خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنرورسانه :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Tue, 24 Jan 2017 09:32:30 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 24 Jan 2017 09:32:30 GMT هنرورسانه 60 ​«تاریخ باغ‌سازی» تام ترنر به ایران رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/244545/تاریخ-باغ-سازی-تام-ترنر-ایران-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «تاریخ باغ‌سازی»، تاریخچه شکل‌گیری باغ‌ها در سراسر جهان را مورد بررسی قرار داده است. تام ترنر، نویسنده کتاب پس از دیباچه در ۹ فصل به توضیح درباره فلسفه طراحی، باغ‌های دوران باستان، باغ‌های کلاسیک، باغ‌های اسلامی و آسیای غربی، باغ‌های قرون‌وسطی، باغ‌های رنسانس، باغ‌های باروک، باغ‌های نئوکلاسیک و رمانتیک، باغ‌های التقاطی و باغ‌های انتزاعی و پسا انتزاعی می‌پردازد. نکته‌ای که برای ما ایرانیان می‌تواند درباره این کتاب جالب باشد همکاری پروفسور مهرداد شکوهی در تصحیح فصل چهارم کتاب یعنی باغ‌های اسلامی و آسیای غربی است.   نگارنده کتاب تاریخ باغ سازی در دیباچه می‌نویسد که اتمام این کتاب حدود ۳۰ سال زمان برده است. بر این اساس  و با توجه به عنوان‌بندی فصول مختلف کتاب می‌توان دریافت که با کتابی دقیق و جامع روبه‌رو هستیم که می‌تواند برای علاقه‌مندان به باغ سازی و دانشجویان رشته معماری مفید واقع شود.   ترنر در این اثر با اشاره به آغاز کشاورزی، یک جانشینی و باغ سازی در آسیای غربی خواستگاه نخستین شهرها را این منطقه معرفی می‌کند و معتقد است بعدها این المان‌های تمدنی به سمت شرق حرکت می‌کند. دانش معماری پس‌ازآن به جزیره کرت و یونان راه می‌یابد و از آنجا راهی ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، آلمان، هلند، اسکاندیناوی، بریتانیا و کشورهای آمریکایی می‌رود.   شکل زمین، آب، سازه‌های عمودی مانند ساختمان‌ها، سازه‌ها افقی مانند پیاده‌روها، پوشش گیاهی و آب‌وهوا مواردی است که در این کتاب به‌عنوان عوامل مطرح در باغ سازی و ایجاد منظر معرفی شده است.   این کتاب درباره باغ‌هایی صحبت می‌کند که متأثر از فلسفه غربی شکل گرفته‌اند با این توضیح تمرکز چندانی بر ویژگی‌های ملی ندارد چون از یک سو باغ سازی هنری جهانی است و از سوی دیگر ملت‌ها و دولت‌های امروزی اخیراً ایجاد شده‌اند و قدمت چندانی ندارند. تاریخ باغ سازی ۹ فصل تاریخی دارد که هرکدام از آن‌ها از دو قسمت و چند زیر بخش تشکیل شده است. قسمت اول هر فصل توضیحاتی کلی درباره نحوه تعامل ایده‌های اجتماعی، جغرافیایی، فلسفی و هنری برای خلق باغ‌ها ارائه می‌دهد. قسمت دوم هر فصل به تحلیل نقشه باغ‌ها، بیان توضیحاتی درباره آن و رسم کردارهای سبک‌شناختی  مرتبط با هرکدام و بررسی مثال‌هایی اختصاص داده شده است.   در فصل چهارم این کتاب که باغ‌های اسلامی و آسیای غربی نام دارد، درباره پاسارگاد نوشته شده است: «به نظر دیوید استروناک که پاسارگاد را حفاری کرده است، طرح آن یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های برجای‌مانده از چهارباغ‌های کلاسیک را نشان می‌دهد. طرح نشان داده شده در اینجا بر اساس اثر وی است. هنوز بقایای آبراه‌های سنگی و کم‌عمقی که بخش‌های مختلف این مجموعه را از هم جدا می‌کنند، باقی است. مسیرهای رفت‌وآمد را با خاک کوبیده شده یا سنگریزه می‌پوشانند. احتمالاً این مکان در کنار درختان سرو، انار، گیلاس و درختان شکوفه داری که امروز اثری از آن‌ها بر جای نمانده، ساخته شده بود.»   چاپ نخست «تاریخ باغ سازی» به قلم تام ترنر و با ترجمه حمیدرضا عظمتی و محسن فیضی در ۵۲۳ صفحه با شمارگان یک هزار نسخه به بهای ۴۰ هزار تومان در سال ۱۳۹۵ از سوی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Tue, 24 Jan 2017 05:59:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/244545/تاریخ-باغ-سازی-تام-ترنر-ایران-رسید کتاب «پره‎ پروانه پولادی» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244430/کتاب-پره-پروانه-پولادی-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «پره‎ی پروانه‎ی پولادی» شامل هفت اثر برگزیده دومین جشنواره منطقه‌ای نمایش‌نامه‌نویسی صنعت نفت جنوب ، رونمایی شد. رضا خلیلی، معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در امور عملیات غیرصنعتی،  در آیین پایانی سومین جشنواره ملی نمایش‌نامه‌نویسی صنعت نفت گفت: رشد و توسعه صنعت نفت، تحولات و دگرگونی‌های عظیم و شگرفی را در ساختار مناطق میزبان صنعت نفت و در ارکان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور پدید آورده است و در عین حال، پیدایش نفت در جنوب، به فرهنگ و ادبیات کهن این مرز و بوم خدمت کرده است. نویسندگان متعددی در ایران به نفت پرداخته‌اند و داستان مردمانی را قلم زده‌اند که زندگی‌شان با نفت عجین شده است. وی افزود: صنعت نفت ایران، محور اصلی تحولات عظیمی در تاریخ معاصر کشور و منطقه بوده است و رویدادها و حوادث متعددی را از سر گذرانده است؛ در لحظه لحظه و جای جای تاریخ بیش از یک قرنی صنعت نفت ایران، اهتمام، بزرگی، دلاوری، فداکاری و وطن پرستی مردان نفتی ایران به چشم می‌آید که این رویدادها بدون تردید برای دولت و ملت و دوستداران ایران اسلامی، جذاب و بی‌همتا است. نویسندگان کاتبان ِ خوب  تاریخ  صنعت نفت رییس شورای فرهنگی شرکت ملی نفت ایران اظهار کرد: توسعه صنعت‌نفت به عنوان عظیم‌ترین و بنیادی‌ترین صنعت ایران و پر استعدادترین بخش نظام اقتصادی ایران، اهمیت ویژه و تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت اقتصادی و سیاسی کشور در منطقه و جهان دارد و در این میان نقش کلیدی اطلاع‌رسانی و استفاده از ابزارهای متنوع ارتباط با مخاطبان عام و خاص ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. وی افزود: نمایشنامه به ‌عنوان یک اثر ادبی می‌تواند منعکس‌کننده اتفاقات و فراز و نشیب‌های صنعت نفت و خدمات و دلاوری‌های کارکنان صنعت نفت در قلب تاریخ باشد و در فضاسازی و اطلاع‌رسانی به دور از شیوه‌های مرسوم تبلیغی کارآمدتر از ابزارهای دیگر عمل کند. خلیلی تصریح کرد: نویسندگان و نمایش‌نامه‌نویسان با استفاده از تکنیک‌ها و شگردهای ویژه خود می‌توانند، جایگاه صنعت نفت در ایران اسلامی و در جهان و نقش پررنگ و ارزشمند کارکنان صنعت نفت در توسعه اقتصادی و سیاسی کشور را در منتالیتی و ذهنیت عمومی مخاطبان عمومی و تخصصی، به خوبی نهادینه کنند، چرا که استفاده از ابزارهای هنری، برای ثبت وقایع و رویدادهای مهم صنعت نفت می‌تواند در راستای مستندنگاری تاریخ این صنعت معظم کارگشا باشد. وی تاکید کرد: بر همین اساس، روابط عمومی‌های شرکت ملی نفت ایران باید تلاش کنند تا با طراحی برنامه‌های فرهنگی، هنری و اطلاع‌رسانی منسجم، هماهنگ و هدفمند، جایگاه و توانمندی تخصصی روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران را که مؤسس و مروج روابط عمومی در ایران است را در اذهان مخاطبان عام و خاص هدف صنعت نفت، آنچنان که شایسته است، تبیین کنند. هنرمندان برای ثبت اتفاقات تاریخی صنعت نفت پیشقدم شوند مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی ایران نیز در این مراسم گفت: از زمان پیدایش نفت در ایران تاکنون، نقش صنعت نفت در تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار پررنگ بوده است و زبان هنر می تواند به خوبی این نقش مهم را به تصویر بکشد. سید پیروز موسوی با بیان اینکه ما امروز نیاز داریم تا با خلق آثار هنری، تلاش ها و پایداری کارکنان صنعت نفت در دوران‎های تاریخی پر فراز و نشیب مانند دوران دفاع مقدس را زنده نگاه داریم، افزود: ما از همه هنرمندان و نویسندگان می خواهیم در ثبت این بزرگمردی ها و اتفاقات تاریخی به صنعت نفت کمک کنند. برگزاری جشنواره نمایش‌نامه‌نویسی می‎تواند منشأ خلق آثار ماندگار هنری باشد   محمد ناصری، رییس روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران و رییس سومین جشنواره نمایشنامه نویسی صنعت نفت در این مراسم با بیان اینکه حوزه کاری صنعت نفت روایتی از تلاش های کارکنان زحمتکشی است که برای اقتصاد ایران تلاش می کنند، افزود: ما در این مسیر می توانیم با استفاده از هنر تلاش های این عزیزان را به دیگران نیز نشان دهیم و امیدواریم برگزاری این رویداد هنری منشا خلق آثار ماندگاری برای صنعت نفت باشد. وی ابراز امیدواری کرد این رویداد هنری در چهارمین دوره خود که سال آینده برگزار می شود، نیز با همین استقبال در سطح ملی برگزار شود. مهدی شفیعی، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد نیز در این مراسم با تقدیر از مسئولان فرهنگی شرکت ملی نفت ایران برای حمایت از جامعه هنری و تئاتر کشور، افزود: از مدیران صنعت نفت برای ایجاد شرایطی برای خلق آثار هنری تشکر می کنم و گسترش پیوند صنعت نفت و هنر به اتفاقات مهم و بزرگی در آینده منجر خواهد شد. سومین جشنواره ملی نمایشنامه نویسی صنعت نفت به اهتمام  روابط عمومی شرکت پایانه‌های نفتی ایران و با دبیری مجتبی عوض زاده، رئیس روابط عمومی این شرکت برگزار شده است و چهارمین دوره این رویداد نیز سال آینده برگزار می شود. ]]> هنرورسانه Wed, 18 Jan 2017 19:11:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244430/کتاب-پره-پروانه-پولادی-رونمایی اسطوره جمشید، کمیک استریپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244260/اسطوره-جمشید-کمیک-استریپ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «جمشید؛ طلوع» نخستین رمان استودیو هورخش بود که عصر دیروز ۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ با برگزاری مراسم رونمایی در شهر کتاب فرشته به علاقه‌مندان فرهنگ ایران معرفی شد؛ روایتی داستانی از روزهای ابتدایی پادشاهی جمشید.  «جمشید؛ طلوع»  پیش درآمدی برای انیمیشن سینمایی «آخرین داستان»  ساخته اشکان رهگذر است. «جمشید؛ طلوع» برداشتی است آزاد از شاهنامه که داستانی از روزهای آغازین بر تخت نشستن یکی از پادشاهان اسطوره‌ای را روایت می‌کند. محمد چرمشیر به‌عنوان ویراستار متن و  فائزه سپهرصادقیان، به‌عنوان سرپرست تصویرگران (در کنار شیوا گل‌محمدی و داود دیبا) از منظر گرافیکی کار را قابل‌توجه کرده است. در شهر کتاب فرشته کریستف رضاعی، مهین جواهریان، علیرضا گلپایگانی، هرمز حقیقی، سعید ترخانی، هدی اثنی‌عشری و امید حق‌شناس برای رونمایی این اثر حضور داشتند.    مهرداد تویسرکانی گفت: گرافیک رمان «جمشید؛ طلوع» اثری ست که در حوزه کمیک قابلیت دسته‌بندی  است.  راستش مدت‌ها بود در این زمینه کاری ندیده بودم که بشود با تماشایش حقیقتاً لذت برد. موضوع مهم‌تر این است که در این اثر با کمیکی کاملاً فارسی روبه‌رو هستیم. البته اولین بار نیست که کاری در این حوزه منتشر می‌شود اما شخصاً اطمینان دارم کاری با این درستی و تمیزی برای اولین بار است که در تاریخ نشر ایران روی می‌دهد. او با اشاره به میزگردی که حدود ۱۰ سال پیش درباره کمیک و گرافیک نوبل برگزار شده بود، افزود: در آن جلسه یکی از چهره‌های شناخته شده حوزه کودک و نوجوان، دیدگاهی را مطرح کرد که مفهومش سطحی بودن کار کمیک بود. با این توضیح آن استاد معتقد بود کودکی که کتاب خواندن را با کمیک آغاز می‌کند، در آینده به فردی سطحی خوان مبدل می‌شود و در ادامه زندگی هم همین وضع را حفظ خواهد کرد.   تویسرکانی ادامه داد: در موقع شنیدن این جملات به‌قدری دلخور شدم که از خاطرم رفت بگویم خود من هم اثر جاودانه «مکبث» را با کمیک شناختم. با همان حال و هوای دوران کودکی خیلی شکسپیر را دوست داشتم چون فکر می‌کردم او کمیک کار است. این خاطره را گفتم تا به نظرم درباره کمیک برسم. از نگاه من کمیک نه تنها کاری سطحی به‌حساب نمی‌آید بلکه فعالیتی است عمیق که در صد و پانزده سال گذشته به‌مثابه یک رسانه خارق‌العاده رشد کرده و راهش را هم ادامه داده است.   او با تأکید بر اهمیت کمیک اظهار کرد: تصور اینکه آثار کمیک صرفاً برای کودکان است، تصور نادرستی است زیرا دست‌کم تصویرسازی‌های آثار کمیک و گرافیک نوبل در نوع خود آثار هنری شاخصی هستند که باید در تاریخ هنر موردبررسی قرار گیرند. به‌هرحال کمیک صرفاً یک کتاب نیست بلکه یک شیء هنری است و من شخصاً با برخی از کمیک‌ها با وسواس یک مجموعه‌دار هنری برخورد می‌کنم. از اینکه می‌توانم «جمشید؛ طلوع» را در زمره آثاری ازاین‌دست طبقه‌بندی کنم خرسندم.   در ادامه آیین رونمایی از کتاب «جشمید؛ طلوع» نوبت به نویسنده اثر رسید تا نگاهش درباره کمیک، گرافیک و البته آنچه در کتاب «جمشید؛ طلوع» موردبحث قرارگرفته تشریح کند. اشکان رهگذر سخنانش را از مقدمه شکل‌گیری این اثر آغاز کرد و گفت: برای من همه چیز از آنجایی آغاز شد که در سفری که به پاریس داشتم  با «گرافیک نوبل» آشنا شدم. وقتی به کتاب‌فروشی‌های شهر سر می‌زدم قفسه‌هایی را می‌دیدم که ناخواسته نظرم را به‌سوی خودشان جلب می‌کردند. راستش همان موقع بود که حس کردم با دنیای تازه‌ای روبه‌رو شده‌ام که با کمیک استریپ هایی که قبل از آن، دیده بودم تفاوت بسیاری داشت.   او با اشاره به تأثیر پروژه «آخرین داستان» بر روی این نوع نگاه افزود: تجربه این انیمیشن سینمایی که هفت سالی می‌شود در حال کار کردن بر روی آن هستیم باعث شد تصمیم بگیریم به داستانی بپردازیم که علاوه بر مرتبط بودن با داستان انیمیشن، فضایی مستقل داشت. این رمان در سه چرخه که پیش‌ازاین در انیمیشن «آخرین داستان» به آن رسیده بودیم، نوشته شده است. بناست در هر چرخه چند جلد رمان گنجانده شود. چرخه اول که «جمشید طلوع» نام دارد و هم‌اکنون وارد بازار کتاب می‌شود به تشکیل حکومت و قدرت­‌گیری جمشید می‌پردازد.   او افزود: البته این رمان با برداشتی آزاد از روایت شاهنامه نوشته شده است. برای پرداختن به داستان از متون زیادی استفاده شده که تاریخ پیشدادیان، وندیداد، اوستا تنها بخشی از آنها است. بنابراین می‌شود گفت داستان «جشمید؛ طلوع» صرفاً بر اساس شاهنامه نوشته نشده و روایت‌های کتب کهن دیگر هم در آن وجود دارد که علاوه بر شاهنامه فردوسی که باارزش‌ترین، زیباترین و مفصل‌ترین بخش از تاریخ اساطیری ماست، آنها هم  دارای اهمیت هستند. رهگذر ضمن تشکر از محمد چرمشیر، هنرمندان استودیو هورخش، فائزه سپهرصادقیان و معرفی گروه رام که ساخت قطعه آوایی این اثر را به عهده داشته، از انتشار جلد بعدی این رمان هم خبر داد: چرخه دوم این اثر که به‌زودی با عنوان «جمشید؛ غروب» منتشر خواهد شد، روایت انحطاط پادشاهی جمشید است و پایان این داستان درواقع با ابتدای قصه انیمیشن «آخرین داستان» پیوند می‌خورد. چرخه سوم نیز مجموعه‌ای چهار جلدی است متکی به انیمیشن «آخرین داستان» که اسرار بسیاری را فاش خواهد کرد.   ]]> هنرورسانه Tue, 17 Jan 2017 06:59:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244260/اسطوره-جمشید-کمیک-استریپ رونمایی از دو کتاب در حوزه هنر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244261/رونمایی-دو-کتاب-حوزه-هنر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  رمان مصور «جمشید طلوع ۱» ساعت 17 روز دوشنبه  ۲۷ دی‌ماه در شهر کتاب فرشته برگزار می‌شود. در این رویداد اشکان رهگذر، فائزه سپهرصادقیان، مهرداد تویسرکانی و جمعی از علاقه‌مندان  انیمیشن و کتاب حضور دارند. «جمشید طلوع ۱» نوشته اشکان رهگذر پیش درآمدی بر انیمیشن «آخرین داستان» است که با برداشتی آزاد از شاهنامه به روایت آغاز دوران پادشاهی جمشید می‌پردازد.محمد چرمشیر، نویسنده صاحب‌نام نمایشنامه، ویرایش این رمان را  بر عهده داشته است، فائزه سپهرصادقیان سرپرست تصویرگران این رمان تصویری بوده و شیوا گل‌محمدی و داود دیبا دوتن از کسانی بوده‌اند که این گرافیک نوول را تصویرگری کرده‌اند. انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» در شاهنامه است و داستانی از دوران پایانی حکومت جمشید تا ابتدای حکومت آفریدون را روایت می‌کند. شهر کتاب فرشته در خیابان شریعتی، پایین‌تر از پُل صدر، پلاک ۱۶۷۱ واقع شده است.  همچنین پنجمین نشست، از مجموعه نشست‌های «یکشنبه‌های کتاب هنر» در خانه هنرمندان  به نقد کتاب «خاطره شهر»  اختصاص دارد. حامد مظاهریان، احمد الستی و سید محسن حبیبی دران آیین حضور دارند.نشست ساعت 18  امروز یک‌شنبه 26 دی‌ماه در تالار شهناز برگزار می‌شود.  کتاب «خاطره شهر» سینماتو گرافیک شهر ایرانی دهه‌های ۱۳۴۰-۱۳۵۰ را بازخوانی می‌کند و سید محسن حبیبی، حمیده فرهمندیان، نوید پورمحمدرضا و صالح شکوهی بیدهندی نویسندگان این اثر هستند. این کتاب پرسش‌هایی را مطرح می‌کند و می‌کوشد تا دست‌کم تا حدی تصور روشنی از شهر و زندگی شهری که در فیلم‌های دهه ۴۰ و ۵۰ به تصویر کشیده شده، ارائه کند و شهر ایرانی این دوران را در چارچوب نووارگی ایرانی زمانه بازخوانی کند.   ]]> هنرورسانه Sun, 15 Jan 2017 09:54:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244261/رونمایی-دو-کتاب-حوزه-هنر بزرگان موسیقی ما در زمینه مکتوب فعالیت چندانی نداشتند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244259/بزرگان-موسیقی-زمینه-مکتوب-فعالیت-چندانی-نداشتند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. اردوان کامکار نویسنده، مدرس و نوازنده سنتور است.  آهنگ‌سازی‌ فیلم «سنتوری» از جمله کار‌های معروف این هنرمند است. گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   خانواده کامکار از معدود موزیسین‌هایی‌اند که موسیقی را به شکل مکتوب آموختند. این رویه از چه زمانی آغاز شد؟   سواد علمی پدرم در سبکی که موردنظر ماست، بالا بود و شاید دلیل موفقیتش درزمینه موسیقی هم همین بود که سواد خواندن و نوشتن این هنر را داشت. او تئوری موسیقی را به خوبی می‌دانست.  ظاهراً در دوره‌ای که رضاشاه از حکومت کنار رفته و محمدرضا شاه به سلطنت رسیده بود دستوری می‌دهند که فعالان درزمینه موزیک در نظام باید سواد موسیقی را کسب کنند. به این منظور یک نفر را از فرانسه می‌آوردند تا در غرب کشور یعنی استان‌های  کردستان و کرمانشاه درزمینه آموزش تئوری موسیقی به لشکر فعالیت کند. هرکسی را نزد او می‌برند آن آقای فرانسوی می‌گوید، در سطحی نیستند که بخواهند موسیقی علمی را یاد بگیرند. درنهایت پدر مرا مأمور می‌کنند نزد آن فرانسوی برود و علم موسیقی را بیاموزد. پدرم علاقه‌مندی زیادی به فراگیری علمی موسیقی داشته است. چون ساز تخصصی پدرم ویولن بود و آموزگار فرانسوی هم موسیقی را به ‌صورت علمی با این ساز آموزش می‌داد، به‌سرعت تئوری موسیقی را آموخت. همین ماجرا باعث علاقه‌مندی خانواده ما به فراگیری موسیقی به ‌صورت علمی از پدرم شد. همین مسئله باعث شد تا ما هیچ‌گاه موسیقی را به‌صورت گوشی یا شفاهی یاد نگیریم و بر اساس نت به فراگیری این هنر بپردازیم.   وقتی پدرتان تصمیم گرفت موسیقی علمی را به شما بیاموزد، کتاب‌هایی در کشور وجود داشت؟ خیر. متأسفانه در آن دوران منبعی برای آموزش موسیقی به شیوه مکتوب وجود نداشت. اما پدرم تمام چیزهایی را که می‌خواست به شاگردانش بیاموزد به شکل نت درآورده بود. به یاد می‌آورم که دفترچه نت پدرم تنها یک نسخه بود. در آن دوره دستگاه‌های فتوکپی و پرینتر هم وجود نداشت بنابراین ایشان مجبور بود نت‌ها را برای هرکدام از هنرجویان به‌طور جداگانه بنویسد. به‌این‌ترتیب سرعت دستش تا حدی بالا رفته بود که هر ملودی به ذهنش می‌رسید، بلافاصله می‌نوشت.   سرنوشت آن دفتر نت چه شد؟  ما آن را نگه داشته‌ایم و مدتی است که در پی انتشار این دفتر که حدود ۳۰۰ صفحه دارد، هستیم و امیدواریم به‌زودی آن را در قالب یک کتاب وارد بازار کتاب کنیم تا علاقه‌مندان به کتاب‌های موسیقی از آن استفاده کنند. چرا وقتی تاریخ مکتوب موسیقی ایران در حدود یک قرن اخیر را مطالعه می‌کنیم، بیشتر کتاب‌های این عرصه با محوریت ساز ویلن نوشته شده است؟ درباره این وضعیت باید توضیحی دهم که ممکن است برخی آن را توجیهی به دلیل فعالیت خودم درزمینه ساز مضرابی تلقی کنند اما واقعاً این‌گونه نیست. درباره غلبه ساز ویلن در کتاب‌های آموزشی و نت نگاری موسیقی باید گفت اگر انگشت گذاری در این ساز به‌درستی انجام شود و ملودی‌های مورد نظر به‌صورت صحیح اجرا شود، بیان احساس نوازنده و اجرای موسیقی با آن در قیاس با سازی همچون سنتور واقعاً راحت است. درحالی‌که سختی و پیچیدگی اجرای یک ملودی زیبا با ساز سنتور غیرقابل‌ تصور است چون برای اجرای موفق یک قطعه به ‌قدری باید نکات ریز و حساس رعایت شود که نگو و نپرس. این پیچیدگی را تنها کسانی که نوازندگی سنتور را فراگرفته‌اند می‌توانند دریابند. اگر بخواهم به شکلی ملموس‌تر برایتان توضیح دهم، تصور کنید یک نفر بعد از دو سال قرار است برای شما قطعه‌ای را با ساز کمانچه بنوازد. این نوازنده به ‌شرط رعایت برخی نکات مثل ویبراسیون و آرشه کشیِ محکم می‌تواند طوری آن قطعه را اجرا کند که شما به‌عنوان مخاطب از شنیدنش لذت ببرید و به گوشتان خوش‌آیند باشد درباره بسیاری از دیگر سازها هم همین وضعیت وجود دارد و مثلاً وقتی کسی تار می‌زند در سال دوم مورد تحسین قرار می‌گیرد اما درباره ساز سنتور چنین وضعیتی وجود ندارد چراکه شما به‌ عنوان نوازنده سنتور باید چندین عامل را درآن‌واحد باهم ترکیب کنید تا به یک ملودی برسید که شنونده از شنیدنش آزرده‌خاطر نشود. به همین دلیل کسی که شش سال نزد استادی که درزمینه تدریس سنتور باتجربه و توانمند است، کار کرده باشد، هنوز هم نمی‌تواند طوری سازش را اجرا کند که شنوندگان، بگویند دارد ساز خوبی اجرا می‌کند. یک نوازنده سنتور از سال ششم و هفتم تازه متوجه می‌شود که آن دست تکان دادن‌ها فقط درآوردن صدا نیست بلکه شما باید با دستانتان ساز را «پیانو فورته» کنید. بنابراین انتخاب آقای صبا بنا به این دلایل ساز ویلن بود و نه سنتور.   بنابراین به خاطر سختی‌های گوناگون در نوازندگی سنتور نباید انتظارمان از آثار مکتوب درزمینه این ساز به‌اندازه دیگر سازها باشد؟  به‌هرحال تفاوت‌هایی بین سازهای گوناگون وجود دارد اما نمی‌توان وجود آثار مکتوب نه چندان دقیق را به این شکل توجیه کرد. همان‌طور که می‌دانید آثاری که برای سنتور نوشته شده است بسیار ساده و ابتدایی‌اند و به حدی سطح پایینی دارند که امروز دیگر نمی‌توان آن‌ها را اجرا کرد درحالی‌که آثار نوشته‌شده برای ویلن از سطح قابل قبولی برخوردارند. اصلاً چرا آن زمان افتخار بوده که کسی با ویلن زردملیجه را بنوازد؟ یا آقای علینقی وزیری کارهایی را با تار اجرا کرده که برای سنتور نوشته نشده است؟ چون نوع نگارش ساز سنتور بسیار مشکل است و با چهار نت ساده نمی‌توان یک قطعه برای سنتور نوشت. تألیف کتاب با محوریت ساز سنتور به توانایی‌های زیادی نیاز دارد. از سوی دیگر شیوه ارائه موسیقی در گذشته به شکل محفلی بود. بنابراین کسی با خودش نمی‌گفت مثلاً نت این سرمضرابی که اجرا کردم باید چگونه باشد؟ یا علامت فلان علامت باید روی کاغذ چطور باشد تا مخاطب متوجه شود؟ یا این ریزی که اجرا می‌کنم باید چگونه با نت روی کاغذ به هنرجو منتقل شود؟   سطح کتاب‌های آموزشی در موسیقی ایرانی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ راستش را بخواهید، نگارش نت در ردیف نوازی ما بسیار ساده و ابتدایی بوده است. به جرات می‌توانم بگویم تا ۱۰ سال قبل کسی که به سراغ موسیقی می‌آمد و می‌خواست نوازندگی ساز بیاموزد باید ازنظر استعداد با عموم فرق می‌کرد. یک آدم معمولی نمی‌توانست در نوازندگی به جایگاه قابل‌توجهی برسید چون شیوه آموزش موسیقی در کشور ما به‌قدری پیش‌پاافتاده بود که کسی نمی‌توانست پله به پله پیش رود. اما شما از استاد پایور به‌عنوان مؤلفی سطح بالا یاد کردید!  بله. آقای پایور در نت‌نگاری واقعاً زحمت زیادی کشیده‌اند. صحبت من درباره محتوای کتاب‌های موسیقی در طول این دوران است. آقای پایور درزمینه ساز سنتور کتابی را برای آموزش مرحله مقدماتی نوشت که برای زمان خودش دستاورد قابل دفاعی بود و سطح بالایی داشت اما امروز آن کتاب دیگر نمی‌تواند به‌عنوان کتابی مفید مورداستفاده قرار بگیرد. برای فهم بهتر موضوع می‌شود مثال جذابت را برای تماشای فیلم‌های موسوم به فیلم فارسی مطرح کرد. این آثار سینمایی در دوره خودش و برای مردم زمانه خود، جذاب و دیدنی بود درحالی‌که امروز ممکن است بعضی از آن آثار برای نسل امروز حتی خنده‌دار به نظر برسد. به همین دلیل نیاز به ادامه جریان مکتوب درزمینه موسیقی به‌شدت احساس می‌شود.   پس از انتشار  کتاب «مجموعه قطعات اردوان کامکار» در نشر نای و نی منتشر شد، قرار است  دو جلد کتاب ساز سنتور را  منتشر کنید؟!   کسی همچون اردوان کامکار سال‌ها است که در این راه دارد قدم برمی‌دارد اما یک نفر به‌تنهایی مگر چقدر توان، زمان و درآمد دارد که بتواند در این راه باقدرت و تأثیرگذار گام بردارد؟ من از حق زن و فرزندم در این راه هزینه می‌کنم و فرصتی را که می‌توانم درزمینه اقتصاد خانواده فعال باشم برای تألیف کتاب‌های باکیفیت برای سنتور می‌گذارم اما واقعاً چرا نباید کسی در این راه به افرادی همچون من یاری برساند؟ اگر حمایت اتفاق بیفتد انجام این کار واقعاً راحت است. بزرگان موسیقی ما درزمینه مکتوب فعالیت چندانی نداشتند. البته ممکن است دلایل مختلفی برای کار نکردن در حوزه مکتوب از سوی بزرگان موسیقی مطرح شود. برخی که اصلاً علمش را نداشتند و برای آن دسته که علمش را داشتند، دیگر حوصله‌ای باقی نمانده بود. به هر صورت همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد تا فعلاً من  درزمینه آموزش و نغمه نگاری ساز سنتور فعالیت کنم. اگر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایتی صورت می‌گرفت این همه‌سال برای تألیف یک جلد کتاب صرف نمی‌شد و ما تا امروز شاهد انتشار کتاب‌های زیادی درزمینه آموزش و نغمه نگاری ساز سنتور بودیم. متأسفانه من فقط و فقط خودم بودم.     ]]> هنرورسانه Sun, 15 Jan 2017 06:30:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244259/بزرگان-موسیقی-زمینه-مکتوب-فعالیت-چندانی-نداشتند در سوگ مردی آگاه، عاشق و انتخابگر http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244256/سوگ-مردی-آگاه-عاشق-انتخابگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین بزرگداشت و یادبود محمد حسن سجودی که از ساعت ۱۷ تا ۱۹ شنبه ۲۵ دی‌ماه در موسسه فرهنگی و هنری آپ آرت مان، برگزار شد. اسدالله امرائی، شهرام اقبال زاده، فرزان سجودی و تعدادی از هنرمندان، نویسندگان و علاقه‌مندان کتاب در این آیین حضور داشتند.   فرزان سجودی در بخشی از این آیین گفت: ماجرای محمدحسن سجودی برای من دو وجه شخصی و عمومی داشت. وی افزود: بخش مهم، تعیین‌کننده و تأثیرگذار زندگی ما که محمدحسن سجودی برایمان عمو حسن نام داشت، او بود.خانه او از کتاب، صفحات موسیقی و اسلایدهای عکس پر بود و این‌ها برای ما یعنی بهشت روی زمین. این زبان‌شناس و نشانه شناس ایرانی درباره شخصیت محمدحسن سجودی گفت: او نمونه بارز و تمام‌عیار آدمی روشنفکر بود و همه ویژگی‌های روشنفکری را در خودش جمع داشت. به عرف به شکل انتقادی نگاه می‌کرد و خلاف آن عمل می‌کرد. عکاسی می‌کرد و در عکس‌هایش نگاهی کاملاً هدفمند داشت. رمان و شعر ترجمه می‌کرد و به فعالیت‌های مطبوعاتی و حتی سیاسی مشغول بود. این رفتار از او یک شخصیت چندوجهی برای ما ایجاد کرده بود.   دانشیار گروه نمایش دانشکده سینما ادامه داد:  ترجمه برای محمدحسن سجودی یک فعالیت اجتماعی کنشگری بود، به همین دلیل خود را به درآمد ترجمه وابسته نکرد و در اصطلاح کارمند ترجمه نبود. اسدالله امرایی مترجم شناخته‌شده ایرانی در بزرگداشت محمدحسن سجودی گفت:  مرگ همه آدم‌ها امر محتومی است و نویسنده، مترجم و شاعر هم نمی‌شناسد. اما در وجود نویسندگان، شاعران و مترجمان ویژگی نهفته است که حتی پس از مرگشان هم نمی‌گذارد بمیرند. هنر این آدم‌ها با هر بار خوانده شدن، آن‌ها را زنده می‌کند، چه در زمان حیات و چه در زمان وفات. مترجم «مردان بدون زنان» نوشته ارنست همینگوی، اظهار کرد: سجودی را اولین بار در دفتر آقای ایروانی در انتشارات دنیا دیدم. آقای سجودی با شوق و شعف در حال تعریف کردن داستان‌هایی بود که به تازگی ترجمه کرده بود. این رویارویی مقدمه آشنایی ما باهم بود تا اینکه بعدها در مطبوعات و بازارچه کتاب که آن زمان به یک سازمان ملل کوچک می‌مانست و انتشارات مختلف که مربوط به جریان‌های مختلف فکری در جامعه بودند، در آن حضور داشتند، بارها و بارها یکدیگر را دیدیم و دوستی عمیقی بین ما شکل گرفت.   وی افزود: او آثاری را ترجمه می‌کرد که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کرد. نام خیلی برایش مهم نبود بلکه به محتوا و پیام اثر اهمیت می‌داد. سجودی داستان بدون پیام را داستان نمی‌دانست و از نویسندگانی بود که ظلم‌ستیزی، عدالت‌خواهی و بیان زجر مردم را موردتوجه قرار می‌داد.   مترجم رمان «عطر پنهان در باد» درباره خلق‌وخوی روان‌شاد محمدحسن سجودی گفت: حسن با اینکه انسان شوخی بود اما به‌هیچ‌وجه جلف نبود. وقتی در جامعه مسائل قومیتی پررنگ بود و بیان جک برای فرهنگ‌های مختلف باب شده بود، از این وضعیت شکایت داشت  و اگر در جمعی بود که این حرف‌ها زه می‌شد یا گوینده را از جمع بیرون می‌کرد یا خودش از آن جمع خارج می‌شد.   امرائی افزود: تا زمانی که کسی به زبان فارسی صحبت کند و کتاب وجود داشته باشد، نام سجودی باقی خواهد ماند و در گوشه قلب علاقه‌مندان به ادبیات چون چراغی روشن باقی خواهند ماند.   شهرام اقبال‌زاده آخرین سخنران در آیین بزرگداشت روان‌شاد محمدحسن سجودی گفت: اگر محمدحسن سجودی یک شاگرد به نام فرزان سجودی پرورش داده باشد، همین برایش کفایت می‌کند.   اقبال‌زاده درباره چگونگی آشنایی با محمدحسن سجودی، اظهار کرد: در دوران جوانی با مترجمی به نام م. سجودی آشنا شدم و بعدها نام م. ح. سجودی را روی جلد کتاب‌ها دیدم اما هیچ‌گاه نام کامل محمدحسن سجودی را  روی جلد کتاب‌ها ندیدم.   این منتقد ادبیات کودک و نوجوان افزود: بعضی مرگ‌ها زمینه بازخوانی و بازتفسیر است. او از نسلی بود که بزرگ می‌اندیشید. هرچند امروز واژه انقلابی از نظر کسانی برای توصیف یک نفر، معنای چندان مناسبی ندارد اما در گذشته این‌گونه نبود. محمدحسن سجودی ضمن پرشوری و انقلابی بودن آدمی به‌غایت صلح‌طلب و مهربان بود. وی ادامه داد: می‌گویند دوران کلان روایت به سر آمده که اگر عام باشد خودش کلان است و این حکم کلی را نقض می‌کند. امروز نسل گذشته، نسل متهمی است و تا اسم شخصیت‌های انقلابی با هر رویکردی همچون جلال، دکتر شریعتی و چپ‌ها آورده می‌شود، آن‌ها را به خشونت و جنگ‌طلبی متهم می‌کنند. برای اینکه اشتباه برخی در این راه را دریابید، خواهش می‌کنم بروید  و آثار محمدحسن سجودی را بخوانید.   مترجم کتاب «بی‌نظمی نوین جهانی»، بر عشق و آگاهی محمدحسن سجود در انتخاب آثارش تأکید کرد و گفت: آنچه به‌غلط باب شده این است که چون این نسل روشنفکر چپ بودند، آثارشان ایدئولوژیک به‌دردنخور است درحالی‌که محمدحسن سجودی انسانی آگاه، عاشق و انتخاب‌گر بود و برای ترجمه باوجود همین عشق و آگاهی جست‌وجو می‌کرد.  باوجود چنین کسانی جریان ترجمه دو کنش را به‌طور توأمان دارد؛ اول گفتمان اندیشه و دوم کنش اجتماعی فرهنگی و سیاسی. ]]> هنرورسانه Sat, 14 Jan 2017 22:00:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244256/سوگ-مردی-آگاه-عاشق-انتخابگر پیشنهاد‌های سالار عقیلی برای مطالعه http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/244032/پیشنهاد-های-سالار-عقیلی-مطالعه سالار عقیلی خوانده موسیقی ملی ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اظهار کرد: پدرم اهل علم بود و به درس و کتاب خواندن ما اهمیت زیادی می‌داد. ایشان وکیل دادگستری بود و برای فرزندانش درس خواندن را مهم‌ترین وظیفه می‌دانست. در سال‌های جنگ کتابی بانام «اختلافات ایران و عراق» نوشت که به دو زبان انگلیسی و عربی هم ترجمه شد.   خواننده قطعه خاطره‌انگیز «وطنم» با اشاره به ایام کودکی‌اش، گفت: در سنین کودکی در خانه با پیانوی برادرم آواز می‌خواندم و از همان زمان بود که مادرم پی به استعدادم درزمینه خوانندگی برد. پیش از آنکه به‌طور جدی وارد عرصه موسیقی شوم، در درس خواندن بسیار جدی بودم و به خاطر علاقه‌مندی‌ام به این هنر کهن، در کنار کتاب‌های درسی کتاب‌های مربوط به موسیقی را می‌خواندم.   سالار موسیقی ایران از «سرگذشت موسیقی ایران» به‌عنوان اولین کتابی که خوانده است، نام برد و افزود: روان‌شاد استاد روح‌الله خالقی در این کتاب تاریخچه موسیقی ایرانی را بیان می‌کند و درباره روش‌ها، سبک‌ها و کیفیت موسیقی ایران از دوران کهن تا دوره معاصر سخن می‌گوید.   وی گفت: تا جایی که من می‌دانم «سرگذشت موسیقی ایران»، قبلاً به‌صورت مجموعه مقالات در مجله‌ای در  همان دوران به چاپ رسیده بود اما درنهایت دو سال پیش از وفات استاد خالقی در سال ۴۲ به‌صورت کتابی مستقل منتشر شد. ‌ عقیلی که یکشنبه هفته آینده در جشنواره موسیقی فجر به روی صحنه خواهد رفت، درباره محتوای کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» گفت: تاریخ موسیقی، نهضت علمی این هنر، رابطه شعر و موسیقی، هنرمندان، سازها، موسیقی امروز ایران و آموزش موسیقی بخش‌هایی است که روان شاد روح‌الله خالقی در این کتاب با قلمی ساده و روان به شرح آن‌ها پرداخته است. همین سادگی و روانی در کلام باعث می‌شود حتی کسانی که به‌طور تخصصی درزمینه موسیقی فعالیت نمی‌کنند با نوشته‌های کتاب ارتباط برقرار کنند و از خواندنش لذت ببرند.   