خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Thu, 23 May 2019 15:09:22 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 23 May 2019 15:09:22 GMT جهان‌کتاب 60 اولین برنده جایزه کتاب اورنج قاره افریقا معرفی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276112/اولین-برنده-جایزه-کتاب-اورنج-قاره-افریقا-معرفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از لیورابدو-دجایلی اماردو امل، نویسنده اهل کامرون موفق شد برای کتاب «مونیال، اشک‌های صبر» جایزه تازه‌تاسیس کتاب اورنج قاره افریقا را که متعلق به نویسندگان فرانسوی‌زبان قاره سیاه است از آن خود کند. کتاب «مونیال، اشک‌های صبر» که در سال 2017 و از سوی انتشارات کامرونی پراکسیمیته منتشر شده، سرنوشت سه زن را که با انواع خشونت‌های زناشویی، جسمی و روحی مواجه هستند به تصویر می‌کشد و از شرایط و اوضاع واقعی زنان ساحل، منطقه‌ای در شمال افریقا پرده بر می‌‌دارد. هیئت داوران این جایزه، ضمن تقدیر از اثر برگزیده درباره آن گفت «تسلط بر نحوه ساخت و ایجاد صدای سه زن در این اثر شگفتی خواننده را برمی‌انگیزد.» اسامی 5 نامزد دیگر که از بین 59 اثر دیگر از 16 کشور افریقایی وارد رقابت نهایی برای دریافت این جایزه شده بودند عبارتند از: «حتی نمرده است» نوشته یوسف امین العلمی از کشور مراکش،«خیابان 172» نوشته بیار کواسی کانجو از کشور ساحل عاج، «صندلی‌های گلی» نوشته سلیمه الوفاء از کشور مراکش،«پشته شعله‌ور» نوشته یامن المناعی از کشور تونس جایزه کتاب اورنج قاره افریقا، که امسال اولین سال برگزاری خود را پشت سر می‌گذارد، از سوی بنیاد خیریه اورنج که در 18 کشور مختلف قاره سیاه شعبه دارد با هدف حمایت از استعداد‌های ادبی قاره افریقا و موسسات انتشاراتی آن‌ها تاسیس شده و به اثر داستانی که به زبان فرانسه نوشته شده و از سوی یک انتشارات افریقایی منتشر شده جایزه می‌دهد. این بنیاد پیش از این در سال 2009 جایزه اورنج را در فرانسه برای تقدیر از نویسندگان فرانسوی‌زبان ایحاد کرده بود. ارزش مالی این جایزه 10 هزار یورو می‌باشد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 23 May 2019 10:28:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276112/اولین-برنده-جایزه-کتاب-اورنج-قاره-افریقا-معرفی بازگشت خالق هانیبال لکتر با یک کتاب جدید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276093/بازگشت-خالق-هانیبال-لکتر-یک-کتاب-جدید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز - توماس هریس، خالق یکی از وحشتناک‌ترین هیولوهای ادبیات، به احتمال قوی یکی از تاریک‌ترین تخیلات در میان نویسندگان امروز را دارد. قاتل زنجیره‌ای بدنام او، هانیبال لکتر، اعضای بدن قربانیان خود را پس از آنکه با ظرافت آماده می‌کند، با ولع فرو می‌برد و یک بار یک مرد را زنده می‌خورد و تکه‌های مغزش را با ترافل و توت تزئین می‌کند.   بنابراین هراس‌انگیز است وقتی هریس اصرار می‌کند که هیچ چیز را از خودش در نیاورده. او می‌گوید:‌ «فکر نمی‌کنم که هرگز چیزی را خودم ساخته باشم. همه چیز اتفاق افتاده، هیچ چیز ساخته نشده. در این دنیا لازم نیست هیچ چیز را بسازی.»   هریس ۷۸ ساله این ایده را هر بار که از او درباره منشا یک قسمت از داستان یا یک کاراکتر بپرسی تکرار می‌کند. این‌طور نیست که هریس یک تخیل به‌خصوصِ هولناک داشته باشد، او یک ناظر مشتاق و واقعه‌نگار مردم و تاریک‌ترین امیال آنهاست.   