خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Wed, 15 Aug 2018 16:14:29 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 15 Aug 2018 16:14:29 GMT هنر 60 هم‌نواز؛ 18قطعه برای هم‌نوازی ساز نی و سازهای کلاسیک ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264299/هم-نواز-18قطعه-هم-نوازی-ساز-نی-سازهای-کلاسیک-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیامک جهانگیری، آهنگساز، نوازنده و مدرس نی در مورد تازه‌ترین کتاب خود گفت: اجرای هم‌نوازی‌ها برای ساز نی به عنوان ساز اصلی می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری و پرورش شنواییِ هنرجویان داشته باشد، زیرا کنترل کوک و ثبات صدا در ساز نی در هم‌نوازی امر بسیار مهمی است. او درباره این کتاب و سی‌دی توضیح داد: در این مجموعه سعی شده است تکنیک‌های مختلف و ترکیب‌بندی صوتی ساز نی برای اجرای بهتر با ساز همراه مدّ نظر قرار گیرد. تغییر و تنوع در کوک، مایه، ریتم و سرعت در سه فرم پیش‌درآمد، چهارمضراب و رِنگ، ضمن آموزش محتوایی قطعه‌ها، ترکیب‌بندی و قابلیت‌های اجرایی ساز نی را در صدادهی با سازهای ملی موسیقی ایران نشان می‌دهد. همچنین در مورد اجرای قطعات گفت: در سی‌دی اول، قطعات به صورت سه‌نوازی نی و یک ساز ملودیک، و تمبک به عنوان ساز همراهی‌کننده اجرا شده است. در سی‌دی دوم با حذف ساز نی، هنرجوی نی‌نواز به عنوان هم‌نواز در ترکیب سازهای دیگر قرار می‌گیرد تا با توجه به آوانگاری قطعات و اجرای شنیده‌شده از طریق دیدن و شنیدن بتواند اجرای موزونی داشته باشد. وی در پایان خاطرنشان کرد: از آنجا که همواره امکان تمرین و هم‌نوازی با یک نوازنده به عنوان هم‌نواز میسر نیست شاید این شیوه تمرین و اجرا، ضمن ایجاد انگیزه در تقویت و تربیت شنوایی و درک ریتم و حفظ کوک، برای هنرجویان کارآمد باشد.   نوازندگان این مجموعه که همگی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشتۀ موسیقی دانشگاه تهران هستند عبارتند از: وحید فتایی (تمبک)، آفرین نظری‌جو (قانون)، مهرنوش ذوالفقاری (سنتور)، مهران معمارنژاد (تار)، حمید نشوادیان (سه‌تار)، یاسمین شاه‌حسینی (عود)، حامد خدامی (کمانچه). ]]> هنر Tue, 14 Aug 2018 05:15:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264299/هم-نواز-18قطعه-هم-نوازی-ساز-نی-سازهای-کلاسیک-ایران نخستین رویارویی‌های‌ هنر عصر ناصری با هنر غرب چگونه شکل گرفت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264207/نخستین-رویارویی-های-هنر-عصر-ناصری-غرب-چگونه-شکل-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مصطفی لعل شاطری، در کتاب نخستین رویارویی‌های‌ هنر عصر ناصری با هنر غرب (موسیقی، نمایش، نقاشی) به بررسی و توصیف چگونگی و نحوه نفوذ هنر غرب در هنر عصر ناصری پرداخته است. بر این اساس، پرسش‌‏های اصلی این اثر عبارت است از اینکه زمینه‌‏های مهم تاثیرپذیری از فرهنگ غرب در عصر قاجار و به‏‌ویژه دوران حکومت ناصرالدین‏شاه، چه بود؟ و نیز، نحوه نفوذ غرب در رایج‌‏ترین هنرهای این دوره‏ -همچون موسیقی، نمایش و نقاشی‏- تا چه اندازه و به چه شیوه و تأثیرگذاری آن بر جامعه و هنرمندان چه مقدار بود و چه تأثیراتی را به همراه داشت؟ یافته‌­های این پژوهش حاکی از آن است که عواملی همچون حضور میسیونرها، اعزام محصلان به غرب، تأسیس دارالفنون و سفرهای ناصرالدین‏شاه به فرنگ از زمینه‌‏های مهم تأثیرگذار بر حوزه هنری عصر ناصری بود. همچنین، در پی استقبال ناصرالدین‏شاه، که مهم‏ترین رکن جامعه محسوب می‏‌شد و از سویی حضور معلمان و محصلان بازگشته از اروپا در عرصه آموزش‏‌های هنری تا حد چشمگیری هنر غرب در ایران منتشر و رایج شد و متعاقباً‏ هنرمندان از سویی برای به دست آوردن رضایت شاه و درباریان و از سوی دیگر به دلیل خودباختگی نسبی، به این جریان شتابی بیش از پیش بخشیدند. از این رو، سبک‌‏های سنتی ایران رو به فراموشی و اضمحلال نهاد و سبک‌‏های غرب به عنصری غالب مبدل شد. این پژوهشگر حوزه تاریخ هنر ایران در مقدمه کتاب اشاره دارد، با وجود اینکه گزارش‌‏های تاریخی در این دوره مبنای اصلی اثر حاضر را تشکیل می‌‏دهند، در منابع و نیز در آثار محققان و پژوهشگران معاصر به‏ صورت موضوعی مستقل به این مسئله اشاره نشده ‏است. هرچند منابع تاریخی عصر ناصری درباره تأثیر غرب بر هنر این دوره به شکل مختصر و پراکنده اشاره‏‌هایی داشته‏‌اند، از دلایل تأثیرگذار در این‏ باره و همچنین چگونگی، آثار و پیامدهای این جریان سخنی به میان نیاورده‌‏اند. در تحقیقات معاصر نیز، اثر مستقلی که موضوع آن بررسی نفوذ هنر غرب در هنر عصر ناصری باشد وجود ندارد و در بهترین حالت، فقط به ذکر مختصری از هنرهای رایج و هنرمندان این دوره به ‏صورت کلی و عمومی پرداخته شده است. چنان‌که در این زمینه، می‏‌توان به سرگذشت موسیقی ایران اثر روح‌‏الله خالقی، تاریخ موسیقی ایران اثر حسن مشحون و تاریخ موسیقی نظامی ایران تألیف حسینعلی ملاح اشاره داشت که تا حدودی صرفا‏ به روند موسیقی در عصر ناصری اشاره داشته‏‌اند، اما به زمینه‌‏ها و چگونگی ورود هنر غرب به این حوزه نپرداخته‏‌اند؛ فقط ملاح اشاره‌‏هایی گذرا را بیان می‏‌کند. بی‏‌شک، تنها اثری که در حوزه نمایش عصر ناصری به سیر تحول این هنر اشاره‏‌هایی نسبتا مفید داشته ادبیات نمایشی در ایران، اثر جمشید ملک‏پور، است.  این پژوهش نیز فقط به سیر ادبیات نمایشی توجه کرده و تأثیرپذیری هنر ایرانیان و تأثیر آن بر جامعه هنری این دوره را چندان در اولویت قرار نداده و بیشتر تلاش خود را صرف بیان اصول و قواعد هنر نمایش‏نامه‏‌نویسی این دوره کرده ‏است. در حوزه نقاشی، تألیف رویین پاکباز یگانه‏ اثری است که به توصیف میزان تأثیر این هنر و متقابلاً هنرمندان این عصر از غرب پرداخته است؛ چنان‏که این اثر با عنوان نقاشی ایران از دیرباز تا امروز پژوهشی مستند در این باره محسوب می‌‏شود. اما پاکباز گاه با آوردن گزارش‏‌هایی بدون ذکر منابع تاریخی، کار خود را با نقصان نسبی مواجه کرده است. نخستین رویارویی‌های‌ هنر عصر ناصری با هنر غرب، از یک مقدمه و پنج فصل مجزا تشکیل شده است. در فصل اول، روابط فرهنگی‏- ‏هنری ایران با کشورهای اروپایی، از مغولان تا ابتدای عصر قاجار، بررسی شده ‏است. مطالب این فصل، که مقدمه‏‌ای برای ورود به بحث اصلی است، میزان روابط فرهنگی‏- ‏هنری دوران حکومت مغولان، آق‌‏قویونلوها، صفویه، افشاریه و زندیه را با غرب به صورت مجمل بیان می‌‏کند. در فصل دوم، زمینه‏‌های مؤثر در روند نفوذ غرب در ایران دوره قاجار، و به‏‌ویژه عصر ناصری، ذکر شده است، زیرا این عوامل بی‏شک مهم‏ترین علل رواج سبک‏‌های غربی محسوب می‏‌شوند که شامل حضور مبلغان مذهبی، اعزام محصلان به اروپا، تأسیس دارالفنون و سفرهای ناصرالدین‏شاه به فرنگ است. در این فصل، کوشیده شده به شکل مستقل و مجزا به میزان تأثیر این عوامل با دیدی علمی و به دور از جانب‏داری‏‌های رایج پرداخته شود. فصل سوم به بیان جایگاه موسیقی در دربار ناصرالدین‏شاه و تأثیر غرب بر آن اختصاص یافته ‏است. در پی سفرهای ناصرالدین‏شاه به غرب و از سویی جذب معلمان اروپایی و آغاز به کار آنان در دارالفنون، نخستین گام‏‌های حضور آموزش موسیقی به سبک و سیاق غربی، به‏‌ویژه در حوزه موسیقی نظامی، با تلاش‏‌های مسیو لومر فرانسوی فراهم شد که سایر حوزه‌‏های فعالیت‏‌های موسیقایی مرتبط را نیز تحت تأثیر نسبی خود قرار داد. بر این اساس، در فصل سوم به تشریح و تبیین این جریان پرداخته شده‏ است. در فصل چهارم، میزان تأثیر غرب بر نمایش ایران، که از قدمتی کهن برخوردار است، بررسی و مداقه شده ‏است. با آغاز نمایش‏نامه‌‏نویسی به سبک و سیاق اروپایی در آثار افرادی همچون آخوندزاده و تبریزی و پس از ترجمه نمایش‏نامه‌‏های نویسندگان غربی، به‌‏ویژه مولیر، و سپس اجرای این آثار در تماشاخانه دارالفنون، که به تقلید از تماشاخانه‏‌های فرنگ ساخته شده‏ بود، نخستین اقدامات به‏ منظور اشاعه و گسترش نمایش به ‏سبک غربی در پرتو حمایت ناصرالدین‏شاه انجام پذیرفت. از این رو، در فصل چهارم به‏ صورت مبسوط واکاوی این امر مد نظر است. فصل پایانی به یکی دیگر از حوزه‌‏های هنری متأثر از سبک‌‏های هنری غرب می‏‌پردازد. هنر نقاشی از دوره صفوی دستخوش تغییراتی‏- ‏گاه بنا به علایق پادشاهان و گاه از سوی هنرمندان این عرصه‏-‏ شد و این امر تا دوره قاجار ادامه یافت. با ورود به عصر ناصری، بنا به دلایلی همچون علایق مفرط شاه، حضور نقاشان اروپایی در دربار و حضور معلمان ایرانیِ فراگرفته فنون هنری غربی، به‌‏ویژه سبک‏‌های ایتالیایی، این هنر روندی متفاوت را طی کرد؛ چنان‏که افرادی همچون صنیع‌‏الملک و کمال‏‌الملک به تقلید نسبی از سبک‏‌های غربی روی آوردند و به‏‏‌تدریج آن را به سبکی غالب و رایج مبدل کردند. نخستین رویارویی‌های‌ هنر عصر ناصری با هنر غرب (موسیقی، نمایش، نقاشی)، به قلم مصطفی لعل شاطری (پژوهشگر تاریخ هنر، دانشجوی دکتری تاریخ)، در قطع رقعی و 328 صفحه به قیمت 30000 تومان در مرداد ماه سال جاری از سوی انتشارات مرندیز منتشر و شده است. ]]> هنر Sun, 12 Aug 2018 06:16:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264207/نخستین-رویارویی-های-هنر-عصر-ناصری-غرب-چگونه-شکل-گرفت آخرین فردی که در ظهیرالدوله دفن شده فروغ فرخزاد است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263752/آخرین-فردی-ظهیرالدوله-دفن-شده-فروغ-فرخزاد محمدجواد واسعی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اظهار کرد: در کتاب «ظهیرالدوله برگی شنیدنی از تاریخ موسیقی ایرانی» از علی‌خان ظهیرالدوله وزیر تشریفات ناصرالدین شاه، آرامگاه ظهیرالدوله و موسیقیدانانی که در آن باغ آرمیده‌اند نوشته‌ام. علی‌خان ظهیرالدوله از رجال مقرب دربار قاجاریه و وزیر تشریفات ناصرالدین شاه بود. ارتباط  ظهیرالدوله با بحث‌های هنری در این است که علی‌خان در سفرهای ناصرالدین‌شاه به فرنگ همراه او بوده و در آوردن بسیاری از هنرها مانند دوربین و سینما و فرهنگ‌های دیگر مانند کافه نقش بسزایی داشته است. این نویسنده گفت:‌ ظهیرالدوله در تاریخ فرهنگ و هنر ایران بسیار تاثیر گذار بود. ناصرالدین شاه اطلاعات زیادی از هنر و فرهنگ نداشت و وزیرش علی‌خان در این زمینه به او مشاوره می‌داد. ظهیرالدوله با منش، رفتار و اخلاقی که داشت بزرگان فرهنگی و هنری را در باغ خود دور هم جمع می‌کرد که در آن زمان با اسم جنبش مشروطه همراه بود. در باغ ظهیرالدوله کنسرت‌های خیریه برای فقیران و زلزله‌زدگان برگزار می‌کرد که از اولین کنسرت‌های موسیقی ایران بود. همچنین جشن‌های بزرگی که گاهی 24 ساعت به‌طو‌ل می‌انجامید در این باغ برگزار می‌شد که به دلیل خفقان سیاسی و اجتماعی موجود در جامعه و طبقه‌ای شدن جامعه به اشراف و کارگر اتفاق بزرگی در آن زمان بود. او در ادامه افزود:‌ رهبر کنسرت علی‌خان در باغ ظهیرالدوله غلامحسین درویش ملقب به درویش‌خان بود، او بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین موسیقیدان ایرانی است که در کنار ظهیرالدوله دفن شده است. درویش‌خان باعث شد بسیاری از موسیقی‌دانان در این کنسرت‌ها شرکت کرده و عضو اولین گروه موسیقی باشند. مانند ابوالحسن صبا و روح الله خالقی. ظهیرالدوله جزو اولین کسانی بود که نمایشنامه اجتماعی نوشت، او همچنین نخستین نمایشگاه عکاسی و نقاشی در تاریخ ایران را برگزار کرد. همه این فعالیت‌های هنری در باغ ظهیرالدوله انجام می‌شد. او درباره دلیل انتخاب اسم این کتاب گفت:‌ در این کتاب بیشتر به موسیقیدانان برجسته ایرانی پرداخته‌ام و کتاب را به گونه‌ای نگارش کردم که انتهای هر مطلب به مطلب بعدی آن ارتباط داشته باشد. یعنی در انتهای هر بخش فرد نام برده شده شاگرد یا استاد بوده که در بخش بعدی به آن پرداخته شده‌ است و ترتیب تاریخی ندارد. در انتهای کتاب نیز به معرفی برخی دیگر از شاعران و اساتید به صورت خلاصه پرداخته‌ام که آن‌ها هم مغفول نمانند. واسعی درباره منابع اصلی این کتاب گفت: در نگارش این اثر از کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» اثر روح‌الله خالقی که می‌توان گفت تاریخ و منبع اصلی موسیقی ایران است استفاده کردم. همچنین از کتاب‌های دیگری که در این زمینه وجود دارد و سایت ظهیرالدوله سود جستم و  تحقیقات میدانی انجام داده و از اساتیدی که در این زمینه فعالیت دارند پرس‌وجو کردم. نویسنده «لحظه‌ای درنگ» بیان کرد: علی‌خان ظهیرالدوله در زمان حیات خود زیر درختی به اسم داغداغان می‌نشست که پس از فوت نیز زیر همان درخت به خاک سپرده شد. این باغ پس از فوت او تبدیل به آرامگاه علی‌خان و بسیاری از بزرگان دیگر که نامشان در این کتاب آمده، شده است. از افرادی که در این باغ آرمیده‌اند می‌توان به تاثیرگذاران موسیقی در ایران مانند حسن تهرانی، روح الله خالقی، نورعلی برومند، حبیب‌الله سماعی، مرتضی محجوبی و بانوان ایرانی مانند قمرالملوک وزیری، همچنین از اهالی فرهنگ، ادب و از بزرگان عرصه شعر که بیشتر افراد جامعه با اشعارشان آشنایی دارند مانند فروغ فرخزاد، ایرج میرزا و رهی معیری نام برد. وی افزود:‌ همچنین کشتی‌گیران بزرگ مانند جهانبخت توفیق که اولین مدال طلای المپیک را دریافت کرد و از ارتشبدهای آن زمان و پزشکان دربار از افرادی هستند که در باغ ظهیرالدوله به خاک سپرده شده‌اند. طبق اسناد آخرین فردی که در این باغ دفن شده است فروغ فرخزاد است. منش و رفتار ظهیرالدوله باعث شد تمام بزرگان از تمام فرهنگ‌ها و شغل‌های آن زمان به خواست و وصیت خودشان در این آرامگاه دفن شوند. از دیگر زیبایی‌های این باغ که آن را از سایر آرامگاه‌های جهان متمایز می‌سازد این است که به  عنوان مثال در کشور آلمان شاید از یک آرامگاه به آرامگاه دیگر هزاران کیلومتر راه باشد و فاصله قبر گوته تا قبر دیگری زیاد باشد اما در این باغ تمام بزرگان یک قرن به خواست خودشان دفن شده‌اند. واسعی اظهارکرد:‌ باغ ظهیرالدوله آرامگاه بزرگی است اما متاسفانه به دلیل مسائل اجتماعی و توجه نکردن به این باغ دیوارها و قبرها در حال تخریب است. این باغ می‌تواند گردشگران ایرانی و خارجی بسیاری را جذب کند و از جاذبه‌های گردشگری منطقه یک تهران است. او درباره علت نگارش این کتاب بیان کرد: کتابی خاص در زمینه ظهیرالدوله و به‌ویژه موسیقیدان‌هایی که در آن‌جا آرمیده‌اند وجود ندارد، کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» از چیزهای بسیاری گفته و صرفا فقط درباره باغ ظهیرالدوله و افراد مدفون در آن نیست. اصلی‌ترین موضوعی که باعث شد این کتاب را به رشته تحریر دربیاورم آشنایی مردم، چه عوام چه خواص، مسئولین و گردشگران که می‌توانند فرهنگساز باشند؛ با این آرامگاه و افراد مدفون در آن بود. این نویسنده بیان کرد: کتاب ظهیرالدوله را در سال 93 نوشتم اما به دلیل بازار خراب چاپ و نشر امسال منتشر شده است. گفت‌وگویی با برخی از چهره‌های فرهنگی برای احیای باغ ظهیرالدوله داشتم که آن را مرمت کنیم و اختلافاتی که در زمینه این ملک شخصی است و ثبت رسمی نشده است را از بین ببریم. افرادی که در آن باغ آرمیده‌اند برای کل تاریخ موسیقی و فرهنگی ایران هستند، اگر بخواهیم در این زمینه به فکر منفعت‌طلبی شخصی باشیم از لحاظ فرهنگی ما را دچار مشکل می‌کند. او در پایان گفت: اگر سنگ‌ قبرها مرمت شود و راهنمایی داشته باشد که بتواند درباره بزرگان آرمیده در آن باغ توضیح بدهد می‌تواند از لحاظ گردشگری مفید باشد. تصور کنید گردشگران بر سر قبر هر موسیقیدانی که بروند قطعاتی از موسیقی‌اش پخش شود و اگر شاعر هستند فایل‌های شعرشان نشان داده شود. چون افراد فرهنگی بسیاری در آن‌جا به خاک سپرده شده‌اند و کارهای بسیاری در این زمینه می‌توان انجام داد.   نشر مولیان کتاب «ظهیرالدوله برگی شنیدنی از تاریخ موسیقی ایرانی» را در 143صفحه، 1000نسخه و با قیمت 14500تومان منتشر کرده است. ]]> هنر Sun, 12 Aug 2018 05:11:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263752/آخرین-فردی-ظهیرالدوله-دفن-شده-فروغ-فرخزاد سرگذشت جمال‌زاده روی صحنه‌ تئاتر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264181/سرگذشت-جمال-زاده-روی-صحنه-تئاتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش عروسکی «شاهکار» (سرگذشت جمال‌زاده) به کارگردانی لادن نازی با رویکردی اجتماعی که به واگویی زندگی ادبی سید محمدعلی جمالزاده می‌پردازد به مدت یک ماه ساعت 21:30 در سالن شماره دو پالیز به روی صحنه می رود. این اجرا تلفیقی از بازیگر و تکنیک‌های مختلف تئاتر عروسکی (تئاترکاغذی، سایه و میکرو تئاتر) است. این اجرا برهه‌ای از زندگی محمدعلی جمالزاده (پدرداستان نویسی معاصر ایران) را به تصویر می‌کشد که در آن زمان، دغدغه نوشتن دارد و  قصد دارد دوباره اثری خلق کند یا خیر. از عوامل این نمایش عروسکی تلفیقی می‌توان به :نویسنده: احسان بدخشان، طراح و کارگردان: لادن نازی ، بازیگران : روزبه حصاری ، مصطفی ملک مکان ، ایمان سلگی ، نسیم افشارپور ، سهیل قناعتی ،علی قربان خانی، میثاق اقا مولایی، پویا باقری ، افشین حسنلو،محمد رضا صفری، علی اکبر کرمی، یکتا حبیبی ، اتوسا بهشتی ، مونا عرب ، فاطمه بیک   , مدیر هنری : سجاد هاشمی ،طراح صحنه و نور :حسن زارع  ، طراح لباس : مهرناز عباسی ، برنامه ریز : رعنا معینی، اهنگساز : امیر سلامی، طراح گریم : ایلارغزنوی  اشاره کرد. ]]> هنر Sat, 11 Aug 2018 10:53:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264181/سرگذشت-جمال-زاده-روی-صحنه-تئاتر اقتباس نمایشی از داستانی به قلم ابوتراب خسروی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264064/اقتباس-نمایشی-داستانی-قلم-ابوتراب-خسروی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایش «این قصه را آهسته بخوان» با اقتباس از داستان «مرثیه باد» از داستان‌های مجموعه داستان «کتاب ویران» نوشته ابوتراب خسروی این روزها بر روی صحنه رفته است. مجموعه داستان «کتاب ویران» خسروی متشکل از ۸ داستان کوتاه است، و عنوان بهترین مجموعه داستان سال های ۸۹-۱۳۸۸از بنیاد گلشیری را نیز همراه خود دارد. « کتاب ویران» اثری پست‌مدرن است. خسروی در این اثر به مسائلی چون عشق، مرگ، زندگی و تداوم نسل پرداخته است.  در داستان «مرثیه باد» نویسنده، داستان سربازی به نام منصور را بازگو می‌کند که در دوران سربازی همسرش اشرف به ملاقاتش می‌آید و با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. از یک زمانی به بعد، یعنی از وقتی که منصور در خلال دوره سربازی‌اش به منطقه اعزام می‌شود باز خواننده شاهد ملاقات‌ها و گفت‌وگوهای آن دو با یکدیگر نیز هست. منصور اشرف را در قاب پنجره‌ای می‌بیند که با او صحبت می‌کند. اشرف روزی به او می‌گوید که صاحب فرزندی شده است. خواننده با خواندن این داستان به ادامه یافتن زندگی در ذهن منصور پی می‌برد. سربازی که خیال زندگی با همسرش را از راه دور در سر دارد. این اثر نمایشی، سومین نمایشنامه‌ای است که مهدی نصیری کارگردان این نمایش از داستان‌های ابوتراب خسروی اقتباس کرده است. این کارگردان پیش از این نیز از رمان‌های «اسفار کاتبان» و «رود راوی» به قلم همین نویسنده اقتباس داشته‌ است. نمایش «این قصه را آهسته بخوان» در سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز به عنوان یکی از پنج نمایشنامه ‌برگزیده بخش تولید متون، انتخاب شد. چاپ پنجم مجموعه داستان «کتاب ویران» نوشته ابوتراب خسروی به تازگی در 171 صفحه به قیمت 16000 تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.       ]]> ادبيات Tue, 07 Aug 2018 06:22:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264064/اقتباس-نمایشی-داستانی-قلم-ابوتراب-خسروی آیین سپاس «استاد محمد بهرامی» با حضور آیدین آغداشلو http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264020/آیین-سپاس-استاد-محمد-بهرامی-حضور-آیدین-آغداشلو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نمایشگاهی با آثار «استاد محمد بهرامی» در این برنامه گشایش می یابد.   تمبر یادبود «استاد محمد بهرامی» با حضور استادان آیدین آغداشلو، رضا بانگیز، قباد شیوا ، علی اکبرصادقی، حسین محجوبی، مجید بلوچ، عباس مشهدی زاده، ابراهیم حقیقی، فرزاد ادیبی، کورش قاضی مراد، جمشید حقیقت شناس، سیروس آقاخانی در این برنامه رونمایی می‌شود. محمد بهرامي متولد سال 1305 است . وی طراح گرافیک ، نقاش و نگارگر از پايه گذاران گرافيك نوین ايران است و در صنايع مستنظرفه نزد استادان نقاشي ملي و سنتي ايران به فراگيري اين هنر پرداخت و از دانشكده هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شد. او دوره عكاسي را در انستيتو عكاسي نيويورك با درجه ممتاز به پايان رساند.  بهرامی سال 1325 نخستین آتلیه خود را به نام «آرک» از نخستین آتلیه های گرافیک ایران را با همکاری شاگردش جواد هاتف در خیابان لاله‌زار تاسیس کرد وبسیاری از استادان گرافیک و هنرهای تجسمی از جمله مرتضی ممیز، آیدین آغداشلو ، محمد احصایی ، علی اکبر صادقی ، پرویز کلانتری ، ‌محمد تجویدی ، بوریس آسیریان، علی شاه‌میری ، حسین اسلامیان ، محمد علی زاویه ، علی اصغر معصومی، عباس کوه‌زاد و بیوک احمری در این آتلیه با او همکاری داشتند. محمد بهرامی سال‌هاست به تالیف کتاب «تاریخ هنر ایران» مشغول است و بدین منظور چند کتاب دیگر را نیز ترجمه کرده است. وی همچنین با تصویرسازی و نگارگری شاهنامه مجموعه نفیسی را به چاپ ‌رسانده است که دسامبرسال 1972برابر با آذر1351  از سوی بخش فرهنگی سازمان ملل متحد در مقر این سازمان در نیویورک به نمایش در آمد. همچنین نمایشگاه آثار استاد بهرامی تا 28 مرداد در گالری شماره یک ارسباران برای بازدید عموم به نمایش گذاشته می شود.                                      ]]> هنر Mon, 06 Aug 2018 08:25:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264020/آیین-سپاس-استاد-محمد-بهرامی-حضور-آیدین-آغداشلو دولت‌آبادی: صدا در کتاب «سحرگاه سوم» عنصری نمایشی است/ فدایی‌حسین: هنگام نگارش اثر از انتهای آن خبر ندارم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263994/دولت-آبادی-صدا-کتاب-سحرگاه-سوم-عنصری-نمایشی-فدایی-حسین-هنگام-نگارش-اثر-انتهای-خبر-ندارم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از حوزه هنری، مراسم رونمایی از تازه‌ترین نمایشنامه سید حسین‌ فدایی‌حسین در قالب کتابی با عنوان «سحرگاه سوم» امروز (یک‌شنبه 14 مردادماه) در حوزه هنری برگزار شد. حسن دولت‌آبادی، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و پژوهشگر تئاتر کودک و نوجوان، در این برنامه با بیان اینکه پیش از این واحدهای کودک و نوجوان، در بخش‌های مختلف هنری و ادبی حوزه هنری مرکز فعالیت داشتند، اظهار کرد: با تاسیس و راه‌اندازی حوزه هنری  کودک و نوجوان، این مراکز تجمیع شدند و در کنار هم فعالیت خود را ادامه دادند. وی ادامه داد: در چند سال نخست فعالیت‌ها، تمرکز ما در دفتر تئاتر کودک و نوجوان حوزه هنری بر تولید محتوا بود. در همین راستا کتاب‌هایی درباره تئاتر کودک و همچنین نمایشنامه‌های کودک و نوجوان تولید و بخشی از این آثار را تا به امروز منتشر کرده‌‌ایم. دولت‌آبادی خاطرنشان کرد: مجموعه نمایشنامه‌هایی با عنوان «عروسک‌ها از بهشت می‌آیند» را به نویسندگان سفارش داده‌ایم و تاکنون 10 جلد از این مجموعه تهیه و تولید شده است. همچنین مسابقه‌ای تحت عنوان نمایشنامه‌نویسی كودک و نوجوان ویژه استعدادهای تازه در طول این سال‌ها راه‌اندازی کردیم و تمرکز ما در این مسابقه بر پرورش استعدادهای جوان عرصه نمایشنامه‌نویسی و همچنین تولید و چاپ نمایشنامه‌های کودک بومی بوده است. دولت‌آبادی در ادامه سخنانش ضمن تشریح داستان نمایشنامه «سحرگاه سوم» اثر تازه حسین فدایی‌حسین، اظهار کرد: این نمایشنامه سرشار از نشانه و نماد است. این اثر دارای هفت صحنه است و صحنه اصلی و پایه‌ای آن قطار است. اما بنا بر ضرورت داستان، از صحنه قطار به صحنه‌های دیگر هم می‌رویم. وی اظهار داشت: پس از خواندن این نمایشنامه، از بهره بردن فدایی‌حسین از صدا بسیار لذت بردم. صدا در این نمایشنامه کاراکتر و عنصری نمایشی است. صدا تنها رنگ نیست. به موازات تکامل یافتگی کاراکترها و انسان‌ها، که از جایی شروع می‌شوند و به تکامل می‌رسند، صدا هم در این نمایشنامه از جایی شروع می‌شود و به تکامل می‌رسد. دولت‌آبادی با تاکید بر اینکه ریتم در شعر و موسیقی تکرار شونده است، گفت: در تئاتر اصطلاح ریتم به کار نمی‌رود، بلکه از اصطلاح ضرباهنگ استفاده می‌کنیم. ضرباهنگ سیری پیش‌برنده دارد و در داستان و نمایشنامه هم شاهد ضرباهنگ هستیم. فدایی‌حسین نیز در این اثر، صدای قطار را با ضرباهنگی دقیق، به تکامل می‌رساند. این نمایشنامه‌نویس همچنین گفت: فدایی‌حسین شعار نمی‌دهد و می‌خواهد با المان‌ها و نشانه‌ها بگوید آدم‌ها خاکستری هستند و قرار نیست تمام مشکلات جهان حل شود.   حسین فدایی‌حسین نمایشنامه‌نویس، مدرس و منتقد عرصه تئاتر کودک و نوجوان نیز درباره انتشار نمایشنامه تازه‌اش توسط نشر سوره مهر، اظهار کرد: در زمانه‌ای که کتاب کمترین ارزش را در جامعه به عنوان یک محصول فرهنگی دارد، حوزه هنری همت والایی برای انتشار و تبلیغ کتاب داشته است. امروزه کمتر ناشری پیدا می‌شود که برای آثارش رونمایی و نشست‌های معرفی و نقد برگزار کند. وی افزود: نمایشنامه «سحرگاه سوم» را طی سفارشی از سوی حوزه هنری استان تهران نوشتم. سفارش نگارش یک اثر نیز فرصت و انگیزه خوبی است تا بتوان با فراغ بال به تولید یک اثر هنری دست زد. این روزها، نویسندگان آثارشان را می‌نویسند و سپس به دنبال ناشر و محلی برای انتشار می‌گردند. اینکه درباره موضوعی سفارش کار داده می‌شود، نشان دهنده اهمیت موضوع است. فدایی‌حسین همچنین گفت: امیدوارم انتشار این‌گونه آثار بتواند گامی در مسیر توسعه تفکر شیعه باشد. تلاش داشته‌ام تا در این نمایشنامه اتفاقی مهم در تاریخ اسلام را به گونه‌ای روایت کنم که تاثیرش در زندگی امروز مشخص شود. وی با اشاره به بهره‌گیری‌اش از صدا در نمایشنامه «سحرگاه سوم» نیز گفت: صدای قطار عنصری مهم در این نمایشنامه است. انتخاب قطار به عنوان بستر کار در راستای پیشبرد قصه است و مسیری که شخصیت‌ها به وسیله قطار طی می‌کنند به ضرورت داستان شکل گرفته است. این نمایشنامه‌نویس همچنین گفت: بسیاری از نشانه‌ها و نمادهایی را که آقای دولت‌آبادی در تحلیل این اثر برشمردند در هنگام نگارش آن و از پیش تعیین نکرده بودم. تنها عناصر نمایشنامه را انتخاب می‌کنم و وقتی عناصر به درستی انتخاب و طراحی شد، خود را به دست داستان و شخصیت‌ها می‌سپارم و آن‌ها مرا به پیش می‌برند. در واقع وقتی شروع به نگارش اثر می‌کنم، از انتهای آن خبر ندارم. وی همچنین گفت: دیالوگ‌هایی که در نمایشنامه برای شخصیت‌ها نوشته می‌شود باید پیش از مخاطب، خود نویسنده را به وجد بیاورد و برایش جالب باشد. من به جزئیات اتفاقاتی که قرار است در نمایشنامه‌ام رخ دهد واقف نبودم و معتقدم اگر نویسنده از پیش تمام ساختار و جزئیات اثرش را بداند، آن اثر دارای جذابیت و کشش لازم از نگاه مخاطب نخواهد بود. گفتنی است‌، نمایشنامه «سحرگاه سوم» به قلم سید حسین‌ فدایی‌حسین به همت حوزه هنری کودک و نوجوان توسط انتشارات سوره مهر در 48 صفحه چاپ و منتشر شده است. ]]> هنر Sun, 05 Aug 2018 12:11:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263994/دولت-آبادی-صدا-کتاب-سحرگاه-سوم-عنصری-نمایشی-فدایی-حسین-هنگام-نگارش-اثر-انتهای-خبر-ندارم جایزه سیف‌الله داد به سیدمهدی شجاعی اهدا می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263050/جایزه-سیف-الله-سیدمهدی-شجاعی-اهدا-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه سینما، مراسم بزرگداشت داریوش اسدزاده، ابوالحسن تهامی‌نژاد و داریوش مهرجویی در بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران برگزار می شود و جایزه سیف الله داد نیز به پاس یک عمر خدمت به فرهنگ و هنر ایران به سید مهدی شجاعی اهدا خواهد شد. این مراسم با حضور سینماگران، مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی و هنری کشورمان ساعت 20 یکشنبه 28 مرداد ماه در باغ کتاب تهران برگزار می شود.   داریوش اسدزاده: داریوش اسدزاده متولد 1302 در کرمانشاه دوره دبیرستان را در مدرسه دارالفنون به پایان رسانده و فارغ التحصیل دانشکده بازرگانی و دارایی، همچنین دارای مدرک دکترا در رشته «ادبیات هنر» از دانشگاه تهران است. او از 20 سالگی وارد عرصه بازیگری شدو از همراهان تئاتر نصر بود. اسدزاده در بسیاری از فیلم های کوتاه و همچنین در بیش از 81 فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است. تالیف کتاب هایی درباره تاریخ تئاتر ایران و تاریخ تهران از جمله فعالیت های وی در حوزه نوشتار است.   ابوالحسن تهامی نژاد: ابوالحسن تهامی نژاد متولد 1317 در تهران و از گویندگان و سرپرستان پیش کسوت گفتار فیلم و همچنین از مترجمان با سابقه سینمایی کشور است. وی از سال 1337 کار دوبله را آغاز کرد. تهامی نژاد برای نخستین بار آنونس گویی را به صورت هنری و حرفه ای با ادبیات ویژه، مرسوم کرد و با سابقه روزنامه نگاری اش اولین کسی بود که نقد دوبله را به صورت جدی در مطبوعات بنیان گذاشت. مخاطبان سینما و تلویزیون کشور با صدای گرم وی بر بسیاری از چهره های بزرگ سینمای جهان و ایران آشنا هستند و آثار بیشماری از تاریخ سینمای دنیا برای نمایش در سینما و تلویزیون کشورمان تحت مدیریت وی دوبله شده است. تهامی‌نژاد از سال 1340 کار ترجمه را آغاز کرد و بیش از 20 کتاب که 5 عنوان آن (هملت، هنری پنجم، جولیوس قیصر، رومئو و ژولیت و تاجر ونیزی) از آثار شکسپیر را ترجمه کرده است. وی همچنین کلیه آثار اسکاروایلد و "زندگی کوروش» اثر گزنفون را به فارسی برگردانده است. تهامی نژاد به همراه همسرش  امید بهبهانی (زبان شناس و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی) کتاب بررسی ادبیات معنوی را که هم اکنون کتاب درسی دانشگاه است تالیف کرده‌اند.   داریوش مهرجویی: داريوش مهرجويي متولد 1318 در ايلام است. وی فارغ التحصیل فلسفه از دانشگاه یو سی ال ای آمریکا است و در سال های دور سردبیری نشریه پارس ریویو لس آنجلس را به عهده داشته است. مهرجویی در سال 1348 فیلم گاو را ساخت که برای سینمای ایران، جوایز متعددی را از جشنواره های بین المللی به همراه داشت و فصل جدیدی را در سینمای ایران رقم زد. او بالغ بر 24 فیلم سینمایی با عنوان کارگردان، 22 فیلم سینمایی با عنوان نویسنده فیلمنامه و 13 فیلم را در مسند تهیه کننده در کارنامه خود دارد. وی همچنین به عنوان طراح و مدیر هنری، تدوین گر و سرمایه گذار نیز در سینما فعالیت داشته است.   سید مهدی شجاعی: سید مهدی شجاعی متولد 1338 در تهران و فارغ التحصیل نمایش نامه نویسی و ادبیات دراماتیک است. وی سال ها مسوولیت صفحه های فرهنگ و هنری روزنامه جمهوری اسلامی و سردبیر ماهنامه صحیفه را به عهده داشت و هم زمان «انتشارات برگ» را مدیریت می کرد. قطعات ادبی، داستان ها و نمایش نامه های او در قالب چندین کتاب منتشر شده است. فیلمنامه های بدوک (1370)، قله دنیا(1374)، پدر (1374)، کمین(1375)، مسیر عشق (مسافر کربلا) (1387) در کارنامه سینمایی او به چشم می خورد. وی در بسیاری از هیات های داوری در جشنواره های تئاتر کشور حضور داشته است و علاوه بر آن عضویت در شورای سیاستگزاری تئاتر کشور، عضویت در هیات مدیره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، عضویت در شورای سیاستگزاری حوزه هنری، عضویت در هیات امنای بنیاد سینمایی فارابی، عضویت در شوراهای نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عضویت در هیات داوران جشنواره بین المللی فیلم قاهره، فیلم فجر و... از دیگر سوابق سید مهدی شجاعی است. فیلمنامه 26 قسمتی حضرت یوسف(ع) با عنوان «یعقوب ترین یوسف، یوسف ترین زلیخا» و سرپرستی دایره المعارف امام حسین (ع) از دیگر فعالیت های تحقیقی او به شمار می رود که اولین مجلدهای آن منتشر شده است. شجاعی بیش از 25 تالیف و 43 ترجمه منتشر شده برای کودکان و بیش از 42 تالیف داستان و رمان در زمینه بزرگسالان دارد.       ]]> هنر Sat, 04 Aug 2018 10:21:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263050/جایزه-سیف-الله-سیدمهدی-شجاعی-اهدا-می-شود اهدای تندیس سرو خانه هنرمندان به داریوش اسدزاده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263903/اهدای-تندیس-سرو-خانه-هنرمندان-داریوش-اسدزاده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین رونمایی از دو کتاب «طهران به روایت داریوش اسدزاده» و «در بیابان سحر فرا می‌رسد کسی این را می‌داند...» اثر نسیم خلیلی، عصر روز پنجشنبه (11مرداد ماه) در خانه هنرمندان برگزار شد.   در این مراسم بهزاد خداویسی از بازیگران سینما و تلویزیون به عنوان مجری و داریوش اسدزاده، مجید رجبی‌معمار مدیرعامل خانه هنرمندان، نسیم خلیلی، مرتضی حسینی ویراستار کتاب «طهران به روایت داریوش اسد زاده»  و شیخی مدیر مسئول و موسس نشر فاصله سخنرانی کردند.   بهزاد خداویسی در این مراسم ضمن معرفی این دو اثر و نویسندگان آن‌ها درباره داریوش اسدزاده گفت: من از شاگردان این هنرمند هستم و در کارهایی همراه اسدزاده بازی کرده‌ام و او در یکی از فیلم‌های کمتر دیده شده من به نام «هفت خاطره» نقش آفرینی کرده‌اند. اسدزاده کتابخانه بسیار خوبی دارد و حافظه‌ای بسیار قوی، همچنین اطلاعات خوبی در زمینه هنر، تاریخ و به ویژه هنرهای نمایشی دارد.   داریوش اسدزاده ضمن تعریف خاطراتی از ورود خود به عرصه هنر گفت: بسیار خواندم و نوشتم و بازی کردم و اگر بخواهم درباره تاریخ این مملکت صحبت کنم، حرف بسیار است اما مقدور نیست و فرصت نیست. این کتاب خاطرات کوچکی از سال‌های  1320 به بعد است. 20 نمایشنامه از سال 1320 است که مردم ببینند، بخوانند و دانند که در آن زمان ما برای مردمی که تئاتر را نمی‌شناختند چه نمایشنامه‌هایی را نوشته و اجرا کردیم و مردم را راغب کردیم که به سمت تئاتر بیایند. در ادامه این هنرمند خاطراتی ازاولین حضور خود در صنه تئاتر تعرف کرد و گفت: در اولین کار خود به عنوان سیاهی لشکر ایفای نقش کردم. در آن زمان ما را به عنوان مطرب می‌شناختند و ارزشی برای ما قائل نبودند. هیچکس قدیمی‌تر از من در ایران و در تهران نیست.   مجید رجبی‌معمار، مدیر عامل خانه هنرمندان، گفت: امروز به بهانه رونمایی از کتاب «طهران به روایت داریوش اسد زاده» تقدیر و تجلیلی از خدمات و زحمات داریوش اسدزاده نیزمی‌شود. رجبی در این قسمت تندیس سرو خانه هنرمندان را به داریوش اسدزاده تقدیم کرد. نسیم خلیلی نویسنده کتاب «در بیابان سحر فرا می‌رسد کسی این را می‌داند...» ضمن ابراز مسرت از رونمایی کتاب خود در کنار کتاب داریوش اسدزاده گفت: این کتاب یازدهمین کتاب من است و نسبت به سایر آثار برای من شاخص‌تر است چون روح، جان و عاطفه من درگیر نوشتن شده و مسائل بغرنج جهان امروز را در آن بازتاب داده‌ام. خاطرات جنگ و خاطراتی همراه غم و شادی. تلاش کردم مسائلی که ذهن و روح مرا درگیر خود کرده را در قالب یک روایت داستانی بازگو کنم. می‌توانم ادعا کنم که در این کتاب از دو منظر داستان را روایت کردم. قصه زن روان‌پریش که خاطرات کودکی‌اش روحش را تسخیر کرده و به پیشنهاد دکتر تلاش می‌کند نوشتن درمانی کند و روایتی از زبان زن روان‌پریش. تمام فضاهایی که در این کتاب روایت شده مانند گندم زار و مسجد وغیره عینی و واقعی است.   جهانبخش سلطانی، بازیگر درباره اسدزاده بیان کرد: رسالت یک هنرمند در این است که زیبا نگاه کند و زیبا خلق کن، چرا چون وظیفه خلیفه الله در روی زمین را انجام می‌دهیم. در چنین روزگاری زیبا نگاه کردن باعث زیبا خلق کردن می‌شود. او همچنین بیتی کوتاه خواند و با آن به توصیف این زیبا آفریدن پرداخت.   بهمن دان، بازیگر ضمن تعریف کردن خاطره‌ای از اسدزاده درباره این هنرمند گفت: او در حیطه نویسندگی و بازیگری فعالیت‌های بسیار خوبی انجام داده است.   مرتضی حسینی ویراستار کتاب «خاطرات طهران به روایت داریوش اسدزاده»، از اهمیت خاطره نویسی به عنوان یکی از اجزا تاریخ شفاهی چنین گفت: در دو دهه اخیر در ایران تاریخ شفاهی کمی پرنگ‌تر شده و با آن همراه هستیم؛ هرچند نسبت به سایر کشورها عقب هستیم، در دانشگاه هاروارد آمریکا از دهه 40 میلادی تاریخ شفاهی کلید خورده و مبانی نظری آن کار شده است. اما در ایران به تازگی وارد این حوزه شده و بسیار محدود در این زمینه کار شده است و عمدتا به جنگ هشت ساله با عراق پرداختند.   او در ادامه افزود: بی شک جای دارد که روایت‌های مختلفی از راویان متعدد در حوزه تاریخ شفاهی و به نوعی به بخش‌های تاریک تاریخ معاصر ایران پرداخته شود چرا که تاریخ را به شکل مکتوب عمدتا فاتحان می‌نویسند اما تاریخ شفاهی این امکان را فراهم می‌کند هر یک از افراد بتوانند روایت‌های خود را نقل کنند. در اینجا اسد زاده در دهمین دهه از عمر خود این امکان را برای ما فراهم کرده که به دهه بیست و سی برگردیم و تاریخ را به گونه‌ای دیگر بخوانیم. قسمت‌هایی از تاریخ که در مکتوب نویسی تاریخ گفته نشده است در مکتوب‌نویسی تاریخ را به گونه‌ای و برای نسل‌های بعد و اهداف دیگر می‌نویسند اما در تاریخ شفاهی با یک راوی دست اول و شاهد عینی روبه رو هستیم او آنچه را که در آن فاعلیت داشته را بیان می‌کند. این کتاب بی شک می‌تواند به عنوان یک منبع مورد استفاده قرار بگیرد و پژوهشگران با استفاده از آن می‌توانند نقاط تاریک تاریخ ایران را روشن کنند.   شیخی مدیر مسئول نشر فاصله از فعالیت‌های این نشر، کتاب‌هایی که منتشر کرده حرف زد و گفت: در کتاب «خاطرات طهران، به روایت داریوش اسدزاده» خاطراتی که این هنرمند در محافل گوناگون نقل کرده و همچنین خاطرات دست اولی که تا به حال بیان نکرده‌اند، جمع‌آوری و استفاده شده است. همچنین ضمن بیان این که نثر نسیم خلیلی در این اثر موجز و خوشخوان است روایتی جذاب دارد گفت مجموعه داستانی به  قلم همین نویسنده به نام «افرا در باران» در دست انتشار است.   این جلسه با پرسش و پاسخی از داریوش اسدزاده به پایان رسید. همچنین این دو کتاب با امضای نویسندگانش در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. ]]> هنر Fri, 03 Aug 2018 10:03:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263903/اهدای-تندیس-سرو-خانه-هنرمندان-داریوش-اسدزاده زمانی که در آن کلاغ‌ها به جای اسب‌ها شیهه می‌کشند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263898/زمانی-کلاغ-ها-جای-اسب-ها-شیهه-می-کشند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_کیارش وفایی:لزوم اهمیت به زاویای متعدد می‌تواند باعث شود تا دیدگاه بشری در جهت ترغیب به پیدا کردن پاسخ‌های ذهنی خود راهکاری مناسب را برگزیند. راهکاری که در آن بسیاری از مسائل مورد بررسی قرار می‌گیرد و حتی جایگاهی برای یقین داشتن به نوع چگونه زیستن را تعریف می‌دهد. حال ضرورت این پردازش تنها جزئی از کل است و نه تمام آنچه که باید دانست. گاهی در روزگاری همه چیز به سوی تمدن‌های بی‌پایه و اساس عصر تکنولوژی سوق پیدا می‌کند باید حواسمان باشد پیرامون جوامع بشری چه عنوان‌هایی همچنان دارای اهمیت هستند که گاهی آنها را به فراموشی می‌سپاریم. حال باتوجه به اینکه ذوق بشری در راستای تامین خواسته‌ها و نیازهای امروزی تعریف می‌شود باید اشاره داشت دلیل این رویکرد بر چه مبنا می‌تواند ساختار قابل دفاعی را به خود بگیرد. لذا بازتاب اهمیت این موضوع در مولفه‌های فرهنگی با توجه به ارتباط مستقیم مخاطب با اثر می‌تواند تاثیرگذاری مثمرثمری را رقم بزند. البته دارا بودن این باور لازمه‌اش از یقینی شکل می‌گیرد که در راستای تشخیص نشانه‌گذاری‌های مناسب برای طرح مسئله و ارائه دادن راهکاری عملی پدید می‌آید. بنابراین داشتن دغدغه اجتماعی اصلی‌ترین دلیل برای آن است که اثری در مدیوم‌های تصویری باید از آن پیروی کند. در واقع غریزه ساخت یک محصول فرهنگی و اشاره به خواسته‌های انسانی مضمونی است که می‌تواند بیانیه‌ای گویا برای دیدن و شنیدن باشد. حال تفاوتی ندارد که یک اثر با چه شکل و نوعی تولید شود، بلکه اهمیت این رویکرد در آن است که بتواند حس باورپذیری را برای مخاطب پیش آورد.  باید اذعان داشت در جهان مدرن که هر روز ساختارش در چشم بر هم زدنی تغییر می‌کند باید کوشا بود رویدادهایی را به تصویر کشیده شود که ریشه در واقع‌گرایی و حیات بشری دارد. همچنین در راستای این تصمیم دارا بودن یک ساختار مشخص می‌تواند شاخص عملکرد را در مختصاتی کنش‌مند با دیدگاهی معین برای تنظیم شرایط فراهم آورد. لذا استفاده از تکنیک‌ها، سبک‌ها و انواع ترفندها به تنهایی کارساز نخواهد بود، زیرا در صورت نبود پردازشی درست فاقد اعتبار است. ویدئو آرت «سرزمین سرخپوستی من» جزو آثاری به شمار می‌آید که حریم و محدوده مشخصی را برای خودش به دلیل باورپذیری مخاطب در نظر نگرفته است. بلکه کوشیده است تا با خلق فضایی مناسب در راستای بیان دیدگاه خود اهمیت موضوع موردنظر خود را مطرح کند. لذا لزوم نشانه‌گذاری در این بخش از ساختار اثر این قابلیت را پیش آورده تا زمینه‌ای برای ورود به موضوع مهیا و بسط دادن آن به ساختار رعایت شود. حال در راستای این تمهید و مدیوم باید به این نکته اشاره داشت تولید اثری با شاخص‌هایی که در آن داده‌های صوتی و تصویری جهت انتقال حس به مخاطب صورت می‌گیرد سوژه مهمترین مسئله است. لذا باید اشاره داشت اثر موردنظر سعی دارد از ترکیب مقوله زمان، محیط و روبرو شدن مخاطب رخدادی را به تصویر بکشد که اهمیت سوژه دوچندان در یقین و باورها ته نشین شود. حال تفاوتی ندارد که مجموع آرا و نظرات چندبخش و چند دسته هستند بلکه در مقابل این کنش، درست هدفی است که فیلمساز قصد دارد به آن دست پیدا کند تا بداند رسالت خود را به درستی به پایان رسانده است. ترکیب روایت و تکنولوژی تصویری در این اثر عنصری قابل توجه است. زیرا که قاب‌ تصاویر هر کدام به تنهایی بیانگر مفهومی خاص برای گفتن و واکاوی زمان در پیش آمدن اتفاق و یا پس از آن رخداد است. حال کارگردان اثر با دیدگاهی وطنی و درونی تلاش کرده است تا نگاهش را بر واقعه‌ای زلزله کرمانشاه که مصیبتی بزرگ در دوران معاصر میهن به شمار می‌آید متمرکز کرده و از آن نکاتی را بازگویی کند. او در اثرش بیشتر از آنکه دیالوگ و تصاویر خاص داشته باشد، رهایی را همراه با دردی پنهان از مردمان آن سرزمین که نشانه و نمادی از استقامت و تلاش هستند را در تصاویری گویا به عنوان ناظر ثبت و پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. لذا باید یادآور شد این هدف بیشتر از آنکه در هم تنیدگی آرتیستیک داشته باشد، تحت تاثیر فضایی انسانی است. زاویه‌ای که مرز میان تکنیک و حس را به خوبی رعایت کرده تا بتواند هر قشر را با هر دیدگاهی مجاب کند که بشریت تا ابد اصلی‌ترین عنصر به شمار خواهد رفت. قاب‌بندی‌های این ویدئو آرت نه نشانه از سینمای تجربی دارد و نه ادای سینمای حرفه‌ای را در قاب مستند یا داستانی از خود بروز می‌دهد. بلکه قاب‌بندی‌های اثر دستاوردی نوین در شیوه اجرایی است که تنها متعهد به سوژه و مفهوم موضوع بوده و خارج از کادر نخواهد رفت. الگوپذیری از آمبیانس‌های موجود از دیگر مزایایی است که در این اثر هم راستا بودن تصویر و صدا را مشخص می‌کند به طوری که مخاطب ترغیب به آن می‌شود تا موشکافانه تصاویری که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد را دنبال کند. حال این اهمیت از آزادی بی‌حد و حصری است کارگردان نشأت می‌گیرد که جهان اثرش چه اندازه می‌تواند لامتنهی باشد. ویدئو آرت «سرزمین سرخپوستی من» برگرفته از روایتی خطی است که تلاش دارد تا ترکیب واقعه‌ای ناگوار، حواس بشری و البته زیبایی شناسی را در قابی به صورت مشترک در ذهن مخاطب با آینه‌ای تمام نما نهادینه کند. اهمیتی که هر هنرمند باید نسبت به وقایع اطراف خود از آن جهت همدردی، همراهی و تبیین نوع دوستی به کار بگیرد.        ]]> هنر Fri, 03 Aug 2018 09:22:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263898/زمانی-کلاغ-ها-جای-اسب-ها-شیهه-می-کشند اسم زندگی‌نامه‌ام را گذاشته‌ام «هفتادوپنج سالِ اول» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263856/اسم-زندگی-نامه-ام-گذاشته-ام-هفتادوپنج-سال-اول بهمن فرمان‌آرا به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: نشر چشمه کتابی را در دست انتشار دارد که حاصل جلسات متعدد مصاحبه محسن آزرم با من درباره زندگی، آثار و نگاهم به هستی و جهان پیرامونم است. اسم این کتاب را خود من «هفتادوپنج سالِ اول» گذاشته‌ام. امیدوارم این کتاب همین امسال در دسترس مخاطبان قرار گیرد. وی افزود: بحث درباره فیلم‌ها زیربنای اصلی این کتاب را تشکیل می‌دهد. در این کتاب به دنبال تسویه حساب شخصی با افراد نبودم. به طبع در طول زندگی نامهربانی‌های بسیاری از افرادی دیده‌ام که اکثر آنها چهره‌های شاخص و مشهوری هم هستند، اما مخاطب در این کتاب با مسائل شخصی و خصوصی من مواجه نمی‌شود. کارگردان فیلم «دلم می‌خواد» ادامه داد: اصولا نگاه من به جهان هستی و دنیای پیرامونم، دیدگاهم درباره فیلمسازی و چرایی و فلسفه پرداختن به سوژه‌هایی که در فیلم‌هایم به آنها پرداختم، محتوای کتاب را تشکیل می‌دهد. فرمان آرا همچنین به دغدغه‌هایش برای بیان زندگی و کار حرفه‌ای خود در سینما اشاره کرد و گفت: دوست صمیمی‌ام مرحوم زاون قوکاسیان نیز تلاش کرد تا من را مجاب کند که کتابی در قالب تاریخ شفاهی درباره زندگی‌ام کار کند، اما من انتشار چنین کتابی را قبول نکردم، چرا که نمی‌دانستم آن کتاب قرار است به چه مصرفی برسد، چه کسانی از آن استفاده می‌کنند، چه مقداری از آن استفاده می‌شود و مثلا چرا اسم برخی از اشخاص در ویراست نهایی کتاب حذف می‌شود؟ پاسخ این سوالات برای من مهم بود، اما چون در پیشنهاد مرحوم زاون به این پاسخ‌ها نرسیدم، بنابراین از تهیه آن کتاب چشم‌پوشی کردم. بهمن فرمان‌آرا متولد سال 1320، یکی از شاخص‌ترین فیلمسازان ایرانی از دهه 50 شمسی به بعد است. نگاه اگزیستانسیالیستی او به هستی و مرگ در فیلم‌هایی چون «بوی کافور عطر یاس»، «یک بوس کوچولو» و «خانه‌ای روی آب» مورد توجه منتقدان قرار گرفت. از دیگر فیلم‌های شاخص او می‌توان به «شازده احتجاب» و «سایه‌های بلند باد» اشاره کرد. بهمن فرمان‌آرا در حوزه کتاب نیز دستی بر آتش دارد و کتاب «فیلم ساختن» نوشته سیدنی لومت با ترجمه او به فارسی منتشر شده است. منتقدان ترجمه این کتاب را ستوده‌اند. نشر چشمه چاپ سوم «فیلم ساختن» را چندی پیش با شمارگان 500 نسخه، 182صفحه و بهای 18 هزار تومان روانه بازار کتاب‌های سینمایی ایران کرد. همچنین درباره فرمان‌آرا نیز کتاب «بهمن فرمان‌آرا: زندگی و آثار به انضمام فیلمنامه کامل خانه‌ای روی آب» به قلم سعید عقیقی و رضا درستکار منتشر شده است. ]]> هنر Wed, 01 Aug 2018 07:46:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263856/اسم-زندگی-نامه-ام-گذاشته-ام-هفتادوپنج-سال-اول در فقدان ممیزی زیر کوهی از خزعبلات بیهوده و غیر ضروری خم می‌شویم http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263835/فقدان-ممیزی-زیر-کوهی-خزعبلات-بیهوده-غیر-ضروری-خم-می-شویم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) جهان مدرن برای هنر اهمیت بسیاری قائل است. شاهد این دیدگاه را می‌توان در افتتاح موزه‌های جدید، اختصاص منابع مالی دولت‌ها در جهت تولید و عرضه هنر، شوق سردمداران و حامیان هنر برای دستیابی بیشتر به آثار هنری، اعتلای رشته‌های هنری دانشگاه‌ها و قدردانی از بازار هنری تجاری، دید. هنر مانند هر ابزار دیگری، این توانایی را دارد که قابلیت‌های ما را از آنچه طبیعت به ما داده، فراتر برد. هنر می‌تواند برخی نقطه ضعف‌های مادرزادی ما را جبران کند و در این مورد بیشتر منظور نقطه ضعف‌های ذهنی است نه جسمانی، نقطه ضعف‌هایی که می‌توانیم آنها را ناشی از تزلزل‌های روانی بدانیم. البته برخورد ما با هنر همیشه به آن خوبی که باید باشد نیست. اگر زمانی از موزه‌ای معروف خارج ‌شویم احساس سرخوردگی و عدم رضایت کنیم و از خود بپرسیم چرا آن تجربه تکان دهنده‌ای که انتظارش را داشتیم رخ نداد. طبیعی است که خود را سرزنش کنیم و گمان بریم که مشکل احتمالا ناشی از بی‌دانشی و ندانستن احساس در ما بوده است! کتاب «هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» به این نکته می‌پردازد که مشکل ذکر شده ربطی به مخاطب ندارد بلکه به روش آموزش، فروش و عرضه هنر توسط سازمان‌ها و موسسات هنری بستگی دارد. همچنین این کتاب اشاره دارد به این که هنر به طور اعم (حتی طراحی، معماری و صنایع دستی) وسیله‌ای درمانی است که می‌تواند مخاطبش را راهنمایی کند، تسکین دهد و او را برانگیزد و از او انسان بهتری بسازد.                                         فصل روش کار؛ هنر خوب چگونه هنری است؟                                                                                      کارواجیو، جودیت در حال بریدن سر هولوفرنس، 1599. این کتاب با همکاری دو فیلسوف، آلن دوباتن و جان آرمسترانگ نوشته شده و ارتباط هنر را با زندگی روزمره انسان بررسی کرده و این مطالب را‌ از دیدگاه فلسفی و به زبان ساده بیان می‌‌کند. برای توضیح این ارتباط  و نوع دیدگاه افراد در نگاه اولیه به آثار هنری  و چگونه دیدن آن‌ها، از آثار نقاشان و عکاسان بزرگ جهان استفاده کرده‌اند. جان آرمسترانگ  نویسنده و فیلسوف بریتانیایی است که تا به حال  چندین کتاب برجسته در زمینه فلسفه، هنر و زیبایی‌شناسی نوشته است. از کتاب‌های او که به فارسی نیز ترجمه شده است می‌توان به کتاب «قدرت پنهان زیبایی:‌ چرا خوشبختی در نگاه تماشاگر نهفته است؟» اشاره کرد، آرمسترانگ در این کتاب با استفاده از آراء فیلسوفان و نقاشان مشهور به پرسش‌هایی درباره زیبایی و ماهیت رازآلود آن پاسخ می‌گوید. آلن دوباتن دیگر نویسنده این کتاب نویسنده و فیلسوفی است که کتاب‌های او موضوعات مختلفی را با  شیوه‌ فلسفی و تاکید بر ارتباط آن با زندگی روزمره را مطالعه می‌کند. او در کتاب‌هایش از آموزه‌های فیلسوفان بزرگ، در جهت کاربرد آن در زندگی روزمره انسان‌ها استفاده می‌کند تا رنج آنان را کم کرده و برغنای آن بیفزاید. همچنین سعی دارد فلسفه را با زندگی روزمره مردم پیوند بزند.                                         فصل طبیعت؛ اهمیت جنوب دیوید هاکنی                                      «چهره یک هنرمند» استخر با دو فیگور،1972. در اینجا به توضیحاتی درباره کتاب «هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» می‌پردازیم. این کتاب به پنج بخش اصلی «روش کار»،‌ «عشق»، «طبیعت»، «پول» و «سیاست» تقسیم شده که هرکدام از این بخش‌ها به چندین بخش دیگر تقسیم شده است. «روش کار» زمانی که از سیاست سخن به میان می‌آید ناخودآگاه ذهن را به سمت حکومت، اداره، ملت و مردم می‌برد گمان نمی‌بریم که ارتباطی بین هنر و سیاست وجود داشته باشد‌؛ نویسندگان این کتاب اما درباره این ارتباط مفصل بحث کرده‌اند، در بخش «خوانش سیاسی» این کتاب آمده است: بنابر خوانش سیاسی از هنر، یک اثر هنری زمانی ارزشمند است که به نکات مهمی از شرافت، حقیقت، عدالت و حقوق مالی متعلق به آن، اشاره کند.   بنابر این معیارها،‌ مثلا نقاشی خانم و آقای آندروز، اثر گینزبورو، اثر بسیار مهمی است، چون از طریق آن می‌توان اهمیت مالکیت را درک کرد. زن و شوهر در خلوتی از مالکیت هکتارها زمین‌شان دیده می‌شوند. آن‌ها نباید زمین را شخم بزنند یا بذری بپاشند. به سادگی از نتیجه زحمت دیگران لذت می‌برند. گینزبورو، با نحوه تصویر کردن چهره آن‌ها، می‌گوید، این‌ها مردمی از خود راضی و بدجنس‌ هستند، بنابراین نقاشی را می‌توان به نظریه‌ای درباره فساد اخلاقی حاکم بر طبقه ملاک، دید. از دیدگاه سیاسی، این نقاشی مثبت و مترقی است، چون در خدمت آینده قرار دارد.   «عشق» صبوری می‌تواند انواع مختلفی داشته باشد و در برخی افراد و گاهی اوقات خود را نشان دهد؛ در این کتاب این‌گونه به صبوری نگاه شده است: مهم‌ترین آموزش‌ها لزوما پیچیده‌ترین‌ها نیستند، درواقع، احتمالا بیش از حد ساده‌اند. به عنوان مثال ریچارد لانگ روش‌هایی یافته تا ارزش صبوری را به ما یادآوری کند. مشکل ما این نیست که در انکار روشنفکری هستیم، یا مدعی بی‌ارزش بودن صبوری. نکته به سادگی آن است که ما در جدال زندگی روزمره با زندگی، از یاد می‌بریم به چه باور داریم. خاکستری و سیاه‌های آرام نقش‌های درخت و رودخانه مانند را می‌توان به راحتی تشخیص داد. چند شاخه نازک‌ می‌شوند و از صفحه پایین می‌آیند.                                         فصل اول روش کار؛ خوانش سیاسی                                     توماس گینزبورو، خانم و آقای اندرزو، 1750. لانگ قصد قانع کردن کار را ندارد،‌ اما می‌کوشد حقیقتی آشکار ولی بسیار فراموش شده را مقابل چشم ما قرار دهد: که چیزهای خوب و زیبا از مواد پیش پا افتاده درست می‌شوند. نمی‌شود ارزش این نکته را به حد کافی دریافت. این اثر محصول عشق است. پیامش یادآور کیفیتی است که در حفظ و اعتلای عشق نقش اساسی دارد:‌ این که رابطه خوب نیازمند صبوری است. «طبیعت»       خزان آغاز فصل رنگ‌هاست و پایان برگ‌ها. پاییز را فصل عشاق نیز می‌دانند. در این کتاب در بخش « پیش‌بینی پاییز» آمده است‌ که طبیعت نه تنها نماینده زندگی است که ما را به سوی مرگ پیش می‌برد. وقتی می‌گوییم که باید «طبیعی» زندگی کنیم، بدان معنا است که نه تنها شور و شوق جوانی و زیبایی تابش آفتاب را پذیرا باشیم، بلکه پاییز و زوال زندگی را هم بپذیریم. در اینجا هم هنر می‌تواند یاور ما باشد، چون نیروی آفریننده‌ای است که از زمان حال جلوتر حرکت می‌کند تعقل و حساسیت‌های ما را برای پایانی که طبیعت برایمان تدارک دیده آماده می‌کند. در نقاشی یان گوسائرت از چهره جفتی سالخورده، صورت هر یک، نشان دهنده فشاری است که زندگی بر آن‌ها وارد کرده. به هیچ وجه خوشحال به نظر نمی‌رسند، اما سرخورده و افسرده هم نیستند.                                                   فصل روش کار؛ هنر را چگونه باید عرضه کرد؟                                                       هنری ربورن، برادران آلن، اوایل 1790 «پول» در این روز‌ها پول بسیار کارگشاست و مورد استفاده قرار می‌گیرد. با همین پول است که می‌توان این تابلو‌ها و آثار هنری را تهیه کرد و در خانه نگهداری کرد. دربخش چهارم این کتاب از «مشکل سلیقه» گفته شده است:‌ اقتصادی را که ما کاپیتالیسم می‌خوانیم،‌ بر این اصل مبتنی است: بهره‌گیری از فروش اجناس و عرضه خدماتی در بازار که مصرف کننده،‌ بنا بر انتخاب شخصی، می‌خرد. تولید کنندها حاضرند چیزی را تولید کنند که مصرف کننده حاضر است در قبالش پول بپردازد. بنابراین کیفیت کاپیتالیسم به میزان سلیقه مصرف کننده، بد یا خوب است. بسیاری از مشکلات کاپیتالیسم معطوف است به انتخاب و سلیقه‌های غلط مصرف کننده. مشکل اینجاست که افراد بسیاری مشتاق و علاقه‌مند خریدن چیز‌های غلط هستند. و مشکل اصلی این است که هزینه کردن عاقلانه،‌ اتفاق بسیار نادری است. اشکال در خود نظام پولی نیست؛ بلکه باید آن را در سلائق مصرف کنندگان جست. نظام اقتصادی امروزه ما در وهله نخست مبتنی بر ثروت اندوزی است و تا مرز افراط پیش رفته و حداکثر فرصت را برای برخی فراهم کرده که منابع درآمدی بیشتری بیابند. این اقتصاد اما، قانونی ندارد که وقتی ثروت انباشته شد، چگونه مصرف شود.                                         فصل پول؛ مشکل سلیقه                                        ورودی سیزارس، لاس وگاس 1966 «سیاست» ممیزی در بسیاری از نقاشی‌ها و کتاب‌ها و فیلم‌هایی که از کشور‌های دیگر وارد ایران می‌شود دیده می‌شود. برخی معتقدند که این حجم از سانسور برای آثار هنری درست نیست و نباید این اتفاق بیافتد. در بخش «سیاست» این کتاب جان‌آرمسترانگ و آلن دوباتن از ممیزی دفاع کرده‌اند و مانند دیگر بخش‌های این کتاب به گونه‌ای دیگر به این موضوع نگاه کرده‌اند. در بخش «در دفاع از ممیزی» این دو نویسنده نوشته‌اند که این روزها با ممیزی خوب برخورد نمی‌شود. تصور ما از آن ابزاری حقیرانه و دفاعی مداخله جویانه، در مقابله با آزادی گرانقدر ما در بیان عقیده است. ولیکن زمان آن فرارسیده که درک کنیم در اغلب کشورها، این دوران به سر رسیده است. وقت آن است که اندیشه ممیزی را بازبینی و امکانات بالقوه آن را بررسی کنیم که لزوما سرکوب اندیشه‌های مهم نیست، بلکه تلاشی صمیمانه است برای سازمان دادن جهان به نفع خود ما. واقعیت این است که اکنون دیگر حقایق توسط مقامات خودکامه سرکوب نمی‌شوند، بلکه در فقدان ممیزی، ما داریم زیر کوهی از خزعبلات بیهوده و غیر ضروری خم می‌شویم و نمی‌توانیم بر آنچه واقعا اصیل و مهم است تمرکز کنیم. ما به‌طور نامتعارف فکر می‌کنیم اگر موردی برای ممیزی پیش بیاید، باید علیه افراط‌‌‌ گرایی باشد. اگر قرار است چیزی منع شود، باید تصویرهای وحشتناک و مخرب باشد. ولی، عقلانیت ممیزی زمانی مفید است که نتیجه‌اش فضایی دلخواه در محیط زیست کلی به‌وجود آورد. انتشارات نظر کتاب «هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند»، اثر آلن دوباتن و جان‌ آرمسترانگ، ترجمه گلی امامی، در 1000نسخه و 278 صفحه،‌ 53000تومان را منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 01 Aug 2018 05:50:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263835/فقدان-ممیزی-زیر-کوهی-خزعبلات-بیهوده-غیر-ضروری-خم-می-شویم کارهای کیارستمی جهانی نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263212/کارهای-کیارستمی-جهانی-نیست فرامرز آشنای‌قاسمی مترجم کتاب «سینمای عباس کیارستمی» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اظهار کرد: آلبرتو الِنا نویسنده معروف اسپانیایی و نویسنده کتاب «سینمای عباس کیارستمی» است. این کتاب یکی از متفاوت‌ترین کتاب‌هایی است که درباره کیارستمی نوشته شده است.  او بیان کرد: نویسنده برای نوشتن این کتاب سلسله مطالعات وسیعی درباره کیارستمی و فیلم‌هایش انجام داده است. در پایان کار، مصاحبه‌هایی که با این کارگردان ایرانی داشته را جمع‌آوری و در این مجموعه به کار برده و درواقع مهم‌ترین فیلم‌های کیارستمی را در این مجموعه مورد نقد و بررسی قرارداده است. نویسنده «راه‌های کمک به کودک برای موفقیت در مدرسه» گفت: النا در چند برخوردی که با کیارستمی داشت توانست این کتاب را بنویسد. نکته جالب در کتاب «سینمای عباس کیارستمی» این است که نویسنده از هزار مرجع در نوشتن آن استفاده کرده است. تمامی این ارجاعات به نویسندگان و کتاب‌های خارجی نیست بلکه ارجاعاتی به کتاب‌ها، مجلات و نشریات ایرانی هم دارد و تنوع جالبی دارد. به نظر می‌رسد که ترجمه آثار ایرانی را به آلبرتو رسانده اند، بسیاری از منابع استفاده شده در این کتاب برای منتقدان فارسی زبان است. اسامی منتقدان و نویسندگان ایرانی بسیاری در این کتاب به چشم می‌خورد؛ حتی در بخشی از کتاب گفت‌وگویی که شخصی مانند هوشنگ گلمکانی با مجله فیلم داشت را به عنوان منبع استفاده کرده است. فکر نمی‌کنم به این زودی کسی چنین کتابی درباره کارگردان ایرانی بنویسد. قاسمی درباره ویژگی بارز این کتاب اظهار کرد: نویسنده درعین حال که نکات ظریف تکنیکی در کتاب «سینمای عباس کیارستمی» مطرح کرده است، تمام مطالب آن برای یک فرد با دیپلم متوسطه که فقط با سینما آشنایی داشته باشد قابل درک است. مسأله دیگر این است که نویسنده  مطالب را به صورت داستان و رمان روایت کرده است. وی در ادامه افزود: افرادی که می‌خواهند از سینما، شرایط سینمای قبل از انقلاب، برخی وقایع سیاسی، تاریخچه سینما ایران ، بسیاری مواردی که در سینما ایران وجود داشت، یعنی سیاست‌های مثبت و منفی که در اوایل انقلاب بر سینما حاکم بود و آثار کیارستمی را در قبل و بعد از انقلاب مشاهده کنند، همه و همه در کتاب مذکور توضیح داده و نتایج آن مطرح شده است. همچنین اگر فردی بخواهد با سیاست‌های کلی درباره سینمای ایران و این که در این سه دهه اخیر چه وقایع و اتفاقاتی در حوزه سینما رخ داده است آشنایی پیدا کند، باید این کتاب را بخواند. او ادامه گفت‌وگو اظهار کرد: نویسنده در انتها نکاتی را بیان کرده که تازه است و در جایی دیگر گفته نشد. به عنوان مثال: البرتو در قسمتی از کتاب  گفت: درست است که کیارستمی و کارهایش را جهان دیده‌اند اما کارهایش جهانی نیست. می‌توان گفت اکثر فیلم سازان ایرانی این ویژگی را دارند که کارهایی انجام می‌دهند و در دنیا دیده می‌شود، بعضاً جایزه هم می‌گیرند ولی این کارها محلی است و مربوط به فضا و فرهنگ ایران است. مانند موسیقی که فولکلور محل ماست. اگر این موسیقی را همه دنیا بشنوند و بخاطر برخی ویژگی‌های درخشانش و تکنیک‌های خاصش دیده‌ شود و از آن خوششان بیاید، این موسیقی جهانی نیست. نویسنده «مجموعه آثار فکاهی» ادامه داد: در این کتاب تقریباً به همه فیلم‌های کیارستمی  پرداخته شده است به جز چند فیلم آخرش، چون این کتاب در سال 2004 نوشته شده است. آلبرتو بطن کارهای کیارستمی را باز کرده است. با توجه به این که کتابی با این مقدار مرجع درباره کیارستمی نوشته نشده است این یک کتاب خاص است. کتاب «سینمای عباس کیارستمی»  به راحتی می‌تواند مرجع تعدادی پایانامه لیسانس، فوق لیسانس و دکتری باشد و دانشجویان از آن استفاده کنند چون در آن نکاتی گفته شده که در جای دیگر گفته نشده است. او همچنین بیان کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های این کتاب این است که زمانی‌ که کتاب ما را به فضای این فیلم‌ها نزدیک می‌کند. حتی اگر این فیلم‌ها را قبلا دیده باشید زمانی که کتاب را می‌خوانید ناخودآگا ه می‌خواهید همان لحظه این فیلم‌ها را  دوباره نگاه کنید و فکر می‌کنید چیزهایی را که کتاب می‌گوید در فیلم ندید. با این که من خودم این فیلم‌ها را در سن کودکی و بزرگسالی چندین بار دیدم ولی نویسنده نکاتی را در این کتاب درباره فیلم‌ها گفته که واقعا آدم مجبور می‌شود دوباره سراغ فیلم ها برود و تماشایشان کند و به این موضوع پی می‌برد که این نکاتی که آلبرتو برشمرده است جدید است. قاسمی در پایان گفت: نویسنده به گونه‌ای این فیلم‌ها را تحلیل می‌کند که فرد دوست دارد این فیلم‌ها را باز هم ببیند مطمئن شود که واقعا به گونه‌ای است که البرتو النا می‌گوید، این کتاب این حس را به مخاطب القا می‌کند که دفعه قبل این فیلم را درست ندیده‌ است.   کتاب «سینمای عباس کیارستمی» نوشته: آلبرتو الِنا، ترجمه: زهرا میرآخورلی و فرامرز آشنای قاسمی، در295صفحه، 700 نسخه و 30000تومان از سوی نشر نارنج منتشر شده است. ]]> هنر Tue, 31 Jul 2018 07:42:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263212/کارهای-کیارستمی-جهانی-نیست مجموعه 10جلدی «فیلم به‌مثابۀ فلسفه» منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263818/مجموعه-10جلدی-فیلم-به-مثابۀ-فلسفه-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مجموعه حاضر که شامل 10جلد است که در آنها فیلم‌های تاثیرگذار و پرعمق تاریخ سینما مورد مداقه و واکاوی قرار گرفته است. از آن جمله‌اند فیلم‌های؛ کازابلانکا، همشهری کین، راشومون، ماگنولیا، کپی برابر اصل، حرکت اشتباه و ... در پشت جلد کتاب‌های مجموعه حاضر آورده شده است: در مجموعه «فیلم به‌مثابۀ فلسفه» به‌دنبال بیان نظریه‌های مختلف فلسفی درباره فیلم نیستیم، بلکه بیشتر در نظر داریم هر فیلمی را که می‌بینیم یا به تعبیری هر فیلمی را که می‌خوانیم، به عنوان یک متن فلسفی ورق بزنیم. در اینجا فیلم‌ها را متنی فلسفی قلمداد می‌کنیم. مواجهه‌ای که متفاوت از نقد فیلم عمل می‌کند. صالح نجفی در مقدمه مجموعه حاضر می‌نویسد: مجموعۀ «فیلم به‌مثابۀ فلسفه» کوششی است (هرچند ناکام) برای تأمل در آنچه فیلم‌ها بیان می‌کنند و با ذات سینما نسبت دارد. و البته که می‌توان گفت تأمل در سینما، به تعبیری، تأمل در همه‌چیز است: تأمل در نحوه ادراک دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و کمتر چیزی در آن یافت می‌شود که به‌نحوی با سینما مرتبط نباشد. هر رابطه‌ای که برقرار می‌کنیم ماده بالقوه‌ای است برای فیلمنامه‌ای که شاید روزی به فیلمی بدل شود. هر تنشی که از سر می‌گذرانیم ممکن است وجهی دراماتیک داشته باشد. آیا می‌توان رمان‌ها را به‌گونه‌ای خواند و فیلم‌ها را به‌گونه‌ای دید که دیگر انواع تنش در آن‌ها برجسته شود؟ تنش‌هایی که به‌جهت سیطره تنش دراماتیک، یا به‌قولی رژیم بازنمایی‌گرا-ارسطویی، واپس‌زده می‌شوند. این در ضمن معیاری سلبی است برای سنجش ظرفیت فلسفی فیلم‌های سینمایی: اگر فیلم‌های سینمایی را منهای تنش دراماتیک آن‌ها بخوانیم، چه‌چیز برای‌شان می‌ماند؟ نقد کوندرا ناظر به نوعی نگاه غایت‌گرایانه به رمان است، نگاهی که تمام صفحه‌ها و صحنه‌های داستان را در پرتو نسبت‌شان با غایت درام، لحظه حل‌شدن تنش، معنا می‌کند. راست این است که بسیاری از فیلم‌ها و شاید اکثر فیلم‌ها منهای تنش دراماتیک حرفی برای گفتن ندارند. شاید هم داشته باشند. شاید روزی باید تمام فیلم‌های «خوب» و «بد» تاریخ سینما را از منظر تنش‌های «غیر»دراماتیک‌شان بازدید/بازخواند. شاید آن هنگام بتوان به‌شیوه‌ای نو به فیلم‌ها و به جهانی که دیگر بدون فیلم‌ها قابل ادراک-تصور نیست نگریست، جهانی که به نظر می‌رسد دیری است می‌کوشد از سینما تقلید کند... هر کدام از کتاب‌های مجموعه «فیلم به‌مثابۀ فلسفه» در قطع پالتویی، در تیراژ 1000 نسخه، به قیمت 7000 تومان و در 60 صفحه از سوی نشر لِگا منتشر می‌شود. این انتشارات پیش از این کتاب «عباس کیارستمی و فیلم _ فلسفه» را با ترجمه صالح نجفی منتشر کرده بود. همچنین کتاب «ترنس مالیک: فیلم و فلسفه» با ترجمه حسام‌الدین موسوی ریزی و ویراسته داود میرزایی از این انتشارات آماده انتشار است.   ]]> هنر Tue, 31 Jul 2018 06:26:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263818/مجموعه-10جلدی-فیلم-به-مثابۀ-فلسفه-منتشر-می-شود یادداشتی بر شماره 68 مجله حرفه هنرمند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263772/یادداشتی-شماره-68-مجله-حرفه-هنرمند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-رامین پهلوان‌حسینی: اختصاص یک شماره از مجله «حرفه: هنرمند» به موضوع تایپوگرافی و تایپ دیزاین، در نوع خود اتفاق مبارکی است. این شماره از حرفه هنرمند پرونده مفصلی است که اگر خواننده حوصله کند و مقاله‌ها و مصاحبه‌ها را بخواند، بدون شک بر دانش تخصصی‌اش افزوده می‌شود. در این یادداشت ‌دو قسمتی ابتدا نگاهی کلی خواهیم داشت به این ویژه‌نامه و سپس، در قسمت بعدی، بعضی از مقاله‌ها و مصاحبه‌ها را به طور جزئی‌تر معرفی و بررسی خواهیم کرد. در این ویژه‌نامه مصاحبه‌های عمیق و قابل توجهی در آن منتشر شده است، مقاله‌های تألیفی بسیار خوبی در آن گنجانده شده و در بین مقاله‌های ترجمه‌ای نیز به موارد پرباری بر می‌خوریم. نکاتی که در ادامه می‌آید به معنای نفی ارزش‌های این ویژه‌نامه نیست و صرفاً پیشنهادهایی است برای بهتر شدن چنین مجموعه‌هایی در آینده.   1- در مجموع 14 مقاله ترجمه‌ای و 10 مقاله/ یادداشت تألیفی در این فهرست جا دارد که از 10 مورد تألیفی، 5 مورد شرح ماجرای طراحی چند تایپ‌فیس است- که البته بسیار مفید و قابل توجه است- اما نمی‌توان آنها را در دسته‌بندی «مقاله» جای داد. بنابراین در مجموع 5 مقاله تألیفی و 14مقاله ترجمه‌ای در این شماره از مجله منتشر شده است که این دو عدد به خوبی نشان‌دهنده کمبود پژوهش‌های دست اول و مقاله‌های تألیفی به زبان فارسی است. موضوعی که در دیباچه مجله نیز به درستی به آن اشاره شده است. این کمبود البته متوجه مجله حرفه هنرمند نیست و نوک اصلی پیکان در این وادی به سمت طراحان گرافیک، طراحان تایپ و فعلان حوزه تایپوگرافی فارسی است. ناگفته نماند که ترجمه، اگر با انتخاب صحیح و با دانش و اشراف کافی به موضوع انجام شود، به لحاظ تأثیرگذاری دست کمی از تألیف ندارد؛ اما چیزی که تألیف را در مقامی بالاتر نسبت به ترجمه قرار می‌دهد، تولید دانش داخلی است که این مجال را فراهم می‌کند تا به طور خاص به مسائل مربوط به خط و تایپ فارسی پرداخته شود و آسیب‌ها و راهکارهای پیشرفت این حوزه به طور اختصاصی برررسی شود.   2- با وجود تعداد کمتر مقالات، کفه ترازو در این ویژه‌نامه، به لحاظ کیفیت، به سمت مقاله‌های تألیفی و مصاحبه‌ها سنگینی می‌کند. در دو مصاحبه انجام‌شده، هرچند مواضع و ایده‌های مطرح‌شده می‌تواند مورد نقادی و بحث قرار گیرد، اما همین که موضوع تایپوگرافی و تایپ دیزاین با این تفصیل از جوانب مختلف مورد واکاوی قرار گرفته است، ارزش بسیار زیادی دارد. از طرف دیگر مقاله‌های تألیفی به لحاظ دقت علمی، ساختار و نظم منطقی کیفیت بالایی دارند. در مورد این مصاحبه‌ها و مقاله‌های تألیفی و نقد محتوایی و فنی آنها در یادداشت بعدی بیشتر خواهیم گفت.   3- نکته بعدی که در مورد این شماره از مجله حرفه هنرمند به ذهن می‌رسد، انتخاب مقاله‌ها برای ترجمه است. با توجه به اینکه منابع نوشتاری به زبان فارسی به طور کلی در این رشته محدود وکمیاب است، هنگامی که تصمیم به انتشار چنین ویژه‌نامه‌ای گرفته می‌شود، به نظر می‌رسد اگر اولویت را بر انتشار مقاله‌های دست اول و بنیادین بگذارند، نتیجه بهتری به دست آید. در مقالات ترجمه‌ای این شماره، مقالاتی یافت می‌شود که یا به لحاظ فنی در آنها ایرادهای اساسی دیده می‌شود؛ بدین معنی که نویسنده اصلی مقاله اشراف کامل به موضوع نداشته است؛ یا به خاطر پرداختن به موضوعی جزئی و نه چندان قابل توجه، ضرورتی در ترجمه آنها مشاهده نمی‌شود. مادامی که منابع و مقاله‌های دست اول هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند، ترجمه مصاحبه با طراحانی که طراز اول محسوب نمی‌شوند، یا مقاله‌هایی که اشکالات فنی و تخصصی در آنها دیده می‌شود، چندان صحیح به نظر نمی‌رسد.   4- پیشنهاد دیگری که در مورد چنین ویژه‌نامه‌هایی می‌توان داد، دسته‌بندی موضوعی مطالب است. در همین شماره از حرفه هنرمند، در 7 یادداشت، تایپ‌فیس‌هایی معرفی شده‌اند، در 3 مقاله به موضوع خوانایی پرداخته شده است، در 4 مقاله بحث ارتباط تایپوگرافی با سایر رشته‌ها و مقوله‌ها پیش کشیده شده است و به همین قیاس، سایر مقاله‌ها نیز قابلیت دسته‌بندی ذیل موضوعات مشترک را دارند. چنانچه این موارد در فصل‌هایی جداگانه دسته‌بندی می‌شدند، مطالب نظم منطقی‌ بیشتری پیدا می‌کردند و این ویژگی می‌توانست به خواننده کمک کند تا با تمرکز بیشتری موضوعات مشابه را بررسی کند. در این بخش قصد داریم تا به صورت موردی بعضی از مقاله‌ها و یادداشت‌های این مجله را بررسی کنیم. چنان‌که خواهید دید، طول این یادداشت از حد عرفی یک معرفی و نقد فراتر رفته است؛ چراکه این یادداشت بیشتر از آنکه یک نقد یا معرفی کوتاه باشد، باز‌اندیشی و تحلیل مطالب این ویژه‌نامه است که برای پیش کشیدن سؤالات بیشتر و ادامه بحث در این موضوع ارائه شده است.   1- ترافیک و یکان- ماندگارهای بی ادعا صفحات 143 تا 153 مجله حرفه هنرمند را شاید از یک نظر بتوان جالب‌ترین صفحات این مجله دانست. در این صفحات مطالبی آمده است که در زبان فارسی کمتر دیده‌ایم ولی در ادبیات طراحی تایپ لاتین بسیار جا افتاده است و اصطلاحاً «font story» نام دارد. در اینگونه یادداشت‌ها طراح، ماجرای طراحی تایپ‌فیس خود را توضیح می‌دهد و به شرح جزئیاتی از پشت صحنه کار می‌پردازد که معمولا بسیار جذاب و خواندنی است. در این مجموعه، طراحان تایپ‌فیس‌های آموزان، اوژن، ساتین، ترافیک و یکان (به ترتیب آقایان کامران‌انصاری، ابراهیم‌حقیقی، مصطفی اوجی، محمدرضا بقاپور و مسعود سپهر) در مورد داستان شکل‌گیری این فونت‌ها صحبت کرده‌اند. از این میان فونت‌های یکان و ترافیک را می‌توان جزو تأثیرگذارترین و پیشروترین فونت‌های فارسی بعد از آثار حسین عبدالله‌زاده حقیقی (خالق فونت‌های نازنین و تیتر در دهه 50 شمسی) دانست. به همین دلیل و به بهانه انتشار یادداشت‌هایی از آقایان سپهر و بقاپور، در ادامه به طور مختصر به این دو تایپ‌فیس و نکاتی که در یادداشت‌های این دو طراح مطرح شده است می‌پردازیم. ترافیک، هنوز که هنوز است جزو معدود فونت‌های فارسی است که برای یک نیاز مشخص و با طی کردن یک مسیر تحقیقاتی درست و سنجیده تولید شده است. این فونت، هرچند با الهام‌گیری از کار «ژاک کنییر» (1) طراحی شده است، اما برخلاف آنچه امروزه، به ویژه در کار طراحان عرب، مشاهده می‌شود، در فونت ترافیک هیچ خدشه‌ای به ساختار حروف فارسی برای هماهنگ شدن با اصول طراحی تایپ لاتین وارد نشده است. محمدرضا بقاپور با تسلط و دانش فوق‌العاده، قواعد خوانایی از راه دور را که در کار طراحانی مثل ژاک کنییر به دست آمده بوده است، با قواعد خط فارسی و عادت‌های دیداری خوانندگان این خط ترکیب کرده و از این هم‌نشینی محصولی خلق کرده که نه تنها سال‌هاست به بهترین نحو نیاز اساسی شهرهای ایران به یک سیستم هدایت بصری استاندارد را برطرف کرده، بلکه به درستی قواعد خط فارسی را رعایت و در بعضی موارد هوشمندانه دست‌کاری کرده است تا نه هدف اصلی که خوانایی از راه دور و در حرکت است تحت‌الشعاع قرارگیرد و نه نتیجه کار موجودی عجیب‌الخلقه و ناآشنا با چشم خوانندگان خط فارسی از آب درآید. در فونت ترافیک، ما هیچ الهام‌گیری مستقیمی از فرم حروف لاتین نمی‌بینیم. کاری که به اشتباه و به کرات در فونت‌های معاصر انجام شده و می‌شود. ترافیک، از دل خط فارسی برآمده، از دانش و تجربه طراحی تایپ لاتین بهره برده و به یک نیاز بومی پاسخ گفته است. ترکیبی از اتفاقات خجسته که امروز کمتر شاهدش هستیم. اما آنچه در یادداشت آقای بقاپور جلب توجه می‌کند این نکته است که محصولی مثل ترافیک از جفت و جور شدن قطعات پازلی به وجود آمده که لازمه خلق آثار ماندگار است. نخست، دعوت از یک استاد مدعو (ژاک کنییر) از سوی کالج مدیستن برای راهنمایی پروژه پایان‌نامه محمدرضا بقاپور که بدون شک با توجه به دانش و تجربه بالای ایشان، تأثیر به‌سزایی بر کار ترافیک داشته است. نکته دوم، نامه‌ای است که محمدرضا بقاپور به شخص شهردار می‌نویسد و استخدامی که در پی این نامه باعث می‌شود آقای بقاپور به طور متمرکز به کار اصلاح و توسعه فونت ترافیک بپردازد. کاری که در نهادهای عریض و طویل امروز، بیشتر به یک رؤیا می‌ماند. نکته سوم، ممارست شخص محمدرضا بقاپور در تکمیل این پروژه است. طبق گفته او 12 سال طول کشیده است تا فونت ترافیک در سطح شهر تهران به بار بنشیند و کاربری عمومی پیدا کند. چنین ممارستی در فضای شتاب‌زده و عجول امروز حقیقتاً پدیده نادری است. و دست آخر، چنانکه خود محمدرضا بقاپور اشاره می‌کند، حمایت معنوی مرتضی ممیز است که هرجا در تاریخ معاصر ایران اثر ماندگاری در حوزه گرافیک خلق شده، بالاخره به نحوی رد پایی از او می‌توان یافت. بنابراین می بینیم که ترکیبی از دانش تخصصی، حمایت نهادی و فردی افراد مؤثر و تلاش و ممارست شخصی در پروژه‌ای به نام فونت ترافیک چگونه توانسته است به خلق نتیجه‌ای ماندگار منجر شود.   و اما در خصوص فونت یکان. مسیری که مسعود سپهر در مورد طراحی تایپ‌فیس یکان توضیح می‌دهد، با مسیر ترافیک متفاوت است. یکان، بر خلاف ترافیک از یک نیاز شخصی شکل گرفته، اصلاح شده، توسعه پیدا کرده و به فرمی که امروز می‌بینیم در آمده است. بریفِ- احتمالاً ذهنیِ- اولیۀ یکان، طراحی تایپ‌فیسی بوده است که کاملاً خوانا باشد و ارزش خطی یکنواختی داشته باشد (اصطلاحاً «مونولاین» باشد) البته به این دو ویژگی در مراحل تکمیل فونت، یک ویژگی دیگر اضافه می‌شود و آن، هم‌نشینی با تایپ‌فیس‌های سن‌سریف لاتین است. همانند ترافیک، آنچه یکان را شاخص و قابل توجه می‌کند، تغییر هوشمندانه در سنت طراحی تایپ فارسی با الهام‌گیری از خط است، به نحوی که نتیجه کار غیرعادی و ناآشنا نباشد، خوانایی تایپ‌فیس حفظ شود و بتواند پاسخگوی نیازهای تایپوگرافی و طراحی گرافیک فارسی باشد. فونت یکان ساختاری هندسی و ساده دارد که بنا به گفته‌های مسعود سپهر، مبتنی است بر جستجوهای او در خطوط ساده و مشابه مانند کوفی بنایی، نسخ کهن و دین دبیره. می بینیم که در اینجا نیز بازگشت به تاریخ خط چگونه توانسته باعث ایجاد پیوند بین فونت و عادت‌های دیداری مخاطب شود. در کنار این ساختار ساده، نکته‌ای که یکان را متمایز می‌کند، تقسیم ضخامت یکسان در سرتاسر حروف است. به لحاظ فنی، یکان تایپ‌فیسی است با کنتراست ضخامت بسیار پایین. چنین تایپ‌فیس‌هایی تا پیش از یکان در ایران کمتر طراحی شده بودند و یکان را از این نظر نیز می توان جزو کارهای پیشرو دانست. نکته دیگری که در این یادداشت به آن اشاره شده است و یکی از عوامل تغییر یکان اولیه به آن چیزی است که امروزه با نام یکان می‌شناسیم، نیاز به هماهنگ شدن یکان با فونت‌های سن‌سریف لاتین است. باز هم می‌بینیم که هماهنگی تایپ فارسی با تایپ لاتین، چنانچه با دانش کافی انجام شود و به سمت امتزاج قواعد این دو خط نرود، می‌تواند نتیجه‌ای قابل توجه مانند یکان داشته باشد.   2- مقاله «خوانایی حروف بر روی صفحات نمایشگر» مقاله «خوانایی حروف بر روی صفحات نمایشگر» نوشته مسعود آقاشیری، مقاله‌ای است منسجم، هدفمند و دقیق که با یک سیر منطقی و روشن، بحث را به پیش می‌برد و به نتیجه‌گیری می‌رسد. نویسنده، مقاله را با یک مقدمه مناسب شروع می‌کند تا مسأله و موضوع کاملاً روشن شود. سپس اصطلاحات تخصصی را به طور مختصر و مفید توضیح می‌دهد و در نهایت پس از بیان این مقدمات، عوامل تأثیرگذار در خوانایی حروف بر صفحات نمایش را شرح می‌دهد. از طرفی فهرست منابع مفصلی که در پایان مقاله ارائه شده است و ارجاعت درون متنی به‌جا، امکان بررسی بیشتر را برای مخاطب فراهم کرده است؛ و اساساً یکی از اصلی‌ترین وظایف نویسنده در نوشتن مقاله، همین آشنا کردن خواننده با منابع و گشودن باب جستجوی بیشتر برای اوست. وظیفه‌ای که در اینجا به خوبی ادا شده است. با وجود  این، نکته قابل توجهی در این مقاله وجود دارد که لازم به یادآوری است. با توجه به وام‌گیری این مقاله از منابع لاتین، عواملی در مورد خوانایی مطرح شده است که مختص تایپ لاتین است و جایی در تایپ فارسی و عربی ندارد. از طرفی، با توجه به اینکه مؤلف به روشنی بیان نکرده است که آیا در این مقاله قصد داشته تا صرفا به تایپ لاتین بپردازد یا تایپ فارسی یا هردو، و از طرف دیگر با توجه به اینکه اکثر تصاویر و مثال‌ها در حوزه تایپ و حروف فارسی است، بهتر بود برای جلوگیری از ایجاد اشتباه، یا اصلاً به مقوله‌هایی مثل تأثیرگذاری سریف و سن‌سریف یا ایتالیک و رومن در خوانایی حروف پرداخته نمی‌شد، یا در صورت پرداختن، به این موضوع اشاره می‌شد که این مؤلفه‌ها هیچ جایگاهی در فونت و تایپ فارسی ندارند. چرا که امروز بسیار به عناوینی مانند فونت «سن‌سریف» فارسی بر می‌خوریم که در اثر فهم غلط از این مفهوم و دانش ناکافی از خط فارسی به کار برده می‌شوند.   3- مقاله «خوانا بودن یا خوانا نبودن، مسأله این است» مقاله دیگری که در بین مقالات این شماره قابل توجه است، مقاله‌ای است با عنوان «خوانا بودن یا خوانا نبودن؛ مسأله این است.»، نوشته مریم کهوند. این مقاله از سه جنبه قابل توجه است: نخست، نظم و سیر منطقی مطالب و روشن بودن هدف مقاله؛ دوم، استدلال مناسب برای بیان مطالب و سوم اشاره درست به ویژگی‌های خط فارسی برای بررسی مقوله خوانایی. همان طور که در بخش قبلی اشاره کردیم، با توجه به کمبود منابع فارسی در حوزه طراحی تایپ و تایپوگرافی و وام‌گیری اکثر مقاله‌ها و یادداشت‌های فارسی از منابع لاتین، در خیلی از موارد شاهد این ایراد هستیم که مباحثی که صرفاً به تایپ لاتین مربوط می‌شوند و هیچ جایگاهی در تایپ فارسی ندارند، به عنوان عوامل دخیل در موضوع تایپ فارسی بررسی می‌شوند. اما در این مقاله به خوبی می‌بینیم که خط فارسی به طور مستقل و با ویژگی‌های منحصر به فردی که دارد بررسی شده است. البته این مقاله به لحاظ زاویه دید جدیدی که به موضوع خوانایی دارد نیز قابل توجه است. مریم کهوند در این مقاله، خوانایی را نه یک موضوعِ محدود در مسائل تکنیکی و فرمی، که در سطحی بالاتر و از نقطه نظر ارتباطی و مسائل فرامتنی می‌بیند. این موضوع در نتیجه‌گیری مقاله به روشنی بیان شده است: «خوانایی به عنوان یکی از مهم‌ترین کیفیات دیداری نوشتار و متون خواندنی، مقوله‌ای گسترده است که تحت تأثیر عوامل گوناگونی شکل می‌گیرد؛ از این رو، به سبب وابستگی‌اش به عوامل ارتباطی مانند زبان و خط لازم است درباره‌اش تأمل کرد و بررسی‌های لازم را در موردش انجام داد. اصول خوانایی، به مثابه قابلیت تشخیص حروف و خواندنی بودن نوشتار، قواعد کلی و اولیه هستند که به طور معمول برای تمامی متون نوشتاری ضروری به نظر می‌رسند. {... اما} درک خوانایی بیش از آنکه به درک سلسله قواعد و اصول وابسته و مربوط باشد، به درک تایپوگرافی و ارتباط تایپوگرافیک مربوط است. خوانایی به این مفهوم می‌تواند به هدفی که برای متن منظور شده است مرتبط باشد؛ برای مثال، خوانندگان در فضای شبکه وسیستم‌های دیجیتال برای دست یافتن به آنچه جستجو می‌کنند بسیار مشتاق و ناشکیبا هستند. همین موضوع بر مواجهه آن‌ها با آنچه می‌یابند و نحوه خواندنشان تأثیر می‌گذارد. رفتارهای کاربران با مواد خواندنی در صفحات خواندنی و صفحات چاپی شبیه به هم نیست. نحوه بازیابی متون و ورود کاربران به آنها نیز در هر دو مورد متفاوت است. بنابراین به نظر می‌رسد علاوه بر توجه به قواعد معین خوانایی نوشتار{...} در نظر گرفتن ویژگی‌های زمینه‌ای و هدف از تولید نوشتار و خصوصیات خوانندگان بسیار مهم است و در شکل دادن به ارتباط تایپوگرافیک نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند.»   4- گفت‌وگوی مریم کهوند با دامون خانجان‌زاده گفتگوی مریم کهوند با دامون خانجان‌زاده، هرچند در بعضی موارد بیش از حد طولانی شده است و یک سؤالِ واحد چندین بار با جمله‌بندی‌های متفاوت بیان و طبیعتاً پاسخی تکراری ارائه شده است، اما در عین حال حاوی چند نکته اصلی و مهم است که البته جای بحث و نقد دارد: 1- در بخشی از این گفت‌وگو، دامون خانجان‌زاده در مورد ارتباط بین خوشنویسی و طراحی تایپ می گوید: «خوشنویسی حدود 50 سال است که دست از سر طراحی تایپ ما بر نمی‌دارد. تا زمانی که سایه‌اش برداشته نشود، طراحی تایپ متوجه نمی‌شود خودش حرفه‌ای جداست و به خوشنویسی ربطی ندارد {...} خوشنویسی امری هیجانی و طراحی تایپ، دیزاین است. خوشنویسی شاید با اغماض به دایره هنر برود، اما طراحی تایپ، دیزاین است.» البته به نظر می‌رسد که نمی‌توان همه قواعدی که در خط و خوشنویسی آمده است را به یک چوب راند و نسخه واحدی برای طراحی تایپ پیچید. چنان که مریم کهوند نیز به خوبی اشاره می‌کند: « وقتی دانشجویان، فرم حروف را از ابتدا خودشان طراحی می‌کنند، مشکلات بسیاری در درک تناسبات حروف دارند.» نتیجه کار افراد تازه‌کار، اگر مرجع صحیحی برای آموزش فرم حروف نداشته باشند، فاصله بسیاری دارد با آنچه می‌توان نام «تایپ‌فیس» را بر آن نهاد دارد. از طرفی به هر حال سنت کتابت و خوشنویسی عادات دیداری مردم را شکل داده است، و طراح تایپ نمی‌تواند به این عادت‌ها کاملاً بی‌توجه باشد. هرچند که فضا برای دخل و تصرف و تغییر تناسبات و فرم حروف باز است، اما کنار گذاشتن تمامی قواعد خط و خوشنویسی منجر می‌شود به کاهش قابلیت تشخیص حروف. علاوه بر این، «دیزاین» یعنی یافتن بهترین راه‌حل برای یک مسأله. پس وقتی از تایپ دیزاین صحبت می‌کنیم، باید توجه کنیم که بنا به تعریف دیزاین، وقتی مسأله‌های متفاوتی وجود داشته باشد، طبعاً راه‌حل‌های متفاوتی وجود خواهد داشت و نمی‌توان یک راه‌حل واحد را برای تمامی مسائل تایپ دیزاین یا طراحی تایپ تجویز کرد. چه بسا تایپ‌فیس‌هایی که نایز است به طور تمام و کمال به قواعد خوشنویسی پایبند باشند و چه بسا مواردی که نیازی به چنین پیوندی بین طراحی تایپ و خوشنویسی نیست. این موضوع بیشتر از آنکه یک قاعده عام باشد، یک ویژگی است که بسته به بریف طراحی ممکن است به حضور آن نیاز باشد یا نباشد.   2- مورد دیگری که در این گفتگو انگشت تأکید بر آن گذاشته شده است، موضوع آموزش است که البته صحیح است. اما ایرادی که بر این تأکید وجود دارد، کلی‌گویی و مطلق‌گویی است. در جایی از این گفتگو می‌خوانیم: «به نظرم تا زمانی که در دانشگاه دپارتمان خاصی برای آن (طراحی تایپ) ایجاد نشود و رشته‌ای مجزا نداشته باشد، تمامی اتفاق‌هایی که انجام می‌شود غلط است و بهتر است جلوی آن گرفته بشود یا اینکه منتشر نشود.» اصولاً، مادامی که در حوزه‌هایی مانند هنر، دیزاین، ادبیات و موارد مشابه بحث می‌کنیم که در آن‌ها ماهیتاً امکان رسیدن به یک حکم «علمی» و «تجربی» وجود ندارد، استفاده از الفاظی مانند همه، هیچ، تمام و ترکیبات دیگری از این دست، گوینده را در موقعیتی قرار می‌دهد که لاجرم باید در مورد همه مصادیقِ یک موضوع، حکم کلی صادرکند، بدون اینکه امکان اثبات این حکم به صورت علمی وجود داشته باشد. در این موارد گوینده یا همه مصادیق آن موضوع را رد می‌کند، یا همه را تأیید می‌کند یا به همه آن‌ها یک صفت واحد اطلاق کند؛ در حالی که تنوع پدیده‌ها، موقعیت‌ها، کیفیت‌ها و کمیت‌ها در حوزه‌های ذکر شده به قدری است که  در عمل، جامۀ چنین احکام کلی‌ای بر تن همه آنها اندازه نمی‌شود و لاجرم تعدادی استثنا از این احکام بیرون می‌مانند.   3- و نهایتاً نکته‌ای که به خوبی در این گفتگو تشریح شده است، تعریف صحیح و روشنی است که دامون خانجان‌زاده از نقش و موقعیت یک «طراح» (دیزاینر) ارائه می‌دهد. او در مورد چگونگی نمایان شدن هویت «ایرانی» در فونت‌های خود این گونه توضیح می‌دهد: «من برای کارم از زندگی الهام می‌گیرم. اصرار بر این نیست که در دسته‌بندی خاصی قرار بگیرم. حتی بر این هم که در فرهنگی جدا از جامعه قرار بگیرم اصراری نمی‌کنم. من نیامده‌ام که فردوسی‌وار خطمان را پاکیزه کنم از رفتارهای عربی؛ می‌خواهم چیزی را که جامعه از من می‌خواهد به آن بدهم. کار من فراتر از این نیست. کار من یک شغل است. از من خواسته‌ای می‌شود و اگر بخواهم این خواسته را پیچیده کنم کارفرما از من دور می‌شود. همان‌طور که شما هفده رکعت نماز در شبانه‌روز می‌خوانید، زندگی ما عجین است با عبارات و رفتارهای عربی؛ از سلام گرفته تا بسیاری چیزهای دیگر. کلماتی آمیخته است با فرهنگ ما که جدا کردنش از حروف کاریکاتور می‌شود. اگر بخواهید زبان فارسی را از عربی پاکیزه کنید، دیگر نمی‌توان حافظ و سعدی هم خواند.» حرف دامون خانجان‌زاده دقیق و روشن است. جهت تکمیل این حرف باید بگوییم که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، خط فارسی همان خط عربی است، با اضافه شدن چهار حرف جدید. مادامی که در مورد خط، به مثابه یک نظام نوشتاری، صحبت می‌کنیم، هیچ مرزی بین خط فارسی و عربی نمی‌توان کشید؛ چنان‌که در دنیا اساساً عبارت «خط فارسی» (2) هیچ استفاده ای ندارد و به جای آن عبارت «خط عربی» (3) - و در بعضی موارد از عبارت «خط فارسی/ عربی» (4)- استفاده می‌شود. هرچند در سطح نظری و به لحاظ تاریخی این موضوع که آیا می‌توان این خط را یکسره خط عربی نامید و آیا تأثیرات «ایرانی» و نقش ایرانیان در تکوین و تکامل این خط آن‌قدری نیست که بتوان نام خط فارسی را بر آن گذاشت، موضوعی مهم و در جای خود قابل بحث است که از حیطه دانش نگارنده خارج است. اما دعوا بر سر عربی بودن یا نبودن این خط، در سطح عملی و هنگامی که به حوزه‌هایی مثل طراحی تایپ می‌رسیم، اساساً بیهوده است. در این حوزه، بین جهان عرب‌زبان و جهان فارسی‌زبان، تنها تفاوت های «سبکی» و «لحنی» وجود دارد و نه بیش. «خط» یکی است و «حروف» یکی هستند. ولی به عنوان مثال نسخ در ایران به گونه‌ای شکل گرفته است که با نسخ عربی و نسخ عثمانی تفاوت‌هایی دارد. این است که اصرار بر «ایرانی» بودن یک تایپ‌فیس چندان اصرار به‌جایی نیست. یک تایپ‌فیس فارسی/ عربی باید به گونه‌ای طراحی شود که بتواند با جامعه مخاطبی که برایش تعریف شده است به خوبی ارتباط برقرار کند و به خوبی منتقل کننده پیام و لحن مورد نظر باشد.   5- مقاله «گذری بر 80 سال حروف سربی تا عصر دیجیتال در ایران» مهم‌ترین نکته‌ای که در این مقاله از امیر مصباحی به ذهن می‌رسد، پرداختن به موضوع تاریخ «حروف» از نظرگاهی جدید است. مقوله طراحی تایپ و مقوله چاپ- یا به عبارت بهتر، بحث طراحی تایپ و بحث تکنولوژی تولید حروف- همواره به هم گره خورده بوده‌اند. چنان‌که امروز هم در پرداختن به طراحی تایپ، گریزی از پرداختن به تکنولوژی دیجیتال نیست. در منابع فارسی اما، در بحث تاریخی از «حروف» کفه ترازو همواره به سمت تأکید بر فن چاپ سنگینی کرده است. منابعی با عنوان تاریخ چاپ در ایران، هرچند نه خیلی زیاد، اما به هر حال قابل دسترسی هستند. آنچه کار امیر مصباحی را قابل توجه می‌کند، نگاه به موضوع چاپ سربی از نقطه نظر دیزاین و طراحی تایپ است. مقاله با شرح مختصری از ورود صنعت چاپ به ایران شروع می‌شود، سپس به ورود فناوری حروف‌ریزی به ایران می‌رسد که در واقع نقطه شروع طراحی تایپ در ایران است. پس از آن به مهم‌ترین طراح تایپ تاریخ ایران، «حسین عبدالله‌زاده حقیقی» می‌پردازد که بدون شک حروف او بیش از حروف هر طراح دیگری خوانده و دیده شده است، و در نهایت با پرداختن به دیگر تایپ‌فیس‌های رایج فارسی که متعلق به دوره حروف‌چینی نوری و همگی اثر طراحان غیر ایرانی هستند، مانند بدر، میترا و جلال مقاله پایان می‌یابد.   6- سهل انگاری در ترجمه همان‌طور که در بخش اول اشاره کردیم، در مقاله‌ها و یادداشت‌های ترجمه‌ای این ویژه‌نامه، به موارد متعددی بر می‌خوریم که مترجم یا از سر عدم اشراف به موضوع و یا از سر کم‌دقتی، اشتباهات مهمی در ترجمه داشته است. به عنوان مثال در مصاحبه با خاجاگ آپلیان (5) از قول او می‌خوانیم که «من تنها یک فونت «جزئی» طراحی کرده‌ام.» البته با توجه به اینکه منبع مصاحبه ذکر نشده است، نمی توان با قطعیت نظر دارد ولی تا آنجا که نگارنده مطالعه داشته است، اصطلاح «فونت جزئی» بی‌معنا است و به احتمال خیلی زیاد، مترجم عبارت «retail font»، به معنای فونتِ فروشیِ غیر اختصاصی (یا فونت ارائه‌شده برای خرده‌فروشی) را به اشتباه اینگونه ترجمه کرده است. در جای دیگری در همین مقاله به این جمله می‌رسیم: «... که از طریق رُزتا که یک قالب تایپ چندگانه حروف است در دسترس باشد.» می‌دانیم که رزتا (6) یک استودیوی طراحی و تولید تایپ است که بنا به سنت دیرینه به آن «type foundry» گفته می‌شود.  این ترکیب مربوط به دوره حروف سربی و زمانی است که حروف با ساخت قالب و ریخته‌گری تولید می‌شده‌اند و همچنان از آن دوره به جای مانده است. مترجم به احتمال زیاد صرفاً با توجه به واژه «foundry» که در اصل به معنای «ریخته‌‌گری» است، و بدون توجه به زمینه کاربرد این واژه به این ترجمه رسیده است. یا به عنوان یک مثال دیگر، در مقاله «تأثیرات انتخاب نوع فونت بر ادراک بصری و  ارتباط تصویری» دسته‌ای از فونت‌ها به اشتباه با عنوان «متن» نامیده شده‌اند، در حالی که از تعریف و تصاویر استفاده شده مشخص است که منظور دسته دیگری از فونت‌های لاتین است. در ادبیات لاتین به این فونت‌ها «textura» یا «blackletter» گفته می‌شود و احتمالاً مترجم از روی همین واژه «تکسچورا» و بدون توجه به معنا و تعریف تخصصی این واژه ترجمه خود را انجام داده و آن را به «حروف متن» ترجمه کرده است. در حالی که حروف تکسچورا یا بلک‌لتر سبکی از حروف هستند که امروزه هیچ جایگاهی در کتاب‌ها و متون نوشتاری ندارند. البته این‌ها تنها گزیده‌ای از اشتباهات مقالات ترجمه‌ای این شماره از حرفه هنرمند هستند و متأسفانه باید بگوییم که بر خلاف مقاله‌های تألیفی، که انصافاً دقیق و قابل توجه هستند، در این ویژه‌نامه چندان مقاله ترجمه‌ای خوب و دست اولی به چشم نمی‌خورد. مقاله‌ها یا به درستی انتخاب نشده‌اند و در اصل مطلب ایراداتی دارند و یا در ترجمه آنها دقت کافی نشده و با ترجمه تحت اللفظی و بدون توجه به زمینه و موضوع، منظور نویسنده به درستی منتقل نشده است. اما به هرروی، همان‌طور که پیش‌تر هم گفتیم، نفس اختصاص یک شماره به موضوع طراحی تایپ و تایپوگرافی اتفاق مبارکی است که امیدواریم ادامه یابد و گام به گام بر غنای مطالب و دقت آن افزوده شود. ]]> هنر Mon, 30 Jul 2018 08:46:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263772/یادداشتی-شماره-68-مجله-حرفه-هنرمند کتاب «هنر پیرنگ سازی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263754/کتاب-هنر-پیرنگ-سازی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «هنر پیرنگ سازی» نوشته لیندا جی.کوگل، ترجمه حسین شیرزادی به تازگی در نشر سفیدسار منتشر شده است و دوشنبه 15 مردادماه در تئاتر شهر رونمایی می‌شود.   در این مراسم رونمایی «فرهاد توحیدی» و «شادمهر راستین» فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران و حسین شیرزادی مترجم این اثر حضور دارند. مراسم رونمایی از کتاب «هنر پیرنگ‌سازی» دوشنبه 15 مردادماه، ساعت 18 در سالن کنفرانس مجموعه عمومی تئاتر شهر واقع در تقاطع خیابان انقلاب و خیابان ولیعصر (چهارراه ولیعصر)، تئاتر شهر، طبقه سوم، سالن کنفرانس برگزار می‌شود. ]]> هنر Sun, 29 Jul 2018 10:51:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263754/کتاب-هنر-پیرنگ-سازی-رونمایی-می-شود تشابهات سینمای مسعود کیمیایی و دنیای نصرت رحمانی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263745/تشابهات-سینمای-مسعود-کیمیایی-دنیای-نصرت-رحمانی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): مسعود کیمیایی علاوه بر ساختن فیلم‌های سینمایی دستی در نوشتن رمان داشته و مجموعه شعری منتشر کرده است. از رمان‌های او می‌توان به «حسد بر زندگی عین‌القضات»، رمان «سروه‌های مخالف، ارکستر بزرگ ندارند» و همچنین رمان «جسد‌های شیشه‌ای» که از معروف‌ترین آثارش است اشاره کرد. مجموعه شعر «زخم عقل» از دیگر آثار این هنرمند است. این آثار به ترتیب در سال‌های 80 تا 94 منتشر شده‌اند. چندین مستند و کتاب درباره این هنرمند و فیلم‌هایش نوشته و ساخته شده که به بررسی آثار او پرداخته‌اند. از جمله این کتاب‌ها می‌توان به کتابی از فیض شریفی شاعر، نویسنده و منتقد به نام «کیمیای رحمانی: نقد و بررسی تطبیقی، سینمای مسعود کیمیایی و اشعار و آثار نصرت رحمانی» اشاره کرد. در همین راستا و به مناسبت 77امین سالروز تولد کیمیایی گفت‌وگویی با نویسنده این کتاب انجام داده‌ایم تا بیشتر به زوایای پنهان تطابق شعر نصرت رحمانی و سینمای کیمیایی پی ببریم. فیض شریفی در گفت‌وگو با ایبنا در این باره بیان کرد: در کتاب «کیمیای رحمانی: نقد و بررسی تطبیقی، سینمای مسعود کیمیایی و اشعار و آثار نصرت رحمانی» به بررسی و نقد فیلم‌های غزل، داش‌اکل، قیصر، گوزن‌ها، بلوچ و خط قرمز پرداختم. این فیلم‌ها در یک نقد تطبیقی بررسی شده‌اند؛ معمولا نقدهای تطبیقی در سطح حرکت می‌کنند اما من در این کار به عمق مطلب رفته‌ام. همچنین ارتباط این فیلم‌ها را با اشعار رحمانی مطرح کردم. او بیان کرد:‌ زمانی که در تهران به دانشگاه می‌رفتم با تعدادی از هنرمندان آشنا شدم. این‌ اشخاص در کافه فیروز و کافه نادری در خیابان جمهوری گردهم می‌آمدند. این جلسات با گروه اربعه شروع شد که هدایت، فرزاد و بزرگ علوی از جمله‌ آن‌ها بودند و به تقلید از کافه‌های قدیم فرانسه  بود که ژان پل‌سارتر، کامو و سیمون بولیوار در آن به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند. بنابراین این‌ها مجموعا در کافه‌ها می‌رفتند و صحبت و بحث می‌کردند و با یکدیگر ارتباط داشتند. نویسندگان و شاعران و فیلمسازان بزرگی در این کافه‌ها رشد کردند که شاملو، نصرت رحمانی و اخوان ثالث از این دست هستند. این هنرمندان یک بلور چند وجهی بودند یعنی کیمیایی هم شعر می‌گوید، هم داستان می‌نویسد و هم فیلم می‌سازد. این منتقد در ادامه افزود: شاعران و نویسندگانی داشتیم که هرکدام صاحب سبک بودند و سبک‌شان متفاوت از دیگری است؛ سبک فروغ با اخوان و با شاملو متفاوت است. سینماگران ما نیز به همین صورت بودند؛ به عنوان مثال سبک ناصر تقوایی با سبک کیمیایی و داریوش مهرجویی متفاوت است. کارهای‌شان واقعا متفاوت بود و کارهایی انجام داده‌اند که با وجود این‌که40 سال است از آن زمان می‌گذرد شخصیت‌هایی به مثابه این فیلمسازان و شاعران به صورت مجموعه دیده نمی‌شوند. ممکن است به‌صورت جدا وجود داشته باشند. در داستان‌نویسی ابراهیم گلستان، احمد محمود، محمود دولت آبادی، هوشنگ گلشیری و بسیاری دیگر بودند که این‌ افراد به یکدیگر یاری می‌رساندند. نویسنده «شعر زمان ما» اظهار کرد:‌ بعد از دیدن فیلم‌های کیمیایی به این نتیجه رسیدم دیالوگ‌هایی که در برخی از فیلم‌های او دیده و شنیده می‌شود شباهت زیادی به دیالوگ‌هایی که نصرت‌ رحمانی در کتاب خودنوشت یا زندگی‌نامه خود به نام «مردی که در غبار گم شد» استفاده کرده است دارد که در مصاحبه‌های کیمیایی نیز این موضوع مطرح شده است. بسیاری از شعرهای رحمانی که در فضای کوچه و بازار قدیم سروده شده‌اند با لهجه‌های داغ و کلمات برشته‌ای که از زبان نویسنده، شاعر و فیلمنامه‌نویس خارج می‌شود شباهت‌های زیادی با آثار یادشده کیمیایی دارد. وجود این مشابهت‌ها دلیلی شد برای نوشتن این کتاب. شریفی همچنین گفت: یکی از فیلم‌های کیمیایی به نام اسب با یکی از شعرهای نصرت رحمانی که می‌گوید دختران ای دختران شهر ای‌ افسانه چشمان... شباهت زیادی دارد. این اسب معمولا همراه با رستم و سیاوش می‌آید و در جامعه ایران بعد از زمان رضاشاه که به سمت جامعه شهری رفته است اسب جای خود را به موتور داد و شمشیر به چاقو تبدیل شده است. رحمانی شعری دارد به نام چاقو که در آن می‌گوید چاقوی من گناه ندارد او تشنه است تشنه... کیمیایی هم شعری به نام چاقو دارد و در آثارش چاقو به کرات دیده می‌شود. این شاعر در ادامه بیان کرد: رحمانی یک شخصیت سینمایی بوده در زمان خودش بیش از شعرهایش مشهور بود. او  سینماگر، شاعر، خطاط و شناگر ماهری بود. کتاب «مردی در غبار گم شد» فضایش بسیار هم افق با فیلم‌ گوزن‌هاست. همچنین قسمتی از شعر رحمانی به نام تلخم مپیچ ای دوست تلخم بخشی از فیلم گوزن‌ها را یادآوری می‌کند که شاخ شخصیت‌های فیلم گوزن‌ها در جنگل آهن گیر می‌کند. همچنین نصرت رحمانی تشابه عجیبی با نقش سید در این فیلم دارد. نویسنده «برای نشستن در کنار تو» اظهار کرد: اسب در فیلم غزل برای دو برادری است که معشوقه خود غزل را با چاقو می‌کشند و سوار اسب می‌شوند و می‌روند. پس از آن، این حیوان نجیب در سینمای کیمیایی موضوعیتی ندارد و‌ زبان خیابانی و کوچه بازاری نصرت رحمانی در شعرهایش است که شباهت بسیاری با زبان سینمای و تصویری مسعود کیمیایی پیدا می‌کند. وی در ادامه افزود:‌ عمده صحنه آرایی‌های فیلم قیصر با صحنه آرایی‌های شعرهای رحمانی تشابه و قرابت دارند. زن‌های اشعار رحمانی همه یکی یکی از سر راه برداشته می‌شوند، این زن‌هایی که نماد زیبایی، نرمش و تمدن هستند مانند زن‌های فیلم غزل، قیصر، گوزن‌ها و داش‌آکل یکی‌یکی در جامعه مردسالار از بین می‌روند. حتی زندگی رحمانی شباهت زیادی با فیلم رضا موتوری کیمیایی دارد؛ دختر خاله رحمانی عاشق‌اش می‌شود و به خاطر او خودکشی می‌کند و جامعه پلیسی رحمانی را مجبور می‌کند با دختر خاله‌اش ازدواج کند و بعد از یک‌ سال از هم جدا می‌شوند زن فوت می‌شود. فیلم بلوچ او نیز ارتباط تنگاتنگی با شهرنوی شعر رحمانی دارد. درواقع به نوعی می‌توان فیلم‌های کیمیایی را شاعرانه دانست. او در فیلم‌هایش علاوه بر صحنه‌های درگیری و خشونت آمیز صحنه‌های شاعرانه نیز دارد. مانند صحنه بعد از قتل کریم توسط فرمان که دوش حمام باز است و صدایی جز شرشر آب شنیده نمی‌شود. او اظهار کرد: واژه لمپنیسم در زمان سرمایه‌داری به‌وجود آمده و به کسی گفته می‌شود که به گروه یا دسته‌ای خاص وابسته نباشد. اما معنای اصطلاحی لمپنیسم به اقشار حاشیه‌نشین شهرهای صنعتی گفته می‌شود که بیکار بوده و برای امرار معاش به کارهای ضد انسانی تن می‌دهند؛ مانند چاقوکشان حرفه‌ای و جنایتکارانی که پول می‌گیرند تا فردی را از بین ببرند یا زخمی کنند. در جامعه ما نیز روشنفکرانی که می‌خواهند ادبیات، ادبیات استادانه و شسته‌ورفته باشد اشعار رحمانی را لمپنیسم می‌دانند. آن‌ها درباره سینمای کیمیایی نیز همین قضاوت را می‌کنند. در حالی که رحمانی کلماتی را از مردم کوچه و بازار به عاریت گرفته و در اشعار خود به‌کار برده است؛ کیمیایی نیز مانند رحمانی از اصطلاحات و برخی رفتار‌های مردم در فیلم‌هایش استفاده کرده است. شریفی در پایان گفت: کتاب کیمیای رحمانی درباره سینمای کیمیای و اشعار نصرت رحمانی و ارتباط هر یک از این دو باهم است و تاثیراتی که از یکدیگر گرفته  و اثراتی که بر روی یکدیگر گذاشته‌اند. همچنین کیمیای رحمانی نام تمام زن‌های فیلم‌های مسعود کیمیایی و زن‌های اشعار نصرت رحمانی است که در جامعه مردسالاری آن زمان به نوعی از بین رفته‌اند. مانند مرجان و مرضیه و غزل و...    