خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Wed, 13 Nov 2019 12:13:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 13 Nov 2019 12:13:10 GMT هنر 60 جمال میرصادقی همانند ساعدی و احمد محمود نویسنده‌ای تمام‌وقت است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283250/جمال-میرصادقی-همانند-ساعدی-احمد-محمود-نویسنده-ای-تمام-وقت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران روزهای پایانی خود را سپری می‌کند، جشنواره‌ای که بیش از هر جشنواره سینمایی دیگر به نقش کتاب و آثار ادبی پرداخته است و بخشی مجزا به عنوان واسطه کتاب و سینما در نظر گرفته است. در ادامه این روند شب گذشته طبق سنوات پیش، شبی به طور ویژه به کتاب اختصاص داشت، شبی برای رونمایی از کتاب‌ها و همچنین بزرگداشت دونویسنده مطرح و پیشکسوت یعنی جمال میرصادقی و میمنت ذوالقدر. این بزرگداشت در «شب کتاب و سینما» جشنواره فیلم کوتاه، از استادان میمنت ذوالقدر و جمال میرصادقی به پاس نیم قرن تلاش ایشان در حوزه ادبیات داستانی برگزار شد و از کتاب‌های تازه‌ای که در انجمن سینمای جوانان ایران انتشار یافت رونمایی شد. در این مراسم سیدصادق موسوی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران، فرج‌الله رجبی و علی اکبری نمایندگان مردم شیراز، سیدسعید میرمحمدصادق معان فرهنگی موسسه خانه کتاب، آسیه جوادی محقق و نویسنده و جمعی از دوستداران ادب و هنر حضور داشتند.   قدمت و جوایز جشنواره فیلم کوتاه تهران نشان دهنده اعتبار آن است در ابتدای برنامه سید صادق موسوی ضمن بیان این که جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران مهم‌ترین جشنواره خاورمیانه است اظهار کرد: سی‌وشش سال از عمر این جشنواره می‌گذرد و بر اساس مولفه‌های شناخته شده‌ای که ما برای رتبه‌بندی در نظر داریم عرض من قابل ارزیابی است. قدمت جشنواره و حضور داوران، مدرسان، شخصیت‌های بین‌المللی حوزه فیلم کوتاه، جوایز نقدی جشنواره‌ها و استقبال مخاطبان مجموعه مولفه‌هایی هستند که اعتبار و وزن جشنواره مشخص می‌کنند. برای مثال امسال 5700 فیلم از 111کشور جهان برای حضور در این رقابت ارسال شد و در نهایت ما 50فیلم از 25 کشور جهان را انتخاب کردیم. وی در ادامه افزود: می‌خواهم عرض کنم جشنواره فیلم کوتاه چنین اعتباری دارد خوشبختانه از سال‌های گذشته دبیران وقت و مدیران وقت انجمن به ضرورت پیوست فرهنگی بین صنعت تصویر و ادبیات داستانی پی بردند و امسال پنجمین سالی است که با خانه‌کتاب همکاری می‌کنیم؛ همچنین اولین سالی است که بنیاد ادبیات داستان ایرانی به جمع ما اضافه شده است. در سال‌های گذشته برای ما روشن شد که بهترین آثار ما که در مرحله نهایی جشنواره اصولا جایزه بزرگ یا جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کردند آثار اقتباسی از ادبیات داستانی بود.   بخش بعدی شب کتاب و سینما به رونمایی از کتاب اختصاص داشت، و نویسندگان هرکدام از کتاب‌ها پشت تریبون قرار گرفته و چند کلمه‌ای درباره اثر خود صحبت کردند. سینمای ایران رغبت زیادی به ادبیات ندارد محمد قاسم‌زاده نویسنده کتاب «این سو واقعیت، آن سو خیال» اظهار کرد: سابقه ادبیات از سابقه رشته‌های مختلف علوم انسانی مانند تاریخ بیشتر است و همه پس از ادبیات خلق شدند. سینما از روزی که به وجودآمده در تمام کشورها نگاهی به ادبیات داشته است. آثار بزرگ ادبی در جهان گاهی چندین و چندبار توسط کارگردان‌های مختلف به صورت فیلم سینمایی درآمده است اما متاسفانه سینمای ایران رغبت زیادی به ادبیات ندارد؛ من علل واقعی آن را نمی‌دانم، چه بسا نشست‌های متعددی داشته باشیم که هم نویسندگان شرکت کنند و هم سینماگرها که به این عارضه عدم توجه سینما به ادبیات پی ببریم. وی در ادامه افزود: ادبیات در ایران و در هر کشور دیگری هم قابل تبدیل به سینماست و هم این قابلیت را ندارد، بعضی نویسندگان آنچنان ذهنی می‌نویسند که آثارشان قابلیت تبدیل به فیلم را ندارد، این نویسندگان به زبان‌ورزی می‌پردازند و اثری خلق می‌کنند که اثر سینماگران را برنمی‌انگیزد. زمانی که داستان به تصویر نزدیک‌تر شود سینما را جذب خود می‌کند؛ به این دلیل شما در این کتاب دو جلدی ممکن است نام بعضی از نویسندگان مطرح ایران را نبینید. این نویسنده همچنین بیان کرد: ما در بررسی داستان کوتاه معاصر فارسی نگاهمان به پیوند سینما و ادبیات بود و از جمال‌زاده شروع کردیم تا نویسندگانی که تازه اولین اثرشان را منتشر کردند. قصدمان این است که فیلمسازان جوان در انجمن سینما در همان ابتدای آموزش ادبیات را بشناسند. او با اشاره به این که یکی از معضلات ادبیات و هنر ما در دوران معاصر این است که تئاتر و سینمای ما ادبیات داستانی ما را نمی‌شناسد و ادبیات داستانی ما نیز تئاتر و سینما را نمی‌شناسد اظهار کرد: این‌ها باید در یک فضاهایی به هم نزدیک شوند و همدیگر را بشناسند. ما نویسندگانی داشتیم که هم داستان می‌نوشتند و هم نمایشنامه و در هر دو صاحب اعتبار بالا بودند که می‌توان به غلامحسین ساعدی اشاره اما امروزه چنین امری را کم داریم.   ارتباط بین سینما و ادبیات قبل از انقلاب بیشتر بود سعید عقیقی از دیگر نویسندگانی بود که کتابش در شب کتاب و سینمای سی‌وششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران رونمایی شد. این نویسنده در ابتدا ضمن بیان این که کتاب «داستان‌گویی در فیلم کوتاه» دو بخش معین دارد که از یکدیگر جداست گفت: در بخش اول «معیارها»، شاخص‌های معینی برای کلید‌واژه‌های مرتبط با فیلم کوتاه به شکل تئوریک بسط پیدا می‌کند و مصادیق آن را توضیح می‌دهد و تقریبا مصادیقی که در این کتاب عنوان می‌شود چیزی بین 750تا 800 فیلم کوتاه دوباره ویژه این کتاب دیده شده برای این که از بین آن‌ها مصادیق و مثال‌هایی انتخاب شود. از 1928 تا 2018 می‌توانید مثال‌هایی در این کتاب پیدا کنید که دوره‌ها و دهه‌های مختلف را در برمی‌گیرد. وی در ادامه بیان کرد: بخش دوم «درس گفتارها» شامل قطعه‌های مختلفی از جلساتی است که بعضی‌شان به یکدیگر پیوسته است و برخی دیگر از دوره‌های مختلف کارگاه فیلم کوتاه انتخاب شده است. آنچه که در کتاب اهمیت دارد جنبه آموزشی آن است. این نویسنده همچنین افزود: محمد قاسم‌زاده درست می‌گوید، ارتباط بین سینما و ادبیات مقداری ضعیف است شاید قبل از انقلاب مقداری بیشتر بود؛ در دهه 60 زیاد بود و هر چقدر در دهه 70 و 80 پیش رفتیم این ارتباط‌ها کم و کمتر شد و یک دلیل هم داشت، شناخت اسکلت درام بیش از اقتباس ادبی اهمیت دارد یعنی شناخت ریتم و عناصری مانند ایده محرک به ویژه در فیلمنامه کوتاه، نحوه گسترش داستان در فیلمنامه کوتاه که کاملا با فیلم بلند متفاوت است باید به آن توجه شود. وی ضمن بیان این که ما آثار آموزشی کم داریم و تا این لحظه شاید یکی دو کتاب در زمینه فیلمنامه فیلم کوتاه باشد که هر دو ترجمه است کار شده و اغلب مثال‌هایشان از فیلم بلند است و این خود نوعی تشتت ایجاد می‌کند اظهار کرد: در این کتاب از این مسئله پرهیز شده و از فیلم‌سازان فیلم کوتاه ایرانی مثال هست تا «سگ اندلوسی» لوئیس بونوئل. به نظرم آنچه که شاید برای علاقه‌مندان فیلمنامه کوتاه در ایران تازه باشد این نکته است که چطور می‌توان از اجزا استفاده کرد و این اجزا را از یک سو با دانش فیلمنامه‌نویس و از سوی دیگر با روانشناسی نویسنده مرتبط کرد. فرصت الدوله شیرازی شناخته شده نیست کتاب «فرصت‌الدوله شیرازی» اثر محمدحسین ‌صالحی نیز از دیگر آثاری است که به همراه فیلم مستند «آثار عجم» رونمایی شد، نویسنده درباره این کتاب گفت: اولین باری که من با فرصت‌الدوله شیرازی آشنا شدم زمانی بود که در شیراز به کارگاه یکی از اساتید قلم‌زنی رفتم و تنگ قلم‌زنی را به من نشان داد که نقوش بسیار زیبایی از تخت جمشید روی آن قلم‌زنی شده بود و به من گفت که این تنگ مربوط به صدوشصت سال پیش است و کسی که این اثر را قلم‌زنی کرده یکی از هنرمندان قلم‌زنی شیراز به نام محمداسماعیل شیرازی است و نقشی که روی این می‌بینید کار شخصی است به نام فرصت شیرازی. وی ضمن اشاره به این که نسبت به خدماتی که فرصت شیرازی انجام داده بسیار کم شناخته شده است و به نظر من باید بیشتر از این درباره آثار و کارهای او تحقیق شود بیان کرد: این کتاب را حدود ۱۰سال پیش تالیف کردم و منتشر شد و امسال دوباره با تغییراتی باز نشر یافت‌ و مستندی که حسن نقاشی ساخت به زوایای پنهان فرصت شیرازی می‌پردازد. محمد تهامی‌نژاد، رضا عسگری، ناصر فکوهی، محمد هاشمی و محمدجواد احمدی‌نیا مقالاتی را به کتاب «فرصت‌الدوله شیرازی» افزودند که به غنای اطلاعات این اثر کمک کرد. اطلاعات زیادی از فرصت‌الدوله شیرازی در دست نیست حسن نقاشی کارگردان و تهیه کننده فیلم «آثار عجم» که مستندی بر اساس زندگی فرصت‌الدوله شیرازی است پشت تریبون حاضر شد و درباره این فیلم اظهار کرد: من به طور اتفاقی چاپ سنگی کتاب «آثار عجم» را خواندم و علاقه داشتم تا فیلمی در این زمینه بسازم؛ تحقیقات بسیاری انجام دادم ولی اطلاعات زیادی از او به دست نیاوردم، تا این که در زمان ساخت فیلم «شاه جهان» خانواده زرتشتی که من کمک می‌کردند نامه‌ای به من دادند و یکی از آن نامه‌ها، نامه‌ای بود که فرصت شیرازی به ارباب خسرو شاه‌ جهان نوشته بود؛ به قدری این نامه غمگین بود و روی من تاثیر گذاشت که عهد کردم موجبات ساخت فیلم را فراهم کنم. از آنجا که فرصت هم نوازنده خوبی بود و هم عکاس خوبی، تصمیم گرفتیم از عکس‌هایی که در آرشیوهای خصوصی وجود داشت استفاده کنیم. بررسی اثر موسیقی بر روند طب در «بحورالالحان» محمدحسین فرصت یکی از افراد حاضر در این مراسم بود که به گفته حسن نقاشی با خانواده فرصت‌الدوله شیرازی نسبتی داشت؛ از او دعوت شد تا چند کلمه‌ای درباره این دانشمند و هنرمند صحبت کند. محمدحسین فرصت درباره زندگی فرصت‌الدوله شیرازی بیان کرد: به نظر من زندگی‌نامه او را باید به سه قسمت تقسیم کنیم؛ قسمت اول جد او میرزا نصیر که طبیب مخصوص کریم‌خان زند بوده و فرصت شیرازی تحت تاثیر او بود. میرزا نصیر کتابی درباره موسیقی و طب دارد که آثار موسیقی را بر روند طب بررسی می‌کند که نتیجه آن در کتاب «بحورالالحان» فرصت شیرازی متجلی می‌شود. وی همچنین افزود: بخش دوم زندگی این دانشمند استفاده از درس شیخ مفید است. حقیقت این است که اگر بخواهیم نمونه فارسی لئوناردوداوینچی را تصور کنیم به نظر من فرصت‌الدوله شیرازی است زیرا او در موسیقی، معماری، طب، علوم قدیم و هیئت قدیم و جدید صاحب کتاب است و نظریاتی دارد. دوره سوم زندگی‌اش نیز به آشنایی با سیدجمال‌الدین اسدآبادی مربوط است.   چرا همه داستان‌ها قابلیت تبدیل به فیلم ندارند؟ ادامه برنامه شب کتاب و سینما به تجلیل و تقدیر از جمال میرصادقی و میمنت ذوالقدر اختصاص داشت که در همین راستا از انسیه ملکان یکی از شاگردان جمال میرصادقی دعوت شد تا چند جمله‌ای درباره این نویسنده و مدرس بگوید. انسیه ملکان ضمن اظهار خوشحالی از آشتی سینما با داستان‌نویسی بیان کرد: محمد قاسم‌زاده مطلب مهمی را بیان کردند که چه آثاری را انتخاب کنیم که بتوان به فیلم تبدیل کرد، در سینما همیشه این موضوع مطرح است که چرا همه داستان‌ها قابلیت تبدیل به فیلم ندارند؟ این مبحث در کلاس‌های میرصادقی مطرح بوده و مقوله‌ای است مربوط به نثر. وی افزود: آثار کلاسیک ما اغلب نثر توضیحی و توصیفی داشتند و این نوع نثر جایگاه زیادی برای تبدیل به فیلم ندارد به این دلیل که مرتب در این نوع آثار گفتار داریم و هیچگونه آیکون نمایشی وجود ندارد. در تعاریفی که از داستان کوتاه شده از زمان ادگار آلن پو  تا به الان و تغییراتی که در نثر داستان‌نویسی ایجاد شده، نثر امروز نثر بازگویی و بازنمایی است. حال نثرهایی که بازنمایی می‌کنند آیکون‌های نمایشی زیادی دارند؛ یعنی معادل‌های تصویری دارند. میرصادقی در کلاس‌هایش بر عناصر داستان تکیه دارد و اسرار می‌کند استعداد خیلی نمی‌تواند عامل پیش‌برنده نویسنده باشد. این نویسنده همچنین بیان کرد: این عناصر برای یک فیلمساز نیز می‌تواند مفید باشد و برای اقتباس از آن‌ها استفاده کند، ازجمله عناصری که میرصادقی روی آن تاکید دارد حقیقت‌مانندی، درونمایه، پیرنگ زاویه دید است. او معتقد است که باید از خود و تجربیات زیسته خود نوشت و کسی که چنین می‌نویسد اثرش ایرانی است و می‌تواند جهانی شود زیرا نگاه جهان به داستان‌های بومی است. اولین داستانم واسطه‌ای برای ازدواج شد جواد عاطفه متن لوح تقدیر اهدایی به جمال میرصادقی را خواند و آسیه جوادی، علی اکبری و فرج‌الله رجبی روی صحنه آمدند تا جوایز این استاد ادبیات را اهدا کنند. پس از آن جمال میرصادقی با اشاره به این که این جلسه یادآور خوابی است برای او اظهار کرد: اولین بار داستان من در مجله سخن منتشر شد، با یکی از دوستان رفته بودیم کفش بخریم، موقع برگشت مجله‌ را خرید و گفت بیا که داستانت چاپ شد و من بدو و او بدو تا رسید به جایی که دبیرستان بود و دخترخانم‌ها تازه از مدرسه آزاد شده بودند؛ داد زد گفت خانم‌ها بیایید یکی از مشاهیر آینده آمده؛ همه سوار ماشین شدند و رفتند. چند وقت بعد خواب دیدم که در چنین جلسه‌ای هستم و از من تجلیل می‌کنند بعد یکی آمد و گفت جلسه برای تو نیست مرا بیرون کرد. وی همچنین گفت: فکر می‌کردم داستانم چاپ شده پس همه مرا می‌شناسند ولی هیچکس اعتنا نمی‌کرد. روزی در دانشگاه روی سکو نشسته بودم و همشاگردی ما همین خانومی که اسمش اینجاست (میمنت ذوالقدر)، داشت رد می‌شد؛ گفتم شما داستان من را خوانده‌ای، گفت نه می‌خرم و می‌خوانم، گفتم نه من مجله دارم و می‌آورم، مجله را بردم و واسطه شد، ادامه پیدا کرد و ازدواج کردیم.   بهرام صادقی و تقی مدرسی به راه‌های دیگری رفتند محمد قاسم‌زاده در پایان این شب درباره جمال میرصادقی گفت: می‌خواهم به چند ویژگی این نویسنده اشاره کنم، نویسنده باید در زندگی‌اش نویسنده تمام وقت باشد و از زمانی که میرصادقی شروع به نوشتن کرد تمام‌ زندگی‌اش در داستان خلاصه شده. او نویسنده‌ای است که دچار اعوجاج نشده و مطابق مد روز داستان نمی‌نویسد بلکه مطابق ذهنیت خود داستان می‌نویسد و شیوه‌اش را به این دلیل که امروزه داستانی پسندیده می‌شود تغییر نمی‌دهد. وی ضمن اشاره به این که در دهه سی زمانی که میرصادقی شروع به نوشتن کرد همزمان این پنج نفر غلامحسین ساعدی، احمد محمود، جمال میرصادقی، تقی مدرسی و بهرام صادقی شروع به کار کردند اظهار کرد: بهرام صادیقی و تقی مدرسی کم کارند هر دو به راه‌های دیگری رفتند و نویسنده تمام وقت نبودند. ساعدی، محمود و میرصادقی نویسندگان پرکاری هستند که متاسفانه دونفرشان در بین ما نیستند، اما هر سه تمام وقت به داستان فکر می‌کردند. ساعدی و محمود تا آخرین روزهای زندگی خود می‌نوشتند این درسی است برای نویسندگان ما که نویسنده پاره وقت نداریم. محمد قاسم‌زاده در پایان گفت: ویژگی دیگر جمال میرصادقی که ساعدی و احمد محمود نداشتند این بود که شروع کرد به آموزش تکنیک‌های داستان‌نویسی. اساتید داستان نویسی یک راه کجی را بنا نهادند که جمال میرصادقی به آن راه نرفت؛ آن راه هم تلقین به شاگردان است که شبیه من بنویسد. خوشبختانه او این ویژگی را ندارد و پر بال شاگردان را باز می‌گذارد. ]]> هنر Wed, 13 Nov 2019 07:26:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283250/جمال-میرصادقی-همانند-ساعدی-احمد-محمود-نویسنده-ای-تمام-وقت شب کتاب و سینما با تقدیر از میمنت ذوالقدر و جمال میرصادقی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283193/شب-کتاب-سینما-تقدیر-میمنت-ذوالقدر-جمال-میرصادقی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران؛ در «شب کتاب و سینما» از میمنت ذوالقدر و جمال میرصادقی به پاس نیم قرن تلاش در حوزه ادبیات داستانی با تقدیم کتاب «این سو واقعیت، آن سو خیال» گردآوری شده توسط محمد قاسم‌زاده، تقدیر می‌شود. همچنین از تازه‌های نشر انجمن سینمای جوانان ایران رونمایی خواهد شد.   بر اساس این گزارش، در چهارمین روز از برگزاری سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از کتاب‌های «این سو واقعیت، آن سو خیال» گرد‌آوری‌شده توسط محمد قاسم‌زاده، «داستان‌گویی در فیلم کوتاه» نوشته سعید عقیقی، «فرصت‌الدوله شیرازی» به قلم محمدحسین صالحی به همراه مستند «آثار عجم» رونمایی می‌شود. همچنین مجموعه سه جلدی «چشمه‌ها و چشم‌ها»، «باغ بی‌کران» و «همیشه بهار» به کوشش مهدی فرودگاهی پس از 10 سال بازنشر شده است.    در این مراسم که در سالن شماره 5 برگزار می‌شود تعدادی از نویسندگان و فرهیختگان حضور خواهند داشت.   سی‌و‌ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از 18 تا 24 آبان‌ماه در حال برگزاری است. ]]> هنر Tue, 12 Nov 2019 10:18:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283193/شب-کتاب-سینما-تقدیر-میمنت-ذوالقدر-جمال-میرصادقی-برگزار-می-شود تحولات در نگارگری روند تغيير در نقاشی ايرانی را تسريع کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283091/تحولات-نگارگری-روند-تغيير-نقاشی-ايرانی-تسريع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با شنیدن واژه تصویرسازی ذهنمان سمت کتاب‌های کودک می‌رود و تصاویری که در این آثار مشاهده می‌شود، اگر به کتاب‌های پیشینیان‌مان مانند «شاهنامه» نگاهی کنیم متوجه می‌شویم که این هنر صرفا در کتاب‌های کودک استفاده نمی‌شود؛ درواقع تصویرسازی توضیح بصری متن بوده و صرفا در کتاب کاربرد ندارد و شامل طیف گسترده‌ای از محصولات تصویری می‌شود که تصویرگران برای کتاب، مطبوعات، تبلیغات و نیز در زمینه‌های آموزشی و بازی‌های رایانه‌ای تولید می‌کنند. تصویرسازی یکی از زیرشاخه‌های هنرهای تجسمی به شمار می‌رود و از دیرباز مورد استفاده بوده و کتاب‌هایی نیز در این زمینه نوشته شده است، از جمله این کتاب‌ها که به تازگی منتشر شده کتاب «تصویرسازی» است. نویسنده در ابتدای کتاب از تاریخچه تصویر‌سازی می‌گوید و از نقاشی‌هایی که در اوایل دهه 90 میلادی در غارهای فرانسه به جا مانده است و تاریخ واقعی پیدایش این هنر را با متن می‌داند. زمانی که بیشتر آثار ادبی چه آن‌هایی که روی پوست بوده و چه آن‌هایی که روی کاغذ نگاشته می‌شد با تصویر همراه بود؛ همچنین از تاریخ این هنر در غرب می‌گوید تا به ایران می‌رسد. در ایران قدیمی‌ترین تصویرسازی‌ها را متعلق به دورانی می‌داند که صحنه شکار و رزم را روی دیوار غارها ثبت می‌کردند و قدیمی‌ترین کتاب مصور فارسی را نسخه‌ای از قابوس‌نامه عنصرالمعالی معرفی می‌کند که مربوط به قرن پنجم هجری است. از دیگر مواردی که در این کتاب به آن اشاره شده است طراحی در تصویرسازی است و نویسنده بحث خود را از طراحی شخصیت‌ها آغاز کرده و درباره شخصیت‌پردازی با سایه، طراحی، مکان، فضا و کمیک استریپ گفته و موضوع را با صفحه‌آرایی به پایان رسانده است. نویسنده همچنین از تاثیر شاعرانی چون نظامی، سعدی، عطار، سنایی،‌ مولوی، خیام و حافظ بر تصویر گران سخن می‌گوید که با الهام از اشعار این‌ها آثارشان را خلق می‌کردند. با فریده جلال‌کمالی مولف کتاب «تصویرسازی» از مجموعه مبادی مباحث کارشناسی طراحی گرافیک در ارتباط تصویریگفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.     اگر ممکن است کمی درباره این صحبت کنید که دلیل‌تان برای نگارش این کتاب چه بود؟ آیا کتاب‌هایی با این موضوع در ایران داریم؟ کتاب «تصویرسازی» برای مجموعه‌ای با عنوان «مبادی مباحث کارشناسی طراحی گرافیک در ارتباط تصویری» به نگارش درآمده است. همانطور که از اسم این مجموعه می‌توانید استنباط کنید این کتاب‌ به نوعی درسی محسوب می‌شود، و می‌بایست، در عین جامع بودن مختصر و مفید نیز باشد که بتواند مورد استفاده دانشجویان و نیز هنرجویان رشته گرافیک یا ارتباط تصویری قرار گیرد. تمرین‌ها و ساختار کلی کتاب شباهت به سایر کتاب‌های این مجموعه دارد و مبتنی بر مباحث درسی است که نویسنده در کلاس‌های درسی آموزش عالی چند سال تدریس می‌کرده است. همانطور که می‌دانید برای عموم واحد‌های درسی دانشگاهی و نیز هنرستانی کتاب‌های رسمی درسی وجود ندارد و دانشجویان بیشتر از مباحثی که معلمین به صورت شفاهی در کلاس‌ها بیان می‌کنند، و به ندرت جزواتی به آن‌ها ارائه می‌شود استفاده می‌کنند. از  این‌رو با توجه به ساختار کلی محتوایی کتاب و تمرین‌هایی که در آن ارائه شده است، این کتاب در عین حال که می‌تواند مستقیم مورد استفاده قرار گیرد نیز می‌تواند راه‌گشا یا منبع الهامی باشد برای مدرسین تا بر اساس آن مباحث مورد نیاز هنرجویان را بر حسب اولویت‌ها، یا مثال‌های ویژه‌ای که خود تشخیص می‌دهند تنظیم و به کلاس‌هایشان ارائه دهند. کتاب‌های تصویرگری در ایران بسیار محدود است. به گمانم با توجه به این که پایان هر فصل تمرین‌هایی را تدوین کرده‌اید کتاب برای استفاده دانشجویان است. آیا در حال حاضر در دانشگاهی تدریس می‌شود؟ همان طور که گفته شد تمرین‌ها و ساختار کلی کتاب مبتنی بر مباحث درسی است که نویسنده در کلاس‌های درسی یکی از مراکز آموزش عالی چند سال تدریس کرده است و می‌تواند مورد استفاده دانشجویان و نیز هنرجویان رشته ارتباط تصویری و تصویرسازی قرار گیرد. بنا داریم با معرفی مجموعه به مراکز آموزشی در جهت آموزش از آن استفاده شود. هم اکنون سری این مجموعه در کتابخانه دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران در اختیار استادان و دانشجویان قرار دارد.   به نظرم در این کتاب به طور مختصر به مواردی اشاره کردید، آیا این کتاب تمام اطلاعات مورد نیاز دانشجویان را برطرف می‌کند؟ همانطور که گفته شد نوع این کتاب درسی است و می‌بایست با ترتیبی به نگارش درمی‌آمد که جامع مختصر و مفید برای دانشجویان یا هنرجویان رشته گرافیک باشد. از این جهت بسیاری از جزئیات لازم برای مبحث تصویرسازی در این کتاب نیامده است. به نظر شما تصویرگران ذائقه مخاطب را می‌سازند یا علاقه مخاطبان است که به کار تصویرگران جهت می‌دهد؟ برای تولید و خلق اثر تصویری این که فرد صرفا استعداد داشته باشد کافی است؟ اگر بخواهم پاسخ شما را در این زمینه به اختصار بگویم: تصویرگر و مخاطب دو گروه کاملا جدا از یکدیگر نیستند، تصویرگر به ضرورت از زبان و بیان مخاطب تاثیر می‌گیرد، تا در اساس بتواند با او ارتباط برقرار سازد، و به همین صورت مخاطب نیز تا حدود از پیش با زبان تصویری مورد استفاده تصویرگر آشناست، با بودن این شرایط این دو می‌توانند با یکدیگر ارتباط پیدا کنند. کیفیت این اشتراک زبانی با شرایط فرهنگی و بومی هر کشور تغییر می‌کند، و تصویرگر و مخاطب نیز همراه با آن شکل می‌گیرند. در واقع هردو طرف به یکدیگر جهت می‌دهند و رابطه تصویرگر و مخاطب رابطه‌ای دو طرفه و تعاملی است. اگر مایل باشید کمی وارد فضای کتاب شویم، در قسمتی از تاریخچه کتاب مطرح کردید که آغاز تصویرسازی از همان تصویرهای روی دیوار غارها است؛ درباره گرافیک نیز چنین چیزی گفته می‌شود؛ از این مورد می‌توان به ارتباط بین این دو هنر رسید؟ یا بهتر است سوالم را این گونه مطرح کنم که چه ارتباطی بین تصویرسازی و گرافیک وجود دارد؟ گرافیک و تصویر‌گری خاستگاه مشترکی دارند و یک هدف را دنبال می‌کنند. کمی درباره تاریخ این هنر صحبت کنیم. مبدا تصویرسازی از کجاست و از چه زمانی وارد ایران شده است؟ همانطور که در تاریخچه این کتاب به اختصار بیان شده است شاید بتوان گفت تصاویر روی دیواره غارها و روی سفال‌ها و ظروف به دست آمده از انسان در دوران‌ کهن آغازی است بر تصویرگری آنجا که انسان غارنشین باورهای ذهنی و خواست‌های خود را در قالب نقوشی بسیار ساده و نمادین بر دیواره غارها ترسیم نموده‌اند. که این نقوش بر دیواره غارهای منطقه لرستان و روی سفال‌های تپه سیلک کاشان و تپه حصار دامغان و شوش قابل استناد است.   در بخش دیگری از کتاب بیان کردید که از دوران صفوی روند جدایی نقاشی از ادبیات بیشتر شد، تفکیک این دو از یکدیگر چه معایب و مزایایی داشت؟ آیا همچنان نقاشی و ادبیات از یکدیگر جدا هستند؟ بلی همان طور که به اختصار بیان شده است دوران صفوي همزمان با حکومت شاه اسماعيل صفوي در ایران به لحاظ تحولات مهم سياسي و اجتماعي صفوی نقطه عطفي محسوب مي‌شود و با تحولات خاصی رو به رو می‌شویم. نقاشی یا نگارگري صفويه نيز مانند ساير شاخه‌هاي هنري از اين تاثير مستثنی نبود و شاید بيش از شاخه‌هاي ديگر بتوان نشانه‌هاي تحولات اجتماعي را در آن مشاهده کرد. يکي از این تحولات قابل توجه را می‌توان گسترش رابطه با اروپاييان ذکر کرد که نمود آن بيش از هر پديده هنري در نگارگري قابل مشاهده است. در این دوران ارتباط مستقيم با اروپايياني که به ايران مي‌آمدند را شاهد هستیم که با خود آثار هنري وارداتي از اروپا می‌آوردند و هنرمندان اروپايي ساکن در ايران نیز همگي زمينه شکل‌گيري سبک جديد و تحولاتی در نقاشي ايراني را فراهم آوردند. علاوه بر این تحولات در خود نگارگري نيز، همچون مستقل شدن نقاشي از کتابت و واقع گرايي، روند تغيير در نقاشي ايراني را تسريع و در واقع، تغييرات ايجاد شده در نگارگري صفوي دو روند بودند که اولي مربوط به خود نگارگری و دروني و سير کند و طبيعي تحول نگارگري ايران و ديگري سريع و  تحت تاثير هنر اروپاييان شکل گرفت. شاید بتوان از مزایای این امر و مستقل شدن نگارگری از کتابت به ایجاد موضوعات و سبک های جدید در نقاشی ایرانی اشاره کرد. با رجوع به کتب تاریخی مشاهده می کنیم که عده‌ای این تغییر را نشانه انحطاط نقاشی دوران صفویه می‌دانند و عده‌ای نیز آن را راهگشای نوآوری‌ها در نقاشی ایران به حساب آورده‌اند و عامل اصلی این تحول را نیز خارج شدن نقاشی از انحصار دربار و به وجود آمدن حامیان جدید(بازرگانان و ...)، با قدرت کمتر و البته سلیقه‌های متنوع‌تر عنوان کرد. از آن جايی که حامیان جدید، امکان تامین هزینه سنگین نسخه‌های مصور را نداشتند، به سفارش تک نگاره‌ها روی می‌آوردند و مهم‌ترین موضوعات این تغییر و تحولات روی آوردن هنرمندان به تک چهره‌نگاری است. بیشترین میزان نقاشی ایرانی معروف به مینیاتور برای تصویرگری و کتاب و ادبیات فارسی بوده و از سده های 4 و 5 در کتاب‌های مختلف مشاهده می‌کنیم. می‌توان در کتیبه‌های تصویری و روایتگری نیز دید. در حال حاضر از اواسط دوره قاجار با مشاهده آثار نقاشان غربی و با روند کامل استقلال تصویرگری رو به رو هستیم و بخش‌هایی از تصویرگری به صورت تابلوهای نقاشی رشد و توسعه یافته‌اند.   در پایان اگر حرفی درباره تصویرسازی و این کتاب مانده بفرمایید. قطعا پرداختن به مباحث تصویرگری و به خصوص با رویکرد آموزشی نیازمند صرف وقت و پرداختن به مباحث ریز تر و جزئیات بیشتر است که بتوان به نیازهای بیشتری از علاقمندان و دانشجویان این رشته پرداخت. تا جایی که می‌توان هر بخش از این کتاب را به صورت یک کتاب مستقل و با بیان جزئیات بیشتر جمع آوری و تدوین کرد که در اهداف این مجموعه قرار نمی‌گیرد.   انتشارات فاطمی کتاب «مبادی مباحث کارشناسی طراحی گرافیک در ارتباط تصویری تصویرسازی» اثر فریده جلال‌کمالی را با شمارگان 1000 نسخه،‌ در 140 صفحه و با قیمت 43000 تومان منتشر کرده است.     ]]> هنر Mon, 11 Nov 2019 05:35:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283091/تحولات-نگارگری-روند-تغيير-نقاشی-ايرانی-تسريع «سپرده به زمین» روایت سینمایی تینا پاکروان از داستان بیژن نجدی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/283082/سپرده-زمین-روایت-سینمایی-تینا-پاکروان-داستان-بیژن-نجدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) معصومه صالح‌بیگی کارگردان فیلم 10دقیقه‌ای «سپرده به زمین» است. او فیلمش را بر اساس داستان کوتاهی با همین نام اثر بیژن نجدی ساخته است. این فیلم یکی دیگر از آثار داستانی حاضر در بخش «کتاب-سینما»ی سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران است؛‌ که در روز چهارشنبه 22 آبان، سانس اول 16- 14:30 در سالن یک به نمایش در می‌آید. معصومه صالح‌بیگی درباره اینکه چرا سراغ داستان کوتاهی از بیژن نجدی برای ساخت فیلم رفته است گفت: فیلمنامه فیلم «سپرده به زمین» را تینا پاکروان بر اساس داستان کوتاهی با همین نام از بیژن نجدی نوشته است. گویی با این داستان چیزی از درون من بیرون می‌آید که سبب شد آن را انتخاب کنم. کاراکتر داستان پیر بود و حال من جوانم؛ یعنی با این داستان همذات‌پنداری می‌کنم. من فیلمنامه‌ای می‌خواستم و پاکروان این اثر را به من پیشنهاد داد. وی افزود: اکثر داستان‌های بیژن نجدی به فیلم تبدیل شده‌اند حال من این اثر را انتخاب کردم. همه داستان‌های نجدی تاثیرگذار است و هر کدام از آثار او را بخوانید گرایش خاصی به آن متن و اثر پیدا می‌کنید. من با توجه به درونیات خودم این داستان را انتخاب کردم زیرا کمی شبیه من بود.   این کارگردان در پاسخ به این سوال که آیا اولین بار است سراغ ساخت فیلمی اقتباسی می‌روید گفت: فیلم دوم من نیز برداشتی از کتاب «چهار چهارشنبه و یک کلاه‌گیس» اثر بهاره رهنما بود که خود او سفارش ساخت این فیلم را به من داد. ولی فیلمی که به صورت جدی اقتباسی باشد «سپرده به زمین» است. او در پاسخ به این سوال که آیا دوباره سراغ ساخت اثری اقتباسی می‌رود بیان کرد: به دلایل شخصی که نمی‌توانم عنوان کنم قطعا دیگر سراغ اقتباس نخواهم رفت و این فیلم را به این دلیل ساختم که متن زیبایی داشت و به خودم شبیه بود. حتما در آینده فیلمنامه اصلی خواهم داشت که به زودی وارد پیش تولید می‌شود.     صحنه‌ای از فیلم این فیلمساز درباره فضای فیلم «سپرده به زمین» اظهار کرد: داستان فیلم درباره پیرزن و پیرمردی است که سال‌هاست بچه دار نمی‌شوند و سردی و رنگ بو نداشتن زندگیشان به خاطر نداشتن فرزند است. وی در ادامه افزود: روزی در دهکده‌ای که آن‌ها زندگی می‌کنند اتفاقی می‌افتد و با سر وصدایی که بلند می‌شود بیرون می‌آیند، با جمعیت همراه می‌شوند و می‌بینند که جنازه یک بچه پیدا شده است. در پی اقوام این کودک‌اند که متوجه می‌شوند کسی را ندارد؛ جنازه بچه را به کلانتری و بیمارستان می‌برند و می‌گویند که نمی‌توان جسد بچه را زیاد نگه داشت و در نهایت او را دفن می‌کنند. بعد از خاکسپاری کودک، این پیرمرد و پیر زن سر خاک بچه رفته و می‌گویند بالاخره صاحب فرزند شدیم، یعنی حتی حاضر بودند سر قبر کسی که مرده بگریند ولی فقط بچه داشته باشند و همین امر یک امیدی در دل آن‌ها ایجاد کرد و حالشان خوب شد. همین خوب بودنشان بسیار دردناک است.   ]]> هنر Mon, 11 Nov 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/283082/سپرده-زمین-روایت-سینمایی-تینا-پاکروان-داستان-بیژن-نجدی فیلمسازان عادت کرده‌اند بر اساس فیلم دیدن فیلم بسازند نه کتاب‌خواندن http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/283009/فیلمسازان-عادت-کرده-اند-اساس-فیلم-دیدن-بسازند-نه-کتاب-خواندن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلم «انقضا» یکی از فیلم‌های داستانی حاضر در بخش «کتاب-سینما»ی سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران است؛‌ این فیلم 15 دقیقه‌ای بر اساس داستان کوتاه «غایب» اثر محمد کشاورز ساخته شده که سیدوحید طباطبائیان نویسندگی و کارگردانی این فیلم را برعهده داشته است. سید وحید طباطبائی درباره ایده اقتباس از داستان «غایب» به ایبنا گفت: من این داستان را نزدیک به شش سال پیش در مراسمی که چندتا از داستان‌های کشاورز  نقد و بررسی می‌شد خواندم؛ و حس کردم مقداری به آن اجحاف شد، یعنی در نقد و بررسی به خوبی به این اثر پرداخته نشد. سال‌ها بعد از این ماجرا در دانشگاه بحثی پیش آمد در خصوص وضعیت زنان و آینده زنان که من را یاد این داستان کشاورز انداخت و این که تا چه اندازه به این محتوا نزدیک است همین امر باعث شد که دوباره سراغ داستان «غایب» رفتم و بدین شکل هسته اصلی ایده شکل‌گیری فیلم بر اساس این داستان شکل گرفت. وی درباره فیلم «انقضا»‌ گفت: داستان درباره خانمی است که تمام عمر و زندگی خود را پای نظم خانه و بزرگ کردن کودکان گذاشته است؛‌ تا حدودی اهداف شخصی نداشته و شاید از آن چشم‌پوشی کرده است و در لحظه‌ای از زندگی متوجه می‌شود و به کشف و شهود می‌رسد که چقدر اشتباه کرده و تا چه اندازه آمال و آرزوهای خود را نادیده گرفته است. و اینجا فرو می‌ریزد. به نظرم داستان کشاورز حساس و تاثیرگذار بود. هسته اصلی همان بود ولی با اندک تغییر و اضافه کردن چیزهایی به فضای داستان فیلم ساخته شد. حس کردم این داستان شبیه مادران و همسران ماست که اصلا به خود فکر نمی‌کنند؛ شاید خیلی‌های دیگر که در زندگی هدفی ندارند و وقتی انسان هدف نداشته باشد به آدم زنده شباهتی ندارد. این کارگردان درباره تجربه قبلی خود در خصوص ساخت فیلم اقتباسی بیان کرد: این کار دوم اقتباسی من است. کار قبلی را بر اساس داستان بسیار کوتاه و یک پاراگرافی از علی روات‌زاده ساختم که آن هم به نظرم داستان بسیار قوی‌ای بود. این یک پاراگراف لایه‌های محتوایی داشت و که بر اساس آن فیلم «عامو قلی» را کار کردم. طباطبائیان در پاسخ به این سوال که آیا در فیلم‌های بعدی خود سراغ اقتباس می‌رود اظهار کرد: بستگی دارد. پیش از این به دلیل معلم بودنم، بی‌واسطه با بچه‌ها در تماس بودم و دغدغه‌هایشان را می‌دانستم؛ خیلی از کارهایم درباره بچه‌ها بود، و وقتی که به تدریس دانشگاه رسیدم متوجه شدم این دغدغه‌ها تا حدودی شبیه به هم است. گاهی فیلمساز سوژه خود را در زندگی روزمره و زمانی نیز انسان دغدغه خود را در یک داستان پیدا می‌کند. اگر باز هم داستان‌هایی باشند که بتوانند حرف دلم را بزنند چرا که نه ممکن است باز هم سراغ اقتباس بروم. این کارگردان در پاسخ به این سوال که چرا تا این اندازه اقتباس در فیلمسازی کم شده یا کارگردان‌ها کمتر سراغ اثری برای اقتباس می‌روند بیان کرد: پایه سینمای داستانی، ادبیات داستانی است و این اصلا انکارناپذیر است؛ اما فکر کنم به دلیل فاصله گرفتن اجتماع از کتاب این امر رخ داده است؛ ما می‌دانیم واقعا خواندن کتاب در جامعه ما کم شده و نرخ مطالعه ما نسبت به مردم جهان پایین است، همچنین نسبت به وضعیت کتابخوانی خودمان در گذشته نیز پایین است. او در ادامه افزود: اخیرا مطالعه در جامعه ما فقط محدود به فضای مجازی شده است و سهل‌الهضم شده‌ایم. یعنی می‌خواهیم هر چیزی را خیلی راحت با یک نگاه در فضای مجازی دریافت کنیم و حوصله خواندن نداریم، درصورتی که واقعا عمقی که کتاب و مطالعه آن به دیدگاه انسان می‌بخشد متفاوت است. در بین فیلمسازان و هنرمندان حتی لایه‌های روشنفکر که باید با کتاب در ارتباط باشند یک کاهشی در کتابخوانی شاهد هستیم. بچه‌های فیلمساز نیز عادت کردند فیلم ببینند و بر اساس فیلم دیدن فیلم بسازند و این که با فیلم‌ دیدن فیلم بسازیم و داستان‌ها را از فیلم‌ها بگیریم و بخوانیم آفتی است که فوق‌العاده می‌تواند تاثیر منفی روی انواع ابعاد زندگی‌مان از جمله هنر بگذارد. سید وحید طباطبائیان در پایان گفت: امیدوارم بخش «کتاب و سینما» ماندگار باشد زیرا می‌تواند فیلمسازان جوان را با ادبیات پیوند بزند؛ به ویژه با ادبیات داستانی خودمان که ادبیاتی غنی است و گمان می‌کنم مغفول مانده است. این یک قدم مثبت است که می‌تواند در ترویج کتاب و کتابخوانی کمک کند. ]]> هنر Sun, 10 Nov 2019 08:11:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/283009/فیلمسازان-عادت-کرده-اند-اساس-فیلم-دیدن-بسازند-نه-کتاب-خواندن نمایشگاهی برای چهاردهمین سالگرد مرتضی ممیز http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283048/نمایشگاهی-چهاردهمین-سالگرد-مرتضی-ممیز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به مناسبت چهاردهمین سالگرد مرتضی ممیز، هنرمند گرافیست روز جمعه (۲۴ آبان ماه) نمایشگاهی از گزیده‌هایی از پوسترهای این هنرمند فقید در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.   در این نمایشگاه همچنین آثاری از جیانپینگ هه، طراح گرافیک از کشور آلمان نیز ارائه می‌شود. در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه این هنرمند آلمانی سخنرانی خواهد کرد.   نمایشگاه چهاردهمین سالگرد زنده‌یاد مرتضی ممیز از ۲۴ آبان تا ۵ آذر ماه برقرار است. مرتضی ممیز متولد ۴ شهریور ۱۳۱۵ بود و در تهران چشم به جهان گشود؛ او طراح گرافیک، تصویرگر، استاد دانشگاه بود. ممیز در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و سه سال بعد گواهینامهٔ طراحی غرفه و ویترین و معماری خود را از مدرسه عالی هنرهای تزیینی پاریس دریافت کرد. او در سال‌های پایانی عمر خویش با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد و از ۲۳ آبان‌ماه ۱۳۸۴ برای تازه‌ترین دور شیمی‌درمانی، در بیمارستان آبان تهران بستری شده بود که چند روز بعد حالش رو به وخامت نهاد و در ۶۹ سالگی روز شنبه پنجم آذر ماه ۱۳۸۴ درگذشت. پیکر مرتضی ممیز، هفتم آذرماه، تشییع و در باغبان‌کلا، واقع در کردان کرج، به‌خاک سپرده شد. ]]> هنر Sun, 10 Nov 2019 05:57:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283048/نمایشگاهی-چهاردهمین-سالگرد-مرتضی-ممیز دومین جلد رمان گرافیکی «ارشیا» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282931/دومین-جلد-رمان-گرافیکی-ارشیا-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی استودیو هورخش، دومین جلد رمان گرافیکی «ارشیا» از سری رمان‌های مصور انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» با حضور اشکان رهگذر، نویسنده و کارگردان، امید ابراهیم، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و رسول رضایی‌جو، طراح و تصویرگر در گالری عمارت روشنان (واقع در اندرزگو) رونمایی شد. این مراسم با صحبت‌های اشکان رهگذر، کارگردان انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» و نویسنده مجموعه رمان‌های گرافیکی «جمشید» و «ارشیا» آغاز شد. رهگذر با تشکر از تیم استودیو هورخش برای پدیدآوردن این رمان‌های گرافیکی گفت: ارشیا شخصیتی است که طی نگارش فیلمنامه انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» شکل گرفت. این شخصیت در شاهنامه وجود ندارد ولی برای تبدیل قصه‌ ضحاک، فریدون و کاوه آهنگر به فیلمنامه نیاز به شخصیت مکملی داشتیم که منجر به شکل‌گیری شخصیت «ارشیا» شد. او ادامه داد: روایت قصه زندگی ارشیا در رمان‌های گرافیکی «ارشیا» هم بهانه‌ای شد تا داستان زندگی تهمورث، پدر جمشید را روایت کنیم. در واقع ارشیا نقطه‌ای‌ است که این داستان‌ها را به هم متصل می‌کند. رهگذر با اشاره به انتقادهایی که از تغییر شاهنامه در این آثار می‌شود بیان کرد: بسیاری از ما می‌پرسند که چرا اسطوره‌ها را تغییر دادید و به اصل متن وفادار نماندید؟! واقعیت این است که اسطوره‌های ما در ادبیات متبلور می‌شوند، شاهنامه از طریق شعر مطرح می‌شود و این مدیا قابل بازگویی به همین شکل در سینما نیست. البته که خود فردوسی هم هنگام نگارش شاهنامه مجبور شده است دخل و تصرفی در قصه‌ها داشته باشد تا در قالب شعر بیان شوند. نویسنده رمان گرافیکی «ارشیا» تاکید کرد: اگر ما بخواهیم برای نوجوانان و جوانان امروزی که بازی‌های روز دنیا را بازی می‌کنند و فیلم‌ها و انیمیشن‌های روز دنیا را تماشا می‌کنند، شاهنامه را عین به عین نقل کنیم آن‌قدر جذاب و خواندنی نخواهد بود. بنابراین مجبور هستیم این اساطیر را با نیاز امروز به‌روز کنیم تا بتوانیم با مخاطبان ارتباط برقرار کنیم. رهگذر با خوانش بخشی از «دیباچه نوین شاهنامه» ـ نوشته بهرام بیضایی ـ گفت: بخش‌هایی از این فیلمنامه که استاد بیضایی درباره مرگ فردوسی نوشته است، شبیه وضعیت امروز جامعه ماست. این فیلمنامه درباره افرادی‌ است که بر سر مزار فردوسی ایستاده‌اند و اجازه تشییع پیکر او را نمی‌دهند. او افزود: انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» و دو مجموعه رمان گرافیکی «جمشید» و «ارشیا» ادای دین من به این اثر بزرگ فردوسی است و دومین جلد از رمان گرافیکی «ارشیا» آخرین حضور من در پروژه «آخرین داستان» است. حتی اگر بخواهم باز هم درباره شاهنامه کاری انجام دهم در بستر دیگری خواهد بود. البته کارهای دیگری در بستر «آخرین داستان» در استودیو هورخش در حال تولید است که من نویسنده آن نیستم. رهگذر با دعوت از امید ابراهیم، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اظهار کرد: استاد ابراهیم، در دوره کارشناسی ارشد استاد من بودند و جرقه انتشار کمیک و رمان‌های گرافیکی در استودیو هورخش از کلاسی که با ایشان داشتم زده شد. استاد بسیار مرا تشویق می‌کردند و خودشان از علاقه‌مندان پیگیر رمان‌های گرافیکی و کمیک هستند. ابراهیم با اشاره به تقسیم‌بندی‌های هنر در اوایل قرن نوزدهم گفت: در آن زمان هنر به پنج دسته معماری، مجسمه‌سازی، نقاشی، موسیقی و شعر تقسیم می‌شد، اما طی سال‌ها با توجه به تغییر زیباشناسی هنر معاصر این دسته‌بندی تغییراتی کرد. هنرهای نمایشی، سینما و هنرهای بصری هم به این دسته‌بندی اضافه شدند و در ادامه «داستان مصور» به عنوان هنر نهم به عنوان آخرین رشته هنری به این تقسیم‌بندی‌ها اضافه شد. او با بیان این‌که وارد شدن کمیک به هنر کار آسانی نبود در اینباره توضیح داد: کمیک به عنوان نوعی از ادبیات سبک‌سرانه شناخته می‌شد. ولی منتشر شدن کمیک موفقی همچون «تن تن» که به بیش از ۵۰ زبان ترجمه شده و انتشار مانگا و زیر شاخه‌های آن در ژاپن، شرایطی فراهم کرد که کمیک وارد رشته هنر شود و حتی امروز در دانشگاه‌ها تدریس شود. ابراهیم درباره رویکرد ایرانیان نسبت به کمیک گفت: ایرانیان عاشق روایت هستند، شاهنامه یکی از کتاب‌هایی است که این موضوع را نشان می‌دهد. ولی در رابطه با کمیک، در دوران زندیه مدلی از کارت پستال درست می‌شد که معلم مکتب‌خانه آن را به همراه متنی به بچه‌ها می‌داد. تولید این کارت پستال‌ها در اواسط قاجار متوقف شد. ولی بعد از آن هنری پدیدار شد که بیشتر به روایت تصویری شبیه بود، هنر قهوه‌خانه که داستان‌ها را از روی پرده می‌خواندند. این استاد دانشگاه تاکید کرد: از سال ۱۳۷۲ که عضو هیات علمی دانشگاه آزاد هنر هستم، سعی کردم توجه به کمیک را در ذهن دانشجویان بازسازی کنم. چون به نظر می‌رسد تصویرگر ایرانی علاقه‌ به روایت تک صفحه‌ای دارد. او ادامه داد: چه پیش از انقلاب، چه بعد از انقلاب ما اثر جدی در زمینه کمیک نداشتیم. هنوز هم ناشران کمیک را گونه‌ای سبک‌سرانه می‌بینند. طراحان بیشتر به سمت کارتون و طنز می‌روند. بنابراین کاری که امروز استودیو هورخش انجام می‌دهد، یکی از آرزوهای جوانی خودم بود که امیدوارم ادامه پیدا کند. در معرفی رمان گرافیکی «ارشیا» عنوان شده است: این رمان برگرفته از شخصیت ارشیا، وزیر دربار جمشید شاه است که قصه دوران نوجوانی این شخصیت را روایت می‌کند. شخصیتی که پرویز پرستویی صداپیشگی آن را در انیمیشن «آخرین داستان» بر عهده دارد. این انیمیشن که تاکنون موفق به دریافت ۱۱ عنوان جایزه ملی و بین‌المللی شده است به‌تازگی در فهرست جایزه آکادمی اسکار قرارگرفته است. مجموعه رمان گرافیکی «ارشیا» توسط استودیو هورخش که پیش‌ از این مجموعه رمان‌های مصور «جمشید» را در چهار جلد منتشر کرده به چاپ رسیده است. این رمان با ویراستاری زهرا نجفی، حضور کیان کهرم به‌عنوان مشاور باستان‌شناسی، طراحی جلد، استوری برد، طراحی و رنگ رسول رضایی‌جو، طراحی گرافیکی ملیحه بیدکی فلیان، مدیریت تولید علی قربانی و مدیران اجرایی آرمان رهگذر، نفیسه مقدم‌پور و تارا صدیقی صورت پذیرفته است. رمان مصور «ارشیا» در دو جلد طراحی‌ شده که نخستین جلد آن در اسفندماه سال گذشته رونمایی شد. ]]> هنر Wed, 06 Nov 2019 10:47:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282931/دومین-جلد-رمان-گرافیکی-ارشیا-رونمایی گرایش برای اقتباس در بخش انیمیشن به سمت شعر است/ از منطق‌الطیر تا شاملو و سیاوش کسرایی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282877/گرایش-اقتباس-بخش-انیمیشن-سمت-شعر-منطق-الطیر-شاملو-سیاوش-کسرایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در آستانه سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با سیدجواد میرهاشمی مدیر بخش ویژه «کتاب و سینما» این دوره از جشنواره درباره آثار ارسالی به این بخش، فیلم‌های بخش داستانی، تجربی، انیمیشن و اقتباس‌های انجام شده گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. هر روز برای ما روز «کتاب و سینما» است سید جواد میرهاشمی درباره این جشنواره گفت: طبق جلسه‌ای که با نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل موسسه خانه کتاب داشتیم قرار بر این شد که بر خلاف سال‌های گذشته که روز «کتاب و سینما» در ایام جشنواره برگزار می‌شد، امسال اختتامیه این بخش هم‌زمان با سایر بخش‌ها و در روز پایانی سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، بیست‌وچهارم آبان‌ماه در برج میلاد برگزار شود. وی همچنین گفت: امسال هر روز برای ما روز «کتاب و سینما» است، زیرا در ایام جشنواره نمایشگاه تخصصی «کتاب و سینما» داریم. آثاری که در این نمایشگاه عرضه می‌شوند بیشتر در حوزه هنر و ادبیات است. کتب از ناشر‌ان متفاوت است ولی بخش خصوصی گزیده کتاب‌ها را انتخاب می‌کند و این‌گونه نیست که فقط یک ناشر حضور داشته باشد. اما برگزار کننده این نمایشگاه انتشارات و پخش‌کننده کتاب آبان بوده که این ناشر در طول سال کتاب‌های جدید سینمایی و عکاسی و ... منتشر می‌کند و فروش خوبی در نمایشگاه سال‌های گذاشته داشته است، به گونه‌ای که پنج سال به طور مداوم این همکاری را با ما ادامه داده است. او در ادامه از دیگر برنامه‌های بخش «کتاب و سینما» در جشنواره سی‌وششم گفت: در این ایام از چهار کتاب جدید نیز رونمایی می‌کنیم. کتاب «این سو واقعیت، آن‌سو خیال» یکی از آن‌ها است. این اثر حاوی پنجاه داستان کوتاه با انتخاب محمد قاسم‌زاده است که در کنار آن یک بسته آموزشی شامل پنج فیلم تحسین شده اقتباسی «آن‌سوی دریاچه»، «جاده مسدود است»، «چشم آبی»، «حفره مشترک» و «کودکان ابری» قراردارد. باید بگویم لیست نویسندگان این کتاب به ترتیب سن حروف‌چینی شده و جالب این است که اختلاف سنی پیرترین نویسنده، زنده‌نام «احمد محمود»، با جوان‌ترین نویسنده محمدرضا زمانی پنجاه سال است؛ البته این امر ناخواسته بود. میرهاشمی در ادامه افزود: «داستان‌گویی در فیلم کوتاه» معیارها و درس گفتارها، یکی دیگر از این کتاب‌ها است که سعید عقیقی آن را نوشته و بخشی از آن درباره اقتباس از داستان کوتاه است. اثر دیگری که رونمایی می‌شود کتاب «فرصت‌الدوله شیرازی» تالیف محمدحسین صالحی است که فیلم مستند آثار عجم بر اساس آن ساخته شد. خانه کتاب هم سه سال پیش بهترین جایزه «کتاب و سینما» را به این فیلم مستند داد که درباره سرگذشت فرصت‌الدوله شیرازی است. همچنین در این کتاب مقالاتی از محمد تهامی‌نژاد، محمدرضا اصلانی، ناصر فکوهی، محمد هاشمی و محمدجواد احمدی‌نیا به چشم می‌خورد. این کارگردان همچنین گفت: کتاب سه جلدی «چشمه‌ها و چشم‌ها»، «باغ بی‌کران» و «همیشه بهار» که بازخوانی متون کهن برای اقتباس است و به کوشش مهدی فرودگاهی گردآوری شده و با همکاری خانه کتاب چاپ می‌شود. در این مجموعه از تجربه، دیدگاه و تفسیر افراد زیر نیز استفاده شده است: نادر ابراهیمی، اسماعیل آذر، محمدرضا اصلانی، میثاق امیرفجر، صادق آیینه‌وند، منصور براهیمی، حسن بلخاری، احمد تمیم‌داری، نغمه ثمینی، مهین جواهریان، عزیزالله حاجی مشهدی، عزیز‌الله حمیدنژاد، بهاءالدین خرمشاهی، پوران درخشنده، حمید دهقان‌پور، مصطفی رحماندوست، رضا رهگذر، محمدرضا سنگری، اردشیر صالح‌پور، جواد طوسی، شهاب‌الدین عادل، عبدالله علیمراد، فرشاد فرشته حکمت، ابراهیم فروزش، میرجلال‌الدین کزازی، محمود کلاری، علیرضا گلپایگانی، مهدی محقق، ابراهیم مختاری، هوشنگ مرادی‌کرمانی، داریوش مودبیان، سید علی موسوی‌گرمارودی‌، جمال میرصادقی، محمد میرکانی، سید احمد وکیلیان، سهیلا نجم و چیستا یثربی. گفتنی است که می‌توان این متون را بازخوانی کرد و به تصویر تبدیل کرد. وی درباره خرید امتیاز داستان برای اقتباس اظهار کرد: انجمن سینمای جوان امتیاز ۹ اثر را با همکاری بنیاد شعر و ادبیات ‌داستان ایرانی خریداری کرده که در اختیار فیلمسازان خود قرار می‌دهد تا فیلم تولید کنند؛ طبیعتا توقع داریم و امیدواریم این آثار اگر قابلیت داشته باشند سال بعد به جشنواره راه پیدا کنند. از این روست که می‌گویم این تداوم فقط مربوط به هفته کتاب نیست و تعاملی که پنج سال انجمن با خانه کتاب و سایر انجمن‌های ادبی مانند "بنیاد شعر و ادبیات فارسی و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان" برقرار کرده است؛ موجب غنای این بخش و تولیدات موفق اقتباسی در طول سال خواهد شد. بخش «کتاب و سینما» تخصصی‌تر است. میرهاشمی درباره تعامل انجمن سینمای جوان و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بیان کرد: در حوزه کودک و نوجوان نیز قرار بر این است چهل داستان کوتاه به ما معرفی کنند و ما آن را در اختیار فیلمسازان قرار دهیم که در طول سال در این حوزه نیز فعالیت داشته باشیم. چندسالی است، البته به تعداد محدود شاهد فیلم در حوزه کودک و نوجوان هستیم که هم استقبال طیف جوان نسبت به این موضوع خوب است و هم این که فیلمسازان مستقیم با اصل داستان مواجه می‌شوند. انتخاب داستان بازه زمانی طولانی را می‌طلبد و همچنین بحث حقوقی حق مولف؛ اگر این مورد دست اهل فن قرارگیرد به مراتب برای ما بهتر است. میرهاشمی درباره بخش داستانی این جشنواره گفت: امسال  یازده فیلم داستانی در بخش «کتاب و سینما» داریم و فیلمسازان از نویسندگان ایرانی چون حافظ خیاوی، غلامحسین ساعدی، جلال‌ آل‌احمد، محمد کشاورز، بیژن نجدی و سیامک گلشیری، از شرق کسی مانند آنتوان چخوف، تا رونالد دال در آمریکا اقتباس کرده‌اند. این امر نشان می‌دهد که طیف انتخاب نویسنده متنوع است. به نظرم انتخاب داوران در نهایت چراغ راهی برای بچه‌های فیلمساز در سال‌های آینده است چرا که سال گذشته فیلم‌های اقتباسی موفقی از نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، سیامک گلشیری و بیژن نجدی داشتیم که جزو نامزدها و برندگان این بخش بودند و می‌بینیم که امسال دوباره فیلمسازان جوان سراغ همان افراد رفته و نویسندگان تکرا می‌شوند. وی در ادامه افزود: سال گذشته ما فیلمی به نام «بچه» داشتیم که بر اساس داستان «بچه مردم» جلال ‌آل‌احمد ساخته شد؛ امسال نیز فیلمی به نام «بچه مردم» داریم که از همین اثر اقتباس شده و جالب‌تر این است که اگر این دو فیلم را به همراه هم تماشا کنید هیچ شباهتی بین آن‌ها دریافت نمی‌کنید. یعنی دو روایت و دو اقتباس مختلف از این دو اثر می‌بینید. او درباره بخش انیمیش و اقتباس از آثار ادبی گفت: در بخش پویانمایی نیز شاهد اقتباس از اشعار احمد شاملو، افسانه شعبان‌نژاد، منطق‌الطیر عطار، سیاوش کسرایی و داستانی از فرهاد حسن‌زاده هستیم، یعنی در انیمیشن بیشتر به سمت اقتباس از شعر می‌رویم. وی درباره فیلم‌های مستند و تجربی اظهار کرد: یک اتفاق جالب که در این سال‌ها برای اولین بار رخ داده این است که دو فیلم تجربی داریم که یکی از آن‌ها اقتباسی است از نمایشنامه «هملت» شکسپیر و دیگری بر اساس «کمدی الهی» دانته ساخته شده است. در بین فیلم‌های مستند نیز آثاری را می‌بینیم که به عنوان مثال درباره زندگی استاد بدر‌الزمان قریب و زنده‌یاد هوشنگ آزادی‌ور ساخته شده و فیلم دیگری نیز از کتاب «در جست‌وجوی زمان از دست رفته و نظریات داریوش شایگان» الهام گرفته شده است.  همچنین دو فیلم از فیلمسازان یزدی در بخش مستند خواهیم داشت: یکی بر اساس متون کهن زرتشت است و دیگری درباره تاریخچه کتاب در یزد و کتابخانه وزیری و زندگی سید علی وزیری‌یزدی و عشق آن روحانی جلیلی‌القدر به کتاب. به جرات می‌توانم بگویم این سبدی که در بخش ویژه کتاب و سینما گلچین شده است؛ خوش عطر و بو است و هر یک عطر خاص خود را دارد. این کارگردان همچنین بیان کرد: از بین 476 فیلم متقاضی حضور در بخش کتاب و تنها نیمی از آن‌ها مرتبط با موضوع بود و باقی فقط این گزینه را حضور را در این بخش را انتخاب کرده بودند. جواد میرهاشمی در پایان گفت: در ارتباط با جایزه بخش «کتاب و سینما» این مورد را اشاره کنم که انجمن سینما برگزار کننده است و خانه کتاب جایزه را اهدا می‌کند. ولی در بخش «مسابقه داستان کوتاه برای اقتباس» بنیاد شعر و ادبیات ‌داستانی ایرانیان برگزار کننده است و انجمن سینما جایزه را اهدا خواهد کرد؛ ولی خروجی هر دوی این اتفاق برای فیلم کوتاه مبارک است و محل تلاقی این دو رویداد در روز 24 آبان ماه در برج میلاد و مراسم اختتامیه سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران است. درمجموع بیشتر قصدمان این است که نویسندگان و فیلمسازان با یکدیگر تعامل سازنده داشته باشند. و فیلم خوب قطعا یک فیلمنامه خوب در ابتدا باید داشته باشد و خشت اول هر فیلمی فیلمنامه است و فیلمنامه بنیان  فیلم است و گفته‌اند «چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج / گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج» و چون فیلمسازان بر این باورند که «فیلمنامه یک اثری هنری نیست بلکه یک دعوت‌نامه هنری است!» بنابراین هنرجویان و دانشجویان کمتر به فیلمنامه‌نویسی گرایش پیدا می‌کنند، حوصله و تمایلی به فراگیری اصول بنیادین فیلمنامه و داستان‌نویسی و نحوه روایت را ندارند. پس می‌توانیم امید داشته باشیم هم‌نشینی ادبیات و سینما موجب پدید آمدن فیلم‌های درخشانی شود. چنان‌که تولیدات اخیر اقتباسی در فیلم کوتاه موفقیت‌های چشم‌گیری داشته است. ]]> هنر Wed, 06 Nov 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282877/گرایش-اقتباس-بخش-انیمیشن-سمت-شعر-منطق-الطیر-شاملو-سیاوش-کسرایی شماره ‌‌‌۲۴۱ «ماهنامه‌‌‌ نمایش» روی پیشخوان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282883/شماره-۲۴۱-ماهنامه-نمایش-روی-پیشخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، جدیدترین شماره‌‌‌ «ماهنامه‌‌‌ نمایش»، ویژه‌‌‌ مهرماه ۱۳۹۸ با نگاه ویژه‌ به بازیگری در تئاتر منتشر شد. نگاه ویژه‌ این شماره به بازیگری در تئاتر اختصاص دارد و در همین رابطه مقاله‌های «خارج از نقش: چگونگی فشار روانی نقش روی بازیگران» از لیث تیلور و «آیا بازیگران با متد بازیگری نابود می‌شوند؟» از ریچارد برودی ترجمه و منتشر شده و مقاله‌ «بداهه‌پردازی چیست؟» نیز در همین راستا توسط معین محب‌علیان تألیف شده است. همچنین مصاحبه با محسن حسینی تحت عنوان «لطفا سراب آکادمی بازیگری را به رخ من نکشید...» گفت‌وگوی اختصاصی این بخش است. نقد نمایش‌های «آب و دیگران»، «خاطرات فیات، تابستان پنجاه‌ونه»، «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند»، «فرشته‌ی تاریخ» و «استاد نوروز پینه‌دوز» در بخش نقد تئاتر قابل خواندن هستند. «تفکری، قهرمان کمدی ایران که به پرده‌ سوم نرسید»، یادداشتی به قلم پیمان شیخی هم در این بخش آمده است. بخش اول مصاحبه‌ نصرالله قادری با حمیدرضا نعیمی با عنوان «گپ‌وگفتی میان دو فنجان چای» گفت‌وگوی ویژه‌ای است که ادامه‌ آن در شماره‌های آتی ماهنامه چاپ خواهد شد. مصاحبه‌ نگین کهن با کوروش زارعی و سرمقاله‌ «دیالوگ و جدل منطقی در گیتی تئاتر» از دیگر بخش‌های ماهنامه است. هم‌چنین مقاله‌ «ادبیات مقاومت و جهان داستان دراماتیک» از دیگر مقالاتی است که به قلم نصرالله قادری نوشته شده است. نکوداشت این شماره به بهزاد قادری اختصاص دارد که شامل مروری بر فعالیت‌های او در زمینه‌ تئاتر، یادداشتی از یدالله آقاعباسی، مقاله‌ای از سمانه فرهادی و مصاحبه‌ای با او تحت عنوان «بخشی از اطلس دنیای من...» می‌شود. شماره‌ ۲۴۱ «ماهنامه‌ نمایش» ویژه‌ مهرماه ۱۳۹۸ به مدیرمسئولی شهرام کرمی و سردبیری نصرالله قادری زیر نظر دفتر پژوهش و انتشارات اداره‌کل هنرهای نمایشی در ۱۲۴ صفحه و با بهای ۱۰ هزار تومان برای علاقه‌مندان حوزه‌ تئا‌تر چاپ و توزیع شده است.   ]]> هنر Tue, 05 Nov 2019 11:05:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282883/شماره-۲۴۱-ماهنامه-نمایش-روی-پیشخوان اعلام اسامی نمایشنامه‌های برگزیده بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282884/اعلام-اسامی-نمایشنامه-های-برگزیده-بیست-دومین-جشنواره-ملی-تئاتر-فتح-خرمشهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بیست‌ودومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر، شش اثر در مجموعه‌ای تحت عنوان «یادگار رهایی»، مجموعه نمایشنامه‌های برگزیده بیست‌ودومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر را تشکیل خواهد داد. این شش اثر از سوی هیئت‌داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی بیست‌ودومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر، امیر محمدیاراحمدی، محمد چرم‌شیر و نادر برهانی‌مرند برای چاپ به دفتر انتشارات و پژوهش اداره‌کل هنرهای نمایشی معرفی شده است. اسامی آثار ذکرشده به شرح زیر است: ۱- «بیتوته» به نویسندگی کیان مرادی از استان همدان ۲- «دو سرباز در سیاهچال زمان» به نویسندگی زهرا قلی‌زاده از استان بوشهر ۳- «دست‌هایت کو مم حسن» به نویسندگی رضا گشتاسب از استان کهگیلویه و بویراحمد ۴- «غراب شیطان» به نویسندگی رضا گشتاسب از استان کهگیلویه و بویراحمد ۵- «روزهای اوج یک فوتبالیست محلی» به نویسندگی محمدعلی دستان از استان فارس ۶- «قهرمانان» به نویسندگی علی میرزا عمادی از استان تهران بیست‌ودومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر در بخش‌‌های مسابقه نمایش‌‌های صحنه، مسابقه نمایش‌های کوتاه، مسابقه نمایشنامه‌‌نویسی و نمایش‌‌های محیطی و میدانی، از ۱۵ تا ۱۹ آبان‌‌ماه ۱۳۹۸ در منطقه آزاد اروند به دبیری حمیدرضا آذرنگ در حال برگزاری است.    ]]> هنر Tue, 05 Nov 2019 10:22:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282884/اعلام-اسامی-نمایشنامه-های-برگزیده-بیست-دومین-جشنواره-ملی-تئاتر-فتح-خرمشهر اعلام اسامی نامزدهای ششمین جشن نوشتار سینما http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282886/اعلام-اسامی-نامزدهای-ششمین-جشن-نوشتار-سینما به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه سینما سپیده ابرآویز دبیر این جشن در این باره گفت: هیات داوران پنج نفره متشکل از شیوا مقانلو، خسرو دهقان، شهاب‌الدین عادل، هیوا مسیح و سعید مروتی در آخرین نشست خود که چند روز پیش برگزار شد اسامی کاندیداهای رشته نقد، مقاله، یادداشت، گفت‌وگو و ترجمه سینمایی را به این شرح اعلام کردند: در بخش نقد: غلامعباس فاضلی پرویز جاهد امیررضانوری پرتو مصطفی جلالی فخر   در بخش مقاله: محسن خیمه دوز آریا قریشی محمد هاشمی حمیدرضا مدقق   در بخش یادداشت: حسام نصیری محسن سلیمانی فاخر رامین اعلایی محمدعلی حیدری   در بخش گفت‌وگو: فرانک آرتا علی رستگار امید نجوان کسری ولایی و علی ملاصالحی   در بخش ترجمه: سعید نوری بابک کریمی و سعیده طاهری (با سه اثر متفاوت)   ابرآویز همچنین افزود امسال در بخش گزارش هیچ اثری به دور نهایی راه نیافت. گفتنی است ششمین جشن نوشتار سینمای ایران دوشنبه ۲۷ آبان ماه  ساعت ١٨ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. ]]> هنر Tue, 05 Nov 2019 10:18:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282886/اعلام-اسامی-نامزدهای-ششمین-جشن-نوشتار-سینما چاپ کتابی که می‌توانید فیلم تصاویرش را در تلفن‌همراه ببینید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282862/چاپ-کتابی-می-توانید-فیلم-تصاویرش-تلفن-همراه-ببینید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ انتشارات سازمان جهاد دانشگاهی تهران برای نخستین بار کتابی را با عنوان «انگاره‌های معمارانه منظر: درآمدی بر آفرینش پارک‌های شهری» چاپ و منتشر کرد که با استفاده از قابلیت‌های چند رسانه‌ای(مولتی مدیا) خواننده می‌تواند با اسکن کردن QRCODE های کنار تصاویر درون کتاب فیلم مرتبط با محتوای آن بخش از کتاب را در تلفن همراه خود مشاهده کند. آزاده شاهچراغی، دانشیار و مدیر گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات که مولف این کتاب است در توضیح این اثر گفت: هدف استفاده از این قابلیت، علاوه‌بر گویاتر کردن محتوای تخصصی کتاب، صرفه‌جویی در مصرف کاغذ، کمک به حفاظت محیط‌زیست و ترویج فرهنگ کتابخوانی است. وی در ادامه خاطرنشان کرد: برای ایجاد این امکان برای خواننده از قبل فیلم‌های آن پروژه‌ها بر روی وب سایت‌های معتبر داخلی بارگذاری شده و  QRCODE برای هر یک از تصاویر پروژه در کتاب آورده شده که فرد حین مطالعه با استفاده از اپلیکیشن خوانش بارکد(که در دسترس همگان است) می‌تواند فیلم آن تصاویر و پروژه‌های معماری منظر را در گوشی تلفن همراه خود مشاهده کند. مولف این کتاب با بیان این‌که در چاپ کتاب‌های هنر و معماری به‌علت وجود تصاویر و نقشه‌های فراوان میزان استفاده از کاغذ افزایش می‌یابد، گفت: بدین ترتیب و با استفاده از این قابلیت می‌توان ضمن علاقه‌مند کردن افراد به مطالعه تا حدود زیادی در مصرف کاغذ صرفه‌جویی کرد. شاهچراغی با بیان این‌که این کتاب سومین اثر من اما نخستین تجربه‌ام در حوزه چند رسانه‌ای است، خاطرنشان کرد: موضوع این کتاب درباره آفرینش معمارانه پارک‌های شهری است این‌که در کلان‌شهرها، پارک‌ها آخرین پناهگاه سبز شهروندان درون شهرها هستند که هنوز با ساختمان‌ها پر نشده است و امکان تعاملات اجتماعی و ارتباط با طبیعت در آن محیط وجود دارد. وی با اشاره به وجود ایده‌های معمارانه در برخی پارک‌ها و فضاهای سبز ایران و جهان افزود: براساس نتایج بررسی‌ها توانستم 67 نمونه موفق پارک طراحی شده توسط معماران در ایران و جهان شناسایی کنم تا این‌که دریابم ردپای موفقیت آن‌ها کجاست؟ که بتوان با ایده معمارانه فضا و پارک شهری مناسبی را برای سبک زندگی در شهرهای امروز طراحی کرد. این مدرس دانشگاه گفت: به عنوان مثال در کتاب به طراحی بوستان فردوسی در تهران که در واقع طرح گسترش پارک جمشیدیه بود اشاره شده است و این بوستان جوایزمعتبر بین‌المللی جهان را به لحاظ طراحی معمارانه دریافت کرده است و حدود 30 هکتار مساحت دارد. اما برای تشریح چنین پروژه‌هایی در کتاب همراه با چاپ تصاویر متعدد از آن‌ها به صفحات زیادی نیاز بود بنابراین با هدف صرفه‌جویی در مصرف کاغذ بالاخره ایده چاپ کتاب به صورت چند رسانه‌ای(مولتی مدیا) مطرح و تأیید شد. این دانشیار و مدیر گروه معماری دانشگاه آزاد  اسلامی واحد علوم تحقیقات یادآور شد: در ابتدا در نظر داشتیم برای به نمایش گذاشتن این فیلم‌ها از CD(لوح فشرده) استفاده شود اما به عللی از جمله ضد محیط زیست بودن و داشتن مشکلات تکنیکی این راهکار مورد قبول واقع نشد از این رو بررسی‌های بیشتری شد تا این‌که به این ایده نهایی رسیدیم. «انگاره‌های معمارانه منظر» سومین اثر آزاده شاهچراغی، مولف این کتاب و دارنده مدرک دکترای معماری، دانشیار و مدیر گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات است و پیش از این کتاب، وی نخستین کتاب خود را با عنوان «پارادایم‌های پردیس» به چاپ هفتم رسانده که سه جایزه ملی و به ویژه جایزه اثر شایسته تقدیر کتاب سال جمهوری اسلامی را دریافت کرده بود. دومین کتاب از این مولف با عنوان «محاط در محیط» در همکاری با «علیرضا بندرآباد» نوشته شده و درباره تأثیر معماری و شهرسازی بر رفتار مردم است که دو جایزه ملی را به خود اختصاص داده و به زودی برای چهارمین بار به چاپ می‌رسد.   ]]> هنر Tue, 05 Nov 2019 06:56:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282862/چاپ-کتابی-می-توانید-فیلم-تصاویرش-تلفن-همراه-ببینید نامزدهای مسابقه «داستان کوتاه برای اقتباس» اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282823/نامزدهای-مسابقه-داستان-کوتاه-اقتباس-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، هیات داوران این رویداد، متشکل از مهدی روشن‌روان، یزدان سلحشور و حمیدرضا منایی از میان 650 داستان رسیده به دبیرخانه، آثار زیر را به عنوان نامزد معرفی کرد:   برفِ نو / ترانه دلاوری پاسبان‌های بطنم / رقیه کبیری توت‌فرنگی‌های یخی / سعیده کامرانی جَنگِ مِهر / ندا رسولی در سکوت مطلق طهماسب شرفی / مریم محمدی کلهری درستش هِرات است / علی اکبری سکوت / نسیم نعمت‌اللهی شکار تنهایی / اردوان نیک‌نیا شکلِ عبری کلمات / خسرو عباسی خودلان گنج‌نامه / حجت مهرعلیزاده ماه منظر / حدیث ناظری میدان / علی جلائی اسامی برگزیدگان «مسابقه داستان کوتاه برای اقتباس» که حاصل همکاری بنیاد شعر و ادبیات داستانی و انجمن سینمای جوان ایران است، آبان ماه جاری در سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران (روز کتاب و سینما) اعلام خواهد شد. گفتنی است، بر اساس فراخوان این مسابقه، به نفر اول ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال، نفر دوم ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال و نفر سوم ۲۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه اهدا خواهد شد و علاوه بر سه نفر اول، انجمن سینمای جوان ایران حقوق تصویری 9 اثر منتخب دیگر را نیز هر کدام به مبلغ ۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰ خریداری می‌کند.         ]]> ادبيات Mon, 04 Nov 2019 08:50:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282823/نامزدهای-مسابقه-داستان-کوتاه-اقتباس-اعلام نمایشی از رچ اورلاف نویسنده آمریکایی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282836/نمایشی-رچ-اورلاف-نویسنده-آمریکایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «هیچ چیز جدی نیست» عنوان نمایشی از رچ اورلاف است که با دراماتورژی و کارگردانی مسعود دلخواه از روز پنج‌شنبه 16 آبان تا 16 آذر‌ماه سال جاری در سالن سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر به‌روی صحنه می‌ر‌ود و پیش فروش نمایش، از روز گذشته آغاز شده است. طراحی پوستر این نمایش، اثری از رضا صبور است که طراحی پوستر نمایش‌های «کامالوکا»، «(یک جرم نگاری) N=A1+A2)» و «داستان خرس‌های پاندا» را برعهده داشته است. نمایش «هیچ چیز جدی نیست» ماجرایی کمدی از گروه تئاتری است که ادعای زیادی دارند و تصمیم گرفته‌اند آثار شکسپیر را با روشی پست‌مدرن به‌روی صحنه ببرند؛ اما درگیری آنان با اتفاقات و حواشی غیر منتظره آنها را از هدفشان منحرف می‌کند. در این نمایش حمیدرضا هدایتی، گیلدا حمیدی، ناصر عاشوری، پریسا رضایی، سارا الهیاری، بیژن زرین، سجاد بابایی، صادق حیدری، مریم قربانی، کوثر سعادت، علی بهمنی، محمد رضا میری  و فرشید گویلی از بازیگران به ایفای نقش می‌پردازند. گروه کارگردانی این نمایش شامل عرفان شیرنگی مدیر تولید، فاطمه زعفرانی مشاور طراحی لباس و صحنه، صادق حیدری دستیار کارگردان و برنامه ریز، رباب معزز دستیار هنری، سیمین غلامی و کوثر سعادت منشی صحنه و سجاد میرزائیان مدیر تدارکات است. آهنگسازی این نمایش را محمد اسلامی بر عهده دارد و شقایق نجاتی نوازنده ویولن سل، پدرام سلیمانی نوازنده درامز، امین عزیزی نوازنده سینتی سایزر، رضا کریمی تکخوان و حمیدرضا جهانگیری، علیرضا اسفندیار، پردیس پیراهش و علی علائی به عنوان همخوان نیز با این پروژه همکاری می‌کنند. تیم روابط عمومی و تبلیغات نمایش «هیچ چیز جدی نیست» شامل امیر پارسائیان مهر مدیر ارتباطات و روابط عمومی، سارا بابایی مشاور رسانه‌ای، صنم بابائی و اسماعیل رحیمی‌سروش همکاران رسانه، رضا صبور طراح گرافیک، پارسا تاک عکاس، میثم ضرقانی ساخت تیزر و تبلیغات مجازی گروه تبلیغاتی تئاتر مارکت است. نمایش «هیچ چیز جدی نیست» از پنج‌شنبه ۱۶ آبان‌ هر شب ساعت ۲۱ در سالن سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر به‌روی صحنه می‌رود و علاقه‌مندان برای خرید بلیت می‌توانند به سایت تیوال  مراجعه کنند. ]]> هنر Mon, 04 Nov 2019 06:17:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282836/نمایشی-رچ-اورلاف-نویسنده-آمریکایی دانستن عقبه تاریخی لباس، باعث رفتار خوب در جامعه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282813/دانستن-عقبه-تاریخی-لباس-باعث-رفتار-خوب-جامعه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «سواد بصری در پوشاک» اثر مریم مونسی‌سرخه و سارا حسین‌زاده قشلاقی عصر دیروز یکشنبه دوازدهم آبان ماه با حضور نویسندگان اثر، آیسا حکمت شاعر و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در گروه گرافیک و تصویرسازی،‌ الناز حدیدی مدرس و طراح لباس و سعید میرمحمد صادق معاون فرهنگی خانه کتاب در سرای اهل قلم برگزار شد.   «سواد بصری در پوشاک»‌ آموزش پیام‌های بصری درباره لباس‌ها در ابتدای نشست مریم مونسی‌سرخه ضمن بیان این که کتاب «سواد بصری در پوشاک» نیمه دوم سال 97 از سوی نشر آبان منتشر شده و امسال به چاپ دوم رسید، اظهار کرد: این کتاب مختصری نیاز به تغییرات داشت که در چاپ دوم اصلاح شد.   مریم مونسی‌سرخه وی درباره علت شروع نگارش این کتاب بیان کرد: حدود دوازده سال یکی از عنوان‌های اصلی دروسی که من در دانشگاه داشتم بحث‌های تدابیر خطی و رنگی درباره لباس‌ها بود و از آنجایی که وقتی شما درسی را تدریس می‌کنید چالش‌های آن خودش را نشان می‌دهد و دانشجویان بازخوردهای مختلفی را نشان می‌دهند، به تبع آن به خودم این اجازه را دادم که به همراه سارا حسین‌زاده قشلاقی این کتاب را به نگارش درآوریم.   این طراح لباس درباره عنوان کتاب، «سواد بصری در پوشاک» گفت: یکی از راه‌هایی که افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند همان زبان و نوشتار است و ما زمانی که می‌خواهیم پیام‌های یکدیگر را متوجه شویم قاعدتا اصول الفبا را یاد می‌گیریم و زمانی که تبدیل به کلمه می‌شوند معانی کلمات را درمی‌یابیم و در ادامه در پی معانی جملات هستیم، این‌ها را آموزش می‌بینیم تا بتوانیم با یکدیگر ارتباط درستی پیدا کنیم. ممکن است این ارتباط به جایی برسد که در زمینه زبان‌ها آموزش بیشتر شود تا متوجه فهم‌های مختلفی که وجود دارد، شویم یا این که خودمان سبک‌آفرین شویم. من فکر می‌کنم از زمانی که سرعت زندگی بیشتر شد پیام‌های تصویری بیشتر دیده شد و قاعدتا این پیام‌‌های تصویری نیازمند این هستند که آموزش داده شوند تا همه بتوانند آن را درک کنند و هرچقدر که این آموزش گسترده‌تر می‌شود می‌توانیم معانی پس این پیام‌ها را بهتر درک کنیم تا جایی که حتی خودمان بتوانیم سبک‌آفرینی کنیم. این امر درباره هنرهای بسیاری اتفاق می‌افتد و بحث اصلی ما در این کتاب نیز آموزش پیام‌های بصری درباره لباس‌هاست.   اندام به مثابه بوم نقاشی مونسی‌سرخه ضمن اشاره به این که در کتاب «سواد بصری در پوشاک» صرفا به این توجه کردیم که لباس یک هنر کاربردی است و می‌تواند وسیله و امری باشد که قابلیت استفاده داشته باشد اظهار کرد: تمام خط‌ها، رنگ‌ها، جنسیت و نقشی که روی پارچه می‌آید را تعریف کردیم‌. منظور من این است که خود لباس می‌تواند روی اندام قرار بگیرد، ما اندام را به عنوان بوم نقاشی در نظر بگیریم و هر آن چیزی که دلمان می‌خواهد روی لباس با خلاقیت هنرمندانه نشان دهیم، اما آن بحث لباس در این کتاب دیده نشده و صرفا بحث کاربردی لباس مطرح است. وی ضمن بیان اینکه طرح لباس باید جایگاه اجتماعی، تیپ‌ و مد مختلف مد که در جامعه اتفاق می‌افتد را بشناسد که بتواند نگاه درستی به آن پیام‌های بصری داشته باشد که از طریق لباس می‌خواهد منتقل کند، بیان کرد: این کتاب در چهار گفتار تنظیم شده است. در بخش اول کتاب درباره لباس و ملحقاتش صحبت شده و تلاش بر این بوده که تمام اجزای لباس از انواع یقه‌ها، آستین‌ها، شلوارها، دامن‌ها و شکل‌های مختلف و این که هرکدام از این‌ها زمانی که روی اندام قرار می‌گیرند چه خاصیت بصری دارند و مخاطب به چه نحوی آن‌ها را می‌بیند و چه پیامی از آن دریافت می‌کند صحبت شود. در بخش دوم نیز درباره انواع پارچه، نقوش روی پارچه و اینکه هر کدام از این نقوش چه تاثیری بر اندام می‌گذارند نوشته‌ شده است. این مدرس همچنین افزود: همه مواردی که در کتاب گفته شده می‌تواند مبانی باشد. بخش سوم در ارتباط با رنگ‌هاست و سعی کرده‌ایم درباره روانشناسی رنگ‌ها نیز صحبت کنیم، گرچه ممکن است صد در صد درباره همه افراد صادق نباشد اما باتوجه به تمام پژوهش‌های قبلی که در این زمینه انجام شده آن را آورده‌ایم از این جهت که وقتی طراح لباس می‌خواهد در یک‌ موقعیت اجتماعی خاص از رنگی استفاده کند به چه ترتیبی باید به آن لباس نگاه کند. همچنین نگاهمان در نوشتن گفتار چهارم که در زمینه تجهیزات کارگاهی است اینطور بود که اگر کسی کتاب را در اختیار دارد با مبانی طراحی لباس آشنا شود.  مونسی‌سرخه در پایان صحبت‌هایش گفت: یک بحث دیگر که به نظرم می‌تواند نقطه قوت این کتاب باشد این است که اصطلاحات تمامی اجزای لباس را به زبان انگلیسی بیان می‌کند؛ بدین صورت که شما تصویری را که در کتاب می‌بینید کنار آن می‌توانید واژه معادل انگلیسی آن را مشاهده کنید. همچنین چند هزار واژه‌ای که جایی در متن نداشتند ولی بسیار مورد استفاده بودند را به صورت یک واژه‌نامه در انتهای کار مطرح کردیم‌.     نشانه‌ای از لباس در طراحی جلد نمی‌بینیم آیسا حکمت از دیگر مهمانان نشست سخنان خود را با خواندن بیت «تن آدمی شریف است به جان آدمیت  نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» آغاز کرد و درباره طراحی جلد کتاب گفت: طراحی که روی جلد این اثر صورت گرفته در مجموع و در نگاه کلی به لحاظ کنتراست رنگ زرد و مشکی، که جزو کنتراست‌های خبری محسوب می‌شوند خوب است و بیننده را جلب می‌کند. اما موضوع سواد بصری در پوشاک است و هیچ المان و نشانه‌ای از لباس در طراحی جلد نمی‌بینیم. خطوطی که روی جلد کتاب استفاده شده و در قسمت‌هایی یکدیگر را قطع می‌کنند جذاب است اما از دید مخاطبی که نگاه دقیق به اینگونه مسائل دارد باید توجه داشت که این پوشاک کجای این ماجراست، وقتی این کتاب را دیدم بیشتر سمت اثری رفتم که از سواد بصری در هنرهای تجسمی صحبت می‌کند.   وی با اشاره به این که طراحی لباس مانند مد یک صنعت_هنر محسوب می‌شود اظهار کرد: قبل از این که به عنوان معلم در جامعه به یک فیلدی به نام هنر بپردازم باید بگویم که در مواجهه با این امور با پیشینه‌ای به لحاظ باستانی و تاریخی مواجه هستیم، یعنی شناخت اصیل و درست نسبت به موضوع؛ در جوامعی مانند جامعه ما که درواقع بیشتر به ذهن آن‌ها چیزهایی صادر می‌شود تا خود ذهن تولید کننده باشد باید این نگرش عمیق وجود داشته باشد و می‌تواند این موضوع را مستدل‌تر به مخاطب منتقل کرده و باورپذیرتر کند.   این مدرس درباره کتاب اظهار کرد: این کتاب به جای پرداختن به مبحثی مانند جنبه‌های زیبایی‌شناختی طراحی لباس و موضوعیتی به نام پوشش و البسه، با رویکرد خیاطی نوشته شده است. یعنی دانشجویی که می‌خواهد این کتاب را مطالعه کند اگر قرار است که در آینده به یک طراح حرفه‌ای لباس تبدیل شود نه صرف یک خیاط باید اطلاعاتی از تاریخ پوشاک داشته باشد. من شخصا دوست داشتم درباره پیشینه تاریخی چیزی به نام پوشش در این کتاب بخوانم. کار طراح لباس افزودن ارزش به انسان است وی با اشاره به این که دانستن عقبه تاریخی، بینش و نگرشی در مخاطب ایجاد می‌کند گفت: ایجاد این نگرش در فرد سبب می‌شود که درست انتخاب کند که خود این امر باعث برازنده شدن او شده و برازنده شدن شخص عاملی است تا فرد در جامعه خوب رفتار کند و زمانی که رفتاری خوب از خود صادر کرد طبیعتا تبدیل به انسان‌هایی می‌شویم که به یکدیگر احترام می‌گذاریم. یعنی من حتی مایل بودم از منظر زیبایی‌شناختی هم فضایی را برای این ماجرا باز می‌کردید.   سخنران نشست ضمن بیان این که این کتاب صرفا برای دانشجو نیست و برای هر شخصی که علاقه‌مند به این موضوع است مفید واقع می‌شود اظهار کرد: این که برخی از طراحان مد در سراسر دنیا خیلی موفق عمل می‌کنند به این دلیل است که ریشه‌ها را دریافتند و با طبیعت، اقلیم و جهان معاصر آمیخته‌اند. یعنی با فکر حرکت کرده‌اند، ولی در حال حاضر ما شاهد هستیم که هرکس تکه پارچه‌ای را برش می‌زند و به قسمتی از لباس می‌چسباند و لقب سنتی نیز به آن می‌دهد و خود را هنرمند و طراح لباس می‌داند در صورتی که اصلا چنین نیست. یک طراح موفق آناتومی بدن را می‌شناسد، طراحی می‌کند و مطالعات تاریخی‌ و هنری‌ای درحوزه طبیعت، حشرات، معماری و بدن انسان دارد و از طبیعت الهام می‌گیرد.   وی افزود: کار طراح لباس افزودن ارزش به موجودی به نام انسان است. طراحی لباس ایجاد رفتار می‌کند و روی زبان بدن ما تاثیر دارد، وقتی این اتفاق رخ داد روی هویت ما نیز اثر گذار است، این‌ها مسائلی است که می‌توان در کتاب به‌ آن‌ها اشاره کرد.   ارتباط بین چاپ غلتکی و سواد بصری چیست؟ در ادامه این نشست الناز حدیدی گفت: حالا که از «سواد بصری در پوشاک» سخن می‌گویید بهتر بود مقداری درباره سواد بصری توضیح دهید و همینطور اینکه سواد بصری در هنر چیست؟ مبانی‌ هنرهای تجسمی چیست و این‌ها چطور با پوشاک قابل تطبیق است. متاسفانه در حال حاضر در دانشگاه‌ها همه اساتید درباره مبانی هنرهای تجسمی در همه رشته‌ها به یک شکل توضیح می‌دهند، یعنی می‌گویند نقطه، خط، سبک و غیره چیست اما خیلی کم پیش می‌آید استادی مبانی هنرهای تجسمی را در لباس، عکاسی یا در نقاشی درس بدهد. به نظر من از این رو جای این امر نیز در کتاب خالی بود. وی همچنین افزود: در قسمتی از کتاب درباره انواع مختلف چاپ‌ها مانند چاپ غلتکی توضیح دادید، متوجه نشدم که این‌ها چه سواد بصری را می‌تواند به بچه‌های طراحی لباس منتقل کند و ارتباط بین تجهیزات که در فصل پایانی به آن پرداختید با سواد بصری را درک نکردم. همچنین برای مبحث رنگ تصویر واقعی و رنگی از لباس نداریم که بتوانیم به خوبی مباحث مطرح شده در این زمینه مانند تضاد رنگی در لباس را درک‌ کنیم. طراح لباس فقط ترسیم‌گر نیست سارا حسین‌زاده قشلاقی در پاسخ به مباحث مطرح شده اظهار کرد: در خصوص بخش تجهیزات این کتاب باید بگویم مخاطبین ما تنها گروه طراحان لباس نیستند. در دانشگاه  طراح لباس و پارچه داریم، زمانی که بحث پارچه مطرح می‌شود این نیاز وجود دارد که تجهیزات نیز معرفی شوند. کسی که وارد این وادی می‌شود باید بداند که نیازش را از کجا تهیه کند و این امر مستلزم شناخت ابزارهاست. من به عنوان طراح فقط ترسیم‌گر نیستم و داشتن اطلاعاتی درباره ابزارهای نساجی را نوعی نیاز می‌دانم تا چیزی را ترسیم کنم و اجرای آن را نیز ببینم. سعید میرمحمد صادق نیز که در این نشست در پایان گفت: روزی که این کتاب را دیدم دو مورد به ذهنم رسید که می‌تواند جزو کمبودهای اثر محسوب شود، یک این که باید عنوان اثر از «سواد بصری در پوشاک» به سواد بصری در پوشاک بانوان تغییر کند چون هر چه در کتاب می‌خوانیم به بانوان مربوط است غیر از چند مورد مانند دگمه سرآستین، کراوات و شال گردن؛ در صورتی که لباس آقایان موارد بیشتر از این را دارد و به نظرم همه کتاب مخصوص بانوان است. وی افزود: درباره طراحی گرافیکی نیز می‌توان ایراداتی از نشر آبان گرفت، ممکن است این طرح جلد گیرایی اولیه را داشته باشد اما آن حس مناسب را ندارد. در لحظه اول کششی در مخاطب ایجاد می‌کند اما ارتباط چندانی با مبحث لباس ندارد. البته این را هم باید گفت که این اثر استاندارد صفحه‌آرایی را هم ندارد، و صفحه‌آرا می‌توانست از فضای صفحه بیشتر استفاده کند و فاصله بین خطوط و تصاویر را بیشتر کند که بهتر دیده و خوانده شود.   ]]> هنر Mon, 04 Nov 2019 05:11:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282813/دانستن-عقبه-تاریخی-لباس-باعث-رفتار-خوب-جامعه حقوق مادی 10 داستان کوتاه برگزیده برای اقتباس خریداری می‌‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282798/حقوق-مادی-10-داستان-کوتاه-برگزیده-اقتباس-خریداری-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی‌و‌ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران؛ صبح دیروز (شنبه) جلسه جمع‌بندی مسابقه داستان‌نویسی «داستان‌های ‌کوتاه برای اقتباس» با حضور یزدان سلحشور، مهدی روشن‌روان و حمید‌رضا منایی اعضای هیأت داوران این بخش و سیدجواد میر‌هاشمی مدیر انتشارات انجمن سینمای‌ جوانان ایران، در بنیاد شعر و ادبیات ‌داستانی ایرانیان برگزار شد.   در این جلسه میر‌هاشمی با تأکید بر این موضوع که انجمن‌ پنج سال است که بخش رقابتی «کتاب و سینما» را با همکاری خانه کتاب به عنوان بخش ویژه در جشنواره فیلم کوتاه تهران برگزار می‌کند، گفت: «در سال اول برگزاری تنها یک سانس به فیلم­‌های داستانی مرتبط با این موضوع اختصاص داشت، اما امسال در پنجمین سال برگزاری چهار سانس به فیلم‌های اقتباسی اختصاص پیدا کرده‌ که همین موضوع نشان دهنده اهمیت این جریان است. طی تفاهم‌نامه دو جانبه با بنیاد شعر و ادبیات داستانی داشته‌ایم، قرار شده تا حق انتشار 10 داستان به پیشنهاد هیات داوران انجمن سینمای ‌جوانان ایران از صاحبان اثر خریداری شود. همچنین در صورت قابل چاپ بودن داستان‌ها؛ 40 اثر پیشنهادی هیات داوران و بنیاد شعر و ادبیات فارسی برای ارائه در کتاب ویژه‌ای انتخاب خواهند شد.»   وی ادامه داد: «به طور مثال امسال در سی‌وششمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران دو فیلم تجربی اقتباسی از کتاب «کمدی الهی» دانته یا نمایشنامه «هملت» شکسپیر حضور دارند و این اتفاق در فیلم کوتاه اقتباسی، نادر است.»   در ادامه حمید‌رضا منایی؛ عضو هیأت داوران ضمن یاد‌آوری این که مسابقه «داستان‌های ‌کوتاه برای اقتباس» سال اول برگزاری را پشت سر می‌گذارد، توضیح داد: «هنوز ذهنیتی برای این مسابقه به وجود نیامده ‌است. اما داستان‌های خوب بسیاری در این دوره وجود داشت که باید یک بار دیگر بازنویسی شود. تقریبا در آثار ارسالی بُعد تصویری وجود نداشت. در داستان‌ها دو مشکل عمده دیده می‌شد؛ در واقع بعضی از آثار در بخش تصویری و بعضی دیگر در بخش داستانی دچار مشکل بودند.»   مهدی روشن‌روان نیز در این زمینه گفت: «قرار‌ است کارگاه یک روزه‌ای در روز پایانی برای تمامی شرکت‌کنندگان این دوره مسابقه داستان‌نویسی برای یادگیری صحیح داستان و اقتباس برگزار شود. البته بخش عمده‌ای از شرکت‌کننده‌های این دوره نویسنده حرفه‌ای نبودند و در آثار ارسالی هرچه به متولدین دهه 70 نزدیک می‌شدیم، ادبیات نگارشی آن‌ها بسیار متفاوت می‌شد که این نکته بسیار قابل تامل است.»   یزدان سلحشور هم در پایان این نشست تاکید کرد: «به تدریج دایره واژگان زبان فارسی در اقشار متوسط و پایین جامعه دارد لاغر می‌شود و همین مساله باعث شده تا بعضی اوقات جامعه دچار نوعی دوگانگی در بیان برخی از واژه‌ها شود. موسیقی می‌تواند این دایره لغات را روز به روز لاغرتر کند یا به یک گستردگی برساند.»    بر اساس این گزارش؛ برگزیدگان این مسابقه همزمان با سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در روز ویژه «کتاب و سینما» معرفی خواهند شد.       سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از 18 تا 24 آبان در پردیس سینماگالری ملت برگزار می‌شود. ]]> هنر Sun, 03 Nov 2019 12:17:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282798/حقوق-مادی-10-داستان-کوتاه-برگزیده-اقتباس-خریداری-می-شود اعلام اسامی داوران دو بخش از جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282780/اعلام-اسامی-داوران-دو-بخش-جشنواره-ملی-تئاتر-فتح-خرمشهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بیست‌ودومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر، طبق اعلام ستاد برگزاری این رویداد اسامی داوران دو بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی و مسابقه نمایش‌های کوتاه از سوی حمیدرضا آذرنگ دبیر جشنواره بیست‌ودوم اعلام شد. بر این اساس محمد امیریاراحمدی، محمد چرم‌شیر و نادر برهانی‌مرند داوری مسابقه نمایشنامه‌نویسی و پیام فروتن، یوسف باپیری و اشکان خیل‌نژاد داوری مسابقه نمایش‌های کوتاه را بر عهده خواهند داشت.  بیست‌‌ودومین جشنواره ملی تئاترفتح خرمشهر در بخش‌‌های مسابقه نمایش‌‌های صحنه، مسابقه نمایش‌های کوتاه، مسابقه نمایشنامه‌‌نویسی و نمایش‌‌های محیطی و میدانی، از ۱۵ تا ۱۹ آبان‌‌ماه ۱۳۹۸ در منطقه آزاد اروند به دبیری حمیدرضا آذرنگ برگزار خواهد شد.     ]]> هنر Sun, 03 Nov 2019 10:43:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282780/اعلام-اسامی-داوران-دو-بخش-جشنواره-ملی-تئاتر-فتح-خرمشهر ​اقتباس‌های سینمایی از دانته و چخوف تا جلال و عطار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282763/اقتباس-های-سینمایی-دانته-چخوف-جلال-عطار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران؛ 24 فیلم کوتاه شامل 11 فیلم داستانی، 5 فیلم مستند، 2 فیلم تجربی و 6 اثر پویانمایی، در بخش رقابتی «کتاب و سینما» به نمایش درخواهند آمد. عمده این آثار بر اساس اقتباس‌های ادبی ساخته شده و برخی از آن‌ها داستان‌هایی از غلامحسین ساعدی، جلال آل‌احمد، آنتوان چخوف، دانته آلیگیری و ... را دستمایه کار قرار داده‌اند.   بر اساس این گزارش؛ «گرگ‌ها» به کارگردانی امیررضا جلالیان، «دیگری» ساخته سامان حسین‌پور، «فیلمرغ» از امیرمسعود سهیلی، «بنفشه‌زار» به کارگردانی آبتین سلیمی‌طاری، «اشغال» ساخته علی عزیزی، «بچه مردم» به کارگردانی جواد ستوده‌نیا، «ترسو» از مهدی حق‌شناس، «انقضاء» ساخته سیدوحید طباطبائیان، «سپرده به زمین» به کارگردانی معصومه صالح‌بیگی، «رویای باغ» ساخته افشین ضیائیان و «انسان یک پرنده است» اثر نسیم همتی، آثار داستانی هستند که در این بخش حضور دارند.    همچنین مستندهای «آنجا که باد می‌وزد» ساخته مینا مشهدی‌مهدی، «بانوی واژه‌ها» کار محمد طالبی، «چهار خواب برای پنج آرزو» ساخته علیرضا سردشتی، «در جستجوی زمان از دست‌رفته» به کارگردانی هومن ظریف‌رضاییان، «نامک» از حسن نقاشی و دو اثر تجربی «السینور» ساخته احسان معجونی و «لیمبو» به کارگردانی تورج هیبتی به این بخش راه پیدا کرده‌اند.   همچنین «قصه مردی که لب نداشت» ساخته میلاد شاه‌جانی، « زر زری کاکل‌زری» به کارگردانی مهین جواهریان، «ارزش سخن» ساخته آرش مینایی، «باد دوچرخه‌سوار» به کارگردانی نازنین سبحان‌سربندی، «سگی که مرض داشت» ساخته پروین تجوید و «درخت» از امیر مهران نیز از جمله آثار پویانمایی این بخش است که در این آثار، اقتباس‌هایی از اشعار احمد شاملو و منطق‌الطیر عطار به چشم می‌خورد.   سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از 18 تا 24 آبان در پردیس سینماگالری ملت برگزار می‌شود. پیش‌فروش بلیت‌های جشنواره از طریق سایت «سینماتیکت» انجام می‌شود. همچنین در ایام برگزاری جشنواره به صورت روزانه و حضوری از طریق گیشه بلیت فروخته خواهد شد. ]]> هنر Sun, 03 Nov 2019 07:35:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282763/اقتباس-های-سینمایی-دانته-چخوف-جلال-عطار ترجمه فرزانه دمده است/ ترجمه قیصریه کامل‌تر و دقیق‌تر است/ ترجمه صابری قابل استناد نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282761/ترجمه-فرزانه-دمده-قیصریه-کامل-تر-دقیق-تر-صابری-قابل-استناد-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیزدهمین جلسه از سلسله نشست‌های زیر چتر نقد با عنوان «نشست تخصصی نقد ترجمه کتاب شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده»، اثر لوئیجی پیراندلو، با بررسی ترجمه حسن محمدی، پری صابری، بهمن فرزانه و رضا قیصریه از این کتاب، بعد از ظهر شنبه (۱۱ آبان‌ماه) در سرای اهل قلم برگزار شد.   در شروع نشست، محبوبه خدایی، مترجم و دبیر نشست، صحبت‌های خود را با خوانش متنی از استفانو پیراندلو، پسر ارشد لوئیجی پیراندلو درباره پدرش شروع کرد و ضمن اشاره به زندگینامه لوئیجی پیراندلو گفت: این نویسنده ایتالیایی، نویسندگی را در ۲۲سالگی و با نوشتن شعر شروع کرده؛ اما بیشتر به نمایشنامه‌هایش معروف است. از او ۲۴۲ داستان‌کوتاه، هفت رمان و ۴۴ نمایش‌نامه باقی‌مانده است.   نمایش‌نامه‌های پیراندلو باعث شهرت جهانی او شدند او ادامه داد: به نظر منتقدان داستان‌های کوتاه لوئیجی پیراندلو، چه در گذشته و چه در زمان حال از بهترین آثار او هستند؛ که به دلیل کم ترجمه شدن، در خفا باقی‌ مانده‌اند. اما نمایشنامه‌هایش باعث شهرت جهانی او شدند و تقریبا در سراسر جهان به نمایش درآمده‌اند.   خدایی در ادامه درباره ویژگی نوشته‌های لوئیجی پیراندلو گفت: در رمان‌هایش زندگی مثل یک وهم است و در هویت شخصیت‌هایش دوگانگی پایداری وجود دارد. هستی و نمود آن، فاصله میان هنر و زندگی، فرو افتادن نقاب‌ها و آسیب‌پذیری انسانی، از دل‌مشغولی‌های او است. ده سال پایان زندگی پیراندلو نشانگر حالت آرام‌تر نسبت به انسان و زندگی، تمایل بیشتر به نیکی، تحسین انسانیت در زیباترین و قوی‌ترین اظهارات و وقایع زجرآور شخصیت‌هایش است.   محبوبه خدایی او ادامه داد: تنها دو سال مانده به پایان زندگی پیراندلو، یعنی در ۶۷ سالگی برنده جایزه نوبل ادبی می‌شود. پیراندلو همانند دیگر روشنفکرهای هم‌عصر خودش، به جرگه فاشیست‌ها پیوست؛ اگرچه شوخ‌طبعی تلخش ابدا به مذاق سیاست‌های فرهنگی پیشوای فاشیست خوش نمی‌آید. او حتی در پایان زندگی‌اش، مراسم خاکسپاری رسمی نخواست؛ که می‌توانست نشانه فاصله‌گیری او از رژیمی باشد که می‌خواست کفن و دفن برنده جایزه نوبل ادبی را تحت یک مراسم دولتی، با شکوه هرچه تمام‌تر برگزار کند.   خدایی در ادامه ضمن قرائت نام آثار لوئیجی پیراندلو که در ایران ترجمه شده؛ گفت: کتاب «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» که امروز نقد ترجمه آن را پیش‌رو داریم؛ توسط چهار مترجم، یعنی بهمن فرزانه، پری صابری، حسن ملکی و رضا قیصریه به فارسی ترجمه شده است.   ترجمه آثار پیراندلو شجاعت می‌خواهد در ادامه آنتونیا شرکا، مترجم زبان و ادبیات ایتالیایی و سخنران نشست در مقدمه صحبت‌های خود، آشنایی خود با پیراندلو را مدیون کلاس‌های رضا قیصریه دانست و گفت: لوئیجی پیراندلو از آن دست نویسنده‌هایی است که به راحتی نمی‌توان به او نزدیک شد؛ انگار بیشتر فیلسوف باشد تا یک نویسنده معمولی، که روی‌ آوردن به نوشته‌های چنین نویسنده‌ای و ترجمه کردن آثار او، واقعا شجاعت می‌خواهد.   