خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Fri, 22 Jun 2018 14:19:04 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 22 Jun 2018 14:19:04 GMT هنر 60 مراسم یادبود مدیر انتشارات پارت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262407/مراسم-یادبود-مدیر-انتشارات-پارت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طبق اعلام صفحه اینستاگرام انتشارات پارت، مراسم ختم زنده‌یاد حسن مفیدی با حضور چهره‌های فرهنگی و هنری کشور، ظهر روز جمعه (1 تیرماه) در مسجدالرضا (ع) تهران برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 14 الی 15 و 30 دقیقه روز جمعه (1 تیرماه) به مسجدالرضا واقع در بزرگراه شهید صدر، خیابان شهید دیباجی شمالی، خیابان نوریان مراجعه کنند. حسن مفیدی، مدیر مسئول انتشارات پارت بیش از 30 سال  در حوزه هنر و به صورت تخصصی در زمینه موسیقی مشغول فعالیت و انتشار کتاب بود که متاسفانه در روزهای گذشته درگذشت. خبرگزاری کتاب ایران درگذشت این چهره فرهنگی را به خانواده و جامعه نشر تسلیت می گوید. ]]> هنر Fri, 22 Jun 2018 07:38:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262407/مراسم-یادبود-مدیر-انتشارات-پارت ​کتابی برای علاقه‌مندان به استندآپ کمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262313/کتابی-علاقه-مندان-استندآپ-کمدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ این روزها بحث استندآپ کمدی در ایران بسیار داغ است و شاهد استعداد‌های مختلفی در این حوزه هستیم. در این راستا نشر نودا به تازگی دست به انتشار کتابی برای علاقه‌مندان به این حوزه به نام «شروع به کار استندآپ کمدی» زده است که این کتاب از سوی نشر نودا راهی بازار نشر شده است.   ایستخند یا کمدی ایستاده یا کمدی استندآپ یا استندآپ کمدی نوعی از کمدی است که در آن، اجراکننده بدون وجود دیوار چهارم و به‌صورت مستقیم با شنوندگان صحبت می‌کند. این کمدی معمولاً توسط یک نفر اجرا می‌شود. در این نمایش، کمدین با اجرای سریعی از داستان‌گویی، لطیفه و شوخی‌های کوتاه و گذرا و بداهه‌سازی‌هایی که جمع تماشاگران پذیرای آنها باشند، به انتقال مضامین می‌پردازد. اجراکننده معمولاً سرنوشت مسائل و معضلاتی را که به‌طور بسیار مهم و جدی اجتماع کلی را درگیر خود ساخته به چالش می‌کشد،  به این امید که باعث شگفتی و خنده تماشاگران شود و مشکلات اجتماع را با لبخند تبدیل به آرامش کند.   این کتاب از چهارده فصل به نام‌های «جک‌ها از کجا می‌آیند؟»، «ساختن جک»، «قوانین اصلی کمدی»، «شما چطور کمدینی هستید؟»، «رمزگشایی از خلاقیت»، «گزافه‌گویی احساسی»، «ساخت ماده»، «ابراز صحنه»، «تکنیک میکروفون»،‌ «مزه‌پران‌های مختلف و کنترل جمعیت»، «دیگر کمدین‌ها چه فکرهایی دارند؟»، «تجارت»، «اولین اجرا» و «آینده» دارد.   در مقدمه این کتاب آمده است: «پيش از آنكه فضاي اصلي استندآپ كمدي را معرفي كنيم، بهتر است ادبيات عامه، ادبيات در معناي كلي و هنر استندآپ را به طور ساده و تقريبا شفاف با يكديگر مقايسه كنيم تا با ورودي‌هاي اطلاعاتي استندآپ بيشتر آشنا شويم؛ زيرا هنر توليدی نيز به نوبه خود می‌تواند خروجی ساير اطلاعات محسوب شود كه پيش‌تر از فضاهای ديگر گرفته شده‌اند. به بيانی ساده‌تر، هنرمند ايده توليد اثر هنری يا اثر اجرايی را از جاهای ديگر الهام می‌گيرد. در واقع، می‌توان ادبيات را سرچشمه خوبی برای هنرمند استندآپ كمدی دانست. استندآپ كمدی هنر جوانی است كه پراكندگی آمروزش را می‌توان در رهگذر ادبيات معنا كرد. شايد بتوان قضيه را چنين مطرح كرد: ادبيات در وجه شفاهی كار نمود پيدا می‌كند، صدايی كه به شیء يا مكانی متصل نيست،گسترده می‌شود، تاثير می‌گذارد و محيط را به خود وابسته و پيوسته می‌گرداند.» کتاب «شروع به کار استندآپ کمدی» نوشته لوگان مورای با ترجمه معین محب‌علیان در 384 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌‌بهای 30 هزار تومان از سوی نشر نودا راهی بازار نشر شد. ]]> هنر Fri, 22 Jun 2018 06:37:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262313/کتابی-علاقه-مندان-استندآپ-کمدی از چخوف تا اکبر رادی با حنجره‌ای در صدر http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262402/چخوف-اکبر-رادی-حنجره-ای-صدر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): شعری است که می‌گوید؛‌ تنها صداست که می‌ماند. به راستی هم چنین است. صدا هیچ‌وقت از بین نمی‌رود حتا با زیرخاک رفتن صاحب صدا. هنوز 24 ساعت هم از شتافتن صدرالدین شجره به دیار باقی نگذشته است اما از لحظه شنیدن خبر کوچ همیشگی‌اش خاطرات شنیدن نمایش‌نامه‌های رادیویی‌اش مثل یک نوار ضبط شده مدام در گوش ذهن‌مان در حال پخش شدن است . هرگز از یک متخصص بینایی‌سنجی انتظار نمی‌رود که به حس شنوایی هم توجه ویژه‌ای داشته باشد اما صدرالدین شجره از همان دوران دانشجویی و تحصیل در رشته اپتومتری شیفته شعر و ادبیات و هنر بود. هنری که از راه گوش وارد روح و جسم‌مان می‌شد نه چشم. این علاقه خیلی زودتر در او پا گرفته بود؛ شجره در دوره دبيرستان، بعد به روی صحنه بردن نمایشی در مدرسه، با اکبر رادی آشنا شد. یک آشنایی که رویه زندگی او را به کلی تغییر داد. شجره نوجوان در سال ۱۳۴۶، در ۱۵ سالگی به رتبه اول کشوری در آزمون فن بیان دست پیدا کرد و به دنبال آن وارد خانه دومش یعنی رادیو شد. شجره جوان هفت سال در رادیو جوانان بود. خودش همیشه از آن سال‌ها به عنوان بهترین سال‌های کاری یاد می‌کرد.  پیشتر از آن در نوجوانی هم این شانس را داشت که مباحث موسیقی، سولفژ و آواز را در محضر مصطفی کمال پورتراب بیاموزد. صدرالدین در ابتدا بازیگری در نمایش‌های رادیویی را در صدر کار خود قرار داد اما بعد از مدتی شوق نوشتن در او بیدار شد و نویسندگی و تنظیم نمایشنامه برای رادیو را آغاز کرد.  مدتی بعد هم به کارگردانی نمایش رادیویی روی آورد. دهه‌های بعدی زندگی شجره در رادیو گذشت. به اقتباس و اجرای شاهکارهای نمایش‌نامه‌های جهان؛ «خوشه‌های خشم»، «راه آزادی»، «خانه عروسک»، «مسخ» و تقریبا تمام آثار چخوف. شجره به آثار وطنی نیز دین خود را ادا کرد و اکثر نمایشنامه‌های اکبر رادی، را برای پخش در رادیو تنظیم و کارگردانی کرد.حتا در برخی از آن‌ها هم به نقش‌آفرینی پرداخت. «ارثیه ایرانی» از آن جمله است. این برنامه به صورت چند قسمتی در رویداد «داستان شب» که به خوانش آثار ادبی اختصاص دارد هم مورد استقبال قرار گرفت. فعالیت‌های او به همین چیزها ختم نمی‌شد و  تله‌تئاترها، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هم از هنر او بی نصیب نماندند. صدرالدین شجره در اکثر شبکه‌های رادیویی به گویندگی می پرداخت و کارشناس بسیاری از برنامه‌های مانند؛  چشم‌انداز (رادیو ایران)، جمعه‌ها با تئاتر (رادیو فرهنگ)، رنگین‌کمان هنر (رادیو تهران)، توان مثبت (رادیو تهران)، گفتگوی هنر (شبکه گفتگو)، بخش شبانگاهی (رادیو پیام) وکارگردانی نمایش‌ها (رادیو نمایش) نیز بود. صدرالدین شجره با اقتباس‌های رادیویی خود گنجینه‌ای بی‌نظیر از ادبیات را به اهل فرهنگ هدیه داد. خواندن شاهکارهای ادبی به جای خود اما شنیدنش صفای دیگری دارد. رهبر ارکستر حنجره‌ها در شامگاه سی‌ام خرداد 1397 زندگی را بدرود گفت.               ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 12:58:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262402/چخوف-اکبر-رادی-حنجره-ای-صدر کیانی از موسیقی ایرانی دفاع کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262383/کیانی-موسیقی-ایرانی-دفاع-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «شناخت هنر موسیقی» عصر چهارشنبه (30 خردادماه) با حضور ساسان فاطمی، داریوش طلایی و عبدالمجید کیانی مولف این اثر در سرای اهل قم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   کتاب کیانی دایره‌المعارف موسیقی است داریوش طلایی در ابتدای این نشست با پرداختن به نویسنده این کتاب گفت: در توضیح این کتاب آمده است که این اثر حاصل 25 سال تلاش عبدالمجید کیانی است؛ اما من معتقدم که این اثر حاصل یک عمر تلاش استاد کیانی است. من از سال 1350 با وی همکار هستم و از همان 47 سال پیش شاهد فعالیت‌های مهم و غیرقابل انکار وی بوده‌ام.   وی ادامه داد: به نظر من برای درک این کتاب لازم است که ابتدا عبدالمجید کیانی را بشناسیم؛ چراکه این موضوع مانند آن است که ما بخواهیم درباره مثنوی صحبت کنیم و نیاز نباشد تا مولانا را بشناسیم. این کتاب یک جست‌وجوی هنری، معنوی، ریاضی و زیبایی‌شناسی است و داده‌های خاصی است که کیانی در آن قرار گرفته و با طریق کردن در تلاش بوده تا آن را با دیگران تقسیم کند.   این نوازنده تار و سه‌تار کیانی را استادی نمونه در زمینه موسیقی دانست و اظهار کرد: کیانی زندگی خود را صرف موسیقی کرده است و توانسته در این سال‌ها شاگردان و پیروان زیادی را تربیت کند. می‌گویم پیروانی داشته؛ چراکه کار وی تنها نوازندگی سنتور نبوده است و او کسی است که تلاش کرده تا به موسیقی ایرانی هویت دهد.   وی افزود: امروزه بسیار رایج شده است که وقتی فردی صحبت از پژوهش می‌کند از روش‌های آکادمیک استفاده می‌کند و بر همین اساس به بحث می‌پردازد اما در کنار مسائل آکادمیک ما یک نوع حکمت شرقی نیز داریم که بر اساس آن دستیابی به علم و معرفت از طی کردن مراحلی به دست می‌آید و آن روش دیگر روش آکادمیک نیست.   برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اهمیت دانش شهودی گفت: ما نباید فراموش کنیم که معرفت‌هایی در هنر و علوم انسانی وجود دارند که در عمل به آنها می‌توانیم به سطوحی از دانش دست پیدا کنیم و اگر غیر از این بود، دلیلی نداشت که هنر وجود داشته باشد. در 18 مقاله این کتاب مسائل از نگاه‌های مختلفی بیان شده و نویسنده به موضوعات بسیاری اشاره داشته است.   وی ادامه داد: کیانی مانند معلم‌های دیگر به رسالات مختلف رجوع کرده است. این نگرش به موسیقی اگر نگوییم جامع و کلی است، باید بگوییم که فراگیر بوده است. به نظر من کیانی با همین راه و روش و نوع نگاه به موسیقی و به دلیل علاقه‌ای که به علم اعداد، ریاضی و نجوم داشته، اعداد طلایی یا زرین را در معماری، خط و سایر هنرها جست‌وجو کرده و بعد از کشف ارتباط آن با موسیقی به بیان آن پرداخته است.   طلایی در توضیح نگاه آکادمیک کیانی به موسیقی گفت: کیانی در کارهایی که انجام داده تلاش کرده است تا مخاطبان آکادمیک موسیقی را نیز راضی کند و به همین دلیل است که به او ارجاعات بسیار زیادی می‌دهند.   این استاد موسیقی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: کتاب وی یک دایره‌المعارف موسیقی است که در آن از دید موضوعاتی که برایش جذاب بوده، به موسیقی پرداخته است و با مطالعه این اثر متوجه خواهیم شد که در این کتاب هیچ نکته مهمی از چشم او دور نمانده است.   کیانی از موسیقی ایرانی دفاع کرده است ساسان فاطمی که دیگر سخنران این نشست بود با اشاره به اختلافاتش با کیانی گفت:‌ من با آقای کیانی اختلافات زیادی داشته‌ام که این اختلافات به دوگانه دانش شهودی و دانش آکادمیک برمی‌گردد که در این بین گاهی مشاجره‌های قلمی نیز داشته‌ایم. البته این نکته را نیز باید بگویم که همان مقدار که ما با هم اختلاف داشتیم، فصل اشتراک بسیار زیادی نیز بین ما وجود داشته است.   وی ادامه داد: کتاب‌های «‌هفت دستگاه موسیقی ایران» و «مبانی نظری موسیقی ایران» بعد از مدت‌ها به تئوری موسیقی ایران پرداخت و نشان داد که وی چقدر مطالعه آکادمیک دارد.  من هنوز هم به کتاب وی مراجعه می‌کنم و به نظرم شاخص‌ترین اثری که به ریتم موسیقی ایرانی اشاره داشته، همین کتاب «هفت دستگاه» است.   این استاد تمام دانشگاه در توضیح اشتراک فکری خود با کیانی اظهار کرد: اشتراک دیگر من با کیانی، دفاع از موسیقی ایرانی است که او این رسالت را در خود دیده است و به بهترین شکل ممکن به آن می‌پردازد. متاسفانه دوستان همیشه موسیقی ایرانی را با موسیقی غربی مقایسه کرده‌اند و بعد از آن موسیقی ایرانی را پایین‌تر از آن دانسته‌اند که کیانی همیشه به این موضوع انتقاد داشته و از موسیقی ایرانی دفاع کرده است که در این امر احساس مشترکی داشته‌ایم.   این دکترای موسیقی‌شناسی قومی از دانشگاه پاریس با اشاره به سه محور دفاع کیانی از موسیقی ایرانی گفت: کیانی در سه محور از موسیقی ایرانی دفاع کرده است. نخست در بیان موسیقی است؛ چراکه عده‌ای معتقدند که موسیقی ایرانی غمگین است که برای آن فرض و استدلال می‌آورند که کیانی هر دو را رد می‌کند و می‌گوید که شما یک فرض اشتباه را در نظر می‌گیرید و بعد بر اساس آن به استدلال می‌پردازید که اگر فرض را نیز در نظر نگیریم، استدلال ایراد دارد. در این بحث نکته مهم آن است که ما نباید ملال را با غم اشتباه بگیریم.   وی ادامه داد: محور دوم تمایز بین شکل سنتی و غیرسنتی موسیقی است. درست است که کیانی دانش شهودی دارد اما بسیار اهل دانش، پژوهش و مکتوب کردن است. کیانی بارها از توقعاتی که می‌خواهد موسیقی ایرانی را تبدیل کند به راه‌حل‌هایی که موسیقی غربی ارائه می‌دهد، دفاع کرده و معتقد است که نباید این دو را با هم قاطی کنیم.   فاطمی در توضیح محور سوم دفاع از موسیقی ایرانی اظهار کرد: محور سوم دفاع کیانی جایی است که من موافق آن نیستم و آن زیبایی‌شناسی موسیقی ایرانی است. البته بر خلاف آن چه من فکر می‌کنم تاثیر کیانی روی شاگردانش در این محور غیرقابل انکار است؛ چراکه من شاگردانی داشته‌ام که در محضر او بوده‌اند و می‌گویند که از وقتی به کلاس‌های استاد رفته‌اند و با او آشنا شده‌اند، نظرشان در این حوزه تغییر کرده است و به درک جدیدی رسیده‌اند.   وی افزود: به بیان ساده‌تر شاگردانی که در محضر استاد کیانی موسیقی را آموخته‌اند، نحوه نواختن‌شان زمین تا آسمان تغییر کرده است. بنابراین اینکه من موافق وی باشم یا خیر، چندان مهم نیست؛ زیرا او تاثیرش را گذاشته است.   این استاد دانشگاه در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: دانش شهودی کیانی یک دانش شهودی خالص نیست و وجوه آکادمیک در آن کاملا قابل ملاحظه است و نمی‌شود آن را نادیده گرفت.   ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم عبدالمجید کیانی، نویسنده کتاب که خود آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به انواع علم گفت: من علم را به دو دسته علم آکادمیک و علم شهودی تقسیم می‌کنم که در علم آکادمیک نیاز است با منبع و مستند صحبت کنیم؛ به همین دلیل وقتی که دکتر فاطمی از من ایرادی می‌گیرد، آن را قبول می‌کنم؛ چراکه کار اصلی من نوازندگی است. حال شاید شما از من سوال کنید که با این دیدگاه چرا کتاب نوشته‌ام. وی ادامه داد: در جواب این سوال باید به شما بگویم که من به این نتیجه رسیده‌ام که برای رسیدن به موسیقی خوب، باید ابتدا موسیقی خوب گوش کرد. من موسیقی «گل‌ها» که در آن زمان بسیار مطرح بود را با لذت عجیبی گوش می‌کردم و تصمیم گرفتم که موسیقی یاد بگیرم به همین دلیل دنبال آن رفتم و متوجه شدم که در آموزشگاه‌ها به صورت تفننی به موسیقی می‌پردازند. بنابراین به هنرستان موسیقی (مکتب وزیری) رفتم که اساتید بزرگی در آن تدریس می‌کردند.   کیانی با اشاره به تحصیلش در هنرستان موسیقی گفت: در هنگام تحصیل متوجه شدم که تئوری‌هایی که اینجا آموزش می‌دهند غربی است و آنها موسیقی گل‌ها را قبول نداشتند. یعنی آنجا هنرستان مدرنی بود که می‌خواستند گذشته را نفی کنند. وقتی به دانشگاه تهران آمدم با استاد برومند آشنا شدم. یک روز یک صفحه موسیقی اصیل به دستم رسید که بعد از گوش کردن آن تمام کتاب‌های هنرستان را پاره کردم؛ چراکه متوجه شدم این موسیقی که من خواندم آن موسیقی نیست که به دنبال آن بودم. البته در ادامه راه و بعد از سال آموزش نزد استاد برومند متوجه شدم که موسیقی گل‌ها هم آن موسیقی اصیل نیست.   وی افزود: بعدها متوجه شدم که باید به موسیقی قاجار برگردم؛ بنابراین به جست‌وجو موسیقی قاجار پرداختم و بعد از پیدا کردن صفحه‌های بسیار فهمیدم که ریتم گل‌ها با ریتم موسیقی گذشته تغییر کرده و کارها بسیار ساده‌تر و مردم‌پسند‌تر شده است. به همین دلیل در کتاب «هفت دستگاه» موسیقی را به دو دسته جدی و جدید تقسیم کردم و با مقایسه بیان کردم که موسیقی گل‌ها تفریحی است؛ چراکه اگر رسانه‌ها به مردم توجه نکنند ورشکست خواهند شد. چهره ماندگار موسیقی ایران معتقد است که خیلی‌ها نمی‌توانستند با موسیقی او ارتباط برقرار کنند و در همین راستا گفت: وقتی متوجه شدم که مخاطب به سختی با موسیقی من ارتباط برقرار می‌کند به توضیح آن پرداختم؛ بنابراین قبل از هر اجرا برای مخاطب توضیح می‌دادم و بعد از آن با چشم می‌دیدم که او چگونه ارتباط می‌گیرد.   وی ادامه داد: همراه با همین کتاب نیز یک سی‌دی شامل پنج ساعت موسیقی قرار داده‌ام که خواننده بعد از مطالعه هر مقاله می‌توانند نمونه‌های آن را در سی‌دی گوش دهد. من در این کتاب از کنایه استفاده کرده‌ام؛ یعنی به مخاطبان می‌گویم که به تصویر این مسجد و معماری آن نگاه کنید و اگر آن را درک کردید به سادگی می‌توانید موسیقی را نیز درک کنید. کیانی در پایان گفت: متاسفانه رادیو و تلویزیون ما روی یک عده آدم تمرکز کرده‌‌اند که هیچ سوادی در موسیقی ندارند و سر همین است که ما هیچ اسمی از امیر قاسمی و نکیساها نمی‌شنویم. متاسفانه ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم و به همین دلیل اساتید در گوشه‌ای نشسته‌اند. ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 06:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262383/کیانی-موسیقی-ایرانی-دفاع-کرده رونمایی از کتاب «228» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262390/رونمایی-کتاب-228 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مقدمه این کتاب که از سوی انتشارات  «پرگار» منتشر شده، آمده است: «توسعه فناوری اطلاعات و قدم‌نهادن در عصر تحول‌گرایی، راه و روش بشر را در ثبت و ضبط تاریخ تغییر داده و نوآوری‌های رسانه‌ای متقارن با انقلاب صنعتی هزاره سوم، ضمن تغییر پارادایم‌های ارتباطی، زمینه ظهور انسانی جدید را ایجاب کرده‌اند. بشر در جریان نوگرایی و پسامدرنیسم، نه‌تنها با انسان سنتی که با انسان قرن بیست‌ویکمی هم فاصله گرفته و ماهیتی آنلاین و مجازی را در تعامل با رسانه‌های امروزی تجربه می‌کند. انسانی که با عبور از چارچوب‌های مادی، موجودیت و احساسات خود را نیز مجازی‌شده می‌بیند، ولی بودنش منوط به تداوم خویش در رسانه است و به‌محض فصل این پیوند خود را گم خواهد کرد و هویتش باطل می‌شود.  بشر امروزی در تقابل با «زمان»، شکست‌خورده است و مانند عکس‌های اینستاگرامی بر محور «شتاب گرایی» و در لحظه عمل می‌کند. چه‌بسا جاذبه‌های اولیه در شبکه‌های اجتماعی جملگی دولت مستعجل هستند و به‌سرعت غرق در گرداب اطلاعات و نگاه‌های بی‌علاقه می‌شوند. بدین‌جهت نمود هنر بر دیوارهای دیجیتالی به‌هیچ‌وجه با هنر آویزان بر دیوار گالری‌ها برابری نمی‌کند، چه در نوع مخاطب و چه در ارزش و اهمیت نگاه وی!   از این رو قدم در حفظ و نشر آثاری برداشتیم که از مدت‌ها پیش در صفحه اینستاگرام فصلنامه عکاسی و در کالبدی مجازی به نمایش درآمده بودند، آثاری که یک‌قدم تا ماندگاری داشتند و عزم انتشار ضمان تاریخ‌سازی آن‌ها خواهد شد. کتاب پیش رو، شامل ۲۲۸ عکس و منتخبی از بهترین آثار عکاسان ایرانی است که طی دو سال گذشته در صفحه مجازی این مجله منتشر شده‌اند. سعی کردیم آثار برگزیده دربرگیرنده نگاه فردی طیف وسیعی از عکاسان ایرانی باشد و حتی‌المقدور شمایی کلی از عکاسی امروز و عرصه مجازی انتشار آن‌ها در فضای اینستاگرام را عرضه کند. پراکندگی جغرافیایی هنرمندان حاضر در این رویداد، نمایی کلی از فرهنگ ایران را نشان می‌دهد که در تاریخ یکم تیرماه هزار و سیصد و نودوهفت در گالری راه ابریشم به نمایش درآمده‌اند. این اتفاق؛ بدون مشارکت عکاسان کهنه‌کار و عکاسان آماتور امکان‌پذیر نبود و هر چه می‌بینید مرهون انتشار آثار ایشان در دنیای مجازی و گشودن پنجره‌ای رو به دنیای شخصی و نگاه ویژه هر یک از آن‌هاست. ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 06:52:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262390/رونمایی-کتاب-228 گلی امامی: خودم را خادم کتاب می‌دانم/ فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهارمین دوره جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه 30 خرداد ماه 1397 به کار خود پایان داد. در این مراسم از گلی امامی مترجم باسابقه آثار ادبیات داستانی تقدیر ویژه به عمل آمد. در این مراسم هنرمندان،‌نویسندگان، ناشران و مترجمانی چون لیلی گلستان، حسین پاکدل، مژده دقیقی، منیژه حکمت،‌مسعود فروتن،‌ امید روحانی، علیرضا تابش، حسن محمودی،‌شیوا مقانلو، بلقیس سلیمانی،‌ علی خدایی،‌افشین شحنه‌تبار،‌ناهید طباطبایی، آرش صادق بیگی، شاهرخ تویسرگانی، فرشته احمدی، پوریا عالمی، آرش خاموشی و هوشنگ مرادی کرمانی حضور داشتند. اجرای این مراسم به عهده مهسا ملک‌مرزبان، داستان‌نویس،‌مترجم و مجری صداوسیما بود. در ابتدای مراسم ملک‌مرزبان شعری از احمدرضا احمدی خواند و سپس از صالح بهشتی، مدیریت شهرکتاب فرشته برای سخنرانی دعوت کرد. صالح بهشتی درباره تفاوت این دوره با باقی دوره‌های جایزه فرشته عنوان کرد: سعی کردیم چهارمین دوره را در سطح ملی و بین‌المللی برگزار کنیم. در راستای این هدف نمایشگاه عکسی از آثار برگزیدگان در شهرهای مختلفی چون اصفهان،‌شیراز، کرمان، کرمانشاه و رشت برگزار خواهیم کرد و همچنین در دوسلدورف آلمان نیز این نمایشگاه را بر پا می‌کنیم. وی افزود: در بخش داستان نیز مجموعه داستانی از آثار برگزیدگان به چاپ می‌‌رسد و همچنین با مساعدت و همکاری انتشارات شمع‌ومه این کتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه و در کشورهای مختلف منتشر خواهد شد. سخنران بعدی مراسم،‌لیلی گلستان بود. این مترجم درباره جوایزی چون جایزه فرشته توضیح داد: هر چه این جوایز بیشتر باشد بهتر است چون جوانان به ادبیات توجه بیشتری می‌کنند. در این سه دهه اخیر جوایز زیادی آمدند و متاسفانه نماندند؛ مانند جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان. لیلی گلستان وی افزود: جوایز به جوانان جرات ارائه داستان‌هایی را می‌دهد که در حالت عادی آن‌ها را ارائه نمی‌کنند. اینکه در جوانی در کتابی یا نشریه‌ای داستانی از تو چاپ بشود بسیار لذت‌بخش است. اما نقدی که به برخی از برگزیدگان دارم این است که چرا پس از برگزیده شدن راه را ادامه نمی‌دهند و از این فرصت استفاده نمی‌کنند. تنبلی و بی‌انگیزگی هم خودش یک عامل بازدارنده است و جوان‌ها نباید به یک قصه اکتفا کنند و باید همینطور ادامه دهند. امیدوارم این جایزه به بلایی دچار نشود که بر سر جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان آمد. سپس اسلایدی از سخنان پژمان موسوی دبیر چهارمین دوره جایزه فرشته پخش شد و وی توضیحاتی درباره انتخاب هیئت داوران و طراحی پوستر این دوره ارائه داد. طراحی پوستر این دوره از جایزه فرشته به عهده ساعد مشکی بود. آرش خاموشی به نیابت از هیئت داوران بخش عکس بیانیه این بخش را خواند و جایزه رتبه نخست این بخش به آرش قاضی داده شد. از باقی برگزیدگان این بخش با لوح تقدیر و بن خرید شهرکتاب فرشته تقدیر به عمل آمد. سپس  مازیار حامدی بداهه نوازی سه‌تار انجام داد. در ادامه برنامه ملک‌مرزبان متنی درباره فعالیت‌های گلی امامی قرائت کرد و سپس اسلایدی از فعالیت‌ها و زندگی گلی امامی و همچنین تاریخچه تاسیس کتابفروشی «زمینه» پخش شد. مژده دقیقی، مترجم در متنی که برای بزرگداشت گلی امامی در مراسم خواند عنوان کرد: کار در موسسه فرانکلین آغاز خوبی برای گلی امامی بود. او در طی فعالیت‌های خود تنها به حوزه کودک و نوجوان بسنده نکرد و در زمینه‌های متنوعی دست به ترجمه کتاب زد. او در ابتدا به عنوان ویراستار با مجلات پیک فرانکلین همکاری داشت و اولین کتاب‌هایی که ترجمه کرد،‌«سرافینا» و« پی‌پی جوراب بلند» برای کودکان  بودند. با وجود تنوعی که امامی در کارش داشت اما هیچ‌وقت ترجمه برای کودکان را رها نکرد و سال گذشته به دلیل تاثیر زیادش بر ادبیات کودک و نوجوان نشان لاک‌پشت پرنده را گرفت. گلی امامی از طریق ترجمه شوق خواندن را در جوانان برمی‌انگیخت. وی کتاب‌های روز ادبیات دنیا را ترجمه کرده است. در سال‌های اخیر با ترجمه آثار آلن دوباتن کتابخوانان ایرانی را با لذت خواندن فلسفه به زبان امروز آشنا کرده است. گلی امامی مترجم سخت‌کوشی است که به گواهی تجدید‌چاپ‌های مکرر مخاطبانی پیدا کرده که پی‌گیر ترجمه‌هایش بوده‌اند. مترجم «کیک عروسی و داستان‌های دیگر» در ادامه از دیگر فعالیت‌های گلی امامی یاد کرد و گفت: از تالیفات گلی امامی کتاب «آشپزی بدون گوشت» است که از استقبال خوبی برخوردار شد و همچنین از دیگر فعالیت‌های او کتابداری و کتابفروشی در کتابفروشی «زمینه» است. گلی امامی هنوز همچنان یار نشریات ادبی و جوایز است. دقیقی در انتهای صحبتش از شانس بزرگ گلی امامی در زندگی، کریم امامی یاد کرد. گلی امامی سپس مراسم تقدیر از گلی امامی با حضور صالح بهشتی، هوشنگ مرادی کرمانی،‌لیلی گلستان و عباس سجادی انجام شد. گلی امامی از مژده دقیقی بابت دقت‌نظرش به فعالیت‌های او تشکر کرد و گفت: من این موقعیت امروز را به فال نیک می‌گیرم. چون 50 سال پیش در چنین ماهی در تاریخ 1347 وارد انتشارات فرانکلین شدم. فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم و آموختم. کتاب عامل مهمی در زندگی من بوده است و من خودم را خادم کتاب می‌دانم. از افتخاراتم این است که برای دانشجویان دانشگاه هنر فارابی کتابخانه فراهم کردم و در عرض 5 سال تعداد کتاب‌های آنجا به عدد قابل توجهی رسید. سپس علی خدایی به نیابت از هیئت داوران داستان کوتاه جایزه فرشته بیانیه هیئت داوران را خواند و عنوان کرد: امیدوارم این جایزه با بخش‌های بیشتری ادامه پیدا کند. مسابقات داستان‌نویسی اگر بهانه داشته باشند،‌ مانند آژیر قرمز، محیط زیست و ... ما بر اساس آن بهانه داستان را ارزیابی می‌کنیم به این معنی که آیا این بهانه‌ها تبدیل به کاراکتر می‌شوند و اینکه سایه آن  بهانه‌ها چقدر به رگ‌وپی داستان رفته است. معیار من و باقی داوران همین مسائل بوده است. مهسا ملک‌مرزبان در انتهای مراسم از اعضا هیئت داوران و هیئت انتخاب برای اهدا جوایز دعوت به عمل آورد و علی خدایی، ناهید طباطبایی، بلقیس سلیمانی، حسین پاکدل، حسن محمودی و شیوا مقانلو به همراه امید بلاغتی روی سن آمدند و جوایز را اهدا کردند. حسین پاکدل در انتهای مراسم درباره سوژه این مسابقه گفت: جوانان غالبا تصور درستی از مفهوم آژیر قرمز ندارند. من در آن سال‌ها مدیر پخش شبکه یک بودم و دائما در کتابفروشی زمینه رفت‌وآمد داشتم. عاشق کتابفروشی زمینه و خاطره‌ای هم دارم که خانم امامی به من می‌گفت قیافه تو در دوران موشک‌باران وحشتناک آرام بود آژیر قرمز در آن زمان برای اعلام خطر بود؛ اعلام احتمال حمله هوایی. آژیر چیز بدی نیست. برای هشدار است. امروز تمام اندیشمندان ما به شکل آژیر درآمده‌اند اما این آژیرها شنیده نمی‌شوند. کاش آژیری به صدا دربیاید. اختتامیه جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه از ساعت 17 تا 19:30 در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 06:27:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم رونمایی کتاب «تدوینگر از نگاه تدوینگر» در خانه‌ سینما برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262362/رونمایی-کتاب-تدوینگر-نگاه-خانه-سینما-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این برنامه علاوه بر مترجم کتاب، ضابطی جهرمی، سعید عقیقی و مهران کاشانی حضور داشتند. در ابتدا حسن حسندوست ضمن ایراد نکاتی درباره انگیزه‌های خود از ترجمه چنین اثری، گفت: این کتاب یک کتاب تخصصی است و من معتقد هستم اگر یک کتاب را متخصصان آن حرفه ترجمه کنند، نتیجه بهتری حاصل می‌شود. زیرا برای مثال مترجمی که تدوین را نمی‌شناسد اگر بخواهد این کتاب را ترجمه کند، قطعا در مورد اصطلاحات تخصصی به مشکل بر می‌خورد. وی در مورد روند چاپ کتاب افزود: ترجمه کتاب یک طرف، این که حالا چه کسی می‌خواهد این را منتشر کند یک طرف. تازه فهمیدم که چاپ مثل فیلم‌سازی است. من 5 سال برای ترجمه این کتاب