نشر نوید شیراز این کتاب را در 2000نسخه در سال 93 منتشر کرده است و چاپ دوم آن نیز در انتشارات سیب سرخ تهران شده است. ]]> هنر Sun, 29 Jul 2018 08:56:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263745/تشابهات-سینمای-مسعود-کیمیایی-دنیای-نصرت-رحمانی تازه‌ترین اثر حمید امجد بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263727/تازه-ترین-اثر-حمید-امجد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) هفته کتاب «کوچه درختی» این هفته، در مراکز شهر کتاب برگزار می‌شود. این کتاب اثر جدید حمید امجد کارگردان و نمایشنامه‌نویس است که به تازگی توسط انتشارات نیلا منتشر و راهی بازار نشر شده است.   سه شهرکتاب نیاوران، الف و مرکزی از پنجشنبه ۴مرداد به مدت یک هفته، میز پیشنهاد و ویترین فروشگاه خود را به کتاب «کوچه درختی» اختصاص داده‌اند تا در پایان هفته، شهرکتاب مرکزی در نشست نقد و بررسی، میزبان علاقه‌مندان به این کتاب باشد. هدف از  برپایی این هفته، دسترسی آسان مخاطب به بهترین‌های انتشار عنوان شده است. در نشست مورد اشاره، لیلی گلستان، محمود حسینی‌زاد، فؤاد نظیری، محمدچرم‌شیر و محمد رحمانیان حضور داشته و درباره‌ این رمان سخنرانی خواهند کرد. امجد نیز در این نشست به سوالات حاضران پاسخ خواهد داد. نشست نقد و بررسی کتاب «کوچه درختی» پنجشنبه ۱۱ مرداد از ساعت ۱۸ در شهرکتاب مرکزی واقع در خیابان شریعتی، بالاتر از تقاطع مطهری، نبش کوچه کلاته برگزار می‌شود. ]]> هنر Sun, 29 Jul 2018 06:05:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263727/تازه-ترین-اثر-حمید-امجد-بررسی-می-شود ترغیب فیلمسازان جوان به بهره‌برداری از ادبیات فارسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263703/ترغیب-فیلمسازان-جوان-بهره-برداری-ادبیات-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، در جلسه‌ای با حضورسیدصادق موسوی مدیرعامل انجمن، نیک‌نام حسینی‌پور مدیرعامل خانه کتاب، سعید پوراسماعیلی معاون فرهنگی‌وآموزش انجمن، افشین داورپناه معاون فرهنگی‌پژوهشی خانه کتاب، سهیلا عسگری مدیر امور جشنواره‌ها و سیدجواد میرهاشمی مدیر کمیته فعالیت‌های جانبی جشنواره فیلم کوتاه تهران، تفاهمنامه همکاری در سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به امضا رسید.   بر اساس این تفاهمنامه که با هدف آموزش و ایجاد امکان تولید آثار مشترک، ترغیب فیلم‌سازان جوان به بهره‌برداری از ادبیات غنی فارسی و همچنین تولید فیلم اقتباسی منعقد شده، دومین روز از برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران با نام «روز کتاب و سینما» نام‌گذاری و مقرر شده در مراسم «شب کتاب» دو جایزه از سوی خانه کتاب به ارزش ۸۰ میلیون ریال به نفرات برگزیده دوم و سوم در این بخش اختصاص یابد. جایزه اول این بخش نیز به مبلغ ۷۰میلیون‌ریال در روز اختتامیه توسط مدیرعامل خانه کتاب اهدا خواهد شد. برگزاری نمایشگاه تخصصی «کتاب و سینما»، رونمایی از کتاب‌های چاپ شده انجمن، تخصیص تخفیف خرید کتاب نمایشگاه تخصصی «کتاب و سینما» به جوانان فیلم‌ساز و سخنرانی چند تن از ادیبان نیز از دیگر تصمیمات این جلسه است. در این نشست همچنین مقرر شد کارگاه‌های تخصصی «اقتباس و شناخت داستان کوتاه» برگزار شود و برای اهل قلم و نویسندگان تسهیلات ویژه‌ای جهت حضور و استفاده از برنامه‌های این رویداد فرهنگی اختصاص یابد. سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از ۱۸ تا ۲۳ آبان ۹۷ در تهران برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 28 Jul 2018 10:53:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263703/ترغیب-فیلمسازان-جوان-بهره-برداری-ادبیات-فارسی مروری بر نمایشنامه‌های محمود استادمحمد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263632/مروری-نمایشنامه-های-محمود-استادمحمد به گزارش خبر گزاری کتاب ایران(ایبنا)، سوم مردادماه پنجمین سالروز در گذشت کارگردان، بازیگر و نمایشنامه‌نویس ایرانی، محمود استاد محمد است. این کارگردان  از شاگردان عباس نعلبندیان نمایشنامه‌نویس پیشرو ایرانی بود. استاد محمد در سال 1347 با  صداپیشگی نقش خر در تئاتر «شهر قصه» اثر بیژن مفید شناخته و مشهور شد. او همچنین به عنوان بازیگر و فیلمنامه‌نویس در حوزه سینما و تلویزیون نیز فعالیت کرد. از فیلمنامه‌های این نویسنده می‌توان به فیلمنامه سریال «پژواک»، فیلم «سیاه راه» و سریال «گذر خلیل ده مرده» و «جنگ اطهر» که کارگردانی آن را نیز به عهده داشت، اشاره کرد. استادمحمد تعدادی از نمایشنامه‌های خود را نیز کارگردانی کرده و روی صحنه برد که از جمله آن می‌توان نمایش « دیوان تئاتر ال»، «عکس خانوادگی»، «آخرین بازی» را نام برد. او در فیلم«سیاه راه» و «همشاگردی» به کارگردانی احمد نجیب‌زاده بازی‌ کرده و آخرین بازی‌اش در فیلم «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری‌جوزانی بود.   نمایشنامه‌های منتشر شده استاد محمد نمایشنامه «آخرین بازی» این نویسنده در سال 1378 توسط انتشارات آسا و «دیوان تئاترال» از سوی انتشارات ققنوس در سال 1380 منتشر شد که نمایشنامه «دیوان تئاترال» توسط روزبه حسینی روی صحنه رفت. «گزیده ادبیات معاصر؛ محمد استاد محمد: مجموعه دو نمایشنامه دقیانوس امپراتور سرزمین افسوس، گل یاس» را انتشارات کتاب نیستان در سال 1380 راهی بازرا کرد که این نمایشنامه شامل دو نمایشنامه دیگر از همین نویسنده به نام‌های «شب بیست‌و‌یکم» و « سپنج رنج و شکنج» است. «لاله‌زارون زار زارون: مجموعه نمايشنامه» توسط انتشارات ققنوس سال1383 و چاپ دوم آن سال 1390 منتشر شد ونمایشنامه‌های «چلچراغ»، «سرمه» و «سید دلبر» را در بر دارد.«ای کاش که جای آرمیدن بودی: مجموعه نمایشنامه» از انتشارات قطره سال 1390 منشر شد که این مجموعه شامل نمایشنامه‌های «آسید کاظم»، «شب بیست‌ویکم»، «دقیانوس امپراتور سرزمین افسوس»، «خونیان و خوزیان»، «گل یاس»، «آخرین بازی»، «عکس خانوادگی»، «دیوان تئاترال»، «سپنج رنج و شکنج» و «تَهرَن» است. نمایشنامه «کافه مک ادم» دیگر اثر او است که سال 1391 از سوی انتشارات ققنوس منتشر و چاپ دوم آن در سال 1393 راهی کتاب‌فروشی‌ها شد.   لازم به ذکر است که نشر چشمه تمامی آثار محمود استاد محمد را در یک مجموعه 7 جلدی منتشر کرده است. این مجموعه شامل 17 نمایشنامه به نام‌های «آسید کاظم  و تیغ و ترنا»،  «کافه مک ادم و آخرین بازی» ، «گل یاس و عکس خانوادگی»، «سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان‌تئاترال»، «سپنج رنج و شکنج، دقیانوس امپراتور سرزمین افسوس »، «تهرَن و خونیان و خوزیان»، «شب بیست‌و‌یکم، قصص‌القصر و آن‌ها ماموران اعدام هستند» است. همه این نمایشنامه‌ها به غیر از «تیغ و ترنا» در سال‌های قبل منتشر شده است. جلد اول این مجموعه «آسید کاظم  و تیغ و ترنا»،  نمایشنامه‌ای است که به خواست زنده یاد هادی اسلامی و بر اساس روشی که در تئاترهای لاله‌زار آن دوره در اتود گرفتن از بازیگر مرسوم بوده، در سال60 نوشته شده و به کارگردانی هادی اسلامی در تئاتر البرز  روی صحنه رفته است.     ]]> هنر Wed, 25 Jul 2018 12:25:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263632/مروری-نمایشنامه-های-محمود-استادمحمد دنیای رنگارنگ پارچه‌های جهان اسلام و یک عاشق انگلیسی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263530/دنیای-رنگارنگ-پارچه-های-جهان-اسلام-یک-عاشق-انگلیسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از پوشاک به منزله خانه بدن یاد می‌شود. سازه‌ای که بدن را فرامی‌گیرد و برای او محیطی درون و برون ایجاد می‌کند. این پوشش ورای کارکرد‌های ابتدایی آن که از بدن در برابر هرآنچه پیرامون اوست چون سرما، گرما، آلودگی و غیره محافظت می‌کند، مبتنی بر حفظ آرامش جسمی فرد است. کارکرد اصلی پوشاک زمانی مشخص می‌شود که این دو مورد هر دو تامین شدند و انسان نیازمند زیبایی، برای زیباتر شدن است. کتاب «پارچه‌های جهان اسلام» با رویکردی تاریخی و شیوه‌مدارانه سعی در شناساندن فرهنگ، پوشاک، پارچه و همچنین نگاهی مختصر به دوران معاصر هر کشور دارد. این کتاب با پژوهش میدانی از امپراطوری عثمانی شروع کرده و در نهایت به آفریقای شرقی می‌رسد. در کتاب «پارچه‌های جهان اسلام» به علل جذابیت پارچه‌های اسلامی، منشاء، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان آن‌ها توجه شده و علاوه بر کشورهای جهان اسلام به کشورهای غیر اسلامی با اقلیت‌های اسلامی نیز پرداخته است. این کتاب را جان گیلو نوشته، محقق برجسته‌ای که بیش از 30 عمر خود را سال صرف مطالعه، جمع آوری اطلاعات و سخنرانی درباره منسوجات کرده است. کتاب‌های او شامل هنر و صنایع دستی هند (با الی کوپر و بری داوسون)، پارچه های هند (با نیکلاس بارنارد)، پارچه های سنتی اندونزیایی، منسوجات جهانی (با برین سنتسان) و پارچه‌های آفریقایی و... است و در این اثر که به فارسی ترجمه و منتشر شده است او به پارچه‌های جهان اسلام پرداخته و با تقسیم‌بندی نواحی مختلف جهان اسلام به توضیح درباره پارچه‌های آنها پرداخته است.  جان گیلو او در بخشی از کتاب می‌نویسد که گسترش اسلام در قرن هفتم میلادی با یک شبکه تجاری براساس ارزش‌ها و زبان مشترک اعراب همراه بود. مسلمانان از مراکش در غرب تا چین در شرق دور و از تاتارستان روسیه در شمال تا کامرون در آفریقا و اندونزی در آسیا گسترده بودند. پارچه‌های بعد از اسلام در کشورهای اسلامی با پرهیز از فرم انسانی و حیوانی و استفاده از طرح‌های تخیلی و تزئینات فراوان همراه است و همچنین تزئینات نام خدا، اشکال گیاهی یا انسانی بسیار استفاده می‌شد. تزئینات خطی همیشه مورد توجه مسلمانان بوده است، خط عربی بسیار جذاب است و با حروف مختلف نوشته می‌شود. همچنین موتیف(نقش) گیاهی از موتیف درخت موی مدیترانه‌ای رومی‌ها و بیزانسی‌ها گرفته شده است. اعراب این موتیف را به دست آوردند آن را در هنر پارچه‌بافی خود برای پر کردن فضاهای خالی به‌صورت یک خط پیوسته به کار بردند. پس از این فرم‌های هندسی-خط راست، مربع،‌ مثلث، لوزی و دایره به خط و نقش و نگار‌های عربی اضافه شدند. تاریخچه تجارت پارچه در جهان اسلام آنگونه که گسترش اسلام اهمیت پارچه را در سرزمین‌های مسلمانان بیشتر نشان می‌دهد. اعراب سبک مسافرت می‌کردند و از پارچه برای ساخت چادر،‌ رختخواب، مبلمان و تزئینات استفاده می‌کردند. پس از استقرار  اسلام و در پی فتوحات فراوان و تشکیل خلافت امویان در دمشق، خلفای جدید مسلمانان روش‌های موجود پارچه بافی را پذیرفتند. کارگاه‌های پارچه بافی در ایران و مصر تشکیل شده بودند. با توجه به پارچه‌های گران قیمت از جنس طلا، دولت مستقر در پایتخت اقدام به تشکیل کارگاه‌های پارچه‌بافی دولتی(طراز) کرد. وحدت یک امپراطوری زیر لوای مذهب واحد به معنای ایجاد یک سیستم تجاری از مدیترانه تا هند و فراتر از آن بود. جهان اسلام دارای مذهب، زبان و فرهنگی واحد بود. صنعتگران، بازرگانان، سربازان و دانشمندان فقط می‌توانستند در جهان اسلام فعالیت کنند. با گسترش اسلام و ایجاد راه‌های تجاری، بازرگانان مسلمان توانستند شرکای تجاری خود را در آفریقای غربی و هند شرقی بیابند. تجارت بین آن‌ها براساس اعتماد متقابل بود تا قرارداد کتبی.     پرده رنگی چاپ و نقاشی قلمکاری، اصفهان. جهان ایرانی جهان عثمانی، اسپانیای اسلامی و آفریقای شمالی نام عثمان یادآوار امپراطوری بزرگ عثمان است که بعد از سلجوقیان بر ایران و نواحی دیگر حکومت می‌کردند. دوره عثمانی برای ثروت فراوان و هنرهای تزئینی‌اش، به ویژه پارچه‌بافی مشهور شد. این هنر در سراسر جامعه گسترش یافت و مسلمانان و غیر مسلمانان جذب آن شدند. مواد اولیه پارچه در زمان امپراطوری عثمانی از پشم گوسفند، موی شتر، موی بزآنقوره،‌ موی بزهای دیگر،کتان، پنبه، ابریشم و کنف بود. الیاف کنف با خاصیت گردش هوا در درون خود برای تهیه لباس و کیسه گندم و ذخیره کردن میوه‌جات و سبزیجات و همچنین به دلیل استحکام برای ساخت طناب به کار می‌رفت. به دلیل مبادله در جهان اسلام  نقش‌ها و تکنیک‌ها در ابریشم بافی تحت تأثیر هنر ایتالیایی و تاحدی هنر مدیترانه بود. این بخش شامل اسپانیای اسلامی، مراکش، ‌الجزایر، تونس، ‌لیبی و مصر است. زنان جوان در الجزایر لباسی با بالا تنه‌ای تنگ و کوتاه و سوزن دوزی شده دکمه‌دار می‌پوشیدند و در شهر از ردایی معمولا پشمی و روبنده استفاده می‌کردند. لباس مردان با نخ فلزی بافته می‌شد و سوزن دوزی‌های مردانه داشت. در بین مردان جوان ژاکت کوتاه آستین‌دار یا ژاکت بدون آستین رایج بود. الجزایر از سال 1830 تا 1962 مستعمره فرانسه بود که تاثیر فرهنگی بر پارچه‌های الجزایر داشت؛ استعمار بلند مدت فرانسه موجب نابودی صنعت پارچه الجزایر شد. جهان عربی در این کتاب جهان عربی شامل سوریه، فلسطین، عراق، عربستان سعودی، کویت و عمان و یمن است. سوریه قلب مشرق زمین است و با روستاییان و چادرنشین‌ها و هنرمندان شهری بسیار ماهر، از فرهنگ‌های بزرگ پارچه‌بافی محسوب می‌شود. قلاب بافی در سوریه رواج داشت، کلاه نمازگران سوری از ابریشم قلاب بافی ‌شده و الگوهای هندسی متنوع ساخته می‌شوند و در خاور نزدیک مشهوراند.این کلاه‌ها در بازار سوریه به فروش می‌رسند. چون قلاب‌بافی فقط به نخ و قلابی نیاز دارد که از چوب، فلز،استخوان یا پلاستیک ساخته می‌شود به آسانی انجام می‌شود.   جهان ایرانی ایران تمدنی سه هزار ساله دارد با فرهنگ و هنر این منطقه تاریخی طولانی و مصور دارد. دوهزار سال است که پشم در پارچه‌های ایرانی بکار می‌رود. ایرانی‌ها علاوه بر پشم از ابریشم نیز استفاده می‌کنند. آن‌ها بر سر راه تجارت ابریشم بین چین و روم باستان قرار داشتند و دانش چینی‌ها در زمینه کرم ابریشم در قرن سوم میلادی به ایران منتقل شد. تولید ابریشم به صنعتی بزرگ برای مصرف داخلی و خارجی تبدیل شد. طبرستان(مازندران) بزرگترین تولید کننده نخ ابریشم در جهان اسلام بود. ایران تولید کننده روسری و شال ابریشمی است که با شیوه باتیک الگودار می‌شوند. در این شیوه، موم بر روی پارچه زده می‌شود تا نواحی رنگ نشده طرح حفظ شوند. باتیک کاری از پناهندگان آذربایجان روسیه به ایران منتقل شده است.    پارچه شکار، جنگ پلنگ و مار با بلدرچین‌ها. هرات آسیای مرکزی و جهان مغول آسیای مرکزی به تولید محصولات ابریشمی مشهور است. مسلمانان آسیای مرکزی شامل بخشی از ازبکستان، ترکمنستان،‌ تاجیکستان، قرقیزستان و افغانستان هستند. ازبکستان و تاجیکستان پرشورترین پارچه‌های دنیا را تولید می‌کنند و نخستین بار صنعت پرورش کرم ابریشم در ترکمنستان شرقی بوجود آمد. همچنین پارچه‌های شکار (چیره) هرات از جذاب‌ترین پارچه‌های افغانستان است. طرح اولیه با قلم را کسی می‌کشد که نزدیک مسجد گوهرشاد هرات زندگی می‌کند. موتیف‌ها یا نقوش با کهنه‌ای آغشته در جوهرهای سیاه، زرد، قرمز و سبز سایه زده می‌شوند. این نقوش‌ها معمولا جنگ بین پلنگ‌ها با مارها، پرنده‌ها، بلدرچین‌، خرگوش‌ها،‌ شیرهای نر و همچنین مردان چاقو یا تفنگ به دست را نشان می‌دهند. بر اساس گفته‌های محقق فرانسوی، به لباس شکارچیان تصاویر حیواناتی نقش بسته بود که قصد شکار آن‌ها را داشتند. لباس شکار هرات از چنین سنتی تبعیت می‌کند. پس از حمله مغول به ایران و مسلمان شدن مغولان، مغول‌های ایران آداب و رسوم خود را به هندوستان بردند و مبنای فرهنگ هندی-ایرانی را در عصر طلایی امپراتوری مغولی ایجاد کردند. اسلام بر فرهنگ هندی تأثیر داشته است. هرچند مسلمانان اکثر هندوها را مسلمان نکردند،‌ ولی لباس‌ها و حجب و حیای اسلامی در نهادهای شهری و دربار به کار رفتند. هنرهای وارداتی به هنرهای پارچه‌بافی و رنگ کردن پارچه‌ها درهندوستان افزوده شد. پاکستان بعضی از زیباترین پارچه‌های جنوب آسیا و شبه قاره را تولید می‌کند که شهرتی جهانی دارد. در دوران امپراتوری مغول بنگلادش به مرکز بافندگان مسلمان معروف بود. این بافندگان مسلمان از پارچه‌های متنوع پنبه استفاده می‌کردند که در سواحل رودخانه مگنا تا جنوب شرقی داکا کشت می‌شد. آسیای شرقی و جنوب شرقی چین پر جمعیت‌ترین کشور جهان و اقلیت مسلمانان آن بیش از یکصد میلیون نفر است. مسلمانان را هوئی می‌نامند که از بزرگترین گروه نژادی در چین با نام هان به دین اسلام روی‌آورده‌اند. زنان مسلمان با روبندهای خود از سایر زنان چینی تشخیص داده می‌شوند. پارچه‌ها و لباس‌های سنتی چین در فرآیند انقلاب کمونیستی و انقلاب فرهنگی فراموش شده است. مالزی یکی دیگر از کشورهای آسیای شرقی مرکز پارچه‌های وارداتی  بودند که پارچه‌های پنبه‌ای از هند و پارچه‌های ابریشمی از چین وارد می‌شدند. پارچه‌های مالزی همانند آسیای جنوب شرقی برای مراسم نامزدی، ازدواج،‌تولد و مرگ به کار می‌روند. پارچه‌های با ارزش به نقلید از مسلمانان به مهمانان برجسته هدیه داده می‌شوند. شیوه سوزن دوزی اندونزی، درست کردن آذین‌های آویز برای تزئین تخت‌خواب عروس و نمایش هدایای عروسی در بین مسلمانان سوماترا رایج است. کنده کاری تختخواب را نجارهای چینی انجام می‌دهند و آذین‌های آویز به سبک توران گجرات آویزان شده‌اند که با سوزن دوزی با نخ فلزی تزیین می‌شوند.   فرش یا روانداز پشمی سوزن‌دوزی شده، جنوب عراق آفریقای زیرصحرایی زیباترین پارچه‌های مسلمانان آفریقای شرقی را زنان شهری شهر باستانی هرار در جنوب شرقی اتیوپی می‌بافند. هرار شهری مسلمان نشین با سنت‌های منحصر به فرد است. سوزن دوزی به سبک هندی لباس‌های زنان شهر هرار مشهور بود. اسلم از آفریقای شمالی به منطقه صحرا آمد و بازرگانان نخستین مبلغان آن بودند. آمدن اسلام با پذیرش لباس‌های مسلمانان همراه شد شرایط آب و هوایی به حداقل لباس مردم منجر شده بود. ولی پس از آمدن  اسلام، پارچه‌های پنبه‌ای و ابریشمی وارداتی در منطقه صحرا مشاهده شد. بعد‌ها پارچه‌های اروپایی وارد آفریقای غربی شدند. آفریقای غربی پارچه‌های خاص خود را تولید می‌کند که شهرت آن از منطقه صحرا فراتر رفته و بیشتر پارچه‌ها با دستگاه بافندگی افقی باریک به رنگ نیلی تولید می‌شوند. بافندگان، رنگرزان، خیاطان و سوزان دوزان در ایجاد لباس‌های بلند و گشاد با آستین‌های پهن از قبیل بوبو در مناطق مختلف آفریقا غربی نقش داشته‌اند. تمام لباس‌ها یک سبک دارند. حتی مردان غیرمسلمان ثروتمند و بازرگانان ثروتمند مسلمان از این لباس‌ها استفاده می‌کردند و همسران آن‌ها بع لباس‌های بلند و گشاد روی‌آوردند. مسلمانان لباس‌هایی را با نوشته‌های قرآنی برای اهداف حفاظتی می‌پوشیدند، حتی غیر مسلمانان نیز آن‌ها را در جنگ بر تن می‌کردند. این لباس‌ها را هنرمندان هوسا به ویژه طلاب با الگوهای سوزن دوزی و خطاطی طراحی می‌کردند.‌ کتاب پارچه‌های جهان اسلام نوشته جان گیلو با ترجمه کورش محمودی دده‌بیگلو و بیژن شادپی و ویراستاری علی فانی سالک از سوی انتشارات جمال هنر در 258صفحه منتشر شده است.   ]]> هنر Wed, 25 Jul 2018 07:30:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263530/دنیای-رنگارنگ-پارچه-های-جهان-اسلام-یک-عاشق-انگلیسی مخاطب عام نمایشنامه در حال افزایش است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263589/مخاطب-عام-نمایشنامه-حال-افزایش مجتبی مقدم نویسنده و نمایشنامه‌نویس در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره آخرین اثر خود نمایشنامه «تبر» گفت: این ‌نمایشنامه‌ها بیشتر درباره روابط انسانی و چالش‌هایی است که بین این انسان‌ها وجود دارد است. درواقع بحثِ پیدا کردن هویت‌شان را بیان می‌کند. به‌ویژه در دو نمایشنامه آخر بیشتر به روابط زناشویی و چالش‌هایی که بین زن و مرد وجود دارد پرداخته شده است. روابط و چالش‌هایی مانند: عشق، خیانت و سرد شدن روابط  و عواطف، همچنین مشکلاتی که از بیرون این روابط را به چالش می‌کشد مانند: وضعیت نابسامان اقتصادی و... وی همچنین درباره مجموعه داستان «خرس در آغوش درخت» که به تازگی منتشر شده بیان کرد: این مجموعه داستان شامل بیست‌ودو داستان کوتاه است. فضای داستانی این مجموعه داستان این‌گونه است که هر پنج یا شش داستان از لحاظ تم، ساختار و زاویه دید با هم هم‌پوشانی دارند. فضای وهم‌آلود بخشی از ویژگی‌های کلی این مجموعه داستان است و تخیل در آن بسیار زیاد است. مقدم در ادامه اظهار کرد: تعدادی از این داستان‌ها به رابطه انسان و طبیعت می‌پردازد، به‌ویژه داستان «خرس درآغوش درخت» که در یک جنگل وهم‌آلود و ترسناک می‌گذرد. در این داستان ارتباط بین جنگل‌بان‌ها و یک زن و تبدیل جنگل‌بان به خرس و زن به درخت را روایت می‌کند. در این داستان‌ها انسان ارتباط عمیق‌تر و ریشه‌دارتری با طبیعت و هستی دارد. تعریفی که از این داستان کرده‌ام دیدگاه من به عنوان یک مخاطب است و زمانی که این را می‌نوشتم این موضوع در ذهن‌ام نمی‌چرخید. در چند داستان دیگر چالش‌های ذهنی روبه‌رو هستند که آن را به یک خشونت درونی و بیرونی تبدیل کرده‌اند، هم خشونت علیه دیگران و هم خشونت علیه خودشان خشونت نسبت به بدن و زبان خود.   وی میزان درخصوص استقبال از کار‌های ترجمه و تألیفی نیز گفت: ترجمه نمایشنامه مانند کتاب‌های داستانی و رمان اقبال بیشتری نسبت به آثار تالیفی دارد. در چند سال اخیر از لحاظ کمی رشد خوبی در زمینه تالیف نمایش‌نا‌مه داشته‌ایم. هرچند در برخی آثار اوج کیفی را با کمی چشم‌پوشی می‌توان دید و در برخی دیگر این کیفیت را نمی‌توان دید. تألیف نمایشنامه در ایران دوران‌ طلایی هم داشت. نوشتن نمایشنامه در کشور ما تاریخ صدساله‌دارد و در آن چیزی که به درام اروپایی نزدیک باشد نقطه‌های اوجی هم دارد. تألیف نمایشنامه در کشور ما نادیده گرفته می‌شود و کمتر خوانده می‌شود. نویسنده نمایشنامه «خاکستری» در ادامه افزود: در حال حاضر ترجمه نمایشنامه در مقایسه با تألیف رونق بیشتری دارد. رونق ترجمه در حوزه داستان و رمان هم بیشتر از آثار تألیفی آن است. می‌توان دلایل بیرونی را مثال زد درواقع نمایشنامه‌نویس ایرانی هنوز اصل و پایه را مانند درام غربی ندارد. نمایشنامه غرب ریشه چند صد ساله دارد و دوران بلوغ خود را پشت سر می‌گذارد ولی برای نمایشنامه‌ ما هنوز این اتفاق نیوفتاده است. مقدم درباره مخاطبان نمایشنامه گفت: نمایشنامه در مقایسه با قالب های دیگر مانند رمان و مجموعه داستان  طیف خاصی مخاطب دارد. مخاطب عام کمتر از چنین نوشته‌ای استقبال می‌کند و افرادی که اهل تئاتر هستند و دغدغه تئاتر دارند  بیشتر از سایرین پذیرای نمایشنامه هستند. نمایشنامه تعداد کمی مخاطب عام نیز دارد و دائم مخاطبان آن در مقایسه با قبل بیشتر می‌شود، یعنی ذهن مخاطب با این سبک آشنایی پیدا می کند. او درباره اقتباس از داستان های ایرانی برای تالیف نمایشنامه اظهار کرد: این اقتباس لازم و ضروری است و نسبت به قبل رو به افزایش است و روزبه‌روز مؤلفین و فیلمنامه‌نویسان این خلا را بیشتر احساس می‌کنند. اقتباس در ایران در مقایسه با خارج از کشور بسیار محدود و کم است. طیف گسترده‌ای از آثار غرب، اقتباس از متون غیرداستانی و داستان‌های کهنشان است. در ایران این نگاه نسبت به ادبیات معاصر و ادبیات کهن کم است، هرچند نسبت به گذشته رشد خوبی داشته و خوشبختانه این نگاه و اقبال به متون کهن افزایش یافته است. وی افزود: داستان‌های مدرن ایرانی، ظرفیت اقتباس را دارند. ذهنیت مخاطبی که کمی داستان‌خوان باشد می‌تواند با هرنوع قالبی ازجمله: کلاسیک، سنتی، پست‌مدرن و مدرن ارتباط برقرار کند، چون ذهن خواننده به این نوع عادت دارد این ارتباط را راحت می‌تواند برقرار کند، اگر قصد نداشته باشیم متن کم‌جان و بی‌محتوا تحویل مخاطب بدهیم. این نویسنده درباره اجرای آثار تألیفی و ترجمه نمایش‌نامه گفت: اجرا در تئاتر بستگی به دیدگاه کارگردان دارد. در ایران برخی از گروه‌ها فقط دغدغه اجرای آثار ایرانی را دارند و عده‌ای فقط متن خارجی را مدنظر دارند. به عنوان مثال یک کارگردان فقط آثار چخوف را اجرا می‌کند. مقدم درخصوص تأثیرپذیری خود از آثار دیگران چنین توضیح داد: هرمتنی که خوانده می‌شود بر انسان اثر می‌گذارد، اگر این متن خوب باشد نکات مثبت آن را جذب می‌کنی و اگر بد نوشته شده باشد سعی می‌کنی نکات منفی آن را در کار خود استفاده نکنی و اشتباهات آن را تکرار نکنی. به‌غیراز متون نمایش مانند سیاه‌بازی و خیمه‌شب‌بازی که کهن هستند بزرگان زیادی درتاریخ صدساله نمایشنامه‌نویسی ایران فعالیت کرده‌اند مانند: غلام‌حسین ساعدی، بهرام بیضایی، اسماعیل خلج و علی نصیریان. آثار این بزرگان بر ذهن نویسنده تأثیر می‌گذارد، زمانی که بانک اطلاعاتی انسان از این نوشته‌ها پر شود ناخودآگاه بر روی متن، محتوا، سبک و جهان‌بینی نویسنده تأثیر می‌گذارد.   مجتبی مقدم در پایان از انتشار دو اثر یک مجموعه داستان با نام «این داستان شما را می‌خنداند » و یک رمان با نام «در سایه پنهان از تابش آفتاب» تا پایان امسال خبر داد.     ]]> هنر Wed, 25 Jul 2018 05:13:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263589/مخاطب-عام-نمایشنامه-حال-افزایش یک پیرزن، یک پرستار و یک نمایشنامه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263558/یک-پیرزن-پرستار-نمایشنامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه «شکوه علفزار» نوشته شهلا میربختیار از سوی انتشارات افراز منتشر شد. «اگرچه تلألو آفتاب که زمانی چنان درخشان بود اکنون برای همیشه از من گرفته شده. اگرچه هیچ‌چیز نمی‌تواند مرا برای ساعتی به شکوه علفزار به طراوت گل‌ها بازگرداند، اما غمی نیست. باید قوی بود و به آن‌چه بر جای مانده امید بست...» در پیشانی‌نوشت نمایشنامه‌ «شکوه علفزار» نوشته‌ شهلا میربختیار که در سال ۱۳۹۷ از سوی انتشارات افراز منتشر شده، این جمله از ویلیام وردزورث، شاعر بزرگ انگلیسی، آمده است. شاید همین جمله بیش از هر توصیف دیگری حال‌و‌هوای این نمایشنامه را با ما در میان بگذارد. «شکوه علفزار» دو کاراکتر بیشتر ندارد: یکی پیرزنی است بیمار که تا حدی اختلال مشاعر دارد، اندکی بدعنق است و مدام بهانه می‌گیرد و نق می‌زند، و دیگری پرستاری است که از این پیرزن در خانه نگهداری می‌کند، مدام چیزهایی را به یادش می‌آورد که او از یاد برده، و کمابیش به رفتارهایش خو گرفته و با نک‌ونال‌هایش می‌سازد، گرچه یک‌وقت‌هایی هم خیلی صریح و بدون تعارف با او حرف می‌زند. پیرزن در حالی که کوهی از خاطرات را پشت سر خود می‌بیند، با ملال و تنهایی خود دست و پنجه نرم می‌کند. در یکی از پرده‌ها روز تولد پیرزن است و در حالی که انتظار دارد کسانی برای تبریک به خانه‌ او بیایند، کسی نمی‌آید. پرستار گرچه از پرسش‌های پیرزن درباره‌ آمدن این و آن کلافه شده، اما آتش امید و نومیدی که در این پرسش‌ها زبانه می‌کشد، سر آخر، او را به گریه می‌اندازد. نمایش در حالی به پایان می‌رسد که پیرزن و پرستار پشت به تماشاگران سالن به تماشای فیلم «شکوه علفزار» نشسته‌‌اند و صدای آن‌ها روی تصاویر فیلم پخش می‌شود؛ یک بار بخشی از جمله‌ وردزورث را پرستار می‌گوید و بار دیگر جمله به‌طور کامل از زبان روایتگر فیلم شنیده می‌شود. در بخشی از این کتاب آمده است:   پیرزن: می‌گم من امشب تا آریا نیاد نمی‌خوابم. اون‌قدر بیدار می‌مونم تا پسرم رو ببینم. چند روزه که ندیدمش. پرستار: باشه. او تا دیروقت سرکاره. ممکنه خسته بشی. پیرزن: کدوم مادری از انتظار دیدن بچه‌ش خسته می‌شه؟ هر وقت مادر شدی می‌فهمی من چی دارم می‌گم. پرستار: درسته، حق با توست. پیرزن: البته که حق با منه. پرستار: خیلی خب. حالا بذار خشکت کنم. آفرین دختر خوب. چقدر خوشگل و تمیز شدی. مثل یه عروس. پیرزن: واقعاً؟ پرستار: واقعاً. پیرزن: اما صورتم هنوز کجه. مگه نه؟ پرستار: نه، من که چیزی نمی‌بینم. پیرزن: دروغ می‌گی. صورتم کجه. کج. پرستار: دست‌هات رو دور گردنم قلاب کن. آفرین. حالا خودت رو بکش بالا. آفرین، آفرین. [دردی در کمرش احساس می‌کند] آخ...   