خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنرورسانه :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Sat, 29 Apr 2017 14:52:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 29 Apr 2017 14:52:06 GMT هنرورسانه 60 ​رونمایی کتاب «هو شیائو-شیِن» در خانه هنرمندان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/247299/رونمایی-کتاب-هو-شیائو-شی-ن-خانه-هنرمندان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): آیین رونمایی از کتاب «هو شیائو-شیِن مجموعه مقالات» امروز در خانه هنرمندان برگزار می‌شود.  هو شیائو-شیِن کارگردان، بازیگر و خواننده تایوانی است که سال 1947 در گوانگ‌دونگ چین متولد شد. خانواده هو شیائو-شیِن در پی جنگ داخلی که در چین رخ داد، به کشور تایوان فرار کردند. وی فارغ‌التحصیل آکادمی هنرهای ملی تایوان و از پیشگامان جریان موج نو در سینمای تایوان است. هو شیائو-شیِن جایزه هیئت‌ داوران جشنواره کن را از آنِ خود کرده است. ژان میشل فوردون و  دبیران بخش سینماییِ «نشر شورآفرین»، سعیده طاهری و بابک کریمی در آیین رونمایی از کتاب «هو شیائو-شیِن مجموعه مقالات» سخنرانی خواهند کرد. ژان میشل فوردون، منتقد فرانسوی است و سردبیر سابق «کایه دو سینما» است که سال 1951 آندره بازن، ژاک دونیول-والکروز و ژوزف-ماری لودوکا آن را پایه‌گذاری کردند.   ​اجرای این آیین را امیر هوشنگ اللهی، در خانه هنرمندان بر عهده دارد. علاقه‌مندان می‌توانند ساعت 20 امروز شنبه 9 اردیبهشت‌ماه در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان حضور پیدا کنند. ]]> هنرورسانه Sat, 29 Apr 2017 09:53:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/247299/رونمایی-کتاب-هو-شیائو-شی-ن-خانه-هنرمندان نشستی درباره ​«اقتباس» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/247295/نشستی-درباره-اقتباس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اقتباس یا انهدام؟ نام نشستی با محوریت بررسی اقتباس از متون ادبی و نمایشی در تئاتر ایران است که در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.  دکتر محمدرضا خاکی و حمیدرضا نعیمی از نمایشنامه‌نویسان و هنرمندان عرصه تئاتر در ایران در این نشست حضور دارند. علاقه‌مندان حوزه ادبیات نمایشی و هنر تئاتر برای حضور در این نشست می‌توانند دوشنبه 11 اردیبهشت ماه ساعت  18 در تالار استاد امیرخانی خانه هنرمندان حضور پیدا کنند. ]]> هنرورسانه Sat, 29 Apr 2017 08:46:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/247295/نشستی-درباره-اقتباس تلاشی دیگر برای رام کردن زن سرکش ! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/247285/تلاشی-دیگر-رام-کردن-زن-سرکش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «رام كردن زن سركش» را محسن قاسمی به فارسی برگردانده و در مجموعه نمایشنامه‌های شکسپیر بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه به چاپ رسیده است. پیش‌تر دو نمایشنامه دیگر این نویسنده با نام‌های «تاجر ونیزی» و «لیر شاه» در همین بنگاه انتشاراتی به چاپ رسیده است.«رام كردن زن سركش» در 178 صفحه و با قیمت 14900 تومان منتشر شده است. «رام كردن زن سركش» یکی از مشهورترین کمدی‌های ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس انگلیسی است که در فاصله سال‌هاي 1590 تا 1594 نوشته شده است. این نمايشنامه با بخشي به عنوان پيش‌نمايش یا درآمد شروع و سپس در پنج پرده روایت می‌شود. موضوع نمایشنامه دربارة عشق پتروچيو، نجيب‌زادة اهل ورونا، به كاترينا، دختری لجوج و سرسخت، است. كاترينا مايل به گام نهادن در اين رابطه نيست اما پتروچيو می‌کوشد به خواسته‌اش دست یابد و درواقع با رام كردن او، از وی عروسی مطيع و فرمانبردار بسازد. این نمایشنامه شکسپیر مورد عتاب جنبش‌های حقوق زنان در دوران امروز قرار داشته و به همین دلیل، برخی اقتباس‌ها و اجراهای آن با تغییراتی همراه بوده است. با این حال این نمایشنامه در سراسر دنیا، از جمله ایران، بارها به روی صحنه رفته است. شهرت این‌ نمایش‌نامه‌ی شکسپیر بیش‌تر به سبب فیلم‌هایی است که بر اساس اقتباس آزاد از این اثر ساخته شده است و این نمایش‌نامه به قلم، علاء الدین پازارگادی فریده مهدوی دامغانی به فارسی ترجمه و منتشر شده بود هم‌چنین با ترجمه و دراماتورژی کوروش اسداللهی، خانم مریم کاظمی این اثر را کارگردانی و بر صحنه نمایش برد.   ]]> هنرورسانه Sat, 29 Apr 2017 07:22:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/247285/تلاشی-دیگر-رام-کردن-زن-سرکش چاپ مجموعه عکس رومین محتشم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/247283/چاپ-مجموعه-عکس-رومین-محتشم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «واقعیت تو تمام است»، دربرگیرنده‌ی ده‌ها قطعه عکس است. این به قیمت 35 هزارتومان عرضه شده است.   مهران مهاجر استاد  دانشگاه در مقدمه‌ی این مجموعه نوشته است: «به عکس‌های رومین محتشم که نگاه می‌کنم دلم تنگ می‌شود. دلم تنگ سال‌هایی می‌شود که در دانشکده با هم و با دیگر بروبچه‌ها گذراندیم و الان سه دهه از آن سال‌های می‌گذرد و دیگر چندان خبری از هم نداریم. و دلم تنگ تجربه‌ی صاف و سرراستِ عکاسی می‌شود که آن را هم انگار فراموش کرده‌ایم یا این‌که در این زمان و در این هنگامه چنین شکلی از تجربه از میان ما رخت برسته است ـ تجربه‌ای که استوار بر کشف‌وشهود است و شور و شیداییِ یافتن و دیدن، و نه متکی بر چارچوب‌های پیش‌اندیشیده‌ی صلب و سنجیده‌ی نظریه‌ها و گفتمان‌ها. بودن در دنیای عکس‌های رومین اندکی از این دلتنگی می‌کاهد. عکس‌های سیاه‌وسفید رومین محتشم در سنت عکاسی منظره جا می‌گیرند، اما راحت جاگیر نمی‌شوند. این کشمکش عکس‌های محتشم را سنتِ منظره صبغه‌ی شخصیِ عکاسیِ او را آشکار می‌کند. در این مجموعه عکس عمدتاً چشم‌اندازهای گسترده‌ای را می‌بینیم که با زاویه‌ی باز دوربین دیده شده‌اند. در این گستره‌ی بازِ نگاه، برجستگیِ جوهرِ نور و جلوه‌ی اغلب والا و پرشکوه آن در طبیعت، تأکیدِ باریک‌بینانه بر بازیِ سایه روشن و همسازی و هم‌آوازیِ خاکستری‌ها، همراهی و ناهمراهی و همسازی و ناهمسازیِ خطوطِ راست و مورب و منحنی، و جاگیریِ ساده اما نقش‌مندِ دوربین، حضوری معنادار دارند، و این معنا ماترکی است که عکاس از سنت عکاسی منظره به عکس‌های خود می‌آورد. اما او در چارچوب این معنا محدود نمی‌ماند، و همچون رهرویی تنها، روی مرزهای آن را ه می‌رود. در این راه تکه‌هایی نو می‌یابد و کشف می‌کند، و این تکه‌ها عناصرِ یکه‌ی چشم‌اندازهای عکاس می‌شوند و دنیای عکاس را می‌سازند. اما این عناصر چه هستند؟ این عناصر چیزها و درون‌مایه‌هایی‌اند که در عکس‌ها تکرار می‌شوند. عکاسِ رهرو در راهِ خود، کم خودرویی تک افتاده را نمی‌بیند، و کم سگی تنها را نظاره نمی‌کند، و کم خودِ راه را خالی و خلوت نمی‌یابد. عکاس در میانه‌ی کشاکش میان عناصرِ طبیعی (درخت و سگ و اسب و ...) و فرآورده‌های انسانیِ مدرن (خودرو، تیر برق، نیمکت و ...) راه می‌رود و ما را میان بی‌مکانی و بی‌زمانی و موقعیت‌‌مندی معلق نگاه می‌دارد. کشاکش میانِ این موقعیت‌مندی و شیوه‌ی جاده‌ای عکاس از یک سو، و بی‌مکانی و بی‌زمانی و سلوک رهروانه‌ی او از سوی دیگر ما را در فضایی واقعی اما غریب رها می‌کند. راه‌رفتن‌ها ما را از جایی به جای دیگر می‌برد و گونه‌ای روایت را وارد عکس‌ها می‌کند؛ روایتی که خطی نیست، گسسته و سیال است و همین ویژگی شاید ما را از دنیای عکاسی بیرون ببرد و به جهان ادبیات راه‌نمون کند. و البته هم حال و هوای عکس‌ها و هم منطقِ یاد شده در این جهان پهناور ادبی، شاید بیشتر یادآور ادبیات آمریکای لاتین و رئالیسم جادوییِ آن باشد؛ و در این گستره نیز بیشتر یادآور پهنه‌های خالی خوان رولفو و فضاهای مبهم کارلوس فوئنتس. انگار فضای این عکس‌ها حضور آدم‌های آن رمان‌ها را می‌طلبد؛ یا شاید دیری نگذشته باشد که آن آدم‌ها صحنه‌ی این عکس ها را ترک کرده‌اند. باری وام‌گیری عکاس از سنت ادبی، وام‌گیری‌ای منفعلانه نیست و عناصرِ این سنت در تاروپود و بافتارِ عکس‌ها تنیده شده‌اند بی‌آن‌که حضور خود را هوار بزنند. تکرار عناصر یاد شده در عکس‌ها ما را به سوی درون‌مایه‌ای محوری در چشم‌اندازهای محشتم راه‌نمون می‌کند: وانهادگی و پرت‌افتادگی و متروکگی. وانهادگیِ زمینِ بازی، متروکگِی اتاقک‌ها و کیوسک و آلاچیق‌ها، پرت‌افتادگی نیمکت و تیر چراغ‌برق، ستون فانوسِ بی‌چراغ، سفره‌ی میوه‌های افتاده از درخت، اتوبوسی با دیواره‌ای تبلیغاتی و گیرافتاده در کاروانسرایی متروکه، سنگ‌چینی در ناکجا، کپه‌ای پیچیده در نایلون، حتا تکه‌ای آسفالتِ تیره لمیده در میان آسفالتِ روشن‌ترِ راه، و حتا آن کوره‌مسیر نمکین که انگار در دریاچه غرق می‌شود. گرچه مکان همه‌ی این‌ها دریاچه‌ی زادبوم عکاس ـ دریاچه‌ی ارومیه ـ نیست اما آن هنگام که با تکرار پهنه‌ی گسترده‌ی سپیدی نمکین و البته تلخِ دریاچه روبه‌رو می‌شویم، انگار همه‌ی آن متروکگی و پرت‌افتادگی و وانهادگی در بستر دریاچه می‌نشینند، همه‌ی آن عناصر هم‌آواز اما در سکوتِ سنگین عکس‌ها، خشک آمدنِ دریاچه را خموشانه فریاد می‌زنند. شاید این عکس‌ها سوگ‌سرودی باشند برای دریاچه‌ی زادبوم.   ]]> هنرورسانه Sat, 29 Apr 2017 06:55:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/247283/چاپ-مجموعه-عکس-رومین-محتشم ​هملت، هنری پنجم و جولیوس قیصر از مترجمی دیگر http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247218/هملت-هنری-پنجم-جولیوس-قیصر-مترجمی-دیگر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): پس از 401 سال، هنوز اهالی ادب و هنر از نمایشنامه‌های شکسپیر با احترام یاد می‌کنند. نمایشنامه‌های شکسپیر با وجود گذشت این همه سال هنوز هم تازگی دارد، گویی برای بازیگرانش در هر نمایشنامه پیشکشی تازه برمی‌آورد. بنا به مقدمه‌ای که در دو کتاب جولیوس قیصر و هملت آمده است: «گاه درامی پر از اشک و اندوه، و گاه نمایشی خنده‌آور؛ زمانی این هر دو را در هم می‌آمیخت و صحنه‌ای شاد و نشاط‌انگیز را در میان تراژدی تلخی جای می‌داد، که بی‌گمان مقتضای آداب نمایش در آن روزگار و رسم تماشاخانه‌ای بود که در آن کار می‌کرد، اما همین آمیختن هزل و جد به توانایی کارگاه اندیشه‌اش یاری بسیار می‌رساند».   ویلیام شکسپیر، سال 1564 در استراتفورد ـ آپان آوان به دنیا آمد. پرورش و تربیت شکسپیر در دوران کودکی چندان خاص و برنامه‌ریزی‌شده نبود، بنابراین به‌ احتمال زیاد نمی‌شود تبدیل‌ شدنش به یکی از قلل ادبیات نمایشی در جهان را متأثر از تربیتش در دوران کودکی دانست. خانواده ماری ـ آردن مادر شکسپیر، کشاورز و البته توانگر بودند. ماری سرپرستی هشت خواهر تنی و چهار برادر ناتنی‌اش را برعهده گرفته بود. با توجه به اینکه ماری در آن زمان  حدود 17 سال داشت در تربیت این جمع کودکان توانمندی‌اش را به خوبی نشان داد. جان شکسپیر، پدر ویلیام مردی کاسب بود که با وجود بی‌سوادی در تجارت به موفقیت رسیده بود. جان برای مدتی در شورای حل اختلاف شهرداری در سِمَت داور فعال بود و دوره‌ای هم به مقام شهرداری رسید. در سال‌های پایانی عمر اما کار و کاسبی‌اش رو به کسادی رفت و ورشکسته شد. جان از کودکی با آداب کلیسای کاتولیک رشد یافته بود، بنابراین با وجود بریده شدن پیوند مذهبی انگلستان با رم همچنان به اعتقادات کلیسای کاتولیک باور داشت. ناگفته نماند جان فرزندش ویلیام را با باورهای مذهبی مربوط به کلیسای انگلستان پرورش داد. شاید تأثیرگذارترین دوران در زندگی شکسپیر مربوط به دوران دبیرستانش باشد. ویلیام به خاطر منصب پدرش در شهرداری امکان ثبت‌نام و درس خواندن در دبیرستان شهر را داشت. ویژگی جالب و منحصربه‌فرد این دبیرستان به برنامه تحصیلی دانش آموزان آن مربوط بود. ادبیات کلاسیک لاتین و خطابه اساس درس‌های آن دبیرستان را تشکیل می‌داد. در این مسیر، نوشته‌های بزرگان ادب لاتین همچون «سیسرو» و «کویین‌تیلیان» به‌دقت مطالعه می‌شد و دانش آموزان آن را  بررسی می‌کردند. ظاهراً دانش آموزان آن دبیرستان در ابتدا باید می‌آموختند به زبان لاتین بخوانند، بنویسند و حتی فکر کنند. تراژدی «تیتوس آندرونیکوس و کمدی اشتباهات» و شعرهای روایی «ونوس و آدونیس» و «تجاوز به لوکرس» از کارهای اولیه شکسپیر است که یادگیری ژرف لاتین را به خوبی نشان می‌دهد. تأثیر آموزش لاتین در آثار حرفه‌ای او نظیر «توفان و سیمبلین» هم مشهود است. از ویژگی‌های زبانی شکسپیر در آثارش می‌توان به بحر پنج گامی یا ده‌هجایی به‌صورت الگو در نوشته‌های آغازینش، ابزار بلاغی برگرفته از ادبیات کلاسیک همچون تجانس آوایی(همسانی آواهای آغازین چند واژه در یک جمله)، برابر نهاد(آنتی‌ تز)، تشبیه، و جناس اشاره کرد. در برخی از آثار ویلیام شکسپیر همچون «عشق رنجی بی‌هوده‌ست» و «رویای شب نیمه‌ی تابستان» الگوهایی مقفا به همراه اشعاری غنایی آمده است. ساخت واژه‌هایی با بنیان لاتین و ورودش به زبان انگلیسی از دیگر اقدامت زبانی شکسپیر است که با نگارش نمایشنامه‌هایش آن را انجام داد.  هرقدر تجربه نمایشنامه‌نویس شهیر انگلیسی بیشتر شد، نظم و نثرش بیش به راه کمال رفت و به چنان توانایی رسید که گفت‌وگوی عادی روزانه را در قالب شعر می‌ریخت، سخنان دایه در «رومئو و ژولیت» و تک‌گویی‌های «هملت»، نمونه‌هایی برای آن به‌حساب می‌آیند. اوتللو، مکبث، آنتونی و کلئوپاتر و هملت شاهکارهای ادبیات نمایشی هستند که طبق همین مهارت خلق شده‌اند. نمادگرایی و نشانه‌پردازی یکی دیگر از ویژگی‌های نمایشنامه‌ها و آثار شکسپیر به‌حساب می‌آید که سال‌های پایانی دوران نویسندگی‌اش و در آثاری همچون حکایت زمستان، سیمبلین و توفان نمود پیدا می‌کند. شکسپیر در چند کار آخرش شیوه نوشتار فاخرتری را به‌کار گرفته است. ویلیام جوان در 1582 با بانویی که هشت سال از خودش بزرگ‌تر بود به نام  آن هاتاوی ازدواج کرد. اولین فرزندش که شش ماه بعد از ازدواجشان به دنیا آمد، سوزانا نام داشت. همنت و جودیت نام دو فرزند بعدی او است که با هم دوقلو بودند. از این زمان به بعد تا هفت سال از زندگی شکسپیر اطلاعی در دست نیست و اتفاقاتی که در زندگی ویلیام شکسپیر افتاده در هاله‌ای از ابهام است. پس از طاعون بزرگ درهای تماشاخانه‌ها را از نو می‌گشایند و بنگاهی نمایشی به نام مردان چمبرلین تأسیس می‌شود. شکسپیر در این بنگاه شریک است و تا پایان دوران حرفه‌ای‌اش در این موسسه بازی می‌نویسد، به روی صحنه می‌رود و کارگردان است. تا آن دوران هیچ‌ نویسنده‌ای با یک بنگاه نمایشی دارای روابطی ثابت و منظم نبود. شکسپیر بازیگرانی را که برایشان بازی می‌نوشت می‌شناخت و از اوضاع‌واحوال کاری و نحوه‌ی بازیگری‌شان آگاه بود. این بنگاه نمایشی دوازده تا چهارده بازیگر در اختیار داشت و هرگاه نمایشی پر شخصیت به روی صحنه می‌رفت بازیگرانی اضافی استخدام می‌کرد. در این بنگاه بازیگران نامداری فعالیت داشتند که نقش‌های کمدی و تراژدی ایفا می‌کردند و مورد حمایت دربار بودند از این‌ رو سال 1603 که ملکه الیزابت درگذشت و شاه جیمز جانشین او شد، نام بنگاه را از مردان چمبرلین به مردان شاه تغییر دادند.   با مطالعه تاریخ آثار نوشته شده به قلم شکسپیر می‌توان دریافت که او سال‌های جوانی‌اش پرکار بود و  می‌شود گفت به شکل متوسط سالی دو نمایشنامه می‌نوشت. این آمار اما سال‌های پایانی عمرش رو به کاستن رفت. اواخر زندگی در استراتفورد ـ آپان آووان که زادگاه او به‌حساب می‌آید، خانه‌ای آبرومند همراه مقداری زمین خرید. همنت تنها پسر ویلیام فقط یازده سال زندگی کرد و خیلی زود از دنیا رفت. سال 1616 شکسپیر در استراتفورد جان سپرد. جای تازه (نامی که شکسپیر بر خانه‌اش گذاشته بود) سده‌ی هجدهم ویران شد. هرچند، جلوه‌های بسیاری از واقعیت را می‌توان در شخصیت‌های نمایشنامه‌های شکسپیر دید، اهالی هنر نمایش معتقدند او را نمی‌شود در دسته نویسندگان طبیعت‌گرا قرار داد. البته دلایلی هم که برای این ادعا مطرح می‌شود قابل‌ تأمل است: هیچ‌یک از نمایش‌های او به‌روشنی در زمانه ویلیام شکسپیر نمی‌گذرد. جای رویداد نمایش‌هایش حتی در انگلستان هم نیست(به‌جز نمایشنامه‌هایی که مربوط به تاریخ انگلستان است) و ایتالیا جغرافیای مورد علاقه او در نمایشنامه‌هاست. خط داستان اغلب نوشته‌های او، برگرفته از متون چاپی است اما طرح داستان و دراماتیزه کردنشان کار شکسپیر است. به این نکته مهم هم در این میان باید توجه داشت که شکسپیر در این فرایند، مواد بسیاری نیز خلق کرده است. اغلب نمایشنامه‌هایش عناصری از افسانه و سرگذشت دارند و از تاریخ کهن، تاریخ اخیر و قصه‌های عاشقانه زمان‌ها و مکان‌های دور و ناشناس برآمده‌اند. برای نمونه می‌توان به کتاب وقایع‌نگاری هالینشِد اشاره کرد که مواد اولیه و مهمی را برای نمایشنامه‌های شکسپیر که مربوط به تاریخ انگلستان است، در اختیار او گذاشته و کتاب زندگی یونانیان و رومیان شریف نوشته‌ پلوتارک نیز برای دیگر نمایشنامه‌های تاریخی او که در یونان و روم می‌گذرند مورد استفاده شکسپیر قرار گرفته است. برخی از نمایشنامه‌های شکسپیر بر پایه کارهای شخصی‌تر بود. «نمایش هرطور بخواهید» از رمان رُزلیند نوشته سِرتامس لاج که هم‌عصر شکسپیر بود و «حکایت زمستان» از رُمان پانداستو نوشته رابرت گرین اقتباس شد و درونمایه «اوتللو» از داستانی ایتالیایی به قلم جیرالدی چین تیو گرفته شد.   با مطالعه ترجمه تورات، کتاب دعاهای رایج، و امثال و حِکم می‌توان دریافت زبان داستان‌های ویلیام شکسپیر را باید یک گرته‌برداری از این آثار دانست. بخشی از «شکسپیر» شدن ویلیام شکسپیر را شاید بتواند مرهون بازیگر نامدار تئاتر، دیوید گریک دانست. او  سالگردهای نمایشی باشکوهی را  از 1769 در استراتفورد ـ آپان اوان ترتیب داد و نمایش‌های برجسته شکسپیر را به روی صحنه برد. اجرای تحسین‌انگیز دیوید گریک باعث شد تعدادی از منتقدان همچون سمیوئل تیلور کولریج و ویلیام هزلیت، سال‌های بعد اهمیت و غنای بی‌نظیر آثار شکسپیر را با جستارهای موشکافانه و روشنگرانه تبیین کنند. اندرو سِسیل بردلی استاد ادبیات دانشگاه آکسفورد، ارنست جونز، تی.اس. الیوت و جورج ویلسُن نایت نفرات بعدی بودند که شخصیت‌های آثار شکسپیر را در کتاب‌هایی جداگانه واکاوی کنند. از آن زمان به بعد بود که آلمان، آمریکا، فرانسه و سپس سراسر عالم آوازه شکسپیر و آثارش در زمینه ادبیات نمایشی را شنیدند.  هنرمندان مختلف از جمله آهنگسازان، نگارگران، تندیس پردازان، شاعران، داستان‌نویسان و فیلم‌سازان از آثار شکسپیر الهام گرفتند و به خلق هنری پرداختند.  آوازهای پاپ، آگهی‌ها، و برنامه‌های تلویزیونی نام ویلیام شکسپیر را هرروز بارها و بارها در سراسر کره زمین تکرار می‌کنند و رومئو و ژولیت، هملت، اوتللو، و شایلاک که به قلم او خلق شده اند، وارد عرصه اسطوره شدند. بشردوستی، نگرش روان‌شناسانه، شوخ‌طبعی و ظرافتش، اشعار غنایی‌اش، استادیش در زبان، توانایی در آفرینش هیجان، شگفتی، اندوه و شادمانی از جمله ویژگی‌های آثار ویلیام شکسپیر است. فعالان عرصه تئاتر معتقدند با وجود جذابیت و لذتی که خواندن نمایشنامه‌های شکسپیر در وجود خواننده‌ها ایجاد می‌کند، اعجاز و غافل‌گیری زمانی در وجود مخاطبان آثار ویلیام شکسپیر بیشتر می‌شود که روی صحنه تئاتر، اجرای آن را تماشا کنند. از حکایت زمستان، درد بیهوده عشق، اتللو، مکبث، سیمبلین، هر طور که شما دوست دارید، همسران خوش ویندزور، جولیوس قیصر، قیاس برای قیاس، ریچارد سوم، هملت، طوفان، تجاوز به لوکرسیا، خوش است آنچه هست پایانش خوش، رومئو و ژولیت، شاه لیر، تاجر ونیزی، رؤیای شب نیمه تابستان، هنری ششم، دو نجیب‌زاده ورونایی، تایتوس آندرانیکوس، کینگ جان، هنری چهارم، رام کردن زن سرکش، کمدی اشتباهات، هیاهوی بسیار برای هیچ، هنری پنجم،  تروئیلوس و کریسدا، آنتونیوس و کلئوپاترا، تیمون آتنی، پریکلس، کوریولانوس و هنری هشتم می‌توان در ردیف مهم‌ترین آثار ویلیام شکسپیر نام برد. موسسه انتشارات نگاه، به ماه پایانی سال 95 سه کتاب هملت، جولیوس قیصر و هنری پنجم را از این نمایشنامه‌نویس شناخته شده را با ترجمه ابوالحسن تهامی روانه بازار کرده است. نمایشنامه پنج پرده‌ای هنری پنجم که در سال 1989 فیلمی با همین نام از روی آن ساخته شد به شرح زندگی پادشاهی هنری در جامعه‌ای که از آشوب‌های داخلی و خارجی تحت‌فشار است، می‌پردازد. نگاه تردیدآمیز شکسپیر به مقوله جنگ و به تصویر کشیدن حماسه‌ای که سپاه کوچک انگلستان مقابل ارتش عظیم فرانسه رقم می‌زند، در هنری پنجم قابل‌تأمل است. نمایشنامه پنج پرده‌ای جولیوس قیصر جزء نمایشنامه‌های شکسپیر است که درباره تاریخ یونان و روم نوشته است. در این نمایشنامه ماجرای کشته شدن جولیوس سزار بعد از حذف رقیبان سیاسی و زمانی که به فکر تاج‌گذاری است، به تصویر کشیده شده است. شکسپیر در این اثر نشان می‌دهد که تقابل آرمان‌گرایی و جاه‌طلبی سیاسی می‌تواند ملتی را در گرداب جنگ ویرانگر داخلی گرفتار کند. تبعات خشن جنایت و خیانت از دیدگاه انسان شناسانه در جولیوس سزار تصویر شده است. در نمایشنامه پنج پرده‌ای هملت، شاهزاده دانمارک از آلمان بازمی‌گردد تا در مراسم خاک‌سپاری پدرش شرکت کند. ظاهراً پدر او به شکل کاملاً مرموزی به قتل رسیده است. هملت متوجه می‌شود که مادر و عمویش باهم پیمان زناشویی بسته‌اند و هم‌بستر شده‌اند. هملت تصمیم می‌گیرد تا انتقام پدرش را از قاتلان بستاند. در این مسیر اتفاقات عجیب و غافلگیرکننده‌ای روی می‌دهد که در تعیین سرنوشت هملت بسیار تاثیرگذارند.   انتشارات نگاه، جولیوس قیصر را در 247 صفحه به بهای 17 هزار تومان، هنری پنجم را در 304 صفحه به بهای 21 هزار تومان و هملت را نیز در 335 صفحه به بهای 23 هزار تومان، و هر کدام را در هزار نسخه منتشر کرده است. ]]> هنرورسانه Wed, 26 Apr 2017 08:00:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247218/هملت-هنری-پنجم-جولیوس-قیصر-مترجمی-دیگر آغازی برای آفرینش ملودی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/247181/آغازی-آفرینش-ملودی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): «مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی» را شاید بتوان در عرصه موسیقی، اثری مستقل و متمایز دانست چون در کشورهایی که در جغرافیایی نزدیک به ایران هستند، به‌طور کل منابع مکتوب چندانی را نمی‌توان درباره موسیقی یافت و کتاب‌هایی که در کشورهای غربی تا امروز درباره موسیقی نوشته شده، با تمرکز بر روی چهار موضوع فرم، هارمونی، کنترپوان و ارکستراسیون به نگارش درآمده اند. ملودی یکی از عناصر مورد توجه در فرهنگ موسیقایی ایرانیان، عرب، هندیان و ترکان بوده و همچنان هم است. محمدرضا آزاده‌فر استاد دانشگاه هنر در تهران و پژوهشگر و محقق موسیقی درباره کتاب مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی، با «ایبنا» گفت‌و‌گو کرده و به توضیح درباره این اثر پرداخته است. آزاده‌فر با اشاره به اینکه هفته آینده کتاب «مبانی آفرینش ملودی در آهنگسازی» را رونمایی خواهد کرد، گفت: آیین رونمایی این کتاب، شنبه 9 اردیبهشت ساعت 18:30 با حضور نادر مشایخی و تنی چند از آهنگسازان و موسیقیدانان برجسته کشور در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود. وی با اشاره به پیشینه کهن هنر در سرزمین ایران، در آغاز این گفت‌و‌گو به ضعف منابع مکتوب درباره هنر در ایران اشاره کرد و گفت: هرچند هنرمندی و هنرپروری را در تاریخ ایران به‌عنوان ویژگی بارز مردمان در این سرزمین آورده‌اند، کتاب‌هایی که با هدف آموزش فنون در گونه‌های مختلف هنری در ایران از گذشته تا امروز نوشته شده‌ است، چندان قابل‌ توجه نیست. هنر موسیقی را یکی از قدیمی‌ترین گونه‌های هنری در دنیا و از اختراعات تمدن بزرگ ایران برشمرده‌اند با این‌ حال کتاب‌هایی که در آن بتوان شیوه‌ها و فنون مختلف برای آهنگسازی را سراغ گرفت، کم‌شمارند. بیشتر آنچه امروز در کشور ما در زمینه آهنگسازی وجود دارد، ترجمه نوشته‌های متفکران غربی در عرصه موسیقی است. وی افزود: البته نباید فراموش کرد که خاستگاه موضوعاتی همچون فرم، هارمونی، کنترپوان و ارکستراسیون متعلق به تمدن غرب بوده است، بنابراین وجود کتاب‌هایی در این زمینه در کشورهای غربی نباید باعث تعجب شود. ماجرای ملودی اما با دیگر موارد موجود در عرصه موسیقی تفاوت‌های زیادی دارد. با نگاهی به کتاب‌های موسیقی به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و فرانسوی می‌توان دریافت کمتر کتاب مستقلی در مورد ملودی در آهنگسازی نوشته شده و ملودی بیشتر در بخش دوم اهمیت قرار داشته و به آن در حاشیه چهار مبحث فرم، هارمونی، کنترپوان و ارکستراسیون توجه شده است. این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت‌های بنیادینی که میان فرهنگ موسیقایی مغرب‌زمین و مردمان ساکن در شرق دنیا وجود دارد، گفت: توجه فرهنگ‌های موسیقایی ایرانی، هندی، ترکی و عربی در قیاس با فرهنگ‌های غربی به پدیده‌ها و عناصر سازنده هنر موسیقی تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. آزاده فر درباره جایگاه کتاب«مبانی آفرینش ملودی در آهنگسازی» در میان آثار هنری و تأثیری که می‌تواند در عرصه آهنگسازی داشته باشد، گفت: این کتاب بر اساس ضرورت پرداختن به ملودی به‌عنوان مهم‌ترین عنصر سازنده موسیقی نزد ساکنان فرهنگ‌های ایرانی، هندی، ترکی و عربی نوشته شده است. شاید این نکته برای علاقه‌مندان به کتاب‌های هنری به‌ویژه هنر موسیقی در ایران جالب باشد که این کتاب اثری همه‌جانبه درباره موضوع ملودی در آهنگ‌سازی است که در نوع خود مستقل و منحصر به فرد است. نویسنده کتاب موسیقی در فلسفه و عرفان، ادامه داد: معمولاً برای یک آهنگساز جوان در ابتدای راه، مشکل است که ایده‌های موسیقایی‌ به روی کاغذ یا سازش جریان پیدا کند. آهنگساز احتیاج به ابزاری برای شروع جریان آفرینش دارد تا با بهره‌گیری از آن بتواند عوامل تشکیل‌دهنده یک اثر را بهره‌برداری و آن‌ها را کنترل کند.   