زحمت کشیدم. ولی بعد از این که کار مدون می‌شود، نگرانی این را داری که حالا چه کسی آن را چاپ می‌کند، دست چه کسانی می‌رسد و به چه صورت عرضه می‌شود. سعید عقیقی در ادامه اظهار داشت: به نظرم گفت‌و‌گوی تام هنکه که تدوینگر مستند است، گفت‌و‌گویی خواندنی است. تام هنکه یکی از بهترین کارهای مستند سینما را به اسم خط باریک آبی تدوین کرده که این فیلم، وابستگی زیادی به تدوین دارد. این گفت‌و‌گو بسیار درخشان است و به تدوینگران مستند پیشنهاد می‌کنم حتما آن را مطالعه کنند. در ادامه برنامه احمد ضابطی جهرمی به ایراد سخن پرداخت و ضمن بیان اینکه «تدوین یک علم است و نه یک هنر صرف» و همچنین ارائه توضیحاتی در این خصوص، درباره مقدمه حسندوست در کتاب افزود: همانطور که مترجم در مقدمه کتاب نوشته است، دغدغه‌های تدوینگران در تمام دنیا مشترک است. در این حرفه اصول، متد و فرایند وجود دارد. وقتی از این 3 جنبه به کار تدوین نگاه می‌کنیم، تمام مسائل تدوینگران در تمام دنیا و در طول تاریخ سینما مشترک است. مهران کاشانی نیز ضمن توصیه مطالعه کتاب به تمام رشته‌های سینمایی، در پاسخ به سوال عقیقی که کدام بخش کتاب برایت جذاب تر بود، گفت: یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این کتاب مصاحبه با تام هنکه، تدوینگر مستند است. تام هنکه در جایی از این کتاب می‌گوید: «تلاش ما در فیلم داستانی این است که بازی بازیگران را طبیعی کنیم. ولی در فیلم مستند ما با آدم های واقعی کار داریم و خودشون هستند. حالا باید آنجا ساختار روایی بدهیم.» اینجاست که شما متوجه می شوید مونتاژ چه حاکمیتی دارد. حسندوست در پاسخ به سوال عقیقی که در ترجمه این کتاب چقدر به فرهنگ‌های مصاحبه‌شوندگان دقت کرده است، گفت: یکی از دلایلی که ترجمه این کتاب 5 سال طول کشید، همین موضوع بود. من 3بار این کتاب را از ابتدا تا انتها مرور کردم و تا جایی که امکانش را داشتم، سعی کردم زبان ترجمه به زبان اصلی نزدیک باشد. بعضی از مصاحبه شوندگان خیلی عامیانه صحبت می‌کردند و بعضی دیگر کاملا رسمی. تا جایی که ممکن بود، سعی کردم این موضوع را لحاظ کنم. این کتاب که شامل گفت و گو با 22 تدوینگر مشهور جهان است، که توسط گابریل اولدهام انجام شده و حسن حسندوست آن را ترجمه کرده است و  نشر سفیدسار با همکاری خانه سینما آن را منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 20 Jun 2018 09:27:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262362/رونمایی-کتاب-تدوینگر-نگاه-خانه-سینما-برگزار ​یادبود هوشنگ آزادی‌ور در خانه هنرمندان ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262278/یادبود-هوشنگ-آزادی-ور-خانه-هنرمندان-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یادبود هوشنگ آزادی‌ور چهارشنبه 30 خرداد ساعت 18 در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. در این مراسم محمدرضا اصلانی، همایون امامی، سودابه فضایلی، میترا کارآگاه و حامد هاتف به سخنرانی می‌پردازند. در این مراسم هم‌چنین فیلمی با صدای هوشنگ آزادی‌ور برای حاضران به نمایش درخواهد آمد. هوشنگ آزادی‌ور شاعر، مترجم و مستندساز ایرانی بود. وی دانش‌آموخته مدرسه عالی سینما بود. «گل قالی» از آثار او در مقام یک مستندساز است. او از شاعران «شعر دیگر» و از ویراستاران مؤسسه انتشارات فرانکلین بود. گویندگی برای فیلم‌های مستند ساخته دیگر کارگردانان مانند «تهران درجه ریشتر» ساخته پیروز کلانتری و «خدایخانه» ساخته فضل‌الله تاری و فیلم‌های داستانی «بلور تار»، «مکان اخلاق» و «استراحتگاه» از دیگر فعالیت‌های حرفه‌ای آزادی‌ور هستند. در سال ۱۳۶۲ مجموعه تلویزیونی قصه‌ای به‌نام دارو پخش شده از شبکه یک تلویزیون ایران را کارگردانی کرد. از دیگر فعالیت‌های او در این سال ترجمه کتاب «تاریخ تئاتر جهان» نوشته اسکار گ. بروکت بود. ترجمه «باغ‌وحش شیشه‌ای» و «اتوبوسی به نام هوس» نوشته تنسی ویلیامز، «کوروس» نمایشنامه نیکوس کازانتزاکیس (۱۳۵۳)، نمایشنامه «رومئو و ژولیت» اثر ویلیام شکسپیر (۱۳۷۲) و «راهنمای آثار شکسپیر» نوشته جان گوردون (۱۳۸۰) از دیگر ترجمه‌های آزادی‌ور در زمینه تئاتر هستند. او دلیل خود را برای ترجمه دوباره نمایشنامه‌های شکسپیر جنبه ادبی داشتن ترجمه‌های موجود و نه نمایشی آنها بیان می‌کرد. ترجمه دو جلدی «تاریخ سینمای جهان» نوشته دیوید کوک (جلد اول ۱۳۸۰ و جلد دوم ۱۳۸۲) از دیگر فعالیت های او بودند. در طی سال‌ها آزادی‌ور مقالاتی را درباره سینما و تئاتر در نشریات هنری می‌نوشت یا ترجمه می‌کرد. مدتی نیز در دانشکده‌های هنر تهران و اصفهان «مبانی نمایشنامه‌نویسی» تدریس می‌کرد. در سال ۱۳۷۹ کتاب «ب‍دی‍ه‍ه‌س‍ازی: ش‍ی‍وه ب‍ی‍ان ه‍ن‍ری در ای‍ران» در پ‍ژوه‍ش درباره ه‍ن‍ر س‍ن‍ت‍ی ای‍ران‍ی و اس‍لام‍ی نوشت. مراسم یادبود هوشنگ آزادی‌ور چهارشنبه 30 خرداد ساعت 18 در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. ]]> هنر Mon, 18 Jun 2018 10:52:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262278/یادبود-هوشنگ-آزادی-ور-خانه-هنرمندان-ایران فراخوان جشنواره فیلم کوتاه تهران منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262266/فراخوان-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، فیلم‌هایی که با رویکردی خلاقانه و نوآورانه بر هویت ملی و فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی تاکید می‌کنند، در این جشنواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. اهداف جشنواره: الف– تثبیت جایگاه فیلم کوتاه به عنوان جریانی مستقل و اندیشمند در سینمای کشور ب– شناسایی و معرفی استعدادهای سینمایی ج– روز آمد کردن دانش و مهارت های سینمایی د– تقویت چرخه اقتصادی فیلم کوتاه با ایجاد زمینه‌های بازاریابی داخلی و خارجی ه– تلاش برای گسترش و جذب مخاطبان فیلم کوتاه بخش‌های‌ جشنواره: جشنواره فیلم کوتاه تهران در دو بخش سینمای ایران و سینمای بین‌الملل برگزار می‌شود. الف: سینمای ایران بخش مسابقه بخش ویژه مسابقه سینمای ایران همه‌ آثار تولیدی در چارچوب اهداف جشنواره و در قالب‌های داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی می‌توانند در این بخش حضور یابند. * مقررات خاص بخش سینمای ایران  ۱-حداکثر زمان برای فیلم‌ها ۳۰ دقیقه است. ۲-آثار قابل پذیرش: الف- فیلم‌های داستانی، مستند، پویانمایی و تجربی تولید شده از سال۱۳۹۵ تاکنون ب- فیلم‌هایی که در جشنواره‌های منطقه‌ای سینمای جوان در سال ۹۶ و ۹۷ موفق به اخذ جایزه بهترین فیلم و یا بهترین کارگردانی در بخش‌های داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی شده‌اند، مشروط به آن که تاکنون در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به نمایش در نیامده باشند، مستقیما به بخش مسابقه سینمای ایران راه خواهند یافت. جوایز مسابقه‌ سینمای ایران: – تندیس جشنواره و مبلغ ۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم در بخش سینمای ایران (این جایزه به تهیه‌کننده حقیقی تعلق می‌گیرد) -تندیس جشنواره و مبلغ ۱۲۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه ویژه هیأت داوران در بخش فیلم‌های داستانی – تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم داستانی – تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم تجربی – تندیس جشنواره و مبلغ ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم مستند – تندیس جشنواره و مبلغ ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم پویانمایی – تندیس جشنواره و مبلغ ۷۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین فیلمنامه – تندیس جشنواره و مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین صدای فیلم (صدابرداری یا صداگذاری) – تندیس جشنواره و مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین تدوین – تندیس جشنواره و مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین فیلمبرداری هیأت داوران می‌تواند حداکثر سه دیپلم افتخار به هر ویژگی « بازیگری، موسیقی ، تیتراژ ، جلوه‌های ویژه ،طراحی صحنه و لباس و …» در فیلم کوتاه اهداء کنند. (جایزه نقدی دیپلم افتخار مبلغ ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال است.»  به بهترین فیلم از نگاه تماشاگران تندیس جشنواره و جایزه نقدی تعلق خواهد گرفت. بخش ویژه: الف: «سینما و کتاب» به منظور رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ایران اسلامی و ترویج کتاب و کتاب‌خوانی در «سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» از فیلم‌های داستانی، مستند و پویانمایی تولیدشده با موضوع کتاب و کتاب‌خوانی، اقتباس ادبی، پاس‌داشت، سرگذشت و سرنوشت مؤلفین و ناشرین تجلیل به عمل می‌آید. کتاب و کتاب‌خوانی و یا اقتباس از یک کتاب می‌تواند محوریت موضوع آثار باشد. اقتباس از آثار ایرانی و اسلامی در اولویت قرار دارد. جوایز این بخش از سوی خانه کتاب اهدا خواهد شد. جوایز: -دیپلم افتخار و مبلغ ۷۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین فیلم -دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به فیلم دوم -دیپلم افتخار و مبلغ ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به فیلم سوم ب: « فرهنگ بومی و هویت ملی»: این بخش به فرهنگ بومی اقوام مختلف مردم ایران زمین، تجربه زیسته فیلم‌سازان، توجه و تاکید بر هویت ایرانی اسلامی و تقویت اندیشه وطن دوستی و انعکاس آن از نگاه فیلم‌سازان جوان می‌پردازد. جوایز: دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم با موضوع « فرهنگ بومی» دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم با موضوع « هویت ملی » ج: « انقلاب اسلامی، آرمان‌ها و دستاوردهای آن»: با توجه به چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، فیلم‌هایی با مضامین انقلاب، آرمان‌ها و ارزش‌های آن به این بخش راه پیدا خواهند کرد. جوایز: تندیس جشنواره و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم در بخش « انقلاب اسلامی، آرمان‌ها و دستاوردهای آن» ب: سینمای بین‌الملل مسابقه بین‌الملل با رویکرد ارزش های انسانی و جامعه در ۲ بخش «سینمای بین الملل» و «ویدیوآرت» برگزار می‌‌شود:   مسابقه بین‌الملل این بخش  شامل آثار فیلم‌سازانی است که فیلم‌های خود را در قالب داستانی، مستند، پویانمایی و تجربی با تهیه‌کننده غیر ایرانی تولید کرده باشند. (آثار این بخش می‌باید بعد از سال ۱۳۹۶ ( ۲۰۱۷ میلادی تولید شده) و همچنین تاکنون در هیچ جشنواره دیگری در ایران نمایش داده نشده باشند.) ویدئو آرت: این جشنواره می‌کوشد با حمایت از “ویدئو آرت” مجالی را برای حمایت از تفکر خلاق و بی حد و مرز با استفاده از تکنولوژی‌های نوین سینمایی فراهم آورد.  جوایز مسابقه بین‌الملل – تندیس جشنواره و مبلغ ۵۰۰۰ دلار جایزه بزرگ بخش بین‌الملل – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم داستانی – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم مستند – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم پویانمایی – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم تجربی – تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰۰ دلار برای بهترین ویدئوآرت  ***دیگر اطلاعات بخش بین‌الملل از طریق سایت اختصاصی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران قابل دسترسی است.  شرایط عمومی برای شرکت در بخش ملی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران: شرکت همه‌ی فیلم‌سازان ، نهادها ، سازمان‌های دولتی و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی آزاد است. با توجه به تغییر شرایط فنی پذیرش آثار، لازم است متقاضیان پیش از ارسال آثار ، مفاد بخش “شرایط فنی آثار” را به دقت مطالعه کنند. ثبت‌نام در جشنواره تنها به شیوه‌ی اینترنتی  امکان‌پذیر است بنابر این لازم است درخواست‌کنندگان با مراجعه به سایتtisff.ir و www.iycs.ir  فرم تقاضای شرکت در جشنواره را تکمیل کرده و کد رهگیری مربوطه را دریافت کنند و سپس هنگام ارسال نسخه اثر، نام فیلم خود را به نام کد رهگیری  که از سایت دریافت کرده اند تغییر دهند (کد رهگیری نام فایل فیلم شود). فیلم‌هایی که به بخش مسابقه راه می‌یابند باید دارای نسخه زیرنویس انگلیسی باشند. شرایط فنی زیرنویس: زیرنویس انگلیسی آثار باید به صورت یکپارچه با خود تصویر (Merg)  آماده شده باشد. همچنین پیشنهاد می‌شود برای تمامی آثار از فونت Arial black  در اندازه ۳۶ با رنگ زرد و حاشیه (stork)  مشکی استفاده گردد. توجه: فیلم‌سازان فقط یک‌بار می‌توانند فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند و امکان اصلاح و ارسال مجدد وجود ندارد. ارسال تیزر با فرمت MPG4 ؛ حداکثر یک دقیقه و حجم حداکثر ۱۵ مگابایت الزامی است. فیلم‌هایی که به بخش مسابقه راه می یابند گواهی شرکت در جشنواره دریافت خواهند کرد. فیلم‌هایی که استانداردهای فنی را نداشته باشند از بخش مسابقه حذف می‌شوند. دبیرخانه جشنواره، هیچگونه مسئولیتی در قبال آسیب‌های ناشی از ارسال نامطلوب آثار از جانب شرکت کننده را نمی‌پذیرد. پس از راه‌یابی فیلم‌ها به بخش‌های جشنواره امکان خارج کردن آن ها از برنامه جشنواره وجود ندارد. تصمیم نهایی درباره موارد پیش‌بینی نشده که در مقررات حاضر لحاظ نشده و یا ابهامات ناشی از مفاد آن و تغییر در بعضی از مقررات،  با دبیر جشنواره است. با ارسال فیلم به جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، تهیه‌کننده اثر یا نماینده قانونی ایشان به انجمن سینمای جوانان ایران، اختیار و اجازه می‌دهد که فیلم‌های منتخب را فارغ از جنبه انتفاعی و مالی و به منظور بهره‌برداری آموزشی به ویژه در دفاتر و نمایندگی‌های انجمن سینمای جوانان ایران درسراسر کشور و در قالب پاتوق فیلم کوتاه به نمایش درآورد و در این زمینه اعتراضی نخواهد داشت. تکمیل فرم تقاضای شرکت در جشنواره به معنای پذیرش کلیه مقررات اعلام شده است.  شرایط فنی آثار: – تمامی آثار ارسالی باید به صورت فایل دیتا به دبیرخانه جشنواره ارائه گردند، فیلم‌هایی که به صورت  DVD Video یا همان فایل VOB ارسال شوند در جشنواره پذیرفته نخواهند شد. آثار بایستی در یکی از قطع‌های Full HD- HDV – DV   و لزوماً با فریم ریت های ۲۴p-  ۲۵p یا ۵۰i به دفتر جشنواره تحویل داده شوند. فرمت‌های قابل پذیرش: MXF MOV (H.264) MPEG 4 (H.264) MPEG 2 DV AVI تذکر مهم:   با توجه به تک مرحله‌ای بودن دریافت آثار، در صورت راه‌یابی هر فیلم به بخش مسابقه، فایل ارائه شده توسط فیلم‌ساز مستقیماً به نمایش درخواهد آمد، از این‌رو ضروری‌است فیلم‌سازان از ابتدا نسخه نهایی اثر را با کیفیت مناسب به دفتر جشنواره ارائه دهند. صاحبان آثاری که به شیوه ۱ صداگذاری شده‌اند، می‌توانند این نسخه را (۵٫۱) به همراه نسخه استریو به دبیرخانه جشنواره ارائه نمایند در صورت پذیرفته شدن هر اثر در بخش مسابقه نسخه ۵٫۱ به نمایش درخواهد آمد. بدیهی است به علت فراوانی آثار و محدودیت زمانی، فرمت‌های متفرقه یا فایل‌های دارای اشکال، در مرحله انتخاب آثار شرکت داده نخواهند شد. نکته: مدیاهای دریافتی از فیلم‌سازان (شامل فلش‌مموری و هارد) از دی ماه ۹۷ به‌صورت حضوری به صاحبان آثار عودت خواهد شد. اقلام مذکور برای متقاضیان ساکن شهرستان (در صورت عدم مراجعه) از طریق پست سفارشی ارسال خواهد شد. توجه: ۱- نسخه‌های فیلم‌ها بازگشت داده نمی‌شوند. ۲- نتایج بازبینی فقط از طریق جراید و سایت‌های معتبر و سایت اختصاصی جشنواره اعلام می‌شود. گاه‌شمار جشنواره:  تاریخ شروع ثبت نام در سایت : ۱۲خردادماه  تاریخ پایان ثبت نام در سایت و ارسال آثار: ۱ مردادماه   اعلام فیلم‌های راه یافته به بخش مسابقه : نیمه اول مهرماه  زمان برگزاری جشنواره : ۱۸ تا  ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۷ توجه: تأکید می شود که مهلت ارسال آثار به هیچ عنوان تمدید نشده و رأس تاریخ اعلام شده، سایت ثبت‌نام بسته خواهد شد. نشانی برای ارسال آثار: تهران – میدان ونک – خیابان گاندی جنوبی – خیابان نوزدهم – پلاک ۲۰ – دبیرخانه سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران کدپستی: ۱۵۱۷۸۷۳۸۱۱ تلفن: ۸۶۰۸۴۸۲۹ سایت جشنواره  www.tisff.ir پست الکترونیک iycs.fest@gmail.com   ]]> هنر Mon, 18 Jun 2018 10:31:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262266/فراخوان-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران-منتشر نمایشگاه چندرسانه‌ای گوزن زرد ایرانی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262237/نمایشگاه-چندرسانه-ای-گوزن-زرد-ایرانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشگاه چندرسانه‌ای گوزن زرد ایرانی از مجموعه نمایشگاه‌های ایران-ایران برگزار می‌شود. آیین گشایش این نمایشگاه با اکران مستند جام حسنلو اثری از محمدرضا اصلانی، با سخنرانی سودابه فضائلی و اجرای کتیبه‌خوانی از ح.هاتف خواهد بود. این نمایشگاه به همت خانه نمایش دا در روز سه‌شنبه 29 خرداد 1397 در ساعت 18 گشایش می‌یابد و تا اول تیرماه ادامه خواهد داشت. نمایشگاه از ساعت 18 تا 21 پذیرای علاقه‌مندان خواهد بود. علاقه‌مندان به بازدید از نمایشگاه می‌توانند به خانه نمایش دا واقع در میدان فاطمی، ابتدای خیابان شهید گمنام، خیابان جهان‌مهر پلاک 26 مراجعه کنید. ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 12:12:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262237/نمایشگاه-چندرسانه-ای-گوزن-زرد-ایرانی-برگزار-می-شود معرفی و بررسی «شناخت هنر موسیقی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262131/معرفی-بررسی-شناخت-هنر-موسیقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «شناخت هنر موسیقی» برگزار می‌شود. این نشست با حضور ساسان فاطمی، داریوش طلایی و عبدالمجید کیانی مولف این اثر  روز چهارشنبه 30خرداد 1397، ساعت 17 تا 19 برگزار می‌شود. مجید کیانی مدرس موسیقی ایرانی، نوازندهه سنتور و از چهره‌های ماندگار است. کتاب هفت دستگاه موسیقی ایران، کتاب مبانی نظری موسیقی ایران، کتاب ستاره عشق (داستان)، کتاب چگونگی پژوهش در موسیقی ایران و... از جمله تالیفات اوست. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک2، سرای اهل قلم مراجعه کنند. ]]> هنر Wed, 13 Jun 2018 10:41:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262131/معرفی-بررسی-شناخت-هنر-موسیقی بدن هنرمند همچون میدان نبرد در جنگ گوشت و روح http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262094/بدن-هنرمند-همچون-میدان-نبرد-جنگ-گوشت-روح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «قصه مری‌کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری» یکی از دل‌انگیزترین حکایت‌های مثنوی معنوی است که در دفتر اول آن روایت شده است. ملای روم در این قصه به جدال دو گروه هنرمند نقاش (رومی و چینی) در نزد پادشاهی می‌پردازد و در ذیل آن راه اصلی و راستین را برای رسیدن به مرحله آفرینش هنری بیان می‌کند. جدال و محاجه این هنرمندان با اختصاص دو اتاق روبه‌روی هم به آن‌ها که پرده‌ای را از هم جدا می‌کند، آغاز می‌شود. چینیان رنگ‌های بسیاری گرفته و دیوارها را رنگ می‌کنند، اما رومیان فقط زنگار دیوار را صیقل می‌زنند: «در فرو بستند و صیقل می‌زدند*همچو گردون ساده و صافی شدند» کار که تمام می‌شود چینیان شادی می‌کنند. پادشاه می‌آید و نقاشی چینیان را می‌بیند: «می‌ربود آن، عقل را و فهم را»، اما پرده را که بالا می‌کشند اتفاق عجیبی رخ می‌دهد «عکس آن تصویر و آن کردارها*زد بر این صافی شده دیوارها» و در ادامه «هرچه آنجا دید، اینجا به نمود*دیده را از دیده‌خانه می‌ربود». مولانا صوفیان را همان رومیان در این داستان می‌داند که با صیقل زدن سینه‌ها به همه چیز دست یافته‌اند. هنر اصلی همین صیقل‌زدن سینه‌هاست و کار مهم هنرمندان برجسته در تاریخ بشری در همین صیقل زدن خلاصه بوده است. این صیقل زدن راه هنرمندان را از سایر انسان‌ها جدا می‌کند. عنصر «تنهایی» و «سکوت» بدل به دو ویژگی و «ژست» می‌شود که برای هنرمندان‌گریزی از آنها نیست. در کنش‌ها و روابط غالب در جوامع انسانی معمولا هنرمندان به صورتی خودخواسته جایی ندارند و در بسیاری از مواقع تقابلی بین این دو شکل می‌گیرد. هنرمندان اگر بتوانند مسیر جامعه را به سمت فرهیختگی عوض کنند، جان خود را خریده‌اند، اما اگر نتوانند، چاره در عذاب آنهاست. این عذاب نیز خودخواسته است تا مانند مسیح بار نافهمی جامعه را خود به دوش کشند. بدن آنها در این میانه قربانی مقدسی است که بدل به میدان نبردی در جنگ هستی (جنگ میان گوشت و روح) می‌شود. این نبرد مقدس برای تغییر راه جامعه، اما با واکنش مناسبی از سوی عامه مردمان مواجه نمی‌شود. آنها از آیینه‌ای که هنرمندان در مقابلشان می‌گیرند، متوحش شده و به مقابله برمی‌خیزند و چاره را در طرد هنرمندان و تبعید آنها می‌بینند. محل این تبعید در جوامع مدرن، تیمارستان‌ها و درمانگاه‌های روان‌درمانی است. شاید دانش روانکاوی هنری از دل این تبعیدها به وجود آمده باشد. اما منابع درباره این هنرمندان و همچنین در موضوع کلی «روانکاوی هنرمندان» به زبان فارسی بسیار اندک است و چندان معلوم نیست که چرا همین منابع اندک صرفا یکبار فرصت نشر پیدا کرده و دیگر رنگ تجدید چاپ را به خود نمی‌بینند. یکی از این منابع کتاب «ون‌گوگ: مردی که جامعه او را خودکشی کرد» اثر آنتونن آرتوست. این کتاب برای نخستین و آخرین بار در سال 1383 منتشر شد.  کتاب در 32 صفحه به همراه تصاویر رنگی برخی از آثار ون‌گوگ مانند تابلوهایی چون «مردی با گوش بریده»، «شکوفه‌های درخت گلابی»، «کافه شبانه»، «دختری بر زمینه صورتی» و... در دسترس مخاطبان قرار گرفت. هم حجم و هم بهای این کتاب بسیار اندک بود و عدم تجدید انتشار آن مبهم است. «ون‌گوگ: مردی که جامعه او را خودکشی کرد» از دو جهت بسیار مهم است. نخست اینکه درباره نقاش مشهور و اثرگذاری چون ون‌گوگ است که هنرمندان مدرنیست از بسیاری جهات مدیون او هستند و دیگر اینکه این متن به قلم آنتونن آرتوست که نظریاتش درباره تئاتر و فرهنگ بر هنرمندان پس از خود بسیار تاثیر گذاشت؛ البته نباید فراموش کرد که آرتو این متن و تک‌نگاری کم حجم را در شرایط خاصی نوشت که در ادامه به آن اشاره می‌شود. آنتونن آرتو (در گذشته در سال 1949) هنرمند و نظریه‌پرداز مشهور فرانسوی هم برای اهالی تئاتر و هم برای اهالی سینما چهره شناخته‌ شده‌ای است. علاقه‌مندان سینما بازی درخشان او در فیلم «مصائب ژاندارک» ساخته شده در 1928 به کارگردانی کارل تئودور درایر را از یاد نخواهند برد. همچنین فیلمنامه «صدف و کشیش» به کارگردانی ژرمن دولاک، بانوی فیلمساز فرانسوی نیز به قلم اوست. نظریات آرتو در حوزه تئاتر که به «تئاتر خشونت» مشهور است آغازگر راهی شد که بعدها بزرگانی چون یرژی گروتفسکی و پیتر بروک آن را با درخشش هرچه بیشتر ادامه دادند. نمی‌توان هنرمند تئاتری را پس از آرتو پیدا کرد که تحت تاثیر نظریات او نبوده باشد. کتاب او با عنوان «تئاتر و همزادش» با ترجمه نسرین خطاط از سوی نشر قطره به فارسی منتشر شده است. همچنین جلال ستاری نیز با تالیف کتاب «آنتونن آرتو، شاعر دیده‌ور صحنه تئاتر» و ترجمه «فرهنگ، تئاتر و طاعون» تلاش بسیاری در بسط و شرح نظریات آرتو در میان جامعه تئاتر ایران داشت. از میان آثار ادبی آرتو نیز نمایشنامه «خاندان چن چی» او با ترجمه بهزاد قادری فرصت نشر به زبان فارسی را پیدا کرده است.  آرتو از سال 1943 به دلیل بی‌ثباتی روانی مکرر تحت معالجه پزشکی به نام گستون فردیر قرار گرفت که خود کلکسیونر هنرهای روان‌پریشی بود. به دلیل خواص درمانی نقاشی دکتر فردیر آرتو را تشویق به این کار کرد و به این ترتیب اشکال نوشتاری و تصویری برای بیان فردی، در نظر آرتو تبدیل به دو شکل جدایی ناپذیر شدند. متن بلندی که گزیده آن در این کتاب ترجمه شد، در واکنش به نمایشگاهی که در ژانویه و مارس سال 1947 از آثار ون‌گوگ در پاریس برگزار شد، نوشته شده است. این متن در سپتامبر 1947 در تعداد محدود 630 نسخه که شامل تصاویر چاپی آثار ون‌گوگ نیز بود در پاریس به چاپ رسید. «ون‌گوگ؛ مردی که جامعه او را خودکشی کرد»، در تبعید نوشته شده است. آرتو در این متن جامعه‌ای را که در آن گوشت بر روح غلبه کرده به محاکمه می‌کشد. آرتو اعتقاد دارد در جامعه‌ای که گوشت حرف اول را می‌زند و فضاحت غلبه گوشت به قدری فراگیر است که بدل به سرنمون جامعه شده، می‌توان از سلامت روانی ون‌گوگ سخن گفت که در تمام عمرش فقط یک دستش را پخت و بجز بریدن گوش چپش کار دیگری نکرد. او در این متن می‌گوید: «جامعه‌ای گندیده، روان‌پزشکی را ابداع کرده تا از خود در مقابل تحقیقات برخی از خردمندان بلندپایه که قدرت پیش‌گویی‌شان می‌تواند مساله‌ساز باشد، دفاع کند.» مثال مهمی که آرتو در این میان می‌زند ژرار دو نروال، شاعر، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس قرن نوزدهمی فرانسه است. او می‌نویسد: «نروال دیوانه نبود، اما جامعه او را متهم به دیوانگی کرد تا برخی از افشاگری‌های بسیار مهمی را که می‌خواست انجام دهد بی‌اعتبار کند و علاوه بر متهم شدن بر سرش هم ضربه‌ای وارد شد. در شبی خاص واقعا بر سرش ضربه‌ای زدند تا حافظه‌اش از واقعیات مخوفی که می‌خواست افشا کند، پاک شود.» و آرتو می‌خواهد با نقل این سخنان، درون خود را توصیف کند. سوزان سانتاگ درباره آرتو می‌گوید: «پیامد این حکمِ آرتو درباره‌ خودش – یعنی سرزنشِ خود نسبت به روندِ روبه‌تزایدِ خودبیگانگی او از آگاهی‌اش- این است که مستقیم یا غیرمستقیم پریشانی‌ روحی‌اش تبدیل به موضوع همیشگی و پایان‌ناپذیر نوشته‌هایش می‌شود. خواندن برخی روایت‌های آرتو از رنج‌های ذهنی‌اش بسیار زجرآور است. او احساساتش را بسیار کم تشریح می‌کند – چیزهایی مانند دهشت، سردرگمی، خشم و هراس. ره‌آورد او نه فهمی روانشناسانه (که با آن چندان سر سازش ندارد و آن را بی‌اهمیت می‌شمارد) بلکه تشریح دست‌اولی از حالات و وضعیت‌های خودش است. نوعی پدیدارشناسی روانشناسانه از ویرانی بی‌پایانِ خودش.» به باور آرتو ون‌گوگ به دلیل دیوانگی از دنیا نرفت، بلکه مرگ او به خاطر این بود که جسما تبدیل به میدان جنگی برای مبارزه با مساله‌ای شد که روح شیطانی بشر از ابتدا در حال نزاع پیرامون آن بوده است: مساله غلبه گوشت و خون بر روح، یا جسم بر گوشت و خون یا روح بر هر دوی آنها. مساله آرتو این است که در این روان آشفتگی جای خویشتن انسان کجاست؟ ون‌گوگ به باور آرتو در تمام طول زندگی‌اش با عزمی راسخ و انرژی‌ای غریب به دنبال خویشتن خود گشت. او می‌نویسد: «ون‌گوگ به دلیل طغیان یک جنون، یا ترس از عدم موفقیت خودکشی نکرد. برعکس زمانی که خودآگاهی جمعیِ جامعه برای تنبیه او به دلیل فرار از چنگالش او را خودکشی کرد، او تازه به موفقیت رسیده بود و به اینکه «کیست» و «چیست» پی برده بود.» نکته اینجاست که تمامی این توصیفات درباره خود آرتو نیز مصداق دارد و این ویژگی تمامی هنرمندان راستین در طول تاریخ بشری است. «ون‌گوگ؛ مردی که جامعه او را خودکشی کرد» نوشته آنتونن آرتو و ترجمه مریم مجد با شمارگان سه هزار نسخه در 32 صفحه قطع جیبی و بهای 600 تومان در سال 1383 از سوی نشر دیگر روانه کتابفروشی‌ها شده بود. ]]> هنر Wed, 13 Jun 2018 05:08:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262094/بدن-هنرمند-همچون-میدان-نبرد-جنگ-گوشت-روح انتشار نمایشنامه‌ای که بولگاکف با آن استعداد هجونویسی‌اش را نشان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261747/انتشار-نمایشنامه-ای-بولگاکف-استعداد-هجونویسی-اش-نشان عباس‌علی عزتی در گفت‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: «خانه‌ی زویا» از ترجمه‌های اولیه‌ من از زبان روسی است که در سال 1388 ترجمه شده و از جمله نمایشنامه‌هایی است که ناشر قرار بود در سال 91 منتشر کند که خلف وعده کرد و سرانجام امسال بعد از 6 سال تأخیر آن را چاپ کرده است. وی افزود: بولگاکف با نوشتن کمدی‌ «خانه‌ی زویا» استعداد هجونویسی‌اش را در نمایشنامه هم نشان می‌دهد. او پیشتر در داستان‌هایی که در دهه‌ 20 از وی چاپ می‌شد، مهارت هجو‌نویسی و بذله‌گویی خود را بروز داده بود. بولگاکف همچنین در این نمایشنامه شیفته‌ گروتسک می‌شود و با حاضرجوابی‌ شخصیت‌هایش سعی می‌کند مردم را بخنداند. عزتی ادامه داد: در «خانه‌ی زویا» با نهایت ظرافت و مهارت، نقایص ناشی از «سیاست اقتصادی جدید» را هجو می‌کند و به سخره می‌گیرد. بولگاکف همچنین در این نمایشنامه از همه‌ فرم‌های کمیک استفاده کرده و به کمک گروتسک، تغییر سریع موقعیت دراماتیک، حاضر جوابی‌های ظریف و توسل به قرینه‌سازی، درون و بیرون کارگاه مد زویا را به نمایش می‌گذارد و ماهیت واقعی دلال‌های فاسد و حقه‌باز، و کسانی را که از «سیاست اقتصادی جدید» در جهت منافع شخصی استفاده می‌کنند، آشکار می‌سازد. این مترجم همچنین به بازتاب «سیاست اقتصادی جدید» در ادبیات شوروی در دوران بولگاکف اشاره کرد و گفت: «سیاست اقتصادی جدید» در هنر و ادبیات شوروی بازتاب گسترده و متنوعی پیدا کرد. بعضی آثار به تأیید انگیزه‌های ‌تمایلات بورژوازی و دستاوردهای «سیاست اقتصادی جدید» می‌پرداختند، بعضی نیز نشان‌دهنده‌ دستپاچگی نویسندگانشان در برابر سلطه و برتری نظام شوروی بودند، اما آثار مطرح و تأثیرگذار این دوره، نوشته‌های مایاکفسکی و بیدنی بود که مستقیماً به خرده‌بورژوازی، عوام‌‌گرایی، فرصت‌طلبی و انگیزه‌های تمایلات بورژوازی می‌پرداخت. هرچند بولگاکف هم هدفی مشابه هدف مایاکفسکی را دنبال می‌کرد، اما برخلاف مایاکفسکی در شرایطی قرار نداشت تا به طنز سیاسی روی آورد، برای همین مسیر دیگری را پیمود. بولگاکف و مایاکفسکی دشمن مشترکی به‌نام خرده‌بورژوازی، عوام‌گرایی و فرصت‌طلبی داشتند و هر دو برای پاکی ضمیر انسان‌ها تلاش می‌کردند. عزتی جان کلام بولگاکف در «خانه‌ی زویا» را نقد جنبه‌های منفی «سیاست اقتصادی جدید» دانست و ادامه داد: بولگاکف در این نمایشنامه که بیشتر از کمدی‌های دیگرش به آن دلبستگی داشته، در قالب فارس تراژیک تصویری وهم‌انگیز از دلالان زرنگ به‌دست می‌دهد و به تمسخر طنزآلود معایب «سیاست اقتصادی جدید» می‌پردازد. این دلالان حقیر که تمام هم و غمشان به چنگ آوردن پول است و برای تحصیل آن حاضرند به هر کاری دست بزنند، مانند میکروب‌هایی نشان داده می‌شوند که فقط در سایه‌ «سیاست اقتصادی جدید» مجال رشد و زندگی دارند. مترجم نمایشنامه «خانه‌ی زویا» همچنین ساختار این نمایشنامه را قوی و محکمی توصیف کرد و گفت: صحنه‌های فارس، حاضر‌جوابی‌ها و کنایه‌های ظریف همه در خدمت ایده‌ مرکزی نمایشنامه است، و تیپ‌ها مفهومی سمبلیک دارند. تم مهاجرت در «خانه‌ی زویا» حضوری پررنگ دارد؛ هدف غایی بیشتر شخصیت‌های این نمایشنامه خارج شدن از شوروی است. برای همین است که به پول هنگفت نیاز دارند و برای تحصیل آن به بیراهه می‌زنند. نویسنده با خلق صحنه‌های فارس تراژیک، آفریدن تیپ‌های مختلف و انطباق ماهیت اجتماعی و روان‌شناختی آنها مهارت نمایشنامه‌نویسی‌اش را به رخ می‌کشد و تصویر زویا به‌عنوان زنی غارتگر و سودجو که از هر وسیله‌ای برای منفعت خود استفاده می‌کند، به این صورت ساخته می‌شود. بولگاکف به موقعیت‌های کمیک مفهومی نمادین می‌دهد و سعی دارد حیله‌گری، نفاق و حقه‌بازی جامعه‌ خشن و چپاولگر به‌جامانده از دوران پیش از انقلاب اکتبر را به نمایش بگذارد. او کارگاه زویا را سمبل جهان می‌داند که در مقابل زندگی شورایی و سوسیالیسم ایستاده است. عزتی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تبدیل شدن گروتسک در آثار بولگاکف به اصلی دراماتیک اشاره کرد و افزود: موقعیت‌های خنده‌آور، گروتسک، بذله‌گویی‌های به‌جا و تیپ‌های کمیک ویژگی خاصی به کمدی‌های بولگاکف داده و اتمسفر ویژه‌ای به آن بخشیده‌‌اند. گروتسک در آثار بولگاکف درحالی‌که به اصلی دراماتیک تبدیل می‌شود، با تأثیر گذاشتن بر اصالت ژانر کمدی، به آن ماهیت هجو یا طنز بذله‌گویانه می‌دهد. در نتیجه‌ چنین کارکردی است که در «خانه‌ی زویا» پدیده‌های زشت ناشی از سیاست‌ اقتصادی جدید دارای تأثیری طنزآمیز می‌شوند؛ شخصیت‌های نمایش رشد می‌کنند و به تیپ‌های کمیک تبدیل می‌شوند؛ و حاضرجوابی‌های زننده‌ شخصیت‌های منفی نمایش جملاتی پرمعنا به‌نظر می‌آیند. عزتی در پایان با اشاره به اجرای این نمایشنامه پس از نگارش آن گفت: تئاترهای مسکو در سال 1928 کمدی‌ «خانه‌ی زویا» را به‌ نمایش گذاشتند. اگرچه این نمایش با استقبال کم‌نظیر مردم روبه‌رو شد، اما منتقدان هنری آن‌ را نپسندیدند. تصویری که پس از خواندن «خانه‌ی زویا» در ذهن خواننده شکل می‌گیرد تصویری جهنمی از انحطاط و زوال در جامعه‌ شوروی است. بولگاکف در این نمایشنامه نیز مانند کاری که در رمان «مرشد و مارگاریتا» کرده، سعی در اثبات این مسأله دارد که واقعیت‌های زندگی در نظام سوسیالیستی را از طریق فانتزی بهتر می‌توان نشان داد، که نمونه‌ بارز آن به‌صحنه آوردن جنازه‌ ایوان مخوف است که با معیارهای نمایشی آن روزگار امری ناممکن و حتی نادرست شمرده می‌شد. «خانه‌ی زویا» نوشته میخاییل بولگاکف در 143 صفحه و بهای 17 هزار تومان از سوی نشر افراز منتشر شده است. این ترجمه یکصدوشصت‌وششمین جلد از مجموعه «نمایشنامه‌های برتر جهان» نشر افراز است.   درباره مترجم عباس‌علی عزتی دکترای مدیریت فرهنگی دارد. او منابعی از دو زبان روسی و ایتالیایی را در حوزه‌های تاریخ و نظریه‌های هنر و همچنین نمایشنامه ترجمه کرده است. «جهان دوگانه مینیاتور ایرانی» نوشته ماییس نظرلی، «هنر تاریخی پنجکنت» نوشته الکساندر بلنیتسکی و «تاریخ و نظریه 6 مقام» نوشته اصل‌الدین نظامف، از ترجمه‌های منتشر شده او در حوزه تاریخ هنر است. همچنین از میان ترجمه‌های منتشر شده عزتی در حوزه ادبیات نمایشی نیز می‌توان به این موارد اشاره کرد: «عروس بی‌نوا» نوشته الکساندر آستروفسکی، «دن‌کیشوت»، «ژوردن کم عقل»، «مولیر» و «جنگ و صلح» همگی نوشته میخاییل بولگاکف، «نوری در تاریکی می‌درخشد و پتر خباز» و «قزاق‌ها» هر دو اثر لف تالستوی، «قهوه خانه»، «مهمان‌خانه‌چی»، «ارباب»، «باد بزن» و «دعواهای کیتوزا و نوکر دو ارباب» همگی به قلم کارلو گولدونی و «قانون شکن» اثر پائولو جاکومتی. لازم به توضیح است که ترجمه‌ عزتی از نمایشنامه‌ «دن‌کیشوت» اثر بولگاکف در هشتمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران در پاییز 1396 به‌عنوان ترجمه‌‌ برگزیده انتخاب شد. ]]> هنر Tue, 12 Jun 2018 04:18:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261747/انتشار-نمایشنامه-ای-بولگاکف-استعداد-هجونویسی-اش-نشان خوانش و بررسی نمایش‌نامه «در» در فرهنگسرای ارسباران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261925/خوانش-بررسی-نمایش-نامه-فرهنگسرای-ارسباران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نشست خوانش و بررسی نمایش‌نامه «در» نوشته علی‌محمد رحیمی امروز  عصر برگزار می‌شود. در یازدهمین نشست تئاترکاغذی نمایش «در» بهزادصدیقی کارشناس مجری، فرهاد امینی نمایش‌نامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر تئاتر حضور دارند و به بررسی نمایش‌نامه «در» خواهند پرداخت. همچنین پژند سلیمانی، مجتبی طباطبایی، نیلوفر ترک و علی‌محمد رحیمی نقش خوانان این نمایش هستند. حضور دراین نشست برای عموم آزاد است و علاقه‌مندان می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان دکترشریعتی، سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Sat, 09 Jun 2018 06:50:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261925/خوانش-بررسی-نمایش-نامه-فرهنگسرای-ارسباران «در» نمایش‌خوانی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261898/نمایش-خوانی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مؤسسه  افرامانا، در یازدهمین نشست تئاتر کاغذی ابتدا نمایش‌نامه «در» نوشته و کارگردانی علی محمدرحیمی نمایش نامه‌خوانی می‌شود و سپس این اثر با حضور مهمانان این نشست مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این نشست تئاتر کاغذی که ساعت 17:30 روز شنبه 15 اری بهشت ماه 97 در سالن استاد ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌­شود، مجتبا طباطبایی، پژند سلیمانی، نیلوفر تُرک و علی محمدرحیمی نمایش‌نامه  «در» را نقش‌­خوانی می­‌کنند. این گزارش در ادامه می­‌افزاید: نمایش نامه «در» نوشته ی علی محمدرحیمی شامل چهار نمایش نامه است که هر کدام مقطعی از یک زندگی مشترک را به تصویر کشیده است. قصه  اول، با عنوان بزن به چاک، زن ومردی هستند که روزگار خود را با دزدی می‌گذرانند. آن‌ها قرار است بزرگترین سرقت خود را انجام داده و دست از دزدی بکشند اما تا کنون دم به تله نداده‌اند. ولی این بار به وسیله  دری که از پول‌ها محافظت می‌کند، گرفتار می‌شوند. در قصه  دوم با نام می‌خوام خودمو خلاص کنم، زن و مردی از هم جدا شده‌اند. مرد برای کار مهمی بازمی‌گردد ولی زن در را به روی او باز نمی‌کند و پس از گرفتن امتیازی، وقتی در را باز می‌کند که دیگر دیر شده است. قصه  سوم که آخرین سطر از یک قصه  طولانی نام دارد، داستان پیرزن و پیرمردی است که پنجاه سال عاشقانه با هم زندگی کرده‌اند و درِ خانه‌شان به علت فرسودگی باز نمی‌شود و یک سوتفاهم ساده باعث بروز مشکلات عدیده می‌شود و ... بر اساس این گزارش، نمایش نامه  «در» نوشته  علی محمدرحیمی در سال 1396 در 82 صفحه  قطع پالتویی با شمارگان 500 نسخه توسط نشر ورا به قیمت 8000 تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌­مندان قرارگرفته است. لازم به یادآوری است پیش از این در سلسله نشست‌های تئاتر کاغذی، نمایش‌نامه‌های وقتی روح لیر از ژوکرمرخصی می‌گیرد نوشته روزبه حسینی، یافت‌آباد نوشته محمد مساوات، بالستیک زخم نوشته  پیام لاریان، دوزخ و راه نوشته سیروس همتی، خواب خیس ماهی نوشته  مهدی میرباقری، برف زمین را گرم می‌کند نوشته مریم منصوری و لابی نوشته  آرش عباسی، یه کلیک کوچولو نوشته  محمدرضا کوهستانی، موزه  خصوصی نوشته  تهمینه محمدی و تلخی ته گلو نوشته  امیر امجد معرفی، نمایش نامه‌خوانی و بررسی شده بود. گفتنی است سلسله نشست‌های تئاتر کاغذی با هدف معرفی و بررسی نمایش‌نامه‌های منتشرشده  جدید ایرانی ماهی یک بار در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود. ]]> هنر Fri, 08 Jun 2018 07:53:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261898/نمایش-خوانی-می-شود نمایشنامه‌ای که فقط بزرگان تئاتر می‌توانند آن را اجرا کنند! http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261815/نمایشنامه-ای-فقط-بزرگان-تئاتر-می-توانند-اجرا-کنند  علی مجتهدزاده در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب( ایبنا) درباره نمایشنامه «یک شماره» که به تازگی با ترجمه او منتشر شده است اظهار کرد: این نمایشنامه آخرین اثر کریل چرچیل است. این نویسنده شهرت چندانی در ایران ندارد، او در بین نمایشنامه‌نویسان به‌خصوص نمایشنامه‌نویسان بریتانیا بسیار مشهور است و به عقیده بسیاری بهترین نمایشنامه‌نویس بریتانیا و انگلیسی‌زبان به‌شمار می‌آید.  تا به‌حال در ایران اثری از این نویسنده به فارسی ترجمه نشده و این اولین نمایش‌نامه از کریل چرچیل است که به زبان فارسی برگردانده شد. می‌توان گفت این نمایش‌نامه دغدغه فردیت دارد و هویت را به چالش می‌کشاند. درواقع قهرمان اصلی با این پرسش روبه‌رو است: این خودی که الان حاضر است تا چه حد حقیقت دارد و وجودش معنا دارد؟   وی افزود: نمایش‌نامه «یک شماره» نمایشنامه سختی است و خواندنش هم سخت است. پایه جریان، یک طرح و پلات علمی تخیلی دارد و با آن شروع می‌کند و از میان آن دغدغه هویت را بیرون می‌کشد. زمانی که کارگردان بخواهد آن نمایشنامه را دست بگیرد و اجرا کند با سختی بسیاری روبه‌رو می‌شود. تا الان کسانی که این نمایش را اجرا کردند جزو بزرگان تئاتر به شمار می‌آیند. به عنوان مثال: ایان‌مک‌ کلن و دنیل گریک در اجرای لندن این نمایش بازی کرده‌اند که بازیگران بزرگی هستند.   او درباره مخاطبان نمایش‌نامه «یک شماره» گفت: به نظر من مخاطب این نمایش‌نامه تئاتری‌ها هستند. نمی‌دانم دوباره فرصت می‌شود سراغ کریل چرچیل بروم یا نه ولی فکر می‌کنم خیلی حیف است که آثار کمی از ایشان ترجمه  شده و  همچین متن‌ها و آثار او ظرفیت این را دارند که دیده، خوانده و اجرا شوند.  وی درباره سایر آثار چرچیل گفت: نمایشنامه دیگری هم از او خوانده‌ام ولی فرصت نکردم سراغ ترجمه آن بروم. کریل چرچیل فمنیست دو آتشه‌ای است و در  خیلی از نمایشنامه‌هایش دغدغه زن و هویت زنانه در جامعه مدرن خیلی به چالش کشیده می‌شود به خصوص در جامعه خودش. در کارهایی که نوشته از نابرابری نسبت به جنسیت زن گفته  و بی‌عدالتی‌ها را خیلی برجسته کرده است. نمایشنامه «یک شماره» انسان را  کانون توجه خود قرار داده است. در «یک شماره» خیلی ساده می‌شود هردو شخصیت را زن فرض کرد چون دیگر مرد یا زن بودن مهم نیست؛ مهم وجود آن ها ست که نظام معنایی این اثر بر پایه آن بنا شده است. مترجم نمایشنامه «بین دیوانه و روخانه» همچنین درباره انتخاب این اثر گفت: خوبی زمانه ما وجود اینترنت است که به واسطه آن راحت می‌توانیم تمام اطلاعات را درباره اثری به دست آوریم. با جست‌وجویی در اینترنت، در آخرین برندگان جایزه پولیتزر نمایشنامه «بین دیوانه و رودخانه» اثر استیفن ادلی گرجیس پیدا شد. قطعا جوایزی که این دواثر گرفته‌اند در انتخاب من برای ترجمه آن‌ها مؤثر بوده است. وقتی به طرف یک اثر می‌رویم تا زمانی که اثر به‌دستمان برسد چیز زیادی از آن نمی‌دانیم مگر همین جوایزی که می‌گیرند و اینکه چقدر اقبال داشته و منتقدان از آن تعریف کردند. ناشر هم راحت‌تر می‌تواند اثر را نشر دهد و به نمایش‌نامه اعتماد کند.   این مترجم همپنین درباره نمایش‌نامه «بین دیوانه و روخانه» بیان کرد: این نمایشنامه طنزی سیاه است و پیچیدگی کمتری دارد. ماجرای فردی را تعریف می‌کند که با دروغی بزرگ یک سیستم فاسد را مدت‌ها بازی داده، اطراف‌اش پر از انسان‌های ناسالم است که هرکدام مشکلات خود را دارند. این فرد سعی می‌کند زندگی خود را معنی کند و با این دروغ هم کنار بیاید. در آخر قصه تمام دنیای پیرامون خود را رها می‌کند و دنبال چیز واقعی‌تری می‌رود. این فرد حدود ۳۰سال با دروغ تارها و شبکه‌ای که دور خود تنیده را کنار می‌زند و به دنبال چیز واقعی‌تری می‌رود.   مجتهدزاده در ادامه اظهار کرد: نمایشنامه «بین دیوانه ورودخانه» را می‌توان دست گرفت و خواند و لذت هم برد، درواقع کمدی و آمریکایی‌تر است اما «یک شماره» حتما باید اجرا شود یا دست کم دو نفر آن را با هم بخوانند. طبق پیشینه تئاتری که دارم زمانی که این نمایش‌نامه را ترجمه می‌کردم به این موضوع پی بردم و گاهی بندهایی از آن را بلند برای خودم می‌خواندم تا متوجه شوم کدام قسمت راحت‌تر بیان می‌شود و کدام قسمت را باید راحت ترجمه و ادا کرد در قالب‌هایی که آدم‌ها با یکدیگر حرف می‌زنند. نمایشنامه بسیار دقیقی بود که حتی  یک خط آن را هم نمی‌توان دستکاری کرد این نمایش‌نامه فوق‌العاده نمایشنامه سختی است. این مترجم گفت‌وگو را چنین ادامه داد: در تئاتر داشتیم نمایش‌نامه‌هایی که به این شکل بودند، نمایش‌نامه‌هایی که بیشتر گفت‌وگومحور باشد. مانند: نمایشنامه «هنر» یاسمینا رضا و این هم در همان دسته‌بندی قرار می‌گیرد و فکر می‌کنم هم در خواندن و هم بعدها اگر فرصتی دست داد در اجرا مخاطب خود را دارد.     مجتهدزاده در خصوص ترجمه نمایشنامه اظهارکرد: تئاتر برای ما نیست و به عنوان یک هنر وارداتی ناچاریم برای این که در چرخه مدرن این هنر بمانیم اطلاع داشته باشیم که آن طرف چه خبر است و چه کار میکنند و چه‌گونه کار می‌کنند. او در این‌باره ادامه داد: بلاخره در نمایشنامه‌هایی که می‌نویسیم نه اینکه بخواهیم کپی کنیم ولی ساختار و شکل حرف زدن را باید از آن‌ها یاد بگیریم، زیرا این هنر مال آن طرف است. به نظر من خیلی لازم است که نمایشنامه ترجمه شود و به همان میزان هم لازم است تجربه شود و نوشته شود. من هردو را به یک میزان لازم و مهم می‌دانم و فکر می‌کنم هر دو باید حتما انجام شود.   مترجم «رویای شب نیمه تابستان» درباره وضعیت اقبال به آثار تالیف و ترجمه بیان کرد: من در فضای تئاتری تهران نیستم و نمی‌دانم که کارهای تالیفی بیشتر برش دارد یا کارهای ترجمه؛ باید ببینیم که فضای تئاتر تهران چگونه است بیشتر با آثار ترجمه توانستیم کنار بیایم یا آثار تالیفی. تا آنجایی که من می‌دانم در هردو حیطه کارهای قابل توجه و درخور تحسین داریم؛ درواقع هم کارهای خوب نوشته می‌شود و هم کارهای خوب به زبان فارسی ترجمه می‌شود که اجراهای دیدنی هم دارند. او همچنین گفت: بسیاری از استادان که در زمینه تئاتر تدریس می‌کنند گزینه اول آن‌ها برای تدریس و یادگیری هنرجو کارهای ترجمه شده است. به عنوان مثال حمید سمندریان زمانی که در دانشگاه تدریس می‌کرد به هیچ عنوان متن‌های فارسی را دست نمی‌گرفت، به دانشجویان نیز توصیه می‌کرد آثار ترجمه شده را بخوانند و کارکنند. بخشی از این کار سمندریان بر می‌گردد به این که هنر تئاتر مال ما نیست. زمانی که می‌خواهی مطلبی را به خصوص در محیط آموزشی برای هنرجویی که تازه کار خود را شروع کرده آموزش بدهی مجبوری با یک متن قابل اعتماد از همه جهت شروع کنی. متنی که با ضعف‌های خود هنرجو را دچار مشکل نکند و حرفی برای آموزش دادن داشته باشد. وی همچنین درباره اقتباس از داستان‌های کهن ایرانی برای تالیف نمایشنامه اظهار کرد: داستان‌های کهن نیز منبع خوبی برای اقتباس هستند. این اقتباس بسیار مهم است: این که با چه رویکری به سمت داستان قدیمی می‌رویم. اینکه یک داستان قدیمی را صرفا روی صحنه بیاوریم بعد قصد نشان دادن هزار سال پیش که گوینده‌ای مانند فردوسی آن را گفته داشته باشیم دردی را دوا نمی‌کند. بلکه باید با یک ساختار جدید دوباره بیان کنیم و دوباره بازآفرینی شود. اقتباس به معنای عام آن و نه تکرار. به عنوان مثال اگر در این زمانه کسی رستم با کلاهخود دوشاخ و...را بیاورد خیلی کمکی نمی‌کند. درواقع باید جان قصه را بیرون بکشیم و ببریم در قالب امروز بریزیم و تعریف کنیم. به این معنا که این داستان هارا به روز رسانی کنیم. زمانی می‌شود از داستان مدرن اقتباس کرد که مسأله‌ای که در آن مطرح می‌شود اول از آن خود بکنیم و بعد چیزی تولید کنیم. درواقع داستان مدرن باید با زندگی کسی که می‌خواهد آن را ترجمه کند ببیند و یا بخواند هماهنگی و همخوانی داشته باشد.  گفتنی است نمایش‌نامه «یک شماره» با قیمت 10000تومان در 70صفحه و «بین دیوانه و رودخانه» در 143صفحه و با قیمت 16500تومان در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه و با ترجمه علی مجتهدزاده منتشر شده‌اند.   ]]> هنر Thu, 07 Jun 2018 10:03:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261815/نمایشنامه-ای-فقط-بزرگان-تئاتر-می-توانند-اجرا-کنند ​چاپ نمایشنامه سود کمتری برای ناشران دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261420/چاپ-نمایشنامه-سود-کمتری-ناشران سپیده قربانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اظهار کرد: به واسطه رشته‌ ادبیات نمایشی که در آن تحصیل کرده‌ام، رمان‌ها و داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های ایرانی و خارجی بسیاری را خوانده و دنبال کرده‌ام ولی هرگز پیرو شخص و داستان خاصی نبوده‌ام. در عین حال وضعیت تالیف نمایشنامه را چندان مساعد نمی‌بینم زیرا بعضی از ناشران تمایل چندانی به چاپ نمایشنامه ندارند و می‌گویند سود دهی انتشار نمایشنامه نسبت به رمان و داستان کوتاه کمتر است. وی درباره چگونگی استقبال مخاطب از ترجمه یا تالیف نمایشنامه گفت: این یک موضوع نسبی است و باتوجه به این که چه مؤلفی نمایشنامه را نوشته و کار کدام نویسنده ترجمه شده استقبال مردم و فروش آن متفاوت است. این نویسنده افزود: به عنوان مثال باید توجه داشت که مثلا این کار تألیفی را محمد یعقوبی نوشته یا یک نویسنده گمنام ولی در سال‌های اخیر مردم تمایل بیشتری به کارهای تألیفی پیدا کرده‌ و استقبال از آن بیشتر شده و فکر می‌کنم مخاطبان و چاپ کارهای تالیفی هم بیشتر شده است. این نمایشنامه‌نویس همچنین بیان کرد: برای یک بازیگر اینکه چه نقشی را بازی می‌کند مهم است و به هر نقشی که امکان بازی بیشتری داشته باشد رغبت بیشتری دارد و برای او تفاوتی بین آثار تالیفی یا ترجمه وجود ندارد. سیاست‌ها به سمتی رفته است که مردم به کارها و آثار ایرانی بسیار توجه می‌کنند و نسبت به سال‌های گذشته کار ایرانی با استقبال بیشتر مخاطبین مواجه شد.   قربانی درمورد اقتباس از داستان‌های کهن ایرانی هم اظهار کرد: اگر اقتباس درست و کارآمد باشد خوب است لیکن به قدری از ایده‌های تکراری و دراصطلاح دست‌مالی شده استفاده می‌شود که مخاطب خود را از دست داده ولی اگر بحث اقتباس به صورت خلاقه انجام شود بسیاری از مخاطبان می‌پسندند، البته من تا به حال کار اقتباسی نکرده‌ام. وی در ادامه درخصوص اقتباس از داستان‌های مدرن گفت: بعضی از داستان‌های مدرن هم ظرفیت اقتباس را دارند و نویسنده می‌تواند از آن‌ها بهره بگیرد به عنوان مثال اثری از ادگار آلن‌ پو خواندم که یکی از دوستان نمایشنامه‌نویس آن را نوشت. برخی از کارهای ایرانی بر پایه سنت و آیین و فرهنگ ایرانی نوشته شده و اگر ترجمه شود شاید مخاطبان خارجی نتوانند درک درستی از آن داشته باشند و فکر می‌کنم اگر کسی به فرهنگ ایران علاقه داشته و تا حدودی ایران و ایرانیان را بشناسد بتواند آن‌ها را درک کند، در هر حال ترجمه آثار خالی از لطف نیست. وی افزود: ناشران رغبت چندانی به انتشار نمایشنامه ندارند و نویسنده نمی‌تواند به تنهایی کار خود را ترجمه کند و پخش آن را در کشوری دیگر به عهده گیرد ولی اگر ناشران حمایت کنند اتفاقات خوبی رخ می‌دهد. قربانی درباره علاقه شخصی خود بیان کرد: از زمان دانشجویی تحت تأثیر چهار نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی عباس نعلبندیان، بهمن فرسی، نغمه ثمینی و غلامحسین ساعدی بودم و در نمایش‌نامه‌نویسان خارجی کارهای هارولد پینتر را می‌پسندم و از نویسندگان مورد علاقه‌ام است. علاقه‌ام به نمایش‌نامه‌نوشتن بسیار است ولی به واسطه اینکه می‌نویسم باید رمان بخوانم تا آرشیو ذهنی و دایره لغاتم کامل باشد و در این راستا رمان هم زیاد می‌خوانم. گفتنی است سپیده قربانی متولد 1368 و فوق لیسانس ادبیات نمایشی است. نمایش‌ «آپارتمان» به نویسندگی او برنده جایزه اکبر رادی، ششمین جشنواره تئاتر شهر و همچنین رتبه اول جشنواره تأتر دانشجویی پستو شد. نمایشنامه «حقایقی درباره برادرم فریدون» کاندید بخش نمایشنامه‌نویسی هجدهمین جشنواره تئاتر تجربه و «متولد سال صفر» نیز کاندید جشنواره تئاتر دانشگاهی شده است.                                                                                                                                              ]]> هنر Thu, 07 Jun 2018 09:24:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261420/چاپ-نمایشنامه-سود-کمتری-ناشران «توران خانم» اكران مي‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261871/توران-خانم-اكران-مي-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، فیلم مستند «توران خانم» به زندگی توران میرهادی به عنوان یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار سده کنونی ایران در حوزه آموزش و پرورش و فرهنگ و ادبیات کودکان می‌پردازد. این فیلم مستند ۲۵ خرداد ساعت ۷ اکران خواهد شد. توران میرهادی نویسنده و آموزشگر، استاد ادبیات کودکان و یکی از پایه‌گذاران شورای کتاب کودک و همچنین پایه‌گذار فرهنگنامه کودکان و نوجوانان و مدرسه فرهاد بود. محمدهادی محمدی در کتاب «توران دختر ایران» از او به عنوان چهره‌ای یاد می‌کند که «در راستای مفهوم‌سازی و شالوده‌ریزی نظام نهاد کودکی در ایران نقش بسیار داشته است.» فیلم مستند «توران خانم» از مجموعه فیلم‌های مستند «کارستان» است. «کارستان» سری فیلم‌های مستندی است که برنامه‌ریزی و تولید آن در بخش خصوصی از سال ۱۳۹۳ آغاز شده و در حال حاضر شش مستند از این مجموعه آماده نمایش است. پروژه «کارستان» با ماموریت «ترسیم تصویری از کارآفرینان جامعه و انتقال این الگو به جامعه پر نیاز کشور به‌ ویژه جوانان ایرانی» طراحی‌ شده است. یادآوری می‌شود انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان نیز مستند کوتاهی شامل فرازهای زندگی توران میرهادی و مصاحبه‌هایش را به همراه گفت‌وگو با همکارانش مانند یحیی مافی، ثریا قزل‌ایاغ و ... به کارگردانی پویا دلیلی در لوح فشرده‌ای به همراه کتاب «توران، دختر ایران»، منتشر کرده است که علاقمندان می توانند برای خرید آن به  سایت کتاب هدهد مراجعه کنند. گفتنی است، رخشان بنی‌اعتماد یکی از فیلم‌سازان مطرح سینمای ایران است که با فیلم‌هایی مانند «نرگس»، «روسری آبی»، «بانوی اردیبهشت»، «زیرپوست شهر»، «گیلانه»، «خون‌بازی» و «قصه‌ها» نام خود را به عنوان فیلم‌سازی با دغدغه‌های اجتماعی در سینمای ایران ثبت کرده است. او در سینمای مستند نیز آثار قابل‌توجه‌ای مانند «این فیلم‌ها رو به کی نشون می‌دین؟»، «کهریزک،‌ چهار نگاه»، «حیاط‌خلوت خانه خورشید»، «ما نیمی از جمعیت ایرانیم»، «روزگار ما»، «همه درختان من» و «آی آدم‌ها» را کارگردانی و تهیه کرده است. مجتبا میرتهماسب هم یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلم‌سازان ایرانی در سینمای مستند است که پژوهش، نویسندگی و کارگردانی بیش از سی فیلم مستند را در کارنامه خود از جمله «شش قرن و شش سال»، «این فیلم نیست»، «ساز مخالف»، «صدای دوم»، «رودخانه هنوز ماهی دارد»، «نشان» و «بانوی گل سرخ» دارد. میرتهماسب شش سال عضو هیأت‌مدیره و دو سال رئیس هیأت‌مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران بوده و در سال‌های گذشته در کنار پژوهش و کارگردانی فیلم‌های خود، تهیه‌کنندگی پروژه‌های متعدد دیگری را نیز بر عهده داشته است.   ]]> ادبيات Wed, 06 Jun 2018 07:16:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261871/توران-خانم-اكران-مي-شود معیارم برای ترجمه نو بودن کار است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261568/معیارم-ترجمه-نو-بودن-کار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) یکی از بهترین‌ راه های آشنایی با تحولات فکری،‌ سیاسی و اجتماعی یک جامعه مطالعه نمایشنامه‌های معاصر است. در این بین مطالعه آثار ادبی روسیه از جایگاهی ویژه برخوردار است. یکی از این نویسندگان لودمیلا اولیتسکایا، نویسنده ده‌ها مجموعه کتاب قصه‌، نمایشنامه‌ و چند داستان و برنده جایزه ادبی «کتاب بزرگ» روسیه است. از نمایشنامه‌های مهم او می‌توان «مربای روسی» را نام برد که در حقیقت نمایشنامه‌ای با یادداشت نویسنده تحت عنوان «پس از چخوف» است که امروزه در سالن‌های تئاتر زیادی در روسیه روی صحنه می‌رود. نویسنده دیگری که نامش برای اهالی تئاتر شناخته‌شده‌تر است، آلکساندر وامپیلوف، درام‌نویس مشهور زمان اتحاد جماهیر شوروی است. آثار او و به ویژه نمایشنامه‌های‌اش تحول بزرگی در دراماتورژی روسی و تئاتر روسی به حساب می‌آیند. نوشته‌های او نمونه بارزی از شخصیت‌پردازی دوران او، یعنی اتحاد جماهیر شوروی است که در آن دوره داشتن امید و آرزو جایی در زندگی فردی اشخاص نداشت. از آثار قابل تامل او نمایشنامه «شکار مرغابی» است که در خردادماه 1395 به کارگردانی حمیدرضا قطبی در تهران، تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت. این دو نمایشنامه به تازگی از سوی انتشارات هرمس منتشر شده است. برای بحث بیشتر درباره لزوم ترجمه آثار معاصر به‌ویژه نمایشنامه و مخاطبان این آثار با مترجم این دو نمایشنامه مهم، مریم شفقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.   کار برگرداندن آثار نمایشی ادبیات جهان را از کجا آغاز کردید و ترجمه‌های قبلی‌تان چه تاثیری در این کار داشت؟ تا کنون دو کار اصلی در حوزه برگردان پژوهش­‌های ایران­‌شناسان شوروی از زبان روسی به فارسی انجام داده‌ام. کار نخست، ترجمه‌ای است از «دستور زبان ادبی معاصر فارسی» به تألیف یوری آرونویچ روبینچیک که توسط پژوهشگاه علوم انسانی به چاپ رسید و دومین کارم نیز ترجمه­ جلد سوم از دوره سه جلدی پایان­‌نامه دکتری والنتین آلکسیویچ ژوکوفسکی است که با عنوان «موادی برای مطالعه گویش بختیاری» منتشر شد. در این کار علاوه بر مقابله و تصحیح اشعار شفاهی بختیاری و برگردان ترجمه روسی این اشعار، تحلیلی زبان‌شناختی، ادبی و تاریخی نیز با تلاش دکتر سیدمهدی دادرس، مدرس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه فدرال قازان، که خودشان هم گویشور بختیاری هستند، انجام شد.  