نمایشنامه «شکوه علفزار» به قلم شهلا میربختیار در 97 صفحه به قیمت 12000 تومان در سال 1397 از سوی انتشارات افراز منتشر شده است. ]]> هنر Tue, 24 Jul 2018 07:53:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263558/یک-پیرزن-پرستار-نمایشنامه آغاز فصل تازه خوانش آثار محمود استادمحمد به سرپرستی پرستو گلستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263534/آغاز-فصل-تازه-خوانش-آثار-محمود-استادمحمد-سرپرستی-پرستو-گلستانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) طبق اعلام بنیاد محمود استاد محمد؛ سومین فصل خوانش آثار زنده یاد «محمود استاد محمد» همزمان با پنجمین سالروز درگذشت این هنرمند،با حضور پنج گروه نمایشی در مجموعه تئاترشهر برگزار می‌شود. این پنج اثر پس از بررسی و بازبینی‌های صورت گرفته از سوی اعضاء بنیاد و همراهی علی عابدی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر انتخاب و طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته از 3 تا 8 مردادماه در سالن کنفرانس مجموعه تئاترشهر خوانش خواهند شد. سرپرستی این دوره برعهده پرستو گلستانی است. این آثار عبارتند از: نمایشنامه «آخرین بازی» به کارگردانی «علیرضا بهجتی» چهارشنبه 3 مردادماه نمایشنامه «گل یاس» به کارگردانی «محسن عظیمی» پنج شنبه 4 مردادماه نمایشنامه «دیوان تئاترال» به کارگردانی «محمدرضا غریب‌زاده» جمعه 5 مردادماه نمایشنامه«سید دلبر» به کارگردانی «شقایق عرفی‌نژاد»یکشنبه 7 مردادماه نمایشنامه «تهرن» به کارگردانی «احمدسیاه رستمی» دوشنبه 8 مردادماه همچنین در پایان فصل سوم خوانش آثار زنده‌یاد محمود استاد محمد، مراسم اختتامیه‌ای با حضور اعضاء بنیاد و علاقمندان به آثار این هنرمند برپا می‌شود. مسعود جعفری‌جوزانی، پرستو گلستانی، مانا استاد محمد و جواد عاطفه هیات مدیره بنیاد استاد محمد را تشکیل می‌دهند. ورود برای کلیه افراد آزاد است و علاقه‌مندان می‌توانند در تاریخ‌های اعلام شده هر شب ساعت 19 به مجموعه تئاترشهر مراجعه کنند. استاد محمد خالق نمایشنامه‌ی «دیوان تئاترال» و «آسید کاظم» بامداد 3 مرداد ماه سال 92 بر اثر عوارض ناشی از سرطان کبد درگذشت. ]]> هنر Mon, 23 Jul 2018 10:35:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263534/آغاز-فصل-تازه-خوانش-آثار-محمود-استادمحمد-سرپرستی-پرستو-گلستانی علی حاتمی از دوره قاجار برای بیان مسایل مهم‌تر استفاده می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263526/علی-حاتمی-دوره-قاجار-بیان-مسایل-مهم-تر-استفاده-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جلسه رونمایی و گفت‌وگو درباره دو کتاب رسول نظرزاده با نام‌های «بازتاب‌های شرقی سینمای علی حاتمی» و «عشق بازیافته» با حضور  جواد طوسی و آنتونیا شرکا، و محمد مهدی فخری‌زاده به عنوان ناشر در کتابخانه خانه سینما برگزار شد. در این جلسه نخست جواد طوسی درباره کتاب « بازتاب‌های شرقی سینمای علی حاتمی» گفت: من فکر می‌کنم اولین محمل و بهانه‌ای که رسول نظرزاده را مجاب می‌کند علی حاتمی را برای کار پژوهشی اش انتخاب کند همان ویژگی‌های سبک پذیری فیلم های علی حاتمی است که برخی از مولفه‌های آن به تئاتر هم ارتباط پیدا می کند. آیا این ویژگ‌ ها می‌تواند در سینما زبان تصویری دیگری به وجودآورد و آیا در مورد علی حاتمی این اتفاق افتاده است؟ این گونه پژوهش‌ها با گفت‌وگوهای پیگیرانه با چند نفر صاحب نظر در جهت متکثر شدن ایده اولیه و نگاهی که می‌خواهد جهان‌بینی خود را در سینمای علی حاتمی پیدا کند بهتر جواب می‌دهد تا به صورت فردی. من فکر می‌کنم به بخشی از دغدغه‌های علی حاتمی در این کتاب توجه کامل نشده است. ویژگی مثبت این کتاب این است که یک دوره خاص از فیلم‌های علی حاتمی که همان دوره قاجار است انتخاب کرده است، و به مولفه ها و نشانه های مشترک  آنها بیشتر پرداخته است. توجه داشنه باشیم که شیوه نگاه علی حاتمی در فیلم ستارخان با سریال هزار دستان با هم متفاوت است. نگاه تراژیکی که همواره موجب می شود ما به لحاظ سیاسی اجتماعی به شریط ایده ال نرسیم. همواره انگار در ابتدا یک ذوق زدگی در یک حرکت  فردی یا تاریخی وجود دارد که می تواند موافقان و مخالفان خود را داشته باشد که بعد به هر دلیل ، به آرمان های اولیه ی خود دست نمی یابد . پرداختن به این نگاه های مختلف می توانست به ایجاد چند صدایی در کتاب بیانجامد. رسول نظرزاده گفت: نمی‌خواستم به همه جنبه های فیلم های علی حاتمی بپردازم و بیشتر بخش اصلی کتاب همان جستجوی شیوه های نمایشی / بومی در فیلم های علی حانمی است. بخشی که از طرف متتقدهای ما نسبت به آن کم توجهی وجود دارد.  شیوه ای که در پی پیدا کردن زبانی سینمایی ایرانی منطبق با فرهنگ و هنر ایرانی از یک زبان سینمایی غربی است. علی حاتمی با اینکه داستان های دوره  قاجار را بیان می کند اما درواقع دارد به وقایع دوران خود اشاره می کند. او چندان گذشته گرا و تاریخ گرا نیست. نگاه کنیم به سرنوشت کمیته مجازات در سریال هزار داستان و یا تغییر رفتار رضا تفنگچی به رضا خوشنویس ، حتی در فیلم‌های قبل از انقلاب هم پرداختن به اصلاحات امیر کبیر و ترور ناصرالدین شاه بخشی از دغدغه های دوران او را نشان می دهد. در ادامه  محمدمهدی فخری‌زاده  ناشر کتاب عشق بازیافته نیز درباره علت انتخاب این کتاب برای چاپ گفت: «پرداختن به فیلم‌های کلاسیک همچون کازابلانکا ، جانی گیتار و سینما پارادیزو که پیش تر فیلمنامه شان را خودم چاپ کرده بودم  آن هم با یک حس نوستالژیک و تاثیرگذار در این کتاب برای من قابل توجه و جذاب بود . این دلمشغولی با تحلیل صحنه‌های عاشقانه این فیلم ها ، مرا به چاپ این کتاب برانگیخت به اضافه ی اینکه نگاه موشکافانه ی نویسنده در این صحنه ها ، هر خواننده ای را به خود جذب می کند به صورتی که در مدت کمی این کتاب  به چاپ دوم رسیده است.  آنتونیا شرکا ضمن تشریح فصل‌های مختلف کتاب گفت: « کنار هم قرار دادن صحنه‌های بازیافت عشق بین زن و مرد که پس از سالیان بار دیگر به هم می‌رسند در فیلم‌های آمریکایی و اروپایی و بعد ایرانی از بخش‌های خواندنی و قابل توجه کتاب است. این صحنه‌ها از صحنه‌های معروف سینمایی هستند که در یادها می‌مانند. گفت‌وگوهای زن و مرد در این صحنه ها عینا در کتاب بازنویسی شده تا بعد به تحلیل و توضیح  آنها پرداخته شود. هر چند نویسنده کوشیده شاخصه هاو و ویژگی های هر بخش را بیان کند اما بهتر بود در بخشی نیز به مقایسه و تطبیق عشق بازیافته در فیلم های آمریکایی بااروپایی و ایرانی می پرداخت.  چنان که می بینیم در فیلم های آمریکایی زن و  مرد در رابطه شان عملگرا تر و واقعی تر با این بحران روبرو می شوند تا اروپایی ها که این نگاه رنگی فلسفی و فردی و درونی تر یافته است تا در فیلم های ایرانی که وصال زن و مرد حتی پس از سال ها توام با نوعی حسرت و فراق در کوران وقایع سیاسی اجتماعی همراه است. شرکا در ادامه گفت :« تحلیل کتاب در بخش های سینمایی بسیار با جزییات و تمرکز نوشته شده است  بعد به صحنه های عشق بازیافته در ادبیات معاصرایران و ادبیات نمایشی جهان هم پرداخته می شود که بهتر بود این بخش ها به کتاب دیگری منتقل می شد و با گسترش بخش های سینمایی اش، یکسره به کتابی سینمایی بدل می شد.»   نظرزاده در این باره گفت : « صحنه های عشق بازیافته در سینما و ادبیات ایران تا زمانی که در حال نوشتن این تحقیق بودم اندک بود و بخش‌هایی از عشق بازیافته در دوران معاصر را در ادبیات داستانی و نمایشی جستجو کردم. در چهار مقطع تاریخی میظشد به این موضوع در تاریخ معاصر پرداخته شود که متاسفانه نسبت به آن کم توجهی دیده می شود. چهار مقطعی که از انقلاب مشروطه ،دوره کودتای سال 32 و دوره انقلاب و جنگ می توان از آن یادکرد . هر بحران  سیاسی اجتماعی بزرگ می توانست به نوشته شدن موضوع عشق بازیافته که ناخود آگاه میان آدم ها فاصله می اندازد بپردازد. رمان ثریا در اغما نوشته اسماعیل فصیح دراین مورد رمانی قابل توجه است که به موضوع عشق بازیافته در زمان جنگ می پردازد که با مهاجرت زن ومرد و روبرو شدن آنها پس ار سال ها در پاریس می پردازد و به  حس نوستالژیک دورانی که زن و مرد پشت سر گذاشته اند می پردازد. این که چرا این موضوع در سینما و ادبیات معاصر ایران کمرنگ است به دلایل گوناگون باز می گردد از جمله : میوه ممنوعه دانستن عشق، پنهان کاری فرهنگ ایرانی ، و فدا کردن عشق زمینی در راه آرمان های بزرگ ، عدم شرایط گفتگو و حس های سرکوب شده  و... علی علایی به عنوان مهمان جلسه اشاره کرد: علی حاتمی از دوره  قاجار برای بیان مسایل مهم‌تر سود می‌جوید و دغدغه دوره  خاص تاریخی ندارد. فرضا فیلم کمال الملک درباره برخورد هنرمند با قدرت است تا زندگینامه کمال الملک و یا در فیلم ستارخان فیلم بیشتر به حیدر عمواوغلی توجه می کند تا ستارخان و.... علی علایی با نگاه برخی منتقدها که سینمای علی حاتمی را توریستی با علاقه صرف به معماری و طراحی صحنه می‌بینند مخالفت کرد و گفت: سینمای علی حاتمی را باید عمیق‌تر دید و تنها به جنبه‌های ظاهری آنها توجه نکرد. جواد طوسی در پایان از لزوم مطالعات بینا رشته ای درباره سینمای ایران برای به وجود آوردن ایده‌ها  نگاه‌های تازه و به ویژه درفیلم‌های علی حاتمی سخن گفت. ]]> هنر Mon, 23 Jul 2018 09:23:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263526/علی-حاتمی-دوره-قاجار-بیان-مسایل-مهم-تر-استفاده-می-کند وقتی «چیترا» نوشته شد در ایران چه اتفاقی افتاد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263366/وقتی-چیترا-نوشته-ایران-اتفاقی-افتاد هومن بابک،‌ مترجم در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از نمایش‌نامه‌ای که قرار است به زودی با ترجمه او وارد بازار کتاب شود خبر داد و گفت: «چیترا» نام نمایش‌نامه‌ای از تاگور است که در سال 1913 توسط خود تاگور به انگلیسی برگردانده شده است. این کتاب یک شعر-نمایش‌نامه است که در دنیا اجراهای زیادی با شیوه‌های اجرایی متفاوت داشته است. این اثر یک نمایش‌نامه یک پرده‌ای با 9 صحنه است که برگرفته از یک داستان فرعی مهابهاراتاست. مهابهاراتا یکی از بزرگ‌ترین منظومه‌های حماسی دنیاست و داستان‌های فرعی زیادی دارد. این داستان‌های فرعی هر کدام قابلیت داستان و نمایش‌نامه شدن دارند. یکی از این داستان‌ها چیترا است که درواقع داستان عشق بین آرجونا و  چیترانگادا؛ دختر پادشاهی مانیپور است. وی افزود: این کتاب مشتمل بر سه مقاله است. اولین مقاله به توضیح چیترا و تبارشناسی شخصیت‌ها اختصاص دارد و من سعی کردم در این مقاله به تاریخ خودمان هم اشاره کنم و بگویم که در سالی که چیترا نوشته شده چه اتفاقی در ایران افتاده و مثلا در آن برهه زمانی چند سال تا جنگ جهانی باقی مانده بوده تا ذهنیتی در خواننده نسبت به فضای نگارش این اثر ایجاد کنم. خود داستان اصلی چیترا را از ترجمه نقیب‌خان قزوینی  نیز در این بخش آورده‌ام. مترجم «عروسک‌های هند» در ادامه توضیح داد: مقاله دومی از کتابی بسیار بزرگ به نام « تاریخ ادبیات سانسکریت» از آرتور آنتونی مک‌دانل است که در یک بازه زمانی حدود 400 تا 1100 میلادی نمایش‌نامه‌ها را در هند بررسی کرده است. سومین مقاله از یک زبان‌شناس هندی است که در آن به شکل‌گیری ادبیات هند و تحول زبان‌ها در هر برهه زمانی می‌پردازد.   هومن بابک درباره نحوه ترجمه این اثر عنوان کرد: زبانی که برای ترجمه نمایش‌نامه انتخاب کردم یک زبان آرکائیک است و سعی کردم به شعر و آن چیزی که تاگور از نمایش‌نامه مد نظرش بوده،‌ نزدیک‌تر باشد. بابک درباره دیگر آثاری که در دست ترجمه و انتشار دارد گفت: کتاب دیگری به نام «کاتاکالی» آماده انتشار است که یک رقص-نمایش هندی است. این رقص-نمایش در تمام دنیا بسیار مشهور است و با گریم‌ها و ماسک‌های خاصی اجرا می‌شود. این اثر یک تالیف و ترجمه است و از دو بخش تشکیل می‌شود. بخش اول درباره درام،‌ تئاتر هند و زیباشناسی تئاتر است و قسمت دوم به بحث درباره کاتاکالی اختصاص دارد. گفتنی است، نمایش‌نامه «چیترا» نوشته رابیند رانات تاگور با ترجمه هومن بابک در 1000 نسخه به قیمت 10 هزار تومان به زودی از سوی انتشارات علمی فرهنگی منتشر می‌شود.   ]]> هنر Sat, 21 Jul 2018 04:51:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263366/وقتی-چیترا-نوشته-ایران-اتفاقی-افتاد نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیچیدگی تولید فیلم عاملی است که گاهی تفسیر آن را ضروری می‌­کند. ما نیاز داریم که با دقت به قاب تصویر نگاه و درباره ساخت داستان فرضیه­‌سازی کنیم و درباره معانی ممکن آن حدس بزنیم. فیلم‌­ها در یک بافت اجتماعی و فرهنگی­ تولید و دیده می‌­شوند که شامل مواردی بیش از متون سایر فیلم­‌ها می‌­شود؛ فیلم از طریق روایت‌­هایش است که از کارکردی فرهنگی برخوردار می‌شود که فراتر از لذت داستان می‌­رود. گودرز میرانی، مترجم، به‌تازگی  کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» نوشته گریم ترنر را ترجمه و انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده است کتابی که به همین موضوعات می‌پردازد، به همین جهت گفت‌وگویی با گودرز میرانی درباره این کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم:   در کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» از چه نظریه‌هایی استفاده شده است؟ این نظریه‌ها چگونه در این فیلم‌ها مطرح می‌شود؟ از طیف گسترده‌ای از نظریه­‌ها استفاده شده است. اما این استفاده به معنای آن نیست که از همه نظریه‌­هایی که در کتاب آمده است برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است، بلکه به این معناست که نوعی کاربرد و کارکرد نظریه در تحلیل فیلم را توضیح داده است. اصولا وقتی ما از نظریه نام می‌­بریم، مراد ما بیشتر نوعی چارچوب نظری برای تحلیل فیلم است نه الزما استفاده از نظریه در خود فیلم. البته تردیدی نیست که فیلمساز هم برای ساخت فیلم خود نوعی چارچوب نظری و به عبارت بهتر نظریه دارد، اما زمانی که صحبت از مطالعه فیلم به عنوان یک امر اجتماعی است، بیشتر تحلیل فیلم بر مبانی مختلف نظری، مد نظر است. شاید بهتر است بگوییم چگونه از نظریه برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است؟ در این صورت، کتاب برای نظم بخشیدن به شیوه ارائه نظریه‌ها، نوعی دسته‌­بندی انجام داده است که به طور طبیعی در قالب فصل­‌های شش­گانه نشان داده شده است. شاید بگویید که کتاب هفت فصل دارد، چرا شش­گانه؟ در جواب باید بگویم که در فصل هفتم کاربرد عملی نظریه را در تحلیل فیلم شاهدیم و کتاب از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله عملی کاربرد نظریه در تحلیل دو فیلم خاص شده است. البته فصول مختلف کتاب، بخشی تحت عنوان «پیشنهادهایی برای کار بیشتر» دارد که درواقع، نویسنده مایل است دانشجو یا خواننده علاقه­‌مند فیلم‌­هایی را بر اساس نظریه یا نظریه‌­هایی که در آن فصل توضیح داده شده است، تحلیل کند. نمونه خوب این نوع کاربرد در فصل هفتم کتاب در مورد فیلم­‌های «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و «دربه‌­در به دنبال سوزان» آمده است. آیا این کتاب براساس نظریات جامعه­‌شناسی یا جامعه‌­شناسان خاصی است؟ اینجا باید ببینیم منظور از «خاص» چیست. اگر منظور شما، گلچینی از نظریه‌­های جامعه­‌شناسی است که برای تحلیل فیلم می­‌توان از آنها استفاده کرد، پاسخ مثبت است. به هر حال این کتاب درباره نظری‌ه­های زیادی صحبت کرده است و همه نظریه­های جامعه­شناسی را در خود ندارد، اما طیفی از نظریه­ها را که از سوی جامعه­شناسان مختلف در دوره­های گوناگون مطرح و ارائه شده است، در خود دارد. مثلا نظریه­های ساختارگرایی دامنه وسیعی دارند، اما در اینجا چند نمونه از این نوع نظریه­های جامعه­شناسان مختلف و کاربرد آنها در تحلیل فیلم توضیح داده شده است.   به نظر شما آیا این کتاب برای کسانی که می‌خواهند فیلم اجتماعی بسازند مناسب است؟ می‌توانند به این منظور از این کتاب استفاده کنند؟ این کتاب برای همه کسانی که به فیلم و سینما علاقه دارند، مفید است چه نویسنده فیلم­نامه باشد، چه کارگردان و سایر عوامل حتی عوامل صرفا فنی در سوی تولید، همچنین منتقدان و تماشاگران فیلم در سوی مصرف. نوع استفاده و بهره­گیری از مطالب کتاب در افراد مختلف، متفاوت است. طبیعتا سازندگان فیلم، برای تولید یک اثر خوب و تاثیرگذار، نیازمند آگاهی از مخاطب و شرایط جامعه هستند و هر میزان این آگاهی بیشتر باشد، در صورت رعایت کیفیت تولید فنی، اثری تاثیرگذارتر خلق خواهد شد. در عنوان کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» دو واژه و ترکیب واژگانی وجود دارد، «فیلم» و «کردار اجتماعی» که درواقع اتصال و ربط دو بخش را ترسیم می­‌کند. بنابراین، استفاده از مطالب این کتاب برای سوی تولید هم مفید خواهد بود. شاید بتوان گفت، تولیدکننده­‌ای که این کتاب را می­‌خواند، همواره نوعی منتقد را در کنار خود احساس می­‌کند که در مراحل مختلف تولید، درباره فیلم اظهار نظر می­‌کند.   با توجه به اینکه این کتاب به فیلم‌های خارجی پرداخته است، می‌توان از این نظریات درباره فیلم‌های ایرانی استفاده کرد؟ تولید فیلم در کل تابع اصول و قواعدی است که در همه جا برای ساخت فیلم باید در نظر گرفته شود، خواه هالیوود باشد، خواه بالیوود و خواه نالیوود (فیلم­هایی که در نیجریه تولید می‌­شوند). فیلمساز ایرانی هم بدون توجه به این اصول و قواعد فیلم نمی­‌سازد. در تحلیل فیلم هم طبیعتا استفاده از این کتاب و نظریه­‌های مطرح شده در آن برای تحلیل­گر حرف‌ه­ای کاربردی  دارد و برای خواننده علاقه­‌مند به فیلم، در تغییر نوع نگاه به فیلم و فیلم­‌دیدن مفید خواهد بود.    آیا فیلم‌هایی که در این کتاب بررسی شده است، فیلم‌های رئالیستی است یا شامل فیلم‌های غیر رئالیستی و فانتزی هم می‌شود؟ در این کتاب به طیف وسیعی از فیلم­ها اشاره شده و بر مبنایی تاریخی به بررسی ژانر، روایت و... در فیلم‌­های گوناگون در دوره­‌های مختلف پرداخته شده است. بنابراین، نمی‌­توان محدودیتی برای فیلم‌­های مورد بحث قائل شد. انتخاب فیلم برای تحلیل، بر اساس بحث نظری متناسب با آن صورت گرفته است. ژانر علمی-تخیلی که با جلوه‌­های ویژه رایانه‌­ای در سینمای معاصر جایگاه ویژه‌­ای پیدا کرده است، یکی از ژانرهای مورد اشاره در این کتاب است.   آیا بر اساس یافته‌های نویسنده، گریم ترنر، می‌توان یک قانون کلی درباره فیلم‌هایی که به منزله کردار اجتماعی هستند پیدا کرد؟ ترنر بر این باور نیست که برخی فیلم­‌ها به منزله کردار اجتماعی‌­اند و برخی دیگر نه، بلکه او فیلم را به عنوان یک کل، واجد این ویژگی می­‌داند. بنابراین، اینکه ترنر فیلم­‌ها را مثلا در دو دسته قرار داده باشد که یکی واجد انطباق‌­پذیری با عمل اجتماعی، هم از نظر کاربرد و هم از نظر ویژگی باشد و دیگری فاقد آن، مورد بحث این کتاب نیست. این کتاب خود فیلم را با همه خصوصیات و کارکردهایش، نوعی عمل اجتماعی می­‌داند و برای روشن ساختن ابعاد این مسئله به فیلم­‌های متعددی اشاره می‌­کند که الزاما در یک طیف مثلا به نام فیلم­‌های دارای خصیصه «کردار اجتماعی» نمی‌­گنجند.   به نظر شما آیا نویسنده در این کتاب به فلسفه و ادبیات نیز پرداخته است؟ چه مقدار در این کتاب به فلسفه تأکید دارد؟ اگر منظور پرداختن مستقیم به فلسفه و ادبیات و بحث درباره این موضوعات است، در این کتاب چندان جایی برای این مباحث وجود ندارد. اما اگر منظور داشتن مبانی فلسفی و ادبی است، سراسر این کتاب فلسفه است و ادبیات هم در لابه‌لای آن موج می‌­زند. مگر می­‌شود از نظریه صحبت کرد اما فلسفه غایب باشد؟ به نظر من هر جا صحبت ازنظریه باشد، فلسفه از قبل در آنجا حضور دارد. نخستین فیلم­‌های بلند تاریخ سینما، اقتباس از رمان‌­ها و داستان­‌های ادبی بودند و همچنان این روند ادامه دارد و متوقف نشده است. بسیاری از فیلم­‌هایی که در این کتاب مورد مطالعه قرار گرفته‌­اند، برداشت­‌ها و اقتباس‌­هایی از آثار ادبی هستند. با این توصیف، آیا امکان غیبت ادبیات در این کتاب وجود دارد؟   در ایران ژانری به نام ژانر اجتماعی مطرح شده است، اما بسیاری کارشناسان معتقدند این ژانر وجود خارجی دارد، آیا در این کتاب از ژانر اجتماعی صحبت می‌شود؟ من درست معنای ژانر اجتماعی را نمی­‌فهمم. اگر منظور شما فیلم اجتماعی یا ساختن فیلم درباره مسائل اجتماعی است که در حقیقت کشاندن مسائل بزرگ اجتماعی به رابطه میان شخصیت­‌هاست، طبیعتا در این کتاب هم فیلم‌­هایی با این مضمون وجود دارند.   انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» اثر گریم ترنر، ترجمه گودرز میرانی را با شمارگان1000 نسخه و با قیمت18000تومان در311 صفحه منتشر کرده است. ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 08:05:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند شهبازی ترجمه‌هایش از رابرت کوهن را می‌خواند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263332/شهبازی-ترجمه-هایش-رابرت-کوهن-می-خواند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی گروه آرمان هنر، این درام تاریخی را رابرت کوهن در سال 2004  نوشته و غلامرضا شهبازی آن را به فارسی برگردانده است.   رابرت کوهِن در «ماکیاولی؛ هنر رعب و وحشت» با لحنی امروزی به زندگی نیکولو ماکیاول می‌پردازد. این نمایشنامه بر اساس کتاب «شهریار» نوشته‌ ماکیاوللی شکل گرفته است که یکی از مطرح‌ترین آثار سیاسیِ جهان است. این نمایشنامه‌خوانی در قالب فعالیت‌های گروه آرمان هنر اجرا می‌شود که قصد دارد آن را در آینده‌ای نزدیک به صحنه ببرد. این برنامه شنبه، 30 تیرماه ساعت 20:30 به تهیه‌کنندگی سید مصطفی موسوی‌منش و با نقش‌خوانی سجیه آشوری، پارسا پولادوند، عماد جاویدپور، محمد حسنی، آرمین خوش‌نیک، سیمین‌دخت شاکری، غلامرضا شهبازی، پونه عبدالکریم‌زاده و کامبیز منصف اجرا می‌شود. دیگر عوامل اجرایی این نمایشنامه‌خوانی عبارتند از: دستیار کارگردان: سید مصطفی موسوی‌منش، آهنگساز و نوازنده: سهیل الله‌یار (از گروه ددگو)، طراح پوستر و بروشور: سارا ندیمی، عکاس: امیر محنتی، نگاره روحانی و آتوسا امینی، دستیار تهیه: محمد حسنی و مدیران اجرا: آرین احمدی، شیما شامی. ]]> هنر Tue, 17 Jul 2018 07:55:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263332/شهبازی-ترجمه-هایش-رابرت-کوهن-می-خواند دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263309/دفتر-دوم-ردیف-آوازی-روایت-استاد-محمود-کریمی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیامک جهانگیری، آهنگساز، نوازنده نی و مدرس دانشگاه، در مورد این اثر گفت: مجموعه‌ حاضر به عنوان کتاب دوم شامل دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است. پیش از این در جلد اول، دستگاه شور و متعلقات آن در دو سی‌دی به چاپ رسیده بود و بقیه‌ دستگاه‌ها نیز در مجلد بعدی به چاپ خواهد رسید. وی افزود: نی یکی از نزدیک‌ترین سازها به حنجره ی انسان است و شاید از این بابت اجرای آواز یا ردیف آوازی برای این ساز مناسب تر باشد. به همین خاطر، این مجموعه برای ساز نی آوانویسی و اجرا شده است. وی در مورد آوانویسی و اجرای این ردیف بیان کرد: آنچه در آوانویسی‌ها برای این ساز مد نظر بوده، اجرای چپ کوکِ دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است، زیرا در اجرای چپ کوک با این ساز، توالی حرکت نغمگی از گستره‌ صوتی بم به زیر است و نسبت به اجرای راست کوک‌ها، در این ساز بهتر قابل اجراست.»   سیامک جهانگیری، نوازنده‌ی نی، آهنگساز و مدرس دانشگاه، نزد عبدالنقی افشارنیا فراگیری این ساز را آغاز کرد و پس از ورود به دانشکده‌ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران نوازندگی نی را نزد محمدعلی کیانی‌نژاد دنبال کرد. این هنرمند در زمینه تألیف کتاب و سی‌دی برای آموزش ساز نی فعالیت‌های زیادی کرده است. آلبوم‌هایی چون «می‌رسد باران»، «ترنمی برای صبح»، «۲۴ چهارمضراب از ابوالحسن صبا»، «بدرقه‌ی ماه»، «در رگ تاک» و اجرای «ردیف استاد عبدالله دوامی» بخشی از فعالیت‌های سیامک جهانگیری در زمینه‌ی موسیقی هستند. ]]> هنر Tue, 17 Jul 2018 06:22:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263309/دفتر-دوم-ردیف-آوازی-روایت-استاد-محمود-کریمی-منتشر بررسی چند فیلم با موضوع نویسندگان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263292/بررسی-چند-فیلم-موضوع-نویسندگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) موسسه فرهنگی هنری خوانش کارگاه 4 جلسه‌ای «اتاق‌های دیگر (صحنه‌هایی از زندگی دوگانه و نویسندگی) با آیدا مرادی‌آهنی» را در روزهای یکشنبه از ساعت پنج‌ونیم عصر برگزار می‌کند. اولین جلسه  این کارگاه در روز یکشنبه 24تیر برگزار شد. آیدا مرادی آهنی در شرح این کارگاه نوشته است: نویسنده چه‌طور میان دنیاهای موازی قدم می‌زند؟ در آن اتاق دیگر، اتاقی از آن خودش چه می‌کند که با دنیا کنار بیاید؟ آداب روزانه‌اش چیست برای اینکه نوشتن او را زمین نزند؟ برای اینکه آن دنیاهای موازی را تاب بیاورد، و برای سر کردن با چیزی که از آن رهایی ندارد. در این چهار جلسه می‌خواهیم کمی به آن اتاق‌ها سرک بکشیم. قرار است ابتدای هر جلسه با هم فیلمی ببینیم؛ داستان زندگی یک نویسنده، بعد با نگاهی به زندگی او، از آن زندگی دوگانه باهم حرف می‌زنیم. فیلم‌های مورد بررسی در این جلسات به شرح زیر است: از بیماری‌های یک سودایی تا هنر مدرن- فیلم: ساعت‌ها، استیون دالدری، 2002 (نگاهی به زندگی ویرجینیا وولف) انزوا یا سایه گریزان- فیلم: سلینجر، شِین سالرنو، 2013 (نگاهی به زندگی جی.دی سلینجر) اعتیادها و عادت‌ها- فیلم: کاپوتی، بنت میلر، 2005،‌(نگاهی به زندگی ترومن کاپوتی) نویسنده، رابطه‌ها و عشق‌هایش- فیلم: درباره سوزان سانتاگ، نانسی گیتس، 2014(نگاهی به زندگی سوزان سانتاگ) ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 11:28:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263292/بررسی-چند-فیلم-موضوع-نویسندگان برگزاری «رویداد خلق ایده» در بنیاد سینمایی فارابی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263275/برگزاری-رویداد-خلق-ایده-بنیاد-سینمایی-فارابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، برای اولین بار درسینمای ایران، یک تیم استارتاپی جوان و مستقل، متشکل از هنرمندان عرصه سینما و نیز جوانانِ متخصص در زمینه رویدادهای نوین از دانشگاه شریف و تهران، به شکل خودجوش اقدام به طراحی رویدادی کرده‌اند که در آن به موضوعاتی همچون کارآفرینی، آموزش و تجربه در محیط حرفه‌ای، توانمندسازی فیلمنامه‌نویسان و افزایش مهارت‌های حرفه‌ای و روزآمد، توجه شایانی شده است. «رویداد خلق ایده»‌ از لحاظ ساختاری به شکل یک استارت‌آپ ویکند برگزار می‌گردد؛ در این رویداد سینمایی، ایده‌های کوتاه و خلاقانه‌ شرکت گنندگان، بشکل کار گروهی (Team Working) با همراهی و راهنمایی نویسندگانِ برجسته‌ کشور در مقام مربی (Mentor) به طرح‌هایی حرفه‌ای برای ساخت فیلم‌های سینمایی بدل شده و در انتها برای شتاب دهندگانی که همانا تهیه‌کنندگان، کارگردانان و مسئولان سینمایی هستند، ارائه (Pitching) خواهد شد. این رویداد پس از یکسال کار مطالعاتی، مشاوره از اساتید مختلف و نیز بررسی چالش‌های موجود در سینما، و با اخذ تایید و حمایت از مراکزی همچون معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی، پردیس سینماگالری ملت، بنیاد سینمایی فارابی و ستاد توسعه فناوری‌های نرم و هویت‌ساز معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، و به دبیری مصطفی نظری‌ زاده، و با حضور اساتیدی همچون علی اکبر قاضی‌نظام، فرهاد توحیدی، کامبوزیا پرتوی، مهدی سجاده‌چی، عبدالرضا منجزی، عباس رافعی، مهراب قاسم‌خانی، سروش صحت و شهرام مکری اجرا خواهد شد. اولین دوره از«رویداد خلق ایده» با رویکرد کارآفرینی در زمینه فیلمنامه‌نویسی، تولید و ارائه‌ ایده‌ و طرح‌های متنوع برای سینمای حرفه‌ای، در تاریخ ۳، ۴ و ۵ مردادماه ۱۳۹۷ در پردیس سینماگالری ملت برگزار خواهد شد.   ]]> هنر Mon, 16 Jul 2018 09:55:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263275/برگزاری-رویداد-خلق-ایده-بنیاد-سینمایی-فارابی جلد سوم و چهارم مجموعه نمایشنامه‌های داوود رشیدی در حالت تعلیق http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263259/جلد-سوم-چهارم-مجموعه-نمایشنامه-های-داوود-رشیدی-حالت-تعلیق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) داوود رشیدی کارگردان، تهیه کننده و بازیگر فقید 25 تیر 1312 متولد شد. وی در طول عمر هنری‌اش در زمینه تئاتر، سینما نمایشنامه‌نویسی و... فعالیت داشت و در نهایت نشان درجه یک فرهنگ و هنر را دریافت کرد. البته بسیاری این هنرمند را با بازی‌هایش در سینما، تلویزیون و تئاتر می‌شناسند اما او در طول حیات هنری خود در حوزه نمایشنامه‌نویسی نیز فعالیت داشته و به عنوان بازیگر تئاتر نیز شناخته می‌شود؛ همچنین نمایشنامه‌های بسیاری را ترجمه و تعدادی را کارگردانی کرده است. در زمان حیات داوود رشیدی قرار بود یک مجموعه چهارجلدی از آثار و زندگی‌نامکه او به صورت یکجا و کامل منتشر شود، اما با گذشت دو سال از مگ او این اتفاق هنوز نیفتاده است. حتا آثار منتشر شده او نیز دیگر تجدید چاپ نشده و علاقه‌مندان برای سترسی به آن با مشکلاتی مواجه هستند.  اعظم کیان‌افراز مدیر انتشارت افراز، ناشر کتاب‌های رشیدی درگفت‌وگو با ایبنا در این باره گفت:‌ «مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی قرار بود در 4 جلد باشد که دو جلد آن را چاپ کردیم و راهی بازار شد اما مطالب دو جلد دیگر هنوز به دستمان نرسیده است و از مولف هم خبری نداریم و قرارداد این کتاب‌ها نیز با خود داوود رشیدی بود. امیدواریم بتوانیم زندگی‌نامه ایشان به همراه متن دو جلد دیگر را جمع‌آوری کرده و منتشر کنیم.»  مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی نمایشنامه‌هایی را شامل می‌شود که او ترجمه کرده است. جلد اول و دوم این مجموعه به کوشش محمدعلی منصوری جمع آوری شده است که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم: این مجموعه دربردارنده نمایشنامه‌های «کاپیتن قراگز» اثر لوئی گولیس، «ماجرای کوچه لورسین» اوژن لابیش، «می‌خواهید با من بازی کنید؟» مارسل آشار، «درخت تبریزی دوم، دست چپ» ماتئی ویشنی‌یک، «آخرین گدو» ماتئی ویشنی‌یک،«جا‌دربرده» میشل‌ریپ، «لباس باشکوهی به رنگ بستنی شیری» ری‌بردبری، «مال بورو به جنگ می‌رود» مارسل آشار،«پیروزی در شیکاگو» اثر والتر وایدلی است. جلد اول مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی با نام  «درخت تبریزی دوم و چند نمایشنامه دیگر»، به کوشش محمد علی منصوری سال 1392 در انتشارات افراز منتشر شده است. مجموعه دوم شامل نمایشنامه‌های «بازی کشتار» اثر اوژن یونسکو، «آری» نوشته گابریل‌آروت، «شایعه» اثر ژان‌میشل ریپ، «معجزه درآلاباما» ویلیام گیپسن و «مهمان» اریک امانوئل اشمیت می‌شود. مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی جلد دوم «بازی کشتار و چند نمایشنامه دیگر» نیز به کوشش محمدعلی منصوری و علی رضائی‌زاده در سال 1395 در انتشارات افراز  منتشر و دیگر تجدید چاپ نشده است. گفتنی است داوود رشیدی نمایشنامه‌های بسیاری از نمایشنامه‌نویسان مطرح چو ساشا گیتری، ماتئی ویسنی‌یک، غلامحسین ساعدی و ... را کارگردانی و بازی کرده است. او 5شهریور 95 پس از طی یک دوره بیماری درگذشت.     ]]> هنر Mon, 16 Jul 2018 07:21:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263259/جلد-سوم-چهارم-مجموعه-نمایشنامه-های-داوود-رشیدی-حالت-تعلیق تام هنکس با داستان‌هایش مدرنیته را زیر سوال برده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263214/تام-هنکس-داستان-هایش-مدرنیته-زیر-سوال-برده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اولین اثر داستانی تام هنکس بازیگر، کارگردان و دوبلور آمریکایی به نام «داستان‌های ماشین تحریر» که شامل 17 داستان است، به تازگی به فارسی ترجمه شده است. محمد جوادی مترجم اثر، درباره این نویسنده به ایبنا گفت: ‌تام هنکس جمع کننده و مجموعه‌دار ماشین‌های تحریر است و همچنان با رشد تکنولوژی علاقه‌مند به نگهداری آنهاست. وی برای اولین‌بار است که وارد حوزه نویسندگی می‌شود و «داستان‌های ماشین تحریر» کار اول اوست. به گفته تام هنکس نوشتن این کتاب دوسال به طول انجامیده است. هنکس در زمان فیلم‌برداری، در حال سفر به شهرهای مختلف، در هواپیما و در قطار مشغول نوشتن داستان بوده است. وی درباره فضای داستان‌های این مجموعه گفت:‌ در ترجمه این کتاب متوجه شدم تعدادی از داستان‌ها برگرفته از فیلم‌هایی است که تام هنکس بازی کرده، به عنوان مثال یک داستان درباره سربازی است که از جنگ برگشته و آدم را یاد فیلم «نجات سرباز رایان» می‌اندازد. داستان دیگرش شباهتی به « آپلو 13» دارد. او همچنین بیان کرد: کتاب «داستان‌های ماشین تحریر» شامل 17 داستان است که سه داستان اول، وسط و آخر، 4 شخصیت را باهم دارد و 4 شخصیت آن یکی هستند. در مجموع داستان‌ها همه در آمریکا روایت می‌شود. موضوع آن‌ها اساسا درباره مهاجرت، مشکلات در شهرهای بزرگ مانند نیویورک و به نوعی بازگشت به زندگی دور از فضای شهرهای بزرگ دارد که این‌ها را در قالب داستان آورده است. نکته دیگر این که در تمام داستان‌ها ماشین تحریر ردپایی از خودش برجای گذاشته و این ماشین تحریر در بعضی داستان‌ها نقش پررنگی دارد و در بعضی دیگر کمتر دیده می‌شود.   