عقیلی از کتاب «شرح بی‌نهایت» به‌عنوان کتاب موردعلاقه‌اش نام برد و گفت: این کتاب، خاطرات مشترک استاد فرهاد فخرالدینی و زنده‌یاد آزرم همسر فقید استاد را دربر می‌گیرد که هم برای اهالی موسیقی و هم برای عموم کتابی خواندنی و جالب است. استاد فخرالدینی پس از وفات همسرش، خاطره‌نویسی‌های نوشته شده از سوی آزرم  را تا زمان وفات یعنی سال 85 با نوشته‌های خودش تا تعطیلی ارکستر ملی ایران در سال ۸۸ جمع‌بندی کرده و از سوی نشر قطره روانه بازار کتاب کرده است که من خواندنش را به علاقه‌مندان به مطالعه پیشنهاد می‌کنم.   وی اظهار کرد: اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، بیشتر کتاب‌هایی که تا امروز خوانده‌ام درزمینه موسیقی و البته ادبیات بوده است. زیاد اهل داستان و رمان نیستم و هنوز هم سعی می‌کنم درزمینه ادبیات و موسیقی مطالعه کنم. هر وقت در موردی خاص در بحث‌های تخصصی موسیقی سؤالی برایم پیش می‌آید به سراغ کتاب‌های تخصصی در این زمینه می‌روم. معمولاً سعی می‌کنم درزمینه موسیقی ردیفی و دستگاهی از آثار مکتوب استفاده کنم و احتمالاً ایراداتم را با استفاده از این آثار رفع کنم اما همان‌طور که می‌دانید بخش عمده موسیقی ما باید به شیوه شفاهی آموخته شود و اصولاً کتاب‌هایی که درزمینه موسیقی آوازی نوشته شده است، چندان زیاد و البته کاربردی نیست. این خواننده موسیقی ایرانی به دوران تدریسش در هنرستان موسیقی اشاره کرد و گفت: من حدود ۶ سال نزد استاد صدیق تعریف به فراگیری ردیف موسیقی ایرانی پرداختم و پس از آن برای تدریس به هنرستان موسیقی دعوت شدم. حوالی سال ۸۲ که برای تدریس به هنرستان موسیقی دعوت شدم، باید در آغاز کار شرح درس  و منبعی را ارائه می‌دادم تا برای امتحانات از همان منبع سؤالات را طراحی کنیم. با توجه به اینکه درزمینه موسیقی آوازی در ایران منابع کامل و قابل‌دسترسی در اختیار نبود، شروع به نوشتن مقاله‌ای پیرامون آوازها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی کردم و درنهایت همان مقاله را به مدیرت هنرستان ارائه دادم. در آن مقاله، دستگاه‌ها، گوشه‌ها، آوازها را به تفکیک نام بردم، درباره چگونه نام‌گذاری شان توضیح دادم و هر یک را به‌طور جداگانه شرح دادم.   وی افزود: در سال‌های تدریسم در هنرستان بخش نظری آن واحد از همین مقاله تدریس می‌شد و هنرجویان از همین مقاله استفاده می‌کردند تا در امتحان حاضر شوند علاوه بر این بر اساس همین مقاله آوازها و دستگاه‌های موسیقی به‌صورت عملی در پایان‌ترم از شاگردان امتحان گرفته می‌شد.   عقیلی ادامه داد: امیدوارم در آینده این فرصت فراهم شود تا آن مقاله را تکمیل کنم و با صرف وقت و به‌کارگیری دقت، کتابی درخور برای علاقه‌مندان به هنر کهن و پرافتخار موسیقی، در موسیقی آوازی ایران ارائه کنم. ]]> هنرورسانه Sat, 14 Jan 2017 06:53:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/244032/پیشنهاد-های-سالار-عقیلی-مطالعه برگزاری مراسم بزرگداشت محمدحسن سجودی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244199/برگزاری-مراسم-بزرگداشت-محمدحسن-سجودی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران، مراسم بزرگ‌داشت محمدحسن سجودی، روز شنبه 25 دی‌ماه از ساعت 17 در موسسه‌ی  آپارتمان برگزار می‌شود. در این نشست، اسدالله امرایی،  شهرام اقبال‌زاده و فرزان سجودی سخنرانی می‌کنند.  محمدحسن سجودی، روزنامه‌نگار و مترجم باسابقه کشورمان (پنجشنبه 23 دی‌ماه 1395) و در پی بیماری‌های متعددی از جمله ضعیف شدن کارکرد قلب، در سن ۷۶ سالگی بدرود حیات گفت.  محمدحسن سجودی، معلم ادبیات بود. وی قبل از انقلاب، از دانشکده علوم ارتباطات، فوق لیسانس روزنامه‌نگاری گرفت و با روزنامه‌هایی مانند آیندگان، کیهان، کتاب جمله و نشریاتی مانند بایا، همکاری داشت.      ]]> هنرورسانه Fri, 13 Jan 2017 09:14:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244199/برگزاری-مراسم-بزرگداشت-محمدحسن-سجودی محمدحسن سجودی مترجم و روزنامه‌نگار پیشکسوت درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244196/محمدحسن-سجودی-مترجم-روزنامه-نگار-پیشکسوت-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) محمدحسن سجودی، روزنامه‌نگار و مترجم باسابقه کشورمان حوالی ساعت ۱:۳۰ بامداد(پنجشنبه 23 دی‌ماه 1395) و در پی بیماری‌های متعددی از جمله ضعیف شدن کارکرد قلب، در سن ۷۶ سالگی بدرود حیات گفت و پیکرش نیز امروز در روستای زادگاهش نیوان از توابع گلپایگان به خاک سپرده می‌شود.    محمدحسن سجودی، معلم ادبیات بود. وی قبل از انقلاب، از دانشکده علوم ارتباطات، فوق لیسانس روزنامه‌نگاری گرفت و با روزنامه‌هایی مانند آیندگان، کیهان، کتاب جمله و نشریاتی مانند بایا، همکاری داشت. سجودی در کنار معلمی به کار ترجمه نیز مشغول بود و ترجمه‌هایش با عناوین «م. سجودی» و «محمدحسن سجودی» منتشر می‌شد، از نخستین کتاب‌های ترجمه‌ شده وی می‌توان به «از پوشکین تا شولوخوف» اشاره کرد و بعدها هم کتاب‌هایی مانند «تئاتر در آسیا»، «گیتار من» (سروده‌ها و ترانه‌های ویکتور خارا)، نمایشنامه «گلوله نقره‌ای»، کتاب «در ستایش و نکوهش آزادی»، رمان «چشمان دفن شدگان» (نوشته آستوریاس)، رمان «سیل آهن» (نوشته الکساندر سرافیموویچ) و ... را ترحمه کرد. مراسم ختم محمدحسن سجودی روز جمعه (24 دی‌ماه) در روستای زادگاهش برگزار می‌شود. ]]> هنرورسانه Fri, 13 Jan 2017 08:43:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244196/محمدحسن-سجودی-مترجم-روزنامه-نگار-پیشکسوت-درگذشت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244194/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-سی-ودومین-جشنواره-بین-المللی-موسیقی-فجر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، متن پیام «سیدرضا صالحی امیری» به شرح زیر است: فرهنگ و هنر ایران اسلامی سند هویت بخش و شاخص زیست اجتماعی مردم این سرزمین است و در میان هنرهای برآمده از متن این مجموعه، «موسیقی» از مردمی‌ترین جلوه‌های ذوق و خلاقیت و اندیشه اهالی این گستره محسوب می‌شود. آن چنان که به شایستگی می‌تواند مرزهای مرسوم جغرافیایی را طی کند و پیام انسان مدارانه و فضیلت‌خواه آیین و مرام جمعی ایرانیان را به جان مشتاقان در اقصی نقاط دنیای امروز برساند. در این میان، واقعیت ناگزیری هم فرا چشم می‌آید، اینکه در شرایط کنونی ضرورت بهره‌گیری از زبان تأثیرگذار موسیقی، برای بازگویی مؤلفه‌های فرهنگی و پیوندهای اجتماعی احساس می‌شود. مؤلفه‌هایی مانند امید و نشاط اجتماعی، وفاق، تعامل و سازگاری سایر ضروریات فرهنگی که جهان امروز و مردم ما – به ویژه نسل جوان مان – به آن نیاز مبرم دارند. در سایه توجه و حمایت هدفمند از گروه‌های پویای هنر موسیقی در گونه‌های مختلف، به ویژه بخش‌های هویت مدار آیینی، مقامی و سنتی و همچنین مؤسسات فعال در این عرصه، می‌توان در این موقعیت و شرایط نقش مؤثری ایفاد کرد و این مهم چشم اندازی است که همواره مورد تأئید و پشتیبانی دولت تدبیر و امید بود ه است. امید است «سی ودومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر»، فرصت و امکان مناسبی برای مرور و تماشای برداشت‌ها و ارایه‌های موسیقی امروز کشورمان از داشته‌های غنی فرهنگی – هنری ایران سربلند، همراه با جلوه‌های امیدبخش هنرمندان جوان، در سایه سار حضور وزین پیشکسوتان‌مان باشد. تلاش تمامی هنرمندان، دست‌اندرکاران و حاضران در صحن این رویداد بزرگ موسیقایی را ارج نهاده و توفیق همگان در دست‌یابی به افق‌های پیشاروی را از درگاه ایزد متعال، خواستارم. ]]> هنرورسانه Thu, 12 Jan 2017 11:25:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244194/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-سی-ودومین-جشنواره-بین-المللی-موسیقی-فجر داستان غم‌انگیز نویسندگان کتاب‌های موسیقی در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244138/داستان-غم-انگیز-نویسندگان-کتاب-های-موسیقی-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. فرهاد فخرالدینی رهبر سابق ارکستر ملی ایران و آهنگساز سریال روزی روزگاری، امام علی و سربداران که تا امروز ۵ جلد کتاب درزمینه موسیقی ایرانی نگاشته، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   شیوه آموزش موسیقی مدرن مبتنی بر نت‌نگاری و آثار مکتوب، از چه زمانی به ایران وارد شد؟   در آغاز نت با موسیقی نظامی به ایران آمد و  از زمان سفر ناصرالدین‌شاه به فرانسه به ارتش ایران وارد ‌شد. موسیو لومر و همکارانش در همین زمان شروع به تدریس موسیقی در دارالفنون می‌کنند. در آن دوره، کسانی همچون درویش‌خان که البته آدم روشنی بود، هیچ مخالفتی با نغمه نگاری نداشت و برخلاف او، عارف قزوینی در مقالاتی به کلنل وزیری به خاطر تلاش برای مکتوب کردن موسیقی می‌تاخت. درویش خان سرکلاس‌های نت‌نویسی ‌نشست و ‌آموخت که فرم موسیقی چطور می‌تواند باشد و از نت در موسیقی چگونه می‌توان استفاده کرد؟ این اتفاقات در آن دوره مهم بود چون ما تعریف‌های خودمان را گم کرده بودیم.   با وجود کتاب‌های دانشمندانی همچون فارابی و ابن‌سینا، چه عاملی را در فراموش کردن شیوه مکتوب در موسیقی موثر می‌دانید؟ ما درباره مباحث موسیقی تعریف‌های قدیمی داشتیم اما از زمان صفویه به دلیل رخوتی که درزمینه هنر در ایران پیش آمده بود، مردم دیگر با آن تعریف‌ها آشنا نبودند. فارابی، ابن‌سینا، عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی در گذشته تعریف‌های خودشان از موسیقی ایرانی را در کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته بودند، انتقال دادند اما هنرمندان عرصه موسیقی از دوره صفوی تا دوره قاجار با آن اصول و کتاب‌ها آشنایی نداشتند. حتی من این احتمال را می‌دهم که درویش‌خان هم عبدالقادر مراغی را آن‌طور که باید نمی‌شناخت. مخالفت استادان موسیقی ایرانی که با شیوه مکتوب موافقت چندانی نداشتند، دقیقا از چه زمانی آغاز شد؟   در آغاز ورود شیوه نوین در موسیقی،  افرادی همچون درویش خان فرهنگ فرانسوی را آموختند و دریافتند که اصولاً نت‌ها چگونه باید نوشته شوند و میزان‌ها چطور باید تعریف شوند؟ درویش خان همه این‌ها را بر اساس فرهنگ فرانسوی آموخت. پیش‌درآمد و فولک‌هایی که درویش‌خان ‌بعدها ساخت، تحت تأثیر همین کلاس‌ها بود. تا این زمان هنوز کسی به‌طور مستقیم با نت‌نویسی و پیشرفت موسیقی مخالفتی نداشت و مخالفت‌ها بعدها شروع می‌شود. پس از اینکه آقای وزیری به ایران می‌آید جریان موسیقی نوین به دو جناح تبدیل می‌شود. یکی جناح مین‌باشیان‌ها که موسیقی نظام و مدرسه موسیقی را اداره می‌کردند و جناح دیگر همراهان کلنل وزیری که بر اساس مکتب موسیقی فرانسه کار می‌کردند.    مین‌باشیان هم در خارج از ایران شیوه موسیقی نوین را آموخته بود.   مین‌باشیان برای فراگیری موسیقی نوین در دانشگاه سن‌پترزبورگ در روسیه درس خوانده بود و کلنل وزیری در آلمان درس خوانده بود و با مکتب موسیقی فرانسه آشنا شده بود. کلنل وزیری در سر داشت که موسیقی پیشرفته اروپایی را جایگزین کند و همین موضوع باعث ایجاد حس رقابت بین این دو جناح شده بود. این رقابت برای اداره موسیقی مملکت همیشه بین این دو دسته وجود داشت. کلنل وزیری نوازنده قابلی در ساز تار بود، شاگرد آقاحسین‌قلی بود، در فرهنگ ایرانی رشد پیدا کرده بود و موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران را بیشتر می‌شناخت. با این توضیح، گرایش او به موسیقی ایرانی بیشتر از مین‌باشیان‌ها بود.   اما سالار معزز(مین‌باشیان) هم کتاب نتی درباره ردیف ماهور دارد.   بله. این کتاب همچنان موجود است و ارزش زیادی دارد. موسیو لومر هم به‌عنوان اولین نفر ردیف موسیقی ایرانی را در قالب کتاب منتشر کرده است اما اگر به‌دقت این کتاب‌ها را بررسی کنیم، درخواهیم یافت که به‌دلیل‌ کمبود شناخت درباره موسیقی ایرانی، نوشته‌های‌شان ازنظر تونالیته درست نبوده است. موسیو لومر با استفاده از شناختش از موسیقی غربی موسیقی ایرانی را سنجیده و مکتوب کرده بود و همین اقدام باعث شد کارش درست از آب درنیاید. در این میان، چون کلنل وزیری با موسیقی ایرانی آشنایی داشت، بهتر از بقیه توانست موسیقی غربی و ایرانی را منطبق کند.   استاد خالقی هم در عرصه مکتوب  آثار درخشانی از خود به یادگار گذاشتند.   آقای خالقی که از شاگردان برجسته کلنل وزیری بود، بعد از او راه استادش را ادامه داد و حرکتش را به شکل عملی‌تر جلو برد. وقتی کارهای آقای خالقی را درزمینه ارکستراسیون، هارمونی و معرفی موسیقی قدیم ایران همچون تصانیف شیدا و عارف بررسی می‌کنید، درمی‌یابید که او از استاد وزیری موفق‌تر عمل کرده است.   چرا سال‌ها بعد  گفتند  گرفتاری موسیقی ما از وزیری آغاز شد؟   جریان مخالفت با آقای وزیری از سال‌ها بعد یعنی دهه ۵۰ در ایران شروع شد. به نظر من، آن هنرمندان نباید در مخالفت با آقای وزیری آن‌قدر تند می‌رفتند. عده‌ای هم به این جریان دامن زدند و راه را بی‌راهه رفتند. بهتر بود راه خودشان را بروند. زیر سؤال بردن وزیری و خدمات او اصلاً کار پسندیده‌ای نبود. البته من هم ممکن است صددرصد نظرات آقای وزیری را قبول نداشته باشم اما هرگز آن روش را در مخالفت کردن، شایسته نمی‌دانم. به‌هرحال، آقای وزیری آغازگر جریان مکتوب موسیقی در ایران بود و طبیعی‌ است که هر کاری در آغاز احتمالاً گره‌هایی دارد.   جریان مخالف با آموزش و اجرای موسیقی به شیوه مکتوب مراکزی را راه‌اندازی کردند و استادان آگاه به ردیف موسیقی ایرانی هم اداره آن مراکز را بر عهده گرفتند. ظاهرا این مراکز برای مقابله با شیوه استاد وزیری بود.   بله. عده‌ای ( که البته برای من قابل احترام هستند)به‌جای اینکه از خدمات وزیری، صبا، خالقی و دیگر افرادی که درزمینه تألیف کتاب‌های موسیقی و ترویج شیوه نوین در موسیقی گام برداشتند، تقدیر کنند، مسیر انتقادات تند و ناراحت‌کننده را پی گرفتند و تخریب ساز ویولن را که ساز محوری در بسیاری از کتاب‌ها بود، شروع کردند.   چرا؟   چون آقای وزیری و صبا معتقد بودند که ساز ویولن برای موسیقی مناسب است. این موضوع هم در ایران به اثبات رسیده بود و هم در کشورهای همسایه. استاد صبا نوازنده برجسته سه تار بود و با ساز سنتور، تار، نی و تنبک آشنایی داشت اما تمرکز اصلی‌اش را در تألیف کتاب‌هایش روی ساز ویلن قرار داد. به احترام چنین شخصی هم که بود نباید مسائل حاشیه‌ای را پررنگ می‌کردند. ناگفته نماند که حتی اگر هرکس هرچه می‌خواهد بگوید، خلاقیت نوازندگان ویولن در ایران در قیاس با دیگر سازها بیشتر بوده است. آقای تجویدی، یاحقی، بدیعی و خالدی همگی از نوازندگان خوب و خلاق بودند که تصنیف‌های ماندگاری را در ذهن و ضمیر مخاطب ایرانی به یادگار گذاشته‌اند. صدای خوش این ساز نوازندگان خوش‌ذوق و توامند را وادار کرد که آهنگ‌های شنیدنی و ماندگاری را بسازند. به نظر من نمی‌توان یک آلت موسیقی را مقصر دانست. اما نگاه جهت‌دار برخی از مدیران و حتی اهالی موسیقی باعث شد تک‌نوازی ویولن در ابتدای انقلاب به طور کلی ممنوع شود. همین ممنوعیت باعث دلسردی بسیاری از آهنگسازان و نوازندگان توانمند در کشور شد.   آیا  کم شدن طول کلاس‌ها و درنتیجه کاهش درآمد از سوی استادان قدیم در آن دوره را دلیل مخالفت با کتاب‌های موسیقی  بود؟   به نظر من،کسانی که راه سنتی و آکادمیک را در موسیقی پیش گرفتند، درگذر زمان اختلافاتی داشتند که بخشی از آن واقعاً درست نبود و نباید اتفاق می‌افتاد. من فکر نمی‌کنم کسانی که در گذشته تدریس می‌کردند اصلاً به خاطر پول کار کرده باشند که از بیم کم شدن درآمد با شیوه نوین مخالفت کنند. آقای شهنازی از مدرسین موسیقی به شیوه شفاهی بودند اما تا سن هشتاد‌ودو سالگی در استخدام هیچ ارگانی نبود و با عشق تدریس می‌کرد. البته بعدها آقای صالحی ردیف‌های آقای شهنازی را تبدیل به کتاب نت کرد. شاگردان هم نزد ایشان می‌آمدند و گاهی آقای صالحی این نت‌ها را در اختیارشان قرار می‌داد تا به نتیجه بهتری برسند. آقای صالحی بهترین کسی بود که بعد از خود آقای شهنازی نت‌های او را از حفظ بود.   برخی از فعالان عرصه موسیقی، درباره کیفیت آثار مکتوب آن دوران انتقاداتی دارند و معتقدند این کتاب‌ها باید بازبینی شود. نظر شما دراین‌باره چیست؟   مهم‌ترین کتاب‌هایی که در آن زمان چاپ می‌شد و مورداستفاده قرار می‌گرفت، کتاب‌هایی بود که آقای صبا برای ویلن نوشت. این کتاب‌ها، برای زمان خودش واقعاً خوب بود و در هنرستان هم تدریس می‌شد. سه کتاب دوره اول ویلن، دوره دوم ویلن و قطعات ضربی آثاری بود که استاد صبا آن را نگاشته و در دوره خودش با استقبال زیادی مواجه شده بود. این کتاب‌ها، به همت لطف‌الله مفخم پایان به چاپ رسید که از شاگردان استاد صبا بود. البته بعدها در کنار این کتاب‌ها در هنرستان کتاب‌های دیگر مربوط به موسیقی غربی درزمینه سازهایی همچون کلارینت و فلوت تدریس می‌شد.   شوراها و نهادهای علمی درزمینه تالیف کتاب‌های آموزشی و پژوهشی باید چطور فعالیت کنند؟ بهتر است که در آموزش عالی و هنرستان‌های موسیقی برنامه‌ای تدوین شود که در آن کتاب‌های موسیقی بررسی شود و درنهایت یک مجموعه واحد در فضاهای آموزشی مورداستفاده قرار بگیرد، نه اینکه هر مدرسی هر کتابی که خودش خواست به هنرجویانش تدریس کند و درنتیجه یکپارچگی درزمینه کتاب‌های آموزشی وجود نداشته باشد.   جریان مکتوب این هنر را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟   این راه تا امروز ادامه پیدا کرده است و در آینده هم باید ادامه داشته باشد. امیدوارم پیگیری دقیقی در این زمینه صورت بگیرد. در این راه، بهتر است موجبات رنجش فعالان توانمند و بادانش عرصه مکتوب را فراهم نکنند. احتمالاً شما هم با من موافقید که تألیف کتاب کار پرزحمت و کم‌بازدهی است (البته ازنظر اقتصادی). انتشار کتاب‌های موسیقی علی‌رغم زمان‌بر بودن و نیازمندی‌شان به دقت و دانش نه برای ناشر سود آن‌چنانی دارد و نه مؤلف از نگاشتنش صرفه اقتصادی خواهد داشت. کسی که درزمینه موسیقی شروع به تألیف کتاب می‌کند درواقع نتیجه یک عمر تلاش و کوشش را می‌خواهد در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد. دردسرها و سختی‌های عرصه مکتوب گاهی به حدی است که انسان از کرده خودش پشیمان می‌شود. فعالیت در این عرصه نیازمند فداکاری و ازخودگذشتگی است. فکر می‌کنید آدمی مثل من که تاکنون چند جلد کتاب درزمینه موسیقی ایرانی نوشته است، چه نفعی می‌برد؟ جالب اینکه به گفته ناشر، کتاب‌هایی که تاکنون نوشته‌ام جزء آثار موفق بوده و در مدت‌زمان نه چندان درازی به تجدید چاپ رسیده است.   درباره کتاب «هارمونی موسیقی ایرانی» بگویید، این اثر از سوی جامعه موسیقی هم با اقبال هم روبه‌رو شد.   کسی که می‌خواهد درزمینه هارمونی در موسیقی ایرانی فعالیت کند، در ابتدا باید مبحث هارمونی را به خوبی بیاموزد و پس‌ازآن موسیقی ایرانی را به‌طور کامل بشناسد. این کتاب، بر اساس گرایشات و تمایلاتی است که نت‌های موسیقی ایرانی در مقامات دارند. نوع حرکت و ساختار در موسیقی ایرانی با موسیقی غرب تفاوت دارد. بنابراین نمی‌توان کل مقامات موسیقی ایرانی را در دو نت ماژور و مینور خلاصه کرد (اساس موسیقی غربی دو نت ماژور و مینور است) چون در موسیقی ایرانی مدها بسیار متنوع هستند. ما باید در موسیقی ایرانی هوشیار باشیم تا دریابیم نت‌های هر مقامی به چه سمتی گرایش دارد. اگر این گرایش‌ها را بشناسیم، یک آکورد مناسب تشکیل می‌دهیم. البته ممکن است این آکورد با تعریف‌های هارمونی کلاسیک منطبق باشد یا منطبق نباشد. از ترکیب موسیقی ایرانی و دانشی که درزمینه هارمونی وجود دارد، می‌توان هارمونی موسیقی ایرانی را به‌درستی اجرا کرد. این کتاب آغازی برای هارمونی ایرانی بوده است. به همین دلیل بیشتر مثال‌های این کتاب را از آثار خودم زده‌ام. دوستان من در کتاب‌های بعدی می‌توانند از آثار دیگران هم مثال بزنند. راه برای این بحث باز است و می‌تواند ادامه پیدا کند.   در کتاب «فرم و آفرینش در موسیقی ایران»، به چه مبحثی پرداخته‌اید؟   در این کتاب، به تشریح فرم‌هایی که در موسیقی ایران متداول است، پرداخته‌ام. مثلاً پیش‌درآمد در این کار توضیح داده شده و درباره فرمش بحث شده است. مخاطب «فرم و آفرینش در موسیقی ایران» با بهره‌گیری از مطالب این کتاب می‌تواند درزمینه آهنگسازی موسیقی ایرانی با فرم‌های متداول آشنا شود و بر همین اساس در مسیر آهنگسازی گام بردارد. ساخت تصنیف، رِنگ، قطعات آزاد و دیگر فرم‌ها در این کتاب با مثال توضیح داده شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 11 Jan 2017 05:36:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244138/داستان-غم-انگیز-نویسندگان-کتاب-های-موسیقی-ایران دیدگاه‌های «آرتور دانتو» فیلسوف معاصر هنر بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243813/دیدگاه-های-آرتور-دانتو-فیلسوف-معاصر-هنر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این نشست علمی که به بهانه انتشار آخرین کتاب دانتو با عنوان «‌آنچه هنر است» برگزار می‌شود، به طور خاص به بررسی دیدگاه‌های دانتو در زمینه عکاسی و نسبت هنر و بدن می‌پردازد. سخنرانان این برنامه محمد رضا ابوالقاسمی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و امیر نصری، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هستند.   این نشست توسط کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر و با همکاری پژوهشکده فرهنگ هنر و معماری جهاد دانشگاهی سه‌شنبه ۲۱ دی ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل این پژوهشکده به نشانی خیابان انقلاب، مابین خیابان ولیعصر(عج) و خیابان فلسطین، نبش خیابان برادران مظفر، پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی برگزار می‌شود. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 10:03:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243813/دیدگاه-های-آرتور-دانتو-فیلسوف-معاصر-هنر-بررسی-می-شود کتابسرا 35 ساله شد/ رونمایی از کتاب «آواز پری‌ها» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244029/کتابسرا-35-ساله-رونمایی-کتاب-آواز-پری-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی و پنجمین سالگرد تاسیس انتشارات کتابسرا ، همراه با رونمایی کتاب «آواز پری‌ها» نوشته پری زنگنه جمعه 17 دی‌ماه در این انتشارات برگزار شد. نکوداشت سی و پنجمین سالگرد تاسیس انتشارات کتابسرا و رونمایی از کتاب «آواز پری‌ها» با حضور نویسنده و برخى هنرمندان از جمله ناصر ملك‌مطيعى، تهمینه میلانی، حسین محجوب، پوری بنایی، دکتر علیقلی محمودی بختیاری و فریدون مجلسی همراه بود. زنگنه در توضيح انتشار اين كتاب گفت: «انگیزه نوشتن این کتاب حضور شاگردان من است. از زمانی که تصمیم به تدریس آواز گرفتم، به دنبال منبعی بودم که با استفاده از آن آنچه را تا امروز آموخته‌ام، به هنرجویانم آموزش بدهم. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که خودم باید جزوه‌ای آموزشی برای این کار تهیه کنم. در این کتاب تلاش کرده‌ام موضوعات را بسیار ساده و روان بیان کنم تا هضم و درک آنها برای هنرجویان آواز، آسان باشد» وی در رابطه با محتواى كتاب گفت: «حيفم آمد كه در این کتاب خاطرات دوران نوجوانی، جوانی و به ویژه دوره تحصیل در هنرستان عالی موسیقی و فراگیری آواز را نياورم. به همین دلیل مقدمه‌ای مفصل حاوی این خاطرات را به کتاب افزودم. در میان مباحث آموزشی نیز هر جا که لازم بود خاطره‌ای از زندگی هنری خودم را گنجاندم و در انتها یادی هم از همکلاسی‌ها وهنرمندان هم نسل وهمراه خودم کرده‌ام. این کتاب از دل من برآمده و امیدوارم هم به دل علاقه‌مندان به آواز و موسیقی نیز بنشیند و هم در مسیر یادگیری این هنر به هنرجویان یاری برساند.» زنگنه افزود: «از سال‌ها قبل عنوان‌های مختلفی برای کتاب در ذهن داشته‌ام و در نهایت نخستین پیشنهادم عنوان «شما هم با من آواز بخوانید» بود. ناشر با این عنوان به دلیل طولانی بودن مخالفت کرد و من هم تصمیم گرفتم که از آن برای نامیدن فصل آموزش آواز در کتابم استفاده کنم. بعد از آن تصمیم داشتیم کتاب را «پری‌ آوازها» بنامیم؛ اما به دلیل بسیار شخصی بودن این عنوان و منافات آن با بخش‌های آموزشی تصميم گرفتيم كه آن را براى عنوان مصاحبه‌ام با يكى از نشريات كه سال گذشته منتشر شد (هنر موسيقى) استفاده كنيم. در نهایت بر عنوان «آواز پری‌ها» که در عین زیبایی و آهنگین بودن مفهومی عام‌تر و کلی‌تر دارد، به توافق رسیدیم.» «پريرخ شاه‌يلانى» بـا نـام هنـری «پـری زنگنـه» خواننـده‌ای در سـبك اپراسـت کـه البتـه در ایـران وی را بیشـتر بـا اجـرای آثـار فولکلـور می‌شناسـیم. زنگنـه بـا طیـف وسـیعی از آهنگسـازان و موسـیقيدانان ایرانـی همـکاری کـرده اسـت. از جمله «فرامـرز پایـور»، «فریـدون شهبازیان»، «واروژان هاخباندیان»، «اریـك ارکانـت»، «فریبـرز چینی»، «مجیـد انتظامـی»، «علـی رهبری»، «شـیدا قره چه داغـی»، «علیرضـا افـکاری» و بسـیاری نـام‌آوران دیگـر. اجراهـای زنگنـه در اپـرا یکـی از معتبرتریـن اجراهـای خواننـدگان ایرانـی در ایـن سـبك هستند و در کشـورهای بسـیاری بـه روی صحنـه رفتـه اسـت. در میـان مخاطبـان ایرانـی، آلبوم‌هـای «شـکار آهـو» با تنظیـم واروژان و آوازهای محلی با تنظیم فریدون شـهبازیان، محبوبند. انتشارات کتابسرا با مسئولیت صادق سمیعی در حوزه تاریخ، جغرافیا، ادبیات و هنر فعالیت می‌کند. در حوزه تاریخ آثار مهمی در رابطه با تاریخ ایران معاصر مانند دو جلدی «خاطرات اردشی زادهدی»، هفت جلدی «یادداشت‌های علم»، سه جلدی«پرسه در دارلخلافه»، «قیام افسران خراسانی»،‌«علل سقوط شاه سلطان حسین»، «تاریخ سری جنایت‌های استالین»،  «شاه‌آفرینان»، «ایران به روایتی دیگر»، «اسیر افتخار» و... را تا کنون منتشر کرده است. ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 10:02:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244029/کتابسرا-35-ساله-رونمایی-کتاب-آواز-پری-ها راز جهانی شدنِ سینمای ایران چیست؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243838/راز-جهانی-شدن-سینمای-ایران-چیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سیاه‌نمایی یا جاذبه؛ رمز و راز جهانی شدنِ سینمای ایران» را به‌ قلم غلامرضا محمدی‌مهر از سوی انتشارات تیسا روانه بازار نشر کرده است. حضور سینمای ایران در میادین جهانی به پیش از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد و حاصل حضور فیلم‌های ایرانی دریافت ۱۵۰ جایزه بوده است. با وقوع انقلاب در حضور ایران در جشنواره‌های سینمایی برای چند سال وقفه افتاد تا اینکه مجدداً از اویل دهه ۶۰ فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی به نمایش درآمدند. نخل طلائی کن، خرس طلائی برلین، شیر طلایی ونیز و درنهایت پرافتخارترین جایزه سینمایی جهان یعنی اسکار جوایزی است که فیلم‌های ایرانی پس از انقلاب اسلامی به آن‌ها دست پیدا کرده‌اند. هرچند ایرانِ پس از انقلاب در هیچ‌یک از زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی میادین ورزش‌های انفرادی به‌اندازه سینما موفق نبوده، در هیچ زمینه دیگری هم تا این اندازه قضاوت‌های متفاوت و  متناقض درباره عوامل موفقیت آن  ابزار نشده است. کتاب «سیاه نمایی یا جاذبه؟» که به رمز و راز جهانی‌شدن سینمای ایران می‌پردازد، سعی کرده است به‌دوراز نظرات ذهنی و احساسی اغلب منتقدان که در رد و تأیید فیلم‌های منتخب در جشنواره‌های جهانی سخن گفته‌اند، دلایل دیده شدن این آثار در ساخت بین‌المللی را به‌صورت علمی و نظری بررسی و به مخاطب ارائه کند. در صفحه ۱۵۵ این کتاب آمده است: «هیچ‌کدام از این فیلم‌ها تکرار فیلمی دیگر و به‌اصطلاح کپی‌برداری و تکرار سوژه نیست و کارگردان‌ها از روی دست هم ننوشته‌اند و مشخص است درون‌مایه اصلی آن خلاقانه و با اندیشه انتخاب شده است و با اینکه واژه جشنواره‌ای برای آنها انتخاب شده است، ولی هیچ‌کدام شبیه یکدیگر نیستند. افزون بر این تفاوت‌ها و مهم‌تر از آن تفاوتی است که این فیلم‌ها با جریان مسلط فیلم‌سازی هالیوود دارند. بسیار گفته شده که در فیلم‌های هالیوود  خشونت رمز جذابیت است و به‌منظور جذابیت بیشتر همواره قالب‌ها و شیوه‌های بیانی مختلف به این دو افزوده می‌شود. درحالی‌که نتایج بررسی صحنه‌ها نشان داد که در هیچ‌کدام از فیلم‌ها چنین مضامینی دیده نشده است و جذابیت فیلم‌های ایرانی را چیزهای دیگری رقم می‌زند.» این کتاب، عمل به ارزش‌های اخلاقی در فیلم «دت یعنی دختر»، عشق، محبت و دوست داشتن در فیلم‌های «جمعه» و «مهر مادری»، فیلم‌برداری بی‌نظیر از مناظر طبیعی در فلیم «باد ما را خواهد برد»، زیبایی‌ها و ارزش حیات و زندگی در فیلم «طعم گیلاس» و در «غرورآفرینی آفساید»، به تصویر کشیدن دقیق و بسیار شفاف ضعف‌های روحی روانی شخصیت‌های زمانه حاضر در فیلم «درباره الی»، عشق به مادر  در فیلم «بوی کافور، عطر یاس»، صمیمیت و همکاری بین زنان و مردان در شرایط سخت  در فیلم «رقص خاک»، تقابل مرجع دنیوی و مرجع فرادنیوی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» را به‌عنوان بخشی از رمز و راز موفقیت فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی مطرح می‌کند.  فصل اول این کتاب به بررسی موقعیت‌های جهانی سینمای ایران و اختلاف‌نظر منتقدان درباره آن می‌پردازد، فصل دوم به حضور سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی اختصاص دارد، خلاصه فیلم‌های برنده جایزه‌های بین‌المللی موضوع فصل سوم این کتاب است و کندوکاو عوامل موفقیت فیلم‌های برگزیده عنوان فصل پایانی این کتاب است.   نخستین چاپ «سیاه نمایی یا جاذبه؛رمز و راز جهانی شدنِ سینمای ایران» در ۲۲۸ صفحه و با شمارگان یک هزار به بهای ۱۵۹۰۰ تومان در سال ۱۳۹۵ از سوی انتشارات تیسا روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 09:49:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243838/راز-جهانی-شدن-سینمای-ایران-چیست کیایی: علی‌نقی وزیری معمار موسیقی مکتوب ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243923/کیایی-علی-نقی-وزیری-معمار-موسیقی-مکتوب-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌‌‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. میلاد کیایی آهنگساز، نوازنده و مدرس پیشکسوت سنتور که به کوک کردن سازش برای دل‌ها مشهور است و کتاب «راز آشکارا» به قلم او تاکنون سه چاپ را پشت سرگذاشته، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   حدود یک قرن از ورود شیوه مکتوب در آموزش و اجرای موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران می‌گذرد، درباره اولین آموزگاران نت‌نگاری در موسیقی ایرانی برایمان بگویید.   همان‌طور که می‌دانید کسانی همچون غلامرضا خان مین‌باشیان موسیقی‌دان و رهبر ارکستر نظامی برای اولین‌بار در مدرسه نظامی دارالفنون و زیر نظر موسیو لومر با نت‌نویسی آشنا شدند و بعداً از این شیوه برای اجرای ارکستر نظامی در ایران بهره بردند. پس‌ازآن کلنل وزیری این شیوه را به موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی وارد کرد و خدمت بزرگی را برای ماندگاری آثار ارزشمند موسیقی ایرانی انجام داد.   برخی از صاحب‌نظران عرصه موسیقی معتقدند استادان قدیم تمایل چندانی به آموزش موسیقی با این شیوه به شاگردان‌شان نداشته‌اند. نظر شما دراین‌باره چیست؟   به نظر من، عدم تمایل استادان قدیم دلایل مختلفی داشت که من در پاسخ به سؤال شما به یکی دو مورد از آن دلایل می‌پردازم. ابتدا این‌که استادان عزیز در گذشته معمولاً  با نت‌نویسی و دِشیور (در اصطلاحات بین‌المللی از روی نت نواختن را دِشیور می‌گویند) آشنا نبودند و آن را رد می‌کردند. من هفتاد و دو سال دارم بنابراین در طول  شصت سالی که در عرصه موسیقی فعالیت کرده‌ام با استادان قدیمی زیادی ملاقات داشتم که با تئوری و علم موسیقی آشنایی نداشتند، معمولاً مخالف تألیف کتاب‌ها براین اساس بودند و با آموزش به این شیوه هم مخالفت می‌کردند. این استادان دلیل دیگری هم برای موضع‌گیری در مقابل نت‌نویسی داشتند که کاملاً منطقی و درست بود و آن این‌که آموزش ردیف‌های موسیقی ایرانی باوجود ریزه‌کاری‌های زیاد در دستگاه‌ها و گوشه‌های فراوان از طریق نت نمی‌تواند به‌طور کامل بر جان هنرجویان بنشیند بنابراین بخش ردیف در موسیقی ایرانی باید به روش سینه‌ به ‌سینه یا شفاهی اتفاق آموزش داده شود.  آیا موسیقی ایرانی باید با تکیه ‌بر نت راهش را ادامه دهد یا به‌صورت شفاهی کار را پی بگیرد؟ هردوی این شیوه‌ها باید در کنار هم در آموزش و اجرای موسیقی ایرانی به‌کار گرفته شود. مزیت نت در قیاس با شیوه شفاهی جلوگیری از فراموش‌شدن بخش‌های حساس موسیقی ایرانی است. اگر درگذر زمان گوشه مهمی از موسیقی ایرانی از یاد استادان می‌رفت آن‌وقت تکلیف چه بود؟ در دوره‌ای که من به دنیا آمده بودم تازه ریل به بازار آمده بود و کاست، صفحه و سی دی بعدازآن روانه بازار شد. بنابراین لازم بود که گوشه‌های مختلف حتماً نت‌نویسی شود تا در یادها بماند. شاید خدایی نکرده هنرمندی زود از دنیا می‌رفت. در آن صورت اگر نت‌نویسی و به‌طورکلی شیوه کتبی در موسیقی ایران مورد استفاده قرار نمی‌گرفت، ممکن بود آنچه آن هنرمند فقید در ذهن داشته با خود به دیار باقی ببرد و دانسته‌های او فراموش شود.   