وی در ادامه درباره ترجمه کتاب «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» گفت: در کتاب‌هایی که از این اثر به فارسی ترجمه شده، معمولا زندگی‌نامه کوتاهی از نویسنده و متن ترجمه آورده شده است؛ ولی قیصریه برای اولین بار مقدمه‌ای بسیار مفصل و خوب که خود پیراندلو درباره این اثر نوشته را ترجمه و به کتاب اضافه کرده است؛ که چه‌بسا این مقدمه به اندازه خود اثر مهم است. یعنی به‌شکلی نشان می‌دهد چطور شد که پیراندلو به سراغ این موضوع رفت؛ چون یک مقدار موضوع عجیب و غریبی است.   این مترجم ضمن قرائت بخشی از  مقدمه پیراندلو در کتاب «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» و اشاره به چگونگی شکل گرفتن شخصیت‌ها و داستان این کتاب، عنوان کرد: شخصیت‌هایی که پیراندلو درباره آن‌ها صحبت می‌کند، در واقع شش شخصیت هستند، که درحالی که یک کارگردان تئاتر نمایشی از خود پیراندلو را روی صحنه تمرین می‌کند، وارد سالن می‌شوند و می‌گویند ما فقط ۶ کاراکتر یا شخصیت هستیم و یکی باید ما را وارد داستان و نمایش کند؛ وگرنه همین‌طور بی‌استفاده و ابتر می‌مانیم. در واقع از کارگردان خواهش می‌کنند که این‌ها را روایت کند و داستان آن را روی صحنه ببرد و این‌‌قدر آن‌جا می‌مانند، تا بالاخره این اتفاق می‌افتد و به‌شکلی از آن عذابی که دچار آن هستند، خلاص می‌شوند.     آنتونیا شرکا   شرکا در ادامه گفت: نکته مهمی که درباره این اثر هست، این است که در چند لایه تعریف می‌شود. در لایه اول شاهد نمایشی هستیم، که در این نمایش یک کارگردان و تعدادی بازیگر در حال تمرین یک نمایشنامه از لوئیجی پیراندلو هستند_ که اتفاقا به حالت طنزآمیزی هم نمایشنامه پیراندلو را مسخره می‌کند_ در لایه دیگر شش کاراکتر وارد می‌شوند، که با ورود آن‌ها، یک حالت نمایشنامه در نمایشنامه ایجاد می‌شود. آن‌ها از کارگردان نمایشی که ما تماشا می‌کنیم، می‌خواهند که داستان آن‌ها را روی صحنه ببرد. لایه دیگر درباره کارگردان است، که در برخورد با این شش کاراکتر گیج می‌شود و نمی‌تواند بفهمد این کاراکترها واقعی هستند، یا فقط بازیگرند. حتی از آنها می‌خواهد که داستانشان را روایت کنند، تا بازیگران نمایش بازی کنند؛ اما این کاراکترها آن‌قدر قوی هستند، که امکان آن وجود ندارد کسی نقش‌شان را بازی کند؛ بنابراین باید خودشان نقش خودشان را بازی یا زندگی کنند، تا این قائله ختم شود.   او ادامه داد: این شش کاراکتر به‌گونه‌ای تعریف شده‌اند، که هم هستند و هم نیستند. هرکدام از آن‌ها بدون اینکه بخواهند نمادین باشند، نمودی از وجهه‌ای هستند، که مد نظر پیراندلو است.   ترجمه پری صابری نمایش‌نامه نوشت کتاب است شرکا در بخش دیگری از سخنان خود به ترجمه‌های فارسی این اثر پیراندلو اشاره کرد و گفت: ما چهار ترجمه از کتاب «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» داریم. قدیمی‌ترین ترجمه آن را حسن ملکی در سال ۱۳۷۸ چاپ کرده، که به نظر می‌رسد از زبان انگلیسی ترجمه شده؛ چون تیتر موجود در شناسه کتاب، تیتر انگلیسی اثر است، نه ایتالیایی آن. دومین بار پری صابری آن را ترجمه کرده، که البته بیش از آن که ترجمه‌ای از کتاب باشد، در واقع نمایش‌نامه نوشت کتاب است. یعنی صابری ابتدا این نمایش را روی صحنه برده و بعد حاصل آن‌چه را که روی صحنه برده بود، بدون توضیحات صحنه در نشر قطره چاپ کرده است. چون کتاب در اصل توضیحات صحنه زیادی دارد.   ترجمه قیصریه؛ کامل‌ترین ترجمه از «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» او ادامه داد: سومین ترجمه فارسی «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» از بهمن فرزانه است، که در سال ۱۳۸۷ در نشر کتاب پنجره به چاپ رسانده است. آخرین ترجمه‌ای هم که از این کتاب در ایران چاپ شده، ترجمه رضا قیصریه است؛ که سال ۹۶ توسط انتشارات نیلا به چاپ رسیده است. این ترجمه با وجود مقدمه مفصلی که به آن اشاره کردم، در نوع خود کامل‌ترین ترجمه از «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» است و شناخت کامل‌تری از اثر به ما می‌دهد.   او ادامه داد: ترجمه پری صابری از کتاب با اینکه کتاب ناقصی است، اما ترجمه روان‌تری برای مطالعه است؛ یعنی اگر بخواهید داستان را به‌طور کلی بدانید و دنبال توضیحات صحنه نیستید؛ ترجمه صابری مناسب است. البته به نظر می‌رسد که صابری خود کتاب را ترجمه نکرده باشد و یک جور برداشت آزاد از ترجمه‌های دیگر کتاب است. در عین حال کتابی است که در بیانش شیطنت‌هایی دارد، که همین کتاب را گیرا و خوانا می‌کند. از طرفی خیلی روان و به شکل عجیبی خیلی هم امروزی است؛ چون  این کتاب در اصل هم یک نوع تراژدی است و هم در عین حال کمدی است؛ که صابری به‌نوعی توانسته این حس را در کار پیدا کند. صابری سعی کرده نشاطی در کار جاری کند، که از این نظر ترجمه او روان خوانده می‌شود؛ ولی با کتاب اصل اثر خیلی فاصله دارد. بنابراین اگر قرار باشد از لحاظ نزدیک بودن آن با اصل اثر بررسی شود، کتاب قابل استنادی نیست.   شرکا در ادامه گفت: به نظر می‌رسد،ترجمه ملکی از این اثر، ترجمه‌‌ای از زبان انگلیسی است و به شکل عجیبی شباهت‌های زیادی با ترجمه قیصریه از کتاب دارد. با توجه به اینکه پشت جلد کتاب هم نقلی از قیصریه از کتاب «درباره پیراندلو» آورده، می‌توان فکر کرد که مترجم تحت تاثیر قیصریه است؛ بنابراین می‌توان شباهت‌هایی حتی در لحن و در انتخاب لغت‌ها در دو اثر دید. درباره ترجمه بهمن فرزانه از این اثر هم به نظر می‌رسد بیان و نثر آن یک مقدار قدیمی است؛ که شاید به لحاظ نثر برای خواننده امروز مقداری دمده به نظر برسد. این لزوما به این معنا نیست که ترجمه بدی است، ولی به این معنا است که شاید این ترجمه متعلق به زمان و نسل خودش است.   ترجمه قیصریه نسبت به ترجمه‌های دیگر کتاب سرآمد است شرکا درباره ترجمه قیصریه از کتاب «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده» گفت: ترجمه قیصریه نسبت به ترجمه‌های دیگر کتاب سرآمد است و از هر لحاظ که نگاه کنیم، کامل‌تر و دقیق‌تر است. حتی خیلی وفادارتر به اصل ایتالیایی اثر است.   وی در پایان ضمن معرفی شخصیت‌های کتاب «شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده»، به مقایسه موردی برخی بخش‌ها و اصطلاحات چهار ترجمه مورد بحث، با متن ایتالیایی اثر پرداخت.   پیراندلو در ایتالیا هم آدم مشکلی است رضا قیصریه هم که به عنوان میهمان افتخاری در جلسه حضور داشت، گفت: من در ترجمه عنوان این کتاب به جای کلمه «نویسنده» از کلمه «مولف» استفاده کرده بودم، که با توجه به صحبت‌های سخنران نشست درباره این اثر، می‌فهمم که شاید مولف صحیح‌تر باشد، تا نویسنده؛ چون آن شش شخصیت در این کتاب، در واقع به دنبال یک مولف می‌گردند.   قیصریه درباره لوئیجی پیراندلو هم عنوان کرد: پیراندلو در ایتالیا هم آدم مشکلی است؛ یعنی زیاد ساده نیست. مفاهیم پیراندلو مفاهیم سختی است و در آثارش دائم در بین واقعیت و مجاز در حال حرکت است. دلیل این هم که پیراندلو شخصیت‌های زن را به نوعی متفاوت می‌بیند، این است که همسر پیراندلو دچار یک بیماری روانی شده بود، که این خیلی روی او تاثیر داشت و آن را در دیالوگ‌هایی که می‌نوشت دخالت داده است.   ]]> هنر Sun, 03 Nov 2019 07:30:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282761/ترجمه-فرزانه-دمده-قیصریه-کامل-تر-دقیق-تر-صابری-قابل-استناد-نیست نگاهی به آثار منتشر شده ابراهیم آبادی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282687/نگاهی-آثار-منتشر-شده-ابراهیم-آبادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ابراهیم آبادی بازیگر پیشکسوت روز پنجشنبه 9 آبان در 85سالگی درگذشت. او در بسیاری از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمای نقش‌های خاطره انگیزی ایفا کرد،‌ اما شاید کمتر کسی بداند او مولف کتاب هم بود.   از ابراهیم آبادی یک فیلمنامه به نام «عروس مغان» به جا مانده که در سال 1383 از سوی نشر قطره منتشر شده است. همچنین یک نمایشنامه به نام «آوای خاموش» (سال 1336/ نشر تلاش)، و یک کتاب به اسم «سارا: قصه‌ای از سرزمین آذربایجان» (شامل چهار نمایشنامه/ 1356/ نشر اوج) از دیگر آثار به جا مانده از اوست که البته سال‌هاست تجدید چاپ نشده‌اند.  از سریال‌های تلویزیونی با هنرنمایی او می‌توان به «پاورچین»، «طبقه وسط» و «مختارنامه» اشاره کرد. همچنین او در سینما هم آثار زیادی داشت که «مربای شیرین»، «توکیو بدون توقف» و «آپارتمان شماره ۱۳» سه نمونه از معروف ترین آنهاست.  ]]> هنر Sat, 02 Nov 2019 07:19:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282687/نگاهی-آثار-منتشر-شده-ابراهیم-آبادی بررسی کتابی با موضوع طراحی پوشاک http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282682/بررسی-کتابی-موضوع-طراحی-پوشاک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نقد و بررسی کتاب «سواد بصری در پوشاک» اثر مریم مونسی‌سرخه و سارا حسین‌زاده قشلاقی عصر روز یکشنبه دوازدهم آبان ماه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. در این نشست آیسا حکمت،‌ الناز حدیدی و مریم مونسی‌سرخه حضور خواهند داشت. نشست نقد و بررسی کتاب «سواد بصری در پوشاک» عصر روز یکشنبه دوازدهم آبان ماه از ساعت 16 الی 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 02 Nov 2019 06:52:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282682/بررسی-کتابی-موضوع-طراحی-پوشاک از چه دوره‌ای در ایران گرافیک از نقاشی جدا می‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282393/دوره-ای-ایران-گرافیک-نقاشی-جدا-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کلمه گرافیک به معنای ارتباط تصویری است، ارتباطی که از طریق سنگ‌نوشته، نقاشی، تصویر و خط صورت می‌گیرد؛ از زمان انسان‌های اولیه شکل گرفته است و در سال‌های اخیر با پیشرفت تکنولوژی گسترش یافته و فراگیر شده است؛ در ایران نیز این هنر از زمان‌های دور وجود داشته و افراد بسیاری در این کار بودند. با وجود قدمت طولانی این هنر، درباره تاریخ طراحی گرافیک چندین کتاب نوشته شده است و «تاریخ طراحی گرافیک» اثر فیلیپ بی‌مگز یکی از آن‌هاست که به فارسی نیز ترجمه شده است، اما در خصوص تاریخ این هنر در ایران می‌توان تنها از کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران» اثر کامران افشارمهاجر نام برد که امسال از سوی نشر فاطمی منتشر شده است. از این رو با این نویسنده گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. کامران افشار مهاجر در گفت‌وگو با ایبنا درباره کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران» بیان کرد: یک واحد درسی به نام تاریخ طراحی گرافیک در برخی از دانشگاه‌هایی که مجری رشته گرافیک هستند وجود دارد؛ مانند دانشگاه هنر اصفهان، به غیر از این دانشگاه علمی‌کاربردی نیز این درس را ارائه می‌دهد. یعنی کسانی که می‌خواهند گرافیک را در مقطع کارشناسی بخوانند تاریخ طراحی گرافیک یکی از درس‌هایشان است؛ بر این اساس نیاز بود کتابی باشد که این مشکل را حل کند و دانشجویان منبعی داشته باشند در غیر این صورت باید مطالب پراکنده‌ای می‌خواندند. ما درباره تاریخ نقاشی چه معاصر و چه دوره‌های قبل‌تر کتاب داشتیم ولی درباره گرافیک چنین کتابی نبود. وی با اشاره به این که انتشار این کتاب کار بزرگی بوده و قدمی است در جهت این که در سال‌های بعد چنین کاری به صورت جامع‌تر انجام شود، اظهار کرد: کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران» می‌تواند حجم بیشتری داشته باشد یا به مسائل بیشتری بپردازد؛ درواقع این کتاب، اثری نیست که بگویم مطالبی از آن جا نیوفتاده؛ بلکه همچنان نیاز به اطلاعاتی دیگر در آن احساس می‌شود. او همچنین گفت: تا جایی که توانستم این اثر را فیلتر کردم، بعد از این که حدود سه سال پیش «تاریخ طراحی گرافیک ایران» را نوشتم به گرافیست‌های مطرح، با سابقه و کسانی که به این نکات گرافیکی توجه دارند سپردم که خوانده و اشکالاتی نیز بر آن گرفتند؛ سعی‌ام بر این بود تا جایی که امکان دارد از این ایرادها کم کنم. در هر صورت اگر روزی شخص یا تیمی بخواهد تاریخ طراحی گرافیک را بنویسد این کتاب می‌تواند مرجعی برای کارشان باشد.     این نویسنده درباره دلیل اختصار نویسی در این کتاب بیان کرد: به این دلیل که چاپ این کتاب با مشکلات دلار و افزایش قیمت کاغذ همزمان شد و چون ناشر حس می‌کرد این کتاب برای دانشجو است باید توجه داشت که تعداد صفحاتش از یک حدی بیشتر نشود و قیمت کلی کتاب زیاده نشده و مناسب دانشجو باشد زیرا همانطور که گفتم این کتاب به نیت استفاده دانشجویان نوشته شده است. وی درباره طرح جلد ساده ایت کتاب گفت: انتشارات فاطمی از چند سال قبل شروع به انتشار کتاب‌هایی در قطع مربع و تقریبا با همین طرح جلد نسبتا ساده کرده است و همه این‌ها آثاری مربوط به گرافیک است، ‌این کتاب نیز در همین مجموعه قرار دارد و از نظر بصری به همان شکل طراحی شده است. شان موضوعی که کتاب حول محور آن می‌چرخد این است که کتاب جامع‌تر، کامل‌تر و در قطع بزرگ‌تر،‌ کیفیت بهتر و تعدا صفحات بیشتری منتشر شود منتها روزی که وضع اقتصادی بهتر شود و وضع کاغذ در کشورمان بهبود یابد می‌توان این کار را انجام داد. این مدرس همچنین بیان کرد: مثال‌هایی که در این کتاب آورده شده است تعدادشان بیشتر بود ولی به دلایلی که عرض کردم مجبور شدم از نمونه‌های کمتری استفاده کنم در حالی که همه آن‌ها جالب بود و برخی نوستالژیک بود و هم‌نسلان من با آن خاطره داشتند، البته که برای جوان‌ترها نیز می‌توانست جالب باشد که چهل یا پنجاه سال قبل چه چیزهایی چاپ می‌شد. پوستر فیلم، پاکت سیگار یا جعبه‌های کبریت چگونه بسته‌بندی می‌شد، همه این‌ها را جمع‌آوری کرده بودم ولی ناچار شدیم که از تعداد آن‌ها کم کنیم تا صفحات کتاب کم شده و قیمت آن معقول و مناسب‌تر شود. ولی لازم است و باید در تاریخ ثبت شود تا بدانیم که در گذشته کارهای هنری چگونه بود. نویسنده «گرافیک مطبوعات» در ادامه افزود: تا پیش از این کتابی به نام تاریخ طراحی گرافیک را در سطح دبیرستان داشتیم. حتی من به یاد دارم اوایل انقلاب کتابی اجمالی به همین نام برای بچه‌های هنرستان وجود داشت منتها این اثر به صورت دهه به دهه این موضوع را بررسی کرده و در حال حاضر نیاز مقطع لیسانس را کاملا رفع می‌کند. در مقطع ارشد نیز چنین درسی نداریم و دانشجویان می‌توانند این کتاب را تهیه و آن را مطالعه کنند که البته نسل جدید خیلی به خواندن کتاب‌هایی که مجبور به خواندشان نیستند علاقه ندارند چون تلفن همرا ه جای آن را گرفته و کمتر کتاب غیر می‌خوانند.   افشارمهاجر در پاسخ به این سوال که کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران» از روند شکل گیری و رشد گرافیک از زمان قاجار تا سال‌های اخیر می‌گوید و جنبه‌های سیاسی و اجتماعی آن را بررسی می‌کند، اظهار کرد: از آنجایی که واژه «گرافیک» از این دوران مطرح می‌شود، اگر سراغ ادوار قبلی مانند صفویه برویم این واژه به معنای امروزی در جامعه مرسوم نیست و از چنین لغاتی استفاده نمی‌شود. از زمان قاجار تمام چیزهایی که امروزه به آن گرافیک می‌گوییم را مشاهده می کنیم؛ مانند صفحه‌آرایی روزنامه و مجلات یا اولین نوع تبلیغات که در روزنامه با واژه اعلان آورده می‌شد و از این دوران به بعد گرافیک معنایی جدا از نقاشی در ایران پیدا می‌کند. وی افزود: زمانی که سرکلاس از تاریخ گرافیک صحبت می‌کنیم و از دوران صفویه می‌گوییم نقاشی و گرافیک از یکدیگر جدا نیستند. به عنوان مثال دوران صفوی درباره نقاشی و خطاطی با هم صحبت می‌شود یا در دربار تیموری که شاهنامه خطی طراحی می‌کردند شغلی جداگانه نبود که بگوییم این‌ها نقاش‌اند و دیگران طراح گرافیک بلکه خطاط، نقاش،‌ وراق، یعنی کسی که کار صحافی انجام می‌داد، یکی بودند و حرفه‌ای جدا به نام طراحی گرافیک نداشتیم. ضمن این که وقتی شاهنامه درست می‌شده شباهت‌هایی به طراحی گرافیک داشت و پس چون کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران»، تاریخ نقاشی نیست ما به دوران پیش از قاجار نپرداختیم و طبیعتا از زمانی که نقاشی و گرافیک از یکدیگر تفکیک شدند حرف زدیم.                             نویسنده «گرافیک در صنعت نشر» در پاسخ به این سوال که چه زمانی، دوران اوج این هنر است اظهار کرد:  چیزی نیست که بگوییم این هنر در برهه‌ای از زمان به اوج رسیده است و بعد از آن افت کرده است. زیرا گرافیک به تکنولوژی متکی است و از وقتی که نرم‌افزارهای کامپیوتری آمدند این کار گسترده‌تر شده و ممکن است یکسری ویژگی‌های منفی داشته باشد؛ مانند همان عکاسی؛ در حال حاضر گویی همه مردم عکاس هستند و هرکسی گوشی هوشمندی را به دست گرفته و عکاسی می‌کند و این امر مربوط به پیشرفت تکنولوژی و رواج یافتن این وسیله است؛ تا پیش از آن هرکسی نمی‌توانست عکاسی کند و همه دوربین نداشتند، حال نمی‌توانیم بگوییم عکاسی سقوط کرد بلکه تیپ آن تغییر کرده است و در این وضع تازه ممکن است اشکالاتی وجود داشته باشد و حساسیت‌هایی که قبلا در گرفتن عکس وجود داشته از بین رفته ولی نمی‌توانیم بگوییم عکاسی سقوط کرده است. البته این حالت انبوه نیز مزایایی دارد و با این گوشی‌ها و ابزار جدید کار راحت است. وی در ادامه افزود: وجود نرم افزارهای گرافیکی جدید نیز به همین صورت کار را برای گرافیست آسان کرده است در نهایت نه می‌توان گفت که در اوج حضور گرافیک هستیم و نه می‌توان گفت اتفاقات ناگواری افتاده است به هر حال سرعت تغییرات زندگی بیشتر است و هرچه پیش می‌رویم بر سرعت این تحولات نیز افزوده می‌شود که برخی از جنبه‌های آن مثبت است و بعضی دیگر عجله‌ای را در هنر ایجاد می‌کند که چندان صحیح نیست یعنی کار هنری باید با حوصله انجام شود و این پیشرفت تکنولوژی از عمق کارهای هنری کم می‌شود.»   این اثر تاریخ شکل‌گیری گرافیک ایران را از دوره قاجار تا سال‌های اخیر را مورد بررسی قرار داده و از جنبه‌های سیاسی،‌ اجتماعی و اقتصادی به آن پرداخته است. افشار‌مهاجر در ابتدای کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران» از صنعت چاپ، انواع آن و نحوه ورودش به ایران توضیح داده است و اطلاعاتی از اولین روزنامه و نشریات و نوع چاپشان می‌دهد و پس از آن در ده فصل از گرافیک در دوره قاجار و پهلوی می‌گوید و سپس به ترتیب از دهه 30 هر دهه را مورد تحلیل قرار داده و به تبلیغات،‌ طراحی جلد، مطبوعات و انتشارات، عکاسی، تمبر پستی، طراحی نشانه‌ و تولید فیلم پویانمایی پرداخته است و به طور تقریبی برای هر مطلب یک یا چند نمونه ذکر کرده است. در پایان هر فصل تمریناتی نیز تعبیه شده است. انتشارات فاطمی کتاب «تاریخ طراحی گرافیک ایران» اثر کامران افشارمهاجر را در 296 صفحه، 1500 نسخه و با قیمت 75000 تومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Tue, 29 Oct 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282393/دوره-ای-ایران-گرافیک-نقاشی-جدا-می-شود یادی از آثار مکتوب ابراهیم آبادی که این روزها در بیمارستان بستری است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282359/یادی-آثار-مکتوب-ابراهیم-آبادی-این-روزها-بیمارستان-بستری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام خانواده ابراهیم آبادی، این بازیگر پیشکسوت و نویسنده کشورمان بر اثر ناراحتی ریه حدود ۱۲ روز است که در بیمارستان آراد تهران بستری شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی حال این بازیگر پیشکسوت خوب نیست و در کما قرار دارد و از شب گذشته (۲۹ مهرماه) نیز حالش بدتر شده است. ابراهیم آبادی در حال حاضر در سی‌سی‌یو بستری است. اما شاید کمتر کسی بداند که ابراهیم آبادی علاوه بر بازی در سینما و بازی در سریال‌های ماندگاری مانند «شب دهم» و «مختارنامه» تا به امروز کتاب‌های زیادی هم تالیف کرده است.  ابراهیم آبادی کتاب‌های «عروس مغان» (فیلمنامه/ سال 1383/ نشر قطره)، «آوای خاموش» (نمایشنامه/  سال 1336/ نشر تلاش)، و  «سارا: قصه‌ای از سرزمین آذربایجان» (چهار نمایشنامه/ 1356/ اوج) را به رشته تحریر درآورده است.  خبرگزاری کتاب ایران برای این بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون و نویسنده کشورمان آرزوی سلامتی و بهبودی دارد. ]]> هنر Tue, 22 Oct 2019 08:28:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282359/یادی-آثار-مکتوب-ابراهیم-آبادی-این-روزها-بیمارستان-بستری «پیوند شعر و موسیقی آوازی» تجربه آهنگ‌سازی دهلوی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282279/پیوند-شعر-موسیقی-آوازی-تجربه-آهنگ-سازی-دهلوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) حسین دهلوی موسیقی‌دان، ‌آهنگساز و رهبر ارکستر کشورمان صبح دیروز یکشنبه بیست‌وهشتم مهرماه در میان خیل هنرمندان راهی خانه ابدی شد؛ این هنرمند علاوه بر نواختن سازهای مختلف و رهبری ارکستر کتاب‌هایی نیز در حوزه موسیقی تالیف کرده است که از جمله آن می‌توان به «آموزش تمبک»، «شراب عشق: برای آواز و ارکستر مضرابی»، «فانتزی برای تار و ارکستر» و «پیوند شعر و موسیقی آوازی» اشاره کرد که جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در بخش هنر را به خود اختصاص داد. این کتاب حاصل بیش از ۴۰ سال تجربه دهلوی در تلفیق موسیقی با شعر ایرانی است که به شیوه‌ای علمی و متدیک فرایند کار را توضیح می‌دهد. از این رو با پیروز ارجمند موسیقیدان و آهنگساز گفت‌وگویی انجام دادیم. پیروز ارجمند پژوهشگر، آهنگساز و نوازنده موسیقی در گفت وگو با ایبنا درباره حسین دهلوی اظهار کرد: علی رغم این که او امروز جزو موسیقی‌دانان و آهنگسازان کلاسیک ایران محسوب می‌شود اما در دوره خودش بسیار نوگرا بود. یکی از کارهایی که او در زمان حیات هنری خود، جدا از آهنگسازی انجام داد تشکیل ارکستر سازهای مضرابی بود؛ این ارکستر یکی از حرکت‌های نوی این هنرمند بود ولی متاسفانه ادامه پیدا نکرد، همچنین سایر آثاری که اجرا کرد یا  نوشته بود را به صورت مجلدهایی منتشر کرد. بنابراین بخشی از کارهای دهلوی را در آثار آهنگسازی‌اش می‌بینیم. او جزو معدود آهنگسازانی است که آثارش را به صورت مکتوب منتشر کرده است. او درباره «پیوند شعر و موسیقی آوازی» گفت: یکی دیگر از کارهای مهم این هنرمند تالیف کتاب بود. درواقع ضرورت تالیف این اثر سال‌ها حس می‌شد، به همین دلیل مهدی فروغ کتاب «شعر و موسیقی» و حسینعلی ملاح «پیوند شعر و موسیقی» را در همین زمینه نوشته بودند؛ پیش از این نیز فرصت‌الدوله شیرازی به طور مختصر کتاب «بحورالحان» را در همین حوزه تالیف کرد. وی افزود: اولین مقالاتی که دهلوی در فصلنامه «آهنگ» و قبل از انقلاب در مجله «موسیقی» نوشته بود را به تشویق دوستان جمع‌آوری و به کتاب تبدیل کرد؛ یعنی تا پیش از انتشار این اثر در قالب کتاب، به صورت مجموعه مقاله موجود بود.   این آهنگساز درباره ویژگی کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» اظهار کرد: اول این که کسی که می‌خواهد از این کتاب استفاده کند باید نسبت به ادبیات فارسی و موسیقی اشراف نسبی داشته باشد؛ یعنی بدون این اشراف و بدون تجربه کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» نمی‌تواند موثر و مفید باشد؛ همچنین می توان گفت این اثر کتابی نکته‌گو است؛ یعنی مسائلی که آهنگساز در حین کار با آن روبه‌رو می‌شود در این کتاب آورده شده و یک فرمول و مدل نیست؛ اینگونه نیست که مدلی را ارائه و ما بر اساس آن صفر تا صد یک اثر آهنگسازی را انجام داده و کنترل کنیم. بخشی از کتاب به واسطه تجربه آهنگ‌سازی دهلوی است؛ بدین شکل که شعری را بیان کرده و بر روی آن تمرین و اتدی را ارائه می‌دهد.   پیروز ارجمند وی افزود: تمرین‌هایی که او مطرح می‌کند عموما مبتنی بر آثاری است که خود او ساخته است. دهلوی نمونه‌هایی از اشعاری را می‌دهد و روی آن یک نمونه آهنگسازی و ملودی‌نویسی را پیاده می‌کند و مبتنی بر همان آثاری است که او پیش از آن خلق کرده و این نکته جالبی است، «پیوند شعر و موسیقی آوازی» یک نوع کتاب تجربه‌گراست. ارجمند درباره مشکلات این کتاب اظهار کرد: «پیوند شعر و موسیقی آوازی» در عین این که کتاب جامعی است اما از دید من، از نظر متدولوژی دچار مشکلی است و آن این است که به فرآیند ملودی‌نویسی نمی‌پردازد و در حد همان مجموعه مقالات باقی می‌ماند. کتابی که پیوستگی لازم را برای یک آهنگساز داشته باشد که بتواند آن را در تلفیق انجام دهد موجود نیست اما این اثر به عنوان اولین نمونه‌ای که در این زمینه نوشته شده بود قابل توجه است و پایه خوبی است؛ متاسفم که بعد از آن تدوین کتاب به این شکل ادامه پیدا نکرد. این هنرمند درباره علل تدوین کتاب به این شیوه بیان کرد: شاید برمی‌گردد به این که نسل امروز موسیقی‌دانان ما با ادبیات فارسی و ریشه‌های موسیقی ما که در ادبیات است نا آشنا هستند و نسبت به قدمای ما شناخت کافی از ادبیات را ندارند و همین امر سبب می‌شود ما در فرآیند ملودی‌‌نویسی دچار یک سرهم‌بندی شویم که این امر در آثار افرادی مانند حسین دهلوی موجود نبود و آن‌ها با یک صلابت و درک و شناخت کافی از ادبیات ایران ملودی‌نویسی می‌کردند. پیروز ارجمند در پایان گفت: «سوئیت بیژن ومنیژه» یکی از آثاری دهلوی است که علاقه داشت حتما آن را بشنوند، این اثر جزو معدود آثاری است که در حوزه اپرا نوشته شد؛ گرچه این کار اجرا شد اما خب بسیار دیر شد و بیشتر در حد یک کتاب باقی ماند. امیدوار بودم زمانی که دهلوی در هوشیاری به سر می‌برد کتابش را بشنوند؛ کتابی که نوشته شد ولی هیچ‌ وقت شنیده نشد. البته «سوئیت بیژن ومنیژه» توسط ارکستر سمفونیک صدای تهران و به رهبری شهداد روحانی سال گذشته در تالار چایکوفسکی مسکو اجرا شد ولی خب دیرهنگام بود. ]]> هنر Mon, 21 Oct 2019 05:24:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282279/پیوند-شعر-موسیقی-آوازی-تجربه-آهنگ-سازی-دهلوی تشییع پیکر حسین دهلوی برگزیده جایزه کتاب سال http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282265/تشییع-پیکر-حسین-دهلوی-برگزیده-جایزه-کتاب-سال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیکر زنده یاد حسین دهلوی آهنگساز و موسیقیدان صاحب نام ایرانی صبح امروز یکشنبه ۲۸ مهر در تالار وحدت تهران در میان جمع زیادی از هنرمندان موسیقی کشور تشییع شد. حسین دهلوی علاوه بر این که آهنگساز بود و رهبری بسیاری از ارکسترها را برعهده داشت، در زمینه تالیف کتب موسیقی هم فعال بود، از جمله تالیفات او می‌توان به مجموعه کتاب‌های آموزش تمبک اشاره کرد، اما مهم‌ترین تالیف او را می‌توان «پیوند شعر و موسیقی آوازی» دانست، کتابی که در نوزدهمین دوره انتخاب کتاب سال در سال ۱۳۷۹ برنده جایزه کتاب سال شد.  این کتاب حاصل بیش از چهل سال تجربه‌های عملی و نظری دهلوی است که موارد مختلف پیوند شعر و موسیقی آوازی را با زبانی روشن و ارائه‌ نمونه‌ها و مثال‌های موسیقایی بیان می‌کند. مخاطبان این کتاب کسانی هستند که چند سالی است در موسیقی کارکرده‌اند و در مورد مبانی این هنر آگاهی لازم را دارند و می‌خواهند در زمینه‌ تصنیف قطعات آوازی روی شعر فارسی اطلاعات لازم را به دست آورند. خوانندگان آواز، ترانه‌سرایان، شاعران آوازهای کودک و دیگر علاقه‌مندان نیز بی‌شک می‌توانند از این کتاب استفاده کنند و اهمیت این کتاب از این جنبه است.   حسین دهلوی از هنرمندان پیشکسوت عرصه موسیقی صبح روز سه‌شنبه ۲۳مهرماه بعد از مدت‌ها مبارزه با بیماری در 92 سالگی دار فانی را وداع گفت.     ]]> هنر Sun, 20 Oct 2019 11:47:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282265/تشییع-پیکر-حسین-دهلوی-برگزیده-جایزه-کتاب-سال پایان مهلت ارسال آثار به بخش مسابقه مقالات رادی شناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282252/پایان-مهلت-ارسال-آثار-بخش-مسابقه-مقالات-رادی-شناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی خانه تئاتر، به نقل از امور ارتباطات رسانه‌ای‌ دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی، دبیرخانه این رویداد فرهنگی هنری با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد: مهلت ارسال چکیده مقالات برای حضور در بخش مسابقه مقالات رادی‌شناسی تا پایان وقت اداری روز سه شنبه 30مهرماه 98 بوده و متقاضیان در فرصت باقی مانده نسبت به تکمیل و ارسال مدارک برای حضور در این بخش اقدام کنند.   بر اساس اعلام دبیرخانه جشنواره با توجه به تماس‌های مکرر متقاضیان شرکت در بخش‌های یاد شده برای تمدید فرصت حضور در بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی، متاسفانه امکان تمدید زمان ارسال آثار برای این بخش به دلیل بر هم خوردن برنامه‌ریزی‌ها وجود ندارد و متقاضیان می‌بایست حداکثر تا پایان وقت اداری روز سه شنبه 30 مهرماه سال 98 آثار خود را (حداکثر دو اثر) با موضوع آزاد و مطابق شرایط و مقررات اعلام شده در این بخش همراه با فرم تکمیل شده تقاضای حضور در جشنواره به پست الکترونیکی دبیرخانه ارسال کنند.   همچنین دبیرخانه جشنواره با توجه به فرصت باقی‌مانده برای حضور در بخش مسابقه مقالات رادی شناسی از متقاضیان شرکت در این بخش درخواست کرد در فرصت باقی‌مانده:   *سه نسخه از چکیده مقاله پژوهشی خود را به همراه یک قطعه عکس و خلاصه سوابق پژوهشی خود حداکثر در 100 کلمه را ضمیمه فرم تکمیل شده تقاضای حضور در این بخش کنند و  به پست الکترونیکی دبیرخانه جشنواره به آدرس ذیل ارسال کنند  festivailraditheater@gmail.com   دومین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی با دبیری بهزاد صدیقی و همکاری اداره کل هنرهای نمایشی، شورای اسلامی شهر تهران، فرهنگسرای سرو و  اداره کل هنرهای نمایشی رادیو (رادیو نمایش)  از ۲۷ تا ۳۰ آذرماه ۱۳۹۸ در تهران برگزار می‌شود. ]]> هنر Sun, 20 Oct 2019 11:08:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282252/پایان-مهلت-ارسال-آثار-بخش-مسابقه-مقالات-رادی-شناسی ماجرای اطلاع‌رسانی نادرست رسانه‌ها درباره اعطای جایزه وُمِکس به کلهر! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282134/ماجرای-اطلاع-رسانی-نادرست-رسانه-ها-درباره-اعطای-جایزه-و-م-کس-کلهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «یادنامه پرویز مشکاتیان» نام پرونده‌ای‌ در صدوهفتادوهفتمین شماره مجله فرهنگی، هنری، اجتماعی «هنر موسیقی» است که به خاطرات، هنر موسیقایی و وجهه این هنرمند پرداخته است. «عرفان سبز» نام سرمقاله این شماره از مجله «هنر موسیقی» است که مهدی ستایشگر،‌ صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر این مجله نوشته است و در آن از موسیقی مذهبی و عاشورایی، سازهای این نوع موسیقی و فرهنگ مردم در مواجهه با عاشورای حسینی گفته است. در قسمتی از این سرمقاله آمده است که «از آلات کوبه‌ای و آلات بادی در نقارخانه مشهد به کار گرفته می‌شود یاد نمود که خود دارای ابعاد و اندازه‌های ویژه‌ای هستند که هر ساله بتوانند با صدای بهتری ظاهر شوند و نیز از انواع شیپورهای تعزیه‌خوانی و طبل‌ها و طبلک‌های یک رویه و دورویه، می‌توان یاد کرد. نوازندگان آن‌ها نیز از معرفت ویژه‌ای برخوردارند و برای نوازندگی‌شان چشم به آخرت دارند.» شماره صدوهفتادوهفت مجله «هنر موسیقی» شامل گفت‌وگویی است که مرتضا سعیدی‌راد با پرویز مشکاتیان سال 1385 انجام داده است و اولین بار است که منتشر می‌شود. «رزوگار با او چه کرد؟» نیز عنوانی است که شاهرخ تویسرکانی بر اندوه‌نامه و خاطره‌ای که به یاد پرویز مشکاتیان نوشته گذاشته است. ایرج پارسی‌نژاد نیز در نقاله «پرویز مشگاتین؛ سرشار از شور و عاطفه و مهربانی» از ویژگی‌های شخصیتی این هنرمند گفته و خاطرات کوتاهی از آشنایی و همراهی‌شان گفته است. در پرونده «یادنامه پرویز مشکاتیان» همچنین مقاله‌هایی چون «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک؛ در ساختمان فرم مقدمه بیداد مشکاتیان» نوشته آروین صداقت‌کیش، «قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید؛ نگاهی گذرا به روند هنری اجتماعی پرویز مشکاتیان» اثر سجاد پورقناد، «گزینش شعر در تصانیف مشکاتیان» نوشته مهدی فیروزیان، «جامه‌های چهل تکه؛ بررسی طراحی گرافیک آلبوم‌های پرویز مشکاتیان» امیرمهدی صالحی، «مرد سربلند رسانه‌ها؛ نگاهی به آرا و سیمای پرویز مشکاتیان در رسانه‌ها» اثر محمدجواد صحافی و «هوشم ببر زمانی تا کی غم زمانه؛ گذری کوتاه بر سه اثر شاخص پرویز مشکاتیان از منظر تاریخی اجتماعی» نوشه ندا حبیبی را می‌خوانیم. در صدوهفتادوهفتمین شماره مجله فرهنگی، هنری، اجتماعی «هنر موسیقی»، علاوه بر مطالبی که درباره پریز مشکاتیان نوشته شده شده مقاله‌های دیگری مانند «کیهان کلهر برنده مهمترین جایزه ومکس نوزدهم» نوشته محمدعلی پورخصالیان، «تحلیل و نقدی بیانی، تکنیکی بر دسه ردیف آوازی؛ محمود کریمی، نورالدین رضوی سروستانی و محمد منتشری» اثر سعید مجیدی، «جشن فرهنگ و هنر؛ نگاهی بر یک رویداد مهم فرهنگی در دوره پهلوی دوم» نوشته رامتین نظری‌جو، «جامعه شناسی موسیقی؛ بخش نخست: مقدمه» اثر محمد خلیلیان، «دائما عادت من گوشه نشستن بودی؛ تاملاتی درباره انواع «نشستن» در موسیقی کلاسیک ایران» نوشته کامیار صلواتی، «گروه کویین وحماسه کولی؛ با نگاهی گذرا به زندگی هنر فردی مرکوری» اثر محسن گلتاش و «نگاهی به آراءونظرات فلسفی جان کیج در موسیقی مدرن؛ با تمرکز بر قطعه «4:33»؛ قسمت پایانی» که استیون دیویس  آن را نوشته و میثم میریان ترجمه‌اش کرده است، دیده می‌شود. محمدعلی پورخصالیان در مقاله‌ای تحت عنوان «کیهان کلهر برنده مهمترین جایزه ومکس نوزدهم» از اطلاع‌رسانی نادرست رسانه‌های داخلی در اعطای این جایزه به کیهان کلهر می‌نویسد و این که قرار است این جایزه آبان امسال به کلهر اعطا شود. در ادامه نیز توضیحاتی درباره این جایزه شرایط انتخاب شرکت‌کننده برتر و دلیل انتخاب کیهان کلهر به عنوان هنرمند سال نوشته است. همچنین در این شماره مجله «هنر موسیقی» شاهد عکس‌های زیادی از پرویز مشکاتیان و دیگر هنرمندان هم دوره‌ای او هستیم. صدوهفتادوهفتمین شماره مجله فرهنگی، هنری، اجتماعی «هنر موسیقی» در 124صفحه و باقیمت بیست هزارتومان منتشر شده است. ]]> هنر Sun, 20 Oct 2019 08:40:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282134/ماجرای-اطلاع-رسانی-نادرست-رسانه-ها-درباره-اعطای-جایزه-و-م-کس-کلهر ادبیات نویسندگان فرانسوی بعد از جنگ، تصویری شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281828/ادبیات-نویسندگان-فرانسوی-بعد-جنگ-تصویری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ژان ماری گوستاو لوکلزیو داستان‌نویس معاصر فرانسوی است که یک کتاب سینمایی نوشته و همین کتاب از سوی محافل سینمایی و ادبی دنیا با استقبال مواجه شده است. او در کتاب «ترانه‌ای برای سینما» قدم به قدم از دوران کودکی‌اش، ماجرای آشنایی‌ با سینما و فیلم‌های برخی از کارگردانان مانند محسن مخملباف، عباس کیارستمی، یاسوجیرو ازو، اینگمار برگمان و دیگران سخن می‌گوید. او از ماجرای تاثیرگذاری سینما بر زندگی‌اش می‌نویسد و این که با گوش هم می‌توان فیلم دید؛ این کتاب را مریم موسوی از زبان فرانسه ترجمه کرده و نشر ثالث نیز آن را منتشر کرده است. از این رو گفت‌وگویی با این مترجم انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.     ابتدا درباره نویسنده کتاب، ژان ماری گوستاو لوکلزیو صحبت کنید. لوکلزیو در اصل رمان‌نویس است و سال2008 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده است؛ می‌دانم که دو اثر او به نام‌های «بیابان» و «موندو و چند داستان دیگر» به فارسی ترجمه شده است ولی از باقی کتاب‌هایش اطلاعی ندارم. اولین کار این نویسنده که باعث شهرتش شد کتاب «صورت جلسه» بود که سال 1963 منتشر شد. او در نیس در جنوب فرانسه متولد شد اما چون پدرش پزشک جراح بود بیشتر در جزیره موریس زندگی می‌کرد در نتیجه  لوکلزیو زندگی‌اش را بین فرانسه و موریس گذرانده و ملیت مضاعف دارد. یعنی هم ملیت فرانسوی دارد و هم ملیت جزیره موریس؛ به همین دلیل فضای کتاب‌هایش پر از آدم‌هایی است که غیر فرانسوی و غیر اروپایی هستند. این نویسنده از دیده‌ها و مشاهداتش از زندگی کودکی و حتی جوانیاش در جزیره موریس نوشته؛ لوکلوزیو فردی است که آدم‌های بیگانه و چیزهایی که نمی‌شناسد را با روی گشاده می‌پذیرد و اغلب فضا، محیط داستان یا اشخاص کتاب‌هایش غیر فرانسوی و غیر اروپایی هستند.   همانطور که خودتان هم اشاره کردید لوکلزیو رمان‌نویس است. اما کتابی سینمایی می‌نویسد و از سینما و ادبیات حرف می‌زند. آیا او سابقه کار سینمایی داشته است؟ او اصلا رمان‌نویس و نویسنده‌ای ادبی است. تا جایی که می‌دانم این تنها کار سینمایی اوست، یعنی کتابی که راجع به سینما است؛ البته باز هم صرفا سینما نیست و به گونه‌ای جغرافی خودش از خلال فیلم‌های محبوب زندگی‌اش است. لوکلزیو دارد می‌گوید چگونه سینما بر زندگی‌اش اثر گذاشت، از دوران کودکی‌‌اش و این که مادربزرگش چگونه او را با فیلم آشنا می‌کند، این که چطور سینما کمکش می‌کند دوران سخت بعد از جنگ را برای خود تحمل پذیر کند؛ به همین صورت ادامه می‌دهد و در هر دوره‌ای از زندگی‌اش درباره سینمای یکجا می‌گوید؛ از سینمای هر منطقه و محلی حرف می‌زند که یک یا دو فیلم آن رویش اثر گذاشتند؛ به قدری که زندگی‌اش را با آن‌ها ساخته و پیش آمده است. به نظر شما آیا می‌توان گفت کتاب «ترانه‌ای برای سینما» نوعی جستارنویسی است؟ من به این می‌گویم خودسرگذشت‌نامه‌ای از خلال سینما، در واقع این کتاب شناخت یک فرد از خلال حرف‌هایی است که درباره فیلم‌ها و سینما می‌زند، به نظر من این طور است. با خواندن این اثر آدم فکر می‌کند شاید کمی شناختی درباره این نویسنده پیدا کرده است. لطفا کمی درباره سبک نگارش ژان ماری گوستاو لوکلزیو بگویید. سبک نگارش او در رمان‌هایش تا چه اندازه در این کتاب نیز دیده می‌شود؟ من ترجمه آثارش به زبان فارسی را نخواندم. ولی در نوشته‌هایش همینطور است که کتاب «ترانه‌ای برای سینما» نوشته است. همه‌اش همین است، یعنی سبک نگارش او در رمان با این نوشته فرقی ندارد.       صحنه‌ای از فیلم سینمایی «کلوز آپ» اثر عباس کیارستمی وقتی برای بار اول این کتاب را در دست گرفتم و نام کتاب را دیدم به نظرم آمد اثری است که از شاعرانگی سینما می‌گوید، یا بهتر است بگویم فیلم‌هایی را نقد و بررسی می‌کند که شاعرانه‌ هستند. چرا «ترانه‌ای برای سینما» را برای نام این کتاب برگزیدید؟ درواقع لوکلزیو اسم این کتاب را خودش ساخته. نام این کتاب از دو کلمه سرود و سینما (Ballaciner) گرفته شده است. او با این دو کلمه یک فعل ساخته است. هرچه فکر کردم نتوانستم چنین کلمه‌ای را در فارسی بسازم. درنتیجه با مشورت ناشر و ویراستار این اسم را روی کتاب گذاشتیم. زمان خواندن «ترانه‌ای برای سینما» به جمله‌ای از نویسنده رسیدم که نوشته بود ادبیات بر سینما تاثیر گذاشته و سینما هم بر ادبیات تاثیر گذاشته است. لوکلزیو این تاثیر گذاری را چگونه و با چه شاخصه‌هایی عنوان می‌کند؟ چون با ادبیات فرانسه آشنا هستم می‌توانم این را بگویم که از قرن بیستم به این طرف در بسیاری از کارهای نویسنده‌های فرانسوی به ویژه نویسنده‌های بعد از جنگ، یعنی از دهه 1950 به بعد ادبیات تصویری دیده می‌شود. اگر کار اکثر افراد جنبش ادبی که به آن «رمان نو» می‌گویند و مهمترین افرادش کسانی چون کلود سیمون، ناتالی ساروت و به خصوص آلن رب‌گریه هستند را ببینید با یک جور نوشته‌های تصویری برخورد می‌کنید؛ تعدادی از این افراد نیز به سینما روی ‌آوردند مانند رب‌گریه که حتی چند فیلمنامه می‌نویسد، به خصوص فیلمنامه مشهور «سال گذشته در مارین باد» که آلن رنه آن را کارگردانی کرد. بنابراین ادبیات فقط صرف نوشتن نیست؛ درواقع ادبیات با هنرهای دیگر هم به گونه‌ای ارتباط دارد به ویژه با سینما. به همین دلیل است که در بسیاری از آثار نویسنده‌های موج «رمان نو» شاهد کارهای تصویری هستیم و خیلی راحت می‌توان هنگام خواندن آن را تصور کرد؛ گویی نوشته‌ها میزانسن و حتی دکوپاژ دارد. لوکلزیو هم در آغاز کارش جزو این نهضت و موج «رمان نو» بود. وقتی داشتم کتاب را می‌خواندم به نظرم این طور آمد که گویی نویسنده در ابتدا، ادبیات را ارجح می‌داند و کم کم که پیش می‌رویم این امر را به تعادل می‌رساند، وارد حوزه سینمایی می‌شود و برخی از فیلم‌ها را نقد و بررسی می‌کند. خاستگاه لوکلزیو و این کتاب ادبیات است. یعنی او نویسنده و رمان‌نویس است و بیان می‌کند که چگونه از کودکی با سینما و مونتاژ اخت پیدا کرده، به نظر من خود به خود می‌توانست اتفاق بیوفتد که چه طور ادبیات به تدریج شما را به سمت سینما می‌برد؛ به هرحال پایه سینما نویسندگی است و باید یک فیلمنامه‌ای نوشته و متنی وجود داشته باشد و بر اساس آن متن است که تصاویری شکل می‌گیرد. بنابراین ابتدا تصاویر در نوشتار به وجود می‌آیند و پس از‌ آن به تصویر سینمایی تبدیل شده و روی پرده می‌روند به همین دلیل نویسندگی و سینما نمی‌توانند از یکدیگر جدا باشند چون نقاط مشترک دارند و آن فیلمنامه‌ای است که پایه و اساس یک فیلم سینمایی می‌شود. جمله دیگری که لوکلزیو در کتابش به کار می برد این است که سینما از همان ابتدای پیدایش واقعیت را ابداع می‌کند. بله این کاملا درست است به این دلیل که حقیقت را به شما نشان نمی‌دهد بلکه آن را بازی می‌کند. مرحوم عباس کیارستمی نیز همین را می‌گفت که همه چیز دروغ است و هیچکدام این‌ها واقعی نیست؛ عده‌ای آن را بازی می‌کنند. اگر خوب بازی نکردند دوباره آن را تکرار می‌کنند و درواقع بازسازی و بازنمایی واقعیت است. نام کیارستمی را آوردید و من سوالی در همین زمینه داشتم. لوکلزیو در کتاب «ترانه‌ای برای سینما» علاوه بر کارگردان‌هایی چون برگمان، ازو و... درباره کارگردان‌های ایرانی مانند محسن مخملباف و عباس کیارستمی صحبت می‌کند. چه طور به کارگردانان ایرانی می‌پردازد؟ آیا مقایسه‌ای صورت می‌گیرد؟ خیر مقایسه نمی‌کند. به نظرم می‌آید که در این کتاب پرداختن به فیلم «بای سیکل‌ران» مخملباف به دلیل علاقه‌ لوکلزیو به فیلم بود. از دید من اگر لوکلزیو به این دو کارگردان ایرانی می‌پردازد اشاره‌‌ای دارد به فیلم «کلوزآپ» کیارستمی، در این فیلم آقای سبزیان خود را جای مخملباف جا می‌زند و کیارستمی فیلمی می‌سازد که دست آخر خود مخملباف می‌آید و آقای سبزیان را از دادگاه می‌برد و سوار موتور می‌کند و با هم می‌روند. اگر لوکلزیو درباه این دو کارگردان ایرانی صحبت می‌کند، جدای از این که به هر حال عباس کیارستمی یکی از مهمترین و حداقل یکی از اولین فیلمساز ایرانی است که آثارش در غرب به خصوص فرانسه به نمایش درآمده و تحسین شد، مخاطبان اروپایی به ویژه مخاطب فرانسوی فیلم‌های کیارستمی و به خصوص فیلم «خانه دوست کجاست» را خیلی دوست داشتند. من یکی دو تا از فیلم‌های این کارگردان را در فرانسه روی پرده سینما دیدم مثل «باد ما را با خود خواهد برد»، نمی‌دانم اصلا در ایران به نمایش عمومی درآمد یا خیر. در نتیجه آن‌ها به حق سینمای کیارستمی را سینمای شاعرانه می‌دانند برای این که در فیلم‌هایش این حس به شما القا می‌شود؛ و خود کیارستمی با ادبیات بیگانه نیست و کتاب‌های شعرش بازخوانی اشعار حافظ، سعدی، مولانا و نیما است که منتشر شد. به نظرم به گونه‌ای نزدیکی ذهنی هم وجود دارد. از طرف دیگر لوکلزیو فیلم‌هایی که از مخملباف انتخاب کرده دقیقا فیلم‌هایی هستند که به گونه‌ای نشان دهنده فضای فکری آن دوره است. فیلم «بای سیکل‌ران» حالت شاعرانگی دارد و «نون وگلدون» حدیث نفس است. فیلم‌هایی هستند که در خارج نمایش داده شده و نویسنده کتاب «ترانه‌ای بری سینما» آن‌ها را دیده و طبعا روی او اثر گذاشته است.  ژان ماری گوستاو لوکلزیو   شما در صحبت‌هایتان شاعرانگی را به آثار دو کارگردان ایرانی، مخملباف و کیارستمی نسبت دادید؛  آیا باقی فیلم‌هایی که لوکلزیو در کتابش درباره آن‌ها صحبت می‌کند نیز این ویژگی شاعرانگی را دارند؟ برخی از فیلم‌ها شاعرانگی را دارند و برخی با خشونت همراه‌اند. به عنوان مثال کارهای ازو یا میزوگوچی فیلمسازان ژاپنی، این نگاه را به گونه‌ای دارند؛ یک چیزهایی که به نظر من می‌آید آن اگزوتیسمی است که در یکسری از این فیلم‌ها و این سینما وجود دارد که در سینمای فرانسه نیست. اگر سینمای حال حاضر فرانسه را ببینید متوجه می‌شوید سعی می‌کند به سینمای هالیوود نزدیک شود؛ این سینما به این دلیل برایشان جذاب است که یک چیز دیگر خارج از فضای سینمایی هالیوود به آن‌ها می‌دهد حتی وقتی از سینمای ساتیاجیت رای حرف می‌زند و سینمای هند باز می بینید فضایی غیر اروپایی است. فضاهایی که جذاب است و یک نوع اگزوتیسم دارد و چیزهایی را برای آن‌ها نشان می‌دهد و بیان می‌کند که نمی‌شناسند و نگاه می‌‌کنند و می‌بینند چه قدر جذاب است و در واقع روابط عاطفی در این فیلم‌ها احساسی نوع دیگری که در غرب مرسوم است در این فیلمها می‌بینند. لوکلزیو بخشی از کتاب را به سالن‌های سینما اختصاص می‌دهد و خاطرات خود را مطرح می‌کند. هم خاطراتش را مطرح می‌کند و هم از تجربه‌های خود می‌گوید. هنگامی که بر صندلی سینما می‌نشیند و این که چه احساسی دارد. این حرفش مرا یاد حرف‌های رولان بارت می‌اندازد. بارت فیلسوف و روانشناس است و حرف‌هایی که درباره سینما می‌زند همین چیزهاست حال این که شما به محلی می‌روید و در صندلی نسبتا راحتی می‌نشینید؛ انتخاب کردید با دیگران یک چیزی را سهیم ‌شوید بدون آن که این آدم‌ها را بشناسید، نمی‌دانید کیستند ولی ساعاتی را که در سالن سینما هستید یک چیز را با آن‌ها سهیم هستید. در فضای سینما یکجور احساس مشترکی شکل می‌گیرد. لوکلوزیو نیز درواقع چنین چیزهایی را می‌گوید، مثلا سرتان را به صندلی تکیه دادید و پایتان را دراز کردید، گاهی چشمانتان را می‌بندید و شاید فیلم را برای بار چندم می‌بینید و از طریق صدا فیلم را دنبال می‌کنید؛ همه این موارد چیزی است که شما انتخاب می‌کنید، می‌روید در فضایی و آنجا چیزی را تجربه می‌کنید که در فضای دیگر نمی‌توانید این تجربه را داشته باشید. یکی دیگر از فصل‌های کتاب که به نظرم جذاب آمد، آن قسمتی بود که مربوط به نابینایان است. لوکلزیو در این بخش از روش‌های جدید دیدن و درک کردن سینما صحبت می‌کند و روش جدیدی را ارائه می‌دهد. گفتارهایی که لوکلزیو در این بخش به کار می‌برد صحیح است و درست می‌گوید. من این تجربه را در سینما نداشتم ولی با تلویزیون این تجربه را کردم نه این که چشمانم را ببندم بلکه در اتاق دیگری بودم تلویزیون فیلمی را نمایش می‌داد صدا را می‌شنیدم و تصویری نمی‌دیدم وقتی بار دیگر که فیلم تکرار شد ولی از طریق همان صدا متوجه شدم این فیلم را دیدم؛ از طریق گوش، دیدن فیلم یک تجربه دیگر است. من این کار را در سینما نکردم که روی صندلی سالن سینما بنشینید و احساس کنید این نوری که از پروژکتور روی پرده نقره‌ای می‌تابد از بالای سر شما رد می‌شود ولی این که از طریق گوش، ببینید را تجربه کردم. درست می‌گوید می‌توانیم؛ شاید گاهی لذت هم داشته باشد. در پایان اگر حرفی دارید بفرمایید. مقدمه این کتاب را ژیل ژاکوب نوشته است. او پنجاه سال رئیس فستیوال کن بود در مقدمه این کتاب از ملاقاتش با آندره ژید می‌گوید؛ او کتابی با عنوان «همشهری کین» با اقتباس از فیلم «همشهری کین» اورسن ولز نوشته من در حال ترجمه آن هستم. این اثر نیز به گونه‌ای خود سرگذشت‌نامه‌ای است از خلال سینما و جشنواره کن.   ]]> هنر Sun, 20 Oct 2019 06:57:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281828/ادبیات-نویسندگان-فرانسوی-بعد-جنگ-تصویری «زندگی مؤلف» با ترجمه روبرت صافاریان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282069/زندگی-مؤلف-ترجمه-روبرت-صافاریان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  مجموعه‌ کینو-آگورا مجموعه‌ای است که انتشارات کانادایی کابوز آن را منتشر کرده و تا کنون 11جلد آن زیر نظر کریستین ویتلی- از مهم‌ترین منتقدان معاصر فیلم- در کانادا منتشر شده است. در هر یک از این‌ کتاب‌ها که خیلی هم کم حجم هستند، حدود 70صفحه، یکی از مفاهیم یا اصطلاحات مهم مطالعات سینمایی تبیین شده و شرح مفصلی از آن ارائه شده است؛ همچنین در مورد تاریخچه‌ای که این مفهوم در مطالعات سیاسی داشته و تحولی که این مفهوم به تدریج پیدا کرده است.  مازیار اسلامی دبیر این مجموعه که پیش از این در گفت‌وگو با ایبنا از این مجموعه خبر داده بود، در مقدمه آورده است: «مجموعه سینمایی کینو_آگورا (Kino _ Agora) کوششی است برای تدقیق مفاهیم و اصطلاحات مهم مطالعات سینمایی. عنوان مجموعه ارجاع یا شاید هم ادای دینی است به‌ اصطلاحِ «کینو_پراودا» ژیگا ورتوف، یا همان «سینما_حقیقت» که به‌زعم ورتوف به قدرت پدیدارشناختی، مادی و مشاهده‌گرانه دوربین سینماتوگرافی اشاره داشت. در اینجا اما «کینو» به «آگورا» می‌پیوندد، واژه‌ای برگرفته از یونان باستان، به‌معنای «مکان گردهم‌آیی»، همان مکان مشهوری که تفکر در آنجا متولد شد، در کنار دیگر کنش‌های زندگی روزمره ازجمله ورزش، خرید و سرگرمی. از این‌رو مجموعه کینو_آگورا بر سویه تفکربرانگیز سینما انگشت می‌گذارد. مجموعه کینو_آگورا کم‌گوی اما عمیق، متواضع اما شخصی و ساده اما بحث‌برانگیز است و در کنه خویش، هم به جست‌وجوی حقیقت ورتوف وفادار است و هم به خصلت جمعیِ تفکر سقراط.»   سایر کتاب‌های این مجموعه بدین قرار است که به مرور منتشر خواهند شد: کینو_ آگورا: زنده و مرده، جسم انسان در مقام شیئی سینمایی                   ترجمه صالح نجفی کینو_ آگورا: چرخش سینماتیک                                                                    ترجمه رامتین شهبازی کینو_ آگورا: سینه‌فیلیای جدید                                                                      ترجمه نوید پورمحمدرضا کینو_ آگورا: میزانس                                                                                  ترجمه حسام‌ا‌لدین موسوی  کینو_ آگورا: مونتاژ                                                                                    ترجمه مهدیس محمدی کینو_ آگورا: دکوپاژ                                                                                  ترجمه قاسم مومنی کتاب «زندگی مؤلف» با ترجمه روبرت صافاریان با قیمت 19هزارتومان از سوی نشر لگا منتشر شده است. ]]> هنر Mon, 14 Oct 2019 09:50:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282069/زندگی-مؤلف-ترجمه-روبرت-صافاریان-منتشر رونمایی از جلد اول نمایش‌نامه‌های امیررضا کوهستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282027/رونمایی-جلد-اول-نمایش-نامه-های-امیررضا-کوهستانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی نشر چشمه امیررضا کوهستانی فردا با مخاطبان خود در کتاب‌فروشی نشرچشمه‌ کارگر دیدار می‌کند و الهام کردا درباره‌ این نمایشنامه و فضای کلی آثار کوهستانی صحبت خواهد کرد. علاقه‌مندان می‌توانند برای شرکت در این جلسه فردا دوشنبه 22 مهر از ساعت 18 تا 19:30 به نشرچشمه‌ کارگر واقع در کارگر شمالی، تقاطع شهید گمنام، کوچه چهارم پلاک 2 مراجعه کنند. شرکت در این جلسه برای همه آزاد و رایگان است. ]]> هنر Sun, 13 Oct 2019 11:56:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282027/رونمایی-جلد-اول-نمایش-نامه-های-امیررضا-کوهستانی زبان مشخص‌ترین ابزار پینتر در نمایش‌نامه‌نویسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281450/زبان-مشخص-ترین-ابزار-پینتر-نمایش-نامه-نویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ به تازگی کتاب «کولوس و چند اثر دیگر» نوشته هارولد پینتر با ترجمه شعله آذر در نشر افراز منتشر شده است. این کتاب شامل دو بخش است، در بخش اول؛ نخستین نوشته‌های پینتر؛ کولوس، زیرزمین، شب و سیاه و سفید منتشر شده و در بخش دوم؛ تحلیلی کولوس، تحلیل زیرزمین، آوارها: آخرین اجری رادیویی هارولد پینتر و آخرین نوار کراپ: آخرین حضور هارولد پینتر در صحنه تئاتر، به همراه پی‌گفتار و منابع آمده است. با شعله آذر مترجم درباره این کتاب گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌آید:   آیا چنین کتابی در زبان اصلی با همین چیدمان وجود دارد یا شما نوشته‌های پراکنده و اولیه پینتر را در یک کتاب قرار داده‌اید؟ در پایان کتاب «کولوس»، در صفحه منابع به کتاب‌های مورد استفاده‌ام اشاره کرده‌ام. به عنوان مثال، در بخش نخست کتاب «کولوس»، برای ترجمه آثار پینتر از مجموعه چندین جلدی «انتشارات گرو» که تمام نوشته‌های پینتر را گردآوری کرده، بهره برده‌ام. برای بخش دوم و ترجمه مقاله تحلیلی درباره کولوس، از نوشته مایکل بیلینگتون در کتاب هارولد پینتر او بهره برده‌ام. برای ترجمه مقاله تحلیلی درباره «زیرزمین»، از کتاب تحقیقی اسلین درباره نمایش‌نامه‌های هارولد پینتر استفاده کرده‌ام.    پینتر سال‌ها بعد به نمایش‌نامه‌نویس مهمی تبدیل می‌شود. هر چند که رگه‌هایی از آثار بزرگش در کارهای اولیه او هم دیده می‌شود، اما چرا این آثار را به فارسی ترجمه کرده‌اید؟ برای مخاطب فارسی زبان چه دارد؟ تنوع در فرم، وحدت در مضمون و معرفی آثار قدیمی‌تر پینتر به مخاطب از مهم‌ترین دلایل من برای این انتخاب‌هاست. این کتاب، شامل چهار اثر پینتر در چهار فرم است: «کولوس» قطعه‌ای شعرگونه؛ «زیرزمین» فیلم‌نامه‌ای که هرگز فیلمی از آن ساخته نشد و همواره به صورت تئاتر بر صحنه رفته؛ «شب» یک طرح؛ و در نهایت «سیاه و سفید» یک داستان کوتاه. پینتر در تمام این فرم‌ها هنرمندی طناز، چیره دست و خلاق است. در مقاله تحلیلی مایکل بیلینگتون که در بخش دوم همین کتاب آورده‌ام، بیلینگتون اشاره می‌کند: «دنیای پینتر در «کولوس» دنیایی است که در آثار امروزی وی برای ما به شکل هراس‌انگیزی آشناست: یک اتاق، یک فضا، نزاع بر سر قلمرو، رویایی سه جانبه میان دو مرد و یک زن و جابه‌جایی قدرت. دقت کنید که پینتر این قطعه را در هجده سالگی نوشته است.» (از متن کتاب کولوس. بخش دوم. صفحه 64 . انتشارات افراز) نکته ای که بیلینگتون در این توصیف از «کولوس» به آن اشاره نکرده، مضمون «انزوا و عدم توانایی برقراری رابطه» است که نقطه مشترک این چهار اثر و بسیاری از آثار بزرگ پینتر است. با وجود این که چندین اثر مهم پینتر و مقالات بسیاری را درباره کار و زندگی او ترجمه کرده‌ام، ترجمه این قطعه به ظاهر کوچک یعنی «کولوس» برای من بسیار هیجان‌انگیز بوده است. زیرا عصاره تمام آثار بزرگ بعدی او در همین قطعه نهفته است. انگار پینتر در تمام سال‌های بعد، مضمون «کولوس» را با تکنیک‌ها، فرم‌ها و سبک‌های گوناگون مدام بازتولید کرده است. به قول استیون گیل «اصولا تفاوت میان آثار بزرگ و آثار کم اهمیت‌تر پینتر در مقدار زمانی نهفته است که او صرف اثبات اندیشه‌اش کرده. روشن است که مقایسه آثار طولانی‌تر با آثار کوتاه پینتر آشکار می‌کند که لزوما درون مایه‌ها، پیچیدگی‌ها، پردازش و تاثیر پیرنگ‌ها، دقت در شخصیت‌پردازی و روابط متقابل شخصیت‌ها و تنوع تکنیک‌ها را نمی‌توان در قطعه‌ای کوچک یافت. (از کتاب جشن تولد، بخش دوم. صفحه 143. انتشارات افراز) با این حال، از آن جا که تمام آثار پینتر بیش‌تر یک اثر واحد هستند، بررسی آثار کوتاه‌تر و ناشناخته‌تر او کمک می‌کند تا درک تازه‌تر و کامل‌تری از آثار مهم‌تر او داشته باشیم.                         در دو مقاله‌ای که در انتهای کتاب با قلم شما آمده با چه رویکردی به پینتر پرداخته‌اید و چرا در این کتاب منتشر شده‌اند؟   به نظرم از عناوین هر دو پیداست که این مقالات هم درباره آخرین آثار پینتر در بازیگری و کارگردانی تئاتر است و هم به گونه‌ای، آخرین مواجهه من به عنوان مترجم و مولف با تئاتر پینتر است: آخرین اجرای رادیویی پینتر: آواها؛ و آخرین حضور او بر صحنه تئاتر: آخرین نوار کراپ.  پینتر از نوجوانی بر صحنه‌های مختلف و در تورهای مختلف جهانی بازیگری و بعدتر کارگردانی کرد و هم زمان در رادیو به ایفای نقش‌های تئاتری و کارگردانی آثار خود یا دیگران پرداخت. هم زمانیِ تقریبی اجرای «آواها» در رادیو با زادروز او و نیز دریافت جایزه نوبل، اهمیت این اجرا در ماه اکتبر 2005 را برای خود پینتر و من به عنوان مترجم شیفته او و طبعا مخاطب پیگیر کار پینتر دو چندان می‌کند. «آواها» کاری متفاوت است، چیزی بین تئاتر و اپرا که از مجموع چند اثر پینتر بازتولید شده است. جیمز کلارک آهنگ‌ساز پس از تماشای نمایش «خاکستر به خاکستر» پینتر پیشنهاد کار مشترک را به او داد. پینتر برای «آواه» پنج نمایش‌نامه خود یعنی؛ پیک آخر ، نظم نوین جهانی، زبان پشت کوهی، وقت ضیاقت و خاکستر به خاکستر را مرور و آن‌ها را به روایت‌های چند پاره‌ای با مضمون شکنجه و ستم و تجاوز تبدیل می‌کند. کلارک می‌گوید: «نقش هنر این نیست که پیامی را به نرمش و لطافت به گوش مخاطب برساند. این از تعهد هنرمند است که آن چه را که مخاطب می‌خواهد به او ندهد، بلکه سماجت کند تا مخاطب آن چیزی را دریافت کند که هنرمند می‌خواهد.» (کولوس ، بخش دوم. صفحه 78. انتشارات افراز) اما درباره آخرین نوار کراپ. این نمایش، آخرین کارگردانی و آخرین بازیگری هارولد پینتر در صحنه است از کار بکت؛ دوست قدیمی و برنده سابق نوبل. به همین دلیل در کارنامه هنری پینتر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. پینتر هم چنین در این اجرا، از لحاظ بازیگری و کارگردانی کاری بسیار متفاوت از اجراهای پیشین «آخرین نوار کراپ» ارائه داد. البته این انتخاب من بوده که آخرین کتابی را که از و درباره کار تئاتر هارولد پینتر ترجمه و تالیف کرده‌ام، با این چیدمان به پایان برسانم تا ادای دینی کرده باشم به هنرمندی که رویکردهای تازه‌ای را در هنر تئاتر و اصولا در هنر رابطه انسانی با دنیای درون و بیرون خودش، پیش روی جهانیان گذاشت.   شما نمایش‌نامه‌های مهم و شناخته شده‌ای از پینتر را به فارسی برگردانده‌اید که در کتاب‌های دیگر منتشر شده. اصولا مهم‌ترین شاخصه‌های پینتر در نمایش‌نامه‌نویسی چیست و چه چیز آثار او را از دیگر نمایش‌نامه نویسان متمایز می‌کند؟   ویژگی‌های کار پینتر آن قدر متفاوت و منحصر به فرد بوده که با همان نخستین نمایش‌نامه‌اش، «اتاق» سبک تازه‌ای را به نام پینترسک در نمایش‌نامه‌نویسی به وجود آورد. سه نمایش‌نامه نخست او یعنی«اتاق»، «جشن تولد» و«مستخدم ماشینی» چنان نوآورانه بودند که به «کمدی تهدید» معروف شدند. پینتر در به کارگیری عناصری مثل موقعیت، فضا، زبان، طنز، تهدید، سکوت و مکث، کاملا متمایز عمل کرده است و من در این جا تنها به یکی اشاره می‌کنم تا سخن به درازا نکشد. زبان یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های کار پینتر است. در دورانی که نمایش‌نویسان عادت به بهره‌گیری از زبانی پر از اشارات فرامتنی و پر افاده داشتند، او به طور شگفت‌آوری به سادگی در زبان گفتاری روی آورد و از مجموع ابزار دراماتیک، زبان مشخص‌ترین ابزار او در نمایش‌نامه‌نویسی شد. به طوری که به گفته «گیل» زبان نویسنده به خاطر صدای واژه‌ها، ریتم‌ها، مکث‌ها، و سکوت‌های حساب شده، کاملا موسیقیایی و در عین حال به طرز شگفت‌آوری ساده است. او در استفاده از زبان از یک جهت دیگر هم پیشرو بود: از نظر معنایی، در اغلب آثار دراماتیکش از زبان علیه خود زبان استفاده می‌کرد. کارکرد وجودی زبان گفتاری چیست؟ برقراری ارتباط با دیگری. در حالی که پینتر در تمامی کارهایش،  از «کولوس» ، «شب» یا  «درد خفیف» ، «جشن تولد» ،«خیانت» ،«پیشخدمت» و « زبان پشت کوهی» یا «فاسق» و «سرایدار» و بسیاری دیگر نشان داده که زبان همیشه علیه خودش کار کرده و گوینده از برقراری ارتباط ناتوان بوده است. در عین حال به گفته «گیل» هر چند که پینتر گفتار معمولی را دقیقا بازتولید نمی‌کند، اما چنان به جوهر زبان دست یافته که به نظر می‌رسد بسیار واقعی‌تر از گفتار واقعی است.   و سخن آخر؟  در پی‌گفتار مختصری که در پایان کتاب «کولوس» نوشته‌ام، به برخی دیگر از ویژگی‌های کار پینتر اشاره کرده‌ام.   ]]> هنر Sun, 13 Oct 2019 05:54:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281450/زبان-مشخص-ترین-ابزار-پینتر-نمایش-نامه-نویسی مراسم نکوداشت محمدحسین عطارچیان برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281757/مراسم-نکوداشت-محمدحسین-عطارچیان-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمدحسین عطارچیان متولد ۱۳۲۲ تبریز است که شاگردی در محضر  سیدحسین میرخانی را در کارنامه خود دارد. از سوابق وی میتوان به دارا بودن گواهینامه استادی از انجمن خوشنویسان ایران – ۱۳۵۹، تدریس در اولین کلاس‌های رسمی انجمن خوشنویسان ایران – ۱۳۵۲، عضویت شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران، عضویت در شورای تشخیص و ارزشیابی هنری انجمن خوشنویسان ایران، عضویت در کمیته ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وکمیته خوشنویسی فرهنگستان هنر، عضویت در شورای کارشناسی وارزشیابی هنرمندان هنرهای سنتی میراث فرهنگی، عضویت در هیات گزینش و داوری همایش بین المللی خوشنویسی جهان اسلام، عضویت به عنوان داور همایش فرهنگی هنری دانشگاه‌های سراسر کشور و حضور در نمایشگاه های متعدد داخلی و خارجی اشاره کرد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند روز دوشنبه 22مهر ساعت 16الی18به نشانی تهران، خیابان انقلاب، خیابان شریعتی، نرسیده به خیابان حقوقی، بن بست فولادوند، موزه خوشنویسی ایران مراجعه کنند. ]]> هنر Mon, 07 Oct 2019 10:59:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281757/مراسم-نکوداشت-محمدحسین-عطارچیان-برگزار-می-شود «گردشگری موسیقی: توسعه پایدار شهری و روستایی در ایران» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281693/گردشگری-موسیقی-توسعه-پایدار-شهری-روستایی-ایران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محتوای این کتاب با بهره‌گیری از یک سلسله مطالعات بین‌رشته‌ای در حوزه‌های «اقتصاد موسیقی»، «صنعت گردشگری»، و «معماری و مدیریت شهری» همراه با نمونه‌های میدانی در چهار اقلیم اصلی ایران ارائه می‌شود که قابل استفاده برای طیف وسیعی از مخاطبان از حوزه‌های موسیقی، گردشگری، شهرسازی، معماری و مدیریت فرهنگی است. این کتاب مشتمل بر دو بخش اصلی است. مفاهیم بنیادین درزمینه‌ رونق گردشگری موسیقی در بخش اول مورد بحث قرار می‌گیرد و راهکارهای عملی توسعه‌ گردشگری موسیقی در ایران در بخش دوم طرح می‌شود. این کتاب همچنین حاوی پیشنهادی برای عملیاتی کردن اطلس گردشگری موسیقی ایران است. آزاده‌فر در پاسخ به سوالی در زمینه اهمیت موضوع گردشگری موسیقی در توسعه کشور گفت: گردشگرانی که ایران را برای گردشگری برمی‌گزینند، اغلب در پاسخ به این سؤال که «مهم‌ترین جاذبه‌ی ایران چیست؟» بدون تعلل به هنر ایرانی اشاره می‌کنند. از میان بی‌شمار پتانسیل‌هایی که هر ملت برای توسعه‌ خود دارد، منطقی‌ترین گزینه آن است که محور پیشرفت را بر چیزی قرار دهد که در آن زمینه سرآمد است. کتاب گردشگری موسیقی: توسعه‌ پایدار شهری و روستایی در ایران بر همین اصل استوار شده است؛ چراکه موسیقی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های گردشگری رویداد و مشوّقی اثرگذار در انگیزه‌ سفر است. محمدرضا آزاده‌فر عضو هیأت علمی گروه موسیقی‌شناسی دانشگاه هنر با رتبه استاد است که پیش از این کتابی نیز با عنوان اقتصاد موسیقی منتشر کرده است.  این کتاب در 240 صفحه، در قطع وزیری با قیمت 54500تومان توسط نشر مرکز منتشر شده است. ]]> هنر Sun, 06 Oct 2019 09:34:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281693/گردشگری-موسیقی-توسعه-پایدار-شهری-روستایی-ایران-منتشر هیات داوران بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281686/هیات-داوران-بخش-مسابقه-نمایشنامه-نویسی-جشنواره-بین-المللی-تئاتر-فجر-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دبیرخانه سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، خسرو حکیم‌رابط، پیام لاریان و مهدی میرباقری مسئولیت داوری آثار بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر را برعهده گرفتند. خسرو حکیم‌رابط متولد ۱۳۰۹ در شیراز است. نگارش ده‌ها نمایشنامه از جمله «آنجا که ماهی‌ها سنگ می‌شوند»، «ایوب دلتنگ خسته خندان»، «سهراب شنبه»، «سهراب و ساز و والی قبرستان»، نمایشنامه‌های رادیویی «آهو و احمد»، «زمانه در دست زمان»، «عطسه»، «زیر تیغ آفتاب» و فیلمنامه‌های «ارض موعود»، «فصل خون»، «دست هزار بلوچ»، «تشنگی، آب، چرخ»، «باغ آدم» و... از جمله سوابق حرفه‌ای این هنرمند پیشکسوت است. پیام لاریان متولد سال ۱۳۶۰ در اهواز نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. وی فارغ التحصیل رشته تئاتر از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و دریافت جایزه بهترین نمایشنامه‌نویسی در سه دوره و بهترین کارگردانی در دو دوره از جشنواره تئاتر فجر را در کارنامه کاری خود دارد. «امپرسیون؛ جیغ بنفش»، «پرسه‌های موازی»، «گزارش بازگشت»، «بالستیک زخم»، «و چند داستان دیگر» از جمله نمایش‌هایی است که به قلم و کارگردانی لاریان به روی صحنه رفته است. مهدی میرباقری متولد ۱۳۶۱ در شاهرود دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه سوره است. «سياوش در آتش (برگزیده جايزه فجر نمايشنامه‌نويسي)»، «آخرين حكايت فرهاد (برگزیده جايزه فجر نمايشنامه‌نويسي و تنديس كانون نمايشنامه‌نويسان)»، «كارما(برگزیده جايزه نمايشنامه‌نويسي تئاتر شهر)»، «صحنه‌هايي از زندگي پدرم(برگزیده جايزه نمايشنامه‌نويسي تئاتر شهر و جايزه نمايشنامه‌نويسي بنياد ادبيات نمايشي)»، «اعتراف‌ها و دروغ‌ها(جايزه نمايشنامه‌نويسي جشنواره رادي)» و «خواب خيس ماهي(جايزه نمايشنامه‌نويسي تئاتر دانشگاهي)» و... از جمله عناوین آثار میرباقری است. همچنین نمایشنامه «آنا کارنینا» نیز به تازگی از این هنرمند توسط انتشارات مروارید به چاپ رسیده است. سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال برگزار می‌شود.   ]]> هنر Sun, 06 Oct 2019 09:04:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281686/هیات-داوران-بخش-مسابقه-نمایشنامه-نویسی-جشنواره-بین-المللی-تئاتر-فجر-معرفی-شدند اگر دریابندری دوباره «خانه برنارد آلبا» را ترجمه کند در آن دست می‌برد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281682/اگر-دریابندری-دوباره-خانه-برنارد-آلبا-ترجمه-کند-دست-می-برد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هفتمین نشست از سلسله نشست‌های «زیر چتر نقد» با عنوان نقد ترجمه نمایشنامه «خانه برنارد آلبا» اثر فدریکو گارسیا لورکا و ترجمه‌های محمود کیانوش، نجف دریابندری و احمد شاملو، با حضور علیرضا خان‌جان عصر دیروز سیزدهم مهرماه، در سرای اهل قلم برگزار شد. تنوع زبانی برای محمود کیانوش موضوعیت ندارد علیرضا خان‌جان ابتدا درباره محمود کیانوش گفت: کیانوش شاعر، نویسنده و مترجم است، حدود 80 سال دارد و متولد مشهد است. در حال حاضر در انگلستان زندگی می‌کند و چیزی حدود 90 کار تالیف و ترجمه به صورت کتاب از او موجود است. به نظر من شاید بیشترین حوزه موفقیتش، در زمینه شعر کودک باشد. ولی از نویسندگان معروفی مانند جان اشتاین‌بک، یوجین اونیل، ساموئل بکت و فدریکو گارسیالورکا ترجمه کرده است؛ مترجمی است که اساسا تنوع زبانی برایش موضوعیت ندارد و از یک زبان یکنواخت در کارهایش استفاده می‌کند، به این معنی که زبان راوی داستان با شخصیت‌ها هیچ تفاوتی با هم ندارد. جدی‌ترین ترجمه‌های دریابندری، به معرفی ادبیات آمریکایی می‌پردازد این سخنران نشست در ادامه درباره دیگر مترجم این نمایشنامه اظهار کرد: نجف دریا‌بندری ترجمه را از دهه 1330 آغاز کرده و زمانی که به دلیل گرایشات چپش چند صباحی به زندان رفت همانجا کتاب «تاریخ فلسفه غرب» اثر برتراند راسل را ترجمه کرد. جدی‌ترین ترجمه‌های دریابندری آثاری است که به معرفی ادبیات آمریکایی می‌پردازد و نویسنده‌های تراز اول این کشور مانند آثاری از  ویلیام فاکنر و ارنست همینگوی را به ما معرفی کرده است و تنها اثری که از فدریکو گارسیا لورکا ترجمه کرده نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» در سال 1358 است؛ با این که این اثر با ترجمه‌های دیگر منتشر شد ولی ترجمه دریابندری تا یکی دو سال پیش مجوز انتشار نیافت. نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» آخرین کار ادبی لورکا است خان‌جان همچنین بیان کرد: لورکا جزو شاعران و نمایشنامه‌نویسانی بود که گرایش چپ داشت و از همان دهه چهل سراغ ترجمه آثار او رفتند. شاملو اولین نفری بود که در سال 1347 آثار لورکا را ترجمه می‌کند، ولی این نمایشنامه تقریبا همزمان با محمود کیانوش سال 1348 منتشر می‌کند. در این سال‌ها جریانات چپ گرایی که در ایران موجود بود به اوج رسید و شاملو با نمایشنامه «عروسی خون» ترجمه آثار لورکا را شروع می‌کند که آشکارا تمایلات چپ در آن موجود است. وی افزود: لورکا اولین مجموعه شعرش را در هفده سالگی چاپ کرد و کارش را با شعر آغاز کرد؛ در بیست سالگی اولین نمایشنامه‌اش را نوشت. بسیاری از نمایشنامه‌هایی که از لورکا موجود است را خود روی صحنه برده. «خانه برناردا آلبا» تنها نمایشنامه‌ای است که در زمان حیات لورکا روی صحنه نرفت. او در ادامه گفت: لورکا هفده نمایشنامه نوشته که در دوازده کتاب منتشر شد و شش تا از آن‌ها به فارسی ترجمه شده است. نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» آخرین کار ادبی لورکا است و دو ماه بعد از چاپ این کتاب در 38 سالگی به شکل فاجعه‌آمیزی به قتل می‌رسد.   این مترجم همچنن بیان کرد: نمایشنامه‌نویسی لورکا را واکنش به سبک ناتورالیسم می‌دانند؛ او در نمایشنامه‌ها و شعرهایش از جنبش‌های ادبی اثر می‌گیرد در چند نمایش‌نامه اولش به شدت متاثر از سمبولیسم است بعدها که با دوستان بزرگ هنرمندش مانند لوئیس بونوئل کارگردان سینما و سالوادور دالی نقاش سوررئالیست رادیکال آشنا می‌شود، رگه‌های سوررئالیستی در شعرهایش مشخص است‌. مرگ لورکا یک ضایعه بزرگ برای ادبیات اسپانیایی زبان دنیاست و مانند مرگ فروغ فرخ زاد در ادبیات خودمان.   ترجمه‌های مجدد مبدا مدارترند  وی ضمن بیان این که ترتیب زمانی ترجمه این نمایشنامه توسط هرکدام از این مترجمان مهم است اظهار کرد: در بحث ترجمه‌های مکرر یا موازی موضوع مهمی است که کدام یک ترجمه اول بوده و واکنش ترجمه‌های بعدی به ترجمه‌های پیشین چه بود. همچنین از این نظر اهمیت دارد که فرضیه باز ترجمه مجدد می‌گوید ترجمه‌های مجدد مبدا مدارترند و ترجمه‌های اول آزادی بیشتری دارند؛ آزادی در ترجمه همیشه حساسیت برانگیز بود در نتیجه مترجم دوم و سوم سعی می‌کنند خود را محدود کنند.   او در ادامه گفت: ولی مطمئنم دریابندری مراجعه‌ای به ترجمه‌های پیشین نداشت. به قدری اخلاق حرفه‌ای دارد که چنین نمی‌کند ولی از نظر من این که نگاهی به ترجمه‌های پیشین بیندازید کار خوبی است زیرا اگر کمی، کاستی و خطایی در آن نمایشنامه بود مترجم آن را تکرار نمی‌کند و گاهی ممکن است ایده‌ای از‌ آن بگیرد. آنچه در فضای ادبی جامعه امروز حاکم شده رونویسی است که به راحتی می‌توان اثبات کرد از روی یکدیگر کپی شده‌اند. خان‌جان با اشاره به این که شاملو را بیشتر به عنوان شاعر می‌شناسیم تا مترجم اظهار کرد: اما او آثار ترجمه زیادی دارد و برای ترجمه‌هایش بسیار مورد نقد قرار گرفت که به نظرم نقد‌ها کمی شتاب‌زده است زیرا  ندیدم کسی با ادله مصداقی درباره ترجمه‌های شاملو صحبت کند و عمده‌ترین حرفی که می‌زنند این است که مرزی برای آزادی قلم در محاوره‌نویسی و شکسته‌نویسی برای خودش متصور نیست که خطرناک است؛ در حالی که شاملو این کار را آگاهانه انجام می‌دهد. به عنوان مثال در همین نمایشنامه مورد بررسی جاهایی می‌تواند از عناصر واژگانی استفاده کند که مرز مشترک گفتار و نوشتار است ولی شاملو شکسته‌نویسی می‌کند. وی همچنین گفت: عمده کتاب‌هایی که شاملو ترجمه کرده از نویسندگان چپ است و نمایشنامه و داستان‌هایی را انتخاب می‌کند که دیالوگ‌نویسی در آن‌ها با بسامد بالا اتفاق افتاده است.   رئالیسم اجتماعی بستر کار نمایشنامه «خانه برنادا آلبا» است خان جان درباره ترجمه شعر گفت: وقتی تاریخ ترجمه شعر را که به دهه سی بازمی‌گردد بررسی کنیم متوجه می‌شویم بیشتر شعرها منظوم ترجمه می‌شوند و تا اندازه‌ای زیبا هستند که در حافظه تاریخی ما تا به امروز ماندگار شدند حتی نمی‌دانیم که این‌ها ترجمه شعراند. مانند «اشک یتیم» پروین اعتصامی و «قلب مادر» ایرج میرزا  که ترجمه است. جیمز هلمز می‌گوید ترجمه شعر بیش و پیش از هر چیز باید شعری باشد در خور و برای خود. یعنی فی‌نفسه باید خودش شعر باشد اگر نه ترجمه موفقی نیست. ترجمه‌های شاملو از لوکا حتما همینطور است. این مترجم درباره نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» اظهار کرد: این اثر نمایشی است از زندگی زنان تحت ستم آن دوره. در این نمایشنامه همانند بسیاری دیگر از آثارش زمینه رئالیسم اجتماعی بستر کار است و رگه‌هایی از سمبولیسم نیز دیده می‌شود. لورکا به صراحت بیان می‌کند که این نمایشنامه واقعی است و بر اساس زندگی همسایه خود در کودکی آن را نوشته اما برادرش فرانسیسوا گارسیا لورکا که منتقد ادبی نیز هست می‌گوید که واقع‌نگاری نیست و فدریکو ایده اولیه را از زندگی آن‌ها می‌گیرد.   نسبت شعر و نمایشنامه را در آثار لورکا نمی‌توان از یکدیگر تفکیک کرد خان‌جان درباره شعر و نمایشنامه‌نویسی لورکا بیان کرد: در آثار لورکا نسبت شعر و نمایشنامه را نمی‌توان از یکدیگر تفکیک کرد. منتقد بزرگی می‌گوید لورکا اولین کسی بود که شاعرانگی را وارد نمایشنامه‌نویسی در زبان اسپانیایی کرد. لورکا در این نمایشنامه کاملا آگاهانه خود را کنترل می‌کند که از شعر تغزلی کمتر استفاده کند. برخی می‌گویند این اثر از نظر صناعات ادبی فنی‌ترین نمایشنامه لورکاست. وی پس از بیان خلاصه‌ای از نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» توضیح مختصری درباره الگوی تحلیل انتقادی ترجمه داد: این الگو مبتنی بر دو فرض نظری است که در فرض اول می‌گوید ترجمه به مثابه بافت آفرینی مجدد است، یعنی یک اثری را که در زمان و مکان مشخص، تحت شرایط معین و با اهداف مشخصی خطاب به مخاطب تعیین شده، از حصار زمان و مکان خارج می‌کنیم و در زمان و مکان دیگری و تحت شرایط و اهداف متفاوت یا مشابهی و خطاب به مخاطب با ویژگی‌های متفاوت یا مشابه بازافرینی می‌کنیم. این نوع هدف ترجمه است و هر ترجمه قرار است این کار را انجام دهد. اما راه رسیدن به این هدف فرض دوم است، یعنی ترجمه به مثابه پالایش. از نظر من هدف اول زمانی محقق می‌شود که شما آن رویداد کلامی را از چند صافی در نظام مقصد عبور دهید‌. یکی از این صافی‌ها، صافی اجباری زبان است و پنج صافی دیگر برون شناختی، فرهنگی، ایدئولوژیکی، هنری و حرفه‌ای اختیاری‌اند. وی افزود: نتیجه عملیات پالایش باید با بافتار مورد نظر در نظام مقصد تناسب داشته باشد. کار منتقد ترجمه است که ببیند این صافی‌های ششگانه چطور به خدمت گرفته شدند و تبعاتشان در سطح منظور شناختی چیست و ایا با بافتار در نظام مقصد هماهنگی دارد یا خیر. این بافت نیز به دو نوع بلافصل و غیربلافصل بر حسب معیار فاصله از متن تقسیم می‌شود. کار مترجم این است که ببیند این صافی‌ها به تناسب بافتار به کار رفتند یا نه و نتیجه نهایی کار، آیا تعادل نقشی در نظام مقصد وجود دارد یا خیر. این نظریه‌پرداز در ادامه گفت: منظور از تعادل نقشی یعنی متن مقصد باید همان کاری را در نظام مقصد بکند که متن مبدا در نظام مبدا کرده است. یعنی باید از نظر سه پارامتر  معنای لفظی، واژگانی و بینافردی متنی را منتقل کند و زمانی‌ منتقل می‌شود که سه مولفه خوانش‌پذیری، طبیعی بودن و مقبولیت را دارا باشد. وقتی می‌توانیم این سه مولفه را بسنجیم که سه مولفه کیستی، نیازها و افق انتظار را در مخاطب خود لحاظ کنیم. در ادامه نشست خان جان نمونه‌هایی برای تحلیل انتقادی ترجمه از شاملو و دریابندری خواند و در دو نمونه نیز ترجمه کیانوش را مثال زد.   علیرضا خان جان در پایان گفت: در بین این سه ترجمه کیانوش حد نهایی مبداگرایی را به عمل رسانده. درواقع ترجمه شمشیر دو لبه است و ترجمه خوب هر دو لبه شمشیر را کنترل می‌کند. ترجمه هیچ‌وقت به نقطه پایان نمی‌رسد و اگر دریابندری دوباره این نمایشنامه را ترجمه کند قطعا در آن دست می‌برد و اگر شاملو در قید حیات بود حتما این کار را می‌کرد. ]]> هنر Sun, 06 Oct 2019 08:49:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281682/اگر-دریابندری-دوباره-خانه-برنارد-آلبا-ترجمه-کند-دست-می-برد بخش ویژه «کتاب و سینما» در سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281501/بخش-ویژه-کتاب-سینما-سی-وششمین-جشنواره-بین-المللی-فیلم-کوتاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، در این دوره نیز بخش ویژه «کتاب‌ و سینما» را دارد که با استقبال فیلمسازان همراه شده است. این بخش در پنجمین سال همکاری مشترک خانه کتاب و انجمن سینمای جوانان ایران به منظور رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ایران اسلامی و ترویج کتاب و فرهنگ کتاب‌خوانی در «سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» از فیلم‌های داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی تولیدشده با موضوع کتاب و کتاب‌خوانی، اقتباس ادبی، پاس‌داشت، سرگذشت و سرنوشت پدیدآوران، ناشران و کتابفروشان نویسندگان معاصر ایرانی در حوزه ادبیات داستانی و ادبیات کودک و نوجوان تجلیل به عمل می‌آورد. کتاب و کتاب‌خوانی و یا اقتباس از یک کتاب می‌تواند محوریت موضوع آثار باشد. اقتباس از ادبیات داستانی معاصر در اولویت قرار دارد. جوایز این بخش در روز «کتاب و سینما» و اختتامیه جشنواره در برج میلاد از سوی خانه کتاب اهدا می‌شود. در این جشنواره به برگزیده بهترین فیلم دیپلم افتخار و مبلغ 70 میلیون ریال، به نفر دوم دیپلم افتخار و مبلغ 50 میلیون ریال، به نفر سوم دیپلم افتخار و مبلغ 30 میلیون ریال اهدا خواهد شد. ]]> هنر Tue, 01 Oct 2019 10:31:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281501/بخش-ویژه-کتاب-سینما-سی-وششمین-جشنواره-بین-المللی-فیلم-کوتاه-تهران سمانه فرهادی: چوبک در ترجمه «پیش از ناشتایی» در زبان محاوره از اونیل هم جلوتر می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281384/سمانه-فرهادی-چوبک-ترجمه-پیش-ناشتایی-زبان-محاوره-اونیل-هم-جلوتر-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست تخصصی نقد ترجمه کتاب «پیش از ناشتایی و سه نمایشنامه دیگر»، اثر بوجیل اونیل، عصر روز شنبه ششم مهرماه با حضور سمانه فرهادی، کارشناس‌ارشد مطالعات ترجمه، منتقد و پژوهشگر ترجمه، محمدرضا اربابی رئیس انجمن صنفی مترجمان تهران و علیرضا خان‌جان مترجم و نظریه‌پرداز ترجمه در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست دو ترجمه از این اثر با قلم یدالله آقا عباسی و صادق چوپک نقد و بررسی شد.   رمان «سنگ صبور» جریان‌ساز شد در ابتدای نشست علیرضا خان‌جان با اشاره به این که یوجین اونیل اولین نمایشنامه‌نویس آمریکایی است که موفق به دریافت جایزه نوبل شده است گفت: اونیل چهار بار برنده جایزه پولیتزر شد؛ او در ایران نمایشنامه‌نویس محبوبی است که بسیاری از کارهایش در تهران و شهرستان‌ها بارها روی صحنه رفته است و «گوریل پشمالو» نیز از معروف‌ترین نمایشنامه‌های این نمایشنامه‌نویس به شمار می‌رود. این مترجم درباره صادق چوبک بیان کرد: چوبک را کمتر به‌ عنوان یک مترجم می‌شناسیم در حالی که او پیش از این که کار نوشتن را شروع کند مترجم بود. چوبک نویسنده بزرگی است و در تراز نویسندگان صاحب سبک و پیشگام در ادبیات داستانی به ویژه در ژانر داستان کوتاه به شمار می‌رود و با کتاب «خیمه‌شب بازی» بسیار اثر گذار بود. رمان «سنگ صبور» او نیز از نظر استفاده از سبک جریان سیال ذهن بسیار جریان‌ساز شد.   وی درباره یدالله آقاعباسی اظهار کرد: او چند نسل بعد از صادق چوبک و همچنان مشغول به کار ترجمه است. او علاقه نمایشی دارد اما علاقه‌اش از نوع اکادمیک است و ده‌ها نمایشنامه از نمایشنامه‌نویسان متعدد را ترجمه کرده است و به لحاظ کمی رزومه پرباری دارد. اونیل حلقه مفقوده بین تئاتر زمانه‌اش و تراژدی یونان باستان است در ادامه نشست سمانه فرهادی درباره دلیل انتخاب این نمایشنامه بیان کرد: یکی از دلایلش این بود که، اولین مترجمی که سراغ ترجمه این اثر رفته شخص خاصی است؛ و به گفته رضا براهنی یکی از پدران داستان سرای ادبیات داستانی مدرن در کنار صادق هدایت، بزرگ علوی و محمدعلی جمالزاده، صادق چوبک است. مورد دیگر این بود که چون «پیش از ناشتایی» نمایشنامه‌ای تک پرده‌ای و کوتاه بود و این اجازه را به ما می‌داد که کل اثر را در یک جلسه بررسی کنیم. این پژوهشگر ضمن اشاره به این گفته بهزاد قادری که اونیل حلقه مفقوده بین تئاتر زمانه‌اش و تراژدی یونان باستان است از این جهت که او با زنده کردن مفاهیم اصلی تراژدی و انسان تراژیک آن‌طوری که مدنظر سوفوکل بوده انسان از خود بیگانه جامعه آمریکایی را به خانه تکانی شناختی وا می‌دارد، اظهار کرد: اونیل در طیف وسیعی از جریان‌های نمایشی ماننده سبک ناتورالیسم، سمبولیسم، اکسپرسیونیسم، تک‌گویی یا مونولوگ و تکنیک جریان سیال ذهن سبک آزمایی کرده. یکی از ویژگی‌های آثار اونیل این است که بسیار جزئی به ویژگی شخصیت‌ها، طراحی صحنه، حرکات و جزئیات دقیق می‌پردازد و برخی می‌گویند این امر کار را برای اجرا سخت می‌کند. «پیش از ناشنایی» تحت تاثیر « قوی‌تر» استریند برگ نوشته شده وی درباره کتاب «پبش از ناشتایی و سه نمایشنامه دیگر» گفت: این اثر مجموعه‌ای از چهار نمایشنامه است که سال ۱۳۲۳ اولین بار توسط صادق چوبک ترجمه شد و یدالله آقاعباسی سال ۱۳۹۷ آن را ترجمه کرده است. بنمایه مشترک این چهار نمایشنامه این است که قهرمانان گرفتار پندار باطل هستند و‌ در طول نمایش این پرده پندار باطل دریده می‌شود ‌و قهرمان با حقیقت مواجه می‌شود. بسیاری معتقدند که اونیل نمایشنامه «پیش از ناشنایی» را تحت تاثیر «قوی‌تر» استریند برگ نوشته است زیرا این اثر نیز نمایشنامه‌ای تک پرده‌ای است و فقط یک شخصیت صحبت می‌کند. فرهادی ضمن بیان خلاصه‌ای از نمایشنامه «پیش از ناشتایی» گفت: در مصاحبه‌ای دلیل نگارش این نمایشنامه را از اونیل می‌پرسند و او می‌گوید قصد داشتم ببینم مخاطب مونولوگ را تا چه حد تاب می‌آورد، برای این که این سبک را بیازماید تا نمایشنامه «امپراتور جونز» را به همین روش در سال بعد بنویسد. چوبک تن به تقلید نمی‌دهد او درباره نام اثر بیان کرد: «پیش از ناشتایی» نیز اشاره‌‌ای به روزه دارد و این که تا کجا مخاطب تاب مونولوگ و غرولندهای خانم روالند، تنها شخصیتی که روی صحنه می‌بینیم، را تحمل می‌کند و می‌شکند؛ به گونه‌ای نام اثر سمبولیک و شاعرانه است. وی اشاره‌ای به محمدرضا اصلانی و کتابی که درباره صادق چوبک به نام «دریایی که همیشه توفانی بود..» نوشته، داشت که در آن اصلانی می‌گوید چوبک تن به تقلید نمی‌دهد، علی رغم این که در کنارش نویسندگان دیگری هستند اما خودش سبک‌آفرینی می‌کند. این پژوهشگر همچنین گفته‌ای از رضا براهنی درباره صادق چوبک بیان ‌کرد و افزود: به اعتقاد براهنی چوبک بیش از هر نویسنده دیگری از آغاز زبان فارسی تا به حال به زبان‌های مردم سخن گفته و زبان مردم را نوشته است؛  چوبک زبان را به وظیفه‌مندی آن در برابر عاقبت‌شناسی اثر خود فراخوانده بود. یعنی این زبان است که برای خلق شخصیت به کار می‌آید نه این که شخصیت زبان را بیافریند.   وی در ادامه افزود: چوبک در سال ۱۳۲۳ اولین‌بار این اثر را ترجمه می‌کند و در مجله سخن به سردبیری پرویز ناتل‌خانلری چاپ می‌شود. یک سال بعد از این ترجمه، اولین اثر داستانی او به نام «خیمه شب بازی» چاپ می‌شود، صفدر تقی‌زاده درباره نمایشنامه «پیش از ناشتایی» می‌گوید چوبک برای اولین‌بار از زبان محاوره و شکسته‌نویسی در ترجمه استفاده می‌کند که تا پیش از آن در ایران رواج نداشت. او درباره یدالله اقا‌عباسی نیز گفت: او مترجم است و خود نیز نمایشنا‌مه‌هایی در بافت تاریخی می‌نویسد و همچنین آثاری را کارگردانی کرده و در برخی از نمایش‌ها نیز به عنوان بازیگر نقش‌آفرینی کرده است. سمانه فرهادی با اشاره به این که در تحلیل و بررسی نمایشنامه «پیش از ناشتایی» با دو ترجمه یدالله آقا عباسی و صادق چوبک از الگو تحلیل انتقادی که مبدع آن علیرضا خان‌جان بود استفاده کرده است، گفت: در تعریفی که این الگو از ترجمه می‌دهد در حقیقت بر دو چیز استوار است؛ یک این که ترجمه به مثابه بازآفرینی مجدد و دوم ترجمه به مثابه تصفیه یا پالایش است. بر این اساس فرض نخست هدف و مقصد نهایی ترجمه را رقم می‌زند و ناظر بر محصول ترجمه است. فرض دوم فرآیند و راه و روش رسیدن به آن مقصد را مدنظر قرار می‌دهد و در این حین فعال‌سازی دو صافی اجباری و اختیاری را داریم که صافی اختیاری به صافی زبانی و صافی اختیاری به پنج صافی برون شناختی، فرهنگی، ایدئولوژیکی، هنری و حرفه‌ای تقسیم می‌شود. وی افزود: هرچه که نتیجه فرآیند آن عمل پالایش به طور نسبی تناسب بیشتری با بافت مورد نظر در نظام زبانی فرهنگی مقصد داشته باشد به همان نسبت آن ترجمه به معیار تعادل نقشی نزدیک‌تر شده است؛ و باید به لحاظ کیفی سه معیار خوانش‌پذیری،‌ طبیعی بودن و مقبولیت را داشته باشد که با مولفه‌های سه گانه مخاطب سازگاری داشته باشد. این مولفه‌های سه گانه کیستی، نیازها و افق انتظارات مخاطب را دربرمی‌گیرد. بافت‌هایی که در ترجمه وجود دارد بلافصل که بافت زبانی و موقعیتی و غیر بلافصل بافت برون‌شناختی، فرهنگی و تاریخی را شامل می‌شود.   این مترجم همچنین بیان کرد: ما در تحلیل با الگوی مقابله‌ای سرو کار داریم به همین دلیل باید کل متن را به رویداد‌های ارتباطی تقسیم کنیم و ببینیم هر رویداد چه کارکردی دارد. براساس مقابله‌ای که صورت می‌دهیم هر رویداد را با رویداد متناظر خود در زبانی که ترجمه شده به تحلیل آن متن بپردازیم. فرهادی اشاره کرد: تحلیل انتقادی ترجمه چیستی، چگونگی و چرایی مترجم را توصیف، تحلیل و تبیین می‌کند. و بر اساس معیار تعادل و بینامتنیت است که این‌ها مکمل یکدیگرند. در نهایت برای این که ببینیم آیا رابطه تعادلی بین دو رویداد انتخاب شده برقرار شده یا خیر باید ببینیم که رابطه بینامتنی بین این دو برقرار است یا خیر و بعد این تحلیل‌گر و منتقد ترجمه است که با نظر داشتن عناصر بافتی توضیح دهد که چرا و چگونه این رابطه برقرار شده، از بین رفته یا مخدوش شده است. یک رویکرد ترجمه‌ای باید همان کاری را درنظام مقصد بکند که رویداد مبدا درنظام مبدا کرد. هر ترجمه به خودی خود یک رخداد زبانی جدید است خان‌جان با اشاره به این که ترجمه صادق چوبک از این نمایشنامه در مجله سخن منتشر شده است گفت: هدف خانلری از پایه‌ریزی این مجله در درجه اول ارائه ادبیات ترجمه‌ای است. زیرا می‌دانست از ترجمه است که ما به تحول در تالیف می‌رسیم. صادق هدایت، جمال‌زاده، علوی، ابراهیم گلستان و درواقع تمام بزرگان داستان‌نویسی ایران آثاری را ترجمه کردند و قطعا از ترجمه آموختند. سمانه فرهادی در ادامه این نشست بیان کرد: اگر بخواهیم با توجه به نظریات جدید ترجمه در نظر بگیریم که هر ترجمه به خودی خود یک رخداد زبانی جدید است نه صرفا بازآفرینی متن از یک زبان به زبان دیگر؛ اگر این رویداد زبانی را چوبک رقم زده باشد در حقیقت اعلام آمادگی می‌کند برای یکسال بعد که قرار است «خیمه شب‌بازی» منتشر شود. درواقع چوبک فضا را آماده می‌کند برای این که قرار است از زبان محاوره استفاده کند. گاهی احساس می‌کنیم چوبک در ترجمه «پیش از ناشتایی» در زبان محاوره گاهی از اونیل هم جلوتر می‌رود، به این دلیل که ما شکسته‌نویسی را در زبان خود نداشتیم. لزوم ترجمه مجدد در نمایشنامه «پیش از ناشتایی» دیده می‌شد  فرهادی در ادامه با آوردن مثال‌هایی از متن اصلی و دو ترجمه مورد بررسی اختلاف ترجمه این دو اثر را بررسی کرد و اظهار کرد: به طور مشخص لزوم ترجمه مجدد در این اثر را داشتیم، به دلیل واژگانی که به روز شدند. ترجمه آقاعباسی میل به مبدا گرایی بیشتری دارد، اگر بخواهیم توصیفی برای این امر بیاوریم این است که چوبک به این ترجمه به عنوان یک رویداد زبانی نگاه می‌کند و به همین دلیل آزادی عمل بیشتری برای خود قائل است. فضای اجتماعی که چوبک در آن کار می‌کند از نظر سیاسی و ادبی هیچ استبدادی وجود ندارد.   وی درپاسخ به این سوال که آیا ترجمه آقاعباسی باز ترجمه می‌خواهد یا خیر گفت: به نظر من حق مطلب در هیچ ترجمه‌ای ادا نمی‌شود و به همین دلیل باید ترجمه مجدد انجام دهیم؛ درست است که زبان  چوبک، زبان اصطلاحی‌تر و محاوره‌ای‌تر است اما من ترجمه آقاعباسی را ترجمه خوب و درستی می‌بینم که کج فهمی در آن وجود ندارد. در ترجمه آقاعباسی جملات همان سبک ساده‌ای را داراست که زبان اونیل دارد. ترجمه آقاعباسی قابلیت اجرایی دارد و واژگان به روزاند.   در ادامه این نشست محمدرضا اربابی اظهار کرد: ترجمه یدالله آقاعباسی و صادق چوبک از نمایشنامه «پیش از ناشتایی» اختلاف سطح چندانی ندارند. برخلاف چند ترجمه‌ای که در جلسات پیشین بررسی کردیم از نظر غنای زبان فارسی دو ترجمه افت نداشتند. این دو مترجم به زبان فارسی و محاوره مسلط‌اند و اصطلاحاتی که به کار بردند نشان می‌دهد هر دو در جامعه حضور دارند. علیرضا خان جان نیز درپایان گفت: از نظر من در مقایسه با متن انگلیسی زبان هر دوی این ترجمه‌ها افت کرده و هر دو اثر می‌تواند به مراتب ترجمه بهتری شود. ]]> هنر Sun, 29 Sep 2019 09:35:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281384/سمانه-فرهادی-چوبک-ترجمه-پیش-ناشتایی-زبان-محاوره-اونیل-هم-جلوتر-می-رود ​محمد مفتاحی نقش آموزش به معلمان را در رادیو فرهنگ بررسی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281376/محمد-مفتاحی-نقش-آموزش-معلمان-رادیو-فرهنگ-بررسی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی رادیو فرهنگ علیرضا بهرامی در برنامه «سکوت کتاب» یکشنبه 7 مهرماه با «محمد مفتاحی» نویسنده، شاعر و پژوهشگر نقش معلمان در تشویق دانش‌آموزان به مطالعه و اهمیت آموزش به آنها برای چگونگی ترویج فرهنگ کتابخوانی گفت‌وگو می‌کند. برنامه «سکوت کتاب» از گروه کتاب رادیو فرهنگ به تهیه‌کنندگی رضا غیور یکشنبه‌ها از ساعت ۱۷:۳۰ به مدت ۳۰دقیقه با موضوع  آسیب‌شناسی چرخه نشر کتاب در ایران روی موج اف ردیف ۱۰۶ مگاهرتز پخش می‌شود. ]]> هنر Sun, 29 Sep 2019 07:25:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281376/محمد-مفتاحی-نقش-آموزش-معلمان-رادیو-فرهنگ-بررسی-می-کند ​سوگواری سیدالشهدا و تکیه‌دولت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281335/سوگواری-سیدالشهدا-تکیه-دولت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی خانه‌تئاتر، ۸ مهرماه ساعت ۱۵ نشست «تکیه‌دولت» در موزه آبگینه و سفالینه‌های ایران برگزار می‌شود.   