اعتیاد مجبور به خودفروشی می‌کرده است. همسر این آسیب را تاب می‌آورده تا اینکه ماجرا به دختر سیزده ساله‌اش کشیده می‌شود. وقتی زن این مسئله را تهدیدی برای دختر نوجوانش احساس می‌کند تصمیم به قتل شوهر می‌گیرد و ... زمانی که «ابوالفضل» این مطلب را در روزنامه خوانده بود زن در گیرودار بازپرسی و در نهایت در انتظار اجرای حکم بود. همین خبر حوادث سوژه نمایشنامه جدیدتان را شکل داد؟  راستش وقتی این مطلب را دیدم چندان خوشم نیامد! در واقع بر خلاف خیلی از نویسنده‌ها، من معتقد نیستم که با هنر و به ویژه تئاتر می‌شود تأثیر جدی روی آسیب‌های اجتماعی داشت. از طرف دیگر اساسا با این که هنر به عنوان ابزاری برای بررسی آسیب‌های اجتماعی یا انعکاس پیام‌های اجتماعی در نظر گرفته شود، مسئله دارم. هنر ضرورتا یک ابزار و رسانه برای بحث درباره مسائل اجتماعی نیست. پس «رویای کولی آشفته» چگونه خلق شد؟ از «ابوالفضل» خواستم به من فرصت بدهد تا کمی روی پیرنگ اثر کار کنم و به شرطی که بتوانم با دغدغه‌ها و توقعات خودم از هنر هماهنگش کنم آن را بنویسم. بعد از این، چند ماهی طول کشید تا پیرنگ و ساختار مناسبی برای نمایش پیدا کردم. در واقع پیرنگ نهایی اثر هم همین شد که ابوالفضل فرهادی و تیم اجرایی می‌خواستند ولی در ساختار، کار خودم را کردم و به یک تکنیک تازه در ساختار دراماتیک رسیدم که اسم آن را «دژاوو-تراژدی» گذاشتم. جالب است. تا به حال نامی از این ژانر نشنیده بودم.   «دژوو» از روان‌شناسی وام گرفته شده و به معنای حالتی است که انسان در لحظه‌ای کوتاه احساس می‌کند که قبلاً در این مکان بوده یا سابق بر این این حالت را تجربه کرده که برای همه ما اتفاق افتاده است. این کلمه -دژوو- هم که یک کلمه فرانسوی به همین معنا (از پیش‌دیدگی) است. در این ساختار توالی رخ‌دادهای دراماتیک و تکرار وقایع مشابه قهرمان تراژدی را در موقعیت تراژیک قرار می‌دهد. سیما، زن جوانی که زمانی به دست شوهرش مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفته، الان در پیشگاه سیستم دیوان‌سالار دادگستری پاسخگو است. پاسخگوی عملکردی که خود به تنهایی مقصر آن نبوده است. از این رو بیش از اینکه این درام درباره‌ مسائل و آسیب‌های اجتماعی اعتیاد باشد به مسئله زنان، جنس دوم و نقش آن‌ها در خانواده، جامعه و نسبتشان با گفتمان قدرت می‌پردازد. اصولا شخصیت‌های «رویای کولی آشفته» چگونه شکل گرفتند؟ این اثر درباره‌ سوءاستفاده‌ اجتماعی از زنان و اثری درباره‌ گفتمان کنیزک کردن زنان است. در کل این اثر چهار شخصیت اصلی دارد. سیما، هاشم، سرباز و سرکار. این شخصیت‌ها مردهایی هستند که هر کدام در موقعیت‌های مشابهی مشغول اعمال قدرت بر سیما هستند و درنهایت این خواسته‌ها، اخلاقیات و تمایلات سیما است که نادیده گرفته می‌شود، مورد تجاوز قرار می‌گیرد و ناکام می‌ماند. به نظر می‌رسد تئاتری‌ها هم خیلی این نمایشنامه را دوست داشتند. «رویای کولی آشفته» تا کنون به عنوان یک تئاترنوشت، اقبال زیادی کسب کرده، این اثر جایزه‌ تئاترنویسی اول جشنواره ملی تئاتر دانشگاهیان ایران و جایزه‌ اول تئاترنویسی جشنواره تئاتر شهر تهران را از آن خود کرده است. از طرف دیگر از سوی کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر ایران مورد توجه قرار گرفته و در فصلنامه کانون موسوم به مجله نمایشنامه هم به چاپ رسیده است. این اثر توسط امین محمدی در تهران در تالار مولوی به اجرا رسیده و در جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی شرکت کرده و همین اواخر هم به کارگردانی حامد افسر از جهرم در جشنواره پسا مهر فارس مورد توجه و تحسین قرار گرفت و در جهرم به عنوان اجرای عمومی روی صحنه رفت. رؤیای کولی آشفته در کنار ۴ نمایشنامه دیگر به به چاپ رسید. به قول خودت این «تئاترنوشت‌ها» چه وجوه مشترکی داشتند؟ این اثر به همراه آثاری از نویسندگان دیگر، آرمان طیران، امیر صمامی، سیروس همتی و محسن جسور، در کتاب مجموعه‌ نمایشنامه‌هایی زیر عنوان «پنج‌گو» به چاپ رسید. این مجموعه، آثاری از پنج تئاترنویس ایرانی است که آثاری درباره‌ زنان و حضور اجتماعی آن‌ها نوشتند. ]]> استان‌ها Sat, 01 Dec 2018 05:38:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267148/رویای-کولی-آشفته-نقدی-نسبت-زنان-گفتمان-قدرت-خبر-حوادثی-پایش-صحنه-تئاتر-باز ​نمایش سایه‌بازی شاهنامه در فرانسه بر روی پرده می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/268395/نمایش-سایه-بازی-شاهنامه-فرانسه-روی-پرده-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از مجله بیست‌دقیقه-نمایش سیاه‌بازی شاهنامه فردوسی در موزه کی برانلی_ ژاک شیراک پاریس از 8 تا 16 ماه دسامبر بر روی صحنه می‌رود. تولید و کارگردانی این نمایش را حمید رحمانیان، فیلم‌ساز ایرانی ساکن امریکا بر عهده دارد که در این نمایش حکایت زال و رودابه و داستان عشق ممنوع آن‌ها به روایت سایه‌ها بر روی پرده می‌رود که برداشت مستقیمی از شاهنامه فردوسی است. پیشنهاد نمایش این اثر حماسی ایرانی از سوی موزه کی برانلی- ژاک شیراک مطرح شده؛ موزه‌ای که سومین شاهکار ژان نوول در قلب پاریس است و به دستور ژاک شیراک ساخته شده است. حمید  رحمانیان، فیلم‌ساز، کارگردان و گرافیست ایرانی است که در کنار حرفه اصلی خود که فیلم‌سازی است به خلق آثار هنری دیگری می‌پردازد که از جمله آن‌ می‌توان به شاهنامه مصور او که فقط شامل دو بخش حماسی و اساطیری می‌شود و در سال 1392 در امریکا منتشر شد اشاره کرد. رحمانیان شاهنامه مصور را که حاصل تلاش چهار ساله اوست با همکاری ملیسا هیبارد و با ترجمه احمد صدری به زبان انگلیسی در یک مجموعه 600 صفحه‌ای همراه با بیش از 500 تصویر ارائه کرده است.  در طی هفته گذشته حمید رحمانیان نمایش پرهای آتش برگرفته از داستان زال و رودابه به روایت سایه‌ها را که مجموعه‌ای شامل خیمه شب‌بازی، هنر و انیمیشن دیجیتال بود در مرکز هنرهای تیان جیائو پکن بر روی پرده برد که با استقبال گسترده‌ای رو‌به‌رو شد. رحمانیان که تاکنون این نمایش را در چندین شهر از جمله نیویورک، سانفرانسیسکو، شیکاگو و تورنتو بر روی پرده برده در مصاحبه‌ای هدف از اجراهای نمایشی شاهنامه در کشورهای مختلف را تغییر نگرش جهان به ویژه غرب درباره ایران و هنر اسلامی مطرح کرد و می‌خواهد که از این طریق درباره قدرت فرهنگ ایرانی چیزی را خلق کند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 29 Nov 2018 10:17:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/268395/نمایش-سایه-بازی-شاهنامه-فرانسه-روی-پرده-می-رود با ورود ساموئل خاچیکیان، سینمای جنایی ایران ظاهری رسمی‌تر گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267967/ورود-ساموئل-خاچیکیان-سینمای-جنایی-ایران-ظاهری-رسمی-تر-گرفت  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلم جنایی فیلمی است که در آن  شخصیت اصلی فیلم،‌ کارآگاه یا مامور، وکیل یا روزنامه‌نگار به جست‌وجو و کشف اسرار یک جنایت می‌پردازند. در این ژانر با یک قتل، دزدی، گروگانگیری، اخاذی، آدم ربایی و موارد دیگری روبه‌رو هستیم که به نوعی خلاف قوانین اجتماعی مرسوم باشند. در بین ژانرهای مختلف سینمای ژانر جنایی به دلیل هیحان و لایه‌های پنهانی که دارد طرفداران بیشتری نیز دارد. ظرفیت ترکیب پذیری این گونه‌ی سینمایی بسیار بالاست. ردپای اقتباس در برخی از داستان‌های جنایی نیز وجود دارد و گاهی اوقات شاهد بنمایه‌های طنز نیز در آن هستیم. کتاب «سینمای جنایی» اثر کِرستن موانا تامپسون ترجمه علی کرباسی، از جرم و جنایت و آغاز کشف آن، چگونگی ورود آن به فیلم‌های سینمای جنایی تا انواع فیلم‌ها،کارگردان‌ها، نویسندگان و کارآگاه‌های مشهور می‌گوید. از داستان‌های کارآگاهی ادگار آلن پو در قرن نوزدهم تا اقتباس‌های متعدد از داستان شرلوک هلمز  در سال‌های مختلف. به تحلیل برخی از فیلم‌های جنایی نیز می‌پردازد.   علی کرباسی   علی کرباسی درباره کتاب «سینمای جنایی» در گفت‌وگو با ایبنا می‌گوید: از مجموعه «کلوز آپ» برداشت کوتاه و موجزی است از مجموعه فیلم‌هایی که در قالب سینمای جنایی دسته‌بندی می‌شوند. با توجه به فراوانی و تنوع گونه‌های سینمای جنایی، تامپسن در این کتاب تنها روند شکل‌گیری سینمای جنایی در آمریکا و انگلیس را پوشش می‌دهد. کتاب تحلیلی فلسفی – تاریخی از پیدایش و دگردیسی سینمای جنایی ارائه می‌دهد. ولی در ادامه به جای تمرکز بر سیر تاریخی تکامل گونه‌های مختلف سینمای جنایی، تامپسن به سراغ عناصر بنیادی آن می‌رود. در دو فصل ابتدایی تامپسن به حل کنندگان معماهای جرم و جنایت می‌پردازد و کارآگاهان آماتور و ماموران قانون را بررسی می‌کند. در فصل‌های بعدی به سراغ جنایت‌کاران می‌رود و گونه‌های نوین آنها را از اغواگرانِ نئونوآر گرفته تا قاتلین زنجیره‌ای را مورد آزمون قرار می‌دهد. این مترجم همچنین درباره این نویسنده معتقد است: کِرستِن موانا تامپسن استاد دانشگاه مطالعات سینمایی و مدیر گروه در دانشگاه سیاتل است. او فارغ التحصیل رشته‌ مطالعات سینمایی ار دانشگاه نیویورک است و محور فعالیت‌های او مطالعات بینامتنی درباره‌ تاریخ، ادبیات و سینماست. از نوشته‌های دیگر او می‌توان به کتاب «هراس‌های آخرالزمانی: فیلم‌های آمریکایی در آستانه‌ی هزاره جدید» اشاره کرد. کرباسی درباره سینمای جنایی اظهار کرد: فیلم جنایی دسته‌بندی‌ای کلی است که شامل تمام ژانرها، زیرژانرها و دوره‌های سینمایی شامل فیلم‌های پلیسی، فیلم‌های اکشن، درام‌های دادگاهی، ژانر گانگستری، تریلرهای زنان، فیلم نوآر و از این دست است. بعضی از این داستان‌های جنایی مثل فیلم‌های گانگستری با دسته‌بندی‌های تجاری مخلوط‍ شده‌اند، در حالی‌که دیگر فیلم‌ها مثل فیلم‌های نوآر و نئونوآر به‌طور تاریخی توسط منتقدان فیلم به‌وجود آمده‌اند. او در ادامه افزود: می‌توان به‌عنوان تعریف اولیه این‌گونه در نظر گرفت که فیلم‌ جنایی ارتکاب جرم را در پیش‌زمینه قرار می‌دهد یا بر تحقیق، محاکمه، ممانعت یا مجازات آن تأکید می‌کند. در مرحله‌ی دوم گرچه ارتکاب جرم در بسیاری از ژانرهای دیگر از جمله وسترن، اکشن، علمی-تخیلی و جنگی هم وجود دارد، اما خشونت «خصوصیت ویژه»ی فیلم جنایی است، ولی نه هر گونه خشونتی. خشونت نامشروع جنایتکاران و خشونت ناجایز مأموران قانون در فیلم‌های جنایی چشم‌گیر است. این مترجم درباره افراد شاخص در حوزه سینمای جنایی در ایران و جهان گفت: کارگردان‌ها، نویسندگان و تهیه‌کنندگان فراوانی در طول تاریخ سینمای جهان در زمینه سینمای جنایی فعالیت کرده‌اند ولی از میان آنها کسانی را می‌توان به عنوان مولفان جنایت نام برد. آلفرد هیچکاک یکی از کارگردانانی است که به نزدیکی با ژانر جنایی معروف و به زبان شعار‌های تبلیغاتی خود «استاد تعلیق» است. چهره‌های مهم دیگر در سینمای جنایی مارتین اسکورسیزی، دان سیگل، سیدنی لومت و مایکل مان هستند. از مولفان پسامدرن معاصر می‌توان به کوئنتین تارانتینو و دیوید لینچ اشاره کرد. او در ادامه بیان کرد: مهم‌ترین چهره‌ی سینمای جنایی در ایران  ساموئل خاچیکیان است که سال‌های طولانی در ساخت فیلم‌های جنایی – پلیسی فعالیت داشت. از دیگر چهره‌های مهم فعال در این رشته می‌توان به مسعود کیمیایی، محمدعلی سجادی و فرزاد موتمن اشاره کرد. کرباسی درباره کتاب‌های حوزه سینمای جنایی مطرح کرد: کتاب‌های متعددی در باره‌ی ژانرهای سینمایی به طور کلی به فارسی ترجمه شده‌اند ولی درباره‌ی سینمای جنایی به طور خاص این اولین اثر ترجمه شده به فارسی است. در این میان می‌توان به مجموعه‌ کتاب‌های نوشته‌ یا ترجمه شده درباره هیچکاک هم اشاره کرد. علاوه بر این‌ها می‌توان به کتاب عباس بهارلو درباره‌ ساموئل خاچیکیان ، «پرونده‌ی یک جنایی‌ساز: ساموئل خاچیکیان» هم اشاره کرد. او درباره ارتباط سینمای جنایی با ادبیات و اقتباس‌های این زمینه گفت: ریشه‌ سینمای جنایی در ادبیات جنایی شکل‌گرفته است. در حدود سال ۱۸۰۰ پیشرفت پزشکی قانونی منجر به انتشار اولین گزارشِ کالبدشکافی شد. این گزارش‌ها همچنین بر عناصر بنیادی داستان‌های جنایی و بعدتر فیلم‌های جنایی تأثیر گذاشتند. در بین سال‌های ۱۸۶۰ تا ۱۹۱۰، رمان‌های کیلویی آمریکایی که تقریبا همزمان با پیدایش مجله‌های عامه‌پسند که از اوایل دهه‌ ۱۸۸۰ ظاهر شده بودند، پدیده‌ بازاریابی جدیدی داشتند و با تولید نسخه‌های کاغذی ارزان ‌قیمت که به قیمت یک پنس یا ده‌ سنت به‌طور گسترده در دسترس قرار می‌گرفتند، میزان خوانندگان را افزایش دادند. وسترن‌ها، داستان‌های جنایی، قصه‌های اکشن و ماجراجویی موضوع اصلی رمان‌های کیلویی و مجله‌های عامه‌پسند بودند و به محبوبیت دو قهرمان اصلی داستان جنایی و پس از آن، به فیلم‌ها کمک کردند: کلانتر، نماینده‌ قانون یا مارشال ایالتی و افسر پلیس یا کارآگاه خصوصی. وی در ادامه افزود: ادگار آلن پو در قرن نوزدهم سر آگوستین دوپین را به‌عنوان کارآگاهی کلاسیک معرفی کرد که بدل به پیشگام تمام کارآگاهان غیرحرفه‌ای شد. پس از پو، ژانر کارآگاهی در آمریکا و انگلیس با نوشته‌های  ویکی کالینز، آرتور کانن دویل و جی. کی. چسترتن محبوبیت پیدا کردند. در قرن بیستم داستان‌های کلاسیک کارآگاهی و رمان پلیسی مثل نوشته‌های آگاتا کریستی در اوج شکوفایی بودند و دوران بین پایان جنگ جهانی اول تا سال ۱۹۳۹ به‌عنوان دوران طلایی داستان‌های کارآگاهی شناخته می‌شد. او همچنین بیان کرد: بسیاری از این داستان‌ها بعدتر به صورت داستان‌های پلیسی کلاسیک اقتباس شد. پس از آن دوران بازرسان قهرمانِ نویسنده‌گانی مثل ریموند چندلر، داشیل هَمِت، جیمز ام. کین و میکی اسپیلن و دیگران وارد سینمای جنایی شدند و فیلم‌های نوار به عنوان سبک نوین داستان‌های جنایی شهری و مدرن فراگیر شدند. علی کرباسی در پایان درباره اولین حضور سینمای جنایی در ایران گفت: در سینمای ایران نیز مساله جـرم یکـی از سوژه‌های قدیمی بود. اولین فیلم سینمای ایران که مساله جنایت را در بر داشت  فیلم انتقام برادر ساخته‌ ابراهیم مرادی در سال ۱۳۱۰ است. با ورود ساموئل خاچیکیان به سینمای ایران در  ۱۳۳۲ سینمای جنایی ظاهری رسمی‌تر گرفت. مجرمان از  موضوعات دائمی فـیلم‌هـای جنـایی محبـوب و عامه‌پسند ایرانی چه پیش و چه پس از انقلاب بوده‌اند. فیلم‌هایی همچـون قیصـر، طـوقی، رضـا موتوری، کندو، زنگ‌ها، قرمز، بوتیك، سالاد فصل، سگ‌کشی، حکم، سربازهای جمعه، باج‌خـور، رئیس و... هر ساله فیلم‌های متعددی از این دست در سینمای ایـران تولیـد مـی‌شـود.   شرلوک هولمز در قسمتی از این کتاب آمده است: «در سال 1893 کانن دویل، شرلوک هولمز و دشمن اصلی او پروفسور موریارتی را در سقوطی چشمگیر از آبشار رایشن‌باخ در داستان «مساله نهایی» کشت. فریادها بر سر مرگ هولمز آن چنان زیاد بود (مردم حتی در خیابان‌های لندن بازوبندهای سیاه پوشیدند) که کانن دویل مجبور شد کارآگاهش را در تازی باسکرویل [که به طور پیوسته در سال‌های 1901-1902 چاپ شد] و بعد از آن در «ماجرای خانه خالی» [1903]، با یک رمان (دره‌ی ترس) و چند مجموعه دیگر از داستان‌های شرلوک هولمز که پیش از مرگ کانن دویل در سال 1930 منتشر شد، به زندگی برگرداند»                                                                                                                                                                                                                                                                         گفتنی است انتشارات شورآفرین کتاب «سینمای جنایی» اثر کِرستن موانا تامپسون ترجمه علی کرباسی، با قیمت 15000تومان،‌ در 500 نسخه و 162 صفحه منتشر کرده است.           ]]> هنر Thu, 29 Nov 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267967/ورود-ساموئل-خاچیکیان-سینمای-جنایی-ایران-ظاهری-رسمی-تر-گرفت فرخ غفاری یک هنرمند و مدیر فرهنگی درجه یک و باهوش بود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268239/فرخ-غفاری-یک-هنرمند-مدیر-فرهنگی-درجه-باهوش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و معرفی کتاب روزگار فرخ با سخنرانی محمدرضا اصلانی، نوید پورمحمدرضا، محمدحسین میربابا، سعید نوری و با اجرای انوش دلاوری در سالن اجتماعات پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد. محمدرضا اصلانی در این نشست به اهمیت چهره‌های مختلف خاندان غفاری در هنر و فرهنگ ایران پرداخت و از صنیع‌الملک نقاش و کمال‌الملک به عنوان مهم‌ترین اعضای این خاندان نام برد. اصلانی در پایان فرخ غفاری را یک هنرمند و مدیر فرهنگی درجه یک و باهوش و درایت بی‌نظیر دانست و از او به عنوان اولین هنرمند و چهره‌ فرهنگی نام برد که به ایران و ایرانی چهره‌ای جهانی بخشید و باعث شد جهان هنر ایران را ببیند و به آن توجه کند.                        در ادامه نشست، نوید پورمحمدرضا منتقد و پژوهشگر با اشاره به اهمیت کتاب روزگار فرخ در اتصال تاریخی نسل جدید و آینده و شخصیت بزرگ فرخ غفاری گفت: متاسفانه ما چهره‌های عظیم فرهنگی‌مان را خیلی راحت فراموش می‌کنیم و از آن‌ها در زمان مناسب بهره نمی‌بریم و این باعث یک انقطاع تاریخی میان نسل‌های مختلف شده است. محمدحسین میربابا دیگر سخنران این نشست ضمن تمجید از سعید نوری برای یادآوری فرخ غفاری به نسل امروز و آینده، یکی از نواقص کتاب را کم شدن حافظه‌ فرخ غفاری به دلیل کهولت سن و بیماری دانست و افزود: علاوه بر این پرسشگر در این گفت‌و‌گو می‌توانست با پرسش‌هایی دقیق‌تر و نگاهی فنی‌تر و تاریخ‌نگارانه‌تر، به نتایج بسیار بهتری برسد و پیوند میان نسل حاضر با فرخ غفاری را عمیق‌تر سازد. شایان ذکر است، در طول این نشست فیلم‌های دیده‌نشده‌ای از گفت‌وگو با فرخ غفاری، زکریا هاشمی و آربی آوانسیان و بخش‌هایی از فیلم «جنوب شهر» که توسط ساواک سانسور شده بود به نمایش درآمد. ]]> هنر Mon, 26 Nov 2018 09:40:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268239/فرخ-غفاری-یک-هنرمند-مدیر-فرهنگی-درجه-باهوش واروژان شاخصه پوست‌اندازی موسیقی ایران در دهه‌های 40 و 50 است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267621/واروژان-شاخصه-پوست-اندازی-موسیقی-ایران-دهه-های-40-50 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گاهی یک کتاب می‌تواند مسیر ماندگاری یک شخصیت را تغییر دهد. واقعا چه کسی در دهه 40 و 50 فکر می‌کرد که نام واروژان چند دهه بعد به دست فراموشی سپرده شود و جوانان امروز، شناخت چندانی روی این شخصیت تاثیرگذار موسیقی و ترانه نداشته باشند و واقعا چه کسی در شرایط موجود، تصور می‌کرد که یک کتاب بهانه‌ای شود تا این روزها در هر کتابفروشی که می‌رویم و در هر محفلی که حضور داریم نام واروژان مطرح باشد. طی ماه‌های گذشته و با تلاش حسین عصاران کتاب «واروژان» منتشر شده و این روزها یکی از کتاب‌های پرفروش است. کتاب درباره شخصیتی است که ناصر چشم‌آذر «استاد» خطابش می‌کرد و شهیار قنبری او را قدیس می‌خواند. کتابی که در مدت کوتاهی به چاپ چهارم رسیده است.   البته همان‌طور که در مقدمه کتاب آمده است، این کتاب آغاز راه نیست که میان‌بری بر آن است. آغاز راه شناخت هر هنرمندی، مرور آثار اوست. واروژان را باید شنید و لذت برد. آرزو و حسرت این کتاب، نبود بایگانی دقیق و پرطرواتی از کارهای وی و دیگر هنرمندان موسیقی است. در ادامه و در گفت‌وگو با مولف این کتاب، مروری بر آن خواهیم داشت.     کتاب «واروژان» در 29 محور آماده شده است که این محور‌ها به ترتیب «مقدمه»، «از کودکی تا آغاز جوانی»، «آغاز راه: همکاری با ویگن»، «مسجد سلیمان، آمریکا و اهواز»، «بازگشت به تهران، رادیو و ارکستر «هنر برای مردم»، «تلویزیون و جنگ تلویزیونی «زنگوله‌ها»»، «استدیو طنین»، «فصل نوین ترانه؛ پیش به سوی ترانه‌های نو»، «همکاری در ساخت موسیقی متن فیلم حسن کچل»، «تجربه‌های اولیه برای آهنگسازی برای ترانه»، «آغازی نو: قصه‌ی دو ماهی»، «آغاز کار در زمینه موسیقی متن»، «بابک بیات: از آغاز تا خود شدن»، «حسن شماعی‌زاده: دستای تو، دو پنجره»، «حرفه: تنظیم‌کننده»،‌ «موسیقی متن صبح روز چهارم، جایزه «سپاس» و ازدواج»،‌ «شهیار قنبری و «بوی خوب گندم»: سر ففصلی تازه برای واروژان»، «همکاری با ایرج جنتی عطایی و ترانه‌هایی برای سینما»،‌ «تجربه‌ای تازه: موسیقی متن سریال سلطان صاحبقران»،‌ «سال 1354: سال پرکاری»، «سه‌گانه «سییرا فیلم»: «ذبیح»،‌ «کندو»، «ماه عسل»،‌ «شام آخر»، «آوازهای محلی» و موسیقی ایرانی»، «هم‌چنان سینما و ترانه برای فیلم»، «موسیقی «بر فراز آسمان‌ها»، «یادواره‌ها،‌ برداشت‌ها و یادنوشته‌ها»،‌ «چند خاطره از واروژان»، «یادداشت‌ها و نت‌نوشته‌های واروژان»، «جدول آثار» و «‌گالری تصاویر» نام دارد.   حسین عصاران، نویسنده این کتاب در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح دلایل انتشار این کتاب می‌گوید: «مهم‌ترین دلیلی که باعث شد من به دنبال کتابی درباره واروژان بروم، فراهم‌کردن امکان واکاوی و شناخت بسترهای تاریخی شکل‌گیری پدیده واروژان بود که مشخص کنم واروژان در چه زمینه و متنی رهنمون شد و توانست تبدیل به آن واروژانی شود که همه درباره آن صحبت می‌کنند. از این منظر در روند شکل‌دهی به این کتاب من بیشتر از هر بحثی به دنبال مسایل تاریخ‌شناسانه‌ و گواهی‌ها و تحلیل‌های تاریخی با محوریت زندگی واروژان بودم‌؛ چراکه معتقدم برای تحلیل هر مساله‌، ابتدا باید بستر تاریخی آن عرصه، واگویی، واکاوی و بررسی شود و بعد بر مبنای آن بستر تاریخیِ شناخته شده، تحلیل‌های بعدی چه‌ درون‌متنی و چه بینامتنی صورت گیرد.»   وی ادامه داد: «من کتاب «واروژان» را با دید تاریخی شروع کردم و سعی داشتم تا بر اساس اسناد و صحبت‌های موثق و مستندات، کتاب را بنویسم که خوشبختانه این کتاب بعد از سختی‌های فراوان شکل‌گرفت و مورد توجه علاقه‌مندان‌ موسیقی، سینما و حتی تاریخ هم قرار گرفت. یعنی کسانی که درباره تاریخ معاصر هم کار می‌کنند، بنا به برخی بازخوردهایی که به من رسیده از طریق کتاب «واروژان» به گوشه‌ای از تاریخ تاریک مانده هنر ایران در زمینه‌ موسیقی، مخصوصا در دهه 40 و 50 که دهه پوست‌اندازی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران است از این زاویه بنگرند.»   نخستین محور این کتاب «شنبه روز بدی بود» نام دارد که به داستان کودکی تا آغاز جوانی واروژان می‌پردازد؛ در این بخش بابک افشار، آهنگساز درباره زندگی واروژان گفته است: «در این حد از واروژان خبر داشتیم که کسی را در زندگی نداشت. آدم ساکت و نمونه‌ای بود و پشت سرکسی صحبت نمی‌کرد. همه را هم دوست داشت...» یا به نقل از منوچهر چشم‌آذر در کتاب آمده است: «بسیار تودار بود. اصولا نمی‌توانستیم بفهمیم که در ذهن و دلش چه می‌گذرد...»   یکی از محورهای جالب این کتاب شروع فعالیت‌های حرفه‌ای واروژان است. در محوری که به آغاز راه فعالیت‌های ادبی واروژان می‌پردازد، این کتاب نسخه کاملی برای جوانانی است که می‌خواهند با واروژان، این چهره تاثیرگذار آشنا شوند اما حسین عصاران تلقی‌ای از کامل بودن این کتاب ندارد: «‌عده‌ای تصور می‌کنند که بعد از انتشار کتاب «واروژان» کار تمام شده است؛ در حالی که من ادعا دارم با متولدشدن کتاب «واروژان» یا هر کتاب تاریخی درباره هر پدیده‌ای، تازه شرایط تحقیقی و تحلیلی آغاز می‌شود. در هر حال خوشبختانه این کتاب منتشر شد و آن خواسته اولیه تحقق پیدا کرد؛ مساله مهم‌تر این است که من همچنان منتظر هستم تا بعد از این، شاهد شکل‌گیری مطالعات بیشتر بر مبنای اطلاعات شکل‌گرفته در  این کتاب باشم. چنانچه به گمان من محورهای مختلفی در این کتاب معرفی و عرضه شده که  هر کدام‌ از آنها می‌توانند محور و مبنای مطالعات تکمیلی بعدی باشند. ‌درواقع  بعد از انتشار کتاب «واروژان» تا حدی بستر تاریخی برای بررسی زیرموضوع‌هایی مهیا شده است‌. به عنوان مثال بررسی علمی درباره ارکستراسیون‌های مختلفی که در دوره‌های مختلف زندگی واروژان وجود داشته، می‌تواند موضوع یکی از بررسی‌ها باشد. در مورد این مساله هنوز من چیزی ندید‌ه‌ام؛ مساله‌ای که باعث شد که دیگر از کسی انتظاری نداشته باشم و خودم شروع کنم و تحلیل‌های دیگری را که لازم است، پیگیر شوم.»   وی ادامه می‌دهد: «‌هر کدام از این تحقیقات آتی می‌توانند ارزش افزوده‌ای برای این روند داشته باشند؛ درست است که‌ ما در زمینه مطالعات تاریخی عرصه هنر و فرهنگ‌ کم کاری کرده‌ایم‌، اما ضروری است که این اتفاق از جایی شروع شود و ارگان‌های فرهنگی و حتی آکادمیک، خودشان را صرفا در حیطه مخاطبان کتاب ندیده و هرکدام به نحوی در باروری این مساله سهیم شوند.»   وی می‌افزاید: «‌اما در هر صورت خوشحالم که ‌بعد از این کتاب بحث‌های زیادی درباره واروژان مطرح شد و بسیار خوشحال می‌شوم که بشنوم کسی در راه تحقیقات تکمیلی ‌گام گذاشته است. این کتاب میان‌بری است برای رسیدن به واروژان، شخصیتی که بیش از این‌ها باید به شخصیت هنری او توجه شود.»   در بخشی از این کتاب عصاران به موضوع مهاجرت می‌پردازد، لوریک ترهوهانسیانس که یکی از نزدیکان واروژان بوده است درباره سفر او به آمریکا می‌گوید: «واروژان بعد از دو سال زندگی در مسجد سلیمان برای پیشرفت و یادگیری بیشتر موسیقی به آمریکا رفت. در واقع چیزی نزدیک به سه سال، یعنی از سال 1342 تا اواسط 1345 را در آمریکا زندگی کرد‌. موسیقی هم یاد گرفت. واروژان از سختی‌های زندگی‌اش در آمریکا برای من مفصل صحبت می‌کرد و می‌گفت که آن‌جا به صورت پاره‌وقت در پمپ‌بنزین‌ها کار می‌کرده ...»   