پیش از ورود نت‌نویسی به موسیقی ایرانی، این هنر در کشور ما سال‌ها به شیوه شفاهی حفظ شده است. درست است. اما نباید فراموش کنیم که ما امروز درباره گوشه‌ها و دستگاه‌هایی از موسیقی ایران صحبت می‌کنیم که درگذر زمان از گزند فراموشی در امان بوده‌اند و به ‌دست ما رسیده‌اند. شاید گوشه‌های شنیدنی دیگر هم از این نوع موسیقی در گذشته وجود داشته که در طول سال‌ها کم‌کم از ذهن‌ها پاک شده که امروز دیگری در موسیقی ما خبری از آن‌ها نیست. بنابراین مرد بزرگ تاریخ موسیقی ایران، زنده‌یاد کلنل علی‌نقی وزیری با به‌کارگیری شیوه مکتوب در موسیقی ایرانی خدمت قابل ‌توجهی به هنر سرزمین عزیزمان کرد. شاگردان بزرگ این مرد همچون ابوالحسن صبا و دیگر افتخار موسیقی ایران روح‌الله خالقی هم  درراه استاد گام برداشتند و بخش زیادی از موسیقی ایران در مناطق مختلف این کشور پهناور را از راه نت‌نویسی حفظ و حتی به موسیقی ردیفی و دستگاهی ملی وارد کردند.   زنده‌یاد لطفی در مقدمه کتاب ردیف زنده‌یاد عبدالله دوامی می‌گوید، «در گذشته کلاس‌های آموزشی ممر درآمد استادان موسیقی بود بنابراین گاهی بر طول و تعداد گوشه‌ها می‌افزودند.» آیا طولانی‌تر شدن مسیر آموزش می‌تواند به عنوان یکی از دلایل بی‌میلی مدرسان موسیقی ایرانی برای بهره‌گیری از کتاب در آموزش باشد؟   یکی از مزیت‌های آموزش بر اساس نت این است که می‌تواند سرعت کار را بالا ببرد و طبیعتا باعث شود تعداد جلسه‌های آموختن یک قطعه کاهش پیدا کند. هرچند زنده‌یاد لطفی نظر استاد دوامی را در کتاب ردیف استاد مطرح کرده اما باید گفت این موضوع تا حد زیادی قابل بحث است و می‌تواند درست هم باشد.   در تاریخ معاصر موسیقی ایران عده‌ای از صاحب‌نظران از سفر استاد صبا به رشت به‌عنوان اتفاقی بزرگ در موسیقی کشورمان نام می‌برند. آثار جالب و درخشان ردیف‌های موسیقی ملی ایران در آن سفر به ثبت رسید و مقدمه تالیف کتاب‌های زیادی در زمینه موسیقی ایرانی شد   باید گفت تاریخ موسیقی ایران خوش‌شانس بود که استاد صبا به پیشنهاد کلنل وزیری به سفر رشت رفت و هنرستان موسیقی در مرکز گیلان تأسیس کرد. همان‌طور که می‌دانید تا آن زمان فقط تهران هنرستان موسیقی داشت. استاد صبا بعد از فراغت از آموزش شاگردان در طول هفته به‌اتفاق هنرجویان پیشرفته‌اش به روستاهای اطراف سفر می‌کرد و چوپانان برای به درکردن خستگی روزانه چوب‌دستی‌های‌شان را به شکل چپ و راست به هم می‌زدند و قطعه‌ای را زمزمه می‌کردند و استاد صبا نت این نوا را می‌نویسد و نامش را هم رقص چوپی (چوپانی) می‌گذارد.او ملودی‌ها و نغمات زیادی همچون دیلمان را در استان گیلان کشف می‌کند. در همان سفر صبا متوجه می‌شود که چوپان دارد در مایه دشتی نی می‌زند اما حس می‌کند که تا موقع روز آن گوشه را نشنیده است. همان‌جا نت این نغمه را می‌نویسد. آن نغمه امروزه گوشه دیلمان نامیده می‌شود.  آن زمان که ضبط‌ صوت نبود. اگر استاد صبا در آن دوره به گیلان نرفته بود و با بهره‌گیری از نت این نغمه را مکتوب نکرده بود ما امروز در موسیقی ایرانی گوشه بسیار زیبایی به نام دیلمان جادو‌ کننده را  نداشتیم.   درباره آثار مکتوب موسیقایی منتشرشده از سوی هنرستان موسیقی توضیح دهید.   کتاب‌های منتشرشده از سوی هنرستان موسیقی آثار ارزشمند هستند که سنگ بنای آموزش علمی و مکتوب موسیقی ملی را در ایران گذاشته‌اند. امروز که سال‌های از تألیف این آثار می‌گذرد بنابراین شاید بهتر باشد از سوی شوراهای علمی موسیقی در این کتاب‌ها بازنگری شود. از سوی دیگر بخشی از گوشه‌های موسیقی ما شباهت زیادی به هم دارند. بنابراین شاید بهتر باشد برای جلوگیری از دل‌مردگی و خستگی روحی هنرجویان نوجوان این گوشه‌ها را به شکل خلاصه دربیاوریم. دستگاه شور و ملحقاتش حدود ۴۰۰ گوشه دارد که بسیاری از آن‌ها به هم شباهت زیادی دارند. بهتر است مطابق ذائقه نوجوان و با در نظر گرفتن اقتضائات سنی آن‌ها ریتم‌های زنده موسیقی ایرانی را مکتوب کنیم و کتاب‌های آموزشی را براین اساس تألیف کنیم.   ارزیابی شما از سیر کمی و کیفی آثار مکتوب در زمینه موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران چیست؟   گاهی برخی از تازه ‌واردها - آن‌ها که غوره نشده مویز شده‌اند- درباره برخی آثار مکتوب استادان باتجربه موسیقی، نظرات تندی دارند که چندان  قابل‌ اتکاء نیست. من به این عزیزان می‌گویم که درباره هر کاری تاریخ قضاوت خواهد کرد. مرحوم پدرم روزنامه‌ای داشت که به نظر می‌رسید مربوط به یک دهه پیش از تولد من باشد. در آن  روزنامه، کاریکاتوری از کلنل وزیری کشیده بودند که استاد تبر را برداشته و با آن تار و سه تار و سنتور را خُرد می‌کند. آن صحنه درحقیقت اظهارنظر برخی از نوازنده‌های موسیقی درباره اقدامات استاد وزیری در زمینه مکتب کردنِ موسیقی ایران بود که البته همگی به زیرخاک رفتند. کلنل وزیری هم از دنیا رفت اما آیا امروز نامی از آن منتقدان مانده است؟ کلنل وزیری نت‌نویسی را به موسیقی ایرانی آورد و معتقد بود این موسیقی باید مکتوب شود و امروز به گواه تاریخ این مرد شریف را معمار موسیقی مکتوب ایران می‌نامند. بنابراین ما هم اظهارنظر درباره کیفیت یا کمیت کار را به عهده آیندگان می‌گذاریم.   ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 09:14:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243923/کیایی-علی-نقی-وزیری-معمار-موسیقی-مکتوب-ایران برخی از فیلم‌نامه‌های برتر جهانی را می‌توان ایرانیزه کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243874/برخی-فیلم-نامه-های-برتر-جهانی-می-توان-ایرانیزه  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_علی نامجو:  مجموعه سی جلدی از برترین فیلم‌نامه‌های سینمای جهان به دبیری و مسئولیت شیوا مقانلو در نشر سفیدسار  منتشر می‌شود. از این مجموعه تا کنون چندین اثر منتشر شده است. در این‌باره با  شیوا مقانلو مترجم، داستان‌نویس و مدرس سینما گفت‌وگو کردیم که شرح آن را در ادامه می‌خوانید:   ملاک انتخاب فیلم‌نامه‌ها برای ترجمه و انتشار  چه بود؟ یکی از اصلی‌ترین ملاک این بود که کتاب مشابهی از آن فیلم‌نامه در بازار موجود نباشد یا اگر هم سال‌ها قبل چاپ شده اما امروز دیگر در دسترس نباشد. اگر احیاناً در سال‌های اخیر هم با نشری دیگر منتشر شده به هر دلیل آن‌چنان‌که بایدوشاید موردتوجه مخاطبان تخصصی این آثار یعنی دانشجویان و فعالان عرصه سینما قرار نگرفته و دیده نشده باشد. می‌دانید که گاهی ممکن است حتی مشخصات فیپای کتابی هم ثبت شده باشد اما منتشر نشده باشد. به‌هرحال نیازسنجی بازار برای ما مهم بود.   از همان آغاز تصمیم داشتید، مجموعه سی‌جلدی از بهترین فیلم‌نامه‌های سینمایی را منتشر کنید؟   به نظرمان با ترجمه و انتشار سی کتاب می‌شد اهداف‌مان را  در معرفی و عرضه‌ فیلم‌نامه‌ها مهم جهان اجرا کنیم. ما بر این بودیم  که از هر ژانری بهترین فیلم‌نامه یا یکی از بهترین‌ها را منتشر کنیم. از سوی دیگر می‌خواهیم بین فیلم‌های جدید و قدیمی تناسب برقرار کنیم. براین اساس همان‌گونه که فیلم‌نامه‌های معاصر برنده جایزه اسکار در این مجموعه جای می‌گیرند، فیلم‌نامه‌های کلاسیک سینما هم منتشر شود. معمولاً فیلم‌های خاص و مهمی که در یک کشور و با همان صنعت سینمائی ساخته می‌شوند، دیگر ساخت مجددی در کشورهای دیگر ندارند اما گاهی برخی فیلم‌نامه‌های این پتانسیل  را دارند که بر اساس آن‌ها در کشوری دیگر هم اثر سینمایی تولید شود. میان آثار منتشر شده در این مجموعه می‌توان کارهای خوبی دید که قابلیت ایرانیزه شدن هم دارند و درام اصلی‌اش قابل تطبیق با وضعیت فعلی سینمای ماست. یعنی این مجموعه در کنار جذابیت‌هایش به‌عنوان متونی خواندنی و مهم، در حقیقت یک پیشنهاد فرهنگی برای اهالی سینما هم هست که سعی کردیم در ارائه آن، همه جوانب را بسنجیم.     عمده ویژگی فیلم‌نامه‌های انتخاب و ترجمه شده  چه بوده است؟ در تمام این آثار مقدمه و مؤخره‌هایی دارند که خودمان به‌کار اضافه کرده و سعی کرده‌ایم نکات جالب، مهم و نقادانه در مورد فیلم‌نامه‌ها را به شکلی موجز بیان کند. اولین فیلم‌نامه این مجموعه «آغاز» نام دارد که یکی از مهم‌ترین کارها در حوزه علمی و تخیلی در سینمای جهان و از معروف‌ترین آثار کریستوفر نولان با همراهی برادرش جاناتان نولان به‌حساب می‌آید.  نوشتن  این اثر یازده  سال زمان برده تا جهان‌های سه لایه‌ای را به درستی بسازد جهانی که به‌تدریج در هم ادغام می‌شوند.   چرا فیلم‌نامه «کازابلانکا» به عنوان دومین کتاب در این مجموعه جای گرفت؟    «کازابلانکا» در تمام این سال‌ها همچنان در لیست فیلم‌های محبوب مردم در سراسر دنیا قرار دارد. با این‌که داستان این فیلم قدیمی شده اما مضامین اصلی و گره‌هایی که در درام وجود دارد ازجمله انتخاب درست انسان در لحظات سرنوشت‌ساز یا وطن‌پرستی و عشق و انسان‌دوستی هم‌چنان دغدغه خیلی از مردم است. از سوی دیگر فیلم‌نامه «کازابلانکا» به لحاظ نوشتاری ویژگی‌های کلاسیک و پایه‌ای دارد که برای علاقه‌مندان به پرده‌های کلاسیک نوشتار، نمونه مناسبی به نظر می‌رسد. همچنین «آگوست اوسیج کانتی» فیلم‌نامه بعدی است که به‌عنوان کتاب سوم در مجموعه برترین فیلم‌نامه‌های سینمای جهان روانه بازار شد. این کار هم از آثار جدید و جایزه برده معاصر است که تریسی لتس ابتدا نمایشنامه‌اش را نوشته و بعد آن  را به صورت فیلم‌نامه نوشت. از این فیلم‌نامه  می‌توان در درام‌های ایرانی استفاده کرد. این فیلم‌نامه  قصه ساده خانواده‌ای چند نفره  است که برای حضور در مراسم عزا زیر یک سقف جمع شده‌اند اما تدریجاً تنش و آشوب بین آن‌ها اوج می‌گیرد و به پرسش‌ها و دریافت‌هایی جدید در روابط این آدم‌ها منجر می‌شود.   فیلم‌نامه «بازیگر» (آرتیست) را در این مجموعه منتشر کردید، به نظر شما سینمای دیالوگ‌محور ما از فیلم‌نامه یک اثر صامت چه استفاده‌ای می‌تواند ببرد؟   «بازیگر»  هم یکی از فیلم‌نامه‌های موفق سال‌های اخیر بود و ویژگی منحصربه‌فردش این بود که اصلاً دیالوگ نداشت و با وفاداری به الگوی فیلم‌های صامت قدیمی ساخته شده بود. اتفاقاً این هم درس خوبی است که چطور تماماً با زبان حرکات و شرح صحنه و تمرکز بر جزئیات رفتاری کاراکترها می‌شود یک فیلم را ساخت. در ابعادی خیلی کوچک‌تر، جشنواره‌های سینمائی مربوط به فیلم‌های بدون کلام را هم داریم. انتشار فیلم‌نامه «پاندای کونگ‌فوکار» به‌عنوان یک انیمیشن باعث تعجب عده‌ای شده بود. شما با چه معیاری تصمیم به انتشار فیلم‌نامه یک انیمیشن گرفتید؟   خوشبختانه یا متأسفانه این اثر اولین و تنها فیلم‌نامه انیمیشنی است که تا امروز در ایران به فارسی منتشر شده است. شاید نوعی بدفهمی و پرسش در مورد لزوم و اهمیت وجود فیلم‌نامه به‌خصوص در مورد فیلم‌های کوتاه در سینمای انیمیشن وجود داشته باشد که اتفاقاً پاندا جوابی برای این پرسش‌ها البته در مقیاس تولیدات بزرگ‌تر است. ممکن است برخی منتقدان کم‌دانش‌تر که تفکری دور از اندیشه امروز سینمای جهان دارند به تمسخر بگویند فیلم‌نامه انیمیشن منتشر شده است! درحالی‌که خواننده به‌روز درخواهد یافت با یکی از مهم‌ترین آثار انیمیشن جهان در سال‌های اخیر مواجه است و چنان‌که در مؤخره آورده‌ایم الگوی این فیلم‌نامه جذاب بر اساس سفر قهرمان و کهن‌الگوهای پراپی نوشته‌شده که برخی از بزرگ‌ترین داستان‌های دنیا هم بر همان اساس‌اند. این مجموعه در بهار سال امسال برنده لوح تقدیر کانون فیلم‌نامه‌نویسان خانه سینما شد. البته دوستان در کانون فیلم‌نامه‌نویسان از من به عنوان دبیر و ویراستار پروژه برای انتخاب کتاب‌ها و تربیت نسل تازه‌ای از مترجمان سینمایی و از آقای خادمیان، مدیر نشر سفید سار به‌دلیل توجه به ترجمه و معرفی این مجموعه به جامعه علاقه‌مند به حوزه کتاب‌ و سینما تقدیر کردند.     ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 07:19:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243874/برخی-فیلم-نامه-های-برتر-جهانی-می-توان-ایرانیزه ​ماتئی ویسنی‌یک با «آخرین گودو» به ایران آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243837/ماتئی-ویسنی-یک-آخرین-گودو-ایران-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به‌تازگی مجموعه نمایشنامه «آخرین گودو» از سوی انتشارات نیلا، روانه بازار کتاب شد. این کتاب، سه نمایشنامه «آخرین گودو»، «صدایی از پس روشنایی» و «زیزفون دوم از سمتِ چپ» را دربر می‌گیرد که ماتئی ویسنی‌یک آن‌ها را نوشته و محمد کریمیان و رضا ساکی آن‌‌ها را ترجمه کرده‌اند. نمایشنامه «آخرین گودو »دو شخصیت محوری یعنی بکت و گودو دارد. در صفحه 20 این کتاب در نمایشنامه «آخرین گودو» آمده است: «گودو: خب این چی می تونه باشه؟ بکت: من چه می دونم. شاید اصلاً چیزی نباشه. گودو: رفیق جون، بذار یه چیزی بهت به گم... الان بیشتر از قبل باهات احساس صمیمیت می‌کنم.. بکت: بذار یه چیزی رو همین‌الان بهت به گم... من بابت اون چه که قبلاً اتفاق افتاده متأسفم...آگه بخوای می تونی_ همون طوری که می‌خواستی _ آخر نمایش وارد صحنه بشی. گودو: دیگه بی فایدس. تآتر مرده. بکت: تآتر مرده باشه یا نه من می خوام تو آخر نمایش وارد صحنه شی. اون ورقه‌ها رو بده به من... گودو: چرنده! مهم آینه که زنده بمونیم. بکت: نه. نه. می خوام یه چیزی اضافه کنم...(بین ورقه‌ها دنبال چیزی می‌گردد) آخر نمایش کو؟ گودو: رفیق جونم، این چیزا به درد تآتر نمی خوره. «صدایی از پس روشنایی» سه شخصیت به نام‌های اولی، دومی و سومی دارد و «زیزفون دوم از سمتِ چپ» چهار شخصیت با نام‌های زن اول، زن دوم، مرد اول و مرد دوم دارد. در صفحه 27 کتاب در نمایشنامه «صدایی از پس روشنایی»می‌خوانیم: «دومی: اوناهاش. خودشه. اولی: گفتش؟ دومی: گویا خیال نداره. سومی: نه، نه... اولی: بگو طناب! سومی: طناب. اولی: عجیبه، چرا نمی خواد بگه؟ سومی: من که دارم می‌گم. دومی: نمی‌دونم. برای این احمق هیچ چی اهمیت نداره. اولی: چرا نمی خوای بگی طناب؟ توقع داری تا کجا باهات انقدر آروم رفتار کنم؟ تا کی می‌خوای مراعات حالتو بکنم؟ دومی: یالا بگو طناب! سومی: طناب. اولی: پشیمون که شد اون وقت می‌فهمه. دومی: پشیمون می شی...» نخستین چاپ «آخرین گودو و دو نمایشنامه دیگر» در 56 صفحه با شمارگان دو هزار و 200 نسخه، به بهای 6 هزار تومان از سوی انتشارات نیلا روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 09:41:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243837/ماتئی-ویسنی-یک-آخرین-گودو-ایران-آمد «طراحی فضاها و مکان‌های سالم» در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243831/طراحی-فضاها-مکان-های-سالم-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دانشگاه هنر به‌تازگی کتابی را با عنوان «طراحی فضاها و مکان‌های سالم؛ طراحی برای سلامت، تندرستی و پایداری» روانه بازار نشر کرده است.   این کتاب به قلم مشترک اندرو ال دننبرگ، هاوارد فرامکین و ریچارد جی جکسون نوشته شده و مریم طباطبائیان، سهیلا غفور و پردیس معین‌زاده آن‌را به فارسی ترجمه کرده‌اند.   اندرو آل دننبرگ به‌عنوان مشاور و پیش از آن رهبر گروه خلق جامعه سالم در مرکز ملی سلامت محیطی مجمع پیشگیری بر کنترل بیماری‌های آتلانتا (CDC) فعالیت می‌کند. همچنین وی در انتصابات اعضای هیات‌ علمی بخش‌های علوم سلامت محیطی و شغلی و برنامه‌ریزی و طراحی شهری دانشگاه واشنگتن سیاتل نیز همکاری می‌کند.   هاوارد فرامکین، رئیس مدرسه سلامت عمومی دانشگاه واشنگتن است. پیش از آن به مدیر مرکز ملی سلامت عمومی در برابر بیماری‌ها و مواد سمی در CDC فعالیت می‌کرد؛ جایی که برنامه‌هایی برای تغییرات آب و هوایی و محیط ساخته شده بنیان نهاد. وی و لاورنس فرانک و ریچارد جکسون مؤلفان پراکندگی شهری و سلامت عمومی در نشریه آیلند 2004 هستند.   ریچارد جی جکسون، کرسی استادی بخش علوم سلامت عمومی دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس را دارد. پزشک متخصص اطفال است و پیش از آن مدیر مرکز ملی سلامت عمومی در CDC و عضو هیات‌رئیسه سلامت عمومی ایالات کالیفرنیا بود.   کتاب «طراحی فضاها و مکان‌های سالم» پنج بخش دارد. در بخش نخست کتاب به توضیحی با عنوان مقدمه‌ای بر مکان‌های سالم می‌پردازد و در بخش دوم طراحی با هدف افزایش سطح سلامت جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهند. در بخش سوم به آسیب‌شناسی و بهبود محیط‌ زیست می‌پردازد. بخش چهارم این کتاب نیز به ارائه راهکارهایی برای مکان‌های سالم اختصاص داده شده و چشم‌انداز به آینده عنوان بخش پایانی این کتاب است.   در صفحه ۲۹۶ این کتاب در بخش سوم در قسمتی با عنوان «مقاومت زیست‌محیطی: حفاظت و احیای سیستم‌های طبیعی» آمده است: «اکوسیستم‌ها و محیط‌های طبیعی محل سکونت جوامع، در معرض تأثیرات وقایع طبیعی مثل طوفان و آتش‌سوزی هستند و علاوه بر آن تعدیل‌کننده تأثیرات این نیروها بر مردم و ساختمان‌ها هستند. مثالی از فعالیت‌های برنامه‌ریزی برای حمایت از مقاومت زیست‌محیطی، برنامه‌های تضمین وجود تالاب‌های کافی است که در واکنش به بالا آمدن طولانی‌مدت سطح آب دریا به زمین‌های مرطوب ساحلی اجازه پیشرفت به سمت خشکی می‌دهد. حفظ و احیای سیستم‌های طبیعی مزایای چشمگیری برای جوامع و محیط‌های ساخته‌شده دارد؛ مثل سیستم‌های تالاب که آب سیل را جذب می‌کند و توده‌های شنی ساحلی که به‌عنوان یک دیواره طبیعی ساحلی عمل می‌کنند...»   نخستین چاپ کتاب «طراحی مکان‌ها و فضاهای سالم» در 467 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه، به بهای ۲۴ هزار تومان از سوی نشر دانشگاه هنر روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 08:31:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243831/طراحی-فضاها-مکان-های-سالم-کتابفروشی-ها استقبال گسترده کاریکاتوریست‌های حرفه‌ای دنیا از سومین دوسالانه «کارتون کتاب» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243847/استقبال-گسترده-کاریکاتوریست-های-حرفه-ای-دنیا-سومین-دوسالانه-کارتون-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، سیدمهدی شجاعی طباطبایی درباره دوسالانه «کارتون کتاب» اظهار کرد: از آنجا که اهمیت موضوع کتابخوانی و ترویج فرهنگ مطالعه به‌عنوان یک ضرورت غیرقابل انکار در جامعه ما مطرح است، از هر راه و ابزار ممکن باید در تحقق و تقویت این موضوع بهره برد. در این میان کاریکاتور یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که می‌تواند در ترویج فرهنگ مطالعه بسیار تأثیرگذار باشد، چراکه دارای یک زبان تصویری قابل‌فهم برای همه مخاطبان در سراسر جهان است. دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» جایگاه کاریکاتور در کشور و فعالیت حرفه‌ای کاریکاتوریست‌های ایرانی در جشنواره‌های معتبر جهانی را جایگاهی ویژه دانست و گفت: کاریکاتوریست‌های ایرانی به‌طور متوسط در هر 10 روز، دو جایزه از جوایز اصلی جشنواره‌های بین‌المللی را از آن خود می‌کنند و حضور هنرمندان ایرانی در برخی از جشنواره‌های بزرگ دنیا به حدی برای برگزارکنندگان مهم است که حتی فراخوان خود را به زبان فارسی نیز منتشر می‌کنند. وی با تقدیر از نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در برگزاری این جشنواره ادامه داد: بسیار جای خوشحالی دارد که مدیریت نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در راستای فعالیت‌های خود، متوجه موقعیت ممتاز کاریکاتور در ایران شدند و درک مناسبی از این ظرفیت عظیم برای ترویج فرهنگ مطالعه و ایجاد گفتمان کتابخوانی در جامعه داشته‌اند. شجاعی‌ طباطبایی افزود: همکاری ما با نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برای راه‌اندازی دوسالانه «کارتون کتاب» در سال 1389 آغاز شد و دور دوم آن با قدرت و قوت بیشتر در سال 1393 ادامه پیدا کرد. به‌طوری‌که دور اول این دوسالانه با حضور هنرمندانی از 53 کشور دنیا برگزار شد که این عدد در دوره دوم به 64 کشور رسید که این مشارکت که به لحاظ آماری بسیار چشمگیر است. مدیر خانه کاریکاتور ایران، درباره جایگاه دوسالانه «کارتون کتاب» در میان سایر جشنواره‌های جهانی توضیح داد: خیلی خوشحالم که اتفاق بزرگی در عرصه فرهنگ و هنر در حوزه تخصصی کاریکاتور در حال شکل گرفتن است که هر دوره شاهد اتفاقات بهتر در آن هستیم. در شرایطی که متأسفانه بسیاری از جشنواره‌های بین‌المللی در اولین یا دومین دوره به دلایل مختلف به نتیجه نمی‌رسند و تعطیل می‌شوند، خوشبختانه جشنواره «کارتون کتاب» با انجام تعهدات خود توانسته جایگاه معتبری در دنیا پیدا کند. وی عنوان کرد: معمولا در برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات بین‌المللی، یک سری چهارچوب و معیارهایی وجود دارد که اگر به درستی رعایت شود، از سوی نهادهای بین‌المللی ناظر، مانند (FECO) فدراسیون کاریکاتوریست‌های اروپایی، از یک تا پنج ستاره برای آن جشنواره درنظر گرفته می‌شود؛ موضوع جشنواره، برگزاری منظم و مستمر، حضور پر تعداد هنرمندان از سراسر جهان، جوایز و خروجی، ارائه کتاب و فعالیت سایت جشنواره معیارهای این امتیازات را تشکیل می‌دهند که خوشبختانه جشنواره «کارتون کتاب» موفق شده تا از مجموع پنج ستاره ممکن، هر پنج ستاره را دریافت کند. شجاعی‌طباطبایی درباره روند برگزاری سومین دوسالانه «کارتون کتاب» گفت: با پشتوانه این اعتبار، فراخوان سومین دوره این دوسالانه را در تابستان سال جاری به 10 زبان زنده دنیا روی سایت این جشنواره به نشانی booktoon.ir منتشر و فعالیت گسترده‌ای را برای ارتباط با هنرمندان منتخب و برگزیده دنیا، خصوصا هنرمندانی که سمت‌های بالایی در حوزه کاریکاتور دارند، آغاز کردیم. دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» ادامه داد: به‌عنوان مثال در کشور چین انجمنی بسیار پویا و فعال در زمینه کاریکاتور به نام fecc وجود دارد که مخفف فدراسیون کارتونیست‌های چین است که فعالیت‌های بین‌المللی وسیعی دارند. با وجود این‌که در دوره قبل هم شاهد حضور خوب هنرمندان جینی بودیم، اما در این دوره ارتباط بهتر و صمیمی‌تری که با این فدراسیون برقرار کردیم حضور و مشارکت هنرمندان کارتونیست چینی افزایش چشمگیری پیدا کرد. وی در این‌باره توضیح داد: در هفته گذشته، طی یک گفتگوی مجازی، یک روز به‌صورت کامل در خدمت اعضای این فدراسیون بودم تا به سوالات آن‌ها پاسخ بدهم. در این گفت‌وگوی مجازی چیزی حدود 300 نفر حضور داشتند که خوشبختانه به افزایش حضور کمی و کیفی هنرمندان چینی در این جشنواره منجر شد. این‌گونه اتفاقات در امتیازدهی و اعتبار جشنواره بسیار موثر است و ما تمام توان خود را به‌کار گرفتیم تا این روید عظیم فرهنگی هنری را به بهترین شکل در سراسر جهان معرفی کنیم و خوشبختانه تا به امروز 800 اثر از هنرمندان بزرگ و مطرح از 53 کشور دنیا به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است. شجاعی‌طباطبایی همچنین درباره حضور هنرمندان کاریکاتوریست ایرانی در این جشنواره اظهار کرد: حضور هنرمندان ایرانی بسیار خوب است و می‌توان گفت که همه هنرمندان حرفه‌‌ای ایران در هر دوره این دوسالانه شرکت داشتند، به‌طوری‌که تعداد هنرمندان ایرانی در هر دوره، با کل هنرمندان شرکت‌کننده از سایر کشورهای دنیا برابر بوده است. البته با توجه به این‌که مهلت ارسال آثار تا 30 دی‌ماه تمدید شده قطعا به لحاظ تعداد شرکت‌کننده نسبت به دوره قبل افزایش خواهیم داشت. مدیر خانه کاریکاتور ایران افزود: یکی از اتفاقاتی که ما به‌صورت جدی آن‌را دنبال می‌کنیم این است که «کارتون کتاب» را به سمت مردمی شدن ببریم، به‌طوری‌که بتوانیم آثاری از این‌دست را در گالری‌ها، فضای مجازی در فضاهای تبلیغات شهری، ترمینال‌ها فرودگاه‌ها و مراکزی از این‌دست به نمایش بگذاریم که خوشبختانه اقدامات موفقی در این زمینه انجام گرفته، به‌ویژه این‌که نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با داشتن سه هزار و 200 کتابخانه تحت پوشش خود، می‌تواند نقش مهمی در تحقق این امر داشته باشد.  دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» درباره نحوه انتخاب پوستر جشنواره گفت: یکی از نکات جالب توجه و بسیار ارزشمند برای ما دقت‌نظر و ارائه نقطه‌نظرات راهگشای مدیران نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در روند برگزاری این جشنواره بود، به‌طوری‌که ما برای طراحی پوستر این دوره از جشنواره، از چند گرافیست‌ بزرگ دعوت به همکاری کردیم، اما در نهایت پوسترهایی که ارائه شد به دیدگاه که ما و نهاد کتابخانه‌های عمومی داشتند نزدیک نبود، بنابراین به این نتیجه رسیدیم که از آثار ارائه شده در دوره قبل ارائه شده بود، استفاده کنیم. وی ادامه داد: بر این اساس از میان این آثار دوره قبل 6 اثر دوره قبل را انتخاب شد تا از این میان، یک اثر را برای پوستر انتخاب کنیم. واقعیت آن بود که هر 6 اثر از آثار بسیار فاخر و خوبی بودند که انتخاب این آثار خاص نشان از بینش خاص ایشان از این حوزه است. در حالی‌که در بسیاری از جشنواره‌ها شاهد نوعی تکنیک‌زدگی هستیم، توجه ویژه‌ای که نهاد به «مفهوم» داشت برای ما بسیار جالب بود و در نهایت با انتخاب اثری زیبا از هنرمند برجسته ایرانی، مسعود ضیایی از فولادشهر اصفهان، به هدف موردنظر رسیدیم. شجاعی‌ طباطبایی با تأکید بر لزوم استفاده از ظرفیت نهادهای هنری برای همکاری با این جشنواره بیان کرد: ما در این دوره تمام تلاشمان را معطوف می‌کنیم تا بتوانیم در کنار نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور که در دو دوره قبلی به‌عنوان بانی این حرکت، کار بزرگی را انجام داد، از مشارکت فعال ارگان‌های مرتبط با حوزه هنر در کشور استفاده کنیم. حتی در حال رایزنی هستیم تا بتوانیم آثار برتر راه یافته به جشنواره را علاوه بر تهران به‌طور همزمان در تمامی مراکز استان‌ها در کشور به نمایش بگذایم. حتی با ارتباط بسیار خوبی که با برخی از کشورهای دنیا برقرار کردیم، می‌توانیم این نمایشگاه را در خارج از کشور نیز برپا کنیم. دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» درباره زمان برگزاری اختتامیه این دوسالانه نیز گفت: اختتامیه جشنواره «کارتون کتاب» همزمان با سالروز تاسیس نهاد در اسفندماه برگزار خواهد شد. تلاش داریم تا از مشارکت برخی از نهادها در بحث جوایز استفاده کنیم تا  جشنواره‌ای به مراتب پربارتر و معتبرتر را برگزار کنیم. لازم به ذکر است برگزیدگان این جشنواره از نفرات اول تا سوم به ترتیب جوایزی به مبلغ 2000 دلار،1500 دلار و 1000 دلار به همراه لوح تقدیر و تندیس دوسالانه دریافت می‌کنند؛ ضمن این‌که پنج جایزه 500 دلاری به همراه لوح تقدیر و تندیس برای پنج نفر برگزیده درنظر گرفته شده است. علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را به نشانی info@booktoon.ir ارسال کرده و برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.booktoon.ir مراجعه کنند. ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 01 Jan 2017 08:14:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243847/استقبال-گسترده-کاریکاتوریست-های-حرفه-ای-دنیا-سومین-دوسالانه-کارتون-کتاب ​«سایه پنهانِ» سیمین امیریان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243839/سایه-پنهان-سیمین-امیریان-منتشر به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات مه‌پارت به‌تازگی نمایشنامه‌ای با نام «سایه پنهان» به قلم سیمین امیریان را روانه بازار کتاب کرده است.   زن (مهرو پارسا)، مرد (دانیال)، یاسمین، دو مأمور پلیس و دو تعمیرکار شخصیت‌های این نمایشنامه سه‌پرده‌ای دوزبانه هستند. در صفحه ۱۸ این نمایشنامه آمده است:   «مرد: من باید برم... نمی‌تونم بمونم. زن: (جاخورده) باشه... خب باشه (مکث) برمی‌گردی نه؟ تنهام که نمی‌ذاری؟ اروین برمی‌گردی؟! مرد: باشه. همین امروز میام... فقط خواهش می‌کنم نگران نشو! زن: (مکث) منتظر می‌مونم تا کارت تموم بشه، زود برگرد (مرد خارج می‌شود. زن روبه روی تلویزیون می‌نشیند اما آن را روشن نمی‌کند.) زن: اون از من فاصله گرفته، دیگه به هم توجه نمی‌کنه. کاش می‌دونست چقدر بهش احتیاج دارم... شاید همسر خوبی نیستم! همیشه سرم تو کاغذ و قلم بوده... الان هم که هنوز این مقاله رو ننوشتم... شاید هم فهمیده که خانم «جین» به را غذا می پزه...اولین باره که باهام اینطوری رفتار می‌کنه...معنیش چیه؟! (مشغول نوشتن می‌شود. لحظه می‌گذرد. نور تغییر می‌کند، پیرزن از آینه گنجه دیده می‌شود. او هم مشغول نوشتن است اما بعد از لحظه‌ای سرش را بلند کرده و مبهوت، به زن نگاه می‌کند و می‌گریزد. زن به دنبالش می‌رود.) نه! خدای من! بازهم تو!...» نخستین چاپ نمایشنامه «سایه پنهان» به قلم سیمین امیریان با شمارگان یک‌هزار نسخه در ۴۱ صفحه، به بهای هشت هزار تومان از سوی انتشارات مه‌پارت روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 07:09:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243839/سایه-پنهان-سیمین-امیریان-منتشر قمصری: موسیقی سنتی در زمینه تألیف پایه‌های محکمی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243840/قمصری-موسیقی-سنتی-زمینه-تألیف-پایه-های-محکمی-ندارد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. مصباح قمصری، آهنگساز و مبدع ساز بم‌کمان، گفت‌وگویی با موضوع کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید. عده‌ای معتقدند آثار مکتوب در زمینه موسیقی ردیفی دستگاهی چه به لحاظ کیفی و چه از نظر کمی، تعداد قابل دفاعی ندارد. نظر شما در این‌باره چیست؟   به‌طور کلی به موسیقی می‌توان از دو منظر نگاه کرد؛‌ یکی منظر هنری یا قلبی و دیگر منظر علمی و عقلی. بخش اول که منظر بیشتر استادان هنرمند (به معنای واقعی کلمه) گذشته نه چندان دور ما بوده است، قابلیت مکتوب شدن یا به کلام درآمدن را ندارد، چراکه متعلق به وادی‌ای است فراتر از سخن و کتاب. شاید شروع و چگونگی ترویج نگاه عقلانی و علمی به موسیقی سنتی را بتوان همگام دانست با تأثیرپذیری فرهنگی ما از فرنگ، چراکه از نظر بنده اصولا نگاه علمی و تکنیکال به موسیقی، نگاهی غربی است. اصولا هنر شرق، خدامحور است و هنر غرب انسان‌محور و هنر خدامحور از طریق شهود و اکتشاف حاصل می‌شود و هنر انسان‌محور از طریق فکر و اکتساب. در پاسخ به سؤال شما باید عرض کنم که به‌طور کلی موسیقی سنتی ما چه در زمینه‌های آموزشی و چه در مقوله تألیف، از پایه‌های تفکری چندان محکم و استواری برخوردار نیست و البته این مسئله نه نشان ضعف و نه نشان قدرت است، بلکه صرفا جنس موسیقی سنتی ما چنین است.   این وضعیت تا چه اندازه در اظهارنظر برخی مبنی بر  غیرعلمی بودن موسیقی ایرانی و گذشتن دوران برای این موسیقی اثرگذار بوده است؟   ما در دوران گذر هستیم. هنرمند امروز ایرانی از طرفی ریشه‌های هنری و شهودی موسیقی را گم کرده و از طرف دیگر هنوز موسیقی علمی را درست نمی‌داند. هنرجوی امروز، نه راه اکتشاف هنر را یافته و نه راه اکتساب دانش را. البته با گذر از این دوران و تسلط بیشتر فرهنگ غرب بر کشور ما در آینده نزدیک، شکل تغییریافته‌ای از موسیقی سنتی ما جای خود را خواهد یافت كه علائم شروع این دوران به وضوح مشهود است و این مساله صرفا مربوط به ژانری خاص از موسیقی نیست، بلکه صحبت از فرهنگ کلی کشور است.   عده‌ای از اهالی موسیقی ایرانی معتقدند موسیقی ایرانی را نمی‌توان با علائم و نشانه‌های نت‌نویسی که مخصوص موسیقی غربی است، منتقل کرد؟ آیا این امکان وجود دارد که علائم و نشانه‌گذاری متناسب با موسیقی ایرانی ایجاد شود؟   تلاش برای نت‌نویسی موسیقی ایرانی با علایم غربی، به تلاش برای نوشتن زبان چینی با حروف لاتین می‌ماند. یکی از جذابیت‌های شنیدن ویلن استاد میرزاده برای بهترین نوازنده‌های ویلن غربی، شنیدن اجرای حالت‌هایی است که حتی به فکر آن‌ها خطور نکرده است، چه برسد به نشانه‌گذاری برای این حالات. اما برای ابداع علایم برای نشانه‌گذاری این حالات در موسیقی ابتدا باید لزوم وجود این علائم حس شود که به نظرمن چنین لزومی هنوز حس نشده است.   شیوه مرسوم در آموزش موسیقی ایرانی ظاهرا روش سینه‌ به‌ سینه و حاصل رابطه استاد و شاگردی است. بر این اساس آیا این انتظار که منابع مکتوب مدون دقیق و علمی برای آموزش موسیقی ایرانی ارائه شود و البته برفرض ارائه کاربردی باشند، چندان دور از انتظار نیست؟   به مسئله‌ای بسیار کلیدی اشاره کردید. همان‌طور که عرض کردم موسیقی دو منظر دارد، هنر و علم. جایگاه هنر سینه و جایگاه علم سر است. در روش سینه به سینه، استفاده  شاگرد از محضر استاد صرفا استفاده  موسیقایی نیست، بلکه استاد بر تزکیه نفس و جلای قلبی هنرجوی خود تأثیر می‌گذارد؛ برای همین هم انتقال سینه به سینه نام دارد. هنر موسیقی در این روش اکتشافی است و نه اکتسابی که البته این روش در موسیقی سنتی ما فراموش شده است. اما همان‌طور که عرض کردم، روش آموزش علمی در ایران هنوز چندان مدون و درست نشده است. نشان اثبات این مدعا را می‌توان در اختلاف فاحشی که بین تعداد فارغ‌التحصیلان سالانه  دانشگاه‌های موسیقی و تعداد فارغ‌التحصیلان کارآمد سالانه این مراکز، به خوبی رصد کرد.   