این نشست با نمایش مستند تکیه‌دولت به کارگردانی علیرضا قاسم‌خان مستندساز و پژوهشگر همراه خواهد بود.   احمد مسجدجامعی، ناصر تکمیل‌همایون، اسکندر مختاری، اردشیر صالح‌پور، خاندان میرزاعلی، مرشد ابوالفضل ورمزیار، علیرضا قاسم‌خان، رضا کوچک‌زاده، مسلم نادعلی، جعفر عرب و مهدی طالعی‌نیا از حاضران این نشست خواهند بود.     ]]> هنر Sat, 28 Sep 2019 10:32:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281335/سوگواری-سیدالشهدا-تکیه-دولت «پیش از ناشتایی و سه نمایشنامه دیگر» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281268/پیش-ناشتایی-سه-نمایشنامه-دیگر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دهمین نشست از سلسله نشست‌های زیر چتر نقد با عنوان «پیش از ناشتایی و سه نمایشنامه دیگر» شنبه ششم مهر ماه با حضور سمانه فرهادی در سرای کتاب موسسه خانه کتاب قلم برگزار می‌شود. در این نشست دو ترجمه از این اثر با قلم یدالله آقا عباسی و صادق چوپک نقد و بررسی می‌شود.   نشست بررسی «پیش از ناشتایی و سه نمایشنامه دیگر» امروز شنبه ششم مهرماه ساعت ۱۶ در سرای کتاب موسسه خانه کتاب به نشانی خیابان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفر، پلاک۱۰۸۰، طبقه منهای دو برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 28 Sep 2019 05:15:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281268/پیش-ناشتایی-سه-نمایشنامه-دیگر-بررسی-می-شود زوجی که عکاسی خیابانی را با ادبیات پیوند زدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281044/زوجی-عکاسی-خیابانی-ادبیات-پیوند-زدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عکاسی خیابانی یکی از سبک‌های عکاسی است که نمی‌توان آن را از دیگر سبک‌ها جدا دانست؛ ولی در کل می‌توان عکاسی از روزمرگی‌های جامعه و اتفاقات ریز و درشتی که در نظر عکاس جالب آمده را جزء این دسته قرار داد. همچنین عکاسی خیابانی را می‌توان زیرشاخه عکاسی مستند دانست که در آن گاهی با شوخ طبعی یا لحن کنایه‌آمیز پیامی سیاسی و یا اجتماعی منتقل می‌شود. عکاسان زیادی این سبک را برای فعالیت حرفه‌ای خود دنبال می‌کنند که از جمله آن می‌توان به الکس وب اشاره کرد. این هنرمند به دلیل برداشت عکس‌های رنگی پر جنب‌وجوش و پیچیده شناخته شده است. همچنین وی با آژانس عکس مگنوم فتو همکاری می‌کند، برنده جایزه «کمک هزینه گوگنهایم» شده است و تاکنون عکس‌هایش در نشریات معتبری همچون نیویورک تایمز و نشنال جئوگرافیک منتشر شده است. وب چندین کتاب هم منتشر کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به کتاب «در باب عکاسی خیابانی و تصویر شاعرانه» اشاره کرد. این اثر را طلیعه عابدزاده ترجمه کرده است. هیچگونه به‌روزرسانی درباره منابع عکاسی صورت نگرفته است طلیعه عابدزاده در گفت‌وگو با ایبنا اظهار کرد: رشته اصلی من باستان‌شناسی است و به واسطه یکی از دوستانم به عکاسی مستند و خیابانی علاقه‌مند شدم و از آنجایی که خیلی کنجکاو بودم که اطلاعاتی در این زمینه داشته باشم به دنبال منابع رفتم که متاسفانه در ایران بسیار کم و قدیمی بودند و به ضرس قاطع می‌توانم بگویم به هیچ عنوان در این حوزه هیچگونه به‌روزرسانی درباره منابع صورت نگرفته است. اساتید نیز بیشتر تجربی یا از طریق آموزش‌هایی که دیده‌اند تدریس می‌کنند که از نظر من به عنوان یک نوآموز در این رشته کار ساز نبود.   عکسی از ربکا نوریس وب وی درباره علت ترجمه این کتاب گفت: دلیل اصلی ترجمه این کتاب و کتاب‌هایی از این دست که در حال حاضر ترجمه کردم و در نوبت چاپ هستند، عدم وجود منابع در زمینه عکاسی خیابانی و علاقه جوانان زیادی که در این زمینه فعال بوده و بسیار هنرمند، توانا و مستعد هستند ولی منابعی ندارند؛ تقریبا می‌توان گفت چون دسترسی من به این منابع در کشوری که زندگی می‌کنم به سهولت انجام می‌شود تصمیم گرفتم این‌‌ها را برای خودم ترجمه کنم و به این فکر رسیدم که با یکی از ناشران همکاری کنم. او درباه سبک و شیوه عکاسی این زوج گفت: الکس سبک متمایز و منحصربه خود را دارد و شیوه نویی در  عکاسی خیابانی است که تصاویر معرف‌ عکاس است و در بیشتر تصاویر رنگ‌های گرم وجود دارد، خود او اذعان داشته بعد از سفرش با هایتی کلا نگرشش تغییر می‌کند؛ تا پیش از آن به صورت سیاه و‌سفید عکس‌برداری می‌کرد و پس از آن با رنگ‌ها بیشتر آشنا می‌شود و سعی می‌کند آثارش با رنگ‌ها پیوند بخورد، به قول خودش دگرگونی در عکاسی‌هایی که در سه دهه اخیر انجام داده کاملا مشهود است. عابدزده همچنین بیان کرد: ربکا همسر الکس وب شاعره‌ای است و در امریکا زندگی می‌کرد؛ او بعد از فوت برادرش بسیار اندوهگین می‌شود، به طوری که خود او در دو کتاب دیگرش بیان کرده، غم روح‌فرسایی داشت که زندگی را بر او تلخ کرده و دچار  افسردگی شده بود و تصمیم می‌گیرد یک‌سال از فضای کاریش که همان ادبیات بود خارج شود و سراغ عکاسی می‌رود. بعد از مدتی که عکاسی می‌کند به این نتیجه می‌رسد که چقدر به آرامش رسیده و گویی به این کار نیاز داشت. وی افزود: این زوج عکاس از مبتکرین پیوند ادبیات و هنر هستند و با این سیستم و ‌سبکی که کار کردند خالق زیباترین و تاثیرگذارترین تصاویر شدند. مثلا الکس وب از افرادی که حین فرار از مرز مکزیک و آمریکا دستگیر شدند تا فروریختن برج‌های دوقلو در سپتامبر ۲۰۱۱ عکاسی کرده است. «عکسی از افرادی که حین فرار از مرز مکزیک و آمریکا دستگیر شدند» متن کنار تصاویر کتاب هم ادبی و هم هنری است   این مترجم درباره سبک نوشتاری الکس و ربکا نوریس وب در این کتاب بیان کرد: بیشتر این کتاب از کارگاه‌هایی که این دو عکاس در کشورهای مختلف به ویژه آمریکا و شهر نیویورک برگزار می‌کردند روایت شده است و اطلاعاتی از آن می‌دهد. تعریف تصاویری که توسط این زوج گرفته شده و به نوعی هم ادبی و هم هنری است که در کنار هم تلفیق شده و به زبانی تقریبا روان بازگو شده است‌. البته من سه بار این کتاب را خواندم تا برایم خیلی روان شد و بسیار هم آموزنده بود و کمکم کرد. وی در ادامه اظهار کرد: به نوعی می‌توان گفت با خواندن این کتاب نگرش خود من نسبت به آن چیزی که به عنوان عکاس خیابانی می‌ِدیدم تغییر کرد و از آنجایی که من تحصیلاتی در ادبیات هم دارم درگیر این موضوع شدم که ادبیات و شعر تا چه اندازه می‌تواند در خلق وضعیت برخی از تصاویر کمک کند. کما این که مدتی که به انگلیس می‌آیم عکاسی می‌کنم.   اثر ربکا نوریس وب این مترجم در پاسخ به این سوال که آیا این اثر، کتابی برای آموزش عکاسی است گفت: این کتاب آموزش تکنیکال ندارد که به عنوان مثال زاویه نور چگونه قرار گیرد یا دیافراگم به چه صورت باشد؛ به نوعی این کتاب به کسی که می‌خواهد در حوزه عکاسی مستند یا خیابانی فعالیت داشته باشد جهت می‌دهد. یک نوع عشق در عکاسی برای فردی که این کتاب را مطالعه می‌کند ایجاد می‌شود و مخاطب متوجه می‌شود هدفمند و با جهت پیش برود و مشخصا عقل و دل با یکدیگر همراه می‌شوند. طلیعه عابدزاده در پایان درباره قرابت ادبیات و عکاسی گفت: نزدیکی این دو هنر در کتاب به وضوح مشخص است این قرابت را کاملا در تصاویر و جملاتی که در کنار آن‌ها نوشته شده است می‌توان دریافت کرد. در بعضی مواقع نیز ایهام وجود دارد. ایهام چیزی است که بعضا خود عکاس در تصویری که خلق کرده می‌خواهد ایجاد شود. به نظر من این نزدیکی کاملا مشهود است اما بازهم به خواننده این اثر بستگی دارد؛ کسی که به عکاسی به عنوان یک اثر هنری نگاه می‌کند علاقه‌مند به شعر و ادبیات هم هست.»   این اثر مجموعه عکس‌های الکس وب و همسرش ربکا نوریس وب را شامل می‌شود و البته چندین عکس از عکاسان مختلف نیز در این کتاب دیده می‌شود. تجو کول نویسنده و عکاس است و در کارگاه عکاسی الکس وب و ربکا نوریس وب شرکت داشته، او مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته است و اشاره می‌کند که این دو ادبیات و عکاسی را به یکدیگر نزدیک می‌دانند؛ در قسمتی از مقدمه کتاب آمده است :«عکاس مثل سرآشپز،‌ شاعر، ورزشکار، یا رقاص، به قول وردزورث «اسیر جهان فعال» است و هر عکاسی که علاقه‌اش به صرف عکاسی محدود شده باشد به شدت ناقص است.»                                                  طلیعه عابدزاده هر کدام از این دو عکاس با یا بی تعریف خاطره‌ای، ماجرای فشردن دکمه برای گرفتن آن عکس را بیان کردند و گاهی درباره تصاویر دیگران چند خطی نوشته‌اند. الکس وب خواندن رمان به ویژه رمانی که داستانش در سرزمینی گذشته باشد را عاملی برای دید شاعرانه‌تر می‌خواند و همچنین عکاسی خیابانی را صرف عکس‌برداری در خیابان نمی‌داند و گمان می‌برد عکاسی خیابانی تفکر عکاس را نشان می‌دهد، ربکا نیز شاعری بود که عکاس شد و عکس‌هایش نیز احساسی است و همچنان شاعرانه می‌نویسد. در کتاب «در باب عکاسی خیابانی و تصویر شاعرانه» ضمن مشاهده عکس‌های خیابانی و شاعرانه،‌ متن‌هایی از این دو عکاس را می‌خوانیم که گاهی به توصیف عکس پرداخته و بعضی وقت‌ها از نحوه و شرایط عکس‌برداری از آن صحنه نوشته‌اند و در برخی موارد نیز احساس خود نسبت به آن فضا را بازگو کردند. این کتاب دستورالعمل واحد یا آموزش صرف برای عکاسی خیابان نیست؛‌ از ابزارها، دوربین و لنزهای مورد استفاده سخن نمی‌گوید بلکه چگونگی فکر کردن در مقام یک عکاس را با ظرافتی موجز به مخاطب نشان می‌دهد.   قاب‌های شلوغ اثر «الکس وب» دربخشی از کتاب در توضیح عکس بالا می‌خوانیم: «من، به عنوان یک عکاس، همیشه در پی چیزهای بیشتری هستم: عناصر بیشتری که تصویر را توصیف یا منتقل کند. فکر می‌کنم که همیشه به سمت عکس‌هایی کشیده شده‌ام که از لحاظ بصری پیچیده باشند. بسیاری از عکس‌های اوایل کارم بیش از یک عنصر را در خود جای داده‌اند و بیش از یک نقطه تمرکز دارند. با گذشت سال‌ها، عکس‌هایم حتی پیچیده‌تر هم شده‌اند. این روزها، اغلب حس می‌کنم روی لبه تیغ بصری راه می‌روم: قاب را تا مرز آشفتگی، اما نرسیدن به آن،  کش می‌دهم تا چیزهای بیشتر و بیشتری را در خود جای بدهد. این که چند حالت، چند موقعیت، و چندین لحظه می‌توانند همزمان وجود داشته باشند، به هم تکیه کنند، و یکدیگر را توصیف کنند مرا شگفت‌زده می‌کند. من جذب عکس‌هایی می‌شوم که صرفا وجود یک چیز را نشان نمی‌دهند، بلکه وجود همزمتان چیزهاس زیادی را نشان می‌دهند که گاهی حتی متناقض به نظر می‌رسند. منظورم پیچیدگی به صرف پیچیدگی نیست. من عکس‌های پیچیده‌ای می‌گیرم، چون دنیایی که تجربه می‌کنم جایی پیچیده و به غایت توصیف ناپذیر است.»(صفحه 42) انتشارات کتاب پرگار کتاب «در باب عکاسی خیابانی و تصویر شاعرانه» اثر الکس وب و ربکا نوریس وب را با ترجمه طلیعه عابدزاده در 116 صفحه،‌ 2000 نسخه و با قیمت 38000تومان منتشر کرده است.     ]]> هنر Wed, 25 Sep 2019 06:23:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281044/زوجی-عکاسی-خیابانی-ادبیات-پیوند-زدند ​هفتمین کتاب از مجموعه «عکاسان جنگ» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281178/هفتمین-کتاب-مجموعه-عکاسان-جنگ-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سایت عکاسی هفتمین کتاب از مجموعه «عکاسان جنگ» به آثار ساسان مویدی اختصاص دارد که از سوی انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس منتشر شده است.   کتاب شامل ۱۲۶ عکس در ۱۸۸ صفحه در دو قطع جیبی و خشتی با مقدمه‎ای از مجید دوخته‌چی‌زاده و ساسان مویدی منتشر شده است.   همزمان با رونمایی کتاب نمایشگاهی از آثار ساسان مویدی که در کتاب نیز منتشر شده است تا ۲۳ مهر در گالری خانه حوزه هنری به نمایش گذاشته می‎شود.   پیش از این از مجموعه کتاب «عکاسان جنگ» آثار احمد علیزاده نوحی، علی فریدونی، سعید صادقی، اباصلت بیات، مریم کاظم زاده و محمد حسین حیدری توسط انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس منتشر شده بود. علاقمندان می‎توانند همه این کتاب‎ها را از فروشگاه آنلاین سایت عکاسی خریداری و در سراسر کشور دریافت کنند.   این نمایشگاه عکس سه شنبه ۲ مهرماه ۹۸، ساعت ۱۸ افتتاح می‌شود. بازدید از آن نیز تا ۲۳ مهرماه ۹۸، ساعت ۹ تا ۱۸ – بوده و جمعه‌ها تعطیل است. گالری خانه حوزه هنری واقع در انتهای غربی خیابان سمیه، جنب فروشگاه کتاب سوره مهر است. ]]> هنر Tue, 24 Sep 2019 12:37:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281178/هفتمین-کتاب-مجموعه-عکاسان-جنگ-رونمایی-می-شود ​شماره‌‌‌ ۲۴۰ «ماهنامه‌‌‌ نمایش» روی پیشخان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281158/شماره-۲۴۰-ماهنامه-نمایش-روی-پیشخان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، جدیدترین شماره‌‌‌ «ماهنامه‌ نمایش»، ویژه‌‌ شهریورماه ۱۳۹۸ با نگاه ویژه‌ به پژوهش در تئاتر منتشر شد.   نگاه ویژه‌ این شماره به پژوهش در تئاتر اختصاص دارد و به همین منظور مقاله‌های «نمایش در پژوهش/ چگونه از نمایش برای اهداف پژوهشی استفاده می‌کنند؟» از اونیکا هنری و «چرا پرفورمنس به عنوان پژوهش مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد؟» از ویلیام وی لوییز و نیکی تولک ترجمه و منتشر شده است.   مقاله‌ «بررسی و شناخت محورهای انطباق در مطالعه‌ تطبیقی/ با نظر به پژوهش در حوزه‌ طراحی صحنه» نیز در همین راستا توسط مصطفا مرادیان تألیف شده است. همچنین مصاحبه با صادق رشیدی تحت عنوان «پژوهشگر باید صاحب فکر و ایده باشد» گفت‌وگوی اختصاصی بخش نگاه ویژه است.   در بخش نقد تئاتر، نقد نمایش «بانوی آوازخوان» به قلم رضا آشفته و دو یادداشت از منصور خلج و غلامحسین دولت‌آبادی درباره‌ «آتش‌سوزی‌ها/ حریق‌ها» به چاپ رسیده است. نقد نمایش‌های «مضحکه‌ بادسوار»، «جنایات و مکافات» و «فرشته‌ تاریخ» نیز در این بخش قابل خواندن هستند. «اسماعیل مهرتاش، پایه‌گذار نخستین دانشکده‌ غیردولتی تئاتر ایران» یادداشت دیگری به قلم پیمان شیخی است که در آن به فعالیت‌های هنری اسماعیل مهرتاش می‌پردازد.   مصاحبه‌ رضا آشفته با سهیلا نجم و سرمقاله‌ «هرمنوتیک معنوی و ادراک ذات تئاتر» به قلم نصرالله قادری از دیگر بخش‌های شماره‌‌‌ ۲۴۰ «ماهنامه‌‌‌ نمایش»  است.   نکوداشت این شماره به یعقوب آژند اختصاص دارد که شامل مروری بر فعالیت‌هایش در زمینه‌ تئاتر و مصاحبه‌ای با او تحت عنوان «خودنمایی و جلوه‌فروشی در پژوهش معنا ندارد...» است.   شماره‌۲۴۰ «ماهنامه‌ نمایش» ویژه‌ شهریورماه ۱۳۹۸ به مدیرمسئولی شهرام کرمی و سردبیری نصرالله قادری زیر نظر دفتر پژوهش و انتشارات اداره‌کل هنرهای‌ نمایشی در ۱۰۰ صفحه و با بهای ۱۰ ‌هزار تومان برای علاقه‌مندان حوزه‌ تئا‌تر چاپ و توزیع شده است و بخش‌هایی از آن در وب‌سایت http://magazin.theater.ir قرار دارد.    ]]> هنر Tue, 24 Sep 2019 09:25:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281158/شماره-۲۴۰-ماهنامه-نمایش-روی-پیشخان دیدار و گفت‌وگو با سعید عقیقی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281156/دیدار-گفت-وگو-سعید-عقیقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) یکصد و هفتادمین نشست از سلسله جلسات صبح پنجشنبه‌های مجله بخارا به دیدار وگفت‌وگو با سعید عقیقی اختصاص یافته است روز پنجشنبه چهارم مهرماه برگزار می‌شود. سعید عقیقی متولد 1349در کرمانشاه، منتقد، مترجم، مدرس سینما، فیلمنامه‌نویس و استاد تاریخ سینماست. وی فعالیت مطبوعاتی خود را از سال 1364 با نگارش نقد فیلم آغاز کرده است؛ همچنین نویسندگی فیلم‌نامه‌هایی چون هفت پرده(1379)، شب‌های روشن (1381) و صداها(1387)، تک‌نگاری فیلم‌های آژانس شیشه‌ای (1377)، طعم گیلاس(1378) و هامون(1395) را بر عهده داشته است.  این مترجم نویسندگی و کارگردانی فیلم ویدیویی «داستان دوست» (1387)،‌ نویسندگی گفتار متن مستندهای «مریم جزیره هنگام» (مهرداد اسکویی)، «چندبار به شب دل باخته‌ای؟» (امید بنکدار و کیوان علی‌محمدی) و «اتاق تاریک» (مهوش شیخ الاسلامی) را در کارنامه هنری خود دارد. از کتاب‌های این مدرس سینما می‌توان به «فریدون گله: زندگی و آثار» (با هم کاری؛1379)، «موج مرده: ازفکر تا فیلم‌نامه» (1379)، «بهمن فرمان آرا: زندگی و آثار» (1381)، «سه فیلم نامه» (1390)، «معیار نقد، معماری نقد» (1390)، «نگاهی به سینمای معاصر» (1394)، «سینمای آزار» (1395)، «زیر پوست قصه ها: سینمای رخشان بنی اعتماد» (1395)، «رازهای جدایی: سینمای اصغرفرهادی» (1396)، «داستان گویی در فیلم کوتاه»(زیر چاپ)، ترجمه: «فیلمنامه سرگذشت آدله» (فرانسواتروفو،1384)، «مجموعه شعر از سر بی حواسی» (1390) اشاره کرد. این منتقد سینما کتاب‌هایی چون «سینمای ناصرتقوایی»، «سینمای محمدرضا اصلانی» و «تاریخ تحلیلی سینمای ایران» را در دست نگارش دارد. سعید عقیقی در حال تدوین «مستند سینمای ایران: روح ناشناخته» و در حال ساخت «مستند کاف. عین. کائوس» است. یکصد و هفتادمین نشست از سلسله جلسات صبح پنجشنبه‌های مجله بخارا «گفت‌وگو با سعید عقیقی» ساعت 9 صبح پنجشنبه چهارم مهر 1398 در بنیاد لاجوردی: خیابان نجات اللهی. سپند شرقی. پلاک ۲۰  واحد یک برگزار می‌شود.   ]]> هنر Tue, 24 Sep 2019 08:15:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281156/دیدار-گفت-وگو-سعید-عقیقی نگاه انتقادی به فیلم‌های اینگمار برگمان از نظرگاه خودش! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280723/نگاه-انتقادی-فیلم-های-اینگمار-برگمان-نظرگاه-خودش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) معمولا این منتقدان، سینه‌فیلی‌ها یا پژوهشگران علاقه‌مند هستند که متن مکتوبی را درباره فیلم، سینما و سبک کارگردانی اثری می‌نویسند و این میان برخی‌شان به کتاب تبدیل می‌شوند، گاهی نیز ما شاهد خودنگاشت‌های فیلمسازی درباره آثارش هستیم؛ اما ماجرای کتاب «تصویرها»ی اینگمار برگمان از لونی دیگر است و او خود سینمایش را نقد کرده است و در قالب کتابی به نام «تصویرها: زندگانی من در فیلم» منتشر کرده که به تازگی هم در ایران با ترجمه گلی امامی منتشر شده است.   مقدمه کتاب «تصویرها» را وودی آلن نوشته و به تحسین برگمان پرداخته و او را شاعر اخلاقی سینما توصیف کرده است. آلن همچنین معتقد است تمام آثار این هنرمند بر مردم جهان طنین عمیقی داشته است و برگمان را یک نابغه معرفی می‌کند و سینمایش را متاثر از تئاتر، نقاشی، موسیقی، ادبیات و فلسفه می‌داند. در فصل اول برگمان به طور خلاصه و قصه‌وار داستان زندگی‌اش را در فشرده‌ترین حالت توضیح می‌دهد، از رنجی می‌گوید که با دیدن دوباره فیلم‌هایش پس از سال‌ها برای تدوین یک گفت‌وگو بر او مستولی شد و از قطع روابط انسانیش در برهه‌ای از زمان می‌نویسد. اما این روایت زندگی‌نامه‌ای به اینجا ختم نمی‌شود و تقریبا در تمام صفحات کتاب شاهدش هستیم.   صحنه‌ای از فیلم «توت فرنگی‌های وحشی»     برگمان از فصل دوم به بعد نیز از چگونگی شروع به کار فیلمسازی‌اش می‌گوید؛ این که چطور آثار سینمایی‌اش شکست خورد، یا چگونه به فیلمی شاخص و موفق تبدیل شد. از کار کردن اجباری در محلی می‌نویسد که نامش را «کشتی بردگان» گذاشته و کارش نوشتن فیلمنامه و نمایشنامه بر اساس داستان‌هایی بود که به او داده می‌شد. همچنین تلاشش برای ساخت فیلم، اداره تئاتر و کارگردانی نمایش را توصیف می‌کند. از افرادی می‌گوید که او را حمایت کردند تا در نهایت به فیلمسازی ماهر تبدیل شد. از شروع به ساخت تا پایان یک فیلم و شرایط تولید آن را بیان می‌کند.   صحنه‌ای از فیلم «مهر هفتم»   برگمان در کتاب «تصویرها» از روند شکل‌گیری داستان فیلم‌هایش و چگونگی ساخت اثر گفته و مخاطب با خواندن این کتاب به مرور با زندگی برگمان آشنا می‌شود. در واقع خواننده گام به گام همراه با فیلم‌های این سینماگر پیش می‌رود و جزئیات ذهن او درباره چگونگی شکل‌گیری فیلمنامه و درگیری ذهنیش حین ساخت فیلم را می‌خواند. در این کتاب همگام با روایت داستان زندگی برگمان، می‌خوانیم که چگونه داستان فیلم‌هایش از دل ماجر‌اهای واقعی زندگانی‌اش بیرون می‌جهد و برخی از صحنه‌های فیلم‌هایش ریشه در دوران کودکی او دارد. همچنین در این کتاب می‌بینیم که چطور برگمان فیلمنامه‌ای را می‌نویسد و ایده‌ای در مغزش شکل می‌گیرد و کم‌کم به فیلم تبدیل می‌شود.   صحنه‌ای از فیلم «همچون در یک آینه» در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: «وقتی هشت نه ساله بودم، اسباب‌بازی‌فروشی بود که می‌شد از آن جا فیلم مصرف شده متری خرید متری پنج اور (معادل یک پنی). من سی چهل متر از این فیلم‌ها را در محلول قوی سودا می‌گذاشتم و نیم ساعتی می‌خیساندم‌شان. لایه‌ رویی حل می‌شد و با آن تصاویر هم می رفت. نوار فیلم سفید، معصوم و شفاف می‌شد. بدون تصویر. بعد می‌توانستم با مرکب‌های رنگی هندی روی آن‌ها تصاویر جدید نقاشی کنم. وقتی بعد از جنگ فیلم‌های نورمن مک‌لارن آمد که مستقیم روی‌شان کار شده بود، برای من چیز تازه‌ای نبود. تکه فیلمی که در پروژکتور می‌چرخد و تصاویر و صحنه‌های کوتاهی را نشان می‌دهد،‌ چیزی بود که من از مدت‌ها پیش به خودم یاد داده بودم.» (صفحه 41)   صحنه‌ای از فیلم «لبخندهای یک شب تابستانی» برگمان نویسنده، فیلمساز و تهیه کننده سوئدی است و ابتدا کار خود را با نوشتن فیلمنامه آغاز کرد و رفته رفته وارد دنیای فیلمسازی شد. او در بیشتر فیلم‌هایش نگاه کنجکاوی به درون انسان دارد و به بررسی شرایط انسانی می‌پردازد؛ در واقع به نوعی احساسات درونی انسان را به خودش نشان دهد. سینمای برگمان عمیق‌ترین معضلات انسانی را به چالش کشیده است و اخلاق،‌ ازدواج ناموفق، هنر و عشق را به نمایش گذاشته است. از جمله فیلم‌های این کارگردان می‌توان به «مهر هفتم»، «چشمه باکره»، «همچون در یک آینه»،‌ «فانی و الکساندر»،‌ «توت فرنگی‌های وحشی»، «فریادها و نجواها»، «لبخندهای یک شب تابستانی»، «سکوت»، «پرسونا»، «سونات پاییزی» و «چهره به چهره» اشاره کرد. همچنین برگمان برای ساخت این فیلم‌ها در سال‌های مختلف برنده جوایزی مانند اسکار، سزار، کن و گلدن گلوب شد.     صحنه‌ای از فیلم «نور زمستانی»   انتشارات چشمه کتاب «تصویرها: زندگانی من در فیلم» اثر اینگمار برگمان را با ترجمه گلی امامی در 211 صفحه، با تیراژ 1000 نسخه و با قیمت 35000 تومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Tue, 24 Sep 2019 06:21:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280723/نگاه-انتقادی-فیلم-های-اینگمار-برگمان-نظرگاه-خودش تصنیف‌ها و زندگی هنری استاد شجریان به روایت کتاب‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281099/تصنیف-ها-زندگی-هنری-استاد-شجریان-روایت-کتاب-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) امروز اول مهرماه زادروز محمدرضا شجریان خسرو آواز ایران است. او هم موسیقی‌دان است هم آهنگساز، هم‌ خوشنویس و هم خواننده. شجریان در کارنامه هنری خود سروده‌ شاعرانی چون حافظ، سعدی، مولانا، عطار، باباطاهر و خیام را دارد که با صدای گرم خود خوانده است. در برخی کنسرت‌ها و کارهای خود علاوه بر اشعار کلاسیک از اشعار نو شاعرانی چون سهراب سپهری، نیما یوشیج، فریدون مشیری، شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده‌است. ترانه‌ها و تصنیف‌هایی که شجریان خوانده در قالب کتاب‌هایی منتشر شده است و همچنین درباره زندگی هنری این هنرمند چندین کتاب نوشته شده است، در گزارشی که در ادامه می‌خوانید به این آثار پرداختیم.   «سروش مردم» یکی از کتاب‌هایی است که زندگی و اندیشه‌های محمدرضا شجریان را شامل می‌شود. این اثر به کوشش عرفان قانعی‌فرد جمع‌آوری شده و سال 1382 انتشارات دادار آن را منتشر کرده است.     «شور ترانه» نیز کتابی است که مهران حبیبی‌نژاد مطالب آن را گردآوری کرده است. این اثر مجموعه تصنیف‌ها و ترانه‌های محمدرضا شجریان به همراه شرح حال شاعران و آهنگسازان را در بر دارد و نشر اشاره سال 1396 چاپ پنجم آن را منتشر کرده است. مهران حبیبی‌نژاد سال 1388 کتاب دیگری درباره محمدرضا شجریان گردآوری کرده و نام آن را «خسرو خوبان» گذاشته است که نشر شلفین آن را منتشرکرده است. اين كتاب، شامل زندگي‌نامه «محمد رضا شجريان»، به همراه، گفت‌وگوها، نقد و نظرها و مقالاتي درباره اين هنرمند موسيقي ايران و آثار گوناگون اوست. بخشي از اين مجموعه نيز به گفت‌وگوها، مقالات، سخنراني‌ها و نشست‌هاي پژوهشي شجریان و همچنين متن آوازها و تصنيف‌هاي او اختصاص دارد.   در کتاب «آوای آسمانی» نیز آوازها و تصانیف محمدرضا شجریان بر مبنای مجموعه آثار منتشر شده شرکت دل آواز جمع‌‌آوری شده است که این کار بر عهده محمود رستمی‌معز بود و نشر نیکان سال 1387 آن را منتشر کرده است. مبنای کار در این کتاب نه دیوان مکتوب شعرا، بلکه صورت ملفوظ اشعار بوده است و در تکرار برخی ابیات، جابه‌جایی برخی دیگر به ندرت تغییر در کلمه‌ای، شکل آوازی آن‌ها مد نظر بوده است. در این کتاب در ابتدای هر شعر آواز، ردیف‌های آوازی نه جزء به جزء بلکه به طور کلی ذکر شده است. همچنین گاه توصیفی کوتاه درباره‌ شاعری خاص در زیرنویس کتاب آمده است. کتاب «آوای آسمانی» دربرگیرنده‌ مجموعه‌ آوازهای محمدرضا شجریان است که با استناد به دیوان برخی از شعرا سروده شده و بیش‌تر آن‌ها از سوی شرکت دل‌آواز به ثبت رسیده است. برخی از آثار استاد نیز به وسیله  شرکت‌های دیگر به ثبت رسیده است که از آن جمله است: «دود عود»، «به یاد عارف»، «گلبانگ 1 و 2» و «در خیال».   «راز مانا» نیز دربرگیرنده دیدگاه‌ها، زندگی و آثار این هنرمند است که انتشارات گام نو سال 1384 آن را نشر داده است. این کتاب مصور، گفت‌وگویی است با استاد آواز ایران و در پایان، فهرستی از آثار وی از سال 1357 تا 1378 قرار دارد و تصاویری نیز از شجریان به چاپ رسیده است. تالیف این کتاب بر عهده محسن گودرزی بود.     «نغمه‌های سیاووش» متن آوازها و تصنیف‌های محمدرضا شجریان توسط محمد حکیمی‌کاخکی گردآوری و تدوین شده است. در این کتاب متن شعرها با تکرار جملات، شرح ردیف و دستگاه‌‌های آوازی ذکر شده است. همچنین در ابتدای هر صفحه و تصنیف مشخصات اثر اعم از نام آهنگساز، نام نوازنده، نام دستگاه آوازی و نام شاعر درج شده است. در ابتدای کتاب «نغمه‌های سیاووش» فهرستی از CDهایی که متن آن‌ها در کتاب نوشته شده، ‌خلاصه محتوای هر نوار کاست و CD صوتی، فهرست الفبایی تصنیف‌ها و آوازهای کتاب، فهرست برنامه‌های گل‌های اجرا شده توسط استاد شجریان آورده شده است. در انتهای کتاب نیز فهرست اجراهای کتاب بر اساس نام شاعر و اسامی نوازندگان، آهنگسازان و ترانه‌سرایانی که نامشان در این کتاب آمده ذکر شده است. چاپ سوم این کتاب امسال از سوی نشر نی نگار منتشر شده و علی‌اصغر تیموری به توضیح و شرح ردیف و گوشه‌های آوازی پرداخته است.   «لطیفه نهانی» گزیده گفت‌وگوها و گفتارهای محمدرضا شجریان و نقد و نظرهایی درباره او و آثارش را شامل می‌شود؛ گردآورنده این اثر ذبیح‌الله حبیبی‌نژاد است و انتشارات موسسه فرهنگی- هنری ماهور سال 1383 آن را منتشر کرده است. این کتاب در ابتدا به زندگی و آثار محمدرضا شجریان پرداخته و در بخش‌های بعدی نیز گفت‌وگوهایی است با این هنرمند، معرفی سخنرانی‌ها و نشست‌های پژوهشی، شجریان در نگاه دیگران، دیگران در نگاه شجریان و نقد و نظرهایی درباره چند اثر استاد شجریان. همچنین کتاب «لطیفه نهانی» با عکس‌هایی از شجریان و نزدیکان وی همراه است.     «گنج بی‌رنج و میراث گرانبها: پژوهشی در آثار ماندگار استاد محمدرضا شجریان» را نیز سید علیرضا دربندی سال 1389 نوشته و نشر پیکان هم آن را چاپ کرد. نویسنده این کتاب را برای ‌حفظ آثار شجریان نوشته است و شامل آثاری است که محمدرضا شجریان طی نیم‌قرن گذشته اجرا کرده است. دربندی در ابتدای کتاب، مختصری از زندگی هنری محمدرضا شجریان نوشته و سپس در نه فصل آثار وی را جمع‌آوری کرده است. فصل اول اجرای کنسرت‌ها، نوارها و سی‌دی‌هاست. فصل دوم به موسیقی ایرانی اختصاص دارد. فصل سوم اشاره‌ای ‌به آثار مربوط به شرکت‌های نوار، رادیو و کنسرت‌های اولیه دارد؛ در فصل چهارم به آثار مربوط به محافل خصوصی با دوستان و نوازندگان پرداخته شده است و فصل‌های پنجم تا هشتم به آثار اجراشده در برنامه‌های گل‌های تازه، برگ سبز، گل‌های رنگارنگ و یک شاخه گل اختصاص دارد. متن ترانه‌ها و تصنیف‌های اجراشده این هنرمند هم در فصل آخر کتاب آورده شده است.   اثر دیگری  که درباره این هنرمند و آثارش نوشته شده کتاب «هزار گلخانه» است که به کوشش کاظم مطلق، مهدی عابدینی و حمید جواهریان جمع‌آوری شده است. در این کتاب محتوای سخنان محمدرضا شجریان و مجموعه‌ای از دیدگاه‌های وی به صورت موضوعی فراهم آمده. مطالب کتاب برگرفته از نوشته‌ها، مصاحبه‌ها و سخنانی است که در جراید و دیگر وسایل ارتباط جمعی، آمده است. همچنین در این مجموعه بخشی از نوارهای رسمی منتشر شده شجریان، شامل اشعار آوازهای خوانده شده، به همراه معرفی ردیف‌ها و دستگاه‌های آوازی ذکر شده است. پایان کتاب هم تصاویری از شجریان و برخی هنرمندان موسیقی را شامل می‌شود. مجموعه «هزار گلخانه» را نشر فراگفت و آزادگرافیک سال 1383منتشر کرده‌اند.   چندین تن از نویسندگان شامل علی عبداللهی، ملیحه بهارلو، مهام میقانی، محمد درودگری، شایان حسین‌نژاد، مازیار عبایی، مجید قدیانی، علی معدنی‌پور، رضا رستمی، فرزاد فروتنی، نجمه حسینیان، هانیه علی‌اصغری، ندا هاشمی، پویا گویا، داوود فرقانی، صبا فرقانی و آرش معدنی‌پور کتابی را تحت عنوان «بیداد سکوت» منتشر کردند که شامل داستان‌هایی برای خسرو آواز ایران، محمدرضا شجریان است و نشر کتاب فانوس چاپ اول این اثر را سال 1396 و چاپ سوم را امسال منتشر کرده است. ]]> هنر Mon, 23 Sep 2019 09:55:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281099/تصنیف-ها-زندگی-هنری-استاد-شجریان-روایت-کتاب-ها انسان هیچ وقت از سیطره اتمسفرها رهایی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280821/انسان-هیچ-وقت-سیطره-اتمسفرها-رهایی-ندارد  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «در ستایش سایه‌ها» نوشته جونیچیرو تانیزاکی با ترجمه علیرضا شلویری به تازگی در نشر مشکی منتشر شده است. این کتاب به تاثیر سایه‌ها در زیبایی‌شناسی و فرهنگ سنتی و بومی ژاپن می‌پردازد. تانیزاکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان ژاپن است که با بهره‌گیری از مهارت خود در فنون داستان‌نویسی و دراماتیک به ارائه ادراک خود از این پدیده پرداخته است. با علیرضا شلویری، مترجم «در ستایش سایه‌ها» گفت‌و‌گویی درباره این کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه می‌آید:   در ابتدا کمی به معرفی جونیچیرو تانیزاکی نویسنده کتاب «در ستایش سایه‌ها» بپردازید.  