خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنرورسانه :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Sun, 19 Feb 2017 13:47:25 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sun, 19 Feb 2017 13:47:25 GMT هنرورسانه 60 نمایشنامه‌ «مهرداد» تصویرگر عشقی امکان‌ناپذیر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245397/نمایشنامه-مهرداد-تصویرگر-عشقی-امکان-ناپذیر به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به‌تازگی نمایشنامه «مهرداد» نوشته ژان راسین با ترجمه قاسم صنعوی از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.   ژان راسین، کورنی و مولیر سه درام‌نویس برتر قرن هفدهم در فرانسه هستند. نام راسین بیش‌تر به دلیل نوشتن تراژدی‌هایش شهرت دارد اما یک کمدی نیز از او به یادگار مانده است.   راسین سال ۱۶۳۹ در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و پدربزرگ و مادربزرگش او را بزرگ کردند. با مرگ پدربزرگش، راسین ۱۰ ساله و مادربزرگش به صومعه پورت رویال رفتند و ژان راسین در مدارس کوچک آنجا تعلیم داده شد. همان‌جا بود که یونانی و لاتین را آموخت و در زمینه ادبیات آموزش گسترده‌ای را تجربه کرد. در سال ۱۶۶۴، با نوشتن شعری در مدح لویی چهاردهم به دربار راه یافت و از خزانه برایش مستمری تعیین شد.   اولین نمایش‌نامه موفق او اسکندر بزرگ نام داشت که سال ۱۶۶۵ مولیر و بازیگرانش آن را روی صحنه بردند. برادران دشمن، اسکندر بزرگ، آندروماک، مدافعان، بریتانیکوس، برِنیس، بایزید، ایفی ژِنی، فِدر، اِستر و آتالی از جمله دیگر آثار اوست.   «مهرداد» از مشهورترین تراژدی‌های ژان راسین است. این نمایشنامه تراژدی شاهی است که از رومیان شکست خورده و دو پسرش عاشق مونیم یعنی زنی شده‌اند که او قصد دارد به همسری خود درآورد.    از ویژگی‌های نمایش‌نامه‌های ژان راسین این است که نیرویی کشنده شور و عشق را تا از پای درآوردن بیننده پیش می‌برد. سرنوشت قهرمانان داستان در نمایشنامه‌های راسین یا رستگاری است یا هلاک. در آثار او اگر قهرمان مورد رحم الهی قرار بگیرد نجات پیدا می‌کند و اگر این چنین نشود، از میان می‌رود. اندیشه‌های آیین ژانسنیوس که راسین در کودکی در پورت رویال بر اساس آن پرورش یافته، در سرنوشت شخصیت‌های نمایشنامه‌های او مهم‌ترین تاثیرگذاری را داشته و همین موضوع باعث شده تا سرنوشتشان غیر قابل تغییر باشد و از تولد محکوم به پذیرش آن باشند.   نمایشنامه مهرداد هم درست مثل دیگر آثار راسین داستانی با حادثه‌ای ساده و روشن است که شور و عشق قهرمانان آن را جذابیت می‌دهد و ماجرای زوجی بی‌گناه را به تصویر می‌کشد که دچار عشق امکان‌ناپذیری شده‌اند.   مونیم (قهرمان زن داستان) و زیفارس (یکی از فرزندان مهرداد) از سال‌ها قبل عاشق و دلباخته یکدیگر شده‌اند اما مهرداد به فکر افتاده تا مونیم را در میان همسران خود قرار دهد. سیر هنرمندانه این نمایشنامه با بیم و امیدی همزمان همراه است. ابتدا خبر دروغین مرگ مهرداد، این دو دلباخته را برای رسیدن به هم امیدوار می‌کند اما مهرداد سالم و سلامت بازمی‌گردد و وقتی نگاه‌های مونیم و زیفارس را به یکدیگر می‌بیند، تصمیم می‌گیرد با نقشه‌ای این دو را از میان بردارد. بنابراین به مونیم پیشنهاد می‌کند اگر به زیفارس دل‌بسته است، بگوید تا آنها را در وصال به هم یاری کند اما این گفتار دامی برای گرفتار کردن این دو است.   در صفحه ۲۰۹ در بخش پایانی این نمایشنامه می‌خوانیم:   «مرداد: بانو، کار از کار گذشته است و زندگی من به‌پایان رسیده. پسرم، به خود بیندیشید؛ از این توقع که بتوانید در برابر آن‌همه دشمن از خود دفاع کنید بپرهیزید.   دیری نخواهد گذشت که رومیان به خشم آمده، از ننگ خود از هر سو بیایند تا در اینجا به شما هجوم آوردند.   مجالی را که گریزشان به شما می‌دهد برای مراقبت از گور من-که شما را از آن معاف می‌دارم- تلف نکنید؛ آن انبوه رومی بی جان، پراکنده در صد فرسنگ، برای خاکسترم کافی است و به آن افتخار می‌بخشد.   برای مدتی نام و زندگی‌تان را پنهان بدارید. بروید. خود را مصون بدارید...   زیفارس: من، سرور، بگریزم! اینکه فارناس بی بادافره مانده، رومیان پیروزمند در آینده نزدیک احساس نکنند که... مهرداد: نه، شما را از این کار باز می‌دارم. دیر یا زود فارناس باید نابود شود؛ کار عذاب او را به رومیان واگذارید ولی احساس می‌کنم توان و کلامم به ضعف می‌گراید، احساس می‌کنم که جان می‌سپارم.»   «مهرداد» نوشته ژان راسین با ترجمه قاسم صنعوی در ۳۱۲ صفحه و شمارگان یک هزار نسخه به بهای ۲۵ هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 18 Feb 2017 07:30:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245397/نمایشنامه-مهرداد-تصویرگر-عشقی-امکان-ناپذیر برگزیدگان پانزدهمین جایزه داستان صادق هدایت معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245400/برگزیدگان-پانزدهمین-جایزه-داستان-صادق-هدایت-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از بنیاد صادق هدایت، در این مراسم که در صد و چهاردهمین سالروز تولد صادق هدایت برگزار شد از برگزیدگان این مسابقه داستانى تقدیر شد.   جهانگیر هدایت، برادرزاده صادق هدایت و رییس بنیاد هدایت طى سخنانى از رسیدن دو هزار 650 داستان به این دوره از مسابقه خبر داد و گفت: طى این 15 سال، داستان‌هاى بسیارى از اقصى نقاط جهان به دست ما رسید که در این دوره نیز یکى از نفرات برتر از کشور هلند است.   در این مراسم سه نفر به‌عنوان نفر دوم معرفى شدند و لوح صادق هدایت را دریافت کردند.   نفرات دوم پانزدهمین مسابقه داستان هدایت، حمیده شفیعى با داستان «تیک‌هاى تنها»، سحر رفیع با داستان «آنها» و مرتضى فرجى با داستان «خاکستر برف» بودند.   نفر اول مسابقه داستان هدایت در پانزدهمین دوره، «پویا منشى‌زاده با داستان «پل معلق» بود که به دلیل سکونت در کشور هلند نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند.   گفتنى است در این مراسم از کتاب «آثار نایاب صادق هدایت» که توسط نشر چشمه و به کوشش جهانگیر هدایت گردآورى شده بود، نیز رونمایى شد. ]]> هنرورسانه Sat, 18 Feb 2017 07:06:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/245400/برگزیدگان-پانزدهمین-جایزه-داستان-صادق-هدایت-معرفی-شدند خطِ نت در ثبت دقیق موسیقی ایرانی، ناتوان است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245241/خط-نت-ثبت-دقیق-موسیقی-ایرانی-ناتوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به کنکاش پیرامون وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. ساسان فاطمی، منتقد، محقق و استاد دانشگاه در رشته موسیقی یکی از صاحب‌نظرانی است که در این پرونده ما را همراهی کرده است. این محقق که مدرک دکترای موسیقی‌شناسی قومی را از دانشگاه پاریس دریافت کرده است، کتاب‌های ارزشمندی درزمینه موسیقی در ایران نگاشته است. «جشن موسیقی در فرهنگ‌های شهری تهران» تازه‌ترین کتاب پژوهشی اوست که در جشن خانه موسیقی به‌عنوان اثر برتر برگزیده شد. شرح گفت‌وگوی ایبنا با او را با محوریت کتاب‌ها و نغمه‌نگاری موسیقی ایرانی  در ادامه می‌خوانید: عبدالقادر مراغه‌ای که به احتمال اولین کسی است که در تاریخ موسیقی ایران نگارش نغمه‌های موسیقی را انجام داد ، با چه خطی موسیقی ایرانی را نت‌نویسی کرده است؟ با حروف الفبا و عدد نوشته شده‌اند. با حروف الفبا مؤلفه ملودیک را می‌نوشتند و با عدد هم مؤلفه ریتمیک را. آیا کتابت موسیقی در ایران قبل از کشورهای غربی آغاز شده است؟ خیر. عبدالقادر در قرن هشتم و نهم هجری می‌نوشته که مصادف با قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی بوده است. اگر بخواهیم این‌گونه به موضوع نگاه کنیم و عقب‌تر برویم، یونانی‌ها خیلی قبل‌تر می‌نوشتند. بحث زودتر و دیرتر نیست چون اساساً چنین مسابقه‌هایی در تاریخ بی‌معناست. چرا جریان نگارش کتاب در موسیقی ایران بعد از عبدالقادر ادامه پیدا نکرد؟ ضرورتی نداشت. همان موقع هم، فقط برای ارائه نمونه و مثال در نوشته‌های تئوریک بود که از خط نت استفاده می‌کردند. هیچ خط نتی نمی‌توانست موسیقی ایرانی را دقیقاً ثبت کند. ببینید این‌طور نبود که یک نفر به فکرش رسیده باشد و خط را ابداع کند و فرد دیگری به فکرش نرسیده باشد. وقتی موسیقی اروپایی به ابداع خط می‌رسد، آن خط به‌قدری ناقص است که محدود است به خطوطی برای ثبت انحنای ملودی، آن‌هم به‌صورت خیلی تقریبی. از زمانی که این نوع خط را به‌تدریج به خط نت فعلی تبدیل کردند، یعنی با نقطه و خط حامل سروکار پیدا کردند، ماهیت موسیقی آنها بر اساس خط تغییر کرد. هیچ‌کس به این موضوع توجه ندارد. ماهیت موسیقی را بر اساس خط تغییر دادند وگرنه آن خط به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست موسیقی‌ای را که آن موقع اجرا می‌شد، به‌صورت دقیق نشان دهد. این یک مبحث پیچیده و طولانی است و من اینجا وارد جزئیاتش نمی‌شوم، فقط این را گوشزد می‌کنم که موسیقی غربی، ماهیت خود را بر اساس خطی که ابداع کرد تغییر داد و خود را با خط منطبق کرد. فرهنگ‌های موسیقاییِ دیگر علاقه‌ای به این نداشتند که ویژگی سیالیت را از موسیقی حذف کنند. به همین خاطر هیچ‌وقت نمی‌توانستند خطی ابداع کنند که منطبق با آن باشد. به همین دلیل هم خط موسیقی غربی به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند به‌صورت تمام و کمال، موسیقی ایرانی را منعکس کند. کتاب‌های ردیف دستگاه‌های موسیقی ایرانی  به شیوه‌ی واحد نت‌نگاری و روش‌های آموزشی یکسان تألیف نشده‌اند.  یکسان‌سازی و ایجاد مرجعی واحد در این زمینه می‌تواند به بهبود کیفی این آثار  کمک کند؟ یکسان‌سازی همیشه برای این نوع موسیقی‌ها خطرناک است. یکی از ایرادات آموزش‌های اخیر، این بوده که فقط به یک مرجع ارجاع داده شده و مثلاً فقط ردیف میرزا عبدالله تدریس شده است. یک ردیفه کردن موسیقی کلاسیک ایرانی از یک طرف می‌تواند کمکی برای آموزش و راحت‌تر کردن یادگیری دستگاه‌ها و مقام‌ها باشد ولی از طرف دیگر می‌تواند لطمه بزند، به این خاطر که قدرت خلاقیت و ابتکار هنرجو را می‌گیرد. هنرجوی موسیقی ایرانی مثل هنرجوی نوازندگی موسیقی غربی نیست که صرفاً یک رپرتوار را اجرا کند. او باید خلق کند. باید خودش بتواند حین اجرا اتفاقات تازه خلق کند؛ البته در چارچوب همان سیستم باید این کار را انجام دهد. یکسان‌سازی یا ارجاع به یک مرجع واحد همیشه این مشکل را دارد که جلوی حرکت را می‌گیرد. یعنی نه‌تنها قابلیتِ خلاقیت و آفرینندگی را در هنرجو پرورش نمی‌دهد بلکه حتی مانع او می‌شود. در مجموع، حرکتی که باعث شود یک مرجع درست کنیم، یعنی استانداردسازی کرده‌ایم. استانداردسازی خلاف روند حرکت طبیعی موسیقی کلاسیک ایران است. البته موسیقی‌های عربی و ترکی هم وضعیت مشابهی دارند.    شائبه سرقت در موسیقی ردیف دستگاهی ایران از طرف  آذربایجانی‌ها  صحت دارد؟ این برخوردها که در مورد موسیقی آذربایجان و موسیقی ایران می‌شود، برخوردهای غلطی است. نه موسیقی آذربایجان از موسیقی ایران سرقت کرده و نه بالعکس. اصلاً مسئله سرقت و حتی مسئله تأثیرپذیری هم مطرح نیست. یک فرآیند تاریخی در شکل گرفتن موسیقی دستگاهی در ایران در زمان قاجار و شکل گرفتن موسیقی مقامی در قره‌باغ آذربایجان وجود دارد؛ یعنی شکل‌گیریِ بازمانده آنچه که می‌توانیم موسیقی کلاسیک ایرانی بعد از دوره صفویه بدانیم، در دوره افشاریه و زندیه با افول مواجه شد و بعد در دوره قاجار مصادف با قرن نوزدهم میلادی دوباره حیات پیدا کرد. این مسئله را باید به این شکل دید که موسیقی ایران و آذربایجان یک تنه واحد بوده که در ایران و قره‌باغ آذربایجان به شکل‌های مختلف «بازکلاسیک‌سازی» شده؛ یعنی دوباره مدون شده است. به یک شکل در دربار قاجار و به شکلی دیگر در قره‌باغ آذربایجان این بازکلاسیک‌سازی صورت گرفته است. طبیعتاً چون تنه واحد بوده، مقام‌ها، دستگاه‌ها و ملودی‌های مشترک فراوان بین این دو موسیقی وجود دارد. خود آذربایجانی‌ها به‌خصوص فریدون شوشینسکی در کتاب «تاریخ موسیقی آذربایجان» تأکید دارد که در طی مدون شدن موسیقی در قره‌باغ، موسیقی‌دان‌های آذربایجانِ ایران دائم به باکو و قره‌باغ دعوت می‌شدند و در محافل آنها شرکت می‌کردند. طبیعتاً آنها هم با خود چیزهایی به آنجا می‌بردند و هم در بازگشت با خودشان چیزهایی می‌آورده‌اند. یعنی یک مراوده و تعامل بین این دو مرکز مهم مدون کردن موسیقی، علاوه بر آن واقعیت که دو موسیقی از تنه واحدی بوده‌اند، هم وجود داشته است. قره‌باغ آذربایجان و تهران ایران در دوره قاجاریه، دو مرکز برای مدون کردن بازمانده موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌اند که از اواخر دوره صفوی دچار افول می‌شوند. این دو مرکز به دو شکل مختلف، این بازمانده موسیقی کلاسیک را بازکلاسیک سازی و مدون می‌کنند و به همین دلیل مشترکات زیادی دارند بنابراین هیچ صحبتی از سرقت نباید مطرح شود. این صحبت‌ها کاملاً غیر علمی و غیر منطقی است.   چرا عده‌ای به یک کنسرواتوار در باکو استناد می‌کنند و از کتاب‌هایی یاد می‌کنند که ظاهراً قدمتشان مربوط به بیش از یک قرن پیش هستند و در دانشگاه‌های آذربایجان به آنها رجوع می‌شود درحالیکه ما چنین کتاب‌هایی را با این قدمت در اختیار نداریم؟ من در آذربایجان بوده‌ام و می‌دانم که این دروس به‌صورت کاملاً شفاهی تدریس می‌شوند، مخصوصاً برای آواز که اصلاً چیز مکتوبی وجود ندارد. اتفاقاً آن‌قدری که در ایران منبع مکتوب وجود دارد، در کشورهای همسایه و هم‌فرهنگ ما وجود ندارد. آنها یک مقدار تکنیک‌های آموزش سازها را از تکنیک‌های غربی گرفته‌اند و بر اساس آنها آموزش می‌دهند اما وقتی که صحبت از محتوای مقام‌ها می‌شود، همه‌چیز شفاهی است و من ندیده‌ام که آنها از روی نت بزنند. ما در ایران به صحبت‌های استادانی همچون آقای دوامی رجوع می‌کنیم و سند مکتوبی برای توضیح درباره ردیف موسیقی ایرانی وجود ندارد. کتاب‌ها معمولاً در آموزش تأثیری ندارند. این موارد مبانی تئوریک هستند و در آموزش عملی تأثیری ندارند. در حوزه آموزش عملی در ایران کتاب‌هایی که به چاپ رسید و ردیف‌های مختلفی که مکتوب شد، یک سیستم دیگر را پدید آورد اما در آذربایجان اصلاً چیزی به نام ردیف، به این شکلی که ما از آن صحبت می‌کنیم، وجود ندارد. اخیراً تحت تأثیر موسیقی ایران، «مالک منصوراف» مجموعه‌ای اجرا کرده که درواقع نگرش ردیفی است. این نگرش ردیفی، مدون، استانداردشده و تثبیت‌شده از ایران به آذربایجان رفته است؛ نگرشی که تا دیروز وجود نداشت و مالک منصوراف به تأسی از ایرانی‌ها چنین کاری کرده است. امروزه در کتابخانه های کشورهای غربی آثار مکتوب متعددی از موسیقی های قرن‌های گذشته میلادی پیدا می‌شود اما چنین آثاری در مورد موسیقی ایرانی وجود ندارد. چرا؟ تفاوت بنیادین، تنها بین ما و اروپا نیست بلکه بین اروپا و تمام دنیاست. ما در این موضوع منحصربه‌فرد نیستیم که بخواهیم فقط خودمان را با اروپا مقایسه کنیم. هیچ فرهنگ دیگری به اندازه اروپا، تاریخ موسیقی مدون و مستند ندارد و نمی‌تواند هم داشته باشد چون نگرشی متفاوتی به موسیقی داشته است. اروپایی‌ها از قرن نهم میلادی، سندهای مکتوب از موسیقی خود دارند و ما می‌توانیم آنها را اجرا کنیم. حالا بعضی از فرهنگ‌ها مانند فرهنگ عثمانی، یک سری اسناد مکتوب از قرن هفدهم میلادی دارند که آنها را هم کسانی مثل کانتمیر که مولداو بوده یا بوبوفسکی که لهستانی‌الاصل بوده، به نت درآورده‌اند. آنها بعداً سیستم‌های نت‌نگاری هم اختراع کردند و بعضی از آثار موسیقایی مربوط به آن زمان را به نت درآوردند. به همین دلیل ما می‌توانیم آثار قرن هفدهم عثمانی را اجرا کنیم ولی در جاهای دیگر حقیقتاً چنین چیزی وجود ندارد یا به‌ندرت دیده می‌شود. مثلاً یک سری نت‌ها در کتاب‌های عبدالقادر یا کتاب صفی‌الدین ارموی داریم که برای آموزش نوشته شده است. ما این منابع را به‌صورت پراکنده داریم ولی مورد مشابه اروپا در هیچ کجای دنیا دیده نمی‌شود.   ]]> هنرورسانه Mon, 13 Feb 2017 06:05:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245241/خط-نت-ثبت-دقیق-موسیقی-ایرانی-ناتوان ​بوطیقای گسست در مجله سینما و ادبیات http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245080/بوطیقای-گسست-مجله-سینما-ادبیات به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شماره ۵۷ و ۵۸ مجله سینما و ادبیات منتشر شد.   بخش کتاب این شماره پرونده‌ای درباره کتاب «بوطیقای گسست، سینمای اصغر فرهادی» را در خود جای‌داده است. نوید پورمحمدرضا در بخش ابتدایی این پرونده گفت‌وگویی با عنوان زندگی روی گسل‌ها با مازیار اسلامی انجام داده است. سارا دهقان در ادامه یادداشتی بر کتاب «بوطیقای گسست، سینمای اصغر فرهادی» نوشته است. بوطیقای گسست، چگونه کار می‌کند، عنوان قسمت بعدی این پرونده است.   گفت‌وگوی حسن میرعابدینی با محمدرضا گودرزی، نقدی بر رمان «چه کسی بود صدا زد بنجی» نوشته: محمدرضا گودرزی، گربه‌های مدرسه اخوت و شیوا مقانلو و نگاهی به کتاب «ونگ کار_ وای: مجموعه مقالات» دیگر عناوینی است که در بخش نقد کتاب شماره ۵۷ و ۵۸ مجله سینما و ادبیات آمده است.   در بخش شعر و داستان، چهار شعر از رنه شار، خم رود، خانه عروسک و چگونه از سه نقطه استفاده کنیم، آمده است.   بخش ادبیات این شماره، قسمت‌های چون طبقه‌ها فروریختند، بازنمایی طبقات اجتماعی در ادبیات داستانی در نشست پروین سلاجقه، شیوا ارسطویی، امین حسینیون، آیینه رمان و جامعه، حاشیه‌ای بر رئالیسم سوسیالیستی، ظهور و افول دهقانان در ادبیات داستانی معاصر و ... را در بر می‌گیرد. گفت‌وگو با ماری تریز عبدالمسیح در بخش رمان عربی و دانلد ترامپ از چشم رمان‌نویس در بخش هیروگلیف عناوین جذاب دیگری هستند که در این شماره آمده‌اند.   در بخش مطالب آزاد، سینما و رمان نوشته مانوئل پوئینگ با ترجمه عبدالله کوثری آمده است.   بخش سینمای جهان این شماره هم پرونده‌ای درباره ژان لوک گدار را در خود جای‌داده است. زندگی و آثار گدار با نگاهی به گوشه‌های تاریخ سینمای فرانسه، گفت‌وگوی گاوین اسمیت با ژان لوک گدار، سیاست گدار پیش از دوره فیلم‌های سیاسی‌اش، الاهیات تصویر و تاریخ‌های سینما، گفت و گی ژان لوک گدار و مارک دوراس، واکاوی آنتاگونیسم با نگاهی به فیلم تحقیر و ... بخش‌های مختلف این پرونده را تشکیل می‌دهد.   شماره ۵۷ و ۵۸ مجله سینما و ادبیات با صاحب‌امتیازی و مدیریت مسئول همایون خسروی دهکردی و سردبیری نیلوفر نیاورانی به بهای ۹ هزار تومان روانه بازار نشر شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 12 Feb 2017 11:03:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245080/بوطیقای-گسست-مجله-سینما-ادبیات ​خنده بر ویرانه‌های قرون‌وسطی در قواعد بازی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245079/خنده-ویرانه-های-قرون-وسطی-قواعد-بازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه قواعد بازی نوشته لوئیجی پیراندللو به‌تازگی روانه بازار کتاب شده است. پیراندللو  در سال 1867 در سیسیل ایتالیا متولد شد. مدت‌ها استاد سبک‌شناسی دانشگاه رم بود اما تا بعد از جنگ جهانی اول شهرتی کسب نکرده بود اما به یک‌باره با نوشتن نمایشنامه » شش کاراکتر در جست‌وجوی یک نویسنده» آوازه‌ای جهانی پیدا کرد. هرچند در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمد اما به دلیل زندگی در محلی که هر کس باید از حقوق خودش دفاع می‌کرد، تحت تأثیر بی‌عدالتی‌ها و ستم‌ها قرار گرفت و متأثر از ورشکستگی پدر تاجرش و همین‌طور پرستاری از همسری که به اختلال روانی دچار بود، زندگی سختی داشت. امروزه از پیراندللو به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین نمایشنامه نویسان قرن بیستم یاد می‌شود. درد مطبوع، عشق بدون دل‌بستگی، سفیدی‌ها و سیاهی‌ها، مسخره مرگ و زندگی، نوبت، زمان، زن مطرود، هانری چهارم، بیست داستان ازجمله دیگر آثار این نویسنده ایتالیایی به‌حساب می‌آید. او در سال 1934 موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شد. پیراندللو دو سال بعد یعنی  در سال 1936 درگذشت.   لوئیجی پیراندللو نمایشنامه «قواعد بازی» را در سال 1918 نوشت. این نمایشنامه درباره مردمی است که به دنبال خواسته‌های خود هستند و برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند اما درنهایت تجسد خشونت بر این امیال آن‌ها را از پای درمی‌آورد. خشونت موجود در این اثر قدرتی است که با حفظ حیات سوژه استمرار می‌یابد. هدف این قدرت اداره و کنترل دقیق زندگی است و فقط از این راه موجودیت پیدا می‌کند. این نمایشنامه دوزخی از خشونت ناب است. مترجم نمایشنامه، کامران برادران، در صفحه ۹۴ کتاب می‌نویسد: «لئونه تجسد این خشونت ناب است؛ او زیر بار دوئل نمی‌رود؛ گوییدو را روانه مذبح می‌کند و درنهایت این را مجازاتی درخور سیلیا و اعمالش می‌بیند؛ ما وقتی از خشونت حرف می‌زنیم باید این پرسش مارکس را مطرح کنیم که در این میانه چه کسی مد نظر ماست. مارکس می‌پرسید پیشرفت، بله، اما برای چه کسی؟ حال باید پرسید سوژه خشونتی که در قواعد بازی اعمال می‌شود کیست؟ این خشونت ناب چه سویه‌هایی دارد و در چه بستری معنا می‌یابد؟»   لئونه گالا، سیلیا گالا (همسر لئونه)، گوییدو ونانزی (دلارام سیلیا)، دکتر اسپیگا، بارلی، فیلیپ با نام مستعار سقراط (پیشخدمت لئونه)، مازکی میگلیوریتی، کلارا (پیشخدمت سیلیا)، سه جوان سرخوش (عیاشان شهر)، تنی از مستاجران طبقات بالا و پایین در ساختمان سیلیا شخصیت‌های این نمایشنامه هستند که در زمان حاضر در هر شهری از ایتالیا زندگی می‌کنند.   این شخصیت‌ها در برابر لئو حرکت می‌کنند، سیلیا می‌خواهد انتقام بگیرد و گوییدو به دنبال دلربایی معشوق است. دکتر اسپیگا در جست‌وجوی پوشیدن لباسی برای دوئل است و فیلیپ دچار وسواسی عجیب برای آشپزی و انجام دیگر امور است. واکنش همیشگی لئونه به تل ویرانه‌های قرون‌وسطایی خنده است.   در صفحه 77 این نمایشنامه می‌خوانید:   «لئونه: خدا روشکر که رفتن. واقعاً دیگه تحملشون رو نداشتم.   سیلیا: من هم می‌رم.   لئونه: نه، آگه دوست داری بمون. به این شرط که درباره این قضیه باهام حرف نزنی.   سیلیا: ممکن نیست. تازه آگه گوییدو بیاد، که احتمالاً هرلحظه سر می‌رسه، دیگه از شرم خلاص نمی‌شی. (لئونه خنده‌ای سر می‌دهد، بلند و طولانی.)   سیلیا: (خنده لئونه به‌شدت او را می‌آزارد) نخند. نخند!   لئونه: می‌خندم چون واقعاً داره به هم خوش می‌گذره. نمی‌دونی چقدر حال می‌کنم وقتی می‌بینم این‌جوری از این  رو به اون رو می‌شی.   سیلیا: (چیزی نمانده بزند زیر گریه.) ولی این به نظرت طبیعی نماید؟   لئونه: چرا، برای همینه که دارم لذت می‌برم: چون خیلی طبیعی هستی! ...»   نخستین چاپ نمایشنامه سه پرده‌ای قواعد بازی نوشته لوئیجی پیراندللو با ترجمه کامران برادران در ۱۰۲ صفحه و ۱۰۰۰ نسخه در سال ۱۳۹۵ به بهای ۹۵۰۰ تومان از سوی نشر چترنگ روانه بازار کتاب شده است.     ]]> هنرورسانه Sun, 12 Feb 2017 11:01:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/245079/خنده-ویرانه-های-قرون-وسطی-قواعد-بازی دغدغه اصلی من در کارهایم رنج‌های مردم در زندگی اجتماعی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245148/دغدغه-اصلی-کارهایم-رنج-های-مردم-زندگی-اجتماعی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- یوریک کریم مسیحی می‌خواست سینماگر شود، اما نشد و دنباله‌یآن علاقه را در عکس پی می‌گیرد در نوشتن جستار‌هایی بر عکس‌های معروف جهان و تا کنون آثار متعددی را در این زمینه منتشر کرده است. تازه‌ترین کتاب او «نگاهم کن! خیالم کن!» را نشر بیدگل منتظر کرده است. با کریم مسیحی، درباره‌ی این اثر صحبت کردم او می‌گوید «پرداختن به سویه‌ها و لایه‌هایی در عکس برایم شخصی به شمار می‌آیند نظر‌گاه شخصی‌ برایم مهم‌تر است تا اینکه بخواهم نقد بنویسم.  نوع آشنای نقدنویسی را من در کتاب «عکس و دیدن عکس» مورد بحث قرار داده‌ام و به‌صورت فصلی کامل با دو نمونه در دو گرایش، یعنی نقد کلاسیک و نقد مدرن مطرح کرده‌ام. سعی کردم مطالب کتاب جدیدم متفاوت از آثار قبلی‌ام باشد و مطالبی باشند که فقط خودم می‌توانم بنویسم.»   آیا «نگاهم کن! خیالم کن!» ادامه اثر قبلی شماست یا کتابی در مسیری مجزا و مستقل است ؟ کتاب «نگاهم کن! خیالم کن!» ادامه کتاب قبلی من است، یعنی «در جهت عکس»، و در همان فرم به شمار می‌آید. در مقدمه کتاب «در جهت عکس» در مورد چیستیِ نوشته‌ها، توضیح داده‌ام و گفته‌ام نقد، یادداشت یا مقاله است؟! به نظرم همان جستار واژه مناسبی برای این نوشته‌هاست. علاقه و توجه من به عکس کاملاً جدی است، به‌عنوان ماده‌ای که به‌صورت مستقیم به سینما مربوط است. چون من کارم را از سینما آغاز کردم ولی نتوانستم کارگردان بشوم، به همین دلیل نزدیک‌ترین شاخه به سینما را برای ادامه کارم انتخاب کردم، یعنی عکاسی را. بدیهی است که در عکاسی نیز علایق و دغدغه‌هایی مخصوصی دارم. عکس‌های مورد علاقه‌ام  را انتخاب می‌کنم، درباره جنبه‌هایی از آن‌ها می‌نویسم که توجه‌ام را جلب می‌کنند یا خیال می‌کنم. آیا نوشته‌های شما در «نگاهم کن! خیالم کن!» صرفاً نقدهایی بر عکس‌های مورد علاقه‌تان است؟ راستش را بخواهید معتقد نیستم این نوشته‌‌ها به معنای متعارف،‌ نقد باشند. پرداختن به سویه‌ها و لایه‌هایی در عکس برایم شخصی به شمار می‌آیند نظر‌گاه شخصی‌ برایم مهم‌تر است تا اینکه بخواهم نقد بنویسم.  نوع آشنای نقدنویسی را من در کتاب «عکس و دیدن عکس» مورد بحث قرار داده‌ام و به‌صورت فصلی کامل با دو نمونه در دو گرایش، یعنی نقد کلاسیک و نقد مدرن مطرح کرده‌ام. سعی کردم مطالب کتاب جدیدم متفاوت از آثار قبلی‌ام باشد و مطالبی باشند که فقط خودم می‌توانم بنویسم، این جنبه‌ها برای من خیلی مهم و برجسته‌اند، چون می‌خواهم آن چیزی را که من می‌نویسم، کم‌وبیش انحصاری و شخصی باشد.   معیار شما  برای انتخاب عکس‌ها چیست؟  من علایق‌ام‌ به سینما و ادبیات‌ را  وارد جستارهای‌ام درباره‌ی عکاسی‌ می‌کنم و به آنها ارجاع‌ بسیار می‌دهم. ارجاع‌ها برایم معنا دارند و حالا در نوشته‌هایم آنها را برای دیگران معنا می‌کنم. شاید به همین دلیل است که اول عکس‌ها و بعد جستارهای کتاب «نگاهم کن! خیالم کن!» از این نظر برای خواننده جذابیت و البته ابهام دارد. عکس‌های کتاب به‌طور عمده مربوط به قرن بیستم هستند. چند عکس هم از قرن نوزدهم هست. دغدغه اصلی من زندگی اجتماعی مردمان است، زندگی آنان و رنج‌هایی که در زندگی اجتماعی می‌کشند، و البته کسانی که مسبب این رنج‌ها هستند. این موضوع‌ها مرکز توجه من‌ هستند.  در انتخاب عکس‌ها و نوشتن جستار درباره‌ی آن‌ها محدود به وجه زیبایی‌شناسانه عکاسی است؟ اگر مرکز توجه من صرفاً زیبایی هنر بود، حتماً به آن جنبه می‌پرداختم، اما من نمی‌خواهم دیدگاهم نگاهی رئالیسمِ سوسیالیستی به نظر بیاید. اگر بخواهید چنین اسمی هم روی آن بگذارید من مخالفت نمی‌کنم، ولی نگاه من، نگاهی انحصاری و شخصی به زندگی مردم است. در این زندگی به‌طور عمده، رنج مردم بیش‌تر نظرم را می‌گیرد و توجهم را جلب می‌کند.   چرا فقط رنج‌ها را روایت می‌کنید؟ من از کنار مردم شاد می‌توانم بگذرم چون می‌بینم شاد هستند، اما رنج مردم را به خودم مربوط می‌دانم، پس می‌مانم. سعی می‌کنم چیزی بنویسم و نگاهم را به‌گونه‌ای توصیف کنم تا از این طریق شاید دیگران هم به زندگی آدم‌ها توجه کنند. از رهگذر این اقدام حتی به زندگی خودشان هم توجه کنند. من  در کتاب  «اول شخص مفرد» از دید اشیا، مثلاً یک لیوان، قصه نوشته‌ام. اما قصه‌ای که از نگاه یک لیوان نوشته‌ام از منظر زندگی اجتماعی آدم‌هاست. البته جلد دوم این کتاب به نام «دومین اول شخص مفرد» چند ماه دیگر منتشر می‌شود که آن‌جا هم باز زندگی اجتماعی آدم‌ها را از دید اشیا بررسی کرده‌ام. در این کتاب داستانی از نگاه یک دستمال روایت می‌شود. هرچند دستمال به‌عنوان شی به میان می‌آید ولی دغدغه‌ای اجتماعی دارد. به همین خاطر زندگی اجتماعی آن‌ها با تمام زشتی‌ها و زیبایی‌ها، خیانت‌ها، فداکاری‌ها و دیگر جنبه‌ها مورد نظرم هست.  با توجه به تاکید شما به رنج، نگران متهم شدن  به سیاه‌نمایی نیستید؟  هیچ‌کدام از منتقدان نمی‌توانند بگویند موارد مطرح‌شده در کتاب، دروغ است یا وجود ندارد. فقط می‌توانند بگویند چرا سیاهی‌ها را نشان می‌دهید و به سفیدی‌ها نمی‌پردازید؟ من قدرت «گفتن از سفیدی‌ها» را ندارم و سرمایه «گفتن از سفیدی‌ها» در دست کسانی است که در حال نشان دادن سفیدی‌ها هستند و متأسفانه به ساده‌لوحانه‌ترین و غلو شده‌ترین شکل هم این کار را می‌کنند. ]]> هنرورسانه Sun, 12 Feb 2017 07:30:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245148/دغدغه-اصلی-کارهایم-رنج-های-مردم-زندگی-اجتماعی اهمیت کتاب هیچکاک به روایت هیچکاک، به مطالب دست‌ اول آن است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245149/اهمیت-کتاب-هیچکاک-روایت-مطالب-دست-اول خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با ترجمه حسین کربلایی طاهر (شاهین) از سوی نشر ققنوس روانه بازار کتاب شده است. نویسنده در این کتاب بخش‌های جذابی از زندگی حرفه‌ای و شخصی این کارگردان مطرح را روایت کرده است. با مترجم کتاب درباره‌‌ی این  گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید در  کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک»، اسناد  و مطالب منتشر نشده‌ای برای نخستین‌بار ارائه شده است و یکی از دلائل  تمایز این اثر درباره‌ی هیچکاک با دیگر کتاب‌ها همین است.     تفاوت کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با دیگر کتاب‌ها درباره این کارگردان چیست؟ همان‌طور که می‌دانید تاکنون کتاب‌های زیادی درباره هیچکاک نوشته شده است. اما شاید مهم‌ترین تفاوت کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با دیگر کتاب‌ها درباره این شخصیت بزرگ سینمای این باشد که اثر حاضر جدیدترین کتابی محسوب می‌شود که در مورد هیچکاک در دنیا منتشر شده است. اگر نام این کتاب را در اینترنت جست‌وجو کنید، تاریخ انتشار آن به سال 2015 برمی‌گردد و این کتاب درواقع به‌روزترین منبع در مورد هیچکاک به‌حساب می‌آید.  چرا این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردید ؟ من شخصاً به هیچکاک علاقه زیادی دارم و کار بر روی آثار منتشر شده درباره او از علاقه‌مندی‌های من است؛ اما ترجمه این کتاب توسط ناشر سفارش داده شد. من هم با توجه به اینکه عاشق سینما و مخصوصاً هیچکاک هستم با جان‌ودل این کتاب را خواندم و از آن آموختم. دیدم کتاب خوبی است و هم‌وطنانم می‌توانند از این منبع استفاده کنند و به همین دلیل کتاب را ترجمه کردم.از طرفی «هیچکاک به روایت هیچکاک» جدیدترین کتاب درباره‌ی این سینماگر است. این کتاب با فاصله‌ی ‌زمانی  کوتاهی  پس از پخش در کتاب‌فروشی‌های غرب به کتاب‌فروشی‌های ایران رسیده است و اگر شما اکنون به کتاب‌فروشی‌های آمریکا و اروپا بروید، این کتاب را خواهید دید. مطلب بعدی که این کتاب را متمایز می‌کند، محتوای کتاب است.  درباره محتوای اثر بیش‌تر توضیح دهید. مؤلف کتاب قبلاً در دهه  نود میلادی یک کتاب دیگر در مورد هیچکاک تألیف کرده بود و در آن کتاب از منابع مختلف، مطالب گوناگونی را در ارتباط با هیچکاک جمع کرده و ارائه داده بود. او در سال 2015 «هیچکاک به روایت هیچکاک» را منتشر می‌کند. نویسنده کتاب  با کمک  دختر هیچکاک به منابع جدیدی ازجمله نامه‌ها، مقاله‌ها و داستان‌های  منتشر نشده از  هیچکاک  دست پیدا می‌کند. مؤلف، مطالب جدیدی را جمع کرده و در کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» ارائه داده است. کتاب حاوی گفت‌وگوها، مقالات، داستان‌های کوتاه نوشته هیچکاک است. جالب این‌که هیچکاک قبل از اینکه فیلم‌ساز شود، داستان‌نویس بود و داستان کوتاه می‌نوشت.   با مروری در فهرست کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» با فصلی به نام زنان روبه‌رو می‌شویم. به نظر می‌رسد که موضوع زنان به‌تنهایی برای هیچکاک تا آن اندازه جذاب و مهم بوده که در تازه‌ترین اثر مکتوب درباره این کارگردان، فصلی به این موضوع اختصاص داده شده است.  