آزاده‌فر با بیان اینکه استفاده مستمر از کتاب‌های موسیقی آهنگسازان جوان را در نهایت مصمم‌تر می‌کند، افزود: بهره‌گیری از نتایج مطالعات علمی نشان می‌دهد، قوه آفرینش این امکان را دارد تا از سوی محرک‌های مختلف تحریک شود و به ثمر بنشیند. وجود منابع متعدد در زمینه آفرینش هنری به‌خصوص در رشته موسیقی به همین دلیل است. البته ممکن است در آغاز راه استفاده از این کتاب‌ها برای جوانانی که به‌تازگی وارد این عرصه شده‌اند کمی مشکل به نظر بیاید و خستگی ایجاد کند اما بهره‌گیری از این آثار به‌صورت مستمر (استفاده از اصول و راهکارها و انجام تمرین‌های آن) در ادامه باعث رسیدن به نتایجی خواهد شد که آهنگساز جوان را در این راه مصمم می‌کند. عضو هیئت علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران با تاکید بر اینکه هنرجویان مستعد و توانمند در کشور زیاد هستند، گفت:  برخلاف تصور عمومی، تعداد کسانی که از قوه خلق ملودی‌های ناب برخوردار هستند، بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور می‌شود. متأسفانه وجود این قریحه در اغلب انسان‌ها برای همیشه نهفته می‌ماند. بیشتر هنرجویان جوانی که در عرصه آهنگسازی فعالیت می‌کنند، معمولا می‌خواهند به هر شکلی که شده آثارشان را حتی اگر کیفیت پایینی داشته باشد، در اولین فرصت روانه بازار کنند. همین نگاه باعث می‌شود که پیشرفت قوای ذهنی آنان تحت تأثیر قرار بگیرد.   آزاده‌فر درباره دوره زمانی که برای نگارش کتاب «مبانی آفرینش ملودی در آهنگسازی» صرف کرده است، اظهار کرد:  هفت سال زمان برد تا کتابی که امروز پیش روی شماست به پایان برسد. در این مدت، نشر مرکز توجه شایانی به خرج داد تا چاپ اثر به‌ویژه در بخش نُت‌نگاری سطح کیفی بالایی داشته باشد. این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که کتاب «مبانی آفرینش ملودی در آهنگسازی» بیشترین اثرگذاری را روی کدام گروه از مخاطبان دارد، گفت:  هرقدر اطلاعات قبلی افراد درباره اصول پایه‌ای و بنیادی موسیقی بیشتر باشد از مطالعه کتاب استفاده بیشتری خواهند برد. شناخت مدها، فواصل، کلیدها و ارتباطشان باهم، انتقال فواصل و ریتم، کادنس، مدلاسیون، آشنایی با ریتم، متر، تمپو و عوامل دیگری که به مبحث زمان در موسیقی وابسته هستند، می‌توانند به بهره‌برداری بیشتر خوانندگان از این کتاب کمک کند.  هارمونی، کنترپوان، فرم، سازشناسی، اصول ساز بندی ارکستر برای آهنگسازان به‌طور عام و دو موضوع ساختار ریتم در موسیقی ایرانی و ساختار ملودی در موسیقی ایرانی که من برای هریک از آن‌ها کتابی جداگانه نوشته‌ام، باید همزمان یا پس از مطالعه کتاب «مبانی آفرینش ملودی در آهنگسازی» مطالعه شود. آزاده‌فر با نام بردن از مباحثی که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده است، افزود: ساختمان ملودی، ملودی ازدیدگاه شنونده، بسط و گسترش، ملودی و کلام، ملودی در ترکیب، ملودی و فُرم، منابع الهام ملودی و  شیوۀ کار آهنگسازان، فصل‌های هشت‌گانه این کتاب هستند. معرفی کوتاه از کتاب «مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی» در فصل اول کتاب که «ساختمان ملودی» نام دارد، ملودی از جنبه‌های مختلف تشریح شده است. تعریف و خاستگاه ملودی، بنیان‌های ساختاری ملودی، فواصل مورداستفاده در ملودی، چارچوب تُنالیته و گستره صوتی، دستورالعمل‌های اجرایی در طراحی فواصل مورداستفاده در ملودی، نمای حرکت ملودی، شیوه‌های نمایش حرکت ملودی و عوامل مطالعه شده در شکل ملودی، نقش راستا و جهت در شمای کلی ملودیک، مقایسه عبارت بندی در موسیقی و زبان‌شناسی، ساختمان موتیفی یا غیرموتیفی ملودی، چگونگی بهره‌برداری از موتیف در ساختار ملودی، انواع ملودی از دیدگاه ساختاری، ملودی‌های رمانتیک، ملودی موسیقی قرن بیستم و بسیاری جزئیات دیگر درباره ملودی بررسی شده است. در فصل دوم که «ملودی از دیدگاه شنونده» نام دارد، بعد از مقدمه، ادراک ارتفاع صوتی، ارتفاع نت وکرُما، تلقی شنونده از فواصل ملودیک، ادراک و دریافت ملودی بر اساس بنا شدن روی درجات مختلف گام، ثبت شکل کلی ملودی در ذهن، تغییر جهت پس از فواصل پرش دار، پیش‌یابی ملودیک، ساخت ملودیک بر اساس گفتار، بن‌مایه‌های ملودیک، گروه‌های صوتی و تقسیمات موسیقایی، شکل‌گیری گروه‌های صوتی در ذهن شنونده، تأثیر ادراک نوازنده در شکل‌گیری گروه‌های صوتی، عوامل ساختاری و غیرساختاری در گروه‌های ملودیک، نقش پیشینه فرهنگ شنیداری در ادراک عبارات و گروه‌های ملودیک، حافظه ملودیک شنونده، کارکرد ملودی برای شنونده، ملودی محرک، ملودی بیانی، ملودی توصیفی و ملودی موسیقایی توضیح داده شده است.   «بسط و گسترش» که نام فصل سوم کتاب مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی است با اشاره به مقدمه‌ای درباره موضوع فصل، درباره موضوعاتی نظیر تکرار نت در ساختمان ملودیک، تکرار نت‌ها در ملودی‌های با تمپوی سنگین، تکرار ملودی، سؤال و جواب، آفرینش ملودی به‌وسیلۀ آکورد شکسته،  توسعه عبارات، کام و زبانه، پی‌آیند(سکانس)، انتقال، کشیدگی و فشردگی ریتمیک، جایگشت، تناسبات اعداد طلایی در آهنگسازی، اعداد فیبوناچی، تقسیم ملودی و... سخن گفته است. در فصل چهارم کتاب «ملودی و کلام» نیز بعد از آوردن مقدمه‌ای درباره موضوعات مورد بحث در این فصل، مباحثی همچون بهره‌برداری از الگوی متشابه، هم‌نشینی و ترکیب، ترکیب عناصر ملودیک بر بنیان گفتار، ساختار ملودی‌های آوازی، ویژگی‌های ملودی‌های آوازی، راهنمایی‌هایی برای نوشتن خط اصلی ملودی و آواز در قطعات آوازی، برخی شیوه‌های رایج آوازی در غرب، شیوه تغزلی، شیوه گفتاواز، شیوه ملودراماتیک و دکلمه ریتمیک تبیین شده است.   «ملودی در ترکیب» که نام فصل پنجم کتاب است، ملودی در ترکیب سازها، صداهای منفرد، صداها در ترکیب عمودی (اختلاط)، صداها در ترکیب افقی (پیاپی) و طراحی هارمونی همراهی‌کننده ملودی آمده است.   فصل ششم مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی که «ملودی و فُرم» نام دارد، به توضیح پیرامون فرم‌های قسمتی در مقابل فرم‌های متداوم، فرم‌های قسمتی، بازگشت و تکرار، جمع‌بندی و چکیده، باینری، ترنری، داکاپو،، فرم باینری، تِرنِری، فرم آریا داکاپو، جمع‌بندی و چکیده، فرم‌های قسمتی بزرگ، رندو، تم و واریاسیون، سونات، تجلی اولیه، گسترش، بازنمایی، فرم توسعه یافته سونات، جمع‌بندی و چکیده، فرم‌های متداوم و پیوسته، فرم‌های تقلیدی، کانن، راند، کانن آینه‌ای، فرم‌های دیگر کانن، جمع‌بندی و چکیده، چگونه یک راند بنویسیم؟، فوگ، سوژه، جواب، کنتر سوژه، اپیزود، بدنه فوگ، تجزیه‌وتحلیل یک نمونه عینی فوگ و جمع‌بندی وچکیده اختصاص دارد. فصل هفتم کتاب با نام «منابع الهام ملودی» مباحثی همچون استفاده از محیط، بهره موسیقایی، یافتن ملودی بر روی ساز و  جمع‌بندی و چکیده را در خود جای داده و فصل پایانی کتابِ مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی مباحث جذابی را در خود جای داده که به‌احتمال بیشتر کسانی که باهدف آموختن مبانی برای کار آهنگسازی مشغول خواندن این اثر شده‌اند، از آغاز منتظر فرارسیدن نوبت چنین موضوعاتی بوده‌اند. شیوه کار آهنگسازان، بررسی علمی سطوح بالای اجرا در گزارش اریکسون، تجربه؛ ضرورت بنیادین تکوین توانایی حرفه‌ای، برای پیشرفت‌های بزرگ تنها کسب تجربه کافی نیست، آیا وجوهی از توانایی‌های حرفه‌ای از قبیل خلاقیت وجود دارد که قابل تربیت نباشند؟، دستاورد نهایی حرفه‌ای‌ها معمولاً ابداعاتی خلاق ورای آثار گذشته است، جمع‌بندی دیدگاه‌های اریکسون، مطالعه موردی شیوه کار آهنگسازانی نظیر شومان، هایدن، شوبرت، بتهوون، موتزارت، بهره‌گیری از روش آهنگسازان معاصر و گزارش پروژه بِنِت، اولین آهنگسازی، پیشرفت در آهنگسازی، مراحل آهنگسازی، زمان مناسب برای آهنگسازی، انتخاب راهکار مناسب و اشتباهات معمول آهنگسازان تازه‌کار موضوع‌هایی است که در فصل پایانی این کتاب آمده است. کتاب «مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی» نوشته  م‍ح‍م‍درض‍ا آزاده‌ف‍ر با 344 صفحه و هزار و 200 نسخه به بهای 34 هزار تومان، اسفند 1395 از سوی نشر مرکز روانه بازار کتاب شده است. ‏   ]]> هنرورسانه Tue, 25 Apr 2017 09:38:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/247181/آغازی-آفرینش-ملودی سینمای کیارستمی به روایت ژان لوک نانسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/247147/سینمای-کیارستمی-روایت-ژان-لوک-نانسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سینمای کیارستمی قابلیت بحث و بررسی موضوعات فلسفی را در نهاد خود دارد. بدین لحاظ ژان لوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، سعی نموده با نگارش کتاب «بداهت فیلم» جهان فلسفی سینمای کیارستمی را مورد کاووش قرار دهد. «بداهت فیلم» اثری است که هم قرائت سینمایی نانسی را مشهود می‌سازد و هم علاوه بر بررسی هفت فیلم از عباس کیارستمی، تعامل اندیشه‌های فیلسوف پست مدرنیست فرانسوی و نگاه سینمایی عباس کیارستمی را جلوه‌گر می‌کند. «بداهت فیلم» نانسی در بردارنده برخی از عناصر نقادانه برای پیش‌برد زیبایی‌شناسی نوین است اما از آن‌جایی که این اثر بیشتر طرحی هنری است تا پرداختی آکادمیک، کوشش بیشتری نیاز هست تا اهمیت قیاس‌های منطقی تئوری فیلم را در آن بیابیم. در کتاب «واقعیت نمایی و بداهت؛ تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی» مولف سعی کرده تا به تبیین تأویل‌های فلسفی در سینمای کیارستمی بر پایه آراء فلسفی ژان لوک نانسی بر پایه مفهوم‌های «بداهت»، «ذات واقع» و «نگاه و تصویر» و در انتها «معنای زندگی» بپردازد. همچنین مولف سعی کرده در این کتاب به بررسی لایه‌های فلسفی سینمای کیارستمی و تأویل‌های آن بر اساس روش و متد نانسی و امکان‌پذیری فلسفه سینما بر اساس آراء و اندیشه‌های موجود در سینمای ایران بپردازد. بر این اساس مولف معتقد است که سینمای ایران می‌تواند راه و منش جدیدی در تفکرات فلسفی به خصوص با پشتوانه معرفتی، فرهنگی و تمدنی که دارد بازگشایی کند، در این کتاب نیز سعی بر آن است که با بررسی سینمای کیارستمی و تأویل‌هایی که از سوی ژان لوک نانسی صورت گرفته این سینما را مورد بازاندیشی قرار داد. بنا بر باور نویسنده این کتاب ما می‌توانیم بر اساس روش‌ها و بینش‌های فلسفی آثار هنری را مورد بررسی قرار دهیم و با طرح ایده‌های نوین راهی به سوی خلق آثار هنری با مبانی فلسفی بگشایم. نوع مواجهه نانسی با سینمای کیارستمی، نه مواجهه‌ای از سرذوق و نه از سر برخورد اتفاقی بود، او آثار کیارستمی را به این دلیل انتخاب کرد که بداهت فیلم با آن که خودش را بر من قبولانده بود و عزم من برای گزیدن فیلمی که تا سرحد امکان تازه باشد، دلم نمی‌خواست برگردم به تاریخ سینما و نوعی تاریخ بنویسم چون از یک سو شناخت من از این تاریخ زیاد از حد اندک است و از سوی دیگر نگاه‌های واپس‌نگر به سینما به نظر من اغلب یک گوشه‌شان نشانی از حسرت خوشایندی نسبت به گذشته دارد. نانسی در کشاکش نوع سینمای کیارستمی به این نتیجه می‌رسد که در مورد کیارستمی نباید به دنبال «ژانر» فیلم بگردم یا دنبال سبک او، شخصیت یا اصالت سینمای او؛ بلکه باید بیشتر دنبال این باشم که سینما چگونه در آثار او وجود خودش را اثبات می‌کند. یعنی به یک معنا سینما چگونه خودش، خودش را به کرسی می‌نشاند و این مسأله‌ای بود که با قضیه، سبک‌ها و انتخاب‌های سینماتوگرافیک، با موضوع رابطه‌ای که نگران تاریخ سینما و آینده‌اش باشد، به کلی فرق داشت. این‌جا بیشتر با نوعی افتتاح سر و کار داریم؛ افتتاحی که البته پر بود از همه، آن‌چه در صد ساله هنر هفتم گذشته بود مثل این بود که می‌خواهیم بگوییم سینما دوباره شروع می‌شود. یا دنباله سینما همانا سرآغاز آن است. نانسی از سوی دیگر کیارستمی را به گونه‌ای خاص می‌نگرد که او یک کارگردان مانند دیگر کارگردان‌ها نیست بلکه «کیارستمی، در ضمن اعتبار یک شاهد ممتاز را دارد. شاهدی بر این‌که سینما تجدید حیات می‌کند. یعنی سنیما دوباره به آن چیزی که هست نزدیک می‌شود. درحالی که همواره همان را به پرسش می‌نهد. با کیارستمی یک جهان یک نوع فرهنگ جهانی آن چیزی که در سابق «تمدن» می‌گفتند، تغییر وضع و رفتار می‌دهد. درست نیست که این فرهنگ را فقط همان «تمدن تصویری» بدانیم که از منظر یک دید افلاطونی مبتذل و واگرا تشریح شد، بلکه بحث بر سر جهانی دیگر است که به خودش شکل‌های دیگر می‌دهد و می‌کوشد ذات خودش را در آن شکل‌ها بیابد. کتاب حاضر از هشت فصل تشکیل شده که در ابتدا زندگی و آرای  عباس کیارستمی و   ژان لوک نانسی بررسی شده است. سپس در فصول بعدی این عناوین مورد بررسی قرار گرفته است:  کیارستمی در مقام سینماگر اندیشمند، نسبت فلسفه و فیلم، تأویل‌های سینمایی و پدیدارشناسی، سینمای بداهت ، تأمل و درنگی در فلسفه ذات واقع در سینما، حرکت در سینما، نوعی نگاه، و زندگی ادامه دارد. ]]> هنرورسانه Sun, 23 Apr 2017 10:37:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/247147/سینمای-کیارستمی-روایت-ژان-لوک-نانسی فیلمنامه‌های پذیرفته‌شده در جشنواره سایه اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/247105/فیلمنامه-های-پذیرفته-شده-جشنواره-سایه-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دبیرخانه دومین جشنواره ملی فیلمنامه‌نویسی سایه، بیش از 500 نسخه فیلمنامه را برای شرکت در دو بخش اوریجینال و اقتباسی دریافت کرد. این آثار توسط دو گروه هیئت انتخاب بررسی شد و در نهایت 20 فیلمنامه در بخش اوریجینال و 10 فیلمنامه در بخش اقتباسی به بخش مسابقه راه پیدا کرد.   فیلم‌نامه‌های اوریجینال راه‌یافته به بخش مسابقه:   حنوط / محمد شهابی قهفرخی   خاطرات پشت‌بام  / امیر جلالی   رنگ‌ها / سید مهدی موسوی آزاد   اف اف / سید حنان جعفری   بازگشت / وحید الوندی‌فر   مصاحبه / حسین شمس   مردی که فرامرز را فریاد زد / ابوالحسن درخشنده   بدون قند رژیمی / محسن سرتیپی   تمام / میلاد اکبرنژاد   ملاقات حضوری / سالم صلواتی   پشت دریاها / محمدرضا قطا   جهت رفاه حال ساکنین / حمیدرضا (پیام‌)کرمی   قصر / صبا قاسمی   نیمه پنهان / بهنام نجم الدین   سنکوپ / علی پژمان   گاو آمریکایی / فاطمه طوسی   گزارش یک قتل / پویا نبی - پوریا شجاعی   سرباز لاغر / سید سهیل خالقی   برزخ / محسن نوروزی   زامبی / محمدرضا نعمتی   فیلمنامه‌های اقتباسی راه‌یافته به بخش مسابقه:   سیاوش کشی / آرمان امام جمعه   ویژه نیمه شب / فرزاد احمدی   کمی ممکن‌تر از حد معمول / بابک مهرابی نسب   خاکسترنشین / احسان شادمانی   کلاف سردرگم / محمد اسماعیلی   راه رفتن مرد زنده / داریوش باقری نژاد   همسایه‌ها / محمدرضا رهگذر   جستجو / امیر کرمی   کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد / امیر ربویین رویینی   هر کجا هستم باشم / گیتی باقری   ]]> هنرورسانه Sat, 22 Apr 2017 11:51:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/247105/فیلمنامه-های-پذیرفته-شده-جشنواره-سایه-اعلام کشف ماجرای قتل تروتسکی و چهار نمایش‌‌نامه دیگر http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247056/کشف-ماجرای-قتل-تروتسکی-چهار-نمایش-نامه-دیگر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): دیوید آیوز نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی متولد سال 1950 شیکاگوست. او که فیلم ونوس در پوست خز، Sure Thing، و دو کتاب Time flies and other short plays، Monsieur Eek را در کارنامه‌اش دارد، جایزه حلقه منتقدان خارج از نیویورک را به افتخار جان گاسنر برای نمایش‌نامه‌نویسی از آن خود کرد. ویژگی نمایشنامه‌های «دیوید آیوز» الهام از موسیقی و فرم‌های آن، بیانی ظریف و طنازانه و البته دراماتیک نبودن است. او جزو نویسندگانی است که زبانی موجز را برای بیان مسائل زمانه ما انتخاب می‌کند و همین ایجاز در کلام کار ترجمه را برای مترجمان سخت می‌کند چون بخشی از بازی نمایشنامه‌نویس با ساختار کلمات و زبان تعریف می‌شود، برای همین هم یک انگلیسی‌زبان نمایشنامه‌های آیوز را بهتر درک می‌کند و باز برای همین شاید حتی ترجمه‌هایی که در نهایت دقت و ظرافت نوشته شده‌اند نیز نتوانند تمام آنچه را نمایشنامه‌نویس به دنبالش بوده، منتقل کنند. آیوز سال 1980 تا 1985 .م در نیویورک بسیار مطرح شد. امروز او  نمایشنامه‌نویسی است که نامش را کنار نام بکت و پینتر قرار می‌دهند.   یکی از نمایشنامه‌های آمده در کتاب «پنج نمایشنامه دیوید آیوز»، «روایت‌هایی از مرگ تروتسکی» است که قبلا با نام  «واریاسیون‌های مرگ تروتسکی» به همراه دو نمایشنامه دیگر با نام‌های  «خواهش می‌کنم» و «کلمه کلمه کلمه» سال 90 توسط مائده طهماسبی ترجمه شده  و سال 91 در سالن استاد سمندریان ایرانشهر به روی صحنه رفته بود. فرهاد آئیش، فرشته صدرعرفانی، رامین ناصرنصیر، لیلی رشیدی و امیرحسین رستمی از جمله بازیگران آن نمایش بودند. لئون داویدوویچ تروتسکی یک انقلابی روس بود که اختلافاتش با استالین مشهور است. به او لقب «انقلابی بلشویک» و «متفکر مارکسیست» داده‌اند. با آغاز تشکیل اتحاد شوروی، تروتسکی به‌عنوان چهره‌ای تأثیرگذار و بانفوذ، کمیسر خلق برای روابط خارجی شد. او ارتش سرخ شوروی را بنیان گذاشت و فرمانده آن شد. دهه 1920 بین او و استالین، کشمکش‌هایی بر سر قدرت و نحوه اداره کشور ایجاد شد که نتیجه‌اش اخراج تروتسکی از حزب کمونیست و تبعید به خارج از خاک اتحاد جماهیر شوروی بود. سال 1940 بود که یکی از مأموران ان. کا. وِ. دِ در پوشش مردی جوان به نام مستعار «آقای جکسون» در مکزیک با او ملاقات کرد. ظاهرش نشان از تشخص او بود بنابراین به او شک نکردند و بازرسی بدنی را انجام ندادند. ناگهان صدای فریاد تروتسکی بلند شد و ماموران به اتاق او وارد شدند اما دیگر دیر شده بود. یخ‌شکنی در گردن تروتسکی فرورفته بود و جکسون در دستانش چاقویی داشت.  ظاهراً تروتسکی قبل از مرگ گفته بود: «او را نکشید، باید همه چیز را اعتراف کند.» مشخص شد که جکسون یک تبعه اسپانیا به نام رامون مرکادر بوده است. او به 20 سال حبس محکوم شد. هرچند استالین در آغاز اعلام کرده بود در قتل دشمن دیرینش نقشی ندارد اما رامون 20 سال بعد وقتی از زندان آزاد شد به شوروی رفت و بالاترین نشان آن کشور؛ یعنی نشان لنین را دریافت کرد.   در صفحه 123 کتاب که مربوط به نمایشنامه «روایت‌هایی از مرگ تروتسکی» است، آمده است: «چه‌طور می‌تونستم حدس بزنم اون قاتل منه، در حالی‌ که هر روز از کنار هم رد می‌شدیم؟ چه‌طور می‌شد پیش‌بینی کرد کسی که گلای شیپور به این زیبایی پرورش می‌ده کاری کنه که من دیگه نتونم آسمون آبی رو ببینم؟» «پنج نمایشنامه دیوید آیوز» با ترجمه شادی جلیلیان در 128 صفحه و هزار نسخه به‌بهای 12 هزار تومان از سوی نشر «هنوز» روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 22 Apr 2017 07:48:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247056/کشف-ماجرای-قتل-تروتسکی-چهار-نمایش-نامه-دیگر شلینگ؛ شاید سرآغازی برای رهایی از ژولیدگی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/247036/شلینگ-شاید-سرآغازی-رهایی-ژولیدگی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): فردریش ویلهم یوزف فن شلینگ، سال 1775 در شهر لئونبرگ از توابع وورتمبرگ به دنیا آمد. پدرش کشیشی پروتستان بود و در شهر توبینگن به تدریس زبان‌های شرقی به‌ویژه یونانی مشغول بود. هوش سرشار شلینگ و تعلیمات پدری فرهیخته دست به دست هم داد تا او از همان آغاز، کودکی استثنائی محسوب شود. در پانزده سالگی به دانشگاه توبینگن که در آن با هگل و هولدرین (که هر دو پنج سال از او بزرگ‌تر بودند و دو سال زودتر از او به آنجا راه یافته بودند)، ملاقات کرد، وارد شد. سال ۱۸۲۷ بود که برای عضویت در آکادمی برلین دعوت شد. او در این دوره ضمن تدریس نظریاتش از رواج سنت هگلی هم ممانعت می‌کرد. مشهور است که در آن زمان کلاس‌های درس او به‌مراتب از نشست‌های سیاسی سیاست‌مداران طراز اول هم بیشتر مخاطب داشت. کی‌یرکه‌گارد، انگلس و باکونین از جمله شاگردان مهم او بودند. او سال 1854 در حالی‌ که 79 سال داشت به بادراقز سوئیس رفت و چندی بعد درگذشت. فلسفه وحی، فلسفه اسطوره‌شناسی و سن‌های دنیا که از جمله مهم‌ترین کتاب‌های او هستند، بعد از مرگ او برای اولین بار به چاپ رسید.   به نظر عده‌ای، شلینگ تنها فیلسوفی است که کل فلسفه را ضمیمه فلسفه هنر می‌خواند و فلسفه هنر را سنگ بنای رواق کلی فلسفه در نظر می‌گیرد بنابراین شاید اهالی هنر باید بیش از سایرین به مطالعه فلسفه هنر او بپردازند که هیچ فیلسوف دیگری برای هنر چنین جایگاه بلندی را در نظر نگرفته است. چون شلینگ کمتر از هگل-فیلسوف هم‌دوره‌اش در تحول افکار سیاسی و اجتماعی دوره خودش مؤثر بوده، امروزه فلاسفه تحصلی مسلک افکار او را غیرعلمی و کاملاً تخیلی می‌دانند. برخی ادعا می‌کنند که می‌توان افکار او را در نظامی منسجم و علمی جمع‌بندی کرد. برای اثبات نظرشان هم می‌گویند در دانشگاه‌های معتبر غربی کمتر کلاس مستقلی را می‌توانیم سراغ بگیریم به تدریس و بررسی افکار او بپردازند. نگارنده کتاب فلسفه هنر شلینگ معتقد است همین‌ که در آثار او عاملی برای تأیید و تثبیت پیش‌انگاشته‌ها و عکس‌برگردان‌های رایج ذهنی خود نخواهیم یافت، بهتر است عمیقاً در آثار و افکار او تدقیق کنیم. باشد که این سرآغازی شود برای رهایی از سطحی اندیشی؛ درد همه‌گیری که دوره ما را از درون دچار پوکی و پوسیدگی کرده و از برون مبتلای به ژولیدگی.   موسسه فرهنگی هنری کتاب‌آرایی ایرانی در ادامه برگزاری نشست‌های تخصصی در حوزه هنر چهارمین نشست خودش را به بررسی فلسفه هنر شیلنگ اختصاص داد. به زعم ناشر کتاب، شیلنگ از جمله فیلسوفانی است که علی‌رغم اهمیت فلسفه هنرش آثار او در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.   شخصیت علمی شلینگ و شکل‌گیری آن، زمینه تاریخی، فرهنگی و فلسفی عصر شلینگ، فلسفه شلینگ، و فلسفه هنر شلینگ مباحثی است که در «رساله‌ای در باب فلسفه هنر شلینگ» بررسی شده است.   «رساله‌ای در باب فلسفه هنر شلینگ» به قلم بهروز عوض‌پور برای نخستین بار در ۸۳ صفحه و هزار نسخه از سوی کتاب‌آرایی ایرانی به بهای ۹ هزار تومان روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 19 Apr 2017 10:47:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/247036/شلینگ-شاید-سرآغازی-رهایی-ژولیدگی ​تجلیل از خروش خط http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246974/تجلیل-خروش-خط به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کیخسرو خروش، متولد ۱۳۲۰ در تهران، در پنجمین همایش چهره‌های ماندگار، سال ۱۳۸۴ به‌عنوان چهره ماندگار رشته خوشنویسی برگزیده شده است. او از استادان خط نستعلیق معاصر به‌ویژه در عرصه کتابت است و کتابت دیوان حافظ، فرمان علی بن ابی‌طالب به مالک اشتر، وصیت‌نامه امام خمینی، خسرو و شیرین نظامی، چهار مقاله نظامی عروضی و مثنوی پیر و جوان در کارنامه هنری‌اش ثبت شده است.   آیین تجلیل از این چهره ماندگار خط و استاد ارشد خوشنویسی ایران، با عنوان «شب خوشنویسی»، سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه با حضور خوشنویسان برجسته کشور از جمله عبدالصمد صمدی، ناصر جواهرپور، علیرضا مددی، کامران کوهستانی، حسین آیات، فریدون امینیان، رضا صفری، داوود رواثانی و حسین خسروی به دبیری کاوه تیموری برگزار می‌شود. این برنامه با موضوع «تحلیلی بر ابعاد زیباشناختی و تشریح تلاش‌های هنری»ف همراه با میزگرد تخصصی، از ساعت 16 در سالن اجتماعات فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای شرکت در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای اندیشه به نشانی خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان اندیشه مراجعه کنند.   ]]> هنرورسانه Mon, 17 Apr 2017 11:01:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246974/تجلیل-خروش-خط گردهمایی نقاشان جهان در «باغ مشاهیر» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246971/گردهمایی-نقاشان-جهان-باغ-مشاهیر به گزارش خبرگزاری کتاب  ایران (ایبنا)،«باغ مشاهیر» عنوان کتابی است که در قالب آرت تراپی، الگوهای نقاشی هنرمندان سرشناسی را به‌کار گرفته است که در مکتب‌های مختلف هنری، آثار جاودانی را در سده‌های گذشته، بویژه در چند سده‌ی اخیر، خلق کرده‌اند؛ مشاهیری چون: لئوناردو داوینچی، میکل ‌آنژ، ونسان ون‌گوگ، پابلو پیکاسو، کلود مونه، مارک شاگال، سالوادور دالی، اندی وارهول، فریدا کالو، رامبراند، گوستاو کلمیت، رنوآر، پل سزان، توماس کین کید، ادوارد مونش، روبنس، گرنت وود، ون روئیزدال، یوهانس ورمیر، موریس اشر، ادوارد هاپر، رنه ماگریت، پیسارو، هانس هلباین، جان سینگر سارجنت، ژان اونوره فراگونار، رابرت کمپین، نیکولا پوسن، توماس گینزبارو، فانتین لاتور، جیمز انسور، گویا و...    در مقدمه‌ی این کتاب آمده است: «رنگ‌آمیزی نه‌تنها یک فعالیت مهم خلاقیت‌ساز برای کودکان و نوجوانان، بلکه برای بزرگسالان هم فرصتی است برای رسیدن به آرامشی مؤثر که به زندگی جلوه‌ بهتری می‌بخشد. در تفکرات کهن نیز رنگ تسکین‌دهنده است و آرامش‌بخش؛ حال وقتی فرصت رنگ‌آمیزی ده‌ها صفحه طرح‌های استاندارد، هنرمندانه و علمی برای همگان فراهم می‌شود، علاوه بر افزودن رنگ بهتر به زندگی، این فرصت هم فراهم می‌شود که هنرمند درون هر فردی کشف شود.این طرح‌ها طوری طراحی شده‌اند که انگار عشق را، هم در داخل و هم در خارج خطوط جست‌وجو و درنهایت کشف می‌کنید. این شیوه اکنون در جوامع توسعه‌یافته بیش از هر وسیله‌‌‌ی دیگری توصیه می‌شود؛ زیرا یک رفتار باوقار هنرمندانه را تجویز می‌کند که هدف و دستاورد آن، تنها یک فرصت سرگرمی نیست، بلکه وجوهی از انسان معاصر را بیدار و نمایان می‌کند که شاید در لابه‌لای لایه‌های سنگین و ضخیم زندگی پراضطراب ماشینی ما، هیچ‌گاه فرصت بروز نیافته‌اند. ضمن آن‌که با ایجاد فرصت تمرکز، شهروندانِ زندگی پرشتاب و پرتنش امروز را نرم و آرام به تمرکز و آرامش هدایت می‌کند.»