اگر گذری در بازار نشر داشته باشیم و برای تفنن هم که شده چرخی در کتابفروشی‌ها بزنیم، با برخی کتاب‌ها با عنوان فرعی نوازندگی فلان ساز بدون نیاز به استاد و به شیوه خودآموز روبه‌رو می‌شویم. حقیقت چنین ادعایی را تشریح کنید... در صورتی‌که هنرآموز جوهره هنری را در خود یافته باشد، محتمل است که هنرمند شود و اگر نیافته باشد هرگز هنرمند نخواهد شد، بلکه تکنیسین شود. حال این‌که متد چه باشد، کاملا مسئله‌ای فرعی است. آسیب‌ها و ایراداتی که آموزش عالی می‌تواند با اصلاح آن به تدوین آثار دقیق‌تر و البته در نهایت باعث اعتلای سطح موسیقی شود (البته فارغ از مشکلات سیاسی، نگاه جهت‌دار به موسیقی یا نظایر این‌ها) را برایمان توضیح دهید... مسئله‌ای بسیار اساسی وجود دارد که با انجام آن بسیاری از مشکلات از جمله آموزش، ایجاد همبستگی صنفی میان هنرمندان ستنی و اصلاح شرایط مارکتینگ حل خواهد شد. من در چند نشست هم این طرح را مطرح کردم، اما چون کاری دشوار و زمان‌بر و نیازمند تخصصی عمیق بود، دوستان ترجیح دادند توجهی نکنند. طرح بنده ژانر بندی موسیقی سنتی بود. در بخش آموزش، یکی از مسائلی که هنرجو را به سمت دوباره‌کاری و اتلاف وقت و گاهی دلسردی می‌برد، تنوع ژانرهای آموزشی اساتید هم‌ساز است. مثلا در بین معلم‌های مختلف ساز تار، درباره اِکُل و چگونگی مضراب زدن اتفاق‌نظر نیست. در این‌صورت هنرجوی تار به سردرگمی دچار می‌شود و اگر بخواهد معلمش را تغییر دهد، باید زمان زیادی برای تخریب استایل و اِکُل پیشین خود صرف کرده و پس‌ از آن به تحصیل استایل و سبک جدید بپردازد. درباره طرح بنده (ژانر بندی موسیقی ایرانی) و ارتباط آن با مارکتینگ، همبستگی صنفی و همین‌طور مبحث آموزش باید به‌تفصیل صحبت کنیم که در این فرصت نمی‌گنجد. اما همین‌قدر عرض می‌کنم که برای همبستگی بین تفکرهای مختلف، نمی‌توان مخرج‌های صورت‌مسئله را یکی کرد، باید صرفا مخرج مشترک گرفت. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 05:13:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243840/قمصری-موسیقی-سنتی-زمینه-تألیف-پایه-های-محکمی-ندارد غریب‌پور: «کتاب سال تصویرگران» شاخصی برای بررسی تحولات این حوزه است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243795/غریب-پور-کتاب-سال-تصویرگران-شاخصی-بررسی-تحولات-این-حوزه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط‎عمومی انجمن تصویرگران، آیین رونمایی از کتاب سال تصویرگران 1395، عصر جمعه 10 دی‌ماه با استقبال چشمگیر هنرمندان و علاقه‎مندان در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد. کیانوش غریب‎پور، از بانینان شکل‎گیری نخستین کتاب سال تصویرگران، در این آیین درباره لزوم انتشار کتاب سال در این حوزه اظهار کرد: این کتاب در راستای معرفی تصویرگران برای انجمن اهمیت زیادی دارد و موضوع انتشار پنجمین دوره آن از هیات مدیره قبلی مطرح بود که خوشبختانه توسط هیات مدیره کنونی انجام شد. اما این تردید را نیز داشتیم که با توجه به رشد شبکه‎های اجتماعی مجازی و برنامه‎های ارتباطی و اینترنتی و معرفی گسترده آثار توسط هنرمندان، آیا انتشار کتاب سال می‎تواند مفید و کارآمد باشد یا خیر! برای همین در یکی از نشست‎های تخصصی «اتاق روشن» از تصویرگران حاضر نظرسنجی کردیم که تقریبا همه آن‌ها به انتشار کتاب رأی مثبت دادند و انجمن را در ادامه مسیر مصمم‎تر کردند.   رئیس اسبق هیات مدیره انجمن تصویرگران، همچنین درباره جایگاه کتاب سال تصویرگران گفت: درست است که فضای زیادی برای معرفی آثار تصویرگران به‌وجود آمده، اما با توجه به این‌که آثار موجود در این کتاب از فیلتر داوران گذشته است، اعتبار حرفه‎ای بالاتری دارد و سفارش‎دهندگان می‎توانند با اطمینان بیشتری به آن رجوع کنند. علاوه بر آن «کتاب سال تصویرگران» شاخصی برای نمایش تحولات تصویرگری ایران در مرور زمان خواهد بود.    ابراهیم حقیقی از پیشکسوتان هنر تصویرگری و گرافیک نیز در این آیین در چند جمله با اشاره به فعالیت انجمن‎های گرافیک و تصویرگران بیان کرد: آن‌طور که از دور شاهد بوده‎ام، انجمن تصویرگران ایران، فعالیت‎های خوب و زیادی داشته و دوستان باید توجه کنند که باید برای رشد فعالیت‎های انجمن‎ها به یاری آن‌ها بیایند و همه چیز را تنها از آن پنج نفری که در هیات مدیره هستند، نخواهند.    در ادامه کمال طباطبائی، مدیرعامل انجمن تصویرگران و مدیر پروژه «کتاب سال تصویرگران» به ارائه گزارشی از روند اجرای کتاب سال، قبل از فراخوان تا چاپ آن پرداخت و گفت: از همه دست‎اندرکاران و همکارانی که ما را در این پروژه که اکنون به دلیل تداوم آن دیگر به پروسه بدل شده، تشکر می‎کنم، چراکه با زحمت آن‌ها بود که اکنون در اینجا هستیم و کتاب را داغ داغ خواهیم دید.    علی هاشمی‎شهرکی، عضو هیات مدیره انجمن تصویرگران نیز با اشاره به همکاری خوب انتشارات پویانما در تولید این کتاب عنوان کرد: در گذشته انجمن تصویرگران خود همه امور تولید کتاب از ابتدا تا انتها را انجام می‎داد، اما در این دوره بخش هنری و حرفه‎ای کار را خود انجمن انجام داد و با اطمینان خاطر امور فنی و تخصصی چاپ و نشر به انتشارات پویانما سپرده شد که با زحمات آ‌ن‌ها، کتابی ارزنده در اختیار ما قرار گرفته است. این انتشارات در گذشته هم با انجمن گرافیک همکاری داشته و تعداد زیادی از آثار نفیس هنری به ویژه در زمینه گرافیک را منتشر کرده است.     در بخش پایانی این آیین، محمدعلی بنی‎اسدی، ابراهیم حقیقی، پژمان رحیمی‎زاده، مدیر هنری کتاب سال، مهدی رضایی، مدیر انتشارات پویانما و اعضای هیات مدیره انجمن تصویرگران، از «کتاب سال تصویرگران 1395» رونمایی کردند.  ]]> هنرورسانه Sat, 31 Dec 2016 06:41:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243795/غریب-پور-کتاب-سال-تصویرگران-شاخصی-بررسی-تحولات-این-حوزه ​غلامی‌جلیسه: سابقه ما ایرانی‌ها در زمینه کتاب‌آرایی کم‌نظیر است / غریب‌پور: «نشان شیرازه» معیاری برای هنر طراحی کتاب در ایران است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243790/غلامی-جلیسه-سابقه-ایرانی-ها-زمینه-کتاب-آرایی-کم-نظیر-غریب-پور-نشان-شیرازه-معیاری-هنر-طراحی-کتاب-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران( ایبنا) آیین اختتامیه «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران (نشان شیرازه)» عصر جمعه ۱۰ دی‌ماه با حضور مجید غلامی‌جلیسه، محمود آموزگار، کیانوش غریب‌پور، نجفقلی حبیبی، حجت‌الاسلام محمود دعائی، قباد شیوا و گروهی از ناشران و طراحان کتاب در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.   مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب در این آیین اظهار کرد: از سالیان گذشته کتاب‌آرایی در ارائه محتوای خوب و حتی محتوای بد کتاب‌ها تأثیر بسزایی داشته است. سابقه ما ایرانی‌ها در این زمینه کم‌نظیر و مثال‌زدنی است. امروز به هر موزه‌ای در دنیا سر بزنید، نمونه‌ای شگرف از کتاب‌آرایی ایرانی را می‌بینید، اما باید تأسف بخوریم زیرا این نمونه‌ها در کشورهای اروپایی و آمریکا نگهداری می‌شود و لذت تماشایش هم برای مردمان آن کشورهاست.   وی افزود: از ۲۰۰ سال پیش که صنعت چاپ وارد ایران شد، هنر کتاب‌آرایی به آن دلیل که دستی و تک‌نسخه‌ای بود از چاپ فاصله گرفت، بنابراین هنرنمایی سابقی که درباره‌اش توضیح دادم در کتاب‌های چاپی مشهود نبود، اما از دوره‌ای به بعد، چاپ سنگی به آن دلیل توسعه یافت که هنرمندان توانستند ویژگی‌های دیگری را به این وسیله در معرض تماشا قرار دهند. دقیقا در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹، اروپایی‌ها گوی سبقت را از ما ربودند و توانستند با استفاده از ابزاری که در اختیار داشتند، حضور هنر را در کتاب‌ها توسعه دهند.   غلامی‌جلیسه درباره برگزاری دومین دوره «نشان شیرازه» در خانه هنرمندان گفت: امروز ما در کشورمان طراحان گرافیک، صفحه‌آراها و مدیران هنری بسیار خوبی داریم. این جشنواره علاوه بر تقدیر و تشکر از تعدادی از این هنرمندان، می‌تواند گوشزدی به ناشران باشد تا بیشاز گذشته از قدرت و امکان حضور این هنرمندان در حوزه نشر استفاده کنند. توجه به شکل و ظاهر کتاب برای تعامل بهتر با نشر بین‌الملل محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نیز به‌عنوان سخنران در این آیین بیان کرد: موضوع کتاب‌آرایی و نقشی که هنرمندان ما در حوزه های‌گرافیک، طراحی و تصویرگری دارند و برگزاری جشنواره‌ای برای گرامیداشت این تلاش‌ها، موضوعی به‌جا است. آنطور که من اطلاع دارم هرساله نمایشگاهی در لایپزیک برگزار می‌شود که مربوط به ویژگی‌های بصری کتاب و صنعت چاپ است و چند سالی است آثاری از کشور ما به آنجا فرستاده شده است. مسئله اینجاست که در مورد حضور در چنین اتفاق‌های فرهنگی برنامه‌ریزی کافی وجود نداشته است. وی افزود: اگر تعامل جاری میان ما و ناشر بین‌المللی را درنظر بگیرید، توجه به شکل و ظاهر ارائه کتاب می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای را برای برقراری هر چه‌بهتر این تعامل ایفا کند. طراحی کتاب نه تنها در جذب آنی مخاطبان کتاب مؤثر است، بلکه در انتقال مفاهیم موجود در کتاب هم نقش بسزایی دارد.   رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با تأکید بر لزوم افزایش میزان ارتباط با کشورهای خارجی در زمینه کتاب گفت: متأسفانه تا امروز عمده ارتباطی که ما با نشر بین‌الملل داشته‌ایم، صرف گرفتن محتوا و ترجمه آن شده است. اگر تاریخ نشر کشور را به سه دوره از ۱۱۰ سال پیش تا ابتدای دهه ۳۰، از دهه ۳۰ تا انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم کنیم، در می‌یابیم امروز توجه بیشتری به کتاب‌آرایی صورت می‌گیرد. در اینجا می‌خواهم از زنده‌یاد محمد زهرایی یاد کنم که در مورد طراحی و کتاب‌آرایی اهمیت و جدیت فراوانی داشت؛ او می‌گفت کتاب باید زیبا باشد. آثاری هم که منتشر می‌کرد بیانگر همین ایده بود. کتاب‌های نشر او از حیث ظاهر زیبا بود و آن‌ها که با آقای زهرایی رفاقت و همنشینی داشتند از تجربه گرانبهایش استفاده می‌کردند. وی ادامه داد: ناشران امروز هم باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنند. زمانی کتاب‌های حوزه کودک ما شانس جدی برای معرفی کتاب ایرانی به جهانیان بود، اما امروز شاهد این رویه هستیم که بعضی ناشران برای دوری از پرداخت هزینه طراحی به هنرمند داخلی، حق نشر کتاب‌های خارجی را با قیمتی بسیار نازل می‌خرند و همین منفعت آنی آن‌ها را از منفعت‌های بلندمدت مادی و معنوی دور می‌کند. دوستان فعال در حوزه نشر حتی در مورد کتاب‌های خوب هم باید تلاش کنند تا محتوای خوب و ظاهر زیبا با هم همراه شوند؛ این راهی است که در عرصه جهانی هم آزموده شده و کارایی آن مشخص است.   «نشان شیرازه»؛ متر و معیاری برای هنر طراحی کتاب در ایران کیانوش غریب‌پور، دبیر علمی «نشان شیرازه» نیز در این آیین اظهار کرد: «نشان شیرازه» بناست برای ارزیابی بخشی از نشر که در ادبیات و فیزیک کتاب مؤثر است، هرساله برگزار شود. ضمن تشکر از آقای دکتر کامران افشارمهاجر و تیم داوری که سال گذشته اولین دوره جایزه طراحی کتاب را داوری کردند، از همه‌ کسانی که در برگزاری دومین دوره این جایزه من و همکارانم را یاری کردند، تشکر می‌کنم.   وی افزود: یک دهه پیش ما ایرانی‌ها در حوزه طراحی پوستر سرآمد بودیم، اما امسال در جشنواره داخلی نتوانستیم یک طراح جلد پیدا کنیم و به او جایزه بدهیم؛ همه جلدها مشکلاتی داشتند. جامعه نشر امروز بخشی از طراحان را پس زده است، همان‌طور که سینماگران سراغ نابازیگر می‌روند، ناشران همه سراغ ناطراحانی رفته‌اند و به آن‌ها سفارش کار می‌دهند. من با بعضی دوستان که از عبارت صنعت نشر در مورد آنچه امروز کتاب‌های ایرانی را به بازار می‌فرستد، استفاده می‌کنند، مخالفم زیرا اگر صنعت نشری در کار بود، هیچ طراح گرافیکی جرات نداشت بگوید من بیشتر می‌فهمم و بعد مقدمه جدایی ناشران و طراحان حرفه‌ای فراهم نمی‌شد، چون مسئله بر سر یک کار تیمی است و همه باید به آگاهی‌های یکدیگر احترام بگذاریم. غریب‌پور با ابزار امیدواری برای تبدیل «نشان شیرازه» به متر و معیاری در سال‌های آینده در حوزه کتاب، گفت: هنر طراحی کتاب یعنی اینکه طراح در یک فضای زیرپوستی و خاموش هنرش را نشان دهد، اما امروز طراحان صفحه‌آرایی را به صحنه تاخت‌وتاز هنری تبدیل می‌کنند و تعریفشان از حضور هنری تغییر کرده است. امیدوارم در سال‌های آینده «نشان شیرازه» به متر و معیاری تبدیل شود که در ادامه برگزاری‌اش کتاب‌های عالی از زیبایی‌شناسی داشته باشیم.   دبیر علمی «نشان شیرازه» ادامه داد: داوران امسال در فضای زنده کتاب‌آرایی نفس می‌کشند و مبتلای مسائلی هستند که در این حوزه وجود دارد. گرچه دلیل صاحبنظر بودن داوری طولانی شد، اما ماحصل کار به نحوی است که می‌تواند در سال‌های آینده با سیاستگذاری‌های پیش‌بینی‌شده، راهگشای طراحی کتاب در ایران باشد.   اهدای جوایز برگزیدگان «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران (نشان شیرازه)» با حضور حجت‌الاسلام محمود دعایی، مجید غلامی جلیسه، محمود آموزگار، قباد شیوا، کیانوش غریب‌پور و نجفقلی حبیبی، پایان‌بخش این آیین بود. ]]> هنرورسانه Fri, 30 Dec 2016 16:53:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243790/غلامی-جلیسه-سابقه-ایرانی-ها-زمینه-کتاب-آرایی-کم-نظیر-غریب-پور-نشان-شیرازه-معیاری-هنر-طراحی-کتاب-ایران برگزیدگان دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243785/برگزیدگان-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آیین اختتامیه «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران (نشان شیرازه)» عصر جمعه 10 دی‌ماه با سخنرانی مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب، محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و کیانوش غریب‌پور در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.   در این دوره از جشنواره «نشان شیرازه» در دو گروه «پیکره کتاب» و «اجزای کتاب» در مجموع 13 اثر به‌عنوان برگزیده و شایسته تقدیر به شرح زیر معرفی شدند:   گروه پیکره کتاب (طراحی کتاب به عنوان پیکره واحد و یکپارچه)   بخش کتاب‌های تصویری گروه سنی خردسال و کودک الف ـ اثر برگزیده: کتاب «خانه‌ام کجاست؟» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی) 1. به کوروش پارسانژاد به‌عنوان مدیر هنری 2. به شیده زوین به‌عنوان طراح گرافیک متن 3. به رضا دالوند به‌عنوان تصویرگر  دیپلم افتخار به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به‌عنوان ناشر، به نورا حق‌پرست   ب ـ اثر شایسته تقدیر: 1. کتاب «اژدهای عینکی کله اره‌ای» از شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، کتاب‌های پرنده آبی با اهدای لوح تقدیر و هدیه سالانه به خانم مریم یکتافر به‌عنوان تصویرگر 2. کتاب «خو‌شمزه می‌خواهد» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اهدای لوح تقدیر و هدیه سالانه به سمانه قاسمی به‌عنوان تصویرگر   بخش کتاب‌های تصویری گروه سنی نوجوان ـ اثر شایسته تقدیر: کتاب «می‌ترسم یادت برود دوستم داشتی» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اهدای لوح تقدیر و هدیه سالانه به علیرضا پورحنیفه به‌عنوان طراح گرافیک   بخش کتاب‌های غیرتصویری در گروه سنی جوان و عمومی ـ اثر برگزیده: کتاب «جوانی‌ها» از انتشارات بیدگل با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به سیاوش تصاعدیان  به‌عنوان طراح جلد و گرافیک متن 2. و دیپلم افتخار و هدیه سالانه به نشر بیدگل به عماد شاطریان   بخش کتاب‌های علمی و آموزشی گروه سنی جوان و عمومی ـ اثر برگزیده  کتاب «عکس و دیدن عکس» از انتشارات بیدگل با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به سیاوش تصاعدیان به‌عنوان مدیر هنری و طراح گرافیک 2. دیپلم افتخار و هدیه سالانه به نشر بیدگل به عماد شاطریان   بخش کتاب‌های گنجینه گروه سنی جوان و عمومی ـ اثر برگزیده: کتاب «شهر هرت» از انتشارات مثلث، با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به حبیب ایلون  به‌عنوان طراح جلد و گرافیک متن 2. دیپلم افتخار و هدیه سالانه به نشر مثلث به نیما سلیمی   بخش کتاب‌های نفیس گروه سنی جوان و عمومی ـ آثار برگزیده : کتاب «قرآن بایسنغری» از انتشارات آستان قدس رضوی، کتابخانه و موزه ملی ملک، با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به مجید فدائیان به‌عنوان مدیر هنری و عکاس 2. به مرجان جلالی به‌عنوان طراح گرافیک جلد و متن 3. دیپلم افتخار و هدیه سالانه به موسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوی به مسعود فرزانه   گروه اجزای کتاب   - آثار برگزیده  الف ـ در بخش طراحی «موتیف‌های متن در همه گروه‌های سنی» کتاب «قواعد خوردن: راهنمای غذای سالم» از نشر مثلث، با اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به حبیب ایلون به‌عنوان طراح موتیف‌های متن   ب ـ  در بخش «طراحی جلد در گروه سنی نوجوان» جلدهای سه‌گانه «مجموعه گنجینه حکیمی»، از انتشارات به‌نشر با اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به امیر مفتون به‌عنوان طراح و تصویرگر   ج ـ در بخش طراحی «یونی فرم جلد در گروه سنی جوان و عمومی» کتاب «مجموعه شعر امروز» از انتشارات سوره مهر، با اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به محمود حسینی برای طراح یونی فرم جلد مجموعه   د ـ در بخش «صفحه‌آرایی در گروه سنی جوان و عمومی» کتاب «امیرکبیر و ناصرالدین شاه» از انتشارات کتاب رایزن، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به علیرضا احمدی برای طراحی صفحات و صفحه‌‌آرایی   ـ آثار شایسته تقدیر الف ـ در بخش «صفحه‌آرایی گروه سنی جوان و عمومی» کتاب «فرهنگ‌نامه زنان ایران و جهان» از انتشارات ارتباط نوین، دیپلم افتخار 1. به بهرام عفراوی برای صفحه‌آرایی   ب ـ در بخش مدیریت هنری در همه بخش‌ها 1. دیپلم افتخار به مجید زارع به‌عنوان مدیر هنری   ج ـ در بخش ناشران حامی کتاب‌آرایی 1. نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی به رضا هاشمی‌نژاد، مدیرمسئول نشر افق به دلیل تعداد چشمگیر آثار پذیرفته شده در این رویداد و به سرمایه‌گذاری و ترویج کتاب‌آرایی (به‌عنوان برترین ناشر) 2. لوح تقدیر به نیما سلیمی، مدیرمسئول نشر مثلث به دلیل سرمایه‌گذاری و ترویج کتاب‌آرایی (به‌عنوان ناشر تقدیرشده حامی کتاب‌آرایی ]]> هنرورسانه Fri, 30 Dec 2016 13:14:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243785/برگزیدگان-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-معرفی-شدند ​«عکاسی خیابانی با اریک کیم» از راه رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243723/عکاسی-خیابانی-اریک-کیم-راه-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات تیسا به‌تازگی عکاسی خیابانی با اریک کیم را روانه بازار کتاب کرده است.   اریک کیم مطالعات عمیق و گسترده‌ای پیرامون  عکاسی خیابانی و تاریخ آن انجام داده و تمام یافته‌های خود را  با زبانی جذاب و روان در چهار کتاب الکترونیکی‌اش به نام‌های مقدمه‌ای بر عکاسی خیابانی، ۳۱ روز برای غلبه بر ترس از عکاسی خیابانی، دستورالعمل پروژه عکاسی خیابانی و شبکه‌های اجتماعی برای عکاسان ارائه کرده است.   به عقیده فعالان عرصه عکاسی اریک کیم  یکی از نام‌های شناخته‌شده در این زمینه عکاسی خیابانی به‌حساب می‌آید. این عکاس کره‌ای آمریکایی در شبکه‌های اجتماعی حضور فعال و مستمری دارد و همین موضوع نشان از  میزان فعالیت حرفه‌ای او در این عرصه است.   کتاب «عکاسی خیابانی با اریک کیم» مجموعه‌ای از کتاب‌های الکترونیکی این عکاس خیابانی است و باید گفت چکیده‌ای مفید از تجربیات اوست. این مجموعه یک دستورالعمل اجرایی، معتبر و تجربی است که ره‌آورد چندین کارگاه عکاسی و فعالیت‌های نویسنده در رشته عکاسی خیابانی بوده است.   در صفحه ۳۳ کتاب در بخش «عکاسی خیابانی چیست؟» می‌خوانیم:   «من کارهای اتژه را در زمره عکس‌های خیابانی قرار می‌دهم زیرا عکس‌های او نشان‌دهنده اثبات حضور بشریت است؛ عکس‌های او از شهر پاریس هستند و باعث می‌شوند من در مورد زندگی مردم در این شهر فکر کنم. مطمئناً در بیشتر این عکس‌ها مردم حضور ندارند اما باعث می‌شوند من اجتماع را در نظر بگیرم و به آن فکر کنم؛ بنابراین باور دارم که عکاسی خیابانی به‌هرحال به‌گونه‌ای نیازمند چیزی است که اثبات‌کننده و نشان‌دهنده حضور انسان یا اجتماع است. من عکس‌های خیابانی را ترجیح می‌دهم که مردم در آن وجود داشته باشند تا مناظر شهری، اما عکس‌های خیابانی الزاماً نیاز به حضور مردم ندارد؛ بنابراین می‌بینم که تمایزی بین مباحث تاریخی عکس خیابانی در دانشگاه‌ها و درک بصری مشترک مردم از اینکه چه عکسی خیابانی است و کدام عکس‌ها خیابانی نیستند، وجود دارد.» در بخش اولِ کتاب عکاسی خیابانی با اریک کیم که «عکاسی خیابانی چیست» نام دارد، مفاهیم اولیه و دیدگاه‌های اریک کیم بررسی شده است.   «مقدمه‌ای بر عکاسی خیابانی» که نامم اولین کتاب این مجموعه است، تعاریف مختصری از عکاسی خیابانی ارائه می‌کند و مقدمه‌ای بر شیوه کار، تکنیک‌ها و روش‌های اجرای عکاسی خیابانی است.   «۳۱ روز برای غلبه بر ترس از عکاسی خیابانی» کتاب دوم این مجموعه است که تمرینات خوبی برای غلبه بر ترس‌ها و نگرانی‌های عکاسی در خیابان را در خود جای داده و باید آن را آغازی مناسب برای به‌دست گرفتن دوربین و رفتن به خیابان در نظر گرفت. در این کتاب حرفه‌ای‌ها  هم تکنیک‌ها و روش‌های بسیار مناسبی برای آموختن خواهند داشت.   «دستورالعمل پروژه عکاسی خیابانی» سومین کتاب در «عکاسی خیابانی با اریک کیم»  است که برای ادامه عکاسی و پیشرفت در این کار روشی کاربردی  را پیشنهاد می‌دهد و راهکارهای خلاقانه‌ای برای ساخت مجموعه عکس و ایجاد پروژه‌های عکاسی در خود جای داده است.   «شبکه‌های اجتماعی برای عکاسان» چهارمین و آخرین کتاب این مجموعه تک‌جلدی است که تعاریف اریک کیم از این رسانه‌ها را در برمی‌گیرد و مخاطب با مطالعه آن می‌تواند با شیوه عملکرد و شگردهای موفقیت کیم در شبکه‌های اجتماعی آشنا شود.   زبان کیم علی‌رغم  فلسفه و بینش عمیقی که به عکاسی خیابانی دارد بسیار ساده و روان است از همین رو نوشته‌هایش صیقل و پیچیده نیست درنتیجه آثار او برای عموم علاقه‌مندان به عکاسی خیابانی کاربردی و جذاب است.   نخستین چاپ «عکاسی خیابانی با اریک کیم» با ترجمه و تدوین شاهین غفاری و نیما رجبی  با شمارگان یک هزار و چهارصد جلد و در ۲۳۲ صفحه به بهای پانزده هزار و نهصد تومان از سوی انتشارات تیسا روانه بازار نشر شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 28 Dec 2016 09:46:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243723/عکاسی-خیابانی-اریک-کیم-راه-رسید سریر: اساس و بنیان موسیقی دستگاهی را می‌توان با کتاب حفظ کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243739/سریر-اساس-بنیان-موسیقی-دستگاهی-می-توان-کتاب-حفظ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. استاد محمد سریر، آهنگساز و رئیس شورای عالی خانه هنرمندان ایران که یکی از بهترین ملودی‌پردازان ایرانی لقب گرفته، گفت‌وگویی با موضوع کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   با وجود این‌که از زمان ورود نت به ایران حدود یک قرن می‌گذرد، چرا بیشتر استادان موسیقی اصیل در گذشته تمایل چندانی به آموزش و انتقال موسیقی از این طریق نداشته‌اند؟   شاید دو مورد را بتوان به‌عنوان علل اصلی این اتفاق نام برد. اول این‌که استادان قدیم در زمینه موسیقی اطلاعات کافی را برای مکتوب کردن آثار در اختیار نداشتند و با خط موسیقی آن‌گونه که لازم است، آشنا نبودند (در سده‌های قبل خطوط دیگری برای نگارش موسیقی وجود داشت که برای اهل این کار شناخته‌شده‌تر بود، اما عموما همان خط هم همچون نت‌نویسی متداول در اروپا که به‌دقت می‌توان آن را اجرا کرد، معمول نبود). نکته بعدی که باید به آن اشاره کرد، نقش محوری بداهه‌نوازی در موسیقی ایرانی است که تا امروز همچنان باقی است. با این توضیح حتی اگر یک موسیقی در وقت معینی به‌دقت هم نگاشته می‌شد، قطعا در اجرای بعدی تغییرات عمده‌ای داشت، بنابراین نگارش آن فایده چندانی نداشت.   اما نت‌نویسی در دهه ۳۰ در ایران به‌طور جدی انجام می‌شد.   بله، آن نت‌نویسی چارچوب و قابی برای آثار بود و حدود کار را مشخص می‌کرد، بنابراین کاملا دقیق و مو به‌ مو نبود. هدف از آن کار درک مد، تخمین حدودی فواصل در گوشه‌های مختلف و  دریافت نغمگی محوری اثر بود. با این توضیح، نگارش آثار برای اجرای دقیق کارها فایده‌ای نداشت و نمی‌شد گفت این موسیقی دقیقا فلان شکل را دارد و نامش چنین است.   بنابراین نت‌نویسی با ذات موسیقی ایرانی سنخیت نداشت؟   وقتی ما از موسیقی ایرانی صحبت می‌کنیم، طیف متفاوتی از انواع موسیقی را درنظر داریم. قطعا کسانی که به‌طور تخصصی با موسیقی ایرانی در ارتباط بودند با آن دسته از افراد که از روی علاقه‌مندی با این نوع موسیقی همراه بودند، تصویر و برداشت متفاوتی از این موسیقی در ذهن داشتند. با این توضیح باید گفت موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران از دوره قاجار به بعد بود که به‌طور خط‌کشی‌شده‌ای دسته‌بندی شد. البته از آن دوره، تغییراتی در این نوع موسیقی ایجاد شده و افراد مختلف تقسیم‌بندی‌هایی تقریبا متفاوت انجام داده‌اند، اما هسته و محوریت ماجرا در این نوع از موسیقی از دوره قجر تا به امروز در همه تقسیم‌بندی‌ها واحد بوده است. در تصانیف هم از همان چارچوب‌های ردیف استفاده می‌شد، اما در آن حرکت ریتمیک وجود داشت؛ البته سنگین بود و کلام به آن وارد شده بود. از سوی  دیگر بخشی از موسیقی مناطق و نواحی ایران هم توسط استادان ردیف به موسیقی دستگاهی متصل شد. موسیقی‌های پلی‌فونیکی که در 80 سال اخیر به‌وسیله آهنگسازان مختلفی ساخته شد که حاصل اجرای موسیقی مونوفونیک یا تک‌صدایی در کنار برخی اصوات است، نوع دیگری از موسیقی ایرانی است که با موسیقی ایرانی به معنای تخصصی تفاوت‌های مهمی دارد. این قبیل آثار در این سال‌ها کیفیت‌های متفاوتی داشته که برخی بسیار غنی و بعضی بسیار ضعیف هستند. ما از سال ۱۳۰۰ به بعد در موسیقی ایرانی قطعاتی را سراغ داریم که می‌توانند با اصوات مختلف هم‌نوازی کنند و حتی امروز این امکان به‌وجود آمده که تولید صداهای مختلف روی یک ساز میسر شود. گونه مذهبی نیز دیگر نمونه موسیقی ایرانی بود که از موسیقی نواحی و موسیقی ردیفی نشأت گرفته بود. مجموعه این موسیقی‌ها، موسیقی ایرانی نامیده می‌شد، اما ما برای تعریف و تحلیل هرکدام از آن‌ها باید نگاه متفاوتی داشته باشیم. عموما کسانی که به موسیقی به‌طور تخصصی نگاه نمی‌کنند، همه را در دسته موسیقی ایرانی می‌بینند؛ شاید به این دلیل که فواصل مشخصی در همه این موسیقی‌ها به‌کار رفته که در موسیقی غربی متداول نبوده و نیست و اصلا استفاده نمی‌شود.   آیا عدم تمایل به مکتوب کردن، باعث بروز خلل در داشته‌های موسیقی ایرانی نشده است؟ عده‌ای معتقدند عدم وجود چارچوب مکتوب باعث شده که در قدیم برخی استادان گوشه‌هایی را به موسیقی دستگاهی اضافه کنند و گاهی طول یک گوشه را با هدف طولانی‌تر کردن روند آموزش و در نتیجه کسب درآمد بیشتر افزایش دهند.   به گمان من این نظر که استادان گذشته گوشه‌هایی را به موسیقی ایرانی افزوده‌اند، نمی‌تواند به‌طور کلی صحیح باشد، چون گوشه‌های انتخاب‌ شده و تنظیم‌ شده در هفت دستگاه و پنج آواز معمولا با درنظر گرفتن نزدیکی نت‌های یکسان دسته‌بندی شده‌اند. نغمه‌هایی که در این چارچوب وارد شده و ماندگار شده، توانسته حضور و پایداری خودش را نشان دهد و در خاطره تاریخی نسل‌های مختلف باقی بماند. امروز هم ممکن است کسی قطعه بسیار زیبایی بسازد، اما شاید به دهه‌ها زمان نیاز باشد تا دریابیم این قطعه زیبا می‌تواند به بدنه ردیف موسیقی ایرانی متصل شود یا خیر؟ باید دید این قطعه چقدر می‌تواند در حافظه تاریخی یک ملت دوام بیاورد و خودش را در این دسته‌بندی جای دهد. البته نمی‌توان کتمان کرد که این گوشه‌ها در ابتدای کار از آنچه ما امروز در اختیار داریم، بسیار پرحجم‌تر بوده است. در سیر زمانی، بخش‌های غیرماندگار از بدنه این گوشه‌ها جدا شده و آن بخش‌هایی که گوهر ماندگاری را در خود داشته، به دوره کنونی رسیده است. با توجه به مسئولیتی که حدود یک دهه قبل در خانه موسیقی ایران داشتم، موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران را در سازمان یونسکو به ثبت جهانی رساندم. این اقدام اولین اقدام ما در ثبت میراث معنوی در سازمان یونسکو بود و با اخذ نظر از استادان باتجربه و توانمند موسیقی دستگاهی انجام شد.   ثبت موسیقی دستگاهی و ردیفی ایران در سازمان یونسکو کار واقعا ارزشمندی هم بود.                                            البته کار معناداری هم بود. معنای این کار این بود که این میراث جهانی مربوط به قرن‌های گذشته و یادگار بشریت است؛ دقیقا به همین دلیل که شیوه مکتوب برای انتقال موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران به دوره کنونی کارساز نبوده و روش سینه‌به‌سینه و ارتباط استاد و شاگردی این ثروت معنوی را به جامعه بشری امروزی منتقل کرده است. این اقدام برای ما وظایفی را هم به دنبال داشت و آن این‌که نسل امروز همانند گذشتگان به شیوه شفاهی باید این موسیقی را به نسل‌های بعد منتقل کند.   چرا بر انتقال شفاهی این موسیقی تأکید می‌کنید؟   علت تأکید من به انتقال شفاهی، دخالت حالات و نکاتی است که امکان مکتوب کردنشان وجود نداشته  است. البته ردیف موسیقی دستگاهی ایرانی به‌عنوان ستون فقرات این نوع موسیقی مکتوب شده‌ و ما امروز در این‌باره دستمایه‌هایی در اختیار داریم که می‌توانیم آن را به‌عنوان دستورالعمل در هر جایی ارائه کنیم، اما این دستمایه در اجرا با تغییراتی مواجه است که می‌تواند در شرایط مختلف، زمان‌های گوناگون و از سوی افراد مختلف خروجی‌های متفاوتی را داشته باشد. ممکن است این ویژگی در ابتدا به‌عنوان یک عیب تلقی شود، اما روان بودن و امکان بروز خلاقیت‌های تازه در آن، برجستگی به موسیقی ایرانی می‌دهد که در بسیاری از موسیقی‌های دیگر نیست. همین ویژگی امروز در سطح جهان به‌عنوان یک امتیاز تلقی می‌شود که شما را اسیر و پایبند یک چارچوب نمی‌کند و در حقیقت از خلاقیت‌های موسیقی‌دان‌ها در یک مکتب استفاده می‌کند؛ بنابراین جریان و دگرگونی در آن وجود دارد که می‌تواند در طول زمان اجراهای متفاوت برآمده از خلاقیت‌های متفاوت را ارائه دهد. با توجه به آنچه گفته شد، وجود چیزی به نام نت را برای موسیقی ایرانی لااقل برای حفظ اساس و بنیان این موسیقی لازم می‌دانید یا نه؟   قطعا. به‌نظر من حفظ بخش‌هایی که ما را به اساس و بنیان موسیقی ایرانی برآمده از فرهنگی چند هزار ساله متصل می‌کند با برخورداری از ابزاری به نام کتاب بسیار بااهمیت است و هویتش را تضمین می‌کند، اما این‌که با استفاده از نگارش دقیقا و عینا چارچوب این نوع از موسیقی را منتقل کنیم با توجه به ذات و ماهیت موسیقی ایرانی ممکن نخواهد بود. البته آثار مکتوبی که در این حوزه تألیف می‌شود، می‌تواند به‌عنوان یک اثر به‌طور جداگانه محفوظ بماند (درست مثل هر اثری که در موزه قرار می‌گیرد) اما کاربرد و استفاده از آن در جوامع ایرانی در مقاطع مختلف تاریخی با توجه به شرایط اجتماعی آن مقطع از زمان تغییر می‌کند. بنابراین باید گفت جذاب‌تر کردن موسیقی ایرانی با توجه به وضع زمانه و با تکیه‌ بر اساس و چارچوب این موسیقی که در آثار مکتوب آمده است، یک وظیفه برای هنرمندان فعال در این هنر ریشه‌دار به‌حساب می‌آید. در یک جمله می‌توان گفت که حفظ این میراث به آثار مکتوبی در این حوزه نیازمند است. ]]> هنرورسانه Wed, 28 Dec 2016 04:40:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243739/سریر-اساس-بنیان-موسیقی-دستگاهی-می-توان-کتاب-حفظ اختتامیه «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران » جمعه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243714/اختتامیه-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-جمعه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران» با هدف تأکید بر اهمیت طراحی یکپارچه و متفکرانه «پیکره کتاب» به‌عنوان موضوعی مهم در طراحی گرافیک و صنعت نشر و تشویق هنرمندان، ناشران و دست‌اندرکاران صنعت نشر به ارتقای جایگاه «کتاب آرایی» برگزار می‌شود. «نشان شیرازه» جایزه‌‌ای است که هر سال، به «شکل» (فیزیک) کتاب‌های منتشر شده و پدیدآورندگان هنری آن (تیم هنری)، بر مبنای ارزش ‌های توأم «زیبایی» و «عملکرد»، اهدا می‌شود. از آن‌جایی که طراحی یکپارچه کتاب، بارز شدن نقش مدیر هنری و حسن هم‌جواری عوامل هنری کتاب، در سال‌های اخیر در مسیر نزدیک شدن به جایگاه اصلی و مهم خود است، «نشان شیرازه» می‌تواند هر سال و با توجه به واقعیت‌های کتاب‌آرایی (Book Desgin) و فضای مسلط دوره برگزاری، فهرست جوایز خود را با جریان حرف‌ها و زیرشاخه‌های فعال آن، تنظیم کند. آیین اختتامیه «نشان شیرازه؛ دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران » ساعت 15 تا 17 در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.   ]]> هنرورسانه Tue, 27 Dec 2016 08:04:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243714/اختتامیه-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-جمعه-برگزار-می-شود هیچ نهادی خانواده دائره‌المعارف موسیقی و ادبیات بلوچستان را حمایت نمی‌کند / یادداشتی از محمدرضا درویشی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/243702/هیچ-نهادی-خانواده-دائره-المعارف-موسیقی-ادبیات-بلوچستان-حمایت-نمی-کند-یادداشتی-محمدرضا-درویشی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمدرضا درویشی: علی‌محمد بلوچ، دائره‌المعارف موسیقی بلوچستان بود و فقدان او لطمه سنگینی بر پیکره شعر و موسیقی بلوچستان وارد کرد. او در حوزه کاری خودش یک دانشمند بود و ما با از دست رفتنش گوهری گرانبها در حوزه فرهنگ ایران را از دست دادیم. در زندگی مورد بی‌حرمتی قرار گرفت، در حالی‌که یک دائره‌المعارف بود. من آثار زیادی را در غالب کتاب و لوح فشرده از او منتشر کردم، اما چه سود که این آثار تنها بخشی از دائره‌المعارفی بود که مابقی‌اش با فوت علی‌محمد به زیر خاک رفت.   او تکنیک منحصر به‌فردی در نواختن قیچک داشت و به خاطر این توانایی نه فقط در ایران بلکه در شبه‌قاره هند شهرت داشت. امروز استادان بزرگی از سرتاسر بلوچستان ایران، سیستان، بلوچستان پاکستان و هند به چابهار سرازیر شده‌اند. اما خانواده دست‌تنگِ علی‌محمد بلوچ نیازمند کمک کسانی است که باید آن‌ها را دریابند. علی‌محمد بلوچ در زمره استادانی نبود که مبلغ 150 هزار تومانی طرح تکریم را دریافت کند. البته من در حال انجام کارها برای اختصاص این مبلغ به ایشان بودم و اکنون هم سعی خواهم کرد کاری کنم تا این مبلغ به همسر ایشان پرداخت شود.   حالا که ۶ روز است علی‌محمد، دوست عزیز من در زیر خاک خفته است، گروهی از موسیقی‌دانان پاکستان و هند و استادان موسیقی سراسر سیستان و بلوچستان به احترامش رهسپار چابهار شده‌اند، چون ایشان انسان بزرگی بود؛ نه فقط در موسیقی بلکه در ادبیات و ... . هرچند علی‌محمد بلوچ سواد خواندن و نوشتن نداشت و خط نمی‌دانست اما از نظر من یک حکیم بود. او داستان‌ها، افسانه‌ها و اساطیر فراموش‌شده موسیقی بلوچستان را در غالب ده‌ها هزار بیت در حافظه داشت. شعرهای حماسی، عاشقانه و مذهبی. او این ابیات را طی ده‌ها سال به‌ملایمت از شاعران حماسی و داستان‌گو یاد گرفته بود.   خانواده علی‌محمد بلوچ با سیل عظیم مهمانان در چابهار مواجه شده اما نه خود یک ریال پول دارد و نه سازمان‌ها و نهادهای دولتی کاری می‌کنند. البته در زمان زندگی علی‌محمد بلوچ هیچ نهادی از او حمایت نکرد و اکنون هم در زمان فوتِ ایشان از خانواده‌اش حمایتی نمی‌کند.   من با خانواده استاد علی‌محمد بلوچ صحبت کردم و چگونگی تأمین هزینه خورد و خوراک مهمانان را جویا شدم. گفتند اغلب برای تأمین این هزینه‌ها قرض می‌کنیم.   آیا اداره‌کل ارشاد چابهار و سازمان منطقه آزاد چابهاری در این جهان نیست که از این خانواده بزرگ موسیقی‌دان شبه‌قاره هند حمایت کند؟! ]]> هنرورسانه Tue, 27 Dec 2016 05:29:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/243702/هیچ-نهادی-خانواده-دائره-المعارف-موسیقی-ادبیات-بلوچستان-حمایت-نمی-کند-یادداشتی-محمدرضا-درویشی گنجه‌ای: کتاب‌های موسیقی باید از مراجع علمی تاییدیه بگیرند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243667/گنجه-ای-کتاب-های-موسیقی-باید-مراجع-علمی-تاییدیه-بگیرند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. استاد داود گنجه‌ای که اجراهای مختلفی در کشورهای گوناگون تجربه کرده و حدود نیم قرن در زمینه آموزش موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی فعالیت دارد، گفت‌وگویی با موضوع کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   شما شیوه مکتوب را برای آموزش موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران، کارساز می‌دانید؟   به عقیده من که حدود ۵۰ سال است این رشته را تدریس می‌کنم، برای انجام هر کاری مواد اولیه لازم است. کسی که می‌خواهد در زمینه پزشکی فعالیت کند، نیاز به داشتن پیش‌زمینه‌های اولیه دارد تا به او اجازه حضور سر کلاس‌های ویژه رشته پزشکی را بدهند و پس از فراگیری دوره‌های مختلف در طی چند سال بتواند مدرک پزشکی را دریافت کند؛ تازه آن موقع این فرد می‌تواند طبابت را آغاز کند. اگر روح‌الله خالقی، جواد معروفی، ابوالحسن صبا و دیگران در زمینه مکتوب در موسیقی فعالیت کرده‌اند، هر کدام در زمینه‌ای به درجه استادی رسیده بودند. به‌طور کلی در ابتدای کار بهتر است آموزش موسیقی به‌صورت نوشتاری آغاز شود و به‌ مرور شیوه شفاهی به‌کار گرفته شود تا هنرجو بتواند پله‌ها را یکی‌ یکی طی کند و به جایگاهی قابل دفاع برسد. همان‌طور که می‌دانید کسی که به جایگاه موسیقیدان رسید، دیگر با دفتر و کتاب کاری ندارد، چراکه آن زمان دیگر حرف عشق در دفتر نباشد! با این توضیح، برای رسیدن به درجه استادی شیوه سینه‌به‌سینه آنهم از معلمی که ویژگی‌های یک استاد واقعی را دارد، ممکن خواهد بود. از سوی دیگر موسیقی ایرانی، موسیقی عاطفی است و اساس آن کشف و شهود است، بنابراین کار یک موزیسین به‌صرف اجرای عملی نت‌های مکتوب با استفاده از ساز تمام نمی‌شود. منِ معلم با این سابقه در تدریس معتقدم که کتاب‌های هنرستان موسیقی که در گذشته نگاشته شده، برای پیشرفت کارساز است و هنرجویان برای فراگیری مراحل ابتدایی موسیقی می‌توانند در محضر استاد، از آن‌ها بهره ببرند. هنرجویان با استفاده از منابع مکتوبی که گفتم می‌توانند مقدمات ردیف موسیقی ایرانی را بیاموزند. البته اگر بتوانند به شیوه در اصطلاح گوشی این موسیقی را فرابگیرند، قطعا ظرایف بیشتری را خواهند آموخت.   به‌نظر شما چرا استادان قدیمی موسیقی ایرانی به آموزش براساس نت علاقه نشان نمی‌دادند؟   استادان قدیمی در موسیقی ایرانی بنا به دو دلیل از آموزش به شیوه مکتوب استقبال نمی‌کردند. از یک‌سو برخی از این بزرگان، با علائم و نشانه‌های نت‌نویسی به شیوه امروزی آشنایی نداشتند و بنابراین طبیعی بود که بر این اساس کار آموزش را پی نگیرند و از سوی دیگر آموختن تمامی ظرایف و نکات ریز موسیقی ردیفی و دستگاهی بر مبنای نت امکان‌پذیر نبود. زنده‌یاد مسعودیه که ۵۰ سال قبل در دانشگاه تهران استاد ما بود، می‌گفت ردیف موسیقی ایرانی به شیوه مکتوب هرقدر هم دقیق و کامل نوشته شود، نمی‌تواند تمامی آنچه ردیف موسیقی ایرانی به شیوه شفاهی و در رابطه استاد و شاگردی دارد، انتقال دهد. موسیقی یک کار معرفتی است اما در فراگیری آن، معرفت به‌تنهایی کارساز نخواهد بود. تکنیک باید در کنار معرفت قرار بگیرد تا آنچه درست است، ارائه شود. این وضعیت درست مثل این است که ما بخواهیم سنگ بزرگی را جابه‌جا کنیم، اما از هیچ ابزار و وسیله‌ای بهره نبریم. در این‌صورت، ممکن است سنگ جابه‌جا شود، اما آن‌گونه که شایسته است، منتقل نخواهد شد.   با توجه به آنچه گفته شد، به‌نظر می‌رسد فراگیری موسیقی فقط از راه مکتوب هم نمی‌تواند هنرجو را به‌جایی برساند. جانا سخن از زبان ما می‌گویی! اگر نت و نشانه‌ای نباشد ممکن است ما اصل ماجرا را گم کنیم، اما نباید فراموش کرد که با نت تنها می‌توان اسکلت‌بندی ماجرا را یاد گرفت، اما روح و جان را نمی‌توان با استفاده از نت آموخت. بر همین اساس بسیاری از کارهایی که امروز به‌عنوان آهنگسازی از سوی عده‌ای ارائه می‌شود، اصلا آهنگسازی نیست. من معتقدم آموزش به شیوه مکتوب و سینه‌به‌سینه لازم و ملزوم هم هستند. بنابراین کسی که می‌خواهد به‌جایی برسد باید به‌صورت آکادمیک کتاب‌های هنرستان موسیقی را فرا بگیرد و بعد از آن ردیف میرزا عبدالله را بیاموزد.   با توجه به توضیحات شما، در گذشته که منابع مکتوبی برای یادگیری وجود نداشت، شیوه آموزش موسیقی با امروز چه تفاوتی داشت؟   در موسیقی ما سه اصل اهمیت دارد؛ نت شاهد، نت متغیر و نت ایست. این سه نشان می‌دهد که ما در کدام قسمت از ملودی ایستاده‌ایم؟ این نکته هم باید تکرار شود که موسیقی ایرانی موسیقی مُدال است. به‌نظر من در گذشته از یک‌سو کلاس‌های آموزش موسیقی ممر درآمد استادان موسیقی بود و از سوی دیگر شاگردان باید گوشه‌ها و مایه‌های مختلف را می‌آموختند، استاد ناگزیر به تکرار یک گوشه برای دفعات زیادی بود. با این توضیح استاد ۵۰ مرتبه زابل را آموزش می‌داد و شاگرد هم که برای یادگیری در این کلاس‌ها شرکت می‌کرد، هزینه حضور در کلاس را پرداخت می‌کرد، اما امروزه که خط نت مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاگردان می‌توانند در کتاب‌های ردیف موسیقی ایرانی استراکچر کار را دریابند و با تمرین نزدیک استاد کارکشته ریزه‌کاری‌های ردیف را بیاموزند.   بر همین اساس که تمام موسیقی ایرانی در نت نمی‌گنجد، عده‌ای موسیقی ایرانی را غیرعلمی می‌دانند و معتقدند دوره این نوع موسیقی دیگر به سرآمده است. هیچ موسیقی در دنیا نمی‌تواند در نت بگنجد. من حدود 9 سال موسیقی غربی را با معلم اتریشی فراگرفتم، بنابراین معتقدم چنین اظهارنظری نمی‌تواند چندان منطقی باشد. وقتی قرار است شما به‌عنوان یک موزیسین ماورای احساس خودت را بیان کنی، ناگزیر به بهره‌گیری از ریزه‌کاری‌هایی هستی که با علامت و نشانه روی کاغذ قابل‌انتقال نیست. نت می‌تواند سنگ نشانی برای یادآوری باشد. ماجرای علمی بودن یا نبودن این نیست. این قصه مثل ماجرای فراگیری زبان توسط کودکان است. در ابتدا باید مکالمه به کودکان آموخته شود و به‌ مرور قواعد و اصولی را که در گذر زمان به‌دست آمده است، به آن‌ها آموزش بدهند. با این توضیح، هیچ‌ چیزی از ابتدا علمی نیست، بلکه باید علمی بشود. ما علائم و نشانه‌هایی را به نت افزوده‌ایم. زبان موسیقی زبان بین‌الملل است. نشانه‌هایی که ما برای فهم درنظر می‌گیریم ممکن است با نشانه‌هایی که غربی‌ها می‌گذارند، متفاوت باشد. درست مثل زبان ما که فارسی است و زبان غربی‌ها که مثلا انگلیسی است.    درباره کتاب‌های قدیمی هنرستان موسیقی سخن گفتید. به‌نظر می‌رسد آن کتاب‌ها ایرادات و اشکالات فراوانی دارند. با این توضیح چه کسی مسئول رفع ایرادات این آثار خواهد بود؟   این وظیفه کانون مدرسین خانه موسیقی است که داشته‌های مکتوب و غیرمکتوب را بررسی کند و یک کتاب آموزشی واحد برای همه سطوح ارائه دهد. علاوه بر این کتاب‌های مربوط به هنرستان در دوره گذشته ایرادات زیادی دارد که باید رفع شود.   نظرتان درباره کتاب‌هایی که در سال‌های اخیر در زمینه موسیقی ایرانی نوشته شده، چیست؟   همه کتاب‌هایی که به‌تازگی نوشته شده، مورد وثوق همه استادان نیست. بنابراین معتقدم که همه استادان باید در کانون مدرسین خانه موسیقی این کتاب‌ها را بررسی کنند. البته در گذشته جلساتی در این کانون برگزار شده که کتاب‌های موسیقی را مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار دهد، اما این جلسات تداوم نداشته است. متأسفانه امروز هر کسی می‌خواهد در زمینه موسیقی کتابی را وارد بازار می‌کند. برای مثال در زمینه دف در سال‌های اخیر کتاب‌های زیادی روانه بازار نشر شده که بسیاری از آن‌ها مورد قبول نیست و پایه و اساسی ندارد؛ البته تعدادی از آن‌ها هم واقعا منابع آموزشی و علمی خوبی هستند. اگر این کانون به‌طور مستمر فعالیت کند، می‌توانیم امیدوار باشیم که حتی در نگارش نشانه‌ها و علائم ویژه سازهای ایرانی شاهد یکپارچگی و اتحاد باشیم و هر کس برای خودش علامتی را در کتابش نیاورد.   برخی از کتاب‌ها را می‌توان در بازار نشر نام برد که ادعا دارند بدون حضور استاد در مدت‌ زمان کوتاهی نوازندگی را می‌آموزند. آیا امکان دارد کسی بدون حضور استاد و در مدت زمانی کوتاه بتواند نوازندگی یک ساز ایرانی را یاد بگیرد؟   به‌نظر من، کتاب‌هایی با این مضامین در اصطلاح عامیانه به‌کلی کشک است. حداقل کانون مدرسین خانه موسیقی باید این کتاب‌ها را تأیید کند. ما چند بار هم به دوستان در وزارت ارشاد تذکر داده‌ایم که ارائه مجوز به این کتاب‌ها را متوقف کنند، چون نه تنها سودی ندارند، بلکه باعث بی‌اعتمادی مردم به آثار هنری در زمینه موسیقی می‌شوند.   در پایان فکر می‌کنید فعالیت‌هایی که اهالی موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی در زمینه مکتوب انجام داده‌اند، کافی است؟   کارهایی در این سال‌ها انجام شده اما من معتقدم باید بیش از این در زمینه مکتوب فعالیت و آثار جدیدتری نوشته شود و البته همان‌طور که گفتم در جمع استادان ایرادیابی شود؛ کتاب‌های تخصصی باید از مراجع علمی همچون دانشگاه‌ها، هنرستان‌ها و شوراهای تخصصی تأییدیه داشته باشند. ]]> هنرورسانه Mon, 26 Dec 2016 05:04:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243667/گنجه-ای-کتاب-های-موسیقی-باید-مراجع-علمی-تاییدیه-بگیرند رونمایی از خاطرات داریوش مهرجویی/ روایت بازداشت مهرجویی را در «عوج‌کلاب» بخوانید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243594/رونمایی-خاطرات-داریوش-مهرجویی-روایت-بازداشت-عوج-کلاب-بخوانید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تازه‌ترین کتاب داریوش مهرجویی با عنوان «دو خاطره: سفرنامه پاریس، عوج‌کلاب» در خانه هنرمندان رونمایی خواهد شد.  این کتاب دربردارنده روایت شخصی رویدادهایی است که این کارگردان در دو مقطع زمانی با آن‌ها روبه‌رو شده است. در بخش «سفرنامه پاریس» با خاطرات مهرجویی از حضورش در این شهر روبه‌رو هستیم و در بخش دوم با نام «عوج‌کلاب» با روایتی از یک سوءتفاهم برخورد خواهیم داشت؛ سوءتفاهمی که مهرجویی را راهی بازداشتگاه می‌کند. این کتاب توسط انتشارات به‌نگار و با همکاری مؤسسه کوزه در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران رونمایی خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این آیین می‌توانند از ساعت 17 روز چهارشنبه (8 دی‌ماه) به خانه هنرمندان به نشانی خیابان طالقانی، خیابان فرصت (موسوی) شمالی، ضلع جنوبی پارک هنرمندان (باغ هنر) مراجعه کنند. ]]> ادبیات Sat, 24 Dec 2016 09:32:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243594/رونمایی-خاطرات-داریوش-مهرجویی-روایت-بازداشت-عوج-کلاب-بخوانید راستین: فیلمنامه باید دردی دوا کند/ مقانلو: سینمای ما برخی از اصول فیلمنامه‌نویسی استاندارد را ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243564/راستین-فیلمنامه-باید-دردی-دوا-کند-مقانلو-سینمای-برخی-اصول-فیلمنامه-نویسی-استاندارد-ندارد به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی مجموعه کتاب‌های «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» عصر چهارشنبه 1 دی‌ماه با حضور شادمهر راستین، رامتین شهبازی و شیوا مقانلو در سرای اهل قلم برگزار شد.   شیوا مقانلو، نویسنده و فیلمنامه‌نویس که دبیر و ویراستار مجموعه «برترین فیلم‌نامه‌های سینمای جهان» در نشر «سفید سار» است، در این نشست اظهار کرد: از نظر من، سینمای ما هنوز برخی از اصول فیلمنامه‌نویسی استاندارد را ندارد. شاید چنین نظری برآمده از نگاه معلم‌وار من باشد، اما من فکر می‌کنم تا زمانی که نتوانیم یک کات زدن معمولی را به‌درستی انجام دهیم، نمی‌توانیم یک فیلم کامل را با دارا بودن استانداردهای جهانی بسازیم.   وی درباره هدف نشر «سفید سار» از انتشار مجموعه «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» گفت: ما تلاش می‌کنیم تا براساس ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر اثری آن را در این مجموعه قرار دهیم. البته همان‌طور که می‌دانید در بازار کتاب، فیلمنامه به لحاظ اقتصادی وضع چندان به‌سامانی ندارد، بنابراین جذابیت آثار هم یکی از مشخصه‌هایی بود که ما برای انتشار فیلمنامه‌ها از آن استفاده کردیم. در مجموع ما تلاش کردیم کاری را ارائه دهیم که مخاطب عام و مخاطب خاص بتواند استفاده خودش را از آن ببرد. امیدوارم لااقل تعدادی از دوستان فیلمساز این مجموعه را مطالعه کنند.   نگاه جدی به فعالیت‌های حوزه فرهنگ رامتین شهبازی، منتقد و مدرس فیلم نیز در این نشست بیان کرد: وقتی به حوزه فرهنگ در کشور خودمان نگاه می‌کنیم، درخواهیم یافت که انگار به فعالیت‌ها نگاه تفننی می‌شود. اگر کسی فیلمی می‌سازد، نمایشنامه‌ای می‌نویسد، موسیقی ارائه می‌دهد یا تدریس می‌کند، به‌طور جدی به او نگاه نمی‌شود و این تلقی وجود دارد که چنین کارهایی تفننی است، اما باید گفت که ما به کاری که در حوزه فرهنگ انجام می‌دهیم نگاهی جدی داریم و آن را ادامه خواهیم داد.   وی درباره انتشار فیلمنامه در قالب کتاب، افزود: ما سال‌های سال است که در مجله فیلم‌نگار  هر شماره یک فیلمنامه را منتشر می‌کنیم. چون این نشریه وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، نمی‌توانیم فیلمنامه‌هایی که با سیاست‌های کشور ما سازگار نیست در آن منتشر کنیم. از سوی دیگر فیلمنامه‌هایی هم که با فضای سینمای ما سازگاری چندانی ندارد، در این ماهنامه منتشر نمی‌شود. به دلیل وجود همین نگاه ما مجبوریم که سالانه پنح یا ۶ فیلمنامه را بعد از ترجمه کامل کنار بگذاریم. امیدوارم کتاب‌هایی که بنا به محدودیت‌ها در ماهنامه فیلم‌نگار کنار گذاشته می‌شود، در مجموعه «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» منتشر شود.   شهبازی با بیان اهمیت چاپ کتاب‌های که موضوع آن‌ها فیلمنامه است، گفت: چاپ فیلمنامه‌های مختلف اهمیت زیادی برای سینما و دانشجویانش دارد. البته برخی از فیلمنامه‌ها که تاکنون در کشور ما منتشر شده، فقط کارکرد کارگاهی دارد و به لحاظ آکادمیک چندان قابل‌اتکا نیست. از سوی دیگر پایان‌نامه‌ها و مقالاتی که در این حوزه ارائه می‌شود، حرف جدید چندانی برای سینما ندارد. دانشجویان ما بیشتر به مواردی همچون شخصیت‌پردازی و میزانسن تاکید دارند و کمتر به درون‌مایه و موارد آموزشی می‌پردازند.   وی ادامه داد: اهمیت پرداخت به فیلمنامه از نظر من در بحث‌های میان‌رشته‌ای زیاد است، چراکه قرار است یک پیام از زبانی به نام واژگان به زبانی به نام تصویر برود. باید این جذابیت در کار بررسی شود که یک واژه چگونه می‌خواهد در دهان یک بازیگر بچرخد یا این‌که کارگردان براساس میزانسن آن پیام را چگونه انتقال دهد؟ امیدوارم از این کتاب‌ها استفاده‌های خوبی شود.   اهمیت نقش ویراستار در مجموعه «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» شادمهر راستین، فیلمنامه‌نویس و مدرس دانشگاه، به‌عنوان دیگر سخنران این نشست تخصصی اظهار کرد: اولین‌بار که کتاب‌های مجموعه «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» را خواندم در کانون نویسندگان بودم. در این کتاب‌ها اهمیت ویراستار به‌ اندازه مترجم کتاب است.   وی افزود: قبل از انقلاب مجموعه‌ای از فیلمنامه ترجمه شد که با توجه به محدودیت‌های موجود در نمایش برخی از فیلم‌ها ما در ابتدا فیلمنامه را خواندیم و بعدها فیلم را دیدیم. بعدها بود که متوجه شدم این فیلمنامه‌ها پس از ساخت تهیه شده است. در سال‌های بعد دریافتم فیلم‌هایی که معمولا به لحاظ اقتصادی مورد استقبال قرار گرفته و فیلمنامه‌اش هم در موفقیت فیلم نامزد شده است، با هدف موفقیت بیشتر اقتصادی منتشر می‌شود.   راستین با اشاره به این‌که فیلمنامه قبل از ساخت فیلم یک اثر ناقص است، اظهار کرد: من جزو افرادی هستم که معتقدم فیلمنامه باید از من دردی دوا کند. من نمی‌توانم فیلمنامه را بدون اینکه به دردم بخورد، در کنار دیگر آثار ادبی در قفسه کتابخانه قرار دهم  و آن‌را مثل دیگر کتاب‌ها بخوانم. ]]> هنرورسانه Thu, 22 Dec 2016 05:24:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243564/راستین-فیلمنامه-باید-دردی-دوا-کند-مقانلو-سینمای-برخی-اصول-فیلمنامه-نویسی-استاندارد-ندارد ​ساکت: احساس نیاز به غنی‌تر شدن ادبیات موسیقی مرا به نوشتن واداشت / ارزیابی ساکت از وضعیت کتاب‌های حوزه موسیقی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243472/ساکت-احساس-نیاز-غنی-تر-شدن-ادبیات-موسیقی-مرا-نوشتن-واداشت-ارزیابی-ساکت-وضعیت-کتاب-های-حوزه  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر موسیقی بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. استاد کیوان ساکت که اجراهای مختلفی در قالب گروه‌هایی  مختلف در کشورهای مختلف اروپایی، آسیایی و آمریکایی را تجربه کرده و تاکنون کتاب‌های زیادی را در زمینه آموزشی در عرصه موسیقی راهی بازار نشر کرده است، گفت‌وگویی پیرامون کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   کتاب‌های موسیقی را که در ایران نوشته شده، از نظر کیفیت و کمیت چگونه ارزیابی می‌کنید؟   کتاب‌های تألیف شده در زمینه موسیقی در ایران، به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ بخشی از این کتاب‌ها مربوط به آهنگ‌های موردعلاقه مردم بوده است، گروه دیگرِ کتاب‌های موسیقی مربوط به آثاری است که با هدف افزایش مهارت و در اصطلاح تکنیک نوشته شده و بخش دیگر آثار مکتوب، مربوط به کتاب‌های آموزشی است. ناگفته نماند که در زمینه آموزشی در ایران تاکنون کتاب‌های زیادی نوشته نشده است. یکی از این کتاب‌ها، کتاب آموزشی هنرستان موسیقی به قلم روح‌الله خالقی است. این کتاب اشکالات فراوانی دارد که تجزیه‌ و تحلیل آن‌ها به زمان زیادی نیاز دارد. کتاب دیگر، اثر آقای ذوالفنون است که جزو اولین کتاب‌ها است. عجله، ساده‌انگاری و گذشتن از بسیاری تکنیک‌ها نقاط ضعفی است که در این کتاب دیده می‌شود. استاد علیزاده هم چند جلد کتاب حاوی آثارشان به همراه چند تمرین منتشر کرده‌اند و پس‌ از آن کتاب‌های من منتشر شده است. با این توضیح کتاب‌های منتشر شده در زمینه موسیقی ایرانی زیاد نیست. من بسیاری از این کتاب‌ها را خوانده‌ام و بعضی از آن‌ها را در ابتدا درس می‌دادم. پس‌ از آن با این توضیح که احساس کردم ادبیات موسیقایی ما باید غنی‌تر از این بشود، اقدام به نگارش چند جلد کتاب در زمینه آموزشی کردم. اگر در کتابی که در زمینه آموزشی منتشر می‌کنید، پس از انتشار ایرادی ببینید، چه می‌کنید؟ همان‌طور که می‌دانید تعدادی از کتاب‌ها در زمینه موسیقی با وجود غلط‌های مختلف بارها و بارها بدون ویرایش تجدیدچاپ می‌شوند...   من براساس واکنش‌های معلمان موسیقی در سراسر ایران و با توجه به نظرات شاگردان مختلف تاکنون بارها و بارها این کتاب‌ها را ویرایش کرده‌ام. از سوی دیگر در تألیف آثار آموزشی همیشه سعی کرده‌ام سه نکته را درنظر بگیرم. براین اساس، تلاش کرده‌ام از نظر کیفیتِ مطالب در زمینه اجرایی، افزایش مهارتِ نوازندگی و آشناییِ هرچه سریع‌تر هنرجویان با مفاهیم موسیقی ایرانی کتاب مناسب و ارزشمندی را ارائه کنم.   با نگاهی گذرا به آثار مکتوب در زمینه موسیقی خواهید دید که برخی کتاب‌ها براساس نامشان ادعا دارند، بدون حضور استاد می‌توان در مدت کوتاهی نوازندگی یک ساز را فراگرفت. آیا چنین اتفاقی می‌تواند محقق شود؟ نه، اصلا چنین چیزی محال است و مدعیان دورغ می‌گویند. در هر صنف و صنعتی انسان‌های سودجو و فرصت‌طلب حضور دارند که از بی‌سوادی و صداقت مردم سوءاستفاده می‌کنند و برای مدت کوتاهی سودی مقطعی می‌برند. در زمینه پزشکی هم کتاب‌هایی با نام‌هایی عجیب‌ و غریب مانند خواص داروها، چگونه جوان بمانیم و چگونه مریض نشویم، وجود دارد که به‌نظر نمی‌رسد کاربردی باشد. متأسفانه این مسائل در همه‌جا وجود دارد. از نظر من وزارت ارشاد باید جلوی چاپ این کتاب‌ها را بگیرد. با همه این توضیحات، به‌نظر من موسیقی مشغول به انجام کار خودش است. من مطمئنم که به کمک استادان توانمندی که در زمینه موسیقی کتاب نوشته‌اند و با یاری معلمین و مدرسین جوان که با شور و حرارت زیاد برای انتقال مفاهیم به نسل بعد تلاش می‌کنند، آینده درخشانی در انتظار هنر موسیقی این سرزمین خواهد بود.   «گزیده ردیف کاربردی موسیقی ملی ایران» به قلم شما، قرار بود به نمایشگاه بیست و  نهم در شهر آفتاب برسد، اما این اتفاق نیفتاد. بعد از آن هم خبری از انتشار این کتاب نبود تا این‌که ظاهرا چند روز پیش برای انتشار راهی لیتوگرافی شد...   دو دلیل بسیار مهم در تأخیر این کتاب وجود داشت. خط جلد این کتاب را استاد امیرخانی نگاشته‌اند. ما نمی‌توانستم برای اتمام کار به ایشان اصرار کنیم، چون هرگاه حال نوشتن پیش بیاید خط باید نوشته شود. از طرف دیگر من نظر چهار استاد موسیقی ایران یعنی استاد فخرالدینی، استاد روشن‌روان، استاد فرهنگ شریف و استاد محمد سریر درباره کتاب را می‌خواستم که با تفاوت‌های زمانی به‌دستمان رسید. طرح جلد این کتاب بسیار نفیس است و به شکلی زیبا منتشر خواهد شد. فکر می‌کنم همین کتاب در تدریس ردیف در موسیقی ایرانی نقطه عطفی باشد. این کتاب‌ها که براساس شیوه مکتوب است، راه خودش را پیدا خواهد کرد. البته به‌نظر بسیاری از استادان به نام همچون استاد هوشنگ ظریف نت‌نویسی یکی از مهم‌ترین قسمت‌های آموزشی محسوب می‌شد. به‌نظر شما ضرورت آموزش موسیقی با استفاده از کتاب در دوره حاضر چیست؟   برای پاسخ به این سؤال بگذارید مثالی مطرح کنم. اگر الفبای نوشتاری وجود نداشت، میلیون‌ها بیت شعر زیبا که ادبیات پارسی به آن‌ها می‌نازد و بر تارک ادبیات جهان می‌درخشد، تا امروز به این کمال باقی نمی‌ماند؛ بسیاری از آن‌ها از بین می‌رفت و آنچه به نسل‌های بعد منتقل می‌شد از خطا و اشتباه خالی نبود. بنابراین نت به‌عنوان یک ابزار نوشتاری برای ثبت، نگاه‌داشتن و انتقال مطالب موسیقایی به نسل‌های بعدی اهمیتی همچون خط و الفبا دارد. کسی که این ابزار را انکار می‌کند، نمی‌داند که نبودن نت تاکنون چه لطمه‌هایی به موسیقی ایران‌زمین زده است. چه بسیار آهنگ‌های زیبایی که از سرپنجه نوازندگان قابل، خارج شده است، اما چون استادان و نوازندگان گذشته، ادبیات نوشتاری موسیقی را نمی‌دانستند، این آثار باقی نمانده‌اند. در حالی‌که با نگاهی اجمالی به موسیقی غربی درخواهید یافت که آثار بسیار قدیمی از چندصد سال پیش در این موسیقی به‌ واسطه ثبت و ضبط با نت، بدون ذره‌ای خدشه از گذشته تا امروز باقی مانده‌اند. بر این اساس از یک‌سو، نسل‌های امروز و آینده این امکان را دارند تا از آن آثار استفاده کنند و از سوی دیگر به دلیل جمع‌آوری آثار موسیقایی زمینه پیشرفت موسیقی در سطح جهان فراهم شده و از همین رهگذر روزبه‌روز بر کیفیت آثار موسیقی کلاسیک افزوده می‌شود.   با این توضیح کارکرد نت در موسیقی چیست؟   به‌نظر من، نت وسیله‌ای برای جلوگیری از فراموشی است. با این توضیح اگر نت وجود نداشته باشد، روند آموزش طولانی می‌شود و هرقدر حافظه هنرجو قوی باشد بخش زیادی از آموخته‌ها و ظرایفی که استاد به شاگرد می‌آموزد در فاصله این جلسه تا جلسه بعدی فراموش خواهد شد. البته هیچ‌کس در هیچ جای دنیا نمی‌تواند ادعا کند که دانستن نت برای بیان تمام احساس آهنگساز کفایت می‌کند. کسی که نت‌ها را می‌آموزد، باید احساس را از استادان فرا بگیرد، چراکه نت وسیله‌ای است تا احساس فراگرفته از استادان را که با تکرار و تمرین در ذهن ثبت می‌شود، در روان هنرجو کدگذاری می‌کند تا در گذر زمان از یاد نرود و هنرمند حتی پس از سال‌ها بتواند با رجوع به آن، درس‌های فراگرفته از استاد را بازیابی کند. انتقال درست مطالب موسیقی از نسلی به نسل دیگر و امکان مطالعه و کنکاش از طریق نت امکان‌پذیر می‌شود. البته در هیچ نوع موسیقی در سراسر دنیا نت نمی‌تواند به‌تنهایی وسیله‌ای برای انعکاس تمامی شور و احساس آهنگساز باشد. باور به این‌که نت به‌تنهایی می‌تواند در اجرای یک اثر موسیقایی کافی باشد، درست مثل این می‌ماند که بگوییم هر کس خواندن و نوشتن را در هر سطحی بداند، می‌تواند از روی ابیات شاعران کهن پارسی همچون حافظ و سعدی درست بخواند و معنای کامل آن ابیات را دریابد، در صورتی‌که این‌گونه نیست. به‌نظر شما چرا برخی از استادان قدیم و حتی امروزی با آموزش موسیقی از طریق مکتوب مشکل دارند؟ به هر حال آدم‌های مختلف سلایق و علائق مختلفی دارند. با این توضیح، به‌نظر می‌رسد که مخالفت با آموزش و فراگیری و اجرای موسیقی به‌صورت مکتوب در دوره‌های مختلف دلایل مختلفی داشته است. در آغاز ورود نت به ایران، کسانی که سال‌ها در عرصه موسیقی مطرح بودند و مردم از آن‌ها با نام استادان موسیقی یاد می‌کردند، از این شیوه آگاهی نداشتند و در اصطلاح نت‌نویسی نمی‌دانستند. برای این بزرگان که اکثرشان هم سن و سال بالایی داشتند، این‌که بخواهند نت‌نویسی را فرابگیرند، چندان خوشایند نبود. بسیاری از ما که پدربزرگان یا مادربزرگان بی‌سواد داشته باشیم، احتمالا تجربه کرده‌ایم که این عزیزان تمایل چندانی به آموختن در این سن و سال ندارند و از سوی دیگر آموزش‌پذیری در این سن و سال هم با سختی‌ها و مشکلاتی روبه‌رو است. با این توضیح برای استادانی که در سطح جامعه اسم و رسمی داشتند، کسرشان بود که بخواهند از جوان‌ترها نت‌نویسی و نت‌خوانی بیاموزند آن‌هم با سختی‌هایی که آموزش در سن و سال بالا دارد. آموزش براساس نت، فرایند یادگیری را کوتاه‌تر می‌کند، یعنی شما می‌توانید یک قطعه خیلی سخت را با تمام علامت‌گذاری‌ها به شاگرد درس بدهید، در صورتی‌که اگر نت نباشد شاگرد نمی‌تواند چند صفحه را یاد بگیرد. با این توضیح چاره‌ای به‌جز طولانی‌تر کردن دوره آموزشی باقی نمی‌ماند. چون برخی از استادان از طریق آموزش موسیقی ارتزاق می‌کردند از روشی که بخواهد تعداد و طول جلسات آموزشی را کاهش دهد، استقبال نمی‌کردند، در صورتی‌که با بهره‌گیری از نت می‌توان یک قطعه پیچیده را به شاگرد آموزش داد و جلسات بعدی را صرف بیان بهتر، موزیکالیته و افزایش مهارت در آن قطعه کرد. شکل دیگری از این مطلب را استاد فقید محمدرضا لطفی در کتاب ردیف عبدالله دوامی نوشته است. برای نوشتن آن کتاب، دستگاه شور با صدای عبدالله دوامی و تار محمدرضا لطفی اجرا شده است. در مقدمه‌ای که استاد لطفی نگاشته، بخشی به زندگی عبدالله خان دوامی مربوط است. در این بخش از قول عبدالله دوامی نوشته‌اند که در گذشته چون کلاس‌ها ممر درآمد استادان موسیقی بود، با هدف افزایش طول کلاس‌ها هر استاد بر تعداد گوشه‌ها می‌افزود. در مورد نت هم ماجرا همین‌گونه است. شاید کسانی که دستشان خالی است و نگران کوتاه شدن طول کلاس‌ها هستند، نت‌نویسی اتفاق خوبی نیست.   آیا امکان افزایش علائم و نشانه‌ها براساس نیاز در نت‌نویسی وجود دارد؟   بله. اصولا نت از ابتدا به شکل امروزی نبوده است. درست همچون دستور زبان که درگذر زمان و مطابق نیازهای روز ممکن است تغییر کند. با این توضیح استادان موسیقی، براساس نیازها و قابلیت‌های سازهای مختلف علائم و نشانه‌هایی را به آن افزوده‌اند. افزودن نشانه‌ها و علائم سازهای مختلف تا امروز هم انجام شده، اما هنوز خیلی جای کار دارد. همان‌طور که می‌دانید در تار، سه‌تار و سنتور تکنیک‌هایی همچون «دراب» وجود دارد که در نی نیست. بنابراین نت باید برای هر سازی نوشته شود. این را هم نباید فراموش کرد که موسیقی غرب در زمینه نتاسیون، ساز سازی، هارمونی و علم موسیقی نزدیک به هزار سال سابقه تحقیق، کنکاش و مطالعه دارد، در حالی‌که این جریان در موسیقی ایرانی عمری کمتر از یک قرن دارد. در این میان، برخی ممکن است بگویند مگر ما در تاریخ موسیقی‌مان کسانی همچون عبدالقادر مراغه‌ای، فارابی، صفی‌الدین ارموی و ابن‌سینا را نداریم؟ در پاسخ باید گفت این بزرگان دوره زمانی حدود هزار تا پانصد سال قبل را دربر می‌گیرند. از طرفی فواصل موسیقایی امروز در قیاس با آن زمان بسیار تغییر کرده و از سوی دیگر شاید نوشته‌های این بزرگان به‌طور عملی دیگر به‌کار موسیقی امروز نیاید. با این توضیح زمانی که بزرگان و عالمان موسیقی ما تئوری موسیقی را رها کردند یا این‌که رها شد، غربی‌ها آن را آغاز کردند، اما امروزه در این زمینه از ما جلوتر افتاده‌اند و پیشرفته‌تر هستند. به گمان من استادان ما هم در این زمینه فعالیت‌های خوبی انجام داده‌اند، اما برای رسیدن به سطح قابل‌قبول به زمان بیشتری نیاز داریم. ]]> هنرورسانه Wed, 21 Dec 2016 06:21:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243472/ساکت-احساس-نیاز-غنی-تر-شدن-ادبیات-موسیقی-مرا-نوشتن-واداشت-ارزیابی-ساکت-وضعیت-کتاب-های-حوزه ارسباران میزبان نمایشگاه تخصصی «کتاب هنر»می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243500/ارسباران-میزبان-نمایشگاه-تخصصی-کتاب-هنر-می-شود به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نمایشگاه تخصصی «کتاب هنر» 4 تا ۹ دی‌ماه با ارائه یک‌هزار و 700 عنوان کتاب در زمینه‌های مختلف هنری برگزار می‌شود. کتاب‌های این نمایشگاه با موضوعاتی همچون تاریخ هنر، هنرهای اسلامی، معماری و شهرسازی، هنرهای نمایشی و سینما، هنرهای تجسمی، موسیقی و صنایع‌دستی از ساعت ۹ تا ۲۱ در معرض دید علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. علاقه‌مندان برای بازید از نمایشگاه‌ها می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان دکتر شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌های ۲۰-۲۲۸۷۲۸۱۸ تماس بگیرند. ]]> هنرورسانه Tue, 20 Dec 2016 10:35:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243500/ارسباران-میزبان-نمایشگاه-تخصصی-کتاب-هنر-می-شود «سلسله درسگفتارهای تخصصی نظریه و نقد هنر» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243498/سلسله-درسگفتارهای-تخصصی-نظریه-نقد-هنر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی پژوهشکده هنر، در این چارچوب نشست به‌عنوان نخستین گام «چیستی نظریه و چگونگی نظریه‌پردازی» از ساعت ۱۵ تا ۱۷ روز سه‌شنبه ۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ در محل پژوهشکده هنر به نشانی تهران، خیابان ولیعصر (عج)، بالاتر از تقاطع امام خمینی (ره)، نبش کوچه شهید حسن سخنور، شماره ۲۹ برگزار خواهد شد.   هدف از برگزاری این درسگفتارها بررسی گام‌به‌گام مسائل مهم حوزه نظریه، فرانقد و نقد هنر، تبیین پارادایم ها و رویکردهای نظریه و نقد در هنر، و بازاندیشی مفاهیم و چالش‌های معطوف به این حوزه از مطالعات نظری هنر است.   در هر نشست پس از ارائه بحث، به‌تناسب موضوع، کتاب‌ها و مقالات مهم مرتبط با مباحث از سوی سخنرانان معرفی خواهد شد.   