مترجم «سربازان سالامیس» در ادامه اضافه کرد:‌ موضوعات این مجموعه بیشتر زندگی روزمره مردم آمریکا را روایت می‌کند و بخشی از داستان‌ها به نام «شهر ما امروز با هنکفیست» درباره یک روزنامه‌نگار است و 4 قسمت از داستان‌ها را تشکیل می‌دهد. این روزنامه‌نگار از سرنوشت نوشتن می‌نویسد، اینکه قبلا ماشین‌تحریر وجود داشته، به چه شکلی کار می‌کرده، در حال حاضر چگونه است، چطور این جریان تغییر کرده و تفاوت‌هایش را بازگو می‌کند؛ من فکر می‌کنم اینها تفکرات خود تام است که از زبان روزنامه‌نگار بیان می‌شود. این ده داستان به نوعی تجددگرایی و مدرنیته را زیر سوال برده است اینکه آیا این مقدار پیشرفت و تغییر زندگی و تکنولوژی  خوب است یا خیر؟ وی افزود:‌ همچنین هنکس زندگی خانواده‌های آمریکایی را روایت و به شخصیت‌های بزرگ آمریکایی مانند الن بین که فضانورد آمریکایی بود اشاره می‌کند. بعضی از داستان‌ها نیز برگرفته از فیلم‌های خود او و رویدادهایی است که در آمریکا رخ داده است، سربازهایی که به جنگ رفتند و یک دست و یک پای خودشان را از دست دادند. در مجموع می‌توان گفت داستان آمریکایی است. این مترجم در ادامه از نثر خوب تام هنکس خبر داد و افزود: من انتطار چنین داستان‌هایی قوی نداشتم. با توجه به این که معمولا از افراد مشهور و هنرپیشه‌های معروف انتظار نداریم که مانند یک نویسنده‌ حرفه‌ای بنویسند ولی این داستان‌ها خیلی خوب نوشته شده است. بافت قوی و انسجام دارد. در مواقعی انتظار داریم کتابی از تام‌ هنکس صرفا طنز باشد چون معمولا نوع دیالوگ وی طنزآمیز است و در کل انسان شوخ‌طبعی است؛ اما به غیر از یک یا دو داستان از این مجموعه سایر داستان‌ها با تم‌های مختلف هستند. یعنی تم غم یا طنز دارند و برخی نوستالژیک هستند. به نظر من کتاب کاملی است.   مترجم «مزرعه سنگی» درباره استقبال مخاطبان اظهار کرد:‌ فکر می‌کنم این کتاب در ایران موفق بود چون طبق صحبت‌های اخیر ناشر، برای چاپ دوم رفت و تا آخر تیرماه به کتاب‌فروشی‌ها می‌رسد. استقبال زیادی از این کتاب در خارج از ایران شد؛ زیرا داستان‌ها برگرفته از زندگی مردم آمریکاست و من را تاحدودی به یاد جان آپدایک نویسنده آمریکایی می‌اندازد؛ البته آپدایک زندگی قشر متوسط مردم آمریکا را می‌گوید و تام هنکس کمی جلوتر رفته و از هر قشر زندگی‌ها را نقد می‌کند، یعنی بازگشتی به گذشته دارد و این خیلی مهم بود. در صورتی که هنوز یک‌ سال از چاپ مجموعه داستان «داستان‌های ماشین تحریر» نگذشته جزو پرفروش‌های آمازون و نیویورک تایمز و بعد کل جهان شد. در ایران این مجموعه برای نمایشگاه کتاب امسال منتشر و سه ماه است وارد بازار کتاب شده است.به رغم اینکه بعد از نمایشگاه کتاب دوره خواب بازار کتاب است و  بعد از آن ماه رمضان بود و جام جهانی، این کتاب جزو پرفروش‌ها در ایران بود. باتوجه به بازخوردهای مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی و معرفی کتاب از سوی آن‌ها متوجه شدم استقبال از این کتاب در ایران هم خوب بود.  این مترجم در پایان گفت:‌ از نشر افق به دلیل این که این کتاب را با کپی‌رایت گرفت تشکر می‌کنم. انتشار کتاب با کپی رایت مشکلات خاص خود را دارد به عنوان مثال ناشر باید از تام هنکس اجازه می‌گرفت و بعد به ناشر خارجی می‌گفت و به نشر افق منتقل می‌شد. درواقع یک کار تیمی خوب و تلاش شبانه روزی بود، در بحث ترجمه و چاپ آن، همه عوامل موسسه افق زحمت کشیدند. امیدوارم ناشران بیشتر به بحث کپی رایت توجه کنند و به‌جای اینکه برای چاپ کتاب‌هایی مانند همین کتاب که پرفروش هستند، رقابت کنند، کمی انرژی خود را برای انتشار کتاب‌های جدیدتر صرف کنند. بهتر است ناشران داخلی تلاش کنند ارتباط خود را با ناشران خارجی بیشتر کنند؛ این امر به توسعه فرهنگ ایران در کشورهای دیگر کمک می‌کند و باعث ارتباط بیشتر با ناشران خارجی، حداقل آن‌هایی که حاضر به همکاری هستند می‌شود. شاید راهی باشد تا کتاب‌های ایرانی هم ترجمه شوند. اینکه یک کتاب با چند ترجمه وارد بازار شود به فرهنگ کشور کمکی نمی‌کند و ترجمه‌های ضعیف‌تر وارد بازار می‌شود و مخاطب نمی‌داند چه کند و با یک آشفتگی روبه‌رو می‌شود، حتی ممکن است بر اثر تبلیغات سوء و تبلیغاتی که درست نیست، نتواند کتاب مناسب را تهیه کند. در مجموع به ضرر فرهنگ کتاب است.     نشر افق کتاب «داستان‌های ماشین تحریر» نوشته تام هنکس را با ترجمه محمد جوادی در 462صفحه با قیمت 35000هزارتومان و در 1100نسخه منتشر کرده است.  ‌   ]]> هنر Sun, 15 Jul 2018 05:20:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263214/تام-هنکس-داستان-هایش-مدرنیته-زیر-سوال-برده بررسی جدیدترین اثر مسعود جعفری‌جوزانی با نام «پوریای ولی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263213/بررسی-جدیدترین-اثر-مسعود-جعفری-جوزانی-نام-پوریای-ولی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «پوریای ولی» نوشته مسعود جعفری‌جوزانی  برگزار می‌شود. فیلمنامه «پوریای ولی» به قلم مسعود جعفری جوزانی و با پژوهشگری فتح‌الله جعفری جوزانی عبدالکریم یونسی در قالب کتاب از سوی نشر «آناپنا» متعلق به آنا پناهی دختر زنده‌یاد حسین پناهی منتشر شده است. این فیلم‌نامه که برای ساخت یک سریال در پنج فصل و ٥٢ قسمت ٥٠ دقیقه‌ای نوشته شده است، در ۶۸۰ صفحه با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان راهی بازار شده است. فتح‌الله جعفری جوزانی و  عبدالکریم یونسی پژوهشگران این اثر، از بیش از ٣٠ کتاب از جمله جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، تاریخ جوینی و تاریخ ایران کمبریج برای نگارش این کتاب استفاده کرده‌اند. نشست معرفی و بررسی کتاب «پوریای ولی» با حضور مسعود جعفری‌جوزانی  محمدرضا جعفری جلوه روز چهارشنبه 27تیرماه ساعت 17-19 در سرای اهل قلم خانه کتاب به نشانی خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفر، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برپا می‌شود. ]]> هنر Sat, 14 Jul 2018 11:19:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263213/بررسی-جدیدترین-اثر-مسعود-جعفری-جوزانی-نام-پوریای-ولی پیتر ینی به زبان فلسفی هنرش آشناست/رهایی نقاشی از حصار آکادمیک http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262698/پیتر-ینی-زبان-فلسفی-هنرش-آشناست-رهایی-نقاشی-حصار-آکادمیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «نگاه هنرمند» و «شگرد طراحی» اثر پیترینی، ترجمه کامران غبرایی از مجموعه چهارجلدی دیدآموزی است که دوجلد آنها منتشر شده است. پیتر ینی در این مجموعه کتاب قصد دارد نگاه مخاطب را نسبت به محیط و اشیای پیرامون خود تغییر دهد تا خواننده طور دیگری به آن‌ها بنگرد. این نویسنده هنر اندیشیدن، متفاوت دیدن و عمیق نگاه‌کردن را به مخاطب نشان می‌دهد. این دو کتاب شامل تمرین‌های ساده روزانه است تا هنر و خلاقیت درونی هر فرد را برانگیزد و تعالی بخشد و تلاش می‌کند فرد با هربار تمرین به دیدگاهی جدید نسبت به آن موضوع برسد. کامران غبرایی درباره پیتر ینی در گفت‌وگو با ایبنا اظهار کرد:‌ او معلم هنر در سوییس بوده و پس از مدتی در دانشگاه‌های مختلف استاد مهمان شده و درس گفتارهایی داشت. پیترینی در این کتاب به صورت مختصر مباحث را مطرح کرده و هر تمرین را به سرعت طرح می‌کند و درواقع تمرین‌ها را به‌گونه‌ای بیان می‌کند که نشان می‌دهد به زبان فلسفی هنرش کاملا آشناست.   وی درباره این مجموعه کتاب بیان کرد: ایده‌ای که نویسنده در این کتاب دنبال می‌کند این است که نقاشی را از آن حصار آکادمیک و سخت‌گیری که از دوره رمانتیک تا به الان دامنگیرش شده رها ‌کند. همچنین آن را تبدیل می‌‌کند به یک امر خلاقانه که می‌تواند به راحتی به هرکسی، مجموعه‌ای از ایده‌ها و روش‌ها و زمینه‌ها بدهد تا فرد بتواند از دل آن یک تصویر خلق کند. این مترجم در ادامه بیان کرد: در مقدمه کتاب نیز سعی برآن بوده تا این را شرح بدهم که هدف نویسنده بیدارکردن خلاقیت است. تمرین‌ها و ایده‌های آن نیز بسیار ابتدایی بوده به‌گونه‌ای که حتی ممکن است ناپخته به نظر برسد. این کتاب‌ها برای هر سن، هر فرد و هر گروهی مناسب است به‌طوری که برخی افراد در کلاس‌های موسیقی از این ایده‌های ابتدایی استفاده می‌کنند که رابطه‌هایی بین خلق تصویر و خلق موسیقی و خلاقیت پیدا کنند.   این مترجم همچنین اظهار کرد: اگر این چهار کتاب را از دور نگاه کنیم خیلی تفاوت‌های ماهوی ندارند. یعنی هر چهار جلد آن حول محور «بیدارشدن خلاقیت» می‌چرخد ولی تمرین‌هایی که در هرکدام از این چهار جلد تدوین شده یک موضوع مشخص را در نقاشی هدف گرفته است. به عنوان مثال  یکی از این جلدها به نام «طراحی پیکره» سعی دارد نقاشی فیگوراتیو را نشان بدهد اینکه چگونه باید پیکره کشید؟   غبرایی درباره کتاب «نگاه هنرمند» توضیح داد: نویسنده در این کتاب بیشتر به دنبال آن است که نگرش انسان نسبت به نقاشی را واسازی کند. یعنی از ابتدا تک به تک نگاه کنیم که هر کدام از اجزایی که در نقاشی است چطور است و بعد نگاه خود را بازخوانی کنیم و ببینیم چطور قبلا با پیش‌فرض، نقاشی‌ها یا ایده‌هایی تصویری را نگاه می‌‌کردیم و الان چطور می‌توانیم از آن بگذریم و به نگاه تازه‌ای برسیم. پیتر ینی در قسمتی از کتاب می‌گوید: ذهن انسان کارگاه اوست و چشمانش چراغ‌های کارگاه. او می‌خواهد چشم را به محل کار تبدیل کند و نگریستن برایش امری تازه است و شرح می‌دهد که چگونه از این نگریستن درس تازه بگیریم. مترجم «تاریخ موسیقی غرب» درباره جلد دوم این مجموعه یعنی «شگرد طراحی» گفت: همان‌طور که از اسم این کتاب پیداست بیشتر به جزئیاتی می‌پردازد که در کلاس‌های طراحی مطرح و نزد استادان طراحی تدریس می‌شود، تا با همین نگاه ساختار زدایانه ایده تازه‌ای به نقاش بدهد و وادارش کند از جای تازه شروع کند. مترجم تاریخ موسیقی غرب گفت:‌ این چهار جلد بایکدیگر ارتباط دارند اما ضرورتی ندارد که حتما بایکدیگر خوانده شوند. پیشنهادم به مخاطب این است که «شگرد طراحی» و «نوآموختن طراحی» که درحال انتشار است را با هم بخوانند، این دو جلد دو امر پی‌درپی هستند که هم دیگر را تجدید می‌کنند و به اصطلاح هم‌افزایی دارند. تردید ندارم هرکس که یکی از این چهار جلد را بخواند به خواندن بقیه نیز مشتاق می‌شود. امیدوارم این مجموعه تأثیر مثبتی بگذارد و ارزش‌های جدی ‌آن درباره بیدار کردن خلاقیت کشف شود.   نگاه هنرمند و شگردهای طراحی به قلم پیتر ینی و ترجمه کامران غبرایی در 1100نسخه با قیمت‌های 14500 و 13000تومان از سوی انتشارات چتر فیروزه منتشر شده است.   ]]> هنر Sat, 14 Jul 2018 05:36:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262698/پیتر-ینی-زبان-فلسفی-هنرش-آشناست-رهایی-نقاشی-حصار-آکادمیک تئاتر در دوران اجرا سالاری است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262945/تئاتر-دوران-اجرا-سالاری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمدرضا مرزوقی نویسنده و شاعر که پیش از این در حوزه ادبیات داستانی بخصوص ادبیات کودک و نوجوان، بیشتر فعالیت داشت، به تازگی نمایشنامه‌ای به نام «تئاتر بازی» نوشته که این نمایش در اردیبهشت سال جاری روی صحنه رفت. به همین دلیل گفت‌وگویی با او انجام دادیم که در ادامه می‌خوانیم. شمار را بیشتر با رمان و چه عاملی باعث شد نمایشنامه بنویسید و آن را روی صحنه ببرید؟ رشته‌‌ تحصیلی من در دانشگاه تئاتر با گرایش ادبیات نمایشی بود؛ به دلیل علاقه‌ای که به ادبیات و رمان داشتم سراغ این رشته رفتم چون نه آن روزها و نه حالا رشته‌ ادبیات داستانی یا مثلا ادبیات خلاقه در دانشگاه‌ها نداشتیم و نداریم. ارتباط من بیشتر با تئاتر و بچه‌های تئاتری است و اکثر دوستانم در حوزه تئاتر فعالیت می‌کنند. ایلناز شعبانی کارگردان «تئاتربازی» قصد داشت تئاتری کارکند و چند ماه بود که با بازیگران تمرین می‌کردند ولی هنوز متنی نداشتند. شعبانی و سرپرست گروه علی اصغر دشتی به من پیشنهاد نوشتن این نمایشنامه را دادند و گفتند: می‌توانی این متن را جمع کنی و  براساس موقعیتی که وجود دارد متنی برای اجرا بنویسی؟ بنابراین سرتمرین‌هایشان رفتم و صحنه و پشت صحنه را دیدم و در حین تمرین هم ایده‌هایی از ماجراهای بازیگران و روابط و دغدغه‌هایشان گرفتم. تمرین‌ها بر اساس نمایشنامه مشخصی نبود. در واقع چندین متن از متون نمایشی مطرح را انتخاب کرده بودند که همه زن‌محور بودند. در عین حال هنوز مطمئن نبودند که در نهایت کدام متن را انتخاب خواهند کرد. تمام اینها خود زمینه‌ یک درام صحنه‌ای را به من داد که متن را آماده کنم. ازکدام متون استفاده می‌کردند؟ در اجرای نمایش «تئاتر بازی» دیالوگ‌هایی از نمایشنامه‌های دیگر شنیده می شد. خودتان این دیالوگ‌ها را اضافه کردید؟ انتخاب دیالوگ از متون نمایشی با من بود. البته متن را طوری تنظیم کردم که ارتباط دراماتیک میان حرف‌های بازیگران، کار و آنچه از متون انتخاب می‌شد وجود داشته باشد. در نهایت متنی آماده کردم که زمینه‌ تمرین برای بازیگران شد و با آن شروع به کار کردند. در بخش کارگردانی هم چیز‌هایی به اجرای آن اضافه شد. از نمایشنامه‌هایی مانند: «کلفت‌ها» ژان ژنه، «سه زن بلندبالا» ادوارد آلبی و«ارکیده‌ها در مهتاب» کارلوس فوئنتس و همچنین نمایشنامه «دعوت» ساعدی را به نوعی در آن لحاظ کردیم و زن سرخ‌پوش میدان فردوسی را به آن افزودم. چون زن سرخ‌پوش نه تنها نماد عشق که به نوعی سمبل انتظار است و انتظار تم مشترک در نمایشنامه‌های دیگر هم بود. هرچند انتظار شخصیت­‌های تئاتربازی به فراموشی متصل می‌شود و در نهایت هر چهار شخصیت زن به نسیان زنِ نمایشنامه‌ دعوت ساعدی دچار می‌شوند.   این نمایشنامه­ها چه ویژگی‌هایی داشتند که گروه آن­ها را انتخاب کرد؟  نمایشنامه‌های انتخاب شده، بازی‌در‌بازی و غالبا نقش‌های زن محور دارند. شعبانی و گروهش نمایشنامه‌هایی را انتخاب کرده بودند که نقش‌هایی برای زنان دارد. شاید امکانات گروهی  و علاقه شخصی خودشان را هم در نظر داشتند. در عین حال همان‌طور که گفتم بین این متون اشتراکاتی وجود دارد. چه از حیث بازیگری و دغدغه‌ بازیگری و چه موضوع انتظار. اینکه همه در انتظار دیگری هستند که راهی برایشان باز کند تا نظم و نسقی به امورشان بدهد. انتظاری که گاه به فراموشی سپرده می‌شود و در کل مسیر خود را گم می‌کند. چه متنی باید می‌نوشتید؟ با چه ویژگی‌هایی؟ از ابتدا "باید" مشخصی در کار نبود. دواقع این امکان را داشتم که از آن چه در اختیار دارم مسیر درام را انتخاب کنم. در عین حال باید متنی می‌نوشتم که با دیالوگ و متن‌های این آثار منطبق شود. برای مثال اتفاقی که برای شخصیتی در صحنه رخ می‌داد باید با آن لحظه‌ درامی که در نمایشنامه‌ «ارکیده‌ها در مهتاب» بود هماهنگ باشد. این‌ عوامل راهکاری برایم شد تا بتوانم یک فضای دراماتیک برای این چهار بازیگر بسازم. آن‌ها را به شخصیت‌های خود تبدیل کردم، با نام اصلی خودشان. نمایشنامه‌ای که نوشتم یک کلاژ از متن‌هایی است که آن‌ها تمرین می‌کردند. همانطور که گفتم از چند نمایشنامه‌ دیگر هم بهره بردم: نمایشنامه«دعوت» غلامحسین ساعدی و درقسمتی اشاره‌ای کنایی به نمایشنامه‌ «درانتظارگودو»، چون این بازیگران خودشان  به نحوی در انتظار هستند؛ منتظر کارگردانی که آن‌ها را کارگردانی کند. مثل عروسک‌هایی هستند که فردی بیاید و نخشان را حرکت دهد. همچنین اشاره‌ای به «باغ آلبالو» چخوف و «اتوبوسی به نام هوس» تنسی ویلیامز می‌شود. برخی از این انتخاب‌ها به پیشنهاد گروه و کارگردان بود. حتی به فیلم‌هایی چون «برباد رفته» و «سانست بولوار» هم اشاره شده بود که انتخاب فیلم‌ها با خودم بود.   فضای این نمایش را توصیف ‌کنید؟ از دیالوگ و متن کدام یک از این نمایشنامه‌ها بیشتر استفاده کردید؟ فضا این نمایش در تمرین تئاتر می‌گذرد و درواقع یک پلاتویی است که بازیگران در آن تمرین می‌کنند و منتظر کارگردان هستند تا به این تمرین‌ها نظمی بدهد. در قسمت‌هایی از نمایشنامه«تئاتربازی» متن و دیالوگ‌های آن چند نمایشنامه به کار گرفته شده. به ویژه نمایشنامه‌های «کلفت‌ها» و «ارکیده‌ها در مهتاب».   کمی درباره این نمایشنامه‌ها توضیح دهید؟ خلاصه‌ای کوتاه از داستان هرکدام بگویید. نمایشنامه «ارکیده‌ها در مهتاب» درباره دو زن بازیگر دوران سینمای صامت هالیوود است که دوران طلایی‌شان را سپری کرده‌اند و نتوانسته‌اند جایی در سینمای صامت برای خود داشته باشند. بازیگران شکست خورده‌ای که همچنان درباره نقش‌هایی که بازی کرده‌اند و دوران طلایی‌شان صحبت می‌کنند. نمایشنامه«کلفت‌ها» داستان دو خواهر است که کلفت زنی به نام مادام هستند. آن دو همیشه درحال بازی کردن نقش مادام هستند. قسمت جالب این است که از مادام متنفرند و با بازی کردن نقش او به شخصیت و قدرت مادام تسلط پیدا می‌کنند. این قبیل متن‌ها مانور بازیگری بیشتری دارد و حرف اول را می‌زند و بازیگری و نقش به نقش شدن حرف اول را در آن‌ها می‌ِ‌زند. فکر کنم بازیگران کار تلاش زیادی کردند تا در مدت کوتاه تمرین به حد مورد انتظار از چنین کاری نزدیک شوند. عنصر فراموشی را از نمایشنامه «دعوت» ساعدی گرفتم. این نمایشنامه ماجرای دختری را روایت می‌کند که منتظر لباس مهمانی خود است تا شب بپوشد و به جایی که دعوت شده برود. دائم درباره مهمانی صحبت می‌کند و لباسی که قرار است به دست او برسد. اما شب وقتی همه چیز مهیا شده که به مهمانی برود یادش نیست به کجا دعوت بوده. فقط می‌داند جایی بوده که می‌توانسته بسیار خوش بگذراند. شخصیت‌های نمایش«تئاتربازی» هم دچار فراموشی می‌شوند. آن‌ها منتظر هستند کارگردانی آن‌ها را کارگردانی کند ولی کم‌کم انتظار به فراموشی سپرده می‌شود. کنایه‌ای به انسان­هایی است که گاه چیزی را چنان برای خود بزرگ می‌کنند و دغدغه‌شان می‌شود که کم‌کم آن دغدغه را فراموش می‌کنند. اصلا یادشان می‌رود دنبال چه بوده و چه کاری باید انجام دهند. فکر می‌کنم انسان به شکل فردی و جمعی همیشه دچار این چالش است. حوزه فعالیت شما درزمینه کودک نوجوان است یا در سایر حوزه‌ها نیز فعالیت می‌کنید؟ چرا نمایشنامه «تئاتربازی» را منتشر نکردید؟ من در حوزه کودک و نوجوان و بزرگسال هر دو کار می‌کنم. معمولا سالی یک نمایشنامه می‌نویسم. اما هیچ‌وقت آن‌ها را چاپ نکرده‌ام. همیشه فکر می‌کنم فعلا بهتر است تمرکزم را روی رمان‌ و داستان‌هایی که می‌نویسم بگذارم و آنها را منتشر کنم. هیچ وقت پیگیر چاپ نمایشنامه یا مثلا مجموعه اشعار نشدم. می‌دانم قابلیت نشر دارند. آنطور نیست که از چاپشان واهمه داشته باشم. حالا شاید از امسال برای انتشارشان وقت بگذارم. گفتید شعر و نمایشنامه ­هم می­نویسید و منتشر نمی‌کنید. چه عاملی باعث شد آثارتان را چاپ نکنید؟   در ایران انسان و کارهایش بسیار قضاوت می‌شود. خصوصا وقتی شما در کاری تعریف شوید به سادگی در کار دیگر مورد پذیرش قرار نمی‌گیرید. لااقل این‌که دائم مورد پرسش و گاه انکار قرار می‌گیرید. حالا نه این‌که اینها مانع من و کارم بوده باشند که هیچ چیز مانع کار ما نمی‌شود جز خودمان. اما دائم از دوستان شاعر، البته از معدودی از آنها، می‌شنوم که می‌گویند: «مگر تو هم شعر می‌گویی؟» انگار اگر من شعر بگویم جای او را تنگ کرده‌ام. شما فقط نگاهی به وضعیت کتب شعرهای موجود در بازار بیندازید تا ببینید چه عرصه‌ بی در و پیکری است. ترجیح دادم فعلا حضور فیزیکی نداشته باشم. من چاپ کتاب‌های بزرگسالم را قبل از کتاب‌های کودک و نوجوانم شروع کردم. یادم است وقتی کتاب‌هایی را که برای کودک و نوجوان نوشته بودم برای چاپ به انتشارات بردم یکی از شاعران مهم ادبیات کودک و نوجوان به من گفت: شما که در زمینه‌ی ادبیات بزرگسال کار می‌کنید چرا برای بچه‌‌ها و نوجوانان می‌نویسید؟ در پاسخ به ایشان گفتم: من فیلم مستند هم می‌سازم، وقتی می‌توانم کاری را انجام دهم چرا از انجام آن طفره بروم؟ این قضاوت‌ها و این نگاه‌ها همیشه وجود دارد، شاید یکی از دلایل عدم انتشار آثار همین بود. اما دلیل مهمتر پیگیر نشدن خودم بوده.   فکر می­کنید در فضای امروز ایران چه سوژه­ای برای نوشتن نمایش‌نامه مناسب‌تر است؟ ‌متن‌هایی که دغدغه‌‌های مهم بشری را زیر ذره‌بین بگذارند همچنان مورد توجه هستند. چه در ایران چه در هر جای دنیا. باقی موجی هستند که می‌گذرند. گیرم کلی شعار داشته باشند و اشاره‌های مستقیم و غیرمستقیم به مشکلات روز جامعه و سیاست و ... بکنند. به عنوان مثال: متنی مانند نمایشنامه «دعوت» غلامحسین ساعدی درباره یک موقعیت بشری صحبت می‌کند. این موضوع هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود و دائم در حال تازه شدن است؛ نه اینکه لزوماً متن ساعدی کار شود بلکه می‌توان این متن را به اشکال مختلف درآورد. یا مثلا آن زن را تبدیل به مرد کرد. مردی که همه‌ی زندگی‌اش مهمانی رفتن و خیابان گردی است و کارش به فراموشی و روان‌پریشی می‌کشد. یعنی آنقدر که همه چیز برای او از معنا افتاده دچار بی‌معنایی شده است. فراموشی هم با بی‌معنایی می‌آید. فکر می‌کنم این‌جور سوژه‌ها ماندگار باشند.   چه عاملی باعث ماندگاری یک اثر می­شود؟ معتقدم نمایش‌ها و داستان‌هایی می‌توانند ماندگار شوند که درباره‌‌ دغدغه و مسئله‌ای از بشر که همیشگی است صحبت کنند. نه موضوع فرهنگی خاص یا یک موضوع سیاسی خاصی که مربوط به یک دوره خاص است. این متن‌ها معمولا متن‌هایی نیستند که دوام زمانی داشته باشند، به عنوان مثال: متن‌هایی که در دهه 40 قابل اجرا بودند لزوماً نمی‌توانند در دهه80 یا 90 هم اجرا شوند و همانقدر پویا باشند و با مخاطب هم ارتباط برقرار کنند. اما امروزه اجرا و شکل اجرا حرف اول را در ارائه‌ متن نمایشی می‌زند. مثلا من چندین اجرا از نمایشنامه «آنتیگونه» سوفوکل دیده‌ام، اما یکی از آن‌ها در ذهن من ماندگار شد. اجرایی که حدود بیست سال پیش حامد محمد طاهری از «آنتیگونه» روی صحنه برد.  بعدها اجرای تعزیه‌ این نمایشنامه را هم دیدم ولی اثرگذاری کار محمدطاهری را نداشت. در آن دوره رویکرد کارگردان به متن از منظر اجرایی رویکرد تازه‌ای بود. می‌خواهم بگویم مفهوم تغییری نکرده؛ خواهری می‌خواهد جنازه‌ برادرش را که روی زمین مانده دفن کند و برایش سوگواری کند ولی حکومت این اجازه را نمی‌دهد و... اما آن اجرا برای من ماندگار شد. هر کارگردانی برداشت خودش را از متن دارد. مهم شکل نگاه و زیبایی شناسی کارگردان است که اثری تازه از یک متن کلاسیک برای مخاطب خلق می‌کند. شاید برای همین بهتر است نویسنده‌ متن با گروه همراه باشد.   ‌اجرای چه نوع آثاری روی صحنه با استقبال بیشتری روبه‌رو می‌شود؟  فارغ از بازار تئاتر که گاهی آدم را گیج می‌کند و متنها و اجراهایی مورد توجه قرار می‌گیرند که برای تو سوال می‌شود چرا؟ فکر می‌کنم متنهایی که بخشی از دغدغه‌های روز جامعه را در دل خود داشته باشند می‌توانند شانس اقبال بیشتری داشته باشند. البته بسته به نگاه نویسنده به موضوع و تعمق او در شکل برخوردش با موضوع این متون می‌توانند ماندگار شوند یا با موجی گذرا از یاد مخاطب بروند. متن‌هایی که به روز باشند. اگر می‌خواهند متنی اجرا کنند و روی صحنه‌ ببرند، حتی متن‌های معروف و شناخته شده‌ی تاریخ تئاتر که همه می‌شناسیم مانند: نمایشنامه«هملت»، باید اتفاقی در آن بیفتد که موضوع آن را به مسائل روز نزدیک کند. یا مثلا دلیل اجرایی برای آن مقطع زمانی داشته باشد. طوری‌ که مخاطب بتواند این‌ همانی میان اجرا و دغدغه‌های روز جامعه و شخص خودش احساس بکند. فکر می‌کنم این متن‌ها، می‌توانند موفقیت بیشتری روی صحنه داشته باشند. به همین دلیل فکر می‌کنم باید ‌بین نویسنده و فضای تئاتر ارتباط نزدیک‌تری وجود داشته باشد. شما تجربه نوشتن نمایشنامه و رمان را دارید. فکر می‌کنید تفاوت نوشتن این دو در چیست؟ نوشتن کدام یک راحت‌تر است؟ نوشتن رمان که در خلوت نویسنده انجام می‌شود با نوشتن نمایشنامه که قرار است روی صحنه و به روز اجرا شود تفاوت‌هایی دارد. نمایشنامه باید با زمانی که قرار است اجرا شود پیوند داشته باشد. در نوشتن رمان باید به این فکر کرد که این رمان الان نوشته شده است امکان دارد چند سال دیگر چاپ شود و چند سال بعد دیده شود. در مورد خودم باید با تاسف بگویم آثاری دارم که پانزده سال از نوشتنشان می‌گذرد و همچنان در وزارت ارشاد خاک می‌خورند. البته این اتفاقی است که زیاد نمی‌ا‌فتد. برای خودم فقط شش بار پیش آمده! در این‌طور مواقع کار رمان سخت‌تر می‌شود چون مدت بیشتری زمان لازم است تا خودش را ثابت کند؛ درحالی که نمایشنامه زمان کمتری می‌خواهد و وابسته به زمان خود است. فکر می‌کنم برای نوشتن رمان باید تلاش کرد تا مدت بیشتری ماندگار باشد و تداوم پیدا کند. مانند گروه‌های موسیقی پاپ که اکثراً 5 سال دوام دارند، حال فکر کنید اگر یک گروه موسیقی 10 سال دوام داشته باشد کار بزرگی کرده است. اگر رمان فقط بخواهد به زمان خودش وابسته باشد خیلی رمان شکست خورده‌ای است و زود فراموش می‌شود. به نظر شما در ایران آثار تألیفی بیشتر دیده می‌شود یا آثار ترجمه؟  فکر می‌کنم ‌نمایشنامه‌های بازنویسی شده بر اساس آثار ترجمه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. شاید یک دلیلش خارجی بودن زمینه‌ اصلی متن و البته شهره بودن آن باشد و دلیل دیگرش باز بودن دست نویسنده در بازنویسی این آثار به نسبت آثار تالیفی است. چه از حیث موضوع و دغدغه و چه از نظر پرداخت آنها. در عین حال نمایشنامه‌هایی که به روز و درباره دغدغه‌های روز مردم باشند هم غالبا مورد اقبال هستند. این در مورد آثار تالیف و ترجمه هر دو صدق می‌کند. هرچند باید بگویم نگاه کلی این است که درحال حاضر دوران اجراسالاری در تئاتر است و اجرا حرف اول را می‌زند. البته به نسبت نمایشنامه می‌گویم. منظورتان از اجرا سالاری چیست؟ اجرا سالاری به این مفهوم که شما به عنوان کارگردان و در کنار آن دراماتورژ ایده‌ تازه‌ای برای اجرای یک متن داشته باشید. با این ایده‌های تازه است که مثلا دو اجرا از «هملت» می‌توانند تفاوتی ماهوی از نظر ریخت و ساختمان اجرایی داشته باشند و به خوانش‌هایی تازه از یک اثر کلاسیک برسند و متن و فکر پشت متن را مطابق پسند مخاطب به روز کنند. ممکن است تغییراتی در متن ایجاد کنند و به برداشت و اجرایی تازه از همان متن برسند که به اسانداردها و خواسته‌ها روز نزدیک باشد. کار به‌روزی که با مخاطب زمان خودش ارتباط برقرار کند.   آیا برای کودک و نوجوان هم نمایشنامه می‌نویسید؟ دوست‌دارم برای نوجوان‌ها نمایشنامه بنویسم. سنین نوجوانی تا جوانی که اوج احساسات بشری است. چون اگر قرار است همان موضوع‌های قبل باشد ترجیح می‌دهم ننویسم. بسیاری از متون نوجوان با پیش‌زمینه‌های فکری که از کودکان و نوجوانان داریم برایشان نوشته شده. بخش مهمی از آثار تالفی ما، چه داستان چه نمایشنامه یا برای کودکان نوشته شده یا بزرگسالان. در این میان طیف سنی بین سیزده چهارده سال تا مثلا هجده و نوزده و بیست سال اغلب فراموش شده‌اند. طیفی که اتفاقا به آثار عاشقانه و نگاه جدی مولف به خود و احساساتش نیاز دارد. شاید برای همین سراغ آثار بزرگسال و گاه خواندن و دیدن عاشقانه‌های آبکی می‌روند که در بازار فراوان و از تلویزیون اینجا و آنجا بسیار پخش می‌شوند. ما اغلب با دغدغه‌های بزرگسالان به سراغ نوجوانان می‌رویم. آثاری که برای نوجوانان نوشته شده معمولا این طبقه سنی را نمایندگی نمی‌کند. این سن فانتزی‌های خاص و عجیب خود را دارد. نوجوان از فانتزی کودکی خود جدا می‌شود وارد جهان بزرگسال می‌شود اما نگاهش همچنان همان ته مایه‌های فانتزی را دارد. سرش به آسمان می‌ساید و فکر می‌کند قرار است دنیا را دگرگون کند، این موارد برای نوشتن جذاب است. پرداختن به این دوره چه در رمان و چه در نمایشنامه سخت است. سخت‌تر از آن، آوردن این گروه سنی به سالن تئاتر و همچنین ترغیب آن‌ها به خواندن کتاب است. سخت اما شدنی است.         ]]> هنر Fri, 13 Jul 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262945/تئاتر-دوران-اجرا-سالاری ماجرای بلشویک‌ها پس از لنین در یک نمایشنامه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263052/ماجرای-بلشویک-ها-لنین-یک-نمایشنامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) احمد پوری نویسنده و مترجم، نمایشنامه‌ای از میخاییل شاتروف به نام «بلشویک‌ها» را ترجمه کرده است. نمایشنامه «بلشویک‌ها» یکی از موفق‌ترین آثار شاتروف محسوب می‌شود و چندین‌بار در شوروی سابق و روسیه امروزی روی صحنه رفت. این نمایشنامه در دو پرده و هفت صحنه روایت می‌شود 29 شخصیت دارد. این نمایشنامه با صحنه‌ای از جسله شورای کمسیر‌های خلق آغاز می‌شود و داستان تیر خوردن لنین مدیر شورای کمسیرهای خلق را روایت می‌کند. سایر اعضای این شورا در پی حل بحران‌ها در نبود لنین هستند. میخاییل شاتروف متولد 1932 در شوروی است و زمینه اصلی آثارش تئاتر مستند است. شاتروف با مطالعه دقیق حوادث  و اسناد و مدارک تاریخی، شخصیت‌های زنده و هیجان انگیزی در آثارش پدید می‌آورد.    در بخشی از این نمایشنامه می‌خوانیم: کرستینسکی: ما به عقوبتی که مستوجب آن بودیم دچار شده‌ایم. حق با لنین بود وقتی که می‌گفت: «پس کجاست دیکتاتوری پرولتاریایی ما؟ نشانش دهید. ما به جای دیکتاتوری یک آشغال حسابی داریم. همه‌اش حرف و شل گرفتن!» استوچکا: مبالغه نکنیم ما خیلی کارها کرده‌ایم. پوکروفسکی: خیلی وقت‌ها طرف دیگر صورتمان را برگردانده‌ایم تا سیلی بزنند.  استوچکا: مبالغه از ویژگی‌های یک شاعر است نه سیاستمدار. پوکروفسکی: مبالغه؟ ما بلافاصله پس از لغو انقلاب‌اکتبر لایحه‌ای برای لغو مجازات اعدام از تصویب گذراندیم. (صفحه86)                                                                                                   انتشارات مانیا هنر نمایشنامه «بلشویک‌ها» اثر میخاییل شاتروف، ترجمه احمدپوری را با تیراژ 1000نسخه و در 125 صفحه و 16000تومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Wed, 11 Jul 2018 10:23:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263052/ماجرای-بلشویک-ها-لنین-یک-نمایشنامه ​بررسی چند و چون اقتباس سینمایی در «خاطره‌نگاری بر پرده جادو» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263007/بررسی-چند-چون-اقتباس-سینمایی-خاطره-نگاری-پرده-جادو مرادعباسی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: «خاطره‌نگاری بر پرده جادو» دو فصل اصلی دارد. فصل اول با عنوان «واژه‌ها و قاب‌ها» خود به سه بخش «داستان در آینه سینما»، «نقش مایه‌های اقتباس» و «مسیر اقتباس» تقسیم شده است. در  فصل نخست به ارایه پیشینه‌ای از رابطه ادبیات و سینما، شاکله روایی دو رسانه ادبیات و فیلم و نیز عناصر تاثیرگذار در مسیر اقتباس سینمایی و شیوه استخراج تفسیری سینمایی از متنی ادبی پرداخته شده است. وی افزود: فصل دوم با عنوان «سینمای واژه‌ها» به تحلیل تطبیقی و ساختاری بیش از 30 اقتباس سینمایی ماندگار در تاریخ سینما اختصاص دارد که ترجمه منبع ادبی آنها به فارسی در دسترس بوده است. تغییرات صورت گرفته در برداشتی سینمایی از دستمایه‌ای ادبی و بررسی نظام روایی متن مبدا و اقتباس سینمایی آن مباحث تحلیلی فصل دوم را سامان داده است. مرادعباسی ادامه داد: از میان آثار بررسی شده در فصل دوم کتاب می‌توان به این فیلم‌ها که خوانشی سینمایی از ادبیات بوده‌اند اشاره کرد: «شاهین مالت» به کارگردانی جان هیوستن، «مرد سوم» به کارگردانی کارول رید، «ربکا» به کارگردانی آلفرد هیچکاک، «سکوت بره‌ها» به کارگردانی جاناتان دمی، «قطار سه و ده دقیقه به مقصد یوما» به کارگردانی جیمز منگولد، «دره من چه سرسبز بود» به کارگردانی جان فورد، «ذهن زیبا» به کارگردانی ران هاوارد، «مسیر سبز» به کارگردانی فرانک دارابونت، «فارست گمپ» به کارگردانی رابرت زمکیس، «ماهی بزرگ» به کارگردانی تیم برتون و... این نویسنده و منتقد سینمایی همچنین در پاسخ به این سوال که «آیا که فیلم‌های اقتباسی در سینمای ایران نیز در این فصل از کتاب مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته‌اند یا خیر؟» نیز اشاره کرد: بله در کنار فیلم‌هایی از سینمای جهان که اسم بردم، فیلم‌های ایرانی «اتوبوس شب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «پاداش سکوت» به کارگردانی مازیار میری و «چکمه» به کارگردانی محمدعلی طالبی نیز بررسی و چند و چون اقتباس آنها مورد تحلیل قرار گرفته است. مرادعباسی درباره مهم‌ترین هدف خود از تالیف این کتاب نیز گفت: اندیشه اصلی «خاطره نگاری بر پرده جادو» که بخش‌های مختلف آن را به هم پیوند می‌دهد معطوف به ارایه نگاهی تحلیلی و کاربردی درباره اقتباس سینما از ادبیات داستانی است. این کتاب به دنبال ایجاد شناختی بهتر و دستیابی به دیدگاهی روش‌مند نسبت به خوانش سینمایی متنی ادبی است که به اقتباس ادبی می‌انجامد. مزدا مرادعباسی دانشجوی مقطع دکتری رشته مطالعات فیلم در دانشگاه نیوساوت ولز استرالیاست. «خاطره نگاری بر پرده جادو: بازشناسی اقتباس سینما از ادبیات داستانی» پنجمین کتاب منتشر شده اوست. عناوین چهار کتاب پیشتر منتشر شده او به این شرح است: «واژه در قاب: ساختارشناسی جریان اقتباس ادبی در سینمای ایران»، «رویاهاتو از دست نده: سینمای کودک و نوجوان محمد علی طالبی»، «بانویی از زاگرس: سینمای پوران درخشنده با تکیه بر سیمای کم توانی بر پرده نقره‌ای» و ترجمه کتاب «راهنمای نگارش تحلیل فیلم» نوشته تیموتی کوریگان. انتشارات علمی و فرهنگی چاپ نخست کتاب «خاطره نگاری بر پرده جادو: بازشناسی اقتباس سینما از ادبیات داستانی» نوشته مزدا مرادعباسی را با شمارگان هزار نسخه، 872 صفحه و بهای 45 هزار تومان روانه بازار کتاب‌های سینمایی کرده است.   ]]> هنر Wed, 11 Jul 2018 06:32:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263007/بررسی-چند-چون-اقتباس-سینمایی-خاطره-نگاری-پرده-جادو سبک تقوایی به روش داستان‌گویی همینگوی نزدیک است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263042/سبک-تقوایی-روش-داستان-گویی-همینگوی-نزدیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در میان آثار ادبیات داستانی معاصر کارهای قابل تحسینی وجود دارد که همواره مورد علاقه سینماگران ایرانی برای اقتباس بوده است. هرچه میزان رغبت سینماگران به ادبیات بیشتر باشد علاقه‌شان هم به اقتباس طبعا بیشتر می‌شود. یکی از سینماگرانی که تمایل وافری به ادبیات دارد،‌ ناصر تقوایی است. تقوایی در زمینه اقتباس نیز کارنامه درخشانی دارد و بسیاری از سینماگران داخلی اقتباس وی را از داستان «داشتن و نداشتن» همینگوی بسیار درخشان‌تر از اقتباسی می‌دانند که هاوارد هاکس آمریکایی انجام داده است. تقوایی از سینماگران اهل قلم است و دارای یک مجموعه داستان به نام «تابستان همان سال» نیز هست. امروز 19 تیرماه سالروز تولد این سینماگر ارزشمند معاصر است. به همین بهانه با عباس بهارلو،‌ محقق،‌ منتقد و پژوهشگر سینما و ادبیات گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.     ناصر تقوایی از معدود سینماگران ایرانی است که ادبیات را خوب می‌شناسد و به قول خودش عاشق ادبیات است. همین نکته باعث شده تقوایی در آثارش، بیش از سایر سینماگران ایرانی به اقتباس ادبی توجه نشان دهد. «آرامش در حضور دیگران» فیلمی است براساس داستانی از غلامحسین ساعدی. درباره این فیلم و نقاط قوتی که آن را درخشان می‌کند،‌ توضیح دهید. «آرامش در حضور دیگران»‌ از اين‌ بابت‌ كه‌ بسياري‌ از موضوع‌هاي‌ مورد نظرِ ساعدي‌ را روشن‌ و مؤثر تصوير كرده‌ كمابيش‌ موفق‌تر از متن‌ داستان‌ است‌. در فيلم‌ شخصيت‌های منيژه‌، سرهنگ‌ و آتشي‌ ظرايف‌ بيش‌تري‌ در قياس‌ با داستان‌ دارند. البته‌ شخصيت‌هايي‌ مثل دكتر روان‌پزشك‌، دختران‌ِ سرهنگ‌، مهندس‌ نراقي‌ و آمنه‌، كُلفت خانه‌، به‌ همان‌ نسبت‌ پرورده‌ نيستند؛ به‌عنوان مثال در آخرين‌ برخورد روان‌‌پزشك‌ و منيژه‌ در تيمارستان‌، كه‌ روان‌پزشك‌ از انتقال سرهنگ‌ به‌ اتاق‌ جديد اظهار بي‌اطلاعی می‌كند، منطقی وجود ندارد. او چرا بايد تا قبل‌ از خودكشی مه‌لقا، سرهنگ‌ و كسان او را تحويل بگيرد، اما پس‌ از مرگ مه‌لقا نسبت‌ به‌ منيژه‌ بی‌اعتنایی کند، و حتی دستور بدهد سرهنگ‌ به‌ اتاق‌ِ پست‌تري‌ انتقال داده شود؟ اين‌كه‌ رابطه روان‌پزشك‌ و مه‌لقا چه بوده‌ كه پس‌ از مرگ او اتاق بهتر و مراقبت ويژه‌ را از پدرش‌ دريغ‌ كند در فيلم‌ بي‌پاسخ‌ مي‌ماند. خود تقوايی، در همان سال‌ها، نگاه‌ واقع‌بينانه‌ای به‌ جنبه‌هاي‌ قوت‌ و ضعف فیلمش داشت. او گفته بود «آرامش...» از نظر اجرا می‌توانست فيلم‌ بهتر و درست‌تري‌ باشد؛ اما در عین حال خلوصي‌ در آن‌ هست‌ كه‌ معمولاً در فيلم‌هاي‌ اول فیلم‌سازان به چشم مي‌خورد، و اگر عيبي‌ در فیلم هست‌، که هست، اين‌ عيب صادقانه‌ است‌؛ نيتِ او‌ درست‌ بوده‌، اگر چه فیلم در اجرا خیلی موفق از کار درنیامده است. انتخاب داستان ساعدی برای فضای اجتماعی و فرهنگی اواخر دهه چهل و بازی‌های اکبر مشکین و ثریا قاسمی از نکات قوت «آرامش...» است. غلام‌حسین ساعدی و ناصر تقوایی در پشت صحنه آرامش در حضور دیگران   «ناخدا خورشید» هم  اقتباسی از «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی است. چه ویژگی‌هایی در این فیلم است که آن را به یکی از درخشان‌ترین آثار سینمای اقتباسی ایران بدل کرده است؟ «ناخدا خورشيد» فيلمي‌ است‌ كه‌ تقوايي‌ گفته‌ است‌ از سال‌ها پيش‌ مي‌خواسته‌ آن‌ را بسازد. نشانه‌هاي‌ چندي‌ در تأييد اين‌ گفته‌ او در دست‌ است‌: يكي‌ ترجمه‌ كتاب «داشتن و نداشتن‌» در سال‌ 1345 به‌ همت پرويز داريوش‌؛ دوم‌ نوشتن مجموعه داستان «تابستان همان سال‌»، كه‌ يكي‌ از شخصيت‌هاي‌ اصلي آن‌ شباهت نظرگيري‌ با قهرمان كتاب همينگوی دارد؛ سوم‌ وجود ناخداهاي‌ ماجراجويي‌ كه‌ در جنوب‌، از ديرباز، كارشان عبوردادن‌ قاچاقيِ‌ آدم‌هاي‌ فراري‌ و كارگرانِ مزدور به آن‌ سوي‌ مرزهاي‌ آبي‌ بود؛ حتي‌ از نوع‌ يك‌دست‌ آن‌ مانند هري‌ مورگان؛ اما مُقدّر بود كه‌ يك‌ دهه‌ پس‌ از آخرين‌ باري‌ كه‌ تقوايي‌ پشت دوربين فيلم‌برداري قرار گرفت‌ داستاني‌ را كه‌ سال‌ها در ذهن‌ خود ساخته‌ و پرداخته‌ بود به‌ تصوير درآورد. «ناخدا خورشيد» شايد اگر در آن‌ سال‌ها، مثلاً در دهه‌ پنجاه‌، پس‌ از «صادق‌ كرده»‌ ساخته‌ مي‌شد چيزي‌ كمابيش‌ شبيه‌ به همين‌ فيلم‌ از كار درمي‌آمد، با آميزه‌اي‌ از شخصيت مغرور و محبوب داستان‌ همينگوی كه‌ مي‌خواهد سر در راه‌ اعاشه خانواده‌ بگذارد، و ناخدا خلف ـ صاحب‌ِ لنجي ـ كه‌ در ازاي هزار تومان‌ تصميم‌ مي‌گيرد صادق‌ را قاچاقي‌ به آن دست آب‌ ببرد. همين‌جا بايد يادآور شد كه‌ تقوايي‌ ناخدا خلف‌ را براساس شخصيت خورشيد و قهرمان تلخ‌كام‌ِ داستان «بين‌ دو دور» (قصه‌ دوم «تابستان‌ همان‌ سال‌»)، كه‌ خود گَرده‌اي‌ از شخصيت هري‌ مورگان‌ را بر چهره‌ دارد، بازسازي‌ كرده بود. البته‌ دست‌كم‌ يك‌ تفاوت‌ متصور است‌. اگر خورشيد را آدم‌هاي‌ قانون‌، مأموران اداره‌ گمرك‌ و خواجه‌ماجد، كه‌ هم‌دست آن‌ها است‌، از راهش‌ منحرف‌ مي‌كنند، در دهه پنجاه‌ آدمي‌ ناباب‌، از جنس همان‌ راننده‌اي‌ كه‌ همسرِ صادق‌ را به‌ قتل‌ مي‌رساند، لازم بود تا خورشيد را به‌ راهي‌ كه‌ ظاهراً از آن‌ پرهيز كرده‌ بود بكشاند. اين‌ تفاوت‌ هر چند واقعي مي‌نمايد، البته‌ فرض‌ است‌. این را گفتم که بگویم شخصيت خورشيد موقعي‌ كه‌ رودرروي‌ قانون‌ قرار مي‌گيرد، يا روبه‌روي‌ قانون‌ قرارش‌مي‌دهند، يا به‌عبارت ديگر، مجريان قانون‌ مقابل‌ او مي‌ايستند فاقد مضمون اجتماعي‌ است‌؛ واكنش او ابتدايي‌ و غريزي است‌، و در اجتماعي‌ترين‌ تعبير براي‌ سيركردنِ شكم زن‌ و بچه‌اش؛ آن‌جا که می‌گوید‌: «تا وقتي‌ زن‌ و بچه‌ خواجه‌ماجد نان‌ مي‌خورند زن‌ و بچه من هم‌ بايد نان‌ بخورند.» اين‌ بديهي‌ترين‌ و در عين حال‌ محكم‌ترين‌ استدلالي‌ است‌ كه خورشيد مي‌تواند اقامه‌ كند، و بايستي‌ آن‌را تجلي بالاترين‌ مرحلة‌ آگاهی آدمي‌ تعبير كرد که‌ با غرور و غريزه‌ زندگي‌ مي‌كند و در دفاع‌ از خود مي‌ميرد. درواقع‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ آگاهي خورشيد يك‌ آگاهي منفي‌ است‌. او فقط‌ براي‌ حفظ‌ جان‌ و موقعيت خود با تبعيدي‌ها هم‌دست‌ مي‌شود و در سرقت مرواريدهاي‌ خواجه‌ماجد و فراري‌دادن‌ تبعيدي‌ها مشاركت‌ مي‌كند. او در پی سرنوشت خود به‌ ماجرايي‌ شوم‌ و بدفرجام‌ پا مي‌گذارد که پایانش مرگ است‌. تفاوت تقوایی با همینگوی در پرداخت شخصیت ناخدای یک دست در کجاست؟ تقوايي‌، برخلاف همينگوی، تحول شخصيت آن‌ ناخداي‌ يك‌دست‌ را در هنگامه‌ مرگ‌ نشان‌ نمي‌دهد. هري‌ مورگان آخرِ سر به اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه «دستِ تنها فايده‌اي ندارد»، اما خورشيد، با نگاهي‌ مغرور، فقط‌ به‌ تيغه‌ خون‌آلود خنجري‌ كه‌ از عمق سينه‌اش‌ بيرون‌ مي‌كشد خيره‌ مي‌شود؛ چنان‌‌كه‌ گويي‌ هميشه‌ به دنبال آن‌ مي‌گشته‌ است‌؛ بدون آن‌كه «قاتل» واقعي‌ خود را بشناسد. آدم‌های داستان‌های به‌هم‌پیوسته «تابستان همان سال» هم از همین سنخ‌اند.   حالا که حرف به مجموعه داستان «تابستان همان سال» کشید، توضیحاتی درباره حال و هوا و سبک و سیاق تقوایی در این کتاب بدهید. تقوايي‌ در مجموعه‌ داستان «تابستان‌ همان سال‌» تقريباً از هيچ‌يك‌ از داستان‌نويس‌هاي‌ جنوبي‌ مثل‌ صادق‌ چوبك‌، احمد محمود و معاصران‌ خود: عدنان غريفي‌، نسيم‌ خاكسار و ناصر مؤذن‌ متأثر نيست‌. تأثيرپذيري‌ او را بايد از همينگ‌وي‌ و در لابه‌لاي‌ داستان‌هاي‌ كوتاه‌ و رمان‌هاي‌ او ديد‌. سبك‌ و سياق تقوايي‌ نه‌ فقط‌ در «تابستان‌ همان سال‌» بلكه‌ در فيلم‌هاي «صادق‌ كرده»، «نفرين» و «ناخدا خورشيد» هم‌ به روش داستان‌گويي‌، شخصيت‌پردازي‌ و گفت‌وگونويسي‌ همينگ‌وي‌ نزديك‌ است‌. داستان‌هاي‌ پيوسته «تابستان‌ همان سال‌»، كه‌ جزو نخستين‌ داستان‌هاي «كارگري‌ ـ صنعتي‌» ادبيات‌ ايران‌ محسوب‌ مي‌شود، وصف‌ زندگي آدم‌هاي‌ سرگردان‌ و بي‌پناهي‌ است؛‌ در روزهاي‌ گرم‌ِ كار و بي‌چارگي‌ِ ايام‌ِ بي‌كاري‌، باده‌نوشي‌ و عشق‌ورزي‌ و حماقت‌ و كله‌شقي‌؛ مثل‌ همان‌ تصويرهايي‌ كه‌ همينگ‌وي‌ در «خورشيد هم‌چنان مي‌دمد» از فساد و قهر و وحشت‌ و سرگشتگي‌ِ نسل‌ِ جوان‌ بعد از جنگ‌ بزرگ‌ ارايه‌ داده است‌؛ بدون‌ آن‌كه‌ متعرض‌ موجبات اجتماعي‌ِ بي‌چارگي‌ و بي‌عاري آن‌ها شود؛ عنصري‌كه‌ در تقوايي‌ سخت‌ رسوب‌ كرد و در فیلم‌هایش نیز نمود چشم‌گيري‌ دارد. داستان‌های «تابستان همان سال» جملگي‌ به‌ صيغه اول‌ شخص مفرد نوشته‌ شده‌اند، و هر كدام‌ از زاويه ديد يك‌ راوي‌ و با يك‌ زبان‌، اما با نام‌هاي‌ مختلف‌: عاشور، اسي‌، داود و چند تاي‌ ديگر که‌ بي‌نام‌ و نشان‌اند، مثل‌ آدم‌هاي‌ عاصي‌ و سرگشته‌اي‌ كه‌ وصف‌شان‌ در داستان‌ها آمده ‌است‌. اين‌ آدم‌هاي‌ آشفته‌ و پريشان‌ احوال‌، همان‌طور كه‌ اشاره‌ شد، با انتشار داستان‌هاي همينگ‌وي‌ و فاكنر و تا حدي‌ اشتين‌بك‌ به‌ صحنه‌ ادبيات‌ ايران‌ راه‌ باز كردند؛ گيرم مشابه‌ آن‌ها در بندري‌ كه‌ تقوايي‌ وصف‌ كرده ـ و مي‌دانيم‌ كه‌ آبادان‌ است ـ وجود داشته‌اند. شخصيت‌هاي «تابستان‌ همان سال‌» به سياق ضدقهرمان‌هاي‌ همينگ‌وي‌ بدون‌ روشن‌بيني‌ و انگيزه ‌متعارف‌ دست‌ به‌عمل‌ مي‌زنند؛ زيرا از لحاظ‌ تقوايي‌ آن‌ها آدم‌هايي‌ هستند كه‌ بعد از سركوبِ دهه‌ 1330 به خود قبولانده‌اند كه «همه‌ چيز تمام‌ شد؛ انگار هيچ‌ اتفاقي‌ نيفتاده بود، چرا كه‌ ديگر حرفش‌ را هم‌ نمي‌شد زد»، و پرورده‌ اوضاعي‌ بودند كه «عادت‌شان‌» داده‌ بود «خيلي‌ چيزهاي‌ بزرگ‌ را كوچك‌ ببينند».   عده‌ای انبوه کارهای ناتمام تقوایی را  نقطه قوتی در کارنامه سینمایی او و نشان از کمال‌گرایی‌اش می‌دانند نظر شما در این خصوص چیست؟ این‌را به‌عنوان معترضه و ختم‌کلام بگویم و بگذرم: خوش‌بختیِ هنرمند این است که مطابق میل خودش اثر هنری‌اش را بیافریند. آن کاری که تقوایی می‌توانسته بکند، به‌ویژه در سه‌چهار دهه اخیر، آن کاری نبوده که انجام داده است. استعداد او با کار نکردن، خانه‌نشین کردن او، معطل مانده است. البته کار نکردن، فیلم نساختن، همواره بهتر از کار بد کردن است. نباید بنا به گردش فصول و مضنه ایام فیلم ساخت. تقوایی به انتظاری که دیگران از فیلم‌ساز دارند تن نداده، یعنی درواقع وانداده است.     ]]> هنر Tue, 10 Jul 2018 07:06:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263042/سبک-تقوایی-روش-داستان-گویی-همینگوی-نزدیک راه‌یافتگان به مرحله نهایی جایزه پروین در بخش نمایشنامه معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262948/راه-یافتگان-مرحله-نهایی-جایزه-پروین-بخش-نمایشنامه-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اسامی نمایشنامه‌ها و مولفان کاندیدای این بخش به شرح زیر است: آسمان کلاغ‌پوش/مهسا طالبی‌رستمی/ نشر نودا بانو و مرد مرده و دو نمایشنامه دیگر/چیستا یثربی/ نشر قطره برف زمین را گرم می‌کند/مریم منصوری/انتشارات نمایش دور از دسترس اطفال نگهداری شود/فرشته فرشاد/ نشر آواج هتلی‌ها و عامدانه، عاشقانه، قاتلانه /ساناز بیان/نشر قطره داوران این بخش عبارتند از: صدرالدین زاهد فواد نظیری شهرام کرمی   ]]> هنر Sat, 07 Jul 2018 07:20:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262948/راه-یافتگان-مرحله-نهایی-جایزه-پروین-بخش-نمایشنامه-معرفی-شدند ​کتاب «گفتارهای سینمایی فخرالدین انوار» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262941/کتاب-گفتارهای-سینمایی-فخرالدین-انوار-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی اين كتاب در چهار فصل، در قالب چهار گفتار تقسیم‌بندی شده است. گفتار نخست شامل سخنرانی‌هایی است که طی هفت سال در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر ایراد شده است. گفتار دوم شامل سخنراني در جمع اهالي سينماست كه از سال 1364 تا 1372 همه‌ساله در اسفندماه صورت مي‌گرفت. گفتار سوم گزارشی است از نشست فخرالدين انوار و محمدمهدي حيدريان با کارگردانان كه در تاریخ  30/02/1371 و 06/03/1371 انجام شد و گفتار چهارم به گفت‌وگوی جمعی فخرالدين انوار و سيدمحمد بهشتي با نویسندگان مربوط می‌شود. درباره این کتاب آمده است: سینمای ایران در دهه ی شصت، موضوعی است که این روزها بسیار به آن پرداخته می‌شود. در نگاه سينماگران و منتقدان، رخدادهای آن دوره همچنان منشاء تحلیل­‌ها و قضاوت­‌های گوناگون است، حال آنکه این رخدادها گاه در پی مناسبات و تصمیم­‌هايي رقم خورد که چه در آن زمان و چه در سال­‌های بعد در هاله­‌ای از ابهام باقی ماند. کتاب «گفتارهاي سينماييِ فخرالدين انوار» از این منظر منبعی تازه است درباره‌­ی یکی از حساس‌­ترین مقاطع در حیات سینمای نوين ایران. موضوعاتی همچون نقش نهادهای قانونگذار و قضایی در تصمیم گیری‌ها، وجود تشکیلات موازی، برگزاری جشنواره‌ فیلم فجر، نحوه سیاستگذاری‌ها، ارتباط با سینماگران و... نکاتی هستند که آگاهی از آنها مي‌تواند چشم‌انداز روشن‌تري از آن دوره و شاید وضعیت این دوره به دست دهد. محمدعلی حیدری گردآوردی کتاب‌هایی چون: «گفتگوهای سینمایی سیدمحمد بهشتی (دهه شصت- جلد 1)»، «سینمای دهه شصت؛ از نگاه مدیران سینمایی»، «سرگذشت لابراتوارها در سینمای ایران»، «سینمای دهه شصت از نگاه منتقدان»، «از نگاه سینماگران؛ دهه ۱۳۶۰» و «گفتگوهای سینمایی سیدمحمد بهشتی (دهه شصت- جلد 2)» را در کارنامه خود دارد و همچنین مجری طرح کتاب «زیر پوست قصه‌ها؛ سینمای رخشان بنی‌اعتماد» و «رازهای جدایی؛ سینمای اصغر فرهادی» بوده است. این کتاب در 386 صفحه و به قیمت 39500 تومان توسط نشر دیبایه منتشر شده است.   ]]> هنر Sat, 07 Jul 2018 05:44:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262941/کتاب-گفتارهای-سینمایی-فخرالدین-انوار-منتشر تعلق خاطر کیارستمی به سپهری، فروغ و خیام آشکار است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262895/تعلق-خاطر-کیارستمی-سپهری-فروغ-خیام-آشکار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) امروز 14تیرماه مصادف با سالروز درگذشت عباس کیارستمی است. کسی که بسیاری سینمای او را ناشی از تلفیق با ادبیات می‌دانند. عباس بهارلو منتقدی است که کتاب‌های زیادی درحوزه سینما دارد و به خصوص درباره سینمای کیارستمی کتاب‌هایی منتشر کرده است. به همین مناسبت گفت وگویی با او انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   بسیاری معتقدند خاستگاه عباس کیارستمی از کانون پرورش فکری کودکان بوده، شما چه‌قدر به این موضوع باور دارید؟  کیارستمی و سینمای او  چه میزان می‌تواند از کتاب‌های آن دوره و جو کانون تأثیر پذیرفته باشد؟ در این موضوع تردیدی نیست که کیارستمی پروردۀ «کانون» و فضای فیلم‌سازی آن سال‌ها است. چنان‌که می‌دانیم و من هم در کتابم دربارۀ کیارستمی (که توسط «نشر قطره» منتشر شده) گفته‌ام فيروز شيروانلو، كه‌ مسئوليت‌ داشت «امور سينمايي‌ كانون‌ پرورش‌ فكري كودكان‌ و نوجوانان‌» را فعال‌ كند، يكي‌ از نخستين مخاطبان فیلم‌های تبلیغاتی كيارستمي‌ بود، و در اواخر دهۀ 1340 از کیارستمی براي‌ هم‌كاري‌ دعوت‌ كرد. کیارستمی در مدت هشت‌ نه‌ ماه‌ تنها كارمند قسمت سينمايي «کانون» بود و به‌‌تدريج‌ افراد ديگري به جمع‌ دو نفري او و شيروانلو پيوستند؛ مثل آراپيک‌ باغداساريان‌، فرشيد مثقالي‌، بهرام‌ بيضايي‌ و محمدرضا اصلاني‌. نخستين‌ فيلم‌ «كانون»‌ را كيارستمي‌ در سال‌ 1349 ساخت، که موضوعش بی‌ارتباط به اساسنامه و برنامه‌ریزی‌های «کانون» نبود. فیلم‌های دیگری هم که کیارستمی در «کانون» ساخت در همان حال و هوای فیلم اولش بودند. مضمون اغلب این فیلم‌ها با کتاب‌هایی که «کانون» برای کودکان و نوجوانان منتشر می‌کرد بی‌ارتباط نبود. عباس بهارلو نقش قصه و داستان در سینمای کیارستمی چیست؟  آیا می­‌توان گفت سینمای او قصه‌گو نیست؟ کیارستمی در اغلب فیلم‌هایش ـ به شیوه خود ـ اعتنایش را به سینمای قصه‌پرداز نشان داده است، چه در فیلم‌های اولیه‌اش مثل «نان و کوچه»، «مسافر»، «تجربه» و مهم‌تر از همۀ این‌ها «گزارش»، و چه در فیلم‌های بعدی‌اش «خانۀ دوست کجاست؟»، «زندگی و دیگر هیچ»، «طعم گیلاس»، «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق». البته او در فیلم‌هایی که در اواخر عمرش ساخت (مثل « ABCآفریقا»، «جاده‌ها»، «پنج» و «24 فریم») اعتنای کم‌تری به قصه‌گویی نشان داده است. راست این است که در چهارپنج سالِ آغاز قرن بیست‌ویکم رواج فن‌آوری دیجیتال فرصتی برای کیارستمی فراهم کرد که پاره‌ای از ایده‌هایش را بدون حضور عوامل فنی گسترده ثبت و ضبط کند. تعدد فیلم‌هایی که در این سال‌ها ساخته گویای آن هستند که او بیش از سایر فیلم‌سازان هم‌سن و سال خود از گسترش و رواج این فن‌آوری مشعوف بود. درواقع تجربه‌های بعد از «ABC آفریقا» و به‌ویژه «ده» کیارستمی را به این نتیجه رساند که دنیا برای او از زاویۀ دوربین دیجیتال دیدنی‌تر و جذاب‌تر شده است؛ زیرا با این دوربین ذهن‌اش سیال‌تر از گذشته عمل می‌کرد. آشکار است که کیارستمی در فیلم های «پنج» و «24 فریم» میلی به قصه‌گویی و کارگردانی ندارد و دست‌بالا قاب‌بندی‌های او در هر فصل چیزی شبیه به انتخاب زاویه برای گرفتن یک عکس است. به‌عبارت دیگر، به جای آن که قاب ثابتِ عکس او را به تصویر متحرک بیش‌تر علاقه‌مند کند، تصویر متحرک است که او را به انتخاب قاب ثابت ترغیب می‌کرد. طبعاً کیارستمی انتظار نداشت که مجموعۀ عکس‌های ثابت او در هر فصل از «پنج» یا «24 فریم» معناهای بیش‌وکم یک‌سانی داشته باشند؛ اما انتظار داشت که مخاطبان با دیدن سوژه‌های متحرک در قاب‌های ثابت او در واقعیتی که مورد نظر او است سیر کنند.   كیارستمی پس از انتشار گزیده شعرهای سعدی با انتقادات زیادی مواجه شد نظر شما راجع به این موضوع چیست؟ کیارستمی هنرمندانی پُرشور، سرزنده و تجربه‌گرا بود، اهل ذوق‌ورزی و آزمایش‌گری بود و انتشار گزیدۀ اشعار شاعران ایرانی را هم بایستی در امتداد همین ذوق‌ورزی‌ها ارزیابی کرد. مهم‌تر از همۀ این‌ها او هنرمندی پُرمدعا نبود. انتشار گزیدۀ شاعران نام‌آور ایرانی را از سوی او بایستی خوانش یا انتخاب کیارستمی از شعرهای شاعران قدیم دانست. قدر مسلم این است که او سعدی‌شناس یا حافظ‌شناس نبود، و ادعایی هم در این خصوص نداشت، و مسلماٌ کتاب‌های گزیدۀ اشعارش در ردیف آثار تحقیقی (مثلاً آن‌طور که دیوان سعدی به تصحیح غلام‌حسین یوسفی یا محمدعلی فروغی اهمیت دارد) قرار نمی‌گیرند.   به نظر شما شاعرانگی و ادبیات چه تاثیری بر سینمای کیارستمی گذاشته است؟ تعلق خاطر کیارستمی در فیلم‌های «خانۀ دوست کجاست؟» و «باد ما را خواهد برد» به سپهری و فروغ و خیام آشکار است؛ آن‌جا که سپهری می‌گوید: «خانۀ دوست کجاست/ در فلق بود که سوار پرسید»، یا عنوان فیلم «باد ما را خواهد برد» از شعري‌ به‌ همين‌ نام‌ از مجموعة‌ «تولدي‌ ديگر» وام‌ گرفته شده ‌است. لاية‌ ظاهري‌ و بيروني پاره‌ای از فیلم‌های او مثل «زندگي‌ و ديگر هيچ‌...»، «طعم‌ گيلاس‌...» و «باد ما را خواهد برد » مسئلة‌ مرگ‌ است‌؛ اما لاية‌ پنهاني‌ و دروني‌ این فيلم‌ها‌ بر شور و حرارت زندگي ‌دلالت‌ دارد. اين‌ شور و حرارت زندگي‌ از نوع خيامي‌ است‌؛ به‌ويژه ‌در حرف‌هايي‌ كه «دكتر» (در فیلم «باد ما را خواهد برد») خطاب‌ به‌ بهزاد، موقعي‌ كه‌ او بر ترک‌ موتورش‌ سوار است‌، مي‌زند: «روزي‌ كه‌ گذشته‌ است‌ از او ياد مكن/ فردا كه‌ نيامده‌ است‌، فرياد مكن/ بر نامده‌ و گذشته‌ بنياد منه‌/ حالي‌ خوش‌باش‌ و عمر بر باد  مكن.»‌ و فصل اختتامية‌ فيلم‌، صحنه‌اي‌ كه‌ بهزاد استخوان شخصِ مُرده‌اي‌ را در آب روان مي‌اندازد، اگر چه‌ بر تداوم‌ حيات‌ و زندگي‌ تأكيد دارد، اين‌ رباعي‌خيام‌ را نيز واگويي‌ مي‌كند‌: «اين‌ يک‌ دو سه‌ روز نوبت عمر بگذشت/ چون‌ آب‌ به‌ جويبار و چون‌ باد به‌ دشت‌.»   آیا کتاب‌شناسی کاملی دربارۀ کیارستمی وجود دارد یا خیر؟ تا آن‌جا که من دیده‌ام دست‌کم دو کتاب‌شناسی مفصل و بیش‌وکم دقیق از کتاب‌هایی که دربارۀ کیارستمی در ایران و جهان منتشر شده تهیه شده که در ویژه‌نامه‌هایی که فصلنامۀ «سینما حقیقت» و ماهنامۀ «فیلم» دربارۀ کیارستمی منتشر کرده‌اند درج شده است.‌                                                                                              ]]> هنر Thu, 05 Jul 2018 06:04:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262895/تعلق-خاطر-کیارستمی-سپهری-فروغ-خیام-آشکار همه کتاب‌هایی که به کیارستمی مرتبط‌ هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262887/همه-کتاب-هایی-کیارستمی-مرتبط-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دوسال از فوت عباس کیارستمی سینماگر شهیر ایران که برنده جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن شد می‌گذرد. عده­‌ای سینمای کیارستمی را شاعرانه می­‌دانند و دلیل این امر را پیوندی می‌دانند که او با ادبیات و شعر و کتاب داشته است. کیارستمی علاوه بر فعالیت در حوزه سینما نویسنده و شاعر نیز بود. در ادامه نگاهی داریم به کتاب‌هایی که کیارستمی نوشته یا کتاب‌هایی که درباره کیارستمی نوشته شد است. کتاب‌هایی که در آن کیارستمی ابیاتی از شاعران را انتخاب می‌کرد و به شیوه تقطیع خودش آن را در صفحات می‌چید مانند:   «حافظ به روایت کیارستمی» عباس کیارستمی (چاپ اول: ۸۵. چاپ ششم: ۱۳۹۵،انتشارات فرزان روز) این کتاب، کتابی بود که در زمان انتشار سروصدای زیادی به پا کرد. این اثر، دربرگیرنده ۶۴۷ نیم بیت از ۵۰۰ غزل حافظ است که هر نیم بیت در دو یا سه سطر زیرهم نوشته شده است و این شیوه نوشتار امکان دیگری به شعر حافظ بخشیده است. در این کتاب کیارستمی با سبکی مدرن به برجسته‌سازی برخی از مصرع‌های شعر حافظ پرداخته‌ است که تنوعی در بررسی اشعار حافظ است. «سعدی از دست خویشتن فریاد» (چاپ اول: ۸۶، چاپ پنجم: ۱۳۹۳، انتشارات نیلوفر) کیارستمی درباره این کتاب گفته بود: «انتخاب من از آثار سعدی و حافظ بر این اساس بود که مصرع‌های ابیاتی را که سرشار از مفهوم باشند و با بیت یا مصرع قبل و بعد هم ارتباط معنایی نداشته باشند پیدا کرده و به‌صورت مقطع بنویسم تا کمی از با آهنگ ادا کردن آن نیز کاسته شود.» کیارستمی نام این کتاب را از بیت زیر گرفته است:                       همه از دست غیر ناله کنند                 سعدی از دست خویشتن فریاد      «آتش درباد، جزئی از کلیات شمس» (چاپ اول:90 ،انتشارات نظر) کیارستمی در این کتاب ابیاتی از مولانا را طوری کنار هم چیده بود که به گفته خودش معلوم نباشد قسمتی از آن حذف شده است. او درباره این کتاب گفته بود: «امیدوارم شما هم وقتی کتاب را می‌خوانید فکر کنید که مولانا این غزل‌ها را دوبیتی یا سه‌بیتی گفته است. نگارش این کتاب ۷ سال طول کشید و امیدوارم کسی به من بگوید این کار را به خوبی انجام داده‌ام؛ چون کار سختی بود.» آخرین کتاب‌های کیارستمی، دو جلد: «شب عاشقان بی دل» (1394، نشر نظر) و «شب ندارد سر خواب» (1394، نشر نظر) بود که در آنها به گزینش اشعاری در مورد شب، از میان اشعار شاعران کلاسیک و شاعران معاصر پرداخته بود. «آب» گزیده‌‌نگری اشعار نیما (چاپ اول 1390، انتشارات نظر)           این کتاب نیز شامل گزیده‌ای از اشعار نیما یوشیج به انتخاب عباس کیارستمی است. مجموعه شعر: «باد و برگ» شعر (چاپ اول: ۹۰، چاپ دوم: ۹۲،انتشارات نظر)  کتاب شعر باد و برگ مجموعه‌ اشعار کوتاه کیارستمی است. وی هایکو می‌سرود. هایکوهایی برآمده از دل، لطیف، ریزبینانه و سرشار از عاطفه و احساس.        «همراه با باد» عباس کیارستمی، (سال 2002، انتشارات دانشگاه هاروارد)  مجموعه شعری که به صورت دوزبانه (فارسی و انگلیسی) منتشر شد. ترجمه آن به انگلیسی با همکاری احمد کریمی حکاک و مایکل بیرد صورت گرفت.   « داد از غم تنهایی/ در شعر شاعران کهن و معاصر» (سال 1397، انتشارات نظر) کارهای آماده سازی، طراحی و اجرای این کتاب در سال ۱۳۹۲ زیر نظر عباس کیارستمی انجام شد. انتشار آن به دلیل تمایل گردآورنده منصور ملکی، برای نگارش مقدمه‌ای از سوی یکی از شاعران معاصر به تعویق افتاد و زمانه فرصت زندگی از هردوی ایشان را دریغ کرد.     بخشی از آثاری که درباره کیارستمی نوشته شده است:   «عباس کیارستمی، فیلم‌ساز رئالیست» اثر ایرج کریمی (سال 1365، انتشارات آهو) در این کتاب ایرج کریمی به نقد از آثار کیارستمی می‌پردازد و می‌گوید: کیارستمی در سینما به نوعی کشف و شهود معتقد است که در اثر نخواندن و ندیدن به دست می‌آید. حقیقت این است که کیارستمی الفبای سینما را نمی‌دانست و از زمانی که با اقبال منتقدان مسحور شده و جشنواره‌های جهانی مواجه شد، هرگز نخواست یاد بگیرد. او زیرکانه تکنیک را نفی می‌کند تا تشخص هنری خود را در سایه رئالیسم بدوی سینمایی حفظ کند.  «مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثارعباس کیارستمی» به کوشش زاون قوکاسیان، ‌(سال ۱۳۷۵، انتشارات دیدار) این کتاب دربردارنده‌ 36 جستار درباره‌ 36 عكس از فیلم‌های برجسته‌ تاریخ سینمای جهان است. نخستین عکس، از فیلم (سفر به ماه)، محصول 1902 و آخرین آن‌ها (پیروسمانی) تولید 1970 است. كتاب با مقدمه‌ «بابك احمدی» شروع می‌شود. احمدی در این مقدمه، درباره‌ ارتباط هنر عكس و فیلم بحث كرده است. پس از مقدمه‌ احمدی، در پیش گفتار نویسنده آمده است كه او در آن، درباره‌ی مضمون كتاب، نحوه شاخص شدن یك عكس برای فیلم و تقسیم‌بندی‌هایش در زمینه‌ی عكس فیلم صحبت كرده و جستارهای خود را به عنوان «نظرهای شخصی اعلام كرده است. «طرحی از دوست» اثر محمد شعبانی پیرپشته، (سال1376. انتشارات) ن‍گ‍اهی به زن‍دگی و آثار ف‍ی‍ل‍م‌‍ساز ان‍دی‍ش‍م‍ن‍د ع‍ب‍اس ک‍ی‍ارس‍ت‍می است. در این کتاب پس از معرفی نئورئالیسم در سینما در خلال چند گفت‌وگو به نئورئالیسم خاص کیارستمی که شهرتی بسزا درسینما یافته، اشاره شده است. همچنین در این کتاب به سخنان بزرگان در مورد کیارستمی و حضور و جوایز و فیلم‌های او در جشنواره‌های سینمایی پرداخته شده است. «عباس کیارستمیَ» اثر عباس بهارلو، (1396، انتشارات قطره) پیش از این، این کتاب در سال 1379 توسط نشر موسسه فرهنگی هنری نوروزهنر منتشر شد و شامل فیلم‌هایی بود که کیارستمی تا آن زمان ساخته بود. چاپ جدید این کتاب به زندگی،‌ نحوه تفکر و فیلم‌شناسی کیارستمی و فیلم‌هایش تا زمان چاپ کتاب پرداخته است.   «سینمای خرد» بررسی سینمای کیارستمی با تریلوژی، اثر ابوالفضل توسلی، (۱۳۹۰، انتشارت شلفین) این کتاب در بیست فصل تدوین شده است که در تعدادی از این فصول مضامینِ مختلف در فیلم‌های کیارستمی از قبیل طبیعت، راه، آسمان، زنان، کودکان و ارتباطشان با نحوه حضور این عناصر در ادبیات و شعر فارسی بررسی می‌شوند و همچنین در فصل‌هایی دیگر، فیلم برداری، صداگذاری، بازیگری و دیگر عناصر تکنیکیِ فیلم‌های این فیلم‌ساز بررسی می‌شوند. «فیلم کوتاهی درباره دیگران» محسن آزرم، چاپ دوم:1392، انتشارات چشمه) مکالمه با ژان‌کلود کری‌یر درباره سینما و مکالمه با عباس کیارستمی درباره ژان‌کلودکاری‌یر   «عباس کیارستمی و درس‌هایی از سینما» محمودرضا ثانی، (چاپ اول: ۱۳۹۲.انتشارات معین) این کتاب روایتی از کارگاه فیلم‌سازی کیارستمی در دنیا است. عباس کیارستمی طی سفری به اسپانیا برای دریافت نشان «ابن عربی» ورک‌شاپی برای 35 دانشجو از سراسر جهان برگزار کرد. ثانی به عنوان یک مستندساز در این ورک‌شاپ حضور داشت و این کتاب  حاصل شرکت او در این دوره است.  ژان کلود کاری‌یر فیلم‌نامه نویس و بازیگر فرانسوی مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته است. قسمتی از این مقدمه آورده: عباس کیارستمی تنها سینماگری است که می‌تواند درس سینما بدهد اما خود درسی نگرفته است. او همچنین معتقد است نخستین درسی که باید از کیارستمی بیاموزیم این است که هرگز نمی توانیم فیلم هایی را که او ساخته است، بسازیم.             «واقعیت‌نمایی و بداهت» تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی، ترجمه  منوچهر دین‌پرست، (سال 1394. انتشارات کتاب پارسه) در این کتاب مولف سعی کرده تا به تبیین تأویل‌های فلسفی در سینمای کیارستمی بر پایه آراء فلسفی ژان لوک نانسی و بر پایه مفهوم‌های «بداهت»، «ذات واقع» و «نگاه و تصویر» و در انتها «معنای زندگی» بپردازد. همچنین مولف سعی کرده در این کتاب به بررسی لایه‌های فلسفی سینمای کیارستمی و تأویل‌های آن بر اساس روش و متد نانسی و امکان‌پذیری فلسفه سینما بر اساس آراء و اندیشه‌های موجود در سینمای ایران بپردازد.                    «خانه‌ای با شیروانی قرمز» گفت‌وگو با عباس کیارستمی و آیدین آغداشلو، مرجان صائبی، (سال1395، نشر ثالث )   «سینمای عباس کیارستمی» روبرت صافاریان، نشر (1395، انتشارات روزنه) صافاریان در این اثر که در سه بخش تدوین شده به بررسی نزدیک چهاردهه فعالیت فیلم‌سازی عباس کیارستمی پرداخته است. بخش نخست کتاب به فعالیت‌های این فیلم‌ساز نام‌آشنای ایرانی در دوره پیش از انقلاب اختصاص داشته و در آن دو فیلم مسافر و گزارش مورد بررسی قرارگرفته است. نویسنده در بخش دوم که به دوره‌‌ی انقلاب تا اوایل دهه‌ی هشتاد تعلق دارد، به آثار موفق کیارستمی در جشنواره‌های جهانی تحت عنوان عمومی چهارگانه «زندگی ادامه دارد» پرداخته و در بخش سوم که شامل دهه هشتاد تا امروز است، کارهای تجربی‌تر او مانند ده و شیرین و همین طور فیلم‌هایی که در خارج از کشور ساخته مانند کپی برابراصل، بررسی کرده است. در صفحات پایانی به عنوان جمع‌بندی شخصیت هنری و سینمایی کیارستمی به عنوان پست مدرنیستی سنت‌گرا معرفی شده است. «سر کلاس با کیارستمی» پال کرونین، ترجمه سهراب مهدوی، ( سال1395، انتشارات نظر) کتاب سر کلاس با کیارستمی، چکیده‌ای از کارگاه‌هایی‌ست که او در سراسر جهان برگزار کرده‌است. کلاس‌ها و کارگاه‌هایی که هنرجویان زیادی را هدایت کرده و از بین‌شان فیلم‌سازان قابلی را به هنر جهانی عرضه داشته است. کتابی که نه مصاحبه است، نه دستورالعمل برای فیلم‌سازی، نه پژوهشی در مورد سینمای ایران و نه فیلم‌‌شناسی عباس کیارستمی. این کتاب در حقیقت جهان‌بینی، دانش، نگاه ظریف و همان جهان و دیدگاه شاعرانه‌ی او را به خواننده نشان می‌دهد. «گفت‌وگو با عباس کیارستمی» مهدی مظفری‌ ساوجی، (سال1395، انتشارات آبان) شامل روزنگاشت‌های مهدی مظفری‌ ساوجی از همنشینی‌اش با کیارستمی است، بخشی نیز به کتاب‌شناسی و فیلم‌شناسی و آثار و جوایز کیارستمی اختصاص دارد. همچنین بخشی نیز گفت‌وگو بین آن‌ها است.این گفت‌وگو شامل ناگفته‌ها کیارستمی از روزگاری که آن را سپری کرد و روایتی است از زندگی و آثار او.این کتاب مجموعه از کتاب های دیگر است  که به‌صورت پراکنده در اینجا جمع‌آوری شده است. «عباس کیارستمی» اثر جاناتان رزنبام، مهرناز سعید وفا، ترجمه یحیی نطنزی.(سال 1396، نشر چشمه) کتاب جاناتان‌رزنبام و مهرنازسعیدوفا دستاورد کامل و قابل اعتنایی محسوب می‌شود زیرا: علاوه بر مرور ویژگی‌های تحسین برانگیز کیارستمی، موقعیت او را به عنوان یک هنرمند بین‌المللی بررسی می‌کند و سراغ مسیری می‌رود که کیارستمی درآن از یک فیلم‌ساز حاشیه‌نشین و کارگردان فیلم‌های «کانونی» به جایگاهی رسید که بزرگان سینمای جهان تحسینش کردند و فیلم‌سازان زیادی تحت تأثیرش قرار گرفتند.