بخشی از کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» در مورد زنان کارگردان است؛ یعنی نقش زنان پشت دوربین. این موضوع که جایگاه زنان در پشت دوربین کجاست؟ یکی از مسائلی است که سینما از بعد از پیدایش با آن دست‌به‌گریبان بوده است . جایگاه زنان جلوی دوربین خیلی زود تعریف شد، به دین‌صورت که تئاتر وجود داشت و در نمایش‌نامه‌ها، نقش‌هایی بود که باید توسط یک زن بازی می‌شد اما پشت دوربین از همان ابتدا در تاریخ سینما، مسئله بود. این مسئله هم تنها مختص به دنیای شرق نبوده و دنیای غرب هنوز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. همین حالا گروه‌های مختلف در صنف کارگردانان آمریکا برای احقاق حقوق زنان کارگردان فعالیت می‌کنند. در کتاب «هیچکاک به روایت هیچکاک» بخشی که مربوط به زنان است، یک مصاحبه بسیار جالب دارد که من خوانندگان محترم را دعوت و تشویق می‌کنم حتماً این بخش را بخوانند. یک مصاحبه‌گر از دو کارگردان سؤال کرده که یکی از آنها هیچکاک است و از آنها پرسیده آیا کارگردانی می‌تواند شغل زنانه‌ای باشد؟ این دو کارگردان نظرات جالبی در پاسخ به این پرسش ارائه داده‌اند. فکر می‌کنم نظر هیچکاک خیلی جالب است که ما چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، نظر اوست و بنده به‌عنوان مترجم موظف بودم نظرات را عیناً منعکس کنم. دلیل اهمیت آلفرد  هیچکاک در سینمای جهان چیست؟ هیچکاک استاد اعظم است؛ شماری از فیلم‌سازان معاصر جهان  به این مساله اذعان کرده‌اند. صرف‌نظر از این‌که مخاطب‌ها سواد سینمایی داشته باشند یا نه بسیاری از فیلم‌سازانی که مردم امروزه فیلم‌های آنها را می‌بینند و لذت می‌برند وامدار بسیاری از تجربه‌های سینمایی  هیچکاک هستند. هیچکاک علاوه بر فیلم‌هایش به‌واسطه برنامه‌های تلویزیونی، میهمان ناخوانده جمع‌های خانوادگی بود. بخشی از این برنامه‌های تلویزیونی چند سال پیش از تلویزیون ایران هم پخش ‌شد. بنابراین هیچکاک اصلاً فرد نا آشنایی با عموم مردم نیست. مطمئن هستم که مردم شریف ایران هم مثل بقیه مردم دنیا دوست دارند درباره این پدیده سینمایی بدانند و امیدوارم که از دانستن بیش‌تر از این پدیده سینمایی، لذت بیش‌تر ببرند.   ]]> هنرورسانه Sat, 11 Feb 2017 07:16:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245149/اهمیت-کتاب-هیچکاک-روایت-مطالب-دست-اول پاریس، برلین و بارسلون در شکل‌گیری معماری غرب تاثیر گذارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245061/پاریس-برلین-بارسلون-شکل-گیری-معماری-غرب-تاثیر-گذارند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: دو استاد خراسانی در رشته معماری در دانشگاه تهران سال گذشته کتابی با عنوان نظریه مدرنیته در معماری تألیف کردند که مورد توجه کارشناسان رشته معماری قرار گرفت. دکتر حامد کامل‌نیا و دکتر سعید حقیر از مدت‌ها قبل تصمیم به تألیف کتابی متفاوت در زمینه معماری گرفتند اما چون می‌خواستند داده‌های اثر را از طریق مشاهده بدون واسطه و از راه سفر به شهرهای مهم جهان به‌دست آورند، به زمان طولانی احتیاج داشتند. به نظر می‌رسد این کتاب آغازین جلد از یک مجموعه پنج جلدی در زمینه معماری مدرن است و باید به‌زودی شاهد انتشار کتاب‌های بعدی این مجموعه باشیم. با توجه به اهمیت و جذابیت این کتاب، با دکتر حامد کامل‌نیا گفت‌وگویی انجام داده‌ایم و از او درباره این کتاب و جلدهای بعدی مجموعه معماری معاصر سؤالاتی پرسیده‌ایم که شرح آن در ادامه آمده است: آقای کامل‌نیا، نام شما و آقای دکتر حقیر روی جلد کتاب نوشته شده است. هر یک از شما تالیف کدام یک از بخش‌های کتاب را انجام داده‌اید؟ دکتر حقیر نویسنده اول این کتاب هستند و بیشتر بارِ این کتاب بر دوش ایشان بود. من هم کنارشان بودم. شاید بتوانم بگویم اصل شکل‌گیری ایده و کاری که انجام شد مربوط به دکتر آقای حقیر بوده است. ایشان سال‌هاست در دانشگاه تهران همین درس معماری معاصر را ارائه می‌دهند. درباره محتوای کتابتان هم برایمان بگویید. بخش اول کتاب، بیشتر دیدگاه‌ها یا نظریه‌هایی مخصوصاً از سال 1500 میلادی را مدنظر قرار می‌دهد که در شکل‌گیری اندیشه‌های دوران معاصر تاثیرگذار بوده است. بالطبع نگاه ما این بوده که ریشه‌ها یا نحوه شکل‌گیری معماری این دوران را که متأثر از حوزه‌های دیگر است، بررسی کنیم. به همین دلیل سعی کردیم که آنجا کمی درباره مبانی صحبت کنیم. مثلاً بحث نقد و قوه انتقادی، نظریه‌های انتقادی جدیدی را مطرح می‌کند که ما بازهم تأثیرش را در معماری می‌بینیم. وقتی که صحبت از انتقادگرایی در اندیشه می‌کنیم، باید توجه داشتیم که بعد تأثیر آن را چطور در معماری عصر حاضر می‌بینیم. آن چه در این کتاب بیشتر مورد توجه است، همین مسئله است. یعنی ما در این کتاب سعی کرده‌ایم مطرح کنیم که با توجه به تحولات دنیای غرب، در کشور خودمان چه موضوعاتی باعث شکل‌گیری معماری می‌شود؟ به نظر خود شما تفاوت کتاب نظریه مدرنیته در معماری معاصر با دیگر کتاب‌هایی که در این حوزه نوشته شده است، چیست؟ این کتاب تفاوت بنیادینی با نمونه‌های مشابه خود دارد. ما سعی کردیم تجربه‌های خود را از مواجهه با ساختمان‌ها مطرح کنیم. تلاش کردیم با سفرهایی که داشتیم، بازدید از ساختمان‌ها، بناها یا فضاهایی که در این کتاب به آن اشاره شده و با توجه به برداشت‌های مختلفی که از کتاب می‌شود، مقداری عمیق‌تر به مسائل نگاه کنیم. به نظر من اغلب کتاب‌های نوشته شده در این حوزه بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای تالیف شده اما ما سعی کردیم روی مطالعات میدانی تمرکز کنیم. من و دکتر حقیر این درس را در دانشکده‌های معماری تدریس می‌کنیم. شاید بخش‌هایی از این کتاب برگرفته از تجربه‌های معماری معاصر است که ما در این سال‌ها به دست آورده‌ایم. آنجا توضیح می‌دهیم که چطور اندیشه‌ها یا نگاه‌های مختلف بر معماری تأثیر می‌گذارند. وقتی بر یک دیدگاه فلسفی تأکید داریم و مثلاً در مورد فلسفه روشنگری صحبت می‌کنیم، می‌خواهیم بگوییم که این مورد چگونه در معماری نمود پیدا می‌کند؟ وقتی از اخلاق در معماری حرف می‌زنیم، نمود آن در چه ساختمانی و در کجاست و چه ویژگی‌هایی را مدنظر قرار می‌دهد؟ وقتی در مورد رمانتیسم در ادبیات صحبت می‌کنیم، در کجای معماری خودش را نشان داده است؟ وقتی در نقاشی، در سینما و در موضوعات مختلف هنری شکل پیدا کرده، حالا ما اثر آن را در معماری چطور می‌توانیم بررسی کنیم و چه ساختمان‌هایی در کجا به این موضوع توجه کرده‌اند؟ ظاهرا قرار است این کتاب اولین جلد از یک مجموعه چند جلدی باشد؟ بله. درست است. ما در نظر داریم یک مجموعه سه یا پنج جلدی عرضه کنیم و در آن بیشتر به ساختارها و ریشه‌هایی بپردازیم که موجب شکل‌گیری معماری عصر حاضر ما شده‌اند. نگاه ویژه‌ای هم به کشورهای در حال‌توسعه و کشورهای اسلامی داریم که خاستگاه شکل‌گیری معماری دوران ما بوده‌اند. به این مسئله توجه داریم که چطور بخش‌های مختلف مثل فلسفه، سیاست و اقتصاد بر معماری تأثیر می‌گذارند یا برعکس. این اولین بخش از آن مجموعه است که بیشتر به ریشه‌های شکل‌گیری مدرنیته و تأثیرش بر معماری امروز دنیا می‌پردازد. سعی کردیم در ابعاد مختلف به این موضوع نگاه کنیم؛ از منظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، متون ادبی و ... موضوع را بررسی کردیم تا در عین حال تأثیر آن را مخصوصاً در تاریخ معاصر ببینیم. جلدهای بعدی این مجموعه اکنون چه وضعیتی دارند؟ در حال حاضر روی جلدهای بعدی کتاب کار می‌کنیم. جلد دوم این مجموعه مربوط به تأثیر دنیای مدرن یا نظریه‌های مدرنیته بر معماری معاصرِ کشورمان تا قبل از انقلاب اسلامی است. کار این کتاب تقریباً تمام شده و سعی می‌کنیم اثر به نمایشگاه کتاب برسد. این کتاب در حال سپری کردن مراحل ویراستاری است و «نظریه مدرنیته در معماری معاصر» نام دارد. ما در این کتاب، معماری در ایران را تا انقلاب اسلامی بررسی کرده‌ایم. یک جلد دیگر هم در مورد معماری معاصر و دیدگاه‌های نظریه معاصر بر شکل‌گیری معماری بعد از انقلاب اسلامی تا امروز داریم. در یک مجلد هم می‌خواهیم نگاه ویژه‌ای به کشورهای در حال‌توسعه داشته باشیم. قصد داریم معماری کشورهایی مثل هندوستان، کشورهای آسیای میانه و کشورهایی که کمتر شناخته‌شده هستند مدنظر قرار بدهیم و روی آنها هم مطالبی در همین ساختار مطرح کنیم آقای کامل‌نیا، شما قبل از این کتاب در زمینه تالیف فعالیت داشته‌اید؟ بله. من یک کتاب دیگر درباره معماری معاصر دارم که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. شما گفتید در تالیف این کتاب تلاش کردید مطالعات‌ خود را فقط محدود به منابع کتابخانه‌ای نکنید و به شهرهای مهم معماری در دنیا هم سفر کنید. بله. کاملا درست است. به نظر من سه شهر در دنیا بر شکل‌گیری معماری معاصر به‌ویژه معماری غرب تأثیرگذار بوده‌اند که پاریس، برلین و بارسلون هستند. ما سعی کرده‌ایم حتماً این مساله را مدنظر قرار دهیم تا مصداق‌هایی را که انتخاب می‌کنیم یا ساختمان‌هایی که اساس این پازل و شکل‌دهنده دوره معماری هستند، در این شهرها ببینیم. علاوه بر این، چه در حوزه شهرسازی و چه در حوزه معماری شهرهایی را که خاستگاه مدرنیته بودند و تک بناهایی که مورد اهمیت هستند، دیده‌ایم. در کتاب «نظریه‌های مدرنته در معماری» وقتی درباره تأثیر مدرنیته بر شهرسازی یک شهر مانند سن‌پترزبورگ صحبت می‌کنیم، سعی کرده‌ایم که آن شهر را ببینیم و دیدگاهی را که درباره این نوع شهرسازی است، بررسی کنیم. وقتی درباره شهرسازی پاریس حرف می‌زنیم، کمی حالت تجربی هم پیدا کرده است. یعنی ما مصداق‌هایی که در منابع مختلف درباره آنها صحبت شده و همچنین تجربه شخصی و برداشت‌های خود از این شکل‌گیری فضایی را هم در کتاب دخالت داده‌ایم. ما سعی کرده‌ایم ساختمانی که درباره آن حرف می‌زنیم را از نزدیک ببینیم و با ابعادش آشنا شویم و خودمان را در آن موقعیت قرار دهیم تا نقد و تصویرسازی بهتری از آن بنا در کتاب داشته باشیم. صرفاً با تصاویر و متون، این کتاب را تدوین نکرده‌ایم. ]]> هنرورسانه Wed, 08 Feb 2017 07:30:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245061/پاریس-برلین-بارسلون-شکل-گیری-معماری-غرب-تاثیر-گذارند «تئوری کمپوزیسیون معاصر» به موسیقی نیمه دوم قرن بیستم پرداخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245074/تئوری-کمپوزیسیون-معاصر-موسیقی-نیمه-دوم-قرن-بیستم-پرداخته خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نشر هم آواز در سال گذشته کتابی به قلم یوری نیکلایویچ خولوپوف، آ.س. سوکولفّ، ت. س. کورگیان، و. س. سِنُوا و ... را با ترجمه مسعود ابراهیمی روانه بازار کرد که «تئوری کمپوزیسیون معاصر» نام داشت. این کتاب با یک لوح فشرده حاوی بخش‌هایی از کتاب به صورت صوتی بود. این اثر در جشنواره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان اثر شایسته تقدیر برگزیده شد. ابراهیمی که مدرک کارشناسی ارشدش را در دو گرایش معلمی موسیقی و آهنگسازی از دانشگاه فرهنگ و هنر کیف گرفته قطعه‌ای را با نام زمین بر اساس موتیف‌هایی از شعر زمین احمد شاملو به‌عنوان پایان‌نامه‌اش ارائه داده و تاکنون کتاب‌های زیادی را در زمینه ساز تخصصی‌اش پیانو و موسیقی غربی روانه بازار کرده است. با او به بهانه انتخاب کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» به‌عنوان اثر شایسته‌تقدیر در جشنواره کتاب سال، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:  لطفاً درباره موضوع کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» که شما ترجمه آن را انجام دادید و در جایزه کتاب سال تقدیر شد، توضیح دهید. در واقع موضوع کتاب به نیمه دوم قرن بیستم مربوط می‌شود. سبک‌ها و تکنیک‌ها هم از نظر زیبایی‌شناختی و هم از لحاظ فلسفی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین تحلیل‌های تئوریک آثار برگزیده را مدنظر قرار داده‌ایم. به‌طور خلاصه تمام جریان‌ها و مکتب‌های موسیقایی که به نیمه دوم قرن بیستم مربوط می‌شوند، در این کتاب از نظر گذرانده شده‌اند. می‌توان گفت این کتاب برای سطح عالی آموزش و برای دوره‌های عالی کنسرواتوار در نظر گرفته‌ شده است. طبیعتاً کسانی که می‌خواهند این کتاب را بخوانند، باید دانش لازم را داشته باشند. این کتاب  نویسنده‌های زیادی دارد که این تعداد همگی در طی ۳۰ سال تا قبل از چاپ کتاب، مقالات زیادی در مورد موضوعات جداگانه داشته‌اند. این کتاب همه دستاوردهای تئوریک این ۱۵ تن را به‌صورت چکیده و خلاصه گرفته و به شکل سامان‌مند جمع کرده است.   با توجه به اینکه ما در کشورمان هنوز در زمینه نغمه‌نگاری به شیوه‌ای عمومی و مورد تأیید از سوی همه فعالان عرصه هنر موسیقی دست نیافته‌ایم، فکر می‌کنید کتابی که شما تألیف کرده‌اید تا چه اندازه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؟ در ابتدا باید بگویم که گاهی ممکن است یک آهنگساز برای یک فاصله، علامت خاصی را ابداع کرده باشد که هنوز عمومیت پیدا نکرده است. البته یک سری از علامت‌های فردی هم امروزه رواج پیدا کرده و عمومی شده‌اند. این شکل از نت‌نگاری که در قرن بیستم خیلی متنوع شد، حتی هنوز در آن‌سوی آب‌ها یکدست نشده است. تعداد زیادی از این نوع نگارش نت در شکل شیوه‌های فردی باقی مانده است و می‌توان گفت بحران یکدست کردن، در خارج از ایران هم وجود دارد. در حال حاضر خیلی از تئوریسین‌های غیر ایرانی در تلاش هستند که سیستم یکسانی را پیاده کنند. البته برای علائمی که ما داشته‌ایم مثل یک چهارم و یک هشتم پرده، یک سری علامت تثبیت‌شده در کل جهان وجود دارد. بیشتر آثار مکتوب در موسیقی به حوزه موسیقی «تُنال» مربوط است؛ نوعی از موسیقی که تا اوایل قرن بیستم مرسوم بوده است. در قرن بیستم تحولات زیادی صورت گرفت و سیستم‌های قبلی به هم‌ریخت و سبک‌ها و نظریه‌های جدیدی آمد. اتفاقاً خیلی از این تکنیک‌های غربی به ملل شرقی برمی‌گردد. خاستگاه فکری آنها بیشتر برگرفته از موسیقی شرق بوده است. من فکر می‌کنم که این حوزه از موسیقی خیلی بیشتر به ما کمک می‌کند و به درد موسیقی یا موسیقیدان معاصر ما که می‌خواهد به‌نوعی از دستمایه‌های موسیقی ایرانی برای کار به شیوه پردازش غربی استفاده کند، می‌خورد چون دستش بازتر است و این رویه برای او راهگشاتر و همخوان‌تر است. ما در این حوزه، کتاب‌های زیادی نداشته‌ایم.   لطفاً درباره محتوا و فصول مختلف کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» هم برایمان بگویید. کتاب ۶۵۰ صفحه دارد و در ۲۰ فصل تدوین شده است. ۱۰ فصل این کتاب به بحث‌های عمومی‌تری مثل بحث‌های زیباشناختی، تکنیک‌ها و ... می‌پردازد. مثلاً هارمونی در قرن بیستم چه ویژگی‌هایی پیدا می‌کند و برخورد آهنگسازان با ریتم در این قرن چگونه بوده است؟ در کتاب این موارد را خیلی کلی بیان می‌کنیم اما ۱۰ فصل آخر صرفاً به تحلیل‌های فنی و تکنیکی می‌پردازد که از تکنیک موسیقی شروع می‌شود و به ترکیب تاریخی می‌رسد. مثلاً موسیقی طنین‌ها که بیشتر به جنبه طنین، رنگ و ... بیشتر بها می‌دهد، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل‌های بعد، موسیقی تصادفی، فضایی، مینیالیسم، الکتروآکوستیک و جریان‌های دیگری به نام پیچیدگی نو مطرح می‌شوند. تکنیک‌هایی که اصطلاحاً آمیخته یا مختلط هستند و در آن انواع تکنیک‌ها را می‌توانید ببینید. کتاب در نهایت به فرم‌های فردی نو می‌رسد. این موارد کلاً در فصل‌های آخر کتاب علاوه بر اینکه وجه فکری و فلسفی را مطرح می‌کند، چند نمونه بارز از چند آهنگساز مشهور را مورد تحلیل دقیق قرار می‌دهد. در واقع تحلیل فنی و تکنیکی و زیباشناختی مطرح می‌شود. نویسنده‌ها در مقدمه کتاب اشاره می‌کنند و می‌گویند چون جریانانی که در قرن بیستم رخ داده خیلی متنوع و همزمان و گاهی متضاد بوده، دسته‌بندی دقیق برای یک تحلیلگر بسیار سخت است. ممکن است در فصل‌هایی به موضوعات قبل و بعد اشاره شود و این تقاطع در فصل‌ها پیش بیاید.   کارکرد کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر» تئوریک است یا برای موزیسین‌ها استفاده کاربردی هم دارد؟ کتاب حاضر مجموعه‌ای از مهم‌ترین موضوعات تئوری معاصر غرب است. تفاوت اصولی این کتاب با اکثر آثار منتشر شده در حوزه موسیقی، پیش از همه در روش جامع آن است چراکه در این اثر، موسیقی معاصر در تمام ابعاد اساسی موسیقایی-تئوریک مورد بررسی قرار می‌گیرد. ضمناً نه فقط ابعادی که در تئوری سنتی متداول‌تر هستند بلکه آنهایی هم که به وضعیت زیبایی‌شناسی زبانی جدیدتر وابسته هستند در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. موضوع اصلی کتاب، موسیقی نیمه دوم قرن بیستم است. به ویژه موسیقی معاصر که کمتر مورد پژوهش قرار گرفته و بیشتر از همه سؤال‌برانگیز است. این موسیقی نیازمند یک روش گسترده است. به همین دلیل در این کتاب نه فقط موضوعات تئوری موسیقی مثل ژانر، فرم، هارمونی، پلی فونیک و ریتم بلکه مسائل تاریخ موسیقی، کرونولوژی قرن بیستم و زیباشناسی موردبررسی قرار می‌گیرند. فقط به این صورت است که می‌توان مسائل پیچیده و بغرنج موسیقی معاصر را معرفی کرد. در بخشی از متن این کتاب آمده است: «هدف اصلی کتاب، طرح و حل یک سلسله مسائل جدید در موسیقی نوتر قرن‌های بیستم و بیست و یکم است. این هدف نه با شرح مختصر تاریخی در مورد آهنگسازان و نه با بررسی موسیقی آثار جداگانه بلکه با بررسی عمیق آن مسائلی حاصل می‌شود که کمپوزیسیون موسیقی معاصر را به ما معرفی می‌کند. برای تصویر نکات تئوریک کتاب، متریال هایی انتخاب شده‌اند که دیگر درگذر زمان تا حدودی آبدیده گردیده‌اند. این مسئله در وهله نخست شامل حال کلاسیک‌های آوانگارد و پست آوانگارد موسیقی‌های قرن بیستم است که به نظر نویسندگان کتاب باید به‌طور گسترده در عمل آموزشی نمود پیدا کند.» ]]> هنرورسانه Wed, 08 Feb 2017 07:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/245074/تئوری-کمپوزیسیون-معاصر-موسیقی-نیمه-دوم-قرن-بیستم-پرداخته آینده موسیقی ایران از کتاب «تحلیل ردیف» می‌گذرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244983/آینده-موسیقی-ایران-کتاب-تحلیل-ردیف-می-گذرد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو- اواخر سال ۹۴ بود که نشر نی کتابی با عنوان «تحلیل ردیف: بر اساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی» را به قلم استاد داریوش طلایی به چاپ رساند. کتاب مذکور ۵۴۴ داشت و به شکل مصور منتشر شد. مدت زیادی از انتشار چاپ نخست این کتاب نگذشته بود که در اوایل سال ۹۵ کتاب «تحلیل ردیف» با افزودن برخی تصاویر به چاپ دوم رسید و بعد از چندی سومین دوره از این کتاب هم روانه بازار کتاب شد. این کتاب با روشی منحصربه‌فرد یکی از معتبرترین روایت‌های ردیف موسیقی ایرانی و درعین‌حال رایج‌ترین آن‌ها یعنی ردیف میرزا عبدالله را تحلیل و بررسی کرده است. نگاه به ردیف موسیقی دستگاهی ایران به‌عنوان یک زبان موسیقایی خاص و ارائه دستور زبانی کاربردی و البته دقیق از سوی مؤلف از ویژگی‌های متمایزکننده این کتاب در قیاس با دیگر عناوین مشابهی است که تا امروز در عرصه مکتوب موسیقی در ایران به چاپ رسیده است. برای بررسی کتاب «تحلیل ردیف» با استاد داریوش طلایی مدرس، آهنگساز و نویسنده این اثر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:    کتاب «تحلیل ردیف»، از چه موضوعی صحبت می‌کند؟  این کتاب حاصل ۵۰ سال فعالیت هدفمند من درزمینه موسیقی از زمانی که تحصیل درزمینه موسیقی ایرانی را در محضر بهترین استادان این رشته آغاز کردم، است. در هنرستان موسیقی نگرش‌های مختلفی از موسیقی غربی گرفته تا موسیقی ایرانی غربی شده درزمینه موسیقی وجود داشت. من با زوایای مختلفی از موسیقی زندگی کردم، با آن‌ها آشنا بودم و  به‌طور مستمر در برهه‌های مختلف یعنی زمانی که یک نوجوان هنرجو درزمینه موسیقی ایران بودم، در دانشگاه تهران بودم و با مخاطبان بین‌المللی در دانشگاه سوربن فرانسه و واشنگتن امریکا  سروکار داشتم آسیب‌شناسی آن را انجام دادم.    درباره جنبه‌های کاربردی  این کتاب هم کمی برایمان توضیح دهید؟ امروز من این کتاب را به مربی‌های موسیقی ایرانی درس می‌دهم و مستر کلاس‌هایی را بر اساس این کتاب در تهران و شهرهای مختلف کشور برگزار می‌کنم. اگر بخواهم در یک جمله این کتاب را وصف کنم معتقدم یک پداگوژی (علم آموزش) درزمینه موسیقی ایرانی است. اهمیت پداگوژی در عرصه‌های مختلف به‌ویژه هنر بر هیچ‌کس پوشیده نیست. امروزه دیگر زبان انگلیسی را هم بر اساس پداگوژی 10 سال قبل آموزش نمی‌دهند. پس چطور ممکن است موسیقی ایرانی را بااین‌همه گستردگی، در دوره‌ای که جامعه دچار تغییرات زیادی شده است با شیوه آموزشی مربوط به ۱۵۰ سال قبل آموزش داد؟ به نظر شما چه لزومی دارد، استادان موسیقی ردیفی که بر شفاهی بودن و شیوه انتقال سینه‌به‌سینه این نوع هنر تاکید دارند، دست به تالیف کتاب‌ درزمینه موسیقی ایرانی بزنند؟ وقتی ما با موسیقی شفاهی‌مان وارد دنیای مدرن می‌شویم، چالش‌هایی پیش رویمان قرار می‌گیرد و ما سعی می‌کنیم این موسیقی را تئوریزه کنیم. در حالی با تئوری غربی این کار را انجام دادیم که با ماهیت موسیقی ایرانی ناهمخوان بود. البته شرح این موضوع مفصل است و باید به‌زودی در یک جلسه نقد موردبررسی قرار گیرد. ورود به دوره مدرن با موسیقی شفاهی و چالش‌هایی که پیش روی این نوع موسیقی قرار می‌گیرد، باعث شد تا من در سال ۷۱ کتابی با نام «نگرشی نو به موسیقی ایرانی» به چاپ برسانم.   شما به عنوان مولف اثر، کتاب «تحلیل ردیف» را  به لحاظ کیفی، در چه سطحی می‌دانید؟ به هر صورت جایگاه من درزمینه موسیقی ایرانی در نگارش این کتاب باید موردتوجه قرار بگیرد. در تحلیل ردیف، کسی درباره موسیقی ایرانی نوشته است که فقط بر اساس مطالعات شخصی کاری را ارائه نداده بلکه این موسیقی را از درون و از زوایا و لایه‌های مختلف آموخته، تدریس کرده و هم آسیب‌هایش را موردبررسی قرار داده است، آن‌هم نه فقط در سطح داخلی بلکه در سطح بین‌المللی و در فضاهای مختلف. من به این کتاب خیلی اعتقاد دارم و فکر می‌کنم اگر آینده‌ای برای موسیقی ایرانی وجود داشته باشد از کانال این کتاب است. این کتاب علاوه براینکه خصوصیات منحصربه‌فرد موسیقی ایرانی را ارائه می‌دهد، آن را به لِول آکادمیک می‌آورد. درست مثل زبان‌شناسی که تمام قواعد زبان‌شناسی یک زبان را بیرون می‌کشد آن‌هم زبانی که پیش‌تر فقط به‌صورت شفاهی مورداستفاده قرار گرفته است. نکته  مهم دیگری که درباره این کتاب می‌توانم به آن اشاره کنم این است که با مخاطب ارتباط خوبی برقرار می‌کند و لازم نیست شما به‌عنوان خواننده در پی‌نوشت کتاب جست‌وجو کنید که خطِ فلان تا فلان در صفحه فلان مربوط به گوشه فلان است این بخش‌ها به‌صورت گرافیکی با تن‌های مختلف و با رنگ‌های خاکستری روی همان نگارش مشخص شده و در حاشیه نوشته شده است.   بفرمایید، ردیف در موسیقی چیست؟ ردیف، ادبیات کلاسیک موسیقی ماست. وقتی از ما می‌پرسند ادبیات فارسی را بر چه مبنایی می‌شناسیم، به ادبیات مرجع کلاسیک ارجاع می‌دهیم. موسیقی کلاسیک ایرانی هم توسط ردیف حفظ شده و به ما رسیده است، درست مثل راگاها که موسیقی کلاسیک هندی با آن حفظ شده و به دوره اخیر رسیده است. بنابراین ردیف موضوع کار من است و من بر اساس این موضوع، زبان‌شناسی موسیقی ایرانی را تدوین کرده‌ام. بنابراین در بخش اول این کتاب که زبان موسیقی ایران نام دارد و بخش مفصلی هم هست این موضوع را موردبررسی قرار داده‌ام.   ]]> هنرورسانه Tue, 07 Feb 2017 06:51:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244983/آینده-موسیقی-ایران-کتاب-تحلیل-ردیف-می-گذرد کتاب «آنچه هنر است» پای میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244942/کتاب-آنچه-هنر-پای-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایینا)، هشتمین نشست هنر معاصر که از سوی کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر برگزار می‌شود، به‌طور خاص به بررسی دیدگاه‌های دانتو درزمینه عکاسی و نسبت هنر و بدن اختصاص دارد. دکتر محمدرضا ابوالقاسمی (عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران) و دکتر امیر نصری (عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی) در این برنامه سخنرانی خواهند کرد. این نشست، سه‌شنبه ۱۹ بهمن‌ماه ساعت ‍۱۷ الی ۱۹ در محل پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی برگزار می‌شود. این برنامه قرار بود پیش‌ازاین برگزار شود اما به دلیل ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به تعویق افتاد. حضور در این نشست برای همه آزاد است و علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند به نشانی خیابان انقلاب، بین خیابان ولیعصر (عج) و خیابان فلسطین، نبش خیابان برادران مظفر، پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی» مراجعه کنند. ]]> هنرورسانه Sun, 05 Feb 2017 11:44:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244942/کتاب-آنچه-هنر-پای-میز-منتقدان مهم‌ترین بخش «هنر به مثابه کار جمعی» گفتمان‌های هنری است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244880/مهم-ترین-بخش-هنر-مثابه-کار-جمعی-گفتمان-های-هنری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «هنر به مثابه کار جمعی» چهارشنبه ۱۳ بهمن ماه در سرای اهل‌قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   در این نشست که از ساعت ۱۶ آغاز شد، بهنام کامرانی، سجاد باغبان، محمدرضا مریدی،  علی بوذری و علاقه‌مند به هنر و آثار مکتوب این حوزه حضور داشتند.   دکتر محمدرضا مریدی در بخشی از این نشست با بیان اینکه اصطلاح جامعه هنری یک اصطلاح ژورنالیستی  است، گفت: موضوع و مسئله من در این کتاب این بود که وقتی سخن از جامعه هنری به میان می‌آید، این جامعه چه ابعادی دارد و چه افرادی را دربرمی‌گیرد. من سعی کردم در کتاب «هنر به‌مثابه کار جمعی» رویکردی را برای توضیح جامعه هنری در پیش بگیرم.   وی افزود: در رویکردِ نهادگراییِ مطالعاتِ جامعه‌شناسیِ هنر، می‌توانیم واژه‌های معادلی را برای جامعه هنر بیابیم. مثلاً دنیای هنری هوارد بکر، میدان هنری پیر بوردیو یا سیستم هنری که به طور عام از آن صحبت می‌شود، می‌توانند معادل عبارت جامعه هنری باشند اما هیچ‌یک از این‌ها توضیح‌دهنده شرایط این جامعه در ایران نبود بنابراین نه می‌شود از مفهوم میدان هنری و نه می‌توان  از مفهوم دنیای هنر نام برد، به همین دلیل سعی کردم الگوی نظری دیگری را دنبال کنم تا بتوانم شرایط ایران را بهتر توضیح دهم. این استاد دانشگاه ادامه داد: به نظر من سبک هنری محصول پاتوق‌ها و انجمن‌های هنری است البته شاید این نظر اختلاف انگیز شود چون آنچه در بین هنرمندان رایج است لااقل امروزه مسئله شخصی‌تری شده است. اصولاً جریان  زیبایی‌شناسی یک جریان جمعی است لااقل برای من که از دیدگاه جامعه‌شناسی به آن نگاه می‌کنم. پس مسئله من اصلاً اثر هنری نبود بنابراین در این کار اصلاً به سراغ اثر هنری نرفتم حتی خود هنرمند هم مسئله من  نبود بلکه این جامعه هنری بود که به عنوان مسئله اصلی من در این کتاب مورد توجه قرار گرفته بود. وی اظهار کرد: در این چهار سالی که از انتشار «هنر به‌مثابه کار جمعی» می گذرد، کتاب‌های زیادی در ایران منتشر شده است اما آنروزی که من این کار را انجام دادم کتاب ها در این حوزه بسیار کمتر از امروز بود. بهنام کامرانی در بخش دیگری از این نشست گفت: می‌خواهم شعف خودم را از انتشار چنین کتابی عیان کنم چون ما متأسفانه پژوهش‌های دنباله‌دار و آمار دقیقی را در بخش دانشگاهی درزمینه هنر معاصرمان نداریم یا اگر هم بوده، بسیار کم‌ بوده است. افرادی که درباره این حوزه بنویسند، بسیار انگشت‌شمارند. باعث خوشحالی است که آقای دکتر مویدی در سال‌های اخیر روی این موضوعات متمرکز شده‌اند و زوایایی را طرح کرده‌اند که درباره آن‌ها لااقل به‌صورت مصداقی کم‌تر بحث می‌شد و پیش‌ازاین درزمینه نظری بیشتر واگویه‌های نظریه‌پردازان غربی بود و هیچ‌گاه به موارد مشخص و مطرح نمی‌رسید. از این بابت این کتاب خیلی قابل ارزش است.   این نقاش افزود: متوجه هستم که این کتاب در سال‌ها قبل نوشته شده و قطعاً دانش امروز آقای مویدی درباره هنر بسیار جلوتر از آن زمان است اما قسمتی از کتاب که درباره انزوا و اسطوره هنرمند صحبت می‌کند، می‌توانست در یک پاراگراف یا در یک صفحه جمع‌بندی شود اما بخشی از انرژی ا را به بیان واگویه ها اختصاص داد.  همین واگویه‌ها و نقل نظریات متعددی که در پژوهش‌های داخل کتاب و آمارگیری‌ها آمده، گاهی به یک‌دستی کتاب آسیب رسانده است. این استاد دانشگاه گفت: دنیای هنر و به‌خصوص هنر ایران گاهی با استثنائات به‌خصوص در حوزه‌ای مثل نقاشی که فرایند و فعالیتش در بیشتر مواقع به‌صورت فردی شکل می‌گیرد و تبیینش با کار جمعی گاهی ممکن است ایجاب کند که دائم بین حوزه خلق انفرادی و حوزه عمومی و کار جمعی در رفت‌وآمد باشیم. در کتاب کمتر از گروه‌های هنری دانشگاهی ذکری به میان آمده درحالی‌که من فکر می‌کنم حتی هژمونی نقاشانه یا هنری را آن گروه‌ها شکل می‌دادند.   دکتر سجاد باغبان در بخشی از این نشست با اشاره به تجربه فعالیت پژوهشی در زمینه هنر، گفت: به‌عنوان کسی که در این حوزه کار پژوهشی انجام داده‌ام، همزمان در چند جبهه جنگیدن یک پژوهشگر را کاملاً درک می‌کنم.  این کتاب واقعاً بی نظیر است البته نه به معنای رایج بلکه به این معنا که واقعاً نظیری ندارد و هیچ پژوهشی شبیه این درباره نقاش معاصر ایران انجام نشده است. «هنر  به‌مثابه کار جمعی» رویکرد متفاوتی را پیش چشم ما قرار می‌دهد که خواندنش را لازم می‌کند. حیف و صد حیف که در شیوه تولید این اثر مسائلی بوده که شاید واقعاً به‌قدر کفایت دیده نشده و به‌دست مخاطبش نرسیده است.   وی اظهار کرد: من در ابتدا فکر می‌کردم این کتاب برآمده از یک جامعه‌شناسی تاریخی است. مهم‌ترین بخش این کتاب به‌زعم من همان بخشی است که درباره گفتمان‌های هنری بحث می‌کند. می‌شود حدس زد شاید این موضوع اولویت هشتم یا نهم شما در تألیف بوده اما به نظر من مهم‌ترین بخش این کتاب محسوب می‌شود و تز جدیدی را ارائه می‌دهد. ]]> هنرورسانه Wed, 01 Feb 2017 20:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244880/مهم-ترین-بخش-هنر-مثابه-کار-جمعی-گفتمان-های-هنری خارجی‌ها از بتهوون و واگنر نوشتند، ما برای موسیقی‌مان چه کردیم؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244839/خارجی-ها-بتهوون-واگنر-نوشتند-موسیقی-مان-کردیم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. آروین صداقت کیش، منتقد، محقق و آهنگساز موسیقی، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید. از چه زمانی مکتوب کردن فرایند آموزش موسیقی در ایران اتفاق افتاد و واکنش معتقدین به شیوه آمزش سنتی -  شفاهی به شیوه مکتوب چگونه بود؟ از اواخر قرن گذشته یعنی دوره قاجار روش‌های نوشتن موسیقی البته به شکل خیلی ساده وارد ایران شده است. این را هم بگویم که اطلاع دقیقی از اینکه پیش از موسیو لومر هم در ایران با نت‌نویسی آشنایی وجود داشته یا نه، در اختیار ندارم. درباره واکنش استادان موسیقی ایرانی در آن دوره با موضوع مکتوب کردن هنر موسیقی باید گفت برخی از آن‌ها بااحتیاط با این موضوع برخورد کرده‌اند. به نظر من این واکنش کاملاً طبیعی بوده چراکه این استادان توانایی‌ها و اشکالات این ابزار را نمی‌دانستند. نکته جالبی که باید به آن اشاره کنم این است که بر اساس همین احتیاط وقتی به این گروه پیشنهاد شد که عده‌ای می‌توانند آهنگ‌های ساخته‌شده از سوی آنان را با نت بنویسند به دیده شک به این اتفاق نگاه کردند. این نگاه توام با شک و احتیاط در دوره‌ای به بی‌علاقگی و فاصله میان گروه اول و دوم شد. چرا؟ اول اینکه بر اساس اطلاعات تاریخی که به ما رسیده است، بیشتر استادان موسیقی ایران در دوره‌ی قاجار تمایل کمی به اشاعه دانسته‌هایشان داشتند (البته باید خاندان فراهانی را از این قضیه استثناء بدانیم). چون احساس می‌کردند آنچه برای ارائه دارند اگر به‌دست دیگران برسد، مطاع منحصربه‌فردشان از بین می‌رود و ممر درآمد و اعتبارشان را از دست می‌دهند. نوعی رقابت حرفه‌ای در کار بود. از سوی دیگر کسانی که این فن را می‌دانستند، آن طور که در نقل‌ها آمده است، به‌ویژه از اول قرن حاضر نسبت به آن گروهی که این فن را نمی‌دانستند، زاویه حمله شدیدی گرفتند و حتی گاهی به آن‌ها نگاهی تحقیرآمیز می‌کردند و به‌خصوص در عصر پهلوی اول، درنتیجه کسانی را که نت نمی‌دانستند، آرام‌آرام از صحنه‌های رسمی به حاشیه راندند. مثلاً علی‌اکبر خان شهنازی را در نظر بگیرید. ایشان در دوره‌ای که بهترین آثار خودش را ارائه می‌داد، هیچ‌گاه درزمینه آموزش در هنرستان به‌کار گرفته نمی‌شود تا سال‌ها بعد که شاه عوض می‌شود و روح‌الله خالقی رئیس هنرستان موسیقی می‌شود. دو پدیده آخر که در این بحث  گفته شد، همان‌گونه که گفتم چندان موسیقایی نبود بلکه اولی به مسائل روان‌شناختی مربوط می‌شد و دومی به اقتصاد هنر و انحصاری که موزیسین‌ها برای خودشان قائل بودند، ارتباط داشت.   با توجه به اینکه نو بودن کتابت موسیقی به‌عنوان دلیل مقاومت استادان قدیم مطرح شد، به مرور زمان این وضعیت باید از بین می‌رفت اما چرا برخلاف انتظار قوت گرفت؟ آنچه به عنوان مقاومت در برابر این جریان از آن یاد می‌شود، مربوط به سنت‌گرایان نسل‌های بعدی است که هم خواستگاهش متفاوت است و هم دلایل متفاوتی دارد. اگر برفرض کسانی همچون میرزا عبدالله با نوشتن کتاب‌های نت مخالفت می‌کردند با جریان سنت‌گرایان در دوره ما کاملاً متفاوت است و زیرساخت‌هایش نیز با هم فرق دارد اگرچه ممکن است در ظاهر به  شبیه باشند.   ایرانیان منابع بسیار محدودی را درباره هنرشان نوشته‌اند و تعداد کتاب‌های حوزه موسیقی ، نوشته شده در گذشته هم چندان زیاد نیست؛ این وضعیت ه نشان‌دهنده عدم تمایل ایرانی‌ها در مکتوب کردن تاریخ هنر و موسیقی است. ما باید بین نوشتن درباره موسیقی و نت‌نویسی تفکیک قائل شویم. خیلی از منابع که ما در حوزه مکتوب درزمینه موسیقی داریم، کتاب‌هایی درباره موسیقی هستند نه نغمه نگاری البته به‌غیراز استثنائی درباره عبدالقادر مراغی و استثناء خیلی کوچک‌تری درباره صفی‌الدین ارموی. درباره بخش بعدی سؤال هم من نمی‌توانم حکم کلی درباره اینکه بی‌میلی به مکتوب کردن در خون ما ایرانیان است، صادر کنم اما آنچه می‌شود درباره‌اش صحبت کرد اینکه دست‌کم در یکی دو قرن گذشته شیوه مرسوم در موسیقی کلاسیک ما مبتنی بر روش شفاهی  و در اصطلاح سینه‌به‌سینه بوده است. من جرئت نمی‌کنم حکم کلی‌تری بدهم مخصوصاً اگر خارج از هنر موسیقی باشد که آن‌یکی دیگر در تخصص من نیست.   تألیف کتاب‌های موسیقی از دوره موسیو لومر در ایران آغاز شد و در دوره‌های مختلف تاریخی سرعت آن  تغییر شد، الان عرصه کتاب را در حوزه موسیقی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ حوالی سال ۱۲۸۰ بود که مکتوبات موسیو لومر و یکی دو نوشته دیگر چاپ شد اما به‌مرورزمان و هرچه از ابتدای قرن جدید گذشت، نگارش کتاب‌هایی درباره موسیقی و کتاب‌هایی با موضوع نت نگاری در موسیقی افزایش پیدا کرد و به‌موازات گسترده‌تر شدنِ آموزشِ عمومیِ موسیقی که تا یک جایی دولت آن را انجام می‌داد، (سرود مدارس تا تاریخ معینی جزئی از برنامه درسی مدارس بود و بعدازآن هم به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سپرده شد) پیش رفت. بعد از انقلاب زمانی که پس از یک دوره ممنوعیت، دوباره موسیقی آزاد شد، ما در کشور با انفجار آموزش خصوصی مواجه شدیم که پیش‌ازاین هیچ‌گاه در تاریخ ایران سابقه نداشت. به‌موازات این عمومی شدن، حوزه نوشتاری لااقل به لحاظ کمی از هر دو جنس شروع به گسترده شدن کرد. این هم اتفاقی طبیعی بود.   چه اتفاقی افتاد که ما نسبت به میراث موسیقی با آن سابقه، سرانجام به صرافت ثبت و ضبط هنر موسیقی و روایت آن در قالب کتاب‌ افتادیم؟ ناگهان متوجه می‌شویم که این‌ها آثاری متعلق به ماست که باید از آن‌ها نگه‌داری کنیم و از آن‌ها اسنادی را درست کنیم. جالب است بدانید وقتی‌که این اسناد کم‌کم به ثبت رسید، گستردگی آموزشی امروزی در میان نبود و به نظر من الزام آموزشی، گذشتگان را وادار به این کار نکرد. ما از همان زمانی که ما دست به تألیف کتب تاریخی زدیم و باستان‌شناسی را جدی‌تر گرفتیم، کتاب‌های موسیقایی هم موردتوجه قرار گرفت. بر همین اساس ما در صد سال گذشته به‌خصوص ازنظر ثبت ماده موسیقی یا نغمه نگاری با حدی از ثبت مواجه هستیم که در هیچ دوره تاریخی آن را سراغ نداریم. در هیچ دوره‌ای تا این اندازه در ایران، این‌همه تلاش برای ثبت این میراث صورت نگرفته است. این نکته واقعاً منحصربه‌فرد است. حال‌آنکه کیفیت آثار تولیدشده چقدر است مربوط به بحث دیگری است که زیرمجموعه سؤالی که مطرح کردید، قرار نمی‌گیرد. در کشورهای پیشرفته نهاد‌های عمومی و دولتی از موسیقی به انحاء مختلف  حمایت می‌کنند؛ اما در فضای فرهنگی ما چنین حمایت‌هایی نیست، حمایت از هنر موسیقی را چقدر در رشد و گسترش کیفی آثار موسیقایی و روایت آن مؤثر می‌دانید؟ آنچه در فرهنگ ما جایش خالی است کمک عمومی به این زمینه نیست بلکه چیز دیگری است. هنرمندان برجسته هر فرهنگی باهم نفس می‌کشند و برخی دیگران را موضوع کار قرار می‌دهند. برای مثال شهریار برای صبا شعر گفته است اما متفکران رشته‌های دیگر درباره موسیقیدان‌ها کمتر فکر کرده‌اند و قلم زده‌اند. آیا  آن‌چنان‌که رومن رولان یعنی یک نویسنده با تراز جهانی درباره بتهوون نوشت، هیچ نویسنده تراز اولی در کشور ما درباره یک موسیقی‌دان کاملاً شناخته‌شده ایرانی یک رمان کامل نوشته است؟ من سراغ ندارم و فکر هم نمی‌کنم چنین کتابی وجود داشته باشد. آیا آن‌چنان‌که فیلسوفی مثل نیچه درباره واگنر نوشت و با او از جایی به بعد وارد مجادله قلمی شد، هیچ استاد فلسفه‌ای را می‌شناسید که با موسیقی‌دان‌های ما وارد گفت‌وگو شده باشد؟ من چنین فضایی را نمی‌شناسم. زمانی که وزیری نظریات تندوتیزش را ابراز می‌کرد قاعدتاً باید دست‌کم اهل فلسفه و به‌طورکلی اهل علوم انسانی مخالف یا موافق با او وارد گفت‌وگو می‌شدند. بنابراین آنچه موسیقی ما کم دارد فراتر از کمک دولتی است. موسیقی و به‌طورکلی هنر باید مسئله ذهنی جامعه باشد در غیر این صورت تغییر ملموسی اتفاق نمی‌افتد. اخیراً آقای فرهود صفرزاده دو کتاب درباره درویش خان و عارف قزوینی منتشر کرده است. به نظر من پول دولتی در این کار چندان تغییری ایجاد نمی‌کند. ایشان تمام آن کاری را که به‌عنوان یک نویسنده می‌توانسته در این مسیر انجام دهد، انجام داده است. البته شاید اگر یک رمان‌نویس درجه‌یک مثل محمود دولت‌آبادی دست روی این داستان می‌گذاشت، احتمالاً به لحاظ تکنیکی کتاب متفاوتی را ارائه می‌داد اما به لحاظ محتوا همانی می‌بود که الان هست. قسمت‌های مختلف فرهنگ مثل اندام‌های یک موجود زنده هستند که باید با هم ارتباط داشته باشند. متأسفانه این ارتباط در ایران در مواردی یا قطع است یا اندک. موسیقی در ذهن روشنفکران چندان با اهمیت نیست که بخواهند کارشان را رها کند و درباره‌ی آن بنویسند تا چیزی همتراز با آثار غربی از این حرکت بیرون بیاید. به‌طورکلی توجه سیستماتیک به رشته‌های مختلف در بهبود وضعیتشان مؤثر است.     ]]> هنرورسانه Wed, 01 Feb 2017 06:20:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244839/خارجی-ها-بتهوون-واگنر-نوشتند-موسیقی-مان-کردیم یادی از کریم امامی در«یکشنبه‌های کتاب هنر» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244702/یادی-کریم-امامی-یکشنبه-های-کتاب-هنر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز یکشنبه ۱۰ بهمن، تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران میزبان گلی امامی، مهران مهاجر و سیامک دل‌زنده است و کتاب «گال.. گال... گالری؛ مروری بر رویدادهای هنرهای تجسمی ایران دهه ۱۳۴۰» با حضور این افراد بررسی می‌شود. «گال… گال… گالری» پنجاه مقاله درباره رویدادها و مسائل حوزه هنرهای تجسمی در ایران را دربرمی‌گیرد که در سال‌های ۱۳۴۱-۱۳۴۷ یعنی زمانی  که کریم امامی نویسنده روزنامه «کیهان اینترنشنال» بود، نوشته شده است. امامی در آن دوران تلاش می‌کرد تا مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی و هنری آن روزگار را در این مقاله‌ها مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. شاید اهمیت این مقالات، جایگاه تاریخی‌شان باشد چون ظاهراً قبل امامی کسی درباره اخبار گالری‌ها و نقد آثار هنرمندان حوزه‌های گوناگون هنرهای تجسمی در مطبوعات ایران، مطلبی نمی‌نوشت. به‌کارگیری زبانی ساده و ساختاری جذاب از ویژگی‌های کریم امامی بود و او با تکیه‌بر این ویژگی توانست مخاطبان ثابتی برای نوشته‌هایش، دست‌وپا کند. تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران از ساعت ۱۸ میزبان ششمین نشست از سلسله نشست‌های «یکشنبه‌های کتاب هنر» است و در آن کتاب «گال… گال… گالری» مورد بررسی قرار می‌گیرد. ]]> هنرورسانه Sun, 29 Jan 2017 06:33:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244702/یادی-کریم-امامی-یکشنبه-های-کتاب-هنر تکیه به‌واژه عدالت در نمایشنامه‌های اکبر رادی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244590/تکیه-به-واژه-عدالت-نمایشنامه-های-اکبر-رادی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نامجو: 9 سال از پرواز درام‌نویس گیلانی که عدالت و دغدغه اجتماعی چون فقر در همه آثار او دیده می‌شد، می‌گذرد. مردی که اخلاق، تخصص و نگاهش مورد تمجید هادی مرزبان است. مرزبانی که اهالی تئاتر او را کارگردان آثار رادی لقب داده‌اند. این هنرمند نام آشنا می‌گوید زمانی رسید که در رادی ذوب شدم. او معتقد است این تنها جسم رادی است که ما را ترک کرده و روحش همیشه با ما خواهد بود. به مناسبت انتشار نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» با بازنگری و تلخیص حمیده‌بانو عنقا، همسر زنده‌یاد رادی که به‌تازگی نشر قطره آن را روانه بازار کتاب کرده است، گفت‌وگویی با مرزبان انجام داده‌ایم که در ادامه مطلب می‌خوانید:   چرا اهالی تئاتر، شما را به‌عنوان کارگردان نمایشنامه‌های اکبر رادی می‌شناسند؟   یاد رادی به خیر. او همیشه حتی در کتاب‌هایی نظیر «بشنو از نی: مکالمات با اکبر رادی» به قلم ملک ابراهیم امیری گفته است که من و مرزبان ربع قرن در کنار هم کار کرده‌ایم و تاکنون هیچ مشکلی هم باهم نداشتیم. البته بعدها با اجرای نمایش تانگوی تخم‌مرغ داغ عمر همکاری ما به حدود سی و دو سال رسید و من در بروشور اجرا به مخاطبان آن تئاتر گفتم که شما را به سی‌ودومین سالگرد همکاری من و رادی دعوت کرده‌ایم. در دوران جوانی، درست مثل هر جوان دیگری با خواندن دو یا سه اثر از نوشته‌های زنده‌یاد رادی با نام او آشنا شده بودم. برای اولین‌بار در سال ۶۳ نمایشنامه «پلکان» اکبر رادی را روی صحنه بردم.   چطور با آقای رادی آشنا شدید؟   من به‌وسیله یکی از دوستان مشترک بین من و اکبر رادی به او معرفی شده بودم. درحالی‌که تنها چهار سال از بازگشتم به ایران می‌گذشت، این دوست مشترک به آقای رادی گفته بود هادی مرزبان جوانی است که به کارگردانی تئاتر مشغول شده و آثار ایرانی را روی صحنه می‌برد. در یک شب سرد زمستانی در سال ۶۲ پی‌ریزی نمایش «پلکان» برای اجرا در سال بعد ریخته شد. البته در آغاز قرار نبود من تبدیل به کارگردان آثار اکبر رادی شوم اما وقتی «پلکان» اجرا شد، ما خودبه‌خود به هم نزدیک شدیم و من در حقیقت در رادی ذوب شدم. ما هیچ اختلاف‌نظری باهم نداشتیم. تجربه «پلکان» بسیار خوب بود و ما در طول تمرینات و اجرا اتفاقات تلخ و شیرین زیادی را از سر گذراندیم. در سال ۶۷ «آهسته با گل سرخ» را روی صحنه بردم. بعد از این متن بود که حس کردم چقدر راحت می‌توانم باکارهای زنده‌یاد رادی حرفم را بزنم. شاید دلیل این احساس، توجه و علاقه‌مندی من به دو مقوله فقر و بی‌عدالتی بود چون این دو را مقوله را شخصاً تجربه کرده بودم و  به خوبی می‌شناختم. کم‌کم دیدم دیالوگ دیگری را به جز دیالوگ‌های رادی نمی‌پسندم. شاهد بودم که او چقدر برای نوشتن یک متن زحمت می‌کشد و به قول خودش دیالوگ‌ها را مزمزه می‌کند. او نویسنده‌ای نبود که شب نوشتن یک نمایشنامه را شروع کند و صبح آن را به‌پایان برساند. گاهی برای نوشتن یک متن یک سال زمان صرف می‌کرد. البته گاهی در این میان به سراغ یکی دو متن دیگر رفتم اما دیدم دیگر نمی‌توانم با هیچ نمایشنامه‌ای به‌غیراز آثار زنده‌یاد رادی ارتباط برقرار کنم. نتیجه ذوب شدن من در رادی این بود که در سال ۶۹ «هملت با سالاد فصل» را به روی صحنه بردم. مسیر من بعد از این کار دیگر مشخص شده بود. بعد از این کار استاد رادی برای مدت چند سال یا متنی ننوشت یا اگر نوشت به من نداد تا اجرا کنم.   یعنی با دیگران همکاری کرد؟   نه. آقای رادی در این مدت به کس دیگری هم نمایشنامه‌ای نداد. به هر صورت، بنا به دلایلی چند سال در نمایشنامه‌نویسی زنده‌یاد رادی فاصله افتاد. من هم به حرمت رادی در این مدت کاری را روی صحنه نبردم. سال ۷۳ به یاد دارم که آقای رادی مرا مجبور کرد کاری به‌غیر از آثار او را کارگردانی کنم. تا اینکه در سال ۷۶ «آمیز قلمدون» را کار کردم. ما در دوران همکاری با هم «شب روی سنگفرش خیس»، «باغ شب نمای ما»، «ملودی شهر بارانی»، «پایین گذر سقاخانه»، «تانگوی تخم‌مرغ داغ»، «پلکان» برای بار دوم و «لبخند باشکوه آقای گیل» را اجرا کردیم. «لبخند باشکوه آقای گیل» آخرین نمایشنامه‌ای بود که من از آثار زنده‌یاد رادی روی صحنه بردم. بعد از این کار بود که آقای رادی از دنیا رفت. در سخنرانی که در اجرای نمایش «لبخند باشکوه آقای گیل» گفت: «مرزبان خودش را پای نمایشنامه‌های من پیر کرد و هیچ‌گاه به حق‌وحقوق خودش نرسید. من این را در آخرین کتاب خودم نیز گفته‌ام». او همان‌جا اضافه کرد: «اختلاف‌سلیقه‌ها به‌جای خود اما من بابت زحماتی که مرزبان برای نمایشنامه‌های من کشیده است، سر تعظیم فرود می‌آورم». استاد رادی با این جملات مرا شرمنده کرد.   نتیجه سال‌ها همکاری با زنده‌یاد رادی برای شما چه بود؟   این بود که وقتی دیالوگ‌های آثار او را با نوشته دیگران مقایسه می‌کردم می‌دیدم به قول قدیمی‌ها تومنی هفت سنار فرق می‌کند. همیشه گفته‌ام که چیدمان کلمات در دیالوگ‌های رادی درست مثل مینیاتور بود. نوشته‌های او مثل تابلویی است که رضا عباسی جلوی من گذاشته. همچون کاشی‌کاری‌های مسجد اما اصفهان است که عظمت، زیبایی و قربت را در کار هم دارد. اگر سر تمرین یا حتی در خانه، کسی از روی نمایشنامه آقای رادی بخواند و تنها یک کلمه را جا بیندازد یا اضافه کند بلافاصله متوجه می‌شوم و می‌گویم این جمله ایراد دارد. گاهی بچه‌ها می‌گویند امکان ندارد که اشتباه کرده باشیم، من هم در پاسخ می‌گویم کتاب نمایشنامه را بیاورید. آن‌وقت می‌بینند که من درست تشخیص داده‌ام و آن‌ها جای کلمه‌ای را با کلمه‌ای دیگر تغییر داده‌اند یا جمله را کم‌وزیاد کرده‌اند. آنجا هم می‌گویم این دیگر کار رادی نیست.   آیا جابجایی یک کلمه باعث می‌شود اثر دیگر از آن زنده‌یاد رادی نباشد؟   یادش به خیر. اگر خود رادی هم بود به کسی اجازه نمی‌داد حتی یک کلمه را این‌طرف و آن‌طرف بکند البته به‌جز من. زنده‌یاد رادی در سال‌های اخیر، آن‌قدر به من لطف داشت و مرا از خودش می‌دانست که این اجازه را به من می‌داد. حتی من در «آمیزقلم‌دون» یک صحنه را به‌کلی از نمایش حذف کردم. آقای رادی در پاسخ به من گفت: تو مؤلف دوم اثر هستی بنابراین هر کاری دوست داری انجام بده. من کمتر آدمی را دیدم که از نظر شخصیت و کار مثل اکبر رادی باشد. بسیاری از همکاران و دوستان من می‌گفتند مرزبان رخت خوابش را جلوی در خانه رادی انداخته است و به‌محض اینکه نمایشنامه‌ای بنویسد مرزبان از او می‌گیرد. درحالی‌که این‌طور نبود. استاد رادی آن‌قدر به من لطف داشت که حتی از نیمه‌های نگاشتن نمایشنامه به من اطلاع می‌داد. رادی برای من هم نویسنده بزرگی بود، هم معلم بزرگی و هم همکار بزرگی بود. من در زندگی از آقای رادی چیزهای زیادی آموختم. قول می‌دهم که ادبیات نمایشی ما سه دهه بعد رادی را بیش از این خواهد شناخت. او همیشه می‌گفت من نویسنده نیستم، درام‌نویسم.   ظاهرا «منجی در صبح نمناک» تنها نمایشنامه از زنده‌یاد رادی به زبان کتابی است و او بقیه نمایشنامه‌هایش را به زبان محاوره نوشته است...   قلم زنده‌یاد رادی خوش‌خوان و روان بود. او بر اساس آدم‌هایی که در نمایشنامه‌های مختلف داشت، زبان را تعیین می‌کرد. در منجی صبح نمناک شما با آدم‌های از قشری خاص مواجه هستید. در منجی صبح نمناک همه ادبا دورهم جمع هستند بنابراین چنین زبانی باید انتخاب شود. کلمات و جملات و لحنی که برای بیان این جملات انتخاب می‌کرد، واقعاً حساب‌شده و برنامه‌ریزی‌شده بود.   در متن نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» به نظر می‌رسد شایگان می‌تواند همان اکبر رادی باشد. در متن، نشانه‌هایی مثل پافشاری برای انتشار گفت‌وگوی انجام‌شده با دو جوان خبر‌نگار بدون کم کردن حتی یک کلمه، ارائه برنامه منظم نگارش از سوی شایگان که نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده‌ای است و تأکید بر واژه عدالت در متن نمایشنامه بارقه‌هایی است که می‌تواند به مخاطب القا کند شایگان آینه‌ای از شخصیت نویسنده نمایشنامه است...   راستش را بخواهید خود من هم همین حس را زمان خواندن نمایشنامه داشتم. اما هیچ‌گاه از او در این‌باره سؤالی نپرسیدم. کمک به قشر جوان، تکیه به‌واژه عدالت و موارد بسیاری در این نمایشنامه وجود دارد که به نظر من نشان می‌دهد شایگان خود رادی است.   بنابراین مخاطب جوانی که سن و سالش به شناختن اکبر رادی قد نمی‌دهد با خواندن منجی صبح نمناک و توجه به شخصیت شایگان می‌تواند تا حدودی باشخصیت اکبر رادی آشنا شود؟   البته که می‌تواند. اگر نخواهم به‌طورکلی حکمی صادر کنم، باید بگویم که مخاطب کتاب «منجی در صبح نمناک» می‌تواند با مطالعه نمایشنامه و توجه به شخصیت شایگان لااقل با ابعادی از شخصیت رادی آشنا شود. برخلاف نظر برخی روشنفکرنمایان دوره ما (و نه امروز) تمام آثار رادی به‌غیر از یکی از آن‌ها برای همه زمان‌ها و همه مکان‌ها نوشته شده است. آقای رادی در یک اتاقک دو و نیم متر در دو و نیم متری کار می‌کرد. یک بار به آقای رادی گفتم شما در این دفتر کوچک شاهکارهای بزرگ جهانی خلق می‌کنید. اگر من کاریکاتوریست بودم و قرار بودم کاریکاتور رادی را بکشم و با ذره‌بینی بر چشم در جست‌وجوی عمیق‌ترین مسائل جامعه روی کاغذ می‌آوردم. من نمایش «پلکان» را سال ۶۳ و سال ۹۱ روی صحنه بردم. در هر دو اجرا تماشاگران اذعان داشتند که این نمایش چقدر به‌روز است. در دیگر نمایشنامه‌های رادی هم به‌غیراز «در مه بخوان» که خیلی هم آن را دوست دارم، این قصه وجود دارد چون در این نمایشنامه از سپاه دانش سخن به میان می‌آید که امروز دیگر وجود خارجی ندارد. من می‌توانم ادعا کنم که تمام کارهای بزرگ زنده‌یاد رادی را به‌غیراز دو کار «در مه بخوان» و «منجی در صبح نمناک» روی صحنه بردم.   چرا «منجی در صبح نمناک» را اجرا نکردید؟   ما گه‌گاه باهم درباره «منجی در‌صبح نمناک» صحبت می‌کردیم. زنده‌یاد رادی با اشاره به طولانی بودن نمایشنامه می‌گفت: امروز در بسیاری از کشورها رسم هست که مردم دو یا سه ساعت می‌نشینند و بخش اول نمایش را می‌بینند. بعد برای استراحت و صرف غذا می‌روند و دوباره به سالن بازمی‌گردند و دو سه ساعت دیگر بخش دوم نمایش را تماشا می‌کنند. تماشاگر امروز در عصر اینترنت خودش هم اینترنتی شده و سطحی و عجول است. به نظر من انسان زمان حاضر خودش هم نمی‌داند دارد به کجا می‌رود؟ بنابراین اجرای کارهای طولانی همچون «منجی در صبح نمناک» از ظرفیت آن‌ها خارج است. من نمی‌دانم این‌همه عجله برای چیست؟   آیا هیچ کس دیگری هم نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» را روی صحنه نبرده است؟   من یک‌بار در جشنواره‌ای در تبریز اجرایی از نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» را دیدم. در آنجا به‌عنوان داور حضور داشتم اتفاقاً زنده‌یاد رادی هم حضور داشت. آنجا هم تلاش کرده بودند نمایش را تا حد امکان کوتاه کنند اما بازهم اجرای کار حدود ۴ ساعت و نیم زمان برد. نسخه بازنگری و تلخیص شده این نمایشنامه را خوانده‌ام اما باید به‌طور جدی به آن فکر کنم. «منجی در صبح نمناک» نمایشنامه‌ای طولانی بود و به بیش از ۵ ساعت زمان برای اجرا نیاز داشت. البته همان‌طور که می‌دانید خانم حمیده‌بانو عنقا، همسر زنده‌یاد رادی و آرش رادی فرزند ایشان این اثر را بازنگری و تلخیص کرده‌اند که آن را خوانده‌ام اما هنوز به صورت جدی به آن نگاه نکرده‌ام که ببینم آیا می‌خواهم آن را کار کنم یا نه.   بنابراین ممکن است روزی آن را روی صحنه ببرید؟   دقیقاً. البته زنده‌یاد کار دیگری به نام «از پشت شیشه‌ها» دارد که اگر عمر اجازه دهد و خدا بخواهد آن را نیز به روی صحنه خواهم برد. ]]> هنرورسانه Sun, 29 Jan 2017 05:00:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244590/تکیه-به-واژه-عدالت-نمایشنامه-های-اکبر-رادی جشن امضاى نمايشنامه‌هاى بهاره رهنما http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244691/جشن-امضاى-نمايشنامه-هاى-بهاره-رهنما به گزارش خبرگزاری کتاب‌ ایران (ایبنا) جشن امضاى مجموعه نمايش‌نامه‌هاى بهاره رهنما، بازيگر تلویزیون و سینما دوشنبه ١١ بهمن از ساعت ١٨ تا ٢٠ در شهركتاب پاسداران برگزار مى‌شود. این مجموعه شامل نمایش‌نامه‌های «غبار» ، «چشم‌هایی که مال توست»، «با من بستنی می‌خوری» و «تو دهنتو می‌بندی یا من» است که به تازگى از سوی نشر مرواريد راهى بازار كتاب شده است.    بهاره رهنما در اين جشن امضا، نمايش‌نامه «تو دهنتو مي‌بندى يا من؟» را همراه با كمند اميرسليمانى روخوانى مى‌كند. علاقه‌مندان شركت در اين مراسم جشن امضا و نمايشنامه‌خوانى روز دوشنبه ساعت ١٨ مى‌توانند به نشانى پاسداران، بوستان دوم (اخوان)، پلاك ٩ مراجعه كنند. ورود براى عموم علاقه‌مندان آزاد است.   ]]> هنرورسانه Sat, 28 Jan 2017 11:37:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244691/جشن-امضاى-نمايشنامه-هاى-بهاره-رهنما تاریخ روایت‌های تصویری در «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244576/تاریخ-روایت-های-تصویری-کمیک-ها-مانگاها-رمان-های-مصور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رابرت اس. پترسن کتاب «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور» را نوشته و مهرداد گروسی آن را به فارسی ترجمه کرده است. کمیک یا تصاویر فکاهی راهی برای انتقال بصری ایده‌ها است که معمولاً با نوشته و یا اطلاعات تصویری همراه است، با کنار هم قرار دادن قطعات متوالی از تصاویر شکل می‌گیرد و المان‌هایی نظیر اندازه تصاویر، چیدمان تصاویر و سیر بیانی قصه آن را به‌پیش می‌برد. از اواخر قرن بیستم کتاب‌هایی با موضوع رمان مصور و آلبوم‌های کمیک، بیش از گذشته رواج پیدا کرده و در سال‌های اخیر گونه اینترنتی کمیک روی کار آمده است.   کتاب «کمیک‌ها، مانگاها، و رمان‌های مصور» تاریخ روایت‌های تصویری و روند پیشرفت این گونه هنری را بیان می‌کند و با اشاره به سیری تاریخی و با بهره‌گیری از شیوه دانشنامه‌ای چگونگی شکل‌گیری کمیک‌ها، مانگاها، و رمان‌های مصور امروزی را برای علاقه‌مندان به هنر  توضیح می‌دهد.   تاریخ کمیک در فرهنگ‌های مختلف، مسیرهای متفاوتی را طی کرده است اما به‌طور اجمالی باید گفت که تا میانه قرن  قرن بیستم، کمیک فقط در آمریکا، اروپای غربی و ژاپن شکوفا شده بود. این گونه هنری در اروپا با کارتون‌های رودلفه تپفر در دهه سوم قرن هجدهم میلادی آغاز ‌شد و با داستان‌های مصور نظیر ماجراهای تن‌تن و میلو در دهه دوم قرن نوزدهم میلادی رواج پیدا‌ کرد اما شکل‌گیری و رونق کمیک آمریکایی به اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد که در روزنامه‌ها و بعدازآن در کتاب‌های مصور  ظاهر شد. از هردوی این‌ها قدیمی‌تر شاید کمیک ژاپنی یا مانگا باشد که عده‌ای ریشه‌هایش را در قرن سیزدهم میلادی جست‌وجو می‌کنند. در کتاب «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور»، نویسنده با نگاهی جالب می‌کوشد تا تاریخی وسیع و عمیق از این هنر در دنیای باستان را ارائه  کند. رابرت اس.پترسن در تلاش است تا  امتداد بیان تاریخی‌اش را در عصر حاضر نیز پی بگیرد.   پترسون معتقد است کمیک‌ها درنتیجه یک ابتکار یا پیشرفت تکنولوژیک منفرد به شکل امروزی درنیامده‌اند و  محصول تغییراتی کند و گسترده در طول قرن‌ها هستند که به‌وسیله  صدها هنرمند در جای‌جای این کره ایجاد شده‌اند.   روایت‌های تصویری، چاپ عامه‌پسند و کاریکاتور، داستان‌های مصور، روایت‌های تصویری هنر مدرن، مجلات فکاهی، کمیک‌ها در عصر روزنامه‌نگاری زرد، روایت‌های تصویری در آسیا، ابرقهرمان‌ها و کتاب‌های کمیک، جریان کمیک آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی، مانگاها بعد از جنگ دوم جهان، روایت‌های تصویری در هنر پس از جنگ دوم جهانی، بازگشت روایت‌های تصویری بزرگسالان و کمیک‌های دیجیتال، فصل‌های سیزده‌گانه کتاب هستند که به بررسی مسائل تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری حول محور کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور می‌پردازند و نویسنده در هر فصل تاریخچه‌ای متناسب با عنوان آن فصل را ارائه می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ابتدا مذهب از کمیک برای تبلیغ خودش و بیان داستان‌هایش کرده بود اما همان‌طور که در کتاب کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور آمده است، یهودیان و مسیحیان از کمیک علیه یکدیگر استفاده کردند و بعدها بنا به دلایل مختلف رابطه مذهب و کمیک هم خورد. پیرامون تقابل مذهبی در کمیک در صفحه ۲۱ این کتاب می‌خوانیم:  «...از این زمان به بعد بود که پروپاگانداهای چاپی که به هر دو طرف درگیر درنبرد مذهبی به یمن کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها یا هرکدامشان در تقابل با یهودیت یاری می‌رساندند رونق یافت. به تصویر کشیدن طرفداران دیگر کیش‌ها به شکل حیوانات یا سرسپردگی‌شان به نیروهای اهریمنی موضوع اکثر چا های عامه‌پسند اولیه بود. رواج گسترده آن‌ها در سراسر اروپا شاهدی است بر این مدعا که این دست اوراق چاپی نقش برجسته‌ای در دامن زدن به تعصبات داشتند.»   نخستین چاپ «کمیک‌ها، مانگاها و رمان‌های مصور» به قلم رابرت اس.پترسون و با ترجمه مهرداد گروسی در ۲۵۶ صفحه، در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و باقیمت ۲۰ هزار تومان از سوی انتشارت علمی فرهنگی به‌تازگی روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 28 Jan 2017 08:06:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244576/تاریخ-روایت-های-تصویری-کمیک-ها-مانگاها-رمان-های-مصور دل زنده: پایه و اساس هنر را روایت‌های تاریخ هنر می‌سازند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244639/دل-زنده-پایه-اساس-هنر-روایت-های-تاریخ-می-سازند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «تالار قندریز؛ تجربه‌ای در عرضه اجتماعی هنر» با همکاری فصلنامه نقد کتاب هنر، چهارشنبه شش بهمن‌ماه با حضور حسن موریزی‌نژاد، سیامک دل‌زنده،‌ شروین طاهری و علی بوذری در سرای اهل قلم برگزار شد.   حسن موریزی‌نژاد، یکی از مولفان کتاب «تالار قندریز»، در این نشست عنوان کرد: کتاب حاضر مجموعه‌ای از اطلاعات راجع به فعالیت‌های یک کانون هنری است که از آن به عنوان «تالار قندریز» یاد می‌شود. چگونگی شکل‌گیری این کانون، روند و دامنه فعالیت‌ها و دیدگاه‌های گردانندگان آن مطالب بخش اصلی کتاب را تشکیل می‌دهند. بخش پیوست‌های کتاب نیز فهرست کاملی از کارنماها و انتشارات و گزیده‌ای از نوشته‌ها و پوسترها و بروشورها را شامل می‌شود.   وی با اشاره به اینکه حدود 30 سال از پایان فعالیت این تالار می‌گذرد، ادامه داد: اعضای پایه‌گذار تالار 12 نفر بودند که در نهایت سه نفر باقی ماندند و در ادامه آقایان پاکباز و جودت به فعالیت در تالار ادامه می‌دهند. در ادامه راه، افراد دیگری نیز به تالار اضافه می‌شوند، ولی آن اندازه که حضور این افراد پررنگ‌ است، حضور دیگران پررنگ نیست. در مقطعی درباره فعالیت‌های تالار اختلافاتی بین این دو نفر بوجود می‌آید که در یکی از گفت‌و‌گوهای کتاب نیز به آن اشاره شده است. گفت‌و‌گوی رودررویی که بین این دو نفر رخ می دهد، نوعی مستندنگاری است. در این کتاب به نوعی مدارک و استنادات متعلق به آن سالها جمع‌‌آوری شده است. تا امروز چه بر تاریخ هنر ما گذشته است؟ سیامک دل زنده نیز در این نشست گفت: پایه و اساس تاریخ هنر را روایت‌های تاریخ هنر می‌سازند و مشکل اساسی ما در حال حاضر،‌ فقدان همین روایت‌هاست.   وی افزود: یکی از بزرگترین مشکلات شخص من در پژوهش، در اختیار نداشتن اسناد، مدارک و تصاویر بود که نتوانستم نقشه‌نگاری از تاریخ هنر ایران داشته باشم. خوشحالم این کتاب، مجموعه‌ای از اسناد مهم و خرده‌روایت‌هایی از بخش مهمی از تاریخ هنر معاصر و نوگرای ایران است. وقتی به تاریخ هنر نوگرا می‌نگریم، 40 یا 50 هنرمند داریم که درطول سه دهه تلاش کردند، زبان تصویری مدرنیست را در ایران رواج دهند و آن‌را به نوعی نهادینه و درونی کنند و آن‌را به‌عنوان رکن اصلی زبان تصویری در ایران تبدیل کنند.   این نویسنده و پژوهشگر هنر در ادامه با ذکر چند نکته مهم اظهار کرد: مهم است که تا امروز چه بر تاریخ هنر ما گذشته است، چگونه از سطح ساده انتقال به یکدیگر عبور کنیم و ‌چگونه مفاهیمی داشته باشیم که تکیه‌گاه بحث باشند. وقتی تاریخ سه دهه هنر نوگرای ایران را مطالعه می‌کنیم، انگار تنها جایی است که افرادی مانند پاکباز و جودت به نوعی رویکرد نظری نزدیک می‌شوند.   زنده دل ادامه داد: تالار قندریز و تاریخچه آن از چند جهت اهمیت دارد؛ نخست از جهت یادداشت‌ها و سرمقاله‌ها و نقدها و گفت‌و‌گوهایی است که در نشریات مختلف تالار در آن 14 سال منتشر شده و وجه دیگر اهمیت آن، خرده‌روایت‌هایی است که می‌توان به وسیله آنها قسمت‌های دیگر تاریخ معاصرمان را بشناسیم.   وی همچنین با اشاره به ساختار کتاب گفت: یادداشت ویراستار در کتاب عنوان ندارد که ظاهرا نویسنده آن آقای پاکباز است. کتاب مقدمه‌ای دارد که نوعی ارزش‌گذاری و به نوعی موضع‌گیری نسبت به تاریخ تالار است، اما به‌نظر من به‌عنوان مقدمه در ابتدای کتاب، چندان تناسب ندارد، به‌ویژه برای مخاطبی که آشنایی با تالار ندارد. اگر این مقدمه به‌عنوان مؤخره در پایان کتاب می‌آمد، شاید بهتر بود.   «تالار قندریز» یک پدیده ساده نیست شروین طاهری، نویسنده و منتقد نیز به‌عنوان دیگر سخنران این نشست، عنوان کرد: تمام زحمت تالیف کتاب باارزش «تالار قندریز» با مقدمه نامنسجم از نظر تئوری بر هم ریخته است. از نظر فرم و صورت نگارش نیز می توان روی کتاب بحث داشت.   وی افزود: البته نمی‌توان از اهمیت محتوایی کتاب گذشت؛ «تالار قندریز» یک پدیده ساده نیست. تالار بر خلاف ظاهر صنفی اولیه، فقط نقاشی مدنظرش نیست، بلکه سعی می‌کند تمام ساختار هنر مدرن را در یک کنسرت جمع کند و معنای تازه‌ای را برای هنر نوگرا وضع کند که اهمیت آن‌را چند برابر می‌کند.   این نویسنده و منتقد حوزه هنر گفت: «تالار قندریز» سه کنش مهم انجام می‌دهد: 1- تکلیف خود را از صورت‌گرایی شارلاتانی  جدا کرده است؛ 2- واکنش به بازار (اعضای تالار به‌صورت خارق‌العاده‌ای حدس می‌زنند که بازار چه خطراتی می‌تواند داشته باشد؛ 3- درک نوشتار تجسمی و نقد هنری.   طاهری بیان کرد: فرم روایت و متن کتاب بسیار یکدست است و نمی‌توان کتاب را هنگام مطالعه زمین گذاشت ولی همزمان با این زبان ظریف، نکته‌ای نادیده گرفته شده و آن‌هم حذف پایگاه اجتماعی در شکل‌گیری این جنبش است که آگاهانه از کتاب کنار گذاشته شده است. نمی‌توان بدون میانجی و مناسبات اجتماعی، تحولات سه‌گانه در تاریخ تالار را درک کرد. می‌شد روایت و متن کتاب را با کمی زمینه مند کردن، غنی‌تر کرد. اگر بتوان آن‌را در ویرایش بعدی اعمال کرد،‌ اثر خواندنی‌تر می‌شود.   