نزدیک به ۴۵ سال هریس مخاطبان را با رمان‌های مخوف خود ترساند؛ رمان‌هایی که بیش از ۵۰ میلیون نسخه فروخت و یکی از به یاد ماندنی‌ترین ضدقهرمان‌های داستانی تمام دوران را معرفی کرد که از این حیث در کنار دارت ویدر و دراکولا قرار می‌گیرد. اما درباره هریس و فرایند خلاقانه‌اش چیزهای نسبتا کمی می‌دانیم. او جشن امضای کتاب نمی‌گیرد و در مجامع عمومی ظاهر نمی‌شود. هریس از اواسط دهه ۱۹۷۰ مصاحبه اساسی انجام نداده، زیرا می‌گوید ترجیح می‌دهد آثاری که می‌نویسد خودشان صحبت کنند.   در طول دهه‌ها سکوت او تنها باعث شیفتگی بیشتر مردم نسبت به مرد گریزان پشت آن هیولا شده است. شاید عجیب‌ترین چیز درباره «کری مورا»، اولین کتاب او پس از ۱۳ سال این باشد که هریس مایل است درباره آن صحبت کند. او می‌گوید: «آدم تلاش می‌کند خودش را از نو بسازد.»   «کری مورا» نقطه عطف مهمی برای هریس است. برای اولین بار پس از انتشار اولین کتابش «یکشنبه سیاه» در سال ۱۹۷۵ او رمانی نوشته که هانیبال لکتر در آن حضور ندارد و اولین بار است که هریس به طور گسترده درباره میامی می‌نویسد، خانه‌ای که از ۳۰ سال پیش برای خود انتخاب کرده و به او فرصتی داده تا وضعیت مهاجران و پناهندگان را بررسی کند.   شخصیت اصلی داستان، کری مورا، یک پناهنده کلمبیایی است  که به عنوان سرایدار عمارت ساحل میامی کار می‌کند که زمانی متعلق به پابلو اسکوبار، سلطان کوکایین جهان بود. کری با نگرانی مداوم از لغو موقعیت کنونی‌اش توسط مقامات مهاجرتی زندگی می‌کند و خود را بین دو شبکه تبهکار رقیب گرفتار می‌بیند که به دنبال ثروت مدفون در زیر عمارت هستند.   هریس می‌گوید:‌ «کاراکتر هانیبال هنوز از خاطرم می‌گذرد و گاهی فکر می‌کنم چه نقشه‌ای در سر دارد. اما می‌خواستم به میامی بپردازم، به مردم اینجا و اتفاقات اینجا و آرزوهایی که در مردم جدیدی که به اینجا می‌آیند می‌بینم. آدم ولع یک زندگی متفاوت را در آنها می‌بیند.»   هریس ۲۰ سال است که به طور منظم از مرکز نجات حیوانات در بیسکین بِی دیدن می‌کند، جایی که در رمان جدیدش به طرز بارزی به چشم می‌خورد و «کری» به عنوان یک داوطلب در آن از پرندگان زخمی مراقبت می‌کند. این واقعیت که هریس، جادوگر جنایتکاران روانی و قاتلان زنجیره‌ای، علاقه و دلبستگی خاصی به حیوانات بیمار دارد، ممکن است برای کسانی که او را تنها از طریق آثارش می‌شناسند عجیب باشد.   هریس عمیقا منزوی است اما در قالب عزلت‌نشینی سالینجر یا توماس پینچن نمی‌گنجد. وقتی نمی‌نویسد، نقاشی و آشپزی می‌کند. در مکان‌های عمومی او مراقب است که مرزبندی‌هایش حفظ شود. هنگام عکس گرفتن با هوادارن صمیمی است اما سعی می‌کند از آن اجتناب کند. او می‌گوید: «شهرت بیش از هر چیزی باعث گرفتاری و مزاحمت است.»   هریس نوشتن را یک فرایند منفعلانه توصیف می‌کند، چیزی که بیشتر برایش اتفاق می‌افتد تا اینکه کاری باشد که خودش انجام دهد. رمان‌هایش با صحنه‌ای که در سرش نقش می‌بندد آغاز می‌شود و بعد سعی می‌کند بفهمد قبل از آن چه شده و بعدش چه می‌شود. او درباره کاراکترهایش جوری صحبت می‌کند که انگار وجود دارند و زندگی موازی مستقلی از کتاب‌هایش را می‌گذرانند.   کار هریس می‌تواند به طرز دردناکی آرام پیش برود. بین انتشار برخی رمان‌هایش دهه‌ها فاصله است. او می‌گوید: «بعضی روزها به دفترت می‌روی و تو تنها کسی هستی که آنجا ظاهر شده‌ای، هیچکدام از کاراکترها نیامده‌اند، و تو تنها آنجا می‌نشینی و احساس حماقت می‌کنی. بعضی روزها هم همه پیدایشان می‌شود و آماده کار هستند. هر روز باید در دفترت حاضر شوی. اگر ایده‌ای از راه برسد، باید آنجا باشی تا بگیری‌اش.»   