«باغ مشاهیر» را نشر آرادمان در 84 صفحه و شمارگان هزار نسخه، به‌بهای 14 هزار تومان منتشر کرده است. کار گردآوری و ترجمه‌ی متن‌های پیوست این کتاب، ازجمله شناخت‌نامه و نکته‌های خاص زندگی هر نقاش که کنار اثر یا آثار او آمده، برعهده‌ی فاطمه فرقانی بوده است. این ناشر از همین مؤلف، پیش‌تر علاوه بر مجموعه طرح‌های «بیلی واکار» با عنوان «رؤیای رنگی» دو کتاب دیگر نیز در همین زمینه، با الگوهای نقاشانی شهیر منتشر کرده است. مجموعه‌ای از الگوهای پُست امپرسیونیسمی «ونسان ون‌ گوگ» در کتابی با عنوان «باغ ون گوگ» شامل 36 الگوی رنگ‌آمیزی از مهم‌ترین و مشهورترین آثار این نقاش سرشناس سبک پسادریافتگرا (پُست امپرسیونیسم)، با الگوهای رنگی اصل آثار، چندی پیش منتشر شده است. در فصل دوم این کتاب‌ها مخاطبان دعوت شده‌اند که گزیده‌ای از این آثار را با ایده‌ی هنرمند درون خود رنگ‌آمیزی کنند و پیشنهادهای جدیدی را به استادِ سرشناس نقاشی جهان ارایه کنند. پیش‌تر نیز مجموعه‌ای از الگوهای امپرسیونیستی «اوسکار کلود مونه» در قالب کتابی شامل 30 الگوی رنگ‌آمیزی از مهم‌ترین و مشهورترین آثار این نقاش سرشناس سبک امپرسیونیسم در همین مرکز نشر منتشر شده است. در فصل دوم این کتاب نیز علاقه‌مندان این امکان را دارند که گزیده‌ای از این آثار را با ایده‌ی هنرمند درون خود رنگ آمیزی کنند و ایده‌های جدیدی را به استادِ سرشناس امپرسیونیست پیشنهاد کنند. این شیوه‌ی هنری اجتماعی بر این مبنا استوار شده است که هر فردی در درون خود هنرمند نهفته‌ای با نسبتی از خلاقیت دارد که طی فرآیندهایی، آن‌را می توان بیدار کرد و به منصه ظهور رساند. ]]> هنرورسانه Mon, 17 Apr 2017 10:16:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246971/گردهمایی-نقاشان-جهان-باغ-مشاهیر کتابی درباره مکالمات یک تدوین‌گر رنسانسی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246823/کتابی-درباره-مکالمات-یک-تدوین-گر-رنسانسی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): این کتاب به قول نویسنده‌اش، درباره یک «رنسانسیِ واقعی» است که میان سینماگران هم‌نسلش، خردمند و عمیق جلوه می‌کند؛ «والتر مرچ». والتر مرچ آمریکایی، ۱۲ ژوئیه ۱۹۴۳ در نیویورک به دنیا آمد. او در دانشگاه جانز هاپکینز در رشته علوم مقدماتی تحصیل کرد و بعد از آن راهی کالج هنرهای سینمایی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شد و حالا سینمایی‌ها او را به عنوان یک تدوینگر و طراح صدا می‌شناسند. نشانی از شر (۱۹۵۸)، مکالمه (۱۹۷۴)، جولیا (۱۹۷۷)، اینک آخرالزمان (۱۹۷۹)، سبکی تحمل‌ناپذیر هستی (۱۹۸۸)، پدرخوانده: قسمت سوم (۱۹۹۰)، روح (۱۹۹۰)، آقای ریپلی بااستعداد (۱۹۹۰)، اولین شوالیه (۱۹۹۵)، بیمار انگلیسی (۱۹۹۶)، کِی-۱۹(۲۰۰۲)، کوهستان سرد (۲۰۰۳)، جارهد (۲۰۰۵)، تترو (۲۰۰۹)، مرد گرگ‌نما (۲۰۱۰)، سرزمین فردا (۲۰۱۵) از جمله آثاری است که او تدوینشان را بر عهده داشته است. مرچ، سال ۱۹۹۶ میلادی، برای تدوینِ فیلمِ بیمار انگلیسی، جایزه اسکار بهترین تدوین و جایزه بفتای بهترین تدوین را دریافت کرد. مردمان باران (۱۹۶۹)، پدرخوانده (۱۹۷۲)، دیوارنویسی آمریکایی (۱۹۷۳)، مکالمه (۱۹۷۴)، پدرخوانده: قسمت دوم (۱۹۷۴)، اینک آخرالزمان (۱۹۷۹)، روح (۱۹۹۰)، پدرخوانده: قسمت سوم (۱۹۹۰)، آقای ریپلی بااستعداد (۱۹۹۰)، اولین شوالیه (۱۹۹۵)، بیمار انگلیسی (۱۹۹۶)، کی-۱۹: بیوه‌کن (۲۰۰۲)، کوهستان سرد (۲۰۰۳)، جارهد (۲۰۰۵)، تترو (۲۰۰۹) فیلم‌هایی است که والتر مرچ صداگذاری و میکس صدای آن‌ها را انجام داده است. والتر مرچ، سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۹۶ میلادی، به ترتیب برای صداگذاری و میکس صدایِ فیلم اینک آخرالزمان و بیمار انگلیسی، جایزه بهترین «صداگذاری میکس صدا» را از آکادمی اسکار دریافت کرد. کتاب «مکالمات والتر مرچ و هنر تدوین فیلم» به قلم مایکل انداج با ترجمه مصطفی خرقه‌پوش و الهه صالح از سوی نشرچشمه روانه بازار شده است. در این مجموعه مصاحبه، ظاهراً مایکل انداج بنا را بر این گذاشته که از دریچه یکی از تأثیرگذارترین عوامل در ساخت فیلم یعنی تدوینگر، مقوله فیلم‌سازی را نگاه کند. نگارنده در مقدمه این کتاب با تأکید پیچیدگی‌های فراوان حرفه تدوین، اشاره می‌کند که این تخصصِ پراهمیت هنوز میان طرفداران سینما چندان شناخته نشده است. از دیرباز، در نظر بیشتر مردم در سراسر دنیا، صاحب فیلم فقط کارگردان است و عموم مردم تفاوت در سطح کیفی بخش‌های مختلف یک فیلم را  از فیلم‌نامه تا طرح و سبک و تنش‌های دراماتیک متوجه کارگردان می‌دانند بنابراین اگر از دیدگاه آن‌ها اوضاع در بخش‌های مختلف فیلم به سامان باشد، به‌ احتمال فقط کارگردان تقدیر می‌شود و اگر بخش‌های گوناگون یک اثر به مذاق مخاطب خوش نیامد، تمام تقصیرها به گردن کارگردان می‌افتد. مایکل انداج معتقد است بنا به ناشناخته ماندن حرفه تدوینگری، نام بزرگان این عرصه نظیر دیدی آلن، سیسیل دکاگیز، ویلیام چانگ، تلما شون میکر و مارگارت بوت، هیچ‌گاه نتوانسته به فرهنگ لغت عامه راه پیدا کند. در پشت کتاب، جملاتی از انداج آمده که از مقدمه گزینش شده است. نویسنده کتاب در این بخش، با اشاره به تأثیرگذاری عمیق تدوین در علاقه‌مند شدنش به هنر سینما، می‌نویسد: «انگیزه نوشتن این کتاب مثل باقی کارهایم بر اساس کنجکاوی محض بود. با والتر مرچ ضمن ساختن فیلم بیمار انگلیسی آشنا شدم. در طول تدوین فیلم همدیگر را زیاد می‌دیدیم و دوستی ما از همان‌جا شروع شد. هرکجا، یا هر وقت که دست می‌داد، همدیگر را می‌دیدیم. ایده‌های او همیشه حیرت‌زده‌ام می‌کرد. جرج لوکاس جایی درباره‌ی والتر گفته «او هم مثل من آدم نامتعارفی است.» در عالم سینما واقعاً شخصیت منحصربه‌فردی است. رنسانسیِ واقعی که در بحبوحه فیلم‌سازی معاصر در میان سینماگران هم‌نسلش، خردمند و عمیق جلوه می‌کند. وقتی والتر مرچ را حین تدوین فیلم بیمار انگلیسی دیدم، متوجه شدم که این مرحله از فیلم‌سازی بیشترین شباهت را به نوشتن دارد. مرچ همواره این جمله روبر برسون را نقل می‌کند که؛ هر فیلم سه بار متولد می‌شود: هنگام نوشتن فیلم‌نامه، هنگام فیلم‌برداری و در مرحله تدوین.» این گفت‌وگوها از جلسات گپ و گفتی برگرفته شده است که مایکل انداج و والتر مرچ در طول یک سال از جولای 2000 با یکدیگر داشته‌اند. به نظر نگارنده کتاب، بخش‌های جذاب اثر، همان‌هایی است که والتر مرچ درباره تکنیک‌های حل مشکلات فیلم‌ها حرف می‌زند. در حین نگارش این کتاب از سوی مایکل انداج، والتر مرچ درگیر تدوین دو فیلم درباره فرهنگ معاصر کشورش ایالات‌متحده امریکا،  بوده که همین موضوع می‌تواند به کاربردی‌تر شدن و جذابیت بیشتر مطالب کتاب گفت‌وگوی این دو باهم کمک کند.   پنج فصل این کتاب هم به شکل جالبی نام‌گذاری شده است. نگارنده، چیدمانی (زمانی_ مکانی) برای هر فصل از این کتاب انتخاب کرده است. به‌این‌ترتیب، فصل اول، «مکالمه اول، سان‌فرانسیسکو» نام دارد. فصل دوم «مکالمه دوم، لس‌آنجلس» نام‌گذاری شده است. عنوان فصل سوم «مکالمه نیویورک» است، فصل چهارم «مکالمه در سان‌فرانسیسکو» نام دارد و فصل پنجم «آخرین مکالمه، تورنتو» نام‌گذاری شده است. نگارنده درباره نگاه والتر مرچ به تدوین‌گری معتقد است که  برای او تدوین یک امر منفرد نیست بلکه این کار را با چشم‌انداز وسیعی که به کلِ بزرگ‌تری به نام فیلم دارد، پی می‌گیرد. ریتم و لحن فیلم از موارد مهمی است که مرچ در تدوینگری به آن توجه دارد. از مرچ نقل شده است که اگر بخواهیم تماشاگر، فقط به ارزش ظاهری دیالوگ اکتفا کند، قبل از اتمام جمله باید تصویر را برید اما اگر قرار باشد به تماشاگر این فرصت داده شود که با توجه به حالت چهره گوینده تشخص دهد که دارد دروغ می‌گوید، پس از اتمام جمله باید همچنان روی چهره گوینده مکث شود. در این صورت برداشت بیننده با آنچه به‌عنوان دیالوگ می‌شنود، متفاوت خواهد بود. «مکالمات والتر مرچ و هنر تدوین فیلم» نوشته مایکل انداج، با ترجمه مصطفی خرقه‌پوش و الهه صالح در ۲۶۰ صفحه و هزار نسخه به بهای ۲۰ هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 12 Apr 2017 10:32:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246823/کتابی-درباره-مکالمات-یک-تدوین-گر-رنسانسی محمد خرمشاهی طنز‌پرداز و نویسنده مجله توفیق درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246799/محمد-خرمشاهی-طنز-پرداز-نویسنده-مجله-توفیق-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) محمد خرمشاهی طنزپرداز و روزنامه‌نگار معاصر کشورمان در سن ۱۰۴ سالگی درگذشت. خرمشاهی از ۱۲ سالگی به عرصه شعر و شاعری وارد شد و در دوران فعالیت حرفه‌ای طنز نویسی و روزنامه‌نگاری با ده‌ها نشریه و مجله  همکاری داشت. او یکی از  مشهورترین طنزپردازان معاصر بود که در کارنامه‌اش همکاری با نشریاتی نظیر «توفیق» و «گل‌آقا» را داشت. نکته جالب‌توجه درباره برخی از اشعار خرمشاهی تبدیل‌شدنشان به ضرب‌المثل میان مردم بود. «چوب خدا صدا ندارد» و  «در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست» از این جمله‌اند. یک قرن فعالیت در عرصه ادبی و سرودن شعر از سوی خرمشاهی باعث شد تا شاگردانی نظیر «کیومرث صابری فومنی»،  «ابوالقاسم حالت» و «عمران صلاحی» دوره‌ای نزد او بیاموزند.  از این طنزپرداز فقید کتاب‌هایی نیز منتشر شد که «دیوان خرم» از آن جمله‌اند. «شیخ شنگول»، «دنیای شادی‌ها»، «مجموعه گل‌ها» نام دیگر کتاب‌هایی است که به قلم محمد خرمشاهی به چاپ رسید. به او لقب عبید زاکانی معاصر داده بودند. برای نخستین بار شعر خرمشاهی در روزنامه «حبل‌المتین» هند منتشر شد و از آن زمان تا امروز خرمشاهی بیش از ۸ دهه به سرودن شعر و طنز اشتغال داشت.  ]]> هنرورسانه Wed, 12 Apr 2017 05:30:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246799/محمد-خرمشاهی-طنز-پرداز-نویسنده-مجله-توفیق-درگذشت بداقبالی میرزاعبدالله در سمفونی مردگان http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246747/بداقبالی-میرزاعبدالله-سمفونی-مردگان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): «باد خزان» با موضوع زندگی‌نامه غلامحسین درویش خان و «چرخ بی آیین» با موضوع زندگی‌نامه عارف قزوینی نوشته فرهود صفرزاده است که در عرصه تاریخ موسیقی ایرانی مورد توجه تعدادی از اهالی موسیقی ایرانی قرار گرفته است. در جشن «خانه موسیقی» نیز که سال قبل در تالار وحدت برگزار شد، «باد خزان» مورد تقدیر قرار گرفت و مقام سوم را کسب کرد و تحسین برخی از اهالی موسیقی را برانگیخت تا آنجا که برخی بر این باورند که بعد از «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته روح‌الله خالقی، مجموعه زمرد را که «باد خزان» و «چرخ بی آیین» دو جلد آغازین آن هستند، می‌توان نقطه مهمی در تاریخ پژوهش‌های موسیقی ایران نامید. در خبرگزاری کتاب ایران به همین بهانه با فرهود صفر زاده، نگارنده این دو کتاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم و درباره چگونگی شکل‌گیری این دو کتاب و ادامه فعالیت‌های او در عرصه تاریخ موسیقی ایران، پرسش‌هایی از این نوازنده باسابقه کرده‌ایم که شرح آن را در ادامه می‌خوانید:   انگیزه شما از تألیف دو کتاب «چرخ بی‌آیین» و «باد خزان» در فضای امروز موسیقی ایران، چه بوده است؟ درباره این دو کتاب و به‌طورکلی مجموعه زمرد در نشر فنجان، باید گفت، زمانی که مطالعات تاریخ موسیقی داشتم، موضوعی که خیلی فکرم را به خود مشغول کرد و الان هم ذهنم را درگیر کرده است؛ این بود که ما در ایران کتاب‌های مرجع درباره تاریخ موسیقی ایران نداریم. کتاب‌های موجود با همت شخصی افراد و با نگاه و نظری که در دوره خودشان داشته‌اند، نوشته شده است. همین‌جا می‌خواهم به خدمات و کارهای مرحوم روح‌الله خالقی اشاره‌ای کنم. واقعاً من نمی‌دانم اگر ایشان کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» را ننوشته بودند، ما الان چه منبع و مأخذ قابل‌اعتماد و اعتنایی در موسیقی ایران داشتیم؟ کتاب‌هایی که پس از انتشار این اثر، نوشته شدند «سرگذشت موسیقی ایران» را مبنای کار خودشان قرار دادند. مرحوم خالقی در خاطراتش به این نکته اشاره کرده که در حمام زیرزمین منزل خود، فرشی پهن می‌کرد و در اوقات فراغت کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» را می‌نوشت. جالب‌تر این است که ایشان از فروش کتاب هم ناراضی نبوده و در نامه‌ای به آقای محمدحسن عذاری، از نوازندگان تار در تبریز، نوشته است: «کتاب من که فروش نرفته است، امیدوارم اگر شما کتاب می‌نویسید، فروش داشته باشد.» همیشه دغدغه فکری من این بوده که بتوانم کتاب‌هایی بنویسم که هم قابل استناد باشند و هم چیزی بر گفته‌های پیشینیان اضافه کنند، نه اینکه تکرار حرف‌های گذشته باشند. در این مسیر بیشتر تمرکزم بر روی افراد به‌ویژه دوره قاجار بوده است. مدیران انتشارات فنجان به من گفتند که می‌خواهند مجموعه‌ای درباره شخصیت‌های تأثیرگذار موسیقی منتشر کنند. برای هر کتاب از این مجموعه هم استانداردهایی از نظر تعداد صفحه، نحوه پرداختن به افراد، نحوه نگارش و در مجموع استانداردهای خاص خود را داشتند. موضوع را با من مطرح کردند و در این مورد رایزنی کردیم. از بخت خوب هم مشغولیت ذهنی خودم انجام این کار بود و هم یک ناشر می‌خواست این کار را انجام دهد و به سراغ من آمد. با هم به توافق رسیدیم که این کار را شروع کنیم. با عارف قزوینی و درویش خان شروع کردیم و ان‌شاءالله این کار را با دیگر شخصیت‌ها ادامه خواهیم داد.   معیارهای نشری که گفتید برای پرداختن به شخصیت‌ها چه بود؟   معیار آنها این بود که بتوانیم مطلب‌های نویی درباره شخصی که در موردش نوشته می‌شود، پیدا کنیم و بیاوریم و با ارجاعات آنها را مطرح کنیم. بیشتر دوست داشتند کتاب‌ها به شیوه دائرةالمعارفی نوشته شود. البته نه دائرةالمعارفی صرف، ولی می‌خواستند کتاب با ارجاع و با ذکر منبع و مأخذ باشد، نه اینکه شکل داستانی به خود بگیرد. البته من هم روی آن مُصر بودم.  شاید در جزئیات، نکات دیگری را مدنظر داشتم اما سرانجام به یک توافق رسیدیم و نتیجه کار به شکلی درآمد که الان دست خوانندگان است.   چرا به سراغ درویش خان و عارف قزوینی رفتید؟ در انتخاب شخصیت‌ها معیار و ملاک خاصی وجود داشت؟   وقتی کتاب درویش خان منتشر شد یکی از دوستان اهل موسیقی به من گفت که «فلانی در مورد درویش خان کتاب نوشتید اما درباره استادش، میرزا عبدالله چیزی ننوشتید. حق این بود که اول درباره میرزا عبدالله نوشته شود.» من به او گفتم که «متأسفانه ما آن‌قدر فقر منابع و مآخذ در تاریخ موسیقی ایران داریم که نمی‌توانیم درباره کسانی که دوست داریم، کتاب بنویسیم. ما می‌توانیم در مورد کسانی بنویسیم که حداقل منابع و مآخذی درباره آنها داریم.» برای این دوست این مثال را زدم که «من با دوستم، علی صمدپور کاری درباره علی‌اکبر شیدا انجام می‌دادیم. وقتی آمدم نوشتن درباره زندگی علی‌اکبر شیدا را آغاز کنم و تمام منابع و مآخذی که به آن‌ها دسترسی داشتم را دیدم، حداکثر چهار، پنج صفحه شد.» وقتی در مورد علی‌اکبر شیدا کتابی نوشته نمی‌شود، چیزی از اهمیت او کم نمی‌کند. این مسئله از شوربختی علی‌اکبر شیدا بوده که چیزی از او در منابع و مآخذ نمانده است تا بتوانیم در مورد او کتاب بنویسیم. هر چه قدر که گشتیم بیش از چهار، پنج صفحه نتوانستیم جمع‌آوری کنیم. میرزا عبدالله هم جزو این دسته است. یعنی با همه بزرگی و استادی و حقی که بر گردن شاگردانش از جمله درویش خان دارد، متأسفانه اگر ما بخواهیم درباره میرزا عبدالله مطلبی بنویسیم نهایتاً همان چهار، پنج صفحه را بتوانیم جمع‌آوری کنیم نه بیشتر. البته من همان چهار، پنج صفحه را هم بعید می‌دانم. اگر به بعضی از اهل موسیقی می‌توانیم بپردازیم و به برخی دیگر نمی‌توانیم، دلیلی بر ارزش‌گذاری این افراد نیست بلکه دلیل بر خوش‌اقبالی یا بداقبالی آنهاست که راجع به آنها چیزی مانده است یا خیر.   از چه منابع و مآخذی استفاده کردید تا حرفی نو درباره درویش خان و عارف قزوینی بزنید؟   بیشترین تکیه من بر روزنامه‌ها و مطبوعات بود. ما در حال حاضر مطمئن هستیم که کتاب‌های تاریخی تا این‌جایی که در عرصه موسیقی منتشر شده را داریم، آن‌ها را خوانده‌ایم  و می‌دانیم که کتاب جدیدی کشف نخواهد شد. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم کتابی پیدا می‌شود و می‌توانیم فلان مطالب جدید را از آن پیدا کنیم. تنها چیزی که می‌توانیم روی آن تمرکز داشته باشیم و مطالب جدیدی از درون آن‌ها پیدا کنیم، مطبوعات و نشریات هستند. در این دو کتاب به‌خصوص در کتاب «باد خزان» این موضوع کاملاً به چشم می‌خورد چون رفاقتی که درویش خان با مدیر روزنامه «ناهید» و ارادتی که مدیر این روزنامه یعنی میرزا ابراهیم‌خان ناهید نسبت به درویش خان داشته، باعث شده که بعد از فوت درویش خان، آنها چند شماره ویژه درباره درویش خان مطلب منتشر کنند. حتی یک طرح درباره تشییع‌ جنازه او چاپ کرده بودند که متأسفانه ما نتوانستیم آن را به خاطر مسائل فنی، در کتاب بیاوریم. مسئولان روزنامه با انتشار این طرح از رجال دولتی انتقاد کرده بودند که چرا در تشییع‌جنازه حاضر نشدند و به آنها نقد وارد کرده بودند. آن شماره‌های «ناهید» اطلاعات خیلی دست‌اول و بکری به ما داد. از بین کتاب‌های غیر موسیقایی هم مثلاً در خاطرات عباسقلی گلشائیان، اطلاعات خیلی ناب و بکری راجع به درویش خان پیدا کردیم. این مسائل باعث شد که بتوانیم این جسارت را به خودمان بدهیم که در مورد درویش خان کتاب بنویسیم و بتوانیم چیزی بر نوشته‌های گذشتگان اضافه کنیم. ظاهرا اوضاع کتاب آن هم در میان اهالی موسیقی چندان به سامان نیست؛ از حضور در عرصه مکتوب موسیقی پشیمان نیستید؟ در گذشته، بخش تولید آثار مکتوب جذابیت چندانی برای اهالی موسیقی نداشته است، چه از بابت کیفیت چاپ و نحوه عرضه و چه از نظر نوشتن و محتوای کتاب‌ها. البته همه این موارد نه تنها مرا دلسرد نمی‌کند بلکه اتفاقاً به من انگیزه بیشتری برای نوشتن می‌دهد تا بتوانم تمام سعیم را به‌ کار بگیریم تا کتاب را از نظر محتوایی، مستند و قابل‌اعتماد بنویسم. در این صورت خواننده با اعتماد کتاب را می‌خواند اینکه ناشر نیز تمام هم‌وغم خود را روی این موضوع بگذارد که کتابی بدون غلط چاپی، با ظاهری شکیل و چشم‌نواز چاپ کند، خواننده را متوجه مسئولیت‌پذیری ناشر خواهد کرد. امروز خوشبختانه بنا به همین تلاش‌ها می‌بینیم که سطح مطالعه نسل جوان موسیقی خیلی بهتر شده است. به نظر من با گسترش دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک، رغبت به مطالعه نسبت به نسل‌های گذشته بیشتر و بهتر شده است. این مسئله برای من انگیزه مثبتی می‌شود که به سهم خودم، بیشتر وقت بگذارم تا بتوانم کارها را به سرانجام برسانم تا اهالی موسیقی هم با کتاب بیشتر آشتی کنند و وضعیتی که در گذشته داشتیم، بهتر شود. انتشار کتاب‌های موسیقی، گاه حاشیه‌هایی به دنبال داشته است، نمونه‌اش هم انتشار کتاب «خسرو خوبان» و «آوای مهرآیین» بود که اولی درباره محمدرضا شجریان نوشته شد و دومی درباره مرحوم مشکاتیان. نسبت به کتاب‌های شما هم واکنش‌هایی صورت گرفت یا نه؟ خوشبختانه من تا امروز، چنین واکنش‌هایی نداشتم و فکر می‌کنم در آینده هم نخواهم داشت چون من اصلاً با زنده‌ها کاری ندارم (خنده). من هم همیشه این موارد را دیده و شنیده‌ام و از آنها درس گرفته‌ام. هر چیزی که نوشته‌ام، درباره کسانی بوده که درگذشته‌اند. البته درگذشت شخصیت هنری، تنها ملاک من برای نوشتن نیست. آن شخصیت باید ارزش نوشتن هم داشته و هنرمند ارجمندی باشد. از تاریخ درگذشت او هم مدت‌زمانی گذشته و دعواها تمام شده باشد تا ما راحت بتوانیم  درباره او قلم بزنیم. این را هم بگویم که بیشتر درباره موسیقی دوره قاجار می‌نویسم. حتی به نوشتن درباره دوره پهلوی هم تمایلی ندارم. فکر می‌کنم که در همان دوره قاجار خیلی کارهای نکرده وجود دارد که من اگر بخشی از آن‌ها را انجام دهم به نظر خودم کار بزرگی کرده‌ام، چه برسد به دوره‌های دیگر. آن‌هایی که در موسیقی دوره پهلوی به‌خصوص دوره دوم و یا بعد از انقلاب می‌نویسند با این مشکلات و این درگیری‌ها دست‌به‌گریبان هستند و چاره‌ای هم برای آن نیست چون ظاهراً در همه‌ جا این مسائل وجود دارد، اصلاً ربطی به هنر و موسیقی هم ندارد. ذات آدمی این است که وقتی ببیند درباره هم‌صنفش و همکارش چیزی نوشته می‌شود یا کاری صورت می‌گیرد، واکنش نشان می‌دهد. خوشبختانه تا حالا چنین واکنشی نصیب من نشده است. شما در کتاب‌هایتان درباره کسانی نوشته‌اید که در گذشته دورتری از دوران انقلاب قرار دارند. اما تاریخ بُریده‌بُریده نیست و موسیقی امروز ایران نیز همچنان از نگاه فقهی برخی علما، محل مناقشاتی است. به نظر شما نوشتن از تاریخ موسیقی این سرزمین چگونه باید باشد که بی‌آنکه تاریخ نوشته شده خدشه‌دار شود، از مراحل کسب مجوز عبور کند؟ من فکر می‌کنم یا ما در ایران درباره ممیزی، قانون و قاعده نوشته‌شده‌ای نداریم یا اگر قانونی هم وجود دارد گاه به آن سلیقه‌ای عمل می‌شود. شاید بخت و اقبال نویسنده در اینکه چگونه با او رفتار می‌شود، تعیین‌کننده باشد. گاهی بحث اعمال‌نظر شخصیِ بررس مطرح است. به‌ عنوان‌ مثال سال ۱۳۸۹[دولت دهم]، انتشارات سوره یک کتاب چاپ کرد که در آن تصویر آوازه‌خوانی آمده بود ولی یکی از دوستان ما کتابی را برای چاپ داده بود اما به او گفته بودند باید عکس حذف شود، در حالی که عکس تصویری از همان خانم بود. چاپ کتاب انتشارات سوره با درخواست چاپ دوست ما در همان سال ۱۳۸۹، فاصله زمانی خیلی کمی داشت. یعنی یکی دو ماه پیش از آنکه ایشان کتاب را برای دریافت مجوز داده بود، کتاب مذکور با همان عکس چاپ شده بود. ایشان همان کتاب را برده و گفته بود چطور است شما به این کتاب مجوز داده‌اید ولی به کتاب من مجوز نمی‌دهید؟ آنها هم در جواب گفته بودند در آن کتاب نظرشان این بوده ولی بررس کتاب شما نظر دیگری دارد. در نهایت هم قبول نکردند و دوست من هم از چاپ عکس منصرف شد. این موضوع نشان می‌دهد که گاه در بررسی‌های کتاب، اعمال سلیقه هم وجود دارد و آنچه به‌ عنوان قواعد ابلاغ می‌شود به شکل کلی است، بنابراین در اجرا ممکن است کسی اهل تسامح و مدارا باشد ولی فرد دیگری سختگیر باشد. همان‌طور که گفتم این دیگر به شانس و اقبال آن نویسنده بستگی دارد. گفت‌وگو از خبرنگار حوزه هنر و رسانه؛ علی نامجو ]]> هنرورسانه Tue, 11 Apr 2017 05:41:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246747/بداقبالی-میرزاعبدالله-سمفونی-مردگان پارتیتور آثار محمدرضا درویشی از راه رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246787/پارتیتور-آثار-محمدرضا-درویشی-راه-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به‌تازگی از سوی نشر «هنوز» سه کتاب از آثار محمدرضا درویشی روانه بازار کتاب شده است. «در سکوت آفتاب نیمه‌شب» محمدرضا درویشی در این کتاب، در واقع، درس تلفیق چند موسیقی و چند دیدگاه است. در آغاز، به همت حسین بهروزی‌نیا ریتمی از موسیقی صوفیان مراکشی، پردازشی بدیع یافته است، سپس، این اثر، در ذهن و اندیشه درویشی به جوش‌ و خروش درآمده تا در آمیزش با نبوغ و ادراک خالق جدیدش وارد ارکستر سمفونیک شود و در انتها ریتم‌هایی بلوز را در خود جای دهد و تا آنجا بجوشد که در فینال، ارکستر غوغا کند. این اثر، نمونه‌ای برای بحث تلفیق در موسیقی است: تلفیق چهار ایده متفاوت که می‌تواند الگویی برای دانشجویان و آهنگسازان جوان باشد و ضرورت رسیدن به ادراک کیفی از دو یا چند موسیقی و معرفت ناظر و حاکم بر آن موسیقی‌ها را اثبات کند. «در سکوت آفتاب نیمه‌شب»، نمایانگر دشواری کار آهنگساز در خلق اثری است که در آن، تلفیقِ دو یا چند فرهنگ موسیقایی را هدف قرار داده است. در مقدمه کتاب که به ارائه رپرتوار این اثر اختصاص دارد، آمده است: «در تجزیه‌وتحلیل معرفت‌شناسانه این قطعه را به آینده می‌سپاریم، اما اصل قطعه و دو قطعه نخستین از حسین بهروزی‌نیا و تجزیه‌ و تحلیل فرمال اثر حمید مرادیان را تقدیم علاقه‌مندان جست‌وجوگر می‌کنیم.» در تعلیق بداهه و تضاد، ارکستر، توضیحات، پارتیتور، Description، Orchestra، پیوست‌ها(۱ «آهنگ سکوت»، و ۲ «آفتاب نیمه‌شب»، بخش‌های مختلف کتاب «در سکوت آفتاب نیمه‌شب» است. حمید مرادی در پیشگفتار این کتاب با اشاره به آثار مختلف محمدرضا درویشی نظیر موسیقی مازندران، موسم گل و کلیدر، معتقد است؛ «در سکوت آفتاب نیمه شب» اثری است که نشان از طغیانگری آهنگساز دارد. از نظر مرادی، درویشی در فضای محدودی که برای موسیقی سمفونیک در ایران وجود دارد، برای بیان مدرنی از موسیقی بومی کشورش تلاش کرده است. به عقیده او، درویشی بیش از آنکه به دنبال پیدا کردن پاسخ باشد در پی طرح صحیح مسئله است. قطعه «در سکوت آفتاب نیمه‌شب» بر اساس ملودی دو قطعه «آهنگ سکوت» و «آفتاب نیمه‌شب» نوشته شده است. درویشی در این میان قطعات و ملودی‌های دیگری را نیز آورده است. «موسم گل» تجزیه‌وتحلیل قطعه «موسم گل»، پیوست 1، پیوست 2، شعر موسم گل، ارکستر، پارتیتور و Orchestra بخش‌های مختلف کتاب «موسم گل» هستند. مرادی در پیشگفتار این اثر نوشته است: «موسم گل را می‌توان پله آخر رشد تفکر و سبک آهنگ‌سازی ملی‌گرایانه محمدرضا درویشی در دهه شصت دانست، اثری سترگ با نگرشی جسورانه و آوانگارد برای موسیقی ایران در آن مقطع از زمان که می‌توانست راهگشا و آغازگر تحولی اصیل در حوزه آهنگسازی ملی ایران باشد». این اثر را می‌توان در قالب یک پوئم سمفونیک آوازی دید که بر مبنای دو تصنیف قدیمی موسیقی دستگاهی، گریه مکن از عارف قزوینی و موسم گل از موسی معروفی نوشته است. فرم، بسط تماتیک، نوسانات ریتیمک، ارکستراسیون و  طرح هارمونی قطعه موسم گل؛ در این کتاب موردتوجه قرار گرفته است. در پشت جلد این کتاب ترانه‌ای از عارف قزوینی نوشته شده که در ادامه می‌آید: «گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد ناله‌ای که ناید ز نای دل اثر ندارد هر کسی که نیست اهل دل، ز دل خبر ندارد دل ز دست غم مفر ندارد دیده غیر اشک‌ تر ندارد این محرم و صفر ندارد گر زنیم چاک جیب جان چه باک مرد (و) جز هلاک هیچ چاره دگر ندارد زندگی دگر ثمر ندارد.» «جامه‌دران سلسله موی دوست» جامه‌دران و سلسله موی دوست دو قطعه از آلبوم موسم گل هستند که در آواز اصفهان بر اساس گوشه جامه‌دران و تصنیف قدیمی سلسله موی دوست از ساخته‌های علی‌اکبر شیدا نوشته شده است. این کتاب نیز همچون دو اثر قبلی به ارائه پارتیتور اختصاص دارد. در این اثر پارتیتور دو قطعه جامه‌دران و سلسله موی دوست به‌طور کامل آمده است تا دانشجویان هنر موسیقی بتوانند از روی نت، این دو اثر را تمرین کنند. سه کتابِ پارتیتور «در سکوت آفتاب نیمه‌شب»، «موسم گل» و «جامه‌دران سلسله موی دوست» از آثار موسیقایی محمدرضا درویشی است که با تجزیه و تحلیل حمید مرادیان در هزار نسخه به بهای ۴۰ هزار تومان، اسفندماه سال ۹۵ از سوی نشر «هنوز» روانه بازار شده است.   ]]> هنرورسانه Mon, 10 Apr 2017 12:10:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246787/پارتیتور-آثار-محمدرضا-درویشی-راه-رسید ​جنجال کشف ردپای پلنگ صورتی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246741/جنجال-کشف-ردپای-پلنگ-صورتی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): آراز بارسقیان و غلامحسین دولت‌آبادی از این پس آثارشان را از سوی انتشارات «یکشنبه» که متعلق به خود آنهاست، روانه بازار نشر خواهند کرد.   آراز بارسقیان در این‌ باره به ایبنا، گفت: پیش از عید دو کتاب را از طریق انتشارات یکشنبه چاپ کردیم. یکی از آن‌ها به نام «تراموایی به نام هوس» نوشته تنسی ویلیامز قبلاً در نشر میلکان منتشر شده بود. نمایشنامه «فیلک» نوشته آنی بیکر هم برای بار اول است که منتشر می‌شود. این نمایشنامه برنده‌ جایزه پولیتزر سال 2014 بوده است.   