به طور کلی معیار شما برای انتخاب اثر برای ترجمه چیست؟ معیار انتخاب یک کار برای برگردان به فارسی برای من، نو بودن کار و معاصر بودن آن هست. دیگر اینکه معیار و یا نکته‌­ای متمایز در خود نویسنده و یا اثر وی وجود داشته باشد که به آن اثر اولویت ببخشد. درباره دو نمایشنامه‌ای که به تازگی با ترجمه شما منتشر شده بگویید (کار در آستانه انتشار است) و اینکه چه خصوصیت ویژه‌ای در این دو اثر بود که شما را ترغیب به ترجمه آن‌ها کرد؟ علت اصلی انتخاب این دو اثر، موفقیت نویسندگان آن بوده و تنها معیار انتخاب این کارها قالب نمایشنامه نبوده است. کارهای لودمیلا اولیتسکایا تاکنون به بیش از 20 زبان ترجمه شده­‌اند. «مربای روسی» از معدود نمایشنامه‌­های وی در قالب پسامدرن است که در حقیقت دیالوگ اولیتسکایا با آنتون چخوف است و دنباله و سرنوشت تلخ «باغ آلبالو» را در عصر حاضر نشان می‌دهد. آلکساندر وامپیلوف نیز نثرنویس و درام‌نویس بنام دوران شوروی است و «شکار مرغابی» او تصویری از کاستی‌ها و معایب زندگی مردم در زمان نظام اتحاد شوروی است و تاثیر بی‌نظمی آن زمان را در زندگی فردی و اجتماعی شخصیت‌ها نشان می‌دهد: در این نمایشنامه می‌بینیم که چگونه نظام اجتماعی موجود، اراده شخص را در زندگی کاری و مدیریت او را در زندگی خصوصی تحت تاثیرات منفی قرار داده است. چرا به سراغ ترجمه نمایشنامه رفته‌اید و نه رمان. با توجه به اینکه مخاطبان رمان خارجی از نمایش‌نامه‌ها بیشترند. علت انتخاب نمایش‌نامه­‌های روسی برای برگردان به فارسی، قبل از هر چیز، به تمایل درونی و اشتیاقم به کار روی آثار ادبی روسی و بعد تئاتر برمی­‌گردد. این را هم بگویم که «شکار مرغابی» وامپیلوف حتی پیش از انتشار ترجمه آن، به همت حمیدرضا قطبی، خرداد ماه 95 در سالن ایرانشهر به روی صحنه رفت. البته تفاوت عمیق اجرای نمایش در روسیه با ایران، این است که در روسیه هر نمایش سالیان سال، تا حتی 10 سال می‌تواند با توجه به زحمات انجام شده برای اجرا و هزینه دکور ادامه پیدا کند. ولی «شکار مرغابی» آقای قطبی، علی رغم زحمات بسیار بازیگران و دکور بسیار جذابی که داشت تنها یک ماه بر روی صحنه اجرا بود. بسیار علاقمندم این اجرا در زمان دیگری تکرار شود و بهتر از آن این که نمایشنامه «مربای روسی» هم امکان اجرا روی صحنه‌های تئاتر را پیدا کند. تئاتر «شکار مرغابی» به کارگردانی حمیدرضا قطبی/ تماشاخانه ایرانشهر خرداد 1395 به نظرتان مخاطبان دو اثری که ترجمه کرده‌اید چه قشری را شامل می‌شوند؟  آیا طبقه متوسط هم قادر به برقراری ارتباط با آن هست یا خیر؟ هر دوی این آثار، ویژگی طنزی تلخ از مشکلات اجتماعی اطراف را با خودشان همراه دارند و این طنز تلخ، بار فلسفی کار را معتدل ساخته و از این راه می‌تواند جذابیت خواندن یا دیده شدن را برای قشر متوسط هم ایجاد کند.       ]]> ادبيات Sat, 02 Jun 2018 04:34:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261568/معیارم-ترجمه-نو-بودن-کار نشاط سازنده «اسب ‌تورین» به بازار کتاب‌های سینمایی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261686/نشاط-سازنده-اسب-تورین-بازار-کتاب-های-سینمایی-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ بلا تار، سینماگر مجارستانی یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین فیلمسازان تاریخ سینماست. این مدعا را هم فیلم‌های بلا تار و هم کسانی که به تحلیل آثار او پرداخته‌اند، ثابت کرده‌اند. محبوبیت زیاد این سینماگر در میان سینه‌فیلی‌ها و سایر مخاطبان، حتی در دوران بازنشستگی‌اش هم بسیار حیرت انگیز است. «آشیانه خانوادگی»، «بیگانه»، «مردم پیش ساخته»، «سالنمای خزان»، «نفرین»، «تانگوی شیطان»، «هارمونی‌های ورکمایستر»، «مردی از لندن» و «اسب تورین»، عناوین 9 فیلم بلند بلا تار هستند. او پس از ساخت این فیلم‌ها اعلام بازنشستگی کرد. به باور بسیاری از منتقدان برجسته سینما، هرکدام از این فیلم‌ها هم برای عامه مخاطبان جذابند و هم اینکه اصل فلسفیدن در قاب تصویر را بازنمایی می‌کنند. به عبارتی شيوه تار در تصويرسازی، روايت و استفاده از زمان و فضاسازی‌های منحصربه فرد، او را به فيلمسازی اصيل در سينمای معاصر بدل كرده است. هرچند که هیچکدام از 9 فیلم بلند بلا تار رنگ پرده‌های سینمایی در ایران را برای نمایش عموم به خود ندیدند و صرفا در سال 1394، سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران یک دوره را به نمایش محدود آثار تار اختصاص داد، اما او هم‌اکنون در میان ایرانیان بسیار محبوب است. DVD فیلم‌های بلا تار مدام دست به دست شده و نشریات سینمایی به هر بهانه‌ای به او می‌پردازند. همچنین اندک کتاب‌های منتشر شده درباره بلا تار در ایران مخاطبان مناسبی دارند؛ اما تازه‌ترین منابع منتشر شده درباره سینمای بلا تار به زبان فارسی کدامند؟ به تازگی کتاب مجموعه مقالات «جهان تیره و تار بلا تار» با گردآوری و کوشش پرویز جاهد روانه کتابفروشی‌ها شده و همچنین کتاب‌های «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» و «بلا تار: مجموعه مقالات» هر دو با گردآوری سعیده طاهری و بابک کریمی و «بلا تار پس از پایان» نوشته ژاک رانسیر و ترجمه محمدرضا شیخی به چاپ دوم رسیدند. این کتاب‌ها تنها منابع موجود درباره سینمای بلا تار به زبان فارسی هستند. اقبال مخاطبان به این منابع نشان دهنده اشتیاق و عطش آنها به کتاب‌های مستقل درباره سینماگران متفاوت است. در ذیل نگاهی به این منابع داشته‌ایم. «جهان تیره و تار بلا تار» این کتاب که با کوشش و گردآوری پرویز جاهد منتشر شده شامل 19مقاله (تالیفی و ترجمه‌ای) درباره بلا تار و ترجمه یک گفت‌وگو با این فیلمساز است. عناوین مقالات و گفت‌وگوی منتشر شده در کتاب به ترتیب به این شرح است: 10 عنوان اول: «جهان تیره و تار بلا تار» نوشته پرویز جاهد، «شفقتی در کار نیست: گفت‌وگو با بلا تار» ترجمه مرضیه هاشمی، «تعالی ملال آور بلا تار» نوشته رُز مک لارن، ترجمه سمانه قلی‌زاده، «جهان به روایت بلاتار» نوشته آندرآش بَلینت کووَچ، ترجمه کتایون یوسفی، «سینمای بلاتار: دایره بسته می‌شود» نوشته آندراش بلینت کووچ، ترجمه و تلخیص: بهرنگ منصورنژاد، «آری گویی به زندگی، به نکبت‌بارترینِ زندگی: شرحی بر مواجهه سینمایی بلاتار با فلسفه فردریش نیچه» نوشته فرهاد سلیمان‌نژاد، «مالیخولیای مقاومت» نوشته پیتر هیمز، ترجمه مهشید تاجیک، «مویه‌های گزنده بلاتار» نوشته دیوید بوردول، ترجمه وحید مرتضوی، «سنجشِ امکانِ زیستن:درباره سینمای بلاتار» نوشته محمدحسین میربابا و «نقد کتاب بِلاتار، زمان پسین، اثر ژاک رانسیر» نوشته رَز مک لارن، ترجمه شادی جوادی. 10 عنوان دوم: «جنایتِ اندام‌یافته؛ مکبث از بلاتار» نوشته رسول رحمان‌زاده، «حلقه ظلمت: باتلاق مشترک انسان و تاریخ در هارمونی‌های ورک‌مایسترِ بلاتار و خوشی من اثر سرگئی لوزنیتسا» نوشته وحید طارمی، «درباره مردمان پیش‌ساخته و ایده شکست» نوشته علی جمشیدی، «نفرین و هویت انسانی از نگاه جان لاک» نوشته مهدی امیدواری، «کوتاه در مورد نفرین» نوشته الوک، ترجمه میثاق جوادپور، «فرشتگان سقوط ‌کرده: نگاهی به تانگوی شیطان» نوشته انوش دلاوری، «تصویری از زمان بازگردنده: تأملاتی در باب تصویر سینمایی و مساله نگاه خیره در «تانگوی شیطان» بلاتار» نوشته یانا دادکوا، ترجمه بهرنگ منصورنژاد، «اسب تورینِ بلا تار» نوشته جاناتان رامنی، ترجمه مهدی جمشیدی، «باد: شرح عکسی از فیلم اسب تورین، بِلا تار» نوشته یوریک کریم‌مسیحی و «آموزش فیلم سقراطی به شیوه بلاتار: گزارشی از کارخانه فیلم بلاتار» نوشته جاناتان رزنبام، ترجمه نیلوفر صمیمی. «جهان تیره و تار بلا تار» با شمارگان هزار نسخه، 232 صفحه و بهای 20 هزار تومان از سوی نشر ایجاز روانه کتابفروشی‌ها شده است. «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» این کتاب که با کوشش و گردآوری سعیده طاهری و بابک کریمی منتشر شده شامل دو بخش «بلا تار به روایت بلا تار» و «بلا تار به روایت همکارانش» است. عناوین بخش نخست کتاب به ترتیب به این شرح است: «گفت‌وگو: تمامی آثار بلا تار» آر. اِمِت سوئینی، «مردی از بوداپست: گفت‌وگو با بلا تار» کریستین فیگلسون، «در جست‌وجوی حقیقت» فیل پالارد، «زمین خوردن، راه رفتن، نابود کردن، فکر کردن: گفت‌وگویی با بلا تار» جاناتان رزنبام، «در انتظار شاهزاده: گفت‌وگویی با بلا تار» فرگس دیلی و ماکسیمیلیان لوکین، «دلسوزی، بی‌دلسوزی» مانوئل بوردو و سیریل نیرا، «بلا تار در گفت‌وگو با فیون مناده و «گفت‌وگو با بلا تار درباره اسب تورین» پل اسبریتزی. سرفصل‌های بخش دوم کتاب نیز این قرار است: «نجات گنجینه: سه گفت‌وگو با بلا تار، فِرِد کِلِمِن و میهالی ویگ» مایکل گارنری، «دو گفت‌وگو با لاسلو کراسناهورکای»، «دو گفت‌وگو با فِرِد کلمن» و «تصویر متفکر: فرد کلمن در مورد بلا تار و اسب تورین» رابرت کوهلر. ضمیمه کتاب نیز گفت‌وگویی با یانیس لی نویسنده کتاب «نفرین». این گفت‌وگو به دلیل نبودن گفت‌وگوی مبسوط از بلا تار درباره فیلم «نفرین» به کتاب اضافه شده است. لازم به توضیح است که از میان اسامی مطرح شده در بخش دوم، لاسلو کراسناهورکای، فیلمنامه‌نویسی است که بلا تار اکثر کارهایش را با کمک او نوشته است و همچنین فرد کلمن و میهالی ویگ به ترتیب فیلمبردار و آهنگساز فیلم‌های تار بوده‌اند. محمدرضا شیخی، آیین فروتن، عیسی دهقان، سعیده طاهری و بابک کریمی مترجمان «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» هستند. چاپ دوم این کتاب با شمارگان هزار نسخه، 160 صفحه و بهای 15 هزار تومان از سوی نشر شورآفرین به پیشخان کتابفروشی‌ها راه پیدا کرده است. «بلا تار پس از پایان» این کتاب برگردان محمدرضا شیخی از تک‌نگاری ژاک رانسیر، فیلسوف مشهور و در قید حیات فرانسوی درباره فیلم‌های بلا تار است. این کتاب تنها اثر در میان مکتوبات رانسیر است که موضوع آن را یک فیلمساز به خود اختصاص داده و همین مساله‌ نیز دلیل دیگری بر اهمیت بلا تار و آثارش در تاریخ سینماست. رانسیر در این کتاب  با استناد به ایده‌هایی پراکنده از آثار بلاتار، به هزارتوی اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی و هستی‌شناختی این کارگردان مجارستانی نقب می‌زند. کتاب پنج فصل دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «سینمای بلا تار»، «داستان‌های خانوادگی»، «امپراطوری باران»، «شیادان و ابلهان و دیوانگان» و «دایره بسته‌یِ باز». در بخش انتهایی کتاب نیز چکیده‌ای درباره زندگی و آثار بلا تار به مخاطبان ارائه شده است. چاپ دوم این کتاب با شمارگان هزار نسخه، 100 صفحه و بهای 10 هزار تومان از سوی انتشارات شورآفرین روانه کتابفروشی‌ها شده است.  همچنین انتشارات نقد فرهنگ ترجمه‌ دیگری از این کتاب را با عنوان «بلا تار زمان بعد» به قلم علی پیرحیاتی و رضا خلیلی با شمارگان 500 نسخه، 178 صفحه و بهای 15 هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است. «بلا تار: مجموعه مقالات» این کتاب نیز با کوشش سعیده طاهری و بابک کریمی گردآوری و منتشر شده است. کتاب دو بخش کلی دارد: «فیلم‌های تار» و «جهان تار». مقدمه کتاب ترجمه گردآوردگان کتاب از یادداشت کوتاه درب جاناتان رزنبام درباره بلا تار است. از میان مقالات بخش اول کتاب می‌توان به این موارد اشاره کرد: «سبک در سال‌های اولیه سینمای بلا تار» نوشته آندراش بالینت کواچ، ترجمه مسعود ناسوتی، «از ایستایی تا ایستادگی: ریتم شناسی حرکت موجود زنده» نوشته سیلوی روله، ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، «در سرزمین محکومان: نفرین بلا تار» نوشته سعیده طاهری و بابک کریمی، «بلا تار کارِ زمان: درباره تانگوی شیطان» نوشته ژاک رانسیر، ترجمه مسعود منصوری، «قطره‌هایی که دریا نمی‌شوند: درباره مردی از لندن» نوشته سعید عقیقی، «تانگوی شیطان (فیلم و رمان) به مثابه خواب و خیال فاکنری» نوشته جاناتان رزنبام، ترجمه سعیده طاهری و بابک کریمی، «تصویری از زمان بازگشتی: یادداشت‌هایی در باب تصویر سینمایی و نگاه در تانگوی شیطان بلا تار» نوشته یانا دودکووا، ترجمه محمدرضا مهدی فر، «همه چیز ناچیز است: نما و رخداد در هارمونی‌های ورکمایستر» نوشته استیون مارچنت، ترجمه آیین فروتن؛ و... بخش دوم کتاب نیز شامل پنج مقاله به ترتیب با این عناوین است: «جهان به روایت بلا تار» نوشته نوشته آندراش بالینت کواچ و ترجمه عیسی دهقان، «به تصویر کشیدن فیگور انسانی در میان چیزها: سینما از نگاه بلا تار» نوشته سیلوی روله و ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، «نگاهی به چند شاخصه در آثاری که وقف سیاهی شده‌اند: از آشیانه خانوادگی تا اسب تورین، گامی به سوی ناامیدی محض» نوشته امیل برتون و ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، «سینما به مثابه هنر و فلسفه در واکاوی آفریننده واقعیت» نوشته الزبیتا بوسلووسکا و ترجمه سعیده طاهری، بابک کریمی و «زیبایی شناسی اکسپرسیونیسم بصری: چشم اندازهای سیمایی بلا تار» نوشته یارمو والکولا، ترجمه سعیده طاهری و بابک کریمی. چاپ دوم این کتاب نیز با شمارگان هزار نسخه، 324 صفحه و بهای 23 هزار تومان از سوی نشر شورآفرین روانه کتابفروشی‌ها شده است.   ]]> هنر Fri, 01 Jun 2018 09:05:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261686/نشاط-سازنده-اسب-تورین-بازار-کتاب-های-سینمایی-ایران چیدن عشق از سفره جنگ در رمان «حلیه» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261657/چیدن-عشق-سفره-جنگ-رمان-حلیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ جنگ، بستر تولد و مرگ هزاران داستان است. از خون‌دادن تا خون گرفتن، از عاشق شدن تا پاک بازی. جنگ به تعبیری مانند سفره‌ای است که وقتی گسترده و باز می‌شود هر کس به قدر توانش و بر اساس قدرتش از آن بر می‌چیند و انبان پر می‌کند. اما شاید در این میان زیباترین بخش جنگ را بتوان در چیدن عشق از سفره آن تعبیر کرد. چیدنی که از سوی هر یک از افراد حاضر در این کارزار به شکلی عجیب و تازه تعبیر می‌شود. ادبیات داستانی دفاع مقدس و ادبیات جنگ در ایران با اینکه تاکنون خالی از روایت‌های عاشقانه نبوده است اما کمتر داستان بلند عاشقانه‌ای را در بطن خود دیده که اساس آن نه جنگ که عشق باشد. داستانی که این مساله را دستمایه درامی بکند که جنگ بخشی از شاکله آن باشد و نه تمامی آن. رمان «حلیه» نوشته سارا شجاعی در زمره یکی از تازه‌ترین داستان‌های بلند حوزه جنگ است که محور و شاکله داستانی خود را نه جنگ که عشق قرار داده است. داستان مرد جوانی به نام علیمردان که در روزهای منتهی به آغاز جنگ در جنوب ایران زندگی سپری می‌کند و دلداده حلیمه دختر مدیر مدرسه خود است و این دلدادگی او را تا انتهای نبرد و کشف معانی متنوعی از عشق پیش می‌برد. شجاعی در «حلیه» پیش از هرچیز یک داستان‌گوی شش دانگ و تمام عیار است، نویسنده‌ای که می‌داند مهمترین مساله در پیشبرد یک داستان بلند، عنصر قصه و درام است و برای بازگویی این قصه دست به دامن فضاسازی‌های وهمی نمی‌شود. همه عناصر رمان «حلیه»؛ تمامی شخصیت‌ها، فضاها و رویدادهایی که مخاطب در داستان با آنها روبه‌رو می‌شود در خدمت داستان است و همین موضوع به مغز داستان به عنوان محور پیش‌برنده رمان چنان افزوده که به جرات می‌توان گفت این داستان را نمی‌توان تا پیش از به پایان رسیدن زمین گذاشت. شجاعی در «حلیه» همچنین به تلفیقی هنرمندانه از زبان و ادبیات بومی جنوب ایران با زبان معیار برای روایت دست پیدا کرده است و بر مبنای همین مساله توانسته داستانی را بنویسد که برای هر دو قشر از مخاطبان زبان بومی و معیار خواندنی و در عین حال جذاب باشد. «حلیه» با اینکه داستانی در بستر جنگ به شمار می‌رود با تمهید نویسنده در فصول ابتدایی و میانی خود به یک میزان بار دراماتیک برای مخاطب خود به ارمغان آورده و از این رهگذر توانسته توازنی ایجاد کند که مخاطبش را در تمامی بخش‌های خود با یک شدت با خود همراه داشته باشد و از لذت خوانش داستانی با موضوع عاشقانه در بستر جنگ سیراب کند. کتاب نیستان رمان «حلیه» را در 128 صفحه و با قیمت 12000 تومان منتشر کرده است.  ]]> هنر Wed, 30 May 2018 07:24:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261657/چیدن-عشق-سفره-جنگ-رمان-حلیه نمایشنامه‌ای با درد اعدام قرون وسطایی به شیوه تکه‌تکه شدن http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261625/نمایشنامه-ای-درد-اعدام-قرون-وسطایی-شیوه-تکه-تکه-شدن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بسیاری از منتقدان ادبی از شار وایت با عنوان پدیده‌ای نوظهور در ادبیات نمایشی نام برده‌اند. نمایشنامه‌ «جایی دیگر» او امسال برای اولین‌بار در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد و این اولین اثر از اوست که به زبان فارسی منتشر می‌شود. ترجمه فارسی این نمایشنامه را نشر افزار منتشر کرده است. شخصیت اصلی این نمایشنامه زنی است به نام جولیانا، پزشک متخصص مغز و اعصاب که زندگی موفقش ناگهان با سخت‌ترین چالش رو‌به‌رو می‌شود. به این مناسبت  با رضا تجویدی مترجم آن گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. چه شد «جایی دیگر» را برای ترجمه انتخاب کردید؛ نویسنده‌ این اثر، شار وایت، نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده‌ای برای مخاطبان فارسی زبان نیست. شار وایت به عنوان یک نویسنده نوظهور در ادبیات نمایشی آمریکا برای خودم هم ناشناخته بود و پیش از آشنایی با این کتاب چیزی درباره او نمی‌‌دانستم. یک روز کنار قفسه‌های کتاب در کتاب فروشی کینوکانیا در دوبی، بخش ادبیات نمایشی کنار آثار کلاسیک شکسپیر، آرتور میلر، برتولت برشت، ساموئل بکت در میان آثار نویسندگان جدید و کمتر شناخته شده، نمایشنامه «جایی دیگر» توجهم را جلب کرد. نظر منتقدان درباره این اثر پشت جلد کتاب چاپ شده بود که همگی  شار وایت را به خاطر این اثر تقدیر و نمایشنامه را اثری برجسته و فراموش نشدنی معرفی کرده بودند. از سوی دیگر خلاصه‌ داستان نمایش و وضعیتی که شخصیت اصلی داستان درگیرش شده، برایم جذاب بود. به وضعیتی که شخصیت اصلی داستان در آن درگیر شده است، اشاره کردید، این وضعیت چه جذابیتی برای خواننده کتاب می‌تواند داشته باشد تا داستان او را دنبال کند؟ درست نیست که به جزئیات داستان اشاره کنم، فقط باید بگویم که غافلگیری‌هایی در آن وجود دارد و مشکلات بزرگی که برای هرکدام از ما ممکن است پیش بیاید. با  خواندن کتاب با چیزی بیش از آنچه انتظارش را داشتم مواجه شدم. همانطور که منتقدان درباره این اثر گفته‌اند، شار وایت با چیره دستی تا صحنه‌ آخر نمایشنامه، مخاطب را میخکوب نگه‌ می‌دارد. می توانم با قاطعیت به شما و  خوانندگان کتاب بگویم که «جایی دیگر»  اثری فراموش نشدنی است. این توضیح را هم بدهم که اسرار پنهان برای خواننده نمایشنامه یا احتمالاً تماشاگر تئاتر ذره ذره آشکار می‌شود. دائما همه چیز در حال تلاطم است حقایق پنهان درباره جولیانا، شخصیت داستان در رفت و برگشت میان گذشته و حال تدریجاً تراوش می‌کند. ساختار پازل مانند نمایشنامه و قطعاتی که خواننده به مرور کنار هم می‌چیند تا در نهایت همه حقیقت ماجرا آشکار شود، خود جذابیت خواندنش را دو چندان می‌کند. شاید این سوال را باید از شار وایت نویسنده نمایشنامه پرسید که چرا «جایی دیگر»؟ چه ارتباطی بین عنوان و متن نمایشنامه می‌بینید؟ برای ما آدم‌ها بسیار محتمل است که در شرایطی، تصمیم‌های آنی و حساب نشده بگیریم بدون آنکه در آن لحظه به این نکته توجه کنیم یا درک آن را داشته باشیم که ممکن است مجبور شویم برای سال‌ها و شاید تا آخر عمر با عواقب آن تصمیم آنی یا رفتار حساب نشده روبه‌رو باشیم. شاید «جایی دیگر» با تصمیمی درست و به موقع می‌توانست مانع از وقوع یک فاجعه باشد و مانع از دردی شود که در داستان به «درد ناشی از اعدامی قرون وسطایی با روش تکه تکه شدن» تشبیه شده است. می‌شود نویسنده را  خیلی کوتاه معرفی کنید؟ شار وایت نویسنده و  دقیق‌تر بگویم، نمایشنامه‌نویس آمریکایی، زاده ایالت مریلند است. تحصیلات او در رشته هنرهای نمایشی و فارع التحصیل از کنسرواتوار تئاتر آمریکا در شهر سانفرانسیسکو است. او به غیر از نمایشنامه «جایی دیگر» اثر منتشر شده دیگری هم به نام «غازهای برفی» دارد که آن هم نمایشنامه است و در سال 2013 در تئاتر برادوی به روی صحنه رفته است.   ترجمه کتاب و انتشار آن چه مدت طول کشید؟ ترجمه کتاب به زبان فارسی و پروسه انتشار آن بیش از یک سال و نیم زمان برد که البته همین جا جا دارد از آقای ساسان گلفر که هم در ویراستاری متن ترجمه و هم در مراحل نشر کتاب کمک بی‌دریغی به من کردند، تشکر کرده و قدردانی خود را بیان کنم. همینطور از نشر افراز  تشکر می‌کنم. این نشر جای خالی ادبیات نمایشی را در میان ناشران کتاب به صورتی کیفی پر کرده است و علاوه بر کار نشر که به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کند دارای مجموعه‌ای خلاق، خوشفکر و به‌روز است. فکر می کنید این اثر نمایشی را گروه‌های تئاتر در داخل کشور به روی صحنه ببرند؟ «جایی دیگر» نمایشنامه‌ای امروزی است با ساختار نمایشی نسبتا متفاوتی از نمایشنامه‌های متداول. برای مثال اسلایدهای پخش شده از ویدئو پروژکتور جزئی از المان‌های صحنه است.  ریتم و ضرباهنگ کار سریع و نفس‌گیر است. تعداد پرسوناژها نسبتاً کم و آرایش صحنه کاملاً مینیمال است. این اثر نامزد جایزه تونی بوده و همچنین موفق به دریافت جایزه لوسیل لورتل و اوبی شده است. بنیاد تئاتر بلانش و ایروینگ به‌ عنوان بهترین نمایشنامه سال 2010 انتخابش کرده است. این نمایشنامه مورد تقدیر انجمن منتقدان آثار نمایشی قرار گرفته و در برادوی و تئاتر ام‌سی‌سی به روی صحنه رفته است. مخاطبی که نمایشنامه را می‌خواند قطعا با آن درگیر می‌شود. از این رو در جواب سؤال شما باید بگویم که شانس بسیار زیادی برای اجرای این اثر توسط گروه‌های تئاتر در داخل کشور وجود دارد و بعید نیست به زودی شاهد اجرای صحنه‌ای آن هم باشیم. ]]> هنر Wed, 30 May 2018 04:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261625/نمایشنامه-ای-درد-اعدام-قرون-وسطایی-شیوه-تکه-تکه-شدن فیلمی از ابراهیم گلستان روی آنتن تلویزیون می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261670/فیلمی-ابراهیم-گلستان-روی-آنتن-تلویزیون-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی شبکه مستند سیما، شانزدهمین قسمت از سری جدید مجموعه «گنجینه» به تهیه‌کنندگی حنیف شهپر راد با پخش مستند «موج، مرجان، خارا» روی آنتن می‌رود.  شهپرراد در این زمینه گفت: «موج، مرجان، خارا» از فیلم‌های مهم ساخته‌شده در دهه ۴۰ است که از گسترش پیشرفت فضای نفتی ایران در آن سال‌ها خبر می‌دهد، در این مستند که به گفتار متن فوق‌العاده و مونتاژ بی‌نظیرش مشهور است، واژه‌ها و مونتاژ به شیوه هنرمندانه‌ای کنار هم قرارگرفته و فیلم را آهنگین کرده‌اند. وی افزود: این فیلم به سفارش وزارت نفت آن دوران ساخته‌شده و گرچه نام دو کارگردان برای آن گفته‌شده اما درواقع کار ابراهیم گلستان محسوب می‌شود و بیش‌تر کارهای تکنیکال فیلم بر عهده آلن پندری بوده است. این مستندساز تصریح کرد: نسخه‌ای که در اختیار داریم از وزارت نفت تهیه‌ شده و آن‌چنان کیفیت بالایی ندارد، اما ارزش پخش شدن دارد و برای نخستین بار از تلویزیون پخش خواهد شد. شهپرراد افزود: گفتار متن فوق‌العاده این مستند را گلستان نوشته، کسی که کارش از ادبیات شروع می‌کند، گزارشگر بوده و در ادامه فیلم می‌سازد، به همین دلیل است که آثارش گرچه زیاد نیستند اما اثرگذارند.  وی تصریح کرد: این مستند فردا شب ساعت ۲۱ از شبکه مستند پخش می‌شود و بازپخش آن نیز روز پنجشنبه ۱۰ خرداد ساعت ۹ خواهد بود. سری جدید برنامه «گنجینه» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی حنیف شهپرراد با پخش گزیده‌ای از مستندهای کلاسیک ایران و جهان روی آنتن شبکه مستند می رود این مجموعه در ۲۶ قسمت حدود یک‌ساعته پخش می‌شود و غلامعلی افشاریه گفتار متن آن را بر عهده دارد، آرین مظفری نویسنده و مسعود سلطانی ارج تدوینگر این مستند هستند. ]]> هنر Tue, 29 May 2018 10:08:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261670/فیلمی-ابراهیم-گلستان-روی-آنتن-تلویزیون-می-رود فراخوان جایزه ترجمه آثار نمایشی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261666/فراخوان-جایزه-ترجمه-آثار-نمایشی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دبیرخانه سومین جشنواره خصوصی تئاتر عنوان، از ناشران حوزه ادبیات نمایشی دعوت کرده است آثار منتشر شده خود را در فاصله سال‌های 1392 تا اردیبهشت 1397 جهت حضور در بخش مسابقه ترجمه نمایشنامه؛ جایزه نادعلی همدانی ارسال کنند. جوایز این بخش توسط هیئت داوران متشکل از چهره‌های شناخته شده ترجمه، بررسی و اهدا خواهد شد. مهلت ارسال آثار تا 5 تیرماه 1397 است. برای ثبت آثار لازم است یک جلد از کتاب به نشانی دبیرخانه جشنواره ارسال شود. همچنین مترجمانی که آثارشان چاپ نشده، می توانند فایلPDF اثر ترجمه شده را به همراه تصویر جلد کتاب اصلی به ایمیل جشنواره ارسال نمایند. سومین جشنواره خصوصی تئاتر عنوان که یک رویداد غیردولتی است تیر ماه 1397 به دبیری محمد‌باقر نباتی‌مقدم برگزار خواهد شد.   ایمیل جشنواره: onvanfest@gmail.com نشانی دبیرخانه: تهران . شهر زیبا . بلوار تعاون . فرشاد شرقی . خیابان نوروزی . سرو ششم . شماره 2 . واحد 109 . به نام محمد باقر نباتی مقدم   ]]> هنر Tue, 29 May 2018 09:33:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261666/فراخوان-جایزه-ترجمه-آثار-نمایشی-منتشر گفت‌وگوی یک نویسنده با صادق هدایت در خواب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261294/گفت-وگوی-یک-نویسنده-صادق-هدایت-خواب یوسف یزدانی، نویسنده و فیلمساز در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، از انتشار کتاب جدیدش خبر داد و گفت: ادبیات معاصر ما شکل گرفته از چهره‌های درخشان بسیاری، با سلایق و تفکرات مختلف است و این که ادبیات معاصر ایران، پر از حوادثِ تلخ و شیرین و خاطرات و خطرات تاثیرگذار است -که در زمان خودشان بزرگ شده، پرورش یافته، نفس کشیده و به حیات قانونی و طبیعی خود ادامه داده است و بی‌شک تاثیر شگرف و سازنده‌ای هم به جا گذاشته و خواهد گذاشت. مگر غیر از این است که بخش اعظمی از روشنگری و روشن‌فکری در جامعه ایران را همین ادبیات معاصر به دوش گرفته و شلاق‌اش را هم به نوبه خود بر پیکره رنجور خود دیده و چشیده است؟ اما با این همه، بسیاری از همین نویسنده‌ها و روشنگرانِ معاصر معترف‌اند که صادق هدایت بنیان‌گذار نوعی ادبیات داستانی مدرن در ایران محسوب می‌شود و این ادبیات، نه تنها در ایجاد ساختار نو و استفاده از تکنیک‌های داستانی، بلکه شکل جدیدی از زبان و تغییر و تحول در این حوزه را هم شامل شد. وی ادامه داد: هدایت در این زمینه نمونه و بلکه بسیار مغضوب و محکوم واقع شده. این که بنده صادق هدایت را برای گفت‌وگو انتخاب کرده‌ام، خب! جدای از دلایل مشخص عمومی، مسئله شخصی هم به شمار می‌رود. اگر بخواهم صادقانه بگویم، نگاه فلسفی و جهان‌بینی هدایت را در رابطه با مرگ و زندگی دوست داشتم و دارم و این که نزدیکیِ فکریِ بسیاری را با این نگاه در خود می‌دیدم. هدایت از معدود نویسنده‌هایی است که گستاخانه و بی‌پروا، نظراتش را درباره همه چیز بیان داشته و ترسی هم از این بیان ندارد. البته کمیت و کیفیت این نگاه و این گستاخی قابل نقد و تحلیل و بررسی است و نمی‌شود قاطعانه گفت که همه حرف‌های هدایت قابل قبول و بلکه وحی مُنزل است. اتفاقاً بنده در این کتاب بسیار سعی کرده‌ام هدایت را به چالش بکشم و بسیار صریح و بی‌پرده مورد پرسش قرارش دهم. درواقع نه مثل یک علاقه‌مند، ذوب در هدایت شوم و نه مثل یک مغرض، به عمد بکوبمش. بلکه بسیار تلاش کرده‌ام هدایت واقعی را از میان‌ گرد و غبار چرکینی که دور و برش را گرفته بیرون بکشم و اسطوره‌شکنی کنم. این نویسنده درباره حقیقت داشتن خوابی که در مقدمه کتاب به عنوان دلیل  و منبع اولیه نوشتن این کتاب عنوان کرده،‌ توضیح داد: مساله خواب، برآمده ذهنم نیست بلکه واقعیتی است که اتفاق افتاده و به همان شکل در مقدمه بیان کرده‌ام. این خواب برایم آن قدر عجیب و پر از ترس و پرسش عینی بود که هنوز هم پس از سال‌ها با تمام جزئیات‌اش در خاطرم مانده و فراموش نمی‌شود. دیدار با مردی که همیشه برایم محترم، دوست‌داشتنی و پر از سوال بوده- آن قدر هیجان‌انگیز بود که حتا در خواب هم می‌دانستم که اتفاق عجیبی برایم افتاده و تا می‌توانم باید سیر نگاهش کنم و همه سوال‌های بی پاسخ‌ام را از ایشان بپرسم. درواقع  از بیدار شدن و نیمه‌تمام ماندن خوابم هراس داشتم. البته نصفه‌ماندن مصاحبه و رفتن هدایت و باز آمدنش به خوابم بعد از چند هفته- که در بخش‌های پایانی کتاب آمده- بیشتر برای فاصله‌گذاری در متن و فرصت تامل و تفکر به خواننده و افزودن به جذابیت کتاب آمده ولی اصل خواب واقعی است و به همان شکل که در مقدمه ذکر کرده‌ام- اتفاق افتاده. یوسف یزدانی یزدانی درباره ایده گفت‌وگوی ذهنی با صادق هدایت عنوان کرد: در واقع ایده اصلی این کتاب از همان خواب آمده که در مقدمه کتاب، به طور مفصل شرح داده شده است. در این خواب، ساعت‌ها با هدایت گفت‌وگو کردم و وقتی از خواب بیدار شدم، تنها سه سوال هدایت در خاطرم مانده بود و البته بدون جواب هدایت! و این دردناک بود: سوال یکم: از معرفی‌تان شروع کنیم و از کارهایی که انجام داده‌اید؟ سوال دوم: از خودکشی‌تان بگویید ! چه احساسی داشتید؟ سوال سوم: از زندگی جدید خود راضی هستید؟ و یادم هست چند روز توی اتاق خودم را حبس کردم تا سوال‌های خودم و جواب‌های هدایت را به خاطر بیاورم و یادداشت کنم، اما بی‌فایده بود و این تلخی تا ماه‌ها ادامه داشت و اصلاً برای رهایی از این عذاب‌ها بود که تصمیم گرفتم گفت‌وگو با هدایت را به شکل ذهنی بنویسم تا مگر خلاص شوم از رنج این به خاطر نیاوردن جواب‌های هدایت. یوسف یزدانی درباره منابعی که برای پاسخ‌هایی که از سوی هدایت استفاده کرده،‌ توضیح داد: بعد از این که تصمیم به نوشتن چنین کتابی گرفتم، دوباره همه آثار هدایت را چندین بار مطالعه و نت‌برداری کردم. از داستان‌هایش گرفته تا نوشته‌های پراکنده‌اش، تا نامه‌هایش، تا خاطرات دوستان و نزدیکانش و حتا بعضی از کتاب‌هایی که درباره هدایت نوشته شده. همچنین تا جایی که مقدور بود اسناد و مدارک مربوط به هدایت را هم به دقت مرور کردم و بعد با این شناخت، و با توجه به این که از لحاظ روحی و فکری، احساس نزدیکی بسیاری با هدایت- در خود می‌دیدم، شروع به نوشتن پرسش و پاسخ کردم. با این اوصاف احساس می‌کنم اگر این گفت‌وگو به شکل واقعی با هدایت صورت می‌گرفت، شاید نود درصد جواب‌هایش همانی بود که نوشته‌ام. البته این نظر شخصی من هست و باید خواننده در این باره قضاوت کند. کارگردان «شما هم دعوتید» درباره احتمال ادامه‌داشتن این گفت‌وگوهای ذهنی با نویسندگان دیگر گفت: خب بنده قبلاً کتاب‌های «خفته در تنگنا، زندگی‌نامه  فریدون فروغی» و «بابک بیات، آخرین نُت‌ها» را چاپ کرده‌ام. البته این دو کتاب ذهنی نیستند و بلکه تحقیقی هستند. ولی اعتراف می‌کنم که نوشتن کتاب‌های تحقیقی کاری دشوار و بلکه بسیار سخت است. سخت از این لحاظ که تحقیق در این جامعه چندان جایگاهی ندارد و حتی مورد غضب هم واقع می‌شود. با این همه تصمیم دارم زندگی نامه «واروژ هاخباندیان»- بزرگ موسیقیدان و آهنگ‌ساز فقید را هم کار کنم. اما این که گفت‌وگوی ذهنی با نویسنده‌های دیگر را ادامه خواهم داد یا نه! باید بگویم که نه. گفت‌وگو با صادق هدایت، اولین و آخرین کارم در این شیوه خواهد بود. یزدانی درباره کارهای جدیدی که در دست نوشتن دارد،‌گفت: الان مشغول بازنویسی نهایی رمانم هستم به اسم «گزارش یک زندگی» و البته چون در زمینه فیلم‌سازی و بازیگری هم فعالیت می‌کنم، دنبال سرمایه‌گذار و تهیه کننده‌ام تا اولین فیلم بلندم را بسازم. تا چه پیش آید...       ]]> ادبيات Mon, 28 May 2018 05:43:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261294/گفت-وگوی-یک-نویسنده-صادق-هدایت-خواب نمایشنامه‌های سیروس همتی با حضور حسین پاکدل نقدوبررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261530/نمایشنامه-های-سیروس-همتی-حضور-حسین-پاکدل-نقدوبررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اندیشه، دومین نشست از سری برنامه‌های کتاب‌های بالدار اختصاص دارد به کتاب «الهه» اثر سیروس همتی از نشر نیستان که روز یکشنبه 6خرداد ماه ساعت 18 در فرهنگسرای اندیشه نقد و بررسی می‌شود. سیروس همتی در «الهه» مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های خود را برای مخاطبانش گردآوری کرده است که بیشتر از دغدغه فرم و شیوه روایت و حتی دیده‌شدن روی صحنه، دغدغه روایت و بیان را می‌توان در آنها دید. نمایشنامه‌هایی برخاسته از «آن» هنرمند متعهد که تلاش دارد روایتی بکر و تازه و در حد بضاعت نویسنده‌اش از باورها و آئین‌های مذهبی ایرانیان را به نمایش بکشاند. گفتنی است در حاشیه برنامه، نمایشنامه‌خوانی کاری از گروه تئاتر مانی با حضور بازیگرانی همچون قربان نجفی، مهدی صبایی، شهرام مسعودی، الهه زحمتی، سعید برجعلی، آزیتا افشار، آساره هداوند و سمانه حبیب‌پور برگزار می‌شود. لازم به ذکر است در این مراسم حسین پاکدل (بازیگر)، سیروس همتی (نویسنده کتاب) و علی یعقوب‌زاده حضور خواهند داشت. علاقمندان برای شرکت در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای اندیشه، واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفرد نیاکی(اندیشه) مراجعه و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88505514 تماس حاصل نمایند. ]]> هنر Sat, 26 May 2018 07:31:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261530/نمایشنامه-های-سیروس-همتی-حضور-حسین-پاکدل-نقدوبررسی-می-شود زندگی ژان باتیست پوکلن به روایت میخاییل بولگاکف http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261421/زندگی-ژان-باتیست-پوکلن-روایت-میخاییل-بولگاکف عباس‌علی عزتی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: بولگاکف نمایشنامه «مولیر» را در سال 1929 نوشت. من این اثر را در سال 1388 ترجمه کرده بودم و ناشر وعده انتشار آن را در سال 1391 داده بود، اما اکنون پس از 6 سال تاخیر، در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. وی افزود: بولگاکف در نمايشنامه‌ «مولير» تماشاگر را به پاريس قرن هفدهم می‌برد و زندگی كمدين نامدار فرانسوی «ژان باتیست پوکلن» مشهور به مولير را به‌ نمایش می‌گذارد كه بعد از نوشتن كمدی‌های «تارتوف»، «دن ژوان» و «مردم‌گریز» مغضوب کلیسا شده است. عزتی ادامه داد: بولگاکف با تمرکز بر سه سال آخر زندگی مولیر نمونه‌ای درخشان از تراژدی نخبه‌کشی ارائه می‌دهد. نبوغ مولیر، اسباب زحمت او می‌شود و ارباب کلیسا را در مقابل وی که در اوج محبوبیت است، قرار می‌دهد. مولیر که در استخدام پادشاه است از او انتظار حمایت و پشتیبانی دارد. لویی چهاردهم ابتدا از مولیر حمایت می‌کند و توجهی به بدگویی و بدخواهی اسقف اعظم نمی‌کند، اما سرانجام از پشتیبانی مولیر دست می‌کشد و او را در برابر دشمنانش که قصد جانش را کرده‌اند، تنها می‌گذارد. این مترجم در توضیح بیشتر روایت بولگاکف از زندگی مولیر گفت: بولگاکف با تمرکز بر ریاکاری لویی چهاردهم عظمت ساختگی و متکبرانه‌ او را زیر سؤال می‌برد. لویی ابتدا از در لطف درمی‌آید تا مولیر را رام کند، اما تضاد میان آنها بسیار جدی است و با این ترفندها رنگ نمی‌بازد و از میان نمی‌رود. پادشاه لطف خود را از مولیر دریغ می‌کند، او را که بیمار و تنها شده، از طریق اسقف اعظم و پیروانش متوقف می‌کند، و مولیر، مأیوس و ناامید، در حالت نیمه‌دیوانگی، پادشاهی را که ولی‌نعمتش بود، ترک می‌کند. عزتی در بخش دیگری از این گفت‌وگو قلم نویسنده در نگارش نمایشنامه «مولیر» را قوی و بدون نقص توصیف کرد و ادامه داد: بولگاکف با زیبایی و رندی، سه قدرت صاحب نفوذ جامعه، یعنی دربار و کلیسا و هنر را رو در روی هم قرار می‌دهد. نتیجه‌ این کشمکش، قربانی‌ شدن مولیر، نماد هنر و خلاقیت است. نمایشنامه‌ «مولیر» دارای تیپ‌های متنوعی است که بولگاکف با حوصله و دقت آنها را ساخته و پرداخته است. این نمایشنامه همچنین طرح و توطئه‌های سرگرم‌کننده و جذابی دارد که تماشاگر را تا انتهای نمایش نگه می‌دارد. نقطه‌ اوج نمایشنامه رویارویی مولیر با اسقف اعظم است. بولگاکف در این‌جا با زیرکی دو نیروی اجتماعی را روبه‌روی هم قرار می‌دهد و مفهومی نمادین را به ذهن متبادر می‌سازد. این دو نیرو نه برای زندگی بخشیدن، بلکه به منظور نابود کردن رودرروی هم می‌ایستند.   مترجم نمایشنامه «مولیر» همچنین به مشکلات بولگاکف در نظام استالینی و جلوه‌هایی از نقد آن نظام در نمایشنامه «مولیر» اشاره کرد و گفت: بولگاکف از تراژدی نخبه‌کشی در جهت بذله‌گویی سیاسی نیز استفاده می‌کند و مولیر نابغه را در برابر پادشاه خودرأی قرار می‌دهد و باعث می‌شود نبوغ او سرانجام نابودش کند. در دومین دهه از عمر اتحاد شوروی، که رهبری‌اش را استالین به‌عهده گرفته بود و با نخبگان جامعه میانه‌ خوبی نداشت و آنها را دسته‌دسته روانه‌ سیبری می‌کرد، تراژدی نخبه‌کشی برای بولگاکف، که هرگز با نظام سوسیالیستی رابطه‌ حسنه‌ پیدا نکرد، اهمیت و مفهوم خاصی داشت، اما آن‌چه در نمایشنامه‌ «مولیر» می‌بینیم افقی فراتر از شوروی تحت سلطه‌ استالین را در نظر دارد. با این حال، روزنامه‌ «پراودا» ارگان حزب کمونيست، پس از اولين اجرای اين نمايش نقدی بر آن نوشت که منجر به ابطال پروانه‌ نمايش آن شد.   درباره مترجم عباس‌علی عزتی دکترای مدیریت فرهنگی دارد. او منابعی از دو زبان روسی و ایتالیایی را در حوزه‌های تاریخ و نظریه‌های هنر و همچنین نمایشنامه ترجمه کرده است. «جهان دوگانه مینیاتور ایرانی» نوشته ماییس نظرلی، «هنر تاریخی پنجکنت» نوشته الکساندر بلنیتسکی و «تاریخ و نظریه 6 مقام» نوشته اصل‌الدین نظامف، از ترجمه‌های منتشر شده او در حوزه تاریخ هنر است. همچنین از میان ترجمه‌های منتشر شده عزتی در حوزه ادبیات نمایشی نیز می‌توان به این موارد اشاره کرد: «عروس بی‌نوا» نوشته الکساندر آستروفسکی، «دن‌کیشوت»، «ژوردن کم عقل» و «جنگ و صلح» هر سه نوشته میخاییل بولگاکف، «نوری در تاریکی می‌درخشد و پتر خباز» و «قزاق‌ها» هر دو اثر لف تالستوی، «قهوه خانه»، «مهمان‌خانه‌چی»، «ارباب»، «باد بزن» و «دعواهای کیتوزا و نوکر دو ارباب» همگی به قلم کارلو گولدونی و «قانون شکن» اثر پائولو جاکومتی.   لازم به توضیح است که ترجمه‌ عزتی از نمایشنامه‌ «دن‌کیشوت» اثر بولگاکف در هشتمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران در پاییز 1396 به‌عنوان ترجمه‌‌ برگزیده انتخاب شد. ]]> هنر Tue, 22 May 2018 09:37:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261421/زندگی-ژان-باتیست-پوکلن-روایت-میخاییل-بولگاکف فیلمبرداری «حافظ و گوته» به پایان رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261424/فیلمبرداری-حافظ-گوته-پایان-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، آخرین سکانس‌های «حافظ و گوته» بر مبنای بازسازی بخش‌هایی از زندگی «یوهان ولفگانگ فون گوته» نویسنده، درام‌نویس و شاعر بزرگ آلمانی طراحی شده و «ناصر آقایی» ایفاگر نقش گوته در این سکانس‌ها بود. فیلم مستند بلند «حافظ و گوته» که به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته می‌شود، به بررسی بخش‌هایی از زندگینامه شمس‌الدین حافظ شیرازی شاعر بزرگ ایرانی و یوهان ولفگانگ فون گوته شاعر و درام‌نویس نامدار آلمانی می‌پردازد. در این فیلم همچنین تاثیرات ادبی حافظ بر برخی از آثار گوته به ویژه دیوان شرقی- غربی و الهام‌پذیری از فرهنگ ایرانی و شرقی در آثار این نویسنده بزرگ جهانی مورد بررسی قرار گرفته است. فیلمبرداری سکانس‌های خارجی این پروژه در بهار سال گذشته در شهرهای مختلف آلمان از جمله فرانکفورت، وایمار، برلین، هایدلبرگ، لایپزیک، ینا، پلینز، شویتزینگن و... انجام شد و فیلمبرداری بخش‌های داخلی آن نیز در پاییز سال گذشته و بهار 97 در شهرهای شیراز و تهران به سرانجام رسید. این مستند پس از انجام مراحل فنی در پاییز سال جاری آماده اکران خواهد بود و برای اولین نمایش عمومی، به دوازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت ارائه خواهد شد. عوامل تولید فیلم مستند داستانی «حافظ و گوته» عبارتند از: نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: فرشاد فرشته‌حکمت، فیلمبردار: حامد فرشته‌حکمت، بازیگران: ناصر آقایی، آرش رحیمی، غزل زنگویی، ناتاشا الکساندرف، لادن کامیاب، فاطمه رزمجو، پانته‌آ پارسا و...، مدیران تولید: امید زنگویی، امید صادقی، طراحان صحنه و لباس: نعیمه فرشته‌حکمت، سیما قاسمی، دستیاران کارگردان: شایان بهنامی، آنوش عزیزی، کورش غنیون، عرفان فرشته‌حکمت، طراحان چهره‌پردازی: حامد بداغی، نعیمه فرشته‌حکمت، مدیران تدارکات: محمد موسوی، بهرام بهرامی، تدوین: مسعود سفلایی، صداگذاری و میکس: رضا دلپاک، آهنگساز: آفتاب درویشی، مدیر هماهنگیهای بین‌المللی: فاطمه فرشته‌حکمت، کارشناسان: دکتر شفیعی کدکنی، دکتر محمود حدادی، عبدالعلی دستغیب، دکتر کاووس حسن‌لی، دکتر موید شیرازی، دکتر کمالی سروستانی، دکتر منصور رستگار فسایی، دکتر اسکندری و...، برنامه‌ریز و مجری طرح: ناهید فرشته‌حکمت، تهیه شده در: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی. ]]> هنر Tue, 22 May 2018 07:17:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261424/فیلمبرداری-حافظ-گوته-پایان-رسید فرزانه شبانی بازرس انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینما شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261346/فرزانه-شبانی-بازرس-انجمن-صنفی-فیلمنامه-نویسان-سینما به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجمع عمومی انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینما بعد از ظهر شنبه (29 اردیبهشت‌ماه) برای انتخاب بازرس جدید این تشکل در تالار زنده‌یاد سیف‌الله داد خانه سینما با حضور جمعی از فیلمنامه‌نویسان کشور تشکیل جلسه داد و ضمن ارایه گزارش عملکرد هیئت مدیره، خزانه‌دار و بازرس پیشین انجمن، نامزدها معرفی و با توزیع برگه‌های رای، انتخابات صورت گرفت. پس از اخذ و شمارش آرا فرزانه شبانی با 26 رای به عنوان بازرس اصلی و حسن مهدوی‌فر با 16 رای به‌عنوان بازرس علی‌البدل انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینما انتخاب شدند. فرزانه شبانی در سال 1339 در شهر شیراز متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم متوسطه در این شهر ادامه داد. در سال 1363 با مجید فرازمند ازدواج کرد و به تهران آمد. او دوره‌های مونتاژ، انیمیشن و مدیریت تولید را در مرکز آموزش فیلمسازی گذراند و کارش را با نگارش و کارگردانی فیلم کوتاه داستانی «فرنگیس» آغاز کرد. «شور زندگی» اولین فیلمنامه سینمایی اوست که توسط فریال بهزاد ساخته شد و پس از آن فیلمنامه «تو را دوست دارم» را نوشت که توسط عبدالله باکیده ساخته شد. سپس به همراه همسرش فیلمنامه «این زن حرف نمی زند» به کارگردانی احمد امینی و فیلمنامه کمدی «سیزده گربه روی شیروانی» را با مشارکت و کارگردانی علی عبدالعلی زاده نوشت. از دیگر آثار وی در زمینه فیلمنامه نویسی می توان به «مادربزرگ»، «وفا»، «مادر کامپیوتری»، «بمانی هفتم»، «راز سر به مهر»، «فرنگیس»، «دلقک» و... اشاره کرد. ]]> هنر Sun, 20 May 2018 09:44:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261346/فرزانه-شبانی-بازرس-انجمن-صنفی-فیلمنامه-نویسان-سینما عارف کشته شده در شهر «گفت‌وگو»/سرنوشت خونین مبدع سیم چهارم «سه‌تار» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261228/عارف-کشته-شده-شهر-گفت-وگو-سرنوشت-خونین-مبدع-سیم-چهارم-سه-تار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهر و استان کرمان تاریخ کهنی دارند. کرمان صاحب یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان یعنی تمدن جیرفت است که قدمت آن به هزاره سوم پیش از میلاد باز می‌گردد. شهر کرمان نیز در طول تاریخ تحولات بسیاری از سر گذرانده و در هر دوره شاهد رخدادهای شگفت‌انگیز و بعضا خونینی بوده است. کرمان به لحاظ طیف نخبگانی در طول تاریخ نیز منطقه مشهوری بوده و بسیاری از بزرگان فرهنگ، هنر، دین و سیاست در طول تاریخ تا دوران معاصر از این خطه برخاسته‌اند. بنابراین کرمان جای پژوهش بسیاری دارد. سیدمحمدعلی گلاب‌زاده، رئیس مرکز کرمان‌‌شناسی، یکی از محققانی است که به طور تخصصی روی تاریخ، فرهنگ و هنر کرمان پژوهش می‌کند. به قلم او تاکنون کتاب‌هایی چون «تاریخ اقتصاد و تجارت کرمان از هزاره نهم پیش از میلاد»، «کرمان در آینه گردشگری»، «نام‌ها و لقب‌های جالب در تاریخ کرمان»، «باب برزویه طبیب» و «تاریخچه مهدیه و مسجد صاحب‌الزمان کرمان» منتشر شده‌اند. سیدمحمدعلی گلاب‌زاده همچنین یکی از کتاب‌های مهم گلاب‌زاده «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» است که از سوی انتشارات ولی در کرمان فرصت نشر پیدا کرده و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. اهمیت این کتاب نخست در پرداختن به شخصیتی چون میرزا محمدخان تربتی است که در زمینه‌های عرفان و موسیقی از چهره‌های مشهور تاریخ ایران است و دیگر در پرداختن به شرایط اجتماعی کرمان. اینکه چطور در کرمان که شهری مشهور به تساهل است، اهالی‌ آن به حرکت خونینی چون قتل میرزا محمدخان اقدام می‌کنند. مروری بر کرمان کرمان موطن و محل رشد و نمو بسیاری از پیروان ادیان و مذاهب مختلف است. در این شهر از مسلمانان پیروان مذاهب: شیعه، اهل سنت، شیخیه و اسماعیلیه زندگی می‌کنند. همچنین جمعیت زرتشتیان کرمان نیز محل توجه است. جشن‌های زرتشتیان کرمان مشهور است و جشن سده آن‌ها در سال ۱۳۹۰ در فهرست آثار فرهنگی ملی ایران ثبت شد. اقلیتی از کلیمیان (یهودی‌ها) نیز در این شهر زندگی می‌کنند. کرمان پذیرای مسیحیان نیز بوده و قبرستان آن‌ها نیز مشهور است. جالب اینجاست که پیروان این ادیان در طول تاریخ تا به امروز نیز همیشه به صلح و صفا زیسته و بین آن‌ها یک سنت گفت‌وگویی به معنای درست کلمه رواج داشته است. این پیروان حتی در جشن‌ها و آیین‌های مذهبی همدیگر شرکت می‌کنند. به عنوان مثال زرتشتیان کرمان سنت کهنی در سوگواری حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) دارند که به آن «پرسه امام» می‌گویند. کرمانی‌ها در طول تاریخ هیچگاه آغازگر جنگی نبوده‌ و همیشه پذیرا و مامن کسانی بوده که به دلایل گوناگون از سرزمین خود نفی بلد شده بودند و تا پای جان نیز از میهمانان نفی بلد شده خود پذیرایی کردند. مشهورترین این نفی بلد شدگان، لطفعلی خان زند است. در تاریخ ثبت است که کرمانی‌ها در ایام محاصره حاضر نشدند برای رهایی خود لطفعلی خان را تحویل آقامحمدخان قاجار بدهند. کرمانی‌ها اهل گفت‌وگو به معنای واقعی کلمه و به شدت اهل مدارا هستند. جامعه‌شناسان در تحلیل این خصلت کرمانی‌ها شرایط سخت اقلیمی را دلیل آن گفته‌اند. به عنوان مثال فراهم آوردن آب در این نقطه از ایران بسیار سخت است و باید قنات‌های متعدد برای انتقال آب احداث کرد. سختی‌های بسیار برای فراهم کردن شرایط زندگی و کشاورزی به کرمانی‌ها مدارا و گفت‌وگو را آموخته تا مشکلات خود را از طریق آنها حل کنند. چرا که اگر کار به جدل بکشد حتی یک حرکت کوچک در تخریب قنات‌ها و راه‌آبه‌ها، چندین سال سختی و مشقت را برای بهبود آن می‌طلبد. مشتاق که بود و چه کرد؟ میرزا محمدخان تربیتی که به مشتاق علیشاه معروف شد، یکی از چهره‌های مهم ادبیات، هنر و عرفان در اواخر دوران زندیه و اوایل قاجاریه است. بنا به روایت مشهور مشتاق، در تربیت حیدریه چشم به جهان گشاده و دوران خردسالی تا نوجوانی را در اصفهان می‌گذراند. در جوانی به کرمان آمده و مدتی را در مقبره و بارگاه شاه نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان به سر می‌کند و بعد به شهر کرمان وارد می‌شود. اما عجیب آنکه مشتاق در کرمان سرنوشت خونینی پیدا کرد و به طرز فجیعی کشته شد. هم‌اکنون مزارش به عنوان گنبد مشتاقیه یا سه‌گنبدان در میدان مشتاقیه کرمان مشهور است و مشتاقان به زیارت و دیدن آن می‌روند. میدان مشتاقیه سال‌هاست که به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز توریستی و گردشگری کرمان مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار دارد. مشتاق به جز شهرت در عرفان و ادبیات در موسیقی نیز چهره ماندگاری از خود به جای گذاشت. از چیره‌دستی او در نوازندگی هنوز هم داستان‌ها و روایت‌های بسیاری بر سر زبان‌هاست. همچنین او کسی است که سیم چهارم را به ساز سه‌تار اضافه کرد و اکنون این ساز برخلاف اسمش چهار تار دارد. سیم چهارم هم به نام مبدع خود نامگذاری شد: «سیم مشتاق». مشتاق این سیم را بین سیم دوم و سوم اضافه کرد و بر مبنای آن ساختار ساز به این‌گونه تغییر پیدا کرد که دو سیم اول سیم‌های تک هستند و دو سیم دوم زوج. اضافه کردن این سیم باعث شد تا صدای سه‌تار شفاف‌تر شود. مرور «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» یک کار ترکیبی است و در آن سعی شده ضمن معرفی مشتاق و شرح زندگی او و تحلیلی از چیستی موسیقی مطلوب از منظر دین مبین اسلام، یک بررسی تاریخی نیز از چرایی قتل مشتاق و ساختار جامعه در آن دوران نیز به مخاطبان ارائه شود. همانطور که بیان شد قتل مشتاق در کرمان عجیب است، چرا که مردمانش در طول تاریخ همیشه به تساهل و تسامح شهره بوده‌اند. کتاب هشت فصل دارد. در فصل نخست اوضاع اجتماعی کرمان در زمان زندگی مشتاق روایت شده است. تحلیل حضور اسماعیلی‌ها در کرمان و کیفیت حضور آنها در این شهر چند مذهبی از نکات جذاب این فصل است. روایت قتل مشتاق در فصل نخست ارائه می‌شود و در دیگر فصول نویسنده به تحلیل چرایی این قتل می‌پردازد. در علت قتل گفته‌اند که یکی از علمای بزرگ کرمان شیفته تفکر و هنر مشتاق شد که باعث حیرت دیگر عالمان بود. عده‌ای از نابکاران در این میان به گوش این علما رساندند که مشتاق کاری غیرشرعی کرده و قرآن را با نوای ساز می‌خواند که البته تهمت بزرگی به مشتاق بود که به رعایت موازین شرع پایبندی داشت. عالمی دیگر حکم به تعذیر داد، اما منظور قتل نبود و وقتی با پیکر خونین مشتاق مواجه شد که کار از کار گذشته بود. در فصل دوم درباره همراهان مشتاق به ویژه همراهانی که در سال‌های پایانی عمرش با آنها محشور بود، معرفی شده‌اند. گلاب‌زاده در فصل سوم زندگینامه مشتاق و روایت‌های تاریخی و مستند از سیره او و همچنین روایت‌هایی از مشتاق را که در اصل در حوزه فرهنگ عامه‌ قرار می‌گیرند و سندیت تاریخی ندارند، نقل کرده است. تحلیل این روایت‌ها کار دیگر نویسنده در این فصل است. در فصل چهارم موسیقی از منظر اسلام، موسیقی در عرفان اسلامی، جایگاه موسیقی در علم فیزیک و تجربیات مشتاق در حوزه موسیقی شرح داده شده است. گلاب‌زاده بحث مبسوطی در این فصل درباره درباره «سیم مشتاق» دارد و شرح می‌دهد که چگونه این اضافه شدن این سیم باعث شده تا از نظر فیزیکی صدای سه‌تار شفاف‌تر شود. به جهت آنکه در برخی منابع اشاره شده که روحانیت وقت در انتهای دوره زندیه و ابتدای قاجاریه در قتل مشتاق نقش داشتند، فصل پنجم کتاب به دفاع از روحانیت و اعلام عدم نقش آنها در کشته شدن مشتاق می‌پردازد. در فصل ششم به فاجعه‌ای که پس از قتل مشتاق در کرمان رخ داد، اشاره می‌شود. فاجعه‌ای که مشتاق پیش از کشته شدن، مردم را به آن هشدار داده و از عاقبت کار ترسانده بود. این فاجعه حمله آقامحمدخان قاجار به کرمان، محاصره شهر و در نهایت فتح و کشتار بزرگ مردم کرمان است. به عبارتی مشتاق به کرمانی‌ها که همیشه به مدارا شهره بودند، هشدار می‌دهد که از قتل و سنگسارش دست بکشند که فرجام بدی دارد. عده‌ای نیز بر این باورند که مشتاق کرمانی‌ها را نفرین کرد و آن‌ها به فاصله یکسال پس از کشته شدن مشتاق به بلایی چون آقامحمدخان قاجار دچار شدند. در فصل هفتم بر پشیمانی کرمانی‌ها از قتل مشتاق تاکید می‌شود. آن‌ها به فاصله کمی از جریان قتل نادم شده و برای جبران نقاط مختلفی از شهر را به نام مشتاق نامگذاری کردند. میدان مشتاق و بعدها دبستان و دبیرستان و پرورشگاه‌های به نام مشتاق نامگذاری شد. همچنین گنبدهای سه‌گانه مشتاقیه در کرمان که مزار و مدفن اوست در این فصل معرفی شده و نوع معماری خاص آن نیز مورد بحث قرار گرفته است. گلاب‌زاده در این فصل بخشی از باورهای فرهنگ عامه‌ای مردم کرمان درباره مشتاق را هم گردآوری و نقد کرده است. در نهایت در فصل هشتم به سایر کسانی پرداخته شده که در مشتاقیه به خاک سپرده شده‌اند. در این فصل اسناد وقفنامه‌های مشتاقیه نیز به مخاطبان معرفی شده است. در نهایت باید گفت که قلم شیرین نویسنده باعث شده تا پرده از راز قتل عجیب مشتاق برداشته شود. تحلیل جامعه شناختی این رویداد در میان پژوهش‌های جدید منحصر به فرد است. *** «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» نوشته سید محمدعلی گلاب‌زاده با شمارگان دو هزار نسخه، 236 صفحه و بهای 12 هزار تومان از سوی انتشارات ولی در کرمان روانه کتابفروشی‌ها شده است. ]]> هنر Sat, 19 May 2018 04:53:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261228/عارف-کشته-شده-شهر-گفت-وگو-سرنوشت-خونین-مبدع-سیم-چهارم-سه-تار راه‌حل ویسنی‌یک هم مانند یونسکو تخیل است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261264/راه-حل-ویسنی-یک-هم-مانند-یونسکو-تخیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در ابتدای جلسه، احمد پوری درباره‌ ترجمه‌ این دو نمایشنامه و مبحث ترجمه به‌طور کلی صحبت کرد و با اشاره به اینکه زبان مبدأ مهم‌تر است یا زبان مقصد گفت: وزن و اندازه‌ای برای این که بگوییم کدام مهم‌تر است وجود ندارد؛ ولی برای مترجم، اصل، زبان مقصد است. چون مخاطب وقتی با اثر روبه‌رو می‌شود نمی‌داند در زبان مبدأ چه بوده و زبان مقصد برایش مهم است. هنگامی که مترجم به زبان مقصد تسلط کامل دارد ما با ترجمه‌های درخشان روبه‌رو می‌شویم. البته این به آن معنا نیست که زبان مبدأ مهم نیست، بلکه مترجم باید درک درستی هم از زبان مبدأ داشته باشد و آهنگ کلام و مقصود اصلی متن را دریابد.   محمد قاسم‌زاده نیز درباره‌ تفاوت سوررئال در نمایشنامه‌های ویسنی‌یک و در افسانه‌های ایرانی گفت: «سوررئالیسمی که در افسانه است با سوررئالیسمی که در قرن بیستم در ادبیات اروپا باب شد متفاوت است. در افسانه‌ها ما فقط آن امر فراواقع و شگفت‌انگیز را می‌بینیم، اما در سوررئالیسم اروپایی شکافتن روان آدمی و روان اجتماع را می‌بینیم و عرضه‌ی آن را به‌صورت امری متفاوت از آنچه به چشم می‌آید شاهدیم. این نویسنده در ادامه در مورد مبحث پوچی در دو نمایشنامه‌ مورد بحث صحبت و گفت: مثلاً در نمایش‌نامه‌ «حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟» قهرمان داستان به دلیل ادرارکردن پای مجسمه‌ استالین دستگیر می‌شود، ولی وقتی به زندان می‌رود پرونده‌ دیگری برایش درست می‌کنند... یعنی امر ظاهر کنار می‌رود و لایه‌های پنهانش ظهور می‌کند.   سپس مجتبا گلستانی درباره‌ تئاتر ابزورد صحبت کردند و گفت: «طبق گفته‌ یونسکو، نمایش‌نامه وسیله‌ای برای انتقال پیام نیست. نمایش‌نامه مستقل است، حتی از خودِ نویسنده. مثلاً مهم‌ترین درونمایه در این دو نمایش‌نامه مقابله با استالینیسم و توتالیتاریسم است؛ ولی این که بگوییم تنها پیام این دو نمایش‌نامه هم همین است کاملاً اشتباه خواهد بود. مهم‌ترین اتفاقی که در نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک رخ داده، تأکید بر اهمیت تخیل است برای تغییر جهان. من معتقد نیستم که آثار ویسنی‌یک درونمایه‌ی سوررآل دارد و از نظر من آنچه در آثار او می‌خوانیم فراتر از تجربه‌ی سوررئال است. او از بلوک شرق می‌آید، با تجربه‌هایی از محدودیت که حتی به نویسندگانش دیکته می‌کند چگونه باید بنویسند. راه‌حل ویسنی‌یک هم مانند یونسکو تخیل است که اولین و مهم‌ترین دستاوردش رسیدن به فردیت است. نمایش‌نامه با تخیل راه را برای آزادی باز می‌کند. یونسکو معتقد است اگر جهان آزادی و طنز نداشته باشد خیلی هولناک خواهد بود و ررئالیسم از نظر او یعنی مرگ.»   