خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنرورسانه :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Mon, 27 Mar 2017 11:02:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 27 Mar 2017 11:02:17 GMT هنرورسانه 60 «سینمای فانتزی»؛ پیشنهادی بدون عذاب وجدان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246066/سینمای-فانتزی-پیشنهادی-بدون-عذاب-وجدان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - احمد عظیمی: سینمای فانتزی به‌عنوان سینمایی دست‌کم گرفته‌شده، نه چندان معتبر و محترم و البته نه چندان محبوب میان منتقدان و کارشناسان، به قول ظریفی، همواره موجودیتش محل شک و تردید بوده و در تمام سال‌های وجود و حضورش در دنیای سینما از کمبود منابع و مراجع اطلاعاتی رنج برده است؛ و علاقه‌مندانش نیز. کتاب سینمای فانتزی نوشته «کاترین ای فوکس» که علی ظفر قهرمانی‌نژاد آن را ترجمه کرده؛ و نشر بیدگل آن را در قطعی جذاب و سروشکلی متفاوت به زیور طبع آراسته؛ می‌کوشد پاسخی باشد به این کمبود.   «سینمای فانتزی»با رویکردی روشمند می‌کوشد تا هر آنچه درباره سینمای فانتزی وجود دارد و یا به‌ کار این ترکیب می‌آید، یکجا به خواننده‌اش ارائه نماید. مؤلف کتاب در نگاهی هوشمندانه ظاهراً دریافته که درباره سینمای فانتزی آنچه تاکنون بیشتر آسیب‌زننده بوده؛ عدم وجود تعریفی یکه و یگانه از این شبه ژانر سینمایی است که باعث می‌شود به دلیل تداخل مرزهای ژانریک با ژانرها و گونه‌های دیگر اشتباه گرفته شود؛ و یا حتی بدتر تمام محاسن این شبه ژانر از سوی همسایگان این ژانر به یغما رفته و آنچه بماند، شماری کارِ بی‌اعتبارِ بی‌آبرویِ شکست‌خورده است که درنهایت مهجوریِ همیشگی فیلم‌های این ژانر را موجب است. «کاترین ای فوکس» در بخش آغازین کتابش، نشان می‌دهد که چگونه نبود تعریفی جامع و کامل از ژانر سینمای فانتزی موجب شده فیلم‌های خوب فانتزی که در گذر سالیانی به درازای تاریخ سینما ساخته شده‌اند، به‌واسطه مرزهای مشترکی که با ژانرهایی چون وحشت، کمدی، علمی- تخیلی و... دارند، فیلم‌هایی کمدی، ترسناک یا علمی تخیلی محسوب شوند؛ بی‌اینکه درون‌مایه فانتزی آن‌ها در این تعلق ژانری به‌کار آید. در این بخش فیلم‌هایی چون اسپلش، هزار توی پن، ترمیناتور، شرک، بیتل جوس و دراکولا از سوی نویسنده مورد کاوش و بازکاوش قرارگرفته و نویسنده کوشیده از طریق بازشماری مایه‌های مشترک این‌ها به تعریفی کامل از این ژانر دست یابد. در بخش‌های بعد، اما، کاترین ای فوکس بعد از مروری مختصر و گویا بر تاریخ سینمای فانتزی، که به گفته مؤلف ریشه‌اش به قصه‌های فانتزی مستور در اساطیر باستانی، افسانه‌ها و داستان‌های عامیانه می‌رسد؛ با نگاهی متفاوت به فیلم‌هایی چون جادوگر شهر اوز، هاروی، همیشه، روز موش‌خرما، بزرگ، شرک، مرد عنکبوتی، ارباب حلقه‌ها، نارنیا، ای تی و هری پاتر مایه‌های همیشگی آثار فانتزی را کاویده و نشان می‌دهد که یک فیلم باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا بتوان عنوان فیلم فانتزی را به آن اطلاق کرد.   در کل باید گفت خانم کاترین ای فوکس که استاد مطالعات رسانه و فرهنگ عامه در دانشگاه است، در کتاب سینمای فانتزی شرحی روشن و اقناع‌کننده از ژانر فانتزی به‌دست می‌دهد. مؤلف در این کتاب با شرح‌های عمیق و انتقادی تاریخی خود حدود و ثغور این ژانر را در طول تاریخ تا به امروز و سینمای معاصر بررسی می‌کند. انتخاب مناسب فیلم‌ها که از آثار کلاسیک تا آثار امروز و حتی بلاک باسترهای کالت شده‌ای چون ارباب حلقه‌ها را شامل است، باعث شده تا نگاه مؤلف به ژانر حاوی فراگیری و گستردگی مثال‌زدنی و روشنگری باشد. خواندن این کتاب را به دانشجویان، منتقدان و کل علاقه‌مندان سینمای فانتزی می‌شود به‌آسانی و بدون عذاب وجدان توصیه کرد. *انتشار دیدگاه نویسنده، به معنای موضع خبرگزاری کتاب نیست. ]]> هنرورسانه Mon, 27 Mar 2017 05:17:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246066/سینمای-فانتزی-پیشنهادی-بدون-عذاب-وجدان ​کلاسی برای کیارستمی شدن http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246338/کلاسی-کیارستمی-شدن خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - امین فرج پور: کتاب‌ها و خصوصاً کتاب‌های سینمایی با کارکردها و کاربردهای مختلفی روانه بازار کتاب می‌شوند. برخی اهداف آموزشی دارند؛ برخی تحلیل سینمایی و جامعه‌شناختی را دستمایه تلاش‌های مؤلفانشان قرار داده‌اند؛ برخی به کار شناخت چهره‌ها می‌آیند؛ و بعضی دیگر هم...؛ اما در این میان کمتر می‌توان به کتابی برخورد که بیشتر این کارکردها را توأمان با خود داشته باشد و می‌شود گفت؛ چنین کتاب‌هایی انگشت‌شمارند. کتاب «سر کلاس با کیارستمی» که آن را پال کرونین به رشته تحریر درآورده و سهراب مهدوی ترجمه‌اش کرده؛ یکی از این انگشت‌شمار کتاب‌هاست.   «سر کلاس با کیارستمی» شرح تصاویری است از حضورهای گاه‌به‌گاه عباس کیارستمی در کارگاه‌های تولید فیلم کوتاه که در حاشیه اغلب فستیوال‌های سینمایی در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ برگزار شده‌اند. کرونین در روایتی جذاب، گفته‌های کیارستمی در این کارگاه‌ها را در قالب تک‌گویی‌های طولانی نقل کرده و از این طریق نقبی زده است به درونیات، جهان‌بینی، علایق، سلایق، باورها و اعتقادات کیارستمی بزرگ در زمینه‌های گوناگون. و این زمینه‌های گوناگون همان چیزی است که کتاب «سر کلاس با کیارستمی» را از حد و حدود نرمال یک کتاب سینمایی تمییز کرده؛ و آن را به سطحی بالاتر و والاتر ارتقا می‌دهد. در واقع «سر کلاس با کیارستمی» کلاس سینمایی نیست؛ آموزش کارگردانی یا فیلم‌نامه‌نویسی نیست؛ تحلیل آثار فیلم‌ساز نیست؛ حتی خودتحلیلی نابغه‌وار هم نیست. می‌تواند تمام این موارد را نیز شامل شود، در عین اینکه هیچ‌کدام از آن‌ها نیست. می‌شود در نگاهی سریع و گذرا درباره «سر کلاس با کیارستمی» گفت که این کتاب تصویرسازی هنرمندانه باورها و نگاه و نگرش یک هنرمند بزرگ به دنیاست. همان نگاه و نگرشی که درنهایت یکی را به جایگاه عباس کیارستمی بودن می‌رساند. پال کرونین در کتابش برای کسانی که در پی کیارستمی شدن هستند، دستورالعملی روشن و مشخص برای تبدیل کردن رویاهایشان به واقعیت می‌دهد. او نشان می‌دهد کیارستمی برای کیارستمی شدن با چه عینکی به دنیا نگاه می‌کرد.   وقتی درباره قدرت و عظمت کتابی در این حد حرف می‌زنیم، طبیعی است باید اهمیت آن را از دید ناظر کاربلد و اهل درد نیز روایت کنیم. پال کرونین شاید در این راستا باشد که نقل‌قولی از مایک لی کارگردان پرآوازه دنیای سینما را بر پیشانی کتابش نگاشته است: این کتاب بی‌شک خشت بنای ادبیات سینمایی خواهد شد. حقیقت نیز جز این نیست. کتاب کرونین دقیقاً مثل خود عباس کیارستمی به خوبی آگاه است که ما همان اندازه از یکدیگر می‎‌آموزیم که از آموزگار. به این دلیل هم است که نه در کارگاه‌های کیارستمی و نه در این کتاب از خطابه خبری نیست. در واقع روند جاری بر این کتاب همان‌گونه که خود پال کرونین عنوان کرده، رسیدن به تاثیری است که مارلنه دیتریش در تجربه هم‌نشینی با اورسون ولز آن را یافته و چنین خلاصه کرده بود: وقتی با او حرف می‌زنم، خود را چون نهالی آبیاری شده می‌بینم؛ و این عین اعجاز است. کرونین هم ظاهراً در «سر کلاس با کیارستمی» به دنبال چنین تجربه‌ای بوده تا خواننده اثرش در پایان مطالعه کتاب خود را چون نهالی آبیاری شده ببیند؛ و این اتفاق نیز البته می‌افتد. در هم‌نشینی با کلمات و تجارب اعجاب‌انگیز کیارستمی بزرگ مگر می‌شود به چنین اعجازی نرسید؟ نقلی کردیم از مایک لی- که «سر کلاس با کیارستمی» را تا حد نهایت ستوده بود. بگذارید جملاتی دیگر نیز از این کارگردان شهیر بخوانیم: نمی‌توان لحظه خلاقیت را بر روی پرده نشان داد. می‌توانی فرابخوانیش، بدان تلمیح کنی و سلسله تصاویر به‌دست‌آمده را توجیه کنی، اما نفس خلاقیت گریزپاست و من به ضرس قاطع می‌گویم که به صحنه درآوردنی نیست. مایک لی اما در ادامه عنوان داشته که کتاب «سر کلاس با کیارستمی» تلاش‌ها و جرقه‌های پشت لحظات خلاق کیارستمی در مقام فیلم‌ساز، عکاس و شاعر را منتقل می‌کند؛ و این ارزشمندترین کاری است که هر کتاب و هر آموزگاری باید در پی آن باشد. انتقال جرقه‌های خلاقیت یعنی آموختن کیارستمی شدن؛ و این ارزشمندترین تلاشی است که در این حوزه می‌توان به انجام رساند. ]]> هنرورسانه Sat, 25 Mar 2017 07:13:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246338/کلاسی-کیارستمی-شدن ​امید دوباره به کتاب‌های موسیقی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246210/امید-دوباره-کتاب-های-موسیقی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - سعید یعقوبیان: دو کتاب چرخ بی‌آیین(درباره عارف قزوینی) و باد خزان(درباره درویش‌خان) در اواخر سال ۱۳۹۴ منتشر شدند و هر دو در کمتر از 10 ماه به چاپ دوم رسیدند. اوضاع موسیقی کشورمان این روزها چندان خوب نیست و خیلی به‌ندرت اثری خوب و تأثیرگذار می‌شنویم. در این میان انتشار دو کتاب خواندنی درباره موسیقی‌دانان و تاریخ موسیقی ایران و خواندن آن‌ها علاوه بر اینکه به دانسته‌هایمان افزود، باعث شد تا رشته اُنسمان با موسیقی ایرانی قطع نشود. امیدوار شدیم که اگر نمی‌توانیم موسیقی جدید قابل‌قبول و مطلوبی را بشنویم، دست‌کم می‌توانیم کتاب جدید قابل‌ اعتماد و اعتنایی بخوانیم.   متأسفانه اهل موسیقی ایران میانه چندان خوبی با مطالعه و کتاب‌خوانی ندارند. این دو کتاب هم نه‌ تنها کتاب‌هایی مصوّر و اغراق‌آمیز نیستند بلکه به شیوه دانشنامه‌ای و هر کدام با ارجاع به بیش از یکصد و پنجاه منبع و مأخذ نوشته شده‌اند. پس پرسش اینجاست که چرا از این کتاب‌ها استقبال خوبی صورت گرفته است؟   نویسنده این کتاب‌ها؛ فرهود صفرزاده، پیش‌تر چهار کتاب دیگر نوشته و منتشر کرده است. سه کتابِ «هنرستان موسیقی تبریز»، «موسیقی ایران» و «موسیقار تبریز درباره غلامحسین بیگجه‌خانی» درباره تاریخ موسیقی ایران هستند و یک کتاب دیگر یعنی کتاب سه‌تار که توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور انتشار یافت هم به‌ نوعی در بخش نوازندگان، سازندگان و پیشینه سه‌تار با تاریخ موسیقی مرتبط است. این نویسنده جاهای خالی و کمبودها در منابع نوشتاری تاریخ موسیقی ایران را می‌شناسد. او در چهار کتاب قبلی نیز شیوه‌های عملی کار و نحوه ارتباط با خواننده را آزموده است. می‌داند که درباره چه چیز و چگونه بنویسد، تا هم کتابی قابل استناد به منابع تاریخ موسیقی اضافه کند و هم خواننده را با خود همراه کند. در دو کتاب اخیر نیز با همین شیوه و شگرد کار کرده است. از سوی دیگر انتشار هم‌زمان این دو کتاب نیز راهکار و ترفند دیگری بود که شاید با همفکری ناشر صورت گرفته باشد. به‌ یقین نشر هریک از این کتاب‌ها به‌صورت جداگانه نمی‌توانست تأثیری را داشته باشد که در انتشار هم‌زمانشان بود. اکنون با تثبیت نام مجموعه زمرد، نامی که نشر «فنجان» برای مجموعه سرگذشت موسیقی‌دانان پیشرو و تأثیرگذار گذشته ایران برگزیده است، نویسنده و ناشر می‌توانند کتاب‌های دیگر را به‌صورت منفرد نیز ارائه کنند.   به نظر می‌رسد؛ صفرزاده توانسته است تا حد زیادی توجه اهل موسیقی و دیگران را به این دو کتاب جلب کند. ابتدا درباره دیگران یا غیراهل موسیقی صحبت می‌کنیم و بعد درباره اهل موسیقی. نحوه روایت زندگی عارف و درویش که هر دو از ستون‌های غیرقابل‌ انکار موسیقی معاصر ایران به شمار می‌روند و شکل و فرم داستانی و در عین‌ حال با ذکر منبع و مأخذِ نویسنده، سبب شده است تا خواننده‌های عادی نیز طالب این کتاب‌ها باشند. همان‌طور که دیدن فیلم مستند، مختص اهل سینما و خواص نیست و هر فیلم مستند خوبی می‌تواند نظر بیننده عادی را هم جلب کند. از سوی دیگر، اهل موسیقی نیز روی خوش به این دو کتاب نشان داده‌اند. برخی از آنها که اهل مطالعه هستند خوب می‌دانند که این دو کتاب چه مطالب نو و جدیدی را به تاریخ موسیقی‌مان افزوده‌اند و در واقع، موجب روشنگری شده‌اند.  شنیده‌ام که چند تن از نویسندگان شاخص و برجسته موسیقی در تماس با ناشر با بیان این موضوع، نسبت به تداوم انتشار این مجموعه ابراز خوش‌بینی و خرسندی کرده‌اند. برخی دیگر از اهل موسیقی نیز که زیاد به دنبال مطالعه نیستند، با علم به مستند و قابل‌اعتماد بودن این کتاب‌ها خواسته‌اند تا دست‌کم در کتابخانه‌شان یک جلد از آن‌ها را داشته باشند.   ناشر این دو کتاب تلاش موفقی در انتشار کتاب‌هایی خوش‌دست و پاکیزه داشته است. اندازه و قطع مناسب کتاب، استفاده از کاغذ بالکی سوئدی، جلد سلفون مات و صحافی تمیز، حروف‌چینی چشم‌نواز و دقیق با نرم‌افزار زرنگار، نمونه‌خوانی و صفحه‌آرایی ریزبینانه، همچنین حساسیت در سطربندی مطالب، نظارت بر چاپ، طراحی جذاب و ساده جلد (از هنرمند خوش‌ذوقی مانند حسن کریم‌زاده) و ویرایش دقیق و ریزبینانه از ویراستار مجرّبی چون محمد افتخاری، عواملی هستند که باعث موفقیت ناشر جوان این دو کتاب شده است.   نکته مهم و جالب اینجاست که ناشر در چاپ دوم کتاب‌ها، از حک‌واصلاح چند مورد اشکال چاپی ناچیز در حد ویرگول و جدانویسی نیز غفلت نکرده است. احساس مسئولیت نشر فنجان و صرف هزینه لیتوگرافی برای اصلاح چند اِشکال جزئی که شاید هر خواننده‌ای متوجه آن‌ها نشود، می‌تواند الگویی مناسب و خوب برای ناشران کهنه‌کاری باشد که کتاب‌های پر از اِشکال و ایرادشان را به چاپ چند دهم رسانده‌اند.   این دو کتاب از بخش‌های مختلفی تشکیل شده‌اند که بخش سرگذشت و سرنوشت، مهم‌ترین بخش در هر دو کتاب است وگاه‌نامه، کتاب‌نامه (مآخذ) و نام‌نامه (نمایه) نیز در هر دو کتاب دیده می‌شود. پیش‌گفتار مختصر و مفیدی هم برای کتاب‌ها نوشته شده است. کتاب چرخ بی‌آیین، بخش فرازها و فرودها (گزین‌گویه‌های عارف قزوینی) و کتاب باد خزان، بخش‌های نوشته‌ها، سندها و سروده‌ها (درباره درویش‌خان) را دارد. اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین بخش در هر دو کتاب بعد از بخش اصلی کتاب (سرگذشت و سرنوشت)، بخش گاه‌نامه است. واضح است که تلاش زیادی از سوی نویسنده برای نوشتن این بخش و از سوی ناشر برای صفحه‌آرایی آن صورت گرفته است. این بخش‌ها مقایسه تطبیقی بین زندگی شخصی و هنری دو موسیقی‌دان مورد نظر و وقایع و اتفاقات سیاسی و اجتماعی ایران در آن‌ زمان هستند. خواننده با مطالعه گاه‌نامه که نشر فنجان آن را طرح‌واره‌ای پژوهشی دانسته است، می‌تواند استنباط‌ها و قضاوت‌های شخصی‌اش درباره عارف قزوینی یا درویش‌خان را محک بزند و در عالم واقع، بیازماید.   و پایان سخن اینکه گویا قرار است این مجموعه با همت فرهود صفرزاده و سرمایه‌گذاری نشر فنجان ادامه یابد و باید منتظر کتاب‌هایی به همین شیوه و سبک و سیاق درباره ابوالحسن صبا، علینقی وزیری، مهدیقلی هدایت، فراهانی‌ها و دیگر موسیقی‌دانان ایران باشیم. امیدوارم بخش دولتی با خرید و ارسال کتاب‌های این مجموعه به کتابخانه‌های عمومی و تخصصی، همچنین اهل موسیقی و هنر و خوانندگان حرفه‌ای کتاب با خرید و معرفی آن‌ها به دیگر علاقه‌مندان، نقش بایسته و شایسته‌ای در ادامه انتشار آن‌ها داشته باشند.   ]]> هنرورسانه Sat, 25 Mar 2017 06:53:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246210/امید-دوباره-کتاب-های-موسیقی پرویز بشر دوست، مولف و هنرمند تئاتر درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246508/پرویز-بشر-دوست-مولف-هنرمند-تئاتر-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پرویز بشر دوست، هنرمند تئاتر که متولد سال 1329 بود، صبح یکشنبه (29 اسفند) در منزل خود درگذشت. بشردوست سال 46 فعالیت‌های تئاتری خود را آغاز و حدود یک دهه بعد یک گروه تئاتری را به اسم آژیده تاسیس کرد. او در آن سال‌ها فعالیت‌های مختلفی در حوزه نویسندگی، بازیگری و کارگردانی تئاتر داشت و سال گذشته هم مجموعه کارهایش تجدید چاپ شده بود. اصغر همت، مدیرعامل خانه تئاتر، در یادداشتی کوتاه برای درگذشت پرویز بشردوست نوشته است: «ملک الموت دست‌بردار نیست. امروز صبح پرویز بشردوست را هم قبض روح کرد. پرویز بعد از سال‌ها داشت جانی تازه می‌گرفت، نمایشنامه‌هایش تجدیدچاپ شد، می‌خواست کار کند، اما اجل مهلتش نداد. مردی همیشه آرام، ماخوذ به حیا، مهربان و دوست‌داشتنی. فقدانش را به جامعه هنری و خانواده محترمش تسلیت عرض می‌کنم. روحش شاد و یادش گرامی.» ]]> هنرورسانه Sun, 19 Mar 2017 10:40:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246508/پرویز-بشر-دوست-مولف-هنرمند-تئاتر-درگذشت پیام معاون هنری و انجمن موسیقی در پی درگذشت افشین یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246454/پیام-معاون-هنری-انجمن-موسیقی-پی-درگذشت-افشین-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، علی مرادخانی با انتشار پیامی درگذشت افشین یداللهی، شاعر و ترانه‌سرا را که شامگاه سه‌شنبه (24 اسفند) در سانحه تصادف درگذشت، تسلیت گفت.  متن پیام معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در ادامه می‌خوانید: بسم الله الرحمن الرحیم  انا لله و انا الیه راجعون  با كمال تاثر وتاسف خبر در گذشت هنرمند ارجمند و ترانه سرای پر آوازه همروزگار دكتر  افشین ید اللهی واصل گردید. این حادثه دلخراش در پی چند اتفاق ناگوار دیگر جامعه  فرهنگی و هنری كشور را به سوگ نشاند. ساخت زیبای جملات و طنین دلنشین ترانه های او بویژه در تلفیق با موسیقی آثاری را آفریده است كه در تاریخ شعر و موسیقی معاصر ماندگار خواهد بود. اینجانب ضمن عرض تسلیت ضایعه در گذشت این شاعر و ترانه سرای توانا ، به جامعه فرهنگی و هنری كشور بویژه خانواده  معظم و داغدیده، برای وی آمرزش و آرامش و برای بازماندگان محترم آرامش و صبر و شكیبایی مسئلت دارم. علی مرادخانی  معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  همچنین بهرام جمالی، مدیرعامل انجمن موسیقی ایران در پیامی درگذشت افشین یداللهی شاعر و ترانه سرای سرشناس کشور، را به جامعه ادبی و خانواده  محترم ایشان تسلیت گفت.   متن این پیام را در ادامه آمده است:   انا لله و انا الیه راجعون   رحلت دوست مهربان، شاعر و ترانه سرای سرشناس کشورمان مرحوم افشین یداللهی موجبات حزن و اندوه جامعه ادبی بویژه دوستداران وی را فراهم آورد.   این ضایعه را به عموم هموطنان عزیز بویژه جامعه فرهنگ و هنر کشور تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند متعال برای آن زنده یاد علو درجات، آمرزش و آرامش و برای خانواده محترم ایشان صبر و شکیبایی مسئلت می‌نمایم.   ]]> هنرورسانه Wed, 15 Mar 2017 11:54:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246454/پیام-معاون-هنری-انجمن-موسیقی-پی-درگذشت-افشین-یداللهی علی معلم تشییع شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245543/علی-معلم-تشییع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تشییع پیکر علی معلم، سینماگر فقید امروز چهارشنبه(25 اسفندماه) ساعت 9 در ساختمان شماره دو خانه سینما برگزار شد. در این مراسم منوچهر شاهسواری، جشمید مشایخی، جهانگیر الماسی، رضا ناجی، داریوش فرهنگ، هیوا مسیح، علی مصفا، امیرحسین علم‌الهدی، حسین پاکدل، محمود گورلو، همایون اسعدیان، سعید راد، سیروس الوند، سامان مقدم، علیرضا خمسه، حسن فتحی، فرشته طائب‌پور، مهراوه شریفی‌نیا، سید ضیاءهاشمی، عبدالله اسکندری، عزیزالله حاجی‌مشهدی، جواد طوسی، مسعود جعفری‌جوزانی، آذر معیریان(همسرش)، امید و ایمان معلم(فرزندانش) و دیگر اهالی هنر و دوستداران فرهنگ حضور داشتند.   در آغاز این مراسم عزیزالله حاجی مشهدی شعرخوانی کرد و پس از آن جواد طوسی، رئیس انجمن منتقدان درباره جایگاه علی معلم سخن گفت.   طوسی با اشاره به استقلال عمل علی معلم در فعالیت‌هایش گفت: علی عاشق سینما بود او برپایه رفاقت و همین عشق، جشن خصوصی در حوزه سینما، به نام «دنیای تصویر» به راه انداخت. متاسفانه برگزاری همین جشن ناخواسته باعث دلخوری عده‌‌ای شد و رفته‌رفته علی را به انزوا کشاند. معلم در حوزه فرهنگی مشاور خوبی بود اما متاسفانه از حضور او استفاده نکردیم. او در سه حوزه نویسندگی، نقد و تهیه‌کنندگی فعالیت‌های ارزشمندی انجام داد، اما ما رفیقان باز هم دیر رسیدیم.   در ادامه مسعود جعفری جوزانی علم معلم را یکی از "سهپسالاران سینمای ایران" خواند و گفت: در دهه 70 وقتی احساس می‌کرد همه باید فیلمسازی کنند، در این حوزه شروع به بسترسازی کرد. در ادامه احساس کرد که یک جشنواره مردمی باید در حوزه سینما شروع به کار کند، بنابراین دنیای تصویر را بنا نهاد. با این توضیح که معتقد بود سینما کلمه نیست بلکه تصویر است، مجله دنیای تصویر را منتشر کرد. او کسی بود که مشعل المپیک سینمای ایران را روشن کرد و برای رسیدن به اهداف سینمای ایران با استراتژی به حرکتش ادامه داد.   جعفری جوزانی با اشاره به صراحت بیان و نوشته‌های معلم گفت: شاید برخی از قلم او می‌ترسیدند اما باید گفت علی یکی از تاثیرگذارترین اهالی قلم بود. من هم یکی از عشاق او بودم.   در ادامه سعید راد با تاکید بر عشق و رفاقتی که معلم در مواجهه با اهالی سینما نشان می‌داد، اظهار کرد: شاید من و علی حدود 6 بار با هم به بهشت‌زهرا رفتیم اما چه حیف که خیلی زود نوبت به او رسید. او برای خرج کردن عشقی که در وجودش داشت، جشن حافظ را با دشواری‌های زیاد پایه‌گذاری کرد، اما متاسفانه هیچ‌کس به‌خاطر این همه تلاش برای سینمای ایران از او تقدیری نکرد. او آرزو داشت فیلم کوروش را بسازد اما حیف که نشد.   ابوالحسن داوودی به عنوان سخنران بعدی در ساختمان شماره 2 خانه سینما گفت: برای نخستین‌بار است که در مراسم ختم یکی از دوستانم باید حرف بزنم فکر می‌کنم، دیگر دیر شده است. اما امروز مطلبی نوشتم که حرفی با خداوند بود تا شاید این شر را از سینمای ایران بردارد؛ «ای خداوند متعال خواهش می‌کنم به فرشته مقربت بگو دست بردارد از سینمای ایران». امید که این سال هرچه زودتر تمام شود چون دیگر سبد سینمای ایران پر شده است.   وی افزود: علی مردی پر از زندگی بود و به راستی استحقاق مرگ را نداشت. خیلی‌ها استحقاق مرگ را دارند اما چرا عزرائیل به سراغ آنها نمی‌رود، نمی‌دانم مرگ اشتباه کرد یا علی. بعید بود که به این زودی‌ها از مرگ رودست بخورد. کمال‌طلبی مشخصه بارز او بود بنابراین به‌تنهایی با همه توانش می‌جنگید. در کنار همه ویژگی‌های خوبی که در وجودش داشت، عاشق خانواده بود   سیروس الوند در بخش بعدی آیین تشییع پیکر علی معلم گفت: همان تنگ‌نظرانی که از مرگ عباس کیارستمی خوشحال شدند و از جایزه اسکار فرهادی ناراحتند، نسبت به جشن حافظ موضع‌گیری کردند و معلم را به دادگاه کشاندند. اما خوشبختانه ستاره‌هایی چون علی معلم دنباله‌دارند و هنوز کسانی هستند که علی، معلم آنها بود. امیدوارم جشن حافظ (دنیای تصویر) همچنان برگزار شود و انتشار مجله دنیای تصویر نیز ادامه یابد تا حس کنیم همچنان علی زنده است.   کامران ملکی، عضو هیئت مدیره خانه‌ سینما در ادامه با اشاره به انتقادات معلم از خانه‌ سینما گفت: امروز آخرین باری است که علی معلم را به این خانه دعوت کرده‌ایم. او دوست این خانه بود هرچند نقدهایی هم داشت که از روی محبت و دلسوزی عنوانشان می‌کرد. کاش به نصایح او عمل کنیم.   پس از این سخنرانی‌ها، پیکر علی معلم وارد ساختمان شماره دو خانه سینما شد و جهانگیر الماسی با چشمانی اشک‌بار از سابقه دوستی 35 ساله‌اش با علی معلم گفت.   الماسی افزود: باور نمی‌کنم که علی از بین ما رفته باشد و نمی‌دانم در این لحظه باید واقعا چه بگویم اما خدایا این نازنین را بیامرز و به خانواده‌اش عزت بده. باور علی این بود که از رسالت به روحانیت برسیم، علی به‌عنوان یکی از اهالی قلم، منتقدی کاربلد و تهیه‌کننده‌ای توانا، می‌خواست که ما را به همدلی برساند.   الماسی در ادامه چند خطی که علی معلم به او هدیه داده بود برای حاضران خواند.   علیرضا رئیسیان در این بخش از تشییع پیکر معلم با اشاره به سختی‌هایی که او در راه اعتلای سینمای ایران کشیده بود گفت: وقتی جشن حافظ را برگزار می‌کرد برخی او را با تیغ می‌زدند. مجله‌اش را چند روزی تعطیل کردند. اما او هیچ گاه تسلیم نشد و به کارش ادامه داد. معلم اهل مجیز گفتن نبود. هیچ‌گاه در داوری و قضاوتش مسائل شخصی را وارد نمی‌کرد و همچون سیف‌الله داد جریان‌ساز بود. مطمئنم که امروز فرزاندانش به او افتخار می‌کنند. در بخش بعد هیوا مسیح، منتقد، شاعر و نویسنده به تلاشگری و مجاهدت معلم در راه فرهنگ و سینمای ایران پرداخت و گفت: حرف زدن درباره علی معلم توان زیادی می‌خواهد اما باید بگویم که من پس از سالها مردی را پیدا کردم که به آنچه می‌گفت ایمان داشت. او یک تنه هزاران تن بود و رنج‌های سینمای ایران را به دوش می‌کشید. خدا هر صد سال مردان چنین مردانی را به زمین هدیه می‌کند امروز گرده‌های فرهنگ ما زخمی است، معلم نهنگی بود که اقیانوس می‌خواست اما در یک حوضچه‌ زندگی کرد و کارهای بزرگی انجام داد.   مجید انتظامی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از سخنرانان این مراسم بود. انتظامی گفت: امروز همه ما داغداریم. داغدار کسی که دو وجه سینمایی و مطبوعاتی‌اش برای ما قابل توجه است. او با مجله شناخته شده‌اش «دنیای تصویر» کار بزرگی انجام داد. معلم، روزنامه‌نگاری مولف بود. من امیدوارم تا همه ما تلاش کنیم تا سرمایه مطبوعاتی او حفظ شود.   امید فرزند علی معلم در این بخش خطاب به حاضران در مراسم گفت: می‌دانم بسیاری از شما از راه‌های دور آمده‌اید اگر بابا الان اینجا بود می‌گفت که احترام همه را نگهدارم. من هم از همه شما به‌خاطر حضورتان سپاسگزارم. پدرم تک‌تک شما را دوست داشت. همه ما تا هستیم قدر یکدیگر را نمی‌دانیم من هم قدر او را ندانستم اما می‌خواهم خطاب به کسانی که خوشحالند بگویم که راه پدرم را ادامه خواهم داد.   آذر معیریان، همسر زنده‌یاد معلم در بخش دیگری از مراسم تشییع گفت: ای کسانی که علی سالها به عشق شما تلاش کرد سلام. من هم دست تک‌تک‌تان را می‌بوسم. علی روحم بود از 19 سالگی با او بودم. این چند شب که روحم در خانه نبوده شما کنارم بودید.   معیریان با اشاره مطالعات وسیع علی معلم در عرصه فرهنگ و هنر افزود: او اطلاعات زیادی در زمینه سینما داشت، کاش دوربینی بود که از زندگی‌اش فیلمبرداری می‌کردم اما حیف که داشته‌هایش را با خود به زیر خاک برد. علی به مملکتش عشق می‌ورزید. او انسانی بزرگ و شریف بود و هیچ‌گاه نظرات شخصی‌اش را در داوری دخالت نمی‌داد. شب تا صبح کتاب می‌خواند تا بتواند برای هنر هفتم این سرزمین کاری کند.   منوچهر شاهسواری در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به نام‌ فرزندان علی معلم، ایمان و امید گفت: چه‌قدر بامسما هستند این دو اسم. هیچ‌کدام بدون ایمان و امید راه به جایی نمی‌بریم. سینمای ایران هم با همه فراز و نشیب‌هایش پیام‌آور ایمان و امید است. علی سپیدموی، سپیدروی، سپیدفکر و سپیددل بود و به سینما و ادبیات اشراف داشت.   جمشید مشایخی در پایان این مراسم گفت: علی زنده است اما باز هم به شما تسلیت می‌گویم و سپس به یاد معلم شعری خواند. علی معلم که ۲۳ اسفند به طور ناگهانی بر اثر ایست قلبی، در سن ۵۴ سالگی درگذشت، برای خاکسپاری، از خانه سینما به سمت بهشت زهرا(س) تشییع شد.   آیین یادبود زنده‌یاد علی معلم نیز روز جمعه ۲۷ اسفندماه، ساعت ۱۸ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.     ]]> هنرورسانه Wed, 15 Mar 2017 08:06:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245543/علی-معلم-تشییع کتاب‌های هنر کم‌رونق و تقاضا روزگار می‌گذرانند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245967/کتاب-های-هنر-کم-رونق-تقاضا-روزگار-می-گذرانند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا):بازار کتاب‌های هنر  با وجود تنوع و گستردگی بسیار زیادی که دارد، کمتر مورد توجه مخاطب‌های کتاب بوده  است و مگر آثار برخی چهره‌ها در حزوه هنر یا  آثار منتشر شده درباره آن‌ها عمده کتاب‌های این حوزه   چندان با اقبال گسترده عمومی روبرو نمی‌شوند. در سالی که رفت شمار  کتاب‌های هنر سینما روند رو به رشدی داشت و متاثر از در گذشت عباس کیارستمی  چهره جهانی  سینمای ایران کتاب‌های متعددی درباره آثار و زندگی این هنرمند منتشر شد. همچنین در همین سال اثر ارزشمند دائرالمعارف هنر در سه جلد پس از بیست سال کار  روبین پاکباز  در نشر فرهنگ معاصر منتشر شد. داود موسایی ناشر این اثر از عدم توجه به نشر آثار مرجع در ایران انتقاد کرده بود. عمده آثار نشر شده در حوزه هنر‌های تجسمی کتاب‌های آموزشی در زمینه گرافیک و نقاشی بود، در عین حال کتاب‌های پژوهشی در هنرهای تجسمی نیز منتشر شد از آن جمله می‌توان به پژوهش پنجاه ساله جواد مجابی درباره هنر‌های تجسمی اشاره کرد. هم‌چنین از مجموعه «تئاتر  ایران در گذر زمان» مجلد دوازدهم آن درباره  گروه هنر ملی در نشر افراز منتشر شد.     بر اساس اطلاعات موسسه خانه کتاب، شمار آثار چاپ اول از کتاب‌های تجدید چاپ پیشی گرفته است، اما شمار مخاطب‌های این عرصه  کم‌ نشده باشد، افزایش پیدا نکرده است و گواه این ادعا شمارگان اندک نمایش‌نامه‌ها، آثار پژوهشی و تاریخی در حوزه سینما و موسیقی و هنرهای تجسمی است.  از میان سه هزار و ۵۶۱ عنوان کتاب در زمینه هنر که سال ۱۳۹۵ به بازار نشر رسید، دو هزار و ۳۱۸ عنوان برای نخستین‌بار، روانه کتاب‌فروشی‌ها شد و یک هزار و ۲۴۳ عنوان تجدید چاپی بود. آمار کتاب‌های چاپ اولی سال ۹۵ تقریباً دو برابر کتاب‌هایی بود که به تجدید چاپ رسیدند. در میان ماه‌های دوازده‌گانه سال ۹۵، از نظر تعداد عناوین منتشر شده در عرصه هنر در ایران؛ فروردین‌، با ۱۳۵ عنوان کتاب، کم‌فروغ‌ترین و بهمن با ۵۹۷ عنوان، پرفروغ‌ترین ماه‌ سال ۹۵ بود. در ادامه، گزارش آماری انتشار کتاب‌های حوزه هنر در ماه‌های مختلف سال ۹۵ را می‌خوانید: فروردین   از مجموع ۱۳۵ عنوان کتاب هنر چاپ‌شده در فروردین‌ماه، ۷۶ عنوان چاپ نخست و ۵۹ عنوان تجدید چاپی بود. تعداد آثار تألیفی این حوزه در اولین ماه سال ۹۵، ۸۲ عنوان بود و ۵۳ اثر نیز در قالب ترجمه روانه بازار نشر شد.   اردیبهشت   اردیبهشت‌ماه سال ۹۵، ۲۴۶ عنوان کتاب به چاپ رسید که ۱۸۱ عنوان آن چاپ اول بود و ۶۵ عنوان، به چاپ مجدد رسید. تعداد آثار تألیفی حوزه هنر در اردیبهشت‌ماه ۱۷۱ عنوان و تعداد کتاب‌های ترجمه‌شده در این ماه ۷۵ عنوان بود.   خرداد   در سومین ماه سال ۹۵، ۲۵۵ عنوان کتاب به چاپ رسید که ۱۵۷ عنوان برای نخستین‌بار به چاپ رسید و ۹۸ عنوان تجدید چاپی بود. ۱۷۲ عنوان از این تعداد تألیفی و  ۸۳ عنوان در قالب ترجمه منتشر شد.   تیر   تیرماه سال ۹۵، ۲۸۵ کتاب به چاپ رسید که از این تعداد ۱۷۳ عنوان برای نخستین‌بار منتشر می‌شد و ۱۱۲ عنوان چاپ مجدد آثار در زمینه هنر بود. بازار کتاب در این ماه شاهد انتشار ۲۱۱ عنوان در قالب تألیف و ۷۴ عنوان در زمینه ترجمه بود.   مرداد   بازار کتاب هنر در مردادماه سال ۹۵، شاهد انتشار ۳۳۱ عنوان بود که از این میان  ۲۲۷ مورد  برای نخستین‌بار منتشر می‌شد و ۱۰۴ عنوان به چاپ مجدد می‌رسید. در پنجمین ماه سال، ۲۳۵ عنوان در قالب آثار تألیفی به چاپ رسید و ۹۶ عنوان اثر ترجمه‌ شده، روانه بازار کتاب شد.   شهریور   در ششمین ماه سال ۹۵، ۲۹۷ عنوان کتاب هنری منتشر شد که ۱۷۷ عنوان از آن برای نخستین‌بار به چاپ می‌رسید و ۱۲۰ عنوان چاپ مجدد بود. بازار نشر در شهریور، شاهد چاپ ۱۹۲ اثر در عرصه تألیف و ۱۰۵ عنوان در قالب ترجمه کتاب‌های هنری بود.   آمار ماهیانه انتشار کتاب‌های حوزه هنر که سال ۹۵ برای نخستین‌بار منتشر شده‌اند مهر   ۲۲۸ عنوان کتاب هنر در مهر ۹۵ منتشر شد که ۱۵۴ عنوان، برای بار نخست منتشر می‌شد و ۷۴ عنوان کتاب به چاپ مجدد می‌رسید. ۱۸۲ عنوان از کتاب‌های هنری که در مهر ۹۵ به بازار آمد، آثار تألیفی و ۴۶ عنوان کتاب‌های ترجمه‌شده، بود.   آبان   در آبان ماه ۹۵، ۳۶۷ عنوان با موضوع هنر به چاپ رسید که ۲۳۷ عنوان آن چاپ نخست را تجربه می‌کرد و ۱۳۰ کتاب مجدداً به چاپ می‌رسید. تعداد کتاب‌های تألیفی در دهمین ماه سال ۹۵، ۲۶۳ عنوان بود. در این دوره زمانی  ۱۰۴ عنوان ترجمه‌شده نیز به بازار کتاب‌های هنر رسید.   آذر   از مجموع ۲۷۸ کتابی که آذرماه ۹۵ به چاپ رسید، ۱۷۳ عنوان، نخستین چاپش را تجربه کرد و ۱۰۵ عنوان به تجدید چاپ رسید. در این ماه، ۱۷۵ عنوان تألیفی و ۱۰۳ عنوان ترجمه در زمینه هنر روانه بازار کتاب شد.   دی   بازار کتاب‌های هنر در دی‌ماه ۹۵، انتشار ۳۹۵ عنوان را شاهد بود که از این تعداد ۲۲۳ عنوان برای بار اول منتشر شد و ۱۷۲ عنوان به چاپ مجدد رسید. از مجموع کتاب‌های منتشر شده در دهمین ماه سال، ۲۹۴  عنوان در بخش تألیف و ۱۰۱ عنوان در بخش ترجمه به بازار کتاب‌های هنری عرضه شد.   بهمن   از مجموع ۵۹۷ عنوان هنری که در بهمن ۹۵ به چاپ رسید، ۴۳۸ عنوان برای نخستین‌بار منتشر شد و ۱۵۹ عنوان به چاپ مجدد رسید. در این دوره زمانی ۴۶۹ عنوان در بخش تألیف و ۱۲۸ عنوان در بخش ترجمه به بازار کتاب‌های هنری روانه شد.   اسفند   اسفندماه ۹۵نیز، ۱۴۷ عنوان کتاب به چاپ رسیده که ۱۰۲ عنوان چاپ اولی و ۴۵ عنوان تجدید چاپ بوده است. در ماه پایانی سال، ۱۰۵ عنوان در بخش تألیف و ۴۲ عنوان در بخش ترجمه، به بازار کتاب هنر روانه شد. ]]> هنرورسانه Wed, 15 Mar 2017 06:43:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245967/کتاب-های-هنر-کم-رونق-تقاضا-روزگار-می-گذرانند زمان تشییع پیکر «علی معلم» اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246335/زمان-تشییع-پیکر-علی-معلم-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پیکر زنده‌یاد «علی معلم»، ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه ۲۵ اسفند، از مقابل ساختمان شماره دو خانه سینما، واقع در خیابان وصال، تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت‌ زهرا(س) به خاک سپرده می‌شود. علی معلم، عصر روز دوشنبه(23 اسفندماه) در دفتر مجله «دنیای تصویر» بر اثر ایست قلبی، در سن 54 سالگی درگذشت. کتاب‌های «101 فیلم: چهار ستاره‌ی تاریخ سینما»، «شکست ناپذیر»، «آل‌پاچینو: سلطان بازی‌سازان» و «بازیگری در سینما» از آثار ترجمه‌ای و «دیکتاتورها و سینما»، «یاداشت‌هایی از یک دوران سپری نشده» و «ارگونومی به زبان ساده» از آثار تالیفی این چهره هنری است.   علی معلم سال 1341 در دامغان متولد شد. در رشته‌ سینما تحصیل  و در دهه‌ شصت فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. او، سال 71 با تاسیس ماهنامه «دنیای تصویر» فصل تازه‌ای را در مطبوعات و رسانه‌های سینمایی رقم زد. معلم که به واسطه‌ تولید و اجرای برنامه‌هایی مانند «جنگ هنر»، «از واژه تا تصویر»، «سینمای اندیشه» و ... به چهره‌ای شناخته شده برای مخاطبان تبدیل شده بود، اولین جشن سینمایی و تلویزیونی خصوصی ایران را تاسیس کرد و تندیس حافظ را به منظومه‌ی سینمای کشور افزود. فعالیت معلم فقط به عرصه‌ مطبوعات و رسانه‌ها محدود نمی‌شد؛ «شوکران»، «گاوخونی»، «ازدواج به سبک ایرانی» و «آل» از جمله تجربیات موفق او در مقام تهیه‌کنندگی بود.   همچنین آیین یادبود زنده‌یاد علی معلم، روز جمعه ۲۷ اسفندماه، ساعت ۱۸ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار خواهد شد.   ]]> هنرورسانه Tue, 14 Mar 2017 06:11:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246335/زمان-تشییع-پیکر-علی-معلم-اعلام علی معلم درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246326/علی-معلم-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی معلم، تهیه‌کننده مطرح سینمای ایران و مدیرمسئول انتشارات دنیای تصویر، عصر امروز (23 اسفندماه) در دفتر مجله «دنیای تصویر»  سکته کرد و در سن 54 سالگی به دیار باقی شتافت. کتاب‌های «101 فیلم: چهار ستاره‌ی تاریخ سینما»، «شکست ناپذیر»، «آل‌پاچینو: سلطان بازی‌سازان» و «بازیگری در سینما» از آثار ترجمه‌ای و «دیکتاتورها و سینما»، «یاداشت‌هایی از یک دوران سپری نشده» و «ارگونومی به زبان ساده» از آثار تالیفی این شخصیت برجسته هنری است.   علی معلم در سال 1341 در دامغان متولد شد. در رشته‌ سینما تحصیل  و در دهه‌ شصت فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. او در سال 71 با تاسیس ماهنامه «دنیای تصویر» فصل تازه‌ای را در مطبوعات و رسانه‌های سینمایی رقم زد. معلم که به واسطه‌ تولید و اجرای برنامه‌هایی مانند «جنگ هنر»، «از واژه تا تصویر»، «سینمای اندیشه» و ... به چهره‌ای شناخته شده برای مخاطبان تبدیل شده بود، اولین جشن سینمایی و تلویزیونی خصوصی ایران را تاسیس کرد و تندیس حافظ را به منظومه‌ی سینمای کشور افزود. فعالیت معلم فقط به عرصه‌ مطبوعات و رسانه‌ها محدود نمی‌شد؛ «شوکران»، «گاوخونی»، «ازدواج به سبک ایرانی» و «آل» از جمله تجربیات موفق او در مقام تهیه‌کنندگی بود. دریافت مدرک دکتری افتخاری به پاس فعالیت‌هایش در عرصه‌ی فرهنگ و هنر نیز یکی دیگر عناوین و القاب متعدد او به شمار می‌رود.   خبرگزاری کتاب ایران این ضایعه دردناک را به خانواده زنده‌یاد علی معلم و اهالی فرهنگ تسلیت می‌گوید. ]]> هنرورسانه Mon, 13 Mar 2017 13:31:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246326/علی-معلم-درگذشت انتقاد داود موسایی از بی‌‌اعتنایی دولت‌ها به نشر کتاب‌های مرجع http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246278/انتقاد-داود-موسایی-بی-اعتنایی-دولت-ها-نشر-کتاب-های-مرجع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، در نشست نقد و بررسی کتاب «دایرة المعارف هنر» که یکشنبه ۲۲ اسفندماه در سرای اهل‌ قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد، نورالله مرادی، مشیت علائی، داوود موسایی و هلیا دارابی به‌ سخنرانی پرداختند.   داوود موسایی در آغاز این نشست، گفت: قرار بود کتاب دایر‌ةالمعارف هنر که امسال منتشر شد، ویراست دوم دایرةالمعارف قبلی که در دهه هفتاد چاپ شد، باشد، اما چون ویراست، معیارهایی دارد و اثر جدید بنا به شخصیت مستقلش در محدوده آن نمی‌گنجید، این اثر کار دومی از مجموعه دایرةالمعارف هنر است.   مدیر انتشارات فرهنگ معاصر افزود: سعی داریم ویراست جدیدی که از دایرةالمعارف جدید انجام شده است، در اردیبهشت‌ماه سال ۹۶ به چاپ برسد تا بتوانیم آن را در نمایشگاه کتاب سال آینده در اختیار علاقه‌مندان قرار دهیم.   موسایی با اشاره به ضرورت وجود سرمایه و وقت زیاد برای انتشار دایره کتاب‌هایی نظیر دایرةالمعارف هنر گفت: دایرةالمعارف‌های این‌چنینی برای به سرانجام رسیدن، به زمان، حوصله و هزینه زیادی نیاز دارد، به همین دلیل نهادهای دولتی و خصوصی از انتشار چنین آثاری استقبال نمی‌کنند. از زمان انتشار نخستین چاپ از دایرةالمعارف هنر، این اثر تا امروز ۱۵ بار و هر بار در تیراژ چهار و پنج هزار، تجدید چاپ شده است. وی گفت: در آغاز قرار ما بر این بود که حدود ۴۰ درصد به دایرةالمعارف نخست افزوده شود اما ویراست دوم به شکلی درآمد که دیگر نمی‌توانست در ادامه اثر قبلی منتشر شود.   موسایی با تأکید بر تلاش و کوشش همه عوامل برای انتشار دایرةالمعارف هنر، افزود: نمی‌توانم ادعا کنم که اثر پیش روی شما بعد از ویراست دوم، کامل‌ترین اثر در این حوزه است اما می‌توانم بگویم این کتاب تمام آن چیزی است که ناشر و تیم گردآوری و تدوین این دایرهةالمعارف می‌توانستند انجامش دهند.   هلیا دارابی از اعضای هیئت گردآوری کتاب دایرةالمعارف هنر در بخشی از این نشست با تأیید سخنان داوود موسایی مدیر انتشارات فرهنگ معاصر گفت: تدوین چنین کار بزرگی کار نهادهای بزرگ دولتی است و از توان یک ناشر خصوصی واقعاً خارج است. کاری که آقای موسایی و دوستانشان برای به اتمام رسیدن این دایرةالمعارف انجام داده‌اند واقعاً جای قدردانی و تشکر دارد.   دارابی ادامه داد: برای تألیف این دایرةالمعارف از منابع متعددی به زبان انگلیسی، آلمانی و ...، دیکشنری‌ها و کتاب‌های راهنمای هنر که تا امروز در سطح جهان منتشر شده و در دسترس ما بوده، استفاده کرده‌ایم. ما معیارهای منطقه‌ای و محلی را برای مداخل این کتاب در نظر گرفتیم. بر این اساس کشورهای آسیایی و افریقایی که در دایرةالمعارف‌های امریکایی و اروپایی کمتر مورد توجه قرار می‌گرفتند، در این دایرةالمعارف مورد توجه ویژه ما بوده‌اند.   عضو هیئت گردآوری دایرةالمعارف هنر گفت: در این اثر ۷۰۰ مدخل به هنرمندان ایرانی اختصاص داده شده که می‌تواند بانک اطلاعاتی ارزشمند و موثقی برای مراجعه باشد. این کتاب، پنج هزار و 637 مدخل و هزارو 500 تصویر در خود جای داده که هرکدام از آن‌ها، با دقت برگزیده شده‌اند تا حتی‌الامکان بهترین نماینده از هنرمندان یا جنبش‌های خاص باشند. در بخش دیگری از آیین نقد و بررسی «دایرةالمعارف هنر»، مشیت علائی با قدردانی از تلاش‌های اعضای گردآوری این اثر به‌ویژه رویین پاکباز گفت: با توجه به اینکه دایرةالمعارف هنر تا امروز ۱۵بار تجدید چاپ شده است، جای خوشحالی است که مخاطب کتاب دایره رشته‌های مختلف هنری در طول سال‌های گذشته، چنین اقبالی به این اثر داشته‌اند اما ایراداتی وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کنم.   علائی با اشاره به ضرورت‌هایی که باید در نگارش  دایرةالمعارف هنر مورد توجه قرار بگیرد، گفت: از نظر روش‌شناسی، تقسیم این کتاب به دو بخش اصلی و فرعی دقیقاً به چه معناست؟ چرا باید هنر سرزمین‌هایی همچون چین و ژاپن با آن پیشینه طولانی در بخش فرعی این اثر قرار بگیرد؟ این طبقه‌بندی بر چه اساسی امتیاز اصلی بودن را برای برخی قائل شده و از برخی دیگر سلب کرده است؟   برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۸۵ با تأکید بر اینکه نام همه دست‌اندرکاران دایرةالمعارف باید در آن ذکر شود، افزود: با توجه به اینکه تعداد دست‌اندرکاران این کتاب فارغ از میزان کاری که انجام داده‌اند، قطعاً بیش از 12 نفر است، بنابراین مهم بود که نام همه افراد با ذکر منابعی که از آن‌ها برای نوشته‌هایشان بهره برده‌اند، در کتاب ذکر می‌شد.   این نویسنده و شاعر با اشاره به وجود اطلاعات ارزشمند در دایرةالمعارف هنر، گفت: اساساً کتاب‌هایی به‌عنوان دایرةالمعارف هنر شناخته می‌شوند که فقط به هنر نقاشی بپردازند بر این اساس کتاب دایرةالمعارف هنر آقای پاکباز با توجه به مداخلی که دارد، بهتر بود با عنوان دایرةالمعارف هنر و زیبایی‌شناسی نام‌گذاری شود.   نورالله مرادی پیشکسوت عرصه کتابداری و اطلاع‌رسانی نیز در بخشی از این آیین گفت: چون من در زمینه هنر تخصص ندارم، نمی‌توانم از نظر محتوایی درباره این کتاب نظری بدهم اما با توجه به تخصصم در زمینه مرجع‌شناسی می‌توانم درباره این بخش، صحبت کنم. وی ادامه داد: عوامل مختلفی در ارزیابی یک دایرةالمعارف اهمیت دارد اما دو عامل که از همه مهم‌تر هستند، می‌توانند به ما نشان دهند که اثر پیش رو، کتاب معتبری است یا خیر. نخست؛ نویسنده‌اش در حوزه‌ای که کتاب منتشر شده چه‌قدر اعتبار دارد؟ و دوم؛ ناشر آن اثر تا چه اندازه اعتبار دارد؟ با توجه به سرویراستاری آقای پاکباز و انتشار دایرةالمعارف هنر از سوی انتشارات فرهنگ معاصر می‌توانیم بگوییم که این اثر معتبر است.   مرادی گفت: من برخلاف آقای موسایی اصلاً با ورود نهادهای دولتی به انتشار آثار مهمی همچون دایرةالمعارف‌ها موافق نیستم، چون نهاد دولتی کوهی به استواری اُحد پشت سر خود می‌بیند و خیلی هم برایش مهم نیست که اثر نهایی خوب از آب دربیاید یا نه، اما ناشر خصوصی چون به دنبال کسب سود بیشتر است، تلاش می‌کند که بهترین اثر را ارائه دهد. در چنین شرایطی به نظر من بهتر است که همه نهادهای فرهنگی ناشران خصوصی را به انتشار چنین آثاری تشویق کنند.   وی با اشاره به رویه موجود و ناکارآمد انتشار دایرةالمعارف‌ها در ایران، اظهار کرد: متأسفانه در گذشته برخی از ناشران از ابتدا برنامه‌ریزی می‌کردند که مثلاً یک دایرةالمعارف ۳۰ جلدی را منتشر کنند که همه آن آثار، امروز ناقص و نیمه‌کاره مانده‌اند. خبر خوبی که در انتشار ویراست دوم این کتاب به ما رسید این بود که کتابی یک جلدی امروز به کتابی سه جلدی تبدیل شده و احتمالاً در سال‌های بعد می‌تواند به مجموعه‌ای بیست جلدی تبدیل شود.   ]]> هنرورسانه Mon, 13 Mar 2017 05:50:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246278/انتقاد-داود-موسایی-بی-اعتنایی-دولت-ها-نشر-کتاب-های-مرجع کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246231/کتاب-گروه-هنر-ملی-آغاز-پایان-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان»  تاریخ شفاهی تئاتر ایران است که از سال‌ها پیش در انتشاران افراز بنیان گذاشته شده است.  ‎روح‌الله جعفری نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» گفت: فرهنگ مجموعه‌ای از نگرش‌ها، اعتقادات، آداب‌ و رسوم، ارزش‌ها و هنجارهایی است که در هر گروه مشترک است و شامل اعمال، فعالیت‌ها و محصولاتی است که به جنبه‌های  فکری اخلاقی و هنری زندگی انسان می‌پردازد. طبیعتاً زمان زیادی گذشت تا اذکار، اطلاعات و صحبت‌ها جمع‌آوری شود. ویراستاری این کتاب حدود ۹۰۰ ساعت زمان برده است اما دوست عزیزم یاسین محمدی با صبر و حوصله این کار را انجام داد و هیچ‌گاه بین اعضای گروه تلخ‌کامی پیش نیامد. شاید همین رابطه خوب گروه در انتشار این کتاب امروز بتواند نقشه راهی باشد برای فعالیت‌های گروهی که دیگران درصدد انجام آن هستند.   همچنین در این آیین رونمایی کتاب، یاسر هاشمی رفسنجانی، فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که برای قرائت پیام پدرش به روی صحنه آمده بود، گفت: شاید آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تنها شخص در تاریخ بود که در تمام سال‌های زندگی، هر شب یک ربع ساعت، وقت را به نوشتن خاطرهای روزانه اختصاص می‌داد. متأسفانه امروز ما در زمینه مطالعه وضع خوبی نداریم در حالی‌ که وارث پدرانی هستیم که چه در دوره پیش از اسلام و چه در دوره اسلامی به فرهنگ، علم و مطالعه شهره بوده‌اند.   در پیام مرحوم هاشمی رفسنجانی که از سوی یاسر هاشمی قرائت شد، آمده بود: «... زبانِ هنر خیلی لطیف است و انتقال پیام آن سهل و ممتنع، سهل برای هنرشناسان و ممتنع برای کسانی که در این وادی دستی ندارند. آنچه در این مقال برای مراسم رونمایی از کتاب گروه هنر ملی از آغاز تا پایان در مجموعه تاریخ تئاتر ایران درگذر زمان باید گفت اینکه؛ جوانان عزیز به‌خصوص دانشجویان و دانش آموزان که با کتاب به عنوان تغذیه روح و فکر اُنس دارند و آشنایند، اینکه توجه داشته باشند کتاب بخوانند، کتاب خوب را بخوانند و کتاب را خوب بخوانند. با تشکر از دکتر روح‌الله جعفری که با مهارت، قدرت انتقال هنری را در اثر گرانقدر خود نشان داده‌اند، امیدوارم آنچه را که ایشان در این کتاب مستند و توصیفی از هنر ایران گفته، پلی باشد برای ارتباط علمی بین دو دوره زمانی که در یک سوی آن گذشته بسیار طولانی با درخشش‌های فراوان است و در سوی دیگر آینده‌ای که نمی‌دانیم تا کجا گسترده خواهد بود؟»   محمود عزیزهم ضمن قرائت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از زحمات روح‌الله جعفری قدردانی کرد و گفت: نکته‌های بسیار زیادی درباره تئاتر ایران وجود داشت پیش‌ از این در هیچ نوشته‌ای درج نشده بود اما خوشبختانه با تلاش و کوشش روح‌الله جعفری امروز بخش قابل‌توجهی از آن به کتاب تبدیل شده است. این نوشته‌ها بیان‌گر تاریخ مشقت‌بار هنرمندان ماست.   در پیام  سیدرضا صالحی امیری نیز آمده بود: «... جناب آقای دکتر روح‌الله جعفری انتشار کتاب گروه هنر ملی از آغاز تا پایان به شما و اصحاب تئاتر و مدیریت هنری تبریک و شادباش می‌گویم. حوزه هنر و به‌خصوص تئاتر که یکی از حوزه‌های اصیل  و اندیشه‌ساز و متعهدانه هنر است به‌رغم کوشش‌های ارزشمند و مؤثر و مفید گذشته هنوز آن‌چنان که بایسته و شایسته است از ادبیات غنی برخوردار نیست و هنوز در ابتدای این راه هستیم. بخش از یاد رفته و به حاشیه رانده‌شده در این‌گونه آثار، کمبود منابع در زمینه تاریخ و تجربه علمی و عینی هنر در ایران معاصر است که می‌تواند مقوم و مبانی پژوهش‌ها و مطالعات بعدی قلمداد شود.»   محمدعلی ابطحی هم یادداشتی از رئیس دولت اصلاحات را قرائت کرد که در بخشی از آن آمده بود: «... در این‌سوی عالم هنرهای نمایشی که بیشتر جنبه‌های آیینی داشته، نه به‌اندازه شعر ولی در حد درخور، رواج داشته است. در روزگار ما باید پذیرفت که هنرهای نمایشی که خود مبتنی بر ادبیات از یک سو و خلاقیت انسان زیبایی‌شناس از سوی دیگر و نیز وسیله مهم ارتباط میان انسان‌ها است، مکانتی والا دارد. کار ارزنده هنرمند آگاه و دردآشنا، جناب آقای دکتر روح‌الله جعفری در شناساندن گروه هنر ملی که در عین‌ حال تاریخچه‌ای مختصر از سیر و سیرت تئاتر و هنرهای نمایشی به معنای جدید در ایران است، کاری ارزنده است که حتماً موردتوجه اهالی هنر خواهد بود.»   به گزارش ایبنا در این مراسم ویدئوی نمایش داده شد که داریوش اسد‌زاده، اعظم کیان‌افراز، یاسین محمدی و روح‌الله جعفری  و کاظم شهبازی، غلام‌حسین دولت‌آبادی درباره این مجموعه اظهار نظر کردند.  اعظم کیان‌افراز  در روایت شکل‌گیری این مجموعه در این ویدئو  گفت: جشنواره‌ی فیلم امید رشت و نفت آبادان که آن سال‌ها برگزار شد و من در کسوت خبرنگار و استاد عزت‌الله انتظامی داور جشنواره. تلاشم برای جلب اعتماد و متقاعد کردن ایشان برای تالیف و پژوهش زندگی تئاتری‌‌شان و مکتوب کردن بخشی از تاریخ شفاهی تئاتر ایران، بیش‌ترین سهم این خاطره‌اند و سرانجام ماحصل دو سال پژوهش شد کتاب «جادوی_صحنه؛ زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» با مقدمه‌ حمید سمندریان و نقاشی روی جلد از آیدین آغداشلو، آغازگر راهی شد برای پژوهش تئاتر ایران و با هدف مکتوب کردن این تاریخ شفاهی تحت عنوان «تئاتر ایران در گذر زمان» و امروز بسیار خوشحال‌ و مفتخرم ‌که جلد دوازهم آن منتشر شده است و البته بدون عشق، همت و پشتکار پژوهشگرانش گذر از این مسیر امکان‌پذیر نبود و نیست.  پیام‌هایی از عباس جوانمرد نویسنده، بازیگر، سرپرست و کارگردان گروه هنر ملی و نصرت پرتویی نویسنده، بازیگر، کارگردان و عضو گروه هنر ملی- که اصغر همت و فهیمه رحیم‌نیا به ترتیب خوانده شد.   در پایان این آیین، با حضور اصغر همت، اعظم کیان‌افراز، فهیمه رحیم‌نیا و یاسر هاشمی رفسنجانی کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» رونمایی شد. کتاب تئاتر ایران در گذر زمان ۱۲ «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» در دو مجلد در ۱۷۹۰ صفحه توسط انتشارات افراز در تیراژ هزار و ۱۰۰ نسخه منتشر شده است. بنای این مجموعه در سال ۱۳۸۳ گذاشته شد و مجلد‌‌های بعدی با عنوان « تئاتر ایران در گذر زمان؛ 1342 تا 1357» پژوهش مشترک اعظم کیان‌افراز و کاظم شهبازی، «کارگاه نمایش از آغاز تا پایان»، پژوهش ستاره خرم‌زاده، «اکسیر نقش؛ زندگی هنری محمدعلی کشاورز»، پژوهش  اعظم کیان‌افراز و یاسین محمدی، «میراث صحنه؛ زندگی تیاتری جمشید لایق» پژوهش  غلامحسین دولت آبادی، «تماشاخانه‌های تهران؛1247 تا 1389» پژوهش  ناصر حبیبیان و محیا آقاحسینی، «غریبه‌ای در تئاتر ایران؛ زندگی هنری مایل بکتاش» و «ستیغی در مه؛ زندگی هنری حسن رهاورد» پژوهش  غلام‌حسین دولت‌ابادی و فرزام حقیقی، «تاثیر ترجمه متون نمایش در تیاتر ایران» پژوهش شیرین بزرگمهر، «تماشاخانه‌ تهران به‌روایت داریوش اسدزاده»، پژوهش اعظم کیان‌افراز و غلام‌حسین دولت‌آبادی و «تیاتر زرتشتیان» پژوهش نسرین خنجری دیگر کتاب‌های این مجموعه است.  ]]> هنرورسانه Sun, 12 Mar 2017 08:08:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246231/کتاب-گروه-هنر-ملی-آغاز-پایان-رونمایی باب دیلن چگونه جایزه نوبل ادبیات را برد؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246165/باب-دیلن-چگونه-جایزه-نوبل-ادبیات-برد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، باب دیلین زندگی‌نامه‌ خود‌نوشت‌اش را با روایت امضاء قرارداد با کمپانی بزرگ موسیقی «کلمبیا رکوردز» آغاز می‌کند، در فضایی که شرکت‌های بزرگ نشر موسیقی، موسیقی «فولک» را جدی نمی‌گیرند، باب دیلن در  بیست و دو سالگی در سال 1962 نخستین آلبوم موسیقی‌اش را با عنوان «باب دیلن» منتشر می‌کند و با امضاء این قرارداد راه زیادی تا رسیدن به شهرت و افتخار‌های بی‌پایان ندارد. او در این روایت از زندگی‌اش سال‌های نوجوانی و  ترک خانه را پیش می‌کشد و مهاجرتش به نیویورک را با جزئیات گزارش می‌کند، از خوانده‌ها و دیده‌ها و شنیده‌هایش می‌گوید از شخصیت‌هایی که در شکل‌گیری شخصیت و نوع نگاهش در عرصه‌ موسیقی نقش مهمی داشتند حرف می‌زند و از کتابخانه‌ جادویی که در آغاز جوانی در اختیارش هست می‌گوید و بی‌شمار کتاب‌های خوانده‌اش در حوزه‌های مختلف فهرست می‌کند و از هر کدام روایتی به دست می‌دهد. در این روایت به وضوح می‌بینیم که او یک‌سره هستی و زندگی‌اش را وقف خواندن و آموختن و نواختن و خواندن کرده است و خواندن و نواختن کار و تفریح او بوده است.   کتاب در شش فصل «آماده شدن برای اجرا»،«سرزمین از دست رفته»، «صبحی دوباره»، «ای رحمت»، «رود یخ» و «باب دیلن به روایت تصویر» تدوین شده است. با اعلام برگزیده شدن این ترانه‌سرا و خواننده‌ جهانی بسیاری از مخاطب‌های ادبیات در ایران و جهان نسبت به این انتخاب آکادمی نوبل اعتراض کردند از طرفی خیلی‌ها از این انتخاب استقبال کردند. مدیا کاشیگر شاعر، رمان‌نویس و مترجم می‌گوید: «غالباً فراموش می‌شود ترانه‌سرایی همان‌قدر به ادبیات تعلق دارد که به موسیقی و بسیاری از شاعران ترانه‌سرایی هم می‌کنند و بسیاری از ترانه‌سراها شاعر هم هستند. حتا با خودم فکر کردم اگر این اتفاق پنجاه سال پیش می‌افتاد و نوبل ادبیات مثلاً به ژاک پرور یا لوئی آراگون تعلق می‌گرفت چه می‌شد؟ قطعاً کم‌تر کسی اعطای جایزه را عجیب می‌شمرد. به این دلیل ساده که فقط در درودن مرزهای فرانسه بود که دو شاعر شهرت ترانه‌سرایی هم داشتند و شهرت جهانی‌شان فقط به‌عنوان شاعر بود اما واقعیت این است که از آراگون بیش از 1000 ترانه باقی است و از ژاک پرور باز هم بیش‌تر. مسئله‌ای که شاید باعث می‌شود اعطای جایزه‌ی ادبیات به باب دیلن عجیب بنماید این است که شهرت جهانی او نه بیش‌تر که اصولاً به‌عنوان خواننده است و کم‌تر کسی می‌داند همه‌ی ترانه‌هایش را خودش سروده است.» در روایتِ باب دیلن از زندگی و خلاقیت و هنرش جا به جا علاقه و مطالعه‌ گسترده و دانش او نسبت به ادبیات را می‌توان دید و از سویی او در همین روایت وجه سیاسی آثار و شخصیتش را برای مخاطب تشریح می‌کند، پسر بچه‌ای که سال‌ها به جان کندن می‌کوشد راهش را پیدا کند و کسی وقعی به او نمی‌نهد، او یکی از بی‌شمار بچه‌هایی‌ست که در سال‌های جنگ دوم جهانی به دنیا آمدند و متاثر از سال‌ها جنگ دوم جهانی و رویداد‌های بعد آن و دوران جنگ سرد و بسیاری از مسادل دیگر به کل رها شده بودند و نه نظام آموزشی و نه خانواده و نه هیچ‌کس ذیگری وقعی به  آن‌ها نمی‌گذاشت سال‌های نوجوانی‌اش هم‌زمان می‌شود با اوج‌گیری ادبیات نسل بیت و جنبش بیت و چند صباحی به این سیاق زندگی می‌کند و بعد به تدریج از آن آموزه‌ها دست می‌شوید و از یک‌طرفدار صرف ادبیات و هنر به آدمی بدل می‌‌شود که هنرمند شود.   