همان‌طور که می‌دانید، تفکر ژاپنی را معمولا به سه دوره تقسیم می‌کنند: دوره دریافت تفکر چینی از طریق کره، دوران میجی که ژاپن با غرب آشنا می‌شود، و سرانجام شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم که طی آن ژاپن آمریکایی می‌شود و به اصطلاح شیوه‌های «دشمن» را فرا می‌گیرد. «در ستایش سایه‌ها» دقیقا در سال‌های 1933 و 1934 نوشته و منتشر شده؛ یعنی در دوره‌ای که منظره فرهنگی ژاپن، بعد از اصلاحات شتابان عصر میجی (۱۸۶۸ ـ ۱۹۱۲)، تقریبا زیر و رو شده و هراس از زیستن در جهانی به کلی فروپاشیده، روشنفکران و نویسندگان مدرن ژاپنی را به کندوکاو در فرهنگ سنتی ژاپنی و حفاظت از عناصر خاص آن واداشته است.  جونیچیرو تانیزاکی هم یکی از همین نویسندگان مدرن ـ و شاید مهم‌ترینِ آن‌ها ـ به شمار می‌رود. او در سال 1886 در یکی از محلات مرکزی توکیو به دنیا می‌آید و تا قبل از زلزله ویرانگر توکیو (1923) خیلی به غرب گرایش دارد. ولی بعد از آن، به شدت به فرهنگ اصیل ژاپنی علاقه‌مند می‌شود و ـ ضمن پرداختن به رمان‌نویسی ـ شروع می‌کند به تأمل و تحقیق در زیبایی‌شناسی سنتی کشورش. بنابراین «در ستایش سایه‌ها» از جمله کتاب‌هایی است که در دوران گذار ژاپن از سنت به مدرنیسم و در واکنش به خسارات ناشی از این گذار نوشته شده، اما به دلیل عمق نگاه نویسنده‌اش، به اغلب زبان‌های زنده ترجمه شده ـ و هنوز هم می‌شود ـ و خوانندگان و طرفداران زیادی دارد؛ مخصوصا بین معماران، دیزاینرها، و علاقه‌مندان به شناخت دقایق و رمز و رازهای فرهنگ ژاپن.   اشاره کردید که «در ستایش سایه‌ها» جزو کتاب‌هایی است که همچنان به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شود.  با وجود نگاه ژاپنی نویسنده در این کتاب، چه چیزی آن را برای مخاطبان کشورهای دیگر حائز اهمیت می‌کند؟  طبعا عمق نگاه تانیزاکی و تسلطش بر فرهنگ سنتی ژاپنی. ولی شاید جالب باشد که بدانید در خود ژاپن لزوما تمایل زیادی به این کتاب وجود ندارد. مخصوصا بین اصحاب و اساتید هنرهای سنتی.   چرا؟ این بیش از هر چیز برمی‌گردد به تلقی تانیزاکی از مقوله‌ هنر و زیبایی. امر زیبا، از دید تانیزاکی، چیزی است که از بطن مناسبات و تقیدات «زندگی روزمره» زاده شود و در بستر این جریان به حیات خود ادامه دهد، و گرنه همان بهتر که در کنج موزه بماند یا فراموش شود. و خب، مسلم است که این دیدگاهِ مدرن نمی‌تواند مقبول طبع استادانی باشد که زندگی مرفه و شأن و اعتبار خود را وامدار هنرشان هستند و خود را حافظان و سفیران رسمی فرهنگی می‌دانند که باید به جای‌جای جهان «صادر» شود. تانیزاکی حاصل کار این‌ استادان را سرد و مصنوع و سترون می‌داند: شیئی موزه‌ای که از جریان زندگی به‌کلی دور افتاده است. این نگاه، از دید برخی از ناقدان، نومیدانه است. اما به عقیده‌ من روی دیگر این ناامیدی یک‌جور آزادی درونی است که به تانیزاکی امکان می‌دهد، بدون ترس از قضاوت دیگران و التزام به متر و معیارهای رایج، به فرهنگ کشورش بپردازد و در این میان به سراغ مقولاتی برود که دیگران کمتر به آن پرداخته‌اند.                          در پسگفتاری که بر کتاب نوشته‌اید، به نوعی آن را با کتاب «شعله‌ی شمع» گاستون باشلار مقایسه کرده‌اید. اما من فکر می‌کنم «در ستایش سایه‌ها» بیشتر با «بوطیقای فضا» گاستون باشلار هم‌خوان است، چون در هر دو کتاب به نوعی با پدیدارشناسی مکان مواجه هستیم. باشلار یک حکیم فرانسوی بسیار معتبر است. «بوطیقای فضا» برای معماران، یک کتاب کلیدی محسوب می‌شود. اما قصد من از مقایسه باشلار با تانیزاکی دلیل دیگری داشت. باشلار و تانیزاکی تقریبا هم‌دوره‌اند. هر دو در دورانی زندگی می‌کردند که خیلی‌ها هنوز خانه‌های‌شان را با نور شمع و فانوس روشن می‌کردند. و از قضا هر دو راجع به این موضوع، یعنی تأثیرات شعله شمع، کتابی نوشته‌اند. مقایسه دیدگاه این دو، خیلی روشنگر است. اگر «در ستایش سایه‌ها» را به یک رمان تشبیه کنیم، قهرمان این رمان بدون شک، شعله شمع و فانوس است. اما تانیزاکی، برخلاف باشلار، هیچ‌وقت به «تصویر» شعله نمی‌پردازد. او پدیدارشناس «تأثیر» شعله است و در تلاش برای این که حواس خواننده را به چیزی معطوف کند که در فراسوی جهان مرئی قرار دارد: اتمسفر خانه‌ سنتی یا به تعبیر گویای خودش «موسیقی بی‌صدایی» که بر اثر همنوایی شعله شمع و اشیای لاکی در فضا طنین می‌افکند. این گرایش به اتمسفر، به عقیده من، یکی از کیفیت‌هایی است که «در ستایش سایه‌ها» را بسیار جذاب می‌کند و در عین حال از مدرنیت نگاه تانیزاکی خبر می‌دهد. طبعا اتمسفر پدیده‌ای فضایی ـ مکانی است، و خب از این جهت من هم کاملا موافقم که می‌شود کار تانیزاکی را با «بوطیقای فضا» هم مقایسه کرد، و نتیجه‌ این مقایسه حتما مفید و روشنگر خواهد بود، چون به هر حال کار تانیزاکی به نوعی پدیدارشناسی زیست‌محیط انسان ژاپنی است.   با وجود رمان‌نویس بودن تانیزاکی، در این کتاب با روایت داستانی مواجه نیستیم. و با وجود بحث نظری کتاب، نویسنده از ارجاع مستقیم به رویکردهای نظری پرهیز می‌کند و با توصیف‌های ملموس عینی بحث را پیش می‌برد.  بله، «در ستایش سایه‌ها» بیش از آن‌که یک مقاله‌ علمی باشد، نوشته‌ای خلاقانه است به قلم یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان ژاپن در سده‌ بیستم میلادی. شاید بشود این کتاب را یکی از نامتعارف‌ترین نمونه‌های زیبایی‌شناسی تجربه‌گرایانه به حساب آورد؛ یک‌جور پدیدارشناسی غیرفلسفی. در این‌جور کتاب‌ها که ـ متأسفانه ـ تعدادشان زیاد نیست، نویسنده سعی می‌کند مشاهدات عینی و تجربه‌های زیسته‌ خودش را بیان کند. و خب، چون در این مورد، نویسنده داستان‌نویس توانایی است، حاصل کار بسیار گویا و تأثیرگذار از کار درآمده. طبع حساس تانیزاکی، از یک طرف، و تسلط او در ترسیم جزئیات، از طرف دیگر، باعث شده در جاهایی از کتاب موضوع به قدری دقیق و ملموس مطرح شود که مثلا، یک معمار یا نظریه‌پرداز معماری بتواند، صرفا با خوانشی معکوس، به فرمولی طلایی برسد.   مثال بزنید لطفا. بله. مثلا آن‌جایی که راجع به جایگاه سایه‌ها در معماری ژاپنی حرف می‌زند، می‌نویسد «ما هنگام ساختن خانه‌ای ژاپنی، پیش از هر چیز، چتری می‌گسترانیم تا بر زمین سایه بیفکند، و سپس خانه را در این سایه‌سارِ نیمه‌تاریک بنا می‌کنیم.» بازتاب این کلام را، که حدودا نود سال پیش گفته شده، می‌شود در حرف‌های پتر زومتور، معمار برجسته‌ سوئیسی که از قضا از طرفداران «در ستایش سایه‌ها» هم هست، پیدا کرد. زومتور می‌گوید: «من برای نورپردازی ساختمان دو شیوه‌ محبوب دارم [...] چون این‌طور نیست که ساختمان را بسازم و سرآخر طراح نور را بیاورم و بگویم، خب، حالا می‌خواهی کجا چراغ کار بگذاری و بنا را چطور نورپردازی کنی. بلکه این تصور از همان ابتدای کار با من است. یکی از شیوه‌های محبوبم این است که ساختمان را ابتدا به عنوان توده‌ سایه در نظر بگیرم و سپس، مثل این‌که بخواهم توی آن را خالی کنم، چراغ کار بگذارم و بگذارم نور به داخل این توده نفوذ کند.» در جاهایی هم البته شم داستان‌نویسی تانیزاکی عمل می‌کند و باعث می‌شود، بعد از توضیحات موضوعی، مطلب با شگردهای داستانی توأم شود، و نتایج شگفت‌انگیزی به بار بیاورد. برای مثال، در بحث مفصلی که درباره‌ تلقی ژاپنی‌های قدیم از زیبایی ایده‌آل زنانه پیش می‌کشد، با توصیف هوشمندانه‌ اتمسفر وهم‌آور و ترسناک اندرونی‌های تاریکِ قدیم، فاش می‌کند که زیبایی در ناب‌ترین شکلش به ضد خود بدل می‌شود: زن نوعی «سفیدی آن‌جهانی» را از خود بروز می‌دهد و به جرگه‌ «اجنه و اشباح» تاریک‌نشین می‌پیوندد. از این مثال‌ها در کتاب فراوان پیدا می‌شود.   اختلاف رویکرد غربی‌ها به مفهوم «سایه‌ها» با ژاپنی‌ها در چیست؟ تانیزاکی به مساله بام بناها می‌پردازد و از اینجا مدخلی باز می‌کند برای روشن کردن اهمیت سایه‌ها در معماری ژاپنی و مقایسه آن با رویکرد غربی‌ها. واقعیت این است که اروپایی‌ها به مقوله سایه خیلی اهمیت نمی‌داده‌اند. حتی شاید بشود گفت که سایه در فرهنگ اروپایی باری منفی داشته است. آخرین کلامی که از دهان گوته جاری شد و بعدش مرد، « نور بیشتر» بود. این عبارت، به نوعی، تفاوت فرهنگ غربی و ژاپنی را در نگاه به سایه مشخص می‌کند؛ تفاوتی که بعدها در معماری مدرنیستی اروپایی هم کاملا آشکار می‌شود. یعنی بام ساختمان، انضباط کالبد، و استقرار و ابعاد و پنجره‌های آن همه به این خاطر است که بیشترین نور ممکن به داخل بیاید و کمترین سایه‌ ایجاد می‌شود. عکس این نگاه را می‌شود در معماری سنتی ژاپنی سراغ کرد. منتها جذابیت کار تانیزاکی در بیان این است که این نگاه از دل محدودیت بیرون آمده. یعنی ژاپنی‌های قدیم به دلیل نبودن مصالح ساختمانی مناسب، سعی کردند زیبایی نهفته در سایه‌ها را پیدا کنند و از آن برای روح دادن به فضای بناها بهره بگیرند. ژاپنی‌ها از سایه‌ها برای زیباتر کردن فضا و عمق دادن به آن استفاده کردند و در این مسیر به تنوع و کیفیت‌های شگفت‌انگیزی رسیدند که تانیزاکی برخی از آنها را برای ما توضیح داده است. برخی از آنها تبدیل به سنت شده‌اند و کیفیت‌های زیبایی‌شناسی و استتیکی بالایی پیدا کرده‌اند. طبیعی است که اروپایی‌ها اصلا در این مسیر حرکت نکرده‌اند و به دلیل ویژگی‌های اقلیمی‌ زیست‌محیط‌شان بیشتر به نور توجه کرده‌اند.   در طول کتاب با نگاه دوگانه‌ای نسبت به جنسیت و اروتیک مواجهیم. از یک سو اشاره شده که لباس بازیگران تئاتر نو با رگه‌هایی از طلا و نقره، منجر به بازتابی ویژه بر پوست بدون گریم بازیگران مرد می‌شود و از سوی دیگر، تمام بدن زن‌ها در لباس/ تاریکی پوشانده می‌شود و حتی دندان‌های آنها هم سیاه می‌شود تا فقط صورتی سفید از آن‌ها باقی بماند، و بدن زن به نوعی محو یا انکار می‌شود. به طور کلی نگاه اروتیک و جنسیتی  در نوشتن «در ستایش سایه‌ها» چقدر دخیل بوده است؟ اطلاع دقیقی در این مورد ندارم. تانیزاکی هم به این موضوع مستقیما اشاره نکرده است. چیزی که مشخص است این است که او قضاوت نمی‌کند. چیزی را که هست به ما نشان می‌دهد. اما در جاهایی که راجع به زنان حرف می‌زند، نوشته با لحن محزونی همراه می‌شود. شاید این در خوانش اول چندان به چشم نیاید. در این زمینه از مهارت‌های رمان‌نویسی‌اش هم استفاده می‌کند. جایی که از زیبایی‌های زنانه صحبت می‌کند به طرز ماهرانه‌ای بحث را به سمت استتیک گسترش می‌دهد. تا تمام مواردی را که روی حواس انسان تاثیر می‌گذاشتند، بیان کند.   در این کتاب به تلالو  رگه‌های طلا در  ظرف‌ها و دیگر اشیاء اشاره شده است. تاویل نویسنده این است که طلا بیشتر از هر فلز دیگری منجر به تلالو نور و امتداد این درخشش در تاریکی می‌شود. آیابه همین دلیل است که در اماکن مقدس  ما هم، در ساخت درها یا بقعه‌ها، از طلا استفاده می‌شود. آیا این به نوعی تاثیر فرهنگ شرق دور است بر فرهنگ ما یا برعکس؟ شکی نیست که بین فرهنگ ما و فرهنگ شرق دور ارتباطات عمیقی وجود داشته است و دارد. پرداختن به این بده بستان‌ها موضوع جالبی است که نیاز به تحقیق بیشتری دارد. اما چیزی که در کار تانیزاکی برای من جذاب است، این است که چرا ما هیچ‌وقت مثل او به پنجره‌های رنگی و فرش‌های پر نقش و نگار و کا‌شیکاری‌های رنگارنگ و قلمدان‌ها و اشیا لاکی و نقاشی‌های طلاکاری شده‌‌مان فکر نکرده‌ایم و سعی نکرده‌ایم این اشیا را در همان شرایطی حس کنیم که استادکارانی که آنها را می‌ساختند و مردمی که از آن‌ها استفاده می‌کردند، درک می‌کردند. یعنی در شعله شمع و در همان فضای کم نور خانه‌های قدیم. به عقیده من، «در ستایش سایه‌ها» می‌تواند شروع خوبی باشد برای تأملی دیگر در این اشیا و پدیده‌ها، تأملی که حتما موجد ایده‌ها و شناختی تازه خواهد بود. مخصوصا برای معماران، طراحان صحنه و لباس، هنرمندان و البته ایران‌شناسان.     ]]> هنر Mon, 23 Sep 2019 05:29:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280821/انسان-هیچ-وقت-سیطره-اتمسفرها-رهایی-ندارد «رویای سهراب» آماده نمایش شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281052/رویای-سهراب-آماده-نمایش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، «علی قوی‌تن» درباره این فیلم گفت: «رویای سهراب» درباره یک شاعر نامدار و محبوب ایران است و قطعا مردم دوست دارند در فیلمی از «سهراب سپهری»، روایتی از او ببینند که در تصورات‌شان هست و از جهاتی هم ما ملزم هستیم که زوایای دیده ‌نشده‌ای را از شخصیتی چون سهراب نشان بدهیم و این تقابل، کار فیلمساز را سخت می‌کند. او گفت: فیلم «رویای سهراب» یک فیلم بیوگرافی نیست بلکه راوی زوایای پنهان و دیده نشده‌ای از سهراب سپهری است. این کارگردان گفت: از سال ۹۰ دغدغه‌ام بود و دوست داشتم فیلمی درباره «سهراب سپهری» بسازم. دلیل سال‌ها توقف و تعمق من این بود که فکر کردم اگر کس دیگری این توان، دغدغه و تمایل را دارد، درباره سهراب فیلمی بسازد اما در نهایت قرعه به نام خود من افتاد. آخر سال ۹۶ برنامه‌ریزی کردیم تا پیش تولید را شروع کنیم و در اواخر بهار ۹۷، فیلمبرداری فیلم پس از صدور پروانه ساخت از معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، به طور رسمی شروع شد و فیلمبرداری فیلم در کاشان و حوالی کاشان به‌انجام رسید. او گفت: حساسيت‌هایم در ساخت فیلم براساس یافته‌های تحقیقاتی‌ام و این که بتوانم از این شاعر پرآوازه تصویری درست ارائه دهم، بیشترین دغدغه من در «رویای سهراب» بود. از طرفی تلاش کردیم تا کار بازیگران فیلم (که از بین چهره‌های پرکار و شناخته‌شده انتخاب شده بودند) در مدت زمانی که برای فیلمبرداری درنظر گرفته بودیم به اتمام برسد، اما قرارداد بازیگران فیلم تمام شد و کار به دلیل حساسیت‌هایی که ذکر کردم به اتمام نرسید.   قوی‌تن در ادامه گفت: سال گذشته به جشنواره فیلم فجر نزدیک شده بودیم و پیشنهادهایی جهت ارائه و شرکت فیلم در جشنواره مطرح شد اما از نظر من، فیلم کامل نبود و در واقع با آنچیزی که فکر می‌کردم باید باشد، فاصله داشت. در ادامه، در سال ۹۸ فرصتی دست داد تا گروه بازیگران و عوامل فنی را باردیگر دعوت به همکاری کردم و ۱۲ روز وقت گذاشتیم تا مرحله دوم فیلمبرداری انجام شود. سپس تدوین، صداگذاری و تصحیح‌رنگ و ... به انجام رسید و سرانجام فیلم حدود دو هفته پیش آماده نمایش شد.   قوی‌تن اظهار داشت: نظرمان این بود که فیلم در مهر ماه امسال اکران شود اما با وجود این که «رویای سهراب» فیلمی است که مردم دوست دارند آن را ببینند، شرایط اکران سینماها به گونه‌ای ست که گویا سینماهای سرگروه تا اواخر سال جاری بسته شده و نیز فکر حضور در جشنواره فیلم فجر امسال هم از طرف سازندگان این پروژه و دوستداران سهراب، ما را بر آن وا می‌دارد که جایگاه جشنواره‌ای فیلم «رویای سهراب» را نیز در نظر بگیریم که البته اگر نگاه و سیاست‌های جشنواره فیلم فجر به سمت فیلم‌های فرهنگی باشد و ناکامی نصیب‌مان نشود. در این زمانه سخت ما جرات کردیم و دو سال برای ساخت یک فیلم فرهنگی از مال و جان‌مان مایه گذاشتیم، حالا می‌ماند که در این گیرودار عجیب و غریب، سکاندارها و اختيارداری سالن‌های سینماها چطور همراهی کنند تا فیلم برای مردم به نمایش در آید.   او اظهار داشت: بنیاد سینمایی فارابی از پیش تولید تا همین الان، دلسوزانه ما را همراهی کرده است. بحث من صرفا حمایت مادی نیست. مسئولان بنیاد سینمایی فارابی دوستانه همراهی کردند و نشان دادند که به دنبال تولید فیلم‌های ارزشمند و فرهنگی هستند. در زمان ساخت فیلم سینمایی «رویای سهراب» مشوق ما بودند و احساس می‌کردیم حمایتی پشت این نوع سینماست. امیدوارم سکانداران سالن‌های سینمایی کشور و همچنین مسئولان جشنواره‌های داخلی، فیلم‌های فرهنگی را به بهای سرگرمی تماشاگران رها نکنند، چون ما باید مخاطب بسازیم.     بنا بر این گزارش، «سهراب سپهری» در سپهر ادبیات ایران از جایگاهی ویژه برخوردار است که بخشی از آن به تصویرسازی و سبک‌روایی او برمی‌گردد و بخشی به روایت صمیمانه و زبان نرم و پاک وی. آثاری که به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده‌ و از شاخصه‌های اثرگذاری و برقراری ارتباط جهانی برخوردار بوده‌اند.   مکاشفه‌های شاعرانه «سهراب سپهری» در نقاشی هم نمود داشت و او را صاحب سبکی متفاوت کرد؛ به طوری که امروزه، علاوه بر این که وجه شاعرانگی سهراب به او جایگاهی ممتاز بخشیده، آثار نقاشی او همچنان منحصربه‌فرد است و نامش را به عنوان رکورددار قیمت نقاشی مدرن ایرانی در حراج‌های هنری به ثبت رسانده است.   عشق به ریشه‌های هویتی در کنار حرکت به سمت نگاه مدرن، رازی است که سبب می‌شود بر طرفداران سهراب در نسل‌های نو، همچنان اضافه شود.   تولید فیلمی درباره «سهراب سپهری» در سینمایی که کم‌تر به گنجینه شعر و ادب خود توجه داشته، اتفاقی مثبت است که می‌تواند دریچه‌ای تازه را در رابطه نسل جدید با سینما بگشاید.   مهدی سلطانی، بهاره کیان افشار، لاله اسکندری، ترلان پروانه، مینا جعفرزاده، حسین محمدیان، فروغ امجدی، ابوالفضل میری، غزاله اکرمی،داود خلیلی، حسن علیرضایی، مرتضی مرتضایی، شادی عزیزی، مهرداد داوری، فاطمه کرمپور بازی‌گران اصلی و عرفان پری‌رخ، دنیا روحی، امیریاسان مدبرنیا بازی‌گران خردسال این فیلم سینمایی هستند.   عوامل فیلم «رویای سهراب» عبارتند از: نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده: علی قوی‌تن، مدیر فیلمبرداری: ساعد نیک‌ذات، طراح صدا: بهروز شهامت، طراح چهره‌پردازی: رحیم مهدیخانی، برنامه‌ریز و دستیار اول: رامین مشکین‌مقدم، دستیار دوم کارگردان: امیررضا کرمپور، مجری طرح: حامد قوی‌تن، جانشین تولید: مجتبی بهرامی، دستیاران تولید: میثم یکتا، امیرحسین خوانساری، یوسف احمدی، عکاس: حسن ناحی، دستیار اول فیلمبردار: سعید خادمی، اجرای طراحی صحنه: حسین محمدیان، دستیاران طراح صحنه: حمید پروانی، فاطمه توفیقی، دستیار طراح لباس: آیدا پوراکبر، اجرای چهره‌پردازی: مجید وثیقی، نازنین سرابی، مهسا خوش‌سلوک، منشی صحنه: آناهید روستا. ]]> هنر Sun, 22 Sep 2019 09:35:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281052/رویای-سهراب-آماده-نمایش آغاز پروژه «قلم روشن» همزمان با هفته دفاع مقدس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281039/آغاز-پروژه-قلم-روشن-همزمان-هفته-دفاع-مقدس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، دفتر انتشارات و پژوهش این اداره‌کل با توجه به تولید نمایشنامه به عنوان بنیادی‌ترین رکن هنرهای نمایشی و همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس، فصل یکم پروژه مجموعه نمایشنامه «قلم روشن» را با مشارکت و همراهی ۱۰ نمایشنامه‌نویس آغاز کرد. فصل یکم این پروژه ویژه تولید نمایشنامه‌هایی با مضامین مقاومت، دفاع مقدس، شهدا و شخصیت‌های انقلاب اسلامی است که پس از طرح این سوژه‌ها با تعدادی از نمایشنامه‌نویسان فعال و اشتراک دغدغه‌ها در این زمینه، ۱۰ نمایشنامه‌نویس انتخاب و فصل اول این پروژه کلید خورد. ۱۰ نمایشنامه‌نویسی که در فصل اول پروژه مجموعه نمایشنامه «قلم روشن» مشارکت دارند عبارتند از: عباس جهانگیریان، محمدمهدی خاتمی، لیلی عاج، مرتضی شاه‌کرم، رضا گشتاسب، لادن شیرمرد، محسن عظیمی، مریم منصوری، مهدی نصیری و کهبد تاراج.  مدیریت پروژه مجموعه نمایشنامه «قلم روشن» بر عهده کامران شهلایی است. رونمایی از مجموعه آثار فصل اول مجموعه نمایشنامه «قلم روشن» با حضور هنرمندان مشارکت‌کننده همزمان با برگزاری سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر اتفاق خواهد افتاد. ]]> هنر Sun, 22 Sep 2019 08:07:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281039/آغاز-پروژه-قلم-روشن-همزمان-هفته-دفاع-مقدس تقیان: تعزیه آیینی اسطوره‌ای است/ فتحعلی‌بیگی: هیچگاه در تعزیه اولیا شروع کننده جنگ نبودند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280936/تقیان-تعزیه-آیینی-اسطوره-ای-فتحعلی-بیگی-هیچگاه-اولیا-شروع-کننده-جنگ-نبودند به گزارس خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ششمین نشست از سلسله نشست‌های صلح و ادبیات با همکاری موسسه خانه کتاب و انجمن علمی مطالعات صلح ایران با موضوع «جنگ و صلح در ادبیات تعزیه» عصر روز گذشته بیست‌وهفتم شهریورماه با حضور لاله تقیان کارگردان و پژوهشگر، داوود فتحعلی‌بیگی پژوهشگر و بازیگر، جواد رنجبر درخشیلر و مجتبی مقصودی رئیس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران در سرای اهل قلم برگزار شد.   جواد رنجبر درخشیلر نشانه پیوستگی ما با سیدالشهدا تفکر اسطوره‌ای و مظلومیت اوست در ابتدای این نشست درخشیلر ضمن بیان این که تعزیه هنر بسیار مظلومی است اظهار کرد: واقعیت امر این است که تعزیه در حاشیه قرارگرفته است و تقریبا کسی آن را نمی‌شناسد.  تعزیه امکانات نمایشی بی‌نظیری دارد و اگر امروزه این ظرفیت‌های نمایشی بالقوه شود و ما بتوانیم از آن در صحنه واقعی نمایش استفاده کنیم اتفاق بسیار مهمی در نمایش ما خواهد افتاد.   او همچنین گفت: یکی از مواردی که باید توضیح کوتاهی بدهم تا از صحبت‌های اساتید استفاده کنیم این است که تعزیه چه نسبتی با صلح دارد؟ این هنر اساسا کین‌خواهی است. دو پاسخ به این پرسش مهم داریم، یک این که تعزیه درباره امام حسین (ع) و واقعه کربلاست؛ این مصداق تاریخی اسطوره‌‌ای سیاوش است که بنیان آن صلح‌ است. سیاوش به عنوان یک ایزدیار زندگی و کارکرد صلح‌آمیزی دارد و‌ در نهایت به دست افراسیاب و با قساوت تمام کشته می‌شود. وی افزود: این اسطوره در طول هزاران سال در ذهن ما ایرانیان شکل گرفت و ناگهان در سال 61 هجری در صحرای کربلا مصداق واقعی پیدا کرد؛ تقریبا به همان شکل که ما داستان سیاوش را می‌دانیم مظلومانه و دردناک امام حسین را شهید کردند به همین دلیل است ما ایرانی‌ها این واقعه را درک می‌کنیم و 1400 سال است که آن را یاد‌آوری می‌کنیم. عرب‌ها این امر را نفهمیدند و در قالب همان مسائل قبیله‌ای یا خشونت‌های سیاسی زمان خود قرار دادند و امام حسین (ع) را کشتند؛ یزید حکومت خود را ادامه داد و بنی‌امیه نیز ظاهرا از لحاظ سیاسی موفقیت‌هایی داشت و در نهایت سرنگون شد. تعزیه بخشی از فرهنگ ایران است درخشیلر در پایان گفت: در تفکر عرب‌ها این واقعه به دلیل نداشتن پشتوانه اسطوره‌ای فهمیده نشد. نشانه پیوستگی ما با سیدالشهدا تفکر اسطوره‌ای و مظلومیت اوست. هردوی این وقایع، یعنی کشتن سیاوش و امام حسین غیر از آن واکنش‌های هیجانی بعد از واقعه که رستم هفت سال بر توران حکومت و ظلم‌ها بر مردمانش کرد و پس از آن واقعه مختار در کربلا، ما خشونت و هیجانی برمبنای این وقایع نداشتیم و این امر خود یکی از جنبه‌های صلح‌آمیز واقعه عاشورا و اسطوره سیاوش است.   لاله تقیان در ادامه لاله تقیان درباره جنگ و صلح در تعزیه اظهار کرد: ادبیات تعزیه یعنی نسخه‌های مورد استفاده تعزیه گردانان و تعزیه خوانان. البته این متون تنها برای مطالعه نوشته نشده‌ و شیوه نگارش آن به تبع چگونگی اجرای تعزیه است اما دربرگیرنده مضامین و معانی بسیار بوده که یکی از آن‌ها جنگ و صلح است. تعزیه بخشی از فرهنگ ایران است. موضوع روایات مذهبی در نسخه‌ها بسیار است و این نویسندگان اغلب گمنام توانسته‌اند قصه‌هایی بسازند که هم با آن روایات سازگار باشد و هم برای عامه که بیشتر به دلیل اعتقاد در این امر شرکت می‌کنند جذاب باشد. تعزیه از لحاظ ساختار اسطوره‌ای است وی افزود: یعنی نویسندگان این نسخ به روایت تاریخ بسنده نکردند و آن را توسعه داده و از تخیل و فرهنگ ایرانی یاری جسته و متن نسخه‌ها را به شعر نوشته‌اند. نسخه‌های اصلی عموما مربوط به ده روز اول ماه محرم و وقایع کربلا و شهادت سومین امام شیعیان است. بدیهی است که نطفه اصلی ساختار موضوعی نسخه‌ها ماجرای کربلاست؛ یعنی جنگ میان دو گروه اولیا و اشقیا، جدالی میان حق و باطل. تقریبا تمامی نسخ اصلی تعزیه، مضمون جنگ را با خود دارند. در فرضیه‌ها جنگ لازمه کار است اما از صلح خبری نیست به این دلیل که تعزیه آیینی است که از لحاظ ساختار اسطوره‌ای است. در این آیین زمان، مکان و موضوع گاه چنان سیال است و درهم می‌آمیزد که شخصیت‌ها به راحتی از جایی به جایی می‌روند یا وقایع درگذشته، حال و آینده روی می‌دهد و از موضوعی به موضوعی دیگر رفت و آمد می‌کند یعنی رویداد تاریخی در تعزیه به روایتی اسطوره‌ای بدل شده است. این پژوهشگر همچنین گفت: تعزیه و نسخه‌ها شاید با معیارهای ادبی امروزه همخوان نباشد اما این که همه به شعر سروده شده‌اند آثاری ادبی به حساب می‌آیند اما از نظر مضمون این نسخه‌ها همه بر جدالی ابدی میان خیر و شر متکی هستند و همواره گروه اولیا و اشقیا در این نبرد شرکت دارند و جدالشان تمامی ندارد؛ زیرا اگر این جدال پایان یابد و به صلح بیانجامد دیگر عنصر اصلی در آن‎ها که شهادت است مفهوم نخواهد داشت و هیچ کشمکش دراماتیکی در آن به وجود نخواهد آمد تا تماشاگر یا مشارکت کننده را متاثر کند. اگر در این جنگ به دنبال برنده و بازنده باشیم معلوم نیست بشر با چه امیدی باید به زندگی ادامه دهد پس این جدال ابدی است.   یکی از عناصر کلیدی در تعزیه عنصر شهادت است او درباره صلح در تعزیه بیان کرد: به گمان من مفهوم صلح در تعزیه وجود ندارد؛ صلح یعنی باید شخصیت مقدس با خصم خود مصالحه کند که در این صورت اساس تعزیه متزلزل خواهد شد. چون در این مورد دو پهلوان با هم نمی‌جنگند بلکه این جدال میان حق و باطل است. در جنگ نابرابر امام با شمر و یزید، امام حسین (ع) و یارانش شهید می‌شوند و سپاه خصم از پیروزی دم می‌زند؛ آیا شر بر خیر پیروز شده؟ خیر این دلیل دیگری بر اسطوره‌گون بودن این آیین است. چون شخصیت مقدس در ظاهر کشته می‌شود اما در واقع او به شهادت می‌رسد و اسطوره شهادت را تجلی می‌بخشد چرا که می‌دانیم شهیدی که در راه حق به دیار باقی شتافته همواره زنده است. وی همچنین اظهار کرد: به نظر من یکی از عناصر کلیدی در تعزیه عنصر شهادت است و چنانچه این مفهوم را در ماجرای کربلا در نظر نگیریم نخواهیم توانست ساختار شبیه خوانی را محکم بداریم و مهمتر از آن نظر مردم را به آن جلب کنیم. چون مشارکت مردم به دلیل شهادت شخص معصوم است. لاله تقیان در پایان گفت: نکته مهم در ادبیات تعزیه این است که بازنده در جنگ پیروز است و پا به پای تاریخ حرکت می‌کند و برنده جنگ شکست‌خورده و فراموش شده است. این هنر نسخه‌نویسان است که طوری واقعه را روایت می‌کنند که باید در هر جنگی، هدف از جنگیدن را دید و نه تنها درگیری دو شخص یا دو گروه را. این امر نیز عاملی بر اسطوره‌گون بودن تعزیه است.   داوود فتحعلی‌بیگی داوود فتحعلی بیگی از دیگر سخنرانان این نشست درباره مهربانی و صلح طلبی امامان در زمان جنگ مثال‌هایی زد  و از جلوه رحمت امام علی (ع) در جنگ خندق نسبت به سپاه مقابل و عمربن عبدود گفت: حضرت از عمر سه درخواست می‌کند؛ یکی این که می‌گوید برگرد و قیل و قال نکن. دوم از بت بگذر و به خدا ایمان بیاور؛ در درخواست سوم بیان می‌کند که من پیاده‌ام و تو سواره‌. سخن آخر امام تا حدی برای عمربن عبدود سنگین بود و به او بر می‌خورد که از اسب خود پایین می‌آید و همان جا پای حیوان را با شمشیر قلم می‌کند اما دو درخواست دیگر را اطاعت نمی‌کند.   وی همچنین اظهار کرد: جالب این جاست که چه در تعزیه و چه در تاریخ هیچوقت اولیا شروع کننده جنگ نبودند. حتی در واقعه کربلا علی رغم این که امام حسین(ع) با نفرات اندک خود صف آرایی می‌کند اما در تاریخ موجود است که عمربن سعد تیرانداز خوبی بود؛ تیری در کمان می‌گذارد و می‌گوید ای ایهاالناس شاهد باشید اول کسی که به سمت حسین تیر پرتاب کرد من بودم. در تعزیه جنگ خندق نیز می‌بینیم که امام علی برای شروع جنگ با عمربن عبدود پیش دستی نمی‌کند. بغض حسن به دل دارم ای وزیر این پژوهشگر درباره تعزیه امام حسن(ع) گفت: می‌دانید که بنا بر ضرورت، بین امام حسن (ع) و معاویه صلحنامه‌ای نوشته می‌شود و با توطئه‌هایی که معاویه به خرج می‌دهد موفق می‌شود اردوی امام را برهم زند که برخی از سرداران خود را به راحتی به معاویه می‌فروشند. در صلحنامه آمده است که اولا معاویه بعد از خود هیچ کسی را به عنوان جانشین تعیین نکند؛ دیگر این که سر منبرها و در خطبه‌های نماز جمعه به امام علی(ع) ناسزا نگوید. معاویه به ظاهر این موارد را می‌نویسد اما از آنجایی که قصد داشت حکومت را در خاندان بنی‌امیه موروثی کند برنامه‌ریزی می‌کند که هم برای یزید بیعت بگیرد و هم امام حسن را از بین ببرد. وی افزود: یعنی با وجود این که صلح‌نامه نوشته بودند و امام حسن(ع) نه در فکر اردو بود نه جنگ اما معاویه رها نکرد و چندین بار توطئه کرد تا حضرت را به شهادت برساند که در آخرنیز موفق شد.  بعد از مردنش یزید جانشین او شد که یزید نیز جزء نقشه بود تا امام حسین (ع) را از بین ببرد. داوود فتحعلی بیگی در پایان گفت: من از این منظر به موضوع مورد بحث در تعزیه نگاه کردم که اولیا تا چه اندازه اهل انفاق، گذشت، مروت، جوانمردی و محبت‌اند اما اشقیا چه مقدار خشن‎‌اند؛ به گمانم همه این موضوع را شندیده‌اید که در کربلا امام حسین (ع) طفل شیرخواره خود علی‌اصغر را رو به آسمان می‌گیرد و می‌گوید من گناه کردم این بچه تشنه است و کمی به او آب دهید که عمربن سعد به حرمله دستور می‌دهد او را سیراب کن. حرمله تیری به سوی او پرتاب می‌کند.       ]]> هنر Thu, 19 Sep 2019 09:46:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280936/تقیان-تعزیه-آیینی-اسطوره-ای-فتحعلی-بیگی-هیچگاه-اولیا-شروع-کننده-جنگ-نبودند