مخاطبان این درسگفتارها، پژوهشگران، مدرسان و دانشجویان دوره‌های تحصیلات تکمیلی کلیه رشته‌ها و گرایش های هنر و حوزه‌های میان‌رشته‌ای مرتبط هستند. عنوان گام نخست از این درسگفتارها «چیستی نظریه و چگونگی نظریه‌پردازی» است که دکتر سعید زیباکلام (دانشیار دانشگاه تهران) به ارائه آن خواهد پرداخت.   علاقه‌مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانند به وبگاه پژوهشکده هنر به نشانی http://aria.ac.ir مراجعه کرده و یا با شماره‌های ۲- ۶۶۹۵۶۱۹۰ تماس بگیرند.  ]]> هنرورسانه Tue, 20 Dec 2016 09:36:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243498/سلسله-درسگفتارهای-تخصصی-نظریه-نقد-هنر-برگزار-می-شود حق‌شناس: ماهیت غیرقابل‌ تفکیک فعالیت عملی و نظری در «طراحی گرافیک چیست؟» آموزنده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243492/حق-شناس-ماهیت-غیرقابل-تفکیک-فعالیت-عملی-نظری-طراحی-گرافیک-چیست-آموزنده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سیزدهمین جشنواره نقد کتاب در حالی عصر دوشنبه 29 آذرماه به‌کار خود پایان داد که براساس اعلام دبیرخانه این جشنواره، مهدی حق‌شناس (طراح، نویسنده و منتقد) به‌عنوان نفر برتر بخش هنر انتخاب شده است. مقاله‌ای که وی به این جشنواره ارسال کرده بود «مداقه‌ای در مباحث تئوری طراحی گرافیک؛ نگاهی به کتاب: طراحی گرافیک چیست؟» نام داشت که نقدی بر کتاب «طراحی گرافیک چیست؟» نوشته کوئنتین نیوآرک بود. این کتاب در سال ۱۳۹۴ با ترجمه‌ای از  مرجان زاهدی از سوی نشر مشکی روانه بازار کتاب شده بود. مقاله مهدی حق‌شناس، در سال جاری در شماره ۷ فصلنامه نقد کتاب هنر منتشر شده است. به همین بهانه با این منتقد گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم که شرح آن در ادامه آمده است.   آقای حق‌شناس در نقد کتاب به‌طورکلی به چه مواردی توجه می‌کنید؟   موارد بسیاری در نقد یک کتاب وجود دارد. به‌طور کلی سعی‌ام بر این است که به جای انگشت نهادن بر ایرادهای کتاب، نظر مخاطب را به مطالبِ درخور توجه آن معطوف کنم. البته گاه به کاربرد نویسنده از یک کلمه، توجه ویژه‌ای نشان می‌دهم. البته این نشانه ایرادگیر بودن من نیست. من آموخته‌ام که ارزیابی صحیح متن چنین ایجاب می‌کند که در نقد کتاب باید حتی نکات جزئی را درنظر بگیرید. آیا در این مقاله برایتان پیش آمده که در نقد کتاب، با نویسنده هم‌داستان نبوده باشید و نقدهایی در رد نظریات او ارائه کنید؟ بله، چند مورد بوده است که در مقاله درباره‌شان توضیح داده‌ام. برای نمونه می‌توانید موردی را بیان کنید؟   نویسنده در همان اوایل کتاب، تلقی مردم مصر باستان، ایتالیای سده‌های میانه و مردم عصر شوروی را از طراحی گرافیک در کنار یکدیگر قرار داده و حتی آن‌را به دوران مدرن تعمیم داده‌ است. زمانی می‌توانیم چنین تعمیمی را به‌ واقع بپذیریم که منابع دست‌اول برای اثبات آن ارائه‌ شده باشد. یک مثال برایتان می‌زنم؛ امروزه کارکردن کودکان، غیرقانونی و به لحاظ اجتماعی درخور نکوهش است اما منابعی تاریخی برجای‌ مانده‌اند که عکس این تلقی را نشان می‌دهند. برای نمونه در اوایل قرن هجدهم اروپا، کارکردن کودکان نشانه آن بود که برای همه کار هست و غذا و مایحتاج تمام اعضای یک خانواده تأمین است. بنابراین اغلب نمی‌توان با دیدگاه‌های فعلی به تفسیر گذشته پرداخت. به‌عبارت‌دیگر چنین تعمیم‌هایی نیازمند پژوهش‌های تاریخی و ارائه اسنادی دست‌اول است. در این کتاب نویسنده چه موضوعی را طرح کرد که برای شما به‌عنوان یک منتقد جالب‌توجه بود؟ مباحث متعددی در کتاب طرح شده‌ که در مجموع گویای موفقیت آقای نیوآرک در توصیف پاسخ به سؤال «طراحی گرافیک چیست؟» است. اما برای خود من نه به‌عنوان منتقد بلکه به‌عنوان یک پژوهشگر طراحی گرافیک، چند موضوع آموزنده بود. یکی نگاه بلندمدت و جهت‌مندی که نویسنده در توجه به اهمیت طراحی گرافیک و تئوری آن قائل است و می‌گوید اگر کوشش ما برای توسعه مرزهای آن ادامه یافته و عمیق شود، ارنست گمبریچ بعدی تاریخ و تئوری طراحی گرافیک را مشابه دیگر هنرها ارج می‌نهد. همچنین نگارنده دو نقل‌قول از مایکل بیروت و رودی وَندرلنس آورده‌ که هنوز در ذهنم باقی است و مجموع بحثش تأکید بر مسئولیت اجتماعی طراحان گرافیک در برابر جامعه است. داخل پرانتز بگویم که این اندیشه در کتاب «انفطار صورت» سید مرتضی آوینی که جمع مقالاتش درباره گرافیک و نقاشی است نیز طرح و بحث شده است. به‌نظر شما، مطالب کتاب برای جامعه ما و فعالان این رشته مفید است؟ بله، مطالبی که در کتاب مطرح شده‌اند با چالش‌های موردبحث در جامعه ما نیز قرابت دارند. مثلا این‌که طراحی گرافیک باید در خدمت کاربرد و سفارش‌دهنده باشد یا در خدمت بیان هنری، در جامعه ما نیز بحث رایج و روزآمدی است. اتفاقا در این بحث نویسنده ضمن تشریح هر دو رویکرد، نگاه غیرجزمی خودش را در پذیرفتن هردوی آن‌ها ارائه می‌دهد که قابل‌تأمل است. تصور می‌کنم که نگرش نویسنده مبتنی بر این است که واقعیت اجتماعی به‌وسیله تمامی افرادی که در آن مشارکت دارند، شکل می‌گیرد و بنابراین هر دو رویکرد را محترم می‌شمارد. از سوی دیگر تأکید نویسنده بر اهمیت تئوری و این‌که به‌درستی به ماهیت غیرقابل‌ تفکیک فعالیت عملی و نظری طراحی گرافیک اشاره می‌کند، از دیدگاه من بسیار آموزنده است. گرچه کلی‌گویی در بیان مباحث، یکی از ضعف‌های اصلی این کتاب است، اما همین اشاره‌های کوتاه، مفید و مؤثر هستند. البته در همین جا بگویم که برخی مباحث هم در کتاب مطرح شده‌اند که دغدغه‌هایی مشابه جامعه ما دارند اما باید توجه داشت که نویسنده در بیان آن‌ها دچار سوگیری شده است. بنابراین خواننده کتاب باید نسبت به این موارد آگاه باشد و مطالب را چشم‌بسته نپذیرد. برای مثال همین بحث کاربرد اصطلاح طراحی گرافیک در مورد آثاری متعلق به دوران پیشامدرن که در ابتدای گفت‌وگو عرض کردم سال‌هاست که در کشور ما نیز محل مناقشه است.  وقتی نویسنده از سبک در طراحی گرافیک صحبت می‌کند، مشکلات و نارسایی‌های متعددی در بحث‌ وجود دارد. آیا مباحثی در این حوزه وجود دارد که در کتاب مطرح نشده باشند و جای خالی آن‌ها در این اثر حس شود؟   اساسا هر پژوهشی، ادعایی در ارائه جامع یک پدیده ندارد حتی فرهنگنامه‌ها هم نیازمند بازنگری و به‌روزرسانی هستند. این اهمیت ندارد که ببینیم نویسنده چه چیزی را نگفته، بلکه انتخاب او و این‌که چگونه این موارد انتخابی را مطرح کرده، اهمیت دارد. البته به نظر من معیاری که ببینیم آیا جای خالی مطلبی حس می‌شود یا نه، در این است که آیا مطالبی که مطرح شده‌اند، در جهت پاسخ به پرسش یا پرسش‌های پژوهش هستند یا در تشریح ابعاد پدیده موردبحث برآمده‌اند. چیزی وجود دارد که گفته نشده باشد و چنانچه گفته می‌شد ما معنای آن پدیده را بهتر درک می‌کردیم. چنین چیزی را به‌وضوح در کتاب ندیدم، یعنی می‌خواهم بگویم نویسنده به‌رغم برخی مشکلات پژوهشی، در دستیابی به هدف کتاب موفق بوده است. این‌که بگویم مثلا چرا به طنز یا فرهنگ‌عامه، گرافیک کودکان، چاپ دستی و حتی خوشنویسی یا کالیگرافی، پرداخته‌ نشده، نقصانی در کتاب حاضر نیست، بلکه نظر من است. البته ممکن است فردی پیدا شود و بگوید وقتی کتابی سعی می‌کند بگوید طراحی گرافیک چیست و در مباحث آن نشانی از مثلا موضوع طنز وجود ندارد، پس یک چیزی کم دارد. پاسخ من به این نظر آن است که کتاب پیش‌رو دریچه‌ای است که آقای نیوآرک گشوده‌ است و درست مثل خود طراحی گرافیک است که طراحان مختلف، آثار متفاوتی را از یک موضوع مشترک ارائه می‌دهند. ]]> هنرورسانه Tue, 20 Dec 2016 08:58:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243492/حق-شناس-ماهیت-غیرقابل-تفکیک-فعالیت-عملی-نظری-طراحی-گرافیک-چیست-آموزنده نقد و بررسی «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243485/نقد-بررسی-برترین-فیلمنامه-های-سینمای-جهان-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، شادمهر راستین، رامتین شهبازی و شیوا مقانلو، چهارشنبه اول دی‌ماه، مجموعه کتاب‌های «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» را در سرای اهل قلم نقد و بررسی می‌کنند.   انتشار مجموعه «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» از سال گذشته با دبیری و ویراستاری شیوا مقانلو در نشر «سپیدساز» آغاز شده است. عناوین هفت جلد نخست این مجموعه شامل «سخنرانی پادشاه» نوشته دیوید سایدلر با ترجمه آرمیتا شهنازی، «پاندای کونگ‌فو کار» نوشته مشترک جاناتان ایبل، گلن برگر با ترجمه ساسان ک. م. عاصی، «بازیگر» نوشته میشل آزاناویسوس با ترجمه موحد تاری مرادی، «آغاز» نوشته کریستوفر نولان با ترجمه مشترک سون‌یاز سلطانی و علی زوار، «کازابلانکا» نوشته مشترک ژولیوس و فیلیپ جی.اپستاین و هاوارد کاچ با ترجمه سون‌یاز سلطانی، «آگوست؛ اوسیج کانتی» نوشته تریسی لتز با ترجمه نیلوفر شاندیز و «هتل بزرگ بوداپست» نوشته وس اندرسن با ترجمه نیلوفر تیموری است.   نقد و بررسی «برترین فیلمنامه‌های سینمای جهان» از ساعت 16 تا 18 روز چهارشنبه اول دی‌ماه در سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، شماره ۲، طبقه همکف برگزار می‌شود. ]]> هنرورسانه Tue, 20 Dec 2016 07:27:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243485/نقد-بررسی-برترین-فیلمنامه-های-سینمای-جهان-سرای-اهل-قلم سریر: یعقوب آژند یکی از بزرگ‌ترین ثروت‌های علمی امروز ماست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243471/سریر-یعقوب-آژند-یکی-بزرگ-ترین-ثروت-های-علمی-امروز-ماست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آیین نکوداشت استاد «یعقوب آژند» پژوهشگر برجسته معاصر، عصر دوشنبه (۲۹ آذرماه) به همت انجمن افراز و خانه هنرمندان با حضور مجید رجبی معمار، محمد سریر، مهدی خانکه، عطاالله کوپال، محمدحسن حامدی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.   در بخشی از این آیین دکتر محمد سریر، رئیس شورای عالی خانه هنرمندان با اشاره به فعالیت‌های مستمر و گسترده یعقوب آژند در عرصه علم و فرهنگ، گفت: صحبت درباره بزرگانی چون دکتر آژند در جلساتی چندساعته، چندروزه و حتی چندماهه کار واقعا مشکلی است. احتمالا همه شما می‌دانید که یک یافته علمی به صرف زحمات زیادی حتی برای سال‌ها دارد.   سریر افزود: ده‌ها کتاب، مقاله و شاگردانی که در طول سال‌ها از فعالیت‌های یعقوب آژند پدید آمده‌اند، گویای حرکت مستمر در جریان دانش‌هایی چون هنر، تاریخ و ادبیات است. برای ارائه تحلیلی قوی درباره شخصیت علمی آژند باید در تمامی کتاب‌هایی که او نگاشته، جستجو کرد و چاره‌ای جز بازگشت به کتاب اول در طول این سیر تاریخی پیش‌روی ما نیست.   رئیس شورای عالی خانه هنرمندان با اشاره به گستره وسیعی که یعقوب آژند در آن به تحقیق و پژوهش پرداخته، اظهار کرد: فلسفه هنر، معماری، نقاشی و ادبیات بخش‌هایی از سیر و سلوک علمی دکتر آژند است. ایشان در پژوهش پیرامون هنر اسلامی آثاری از خود ارائه داده که نگاشتن آن‌ها به فهم وسیع و ادراک بسیار غنی احتیاج دارد. در زمانه‌ای که حتی دانشمندان و استادان دانشگاه بحث اقتصادی را به‌عنوان اولویت در کارها درنظر می‌گیرند، فعالیت جدی و تمام‌وقت یعقوب آژند در عرصه‌های مختلف علمی و فرهنگی نشان از عشق عمیق او به دانستن و آموختن دارد. امروز اما بیشتر ما برای پذیرش کاری حتی در عرصه علم در ابتدا می‌پرسیم چقدر پول می‌دهند؟ وی افزود: افتخار می‌کنم که در شورای مجله دانشکده هنرهای زیبا، چند سالی در خدمت استاد  یعقوب آژند بودم. او یکی از بزرگ‌ترین ثروت‌های علمی امروز ماست که همچنان زاینده و پویا به حرکت ادامه می‌دهد.   بر دستان معلمم بوسه می‌زنم محمدحسن حامدی، مدیرمسئول دوهفته‌نامه تندیس و پژوهشگر هنر نیز گفت: بخش زیادی از سخنان من محصول تجربه شخصی است که به‌عنوان شاگرد در دانشگاه در محضر این استاد بزرگ داشته‌ام. باید اعتراف کنم که در دوره تحصیل و در ایام گذراندن دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران استاد آژند برای ما دانشجویان حالتی از تحسین معطوف به اعجاب داشت، حالتی که گاهی حرف‌های ما را به سمت طنز و خنده هم می‌کشاند.   وی ادامه داد: حقیقت این است که هرکدام از ما آدم‌ها دارای استعدادی هستیم که اگر ممارستی در کارمان باشد به بالندگی خواهیم رسید. اما در این کنش نهایتا کسانی به قله می‌رسند که تلاش بیشتری داشته باشند. درباره دکتر آژند، این تلاش و استمرار احتمالا به شکل افراطی‌اش وجود داشت که دستاوردهای اینچنین خلق شد.   حامدی با اشاره به پیگیری حال‌ و روز دانشجویان از سوی دکتر آژند حتی پس از پایان درسشان، اظهار کرد: کمتر معلمی را درک کردم که به دانشجویان خود زنگ بزند و از کار و حال و دنباله پژوهش‌هایشان سؤال کند و یا به‌طور مثال برای کتاب‌هایشان به دنبال ناشر بگردد.   وی گفت: وقتی امتیاز نشر پیکره را دریافت کردم، طبیعتا این بلندپروازی وجود داشت که به‌واسطه چاپ آثاری از بزرگان فرهنگ و هنر به نشر خود اعتباری بدهم و در اولین گام، این تمنا از سوی استاد آژند التیام پیدا کرد. ایشان پنج پژوهش قابل‌اعتنا درباره هنرمندان قدیم ایران در اختیارم قرار داد که باعث خوشحالی و شگفتی من شد. این آثار در مجموعه‌ای با نام «گلستان هنر» که بعدها هم ادامه پیدا کرد، منتشر شد. امروز ۲۰ کتاب از این مجموعه به بازار کتاب آمده است. این پژوهشگر افزود: تمام تلاش‌ها و سختی‌هایی که استادانی همچون دکتر یعقوب آژند متحمل می‌شوند، اگرچه ممکن است برای شخص حامل با لذت پژوهش و کشف علم همراه باشد، اما کار هرکسی نیست. حقیقت این است که شخص باید در این ورطه از خیلی از چیزها چشم‌پوشی کند که یکی از آن‌ها زندگی آرام است. من در اینجا می‌خواهم بر دستان معلمم استاد یعقوب آژند بوسه بزنم.   سخن گفتن درباره استاد آژند خیلی سخت است  عطاالله کوپال سخنران بعدی این آیین نکوداشت بود. وی گفت: سخن گفتن درباره استاد آژند خیلی سخت است، اما باید اعتراف کنم که به ایشان حسودی می‌کنم، چون بعد از این‌که افتخار شاگردی ایشان در اولین دوره رشته پژوهش هنر را داشتم، سخنرانی‌ها، مقالات و کتاب‌هایی را نگاشتم، اما امروز پس از گذشت این‌همه سال می‌بینم که کسانی چون من، اگر در راه علم با ضریب ۲ حرکت کرده باشیم، آقای آژند با ضریب ۱۰ از ما پیش‌اند.   وی ادامه داد: یکی از شاخه‌های جدی و پراهمیت در پژوهش آکادمیک در جهان امروز، پژوهش‌های میان‌رشته‌ای است. در دنیای امروز این نظریه مطرح شده که تمام ارکان و نظریه‌های یک رشته علمی ممکن است برای کاوش کافی در آن رشته یا رسیدن به حقایق نوین در آن رشته، کفایت نکند، بنابراین لازم است از رشته‌های دیگر برای ورود به مباحث جدیدتر درباره آن رشته استفاده شود. مثلا گاهی لازم است از جامعه‌شناسی برای فهم بخشی در ادبیات کمک بگیریم و به این صورت پژوهش میان‌رشته‌ای به نام جامعه‌شناسی ادبیات شکل می‌گیرد و براساس آن می‌توان هم ادبیات را و هم جامعه را بهتر شناخت. اگر بخواهیم استادی را برای پژوهش میان‌رشتگی مثال بزنیم، استاد یعقوب آژند بهترین نمونه در این عرصه در مقایسه بین علوم انسانی و هنر است. این استاد دانشگاه با نام بردن از برخی عناوین و افتخاراتی که یعقوب آژند در طول سال‌های تدریس و تحقیق به نام خود ثبت کرده است، افزود: ایشان جزو ۱۰ دانشمند جهان اسلام است، به‌عنوان استاد نمونه مورد تقدیر قرار گرفته است، تحقیقات و پژوهش‌های مختلفی انجام داده و کتاب‌های زیادی نگاشته که اگر کسی بخواهد در اینترنت جستجو کند فقط باید چند صفحه را برای یافتن نام کتاب‌ها و فعالیت‌های ایشان مطالعه کند. اما اگر بنا باشد کمی عمیق‌تر به آثار ایشان نگاه کنیم، خواهیم دید که در عرصه‌ای بسیار گسترده از هنر، ادبیات، تاریخ، فلسفه و حتی فقه مطالعه و تألیف داشته است.   کوپال با اشاره به آنچه فرهنگ ایرانی در مواجهه با فرهنگ غرب از دست داده، اظهار کرد: تاریخ فرهنگ ما انباشته از حکمایی است که در علوم مختلف تخصص داشتند تا این‌که ما با غرب تصادف کردیم و اندیشه‌ای پس از این تصادف در فرهنگ ما شکل گرفت که براساس آن دانشمند باید به کسی گفته شود که فقط در یک علم به‌صورت تخصصی وارد شده و در آن به تحقیق و پژوهش می‌پردازد. ما پیشینه خودمان را به‌سادگی کنار گذاشتیم در حالی‌که همین پیشینه، انسان‌های شگرفی را در تاریخ ایران پدید آورده بود، اما این رویای کبیر که روزی در باغ علم ایرانیان شکفته بود، دوباره با استاد آژند، شکفت. ایشان به‌عنوان یک چهره میان‌رشته‌ای و کسی که دارای دانش دائره‌المعارفی است، احیاکننده شیوه حکمای گذشته تاریخ ایران بود و ثابت کرد که ما ایرانیان هنوز یک زیست شیوه علمی داریم و به آن می‌بالیم و لازم نیست براساس تصادف با غرب، آن‌ها به ما نشان دهند که چگونه باید عالم شویم، چون خودمان راهش را به خوبی می‌دانیم. وی با بیان تاثیرپذیری‌اش در زمینه تالیف کتاب های هنری از دکتر یعقوب آژند، ادامه داد: افتخار می‌کنم که در محضر استاد آژند اجازه پیدا کردم تا چند کلمه درس جواب دهم. من هم به سهم خود در جامعه علمی قلمی زده‌ام، اما هرجا مقاله یا کتابی درباره هنر نوشته‌ام، غیرممکن است که در آن جمله از استاد آژند در آن نقل نکرده باشم. هنر و تاریخ در فرهنگ ایرانی بخشی از تجربه زیست انسان ایرانی است مهدی خانکه به‌عنوان دیگر سخنران آیین نکوداشت یعقوب آژند گفت: من افتخار نداشتم که از سرچشمه شیرین درس استاد آژند بنوشم، اما با شاگردی در محضر استاد کوپال به‌طور غیرمستقیم شاگردی استاد آژند را کرده‌ام. آشنایی من با نگارگری ایرانی از کتاب «سیر و صور نقاشی ایران» با ترجمه استاد آژند بود. این کتاب جزو نخستین کتاب‌هایی است که در باب نگارگری ایرانی نگاشته شده و پژوهش بسیار ارزشمندی است.   خانکه با اشاره به هفته پژوهش، افزود: در سخنان آقای کوپال به پژوهش‌هایی بین‌رشته‌ای اشاره شد. در ادامه این سخنان باید بگویم که نگاه ذهنی به پدیده‌ها اتفاق نوینی است و بعد از دکارت آغاز شده. این نگاه مصادف با تعاریفی شد که در این حوزه اتفاق افتاد. بر این اساس، انسان مدرن به خودش جرات داد که از پدیدها فاصله بگیرد و درباره آن‌ها سخن بگوید. شاید یکی از ارکان رشد مادی و صنعتی غرب همین نوع نگاه باشد.   وی اظهار کرد: من آقای دکتر آژند را تاریخ‌نگار هنر ایران می‌دانم. این کلام شاید بتواند بخشی از زحمات استاد آژند در این سال‌ها را پوشش دهد. می‌دانیم که  تاریخ اندکی زودتر از هنر به‌عنوان یک پدیده بیرونی مورد توجه قرار گرفت و آقای آژند بنابراین که متولدشده از آذربایجان هستند، به پدیده‌ها نگاه تاریخی داشتند. هنر و تاریخ در فرهنگ ایرانی بخشی از تجربه زیست انسان ایرانی است. این‌که ما از این نگاه فاصله بگیریم و به‌عنوان یک پدیده از آن سخن بگوییم، از خدماتی است که استاد آژند به تاریخ هنر مملکت ما کرده است. این استاد دانشگاه، با اشاره به نگاه دکتر آژند برای انتخاب موضوع کتاب‌هایش، گفت: استاد، همواره انگشت بر جاهایی می‌گذارد و پیرامون مواردی کتاب می‌نویسد که کمتر درباره آن صحبت شده است. پرداختن به «حروفیه» به‌عنوان یکی از خط قرمزهایی که سال‌ها به آن پرداخته نشده بود و  نگاشتن کتابی با موضوع سربداران، بیانگر همین نگاه در تألیف کتاب‌ها در زمینه تاریخ و هنر سرزمین ما از سوی دکتر یعقوب آژند است. ایشان جزو نخستین کسانی است که در کتابی به کمال‌الدین بهزاد به‌عنوان نابغه‌ای در عرصه هنر و البته با همان نگاه بیرونی پرداخته‌اند.   عدالت در پژوهش آیین نمادین نکوداشت دکتر یعقوب آژند در این بخش برگزار شد و دکتر سریر رئیس شورای عالی خانه هنرمندان و دکتر حسینی معاونت پژوهشی و آموزشی خانه هنرمندان برای اهدای لوح و هدیه با یعقوب آزند به رو صحنه آمدند.   یعقوب آژند پس از دریافت هدیه، گفت: امروز قرار بر این نبود که من سخن بگویم اما به دلیل قرار گرفتن در هفته پژوهش موضوعی به نام عدالت در پژوهش به‌نظرم رسید که می‌خواهم آن را با شما مطرح کنم. البته نمی‌خواهم تئوری‌پردازی کنم و از درون منابع جدید سخنی بگویم، بلکه هدفم اشاره به اهمیت عدالت در پژوهش است. همان‌طور که می‌دانید برای قضاوت کردن به شواهد، اسناد و مدارک نیاز است تا قاضی براساس آن‌ها بتواند به عدالت حکمی بدهد. نکته مهم در این میان، آن است که قاضی نباید تحت‌تأثیر عامل بیرونی قرار بگیرد که اگر این‌طور شد اتفاقی که نباید بیفتد، افتاده است و عدالت برگزار نمی‌شود. اما وقتی با دقت تمام کارش را انجام دهد با عدالت کامل حکم خواهد داد؛ کار پژوهشگر هم همین است. پژوهشگر اسناد، مدارک و شواهد را جمع‌آوری می‌کند تا بتواند در پژوهشش به حق برسد. اگر بر این اساس گام برندارد و تحت تأثیر قرار بگیرد به هدف اصلی که رسیدن به حق است، دست نخواهد یافت. حافظ می‌فرماید: «دور فلکی یک سره بر منهج عدل است/ خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل.» در میانه این برنامه مرتضی خدمتی به تک‌نوازی تار پرداخت و قطعاتی را در اصفهان و شور برای حاضران در سالن استاد شهناز اجرا کرد. ]]> هنرورسانه Tue, 20 Dec 2016 05:20:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243471/سریر-یعقوب-آژند-یکی-بزرگ-ترین-ثروت-های-علمی-امروز-ماست رونمایی از کتاب جدید کیارنگ علایی در پاریس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/243466/رونمایی-کتاب-جدید-کیارنگ-علایی-پاریس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب عکس‌های کیارنگ علایی، از سوی انتشارات فرهنگ ایلیا منتشر شد. این کتاب با عنوان «نیمه تراوا» مشتمل بر 51 عکس از کیارنگ علایی با رویکرد مستندگرایانه است که به همراه نوشتار و یادداشت‌هایی به چاپ رسیده و طراحی گرافیک آن‌را نیز سعید مزینانی انجام داده است. مقدمه این کتاب را «مایکل کنا»، عکاس شهیر انگلیسی نوشته است. در بخشی از این مقدمه می‌خوانیم:« کیارنگ علایی در پروژه‌ای دوساله به شناخت و عکاسی از استان گیلان پرداخته است و با زبان و وصفی شاعرانه زندگی روزمره مردمان و ساکنان مناطق دوردست و روستایی آن دیار را به تصویر کشیده است. عکس های او علیرغم زیبایی، درون‌مایه‌ای تلخ دارند و از این منظر که به پرسش درباره ماهیت زندگی انسانی می‌پردازند، فقط یک ثبت مستقیم و بی‌واسطه از واقعیت نیستند. بسیار مفتخرم که فرصتی دست یافت تا عکس‌های این پروژه را تماشا کرده و مقدمه‌ای بر آن بنویسم. انسان موجودی تنهاست. تنها بر این جهان چشم می‌گشاید و به تنهایی نیز از آن چشم فرو می‌بندد. انسان در طول زندگی خود با حفظ فردیت، بخشی از جهان پر راز و رمز پیرامونش است و با آن پیوندی جدایی‌ناپذیر  و دیرینه دارد. آنچه در مسیر زندگی بیش از همه چیز دارای اهمیت است، تلاش و تکاپوی فرد فرد ماست در جهت حفظ فردیت خود  و ایجاد ارتباط، مصالحه و صمیمیت با دیگران. کیارنگ در عکس‌هایش به زیبایی چنین تعلیق و برزخی را میان خو کردن به تنهایی و گرایش به دیگری نمایش می‌دهد. بی‌تردید کیارنگ به خوبی توانسته است با محیط و اجتماع ارتباطی نزدیک برقرار کند که بدون شک اگر چنین نبود وی هرگز قادر به ثبت مشاهداتی صمیمی و پراحساس نبود، زیرا اعتماد متقابل لازمه آشکار چنین کاری در این اندازه و کیفیت است. به‌عنوان بیننده‌ای که از دور فقط نظاره‌گر عکس‌هاست می‌توانیم دنیایی متفاوت از آنچه خود ساخته‌ایم را تجربه کنیم. عکس‌های کیارنگ امکانی است تا بیش از پیش به جایگاه خود در جهان هستی بیندیشیم و خود بر آنچه مشاهده می‌کنیم تاثیر گذاریم و یا در آن دخل و تصرف کنیم. این عکس‌ها تلنگری است که بیننده را به‌عنوان یک فرد و عضوی از جامعه‌ای بزرگ با این پرسش مواجه می‌کند: آیا توانسته‌ایم در کنار تعاملات و  مناسبات اجتماعی به بهترین شکل زندگی خود را بسازیم؟ آثار کیارنگ و پرسش‌های اساسی که این عکس‌ها در باب زندگی مطرح می‌کنند، قابل تامل‌اند». کیارنگ علایی نیز در یادداشت خود در ابتدای این کتاب نوشته است: ««نیمه تراوا» تلاشی است برای بیان احساس‌ام نسبت به فضا/مکان و روابط آدم‌ها و حال اشیاء در مکان زیستی‌شان. حالا که بعد از دو سال عکس‌ها را نگاه می‌کنم، انگار این گیلان بوده که مثل یک سوم شخص مفرد، مرا با خود به چشم‌اندازهایی برده است، گاهی از غشایی از مه عبورم داده و جایی به من اجازه پیش روی نداده است. گاهی بخشی از من از این لایه ضخیم راز عبور کرده و گاهی بخش بزرگی از من – ناکام - پشت دیوار ادراک فرو مانده است. «نیمه تراوا» عکس‌هایی هستند پرسه‌گردانه که مثل تمامی عکس‌های دیگر، حقیقتی محدود را از یک کل بزرگ بیان می‌کنند تا در نهایت تکه‌ای از مرا وصل کنند به جان گیلان؛ و استمرار زمان را - در لحظاتی که من آن‌ها را دوست داشتم-  قطع کنند تا تمام چیزهای بازنموده آن ساکن شوند و باقی بمانند؛ این تنها راهی بود که بلد بودم تا گیلان نه از جان من برود و نه فراموش شود». کتاب «نیمه تراوا» در 96 صفحه قطع خشتی، با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی انتشارات فرهنگ ایلیا منتشر شده است. این کتاب از ماه آینده در سراسر ایران توزیع خواهد شد. ]]> هنرورسانه Mon, 19 Dec 2016 15:46:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/243466/رونمایی-کتاب-جدید-کیارنگ-علایی-پاریس ​جاوید: قبل از انقلاب مأخذهای فرهنگی ما نوشته غربی‌ها بود / به کتابی که یک دهه عمرم را برایش گذاشتم بی‌مهری شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243384/جاوید-قبل-انقلاب-مأخذهای-فرهنگی-نوشته-غربی-ها-کتابی-یک-دهه-عمرم-برایش-گذاشتم-بی-مهری خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - علی نامجو: چه خوب که این بزرگان تجربه‌های مختلفی را تا امروز از سر گذرانده‌اند و همین موضوع طاقت و صبرشان را از ما جوان‌ها بسیار بیشتر کرده است. واقعا صبر و تحمل می‌خواهد این‌که 12 سال انتشار یک کتاب طول بکشد. «پس از انتظاری دوازده‌ساله بالاخره نفس راحتی کشیدم.» این جمله را هوشنگ جاوید پس از انتشار کتاب کامل «نقش زن در موسیقی مناطق و نواحی ایران» گفت. شاید همه ما به‌اندازه آقای جاوید انتظار کشیدن را به خوبی نیاموخته باشیم و قبل از این‌ها کم بیاوریم، اما هرکدام از ما هم که بود قطعا خوشحال می‌شد، بعد از این‌همه انتظار. به همین بهانه با آقای جاوید که برای دبیری جشنواره آوای وحدت در شهرستان مهاباد در استان آذربایجان غربی حضور داشت، گفت‌وگوی انجام داده‌ایم که شرح آن در ادامه آمده است: آقای جاوید بالاخره کتاب «نقش زن در موسیقی مناطق و نواحی ایران» پس از سال‌ها انتظار به‌طور کامل منتشر شد. چرا کار برای انتشار این کتاب تا این حد طولانی شد؟   «نقش زن در موسیقی مناطق و نواحی ایران» در ابتدا قرار بود طی دو  جلد روانه بازار نشر شود، اما پس از انتشار کتاب اول و در حالی‌که دومین جشنواره موسیقی زنان در سال ۸۳ برگزار شده بود و طبق رویه انتشار جلد اول بعد از پایان جشنواره باید منتشر می‌شد، اجازه چاپ پیدا نکرد؛ تا این‌که بالاخره امسال پس از گذشت ۱۲ سال بالاخره به چاپ رسید. منتها بخش اول و دوم این کتاب با هم همراه شد و در دومین چاپ با عنوان «نقش زن در موسیقی مناطق و نواحی ایران» به بازار کتاب آمد. این کتاب ۲۲۰ صفحه دارد و موسیقی زنان در نواحی مختلف ایران را مورد بررسی قرار داده است.   پس از این‌که سال‌ها از انتشار جلد اول کتاب «نقش زن در موسیقی مناطق و نواحی ایران» گذشته و به گفته خودتان انتشار جلد دوم این کتاب با حدود ۱۲ سال تأخیر روبه‌رو شده بود، چرا همچنان به چاپ آن اصرار داشتید؟   تمامی کارهای من مبتنی بر پژوهش‌های میدانی است و تا حد امکان  سعی می‌کنم از پژوهش‌های کتابخانه‌ای پرهیز کرده و آنچه را طی یک تحلیل و بررسی درست به‌دست آورده‌ام، به جامعه ارائه کنم. بر این اساس انتشار جلد دوم این کتاب در جهت مأخذسازی در زمینه موسیقی زنان تأثیرگذار بود و علت پافشاری من برای انتشارش هم همین موضوع بود. با این توضیح خوشبختانه این کار امروز به انجام رسید و باید بگویم از این بابت خیالم راحت شد. باخبر شدیم که امسال کتاب دیگری را هم روانه بازار کردید که درباره موسیقی خراسان شمالی بود. ظاهرا بی‌توجهی رسانه‌ها به این کتاب باعث ناراحتی‌تان شده بود...   بله درست است. من نزدیک به ۱۰ سال (البته به‌صورت جسته‌وگریخته) از عمرم را  روی یکی از کتاب‌هایم کار کردم که به‌تازگی منتشر شد، اما همان‌طور که شما اشاره کردید، متأسفانه هم از سوی جامعه خبرنگاران و هم از سوی فعالان عرصه موسیقی مورد بی‌توجهی قرار گرفت و غریب ماند. من در این کتاب که «آشنایی با موسیقی شمال خراسان» نام دارد، اطلاعات جالب‌توجهی درباره موسیقی شمال خراسان عرضه کرده‌ام. حوزه هنری استان خراسان شمالی در شهر بجنورد این کتاب را به چاپ رسانده، اما متأسفانه استقبال خبری چندانی از این کتاب صورت نگرفت؛ شاید چون در شهرستان چاپ شده بود. به هر صورت، استان خراسان شمالی، استان تازه تأسیسی است. جالب است بدانید که پیش از انتشار این کتاب، درباره موسیقی این منطقه تاکنون مأخذی ارائه نشده است. علاوه بر بی‌توجهی خبری به این کتاب حوزه هنری هم توجه چندانی به این اثر نکرد و به گمان من در داوری جشنواره سالیانه‌ای که همه‌ساله در حوزه هنری اصفهان برگزار می‌شود نیز حق این کتاب را ضایع کرد. این وضعیت برای من پس از صرف آن‌همه زمان و تلاش واقعا ناراحت‌کننده بود.   پیش‌ از این آقای کلیم‌الله توحدی در زمینه موسیقی خراسان شمالی کارهای انجام داده بودند... کتاب آقای توحدی هنوز به چاپ نرسیده است. البته خانم آمنه یوسف‌زاده درباره رامشگران شمال خراسان کار کرده‌اند، اما اثر من جامع و کامل است و تمام تلاشم را به خرج داده‌ام تا کتاب خوبی ارائه کنم.   با بررسی آثار مکتوب شما می‌توان دریافت که زنان و کار دو سوژه مهم برایتان به‌حساب می‌آیند. دلیل تمرکزتان بر این دو موضوع چیست؟   راستش را بخواهید من متعلق به نسلی هستم که در آن، مادربزرگ‌ها برای نوه‌هایشان آواز می‌خواندند. حدود ۵۷ یا ۵۸ سال پیش یعنی زمانی که ۳ یا ۴ سال سن داشتم، مادربزرگم برای من آواز می‌خواند. من هنوز آن موسیقی را در گوش خودم احساس می‌کنم. ایشان تا سال ۱۳۶۲ زنده بود و من تا آن زمان به مناسبت‌های مختلف آوازهایی را از زبانش می‌شنیدم. مادربزرگم می‌گفت در گذشته وقتی مهمان به خانه ما می‌آمد، نیز آواز می‌خواندیم. او می‌گفت تازه مادرش از او شاعرتر بوده است. همین مواجهه مرا برای تحقیق درباره موسیقی زنان برانگیخت. بعدها متوجه شدم که آوازه‌خوانی در میان زنان قوم ایرانی یک عادت بوده است. امروز هم که شما به منطقه‌ای همچون کردستان وارد شوید، بسیاری از پیرها به قد و بالای آدم‌ها  به‌صورت فی‌البداهه و البته با موضوعات مختلف شعر می‌گویند. این اتفاق واقعا عجیب است؛ به‌هر حال در گذشته زندگی ایرانیان با موسیقی گره خورده بود. مادربزرگ من هم این‌گونه بود و هرگاه دلش تنگ می‌شد، شعر و آوازهای خاص منطقه‌ای را می‌خواند. همین‌ها باعث شد که وقتی مرحوم انجوی شیرازی ما را با مقوله پژوهش آشنا کرد، به‌سوی تحقیق پیرامون موسیقی اقوام کشیده شوم.   یعنی چه سالی؟ این ماجرا مربوط به سال ۱۳۵۵ است. تا امروز من این زمینه را در هنر، دنبال می‌کنم اما هر چند سال یک‌بار افت شدید این هنر را در سراسر ایران احساس می کنم و افسوس می‌خورم. تا جایی که می‌دانم ما دیگر امروز در هیچ جای ایران لالایی نمی‌شنویم. ما در هیچ جای ایران دیگر آوازهای کار زنان نداریم. به‌نظر من این اتفاق ضایعه است، به این خاطر که هیچ کس در پی گردآوری و ثبت و ضبطشان نبوده است. من تمام تلاش خودم را انجام داده‌ام تا این آثار را ثبت و ضبط کنم، درست مثل کسانی که آثار و وسایل مختلف را آرشیو می‌کنند. تلاش کردم تا این‌کار را انجام داده و بعد از این بنشینم و بررسی‌شان کنم. شاید باورش سخت باشد، اما تا امروز حدود 680 ساعت مصاحبه در زمینه موسیقی نواحی با مردم مناطق مختلف دارم که به دلیل مشغله‌های کاری هنوز فرصت نکرده‌ام تا آن‌ها را روی کاغذ پیاده کنم و به همین دلیل هم خیلی ناراحت هستم. همواره تلاش کردم هرچه آموختم به جامعه ارائه کنم. عده‌ای معتقدند کتاب‌هایی که شما و تعدادی از همنسلان شما در زمینه موسیقی مناطق و نواحی ایران روانه بازار نشر کرده‌اید، حداکثر کارکردش، یک کارکرد موزه‌ای است و می‌گویند دوره این موسیقی دیگر گذشته است. با این توضیح و با توجه به عدم حمایت نهادهای مختلف فرهنگی از شما در جریان چاپ چنین آثاری با چه امید و هدفی هنوز در این راه گام برمی‌دارید؟   در دورانی که نسل ما در آن زندگی می‌کرد، بیشترین مأخذها مربوط به شرق‌شناسان غربی بود که از آن سوی دنیا برای شناسایی ما آمده بودند. درست مثل تحقیقاتی که آدم‌ها روی جانوران انجام می‌دهند تا درباره گونه‌های مختلف به اطلاعاتی دست پیدا کنند. غربی‌ها هم ما را وحشی می‌دیدند و کنجکاو بودند که بدانند در ذهن ما چه می‌گذرد و چه جامعه و چه هنری داریم؟ هر چه بود، خارجی بود، اما ما جزو نسل انقلاب بودیم. نمی‌خواهم شعار دهم اما با خودم گفتم، چرا خارجی‌ها باید ما را به خودمان بازبشناسند؟ چرا خودمان دنبال شناخت خودمان نرویم؟ همان‌طور که می‌بینید تلاش‌های برآمده از آن نگاه برای من نوعی تبدیل به کتاب و اثر و فیلم‌هایی شده که می‌توانم درباره‌اش صحبت کنم و به جامعه ارائه دهم. چه کارهایی برای ارائه به بازار کتاب موسیقی در دست دارید.   