در محوری دیگر عصاران به خاطرات استودیو «طنین» می‌پردازد که در این بخش به قلم شهیار قنبری می‌خوانیم: «در آن زیرزمین دربسته، اما دل‌باز، همیشه نسیم عشق جاری بود... خانه‌ی ما بوی مهربانی و دوستی می‌داد... حسادت نبود... کینه نبود... دروغ نبود... شعرت را کسی نمی‌دزدید... ما همه در کار رقابت و مسابقه‌ای سالم و زیبا بودیم... بابک افشار آهنگساز و صداسازی کارکشته، آتش این تنورخانه بود... به ما نیرو می‌داد... ناظم بود... با طنزی شفاف و عریان... هیچکس نمی‌توانست از کار، شانه خالی کند... ما برای ساختن آن همه ترانه، ناگزیر شب‌ها نیز در ترانه‌خانه می‌ماندیم... خانواده‌ی پرتوان ما، اما شاید نمی‌دانست که دارد تاریخ ترانه‌ی نوین ایران‌زمین را می‌نویسد... با واروژان ... با اسفندیار منفردزاده... با پرویز اتابکی... با ایرج جنتی عطایی...»   عصاران که پیش از این اثر، کتاب «باران عشق» (مصاحبه با ناصر چشم‌آذر) را راهی بازار نشر کرده بود، در توضیح اهمیت پرداختن به واروژان می‌گوید: «اهمیت واروژان در جمله‌ تکراری که می‌گوید او تاثیر زیادی روی موسیقی مدرن ما دارد، شناخته شده است؛ اما باید توجه داشته باشیم که دلیل اهمیت واروژان صرفا به آثارش برنمی‌گردد؛ بلکه تاثیری که او در یک برهه مهمی از حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری جامعه ایرانی بر سلیقه موسیقیایی جامعه شهری گذاشته است، نیز اهمیت دارد.»   وی با اشتیاق فراوان صحبت‌هایش را ادامه می‌دهد: «در واقع جامعه آن روز در حال پوست‌اندازی است و این پوست‌اندازی در موسیقی و ترانه ایران نیز به خوبی نمایان است. واروژان شاخصه پوست‌اندازی موسیقی ایران در آن دوره است که شناخت او و روند هنری فعالیت‌هایش به شناخت بهتر آن بستر فرهنگی و اجتماعی کمک می‌کند؛ از این منظر واروژان بیشتر از اینکه یک کاراکتر برای من باشد، شاخصه یک دوران حیات اجتماعی و فرهنگی جامعه شهری ایرانی است.» در جایی دیگر از این کتاب به قلم شهیار قنبری درباره نگاه همکاران واروژان به او می‌خوانیم: «واروژان در حرفه‌اش با حسادت همکاران هم مواجه بود. در ظاهر و پیش رو از کارش تعریف می‌کردند و پشت سررندانه می‌گفتند: «واروژان که بهترین تنظیم‌کننده‌ ماست، اما خب! ملودی‌هاش ارمنیه و چنگی به دل نمی‌زنه.» و با این ترتیب حکم می‌دادند که او نباید آهنگسازی کند. توجه داشته باشید که این نظر همکارانی بود که اینک کارنامه و سبک و عنوان شناخته شده‌ای دارند.» نگارنده این اثر در جایی به همکاری ایرج جنتی‌عطایی با واروژان اشاره دارد و نوشته است: «همکاری واروژان و شاپور قریب در فیلم «ممل آمریکایی» بیش از آنکه برای کارنامه‌ سینمایی واروژان اتفاق مهمی محسوب شود، به واسطه‌ گشایش فصل تازه‌ای از همکاری بین ایرج جنتی‌عطایی و واروژان، نقطه عطفی در روند فعالیت‌های هنری این دو هنرمند قلمداد می‌شود..»   در ادامه گفت‌وگو با عصاران، من با لقب پدر ترانه‌سازی نوین از واروژان یاد می‌کنم که این لفظ چندان به مذاق عصاران خوش نمی‌آید و در واکنش به حرفم می‌گوید: «من با القاب پدر ترانه‌سازی نوین یا سلطان فلان و منحصر کردن یک اتفاق هنری  به یک نفر مخالف هستم؛ چراکه یک نفر نمی‌تواند دفعتا اتفاقی را رقم بزند. هیچ اتفاق فرهنگی تا آنجا که من مطالعه کرده‌ام، از جنس «کات» نیست، وقایع و ذهنیت‌ها روی هم «دیزالو» می‌شوند. هر هنرمندی از گذشتگان تاثیر می‌گیرد، سپس بنا بر تراز و شایستگی هنری خود، آن را ارتقا می‌دهد و بدین ترتیب این روند پیش می‌رود . اتفاقات هنری در خلا شکل نمی‌گیرد که کسی پدر و منشا آن باشد. به همین دلیل من دادن القاب را چیزی جز تقلیل دادن بحث مطالعاتی نمی‌دانم و معتقدم که این گونه الفاظ، از هرگونه کندوکاو بیشتر جلوگیری می‌کند.»   تقریبا همه کسانی که واروژان را می‌شناختند، در این کتاب حضور دارند و صحبت‌های آنها درباره واروژان آمده است. شخصیت‌هایی مانند بابک افشار، شهیار قنبری، اسنفدیار منفردزاده، کامران شیردل، بابک بیات، منوچهر چشم‌آذر، ناصر چشم‌آذر، محمد سریر، زویا زاکاریان، فرید زلاند، وارطان آوانسیان، فریدون گله، محمد اوشال، احمد پژمان، منوچهر سخایی، روبیک هاخباندیان، محمود قربانی، مارسل استپانیانی، علی عباسی، همایون خسروی،‌همایون رحیمیان، انوشیروان روحانی، شهرداد روحانی، پری زنگنه، علیرضا داوودنژاد، سیروس الوند، فرزان دلجو، منوچهر خطیبی، محمدعلی شیرازی، لوریک ترهوهانسیان، منوچهر انور، خسرو لاوی، احمد بخشی، عباس خوشدل، فریدون علیخانی، علی موثقی، فضل‌الله توکل، ویگن داوودی، پرویز نوذری، افشین مقراضی، سعید مطلبی، مهدی مصیبی، محمد متوسلانی، احمد براتلو، ضیاء اروجی، مسعود اسداللهی، منوچهر بیگلری و رضا علامه‌زاده.   عصاران معتقد است که فعالیت‌های واروژان را در سه محور می‌توان بررسی کرد و در این باره به ایبنا می‌گوید: «ما می‌توانیم در سه محور به واروژان نگاه کنیم؛ یک، در قالب ساخت و تنظیم موسیقی برای ترانه، دوم، تنظیم موسیقی برای ترانه و سوم، موسیقی فیلم. واروژان بعد از آنکه سطح مبحث تنظیم موسیقی را از آنچه در گذشته‌اش بود، ارتقا داد، ساخت ملودی‌ برای ترانه‌ها را آغاز کرد. بنابراین تاثیر اولیه واروژان در تنظیم موسیقی ترانه است. او یک ساختار علمی را با بهره‌گیری از مولفه‌های زیبایی‌شناختی به وجود آورد که برای تغییر در سلیقه شنیداری مخاطب ترانه‌های پاپ شهری بسیار اهمیت داشت. اما تاثیر واروژان در زمینه آهنگسازی برای ترانه، همپای تاثیر او در زمینه‌ تنظیم نیست، هر چند که با کارنامه درخشانش در این زمینه هم برای خود جایگاه ویژه و قابل ستایشی دارد.»   وی ادامه می‌دهد: «اگر بخواهم یک جمع‌بندی داشته باشیم باید بگویم که واروژان در محور اول و تاثیری که در تنظیم موسیقی ترانه داشته، غیرقابل انکار است؛ اما در زمینه آهنگسازی برای ترانه با اینکه کارنامه بسیار پرباری دارد ولی جایگاه انحصاری ندارد. در توضیح محور سوم نیز باید بگویم که کارنامه واروژان در زمینه موسیقی فیلم در تراز تنظیم موسیقی ترانه و آهنگسازی برای آن نبوده است. من در این کتاب کمی به سمت واکاوی و مطرح کردن این موضوع رفته‌ام و انتظار دارم که  این موضوع، مخصوصا از جانب منتقدین سینما بیشتر واکاوی شود.»   این پژوهشگر حوزه موسیقی در پایان و در توضیح دلایل استقبال از این اثر گفت: «کتاب «واروژان» ظرف مدت کوتاهی به چاپ چهارم رفته است و واقعا باید بگویم که چنین استقبالی خارج از تصور من بود. خوشبختانه بازخوردهای خوبی از این اثر گرفتم که برای من بسیار ارزشمند بود و انرژی مضاعفی را برای کارهای بعدی به من داد.» ]]> ادبيات Mon, 26 Nov 2018 05:09:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267621/واروژان-شاخصه-پوست-اندازی-موسیقی-ایران-دهه-های-40-50 هفته کتاب؛ پویشی برای حمایت و بازگشت به کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/268147/هفته-کتاب-پویشی-حمایت-بازگشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام فخار عضو شورای شهر تهران که در روز کتاب گردی در باغ موزه هنرهای ایرانی و نمایشگاه کتاب‌های مد و لباس حضور داشت در گفت‌وگو با ایبنا گفت: فکر می‌کنم یک اتفاق خوب و ارزنده در باغ موزه هنرهای ایران برگزار شد، از این جهت که یک کار و بسته ترکیبی ارائه شد. وی ادامه داد: رویداد کتابگردی و هفته کتاب، یک پویش مردمی است که به همت احمد مسجد جامعی شروع شده است؛ پویشی برای حمایت از کتاب و بازگشت به کتاب به عنوان بهترین دوست ما. این که این رویداد را با حوزه هنر تلفیق کردند و با مد و لباس پیوند زدند یک اتفاق مثبت دیگر است و ارزش آن را بیشتر می‌کند. این که در هر کدام از حوزه‌های تخصصی نقش کتاب به عنوان سند پشتیبان و دانش سرمایه‌ای نقش بسیار ارزشمندی است. او همچنین اظهار کرد: بسیاری از مسائل وجود دارد که به نوعی فانتزی و لوکس تلقی می‌شود، این که ما چه و چگونه می‌پوشیم باید بر مبنای یک فلسفه، اندیشه و هماهنگی با سبک زندگیمان باشد تا نسبت به آن چیزی که می‌پوشیم آگاهانه رفتار کنیم. به نوعی مد و لباس یک زمینه فانتزی و لوکس تلقی می‌شود؛ در صورتی که همه ما لباس می‌پوشیم و باید برای هرچیزی که می‌پوشیم فلسفه و اندیشه پشتیبان داشته باشیم. فخار افزود: اگر به این نقطه برسیم می‌توانیم بگوییم امیدوارتریم به این که از موج فرهنگی یا موج سلیقه‌ای که دیگران برای افراد ساخته‎‌اند و فرد خود فلسفه و اندیشه‌ای درباره آن ندارد در امان می‌مانیم و می‌توانیم بگوییم خودمان با اندیشه ایرانی خود و زیرساخت‎‌های فرهنگی خود در مقیاس جهانی، در سطح ملی و محلی می‌توانیم شناسنامه هویتی خود را داشته باشیم. عضو شورای شهر تهران مطرح کرد: به نظر من مد و لباس بخشی از شناسنامه هویتی ما است و همانطور که شناسنامه‌ ثبتی برایمان مهم است شناسنامه آرایشی، پیرایشی و چگونگی نمایان شدنمان باید مهم باشد که بی‌هدف یا سرسری با ندانسته لباس نپوشیم. از این جهت فکر می‌کنم مد و لباس می‌تواند بخشی از زندگی هدف‌مند شهروندان باشد. امیدوارم که با هم فکری و همکاری بیشتر بتوانیم در سیاست‌های اجتماعی شهری خود به این زمینه توجه بیشتری داشته باشیم. در دوره کاری شورای پنجم مد و لباس را از یک وضعیت لوکس به بخشی از فلسفه زندگی بتوانیم تعمیم دهیم.   او اظهار کرد: هرگاه هر حوزه پرکارتر باشد کتاب‌هایی که در آن حوزه طراحی می‌شود به عنوان مهمترین سند نوشتاری یا سند مکتوب پربارتر و به روزتر می‌شود، بهتر به فروش می‌رود و تنوع بهتری خواهد داشت و هر چقدر محدود و مربوط به کالای لوکس باشد در تیراژ پایین و تنوع کم و نوبت انتشار نامناسب اتفاق می‌افتد. عضو شورای شهر تهران گفت: فضای نمایشگاه مد و لباس، بسیار مثبت بود و این کمک می‌کند هنرآموزها و طراحان جوان‌تر این عرصه ترغیب شوند که تجربه کاری و زیستی خودشان را مستند کنند و شهامت و دانش و مهارت این را داشته باشند که بتوانند به صورت کتاب به اشتراک بگذارند و از طرفی مترجمان این بازار را مناسب ببینند تا وقت صرف کنند که در این حوزه کتاب ترجمه کنند و کتاب حوزه مد و لباس بتواند ارزش آفرینی فرهنگی و گردش مالی خوبی داشته باشد. الهام فخار در پایان عنوان کرد: فکر می‌کنم به این وابسته است که حوزه مد و لباس چه مقدار فانتزی یا فراگیر باشد ضمن این که همه نگرانیم که کتاب در زمانه و در کشور ما به حاشیه رانده نشود در عین حال در بین همه حوزه های تخصصی به ویژه مد و لباس از این جنبه که باز به نوعی فانتزی و لوکس نلقی می‌شود بیشتر رد معرض خطر است و امیدوارم این پویش‌ها کمک بکند که فضای عمومی‌تری پیدا کند و اصناف این حوزه ارتباط شبکه‌ای بهتری برقرار کنند.   ]]> هنر Sun, 25 Nov 2018 06:00:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/268147/هفته-کتاب-پویشی-حمایت-بازگشت همراهی طراحی با آموزش، مقوله بسیار مهمی است/ طراحانمان نگاهشان به مطالعه معطوف شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/268133/همراهی-طراحی-آموزش-مقوله-بسیار-مهمی-طراحانمان-نگاهشان-مطالعه-معطوف-شود حمید قبادی دبیر کارگروه مد و لباس کشور که به مناسبت روز کتابگردی در نمایشگاه کتاب های مد و لباس شرکت کرده بود در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: این آیین به مناسبت هفته کتاب و روز کتابگردی ترتیب داده شده و بسار مورد استقبال و اقبال عمومی قرار گرفته و امروز هم طراحان مد و لباس در این روز حضور پیدا کردند و اتفاق بسیار خوبی رقم خورد. همراهی طراحی با آموزش مقوله بسیار مهمی است و همزمان ارتقای سطح دانش مطالعه و آگاهی به افزایش کیفیت فعالیت ها کمک زیادی می کند و این نه تنها در حوزه طراحی مد بلکه در همه زمینه ها میتواند اتفاق بیوفتد. وی افزود: خوشبختانه چندسالی است که موضوع مد و لباس در کشور ما رقم خورده است و به صورت جدی به آن پرداخته می شود و دانشگاه ها و مراکز علمی کارگاه های متعدد آموزشی با هدف افزایش ظرفیت و افزایش کیفیت و ارتقای سطح دانش در حال برگزاری است، به همین دلیل امروز فراخوانی به پیشنهاد دوستان در ستاد هفته کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داده و از طراحان مد دعوت شد از این نمایشگاه کتاب بازدید کنند و به مناسبت روز کتابگردی در یکی از بهترین کتابفروشی های تهران که در طول سال ها به صورت تخصصی به موضوع مد و لباس می‌پردازد حضور پیدا کنند. قبادی با اشاره به کتاب های مدولباس افزود: بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب به این نمایشگاه آمده که می تواند نیاز هنرمندان این حوزه را تامین کند. خوشبختانه با وجود اینکه ما از نظر منابع مکتوب شرایط خیلی خوبی نداریم طی این سال ها تولیدات خوبی را شاهد هستیم و ناشران و نویسندگان ما به ترجمه و تولید برخی از آثار در زمینه طرح طراحی مد و لباس می‌پردازند. مجموعه کارگروه ساماندهی مد و لباس به دنبال این است که روش های حرفه‌ای و تکنیک جهانی را به خدمت بگیرد و به بومی سازی شکل اجرایی بدهد. وی در پایان گفت:کتاب ها باید در خور شأن هنرمندان این حوزه باشند، ترجمه های خوب داشته باشند و تولیدات مبنای پژوهشی و مبنای تحقیقاتی خوبی داشته باشند و تالیفات نگاه کاربردی و البته تخصصی داشته باشند، یک کتاب باید همه این فاکتورها را دارا باشد و باید این موارد در نظر گرفته شود تا بتوانیم تولیدات مناسبی را در جامعه داشته باشیم. فکر می‌کنم که این اتفاق بسیار مهم است و ما به دنبال این هستیم که طراحانمان نگاهشان به مطالعه معطوف شود طبعا مطالعه کمک می کند که دانش آنها را افزایش دهد و امیدوارم که این اتفاق به این هدف کمک کند. ]]> هنر Thu, 22 Nov 2018 16:24:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/268133/همراهی-طراحی-آموزش-مقوله-بسیار-مهمی-طراحانمان-نگاهشان-مطالعه-معطوف-شود مدولباس به روایت کتاب‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268129/مدولباس-روایت-کتاب-ها  به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همزمان با روز کتابگردی گردهمایی هنرمندان و فعالان مد و لباس کشور با حمایت کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور به همت باغ‌موزه هنر ایرانی روز پنجشنبه (یکم آذرماه) از ساعت 10 صبح در محل باغ‌موزه هنر ایرانی برگزار شد.  در این روز حمید قبادی، دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور و جمعی از هنرمندان، طراحان پوشاک و پیشکسوتان حوزه مد و لباس حضور داشتند. همچنین مجموعه‌ای از کتاب‌های انگلیسی و فارسی در زمینه طراحی مد و لباس برای نمایش و فروش عرضه شد.                                                   پیش از شروع مراسم، اهالی مد و لباس در فضای باز موزه هنرهای ایران منتظر شروع مراسم بودند. علاقه‌مندان به مد و لباس از باغ، کتابفروشی و گالری‌های واقع در آن دیدن کردند و عکس گرفتند و از نزدیک با جدیدترین کتاب‌ها در حوزه مد و لباس آشنا شدند. کتابفروشی واقع در باغ موزه هنرهای ایرانی در تمام طول سال به‌صورت تخصصی به کتاب‌های در زمینه مد و لباس اختصاص دارد، امروز در روز کتابگردی کتاب‌های خود را با تخفیف در معرض دید و فروش برای علاقه‌مندان قرار داد.                              بهروز غریب پور کارگردان و نویسنده تئاتر که در این نمایشگاه حضور داشت در گفت و گو با ایبنا درباره لزوم برگزاری این دست نمایشگاه ها گفت: هرچقدر این نمایشگاه ها صورت بگیرد بهتر است. درست که ذهنیت و دنیای بچه ها رنگی است ولی اگر بچه ها این طراحی ها را در کنار طراحی طبیعت بگذارند آگاهانه تر نگاه می کنند و در آینده افرادی میشوند که بی جهت به هر سو کشیده نمی شوند بلکه بر اساس معیار و شناختی که از زندگی هنر و رنگ دارند راه خود را انتخاب می کنند.                    وی افزود:این نمایشگاه ها به ویژه برای کوکان که هرچیزی را با ذهن خود می بلعند  بسیار تاثیر گذار است و من به باعث و بانی این نمایشگاه تبریک می گویم. حمید قبادی، الهام فخاری عضو شورای اسلامی شهر تهران، مینا کنی، غزل بهمنی و میترا تمجیدی طراح حوزه مد و لباس و حمید قبادی از دیگر مسئولان و هنرمندان حاضر در این روز بودند.          ]]> هنر Thu, 22 Nov 2018 14:51:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268129/مدولباس-روایت-کتاب-ها کتاب جدید مصطفی مستور در 10روز نوشته شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267998/کتاب-جدید-مصطفی-مستور-10روز-نوشته-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مصطفی مستور نویسنده‌ای است که هم در زمینه تالیف رمان و داستان و نمایشنامه فعالیت دارد، هم کار ترجمه انجام داده است و اغلب کارهای او هم با استقبال مخاطبان مواجه می‌شود. درونمایه داستان‌های مستور اغلب عشق و روابط انسانی است و در نمایشنامه جدید او هم بحث بر سر انسان‌ها و روابط و دغدغه‌های روزمره آنهاست.                                       نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» جدیدترین اثر مصطفی مستور است که به تازگی منتشر شده است. این نمایشنامه در یک پرده و پنج صحنه است و عملا 4 صحنه از این نمایش روایتگر مقطعی از زندگی 4گروه از افراد حاضر در این نمایش و صحنه پایانی گفت‌وگوی نمایشنامه‌نویس و کارگردان است. این نمایش 4 لحظه از زندگی 4 گروه را در دو مرحله به نمایش می‌گذارد. وجه اشتراک این 5 گروه این است که در یک برهه‌ای از زندگی خود گیر کرده‌اند و در پی راه حلی برای مشکلشان به گفت‌وگو و مشورت با یکدیگر نشسته‌اند. داستان این نمایش در یک کافه تاریک و مدور می‌گذرد. کافه‌ای گردان شامل 5میز با افرادی از گروه‌های سنی مختلف؛ از جوانی تا میانسال، به گونه‌ای می‌توان گفت این نمایش روایتگر دغدغه دو نسل، افراد و شخصیت‌های متفاوت نیز هست. مستور بر این باور است که نوشتن نمایشنامه نسبت به نوشتن رمان زمان کمتری می‌گیرد؛ ممکن است برای نوشتن یک رمان یا مجموعه داستان چندین ماه وقت بگذارد و گاهی نیز به چندین سال بکشد اما نگارش نمایشنامه مدت کمتری را به خود اختصاص می‌دهد، او برای نوشتن نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» 10 روز وقت گذاشته است و همچنین نمایشنامه پیشین او 48 ساعت زمان برده است. در قسمتی از نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» می‌خوانیم: «مینو: نه بابا کوسه کجا بود! فرشته: دبیرستان که بودم یه آقایی بود که تو فروشگاه مدرسه‌مون کار می‌کرد و یه دست نداشت. بچه‌هر می‌گفتند که تو دریا شنا می‌کرده که کوسه دستش رو خورده. می‌گفتند از خودش شنیده‌ن. هر وقت می‌دیدیمش یاد فیلم آرواره‌های اسپیلبرگ می‌افتادیم. مینو: خیلی وحشتناکه! شیوا: فیلم اسپیلبرگ؟ مینو: نه، این که دستت تو شکم کوسه باشه و تو ازش فرار کنی که یه تیکه دیگه از بدنت رو نخوره، خیلی وحشتناکه.» (صفحه 30) نشر چشمه نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» اثر مصطفی مستور را با قیمت 7500 تومان و در 1000 نسخه و 37صفحه منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 21 Nov 2018 09:40:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267998/کتاب-جدید-مصطفی-مستور-10روز-نوشته-شده کاریکاتور یک ابزار فرهنگی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267657/کاریکاتور-یک-ابزار-فرهنگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کاریکاتور و کارتون را شاید بتوان یکی از شاخه‌های عمومی‌تر هنر دانست که در ارتباط بیشتری با مردم عادی قرار دارد و نسبت به شاخه‌های دیگر در حوزه نقاشی و طراحی، در مواجهه با مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه حساس بوده و دست به واکنش می‌زند. در دوره‌های مختلف انتشار مطبوعات، کاریکاتور و کارتون به عنوان بخش اساسی آن مطرح بوده‌اند و در این بین هنرمندان زیادی به چاپ آثارشان اقدام کرده‌اند که بعضی از آن‌ها با اقبال مواجه شده‌ و شاخص شده‌اند و برخی کم‌کم در طول زمان گوشه‌نشین و منزوی شده‌ و از یادها رفته‌اند. جواد علیزاده یکی از آن کاریکاتوریست‌هایی است که آثارش چنان ماندگارند که به بخشی جدانشدنی از حافظه تصویری ما بدل شده‌اند؛ هنرمندی که در طول حیات حرفه‌ای‌اش تلاش کرده مستقل و به قول خودش «فراجناحی» عمل کند و از همه مهم‌تر هنرش را همیشه در راه خدمت به کشورش، فارغ از مفاهیم مد نظر حاکمیت چه پیش از انقلاب و چه پس از آن به کار گرفته است. روز شنبه‌ای که گذشت همزمان با اختتامیه مسابقه ملی کاریکاتور و کتاب از این شخصیت تاثیرگذار و جریان‌ساز، تجلیل و قدردانی شد. جواد علیزاده را می‌شود از لابه‌لای حرف‌هایش بیشتر شناخت و به جهان‌بینی و طنز کلامی ظریف او نیز پی برد. برای شناخت بیش‌تر گوشه‌هایی دیگر از شخصیت‌اش از او دعوت کردیم تا در خبرگزاری ایبنا مهمانمان باشد تا ضمن گپ‌وگفت درباره کارهایش، از حال‌وهوای این روزهای این هنرمند کهنه‌کار با خبر شویم. در این راستا از هادی حیدری دبیر اولین دوره مسابقه کاریکاتور و کتاب نیز دعوت کردیم تا در نشست حضور داشته باشد تا این گفت‌وگو درواقع به گپ‌وگفتی دوستانه و صمیمی بین دو نسل کاریکاتوریست‌های مطبوعاتی کشورمان بدل شود. در ادامه مشروح این گفت‌وگو راکه با حضور خبرنگاران ایبنا و هادی حیدری برگزار شد می‌خوانید:  کمتر در جایی از شما و خانواده‌تان خواندم یا شنیدیم. از فضای خانوادگی‌تان بگویید قبل از این که وارد وادی هنر شوید. من در شهر اردبیل به دنیا آمدم و در کودکی کار پدرم به جعفر آباد مغان (شاه آباد قدیم) منتقل و مدیر بخش حسابداری شرکت شیار سازمان برنامه شد. دوران کودکی من در آن جا گذشت؛ پس از چند سال به تهران در منطقه مختاری آمدیم. 6 سال دبستان را در دبستان شهپرست و هوشمند گذراندم؛ در سال 42 از خیابان مختاری به نارمک اسباب کشی کردیم. منظور من بیشتر حال و هوای خانواده‌‌ای که در آن رشد کردید بود.  من تک پسر، و فرزند اول خانواده بودم، پنج خواهر داشتم و به اصرار پدر و مادر در دبیرستان رشته طبیعی را خواندم که دکتر شوم. منتها شیطنت می‌کردم، در دبستان همه‌اش شاگرد اول می شدم اما در دبیرستان درس‌ها سخت‌تر شد و من دیپلم طبیعی را ناپلئونی قبول شدم. در رشته طبیعی کنکور دادم و پزشکی را انتخاب کردم و قبول نشدم. ولی در چند رشته دیگر هم امتحان دادم، مانند رشته زبان انگلیسی، نمره خوبی هم آوردم در صورتی که کلاس زبان هم نمی‌رفتم؛ اما زبان انگلیسی را دوست داشتم و از کودکی غرب‌زده بودم! در جایی دیگر به نام دانشکده هنرهای تزیینی امتجان دادم که در آنجا نیز با نمره خوبی قبول شدم بدون این که کلاس طراحی رفته باشم -طراحی من از کودکی خوب بود- همچنین در مدرسه تلویزیون و سینما هم قبول شدم. مردد بودم که بین این سه رشته کدام را انتخاب کنم؛ هم به سینما علاقه داشتم و هم به نقاشی ولی همه می‌گفتند که این دو رشته آخر و عاقبت ندارد و رشته زبان و مترجمی را بخوان. همیشه به شوخی می‌گویم بین اولی و دومی، که هنر و سینما بود شیر یا خط انداختم و سومی، مترجمی زبان انگلیسی را انتخاب کردم.  چه اتفاقی افتاد که شما از زبان به سمت کارتون و کاریکاتور رفتید؟   از کودکی بسیار کم‌رو و خجالتی بودم و الان هم هستم. خاطره ای برای شما تعریف کنم که شاید برای‌تان عجیب باشد و برای کسی در دنیا اتفاق نیفتاده باشد! زمانی که سوار اتوبوس می‌شدم از خجالت نمی‌توانستم با صدای بلند بگویم در ایستگاه نگه‌دار. همیشه سعی می‌کردم همراه سایر مسافرانی که پیاده می‌شوند، پیاده شوم. یکبار در ایستگاه محل مان، راننده نام ایستگاه را گفت اما کسی پیاده نشد و من نیز رویم نشد بگویم آقا نگه دار. تا ایستگاه آخر کسی پیاده نشد و من هم تا آخر رفتم و دوباره با مسیر برگشت همان اتوبوس به خانه برگشتم! فقط به دلیل کم رویی. این‌ها همه عقده‌های روحی روانی است که در فرد انباشته می‌شود و سبب می شود کسی مثل من به زبان تصویر روی آورد. از بلند کردن صدای خود همیشه واهمه داشتم. همیشه می‌گویم من زبان انگلیسی خواندم و زبان ترکی را نیز می‌دانم اما این‌ها نتوانست مشکل بی‌سروزبانی مرا حل کند و هنوز که هنوز است به دلیل همین بی‌سرو زبانی در موارد بسیاری حق من خورده می‌شود. شاید همه این‌ها باعث شد که به زبان تصویری روی بیاورم.  شما ژانرهای مختلف طنز تصویری را بکار برده‌اید. می‌خواهم بدانم که  اولین رگه‌های طنز تصویری که شما کار کردید جنبه‌های فانتزی داشت یا طنز تلخ بود؟ من فکر می‌کنم در ابتدا کاریکاتوریست‌هایی که شروع به کار می‌کنند هیچ بینش و هیچ خط مشی‌ مشخصی ندارند. از دوران کودکی نقاشی من خوب بود و معلمان مرا تشویق می‌کردند و در مسابقه‌های منطقه برنده می‌شدم، سن‌ام کم بود، استعداد خاصی داشتم و این خارق‌العاده بود. اولین کار من در مجله کاریکاتور کاری سیاسی، درباره جنگ خاورمیانه بود. این که آن موقع چه جهان بینی داشتم هیچ توضیحی برای آن ندارم، فقط هدف من این بود که کارهایم چاپ شود و بتوانم کار کنم چون این کار مورد علاقه و عشق واقعی من بود. درگیر کار که شدم و کم کم سختی‌های زندگی را چشیدم و وقایع تلخ و شیرین زندگی را که تجربه کردم  گرایش‌ام به سمت طنز تلخ رفت.                                یعنی این استعداد در هنر و طراحی هیچ ریشه‌ای در خانواده نداشت؟   خب چرا؟ خط پدرم خوب بود. او مشوق من بود و از کودکی کتاب‌های مصوری که وجود داشت برایم تهیه می‌کرد. کتاب مصوری داشتم به نام کتاب «بیژن و شیر» که تصویر سازی‌های زیبایی داشت؛ داستان کودک و شیری بود که باهم به جاهای مختلف می‌رفتند. برایم بسیار جالب بود و تاثیر زیادی در من گذاشت. البته من به دلیل علاقه‌ام به نقاشی به کتاب تصویری نیز علاقه داشتم. پدرم هر سال کتاب سال را می‌خرید و من گاهی اوقات به کتاب‌هایش سرک می‌کشیدم و می‌خواندم و خواندن روی من اثر داشت. در مجله اطلاعات کودکان شاگردان نمونه را معرفی می‌کردند و عکس من نیز  در کنار نقاشی ام در آن جای می‌گرفت. مثلا در کودکی چهره ابن سینا را طراحی کردم و بعد از آن نیز چهره جواهر لعل نهرو را کشیدم که در اطلاعات کودکان چاپ شدند . انتخاب شخصیت‌هایم نیز به این صورت بود که احساس می‌کردم شخصیت‌های مثبت و خوبی هستند، یک نقاشی هم در کودکی از انیشتن با موهای ژولیده کار کردم.  