باب دیلن در کتاب خاطره‌اش با بیانی روایی و داستانی آن‌چه را از سرگذرانده است باز می‌گوید و این روایت تا پایان سال‌های جنبش ما می 1968 پیش می‌آید؛ تا روزگاری که او به اوج محبوبیت و شهرت دست پیدا می‌کند. به مهارت و دقت یک رمان‌نویس «داستان زندگی‌اش» را تعریف می‌کند و در همین بی‌شمار خرده‌روایت است که مسیر طی‌ شده‌اش در هنر و ادبیات را نشان می‌دهد. در صفحه‌ی صد و شانزده کتاب به نقل از  آر‌چیبالد مک‌لیش از شاعران مهم و هم‌روزگار رابرت فراست  درباره‌ خلاقیت و شاعر‌اش می‌آورد که «مک‌لیش گفت که فکر می‌کنه، من یه شاعر واقعی هستم و کارهام معیار سنجش نسل‌های بعدی هست، که من یه شاعر بعد از جنگ عصر آهن هستم. ترانه‌هام رو تحسین می‌کرد، چون خودشون را با جامعه قاطی می‌کردن.» مک‌لیش سال 1982 از دنیا رفت؛ او نیم قرن پیش از این‌که  آکادمی نوبل اهمیت ارزش ادبی آثار باب دیلین را دریابد، از نبوغ این خواننده و آهنگساز و شاعر در عرصه ادبیات حرف زده بود. کتاب «خاطرات باب دیلین؛ وقتی حالت بده کسی سراغت را نمی‌گیره» به تازگی در نشر دنیای اقتصاد در 295 صفحه به قیمت 20 هزار تومان چاپ شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 12 Mar 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246165/باب-دیلن-چگونه-جایزه-نوبل-ادبیات-برد ​«تیاتر کمدی و عروسی ایرانی» گولدونی خواندنی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246201/تیاتر-کمدی-عروسی-ایرانی-گولدونی-خواندنی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): کارلو گولدونی به‌عنوان یکی از نمایشنامه‌نویسان قرن هجدهم ایتالیا بیش از چهار دهه به کمدی ناب اندیشید و بخش زیادی از حدود سیصد و پنجاه نمایشنامه‌ای که نگاشت،کمدی بود. از این میان  تاجر ورشکسته، زن خوش‌سلیقه، نوکر دو ارباب، بیوه زرنگ، دوشیزه محترم، زن خوب، خانواده عتیقه، قهوه‌خانه، زن حسود، ارباب، مهمانخانه‌چی، زن عجیب، کلفت‌ها، زن تنها، پدری برای عشق، بیوه شوخ، به دام انداختن مرد ثروتمند، زن بذله‌گو، عشق آرلکینو و کامیلا، عشق زلیندا و لیندورو، بادبزن، از همه شناخته‌شده‌تر هستند. هرچند سنت نمایشی کمدیا دلارته(نوعی از تئاتر به معنی کمدی ایتالیایی که حدود دو قرن در ایتالیا رونق داشت) با سیاه‌بازی ما ایرانیان شباهت زیادی دارد اما آثار ترجمه‌شده گولدونی در ایران کمتر از انگشتان دو دست است. فضای نمایشنامه «تیاتر کمدی» که مشهورترین نمایشنامه گولدونی نیز است، یک تئاتر است. به نظر مترجم کتاب تئاتر کمدی این نمایشنامه بهانه‌ای است تا هر آنچه را که گولدونی درباره کمدی فکر می‌کند، روی دایره بریزد و مخاطبش را از راز یک کمدی نو و البته باشرافت آگاه کند. او در این نمایشنامه درباره خستگی مخاطبان از سنت نمایشی کمدیا دلارته می‌نویسد و سعی دارد تا اصطلاحات ساختاری‌اش را بر بدنه کمدی تشریح کند. با توجه به آنچه در مقدمه کتاب آمده است، مخاطبان این نمایشنامه در تئاتر کمدی با دو نگاه جدید و فرم‌گرایانه و سنتی به کمدی روبه‌رو هستند. گولدونی با نگاه کردن از روی دست شکسپیر و مولیر سعی دارد تا تماشاگرش را به دیدن یک کمدی ناتورالیستی(که در آن برخی از جدی‌ترین حوادث انسانی می‌تواند به کمدی تبدیل شود) مشتاق کند. گولدونی که ولتر نویسنده و فیلسوف فرانسوی لقب مولیر ایتالیا را به او داده است، تأثیر مهمی نه تنها بر روی کمدی ایتالیا که به‌طور کلی بر کمدی در تاریخ تئاتر رنسانس داشته است. او کمدیا دلارته را که پس  از دو قرن محبوبیت، کم‌کم مخاطبان دوره او را از خود زده کرده بود، خون دوباره بخشید، آن را اصلاح کرد و در مسیری قرار داد که تا امروز در حوزه سنت‌های نمایشی، سنت‌هایش را به رخ بکشد. اراتزیو(مؤلف و مدیر تئاتر)، یونجینو(بازیگر)، پلاچیدا(بازیگر)، تونینو(بازیگر)، ویتوریا(بازیگر)، آنسلمو(بازیگر)، جیانی(بازیگر)، للیو(غریبه‌ای در شهر)، لئونورا(غریبه‌ای در شهر)، پترونیو(بازیگر)، بئاتریچه(بازیگر)، استفره(پیشخدمت لئونورا) و سوفلور شخصیت‌های این نمایشنامه دو پرده‌ای هستند. دومین نمایشنامه‌ای که همراه با «تیاتر کمدی» از سوی نشر قطره روانه بازار کتاب شده است، «عروس ایرانی» نام دارد. هرچند این اثر به‌ عنوان یکی از  آثار برجسته این نمایشنامه‌نویس شناخته نمی‌شود اما می‌تواند نگاه و فهمی که او از ایرانیان در آن دوره دارد، به خواننده نشان دهد. «عروس ایرانی» نمایشنامه‌ای است که ماجرای آن در اصفهان دوره صفوی می‌گذرد و  شخصیت‌های نمایشنامه هم، ایرانی هستند. نکته دیگر در ترجمه این دو نمایشنامه، انتخاب زبان عامیانه است. معمولاً ترجمه آثاری که مربوط به دوره زمانی مشابه است با زبانی رسمی و گاهی متکلف صورت می‌گیرد اما علی شمس، کارگردان و نویسنده تئاتر، تعمداً این زبان را برای ترجمه انتخاب کرده است. محمود(پدر تهماسب)، تهماسب(تازه‌داماد)، عثمان تاتار(پدر فاطیما و رئیس قشون شاهی، فاطیما(همسر تهماسب)، ریحانه(کنیز و معشوقه تهماسب)، علی(دوست تهماسب)، کورکوما(سرکنیزان اندرونی)، بیگم(کنیز)، سما(کنیز)، چهار پرده‌دار سیاه‌پوست، چهار خدمتکار خاصه، نوازندگان و خوانندگان با سازهای ایرانی، نوکران و چاکران، شخصیت‌های این نمایشنامه هستند. در پرده سوم نمایشنامه «عروس ایرانی» در صفحه ۱۵۳ می‌خوانیم: «بیگم و سما به همراه چند کنیز دیگر در صحنه هستند. بیگم: عروسو دیدی؟ سما: همین پیش پای تو دیدمش. بیگم: خوشت اومد؟ سما: خیلی خیلی خوشم اومد. بیگم: منم خیلی خوشم اومد. خانمی ازش می‌بارید. چه متانتی. چه وجاهتی. چه ملاحتی. امان امان. سما: دیدی چه سربه‌زیر و آروم و باادب و  موقر بود؟ بیگم: ریحانه هم عروسو دید؟ سما: مگه ریحانه چشم دیدن عروسو داره؟ داره از حسد می‌ترکه. بیگم: کورکوما چی؟ سما: اون ماده شغال پیر که بله. همه‌جا نخود آشه. همچی که داشتم از قد و بالای عروس می‌گفتم و حظشو می‌بردم داشت از دق خفه می‌شد.» دو نمایشنامه «تئاتر کمدی و عروس ایرانی» نوشته کارلو گولدونی با ترجمه علی شمس به‌تازگی در قالب یک کتاب با ۱۹۸ صفحه و در ۴۰۰ نسخه به بهای ۱۵ هزار تومان از سوی نشر قطره منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 11 Mar 2017 11:56:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246201/تیاتر-کمدی-عروسی-ایرانی-گولدونی-خواندنی ​«زیرمتن در فیلم‌نامه» به کتاب‌فروشی‌ها رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246203/زیرمتن-فیلم-نامه-کتاب-فروشی-ها-رسید خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): لیندا سیگر نویسنده عرصه فیلمنامه‌نویسی است که بیشتر آثار او تا امروز به فارسی ترجمه شده است و فعالان عرصه فیلمنامه‌نویسی و نویسندگی با کتاب‌هایش آشنا هستند.   با این وجود، مهدی کیا، مترجم کتاب معتقد است که «زیر متن در فیلم‌نامه‌»ی سیگر، اهمیت و تفاوتی منحصربه‌فرد با دیگر آثار او دارد. پیش‌ از این در برخی کتاب‌های مربوط به فیلمنامه‌نویسی اشاره‌هایی به «زیرمتن» شده بود اما لیندا سیگر برای نخستین‌بار در یکی از کتاب‌هایش موضوع «زیرمتن» را تحلیل و بررسی کرده است. نکته دیگری که این کتاب را متمایز می‌کند، دایره وسیعی است که در تعریف زیرمتن از نظر سیگر می‌گنجد. در فصل اول کتاب در صفحه ۱۱ می‌خوانیم: «زیرمتن تمام منظورهایی است که بیان نشده‌اند و پنهان شده‌اند. زیرمتن اصل ماجراست، آنچه فیلم در واقع درباره آن است. در این کتاب تعریف کم‌وبیش گسترده‌ای از زیرمتن به‌کار برده‌ام، زیرا آنچه پنهان است فقط در پس کلمات نیست: زیر متن را می‌توان در پس کلمات، حالات و اشارات، رفتارها، کنش‌ها و تصاویر و انگاره‌ها یافت.»   او هر چه را بین خطوط فیلمنامه پنهان است، زیرمتن می‌نامد. بر اساس همین تعریف است که نه تنها در این کتاب به دیالوگ پرداخته، بلکه به موضوعاتی نظیر شخصیت‌پردازی، مضمون و لحن فیلمنامه وارد شده و به ما می‌آموزد که چگونه با استفاده از این عناصر می‌توانیم زیر متن مورد نظر خودمان را به بیننده منتقل کنیم. لیندا سیگر معتقد است حتی واژه‌هایی که ما برای نوشتن توضیح یک صحنه در فیلمنامه به‌کار می‌گیریم، مفاهیمی را به خواننده منتقل می‌کند. چه بخواهیم چه نخواهیم، حتی واژه‌هایی که با آن داستانی را تعریف می‌کنیم، مفاهیمی را به خواننده منتقل می‌کند. به گفته نگارنده کتاب، هدف «زیرمتن در فیلم‌نامه» این است که بیاموزد چطور بدون آنکه حرف‌های شعاری، تصنعی و غیرقابل‌باور بزنیم، سخنمان را ارئه کنیم.   «زیرمتن: تعریف و بررسی»، «بیان زیرمتن از طریق کلمات: پیش داستان و اطلاعات مربوط به شخصیت»، «تکنیک‌هایی برای بیان زیرمتن از طریق کلمات»، «بیان زیرمتن از طریق رفتارها و کنش‌ها»، «خلق زیرمتن از طریق انگاره‌ها و استعاره‌ها»، «بیان زیرمتن از طریق ژانر»، «تأملات اَلوین سارجنتِ نویسنده درباره متن» و «مؤخره» هشت فصل کتاب «زیرمتن در فیلم‌نامه» هستند. کتاب «زیرمتن در فیلم‌نامه» با عنوان فرعی «آن‌چه پنهان است» به قلم لیندا سیگر و با ترجمه مهدی کیا در ۱۳۳ صفحه و هزار نسخه به بهای ۱۰ هزار تومان به‌تازگی از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 11 Mar 2017 11:40:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246203/زیرمتن-فیلم-نامه-کتاب-فروشی-ها-رسید ​جیمز الکینز با «عکاسی چیست؟» به ایران آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246166/جیمز-الکینز-عکاسی-چیست-ایران-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشر چشمه به تازگی کتاب «عکاسی چیست؟» را به قلم جیمز الکینز و با ترجمه گلناز سرکارفرشی روانه بازار کتاب کرده است.   جیمز الکینز صاحب کرسی ا.ک. چِدبورن در دپارتمان تاریخ، نظریه و نقد هنر دانشکده هنر موسسه شیکاگو است. او تاکنون کتاب‌هایی همچون «تصاویر و اشک‌ها»، «چگونه از چشمان خود استفاده کنیم؟»، «حکایت هنر»، «مطالعات بصری»، «چرا تصاویر ما معما هستند؟»، «متون زیبا»، «خشک و نامهربان ما»، «در باب جایگاه غریب مذهب در هنر معاصر»، «روایت‌های غالب و ناخشنودی‌هاشان» را از سوی انتشارات راتلج منتشر کرده است و ویرایش کتاب‌های «نظریه هنر علیه زیبایی‌شناسی»، «نظریه عکاسی»، «نظریه منظر»، «مقام نقد هنر» و «سواد بصری» را باز برای این انتشارات انجام داده است.   با نظر به مقدمه این کتاب، درمی‌یابیم که الکینز می‌خواهد با  رویکردی پدیدارشناسانه کتاب «اتاق روشن» نوشته رولان بارت را که همچنان در فهرست کتاب‌های مهم عکاسی و مطالعات رسانه و بصری قرار دارد، نقد کند. او معتقد است که انگیزه نگارش بخش عظیمی از متون حاضر در زمینه عکاسی نظرگاه‌هایی سه‌گانه است. از دیدگاه الکینز نحوه رویکرد عکاسان شهیر پیکره انسان به عکاسی معاصر، به‌ مثابه یکی از هنرهای زیبا یکی از این نظرگاه‌هاست، علقه دوم؛ اهمیت اجتماعی عکاسی است، موضوعی که گروهی از نویسندگان را به خود جذب کرده است و نظرگاه سوم نحوه ضبط جهان توسط عکاسی است. نویسندگانی که دغدغه این موضوع را دارند، می‌اندیشند که عکاسی چطور برایمان خاطره می‌سازد؟ چگونه گذشته را در خود ضبط می‌کند؟ چطور واقعی به نظر می‌رسد؟ و چگونه زندگی دیگران را به ما نشان می‌دهد؟ الکینز به هیچ‌یک از این سه موضوع علاقه‌ای ندارد و معتقد است با وجود اینکه در سراسر کتاب به ادبیات متأخر ارجاع می‌دهد، هیچ‌یک از این ارجاعات نظام‌مند نیستند.   در صفحه ۱۱ کتاب می‌خوانیم:«اگر این کتاب به نظرتان بیهوده از دغدغه‌های معاصر جدا افتاده است، می‌توانید به نظریه عکاسی یا دیگر کتاب‌هایی مراجعه کنید که پژوهشگران معاصر درباره عکاسی منتشر کرده‌اند... اگر تاریخ عکاسی را مطالعه می‌کنید یا منتقدی هستید که با عکاسانی که به‌تازگی شهرتی به‌هم زده‌اند، سروکار دارید، لطفاً توقع نداشته باشید که این کتاب به دردتان بخورد یا به زمینه کاری‌تان مربوط باشد.»   «نوشتار»، «سلنیت، یخ، نمک»، «از رودخانه سبز تا شبه‌جزیره برانسوریک»، «یک قطره آب، گردوغبار مرکز تجارت جهانی»، «دوربین راپاترونیک» و «لینگ کی» 6 فصل کتاب «عکاسی چیست؟» هستند.   «عکاسی چیست؟» نوشته جیمز الکینز با ترجمه گلناز سرکارفرشی در ۲۹۳ صفحه و هزار نسخه به بهای ۲۲ هزار تومان، از سوی نشر چشمه وارد بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 11 Mar 2017 04:57:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246166/جیمز-الکینز-عکاسی-چیست-ایران-آمد «پاراگراف» هشتم، از محمد چرمشیر می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246126/پاراگراف-هشتم-محمد-چرمشیر-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشتمین شماره از ماهنامه هنرهای نمایشی «پاراگراف» منتشر شد.   این ماهنامه که در هر شماره پرونده‌ای برای یک چهره در حوزه هنرهای نمایشی(سینما، تئاتر و تلویزیون) ارائه می‌کند، در شماره جدید، سراغ «محمد چرمشیر» رفته است.   از جمله آثار چرمشیر که جزء پرکارترین نمایشنامه‌نویسان نسل دوم بعد از انقلاب است، می‌توان به  «می‌بوسمت و اشک»، «باد اسب است»، «مکبت»، «قهوه قجری»، «رقص مادیان‌ها»، «آسمان روزهای برفی»، «شیش و بش»، «می‌خواستم اسب باشم»، «آرامش در حضور دیگران»، «در مصر برف نمی‌بارد»، «کبوتری ناگهان»، «روز عزیز مرده»، «رویای بسته شده به اسبی که از پا نمی‌افتد»، «بازنویسی هملت»، «عرق خورشید اشک ماه»، «دیوبندان»، «آرامسایش»، «کسی نیست همه داستان‌ها را به یاد آورد»، «یادگاری‌ها»، «کبوتری ناگهان» و «بیتل‌ها» اشاره کرد. به قول حمید امجد  که یادداشتی را درباره چرمشیر در این ماهنامه نگاشته است، او در کارها شرکت می‌کند و نه در شعارها، و با گروه‌های مختلف همراه می‌شود تا در دادوستدی جمعی تجربه‌های وعده شده را به آزمون درآورند و در عمل محک بزنند.   در این شماره از «پاراگراف»، علی رفیعی در «پشت اثرت پنهان نمی‌مانی»، حمید لبخنده در «خلقت در چله‌نشینی»، حسن فتحی در «مرگ، دست‌های سردی دارد»، حسین پاکدل در «شاهین ادبیات نمایشی بر بلندا»، محمد رحمانیان در «یک‌بار دیگر لبخند...شاید»، حمید امجد در «جوانیِ ابدی»، حسین عاطفی در «دستت را به من بده»، اشکان خطیبی در «صداهایی که در سرش می‌شنود»، محمد عاقبتی در «تهدید یک مرد مهربان»، رضا حداد در «مردی که "جان" می‌بخشد»، رضا سرور در «جدال با سبک»، اشتفان وایلند در «حافظ زیبایی در هنگامه خطر»، عباس غفاری در «مردی برای تمام فصول»، جابر رمضانی در «شبانه‌روز چرمشیر»، شهرام احمدزاده در «ساختن جهانی با دیالوگ» و مهدی صفاری‌نژاد در «سفره سیمرغ»، درباره روابط شخصی و هنری خودشان با محمد چرمشیر و پیرامون ویژگی‌های فنی او در هنر نمایش مطالبی را نگاشته‌اند. «پاراگراف» گفت‌وگویی مفصل نیز با محمد چرمشیر و فرزندش «ماهان» انجام داده و در آن از ناگفته‌های او آورده است.   صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول پاراگراف، «بهاره برهانی» است و سردبیری این ماهنامه را محمدرسول صادقی بر عهده دارد. علاقه‌مندان می‌توانند این شماره از ماهنامه را از کتاب‌فروشی‌ها، شهر کتاب‌ها و دکه‌های روزنامه‌فروشی به بهای هفت هزار تومان تهیه کنند.    ]]> هنرورسانه Wed, 08 Mar 2017 10:07:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246126/پاراگراف-هشتم-محمد-چرمشیر-می-گوید کیارستمی می‌خواست با برانکارد به رونمایی کتابش بیاید! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246102/کیارستمی-می-خواست-برانکارد-رونمایی-کتابش-بیاید  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)­­­:  کتاب «سرکلاس با کیارستمی» روایت  پال کرونین از کارگاه‌های فیلم‌سازی این فیلم‌ساز جهانی است و با ترجمه‌ی سهراب مهدوی  از سوی نشر نظر منتشر شده است، این کتاب به عنوان برگزیده‌ جایزه کتاب سال سینمایی معرفی شد. درباره عباس کیارستمی، کارگاه‌ها و کلاس‌ها و سینمای او، با مترجم کتاب گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید: « مخاطب کتاب سر کلاس با کیارستمی به نام پال کرونین به عنوان نویسنده توجه نکند و خواندن کتاب را آغاز کند. ممکن است به نظرش برسد که اصلاً نویسنده‌ای در کار نبوده و مطالب کتاب همگی سخنان عباس  کیارستمی است. از طرفی مطالب کتاب در کنار هم دقیق چیده شده است. این دو مساله از ویژگی‌ مهم کتاب هست. کتاب ازجمله آثار ماندگار است. فکر نمی‌کنم استقبال از آن محدود به یک دوره کوتاه باشد.»   گویا شما با پال کرونین نویسنده کتاب از قبل آشنایی داشتید، او درباره علت نوشتن این کتاب صحبتی با شما داشت؟ پال کرونین نویسنده انگلیسی‌تبار کتاب در یکی از دانشگاه‌های نیویورک، تاریخ سینما درس می‌دهد. در این‌باره به من چیزی نگفته است اما  در مقدمه کتاب درباره چگونگی شکل‌گیری ایده نگارش این اثر توضیح می‌دهد. می‌دانیم که زنده‌یاد عباس کیارستمی سال‌ها کارگاه‌هایش را در کشورهای مختلف دنیا برگزار می‌کرد و علاقه‌مندان به سینمای او در کارگاه‌هایش شرکت می‌کردند. پال کرونین هم  تصمیم می‌گیرد در یکی از کارگاه‌های عباس کیارستمی شرکت کند. وقتی وارد کارگاه می‌شود و پای حرف‌هایش می‌نشیند؛ مساله برایش جذاب می‌شود و می‌بیند این سینماگر صرفاً درباره فیلم‌سازی حرف نمی‌زند. پال کرونین هم تصمیم می‌گیرد، از حرف‌های او یادداشت بردارد. پس از آن زمان دوازده سال با عباس کیارستمی همراه می‌شود و علاوه بر کارگاه‌ها در مکان‌های مختلف همراه او می‌شود و  در این مسیر پال کرونین نوشته‌های دیگران درباره کیارستمی هم می‌خواند. بعد به مطالعه تاریخ ایران نیاز پیدا می‌کند تا از رهگذر این مطالعه‌ها به فهم‌ بهتر نگاه کیارستمی و سینمای او برسد و  افزایش کیفیت کتاب کمک کند. ویژگی مهم این اثر چیست؟ ظاهرا این اثر، روایت کارگاهی هفت روزه است، اما جمع‌آوری اطلاعات و تدوین کتاب ۱۲ سال زمان برده است. اگر مخاطب کتاب «سر کلاس با کیارستمی» به نام پال کرونین به عنوان نویسنده توجه نکند و خواندن کتاب را آغاز کند. ممکن است به نظرش برسد که اصلاً نویسنده‌ای در کار نبوده و مطالب کتاب همگی سخنان عباس  کیارستمی است. از طرفی مطالب کتاب در کنار هم دقیق چیده شده است. این دو مساله از ویژگی‌های مهم کتاب هست و هم‌چنین، کتاب «سر کلاس درس با کیارستمی» فقط درباره سینمای این کارگردان بزرگ نیست. او سینما را برای انتقال دیدگاه‌هایش انتخاب کرده اما عباس کیارستمی همیشه دنبال آموختن نگاه به زندگی با بهره‌گیری از این مدیوم بوده است. درست مثل زورقی که ما را به ساحل‌ می‌رساند. آن‌چه که کیارستمی در تمام زندگی آموخت و درس‌هایی که از دوره‌ای به بعد با ساخت فیلم‌ها، نوشتن آثار و برگزاری کارگاه‌های فیلم‌سازی به دیگران آموزش می‌دهد، از همان درست نگاه کردن ریشه گرفته است. برای همین هم بود که وقتی در خانه سینما برای دریافت هدهد زرین به روی صحنه آمدم، گفتم که این کتاب در سخت‌ترین دوران زندگی به من درس داد.   با توجه به عدم علاقه شما به حوزه سینما چرا ترجمه این کتاب را قبول کردید؟ در آغاز باید بگویم که عباس کیارستمی با مرتضی ممیز، فرشید مثقالی و دیگر بزرگان ایران در عرصه هنرهای تجسمی در دانشکده هنرهای زیبا هم‌دوره بود. او قبل از آغاز همکاری با کانون پرورش فکری کودکان که در آن چند فیلم در حوزه کودک ساخت. زمانی که در جوانی به دنبال کسب درآمد بود با یک شرکت تبلیغاتی همکاری‌اش را آغاز کرد. به خاطر ساخت یک تیزر تبلیغاتی بود که به دنیای تصویر وارد شد بنابراین، موضوع کتاب «سر کلاس درس با کیارستمی» به علایق من یعنی  فعالیت در عرصه مکتوب هنرهای تجسمی، نزدیکی دارد.  از سوی دیگر من در آن دوره در آمریکا به سر می‌بردم پیگیری معالجعه همسرم بودم و  همزمان هم درگیر ترجمه این کتاب شدم. پال کرونین از وضعیتم باخبر شد و سخاوتمندانه دست مزد مرا برای ترجمه اثر پرداخت. این را هم بگویم پال کرونین دنبال چاپ کتاب به زبان فارسی نبود و فقط می‌خواست مهر تأیید آقا کیارستمی پای کتاب باشد. درنهایت عباس کیارستمی اجازه انتشار کتاب را داد و شش ماه پیش از آن‌که تصمیم به انتشار کتاب به زبان فارسی گرفته شود، این اثر در کنار دیگر کتاب‌های درباره عباس کیارستمی خارج از ایران چاپ شد. با توجه به اینکه پال کرونین قصدی برای انتشار کتاب به زبان فارسی نداشت، چه شد آن در ایران منتشر شد؟ پس از پایان ترجمه کتاب در آمریکا، کتاب دوباره بازبینی شد. در این جریان من به همراه یکی دیگر از دوستان حاضر در کارگاه‌های عباس کیارستمی، آن را ویرایش کردیم و به نشر نظر پیشنهاد انتشار کتاب در ایران را دادم. پس‌ازاین‌که به ایران آمدم، یک بار دیگر کتاب ویرایش کردم. عده‌ای معتقدند انتشار آثاری بلافاصله بعد درگذشت هنرمندی، یک رفتار سودجویانه است و خوب نیست. این تفکر اشتباه است چون ما کتاب را به‌دست عباس کیارستمی سپردیم تا نظر نهایی را درباره آن بدهند اما متأسفانه این ماجرا با بیماری ایشان هم‌زمان شد. با این‌حال عباس کیارستمی خیلی مشتاق بود تا  کتاب را بخواند و شخصا نظرات‌اش را در نسخه فارسی اعمال کند. متأسفانه نمی‌توانست خودش کتاب را بخواند بنابراین یکی از دوستان ایشان در بیمارستان تمام کتاب را برای‌شان خواند و در نهایت نظر او در نسخه فارسی اعمال شد. او به این اثر درباره سینما و تبیین دیدگاه‌هایش در حوزه سینما دیدگاه مثبتی داشت و مدیر نشر نظر با ایشان صحبت کرده بود، تا پس از انتشار در رونمایی آن حضور پیدا کند و  عباس کیارستمی گفت با برانکارد هم که شده برای رونمایی کتاب خواهم آمد. اما متأسفانه همان زمان زیر چاپ رفتن کتاب، حال زنده‌یاد کیارستمی بدتر شد و درنهایت ما این کارگردان تاریخ‌ساز سینمای ایران را از دست دادیم، در حالی که انتشار کتاب را ندید. من فکر می‌کنم این کتاب ازجمله آثار ماندگار است. فکر نمی‌کنم استقبال از آن محدود به دوره اخیر باشد.     ]]> هنرورسانه Wed, 08 Mar 2017 05:20:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246102/کیارستمی-می-خواست-برانکارد-رونمایی-کتابش-بیاید کتاب پژوهشی «گروه هنر ملی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246085/کتاب-پژوهشی-گروه-هنر-ملی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  کتاب پژوهشی «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان 1335- 1357» به قلم روح‌الله جعفری روز شنبه 21 اسفندماه ساعت 17 با حضور اهالی سینما، تئاتر، نویسندگان و پژوهشگران در سالن سینما فردوس موزه سینما رونمایی می‌شود . این کتاب دوازدهمین کتاب از مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان» در انتشارات افراز است که نخستین کتاب این مجموعه «جادوی صحنه: زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» در سال ۱۳۸۳ منتشر شد.   به گفته روح‌الله جعفری پژوهشگر و نویسنده، کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان 1335- 1357» حاصل بیش از 12 سال تحقیق و پژوهش مستمر اوست و در نگارش آن به تمامی مجموعه ‌فعالیت‌های فرهنگی و هنری این گروه توجه شده است.   این استاد دانشگاه و نویسنده کتاب‌های «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» و «فرهنگ، تئاتر و فراغت»، درباره این کتاب گفت: آن‌چه در بررسی این کتاب پژوهشی در نظر گرفته شده، شامل چگونگی روند رو به رشد حرکت گروه هنر ملی در عرصه‌ی نمایش است که بسیاری از جریان‌های هنری را برای اولین بار بررسی کرده است .   کارگردان نمایش «من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟»ادامه داد: هنرمندانی چون شاهین سرکیسیان، عباس جوانمرد، علی نصیریان، احمد براتلو، جمشید لایق، منوچهر انور، نصرت پرتوی، بهرام بیضایی، احمد نوربخش، محمود دولت‌آبادی، بهمن مفید، بهزاد فراهانی، آذر فخر و ... در این گروه عضو بوده‌ و در نمایش‌های مختلف به‌عنوان نویسنده، بازیگر، کارگردان و ... فعالیت می‌کردند.   کتاب پژوهشی «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان 1335- 1357» در دو جلد 1790 صفحه‌ای به همت نشر افراز با تیراژ 1100 نسخه منتشر شده است و یاسین محمدی ویراستاری آن را به عهده داشته است.   روح‌الله جعفری فارغ‌التحصیل در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در رشته‌های بازیگری، کارگردانی نمایش و مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی از دانشگاه آزاد اسلامی است. جعفری در مرداد و شهریورماه سال گذشته برای حمایت از هنرمندان بیمار تئاتر، رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی را در تالار چهارسو مجموعه تئاترشهر برگزار کرد. همچنین کتاب‌ «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» او در سال گذشته، اثر برگزیده‌ جایزه کتاب سال دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهش برگزیده انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر ایران شد.   ]]> ادبیات Tue, 07 Mar 2017 11:48:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246085/کتاب-پژوهشی-گروه-هنر-ملی-رونمایی-می-شود لوریس چکناواریان «خرستان» را برای مخاطب‌هایش امضاء می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246072/لوریس-چکناواریان-خرستان-مخاطب-هایش-امضاء-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اين كتاب كه 31 داستان طنز دارد، توسط انتشارات صداي معاصر منتشر شده است. طراحي‌هاي داخل كتاب و همچنين عكس روي جلد توسط يارتا ياران انجام شده و قرار است كتاب صوتي اين اثر هم با صداي پيشكسوتان دوبله ايران، وارد بازار شود. لوريس چكناواريان، اكبر عالمي و يارتا ياران در اين مراسم حاضر خواهند شد و درباره جنبه‌هاي مختلف اين كتاب صحبت مي‌كنند. به علاوه، محمود دولت آبادى ميهمان ويژه اين مراسم است. گفتني است چكناواريان به تازگي كانالي در تلگرام و همچنين يوتيوب راه‌اندازي كرده و آهنگ‌هايش را به صورت رايگان براي دانلود علاقه‌مندان در اين شبكه‌هاي مجازي قرار داده است. این نشست روز شنبه، 21 اسفند، ساعت ۱۷ در کافه کتاب شهرکتاب مرکزی برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند برای شرکت در این مراسم به فروشگاه مرکزی شهر کتاب به نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از تقاطع مطهری، نبش کوچه کلاته مراجعه کنند.     ]]> ادبیات Tue, 07 Mar 2017 08:50:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246072/لوریس-چکناواریان-خرستان-مخاطب-هایش-امضاء-می-کند اختتامیه سومین دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245962/اختتامیه-سومین-دوسالانه-بین-المللی-کارتون-کتاب-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، آیین اختتامیه سومین «دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب» روز سه‌شنبه 17‌ اسفندماه ‌۱۳۹۵ همزمان با سالروز تأسیس نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با حضور چهره‌های برجسته حوزه کارتون، مسئولان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و جمعی از کتابداران برگزار می‌شود. طی این دوره ۲۱۳۰ اثر از سوی ۷۸۳ هنرمند از ۷۴ کشور جهان به دبیرخانه جشنواره ارسال شد و ۷ کشور برتر به لحاظ شمار آثار و شرکت‌کنندگان پس از ایران به ترتیب کشورهای ترکیه، اندونزی، برزیل، هند، صربستان و اوکراین بوده‌اند.  با تکمیل فرایند داوری آثار،‌ در آیین اختتامیه این جشنواره 3 اثر به‌عنوان آثار برگزیده و 5 اثر به‌عنوان آثار قابل‌تقدیر شناخته و از خالقان این آثار تقدیر خواهد شد. اختتامیه سومین «دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب» 17 اسفندماه، هم‌زمان با سالروز تأسیس نهاد، ساعت 10 صبح روز سه‌شنبه  17‌ اسفندماه ‌۱۳۹۵ در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان به نشانی خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر برگزار خواهد شد گفتنی است، ‌دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب با هدف استفاده از ظرفیت کارتون و کاریکاتور برای ترویج فرهنگ مطالعه از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور پاگرفت. نخستین دوره این دوسالانه سال ۱۳۸۹، ‌ با حضور کارتونیست‌هایی از ۵۳ کشور جهان و دوره دوم در سال ۱۳۹۳، ‌با مشارکت هنرمندانی از ۶۴ کشور برگزار شد. ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 06 Mar 2017 08:24:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245962/اختتامیه-سومین-دوسالانه-بین-المللی-کارتون-کتاب-برگزار-می-شود «خَرستان» نوشته لوریس چکناواریان منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245951/خ-رستان-نوشته-لوریس-چکناواریان-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) لوریس چکناواریان علاوه بر آنکه آهنگساز و رهبر ارکستری شناخته شده است، تا به حال چند نمایشگاه نقاشی نیز برگزار کرده، اما شاید کمتر کسی بداند که خالق اپرا‌ها و سوییت‌های ماندگار، داستان کوتاه هم می‌نویسد. چکناواریان، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه طنز خود را در قالب کتابی با عنوان «خَرستان» تهیه و آماده انتشار کرده و قصد دارد طی نشستی مطبوعاتی در روز دوشنبه 16 اسفند، این کتاب را برای خبرنگاران حوزه کتاب معرفی کند. در این نشست که به دبیری کاظم رهبر برگزار می‌شود، لوریس چکناواریان، یارتا یاران (شاعر) و بابک پاییزان (صداپیشه)، به معرفی کتاب «خَرستان» می‌پردازند. کتاب صوتی این مجموعه نیز به همت بابک پاییزان و همکاری مجموعه‌ای از صداپیشگان صاحب نام و پیشکسوت، تهیه شده است. نشست مطبوعاتی کتاب «خَرستان» شامل مجموعه داستان‌های کوتاه طنز لوریس چکناواریان، از انتشارات «صدای معاصر»، ساعت 10 صبح دوشنبه، 16 اسفند ماه در سالن استاد امیرخانی در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.   ]]> هنرورسانه Sun, 05 Mar 2017 05:52:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245951/خ-رستان-نوشته-لوریس-چکناواریان-منتشر-می-شود ساخت کتابخانه از محل فروش تابلوهای خوشنویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245948/ساخت-کتابخانه-محل-فروش-تابلوهای-خوشنویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیده محبوبه کاظمی دولابی، مدیرمسئول نگارخانه ترانه باران درباره برپایی این نمایشگاه، گفت: این نمایشگاه نوعی جشنواره فروش بهاره از سوی نگارخانه ترانه باران است که با تمرکز بر هنر ایرانی - اسلامی خط و خوشنویسی فعالیت می‌کند. هدف از برپایی این نمایشگاه، توسعه و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی - اسلامی است؛ چراکه هنر ارزشمند خوشنویسی هنوز آنطور که باید جایگاه خود را در کشور به‌دست نیاورده است.   وی با اشاره به محتوای این آثار افزود: محتوای حدود 100 تابلوی موجود در این نمایشگاه، آیات و روایات قرآنی و دینی و اشعار و زبان و ادبیات فارسی است که از سوی استادانی همچون امیرخانی، صندوق‌آبادی، یدالله کابلی، پیله‌چی و سلحشور روی تابلوهایی نفیس به نمایش درآمده‌اند.   مدیرمسئول نگارخانه ترانه باران بیان کرد: این نمایشگاه از دوشنبه 16 اسفند تا چهارشنبه 25 اسفند از ساعت 10 تا 18 به‌صورت فروش نقدی و الکترونیک و اقساطی «ویژه کارمندان» میزبان علاقه‌مندان به این حوزه خواهد بود.   کاظمی دولابی گفت: درصدی از فروش این نمایشگاه، صرف امور مربوط به نذر فرهنگی از جمله ساخت کتابخانه خواهد شد.     ]]> دين‌واندیشه Sun, 05 Mar 2017 04:47:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245948/ساخت-کتابخانه-محل-فروش-تابلوهای-خوشنویسی ​برپایی کارگاهی با موضوع معضلات تاریخ‌نویسی هنر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245931/برپایی-کارگاهی-موضوع-معضلات-تاریخ-نویسی-هنر  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پژوهشکده هنرِ فرهنگستان هنر، کارگاه «تاریخ هنر انتقادی» برگزار می‌کند.   در این کارگاه که روز سه‌شنبه ۱۷ اسفندماه از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در محل پژوهشکده هنر برپا می‌شود، جایگاه تاریخ هنر در فعالیت‌های موازی نظیر نقد هنری و جامعه‌شناسی هنر به بحث گذاشته می‌شود و دکتر جمال عرب‌زاده، عضو هیات‌ علمی دانشگاه هنر درباره «تاریخ هنر انتقادی» سخنرانی می‌کند.   این کارگاه آموزشی با همت کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر، نگاهی کلی به تاریخ تاریخ‌نویسی هنر دارد و با بازشماری وظایف اصلی تاریخ‌دان هنر به بحث درباره معضلات تاریخ‌نویسی هنر می‌پردازد.   کارگاه «تاریخ هنر انتقادی» سه‌شنبه ۱۷ اسفندماه از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در محل پژوهشکده هنر به نشانی خیابان ولیعصر، بالاتر از خیابان امام خمینی، کنار کوچه شهید حسن سخنور، پلاک ۲۹ برگزار می‌شود. ]]> هنرورسانه Sat, 04 Mar 2017 11:20:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245931/برپایی-کارگاهی-موضوع-معضلات-تاریخ-نویسی-هنر پری صابری نمایشنامه‌ای از تولد تا درگذشت کوروش کبیر نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245785/پری-صابری-نمایشنامه-ای-تولد-درگذشت-کوروش-کبیر-نوشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، صابری در تازه‌ترین نمایشنامه خود با نام «کوروش کبیر» (نگاهی نمایشی دراماتیک به تاریخ و زندگی اساطیری کوروش کبیر. آذرخش نمایش در 12 پاره) زندگی نامه کوروش؛ از حضور مادرش در قصر آستیاگ تا نبرد با تومی ریس و از اسب افتادنش را با نگارشی جذاب و گیرا پیش چشم خوانندگان قرار داده است.   هم‌خوانان در نمایشنامه کوروش کبیر همچون گوینده نریشن در فیلم‌ها عمل می‌کنند و از پرده اول به مخاطب می‌فهمانند که قرار است به‌زودی نبردی سهمگین بین ماد و پارس رخ دهد و کوروش به مادها بتازد. سر آستیاگ شکست‌خورده به زیر افتد و دودمان هخامنشیان بنیان گذاشته شود. خواننده این کتاب درمی‌یابد که با آغاز حکمرانی کوروش بر خاک ایران، اقوام ماد، لیدیه و بابل با ساکنین پارس متحد می‌شوند و اتحادیه خلل‌ناپذیر آسیای صغیر از همان زمان تشکیل می‌شود.   صابری از زبان هم‌خوانان این نمایشنامه به منشور حقوق بشر کوروش نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد که قدمت لوح کوروش به حدود ۶ قرن پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. خط استوانه میخی و زبانش بابلی است. اصلش در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود و بدل آن را که به شش زبان رسمی دنیا ترجمه شده است، در ساختمان اصلی سازمان ملل متحد، در نیویورک نگه‌داری می‌کنند.   نویسنده در صفحه ۹ این کتاب با اشاره به اینکه، پادشاهان آشور در کتیبه‌های خود از سر بریدن صدها نفر، سوزاندن اسیران و درآوردن چشم، سخن گفته‌اند، به محتوای منشور کورش اشاره می‌کند که در آن نه فرمانی به غارت کردن داده می‌شود و نه از کشتن و سوزاندن و سربریدن خبری است. سخن از ساختن جهان، رهایی از بندگی، مساوات و عدالت و احترام به باورها و آیین‌های انسان‌ها، احترام به شیوه زندگی آدمیان در سراسر این جهان و در یک کلام سخن از عشق، محبت و شادمانی است. در صفحه ۸۶ نمایشنامه در پاره ۱۲ که مرگ کوروش نام دارد، آمده است: «کوروش: منم کوروش شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه اکد و شاه سومر... شاه چهارگوشه جهان! بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مزدا خدای بزرگ... به من که ستایشگر او هستم... برکت و مهربانی ارزانی داشت! همه پادشاهان آشوری و همه چادرنشینان مرا خراج گذارند و در بابل روی پاهایم افتاده‌اند. اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران، ماد، بابل، اکد و کشورهای چهارگوشه جهان را به سر گذاشته‌ام، اعلام می‌کنم: تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را بر من ارزانی بدارد... دین و آیین و رسوم ملت‌هایی را که من پادشاه آن‌ها هستم... محترم بشمارم! حکام و زیردستان من به دین و آیین و رسوم ملت‌هایی که من پادشاه آن‌ها هستم احترام می‌گذارند. هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند... یا نکند... هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد!...»   پری صابری، کارگردان تئاتر، نمایشنامه‌نویس و نویسنده رمان در سال ۱۳۱۱ در کرمان به دنیا آمد. پس از پایان دوره متوسطه برای ادامه تحصیل به پاریس رفت پس از پایان تحصیلاتش در رشته سینما و تئاتر به ایران بازگشت. صابری از همان دوران به دراماتیزه کردن داستان‌ها، اسطوره‌ها و شخصیت‌های تاریخی ایران علاقه داشت. براساس همین علاقه‌مندی بود که در دوران دانشجویی فیلمی کوتاه درباره یکی از رباعیات خیام ساخت. این فیلم در سال 1954 به‌عنوان بهترین فیلم دانشجویی در فرانسه انتخاب شد. از ابتدای بازگشت به ایران، فعالیت در عرصه تئاتر را آغاز کرد. این هنرمند نام‌آشنا، در دوران طولانی فعالیتش در عرصه هنر، آثار و اقدمات ارزشمندی ازجمله ایجاد گروه تئاتر پازارگاد و تأسیس تالار مولوی به را به نام خود به ثبت رساند. صابری نشان لژیون دونور فرانسه را در سال 2004 دریافت کرد.   صابری نگارش نمایشنامه «من از کجا، عشق از کجا» درباره زندگی فروغ فرخزاد، «من به باغ عرفان» درباره زندگی سهراب سپهری، «هفت شهر عشق» با الهام از عطار نیشابوری، بیژن و منیژه، رستم و سهراب، «شمس پرنده» درباره دیدار شمس تبریزی و مولوی، «رند خلوت‌نشین» درباره حافظ، یوسف و زلیخا،  سوگ سیاوش، لیلی و مجنون، هفت خان رستم، رستم و اسفندیار و باغ دلگشا را در کارنامه دارد. نمایشنامه کوروش به قلم پری صابری در ۱۰۴ صفحه و ۵۰۰ نسخه به بهای ۷ هزار و 500 تومان به‌تازگی از سوی نشر قطره روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Mar 2017 10:30:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245785/پری-صابری-نمایشنامه-ای-تولد-درگذشت-کوروش-کبیر-نوشت یادگیری پژوهش با «روش تحقیق در هنر و طراحی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245784/یادگیری-پژوهش-روش-تحقیق-هنر-طراحی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «روش تحقیق در هنر و طراحی» با هدف راهنمایی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته هنر و طراحی در کار پژوهش نوشته شده است. این اثر راهنمایی‌هایی کاربردی و نوین برای انجام پژوهش‌های هنر و طراحی را تشریح می‌کند و هر یک را در مقام ارزیابی ارائه می‌دهد. «روش تحقیق در هنر و طراحی» از ایجاد همگرایی خلاق بین کار پژوهشی، کار عملی، تدریس در هنر و طراحی و دانش تجربی نویسندگان آن در این سه حوزه و تخصص پژوهشی آنها شکل گرفته است. به نظر می‌رسد این کتاب بتواند تجربه‌های مشابه در فعالیت‌های پژوهشی عملی را باهم ادغام کند و با معرفی شیوه‌هایی روزآمد، به بالا رفتن سطح کیفی پژوهشگران و ایجاد رقابت بین افراد فعال در این عرصه کمک کند. نویسندگان این اثر، کرول گری و جولی ین ملینز صاحب کرسی‌های پژوهشی مدرسه هنر گری، دانشگاه رابرت گوردن، ابردین و اسکاتلند هستند. کرول استاد پژوهشی و جولی‌ین دانشیار گروه طراحی است. این دو نویسنده، تجربه‌ای طولانی در زمینه راهنمایی و داوری دوره‌های پژوهشی هنر و طراحی و ... دارند و در زمینه عملی فعالند. جولی‌ین طراح و سازنده سرامیک است و سال‌هاست که چگونگی استفاده از فناوری‌های جدید در ایجاد الگوهای جدید پیشه‌وری سنتی سرامیک را بررسی می‌کند. کرول هم در عرصه هنرهای تجسمی هنرمندی باسابقه است که با بهره‌گیری از مواد و فناوری‌های جدید اقدام به خلق آثار هنری جالبی می‌کند. برنامه‌ریزی سفر: مقدمه پژوهش در هنر و طراحی، نقشه‌برداری زمین: روش‌های زمینه‌مندسازی پژوهش، جای خود را یافتن: تعیین جهت و ترسیم موقعیت پژوهش، گشت‌وگذار: پایه‌گذاری روش تحقیق‌های مناسب، خواندن نقشه: روش‌های ارزیابی و تحلیل، گزارش سفر: تأیید دانش جدید و انتقال نتایج پژوهش، رده‌بندی ملاک‌های ارزیابی، معیارهای ارزشیابی رساله دکتری، تعریف «اصالت»، پرتفلیوی مدارک دانشجویان تحصیلات تکمیلی (بر مبنای رده‌بندی ملاک‌های ارزیابی) عناوین فصول شش‌گانه این کتاب است که در یک جمله هدفش یادگیری پژوهش است. عنوان دوم این کتاب، «بصری‌سازی پژوهش» نام دارد. همین نام‌گذاری اهمیت تفکر بصری و بصری‌سازی در فرایند یادگیری هنر و طراحی را مشخص می‌کند. کرول گری و جولی‌ین ملینز نویسندگان این کتاب، از شیوه‌های یادگیری بصری/ تجربی بهره برده‌اند. این دو، از خوانندگان کتابشان خواسته‌اند برای درک تجربه پژوهش، در صورت فراهم بودن فضا از مهارت‌های بصری خود استفاده کنند. در بخشی از مقدمه روش تحقیق در هنر و طراحی، آمده است: «کتاب حاضر درباره یادگیری است، یادگیری پژوهش. این نکته قبول عام یافته است که یادگیری در هنر و طراحی به روش تجربی انجام می‌شود. ما با کار کردن بهتر یاد می‌گیریم و با تجربه مستقیم موضوع و بازاندیشی درباره آن. ما با کار علمی با پژوهش و با تأمل در این هر دو آموزش می‌بینیم. این یادگیری فعال و بازاندیشانه رابطه پویایی میان کار علمی و پژوهشی برقرار می‌سازد. کار علمی پرسش‌هایی ایجاد می‌کند که نیازمند پژوهش است و متقابلاً پژوهش نیز بر کار علمی اثر می‌گذارد. این یادگیری در نظام تحصیلات تکمیلی صورت می‌گیرد که شامل راهبردهای آموزشی دانشجو محور و کار پروژه‌ای است. این نظام ساختار و معیارهای روشنی را برای یادگیری فراهم می‌کند.» کتاب «روش تحقیق در هنر و طراحی» در ۳۲۰ صفحه و یک‌هزار نسخه به بهای ۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان به‌تازگی از سوی انتشارات موسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری فرهنگستان هنر روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Mar 2017 08:34:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245784/یادگیری-پژوهش-روش-تحقیق-هنر-طراحی نشستی بین المللی با موضوع رسانه و جهان اسلام http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245832/نشستی-بین-المللی-موضوع-رسانه-جهان-اسلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین نشست بین‌المللی «رسانه، فرهنگ و جهان اسلام» از سوی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار می‌شود. دکتر سید جواد میری، دکتر زید احمد سخنرانی بخش اول این نشست بین‌المللی را با نام «اسلام، فرهنگ و توسعه» برعهده دارند و دکتر سید وحید عقیلی، دکتر مهدی منتظرقائم و دکتر مراد مریکان در بخش دوم که «اسلام و رسانه‌ها» نام دارد، سخنرانی می‌کنند.   این نشست، روز دوشنبه ۱۶ اسفندماه از ساعت ۱۴ تا ۱۷ در تالار گفتگو دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  برگزار می‌شود.    جامعه‌المصطفی العالمیه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و رایزن علمی ایران در مالزی در برگزاری این برنامه با انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات همکاری کرده‌اند. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Mar 2017 06:23:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245832/نشستی-بین-المللی-موضوع-رسانه-جهان-اسلام زمان، هویت و ابرقهرمان در سینمای کریستوفر نولان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245786/زمان-هویت-ابرقهرمان-سینمای-کریستوفر-نولان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیش‌تر مقاله‌های کتاب «سینمای کریستوفر نولان» بر پایدارترین دورن مایه‌های فیلم‌های نولان؛ زمان و هویت متمرکزند اما وجوه دیگری نظیر موسیقی و به‌طور کلی درون‌مایه شنیداری، چرخش نولان به سمت ژانر ابرقهرمان، تخیل و... نیز در سینمای نولان در این کتاب بررسی شده‌اند.  کریستوفر نولان (Christopher edward Nolan) در سال 1970 در لندن به دنیا آمد.  از همان کودکی علاقه‌مندی به ساخت فیلم را نشان داد و با دوربین سوپر هشتی که پدرش داشت با شخصیت‌های کوچک عروسکی شروع به فیلم‌سازی کرد. چون فرزند والدینی بریتانیایی-آمریکایی بود بخش زیادی از کودکی‌اش در رفت‌وآمد بین آمریکا و بریتانیا گذشت. وقتی در دانشگاه در رشته ادبیات انگلیسی درس می‌خواند،  فیلم‌سازی هم دنبال می‌کرد. خودش درباره دوران دانشگاه می‌گوید: «من دانشجوی خیلی خوبی نبودم اما یک چیز از دوره تحصیلم یاد گرفتم... اینکه شروع کردم به فکر کردن درباره آزادی‌های روایی که نویسنده‌ها سده‌ها از آن استفاده کرده بودند.» کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده بریتانیایی - آمریکایی است. آثار او تاکنون میلیاردها دلار فروش داشته و درزمینه‌های مختلف 26 بار نامزدی اسکار را به ارمغان آورده‌اند. او درباره علاقه‌مندی‌اش به رازداری پیرامون زندگی خصوصی  که می‌تواند به ابهام محوری فیلم‌هایش دامن بزند، می‌گوید: دلم نمی‌خواهد مردم هیچ چیزی درباره من بدانند. منظورم این است که شوخی نمی‌کنم. هر چه بیشتر درباره کسی که فیلم می‌سازد بدانید، کمتر می‌توانید فقط به تماشای فیلم‌هایش بنشینید. این احساس من است.منظورم این است که شما ناچارید تا حد معینی به تبلیغات برای فیلم تن بدهید. ناچارید این موقعیت را بپذیرید. اما من واقعاً دلم نمی‌خواهد وقتی مردم مشغول تماشای فیلم هستند، اساساً مرا در ذهنشان داشته باشند. فیلم‌های نولان تاکنون با استفاده از مفاهیم فلسفی و اجتماعی، واکاوی اخلاق انسانی و ... مخاطب را با خود همراه می‌کند. همین بهره‌گیری باعث می‌شود گاهی بیننده آثار او تا مدت‌ها درگیر فیلم نولان باشد. او بیشتر ترجیح می‌دهد فیلم‌هایش به جای فیلم‌برداری در استودیو، در مکان‌های طبیعی ضبط شوند.    چه آثار کریستوفر نولان را دوست داشته باشیم چه شهرت او را صرفاً برآمده از تبلیغات و آب و رنگ فیلم‌های او بدانیم، نمی‌توان اهمیت او در سینمای امروز را کتمان کرد. هرچند نولان اولین و تنها کارگردانی نیست که سعی کرده استقلال‌اش را در نظام هالیوود حفظ کند، جزء کارگردانان انگشت‌شماری است که با تکیه‌بر قدرت و نفوذ برآمده از استقبال طرفداران آثارشان در تلاش‌اند با آزمودن شیوه‌های جدید و بسیار پرخرج بیان در سینما درصدد انتقال معنا هستند. نولان در کشور ما نیز همچون دیگر نقاط جهان، طرفداران و مخالفان زیادی دارد بنابراین کتاب سینمای کریستوفر نولان تصور ناممکن با مجموعه  مقاله‌هایی که در خود جای داده،  می‌تواند از ابعادی که بنا به تفاوت‌های فرهنگی، از شخصیت هنری او برای ما ناگفته مانده است، پرده بردارد. نسخه اصلی کتاب سینمای کریستوفر نولان به گفته مترجمش نیوشا صدر از هفده مقاله تشکیل شده بود که حجم زیادی می‌طلبید و انتشار همه آن مقاله‌ها در یک کتاب هزینه سنگینی را در بر داشت. از این‌رو مترجم اثر، مقاله‌هایی را که  شبیه هم بودند، سیطره نظریه در آن‌ها به حدی بود که جایی برای خود فیلم باقی نمی‌گذاشت یا اشتباهات و کاستی‌هایی همراه بودند، کنار گذاشت و در نسخه منتشر شده به زبان فارسی قرار نداد. «فیلم‌شناسی نولان»، «آیا با دقت نگاه می‌کنی؟»، «رؤیاهای بزرگ‌تری داشته باش عزیز»، «بالیدن یک مؤلف از خلال نقدهای کوتاه»، «سینه فیلیا در مقیاس وسیع»، «تمثیل‌های فراگیرنده فیلم‌سازی نولان در تلقین و پرستیژ»، «قدیسان گناهکاران و تروریست‌ها»، «فانتزی نوآرپست‌مدرن یادآوری»، «تجسم تروما»، «لغزش ابرقهرمان»، «منطق بازی ویدئویی در تلقین»، «در باب کارکرد همزاد در پرستیژ کریستوفر نولان»، «شنیدن موسیقی در رؤیا» و «درباره زمان» بخش‌هایی است که در فصول یازده‌گانه این کتاب به آن‌ها پرداخته شده است.   در مقالات مختلف این کتاب متناسب با شرح مطلب، تصاویری از فیلم موردنظر به چاپ رسیده تا بتواند به خوانندگان برای یادآوری نماهایی از فیلم‌ها کمک کند. برای جلوگیری از تکرار پانوشت‌ها و تسهیل مراجعه خوانندگان به نسخه ترجمه‌شده یک جدول فیلم شناسی افزوده شده است. پی‌نوشت‌های اصلی کتاب مثل نسخه زبان اصلی در انتهای هر فصل آمده و پی‌نوشت‌های کنونی همگی مربوط به مترجم کتاب‌اند. با توجه به تخصصی بودن اصطلاحات و سنگینی عبارات علمی در کتاب‌هایی با مقالاتی ازاین‌دست، مترجم تلاش خود را برای ارائه برگردانی ساده روان و البته کم غلط به‌کار بسته است.   کتاب «سینمای کریستوفر نولان؛ تصویر ناممکن» در ۳۸۱ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت سی هزار تومان توسط نشر چترنگ منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Tue, 28 Feb 2017 05:35:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245786/زمان-هویت-ابرقهرمان-سینمای-کریستوفر-نولان ​صاحب نظریه میزانسن و کتابی که برای چاپلین نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245787/صاحب-نظریه-میزانسن-کتابی-چاپلین-نوشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آندره بازن، را سرشناس‌ترین و تأثیرگذارترین نظریه‌پرداز و منتقد فرانسوی در عالم فیلم می‌نامند. او با نوشتن سلسله مقاله‌هایی باعث ایجاد نظریه‌ای معروف به میزانسن شد. بازن به همراه ژاک دونیول والکروز نشریه کایه‌دوسینما را در سال 1951 به راه انداختند. آندره در این نشریه مقاله‌هایی نوشت که اغلب‌شان بعد از مرگ او به شکل کتاب منتشر شد. «چاپلین به روایت بازن» یکی از آن کتاب‌ها است؛ این اثر با ترجمه محمدرضا شیخی  از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است. او شیفته چاپلین بود و از روزی که وارد حوزه نقد شد از خالق شخصیت اسطوره‌ای چاپلین به‌عنوان یکی از کارگردان‌های محبوبش نام می‌برد. فرانسوآ تروفو هم علاقه زیادی به بازن داشت و خودش را فرزندخوانده او می‌نامید. فیلم‌برداری اولین فیلمش «چهارصد» ضربه را تازه آغاز کرده بود که مجبور شد بر جنازه بازن حاضر شود و برای به‌جا آوردن حق پدرخوانده‌اش، نقدهای پراکنده او را جمع‌آوری کرد. بازن برای تمام فیلم‌های مهم چاپلین به‌جز «کنتسی از هنگ کنگ» نقد نوشته بود. در سال 1972 چاپلین تمیم گرفت دوباره فیلم‌هایش را روانه بازار کند. همین خبر باعث شد ترفورو نقدهای آندره بازن درباره چارلی چاپلین را یک کاسه کند و از اریک رومر که یکی از همراهان بازن در مجله کایه دو سینما بود، بخواهد تا نقدی بر «کنتسی از هنگ کنگ» بنویسد. این کتاب حاصل همان گردآوری است که در سال 1972 انجام شد. پیش‌از این برخی از نقدهای بازن درباره سینمای چاپلین در نشریات فرهنگی ایران به‌ویژه  با ترجمه محمد شهبا در کتاب سینما منتشر شده بود اما کتاب «چاپلین به روایت بازن» تنها اثری است که تمامی نقدهای بازن درباره بزرگ‌ترین هنرمند سینما را در خود جای داده است. در این کتاب علاوه بر نقدهایی که گفته شد، فیلم شناسی چاپلین همراه با خلاصه داستان کوتاه فیلم‌هایی که در این کتاب نامی از آن‌ها برده شده، زندگی‌نامه بازن، زندگی‌نامه اریک رومر و عکس‌هایی از زندگی شخصی چاپلین  یا فیلم‌هایی اشاره شده در این کتاب  آمده است. درآمدی بر نماد شناسی چارلی، عصر سربلندی عصر جدید فراخواهد رسید، تقلیدی یا عاریه‌ای یا نابودی به خاطر سبیل، خطاب به انسان‌ها، اسطوره مسیو وردو، مسیو وردو یا قربانی راه چارلی، نه، مسیو وردو چارلی چاپلین را نکشته است!، عظمت لایم لایت، اگر چارلی نمیرد، پادشاهی نیویورک و کنستی از هنگ کنگ بخش‌های اصلی کتاب چارلی چاپلین به روایت بازن هستند و زندگی نامه آندره بازن، زندگی‌نامه اریک رومر، فیلم‌شناسی چارلی چاپلین و تصاویر پیوست‌های این کتاب‌اند. در صفحه پانزده کتاب «درآمدی بر نماد شناسی چارلی» قسمتی با نام «چارلی شخصیتی اسطوره‌ای» آمده است: «چارلی شخصیتی اسطوره‌ای است که به هر ماجرایی که با آن درگیر است احاطه دارد. چارلی در نگاه توده مردم، پیش و پس از خیابان آرام یا زائر، وجود داشته. او در نگاه صدها میلیون آدمی که روی کره خاکی زندگی می‌کنند، همچون قهرمان است، درست همان‌طور که اولیس یا رولان بی‌باک برای دیگر تمدن‌ها قهرمان بودند؛ منتها با این تفاوت که ما امروزه قهرمانان باستان را از رهگذر آثار ادبی پایان یافته می‌شناسیم؛ همان آثاری که یک بار برای همیشه ماجراها و تیره روزی های قهرمانان خود را شرح داده‌اند و رفته‌اند، حال آنکه چارلی هنوز آزاد است تا در فیلمی دیگر حضور پیدا کند. چاپلین در قید حیات، همچنان خالق و مسئول شخصیت چارلی است.» در صفحه پنجاه و پنچ این کتاب در بخشی با تیتر چاپلین مثل مولیر می‌خوانیم: «...این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد، آخرین بار هم نخواهد بود. مولیر هم قربانی همین سوء‌تفاهم است. منتقدهای هالیوودی که از اذعان به ارزش های مسیو وردو طفره می‌روند،خودشان را در مقام و مرتبه ای والا می‌بینند. واقعیت این است آن‌هایی هم که مولیر را به چوب تحقیر می‌رانند، کسانی بودند مثل ژان دولابرویر، فنلون و وووناگ که به بدنویسی متهمش می‌کردند. از او به خاطر خشن‌نویسی، استفاده از زبان بی‌نزاکت، جملات بی‌جا، ناسزاگویی، ناصحیح‌نویسی، استفاده بی‌رویه از استعاره، تکرارهای خسته کنند و سبک غیر طبیعی ایراد می‌گرفتند.» «چاپلین به روایت بازن» ترجمه محمدرضا شیخی در۱۳۱ صفحه و 1000نسخه قیمت 11هزار تومان در نشر چشمه منتشر شده است.  ]]> هنرورسانه Tue, 28 Feb 2017 05:19:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245787/صاحب-نظریه-میزانسن-کتابی-چاپلین-نوشت من رییس‌جمهور ایرانم! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245720/رییس-جمهور-ایرانم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «من رییس‌جمهور ایرانم» عنوان کتاب عکسی است با موضوع ثبت نام کاندیداهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران که توسط امیر نریمانی‌ ـ‌ عکاس خبری و مطبوعاتی‌ ـ در قطع خشتی با فرمت سیاه و سفید روانه بازار شد. این عکس‌ها در طول 5 روز مهلت قانونی نام‌نویسی ـ 17 تا 21 اردیبهشت 92ـ در ستاد انتخابات وزارت کشور ثبت شده است. «من رییس‌جمهور ایرانم» با مقدمه‌ای از امیر نریمانی آغاز و با مطالبی از «محمدمهدی رحیمیان»‏، «مهدی محسنیان‌راد» و «ابوالحسن تنهایی» با نگاهی رسانه‌ای و جامعه‌شناسی به محتوای عکس‌ها ادامه داده می‌شود. در ادامه، مقررات شرکت در انتخابات طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذکر و تصاویر با عکسی از کاندیدای ناشناس شروع و با عکسی از تریبون حاضر در وزارت کشور که محل اعلام اطلاعیه‌های ستاد انتخابات وزارت کشور بود، ادامه داده می‌شود. سپس با ارائه آماری از درصد مشارکت مردمی و تعداد آرای کاندیداهای نهایی شرکت‌کننده در فرآیند رای‌گیری، به اتمام می‌رسد. طبق آنچه مؤلف در مقدمه به آن اشاره کرده است چیدمان عکس‌ها بر اساس روز، ساعت و ثانیه حضور افراد به‌همراه معرفی کاندیداها (شامل نام، نام‌خانوادگی، سوابق، اهداف و برنامه‌هایشان) است. نریمانی تلاش کرده در کنار اطلاعات شخصی افراد و اهدافشان، اشاره‌هایی به سوابق کاندیداها به‌‌ویژه کاندیداهای شناخته شده‌تر داشته باشد، تا مخاطب نگاه دقیق‌تری به عکس‌ها داشته باشد. به‌عنوان نمونه به سخنان رییس‌جمهور وقت در مورد لنکرانی‌ـ وزیر وقت بهداشت‌ـ و به برکناری وزیر وقت امور خارجه اشاره‌ای کوتاه دارد. وعده‌های اغلب محال کاندیداهای ناشناس و حواشی پنج روز ثبت نام به جذابیت این کتاب افزوده است. حمایت از چند همسری‏، تبدیل ایران به مزرعه کشت سیب‌زمینی، کوبیدن و ساختن دوباره ایران و بازپس‌گیری کشورهایی که در گذشته از ایران جدا شده‌اند‏‎‏، در کنار وعده‌های اقتصادی، نظامی و ضدآمریکایی از جاذبه‌های دیگر این مجموعه مستند است. طبق آنچه در مقدمه آمده است، مولف تلاش کرده بدون هیچ قضاوتی و تنها در نقش راوی و شاهد بی طرف روایت‌کننده کتاب باشد. در این مجموعه تلاش شده است عکس‌ها در کنار متن همراه، مورد خوانش قرار گیرد و مخاطب اطلاعات کافی برای درک درست مفهوم عکس در اختیار داشته باشد. برخلاف اغلب کتاب‌های عکاسی که «عکس محور» هستند، در این مجموعه تلاش شده است توازنی بین عکس و متن ایجاد شود. کتاب «من رییس‌جمهور ایرانم» در 197 صفحه، شامل 96 قطعه عکس از 82 کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری، با شمارگان یک‌هزار نسخه به همت انتشارات پرگار منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Mon, 27 Feb 2017 06:50:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245720/رییس-جمهور-ایرانم کتاب سال سینما پاسخ به خلاء ارزیابی آثار سینمایی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245687/کتاب-سال-سینما-پاسخ-خلاء-ارزیابی-آثار-سینمایی  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سینمایی‌های بر خلاف  گذشته، نیاز به کتاب و منابع آموزشی و پژوهشی‌ را بیش‌تر احساس می‌کنند و بر همین اساس در خانه‌‌ سینما دست به کار شدند تا آثار منتشر شده در حوزه‌های مختلف سینما را بررسی و داوری کنند و آثار کابردی و موثر برای ارتقاء دانش نظری و علمی سینما‌گران را در این رقابت  به جامعه‌ی سینمایی و علاقه‌مندان  سینما معرفی کنند. شش دوره از این  رقابت برگزار شده است. اکبر نبوی دبیر  این دوره از جایزه کتاب سال سینمایی به پرسش‌های خبرنگار ایبنا درباره این جشنواره پاسخ داد.   