پس از پایان بخش اول صحبت‌های مجتبا گلستانی، احمد پوری درباره‌ شکسته‌نویسی در ترجمه گفت: «زبان شکسته با زبان عامیانه فرق دارد. جایی که التزام داشته باشد باید با زبان شکسته ترجمه کرد. این مترجم نیست که انتخاب می‌کند به زبان شکسته بنویسد یا معیار، بلکه متن به مترجم تحمیل می‌کند که کدام را باید به کار ببرد. مترجم باید نوشته را طوری به زبان مقصد برگرداند که همان حسی را منتقل کند که خواننده در زبان مبدأ تجربه کرده است و از این نظر، مترجم این دو نمایش‌نامه کاملاً موفق بوده و توانسته آن حس‌وحال را خیلی خوب به فارسی منتقل کند.» پس از صحبت‌های احمد پوری، مجتبا گلستانی درباره‌ پارودی در تئاتر ابزورد و در نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک صحبت کرد و توضیح داد: «ویسنی‌یک در نمایش‌نامه‌های مختلفش نشان داده که تسلط زیادی بر متون ابزورد و بر نویسندگان ابزورد پیش از خود دارد و با این آگاهی توانسته حتی از بکت و یونسکو هم فراتر برود. در نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک به شکل بازیگوشانه‌ای جدیت جهان زیر سؤال رفته است. نوشته‌های او از تن‌دادن به هرگونه تأویل و تفسیری که بتواند آن‌ها را به معنای ثابتی تقلیل دهد می‌گریزد.»   سپس احمد پوری درباره‌ ترجمه از زبان واسط صحبت کرد و محمد قاسم‌زاده درباره‌ اِلمان‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی در کارهای ویسنی‌یک سخن گفت. مجتبا گلستانی درباره‌ پایان‌بندی‌های نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک گفت: «پایان‌بندی‌های ویسنی‌یک همیشه بر ابهامی که در روایت‌ها وجود دارد چیزی اضافه می‌کند. مثلاً در مورد این دو نمایش‌نامه، نمی‌دانیم که واقعاً استالین در آخر نمایش‌نامه اول از جلوی پنجره گذشت یا نه؟ در نمایش‌نامه‌ دوم نمی‌دانیم شخصیت شاعر بالاخره از زندان آزاد شد یا نه؟ اعدام شد یا نه...» ]]> هنر Wed, 16 May 2018 12:45:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261264/راه-حل-ویسنی-یک-هم-مانند-یونسکو-تخیل تا خودمان دست به کار نشویم اتفاقی نمی‌افتد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261261/خودمان-دست-کار-نشویم-اتفاقی-نمی-افتد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی استودیو هورخش، جلسه رونمایی و جشن امضا کتاب «عروسک‌های متحرک» نوشته هرمز حقیقی به همت استودیو هورخش روز گذشته، 25 اردیبهشت ماه با حضور نویسنده کتاب، مدیران استودیو هورخش و جمعی از علاقه‌مندان در کتاب‌فروشی «نشر هنوز» برگزار شد.  اشکان رهگذر موسس و یکی از مدیران ارشد استودیو هورخش در این مراسم درباره آشنایی‌اش با هرمز حقیقی گفت: آشنایی با استاد حقیقی از مهم‌ترین شانس‌های زندگی من بوده است. برای هنرجویانی مانند من که می‌خواستیم کارمان در حوزه‌ انیمیشن را از صفر شروع کنیم، قدم اول بسیار مهم بود. کارگاه استاد حقیقی در مرکز صبا حدود هفت سال برگزار ‌می‌شد و او کسی بود که هنر انیمیشن را برای ما از جعبه سیاه خارج کرد و ما را متوجه کرد که می‌توانیم برای ساخت انیمیشن از ابزارهای ساده شروع کنیم و این هنر آن‌طور که فکر می‌کردیم دست‌نیافتنی نیست. او علاقه استادش به تدریس را زمینه‌ساز روی کار آمدن نسل جوان انیمیشن ایران دانست و بیان کرد: استاد در این کتاب هم اشاره می‌کند که فکر می‌کنیم فرآیند انیمیشن بسیار پیچیده و دست‌نیافتنی است اما می‌توان با امکانات و ابزارهای موجود به خلق عروسک‌های کاربردی در انیمیشن پرداخت. همان‌طور که در آن کارگاه‌ها ما از تکنیک فلیپ‌بوک شروع کردیم و بعد به پیچیده‌ترین دستگاه‌های وقت انیمیشن رسیدیم، در این کتاب می‌بینیم استاد چقدر ساده ما را تشویق می‌کند که کار را به راحتی شروع کنیم و نیاز نیست که حتماً ابزار خاصی در دسترس داشته باشیم. کارگردان انیمیشن «آخرین داستان» با اشاره به این‌که اراده هنرمند مهم‌ترین خصیصه برای شروع مسیر اوست گفت: استاد حقیقی در حوزه‌های مختلف مانند سابقه کار طولانی در زمینه کتاب و انیمیشن کودک دارد اما فکر می‌کنم این نخستین کتاب تخصصی است که از این دریای بی‌کران دانش او منتشر شده و کسانی که می‌خواهند وارد این عرصه شوند باید با همین کتاب‌ها شروع کنند. رهگذر با بیان این‌که از دوران هنرجویی‌اش در کلاس‌های هرمز حقیقی خاطرات بسیاری دارد، توضیح داد: همیشه وقتی به آن دوران فکر می‌کنم، می‌گویم کاش دانشگاه‌های ما حال‌وهوای کارگاه‌های استاد حقیقی را داشتند. یادم هست استاد ما را تشویق می‌کردند طراحی کنیم. در آن کارگاه تابلوی طراحی وجود داشت که استاد آن را به طراحی‌های دختران و پسران هنرجوی کلاسش اختصاص داده بود. استاد همیشه طراحی‌های دختران را در مقایسه با پسران بهتر می‌دانست و این مقایسه‌ها و ایجاد فضای رقابتی باعث شده بود ما هم انگیزه پیدا کنیم. او چاپ و انتشار کتاب «عروسک‌های متحرک» را کار کوچکی در مقابل زحمت‌های استادش در حق نسلی از هنرمندان جوان دانست که خودش هم یکی از آنهاست و عنوان کرد:  قرار بود کتاب‌های استاد حقیقی زودتر منتشر شوند. تجربه به من ثابت کرده تا خودمان دست به کار نشویم اتفاقی نمی‌افتد. بنابراین ما با کمک بچه‌های هورخش این کتاب را منتشر کردیم و البته استاد در نهایت این کتاب را به استودیو تقدیم کردند. امیدوارم انتشار «عروسک‌های متحرک» شروعی برای انتشار کتاب‌های دیگری از تجربیات استاد باشد. هرمز حقیقی، نویسنده کتاب «عروسک‌های متحرک» با اشاره به کارگاه‌های دهه‌ هشتاد مرکز صبا آغاز کرد گفت: هر وقت هنرجویان آن کارگاه‌ها من می‌رسند، می‌گویند در آن دوره بهترین خاطرات زندگی ما شکل داد. اشکان رهگذر بسیار خوب درباره آن دوره نکاتی را بیان کردند و امروز می‌بینیم که او یکی از بزرگ‌ترین استودیوهای انیمیشن ایران را هدایت می‌کند. او ادامه داد: علاوه بر او، چندین هنرمند از همان کارگاه‌ها امروز صاحب بزرگ‌ترین استودیوهای فیلم‌سازی در ایران و خارج از ایران هستند که هنوز با من در تماس هستند. هر چند که در نهایت آن مرکز فرهنگی هنری به «شرکت صبا» تبدیل شد و این جریان را متوقف کرد. حقیقی با اشاره به این‌که پس از توقف کارگاه‌های آموزشی‌اش در مرکز صبا، شروع به نوشتن تجربیاتش کرده درباره موضوع کتاب «عروسک‌های متحرک» گفت: در این کتاب می‌آموزید که چطور می‌شود با استفاده از خمیر عروسک‌های ثابت و یا با استفاده از اسکلت‌ فلزی سبک عروسک متحرک درست کنید. او با نشان دادن اولین عروسک متحرکی که از دوران تحصیلش در خارج از کشور به ایران آورده توضیح داد: آن زمان در شرکت صبا یک آهن‌تراش پیدا کردیم و با سیستم‌های ضعیفی که در آن دوران داشتیم این عروسک‌ها را ساختیم. در‌حالی‌که امروز خوشبتختانه کسانی هستند که عروسک‌های مفصلی به‌شکل حرفه‌ای‌تری می‌سازند. علاقه‌مندان می‌توانند با همین کتاب بدون نیاز به حضور در کلاس‌های آموزشی، عروسک‌سازی را شروع کنند. در کتاب تمام مواد موجود در بازار و ابزارهای لازم برای این کار را توضیح داده‌ام. در پایان این مراسم، جشن امضای کتاب با حضور دست‌اندرکاران چاپ «عروسک‌های متحرک» برگزار شد. هرمز حقیقی که فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تهران است، دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته انیمیشن در کالجی در شهر کلمبیا گذرانده است. او سابقه همکاری با استودیو والت دیزنی را نیز در کارنامه خود دارد. هرمز از سال ۵۷ که به ایران بازگشت در شبکه یک سیما آغاز به فعالیت کرد و تا کنون بیش از ۸۰ انیمیشن کوتاه ساخته که همین فعالیت‌ها او را به یکی از پایه‌گذاران انیمیشن در ایران تبدیل کرده است. ]]> هنر Wed, 16 May 2018 11:28:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261261/خودمان-دست-کار-نشویم-اتفاقی-نمی-افتد ​«فرش‌های ترکمن» خواندنی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261249/فرش-های-ترکمن-خواندنی-شدند حسین کمندلو، به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: کتاب «فرش‌های ترکمن» با عنوان فرعی «شاهکارهایی از هنر دشت‌های وسیع آسیای مرکزی از سدۀ دهم تا سیزدهم هجری در مجموعه هوفمیستر» نوشته النا تزاروا محقق و متخصص برجستۀ آکادمی علوم روسیه است که به تازگی با ترجمه من از سوی انتشارات دانشگاه سمنان فرصت طبع پیدا کرده است. وی افزود: این کتاب در مورد فرش‌هایی است که پیتر هوفمَیِستر  طی سال‌های متمادی با سختی بسیاری گردآوری ‌کرده است. با اینکه پیتر هوفمَیِستر در نوشتن مقاله، کتاب و همکاری پژوهشی فعالیت مناسبی داشته است، اما ایشان گنجینه گرانبهای خود را در اختیار محققی توانمند قرار داده است تا اثری بدیع و جذاب پدید آید. کمندلو ادامه داد: انتخاب النا تزاروا توسط پیتر هوفمَیِستر انتخاب کاملا مناسبی بود. با توجه به سابقه محققان روس در زمینه پژوهش در مورد فرش‌های ترکمنی، کتاب حاضر نیز غنای خوبی به خود گرفته و خواندنی شده است. «فرش‌های ترکمن: شاهکارهایی از هنر دشت‌های وسیع آسیای مرکزی از سده دهم تا سیزدهم هجری در مجموعه هوفمیستر» با شمارگان 400نسخه، در 360 صفحه همراه با تصاویر رنگی و بهای 34 هزار تومان از سوی انتشارات دانشگاه سمنان در سال 1397روانه کتابفروشی‌ها شده است. حسین کمندلو، هم‌اکنون به عنوان عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه سمنان به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. از دیگر کتاب‌های منتشر شده او می‌توان به «طرح و نقش در فرش‌های عشایری روستایی خراسان شمالی» و «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» اشاره کرد. ]]> هنر Wed, 16 May 2018 10:20:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261249/فرش-های-ترکمن-خواندنی-شدند فیلمنامه‌نویسان باید با گرایشات گوناگون در کار خود آشنا باشند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260365/فیلمنامه-نویسان-باید-گرایشات-گوناگون-کار-خود-آشنا-باشند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به تازگی کتابی به نام «نجات گربه» نوشته بلیک اسنایدر منتشر شده است که راهکارهای جدیدتری برای فیلم‌نامه‌نویسی در آن ارائه شده و به ادعای خود نویسنده که در مقدمه کتاب نیز آمده است؛ این کتاب دربرگیرنده تمام نکات کلیدی است که یک فیلم‌نامه‌نویس باید بداند. درباره لزوم انتشار چنین کتاب‌هایی و همچنین مباحث مطرح شده در این کتاب با  بهزاد افشار، مترجم این کتاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. کمی درباره سوابق ترجمه و آغاز کار خود به عنوان مترجم توضیح دهید. پیش از این با دفاتر ترجمه کار کرده‌ام، مقاله و زیرنویس هم ترجمه کرده‌ام. اما «نجات گربه» اولین کتابی است که برای ترجمه به سراغش رفتم.   چطور شد که تصمیم گرفتید کتابی درباره فیلم‌نامه‌نویسی ترجمه کنید؟ آیا این مبحث به رشته تحصیلی  و تجربیات خودتان ارتباط پیدا می‌کند؟ مدتی بود که با این کتاب آشنایی داشتم و در مورد آن حرف‌های زیادی شنیده بودم و به دلیل علاقه‌ام به داستان‌نویسی قصد مطالعه‌اش را داشتم. وقتی با تعجب متوجه شدم که هنوز ترجمه نشده است، دیگر برایم روشن بود که کتاب دلخواهم را برای ترجمه پیدا کرده‌ام.   بیشتر کتاب‌هایی که درباره آموزش فیلم‌نامه‌نویسی در بازار موجودند تقریبا قدیمی هستند. ترجمه‌های زیادی از کتاب‌های سید فیلد و مک کی و... وجود دارد. ضرورت انتشار کتاب‌های جدید از مولفان دیگر را در این زمینه تا چه حد می‌دانید؟ نیاز به ترجمه و انتشار کتاب بستگی به تقاضای بازار و نظر مثبت ناشر یا مترجم  دارد  و پتانسیل کتاب که برای به میان آوردن حرفی جدید بتواند برای خواننده جذاب و کاربردی باشد. فکر می‌کنم «نجات گربه» شامل این موارد می‌شود. شخصا از خواندنش لذت بردم. از طرفی، از بعضی از دوستانم در دانشگاه‌های سینمایی شنیده بودم که خواندن آن توسط اساتید به آنها پیشنهاد شده است.   کتاب‌های آموزش فیلم‌نامه معمولا با توضیحات و مثال‌هایی از فیلم‌های مطرح دنیا همراه هستند و به صورت پاورقی یا در متن اصلی ارجاعاتی به آن‌ها داده می‌شود. ضرورت ضمیمه لوح فشرده‌ای که حاوی برخی از صحنه‌های این فیلم‌ها باشد را همراه این قبیل کتاب‌ها تا چه حد ضروری می‌دانید؟ بستگی به کتاب دارد. مثال‌های «نجات گربه» جهان‌شمول هستند و آن قدر منحصر به فرد نیستند که فقط مثالی خاص بتواند آنها را توضیح دهد. اگر به خودم بستگی داشته باشد، قرار دادن نشانی منابع اینترنتی در کتاب را به لوح فشرده ترجیح می‌دهم.   به نظرتان ارجحیت کتاب «نجات گربه» نسبت به کتاب‌های دیگری که در این حوزه ترجمه شده،‌ مانند کتاب‌های سیدفیلد و... در چیست؟ به غیر از لحن خطابی و صمیمانه کتاب، و طرح مبحثی به نام تفکرِ تک سطری، احتمالا بیش از هر چیز توجه نشان دادن به جنبه اقتصادی سینما که بسیاری دیگر از رساله‌های فیلمنامه‌نویسی آن را کسر شأن خود می‌دانند.   به نظر شما مخاطب این کتاب چه کسانی هستند؟ صرفا علاقه‌مندان به فیلم‌نامه‌نویسی یا قشر وسیع‌تری از مخاطب را در بر می‌گیرد؟ به نظرم برای هر خواننده‌ای که به داستان (حالا در هر مدیومی که می‌خواهد باشد) علاقه داشته باشد و بخواهد نسبت به ساختار و فوت و فن‌های  آن اطلاعات بیشتری پیدا کند جالب و مفید است.    فکر می‌کنید مباحث طرح شده در این کتاب آنقدر کامل هست که بتوان این کتاب را در زمره کتاب‌های آموزشی قرار داد یااینکه این کتاب می‌تواند در مقام یک خودآموز فیلم نامه‌نویسی به کار برود؟ بله. و به نظرم هدف نویسنده هم از نگارش آن کاملا همین بوده.    به عنوان مترجم این کتاب و کسی که به مباحث طرح شده در کتاب اشراف دارد، کاربرد این مباحث را برای فیلمنامه‌نویسی در سینمای ایران تا چه حد مفید می‌دانید؟ شاید بد نباشد سینمای ایران آن طور که این کتاب پیشنهاد می‌کند به تقاضا و علایق سینماروها بیشتر توجه نشان بدهد. فیلمنامه‌نویسان باید با روش‌ها و گرایشات گوناگون در دنیای کاری خود آشنا باشند. البته اینکه در نهایت تصمیم می‌گیرند با علم خود چه کنند به تصمیم فیلمنامه‌نویس و فیلم‌ساز بستگی دارد.     ]]> هنر Wed, 16 May 2018 05:18:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260365/فیلمنامه-نویسان-باید-گرایشات-گوناگون-کار-خود-آشنا-باشند تعدد ناشران سینمایی در ایران امکان انتخاب کتاب‌ را بیشتر کرده http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261008/تعدد-ناشران-سینمایی-ایران-امکان-انتخاب-کتاب-بیشتر-کرده  پرویز جاهد به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: امسال تقریبا بعد از 20 سال دوباره به نمایشگاه کتاب تهران آمدم. سال‌های پیش زمانی که فرصتی دست می‌داد  و به ایران می‌آمدم در فصل نمایشگاه کتاب نبود. به نسبت آن سال‌ها، اکنون تعداد ناشران و همچنین تعداد استقبال‌‌کنندگان زیاد شده و آدم‌های بسیاری در سالن‌ها رفت و آمد می‌کنند؛ اما با وجود این همه جمعیت بازدید کننده از نمایشگاه حیرت زده هستم که چرا شمارگان کتاب‌ها 500 نسخه است. تعدد ناشران: امکان انتخاب مخاطبان این منتقد سینما همچنین به بیشتر شدن تعداد ناشران سینمایی و امکان انتخاب مخاطبان، اشاره کرد و ادامه داد: آیا این تعداد زیاد بازدیدکننده، مخاطبان واقعی کتاب هستند یا صرفا رهگذرند و برای گذراندن وقت، تفریح و خوردن ساندویچ و نوشیدن قهوه به نمایشگاه کتاب می‌آید؟ این سوال مهمی است که پاسخی برای آن ندارم. شاید کتاب زیاد منتشر می‌شود و تعداد بسیار ناشران باعث شده تا مخاطبان تقسیم شوند. در حوزه کاری خود من یعنی سینما، مخاطب اکنون با تعداد زیادی از ناشران تخصصی سینما مواجه است که هرکدام بیش از 10، یا 20 عنوان کتاب منتشر کرده‌اند و مخاطب می‌تواند از بین آنها دست به انتخاب بزند. جاهد افزود: به عنوان مثال کتاب «دیالوگ» نوشته رابرت مک‌کی با دو ترجمه یکی از سوی نشر افراز و دیگری از طرف نشر ساقی ترجمه و منتشر شده است. شاید یک مخاطب عام نداند که کدام ترجمه بهتر و کدام مترجم معتبرتر است؟ مخاطب خاص یا کتاب را می‌شناسد یا مقدمه آن را مطالعه می‌کند یا اینکه ممکن است اصل کتاب به زبان انگلیسی را هم دیده باشد. شاید این امکان انتخاب و تعدد ناشران و مترجمان باعث شده تا شمارگان پایین باشد. تازه‌ترین کتاب‌های پرویز جاهد این منتقد، مترجم و پژوهشگر حوزه سینما در بخش دیگری درباره کتاب‌های تازه خود در سی‌ویکمین نمایشگاه کتاب تهران نیز اشاره کرد: امسال من با دو ناشر کار کردم و پنج کتاب تازه را در نمایشگاه کتاب دارم. البته نشر اختران هم کتاب «آندره بازن و نظریه واقع‌گرایی فیلم» را در سال گذشته منتشر کرده و در نمایشگاه امسال نیز عرضه می‌کند. یکی از کتاب‌ها با عنوان «همچون در یک آینه: دیروز و امروز سینمای ایران» را نشر افراز منتشر کرده و چهار کتاب دیگر با عناوین «جهان تیره و تار بلا تار»، «سلطان موج نو؛ بازخوانی آثار فرانسوا تروفو»، «پازولینی و سینمای شعر» و «سینمای مستقل جان کاساوتیس» را نشر ایجاز. این چهار عنوان مجموعه مقالات مختلف تالیف و ترجمه هستند که با گردآوری من منتشر شده‌اند. نویسنده کتاب «همچون در یک آینه: دیروز و امروز سینمای ایران» در توضیح محتوای این کتاب گفت: این کتاب مجموعه مقالات من درباره تاریخ و گذشته و امروز سینمای ایران است. کتاب دو بخش کلی دارد. در بخش اول به سینمای روشنفکری، مدرن، غیر متعارف یا به اصطلاح موج نویی سینمای ایران پرداختم. از سینماگران مدرن و متقدم سینمای ایران مثل ابراهیم گلستان، فرخ غفاری و فریدون رهنما شروع می‌شود و می‌رسد به آثار سینماگرانی چون سهراب شهید ثالث، آربی اوانسیان، پرویز کیمیاوی و دیگر سینماگرانی از این دست. درباره سینمای پس از انقلاب اسلامی هم درباره فیلمسازانی از این ژانر یا دسته‌بندی که به Art House Cinema در غرب معروف است، صحبت می‌شود. سینمایی که از آن به سینمای هنری تعبیر می‌شود و شامل آثار فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، جعفر پناهی، اصغر فرهادی، ابوالفضل جلیلی، کیانوش عیاری و دیگرانی از این دست، است. وی افزود: رویکرد من در این کتاب «تحلیلی تاریخی» بوده تا با بهره‌بردن از آن به چگونگی زاده‌شدن سینمای مدرن در ایران، تحول سینمای ایران از آن جریان موج نو به سینمای هنری امروز برسم. من به گذشته تاریخی سینمای ایران چندان کاری ندارم و معمولا پژوهش‌های خود را درباره سینمای مدرن که از دهه 40 شروع شده، انجام داده‌ام. این جریان سینمایی در ایران از دهه 40 تا به امروز ادامه پیدا کرده و من سینمای هنری امروز ایران را ادامه دهنده جریان موج نوی سینمای ایران می‌دانم. برخی فیلمسازان سینمای مدرن امروز هم مانند عباس کیارستمی و بهمن فرمان آرا در واقع از آن دوره به این دوره حرکت کرده‌اند و در کنار نسل‌های جدید سینمای ایران مثل اصغر فرهادی، جعفر پناهی، محسن مخملباف و دیگران مشغول به فعالیت بوده‌ یا هستند. جاهد در ادامه با اشاره به این نکته که برخی فیلمسازان سینمای هنری امروز ایران خود از بزرگان جریان موج نوی سینمای ایران بودند، گفت: برخی از این سینماگران هم پیش از انقلاب و هم پس از انقلاب فعال بودند و فیلم می‌ساختند. گرچه کارشان در دوره‌های مختلف با افت و خیزهایی همراه بود. دلایل این افت و خیزها بخشی سیاسی، بخشی اقتصادی و بخشی هم فرهنگی است. به عنوان مثال بهرام بیضایی که همیشه آثارش تداوم داشته، در مقطعی روند آثارش قطع می‌شود. او دوباره شروع می‌کند، اما در نهایت خانه‌نشین شده و مجبور به مهاجرت می‌شود. اگر مخاطب با دقت مقاله‌های این کتاب را مطالعه کند با این سیر تاریخی آشنا شده و با تحلیل تازه‌ای از این ارتباط‌ها و گسست‌ها آشنا می‌شود. «سینماچشم‌«هایی که کتاب شدند پرویز جاهد در بخش دیگری از این گفت‌وگو به معرفی بیشتر چهار کتاب مجموعه مقالات منتشر شده خود در نشر ایجاز پرداخت و ادامه داد: من در لندن سردبیری نشریه‌ای را به نام «سینما چشم» بر عهده داشتم. این نشریه تا 10 شماره به صورت چاپی منتشر و به صورت آندیماند و درخواستی توسط سایت آمازون فروخته می‌شد. به عبارتی ما تیراژ نداشتیم، نشریه چاپ شده و ناشر آن یعنی انتشارات H&S Media نسخه pdf آن را روی آمازون عرضه می‌کرد. هرکسی که درخواست نسخه چاپی را داشت، آمازون آن را انجام داده و به آدرسش پست می‌کرد. این روند در غرب رایج است و بسیاری از ناشران به صورت آندیماند کار می‌کنند. مترجم نمایشنامه «لئونس و لنا» ادامه داد: سیستم آندیماند در غرب برای کتاب‌ها و نشریات فارسی چندان مناسب نیست. به همین دلیل ما هرچند که تلاش کردیم پلی میان نویسندگان و منتقدان فیلم با سینما دوستان یا «سینه‌فیلی‌»های داخل ایران و سینه‌فیلی‌های ایرانی مقیم غرب، اما موفق نبودیم، هرچند که در ابتدا فکر می‌کردیم این نشریه می‌تواند حداقل سینه‌فیلی‌های ایرانی مقیم کشورهای غربی را به خود جلب کند. البته بازخوردهای مناسبی از مخاطبان این نشریه گرفتیم، اما از نظر مالی نتوانستیم انتشار آن را ادامه دهیم. جاهد همچنین با اشاره به این نکته که شماره‌های دهگانه نشریه «سینماچشم» هنوز هم به آمازون فروخته می‌شود، گفت: مخاطب داخلی به این نشریه دسترسی نداشت و اکنون نیز ندارد. من با درخواست‌های بسیاری برای انتشار محتوای این نشریه‌ در ایران یا خریداری مستقیم آنها، روبه‌رو بودم. نشریه برای انتشار چاپی در ایران مجوز نداشت و من راهی برای رساندن آن به مخاطبان داخلی به ذهنم نمی‌رسید. حتی یکبار در ایران دوستی به من گفت که شماره‌های این نشریه به صورت غیرقانونی در ایران و بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکثیر شده و در پیاده‌روهای خیابان انقلاب عرضه می‌شود. به این دلایل تصمیم گرفتم که مقالات شماره‌های دهگانه «سینماچشم» در ایران در قالب کتاب به مخاطبان عرضه شود. خوشبختانه همه کتاب‌ها هم مجوز گرفتند و تاکنون چهار مجلد از آن منتشر شده است. اهمیت بلا تار و کمبود منابع مطالعاتی درباره این فیلمساز مجارستانی نویسنده کتاب «برگزیده یک قرن موسیقی فیلم» درباره میزان استقبال مخاطبان نمایشگاه از چهار کتاب سینمایی منتشر شده‌اش در نشر ایجاز اشاره کرد: کتاب مجموعه مقالات تالیف و ترجمه «جهان تیره و تار بلا تار» با استقبال مخاطبان مواجه شد. بلا تار سینماگر بسیار مهمی است که پیشتر صرفا یکی دو عنوان کتاب درباره او به فارسی منتشر شده بود. آن دو عنوان کتاب هم یکی تک‌نگاری مشهور ژاک رانسیر درباره او به نام «بلا تار پس از پایان» است که دو بار با ترجمه‌هایی از محمدرضا شیخی و رضا خلیلی منتشر شده و کتاب دیگر هم ترجمه مجموعه مقاله‌های مختلفی که با گردآوری سعیده طاهری و بابک کریمی در نشر شورآفرین رنگ انتشار به خود دیده است. جاهد گفت: زمانی که ما در نشریه «سینماچشم» درباره بلا تار نوشتیم، هنوز کتابی در ایران درباره این سینماگر برجسته مجارستانی منتشر نشده بود، اما اکنون چند کتاب خوب و مهم در کنار «جهان تیره و تار بلا تار» وجود دارد و خلا کمبود منابع مطالعاتی درباره او را پر می‌کند. البته بلا تار در سطح عموم ایرانیان شناخته شده نیست، چرا که هیچکدام از 10 فیلمش در ایران اکران نشده‌‌اند. فقط یکبار فیلم «مردی از لندن» او در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد. بنابراین فقط قشر خاصی در ایران بلا تار را می‌شناسند. این جریان عجیب و متناقضی است که درباره سینماگری کتاب کار کنی و درباره او بنویسی که هیچگاه فیلم‌هایش در ایران اکران نشده‌اند. مقایسه سینه‌فیلی‌های ایرانی با همتایان غربی خود جاهد در بخش دیگری از گفت‌وگو با ایبنا به علاقه زیاد مخاطبان و سینه‌فیلی‌های ایرانی به سینمای جدی جهان اشاره کرد و گفت: امروزه دیگر سینما، شناخت سینما و مطالعات سینمایی محدود به فضای رسمی نیست. فضای غیررسمی آنقدر پیشرو، قوی و مستقل است که دیگر منتظر بخشنامه‌های دولتی نمی‌ماند که آنها بررسی کنند که آیا آثار بلا تار، لارس فون تریه در ایران قابل نمایش هست یا نیست؟ همچنین این طیف منتظر تلویزیون هم نمی‌ماند که مگر یک زمانی فیلمی از بلا تار را پخش کنند. وی افزود: علیرغم تمام محدودیت‌ها اما سینه فیلی‌های ایرانی و علاقه‌مندان پروپاقرص سینمای جدی در ایران، بسیار پیشروتر و به‌روزتر از سینه‌فیلی‌های غربی هستند. علاقه‌ای که در ایران به سینمای روشنفکری، سینمای آوانگارد، سینمای اکسپریمنتال و سینمای غیرمتعارف و سینماگران شاخص مدرن و پست مدرن غربی وجود دارد در خود غرب وجود ندارد. نویسنده کتاب «نوشتن با دوربین» ادامه داد: در غرب شاید صرفا در جشنواره‌های سینمایی سینه‌فیلی‌ها را می‌بینید و اگر مثلا خود بلا تار بیاید و سخنرانی کند، مخاطبان چندانی در سالن جمع نمی‌شوند، اما در ایران اگر حتی یک مترجم بیاید درباره بلا تار سخنرانی کند، غوغا شده و سالن آنقدر پر می‌شود که دیگر جای سوزن انداختن در آن نیست. تعداد مخاطبانی که در جشنواره جهانی فیلم فجر امسال برای دیدن الیور استون یا ژان پیر لئو آمدند، حیرت انگیز بود. اکنون ژان پیر لئو در فرانسه یک بازیگر بازنشسته است و حتی در جشنواره‌های فیلم هم او را به جا نمی‌آورند، اما در ایران آدم‌های بسیاری برای دیدن او آمده و از او امضا می‌خواستند. علت عدم تجدید چاپ «از سینما تک پاریس تا کانون فیلم تهران» جاهد در بخش پایانی این گفت‌وگو درباره حضور کتاب‌های «نوشتن با دوربین: رو در رو با ابراهیم گلستان» و «از سینما تک پاریس تا کانون فیلم تهران: رو در رو با فرخ غفاری» نیز چنین گفت: پنجمین و آخرین چاپ «نوشتن با دوربین» دو سال پیش منتشر شد. کتاب در اصل نزدیک به هشت سال تجدید چاپ نشده بود، چرا که در دولت‌های نهم و دهم فعالیت انتشارات اختران را به حالت تعلیق درآورده بودند. برای تجدید چاپ آن در سال 95 با ناشر به توافق رسیدیم که بهترین یادداشت‌های منتقدان درباره کتاب را به همراه گفت‌وگوهای تازه‌ای با گلستان و نگاهش به بازخوردهایی که از کتاب گرفته، به آن اضافه کنیم. وی در پایان گفت: «از سینما تک پاریس تا کانون فیلم تهران» هم تا مدت‌ها در دولت‌های نهم و دهم غیرقابل چاپ تشخیص داده شده بود، اما با روی کار آمدن دولت آقای دکتر حسن روحانی، منتشر شد. من دوست داشتم که مقدمه‌ای که بهمن فرسی برای این کتاب نوشته بود، نیز در آن منتشر شود، اما نشر نی به من اطلاعی مبنی بر صدور مجوز نشر این کتاب نداد و ناگاه آن را در سال 93 منتشر کرد. اکنون نیز من در هیچ کتابفروشی آن را نمی‌بینم در صورتی که باید تجدید چاپ شود. کتاب دیگری نیز با نشر آگه کار کردم به نام «برگزیده یک قرن موسیقی فیلم» که در واقع گزیده‌ای است از بازخوانی و مرور من بر موسیقی فیلم و بهترین آثاری که در این عرصه ساخته شده است. متاسفانه این کتاب نیز نایاب است و نمی‌دانم چرا تجدید چاپ نمی‌شود.   ]]> هنر Fri, 11 May 2018 08:40:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261008/تعدد-ناشران-سینمایی-ایران-امکان-انتخاب-کتاب-بیشتر-کرده ​رونمایی از کتاب بزرگترین رویداد فوتبالی چهان در بزرگترین رویداد فرهنگی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261015/رونمایی-کتاب-بزرگترین-رویداد-فوتبالی-چهان-فرهنگی-ایران حسین حسین‌زاده مولف کتاب درگفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اعلام این خبر گفت: پس از ماه‌ها تحقیق و پژوهش در راستای تالیف این کتاب، در آستانه برگزاری جام جهانی۲۰۱۸ روسیه و در ایام برگزاری بزرگترین رخداد فرهنگی کشور یعنی سی‌و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، کتاب «بیست هجده» رونمایی شد.   حسین زاده درباره این کتاب گفت: کتاب «بیست هجده» در نوع خود بی‌نظیر بوده و با محوریت برگزاری جام جهانی فوتبال، به فرهنگ، آداب، رسوم، سنت‌ها، باورها، اقتصاد، اجتماع و سیاست ۳۲ کشور راه یافته به جام جهانی ۲۰۱۸ پرداخته است.   پژوهشگر این اثر در پایان گفت: علیرضا فغانی، داور بین‌المللی فوتبال که سابقه قضاوت در بزرگترین رویدادهای جهانی را دارد، روی این اثر مقدمه‌ای نوشته است.   کتاب «بیست هجده» به قلم حسین حسین‌زاده در ۳۵۵ صفحه، قطع وزیری، با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و به قیمت 20 هزار تومان و با جلد شومیز چاپ و روانه بازار نشر شده است.    سی‌و‌یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار (نه به کتاب نخواندن) از ساعت ۱۲ الی۲۲ اردیبهشت ۹۷ در محل مصلی امام خمینی(ره) تهران درحال برگزاری است.   ]]> هنر Fri, 11 May 2018 08:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261015/رونمایی-کتاب-بزرگترین-رویداد-فوتبالی-چهان-فرهنگی-ایران فیلمنامه‌های سه‌گانه «سیاه و سفید» پولانسکی در نمایشگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260696/فیلمنامه-های-سه-گانه-سیاه-سفید-پولانسکی-نمایشگاه غلامرضا صراف در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: «بن‌بست و دو فیلمنامه دیگر» رومن پولانسکی به همراه انتشارات مروارید، «ضیافت و چند نمایشنامه دیگر» و «دیالوگ با سه نفر و چند نمایشنامه دیگر» هر دو از هرولد پینتر از انتشارات مانیا هنر، سه کتاب تازه من برای سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. وی افزود: فیلمنامه‌های «بن‌بست»، «چاقو در آب» و «انزجار» معروف به سه‌گانه سیاه و سفید» پولانسکی هستند. او «بن‌بست» و «انزجار» را به همراه ژرارد براش و «چاقو در آب» را به همراه یرژی اسکولیموفسکی نوشت. «چاقو در آب» در سال 1962 و «انزجار» و «بن‌بست» نیز به ترتیب در 1965 و 1966 به فیلم تبدیل شدند. صراف ادامه داد: «دیالوگ با سه نفر و چند نمایشنامه دیگر» هرولد پینتر هم شامل 12 نمایشنامه است؛ «شبی بیرون از خانه»، «طرح‌های کمیک/مشکل در کارخانه»، «سیاه و سفید»، «پیشنهاد مخصوص»، «آخریش هم رفت»، «شب»، «مشکلت اینه»، «همه‌ش همین»، «متاضی»، «مصاحبه» و «دیالوگ با سه نفر». «ضیافت» هم نام یکی دیگر از مشهورترین نمایشنامه‌های پینتر است. نشر مروارید در سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در شبستان، راهروی 25 غرفه شماره 22 حضور دارد.   ]]> هنر Wed, 09 May 2018 12:12:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260696/فیلمنامه-های-سه-گانه-سیاه-سفید-پولانسکی-نمایشگاه این کتاب یک موزه سیار است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260877/این-کتاب-یک-موزه-سیار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  آیین رونمایی از کتاب «سی هزار سال هنر» با حضور سعید شهلایی مجسمه‌ساز و استاد دانشگاه، ولی‌الله کاووسی دکترای تاریخ هنر، علی بوذری منتقد هنری و منیره پنج تنی و گلناز صالح‌کریمی مترجمان کتاب برگزار شد. سعید شهلایی در ابتدای این نشست گفت: اولا بگویم تخصص من تاریخ هنر نیست و ای کاش از دوستان متخصص این حوزه مانند رویین پاکباز دعوت می‌شد. نسخه انگلیسی این کتاب را اولین بار حدود هفت سال پیش در شهر کتاب شعبه نیاوران خریدم و خواندم، و بسیار شگفت زده شدم. بسیار کتاب جذابی بود و ابعاد آن بزرگتر از این کتاب است و نکته جالب این بود که در هر چند صفحه از این کتاب آثاری از ایران وجود دارد از دوران­‌های مختلف و از چهارهزار سال قبل از  میلاد. از اولین اثر که یک کاسه است تا آخرین اثری که چهره فتحعلی شاه  اثر مهرعلی نقاش دوره قاجار است، البته هرچه از صفحات گذشت فاصله بین آثار هم بیشتر شده است. این مجسمه‌ساز بیان کرد: بسیاری از آثار این کتاب که منوط به کشور­های دیگر است برای فرهنگ ایرانی بود، به عنوان مثال در جایی کاری از بهزاد آورده شده و در قسمتی دیگر هم اثری از بهزاد است که آن را یک اثر هنری مربوط به هرات دانسته‌اند و این مساله اهمیت دارد. این کتاب مارا را متوجه نقشی می‌کند که در فرهنگ و تمدن جهان داشته‌ایم. شهلایی ادامه داد: در تمام موزه های دنیا اثری از این فرهنگ و تمدن هست، مثلا در موزه لوور نمایشگاه بسیار بزرگی به نام امپراطوری گل­سرخ هست و بسیاری از آثار هنری بازاری از دوره قاجار از همه جای دنیا جمع شده و آثار با ارزشی هم از کاخ گلستان قرض گرفته‌اند، که احتمالا این قرض گرفتن در مقابل کارهایی است که از فرانسه آمد. او در ادامه گفت: زمانی که فیلم نمایشگاه را دیدم برخی از این کارها را برای اولین‌بار بود می‌­دیدم،  60 کلکسیون و مکان مختلف جهان در این نمایشگاه مشارکت کردند، چه آثاری که از این مملکت در دوران‌های مختلف خارج شد! البته من هیچ‌وقت تاسف خروج این آثار به کشور­های دیگر را نخورده‌­ام چون در آن­جا این آثاربهتر مرمت شده و به خوبی محافظت و نگهداری می­‌شوند و در اینجا ازبین می‌روند. مانند زمان حمله اعراب که آثار هنری بسیاری را سوزاندند و از بین بردند. همچنین در چهل سال قبل نیز آثار بسیاری را به دلیل پوشش نامناسب از بین بردند، آثار هنری زیادی در کاخ­‌های نیاوران بود به صرف این که برهنه هستند آنها را از بین بردند، البته می­‌دانم که برخی از دوستانی که فرصت داشتند این آثار را دسته‌بندی و در زیر گنجینه کاخ‌­ها پنهان کردند، چون اینها جزء فرهنگ و تمدن همه مردم جهان است که نقش مشارکتی ایران راهم نشان می‌­دهد. ولی الله کاوسی دکترای تاریخ هنراز نگاه خود کتاب «سی­‌هزار سال با هنر» را معرفی کرد و گفت: من 20سال است که در فضای دانشکده‌های هنراین کشور هستم، دقیقا از سال ۱۳۷۶ که وارد دانشگاه شیراز شدم تا به الان که در دانشگاه تهران هستم همیشه در دانشکده‌های هنری این کشور خودم و یا دوستانم حضور داشتیم، یک نکته جالب برای من در این ۲۰ سال گذشته این است که یک فرهنگ کنکوری‌محور در مطالعات تاریخ هنر داشتیم، یعنی همه دانشجویان هنر و کسانی که می‌خواهند وارد رشته هنری شوند یک جبر کنکورخوانی بر آنها حاکم بوده، یک نظام کنکوری و سازمان‌سنجش باعث شده که ما آدم‌های کنکوری خوانی بار بیاییم.  او در ادامه این مبحث گفت: یعنی چند سوال تکراری همیشه در مغز ما بوده است، به عنوان مثال نخستین نمایشنامه‌نویس ایران که بود؟ میرزافتحعلی آخوندزاده و نمونه دیگر پیشوای مکتب کوبیسم که بود؟ پل سزان، نقاش شام آخر اثر کیست؟ اثر لئوناردو داوینچی و اگر از من دانشجوی لیسانس یا فوق لیسانس هنر سوال کنند که یک کلمه دیگر درباره میرزا فتحعلی آخوندزاده بگو نمی‌داند. هیچوقت از ما دانشجویان هنر خواسته نشده که تعمقی کنیم و دو کلمه دیگر جز همان تستی که در کنکور می آید یاد بگیریم. کاووسی در ادامه صحبت‌هایش گفت:  طی این 30 یا 40 سال اخیر  حتی شاید بیشتر و در حدود دهه ۴۰ شمسی چندین تاریخ هنر غرب و چندین نوع از کتاب‌هایی که ما با عنوان تاریخ هنر می‌شناسیم در بازار کتاب وجود داشت، شاید نخستین کتابی که ما و نسل قبل از ما با آن آشنا شدیم کتاب معروف تاریخ هنر هلن گاردنر است که نسخه‌های متعددی از آن آمد و در همان سال‌ها چکیده‌ای از آن را علی‌نقی وزیری موسیقیدان مشهور منتشر کرد. این‌ها کتاب‌های کلاسیک تاریخ هنر ایران بود و بعد از آن تاریخ هنر جنسن آمد و این کتاب را خیلی می‌شناسیم و مدام به آن رجوع می‌کنیم یعنی هرکس تاریخ هنر می‌خواند یا به کتاب هلن گاردنر رجوع می کند یا کتاب جنسن. کتاب دیگری که در دهه ۷۰ شمسی با ترجمه خیلی خوب علی رامین منتشر شد کتاب تارخ هنر ارنست گامبریج است که همه ما آن را می‌شناسیم نام آن «سرگذشت هنر  و داستان هنر»  است و به نظرم از هردو کتاب جنسن و گاردنر آموزنده‌تر بود چون در این کتاب یک مطالعه تطبیقی عمیقی است در فرهنگ هنری مغرب زمین از دوره باستان و یونان باستان و روم به هنر معاصر عرب می‌رسد. کاووسی افزود: من خودم همیشه شوق داشتم که کتاب ارنست گامبریج را بخوانم و شیفته کتاب هنر گامبریج هستم. در دهه‌های بعدی کتاب‌هایی منتشر شد که هنوز خیلی کلاسیک نشده‌اند مانند کتاب «سی و دو هزار سال هنر» که گروهی از ویراستاران به سرپرستی  هرمز ریاحی منتشر کردند و کتاب دیگری به نام «انگیزه آفرینندگی در سیر تاریخی هنر»که جلال الدین اعلم آن را ترجمه کرد. این کتاب‌ها همه یک پکیج تاریخ و هنر برای ما دوست‌داران و دانشجویان هنر پدید آورد و یک فهمی از هنرغرب برای ما ایجاد کرد، اینجاست که برای  انتخاب یک کتاب جدید در زمینه تاریخ هنر مقداری وسواس ایجاد می‌شود، الان من چند کتاب در این زمینه معرفی کردم و در بازار موجود است که اهل فن و دانشجویان سطح پایین‌تر مردم حرفه‌ای‌تر آن را بخوانند و به درجه‌ای از فهم تاریخ و هنر برسند. چه نیازی است که ما یک کتاب دیگر ترجمه کنیم؟ او در ادامه درباره کتاب سی‌هزارسال تاریخ هنر گفت: مهمترین حسن این کتاب این است که یک موزه سیار است موزه‌ای است که می‌­توانیم در کتاب­خانه خود نگه ­دایم کتاب‌هایی که پیشتر از آن نام بردم این کار را برای ما نمی­‌کند توضیحات طولانی دارد تصاویر خوبی هم البته دارد اما حکم این که یک موزه سیار باشد را ندارد چون تعداد تصاویر آن محدود است، تصاویر مطالب را پیش می­‌برند یا در خدمت مطالب هستند کتابی که این دو خانم زحمت کشیده و ترجمه کرده‌­اند حسن اولش این است که یک موزه سیار برای مخاطب حرفه‌ای و مخاطب نوآموز است و مخاطب حرفه‌ای طیف وسیعی از تصاویر را که ندیده می­‌بیند و با آن آشنا می­‌شود، این لایه اول است و لایه دوم آن با مناطقی که هنر درآن پرورده شده و اثر هنری که ایجاد شده است آشنا می­‌شود طیف وسیع‌تری از اسامی که ما می­‌دانیم مانند یونان و روم فراتر از آن است و از  اقصی نقاط آفریقا، قطب شمال، قطب جنوب، قاره امریکا، منطقه شرق آسیاو هند و منطقه وسیعی از جهان آثارشان در این کتاب هست، تقریبا هر اسمی که  شما فکرش را می­‌کنید از کاستاریکا و از افریقای بزرگ، این حسنی است که من مخاطب که خود را حرفه ای می‌­دانم به نظرم می‌رسد. او در ادامه بیان کرد: لایه دیگر این که علاوه‌بر منطقه جغرافیایی پرورنده این هنرها با مناطق نگهدارنده این آثار و با انبوهی از موزه‌ها که نمی‌شناختیم هم آشنا می‌شویم، از موزه‌های مختلف جهان مانند لوور و ترکیه و توضیحات مختصری هم درباره این اثار می‌‌خوانیم که چه بوده است. کاووسی در خصوص ترجمه این کتاب نیز بیان کرد: ترجمه این کتاب ترجمه روانی است و زبان فارسی را این مترجم‌ها خیلی خوب می­‌دانند، ازنظر من این مهم است که مترجم بسیار بیشتر از زبان مبدا زبان فارسی را بداند چون که زبان مبدا را دیکشنری هم کمک می‌کند این که مترجم بداند چه واژه­ ای را به­ جای واژه‌­ای دیگر برگزیند به دانش و سواد زبان فارسی برمی‌­گردد، با این حال شاید به دلیل کم ­تجربگی شان و این­که خیلی وارد اصطلاحات نشدند چندین لغزش هایی در کتاب وجود داشت، می­‌توانم در خلوت به خانم‌­ها بگویم اما ترجیح می‌­دهم عمومی اعلام کنم البته من ادعای مترجم بودن نمی‌کنم اما این‌هایی که به ­نظرم رسیده برای سایر کسانی که شاید روزی دست به ترجمه شدند و این برایشان مفید باشد و باید حواسشان را به جاهای متعددی جمع کنند. اگر این کتاب ویراستاری بهتری می‌شد و فرد پرورده‌تری این­ کار را انجام می‌داد بهتر بود.  او درباره مهمترین دستاورد از ترجمه این کتاب گفت: ما دو مترجم جوان و با انرژی داریم که وارد کار ترجمه شدند و این را درک می­‌کنم و هم خودم کار ترجمه کرده‌­ام و هم دانشجویانی که کار ترجمه می‌کردند داشتم، صریح می­‌گویم مترجمان ما غالبا علیل هستند به‌خصوص مترجمان بخش هنر. مثلا فردی شغل دیگری داشته سرهنگ ارتش بوده در دوران بازنشستگی‌اش کتاب هنر ترجمه می‌کند یا مترجم های سطح بالارشته ادبیات تحصیل کردند هیچ عیبی ندارد اما اینها مترجمان هنری نیستند، این که دو خانم تحصیل کرده در این زمینه وارد شدند مهمترین دستاوردی است که از این کتاب داریم. شهلایی درباره صحبت های کاووسی گفت: البته خدمت دوستان باید بگویم آنقدر کار نشده در این مملکت وجود دارد که هرکسی هرکاری انجام بدهد حتی اگر اشتباه داشته باشد، باید بگوییم دستت درد نکند! چون واقعا تصور این که چنین کاری را انجام دهیم خیلی است! بخصوص در دورانی که بسیاری می‌­خواهند تمام معلومات خود را از موبایل کسب کنند. کتاب خریدن در کشور ما سالی یک بارشده آن هم به‌صورت تفریح، حداقل در دوران و نسل ما روزهای پنجشنبه روز کتاب خریدن داشتیم و همه خود را مقابل کتابخانه و کتاب فروشی‌ها ملاقات می­‌کردیم. این مجسمه ساز گفت: درحال حاضر سالی یکبار همه کتاب می‌­خرند، درمقابل دانشگاه تمام کافی شاب ها موج می­زند از کسانی که نشسته و گپ می­زنند اما در کنار آن کتابخانه ها خالی از افراد است، نکته­ ای که در اینجا  وجود دارد  این است که کار نشده بی‌عیب است و آنکه انجامش می‌دهد عیب دارد.  آنچه که درمورد این کتاب برای من اهمیت دارد این است که: اولا آنقدر در این جهان کتاب خوب وجود دارد که نیاز است ترجمه شود حتی ممکن است به فرض بیست نفر این کتاب را بخرند و با دقت ورق بزنند و تعدادی هم برای کتاب­خانه خود آن را تهیه کنند اشکالی ندارد خیلی از دوستان جوان که نقاشان و مجسمه سازان خوبی هم هستند و ازشان می‌پرسی فلان کتاب را خواندی جوری نگاه می­‌کنند که گویی خواندن امری قدیمی و کهنه شده است! در ادامه این نشست علی بوذری از تاخیر خودعذرخواهی کرد و گفت: از صحبت‌های دوستان استفاده کردید و شاید برخی حرف‌های من تکراری باشد اما زمانی که این کتاب به دست من رسید خیلی تجربه جالبی بود که تاریخ هنر را به این شکل مورد بررسی قرار دهیم و یک بار به این شکل بخوانیم، مخصوصا در قسمت پیش تاریخی بسیار جذاب بود و زمانی که پیش­تر می‌­رفتیم شاهد این بودیم که تمدن از یک کشور در یک منطقه جغرافیایی تازه شروع شده است . در آثار پیش تاریخی بیشتر نگاه‌هایی را داریم که نگاه آثار انتزاعی هستند و آثاری را داریم که خیلی وابسته هستند به اسطوره‌ها و ایزدها و ایزدبانوها و زمانی که پیش­تر می‌­آمدیم شاهد عبور برخی تمدن‌ها بودیم و تمدنی که تازه به این مرحله رسیده بود در بخش های بعدی کار قدری مشکل می‌­شد تاریخ هنراروپا،شرق و خاورمیانه با توجه به مسائل فرهنگی و سیاسی که وجود دارد به شکل کاملا متفاوتی رشد می‌کند به همین دلیل کنار هم قرار دادن این آثار و نگاه مقایسه‌ای که وجود داشت نگاه مقایسه‌ای معناداری نبود و درواقع  نمی­‌توانستم ارتباط آنها را درک کنم. وی افزود: همانطور که گفتم در بخش پیش تاریخی این جریان ملموس و جذاب بود که شباهت‌های بین آثار پیش تاریخی مناطق مختلف وجود دارد اما زمانی که تمدن­‌ها شکل گرفت این کنار هم قرارگرفتن آثار هنری چندان معنادار نمی‌شد خود من وقتی ورق می‌زدم ترجیح می‌دادم این آثار و سیر تحول را درکنار یکدیگر ببینم البته این یک نوع نگاه متفاوت به تاریخ هنر است. شهلایی  در پاسخ به صحبت های بوذری اضافه کرد: این کتاب تاریخ هنر نیست و قرار نیست برای دانشجویی که تاریخ هنر می‌­خواند باشد، این کتاب مخاطبش کسی است که همه این‌ها را خوانده و سیر حرکت تمدن را می‌بیند هرکتابی یک الگو و یک مخاطبی دارد، مخاطب این کتاب یک دانشجو نیست و هرکدام از آن ها کنجکاوی می‌کنند تا بدانند چه‌خبر است بوذری ادامه داد: هرکس از یک منظری به کتاب نگاه می‌کند من ابتدا درباره خود کتاب محتوا و بعد به ترجمه می‌پردازم. شما گفتین این کتاب برای کسی مناسب است که تاریخ هنر را خوانده باشد و به آن مراجعه کند و در انتهای صحبت خود گفتین این بخش برای کسی مفید است که ببیند و کنجکاو شوذ که تاریخ هنر بخواند و مطالعه کند. شهلایی در پاسخ به سخنان بوذری گفت: این کتاب برای یک آماتور نیست بلکه برای کسی است که تاریخ هنر را می‌داند، شما این کتاب را بررسی کنید و باز کنید ولی نقد نکنید چون نقد کتاب در این جا جایی ندارد و تاثیری ندارد و مولفان آن نیستند. پنج‌تنی در ابتدای سخنان خود گفت: از نقد‌های شما بسیار استفاده کردیم. فکر می‌کنم یک مشکل جدی وجود دارد، حتی اگر درباره مولفان این کتاب صحبت کنیم باید روش پژوهش این کتاب چه بود و کتاب‌های تاریخ هنری که مثال زدید و این‌ها عملا تکرار هم‌دیگر هستند کتاب های دوره محور، منطقه محور، سبک محور و کشورمحور هستند به استثنای کتاب «تاریخ تحلیلی هنر جهان» که حتما دیده‌اید و انتشارات بهجت آن را منتشر کرده و کتاب شناخته شده‌ای هم نیست. تفاوت و مزیتی که این کتاب دارد روش پژوهش عامدانه مولفان کتاب برای نگارش چنین تاریخ هنری است. وی در ادامه افزود: همانطور که استاد گفتند زمانی که می‌خواهیم در حوزه های مختلف جستجو کنیم مثلا در تاریخ اسلامی مطالعه کنیم با توجه به این‌که مخاطب ما چه کسی است متن را انتخاب می‌کنیم و با توجه به مسائل فرهنگی و سیاسی که وجود دارد، این کتاب‌ها طیف و درجه‌بندی دارد. اگر کسی بخواهد اطلاعات مشخصی درباره تاریخ هنر بداند و ذهن تاریخی به دست آورد مطمئنا این کتاب برای او سودمند نیست ولی اگر کسی اطلاعات اولیه داشته باشد بخواهد کتاب را با نگاه پژوهشی بخواند کتاب کارآمدی است و اگر کسی نخواهد اطلاعات مدون و منظم تاریخ هنری داشته باشد مخاطب عام بخواهد این کتاب را بخواند این کتاب مناسب است.  صالح کریمی دیگر مترجم این کتاب نیز  گفت: کار ترجمه این‌گونه نیست که کلمات یک متن انگلیسی را از روی دیکشنری پیدا کرده و کنار هم بگذاریم، بسیاری از مترجمان با این روش ترجمه کردند و مثلا در زندان نشستند از روی دیکشنری کلمات را کنار هم چیدند اما ما فارسی را خوب بلدیم و انگلیسی راهم  خوب می‌دانیم و برای اینکه بتوانید از زبان انگلیسی خوب ترجمه کنید باید ساختارهای انگلیسی را بفهمید باید متن را بفهمید و بدانید از کجا شروع می‌شود در کجا تمام می‌شود، اگر خیلی از کلمات جملات ررا کنار هم بگذارید یک جمله فارسی  در نمی‌آید. پنج تنی درباره دلیل انتخاب این کتاب نیز بیان کرد: چون این مساله به طرق مختلف مطرح شد باید بگویم برمی‌گردد به نقد شما از این کتاب، در اصل نقد زمانی سازنده است و وقتی از اصول حرفه‌ای خود پیروی می‌کند که زمانی که از موضوعی ایراد می‌گیریم بتوانیم دلیل‌اش را هم بیان کنیم، مثلا اگر می‌گویید یک انتخاب هوشمندانه بهتری می‌شد چند کتاب نام ببرید و بگویید بهتر بود این کتاب ها ترجمه می‌شد پس بنابراین حقیقتا به لحاظ  آداب نقد این را نمی‌توانم بپذیرم و اگر شما نمونه‌ای مثال می‌زدید برسی می‌کردم. اما تاکید ویژه ما براین است که این اثر در نوع خودش حتی در زبان انگلیسی هم خاص است. در انتهای این نشست لوح تقدیری به منیره پنج‌تنی، گلناز‌ صالح کریمی‌، ولی‌الله کاوسی و سعید شهلایی اهدا شد. ]]> هنر Wed, 09 May 2018 07:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260877/این-کتاب-یک-موزه-سیار کتاب‌های پرفروش حوزه سینما و تئاتر در نمایشگاه کتاب کدامند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260829/کتاب-های-پرفروش-حوزه-سینما-تئاتر-نمایشگاه-کتاب-کدامند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-فاطمه میرغیاثی: 10روز از فعالیت ناشران در نمایشگاه کتاب تهران گذشت و روز به روز بر جنب‌وجوش راهروها افزوده می‌شود. در روزهای پایانی هفته جمعیت بیشتری در نمایشگاه حضور دارند. معمولا غرفه ناشران مشهورتر شلوغ‌تر از سایر غرفه‌هاست. در بخش ناشران عمومی نمایشگاه به دنبال اسامی ناشرانی می‌گردم که در حوزه سینما و هنر فعالیت می‌کنند و سراغ چندتایی می‌روم و از پرفروش‌های امسال در حوزه سینما و نمایش‌نامه می‌پرسم، سعی می کنم در این گزارش به پرفروش ترین کتاب‌های حوزه سینما و تئاتر بپردازم.   شلوغی نمایشگاه باعث شده بود برخی از ناشران پاسخگو نباشند و برخی دیگر با وجود اینکه سرشان شلوغ بود سریع نام چند کتاب را گفتند، انتشارات آونداندیش یکی از این ناشران بود و چند کتاب پرفروش امسال را معرفی کرد: «نمایش‌نامه‌نویسی» اثرآنچلو پارا ترجمه سارا کاظمی‌منش، «فیلم سازی» اثربرایان مایک ترجمه پیام یزدانی، «فیلم نامه نویسی» نوشته لورا شلهارد  ترجمه مهسا ملک‌مرزبان، «نویسندگی برای سینما و تلویزیون» اثر گریک‌بتی و زارا والدیک ترجمه محمدگذرآبادی، «101 نکته‌ فیلم‌نامه نویسی» نوشته الکسیس‌نیکی ترجمه محمدگذرآبادی و « فلسفه‌ی هنرهای اجرایی» نوشته دیوید دیوس ترجمه سلمامحسنی اردهالی آثار پرفروش این انتشارات بودند.  جوانه‌توس هفت نمایش‌نامه آنتوان چخوف را با ترجمه ناهید کاشی‌چی از زبان‌ روسی منتشر کرده که در نمایشگاه امسال «باغ آلبالو» جزء پرفروش‌ترین‌های این انتشارات بوده است.     بعد از چندبار رفت‌وآمد به غرفه نشر شورآفرین بالاخره با حسن کاظمیان مدیراجرایی انتشارات گفت‌وگوی کوتاهی درباره پرفروش‌های امسال داشتم. او  کتاب «مجموعه مقالات جان‌کاساوتیس» که سعیده طاهری و بابک میرکریمی آن را گردآوری کرده‌‌اند همچنین «کیارستمی، پشت و روی واقعیت» اثر یوسف اسحاق‌پور ترجمه محمدرضا شیخی، «دفاع از دیوانگی» مجموعه کامل داستان‌های وودی آلن ترجمه مازیار عطاریه و «گفتگو با ولز» اثر مارک دبلیو استرین ترجمه آرمان صالحی از پرفروش‌های این انتشارات بود.   پس از آن به نشر چشمه رفتم و بهرنگ کیائیان خیلی سریع نام کتاب‌های «دردنیای تو ساعت چند است» صفی یزدانی، «راهنمای کوچک برای نوشتن درباره‌ی‌ فیلم» تیموتی گوریگان ترجمه مهسا رضوی، «سینمای آزار» درباره آثار «میشائیل هانکه» اثر سعید عقیقی و مجموعه آثار استادمحمد را جزو پرفروش‌ها اعلام کرد و رفت.   چند قدمی بالاتر از چشمه غرفه نشر ثالث قرار دارد رفتم و از سینا جعفریه پرفروش‌های حوزه هنری نشر ثالث را پرسیدم و او کتاب‌های «خانه‌ای با شیروانی قرمز» گفت‌وگوی آیدین آغداشلو با عباس کیارستمی نوشته مرجان صائبی، «جدال با جهل» گفت‌وگو  نوشابه‌امیری با بهرام بیضایی و «غریبه بزرگ» زندگی و آثار بهرام بیضایی نوشته محمد عبدی را نام برد.     راهرو 21 به نسبت دیگر راه روها خلوت‌تر بود و توانستن برای دقایقی راحت‌تر قدم بزنم: جاوید مسئول این انتشارات فرهنگ جاوید «آگهی» اثر ناتالیاگینزبورگ ترجمه کاظم‌ فرهادی و فرهاد خردمند، «پرومته درزنجیر» نوشته اشیل با ترجمه شاهرخ مسکوب، «محاکمه ژان‌دارک در رُوان» نوشته برتولت‌ برشت ترجمه عبدالله کوثری و « آواز خوان طاس» نوشته اوژن‌ یونسکو ترجمه محمدتقی غیاثی را جزو آثار پرفروش این نشر دانست.    به غرفه نشر روزنه‌کار رفتم مدیر انتشارات نبود اما مسؤل غرفه پاسخم را داد: امسال فروش کتاب چندان خوب نبود و در این بین کتاب‌های پرفروش‌ بخش سینما: جلد سوم و چهارم «راهنمای فیلم» بهزاد رحیمیان، «شاهین‌ مالت» اثر داشیل‌ همت ترجمه پرویز نصیری، «سینمای وسترن» احسان خوشبخت، «کتاب‌شناسی سینما درایران» اصغر یوسفی نژاد آثار پرفروش ما بودند.   دوباره برگشتم سمت راهرو‌های اولیه شبستان و انتشارات افراز که مانند روز‌های قبل پراز جمعیت بود و دورتادور غرفه شلوغ، اعظم کیان‌افراز مدیر انتشارات افراز تا مرا دید جلو آمد و با طمأنینه به سوالم درباره پرفروش‌های امسال پاسخ داد: در حوزه سینما «دکور در سینما» و «قصه درسینما» از مجموعه دفترهای کوچک کای‌دوسینما، «اگر دوباره شروع ‌می‌کردیم» اثر امانوئل اشمیت ترجمه رویا لهراسبی، «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآنی» ( براساس رمانی از اریک امانوئل‌اشمیت) نوشته علی‌رضا کوشک جلالی و در بخش نمایش‌نامه «خدای‌کشتار» ( برنده جایزه تونی نمایش‌نامه نویسی2009 شدو به چاپ چهارم رسید) از یاسمینا رضا ترجمه علی‌رضا کوشک‌جلالی و از همین نویسنده نمایش‌نامه «بلافیگورا» با ترجمه بهروز سروعلیشاهی و «مأموران‌اعدام» اثر مارتین مک‌دونا ترجمه سروش زاغیان و امیر نجفی را به عنوان آثار پرفروش معرفی کرد و گفت: نمایش‌نامه‌های ایرانی چندان خوب نیستند. او همچنین کتاب «دیالوگ» (هنر کنش کلامی برصفحه،صحنه و پرده) اثر رابرت مک‌کی ترجمه مهتاب صفدری را به عنوان پرفروش‌ها نام برد و اظهارکرد: این کتاب در نمایشگاه امسال به خوبی به فروش رفت و به چاپ دوم رسید.   کاوه کاغذچی در نشر چلچله با خوشرویی پاسخم را داد: چلچله اولین ناشری است که در زمینه نمایش‌نامه خارجی توانسته کپی‌رایت داشته باشد. پروفروش‌ترین نمایشنامه‌های خارجی این انتشارات «بیماری خانواده مین» اثر فاستوپاراوادیانو با ترجمه نیایش بهمنی از زبان ایتالیایی، « زنگوله تبتی» والریودی پیرامو که در سفارت ایتالیا از این کتاب رونمایی شد و دو نمایشنامه از ایتالاکونتی ترجمه هدی عرب‌شاهی که در صفحه اول این سه نمایشنامه برگه کپی ‌رایت و  قرارداد ناشر با مترجم وجود دارد. همچنین نمایش‌نامه «حقایقی درباره برادرم فریدون» از سپیده قربانی براساس فرهنگ و خانواده ایرانی نوشته شده که دعوای یک خانواده سر ارث و میراث را روایت‌ می‌کند و برنده جایزه اکبر رادی و کاندید نمایشنامه‌نویسی هجدهمین جشنواره تئاتر تجربی شد، این‌ها ‌جزو پرفروش‌ترین‌های امسال بود اما استقبال از نمایش‌نامه خیلی کم‌تر از رمان است.   این ناشر همچنین عنوان کرد که درسال آینده تمرکز نشر چلچله بر نمایش‌نامه خواهد بود و همه این نمایشنامه‌ها نیز با خرید کپی‌رایت در این انتشارات منتشر خواهد شد.   فکر می‌کنم با اکثر ناشران حوزه هنر البته آنهایی که مایل به پاسخ بودند صحبت کرده‌، نزدیک ظهر است و راهرو‌های نمایشگاه در آخرین پنجشنبه نمایشگاه بسیار شلوغ و پر از ازدحام است. چشم‌ام به غرفه انتشارات حکمت‌کلمه می‌افتد. نیستانی مسئول غرفه « پیرزن کرچ» تادئوش روژه ویچ با ترجمه محمدرضا خاکی را اثرپرفروش این نشر اعلام می‌کند و می گوید: این نمایشنامه از ترجمه بسیار خوبی برخوردار است و فروش خوبی داشت، «بلشویک ها» اثر میخائیل شاتروف با ترجمه احمد پوری نیز جزو پرفروش ها بوده است. او گفت: اولین‌بار است اثری از میخائیل شات‌روف ترجمه می‌شود، این کتاب چهل سال پیش ترجمه شده بود اما پخش نشد و دوباره چاپ شد. وی همچنین یک نمایشنامه پنج جلدی ازهارولد پینترکه را نیز نام می‌برد: تاکنون دو جلد از آن را منتشر کرده‌ایم: «ضیافت و چند نمایش‌نامه دیگر» و «‌دیالوگ با سه نفر وچند نمایش‌نامه دیگر » باترجمه غلامرضا صراف، «پانک راک» سایمون‌ استیونز ترجمه علی‌رضا معصوم‌نژاد دیگر آثار پرفروش ما هستند. در همین روز پنج نمایشنامه ايوب آقاخانى با نام‌هاى پياده در مه، هفت عصر هفتم پاييز، اروندخون، زنانى که به بزها خيره شدند و نمايشنامه‌هاى راديويى معاصر در انتشارات سيراف با حضور نویسنده رونمایی شد و حضور مردم علاقه مند برای گرفتن امضا از ایوب آقاخانی من را به استقبال از کتاب های هنری امیدوار کرد.   آخرین انتشاراتی که به سراغش می‌روم چترنگ است ، پس از کمی انتظار سارا رضوان‌فر مسئول غرفه اینگونه پاسخم را می‌دهد: «سینمای کریستوفر نولان» نوشته جکلین فربی و استوارت‌ جوی ترجمه نیوشاصدر فروش بسیار خوبی داشتند. همچنین در میان فیلمنامه و استوری‌بورد «میان‌ستاره‌ای » اثر جاناتان نولان، کریستوفر نولان ترجمه ماهان تیرماهی و «شوالیه تاریکی» از جاناتان نولان،کریستوفر نولان ترجمه امیرعطا جولایی و «بتمن آغاز می‌کند » کریستوفرنولان، دیوید اس‌گویر ترجمه امیر عطا جولایی آثار پرفروش ما بودند. فکر می‌کنم تقریبا به تمام غرفه‌هایی که آثار سینمایی و نمایشی منتشر می کنند سر زده‌ام. در نمایشگاه کتاب معمولا همه به سراغ کتاب های داستان و شعر می‌روند اما یکسری ناشران به انتشار کتاب‌های تخصصی حوزه سینما و تئاتر دست می‌زنند و من پیش خود فکر می کنم پیوند هنر و ادبیات چه پیوند فرخونده‌ای خواهد بود و چقدر بهتر خواهد بود اگر اهالی سینمای نیز بیشتر به سراغ کتاب بیایند.    ]]> هنر Tue, 08 May 2018 10:26:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260829/کتاب-های-پرفروش-حوزه-سینما-تئاتر-نمایشگاه-کتاب-کدامند اولین «کتاب سال تصویرگری اصفهان» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260828/اولین-کتاب-سال-تصویرگری-اصفهان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این کتاب دربردارنده مقدمه‌ای از جمعی از نویسندگان حوزه ادبیات و تصویرگری ایران از جمله افسانه شعبان نژاد، بیوک ملکی، محمود پوروهاب، ابوالفضل همتی آهویی، فرزاد ادیبی، کمال طباطبایی، نگین احتسابیان، سعید سلیمی، هدی حدادی، آرین خانی، سینا پاکزادکسری و... نیز بوده که می‌تواند خط مشی مناسبی برای هنرمندان نوپا و دانشجویان جویای نام باشد. مدیرهنری این کتاب و رویداد امین سلیمانی است و طرح جلد «کتاب سال تصویرگری اصفهان »طرحی از «برج فلکی قوس» است که نماد فرهنگی و تاریخی اصفهان است. مراسم رونمایی از این کتاب قرار است به زودی در  یکی از دانشگاه‌های هنر اصفهان برگزار شود. ]]> هنر Tue, 08 May 2018 10:24:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260828/اولین-کتاب-سال-تصویرگری-اصفهان-منتشر جشن امضای نمايشنامه‌هاى ايوب آقاخانى http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260748/جشن-امضای-نمايشنامه-هاى-ايوب-آقاخانى به گزارش خبرگزارى کتاب ایران(ایبنا) روز پنجشنبه بيستم ارديبهشت ماه١٣٩٧ و همزمان با پرپايى سى‌و‌يکمين  نمايشگاه بين‌المللى کتاب تهران مراسم رونمايى و جشن امضاى پنج نمايشنامه از ايوب آقاخانى، در محل نمايشگاه کتاب برگزار خواهد شد. در اين مراسم که از ساعت ١٥روز پنجشنبه بيستم ارديبهشت ماه در شبستان مصلى(سالن ناشران عمومى)، راهرو ١٩غرفه١٩ برپا می‌شود، پنج کتاب ايوب آقاخانى با نام‌هاى: پياده در مه، هفت عصر هفتم پاييز، اروندخون، زنانى که به بزها خيره شدند و نمايشنامه‌هاى راديويى معاصر از انتشارات سيراف، رونمايى خواهند شد.   ]]> هنر Mon, 07 May 2018 08:34:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260748/جشن-امضای-نمايشنامه-هاى-ايوب-آقاخانى نمایشگاه کتاب و آشنایی بیشتر با بلا تار، کیارستمی و جان کاساوتیس http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260633/نمایشگاه-کتاب-آشنایی-بیشتر-بلا-تار-کیارستمی-جان-کاساوتیس محمدرضا شیخی‌محمدی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: تازه‌ترین کتاب من که خوشبختانه از طرف انتشارات شورآفرین به سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رسید ترجمه «کیارستمی: پشت و روی واقعیت» نوشته یوسف اسحاق‌پور است. این کتاب در اصل شامل دو کتاب مختلف با ساختاری متفاوت از هم، درباره سینمای کیارستمی است که در دو بازه زمانی متفاوت منتشر شده بودند، اما در ترجمه فارسی در یک مجلد به مخاطبان ارائه شدند. وی افزود: جلد نخست این کتاب با عنوان « کیارستمی: پشت و روی واقعیت» که در سال 2002 منتشر شد، به صورت قطعه‌نگاری کار شده و در آن مخاطب با دنیای کیارستمی عکاس و فیلمساز روبه‌روست. اسحاق‌پور در جلد دوم  که برای نخستین بار در سال 2012 منتشر شد، برای هرکدام از فیلم‌های متاخر کیارستمی مثل «مثل یک عاشق»، «شیرین» و «کپی برابر اصل» یک مقاله مستقل نوشته است. شیخی‌محمدی ادامه داد: به لطف ژاک رانسیر من نشانی آقای اسحاق‌پور را پیدا کردم و ارتباط دوستانه‌ای بین ما برقرار شد. با نظر و صلاحدید او قرار شد که ترجمه فارسی این دو کتاب هرچند که از نظر ساختاری با هم تفاوت دارند، در یک مجلد منتشر شوند. این مترجم همچنین به انتشار دو کتاب مجموعه مقالات و گفت‌وگوها درباره «جان کاساواتیس» و «بلا تار» در نشر شورآفرین اشاره کرد و گفت: کتاب «جان کاساوتیس» و «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» در ادامه کتاب‌های گروهی نشر شورآفرین است که با گردآوری و نظارت سعیده طاهری و بابک کریمی منتشر می‌شوند. مقالات و نوشتارهایی در این دو کتاب را من ترجمه کرده‌ام. از این دست فعالیت‌های گروهی نشر شورآفرین در سال‌های گذشته کتاب‌هایی چون «هو شیائو شین»، «بلا تار» و «ونگ کار وای» منتشر شده بودند. شیخی‌محمدی گفت: معمولا شناخت ما درباره سینماگران برجسته، یک شناخت تک‌بعدی است و دلیل آن هم بیشتر به مطالعه تک‌نگاری‌های منتشر شده پیرامون این سینماگران بازمی‌گردد، اما در کتاب‌های گروهی نشر شورآفرین مقالات مختلف و بعضا متفاوتی انتخاب و ترجمه می‌شوند تا مخاطب بتواند با طیف‌های مختلف اندیشه درباره این سینماگران برجسته و متفاوت دنیا مواجهه مستقیم داشته و خود به یک نتیجه‌گیری مشخص برسد. به عنوان مثال در کتاب «جان کاساوتیس» دو مقاله داریم که مقاله دوم به راحتی مقاله اول را نقض و سرکوب می‌کند. محمدرضا شيخی محمدی متولد 1353 مترجم کتاب‌هایی در حوزه‌های سیاست و سینماست. وی فارغ‌التحصیل مقطع كارشناسی ارشد زبان و ادبيات فرانسه از دانشگاه تهران است. از جمله ترجمه‌های او درحوزه‌ سياست می‌توان به «سرگذشت سازمان سيا» نوشته فرانک دانینوس، «قدرت ويرانگر: گفت‌وگوی اشتفان شالوم با نوام چامسکی»، «نفرت از دموکراسی» نوشته ژاک رانسیر و «وضعیت دموکراسی: هشت مقاله از هشت متفکر چپ‌گرای معاصر» اشاره کرد. «بلا تار پس از پایان» اثر ژاک رانسیر، «چاپلین به روایت بازن» اثر آندره بازن و اریک رومر و «هانکه به روایت هانکه» اثر میشل سیوتا و فیلیپ رویه نیز عناوین شماری از ترجمه‌های شیخی محمدی در حوزه‌ سینماست. نشر شورآفرین در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سالن شبستان، راهروی 20 غرفه شماره 44 حضور دارد. ]]> هنر Sun, 06 May 2018 06:55:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260633/نمایشگاه-کتاب-آشنایی-بیشتر-بلا-تار-کیارستمی-جان-کاساوتیس بیشتر منابع درباره نگارگری ترجمه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260639/بیشتر-منابع-درباره-نگارگری-ترجمه  به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «دریچه‌ای بر زیبایی‌شناسی ایران، گل و مرغ» عصر شنبه 15 اردیبهشت 1397 با حضور مهدی حسینی، کاظم رهبر، مسعود کازری و جهانگیر شهدادی مولف کتاب در سرای اهل‌قلم سی‌ویکمین بین‌المللی کتاب تهران برگزار شد. در ابتدای نشست، مسعود کازری مدیر انتشارات «کتاب خورشید» مهمانان را معرفی  و از جهانگیر شهدادی به عنوان اولین سخنران دعوت به صحبت کرد. جهانگیر شهدادی، نویسنده کتاب دلیل انتخاب محور و موضوع کتاب را اینگونه توضیح داد: دلیل انتخاب این موضوع این بود که من در پی پیداکردن تفاوت ارزش‌های تصویری میان نقاش ایرانی و آن چیزی که از غرب آمده است بوده‌ام. من در پی کشف هویت در هنرهای تجسمی ایران هستم. و به دنبال این مسئله ذهنی متوجه یک موضوع نقاشی به‌ظاهر ساده‌ای شدم که کمتر از آن صحبت شده بود و این همان گل و مرغ است. من در این کتاب سعی کرده‌ام کمتر اظهار فضل کنم و برداشت‌هایم از اسناد تئوریک معتبر در این زمینه بوده است. جهانگیر شهدادی   در ادامه نشست مهدی حسینی گفت: درباره نگارگری ایران کتاب‌های زیادی نوشته شده است. کاری که شهدادی انجام داده و آن را استثنا می‌کند این است که روی بخشی از نگارگری انگشت گذاشته که بقیه به‌طور گذرا به آن نگاه کرده‌اند. نقاشی گل‌ و مرغ از جلوه‌های خاص نگارگری ایران است و در دوره هرات، صفوی و مکتب دوم تبریز در لابه‌لای نگاره‌ها دیده می‌شود. در دوره‌ای که پایتخت از قزوین به اصفهان رفت. گل و مرغ تبدیل به یک مکتب خاص شد. پایگاه نگارگری گل و مرغ در ایران به طور اخص از مکتب صفوی است و آن هم در زمان انتقال پایتخت به اصفهان است. در رأس هنرمندانی که به این هنر پرداخته‌اند، رضا عباسی است. البته هستند کسانی که در خارج از کشور به هنر نگارگری پرداخته‌‌اند. مانند امی لندلو که رساله دکتری‌اش درباره نگارگری اصفهان است. اما حرف اصلی‌اش مسئله گل و مرغ نیست.  مهدی حسینی وی افزود: تا قبل از شهدادی هیچ تحقیق کاملی روی این مبحث انجام نشده بود. البته کسانی مانند نوشین نفیسی بودند که در حد مقاله به این مبحث پرداختند.  نفیسی از اولین کسانی بود که مقاله‌ای در این زمینه نوشت که در مجله «هنر و مردم» چاپ شد. این کتاب صرفا گل و مرغ نیست و درباره تاریخ نگارگری ایران نیز صحبت می‌کند.   کاظم رهبر، نویسنده و روزنامه‌نگار درباره آثار منتشرشده در این زمینه‌ها گفت: منابع تالیفی کمی درباره نگارگری وجود دارد و بیشتر آن ترجمه است. انتشار این کتاب اتفاق مهمی است و امیدوارم انتشار اینگونه کتاب‌ها ادامه داشته باشد. وقتی شما به منابع این کتاب مراجعه می‌کنید می‌فهمید که چقدر منبع ایرانی کم داریم. متاسفانه اساتید ما دانش خود را کمتر نوشته و منتشر کرده‌اند.  کاظم رهبر در ادامه جهانگیر شهدادی در باب تفاوت نقاشی ایرانی و غربی گفت: تفاوت‌های نقاشی ایرانی با غیر ایرانی به وسیله هر نقاشی به روش خودش شناخته می‌شود. چون این تفاوت‌ها فاکتورهای مشخص ملموسی به‌صورت تیتروار ندارند. ما می‌توانیم از تفاوت صحبت کنیم اما به صورت جزئی نمی‌توانیم به آن اشاره کنیم.   سپس کاظم رهبر درباره به‌کار بردن عنوان «گل و مرغ» به جای ترکیب ملموس‌تر «گل و پرنده» پرسید و جهانگیر شهدادی اینگونه پاسخ داد: می‌شود به بخشی از نقاشی‌هایی که در این زمینه‌اند «گل و پرنده» گفت. پرنده شاخه‌ای از موجودات است که می‌توانند پرواز کنند اما مرغ سردسته تقسیم‌بندی موجوداتی افسانه‌ای است که قابل شناسایی نیستند مانند سیمرغ و مرغ‌های افسانه ای که شکل مشخصی ندارند. مسعود کازری، جهانگیر شهدادی، مهدی حسینی و کاظم رهبر گفتنی است سروش صحت از دیگر سخنرانان، در این نشست حاضر نشد.       ]]> هنر Sat, 05 May 2018 14:11:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260639/بیشتر-منابع-درباره-نگارگری-ترجمه از ​«موج نوی سینمای فرانسه» تا نمایشنامه‌های جدید ایبسن http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260627/موج-نوی-سینمای-فرانسه-نمایشنامه-های-جدید-ایبسن عماد شاطریان، مدیر نشر بیدگل به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: هشت نمایشنامه جدید از جمله تازه‌های نشر بیدگل برای سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. از مجموعه آثار ایبسن نشر بیدگل «استاد سولنس معمار» ترجمه بهزاد قادری، از مجموعه آثار یوجین اونیل «گوریل پشمالو» با ترجمه بهزاد قادری، از مجموعه کلاسیک‌های یونان «زنان تروا» و «مده‌آ» اثر اوریپید با ترجمه غلامرضا شهبازی، از مجموعه نمایشنامه‌های آمریکایی بیدگل «هوم بادی / کابل» نوشته تونی کوشنر و ترجمه خاطره کردکریمی،«دروغگو» از کارلو کولدونی و ترجمه علی شمس، «چرخ» نمایشنامه‌ای نوشته‌ زینی هریس و ترجمه محمد منعم و «سایکوس 4:48» اثر سارا کین و ترجمه عرفان خلاقی، عناوین این نمایشنامه‌هاست. وی افزود: در حوزه سینما نیز کتاب «موج نوی سینمای فرانسه» نوشته میشل ماری و ترجمه محمدرضا یگانه دوست را به سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آورده‌ایم. از دوره آثار زنده‌یاد بیژن الهی نیز ترجمه کتاب «زمرد و حمله» اثر تی اس الیوت و ادموند روستان را نیز به تازگی منتشر کرده‌ایم که در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود. شاطریان ادامه داد: از مجموعه کتاب‌های حوزه فلسفه نیز سه کتاب به تازگی منتشر شده‌اند که در نمایشگاه عرضه می‌شوند. عناوین این کتاب‌ها به این شرح است: «درباره عکاسی» سوزان سانتاگ، «پانن برگ: الهیات تاریخی» نوشته آلن کاووی ترجمه مراد فرهادپور و «ساختار روان‌شناسی فاشیسم» نوشته ژرژ باتای و ترجمه سمانه مرادیان. نشر بیدگل در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در شبستان، راهروی هفت غرفه شماره دو حضور دارد. ]]> هنر Sat, 05 May 2018 12:05:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260627/موج-نوی-سینمای-فرانسه-نمایشنامه-های-جدید-ایبسن تازه‌های نشر ناسنگ در سی‌ویکمین نمایشگاه کتاب تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260541/تازه-های-نشر-ناسنگ-سی-ویکمین-نمایشگاه-کتاب-تهران میترا متاجی امیررود، به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: نشر ناسنگ با بیش از 10 عنوان جدید در حوزه‌های هنر، ادبیات و حقوق به سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آمده است. «اسطوره و شعر» نوشته مشترک جلیل قیصری، از شاعران و پژوهشگران برجسته کشور و ابراهیم نجاری، «آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی در آثار سعدی» نوشته میترا متاجی، «خواهمونی: شعر محلی مازندرانی» سروده داود عباسی‌فر و «نامه‌های سپید: آنتولوژی شعر سپید دهه 80 ماندران» اثر میثم متاجی از جمله تازه‌های نشر ناسنگ در حوزه ادبیات است. وی افزود: کتاب‌های «شکوه معماری سلجوقی در مناره‌های اصفهان»، «سیمای سیمگون ساسانی» نوشته جعفر جودکی و «نئورئالیسم و سینمای ایران» نوشته علی کیانی از جمله کتاب‌های انتشارات ناسنگ در حوزه هنر است که در نمایشگاه کتاب به مخاطبان عرضه می‌شود. همچنین کتاب‌های «نگاهی دیگر به گردشگری ساحلی (غرب مازندران)» نوشته اسماعیل نجفی نیز از تازه‌های ناسنگ است. متاجی ادامه داد: ناسنگ از زمان تاسیس در انتشار کتب حقوقی نیز فعال بوده است. در نمایشگاه امسال ما این کتاب‌ها را در حوزه حقوق عرضه کرده‌ایم: «تمکین و مقتضیات زمانی» نوشته میرسعید موسوی، «نگاهی نو به مسئله تابعین مضاعف و اعطای تابعیت جمهوری اسلامی ایران» نوشته داود هرمیداس باوند و سیدناهید موسوی، «کتمان حقیقت» نوشته سیدمهدی نقیبی و «اموال بلاوارث در مذاهب اسلامی»، «حمایت کیفری از اطلاعات اشخاص در نظام کیفری ایران» و «سیاست جنایی تقنینی ایران در پیشگیری از نقض حقوق شهروندی» هر سه عنوان اثر گروه تحقیق و پژوهش نشر ناسنگ. نشر ناسنگ در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سالن شبستان، راهروی 28 غرفه شماره 6 واقع است.     ]]> هنر Fri, 04 May 2018 08:50:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260541/تازه-های-نشر-ناسنگ-سی-ویکمین-نمایشگاه-کتاب-تهران ناصر چشم‌آذر درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260540/ناصر-چشم-آذر-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ناصر چشم آذر آهنگساز و موسیقیدان کشورمان صبح روز جمعه ۱۴ اردیبهشت ماه درگذشت. کتاب «باران عشق» اثر حسین عصاران با موضوع زندگی نامه و نیم قرن فعالیت هنری ناصر چشم آذر موسیقیدان، آهنگساز پرآوازه ایران می‌پردازد. این کتاب، حاصل تلاش‌های شبانه‌روزی این نویسنده برای جمع‌آوری زندگینامه و فعالیت‌های هنری استاد چشم‌آذر و تحلیل جریانات حاشیه‌ای، هنری و موسیقایی ۵۰ سال اخیر، مصاحبه با هنرمندان، کارورزان سینما، موسیقی نظیر داریوش مهرجویی، فرهادفخرالدینی، احمدپژمان، جهانبخش پازوکی، صادق نوجوکی، محمدحیدری و سعید دبیری با بازنگری و نگاهی نو است. ناصر چشم‌آذر صبح امروز در بیمارستان باهنر  تهران بر اثر سکته قلبی‌ دار فانی را وداع گفت.   ]]> هنر Fri, 04 May 2018 07:21:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260540/ناصر-چشم-آذر-درگذشت انتشار کتابی از اریک امانوئل اشمیت پس از 10سال http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260485/انتشار-کتابی-اریک-امانوئل-اشمیت-10سال اعظم کیان‌افراز مدیرمسئول نشر افراز درگفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: انتشارات افراز در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با بیش از 100 عنوان کتاب چاپ اول و 100 عنوان کتاب تجدید چاپ شرکت دارد.  وی افزود: از این 100 عنوان در حوزه سینما، دکور سینما، قصه در سینما و تدوین سینما از مجموعه دفترهای کوچک کایه‌دوسینما آورده‌ایم و کتاب «در یک آیینه‌ دیروز و امروز سینمای ایران» نوشته‌ پرویز جاهد. در حوزه شعر نیز مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی تجدید چاپ شده و مجموعه کامل اشعار قاسم آهنین برای اولین بار چاپ شده است. مجموعه اشعار از حاشیه شامل شعرهایی از شاعرانی است که شعرشان کمتر دیده شد یا منتشر نشده است. این نویسنده در ادامه افزود:‌ اتفاق خوب امسال حضور کتاب‌هایی بود که بعد از حدود 10 سال مجوز چاپ گرفت مانند «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن»‌ اثر اریک امانوئل اشمیت و «بروکلین» ترجمه شبنم سعادتی.  او درخصوص داستان‌های ایرانی از کتاب‌های «هفت‌دهلیز» جمشید ملک‌پور و «روزگار شاد محله نفت‌آباد» از قباد آذرآیین گفت.  کیان‌افراز ادامه داد: برگزاری نمایشگاه در مصلی نسبت به شهر آفتاب برتری دارد و دسترسی مردم به نمایشگاه را راحت‌تر کرده است. نمایشگاه کتاب فرصتی برای مردم است تا به کتاب نزدیک‌تر و درگیر کتاب شده و با ناشران آشنا شوند.  ]]> هنر Thu, 03 May 2018 07:12:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260485/انتشار-کتابی-اریک-امانوئل-اشمیت-10سال داستان‌خوانی ایرج راد در نمایشگاه کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260472/داستان-خوانی-ایرج-راد-نمایشگاه-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از ستاد خبری و رسانه‌ای سی‌و‌یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، ایرج راد بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ساعت 17 روز پنجشنبه 13 اردیبهشت در فرهنگسرای کتاب در نمایشگاه کتاب تهران به عنوان مهمان ویژه حضور یافته و داستان‌خوانی می‌کند.   همچنین در ساعت 16 در همین مکان، نشست «بررسی شعر انقلاب» با حضور علاقه‌مندان کتاب و فرهنگ برگزار می‌شود.   گفتنی است، سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «نه به کتاب نخواندن» تا 22 اردیبهشت‌ماه در مصلای امام خمینی (ره) برگزار می‌شود. ]]> هنر Wed, 02 May 2018 15:20:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260472/داستان-خوانی-ایرج-راد-نمایشگاه-کتاب گونه موفقی که فرم بکت را بازتولید کند در ایران نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260466/گونه-موفقی-فرم-بکت-بازتولید-کند-ایران-نداریم  سیامک بهرام‌پرور نویسنده، مترجم و پزشک که در نمایشگاه کتاب حضور پیدا کرده، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: کتاب مجموعه‌ شعرهایی از نزار قبانی به نام «پرتابی از ترانه» و کتاب «گمگشتگان» از ساموئل بکت را از زبان انگلیسی ترجمه کرده‌ام که ترجمه فرانسه به انگلیسی آن را خود بکت انجام داد. این مترجم گفت:‌ کتاب‌های بکت به دلیل پیچیده‌نویس بودن مخاطبین خاص خود را دارد. کتابی که من ترجمه کرده‌ام هم از نظر زبانی و هم از نظر تصویر فضای پیچیده‌ای دارد. برای ترجمه گمگشتگان حدود دو سال وقت گذاشتم، بهتر است بدانید در این نمایشنامه از جملات پایه و پیرو استفاده شده است و فهم آن را کمی سخت کرده، با این حال این کتاب به چاپ دوم رسیده است. بهرام‌پرور در ادامه درباره استقبال از کارهای بکت در ایران اظهار کرد: دو یا چند تئاتر از نمایشنامه‌های بکت در ایران دیدم، مسلماً همانقدر که خوانش کار بکت دشوار است اجرای کار بکت هم دشوار است. طراحی صحنه، بازی، و اجرای و کارگردانی پیچیده‌ای دارد. مترجم گمگشتگان گفت:‌ در ایران از نظر سبک نوشتاری چندان به شیوه‌ بکت نزدیک نمی‌شوند زیرا نویسنده‌های بزرگ فقط شیوه‌ نوشتاری ندارند بلکه نوع اندیشه آنها متفاوت است که شیوه‌ نوشتاری را پدید می‌آورد. فرم زاییده محتوایی است که نویسندگان بزرگ دارند و محتوا از آن است که  بکت انجام می‌دهد. شاید یک نوع نبوغ و یک نگاه خاص به دنیا دارد و این نگاه و نبوغ خاص باید به طور توأمان باشد تا آن فرم بازتولید شود. من گونه موفق و مشهوری در ایران ندیدم که این فرم را بازتولید کند. رمان گمگشتگان با ترجمه سیامک بهرام‌پرور و از سوی نشر کارنامه منتشر شده است.  ]]> هنر Wed, 02 May 2018 14:20:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260466/گونه-موفقی-فرم-بکت-بازتولید-کند-ایران-نداریم منتقدان فرانسوی فیلم‌های فرهادی را تلویزیونی می‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260182/منتقدان-فرانسوی-فیلم-های-فرهادی-تلویزیونی-می-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،نشست معرفی و بررسی کتاب «رازهای جدایی:سینمای اصغر فرهادی» عصر چهارشنبه در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست سعید عقیقی، مولف کتاب و نوید پورمحمدرضا به عنوان کارشناس حضور داشتند. سعیدعقیقی، فیلم‌نامه‌نویس،‌کارگردان و منتقد سینما درباره کتاب‌های تالیفی در حوزه سینما توضیح داد: تعداد کسانی که کار تالیفی انجام می‌دهند، زیاد نیست و طبعا راهکارهای تحلیل فیلم هم به همان نسبت چندان زیاد نیست. این کتاب رابطه بین سینما و واقعیت است و بخش‌هایی از آن را به عنوان راهنمای فیلم‌ساز در کتابی مجزا چاپ کرده‌ام و این کتاب درواقع کتاب دوم از همین مجموعه است. در کتاب اول که «زیر پوست قصه‌ها» نام داشت به سینمای رخشان بنی‌اعتماد پرداخته‌ام. مواجهه بنی‌اعتماد با رئالیسم اجتماعی مستندگونه است در حالیکه مواجهه فرهادی دراماتیک‌تر است  و در کتاب بعدی به سینمای سهراب شهیدثالث و مواجهه مینیمالیستی او پرداخته‌ام. وی افزود: در سینمای فرهادی رابطه‌ای بین یک داستان واقعی و فرمول‌هایی که از دل سینمای کلاسیک بیرون آمده،‌ وجود دارد. یعنی با فرمول کلاسیکی کار می‌کند که به آن شاهپیرنگ می‌گوییم. هر آنچه بخواهیم از این شکل ارتباطی بیابیم باید در ارتباط آن بین فرمول‌های سینمای کلاسیک از یک سو و فرمول سینمای واقع‌گرا جست‌وجو کنیم. سعید عقیقی سپس نوید پورمحمدرضا،‌منتقد سینما گفت: من در ابتدا حس و نگاهم را درباره این کتاب با شما درمیان می‌گذارم . چیزی که در خصوص این کتاب بسیار مهم است این است که شما وقتی آن را در دست گرفته‌اید در واقع یک کتاب را دارید می‌خوانید و این یعنی تماتیک و محتوا در قالب یک کتاب است. کتاب‌های سینمایی ایران که به شکل تالیفی نوشته شده‌اند،‌  عمدتا مجموعه مقالاتی هستند که پیشتر چاپ شده و بر مبنای یک عنوان تازه و نظم و سیاق نو خودشان را در قالب کتاب بازتولید می‌کنند. عقیقی درباره فیلم‌های شهرزیبا و جدایی قبلا هم نقد نوشته بود اما نقدهایی که در این کتاب درباره این دو فیلم آمده است،‌ کاملا با آن‌ها متفاوت است و ربطی به نقدهای قبلی ندارد. وی افزود: سنت تحلیل در ایران نحیف است. این که کسی بتواند نقدها را به هم پیوند بدهد و از دل آن یک هسته مرکزی بیرون بیاورد،‌ نادر است. ایده کلیدی این کتاب این است که سینمای فرهادی حاصل امتزاج دو الگوی رئالیسم و داستانگویی کلاسیک است و در قالب یک سری ایده‌های کلی در پهنه سینمای فرهادی آن را نشان می‌دهد. این نوشته‌ها صرفا نقد فیلم نیستند و مقالاتی هستن در خصوص این فیلم ها و قرار است همان امتزاج را در این نوع سینما واکاوی کند. این کتاب با حساسیت زیادی درباره مناسبات و رابطه بین شخصیت‌ها در فیلم‌نامه صحبت می‌شود و علاوه بر اینکه در فصل کلیات به فیلم‌نامه اشاره می‌شود به مواردی نظیر الگوی میزانسنی فرهادی هم اشاره می‌کند. غلبه بیشتر با فیلم‌نامه و روابطی است که توسط فرهادی به فیلم و تصویر تبدیل می‌شوند و دائما این هفت فیلم در خدمت تحلیل غلبه و تعادل یکی از الگوهای رئالیستی و کلاسیک است. پس وقتی گفتم که شما با یک کتاب طرف هستید به این دلیل بود که این نوشته‌ها بر یک ایده و هسته مرکزی متمرکز است و تمام مطالب مدام به آن هسته مرکزی وصل می‌شوند. نوید پورمحمدرضا این منتقد سینما ادامه داد: به راستی چرا ایده این که سینمای فرهادی حاصل امتزاج این دو الگو است آنقدر مهم است؟ چرا من تاکید دارم که این نقطه عزیمت یک نقطه کلیدی است و درک این نقطه هم بسیار مهم و در عین حال سخت است. این دوگانگی می‌گوید؛ ما  در یک سو فرمول‌های برآمده از سینمای کلاسیک را داریم و به آلفرد هیچکاک و آگاتا کریستی اشاره می‌شود و در طرف مقابل سینمای رئالیستی را داریم . عقیقی سال‌ها منتقد بوده و همین امر به او کمک کرده تا زمانی که از الگوی رئالیسم فرهادی حرف می‌زند آن را با الگوی رئالیسم مهرجویی، کیارستمی و شهیدثالث مقایسه کند و کتاب بر مبنای یک نگرش تاریخی اصطلاح رئالیسم را به سینمای فرهادی نسبت می‌دهد. پورمحمدرضا درباره وجوه خاص سینمای فرهادی گفت: همیشه لفظ واقع‌گرا بودن به دنبال سینمای فرهادی بوده است و گاه آن را با سینمای اجتماعی اشتباه می‌گیرند. این مساله باعث شده تا فیلم‌های فرهادی یک کیفیت سردستی پیدا کند و هر کسی از سالن سینما بیرون می‌آید بتواند از فیلم‌های فرهادی صحبت کند. گواه این امر هم خیل عظیم یادداشت‌هایی است که در فضای مجازی و روزنامه‌ها منتشر شده‌اند. ورِ رئالیستی یا به تعبیر غلط ور اجتماعی سینمای فرهادی کیفیت سردستی و ساده‌ای به آن می‌دهد که همه بتوانند مانند یک محصول پاپیولار درباره آن صحبت کنند. اما این کتاب بین مفهوم رئالیستی و اجتماعی تفاوت قائل می‌شود. این کتاب به مخاطبان سینماتوگرافی را یادآوری می‌کند که مساله کلیدی این کتاب است. سعید عقیقی در تکمیل صحبت‌های پورمحمدرضا گفت: واقعیت در سینما همیشه مساله بیننده ایرانی بوده است که برخلاف بیننده غربی عادت کرده که واقعیت را بر پرده سینما ببیند. نکته جالبی که در مواجهه فرهادی با طبقه متوسط در فیلم‌هایش وجوددارد را می‌توان به زندگی خودش تعمیم داد؛ به لحاظ ناخودآگاه فرهادی فیلمسازی است که این راه را در این دو دهه طی کرده است. پسر خواروبار فروشی در اصفهان به تهران می‌آید و طبقه اجتماعی‌اش آرام آرام تغییر می‌‌کند. پیرمرد فروشنده بخشی از شخصیتش آدمی است که در شرایط سخت دست به کارهایی می‌زند که دلش به آن راضی نیست اما شرایط اطراف، طبقه آن‌ها را در همان طبقه نگه‌می‌دارد. فروشنده از این نظر نقطه تلاقی سینمای کلاسیک و واقع‌گراست که در الگوی مرگ فروشنده هم نمود پیدا می‌کند. نویسنده فیلم نامه «شب‌های روشن» درباره تقلید کورکورانه از الگوی سینمای فرهادی گفت: ما در ایران به تکامل معتقد نیستیم و فکر می‌کنیم هر کس منابع الهامش از بدو تولد همراهش است. می‌توان به لشکر فیلم‌هایی که پس از درباره الی و جدایی نادر از سیمین ساخته شده‌اند و فقط این نکته را دنبال می‌کنند که کسی دروغ گفت و بعد به پیش ‌پاافتاده‌ترین شکل ممکنه به آن نکته می‌رسند را گواه این مطلب دانست. آنالیز یک فیلم حرکت در مسیر فیلم برای دریافت حقیقت از الگویی است که فیلم در آن می‌گذرد. سپس عقیقی درباره تناقض سبکی که درفیلم «گذشته» نسبت به باقی فیلم‌هایی فرهادی موجود است،‌ صحبت کرد و آن را شبیه به سبک ملودرام‌های شخصیت‌محور فرانسوی دانست و اذعان داشت که فیلم ساز در میانه فیلم مجبور می‌شود که به الگوی قبلی خود بازگردد. در ادامه منتقد جلسه درباره چگونگی تجربه و دریافت مخاطب غیر فارسی‌زبان از سینمای فرهادی صحبت کرد و گفت: یک مخاطب غیر فارسی زبان به علت اینکه حساسیت‌های کمتری نسبت به برقراری توازن با طبقات اجتماع دارد و زبان آن را هم متوجه نمی‌شود، احتمالا باید ارتباط اصیل تر و بی خط وخال تری داشته باشد. در عین حال متوجه است که این آدم‌ها خیلی دراماتیزه شده‌اند و داستان در یک فضای روزمره اتفاق می‌افتد و راحت‌تر می‌تواند آن را در داخل یک فریم‌وُرک سینمایی قرار بدهد و به سنتز معمایی کاراگاهی خود برسد. سعید عقیقی درباره نوع نگاه و انتقاداتی که از سوی منتقدان ملل مختلف به سینمای فرهادی شده است،‌توضیحاتی داد و گفت: توجه منتقدان انگلیسی زبان به فیلم «جدایی...» را نشانه‌ای قابل تامل می‌دانم و نشانه ای قابل دنبال کردن. اگر چه منتقدان فرانسوی نظر چندان مساعدی به فیلم‌های فرهادی ندارند و آن را تلویزیونی می‌خوانند. سپس پورمحمدرضا نقدهایی را که از سوی منتقدان غربی به سینمای فرهادی و کیارستمی شده با هم مقایسه کرد و عنوان کرد: منتقد غربی هم به فرهادی اعتبار داده است اما از نوشتن درباره این سینما به شدت بین او و کیارستمی فاصله است. کیارستمی لیترچری به شدت قوی دارد که باعث شده مقالاتی به حجم دو کتاب قطور درباره آثار او نوشته شود. اما در این مورد چیز دندان گیری از فرهادی نصیب مان نشده است و بهترین نوشته‌ها درباره فرهادی را در همین زبان فارسی باید به دنبالش گشت. عقیقی کمی با این نظر زاویه داشت و از برخی نقدهای ضعیفی که به آثار کیارستمی وارد شده‌بود،‌مثال آورد و برخی از آن نقدها را بسیار سطح پایین دانست. وی گفت: به همان اندازه که واقعیت برای مخاطب سینما ایران مهم است ایده پذیرفته شدن هم مهم است. وقتی یک فیلم از نظر ایرانیان خوب است که یک منتقد غربی درباره آن خوب بنویسد. منتقدان معروف غربی هر چه بگویند انگار از آسمان نازل شده است. آن‌ها بیشتر به دنبال هرمنوتیک‌اند و در آثار کیارستمی بیشتر آن را پیدا می‌کنند. وی افزود: با حذف وابستگی‌هایی که درام با آن‌ها شکل می‌گیرد، کاملا می‌توان برخورد و برداشت متفاوتی از فیلم داشت. بخش سینمای واقع‌گرا در هر کشوری راهکاری تازه برای درک مضامین به دست می‌دهد و بر مخاطب ایرانی است که این راهکار را پیدا کند. عقیقی درباره باور اشتباهی که درباره پایان بندی فیلم‌های فرهادی وجود دارد، گفت: بر خلاف عقیده عده‌ای فیلم‌های فرهادی پایان باز ندارند و دارای پایانی کاملا قطعی‌اند. پایانی قطعی که مواضع آینده قهرمان را معلق نشان‌ می‌دهند اما نمی‌شود به آن پایان باز گفت. به طور مثال در فیلم سرگیجه با دو الگوی آ و ب مواجه هستیم؛‌در الگوی آ مردی به زنی افسرده علاقه مند است و بعد از مدتی زن را صحیح و سالم در خیابان می‌بیند و می فهمد که فریب خورده است،‌ در الگوی ب؛ شخصی است که سرگیجه دارد و بعد از مدتی از آن رهایی می‌یابد. در الگوی فیلم‌نامه «جدایی...» هم وضع به همین صورت است؛ الگوی آ: مردی شخصی را از بالای پله‌ها هل می‌دهد و الگوی ب: زن ومردی برای جداشدن از هم به دادگاه می‌روند. در هر دوی این فیلم‌ها هم نام فیلم از الگوی ب برداشته شده است. در انتهای جلسه سعید عقیقی درباره نقدو تحلیل بر اساس گفته‌های منتقدین غربی گفت: کشف درجه‌بندی فیلم‌های خودمان بر اساس گفته‌های منتقدان غربی یک نوع خودباختگی است و انگار که ما اعتماد به نفس تحلیل پدیده‌های داخلی را نداریم. همانطور که منتقد غربی منتظر اظهارنظر منتقد ایرانی نمی‌ماند ما هم نباید منتظر نقد و تحلیلی آن‌ها و تایید از سوی آن‌ها بمانیم.     ]]> ادبيات Thu, 26 Apr 2018 04:15:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260182/منتقدان-فرانسوی-فیلم-های-فرهادی-تلویزیونی-می-خوانند