اولین کارهایی که از کاریکاتور دیدم برایم خیلی شگفت‌انگیز بود که چطور مثلا ممکن است حالت عادی افراد به یک چهره‌های دفرماسیون تغییر کند! شما یادتان هست که اولین کاریکاتوری که دیدید و برایتان عجیب و غریب بود کدام بود؟  من از کودکی مجله اطلاعات کودکان را می‌خریدم و به قدری به مجله علاقه داشتم که به عنوان مثال صاحب دکه‌ای که مجله را از آن تهیه می‌کردم مرا می‌شناخت. در همین مجله اطلاعات کودکان کاریکاتورهای طنز خارجی داشت،‌ به خاطر دارم کاریکاتوری که در آن شخصی با ساز ترامپت بزرگ در حالی که چند نفری مقابل او ایستاده بودند قصد داشت خم شود و سکه‌ای را بردارد و سر فرد جلویی او داخل دهانه بزرگ شیپور او رفته بود، این اثر برایم جالب بود و خیلی روی من تاثیر داشت و دوست داشتم من هم  کاریکاتورهایی با چنین  شوخی‌ها کارکنم.                         گفتید که فرد کم رویی بودید و از بلند کردن صدای خود نیز واهمه داشتید. در کودکی چه ترس هایی داشتید؟  کودکی من در دشت مغان و مزارع گندم و کمباین آن گذشت، تابستان‌ها مارهای بسیاری داشت و گاهی با این خزندگان بازی می‌کردم و ترس حالیم نبود بعدها که بزرگ شدم از سوسک می‌ترسیدم و هنوز هم!. و زمانی که با مساله مرگ آشنا شدم اولین ترس من از دست دادن پدر و مادرم بود که به نظرم در آن سنین کودکی این ترس بر همه ما مستولی می‌َشود و همیشه این نگرانی را داشتم بعدها استرس‌ها و افسردگی‌های مقطعی زندگی را تجربه کردم و خودم راهکارش راهم پیداکردم، مثلا در نوجوانی با خواندن کتاب‌هایی که از صادق هدایت بر ترس و افسردگی خود غلبه می کردم برعکس کسانی که می‌گویند آثار هدایت افسردگی و فکر خودکشی در خواننده ایجاد می کند ،اما در مورد من کاملا برعکس بود و زمانی که در اوج افسردگی به سر می‌بردم سراغ آثار هدایت می‌رفتم و به این فکر‌ می‌کردم که قهرمان داستان چقدر از من بدبخت‌تر است. در آن سال‌ها سلسله‌کارهای تصویری هم درباره صادق هدایت خلق کردم  که معروفترینش  آن طرحی است که کلاه صادق هدایت تیدیل به جغد شده و بارها بدون اجازه من به شکل‌های گوناگون مورد بهره برداری قرار گرفته .تجربه کردن  جنبه‌های تلخ زندگی و آشنایی من با  کتاب‌های هدایت در من تحولی ایجاد کرد کلا نوشته های  افرادی مثل هدایت، بکت، یونسکو تاتر و  ادبیات تلخ یا فیلم‌های ژانر سیاه و کارتون های طنز سیاه را دوست دارم چون برعکس تصور عامه، هیچ زمان در مخاطب احساس ناامیدی و افسردگی ایجاد نمی‌کند. به نظر من طنز به  جنبه‌های تلخ زندگی هم باید اشاره کند تا مخاطب را تسکین دهد  چون فکر می‌کنم زندگی آمیخته ای از غم و شادی است. اولین جایی که به طور جدی کار کردید مجله کاریکاتور بود؟  اولین جایی که قبل از انقلاب کارکردم مجله کاریکاتور بود. در آن زمان مجله توفیق نیز منتشر می‌شد و کارتون هایش را می‌دیدم  اما احساس می‌کردم ورود من نوجوان به نشریات کار سختی است. مجله کاریکاتور در سال 46 منتشر شد که یک مسابقه  کاریکاتور با موضوع «دنیا از دید من» برای خوانندگان و آماتورها  گذاشته بود. کاری سیاسی  برای آن‌ها فرستادم. در این سن همه درباره مسائل داخلی کار می‌کردند اما من با دید بین المللی  درباره جنگ خاورمیانه  و جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل کارکردم که جایزه دوم یا سوم مجله کاریکاتور را گرفت. نوروز 1349 بود که متوجه شدم استاد محسن دولو کاریکاتوریست و مدیر مجله کاریکاتور، کار مرا در صفحه آخر مجله کاریکاتور چاپ کرده و توضیح داده که   این کار من در مجله میدایست mid east چاپ آمریکا منتشر شده و باعث شگفتی ام شد. همان کاریکاتور زندگی من را تغییر داد. بعد از خدمت سربازی قرار بود در شرکت صنایع هلیکوپتر سازی با حقوق هفت هزار تومان معادل هزاردلار-که آن زمان حقوق بسیار خوبی بود- به عنوان مترجم تخصصی قطعات هلیکوپتر مشغول کار شوم. روزی که قرار بود سرکار بروم -چون در روزنامه کیهان نیز به صورت غیرحضوری و حق التحریری  کار می‌کردم –مدیران هلیکوپتر سازی گفتند برای مدتی نباید در روزنامه کارکنی و روزنامه کیهان هم گفت که ما نمی‌گذاریم از کیهان بروی و به قولی زمانی  سر خواستن من دعوا بود که بعدا سر نخواستنم دعوا شد!و در آخر من روزنامه کیهان را با حقوق 4 هزارتومان پذیرفتم که تازه استخدام رسمی نیز نبودم کاری که کمتر آدم عاقلی می‌کند -از همان ابتدا در زندگی انتخابها و تصمیم گیری های من دلی، غیر منطقی و  براساس عشق و جنون بود- البته بعد از دو سال کارم را در روزنامه کیهان از دست دادم آن هم به این دلیل که از ارزش های  انقلاب دفاع کردم! چه شد که شما در مجله کاریکاتور کار می‌کردید؟ محسن دولو هم کارتونیست شاخص آن دوران بود و جزو اولین کسانی که کارهایش بین‌المللی شد و از طریق او خیلی از فراخوان‌های مسابقات جهانی وارد ایران شد. چون در آن زمان چنین ارتباط‌هایی وجود نداشت. محسن دولو  نماینده مردم ورامین در مجلس شورای ملی و کارگزار نظام محسوب می‌شد. شما در مجله او کار می‌کردید و در آستانه انقلاب به جمع اعتصابیون پیوستید. می‌خواهم درباره این موضوع هم حرف بزنید. چون مسابقه «کاریکاتور و کتاب» که امسال از سوی خانه کتاب برگزار می‌شود به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی است، چطور شد که شما به انقلابیون پیوستید؟ چه ذهنیتی از انقلاب داشتید؟                      من به عنوان یک نوجوان برای پیشرفت در کاریکاتور انتخاب دیگری غیر از مجله کاریکاتور نداشتم. در مورد تحول و گرایش جوانان به انقلاب، بسیاری از جوان‌های آن زمان به مد روز زندگی می‌کردند، ژیگول بودند و حجاب اختیاری بود. منتها این کتاب‌های دکتر شریعتی بود که باعث تحول درونی ما و انقلاب شد، بسیاری از جوانان  ظاهر  انقلابی نداشتند موهای بلند داشتند  و موزیک بیتلز و پینک فلوید گوش می‌کردند اما اکثرشان به انقلاب پیوستند...  کتاب‌های دکتر شریعتی تهییج به انقلاب می‌کرد؟ بله شریعتی ایدئولوژی جدیدی را پایه گذاری کرد. آن زمان ایدئولوژی‌های مارکسیسم و کاپیتالیسم یا لیبرالیسم مرسوم بود . من از دوران کودکی از کمونیسم خوشم نمی‌آمد، تصویر آن دیوار آهنین برلین که برخی درحال فرار از روی دیوار کشته می‌شدند! در ذهنم بود. برخی از روشنفکران، شوروی را به عنوان جامعه آرمانی قبول داشتند و این قضایا برایم عجیب بود و همیشه برخلاف جریان آب شنا می‌کردم و از بچگی این کنجکاوی را داشتم که چرا باید عده‌ای از روشنفکران با چنین جریانی که مخالف آزادی است و به آن دیکتاتوری پرولتاریا می‌گویند همسو شوند و از آن حمایت کنند؟ شریعتی کمونیسم را متفاوت ترسیم می‌کرد شاید برخی نکاتی که مطرح می‌کرد تحت تاثیر ایدئولوژی مارکسیسم نیز بود اما وی به صورت تئوری اسلام را مدرن و به روز کرد. یک اسلام انقلابی که نه طرفدار لیبرالیسم است نه طرفدار دیکتاتوری کمونیسم. یک جمله معروف داشت که می‌گوید ایدئولوژی اسلام، مجاهد می‌سازد و فقه اسلام فقیه. ما جوانان آن زمان درک  فقه برایمان سخت بود اما می توانستیم  ایدئولوژی اسلام را  به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی مستقل برای زندگی خود برگزینیم که این گرایش از روحیه استقلال طلبی ناشی می‌شد؛ ما نه طرفدار چپ بودیم نه راست و در اصل انقلاب براین اساس شکل گرفت. دوست نداشتیم از زیر سلطه آمریکا خارج شده و زیر یوغ شوروی برویم. ما بر اساس اصل نه شرقی نه غربی یا همان دکترین موازنه منفی دکتر مصدق  انقلاب کردیم که اصل 152 قانون اساسی است. خب شما و هم نسلانتان تحت تاثیر صحبت‌های دکتر شریعتی بودید و عموما به سمت انقلاب آمدید، در آستانه انقلاب مطبوعات اعتصاب می‌کنند و شما از مجله کاریکاتور خارج می‌شوید. از آن برهه بگویید.  در مطبوعات دو بار اعتصاب می‌شود. یک‌بار اعتصاب کوتاه مدت علیه سانسور و کشتار 17 شهریور در میدان ژاله در مهر ماه 57 که مسئولین قول کم شدن سانسور‌ها را دادند و مطبوعات دوباره شروع به کار کردند،  یادم است زمانی که دولت به اصطلاح آشتی ملی شریف امامی آمد. گفت هرچه می‌خواهید از من انتقاد کنید؛ من کاریکاتوری کشیدم که خبرنگاری طوماری از انتقاد در باره او می‌نویسد و می‌گوید مشغولیم قربان! که کیهان آن را چاپ کرد. اعتصاب دوم زمان حکومت نظامی ازهاری دوباره از سر گرفته شد و حدود 64 روز طول کشید که در این شرایط بختیار نخست‌وزیر شد و قول آزادی مطبوعات را داد. در اولین شماره کیهان که بعد از اعتصاب منتشر شد کاریکاتوری کشیدم که خون ملت داخل سرم است و به مطبوعات آزاد تزریق می‌شود و این اولین کارم درباره مطبوعات آزاد بود. کمی از محسن دولو بگویید؟  زمانی که در مجله کاریکاتور کار کردم سن کمی داشتم و فرد سیاسی نبودم، ‌محسن دولو با این که نماینده مردم بود اما زندگی اشرافی ّبه آن شکل نداشت. یک فرد هنرمند بود تا یک فرد سیاسی و زمانی که با گواش رنگ‌آمیزی می‌کرد بسیار لذت می‌برد. فرد مهربانی بود و با کارش ازدواج کرده بود و همیشه تنها زندگی کرد و بر خلاف بسیاری از افراد سیاسی‌ آن زمان خود را تافته جدا بافته نمی‌دانست، بی‌ریا بود و اجازه کار به همه در مجله‌اش را می‌داد. برخی گفته بودند که مجله محسن دولو آمده بود جای مجله توفیق را بگیرد اما اینگونه نبود آقای لطیفی گفته بود که دولو امتیاز مجله کاریکاتور را از 20 سال قبل گرفته بود و من این را نمی‌دانستم، سه چهار سال قبل از توقیف نشریه توفیق مجله کاریکاتور منتشر شد و افرادی که از توفیق به کاریکاتور آمدند اکثرا چپ بودند مانند آقایان محجوبی، لطیفی و رضایی و اگر دولو گرایش‌های محافظه کارانه و دست راستی داشت با چپ‌ها  همکاری نمی‌کرد. یادم است در آن زمان درباره هرچیزی می‌توانستیم کاریکاتور بکشیم. هم درباره کوبا و هم مناخیم بگین اسراییل می‌شد کارتون کشید که من ‌کشیده بودم، به ما نمی‌گفتند چه چیزی بکشیم یا نکشیم. بعدها که آن گروه از مجله رفتند، آن گروه مجله کاریکاتور کم‌کم رو به زرد شدن رفت و بیبشتر درباره مسایل فرهنگی و هنری جامعه و مثلا دستمزد زیاد خوانندگان کاباره‌ها و بی‌هنران و مسایلی چون ترافیک و ..کاریکاتور نیز می‌کشیدیم در آن زمان قصد من مطرح شدن بود‌ و شاید با خیلی از کارتون‌هایم موافق نبودم ، پس از این بود که به کیهان رفتم. زمانی که اعتصاب دوم شروع شد و همه نشریات خصوصی طرفدار انقلاب داوطلبانه دست از انتشار کشیدند  سراغ آقای دولو رفتم و گفتم که الان شما هم دست از کار بکشد و مجله را مدتی منتشر نکنید چون یکسری از نشریات که طرفدار انقلاب و مردم بودند به دلیل کشتار 17 شهریور،‌ حکومت نظامی و قانون شکنی‌های رژیم شاه دست از کار کشیده‌اند. اما آقای دولو نپذیرفت و من به‌رغم علاقه‌ای که به ایشان داشتم راه خود را از ایشان و مجله‌شان جدا کردم. برای نسل جدید بگویم که اگر شاه مطابق قانون اساسی عمل کرده، فقط سلطنت می‌کرد در قوه مققنه، مجریه و قضاییه دخالت نمی‌کرد و خود را همه کاره ملت نمی‌کرد مردم انقلاب نمی‌کردند. شاه کسی بود که با کودتا سر کار آمده بود پدرش نیز همینطور. برای مردم قابل قبول نبود؛ زمان مصدق فرار کرد و دوباره او را بازگرداندند، این‌بار که شاه رفت به او قول داده بودند که باز می‌گردانندش .به همین علت مردم به نخست وزیری بختیار رضایت ندادند به این دلیل که مردم نگران بودند اگر بختیار باشد شاه دوباره برمی‌گردد، یعنی مردم تا این اندازه از شاه نفرت داشتند. اگر عملکرد شاه متناسب بود طبیعتا مردم به سمت انقلاب نمی‌رفتند. همانطور که شما درباره اصل نسبی‌گرایی گفتید وقتی مقایسه می‌کنند برخی که از آن دوره اطلاعی ندارند فکر می‌کنند همه چیز مملکت گل و بلبل بود.  در زمان شاه تظاهرات ممنوع بود،‌ زمانی که در اخبار تلویزیون، تظاهرات مردم مخالف را در کشورهای اروپایی و آمریکا می‌دیدیم می‌گفتیم مگر ممکن است کسی مخالف رژیم‌اش باشد. اولین تظاهرات در زمان شاه در 17 شهریور بود که کشت و کشتار شد. صبح آن روز حکومت نظامی‌ اعلام شد،‌ اگر از شب گذشته اعلام می‌شد مردم معترض به میدان ژاله نمی‌آمدند. شاه اصلا قابل دفاع نیست. برخی شبکه‌های ماهواره‌ای اکنون فیلم‌های خانوادگی شاه را به صورت خندان نشان می‌دهند،اما واقعیت این‌گونه نبود شاه خیلی اخمو و متکبر بود و ما خنده‌های شاه را الان داریم در فیلم‌های خصوصی و خانوادگی‌شان می‌بینیم! درباره آقای دولو اضافه کنم که وقتی با مجلهشان قطع همکاری کردم در این‌جا کمی با یکدیگر زاویه پیدا کردیم و به ایشان گفتم با تمام احترامی که برای شما قائلم نمی‌توانم با شما کار کنم ....من هم کار نکردم حقوقم قطع شد و مطبوعات دیگر هم که در اعتصاب بودند. بعد از پیروزی انقلاب سراغ چند نشریه رفتند که به اعتصابیون و مردم نپیوسته بودند ازجمله مجله رستاخیز جوان، روزنامه رستاخیز، مجله کاریکاتور، امید ایران و‌ تهران مصور و...بعد از پیروزی انقلاب اسامی آن‌ نشریات به کمیته‌ای رفت که به بررسی این مسائل می‌پرداخت. البته اضافه کنم خیلی از افرادی که در آن زمان علیه انقلاب بودند و با مطبوعات طرفدارشاه کار می کردند در حال حاضر انقلابی شده‌اند و با فرصت‌طلبی به جاهایی رسیده‌اند و هنوز هستند. این چه خصلتی است که افرادی در آن زمان با نشریاتی که انقلابی نبودند کار کردند و بعد از انقلاب رنگ انقلابی به خود گرفتند؟ این پارادوکس خودش کاریکاتور است.  من جمله‌ای دارم که می‌گویم سخت‌ترین کار انقلابی شدن قبل از پیروزی انقلاب است و سهل‌ترین کار انقلابی شدن بعد از پیروزی انقلاب. سخت است چون وقتی در جریان اتقلاب انقلابی می شوی  نمی‌دانی که قرار است چه اتفاقی برایت رخ دهد. برخی افراد نه ایدئولوژی دارند نه وجدان و به نظر من فرد باید با وجدان خودش باید زندگی کند و تاوانش را پس دهد. من به سهم خودم با وجدان زندگی کردم و تاوانش را دادم .                            خب به کیهان آمدید و شروع کردید به کار کردن و بعد از مدتی شما را کنار گذاشتند. آن هم به دست کسانی که الان داعیه اصلاح طلبی دارند. به همین دلیل می‌گویم افراد را باید در زمان خودشان بررسی کرد اگر واقعا ذهنشان عوض شده باشد قابل تحسین است.  من می‌دانم تغییر اندیشه این‌ افراد در اثر چیست.در اثر تحولات سیاسی جهانی و فروپاشی شوروی سابق...اینان زمانی دراثر تبلیغات  حزب نا آگاه توده، شوروی را الگوی خود می‌پنداشتند و اعتقادی به دموکراسی و جامعه مدنی نداشتند و همه این ارزش‌ها را زایبده بورژوازی و سرمایه‌داری می‌پنداشتند و زمانی آنقدر  تندرو بودند طوری که اگر سر مقاله‌های زمانی را بخوانید که اصلاح‌طلبان در سال 60  مدیریت کیهان را به عهده داشتند، می‌بینید شبیه به کیهان الان است. اما بعد از فروپاشی شوروی سابق جمعی از اصلاح طلبان فهمیدند که شوروی خیلی هم الگوی مناسب و کاملی نبوده و کلا جوامع بسته هرقدرهم شعار عدالت بدهند، دارای نقص هستند. خیلی از آن‌ها بازنشر می‌شود. طنز ماجرا اینجاست که ریس وقت کیهان وقی در سال 60 من را به جرم لیبرال بودن اخراج کرد اکنون خودش در مظان اتهام لیبرال بودن است!  گرچه ایشان با من بد کردند  ولی من آن‌ها را بخشیدم و در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری به ایشان رای دادم چون منافع کشورم و آینده کشورم را از منافع شخصی‌ام مهم‌تر می‌پندارم. درست است که رای من یک نفر چندان تاثیری ندارد اما کمتر کسی اینگونه می‌تواند کشورش را مهم‌تر از خودش یپندارد من رسالتم را نسبت به کشورم ادا کردم و تاوانش را هم دادم و الان  با حقوق ناچیز بازنشستگی زندگی می‌کنم اما وجدانم آسوده است که حداقل به کشورم خیانت نکردم. زمان جنگ من کاریکاتورهایی علیه شوروی و آمریکا می‌کشیدم، الان اسناد آن منتشر شده است که حامی اصلی صدام در آغاز جنگ شوروی بود که جنگ را شروع کرد و قصد داشت به آب‌های گرم خلیج فارس برسد. در شروع جنگ رادیو مسکو هر شب می‌گفت صدام ضدامپریالیست است و مسئولان ما می‌گفتند صدام عامل امپریالیسم است  و من این تناقض‌ها را سوژه کارتون‌هایم می‌کردم و درکیهان زمان مدیریت دکتر یزدی به چاپ می‌رساندم اما با رفتن دکتر یزدی از کیهان و آمدن چپ‌های مذهبی  و اصلاح طلبان فعلی، مسوولان جدید روزنامه مایل به چاپ کارهایم نبودند .من بر اساس وقایع جنگ کاریکاتور موشک روسی می‌کشیدم که صدام می‌زند و آن‌ها می‌گفتند که دشمن اصلی ما آمریکاست. من می‌گفتم این‌ها تئوری‌های حزب توده است شما که توده‌ای نیستید  و نماینده ملت انقلابی هستید آن‌ها در جواب می‌گفتند: همین است که هست. ما اختلاف استراتژیک با شوروی داریم، شما هم کاریکاتور ضد روسی نکشید و سکوت کنید و فقط حقوق‌تان را بگیرید من می‌گفتم عراقی‌ها روز گذشته موشک روسی فراگ و اسکاد به دزفول زده‌اند و کودکان معصوم کشورم را کشته‌اند چطور می‌توانم سکوت کنم که در انتها چون کارهای چاپ نشده‌ام را به روزنامه میزان مرحوم بازرگان دادم، عذرم را از کیهان خواستند که خودم هم آمادگیش را داشتم. بعد از یک سال هم ماجرای حزب توده لو رفت و برخی از نفوذی‌هایی که در کیهان بودند مشخص شدند و همه آن جمعی را که با من درافتادند گرفتند ولی باز هم پیش من نیامدند که بگویند حق با تو بود. و یا یک ماه قبل از پذیرش قطع‌نامه 597، بازرگان نامه‌ای نوشت که قطعنامه را بپذیرید اما مسوولان با اینکه قطعنامه را پذیرفتند، نویسندگان نامه را  به زندان افکندند و  از آن‌ها عذرخواهی که نکردند هیچ، در زندان نگه‌شان داشتند. سیاست‌های غلط  مسئولان و خیانت‌های حزب توده باعث شد جنگ به آن شکل و با پذیرش قطعنامه به پایان بپذیرد و متاسفانه از صدام هم غرامت خواسته نشد. همانطور که گفتم روشنفکرانی که روزگاری می‌گفتند شوروی کشوری آرمانی و ایده‌آل است از فروپاشی شوروی، متعجب شدند. خیلی‌ها نمی‌دانند که  تحولات جهانی چه قدر می‌تواند در کشور ما تاثیربگذارد. ایدئولوژی که شکست خورده را می‌خواستند اینجا پیاده کنند نه به این دلیل که آن‌ها طرفدار عدالت‌اند بلکه به این دلیل که طرفدار دیکتاتوری هستند.  شما از کیهان بیرون می‌آیید و دهه خاص شصت است. خیلی‌ها به این دلیل که ما با جنگ با عراق بودیم می‌گفتند انتقادهای داخلی نباشد و یک وحدت ملی در مواجهه با دشمن داشته باشیم. در آن زمان که شما بیرون آمدید چطوری گذشت و چه کار کردید؟ به نظر من یکی از نقطه‌های عطف جواد علیزاده در همان دهه شصت شکل می‌گیرد.    سال شصت که شغل‌ام را در روزنامه کیهان از دست دادم به روزنامه میزان رفتم در دوره بازرگان. در آن زمان دفترشان در خیابان مطهری بالای انتشارات سروش بود در آن جا حکمی گرفتم و دبیر بخش گرافیک شدم و مسائل بنی صدر پیش آمد به همین دلیل پس از یک ماه این روزنامه را نیز بستند. پس از چند ماه مجله‌ای به نام مجله مشغولیات را برپا کردیم. قصدمان این بود که یک مجله طنز غیر سیاسی باشد و موضوعات سرگرمی، لورل و هاردی، هارولد لوید و چهره‌های دیگری را که جوانان دوست داشتند، می‌کشیدم. همه این‌ها را باهم ادغام می‌کردم. در برپایی این مجله با چند نفر شریک شدیم و از جمله حاج آقایی ظاهرالصلاح پسر غلامعلی لقایی چون در کار خرید و فروش کاغذ بود. او بیشتر به فکر پول بود و مجله‌ را به سایر شهرستان‌ها نیز ارسال می‌کرد. مشغولیات نیز ایده من بود و شماره اول آن را هنوز دارم؛ شماره اول خوب فروش کرد. در این مجله بحث علمی، اجتماعی و معرفی کاریکاتوریست داشتیم و کاملا خودمان را از سیاست بیرون کشیدیم. دفتر مجله مشغولیات در خیابان بزرگمهر بود روبه روی سینما سپیده (دیانا قدیم) نزدیک یک کمیته بود و یکبار من را به آن‌جا بردند و اتفاقاتی بر من گذشت و خیلی شانس آوردم الان زنده هستم. در این مجله همه گروه سنی را جذب کرده بودیم و به صورت تک شماره مجوز می‌گرفتیم.  کمی درباره مجوز گرفتن‌ها بگویید؟ زمانی که به ارشاد می‌رفتید چه اتفاقی رخ می‌داد. به دلیل رفتاری که با من داشتند به حدی از آن‌ها متنفر شده بودم که دیگر به وزارت ارشاد نمی‌رفتم. چون مجله را با یکی از دوستانم به صورت اشتراکی منتشر می‌کردیم و خودم برای گرفتن مجوز به وزارت ارشاد نمی‌رفتم یکی از دوستان را برای این کار می‌فرستادم؛ از خاطرات تلخ اینکه زمانی بنا برگزارش مغرضانه‌ای به دفتر ما ریختند و ماموری گفت علیزاده کیست و من خودم را معرفی کردم. گفت حکم تیرت را دارم! رنگم پرید! گفت چرا رنگت پریده؟ گفتم وقتی شما این حرف را می‌زنید توقع دارید چه کنم؟ برقصم؟ گفت درست صحبت کن. این دفتری که اجاره کرده بودیم دفتر انجمن هنر تعاونی مردمی بود. دفتر خانمی به نام کوبان که زرتشتی بود و چندسال پیش در فرانسه مرد. ما ارتباطی با یکدیگر نداشتیم فقط سر جریاناتی که رخ داد و دفترشان تعطیل شد ما آنجا را اجاره کردیم. یک پیانوی بزرگ و گران قیمت داشتند که سنگین هم بود. این پیانو را با خود نبردند، ما این ساز را در آشپزخانه بزرگی که داشت گذاشتیم و پارچه‌ای روی آن کشیدیم. ماموران همه دفتر را به دنبال آن کاریکاتور‌ها گشتند و چیزی پیدا نکردند از ظهر تا عصر در آن جا بودند و کمی با هم دوست شدیم و به آن‌ها چای می‌دادیم و باز شروع می‌کردند به گشتن. وقتی یکی از ماموران به آشپزخانه رفت پارچه را از روی پیانو برداشت و گفت زمان جنگ است و شما پیانو نگه می‌دارید؟ با پاشنه کفشش روی پدال پیانو می‌زد و صدای مهیبی از آن خارج می‌شد. این صحنه‌ها مانند فیلم‌ها می‌ماند. گفتم نزن خراب می‌شود مالک‌اش پولش را از من می‌گیرد؛ این چه ربطی به جنگ و کار شما دارد من قرارداد دارم و روی ساز پارچه کشیدم. او گفت شما اینجا مطرب‌خانه و رقاص‌خانه راه انداختید. تا عصر به دنبال کاریکاتورها گشتند و بعد من را سوار پیکان  کردند و به همین کمیته روبه روی سینما دیانا بردند. به من گفتند روی صندلی عقب بنشین و زیادهم حرف نزن. روی صندلی عقب تفنگ‌های ژ سه را به صورت افقی چیده بودند و به شوخی گاهی می‌گویم خوب شد عمودی نگذاشته بودند! گفتم شما که دفتر را گشتید و چیزی پیدا نکردید؛ گفتند نه رئیسمان باید اجازه دهد. گفتم خب اگر یک تیر در رود نیم تنه من هم می‌رود! گفتند روی لوله‌هایش بنشین.                     باور کنید ماشین‌ اسلحه‌خانه بود. چون در آن زمان ماشین مجاهدین یکهو می‌پیچید جلویشان و این‌ها نیز تق تق تیر می‌انداختند. در فاصله‌ دفتر تا کمیته فقط خدا خدا می‌کردم مجاهدین و منافقین سر نرسند. وقتی به کمیته رسیدیم شماره تلفن منزل را گرفتند، در خانه کتاب‌های خارجی داشتم که درآن‌ها کاریکاتور بود و من هیچ نقشی در طراحی آن‌ها نداشتم و فقط علاقه‌مند بودم و کلکسیون جمع می‌کردم، ولی خب ممکن بود همان‌ها نیز باب طبعشان نباشد و همان را می‌توانستند مدرک کنند. تنها شانسی که آوردم این بود که زمانی که به کمیته هفت حوض نارمک نزدیک محل زندگیم زنگ زدند پس از سه بار تماس، تلفن کمیته مشغول بود و از این کار منصرف شدند. این تلفن اشغال، جان من را نجات داد. پس از چند شماره که مشغولیات را منتشر کردیم درگیر این شکایت شدیم و پس از آن نیز مجله توقیف شد.  بعد از آن برای همه باید علت خروج از کیهان را توضیح می‌دادم. حال آن که من به دلیل همکاری نکردن با حزب توده کیهان را ترک کردم. بعد از چند شماره مشغولیات گفتند کارهای‌تان خیلی حرفه‌ای است چرا کاریکاتوریست‌ها اسم ندارند و دوستم در پاسخ گفت چون این‌ها اهل ریا نیستند. بعد گفتند که باید اسم نشریه‌تان را تغییر دهید و مشغولیات در زمان جنگ اسم بی محتوایی است. باید اسم مجله را تغییر دهید و سیاسی کار کنید. اسم مشغولیات را به نمکدون تغییر دادیم، کارهای سیاسی برخلاف نظر آن‌ها منتشر می‌کردیم و دو ابر قدرت آمریکا و شوروی را می‌کشیدیم که از صدام حمایت می‌کردند. مجله نمکدون را نیز پس از 10 یا 11 شماره بستند. روزگار عجیبی بود. مانند فیلم‌ها در خیابان‌ می‌دیدیم یک نفر پایش تیر خورده و کلت دستش بود و بنزی می‌آمد شلیک می‌کرد و ماشین کمیته با افراد ژسه به دست می آمد و شلیک می‌کرد و آن طرف خیابان نیز بقالی بود و مردم در صف شیر ایستاده بودند. من منتظر بودم که این‌ها بروند اما دیدم این بگیروببندها همچنان ادامه دارد. با حفظ همان اصول و اعتقاداتی که دارم شروع کردم به انتشار گاهنامه‌هایی با موضوعات ورزشی. رفتم ارشاد، یکی از مسوولان ارشاد به من گفت به شرطی به شما مجوز می‌دهیم که کاریکاتور علیه بازرگان بکشید. که من نپذیرفتم . بگذریم من در حال حاضر مشکلی با اصلاح‌طلبان امروز و رادیکال‌های دیروز ندارم و این‌ها نیز تاوان داده‌اند منتها مسئله این است که چرا این‌ها در آن زمان که پست‌های مهمی داشتند در اثر اشتیاه در تحلیل‌های‌شان، چنین اشتباهی را مرتکب شدند و چرا من بی‌ادعا و بی‌تجربه در سیاست، مرتکب این اشتباه نشدم. به هر حال ارزش شما به دلیل همه این کارهایی است که نکردید. یک جمله معروفی است که می‌گوید ارزش آدم‌ها لزوما به دلیل کارهایی که کردند نیست بلکه به دلیل کارهایی است که انجام نداده‌اند. همانطور که فرد در یک برهه‌ای می‌تواند کارهایی را بکند، همانطور نیز می‌تواند کارهایی را انجام ندهد و این یک مقاومت است.  شما سه علاقه شاخص دارید. فوتبال، سینما و کاریکاتور؛ کمی در این زمینه بگویید. کسی باعث به وجود آمدن این علاقه شخصی شد؟  یکسری علاقه‌ها خود به خود به وجود می‌آید. شما زمانی که به یک موسیقی علاقه نشان می‌دهید کسی نمی‌گوید که این را باید گوش کنی و خوشت بیاید. خود به خود علاقه‌مند می‌شوید.  