خلق دوباره پدیده‌های هنری فراموش شده علی بوذری، نیز به‌عنوان گرداننده بحث در سخنانی کوتاه گفت: ایده‌ای که پشت تاسیس تالار قندریز است، اهمیت دارد. باید گفت تولید این کتاب نیز در شرایط امروز ما بسیار مهم است. در کتاب می‌بینیم که برخی پدیده‌های هنری در حال فراموشی در جامعه، چگونه در تالار دوباره خلق می‌شوند. نکته مهم دیگر، ثبت کردن مدارک است. نهادهای دیگر مانند موزه هنرهای معاصر حتی نمی‌توانند همین آرشیوی که در این کتاب جمع شده را در اختیار داشته و تبدیل به کتاب کنند. این کتاب می‌تواند الگویی برای دیگر نهادهای فرهنگی باشد تا پازل فرهنگی ایران تکمیل شود. ]]> هنرورسانه Wed, 25 Jan 2017 15:41:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244639/دل-زنده-پایه-اساس-هنر-روایت-های-تاریخ-می-سازند ​تازه‌ترین تالیف کیوان ساکت رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244634/تازه-ترین-تالیف-کیوان-ساکت-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، آیین رونمایی از تازه‌ترین تالیف کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده برجسته با حضور استادان و سخنرانان ویژه‌ای چون میر جلال‌الدین کزازی، فرهاد فخرالدینی، محمد سریر، علی‌اکبر شکارچی، میلاد کیایی، هومان اسعدی، مجتبی سبزه و کیوان ساکت در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. «گزیده ردیف‌های کاربردی موسیقی ملی ایران» دهمین تالیف ساکت در حوزه نوازندگی است. او پیش از این «با موج تا کرانه»، «سبکبال»، «چرخ نیلوفری» و چند مجموعه دیگر را برای علاقه‌مندان به نوازندگی تار و سه‌تار تالیف کرده است. علاقه‌مندان برای حضور در این آیین می‌توانند ساعت ۱۹ روز جمعه ۸ بهمن‌ماه به فرهنگسرای ارسباران واقع در سید خندان، خیابان جلفا مراجعه کنند. ]]> هنرورسانه Wed, 25 Jan 2017 14:00:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244634/تازه-ترین-تالیف-کیوان-ساکت-رونمایی-می-شود موسیقی رشته دانشگاهی که کتاب ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244542/موسیقی-رشته-دانشگاهی-کتاب-ندارد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. نوید دهقان، مدرس و نوازنده کمانچه که در جشنواره فجر امسال به خاطر آهنگسازی آلبوم «از جان و از دل» جایزه باربد بهترین آلبوم باکلام موسیقی دستگاهی را از آن خود کرد، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   به نظر شما، چرا موسیقی ایران درزمینه مکتوب ضعیف است؟  به باور من، شرایط اجتماعی، اقلیمی و تاریخی در این جریان تأثیرگذار بوده است. اگر قرار باشد  وضعیت کتاب‌های موسیقی در ایران و کشورهای غربی را باهم مقایسه کنیم، ناگزیریم سیر تحول جامعه مدنی در غرب و ایران را نیز مورد مقایسه قرار دهیم. در این صورت خواهیم دید که تفاوت‌های جامعه ایران و کشورهای پیشرفته غربی درزمینه علمیِ موسیقی در دیگر نشانه‌های تمدنی هم قابل رویت است. شهرسازی، نهادهای اجتماعی، دانشگاه‌ها و مدارس در کشورهای غربی در قیاس با ایران پیشرفته‌ترند و این تفاوت‌ها نشان از تمایز سطح کیفی دستاوردهای تمدنی در  ایران و کشورهای غربی دارد. بنابراین، نمی‌توانیم ادعا کنیم که مثلاً در رشته‌ای مثل فیزیک در دنیا حرف اول را می‌زنیم یا با کشورهای غربی در یک سطح قرار داریم اما در موسیقی ضعیف هستیم. من فکر می‌کنم، هنر به‌عنوان بخش مهمی از نشانه‌های پیشرفت در یک جامعه به همراه دانش، فلسفه و ... رشد می‌کند و نمی‌تواند به تنهایی پیش برود.  چرا برخی از نوازندگان و آهنگسازان موسیقی ایرانی توانسته‌اند در سطح جهان خودشان را مطرح کنند؟  تفاوت هنر با علم هنر و طبیعتاً جریان مکتوب در آن  اینجا است که هنر می‌تواند توسط تک‌تک افراد خلق شود. بر همین اساس در طول این سال‌ها درزمینه موسیقی ایرانی آثار ارزشمندی خلق شده است که در سطح جهانی هم حرف‌هایی برای گفتن دارند. مشکل از آنجایی شروع می‌شود که قرار است اهالی هنر موسیقی در کنار هم قرار بگیرند، در سطح عمومی کار کنند و جریان مکتوب موسیقی را سامان دهند. چرا  کتابخانه‌های کشورهای غربی از آثار مکتوب موسیقی مربوط به قرون گذشته غنی است درحالی‌که تألیف کتاب‌های موسیقی در ایران کمتر از یک قرن، سابقه دارد و در این مدت نیز دستاورد چندانی نداشته است؟  درست است که موسیقی در کشورهای غربی در آغاز به دربار متصل بود اما آن‌ها به‌مرور این هنر را از دربار خارج کردند و به سالن‌های موسیقی بردند. به این هنر، امکانات و بودجه دادند و پس از تحولاتی که در اروپا رخ داد،  موسیقی به شیوه علمی دنبال شد. طبیعی است که حرکت در مسیر علمی هنر نیازمند تألیف کتاب‌هایی با همین موضوع بود. در اینجا نباید تأثیر توجه دولتی به هنر موسیقی در غرب را کم‌اهمیت بدانیم. وقتی قرار است یک سمفونی بسازید یا کتابی تخصصی درزمینه موسیقی بنویسید، باید ماه‌ها و سال‌ها برای این کار وقت بگذارید. تمام فکر و ذکر و زمانتان را باید برای این هدف صرف کنید. هیچ‌وقت نمی‌شود یک نفر تا پاسی از شب در یک مغازه کار کند تا ممری برای گذران زندگی‌اش داشته باشد و تازه بعد از بازگشت به خانه دست‌به‌قلم ببرد و  کتاب بنویسد. در کشورهای موفق غربی درزمینه موسیقی امکانات را در اختیار هنرمندان این عرصه قرار داده‌اند و بودجه مناسبی را برای پیشرفت در این عرصه در نظر گرفته‌اند درحالی‌که پیشرفت‌های موسیقی ایرانی در طول تاریخ به همت و تلاش تک‌تک اهالی موسیقی رخ داده و هیچ سازوکار حکومتی برای رشد این هنر در عرصه‌های مختلف در نظر گرفته نشده است.   عده‌ای معتقدند شیوه مکتوب به دلیل ریشه غربی، برای آموزش و پژوهش موسیقی ایرانی نمی‌تواند جوابگو باشد و درست مثل آموزش ادبیات فارسی با حروف انگلیسی است.  البته این درست است که ذات موسیقی ایرانی بر شیوه شفاهی بنا شده است. به تاریخ موسیقی ایران هم که مراجعه می‌کنیم تک‌نوازی، شیوه مرسوم نوازندگی در موسیقی ایرانی بوده است و ما در این هنر چیزی به نام گروه‌نوازی نداشته‌ایم اما هنر در حال حرکت است و ما نمی‌توانیم آن را متوقف کنیم. برای مثال در دوره جدید، هنر نمایش به سینما تبدیل می‌شود. بنابراین هنر باید بتواند خودش را با ابزارهای جدید وقف دهد. از سوی دیگر، هیچ‌دانشی محدود به اقلیم‌ها نیست؛ ما نمی‌توانیم جراحی قلب را محدود به غرب یا شرق کنیم. مهم این نیست که دانش‌های گوناگون از کجا آمده‌اند، مهم این است که برای خدمت به بشر آمده‌اند و در هرکجای دنیا اگر نیاز به استفاده از آن احساس می‌شود، باید از آن بهره برد. اگر من در اثر جدیدم سعی کردم از قواعد هارمونی و موسیقی چندصدایی استفاده کنم، به معنای غربی کردن موسیقی ایرانی نیست بلکه ازنظر من حرکتی روبه‌جلو در این موسیقی است. اینکه ما بر اساس نت‌نویسی، موسیقی ایرانی را مکتوب کنیم اصلاً شبیه به این نیست که شعر فارسی را با قواعد و زبان انگلیسی بنویسیم. البته ما در طول دوران تجارب بدی درزمینه انطباق موسیقی ایرانی با موسیقی علمی و نگارش آن داشته‌ایم اما نباید این تجارب را تعمیم دهیم و آن را نشانه شکست نگارش موسیقی ایرانی بر اساس نت بدانیم. در تاریخ موسیقی ما کسی همچون آقای پایور می‌آید که تجارب خوبی را در دوره خودش برای موسیقی رقم می‌زند و البته بعدها حرکت‌های بسیار بدی برای هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی اتفاق می‌افتد. ما باید به درازنای تاریخ فکر کنیم. وقتی  درباره تاریخ موسیقی کلاسیک صحبت می‌کنیم، نمی‌دانیم این تاریخ دقیقاً از چند هزار سال پیش آغاز شده و چه اتفاقاتی در این جریان افتاده تا به شکل امروزی خود رسیده است؟ امروز درهای موسیقی ایرانی باز شده و بنا به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که داریم، رنگ و بوی حرکت به خودش گرفته  است. این موسیقی سعی می‌کند تنوع و گستردگی بیشتری در خودش ایجاد کند. ما باید به این جریان زمان دهیم و اصل قضیه را نفی نکنیم. هنر باید گستردگی خودش را حفظ کند.   نظرتان درباره کتاب‌هایی موسیقی که از سه دهه پیش تاکنون نوشته شده چیست؟   به نظر من، اینکه یک هنرمند به‌طور شخصی از وقت و زندگی خودش بگذارد و کتابی برای آموزش متد موسیقی بنویسد، چندان قابل‌قبول نیست چون احتمالاً آن هنرمند تلاشگر متد شخصی خودش را در آن کتاب انعکاس می‌دهد و شاید من به‌عنوان معلم موسیقی با آن متد موافق باشم یا نباشم. در کشور ما، هیچ برنامه‌ای برای پرداختن به موسیقی وجود ندارد و به همین دلیل اتفاقاتی که در عرصه‌های مختلف مثل فضای مکتوب می‌افتد را باید جزء حوادث به‌حساب آورد. ممکن است یک نفر کتابی درباره متد کمانچه بنویسد که پنج نفر معلم دیگر هم از آن خوششان بیاید اما این روش به‌هیچ‌عنوان نمی‌تواند ما را به یک سیستم مولد برساند. وقتی رشته‌ای به نام موسیقی در دانشگاه وجود دارد، باید برایش کتاب تألیف شود.    چه اتفاقی باعث شد اشخاصی همچون کلنل وزیری، استاد صبا و روح‌الله خالقی کتاب‌های قابل دفاعی البته برای زمانه خودشان ارائه دهند؟  به این دلیل که شیوه آموزشی درستی در زمان آن‌ها، حاکم بود، کتاب‌هایی که در آن دوره نوشته شد، قابل دفاع بود. در آن زمان هنرستان موسیقی از سوی دولت تأسیس شد و عده‌ای موزیسین برای تحصیل به خارج فرستاده شدند.  این موزیسین‌ها از دانش کشورهای غربی استفاده کردند، بعد از بازگشت به کشور از سوی دولت موردحمایت قرار گرفتند و دست‌به‌کارِ تألیف در عرصه موسیقی شدند. به بیان کلی‌تر، هنرمندان در جریان تألیف حمایت شدند. از سوی دیگر شیوه آموزشی واحدی در هنرستان‌های مختلف وجود داشت.  امروز، این جریان ( وجود شیوه آموزشی یکسان) در رشته‌های دیگر در کشور  وجود دارد. مثلاً اگر دانشجویی در رشته جامعه‌شناسی در دانشگاه گیلان تحصیل می‌کند باید همان واحدها و کتاب‌های درسی را مطالعه کند که یک دانشجو در همین رشته در دانشگاه زابل می‌خواند اما  در رشته موسیقی این اتفاق نمی‌افتد. ممکن است در هنرستان یا دانشگاه موسیقی از من بخواهند تدریس کنم. در این صورت به دلیل نبود سازوکار محکم، من از روی کتابی که خودم دوست دارم، تدریس می‌کنم. چندی بعد ممکن است عذر مرا می‌خواهند یا خودم دیگر تمایلی برای ادامه همکاری نداشته باشم. در این صورت جای مرا دوست دیگری می‌گیرد که درست مثل من هر کتابی را که خودش دوست دارد، تدریس می‌کند. درحالی‌که این روش اشتباه است. پیشنهاد شما چیست؟  به نظر من، باید کارگروه‌هایی متشکل از کارشناسان موسیقی ایجاد شود که وظیفه آنها تألیف و تدوین کتاب‌هایی با سطح کیفی قابل‌قبول است. بعدازآن نوبت به اعلام برنامه‌ای مدون و همه‌جانبه می‌رسد که همه هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها ملزم به چیدمان برنامه درسی کلاس‌ها بر اساس آن هستند.  به نظر شما، موسیقی ایرانی در عرصه کتاب در آینده چه روندی را دنبال خواهد کرد؟  اگر در عرصه موسیقی مکانیزم خاصی وجود داشت، می‌توانستم درباره آینده بخش مکتوب درزمینه موسیقی صحبت کنم اما امروز واقعاً نمی‌شود آینده را پیش‌بینی کرد. در این شرایط ما باید به پدید آمدن نوابغ دل‌خوش کنیم. ما در این عرصه هیچ مکانیزمی  نداریم بنابراین روی کاغذ باید گور بخش مکتوب را بکنیم اما با امید به بروز اتفاقات مثبت و پدید آمدن برخی نوابغ می‌شود به آینده دل‌خوش کرد. باوجود محدودیت‌های موسیقی در دهه‌های اخیر، وجود نوابغ و بروز اتفاقات خنیاگری را در این مملکت همچنان زنده نگه داشته است. امروز آشفتگی عمیقی در عرصه موسیقی وجود دارد که قاعدتاً منجر به اتفاقات خوبی نمی‌شود. از سوی دیگر، بحث هنر واقعاً گسترده است و سلیقه و دانش افراد در این زمینه می‌تواند تأثیر به سزایی داشته باشد. ما اهالی موسیقی به دلیل نبود قانون کپی‌رایت و سیستم مالی درست، مجبوریم شبانه‌روز کار کنیم و فرصت چندانی برای رصد همه آثار مکتوب در عرصه موسیقی نداریم.  اگر بنا باشد درباره کتاب‌هایی که مطالعه کرده‌اید، نظر دهید، چه می‌گویید؟  در میان کتاب‌هایی که من موفق به مطالعه آنها شده‌ام به لحاظ کیفی با گوناگونی زیادی روبه‌رو هستیم. تعدادی از آثار نوشته‌شده درزمینه موسیقی بیشتر جنبه شخصی دارد و پیش‌پاافتاده است بنابراین نمی‌تواند به‌عنوان منبعی برای ارائه متد کارکردی داشته باشد، برخی از دوستان هم فقط برای خالی نبودن عریضه اقدام به تألیف برخی آثار کرده‌اند اما بعضی از کتاب‌های نگاشته شده در این زمینه واقعاً عالی و منحصربه‌فرد هستند. برای مثال من اخیراً دو جلد کتاب درباره تاریخ موسیقی خواندم که در زندگی شخصی و کارم تأثیر مثبتی داشت. «چرخ بی آیین» و «باد خزان» نام دو کتاب به قلم آقای فرهود صفرزاده است که مدتی قبل آن‌ها را مطالعه کردم. «چرخ بی آیین» درباره زندگی درویش خان است و «باد خزان» به توضیح درباره زندگی عارف قزوینی می‌پردازد. همان‌طور که می‌دانید عارف قزوینی و درویش خان در یک دوره زندگی می‌کردند. این دو کتاب، جریان موسیقی ما در آن دوره را به خوبی در کنار هم قرار می‌دهند و بابت تألیفشان باید به آقای صفرزاده  دست‌مریزاد گفت. ]]> هنرورسانه Wed, 25 Jan 2017 09:02:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244542/موسیقی-رشته-دانشگاهی-کتاب-ندارد ​«تاریخ باغ‌سازی» تام ترنر به ایران رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/244545/تاریخ-باغ-سازی-تام-ترنر-ایران-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «تاریخ باغ‌سازی»، تاریخچه شکل‌گیری باغ‌ها در سراسر جهان را مورد بررسی قرار داده است. تام ترنر، نویسنده کتاب پس از دیباچه در ۹ فصل به توضیح درباره فلسفه طراحی، باغ‌های دوران باستان، باغ‌های کلاسیک، باغ‌های اسلامی و آسیای غربی، باغ‌های قرون‌وسطی، باغ‌های رنسانس، باغ‌های باروک، باغ‌های نئوکلاسیک و رمانتیک، باغ‌های التقاطی و باغ‌های انتزاعی و پسا انتزاعی می‌پردازد. نکته‌ای که برای ما ایرانیان می‌تواند درباره این کتاب جالب باشد همکاری پروفسور مهرداد شکوهی در تصحیح فصل چهارم کتاب یعنی باغ‌های اسلامی و آسیای غربی است.   نگارنده کتاب تاریخ باغ سازی در دیباچه می‌نویسد که اتمام این کتاب حدود ۳۰ سال زمان برده است. بر این اساس  و با توجه به عنوان‌بندی فصول مختلف کتاب می‌توان دریافت که با کتابی دقیق و جامع روبه‌رو هستیم که می‌تواند برای علاقه‌مندان به باغ سازی و دانشجویان رشته معماری مفید واقع شود.   ترنر در این اثر با اشاره به آغاز کشاورزی، یک جانشینی و باغ سازی در آسیای غربی خواستگاه نخستین شهرها را این منطقه معرفی می‌کند و معتقد است بعدها این المان‌های تمدنی به سمت شرق حرکت می‌کند. دانش معماری پس‌ازآن به جزیره کرت و یونان راه می‌یابد و از آنجا راهی ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، آلمان، هلند، اسکاندیناوی، بریتانیا و کشورهای آمریکایی می‌رود.   شکل زمین، آب، سازه‌های عمودی مانند ساختمان‌ها، سازه‌ها افقی مانند پیاده‌روها، پوشش گیاهی و آب‌وهوا مواردی است که در این کتاب به‌عنوان عوامل مطرح در باغ سازی و ایجاد منظر معرفی شده است.   این کتاب درباره باغ‌هایی صحبت می‌کند که متأثر از فلسفه غربی شکل گرفته‌اند با این توضیح تمرکز چندانی بر ویژگی‌های ملی ندارد چون از یک سو باغ سازی هنری جهانی است و از سوی دیگر ملت‌ها و دولت‌های امروزی اخیراً ایجاد شده‌اند و قدمت چندانی ندارند. تاریخ باغ سازی ۹ فصل تاریخی دارد که هرکدام از آن‌ها از دو قسمت و چند زیر بخش تشکیل شده است. قسمت اول هر فصل توضیحاتی کلی درباره نحوه تعامل ایده‌های اجتماعی، جغرافیایی، فلسفی و هنری برای خلق باغ‌ها ارائه می‌دهد. قسمت دوم هر فصل به تحلیل نقشه باغ‌ها، بیان توضیحاتی درباره آن و رسم کردارهای سبک‌شناختی  مرتبط با هرکدام و بررسی مثال‌هایی اختصاص داده شده است.   در فصل چهارم این کتاب که باغ‌های اسلامی و آسیای غربی نام دارد، درباره پاسارگاد نوشته شده است: «به نظر دیوید استروناک که پاسارگاد را حفاری کرده است، طرح آن یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های برجای‌مانده از چهارباغ‌های کلاسیک را نشان می‌دهد. طرح نشان داده شده در اینجا بر اساس اثر وی است. هنوز بقایای آبراه‌های سنگی و کم‌عمقی که بخش‌های مختلف این مجموعه را از هم جدا می‌کنند، باقی است. مسیرهای رفت‌وآمد را با خاک کوبیده شده یا سنگریزه می‌پوشانند. احتمالاً این مکان در کنار درختان سرو، انار، گیلاس و درختان شکوفه داری که امروز اثری از آن‌ها بر جای نمانده، ساخته شده بود.»   چاپ نخست «تاریخ باغ سازی» به قلم تام ترنر و با ترجمه حمیدرضا عظمتی و محسن فیضی در ۵۲۳ صفحه با شمارگان یک هزار نسخه به بهای ۴۰ هزار تومان در سال ۱۳۹۵ از سوی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Tue, 24 Jan 2017 05:59:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/244545/تاریخ-باغ-سازی-تام-ترنر-ایران-رسید کتاب «پره‎ پروانه پولادی» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244430/کتاب-پره-پروانه-پولادی-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «پره‎ی پروانه‎ی پولادی» شامل هفت اثر برگزیده دومین جشنواره منطقه‌ای نمایش‌نامه‌نویسی صنعت نفت جنوب ، رونمایی شد. رضا خلیلی، معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در امور عملیات غیرصنعتی،  در آیین پایانی سومین جشنواره ملی نمایش‌نامه‌نویسی صنعت نفت گفت: رشد و توسعه صنعت نفت، تحولات و دگرگونی‌های عظیم و شگرفی را در ساختار مناطق میزبان صنعت نفت و در ارکان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور پدید آورده است و در عین حال، پیدایش نفت در جنوب، به فرهنگ و ادبیات کهن این مرز و بوم خدمت کرده است. نویسندگان متعددی در ایران به نفت پرداخته‌اند و داستان مردمانی را قلم زده‌اند که زندگی‌شان با نفت عجین شده است. وی افزود: صنعت نفت ایران، محور اصلی تحولات عظیمی در تاریخ معاصر کشور و منطقه بوده است و رویدادها و حوادث متعددی را از سر گذرانده است؛ در لحظه لحظه و جای جای تاریخ بیش از یک قرنی صنعت نفت ایران، اهتمام، بزرگی، دلاوری، فداکاری و وطن پرستی مردان نفتی ایران به چشم می‌آید که این رویدادها بدون تردید برای دولت و ملت و دوستداران ایران اسلامی، جذاب و بی‌همتا است. نویسندگان کاتبان ِ خوب  تاریخ  صنعت نفت رییس شورای فرهنگی شرکت ملی نفت ایران اظهار کرد: توسعه صنعت‌نفت به عنوان عظیم‌ترین و بنیادی‌ترین صنعت ایران و پر استعدادترین بخش نظام اقتصادی ایران، اهمیت ویژه و تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت اقتصادی و سیاسی کشور در منطقه و جهان دارد و در این میان نقش کلیدی اطلاع‌رسانی و استفاده از ابزارهای متنوع ارتباط با مخاطبان عام و خاص ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. وی افزود: نمایشنامه به ‌عنوان یک اثر ادبی می‌تواند منعکس‌کننده اتفاقات و فراز و نشیب‌های صنعت نفت و خدمات و دلاوری‌های کارکنان صنعت نفت در قلب تاریخ باشد و در فضاسازی و اطلاع‌رسانی به دور از شیوه‌های مرسوم تبلیغی کارآمدتر از ابزارهای دیگر عمل کند. خلیلی تصریح کرد: نویسندگان و نمایش‌نامه‌نویسان با استفاده از تکنیک‌ها و شگردهای ویژه خود می‌توانند، جایگاه صنعت نفت در ایران اسلامی و در جهان و نقش پررنگ و ارزشمند کارکنان صنعت نفت در توسعه اقتصادی و سیاسی کشور را در منتالیتی و ذهنیت عمومی مخاطبان عمومی و تخصصی، به خوبی نهادینه کنند، چرا که استفاده از ابزارهای هنری، برای ثبت وقایع و رویدادهای مهم صنعت نفت می‌تواند در راستای مستندنگاری تاریخ این صنعت معظم کارگشا باشد. وی تاکید کرد: بر همین اساس، روابط عمومی‌های شرکت ملی نفت ایران باید تلاش کنند تا با طراحی برنامه‌های فرهنگی، هنری و اطلاع‌رسانی منسجم، هماهنگ و هدفمند، جایگاه و توانمندی تخصصی روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران را که مؤسس و مروج روابط عمومی در ایران است را در اذهان مخاطبان عام و خاص هدف صنعت نفت، آنچنان که شایسته است، تبیین کنند. هنرمندان برای ثبت اتفاقات تاریخی صنعت نفت پیشقدم شوند مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی ایران نیز در این مراسم گفت: از زمان پیدایش نفت در ایران تاکنون، نقش صنعت نفت در تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار پررنگ بوده است و زبان هنر می تواند به خوبی این نقش مهم را به تصویر بکشد. سید پیروز موسوی با بیان اینکه ما امروز نیاز داریم تا با خلق آثار هنری، تلاش ها و پایداری کارکنان صنعت نفت در دوران‎های تاریخی پر فراز و نشیب مانند دوران دفاع مقدس را زنده نگاه داریم، افزود: ما از همه هنرمندان و نویسندگان می خواهیم در ثبت این بزرگمردی ها و اتفاقات تاریخی به صنعت نفت کمک کنند. برگزاری جشنواره نمایش‌نامه‌نویسی می‎تواند منشأ خلق آثار ماندگار هنری باشد   محمد ناصری، رییس روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران و رییس سومین جشنواره نمایشنامه نویسی صنعت نفت در این مراسم با بیان اینکه حوزه کاری صنعت نفت روایتی از تلاش های کارکنان زحمتکشی است که برای اقتصاد ایران تلاش می کنند، افزود: ما در این مسیر می توانیم با استفاده از هنر تلاش های این عزیزان را به دیگران نیز نشان دهیم و امیدواریم برگزاری این رویداد هنری منشا خلق آثار ماندگاری برای صنعت نفت باشد. وی ابراز امیدواری کرد این رویداد هنری در چهارمین دوره خود که سال آینده برگزار می شود، نیز با همین استقبال در سطح ملی برگزار شود. مهدی شفیعی، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد نیز در این مراسم با تقدیر از مسئولان فرهنگی شرکت ملی نفت ایران برای حمایت از جامعه هنری و تئاتر کشور، افزود: از مدیران صنعت نفت برای ایجاد شرایطی برای خلق آثار هنری تشکر می کنم و گسترش پیوند صنعت نفت و هنر به اتفاقات مهم و بزرگی در آینده منجر خواهد شد. سومین جشنواره ملی نمایشنامه نویسی صنعت نفت به اهتمام  روابط عمومی شرکت پایانه‌های نفتی ایران و با دبیری مجتبی عوض زاده، رئیس روابط عمومی این شرکت برگزار شده است و چهارمین دوره این رویداد نیز سال آینده برگزار می شود. ]]> هنرورسانه Wed, 18 Jan 2017 19:11:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244430/کتاب-پره-پروانه-پولادی-رونمایی اسطوره جمشید، کمیک استریپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244260/اسطوره-جمشید-کمیک-استریپ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «جمشید؛ طلوع» نخستین رمان استودیو هورخش بود که عصر دیروز ۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ با برگزاری مراسم رونمایی در شهر کتاب فرشته به علاقه‌مندان فرهنگ ایران معرفی شد؛ روایتی داستانی از روزهای ابتدایی پادشاهی جمشید.  «جمشید؛ طلوع»  پیش درآمدی برای انیمیشن سینمایی «آخرین داستان»  ساخته اشکان رهگذر است. «جمشید؛ طلوع» برداشتی است آزاد از شاهنامه که داستانی از روزهای آغازین بر تخت نشستن یکی از پادشاهان اسطوره‌ای را روایت می‌کند. محمد چرمشیر به‌عنوان ویراستار متن و  فائزه سپهرصادقیان، به‌عنوان سرپرست تصویرگران (در کنار شیوا گل‌محمدی و داود دیبا) از منظر گرافیکی کار را قابل‌توجه کرده است. در شهر کتاب فرشته کریستف رضاعی، مهین جواهریان، علیرضا گلپایگانی، هرمز حقیقی، سعید ترخانی، هدی اثنی‌عشری و امید حق‌شناس برای رونمایی این اثر حضور داشتند.    مهرداد تویسرکانی گفت: گرافیک رمان «جمشید؛ طلوع» اثری ست که در حوزه کمیک قابلیت دسته‌بندی  است.  راستش مدت‌ها بود در این زمینه کاری ندیده بودم که بشود با تماشایش حقیقتاً لذت برد. موضوع مهم‌تر این است که در این اثر با کمیکی کاملاً فارسی روبه‌رو هستیم. البته اولین بار نیست که کاری در این حوزه منتشر می‌شود اما شخصاً اطمینان دارم کاری با این درستی و تمیزی برای اولین بار است که در تاریخ نشر ایران روی می‌دهد. او با اشاره به میزگردی که حدود ۱۰ سال پیش درباره کمیک و گرافیک نوبل برگزار شده بود، افزود: در آن جلسه یکی از چهره‌های شناخته شده حوزه کودک و نوجوان، دیدگاهی را مطرح کرد که مفهومش سطحی بودن کار کمیک بود. با این توضیح آن استاد معتقد بود کودکی که کتاب خواندن را با کمیک آغاز می‌کند، در آینده به فردی سطحی خوان مبدل می‌شود و در ادامه زندگی هم همین وضع را حفظ خواهد کرد.   تویسرکانی ادامه داد: در موقع شنیدن این جملات به‌قدری دلخور شدم که از خاطرم رفت بگویم خود من هم اثر جاودانه «مکبث» را با کمیک شناختم. با همان حال و هوای دوران کودکی خیلی شکسپیر را دوست داشتم چون فکر می‌کردم او کمیک کار است. این خاطره را گفتم تا به نظرم درباره کمیک برسم. از نگاه من کمیک نه تنها کاری سطحی به‌حساب نمی‌آید بلکه فعالیتی است عمیق که در صد و پانزده سال گذشته به‌مثابه یک رسانه خارق‌العاده رشد کرده و راهش را هم ادامه داده است.   او با تأکید بر اهمیت کمیک اظهار کرد: تصور اینکه آثار کمیک صرفاً برای کودکان است، تصور نادرستی است زیرا دست‌کم تصویرسازی‌های آثار کمیک و گرافیک نوبل در نوع خود آثار هنری شاخصی هستند که باید در تاریخ هنر موردبررسی قرار گیرند. به‌هرحال کمیک صرفاً یک کتاب نیست بلکه یک شیء هنری است و من شخصاً با برخی از کمیک‌ها با وسواس یک مجموعه‌دار هنری برخورد می‌کنم. از اینکه می‌توانم «جمشید؛ طلوع» را در زمره آثاری ازاین‌دست طبقه‌بندی کنم خرسندم.   در ادامه آیین رونمایی از کتاب «جشمید؛ طلوع» نوبت به نویسنده اثر رسید تا نگاهش درباره کمیک، گرافیک و البته آنچه در کتاب «جمشید؛ طلوع» موردبحث قرارگرفته تشریح کند. اشکان رهگذر سخنانش را از مقدمه شکل‌گیری این اثر آغاز کرد و گفت: برای من همه چیز از آنجایی آغاز شد که در سفری که به پاریس داشتم  با «گرافیک نوبل» آشنا شدم. وقتی به کتاب‌فروشی‌های شهر سر می‌زدم قفسه‌هایی را می‌دیدم که ناخواسته نظرم را به‌سوی خودشان جلب می‌کردند. راستش همان موقع بود که حس کردم با دنیای تازه‌ای روبه‌رو شده‌ام که با کمیک استریپ هایی که قبل از آن، دیده بودم تفاوت بسیاری داشت.   او با اشاره به تأثیر پروژه «آخرین داستان» بر روی این نوع نگاه افزود: تجربه این انیمیشن سینمایی که هفت سالی می‌شود در حال کار کردن بر روی آن هستیم باعث شد تصمیم بگیریم به داستانی بپردازیم که علاوه بر مرتبط بودن با داستان انیمیشن، فضایی مستقل داشت. این رمان در سه چرخه که پیش‌ازاین در انیمیشن «آخرین داستان» به آن رسیده بودیم، نوشته شده است. بناست در هر چرخه چند جلد رمان گنجانده شود. چرخه اول که «جمشید طلوع» نام دارد و هم‌اکنون وارد بازار کتاب می‌شود به تشکیل حکومت و قدرت­‌گیری جمشید می‌پردازد.   او افزود: البته این رمان با برداشتی آزاد از روایت شاهنامه نوشته شده است. برای پرداختن به داستان از متون زیادی استفاده شده که تاریخ پیشدادیان، وندیداد، اوستا تنها بخشی از آنها است. بنابراین می‌شود گفت داستان «جشمید؛ طلوع» صرفاً بر اساس شاهنامه نوشته نشده و روایت‌های کتب کهن دیگر هم در آن وجود دارد که علاوه بر شاهنامه فردوسی که باارزش‌ترین، زیباترین و مفصل‌ترین بخش از تاریخ اساطیری ماست، آنها هم  دارای اهمیت هستند. رهگذر ضمن تشکر از محمد چرمشیر، هنرمندان استودیو هورخش، فائزه سپهرصادقیان و معرفی گروه رام که ساخت قطعه آوایی این اثر را به عهده داشته، از انتشار جلد بعدی این رمان هم خبر داد: چرخه دوم این اثر که به‌زودی با عنوان «جمشید؛ غروب» منتشر خواهد شد، روایت انحطاط پادشاهی جمشید است و پایان این داستان درواقع با ابتدای قصه انیمیشن «آخرین داستان» پیوند می‌خورد. چرخه سوم نیز مجموعه‌ای چهار جلدی است متکی به انیمیشن «آخرین داستان» که اسرار بسیاری را فاش خواهد کرد.   ]]> هنرورسانه Tue, 17 Jan 2017 06:59:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244260/اسطوره-جمشید-کمیک-استریپ رونمایی از دو کتاب در حوزه هنر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244261/رونمایی-دو-کتاب-حوزه-هنر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  رمان مصور «جمشید طلوع ۱» ساعت 17 روز دوشنبه  ۲۷ دی‌ماه در شهر کتاب فرشته برگزار می‌شود. در این رویداد اشکان رهگذر، فائزه سپهرصادقیان، مهرداد تویسرکانی و جمعی از علاقه‌مندان  انیمیشن و کتاب حضور دارند. «جمشید طلوع ۱» نوشته اشکان رهگذر پیش درآمدی بر انیمیشن «آخرین داستان» است که با برداشتی آزاد از شاهنامه به روایت آغاز دوران پادشاهی جمشید می‌پردازد.محمد چرمشیر، نویسنده صاحب‌نام نمایشنامه، ویرایش این رمان را  بر عهده داشته است، فائزه سپهرصادقیان سرپرست تصویرگران این رمان تصویری بوده و شیوا گل‌محمدی و داود دیبا دوتن از کسانی بوده‌اند که این گرافیک نوول را تصویرگری کرده‌اند. انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» در شاهنامه است و داستانی از دوران پایانی حکومت جمشید تا ابتدای حکومت آفریدون را روایت می‌کند. شهر کتاب فرشته در خیابان شریعتی، پایین‌تر از پُل صدر، پلاک ۱۶۷۱ واقع شده است.  همچنین پنجمین نشست، از مجموعه نشست‌های «یکشنبه‌های کتاب هنر» در خانه هنرمندان  به نقد کتاب «خاطره شهر»  اختصاص دارد. حامد مظاهریان، احمد الستی و سید محسن حبیبی دران آیین حضور دارند.نشست ساعت 18  امروز یک‌شنبه 26 دی‌ماه در تالار شهناز برگزار می‌شود.  کتاب «خاطره شهر» سینماتو گرافیک شهر ایرانی دهه‌های ۱۳۴۰-۱۳۵۰ را بازخوانی می‌کند و سید محسن حبیبی، حمیده فرهمندیان، نوید پورمحمدرضا و صالح شکوهی بیدهندی نویسندگان این اثر هستند. این کتاب پرسش‌هایی را مطرح می‌کند و می‌کوشد تا دست‌کم تا حدی تصور روشنی از شهر و زندگی شهری که در فیلم‌های دهه ۴۰ و ۵۰ به تصویر کشیده شده، ارائه کند و شهر ایرانی این دوران را در چارچوب نووارگی ایرانی زمانه بازخوانی کند.   ]]> هنرورسانه Sun, 15 Jan 2017 09:54:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244261/رونمایی-دو-کتاب-حوزه-هنر بزرگان موسیقی ما در زمینه مکتوب فعالیت چندانی نداشتند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244259/بزرگان-موسیقی-زمینه-مکتوب-فعالیت-چندانی-نداشتند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم، تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. اردوان کامکار نویسنده، مدرس و نوازنده سنتور است.  آهنگ‌سازی‌ فیلم «سنتوری» از جمله کار‌های معروف این هنرمند است. گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   خانواده کامکار از معدود موزیسین‌هایی‌اند که موسیقی را به شکل مکتوب آموختند. این رویه از چه زمانی آغاز شد؟   سواد علمی پدرم در سبکی که موردنظر ماست، بالا بود و شاید دلیل موفقیتش درزمینه موسیقی هم همین بود که سواد خواندن و نوشتن این هنر را داشت. او تئوری موسیقی را به خوبی می‌دانست.  ظاهراً در دوره‌ای که رضاشاه از حکومت کنار رفته و محمدرضا شاه به سلطنت رسیده بود دستوری می‌دهند که فعالان درزمینه موزیک در نظام باید سواد موسیقی را کسب کنند. به این منظور یک نفر را از فرانسه می‌آوردند تا در غرب کشور یعنی استان‌های  کردستان و کرمانشاه درزمینه آموزش تئوری موسیقی به لشکر فعالیت کند. هرکسی را نزد او می‌برند آن آقای فرانسوی می‌گوید، در سطحی نیستند که بخواهند موسیقی علمی را یاد بگیرند. درنهایت پدر مرا مأمور می‌کنند نزد آن فرانسوی برود و علم موسیقی را بیاموزد. پدرم علاقه‌مندی زیادی به فراگیری علمی موسیقی داشته است. چون ساز تخصصی پدرم ویولن بود و آموزگار فرانسوی هم موسیقی را به ‌صورت علمی با این ساز آموزش می‌داد، به‌سرعت تئوری موسیقی را آموخت. همین ماجرا باعث علاقه‌مندی خانواده ما به فراگیری موسیقی به ‌صورت علمی از پدرم شد. همین مسئله باعث شد تا ما هیچ‌گاه موسیقی را به‌صورت گوشی یا شفاهی یاد نگیریم و بر اساس نت به فراگیری این هنر بپردازیم.   وقتی پدرتان تصمیم گرفت موسیقی علمی را به شما بیاموزد، کتاب‌هایی در کشور وجود داشت؟ خیر. متأسفانه در آن دوران منبعی برای آموزش موسیقی به شیوه مکتوب وجود نداشت. اما پدرم تمام چیزهایی را که می‌خواست به شاگردانش بیاموزد به شکل نت درآورده بود. به یاد می‌آورم که دفترچه نت پدرم تنها یک نسخه بود. در آن دوره دستگاه‌های فتوکپی و پرینتر هم وجود نداشت بنابراین ایشان مجبور بود نت‌ها را برای هرکدام از هنرجویان به‌طور جداگانه بنویسد. به‌این‌ترتیب سرعت دستش تا حدی بالا رفته بود که هر ملودی به ذهنش می‌رسید، بلافاصله می‌نوشت.   