توماس هریس در میسیسیپی بزرگ شد، جایی که خانواده‌اش یک مزرعه پنبه، سویا و گندم نزدیک رودخانه کلدواتر داشتند. او می‌گوید: «وقتی بچه بودم دوستانم بیشتر بوقلمون‌ها بودند.»   او در دانشگاه بیلر، انگلیسی خواند و به عنوان خبرنگار در مجله واکوی تگزاس کار کرد، در یکی از ماموریت‌هایش به شمال مکزیک رفت و با یک پزشک زندان ملاقات کرد که بعدها الهام‌بخش هانیبال لکتر شد.   در ۱۹۶۸ در اسوشیتدپرس در نیویورک مشغول به کار شد و دزدی‌ها، قتل‌ها و شورش‌ها را پوشش می‌داد. جایی که طرح داستان «یکشنبه سیاه» درباره حمله تروریستی به مسابقات سوپربول ریخته شد.   هریس دومین رمان خود، «اژدهای قرمز» را با معرفی هانیبال زمانی نوشت که در حال مراقبت از پدر بیمارش در میسیسیپی بود. استفن کینگ این کتاب را با «پدرخوانده» مقایسه کرد و بعدها هانیبال را «هیولای داستانی بزرگ زمان ما» نامید. مایکل مان، کارگردان، این داستان را به فیلم تبدیل کرد.   هریس خودش از شخصیت ضدقهرمان کاریزماتیکی که خلق کرده بود می‌ترسید و یک بار نوشت:‌ «در حضور دکتر لکتر احساس راحتی نمی‌کنم و اصلا مطمئن نیستم که دکتر نتواند مرا ببیند.» اما از آن به بعد هریس نتوانست از مخلوق خود فرار کند.   هانیبال با رمان «سکوت بره‌ها» در سال ۱۹۸۸، درباره یک کارآموز جوان اف‌بی‌آی به نام کلاریس استرلینگ که در زندان به ملاقات هانیبال می‌رود و به دنبال راهنمایی‌های او برای پیدا کردن یک قاتل زنجیره‌ای است، تبدیل به یک پدیده متفاوت شد.   این رمان میلیون‌ها نسخه فروش داشت و در سال ۱۹۹۱ به فیلمی با بازی جودی فاستر و آنتونی هاپکینز تبدیل شد که پنج جایزه اصلی اسکار را از آن خود کرد.   هریس تا سال‌ها این فیلم را تماشا نکرد. او با دیدن «شکارچی انسان»، اقتباس سینمایی «اژدهای قرمز» به نوعی از فیلم‌ها ناامید شده بود. او می‌گوید: «بعد یک شب، دو سال پس از آنکه سکوت بره‌ها جوایز اسکار را درو کرد، تلویزیون را روشن کردم که وضع آب و هوا را ببینم. دیالوگ‌ها آشنا بودند. نشستم و تماشا کرد. و واقعا فیلم فوق‌العاده‌ای بود.»   با موفقیت فیلم، هانیبال لکتر به یک بخش سودآور از دارایی‌های فکری او تبدیل شد. هریس با دو رمان دیگر، «هانیبال» و «طلوع هانیبال» این روند را ادامه داد.   بن سویر، ویراستار هریس می‌گوید: «هانیبال لکتر مثل کوکاکولا یا کلینکس یا برندهای فوق‌العاده دیگر است. چیزی بیشتر از یک شخصیت داستانی که تام خلق کرده.»   اما هواداران رفته رفته از این آدمخوار خسته شدند. «طلوع هانیبال» با شکست تجاری و منتقدانه روبه‌رو شد. شور و شوق خوانندگان شروع به از بین رفتن کرد. در سال ۲۰۰۶، ناشر هریس ۱.۵ میلیون نسخه از «طلوع هانیبال» را منتشر کرد اما این رمان تنها چیزی حدود ۳۰۰ هزار نسخه فروش داشت. حتی مورتون جانکلو، مشاور ادبی هریس، نشانه‌های خستگی هواداران را دیده بود: «مخاطبین به اندازه کافی از آن خوانده بودند.»   هریس نوشتنِ کتاب‌های بیشتر درباره هانیبال را منتفی نمی‌دانست اما گفت فاصله گرفتن از او مایه آرامش بود. او می‌گوید: «داشتم فضا را برای چیز دیگری باز می‌کردم.»   در طول سال‌ها، روزنامه‌نگاران نظریه‌های گوناگونی برای صحبت نکردن هریس از کارش داشتند. خودش می‌گوید مصاحبه نکرده چون دوست نداشته یا نیاز نداشته است. او می‌گوید: «خوش‌شانس بودم که کتاب‌هایم بدون آنکه تبلیغ‌شان را کنم، مخاطب خود را پیدا کردند، و همین شیوه را ترجیح می‌دهم.»   