چندی بعد شما تعدادی گاه‌نامه منتشر می‌کردید. درباره این‌ها نیز توضیح دهید. برای گرفتن مجوز گاهنامه‌ کتابچه را تهیه می‌کردیم و به وزارت ارشاد می‌بردیم و آن‌ها بعد از دو هفته جواب می‌دادند که می‌توانیم منتشر کنیم یا خیر و جالب این است که قیمت را نیز آن‌ها تهیه می‌کردند. در میدان بهارستان بخشی بود که کتاب و نشریات را برای انتشار بررسی می‌کردند و می‌توانستیم منتشر کنیم. درباره گاهنامه‌های ورزشی بگویید.  گاهنامه‌‌ای به نام گاهنامه آلبوم فوتبال منتشر کردم و تمام چهره‌های مطرح جام جهانی 62 شیلی تا 82 اسپانیا را کار کردم که حدود 50 چهره می‌شد. در آن زمان نیز بیکار و در خانه بودم؛ برای این چهره‌ها وقت بسیاری می‌گذاشتم و فوتبالیست‌ها را براساس تکنیک بازی استیل بدنی طراحی می‌کردم. چون من فوتبال را سرشار از حرکات و فیگورهای زیباشناسانه می‌دانم. جهش دروازه‌بان و پرشی که فوتبالیست‌ها انجام می‌دهند برایم جالب بود. این کارها را برای گرفتن مجوز به ارشاد بردم گفتند باید از آن‌ها فتوکپی بگیری و پیش ما بماند تا بررسی کنیم، رفتم کپی بگیرم گفتند چون کاریکاتور است بدون مجوز ارشاد فتوکپی نمی‌گیریم؛ بدون مجوز ارشاد از هیچ چیز فتوکپی نمی‌گرفتند. رفتم وزارت ارشاد و گفتند قبل از چاپ مجوز نمی‌دهیم. گفتند اصل کارهایت بماند تا بررسی شود. میزهایشان به قدری شلوغ بود که من گفتم کارهایم گم می‌شود، این افراد که قدر این کارها را نمی‌دانند! من زندگی‌ام را سر این‌ها گذاشته بودم. برگشتم خانه و دوباره از نو با خودکار  آن 50 چهره را کشیدم و خودم شدم دستگاه فتوکپی کارهایم. فقط برای این که تسلیم نشوم.  فکر می‌کنم خود این کار در تندشدن دست شما در انجام کار تاثیر داشت. به نوعی توفیق اجباری شد.  ‌شاید...بدون هیچ امیدواری این کار را انجام دادم چون فکر نمی‌کردم جواب مثبت بدهند. این‌ها با من مخالف بودند چون من کاریکاتور بازرگان را نکشیدم و سر همان 3 ماه با من مخالفت کردند. در آن زمان می‌گفتند جنگ است و کاریکاتور فوتبالیست‌ها را نکشید. مدیر شبکه سه، آقای متقی گفت که فوتبال را نباید مستقیم پخش کنید چون در جوانان هیجان ایجاد می‌کند و جنگ را فراموش می‌کنند. الان فوتبال را پخش می‌کنند در آن زمان این گونه نبود، البته الان برای سرگرم کردن مردم  پخش می‌کنند. جام جهانی 86 مکزیک من به اسکوپیه یوگسلاوی برای داوری دعوت شدم و همیشه می‌گویم که من این جام جهانی را در سه کشور ترکیه بلغارستان و یوگسلاوی سابق دیدم. از راه زمینی سفر می‌کردیم و در اسکوپیه در اتاق‌ هتل تلویزیون نبود و زمان پخش فوتبال در لابی هتل می‌نشستم و مسئولین متعجب بودند و فکر می‌کردند تلویزیون ندیده‌ام. زمان رفتن در گمرگ بلغارستان ماموران از برد تیمشان خشنود بودند و با مسافران خوب برخورد می‌کردند زمان بازگشت بازی را باخته بودند و با مسافران درگیر شدند و دوتا از ایرانی‌ها را نیز مصدوم کردند. از بد روزگار زمان پخش بازی فینال به ایران رسیدیم. گفتند خلاصه فوتبال را شب نشان می‌دهیم و در اخبار ساعت دو نتیجه فوتبال را اعلام کردند که جوان هیجان نداشته باشد. من آن روز از دیدن اخبار اجتناب کردم و کل روز در خانه ماندم و برای بیرون رفتن ساعتی را انتخاب کردم که زمان پخش اخبار نباشد تا مبادا خبر را بشنوم و منتظر ماندم تا خلاصه فوتبال را شب به صورت زنده و پر هیجان  ببینم.  رسیدیم سال 69 و شما گاهنامه‌ها را به مجله طنز و کاریکاتور تبدیل کردید. در آن زمان من در خانه کار می‌کردم و پول نداشتم که دفتر بگیرم. در آگهی که روزنامه منتشر کرده بود اتاقی از یک دفتر را با 70 هزار تومان پول پیش و ماهی 2500 تومان اجاره کردم. فردای آن روز که به دفتر رفتم دیدم که ماموران آمدند و فردی که دفتر را اجاره داده بود با خود می‌برند؛ از منشی ماجرا را پرسیدم که گفت این شخص صاحب این مکان نیست و خودش دوسال است که اجاره نداده است. به منشی گفتم چرا دیروز این‌ها را به من نگفتید و او گفت اگر می‌گفتم مرا از کار اخراج می‌کرد؛ 6 ماه است حقوق نگرفتم، منتظر بودم از شما پول بگیرد و حقوق مرا بدهد. فردای آن روز که از زندان آزاد شد گفتم می‌خواهم از اینجا بلند شوم گفت تمام پولی که دادی رفت! بعد هم گفت خوب اجاره نده. گفتم خود تو هم اجاره نداده‌ای و از اینجا بلندت می‌کنند، گفت من هرجا رفتم همراه من بیا. نزدیک یکسال با او به دفترهای مختلف رفتم که پول اجاره‌ام دربیاید. در این شرایط بحرانی مجله طنز منتشر می‌کردم تا مردم را بخندانم. در سال 69 روزنامه ابرار کار می‌کردم.  غفور گرشاسبی هم در آن‌جا بود. به یاد دارم در آن زمان مرسوم نبود که کاریکاتور در صفحه اول کنار تیتر یک قرار بگیرد شما در آن جا ماجرای فروپاشی شوروی را کار کردید.  کاریکاتور در صفحه آخر را نیز من در روزنامه کیهان باب کردم تا پیش از آن کاریکاتور در صفحه لایی منتشر می‌شد. من از سال 63 درخواست مجوز برای مجله طنز و کاریکاتور را دادم که بعد از 8 یا 9 سال با تقاضایم مخالفت شد. یک نامه اعتراضی نوشتم که هیچ امیدی نداشتم و باز هم تاثیری نداشت. دوباره نامه‌ای تند نوشتم که به خارح از کشور می‌روم و قلمم را علیه شما بکار می‌برم‌؛ در حق من ناعدالتی‌های بسیاری شده است و از زمانی که در کیهان بودم همه چیز را خواهم گفت. اول به نشریه گل آقا امتیاز دادند و من در دی 69 اولیه شماره نشریه را منتشر کردم. چون این مجوز را با بی‌مهری به من دادند و در ابتدا با آن مخالفت کردند من برای درخواست مجوز روش مجله را جای اسم گذاشتم و امیدی نداشتم که مجوز بدهند. زمانی که مجوز دادند برای تعویض اسم رفتم که یک پروسه طولانی داشت و گفتم احتمال این که نظرشان برگردد زیاد است پس با همان نام طنز و کاریکاتور شروع به کار کردم. با گاهنامه‌هایی که پیش از آن منتشر کردم مخاطبانی بدست آوردم، گاهی حتی برخی از این گاهنامه‌ها تجدید چاپ می‌شد. بعد از این که از کیهان بیرون آمدم از وزارت کار شکایت کردم و نزدیک 50 هزار تومان به من پول دادند. یکی از اقوام مغازه‌ لوازم صوتی داشت که با این پول جنس خرید و کارش رونق گرفت منتها مشکلی که بود این بود که گاهی شاگردش جنس‌های دست دوم رادیو و اکمن و... را تمیز می‌کرد و به جای جنس‌های نو می‌فروخت. من با این موضوع مشکل داشتم و چندباری با این فامیل بحثمان شد. به من می‌گفت تو را به خاطر عقاید مثلا مردم دوستانه‌ات از روزنامه اخراج کرد ه‌اند! الان هم دلت برای مردم می‌سوزد که چه بشود  آیا بابت این دلسوزیت  کسی به تو پاداش می‌دهد؟ اما من دست خودم نبود و زمانی که من در مغازه تنها بودم مشتری که برای خرید می‌آمد به او می‌گفتم این جنس دست دوم است؛ پس از مدتی خبر این کارم به گوش صاحب مغازه رسید به من گفت که تو با این کار مغازه را ورشکست می‌کنی چه کار به این  کارها داری؟ تو فقط باید فروشت را بکنی که سر همین ماجرا این کار را نیز کنار گذاشتم. شما بدون این که ادعای این را داشته باشید که نیرو تربیت کنید آدم‌هایی از دل طنز و کاریکاتور شما متولد می‌شوند که بعدها افراد شاخص و فعالی می‌شوند. طنز و کاریکاتور چه مشی داشت و دارد که همچین فضایی را ایجاد کرد که چهره‌های جدید و نسل جدید را تربیت کرد؟  من طرفدار کار خوب بودم و هرکسی از هرجایی که کارش از نظر سوژه و اجرا قوی باشد کارش را چاپ می‌کنم بدون این که بخواهند مراحل خاصی را طی کنند. من برخورد خوبی با همه داشتم و افرادی که می‌آمدند و با آن‌ها صحبت می‌کردیم و با مشی ما آشنا می‌شدند. به آن‌ها می‌گفتم که باید اصل بر صداقت و منافع ملی باشد. وقتی که بحث‌های سیاسی می‌شد تعدادی ناآگاه بودند و نمی‌دانستند چی به چی است. من ادعایی در تربیت افراد نداشتم همیشه دوست داشتم با کار مورد علاقه‌ام زندگی کنم که با آن همه سختی و مشکلات همراه بود. تا به حال با برخورد بدی از کسی که کاریکاتور چهره‌اش را کشیدید مواجه شدید؟   در دوران مدرسه وقتی کاریکاتور معلمان را می‌کشیدیم با برخوردهای مختلفی روبه رو می‌شدیم. برخی دوست داشتند و برخی من را از کلاس اخراج می کردند. این برخورد دوم هنوز وجود دارد و برخی تحمل انتقاد را ندارند. عابد‌زاده از کاریکاتوری که از او کشیده بودیم گله‌مند شده بود.  ‌تا به پیغام اشتباهی به کسی ارسال کردید؟   یک عکس خانواد‌گی اشتباهی برای سایت سینمایی فرستادم که سریعا به ادمینش گفتم این عکس را کار نکنید.  در کودکی یا نوجوانی اهل دعوا کردن بودید؟   نه زیاد اهل دعوا نبودم. منتها آخرین دعوایی که کردم در سال 1344 درکلاس هفتم دبیرستان خوارزمی در میدان بهارستان بود. خیلی عقده‌ای بودم از این که چرا من مثل بقیه نمی توانم دعوا کنم. زبان فحش و دعوا هم نداشتم؛ چون قبل از دعوا فحاشی می‌کنند و بعد دعوا شروع می‌شود. در مدرسه یک پسر ریقویی بود که فکر کردم حریف این می‌شوم! وقت و قرار دعوا را تعیین کردم و در دعوا بینی‌اش خون آمد، مرا از کلاس اخراج کردند؛ بعدها با آن پسر دوست شدم، عقده‌ام خالی شد و دعوا بهم چسبید. دوباره با یک پسر دیگر دبیرستانمان در نبش میدان بهارستان قرار دعوا گذاشتم که او بلافاصله  مشتی روانه صورتم کرد و دندانم کج شد. پس از آن نیز دیگر دعوا نکردم.  امسال اولین دوره مسابقه کارتون و کاریکاتور کتاب است که توسط خانه کتاب برگزار می‌شود. فکر می‌کنید که چقدر کارتون و کاریکاتور می‌تواند موثر باشد که مخاطب و افکار عمومی را به سمت کتاب خواندن تشویق کند و کلا فرهنگ کتاب و کتاب‌‌خوانی رایج شود؟  کاریکاتور خودش یک ابزار فرهنگی است. مسئله مشترک بین کتاب و کاریکاتور این است که هر دو مخاطب را به اندیشیدن وادار می‌کنند و این خیلی می‌تواند موثر باشد. هفته کتاب و مسابقه کتاب نیز تاثیر دارد. متاسفانه  از طرفی هم نشر دیجیتال و فضای مجازی مانع می‌شود. البته این یک معضل جهانی است اما در مقایسه با ایران این مشکل در کشور ما بیشتر است. به عنوان مثال در کشور ترکیه تیراژ روزنامه حریت 300هزار نسخه و متوسطتیراژ کتاب 50 هزار تا است، با توجه به این که در این کشور و سایر کشورها موبایل و فضای مجازی هست اما آن‌ها کتاب می‌خوانند البته نه شبیه به سابق. اما در کشور ما تیراژ کتاب کم است و سرانه مطالعه پایین. از نویسندگان هم کاریکاتور کشیدید؟ از بکت، کافکا، هدایت چون فضاهای سوررئالیستی تخیلی دارد و راحت می‌توان آن‌ها را کار کرد البته شخصیت خود هدایت نیز برایم جذاب بود و همچنین بوف که در کارهای هدایت مشهود است. من از عکس بسیار الهام می‌گیرم. از اوژن یونسکو هم کشیدم، چون تئاترش پوچی تلخ است و پیامی به مخاطب نمی‌دهد. کارهایی که پیام دارند را دوست ندارم. کاریکاتورهایی موردیلو را دوست دارم چون کارش از هیچی همه چی ساختن است. کاریکاتورهای کینو را کمتر می‌پسندم  چون که کارهایش پیام اجتماعی ملموس و قابل توضیح دارد.  درباره موضوع و مفهوم کاریکاتورهایتان کمی حرف بزنید.   هر کاریکاتوریستی معمولا با کاری که ارائه می‌دهد خط فکری‌اش را نشان می‌دهد. از زمانی که شروع به کار کردم سعی کردم متنوع کار کنم و مسائل زیبایی شناسی، روانشناسی مسائل ملی، سیاسی و اجتماعی را در نظر گرفته‌ام و سعی کردم اتفاقاتی که در جامعه رخ می‌دهد با زبان طنز و از زاویه دیگری  در معرض دید بینندگان قرار دهم. ابزار کار کاریکاتوریست در انتقال مفاهیم چه تاثیری دارد؟  چون کاریکاتوریست با زبان تصویری موثر و برنده حرف خودش را می‌زند می‌تواند نسبت به متن یا مقاله طولانی موثرتر باشد و تاثر آنی تری روی مخاطب بگذارد. ابزار کار کاریکاتوریست از نظر اجرا با یک قلم و کاغذ ساده سرو کار دارد، منتها مهم‌تر از ابزار کار آن طرز فکر، بینش، فرهنگ و دانشی است که کاریکاتوریست دارد و آن را به مخاطب منتقل می‌کند. مرز بین کاتون و کاریکاتور چیست؟  کارتون و کاریکاتور هر دو کلمات خارجی هستند و به نظر من هیچ اشکالی ندارد که از این کلمات در ایران استفاده شود؛ برخی حساسیت‌های بی جایی دارند، در حال حاضر اصطلاحاتی مانند سینما، تاکسی و فوتبال و...کلمه‌های غیر ایرانی است که وارد زبان ما شده است؛ در واقع این‌ها هیچ آسیبی به زبان ما نمی‌زند و هرکدام به جای خود قرار گرفته است. ما الان در یک جامعه جهانی زندگی می‌کنیم کارتون و کاریکاتور نیز به همین شکل است که معادل فارسی برای آن نداریم و مدتی به آن طنز تصویری می‌گفتند. کارتون از نظر تخصصی به موضوعاتی که مربوط به مسائل روزمره است و سوژه طنز دارد می‌گویند. کاریکتور معمولا فقط به چهره اختصاص دارد، اغراق کردن اجزای صورت. چون هردو واژه غیر ایرانی هستند خیلی نیازی نیست که قید و بندی باشد که این کاریکاتور است یا کارتون. در برخی از کشورهای اروپایی روی بروشورهایی که برای فراخوان نمایشگاه‌های کاریکاتور منتشر می‌کنند برخی کارتون می‌نویسند و عده‌ای دیگر کاریکاتور؛ تفاوت آنچنانی ندارد. در ایران زمانی که می‌گوییم کاریکاتور منظورمان صرفا کاریکاتور چهره نیست بلکه همه کاریکاتورهای طنزی است که در نشریات و مطبوعات منتشر می‌شود.   به نظر شما کسی که در حوزه طنز و کاریکاتور کار می‌کند هم کارتون و هم کاریکاتور را به صورت همزمان می‌تواند کارکند؟ یعنی به این شکل نیست که یکی متخصص کارتون باشد و دیگری متخصص کاریکاتور؟  می‌تواند بدین شکل هم باشد. کاریکاتوریست‌هایی داریم که فقط چهره کار می‌کنند مانند کروگر در آلمان؛ اگر کسی بخواهد صرفا کار چهره انجام دهد، کار پر درآمدی نیست. یعنی کاریکاتوریست‌ها کارهای دیگری انجام می‌دهند مانند تصویرسازی و گرافیک و در کنار آن کاریکاتور نیز می‌کشند. در خارج معمولا کارتونیست یا ادیتوریال کار می کند یا فقط چهره اما به نظر من کارتونیست کامل کارتونیستی است که هم توانایی کاریکاتور چهره را داشته باشد و هم توانایی کشیدن کاریکاتورهای روزمره انتقادی معمولی. به نظر من یک کارتونیست باید بتواند هردوکار را انجام دهد. من خود در هر دو بخش کار می‌کنم چون هم علاقه داشتم و هم بسیار تمرین می‌کردم. در افکار عمومی این موضوع جا افتاده است که کاریکاتور وسیله‌ای است برای اعتراض سیاسی و بیان مسائل سیاسی و اجتماعی است به نظر شما کارتون و کاریکاتور چگونه می‌تواند وارد بحث فرهنگی شود؟ خود کاریکاتور وسیله‌ای فرهنگی است. یکی از شاخه‌هایش می‌تواند مسائل سیاسی باشد. از نظر من هرکاری که انسان را به فکر وادارد کاری فرهنگی است. کاریکاتور نیز یک هنر فرهنگی است چون در آمد آنچنانی ندارد و اگر از مسائل سیاسی انتقاد می‌کند از روی دلسوزی است و مشکلات جامعه را منتقل می‌کند کاریکاتوریست مخاطب را وادار می‌کند که مشکلات خود را تحمل کنند و به آن بخندند. همچنین کاریکاتور می‌تواند جنبه‌های فلسفی داشته باشد. من خودم در زمینه کاریکاتور چهار بعدی کار می‌کنم. طنزی که درباره فیزیک است و جنبه‌های عرفانی، سورئالیستی و روانشناسانه دارد و هیچ کس از این زاویه نگاه کرده است.  اگر در تاریخ طنز نگاه کنید در نشریه گل آقا، توفیق و نشریه‌های قبل‌تر از آن بیشتر جنبه سیاسی داشتند. نباید از نشریات طنز صرفا توقع سیاسی بودن داشت. طنز به کار کاریکاتوریست برمی‌گردد و می‌تواند در موضوع تنوع ایجاد کند و هم این که در فرهنگ ما جا افتاده است که کاریکاتور صرفا طنز سیاسی است. اما می‌توان به ابعاد دیگری پرداخت و بیننده را وادار کرد به جنبه‌های دیگر طنز و کاریکاتور توجه کند. از دیدگاه من کاریکاتور یک هنر چندوجهی است که از نظر سیاسی می‌تواند موجب ارتقای فرهنگ سیاسی و انتقاد پذیری در جامعه شود. در بعد روحی روانی هم می‌تواند مخاطب را تسکین دهد که بتواند به مشکلات بخندد و زندکی را تحمل کند. از بعد هنری کاریکاتور مخاطب را وادار می‌کند فکر کند و عمیق دیدن را در مخاطب موجب می‌شود، که این عمیق دیدن به تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی توسط مخاطب کمک می‌کند. کمی هم درباره چهار بعدی بودن کاریکاتورهایتان بگویید.  کاریکاتور محدود نیست و در هر حوزه‌ای می‌توانی وارد شوی. به جامعه و خود کاریکاتوریست بستگی دارد. من چون به سینما هم علاقه دارم از کودکی در این زمینه هم کار می‌کردم. طنز چهار بعدی نیز به همین صورت است؛ من ادعای این را ندارم که کار علمی انجام می‌دهم از روی کنجاوی به سراغش رفتم. درباره فیزیک است؛ از بچگی مسائل فیزیک و انیشتین با آن موهای ژولیده برایم جذاب بود و این که چطور یک دانشمند مقابل دوربین عکاسی زبانش را دراز می‌کند. برای هیچ‌کس جالب نبود و به این موضوع توجه نمی‌کردند. در مدت زمانی که بیکار بودم برخی کتاب‌های انیشتن را خواندم و تعدادی از کارهایم بر اساس آن است و درواقع می‌خواستم نسبی‌گرایی را در مقابل مطلق گرایی ترویج کنم.   ]]> هنر Tue, 20 Nov 2018 05:56:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267657/کاریکاتور-یک-ابزار-فرهنگی ​کتاب «ارتباطات بازاریابی مد» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267893/کتاب-ارتباطات-بازاریابی-مد-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد ملی مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کتاب «ارتباطات بازاریابی مد» اولین نسخه ویرایش شده در زمینه مدیریت بازاریابی مد است که به قلم پروفسورگینورلی گرینوود به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ابتدا توسط انتشارات (جان وایلی و پسران)در سال ۲۰۱۳میلادی منتشر شده و سپس توسط کامبیز حیدرزاده و مجید افتخاری به زبان فارسی برگردانده شده است. راهبرد(استراتژی)بازاریابی، ابزارها و رسانه‌ها، قدرت مجلات، نقش روابط عمومی، افرادمشهور، محیط فروشگاه خرده فروشی مد، ارتباطات بازاریابی تجاری، ارتباطات بین‌المللی بازاریابی مد، چارچوب و قوانین، ارزیابی اثر بخشی ارتباطات بازاریابی مد، تغییرات آتی در ارتباطات بازاریابی مد، عنوان فصل‌های این کتاب است‌. مولف در بخشی از مقدمه کتابش نوشته است: به‌رغم وجود فناوری‌های جدید، هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند به اندازه مجلات، تجمل و ظرافت آگهی‌های چاپی را به نمایش بگذارد. در فصل اول این کتاب؛ ابزارها و کانال‌های رسانه‌ای موجود، بر اساس مزایا و معایبشان مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. در بخشی از این کتاب نیز آمده است: ترجمه این کتاب برای علاقمندان به حوزه «ارتباطات بازاریابی مد» به زبان فارسی تهیه شده است تا کمبودهای موجود در بازار کتاب های تخصصی دراین زمینه را تاحدودی رفع کند. این کتاب هم اکنون در مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها در رشته های تخصصی در حال تدریس است. مترجمان مطالعه این کتاب را به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری (رشته های مدیریت بازارگانی، مدیریت اجرایی، ام بی ای و دیگر رشته‌ها ) و تمام علاقمندان بازاریابی و فعالان صنعت نیز توصیه می‌کنند.   کتاب «ارتباطات بازاریابی مد» در ۲۴۴صفحه و ۱۲ فصل تدوین، با شمارگان یک هزار و  ۱۰۰نسخه به بهای ۳۶هزار و پانصدتومان از سوی انتشارات تمدن علمی راهی بازار نشر شده است.   ]]> هنر Mon, 19 Nov 2018 08:05:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267893/کتاب-ارتباطات-بازاریابی-مد-منتشر عکاس‌ها صاحب کتابخانه تخصصی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267884/عکاس-ها-صاحب-کتابخانه-تخصصی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ویژه برنامه‌هایی را با همکاری کتابداران در کتابخانه‌های عمومی شهر تهران و با شعار «کتاب، سایه‌بان شهر» برگزار می‌کند که افتتاح کتابخانه تخصصی عکسخانه شهر از جمله آنهاست.   کتابخانه تخصصی عکسخانه شهر در سال ۱۳۷۴ و همزمان با موزه عکسخانه شهر افتتاح شده است. این کتابخانه در سال ۱۳۹۷ به شبکه کتابخانه‌های عمومی شهر تهران پیوست. به همین دلیل و همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، این کتابخانه تخصصی سه‌شنبه ۲۹ آبان ماه ساعت ۱۰ افتتاح می‌شود.   کتابخانه عکسخانه شهر شامل کتاب‌های مرجع حوزه عکاسی است و دانشجویان و فعالان حوزه عکاسی و رشته‌های مرتبط می‌توانند عضو این کتابخانه شوند و از کتاب‌های مرجع در فضای کتابخانه و از دیگر کتاب‌ها در بیرون از کتابخانه نیز استفاده کنند.   موزه عکسخانه شهر در میدان هفت تیر، خیابان بهار شیراز، میدان بهار شیراز واقع شده است. ]]> هنر Mon, 19 Nov 2018 06:51:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267884/عکاس-ها-صاحب-کتابخانه-تخصصی-شدند درمبخش: مهمترین تاثیر کاریکاتوریست‌ها فرهنگ‌سازی برای کتاب‌خواندن است/ عربانی: کاریکاتورها ایرانیزه‌تر شده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267856/درمبخش-مهمترین-تاثیر-کاریکاتوریست-ها-فرهنگ-سازی-کتاب-خواندن-عربانی-کاریکاتورها-ایرانیزه-تر-شده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این روزها با افزایش استفاده از شبکه‌های مجازی و سرعت زندگی شهری میزان استقبال از کارتون و کاریکاتور به دلیل سرعت در انتقال مفاهیم و جذابیت بصری بیشتر شده است و در کنار عکس می‌توان گفت از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش در صفحات مطبوعات هستند. با توجه به اهمیت کاریکاتور و کارتون اینکه ما چگونه از آن برای فرهنگسازی و انتقال مفاهیم استفاده کنیم نکته‌ای است که شاید بهتر باشد فعالان این عرصه بیشتر به آن بپردازند. از جمله مفاهیم مورد نظر اهالی فرهنگ که به خصوص در سال‌های اخیر تلاش زیادی برای فرهنگسازی آن صورت گرفته، بحث اهمیت کتاب و لزوم توجه به کتابخوانی در بین مردم کشورمان است. کامبیز درمبخش کارتونیست پیشکسوت کشور و از داوران اولین دوره مسابقه ملی کاریکاتور با موضوع کتاب در گفت‌وگو با ایبنا در این خصوص بیان کرد: یکی از مهم‌ترین کارهای هنرمندان این رشته فرهنگ‌سازی برای کتاب‌خواندن است به ویژه برای نسل جوانی که خیلی خیلی کم کتاب می‌خوانند و هدف از برگزاری نمایشگاه‌هایی با این موضوع این است که ما  فرهنگ‌سازی کنیم، البته این یک کار زمان‌بر است اما بی‌تاثیر نیست. مردم عادی با حوزه کاریکاتور به ویژه کاریکاتور طنز بیشتر آشنا هستند و بهتر ارتباط برقرار می‌کنند تا بخواهیم یک حرف جدی بزنیم؛ بنابراین از این نظر مقبولیت خاصی دارد و هنرمندان بیشتر می‌توانند حرف‌های خود را در قالب طنز و کاریکاتور بزنند.   کامبیز درمبخش وی در ادامه با اشاره به جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور افزود: سعی بر این بود که مردم ترغیب شوند تا بیشتر کتاب بخوانند مخصوصا جوان‌های این دوره که همه دست به موبایل هستند و سراغ کتاب نمی‌روند. خیلی دوران عجیب و غریب و سختی است؛ در عین‌ حال که موبایل، اینترنت و رسانه‌های جدید جذاب است مشکلاتی نیز به همراه دارد که حواس آدم‌ها را پرت می‌کند. این دوره از مسابقات اولین‌بار است که در ایران برگزار می‌شود؛ در این حوزه نمایشگاه‌های متعددی بود و قرار است از سال آینده بین‌المللی شود. همچنین در این خصوص نظر احمد عربانی کاریکاتوریست‌ و پویانما را جویا شدیم، عربانی درباره تشویق به کتاب خواندن گفت: در گذشته کار کپی زیاد بود به ویژه در بخش کاریکاتور چهره که اکثرا از چهره‌های افراد غیر ایرانی می‌کشیدند و مشخص بود که کپی است ولی الان کارها اورجینال است و این باعث خرسندی است. این هنر است و وقتی هنری را با فیلم‌های انیمیشن زنده می‌کنیم، یا کاریکاتور را با هنرهای دیگر تلفیق می‌کنیم، خوب و جالب است و کمتر این اتفاق افتاده است. کاریکاتور برای تشویق کتاب خواندن مناسب است؛ کسانی هستند که به کاریکاتور، انیمیشن یا کارهای تجسمی علاقه دارند و از این طریق جذب کتاب می‌شوند چون متاسفانه خواندن کتاب در بین جوان‌ها رایج نیست این تکنولوژی جدید جوانان را تنبل کرده است و کاریکاتور آن‌ها را به سمت کتابخوانی تشویق می‌کند که اتفاق قشنگی است. او درباره مسابقه ملی کاریکاتو و کتاب نیز بیان کرد: کارها خوب است و از این بابت خوشحال می‌شویم کاریکاتوریست‌ها و کارتونیست‌ها زیاد شده‌اند خصوصا کاریکاتورها ایرانیزه‌تر شده‌اند.  مهناز یزدانی نفر اول مسابقه ملی کتاب و کاریکاتور نیز در گفت‌گو با ایبنا درباره تفاوت کاریکاتور با سایر هنرها اظهار کرد: تفاوتی که کاریکاتور با سایر هنر‌های تجسمی دارد این است که از زبان طنز استفاده می‌کند. طنز باعث می‌شود که راه دریافت مفهوم را برای مخاطب باز کند و تاثیر گذاری‌اش را بیشتر کند در عین‌حال یک شیرینی و ملاحتی می‌دهد که بیشتر در حافظه می‌ماند. کتاب در زمینه کاریکاتور چهره بسیار زیاد است اما در زمینه کارتون که بخواهید یک موضوع را با زبان طنز بیان کنید کمتر است. در حال حاضر یک کتاب «دستورالعمل‌های فیل آبی برای ایده یابی» اثر محمد حسین نیرومند که در بازار موجود است از این نوع کتاب است. او همچنین در ادامه گفت: بیشتر ذوق طنز کارتونیست‌هاست که اتفاقات را طنز ببینند تا بتوانند کاریکاتوریست شوند. نحوه ساماندهی این طنز با دیدن کارتون یا استفاده از این کتاب‌ها می‌تواند کمک کند اما لزوما به این معنی نیست که کارتونیست‌ها حتما با کتاب یا آموزش کارتونیست شوند. همچنین این مسابقه از لحاظ کیفیتی در سطح بالایی قرار داشت و تفاوتش با سایر مسابقه‌ها در این بود که کارتونیست‌ها از قشرهای مختلف شرکت کرده بودند، چه از نظر نگرش‌های سیاسی چه از نظر حوزه فعالیت.   احمد عربانی یزدانی در پایان گفت: به عنوان مثال تعدادی کارتونیست داریم که بیشتر در جشنواره شرکت می‌کنند و در مطبوعات نیستند و یکسری کارتونیست‌های مطبوعاتی داریم که جشنواره را قبول ندارند و خوبی این مسابقه در این بود که همه را دورهم جمع کرد و یکی از دلایلش حضور هادی حیدری به عنوان دبیر جشنواره به دلیل فعالیت مطبوعاتیش بود که باعث حضور کاریکاتوریست‌های مطبوعاتی در این مسابقه شد.   ]]> هنر Mon, 19 Nov 2018 05:43:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267856/درمبخش-مهمترین-تاثیر-کاریکاتوریست-ها-فرهنگ-سازی-کتاب-خواندن-عربانی-کاریکاتورها-ایرانیزه-تر-شده-اند حدود 70کتاب برای جایزه کتاب سال سینمایی رقابت می‌کنند/معرفی داوران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267849/حدود-70کتاب-جایزه-کتاب-سال-سینمایی-رقابت-می-کنند-معرفی-داوران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست خبری هشتمین جشن کتاب سال سینمای ایران با حضور خسرو دهقان دبیر این دوره از جشن کتاب سال سینمای ایران، علیرضا محمودی یکی از داوران این دوره و کامران ملکی بازیگر و کارگردان در خانه سینما برگزار شد. در ابتدای این نشست کامران ملکی بیان کرد: یکی از اهداف خانه سینما در برگزاری جشن کتاب سال سینما ایران ارج گذاشتن به تلاش‌های نویسندگان، مترجمان، مولفان و ناشران حوزه ادبیات سینماست. این حوزه سهم بسیار زیادی در ارتقای دانش سینماگران دارد و مراجعتشان به کتاب‌ها و آثار تالیفی و ترجمه می‌تواند همه سینماگران را کمک کند. باتوجه به این که به این حوزه کمتر توجه می‌شود به‌رغم اهمیتش خانه سینما تصمیم گرفت در این حوزه وارد عمل شود و از مکتوبات سینمایی حمایت کند. خسرو دهقان دبیر هشتمین دوره مسابقه کتاب سال سینمای ایران مطرح کرد: خانه سینما حدود ۳۰ صنف دارد که همه اهالی سینما به گونه‌ای گذرشان به خانه سینما می‌خورد، دو کار اصلی جز برنامه‌های خانه سینماست که ممکن است به صورت مکتوب نباشد. کار صنفی آن من‌باب رسیدگی به امورات و اهالی سینما در جریان بیمه و مراقبت‌های سینماست که بیشتر وجه مادی و عینی‌تری دارد. حدود ۷۰ درصد از انرژی خانه سینما صرف این مورد می‌شود. دوم اینکه مقداری از فعالیت خانه سینما کار فرهنگی است، به عنوان مثال کانون فیلم و نشست‌های تخصصی سخنرانی. پاسداری از نوشته و کتاب جزو رسالت خانه سینماست. او همچنین اسامی داوران این دوره را معرفی کرد: هفت داور اصلی هشتمین دوره کتاب سال سینمای ایران عبارت‌اند از علیرضا محمودی، حسن حسینی، مازیار اسلامی، فتاح محمدی، حسن خجسته، لیلا ارجمند و ناصر صفاریان و همچنین از نظرات مهرزاد دانش و اصغر یوسفی‌نژاد نیز در این دوره بهره‌مند خواهیم شد.   علیرضا محمودی   علیرضا محمودی از داوران حاضر در این مراسم گفت: مهلت ارسال آثار در هشتمین دوره تا 30 آبان ماه تمدید شده است. 66 عنوان کتاب به دست ما رسیده که 33 عنوان کتاب ترجمه و 33 عنوان کتاب تالیفی است. نامزدهای این بخش در اول بهمن اعلام خواهد شد و مراسم نیز در 5 بهمن برگزار می‌شود. همچنین در این دوره اگر کتابی منتشر شود و ناشر آن را برای ما ارسال نکند، تصمیم بر آن شد اگر کتاب مناسب و قابل تاملی بود داوران آن را مورد ارزیابی قرار دهند. خسرو دهقان در ادامه این نشست مطبوعاتی بیان کرد: در این دوره تعداد جوایز محدود است و به نفرات اول در بخش کتاب تالیفی،‌ کتاب ترجمه و به ناشر برگزیده اهدا خواهد شد.‌ اصولا بزرگداشت‌ها بر این مبناست که از یک فرد که کتابی نوشته و کارهایی در حوزه سینما انجام داده است تقدیر می‌شود و معمولا برای اشخاصی است که مسیر زندگیشان دو ایستگاه به بهشت زهرا مانده است انجام می‌شود. در هشتمین دوره کتاب سال سینما ایران بزرگداشت از حالت سنتی پیشین خارج شده است که این کار به پیشنهاد هیات داوران بود. در این دوره سه بزرگداشت که کاملا یک کار نوین و جدید است خواهیم داشت. علیرضا محمودی بیان کرد: نسل جدیدی از مولفان و مترجمان وارد بازار کتاب سینمای ایران شدند که برخلاف نسل‌های گذشته که اغلب مترجمان و مولفان اساتید دانشگاه بودند و از جایگاه آکادمیک وارد کار ترجمه می‌شدند، اخیرا بیشتر این مترجمان در حوزه کتاب‌های سینمایی سینه فیل‌ها و علاقه‌مندان سینمایی هستند. باتوجه به گسترش ارتباطات و گسترش آشنایی با زبا‌های غیر فارسی تعداد مولفان و مترجمان افزایش پیدا کرده است و جایگاه آکادمیک در مولف و مترجم بودن اهمیتی ندارد. وی همچنین در ادامه گفت: لزوما این که یک علاقه‌مند به سینما بخواهد یک کتاب آکادمیک را ترجمه کند این تضمین کننده کیفیت کتاب از لحاظ ترجمه نیست. ترجمه کردن کتاب توسط سینه‌فیل‌ها هیچ اشکالی ندارد اما این ناشران هستند که باید با استخدام ویراستاران فنی سطح ترجمه‌هایی که علاقه‌مندان به سینما در قالب کتاب وارد بازار کتاب می‌کنند را بالا ببرند. یکی از مشکلات اصلی که کتاب‌ها دارند ترجمه اسامی، نداشتن منابع آکادمیک و عدم ارتباط بین بازار کتاب و محافل آکادمیک است. علت اصلی این است که ناشران در زمینه بهره‌مندی از ویراستاران کم کاری می‌کنند، ویراستارانی که اسامی و نام فیلم‌ها را بازبینی کنند و صحیح آن را بنویسند. یکی از مسائلی که داوران در هفتمین و هشتمین دوره کتاب سینمای ایران دارند فقر ویراستاران فنی در بازار کتاب است. داور هشتمین دوره کتاب سال سینمای ایران بیان کرد: نکته جالب توجه علاقه‌مندان سینما و مترجمان به مسئله تئوری ژانر است. تعداد کتاب‌هایی که درباره تئوری ژانر ترجمه می‌شود رو به افزایش است. برای فضای نقد ایران که از نظر تئوریک هنوز با تئوری‌های جدید آشنا نیست و فیلم‌های عامه‌پسند و فیلم‌های ژانری را نمی‌توانیم در ساختار نقد فارسی ترجمه کنیم خوشبختانه کتاب‌های خوبی ترجمه می‌شود ولی متاسفانه در نقد و ترجمه این‌ها فقر ویراستاران فنی باعث شده کتاب‌های بسیار مهمی در زمینه تئوری ژانر به فارسی ترجمه شود که متاسفانه سرشار از غلط‌ها و اشتباهاتی است که برای استفاده از این کتاب‌ها مخاطبان را دچار مشکل می‌کند. او همچنین بیان کرد: مسئله دیگر رویکرد جدید به تاریخ سینمای ایران به ویژه سینمای بعد از انقلاب است که یک نوع خاطره نگاری و مصاحبه محوری در کتاب‌ها وجود دارد. امیدوار کسانی که بعد از این در این زمینه می‌خواهند فعالیت می‌کنند قبل از این که وارد مصاحبه شوند روزنامه و فیلم‌های آن دوره را ببینند و بخوانند. اگر کسی بخواهد الان در سینمای ایران تحقیق تاریخی انجام دهد یکی از معضلات اصلی تماشای فیلم‌ها و منابع است. همچنین منابعی که واکنش‌ مخاطبان نسبت به فیلم‌ها در دوره نمایش فیلم‌ها را بسنجد. محمودی افزود: از حدود 2000فیلمی که از  سال 1309 تا سال 1357 ساخته شده بیش از 170 فیلم از بین رفته‌اند. همچنین تعدادی از فیلم‌ها ظاهرا ساخته شده‌اند اما زمانی که سراغ آن‌ها می‌رویم متوجه می‌شویم درواقع این فیلم‌ها اصلا ساخته نشده‌اند ولی مدخل آن‌ها در کتاب‌های سینمایی وجود دارد. در همین راستا تصمیم گرفتیم از کسانی که برای محققان و پژوهشگران سینمای ایران که زمینه در دسترس قرار دادن منابع را فراهم می‌کنند یک بزرگداشتی را در جشن کتاب سال سینما برگزار کنیم. در این مراسم از سه نفر از کسانی که هم در زمینه پیداکردن نسخه‌های مفقود شده و احیای فیزیکال به روز کردنشان و ارائه آن‌ها به فیلم‌خانه ملی یران و هم در زمینه مرتب‌کردن آن‌ها معرفی و تقدیر می‌شود. میترا پیش‌نماز مدیر کتابخانه خانه سینما بیان کرد: کتابخانه خانه سینما آثار سینمایی و تئاتری را شامل می‌شود که امکان استفاده از آن فقط در محل خانه سینما وجود دارد. از اولین دوره کتاب سال سینمای ایران تا هشتمین دوره آن هر سال بر تعداد کتاب‌های ارسالی افزوده می‌شود و جایزه کتاب سال به حوزه نشر و تالیف کتاب سینمای کمک بسیاری کرده است. همچنین هر سه شنبه قبل از برنامه نمایش فیلم قرار است نماشگاه کتاب‌های سینمایی برگزار شود که با تخفیف برای فروش عرضه می‌شود. از بین آثاری که به خانه سینما می‌رسد حتما باید کتاب‌های سینمایی چاپ اول باشد و از بین این آثار کسانی که تمایل دارند می‌توانند آیین رونمایی، نشست، نقد و بررسی را در خانه سینما برگزار کنند. دهقان در ادامه این نشست مطرح کرد: در ترجمه دو اصطلاح متن‌محور و خواننده محور داریم، ترجمه‌هایی وجود دارد که سعی می‌کنند به متن وفادار باشند که در این صورت خواننده را گم می‌کنند. بعضی از آثار نیز وجود دارد که کتاب را کنار می‌گذارند و گویی از نوع می‌نویسند و طرفدار خواننده هستند که ذبیح‌الله منصوری از افراد شاخص این حوزه است.   خسرو دهقان علیرضا محمودی اظهار کرد: حجم بسیاری از کتاب‌هایی که در حوزه سینما ترجمه می‌شود کتاب‌های آموزشی است؛ متاسفانه به نظر من نبود ویراستار در کتاب‌های آموزشی به بحران بزرگ‌تری ختم می‌شود؛ چون این‌ کتاب‌های بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند و موارد غلط را گسترش می‌دهند و اصطلاحات غلط  را رواج می‌دهند برخی از این اصطلاحات رایج در حوزه سینما را نمی‌توان به درستی ترجمه کرد مانند میزانسن. بهتر است برای تغییر این اصطلاحات، کلماتی جایگزین شود که فرهنگستان و خانه سینما در انتخاب آن دخیل باشد و کلماتی باشند که برای مترجمان معیار شود. خسرو دهقان در پایان گفت: فارسی را پاس داشتن ظریف است. اگر نمی‌توانیم یک معادل‌های دلنشین و همه فهم درباره یک کلمه خارجی پیداکنیم چه لزومی دارد که آن را ترجمه کنیم و واژه‌های غریب برگردانیم که خود آن نیز نیازمند فرهنگ لغت باشد. به عنوان مثال کلمه سماور فارسی‌ترین و سنتی‌ترین کلمه است که در اصل یک لغت روسی است. اگر این کلمه به فارسی ترجمه شود لغت جالبی نخواهد شد. درپایان خبرنگاران نیز از کتابخانه خانه سینما دیدن کردند. ]]> هنر Sun, 18 Nov 2018 10:56:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267849/حدود-70کتاب-جایزه-کتاب-سال-سینمایی-رقابت-می-کنند-معرفی-داوران تیزی قلم کارتونیست‌ها همچون چاقوی جراحی به قصد بهبود است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267798/تیزی-قلم-کارتونیست-ها-همچون-چاقوی-جراحی-قصد-بهبود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین اختتامیه جشنواره ملی کارتون و کاریکاتور با موضوع کتاب عصر امروز (26 آبانماه) با حضور نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب، سعید اوحدی، رئیس سازمان فرهنگی شهرداری تهران، علی‌اصغر کاراندیش، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری،عضو هیات مدیره موسسه خانه کتاب، حجت‌الاسلام محمود دعایی، محمدجواد حق‌شناس، عضو شورای اسلامی شهر تهران، کامبیز درمبخش، جواد علیزاده، احمد عربانی و محسن سلیمانی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.   سلیمانی، مدیر فرهنگسرای ارسباران در ابتدای این مراسم ضمن عرض خیرمقدم به میهمانان حاضر در اختتامیه گفت: از هفته‌های پیش در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران موضوعی مطرح شد تا ما در هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران ارتباط خوبی با نهادهای مربوطه و موسسه خانه‌کتاب داشته باشیم؛ اما این مراسم به طور کامل از سوی موسسه خانه‌کتاب در حال برگزاری است و ما تنها میزبان مراسم اختتامیه هستیم.  کاریکاتوریست‌ها تلاش می‌کنند جامعه را اصلاح کنند در ادامه این مراسم علی‌اصغر کاراندیش، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره این مراسم گفت: خوشحالم که در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره کارتون و کاریکاتور کتاب هستم. جشنواره‌ای که برای عزیزانی برگزار شده که به سمت اصلاح می‌رود و طبیعی است که تمام تلاش‌های این دوستان در این راستا انجام می‌شود و ما به سمتی برویم که بتوانیم نقاط ضعف و ایرادات را مطرح و به فکر راه‌حل آن باشیم. در این موضوع باید بخش خصوصی و دولتی به ایرادات بپردازند تا مشکلات مشخص و حل شود و ما در مسیر تعالی قرار گیریم.   وی ادامه داد: کاریکاتور با همه جذابیت‌ها و لذت‌بخش بودنش با انتقاد همراه است و اگر مسئولان دولتی بفهمند که هدف اصلاح و کمک است، بیشتر به آن توجه می‌کنند؛ وضعیتی که در حال حاضر در دولت و نظام نیز به همین شکل جلو می‌رود و کمتر کسی است که از یک انتقاد طنز ناراحت شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همین راستا تلاش کرد تا در حوزه فرهنگ و هنر، رسانه دیجیتال و همه حوزه‌های مربوطه این نگاه را حاکم کند.   این مسئول فرهنگی با اشاره به اقدامات انجام شده اظهار کرد: هم از لحاظ اصلاح امور کوتاه‌مدت و هم اصلاح امور بلندمدت اقدامات بسیار خوبی انجام شده است و اعتباراتی نیز به این حوزه اختصاص یافته؛ اما کافی نیست. ما امیدواریم که در آینده‌ای نزدیک شاهد بهبود اوضاع باشیم.   در ادامه این مراسم با حضور شخصیت‌های حاضر در مراسم از سال‌ها فعالیت و تلاش جواد علیزاده، پیشکسوت کاریکاتور تقدیر و قدردانی شد.   کار دستگاه کپی را انجام می‌دادم بعد از مراسم تقدیر و قدردانی علیزاده پیشت تریبون حاضر شد و گفت: من قیافه جدی‌ای دارم اما درونم اینطور نیست. وقتی تصمیمات مهم زندگی‌ام را بررسی می‌کنم، متوجه برخی از این انتخاب‌ها می‌شوم که گاها عجیب هم است. من در دوران سربازی به دلیل صاف بودن کف پا از رژه معاف بودم، اما گاهی وقت‌ها به دلیل تحمل فضای پادگان با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردم. در آن زمان بچه‌ها با کنایه به من می‌گفتند که اگر کف‌پای تو صاف است، پس چطور اینقدر خوب فوتبال بازی می‌کنی. بعد از شنیدن این موارد به سراغ فرمانده‌مان رفتم و گفتم که می‌خواهم رژه بروم، او گفت به دلیل این مشکل جسمانی بعدها به مشکل خواهی خورد اما من گوش نکردم و در رژه‌ها حضور پیدا کردم و الان نتیجه آن اقدامات را می‌بینم.   وی ادامه داد: من پس از قبولی در آزمون‌های ورودی یک سازمان با حقوق ماهی 7هزار تومان که معادل هزار دلار بود به روزنامه کیهان رفتم. در آن زمان روزنامه کیهان به من چهار هزار تومان حقوق می‌داد. به کیهان رفتم اما بعد از دوسال شغلم را از دست دادم. در آن دوران من به شعار نه شرقی، نه غربی اعتقاد عجیبی داشتم و آن را در طرح‌هایم استفاده می‌کردم. در آن زمان روشنفکران طرفدار شوروی بودند؛ اما من خلاف جریان شنا می‌کردم و بی‌طرف بودم و سر همین موضوع شغلم را از دست دادم.   این کاریکاتوریست در توضیح نگاهش به یک انسان چپ اظهار کرد: به نظرم چپ به کسی گفته می‌شود که منافع کشورش را به منافع خودش ترجیح دهد. من همیشه این نگاه را سرلوحه زندگی‌ام قرار دادم و خیلی وقت‌ها ضرر کردم. من در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری به شخصی رای دادم که باعث اخراج من از روزنامه شد؛ چراکه نفع کشور از اتفاقاتی که برایم رخ داده بود مهم‌تر بود.   وی با اشاره به وضعیت مجله کاریکاتور خود گفت: الان چند سالی است که مجله‌ام را بدون آگهی منتشر می‌کنم که شاید خیلی‌ها حاضر به چنین کاری نباشند. در دوره‌ای به من می‌گفتند که به دلیل شرایط کشور باید طرح‌ها در دفتر ارشاد بماند و بعد در مورد آن تصمیم بگیرند؛ اما من نمی‌خواستم طرح‌های اصلی را به آن‌ها بدهم؛ بنابراین باید کپی کارها را به آنها می‌دادم؛ اما در آن شرایط دهه 60 واحدهایی که کار کپی انجام می‌دادند؛ کاریکاتور را کپی نمی‌کردند و می‌گفتند که به نامه وزارت ارشاد نیاز است. از آن طرف، وزارت ارشاد هم برای کاری که مجوز نگرفته، نامه‌ای صادر نمی‌کرد. به همین دلیل مجبور بودم که خودم دوباره کار را بکشم و کار دستگاه فتوکپی را انجام دهم.   علیزاده در ادامه با اشاره به ذکر خاطره‌ای گفت: در همان سال‌ها کتاب «کاریکاتور جدی» را در تیراژ 20هزار نسخه چاپ کردیم که 10هزار نسخه آن برای تهران و 10هزار نسخه آن برای شهرستان‌ها ارسال شد. تیراژ کتاب در آن سال‌ها در همین شمارگان بود؛ اما در کمال ناباوری 8هزار نسخه برگشت خورد و ناشر به من گفت که «اگر دنبال تسویه حساب هستی باید کتاب‌ها را از انبار ببری.» به همین دلیل وانت گرفتم و کتاب‌ها را به انبار خانه مادربزرگم بردم. وی ادامه داد: در آن زمان دایی من تاجر چرم بود و وسایلش را به خانه مادرش می‌آورد و از آنجا پخش می‌کرد و درآمد خوبی داشت. مادربزرگم با دیدن کتاب‌های من تصور کرد که کار من هم رونق گرفته و به همین دلیل کتاب‌ها را به آنجا بردم. در آن روز من کتاب‌ها را به انبار می‌بردم و زیرلب فحش می‌دادم اما مادربزرگم که تصور می‌کرد کارم رونق پیدا کرده است بلند بلند می‌گفت ماشاءالله ماشاءالله.   این پیشکسوت کاریکاتور با گلایه از برخی نامهربانی‌ها گفت: در سال 92 قرار بود که به‌عنوان مفاخر فرهنگی کشور از من تقدیر کنند. در همین راستا به من گفتند که برایت ماشین می‌فرستیم تا به مراسم جشن بروم؛ اما من گفتم که با وسیله شخصی به مراسم می‌آیم که دوستان اصرار داشتند که این کار را نکنم؛ به‌هرحال من با ماشینی که فرستادند به مراسم آمدم؛ اما وقتی که مراسم تمام شد کسی نبود تا من را به خانه برساند؛ به همین دلیل مجبور شدم که مسافت زیادی را پیاده بروم. این را گفتم تا بگویم که بعضی وقت‌ها برخورد با اهالی فرهنگ به این شکل است.   کارهای علیزاده شبیه یک شهر توریستی می‌ماند در ادامه مراسم سوشیانس شجاعی‌فر در توضیح آثار علیزاده گفت: کارهای استاد علیزاده بیشتر شبیه به یک شهر توریستی است. وقتی به آثار وی می‌رسیم، فرض می‌کنیم که به اصفهان، شیراز یا پاریس سفر کرده‌ایم. همه‌چیز این شهر برای ما جذاب خواهد بود. کارهای او طیف وسیعی از موضوعات و فضاها و المان‌ها را شامل می‌شود. به همین دلیل برای من تا به امروز این مجموعه کارها لذت یک شهر توریستی را داشته است. کاریکاتورهای استاد علیزاده حتی اگر مصرفی و روزنامه‌ای هم باشد یا اینکه طرح‌های عمیق و شخصی، بی‌نظیر هستند و در ذهن جلوه می‌کند.   وی با اشاره به دوره‌ای از درگیری‌های کاریکاتوریست‌ها گفت: زمانی که جنگی بین کاریکاتور هنری و مطبوعاتی بود علیزاده در وسط این دعوا قرار گرفت و از هر دو طرف دفاع کرد. او تاثیر عمیقی روی نسل بعد از خودش داشته است و امیدوارم که ما نیز بتوانیم در آینده همان‌گونه که او الگوی مناسبی برای کاریکاتوریست‌های بعد از خودش بوده است، برای نسل‌های بعدی باشیم.   در ادامه این مراسم حجت‌الاسلام دعایی به خاطره دیدار مرحوم گل‌آقا با حضرت امام خمینی(ره) اشاره کرد و گفت که برای وی خیلی مهم بوده است که در کنار مردم، کارهایش مورد تایید حضرت امام (ره) باشد.   تیزی قلم کارتونیست‌ها همچون چاقوی جراحی به قصد بهبود است آخرین سخنران این نشست هادی حیدری، دبیر جشنواره بود که در صحبت‌های خود گفت: در ایام پربرکت ماه ربیع‌الاول قرار داریم و پیشاپیش فرارسیدن سالروز ولادت پیام‌آور مهربانی و دوستی و منادی اسلام رحمانی، پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) را به همه شما عزیزان تهنیت عرض می‌کنم. همچنین هفته‌کتاب را به تمام تلاشگران عرصه کتاب و نشر تبریک می‌گویم.   این کاریکاتوریست با اشاره به نقش کاریکاتور در دنیای امروز گفت: کارتون و کاریکاتور هنر گفت‌وگوست. هنر پیوند فرهنگ‌ها و زبان‌هاست. هنر انتقال ظریف اندیشه برای گشودن پنجره ارتباط است. کاریکاتوریست‌ها، این هنرمندان بی‌ادعا و صادق همواره در تلاشند تا از رهگذر نقد دلسوزانه جهت اصلاح امور راهی به ذهن و جان مخاطب باز کنند تا از رهگذر این مفاهمه، جهانی بهتر و قابل‌ تحمل‌تر بسازند.   وی ادامه داد: چه خوشبخت هستند جوامع توسعه‌یافته‌ای که حضور هنرمندان کاریکاتوریست، این سفیران گفت‌وگو و این خیرخواهان دلسوز را غنیمت شمرده و بستر لازم جهت فعلیت آنان را فراهم می‌کنند.   دبیر نخستین دوره جشنواره کارتون و کاریکاتور با موضوع کتاب با اشاره به اهمیت نقد گفت: باور کنید تیزی قلم نقاد کارتونیست‌ها همچون چاقوی جراحی به قصد بهبود اوضاع به کار گرفته می‌شود؛ پس با نگاهی مهربانانه به این هنرمندان عاشق ایران بنگرید و تکثر نگاه و اندیشه آنان را به رسمیت بشناسید.   هادی حیدری با اشاره به چگونگی شکل‌گیری مسابقه کارتون و کتاب گفت: اندیشه برگزاری مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بهار امسال به پیشنهاد مدیرعامل خانه‌کتاب شکل گرفت. با حمایت و پشتیبانی وی و طی جلسات برنامه‌ریزی فراخوان این مسابقه در ماه مرداد منتشر شد و با یک مرحله تمدید دهم مهرماه به عنوان پایان مهلت ارسال آثار اعلام شد.   وی ادامه داد: کتاب موضوعی عام است که بارها هنرمندان رشته‌های مختلف با آن طبع‌آزمایی کرده و آثار پرشماری را خلق کرده‌اند. به‌ویژه کارتونیست‌های سراسر جهان با این موضوع آثار بسیاری خلق و عرضه کرده‌اند. از این رو یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌هایمان ارائه کمی و کیفی کارتون‌هایی با این مضمون بود.   حیدری با اشاره به استقبال از این جشنواره گفت: پس از گذشت مدت کمی از انتشار فراخوان با استقبال قابل توجهی از سوی علاقه‌مندان در سراسر کشور مواجه شدیم. 184 هنرمند از سراسر ایران طرح‌های خود را ارسال کردند و در مجموع 393 اثر کارتون به دبیرخانه اولین مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور کتاب رسیده و ثبت شد. هنرمندانی که آثارشان به دبیرخانه رسید از تنوع سنی قابل توجهی برخوردار بودند. به‌طوری که از نوجوان 13 ساله تا هنرمند 66 ساله در این مسابقه شرکت کردند.   وی ادامه داد: استان‌های سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، اصفهان، آذربایجان شرقی، تهران، فارس، اراک، ایلام، کرمانشاه و مرکزی بیشترین هنرمندان حاضر در این مسابقه را داشتند. یکی دیگر از نکته‌های قابل توجه در این جریان فرهنگی و هنری حضور برابر هنرمندان زن و مرد بود به‌طوری که 92 کارتونیست زن و 92 کارتونیست مرد در این مسابقه شرکت کردند که در جای خود ارزشمند و چشمگیر است.   این کاریکاتوریست با اشاره به داوری آثار گفت: با پایان یافتن مهلت ارسال آثار جلسه داوری با حضور داوران برگزار شد و پس از بررسی موشکافانه از میان هنرمندان شرکت‌کننده آثار 38 هنرمند و در مجموع 58 کارتون به مرحله دوم راه یافت و از آن میان آثار 3 هنرمند حایز رتبه‌های اول تا سوم شدند. و سه هنرمند نیز شایسته تقدیر شناخته شدند. در کنار آثار راه‌یافته به مرحله دوم مسابقه موسسه خانه‌کتاب نیز وجود 40 کارتون خارج از بخش مسابقه از برخی کارتونیست‌های فعال ایرانی خریداری کرده که همگی در کتاب موردنظر منتشر شدند.   وی در پایان گفت: از ابتدای این حرکت تمام تلاش من به‌عنوان دبیر مسابقه، مدیریت محترم و عزیزان موسسه خانه‌کتاب بر برنامه‌ریزی دقیق و منظم در تمام مراحل برگزاری و انجام این رویداد فرهنگی و هنری بوده است. امیدوارم این تجربه گرانسنگ در سال‌های آینده نیز تکرار شود تا از این رهگذر افزایش فرهنگ کتابخوانی در ایران عزیزمان حاصل شود. در پایان این مراسم از کتاب «کاریکتاب» رونمایی شد. این کتاب شامل تمامی آثاری است که از طرف هیات داوران این مسابقه برای نمایش و انتشار در این نمایشگاه انتخاب شده‌اند. همچنین با حضور چهره‌های حاضر بعد از مراسم اختتامیه، گالری این کاریکاتورها افتتاح شد. ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 16:37:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267798/تیزی-قلم-کارتونیست-ها-همچون-چاقوی-جراحی-قصد-بهبود برگزیدگان جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267796/برگزیدگان-جشنواره-ملی-کتاب-کاریکاتور-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر امروز در مراسم اختتامیه جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور برگزیدگان این جشنواره معرفی و تقدیر شدند. در این مراسم که با حضور جمعی از مسئولان و هنرمندان این حوزه برگزار شد، از نفرات زیر به عنوان برگزیدگان دوره اول مسابقه ملی کتاب و کاریکاتور تجلیل شد: نفر اول: مهناز یزدانی از اصفهان نفر دوم: مهدی عزیزی از گرگان نفر سوم: مجتبی حیدرپناه از آباده   همچنین نفر اول تا سوم این جشنواره که شایسته تقدیر معرفی شدند به شرح زیر است: نفر اول: جابر اسدی از تبریز نفر دوم: محمد افلاک از کرج نفر سوم: مرجان جعفرپور از شهرکرد اولین جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور به همت موسسه خانه کتاب به مناسبت هفته کتاب به دبیری هادی حیدری برگزار شد. ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 14:45:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267796/برگزیدگان-جشنواره-ملی-کتاب-کاریکاتور-معرفی-شدند آثار رسیده از مناطق کمتر توسعه‌یافته ما را شگفت‌زده کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267790/آثار-رسیده-مناطق-کمتر-توسعه-یافته-شگفت-زده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم اختتامیه مسابقه ملی کاریکاتور و کتاب با حضور مسئولان و چهره‌های فرهنگی چون نیکنام حسینی‌پور، محمدرضا زائری، محمدجواد حق‌شناس، کامبیز درمبخش، جواد علیزاده، احمد عربانی و.. در حال برگزاری است. در ابتدای این مراسم نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل موسسه خانه کتاب ضمن قدردانی از فرهنگسرای ارسباران و محسن سلیمانی، رئیس این فرهنگسرا گفت: از جناب آقای اوحدی، ریاست محترم سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، به دلیل این همکاری و همکاری در زمینه‌های دیگر تشکر و قدردانی دارم. امیدوارم تفاهم‌نامه کلی‌تر در هفته کتاب میان این سازمان و خانه کتاب به امضا برسد. همچنین از جناب آقای کاراندیش، معاون محترم توسعه منابع وزارتخانه که همیشه همراه و همدل و پشتیبان ما در اجرای برنامه‌های خانه کتاب بوده‌اند باید تشکر کنم و به‌دنبال فرصتی بودم که از ایشان و همکاران صبور و خوب ایشان در حوزه رفاهی و پشتیبانی تقدیر کنم که این فرصت اینجا مهیا شد. حسینی‌پور افزود: خانه کتاب از ابتدای سال جاری به‌مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برنامه‌های مختلفی را همسو با سیاست‌های مصرح وزارتخانه و معاونت امور فرهنگی پیشی‌بینی کرده که جملگی آنها به یاری خدا تا پایان سال جاری برگزار و اجرایی خواهد شد. یکی از این برنامه‌ها، برگزاری «مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور کتاب» است که جناب آقای هادی حیدری، دبیری آن را به عهده داشت و از اول قرار بود آیین پایانی آن را، همزمان با هفته کتاب که در واقع به‌نوعی جشن کتاب است، برگزار کنیم. کارتون‌ها و کاریکاتورها، با آوردن لبخند حاکی از عمق معنا بر لب مخاطب، حال خوش معنوی را در روح و جان او ایجاد می‌کنند. این دقیقا در راستای شعار محوری هفته کتاب امسال یعنی «حال خوش خواندن» است. مدیرعامل خانه کتاب کارتون و کاریکاتور را یکی از مهم‌ترین شاخه‌های تاثیرگذار هنر در بیان مفاهیم و مضامین مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عنوان کرد و افزود: تأثیرات آن را در جهان و هم در ایران به‌ویژه در عرصه روزنامه‌نگاری و مطبوعات و رسانه به‌وضوح می‌توان مشاهده کرد. کدام هنر را در جهان سراغ دارید که با حداقل خطوط و فضا بیشترین تاثیر را بر ذهن و روان مخاطب بگذارد. این، همان معجزه کارتون و کاریکاتور است. هنری که در بسیاری از موارد بیش از چندین نوشته، یادداشت و مقاله مؤثر است. ما با برگزاری این مسابقه یک هدف مهم را می‌خواستیم دنبال کنیم. هدف این بود که چطور می‌توان با کارتون و کاریکاتور، ضرورت کتاب و کتابخوانی را به میان مردم آورد. به عبارت دیگر چطور می‌توان از کارتون و کاریکاتور برای ترویج کتاب و کتابخوانی بهره گرفت. وی افزود: در آثار رسیده به این مسابقه می‌توان ابعاد مختلف کتاب و نشر را از زوایای گوناگون مشاهده کرد. هنرمندان حوزه کارتون و کاریکاتور به مدد آزموده‌ها و تجربه‌های خود توانستند پیام‌های روشن و تأمل‌برانگیزی، هم برای ما متولیان امور کتاب هم برای مخاطبان و خوانندگان درباره وضعیت کتاب و کتابخوانی و احاطه‌ای که فضای مجازی بر آن یافته، داشته باشند. امیدواریم که این مسابقه، گام کوچکی باشد در راه ترویج کتاب و کتابخوانی که هدف عمده و اصلی ماست. حسینی‌پور در پایان خاطر نشان کرد:  آثاری که از سرتاسر ایران عزیز حتی از مناطق کمتر توسعه‌یافته به دبیرخانه رسید، ما را شگفت‌زده کرد؛ آثاری ارزشمند و ستودنی که از زاویه‌ای دیگر می‌تواند به رشد و توسعه این هنر در ایران نیز کمک کند. البته دبیر مسابقه، درباره روند داوری و آثار رسیده به دبیرخانه گزارشی ارائه خواهند کرد. در پایان جا دارد از آقای هادی حیدری، دبیر مسابقه، و استاد کامبیز درم‌بخش و آقایان حسن کریم‌زاده و محمدرضا دوست‌محمدی داوران این مسابقه تشکر کنم که آثار را دقیق و موشکافانه بررسی و ارزیابی کردند و نتایج آن را ما شاهد هستیم. دعا کنید که بتوانیم در سال‌های آینده هم این مسابقه را برگزار کنیم و شما هنرمندان هم با مشارکت خود ما را دلگرم‌تر کنید. به‌امید روزهای بهتر برای کتاب و ایجاد حال خوش خواندن برای کتاب‌دوستان عزیز.   ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 12:51:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267790/آثار-رسیده-مناطق-کمتر-توسعه-یافته-شگفت-زده محمدرضا اصلانی از «فرخ غفاری» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267786/محمدرضا-اصلانی-فرخ-غفاری-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این نشست با حضور محمدرضا اصلانی، نوید پورمحمدرضا، محمدحسین میربابا و سعید نوری(مؤلف کتاب) و همراه با نمایش فیلم‌های دیده‌نشده‌ای از فرخ غفاری برپا خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند روز پنجشنبه یک آذر ساعت ۱۶:۳۰ به نشانی اتوبان حقانی، باغ کتاب تهران، پردیس سینمایی باغ کتاب، سالن شماره ۸ مراجعه کنند. ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 12:21:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267786/محمدرضا-اصلانی-فرخ-غفاری-می-گوید «کاریکتاب» فردا رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267700/کاریکتاب-فردا-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این کتاب شامل تمامی آثاری است که از طرف هیات داوران این مسابقه برای نمایش و انتشار در این کتاب انتخاب شده اند. در کتاب «کاریکتاب» علاوه بر کاریکاتورهایی که با موضوع کتاب به این جشنواره ارسال شده اند، فصلی درباره جواد علیزاده کاریکاتوریست پیشکسوت منتشر شده که قرار است در آیین اختتامیه این جشنواره از او به پاس یک عمر فعالیت هنری در زمینه کارتون و کاریکاتور تجلیل شود. همچنین تعدادی از آثار این هنرمند به همراه بیوگرافی او در این کتاب منتشر شده است. اسامی شرکت کنندگان در این جشنواره، تصاویری از جلسه هیات داوری، بیانیه هیات داوران و دو مقدمه از مدیرعامل موسسه خانه کتاب و دبیر جشنواره از دیگر بخش های این کتاب هستند. گفتنی است در این کتاب آثار برگزیده اول تا سوم و همچنین سه اثر شایسته تقدیر در فصلی جداگانه در نظر گرفته شده‌اند. کتاب «کاریکتاب» در 168 صفحه شامل حدود 100اثر، در قطع خشتی، با کیفیت نفیس و قیمت 85هزارتومان از سوی انتشارات خانه کتاب چاپ شده است و شرکت کنندگان در اختتامیه این جشنواره می توانند کتاب را با 30درصد تخفیف تهیه کنند. جشنواره ملی کارتون و کاریکاتور با موضوع کتاب به دبیری هادی حیدری به مناسبت هفته کتاب و از سوی موسسه خانه کتاب برگزار شده است و آیین اختتامیه آن شنبه 26 آبان در فرهنگسرای ارسباران برپا خواهد شد.       ]]> هنر Fri, 16 Nov 2018 08:48:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267700/کاریکتاب-فردا-رونمایی-می-شود دختر استن لی: داشتیم یک شخصیت جدید خلق می‌کردیم http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/267608/دختر-استن-لی-داشتیم-یک-شخصیت-جدید-خلق-می-کردیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، استن لی اسطوره دنیای داستان‌های مصور و خالق شخصیت‌ها و مجموعه‌های محبوب ابرقهرمانی در سن 95 سالگی درگذشت. طبق خبرهای منتشر شده وی در خانه خود در هالیوود هیلز دچار سکته قلبی شد. مرد عنکبوتی، ایکس من، اونجرز، بلک پنترز و هالک شخصیت‌های مشهوری بودند که توسط استن خلق شده بودند. بر اساس این گزارش بعد از مرگ استن لی معلوم شده است که او روی خلق یک شخصیت ابرقهرمانی جدید بوده است که مرگ به او فرصت این کار را نمی‌دهد. جی.سی. لی دختر خالق مرد عنکبوتی می‌گوید پدرش روی ابرقهرمان مردی کار می‌کرده که دکتر مان نام داشت. وی در گفتگو با شبکه خبری تی.ام.زد گفت: من و پدرم روی شخصیتی کار می‌کردیم که نسبت به شخصیت‌های قبلی جذابیت بیشتری داشت. اتمام این شخصیت هنوز تمام نشده بود که پدرم از دنیا رفت. جی.سی در گفتگو درباره کار پدرش به جدی بودن استن روی خلق شخصیت‌های مصور اشاره کرد و گفت: این کار از تمام چیزهایی که پدرم داشت برایش مهم بود. دختر استن لی گفته است در حال تاسیس بنیادی برای یادبود پدرش است که  بنیاد ادبیات کودکی استن لی نام دارد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 16 Nov 2018 06:40:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/267608/دختر-استن-لی-داشتیم-یک-شخصیت-جدید-خلق-می-کردیم تقدیر از جواد علیزاده در مراسم اختتامیه مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267610/تقدیر-جواد-علیزاده-مراسم-اختتامیه-مسابقه-ملی-کارتون-کاریکاتور-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جواد علیزاده، متولد 1331 در اردبیل است و در حال حاضر صاحب امتیاز قدیمی‌ترین مجله کاریکاتور یعنی مجله «طنز و کاریکاتور» است. در ادامه به صورت خلاصه به سوابق و فعالیت‌های هنری این این کارتونیست پرداخته می‌شود:   ـ کارتونيست خودآموخته از سال 1350 و از طريق مجله طنز و کاريکاتور متعلق به مرحوم محسن دولو ملقب به پدر کارتون مدرن ايران؛ ـ کارتونیست سیاسی نشریه کیهان در روزهای پرخطر انقلاب اسلامی؛ ـ ترک روزنامه کیهان در خرداد سال 1360 (به‌علت مخالفت شورای سردبیری وقت کیهان با چاپ کاریکاتورهای نه شرقی و نه غربی او در بحبوحه جنگ تحمیلی)؛ ـ آغاز انتشار مجله طنز و کاریکاتور از سال 1369 تاکنون به‌عنوان قدیمی‌ترین نشریه طنز حال حاضر ایران؛ ـ مبتکر طنز چهاربعدي و طنز اينشتيني به‌منظور ترويج علم و نيز اشاعة نگاه معتدل و نسبي‌گرا در مقابل نگاه مطلق‌گرا و راديکاليسم؛ ـ دارای توان کارکردن در همة ژانرهای کارتون و کاریکاتور و در هردو بخش کارتون سياه و کارتون شاد (چون براین باور است که زندگي هم آميخته‌اي از وقايع تلخ و شيرين است)؛ ـ برنده حدود 30 جایزه کارتون بین‌المللی در کشورهای آمریکا، فرانسه، ایتالیا، ترکیه، ژاپن، کره جنوبی، چین، اوکراین، رومانی و سه جایزه داخلی.   گفتنی است مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور امسال برای اولین بار به همت خانه کتاب به مناسبت هفته کتاب و با دبیری هادی حیدری برگزار شده و قرار است در مراسم اخختامیه این جشنواره علاوه بر تقدیر از جواد علیزاده،‌ نفرات برگزیده این جشنواره معرفی و تجلیل شوند. ]]> هنر Wed, 14 Nov 2018 11:29:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267610/تقدیر-جواد-علیزاده-مراسم-اختتامیه-مسابقه-ملی-کارتون-کاریکاتور-کتاب موج کوتاه بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی بهترین فیلم بخش اقتباس شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267571/موج-کوتاه-اساس-داستانی-غلامحسین-ساعدی-بهترین-فیلم-بخش-اقتباس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌ (ایبنا) در مراسم اختتایه جشنواره فیلم کوتاه تهران فیلم برگزیده در بخش کتاب-سینما معرفی شد.  جایزه اول بخش بهترین کتاب و سینما به «موج کوتاه»  به کارگردانی محمد اسماعیلی براساس  طرحی از غلامحسین ساعدی اهدا شد. محمد اسماعیلی در این مراسم با آمدن بر روی سن و دریافت جایزه خود، گفت: این جایزه مشترک بین من و آقای ساعدی است. گفتنی است از بین 13 فیلم کوتاه اقتباسی که به سی‌و‌پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران رسید ۵فیلم نامزد بخش کتاب-سینما شد، شب گذشته در مراسم اختتامیه این بخش، فیلم «بازمانده» اثر فرزاد قبادی با اقتباس از داستان «چرا نمی‌رقصید» نوشته ریموند کارور شایسته تقدیر اعلام شد. همچنین فیلم «آن سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش با اقتباس از داستان «ویلاهای آن سوی دریاچه» اثر سیامک گلشیری جایزه سوم و فیلم «بچه» به کارگردانی مصیب حنایی اقتباسی از «بچه مردم» نوشته جلال‌آل احمد جایزه دوم را از آن خود کردند. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 18:08:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267571/موج-کوتاه-اساس-داستانی-غلامحسین-ساعدی-بهترین-فیلم-بخش-اقتباس خوانش نمایشنامه جان هاج در «گفتمان شنبه‌ها» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267560/خوانش-نمایشنامه-جان-هاج-گفتمان-شنبه-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، «گفتمان شنبه‌ها» عنوان تازه ترین پروژه نمایشی مجموعه تئاتر شهر است که شنبه های آخر هر ماه با همکاری اداره کل هنرهای نمایشی و مدیریت محمدرضا خاکی در تالار قشقایی میزبان علاقه مندان خواهد بود. در این نشست ها نمایشنامه های تازه منتشر شده توسط گروهی از هنرمندان تئاتر خوانده شده و پس از آن با حضور مترجم اثر و یک مهمان متخصص در مورد اثر خوانش شده گفتگو صورت می‌گیرد. نخستین برنامه «گفتمان شنبه ها» با خوانش نمایشنامه «همدستها» اثر جان هاج به ترجمه و کارگردانی نریمان افشاری خواهد بود. در این برنامه که از ساعت 17 تا 20 روز شنبه 26 آبان ماه در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود رضا سرور پژوهشگر و مدرس دانشگاه به عنوان مهمان حضور خواهد داشت. برای کسب آخرین اطلاعات و اخبار تئاتر شهر به سایت این مجموعه به آدرس www.teatreshahr.com مراجعه کنید. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 11:02:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267560/خوانش-نمایشنامه-جان-هاج-گفتمان-شنبه-ها کارگردان «عاذلان»: فیلمسازان به یک مشاور ادبی نیاز دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267381/کارگردان-عاذلان-فیلمسازان-یک-مشاور-ادبی-نیاز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز آخرین روز از سی‌وپنجمین دوره از جشنواره فیلم کوتاه تهران است  که روز جمعه (18 آبان‌ماه) کار خود را آغاز کرد. در این دوره 13 فیلم در بخش «کتاب-سینما» که به فیلم‌های اقتباسی می‌پردازد، حضور دارند که شب گذشته فیلم سوم و دوم این بخش مشخص و قرار است در اختتامیه نهایی این جشنواره فیلم اول نیز معرفی شود. یکی از فیلم‌های این بخش «عاذلان » نام دارد که در 8دقیقه و با کارگردانی امیرحسین رکنی به روی پرده رفته است که البته جزو نامزدهای این بخش نبوده اما از آنجایی که در بخش اقتباس قرار دارد و بر اساس رمان «جنایت و مکافات»، اثر داستایفسکی نوشته است، گفت‌‌وگویی    امیرحسین رکنی در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح اثرش اظهار کرد: «عاذلان» فیلمی است که با اقتباس از رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی ساخته شده است. «عاذلان» به معنی سرزنش‌کننده است و از طرفی یکی از شخصیت‌های مثنوی مولوی نیز نامش «عاذلان» است. «عاذلان» نام شخصیت اصلی این فیلم است که پس از قتل یک پیرزن مجبور می‌شود تا دختر او را هم بکشد و وقتی در حال فرار است اتفاقات جالبی برای او رخ می‌دهد و در واقع با خودش روبه‌رو می‌شود.   وی ادامه داد: در این فیلم سعی کردیم همانند داستان اصلی روی مکافاتی که بعد از گناه ایجاد می‌شود، فوکوس کنیم. اگر شما به پیام اخلاقی این داستان هم دقت کنید، متوجه خواهید شد که هم پیشوایان دینی ما در احادیث بسیار تاکید داشته‌اند و هم بسیاری از بزرگان علمی جهان اظهار کرده‌اند که انسان در همین دنیا از هر دستی که بدهد از همان دست می‌گیرد. ​     این فیلمساز جوان با اشاره به شخصیت اصلی اثرش گفت: در این اثر مخاطب با شخصیت جنون‌آمیزی روبه‌رو می‌شود؛ شخصیتی که با هدف به سراغ قتل پیرزن می‌رود؛ اما بلافاصله بعد از انجام این جرم پشیمان می‌شود. در ادامه داستان او مجبور می‌شود تا دختر پیرزن را هم به قتل برساند؛ اما برای بار دوم طبیعی‌تر با موضوع برخورد می‌کند و گویا این کار برای او عادی شده است. این موضوع نشان می‌دهد که هر کاری اولش سخت و برای بار چندم عادی می‌شود. وی با اشاره به دلایل روی آوردن به اقتباس گفت: متاسفانه ما از نظر کتابخوانی زیرصفر هستیم و خیلی‌ها از من سوال می‌کنند که اصلا داستایفسکی کیست که تو از اثر او اقتباس کرده‌ای؟ خوشبختانه موضوع اهمیت کتابخوانی کم‌کم در حال شکل‌گیری است اما واقعیت آن است که هنوز فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در ما شکل نگرفته است. معضل دیگر این است که بسیاری از دوستان حتی کتاب نمی‌خوانند و وقتی اقتباس انجام می‌دهند از روی شنیده‌ها یا فیلمی که قبلا دیده‌اند این کار را می‌کنند و در نتیجه کار خوب از آب درنمی‌آید.   کارگردان فیلم کوتاه «عاذلان» در توضیح کیفیت آثار اقتباسی در جشنواره فیلم کوتاه تهران اظهار کرد: من امسال تعدادی از فیلم‌ها را دیده‌ام و باید بگویم که با حفظ احترام برای دوستان فیلمسازم، واقعا سطح کارهای اقتباسی بسیار بالا بود و من از دیدن آثاری با این سطح کیفیت لذت بردم.   وی افزود: همچنین وقتی به لیست آثار اقتباسی نگاه کردم از دیدن نام نویسندگانی مانند بیژن نجدی، جلال آل‌احمد، سیامک گلشیری و غلامحسین ساعدی لذت بردم؛ چراکه درخشیدن نام این عزیزان نشان می‌دهد که ما علاوه بر آثار خارجی، آثار ایرانی بسیار ارزشمندی داریم که قابلیت اقتباس دارند.   رکنی با اشاره به راهکاری برای افزایش کمیت کارهای اقتباسی گفت: وضعیت موجود به ما این نکته را گوشزد می‌کند که فیلمسازان در کنار سایر عوامل فیلم به یک مشاور ادبی هم نیاز دارند، کسی که اشراف کامل روی ادبیات داشته باشد و بتواند آثار خوب را به کارگردان و فیلمساز معرفی کند تا در صورت توافق کار ساخته شود.   وی در پایان با اشاره به دلایل اقتباس از داستایفسکی گفت: نکته مثبتی که نوشته‌های داستایفسکی دارند، ویژگی تصویرسازی آن است؛ چراکه وقتی ما به سراغ آثار او می‌رویم و آنها را ورق می‌زنیم، به سرعت تصویر آنچه خواندیم در مقابل چشمان‌مان شکل می‌گیرد و این تنها مختص این اثر او نیست و در سایر آثارش مانند «ابله»، «قمار باز»، «برادران کارامازوف»، «خاطرات خانه اموات» هم می‌بینیم؛ ویژگی که شاید در آثار نویسنده‌ای مانند صادق هدایت نبینیم، چراکه ما معمولا از متن داستان‌های هدایت بسیار لذت می‌بریم اما شاید این نوشته‌ها تصویری نباشد و ما نتوانیم تصویر روشنی از آن ترسیم کنیم. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 08:33:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267381/کارگردان-عاذلان-فیلمسازان-یک-مشاور-ادبی-نیاز سینما با سلامت جسم و روان انسان ارتباط جدی و ذاتی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267540/سینما-سلامت-جسم-روان-انسان-ارتباط-جدی-ذاتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مسعود امینی تیرانی، مدیر بخش فیلمنامه کوتاه جشنواره ادبیات سلامت در گفت‌وگو با روابط عمومی جشنواره در خصوص کمک سینما به سلامت انسان‌ها و جامعه گفت: یکی از وظایف و کارکردهای سینما، کمک به حوزه‌های فرهنگی و علوم اجتماعی و انسانی است. سینما امکان طرح معضلات و چالش‌ها و حتی فضیلت‌های انسانی را دارد و به دلیل قدرت و البته تاثیری که بر مخاطبان خود می‌گذارد می‌تواند به حل مسائل و چالش‌های انسانی در حوزه‌های مختلف کمک کند. سلامت جسم و روان انسان از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که سینما ارتباط جدی و ذاتی با آن دارد؛ چراکه اساسا موضوع سینما را شاید با کمی اغماض بتوان انسان و مسایل روانی و جسمی او دانست. تیرانی اشاره با بیان اینکه سال‌های اخیر تعداد فراوانی از فیلم‌های کوتاه به شکل جدی و موثر به جنبه‌های مختلفی از موضوعات مرتبط با سلامت پرداخته‌اند که از این میان می‌شود به  «سگ جون‌»، «ضدآب»‌، «بچه خو» و «تو هنوز اینجایی» و «مثل بچه آدم» و ... اشاره کرد و افزود: در فیلم‌های کوتاه، فیلمسازان ‌جسارت بیشتری در طرح مسائل دارند؛ چرا‌که بسیاری از مشکلاتی و محدودیت‌هایی که در اکران فیلم‌های بلند با آن روبه‌روییم در این حوزه وجود ندارد و خودسانسوری‌هایی که در فیلم بلند اتفاق می‌افتد در این حوزه کمتر دیده می‌شود. فیلم کوتاه آزادتر و جسورتر و بی‌پرواتر با جامعه برخورد می‌کند؛ بنابراین مسائل را روشن‌تر بیان می‌کند. فیلم‌های بلند معمولا بسیار دیرتر و با مجموعه‌ای از محدودیت‌ها به موضوعات مربوط به سلامت روح و روان و جسم می‌پردازند ولی  فیلم‌های کوتاه بدون حاشیه به اصل موضوعات می‌پردازند. وی افزود: برای نمونه در فیلم‌های بلند موضوعی مثل فیلم کوتاه «سگ جون» که با موضوع استفاده از هورمون‌ها در ورزش ساخته شده اساسا دیده نشده،  و یا فیلمی مثل «روی بام» که به رفتار مردم با  مبتلایان «سندورم داون» پرداخته و یا  فیلم «بچه خور» که به شکل بی‌پروا و صریح به رفتار معتادان می‌پردازد. سینماگران بسیار زود می‌توانند متوجه مشکلات شوند. شاخک‌هایشان خیلی زود جهت مشکلات را تشخیص می‌دهد. برای نمونه سینماگران خیلی زودتر از بقیه جامعه به طرح این نکته پرداختند که «اعتیاد یک بیماری است و نه جرم» بنابراین در دیگر مسایل هم جامعه باید به سینماگران اعتماد کند. بخش‌های دیگر جامعه باید پیام سینماگران را درک کنند و براساس آن به فکر چاره‌جویی باشند. در مورد همین اعتیاد، بخشی که می‌توانست این موضوع را کنترل و رفع کند خیلی دیرتر از بقیه بخش‌های جامعه دست به کار شد و امروز به صورت یک چالش بزرگ با آن دست بگریبانیم. مدیر بخش فیلمنامه جشنواره سلامت در ادامه اشاره کرد: حوزه فرهنگ و سینما ، حوزه درمان نیست و بخش‌های مربوط باید از پتانسیل تاثیرگذاری این حوزه استفاده کرده و کار خود را انجام دهند. تیرانی درخصوص فیلم درمانی گفت: فیلم‌ها امکان درد دل عمومی را فراهم می‌کنند، و درددل باعث کاهش و التیام درد و معضل  مخاطب می‌شود. با همذات پنداری با آنچه در فیلم ها مطرح می‌شود مردم می‌توانند به تجربه‌های مشترک برسند و عملا در مسیر درمان قرار گیرند. موضوع سلامت متوجه همه افراد جامعه و با هر وضعیت فرهنگی و یا اقتصادی است و بنابراین هر کسی در هر وضعیت نیازمند این ارتباط خواهد بود . در واقع سینما امکان یک گفت و گوی عمومی را فراهم می کند و هر چه این گفت و گوها جدی تر و موثرتر باشد جامعه در مسیر یک درمان عمومی قرار می‌گیرد. هر چه قدر امکان انجام وظیفه هنرمندان در جامعه فراهم شده و به آنها آزادی و اختیار عمل بیشتری داده شود،  امکان پیشگیری و درمان عمومی نیز بیشتر فراهم می‌شود. مسعود امینی تیرانی در خصوص فیلمنامه های کوتاه ارسال شده به دبیرخانه جشنواره اظهار داشت : با توجه به اینکه این جشنواره برای اولین بار برگزار می‌شود استقبال قابل توجهی صورت گرفته و موضوعاتی در آثار مطرح شده که جای امیدواری است که تا این اندازه به موضوعات این حوزه توجه می‌شود .  وی درخصوص امکان تولید برای آثار ارسالی گفت: با قطعیت نمی‌توانم قولی بدهم ولی مذاکراتی انجام شده که حداقل برای آثار برگزیده امکان تولید فراهم شود . کارگردان «بیداری برای سه روز» در خصوص هدف اصلی این جشنواره بیان کرد: توجه و تمرکز بخش هنری و فرهنگی جامعه به حوزه سلامت دغدغه اصلی ماست، این توجه موجب خلق آثار جدیدی در این حوزه خواهد شد. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 08:13:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267540/سینما-سلامت-جسم-روان-انسان-ارتباط-جدی-ذاتی کارگردان فیلم «موج کوتاه»: نبود «حق مالکیت معنوی» اقتباس را با مشکل روبه‌رو کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267526/کارگردان-فیلم-موج-کوتاه-نبود-حق-مالکیت-معنوی-اقتباس-مشکل-روبه-رو-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلم «موج کوتاه» یکی از فیلم‌های حاضر در بخش سینما-کتاب جشنواره فیلم کوتاه تهران است که در کنار دو فیلم بچه و بی‌زمین برای دریافت جایزه نخست این بخش رقابت می‌کند. این فیلم 15دقیقه‌ای با کارگردانی محمد اسماعیلی به روی پرده رفته است، فیلمی که اسماعیلی فیلمنامه این اثر را بر اساس نمایشنامه «ما نمی‌شنویم»، اثر غلامحسین ساعدی نوشته است. در ادامه گفت‌وگویی را با این فیلمساز جوان انجام داده‌ایم که می‌خوانید.   کمی درباره فیلم «موج کوتاه» توضیح دهید؟ «موج کوتاه» فیلمی 15 دقیقه‌ای است که اقتباسی از اثر «ما نمی‌شنویم»، غلامحسین ساعدی است. در این اثر من دست به اقتباس آزاد زده‌ام؛ اما به هر حال کار بسیار نمادین است و ما با شکلی از استبداد یا قدرت رسانه‌ای طرف هستیم که به شکل بلندگو در فضا می‌پیچد و می‌تواند هر نگاهی حتی نگاه فرهنگی و هنری داشته باشد. به نظر من واکاوی این قصه به فیلم ضربه خواهد زد؛ چراکه اگر نقطه پایان لو برود، لذت فیلم از بین می‌برد.   پس مخاطب با فیلمی تک خطی روبه‌رو است؟ بله دقیقا. برای توضیح بهتر باید بگویم که یک سری از فیلم‌هایی که ما در جشنواره می‌بینیم شکل مصاحبه رادیویی دارند و آنقدر اتفاق کلامی در آن رخ می‌دهد که اگر ما پنج تا از روایت‌ها را هم تعریف کنیم، اتفاقی رخ نمی‌دهد؛ اما در این فیلم ما با یک اتفاق طرف هستیم و همین دست ما را برای تشریح موضوع فیلم می‌بندد.   شما از  کتاب نمایشنامه «ما نمی‌شنویم» غلامحسین ساعدی اقتباس کردید که در این کتاب ما با سه نمایشنامه روبه‌رو هستیم. از طرفی این نمایشنامه قبلا از سوی خود ساعدی به فیلمنامه هم تبدیل شده است. شما از آن فیلمنامه در این اثر استفاده کرده‌اید؟ خیر. همان‌طور که گفتم من دست به اقتباس آزاد زده‌ام. واقعیت این است که داستان «ما نمی‌شنویم» را یک نفر برای من تعریف کرد و من بسیار به این قصه علاقه‌مند شدم. وقتی به سراغ تهیه این اثر رفتم، فایلی به دستم رسید که از سه فیلمنامه تشکیل شده بود. سوال شما برای من جالب است؛ چراکه من از این موضوع اطلاع نداشتم اما الان که فکر می‌کنم می‌بینم که دو تا از این فیلمنامه‌ها چقدر به نمایشنامه نزدیک است و تنها همین اثر ویژگی‌های محسوس فیلمنامه را دارد. از طرفی من فکر می‌کنم که «ما نمی‌شنویم» نمی‌توانسته در ابتدا نمایشنامه بوده باشد، شاید هم بوده؛ اما به دلیل آنکه صدا عنصر مهم این داستان است، کار روی نمایشنامه آن بسیار سخت است. من فیلمنامه را خوانده‌ام و تغییرات اساسی به آن داده‌ام و کار نهایی «موج کوتاه»‌ است که این روزها در حال اکران است.   پیش از شما بزرگانی مانند ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی هم در فیلم‌های «دایره مینا» و «گاو» به سراغ آثار غلامحسین ساعدی رفته‌اند. این موضوع کار را برای شما سخت نکرد؟ واقعیت این است که من قصد مقایسه، مقابله یا رقابت با بزرگانی مثل مهرجویی و تقوایی را نداشته و ندارم. نکته مهمی که در این بین وجود دارد این است که ما نباید از ذات اقتباس ادبی غافل شویم. متاسفانه سینمای ما در این سال‌ها از اقتباس دوری کرده است و چنین نگاه‌هایی ما را دورتر می‌کند. اگر در کشور ما هم اقتباس رونق داشت بدون شک ما امروز فقط از فیلم «گاو» یا «دایره مینا» به عنوان آثار فاخر نام نمی‌بردیم. متاسفانه ما راه را اشتباه رفته‌ایم.   چرا فکر می‌کنید که ما راه را اشتباه رفته‌ایم؟ متاسفانه مسیر اقتباس بعد از دهه 60 بسته شد و امروز انقدر تعداد این فیلم‌ها انگشت‌شمار است که نام همه این آثار در ذهن ما باقی مانده است. ما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که  اگر مبنای قصه برای یک فیلمساز جذاب باشد و بتواند آن را تبدیل و آداپته کند، موفق خواهد شد.   نمونه‌ای از این اقتباس‌های موفق می‌توانید، ذکر کنید؟ شاید یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های سینمای ایران فیلم «ناخدا خورشید» باشد. در این فیلم ناصر تقوایی به قدری درخشان عمل کرده و توانسته به خوبی آن را بومی کند که آدم حس می‌کند، این داستان از اول هم برای او بوده و این تقوایی نبوده که دست به اقتباس زده است، بلکه همینگوی از او اقتباس کرده‌ و از روی فیلم تقوایی، داستانی را نوشته است.   شما قبول دارید که اکثر آثار اقتباسی در سینمای ایران با موفقیت همراه بوده است؟ با بله یا خیر نمی‌توان به این سوال پاسخ داد. به نظر من به قدری سهم اقتباس در سینمای ایران کم است که ما تقریبا نام همه این آثار را می‌دانیم و شاید این ماندگاری به دلیل خوب بودن فیلم نباشد و تنها به کم بودن آثار اقتباسی برگردد. در کشور ما اقتباس‌گران کم هستند در صورتی که فیلم‌سازی دنیا بر پایه اقتباس جلو می‌رود. شما توجه کنید که این روزها خیلی از کمپانی‌های مشهور دنیا بلافاصله بعد از پرفروش شدن یک اثر به سراغ نویسنده و ناشر آن می‌روند و شروع به اقتباس و ساخت فیلم از آن اثر می‌کنند. در تکمیل پاسخ به سوال قبلی شما باید بگویم، من وقتی به سراغ ساخت این فیلم رفتم به ذات اقتباس نگاه می‌کردم و خودم را در مقایسه با بزرگانی مثل تقوایی و مهرجویی نمی‌دیدم. درسته که اداپته کردن اقتباس برای من جذاب است اما تلاش می‌کنم تا به سراغ داستانی بروم که درون‌مایه آن نظر من را به خودش جلب کند.   چه اتفاقی رخ داده است که بیشتر فیلمسازان ما برای اقتباس به سراغ چند نویسنده خاص مثل غلامحسین ساعدی می‌روند و توجهی به سایر نویسندگان ندارند؟ به نظر من این انتخاب‌ها به خلق و خوی فیلمسازان برمی‌گردد. شاید برای من داستان «داشتن و نداشتن» جذابیت نداشته باشد یا اگر به من باشد همین فیلم «دایره مینا» که از داستان «آشغالدونی» اقتباس شده، مورد پسند نباشد. من فیلم «گاو» را خیلی دوست دارم؛ اما خودم می‌دانم که از اگر با کتاب «عزادران بیل» روبه‌رو می‌شدم این داستان را برای اقتباس انتخاب نمی‌کردم؛ چراکه مورد پسند من نیست. بنابراین ما به این نتیجه می‌رسیم که نام نویسنده چندان برای اقتباس تاثیرگذار نیست و نکته مهم این است که خلق و خوی فیلمساز به چه داستانی نزدیک است و با آن ارتباط برقرار می‌کند. به نظرم شما در اینجا به این دلیل این سوال را مطرح کردید که تعداد اقتباس‌ها در سینمای ایران بسیار کم است و اگر تعداد آثار اقتباسی چند برابر بود، هیچ وقت شما چنین سوالی را از من نمی‌پرسیدید. البته نباید در پاسخ به این سوال از ضعف فیلمسازان چشم‌پوشی کنیم، چراکه اگر ما گرفتار چنین وضعیتی شده‌ایم، مقصر اصلی فیلمسازان هستند.     اگر در آینده نزدیک دوباره به سراغ اقتباس اثری بروید، چه نویسنده‌ای را برای این کار انتخاب می‌‌کنید؟ من بسیار علاقه‌مندم که اگر شرایط فراهم باشد، به سراغ داستان‌های صادق هدایت بروم؛ چراکه با توجه علاقه من به اقتباس آزاد، این ویژگی به خوبی در داستان‌های صادق هدایت فراهم است. من فضای مجموعه داستان «ترس و لرز» ساعدی را هم بسیار دوستم، داستان‌هایی که به قدری به هم وصل هستند که خواننده فکر می‌کند با یک رمان روبه‌رو است و نه یک مجموعه داستان؛ اما به هر حال با اینکه به آن داستان‌ها علاقه دارم؛ اما دوست ندارم تا از آن آثار دست به اقتباس بزنم. باید توجه داشته باشیم که اقتباس شرایط خاص خودش را دارد.   با همه این تفاسیر چرا سینماگران ما کمتر به اقتباس ادبی می‌پردازند؟ در پاسخ به این سوال باید به دو نکته توجه کنیم. اولین نکته این است که ما ساخت و ساز درست و حسابی برای موضوع «حق مالکیت معنوی» نداریم و سیستم صنعتی چرخه فرهنگ آنقدر قدرتمند نشده است که یک نفر جلو بیاید و بگوید که ما این قصه را از شما می‌خریم. در حال حاضر داستان‌های بسیار قدرتمندی از دهه 60، 70 و 80 داریم؛ اما به دلیل معیوب بودن چرخه اقتصادی نه آنقدر قدرت داشته‌ایم که برویم جلو و با شخصی مثل محمود دولت‌آبادی همکاری کنیم و نه از آن طرف نویسنده‌ای حاضر است بیاید و اثرش را رایگان به فیلم‌ساز بدهد؛ چراکه بعد از ساخته شدن اثر دیگر چه کسی به سراغ خواندن اثر می‌رود و او باید از کجا پول دربیاورد. متاسفانه سیستم بیمار است. البته ما نباید همه تقصیرها را گردن فیلمساز بیندازیم و بگوییم چرا اقتباس نمی‌کنید. بدون شک باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که نویسنده‌ای که اثرش فروش خوبی دارد، حاضر نیست اثرش را رایگان به فیلمساز بدهد و فروش کتابش را متوقف کند. اگر سیستم اقتصادی صحیح باشد و کتاب خریداری شود. دیگر چنین شرایطی را نمی‌بینیم و نویسنده هم راضی است که یک پولی دریافت کند و اثرش به فیلم تبدیل شود. این یکی از پاشنه اشیل‌های سینمای ماست که ما از آن ضربه خوردیم؛ از طرفی من فقط اصل داستان را می‌خواهم بردارم اما نویسنده می‌خواهد اعمال نظر کند، در صورتی که من می‌خواهم داستان را به شکلی که دوست دارم روایت کنم. همین موضوع دلیلی می‌شود تا به سراغ نویسندگان نسل قبل بروم و همین می‌شود که شما می‌گویید چرا فیلمسازان آنقدر از بیژن نجدی یا غلامحسین ساعدی اقتباس می‌کنند.   نکته دوم به اتفاقات دهه شصت برمی‌گردد؛ درست زمانی که سینمای شکل گلخانه‌ای پیدا می‌کند و خبری از سینمای آزاد نیست و همه چیز مدیریت می‌شود و ما شاهد یک سینمای دولتی هستیم. بعد از اتفاقات دهه 60 به یکباره سینما تصمیم می‌گیرد که مستقل شود و همین موضوع باعث می‌شود جایگاه فیلمنامه‌نویس ارتقاء پیدا کند. در چنین شرایطی فیلمنامه‌نویسان اصرار داشتند که بگویند ما به داستان‌های گذشته نیازی نداریم و مستقل می‌نویسیم. از طرفی نگاه مدیران فرهنگی این بود که ما در شرایط فعلی همه چیز داریم و خودمان تولید محتوا می‌کنیم. این اصرار تا امروز هم پابرجا بوده است؛ در حالی که در ادبیات بستر مناسبی وجود دارد و می‌شود از این گنجینه استفاده کرد. در چنین شرایطی تنها کافی است که ما کتاب بخوانیم تا این فضاها و داستان‌های بکر را کشف کنیم.   خواندن نکته بسیار مهمی است. آیا این خواندن در فیلمسازان ما فرهنگ‌سازی شده است و آیا این افراد واقعا کتاب می‌خوانند؟ واقعیت این است که خود من نیز فرد کتاب‌خوانی نیستم و شاید کل کتاب‌هایی که خوانده‌ام به عدد 150 نرسد اما با هدف می‌خوانم. من با یک آدم کتابخوان فرق می‌کنم و با یک نگاه سینمای به سراغ کتاب می‌روم. برای مثال اگر کتابی باشد که به من سوژه تصویری بدهد از آن استفاده می‌کنم و گاهی چنین کتاب‌هایی را چندین بار می‌خوانم.   به‌عنوان آخرین سوال، با توجه به شرایط موجود راهکار شما برای خروج از شرایط فعلی چیست؟ یک جایی مثل فیلم کوتاه که چرخه اقتصادی ناقصی دارد، نمی‌تواند هزینه‌ها را جبران کند و بازگشت سرمایه ندارد. مگر آنکه فیلم چند جایزه ببرد تا حداقل هزینه‌های تولید دربیاید. بنابراین در چنین شرایطی اگر فیلمساز فیلم کوتاه به سراغ اقتباس می‌رود، این یک کار حسی و دلی است و اگر ما قصد داریم که این موضوع را بررسی کینم باید به سراغ سینمای بلند برویم؛ یعنی جایی که عرضه و تقاضای مناسبی وجود دارد و چرخه اقتصادی درست است. سوال من این است که در سینمای بلند ما چرا این اتفاق رخ نمی‌دهد. پیشنهاد من این است که سازمان‌هایی که به عنوان سرمایه‌گذار در سینما فعالیت می‌کنند، بخشی از فعالیت‌های خود را به این موضوع اختصاص دهند. یعنی اگر قرار است 20 فیلم در سال تولید کنند، چهار فیلم را اقتباسی بسازند. اگر ما واقعا به دنبال راهکار هستیم، باید چنین راهی را در پیش بگیریم. در چنین شرایطی فیلمساز به سراغ قصه‌هایی می‌رود که مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و به این شکل اقتباس رونق می‌گیرد. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 06:05:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267526/کارگردان-فیلم-موج-کوتاه-نبود-حق-مالکیت-معنوی-اقتباس-مشکل-روبه-رو-کرده فیلم کوتاه خلاقیت‌های جوانانه ما را در سال‌های اخیر صادر کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267517/فیلم-کوتاه-خلاقیت-های-جوانانه-سال-های-اخیر-صادر-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در چهارمین روز برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران در پردیس ملت حاضر شد و طی بازدید از روند برگزاری جشنواره به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. او درباره روند برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: فیلم کوتاه از زاویه‌های مختلف برای ما بسیار مهم بوده و هست. فیلم کوتاه یک نقطه ارائه بخشی از خلاقیت‌های جوانانه زندگی اجتماعی ما است. وقتی پنجره جوانی در کشور ما باب شد، رهبر معظم انقلاب و دیگران بسیار تاکید داشتند که این پنجره جوانی فرصت تمدنی و ملی خوبی می‌تواند برای ما باشد و باید از جوانان استفاده کنیم. به نظر می‌آید در حوزه‌های مختلف نمایه این اتفاق را داریم و یکی از این حوزه‌ها هنر است که در آن سینما بسیار اهمیت دارد و یکی از حوزه‌های قابل توجه سینما، فیلم کوتاه است که خلاقیت‌های جوانانه ما را در سال‌های اخیر صادر کرده است. سید عباس صالحی ادامه داد: نکته دوم این است که جشنواره فیلم کوتاه نقطه جهش برای کل سینمای ایران است. سینمای کوتاه، فرصتی است برای کل حوزه صنعت و فرهنگ ما که آن را در برگرفته است. اگر در گذشته تئاتر جهش فرهنگی ما بود، امروز سینمای کوتاه ایران این جهش را برعهده گرفته است. لذا از این نگاه فیلم کوتاه دریچه جهش کل سینماست نه فقط فیلم کوتاه. به نظر می‌آید جشنواره فیلم کوتاه یک فرصت دیپلماسی هنری و سینمایی ایجاد کرده‌است. سینمای بلند در بخش داستانی و مستند موفقیت‌های خوبی در طی این سال‌ها در بخش بین‌المللی داشته و شناخته شده است، اما فیلم کوتاه ما قدرت مانور و حضور سریع را در فضاهای مختلف داشته است. ما در سال ۹۶ بالغ بر ۱۸۰۰ حضور جهانی داشته‌ایم و این رقم قابل توجهی است و جوایز بین‌المللی که دریافت کرده‌ایم نیز حائز اهمیت است و این نشان می‌دهد که باید به فیلم کوتاه به عنوان یک ابزار دیپلماسی فکر کنیم و نگاه کنیم. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه درباره فضای مناسب برای دیده شدن آثار کوتاه نیز اظهار کرد: اگر مسیرهایی که برای فیلم کوتاه طی شده‌است را نگاه کنیم. فضای مجازی امروز به کمک فیلم کوتاه آمده است و فرصتی را فراهم کرده تا فیلم کوتاه دیده شود. زمانی کسی که دراین عرصه کار می‌کرد بیشتر فعالیتش دلی بود و خیلی به دیده شدن آن توجه نداشت، اما امروز با توجه به وجود فضای مجازی که در کنار فضای واقعی قرار گرفته است وحتی واقعی‌تر از فضای حقیقی شده است کمک کرده و دیگر نسبت به گذشته این دغدغه وجود ندارد. شاید سینماها این شرایط را نداشته باشند که آثار را به نمایش بگذارند، اما فضای مجازی به این اتفاق کمک کرده است و فیلمساز امروز، مخاطب راهم در کنار خود دارد. در کنار این موضوع اقتصاد نیز وجود دارد، ما هرچقدر بتوانیم به طرف گسترش سالن‌های سینمایی حرکت کنیم فرصت‌های بییشتری برای نمایش آثار ایجاد کرده‌ایم طبیعی است که وقتی سالن‌های کمتری داریم باید به سالن دارها حق دهیم که منابع سرمایه‌گذاری خود را تامین کنند. امروز فیلم کوتاه در تهران و شهرستان‌ها شرایط خود را پیدا می‌کند. وی بیان کرد: حوزه سینماسیار نیز حوزه دیگری است که از ظرفیت آن دراین راستا استفاده می‌کنیم. سینما سیار برای این که مقاطع خاصی را در بر بگیرد بسیار به فیلم‌های کوتاه کمک می‌کند. ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 20:11:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267517/فیلم-کوتاه-خلاقیت-های-جوانانه-سال-های-اخیر-صادر-کرده نیکنام حسینی‌پور: 85درصد فیلم‌هایی که برنده اسکار شده‌اند اقتباسی هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267516/نیکنام-حسینی-پور-85درصد-فیلم-هایی-برنده-اسکار-شده-اند-اقتباسی-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عصر امروز ۲۱ آبان ماه مراسم اختتامیه بخش کتاب-سینمای سی و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. در این مراسم که با حضور جمعی از اهالی سینما و ادبیات برگزار شد نفر دوم و سوم مسابقه بخش اقتباسی فیلم کوتاه کتاب-سینما معرفی شدند.  در ابتدای این مراسم سید صادق موسوی دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: در سال گذشته نیز ما این مراسم را به همت خانه کتاب برگزار کردیم و امسال سومین سالی است که با همکاری خانه کتاب وابسته به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توجه ویژه‌ای به مقوله اقتباس ادبی در فیلم کوتاه می‌کنیم. امسال دبیرخانه در بخش بین‌الملل 5100 اثر از 120 کشور جهان دریافت کرد و در نهایت 67 اثر را از 29 کشور انتخاب کرد؛ در بخش ملی نیز 1600 فیلم رسید که 172 فیلم انتخاب شدند؛ از این 172 فیلم، 7 فیلم دوباره گزینش شده و برای داوری به بخش بین‌الملل فرستاده شدند. از این 7 اثر یک فیلم مستند، دو فیلم انیمیشن و در نهایت 4 فیلم داستانی در کنار 67 اثر خارجی رقابت می‌کند و نکته مهم در این است که از این 4 اثر دو اثر برگرفته از ادبیات داستانی است. او در ادامه افزود: این نشان می‌دهد با وجود این که 13 اثر در بخش اقتباسی داشتیم اما حضوری تعیین‌کننده و اثر بخش داشتند. پیوند سینما و ادبیات پیوند مبارکی می‌تواند باشد مخصوصا در حوزه ادبیات داستانی؛ یکی از بهترین فیلم‌هایی که در سال گذشته در فیلم کوتاه درخشید و جوایز بین‌المللی بسیاری گرفت برگرفته از داستانی از بیژن نجدی است. داستان‌های معاصر، ادبیات داستانی معاصر‌، داستان کوتاه ایران و البته داستان کوتاه جهانی ظرفیت‌های مناسبی برای اقتباس‌های تصویری دارند.                      موسوی در پایان گفت: در سال گذشته 1819 حضور بین‌المللی توسط فیلمسازان کوتاه کشور در سراسر جهان رقم خورد. من هیچ رشته تخصصی دیگری مانند فیلم بلند، کتاب، تئاتر، سینما و رشته‌های ورزشی را سراغ ندارم که در یک سال 1819 بار در  جشنواره‌های بین‌المللی حضور داشته باشد. این ادعا به قدری بزرگ و پرسش برانگیز بود که مدیران عالی‌رتبه در وزارت فرهنگ و ارشاد با تردید به این عدد نگاه می‎کردند به همین دلیل کتاب آن را به تازگی منتشر کردیم. این سند افتخار فیلم کوتاه ایرانی است و لازم به ذکر است که 375 جایزه در جهان گرفتیم و بیش از 120 بار نامزد جشنواره شدند. جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز بدون اغراق بزرگترین جشنواره فیلم کوتاه در خاورمیانه است و دلایل مختلفی دارد. و داوران آن نیز شناخته شده هستند و جوایز آن نیز از بسیاری از جشنواره‌ها ارزش نقدی بیشتری برخوردار است و تعداد فیلم‌هایی که به دبیر خانه می‌رسد نیز بسیار زیاد است. وضع فیلم کوتاه ایران درحال حاضر خوب است. نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل موسسه خانه کتاب نیز در ابتدای سخنان خود گفت: هنر در فرهنگ ایران زمین پیشینه‌ای تاریخی دارد. هنر واژه‌ای با هویت ایرانی به معنای توانمندی خوب و نیک است و در متون کهن اوستایی و پهلوی با دو جزء «هو» به معنای خوب و خوش و نیک، و «نر» به معنای توانایی آمده است. وی ادامه داد: برای واژه هنر در فرهنگ‌ها معنای بسیاری بیان شده است، صناعت یا صنعت و فن از جمله این واژه‌هاست. تاجیک ها به جای هنر از صنعت استفاده می‌کنند و عرب‌ها فن را به کار می‌گیرند. ابن سینا صنعت را به کار می‌برد و حافظ از فن و هنر یاد می‌کند. این واژه در گذر ایام تطور شده و نسبت مستقیم با هنری دارد که امروزه از آن استفاده از فن و هنر یاد می کنیم، و آنچه مسلم است امروز هنر در معنای مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند.                      مدیرعامل موسسه خانه کتاب ادامه داد: هنر توان و مهارت خلق زیبایی است و چنانچه معمول است هنر را به هفت بخش بر می‌شمارند و هنر چهارم کتاب و ادبیات «شعر، داستان و فیلمنامه» و هنر هفتم هنرهای نمایشی «سینما و تئاتر» است. امروز بر آنیم تا بار دیگر پیوند میان این دو هنر را جشن بگیریم. کتاب، هنر کلامی و سینما، کتاب تصویری و زبان گویای کتاب است. اقتباس فیلم وسینما از کتاب، روح حیات بخش دنیای تصویر است و ادبیات و فرهنگ غنی ایرانی اسلامی می‌تواند به بهترین وجه ماده خام و زیربنای ارائه یک فیلم متعالی باشد. کتاب و سینما، دو رسانه دوسویه است که تکامل یکی در گرو دیگریست و تصویری شدن یک کتاب و اثر ادبی بسیار ارزشمند است. دبیر بیست و ششمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران گفت: آثار سینمایی اقتباسی منشوری است برای معرفی فرهنگ، تمدن، ادبیات و هنر هر ملت به جهانیان که در میانه انبوه سطور کتاب‌ها نهان و مهجور است. با نگاهی به سینمای دیگر کشورها نیز می‌توان دریافت که بسیاری از آثار سینمایی آن‌ها بر اساس رمان و ادبیات داستانی آنان شکل گرفته و حتی در سینمای تجاری نیز که هدف آن حفظ گیشه است این امر پنهان نیست؛ 85 درصد کل فیلم‌هایی که برنده جایزه اسکار شده‌اند اقتباسی است. وی ادامه داد: در چند سال اخیر نیز که معضل فیلمنامه و فقدان طرح داستانی منسجم، و شکل گیری یک فیلمنامه با معنا و محتوا یک نقص در سینمای کشور به شمار می‌رود، نگاهی جدی و دوباره به گنجیه غنی و ادبیات و فرهنگ ایران زمین بسیار ضروری است و آثاری که از دل آداب و رسوم و فرهنگ این مرز و بوم و میراث مکتوب ایران برآید بستر مناسبی برای رسانه ملی و سینما فراهم می‌کند. آيا وقت آن نیست که رویکرد سینماگران به ادبیات و تاریخ این سرزمین معطوف شود و سینمای ایران رو به ترقی نهد و از این وادی حیرت رهایی یابد، چه بسا که فیلم‌هایی که بر شالوده ادبیات داستانی ایران شکل نگرفته در تاریخ سینمای ایران نشده و دیگر نام و نشانی از آن اثر، فیلمساز و نویسنده باقی نمانده است. حسینی‌پور در پایان گفت: بیایم و به ادبیات غنی خود وفادار باشیم و نسل جدید خود را با دریچه دوربین با آن آشنا کنیم. با توجه به اینکه در طول سال حدود 100 هزار عنوان کتاب در ایران و منتشر می‌شود و حداقل 15 هزار عنوان کتاب در حوزه ادبیات و داستان است؛ چقدر فیلمسازان ما توانسته‌اند از این آثار استفاده کنند؟ به نظرم ارتباط بین اهل قلم و فیلمسازان باید تداوم داشته باشد. ما آماده هستيم در سراي اهل قلم حلقه اين ارتباط باشيم. در اختتامیه بخش سینما-کتاب جشنواره فیلم کوتاه تهران میرجلال الدین کزازی درباره پیوند ادبیات و سینما بیان کرد: من از دوست داران هنر سینما هستم و از سالیان دانش‌آموزی به این هنر دلبستگی داشتم. اما هرگز به شیوه دانشورانه به این هنر نپرداخته‌ام. آنچه خواهم گفت بازمی‌گردد به آزموده‌های من در پیوند ادب پارسی که هنری است گران‌سنگ در پهنه فرهنگ و ادب ایران زمین. وارونه هنر سینما پیشینه دیرینه نه تنها در ایران بلکه در جهان ندارد، این هنرِ دیگر، هنری که در زبان رخ می‌دهد پیشینه کهن در تاریخ و فرهنگ ایران داراست، ما ایرانیان به آن می‌نازیم که نخستین سروده آیینه جهان در این سرزمین سپند اهورایی در پیوسته آمده است گاهان زرتشت.                    این پژوهشگر مطرح کرد: تاریخ‌نگاران یونانی نوشته‌اند که در دربار ماد و هخامنشی پیشینه سخن سالاری روایی داشته است. مردمی می‌باید دیری با سخن زیسته باشند که چنین پیشه‌ای در کنار پیشه‌های دیگر پدید بتواند آمد. سعدی در شیراز غزل می‌سروده است؛ کمتر از ۶۰ سال پس از در گذشت سعدی جهانگردی نام آور از مراکش به نام ابن بطوطه هنگامی که به زورقی در نشسته بود بر رودی در چین می‌رفته است این سروده را از زبان زورقبان می‌شنود، زورقبانی که دانش نیاموخته است. ابن بطوطه پارسی نمی‌دانسته است اما این ترانه را به همان سان که می‌شنیده در سفرنامه خود بر نگاشته است. غزل سعدی در زمانی کوتاه سرزمین‌ها را در می‌نوردد از ایران می‌رسد به چین که در آن روزگار نماد دوری بوده است. این نویسنده همچنین بیان کرد: باک نیست هنر سینما در ایران پدید نیامده و پیشینه چندان دیرینه‌ای در این زمینه ندارد. چرا باک نیست؟ چون ایران سرزمین هنر است. یکی از ویژگی‌های بنیادین در خوی ایرانی یکی از پایه‌های آنچه من نام آن را ناخودآگاهی تباری ایرانی می‌نامم که منش تباری ایران بر آن بنیاد گرفته است زیباپرستی و هنر دوستی است. ایرانی هنگامی که می‌خواسته است اندیشه‌های ژرف جهان‌شناسانه خود را بازنماید با دیگران در میان بنهد می‌کوشیده است جامه هنری زیبا بر پیکر آنها بپوشد. حتی از آن روی که آموزش دانش‌ها آسان‌تر بشود در یاد آموزنده بیش کارگر بیوفتد آموزه‌ها‌ را در زبان آهنگین، کارساز و اثر گذار می‌سرودند. پس ما ایرانیان می‌توانیم این هنر را هم از دیگران بستانیم اما مهر خود را چونان ایرانی بر آن بزنیم. هنری که هیچ نمونه‌ای در جهان باستان ندارد، به یکبارگی برآمده از جهان نو است. وی در ادامه مطرح کرد: ما چگونه می‎توانیم از گنجینه گران‌سنگ ادب پارسی در آفرینش سینمایی چه فیلم کوتاه، چه فیلم بلند و چه پویانمایی بهره ببریم؟ سخن پارسی پیکره‌ها و قلمروهای گوناگون یافته است. نمونه شاهنامه شاهکاری است که در افزون بر ۵۰ هزار بیت و مثنوی مولانا در ۳۰ هزار بیت سروده شده است؛ پیکره‌هایی که دراز دامانده‌اند، اما از آن میان پیکره‌هایی در سخن پارسی است بسیار کوتاه. برجسته‌ترین آنها کالبدی است که آن را چارانه یا رباعی می‌نامند. سرودن رباعی از دید ساختار دشوارتر است از سرودن داستان‌های دراز دامان. سرودن چارانه بر پایه آن داستان پارسی بدان می‌ماند که کسی بخواهد دریایی را در کوزه‌ای بریزد، پیکره‌ای بسیار کوته اما اندیشه‌ای بسیار فراخ. اگر این گونه نباشد چارانه بی ارزش خواهد بود. بگونه‌ای می‌توان گفت هر چارانه داستانی کوتاه است. همه آن شگردهایی که در داستان بکار می‌بریم در چارانه به گونه‌ای گوهرین می‌توان یافت. کزازی نمونه‌ای از رباعی خیام را خواند و گفت: ز من رمقی ز سعی ساقی مانده است وز صحبت خلق بیوفاقی مانده است از باده دوشین قدحی بیش نیامد از عمر ندانم که چه باقی مانده است خیام در این چارانه داستانی می‌گوید، مصرع اول پیشینه داستان است؛ سخنور می‌گوید نیم جانی در تن من تنها نهفته است. در مصرع دوم می‌گوید که چرا نیم جانی تنها برای او مانده است! چون در جهانی می‌زید که مردم آن با وی ناسازگارند و همدلی نمی‌یابد. مصرع سوم همان شگردی است که داستان پژوهان آن را گره افکنی می‌گویند زیرا خیام گفت زندگانی او در گرو باده است. وی در پایان مثالی از گلستان و خاقانی آورد مطرح کرد: من می انگارم کارگردانی آفرینشگر و چرب دست همین چارانه خیام را بی آنکه نیاز به نوشتن فیلمنامه داشته باشد می‌تواند فیلمی بر پایه آن بسازد. شاهنامه آنچنان سنجیده و در هم تنیده است که مانند همین سروده‌های کوتاه فیلمساز هنرمندی می‌تواند آنها را به صحنه ببرد. در ادامه مراسم اختتامیه از کتاب «فن نگارش فیلمنامه کوتاه»، کم یعنی زیاد اثر کلودیا هانتر جانسون با ترجمه محمد گذرآبادی؛ کتاب «درباره عکاسی» اثر سوزان سانتاگ با ترجمه فرزانه طاهری و کتاب «ترکیب بندی تصویر در سینما و تلویزیون؛ تاریخ، زیباییشناسی و قاب بندی تصویر قطع عریض» اثر پتر وارد با ترجمه حمیدرضا احمدی لاری رونمایی شد. احمدی لاری درباره کتاب «ترکیب بندی سینما و تلویزیون» گفت: این کتاب کم و بیش مانند همه کتاب‌های تصویری، قاب‌بندی و ترکیب بندی است اما تفاوتش با سایرین در این است که عمدتا نگاهش به  تصویر در پرده عریض است. زمانی که قطع پرده عریض وارد تلویزیون شد بسیاری به این سمت گرایش پبداکردند. این نوع پرده محاسن و معایبی دارد به عنوان مثال برای یک قاب درام خانوادگی، قاب پرده عریض در ابتدا چندان مناسب نبود چون ما برای گرفتن یک قاب دو نفره ما مجبور بودیم یا فاصله دو نفر را زیاد کنیم یا فضای اطراف را اضافه کنیم. در واقع جهان واقع برای تبدیل شدن به تصویر یک استحاله از سر می‌گذراند که بخشی از آن قاب بندی می‌شود و نکاتی که باید رعایت کنیم تا بخشی از ذهن بیننده را به هدف مورد نظر معطوف کنیم. در این کتاب از تاریخچه پیدایش پرده عریض و نکات کاربردی در بکار گیری آن نیز می‌گوید. در پایان مراسم نفر دوم و سوم مسابقه بخش کتاب-سینما در سی و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران معرفی و جوایزی به آنها اهدا شد. از بین 13 فیلم کوتاهی که به سی و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران رسید ۵ فیلم نامزد بخش کتاب-سینما شد، فیلم «بازمانده» اثر فرزاد قبادی با اقتباس از داستان «چرا نمی‌رقصید» نوشته ریموند کارور شایسته تقدیر اعلام شد. همچنین فیلم «آن سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش با اقتباس از داستان «ویلاهای آن سوی دریاچه» اثر سیامک گلشیری جایزه سوم و فیلم «بچه» به کارگردانی مصیب حنایی اقتباسی از «بچه مردم» نوشته جلال‌آل احمد جایزه دوم را از آن خود کرد.   ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 17:32:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267516/نیکنام-حسینی-پور-85درصد-فیلم-هایی-برنده-اسکار-شده-اند-اقتباسی-هستند نباید اقتباس را به داستان و رمان محدود کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267442/نباید-اقتباس-داستان-رمان-محدود سعید پور اسماعیلی مدیر کمیته فرهنگی و آموزش سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره اقتباس سینمایی از آثار ادبی گفت: اقتباس از دو زاویه دارای اهمیت است؛ نخست این است که چون از یک اثر ادبی استفاده می‌شود قالب و ساختارش و در واقع نوع هنری که به عنوان مثال در داستان کوتاه به کار گرفته شده است مناسب فیلم کوتاه است؛ در نتیجه گرفتن ایده از آن و تعدیل کردنش در مدیوم سینما می‌تواند کمک بزرگی بکند به این که بخشی از فضای آرتیستی فیلم از یک اثر دیگری بیاید. به نظر من این وجه دارای اهمیت است. زاویه دوم اهمیت اقتباس این است که اگر از داستان‌های محلی استفاده شود بسیار قوم نگارانه‌ است. وقتی از داستان کوتاه محلی استفاده می‌کنید دقیقا فضای فیلم خود را به سمت فرهنگی می‌بریم که این داستان بخشی از آن فرهنگ است. وی در ادامه افزود: اگر فیلمسازان فیلم کوتاه ما از داستان‌های کوتاه ایرانی استفاده کنند اولا از ساختار ادبی برای تولید فیلم کوتاه استفاده کردند و این موضوع به آن‌ها کمک می‌کند، دوم این که از قصه ایرانی استفاده کرده که نویسنده در آن قصه به وجود تمدن و فرهنگ ایرانی اشاره کرده است. با این دو مولفه به نظر من حتما به بچه‌ها توصیه می‌کنیم که سراغ آثار اقتباسی بروند. گنجینه بسیار زیادی از مفاهیم و معانی، از شعر گرفته تا داستان در ادبیات ما وجود دارد که می‌تواند در سینما مورد استفاده قرار بگیرد. در فیلم‌های سینمایی بلند شاهد آثار بسیار خوب و موفق اقتباسی هستیم که رمان‌ها به فیلم تبدیل شدند. آثار درخشانی در حوزه اقتباس در سینمای خودمان وجود دارد و در سینمای جهان نیز این اقتباس در سینما سبقه طولانی دارد. مدیر کمیته فرهنگی و آموزش جشنواره درباره جایگاه اقتباس در ایران اظهار کرد: برنامه مدون آموزشی برای فیلم‌های اقتباسی وجود ندارد و بیشتر به صورت کارگاهی عمل می‌شود. سال قبل و امسال در حاشیه جشنواره روز سینما و کتاب در نظر گرفته شده که بخشی از آن به بررسی فیلم‌هایی اختصاص دارد که از آثار ادبی اقتباس شده‌اند. امسال در سی‌وپنجمین جشنواره فیلم کوتاه آثار اقتباسی در یک بخش مجزا قرار گرفته‌اند؛ یعنی مجموعه فیلم‌هایی که در آن‌ها اقتباس انجام شد در قالب یک سانس نمایش داده می‌شوند. برای افرادی که به این حوزه علاقه‌مند هستند اتفاق خوبی است. او همچنین بیان کرد: قرار برگزاری یک کارگاه آموزشی هم گذاشته شد که قبل از جشنواره انجام آن ممکن نشد؛ بعد از جشنواره به سرپرستی سعید عقیقی  برگزار شود قرار است یک کارگاه فیلمنامه‌نویسی اقتباسی با تعداد محدودی از کسانی که ثبت‌نام می‌کنند. در این کارگاه آموزش می‌بینیم که چگونه می‌توان یک اثر هنری را به هنر دیگر آداپته کرد یا چگونه می‌شود مولفه‌های تصویری از رمان و داستان گرفت و به تصاویری در یک فیلم تبدیل کرد؟ پوراسماعیلی در ادامه افزود: در نهایت خروجی این کارگاه تبدیل شود به فیلمنامه‌هایی که برای تولید آماده شوند و بتوان نمونه‌های خوبی از کارگاهی که مستقیما به فیلمنامه اقتباسی تبدیل شده است نام ببریم. در حال حاضر بخش «کتاب-سینما» که در جشنواره موجود است بخشی است که فیلمساز خودش اقدام به ساخت فیلم اقتباسی کرده است، ولی اگر ما فیلم‌ها و فیلمنامه‌های اقتباسی را از یک فعالیت کارگاهی دربیاوریم می‌توانیم بگوییم خروجی چنین کارگاه‌هایی به آثاری تبدیل می‌شوند که احتمالا مولفه‌های بهتری از اقتباس را در خودشان دارند و امیدواریم با همکاری خانه کتاب موفق شویم این دوره کارگاه اقتباسی را برگزار کنیم. معاون فرهنگی و آموزشی انجمن سینمای جوانان ایران درباره ویژگی‌های اثر ادبی برای اقتباس بیان کرد: می‌توان گفت هر اندازه اثری که نویسنده می‌نویسد توصیفی‌تر باشد اجرایش سخت‌تر است و هرچقدر تصویری‌تر باشد به سینما نزدیک‌تر است؛ ولی به نظر من آن چیزی که فیلمساز از داستان می‌گیرد روح قصه است؛ چون اگر در اقتباس، یک داستان خوب را عینا به فیلم تبدیل کنیم گویی یک گزارش از آن اتفاق تهیه کردیم، به عنوان مثال اگر ما یک رویداد خوب داشته باشیم، آن را ضبط کنیم و بگوییم ما فیلم مستند تهیه کردیم صحیح نیست. درواقع این کار ساخت مستند نیست، این یک گزارش از یک رویداد مهم است که فیلمساز اجرا کرده است. او در ادامه افزود: انتخاب کتاب و قصه کوتاه خیلی اهمیت دارد. این که شما چیزی انتخاب کنید برای ساخت فیلم مهم و تاثیرگذار است. البته الزاما نباید از ادبیات به معنی داستان اقتباس کرد، گاهی اوقات می‌توان از شعر برای ساخت فیلم کوتاه بهره برد. به نظر من هرچیزی که از شعر بگیرید به گونه‌ای اقتباس است؛ ممکن است شما از نمایشنامه یا خبر معمولی اقتباس کنید. هستند فیلمسازانی که از یک قطعه موسیقی الهام گرفته‌اند، یک عکس یا تابلوی نقاشی منبع الهامشان بود. به نظر من همه این‌ها اقتباس است و ما اقتباس را به داستان رمان محدود کردیم. پور اسماعیلی همچنین مطرح کرد: همیشه در سینما عینا قالب و ساختار اثر هنری را نمی‌توان جای داد، چون هر اثر در قالب متفاوت و شرایط زبانی متفاوت تولید شده‌ است؛ اما روح آن اثر است که می‌تواند در یک اثر دیگرقرار بگیرد. فرض کنید یک موقعیت در داستان ایجاد شده است، باید آن موقعیت و چگونگی بازسازی آن در سینما صحیح و به جا باشد تا آن حسی که با زبان، کلمات و ادبیات ایجاد می‌شود در فیلم نیز نمایان شود؛‌ وگرنه اگر شما آن داستان را عینا تبدیل کنید و آنچه که از خواندن داستان دریافت می‌کنید از دیدن فیلم دریافت نکنید اقتباسی انجام نشده است و این فقط یک رونویسی از کتاب است؛ یک تصویر از کلمات تولید کردید. وی همچنین بیان کرد: برای اقتباس کردن نه فقط داستان کوتاه برای تبدیل شدن به فیلمنامه بلکه ایده هر اثر هنری برای تبدیل شدن به یک فیلم کوتاه مناسب است.  در این میان حتی می‌توان فیلمنامه را حذف کرد، در سینمای اکسپرمنتال و سینمای تجربی فیلمنامه‌ای موجود نیست که مدعی شود داستان کوتاه را به فیلم تجربی تبدیل کرده اتفاقا برعکس عناصر تصویری در آن اهمیت دارد. ممکن است شما یک اقتباس را از یک اثر تجسمی انجام دهید کما این که در گسترش زبان سینما به آن نیاز دارید. او درباره تاثیر حضور فیلم‌های اقتباسی در جشنواره فیلم کوتاه گفت: تعداد این فیلم‌ها در سال گذشته کمتر بود، امسال به حدی رسید که یک بخش مجزا به آن اختصاص دادند. به نظر من حرکت سال قبل و حضور تعدادی از فیلم‌های اقتباسی در جشنواره گذشته باعث افزایش تعداد فیلم‌های کوتاه اقتباسی شد. همین که مورد توجه قرار بگیرد، از آن خبر تهیه شود، در یک سانس مستقل اکران شود، با رونمایی از چند جلد کتاب برگزار می‌شود و به روز سینما و کتاب اختصاص پیدا می‌کند، همه این‌ها یعنی مطلع کردن فیلمساز‌ان به شکلی از تولید فیلم در قالب اقتباس؛ این خود باعث می‌شود که گرایش بعدی بچه‌ها، به سمت آن باشد حتی اگر کارگاهی نگذاریم، موضوعی تعریف نکنیم، بخش مستقلی در جشنواره برای آن نگذاریم و جایزه‌ ویژه‌ای هم به آن اختصاص ندهیم اما وقتی برایش برنامه می‌ذاریم توجه فیلمسازان را به آن جلب می‌کنیم. اما اگر هرچقدر بخواهیم کیفیت را بالا ببریم کارگاه‌ها، آموزش‌ها و نشست‌ها می‌تواند کمک کند که صرفا اقتباس انجام ندهیم. اقتباس‌ها به سطحی که به یک زبان جهانی تصویری تبدیل تبدیل ‌شوند. سعید پوراسماعیلی درپایان گفت: نشست‌ها مستقیما به اقتباس تبدیل نمی‌شود. یعنی با عنوان اقتباس نیست ولی نشست‌ها در چهار روز و با چهار محور رئاليسم، مينيماليسم، فرماليسم و ا كسپريمنتال برگزار می‌شود. زمانی که این سیر طی می‌شود می‌تواند همه آنچه که در قالب مثلا ژانر و سبک از خاستگاهش در هنرهای دیگر شکل گرفت، وارد سینما شده و چگونه امروزه در فیلم کوتاه می‌توان نشانه‌هایی از آن را پیدا کرد در این نشست‌ها بررسی می‌شود و به نظرم بزرگترین مسیر برای اقتباس است. بنابراین کارگاه‌ها می‌تواند برای کسی که می‌خواهد کار اقتباسی انجام دهد مسیر را نشان دهد و بگوید به نظرم کاملا هدفمند می‌توان از این نشست‌ها برای آموزش اقتباس استفاده کرد، اما ما عنوان آن را اقتباس قرار ندادیم و صرفا به اقتباس نمی‌پردازد.َ   ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 15:21:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267442/نباید-اقتباس-داستان-رمان-محدود ارسال ۳۹۳ اثر به مسابقه «كارتون و كاريكاتور كتاب» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267502/ارسال-۳۹۳-اثر-مسابقه-كارتون-كاريكاتور-كتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومي موسسه خانه كتاب به نقل از ستاد خبري بيست و ششمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران هادي حيدري، درباره برگزاري مسابقه «كارتون و كاريكاتور» گفت: بهار امسال پيشنهاد برگزاري چنين برنامه اي توسط مديرعامل فعلي خانه كتاب ارايه شد.   وي ادامه داد: دغدغه ما از ابتدا اين بود كه برنامه‌اي براي ارسال آثار كارتون و كاريكاتور با موضوع كتاب داشته باشيم. ابتدا انتظار استقبال فراوان از اين مسابقه را نداشتيم ولي حجم ارسالي آثار از شهرها و استان‌ها بسيار بالا بود.   هادي حيدری با اشاره به تعداد شركت‌كنندگان گفت: در اولين دوره برگزاري اين مسابقه ۱۸۴ كارتونيست از سراسر ايران با ارسال ۳۹۳ اثر در اين جشنواره حضور پيدا كردند كه اكثر شركت كنندگان از استان‌هاي سيستان و بلوچستان، خراسان شمالي، خراسانرضوي، اصفهان، آذربايجان شرقي، تهران، فارس اراك، كرمانشاه و مركزي بودند.   وي درباره ميانگين سني شركت‌كنندگان نيز گفت: در اين مسابقه شركت‌كنندگانی از ۱۳ تا ۶۶ سال حضور دارند و نكته مهم‌ برابري تعداد زنان و مردان شركت‌كننده است كه هركدام با ۹۲ اثر در مسابقه حضور داشتند.   هادي حيدري ادامه داد: داوران اين مسابقه كامبيز درم‌بخش و محمدرضا دوست محمدي هستند كه آثار فرستاده شده را داوري كردند. از ميان ۱۸۴ هنرمند تنها ۳۸ هنرمند به مرحله دوم راه پيدا كردند و بعد از بررسي، آثار سه هنرمند در رتبه‌هاي اول دوم و سوم قرار گرفت و سه هنرمند نيز شايسته تقدير شدند.   دبير مسابقه «كارتون و كاريكاتور كتاب» با اشاره به مشاركت فرهنگسراي ارسباران در برگزاري مراسم اختتاميه گفت: اختتاميه اين مسابقه ۲۶ آبان از ساعت ۱۵ الي ۱۷ در سالن آمفي تئاتر فرهنگسراي ارسباران برگزار خواهد شد. همچنين آثار برگزيده در قالب يك كتاب با كيفيت از آثار منتخب جشنواره با همكاري خانه كتاب منتشر و در مراسم اختتاميه رونمايي خواهد شد. پس از مراسم اختتاميه نيز آثار برگزيده در گالري ارسباران به مدت يك هفته به نمايش گذاشته مي‌شود.   وي با اشاره به ديگر برنامه‌هاي اين مسابقه گفت: از ديگر برنامه‌هاي ما تجليل و نكوداشت جواد عليزاده؛‌ هنرمند كارتونيست، صاحب امتياز، مدير مسئول و سردبير برنامه طنز و كاريكاتور است. همچنين در حال رايزني براي استفاده از اين كاريكاتورها جهت نمايش در مكان‌هاي ديگر يا چاپ تقويم هستيم كه اميدواريم از اين طريق بتوانيم به پويايي مسابقه كمك كنيم.   بيست و ششمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران با شعار «حال خوش خواندن» از تاريخ ۲۴ آبان تا ۱ آذرماه با مشاركت بيش از ۶۰ نهاد و سازمان در سراسر كشور برگزار مي‌شود. ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 12:41:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267502/ارسال-۳۹۳-اثر-مسابقه-كارتون-كاريكاتور-كتاب دو دلیلی که از ترجمه و اجرای شکسپیر در ایران استقبال می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267288/دو-دلیلی-ترجمه-اجرای-شکسپیر-ایران-استقبال-می-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-فاطمه میرغیاثی: اگر اهل مطالعه هم نباشیم و نویسندگان را نیز نشناسیم برای یک بار هم که شده نام ویلیام شکسپیر به گوش‌‌مان خورده است و برخی از جملات قصار او را از زبان دیگران یا عکس نوشته‌‌های مختلف شنیده و خوانده‌ایم؛ شکسپیر از جمله نویسسندگانی است که برخی از آثارش در ایران بارها ترجمه شده است و گروه‌های تئاتری مختلف آن‌ها را اجرا کرده‌اند که از جمله آن می‌توان به نمایشنامه «هملت» اشاره کرد. ویلیام شکسپیر، نویسنده انگلیسی است که برخی او را بزرگ‌ترین نویسنده و شاعر ملی انگلستان و بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ می‌دانند. البته می‌توان گفت آثار او جهانی است و در بیشتر کشورهای دنیا ترجمه شده و نمایشنامه‌هایش در شهرها و روستاهای بی‌شماری به اجرا در آمده‌اند؛ بیش از چهار قرن از زمان حیات شکسپیر می‌گذرد و همچنان از آثار او در زمینه‌های مختلف از جمله تصویر و نمایش  اقتباس‌ می‌شود. نمایشنامه «شاه یوحنا» نمایشنامه تاریخی شکسپیر است که علی‌رضا مهدی‌پور آن را ترجمه کرده و به تازگی از سوی نشر چشمه منتشر شده است؛ این اثر برای اولین‌بار در ایران ترجمه شده است. از این رو گفت‌وگویی با مهدی‌پور، نویسنده و مترجم انجام داده است که در ادامه می‌خوانید. علت انتخاب شما برای ترجمه نمایشنامه «زندگی و مرگ شاه یوحنا» و این متن از آثار شکسپیر چیست؟ نمایشنامه­‌های شکسپیر معمولا به سه دسته تراژدی، کمدی و تاریخی تقسیم‌­بندی می­‌شوند. نمایشنامه «شاه یوحنا» نخستین نمایشنامه تاریخی شکسپیر از نظر ترتیب تاریخی است و قصد و آرزوی من ترجمه این سلسله نمایش‌ها بود. دلیل محکم‌تری هم داشتم و آن این که با وجود ترجمه مکرر بسیاری از آثار شکسپیر، این نمایشنامه هنوز ترجمه نشده بود. البته بین زمان ارائه آن به ناشر در سال 94 تا چاپ آن در امسال (97) ترجمه­ای دیگر از آن با نام «شاه جان» به بازار آمد.  همان‌طور که در مقدمه کتاب مطرح کردید لحن شکسپیر در نمایشنامه «زندگی و مرگ شاه یوحنا» شاعرانه است، در ترجمه آن با چه مشکلاتی مواجه بودید؟ ترجمه از شعر شکسپیر چه ویژگی‌هایی دارد؟ تنها لحن شکسپیر نیست که شاعرانه است بلکه زبان این نمایشنامه اساسا و تماما به شعر است و همان‌طور که در مقدمه کتاب آورده­‌ام این نمایشنامه مانند «ریچارد دوم» در قالب blank verse  سروده شده که موزون و عمدتا بی­‌قافیه است و فقط در پایان صحنه­‌ها و جاهای خاص ممکن است مقفا باشد. اگر این نمایشنامه به صورت شعر سنتی ترجمه شود، ای بسا به ابتذال بیانجامد و جنبه­‌های دیگر آن به ویژه به جنبه نمایشی آن لطمه ببیند. من متن را به نثر ادبی فارسی برگرداندم و تنها قسمت‌های مقفا را به صورت مثنوی ترجمه کردم. مشکل عمده ترجمه شعر به شعر در تجربه من این است که برخلاف آن چه که تصور می‌­شود، ترجمه شعر مقفا آسان‌تر از شعر بی‌­قافیه است و من این را در ترجمه­ پیشینم «منظومه حکایت‌­های کنتربری» اثر جفری چاسر تجربه کرده‌­ام. ترجمه منثور شکسپیر به مراتب از ترجمه منظوم چاسر دشوارتر است و کمتر به کمال و ایده‌­آل می‌­رسد.  از لحاظ تاریخی چه مقدار متن نمایشنامه «زندگی و مرگ شاه یوحنا» مستند است؟ و به نظر شما چهره‌ای که شکسپیر از شاه یوحنا در این نمایشنامه نشان می‌دهد تا چه اندازه با چهره واقعی او تناسب دارد و تا چه اندازه دور از شخصیت اوست؟ پرسشی متعارف که پاسخی مشکل دارد: پیشتر، نمایشنامه و دیگر متون داستانی را ادبیات تخیلی قلمداد می­‌کردند و تاریخ را واقعیت عینی و مستند. اما امروزه در گفتمان نقد پسامدرن واقعی و عینی بودن تاریخ زیر سئوال رفته چرا که آن چه از تاریخ می‌­بینیم خود نیز متن و روایت هستند و بنابراین نمی­‌توانند عینی و مستند باشند. از این رو هیچ اثر ادبی تاریخی را نمی‌­توان با واقعیت (که خود ناملموس و ذهنی است) وفق داد. درست است که شکسپیر از منابع به اصطلاح تاریخی استفاده کرد ولی علاوه بر دخل و تصرف خود از دخل و تصرف راویان و تاریخ­‌نگاران نیز مصون نبود. این البته به این معنی نیست که ارزش کار شکسپیر و یا دیگر نویسندگان نمایشنامه‌­های تاریخی کمتر از متون تاریخی است.   اما پاسخی متعارف: شاه یوحنا در تاریخ انگلستان چهره‌ه­ای ضد و نقیض دارد. طبق معمول، دوستانش او را ستوده و دشمنانش او را سخت نکوهیده­ و به سخره گرفته‌­اند. شکسپیر اما جانب اعتدال را پیش گرفته و از این نظر می‌­توان گفت نگاهش واقعگرایانه‌­تر بوده است. مواردی هم هست که شکسپیر آشکارا و عامدانه تاریخ را تحریف کرد تا با سبک و مضامین نمایشی­‌اش جور در بیاید. مثلا با استفاده از صنعت نابهنگام‌سازی (anachronism) توپ و تفنگ در نمایشنامه به کار برده، در حالی که در زمان شاه یوحنا این‌ها هنوز اختراع نشد و یا وارد انگلستان نشده بودند. همچنین، شکسپیر که در فضای ضد کاتولیک دوره ملکه الیزابت اول و شاه جیمز اول می‌­نوشت، اختلاف شاه یوحنا با پاپ را بزرگ‌نمایی کرده و حتی این شاه را شهید آرمان پروتستانیزم قلمداد کرد در حالی که این هنری هشتم (پدر ملکه الیزابت و سوژه آخرین نمایشنامه تاریخی شکسپیر از نظر ترتیب تاریخی) بود که بیعت خود با پاپ زمان را شکست و از کلیسای کاتولیک اعلام برائت کرد و خود را به مقام بالاترین مرجع مسیحی انگلستان منصوب کرد.   از دیدگاه شما به چه دلیل نمایشنامه‌های تاریخی شکسپیر کمتر ترجمه شده است؟ و به چه علت مترجمان سراغ این نوع نمایشنامه‌های شکسپیر نرفته‌اند؟ چرا، اتفاقا از ده نمایشنامه تاریخی شکسپیر بیش از نیمی از آنها ترجمه شد و برخی مانند «ریچارد سوم» بارها ترجمه شده‌­اند. یکی از مترجمان خوب نمایشنامه­‌های تاریخی شکسپیر آقای احمد خزاعی هستند که «ریچارد دوم»، «هنری چهارم» (بخش یک و دو) و «هنری پنجم» را ترجمه کرد. شاید علت کم کاری نسبی در ترجمه نمایشنامه‌های تاریخی این باشد که مترجمان و خوانندگان و هنرمندان تراژدی‌­ها و کمدی­‌های شکسپیر را جهان‌شمول­‌تر و قابل فهم‌­تر می­‌یابند و نمایشنامه­‌های تاریخی را به تاریخ انگلستان محدود می­‌شمارند.   لیرشاه و دلقک در طوفان، اثر ویلیام دایس آیا در دوره‌ای که گرایش به ترجمه آثار مدرن در تئاتر افزایش پیدا کرده است ترجمه کردن و روی صحنه بردن آثار او در ایران با استقبال مواجه می‌شود؟ در کشورهای دیگر چه مقدار از این نوع آثار شکسپیر استقبال شد و روی صحنه اجرا می‌شود؟ دست کم به دو دلیل از ترجمه و اجرای آثار شکسپیر در ایران استقبال می­‌شود: نخست اینکه شکسپیر در میان نمایشنامه­‌نویسان انگلیس و حتی جهان یک استثناست و همیشه تأمل برانگیز و جذاب بوده است و در بسیاری از کشورها از جمله ایران هم خواننده و تماشاگر فراوان دارد. دوم این که فضا و مضامین نمایشنامه­‌های شکسپیر و کلا دوره رنسانس برای ما ایرانی­‌ها (و خاورمیانه) ملموس‌­تر است تا خود غربی­‌ها. البته منظور از این نکته تحقیر و کم بها دادن به فرهنگ خاورمیانه نیست بلکه به این معنی است که مدرنیزاسیون پرشتاب غرب آنها را با آثار تاریخی و کلاسیک خودشان بیگانه کرده، در حالی که جوامع خاورمیانه هنوز پای در سنت‌­ها دارند و آثار تاریخی آنها را بهتر می‌­فهمند. از نمایشنامه‌های «شاه یوحنا» و «ریچارد دوم» در انگلستان استقبال می‌شود؟ نمی­‌دانم. اگر چه مثل دیگر آثار شکسپیر فیلم­‌های خیلی خوبی از این دو نمایشنامه ساخته شد و شاه یوحنا به قدری مشهور است که والت دیسنی کارتون معروف رابین هود را در هجو او ساخته است. علیرضا مهدی‌پور عبدالله کوثری از نمایشنامه «ریچارد سوم» ترجمه‌ای انجام داده است؛ شما آن را خوانده‌اید؟ این ترجمه و اثر را در چه وضعیتی می‌بینید؟ متأسفانه هنوز توفیق خواندن آن را پیدا نکرده­‌ام اما یقین دارم که ترجمه­ این استاد پیشکسوت و خوش­ ذوق بسیار ارزشمند و خواندنی است. اثر جدید برای ترجمه در دست دارید؟ ترجمه‌­ام از «مکبث» آماده انتشار است و ترجمه برخی دیگر از آثار شکسپیر را آغاز کرده بودم، از جمله «ریچارد دوم» (که دومین نمایشنامه تاریخی شکسپیر است) و «هنری چهارم» (بخش نخست) و یک کمدی به نام «خنده‌­بازار خطاها» (که به نام کمدی اشتباهات توسط زنده­‌یاد علاءالدین پازارگادی ترجمه شده بود). به دلیل ادامه تحصیل مدتی وقفه‌ای در ترجمه­‌ها ایجاد شد. اما اثر جدیدی نه در دست ترجمه که در دست چاپ دارم که قدیمی­‌تر از همه ترجمه­‌هایم هست و به علت سنگینی کار انتشار آن به تعویق افتاد. این اثر «کلیات حکایت‌­های کنتربری» اثر جفری چاسر پدر شعر انگلیسی و معاصر حافظ شیرازی و عبیدزاکانی است. بخشی از آن در دو جلد در سال 88 منتشر شده بود و در اوایل سال 92 تمامی اثر ترجمه و ویرایش و به ناشر ارائه شد. من سیزده سال روی این اثر کار کرده‌­ام و و پنج سال هم به انتظار انتشار آن نشسته­‌ام (و ترجمه­‌هایم از شکسپیر و یک رمان از شرلی جکسون حاصل این انتظار بود). نشر چشمه وعده داد که اگر خدا بخواهد «حکایت­‌های کنتربری» در سال آینده (98) چاپ شود. این اثر عمدتا منظوم است و من آن را در قالب مثنوی و با یک وزن ترجمه کرده‌­ام و من این موفقیت را مدیون معجزه کلامی جفری چاسر هستم:                    طبع من خام و زبانم از سرودن قاصر است                    آن چه آمد ترجمان طبع جفری چاسر است   ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 06:07:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267288/دو-دلیلی-ترجمه-اجرای-شکسپیر-ایران-استقبال-می-شود افتتاح نمایشگاه آثار نقاشی محمدعلی علومی در نمایشگاه کتاب کرمان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267466/افتتاح-نمایشگاه-آثار-نقاشی-محمدعلی-علومی-کتاب-کرمان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از کرمان, امروز دوشنبه بیست‌ویکم آبان‌ماه و در سالروز زلزله کرمانشاه، نمایشگاه آثار نقاشی محمدعلی علومی در کرمان افتتاح می‌شود. مراسم افتتاحیه نمایشگاه نقاشی محمدعلی علومی نویسنده و طنزپرداز در نمایشگاه کتاب کرمان برگزار می‌شود. امروز دوشنبه ۲۱ آبان ماه و در سومین روز برگزاری هفدهمین نمایشگاه بزرگ کتاب کرمان، نمایشگاهی از آثار نقاشی محمدعلی علومی نویسنده و طنزپرداز افتتاح می‌شود. در این مراسم محمدعلی جوشایی (شاعر)، سیامک زند‌رضوی (جامعه‌شناس) و جمعی از نویسندگان، هنرمندان و اهالی رسانه حضور خواهند داشت. این نمایشگاه امروز و همزمان با سالروز زلزله کرمانشاه و از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی کرمان طبقه دوم سالن باستانی‌پاریزی برپا می‌شود. ]]> استان‌ها Mon, 12 Nov 2018 06:06:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267466/افتتاح-نمایشگاه-آثار-نقاشی-محمدعلی-علومی-کتاب-کرمان نامزدهای بخش کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267443/نامزدهای-بخش-کتاب-سینمای-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پنج فیلم راه‌یافته به مرحله نهایی جایزه کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند. بر اساس این خبر این فیلم‌ها به ترتیب حرف الفبا به شرح زیر هستند:   آن‌ سوی دریاچه، ساخته عماد خدابخش، بر اساس داستانی از سیامک گلشیری بازمانده، ساخته فرزاد قبادی‌نژاد، بر اساس داستانی از ریموند کارور بچه، ساخته مصیب حنایی، بر اساس داستانی از جلال آل‌احمد بی‌زمین، ساخته سرور مهدی بیگی‌سروستانی، بر اساس داستانی از بیژن نجدی موج کوتاه، ساخته محمد اسماعیلی، بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی گفتنی است داوری بخش کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران را محمدرضا گوهری، امیرحسن چهلتن و مهدی رحیمیان به عهده دارند. نفر سوم و دوم این بخش فردا در مراسم اختتامیه بخش کتاب-سینما در پردیس ملت و نفر اول روز سه‌شنبه 22آبان در اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه تهران در برج میلاد اعلام خواهند شد.       ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 12:43:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267443/نامزدهای-بخش-کتاب-سینمای-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران کدام فیلم‌های اقتباسی امروز در بخش «کتاب-سینما» اکران می‌شوند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267426/کدام-فیلم-های-اقتباسی-امروز-بخش-کتاب-سینما-اکران-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلم‌های «ثبوت» به کارگردانی مصطفی سلیمانی و «آن‌سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش فیلم‌هایی هستند که امروز از بخش کتاب-سینما در جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درمی‌آیند. فیلم کوتاه «ثبوت» ساخته مصطفی سلیمانی اقتباسی از داستان «پالتو سیاه» نوشته یکی از نویسندگان معاصر روسیه به نام‌ لردمیلا پتروشفسکایا است. این داستان در مجموعه داستان «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» با ترجمه آبتین گلکار از سوی نشر چشمه منتشر شده است. در خلاصه این فیلم آمده است: «دختری در یک ساختمان متروکه گم شده است. کنجکاوی‌اش باعث می‌شود بفهمد که این ساختمان و آدم‌هایش غریبه نیستند. فیلم «ثبوت» امروز در سالن 2 پردیس سینمایی ملت در سانس 5 از ساعت 19:45 تا 21:15 به نمایش درخواهد آمد. فیلم دیگری که امروز در بخش کتاب-سینما اکران می‌شود، فیلمی به نام «آن‌سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش است. این فیلم اقتباسی از داستان « ویلاهای آن‌سوی دریاچه» نوشته سیامک گلشیری است که در مجموعه داستان «رژ قرمز» از این نویسنده به چاپ رسیده است. در خلاصه این فیلم آمده است؛ «نیمه‌شبی دو مرد کنار دریاچه‌ای به هم برخورد می‌کنند، هر کدام رازی دارند...» فیلم «آن‌سوی دریاچه» امروز در سالن 4 پردیس سینمایی ملت در سانس 1 از ساعت 10 تا 11:30 به نمایش  درآمد.   ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 10:22:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267426/کدام-فیلم-های-اقتباسی-امروز-بخش-کتاب-سینما-اکران-می-شوند