سرنوشت آن دفتر نت چه شد؟  ما آن را نگه داشته‌ایم و مدتی است که در پی انتشار این دفتر که حدود ۳۰۰ صفحه دارد، هستیم و امیدواریم به‌زودی آن را در قالب یک کتاب وارد بازار کتاب کنیم تا علاقه‌مندان به کتاب‌های موسیقی از آن استفاده کنند. چرا وقتی تاریخ مکتوب موسیقی ایران در حدود یک قرن اخیر را مطالعه می‌کنیم، بیشتر کتاب‌های این عرصه با محوریت ساز ویلن نوشته شده است؟ درباره این وضعیت باید توضیحی دهم که ممکن است برخی آن را توجیهی به دلیل فعالیت خودم درزمینه ساز مضرابی تلقی کنند اما واقعاً این‌گونه نیست. درباره غلبه ساز ویلن در کتاب‌های آموزشی و نت نگاری موسیقی باید گفت اگر انگشت گذاری در این ساز به‌درستی انجام شود و ملودی‌های مورد نظر به‌صورت صحیح اجرا شود، بیان احساس نوازنده و اجرای موسیقی با آن در قیاس با سازی همچون سنتور واقعاً راحت است. درحالی‌که سختی و پیچیدگی اجرای یک ملودی زیبا با ساز سنتور غیرقابل‌ تصور است چون برای اجرای موفق یک قطعه به ‌قدری باید نکات ریز و حساس رعایت شود که نگو و نپرس. این پیچیدگی را تنها کسانی که نوازندگی سنتور را فراگرفته‌اند می‌توانند دریابند. اگر بخواهم به شکلی ملموس‌تر برایتان توضیح دهم، تصور کنید یک نفر بعد از دو سال قرار است برای شما قطعه‌ای را با ساز کمانچه بنوازد. این نوازنده به ‌شرط رعایت برخی نکات مثل ویبراسیون و آرشه کشیِ محکم می‌تواند طوری آن قطعه را اجرا کند که شما به‌عنوان مخاطب از شنیدنش لذت ببرید و به گوشتان خوش‌آیند باشد درباره بسیاری از دیگر سازها هم همین وضعیت وجود دارد و مثلاً وقتی کسی تار می‌زند در سال دوم مورد تحسین قرار می‌گیرد اما درباره ساز سنتور چنین وضعیتی وجود ندارد چراکه شما به‌ عنوان نوازنده سنتور باید چندین عامل را درآن‌واحد باهم ترکیب کنید تا به یک ملودی برسید که شنونده از شنیدنش آزرده‌خاطر نشود. به همین دلیل کسی که شش سال نزد استادی که درزمینه تدریس سنتور باتجربه و توانمند است، کار کرده باشد، هنوز هم نمی‌تواند طوری سازش را اجرا کند که شنوندگان، بگویند دارد ساز خوبی اجرا می‌کند. یک نوازنده سنتور از سال ششم و هفتم تازه متوجه می‌شود که آن دست تکان دادن‌ها فقط درآوردن صدا نیست بلکه شما باید با دستانتان ساز را «پیانو فورته» کنید. بنابراین انتخاب آقای صبا بنا به این دلایل ساز ویلن بود و نه سنتور.   بنابراین به خاطر سختی‌های گوناگون در نوازندگی سنتور نباید انتظارمان از آثار مکتوب درزمینه این ساز به‌اندازه دیگر سازها باشد؟  به‌هرحال تفاوت‌هایی بین سازهای گوناگون وجود دارد اما نمی‌توان وجود آثار مکتوب نه چندان دقیق را به این شکل توجیه کرد. همان‌طور که می‌دانید آثاری که برای سنتور نوشته شده است بسیار ساده و ابتدایی‌اند و به حدی سطح پایینی دارند که امروز دیگر نمی‌توان آن‌ها را اجرا کرد درحالی‌که آثار نوشته‌شده برای ویلن از سطح قابل قبولی برخوردارند. اصلاً چرا آن زمان افتخار بوده که کسی با ویلن زردملیجه را بنوازد؟ یا آقای علینقی وزیری کارهایی را با تار اجرا کرده که برای سنتور نوشته نشده است؟ چون نوع نگارش ساز سنتور بسیار مشکل است و با چهار نت ساده نمی‌توان یک قطعه برای سنتور نوشت. تألیف کتاب با محوریت ساز سنتور به توانایی‌های زیادی نیاز دارد. از سوی دیگر شیوه ارائه موسیقی در گذشته به شکل محفلی بود. بنابراین کسی با خودش نمی‌گفت مثلاً نت این سرمضرابی که اجرا کردم باید چگونه باشد؟ یا علامت فلان علامت باید روی کاغذ چطور باشد تا مخاطب متوجه شود؟ یا این ریزی که اجرا می‌کنم باید چگونه با نت روی کاغذ به هنرجو منتقل شود؟   سطح کتاب‌های آموزشی در موسیقی ایرانی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ راستش را بخواهید، نگارش نت در ردیف نوازی ما بسیار ساده و ابتدایی بوده است. به جرات می‌توانم بگویم تا ۱۰ سال قبل کسی که به سراغ موسیقی می‌آمد و می‌خواست نوازندگی ساز بیاموزد باید ازنظر استعداد با عموم فرق می‌کرد. یک آدم معمولی نمی‌توانست در نوازندگی به جایگاه قابل‌توجهی برسید چون شیوه آموزش موسیقی در کشور ما به‌قدری پیش‌پاافتاده بود که کسی نمی‌توانست پله به پله پیش رود. اما شما از استاد پایور به‌عنوان مؤلفی سطح بالا یاد کردید!  بله. آقای پایور در نت‌نگاری واقعاً زحمت زیادی کشیده‌اند. صحبت من درباره محتوای کتاب‌های موسیقی در طول این دوران است. آقای پایور درزمینه ساز سنتور کتابی را برای آموزش مرحله مقدماتی نوشت که برای زمان خودش دستاورد قابل دفاعی بود و سطح بالایی داشت اما امروز آن کتاب دیگر نمی‌تواند به‌عنوان کتابی مفید مورداستفاده قرار بگیرد. برای فهم بهتر موضوع می‌شود مثال جذابت را برای تماشای فیلم‌های موسوم به فیلم فارسی مطرح کرد. این آثار سینمایی در دوره خودش و برای مردم زمانه خود، جذاب و دیدنی بود درحالی‌که امروز ممکن است بعضی از آن آثار برای نسل امروز حتی خنده‌دار به نظر برسد. به همین دلیل نیاز به ادامه جریان مکتوب درزمینه موسیقی به‌شدت احساس می‌شود.   پس از انتشار  کتاب «مجموعه قطعات اردوان کامکار» در نشر نای و نی منتشر شد، قرار است  دو جلد کتاب ساز سنتور را  منتشر کنید؟!   کسی همچون اردوان کامکار سال‌ها است که در این راه دارد قدم برمی‌دارد اما یک نفر به‌تنهایی مگر چقدر توان، زمان و درآمد دارد که بتواند در این راه باقدرت و تأثیرگذار گام بردارد؟ من از حق زن و فرزندم در این راه هزینه می‌کنم و فرصتی را که می‌توانم درزمینه اقتصاد خانواده فعال باشم برای تألیف کتاب‌های باکیفیت برای سنتور می‌گذارم اما واقعاً چرا نباید کسی در این راه به افرادی همچون من یاری برساند؟ اگر حمایت اتفاق بیفتد انجام این کار واقعاً راحت است. بزرگان موسیقی ما درزمینه مکتوب فعالیت چندانی نداشتند. البته ممکن است دلایل مختلفی برای کار نکردن در حوزه مکتوب از سوی بزرگان موسیقی مطرح شود. برخی که اصلاً علمش را نداشتند و برای آن دسته که علمش را داشتند، دیگر حوصله‌ای باقی نمانده بود. به هر صورت همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد تا فعلاً من  درزمینه آموزش و نغمه نگاری ساز سنتور فعالیت کنم. اگر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایتی صورت می‌گرفت این همه‌سال برای تألیف یک جلد کتاب صرف نمی‌شد و ما تا امروز شاهد انتشار کتاب‌های زیادی درزمینه آموزش و نغمه نگاری ساز سنتور بودیم. متأسفانه من فقط و فقط خودم بودم.     ]]> هنرورسانه Sun, 15 Jan 2017 06:30:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244259/بزرگان-موسیقی-زمینه-مکتوب-فعالیت-چندانی-نداشتند در سوگ مردی آگاه، عاشق و انتخابگر http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244256/سوگ-مردی-آگاه-عاشق-انتخابگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین بزرگداشت و یادبود محمد حسن سجودی که از ساعت ۱۷ تا ۱۹ شنبه ۲۵ دی‌ماه در موسسه فرهنگی و هنری آپ آرت مان، برگزار شد. اسدالله امرائی، شهرام اقبال زاده، فرزان سجودی و تعدادی از هنرمندان، نویسندگان و علاقه‌مندان کتاب در این آیین حضور داشتند.   فرزان سجودی در بخشی از این آیین گفت: ماجرای محمدحسن سجودی برای من دو وجه شخصی و عمومی داشت. وی افزود: بخش مهم، تعیین‌کننده و تأثیرگذار زندگی ما که محمدحسن سجودی برایمان عمو حسن نام داشت، او بود.خانه او از کتاب، صفحات موسیقی و اسلایدهای عکس پر بود و این‌ها برای ما یعنی بهشت روی زمین. این زبان‌شناس و نشانه شناس ایرانی درباره شخصیت محمدحسن سجودی گفت: او نمونه بارز و تمام‌عیار آدمی روشنفکر بود و همه ویژگی‌های روشنفکری را در خودش جمع داشت. به عرف به شکل انتقادی نگاه می‌کرد و خلاف آن عمل می‌کرد. عکاسی می‌کرد و در عکس‌هایش نگاهی کاملاً هدفمند داشت. رمان و شعر ترجمه می‌کرد و به فعالیت‌های مطبوعاتی و حتی سیاسی مشغول بود. این رفتار از او یک شخصیت چندوجهی برای ما ایجاد کرده بود.   دانشیار گروه نمایش دانشکده سینما ادامه داد:  ترجمه برای محمدحسن سجودی یک فعالیت اجتماعی کنشگری بود، به همین دلیل خود را به درآمد ترجمه وابسته نکرد و در اصطلاح کارمند ترجمه نبود. اسدالله امرایی مترجم شناخته‌شده ایرانی در بزرگداشت محمدحسن سجودی گفت:  مرگ همه آدم‌ها امر محتومی است و نویسنده، مترجم و شاعر هم نمی‌شناسد. اما در وجود نویسندگان، شاعران و مترجمان ویژگی نهفته است که حتی پس از مرگشان هم نمی‌گذارد بمیرند. هنر این آدم‌ها با هر بار خوانده شدن، آن‌ها را زنده می‌کند، چه در زمان حیات و چه در زمان وفات. مترجم «مردان بدون زنان» نوشته ارنست همینگوی، اظهار کرد: سجودی را اولین بار در دفتر آقای ایروانی در انتشارات دنیا دیدم. آقای سجودی با شوق و شعف در حال تعریف کردن داستان‌هایی بود که به تازگی ترجمه کرده بود. این رویارویی مقدمه آشنایی ما باهم بود تا اینکه بعدها در مطبوعات و بازارچه کتاب که آن زمان به یک سازمان ملل کوچک می‌مانست و انتشارات مختلف که مربوط به جریان‌های مختلف فکری در جامعه بودند، در آن حضور داشتند، بارها و بارها یکدیگر را دیدیم و دوستی عمیقی بین ما شکل گرفت.   وی افزود: او آثاری را ترجمه می‌کرد که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کرد. نام خیلی برایش مهم نبود بلکه به محتوا و پیام اثر اهمیت می‌داد. سجودی داستان بدون پیام را داستان نمی‌دانست و از نویسندگانی بود که ظلم‌ستیزی، عدالت‌خواهی و بیان زجر مردم را موردتوجه قرار می‌داد.   مترجم رمان «عطر پنهان در باد» درباره خلق‌وخوی روان‌شاد محمدحسن سجودی گفت: حسن با اینکه انسان شوخی بود اما به‌هیچ‌وجه جلف نبود. وقتی در جامعه مسائل قومیتی پررنگ بود و بیان جک برای فرهنگ‌های مختلف باب شده بود، از این وضعیت شکایت داشت  و اگر در جمعی بود که این حرف‌ها زه می‌شد یا گوینده را از جمع بیرون می‌کرد یا خودش از آن جمع خارج می‌شد.   امرائی افزود: تا زمانی که کسی به زبان فارسی صحبت کند و کتاب وجود داشته باشد، نام سجودی باقی خواهد ماند و در گوشه قلب علاقه‌مندان به ادبیات چون چراغی روشن باقی خواهند ماند.   شهرام اقبال‌زاده آخرین سخنران در آیین بزرگداشت روان‌شاد محمدحسن سجودی گفت: اگر محمدحسن سجودی یک شاگرد به نام فرزان سجودی پرورش داده باشد، همین برایش کفایت می‌کند.   اقبال‌زاده درباره چگونگی آشنایی با محمدحسن سجودی، اظهار کرد: در دوران جوانی با مترجمی به نام م. سجودی آشنا شدم و بعدها نام م. ح. سجودی را روی جلد کتاب‌ها دیدم اما هیچ‌گاه نام کامل محمدحسن سجودی را  روی جلد کتاب‌ها ندیدم.   این منتقد ادبیات کودک و نوجوان افزود: بعضی مرگ‌ها زمینه بازخوانی و بازتفسیر است. او از نسلی بود که بزرگ می‌اندیشید. هرچند امروز واژه انقلابی از نظر کسانی برای توصیف یک نفر، معنای چندان مناسبی ندارد اما در گذشته این‌گونه نبود. محمدحسن سجودی ضمن پرشوری و انقلابی بودن آدمی به‌غایت صلح‌طلب و مهربان بود. وی ادامه داد: می‌گویند دوران کلان روایت به سر آمده که اگر عام باشد خودش کلان است و این حکم کلی را نقض می‌کند. امروز نسل گذشته، نسل متهمی است و تا اسم شخصیت‌های انقلابی با هر رویکردی همچون جلال، دکتر شریعتی و چپ‌ها آورده می‌شود، آن‌ها را به خشونت و جنگ‌طلبی متهم می‌کنند. برای اینکه اشتباه برخی در این راه را دریابید، خواهش می‌کنم بروید  و آثار محمدحسن سجودی را بخوانید.   مترجم کتاب «بی‌نظمی نوین جهانی»، بر عشق و آگاهی محمدحسن سجود در انتخاب آثارش تأکید کرد و گفت: آنچه به‌غلط باب شده این است که چون این نسل روشنفکر چپ بودند، آثارشان ایدئولوژیک به‌دردنخور است درحالی‌که محمدحسن سجودی انسانی آگاه، عاشق و انتخاب‌گر بود و برای ترجمه باوجود همین عشق و آگاهی جست‌وجو می‌کرد.  باوجود چنین کسانی جریان ترجمه دو کنش را به‌طور توأمان دارد؛ اول گفتمان اندیشه و دوم کنش اجتماعی فرهنگی و سیاسی. ]]> هنرورسانه Sat, 14 Jan 2017 22:00:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244256/سوگ-مردی-آگاه-عاشق-انتخابگر پیشنهاد‌های سالار عقیلی برای مطالعه http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/244032/پیشنهاد-های-سالار-عقیلی-مطالعه سالار عقیلی خوانده موسیقی ملی ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اظهار کرد: پدرم اهل علم بود و به درس و کتاب خواندن ما اهمیت زیادی می‌داد. ایشان وکیل دادگستری بود و برای فرزندانش درس خواندن را مهم‌ترین وظیفه می‌دانست. در سال‌های جنگ کتابی بانام «اختلافات ایران و عراق» نوشت که به دو زبان انگلیسی و عربی هم ترجمه شد.   خواننده قطعه خاطره‌انگیز «وطنم» با اشاره به ایام کودکی‌اش، گفت: در سنین کودکی در خانه با پیانوی برادرم آواز می‌خواندم و از همان زمان بود که مادرم پی به استعدادم درزمینه خوانندگی برد. پیش از آنکه به‌طور جدی وارد عرصه موسیقی شوم، در درس خواندن بسیار جدی بودم و به خاطر علاقه‌مندی‌ام به این هنر کهن، در کنار کتاب‌های درسی کتاب‌های مربوط به موسیقی را می‌خواندم.   سالار موسیقی ایران از «سرگذشت موسیقی ایران» به‌عنوان اولین کتابی که خوانده است، نام برد و افزود: روان‌شاد استاد روح‌الله خالقی در این کتاب تاریخچه موسیقی ایرانی را بیان می‌کند و درباره روش‌ها، سبک‌ها و کیفیت موسیقی ایران از دوران کهن تا دوره معاصر سخن می‌گوید.   وی گفت: تا جایی که من می‌دانم «سرگذشت موسیقی ایران»، قبلاً به‌صورت مجموعه مقالات در مجله‌ای در  همان دوران به چاپ رسیده بود اما درنهایت دو سال پیش از وفات استاد خالقی در سال ۴۲ به‌صورت کتابی مستقل منتشر شد. ‌ عقیلی که یکشنبه هفته آینده در جشنواره موسیقی فجر به روی صحنه خواهد رفت، درباره محتوای کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» گفت: تاریخ موسیقی، نهضت علمی این هنر، رابطه شعر و موسیقی، هنرمندان، سازها، موسیقی امروز ایران و آموزش موسیقی بخش‌هایی است که روان شاد روح‌الله خالقی در این کتاب با قلمی ساده و روان به شرح آن‌ها پرداخته است. همین سادگی و روانی در کلام باعث می‌شود حتی کسانی که به‌طور تخصصی درزمینه موسیقی فعالیت نمی‌کنند با نوشته‌های کتاب ارتباط برقرار کنند و از خواندنش لذت ببرند.   عقیلی از کتاب «شرح بی‌نهایت» به‌عنوان کتاب موردعلاقه‌اش نام برد و گفت: این کتاب، خاطرات مشترک استاد فرهاد فخرالدینی و زنده‌یاد آزرم همسر فقید استاد را دربر می‌گیرد که هم برای اهالی موسیقی و هم برای عموم کتابی خواندنی و جالب است. استاد فخرالدینی پس از وفات همسرش، خاطره‌نویسی‌های نوشته شده از سوی آزرم  را تا زمان وفات یعنی سال 85 با نوشته‌های خودش تا تعطیلی ارکستر ملی ایران در سال ۸۸ جمع‌بندی کرده و از سوی نشر قطره روانه بازار کتاب کرده است که من خواندنش را به علاقه‌مندان به مطالعه پیشنهاد می‌کنم.   وی اظهار کرد: اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، بیشتر کتاب‌هایی که تا امروز خوانده‌ام درزمینه موسیقی و البته ادبیات بوده است. زیاد اهل داستان و رمان نیستم و هنوز هم سعی می‌کنم درزمینه ادبیات و موسیقی مطالعه کنم. هر وقت در موردی خاص در بحث‌های تخصصی موسیقی سؤالی برایم پیش می‌آید به سراغ کتاب‌های تخصصی در این زمینه می‌روم. معمولاً سعی می‌کنم درزمینه موسیقی ردیفی و دستگاهی از آثار مکتوب استفاده کنم و احتمالاً ایراداتم را با استفاده از این آثار رفع کنم اما همان‌طور که می‌دانید بخش عمده موسیقی ما باید به شیوه شفاهی آموخته شود و اصولاً کتاب‌هایی که درزمینه موسیقی آوازی نوشته شده است، چندان زیاد و البته کاربردی نیست. این خواننده موسیقی ایرانی به دوران تدریسش در هنرستان موسیقی اشاره کرد و گفت: من حدود ۶ سال نزد استاد صدیق تعریف به فراگیری ردیف موسیقی ایرانی پرداختم و پس از آن برای تدریس به هنرستان موسیقی دعوت شدم. حوالی سال ۸۲ که برای تدریس به هنرستان موسیقی دعوت شدم، باید در آغاز کار شرح درس  و منبعی را ارائه می‌دادم تا برای امتحانات از همان منبع سؤالات را طراحی کنیم. با توجه به اینکه درزمینه موسیقی آوازی در ایران منابع کامل و قابل‌دسترسی در اختیار نبود، شروع به نوشتن مقاله‌ای پیرامون آوازها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی کردم و درنهایت همان مقاله را به مدیرت هنرستان ارائه دادم. در آن مقاله، دستگاه‌ها، گوشه‌ها، آوازها را به تفکیک نام بردم، درباره چگونه نام‌گذاری شان توضیح دادم و هر یک را به‌طور جداگانه شرح دادم.   وی افزود: در سال‌های تدریسم در هنرستان بخش نظری آن واحد از همین مقاله تدریس می‌شد و هنرجویان از همین مقاله استفاده می‌کردند تا در امتحان حاضر شوند علاوه بر این بر اساس همین مقاله آوازها و دستگاه‌های موسیقی به‌صورت عملی در پایان‌ترم از شاگردان امتحان گرفته می‌شد.   عقیلی ادامه داد: امیدوارم در آینده این فرصت فراهم شود تا آن مقاله را تکمیل کنم و با صرف وقت و به‌کارگیری دقت، کتابی درخور برای علاقه‌مندان به هنر کهن و پرافتخار موسیقی، در موسیقی آوازی ایران ارائه کنم. ]]> هنرورسانه Sat, 14 Jan 2017 06:53:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/244032/پیشنهاد-های-سالار-عقیلی-مطالعه برگزاری مراسم بزرگداشت محمدحسن سجودی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244199/برگزاری-مراسم-بزرگداشت-محمدحسن-سجودی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران، مراسم بزرگ‌داشت محمدحسن سجودی، روز شنبه 25 دی‌ماه از ساعت 17 در موسسه‌ی  آپارتمان برگزار می‌شود. در این نشست، اسدالله امرایی،  شهرام اقبال‌زاده و فرزان سجودی سخنرانی می‌کنند.  محمدحسن سجودی، روزنامه‌نگار و مترجم باسابقه کشورمان (پنجشنبه 23 دی‌ماه 1395) و در پی بیماری‌های متعددی از جمله ضعیف شدن کارکرد قلب، در سن ۷۶ سالگی بدرود حیات گفت.  محمدحسن سجودی، معلم ادبیات بود. وی قبل از انقلاب، از دانشکده علوم ارتباطات، فوق لیسانس روزنامه‌نگاری گرفت و با روزنامه‌هایی مانند آیندگان، کیهان، کتاب جمله و نشریاتی مانند بایا، همکاری داشت.      ]]> هنرورسانه Fri, 13 Jan 2017 09:14:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244199/برگزاری-مراسم-بزرگداشت-محمدحسن-سجودی محمدحسن سجودی مترجم و روزنامه‌نگار پیشکسوت درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244196/محمدحسن-سجودی-مترجم-روزنامه-نگار-پیشکسوت-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) محمدحسن سجودی، روزنامه‌نگار و مترجم باسابقه کشورمان حوالی ساعت ۱:۳۰ بامداد(پنجشنبه 23 دی‌ماه 1395) و در پی بیماری‌های متعددی از جمله ضعیف شدن کارکرد قلب، در سن ۷۶ سالگی بدرود حیات گفت و پیکرش نیز امروز در روستای زادگاهش نیوان از توابع گلپایگان به خاک سپرده می‌شود.    محمدحسن سجودی، معلم ادبیات بود. وی قبل از انقلاب، از دانشکده علوم ارتباطات، فوق لیسانس روزنامه‌نگاری گرفت و با روزنامه‌هایی مانند آیندگان، کیهان، کتاب جمله و نشریاتی مانند بایا، همکاری داشت. سجودی در کنار معلمی به کار ترجمه نیز مشغول بود و ترجمه‌هایش با عناوین «م. سجودی» و «محمدحسن سجودی» منتشر می‌شد، از نخستین کتاب‌های ترجمه‌ شده وی می‌توان به «از پوشکین تا شولوخوف» اشاره کرد و بعدها هم کتاب‌هایی مانند «تئاتر در آسیا»، «گیتار من» (سروده‌ها و ترانه‌های ویکتور خارا)، نمایشنامه «گلوله نقره‌ای»، کتاب «در ستایش و نکوهش آزادی»، رمان «چشمان دفن شدگان» (نوشته آستوریاس)، رمان «سیل آهن» (نوشته الکساندر سرافیموویچ) و ... را ترحمه کرد. مراسم ختم محمدحسن سجودی روز جمعه (24 دی‌ماه) در روستای زادگاهش برگزار می‌شود. ]]> هنرورسانه Fri, 13 Jan 2017 08:43:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/244196/محمدحسن-سجودی-مترجم-روزنامه-نگار-پیشکسوت-درگذشت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244194/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-سی-ودومین-جشنواره-بین-المللی-موسیقی-فجر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، متن پیام «سیدرضا صالحی امیری» به شرح زیر است: فرهنگ و هنر ایران اسلامی سند هویت بخش و شاخص زیست اجتماعی مردم این سرزمین است و در میان هنرهای برآمده از متن این مجموعه، «موسیقی» از مردمی‌ترین جلوه‌های ذوق و خلاقیت و اندیشه اهالی این گستره محسوب می‌شود. آن چنان که به شایستگی می‌تواند مرزهای مرسوم جغرافیایی را طی کند و پیام انسان مدارانه و فضیلت‌خواه آیین و مرام جمعی ایرانیان را به جان مشتاقان در اقصی نقاط دنیای امروز برساند. در این میان، واقعیت ناگزیری هم فرا چشم می‌آید، اینکه در شرایط کنونی ضرورت بهره‌گیری از زبان تأثیرگذار موسیقی، برای بازگویی مؤلفه‌های فرهنگی و پیوندهای اجتماعی احساس می‌شود. مؤلفه‌هایی مانند امید و نشاط اجتماعی، وفاق، تعامل و سازگاری سایر ضروریات فرهنگی که جهان امروز و مردم ما – به ویژه نسل جوان مان – به آن نیاز مبرم دارند. در سایه توجه و حمایت هدفمند از گروه‌های پویای هنر موسیقی در گونه‌های مختلف، به ویژه بخش‌های هویت مدار آیینی، مقامی و سنتی و همچنین مؤسسات فعال در این عرصه، می‌توان در این موقعیت و شرایط نقش مؤثری ایفاد کرد و این مهم چشم اندازی است که همواره مورد تأئید و پشتیبانی دولت تدبیر و امید بود ه است. امید است «سی ودومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر»، فرصت و امکان مناسبی برای مرور و تماشای برداشت‌ها و ارایه‌های موسیقی امروز کشورمان از داشته‌های غنی فرهنگی – هنری ایران سربلند، همراه با جلوه‌های امیدبخش هنرمندان جوان، در سایه سار حضور وزین پیشکسوتان‌مان باشد. تلاش تمامی هنرمندان، دست‌اندرکاران و حاضران در صحن این رویداد بزرگ موسیقایی را ارج نهاده و توفیق همگان در دست‌یابی به افق‌های پیشاروی را از درگاه ایزد متعال، خواستارم. ]]> هنرورسانه Thu, 12 Jan 2017 11:25:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/244194/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-سی-ودومین-جشنواره-بین-المللی-موسیقی-فجر داستان غم‌انگیز نویسندگان کتاب‌های موسیقی در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244138/داستان-غم-انگیز-نویسندگان-کتاب-های-موسیقی-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. فرهاد فخرالدینی رهبر سابق ارکستر ملی ایران و آهنگساز سریال روزی روزگاری، امام علی و سربداران که تا امروز ۵ جلد کتاب درزمینه موسیقی ایرانی نگاشته، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده است که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   شیوه آموزش موسیقی مدرن مبتنی بر نت‌نگاری و آثار مکتوب، از چه زمانی به ایران وارد شد؟   در آغاز نت با موسیقی نظامی به ایران آمد و  از زمان سفر ناصرالدین‌شاه به فرانسه به ارتش ایران وارد ‌شد. موسیو لومر و همکارانش در همین زمان شروع به تدریس موسیقی در دارالفنون می‌کنند. در آن دوره، کسانی همچون درویش‌خان که البته آدم روشنی بود، هیچ مخالفتی با نغمه نگاری نداشت و برخلاف او، عارف قزوینی در مقالاتی به کلنل وزیری به خاطر تلاش برای مکتوب کردن موسیقی می‌تاخت. درویش خان سرکلاس‌های نت‌نویسی ‌نشست و ‌آموخت که فرم موسیقی چطور می‌تواند باشد و از نت در موسیقی چگونه می‌توان استفاده کرد؟ این اتفاقات در آن دوره مهم بود چون ما تعریف‌های خودمان را گم کرده بودیم.   با وجود کتاب‌های دانشمندانی همچون فارابی و ابن‌سینا، چه عاملی را در فراموش کردن شیوه مکتوب در موسیقی موثر می‌دانید؟ ما درباره مباحث موسیقی تعریف‌های قدیمی داشتیم اما از زمان صفویه به دلیل رخوتی که درزمینه هنر در ایران پیش آمده بود، مردم دیگر با آن تعریف‌ها آشنا نبودند. فارابی، ابن‌سینا، عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی در گذشته تعریف‌های خودشان از موسیقی ایرانی را در کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته بودند، انتقال دادند اما هنرمندان عرصه موسیقی از دوره صفوی تا دوره قاجار با آن اصول و کتاب‌ها آشنایی نداشتند. حتی من این احتمال را می‌دهم که درویش‌خان هم عبدالقادر مراغی را آن‌طور که باید نمی‌شناخت. مخالفت استادان موسیقی ایرانی که با شیوه مکتوب موافقت چندانی نداشتند، دقیقا از چه زمانی آغاز شد؟   در آغاز ورود شیوه نوین در موسیقی،  افرادی همچون درویش خان فرهنگ فرانسوی را آموختند و دریافتند که اصولاً نت‌ها چگونه باید نوشته شوند و میزان‌ها چطور باید تعریف شوند؟ درویش خان همه این‌ها را بر اساس فرهنگ فرانسوی آموخت. پیش‌درآمد و فولک‌هایی که درویش‌خان ‌بعدها ساخت، تحت تأثیر همین کلاس‌ها بود. تا این زمان هنوز کسی به‌طور مستقیم با نت‌نویسی و پیشرفت موسیقی مخالفتی نداشت و مخالفت‌ها بعدها شروع می‌شود. پس از اینکه آقای وزیری به ایران می‌آید جریان موسیقی نوین به دو جناح تبدیل می‌شود. یکی جناح مین‌باشیان‌ها که موسیقی نظام و مدرسه موسیقی را اداره می‌کردند و جناح دیگر همراهان کلنل وزیری که بر اساس مکتب موسیقی فرانسه کار می‌کردند.    مین‌باشیان هم در خارج از ایران شیوه موسیقی نوین را آموخته بود.   مین‌باشیان برای فراگیری موسیقی نوین در دانشگاه سن‌پترزبورگ در روسیه درس خوانده بود و کلنل وزیری در آلمان درس خوانده بود و با مکتب موسیقی فرانسه آشنا شده بود. کلنل وزیری در سر داشت که موسیقی پیشرفته اروپایی را جایگزین کند و همین موضوع باعث ایجاد حس رقابت بین این دو جناح شده بود. این رقابت برای اداره موسیقی مملکت همیشه بین این دو دسته وجود داشت. کلنل وزیری نوازنده قابلی در ساز تار بود، شاگرد آقاحسین‌قلی بود، در فرهنگ ایرانی رشد پیدا کرده بود و موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران را بیشتر می‌شناخت. با این توضیح، گرایش او به موسیقی ایرانی بیشتر از مین‌باشیان‌ها بود.   اما سالار معزز(مین‌باشیان) هم کتاب نتی درباره ردیف ماهور دارد.   بله. این کتاب همچنان موجود است و ارزش زیادی دارد. موسیو لومر هم به‌عنوان اولین نفر ردیف موسیقی ایرانی را در قالب کتاب منتشر کرده است اما اگر به‌دقت این کتاب‌ها را بررسی کنیم، درخواهیم یافت که به‌دلیل‌ کمبود شناخت درباره موسیقی ایرانی، نوشته‌های‌شان ازنظر تونالیته درست نبوده است. موسیو لومر با استفاده از شناختش از موسیقی غربی موسیقی ایرانی را سنجیده و مکتوب کرده بود و همین اقدام باعث شد کارش درست از آب درنیاید. در این میان، چون کلنل وزیری با موسیقی ایرانی آشنایی داشت، بهتر از بقیه توانست موسیقی غربی و ایرانی را منطبق کند.   استاد خالقی هم در عرصه مکتوب  آثار درخشانی از خود به یادگار گذاشتند.   آقای خالقی که از شاگردان برجسته کلنل وزیری بود، بعد از او راه استادش را ادامه داد و حرکتش را به شکل عملی‌تر جلو برد. وقتی کارهای آقای خالقی را درزمینه ارکستراسیون، هارمونی و معرفی موسیقی قدیم ایران همچون تصانیف شیدا و عارف بررسی می‌کنید، درمی‌یابید که او از استاد وزیری موفق‌تر عمل کرده است.   چرا سال‌ها بعد  گفتند  گرفتاری موسیقی ما از وزیری آغاز شد؟   جریان مخالفت با آقای وزیری از سال‌ها بعد یعنی دهه ۵۰ در ایران شروع شد. به نظر من، آن هنرمندان نباید در مخالفت با آقای وزیری آن‌قدر تند می‌رفتند. عده‌ای هم به این جریان دامن زدند و راه را بی‌راهه رفتند. بهتر بود راه خودشان را بروند. زیر سؤال بردن وزیری و خدمات او اصلاً کار پسندیده‌ای نبود. البته من هم ممکن است صددرصد نظرات آقای وزیری را قبول نداشته باشم اما هرگز آن روش را در مخالفت کردن، شایسته نمی‌دانم. به‌هرحال، آقای وزیری آغازگر جریان مکتوب موسیقی در ایران بود و طبیعی‌ است که هر کاری در آغاز احتمالاً گره‌هایی دارد.   جریان مخالف با آموزش و اجرای موسیقی به شیوه مکتوب مراکزی را راه‌اندازی کردند و استادان آگاه به ردیف موسیقی ایرانی هم اداره آن مراکز را بر عهده گرفتند. ظاهرا این مراکز برای مقابله با شیوه استاد وزیری بود.   بله. عده‌ای ( که البته برای من قابل احترام هستند)به‌جای اینکه از خدمات وزیری، صبا، خالقی و دیگر افرادی که درزمینه تألیف کتاب‌های موسیقی و ترویج شیوه نوین در موسیقی گام برداشتند، تقدیر کنند، مسیر انتقادات تند و ناراحت‌کننده را پی گرفتند و تخریب ساز ویولن را که ساز محوری در بسیاری از کتاب‌ها بود، شروع کردند.   چرا؟   چون آقای وزیری و صبا معتقد بودند که ساز ویولن برای موسیقی مناسب است. این موضوع هم در ایران به اثبات رسیده بود و هم در کشورهای همسایه. استاد صبا نوازنده برجسته سه تار بود و با ساز سنتور، تار، نی و تنبک آشنایی داشت اما تمرکز اصلی‌اش را در تألیف کتاب‌هایش روی ساز ویلن قرار داد. به احترام چنین شخصی هم که بود نباید مسائل حاشیه‌ای را پررنگ می‌کردند. ناگفته نماند که حتی اگر هرکس هرچه می‌خواهد بگوید، خلاقیت نوازندگان ویولن در ایران در قیاس با دیگر سازها بیشتر بوده است. آقای تجویدی، یاحقی، بدیعی و خالدی همگی از نوازندگان خوب و خلاق بودند که تصنیف‌های ماندگاری را در ذهن و ضمیر مخاطب ایرانی به یادگار گذاشته‌اند. صدای خوش این ساز نوازندگان خوش‌ذوق و توامند را وادار کرد که آهنگ‌های شنیدنی و ماندگاری را بسازند. به نظر من نمی‌توان یک آلت موسیقی را مقصر دانست. اما نگاه جهت‌دار برخی از مدیران و حتی اهالی موسیقی باعث شد تک‌نوازی ویولن در ابتدای انقلاب به طور کلی ممنوع شود. همین ممنوعیت باعث دلسردی بسیاری از آهنگسازان و نوازندگان توانمند در کشور شد.   آیا  کم شدن طول کلاس‌ها و درنتیجه کاهش درآمد از سوی استادان قدیم در آن دوره را دلیل مخالفت با کتاب‌های موسیقی  بود؟   به نظر من،کسانی که راه سنتی و آکادمیک را در موسیقی پیش گرفتند، درگذر زمان اختلافاتی داشتند که بخشی از آن واقعاً درست نبود و نباید اتفاق می‌افتاد. من فکر نمی‌کنم کسانی که در گذشته تدریس می‌کردند اصلاً به خاطر پول کار کرده باشند که از بیم کم شدن درآمد با شیوه نوین مخالفت کنند. آقای شهنازی از مدرسین موسیقی به شیوه شفاهی بودند اما تا سن هشتاد‌ودو سالگی در استخدام هیچ ارگانی نبود و با عشق تدریس می‌کرد. البته بعدها آقای صالحی ردیف‌های آقای شهنازی را تبدیل به کتاب نت کرد. شاگردان هم نزد ایشان می‌آمدند و گاهی آقای صالحی این نت‌ها را در اختیارشان قرار می‌داد تا به نتیجه بهتری برسند. آقای صالحی بهترین کسی بود که بعد از خود آقای شهنازی نت‌های او را از حفظ بود.   برخی از فعالان عرصه موسیقی، درباره کیفیت آثار مکتوب آن دوران انتقاداتی دارند و معتقدند این کتاب‌ها باید بازبینی شود. نظر شما دراین‌باره چیست؟   مهم‌ترین کتاب‌هایی که در آن زمان چاپ می‌شد و مورداستفاده قرار می‌گرفت، کتاب‌هایی بود که آقای صبا برای ویلن نوشت. این کتاب‌ها، برای زمان خودش واقعاً خوب بود و در هنرستان هم تدریس می‌شد. سه کتاب دوره اول ویلن، دوره دوم ویلن و قطعات ضربی آثاری بود که استاد صبا آن را نگاشته و در دوره خودش با استقبال زیادی مواجه شده بود. این کتاب‌ها، به همت لطف‌الله مفخم پایان به چاپ رسید که از شاگردان استاد صبا بود. البته بعدها در کنار این کتاب‌ها در هنرستان کتاب‌های دیگر مربوط به موسیقی غربی درزمینه سازهایی همچون کلارینت و فلوت تدریس می‌شد.   شوراها و نهادهای علمی درزمینه تالیف کتاب‌های آموزشی و پژوهشی باید چطور فعالیت کنند؟ بهتر است که در آموزش عالی و هنرستان‌های موسیقی برنامه‌ای تدوین شود که در آن کتاب‌های موسیقی بررسی شود و درنهایت یک مجموعه واحد در فضاهای آموزشی مورداستفاده قرار بگیرد، نه اینکه هر مدرسی هر کتابی که خودش خواست به هنرجویانش تدریس کند و درنتیجه یکپارچگی درزمینه کتاب‌های آموزشی وجود نداشته باشد.   