آشنایان گاهی می‌پرسند چطور چنین داستان‌های هولناکی می‌سازد. او می‌گوید: «من هیچ‌چیز را نمی‌سازم. کافی است اطرافتان را خوب نگاه کنید. همه چیز اتفاق افتاده.» ]]> جهان‌کتاب Thu, 23 May 2019 04:35:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276093/بازگشت-خالق-هانیبال-لکتر-یک-کتاب-جدید ادبیات پوستری؛ بزرگترین کتابخانه عمومی جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276052/ادبیات-پوستری-بزرگترین-کتابخانه-عمومی-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، گروهی از هنرمندان هندی ساکن شهر دهلی نو پروژه‌ای به نام ادبیات پوستری راه‌اندازی کرده‌اند که طی آن نوشته‌های ادبی و داستان‌های کوتاهی در تمام سطح شهر برای مطالعه عموم قرار می‌دهند.   کمپینی با نام استیک لیت (sticklit) توسط این گروه راه افتاده که در حقیقت بزرگترین کتابخانه عمومی جهان محسوب می‌شود. در این پوسترها آثار فاخر ادبیات هند و سایر کشورهای جهان به زبان هندو و انگلیسی ترجمه و در معرض عموم قرار داده می‌شود.   نیدهین کونداتیل و مانوج پاندی اولین بار این ایده را مطرح کردند که با استقبال هنرمندان شهر دهلی نو روبرو شد. در این پوسترها نوشته‌های ادبی با تصاویر گرافیکی به صورت جذابی برای مطالعه مردم و رهگذران دهلی نو ارائه می‌شود. آنها هر روز پوسترهای خود را به روز می‌کنند.   برگزارکنندگان این پروژه با هدف ارائه کتاب رایگان برای همه مردم اعتقاد دارند ادبیات روحیه مردم را بالا می‌برد و چون در هند همه مردم توانایی خرید کتاب را ندارند این پوسترها آنها را با ادبیات هند و جهان آشنا خواهد کرد. داستان‌هایی از ادبیات هند و جهان محتوای اصلی پوسترها را تشکیل می‌دهد.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 23 May 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276052/ادبیات-پوستری-بزرگترین-کتابخانه-عمومی-جهان اعلام فهرست اولیه جایزه مایلز فرانکلین http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276095/اعلام-فهرست-اولیه-جایزه-مایلز-فرانکلین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوکز پابلیشینگ، فهرست اولیه جایزه مایلز فرانکلین اعلام شد. معتبرترین جایزه استرالیا که به آثاری تعلق می‌گیرد که جنبه‌های مختلف زندگی در این کشور را مورد توجه قرار می‌دهند.   آثار فهرست اولیه جایزه مایلز فرانکلین سال 2019 ترکیبی از نویسندگان جدید و باتجربه است و ده داستان استرالیایی که داستان زندگی عادی انسان‌ها را به خوانندگان نشان می‌دهد.   موری والدرن، روزنامه‌نگار، ملیندا هاروی، منتقد ادبی، لیندی جونز، خریدار ارشد کتاب در کتابفروشی آبی، برنادت برنان، نویسنده و منتقد ادبی هیئت داوران امسال جایزه مایلز فرانکلین را تشکیل می‌دهند.   نامزدهای اولیه جایزه مایلز فرانکلین 2019 به شرح زیر است: «پسرک دنیا را می‌بلعد» نوشته ترنت دالتون «شعله‌ها» نوشته رابی آرنوت «آرشیو شنی» نوشته جورج دِی «لبنانی» نوشته مایکل محمد احمد «نادرستی» نوشته لِکسی فریمان «فصل ربوده‌شده» نوشته رادنی هال «مرگ نوآ گِلَس» نوشته گیل جونز «لب زیادی» نوشته ملیسا لوکاشنکو «تنفس» نوشته جنیفر مایلز «طوطی خوش‌شانس» نوشته تریسی سورِنسن   جایزه مایلز فرانکلین به نام مایلز فرانکلین، نویسنده استرالیایی کتاب «عملکرد درخشان من» نام‌گذاری شده است. این جایزه در سال 1954 و با هدف تقدیر از نویسندگانی که زندگی مردمان استرالیا را روایت می‌کند ایجاد شد. جایزه مایلز فرانکلین هر ساله برگزار می‌شود و برنده 60 هزار پوند دریافت می‌کند.   