بارسقیان افزود: دو نمایشنامه دیگر به قلم مشترک من و غلامحسین دولت‌آبادی هم به نام‌های «در استامبول» و «یلدای سرد و باشکوه استاد محمود راد» تا آخر این ماه یا اوایل اردیبهشت‌ منتشر می‌شود.   این نمایشنامه‌نویس ادامه داد: «راک‌ اند رول» نمایشنامه‌ای از تام استوپارد با درونمایه موسیقایی است که تأثیر موسیقی راک را در دهه 60، 70 و 80 میلادی بررسی می‌کند که من به‌ اتفاق سیمین زرگران آن را ترجمه کردم. «مسئله پیچیده» هم دیگر نوشته تام استوپارد است که به‌اتفاق معین محب‌علیان ترجمه شده و باید به‌زودی منتشر شود.   برنده جایزه بهترین نمایشنامه‌نویسی در جشنواره فجر، درباره انتخاب ناشر برای کتاب‌های بعدی‌اش گفت: برنامه من این است که بعد از این، کتاب‌هایم را از طریق نشر یکشنبه منتشر کنم. البته کتابی به نام «فیلمنامه‌نویسی آلترناتیو» دارم که در اختیار نشر چشمه است و مرحله نسخه‌خوانی آن‌هم به‌پایان رسیده است. این کتاب ۵۲۰ صفحه دارد و با چشم‌اندازی جدید می‌تواند به بالا بردن سطح کیفی فضای آکادمیک سینما در ایران کمک کند. هم‌زمان با ترجمه این کتاب از سوی من، آقای شهبا هم آن را ترجمه کرده‌اند که ترجمه ایشان به بازار کتاب عرضه شد اما متأسفانه اتفاقات عجیبی در راه انتشار ترجمه من پیش آمد که باعث شد از سال 1387 تا امروز به بازار کتاب عرضه نشود.   بارسقیان افزود: قبلاً به فیلم‌نامه‌نویسی علاقه زیادی داشتم و درباره این مقوله در مجله فیلم‌نگار می‌نوشتم اما بعدها به سمت علاقه اولیه‌ام که همان نمایشنامه‌نویسی است، بازگشتم و از این‌ پس ترجیح می‌دهم کارم را در این زمینه دنبال کنم. در سینمای ایران فیلمنامه‌نویس دستش باز نیست، راستش فیلم‌سازی به عوامل زیادی بستگی دارد، در حالی‌ که وابستگی نمایشنامه فقط به نگارنده آن است. البته نمی‌توان این توضیح را دلیلی بر ساده‌تر بودن نمایشنامه‌نویسی دانست برعکس نوشتن نمایشنامه در مقابل فیلمنامه پیچیده‌تر است.   این نویسنده با اشاره به تفاوت‌های فیلمنامه‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی در ایران، اظهار کرد: شما به‌عنوان یک نویسنده باید برای صحنه زنده‌ای بنویسید که برخلاف سینما نمی‌توان اشتباهات را در آن حذف کرد. متأسفانه آنچه به‌ عنوان فیلمنامه اولیه به تیم فیلم‌سازی داده می‌شود، در موارد بسیاری با آنچه روی پرده به نمایش درمی‌آید، تفاوت‌های زیادی دارد؛ مگر اینکه فیلمنامه‌نویس تصمیم بگیرد در سینمای مؤلف فعالیت کند، درست مثل اصغر فرهادی. او فیلمنامه‌های خودش را کارگردانی می‌کند و درباره چیزهایی می‌نویسد که دلش می‌خواهد. هرچند این مسیر هم دردسرهای خودش را دارد. در کل سینما هنر گران‌قیمتی است که نیاز به سرمایه‌ سنگین دارد، به همین خاطر ریسکش بسیار بالاتر از هنرهای دیگر است.   بارسقیان با بیان اینکه از هشت کتاب پرفروش اعلام‌ شده از سوی خانه کتاب،چهار عنوان آن جوجو مویز است، گفت: به نظر من ناشر چنین کتاب‌هایی کار شاقی انجام نداده است، چرا که بنا به دلایل مشخصی نظیر محتوای معلوم این کتاب‌ها به فروش می‌رود. البته منظورم این نیست که ناشر در معرفی کتاب به خواننده ایرانی کار سختی انجام نداده، برعکس ناشر در این زمینه تلاش بسیاری کرده اما جذب مخاطب مسئله پیچیده‌ای است. اینکه ناشر کتابی را معرفی می‌کند و رویش به‌ اصطلاح کار می‌کند، امری است سخت ولی در عین‌ حال اگر برای فروش یک کتاب نیازی به مخاطبی با سطح بالا نداشته باشیم، خیلی راحت می‌شود او را جذب کرد. خواندن کتاب‌های آسان در مقایسه با کتاب‌های سنگین، بسیار ساده‌تر است و مخاطبش هم بیشتر. ذات عامه‌پسندنویسی هم به‌نوعی آسان کردن همه‌ چیز است، حتی عشق؛ عشقی که به‌ظاهر آب‌وتاب داستانی می‌گیرد ولی عملاً چیزیست ساده. باید ببینم در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنیم؛ جامعه‌ای که امروز کسی جرات نمی‌کند نمایشنامه‌های جدی را در شمارگان بالاتر از ۵۰۰ منتشر کند.   صاحب‌امتیاز انتشارات یکشنبه، با اشاره به لزوم حمایت از دانشجویان تئاتری برای روی صحنه بردن آثار مختلف، اظهار کرد: من به دانشجویانی که به اجرای آثار ترجمه‌شده‌ام علاقه‌مند هستند، اجازه روی صحنه بردن آن کارها را می‌دهم. دانشجو که پولی ندارد به من بدهد. شما اگر جای من باشید چه‌کار می‌کنید؟   آراز بارسقیان با تأکید بر مشکلات بنیادین تئاتر و نمایشنامه‌نویسی در عرصه تئاتر جدی در ایران، گفت: من و آقای دولت‌آبادی انتقادات جدی‌ای به چیزی که در ایران تئاتر جدی و حتی پیشرو خوانده می‌شود، داریم. نقدهایی که ما در طول این سال‌ها درباره تئاتر در ایران نوشته‌ایم، در کتابی به نام «پس از کشف ردپای پلنگ صورتی» آماده چاپ است و به‌زودی روانه چاپ خواهد شد. به نظر من بیشتر تئاترهایی که امروز با نام تئاتر جدی و روشنفکرانه به روی صحنه می‌روند، آب هندوانه‌ای هستند. متأسفانه عده‌ای هم در این عرصه به قدرتی رسیده‌اند که به مترجم آثار به‌دردبخور اجازه کار را نمی‌دهند. آن‌ها حتی به نویسنده کارهای به‌دردبخور هم اجازه کار و فعالیت درست نمی‌دهند. آن‌قدر فضا را سخت و سنگین کرده‌اند که برای کار باید لابی‌های زیادی داشته باشی. کتاب «پس از کشف ردپای پلنگ صورتی» ۲۰۰ صفحه دارد که در آن نوشته‌های من و دولت‌آبادی که کمی هم جنجالی باشد شاید، قرار گرفته و به نظر خودم با انتشارش تحولی تازه به پا خواهد شد.   این نمایشنامه‌نویس، ادامه داد: درباره آثار تألیفی خودمان ترجیح می‌دهیم تا وقتی کسی برای اجرای آنها پیش‌قدم نشده است، خودمان آنها را روی صحنه ببریم. ما چون تهیه‌کننده نداریم، هیچ‌وقت پایمان را به سالن‌های خصوصی باز نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. به نظر من این‌ها اصلاً تئاتر خصوصی نیستند. اگر تئاتر ما واقعاً خصوصی است نباید شورای نظارتی وجود داشته باشد که بخواهد نظراتش را روی محتوای نمایش‌ها اعمال کند. این مسئله بسیار مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت و به شکلی همه‌جانبه به آن نگاه کرد.   بارسقیان در پایان درباره برخی حساسیت‌ها در زمینه تئاتر و نمایش نیز گفت: تجربه به تو می‌آموزد چیزی بنویسی که باعث برانگیختن حساسیت‌های وزارت ارشاد نشود؛ من هم همیشه سعی کرده‌ام نوشته‌هایم باعث تحریک این حساسیت‌ها نشود. ]]> هنرورسانه Sun, 09 Apr 2017 11:35:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246741/جنجال-کشف-ردپای-پلنگ-صورتی ​«دنیای شیشه‌ای» در راه اکسپو http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246729/دنیای-شیشه-ای-راه-اکسپو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دو نسخه از کتاب «دنیای شیشه‌ای» (اکسپوهای جهانی از 1851 میلادی) که علیرضا بهرامی آن را نگاشته است، در نشستی که مهرداد اسکویی، مستندساز و عکاس هم در آن حضور داشت برای ثبت در موزه اکسپو و کتابخانه تخصصی آن، به مسئولان دفتر بین‌المللی نمایشگاه‌ها تحویل داده شد.   این کتاب که با حضور برخی از هنرمندان و مسئولان فرهنگی در موزه هنرهای معاصر تهران رونمایی شد، با همکاری مؤسسه توسعه هنرهای معاصر و انتشارات آرادمان، و اکسپو میلان منتشر شده است.   مهرداد اسکویی کارگردان فیلم مستند «رؤیاهای دم‌صبح» که در تعدادی از جشنواره‌های جهانی در کشورهای مختلف جوایزی را دریافت کرده است، بعد از داوری در جشنواره فیلم مستند کپنهاگ دانمارک، برای نمایش فیلمش در پاریس حضور یافته بود، در نشستی با حضور مسئولان موزه و آرشیو دفتر بین‌المللی نمایشگاه‌ها، نسخه‌های کتاب «دنیای شیشه‌ای» را تحویل داد و از نگارش کتابی با نام «ایران در اکسپوهای جهانی به روایت کارت‌پستال‌های تاریخی» خبر داد.   نویسنده کتاب‌های «حج به روایت کارت‌پستال‌های تاریخی» و «گیلان به روایت کارت‌پستال‌های تاریخی» اعلام کرد که کتاب «ایران در اکسپوهای جهانی به روایت کارت‌پستال‌های تاریخی» را که دوزبانه است، با همکاری علیرضا بهرامی نگارنده کتاب «دنیای شیشه‌ای» در دست تألیف دارد و قرار است این اثر به‌زودی روانه بازار کتاب شود. طبق اظهارات مسئولان BIE حاضر در نشست، «دنیای شیشه‌ای» اولین کتاب به زبان فارسی است که قرار است در موزه اکسپو و کتابخانه تخصصی دفتر بین‌المللی نمایشگاه‌ها به ثبت برسد. همچنین این کتاب هم‌زمان با اکسپو قزاقستان که بناست سال 2017 در شهر آستانه برگزار شود، انتشار می‌یابد.   مهرداد اسکویی هم در این نشست گفته که تمام تلاش‌مان را خواهیم کرد، کتاب «ایران در اکسپوهای جهانی به روایت کارت‌پستال‌های تاریخی» همزمان با اکسپو تخصصی آستانه منتشر شود.   او همچنین اظهار کرد: تاکنون کارت‌پستال‌های تاریخی مربوط به حضور ایران، از کشورهایی همچون هلند، اتریش، فرانسه، بلژیک و آلمان گردآوری شده است. مایه خرسندی است که این پروژه در صف اولین کتاب‌ها به زبان فارسی است که به‌عنوان ایده‌ای بدیع به دفتر بین‌المللی نمایشگاه‌ها ارائه می‌شود.   ]]> هنرورسانه Sun, 09 Apr 2017 09:24:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246729/دنیای-شیشه-ای-راه-اکسپو اینجا، مطب دکتر کالیگاری نیست! http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246097/اینجا-مطب-دکتر-کالیگاری-نیست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - علی فرهمند: کتاب «اینجا، مطب دکتر کالیگاری است» نوشته «اسدالله غلامعلی» آمیزه‌ای است از سینما، شعر و ادبیات که البته وجه سینمایی آن علاقه‌مندان به سینما را به وجد می‌رساند. ماجرای کتاب این است که «دکتر کالیگاری» معروف که روزگاری در فیلم مهم اکسپرسیونیستیِ «رابرت وینه» به سینمایی‌ها معرفی شده بود، از درون قبر برمی‌خیزد و با قلم نویسنده‌اش، جان می‌گیرد و از نیستی متولد می‌شود و به کمک مغز، قلب و انگشتان یک نویسنده ظهور می‌یابد. کوشش راوی در این کتاب گذر از مرز واقعیت و رسیدن به خیال است و گذار به احساسِ آدمی. همان‌طور که در بخشی از کتاب آمده است: «عبور کردن و تغییر دادن، سخت‌ترین کاری است که انسان می‌تواند انجام دهد. به همین خاطر هم است که اکثر مردم این عبور را به زبان نمی‌آورند و فقط برخی حرفش را می‌زنند. تعداد خیلی کمی می‌توانند از مرزهای خود و جهان عبور کنند و گام در راه تغییر خود و جهان بنهند. «عبور به شکل آزادی، نه تبعید.» لذت مضاعفی که این کتاب به خواننده‌اش اهدا می‌کند، تصاویری است از نماهای مهم و به یاد ماندنی تاریخ سینما. در واقع کاراکتر «دکتر کالیگاری» هر چند صفحه، یکبار از یک فیلم عبور و درباره‌شان اظهارنظر می‌کند. از «همشهری کین» تا «گام معلق لک‌لک» می‌گوید و درباره‌شان شعر می‌سراید. شاید ما از سرِ ترس، تمام شخصیت‌های خبیث و «بدمن»های تاریخ سینما را فراموش کرده‌ایم؛ امّا بالأخره یکی از آن‌ها برخاسته است و می‌گوید: «زیبایی شب به ماه و ستاره نیست/ زیبایی شب/ مخلوق آن‌هایی است/ که فراموش‌مان کرده‌اند.» در مقدمه کتاب آمده است: مطب دکتر کالیگاری (1929) ساخته رابرت وینه، از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای اکسپرسیونیسم آلمان است. اینکه اکسپرسیونیسم و سینمای اکسپرسیونیستی چیست را به خودتان واگذار می‌کنم. این کتاب تصاویری است به مثابه سینما، کلماتی به مثابه داستان و شعر و توهماتی به مثابه خیال و زندگی. موجودیت دارد چون هست، می‌اندیشد و تلاش دارد به فکر وادارد. نیست، چرا که خود را هنوز نمی‌شناسد. در اینکه دکتر کالیگاری یک شخصیت سینمایی است شکی نیست، امّا آیا یک شخصیت داستانی یا سینمایی همانطور که از نیستی متولد می‌شود و به کمک مغز، قلب و انگشتان یک نویسنده ظهور می‌یابد، می‌تواند در جهان واقعی نیز هستی یابد؟ «اینجا، مطب دکتر کالیگاری است» کوششی است در جهت پاسخ به این پرسش. در راه یافتن پاسخ، من -که نمی‌دانیم چیست، کیست و اصلاً ماهیتش به واسطه خودش است یا دیگری، و اینکه آیا من عینی است یا ذهنی – به رؤیا پناه برده است. «اینجا، مطب دکتر کالیگاری است» با سینما خویشاوند است نه صرفاً به خاطر فیلم مطب دکتر کالیگاری، بلکه چون از خیال می‌گوید، و مرزی نمی‌شناسد. *انتشار دیدگاه نویسنده، به معنای موضع خبرگزاری کتاب نیست. ]]> هنرورسانه Fri, 31 Mar 2017 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246097/اینجا-مطب-دکتر-کالیگاری-نیست معجزه واژه، شعبده قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/note/245941/معجزه-واژه-شعبده-قلم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - امین فرج‌پور: «سینمای اگزیستانسیالیستی» در ظاهر و در نگاه اول از آن کتاب‌هایی می‌نماید که آدم حس می‌کند تکرار مکررات خواهد بود و خواندن دوباره دانسته‌ها و فهمیده‌هایی که پیش‌ از این در کتاب‌های تاریخ سینما و تحلیل‌های مضمونی سینما -به‌خصوص سینمای دهه‌های شصت و هفتاد- بارها و بارها گفته و نوشته شده است. خاصه اینکه نگاهی گذرا به بخش‌بندی و سرفصل‌های مباحث کتاب؛ چون فیلم‌های پرمعنا، واقع‌گرایی سینمایی، چالش‌های اخلاقی معاصر در آثار وودی آلن، دین‌باوری در فیلم‌های اینگمار برگمان، بی‌معنایی جهان مدرن در فیلم‌های انتونیونی، روح آزاد نیچه‌ای در فیلم‌های انجمن شاعران مرده و هارولد و ماد، اصالت در آثار فدریکو فلینی و...، در ظاهر ماجرا، گزاره تکراری و بی‌خلاقیت بودن روند تحلیل را در این کتاب تشدید نیز می‌کند. اما... اما همه‌چیز از این اما آغاز می‌شود. ویلیام سی. پامرلو مؤلف کتاب سینمای اگزیستانسیالیستی، چنان زیبا و عمیق چالش‌های معنایی زندگی‌های مدرن را در سینما جسته؛ و چنان سیراب و سیراب کننده از سرچشمه سینمای فلسفی- انتلکتوئل دهه‌های شصت و هفتاد برخاسته؛ که خواننده حیران می‌ماند؛ مگر این کتاب همان نیست که در ظاهر ماجرا تحلیل و نگاهی چنین خشک و جامد و قشری و مکررگویی مغلق پیشینیان تحلیلگرش به نظر می‌آمد؟ نویسنده چه معجزه‌ای کرده که کتابی ظاهراً کلی‌گو، خسته کننده و پیچیده‌گو را بدل کرده به بازیگوشی‌های جوانانه قلم سرگردانی که انگار نقش گلچین اندیشه‌های تعالی‌بخش چند دهه پرهیاهو را به عهده گرفته است؟ و نیز مترجم کتاب نصرالله مرادیانی چه شعبده‌ای رو کرده...    سینمای اگزیستانسیالیستی برخلاف کتاب‌های مشابهش که یکباره به دل ماجرا می‌زنند؛ حُسنش در این است که ابتدا اگزیستانسیالیسم، بزرگان این اندیشه، و البته تفاوت نگاه و نگرش و باورهای این بزرگان را -آنهم نه به زبانی که تنها و تنها به کار پویندگان همیشه پا در رکاب وادی فلسفه آید، که به زبان نرم و توضیح‌دهنده ادبیات سینمایی نوشتاری این روزگار معرفی و آشنا می‌کند.  اگزیستانسیالیسم در جهت روشن کردن موقعیت انسان در تجارب فردفرد آدم‌ها گام برمی‌دارد؛ و سینما در جهت نمایاندن و به‌ اصطلاح تصویری کردن موقعیت انسان در چشم‌انداز روزمرگی‌های کوچک. کتاب سینمای اگزیستانسیالیستی اما نه تنها این دو زاویه را می‌کوشد با هم تطبیق دهد؛ که مهم‌تر از آن آگاهانه و عامدانه تلاش می‌کند به خوانندگانش ثابت کند زندگی- بله همین زندگی با تمام مظاهر و ظواهر روزمره و خسته‌کننده‌اش- پیچیده‌تر، غامض‌تر و البته عمیق‌تر از هر نوع تصور شکل‌گرفته از توصیف فلسفی زندگی است. چنین غنایی در یک کتاب سینمایی- فلسفی اگر حاصل آمده باشد، می‌توان گفت؛ شاهکاری کوچک به دنیا آمده است...     فصل اول این کتاب چکیده افکار و آرای اگزیستانسیالیست‌هایی چون ژان پل سارتر، سیمون دوبووار و پل تیلیش را ارائه می‌کند -که بعد از این فصل در تمام کتاب به‌کار خواهد آمد. در بخش دوم به فیلم به‌ مثابه ابزاری برای پژوهش فلسفی پرداخته شده و تلاش شده از طریق مباحثی چون تفاوت نگاه شخصی و رویکردهای نظری و تئوریک اگزیستانسیالیستی، به تصویر کشیدن واقع‌گرایانه وضع بشر در سینما و... آمادگی لازم برای دنبال کردن رد پای باورهای اگزیستانسیالیستی در سینمایی که مؤلف کتاب، آن را سینمای پرمعنا می‌خواند، در خواننده به وجود آید. فصل سه کتاب هم تکمیل‌کننده بحث واقع‌گرایی در سینماست. از این منظر که آیا واقعیت سینمایی کاملاً واقعیت واقعی است یا برساخته‌ای از واقعیت و به‌ اصطلاح بهتر نمایان‌گر انتظاری که تماشاگر هر عصری از واقعیت دارد... از فصل چهارم به بعد، کتاب سینمای اگزیستانسیالیستی سراغ مطالعه‌ای جزئی‌نگرتر می‌رود. ابتدا درونمایه‌ای خاص در اگزیستانسیالیسم موردمطالعه قرار می‌گیرد و سپس فیلم‌هایی که می‌شود به قول نویسنده؛ به‌ مثابه اظهارنظری پیرامون همان موضوع دست به قرائت آن‌ها زد، بررسی می‌شوند. فصل چهار مطالعه‌ای است در باب بی‌معنایی جهان مدرن و در انطباق با چنین مفهومی، ویلیام سی. پامرلو دو فیلم ماجرا و شب را هر دو از آنتونیونی مورد بازکاوی قرار می‌دهد. فصل پنجم با مطالعه بی‌دینی و دین‌داری در روزگار حاضر آغاز شده و با مطالعه این مفاهیم در فیلم‌های فیلم‌ساز بزرگ سوئدی، اینگمار برگمان و به‌ خصوص سه‌گانه دینی این سینماگر، مهر هفتم، نور زمستانی و همچون در یک آینه به سامانی مناسب می‌رسد. نویسنده فصل ششم را با بحث درباره نقطه نظرات اگزیستانسیالیستی در باب اصول اخلاقی می‌آغازد و سپس با نقب زدن به دنیای فیلم‌های جنایت و جنحه و امتیاز نهایی- هر دو از وودی آلن- نگرش جنایت و مکافات‌گونه اخلاقی اغلب بزرگان دنیای ادبیات و سینما را به محک عیار بی‌اخلاقی وودی آلن می‌کشاند. اینکه در این دو فیلم وودی آلن، جنایت رخ داده الزاماً به مکافاتی از نوع مکافات داستایوسکی ختم نمی‌شود، از نگاه مؤلف کتاب، ماهیت اصول اخلاقی را زیر سؤال می‌برد؛ که این واقعیت افزوده روزگار مدرن به دنیای اخلاق کهن است. فصل هفتم نیز به مفهوم اصالت و بازنگری این مفهوم اگزیستانسیالیستی در فیلم‌های زندگی شیرین و هشت و نیم فدریکو فلینی می‌پردازد و تصویری ملموس از این واژه که در دیدگاه سارتر به معنای ترکیبی از صداقت و کنش دانسته شده، ارائه می‌دهد... نویسنده سینمای اگزیستانسیالیستی، ویلیام سی. پامرلو در فصل هشتم و آخر کتابش با پرداختن به مفهوم روح آزاد نیچه‌ای در دو فیلم هارولد و ماد و انجمن شاعران مرده، نقطه پایانی می‌گذارد بر کاوش سینمایی- فلسفی زیبایش درباره چگونگی وانمایی واقعیت از دیدگاه مفاهیم اگزیستانسیالیستی در آثار سینمایی پرمعنا؛ با فصولی که منشوروار و با همپوشانی کامل، در پایان، چشم‌اندازی کلی از عنوان کتاب ترسیم می‌کنند...   این جمله آخر را برای کسانی می‌نویسم که خواندن را به‌عنوان یک فعل ارزش می‌گذارند. این کتاب را باید خواند. حتی اگر علاقه و اشتیاقی به پیگیری فلسفه در سینما نداشته باشید. مهم‌ترین حُسن این کتاب، آنجاست که روش جدیدی برای فیلم دیدن پیشنهاد می‌دهد، و این ارزشمند است. *انتشار دیدگاه نویسنده، به معنای موضع خبرگزاری کتاب نیست. ]]> هنرورسانه Wed, 29 Mar 2017 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/245941/معجزه-واژه-شعبده-قلم کتابی درباره یک جاه‌طلب http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246096/کتابی-درباره-یک-جاه-طلب خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - علی نامجو: کریستوفر نولان فیلم‌ساز جاه‌طلبی است و این جاه‌طلبی را تا به امروز در تمام فیلم‌هایی که ساخته، آشکار کرده، تا از طریق تلفیق مجموعه‌ای از مفاهیم و اندیشه‌های متفاوت در بطنِ جهان‌بینی‌ای متقن و تفکربرانگیز با مجموعه‌ای از کلیشه‌های کهن و پسندیده نظام استودیویی، به فرمولی نوین و انحصاری برای ساخت آثاری مفرح-متفکرانه دست یابد. در مجموعه مقالات کتابِ «کریستوفر نولان»، تلاش «امیررضا تجویدی» در ابتدا بسط دادنِ مجموعه دلایلی است برای اثبات اینکه فیلم‌ساز بریتانیایی، پتانسیل‌های ملزوم را برای ماندگاری در سینمای معاصر داراست. از نگاه نویسندگان این مجموعه، نولان از معدود فیلم‌سازان سینمای معاصر آمریکاست که شهرت و اعتبارش را بیش از هر چیز نه مدیون پیاده کردن ایده‌آل‌های ذهنی خویش در محصولاتی مستقل و مختار، که مدیون حضوری بسیار متفاوت در صنعت فیلم‌سازی هالیوود است؛ ساز و کاری عظیم که شهره به بلعیدن استعدادها و نابود کردن اعتبارشان و سپس بازگرداندنشان به نومیدانه‌ترین شکل ممکن، به خاستگاه پیشینی است. کریستوفر نولان اما در این مناسبات عظیم و پیش‌ بَرنده تنها سازنده‌ای منفعل و حرف‌شنو نیست. او فیلم‌سازی است خوشفکر که کنش‌مندانه در پی ارائه آثاری است متفاوت برای ارتقای سطح سلیقه مخاطب سهل‌انگار سینمای عامه‌پسند امروزی. کتاب پیش رو با پرداختن به هر دو برهه فیلم‌سازی کریستوفر نولان، یعنی؛ هم دوران پیش از ورود به صنعت هالیوود و هم ورود و ادامه کارش در این ساز و کار، می‌کوشد، نه صرفا در راستای اثبات حقانیت و موفقیت فیلم‌ساز در مجموعه آثارش تا به امروز، که در راستای اهمیت جایگاه کریستوفر نولان در سینمای امروز سخن به میان آورد. در سالیان اخیر همواره در پی و پاسخ به نقدهای گوناگونی که بر آثار نولان شده، این پرسش نیز به ذهن‌ها متبادر شده که آیا کریستوفر نولان فیلم‌ساز مهمی است؟ آیا سازنده مبتکرِ یادگاری کماکان و با گذر بیش از یک دهه از ساخت فیلم ماندگارش هنوز هم فیلم‌سازی است با مولفه‌های منحصربه‌فرد و غافلگیرکننده و یا به یکی‌ دیگر از قربانیان بی‌شمار بلندپروازی‌های بی هدفِ صنعت فیلم‌سازی هالیوود تبدیل شده و تنها کارمندی است استخدامی که فرمایشات کارفرما را پیاده می‌کند؟ این مجموعه در پی آن است که به بیان پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل فیلم‌ساز شهیر بریتانیایی برای برخوردار شدن از جایگاهی مهم در سینمای معاصر آمریکا بپردازد و از عواملی سخن به میان آورد که در صورت بلوغ و تکامل‌شان در جهان‌بینی مستمر فیلم‌ساز می‌توانند به ماندگاری فیلم‌ساز منجر شوند و در صورت محقق نشدن و ایستایی در نقطه‌ای بیهوده، او را به پرتگاه فراموشی نزدیک و نزدیک‌تر خواهند ساخت. *انتشار دیدگاه نویسنده، به معنای موضع خبرگزاری کتاب نیست. ]]> هنرورسانه Tue, 28 Mar 2017 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246096/کتابی-درباره-یک-جاه-طلب «سینمای فانتزی»؛ پیشنهادی بدون عذاب وجدان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246066/سینمای-فانتزی-پیشنهادی-بدون-عذاب-وجدان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - احمد عظیمی: سینمای فانتزی به‌عنوان سینمایی دست‌کم گرفته‌شده، نه چندان معتبر و محترم و البته نه چندان محبوب میان منتقدان و کارشناسان، به قول ظریفی، همواره موجودیتش محل شک و تردید بوده و در تمام سال‌های وجود و حضورش در دنیای سینما از کمبود منابع و مراجع اطلاعاتی رنج برده است؛ و علاقه‌مندانش نیز. کتاب سینمای فانتزی نوشته «کاترین ای فوکس» که علی ظفر قهرمانی‌نژاد آن را ترجمه کرده؛ و نشر بیدگل آن را در قطعی جذاب و سروشکلی متفاوت به زیور طبع آراسته؛ می‌کوشد پاسخی باشد به این کمبود.   «سینمای فانتزی»با رویکردی روشمند می‌کوشد تا هر آنچه درباره سینمای فانتزی وجود دارد و یا به‌ کار این ترکیب می‌آید، یکجا به خواننده‌اش ارائه نماید. مؤلف کتاب در نگاهی هوشمندانه ظاهراً دریافته که درباره سینمای فانتزی آنچه تاکنون بیشتر آسیب‌زننده بوده؛ عدم وجود تعریفی یکه و یگانه از این شبه ژانر سینمایی است که باعث می‌شود به دلیل تداخل مرزهای ژانریک با ژانرها و گونه‌های دیگر اشتباه گرفته شود؛ و یا حتی بدتر تمام محاسن این شبه ژانر از سوی همسایگان این ژانر به یغما رفته و آنچه بماند، شماری کارِ بی‌اعتبارِ بی‌آبرویِ شکست‌خورده است که درنهایت مهجوریِ همیشگی فیلم‌های این ژانر را موجب است. «کاترین ای فوکس» در بخش آغازین کتابش، نشان می‌دهد که چگونه نبود تعریفی جامع و کامل از ژانر سینمای فانتزی موجب شده فیلم‌های خوب فانتزی که در گذر سالیانی به درازای تاریخ سینما ساخته شده‌اند، به‌واسطه مرزهای مشترکی که با ژانرهایی چون وحشت، کمدی، علمی- تخیلی و... دارند، فیلم‌هایی کمدی، ترسناک یا علمی تخیلی محسوب شوند؛ بی‌اینکه درون‌مایه فانتزی آن‌ها در این تعلق ژانری به‌کار آید. در این بخش فیلم‌هایی چون اسپلش، هزار توی پن، ترمیناتور، شرک، بیتل جوس و دراکولا از سوی نویسنده مورد کاوش و بازکاوش قرارگرفته و نویسنده کوشیده از طریق بازشماری مایه‌های مشترک این‌ها به تعریفی کامل از این ژانر دست یابد. در بخش‌های بعد، اما، کاترین ای فوکس بعد از مروری مختصر و گویا بر تاریخ سینمای فانتزی، که به گفته مؤلف ریشه‌اش به قصه‌های فانتزی مستور در اساطیر باستانی، افسانه‌ها و داستان‌های عامیانه می‌رسد؛ با نگاهی متفاوت به فیلم‌هایی چون جادوگر شهر اوز، هاروی، همیشه، روز موش‌خرما، بزرگ، شرک، مرد عنکبوتی، ارباب حلقه‌ها، نارنیا، ای تی و هری پاتر مایه‌های همیشگی آثار فانتزی را کاویده و نشان می‌دهد که یک فیلم باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا بتوان عنوان فیلم فانتزی را به آن اطلاق کرد.   در کل باید گفت خانم کاترین ای فوکس که استاد مطالعات رسانه و فرهنگ عامه در دانشگاه است، در کتاب سینمای فانتزی شرحی روشن و اقناع‌کننده از ژانر فانتزی به‌دست می‌دهد. مؤلف در این کتاب با شرح‌های عمیق و انتقادی تاریخی خود حدود و ثغور این ژانر را در طول تاریخ تا به امروز و سینمای معاصر بررسی می‌کند. انتخاب مناسب فیلم‌ها که از آثار کلاسیک تا آثار امروز و حتی بلاک باسترهای کالت شده‌ای چون ارباب حلقه‌ها را شامل است، باعث شده تا نگاه مؤلف به ژانر حاوی فراگیری و گستردگی مثال‌زدنی و روشنگری باشد. خواندن این کتاب را به دانشجویان، منتقدان و کل علاقه‌مندان سینمای فانتزی می‌شود به‌آسانی و بدون عذاب وجدان توصیه کرد. *انتشار دیدگاه نویسنده، به معنای موضع خبرگزاری کتاب نیست. ]]> هنرورسانه Mon, 27 Mar 2017 05:17:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246066/سینمای-فانتزی-پیشنهادی-بدون-عذاب-وجدان ​کلاسی برای کیارستمی شدن http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246338/کلاسی-کیارستمی-شدن خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - امین فرج پور: کتاب‌ها و خصوصاً کتاب‌های سینمایی با کارکردها و کاربردهای مختلفی روانه بازار کتاب می‌شوند. برخی اهداف آموزشی دارند؛ برخی تحلیل سینمایی و جامعه‌شناختی را دستمایه تلاش‌های مؤلفانشان قرار داده‌اند؛ برخی به کار شناخت چهره‌ها می‌آیند؛ و بعضی دیگر هم...؛ اما در این میان کمتر می‌توان به کتابی برخورد که بیشتر این کارکردها را توأمان با خود داشته باشد و می‌شود گفت؛ چنین کتاب‌هایی انگشت‌شمارند. کتاب «سر کلاس با کیارستمی» که آن را پال کرونین به رشته تحریر درآورده و سهراب مهدوی ترجمه‌اش کرده؛ یکی از این انگشت‌شمار کتاب‌هاست.   «سر کلاس با کیارستمی» شرح تصاویری است از حضورهای گاه‌به‌گاه عباس کیارستمی در کارگاه‌های تولید فیلم کوتاه که در حاشیه اغلب فستیوال‌های سینمایی در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ برگزار شده‌اند. کرونین در روایتی جذاب، گفته‌های کیارستمی در این کارگاه‌ها را در قالب تک‌گویی‌های طولانی نقل کرده و از این طریق نقبی زده است به درونیات، جهان‌بینی، علایق، سلایق، باورها و اعتقادات کیارستمی بزرگ در زمینه‌های گوناگون. و این زمینه‌های گوناگون همان چیزی است که کتاب «سر کلاس با کیارستمی» را از حد و حدود نرمال یک کتاب سینمایی تمییز کرده؛ و آن را به سطحی بالاتر و والاتر ارتقا می‌دهد. در واقع «سر کلاس با کیارستمی» کلاس سینمایی نیست؛ آموزش کارگردانی یا فیلم‌نامه‌نویسی نیست؛ تحلیل آثار فیلم‌ساز نیست؛ حتی خودتحلیلی نابغه‌وار هم نیست. می‌تواند تمام این موارد را نیز شامل شود، در عین اینکه هیچ‌کدام از آن‌ها نیست. می‌شود در نگاهی سریع و گذرا درباره «سر کلاس با کیارستمی» گفت که این کتاب تصویرسازی هنرمندانه باورها و نگاه و نگرش یک هنرمند بزرگ به دنیاست. همان نگاه و نگرشی که درنهایت یکی را به جایگاه عباس کیارستمی بودن می‌رساند. پال کرونین در کتابش برای کسانی که در پی کیارستمی شدن هستند، دستورالعملی روشن و مشخص برای تبدیل کردن رویاهایشان به واقعیت می‌دهد. او نشان می‌دهد کیارستمی برای کیارستمی شدن با چه عینکی به دنیا نگاه می‌کرد.   وقتی درباره قدرت و عظمت کتابی در این حد حرف می‌زنیم، طبیعی است باید اهمیت آن را از دید ناظر کاربلد و اهل درد نیز روایت کنیم. پال کرونین شاید در این راستا باشد که نقل‌قولی از مایک لی کارگردان پرآوازه دنیای سینما را بر پیشانی کتابش نگاشته است: این کتاب بی‌شک خشت بنای ادبیات سینمایی خواهد شد. حقیقت نیز جز این نیست. کتاب کرونین دقیقاً مثل خود عباس کیارستمی به خوبی آگاه است که ما همان اندازه از یکدیگر می‎‌آموزیم که از آموزگار. به این دلیل هم است که نه در کارگاه‌های کیارستمی و نه در این کتاب از خطابه خبری نیست. در واقع روند جاری بر این کتاب همان‌گونه که خود پال کرونین عنوان کرده، رسیدن به تاثیری است که مارلنه دیتریش در تجربه هم‌نشینی با اورسون ولز آن را یافته و چنین خلاصه کرده بود: وقتی با او حرف می‌زنم، خود را چون نهالی آبیاری شده می‌بینم؛ و این عین اعجاز است. کرونین هم ظاهراً در «سر کلاس با کیارستمی» به دنبال چنین تجربه‌ای بوده تا خواننده اثرش در پایان مطالعه کتاب خود را چون نهالی آبیاری شده ببیند؛ و این اتفاق نیز البته می‌افتد. در هم‌نشینی با کلمات و تجارب اعجاب‌انگیز کیارستمی بزرگ مگر می‌شود به چنین اعجازی نرسید؟ نقلی کردیم از مایک لی- که «سر کلاس با کیارستمی» را تا حد نهایت ستوده بود. بگذارید جملاتی دیگر نیز از این کارگردان شهیر بخوانیم: نمی‌توان لحظه خلاقیت را بر روی پرده نشان داد. می‌توانی فرابخوانیش، بدان تلمیح کنی و سلسله تصاویر به‌دست‌آمده را توجیه کنی، اما نفس خلاقیت گریزپاست و من به ضرس قاطع می‌گویم که به صحنه درآوردنی نیست. مایک لی اما در ادامه عنوان داشته که کتاب «سر کلاس با کیارستمی» تلاش‌ها و جرقه‌های پشت لحظات خلاق کیارستمی در مقام فیلم‌ساز، عکاس و شاعر را منتقل می‌کند؛ و این ارزشمندترین کاری است که هر کتاب و هر آموزگاری باید در پی آن باشد. انتقال جرقه‌های خلاقیت یعنی آموختن کیارستمی شدن؛ و این ارزشمندترین تلاشی است که در این حوزه می‌توان به انجام رساند. ]]> هنرورسانه Sat, 25 Mar 2017 07:13:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246338/کلاسی-کیارستمی-شدن ​امید دوباره به کتاب‌های موسیقی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246210/امید-دوباره-کتاب-های-موسیقی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - سعید یعقوبیان: دو کتاب چرخ بی‌آیین(درباره عارف قزوینی) و باد خزان(درباره درویش‌خان) در اواخر سال ۱۳۹۴ منتشر شدند و هر دو در کمتر از 10 ماه به چاپ دوم رسیدند. اوضاع موسیقی کشورمان این روزها چندان خوب نیست و خیلی به‌ندرت اثری خوب و تأثیرگذار می‌شنویم. در این میان انتشار دو کتاب خواندنی درباره موسیقی‌دانان و تاریخ موسیقی ایران و خواندن آن‌ها علاوه بر اینکه به دانسته‌هایمان افزود، باعث شد تا رشته اُنسمان با موسیقی ایرانی قطع نشود. امیدوار شدیم که اگر نمی‌توانیم موسیقی جدید قابل‌قبول و مطلوبی را بشنویم، دست‌کم می‌توانیم کتاب جدید قابل‌ اعتماد و اعتنایی بخوانیم.   متأسفانه اهل موسیقی ایران میانه چندان خوبی با مطالعه و کتاب‌خوانی ندارند. این دو کتاب هم نه‌ تنها کتاب‌هایی مصوّر و اغراق‌آمیز نیستند بلکه به شیوه دانشنامه‌ای و هر کدام با ارجاع به بیش از یکصد و پنجاه منبع و مأخذ نوشته شده‌اند. پس پرسش اینجاست که چرا از این کتاب‌ها استقبال خوبی صورت گرفته است؟   نویسنده این کتاب‌ها؛ فرهود صفرزاده، پیش‌تر چهار کتاب دیگر نوشته و منتشر کرده است. سه کتابِ «هنرستان موسیقی تبریز»، «موسیقی ایران» و «موسیقار تبریز درباره غلامحسین بیگجه‌خانی» درباره تاریخ موسیقی ایران هستند و یک کتاب دیگر یعنی کتاب سه‌تار که توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور انتشار یافت هم به‌ نوعی در بخش نوازندگان، سازندگان و پیشینه سه‌تار با تاریخ موسیقی مرتبط است. این نویسنده جاهای خالی و کمبودها در منابع نوشتاری تاریخ موسیقی ایران را می‌شناسد. او در چهار کتاب قبلی نیز شیوه‌های عملی کار و نحوه ارتباط با خواننده را آزموده است. می‌داند که درباره چه چیز و چگونه بنویسد، تا هم کتابی قابل استناد به منابع تاریخ موسیقی اضافه کند و هم خواننده را با خود همراه کند. در دو کتاب اخیر نیز با همین شیوه و شگرد کار کرده است. از سوی دیگر انتشار هم‌زمان این دو کتاب نیز راهکار و ترفند دیگری بود که شاید با همفکری ناشر صورت گرفته باشد. به‌ یقین نشر هریک از این کتاب‌ها به‌صورت جداگانه نمی‌توانست تأثیری را داشته باشد که در انتشار هم‌زمانشان بود. اکنون با تثبیت نام مجموعه زمرد، نامی که نشر «فنجان» برای مجموعه سرگذشت موسیقی‌دانان پیشرو و تأثیرگذار گذشته ایران برگزیده است، نویسنده و ناشر می‌توانند کتاب‌های دیگر را به‌صورت منفرد نیز ارائه کنند.   به نظر می‌رسد؛ صفرزاده توانسته است تا حد زیادی توجه اهل موسیقی و دیگران را به این دو کتاب جلب کند. ابتدا درباره دیگران یا غیراهل موسیقی صحبت می‌کنیم و بعد درباره اهل موسیقی. نحوه روایت زندگی عارف و درویش که هر دو از ستون‌های غیرقابل‌ انکار موسیقی معاصر ایران به شمار می‌روند و شکل و فرم داستانی و در عین‌ حال با ذکر منبع و مأخذِ نویسنده، سبب شده است تا خواننده‌های عادی نیز طالب این کتاب‌ها باشند. همان‌طور که دیدن فیلم مستند، مختص اهل سینما و خواص نیست و هر فیلم مستند خوبی می‌تواند نظر بیننده عادی را هم جلب کند. از سوی دیگر، اهل موسیقی نیز روی خوش به این دو کتاب نشان داده‌اند. برخی از آنها که اهل مطالعه هستند خوب می‌دانند که این دو کتاب چه مطالب نو و جدیدی را به تاریخ موسیقی‌مان افزوده‌اند و در واقع، موجب روشنگری شده‌اند.  شنیده‌ام که چند تن از نویسندگان شاخص و برجسته موسیقی در تماس با ناشر با بیان این موضوع، نسبت به تداوم انتشار این مجموعه ابراز خوش‌بینی و خرسندی کرده‌اند. برخی دیگر از اهل موسیقی نیز که زیاد به دنبال مطالعه نیستند، با علم به مستند و قابل‌اعتماد بودن این کتاب‌ها خواسته‌اند تا دست‌کم در کتابخانه‌شان یک جلد از آن‌ها را داشته باشند.   ناشر این دو کتاب تلاش موفقی در انتشار کتاب‌هایی خوش‌دست و پاکیزه داشته است. اندازه و قطع مناسب کتاب، استفاده از کاغذ بالکی سوئدی، جلد سلفون مات و صحافی تمیز، حروف‌چینی چشم‌نواز و دقیق با نرم‌افزار زرنگار، نمونه‌خوانی و صفحه‌آرایی ریزبینانه، همچنین حساسیت در سطربندی مطالب، نظارت بر چاپ، طراحی جذاب و ساده جلد (از هنرمند خوش‌ذوقی مانند حسن کریم‌زاده) و ویرایش دقیق و ریزبینانه از ویراستار مجرّبی چون محمد افتخاری، عواملی هستند که باعث موفقیت ناشر جوان این دو کتاب شده است.   نکته مهم و جالب اینجاست که ناشر در چاپ دوم کتاب‌ها، از حک‌واصلاح چند مورد اشکال چاپی ناچیز در حد ویرگول و جدانویسی نیز غفلت نکرده است. احساس مسئولیت نشر فنجان و صرف هزینه لیتوگرافی برای اصلاح چند اِشکال جزئی که شاید هر خواننده‌ای متوجه آن‌ها نشود، می‌تواند الگویی مناسب و خوب برای ناشران کهنه‌کاری باشد که کتاب‌های پر از اِشکال و ایرادشان را به چاپ چند دهم رسانده‌اند.   این دو کتاب از بخش‌های مختلفی تشکیل شده‌اند که بخش سرگذشت و سرنوشت، مهم‌ترین بخش در هر دو کتاب است وگاه‌نامه، کتاب‌نامه (مآخذ) و نام‌نامه (نمایه) نیز در هر دو کتاب دیده می‌شود. پیش‌گفتار مختصر و مفیدی هم برای کتاب‌ها نوشته شده است. کتاب چرخ بی‌آیین، بخش فرازها و فرودها (گزین‌گویه‌های عارف قزوینی) و کتاب باد خزان، بخش‌های نوشته‌ها، سندها و سروده‌ها (درباره درویش‌خان) را دارد. اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین بخش در هر دو کتاب بعد از بخش اصلی کتاب (سرگذشت و سرنوشت)، بخش گاه‌نامه است. واضح است که تلاش زیادی از سوی نویسنده برای نوشتن این بخش و از سوی ناشر برای صفحه‌آرایی آن صورت گرفته است. این بخش‌ها مقایسه تطبیقی بین زندگی شخصی و هنری دو موسیقی‌دان مورد نظر و وقایع و اتفاقات سیاسی و اجتماعی ایران در آن‌ زمان هستند. خواننده با مطالعه گاه‌نامه که نشر فنجان آن را طرح‌واره‌ای پژوهشی دانسته است، می‌تواند استنباط‌ها و قضاوت‌های شخصی‌اش درباره عارف قزوینی یا درویش‌خان را محک بزند و در عالم واقع، بیازماید.   و پایان سخن اینکه گویا قرار است این مجموعه با همت فرهود صفرزاده و سرمایه‌گذاری نشر فنجان ادامه یابد و باید منتظر کتاب‌هایی به همین شیوه و سبک و سیاق درباره ابوالحسن صبا، علینقی وزیری، مهدیقلی هدایت، فراهانی‌ها و دیگر موسیقی‌دانان ایران باشیم. امیدوارم بخش دولتی با خرید و ارسال کتاب‌های این مجموعه به کتابخانه‌های عمومی و تخصصی، همچنین اهل موسیقی و هنر و خوانندگان حرفه‌ای کتاب با خرید و معرفی آن‌ها به دیگر علاقه‌مندان، نقش بایسته و شایسته‌ای در ادامه انتشار آن‌ها داشته باشند.   ]]> هنرورسانه Sat, 25 Mar 2017 06:53:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246210/امید-دوباره-کتاب-های-موسیقی پرویز بشر دوست، مولف و هنرمند تئاتر درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246508/پرویز-بشر-دوست-مولف-هنرمند-تئاتر-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پرویز بشر دوست، هنرمند تئاتر که متولد سال 1329 بود، صبح یکشنبه (29 اسفند) در منزل خود درگذشت. بشردوست سال 46 فعالیت‌های تئاتری خود را آغاز و حدود یک دهه بعد یک گروه تئاتری را به اسم آژیده تاسیس کرد. او در آن سال‌ها فعالیت‌های مختلفی در حوزه نویسندگی، بازیگری و کارگردانی تئاتر داشت و سال گذشته هم مجموعه کارهایش تجدید چاپ شده بود. اصغر همت، مدیرعامل خانه تئاتر، در یادداشتی کوتاه برای درگذشت پرویز بشردوست نوشته است: «ملک الموت دست‌بردار نیست. امروز صبح پرویز بشردوست را هم قبض روح کرد. پرویز بعد از سال‌ها داشت جانی تازه می‌گرفت، نمایشنامه‌هایش تجدیدچاپ شد، می‌خواست کار کند، اما اجل مهلتش نداد. مردی همیشه آرام، ماخوذ به حیا، مهربان و دوست‌داشتنی. فقدانش را به جامعه هنری و خانواده محترمش تسلیت عرض می‌کنم. روحش شاد و یادش گرامی.» ]]> هنرورسانه Sun, 19 Mar 2017 10:40:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246508/پرویز-بشر-دوست-مولف-هنرمند-تئاتر-درگذشت پیام معاون هنری و انجمن موسیقی در پی درگذشت افشین یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246454/پیام-معاون-هنری-انجمن-موسیقی-پی-درگذشت-افشین-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، علی مرادخانی با انتشار پیامی درگذشت افشین یداللهی، شاعر و ترانه‌سرا را که شامگاه سه‌شنبه (24 اسفند) در سانحه تصادف درگذشت، تسلیت گفت.  متن پیام معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در ادامه می‌خوانید: بسم الله الرحمن الرحیم  انا لله و انا الیه راجعون  با كمال تاثر وتاسف خبر در گذشت هنرمند ارجمند و ترانه سرای پر آوازه همروزگار دكتر  افشین ید اللهی واصل گردید. این حادثه دلخراش در پی چند اتفاق ناگوار دیگر جامعه  فرهنگی و هنری كشور را به سوگ نشاند. ساخت زیبای جملات و طنین دلنشین ترانه های او بویژه در تلفیق با موسیقی آثاری را آفریده است كه در تاریخ شعر و موسیقی معاصر ماندگار خواهد بود. اینجانب ضمن عرض تسلیت ضایعه در گذشت این شاعر و ترانه سرای توانا ، به جامعه فرهنگی و هنری كشور بویژه خانواده  معظم و داغدیده، برای وی آمرزش و آرامش و برای بازماندگان محترم آرامش و صبر و شكیبایی مسئلت دارم. علی مرادخانی  معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  همچنین بهرام جمالی، مدیرعامل انجمن موسیقی ایران در پیامی درگذشت افشین یداللهی شاعر و ترانه سرای سرشناس کشور، را به جامعه ادبی و خانواده  محترم ایشان تسلیت گفت.   متن این پیام را در ادامه آمده است:   انا لله و انا الیه راجعون   رحلت دوست مهربان، شاعر و ترانه سرای سرشناس کشورمان مرحوم افشین یداللهی موجبات حزن و اندوه جامعه ادبی بویژه دوستداران وی را فراهم آورد.   این ضایعه را به عموم هموطنان عزیز بویژه جامعه فرهنگ و هنر کشور تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند متعال برای آن زنده یاد علو درجات، آمرزش و آرامش و برای خانواده محترم ایشان صبر و شکیبایی مسئلت می‌نمایم.   ]]> هنرورسانه Wed, 15 Mar 2017 11:54:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246454/پیام-معاون-هنری-انجمن-موسیقی-پی-درگذشت-افشین-یداللهی علی معلم تشییع شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245543/علی-معلم-تشییع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تشییع پیکر علی معلم، سینماگر فقید امروز چهارشنبه(25 اسفندماه) ساعت 9 در ساختمان شماره دو خانه سینما برگزار شد. در این مراسم منوچهر شاهسواری، جشمید مشایخی، جهانگیر الماسی، رضا ناجی، داریوش فرهنگ، هیوا مسیح، علی مصفا، امیرحسین علم‌الهدی، حسین پاکدل، محمود گورلو، همایون اسعدیان، سعید راد، سیروس الوند، سامان مقدم، علیرضا خمسه، حسن فتحی، فرشته طائب‌پور، مهراوه شریفی‌نیا، سید ضیاءهاشمی، عبدالله اسکندری، عزیزالله حاجی‌مشهدی، جواد طوسی، مسعود جعفری‌جوزانی، آذر معیریان(همسرش)، امید و ایمان معلم(فرزندانش) و دیگر اهالی هنر و دوستداران فرهنگ حضور داشتند.   در آغاز این مراسم عزیزالله حاجی مشهدی شعرخوانی کرد و پس از آن جواد طوسی، رئیس انجمن منتقدان درباره جایگاه علی معلم سخن گفت.   طوسی با اشاره به استقلال عمل علی معلم در فعالیت‌هایش گفت: علی عاشق سینما بود او برپایه رفاقت و همین عشق، جشن خصوصی در حوزه سینما، به نام «دنیای تصویر» به راه انداخت. متاسفانه برگزاری همین جشن ناخواسته باعث دلخوری عده‌‌ای شد و رفته‌رفته علی را به انزوا کشاند. معلم در حوزه فرهنگی مشاور خوبی بود اما متاسفانه از حضور او استفاده نکردیم. او در سه حوزه نویسندگی، نقد و تهیه‌کنندگی فعالیت‌های ارزشمندی انجام داد، اما ما رفیقان باز هم دیر رسیدیم.   در ادامه مسعود جعفری جوزانی علم معلم را یکی از "سهپسالاران سینمای ایران" خواند و گفت: در دهه 70 وقتی احساس می‌کرد همه باید فیلمسازی کنند، در این حوزه شروع به بسترسازی کرد. در ادامه احساس کرد که یک جشنواره مردمی باید در حوزه سینما شروع به کار کند، بنابراین دنیای تصویر را بنا نهاد. با این توضیح که معتقد بود سینما کلمه نیست بلکه تصویر است، مجله دنیای تصویر را منتشر کرد. او کسی بود که مشعل المپیک سینمای ایران را روشن کرد و برای رسیدن به اهداف سینمای ایران با استراتژی به حرکتش ادامه داد.   جعفری جوزانی با اشاره به صراحت بیان و نوشته‌های معلم گفت: شاید برخی از قلم او می‌ترسیدند اما باید گفت علی یکی از تاثیرگذارترین اهالی قلم بود. من هم یکی از عشاق او بودم.   در ادامه سعید راد با تاکید بر عشق و رفاقتی که معلم در مواجهه با اهالی سینما نشان می‌داد، اظهار کرد: شاید من و علی حدود 6 بار با هم به بهشت‌زهرا رفتیم اما چه حیف که خیلی زود نوبت به او رسید. او برای خرج کردن عشقی که در وجودش داشت، جشن حافظ را با دشواری‌های زیاد پایه‌گذاری کرد، اما متاسفانه هیچ‌کس به‌خاطر این همه تلاش برای سینمای ایران از او تقدیری نکرد. او آرزو داشت فیلم کوروش را بسازد اما حیف که نشد.   ابوالحسن داوودی به عنوان سخنران بعدی در ساختمان شماره 2 خانه سینما گفت: برای نخستین‌بار است که در مراسم ختم یکی از دوستانم باید حرف بزنم فکر می‌کنم، دیگر دیر شده است. اما امروز مطلبی نوشتم که حرفی با خداوند بود تا شاید این شر را از سینمای ایران بردارد؛ «ای خداوند متعال خواهش می‌کنم به فرشته مقربت بگو دست بردارد از سینمای ایران». امید که این سال هرچه زودتر تمام شود چون دیگر سبد سینمای ایران پر شده است.   وی افزود: علی مردی پر از زندگی بود و به راستی استحقاق مرگ را نداشت. خیلی‌ها استحقاق مرگ را دارند اما چرا عزرائیل به سراغ آنها نمی‌رود، نمی‌دانم مرگ اشتباه کرد یا علی. بعید بود که به این زودی‌ها از مرگ رودست بخورد. کمال‌طلبی مشخصه بارز او بود بنابراین به‌تنهایی با همه توانش می‌جنگید. در کنار همه ویژگی‌های خوبی که در وجودش داشت، عاشق خانواده بود   سیروس الوند در بخش بعدی آیین تشییع پیکر علی معلم گفت: همان تنگ‌نظرانی که از مرگ عباس کیارستمی خوشحال شدند و از جایزه اسکار فرهادی ناراحتند، نسبت به جشن حافظ موضع‌گیری کردند و معلم را به دادگاه کشاندند. اما خوشبختانه ستاره‌هایی چون علی معلم دنباله‌دارند و هنوز کسانی هستند که علی، معلم آنها بود. امیدوارم جشن حافظ (دنیای تصویر) همچنان برگزار شود و انتشار مجله دنیای تصویر نیز ادامه یابد تا حس کنیم همچنان علی زنده است.   کامران ملکی، عضو هیئت مدیره خانه‌ سینما در ادامه با اشاره به انتقادات معلم از خانه‌ سینما گفت: امروز آخرین باری است که علی معلم را به این خانه دعوت کرده‌ایم. او دوست این خانه بود هرچند نقدهایی هم داشت که از روی محبت و دلسوزی عنوانشان می‌کرد. کاش به نصایح او عمل کنیم.   پس از این سخنرانی‌ها، پیکر علی معلم وارد ساختمان شماره دو خانه سینما شد و جهانگیر الماسی با چشمانی اشک‌بار از سابقه دوستی 35 ساله‌اش با علی معلم گفت.   الماسی افزود: باور نمی‌کنم که علی از بین ما رفته باشد و نمی‌دانم در این لحظه باید واقعا چه بگویم اما خدایا این نازنین را بیامرز و به خانواده‌اش عزت بده. باور علی این بود که از رسالت به روحانیت برسیم، علی به‌عنوان یکی از اهالی قلم، منتقدی کاربلد و تهیه‌کننده‌ای توانا، می‌خواست که ما را به همدلی برساند.   الماسی در ادامه چند خطی که علی معلم به او هدیه داده بود برای حاضران خواند.   علیرضا رئیسیان در این بخش از تشییع پیکر معلم با اشاره به سختی‌هایی که او در راه اعتلای سینمای ایران کشیده بود گفت: وقتی جشن حافظ را برگزار می‌کرد برخی او را با تیغ می‌زدند. مجله‌اش را چند روزی تعطیل کردند. اما او هیچ گاه تسلیم نشد و به کارش ادامه داد. معلم اهل مجیز گفتن نبود. هیچ‌گاه در داوری و قضاوتش مسائل شخصی را وارد نمی‌کرد و همچون سیف‌الله داد جریان‌ساز بود. مطمئنم که امروز فرزاندانش به او افتخار می‌کنند. در بخش بعد هیوا مسیح، منتقد، شاعر و نویسنده به تلاشگری و مجاهدت معلم در راه فرهنگ و سینمای ایران پرداخت و گفت: حرف زدن درباره علی معلم توان زیادی می‌خواهد اما باید بگویم که من پس از سالها مردی را پیدا کردم که به آنچه می‌گفت ایمان داشت. او یک تنه هزاران تن بود و رنج‌های سینمای ایران را به دوش می‌کشید. خدا هر صد سال مردان چنین مردانی را به زمین هدیه می‌کند امروز گرده‌های فرهنگ ما زخمی است، معلم نهنگی بود که اقیانوس می‌خواست اما در یک حوضچه‌ زندگی کرد و کارهای بزرگی انجام داد.   مجید انتظامی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از سخنرانان این مراسم بود. انتظامی گفت: امروز همه ما داغداریم. داغدار کسی که دو وجه سینمایی و مطبوعاتی‌اش برای ما قابل توجه است. او با مجله شناخته شده‌اش «دنیای تصویر» کار بزرگی انجام داد. معلم، روزنامه‌نگاری مولف بود. من امیدوارم تا همه ما تلاش کنیم تا سرمایه مطبوعاتی او حفظ شود.   امید فرزند علی معلم در این بخش خطاب به حاضران در مراسم گفت: می‌دانم بسیاری از شما از راه‌های دور آمده‌اید اگر بابا الان اینجا بود می‌گفت که احترام همه را نگهدارم. من هم از همه شما به‌خاطر حضورتان سپاسگزارم. پدرم تک‌تک شما را دوست داشت. همه ما تا هستیم قدر یکدیگر را نمی‌دانیم من هم قدر او را ندانستم اما می‌خواهم خطاب به کسانی که خوشحالند بگویم که راه پدرم را ادامه خواهم داد.   آذر معیریان، همسر زنده‌یاد معلم در بخش دیگری از مراسم تشییع گفت: ای کسانی که علی سالها به عشق شما تلاش کرد سلام. من هم دست تک‌تک‌تان را می‌بوسم. علی روحم بود از 19 سالگی با او بودم. این چند شب که روحم در خانه نبوده شما کنارم بودید.   معیریان با اشاره مطالعات وسیع علی معلم در عرصه فرهنگ و هنر افزود: او اطلاعات زیادی در زمینه سینما داشت، کاش دوربینی بود که از زندگی‌اش فیلمبرداری می‌کردم اما حیف که داشته‌هایش را با خود به زیر خاک برد. علی به مملکتش عشق می‌ورزید. او انسانی بزرگ و شریف بود و هیچ‌گاه نظرات شخصی‌اش را در داوری دخالت نمی‌داد. شب تا صبح کتاب می‌خواند تا بتواند برای هنر هفتم این سرزمین کاری کند.   منوچهر شاهسواری در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به نام‌ فرزندان علی معلم، ایمان و امید گفت: چه‌قدر بامسما هستند این دو اسم. هیچ‌کدام بدون ایمان و امید راه به جایی نمی‌بریم. سینمای ایران هم با همه فراز و نشیب‌هایش پیام‌آور ایمان و امید است. علی سپیدموی، سپیدروی، سپیدفکر و سپیددل بود و به سینما و ادبیات اشراف داشت.   جمشید مشایخی در پایان این مراسم گفت: علی زنده است اما باز هم به شما تسلیت می‌گویم و سپس به یاد معلم شعری خواند. علی معلم که ۲۳ اسفند به طور ناگهانی بر اثر ایست قلبی، در سن ۵۴ سالگی درگذشت، برای خاکسپاری، از خانه سینما به سمت بهشت زهرا(س) تشییع شد.   آیین یادبود زنده‌یاد علی معلم نیز روز جمعه ۲۷ اسفندماه، ساعت ۱۸ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.     ]]> هنرورسانه Wed, 15 Mar 2017 08:06:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245543/علی-معلم-تشییع کتاب‌های هنر کم‌رونق و تقاضا روزگار می‌گذرانند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245967/کتاب-های-هنر-کم-رونق-تقاضا-روزگار-می-گذرانند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا):بازار کتاب‌های هنر  با وجود تنوع و گستردگی بسیار زیادی که دارد، کمتر مورد توجه مخاطب‌های کتاب بوده  است و مگر آثار برخی چهره‌ها در حزوه هنر یا  آثار منتشر شده درباره آن‌ها عمده کتاب‌های این حوزه   چندان با اقبال گسترده عمومی روبرو نمی‌شوند. در سالی که رفت شمار  کتاب‌های هنر سینما روند رو به رشدی داشت و متاثر از در گذشت عباس کیارستمی  چهره جهانی  سینمای ایران کتاب‌های متعددی درباره آثار و زندگی این هنرمند منتشر شد. همچنین در همین سال اثر ارزشمند دائرالمعارف هنر در سه جلد پس از بیست سال کار  روبین پاکباز  در نشر فرهنگ معاصر منتشر شد. داود موسایی ناشر این اثر از عدم توجه به نشر آثار مرجع در ایران انتقاد کرده بود. عمده آثار نشر شده در حوزه هنر‌های تجسمی کتاب‌های آموزشی در زمینه گرافیک و نقاشی بود، در عین حال کتاب‌های پژوهشی در هنرهای تجسمی نیز منتشر شد از آن جمله می‌توان به پژوهش پنجاه ساله جواد مجابی درباره هنر‌های تجسمی اشاره کرد. هم‌چنین از مجموعه «تئاتر  ایران در گذر زمان» مجلد دوازدهم آن درباره  گروه هنر ملی در نشر افراز منتشر شد.     بر اساس اطلاعات موسسه خانه کتاب، شمار آثار چاپ اول از کتاب‌های تجدید چاپ پیشی گرفته است، اما شمار مخاطب‌های این عرصه  کم‌ نشده باشد، افزایش پیدا نکرده است و گواه این ادعا شمارگان اندک نمایش‌نامه‌ها، آثار پژوهشی و تاریخی در حوزه سینما و موسیقی و هنرهای تجسمی است.  از میان سه هزار و ۵۶۱ عنوان کتاب در زمینه هنر که سال ۱۳۹۵ به بازار نشر رسید، دو هزار و ۳۱۸ عنوان برای نخستین‌بار، روانه کتاب‌فروشی‌ها شد و یک هزار و ۲۴۳ عنوان تجدید چاپی بود. آمار کتاب‌های چاپ اولی سال ۹۵ تقریباً دو برابر کتاب‌هایی بود که به تجدید چاپ رسیدند. در میان ماه‌های دوازده‌گانه سال ۹۵، از نظر تعداد عناوین منتشر شده در عرصه هنر در ایران؛ فروردین‌، با ۱۳۵ عنوان کتاب، کم‌فروغ‌ترین و بهمن با ۵۹۷ عنوان، پرفروغ‌ترین ماه‌ سال ۹۵ بود. در ادامه، گزارش آماری انتشار کتاب‌های حوزه هنر در ماه‌های مختلف سال ۹۵ را می‌خوانید: فروردین   از مجموع ۱۳۵ عنوان کتاب هنر چاپ‌شده در فروردین‌ماه، ۷۶ عنوان چاپ نخست و ۵۹ عنوان تجدید چاپی بود. تعداد آثار تألیفی این حوزه در اولین ماه سال ۹۵، ۸۲ عنوان بود و ۵۳ اثر نیز در قالب ترجمه روانه بازار نشر شد.   اردیبهشت   اردیبهشت‌ماه سال ۹۵، ۲۴۶ عنوان کتاب به چاپ رسید که ۱۸۱ عنوان آن چاپ اول بود و ۶۵ عنوان، به چاپ مجدد رسید. تعداد آثار تألیفی حوزه هنر در اردیبهشت‌ماه ۱۷۱ عنوان و تعداد کتاب‌های ترجمه‌شده در این ماه ۷۵ عنوان بود.   خرداد   در سومین ماه سال ۹۵، ۲۵۵ عنوان کتاب به چاپ رسید که ۱۵۷ عنوان برای نخستین‌بار به چاپ رسید و ۹۸ عنوان تجدید چاپی بود. ۱۷۲ عنوان از این تعداد تألیفی و  ۸۳ عنوان در قالب ترجمه منتشر شد.   تیر   تیرماه سال ۹۵، ۲۸۵ کتاب به چاپ رسید که از این تعداد ۱۷۳ عنوان برای نخستین‌بار منتشر می‌شد و ۱۱۲ عنوان چاپ مجدد آثار در زمینه هنر بود. بازار کتاب در این ماه شاهد انتشار ۲۱۱ عنوان در قالب تألیف و ۷۴ عنوان در زمینه ترجمه بود.   مرداد   بازار کتاب هنر در مردادماه سال ۹۵، شاهد انتشار ۳۳۱ عنوان بود که از این میان  ۲۲۷ مورد  برای نخستین‌بار منتشر می‌شد و ۱۰۴ عنوان به چاپ مجدد می‌رسید. در پنجمین ماه سال، ۲۳۵ عنوان در قالب آثار تألیفی به چاپ رسید و ۹۶ عنوان اثر ترجمه‌ شده، روانه بازار کتاب شد.   شهریور   در ششمین ماه سال ۹۵، ۲۹۷ عنوان کتاب هنری منتشر شد که ۱۷۷ عنوان از آن برای نخستین‌بار به چاپ می‌رسید و ۱۲۰ عنوان چاپ مجدد بود. بازار نشر در شهریور، شاهد چاپ ۱۹۲ اثر در عرصه تألیف و ۱۰۵ عنوان در قالب ترجمه کتاب‌های هنری بود.   