تفاوت ششمین‌ دوره جایزه کتاب سال سینما با دوره‌های قبلی چه بود؟  تعداد آثار ارسالی به دبیرخانه جایزه افزایش پیدا کرد. در این دوره چهل و هفت کتاب سینمایی به دبیرخانه رسید. به دلیل افزایش کتاب‌ها، به پیشنهاد داوران کتاب‌ها به‌صورت موضوعی بررسی شد. تقسیم‌بندی در بخش‌های نظری و عملی، فیلم و فیلم‌ساز و کتاب‌های مرجع انجام شد. آثار به تفکیک تألیف و ترجمه در هر بخش بررسی شد.همچنین  جایزه ویژه سینمای ایران و جایزه ویژه هیئت داوران پس از بررسی‌ها به آثار واجد شرایط اهداء شد و در نهایت در ششمین دوره ده نویسنده و مترجم برتر معرفی و  از آن‌ها تقدیر شد.   *از نظر شما برگزاری جایزه کتاب سال سینما، موازی‌کاری با جایزه کتاب سال نیست؟  تعداد جشنواره‌های انتخاب و معرفی کتاب‌های برگزیده تر، در ایران  هشتاد میلیون نفری، اصلاً زیاد نیست. از طرفی، هیچ شباهتی میان جایزه کتاب سال سینما و جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی وجود ندارد. بنابراین به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان فعالیت این دو  جایزه را موازی دانست. جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی گستردگی زیادی دارد، شاخه‌های گوناگون از علوم مختلف را در بر می‌گیرد و مأموریت منحصربه‌فردی دارد؛ در حالی که هدف جایزه کتاب سال سینما به‌طور اختصاصی انتخاب و معرفی آثار ترجمه و تالیف در حوزه‌ی سینما برای رشد علمی و گسترش مفاهیم کاربردی سینمای ایران است. ما  در شش دوره رقابت همین هدف را دنبال کرده‌ایم. *ارزیابی شما از تاثیر‌گذاری جایزه کتاب سال سینما در حوزه‌ی دانش نظری و عملی سینما چیست؟ بعد برگزاری اولین دوره جایزه کتاب سال سینما با نگاهی به آمار شاهد، آغاز رشد کمی و کیفی در این عرصه بودیم. در ششمین دوره جایزه شاهد افزایش شمار کتاب‌های تألیفی و ترجمه درباره سینمای ایران و جهان بودیم. همچنین جایزه کتاب سال سینمایی، در دامن زدن به  شور و نشاط میان فعالان کتاب سینما و ایجاد شوق و انگیزه در جامعه ناشران و نویسندگان و مترجم‌های این عرصه موثر بوده است. به نظرم جایزه کتاب سال سینما برای پاسخ گفتن به خلائی  موجود در ارزیابی و بررسی کتاب‌های این حوزه کارش را آغاز کرد. برگزاری این برنامه از سوی خانه سینما اتفاق مبارکی است؛ صنوف متعدد سینمایی به آثار مکتوب روزآمد و کاربردی احتیاج دارند.   برنامه‌ای برای همکاری، با موسسه‌ی خانه کتاب در برگزاری جایزه کتاب سال سینما دارید؟ در دوره پنجم و ششم که من دبیر جایزه کتاب سال سینما بودم، ارتباط و همکاری بین خانه سینما و خانه کتاب در برگزاری این جایزه نداشته است.  آیا به برقرار این ارتباط بی‌علاقه بودید؟  خیر. اگر این همکاری اتفاق می‌افتاد به‌طورقطع این برنامه بهتر برگزار می‌شد. شاید بتوانم غفلت را مهم‌ترین عامل در برقرار نشدن این ارتباط بدانم. شاید اگر  شخص من در این زمینه تمرکز بیش‌تری داشتم، به سراغ عزیزان در خانه کتاب می‌رفتم و برای برگزاری جایزه کتاب سینما به خانه کتاب، پیشنهاد همکاری می‌دادم.  ملاک و معیار شما در فراینده برگزاری و داوری جایزه کتاب سال سینما چه هست؟ نکته مهمی که در طول دوره‌های مختلف به‌عنوان مبنای کار در برگزاری جایزه کتاب سال سینما در نظر گرفته‌ایم، توجه به وجوه کاربردی آثار در بخش‌های مختلف است. خانه سینما داوران را از میان فعالان عرصه‌های مختلف سینمایی انتخاب می‌کند تا آثار را متناسب با نیازهای جدی و بنیادین سینما، بررسی کنند. ممکن است در جشنواره‌ای وجوه تخصصی کتابت در اولویت قرار بگیرد و بحث کاربردی آن در اولویت بعدی باشد درحالی که در حوزه کتاب‌های عملی و نظری وجوه کاربردی برای‌مان از دیگر جنبه‌ها مهم‌تر است. همه داروان ششمین دوره جایزه کتاب سال سینما از نویسندگان شناخته‌شده در عرصه کتاب‌های سینمایی هستند و با الزام‌های نگارش کتاب باکیفیت، به خوبی آشنا هستند. نمی‌توان گفت در انتخاب آثار وجوه نگارشی بی‌اهمیت بوده است. اگر خانه کتاب اعلام آمادگی کند و به همکاری با خانه سینما علاقه‌مند باشد و به دنبال ایجاد تغییرات بنیادین در ریل‌گذاری مجدد نباشد؛ خانه سینما به‌طور حتم از حضور عزیزان خانه کتاب در برگزاری دوره‌های بعد استقبال می‌کند. خانه سینما در سال جدیدی برنامه‌های مفصلی در حوزه کتاب برگزار خواهد کرد بنابراین قطعاً به همکاری دوستان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیاز دارد. در خانه سینما نشست‌های متعددی در حوزه کتاب برنامه‌ریزی‌شده  و امیدواریم به زودی اجرا شود.     ]]> هنرورسانه Sun, 26 Feb 2017 07:59:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245687/کتاب-سال-سینما-پاسخ-خلاء-ارزیابی-آثار-سینمایی راهیابی ۲۰۸ اثر به مرحله نهایی داوری جشنواره کارتون کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245708/راهیابی-۲۰۸-اثر-مرحله-نهایی-داوری-جشنواره-کارتون-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب با استقبال شرکت‌کنندگان داخلی و خارجی به سومین دوره برگزاری خود رسید. طی این دوره ۲۱۳۰ اثر از سوی ۷۸۳ هنرمند از ۷۴ کشور جهان به دبیرخانه جشنواره ارسال شد. ۷ کشور برتر از لحاظ شمار آثار و شرکت‌کنندگان پس از ایران به ترتیب کشورهای ترکیه، اندونزی، برزیل، هند، صربستان و اوکراین بوده‌اند. با انجام مرحله نخست داوری از سوی هیئت انتخاب آثار، از میان ۲۱۳۰ اثر رسیده ۲۰۸ اثر به مرحله داوری نهایی راه یافتند و به‌زودی آثار برگزیده به دبیرخانه جشنواره معرفی خواهند شد. مراسم اختتامیه سومین دوسالانه کارتون کتاب ۱۷ اسفندماه با حضور سفرا و نمایندگان فرهنگی کشورهای شرکت‌کننده و نیز هنرمندان و داوران بین‌المللی برگزار خواهد شد. ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 26 Feb 2017 07:09:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245708/راهیابی-۲۰۸-اثر-مرحله-نهایی-داوری-جشنواره-کارتون-کتاب برگزیدگان ششمین جایزه کتاب سال سینمایی معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245641/برگزیدگان-ششمین-جایزه-کتاب-سال-سینمایی-معرفی-شدند  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ششمین دوره جایزه کتاب سال سینمای ایران ۶ اسفند ازساعت ۱۷ در تالار زنده‌یاد سیف‌الله داد خانه سینما برگزار شد.   در این آیین، سیروس الوند، اصغر یوسفی نژاد، سید رضا میرکریمی، علیرضا تابش، محمدحسن خوشنویس، بزرگمهر رفیعا، مسعود مهرابی، سیدمحسن هاشمی، محمدرضا اصلانی، محسن شاه ابراهیمی، حمیدرضا مدقق، علیرضا شجاع نوری، محمدعلی سجادی، پیام خسرو دهکردی، پدرام اکبری، کاوه ایمانی، امیر فرض الهی، محمدعلی حسین نژاد، همایون اسعدیان، مازیار میری ، حسین ترابی، هوشنگ گلمکانی، محمد سریر، اکبر عالمی، جلیل فرجاد، مصطفی خرقه‌پوش، عبدالرضا اکبری، اعضا و هیئت‌مدیره خانه سینما و علاقه‌مندان حوزه کتاب و سینما حضور داشتند.  اکبر نبوی دبیر ششمین دوره جایزه کتاب سال سینما با بیان افزایش شمار کتاب‌های شرکت‌‌کننده در این دوره از رقابت نسبت به سال گذشته، گفت: در جایزه دوره ششم  چهل و هفت  اثر به دبیرخانه ارسال شد وهیات داوران کتاب سال سینما آقایان محمد بزرگ‌نیا، شهرام جعفری‌نژاد، محمد شهبا، محمد گذرآبادی و مسعود نقاش‌زاده در طول چهار ماه  کتاب‌ها را  بررسی کردند. وی افزود: هیئت‌داوران پیشنهاد کردند کتاب‌ها به‌صورت موضوعی بررسی شود البته قبل از این دوره به ویژه در دوره چهارم تقسیم‌بندی موضوعی کتاب‌ها از سوی هیئت داروان پیشنهاد شده بود اما انجام داوری به این نحو، تا دوره اخیر به تعویق افتاد. در‌نهایت بررسی موضوعی کتاب‌ها در دوره ششم باعث افزایش تعداد جوایز در قیاس با دوره‌های قبلی شد. عضو هیئت‌ داوران جشنواره سی و پنجم فیلم فجر، ادامه داد: جوایز کتاب سال سینما در دوره‌های قبل در دو بخش مباحث نظری و عملی اعطاء می‌شد اما امسال  بخش‌های فیلم و فیلم‌ساز و  کتاب‌های مرجع، به این جوایز افزوده شده است. در این دوره، جایزه ویژه هیئت‌ داوران و جایزه ویژه سینمای ایران نیز به برگزیدگان اعطا می‌شود. نبوی با اشاره به رشد و گسترش کتاب‌های سینمایی در کشور گفت: راه‌اندازی و تداوم جایزه کتاب سال سینما، رشد کیفی و کمی کتاب‌های تألیفی و ترجمه‌شده درزمینه سینما را در پی داشته و باعث ایجاد شوق و انگیزه در دل ناشران فعال در این حوزه شده است. آن‌ها با وجود جایزه کتاب سال سینما احساس می‌کنند حاصل یک سال زحمتشان مورد توجه قرار می‌گیرد و نهادی هست که برای این تلاش‌ها قدردان آن‌ها خواهد بود‌.   پس از خواندن بیانیه هیئت‌داوران ششمین دوره کتاب سال سینما توسط حمید بزرگ نیا،  محمد گذرآبادی، دکتر محمد شهبا و دکتر مسعود نقاش زاده دیگر اعضای هیئت داروان در کنار بزرگنیا ایستادند تا جوایز برگزیدگان را اهداء کنند. هدهد زرین و لوح افتخار در قسمت تألیفی بخش فنون عملی، به کتاب «مفاهیم و تکنیک‌های فیلم‌برداری» تالیف  محمد رحیمی نشر ساقی تعلق گرفت. در قسمت ترجمه نیز،  هدهد زرین و لوح افتخار به کتاب «مکالمات والتر مرچ» نوشته مایکل انداج با ترجمه مصطفی خرقه‌پوش و الهه صالح  نشر چشمه اهدا شد. هدهد زرین و لوح افتخار قسمت تألیف در بخش فیلم و فیلم‌ساز، به سعید عقیقی نویسنده کتاب «زیر پوست قصه‌ها» انتشارات روزنه، رسید. در قسمت ترجمه این بخش، هدهد زرین و لوح افتخار به سهراب مهدوی برای ترجمه کتاب «سر کلاس با کیارستمی» نوشته پال کرونین نشر نظر، تعلق گرفت. در بخش مباحث نظری، جایزه قسمت تألیف به احمدرضا معتمدی نویسنده کتاب «فلسفه فیلم» که انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، رسید. لوح افتخار و هدهد زرین قسمت ترجمه در این بخش به  «کتاب معماری تصویر» اهدا شد. در بخش کتاب مرجع، جایزه به قسمت تألیفی به «کتاب‌شناسی سینما» نوشته اصغر یوسفی‌نژاد تعلق گرفت. این اثر از سوی انتشارات روزنه کار به چاپ رسیده است. هدهد زرین و لوح تقدیر ترجمه در این بخش به نوید پورمحمدرضا و نیما عیسی‌پور به خاطر ترجمه کتاب «شهرها و سینما» نوشته باربارا منل تعلق گرفت. که نشر بیدگل آن را روانه بازار کتاب ایران کرده است. شاهسواری اظهار کرد: در روزگار کنونی، نظر فراوان است و به دلیل گسترش اطلاعات، امکان انتقال سریعِ نظرات فراهم شده است اما هنوز صاحب‌نظر شدن دشوار است و برای رسیدن به جایگاه صاحب‌نظری باید از راه‌های پرپیچ‌وخم گذر کرد. او ادامه داد: در جهان دیروز، امروز و فردا بدون نظریه، نه می‌توان زیست و نه امکان زیست بدون نظریه وجود دارد اما ممکن است توهم دانایی به اشتباه با نظریه داشتن جا به جا شود که باعث بروز اتفاقات ناگواری خواهد شد. خدا نکند دچار توهم دانایی و توانایی شویم و فکر کنیم یک تنه می‌توانیم جهان را تغییر بدهیم چون این نگاه باعث رادیکالیزم در نظر می‌شود. بر این اساس است که عده‌ای اصرار دارند جهان همان‌طور است که آن‌ها می‌بینند. رشد سینمای ایران از نظر محتوایی، زیر ساختی، ارتباط با مخاطب و گردش مالی اش مدیون حلقه دانایی و توانایی است که فعالان در حوزه کتاب بخش مهمی از آن هستند. فعالان سینما هم محصول اندیشه همین گروه ت را بر می دارند و هزینه می کنند و به تولید می رسانند. این تهیه کننده با اشاره به لزوم وجود امید برای ادامه حیات سینما، اظهار کرد: تا وقتی خلاقیت هست، ناامیدی راه به جایی نمی‌برد و  ناامیدان کسانی هستند که دیگر امکان  خلاقیت ندارند یا اساسا درحوزه خلاقیت قدم نزده‌اند که نا‌امید شده‌اند.  پس از سخنان مدیرعامل خانه سینما، ابراهیم مختاری، محمدرضا مویینی، اکبر نبوی و منوچهر شاهسواری برای اهداء دو جایزه پایانی کتاب سال سینما در دوره ششم روی صحنه ایستادند. با اعلام منصور ضابطیان مجری برنامه، جایزه ویژه سینمای ایران به بهزاد رحیمیان برای نگارش کتاب «رویای صادقانه» نشر نظر تعلق گرفت و جایزه ویژه هیئت‌داوران هم به احمد ضابطی جهرمی به خاطر نوشتن کتاب «تکنیک‌های تدوین» اهداء شد که از سوی انتشارات صداوسیما روانه بازار کتاب شده بود. در پایان محمود بهمن‌پور، مدیر عامل نشر نظر به خاطر فعالیت مستمر و جدی در زمینه سینما به عنوان ناشر برگزیده ششمین دوره جایزه کتاب سال سینما انتخاب شد.   ]]> هنرورسانه Sat, 25 Feb 2017 07:33:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245641/برگزیدگان-ششمین-جایزه-کتاب-سال-سینمایی-معرفی-شدند نمایشنامه‌ «مهرداد» تصویرگر عشقی امکان‌ناپذیر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245397/نمایشنامه-مهرداد-تصویرگر-عشقی-امکان-ناپذیر به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به‌تازگی نمایشنامه «مهرداد» نوشته ژان راسین با ترجمه قاسم صنعوی از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.   ژان راسین، کورنی و مولیر سه درام‌نویس برتر قرن هفدهم در فرانسه هستند. نام راسین بیش‌تر به دلیل نوشتن تراژدی‌هایش شهرت دارد اما یک کمدی نیز از او به یادگار مانده است.   راسین سال ۱۶۳۹ در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و پدربزرگ و مادربزرگش او را بزرگ کردند. با مرگ پدربزرگش، راسین ۱۰ ساله و مادربزرگش به صومعه پورت رویال رفتند و ژان راسین در مدارس کوچک آنجا تعلیم داده شد. همان‌جا بود که یونانی و لاتین را آموخت و در زمینه ادبیات آموزش گسترده‌ای را تجربه کرد. در سال ۱۶۶۴، با نوشتن شعری در مدح لویی چهاردهم به دربار راه یافت و از خزانه برایش مستمری تعیین شد.   اولین نمایش‌نامه موفق او اسکندر بزرگ نام داشت که سال ۱۶۶۵ مولیر و بازیگرانش آن را روی صحنه بردند. برادران دشمن، اسکندر بزرگ، آندروماک، مدافعان، بریتانیکوس، برِنیس، بایزید، ایفی ژِنی، فِدر، اِستر و آتالی از جمله دیگر آثار اوست.   «مهرداد» از مشهورترین تراژدی‌های ژان راسین است. این نمایشنامه تراژدی شاهی است که از رومیان شکست خورده و دو پسرش عاشق مونیم یعنی زنی شده‌اند که او قصد دارد به همسری خود درآورد.    از ویژگی‌های نمایش‌نامه‌های ژان راسین این است که نیرویی کشنده شور و عشق را تا از پای درآوردن بیننده پیش می‌برد. سرنوشت قهرمانان داستان در نمایشنامه‌های راسین یا رستگاری است یا هلاک. در آثار او اگر قهرمان مورد رحم الهی قرار بگیرد نجات پیدا می‌کند و اگر این چنین نشود، از میان می‌رود. اندیشه‌های آیین ژانسنیوس که راسین در کودکی در پورت رویال بر اساس آن پرورش یافته، در سرنوشت شخصیت‌های نمایشنامه‌های او مهم‌ترین تاثیرگذاری را داشته و همین موضوع باعث شده تا سرنوشتشان غیر قابل تغییر باشد و از تولد محکوم به پذیرش آن باشند.   نمایشنامه مهرداد هم درست مثل دیگر آثار راسین داستانی با حادثه‌ای ساده و روشن است که شور و عشق قهرمانان آن را جذابیت می‌دهد و ماجرای زوجی بی‌گناه را به تصویر می‌کشد که دچار عشق امکان‌ناپذیری شده‌اند.   مونیم (قهرمان زن داستان) و زیفارس (یکی از فرزندان مهرداد) از سال‌ها قبل عاشق و دلباخته یکدیگر شده‌اند اما مهرداد به فکر افتاده تا مونیم را در میان همسران خود قرار دهد. سیر هنرمندانه این نمایشنامه با بیم و امیدی همزمان همراه است. ابتدا خبر دروغین مرگ مهرداد، این دو دلباخته را برای رسیدن به هم امیدوار می‌کند اما مهرداد سالم و سلامت بازمی‌گردد و وقتی نگاه‌های مونیم و زیفارس را به یکدیگر می‌بیند، تصمیم می‌گیرد با نقشه‌ای این دو را از میان بردارد. بنابراین به مونیم پیشنهاد می‌کند اگر به زیفارس دل‌بسته است، بگوید تا آنها را در وصال به هم یاری کند اما این گفتار دامی برای گرفتار کردن این دو است.   در صفحه ۲۰۹ در بخش پایانی این نمایشنامه می‌خوانیم:   «مرداد: بانو، کار از کار گذشته است و زندگی من به‌پایان رسیده. پسرم، به خود بیندیشید؛ از این توقع که بتوانید در برابر آن‌همه دشمن از خود دفاع کنید بپرهیزید.   دیری نخواهد گذشت که رومیان به خشم آمده، از ننگ خود از هر سو بیایند تا در اینجا به شما هجوم آوردند.   مجالی را که گریزشان به شما می‌دهد برای مراقبت از گور من-که شما را از آن معاف می‌دارم- تلف نکنید؛ آن انبوه رومی بی جان، پراکنده در صد فرسنگ، برای خاکسترم کافی است و به آن افتخار می‌بخشد.   برای مدتی نام و زندگی‌تان را پنهان بدارید. بروید. خود را مصون بدارید...   زیفارس: من، سرور، بگریزم! اینکه فارناس بی بادافره مانده، رومیان پیروزمند در آینده نزدیک احساس نکنند که... مهرداد: نه، شما را از این کار باز می‌دارم. دیر یا زود فارناس باید نابود شود؛ کار عذاب او را به رومیان واگذارید ولی احساس می‌کنم توان و کلامم به ضعف می‌گراید، احساس می‌کنم که جان می‌سپارم.»   «مهرداد» نوشته ژان راسین با ترجمه قاسم صنعوی در ۳۱۲ صفحه و شمارگان یک هزار نسخه به بهای ۲۵ هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 18 Feb 2017 06:30:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245397/نمایشنامه-مهرداد-تصویرگر-عشقی-امکان-ناپذیر برگزیدگان پانزدهمین جایزه داستان صادق هدایت معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245400/برگزیدگان-پانزدهمین-جایزه-داستان-صادق-هدایت-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از بنیاد صادق هدایت، در این مراسم که در صد و چهاردهمین سالروز تولد صادق هدایت برگزار شد از برگزیدگان این مسابقه داستانى تقدیر شد.   جهانگیر هدایت، برادرزاده صادق هدایت و رییس بنیاد هدایت طى سخنانى از رسیدن دو هزار 650 داستان به این دوره از مسابقه خبر داد و گفت: طى این 15 سال، داستان‌هاى بسیارى از اقصى نقاط جهان به دست ما رسید که در این دوره نیز یکى از نفرات برتر از کشور هلند است.   در این مراسم سه نفر به‌عنوان نفر دوم معرفى شدند و لوح صادق هدایت را دریافت کردند.   نفرات دوم پانزدهمین مسابقه داستان هدایت، حمیده شفیعى با داستان «تیک‌هاى تنها»، سحر رفیع با داستان «آنها» و مرتضى فرجى با داستان «خاکستر برف» بودند.   نفر اول مسابقه داستان هدایت در پانزدهمین دوره، «پویا منشى‌زاده با داستان «پل معلق» بود که به دلیل سکونت در کشور هلند نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند.   گفتنى است در این مراسم از کتاب «آثار نایاب صادق هدایت» که توسط نشر چشمه و به کوشش جهانگیر هدایت گردآورى شده بود، نیز رونمایى شد. ]]> هنرورسانه Sat, 18 Feb 2017 06:06:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245400/برگزیدگان-پانزدهمین-جایزه-داستان-صادق-هدایت-معرفی-شدند خطِ نت در ثبت دقیق موسیقی ایرانی، ناتوان است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245241/خط-نت-ثبت-دقیق-موسیقی-ایرانی-ناتوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به کنکاش پیرامون وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. ساسان فاطمی، منتقد، محقق و استاد دانشگاه در رشته موسیقی یکی از صاحب‌نظرانی است که در این پرونده ما را همراهی کرده است. این محقق که مدرک دکترای موسیقی‌شناسی قومی را از دانشگاه پاریس دریافت کرده است، کتاب‌های ارزشمندی درزمینه موسیقی در ایران نگاشته است. «جشن موسیقی در فرهنگ‌های شهری تهران» تازه‌ترین کتاب پژوهشی اوست که در جشن خانه موسیقی به‌عنوان اثر برتر برگزیده شد. شرح گفت‌وگوی ایبنا با او را با محوریت کتاب‌ها و نغمه‌نگاری موسیقی ایرانی  در ادامه می‌خوانید: عبدالقادر مراغه‌ای که به احتمال اولین کسی است که در تاریخ موسیقی ایران نگارش نغمه‌های موسیقی را انجام داد ، با چه خطی موسیقی ایرانی را نت‌نویسی کرده است؟ با حروف الفبا و عدد نوشته شده‌اند. با حروف الفبا مؤلفه ملودیک را می‌نوشتند و با عدد هم مؤلفه ریتمیک را. آیا کتابت موسیقی در ایران قبل از کشورهای غربی آغاز شده است؟ خیر. عبدالقادر در قرن هشتم و نهم هجری می‌نوشته که مصادف با قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی بوده است. اگر بخواهیم این‌گونه به موضوع نگاه کنیم و عقب‌تر برویم، یونانی‌ها خیلی قبل‌تر می‌نوشتند. بحث زودتر و دیرتر نیست چون اساساً چنین مسابقه‌هایی در تاریخ بی‌معناست. چرا جریان نگارش کتاب در موسیقی ایران بعد از عبدالقادر ادامه پیدا نکرد؟ ضرورتی نداشت. همان موقع هم، فقط برای ارائه نمونه و مثال در نوشته‌های تئوریک بود که از خط نت استفاده می‌کردند. هیچ خط نتی نمی‌توانست موسیقی ایرانی را دقیقاً ثبت کند. ببینید این‌طور نبود که یک نفر به فکرش رسیده باشد و خط را ابداع کند و فرد دیگری به فکرش نرسیده باشد. وقتی موسیقی اروپایی به ابداع خط می‌رسد، آن خط به‌قدری ناقص است که محدود است به خطوطی برای ثبت انحنای ملودی، آن‌هم به‌صورت خیلی تقریبی. از زمانی که این نوع خط را به‌تدریج به خط نت فعلی تبدیل کردند، یعنی با نقطه و خط حامل سروکار پیدا کردند، ماهیت موسیقی آنها بر اساس خط تغییر کرد. هیچ‌کس به این موضوع توجه ندارد. ماهیت موسیقی را بر اساس خط تغییر دادند وگرنه آن خط به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست موسیقی‌ای را که آن موقع اجرا می‌شد، به‌صورت دقیق نشان دهد. این یک مبحث پیچیده و طولانی است و من اینجا وارد جزئیاتش نمی‌شوم، فقط این را گوشزد می‌کنم که موسیقی غربی، ماهیت خود را بر اساس خطی که ابداع کرد تغییر داد و خود را با خط منطبق کرد. فرهنگ‌های موسیقاییِ دیگر علاقه‌ای به این نداشتند که ویژگی سیالیت را از موسیقی حذف کنند. به همین خاطر هیچ‌وقت نمی‌توانستند خطی ابداع کنند که منطبق با آن باشد. به همین دلیل هم خط موسیقی غربی به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند به‌صورت تمام و کمال، موسیقی ایرانی را منعکس کند. کتاب‌های ردیف دستگاه‌های موسیقی ایرانی  به شیوه‌ی واحد نت‌نگاری و روش‌های آموزشی یکسان تألیف نشده‌اند.  یکسان‌سازی و ایجاد مرجعی واحد در این زمینه می‌تواند به بهبود کیفی این آثار  کمک کند؟ یکسان‌سازی همیشه برای این نوع موسیقی‌ها خطرناک است. یکی از ایرادات آموزش‌های اخیر، این بوده که فقط به یک مرجع ارجاع داده شده و مثلاً فقط ردیف میرزا عبدالله تدریس شده است. یک ردیفه کردن موسیقی کلاسیک ایرانی از یک طرف می‌تواند کمکی برای آموزش و راحت‌تر کردن یادگیری دستگاه‌ها و مقام‌ها باشد ولی از طرف دیگر می‌تواند لطمه بزند، به این خاطر که قدرت خلاقیت و ابتکار هنرجو را می‌گیرد. هنرجوی موسیقی ایرانی مثل هنرجوی نوازندگی موسیقی غربی نیست که صرفاً یک رپرتوار را اجرا کند. او باید خلق کند. باید خودش بتواند حین اجرا اتفاقات تازه خلق کند؛ البته در چارچوب همان سیستم باید این کار را انجام دهد. یکسان‌سازی یا ارجاع به یک مرجع واحد همیشه این مشکل را دارد که جلوی حرکت را می‌گیرد. یعنی نه‌تنها قابلیتِ خلاقیت و آفرینندگی را در هنرجو پرورش نمی‌دهد بلکه حتی مانع او می‌شود. در مجموع، حرکتی که باعث شود یک مرجع درست کنیم، یعنی استانداردسازی کرده‌ایم. استانداردسازی خلاف روند حرکت طبیعی موسیقی کلاسیک ایران است. البته موسیقی‌های عربی و ترکی هم وضعیت مشابهی دارند.    شائبه سرقت در موسیقی ردیف دستگاهی ایران از طرف  آذربایجانی‌ها  صحت دارد؟ این برخوردها که در مورد موسیقی آذربایجان و موسیقی ایران می‌شود، برخوردهای غلطی است. نه موسیقی آذربایجان از موسیقی ایران سرقت کرده و نه بالعکس. اصلاً مسئله سرقت و حتی مسئله تأثیرپذیری هم مطرح نیست. یک فرآیند تاریخی در شکل گرفتن موسیقی دستگاهی در ایران در زمان قاجار و شکل گرفتن موسیقی مقامی در قره‌باغ آذربایجان وجود دارد؛ یعنی شکل‌گیریِ بازمانده آنچه که می‌توانیم موسیقی کلاسیک ایرانی بعد از دوره صفویه بدانیم، در دوره افشاریه و زندیه با افول مواجه شد و بعد در دوره قاجار مصادف با قرن نوزدهم میلادی دوباره حیات پیدا کرد. این مسئله را باید به این شکل دید که موسیقی ایران و آذربایجان یک تنه واحد بوده که در ایران و قره‌باغ آذربایجان به شکل‌های مختلف «بازکلاسیک‌سازی» شده؛ یعنی دوباره مدون شده است. به یک شکل در دربار قاجار و به شکلی دیگر در قره‌باغ آذربایجان این بازکلاسیک‌سازی صورت گرفته است. طبیعتاً چون تنه واحد بوده، مقام‌ها، دستگاه‌ها و ملودی‌های مشترک فراوان بین این دو موسیقی وجود دارد. خود آذربایجانی‌ها به‌خصوص فریدون شوشینسکی در کتاب «تاریخ موسیقی آذربایجان» تأکید دارد که در طی مدون شدن موسیقی در قره‌باغ، موسیقی‌دان‌های آذربایجانِ ایران دائم به باکو و قره‌باغ دعوت می‌شدند و در محافل آنها شرکت می‌کردند. طبیعتاً آنها هم با خود چیزهایی به آنجا می‌بردند و هم در بازگشت با خودشان چیزهایی می‌آورده‌اند. یعنی یک مراوده و تعامل بین این دو مرکز مهم مدون کردن موسیقی، علاوه بر آن واقعیت که دو موسیقی از تنه واحدی بوده‌اند، هم وجود داشته است. قره‌باغ آذربایجان و تهران ایران در دوره قاجاریه، دو مرکز برای مدون کردن بازمانده موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌اند که از اواخر دوره صفوی دچار افول می‌شوند. این دو مرکز به دو شکل مختلف، این بازمانده موسیقی کلاسیک را بازکلاسیک سازی و مدون می‌کنند و به همین دلیل مشترکات زیادی دارند بنابراین هیچ صحبتی از سرقت نباید مطرح شود. این صحبت‌ها کاملاً غیر علمی و غیر منطقی است.   چرا عده‌ای به یک کنسرواتوار در باکو استناد می‌کنند و از کتاب‌هایی یاد می‌کنند که ظاهراً قدمتشان مربوط به بیش از یک قرن پیش هستند و در دانشگاه‌های آذربایجان به آنها رجوع می‌شود درحالیکه ما چنین کتاب‌هایی را با این قدمت در اختیار نداریم؟ من در آذربایجان بوده‌ام و می‌دانم که این دروس به‌صورت کاملاً شفاهی تدریس می‌شوند، مخصوصاً برای آواز که اصلاً چیز مکتوبی وجود ندارد. اتفاقاً آن‌قدری که در ایران منبع مکتوب وجود دارد، در کشورهای همسایه و هم‌فرهنگ ما وجود ندارد. آنها یک مقدار تکنیک‌های آموزش سازها را از تکنیک‌های غربی گرفته‌اند و بر اساس آنها آموزش می‌دهند اما وقتی که صحبت از محتوای مقام‌ها می‌شود، همه‌چیز شفاهی است و من ندیده‌ام که آنها از روی نت بزنند. ما در ایران به صحبت‌های استادانی همچون آقای دوامی رجوع می‌کنیم و سند مکتوبی برای توضیح درباره ردیف موسیقی ایرانی وجود ندارد. کتاب‌ها معمولاً در آموزش تأثیری ندارند. این موارد مبانی تئوریک هستند و در آموزش عملی تأثیری ندارند. در حوزه آموزش عملی در ایران کتاب‌هایی که به چاپ رسید و ردیف‌های مختلفی که مکتوب شد، یک سیستم دیگر را پدید آورد اما در آذربایجان اصلاً چیزی به نام ردیف، به این شکلی که ما از آن صحبت می‌کنیم، وجود ندارد. اخیراً تحت تأثیر موسیقی ایران، «مالک منصوراف» مجموعه‌ای اجرا کرده که درواقع نگرش ردیفی است. این نگرش ردیفی، مدون، استانداردشده و تثبیت‌شده از ایران به آذربایجان رفته است؛ نگرشی که تا دیروز وجود نداشت و مالک منصوراف به تأسی از ایرانی‌ها چنین کاری کرده است. امروزه در کتابخانه های کشورهای غربی آثار مکتوب متعددی از موسیقی های قرن‌های گذشته میلادی پیدا می‌شود اما چنین آثاری در مورد موسیقی ایرانی وجود ندارد. چرا؟ تفاوت بنیادین، تنها بین ما و اروپا نیست بلکه بین اروپا و تمام دنیاست. ما در این موضوع منحصربه‌فرد نیستیم که بخواهیم فقط خودمان را با اروپا مقایسه کنیم. هیچ فرهنگ دیگری به اندازه اروپا، تاریخ موسیقی مدون و مستند ندارد و نمی‌تواند هم داشته باشد چون نگرشی متفاوتی به موسیقی داشته است. اروپایی‌ها از قرن نهم میلادی، سندهای مکتوب از موسیقی خود دارند و ما می‌توانیم آنها را اجرا کنیم. حالا بعضی از فرهنگ‌ها مانند فرهنگ عثمانی، یک سری اسناد مکتوب از قرن هفدهم میلادی دارند که آنها را هم کسانی مثل کانتمیر که مولداو بوده یا بوبوفسکی که لهستانی‌الاصل بوده، به نت درآورده‌اند. آنها بعداً سیستم‌های نت‌نگاری هم اختراع کردند و بعضی از آثار موسیقایی مربوط به آن زمان را به نت درآوردند. به همین دلیل ما می‌توانیم آثار قرن هفدهم عثمانی را اجرا کنیم ولی در جاهای دیگر حقیقتاً چنین چیزی وجود ندارد یا به‌ندرت دیده می‌شود. مثلاً یک سری نت‌ها در کتاب‌های عبدالقادر یا کتاب صفی‌الدین ارموی داریم که برای آموزش نوشته شده است. ما این منابع را به‌صورت پراکنده داریم ولی مورد مشابه اروپا در هیچ کجای دنیا دیده نمی‌شود.   ]]> هنرورسانه Mon, 13 Feb 2017 05:05:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245241/خط-نت-ثبت-دقیق-موسیقی-ایرانی-ناتوان ​بوطیقای گسست در مجله سینما و ادبیات http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245080/بوطیقای-گسست-مجله-سینما-ادبیات به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شماره ۵۷ و ۵۸ مجله سینما و ادبیات منتشر شد.   بخش کتاب این شماره پرونده‌ای درباره کتاب «بوطیقای گسست، سینمای اصغر فرهادی» را در خود جای‌داده است. نوید پورمحمدرضا در بخش ابتدایی این پرونده گفت‌وگویی با عنوان زندگی روی گسل‌ها با مازیار اسلامی انجام داده است. سارا دهقان در ادامه یادداشتی بر کتاب «بوطیقای گسست، سینمای اصغر فرهادی» نوشته است. بوطیقای گسست، چگونه کار می‌کند، عنوان قسمت بعدی این پرونده است.   گفت‌وگوی حسن میرعابدینی با محمدرضا گودرزی، نقدی بر رمان «چه کسی بود صدا زد بنجی» نوشته: محمدرضا گودرزی، گربه‌های مدرسه اخوت و شیوا مقانلو و نگاهی به کتاب «ونگ کار_ وای: مجموعه مقالات» دیگر عناوینی است که در بخش نقد کتاب شماره ۵۷ و ۵۸ مجله سینما و ادبیات آمده است.   در بخش شعر و داستان، چهار شعر از رنه شار، خم رود، خانه عروسک و چگونه از سه نقطه استفاده کنیم، آمده است.   بخش ادبیات این شماره، قسمت‌های چون طبقه‌ها فروریختند، بازنمایی طبقات اجتماعی در ادبیات داستانی در نشست پروین سلاجقه، شیوا ارسطویی، امین حسینیون، آیینه رمان و جامعه، حاشیه‌ای بر رئالیسم سوسیالیستی، ظهور و افول دهقانان در ادبیات داستانی معاصر و ... را در بر می‌گیرد. گفت‌وگو با ماری تریز عبدالمسیح در بخش رمان عربی و دانلد ترامپ از چشم رمان‌نویس در بخش هیروگلیف عناوین جذاب دیگری هستند که در این شماره آمده‌اند.   در بخش مطالب آزاد، سینما و رمان نوشته مانوئل پوئینگ با ترجمه عبدالله کوثری آمده است.   بخش سینمای جهان این شماره هم پرونده‌ای درباره ژان لوک گدار را در خود جای‌داده است. زندگی و آثار گدار با نگاهی به گوشه‌های تاریخ سینمای فرانسه، گفت‌وگوی گاوین اسمیت با ژان لوک گدار، سیاست گدار پیش از دوره فیلم‌های سیاسی‌اش، الاهیات تصویر و تاریخ‌های سینما، گفت و گی ژان لوک گدار و مارک دوراس، واکاوی آنتاگونیسم با نگاهی به فیلم تحقیر و ... بخش‌های مختلف این پرونده را تشکیل می‌دهد.   شماره ۵۷ و ۵۸ مجله سینما و ادبیات با صاحب‌امتیازی و مدیریت مسئول همایون خسروی دهکردی و سردبیری نیلوفر نیاورانی به بهای ۹ هزار تومان روانه بازار نشر شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 12 Feb 2017 10:03:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245080/بوطیقای-گسست-مجله-سینما-ادبیات ​خنده بر ویرانه‌های قرون‌وسطی در قواعد بازی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245079/خنده-ویرانه-های-قرون-وسطی-قواعد-بازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه قواعد بازی نوشته لوئیجی پیراندللو به‌تازگی روانه بازار کتاب شده است. پیراندللو  در سال 1867 در سیسیل ایتالیا متولد شد. مدت‌ها استاد سبک‌شناسی دانشگاه رم بود اما تا بعد از جنگ جهانی اول شهرتی کسب نکرده بود اما به یک‌باره با نوشتن نمایشنامه » شش کاراکتر در جست‌وجوی یک نویسنده» آوازه‌ای جهانی پیدا کرد. هرچند در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمد اما به دلیل زندگی در محلی که هر کس باید از حقوق خودش دفاع می‌کرد، تحت تأثیر بی‌عدالتی‌ها و ستم‌ها قرار گرفت و متأثر از ورشکستگی پدر تاجرش و همین‌طور پرستاری از همسری که به اختلال روانی دچار بود، زندگی سختی داشت. امروزه از پیراندللو به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین نمایشنامه نویسان قرن بیستم یاد می‌شود. درد مطبوع، عشق بدون دل‌بستگی، سفیدی‌ها و سیاهی‌ها، مسخره مرگ و زندگی، نوبت، زمان، زن مطرود، هانری چهارم، بیست داستان ازجمله دیگر آثار این نویسنده ایتالیایی به‌حساب می‌آید. او در سال 1934 موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شد. پیراندللو دو سال بعد یعنی  در سال 1936 درگذشت.   لوئیجی پیراندللو نمایشنامه «قواعد بازی» را در سال 1918 نوشت. این نمایشنامه درباره مردمی است که به دنبال خواسته‌های خود هستند و برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند اما درنهایت تجسد خشونت بر این امیال آن‌ها را از پای درمی‌آورد. خشونت موجود در این اثر قدرتی است که با حفظ حیات سوژه استمرار می‌یابد. هدف این قدرت اداره و کنترل دقیق زندگی است و فقط از این راه موجودیت پیدا می‌کند. این نمایشنامه دوزخی از خشونت ناب است. مترجم نمایشنامه، کامران برادران، در صفحه ۹۴ کتاب می‌نویسد: «لئونه تجسد این خشونت ناب است؛ او زیر بار دوئل نمی‌رود؛ گوییدو را روانه مذبح می‌کند و درنهایت این را مجازاتی درخور سیلیا و اعمالش می‌بیند؛ ما وقتی از خشونت حرف می‌زنیم باید این پرسش مارکس را مطرح کنیم که در این میانه چه کسی مد نظر ماست. مارکس می‌پرسید پیشرفت، بله، اما برای چه کسی؟ حال باید پرسید سوژه خشونتی که در قواعد بازی اعمال می‌شود کیست؟ این خشونت ناب چه سویه‌هایی دارد و در چه بستری معنا می‌یابد؟»   لئونه گالا، سیلیا گالا (همسر لئونه)، گوییدو ونانزی (دلارام سیلیا)، دکتر اسپیگا، بارلی، فیلیپ با نام مستعار سقراط (پیشخدمت لئونه)، مازکی میگلیوریتی، کلارا (پیشخدمت سیلیا)، سه جوان سرخوش (عیاشان شهر)، تنی از مستاجران طبقات بالا و پایین در ساختمان سیلیا شخصیت‌های این نمایشنامه هستند که در زمان حاضر در هر شهری از ایتالیا زندگی می‌کنند.   این شخصیت‌ها در برابر لئو حرکت می‌کنند، سیلیا می‌خواهد انتقام بگیرد و گوییدو به دنبال دلربایی معشوق است. دکتر اسپیگا در جست‌وجوی پوشیدن لباسی برای دوئل است و فیلیپ دچار وسواسی عجیب برای آشپزی و انجام دیگر امور است. واکنش همیشگی لئونه به تل ویرانه‌های قرون‌وسطایی خنده است.   در صفحه 77 این نمایشنامه می‌خوانید:   «لئونه: خدا روشکر که رفتن. واقعاً دیگه تحملشون رو نداشتم.   سیلیا: من هم می‌رم.   لئونه: نه، آگه دوست داری بمون. به این شرط که درباره این قضیه باهام حرف نزنی.   سیلیا: ممکن نیست. تازه آگه گوییدو بیاد، که احتمالاً هرلحظه سر می‌رسه، دیگه از شرم خلاص نمی‌شی. (لئونه خنده‌ای سر می‌دهد، بلند و طولانی.)   سیلیا: (خنده لئونه به‌شدت او را می‌آزارد) نخند. نخند!   لئونه: می‌خندم چون واقعاً داره به هم خوش می‌گذره. نمی‌دونی چقدر حال می‌کنم وقتی می‌بینم این‌جوری از این  رو به اون رو می‌شی.   سیلیا: (چیزی نمانده بزند زیر گریه.) ولی این به نظرت طبیعی نماید؟   لئونه: چرا، برای همینه که دارم لذت می‌برم: چون خیلی طبیعی هستی! ...»   نخستین چاپ نمایشنامه سه پرده‌ای قواعد بازی نوشته لوئیجی پیراندللو با ترجمه کامران برادران در ۱۰۲ صفحه و ۱۰۰۰ نسخه در سال ۱۳۹۵ به بهای ۹۵۰۰ تومان از سوی نشر چترنگ روانه بازار کتاب شده است.     ]]> هنرورسانه Sun, 12 Feb 2017 10:01:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245079/خنده-ویرانه-های-قرون-وسطی-قواعد-بازی دغدغه اصلی من در کارهایم رنج‌های مردم در زندگی اجتماعی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245148/دغدغه-اصلی-کارهایم-رنج-های-مردم-زندگی-اجتماعی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- یوریک کریم مسیحی می‌خواست سینماگر شود، اما نشد و دنباله‌یآن علاقه را در عکس پی می‌گیرد در نوشتن جستار‌هایی بر عکس‌های معروف جهان و تا کنون آثار متعددی را در این زمینه منتشر کرده است. تازه‌ترین کتاب او «نگاهم کن! خیالم کن!» را نشر بیدگل منتظر کرده است. با کریم مسیحی، درباره‌ی این اثر صحبت کردم او می‌گوید «پرداختن به سویه‌ها و لایه‌هایی در عکس برایم شخصی به شمار می‌آیند نظر‌گاه شخصی‌ برایم مهم‌تر است تا اینکه بخواهم نقد بنویسم.  نوع آشنای نقدنویسی را من در کتاب «عکس و دیدن عکس» مورد بحث قرار داده‌ام و به‌صورت فصلی کامل با دو نمونه در دو گرایش، یعنی نقد کلاسیک و نقد مدرن مطرح کرده‌ام. سعی کردم مطالب کتاب جدیدم متفاوت از آثار قبلی‌ام باشد و مطالبی باشند که فقط خودم می‌توانم بنویسم.»   آیا «نگاهم کن! خیالم کن!» ادامه اثر قبلی شماست یا کتابی در مسیری مجزا و مستقل است ؟ کتاب «نگاهم کن! خیالم کن!» ادامه کتاب قبلی من است، یعنی «در جهت عکس»، و در همان فرم به شمار می‌آید. در مقدمه کتاب «در جهت عکس» در مورد چیستیِ نوشته‌ها، توضیح داده‌ام و گفته‌ام نقد، یادداشت یا مقاله است؟! به نظرم همان جستار واژه مناسبی برای این نوشته‌هاست. علاقه و توجه من به عکس کاملاً جدی است، به‌عنوان ماده‌ای که به‌صورت مستقیم به سینما مربوط است. چون من کارم را از سینما آغاز کردم ولی نتوانستم کارگردان بشوم، به همین دلیل نزدیک‌ترین شاخه به سینما را برای ادامه کارم انتخاب کردم، یعنی عکاسی را. بدیهی است که در عکاسی نیز علایق و دغدغه‌هایی مخصوصی دارم. عکس‌های مورد علاقه‌ام  را انتخاب می‌کنم، درباره جنبه‌هایی از آن‌ها می‌نویسم که توجه‌ام را جلب می‌کنند یا خیال می‌کنم. آیا نوشته‌های شما در «نگاهم کن! خیالم کن!» صرفاً نقدهایی بر عکس‌های مورد علاقه‌تان است؟ راستش را بخواهید معتقد نیستم این نوشته‌‌ها به معنای متعارف،‌ نقد باشند. پرداختن به سویه‌ها و لایه‌هایی در عکس برایم شخصی به شمار می‌آیند نظر‌گاه شخصی‌ برایم مهم‌تر است تا اینکه بخواهم نقد بنویسم.  نوع آشنای نقدنویسی را من در کتاب «عکس و دیدن عکس» مورد بحث قرار داده‌ام و به‌صورت فصلی کامل با دو نمونه در دو گرایش، یعنی نقد کلاسیک و نقد مدرن مطرح کرده‌ام. سعی کردم مطالب کتاب جدیدم متفاوت از آثار قبلی‌ام باشد و مطالبی باشند که فقط خودم می‌توانم بنویسم، این جنبه‌ها برای من خیلی مهم و برجسته‌اند، چون می‌خواهم آن چیزی را که من می‌نویسم، کم‌وبیش انحصاری و شخصی باشد.   معیار شما  برای انتخاب عکس‌ها چیست؟  من علایق‌ام‌ به سینما و ادبیات‌ را  وارد جستارهای‌ام درباره‌ی عکاسی‌ می‌کنم و به آنها ارجاع‌ بسیار می‌دهم. ارجاع‌ها برایم معنا دارند و حالا در نوشته‌هایم آنها را برای دیگران معنا می‌کنم. شاید به همین دلیل است که اول عکس‌ها و بعد جستارهای کتاب «نگاهم کن! خیالم کن!» از این نظر برای خواننده جذابیت و البته ابهام دارد. عکس‌های کتاب به‌طور عمده مربوط به قرن بیستم هستند. چند عکس هم از قرن نوزدهم هست. دغدغه اصلی من زندگی اجتماعی مردمان است، زندگی آنان و رنج‌هایی که در زندگی اجتماعی می‌کشند، و البته کسانی که مسبب این رنج‌ها هستند. این موضوع‌ها مرکز توجه من‌ هستند.  در انتخاب عکس‌ها و نوشتن جستار درباره‌ی آن‌ها محدود به وجه زیبایی‌شناسانه عکاسی است؟ اگر مرکز توجه من صرفاً زیبایی هنر بود، حتماً به آن جنبه می‌پرداختم، اما من نمی‌خواهم دیدگاهم نگاهی رئالیسمِ سوسیالیستی به نظر بیاید. اگر بخواهید چنین اسمی هم روی آن بگذارید من مخالفت نمی‌کنم، ولی نگاه من، نگاهی انحصاری و شخصی به زندگی مردم است. در این زندگی به‌طور عمده، رنج مردم بیش‌تر نظرم را می‌گیرد و توجهم را جلب می‌کند.   چرا فقط رنج‌ها را روایت می‌کنید؟ من از کنار مردم شاد می‌توانم بگذرم چون می‌بینم شاد هستند، اما رنج مردم را به خودم مربوط می‌دانم، پس می‌مانم. سعی می‌کنم چیزی بنویسم و نگاهم را به‌گونه‌ای توصیف کنم تا از این طریق شاید دیگران هم به زندگی آدم‌ها توجه کنند. از رهگذر این اقدام حتی به زندگی خودشان هم توجه کنند. من  در کتاب  «اول شخص مفرد» از دید اشیا، مثلاً یک لیوان، قصه نوشته‌ام. اما قصه‌ای که از نگاه یک لیوان نوشته‌ام از منظر زندگی اجتماعی آدم‌هاست. البته جلد دوم این کتاب به نام «دومین اول شخص مفرد» چند ماه دیگر منتشر می‌شود که آن‌جا هم باز زندگی اجتماعی آدم‌ها را از دید اشیا بررسی کرده‌ام. در این کتاب داستانی از نگاه یک دستمال روایت می‌شود. هرچند دستمال به‌عنوان شی به میان می‌آید ولی دغدغه‌ای اجتماعی دارد. به همین خاطر زندگی اجتماعی آن‌ها با تمام زشتی‌ها و زیبایی‌ها، خیانت‌ها، فداکاری‌ها و دیگر جنبه‌ها مورد نظرم هست.  با توجه به تاکید شما به رنج، نگران متهم شدن  به سیاه‌نمایی نیستید؟  هیچ‌کدام از منتقدان نمی‌توانند بگویند موارد مطرح‌شده در کتاب، دروغ است یا وجود ندارد. فقط می‌توانند بگویند چرا سیاهی‌ها را نشان می‌دهید و به سفیدی‌ها نمی‌پردازید؟ من قدرت «گفتن از سفیدی‌ها» را ندارم و سرمایه «گفتن از سفیدی‌ها» در دست کسانی است که در حال نشان دادن سفیدی‌ها هستند و متأسفانه به ساده‌لوحانه‌ترین و غلو شده‌ترین شکل هم این کار را می‌کنند. ]]> هنرورسانه Sun, 12 Feb 2017 06:30:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245148/دغدغه-اصلی-کارهایم-رنج-های-مردم-زندگی-اجتماعی اهمیت کتاب هیچکاک به روایت هیچکاک، به مطالب دست‌ اول آن است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245149/اهمیت-کتاب-هیچکاک-روایت-مطالب-دست-اول خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با ترجمه حسین کربلایی طاهر (شاهین) از سوی نشر ققنوس روانه بازار کتاب شده است. نویسنده در این کتاب بخش‌های جذابی از زندگی حرفه‌ای و شخصی این کارگردان مطرح را روایت کرده است. با مترجم کتاب درباره‌‌ی این  گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید در  کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک»، اسناد  و مطالب منتشر نشده‌ای برای نخستین‌بار ارائه شده است و یکی از دلائل  تمایز این اثر درباره‌ی هیچکاک با دیگر کتاب‌ها همین است.     تفاوت کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با دیگر کتاب‌ها درباره این کارگردان چیست؟ همان‌طور که می‌دانید تاکنون کتاب‌های زیادی درباره هیچکاک نوشته شده است. اما شاید مهم‌ترین تفاوت کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با دیگر کتاب‌ها درباره این شخصیت بزرگ سینمای این باشد که اثر حاضر جدیدترین کتابی محسوب می‌شود که در مورد هیچکاک در دنیا منتشر شده است. اگر نام این کتاب را در اینترنت جست‌وجو کنید، تاریخ انتشار آن به سال 2015 برمی‌گردد و این کتاب درواقع به‌روزترین منبع در مورد هیچکاک به‌حساب می‌آید.  چرا این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردید ؟ من شخصاً به هیچکاک علاقه زیادی دارم و کار بر روی آثار منتشر شده درباره او از علاقه‌مندی‌های من است؛ اما ترجمه این کتاب توسط ناشر سفارش داده شد. من هم با توجه به اینکه عاشق سینما و مخصوصاً هیچکاک هستم با جان‌ودل این کتاب را خواندم و از آن آموختم. دیدم کتاب خوبی است و هم‌وطنانم می‌توانند از این منبع استفاده کنند و به همین دلیل کتاب را ترجمه کردم.از طرفی «هیچکاک به روایت هیچکاک» جدیدترین کتاب درباره‌ی این سینماگر است. این کتاب با فاصله‌ی ‌زمانی  کوتاهی  پس از پخش در کتاب‌فروشی‌های غرب به کتاب‌فروشی‌های ایران رسیده است و اگر شما اکنون به کتاب‌فروشی‌های آمریکا و اروپا بروید، این کتاب را خواهید دید. مطلب بعدی که این کتاب را متمایز می‌کند، محتوای کتاب است.  درباره محتوای اثر بیش‌تر توضیح دهید. مؤلف کتاب قبلاً در دهه  نود میلادی یک کتاب دیگر در مورد هیچکاک تألیف کرده بود و در آن کتاب از منابع مختلف، مطالب گوناگونی را در ارتباط با هیچکاک جمع کرده و ارائه داده بود. او در سال 2015 «هیچکاک به روایت هیچکاک» را منتشر می‌کند. نویسنده کتاب  با کمک  دختر هیچکاک به منابع جدیدی ازجمله نامه‌ها، مقاله‌ها و داستان‌های  منتشر نشده از  هیچکاک  دست پیدا می‌کند. مؤلف، مطالب جدیدی را جمع کرده و در کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» ارائه داده است. کتاب حاوی گفت‌وگوها، مقالات، داستان‌های کوتاه نوشته هیچکاک است. جالب این‌که هیچکاک قبل از اینکه فیلم‌ساز شود، داستان‌نویس بود و داستان کوتاه می‌نوشت.   با مروری در فهرست کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با فصلی به نام زنان روبه‌رو می‌شویم. به نظر می‌رسد که موضوع زنان به‌تنهایی برای هیچکاک تا آن اندازه جذاب و مهم بوده که در تازه‌ترین اثر مکتوب درباره این کارگردان، فصلی به این موضوع اختصاص داده شده است.  بخشی از کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» در مورد زنان کارگردان است؛ یعنی نقش زنان پشت دوربین. این موضوع که جایگاه زنان در پشت دوربین کجاست؟ یکی از مسائلی است که سینما از بعد از پیدایش با آن دست‌به‌گریبان بوده است . جایگاه زنان جلوی دوربین خیلی زود تعریف شد، به دین‌صورت که تئاتر وجود داشت و در نمایش‌نامه‌ها، نقش‌هایی بود که باید توسط یک زن بازی می‌شد اما پشت دوربین از همان ابتدا در تاریخ سینما، مسئله بود. این مسئله هم تنها مختص به دنیای شرق نبوده و دنیای غرب هنوز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. همین حالا گروه‌های مختلف در صنف کارگردانان آمریکا برای احقاق حقوق زنان کارگردان فعالیت می‌کنند. در کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» بخشی که مربوط به زنان است، یک مصاحبه بسیار جالب دارد که من خوانندگان محترم را دعوت و تشویق می‌کنم حتماً این بخش را بخوانند. یک مصاحبه‌گر از دو کارگردان سؤال کرده که یکی از آنها هیچکاک است و از آنها پرسیده آیا کارگردانی می‌تواند شغل زنانه‌ای باشد؟ این دو کارگردان نظرات جالبی در پاسخ به این پرسش ارائه داده‌اند. فکر می‌کنم نظر هیچکاک خیلی جالب است که ما چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، نظر اوست و بنده به‌عنوان مترجم موظف بودم نظرات را عیناً منعکس کنم. دلیل اهمیت آلفرد  هیچکاک در سینمای جهان چیست؟ هیچکاک استاد اعظم است؛ شماری از فیلم‌سازان معاصر جهان  به این مساله اذعان کرده‌اند. صرف‌نظر از این‌که مخاطب‌ها سواد سینمایی داشته باشند یا نه بسیاری از فیلم‌سازانی که مردم امروزه فیلم‌های آنها را می‌بینند و لذت می‌برند وامدار بسیاری از تجربه‌های سینمایی  هیچکاک هستند. هیچکاک علاوه بر فیلم‌هایش به‌واسطه برنامه‌های تلویزیونی، میهمان ناخوانده جمع‌های خانوادگی بود. بخشی از این برنامه‌های تلویزیونی چند سال پیش از تلویزیون ایران هم پخش ‌شد. بنابراین هیچکاک اصلاً فرد نا آشنایی با عموم مردم نیست. مطمئن هستم که مردم شریف ایران هم مثل بقیه مردم دنیا دوست دارند درباره این پدیده سینمایی بدانند و امیدوارم که از دانستن بیش‌تر از این پدیده سینمایی، لذت بیش‌تر ببرند.   ]]> هنرورسانه Sat, 11 Feb 2017 06:16:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245149/اهمیت-کتاب-هیچکاک-روایت-مطالب-دست-اول پاریس، برلین و بارسلون در شکل‌گیری معماری غرب تاثیر گذارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245061/پاریس-برلین-بارسلون-شکل-گیری-معماری-غرب-تاثیر-گذارند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: دو استاد خراسانی در رشته معماری در دانشگاه تهران سال گذشته کتابی با عنوان نظریه مدرنیته در معماری تألیف کردند که مورد توجه کارشناسان رشته معماری قرار گرفت. دکتر حامد کامل‌نیا و دکتر سعید حقیر از مدت‌ها قبل تصمیم به تألیف کتابی متفاوت در زمینه معماری گرفتند اما چون می‌خواستند داده‌های اثر را از طریق مشاهده بدون واسطه و از راه سفر به شهرهای مهم جهان به‌دست آورند، به زمان طولانی احتیاج داشتند. به نظر می‌رسد این کتاب آغازین جلد از یک مجموعه پنج جلدی در زمینه معماری مدرن است و باید به‌زودی شاهد انتشار کتاب‌های بعدی این مجموعه باشیم. با توجه به اهمیت و جذابیت این کتاب، با دکتر حامد کامل‌نیا گفت‌وگویی انجام داده‌ایم و از او درباره این کتاب و جلدهای بعدی مجموعه معماری معاصر سؤالاتی پرسیده‌ایم که شرح آن در ادامه آمده است: آقای کامل‌نیا، نام شما و آقای دکتر حقیر روی جلد کتاب نوشته شده است. هر یک از شما تالیف کدام یک از بخش‌های کتاب را انجام داده‌اید؟ دکتر حقیر نویسنده اول این کتاب هستند و بیشتر بارِ این کتاب بر دوش ایشان بود. من هم کنارشان بودم. شاید بتوانم بگویم اصل شکل‌گیری ایده و کاری که انجام شد مربوط به دکتر آقای حقیر بوده است. ایشان سال‌هاست در دانشگاه تهران همین درس معماری معاصر را ارائه می‌دهند. درباره محتوای کتابتان هم برایمان بگویید. بخش اول کتاب، بیشتر دیدگاه‌ها یا نظریه‌هایی مخصوصاً از سال 1500 میلادی را مدنظر قرار می‌دهد که در شکل‌گیری اندیشه‌های دوران معاصر تاثیرگذار بوده است. بالطبع نگاه ما این بوده که ریشه‌ها یا نحوه شکل‌گیری معماری این دوران را که متأثر از حوزه‌های دیگر است، بررسی کنیم. به همین دلیل سعی کردیم که آنجا کمی درباره مبانی صحبت کنیم. مثلاً بحث نقد و قوه انتقادی، نظریه‌های انتقادی جدیدی را مطرح می‌کند که ما بازهم تأثیرش را در معماری می‌بینیم. وقتی که صحبت از انتقادگرایی در اندیشه می‌کنیم، باید توجه داشتیم که بعد تأثیر آن را چطور در معماری عصر حاضر می‌بینیم. آن چه در این کتاب بیشتر مورد توجه است، همین مسئله است. یعنی ما در این کتاب سعی کرده‌ایم مطرح کنیم که با توجه به تحولات دنیای غرب، در کشور خودمان چه موضوعاتی باعث شکل‌گیری معماری می‌شود؟ به نظر خود شما تفاوت کتاب نظریه مدرنیته در معماری معاصر با دیگر کتاب‌هایی که در این حوزه نوشته شده است، چیست؟ این کتاب تفاوت بنیادینی با نمونه‌های مشابه خود دارد. ما سعی کردیم تجربه‌های خود را از مواجهه با ساختمان‌ها مطرح کنیم. تلاش کردیم با سفرهایی که داشتیم، بازدید از ساختمان‌ها، بناها یا فضاهایی که در این کتاب به آن اشاره شده و با توجه به برداشت‌های مختلفی که از کتاب می‌شود، مقداری عمیق‌تر به مسائل نگاه کنیم. به نظر من اغلب کتاب‌های نوشته شده در این حوزه بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای تالیف شده اما ما سعی کردیم روی مطالعات میدانی تمرکز کنیم. من و دکتر حقیر این درس را در دانشکده‌های معماری تدریس می‌کنیم. شاید بخش‌هایی از این کتاب برگرفته از تجربه‌های معماری معاصر است که ما در این سال‌ها به دست آورده‌ایم. آنجا توضیح می‌دهیم که چطور اندیشه‌ها یا نگاه‌های مختلف بر معماری تأثیر می‌گذارند. وقتی بر یک دیدگاه فلسفی تأکید داریم و مثلاً در مورد فلسفه روشنگری صحبت می‌کنیم، می‌خواهیم بگوییم که این مورد چگونه در معماری نمود پیدا می‌کند؟ وقتی از اخلاق در معماری حرف می‌زنیم، نمود آن در چه ساختمانی و در کجاست و چه ویژگی‌هایی را مدنظر قرار می‌دهد؟ وقتی در مورد رمانتیسم در ادبیات صحبت می‌کنیم، در کجای معماری خودش را نشان داده است؟ وقتی در نقاشی، در سینما و در موضوعات مختلف هنری شکل پیدا کرده، حالا ما اثر آن را در معماری چطور می‌توانیم بررسی کنیم و چه ساختمان‌هایی در کجا به این موضوع توجه کرده‌اند؟ ظاهرا قرار است این کتاب اولین جلد از یک مجموعه چند جلدی باشد؟ بله. درست است. ما در نظر داریم یک مجموعه سه یا پنج جلدی عرضه کنیم و در آن بیشتر به ساختارها و ریشه‌هایی بپردازیم که موجب شکل‌گیری معماری عصر حاضر ما شده‌اند. نگاه ویژه‌ای هم به کشورهای در حال‌توسعه و کشورهای اسلامی داریم که خاستگاه شکل‌گیری معماری دوران ما بوده‌اند. به این مسئله توجه داریم که چطور بخش‌های مختلف مثل فلسفه، سیاست و اقتصاد بر معماری تأثیر می‌گذارند یا برعکس. این اولین بخش از آن مجموعه است که بیشتر به ریشه‌های شکل‌گیری مدرنیته و تأثیرش بر معماری امروز دنیا می‌پردازد. سعی کردیم در ابعاد مختلف به این موضوع نگاه کنیم؛ از منظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، متون ادبی و ... موضوع را بررسی کردیم تا در عین حال تأثیر آن را مخصوصاً در تاریخ معاصر ببینیم. جلدهای بعدی این مجموعه اکنون چه وضعیتی دارند؟ در حال حاضر روی جلدهای بعدی کتاب کار می‌کنیم. جلد دوم این مجموعه مربوط به تأثیر دنیای مدرن یا نظریه‌های مدرنیته بر معماری معاصرِ کشورمان تا قبل از انقلاب اسلامی است. کار این کتاب تقریباً تمام شده و سعی می‌کنیم اثر به نمایشگاه کتاب برسد. این کتاب در حال سپری کردن مراحل ویراستاری است و «نظریه مدرنیته در معماری معاصر» نام دارد. ما در این کتاب، معماری در ایران را تا انقلاب اسلامی بررسی کرده‌ایم. یک جلد دیگر هم در مورد معماری معاصر و دیدگاه‌های نظریه معاصر بر شکل‌گیری معماری بعد از انقلاب اسلامی تا امروز داریم. در یک مجلد هم می‌خواهیم نگاه ویژه‌ای به کشورهای در حال‌توسعه داشته باشیم. قصد داریم معماری کشورهایی مثل هندوستان، کشورهای آسیای میانه و کشورهایی که کمتر شناخته‌شده هستند مدنظر قرار بدهیم و روی آنها هم مطالبی در همین ساختار مطرح کنیم آقای کامل‌نیا، شما قبل از این کتاب در زمینه تالیف فعالیت داشته‌اید؟ بله. من یک کتاب دیگر درباره معماری معاصر دارم که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. شما گفتید در تالیف این کتاب تلاش کردید مطالعات‌ خود را فقط محدود به منابع کتابخانه‌ای نکنید و به شهرهای مهم معماری در دنیا هم سفر کنید. بله. کاملا درست است. به نظر من سه شهر در دنیا بر شکل‌گیری معماری معاصر به‌ویژه معماری غرب تأثیرگذار بوده‌اند که پاریس، برلین و بارسلون هستند. ما سعی کرده‌ایم حتماً این مساله را مدنظر قرار دهیم تا مصداق‌هایی را که انتخاب می‌کنیم یا ساختمان‌هایی که اساس این پازل و شکل‌دهنده دوره معماری هستند، در این شهرها ببینیم. علاوه بر این، چه در حوزه شهرسازی و چه در حوزه معماری شهرهایی را که خاستگاه مدرنیته بودند و تک بناهایی که مورد اهمیت هستند، دیده‌ایم. در کتاب «نظریه‌های مدرنته در معماری» وقتی درباره تأثیر مدرنیته بر شهرسازی یک شهر مانند سن‌پترزبورگ صحبت می‌کنیم، سعی کرده‌ایم که آن شهر را ببینیم و دیدگاهی را که درباره این نوع شهرسازی است، بررسی کنیم. وقتی درباره شهرسازی پاریس حرف می‌زنیم، کمی حالت تجربی هم پیدا کرده است. یعنی ما مصداق‌هایی که در منابع مختلف درباره آنها صحبت شده و همچنین تجربه شخصی و برداشت‌های خود از این شکل‌گیری فضایی را هم در کتاب دخالت داده‌ایم. ما سعی کرده‌ایم ساختمانی که درباره آن حرف می‌زنیم را از نزدیک ببینیم و با ابعادش آشنا شویم و خودمان را در آن موقعیت قرار دهیم تا نقد و تصویرسازی بهتری از آن بنا در کتاب داشته باشیم. صرفاً با تصاویر و متون، این کتاب را تدوین نکرده‌ایم. ]]> هنرورسانه Wed, 08 Feb 2017 06:30:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245061/پاریس-برلین-بارسلون-شکل-گیری-معماری-غرب-تاثیر-گذارند «تئوری کمپوزیسیون معاصر» به موسیقی نیمه دوم قرن بیستم پرداخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245074/تئوری-کمپوزیسیون-معاصر-موسیقی-نیمه-دوم-قرن-بیستم-پرداخته خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نشر هم آواز در سال گذشته کتابی به قلم یوری نیکلایویچ خولوپوف، آ.