کتاب «موسیقی کار در ایران»  آماده چاپ است. اکنون در حال انجام ویرایش نهایی آن هستم و به امید خدا به‌زودی به ناشر تحویل می‌دهم. آثار دیگری از من آماده انتشار هستند که به تدریج منتشر خواهند شد. ]]> هنرورسانه Sun, 18 Dec 2016 05:43:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243384/جاوید-قبل-انقلاب-مأخذهای-فرهنگی-نوشته-غربی-ها-کتابی-یک-دهه-عمرم-برایش-گذاشتم-بی-مهری «من و گربه پری» به ایران رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243272/گربه-پری-ایران-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نمایشنامه «من و گربه پری» که در سال 2013 از سوی نشر the Asian Center به زبان انگلیسی منتشر شده بود، پس از سه سال به زبان فارسی و انگلیسی روانه بازار کتاب ایران شد.   «من و گربه پری» روایت یک زوج جوان است که در دانشگاه همکلاسی بوده‌اند و پس از تجربه دوستی در آن دوران و قرارومدارهایی چون آزادی زن و مرد به‌طور مطلق و عدم به دنیا آوردن فرزند با  هم ازدواج می‌کنند. قولی که این زن و شوهر جوان پیش از ازدواج به هم داده‌اند باعث می‌شود به سمت بچه‌دار شدن نروند و پری زن قصه که احساس تنهایی می‌کند، تصمیم می‌گیرد که به‌جای فرزند، گربه‌ای را به خانه بیاورد. در آغاز توجه و ابراز علاقه زیاد پری به گربه، باعث برانگیختن حسادت ساسان می‌شود و همین موضوع سبب فاصله گرفتن زن و مرد نمایشنامه از هم است. زن که مدام آزادی را به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین شروط هر دو طرف برای قبول ازدواج به شوهرش یادآوری می‌کند، کم‌کم به سرگرمی‌های دیگری روی می‌آورد. در این وضع زن کم‌تر در خانه است و مرد علی‌رغم اینکه در ابتدا گفته بود هیچیک از کارهای این حیوان را انجام نمی‌دهد، به‌ناچار از گربه مراقبت می‌کند. ساسان که کمتر از قبل پری را در خانه می‌بیند به‌مرور با گربه دوست می‌شود و به‌عنوان یک همدم با او درد دل می‌کند. تا این‌که روزی پری تصمیم می‌گیرد از شر گربه خلاص  شود. ساسان ۱ (...گربه)، پری و ساسان ۲ شخصیت نمایشنامه امیریان هستند.   در بخشی از نمایشنامه «من و گربه پری» می‌خوانیم:   «ساسان ۲: فکر می‌کنی احساس نداره؟(سیگار روشن می‌کند.)   پری: اصلاً می‌دونی چیه؟ این گربه برای من اومد نداشت می‌خوام بدم، بره...   ساسان ۲: به کی می‌دیش؟   پری: به دوستم.   ساسان ۲: نه...نه پری این کارو نکن، حداقل ولش کن بزار آزاد باشه.   پری: ممنون که این‌قدر حیوون دوستی، این‌طوری که از گرسنگی و بی‌جایی و کثیفی می‌میره.   ساسان ۲: پس بزار به مونه من مشکلی ندارم.   پری: نه ساسان من مشکل دارم. خونه بو گرفته، موهاشم همه‌جا می‌ریزه. دیگه اون شیرینی و بامزگی رو هم نداره، همش دمغه... یه جا همش می‌شینه و نگاه می‌کنه، مثل آدم مافنگیا شده...(مکث) انگار معتاد شده (به گربه نگاه می‌کند) واه چیه؟ این‌قدر با این حیوون حرف زدی مثل آدم‌ها نگاه می‌کنه، در ضمن از این نگاهاش و از این زل زدناش متنفرم.»   دکتر سیمین امیریان، نویسنده نمایشنامه، کارگردان، مترجم، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ایرانی است که تا امروز چند اثر از وی به زبان انگلیسی ترجمه شده است. وی مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته  ادبیات نمایشی در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر  به‌ پایان رسانده و مدرک دکترای خود را در رشته نمایش از دانشگاه UM مالزی کسب کرده است. نخستین چاپ نمایشنامه «من و گربه پری» به قلم سیمین امیریان به‌صورت دوزبانه در یک‌هزار نسخه به بهای هشت هزار تومان در سال ۱۳۹۵ از سوی انتشارات «مه پارت» روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 18 Dec 2016 05:00:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243272/گربه-پری-ایران-رسید ​«گزارش موسیقی» با بررسی کتاب «هارمونی جامع کاربردی» از راه رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243326/گزارش-موسیقی-بررسی-کتاب-هارمونی-جامع-کاربردی-راه-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) شصت و هشتمین دوره ماهنامه «گزارش موسیقی» (آبانماه 1395) به مدیریت و سردبیری سروش ریاضی منتشر شد. سرمقاله این شماره از ماهنامه «گزارش موسیقی» با عنوان «تسخیر دلها با اعجاز موسیقی» را سروش ریاضی نوشته است. «خون پاش و نغمه ریز» نیز نام بخش یادمان این شماره برای درگذشت محمد ابراهیم شریف زاده به قلم محمد حبیبی است.   گفت‌وگو با کامبیز روشن‌روان اثر مشترک مهران پورمندان و  علی عظیمی‌نژادان «پرونده» این شماره را دربر می‌گیرد و مسافر تجربه‌ای دوگانه که به تحلیل موسیقی فیلم مسافر کیارستمی به آهنگسازی روشن‌روان می‌پردازد نوشته مهران پورمندان نیز در ادامه آمده است.  «مروری بر آثار و آرا زویا زاکاریان، ترانه سرای مشهور ایرانی» به بهانه انتشار کتابش، «نقد و بررسی روایت آوازی استاد محمود کریمی در میزگرد کارشناسی با حضور جمال الدین منبری، علی شیرازی، سعید مجیدی»،«مروری بر زندگی و آثار کیخسرو شاپورجی سورابجی»، «روانشناسی موسیقی، مبحث روانشناختی برای موسیقیدانان»، «تاریخی به نام طرز تنبور (سیر مقامات تنبور)» و «یادمان  لئونارد کوهِن؛ شاعر موسیقی پیشه» دیگر بخش‌های این شماره از ماهنامه گزارش موسیقی است. در صفحه 34 این شماره از «گزارش موسیقی» در بخشی با عنوان نگاهی به سیستمِ آموزش و فلسفه‌ تالیف کتابِ «هارمونی جامع کاربردی» نوشته حمید مرادیان آمده است: «تحصیل و تعلیمِ علومِ پایه‌ آهنگسازی - به مفهومِ غربی‌اش- برای ما که به نوعی واردکننده‌ این علوم هستیم همیشه با چالش‌های جدی همراه بوده است. گزینش منبع صحیح، ترجمه دقیق و انتقال صحیح مطلب هربار به‌گونه‌ای مسئله بوده است. در زمینه این علوم چنانچه بخواهیم تنها به منابع ترجمه شده‌ به فارسی بسنده کنیم، دسترسی، آنقدر محدود و انگشت‌شمار است که حق انتخاب چندانی نخواهیم داشت؛ بماند که کارآمد بودن و شیوایی ترجمه خود مبحث جدیِ دیگری است. حال با نظر به نکاتِ گفته شده می‌توان درک نمود که اهمیتِ تالیفِ کتاب‌های مرتبط با علوم پایه‌ آهنگسازی توسط موسیقیدان‌های ایرانی تا چه اندازه است. نوشتن این‌گونه کتبِ مرجع، تنها با دانش وسیع و کافی و نیز تجربه‌ی عملی در کاربردِ دانسته‌ها میسر نخواهد بود، بلکه داشتن تجربه تدریس، دانستنِ متدِ آموزش و آشنایی با روحیاتِ جامعه‌ هدف از ملزوماتِ آن است. اگر بخواهیم به جایگاه و محتوای کتاب «هارمونیِ جامعِ کاربردی» نوشته کامبیز روشن‌روان بپردازم و چراییِ تالیفِ چنین آثاری را واکاوی کنم، در قدمِ اول این سوال مطرح است که با وجود کتاب های مختلف و ارزشمندی که در زمینه‌ی این علوم در جوامع غربی وجود دارند -که مبدع و گسترش ‌دهنده‌ی علم آهنگسازی به مفهوم امروزین‌اش بوده‌اند- چرا  در شرق کسی باید زحمت نوشتن فی‌المثل رساله‌ هارمونیِ غربی را به خود بدهد؟ آیا منابع کامل و ارزشی به میزان کافی وجود ندارند؟ آیا در قلمروِ این تعدد منابع که اغلب محکِ زمان نیز خورده‌اند هنوز خلایی برای پر کردن وجود دارد؟ آیا تولید منبع اصولا در کشورهای مبدا ارزشی‌تر نخواهد بود؟ در نظر نگارنده جواب هرچه باشد تفاوتی نخواهد کرد مادامی که آگاه باشیم همیشه ارزشی بودن به مفهوم نو بودن نیست و یا اصولا نو بودن به مفهومِ خلقِ مفهومی که پیشتر نبوده نیست! گاهی ارزشی بودن به مفهومِ خلقِ روشی نو در انجام امور کهنه است. اغلب به این نکته اذعان داریم که مبحثِ ترجمه خود مسئله‌‌ای مشکل‌زا است. در اینجا بدون آنکه بخواهم ارزش و لزومِ ترجمه‌ی کتاب های منبع را زیر سوال ببرم فقط قصد دارم توجه را به این نکته برانگیزم که درک یک اثر ترجمه شده -حدالاقل در مقایسه با زبان اصلی- گاهی تا چه اندازه می‌تواند برای خواننده گنگ و مشکل باشد. از ترجمه که بگذریم به مطلب مهمتری خواهیم رسید و آن این که امر آموزش بخصوص در مقوله‌ی هنر تا چه حد  به تربیت فرهنگی جامعه وابسته است و در نهایت این پرسش که آیا روش‌های آموزشی در مقولاتِ هنری آیا نیازمندِ بومی شدن خواهند بود؟ بومی کردن آموزش به مفهومِ ایجاد روشِ مناسبی، متناسب با روحیات جامعه هدف برای آموزش علومی است که هیچ پیشینه‌ی مدونی در آن جامعه ندارند.» شماره 86 گزارش موسیقی در 68 صفحه به بهای 10 هزار تومان در نمایندگی‌های فروش اپلیکیشن طاقچه و کتابراه قابل تهیه است. ]]> هنرورسانه Wed, 14 Dec 2016 05:25:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243326/گزارش-موسیقی-بررسی-کتاب-هارمونی-جامع-کاربردی-راه-رسید شریعت‌زاده: کتاب‌‌ درباره سازهای ایرانی باید در عین کاربردی بودن علمی باشد / گنجینه آهنگ‌های پیانو باید در کتاب‌ها جای بگیرند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243150/شریعت-زاده-کتاب-درباره-سازهای-ایرانی-باید-عین-کاربردی-بودن-علمی-باشد-گنجینه-آهنگ-های-پیانو-کتاب-ها-جای-بگیرند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نامجو: دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، به اذعان بسیاری عصر تبدیل شدن هنر به صنعتی پول‌ساز است و همین موضوع باعث شکل‌گیری علومی همچون اقتصاد هنر شده است. ظاهرا بیشتر رسانه‌های فعال در عصر جدید به‌عنوان پایگاهی برای تبلیغ این اقتصاد و ایجاد نیاز (در مواردی کاذب) در وجود مخاطبان به گونه خاصی از هنر با نام پاپ تبدیل شده است. احتمالا چون برای تحقق دهکده جهانی که از سوی کشورهای قدرتمند مطرح شده می‌تواند محملی مناسب باشد تا از طریق آن، مفاهیم موردنظر صاحبان قدرت و سرمایه به شکلی نرم به خورد جمعیت جوان در سطح جهان داده شود. در این میان اوضاع برای هنرهای ریشه‌دار چندان به سامان نیست. نکته قابل‌توجه دیگری که در این مجال پیش می‌آید، نیاز سازی رسانه‌های مختلف (حتی  رسانه‌های داخلی) برای توجه به انواع مختلف هنر پاپ و بی‌توجهی به هنرهای بومی و با اصالت است. زندگی در لحظه، سرعت بالای جابه‌جایی اطلاعات و کهنگی و تمایل به نو شدن (که البته در مواردی برآمده از همان ایجاد نیاز از سوی رسانه‌های مأمور است) هنری همچون موسیقی ایرانی را تا حد قابل‌توجهی به انزوا کشانده و فضا را برای تحقق اهداف معتقدین کنترل جامعه جهانی از سوی اقلیت فراهم کرده است. فارغ از بحث‌های سیاسی که ممکن است در این عرصه به طرح آن نیاز باشد، بخش هنر و رسانه خبرگزاری کتاب ایران، پرونده‌ای با عنوان «موسیقی سازی ایران فرصت‌ها و تهدیدها» را گشوده تا به وضع امروز و اکنون این هنر اساطیری بپردازد و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کند. حریر شریعت‌زاده، نوازنده و مدرس پیانو ایرانی که با همسرش سالار عقیلی تجربه اجرای ساز و آواز در کشورهای مختلف اروپایی، آسیایی و آمریکایی را دارد، به‌عنوان نخستین نفر گفت‌وگو پیرامون کتاب و موسیقی در ایران را با ایبنا انجام داد که شرح آن را در ادامه می‌خوانید. خانم شریعت‌زاده آیا در کشور ما کتاب‌هایی که هنرجویان و نوازندگان موسیقی براساس آن بتوانند موسیقی ایرانی را فرابگیرند، به‌اندازه کافی در دسترس است؟   ردیف میرزا عبدالله شاخص‌ترین اثر مکتوبی است که در زمینه آموزش موسیقی ایرانی ردیفی و دستگاهی در حوزه سازی می‌توان از آن نام برد و استادان معمولا آن‌را تدریس می‌کنند. البته ردیف موسی معروفی هم در زمینه‌ سازی مورد توجه برخی قرار دارد. علاوه بر این دو کتاب، با اطمینان می‌توان گفت که در زمینه سازی، کتاب دیگری درباره موسیقی ردیفی و دستگاهی موسیقی ایرانی وجود ندارد. در زمینه آوازی شاید ردیف استاد کریمی تنها منبع مدون و قابل تأمل موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی باشد. البته ردیف استادان برومند هم در این بخش موردتوجه عده‌ای بوده است. ردیف بقیه استادان موسیقی ایرانی درست مثل دیگر انواع هنری در تاریخ ایران به‌صورت سینه‌به‌سینه و در اصطلاح به شیوه گوشی دنبال شده و هنوز هم به همین شیوه پیگیری می‌شود. البته من برخی از ردیف‌های سازی موسیقی ایرانی از مرتضی خان را به‌صورت دست‌نوشته در دوران هنرجویی کار کردم.   مرتضی خان نی‌داوود؟   نه، مرتضی خان محجوبی. البته همان‌طور که گفتید از جناب نی داوود هم ردیف‌هایی باقی مانده، اما آنچه از استاد محجوبی باقی مانده، کامل‌تر است. سرکار خانم فخری ملک‌پور هنوز هم تمام دستگاه‌ها را با خط مرتضی خان محجوبی دارند. من شاگرد استاد منوچهر صانعی بودم. ایشان هم برخی از دست‌نوشته‌های مرتضی خان محجوبی را در اختیار داشتند که به من دادند. به‌غیر از مواردی که گفتم مورد دیگری لااقل در حوزه مکتوب در موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی برای ساز در ذهنم نیست. اوضاع موسیقی ایرانی برای ساز در حوزه کتاب‌ را بیان کردید. آیا در زمینه آهنگسازی هم وضعیت مشابه است؟   البته آنچه گفته شد مربوط به کتاب‌هایی با محوریت ردیف موسیقی ایرانی برای ساز بود. با این توضیح، تعداد کتاب‌هایی که آثار آهنگسازی شده از سوی هنرمندان  مختلف همچون علی تجویدی، همایون خرم، فرامرز پایور، پرویز یاحقی و بسیاری از نامداران  موسیقی ایرانی و شاگردانشان را دربر می‌گیرد، کم نیست.   چرا موسیقی ایرانی در قیاس با موسیقی کلاسیک در حوزه مکتوب با چنین وضعی روبه‌روست؟   به گمان من موسیقی ایرانی چندان با موسیقی کلاسیک قابل قیاس نیست.  همان‌طور که می‌دانید آثار مربوط به موسیقی کلاسیک غربی کاملا مدون هستند و نت‌ها به‌طور دقیق قابل‌ نگارش هستند. بگذارید برای روشن‌تر شدن موضوع نمونه‌ای بیاورم. اگر قرار باشد برای یک کنسرت موسیقی کلاسیک، سمفونی شماره ۹ بتهوون را با ارکستری حرفه‌ای اجرا کنید، کافی است نت این اثر را جلوی نوازندگان حرفه‌ای بگذارید تا همگی درست شبیه به هم آن را اجرا کنند؛ وضعیت در موسیقی ایرانی این‌گونه نیست. با این توضیح، اگر قرار باشد یکی از آثار مرتضی خان محجوبی را برای نمونه من و سامان احتشامی اجرا کنیم، شنونده متخصص بدون شک متوجه تفاوت بین این دو اجرا خواهد شد.   چرا؟   چون احساس من و آقای احتشامی با هم متفاوت است. با درنظر گرفتن این موضوع که احساس جزو مهمی از موسیقی ایرانی است، هرقدر نت‌نویسی دقیقی درباره یک اثر ایرانی درست انجام شده باشد، باز هم نمی‌توان تمام احساس موجود در موسیقی ایرانی را روی کاغذ آورد. یک هنرجو تا زمانی که به‌دست استادش نگاه نکند و در کنارش قرار نگیرد، نمی‌تواند احساسش را به‌طور کامل درک کند؛ در نتیجه تفاوت در نوع احساس دو نوازنده (نوازنده حرفه‌ای) در موسیقی ایرانی ممکن است باعث شکل‌گیری دو کار با حس و حال کاملا متفاوت از یک اثر شود. موسیقی ایرانی با احساس رابطه تنگاتنگی دارد. در این میان ممکن است چالشی در ذهن خوانندگان این گفت‌وگو ایجاد شود. این‌که هنرمندان فعال در زمینه موسیقی ایرانی در دوره‌های مختلف به اندازه‌ای که در ساحت عملی فعال بوده‌اند، در زمینه تئوری کار نکرده‌اند...   امیدوارم پاسخ من به این پرسش به‌درستی تعبیر شود. باید اعتراف کنیم که استادان برجسته موسیقی ایرانی در طول سال‌های طولانی به لحاظ علمی کار زیادی انجام نداده‌اند، چون تحصیلات عالی نداشته‌اند. شیوه مرتضی خان محجوبی در نوازندگی برای من عشق و تمام زندگی است، اما باید بدانیم که آقای محجوبی تحصیلات چندانی نداشته، بنابراین چگونه می‌توانسته آنچه خود می‌داند به شاگردش منتقل کند؟ خانم ملک‌پور، شاگرد مرتضی خان و استاد من هم همین وضعیت را داشته‌اند. بنابراین خانم ملک‌پور نمی‌توانستند اثری را که آقای محجوبی اجرا می‌کردند، دقیقا ارائه کنند و من هم به‌عنوان شاگرد ایشان نمی‌توانم دقیقا آنچه ایشان اجرا می‌کردند، ارائه کنم. بر این اساس با این‌که تعداد زیادی از آموزگاران موسیقی در دوره حاضر تحصیلات دانشگاهی مرتبط داشته‌اند، ناچارند برای تدریس هرچه دقیق‌تر آثار برخی استادان همچون مرتضی خان محجوبی به همان شیوه در اصطلاح گوشی یا سینه‌به‌سینه یعنی همان شیوه‌ای که خودشان آموخته‌اند، پیش بروند. البته این وضعیت مربوط به آموزش تمامی آنچه در زمینه موسیقی ردیفی دستگاهی قرار می‌گیرد، نمی‌شود. به‌عبارت‌ دیگر من آثار استاد معروفی را دقیقا از روی کتاب و براساس نت‌های نوشته‌شده در آن کتاب آموزش می‌دهم. به‌نظر من حرکت در این مسیر می‌تواند باعث ادامه دادن مسیر در آینده شود و احساس و تکنیک را همراه باهم به هنرجویان امروز و استادان فردا منتقل کند. اما برخی از منتقدان وجود همین ویژگی را دلیلی برای تمام شدن دوره موسیقی ایرانی و غیرعلمی بودن این هنر معرفی می‌کنند...   غیرعلمی بودن نوعی از موسیقی با این‌که دوره آن موسیقی تمام شده، تفاوت اساسی دارد و دو مقوله کاملا مجزا است. این‌که یک نوع موسیقی غیرعلمی باشد، برابر با این نیست که دوره این موسیقی تمام شده. عدم امکان اجرای موسیقی ایرانی با تمام حس و حالش براساس آنچه روی کاغذ آمده است، دقیقا معنای شعر: ای مصور صورت یار مرا بی ناز کش/ چون به نازش می‌رسی بگذار من خود می‌کشم، است. بر این اساس یک نقاش هرقدر هم حرفه‌ای باشد تا زمانی که عاشق نباشد نمی‌تواند ظرافت‌ها و حس و حال صورت معشوق را روی کاغذ بیاورد. به‌نظر من هم تعداد مخاطبان علاقه‌مند به موسیقی اصیل ایرانی در مقایسه با برخی انواع موسیقی کمتر است، اما به‌هرحال این نوع موسیقی هنوز هم طرفداران خودش را دارد. من و همسرم در طول سال کنسرت‌های زیادی را در کشورهای مختلف اروپایی، آمریکا و کانادا اجرا می‌کنیم. جذابیت این اجراها دقیقا همان بخش‌هایی است که مخاطب احساس اثر را به خوبی دریافت می‌کند و در زمان کنسرت از شدت متأثر شدن اشک می‌ریزد. من قبول دارم که امروز دیگر نمی‌شود یک کنسرت ساز و آواز را برای مدت چند ساعت اجرا کرد و مثلا نیم ساعت درآمد شور خواند، اما هنوز هم می‌شود با مدیریت و چیدمانی که هنرمندان درباره آثار موسیقایی روی صحنه از خود نشان می‌دهند، مخاطبان محدود اما عاشق موسیقی ایرانی را تحت تأثیر قرار داد.   برخی معتقدند موسیقی را آکادمیسین‌های اهل آن علمی می‌کنند. بر این اساس علمی بودن یا نبودن ویژگی انواع مختلف هنری است که اتفاقا نمی‌توان از آن به‌عنوان یکی از اِلمان‌های برتری بخشی یاد کرد. به همین دلیل این هنرمندان ما هستند که باید در راه علمی‌تر شدن هرچه بیشتر  موسیقی را ادامه بدهند... پاسخ من به این سؤال ممکن است به‌درستی تعبیر نشود، اما من وظیفه دارم آنچه می‌پندارم درست است برای اهالی کتاب بازگو کنم. به گمان من این‌که یک نفر درباره یک آهنگ در زمینه موسیقی ایرانی تمامی آنچه را از نظر موسیقی غربی باید روی کاغذ بیاورد، بنویسد و در اختیار گروه نوازندگان قرار دهد؛ همه آنچه برای شکل‌گیری حس و حال آن آهنگ باید باشد، نیست. کافی است شما این نت‌ها را به نوازندگان غیرایرانی فعال درزمینه موسیقی کلاسیک بسپارید تا متوجه اتفاقی که خواهد  افتاد، بشوید. به‌نظر می‌رسد یک نوازنده موسیقی غربی که تاکنون حافظه شنیداری در ذهنش درباره موسیقی ایرانی ندارد، هرقدر هم تمرین کند، نمی‌تواند حس و  حالی که یک ایرانی از اجرای آن موسیقی به مخاطب می‌دهد، ایجاد کند.   به‌نظر می‌رسد دقیقا همین وضعیت درباره موسیقی غربی وجود دارد. کافی است به ارکسترهای موسیقی غربی و سطح هنری آثاری که نوازندگان داخلی ما در اجرای اثری مثل سمفونی شماره ۹ بتهوون در قیاس با یک ارکستر غربی پیشرفته دارند، نگاهی بیندازید تا متوجه تفاوت‌ها شوید. آیا شما با این نظر مخالف هستید؟   راستش را بخواهید نه تنها موسیقی ایرانی، بلکه کلیه گونه‌های موسیقی در مشرق زمین در مقایسه با موسیقی غربی به لحاظ ویژگی به نام احساس چربش دارد. احساساتی بودن، جزو مهمی از زندگی ما است. بنابه همین دلیل وقتی من و همسرم حتی در کشورهای خارجی در حال اجرای برنامه هستیم، ایرانیان حاضر در سالن واقعا به وجد می‌آیند، لبخند می‌زنند و گاهی حتی به پهنای صورت اشک می‌ریزند. در مقابل ممکن است یک مخاطب غربی از شنیدن اثری ماندگار با اجرایی دقیق در زمینه موسیقی کلاسیک لذت ببرد، اما بسیار کمتر از ما ایرانیان این لذت را عیان می‌کند. البته ممکن است تا این حد احساساتی بودن ایراداتی هم داشته باشد، اما به هر شکل این ویژگی ماست. آیا استفاده از علائم و نشانه‌های مرسوم در نت‌نویسی که برای نگارش موسیقی غربی تهیه و تدوین شده در انتقال مفاهیم و احساسات موسیقی ایرانی موفق بوده است؟ به‌نظر شما نبود علائم و نشانه‌هایی ویژه برای نگارش موسیقی ایرانی در عدم انتقال دقیق مفاهیم و احساسات مؤثر نیست؟   به‌نظر من اگر تئوریسین‌های موسیقی ایرانی، علائم و نشانه‌هایی مختص این نوع موسیقی را ابداع و ارائه کنند ( علائمی که برای مثال قرارگیری هرکدام از آن‌ها در صفحه کتاب نشانگر شیوه تکنیکی پیاده‌سازی قطعه و البته احساس موردنظر آن باشد) می‌توان به علمی کردن و در عین‌حال حفظ ویژگی احساسات در موسیقی ایرانی امیدوار بود. بر این اساس شاید شکل‌گیری فرهنگستان موسیقی ایرانی درست مثل فرهنگستان ادبیات فارسی بتواند امکان حرکت بهتر در این مسیر را برای پژوهشگران فراهم کند.   لطفا کمی هم درباره کتاب‌های موسیقی خودآموز که امروز در بازار کم هم نیستند، برایمان بگویید. آیا کسی که حتی آشنایی حداقلی هم با موسیقی ندارد، با مطالعه این کتاب‌ها و بدون شرکت در جلسات اشکال‌یابی و حضور استاد می‌تواند تبدیل به یک نوازنده شود؟   به‌نظر می‌رسد این ادعا که یک نفر علاقه‌مند به موسیقی و نوازندگی بتواند بدون حضور در محضر استاد و تنها با بهره‌گیری از کتاب‌های خودآموز موسیقی تبدیل به نوازنده‌ای هرچند معمولی شود، چندان درست نیست. یکی از نکات اساسی که یک هنرجو در آغاز راه با آن سروکار دارد، شیوه قرارگیری پشت ساز و در اصطلاح استایل نوازندگی است. ماهان فرزندم حدود یک سال است که زیر نظر آقای فریوسفی مشغول به فراگیری ساز ویولن است. من هر هفته شاهد تلاش‌های استادش برای آموزش مواجهه صحیح ماهان با ساز ویولن هستم. من هم زمان زیادی را در کلاس‌هایم برای قرارگیری صحیح هنرجویان پشت ساز اختصاص می‌دهم. با این توضیح وقتی ابتدایی‌ترین نکته در نوازندگی که همراهی نوازنده با ساز است، تا این حد به حضور استاد و تمرین نیاز دارد، چگونه یک شاگرد می‌تواند به‌صورت خودآموز و فقط با بهره‌گیری از یک کتاب نوازندگی سازهای مختلف را بیاموزد. هرچند من به ناشران چنین کتاب‌هایی احترام می‌گذارم اما از آن‌ها درخواست می‌کنم وقت خودشان را در مسیری صرف کنند که ارزشش را داشته باشد و برای فرهنگ و موسیقی ایران گامی روبه‌جلو به‌حساب بیاید.   نظر شما درباره برگزاری دوسالانه کتاب از سوی خانه موسیقی چیست؟   به اعتقاد من با برگزاری جشنواره‌ها و آیین‌هایی که در آن آثار مکتوب حوزه موسیقی به‌طور دقیق و علمی داوری شود و کتاب‌های برتر مورد تقدیر قرار گیرد، می‌توان به آینده موسیقی ایران امیدوار بود. البته این اتفاق زمانی به حقیقت خواهد پیوست که اهالی مختلف جامعه موسیقی در کنار هم به‌دور از حس حسادت، به رقابتی سالم بپردازند و در این رهگذر آثار ارزشمند صوتی و کتاب‌های باکیفیت این هنر روانه بازار شود. من می‌دانم آقای نوربخش در خانه موسیقی برای تحقق این هدف گام‌های بلندی برداشته‌اند و به همین دلیل به خودشان و همه همکارانشان در خانه موسیقی خداقوت می‌گویم. به‌نظر شما انتشار کتاب‌هایی با سطح علمی ضعیف یا خودآموزهایی که متنشان با ادعا سنخیت چندانی ندارد، چه اثری بر جامعه موسیقی و اهالی کتاب خواهد گذاشت؟   کتاب‌های آموزش موسیقی ایرانی که در زمینه علمی دچار مشکل هستند، بنیه علمی و عملی هنرجویان را با مشکل روبه‌رو خواهند کرد و در سرنوشت موسیقی کشور اثرگذار خواهند بود اما به گمان من، مردم ایران فهیم‌تر و باهوش‌تر از آن هستند که بخواهند کتابی کم‌ارزش را بیش از یک یا دو دوره مورد استقبال قرار دهند. شرط ماندگاری هنر و آثار و محصولات مربوط به آن درگذر زمان سطح کیفی آن است. با این توضیح ممکن است کتابی برای یک یا دو دوره با بهره‌گیری از ابزار غیرسالم موردتوجه قرار گیرد اما بعد از آن رنگ می‌بازد و مردم ما آن را به کناری خواهند گذاشت.   با این توضیح که عموم مردم نگاه تخصصی به موسیقی ندارند به‌نظر می‌رسد گاهی ممکن است برخلاف روش صحیح مخاطبانی که کتاب‌های غیرعلمی و غیرکاربردی را تهیه کرده‌اند، نظری کلی درباره همه منابع موسیقایی در ایران صادر کنند و عده‌ای که درصدد به‌دست آوردن فرصتی برای تخریب این هنر اصیل هستند از این موقعیت سوءاستفاده‌هایی داشته باشند... معیار تعیین و تشخیص کیفیت کتاب‌های مختلف در زمینه موسیقی ایرانی در گام اول بررسی نام و پیشینه نگارنده آن است. باید دید نویسنده کتاب معلومات مرتبط با موضوع اثر را در خود دارد یا نه؟ آیا در زمینه موسیقی تحصیل کرده یا نه؟ از سوی دیگر این نکته باید مورد توجه قرار بگیرد که یک نوازنده خوب لزوما تئوریسین خوبی نیست و این‌که یک تئوریسین خوب مدرس خوبی هم باشد، هیچ  قطعیتی ندارد. به‌نظر من راه هرکدام از این افراد باید از هم جدا باشد. کسی که در زمینه تئوری توانمند است، به تحقیق و تألیف و پژوهش بپردازد، کسی که نوازنده خوبی است، بیشتر تمرکزش را روی اجرهای استودیی و صحنه‌ای بگذارد و کسی که به خوبی تدریس می‌کند، به تربیت هنرجویان موسیقی مشغول شود. در این وضعیت هم هنرمندان ما می‌توانند به بهترین جایگاه برسند و هم هنرجویان خوب و توانمندی تربیت خواهند شد. به‌نظر من کسی که تمرکزش را روی تألیف کتاب‌های آموزشی می‌گذارد، دیگر نمی‌تواند مدام روی صحنه باشد و به اجرای کنسرت بپردازد. همسرم به همین دلیل حدود هشت سال پیش تدریس را کنار گذاشت. سالار مدام در سفر بود و در داخل و خارج از ایران به اجرای کنسرت می‌پرداخت. برنامه کلاس‌های آموزشی‌اش با تأخیر مواجه می‌شد و همین موضوع باعث شد تدریس را کنار بگذارد.   شما وضعیت کلی موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران را در بخش مکتوب چگونه ارزیابی می‌کنید؟   ما در کشورمان در زمینه کتاب‌های مربوط به پیانو ایرانی ضعیف هستیم. البته کتاب‌های آموزشی و آهنگسازی‌های مختلف در زمینه پیانو غربی گنجینه گران‌بهایی پیش‌روی ما قرار داده است. منظور من مربوط به پیانوی ایرانی است. در سازهای دیگر کارهایی انجام شده و مثلا کتاب‌های زیادی در زمینه ویولن ایرانی وجود دارد، ولی ما در مورد کتاب‌های پیانو ایرانی واقعا با کمبود مواجه هستیم. گاهی شاگردانم برای داشتن برخی از نت‌ها از خودشان علاقه نشان می‌دهند، بنابراین سر کلاس برایشان نت آهنگ را می‌نویسم و به آن‌ها می‌دهم. تا امروز چند بار به فکر تهیه و تألیف کتاب در زمینه پیانو ایرانی افتادم. چون می‌دانم هنرجویان زیادی هستند که به داشتن چنین کتاب‌هایی علاقه دارند؛ کسی که می‌خواهد دست به تألیف چنین کتابی بزند، باید باحوصله روی آن کار کند. باید کتاب‌هایی ارائه شود که در عین کاربردی بودن ازنظر علمی قابل‌قبول باشند و بتوانند گنجینه آهنگ‌های پیانو در موسیقی ایرانی را در خود جای دهند. امیدوارم اوضاع کتاب‌های هنری به‌ویژه در زمینه پیانو ایرانی بهبود پیدا کند و روزی بتوانیم از منابع ارزشمند خودمان در این بخش باهم گفت‌وگو کنیم. ]]> هنرورسانه Tue, 13 Dec 2016 05:55:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243150/شریعت-زاده-کتاب-درباره-سازهای-ایرانی-باید-عین-کاربردی-بودن-علمی-باشد-گنجینه-آهنگ-های-پیانو-کتاب-ها-جای-بگیرند «یاد مرکب‌ها» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/243273/یاد-مرکب-ها-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «یاد مرکب‌ها» اثر امیرمحمد قاسمی‌زاده، چهارشنبه ۲۴ آذرماه از ساعت ۱۷ تا ۲۰  با حضور چهره‌های هنر و ادب ایران رونمایی می‌شود. قاسمی‌زاده که تاکنون مجسمه‌هایی از مشاهیر ایران همچون فردوسی، محمد مصدق، ابوعلی سینا، سیمین بهبهانی، کمال‌الملک، احمد شاملو ساخته، پرتره شاعران و موسیقی‌دان‌های ایرانی را نیز ترسیم کرده است. تصویرسازی روی دو کتاب «هیوا مسیح»، تصویرسازی کتابِ شعرِ «جهان مربع گردی ست»، طراحی و نقاشی کتاب ِ شعرِ «دوری مثل آخرین طبقه یک آسمان‌خراش» و طراحی و نقاشی روی جلد کتاب «یارای ماندن» هم از دیگر اقدامات قاسمی‌زاده در زمینه مکتوب است. ساخت دو فیلم مستند و مستند داستانی از «سیمین بهبهانی» با نام «یک دریچه برای آزادی»، «محمد مصدق» بانام «فیلم مجسمه دکتر مصدق» و ساخت فیلم «مجسمه فردوسی» از جمله کارهای قاسمی‌زاده در حوزه فیلمسازی است. آیین رونمایی از کتاب «یاد مرکب‌ها»  چهارشنبه ۲۴ آذرماه با سخنرانی دکتر جواد مجابی، استاد عباس عارف و محمود آموزگار مدیر نشر کتاب آمه به نشانی تهران، اقدسیه، خیابان موحد دانش، بعد از سفارت چین، خیابان قاسمی/ گلستان شمالی (صاحبقرانیه) کوچه سوسن، پلاک ۱۵ برگزار خواهد شد. ]]> هنرورسانه Tue, 13 Dec 2016 05:20:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/243273/یاد-مرکب-ها-رونمایی-می-شود ​مرزبان: خواندن «تفنگ نه دال»، «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» و «لبخند انار» را به شما پیشنهاد می‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/242932/مرزبان-خواندن-تفنگ-نه-دال-دکتر-نون-زنش-بیشتر-مصدق-دوست-لبخند-انار-پیشنهاد-می-کنم هادی مرزبان، کارگردان شناخته‌شده تئاتر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اظهار کرد: بهترین کتابی که در دوران جوانی خواندم و هنوز که هنوز است از یادآوری خاطره آن کتاب احساس لذت می‌کنم، «کلیدر» استاد محمود دولت‌آبادی است که خواندنش تأثیر زیادی بر روح و روان من داشت.   مرزبان افزود: «تفنگ نه دال» یکی از کتاب‌هایی است که در همین روزها خواندنش را به پایان رسانده‌ام. این اثر بسیار جالب است، بنابراین مطالعه کتاب «تفنگ نه دال» را به همگی علاقه‌مندان به مطالعه پیشنهاد می‌کنم.    وی درباره موضوع کتاب «تفنگ نه دال» گفت: حدود 200 سال پیش تفنگی از سرزمین عثمانی وارد ایران می‌شود و به «آعلیداد خدرسرخ» یکی از پهلوانان نام‌آشنای ایل بختیاری می‌رسد. او قهرمانی است که هیچ‌کس در نبرد نمی‌تواند شکستش دهد، تا این‌که دشمنان، در قلعه‌ای به مهمانی دعوتش می‌کنند و بعد از دور کردن تفنگ از او، آعلیداد را ناجوانمردانه می‌کشند.   مرزبان با اشاره به این‌که کتاب خواندن یکی از سرگرمی‌های جدی زندگی اوست، بیان کرد: در این روزها، کتاب «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» را که البته چند سال قبل یک‌بار آن‌را خوانده بودم، دوباره از نو خواندم. «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» از جمله کتاب‌هایی است که خواندنش، خیلی روی من اثر گذاشت.   این کارگردان تئاتر، ادامه داد: دکتر نون یکی از سیاستمداران کابینه مصدق است که پس از سقوط دولت مصدق زندانی‌اش می‌کنند.  زیر شکنجه می‌خواهند او را وادار کنند تا علیه دکتر مصدق سخنرانی کند، اما قبول نمی‌کند، تا این‌که مأموران به او می‌گویند که در حال شکنجه کردن همسرش هستند. همین حرف باعث می‌شود تا دکتر نون از موضع خودش عقب بنشیند. ماجرا آنجا گره می‌خورد که احساس خشم و شرم از خیانتکاری بعد از آزادی در وجود دکتر نون اوج می‌گیرد و به یاد قولش به دکتر مصدق می‌افتد. به همین خاطر شروع به عذاب دادن خودش و همسرش می‌کند. وی همچنین با پیشنهاد کتاب «لبخند انار» برای مطالعه پایان هفته گفت: آقای مرادی کرمانی چندی قبل دو کتاب از آثار خودشان را به من هدیه دادند که «لبخند انار» یکی از آن‌ها بود؛ خواندن این کتاب، خیلی برایم جذابیت داشت.   مرزبان اظهار کرد: در مجموعه داستان «لبخند انار» داستانی به نام کلاه‌ها وجود دارد. موضوع داستان درباره کسی است که با کلاهی از یک پنجره با مردم ارتباط دارد و به‌ مرور با استفاده از همین کلاه شخصیت‌های مختلفی را بازی می‌کند. در این داستان، پیرمردی که تمام عمر در کار تئاتر بوده، وقتی می‌خواهد زندگی‌اش را برای نوه‌اش گلبو تعریف کند، لباس و کلاه‌های دوران قدیم را معرفی می‌کند. من درباره تبدیل این داستان به یک نمایش با آقای مرادی کرمانی صحبت کرده‌ام و احتمالا در آینده داستان کلاه‌ها را در تئاتر اجرا خواهیم کرد. ]]> هنرورسانه Thu, 08 Dec 2016 05:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/242932/مرزبان-خواندن-تفنگ-نه-دال-دکتر-نون-زنش-بیشتر-مصدق-دوست-لبخند-انار-پیشنهاد-می-کنم دیروز، امروز و فردای نمایشنامه‌نویسی در ایران از نگاه 19 فعال عرصه تئاتر http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243033/دیروز-امروز-فردای-نمایشنامه-نویسی-ایران-نگاه-19-فعال-عرصه-تئاتر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - علی نامجو: بررسی وضعیت و چالش‌های نمایشنامه‌نویسی در ایران موضوع پرونده‌ای بود که در پاییز ۱۳۹۵ در «ایبنا» گشوده شد که در آن با تعدادی از شناخته‌شده‌ترین فعالان عرصه نمایش و نمایشنامه‌نویسی به گفت‌وگو پرداختیم.   در این جریان، از یک‌سو کیفیت و تعداد نمایشنامه‌های تألیفی و تئاترهایی که از نمایشنامه‌های ایرانی استفاده می‌کنند، ارزیابی شد و از سوی دیگر، وضعیت مؤسسات آموزش عالی در رشته‌های مختلف در عرصه تئاتر، تمایل مخاطبان به خواندن نمایشنامه‌های ایرانی و خارجی، نگاه مدیران حوزه تئاتر به هنر نمایش و افقی که حرکت نمایشنامه‌نویسی در سال‌های گذشته برای این هنر در آینده ترسیم کرده، مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت. در این مسیر سعی شد تا  کلیه روزنه‌ها و گره‌های موجود در عرصه نمایشنامه‌نویسی بررسی شده، از نظرات مدرسین، کارگردانان، نمایشنامه‌نویسان، منتقدان، ناشران و مترجمان ادبیات نمایشی بهره‌گیری شود و نکته‌ای از قلم نیفتد. با این توضیح، ممکن است برخی عوامل درباره چرایی وضعیت موجود و تشریح چالش‌ها، به‌طور ناخواسته از چشم دورمانده باشد و مخاطبان در میان فهرست ارائه‌شده این سلسله گفت‌وگوها نام شخص یا اشخاصی را به‌عنوان مصاحبه‌شونده خالی ببینند.    