در ابتدای این کتاب جاناتان‌رزنبام و مهرنازسعیدوفا مقاله‌های مفصل و مجزایی با تمرکز بر کارنامه کیارستمی نوشته‌اند و در ادامه با مکالمه‌ای دونفره دیدگاه‌های یکدیگر را بررسی و نقد کرده‌اند. بخش جذاب‌تر این کتاب به مکالمه آن‌ها با کیارستمی اختصاص دارد، به جامع‌تر شدن مباحث کتاب کمک زیادی کرده است. «کیارستمی، پشت وروی واقعیت» اثر یوسف اسحاق‌پور، ترجمه محمدرضا شیخی.(سال1397، انتشارات شورآفرین) برخی کیارستمی را وارث نئورئالیسم و موسیلینی خوانده‌اند این کتاب درباب مخالفت با همین ایده پذیرفته شده رایج است.در این کتاب یوسف اسحاق‌پور به صورت مستدل ایده‌هایی در باب بازخوانی مجدد سینمای کیارستمی ارائه می‌کند که برای دیدن دوباره‌ فیلم‌های کیارستمی بسیار راهگشاست.         ]]> هنر Thu, 05 Jul 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262887/همه-کتاب-هایی-کیارستمی-مرتبط-هستند نمایشنامه‌نویسی با رویای رفتن به مدارس خصوصی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262830/نمایشنامه-نویسی-رویای-رفتن-مدارس-خصوصی  علی‌رضا معصوم‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب(ایبنا) اظهار کرد: سایمون استیونز نمایشنامه‌نویس مطرح انگلیسی است. او نمایشنامه‌نویس پرکار و جوانی است که اکثر آثارش در تئاتر رویال‌کورت لندن اجرا می‌شود. استیونز صرفا در حوزه نمایشنامه‌نویسی فعالیت و به عنوان مشاور هنری در تئاتر لیریک‌همراسمیت کار می‌کند و پیشه قبلی‌اش معلمی بود. مترجم «پانک راک» در ادامه افزود: استیونز در ایران شهرت چندانی ندارد و آثار زیادی از او منتشر نشده است. بعد از نمایشنامه «ماجرای عجیب سگی درشب»، نمایشنامه «پانک راک» دومین نمایشنامه از او است که  به فارسی ترجمه شد.   معصوم‌نژاد گفت:‌ این نمایشنامه‌نویس در کودکی رویای رفتن به مدرسه خصوصی را در سر می‌پروراند ولی هرگز در این مدارس درس نخواند. ماجرای «پانک راک» در یک مدرسه خصوصی در شهر استاک‌پورت منچستر، شهری که استیونز درآن متولد شد، رخ‌ می‌دهد. شخصیت‌های این نمایش دانش‌آموزان این مدرسه هستند و شش صحنه  از این نمایش در کتابخانه مدرسه و صحنه آخر در بیمارستان روایت می‌شود. او همچنین بیان کرد: نویسنده از واقعیت‌های رخ داده در مدارس آمریکا، از میل جامعه غایت‌انگار به کسب موفقیت‌های آکادمیک انتقاد می‌کند. شخصیت‌های اصلی این نمایش همان اندازه که از افراد غریبه هراس دارند، از عملکرد ضعیف‌شان در امتحانات نیز هراس دارند و این نقدی به نتیجه‌گرایی ثبات یافته در تمام امور است.  این مترجم در پایان افزود:‌ «پانک راک» نقد اجتماعی به ساحت امروز جامعه است. بخشی از کودکی و سال‌های نوجوانی استیونز در این نمایشنامه نمایان است و ترکیبی است از دنیای خیالی و واقعی او. همچنین مسئله اختلاف مدرسه‌ها در کودکی سایمون، خیالات دوران بزرگسالی او را نیز متأثر می‌کرد و او به سمت نگارش این نمایش‌نامه رفت. وقتی نمایش پانک راک اجرا شد منتقدان  از آن تعریف کردند. انتشارات مانیاهنر نمایشنامه «پانک راک»، اثر سایمون استیونز، ترجمه علی‌رضا معصوم نژاد را در 147 صفحه، 500 نسخه و با قیمت 14000تومان منتشر کرد.   ]]> هنر Wed, 04 Jul 2018 05:52:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262830/نمایشنامه-نویسی-رویای-رفتن-مدارس-خصوصی از شکسپیر تا چخوف؛ با زبان طنز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262783/شکسپیر-چخوف-زبان-طنز به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) «الفتا/ 3 مجموعه نمایشنامه‌‌های نویسندگان شیراز»، منتشر شد. این اثر شامل چهار نمایشنامه از 2 نمایشنامه‌نویس شیرازی است. نمایشنامه «تراژدی مکلت» و «مرغ دریایی دایی وانیا» را آرمان طیران و نمایشنامه «مرثیه‌ای برای مادمازال کارمو» و «گاوچران‌های مفرغی» را سعیدرضا خوش‌شانس نوشته‌اند.   تراژدی مکلت  آرمان طیران با تلفیق نمایشنامه‌های «مکبث» و «هملت» از آثار ویلیام شکسپیر، نمایشنامه «تراژدی مکلت» را نوشته است. او در این نمایشنامه، داستان خود را با روایتی طنزگونه و زبانی ساده پیش می‌برد. صحنه این نمایش در دو سرزمین و قلعه‌هایی در اسکاتلند و دانمارک است. هنگامی که دانکن پادشاه اسکاتلند به همراه سردار شجاع خود مکبث و همسرش لیدی مکبث به مراسم عروسی گرترود(مادرهملت) و کلادیوس(عموی هملت) می‌رود، توسط سردار خود به قتل می‌رسد. مکبث بر اثر تلقین جادوگر و وسوسه همسر جاه‌طلب‌اش، دانکن را به قتل می‌رساند. همچنین هملت که توسط روح پدرش از خیانت سایرین مطلع می‌شود کمر به انتقام و برملا کردن خیانت‌ها می‌بندد. نمایشنامه‌ «مکبث» که طیران از اشخاص و موضوع آن در نمایشنامه خود استفاده کرده شرح زندگی سرداری به نام مکبث است. تمامی نمایشنامه‌های شکسپیر از مخلوطی از نظم و نثر تشکیل شده است. نمایشنامه «مکبث» به اسثتنای چند بخش کوتاه، تقریباً به‌طور کامل منظوم یعنی به شعر است. دانکن، پادشاه شریف اسکاتلند، همسر خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست، او را در خواب به قتل می‌رساند و با این قتل، جهنمی برای خویش به‌وجود می‌آورد. مکبث از آن پس گرفتار عذاب وجدان می‌شود، چندان‌که هر آهنگی و هر در کوفتنی او را هراسان می‌کند. طیران همچنین از نمایشنامه «هملت» نیز در اثر خود سود جسته است. «هملت» یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های تاریخ ادبیات جهان به‌شمار می‌آید. این نمایشنامه داستان شاهزاده دانمارک هملت است که پس از قتل پدرش به سرزمین خود بازمی‌گردد. او به درخواست روح پدرش به دنبال انتقام از کلادیوس(عمویش) می‌رود. نمایشنامه «مکلت» تاکنون در دو نوبت در جشنواره بین‌المللی فجر در سال‌های 1387 و 1389 در تهران روی صحنه رفته است. همچنین نخستین‌بار، رتبه اول نمایشنامه‌نویسی در نوزدهمین جشنواره و دومین همایش استانی تئاترفارس، شیراز، آذر 1387 را به خود اختصاص داده‌ است وبرای بار دوم توانست رتبه اول نمایشنامه‌نویسی را از بیست‌ و دومین جشنواره تئاتر منطقه 3کشور، زنجان، آذر 1389 کسب کند.   مرغ دریایی دایی وانیا نمایشنامه «مرغ دریایی دایی وانیا» نوشته آرمان طیران است. این اثر ابتدا با معرفی شخصیت‌ها شروع می‌شود. «مرغ دریایی» چخوف یکی از نمایشنامه‌هایی است که طیران در نوشتن نمایشنامه خود آن را با «دایی وانیا» تلفیق کرده است. چخوف در این اثر افکار و ایده‌های‌اش درباره هنر، قریحه هنری و چیستی هنر را با صراحت و شفافیتی کم‌نظیر ابراز می‌کند. سراسر این نمایشنامه پر است از رنج و حرمان و یأس و پوچی‌های آدم‌های به تنگ آمده از یکنواختی و روزمرگی زندگی. مرغ دریایی پر است از عشق، عشق‌های ناکام و شکست خورده، عشق‌های پرملال و کهنه و عشق‌های یک جانبه و مصیبت‌بار. شش رابطه تو در تو و پیچیده عاشقانه بستر اصلی نمایشنامه مرغ دریایی است. شخصیت‌های مرغ دریایی به مانند اغلب شخصیت‌های چخوفی مردمانی مردد، سست‌نهاد و حقیرند، که گاه از سر بیکاری و تنها برای قابل تحمل ساختن رخوت و ملال زندگی به سادگی دل می‌بازند. همچنین نمایشنامه «دایی وانیا» از آثار برجسته معاصر است که در آن ماجراهای اقتصادی و عاشقانه بسیاری در یک خانواده روسی رخ می‌دهد که هریک از اعضای این خانواده را دچار تحولی می‌کند. پروفسور سربریاکوف، دانشمندی میان مایه و متظاهر، سال‌هاست که با جان کندن دخترش سونیا و برادرزنش ایوان (دایی وانیا) که اداره ملکی را که از زن مرحومش به میراث برده برعهده دارند، زندگی بی‌دغدغه‌ای را می‌گذراند. سربریاکوف با یلنا، دختر جوانی که مجذوب شهرت او شده، ازدواج کرده است. بی‌قراری یلنا و خودخواهی سربریاکوف کار اداره ملک را مختل می‌کند و این اوضاع متشنج وقتی به اوج خود می‌رسد که سربریاکوف اعلام می‌کند می‌خواهد ملکش را بفروشد و در شهر زندگی کند.   مرثیه‌ای برای مادمازل کارمو و گاوچران‌های مفرغ  نمایشنامه سوم این کتاب «مرثیه‌ای برای مادمازل کارمو» اثر سعیدرضا خوش‌شانس است. او این نمایشنامه را با نگاهی به حکایت «نگریستن به عزرائیل برمردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکل بر جهد و قلت فایده‌ی جهد» از مثنوی معنوی، دفتر اول. سروده مولانا جلال‌الدین محمدبلخی نوشت.  این نمایش در نه بازی نوشته شده است. مادمازل کارمو دوشیزه 17ساله بنابر یک باور کهنه کلیسای کاتولیک به عنوان قدیس انتخاب شده است. او قرار است، در آستانه جوانی بمیرد تا قدیس این دوره باشد. کارمو خوابی می‌بیند و به سراغ فردی می‌رود تا خوابش را تعبیر کند و در طول نمایش سعی می‌کند از مرگ فرار کند و در پایان دچارش  می‌شود. حکایتی که سعید رضا خوش‌شانس در نوشتن این اثر خود از آن بهره گرفته‌ است درباره مردی است که عزرائیل را در راه می‌بیند، با ترس سراغ سلیمان نبی(ع) می‌رود و به او می‌گوید: امروز عزرائیل را دیده که با کینه و خشم به او نگاه می‌کرد. مرد از حضرت سلیمان می‌خواهد جان او را از مرگ نجات دهد و با سرعت زیاد باد او را به هندوستان بفرستد. سلیمان نبی (ع) علت را عزارائیل می‌پرسد و او در پاسخ می‌گوید: من از روی خشم و کین به آن مرد نگاه نکردم بلکه نگاه من از روی تعجب و شگفتی بود زیرا خداوند به من امر کرده بود که جان این مرد را امروز در هندوستان بگیرم و من از این مسئله حیرت کرده بودم که چطور می شود که این مرد خودش را امروز از بیت المقدس به هندوستان برساند. با خودم فکر کردم اگر او صد بال و پر هم داشته باشد نمی‌تواند امروز به هندوستان برسد ولی وقتی خود را به امر خداوند به هندوستان رساندم دیدم آنجاست . پس جانش را همانجا ستاندم . نمایشنامه «گاو چران‌های مفرغ» نوشته سعید رضا خوش‌شانس نیز در پنج بازی است. شخصیت‌های این نمایشنامه کف‌گیر، دیگ و کارد و... است. این اثر توسط  هنرمندان شیرازی در جشنواره تئاتر فجر شیراز، بر روی صحنه سالن استاد هودی رفت.                                                                      نشر عنوان، کتاب الفتا 3/مجموعه نمایشنامه‌‌های نویسندگان شیراز، اثر: آرمان طیران، سعیدرضا خوش‌شانس را در500 جلد و 206 صفحه باقیمت 15000تومان صفحه منتشر کرده است. ]]> هنر Tue, 03 Jul 2018 06:09:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262783/شکسپیر-چخوف-زبان-طنز تحلیل تک­‌پلان­‌ها و سکانس­‌های کریستوفر نولان با استدلال استقرایی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262770/تحلیل-تک-پلان-ها-سکانس-های-کریستوفر-نولان-استدلال-استقرایی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-مهدی میرغیاثی: تماشاکردن فیلم­ برای سینه­‌فیل­‌ها قاعده و قانون مشخصی ندارد، هرکسی بنا به نوع نگاه­‌اش به سینما و دایره علایقش سلیقه‌­ای منحصر به فرد دارد و انتخاب­‌هایی برای فیلم دیدن؛ گاهی این انتخاب­‌ها محدود به ژانر خاصی از سینما یا فیلمسازی از ژانری خاص می‌­شود. مواجه شدن با آثار یک سینماگر از ابتدا و با هرآنچه به عنوان تصویر متحرک ساخته است و نام خود را بر عنوان‌­بندی آن قرار داده، بخشی از رویای سینه­‌فیلی یک نسل است. در این میان برای شناخت دنیای هرکدام از دو سوی این معادله یعنی فیلمساز و سینه­‌فیل نیازی وافر به خواندن درباره­ هرکدام از آن­هاست. بسته به نوع نگرش فیلمساز و دنیای او منتقدان و پژوهشگران در طول و عرض فیلم‌­ها عمیق شده‌­اند و نتایج قابل توجهی گرفته‌­اند. یکی از این منتقد-پژوهشگران دیوید بوردول است که فضای نقد فیلم به زبان فارسی از تأثیرگذارترین آن­هاست. کتاب­‌هایی همچون  «هنر سینما» و «تاریخ سینما» که توسط نشر مرکز منتشر شده­‌اند از این دسته­‌اند . به تاز­گی هم کتابی تحت عنوان «هزارتوی روابط» از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه از همین نویسنده به همراه همکارش کریستین تامپسن منتشر شده است. هدف این یادداشت بررسی  کتاب با نگاهی به روش­‌های به کار رفته نویسندگان آن جهت مواجهه با دنیای فیلمساز است. بوردول در جمله ابتدایی کتاب می­‌گوید: «پل تامِس اندرسن، برادران واچوفسکی، دیوید فینچر، دارن آرونوفسکی و کارگردان‌­های دیگری که در اواخر دهه نود میلادی فیلم‌­های موفقی ساختند، همگی یا توانسته‌­اند نظر مردم را جلب کنند یا نظر منتقدان را، و گاهی نیز هردو را. اما هیچ‌­یک از آن­ها در کارشان به اندازه کریستوفر نولان تا این اندازه خیره­‌کننده ظاهر نگشته‌­اند.» با همین جمله­ در ابتدای پیش­گفتار، نویسنده تکلیف خود را با خواننده‌­اش مشخص می‌­کند که قرار است با چه دیدگاهی وارد دنیای فیلمساز شود. جدا از درست یا نادرست بودن استدلال‌­های نویسنده در سطور بعد و نوع روبه‌­رو شدنش با فیلم‌­های نولان این که از همان ابتدا به نوعی استراتژی خود را در چند بخش شرح می‌­دهد و با استفاده از هرکدام بخشی از فیم‌­ها را می­‌کاود خود حاوی وجود نوعی چارچوب مشخص برای نویسنده است. در این کتاب قرار نیست بوردول با سویه‌­هایی انتقادی و زبانی تند  تک‌تک فیلم‌­ها را بررسی و با نگاهی منتقدانه به مصاف کاستی­های فرمال در اکثر فیلم­‌ها برود بلکه روش او تحلیل کردن تک­‌پلان­‌ها و گاهی سکانس­‌هایی با استفاده از استدلال استقرایی است. اشاره‌­های ظریف و گاهای به جای بوردول به قاب‌­هایی از فیلم حیثیت در اولین بخش کتاب تحت عنوان سبک در عین بی سبکی؟    و نگاه و نگرش و تحلیلی که از پلان‌­ها ارايه می‌­دهد نشانی از وجود همین بعد در روش اوست. برای رسیدن به درکی بهتر از فیلم­‌ها بوردول ترجیح می‌­دهد در این کتاب به تحلیل فیلم­‌ها بپردازد و با استفاده از ماده­ خامی که هر فیلم به عنوان متنی با قابلیت دیدن چندباره و واجد نکات زیبایی­‌شناسی در  تصویر به مخاطب ارائه می‌­دهد، با ایده­‌ای تازه با آن رو‌به‌رو شود. به طور مثال در فصل «تعقیب رو به عقب و جلو» با شرح و گسترش مفهومی تحت عنوان ساز و کار و انگیزش می‌­گوید: آن ایده‌­ای که هر اثر هنری برای توجیه اِلمان‌­ها و تدابیر به کار رفته در خود، کمابیش نیازمند آن است. وی با جدا کردن نولان از سینمای هالیوود و بسط دادن ایده‌­های روایت‌­محور خود درباره­ بعضی از فیلم‌­های دوره­ اول کاری نولان سعی در متمایزکردن او به هر وسیله­‌ای را دارد تا جایی که جمله­ عجیب و حیرت­‌انگیز «نولان تبدیل شده است به کوبریک عصر ما» را به کار می‌­برد. با همه­ موفقیت‌­هایی که در ارائه­ ایده­‌هایی نغز برای دوباره دیدن فیلم­‌های نولان به دست می­‌آورد اما گاهی خودش هم به کاستی­‌هایی در نوع فیلمسازی او معتقد است. در فصلی از کتاب تامپسن دست به تحلیل فیلم تلقین می‌­زند و در یک مقاله طولانی نسبت­‌هایی زیبایی­‌شناسی بین این فیلم و دنیای قبل و بعد از آن در کارنامه­ کارگردان پیدا می‌­کند، اما از ابتدا تا انتهای این مقاله­ بلند خواننده نمی‌­فهمد موضع تحلیلی تامپسن بر چه چیزی استوار است؟ آیا قرار است این فیلم گذرگاهی برای به ثمر ننشستن ایده­‌ها با دوربینی کاملا سوبژکتیو باشد یا قرار است صرفا اتکا به نقص­‌های روایتی فیلم و داستان آن بشود؟ عنوان کتاب هزار توی روابط  هم بر اساس ایده‌ه­ایی از فیلم­‌ها گرفته شده است تا هرچه بیشتر از نزدیکی روش آن و ارتباط نویسندگانش با دنیای فیلم پرده بردارد. اشاره­‌های بجا و تحلیل­‌هایی بر مبنای استفاده فیلمساز از تکنیک تدوین موازی برای ورود به عرصه­ ذهن کاراکترها نشان از همین روابط پیچیده و  هزارتووار دارد. منتشر شدن کتاب به زبان فارسی برای علاقه‌مندان نولان و فیلم­‌های او خبری خشنود کننده‌ای است و قطعا برای خواندن ایده‌­های تازه برای دوباره دیدن  فیلم­‌های او راهگشا خواهد بود. کریستوفر نولان هزارتوی روابط نوشته دیوید بوردل و کریستین تامپسن با ترجمه احسان چادگانی از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه با قیمت 19500 و در 500نسخه منتشر شده است.     ]]> هنر Mon, 02 Jul 2018 07:47:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262770/تحلیل-تک-پلان-ها-سکانس-های-کریستوفر-نولان-استدلال-استقرایی دیزاینر ایرانی به نحوه صدور ویزا در سفارتخانه‌ها واکنش نشان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262750/دیزاینر-ایرانی-نحوه-صدور-ویزا-سفارتخانه-ها-واکنش-نشان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ تورج صابری‌وند، دیزاینر ایرانی شهریور سال 96 برای دریافت جایزه «A Design» به ایتالیا دعوت شد اما بعد از مواجهه با سختی‌های گرفتن وقتِ سفارت و صدور ویزا، از سفر به این کشور منصرف شد و در انتقاد به این جریان، نامه‌ای خطاب به رایزن فرهنگی ایتالیا در تهران نوشت. او در اعتراض به آنچه از آن با عنوان «بی‌احترامی» توصیف کرد جایزه‌اش را به سفارت ایتالیا پس فرستاد. البته واکنش صابری‌وند به همین جا ختم نشد و او یک سال بعد از این ماجرا با انتشار کتاب «شکل‌های بی‌معنی»، باردیگر به برخورد سفارتخانه‌ها با شهروندان ایرانی در مورد نحوه تعیین وقت سفارت و صدور ویزا عکس‌العمل نشان داد. «شکل‌های بی‌معنی» همچون دیگر کارهای صابری‌وند از فضای مینی‌مالیستی برخوردار است. تنها متن کتاب هم جمله‌ای است که در ابتدای آن عنوان شده: «نه برای آنان که جهان را با مرزها ساختند». همچنین در دو صفحه میانی کتاب نقشه‌ای از کره زمین درج شده که فقط نام کشورها در آن قید شده است و به این موضوع اشاره می‌کند که هریک از این شکل‌ها،‌ نقشه کشورها هستند با این مضمون که می‌توان معناهای متعدد سیاسی، فرهنگی و ... را از آنها برداشت کرد. تنها کشوری که در این کتاب، تصویر نقشه آن منتشر نشده، ایران است که هنگام صدور مجوز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حذف شد.   صابری‌وند برنده‌ جایزه نقره‌ای گرافیس (Graphis) آمریکا، جایزه برنز A'Design ایتالیا، برنز International Design Award آمریکا و جایزه سرو نقره‌ای ۹۴ ایران است و در کنفرانس‌ها و همایش‌های تجاری و فرهنگی و رویدادهایی چون TEDx سخنرانی کرده است. او همچنین در روزنامه‌های «شرق»، «جامعه»، «همشهری» و «شهروند» ستون‌نویس بوده است. روزنامه‌‎هایی همچون «گاردین»، «یورو نیوز»، «دویچ‌وله» و.. هم فعالیت‌های او را انعکاس داده‌اند. کمپین‌های اعتراض به تحریم دارو و پروژه ۲ هزار قایق‌ سفید از دیگر فعالیت‌های او هستند. صابری‌وند همکار رسمی راب جانوف، دیزاینر لوگوی اپل در ایران است. او موسسه «دیزاین وند» را نیز با هدف تمرکز بر دیزاین طراحی کرده که در زمینه مشاوره‌ دیزاین و برندینگ فعال است. کتاب «شکل‌های بی‌معنی» در 196 صفحه، قطع رحلی و قیمت 48 هزار تومان از سوی «نشر نظر» روانه بازار کتاب شده است.  ]]> هنر Sun, 01 Jul 2018 12:43:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262750/دیزاینر-ایرانی-نحوه-صدور-ویزا-سفارتخانه-ها-واکنش-نشان شب‌ها بیدار با «بیدار باش تهران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262718/شب-ها-بیدار-باش-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  میثم عبدی یکی از تهیه‌کنندگان برنامه بیدار باش تهران با بیان جزئیات بیشتر درباره این برنامه گفت: برنامه به صورت زنده از ساعت 2 تا 6 بامداد روی آنتن می‌رود و بعد از مدت‌های طولانی این اولین باری است که این ساعت از شب برنامه‌ای به‌صورت زنده و در این مدت زمانی پخش می‌شود. وی ادامه داد: توجه ویژه این برنامه به مخاطبان خاصی است که فقط به صورت شبانه می‌توانند شنونده رادیو باشند. یکی از مهم‌ترین اهداف این برنامه انرژی مثبت دادن و سرحال کردن کسانی است که شب‌ها کار می‌کنند و یا به هر دلیلی شب را بیدار هستند و از دیگر اهداف هم می‌توان به اطلاع‌رسانی اخبار و رویدادها اشاره کرد.  تهیه‌کننده بیدار باش تهران در پاسخ به این پرسش که برنامه‌ای به مدت زمان 240 دقیقه با چه رویکردی طراحی شده است، گفت: قبل از این بیشتر برنامه‌های شبانه تولیدی بود و کسانی که به هر دلیلی مجبور بودند، بیدار باشند نمی‌توانستند در برنامه مشارکت کنند و با برنامه‌سازان در تعامل باشند. در این برنامه هم ما سعی کردیم با گنجاندن آیتم‌های متنوع و انتخاب موسیقی‌های شاد لحظات مفرحی را برای مخاطبان‌مان فراهم کنیم. در حال حاضر این برنامه توانسته حدود 80 درصد، مخاطبان جدید به رادیو اضافه کند.  عبدی بیشتر توضیح داد و خاطر نشان کرد: برنامه ما بیشتر مبتنی بر موسیقی و ترانه است و هر شب رنگ خودش را دارد، برنامه هر شب با یک برنامه‌ساز مجزا روی آنتن می‌رود، هر گروه برنامه‌ساز فضای خاص خودشان را طراحی می‌کنند و این باعث می‌شود تا تنوع موسیقی برنامه بیشتر شود. وی به آیتم‌هایی که طراحی شده است اشاره کرد و گفت: هر شب آیتم‌ها به تناوب برنامه پخش می‌شود، در آن ساعت از شب علاوه بر ترانه و موسیقی برای سرگرم کردن مخاطبان و انرژی مضاعف دادن به شنوندگان آیتم‌های متنوعی طراحی شده است؛ بخشی با عنوان «تهرانگرد» پخش می‌شود که یکی از مکان‌های دیدنی تهران را معرفی می‌کند. عبدی در پایان اظهار کرد: حتی شنوندگان می‌توانند اخبار مرتبط با اکران برنامه‌های سینمایی کشور و رویدادهای آن را در بخشی با عنوان «کلاکت» دنبال کنند. «نگارخانه» از دیگر بخش‌هایی است که به گالری‌های تهران می‌پردازد. ما در آیتم «کتابخانه» کتاب‌های جدید که به تازگی چاپ شده است را معرفی می‌کنیم. حتی شنوندگان در این برنامه می‌توانند خبرهای جدید دنیای نرم افزار را  با «صفر و یک» دنبال کنند.     ]]> هنر Sun, 01 Jul 2018 06:48:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262718/شب-ها-بیدار-باش-تهران خیلی راحت نام مترجم را حذف می­‌کنند/دهه 50 سال‌­های رونق نمایشنامه­‌نویسی در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262590/خیلی-راحت-نام-مترجم-حذف-می-کنند-دهه-50-سال-های-رونق-نمایشنامه-نویسی-ایران محمدرضا خاکی در گفت­‌وگو با خبرگزاری­ کتاب ایران(ایبنا) اظهار کرد:‌ نمایشنامه «پیرزن کرچ» اثر تادئوش روژه­‌ویچ نویسنده و شاعر معاصر لهستانی است. پیش از ترجمه «پیرزن کرچ» آثار دیگری از روژه‌­ویچ ترجمه کرده بودم که توسط نشر بیدگل منتشر شده بود؛ مانند: «شهادت یا یک­‌کم آسایشی که داریم/ فهرست» که از آثار مهم این نویسنده به‌شمار می­‌آید و شهرت جهانی دارد. وی درباره سبک و روش نگارش روژه­‌ویچ گفت:‌ این اثر تلفیقی از سوررئالیسم، رئالیسم و نوعی نمایش افسون است که می­‌شود این را در کنار آثارش تجزیه و تحلیل کرد. به طور کلی روژه‌­ویچ یک نویسنده اجتماعی است و در تئاتر خود به مسائل جامعه دقیق نگاه می­‌کند. جنگ دوم جهانی، آشویتس و تأثیرات غم‌باری که ایجاد کرد تأثیر عمیقی روی این نویسنده لهستانی گذاشته و این تأثیرات در آثار او منعکس شده است. او همچنین بیان کرد: روژه‌­ویچ به‌طور خاص در نمایشنامه «پیرزن کرچ» مسئله‌­ای مطرح می­‌کند که از دو جنبه مهم است: از طرفی جنگ و عوارض آن و از طرفی دیگر مسئله محیط زیست که امروزه به یک مسئله مهم جهانی تبدیل شده است و اینکه انسان به دست خودش محیط زیست را از بین می­‌برد و این یک تهدید بزرگ برای جهان و بشریت است. روژه­‌ویچ در این نمایشنامه تلاش می‌کند هشدار بدهد و نظرات را نسبت به این موضوع جلب کند. خاکی درباره وضعیت تألیف و ترجمه نمایشنامه در ایران گفت:‌ عده زیادی از سنین مختلف مشغول ترجمه هستند، نمایش­نامه­‌های متعددی از فرهنگ­‌ها و زبان‌­های مختلف به فارسی ترجمه می‌­شود؛ این موضوع به خودی خود خوب است ولی از آن­جا که امکان گفت‌­وگو بین مترجمان وجود ندارد و هرکس در گوشه خود دست به انتخاب می­‌زند و اثری را ترجمه می‌­کند می‌­تواند یک مسئله باشد. چون کارگردان و مدرس دانشگاه هستم و آثاری هم ترجمه می­‌کنم در عین حال آثاری که منتشر می‌­شود می‌­خوانم توجه به این نکته ضروری است:‌ لزوماٌ همه آثار از کیفیت یکسان برخوردار نیستند. آثاری با کیفیت خوب، متوسط و گاهی نیز ضعیف ترجمه می‌­شود. وی در ادامه اضافه کرد: نکته مهم دیگر این است که همه کسانی که کاری را ترجمه می­‌کنند تلاش می‌­کنند بخشی از فرهنگ مدرن تئاتر را از زبان‌­های مختلف به فارسی ترجمه کنند و این به فضای فکری و اندیشه‌ه­ای تئاتر کشور ما کمک خواهد کرد. نمایش­نامه همیشه یک تئاتر بالقوه است. یعنی نمایش­نامه را می‌­توان در مرحله اول در حوزه ادبیات بررسی کرد ولی درواقع همه نمایش‌­ها یک امر بالقوه­‌ هستند که زمانی که بتوانند اجرا شوند و روی صحنه بیایند حیات و زندگی واقعی پیدا می‌­کنند. درحال حاضر وضعیتی در اجرای نمایش‌­ها وجود دارد و در اکثر موارد با عنوان نمایش­نامه­‌های اروپایی و آمریکایی و خارجی روبه‌­رو می‌­شویم که روی صحنه اجرا می‌­شوند ولی خیلی راحت نام مترجم را حذف می­‌کنند و زحمتی که کشیده نادیده می‌­گیرند. از طرف دیگر یک نمایش که در اجرا دو ساعت است را به یک اجرای یک ساعت یا سه ربع ساعت تبدیل می­‌کنند، کارگردان و گروه اجرایی به میل خود و هر قسمتی را که بخواهند از این اجرا کم می­‌کنند و این را در مقابل تماشاگر می­‌گذارند. این یک مشکل بزرگ است و از نظر فرهنگی کار درستی نیست چون اثر نمایشی یک اثر مستقل است و ما نباید آن را به هر شکلی که می‌خواهیم تکیه پاره کنیم. این کار در ایران رواج پیدا کرده است. خاکی در ادامه اظهار کرد: جریان دیگری به‌وجود آمده است که به جای اینکه فرد خودش تلاش کند و نمایشنامه بنویسد از یک نمایشنامه ترجمه شده رونویسی می‌­کند و به شکلی که خودش می­‌خواهد درمی‌­آورد. این کار نیز کار شایسته­‌ای نیست و یک نوع جعل کردن از بدل یک اصل می­‌شود. این روشی که رایج شده و در حال حاضر در اجرای برخی از تئاترها می‌­بینیم چندان مناسب نیست. تماشاگر و علاقه­‌مند به تئاتر و دانشجوی تئاتر خواهان این هستند که یک اثر به­‌شکل کامل و با ویژگی‌­های خاص خود اجرا شود.  این کارگردان همچنین درباره تألیف و ترجمه در حوزه نمایشنامه‌­نویسی گفت: تألیف و ترجمه نمایش­نامه دو مقوله متفاوت است. تئاتر مانند بسیاری از پدیده­‌های مدرنیته بعد از انقلاب مشروطیت وارد ایران شد و ما با این پدیده­‌ها آشنا شدیم. ما دارای تجربه و پیشینه درازمدتی که تئاتر اروپا دارد نیستیم بنابراین باید درهردو زمینه فعالیت کنیم. یعنی نویسندگان باید تلاش کنند نمایش بنویسند، نمایش‌­­­هایی که منعکس کننده فضای اجتماعی، فرهنگی، روحیه، نیاز­ها و مسائل خود ما در جامعه هست باشد. از سوی دیگر اجراکردن نمایش‌­های فرنگی از لحاظ فنی، تکنیکی، غنا و ارزشی که خیلی از این‌­ها به عنوان آثار شاخصی که در همه‌­جای دنیا ترجمه و اجرا می‌شوند هم بخشی از کار نویسندگان و مترجمان است که باید به آن توجه کرد و هر دو را باید در کنار هم داشته باشیم. وی در ادامه افزود: نمی‌­توانیم یک نمایشنامه قوی و بالنده­‌ داشته باشیم بدون اینکه آثار برجسته دنیا را مطالعه کنیم. این یک نیاز دوطرفه و یک ضرورت به شمار می­‌آید. مخصوصاً درحال حاضر که تعداد زیادی دانشکده داریم و تعداد زیادی دانشجو در این دانشکده‌­ها در رشته‌­های مختلف تئاتری مشغول به تحصیل هستند، بنابراین ترجمه همچنان نقش عمده‌­ای را دارد و به مدد آن است که با تکنیک‌­ها و روش­‌های جدید هم در نمایشنامه‌نویسی و هم در اجرا آشنا می­‌شویم. خاکی درباره استقبال از نمایشنامه­‌های تألیفی یا ترجمه اظهار کرد:‌ برای بازیگر و کارگردان تفاوت چندانی ندارد که نمایشنامه فرنگی باشد یا تألیفی. مهم این است که یک نمایشنامه خوب در اختیار باشد. اگر یک ترجمه است باید یک متن ترجمه شده خوب باشد و اگر یک نمایشنامه تألیفی توسط نویسنده ایرانی است باید خوب نوشته شده باشد. متن نمایشنامه باید با دقت نوشته شده و از کیفیت‌­های لازم برای اجرا برخوردار باشد. هر دوی این­‌ها امکان ایجاد می­‌کند برای گروه اجرایی، بازیگر، کارگردان، طراح صحنه و طراح لباس و غیره که بتواند کار خودش را عرضه کند. اجرای نمایش یک کار زمان­‌بر و نیازمند وقت و تمرین زیادی است، بنابراین خود نوع نمایشنامه و میزان وقتی که برایش صرف می­‌شود و توجهی که توسط  کارگردان و بازیگران و همه گروه‌­های اجرایی به کار برده می‌­شود نقش بسیار مهمی در ارائه و اجرای با کیفیت و خوب یک نمایشنامه دارد. او درباره استقبال تماشاگران گفت:‌ نه تنها برای بازیگر که برای مخاطب نیز تفاوتی نمی­‌کند که نمایشنامه تألیفی باشد یا ترجمه شده، کافی است با کیفیت خوب ارائه شود، زیرا بعد از چند دقیقه می‌­تواند وارد متن داستان نمایشی شود و آن را دنبال کند. مسئله در هر دو سمت: چه در نمایش ایرانی چه در نمایش خارجی میزان کیفیت و دقتی که در خود آن اثر موجود است مهم است. تماشاگران علاقه­‌مند و خوب درتئاتر داریم. توجه به مخاطب یک امر مهم است، این تأتری‌ها هستند که مخاطب خود را می‌­سازند، اگر تئأتر خوب و با کیفیت ارائه دهند مخاطب به این نوع تأتر و به این کیفیت عادت می‌­کند. اگر این سطح را نازل کنید به عنوان اجراکننده، تماشاگر با این نوع اجرا عادت می­‌کند. نه‌­تنها در کشور ما در هر کشور دنیا تماشاگر به‌طور خاص یک مسئله مهم است که جزو اولویت‌­های مهم در تأتر به‌شمار می‌­آید. او در ادامه گفت‌­وگو بیان کرد: نمایشنامه­‌نویسی امروز ایران از یک سو به لحاظ کمیت و از سویی دیگر به لحاظ بعضی از جنبه‌­های کیفی نسبت به سال­‌های دهه 40 و 50 که سال‌­های رونق نمایشنامه­‌نویسی در ایران شناخته می‌­شود بسیار متفاوت است. بعضی از دوستان با تیراژ بالا در شکل­‌ها و سلیقه­‌ها و روش­‌های مختلف نمایشنامه نوشته‌­اند و کسانی هستند که با تیراژ پایین نوشته‌اند و به کمیت توجهی نکرده­‌اند. نمایش­نامه‌­نویسی امروز ایران هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. یعنی هنوز جریان­‌های واقعی نمایشنامه­‌نویسی که به‌­نام شناخته شود و از نظر نوع، روش، سبک و شیوه­‌کاری کاملا مستقل و شناخته شده باشد نداریم یا هنوز ایجاد نشده است. البته دوستانی هستند که آثارشان قابل توجه است و خوانده می­‌شود ولی هنوز به آن شکل که از جریان واقعی تأتری در حوزه نمایشنامه‌­نویسی امروز ایران صحبت کنیم من بصورت مشخص نمی‌­شناسم. این مترجم در پایان  از بزرگترین معضل نمایشنامه­‌نویسی ایران گفت: فقط به یک بحث مربوط نمی‌­شود و شاید یکی از مواردی که بتوان نام برد این است که بعضی از نمایشنا‌مه‌هایی که می‌­خوانم فارق از هرگونه نگاه به فضای اجتماعی ایران نوشته می‌­شوند و نمایشنامه‌­هایی که می‌­خواهند یک نگاه واقع گرا و یک نگاه عینی به جامعه داشته باشند نادر و کم تعداد هستند. در اینجا منظورم تأتر به معنای واقع گرایی در ادبیات نیست بلکه به معنی انتقال دادن مسائل اجتماعی، فرهنگی و مسائل روز برصحنه است در هر شکل و حوزه تکنیکی که اتفاق بیفتد. درواقع خیلی مانده که نمایشنامه­‌نویسی ایران جایگاه خود را پیدا کند.   وی در ادامه افزود:‌ همزمان با نمایشنامه «پیرزن کرچ»، نمایشنامه دیگری از این نویسنده به نام «هنرمند گرسنگی و خروج از هنرمند گرسنگی» را ترجمه کرده­‌ام که توسط نشر روزبهان راهی بازار شد. این نمایشنامه دارای دو بخش است: بخش اول قطعه داستانی از کافکا به نام «هنرمند گرسنگی» و بخش دوم نمایشی است که تادئوش روژه‌­ویچ براساس این قطعه کافکا نوشته است و نام آن را «خروج از هنرمند گرسنگی» گذاشت.   ]]> هنر Sun, 01 Jul 2018 05:51:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262590/خیلی-راحت-نام-مترجم-حذف-می-کنند-دهه-50-سال-های-رونق-نمایشنامه-نویسی-ایران چگونه جهان کوانتومی تئاتر معاصر را دگرگون کرد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262552/چگونه-جهان-کوانتومی-تئاتر-معاصر-دگرگون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از سده‌های پیشین تا به امروز، بر سامانه‌هایی که طبیعت در چهارچوب آنها عمل کرده است همواره برداشتی نوین از واقعیت را به تفکر خلاقانه در تئاتر وام داده است. از تئاتر ارسطویی تا تئاتر رئالیستی و ناتورالیستی. اما از آغاز قرن بیستم و با کشف تئوری کوانتوم برداشت‌های پیشین از واقعیت دچار چنان تغییر بنیادینی شد که پس‌لرزه‌های آن تا به امروز در همه‌ زمینه‌های علمی و ادبی از جمله تئاتر هم دیده می‌شود. در این گفت‌وگو چهارچوبی نوین بر پایه‌ فیزیک کوانتوم ارائه می‌شود که از طریق آن می‌توان تئاتر معاصر جهان را بررسی و در نهایت  شکاف میان علم و ادبیات را پر کرد. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۵ تیر ساعت ۱۶:۳۰ به تاثیر فیزیک کوانتوم بر نمایش‌نامه‌های معاصر جهان اختصاص دارد که با حضور دکتر آناهیت کزازی ـ دکترای ادبیات انگلیسی از دانشگاه ساسکس انگلستان ـ در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> هنر Mon, 25 Jun 2018 11:33:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262552/چگونه-جهان-کوانتومی-تئاتر-معاصر-دگرگون