س. سوکولفّ، ت. س. کورگیان، و. س. سِنُوا و ... را با ترجمه مسعود ابراهیمی روانه بازار کرد که «تئوری کمپوزیسیون معاصر» نام داشت. این کتاب با یک لوح فشرده حاوی بخش‌هایی از کتاب به صورت صوتی بود. این اثر در جشنواره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان اثر شایسته تقدیر برگزیده شد. ابراهیمی که مدرک کارشناسی ارشدش را در دو گرایش معلمی موسیقی و آهنگسازی از دانشگاه فرهنگ و هنر کیف گرفته قطعه‌ای را با نام زمین بر اساس موتیف‌هایی از شعر زمین احمد شاملو به‌عنوان پایان‌نامه‌اش ارائه داده و تاکنون کتاب‌های زیادی را در زمینه ساز تخصصی‌اش پیانو و موسیقی غربی روانه بازار کرده است. با او به بهانه انتخاب کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» به‌عنوان اثر شایسته‌تقدیر در جشنواره کتاب سال، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:  لطفاً درباره موضوع کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» که شما ترجمه آن را انجام دادید و در جایزه کتاب سال تقدیر شد، توضیح دهید. در واقع موضوع کتاب به نیمه دوم قرن بیستم مربوط می‌شود. سبک‌ها و تکنیک‌ها هم از نظر زیبایی‌شناختی و هم از لحاظ فلسفی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین تحلیل‌های تئوریک آثار برگزیده را مدنظر قرار داده‌ایم. به‌طور خلاصه تمام جریان‌ها و مکتب‌های موسیقایی که به نیمه دوم قرن بیستم مربوط می‌شوند، در این کتاب از نظر گذرانده شده‌اند. می‌توان گفت این کتاب برای سطح عالی آموزش و برای دوره‌های عالی کنسرواتوار در نظر گرفته‌ شده است. طبیعتاً کسانی که می‌خواهند این کتاب را بخوانند، باید دانش لازم را داشته باشند. این کتاب  نویسنده‌های زیادی دارد که این تعداد همگی در طی ۳۰ سال تا قبل از چاپ کتاب، مقالات زیادی در مورد موضوعات جداگانه داشته‌اند. این کتاب همه دستاوردهای تئوریک این ۱۵ تن را به‌صورت چکیده و خلاصه گرفته و به شکل سامان‌مند جمع کرده است.   با توجه به اینکه ما در کشورمان هنوز در زمینه نغمه‌نگاری به شیوه‌ای عمومی و مورد تأیید از سوی همه فعالان عرصه هنر موسیقی دست نیافته‌ایم، فکر می‌کنید کتابی که شما تألیف کرده‌اید تا چه اندازه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؟ در ابتدا باید بگویم که گاهی ممکن است یک آهنگساز برای یک فاصله، علامت خاصی را ابداع کرده باشد که هنوز عمومیت پیدا نکرده است. البته یک سری از علامت‌های فردی هم امروزه رواج پیدا کرده و عمومی شده‌اند. این شکل از نت‌نگاری که در قرن بیستم خیلی متنوع شد، حتی هنوز در آن‌سوی آب‌ها یکدست نشده است. تعداد زیادی از این نوع نگارش نت در شکل شیوه‌های فردی باقی مانده است و می‌توان گفت بحران یکدست کردن، در خارج از ایران هم وجود دارد. در حال حاضر خیلی از تئوریسین‌های غیر ایرانی در تلاش هستند که سیستم یکسانی را پیاده کنند. البته برای علائمی که ما داشته‌ایم مثل یک چهارم و یک هشتم پرده، یک سری علامت تثبیت‌شده در کل جهان وجود دارد. بیشتر آثار مکتوب در موسیقی به حوزه موسیقی «تُنال» مربوط است؛ نوعی از موسیقی که تا اوایل قرن بیستم مرسوم بوده است. در قرن بیستم تحولات زیادی صورت گرفت و سیستم‌های قبلی به هم‌ریخت و سبک‌ها و نظریه‌های جدیدی آمد. اتفاقاً خیلی از این تکنیک‌های غربی به ملل شرقی برمی‌گردد. خاستگاه فکری آنها بیشتر برگرفته از موسیقی شرق بوده است. من فکر می‌کنم که این حوزه از موسیقی خیلی بیشتر به ما کمک می‌کند و به درد موسیقی یا موسیقیدان معاصر ما که می‌خواهد به‌نوعی از دستمایه‌های موسیقی ایرانی برای کار به شیوه پردازش غربی استفاده کند، می‌خورد چون دستش بازتر است و این رویه برای او راهگشاتر و همخوان‌تر است. ما در این حوزه، کتاب‌های زیادی نداشته‌ایم.   لطفاً درباره محتوا و فصول مختلف کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» هم برایمان بگویید. کتاب ۶۵۰ صفحه دارد و در ۲۰ فصل تدوین شده است. ۱۰ فصل این کتاب به بحث‌های عمومی‌تری مثل بحث‌های زیباشناختی، تکنیک‌ها و ... می‌پردازد. مثلاً هارمونی در قرن بیستم چه ویژگی‌هایی پیدا می‌کند و برخورد آهنگسازان با ریتم در این قرن چگونه بوده است؟ در کتاب این موارد را خیلی کلی بیان می‌کنیم اما ۱۰ فصل آخر صرفاً به تحلیل‌های فنی و تکنیکی می‌پردازد که از تکنیک موسیقی شروع می‌شود و به ترکیب تاریخی می‌رسد. مثلاً موسیقی طنین‌ها که بیشتر به جنبه طنین، رنگ و ... بیشتر بها می‌دهد، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل‌های بعد، موسیقی تصادفی، فضایی، مینیالیسم، الکتروآکوستیک و جریان‌های دیگری به نام پیچیدگی نو مطرح می‌شوند. تکنیک‌هایی که اصطلاحاً آمیخته یا مختلط هستند و در آن انواع تکنیک‌ها را می‌توانید ببینید. کتاب در نهایت به فرم‌های فردی نو می‌رسد. این موارد کلاً در فصل‌های آخر کتاب علاوه بر اینکه وجه فکری و فلسفی را مطرح می‌کند، چند نمونه بارز از چند آهنگساز مشهور را مورد تحلیل دقیق قرار می‌دهد. در واقع تحلیل فنی و تکنیکی و زیباشناختی مطرح می‌شود. نویسنده‌ها در مقدمه کتاب اشاره می‌کنند و می‌گویند چون جریانانی که در قرن بیستم رخ داده خیلی متنوع و همزمان و گاهی متضاد بوده، دسته‌بندی دقیق برای یک تحلیلگر بسیار سخت است. ممکن است در فصل‌هایی به موضوعات قبل و بعد اشاره شود و این تقاطع در فصل‌ها پیش بیاید.   کارکرد کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» تئوریک است یا برای موزیسین‌ها استفاده کاربردی هم دارد؟ کتاب حاضر مجموعه‌ای از مهم‌ترین موضوعات تئوری معاصر غرب است. تفاوت اصولی این کتاب با اکثر آثار منتشر شده در حوزه موسیقی، پیش از همه در روش جامع آن است چراکه در این اثر، موسیقی معاصر در تمام ابعاد اساسی موسیقایی-تئوریک مورد بررسی قرار می‌گیرد. ضمناً نه فقط ابعادی که در تئوری سنتی متداول‌تر هستند بلکه آنهایی هم که به وضعیت زیبایی‌شناسی زبانی جدیدتر وابسته هستند در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. موضوع اصلی کتاب، موسیقی نیمه دوم قرن بیستم است. به ویژه موسیقی معاصر که کمتر مورد پژوهش قرار گرفته و بیشتر از همه سؤال‌برانگیز است. این موسیقی نیازمند یک روش گسترده است. به همین دلیل در این کتاب نه فقط موضوعات تئوری موسیقی مثل ژانر، فرم، هارمونی، پلی فونیک و ریتم بلکه مسائل تاریخ موسیقی، کرونولوژی قرن بیستم و زیباشناسی موردبررسی قرار می‌گیرند. فقط به این صورت است که می‌توان مسائل پیچیده و بغرنج موسیقی معاصر را معرفی کرد. در بخشی از متن این کتاب آمده است: «هدف اصلی کتاب، طرح و حل یک سلسله مسائل جدید در موسیقی نوتر قرن‌های بیستم و بیست و یکم است. این هدف نه با شرح مختصر تاریخی در مورد آهنگسازان و نه با بررسی موسیقی آثار جداگانه بلکه با بررسی عمیق آن مسائلی حاصل می‌شود که کمپوزیسیون موسیقی معاصر را به ما معرفی می‌کند. برای تصویر نکات تئوریک کتاب، متریال هایی انتخاب شده‌اند که دیگر درگذر زمان تا حدودی آبدیده گردیده‌اند. این مسئله در وهله نخست شامل حال کلاسیک‌های آوانگارد و پست آوانگارد موسیقی‌های قرن بیستم است که به نظر نویسندگان کتاب باید به‌طور گسترده در عمل آموزشی نمود پیدا کند.» ]]> هنرورسانه Wed, 08 Feb 2017 06:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245074/تئوری-کمپوزیسیون-معاصر-موسیقی-نیمه-دوم-قرن-بیستم-پرداخته آینده موسیقی ایران از کتاب «تحلیل ردیف» می‌گذرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244983/آینده-موسیقی-ایران-کتاب-تحلیل-ردیف-می-گذرد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو- اواخر سال ۹۴ بود که نشر نی کتابی با عنوان «تحلیل ردیف: بر اساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی» را به قلم استاد داریوش طلایی به چاپ رساند. کتاب مذکور ۵۴۴ داشت و به شکل مصور منتشر شد. مدت زیادی از انتشار چاپ نخست این کتاب نگذشته بود که در اوایل سال ۹۵ کتاب «تحلیل ردیف» با افزودن برخی تصاویر به چاپ دوم رسید و بعد از چندی سومین دوره از این کتاب هم روانه بازار کتاب شد. این کتاب با روشی منحصربه‌فرد یکی از معتبرترین روایت‌های ردیف موسیقی ایرانی و درعین‌حال رایج‌ترین آن‌ها یعنی ردیف میرزا عبدالله را تحلیل و بررسی کرده است. نگاه به ردیف موسیقی دستگاهی ایران به‌عنوان یک زبان موسیقایی خاص و ارائه دستور زبانی کاربردی و البته دقیق از سوی مؤلف از ویژگی‌های متمایزکننده این کتاب در قیاس با دیگر عناوین مشابهی است که تا امروز در عرصه مکتوب موسیقی در ایران به چاپ رسیده است. برای بررسی کتاب «تحلیل ردیف» با استاد داریوش طلایی مدرس، آهنگساز و نویسنده این اثر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:    کتاب «تحلیل ردیف»، از چه موضوعی صحبت می‌کند؟  این کتاب حاصل ۵۰ سال فعالیت هدفمند من درزمینه موسیقی از زمانی که تحصیل درزمینه موسیقی ایرانی را در محضر بهترین استادان این رشته آغاز کردم، است. در هنرستان موسیقی نگرش‌های مختلفی از موسیقی غربی گرفته تا موسیقی ایرانی غربی شده درزمینه موسیقی وجود داشت. من با زوایای مختلفی از موسیقی زندگی کردم، با آن‌ها آشنا بودم و  به‌طور مستمر در برهه‌های مختلف یعنی زمانی که یک نوجوان هنرجو درزمینه موسیقی ایران بودم، در دانشگاه تهران بودم و با مخاطبان بین‌المللی در دانشگاه سوربن فرانسه و واشنگتن امریکا  سروکار داشتم آسیب‌شناسی آن را انجام دادم.    درباره جنبه‌های کاربردی  این کتاب هم کمی برایمان توضیح دهید؟ امروز من این کتاب را به مربی‌های موسیقی ایرانی درس می‌دهم و مستر کلاس‌هایی را بر اساس این کتاب در تهران و شهرهای مختلف کشور برگزار می‌کنم. اگر بخواهم در یک جمله این کتاب را وصف کنم معتقدم یک پداگوژی (علم آموزش) درزمینه موسیقی ایرانی است. اهمیت پداگوژی در عرصه‌های مختلف به‌ویژه هنر بر هیچ‌کس پوشیده نیست. امروزه دیگر زبان انگلیسی را هم بر اساس پداگوژی 10 سال قبل آموزش نمی‌دهند. پس چطور ممکن است موسیقی ایرانی را بااین‌همه گستردگی، در دوره‌ای که جامعه دچار تغییرات زیادی شده است با شیوه آموزشی مربوط به ۱۵۰ سال قبل آموزش داد؟ به نظر شما چه لزومی دارد، استادان موسیقی ردیفی که بر شفاهی بودن و شیوه انتقال سینه‌به‌سینه این نوع هنر تاکید دارند، دست به تالیف کتاب‌ درزمینه موسیقی ایرانی بزنند؟ وقتی ما با موسیقی شفاهی‌مان وارد دنیای مدرن می‌شویم، چالش‌هایی پیش رویمان قرار می‌گیرد و ما سعی می‌کنیم این موسیقی را تئوریزه کنیم. در حالی با تئوری غربی این کار را انجام دادیم که با ماهیت موسیقی ایرانی ناهمخوان بود. البته شرح این موضوع مفصل است و باید به‌زودی در یک جلسه نقد موردبررسی قرار گیرد. ورود به دوره مدرن با موسیقی شفاهی و چالش‌هایی که پیش روی این نوع موسیقی قرار می‌گیرد، باعث شد تا من در سال ۷۱ کتابی با نام «نگرشی نو به موسیقی ایرانی» به چاپ برسانم.   شما به عنوان مولف اثر، کتاب «تحلیل ردیف» را  به لحاظ کیفی، در چه سطحی می‌دانید؟ به هر صورت جایگاه من درزمینه موسیقی ایرانی در نگارش این کتاب باید موردتوجه قرار بگیرد. در تحلیل ردیف، کسی درباره موسیقی ایرانی نوشته است که فقط بر اساس مطالعات شخصی کاری را ارائه نداده بلکه این موسیقی را از درون و از زوایا و لایه‌های مختلف آموخته، تدریس کرده و هم آسیب‌هایش را موردبررسی قرار داده است، آن‌هم نه فقط در سطح داخلی بلکه در سطح بین‌المللی و در فضاهای مختلف. من به این کتاب خیلی اعتقاد دارم و فکر می‌کنم اگر آینده‌ای برای موسیقی ایرانی وجود داشته باشد از کانال این کتاب است. این کتاب علاوه براینکه خصوصیات منحصربه‌فرد موسیقی ایرانی را ارائه می‌دهد، آن را به لِول آکادمیک می‌آورد. درست مثل زبان‌شناسی که تمام قواعد زبان‌شناسی یک زبان را بیرون می‌کشد آن‌هم زبانی که پیش‌تر فقط به‌صورت شفاهی مورداستفاده قرار گرفته است. نکته  مهم دیگری که درباره این کتاب می‌توانم به آن اشاره کنم این است که با مخاطب ارتباط خوبی برقرار می‌کند و لازم نیست شما به‌عنوان خواننده در پی‌نوشت کتاب جست‌وجو کنید که خطِ فلان تا فلان در صفحه فلان مربوط به گوشه فلان است این بخش‌ها به‌صورت گرافیکی با تن‌های مختلف و با رنگ‌های خاکستری روی همان نگارش مشخص شده و در حاشیه نوشته شده است.   بفرمایید، ردیف در موسیقی چیست؟ ردیف، ادبیات کلاسیک موسیقی ماست. وقتی از ما می‌پرسند ادبیات فارسی را بر چه مبنایی می‌شناسیم، به ادبیات مرجع کلاسیک ارجاع می‌دهیم. موسیقی کلاسیک ایرانی هم توسط ردیف حفظ شده و به ما رسیده است، درست مثل راگاها که موسیقی کلاسیک هندی با آن حفظ شده و به دوره اخیر رسیده است. بنابراین ردیف موضوع کار من است و من بر اساس این موضوع، زبان‌شناسی موسیقی ایرانی را تدوین کرده‌ام. بنابراین در بخش اول این کتاب که زبان موسیقی ایران نام دارد و بخش مفصلی هم هست این موضوع را موردبررسی قرار داده‌ام.   ]]> هنرورسانه Tue, 07 Feb 2017 05:51:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244983/آینده-موسیقی-ایران-کتاب-تحلیل-ردیف-می-گذرد کتاب «آنچه هنر است» پای میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244942/کتاب-آنچه-هنر-پای-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایینا)، هشتمین نشست هنر معاصر که از سوی کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر برگزار می‌شود، به‌طور خاص به بررسی دیدگاه‌های دانتو درزمینه عکاسی و نسبت هنر و بدن اختصاص دارد. دکتر محمدرضا ابوالقاسمی (عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران) و دکتر امیر نصری (عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی) در این برنامه سخنرانی خواهند کرد. این نشست، سه‌شنبه ۱۹ بهمن‌ماه ساعت ‍۱۷ الی ۱۹ در محل پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی برگزار می‌شود. این برنامه قرار بود پیش‌ازاین برگزار شود اما به دلیل ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به تعویق افتاد. حضور در این نشست برای همه آزاد است و علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند به نشانی خیابان انقلاب، بین خیابان ولیعصر (عج) و خیابان فلسطین، نبش خیابان برادران مظفر، پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی» مراجعه کنند. ]]> هنرورسانه Sun, 05 Feb 2017 10:44:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244942/کتاب-آنچه-هنر-پای-میز-منتقدان مهم‌ترین بخش «هنر به مثابه کار جمعی» گفتمان‌های هنری است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244880/مهم-ترین-بخش-هنر-مثابه-کار-جمعی-گفتمان-های-هنری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «هنر به مثابه کار جمعی» چهارشنبه ۱۳ بهمن ماه در سرای اهل‌قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   در این نشست که از ساعت ۱۶ آغاز شد، بهنام کامرانی، سجاد باغبان، محمدرضا مریدی،  علی بوذری و علاقه‌مند به هنر و آثار مکتوب این حوزه حضور داشتند.   دکتر محمدرضا مریدی در بخشی از این نشست با بیان اینکه اصطلاح جامعه هنری یک اصطلاح ژورنالیستی  است، گفت: موضوع و مسئله من در این کتاب این بود که وقتی سخن از جامعه هنری به میان می‌آید، این جامعه چه ابعادی دارد و چه افرادی را دربرمی‌گیرد. من سعی کردم در کتاب «هنر به‌مثابه کار جمعی» رویکردی را برای توضیح جامعه هنری در پیش بگیرم.   وی افزود: در رویکردِ نهادگراییِ مطالعاتِ جامعه‌شناسیِ هنر، می‌توانیم واژه‌های معادلی را برای جامعه هنر بیابیم. مثلاً دنیای هنری هوارد بکر، میدان هنری پیر بوردیو یا سیستم هنری که به طور عام از آن صحبت می‌شود، می‌توانند معادل عبارت جامعه هنری باشند اما هیچ‌یک از این‌ها توضیح‌دهنده شرایط این جامعه در ایران نبود بنابراین نه می‌شود از مفهوم میدان هنری و نه می‌توان  از مفهوم دنیای هنر نام برد، به همین دلیل سعی کردم الگوی نظری دیگری را دنبال کنم تا بتوانم شرایط ایران را بهتر توضیح دهم. این استاد دانشگاه ادامه داد: به نظر من سبک هنری محصول پاتوق‌ها و انجمن‌های هنری است البته شاید این نظر اختلاف انگیز شود چون آنچه در بین هنرمندان رایج است لااقل امروزه مسئله شخصی‌تری شده است. اصولاً جریان  زیبایی‌شناسی یک جریان جمعی است لااقل برای من که از دیدگاه جامعه‌شناسی به آن نگاه می‌کنم. پس مسئله من اصلاً اثر هنری نبود بنابراین در این کار اصلاً به سراغ اثر هنری نرفتم حتی خود هنرمند هم مسئله من  نبود بلکه این جامعه هنری بود که به عنوان مسئله اصلی من در این کتاب مورد توجه قرار گرفته بود. وی اظهار کرد: در این چهار سالی که از انتشار «هنر به‌مثابه کار جمعی» می گذرد، کتاب‌های زیادی در ایران منتشر شده است اما آنروزی که من این کار را انجام دادم کتاب ها در این حوزه بسیار کمتر از امروز بود. بهنام کامرانی در بخش دیگری از این نشست گفت: می‌خواهم شعف خودم را از انتشار چنین کتابی عیان کنم چون ما متأسفانه پژوهش‌های دنباله‌دار و آمار دقیقی را در بخش دانشگاهی درزمینه هنر معاصرمان نداریم یا اگر هم بوده، بسیار کم‌ بوده است. افرادی که درباره این حوزه بنویسند، بسیار انگشت‌شمارند. باعث خوشحالی است که آقای دکتر مویدی در سال‌های اخیر روی این موضوعات متمرکز شده‌اند و زوایایی را طرح کرده‌اند که درباره آن‌ها لااقل به‌صورت مصداقی کم‌تر بحث می‌شد و پیش‌ازاین درزمینه نظری بیشتر واگویه‌های نظریه‌پردازان غربی بود و هیچ‌گاه به موارد مشخص و مطرح نمی‌رسید. از این بابت این کتاب خیلی قابل ارزش است.   این نقاش افزود: متوجه هستم که این کتاب در سال‌ها قبل نوشته شده و قطعاً دانش امروز آقای مویدی درباره هنر بسیار جلوتر از آن زمان است اما قسمتی از کتاب که درباره انزوا و اسطوره هنرمند صحبت می‌کند، می‌توانست در یک پاراگراف یا در یک صفحه جمع‌بندی شود اما بخشی از انرژی ا را به بیان واگویه ها اختصاص داد.  همین واگویه‌ها و نقل نظریات متعددی که در پژوهش‌های داخل کتاب و آمارگیری‌ها آمده، گاهی به یک‌دستی کتاب آسیب رسانده است. این استاد دانشگاه گفت: دنیای هنر و به‌خصوص هنر ایران گاهی با استثنائات به‌خصوص در حوزه‌ای مثل نقاشی که فرایند و فعالیتش در بیشتر مواقع به‌صورت فردی شکل می‌گیرد و تبیینش با کار جمعی گاهی ممکن است ایجاب کند که دائم بین حوزه خلق انفرادی و حوزه عمومی و کار جمعی در رفت‌وآمد باشیم. در کتاب کمتر از گروه‌های هنری دانشگاهی ذکری به میان آمده درحالی‌که من فکر می‌کنم حتی هژمونی نقاشانه یا هنری را آن گروه‌ها شکل می‌دادند.   دکتر سجاد باغبان در بخشی از این نشست با اشاره به تجربه فعالیت پژوهشی در زمینه هنر، گفت: به‌عنوان کسی که در این حوزه کار پژوهشی انجام داده‌ام، همزمان در چند جبهه جنگیدن یک پژوهشگر را کاملاً درک می‌کنم.  این کتاب واقعاً بی نظیر است البته نه به معنای رایج بلکه به این معنا که واقعاً نظیری ندارد و هیچ پژوهشی شبیه این درباره نقاش معاصر ایران انجام نشده است. «هنر  به‌مثابه کار جمعی» رویکرد متفاوتی را پیش چشم ما قرار می‌دهد که خواندنش را لازم می‌کند. حیف و صد حیف که در شیوه تولید این اثر مسائلی بوده که شاید واقعاً به‌قدر کفایت دیده نشده و به‌دست مخاطبش نرسیده است.   وی اظهار کرد: من در ابتدا فکر می‌کردم این کتاب برآمده از یک جامعه‌شناسی تاریخی است. مهم‌ترین بخش این کتاب به‌زعم من همان بخشی است که درباره گفتمان‌های هنری بحث می‌کند. می‌شود حدس زد شاید این موضوع اولویت هشتم یا نهم شما در تألیف بوده اما به نظر من مهم‌ترین بخش این کتاب محسوب می‌شود و تز جدیدی را ارائه می‌دهد. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Feb 2017 19:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244880/مهم-ترین-بخش-هنر-مثابه-کار-جمعی-گفتمان-های-هنری خارجی‌ها از بتهوون و واگنر نوشتند، ما برای موسیقی‌مان چه کردیم؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244839/خارجی-ها-بتهوون-واگنر-نوشتند-موسیقی-مان-کردیم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. آروین صداقت کیش، منتقد، محقق و آهنگساز موسیقی، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید. از چه زمانی مکتوب کردن فرایند آموزش موسیقی در ایران اتفاق افتاد و واکنش معتقدین به شیوه آمزش سنتی -  شفاهی به شیوه مکتوب چگونه بود؟ از اواخر قرن گذشته یعنی دوره قاجار روش‌های نوشتن موسیقی البته به شکل خیلی ساده وارد ایران شده است. این را هم بگویم که اطلاع دقیقی از اینکه پیش از موسیو لومر هم در ایران با نت‌نویسی آشنایی وجود داشته یا نه، در اختیار ندارم. درباره واکنش استادان موسیقی ایرانی در آن دوره با موضوع مکتوب کردن هنر موسیقی باید گفت برخی از آن‌ها بااحتیاط با این موضوع برخورد کرده‌اند. به نظر من این واکنش کاملاً طبیعی بوده چراکه این استادان توانایی‌ها و اشکالات این ابزار را نمی‌دانستند. نکته جالبی که باید به آن اشاره کنم این است که بر اساس همین احتیاط وقتی به این گروه پیشنهاد شد که عده‌ای می‌توانند آهنگ‌های ساخته‌شده از سوی آنان را با نت بنویسند به دیده شک به این اتفاق نگاه کردند. این نگاه توام با شک و احتیاط در دوره‌ای به بی‌علاقگی و فاصله میان گروه اول و دوم شد. چرا؟ اول اینکه بر اساس اطلاعات تاریخی که به ما رسیده است، بیشتر استادان موسیقی ایران در دوره‌ی قاجار تمایل کمی به اشاعه دانسته‌هایشان داشتند (البته باید خاندان فراهانی را از این قضیه استثناء بدانیم). چون احساس می‌کردند آنچه برای ارائه دارند اگر به‌دست دیگران برسد، مطاع منحصربه‌فردشان از بین می‌رود و ممر درآمد و اعتبارشان را از دست می‌دهند. نوعی رقابت حرفه‌ای در کار بود. از سوی دیگر کسانی که این فن را می‌دانستند، آن طور که در نقل‌ها آمده است، به‌ویژه از اول قرن حاضر نسبت به آن گروهی که این فن را نمی‌دانستند، زاویه حمله شدیدی گرفتند و حتی گاهی به آن‌ها نگاهی تحقیرآمیز می‌کردند و به‌خصوص در عصر پهلوی اول، درنتیجه کسانی را که نت نمی‌دانستند، آرام‌آرام از صحنه‌های رسمی به حاشیه راندند. مثلاً علی‌اکبر خان شهنازی را در نظر بگیرید. ایشان در دوره‌ای که بهترین آثار خودش را ارائه می‌داد، هیچ‌گاه درزمینه آموزش در هنرستان به‌کار گرفته نمی‌شود تا سال‌ها بعد که شاه عوض می‌شود و روح‌الله خالقی رئیس هنرستان موسیقی می‌شود. دو پدیده آخر که در این بحث  گفته شد، همان‌گونه که گفتم چندان موسیقایی نبود بلکه اولی به مسائل روان‌شناختی مربوط می‌شد و دومی به اقتصاد هنر و انحصاری که موزیسین‌ها برای خودشان قائل بودند، ارتباط داشت.   با توجه به اینکه نو بودن کتابت موسیقی به‌عنوان دلیل مقاومت استادان قدیم مطرح شد، به مرور زمان این وضعیت باید از بین می‌رفت اما چرا برخلاف انتظار قوت گرفت؟ آنچه به عنوان مقاومت در برابر این جریان از آن یاد می‌شود، مربوط به سنت‌گرایان نسل‌های بعدی است که هم خواستگاهش متفاوت است و هم دلایل متفاوتی دارد. اگر برفرض کسانی همچون میرزا عبدالله با نوشتن کتاب‌های نت مخالفت می‌کردند با جریان سنت‌گرایان در دوره ما کاملاً متفاوت است و زیرساخت‌هایش نیز با هم فرق دارد اگرچه ممکن است در ظاهر به  شبیه باشند.   ایرانیان منابع بسیار محدودی را درباره هنرشان نوشته‌اند و تعداد کتاب‌های حوزه موسیقی ، نوشته شده در گذشته هم چندان زیاد نیست؛ این وضعیت ه نشان‌دهنده عدم تمایل ایرانی‌ها در مکتوب کردن تاریخ هنر و موسیقی است. ما باید بین نوشتن درباره موسیقی و نت‌نویسی تفکیک قائل شویم. خیلی از منابع که ما در حوزه مکتوب درزمینه موسیقی داریم، کتاب‌هایی درباره موسیقی هستند نه نغمه نگاری البته به‌غیراز استثنائی درباره عبدالقادر مراغی و استثناء خیلی کوچک‌تری درباره صفی‌الدین ارموی. درباره بخش بعدی سؤال هم من نمی‌توانم حکم کلی درباره اینکه بی‌میلی به مکتوب کردن در خون ما ایرانیان است، صادر کنم اما آنچه می‌شود درباره‌اش صحبت کرد اینکه دست‌کم در یکی دو قرن گذشته شیوه مرسوم در موسیقی کلاسیک ما مبتنی بر روش شفاهی  و در اصطلاح سینه‌به‌سینه بوده است. من جرئت نمی‌کنم حکم کلی‌تری بدهم مخصوصاً اگر خارج از هنر موسیقی باشد که آن‌یکی دیگر در تخصص من نیست.   تألیف کتاب‌های موسیقی از دوره موسیو لومر در ایران آغاز شد و در دوره‌های مختلف تاریخی سرعت آن  تغییر شد، الان عرصه کتاب را در حوزه موسیقی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ حوالی سال ۱۲۸۰ بود که مکتوبات موسیو لومر و یکی دو نوشته دیگر چاپ شد اما به‌مرورزمان و هرچه از ابتدای قرن جدید گذشت، نگارش کتاب‌هایی درباره موسیقی و کتاب‌هایی با موضوع نت نگاری در موسیقی افزایش پیدا کرد و به‌موازات گسترده‌تر شدنِ آموزشِ عمومیِ موسیقی که تا یک جایی دولت آن را انجام می‌داد، (سرود مدارس تا تاریخ معینی جزئی از برنامه درسی مدارس بود و بعدازآن هم به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سپرده شد) پیش رفت. بعد از انقلاب زمانی که پس از یک دوره ممنوعیت، دوباره موسیقی آزاد شد، ما در کشور با انفجار آموزش خصوصی مواجه شدیم که پیش‌ازاین هیچ‌گاه در تاریخ ایران سابقه نداشت. به‌موازات این عمومی شدن، حوزه نوشتاری لااقل به لحاظ کمی از هر دو جنس شروع به گسترده شدن کرد. این هم اتفاقی طبیعی بود.   چه اتفاقی افتاد که ما نسبت به میراث موسیقی با آن سابقه، سرانجام به صرافت ثبت و ضبط هنر موسیقی و روایت آن در قالب کتاب‌ افتادیم؟ ناگهان متوجه می‌شویم که این‌ها آثاری متعلق به ماست که باید از آن‌ها نگه‌داری کنیم و از آن‌ها اسنادی را درست کنیم. جالب است بدانید وقتی‌که این اسناد کم‌کم به ثبت رسید، گستردگی آموزشی امروزی در میان نبود و به نظر من الزام آموزشی، گذشتگان را وادار به این کار نکرد. ما از همان زمانی که ما دست به تألیف کتب تاریخی زدیم و باستان‌شناسی را جدی‌تر گرفتیم، کتاب‌های موسیقایی هم موردتوجه قرار گرفت. بر همین اساس ما در صد سال گذشته به‌خصوص ازنظر ثبت ماده موسیقی یا نغمه نگاری با حدی از ثبت مواجه هستیم که در هیچ دوره تاریخی آن را سراغ نداریم. در هیچ دوره‌ای تا این اندازه در ایران، این‌همه تلاش برای ثبت این میراث صورت نگرفته است. این نکته واقعاً منحصربه‌فرد است. حال‌آنکه کیفیت آثار تولیدشده چقدر است مربوط به بحث دیگری است که زیرمجموعه سؤالی که مطرح کردید، قرار نمی‌گیرد. در کشورهای پیشرفته نهاد‌های عمومی و دولتی از موسیقی به انحاء مختلف  حمایت می‌کنند؛ اما در فضای فرهنگی ما چنین حمایت‌هایی نیست، حمایت از هنر موسیقی را چقدر در رشد و گسترش کیفی آثار موسیقایی و روایت آن مؤثر می‌دانید؟ آنچه در فرهنگ ما جایش خالی است کمک عمومی به این زمینه نیست بلکه چیز دیگری است. هنرمندان برجسته هر فرهنگی باهم نفس می‌کشند و برخی دیگران را موضوع کار قرار می‌دهند. برای مثال شهریار برای صبا شعر گفته است اما متفکران رشته‌های دیگر درباره موسیقیدان‌ها کمتر فکر کرده‌اند و قلم زده‌اند. آیا  آن‌چنان‌که رومن رولان یعنی یک نویسنده با تراز جهانی درباره بتهوون نوشت، هیچ نویسنده تراز اولی در کشور ما درباره یک موسیقی‌دان کاملاً شناخته‌شده ایرانی یک رمان کامل نوشته است؟ من سراغ ندارم و فکر هم نمی‌کنم چنین کتابی وجود داشته باشد. آیا آن‌چنان‌که فیلسوفی مثل نیچه درباره واگنر نوشت و با او از جایی به بعد وارد مجادله قلمی شد، هیچ استاد فلسفه‌ای را می‌شناسید که با موسیقی‌دان‌های ما وارد گفت‌وگو شده باشد؟ من چنین فضایی را نمی‌شناسم. زمانی که وزیری نظریات تندوتیزش را ابراز می‌کرد قاعدتاً باید دست‌کم اهل فلسفه و به‌طورکلی اهل علوم انسانی مخالف یا موافق با او وارد گفت‌وگو می‌شدند. بنابراین آنچه موسیقی ما کم دارد فراتر از کمک دولتی است. موسیقی و به‌طورکلی هنر باید مسئله ذهنی جامعه باشد در غیر این صورت تغییر ملموسی اتفاق نمی‌افتد. اخیراً آقای فرهود صفرزاده دو کتاب درباره درویش خان و عارف قزوینی منتشر کرده است. به نظر من پول دولتی در این کار چندان تغییری ایجاد نمی‌کند. ایشان تمام آن کاری را که به‌عنوان یک نویسنده می‌توانسته در این مسیر انجام دهد، انجام داده است. البته شاید اگر یک رمان‌نویس درجه‌یک مثل محمود دولت‌آبادی دست روی این داستان می‌گذاشت، احتمالاً به لحاظ تکنیکی کتاب متفاوتی را ارائه می‌داد اما به لحاظ محتوا همانی می‌بود که الان هست. قسمت‌های مختلف فرهنگ مثل اندام‌های یک موجود زنده هستند که باید با هم ارتباط داشته باشند. متأسفانه این ارتباط در ایران در مواردی یا قطع است یا اندک. موسیقی در ذهن روشنفکران چندان با اهمیت نیست که بخواهند کارشان را رها کند و درباره‌ی آن بنویسند تا چیزی همتراز با آثار غربی از این حرکت بیرون بیاید. به‌طورکلی توجه سیستماتیک به رشته‌های مختلف در بهبود وضعیتشان مؤثر است.     ]]> هنرورسانه Wed, 01 Feb 2017 05:20:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244839/خارجی-ها-بتهوون-واگنر-نوشتند-موسیقی-مان-کردیم یادی از کریم امامی در«یکشنبه‌های کتاب هنر» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244702/یادی-کریم-امامی-یکشنبه-های-کتاب-هنر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز یکشنبه ۱۰ بهمن، تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران میزبان گلی امامی، مهران مهاجر و سیامک دل‌زنده است و کتاب «گال.. گال... گالری؛ مروری بر رویدادهای هنرهای تجسمی ایران دهه ۱۳۴۰» با حضور این افراد بررسی می‌شود. «گال… گال… گالری» پنجاه مقاله درباره رویدادها و مسائل حوزه هنرهای تجسمی در ایران را دربرمی‌گیرد که در سال‌های ۱۳۴۱-۱۳۴۷ یعنی زمانی  که کریم امامی نویسنده روزنامه «کیهان اینترنشنال» بود، نوشته شده است. امامی در آن دوران تلاش می‌کرد تا مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی و هنری آن روزگار را در این مقاله‌ها مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. شاید اهمیت این مقالات، جایگاه تاریخی‌شان باشد چون ظاهراً قبل امامی کسی درباره اخبار گالری‌ها و نقد آثار هنرمندان حوزه‌های گوناگون هنرهای تجسمی در مطبوعات ایران، مطلبی نمی‌نوشت. به‌کارگیری زبانی ساده و ساختاری جذاب از ویژگی‌های کریم امامی بود و او با تکیه‌بر این ویژگی توانست مخاطبان ثابتی برای نوشته‌هایش، دست‌وپا کند. تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران از ساعت ۱۸ میزبان ششمین نشست از سلسله نشست‌های «یکشنبه‌های کتاب هنر» است و در آن کتاب «گال… گال… گالری» مورد بررسی قرار می‌گیرد. ]]> هنرورسانه Sun, 29 Jan 2017 05:33:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244702/یادی-کریم-امامی-یکشنبه-های-کتاب-هنر تکیه به‌واژه عدالت در نمایشنامه‌های اکبر رادی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244590/تکیه-به-واژه-عدالت-نمایشنامه-های-اکبر-رادی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نامجو: 9 سال از پرواز درام‌نویس گیلانی که عدالت و دغدغه اجتماعی چون فقر در همه آثار او دیده می‌شد، می‌گذرد. مردی که اخلاق، تخصص و نگاهش مورد تمجید هادی مرزبان است. مرزبانی که اهالی تئاتر او را کارگردان آثار رادی لقب داده‌اند. این هنرمند نام آشنا می‌گوید زمانی رسید که در رادی ذوب شدم. او معتقد است این تنها جسم رادی است که ما را ترک کرده و روحش همیشه با ما خواهد بود. به مناسبت انتشار نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» با بازنگری و تلخیص حمیده‌بانو عنقا، همسر زنده‌یاد رادی که به‌تازگی نشر قطره آن را روانه بازار کتاب کرده است، گفت‌وگویی با مرزبان انجام داده‌ایم که در ادامه مطلب می‌خوانید:   چرا اهالی تئاتر، شما را به‌عنوان کارگردان نمایشنامه‌های اکبر رادی می‌شناسند؟   یاد رادی به خیر. او همیشه حتی در کتاب‌هایی نظیر «بشنو از نی: مکالمات با اکبر رادی» به قلم ملک ابراهیم امیری گفته است که من و مرزبان ربع قرن در کنار هم کار کرده‌ایم و تاکنون هیچ مشکلی هم باهم نداشتیم. البته بعدها با اجرای نمایش تانگوی تخم‌مرغ داغ عمر همکاری ما به حدود سی و دو سال رسید و من در بروشور اجرا به مخاطبان آن تئاتر گفتم که شما را به سی‌ودومین سالگرد همکاری من و رادی دعوت کرده‌ایم. در دوران جوانی، درست مثل هر جوان دیگری با خواندن دو یا سه اثر از نوشته‌های زنده‌یاد رادی با نام او آشنا شده بودم. برای اولین‌بار در سال ۶۳ نمایشنامه «پلکان» اکبر رادی را روی صحنه بردم.   چطور با آقای رادی آشنا شدید؟   من به‌وسیله یکی از دوستان مشترک بین من و اکبر رادی به او معرفی شده بودم. درحالی‌که تنها چهار سال از بازگشتم به ایران می‌گذشت، این دوست مشترک به آقای رادی گفته بود هادی مرزبان جوانی است که به کارگردانی تئاتر مشغول شده و آثار ایرانی را روی صحنه می‌برد. در یک شب سرد زمستانی در سال ۶۲ پی‌ریزی نمایش «پلکان» برای اجرا در سال بعد ریخته شد. البته در آغاز قرار نبود من تبدیل به کارگردان آثار اکبر رادی شوم اما وقتی «پلکان» اجرا شد، ما خودبه‌خود به هم نزدیک شدیم و من در حقیقت در رادی ذوب شدم. ما هیچ اختلاف‌نظری باهم نداشتیم. تجربه «پلکان» بسیار خوب بود و ما در طول تمرینات و اجرا اتفاقات تلخ و شیرین زیادی را از سر گذراندیم. در سال ۶۷ «آهسته با گل سرخ» را روی صحنه بردم. بعد از این متن بود که حس کردم چقدر راحت می‌توانم باکارهای زنده‌یاد رادی حرفم را بزنم. شاید دلیل این احساس، توجه و علاقه‌مندی من به دو مقوله فقر و بی‌عدالتی بود چون این دو را مقوله را شخصاً تجربه کرده بودم و  به خوبی می‌شناختم. کم‌کم دیدم دیالوگ دیگری را به جز دیالوگ‌های رادی نمی‌پسندم. شاهد بودم که او چقدر برای نوشتن یک متن زحمت می‌کشد و به قول خودش دیالوگ‌ها را مزمزه می‌کند. او نویسنده‌ای نبود که شب نوشتن یک نمایشنامه را شروع کند و صبح آن را به‌پایان برساند. گاهی برای نوشتن یک متن یک سال زمان صرف می‌کرد. البته گاهی در این میان به سراغ یکی دو متن دیگر رفتم اما دیدم دیگر نمی‌توانم با هیچ نمایشنامه‌ای به‌غیراز آثار زنده‌یاد رادی ارتباط برقرار کنم. نتیجه ذوب شدن من در رادی این بود که در سال ۶۹ «هملت با سالاد فصل» را به روی صحنه بردم. مسیر من بعد از این کار دیگر مشخص شده بود. بعد از این کار استاد رادی برای مدت چند سال یا متنی ننوشت یا اگر نوشت به من نداد تا اجرا کنم.   یعنی با دیگران همکاری کرد؟   نه. آقای رادی در این مدت به کس دیگری هم نمایشنامه‌ای نداد. به هر صورت، بنا به دلایلی چند سال در نمایشنامه‌نویسی زنده‌یاد رادی فاصله افتاد. من هم به حرمت رادی در این مدت کاری را روی صحنه نبردم. سال ۷۳ به یاد دارم که آقای رادی مرا مجبور کرد کاری به‌غیر از آثار او را کارگردانی کنم. تا اینکه در سال ۷۶ «آمیز قلمدون» را کار کردم. ما در دوران همکاری با هم «شب روی سنگفرش خیس»، «باغ شب نمای ما»، «ملودی شهر بارانی»، «پایین گذر سقاخانه»، «تانگوی تخم‌مرغ داغ»، «پلکان» برای بار دوم و «لبخند باشکوه آقای گیل» را اجرا کردیم. «لبخند باشکوه آقای گیل» آخرین نمایشنامه‌ای بود که من از آثار زنده‌یاد رادی روی صحنه بردم. بعد از این کار بود که آقای رادی از دنیا رفت. در سخنرانی که در اجرای نمایش «لبخند باشکوه آقای گیل» گفت: «مرزبان خودش را پای نمایشنامه‌های من پیر کرد و هیچ‌گاه به حق‌وحقوق خودش نرسید. من این را در آخرین کتاب خودم نیز گفته‌ام». او همان‌جا اضافه کرد: «اختلاف‌سلیقه‌ها به‌جای خود اما من بابت زحماتی که مرزبان برای نمایشنامه‌های من کشیده است، سر تعظیم فرود می‌آورم». استاد رادی با این جملات مرا شرمنده کرد.   نتیجه سال‌ها همکاری با زنده‌یاد رادی برای شما چه بود؟   این بود که وقتی دیالوگ‌های آثار او را با نوشته دیگران مقایسه می‌کردم می‌دیدم به قول قدیمی‌ها تومنی هفت سنار فرق می‌کند. همیشه گفته‌ام که چیدمان کلمات در دیالوگ‌های رادی درست مثل مینیاتور بود. نوشته‌های او مثل تابلویی است که رضا عباسی جلوی من گذاشته. همچون کاشی‌کاری‌های مسجد اما اصفهان است که عظمت، زیبایی و قربت را در کار هم دارد. اگر سر تمرین یا حتی در خانه، کسی از روی نمایشنامه آقای رادی بخواند و تنها یک کلمه را جا بیندازد یا اضافه کند بلافاصله متوجه می‌شوم و می‌گویم این جمله ایراد دارد. گاهی بچه‌ها می‌گویند امکان ندارد که اشتباه کرده باشیم، من هم در پاسخ می‌گویم کتاب نمایشنامه را بیاورید. آن‌وقت می‌بینند که من درست تشخیص داده‌ام و آن‌ها جای کلمه‌ای را با کلمه‌ای دیگر تغییر داده‌اند یا جمله را کم‌وزیاد کرده‌اند. آنجا هم می‌گویم این دیگر کار رادی نیست.   آیا جابجایی یک کلمه باعث می‌شود اثر دیگر از آن زنده‌یاد رادی نباشد؟   یادش به خیر. اگر خود رادی هم بود به کسی اجازه نمی‌داد حتی یک کلمه را این‌طرف و آن‌طرف بکند البته به‌جز من. زنده‌یاد رادی در سال‌های اخیر، آن‌قدر به من لطف داشت و مرا از خودش می‌دانست که این اجازه را به من می‌داد. حتی من در «آمیزقلم‌دون» یک صحنه را به‌کلی از نمایش حذف کردم. آقای رادی در پاسخ به من گفت: تو مؤلف دوم اثر هستی بنابراین هر کاری دوست داری انجام بده. من کمتر آدمی را دیدم که از نظر شخصیت و کار مثل اکبر رادی باشد. بسیاری از همکاران و دوستان من می‌گفتند مرزبان رخت خوابش را جلوی در خانه رادی انداخته است و به‌محض اینکه نمایشنامه‌ای بنویسد مرزبان از او می‌گیرد. درحالی‌که این‌طور نبود. استاد رادی آن‌قدر به من لطف داشت که حتی از نیمه‌های نگاشتن نمایشنامه به من اطلاع می‌داد. رادی برای من هم نویسنده بزرگی بود، هم معلم بزرگی و هم همکار بزرگی بود. من در زندگی از آقای رادی چیزهای زیادی آموختم. قول می‌دهم که ادبیات نمایشی ما سه دهه بعد رادی را بیش از این خواهد شناخت. او همیشه می‌گفت من نویسنده نیستم، درام‌نویسم.   ظاهرا «منجی در صبح نمناک» تنها نمایشنامه از زنده‌یاد رادی به زبان کتابی است و او بقیه نمایشنامه‌هایش را به زبان محاوره نوشته است...   قلم زنده‌یاد رادی خوش‌خوان و روان بود. او بر اساس آدم‌هایی که در نمایشنامه‌های مختلف داشت، زبان را تعیین می‌کرد. در منجی صبح نمناک شما با آدم‌های از قشری خاص مواجه هستید. در منجی صبح نمناک همه ادبا دورهم جمع هستند بنابراین چنین زبانی باید انتخاب شود. کلمات و جملات و لحنی که برای بیان این جملات انتخاب می‌کرد، واقعاً حساب‌شده و برنامه‌ریزی‌شده بود.   در متن نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» به نظر می‌رسد شایگان می‌تواند همان اکبر رادی باشد. در متن، نشانه‌هایی مثل پافشاری برای انتشار گفت‌وگوی انجام‌شده با دو جوان خبر‌نگار بدون کم کردن حتی یک کلمه، ارائه برنامه منظم نگارش از سوی شایگان که نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده‌ای است و تأکید بر واژه عدالت در متن نمایشنامه بارقه‌هایی است که می‌تواند به مخاطب القا کند شایگان آینه‌ای از شخصیت نویسنده نمایشنامه است...   راستش را بخواهید خود من هم همین حس را زمان خواندن نمایشنامه داشتم. اما هیچ‌گاه از او در این‌باره سؤالی نپرسیدم. کمک به قشر جوان، تکیه به‌واژه عدالت و موارد بسیاری در این نمایشنامه وجود دارد که به نظر من نشان می‌دهد شایگان خود رادی است.   بنابراین مخاطب جوانی که سن و سالش به شناختن اکبر رادی قد نمی‌دهد با خواندن منجی صبح نمناک و توجه به شخصیت شایگان می‌تواند تا حدودی باشخصیت اکبر رادی آشنا شود؟   البته که می‌تواند. اگر نخواهم به‌طورکلی حکمی صادر کنم، باید بگویم که مخاطب کتاب «منجی در صبح نمناک» می‌تواند با مطالعه نمایشنامه و توجه به شخصیت شایگان لااقل با ابعادی از شخصیت رادی آشنا شود. برخلاف نظر برخی روشنفکرنمایان دوره ما (و نه امروز) تمام آثار رادی به‌غیر از یکی از آن‌ها برای همه زمان‌ها و همه مکان‌ها نوشته شده است. آقای رادی در یک اتاقک دو و نیم متر در دو و نیم متری کار می‌کرد. یک بار به آقای رادی گفتم شما در این دفتر کوچک شاهکارهای بزرگ جهانی خلق می‌کنید. اگر من کاریکاتوریست بودم و قرار بودم کاریکاتور رادی را بکشم و با ذره‌بینی بر چشم در جست‌وجوی عمیق‌ترین مسائل جامعه روی کاغذ می‌آوردم. من نمایش «پلکان» را سال ۶۳ و سال ۹۱ روی صحنه بردم. در هر دو اجرا تماشاگران اذعان داشتند که این نمایش چقدر به‌روز است. در دیگر نمایشنامه‌های رادی هم به‌غیراز «در مه بخوان» که خیلی هم آن را دوست دارم، این قصه وجود دارد چون در این نمایشنامه از سپاه دانش سخن به میان می‌آید که امروز دیگر وجود خارجی ندارد. من می‌توانم ادعا کنم که تمام کارهای بزرگ زنده‌یاد رادی را به‌غیراز دو کار «در مه بخوان» و «منجی در صبح نمناک» روی صحنه بردم.   چرا «منجی در صبح نمناک» را اجرا نکردید؟   ما گه‌گاه باهم درباره «منجی در‌صبح نمناک» صحبت می‌کردیم. زنده‌یاد رادی با اشاره به طولانی بودن نمایشنامه می‌گفت: امروز در بسیاری از کشورها رسم هست که مردم دو یا سه ساعت می‌نشینند و بخش اول نمایش را می‌بینند. بعد برای استراحت و صرف غذا می‌روند و دوباره به سالن بازمی‌گردند و دو سه ساعت دیگر بخش دوم نمایش را تماشا می‌کنند. تماشاگر امروز در عصر اینترنت خودش هم اینترنتی شده و سطحی و عجول است. به نظر من انسان زمان حاضر خودش هم نمی‌داند دارد به کجا می‌رود؟ بنابراین اجرای کارهای طولانی همچون «منجی در صبح نمناک» از ظرفیت آن‌ها خارج است. من نمی‌دانم این‌همه عجله برای چیست؟   آیا هیچ کس دیگری هم نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» را روی صحنه نبرده است؟   من یک‌بار در جشنواره‌ای در تبریز اجرایی از نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» را دیدم. در آنجا به‌عنوان داور حضور داشتم اتفاقاً زنده‌یاد رادی هم حضور داشت. آنجا هم تلاش کرده بودند نمایش را تا حد امکان کوتاه کنند اما بازهم اجرای کار حدود ۴ ساعت و نیم زمان برد. نسخه بازنگری و تلخیص شده این نمایشنامه را خوانده‌ام اما باید به‌طور جدی به آن فکر کنم. «منجی در صبح نمناک» نمایشنامه‌ای طولانی بود و به بیش از ۵ ساعت زمان برای اجرا نیاز داشت. البته همان‌طور که می‌دانید خانم حمیده‌بانو عنقا، همسر زنده‌یاد رادی و آرش رادی فرزند ایشان این اثر را بازنگری و تلخیص کرده‌اند که آن را خوانده‌ام اما هنوز به صورت جدی به آن نگاه نکرده‌ام که ببینم آیا می‌خواهم آن را کار کنم یا نه.   بنابراین ممکن است روزی آن را روی صحنه ببرید؟   دقیقاً. البته زنده‌یاد کار دیگری به نام «از پشت شیشه‌ها» دارد که اگر عمر اجازه دهد و خدا بخواهد آن را نیز به روی صحنه خواهم برد. ]]> هنرورسانه Sun, 29 Jan 2017 04:00:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244590/تکیه-به-واژه-عدالت-نمایشنامه-های-اکبر-رادی جشن امضاى نمايشنامه‌هاى بهاره رهنما http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244691/جشن-امضاى-نمايشنامه-هاى-بهاره-رهنما به گزارش خبرگزاری کتاب‌ ایران (ایبنا) جشن امضاى مجموعه نمايش‌نامه‌هاى بهاره رهنما، بازيگر تلویزیون و سینما دوشنبه ١١ بهمن از ساعت ١٨ تا ٢٠ در شهركتاب پاسداران برگزار مى‌شود. این مجموعه شامل نمایش‌نامه‌های «غبار» ، «چشم‌هایی که مال توست»، «با من بستنی می‌خوری» و «تو دهنتو می‌بندی یا من» است که به تازگى از سوی نشر مرواريد راهى بازار كتاب شده است.    بهاره رهنما در اين جشن امضا، نمايش‌نامه «تو دهنتو مي‌بندى يا من؟» را همراه با كمند اميرسليمانى روخوانى مى‌كند. علاقه‌مندان شركت در اين مراسم جشن امضا و نمايشنامه‌خوانى روز دوشنبه ساعت ١٨ مى‌توانند به نشانى پاسداران، بوستان دوم (اخوان)، پلاك ٩ مراجعه كنند. ورود براى عموم علاقه‌مندان آزاد است.   ]]> هنرورسانه Sat, 28 Jan 2017 10:37:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244691/جشن-امضاى-نمايشنامه-هاى-بهاره-رهنما تاریخ روایت‌های تصویری در «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244576/تاریخ-روایت-های-تصویری-کمیک-ها-مانگاها-رمان-های-مصور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رابرت اس. پترسن کتاب «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور» را نوشته و مهرداد گروسی آن را به فارسی ترجمه کرده است. کمیک یا تصاویر فکاهی راهی برای انتقال بصری ایده‌ها است که معمولاً با نوشته و یا اطلاعات تصویری همراه است، با کنار هم قرار دادن قطعات متوالی از تصاویر شکل می‌گیرد و المان‌هایی نظیر اندازه تصاویر، چیدمان تصاویر و سیر بیانی قصه آن را به‌پیش می‌برد. از اواخر قرن بیستم کتاب‌هایی با موضوع رمان مصور و آلبوم‌های کمیک، بیش از گذشته رواج پیدا کرده و در سال‌های اخیر گونه اینترنتی کمیک روی کار آمده است.   کتاب «کمیک‌ها، مانگاها، و رمان‌های مصور» تاریخ روایت‌های تصویری و روند پیشرفت این گونه هنری را بیان می‌کند و با اشاره به سیری تاریخی و با بهره‌گیری از شیوه دانشنامه‌ای چگونگی شکل‌گیری کمیک‌ها، مانگاها، و رمان‌های مصور امروزی را برای علاقه‌مندان به هنر  توضیح می‌دهد.   تاریخ کمیک در فرهنگ‌های مختلف، مسیرهای متفاوتی را طی کرده است اما به‌طور اجمالی باید گفت که تا میانه قرن  قرن بیستم، کمیک فقط در آمریکا، اروپای غربی و ژاپن شکوفا شده بود. این گونه هنری در اروپا با کارتون‌های رودلفه تپفر در دهه سوم قرن هجدهم میلادی آغاز ‌شد و با داستان‌های مصور نظیر ماجراهای تن‌تن و میلو در دهه دوم قرن نوزدهم میلادی رواج پیدا‌ کرد اما شکل‌گیری و رونق کمیک آمریکایی به اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد که در روزنامه‌ها و بعدازآن در کتاب‌های مصور  ظاهر شد. از هردوی این‌ها قدیمی‌تر شاید کمیک ژاپنی یا مانگا باشد که عده‌ای ریشه‌هایش را در قرن سیزدهم میلادی جست‌وجو می‌کنند. در کتاب «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور»، نویسنده با نگاهی جالب می‌کوشد تا تاریخی وسیع و عمیق از این هنر در دنیای باستان را ارائه  کند. رابرت اس.پترسن در تلاش است تا  امتداد بیان تاریخی‌اش را در عصر حاضر نیز پی بگیرد.   پترسون معتقد است کمیک‌ها درنتیجه یک ابتکار یا پیشرفت تکنولوژیک منفرد به شکل امروزی درنیامده‌اند و  محصول تغییراتی کند و گسترده در طول قرن‌ها هستند که به‌وسیله  صدها هنرمند در جای‌جای این کره ایجاد شده‌اند.   روایت‌های تصویری، چاپ عامه‌پسند و کاریکاتور، داستان‌های مصور، روایت‌های تصویری هنر مدرن، مجلات فکاهی، کمیک‌ها در عصر روزنامه‌نگاری زرد، روایت‌های تصویری در آسیا، ابرقهرمان‌ها و کتاب‌های کمیک، جریان کمیک آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی، مانگاها بعد از جنگ دوم جهان، روایت‌های تصویری در هنر پس از جنگ دوم جهانی، بازگشت روایت‌های تصویری بزرگسالان و کمیک‌های دیجیتال، فصل‌های سیزده‌گانه کتاب هستند که به بررسی مسائل تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری حول محور کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور می‌پردازند و نویسنده در هر فصل تاریخچه‌ای متناسب با عنوان آن فصل را ارائه می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ابتدا مذهب از کمیک برای تبلیغ خودش و بیان داستان‌هایش کرده بود اما همان‌طور که در کتاب کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور آمده است، یهودیان و مسیحیان از کمیک علیه یکدیگر استفاده کردند و بعدها بنا به دلایل مختلف رابطه مذهب و کمیک هم خورد. پیرامون تقابل مذهبی در کمیک در صفحه ۲۱ این کتاب می‌خوانیم:  «...از این زمان به بعد بود که پروپاگانداهای چاپی که به هر دو طرف درگیر درنبرد مذهبی به یمن کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها یا هرکدامشان در تقابل با یهودیت یاری می‌رساندند رونق یافت. به تصویر کشیدن طرفداران دیگر کیش‌ها به شکل حیوانات یا سرسپردگی‌شان به نیروهای اهریمنی موضوع اکثر چا های عامه‌پسند اولیه بود. رواج گسترده آن‌ها در سراسر اروپا شاهدی است بر این مدعا که این دست اوراق چاپی نقش برجسته‌ای در دامن زدن به تعصبات داشتند.»   نخستین چاپ «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور» به قلم رابرت اس.پترسون و با ترجمه مهرداد گروسی در ۲۵۶ صفحه، در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و باقیمت ۲۰ هزار تومان از سوی انتشارت علمی فرهنگی به‌تازگی روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 28 Jan 2017 07:06:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244576/تاریخ-روایت-های-تصویری-کمیک-ها-مانگاها-رمان-های-مصور دل زنده: پایه و اساس هنر را روایت‌های تاریخ هنر می‌سازند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244639/دل-زنده-پایه-اساس-هنر-روایت-های-تاریخ-می-سازند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «تالار قندریز؛ تجربه‌ای در عرضه اجتماعی هنر» با همکاری فصلنامه نقد کتاب هنر، چهارشنبه شش بهمن‌ماه با حضور حسن موریزی‌نژاد، سیامک دل‌زنده،‌ شروین طاهری و علی بوذری در سرای اهل قلم برگزار شد.   حسن موریزی‌نژاد، یکی از مولفان کتاب «تالار قندریز»، در این نشست عنوان کرد: کتاب حاضر مجموعه‌ای از اطلاعات راجع به فعالیت‌های یک کانون هنری است که از آن به عنوان «تالار قندریز» یاد می‌شود. چگونگی شکل‌گیری این کانون، روند و دامنه فعالیت‌ها و دیدگاه‌های گردانندگان آن مطالب بخش اصلی کتاب را تشکیل می‌دهند. بخش پیوست‌های کتاب نیز فهرست کاملی از کارنماها و انتشارات و گزیده‌ای از نوشته‌ها و پوسترها و بروشورها را شامل می‌شود.   وی با اشاره به اینکه حدود 30 سال از پایان فعالیت این تالار می‌گذرد، ادامه داد: اعضای پایه‌گذار تالار 12 نفر بودند که در نهایت سه نفر باقی ماندند و در ادامه آقایان پاکباز و جودت به فعالیت در تالار ادامه می‌دهند. در ادامه راه، افراد دیگری نیز به تالار اضافه می‌شوند، ولی آن اندازه که حضور این افراد پررنگ‌ است، حضور دیگران پررنگ نیست. در مقطعی درباره فعالیت‌های تالار اختلافاتی بین این دو نفر بوجود می‌آید که در یکی از گفت‌و‌گوهای کتاب نیز به آن اشاره شده است. گفت‌و‌گوی رودررویی که بین این دو نفر رخ می دهد، نوعی مستندنگاری است. در این کتاب به نوعی مدارک و استنادات متعلق به آن سالها جمع‌‌آوری شده است. تا امروز چه بر تاریخ هنر ما گذشته است؟ سیامک دل زنده نیز در این نشست گفت: پایه و اساس تاریخ هنر را روایت‌های تاریخ هنر می‌سازند و مشکل اساسی ما در حال حاضر،‌ فقدان همین روایت‌هاست.   وی افزود: یکی از بزرگترین مشکلات شخص من در پژوهش، در اختیار نداشتن اسناد، مدارک و تصاویر بود که نتوانستم نقشه‌نگاری از تاریخ هنر ایران داشته باشم. خوشحالم این کتاب، مجموعه‌ای از اسناد مهم و خرده‌روایت‌هایی از بخش مهمی از تاریخ هنر معاصر و نوگرای ایران است. وقتی به تاریخ هنر نوگرا می‌نگریم، 40 یا 50 هنرمند داریم که درطول سه دهه تلاش کردند، زبان تصویری مدرنیست را در ایران رواج دهند و آن‌را به نوعی نهادینه و درونی کنند و آن‌را به‌عنوان رکن اصلی زبان تصویری در ایران تبدیل کنند.   این نویسنده و پژوهشگر هنر در ادامه با ذکر چند نکته مهم اظهار کرد: مهم است که تا امروز چه بر تاریخ هنر ما گذشته است، چگونه از سطح ساده انتقال به یکدیگر عبور کنیم و ‌چگونه مفاهیمی داشته باشیم که تکیه‌گاه بحث باشند. وقتی تاریخ سه دهه هنر نوگرای ایران را مطالعه می‌کنیم، انگار تنها جایی است که افرادی مانند پاکباز و جودت به نوعی رویکرد نظری نزدیک می‌شوند.   زنده دل ادامه داد: تالار قندریز و تاریخچه آن از چند جهت اهمیت دارد؛ نخست از جهت یادداشت‌ها و سرمقاله‌ها و نقدها و گفت‌و‌گوهایی است که در نشریات مختلف تالار در آن 14 سال منتشر شده و وجه دیگر اهمیت آن، خرده‌روایت‌هایی است که می‌توان به وسیله آنها قسمت‌های دیگر تاریخ معاصرمان را بشناسیم.   وی همچنین با اشاره به ساختار کتاب گفت: یادداشت ویراستار در کتاب عنوان ندارد که ظاهرا نویسنده آن آقای پاکباز است. کتاب مقدمه‌ای دارد که نوعی ارزش‌گذاری و به نوعی موضع‌گیری نسبت به تاریخ تالار است، اما به‌نظر من به‌عنوان مقدمه در ابتدای کتاب، چندان تناسب ندارد، به‌ویژه برای مخاطبی که آشنایی با تالار ندارد. اگر این مقدمه به‌عنوان مؤخره در پایان کتاب می‌آمد، شاید بهتر بود.   «تالار قندریز» یک پدیده ساده نیست شروین طاهری، نویسنده و منتقد نیز به‌عنوان دیگر سخنران این نشست، عنوان کرد: تمام زحمت تالیف کتاب باارزش «تالار قندریز» با مقدمه نامنسجم از نظر تئوری بر هم ریخته است. از نظر فرم و صورت نگارش نیز می توان روی کتاب بحث داشت.   وی افزود: البته نمی‌توان از اهمیت محتوایی کتاب گذشت؛ «تالار قندریز» یک پدیده ساده نیست. تالار بر خلاف ظاهر صنفی اولیه، فقط نقاشی مدنظرش نیست، بلکه سعی می‌کند تمام ساختار هنر مدرن را در یک کنسرت جمع کند و معنای تازه‌ای را برای هنر نوگرا وضع کند که اهمیت آن‌را چند برابر می‌کند.   این نویسنده و منتقد حوزه هنر گفت: «تالار قندریز» سه کنش مهم انجام می‌دهد: 1- تکلیف خود را از صورت‌گرایی شارلاتانی  جدا کرده است؛ 2- واکنش به بازار (اعضای تالار به‌صورت خارق‌العاده‌ای حدس می‌زنند که بازار چه خطراتی می‌تواند داشته باشد؛ 3- درک نوشتار تجسمی و نقد هنری.   طاهری بیان کرد: فرم روایت و متن کتاب بسیار یکدست است و نمی‌توان کتاب را هنگام مطالعه زمین گذاشت ولی همزمان با این زبان ظریف، نکته‌ای نادیده گرفته شده و آن‌هم حذف پایگاه اجتماعی در شکل‌گیری این جنبش است که آگاهانه از کتاب کنار گذاشته شده است. نمی‌توان بدون میانجی و مناسبات اجتماعی، تحولات سه‌گانه در تاریخ تالار را درک کرد. می‌شد روایت و متن کتاب را با کمی زمینه مند کردن، غنی‌تر کرد. اگر بتوان آن‌را در ویرایش بعدی اعمال کرد،‌ اثر خواندنی‌تر می‌شود.   خلق دوباره پدیده‌های هنری فراموش شده علی بوذری، نیز به‌عنوان گرداننده بحث در سخنانی کوتاه گفت: ایده‌ای که پشت تاسیس تالار قندریز است، اهمیت دارد. باید گفت تولید این کتاب نیز در شرایط امروز ما بسیار مهم است. در کتاب می‌بینیم که برخی پدیده‌های هنری در حال فراموشی در جامعه، چگونه در تالار دوباره خلق می‌شوند. نکته مهم دیگر، ثبت کردن مدارک است. نهادهای دیگر مانند موزه هنرهای معاصر حتی نمی‌توانند همین آرشیوی که در این کتاب جمع شده را در اختیار داشته و تبدیل به کتاب کنند. این کتاب می‌تواند الگویی برای دیگر نهادهای فرهنگی باشد تا پازل فرهنگی ایران تکمیل شود. ]]> هنرورسانه Wed, 25 Jan 2017 14:41:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244639/دل-زنده-پایه-اساس-هنر-روایت-های-تاریخ-می-سازند