گستردگی عرصه نمایش به‌طور کلی دقت و ریزبینی در کار را به مهم‌ترین ویژگی این پرونده تبدیل کرده بود، بنابراین دستیابی به نتایجی همه‌جانبه در این عرصه، تأمل و توقف بیشتر در بحث را می‌طلبید. بر این اساس، در این پرونده، تلاش برای برقراری ارتباط با متخصصان حوزه ادبیات نمایشی انجام شد و سعی بر این بود تا بدون عجله و در نهایت تأمل موضوع پیگیری شود.  مهم‌ترین موضوعات مطرح شده در این مباحث در جدول زیر تیتروار ارائه شده و علاقه‌مندان می‌توانند متن کامل گفت‌وگوهای انجام‌شده در این پرونده را نیز از طریق لینک‌ها مطالعه کنند.    ردیف عنوان مصاحبه‌شونده جمله کلیدی مطالعه در ایبنا 1 جابر رمضانی، کارگردان و نمایشنامه‌نویس گاهی به پشت سر نگاه کن / مطالعه جریان نمایش‌نامه‌نویسی دنیا، پراهمیت است لینک 2 بهرنگ رجبی، منتقد تئاتر و مترجم نمایشنامه نمایشنامه‌ها با هدف معرفی سبک‌ها و گونه‌های جدید ترجمه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند لینک 3 قطب‌الدین صادقی، کارگردان و نمایشنامه‌نویس  با تقلید و بازنویسی و اقتباس راه به جایی نمی‌بریم لینک 4 شهره لرستانی، کارگردان، نمایشنامه‌نویس  فضای کتابخانه‌ای به نویسنده انرژی زیادی می‌دهد / نسل امروز، شتاب‌زده، عصیانگر و خشم‌آلود است لینک 5 رضا کوچک‌زاده، کارگردان و نمایشنامه‌نویس ما نمی‌خوانیم؛ همه ما گرفتار نخواندن‌هایمان هستیم لینک 6 هانیه رجبی، مترجم نمایشنامه و دانشجوی دکترای رشته فلسفه عدم وجود جریانی منسجم در نمایشنامه‌نویسی شمشیری  دولبه است لینک 7 عماد شاطریان، مدیر انتشارات بیدگل نبود منتقد، بلای جان هنر ایران است / بسیاری از آثار تالیفی تئاتر حداقل استاندارهای لازم را ندارند   لینک 8 ایوب آقاخانی، کارگردان، نمایشنامه‌نویس اهالی تئاتر امروز جزایری دور از هم هستند / کتاب نمایشنامه «زنانی که به بزها خیره شده‌اند» رونمایی می‌شود لینک 9 افسانه ماهیان، کارگردان تئاتر  ناشران در زمینه تئاتر به دنبال انتشار کارهای باکیفیت‌اند/ نمایشنامه‌هایی که کتاب می‌شوند شانس اجرای بیشتری دارند لینک 10 صدیقه جاویدی بوشهری نویسنده و مدیر نشر سیراف انتشار نمایشنامه‌ها همزمان با اجرای نمایش اقدام نو و تاثیرگذاری است لینک 11 سیمین امیریان، کارگردان و نمایشنامه‌نویس نویسندگان بااستعداد را در کشورهای خارجی با تبلیغات به سطح جهانی می رسانند   لینک 12 امیر دژاکام، کارگردان و نمایشنامه‌نویس معلمان سینما نمایشنامه خواندن را بد می‌دانند لینک 13 امیر دژاکام، کارگردان و نمایشنامه‌نویس ما از نویسندگان غربی غول‌های 5 متری را در ذهن خودمان ساخته‌ایم لینک 14 اصغر نوری، کارگردان و مترجم نمایشنامه چاپ نمایشنامه اجرا نشده دردی را دوا نمی‌کند لینک 15 سیاوش پاکراه،کارگردان و نمایشنامه‌نویس  مسیر نمایش‌نامه‌نویسی در ایران، حرکت به سوی تاریکی است!   لینک 16 افشین حسن‌زاده،  کارگردان ونمایشنامه‌نویس اگر جایی نمایشنامه باکیفیتی نوشته می‌شود متاثر از استعداد فردی مؤلف آن است لینک 17 هادی مرزبان، کارگردان و بازیگر تئاتر آن‌ها که نخوانده‌اند نمی‌دانند!/سال‌ها است چوب روشنفکرنماها را می‌خوریم لینک 18 رسول نظرزاده، منتقد و پژوهشگر تئاتر دلسوزی حاصل از مشاهده دردها نمایشنامه‌نویسان را به نوشتن وا می‌دارد   لینک 19 چیستا یثربی، کارگردان و نمایشنامه‌نویس اجرای نمایشنامه‌های تألیفی تاوان دارد / به‌جز نمایشنامه‌های خودم کاری روی صحنه نمی‌برم   لینک 20 محمد یعقوبی،  کارگردان و نمایشنامه‌نویس ​ وقتی شورای نظارت نمایشنامه‌ها را محکوم به تغییر می‌کند دیگر انگیزه‌ای باقی نمی‌ماند لینک ]]> هنرورسانه Tue, 06 Dec 2016 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243033/دیروز-امروز-فردای-نمایشنامه-نویسی-ایران-نگاه-19-فعال-عرصه-تئاتر یعقوبی: وقتی شورای نظارت نمایشنامه‌ها را محکوم به تغییر می‌کند دیگر انگیزه‌ای باقی نمی‌ماند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/242938/یعقوبی-وقتی-شورای-نظارت-نمایشنامه-ها-محکوم-تغییر-می-کند-دیگر-انگیزه-ای-باقی-نمی-ماند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نامجو: با مروری بر تاریخ معاصر هنر نمایش در ایران، درمی‌یابیم که از دوره قاجار بود که جریان نمایشنامه‌نویسی به شیوه امروزی، در کشورمان آغاز شد. از آن زمان تاکنون، نمایش‌های گوناگون و به‌یادماندنی در ایران اجرا شده‌اند که برخی‌شان از زبان‌های دیگر به فارسی گردانده شده‌اند. از این‌رو در «خبرگزاری کتاب ایران» پرونده‌ای گشوده‌ایم تا در آن به بررسی وضعیت و چالش‌های موجود در جریان نمایشنامه‌نویسی به‌ویژه آثار تألیفی بپردازیم. «ایبنا» در این پرونده، به سراغ فعالان عرصه نمایش رفته و دیدگاه‌هایشان را در قالب گفت‌‌وگو ارائه کرده است. محمد یعقوبی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان شناخته‌شده تئاتر که این روزها اجرای مجدد یکی از نمایش‌هایش با نام «ماه در آب» را در تئاتر باران روی صحنه برده، در این پرونده با ما سخن گفته و نظرات خود را درباره نمایشنامه‌نویسی در تئاتر امروز ایران مطرح کرده که شرح آن‌ در ادامه آمده است. برخی از صاحبنظران معتقدند که بیشتر کارگردان‌های صاحب‌نام و به اصطلاح شش‌دانگ تئاتر ایران، تمایل دارند آثار ترجمه‌شده، اقتباسی و یا شناخته‌شده (تالیفی) را روی صحنه ببرند. با این توضیح کمتر مجالی برای اجرای آثار نویسندگان بااستعداد و جوان باقی می‌ماند . شما با این نگاه موافقید؟ عموم کارگردان‌ها سراغ آثار نویسندگان شناخته شده می‌روند، چون می‌خواهند استقبال از کارشان را از این راه تضمین کنند؛ این موضوع تنها مربوط به ایران نیست و در سراسر دنیا همین‌طور است. کارگردان‌هایی هم هستند که نوشته‌های خودشان را روی صحنه می‌برند و کارگردان‌هایی هم با یک نویسنده واحد در طول دوره فعالیت‌شان همکاری می‌کنند. احتمالا علت تمایل این گروه برای همکاری با آن نویسنده واحد آن است که احساس می‌کنند با نام آن نویسنده شناخته شده‌اند، بنابراین فکر می‌کنند بهتر است این رابطه و همکاری را ادامه دهند. این گروه احساس می‌کنند که با آثار آن نویسنده ارتباط برقرار کرده‌اند و به اصطلاح آن نویسنده را خوب می‌شناسند. برای مثال آقای مرزبان، آثار زنده‌یاد اکبر رادی را روی صحنه می‌برد. معمولا در رابطه‌های دوستی که بین کارگردان‌ها و نویسنده‌ها شکل می‌گیرد، انس و الفتی پیش می‌آید که باعث تداوم همکاری می‌شود. پس چه زمانی، نویسندگان جوان می‌توانند به عرصه نمایشنامه‌نویسی ورود کنند؟  به‌نظر من این‌که آثار یک نویسنده بااستعداد و البته جوان از سوی کارگردان‌های شناخته‌شده روی صحنه برود، برای تئاتر ایران یک ضرورت است. بُن‌مایه‌ اصلی هر کاری در تئاتر حتی در سینما متن آن کار است و این به نفع کارگردان‌های سرشناس است که به سراغ متن‌های نویسنده‌های جوان بروند تا صداهای تازه‌ای وارد تئاتر شود. این ماجرا به سود هر دو طرف است، هم به سود کارگردان هم آن نویسنده‌ی جوان. من شبیه این کار را با نمایشنامه‌های بچه‌های کارگاه‌های نمایشنامه‌نویسی‌‌ام کرده‌ام. من پروژه‌ای به نام «بیست‌وپنج» را سرپرستی کرد‌ه‌ام که نمایشنامه‌هایش را بچه‌های کارگاه‌های نمایشنامه‌نویسی‌ام براساس یکی از نمایشنامه‌هایم به نام رقص کاغذپاره‌ها نوشته بودند. از آن‌ها خواستم نمایشنامه‌ بنویسند و قول دادم تمام تلاش خودم را بکنم که نمایشنامه‌هایشان را روی صحنه ببرم. بعد برای جذاب‌تر کردن پروژه تصمیم گرفتم بچه‌های کارگاه‌های کارگردانی و بازیگری‌ام را هم به‌کار بگیرم. به آن‌ها گفتم از هر کدام از این نمایشنامه‌ها که خوشتان آمده، بردارید و کارگردانی کنید، من کمک خواهم کرد روی صحنه برده شود. به چه دلیلی در ابتدا بنا شد کارگردانی آثار نوشته شده را بر عهده بگیرید اما بعد کارگردانی کارهای نوشته شده را  به شاگردانتان سپردید؟ من پروژه را وسیع‌تر از آن دیدم که کارگردانی آثار را به خودم محدود کنم، چون احساس کردم از دل این پروژه هم می‌توان نویسنده‌های خوبی را شناساند، هم می‌توان کارگردان‌ها و بازیگران بااستعدادی را معرفی کرد. خوشبختانه این پروژه به سرانجام رسید و در سالن گوشه‌ فرهنگسرای نیاوران کارها روی صحنه رفت و استقبال خوبی از کارها شد. تا جایی که یادم هست در این پروژه هشت نمایشنامه‌نویس، 12 کارگردان و بیش از 40 بازیگر جوان معرفی شدند؛ این پروژه برای من ناتمام است. منظورتان از ناتمام بودن این پروژه چیست؟ من هنوز هم در هر کارگاه نمایشنامه‌نویسی به بچه‌ها پیشنهاد می‌کنم نمایشنامه‌های کوتاهی بنویسند که در اتاق بیست‌وپنج هتلی در بندرانزلی بگذرد (اتاق نمایشنامه‌ رقص کاغذپاره‌ها). در کارگاه نمایشنامه‌نویسی‌ام در تورنتو هم چند نفر بر این اساس نمایشنامه نوشتند. یکی از نمایشنامه‌های آن کلاس نوشته‌ بهار الماسی بود به نام «عشق و هورمون‌های دیگر» که همراه با نمایشنامه‌های من در تورنتو اجرایش کردیم؛ کارگردان این کار همسرم آیدا کیخایی بود. یک نمایشنامه‌ دیگر هم در این کار اجرا شد به نام «تو خانه را آن دور می‌دیدی» نوشته‌ لیدا شیرمرد که در کلاسی که با بچه‌های فوق‌لیسانس در دانشگاه تهران داشتم، نوشته شده بود. وجود این دو نمایشنامه‌ از دو نویسنده‌ دیگر باعث ایجاد چندصدایی در «رقص کاغذپاره‌ها» شده بود. بر این اساس پیشنهاد من به کارگردان‌ها این است که ریسک‌پذیر باشند، محافظه‌کاری نکنند، استعدادهای تازه را شناسایی کنند و آثار آن‌ها را روی صحنه ببرند. واقعیت این است که نوشته‌ یک نویسنده‌ جوان توانمند روی زمین نخواهد ماند؛ نهایتش این است که نوشته‌اش را با گروه هم‌نسلان خود روی صحنه می‌برد و به مرور مطرح خواهد شد. پیشنهاد من فقط به منظور حمایت از نویسند‌گان جوان نیست، به سود کارگردانان حرفه‌ای هم هست. تئاتر، هنر چندان پول‌ساز نیست و این جوان‌ها میل دارند دست‌کم با اجرای نمایش‌نامه‌هایشان توسط حرفه‌ای‌ها شناخته شوند. برخی جوانان ورود به تئاتر را ناممکن می‌بینند و وارد کار در ‌تلویزیون و سینما می‌شوند، ولی می‌بینم که عاشق کار در تئاترند. فکر نمی‌کنید اجرای دوباره‌ نمایشنامه‌ها و به اصطلاح جریان بازتولید که شما پایه‌گذارش در ایران بودید، هم مانع معرفی و شناسایی نمایشنامه‌نویسان جوان شده است؟ مگر 500 سال اجرای نمایشنامه‌های شکسپیر مانع ظهور نمایشنامه‌نویسانی چون بکت، پینتر، آلبی و مک‌دونا شده است؟ مشکل جای دیگری است. عرصه‌ نمایشنامه‌نویسی هنوز عرصه‌ای حرفه‌ای نشده است. بازتولید راهی است برای حرفه‌ای شدن نمایشنامه‌نویسی. تا زمانی که کسی نتواند با نوشتن نمایشنامه در این کشور زندگی کند، این عرصه مانند حرفه شما یعنی روزنامه‌نگاری عرصه‌ای جوان خواهد بود. یعنی فقط عده‌ای جان‌سخت در این حرفه خواهند ماند و بیشتر کسانی که وارد این عرصه می‌شوند، مدت کوتاهی خواهند نوشت و بعد در فرصت مناسب به حوزه‌های دیگر کوچ خواهند کرد؛ جذب سینما، تلویزیون و رسانه‌های تصویری خواهند شد. یعنی همه نمایشنامه‌نویسانی که از تئاتر به سینما و تلویزیون مهاجرت کرده‌اند، به اجبار حاضر به هجرت شده‌اند؟ البته من مخالف نوشتن برای سینما و ‌تلویزیون نیستم. ممکن است نویسنده‌ای موضوعی برای نوشتن داشته باشد که مناسب سینما، تلویزیون یا رسانه‌های تصویری باشد، ولی فقط این دلیل کوچ نویسندگان به این حوزه‌ها نیست. یکی از این دلایل اقتصادی است. دلیل دیگرش این است که نویسنده می‌بیند از سوی مدیران تئاتر به نوشتن برای تئاتر تشویق نمی‌شود و به اصطلاح فضا پذیرای او نیست، اما رسانه‌های تصویری به‌ویژه سینما بیشتر پذیرای او هستند. طبیعی است که برای نویسنده‌ حرفه‌ای شدن، حوزه‌ کاری‌اش را تغییر می‌دهد و از تئاتر به سینما مهاجرت می‌کند. مگر هر نویسنده در سال چند نمایشنامه می‌تواند بنویسد؟ وقتی همین نوشته‌های محدود نویسندگان تئاتر هم به شورای نظارت می‌رود و از سوی شورا بخش‌هایی از آن کار باید تغییر کند (گاهی این تغییرات متن اصلی را تبدیل به متن دیگری می‌کند) دیگر انگیزه‌ای باقی نمی‌ماند و متاسفانه در میان خود ما هم همدلی وجود ندارد. وقتی من چند سال پیش بحث بازتولید را مطرح کردم و گفتم نمایشنامه‌های ایرانی یکبار مصرف نیستند و وقتی تماشاگر دارند بهتر است دوباره اجرا شوند، متاسفانه از درون جامعه‌ تئاتری با انتقادات شدیدالحنی مواجه شدم. با کمال تعجب عده‌ای آنقدر غافل بودند که متوجه نمی‌شدند حرفم یک پیشنهاد حرفه‌ای در زمینه‌ نمایشنامه‌نویسی است. عده‌ای هم گفتند به خاطر مسائل مالی می‌خواهی کارهایت را دوباره اجرا کنی. شما از انتقاد برخی از اهالی تئاتر درباره بازنویسی و بازتولید آثارتان گفتید. با این فرض که بنا به دلایل مالی چنین کاری  (بازتولید) اجرایی شود، چه ایرادی دارد؟  قطعا مسائل حرفه‌ای که یکی از آن‌ها هم جنبه‌‌ مالی است در این تصمیم موثر بوده است. ما باید بتوانیم از این راه زندگی‌مان را بگذرانیم تا بتوانیم بگوییم این حرفه‌ی ماست. تکلیف مدیران دولتی که روشن است. برای مدیران دولتی مهم نیست چه اتفاقی می‌خواهد در عرصه نمایش بیفتد، ولی این برای من عجیب بود که یک‌بار در یک سالن خصوصی کسی که خودش تئاتری‌ است از من دعوت به کار کرد و گفت لطفا یک کار تازه در سالن ما اجرا کن. وقتی شما مرا صدا زدید که کاری را روی صحنه ببرم به شما ربطی ندارد چه نمایشنامه‌ای را می‌خواهم اجرا کنم. شما حق ندارید برا‌ی من شرط تعیین کنید؛ من که نمی‌خواهم به ضرر خودم اقدام کنم و حتما دلیل حرفه‌ای برای این کارم دارم که می‌خواهم نمایشنامه‌‌ قبلی‌ام را دوباره اجرا کنم. وقتی نمایشنامه‌ یک نویسنده این ظرفیت را دارد که بارها اجرا شود، چرا باید با اجرای مکرر آن مخالفت شود؟ البته بیشتر مخالفان بازتولید هم خوشبختانه در این چند سال شروع کرده‌اند به اجرای دوباره‌ کارهایشان و به روی خودشان هم نمی‌‌آورند که مخالف بوده‌اند. هیچ اشکالی ندارد، مهم این است که وقتی اجرای چندباره‌ نمایشنامه‌ها امری جاافتاده شود، آن دسته از دوستانی هم که فقط کارگردانی می‌کنند، جرات پیدا می‌کنند به سراغ متن‌های قبلا اجرا شده بروند؛ مثل همه جای دنیا. به‌نظر شما، این ماجرا برای همه نویسندگان ایرانی باید اتفاق بیفتد؟ من بارها گفته‌ام و دوباره هم تکرار می‌کنم در ایران نویسندگانی داریم که هرسال باید کارشان روی صحنه برود. یکی از آن‌ها بهرام بیضایی است. مهرماه امسال به روسیه رفتم و با گروهم «مرد بالشی» را اجرا کردیم. آن جشنواره، نامش جشنواره بین‌المللی «مارتین مک دونا» بود. سوال من این است که چرا نباید یک جشنواره به نام بهرام بیضایی داشته باشیم؟ گرچه به تازگی خبر خوبی خواندم که قرار است جشنواره‌ای به نام بهرام بیضایی کارش را شروع کند. عده‌ای معتقدند «آدامس‌خوانی» رحمانیان اعتراض بود، اعتراض به نمایشنامه‌هایی که نوشت اما سانسور شد. این عده معتقدند «آدامس‌خوانی» به خودی‌ خود ارزش هنری چندانی ندارد و فقط کاری برای گیشه بود. وقتی کسی در جامعه به جایگاهی رسیده که امروز به‌عنوان هنرمند شناخته می‌شود، امکان ندارد اثری بنویسد که فاقد ارزش هنری باشد، چون هنرمند بودن آن آدم دیگر اثبات شده و البته ممکن است مردم آثار آن هنرمند را مقایسه‌ کنند و بگویند این کارش از آن کارش بهتر است که البته طبیعی است. من «آدامس‌خوانی» را ندیدم چون در آن دوره کانادا بودم، اما تردیدی ندارم که محمد رحمانیان نمی‌تواند کار بد بنویسد، بنابراین هر کارش امضای رحمانیان را دارد. او به جایی رسیده که دیگر نباید برایش مهم باشد چه درباره‌اش می‌گویند. کاری می‌کند که احساس می‌کند، درست است. مطمئنم اگر محمد رحمانیان «آدامس‌خوانی» را روی صحنه برده، آگاهانه این کار را کرده نه از سر اجبار یا اکراه. مطمئنم که او معتقد نیست کار بی‌ارزشی اجرا کرده، بلکه کاری را روی صحنه برده که جنبه‌های دیگری از هنرمندی محمد رحمانیان را نشان می‌دهد. دیگر برای محمد رحمانیان مهم نیست که درباره‌اش چه می‌گویند. نباید هم مهم باشد. من هم زمانی که «یک دقیقه سکوت» را نوشتم، یادم هست عده‌ای گفتند یعقوبی دارد موج‌سواری می‌کند. بعد از «نوشتن در تاریکی» هم شبیه این حرف‌ها را شنیدم. هر کاری بکنی همیشه حرف هست. می‌گویند محمد رحمانیان برای گیشه کار اجرا می‌کند. حتی اگر این‌طور هم باشد چه اشکالی دارد؟ مگر اشکال دارد آدم سعی کند کاری را روی صحنه ببرد که تماشاگر بیشتری داشته باشد؟ مگر از دیوار خانه‌ کسی بالا رفته است؟ این چه رفتار سخیفی است با هنرمندی که تلاش می‌کند با حرفه‌اش نوشتن و کارگردانی زند‌گی کند؟ آیا منظور شما گروه خاصی است؟ عده‌ای هستند که برای گذران زندگی کاری غیر از نوشتن انجام می‌دهند و هر از گاه جسته‌گریخته نمایشنامه‌ای هم می‌نویسند. این‌ها نمایشنامه‌نویسانی آماتورند. ممکن است کارمند جایی باشند، به هر حال شغل‌شان و ممر درآمدشان چیز دیگری است، چیزی جز از راه نوشتن. برخی از این‌ها ممکن است نویسنده‌ توانمند چون رحمانیان یا چرم‌شیر را ملامت کنند. به گمان من این ملامت‌شان از بخل است نه از دلسوزی برای تئاتر. ممکن است این افراد در طول زندگی‌شان دو نمایشنامه نوشته باشند و خیلی هم به این یکی دو کارشان افتخار کنند در این حال ممکن است دیگران را بکوبند که چرا هر سال یک کار یا بیشتر می‌نویسند و روی صحنه می‌برند؟ چه اشکالی دارد اگر هنرمندی توانایی نوشتن سالانه یک کار یا بیشتر را داشته باشد؟ اما شما که هر سال نمایشنامه جدیدی نمی‌نویسید... من جزو کسانی هستم که توانایی و میل هر سال نوشتن ندارم. اما کسانی را که می‌توانند سالانه یک نمایشنامه یا بیشتر بنویسند تحسین می‌کنم. مگر می‌شود کسی را برای توان باروری و توانایی‌‌اش ملامت کرد؟ این یک مشکل اخلاقی در کشور ماست. یک بحران اخلاقی است که ما نویسنده‌های توانمند با زایندگی ذهنی را ملامت می‌کنیم. واقعیت این است که وقتی کسی هویتی به‌عنوان هنرمند در جامعه پیدا کرده، وسواسانه صاحب این هویت شده به آسانی به این هویت نرسیده‌.؛ چنین هنرمندی دیگر نیازی به قیم ندارند. درباره‌ چنین هنرمندی خود مردم باید داوری کنند. واضح است اگر ما کارمان بی‌کیفیت باشد مردم دیگر نخواهند آمد کارهای بعدی‌مان را ببینند. اما اگر مردم از کارهای ما استقبال می‌کنند در حقیقت ما در حال جذب مخاطبان بیشتری برای تئاتر هستیم. این جریان هم به نفع ماست هم به نفع تئاتر. ]]> هنرورسانه Sat, 03 Dec 2016 07:02:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/242938/یعقوبی-وقتی-شورای-نظارت-نمایشنامه-ها-محکوم-تغییر-می-کند-دیگر-انگیزه-ای-باقی-نمی-ماند شیروانی: فرهنگ کتاب‌خوانی در ایران ضعیف شده است / هدف ما در نمایشگاه «کتاب هنر» حمایت از دانشجویان علاقه‌مند به این حوزه بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/242886/شیروانی-فرهنگ-کتاب-خوانی-ایران-ضعیف-شده-هدف-نمایشگاه-کتاب-هنر-حمایت-دانشجویان-علاقه-مند-این-حوزه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نامجو: تالار آینه فرهنگستان هنر در جریان برپایی دومین نمایشگاه تخصصی کتاب‌های هنر، میزبان برخی از ناشران این حوزه بود. نمایشگاهی تخصصی که در آن کتاب‌های هنری در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت و فضایی تدارک دیده شد تا مخاطبان این حوزه بتوانند در مکانی متمرکز به منابع موردنیاز خود دست پیدا کنند.   مطابق آنچه ستاد خبری بیست و چهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده بود، مخاطبان در این نمایشگاه می‌توانستند کتاب‌های تخصصی حوزه هنر را  با ۱۰ تا ۴۰ درصد تخفیف تهیه کنند. مزایای دیگری هم در برگزاری این نمایشگاه وجود داشت، اما برخی غرفه‌داران و ناشران حاضر، انتقاداتی پیرامون نمایشگاه کتاب هنر داشتند. آن‌ها بر این اعتقاد بودند که «تبلیغات کمی برای برگزاری نمایشگاه انجام شده» و برخی  می‌گفتند که «ای کاش نمایشگاه در دانشگاه هنر برگزار می‌شد» و عده‌ای هم از نحوه اختصاص یارانه برای خرید کتاب گلایه داشتند. خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پس از انتشار گزارشی از صحبت‌های ناشران مختلفی که در این نمایشگاه حضور داشتند، به سراغ افشین شیروانی، سرپرست موسسه تاليف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن)  و مسئول برگزاری نمایشگاه تخصصی «کتاب هنر» رفته و با او درباره این نمایشگاه سخن گفته است. شرح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید. در نمایشگاه تخصصی که در فرهنگستان هنر برگزار شد، عده‌ای از ناشران حاضر گله‌هایی را مطرح کردند و درباره عدم استقبال عمومی از این نمایشگاه انتقاداتی داشتند. به‌نظر شما چرا نمایشگاه تخصصی کتاب هنر، از سوی عموم چندان مورد استقبال قرار نگرفت؟ باید بگویم ما به ناشران گله‌مند حق می‌دهیم و برای ناشرانی که از حضور در نمایشگاه خوشحال بودند نیز خوشحالیم. به‌نظر می‌رسد ناشران گله‌مند حاضر در نمایشگاه در دو گروه جای می‌گیرند؛ اول ناشرانی که در زمینه هنر چندان شناخته‌شده نیستند و دوم ناشرانی که اقدام به انتشار کتاب‌های نفیس و گران‌قیمت حوزه هنر می‌کنند. نمایشگاه تخصصی «کتاب هنر» سازوکاری آکادمیک داشت؛ با این توضیح آثار اغلب ناشران حاضر در نمایشگاه مربوط به حوزه دانشگاهی بود. البته ما نیز در فرهنگستان هنر کتاب‌های نفیس زیادی داریم. مثلا «شاهنامه شاه‌طهماسب» منتشر شده از سوی فرهنگستان، یک‌ میلیون تومان قیمت دارد. ناشرانی که بیشتر تمرکز را روی انتشار کتاب‌های نفیس گذاشته‌اند، از این نمایشگاه گله‌مند بودند که البته به‌جا هم هست، چون کتاب‌های ارائه‌ شده از سوی آن‌ها قیمت بالایی دارد و با این‌که تخفیفی هم برای تهیه کتاب‌ها درنظر گرفته شده بود، بازهم قیمتی که مخاطب برای تهیه این دست کتاب‌ها باید پرداخت می‌کرد، بالا بود. آیا برای این‌دست از ناشران که در زمینه انتشار کتاب‌های نفیس هنری فعالیت می‌کنند، برنامه‌ای دارید؟ برنامه ما این است تا نمایشگاهی مخصوص عرضه کتاب‌های نفیس برپا کنیم که همین ناشران گله‌مند می‌توانند در آن نمایشگاه، کتاب‌های خودشان را برای مجموعه‌داران و علاقه‌مندان به تهیه کتاب‌های نفیس عرضه کنند.     شما در فرهنگستان هنر از استقبال مخاطبان از کتاب‌هایتان راضی بودید؟ در این نمایشگاه، فرهنگستان هنر از هر عنوان کتاب حدود ۱۰ جلد را به فروش رساند. البته این آمار مربوط به کتاب‌های تخصصی در حوزه آکادمیک هنر می‌شود. «شاهنامه شاه‌طهماسب» در این نمایشگاه به یک نفر فروخته شد، آن‌هم نه به خاطر برگزاری این نمایشگاه، بلکه به این خاطر که این فرد از قبل علاقه‌مند به تهیه این کتاب بود و بر همین اساس آن‌را تهیه کرد. با توجه به توضیحات شما، جامعه هدف در نمایشگاه تخصصی کتاب هنر چه کسانی بودند؟ هدف اصلی ما در نمایشگاه تخصصی «کتاب هنر» این بود که دانشجویان و علاقه‌مندان به رشته‌های تخصصی هنر بتوانند کتاب‌های موردعلاقه خودشان در این زمینه را با تخفیف ۴۰ درصدی تهیه کنند. این طبیعی است که قشر دانشجو به دنبال تهیه کتابی همچون «شاهنامه شاه‌طهماسب» نباشد. از سوی دیگر تخفیف ۴۰ درصدی برای مجموعه‌داران چندان اهمیتی ندارد. این ماجرا در نمایشگاه بین‌المللی کتاب هم وجود دارد، چون نمایشگاه بین‌المللی کتاب هم بیشتر عموم را به‌عنوان جامعه هدف درنظر گرفته است. با این توضیح کمتر مجموعه‌داری برای تهیه آثار نفیس در نمایشگاه بین‌المللی حضور پیدا می‌کند، چون خیلی شلوغ است و مجموعه‌داران به دنبال فضایی آرام برای تهیه کتاب‌های مورد نظرشان می‌گردند.     انتقاد برخی از ناشران به بخش تبلیغات و مکان برگزاری نمایشگاه کتاب هنر بود. شما در این‌باره چه توضیحی دارید؟ من در زمینه تبلیغات در جریان فعالیت دوستان در نمایشگاه بود، چون تبلیغات را سرمایه‌گذاری می‌دانم و آن را هزینه به‌حساب نمی‌آورم. در حضور من حدود 20 هزار پیامک ارسال شد. همان‌طور که می‌دانید امروز تلفن همراه وسیله‌ای است که همه مردم روزانه چند ساعت را با آن وقت می‌گذرانند. اگر فقط ۱۰درصد از افرادی که به تلفن همراهشان پیامک ارسال شد، در نمایشگاه حاضر می‌شدند، اتفاق بسیار جالبی رقم می‌خورد. از نظر جغرافیایی هم این نمایشگاه در دل شهر و در دسترس عموم ساکنان تهران قرار داشت؛ نه دوری نمایشگاه بین‌المللی در شهر آفتاب را داشت و نه در مصلا برگزار می‌شد که ترافیک بخواهد مردم را آزار دهد.   بنابراین چه عاملی را در عدم استقبال زیاد از نمایشگاه کتاب هنر موثر می‌دانید؟ مشکل این است که در میان عموم، فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی دچار ضعف شده است که البته این موضوع دلایل مختلفی دارد. مثلا مردم ما امروز به دلیل تمایلشان به تکه‌تکه خوانی البته به‌واسطه گسترش شبکه‌های مختلف مجازی، میل و رغبت کمتری به خواندن کتاب‌های کاغذی دارند. از سوی دیگر کتاب‌هایی که تهیه نسخه کاغذی آن‌ها هزینه بالاتری دارد و حمل نقلش نیز مشکل است، امروز به‌صورت مجاز و غیرمجاز به‌راحتی از طریق اینترنت قابلیت دانلود کردن دارند. ما همیشه از چهار ضلع مهم حوزه کتاب که ترجمه و تألیف، تولید، توزیع و مخاطب ارکان اصلی آن به حساب می‌آیند، تنها به سه ضلع آن توجه می‌کنیم. در نگاه فعالان عرصه فرهنگ و به‌ویژه نشر، معمولا مخاطب از قلم می‌افتد، در حالی‌که هر کس به ضلع چهارم توجه کرده، برنده شده است. برای مثال مرحوم محمد زهرایی، مدیر نشر کارنامه کتاب دو جلدی «مستطاب آشپزی» را به قلم آقای نجف دریابندری و زنده‌یاد فهیمه راستکار روانه بازار کرد. همان‌طور که می‌دانید آقای دریابندری مترجم، مؤلف و ویراستار شناخته‌شده کشورمان بودن و همسر ایشان زنده‌یاد فهیمه راستکار بازیگر و گوینده بود. دو مؤلف این اثر حدود هزار غذا، پیش‌غذا و دسر ایرانی و خارجی را پختند، از آن‌ها عکس گرفتند و هر یک را به‌صورت جداگانه شرح دادند. قبل از انتشار این کتاب، کتاب آشپزی رضا منتظری حرف اول را در ایران می‌زد، اما امروز کتاب «مستطاب آشپزی» آقای دریابندری به چاپ چهلم و پنجاهم رسیده، چون مخاطب را درنظر گرفته است. متأسفانه بیشتر ما در حوزه نشر در زمینه مخاطب‌سنجی ضعف داریم. از سوی دیگر وجود ممیزی‌های شدید در کم شدن رغبت مخاطبان به حوزه نشر بی‌تاثیر نبوده است. با این توضیح، از زمان انقلاب تاکنون در کشور ما فقط مجوز انتشار ۹۰۰ هزار عنوان صادر شده است. برای جامعه ما که امروز حدود ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد و در اویل انقلاب حدود ۴۰ میلیون نفر جمعیت داشته، این آمار فاجعه است. به‌نظر می‌رسد عددی در حدود ۱۰ برابر آمار کنونی یک عدد حداقلی برای کشوری با جمعیت ماست. از میان کل جمعیت ایران، فقط ۲ میلیون و پانصد هزار نفر عضو کتابخانه‌های عمومی هستند و تیراژ کتاب‌های عمومی در کشور ما به‌طور میانگین یک‌هزار و 500 نسخه است، در حالی‌که کشوری همچون فرانسه با ۶۰ میلیون نفر جمعیت، ۱۰ برابر ما عضو کتابخانه دارد و تیراژ کتاب‌ها در این کشور رقم عجیب ۴۰۰ هزار و ۵۰۰ هزار نسخه است. ]]> هنرورسانه Sun, 27 Nov 2016 12:30:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/242886/شیروانی-فرهنگ-کتاب-خوانی-ایران-ضعیف-شده-هدف-نمایشگاه-کتاب-هنر-حمایت-دانشجویان-علاقه-مند-این-حوزه «بلا تار پس از پایان» در خانه هنرمندان نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/242815/بلا-تار-پایان-خانه-هنرمندان-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نمایش و بررسی آثار بلا تار، فیلمساز مجارستانی و نقد و بررسی کتاب «بلا تار پس از پایان» نوشته ژاک رانسیر از 5 تا 7 آذر در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. فیلم‌های «اسب تورین»، «مردی از لندن»، «هارمونی ورکمایستر»، «نفرین» و «آشیانه خانوادگی» از بلا تار 5 تا 7 آذر در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید. فیلم «اسب تورین» جمعه 5 آذر ساعت 16 و فیلم «مردی از لندن» ساعت 18 و 30 دقیقه، شنبه 6 آذر ساعت 16 فیلم «هارمونی ورکمایستر» و فیلم «نفرین» ساعت 18 و 30 دقیقه و یکشنبه 7 آذر ساعت 16 فیلم «آشیانه خانوادگی» روی پرده سینما تک خانه هنرمندان می‌رود. در روز پایانی نمایش فیلم‌های بلا تار، در قالب چهارمین جلسه از سلسله نشست‌های کتاب هنر در خانه هنرمندان ایران، از ساعت 18 روز یکشنبه 7 آذر کتاب «بلا تار پس از پایان» نقد و بررسی می‌شود و صالح نجفی، بابک کریمی و محمدرضا شیخی به بررسی سینمای بلا تار و آراء رانسیر درباره فیلم‌های او می‌پردازند. ژاک رانسیر کتاب «بلا تار پس از پایان» را نوشته و محمدرضا شیخی آن‌را ترجمه کرده است.    ]]> هنرورسانه Thu, 24 Nov 2016 05:13:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/242815/بلا-تار-پایان-خانه-هنرمندان-نقد-می-شود ​دانش‌بهزادی: رمان‌های «جزء از کل»، «سور بز»، «سال‌های سگی» و «رویای سلت» را باید خواند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/242822/دانش-بهزادی-رمان-های-جزء-کل-سور-بز-سال-های-سگی-رویای-سلت-باید-خواند  توماج دانش بهزادی، بازیگر برگزیده بخش بین‌الملل سی و سومین دوره جشنواره تاتر فجر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اظهار کرد: من از یازده‌سالگی کتاب می‌خواندم. کتاب سخت فلسفی می‌خواندم، چون در شش‌سالگی اولین سؤالی که از پدرم پرسیدم این بود که آیا خدا وجود دارد؟ پدرم جوابم نداد و گفت باید کتاب بخوانی تا بفهمی و من با مطالعه پاسخ سؤالم را پیدا کردم.   وی افزود: حدودا از یازده‌سالگی بود که روزانه ۱۰ تا  ۱۲  ساعت کتاب می‌خواندم؛ البته این روزها به خاطر مشغله‌ای که دارم، میزان مطالعه روزانه‌ام به دو ساعت تقلیل پیدا کرده است.   دانش بهزادی با اشاره به علاقه‌مندی به آثار ماریو یوسا، گفت: به‌نظر خودم «سور بز» نوشته خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا یکی از رمان‌های خوبی است که تا امروز خوانده‌ام، چون حال و هوای قصه در آن کتاب به فضای جامعه ما خیلی نزدیک بود. یکی از کارهای زیبای یوسا در این کتاب آن است که جهانش را از منظر تمام شخصیت‌های منفی و مثبت داستانش تعریف می‌کند. بازیگر برتر بخش بین‌الملل جشنواره تئاتر فجر، ادامه داد: به‌نظر من، شما در فضای کتاب‌های یوسا یاد می‌گیرید که با قضاوت‌ها زندگی نکنید و انسان‌ها را از منظر مرگ نگاه کنید تا شاید بتوانید آن‌ها را انسانی‌تر ببینید. من «سال‌های سگی» و  «رویای سلت» را هم از خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا خوانده‌ام. یوسا در «سال‌های سگی» به‌عنوان اولین کتابش که باعث شد جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند، نشان می‌دهد در جوامعی که پایه آن بر بی‌عدالتی استوار است، نه تنها مجالی برای گفت‌وگو و مناظره وجود ندارد، بلکه هیچ مجرایی برای ایجاد ارتباط انسانی نیز دیده نمی‌شود.   وی درباره درون‌مایه رمان «سال‌های سگی» و «رویای سلت» عنوان کرد: ماجرای این رمان درحقیقت سرگذشت نوجوان‌هایی فقیر و درمانده اجتماعی است که به تحصیل در دبیرستانی نظامی مشغول‌اند و خواسته و ناخواسته در معرض دیوانه‌وارترین خشونت‌ها و آسیب‌ها قرار دارند. رمان «رویای سلت» نیز رمان جدی و تأمل‌برانگیز یوسا در سالی که او جایزه نوبل را برد، منتشر شد. در این  رمان صحنه‌های شقاوت‌های انسانی و خوی وحشی آدمی که در پشت پرده دین و تمدن پنهان شده، به نمایش گذاشته می‌شود. این رمان تصویر منحصربه‌فردی را از استعمار به مخاطبانش نشان می‌دهد.   دانش‌بهزادی درباره رمان مورد علاقه‌اش افزود: رمان «جزء از کل» که استیو تولتز نویسنده استرالیایی آن‌را نوشته و پیمان خاکسار آن‌را ترجمه کرده است، فضای پست‌مدرن عجیب و طنز جالبی در درون خود دارد، بنابراین توصیه می‌کنم که حتما این رمان را بخوانید. ظاهرا نویسنده کتاب، استیو تولتز گفته که در زمان نوشتن تحت‌تأثیر «کنوت هامسون»، «لویی فردینان سلین»، «جان فانته»، «وودی آلن»، «توماس برنارد» و «ریموند چندلر» بوده است.   وی ادامه داد: به نظر من خواندن رمان جزء از کل برای هرکدام از ما تجربه‌ای منحصربه‌فرد است. در هر صفحه این رمان، جمله‌ای وجود دارد که می‌توانید آن را نقل‌قول کنید ]]> هنرورسانه Thu, 24 Nov 2016 05:07:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/242822/دانش-بهزادی-رمان-های-جزء-کل-سور-بز-سال-های-سگی-رویای-سلت-باید-خواند ​نقد و بررسی «روشنفکران رذل و مفتش بزرگ» در خانه هنرمندان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/242813/نقد-بررسی-روشنفکران-رذل-مفتش-بزرگ-خانه-هنرمندان به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «روشنفکران رذل و مفتش بزرگ» که موضوع پایان‌نامه این هنرمند شناخته‌شده در دانشگاه UCLA آمریکا بوده به همراه آیین نکوداشت داریوش مهرجویی امروز چهارشنبه ۳ آذر ساعت ۱۸ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.   در این نشست دکتر «حاتم قادری» استاد دانشگاه و پژوهشگر با موضوع «روشنفکران از خیرخواهی تا اقتدارگرایی»، «مجتبی گلستانی» نویسنده و منتقد ادبی با موضوع «روشنفکران در سینمای مهرجویی با نگاهی به کتاب روشنفکران رذل و مفتش بزرگ»‌ و داریوش مهرجویی با موضوع «جامعه روشنفکری ایران در یک‌صد سال گذشته» به سخنرانی خواهند پرداخت.   علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند امروز از ساعت ۱۸ در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران حضور پیدا کنند. ]]> هنرورسانه Wed, 23 Nov 2016 12:52:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/242813/نقد-بررسی-روشنفکران-رذل-مفتش-بزرگ-خانه-هنرمندان