آمار ماهیانه انتشار کتاب‌های حوزه هنر که سال ۹۵ برای نخستین‌بار منتشر شده‌اند مهر   ۲۲۸ عنوان کتاب هنر در مهر ۹۵ منتشر شد که ۱۵۴ عنوان، برای بار نخست منتشر می‌شد و ۷۴ عنوان کتاب به چاپ مجدد می‌رسید. ۱۸۲ عنوان از کتاب‌های هنری که در مهر ۹۵ به بازار آمد، آثار تألیفی و ۴۶ عنوان کتاب‌های ترجمه‌شده، بود.   آبان   در آبان ماه ۹۵، ۳۶۷ عنوان با موضوع هنر به چاپ رسید که ۲۳۷ عنوان آن چاپ نخست را تجربه می‌کرد و ۱۳۰ کتاب مجدداً به چاپ می‌رسید. تعداد کتاب‌های تألیفی در دهمین ماه سال ۹۵، ۲۶۳ عنوان بود. در این دوره زمانی  ۱۰۴ عنوان ترجمه‌شده نیز به بازار کتاب‌های هنر رسید.   آذر   از مجموع ۲۷۸ کتابی که آذرماه ۹۵ به چاپ رسید، ۱۷۳ عنوان، نخستین چاپش را تجربه کرد و ۱۰۵ عنوان به تجدید چاپ رسید. در این ماه، ۱۷۵ عنوان تألیفی و ۱۰۳ عنوان ترجمه در زمینه هنر روانه بازار کتاب شد.   دی   بازار کتاب‌های هنر در دی‌ماه ۹۵، انتشار ۳۹۵ عنوان را شاهد بود که از این تعداد ۲۲۳ عنوان برای بار اول منتشر شد و ۱۷۲ عنوان به چاپ مجدد رسید. از مجموع کتاب‌های منتشر شده در دهمین ماه سال، ۲۹۴  عنوان در بخش تألیف و ۱۰۱ عنوان در بخش ترجمه به بازار کتاب‌های هنری عرضه شد.   بهمن   از مجموع ۵۹۷ عنوان هنری که در بهمن ۹۵ به چاپ رسید، ۴۳۸ عنوان برای نخستین‌بار منتشر شد و ۱۵۹ عنوان به چاپ مجدد رسید. در این دوره زمانی ۴۶۹ عنوان در بخش تألیف و ۱۲۸ عنوان در بخش ترجمه به بازار کتاب‌های هنری روانه شد.   اسفند   اسفندماه ۹۵نیز، ۱۴۷ عنوان کتاب به چاپ رسیده که ۱۰۲ عنوان چاپ اولی و ۴۵ عنوان تجدید چاپ بوده است. در ماه پایانی سال، ۱۰۵ عنوان در بخش تألیف و ۴۲ عنوان در بخش ترجمه، به بازار کتاب هنر روانه شد. ]]> هنرورسانه Wed, 15 Mar 2017 06:43:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245967/کتاب-های-هنر-کم-رونق-تقاضا-روزگار-می-گذرانند زمان تشییع پیکر «علی معلم» اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246335/زمان-تشییع-پیکر-علی-معلم-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پیکر زنده‌یاد «علی معلم»، ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه ۲۵ اسفند، از مقابل ساختمان شماره دو خانه سینما، واقع در خیابان وصال، تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت‌ زهرا(س) به خاک سپرده می‌شود. علی معلم، عصر روز دوشنبه(23 اسفندماه) در دفتر مجله «دنیای تصویر» بر اثر ایست قلبی، در سن 54 سالگی درگذشت. کتاب‌های «101 فیلم: چهار ستاره‌ی تاریخ سینما»، «شکست ناپذیر»، «آل‌پاچینو: سلطان بازی‌سازان» و «بازیگری در سینما» از آثار ترجمه‌ای و «دیکتاتورها و سینما»، «یاداشت‌هایی از یک دوران سپری نشده» و «ارگونومی به زبان ساده» از آثار تالیفی این چهره هنری است.   علی معلم سال 1341 در دامغان متولد شد. در رشته‌ سینما تحصیل  و در دهه‌ شصت فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. او، سال 71 با تاسیس ماهنامه «دنیای تصویر» فصل تازه‌ای را در مطبوعات و رسانه‌های سینمایی رقم زد. معلم که به واسطه‌ تولید و اجرای برنامه‌هایی مانند «جنگ هنر»، «از واژه تا تصویر»، «سینمای اندیشه» و ... به چهره‌ای شناخته شده برای مخاطبان تبدیل شده بود، اولین جشن سینمایی و تلویزیونی خصوصی ایران را تاسیس کرد و تندیس حافظ را به منظومه‌ی سینمای کشور افزود. فعالیت معلم فقط به عرصه‌ مطبوعات و رسانه‌ها محدود نمی‌شد؛ «شوکران»، «گاوخونی»، «ازدواج به سبک ایرانی» و «آل» از جمله تجربیات موفق او در مقام تهیه‌کنندگی بود.   همچنین آیین یادبود زنده‌یاد علی معلم، روز جمعه ۲۷ اسفندماه، ساعت ۱۸ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار خواهد شد.   ]]> هنرورسانه Tue, 14 Mar 2017 06:11:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246335/زمان-تشییع-پیکر-علی-معلم-اعلام علی معلم درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246326/علی-معلم-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی معلم، تهیه‌کننده مطرح سینمای ایران و مدیرمسئول انتشارات دنیای تصویر، عصر امروز (23 اسفندماه) در دفتر مجله «دنیای تصویر»  سکته کرد و در سن 54 سالگی به دیار باقی شتافت. کتاب‌های «101 فیلم: چهار ستاره‌ی تاریخ سینما»، «شکست ناپذیر»، «آل‌پاچینو: سلطان بازی‌سازان» و «بازیگری در سینما» از آثار ترجمه‌ای و «دیکتاتورها و سینما»، «یاداشت‌هایی از یک دوران سپری نشده» و «ارگونومی به زبان ساده» از آثار تالیفی این شخصیت برجسته هنری است.   علی معلم در سال 1341 در دامغان متولد شد. در رشته‌ سینما تحصیل  و در دهه‌ شصت فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. او در سال 71 با تاسیس ماهنامه «دنیای تصویر» فصل تازه‌ای را در مطبوعات و رسانه‌های سینمایی رقم زد. معلم که به واسطه‌ تولید و اجرای برنامه‌هایی مانند «جنگ هنر»، «از واژه تا تصویر»، «سینمای اندیشه» و ... به چهره‌ای شناخته شده برای مخاطبان تبدیل شده بود، اولین جشن سینمایی و تلویزیونی خصوصی ایران را تاسیس کرد و تندیس حافظ را به منظومه‌ی سینمای کشور افزود. فعالیت معلم فقط به عرصه‌ مطبوعات و رسانه‌ها محدود نمی‌شد؛ «شوکران»، «گاوخونی»، «ازدواج به سبک ایرانی» و «آل» از جمله تجربیات موفق او در مقام تهیه‌کنندگی بود. دریافت مدرک دکتری افتخاری به پاس فعالیت‌هایش در عرصه‌ی فرهنگ و هنر نیز یکی دیگر عناوین و القاب متعدد او به شمار می‌رود.   خبرگزاری کتاب ایران این ضایعه دردناک را به خانواده زنده‌یاد علی معلم و اهالی فرهنگ تسلیت می‌گوید. ]]> هنرورسانه Mon, 13 Mar 2017 13:31:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246326/علی-معلم-درگذشت انتقاد داود موسایی از بی‌‌اعتنایی دولت‌ها به نشر کتاب‌های مرجع http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246278/انتقاد-داود-موسایی-بی-اعتنایی-دولت-ها-نشر-کتاب-های-مرجع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، در نشست نقد و بررسی کتاب «دایرة المعارف هنر» که یکشنبه ۲۲ اسفندماه در سرای اهل‌ قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد، نورالله مرادی، مشیت علائی، داوود موسایی و هلیا دارابی به‌ سخنرانی پرداختند.   داوود موسایی در آغاز این نشست، گفت: قرار بود کتاب دایر‌ةالمعارف هنر که امسال منتشر شد، ویراست دوم دایرةالمعارف قبلی که در دهه هفتاد چاپ شد، باشد، اما چون ویراست، معیارهایی دارد و اثر جدید بنا به شخصیت مستقلش در محدوده آن نمی‌گنجید، این اثر کار دومی از مجموعه دایرةالمعارف هنر است.   مدیر انتشارات فرهنگ معاصر افزود: سعی داریم ویراست جدیدی که از دایرةالمعارف جدید انجام شده است، در اردیبهشت‌ماه سال ۹۶ به چاپ برسد تا بتوانیم آن را در نمایشگاه کتاب سال آینده در اختیار علاقه‌مندان قرار دهیم.   موسایی با اشاره به ضرورت وجود سرمایه و وقت زیاد برای انتشار دایره کتاب‌هایی نظیر دایرةالمعارف هنر گفت: دایرةالمعارف‌های این‌چنینی برای به سرانجام رسیدن، به زمان، حوصله و هزینه زیادی نیاز دارد، به همین دلیل نهادهای دولتی و خصوصی از انتشار چنین آثاری استقبال نمی‌کنند. از زمان انتشار نخستین چاپ از دایرةالمعارف هنر، این اثر تا امروز ۱۵ بار و هر بار در تیراژ چهار و پنج هزار، تجدید چاپ شده است. وی گفت: در آغاز قرار ما بر این بود که حدود ۴۰ درصد به دایرةالمعارف نخست افزوده شود اما ویراست دوم به شکلی درآمد که دیگر نمی‌توانست در ادامه اثر قبلی منتشر شود.   موسایی با تأکید بر تلاش و کوشش همه عوامل برای انتشار دایرةالمعارف هنر، افزود: نمی‌توانم ادعا کنم که اثر پیش روی شما بعد از ویراست دوم، کامل‌ترین اثر در این حوزه است اما می‌توانم بگویم این کتاب تمام آن چیزی است که ناشر و تیم گردآوری و تدوین این دایرهةالمعارف می‌توانستند انجامش دهند.   هلیا دارابی از اعضای هیئت گردآوری کتاب دایرةالمعارف هنر در بخشی از این نشست با تأیید سخنان داوود موسایی مدیر انتشارات فرهنگ معاصر گفت: تدوین چنین کار بزرگی کار نهادهای بزرگ دولتی است و از توان یک ناشر خصوصی واقعاً خارج است. کاری که آقای موسایی و دوستانشان برای به اتمام رسیدن این دایرةالمعارف انجام داده‌اند واقعاً جای قدردانی و تشکر دارد.   دارابی ادامه داد: برای تألیف این دایرةالمعارف از منابع متعددی به زبان انگلیسی، آلمانی و ...، دیکشنری‌ها و کتاب‌های راهنمای هنر که تا امروز در سطح جهان منتشر شده و در دسترس ما بوده، استفاده کرده‌ایم. ما معیارهای منطقه‌ای و محلی را برای مداخل این کتاب در نظر گرفتیم. بر این اساس کشورهای آسیایی و افریقایی که در دایرةالمعارف‌های امریکایی و اروپایی کمتر مورد توجه قرار می‌گرفتند، در این دایرةالمعارف مورد توجه ویژه ما بوده‌اند.   عضو هیئت گردآوری دایرةالمعارف هنر گفت: در این اثر ۷۰۰ مدخل به هنرمندان ایرانی اختصاص داده شده که می‌تواند بانک اطلاعاتی ارزشمند و موثقی برای مراجعه باشد. این کتاب، پنج هزار و 637 مدخل و هزارو 500 تصویر در خود جای داده که هرکدام از آن‌ها، با دقت برگزیده شده‌اند تا حتی‌الامکان بهترین نماینده از هنرمندان یا جنبش‌های خاص باشند. در بخش دیگری از آیین نقد و بررسی «دایرةالمعارف هنر»، مشیت علائی با قدردانی از تلاش‌های اعضای گردآوری این اثر به‌ویژه رویین پاکباز گفت: با توجه به اینکه دایرةالمعارف هنر تا امروز ۱۵بار تجدید چاپ شده است، جای خوشحالی است که مخاطب کتاب دایره رشته‌های مختلف هنری در طول سال‌های گذشته، چنین اقبالی به این اثر داشته‌اند اما ایراداتی وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کنم.   علائی با اشاره به ضرورت‌هایی که باید در نگارش  دایرةالمعارف هنر مورد توجه قرار بگیرد، گفت: از نظر روش‌شناسی، تقسیم این کتاب به دو بخش اصلی و فرعی دقیقاً به چه معناست؟ چرا باید هنر سرزمین‌هایی همچون چین و ژاپن با آن پیشینه طولانی در بخش فرعی این اثر قرار بگیرد؟ این طبقه‌بندی بر چه اساسی امتیاز اصلی بودن را برای برخی قائل شده و از برخی دیگر سلب کرده است؟   برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۸۵ با تأکید بر اینکه نام همه دست‌اندرکاران دایرةالمعارف باید در آن ذکر شود، افزود: با توجه به اینکه تعداد دست‌اندرکاران این کتاب فارغ از میزان کاری که انجام داده‌اند، قطعاً بیش از 12 نفر است، بنابراین مهم بود که نام همه افراد با ذکر منابعی که از آن‌ها برای نوشته‌هایشان بهره برده‌اند، در کتاب ذکر می‌شد.   این نویسنده و شاعر با اشاره به وجود اطلاعات ارزشمند در دایرةالمعارف هنر، گفت: اساساً کتاب‌هایی به‌عنوان دایرةالمعارف هنر شناخته می‌شوند که فقط به هنر نقاشی بپردازند بر این اساس کتاب دایرةالمعارف هنر آقای پاکباز با توجه به مداخلی که دارد، بهتر بود با عنوان دایرةالمعارف هنر و زیبایی‌شناسی نام‌گذاری شود.   نورالله مرادی پیشکسوت عرصه کتابداری و اطلاع‌رسانی نیز در بخشی از این آیین گفت: چون من در زمینه هنر تخصص ندارم، نمی‌توانم از نظر محتوایی درباره این کتاب نظری بدهم اما با توجه به تخصصم در زمینه مرجع‌شناسی می‌توانم درباره این بخش، صحبت کنم. وی ادامه داد: عوامل مختلفی در ارزیابی یک دایرةالمعارف اهمیت دارد اما دو عامل که از همه مهم‌تر هستند، می‌توانند به ما نشان دهند که اثر پیش رو، کتاب معتبری است یا خیر. نخست؛ نویسنده‌اش در حوزه‌ای که کتاب منتشر شده چه‌قدر اعتبار دارد؟ و دوم؛ ناشر آن اثر تا چه اندازه اعتبار دارد؟ با توجه به سرویراستاری آقای پاکباز و انتشار دایرةالمعارف هنر از سوی انتشارات فرهنگ معاصر می‌توانیم بگوییم که این اثر معتبر است.   مرادی گفت: من برخلاف آقای موسایی اصلاً با ورود نهادهای دولتی به انتشار آثار مهمی همچون دایرةالمعارف‌ها موافق نیستم، چون نهاد دولتی کوهی به استواری اُحد پشت سر خود می‌بیند و خیلی هم برایش مهم نیست که اثر نهایی خوب از آب دربیاید یا نه، اما ناشر خصوصی چون به دنبال کسب سود بیشتر است، تلاش می‌کند که بهترین اثر را ارائه دهد. در چنین شرایطی به نظر من بهتر است که همه نهادهای فرهنگی ناشران خصوصی را به انتشار چنین آثاری تشویق کنند.   وی با اشاره به رویه موجود و ناکارآمد انتشار دایرةالمعارف‌ها در ایران، اظهار کرد: متأسفانه در گذشته برخی از ناشران از ابتدا برنامه‌ریزی می‌کردند که مثلاً یک دایرةالمعارف ۳۰ جلدی را منتشر کنند که همه آن آثار، امروز ناقص و نیمه‌کاره مانده‌اند. خبر خوبی که در انتشار ویراست دوم این کتاب به ما رسید این بود که کتابی یک جلدی امروز به کتابی سه جلدی تبدیل شده و احتمالاً در سال‌های بعد می‌تواند به مجموعه‌ای بیست جلدی تبدیل شود.   ]]> هنرورسانه Mon, 13 Mar 2017 05:50:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246278/انتقاد-داود-موسایی-بی-اعتنایی-دولت-ها-نشر-کتاب-های-مرجع کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246231/کتاب-گروه-هنر-ملی-آغاز-پایان-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان»  تاریخ شفاهی تئاتر ایران است که از سال‌ها پیش در انتشاران افراز بنیان گذاشته شده است.  ‎روح‌الله جعفری نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» گفت: فرهنگ مجموعه‌ای از نگرش‌ها، اعتقادات، آداب‌ و رسوم، ارزش‌ها و هنجارهایی است که در هر گروه مشترک است و شامل اعمال، فعالیت‌ها و محصولاتی است که به جنبه‌های  فکری اخلاقی و هنری زندگی انسان می‌پردازد. طبیعتاً زمان زیادی گذشت تا اذکار، اطلاعات و صحبت‌ها جمع‌آوری شود. ویراستاری این کتاب حدود ۹۰۰ ساعت زمان برده است اما دوست عزیزم یاسین محمدی با صبر و حوصله این کار را انجام داد و هیچ‌گاه بین اعضای گروه تلخ‌کامی پیش نیامد. شاید همین رابطه خوب گروه در انتشار این کتاب امروز بتواند نقشه راهی باشد برای فعالیت‌های گروهی که دیگران درصدد انجام آن هستند.   همچنین در این آیین رونمایی کتاب، یاسر هاشمی رفسنجانی، فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که برای قرائت پیام پدرش به روی صحنه آمده بود، گفت: شاید آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تنها شخص در تاریخ بود که در تمام سال‌های زندگی، هر شب یک ربع ساعت، وقت را به نوشتن خاطرهای روزانه اختصاص می‌داد. متأسفانه امروز ما در زمینه مطالعه وضع خوبی نداریم در حالی‌ که وارث پدرانی هستیم که چه در دوره پیش از اسلام و چه در دوره اسلامی به فرهنگ، علم و مطالعه شهره بوده‌اند.   در پیام مرحوم هاشمی رفسنجانی که از سوی یاسر هاشمی قرائت شد، آمده بود: «... زبانِ هنر خیلی لطیف است و انتقال پیام آن سهل و ممتنع، سهل برای هنرشناسان و ممتنع برای کسانی که در این وادی دستی ندارند. آنچه در این مقال برای مراسم رونمایی از کتاب گروه هنر ملی از آغاز تا پایان در مجموعه تاریخ تئاتر ایران درگذر زمان باید گفت اینکه؛ جوانان عزیز به‌خصوص دانشجویان و دانش آموزان که با کتاب به عنوان تغذیه روح و فکر اُنس دارند و آشنایند، اینکه توجه داشته باشند کتاب بخوانند، کتاب خوب را بخوانند و کتاب را خوب بخوانند. با تشکر از دکتر روح‌الله جعفری که با مهارت، قدرت انتقال هنری را در اثر گرانقدر خود نشان داده‌اند، امیدوارم آنچه را که ایشان در این کتاب مستند و توصیفی از هنر ایران گفته، پلی باشد برای ارتباط علمی بین دو دوره زمانی که در یک سوی آن گذشته بسیار طولانی با درخشش‌های فراوان است و در سوی دیگر آینده‌ای که نمی‌دانیم تا کجا گسترده خواهد بود؟»   محمود عزیزهم ضمن قرائت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از زحمات روح‌الله جعفری قدردانی کرد و گفت: نکته‌های بسیار زیادی درباره تئاتر ایران وجود داشت پیش‌ از این در هیچ نوشته‌ای درج نشده بود اما خوشبختانه با تلاش و کوشش روح‌الله جعفری امروز بخش قابل‌توجهی از آن به کتاب تبدیل شده است. این نوشته‌ها بیان‌گر تاریخ مشقت‌بار هنرمندان ماست.   در پیام  سیدرضا صالحی امیری نیز آمده بود: «... جناب آقای دکتر روح‌الله جعفری انتشار کتاب گروه هنر ملی از آغاز تا پایان به شما و اصحاب تئاتر و مدیریت هنری تبریک و شادباش می‌گویم. حوزه هنر و به‌خصوص تئاتر که یکی از حوزه‌های اصیل  و اندیشه‌ساز و متعهدانه هنر است به‌رغم کوشش‌های ارزشمند و مؤثر و مفید گذشته هنوز آن‌چنان که بایسته و شایسته است از ادبیات غنی برخوردار نیست و هنوز در ابتدای این راه هستیم. بخش از یاد رفته و به حاشیه رانده‌شده در این‌گونه آثار، کمبود منابع در زمینه تاریخ و تجربه علمی و عینی هنر در ایران معاصر است که می‌تواند مقوم و مبانی پژوهش‌ها و مطالعات بعدی قلمداد شود.»   محمدعلی ابطحی هم یادداشتی از رئیس دولت اصلاحات را قرائت کرد که در بخشی از آن آمده بود: «... در این‌سوی عالم هنرهای نمایشی که بیشتر جنبه‌های آیینی داشته، نه به‌اندازه شعر ولی در حد درخور، رواج داشته است. در روزگار ما باید پذیرفت که هنرهای نمایشی که خود مبتنی بر ادبیات از یک سو و خلاقیت انسان زیبایی‌شناس از سوی دیگر و نیز وسیله مهم ارتباط میان انسان‌ها است، مکانتی والا دارد. کار ارزنده هنرمند آگاه و دردآشنا، جناب آقای دکتر روح‌الله جعفری در شناساندن گروه هنر ملی که در عین‌ حال تاریخچه‌ای مختصر از سیر و سیرت تئاتر و هنرهای نمایشی به معنای جدید در ایران است، کاری ارزنده است که حتماً موردتوجه اهالی هنر خواهد بود.»   به گزارش ایبنا در این مراسم ویدئوی نمایش داده شد که داریوش اسد‌زاده، اعظم کیان‌افراز، یاسین محمدی و روح‌الله جعفری  و کاظم شهبازی، غلام‌حسین دولت‌آبادی درباره این مجموعه اظهار نظر کردند.  اعظم کیان‌افراز  در روایت شکل‌گیری این مجموعه در این ویدئو  گفت: جشنواره‌ی فیلم امید رشت و نفت آبادان که آن سال‌ها برگزار شد و من در کسوت خبرنگار و استاد عزت‌الله انتظامی داور جشنواره. تلاشم برای جلب اعتماد و متقاعد کردن ایشان برای تالیف و پژوهش زندگی تئاتری‌‌شان و مکتوب کردن بخشی از تاریخ شفاهی تئاتر ایران، بیش‌ترین سهم این خاطره‌اند و سرانجام ماحصل دو سال پژوهش شد کتاب «جادوی_صحنه؛ زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» با مقدمه‌ حمید سمندریان و نقاشی روی جلد از آیدین آغداشلو، آغازگر راهی شد برای پژوهش تئاتر ایران و با هدف مکتوب کردن این تاریخ شفاهی تحت عنوان «تئاتر ایران در گذر زمان» و امروز بسیار خوشحال‌ و مفتخرم ‌که جلد دوازهم آن منتشر شده است و البته بدون عشق، همت و پشتکار پژوهشگرانش گذر از این مسیر امکان‌پذیر نبود و نیست.  پیام‌هایی از عباس جوانمرد نویسنده، بازیگر، سرپرست و کارگردان گروه هنر ملی و نصرت پرتویی نویسنده، بازیگر، کارگردان و عضو گروه هنر ملی- که اصغر همت و فهیمه رحیم‌نیا به ترتیب خوانده شد.   در پایان این آیین، با حضور اصغر همت، اعظم کیان‌افراز، فهیمه رحیم‌نیا و یاسر هاشمی رفسنجانی کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» رونمایی شد. کتاب تئاتر ایران در گذر زمان ۱۲ «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» در دو مجلد در ۱۷۹۰ صفحه توسط انتشارات افراز در تیراژ هزار و ۱۰۰ نسخه منتشر شده است. بنای این مجموعه در سال ۱۳۸۳ گذاشته شد و مجلد‌‌های بعدی با عنوان « تئاتر ایران در گذر زمان؛ 1342 تا 1357» پژوهش مشترک اعظم کیان‌افراز و کاظم شهبازی، «کارگاه نمایش از آغاز تا پایان»، پژوهش ستاره خرم‌زاده، «اکسیر نقش؛ زندگی هنری محمدعلی کشاورز»، پژوهش  اعظم کیان‌افراز و یاسین محمدی، «میراث صحنه؛ زندگی تیاتری جمشید لایق» پژوهش  غلامحسین دولت آبادی، «تماشاخانه‌های تهران؛1247 تا 1389» پژوهش  ناصر حبیبیان و محیا آقاحسینی، «غریبه‌ای در تئاتر ایران؛ زندگی هنری مایل بکتاش» و «ستیغی در مه؛ زندگی هنری حسن رهاورد» پژوهش  غلام‌حسین دولت‌ابادی و فرزام حقیقی، «تاثیر ترجمه متون نمایش در تیاتر ایران» پژوهش شیرین بزرگمهر، «تماشاخانه‌ تهران به‌روایت داریوش اسدزاده»، پژوهش اعظم کیان‌افراز و غلام‌حسین دولت‌آبادی و «تیاتر زرتشتیان» پژوهش نسرین خنجری دیگر کتاب‌های این مجموعه است.  ]]> هنرورسانه Sun, 12 Mar 2017 08:08:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246231/کتاب-گروه-هنر-ملی-آغاز-پایان-رونمایی باب دیلن چگونه جایزه نوبل ادبیات را برد؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246165/باب-دیلن-چگونه-جایزه-نوبل-ادبیات-برد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، باب دیلین زندگی‌نامه‌ خود‌نوشت‌اش را با روایت امضاء قرارداد با کمپانی بزرگ موسیقی «کلمبیا رکوردز» آغاز می‌کند، در فضایی که شرکت‌های بزرگ نشر موسیقی، موسیقی «فولک» را جدی نمی‌گیرند، باب دیلن در  بیست و دو سالگی در سال 1962 نخستین آلبوم موسیقی‌اش را با عنوان «باب دیلن» منتشر می‌کند و با امضاء این قرارداد راه زیادی تا رسیدن به شهرت و افتخار‌های بی‌پایان ندارد. او در این روایت از زندگی‌اش سال‌های نوجوانی و  ترک خانه را پیش می‌کشد و مهاجرتش به نیویورک را با جزئیات گزارش می‌کند، از خوانده‌ها و دیده‌ها و شنیده‌هایش می‌گوید از شخصیت‌هایی که در شکل‌گیری شخصیت و نوع نگاهش در عرصه‌ موسیقی نقش مهمی داشتند حرف می‌زند و از کتابخانه‌ جادویی که در آغاز جوانی در اختیارش هست می‌گوید و بی‌شمار کتاب‌های خوانده‌اش در حوزه‌های مختلف فهرست می‌کند و از هر کدام روایتی به دست می‌دهد. در این روایت به وضوح می‌بینیم که او یک‌سره هستی و زندگی‌اش را وقف خواندن و آموختن و نواختن و خواندن کرده است و خواندن و نواختن کار و تفریح او بوده است.   کتاب در شش فصل «آماده شدن برای اجرا»،«سرزمین از دست رفته»، «صبحی دوباره»، «ای رحمت»، «رود یخ» و «باب دیلن به روایت تصویر» تدوین شده است. با اعلام برگزیده شدن این ترانه‌سرا و خواننده‌ جهانی بسیاری از مخاطب‌های ادبیات در ایران و جهان نسبت به این انتخاب آکادمی نوبل اعتراض کردند از طرفی خیلی‌ها از این انتخاب استقبال کردند. مدیا کاشیگر شاعر، رمان‌نویس و مترجم می‌گوید: «غالباً فراموش می‌شود ترانه‌سرایی همان‌قدر به ادبیات تعلق دارد که به موسیقی و بسیاری از شاعران ترانه‌سرایی هم می‌کنند و بسیاری از ترانه‌سراها شاعر هم هستند. حتا با خودم فکر کردم اگر این اتفاق پنجاه سال پیش می‌افتاد و نوبل ادبیات مثلاً به ژاک پرور یا لوئی آراگون تعلق می‌گرفت چه می‌شد؟ قطعاً کم‌تر کسی اعطای جایزه را عجیب می‌شمرد. به این دلیل ساده که فقط در درودن مرزهای فرانسه بود که دو شاعر شهرت ترانه‌سرایی هم داشتند و شهرت جهانی‌شان فقط به‌عنوان شاعر بود اما واقعیت این است که از آراگون بیش از 1000 ترانه باقی است و از ژاک پرور باز هم بیش‌تر. مسئله‌ای که شاید باعث می‌شود اعطای جایزه‌ی ادبیات به باب دیلن عجیب بنماید این است که شهرت جهانی او نه بیش‌تر که اصولاً به‌عنوان خواننده است و کم‌تر کسی می‌داند همه‌ی ترانه‌هایش را خودش سروده است.» در روایتِ باب دیلن از زندگی و خلاقیت و هنرش جا به جا علاقه و مطالعه‌ گسترده و دانش او نسبت به ادبیات را می‌توان دید و از سویی او در همین روایت وجه سیاسی آثار و شخصیتش را برای مخاطب تشریح می‌کند، پسر بچه‌ای که سال‌ها به جان کندن می‌کوشد راهش را پیدا کند و کسی وقعی به او نمی‌نهد، او یکی از بی‌شمار بچه‌هایی‌ست که در سال‌های جنگ دوم جهانی به دنیا آمدند و متاثر از سال‌ها جنگ دوم جهانی و رویداد‌های بعد آن و دوران جنگ سرد و بسیاری از مسادل دیگر به کل رها شده بودند و نه نظام آموزشی و نه خانواده و نه هیچ‌کس ذیگری وقعی به  آن‌ها نمی‌گذاشت سال‌های نوجوانی‌اش هم‌زمان می‌شود با اوج‌گیری ادبیات نسل بیت و جنبش بیت و چند صباحی به این سیاق زندگی می‌کند و بعد به تدریج از آن آموزه‌ها دست می‌شوید و از یک‌طرفدار صرف ادبیات و هنر به آدمی بدل می‌‌شود که هنرمند شود.   باب دیلن در کتاب خاطره‌اش با بیانی روایی و داستانی آن‌چه را از سرگذرانده است باز می‌گوید و این روایت تا پایان سال‌های جنبش ما می 1968 پیش می‌آید؛ تا روزگاری که او به اوج محبوبیت و شهرت دست پیدا می‌کند. به مهارت و دقت یک رمان‌نویس «داستان زندگی‌اش» را تعریف می‌کند و در همین بی‌شمار خرده‌روایت است که مسیر طی‌ شده‌اش در هنر و ادبیات را نشان می‌دهد. در صفحه‌ی صد و شانزده کتاب به نقل از  آر‌چیبالد مک‌لیش از شاعران مهم و هم‌روزگار رابرت فراست  درباره‌ خلاقیت و شاعر‌اش می‌آورد که «مک‌لیش گفت که فکر می‌کنه، من یه شاعر واقعی هستم و کارهام معیار سنجش نسل‌های بعدی هست، که من یه شاعر بعد از جنگ عصر آهن هستم. ترانه‌هام رو تحسین می‌کرد، چون خودشون را با جامعه قاطی می‌کردن.» مک‌لیش سال 1982 از دنیا رفت؛ او نیم قرن پیش از این‌که  آکادمی نوبل اهمیت ارزش ادبی آثار باب دیلین را دریابد، از نبوغ این خواننده و آهنگساز و شاعر در عرصه ادبیات حرف زده بود. کتاب «خاطرات باب دیلین؛ وقتی حالت بده کسی سراغت را نمی‌گیره» به تازگی در نشر دنیای اقتصاد در 295 صفحه به قیمت 20 هزار تومان چاپ شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 12 Mar 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246165/باب-دیلن-چگونه-جایزه-نوبل-ادبیات-برد ​«تیاتر کمدی و عروسی ایرانی» گولدونی خواندنی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246201/تیاتر-کمدی-عروسی-ایرانی-گولدونی-خواندنی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): کارلو گولدونی به‌عنوان یکی از نمایشنامه‌نویسان قرن هجدهم ایتالیا بیش از چهار دهه به کمدی ناب اندیشید و بخش زیادی از حدود سیصد و پنجاه نمایشنامه‌ای که نگاشت،کمدی بود. از این میان  تاجر ورشکسته، زن خوش‌سلیقه، نوکر دو ارباب، بیوه زرنگ، دوشیزه محترم، زن خوب، خانواده عتیقه، قهوه‌خانه، زن حسود، ارباب، مهمانخانه‌چی، زن عجیب، کلفت‌ها، زن تنها، پدری برای عشق، بیوه شوخ، به دام انداختن مرد ثروتمند، زن بذله‌گو، عشق آرلکینو و کامیلا، عشق زلیندا و لیندورو، بادبزن، از همه شناخته‌شده‌تر هستند. هرچند سنت نمایشی کمدیا دلارته(نوعی از تئاتر به معنی کمدی ایتالیایی که حدود دو قرن در ایتالیا رونق داشت) با سیاه‌بازی ما ایرانیان شباهت زیادی دارد اما آثار ترجمه‌شده گولدونی در ایران کمتر از انگشتان دو دست است. فضای نمایشنامه «تیاتر کمدی» که مشهورترین نمایشنامه گولدونی نیز است، یک تئاتر است. به نظر مترجم کتاب تئاتر کمدی این نمایشنامه بهانه‌ای است تا هر آنچه را که گولدونی درباره کمدی فکر می‌کند، روی دایره بریزد و مخاطبش را از راز یک کمدی نو و البته باشرافت آگاه کند. او در این نمایشنامه درباره خستگی مخاطبان از سنت نمایشی کمدیا دلارته می‌نویسد و سعی دارد تا اصطلاحات ساختاری‌اش را بر بدنه کمدی تشریح کند. با توجه به آنچه در مقدمه کتاب آمده است، مخاطبان این نمایشنامه در تئاتر کمدی با دو نگاه جدید و فرم‌گرایانه و سنتی به کمدی روبه‌رو هستند. گولدونی با نگاه کردن از روی دست شکسپیر و مولیر سعی دارد تا تماشاگرش را به دیدن یک کمدی ناتورالیستی(که در آن برخی از جدی‌ترین حوادث انسانی می‌تواند به کمدی تبدیل شود) مشتاق کند. گولدونی که ولتر نویسنده و فیلسوف فرانسوی لقب مولیر ایتالیا را به او داده است، تأثیر مهمی نه تنها بر روی کمدی ایتالیا که به‌طور کلی بر کمدی در تاریخ تئاتر رنسانس داشته است. او کمدیا دلارته را که پس  از دو قرن محبوبیت، کم‌کم مخاطبان دوره او را از خود زده کرده بود، خون دوباره بخشید، آن را اصلاح کرد و در مسیری قرار داد که تا امروز در حوزه سنت‌های نمایشی، سنت‌هایش را به رخ بکشد. اراتزیو(مؤلف و مدیر تئاتر)، یونجینو(بازیگر)، پلاچیدا(بازیگر)، تونینو(بازیگر)، ویتوریا(بازیگر)، آنسلمو(بازیگر)، جیانی(بازیگر)، للیو(غریبه‌ای در شهر)، لئونورا(غریبه‌ای در شهر)، پترونیو(بازیگر)، بئاتریچه(بازیگر)، استفره(پیشخدمت لئونورا) و سوفلور شخصیت‌های این نمایشنامه دو پرده‌ای هستند. دومین نمایشنامه‌ای که همراه با «تیاتر کمدی» از سوی نشر قطره روانه بازار کتاب شده است، «عروس ایرانی» نام دارد. هرچند این اثر به‌ عنوان یکی از  آثار برجسته این نمایشنامه‌نویس شناخته نمی‌شود اما می‌تواند نگاه و فهمی که او از ایرانیان در آن دوره دارد، به خواننده نشان دهد. «عروس ایرانی» نمایشنامه‌ای است که ماجرای آن در اصفهان دوره صفوی می‌گذرد و  شخصیت‌های نمایشنامه هم، ایرانی هستند. نکته دیگر در ترجمه این دو نمایشنامه، انتخاب زبان عامیانه است. معمولاً ترجمه آثاری که مربوط به دوره زمانی مشابه است با زبانی رسمی و گاهی متکلف صورت می‌گیرد اما علی شمس، کارگردان و نویسنده تئاتر، تعمداً این زبان را برای ترجمه انتخاب کرده است. محمود(پدر تهماسب)، تهماسب(تازه‌داماد)، عثمان تاتار(پدر فاطیما و رئیس قشون شاهی، فاطیما(همسر تهماسب)، ریحانه(کنیز و معشوقه تهماسب)، علی(دوست تهماسب)، کورکوما(سرکنیزان اندرونی)، بیگم(کنیز)، سما(کنیز)، چهار پرده‌دار سیاه‌پوست، چهار خدمتکار خاصه، نوازندگان و خوانندگان با سازهای ایرانی، نوکران و چاکران، شخصیت‌های این نمایشنامه هستند. در پرده سوم نمایشنامه «عروس ایرانی» در صفحه ۱۵۳ می‌خوانیم: «بیگم و سما به همراه چند کنیز دیگر در صحنه هستند. بیگم: عروسو دیدی؟ سما: همین پیش پای تو دیدمش. بیگم: خوشت اومد؟ سما: خیلی خیلی خوشم اومد. بیگم: منم خیلی خوشم اومد. خانمی ازش می‌بارید. چه متانتی. چه وجاهتی. چه ملاحتی. امان امان. سما: دیدی چه سربه‌زیر و آروم و باادب و  موقر بود؟ بیگم: ریحانه هم عروسو دید؟ سما: مگه ریحانه چشم دیدن عروسو داره؟ داره از حسد می‌ترکه. بیگم: کورکوما چی؟ سما: اون ماده شغال پیر که بله. همه‌جا نخود آشه. همچی که داشتم از قد و بالای عروس می‌گفتم و حظشو می‌بردم داشت از دق خفه می‌شد.» دو نمایشنامه «تئاتر کمدی و عروس ایرانی» نوشته کارلو گولدونی با ترجمه علی شمس به‌تازگی در قالب یک کتاب با ۱۹۸ صفحه و در ۴۰۰ نسخه به بهای ۱۵ هزار تومان از سوی نشر قطره منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 11 Mar 2017 11:56:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246201/تیاتر-کمدی-عروسی-ایرانی-گولدونی-خواندنی ​«زیرمتن در فیلم‌نامه» به کتاب‌فروشی‌ها رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246203/زیرمتن-فیلم-نامه-کتاب-فروشی-ها-رسید خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): لیندا سیگر نویسنده عرصه فیلمنامه‌نویسی است که بیشتر آثار او تا امروز به فارسی ترجمه شده است و فعالان عرصه فیلمنامه‌نویسی و نویسندگی با کتاب‌هایش آشنا هستند.   با این وجود، مهدی کیا، مترجم کتاب معتقد است که «زیر متن در فیلم‌نامه‌»ی سیگر، اهمیت و تفاوتی منحصربه‌فرد با دیگر آثار او دارد. پیش‌ از این در برخی کتاب‌های مربوط به فیلمنامه‌نویسی اشاره‌هایی به «زیرمتن» شده بود اما لیندا سیگر برای نخستین‌بار در یکی از کتاب‌هایش موضوع «زیرمتن» را تحلیل و بررسی کرده است. نکته دیگری که این کتاب را متمایز می‌کند، دایره وسیعی است که در تعریف زیرمتن از نظر سیگر می‌گنجد. در فصل اول کتاب در صفحه ۱۱ می‌خوانیم: «زیرمتن تمام منظورهایی است که بیان نشده‌اند و پنهان شده‌اند. زیرمتن اصل ماجراست، آنچه فیلم در واقع درباره آن است. در این کتاب تعریف کم‌وبیش گسترده‌ای از زیرمتن به‌کار برده‌ام، زیرا آنچه پنهان است فقط در پس کلمات نیست: زیر متن را می‌توان در پس کلمات، حالات و اشارات، رفتارها، کنش‌ها و تصاویر و انگاره‌ها یافت.»   او هر چه را بین خطوط فیلمنامه پنهان است، زیرمتن می‌نامد. بر اساس همین تعریف است که نه تنها در این کتاب به دیالوگ پرداخته، بلکه به موضوعاتی نظیر شخصیت‌پردازی، مضمون و لحن فیلمنامه وارد شده و به ما می‌آموزد که چگونه با استفاده از این عناصر می‌توانیم زیر متن مورد نظر خودمان را به بیننده منتقل کنیم. لیندا سیگر معتقد است حتی واژه‌هایی که ما برای نوشتن توضیح یک صحنه در فیلمنامه به‌کار می‌گیریم، مفاهیمی را به خواننده منتقل می‌کند. چه بخواهیم چه نخواهیم، حتی واژه‌هایی که با آن داستانی را تعریف می‌کنیم، مفاهیمی را به خواننده منتقل می‌کند. به گفته نگارنده کتاب، هدف «زیرمتن در فیلم‌نامه» این است که بیاموزد چطور بدون آنکه حرف‌های شعاری، تصنعی و غیرقابل‌باور بزنیم، سخنمان را ارئه کنیم.   «زیرمتن: تعریف و بررسی»، «بیان زیرمتن از طریق کلمات: پیش داستان و اطلاعات مربوط به شخصیت»، «تکنیک‌هایی برای بیان زیرمتن از طریق کلمات»، «بیان زیرمتن از طریق رفتارها و کنش‌ها»، «خلق زیرمتن از طریق انگاره‌ها و استعاره‌ها»، «بیان زیرمتن از طریق ژانر»، «تأملات اَلوین سارجنتِ نویسنده درباره متن» و «مؤخره» هشت فصل کتاب «زیرمتن در فیلم‌نامه» هستند. کتاب «زیرمتن در فیلم‌نامه» با عنوان فرعی «آن‌چه پنهان است» به قلم لیندا سیگر و با ترجمه مهدی کیا در ۱۳۳ صفحه و هزار نسخه به بهای ۱۰ هزار تومان به‌تازگی از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 11 Mar 2017 11:40:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246203/زیرمتن-فیلم-نامه-کتاب-فروشی-ها-رسید ​جیمز الکینز با «عکاسی چیست؟» به ایران آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246166/جیمز-الکینز-عکاسی-چیست-ایران-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشر چشمه به تازگی کتاب «عکاسی چیست؟» را به قلم جیمز الکینز و با ترجمه گلناز سرکارفرشی روانه بازار کتاب کرده است.   جیمز الکینز صاحب کرسی ا.ک. چِدبورن در دپارتمان تاریخ، نظریه و نقد هنر دانشکده هنر موسسه شیکاگو است. او تاکنون کتاب‌هایی همچون «تصاویر و اشک‌ها»، «چگونه از چشمان خود استفاده کنیم؟»، «حکایت هنر»، «مطالعات بصری»، «چرا تصاویر ما معما هستند؟»، «متون زیبا»، «خشک و نامهربان ما»، «در باب جایگاه غریب مذهب در هنر معاصر»، «روایت‌های غالب و ناخشنودی‌هاشان» را از سوی انتشارات راتلج منتشر کرده است و ویرایش کتاب‌های «نظریه هنر علیه زیبایی‌شناسی»، «نظریه عکاسی»، «نظریه منظر»، «مقام نقد هنر» و «سواد بصری» را باز برای این انتشارات انجام داده است.   با نظر به مقدمه این کتاب، درمی‌یابیم که الکینز می‌خواهد با  رویکردی پدیدارشناسانه کتاب «اتاق روشن» نوشته رولان بارت را که همچنان در فهرست کتاب‌های مهم عکاسی و مطالعات رسانه و بصری قرار دارد، نقد کند. او معتقد است که انگیزه نگارش بخش عظیمی از متون حاضر در زمینه عکاسی نظرگاه‌هایی سه‌گانه است. از دیدگاه الکینز نحوه رویکرد عکاسان شهیر پیکره انسان به عکاسی معاصر، به‌ مثابه یکی از هنرهای زیبا یکی از این نظرگاه‌هاست، علقه دوم؛ اهمیت اجتماعی عکاسی است، موضوعی که گروهی از نویسندگان را به خود جذب کرده است و نظرگاه سوم نحوه ضبط جهان توسط عکاسی است. نویسندگانی که دغدغه این موضوع را دارند، می‌اندیشند که عکاسی چطور برایمان خاطره می‌سازد؟ چگونه گذشته را در خود ضبط می‌کند؟ چطور واقعی به نظر می‌رسد؟ و چگونه زندگی دیگران را به ما نشان می‌دهد؟ الکینز به هیچ‌یک از این سه موضوع علاقه‌ای ندارد و معتقد است با وجود اینکه در سراسر کتاب به ادبیات متأخر ارجاع می‌دهد، هیچ‌یک از این ارجاعات نظام‌مند نیستند.   در صفحه ۱۱ کتاب می‌خوانیم:«اگر این کتاب به نظرتان بیهوده از دغدغه‌های معاصر جدا افتاده است، می‌توانید به نظریه عکاسی یا دیگر کتاب‌هایی مراجعه کنید که پژوهشگران معاصر درباره عکاسی منتشر کرده‌اند... اگر تاریخ عکاسی را مطالعه می‌کنید یا منتقدی هستید که با عکاسانی که به‌تازگی شهرتی به‌هم زده‌اند، سروکار دارید، لطفاً توقع نداشته باشید که این کتاب به دردتان بخورد یا به زمینه کاری‌تان مربوط باشد.»   «نوشتار»، «سلنیت، یخ، نمک»، «از رودخانه سبز تا شبه‌جزیره برانسوریک»، «یک قطره آب، گردوغبار مرکز تجارت جهانی»، «دوربین راپاترونیک» و «لینگ کی» 6 فصل کتاب «عکاسی چیست؟» هستند.   «عکاسی چیست؟» نوشته جیمز الکینز با ترجمه گلناز سرکارفرشی در ۲۹۳ صفحه و هزار نسخه به بهای ۲۲ هزار تومان، از سوی نشر چشمه وارد بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 11 Mar 2017 04:57:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246166/جیمز-الکینز-عکاسی-چیست-ایران-آمد «پاراگراف» هشتم، از محمد چرمشیر می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246126/پاراگراف-هشتم-محمد-چرمشیر-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشتمین شماره از ماهنامه هنرهای نمایشی «پاراگراف» منتشر شد.   این ماهنامه که در هر شماره پرونده‌ای برای یک چهره در حوزه هنرهای نمایشی(سینما، تئاتر و تلویزیون) ارائه می‌کند، در شماره جدید، سراغ «محمد چرمشیر» رفته است.   از جمله آثار چرمشیر که جزء پرکارترین نمایشنامه‌نویسان نسل دوم بعد از انقلاب است، می‌توان به  «می‌بوسمت و اشک»، «باد اسب است»، «مکبت»، «قهوه قجری»، «رقص مادیان‌ها»، «آسمان روزهای برفی»، «شیش و بش»، «می‌خواستم اسب باشم»، «آرامش در حضور دیگران»، «در مصر برف نمی‌بارد»، «کبوتری ناگهان»، «روز عزیز مرده»، «رویای بسته شده به اسبی که از پا نمی‌افتد»، «بازنویسی هملت»، «عرق خورشید اشک ماه»، «دیوبندان»، «آرامسایش»، «کسی نیست همه داستان‌ها را به یاد آورد»، «یادگاری‌ها»، «کبوتری ناگهان» و «بیتل‌ها» اشاره کرد. به قول حمید امجد  که یادداشتی را درباره چرمشیر در این ماهنامه نگاشته است، او در کارها شرکت می‌کند و نه در شعارها، و با گروه‌های مختلف همراه می‌شود تا در دادوستدی جمعی تجربه‌های وعده شده را به آزمون درآورند و در عمل محک بزنند.   در این شماره از «پاراگراف»، علی رفیعی در «پشت اثرت پنهان نمی‌مانی»، حمید لبخنده در «خلقت در چله‌نشینی»، حسن فتحی در «مرگ، دست‌های سردی دارد»، حسین پاکدل در «شاهین ادبیات نمایشی بر بلندا»، محمد رحمانیان در «یک‌بار دیگر لبخند...شاید»، حمید امجد در «جوانیِ ابدی»، حسین عاطفی در «دستت را به من بده»، اشکان خطیبی در «صداهایی که در سرش می‌شنود»، محمد عاقبتی در «تهدید یک مرد مهربان»، رضا حداد در «مردی که "جان" می‌بخشد»، رضا سرور در «جدال با سبک»، اشتفان وایلند در «حافظ زیبایی در هنگامه خطر»، عباس غفاری در «مردی برای تمام فصول»، جابر رمضانی در «شبانه‌روز چرمشیر»، شهرام احمدزاده در «ساختن جهانی با دیالوگ» و مهدی صفاری‌نژاد در «سفره سیمرغ»، درباره روابط شخصی و هنری خودشان با محمد چرمشیر و پیرامون ویژگی‌های فنی او در هنر نمایش مطالبی را نگاشته‌اند. «پاراگراف» گفت‌وگویی مفصل نیز با محمد چرمشیر و فرزندش «ماهان» انجام داده و در آن از ناگفته‌های او آورده است.   صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول پاراگراف، «بهاره برهانی» است و سردبیری این ماهنامه را محمدرسول صادقی بر عهده دارد. علاقه‌مندان می‌توانند این شماره از ماهنامه را از کتاب‌فروشی‌ها، شهر کتاب‌ها و دکه‌های روزنامه‌فروشی به بهای هفت هزار تومان تهیه کنند.    ]]> هنرورسانه Wed, 08 Mar 2017 10:07:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246126/پاراگراف-هشتم-محمد-چرمشیر-می-گوید کیارستمی می‌خواست با برانکارد به رونمایی کتابش بیاید! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246102/کیارستمی-می-خواست-برانکارد-رونمایی-کتابش-بیاید  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)­­­:  کتاب «سرکلاس با کیارستمی» روایت  پال کرونین از کارگاه‌های فیلم‌سازی این فیلم‌ساز جهانی است و با ترجمه‌ی سهراب مهدوی  از سوی نشر نظر منتشر شده است، این کتاب به عنوان برگزیده‌ جایزه کتاب سال سینمایی معرفی شد. درباره عباس کیارستمی، کارگاه‌ها و کلاس‌ها و سینمای او، با مترجم کتاب گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید: « مخاطب کتاب سر کلاس با کیارستمی به نام پال کرونین به عنوان نویسنده توجه نکند و خواندن کتاب را آغاز کند. ممکن است به نظرش برسد که اصلاً نویسنده‌ای در کار نبوده و مطالب کتاب همگی سخنان عباس  کیارستمی است. از طرفی مطالب کتاب در کنار هم دقیق چیده شده است. این دو مساله از ویژگی‌ مهم کتاب هست. کتاب ازجمله آثار ماندگار است. فکر نمی‌کنم استقبال از آن محدود به یک دوره کوتاه باشد.»   گویا شما با پال کرونین نویسنده کتاب از قبل آشنایی داشتید، او درباره علت نوشتن این کتاب صحبتی با شما داشت؟ پال کرونین نویسنده انگلیسی‌تبار کتاب در یکی از دانشگاه‌های نیویورک، تاریخ سینما درس می‌دهد. در این‌باره به من چیزی نگفته است اما  در مقدمه کتاب درباره چگونگی شکل‌گیری ایده نگارش این اثر توضیح می‌دهد. می‌دانیم که زنده‌یاد عباس کیارستمی سال‌ها کارگاه‌هایش را در کشورهای مختلف دنیا برگزار می‌کرد و علاقه‌مندان به سینمای او در کارگاه‌هایش شرکت می‌کردند. پال کرونین هم  تصمیم می‌گیرد در یکی از کارگاه‌های عباس کیارستمی شرکت کند. وقتی وارد کارگاه می‌شود و پای حرف‌هایش می‌نشیند؛ مساله برایش جذاب می‌شود و می‌بیند این سینماگر صرفاً درباره فیلم‌سازی حرف نمی‌زند. پال کرونین هم تصمیم می‌گیرد، از حرف‌های او یادداشت بردارد. پس از آن زمان دوازده سال با عباس کیارستمی همراه می‌شود و علاوه بر کارگاه‌ها در مکان‌های مختلف همراه او می‌شود و  در این مسیر پال کرونین نوشته‌های دیگران درباره کیارستمی هم می‌خواند. بعد به مطالعه تاریخ ایران نیاز پیدا می‌کند تا از رهگذر این مطالعه‌ها به فهم‌ بهتر نگاه کیارستمی و سینمای او برسد و  افزایش کیفیت کتاب کمک کند. ویژگی مهم این اثر چیست؟ ظاهرا این اثر، روایت کارگاهی هفت روزه است، اما جمع‌آوری اطلاعات و تدوین کتاب ۱۲ سال زمان برده است. اگر مخاطب کتاب «سر کلاس با کیارستمی» به نام پال کرونین به عنوان نویسنده توجه نکند و خواندن کتاب را آغاز کند. ممکن است به نظرش برسد که اصلاً نویسنده‌ای در کار نبوده و مطالب کتاب همگی سخنان عباس  کیارستمی است. از طرفی مطالب کتاب در کنار هم دقیق چیده شده است. این دو مساله از ویژگی‌های مهم کتاب هست و هم‌چنین، کتاب «سر کلاس درس با کیارستمی» فقط درباره سینمای این کارگردان بزرگ نیست. او سینما را برای انتقال دیدگاه‌هایش انتخاب کرده اما عباس کیارستمی همیشه دنبال آموختن نگاه به زندگی با بهره‌گیری از این مدیوم بوده است. درست مثل زورقی که ما را به ساحل‌ می‌رساند. آن‌چه که کیارستمی در تمام زندگی آموخت و درس‌هایی که از دوره‌ای به بعد با ساخت فیلم‌ها، نوشتن آثار و برگزاری کارگاه‌های فیلم‌سازی به دیگران آموزش می‌دهد، از همان درست نگاه کردن ریشه گرفته است. برای همین هم بود که وقتی در خانه سینما برای دریافت هدهد زرین به روی صحنه آمدم، گفتم که این کتاب در سخت‌ترین دوران زندگی به من درس داد.   با توجه به عدم علاقه شما به حوزه سینما چرا ترجمه این کتاب را قبول کردید؟ در آغاز باید بگویم که عباس کیارستمی با مرتضی ممیز، فرشید مثقالی و دیگر بزرگان ایران در عرصه هنرهای تجسمی در دانشکده هنرهای زیبا هم‌دوره بود. او قبل از آغاز همکاری با کانون پرورش فکری کودکان که در آن چند فیلم در حوزه کودک ساخت. زمانی که در جوانی به دنبال کسب درآمد بود با یک شرکت تبلیغاتی همکاری‌اش را آغاز کرد. به خاطر ساخت یک تیزر تبلیغاتی بود که به دنیای تصویر وارد شد بنابراین، موضوع کتاب «سر کلاس درس با کیارستمی» به علایق من یعنی  فعالیت در عرصه مکتوب هنرهای تجسمی، نزدیکی دارد.  از سوی دیگر من در آن دوره در آمریکا به سر می‌بردم پیگیری معالجعه همسرم بودم و  همزمان هم درگیر ترجمه این کتاب شدم. پال کرونین از وضعیتم باخبر شد و سخاوتمندانه دست مزد مرا برای ترجمه اثر پرداخت. این را هم بگویم پال کرونین دنبال چاپ کتاب به زبان فارسی نبود و فقط می‌خواست مهر تأیید آقا کیارستمی پای کتاب باشد. درنهایت عباس کیارستمی اجازه انتشار کتاب را داد و شش ماه پیش از آن‌که تصمیم به انتشار کتاب به زبان فارسی گرفته شود، این اثر در کنار دیگر کتاب‌های درباره عباس کیارستمی خارج از ایران چاپ شد. با توجه به اینکه پال کرونین قصدی برای انتشار کتاب به زبان فارسی نداشت، چه شد آن در ایران منتشر شد؟ پس از پایان ترجمه کتاب در آمریکا، کتاب دوباره بازبینی شد. در این جریان من به همراه یکی دیگر از دوستان حاضر در کارگاه‌های عباس کیارستمی، آن را ویرایش کردیم و به نشر نظر پیشنهاد انتشار کتاب در ایران را دادم. پس‌ازاین‌که به ایران آمدم، یک بار دیگر کتاب ویرایش کردم. عده‌ای معتقدند انتشار آثاری بلافاصله بعد درگذشت هنرمندی، یک رفتار سودجویانه است و خوب نیست. این تفکر اشتباه است چون ما کتاب را به‌دست عباس کیارستمی سپردیم تا نظر نهایی را درباره آن بدهند اما متأسفانه این ماجرا با بیماری ایشان هم‌زمان شد. با این‌حال عباس کیارستمی خیلی مشتاق بود تا  کتاب را بخواند و شخصا نظرات‌اش را در نسخه فارسی اعمال کند. متأسفانه نمی‌توانست خودش کتاب را بخواند بنابراین یکی از دوستان ایشان در بیمارستان تمام کتاب را برای‌شان خواند و در نهایت نظر او در نسخه فارسی اعمال شد. او به این اثر درباره سینما و تبیین دیدگاه‌هایش در حوزه سینما دیدگاه مثبتی داشت و مدیر نشر نظر با ایشان صحبت کرده بود، تا پس از انتشار در رونمایی آن حضور پیدا کند و  عباس کیارستمی گفت با برانکارد هم که شده برای رونمایی کتاب خواهم آمد. اما متأسفانه همان زمان زیر چاپ رفتن کتاب، حال زنده‌یاد کیارستمی بدتر شد و درنهایت ما این کارگردان تاریخ‌ساز سینمای ایران را از دست دادیم، در حالی که انتشار کتاب را ندید. من فکر می‌کنم این کتاب ازجمله آثار ماندگار است. فکر نمی‌کنم استقبال از آن محدود به دوره اخیر باشد.     ]]> هنرورسانه Wed, 08 Mar 2017 05:20:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/246102/کیارستمی-می-خواست-برانکارد-رونمایی-کتابش-بیاید کتاب پژوهشی «گروه هنر ملی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246085/کتاب-پژوهشی-گروه-هنر-ملی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  کتاب پژوهشی «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان 1335- 1357» به قلم روح‌الله جعفری روز شنبه 21 اسفندماه ساعت 17 با حضور اهالی سینما، تئاتر، نویسندگان و پژوهشگران در سالن سینما فردوس موزه سینما رونمایی می‌شود . این کتاب دوازدهمین کتاب از مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان» در انتشارات افراز است که نخستین کتاب این مجموعه «جادوی صحنه: زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» در سال ۱۳۸۳ منتشر شد.   به گفته روح‌الله جعفری پژوهشگر و نویسنده، کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان 1335- 1357» حاصل بیش از 12 سال تحقیق و پژوهش مستمر اوست و در نگارش آن به تمامی مجموعه ‌فعالیت‌های فرهنگی و هنری این گروه توجه شده است.   این استاد دانشگاه و نویسنده کتاب‌های «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» و «فرهنگ، تئاتر و فراغت»، درباره این کتاب گفت: آن‌چه در بررسی این کتاب پژوهشی در نظر گرفته شده، شامل چگونگی روند رو به رشد حرکت گروه هنر ملی در عرصه‌ی نمایش است که بسیاری از جریان‌های هنری را برای اولین بار بررسی کرده است .   کارگردان نمایش «من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟»ادامه داد: هنرمندانی چون شاهین سرکیسیان، عباس جوانمرد، علی نصیریان، احمد براتلو، جمشید لایق، منوچهر انور، نصرت پرتوی، بهرام بیضایی، احمد نوربخش، محمود دولت‌آبادی، بهمن مفید، بهزاد فراهانی، آذر فخر و ... در این گروه عضو بوده‌ و در نمایش‌های مختلف به‌عنوان نویسنده، بازیگر، کارگردان و ... فعالیت می‌کردند.   کتاب پژوهشی «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان 1335- 1357» در دو جلد 1790 صفحه‌ای به همت نشر افراز با تیراژ 1100 نسخه منتشر شده است و یاسین محمدی ویراستاری آن را به عهده داشته است.   روح‌الله جعفری فارغ‌التحصیل در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در رشته‌های بازیگری، کارگردانی نمایش و مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی از دانشگاه آزاد اسلامی است. جعفری در مرداد و شهریورماه سال گذشته برای حمایت از هنرمندان بیمار تئاتر، رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی را در تالار چهارسو مجموعه تئاترشهر برگزار کرد. همچنین کتاب‌ «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» او در سال گذشته، اثر برگزیده‌ جایزه کتاب سال دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهش برگزیده انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر ایران شد.   ]]> ادبیات Tue, 07 Mar 2017 11:48:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246085/کتاب-پژوهشی-گروه-هنر-ملی-رونمایی-می-شود لوریس چکناواریان «خرستان» را برای مخاطب‌هایش امضاء می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246072/لوریس-چکناواریان-خرستان-مخاطب-هایش-امضاء-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اين كتاب كه 31 داستان طنز دارد، توسط انتشارات صداي معاصر منتشر شده است. طراحي‌هاي داخل كتاب و همچنين عكس روي جلد توسط يارتا ياران انجام شده و قرار است كتاب صوتي اين اثر هم با صداي پيشكسوتان دوبله ايران، وارد بازار شود. لوريس چكناواريان، اكبر عالمي و يارتا ياران در اين مراسم حاضر خواهند شد و درباره جنبه‌هاي مختلف اين كتاب صحبت مي‌كنند. به علاوه، محمود دولت آبادى ميهمان ويژه اين مراسم است. گفتني است چكناواريان به تازگي كانالي در تلگرام و همچنين يوتيوب راه‌اندازي كرده و آهنگ‌هايش را به صورت رايگان براي دانلود علاقه‌مندان در اين شبكه‌هاي مجازي قرار داده است. این نشست روز شنبه، 21 اسفند، ساعت ۱۷ در کافه کتاب شهرکتاب مرکزی برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند برای شرکت در این مراسم به فروشگاه مرکزی شهر کتاب به نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از تقاطع مطهری، نبش کوچه کلاته مراجعه کنند.     ]]> ادبیات Tue, 07 Mar 2017 08:50:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246072/لوریس-چکناواریان-خرستان-مخاطب-هایش-امضاء-می-کند اختتامیه سومین دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245962/اختتامیه-سومین-دوسالانه-بین-المللی-کارتون-کتاب-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، آیین اختتامیه سومین «دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب» روز سه‌شنبه 17‌ اسفندماه ‌۱۳۹۵ همزمان با سالروز تأسیس نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با حضور چهره‌های برجسته حوزه کارتون، مسئولان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و جمعی از کتابداران برگزار می‌شود. طی این دوره ۲۱۳۰ اثر از سوی ۷۸۳ هنرمند از ۷۴ کشور جهان به دبیرخانه جشنواره ارسال شد و ۷ کشور برتر به لحاظ شمار آثار و شرکت‌کنندگان پس از ایران به ترتیب کشورهای ترکیه، اندونزی، برزیل، هند، صربستان و اوکراین بوده‌اند.  با تکمیل فرایند داوری آثار،‌ در آیین اختتامیه این جشنواره 3 اثر به‌عنوان آثار برگزیده و 5 اثر به‌عنوان آثار قابل‌تقدیر شناخته و از خالقان این آثار تقدیر خواهد شد. اختتامیه سومین «دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب» 17 اسفندماه، هم‌زمان با سالروز تأسیس نهاد، ساعت 10 صبح روز سه‌شنبه  17‌ اسفندماه ‌۱۳۹۵ در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان به نشانی خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر برگزار خواهد شد گفتنی است، ‌دوسالانه بین‌المللی کارتون کتاب با هدف استفاده از ظرفیت کارتون و کاریکاتور برای ترویج فرهنگ مطالعه از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور پاگرفت. نخستین دوره این دوسالانه سال ۱۳۸۹، ‌ با حضور کارتونیست‌هایی از ۵۳ کشور جهان و دوره دوم در سال ۱۳۹۳، ‌با مشارکت هنرمندانی از ۶۴ کشور برگزار شد. ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 06 Mar 2017 08:24:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245962/اختتامیه-سومین-دوسالانه-بین-المللی-کارتون-کتاب-برگزار-می-شود «خَرستان» نوشته لوریس چکناواریان منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245951/خ-رستان-نوشته-لوریس-چکناواریان-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) لوریس چکناواریان علاوه بر آنکه آهنگساز و رهبر ارکستری شناخته شده است، تا به حال چند نمایشگاه نقاشی نیز برگزار کرده، اما شاید کمتر کسی بداند که خالق اپرا‌ها و سوییت‌های ماندگار، داستان کوتاه هم می‌نویسد. چکناواریان، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه طنز خود را در قالب کتابی با عنوان «خَرستان» تهیه و آماده انتشار کرده و قصد دارد طی نشستی مطبوعاتی در روز دوشنبه 16 اسفند، این کتاب را برای خبرنگاران حوزه کتاب معرفی کند. در این نشست که به دبیری کاظم رهبر برگزار می‌شود، لوریس چکناواریان، یارتا یاران (شاعر) و بابک پاییزان (صداپیشه)، به معرفی کتاب «خَرستان» می‌پردازند. کتاب صوتی این مجموعه نیز به همت بابک پاییزان و همکاری مجموعه‌ای از صداپیشگان صاحب نام و پیشکسوت، تهیه شده است. نشست مطبوعاتی کتاب «خَرستان» شامل مجموعه داستان‌های کوتاه طنز لوریس چکناواریان، از انتشارات «صدای معاصر»، ساعت 10 صبح دوشنبه، 16 اسفند ماه در سالن استاد امیرخانی در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.   ]]> هنرورسانه Sun, 05 Mar 2017 05:52:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245951/خ-رستان-نوشته-لوریس-چکناواریان-منتشر-می-شود ساخت کتابخانه از محل فروش تابلوهای خوشنویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245948/ساخت-کتابخانه-محل-فروش-تابلوهای-خوشنویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیده محبوبه کاظمی دولابی، مدیرمسئول نگارخانه ترانه باران درباره برپایی این نمایشگاه، گفت: این نمایشگاه نوعی جشنواره فروش بهاره از سوی نگارخانه ترانه باران است که با تمرکز بر هنر ایرانی - اسلامی خط و خوشنویسی فعالیت می‌کند. هدف از برپایی این نمایشگاه، توسعه و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی - اسلامی است؛ چراکه هنر ارزشمند خوشنویسی هنوز آنطور که باید جایگاه خود را در کشور به‌دست نیاورده است.   وی با اشاره به محتوای این آثار افزود: محتوای حدود 100 تابلوی موجود در این نمایشگاه، آیات و روایات قرآنی و دینی و اشعار و زبان و ادبیات فارسی است که از سوی استادانی همچون امیرخانی، صندوق‌آبادی، یدالله کابلی، پیله‌چی و سلحشور روی تابلوهایی نفیس به نمایش درآمده‌اند.   مدیرمسئول نگارخانه ترانه باران بیان کرد: این نمایشگاه از دوشنبه 16 اسفند تا چهارشنبه 25 اسفند از ساعت 10 تا 18 به‌صورت فروش نقدی و الکترونیک و اقساطی «ویژه کارمندان» میزبان علاقه‌مندان به این حوزه خواهد بود.   کاظمی دولابی گفت: درصدی از فروش این نمایشگاه، صرف امور مربوط به نذر فرهنگی از جمله ساخت کتابخانه خواهد شد.     ]]> دين‌واندیشه Sun, 05 Mar 2017 04:47:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245948/ساخت-کتابخانه-محل-فروش-تابلوهای-خوشنویسی ​برپایی کارگاهی با موضوع معضلات تاریخ‌نویسی هنر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245931/برپایی-کارگاهی-موضوع-معضلات-تاریخ-نویسی-هنر  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پژوهشکده هنرِ فرهنگستان هنر، کارگاه «تاریخ هنر انتقادی» برگزار می‌کند.   در این کارگاه که روز سه‌شنبه ۱۷ اسفندماه از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در محل پژوهشکده هنر برپا می‌شود، جایگاه تاریخ هنر در فعالیت‌های موازی نظیر نقد هنری و جامعه‌شناسی هنر به بحث گذاشته می‌شود و دکتر جمال عرب‌زاده، عضو هیات‌ علمی دانشگاه هنر درباره «تاریخ هنر انتقادی» سخنرانی می‌کند.   این کارگاه آموزشی با همت کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر، نگاهی کلی به تاریخ تاریخ‌نویسی هنر دارد و با بازشماری وظایف اصلی تاریخ‌دان هنر به بحث درباره معضلات تاریخ‌نویسی هنر می‌پردازد.   کارگاه «تاریخ هنر انتقادی» سه‌شنبه ۱۷ اسفندماه از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در محل پژوهشکده هنر به نشانی خیابان ولیعصر، بالاتر از خیابان امام خمینی، کنار کوچه شهید حسن سخنور، پلاک ۲۹ برگزار می‌شود. ]]> هنرورسانه Sat, 04 Mar 2017 11:20:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245931/برپایی-کارگاهی-موضوع-معضلات-تاریخ-نویسی-هنر پری صابری نمایشنامه‌ای از تولد تا درگذشت کوروش کبیر نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245785/پری-صابری-نمایشنامه-ای-تولد-درگذشت-کوروش-کبیر-نوشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، صابری در تازه‌ترین نمایشنامه خود با نام «کوروش کبیر» (نگاهی نمایشی دراماتیک به تاریخ و زندگی اساطیری کوروش کبیر. آذرخش نمایش در 12 پاره) زندگی نامه کوروش؛ از حضور مادرش در قصر آستیاگ تا نبرد با تومی ریس و از اسب افتادنش را با نگارشی جذاب و گیرا پیش چشم خوانندگان قرار داده است.   هم‌خوانان در نمایشنامه کوروش کبیر همچون گوینده نریشن در فیلم‌ها عمل می‌کنند و از پرده اول به مخاطب می‌فهمانند که قرار است به‌زودی نبردی سهمگین بین ماد و پارس رخ دهد و کوروش به مادها بتازد. سر آستیاگ شکست‌خورده به زیر افتد و دودمان هخامنشیان بنیان گذاشته شود. خواننده این کتاب درمی‌یابد که با آغاز حکمرانی کوروش بر خاک ایران، اقوام ماد، لیدیه و بابل با ساکنین پارس متحد می‌شوند و اتحادیه خلل‌ناپذیر آسیای صغیر از همان زمان تشکیل می‌شود.   صابری از زبان هم‌خوانان این نمایشنامه به منشور حقوق بشر کوروش نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد که قدمت لوح کوروش به حدود ۶ قرن پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. خط استوانه میخی و زبانش بابلی است. اصلش در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود و بدل آن را که به شش زبان رسمی دنیا ترجمه شده است، در ساختمان اصلی سازمان ملل متحد، در نیویورک نگه‌داری می‌کنند.   نویسنده در صفحه ۹ این کتاب با اشاره به اینکه، پادشاهان آشور در کتیبه‌های خود از سر بریدن صدها نفر، سوزاندن اسیران و درآوردن چشم، سخن گفته‌اند، به محتوای منشور کورش اشاره می‌کند که در آن نه فرمانی به غارت کردن داده می‌شود و نه از کشتن و سوزاندن و سربریدن خبری است. سخن از ساختن جهان، رهایی از بندگی، مساوات و عدالت و احترام به باورها و آیین‌های انسان‌ها، احترام به شیوه زندگی آدمیان در سراسر این جهان و در یک کلام سخن از عشق، محبت و شادمانی است. در صفحه ۸۶ نمایشنامه در پاره ۱۲ که مرگ کوروش نام دارد، آمده است: «کوروش: منم کوروش شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه اکد و شاه سومر... شاه چهارگوشه جهان! بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مزدا خدای بزرگ... به من که ستایشگر او هستم... برکت و مهربانی ارزانی داشت! همه پادشاهان آشوری و همه چادرنشینان مرا خراج گذارند و در بابل روی پاهایم افتاده‌اند. اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران، ماد، بابل، اکد و کشورهای چهارگوشه جهان را به سر گذاشته‌ام، اعلام می‌کنم: تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را بر من ارزانی بدارد... دین و آیین و رسوم ملت‌هایی را که من پادشاه آن‌ها هستم... محترم بشمارم! حکام و زیردستان من به دین و آیین و رسوم ملت‌هایی که من پادشاه آن‌ها هستم احترام می‌گذارند. هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند... یا نکند... هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد!...»   پری صابری، کارگردان تئاتر، نمایشنامه‌نویس و نویسنده رمان در سال ۱۳۱۱ در کرمان به دنیا آمد. پس از پایان دوره متوسطه برای ادامه تحصیل به پاریس رفت پس از پایان تحصیلاتش در رشته سینما و تئاتر به ایران بازگشت. صابری از همان دوران به دراماتیزه کردن داستان‌ها، اسطوره‌ها و شخصیت‌های تاریخی ایران علاقه داشت. براساس همین علاقه‌مندی بود که در دوران دانشجویی فیلمی کوتاه درباره یکی از رباعیات خیام ساخت. این فیلم در سال 1954 به‌عنوان بهترین فیلم دانشجویی در فرانسه انتخاب شد. از ابتدای بازگشت به ایران، فعالیت در عرصه تئاتر را آغاز کرد. این هنرمند نام‌آشنا، در دوران طولانی فعالیتش در عرصه هنر، آثار و اقدمات ارزشمندی ازجمله ایجاد گروه تئاتر پازارگاد و تأسیس تالار مولوی به را به نام خود به ثبت رساند. صابری نشان لژیون دونور فرانسه را در سال 2004 دریافت کرد.   صابری نگارش نمایشنامه «من از کجا، عشق از کجا» درباره زندگی فروغ فرخزاد، «من به باغ عرفان» درباره زندگی سهراب سپهری، «هفت شهر عشق» با الهام از عطار نیشابوری، بیژن و منیژه، رستم و سهراب، «شمس پرنده» درباره دیدار شمس تبریزی و مولوی، «رند خلوت‌نشین» درباره حافظ، یوسف و زلیخا،  سوگ سیاوش، لیلی و مجنون، هفت خان رستم، رستم و اسفندیار و باغ دلگشا را در کارنامه دارد. نمایشنامه کوروش به قلم پری صابری در ۱۰۴ صفحه و ۵۰۰ نسخه به بهای ۷ هزار و 500 تومان به‌تازگی از سوی نشر قطره روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Mar 2017 10:30:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245785/پری-صابری-نمایشنامه-ای-تولد-درگذشت-کوروش-کبیر-نوشت یادگیری پژوهش با «روش تحقیق در هنر و طراحی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245784/یادگیری-پژوهش-روش-تحقیق-هنر-طراحی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «روش تحقیق در هنر و طراحی» با هدف راهنمایی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته هنر و طراحی در کار پژوهش نوشته شده است. این اثر راهنمایی‌هایی کاربردی و نوین برای انجام پژوهش‌های هنر و طراحی را تشریح می‌کند و هر یک را در مقام ارزیابی ارائه می‌دهد. «روش تحقیق در هنر و طراحی» از ایجاد همگرایی خلاق بین کار پژوهشی، کار عملی، تدریس در هنر و طراحی و دانش تجربی نویسندگان آن در این سه حوزه و تخصص پژوهشی آنها شکل گرفته است. به نظر می‌رسد این کتاب بتواند تجربه‌های مشابه در فعالیت‌های پژوهشی عملی را باهم ادغام کند و با معرفی شیوه‌هایی روزآمد، به بالا رفتن سطح کیفی پژوهشگران و ایجاد رقابت بین افراد فعال در این عرصه کمک کند. نویسندگان این اثر، کرول گری و جولی ین ملینز صاحب کرسی‌های پژوهشی مدرسه هنر گری، دانشگاه رابرت گوردن، ابردین و اسکاتلند هستند. کرول استاد پژوهشی و جولی‌ین دانشیار گروه طراحی است. این دو نویسنده، تجربه‌ای طولانی در زمینه راهنمایی و داوری دوره‌های پژوهشی هنر و طراحی و ... دارند و در زمینه عملی فعالند. جولی‌ین طراح و سازنده سرامیک است و سال‌هاست که چگونگی استفاده از فناوری‌های جدید در ایجاد الگوهای جدید پیشه‌وری سنتی سرامیک را بررسی می‌کند. کرول هم در عرصه هنرهای تجسمی هنرمندی باسابقه است که با بهره‌گیری از مواد و فناوری‌های جدید اقدام به خلق آثار هنری جالبی می‌کند. برنامه‌ریزی سفر: مقدمه پژوهش در هنر و طراحی، نقشه‌برداری زمین: روش‌های زمینه‌مندسازی پژوهش، جای خود را یافتن: تعیین جهت و ترسیم موقعیت پژوهش، گشت‌وگذار: پایه‌گذاری روش تحقیق‌های مناسب، خواندن نقشه: روش‌های ارزیابی و تحلیل، گزارش سفر: تأیید دانش جدید و انتقال نتایج پژوهش، رده‌بندی ملاک‌های ارزیابی، معیارهای ارزشیابی رساله دکتری، تعریف «اصالت»، پرتفلیوی مدارک دانشجویان تحصیلات تکمیلی (بر مبنای رده‌بندی ملاک‌های ارزیابی) عناوین فصول شش‌گانه این کتاب است که در یک جمله هدفش یادگیری پژوهش است. عنوان دوم این کتاب، «بصری‌سازی پژوهش» نام دارد. همین نام‌گذاری اهمیت تفکر بصری و بصری‌سازی در فرایند یادگیری هنر و طراحی را مشخص می‌کند. کرول گری و جولی‌ین ملینز نویسندگان این کتاب، از شیوه‌های یادگیری بصری/ تجربی بهره برده‌اند. این دو، از خوانندگان کتابشان خواسته‌اند برای درک تجربه پژوهش، در صورت فراهم بودن فضا از مهارت‌های بصری خود استفاده کنند. در بخشی از مقدمه روش تحقیق در هنر و طراحی، آمده است: «کتاب حاضر درباره یادگیری است، یادگیری پژوهش. این نکته قبول عام یافته است که یادگیری در هنر و طراحی به روش تجربی انجام می‌شود. ما با کار کردن بهتر یاد می‌گیریم و با تجربه مستقیم موضوع و بازاندیشی درباره آن. ما با کار علمی با پژوهش و با تأمل در این هر دو آموزش می‌بینیم. این یادگیری فعال و بازاندیشانه رابطه پویایی میان کار علمی و پژوهشی برقرار می‌سازد. کار علمی پرسش‌هایی ایجاد می‌کند که نیازمند پژوهش است و متقابلاً پژوهش نیز بر کار علمی اثر می‌گذارد. این یادگیری در نظام تحصیلات تکمیلی صورت می‌گیرد که شامل راهبردهای آموزشی دانشجو محور و کار پروژه‌ای است. این نظام ساختار و معیارهای روشنی را برای یادگیری فراهم می‌کند.» کتاب «روش تحقیق در هنر و طراحی» در ۳۲۰ صفحه و یک‌هزار نسخه به بهای ۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان به‌تازگی از سوی انتشارات موسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری فرهنگستان هنر روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Mar 2017 08:34:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245784/یادگیری-پژوهش-روش-تحقیق-هنر-طراحی نشستی بین المللی با موضوع رسانه و جهان اسلام http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245832/نشستی-بین-المللی-موضوع-رسانه-جهان-اسلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین نشست بین‌المللی «رسانه، فرهنگ و جهان اسلام» از سوی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار می‌شود. دکتر سید جواد میری، دکتر زید احمد سخنرانی بخش اول این نشست بین‌المللی را با نام «اسلام، فرهنگ و توسعه» برعهده دارند و دکتر سید وحید عقیلی، دکتر مهدی منتظرقائم و دکتر مراد مریکان در بخش دوم که «اسلام و رسانه‌ها» نام دارد، سخنرانی می‌کنند.   این نشست، روز دوشنبه ۱۶ اسفندماه از ساعت ۱۴ تا ۱۷ در تالار گفتگو دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  برگزار می‌شود.    جامعه‌المصطفی العالمیه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و رایزن علمی ایران در مالزی در برگزاری این برنامه با انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات همکاری کرده‌اند. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Mar 2017 06:23:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/245832/نشستی-بین-المللی-موضوع-رسانه-جهان-اسلام زمان، هویت و ابرقهرمان در سینمای کریستوفر نولان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245786/زمان-هویت-ابرقهرمان-سینمای-کریستوفر-نولان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیش‌تر مقاله‌های کتاب «سینمای کریستوفر نولان» بر پایدارترین دورن مایه‌های فیلم‌های نولان؛ زمان و هویت متمرکزند اما وجوه دیگری نظیر موسیقی و به‌طور کلی درون‌مایه شنیداری، چرخش نولان به سمت ژانر ابرقهرمان، تخیل و... نیز در سینمای نولان در این کتاب بررسی شده‌اند.  کریستوفر نولان (Christopher edward Nolan) در سال 1970 در لندن به دنیا آمد.  از همان کودکی علاقه‌مندی به ساخت فیلم را نشان داد و با دوربین سوپر هشتی که پدرش داشت با شخصیت‌های کوچک عروسکی شروع به فیلم‌سازی کرد. چون فرزند والدینی بریتانیایی-آمریکایی بود بخش زیادی از کودکی‌اش در رفت‌وآمد بین آمریکا و بریتانیا گذشت. وقتی در دانشگاه در رشته ادبیات انگلیسی درس می‌خواند،  فیلم‌سازی هم دنبال می‌کرد. خودش درباره دوران دانشگاه می‌گوید: «من دانشجوی خیلی خوبی نبودم اما یک چیز از دوره تحصیلم یاد گرفتم... اینکه شروع کردم به فکر کردن درباره آزادی‌های روایی که نویسنده‌ها سده‌ها از آن استفاده کرده بودند.» کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده بریتانیایی - آمریکایی است. آثار او تاکنون میلیاردها دلار فروش داشته و درزمینه‌های مختلف 26 بار نامزدی اسکار را به ارمغان آورده‌اند. او درباره علاقه‌مندی‌اش به رازداری پیرامون زندگی خصوصی  که می‌تواند به ابهام محوری فیلم‌هایش دامن بزند، می‌گوید: دلم نمی‌خواهد مردم هیچ چیزی درباره من بدانند. منظورم این است که شوخی نمی‌کنم. هر چه بیشتر درباره کسی که فیلم می‌سازد بدانید، کمتر می‌توانید فقط به تماشای فیلم‌هایش بنشینید. این احساس من است.منظورم این است که شما ناچارید تا حد معینی به تبلیغات برای فیلم تن بدهید. ناچارید این موقعیت را بپذیرید. اما من واقعاً دلم نمی‌خواهد وقتی مردم مشغول تماشای فیلم هستند، اساساً مرا در ذهنشان داشته باشند. فیلم‌های نولان تاکنون با استفاده از مفاهیم فلسفی و اجتماعی، واکاوی اخلاق انسانی و ... مخاطب را با خود همراه می‌کند. همین بهره‌گیری باعث می‌شود گاهی بیننده آثار او تا مدت‌ها درگیر فیلم نولان باشد. او بیشتر ترجیح می‌دهد فیلم‌هایش به جای فیلم‌برداری در استودیو، در مکان‌های طبیعی ضبط شوند.    چه آثار کریستوفر نولان را دوست داشته باشیم چه شهرت او را صرفاً برآمده از تبلیغات و آب و رنگ فیلم‌های او بدانیم، نمی‌توان اهمیت او در سینمای امروز را کتمان کرد. هرچند نولان اولین و تنها کارگردانی نیست که سعی کرده استقلال‌اش را در نظام هالیوود حفظ کند، جزء کارگردانان انگشت‌شماری است که با تکیه‌بر قدرت و نفوذ برآمده از استقبال طرفداران آثارشان در تلاش‌اند با آزمودن شیوه‌های جدید و بسیار پرخرج بیان در سینما درصدد انتقال معنا هستند. نولان در کشور ما نیز همچون دیگر نقاط جهان، طرفداران و مخالفان زیادی دارد بنابراین کتاب سینمای کریستوفر نولان تصور ناممکن با مجموعه  مقاله‌هایی که در خود جای داده،  می‌تواند از ابعادی که بنا به تفاوت‌های فرهنگی، از شخصیت هنری او برای ما ناگفته مانده است، پرده بردارد. نسخه اصلی کتاب سینمای کریستوفر نولان به گفته مترجمش نیوشا صدر از هفده مقاله تشکیل شده بود که حجم زیادی می‌طلبید و انتشار همه آن مقاله‌ها در یک کتاب هزینه سنگینی را در بر داشت. از این‌رو مترجم اثر، مقاله‌هایی را که  شبیه هم بودند، سیطره نظریه در آن‌ها به حدی بود که جایی برای خود فیلم باقی نمی‌گذاشت یا اشتباهات و کاستی‌هایی همراه بودند، کنار گذاشت و در نسخه منتشر شده به زبان فارسی قرار نداد. «فیلم‌شناسی نولان»، «آیا با دقت نگاه می‌کنی؟»، «رؤیاهای بزرگ‌تری داشته باش عزیز»، «بالیدن یک مؤلف از خلال نقدهای کوتاه»، «سینه فیلیا در مقیاس وسیع»، «تمثیل‌های فراگیرنده فیلم‌سازی نولان در تلقین و پرستیژ»، «قدیسان گناهکاران و تروریست‌ها»، «فانتزی نوآرپست‌مدرن یادآوری»، «تجسم تروما»، «لغزش ابرقهرمان»، «منطق بازی ویدئویی در تلقین»، «در باب کارکرد همزاد در پرستیژ کریستوفر نولان»، «شنیدن موسیقی در رؤیا» و «درباره زمان» بخش‌هایی است که در فصول یازده‌گانه این کتاب به آن‌ها پرداخته شده است.   در مقالات مختلف این کتاب متناسب با شرح مطلب، تصاویری از فیلم موردنظر به چاپ رسیده تا بتواند به خوانندگان برای یادآوری نماهایی از فیلم‌ها کمک کند. برای جلوگیری از تکرار پانوشت‌ها و تسهیل مراجعه خوانندگان به نسخه ترجمه‌شده یک جدول فیلم شناسی افزوده شده است. پی‌نوشت‌های اصلی کتاب مثل نسخه زبان اصلی در انتهای هر فصل آمده و پی‌نوشت‌های کنونی همگی مربوط به مترجم کتاب‌اند. با توجه به تخصصی بودن اصطلاحات و سنگینی عبارات علمی در کتاب‌هایی با مقالاتی ازاین‌دست، مترجم تلاش خود را برای ارائه برگردانی ساده روان و البته کم غلط به‌کار بسته است.   کتاب «سینمای کریستوفر نولان؛ تصویر ناممکن» در ۳۸۱ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت سی هزار تومان توسط نشر چترنگ منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Tue, 28 Feb 2017 05:35:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245786/زمان-هویت-ابرقهرمان-سینمای-کریستوفر-نولان ​صاحب نظریه میزانسن و کتابی که برای چاپلین نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245787/صاحب-نظریه-میزانسن-کتابی-چاپلین-نوشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آندره بازن، را سرشناس‌ترین و تأثیرگذارترین نظریه‌پرداز و منتقد فرانسوی در عالم فیلم می‌نامند. او با نوشتن سلسله مقاله‌هایی باعث ایجاد نظریه‌ای معروف به میزانسن شد. بازن به همراه ژاک دونیول والکروز نشریه کایه‌دوسینما را در سال 1951 به راه انداختند. آندره در این نشریه مقاله‌هایی نوشت که اغلب‌شان بعد از مرگ او به شکل کتاب منتشر شد. «چاپلین به روایت بازن» یکی از آن کتاب‌ها است؛ این اثر با ترجمه محمدرضا شیخی  از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است. او شیفته چاپلین بود و از روزی که وارد حوزه نقد شد از خالق شخصیت اسطوره‌ای چاپلین به‌عنوان یکی از کارگردان‌های محبوبش نام می‌برد. فرانسوآ تروفو هم علاقه زیادی به بازن داشت و خودش را فرزندخوانده او می‌نامید. فیلم‌برداری اولین فیلمش «چهارصد» ضربه را تازه آغاز کرده بود که مجبور شد بر جنازه بازن حاضر شود و برای به‌جا آوردن حق پدرخوانده‌اش، نقدهای پراکنده او را جمع‌آوری کرد. بازن برای تمام فیلم‌های مهم چاپلین به‌جز «کنتسی از هنگ کنگ» نقد نوشته بود. در سال 1972 چاپلین تمیم گرفت دوباره فیلم‌هایش را روانه بازار کند. همین خبر باعث شد ترفورو نقدهای آندره بازن درباره چارلی چاپلین را یک کاسه کند و از اریک رومر که یکی از همراهان بازن در مجله کایه دو سینما بود، بخواهد تا نقدی بر «کنتسی از هنگ کنگ» بنویسد. این کتاب حاصل همان گردآوری است که در سال 1972 انجام شد. پیش‌از این برخی از نقدهای بازن درباره سینمای چاپلین در نشریات فرهنگی ایران به‌ویژه  با ترجمه محمد شهبا در کتاب سینما منتشر شده بود اما کتاب «چاپلین به روایت بازن» تنها اثری است که تمامی نقدهای بازن درباره بزرگ‌ترین هنرمند سینما را در خود جای داده است. در این کتاب علاوه بر نقدهایی که گفته شد، فیلم شناسی چاپلین همراه با خلاصه داستان کوتاه فیلم‌هایی که در این کتاب نامی از آن‌ها برده شده، زندگی‌نامه بازن، زندگی‌نامه اریک رومر و عکس‌هایی از زندگی شخصی چاپلین  یا فیلم‌هایی اشاره شده در این کتاب  آمده است. درآمدی بر نماد شناسی چارلی، عصر سربلندی عصر جدید فراخواهد رسید، تقلیدی یا عاریه‌ای یا نابودی به خاطر سبیل، خطاب به انسان‌ها، اسطوره مسیو وردو، مسیو وردو یا قربانی راه چارلی، نه، مسیو وردو چارلی چاپلین را نکشته است!، عظمت لایم لایت، اگر چارلی نمیرد، پادشاهی نیویورک و کنستی از هنگ کنگ بخش‌های اصلی کتاب چارلی چاپلین به روایت بازن هستند و زندگی نامه آندره بازن، زندگی‌نامه اریک رومر، فیلم‌شناسی چارلی چاپلین و تصاویر پیوست‌های این کتاب‌اند. در صفحه پانزده کتاب «درآمدی بر نماد شناسی چارلی» قسمتی با نام «چارلی شخصیتی اسطوره‌ای» آمده است: «چارلی شخصیتی اسطوره‌ای است که به هر ماجرایی که با آن درگیر است احاطه دارد. چارلی در نگاه توده مردم، پیش و پس از خیابان آرام یا زائر، وجود داشته. او در نگاه صدها میلیون آدمی که روی کره خاکی زندگی می‌کنند، همچون قهرمان است، درست همان‌طور که اولیس یا رولان بی‌باک برای دیگر تمدن‌ها قهرمان بودند؛ منتها با این تفاوت که ما امروزه قهرمانان باستان را از رهگذر آثار ادبی پایان یافته می‌شناسیم؛ همان آثاری که یک بار برای همیشه ماجراها و تیره روزی های قهرمانان خود را شرح داده‌اند و رفته‌اند، حال آنکه چارلی هنوز آزاد است تا در فیلمی دیگر حضور پیدا کند. چاپلین در قید حیات، همچنان خالق و مسئول شخصیت چارلی است.» در صفحه پنجاه و پنچ این کتاب در بخشی با تیتر چاپلین مثل مولیر می‌خوانیم: «...این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد، آخرین بار هم نخواهد بود. مولیر هم قربانی همین سوء‌تفاهم است. منتقدهای هالیوودی که از اذعان به ارزش های مسیو وردو طفره می‌روند،خودشان را در مقام و مرتبه ای والا می‌بینند. واقعیت این است آن‌هایی هم که مولیر را به چوب تحقیر می‌رانند، کسانی بودند مثل ژان دولابرویر، فنلون و وووناگ که به بدنویسی متهمش می‌کردند. از او به خاطر خشن‌نویسی، استفاده از زبان بی‌نزاکت، جملات بی‌جا، ناسزاگویی، ناصحیح‌نویسی، استفاده بی‌رویه از استعاره، تکرارهای خسته کنند و سبک غیر طبیعی ایراد می‌گرفتند.» «چاپلین به روایت بازن» ترجمه محمدرضا شیخی در۱۳۱ صفحه و 1000نسخه قیمت 11هزار تومان در نشر چشمه منتشر شده است.  ]]> هنرورسانه Tue, 28 Feb 2017 05:19:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245787/صاحب-نظریه-میزانسن-کتابی-چاپلین-نوشت من رییس‌جمهور ایرانم! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245720/رییس-جمهور-ایرانم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «من رییس‌جمهور ایرانم» عنوان کتاب عکسی است با موضوع ثبت نام کاندیداهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران که توسط امیر نریمانی‌ ـ‌ عکاس خبری و مطبوعاتی‌ ـ در قطع خشتی با فرمت سیاه و سفید روانه بازار شد. این عکس‌ها در طول 5 روز مهلت قانونی نام‌نویسی ـ 17 تا 21 اردیبهشت 92ـ در ستاد انتخابات وزارت کشور ثبت شده است. «من رییس‌جمهور ایرانم» با مقدمه‌ای از امیر نریمانی آغاز و با مطالبی از «محمدمهدی رحیمیان»‏، «مهدی محسنیان‌راد» و «ابوالحسن تنهایی» با نگاهی رسانه‌ای و جامعه‌شناسی به محتوای عکس‌ها ادامه داده می‌شود. در ادامه، مقررات شرکت در انتخابات طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذکر و تصاویر با عکسی از کاندیدای ناشناس شروع و با عکسی از تریبون حاضر در وزارت کشور که محل اعلام اطلاعیه‌های ستاد انتخابات وزارت کشور بود، ادامه داده می‌شود. سپس با ارائه آماری از درصد مشارکت مردمی و تعداد آرای کاندیداهای نهایی شرکت‌کننده در فرآیند رای‌گیری، به اتمام می‌رسد. طبق آنچه مؤلف در مقدمه به آن اشاره کرده است چیدمان عکس‌ها بر اساس روز، ساعت و ثانیه حضور افراد به‌همراه معرفی کاندیداها (شامل نام، نام‌خانوادگی، سوابق، اهداف و برنامه‌هایشان) است. نریمانی تلاش کرده در کنار اطلاعات شخصی افراد و اهدافشان، اشاره‌هایی به سوابق کاندیداها به‌‌ویژه کاندیداهای شناخته شده‌تر داشته باشد، تا مخاطب نگاه دقیق‌تری به عکس‌ها داشته باشد. به‌عنوان نمونه به سخنان رییس‌جمهور وقت در مورد لنکرانی‌ـ وزیر وقت بهداشت‌ـ و به برکناری وزیر وقت امور خارجه اشاره‌ای کوتاه دارد. وعده‌های اغلب محال کاندیداهای ناشناس و حواشی پنج روز ثبت نام به جذابیت این کتاب افزوده است. حمایت از چند همسری‏، تبدیل ایران به مزرعه کشت سیب‌زمینی، کوبیدن و ساختن دوباره ایران و بازپس‌گیری کشورهایی که در گذشته از ایران جدا شده‌اند‏‎‏، در کنار وعده‌های اقتصادی، نظامی و ضدآمریکایی از جاذبه‌های دیگر این مجموعه مستند است. طبق آنچه در مقدمه آمده است، مولف تلاش کرده بدون هیچ قضاوتی و تنها در نقش راوی و شاهد بی طرف روایت‌کننده کتاب باشد. در این مجموعه تلاش شده است عکس‌ها در کنار متن همراه، مورد خوانش قرار گیرد و مخاطب اطلاعات کافی برای درک درست مفهوم عکس در اختیار داشته باشد. برخلاف اغلب کتاب‌های عکاسی که «عکس محور» هستند، در این مجموعه تلاش شده است توازنی بین عکس و متن ایجاد شود. کتاب «من رییس‌جمهور ایرانم» در 197 صفحه، شامل 96 قطعه عکس از 82 کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری، با شمارگان یک‌هزار نسخه به همت انتشارات پرگار منتشر شده است. ]]> هنرورسانه Mon, 27 Feb 2017 06:50:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245720/رییس-جمهور-ایرانم