جریان مکتوب این هنر را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟   این راه تا امروز ادامه پیدا کرده است و در آینده هم باید ادامه داشته باشد. امیدوارم پیگیری دقیقی در این زمینه صورت بگیرد. در این راه، بهتر است موجبات رنجش فعالان توانمند و بادانش عرصه مکتوب را فراهم نکنند. احتمالاً شما هم با من موافقید که تألیف کتاب کار پرزحمت و کم‌بازدهی است (البته ازنظر اقتصادی). انتشار کتاب‌های موسیقی علی‌رغم زمان‌بر بودن و نیازمندی‌شان به دقت و دانش نه برای ناشر سود آن‌چنانی دارد و نه مؤلف از نگاشتنش صرفه اقتصادی خواهد داشت. کسی که درزمینه موسیقی شروع به تألیف کتاب می‌کند درواقع نتیجه یک عمر تلاش و کوشش را می‌خواهد در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد. دردسرها و سختی‌های عرصه مکتوب گاهی به حدی است که انسان از کرده خودش پشیمان می‌شود. فعالیت در این عرصه نیازمند فداکاری و ازخودگذشتگی است. فکر می‌کنید آدمی مثل من که تاکنون چند جلد کتاب درزمینه موسیقی ایرانی نوشته است، چه نفعی می‌برد؟ جالب اینکه به گفته ناشر، کتاب‌هایی که تاکنون نوشته‌ام جزء آثار موفق بوده و در مدت‌زمان نه چندان درازی به تجدید چاپ رسیده است.   درباره کتاب «هارمونی موسیقی ایرانی» بگویید، این اثر از سوی جامعه موسیقی هم با اقبال هم روبه‌رو شد.   کسی که می‌خواهد درزمینه هارمونی در موسیقی ایرانی فعالیت کند، در ابتدا باید مبحث هارمونی را به خوبی بیاموزد و پس‌ازآن موسیقی ایرانی را به‌طور کامل بشناسد. این کتاب، بر اساس گرایشات و تمایلاتی است که نت‌های موسیقی ایرانی در مقامات دارند. نوع حرکت و ساختار در موسیقی ایرانی با موسیقی غرب تفاوت دارد. بنابراین نمی‌توان کل مقامات موسیقی ایرانی را در دو نت ماژور و مینور خلاصه کرد (اساس موسیقی غربی دو نت ماژور و مینور است) چون در موسیقی ایرانی مدها بسیار متنوع هستند. ما باید در موسیقی ایرانی هوشیار باشیم تا دریابیم نت‌های هر مقامی به چه سمتی گرایش دارد. اگر این گرایش‌ها را بشناسیم، یک آکورد مناسب تشکیل می‌دهیم. البته ممکن است این آکورد با تعریف‌های هارمونی کلاسیک منطبق باشد یا منطبق نباشد. از ترکیب موسیقی ایرانی و دانشی که درزمینه هارمونی وجود دارد، می‌توان هارمونی موسیقی ایرانی را به‌درستی اجرا کرد. این کتاب آغازی برای هارمونی ایرانی بوده است. به همین دلیل بیشتر مثال‌های این کتاب را از آثار خودم زده‌ام. دوستان من در کتاب‌های بعدی می‌توانند از آثار دیگران هم مثال بزنند. راه برای این بحث باز است و می‌تواند ادامه پیدا کند.   در کتاب «فرم و آفرینش در موسیقی ایران»، به چه مبحثی پرداخته‌اید؟   در این کتاب، به تشریح فرم‌هایی که در موسیقی ایران متداول است، پرداخته‌ام. مثلاً پیش‌درآمد در این کار توضیح داده شده و درباره فرمش بحث شده است. مخاطب «فرم و آفرینش در موسیقی ایران» با بهره‌گیری از مطالب این کتاب می‌تواند درزمینه آهنگسازی موسیقی ایرانی با فرم‌های متداول آشنا شود و بر همین اساس در مسیر آهنگسازی گام بردارد. ساخت تصنیف، رِنگ، قطعات آزاد و دیگر فرم‌ها در این کتاب با مثال توضیح داده شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 11 Jan 2017 05:36:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/244138/داستان-غم-انگیز-نویسندگان-کتاب-های-موسیقی-ایران دیدگاه‌های «آرتور دانتو» فیلسوف معاصر هنر بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243813/دیدگاه-های-آرتور-دانتو-فیلسوف-معاصر-هنر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این نشست علمی که به بهانه انتشار آخرین کتاب دانتو با عنوان «‌آنچه هنر است» برگزار می‌شود، به طور خاص به بررسی دیدگاه‌های دانتو در زمینه عکاسی و نسبت هنر و بدن می‌پردازد. سخنرانان این برنامه محمد رضا ابوالقاسمی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و امیر نصری، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هستند.   این نشست توسط کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر و با همکاری پژوهشکده فرهنگ هنر و معماری جهاد دانشگاهی سه‌شنبه ۲۱ دی ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل این پژوهشکده به نشانی خیابان انقلاب، مابین خیابان ولیعصر(عج) و خیابان فلسطین، نبش خیابان برادران مظفر، پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی برگزار می‌شود. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 10:03:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243813/دیدگاه-های-آرتور-دانتو-فیلسوف-معاصر-هنر-بررسی-می-شود کتابسرا 35 ساله شد/ رونمایی از کتاب «آواز پری‌ها» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244029/کتابسرا-35-ساله-رونمایی-کتاب-آواز-پری-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی و پنجمین سالگرد تاسیس انتشارات کتابسرا ، همراه با رونمایی کتاب «آواز پری‌ها» نوشته پری زنگنه جمعه 17 دی‌ماه در این انتشارات برگزار شد. نکوداشت سی و پنجمین سالگرد تاسیس انتشارات کتابسرا و رونمایی از کتاب «آواز پری‌ها» با حضور نویسنده و برخى هنرمندان از جمله ناصر ملك‌مطيعى، تهمینه میلانی، حسین محجوب، پوری بنایی، دکتر علیقلی محمودی بختیاری و فریدون مجلسی همراه بود. زنگنه در توضيح انتشار اين كتاب گفت: «انگیزه نوشتن این کتاب حضور شاگردان من است. از زمانی که تصمیم به تدریس آواز گرفتم، به دنبال منبعی بودم که با استفاده از آن آنچه را تا امروز آموخته‌ام، به هنرجویانم آموزش بدهم. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که خودم باید جزوه‌ای آموزشی برای این کار تهیه کنم. در این کتاب تلاش کرده‌ام موضوعات را بسیار ساده و روان بیان کنم تا هضم و درک آنها برای هنرجویان آواز، آسان باشد» وی در رابطه با محتواى كتاب گفت: «حيفم آمد كه در این کتاب خاطرات دوران نوجوانی، جوانی و به ویژه دوره تحصیل در هنرستان عالی موسیقی و فراگیری آواز را نياورم. به همین دلیل مقدمه‌ای مفصل حاوی این خاطرات را به کتاب افزودم. در میان مباحث آموزشی نیز هر جا که لازم بود خاطره‌ای از زندگی هنری خودم را گنجاندم و در انتها یادی هم از همکلاسی‌ها وهنرمندان هم نسل وهمراه خودم کرده‌ام. این کتاب از دل من برآمده و امیدوارم هم به دل علاقه‌مندان به آواز و موسیقی نیز بنشیند و هم در مسیر یادگیری این هنر به هنرجویان یاری برساند.» زنگنه افزود: «از سال‌ها قبل عنوان‌های مختلفی برای کتاب در ذهن داشته‌ام و در نهایت نخستین پیشنهادم عنوان «شما هم با من آواز بخوانید» بود. ناشر با این عنوان به دلیل طولانی بودن مخالفت کرد و من هم تصمیم گرفتم که از آن برای نامیدن فصل آموزش آواز در کتابم استفاده کنم. بعد از آن تصمیم داشتیم کتاب را «پری‌ آوازها» بنامیم؛ اما به دلیل بسیار شخصی بودن این عنوان و منافات آن با بخش‌های آموزشی تصميم گرفتيم كه آن را براى عنوان مصاحبه‌ام با يكى از نشريات كه سال گذشته منتشر شد (هنر موسيقى) استفاده كنيم. در نهایت بر عنوان «آواز پری‌ها» که در عین زیبایی و آهنگین بودن مفهومی عام‌تر و کلی‌تر دارد، به توافق رسیدیم.» «پريرخ شاه‌يلانى» بـا نـام هنـری «پـری زنگنـه» خواننـده‌ای در سـبك اپراسـت کـه البتـه در ایـران وی را بیشـتر بـا اجـرای آثـار فولکلـور می‌شناسـیم. زنگنـه بـا طیـف وسـیعی از آهنگسـازان و موسـیقيدانان ایرانـی همـکاری کـرده اسـت. از جمله «فرامـرز پایـور»، «فریـدون شهبازیان»، «واروژان هاخباندیان»، «اریـك ارکانـت»، «فریبـرز چینی»، «مجیـد انتظامـی»، «علـی رهبری»، «شـیدا قره چه داغـی»، «علیرضـا افـکاری» و بسـیاری نـام‌آوران دیگـر. اجراهـای زنگنـه در اپـرا یکـی از معتبرتریـن اجراهـای خواننـدگان ایرانـی در ایـن سـبك هستند و در کشـورهای بسـیاری بـه روی صحنـه رفتـه اسـت. در میـان مخاطبـان ایرانـی، آلبوم‌هـای «شـکار آهـو» با تنظیـم واروژان و آوازهای محلی با تنظیم فریدون شـهبازیان، محبوبند. انتشارات کتابسرا با مسئولیت صادق سمیعی در حوزه تاریخ، جغرافیا، ادبیات و هنر فعالیت می‌کند. در حوزه تاریخ آثار مهمی در رابطه با تاریخ ایران معاصر مانند دو جلدی «خاطرات اردشی زادهدی»، هفت جلدی «یادداشت‌های علم»، سه جلدی«پرسه در دارلخلافه»، «قیام افسران خراسانی»،‌«علل سقوط شاه سلطان حسین»، «تاریخ سری جنایت‌های استالین»،  «شاه‌آفرینان»، «ایران به روایتی دیگر»، «اسیر افتخار» و... را تا کنون منتشر کرده است. ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 10:02:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/244029/کتابسرا-35-ساله-رونمایی-کتاب-آواز-پری-ها راز جهانی شدنِ سینمای ایران چیست؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243838/راز-جهانی-شدن-سینمای-ایران-چیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سیاه‌نمایی یا جاذبه؛ رمز و راز جهانی شدنِ سینمای ایران» را به‌ قلم غلامرضا محمدی‌مهر از سوی انتشارات تیسا روانه بازار نشر کرده است. حضور سینمای ایران در میادین جهانی به پیش از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد و حاصل حضور فیلم‌های ایرانی دریافت ۱۵۰ جایزه بوده است. با وقوع انقلاب در حضور ایران در جشنواره‌های سینمایی برای چند سال وقفه افتاد تا اینکه مجدداً از اویل دهه ۶۰ فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی به نمایش درآمدند. نخل طلائی کن، خرس طلائی برلین، شیر طلایی ونیز و درنهایت پرافتخارترین جایزه سینمایی جهان یعنی اسکار جوایزی است که فیلم‌های ایرانی پس از انقلاب اسلامی به آن‌ها دست پیدا کرده‌اند. هرچند ایرانِ پس از انقلاب در هیچ‌یک از زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی میادین ورزش‌های انفرادی به‌اندازه سینما موفق نبوده، در هیچ زمینه دیگری هم تا این اندازه قضاوت‌های متفاوت و  متناقض درباره عوامل موفقیت آن  ابزار نشده است. کتاب «سیاه نمایی یا جاذبه؟» که به رمز و راز جهانی‌شدن سینمای ایران می‌پردازد، سعی کرده است به‌دوراز نظرات ذهنی و احساسی اغلب منتقدان که در رد و تأیید فیلم‌های منتخب در جشنواره‌های جهانی سخن گفته‌اند، دلایل دیده شدن این آثار در ساخت بین‌المللی را به‌صورت علمی و نظری بررسی و به مخاطب ارائه کند. در صفحه ۱۵۵ این کتاب آمده است: «هیچ‌کدام از این فیلم‌ها تکرار فیلمی دیگر و به‌اصطلاح کپی‌برداری و تکرار سوژه نیست و کارگردان‌ها از روی دست هم ننوشته‌اند و مشخص است درون‌مایه اصلی آن خلاقانه و با اندیشه انتخاب شده است و با اینکه واژه جشنواره‌ای برای آنها انتخاب شده است، ولی هیچ‌کدام شبیه یکدیگر نیستند. افزون بر این تفاوت‌ها و مهم‌تر از آن تفاوتی است که این فیلم‌ها با جریان مسلط فیلم‌سازی هالیوود دارند. بسیار گفته شده که در فیلم‌های هالیوود  خشونت رمز جذابیت است و به‌منظور جذابیت بیشتر همواره قالب‌ها و شیوه‌های بیانی مختلف به این دو افزوده می‌شود. درحالی‌که نتایج بررسی صحنه‌ها نشان داد که در هیچ‌کدام از فیلم‌ها چنین مضامینی دیده نشده است و جذابیت فیلم‌های ایرانی را چیزهای دیگری رقم می‌زند.» این کتاب، عمل به ارزش‌های اخلاقی در فیلم «دت یعنی دختر»، عشق، محبت و دوست داشتن در فیلم‌های «جمعه» و «مهر مادری»، فیلم‌برداری بی‌نظیر از مناظر طبیعی در فلیم «باد ما را خواهد برد»، زیبایی‌ها و ارزش حیات و زندگی در فیلم «طعم گیلاس» و در «غرورآفرینی آفساید»، به تصویر کشیدن دقیق و بسیار شفاف ضعف‌های روحی روانی شخصیت‌های زمانه حاضر در فیلم «درباره الی»، عشق به مادر  در فیلم «بوی کافور، عطر یاس»، صمیمیت و همکاری بین زنان و مردان در شرایط سخت  در فیلم «رقص خاک»، تقابل مرجع دنیوی و مرجع فرادنیوی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» را به‌عنوان بخشی از رمز و راز موفقیت فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی مطرح می‌کند.  فصل اول این کتاب به بررسی موقعیت‌های جهانی سینمای ایران و اختلاف‌نظر منتقدان درباره آن می‌پردازد، فصل دوم به حضور سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی اختصاص دارد، خلاصه فیلم‌های برنده جایزه‌های بین‌المللی موضوع فصل سوم این کتاب است و کندوکاو عوامل موفقیت فیلم‌های برگزیده عنوان فصل پایانی این کتاب است.   نخستین چاپ «سیاه نمایی یا جاذبه؛رمز و راز جهانی شدنِ سینمای ایران» در ۲۲۸ صفحه و با شمارگان یک هزار به بهای ۱۵۹۰۰ تومان در سال ۱۳۹۵ از سوی انتشارات تیسا روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 09:49:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243838/راز-جهانی-شدن-سینمای-ایران-چیست کیایی: علی‌نقی وزیری معمار موسیقی مکتوب ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243923/کیایی-علی-نقی-وزیری-معمار-موسیقی-مکتوب-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی‌‌‌سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. میلاد کیایی آهنگساز، نوازنده و مدرس پیشکسوت سنتور که به کوک کردن سازش برای دل‌ها مشهور است و کتاب «راز آشکارا» به قلم او تاکنون سه چاپ را پشت سرگذاشته، گفت‌وگویی با موضوع «کتاب و موسیقی» در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   حدود یک قرن از ورود شیوه مکتوب در آموزش و اجرای موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران می‌گذرد، درباره اولین آموزگاران نت‌نگاری در موسیقی ایرانی برایمان بگویید.   همان‌طور که می‌دانید کسانی همچون غلامرضا خان مین‌باشیان موسیقی‌دان و رهبر ارکستر نظامی برای اولین‌بار در مدرسه نظامی دارالفنون و زیر نظر موسیو لومر با نت‌نویسی آشنا شدند و بعداً از این شیوه برای اجرای ارکستر نظامی در ایران بهره بردند. پس‌ازآن کلنل وزیری این شیوه را به موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی وارد کرد و خدمت بزرگی را برای ماندگاری آثار ارزشمند موسیقی ایرانی انجام داد.   برخی از صاحب‌نظران عرصه موسیقی معتقدند استادان قدیم تمایل چندانی به آموزش موسیقی با این شیوه به شاگردان‌شان نداشته‌اند. نظر شما دراین‌باره چیست؟   به نظر من، عدم تمایل استادان قدیم دلایل مختلفی داشت که من در پاسخ به سؤال شما به یکی دو مورد از آن دلایل می‌پردازم. ابتدا این‌که استادان عزیز در گذشته معمولاً  با نت‌نویسی و دِشیور (در اصطلاحات بین‌المللی از روی نت نواختن را دِشیور می‌گویند) آشنا نبودند و آن را رد می‌کردند. من هفتاد و دو سال دارم بنابراین در طول  شصت سالی که در عرصه موسیقی فعالیت کرده‌ام با استادان قدیمی زیادی ملاقات داشتم که با تئوری و علم موسیقی آشنایی نداشتند، معمولاً مخالف تألیف کتاب‌ها براین اساس بودند و با آموزش به این شیوه هم مخالفت می‌کردند. این استادان دلیل دیگری هم برای موضع‌گیری در مقابل نت‌نویسی داشتند که کاملاً منطقی و درست بود و آن این‌که آموزش ردیف‌های موسیقی ایرانی باوجود ریزه‌کاری‌های زیاد در دستگاه‌ها و گوشه‌های فراوان از طریق نت نمی‌تواند به‌طور کامل بر جان هنرجویان بنشیند بنابراین بخش ردیف در موسیقی ایرانی باید به روش سینه‌ به ‌سینه یا شفاهی اتفاق آموزش داده شود.  آیا موسیقی ایرانی باید با تکیه ‌بر نت راهش را ادامه دهد یا به‌صورت شفاهی کار را پی بگیرد؟ هردوی این شیوه‌ها باید در کنار هم در آموزش و اجرای موسیقی ایرانی به‌کار گرفته شود. مزیت نت در قیاس با شیوه شفاهی جلوگیری از فراموش‌شدن بخش‌های حساس موسیقی ایرانی است. اگر درگذر زمان گوشه مهمی از موسیقی ایرانی از یاد استادان می‌رفت آن‌وقت تکلیف چه بود؟ در دوره‌ای که من به دنیا آمده بودم تازه ریل به بازار آمده بود و کاست، صفحه و سی دی بعدازآن روانه بازار شد. بنابراین لازم بود که گوشه‌های مختلف حتماً نت‌نویسی شود تا در یادها بماند. شاید خدایی نکرده هنرمندی زود از دنیا می‌رفت. در آن صورت اگر نت‌نویسی و به‌طورکلی شیوه کتبی در موسیقی ایران مورد استفاده قرار نمی‌گرفت، ممکن بود آنچه آن هنرمند فقید در ذهن داشته با خود به دیار باقی ببرد و دانسته‌های او فراموش شود.   پیش از ورود نت‌نویسی به موسیقی ایرانی، این هنر در کشور ما سال‌ها به شیوه شفاهی حفظ شده است. درست است. اما نباید فراموش کنیم که ما امروز درباره گوشه‌ها و دستگاه‌هایی از موسیقی ایران صحبت می‌کنیم که درگذر زمان از گزند فراموشی در امان بوده‌اند و به ‌دست ما رسیده‌اند. شاید گوشه‌های شنیدنی دیگر هم از این نوع موسیقی در گذشته وجود داشته که در طول سال‌ها کم‌کم از ذهن‌ها پاک شده که امروز دیگری در موسیقی ما خبری از آن‌ها نیست. بنابراین مرد بزرگ تاریخ موسیقی ایران، زنده‌یاد کلنل علی‌نقی وزیری با به‌کارگیری شیوه مکتوب در موسیقی ایرانی خدمت قابل ‌توجهی به هنر سرزمین عزیزمان کرد. شاگردان بزرگ این مرد همچون ابوالحسن صبا و دیگر افتخار موسیقی ایران روح‌الله خالقی هم  درراه استاد گام برداشتند و بخش زیادی از موسیقی ایران در مناطق مختلف این کشور پهناور را از راه نت‌نویسی حفظ و حتی به موسیقی ردیفی و دستگاهی ملی وارد کردند.   زنده‌یاد لطفی در مقدمه کتاب ردیف زنده‌یاد عبدالله دوامی می‌گوید، «در گذشته کلاس‌های آموزشی ممر درآمد استادان موسیقی بود بنابراین گاهی بر طول و تعداد گوشه‌ها می‌افزودند.» آیا طولانی‌تر شدن مسیر آموزش می‌تواند به عنوان یکی از دلایل بی‌میلی مدرسان موسیقی ایرانی برای بهره‌گیری از کتاب در آموزش باشد؟   یکی از مزیت‌های آموزش بر اساس نت این است که می‌تواند سرعت کار را بالا ببرد و طبیعتا باعث شود تعداد جلسه‌های آموختن یک قطعه کاهش پیدا کند. هرچند زنده‌یاد لطفی نظر استاد دوامی را در کتاب ردیف استاد مطرح کرده اما باید گفت این موضوع تا حد زیادی قابل بحث است و می‌تواند درست هم باشد.   در تاریخ معاصر موسیقی ایران عده‌ای از صاحب‌نظران از سفر استاد صبا به رشت به‌عنوان اتفاقی بزرگ در موسیقی کشورمان نام می‌برند. آثار جالب و درخشان ردیف‌های موسیقی ملی ایران در آن سفر به ثبت رسید و مقدمه تالیف کتاب‌های زیادی در زمینه موسیقی ایرانی شد   باید گفت تاریخ موسیقی ایران خوش‌شانس بود که استاد صبا به پیشنهاد کلنل وزیری به سفر رشت رفت و هنرستان موسیقی در مرکز گیلان تأسیس کرد. همان‌طور که می‌دانید تا آن زمان فقط تهران هنرستان موسیقی داشت. استاد صبا بعد از فراغت از آموزش شاگردان در طول هفته به‌اتفاق هنرجویان پیشرفته‌اش به روستاهای اطراف سفر می‌کرد و چوپانان برای به درکردن خستگی روزانه چوب‌دستی‌های‌شان را به شکل چپ و راست به هم می‌زدند و قطعه‌ای را زمزمه می‌کردند و استاد صبا نت این نوا را می‌نویسد و نامش را هم رقص چوپی (چوپانی) می‌گذارد.او ملودی‌ها و نغمات زیادی همچون دیلمان را در استان گیلان کشف می‌کند. در همان سفر صبا متوجه می‌شود که چوپان دارد در مایه دشتی نی می‌زند اما حس می‌کند که تا موقع روز آن گوشه را نشنیده است. همان‌جا نت این نغمه را می‌نویسد. آن نغمه امروزه گوشه دیلمان نامیده می‌شود.  آن زمان که ضبط‌ صوت نبود. اگر استاد صبا در آن دوره به گیلان نرفته بود و با بهره‌گیری از نت این نغمه را مکتوب نکرده بود ما امروز در موسیقی ایرانی گوشه بسیار زیبایی به نام دیلمان جادو‌ کننده را  نداشتیم.   درباره آثار مکتوب موسیقایی منتشرشده از سوی هنرستان موسیقی توضیح دهید.   کتاب‌های منتشرشده از سوی هنرستان موسیقی آثار ارزشمند هستند که سنگ بنای آموزش علمی و مکتوب موسیقی ملی را در ایران گذاشته‌اند. امروز که سال‌های از تألیف این آثار می‌گذرد بنابراین شاید بهتر باشد از سوی شوراهای علمی موسیقی در این کتاب‌ها بازنگری شود. از سوی دیگر بخشی از گوشه‌های موسیقی ما شباهت زیادی به هم دارند. بنابراین شاید بهتر باشد برای جلوگیری از دل‌مردگی و خستگی روحی هنرجویان نوجوان این گوشه‌ها را به شکل خلاصه دربیاوریم. دستگاه شور و ملحقاتش حدود ۴۰۰ گوشه دارد که بسیاری از آن‌ها به هم شباهت زیادی دارند. بهتر است مطابق ذائقه نوجوان و با در نظر گرفتن اقتضائات سنی آن‌ها ریتم‌های زنده موسیقی ایرانی را مکتوب کنیم و کتاب‌های آموزشی را براین اساس تألیف کنیم.   ارزیابی شما از سیر کمی و کیفی آثار مکتوب در زمینه موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران چیست؟   گاهی برخی از تازه ‌واردها - آن‌ها که غوره نشده مویز شده‌اند- درباره برخی آثار مکتوب استادان باتجربه موسیقی، نظرات تندی دارند که چندان  قابل‌ اتکاء نیست. من به این عزیزان می‌گویم که درباره هر کاری تاریخ قضاوت خواهد کرد. مرحوم پدرم روزنامه‌ای داشت که به نظر می‌رسید مربوط به یک دهه پیش از تولد من باشد. در آن  روزنامه، کاریکاتوری از کلنل وزیری کشیده بودند که استاد تبر را برداشته و با آن تار و سه تار و سنتور را خُرد می‌کند. آن صحنه درحقیقت اظهارنظر برخی از نوازنده‌های موسیقی درباره اقدامات استاد وزیری در زمینه مکتب کردنِ موسیقی ایران بود که البته همگی به زیرخاک رفتند. کلنل وزیری هم از دنیا رفت اما آیا امروز نامی از آن منتقدان مانده است؟ کلنل وزیری نت‌نویسی را به موسیقی ایرانی آورد و معتقد بود این موسیقی باید مکتوب شود و امروز به گواه تاریخ این مرد شریف را معمار موسیقی مکتوب ایران می‌نامند. بنابراین ما هم اظهارنظر درباره کیفیت یا کمیت کار را به عهده آیندگان می‌گذاریم.   ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 09:14:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243923/کیایی-علی-نقی-وزیری-معمار-موسیقی-مکتوب-ایران برخی از فیلم‌نامه‌های برتر جهانی را می‌توان ایرانیزه کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243874/برخی-فیلم-نامه-های-برتر-جهانی-می-توان-ایرانیزه  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_علی نامجو:  مجموعه سی جلدی از برترین فیلم‌نامه‌های سینمای جهان به دبیری و مسئولیت شیوا مقانلو در نشر سفیدسار  منتشر می‌شود. از این مجموعه تا کنون چندین اثر منتشر شده است. در این‌باره با  شیوا مقانلو مترجم، داستان‌نویس و مدرس سینما گفت‌وگو کردیم که شرح آن را در ادامه می‌خوانید:   ملاک انتخاب فیلم‌نامه‌ها برای ترجمه و انتشار  چه بود؟ یکی از اصلی‌ترین ملاک این بود که کتاب مشابهی از آن فیلم‌نامه در بازار موجود نباشد یا اگر هم سال‌ها قبل چاپ شده اما امروز دیگر در دسترس نباشد. اگر احیاناً در سال‌های اخیر هم با نشری دیگر منتشر شده به هر دلیل آن‌چنان‌که بایدوشاید موردتوجه مخاطبان تخصصی این آثار یعنی دانشجویان و فعالان عرصه سینما قرار نگرفته و دیده نشده باشد. می‌دانید که گاهی ممکن است حتی مشخصات فیپای کتابی هم ثبت شده باشد اما منتشر نشده باشد. به‌هرحال نیازسنجی بازار برای ما مهم بود.   از همان آغاز تصمیم داشتید، مجموعه سی‌جلدی از بهترین فیلم‌نامه‌های سینمایی را منتشر کنید؟   به نظرمان با ترجمه و انتشار سی کتاب می‌شد اهداف‌مان را  در معرفی و عرضه‌ فیلم‌نامه‌ها مهم جهان اجرا کنیم. ما بر این بودیم  که از هر ژانری بهترین فیلم‌نامه یا یکی از بهترین‌ها را منتشر کنیم. از سوی دیگر می‌خواهیم بین فیلم‌های جدید و قدیمی تناسب برقرار کنیم. براین اساس همان‌گونه که فیلم‌نامه‌های معاصر برنده جایزه اسکار در این مجموعه جای می‌گیرند، فیلم‌نامه‌های کلاسیک سینما هم منتشر شود. معمولاً فیلم‌های خاص و مهمی که در یک کشور و با همان صنعت سینمائی ساخته می‌شوند، دیگر ساخت مجددی در کشورهای دیگر ندارند اما گاهی برخی فیلم‌نامه‌های این پتانسیل  را دارند که بر اساس آن‌ها در کشوری دیگر هم اثر سینمایی تولید شود. میان آثار منتشر شده در این مجموعه می‌توان کارهای خوبی دید که قابلیت ایرانیزه شدن هم دارند و درام اصلی‌اش قابل تطبیق با وضعیت فعلی سینمای ماست. یعنی این مجموعه در کنار جذابیت‌هایش به‌عنوان متونی خواندنی و مهم، در حقیقت یک پیشنهاد فرهنگی برای اهالی سینما هم هست که سعی کردیم در ارائه آن، همه جوانب را بسنجیم.     عمده ویژگی فیلم‌نامه‌های انتخاب و ترجمه شده  چه بوده است؟ در تمام این آثار مقدمه و مؤخره‌هایی دارند که خودمان به‌کار اضافه کرده و سعی کرده‌ایم نکات جالب، مهم و نقادانه در مورد فیلم‌نامه‌ها را به شکلی موجز بیان کند. اولین فیلم‌نامه این مجموعه «آغاز» نام دارد که یکی از مهم‌ترین کارها در حوزه علمی و تخیلی در سینمای جهان و از معروف‌ترین آثار کریستوفر نولان با همراهی برادرش جاناتان نولان به‌حساب می‌آید.  نوشتن  این اثر یازده  سال زمان برده تا جهان‌های سه لایه‌ای را به درستی بسازد جهانی که به‌تدریج در هم ادغام می‌شوند.   چرا فیلم‌نامه «کازابلانکا» به عنوان دومین کتاب در این مجموعه جای گرفت؟    «کازابلانکا» در تمام این سال‌ها همچنان در لیست فیلم‌های محبوب مردم در سراسر دنیا قرار دارد. با این‌که داستان این فیلم قدیمی شده اما مضامین اصلی و گره‌هایی که در درام وجود دارد ازجمله انتخاب درست انسان در لحظات سرنوشت‌ساز یا وطن‌پرستی و عشق و انسان‌دوستی هم‌چنان دغدغه خیلی از مردم است. از سوی دیگر فیلم‌نامه «کازابلانکا» به لحاظ نوشتاری ویژگی‌های کلاسیک و پایه‌ای دارد که برای علاقه‌مندان به پرده‌های کلاسیک نوشتار، نمونه مناسبی به نظر می‌رسد. همچنین «آگوست اوسیج کانتی» فیلم‌نامه بعدی است که به‌عنوان کتاب سوم در مجموعه برترین فیلم‌نامه‌های سینمای جهان روانه بازار شد. این کار هم از آثار جدید و جایزه برده معاصر است که تریسی لتس ابتدا نمایشنامه‌اش را نوشته و بعد آن  را به صورت فیلم‌نامه نوشت. از این فیلم‌نامه  می‌توان در درام‌های ایرانی استفاده کرد. این فیلم‌نامه  قصه ساده خانواده‌ای چند نفره  است که برای حضور در مراسم عزا زیر یک سقف جمع شده‌اند اما تدریجاً تنش و آشوب بین آن‌ها اوج می‌گیرد و به پرسش‌ها و دریافت‌هایی جدید در روابط این آدم‌ها منجر می‌شود.   فیلم‌نامه «بازیگر» (آرتیست) را در این مجموعه منتشر کردید، به نظر شما سینمای دیالوگ‌محور ما از فیلم‌نامه یک اثر صامت چه استفاده‌ای می‌تواند ببرد؟   «بازیگر»  هم یکی از فیلم‌نامه‌های موفق سال‌های اخیر بود و ویژگی منحصربه‌فردش این بود که اصلاً دیالوگ نداشت و با وفاداری به الگوی فیلم‌های صامت قدیمی ساخته شده بود. اتفاقاً این هم درس خوبی است که چطور تماماً با زبان حرکات و شرح صحنه و تمرکز بر جزئیات رفتاری کاراکترها می‌شود یک فیلم را ساخت. در ابعادی خیلی کوچک‌تر، جشنواره‌های سینمائی مربوط به فیلم‌های بدون کلام را هم داریم. انتشار فیلم‌نامه «پاندای کونگ‌فوکار» به‌عنوان یک انیمیشن باعث تعجب عده‌ای شده بود. شما با چه معیاری تصمیم به انتشار فیلم‌نامه یک انیمیشن گرفتید؟   خوشبختانه یا متأسفانه این اثر اولین و تنها فیلم‌نامه انیمیشنی است که تا امروز در ایران به فارسی منتشر شده است. شاید نوعی بدفهمی و پرسش در مورد لزوم و اهمیت وجود فیلم‌نامه به‌خصوص در مورد فیلم‌های کوتاه در سینمای انیمیشن وجود داشته باشد که اتفاقاً پاندا جوابی برای این پرسش‌ها البته در مقیاس تولیدات بزرگ‌تر است. ممکن است برخی منتقدان کم‌دانش‌تر که تفکری دور از اندیشه امروز سینمای جهان دارند به تمسخر بگویند فیلم‌نامه انیمیشن منتشر شده است! درحالی‌که خواننده به‌روز درخواهد یافت با یکی از مهم‌ترین آثار انیمیشن جهان در سال‌های اخیر مواجه است و چنان‌که در مؤخره آورده‌ایم الگوی این فیلم‌نامه جذاب بر اساس سفر قهرمان و کهن‌الگوهای پراپی نوشته‌شده که برخی از بزرگ‌ترین داستان‌های دنیا هم بر همان اساس‌اند. این مجموعه در بهار سال امسال برنده لوح تقدیر کانون فیلم‌نامه‌نویسان خانه سینما شد. البته دوستان در کانون فیلم‌نامه‌نویسان از من به عنوان دبیر و ویراستار پروژه برای انتخاب کتاب‌ها و تربیت نسل تازه‌ای از مترجمان سینمایی و از آقای خادمیان، مدیر نشر سفید سار به‌دلیل توجه به ترجمه و معرفی این مجموعه به جامعه علاقه‌مند به حوزه کتاب‌ و سینما تقدیر کردند.     ]]> هنرورسانه Sat, 07 Jan 2017 07:19:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243874/برخی-فیلم-نامه-های-برتر-جهانی-می-توان-ایرانیزه ​ماتئی ویسنی‌یک با «آخرین گودو» به ایران آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243837/ماتئی-ویسنی-یک-آخرین-گودو-ایران-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به‌تازگی مجموعه نمایشنامه «آخرین گودو» از سوی انتشارات نیلا، روانه بازار کتاب شد. این کتاب، سه نمایشنامه «آخرین گودو»، «صدایی از پس روشنایی» و «زیزفون دوم از سمتِ چپ» را دربر می‌گیرد که ماتئی ویسنی‌یک آن‌ها را نوشته و محمد کریمیان و رضا ساکی آن‌‌ها را ترجمه کرده‌اند. نمایشنامه «آخرین گودو »دو شخصیت محوری یعنی بکت و گودو دارد. در صفحه 20 این کتاب در نمایشنامه «آخرین گودو» آمده است: «گودو: خب این چی می تونه باشه؟ بکت: من چه می دونم. شاید اصلاً چیزی نباشه. گودو: رفیق جون، بذار یه چیزی بهت به گم... الان بیشتر از قبل باهات احساس صمیمیت می‌کنم.. بکت: بذار یه چیزی رو همین‌الان بهت به گم... من بابت اون چه که قبلاً اتفاق افتاده متأسفم...آگه بخوای می تونی_ همون طوری که می‌خواستی _ آخر نمایش وارد صحنه بشی. گودو: دیگه بی فایدس. تآتر مرده. بکت: تآتر مرده باشه یا نه من می خوام تو آخر نمایش وارد صحنه شی. اون ورقه‌ها رو بده به من... گودو: چرنده! مهم آینه که زنده بمونیم. بکت: نه. نه. می خوام یه چیزی اضافه کنم...(بین ورقه‌ها دنبال چیزی می‌گردد) آخر نمایش کو؟ گودو: رفیق جونم، این چیزا به درد تآتر نمی خوره. «صدایی از پس روشنایی» سه شخصیت به نام‌های اولی، دومی و سومی دارد و «زیزفون دوم از سمتِ چپ» چهار شخصیت با نام‌های زن اول، زن دوم، مرد اول و مرد دوم دارد. در صفحه 27 کتاب در نمایشنامه «صدایی از پس روشنایی»می‌خوانیم: «دومی: اوناهاش. خودشه. اولی: گفتش؟ دومی: گویا خیال نداره. سومی: نه، نه... اولی: بگو طناب! سومی: طناب. اولی: عجیبه، چرا نمی خواد بگه؟ سومی: من که دارم می‌گم. دومی: نمی‌دونم. برای این احمق هیچ چی اهمیت نداره. اولی: چرا نمی خوای بگی طناب؟ توقع داری تا کجا باهات انقدر آروم رفتار کنم؟ تا کی می‌خوای مراعات حالتو بکنم؟ دومی: یالا بگو طناب! سومی: طناب. اولی: پشیمون که شد اون وقت می‌فهمه. دومی: پشیمون می شی...» نخستین چاپ «آخرین گودو و دو نمایشنامه دیگر» در 56 صفحه با شمارگان دو هزار و 200 نسخه، به بهای 6 هزار تومان از سوی انتشارات نیلا روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 09:41:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243837/ماتئی-ویسنی-یک-آخرین-گودو-ایران-آمد «طراحی فضاها و مکان‌های سالم» در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243831/طراحی-فضاها-مکان-های-سالم-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دانشگاه هنر به‌تازگی کتابی را با عنوان «طراحی فضاها و مکان‌های سالم؛ طراحی برای سلامت، تندرستی و پایداری» روانه بازار نشر کرده است.   این کتاب به قلم مشترک اندرو ال دننبرگ، هاوارد فرامکین و ریچارد جی جکسون نوشته شده و مریم طباطبائیان، سهیلا غفور و پردیس معین‌زاده آن‌را به فارسی ترجمه کرده‌اند.   اندرو آل دننبرگ به‌عنوان مشاور و پیش از آن رهبر گروه خلق جامعه سالم در مرکز ملی سلامت محیطی مجمع پیشگیری بر کنترل بیماری‌های آتلانتا (CDC) فعالیت می‌کند. همچنین وی در انتصابات اعضای هیات‌ علمی بخش‌های علوم سلامت محیطی و شغلی و برنامه‌ریزی و طراحی شهری دانشگاه واشنگتن سیاتل نیز همکاری می‌کند.   هاوارد فرامکین، رئیس مدرسه سلامت عمومی دانشگاه واشنگتن است. پیش از آن به مدیر مرکز ملی سلامت عمومی در برابر بیماری‌ها و مواد سمی در CDC فعالیت می‌کرد؛ جایی که برنامه‌هایی برای تغییرات آب و هوایی و محیط ساخته شده بنیان نهاد. وی و لاورنس فرانک و ریچارد جکسون مؤلفان پراکندگی شهری و سلامت عمومی در نشریه آیلند 2004 هستند.   ریچارد جی جکسون، کرسی استادی بخش علوم سلامت عمومی دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس را دارد. پزشک متخصص اطفال است و پیش از آن مدیر مرکز ملی سلامت عمومی در CDC و عضو هیات‌رئیسه سلامت عمومی ایالات کالیفرنیا بود.   کتاب «طراحی فضاها و مکان‌های سالم» پنج بخش دارد. در بخش نخست کتاب به توضیحی با عنوان مقدمه‌ای بر مکان‌های سالم می‌پردازد و در بخش دوم طراحی با هدف افزایش سطح سلامت جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهند. در بخش سوم به آسیب‌شناسی و بهبود محیط‌ زیست می‌پردازد. بخش چهارم این کتاب نیز به ارائه راهکارهایی برای مکان‌های سالم اختصاص داده شده و چشم‌انداز به آینده عنوان بخش پایانی این کتاب است.   در صفحه ۲۹۶ این کتاب در بخش سوم در قسمتی با عنوان «مقاومت زیست‌محیطی: حفاظت و احیای سیستم‌های طبیعی» آمده است: «اکوسیستم‌ها و محیط‌های طبیعی محل سکونت جوامع، در معرض تأثیرات وقایع طبیعی مثل طوفان و آتش‌سوزی هستند و علاوه بر آن تعدیل‌کننده تأثیرات این نیروها بر مردم و ساختمان‌ها هستند. مثالی از فعالیت‌های برنامه‌ریزی برای حمایت از مقاومت زیست‌محیطی، برنامه‌های تضمین وجود تالاب‌های کافی است که در واکنش به بالا آمدن طولانی‌مدت سطح آب دریا به زمین‌های مرطوب ساحلی اجازه پیشرفت به سمت خشکی می‌دهد. حفظ و احیای سیستم‌های طبیعی مزایای چشمگیری برای جوامع و محیط‌های ساخته‌شده دارد؛ مثل سیستم‌های تالاب که آب سیل را جذب می‌کند و توده‌های شنی ساحلی که به‌عنوان یک دیواره طبیعی ساحلی عمل می‌کنند...»   نخستین چاپ کتاب «طراحی مکان‌ها و فضاهای سالم» در 467 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه، به بهای ۲۴ هزار تومان از سوی نشر دانشگاه هنر روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 08:31:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243831/طراحی-فضاها-مکان-های-سالم-کتابفروشی-ها استقبال گسترده کاریکاتوریست‌های حرفه‌ای دنیا از سومین دوسالانه «کارتون کتاب» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243847/استقبال-گسترده-کاریکاتوریست-های-حرفه-ای-دنیا-سومین-دوسالانه-کارتون-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، سیدمهدی شجاعی طباطبایی درباره دوسالانه «کارتون کتاب» اظهار کرد: از آنجا که اهمیت موضوع کتابخوانی و ترویج فرهنگ مطالعه به‌عنوان یک ضرورت غیرقابل انکار در جامعه ما مطرح است، از هر راه و ابزار ممکن باید در تحقق و تقویت این موضوع بهره برد. در این میان کاریکاتور یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که می‌تواند در ترویج فرهنگ مطالعه بسیار تأثیرگذار باشد، چراکه دارای یک زبان تصویری قابل‌فهم برای همه مخاطبان در سراسر جهان است. دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» جایگاه کاریکاتور در کشور و فعالیت حرفه‌ای کاریکاتوریست‌های ایرانی در جشنواره‌های معتبر جهانی را جایگاهی ویژه دانست و گفت: کاریکاتوریست‌های ایرانی به‌طور متوسط در هر 10 روز، دو جایزه از جوایز اصلی جشنواره‌های بین‌المللی را از آن خود می‌کنند و حضور هنرمندان ایرانی در برخی از جشنواره‌های بزرگ دنیا به حدی برای برگزارکنندگان مهم است که حتی فراخوان خود را به زبان فارسی نیز منتشر می‌کنند. وی با تقدیر از نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در برگزاری این جشنواره ادامه داد: بسیار جای خوشحالی دارد که مدیریت نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در راستای فعالیت‌های خود، متوجه موقعیت ممتاز کاریکاتور در ایران شدند و درک مناسبی از این ظرفیت عظیم برای ترویج فرهنگ مطالعه و ایجاد گفتمان کتابخوانی در جامعه داشته‌اند. شجاعی‌ طباطبایی افزود: همکاری ما با نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برای راه‌اندازی دوسالانه «کارتون کتاب» در سال 1389 آغاز شد و دور دوم آن با قدرت و قوت بیشتر در سال 1393 ادامه پیدا کرد. به‌طوری‌که دور اول این دوسالانه با حضور هنرمندانی از 53 کشور دنیا برگزار شد که این عدد در دوره دوم به 64 کشور رسید که این مشارکت که به لحاظ آماری بسیار چشمگیر است. مدیر خانه کاریکاتور ایران، درباره جایگاه دوسالانه «کارتون کتاب» در میان سایر جشنواره‌های جهانی توضیح داد: خیلی خوشحالم که اتفاق بزرگی در عرصه فرهنگ و هنر در حوزه تخصصی کاریکاتور در حال شکل گرفتن است که هر دوره شاهد اتفاقات بهتر در آن هستیم. در شرایطی که متأسفانه بسیاری از جشنواره‌های بین‌المللی در اولین یا دومین دوره به دلایل مختلف به نتیجه نمی‌رسند و تعطیل می‌شوند، خوشبختانه جشنواره «کارتون کتاب» با انجام تعهدات خود توانسته جایگاه معتبری در دنیا پیدا کند. وی عنوان کرد: معمولا در برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات بین‌المللی، یک سری چهارچوب و معیارهایی وجود دارد که اگر به درستی رعایت شود، از سوی نهادهای بین‌المللی ناظر، مانند (FECO) فدراسیون کاریکاتوریست‌های اروپایی، از یک تا پنج ستاره برای آن جشنواره درنظر گرفته می‌شود؛ موضوع جشنواره، برگزاری منظم و مستمر، حضور پر تعداد هنرمندان از سراسر جهان، جوایز و خروجی، ارائه کتاب و فعالیت سایت جشنواره معیارهای این امتیازات را تشکیل می‌دهند که خوشبختانه جشنواره «کارتون کتاب» موفق شده تا از مجموع پنج ستاره ممکن، هر پنج ستاره را دریافت کند. شجاعی‌طباطبایی درباره روند برگزاری سومین دوسالانه «کارتون کتاب» گفت: با پشتوانه این اعتبار، فراخوان سومین دوره این دوسالانه را در تابستان سال جاری به 10 زبان زنده دنیا روی سایت این جشنواره به نشانی booktoon.ir منتشر و فعالیت گسترده‌ای را برای ارتباط با هنرمندان منتخب و برگزیده دنیا، خصوصا هنرمندانی که سمت‌های بالایی در حوزه کاریکاتور دارند، آغاز کردیم. دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» ادامه داد: به‌عنوان مثال در کشور چین انجمنی بسیار پویا و فعال در زمینه کاریکاتور به نام fecc وجود دارد که مخفف فدراسیون کارتونیست‌های چین است که فعالیت‌های بین‌المللی وسیعی دارند. با وجود این‌که در دوره قبل هم شاهد حضور خوب هنرمندان جینی بودیم، اما در این دوره ارتباط بهتر و صمیمی‌تری که با این فدراسیون برقرار کردیم حضور و مشارکت هنرمندان کارتونیست چینی افزایش چشمگیری پیدا کرد. وی در این‌باره توضیح داد: در هفته گذشته، طی یک گفتگوی مجازی، یک روز به‌صورت کامل در خدمت اعضای این فدراسیون بودم تا به سوالات آن‌ها پاسخ بدهم. در این گفت‌وگوی مجازی چیزی حدود 300 نفر حضور داشتند که خوشبختانه به افزایش حضور کمی و کیفی هنرمندان چینی در این جشنواره منجر شد. این‌گونه اتفاقات در امتیازدهی و اعتبار جشنواره بسیار موثر است و ما تمام توان خود را به‌کار گرفتیم تا این روید عظیم فرهنگی هنری را به بهترین شکل در سراسر جهان معرفی کنیم و خوشبختانه تا به امروز 800 اثر از هنرمندان بزرگ و مطرح از 53 کشور دنیا به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است. شجاعی‌طباطبایی همچنین درباره حضور هنرمندان کاریکاتوریست ایرانی در این جشنواره اظهار کرد: حضور هنرمندان ایرانی بسیار خوب است و می‌توان گفت که همه هنرمندان حرفه‌‌ای ایران در هر دوره این دوسالانه شرکت داشتند، به‌طوری‌که تعداد هنرمندان ایرانی در هر دوره، با کل هنرمندان شرکت‌کننده از سایر کشورهای دنیا برابر بوده است. البته با توجه به این‌که مهلت ارسال آثار تا 30 دی‌ماه تمدید شده قطعا به لحاظ تعداد شرکت‌کننده نسبت به دوره قبل افزایش خواهیم داشت. مدیر خانه کاریکاتور ایران افزود: یکی از اتفاقاتی که ما به‌صورت جدی آن‌را دنبال می‌کنیم این است که «کارتون کتاب» را به سمت مردمی شدن ببریم، به‌طوری‌که بتوانیم آثاری از این‌دست را در گالری‌ها، فضای مجازی در فضاهای تبلیغات شهری، ترمینال‌ها فرودگاه‌ها و مراکزی از این‌دست به نمایش بگذاریم که خوشبختانه اقدامات موفقی در این زمینه انجام گرفته، به‌ویژه این‌که نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با داشتن سه هزار و 200 کتابخانه تحت پوشش خود، می‌تواند نقش مهمی در تحقق این امر داشته باشد.  دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» درباره نحوه انتخاب پوستر جشنواره گفت: یکی از نکات جالب توجه و بسیار ارزشمند برای ما دقت‌نظر و ارائه نقطه‌نظرات راهگشای مدیران نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در روند برگزاری این جشنواره بود، به‌طوری‌که ما برای طراحی پوستر این دوره از جشنواره، از چند گرافیست‌ بزرگ دعوت به همکاری کردیم، اما در نهایت پوسترهایی که ارائه شد به دیدگاه که ما و نهاد کتابخانه‌های عمومی داشتند نزدیک نبود، بنابراین به این نتیجه رسیدیم که از آثار ارائه شده در دوره قبل ارائه شده بود، استفاده کنیم. وی ادامه داد: بر این اساس از میان این آثار دوره قبل 6 اثر دوره قبل را انتخاب شد تا از این میان، یک اثر را برای پوستر انتخاب کنیم. واقعیت آن بود که هر 6 اثر از آثار بسیار فاخر و خوبی بودند که انتخاب این آثار خاص نشان از بینش خاص ایشان از این حوزه است. در حالی‌که در بسیاری از جشنواره‌ها شاهد نوعی تکنیک‌زدگی هستیم، توجه ویژه‌ای که نهاد به «مفهوم» داشت برای ما بسیار جالب بود و در نهایت با انتخاب اثری زیبا از هنرمند برجسته ایرانی، مسعود ضیایی از فولادشهر اصفهان، به هدف موردنظر رسیدیم. شجاعی‌ طباطبایی با تأکید بر لزوم استفاده از ظرفیت نهادهای هنری برای همکاری با این جشنواره بیان کرد: ما در این دوره تمام تلاشمان را معطوف می‌کنیم تا بتوانیم در کنار نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور که در دو دوره قبلی به‌عنوان بانی این حرکت، کار بزرگی را انجام داد، از مشارکت فعال ارگان‌های مرتبط با حوزه هنر در کشور استفاده کنیم. حتی در حال رایزنی هستیم تا بتوانیم آثار برتر راه یافته به جشنواره را علاوه بر تهران به‌طور همزمان در تمامی مراکز استان‌ها در کشور به نمایش بگذایم. حتی با ارتباط بسیار خوبی که با برخی از کشورهای دنیا برقرار کردیم، می‌توانیم این نمایشگاه را در خارج از کشور نیز برپا کنیم. دبیر سومین دوسالانه «کارتون کتاب» درباره زمان برگزاری اختتامیه این دوسالانه نیز گفت: اختتامیه جشنواره «کارتون کتاب» همزمان با سالروز تاسیس نهاد در اسفندماه برگزار خواهد شد. تلاش داریم تا از مشارکت برخی از نهادها در بحث جوایز استفاده کنیم تا  جشنواره‌ای به مراتب پربارتر و معتبرتر را برگزار کنیم. لازم به ذکر است برگزیدگان این جشنواره از نفرات اول تا سوم به ترتیب جوایزی به مبلغ 2000 دلار،1500 دلار و 1000 دلار به همراه لوح تقدیر و تندیس دوسالانه دریافت می‌کنند؛ ضمن این‌که پنج جایزه 500 دلاری به همراه لوح تقدیر و تندیس برای پنج نفر برگزیده درنظر گرفته شده است. علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را به نشانی info@booktoon.ir ارسال کرده و برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.booktoon.ir مراجعه کنند. ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 01 Jan 2017 08:14:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243847/استقبال-گسترده-کاریکاتوریست-های-حرفه-ای-دنیا-سومین-دوسالانه-کارتون-کتاب ​«سایه پنهانِ» سیمین امیریان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243839/سایه-پنهان-سیمین-امیریان-منتشر به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات مه‌پارت به‌تازگی نمایشنامه‌ای با نام «سایه پنهان» به قلم سیمین امیریان را روانه بازار کتاب کرده است.   زن (مهرو پارسا)، مرد (دانیال)، یاسمین، دو مأمور پلیس و دو تعمیرکار شخصیت‌های این نمایشنامه سه‌پرده‌ای دوزبانه هستند. در صفحه ۱۸ این نمایشنامه آمده است:   «مرد: من باید برم... نمی‌تونم بمونم. زن: (جاخورده) باشه... خب باشه (مکث) برمی‌گردی نه؟ تنهام که نمی‌ذاری؟ اروین برمی‌گردی؟! مرد: باشه. همین امروز میام... فقط خواهش می‌کنم نگران نشو! زن: (مکث) منتظر می‌مونم تا کارت تموم بشه، زود برگرد (مرد خارج می‌شود. زن روبه روی تلویزیون می‌نشیند اما آن را روشن نمی‌کند.) زن: اون از من فاصله گرفته، دیگه به هم توجه نمی‌کنه. کاش می‌دونست چقدر بهش احتیاج دارم... شاید همسر خوبی نیستم! همیشه سرم تو کاغذ و قلم بوده... الان هم که هنوز این مقاله رو ننوشتم... شاید هم فهمیده که خانم «جین» به را غذا می پزه...اولین باره که باهام اینطوری رفتار می‌کنه...معنیش چیه؟! (مشغول نوشتن می‌شود. لحظه می‌گذرد. نور تغییر می‌کند، پیرزن از آینه گنجه دیده می‌شود. او هم مشغول نوشتن است اما بعد از لحظه‌ای سرش را بلند کرده و مبهوت، به زن نگاه می‌کند و می‌گریزد. زن به دنبالش می‌رود.) نه! خدای من! بازهم تو!...» نخستین چاپ نمایشنامه «سایه پنهان» به قلم سیمین امیریان با شمارگان یک‌هزار نسخه در ۴۱ صفحه، به بهای هشت هزار تومان از سوی انتشارات مه‌پارت روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 07:09:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243839/سایه-پنهان-سیمین-امیریان-منتشر قمصری: موسیقی سنتی در زمینه تألیف پایه‌های محکمی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243840/قمصری-موسیقی-سنتی-زمینه-تألیف-پایه-های-محکمی-ندارد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. مصباح قمصری، آهنگساز و مبدع ساز بم‌کمان، گفت‌وگویی با موضوع کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید. عده‌ای معتقدند آثار مکتوب در زمینه موسیقی ردیفی دستگاهی چه به لحاظ کیفی و چه از نظر کمی، تعداد قابل دفاعی ندارد. نظر شما در این‌باره چیست؟   به‌طور کلی به موسیقی می‌توان از دو منظر نگاه کرد؛‌ یکی منظر هنری یا قلبی و دیگر منظر علمی و عقلی. بخش اول که منظر بیشتر استادان هنرمند (به معنای واقعی کلمه) گذشته نه چندان دور ما بوده است، قابلیت مکتوب شدن یا به کلام درآمدن را ندارد، چراکه متعلق به وادی‌ای است فراتر از سخن و کتاب. شاید شروع و چگونگی ترویج نگاه عقلانی و علمی به موسیقی سنتی را بتوان همگام دانست با تأثیرپذیری فرهنگی ما از فرنگ، چراکه از نظر بنده اصولا نگاه علمی و تکنیکال به موسیقی، نگاهی غربی است. اصولا هنر شرق، خدامحور است و هنر غرب انسان‌محور و هنر خدامحور از طریق شهود و اکتشاف حاصل می‌شود و هنر انسان‌محور از طریق فکر و اکتساب. در پاسخ به سؤال شما باید عرض کنم که به‌طور کلی موسیقی سنتی ما چه در زمینه‌های آموزشی و چه در مقوله تألیف، از پایه‌های تفکری چندان محکم و استواری برخوردار نیست و البته این مسئله نه نشان ضعف و نه نشان قدرت است، بلکه صرفا جنس موسیقی سنتی ما چنین است.   این وضعیت تا چه اندازه در اظهارنظر برخی مبنی بر  غیرعلمی بودن موسیقی ایرانی و گذشتن دوران برای این موسیقی اثرگذار بوده است؟   ما در دوران گذر هستیم. هنرمند امروز ایرانی از طرفی ریشه‌های هنری و شهودی موسیقی را گم کرده و از طرف دیگر هنوز موسیقی علمی را درست نمی‌داند. هنرجوی امروز، نه راه اکتشاف هنر را یافته و نه راه اکتساب دانش را. البته با گذر از این دوران و تسلط بیشتر فرهنگ غرب بر کشور ما در آینده نزدیک، شکل تغییریافته‌ای از موسیقی سنتی ما جای خود را خواهد یافت كه علائم شروع این دوران به وضوح مشهود است و این مساله صرفا مربوط به ژانری خاص از موسیقی نیست، بلکه صحبت از فرهنگ کلی کشور است.   عده‌ای از اهالی موسیقی ایرانی معتقدند موسیقی ایرانی را نمی‌توان با علائم و نشانه‌های نت‌نویسی که مخصوص موسیقی غربی است، منتقل کرد؟ آیا این امکان وجود دارد که علائم و نشانه‌گذاری متناسب با موسیقی ایرانی ایجاد شود؟   تلاش برای نت‌نویسی موسیقی ایرانی با علایم غربی، به تلاش برای نوشتن زبان چینی با حروف لاتین می‌ماند. یکی از جذابیت‌های شنیدن ویلن استاد میرزاده برای بهترین نوازنده‌های ویلن غربی، شنیدن اجرای حالت‌هایی است که حتی به فکر آن‌ها خطور نکرده است، چه برسد به نشانه‌گذاری برای این حالات. اما برای ابداع علایم برای نشانه‌گذاری این حالات در موسیقی ابتدا باید لزوم وجود این علائم حس شود که به نظرمن چنین لزومی هنوز حس نشده است.   شیوه مرسوم در آموزش موسیقی ایرانی ظاهرا روش سینه‌ به‌ سینه و حاصل رابطه استاد و شاگردی است. بر این اساس آیا این انتظار که منابع مکتوب مدون دقیق و علمی برای آموزش موسیقی ایرانی ارائه شود و البته برفرض ارائه کاربردی باشند، چندان دور از انتظار نیست؟   به مسئله‌ای بسیار کلیدی اشاره کردید. همان‌طور که عرض کردم موسیقی دو منظر دارد، هنر و علم. جایگاه هنر سینه و جایگاه علم سر است. در روش سینه به سینه، استفاده  شاگرد از محضر استاد صرفا استفاده  موسیقایی نیست، بلکه استاد بر تزکیه نفس و جلای قلبی هنرجوی خود تأثیر می‌گذارد؛ برای همین هم انتقال سینه به سینه نام دارد. هنر موسیقی در این روش اکتشافی است و نه اکتسابی که البته این روش در موسیقی سنتی ما فراموش شده است. اما همان‌طور که عرض کردم، روش آموزش علمی در ایران هنوز چندان مدون و درست نشده است. نشان اثبات این مدعا را می‌توان در اختلاف فاحشی که بین تعداد فارغ‌التحصیلان سالانه  دانشگاه‌های موسیقی و تعداد فارغ‌التحصیلان کارآمد سالانه این مراکز، به خوبی رصد کرد.   اگر گذری در بازار نشر داشته باشیم و برای تفنن هم که شده چرخی در کتابفروشی‌ها بزنیم، با برخی کتاب‌ها با عنوان فرعی نوازندگی فلان ساز بدون نیاز به استاد و به شیوه خودآموز روبه‌رو می‌شویم. حقیقت چنین ادعایی را تشریح کنید... در صورتی‌که هنرآموز جوهره هنری را در خود یافته باشد، محتمل است که هنرمند شود و اگر نیافته باشد هرگز هنرمند نخواهد شد، بلکه تکنیسین شود. حال این‌که متد چه باشد، کاملا مسئله‌ای فرعی است. آسیب‌ها و ایراداتی که آموزش عالی می‌تواند با اصلاح آن به تدوین آثار دقیق‌تر و البته در نهایت باعث اعتلای سطح موسیقی شود (البته فارغ از مشکلات سیاسی، نگاه جهت‌دار به موسیقی یا نظایر این‌ها) را برایمان توضیح دهید... مسئله‌ای بسیار اساسی وجود دارد که با انجام آن بسیاری از مشکلات از جمله آموزش، ایجاد همبستگی صنفی میان هنرمندان ستنی و اصلاح شرایط مارکتینگ حل خواهد شد. من در چند نشست هم این طرح را مطرح کردم، اما چون کاری دشوار و زمان‌بر و نیازمند تخصصی عمیق بود، دوستان ترجیح دادند توجهی نکنند. طرح بنده ژانر بندی موسیقی سنتی بود. در بخش آموزش، یکی از مسائلی که هنرجو را به سمت دوباره‌کاری و اتلاف وقت و گاهی دلسردی می‌برد، تنوع ژانرهای آموزشی اساتید هم‌ساز است. مثلا در بین معلم‌های مختلف ساز تار، درباره اِکُل و چگونگی مضراب زدن اتفاق‌نظر نیست. در این‌صورت هنرجوی تار به سردرگمی دچار می‌شود و اگر بخواهد معلمش را تغییر دهد، باید زمان زیادی برای تخریب استایل و اِکُل پیشین خود صرف کرده و پس‌ از آن به تحصیل استایل و سبک جدید بپردازد. درباره طرح بنده (ژانر بندی موسیقی ایرانی) و ارتباط آن با مارکتینگ، همبستگی صنفی و همین‌طور مبحث آموزش باید به‌تفصیل صحبت کنیم که در این فرصت نمی‌گنجد. اما همین‌قدر عرض می‌کنم که برای همبستگی بین تفکرهای مختلف، نمی‌توان مخرج‌های صورت‌مسئله را یکی کرد، باید صرفا مخرج مشترک گرفت. ]]> هنرورسانه Sun, 01 Jan 2017 05:13:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243840/قمصری-موسیقی-سنتی-زمینه-تألیف-پایه-های-محکمی-ندارد غریب‌پور: «کتاب سال تصویرگران» شاخصی برای بررسی تحولات این حوزه است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243795/غریب-پور-کتاب-سال-تصویرگران-شاخصی-بررسی-تحولات-این-حوزه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط‎عمومی انجمن تصویرگران، آیین رونمایی از کتاب سال تصویرگران 1395، عصر جمعه 10 دی‌ماه با استقبال چشمگیر هنرمندان و علاقه‎مندان در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد. کیانوش غریب‎پور، از بانینان شکل‎گیری نخستین کتاب سال تصویرگران، در این آیین درباره لزوم انتشار کتاب سال در این حوزه اظهار کرد: این کتاب در راستای معرفی تصویرگران برای انجمن اهمیت زیادی دارد و موضوع انتشار پنجمین دوره آن از هیات مدیره قبلی مطرح بود که خوشبختانه توسط هیات مدیره کنونی انجام شد. اما این تردید را نیز داشتیم که با توجه به رشد شبکه‎های اجتماعی مجازی و برنامه‎های ارتباطی و اینترنتی و معرفی گسترده آثار توسط هنرمندان، آیا انتشار کتاب سال می‎تواند مفید و کارآمد باشد یا خیر! برای همین در یکی از نشست‎های تخصصی «اتاق روشن» از تصویرگران حاضر نظرسنجی کردیم که تقریبا همه آن‌ها به انتشار کتاب رأی مثبت دادند و انجمن را در ادامه مسیر مصمم‎تر کردند.   رئیس اسبق هیات مدیره انجمن تصویرگران، همچنین درباره جایگاه کتاب سال تصویرگران گفت: درست است که فضای زیادی برای معرفی آثار تصویرگران به‌وجود آمده، اما با توجه به این‌که آثار موجود در این کتاب از فیلتر داوران گذشته است، اعتبار حرفه‎ای بالاتری دارد و سفارش‎دهندگان می‎توانند با اطمینان بیشتری به آن رجوع کنند. علاوه بر آن «کتاب سال تصویرگران» شاخصی برای نمایش تحولات تصویرگری ایران در مرور زمان خواهد بود.    ابراهیم حقیقی از پیشکسوتان هنر تصویرگری و گرافیک نیز در این آیین در چند جمله با اشاره به فعالیت انجمن‎های گرافیک و تصویرگران بیان کرد: آن‌طور که از دور شاهد بوده‎ام، انجمن تصویرگران ایران، فعالیت‎های خوب و زیادی داشته و دوستان باید توجه کنند که باید برای رشد فعالیت‎های انجمن‎ها به یاری آن‌ها بیایند و همه چیز را تنها از آن پنج نفری که در هیات مدیره هستند، نخواهند.    در ادامه کمال طباطبائی، مدیرعامل انجمن تصویرگران و مدیر پروژه «کتاب سال تصویرگران» به ارائه گزارشی از روند اجرای کتاب سال، قبل از فراخوان تا چاپ آن پرداخت و گفت: از همه دست‎اندرکاران و همکارانی که ما را در این پروژه که اکنون به دلیل تداوم آن دیگر به پروسه بدل شده، تشکر می‎کنم، چراکه با زحمت آن‌ها بود که اکنون در اینجا هستیم و کتاب را داغ داغ خواهیم دید.    علی هاشمی‎شهرکی، عضو هیات مدیره انجمن تصویرگران نیز با اشاره به همکاری خوب انتشارات پویانما در تولید این کتاب عنوان کرد: در گذشته انجمن تصویرگران خود همه امور تولید کتاب از ابتدا تا انتها را انجام می‎داد، اما در این دوره بخش هنری و حرفه‎ای کار را خود انجمن انجام داد و با اطمینان خاطر امور فنی و تخصصی چاپ و نشر به انتشارات پویانما سپرده شد که با زحمات آ‌ن‌ها، کتابی ارزنده در اختیار ما قرار گرفته است. این انتشارات در گذشته هم با انجمن گرافیک همکاری داشته و تعداد زیادی از آثار نفیس هنری به ویژه در زمینه گرافیک را منتشر کرده است.     در بخش پایانی این آیین، محمدعلی بنی‎اسدی، ابراهیم حقیقی، پژمان رحیمی‎زاده، مدیر هنری کتاب سال، مهدی رضایی، مدیر انتشارات پویانما و اعضای هیات مدیره انجمن تصویرگران، از «کتاب سال تصویرگران 1395» رونمایی کردند.  ]]> هنرورسانه Sat, 31 Dec 2016 06:41:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243795/غریب-پور-کتاب-سال-تصویرگران-شاخصی-بررسی-تحولات-این-حوزه ​غلامی‌جلیسه: سابقه ما ایرانی‌ها در زمینه کتاب‌آرایی کم‌نظیر است / غریب‌پور: «نشان شیرازه» معیاری برای هنر طراحی کتاب در ایران است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243790/غلامی-جلیسه-سابقه-ایرانی-ها-زمینه-کتاب-آرایی-کم-نظیر-غریب-پور-نشان-شیرازه-معیاری-هنر-طراحی-کتاب-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران( ایبنا) آیین اختتامیه «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران (نشان شیرازه)» عصر جمعه ۱۰ دی‌ماه با حضور مجید غلامی‌جلیسه، محمود آموزگار، کیانوش غریب‌پور، نجفقلی حبیبی، حجت‌الاسلام محمود دعائی، قباد شیوا و گروهی از ناشران و طراحان کتاب در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.   مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب در این آیین اظهار کرد: از سالیان گذشته کتاب‌آرایی در ارائه محتوای خوب و حتی محتوای بد کتاب‌ها تأثیر بسزایی داشته است. سابقه ما ایرانی‌ها در این زمینه کم‌نظیر و مثال‌زدنی است. امروز به هر موزه‌ای در دنیا سر بزنید، نمونه‌ای شگرف از کتاب‌آرایی ایرانی را می‌بینید، اما باید تأسف بخوریم زیرا این نمونه‌ها در کشورهای اروپایی و آمریکا نگهداری می‌شود و لذت تماشایش هم برای مردمان آن کشورهاست.   وی افزود: از ۲۰۰ سال پیش که صنعت چاپ وارد ایران شد، هنر کتاب‌آرایی به آن دلیل که دستی و تک‌نسخه‌ای بود از چاپ فاصله گرفت، بنابراین هنرنمایی سابقی که درباره‌اش توضیح دادم در کتاب‌های چاپی مشهود نبود، اما از دوره‌ای به بعد، چاپ سنگی به آن دلیل توسعه یافت که هنرمندان توانستند ویژگی‌های دیگری را به این وسیله در معرض تماشا قرار دهند. دقیقا در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹، اروپایی‌ها گوی سبقت را از ما ربودند و توانستند با استفاده از ابزاری که در اختیار داشتند، حضور هنر را در کتاب‌ها توسعه دهند.   غلامی‌جلیسه درباره برگزاری دومین دوره «نشان شیرازه» در خانه هنرمندان گفت: امروز ما در کشورمان طراحان گرافیک، صفحه‌آراها و مدیران هنری بسیار خوبی داریم. این جشنواره علاوه بر تقدیر و تشکر از تعدادی از این هنرمندان، می‌تواند گوشزدی به ناشران باشد تا بیشاز گذشته از قدرت و امکان حضور این هنرمندان در حوزه نشر استفاده کنند. توجه به شکل و ظاهر کتاب برای تعامل بهتر با نشر بین‌الملل محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نیز به‌عنوان سخنران در این آیین بیان کرد: موضوع کتاب‌آرایی و نقشی که هنرمندان ما در حوزه های‌گرافیک، طراحی و تصویرگری دارند و برگزاری جشنواره‌ای برای گرامیداشت این تلاش‌ها، موضوعی به‌جا است. آنطور که من اطلاع دارم هرساله نمایشگاهی در لایپزیک برگزار می‌شود که مربوط به ویژگی‌های بصری کتاب و صنعت چاپ است و چند سالی است آثاری از کشور ما به آنجا فرستاده شده است. مسئله اینجاست که در مورد حضور در چنین اتفاق‌های فرهنگی برنامه‌ریزی کافی وجود نداشته است. وی افزود: اگر تعامل جاری میان ما و ناشر بین‌المللی را درنظر بگیرید، توجه به شکل و ظاهر ارائه کتاب می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای را برای برقراری هر چه‌بهتر این تعامل ایفا کند. طراحی کتاب نه تنها در جذب آنی مخاطبان کتاب مؤثر است، بلکه در انتقال مفاهیم موجود در کتاب هم نقش بسزایی دارد.   رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با تأکید بر لزوم افزایش میزان ارتباط با کشورهای خارجی در زمینه کتاب گفت: متأسفانه تا امروز عمده ارتباطی که ما با نشر بین‌الملل داشته‌ایم، صرف گرفتن محتوا و ترجمه آن شده است. اگر تاریخ نشر کشور را به سه دوره از ۱۱۰ سال پیش تا ابتدای دهه ۳۰، از دهه ۳۰ تا انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم کنیم، در می‌یابیم امروز توجه بیشتری به کتاب‌آرایی صورت می‌گیرد. در اینجا می‌خواهم از زنده‌یاد محمد زهرایی یاد کنم که در مورد طراحی و کتاب‌آرایی اهمیت و جدیت فراوانی داشت؛ او می‌گفت کتاب باید زیبا باشد. آثاری هم که منتشر می‌کرد بیانگر همین ایده بود. کتاب‌های نشر او از حیث ظاهر زیبا بود و آن‌ها که با آقای زهرایی رفاقت و همنشینی داشتند از تجربه گرانبهایش استفاده می‌کردند. وی ادامه داد: ناشران امروز هم باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنند. زمانی کتاب‌های حوزه کودک ما شانس جدی برای معرفی کتاب ایرانی به جهانیان بود، اما امروز شاهد این رویه هستیم که بعضی ناشران برای دوری از پرداخت هزینه طراحی به هنرمند داخلی، حق نشر کتاب‌های خارجی را با قیمتی بسیار نازل می‌خرند و همین منفعت آنی آن‌ها را از منفعت‌های بلندمدت مادی و معنوی دور می‌کند. دوستان فعال در حوزه نشر حتی در مورد کتاب‌های خوب هم باید تلاش کنند تا محتوای خوب و ظاهر زیبا با هم همراه شوند؛ این راهی است که در عرصه جهانی هم آزموده شده و کارایی آن مشخص است.   «نشان شیرازه»؛ متر و معیاری برای هنر طراحی کتاب در ایران کیانوش غریب‌پور، دبیر علمی «نشان شیرازه» نیز در این آیین اظهار کرد: «نشان شیرازه» بناست برای ارزیابی بخشی از نشر که در ادبیات و فیزیک کتاب مؤثر است، هرساله برگزار شود. ضمن تشکر از آقای دکتر کامران افشارمهاجر و تیم داوری که سال گذشته اولین دوره جایزه طراحی کتاب را داوری کردند، از همه‌ کسانی که در برگزاری دومین دوره این جایزه من و همکارانم را یاری کردند، تشکر می‌کنم.   وی افزود: یک دهه پیش ما ایرانی‌ها در حوزه طراحی پوستر سرآمد بودیم، اما امسال در جشنواره داخلی نتوانستیم یک طراح جلد پیدا کنیم و به او جایزه بدهیم؛ همه جلدها مشکلاتی داشتند. جامعه نشر امروز بخشی از طراحان را پس زده است، همان‌طور که سینماگران سراغ نابازیگر می‌روند، ناشران همه سراغ ناطراحانی رفته‌اند و به آن‌ها سفارش کار می‌دهند. من با بعضی دوستان که از عبارت صنعت نشر در مورد آنچه امروز کتاب‌های ایرانی را به بازار می‌فرستد، استفاده می‌کنند، مخالفم زیرا اگر صنعت نشری در کار بود، هیچ طراح گرافیکی جرات نداشت بگوید من بیشتر می‌فهمم و بعد مقدمه جدایی ناشران و طراحان حرفه‌ای فراهم نمی‌شد، چون مسئله بر سر یک کار تیمی است و همه باید به آگاهی‌های یکدیگر احترام بگذاریم. غریب‌پور با ابزار امیدواری برای تبدیل «نشان شیرازه» به متر و معیاری در سال‌های آینده در حوزه کتاب، گفت: هنر طراحی کتاب یعنی اینکه طراح در یک فضای زیرپوستی و خاموش هنرش را نشان دهد، اما امروز طراحان صفحه‌آرایی را به صحنه تاخت‌وتاز هنری تبدیل می‌کنند و تعریفشان از حضور هنری تغییر کرده است. امیدوارم در سال‌های آینده «نشان شیرازه» به متر و معیاری تبدیل شود که در ادامه برگزاری‌اش کتاب‌های عالی از زیبایی‌شناسی داشته باشیم.   دبیر علمی «نشان شیرازه» ادامه داد: داوران امسال در فضای زنده کتاب‌آرایی نفس می‌کشند و مبتلای مسائلی هستند که در این حوزه وجود دارد. گرچه دلیل صاحبنظر بودن داوری طولانی شد، اما ماحصل کار به نحوی است که می‌تواند در سال‌های آینده با سیاستگذاری‌های پیش‌بینی‌شده، راهگشای طراحی کتاب در ایران باشد.   اهدای جوایز برگزیدگان «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران (نشان شیرازه)» با حضور حجت‌الاسلام محمود دعایی، مجید غلامی جلیسه، محمود آموزگار، قباد شیوا، کیانوش غریب‌پور و نجفقلی حبیبی، پایان‌بخش این آیین بود. ]]> هنرورسانه Fri, 30 Dec 2016 16:53:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243790/غلامی-جلیسه-سابقه-ایرانی-ها-زمینه-کتاب-آرایی-کم-نظیر-غریب-پور-نشان-شیرازه-معیاری-هنر-طراحی-کتاب-ایران برگزیدگان دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243785/برگزیدگان-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آیین اختتامیه «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران (نشان شیرازه)» عصر جمعه 10 دی‌ماه با سخنرانی مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب، محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و کیانوش غریب‌پور در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.   در این دوره از جشنواره «نشان شیرازه» در دو گروه «پیکره کتاب» و «اجزای کتاب» در مجموع 13 اثر به‌عنوان برگزیده و شایسته تقدیر به شرح زیر معرفی شدند:   گروه پیکره کتاب (طراحی کتاب به عنوان پیکره واحد و یکپارچه)   بخش کتاب‌های تصویری گروه سنی خردسال و کودک الف ـ اثر برگزیده: کتاب «خانه‌ام کجاست؟» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی) 1. به کوروش پارسانژاد به‌عنوان مدیر هنری 2. به شیده زوین به‌عنوان طراح گرافیک متن 3. به رضا دالوند به‌عنوان تصویرگر  دیپلم افتخار به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به‌عنوان ناشر، به نورا حق‌پرست   ب ـ اثر شایسته تقدیر: 1. کتاب «اژدهای عینکی کله اره‌ای» از شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، کتاب‌های پرنده آبی با اهدای لوح تقدیر و هدیه سالانه به خانم مریم یکتافر به‌عنوان تصویرگر 2. کتاب «خو‌شمزه می‌خواهد» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اهدای لوح تقدیر و هدیه سالانه به سمانه قاسمی به‌عنوان تصویرگر   بخش کتاب‌های تصویری گروه سنی نوجوان ـ اثر شایسته تقدیر: کتاب «می‌ترسم یادت برود دوستم داشتی» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اهدای لوح تقدیر و هدیه سالانه به علیرضا پورحنیفه به‌عنوان طراح گرافیک   بخش کتاب‌های غیرتصویری در گروه سنی جوان و عمومی ـ اثر برگزیده: کتاب «جوانی‌ها» از انتشارات بیدگل با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به سیاوش تصاعدیان  به‌عنوان طراح جلد و گرافیک متن 2. و دیپلم افتخار و هدیه سالانه به نشر بیدگل به عماد شاطریان   بخش کتاب‌های علمی و آموزشی گروه سنی جوان و عمومی ـ اثر برگزیده  کتاب «عکس و دیدن عکس» از انتشارات بیدگل با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به سیاوش تصاعدیان به‌عنوان مدیر هنری و طراح گرافیک 2. دیپلم افتخار و هدیه سالانه به نشر بیدگل به عماد شاطریان   بخش کتاب‌های گنجینه گروه سنی جوان و عمومی ـ اثر برگزیده: کتاب «شهر هرت» از انتشارات مثلث، با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به حبیب ایلون  به‌عنوان طراح جلد و گرافیک متن 2. دیپلم افتخار و هدیه سالانه به نشر مثلث به نیما سلیمی   بخش کتاب‌های نفیس گروه سنی جوان و عمومی ـ آثار برگزیده : کتاب «قرآن بایسنغری» از انتشارات آستان قدس رضوی، کتابخانه و موزه ملی ملک، با اهدای نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به مجید فدائیان به‌عنوان مدیر هنری و عکاس 2. به مرجان جلالی به‌عنوان طراح گرافیک جلد و متن 3. دیپلم افتخار و هدیه سالانه به موسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوی به مسعود فرزانه   گروه اجزای کتاب   - آثار برگزیده  الف ـ در بخش طراحی «موتیف‌های متن در همه گروه‌های سنی» کتاب «قواعد خوردن: راهنمای غذای سالم» از نشر مثلث، با اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به حبیب ایلون به‌عنوان طراح موتیف‌های متن   ب ـ  در بخش «طراحی جلد در گروه سنی نوجوان» جلدهای سه‌گانه «مجموعه گنجینه حکیمی»، از انتشارات به‌نشر با اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به امیر مفتون به‌عنوان طراح و تصویرگر   ج ـ در بخش طراحی «یونی فرم جلد در گروه سنی جوان و عمومی» کتاب «مجموعه شعر امروز» از انتشارات سوره مهر، با اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به محمود حسینی برای طراح یونی فرم جلد مجموعه   د ـ در بخش «صفحه‌آرایی در گروه سنی جوان و عمومی» کتاب «امیرکبیر و ناصرالدین شاه» از انتشارات کتاب رایزن، دیپلم افتخار و جایزه نقدی 1. به علیرضا احمدی برای طراحی صفحات و صفحه‌‌آرایی   ـ آثار شایسته تقدیر الف ـ در بخش «صفحه‌آرایی گروه سنی جوان و عمومی» کتاب «فرهنگ‌نامه زنان ایران و جهان» از انتشارات ارتباط نوین، دیپلم افتخار 1. به بهرام عفراوی برای صفحه‌آرایی   ب ـ در بخش مدیریت هنری در همه بخش‌ها 1. دیپلم افتخار به مجید زارع به‌عنوان مدیر هنری   ج ـ در بخش ناشران حامی کتاب‌آرایی 1. نشان شیرازه، دیپلم افتخار و جایزه نقدی به رضا هاشمی‌نژاد، مدیرمسئول نشر افق به دلیل تعداد چشمگیر آثار پذیرفته شده در این رویداد و به سرمایه‌گذاری و ترویج کتاب‌آرایی (به‌عنوان برترین ناشر) 2. لوح تقدیر به نیما سلیمی، مدیرمسئول نشر مثلث به دلیل سرمایه‌گذاری و ترویج کتاب‌آرایی (به‌عنوان ناشر تقدیرشده حامی کتاب‌آرایی ]]> هنرورسانه Fri, 30 Dec 2016 13:14:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/243785/برگزیدگان-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-معرفی-شدند ​«عکاسی خیابانی با اریک کیم» از راه رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243723/عکاسی-خیابانی-اریک-کیم-راه-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات تیسا به‌تازگی عکاسی خیابانی با اریک کیم را روانه بازار کتاب کرده است.   اریک کیم مطالعات عمیق و گسترده‌ای پیرامون  عکاسی خیابانی و تاریخ آن انجام داده و تمام یافته‌های خود را  با زبانی جذاب و روان در چهار کتاب الکترونیکی‌اش به نام‌های مقدمه‌ای بر عکاسی خیابانی، ۳۱ روز برای غلبه بر ترس از عکاسی خیابانی، دستورالعمل پروژه عکاسی خیابانی و شبکه‌های اجتماعی برای عکاسان ارائه کرده است.   به عقیده فعالان عرصه عکاسی اریک کیم  یکی از نام‌های شناخته‌شده در این زمینه عکاسی خیابانی به‌حساب می‌آید. این عکاس کره‌ای آمریکایی در شبکه‌های اجتماعی حضور فعال و مستمری دارد و همین موضوع نشان از  میزان فعالیت حرفه‌ای او در این عرصه است.   کتاب «عکاسی خیابانی با اریک کیم» مجموعه‌ای از کتاب‌های الکترونیکی این عکاس خیابانی است و باید گفت چکیده‌ای مفید از تجربیات اوست. این مجموعه یک دستورالعمل اجرایی، معتبر و تجربی است که ره‌آورد چندین کارگاه عکاسی و فعالیت‌های نویسنده در رشته عکاسی خیابانی بوده است.   در صفحه ۳۳ کتاب در بخش «عکاسی خیابانی چیست؟» می‌خوانیم:   «من کارهای اتژه را در زمره عکس‌های خیابانی قرار می‌دهم زیرا عکس‌های او نشان‌دهنده اثبات حضور بشریت است؛ عکس‌های او از شهر پاریس هستند و باعث می‌شوند من در مورد زندگی مردم در این شهر فکر کنم. مطمئناً در بیشتر این عکس‌ها مردم حضور ندارند اما باعث می‌شوند من اجتماع را در نظر بگیرم و به آن فکر کنم؛ بنابراین باور دارم که عکاسی خیابانی به‌هرحال به‌گونه‌ای نیازمند چیزی است که اثبات‌کننده و نشان‌دهنده حضور انسان یا اجتماع است. من عکس‌های خیابانی را ترجیح می‌دهم که مردم در آن وجود داشته باشند تا مناظر شهری، اما عکس‌های خیابانی الزاماً نیاز به حضور مردم ندارد؛ بنابراین می‌بینم که تمایزی بین مباحث تاریخی عکس خیابانی در دانشگاه‌ها و درک بصری مشترک مردم از اینکه چه عکسی خیابانی است و کدام عکس‌ها خیابانی نیستند، وجود دارد.» در بخش اولِ کتاب عکاسی خیابانی با اریک کیم که «عکاسی خیابانی چیست» نام دارد، مفاهیم اولیه و دیدگاه‌های اریک کیم بررسی شده است.   «مقدمه‌ای بر عکاسی خیابانی» که نامم اولین کتاب این مجموعه است، تعاریف مختصری از عکاسی خیابانی ارائه می‌کند و مقدمه‌ای بر شیوه کار، تکنیک‌ها و روش‌های اجرای عکاسی خیابانی است.   «۳۱ روز برای غلبه بر ترس از عکاسی خیابانی» کتاب دوم این مجموعه است که تمرینات خوبی برای غلبه بر ترس‌ها و نگرانی‌های عکاسی در خیابان را در خود جای داده و باید آن را آغازی مناسب برای به‌دست گرفتن دوربین و رفتن به خیابان در نظر گرفت. در این کتاب حرفه‌ای‌ها  هم تکنیک‌ها و روش‌های بسیار مناسبی برای آموختن خواهند داشت.   «دستورالعمل پروژه عکاسی خیابانی» سومین کتاب در «عکاسی خیابانی با اریک کیم»  است که برای ادامه عکاسی و پیشرفت در این کار روشی کاربردی  را پیشنهاد می‌دهد و راهکارهای خلاقانه‌ای برای ساخت مجموعه عکس و ایجاد پروژه‌های عکاسی در خود جای داده است.   «شبکه‌های اجتماعی برای عکاسان» چهارمین و آخرین کتاب این مجموعه تک‌جلدی است که تعاریف اریک کیم از این رسانه‌ها را در برمی‌گیرد و مخاطب با مطالعه آن می‌تواند با شیوه عملکرد و شگردهای موفقیت کیم در شبکه‌های اجتماعی آشنا شود.   زبان کیم علی‌رغم  فلسفه و بینش عمیقی که به عکاسی خیابانی دارد بسیار ساده و روان است از همین رو نوشته‌هایش صیقل و پیچیده نیست درنتیجه آثار او برای عموم علاقه‌مندان به عکاسی خیابانی کاربردی و جذاب است.   نخستین چاپ «عکاسی خیابانی با اریک کیم» با ترجمه و تدوین شاهین غفاری و نیما رجبی  با شمارگان یک هزار و چهارصد جلد و در ۲۳۲ صفحه به بهای پانزده هزار و نهصد تومان از سوی انتشارات تیسا روانه بازار نشر شده است. ]]> هنرورسانه Wed, 28 Dec 2016 09:46:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/243723/عکاسی-خیابانی-اریک-کیم-راه-رسید سریر: اساس و بنیان موسیقی دستگاهی را می‌توان با کتاب حفظ کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243739/سریر-اساس-بنیان-موسیقی-دستگاهی-می-توان-کتاب-حفظ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. استاد محمد سریر، آهنگساز و رئیس شورای عالی خانه هنرمندان ایران که یکی از بهترین ملودی‌پردازان ایرانی لقب گرفته، گفت‌وگویی با موضوع کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   با وجود این‌که از زمان ورود نت به ایران حدود یک قرن می‌گذرد، چرا بیشتر استادان موسیقی اصیل در گذشته تمایل چندانی به آموزش و انتقال موسیقی از این طریق نداشته‌اند؟   شاید دو مورد را بتوان به‌عنوان علل اصلی این اتفاق نام برد. اول این‌که استادان قدیم در زمینه موسیقی اطلاعات کافی را برای مکتوب کردن آثار در اختیار نداشتند و با خط موسیقی آن‌گونه که لازم است، آشنا نبودند (در سده‌های قبل خطوط دیگری برای نگارش موسیقی وجود داشت که برای اهل این کار شناخته‌شده‌تر بود، اما عموما همان خط هم همچون نت‌نویسی متداول در اروپا که به‌دقت می‌توان آن را اجرا کرد، معمول نبود). نکته بعدی که باید به آن اشاره کرد، نقش محوری بداهه‌نوازی در موسیقی ایرانی است که تا امروز همچنان باقی است. با این توضیح حتی اگر یک موسیقی در وقت معینی به‌دقت هم نگاشته می‌شد، قطعا در اجرای بعدی تغییرات عمده‌ای داشت، بنابراین نگارش آن فایده چندانی نداشت.   اما نت‌نویسی در دهه ۳۰ در ایران به‌طور جدی انجام می‌شد.   بله، آن نت‌نویسی چارچوب و قابی برای آثار بود و حدود کار را مشخص می‌کرد، بنابراین کاملا دقیق و مو به‌ مو نبود. هدف از آن کار درک مد، تخمین حدودی فواصل در گوشه‌های مختلف و  دریافت نغمگی محوری اثر بود. با این توضیح، نگارش آثار برای اجرای دقیق کارها فایده‌ای نداشت و نمی‌شد گفت این موسیقی دقیقا فلان شکل را دارد و نامش چنین است.   بنابراین نت‌نویسی با ذات موسیقی ایرانی سنخیت نداشت؟   وقتی ما از موسیقی ایرانی صحبت می‌کنیم، طیف متفاوتی از انواع موسیقی را درنظر داریم. قطعا کسانی که به‌طور تخصصی با موسیقی ایرانی در ارتباط بودند با آن دسته از افراد که از روی علاقه‌مندی با این نوع موسیقی همراه بودند، تصویر و برداشت متفاوتی از این موسیقی در ذهن داشتند. با این توضیح باید گفت موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران از دوره قاجار به بعد بود که به‌طور خط‌کشی‌شده‌ای دسته‌بندی شد. البته از آن دوره، تغییراتی در این نوع موسیقی ایجاد شده و افراد مختلف تقسیم‌بندی‌هایی تقریبا متفاوت انجام داده‌اند، اما هسته و محوریت ماجرا در این نوع از موسیقی از دوره قجر تا به امروز در همه تقسیم‌بندی‌ها واحد بوده است. در تصانیف هم از همان چارچوب‌های ردیف استفاده می‌شد، اما در آن حرکت ریتمیک وجود داشت؛ البته سنگین بود و کلام به آن وارد شده بود. از سوی  دیگر بخشی از موسیقی مناطق و نواحی ایران هم توسط استادان ردیف به موسیقی دستگاهی متصل شد. موسیقی‌های پلی‌فونیکی که در 80 سال اخیر به‌وسیله آهنگسازان مختلفی ساخته شد که حاصل اجرای موسیقی مونوفونیک یا تک‌صدایی در کنار برخی اصوات است، نوع دیگری از موسیقی ایرانی است که با موسیقی ایرانی به معنای تخصصی تفاوت‌های مهمی دارد. این قبیل آثار در این سال‌ها کیفیت‌های متفاوتی داشته که برخی بسیار غنی و بعضی بسیار ضعیف هستند. ما از سال ۱۳۰۰ به بعد در موسیقی ایرانی قطعاتی را سراغ داریم که می‌توانند با اصوات مختلف هم‌نوازی کنند و حتی امروز این امکان به‌وجود آمده که تولید صداهای مختلف روی یک ساز میسر شود. گونه مذهبی نیز دیگر نمونه موسیقی ایرانی بود که از موسیقی نواحی و موسیقی ردیفی نشأت گرفته بود. مجموعه این موسیقی‌ها، موسیقی ایرانی نامیده می‌شد، اما ما برای تعریف و تحلیل هرکدام از آن‌ها باید نگاه متفاوتی داشته باشیم. عموما کسانی که به موسیقی به‌طور تخصصی نگاه نمی‌کنند، همه را در دسته موسیقی ایرانی می‌بینند؛ شاید به این دلیل که فواصل مشخصی در همه این موسیقی‌ها به‌کار رفته که در موسیقی غربی متداول نبوده و نیست و اصلا استفاده نمی‌شود.   آیا عدم تمایل به مکتوب کردن، باعث بروز خلل در داشته‌های موسیقی ایرانی نشده است؟ عده‌ای معتقدند عدم وجود چارچوب مکتوب باعث شده که در قدیم برخی استادان گوشه‌هایی را به موسیقی دستگاهی اضافه کنند و گاهی طول یک گوشه را با هدف طولانی‌تر کردن روند آموزش و در نتیجه کسب درآمد بیشتر افزایش دهند.   به گمان من این نظر که استادان گذشته گوشه‌هایی را به موسیقی ایرانی افزوده‌اند، نمی‌تواند به‌طور کلی صحیح باشد، چون گوشه‌های انتخاب‌ شده و تنظیم‌ شده در هفت دستگاه و پنج آواز معمولا با درنظر گرفتن نزدیکی نت‌های یکسان دسته‌بندی شده‌اند. نغمه‌هایی که در این چارچوب وارد شده و ماندگار شده، توانسته حضور و پایداری خودش را نشان دهد و در خاطره تاریخی نسل‌های مختلف باقی بماند. امروز هم ممکن است کسی قطعه بسیار زیبایی بسازد، اما شاید به دهه‌ها زمان نیاز باشد تا دریابیم این قطعه زیبا می‌تواند به بدنه ردیف موسیقی ایرانی متصل شود یا خیر؟ باید دید این قطعه چقدر می‌تواند در حافظه تاریخی یک ملت دوام بیاورد و خودش را در این دسته‌بندی جای دهد. البته نمی‌توان کتمان کرد که این گوشه‌ها در ابتدای کار از آنچه ما امروز در اختیار داریم، بسیار پرحجم‌تر بوده است. در سیر زمانی، بخش‌های غیرماندگار از بدنه این گوشه‌ها جدا شده و آن بخش‌هایی که گوهر ماندگاری را در خود داشته، به دوره کنونی رسیده است. با توجه به مسئولیتی که حدود یک دهه قبل در خانه موسیقی ایران داشتم، موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران را در سازمان یونسکو به ثبت جهانی رساندم. این اقدام اولین اقدام ما در ثبت میراث معنوی در سازمان یونسکو بود و با اخذ نظر از استادان باتجربه و توانمند موسیقی دستگاهی انجام شد.   ثبت موسیقی دستگاهی و ردیفی ایران در سازمان یونسکو کار واقعا ارزشمندی هم بود.                                            البته کار معناداری هم بود. معنای این کار این بود که این میراث جهانی مربوط به قرن‌های گذشته و یادگار بشریت است؛ دقیقا به همین دلیل که شیوه مکتوب برای انتقال موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران به دوره کنونی کارساز نبوده و روش سینه‌به‌سینه و ارتباط استاد و شاگردی این ثروت معنوی را به جامعه بشری امروزی منتقل کرده است. این اقدام برای ما وظایفی را هم به دنبال داشت و آن این‌که نسل امروز همانند گذشتگان به شیوه شفاهی باید این موسیقی را به نسل‌های بعد منتقل کند.   چرا بر انتقال شفاهی این موسیقی تأکید می‌کنید؟   علت تأکید من به انتقال شفاهی، دخالت حالات و نکاتی است که امکان مکتوب کردنشان وجود نداشته  است. البته ردیف موسیقی دستگاهی ایرانی به‌عنوان ستون فقرات این نوع موسیقی مکتوب شده‌ و ما امروز در این‌باره دستمایه‌هایی در اختیار داریم که می‌توانیم آن را به‌عنوان دستورالعمل در هر جایی ارائه کنیم، اما این دستمایه در اجرا با تغییراتی مواجه است که می‌تواند در شرایط مختلف، زمان‌های گوناگون و از سوی افراد مختلف خروجی‌های متفاوتی را داشته باشد. ممکن است این ویژگی در ابتدا به‌عنوان یک عیب تلقی شود، اما روان بودن و امکان بروز خلاقیت‌های تازه در آن، برجستگی به موسیقی ایرانی می‌دهد که در بسیاری از موسیقی‌های دیگر نیست. همین ویژگی امروز در سطح جهان به‌عنوان یک امتیاز تلقی می‌شود که شما را اسیر و پایبند یک چارچوب نمی‌کند و در حقیقت از خلاقیت‌های موسیقی‌دان‌ها در یک مکتب استفاده می‌کند؛ بنابراین جریان و دگرگونی در آن وجود دارد که می‌تواند در طول زمان اجراهای متفاوت برآمده از خلاقیت‌های متفاوت را ارائه دهد. با توجه به آنچه گفته شد، وجود چیزی به نام نت را برای موسیقی ایرانی لااقل برای حفظ اساس و بنیان این موسیقی لازم می‌دانید یا نه؟   قطعا. به‌نظر من حفظ بخش‌هایی که ما را به اساس و بنیان موسیقی ایرانی برآمده از فرهنگی چند هزار ساله متصل می‌کند با برخورداری از ابزاری به نام کتاب بسیار بااهمیت است و هویتش را تضمین می‌کند، اما این‌که با استفاده از نگارش دقیقا و عینا چارچوب این نوع از موسیقی را منتقل کنیم با توجه به ذات و ماهیت موسیقی ایرانی ممکن نخواهد بود. البته آثار مکتوبی که در این حوزه تألیف می‌شود، می‌تواند به‌عنوان یک اثر به‌طور جداگانه محفوظ بماند (درست مثل هر اثری که در موزه قرار می‌گیرد) اما کاربرد و استفاده از آن در جوامع ایرانی در مقاطع مختلف تاریخی با توجه به شرایط اجتماعی آن مقطع از زمان تغییر می‌کند. بنابراین باید گفت جذاب‌تر کردن موسیقی ایرانی با توجه به وضع زمانه و با تکیه‌ بر اساس و چارچوب این موسیقی که در آثار مکتوب آمده است، یک وظیفه برای هنرمندان فعال در این هنر ریشه‌دار به‌حساب می‌آید. در یک جمله می‌توان گفت که حفظ این میراث به آثار مکتوبی در این حوزه نیازمند است. ]]> هنرورسانه Wed, 28 Dec 2016 04:40:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243739/سریر-اساس-بنیان-موسیقی-دستگاهی-می-توان-کتاب-حفظ اختتامیه «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران » جمعه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243714/اختتامیه-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-جمعه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، «دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران» با هدف تأکید بر اهمیت طراحی یکپارچه و متفکرانه «پیکره کتاب» به‌عنوان موضوعی مهم در طراحی گرافیک و صنعت نشر و تشویق هنرمندان، ناشران و دست‌اندرکاران صنعت نشر به ارتقای جایگاه «کتاب آرایی» برگزار می‌شود. «نشان شیرازه» جایزه‌‌ای است که هر سال، به «شکل» (فیزیک) کتاب‌های منتشر شده و پدیدآورندگان هنری آن (تیم هنری)، بر مبنای ارزش ‌های توأم «زیبایی» و «عملکرد»، اهدا می‌شود. از آن‌جایی که طراحی یکپارچه کتاب، بارز شدن نقش مدیر هنری و حسن هم‌جواری عوامل هنری کتاب، در سال‌های اخیر در مسیر نزدیک شدن به جایگاه اصلی و مهم خود است، «نشان شیرازه» می‌تواند هر سال و با توجه به واقعیت‌های کتاب‌آرایی (Book Desgin) و فضای مسلط دوره برگزاری، فهرست جوایز خود را با جریان حرف‌ها و زیرشاخه‌های فعال آن، تنظیم کند. آیین اختتامیه «نشان شیرازه؛ دومین سالانه هنر طراحی کتاب ایران » ساعت 15 تا 17 در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.   ]]> هنرورسانه Tue, 27 Dec 2016 08:04:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243714/اختتامیه-دومین-سالانه-هنر-طراحی-کتاب-ایران-جمعه-برگزار-می-شود هیچ نهادی خانواده دائره‌المعارف موسیقی و ادبیات بلوچستان را حمایت نمی‌کند / یادداشتی از محمدرضا درویشی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/243702/هیچ-نهادی-خانواده-دائره-المعارف-موسیقی-ادبیات-بلوچستان-حمایت-نمی-کند-یادداشتی-محمدرضا-درویشی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمدرضا درویشی: علی‌محمد بلوچ، دائره‌المعارف موسیقی بلوچستان بود و فقدان او لطمه سنگینی بر پیکره شعر و موسیقی بلوچستان وارد کرد. او در حوزه کاری خودش یک دانشمند بود و ما با از دست رفتنش گوهری گرانبها در حوزه فرهنگ ایران را از دست دادیم. در زندگی مورد بی‌حرمتی قرار گرفت، در حالی‌که یک دائره‌المعارف بود. من آثار زیادی را در غالب کتاب و لوح فشرده از او منتشر کردم، اما چه سود که این آثار تنها بخشی از دائره‌المعارفی بود که مابقی‌اش با فوت علی‌محمد به زیر خاک رفت.   او تکنیک منحصر به‌فردی در نواختن قیچک داشت و به خاطر این توانایی نه فقط در ایران بلکه در شبه‌قاره هند شهرت داشت. امروز استادان بزرگی از سرتاسر بلوچستان ایران، سیستان، بلوچستان پاکستان و هند به چابهار سرازیر شده‌اند. اما خانواده دست‌تنگِ علی‌محمد بلوچ نیازمند کمک کسانی است که باید آن‌ها را دریابند. علی‌محمد بلوچ در زمره استادانی نبود که مبلغ 150 هزار تومانی طرح تکریم را دریافت کند. البته من در حال انجام کارها برای اختصاص این مبلغ به ایشان بودم و اکنون هم سعی خواهم کرد کاری کنم تا این مبلغ به همسر ایشان پرداخت شود.   حالا که ۶ روز است علی‌محمد، دوست عزیز من در زیر خاک خفته است، گروهی از موسیقی‌دانان پاکستان و هند و استادان موسیقی سراسر سیستان و بلوچستان به احترامش رهسپار چابهار شده‌اند، چون ایشان انسان بزرگی بود؛ نه فقط در موسیقی بلکه در ادبیات و ... . هرچند علی‌محمد بلوچ سواد خواندن و نوشتن نداشت و خط نمی‌دانست اما از نظر من یک حکیم بود. او داستان‌ها، افسانه‌ها و اساطیر فراموش‌شده موسیقی بلوچستان را در غالب ده‌ها هزار بیت در حافظه داشت. شعرهای حماسی، عاشقانه و مذهبی. او این ابیات را طی ده‌ها سال به‌ملایمت از شاعران حماسی و داستان‌گو یاد گرفته بود.   خانواده علی‌محمد بلوچ با سیل عظیم مهمانان در چابهار مواجه شده اما نه خود یک ریال پول دارد و نه سازمان‌ها و نهادهای دولتی کاری می‌کنند. البته در زمان زندگی علی‌محمد بلوچ هیچ نهادی از او حمایت نکرد و اکنون هم در زمان فوتِ ایشان از خانواده‌اش حمایتی نمی‌کند.   من با خانواده استاد علی‌محمد بلوچ صحبت کردم و چگونگی تأمین هزینه خورد و خوراک مهمانان را جویا شدم. گفتند اغلب برای تأمین این هزینه‌ها قرض می‌کنیم.   آیا اداره‌کل ارشاد چابهار و سازمان منطقه آزاد چابهاری در این جهان نیست که از این خانواده بزرگ موسیقی‌دان شبه‌قاره هند حمایت کند؟! ]]> هنرورسانه Tue, 27 Dec 2016 05:29:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/243702/هیچ-نهادی-خانواده-دائره-المعارف-موسیقی-ادبیات-بلوچستان-حمایت-نمی-کند-یادداشتی-محمدرضا-درویشی گنجه‌ای: کتاب‌های موسیقی باید از مراجع علمی تاییدیه بگیرند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243667/گنجه-ای-کتاب-های-موسیقی-باید-مراجع-علمی-تاییدیه-بگیرند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- علی نامجو: در پرونده‌ای که با عنوان «موسیقی سازی ایران؛ فرصت‌ها و تهدیدها» گشوده‌ایم تلاش کرده‌ایم تا به وضع امروز و اکنون این هنر بپردازیم و چالش‌ها و امکانات موسیقی را در عرصه مکتوب ایران بررسی کنیم. استاد داود گنجه‌ای که اجراهای مختلفی در کشورهای گوناگون تجربه کرده و حدود نیم قرن در زمینه آموزش موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی فعالیت دارد، گفت‌وگویی با موضوع کتاب و موسیقی در ایران با «ایبنا» انجام داده که شرح آن‌را در ادامه می‌خوانید.   شما شیوه مکتوب را برای آموزش موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران، کارساز می‌دانید؟   به عقیده من که حدود ۵۰ سال است این رشته را تدریس می‌کنم، برای انجام هر کاری مواد اولیه لازم است. کسی که می‌خواهد در زمینه پزشکی فعالیت کند، نیاز به داشتن پیش‌زمینه‌های اولیه دارد تا به او اجازه حضور سر کلاس‌های ویژه رشته پزشکی را بدهند و پس از فراگیری دوره‌های مختلف در طی چند سال بتواند مدرک پزشکی را دریافت کند؛ تازه آن موقع این فرد می‌تواند طبابت را آغاز کند. اگر روح‌الله خالقی، جواد معروفی، ابوالحسن صبا و دیگران در زمینه مکتوب در موسیقی فعالیت کرده‌اند، هر کدام در زمینه‌ای به درجه استادی رسیده بودند. به‌طور کلی در ابتدای کار بهتر است آموزش موسیقی به‌صورت نوشتاری آغاز شود و به‌ مرور شیوه شفاهی به‌کار گرفته شود تا هنرجو بتواند پله‌ها را یکی‌ یکی طی کند و به جایگاهی قابل دفاع برسد. همان‌طور که می‌دانید کسی که به جایگاه موسیقیدان رسید، دیگر با دفتر و کتاب کاری ندارد، چراکه آن زمان دیگر حرف عشق در دفتر نباشد! با این توضیح، برای رسیدن به درجه استادی شیوه سینه‌به‌سینه آنهم از معلمی که ویژگی‌های یک استاد واقعی را دارد، ممکن خواهد بود. از سوی دیگر موسیقی ایرانی، موسیقی عاطفی است و اساس آن کشف و شهود است، بنابراین کار یک موزیسین به‌صرف اجرای عملی نت‌های مکتوب با استفاده از ساز تمام نمی‌شود. منِ معلم با این سابقه در تدریس معتقدم که کتاب‌های هنرستان موسیقی که در گذشته نگاشته شده، برای پیشرفت کارساز است و هنرجویان برای فراگیری مراحل ابتدایی موسیقی می‌توانند در محضر استاد، از آن‌ها بهره ببرند. هنرجویان با استفاده از منابع مکتوبی که گفتم می‌توانند مقدمات ردیف موسیقی ایرانی را بیاموزند. البته اگر بتوانند به شیوه در اصطلاح گوشی این موسیقی را فرابگیرند، قطعا ظرایف بیشتری را خواهند آموخت.   به‌نظر شما چرا استادان قدیمی موسیقی ایرانی به آموزش براساس نت علاقه نشان نمی‌دادند؟   استادان قدیمی در موسیقی ایرانی بنا به دو دلیل از آموزش به شیوه مکتوب استقبال نمی‌کردند. از یک‌سو برخی از این بزرگان، با علائم و نشانه‌های نت‌نویسی به شیوه امروزی آشنایی نداشتند و بنابراین طبیعی بود که بر این اساس کار آموزش را پی نگیرند و از سوی دیگر آموختن تمامی ظرایف و نکات ریز موسیقی ردیفی و دستگاهی بر مبنای نت امکان‌پذیر نبود. زنده‌یاد مسعودیه که ۵۰ سال قبل در دانشگاه تهران استاد ما بود، می‌گفت ردیف موسیقی ایرانی به شیوه مکتوب هرقدر هم دقیق و کامل نوشته شود، نمی‌تواند تمامی آنچه ردیف موسیقی ایرانی به شیوه شفاهی و در رابطه استاد و شاگردی دارد، انتقال دهد. موسیقی یک کار معرفتی است اما در فراگیری آن، معرفت به‌تنهایی کارساز نخواهد بود. تکنیک باید در کنار معرفت قرار بگیرد تا آنچه درست است، ارائه شود. این وضعیت درست مثل این است که ما بخواهیم سنگ بزرگی را جابه‌جا کنیم، اما از هیچ ابزار و وسیله‌ای بهره نبریم. در این‌صورت، ممکن است سنگ جابه‌جا شود، اما آن‌گونه که شایسته است، منتقل نخواهد شد.   با توجه به آنچه گفته شد، به‌نظر می‌رسد فراگیری موسیقی فقط از راه مکتوب هم نمی‌تواند هنرجو را به‌جایی برساند. جانا سخن از زبان ما می‌گویی! اگر نت و نشانه‌ای نباشد ممکن است ما اصل ماجرا را گم کنیم، اما نباید فراموش کرد که با نت تنها می‌توان اسکلت‌بندی ماجرا را یاد گرفت، اما روح و جان را نمی‌توان با استفاده از نت آموخت. بر همین اساس بسیاری از کارهایی که امروز به‌عنوان آهنگسازی از سوی عده‌ای ارائه می‌شود، اصلا آهنگسازی نیست. من معتقدم آموزش به شیوه مکتوب و سینه‌به‌سینه لازم و ملزوم هم هستند. بنابراین کسی که می‌خواهد به‌جایی برسد باید به‌صورت آکادمیک کتاب‌های هنرستان موسیقی را فرا بگیرد و بعد از آن ردیف میرزا عبدالله را بیاموزد.   با توجه به توضیحات شما، در گذشته که منابع مکتوبی برای یادگیری وجود نداشت، شیوه آموزش موسیقی با امروز چه تفاوتی داشت؟   در موسیقی ما سه اصل اهمیت دارد؛ نت شاهد، نت متغیر و نت ایست. این سه نشان می‌دهد که ما در کدام قسمت از ملودی ایستاده‌ایم؟ این نکته هم باید تکرار شود که موسیقی ایرانی موسیقی مُدال است. به‌نظر من در گذشته از یک‌سو کلاس‌های آموزش موسیقی ممر درآمد استادان موسیقی بود و از سوی دیگر شاگردان باید گوشه‌ها و مایه‌های مختلف را می‌آموختند، استاد ناگزیر به تکرار یک گوشه برای دفعات زیادی بود. با این توضیح استاد ۵۰ مرتبه زابل را آموزش می‌داد و شاگرد هم که برای یادگیری در این کلاس‌ها شرکت می‌کرد، هزینه حضور در کلاس را پرداخت می‌کرد، اما امروزه که خط نت مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاگردان می‌توانند در کتاب‌های ردیف موسیقی ایرانی استراکچر کار را دریابند و با تمرین نزدیک استاد کارکشته ریزه‌کاری‌های ردیف را بیاموزند.   بر همین اساس که تمام موسیقی ایرانی در نت نمی‌گنجد، عده‌ای موسیقی ایرانی را غیرعلمی می‌دانند و معتقدند دوره این نوع موسیقی دیگر به سرآمده است. هیچ موسیقی در دنیا نمی‌تواند در نت بگنجد. من حدود 9 سال موسیقی غربی را با معلم اتریشی فراگرفتم، بنابراین معتقدم چنین اظهارنظری نمی‌تواند چندان منطقی باشد. وقتی قرار است شما به‌عنوان یک موزیسین ماورای احساس خودت را بیان کنی، ناگزیر به بهره‌گیری از ریزه‌کاری‌هایی هستی که با علامت و نشانه روی کاغذ قابل‌انتقال نیست. نت می‌تواند سنگ نشانی برای یادآوری باشد. ماجرای علمی بودن یا نبودن این نیست. این قصه مثل ماجرای فراگیری زبان توسط کودکان است. در ابتدا باید مکالمه به کودکان آموخته شود و به‌ مرور قواعد و اصولی را که در گذر زمان به‌دست آمده است، به آن‌ها آموزش بدهند. با این توضیح، هیچ‌ چیزی از ابتدا علمی نیست، بلکه باید علمی بشود. ما علائم و نشانه‌هایی را به نت افزوده‌ایم. زبان موسیقی زبان بین‌الملل است. نشانه‌هایی که ما برای فهم درنظر می‌گیریم ممکن است با نشانه‌هایی که غربی‌ها می‌گذارند، متفاوت باشد. درست مثل زبان ما که فارسی است و زبان غربی‌ها که مثلا انگلیسی است.    درباره کتاب‌های قدیمی هنرستان موسیقی سخن گفتید. به‌نظر می‌رسد آن کتاب‌ها ایرادات و اشکالات فراوانی دارند. با این توضیح چه کسی مسئول رفع ایرادات این آثار خواهد بود؟   این وظیفه کانون مدرسین خانه موسیقی است که داشته‌های مکتوب و غیرمکتوب را بررسی کند و یک کتاب آموزشی واحد برای همه سطوح ارائه دهد. علاوه بر این کتاب‌های مربوط به هنرستان در دوره گذشته ایرادات زیادی دارد که باید رفع شود.   نظرتان درباره کتاب‌هایی که در سال‌های اخیر در زمینه موسیقی ایرانی نوشته شده، چیست؟   همه کتاب‌هایی که به‌تازگی نوشته شده، مورد وثوق همه استادان نیست. بنابراین معتقدم که همه استادان باید در کانون مدرسین خانه موسیقی این کتاب‌ها را بررسی کنند. البته در گذشته جلساتی در این کانون برگزار شده که کتاب‌های موسیقی را مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار دهد، اما این جلسات تداوم نداشته است. متأسفانه امروز هر کسی می‌خواهد در زمینه موسیقی کتابی را وارد بازار می‌کند. برای مثال در زمینه دف در سال‌های اخیر کتاب‌های زیادی روانه بازار نشر شده که بسیاری از آن‌ها مورد قبول نیست و پایه و اساسی ندارد؛ البته تعدادی از آن‌ها هم واقعا منابع آموزشی و علمی خوبی هستند. اگر این کانون به‌طور مستمر فعالیت کند، می‌توانیم امیدوار باشیم که حتی در نگارش نشانه‌ها و علائم ویژه سازهای ایرانی شاهد یکپارچگی و اتحاد باشیم و هر کس برای خودش علامتی را در کتابش نیاورد.   برخی از کتاب‌ها را می‌توان در بازار نشر نام برد که ادعا دارند بدون حضور استاد در مدت‌ زمان کوتاهی نوازندگی را می‌آموزند. آیا امکان دارد کسی بدون حضور استاد و در مدت زمانی کوتاه بتواند نوازندگی یک ساز ایرانی را یاد بگیرد؟   به‌نظر من، کتاب‌هایی با این مضامین در اصطلاح عامیانه به‌کلی کشک است. حداقل کانون مدرسین خانه موسیقی باید این کتاب‌ها را تأیید کند. ما چند بار هم به دوستان در وزارت ارشاد تذکر داده‌ایم که ارائه مجوز به این کتاب‌ها را متوقف کنند، چون نه تنها سودی ندارند، بلکه باعث بی‌اعتمادی مردم به آثار هنری در زمینه موسیقی می‌شوند.   در پایان فکر می‌کنید فعالیت‌هایی که اهالی موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی در زمینه مکتوب انجام داده‌اند، کافی است؟   کارهایی در این سال‌ها انجام شده اما من معتقدم باید بیش از این در زمینه مکتوب فعالیت و آثار جدیدتری نوشته شود و البته همان‌طور که گفتم در جمع استادان ایرادیابی شود؛ کتاب‌های تخصصی باید از مراجع علمی همچون دانشگاه‌ها، هنرستان‌ها و شوراهای تخصصی تأییدیه داشته باشند. ]]> هنرورسانه Mon, 26 Dec 2016 05:04:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/243667/گنجه-ای-کتاب-های-موسیقی-باید-مراجع-علمی-تاییدیه-بگیرند رونمایی از خاطرات داریوش مهرجویی/ روایت بازداشت مهرجویی را در «عوج‌کلاب» بخوانید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243594/رونمایی-خاطرات-داریوش-مهرجویی-روایت-بازداشت-عوج-کلاب-بخوانید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تازه‌ترین کتاب داریوش مهرجویی با عنوان «دو خاطره: سفرنامه پاریس، عوج‌کلاب» در خانه هنرمندان رونمایی خواهد شد.  این کتاب دربردارنده روایت شخصی رویدادهایی است که این کارگردان در دو مقطع زمانی با آن‌ها روبه‌رو شده است. در بخش «سفرنامه پاریس» با خاطرات مهرجویی از حضورش در این شهر روبه‌رو هستیم و در بخش دوم با نام «عوج‌کلاب» با روایتی از یک سوءتفاهم برخورد خواهیم داشت؛ سوءتفاهمی که مهرجویی را راهی بازداشتگاه می‌کند. این کتاب توسط انتشارات به‌نگار و با همکاری مؤسسه کوزه در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران رونمایی خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این آیین می‌توانند از ساعت 17 روز چهارشنبه (8 دی‌ماه) به خانه هنرمندان به نشانی خیابان طالقانی، خیابان فرصت (موسوی) شمالی، ضلع جنوبی پارک هنرمندان (باغ هنر) مراجعه کنند. ]]> ادبیات Sat, 24 Dec 2016 09:32:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/243594/رونمایی-خاطرات-داریوش-مهرجویی-روایت-بازداشت-عوج-کلاب-بخوانید