فهرست نهایی جایزه مایلز فرانکلین 2019 در تاریخ دوم جولای و برنده در تاریخ سی‌اُم جولای اعلام می‌شود. سال گذشته «زندگی بعد از این» نوشته میشل دِ کرسر برنده جایزه مایلز فرانکلین شد.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 23 May 2019 00:34:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276095/اعلام-فهرست-اولیه-جایزه-مایلز-فرانکلین جایزه کتاب مستند اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان راه‌اندازی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276071/جایزه-کتاب-مستند-اتحادیه-ناشران-کتابفروشان-آلمان-راه-اندازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشینگ پرسپکتیو، اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان اعلام کرده است از امسال اولین جایزه کتاب‌های مستند خود را برگزار خواهد کرد. قرار است طی مراسمی در تاریخ 16 ژوئن سال 2020 بهترین کتاب مستند سال کشور آلمان اعلام شود.   بر اساس این گزارش کتاب برگزیده باید به زبان آلمانی منتشر و درباره موضوعات اجتماعی نوشته شده باشد. بنیاد بانک دویچه آلمان حامی مالی این جایزه است.   برگزارکنندگان این جایزه می‌گویند در سال‌های اخیر بسیاری از کشورهای جهان به سمت انتشار کتاب‌های مستند روی آورده‌اند و انگیزه آنها از راه‌‌اندازی چنین جایزه‌ای همراهی با این جریان است.   اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان پیش از این جایزه کتاب داستانی آلمان را داشت که با 173سال سابقه یکی از قدیمی‌ترین جوایز ادبی در سراسر جهان است. این جایزه هر ساله در ماه اکتبر به برندگانش اعطاء می‌شود.   بخش رسانه‌ای اتحادیه ناشران آلمان در بیانیه‌ای اعلام کرده است هدفش از چنین جایزه‌ای ایجاد انگیزه برای انتقال دانش، عقاید و مباحث عمومی در سطح جامعه است. هفت نفر شامل اساتید دانشگاه آلمانی، منتقدان و ناشران برای داوری این جایزه انتخاب می‌شوند که قرار است اسامی آنها در نوامبر امسال اعلام شود. ]]> جهان‌کتاب Wed, 22 May 2019 10:48:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276071/جایزه-کتاب-مستند-اتحادیه-ناشران-کتابفروشان-آلمان-راه-اندازی ترجمه و ​انتشار «کیمیای سعادت» غزالی از سوی کتابخانه اسکندریه مصر http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276013/ترجمه-انتشار-کیمیای-سعادت-غزالی-سوی-کتابخانه-اسکندریه-مصر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الشرق‌ الاوسط- مرکز نسخه‌های خطی وابسته به بخش ارتباطات فرهنگی کتابخانه اسکندریه، بخش اول کتاب «کیمیای سعادت» نوشته امام محمد غزالی را با ترجمه و حواشی احمد عبدالرحیم، پژوهشگر مصری، به زبان عربی منتشر کرده است. این ترجمه در چارچوب بخشی از برنامه‌های مرکز ترجمه جواهر میراث اسلامی از زبان‌های مختلف به زبان عربی است. این بخش شامل ترجمه معارف 4گانه از کتاب است که غزالی سیاق فلسفی خود را در نگاه به زندگی و امور هستی بر آن بنا نهاده که عبارتند از: خود شناسی، خداشناسی، دنیا شناسی و آخرت شناسی. امام محمد غزالی کتاب «کیمیای سعادت» را که درباره اصول دین و از مشهورترین کتب عرفانی و دینی به شمار می‌رود در آخرین سال‌های قرن پنجم هجری در دو جلد به زبان فارسی نگاشت. این کتاب چکیده‌ای از کتاب «احیاء علوم‌الدین» است؛ اما غزالی در مقدمه فارسی اشاره می‌کند که کیمیای سعادت چکیده‌ای از همه مولفات دینی اوست که اهمیت این کتاب را نسبت به دیگر مولفات او نشان می‌دهد. امام محمد غزالی، فیلسوف، متکلم، فقیه ایرانی و از بزرگان تصوف است که در قرن 5 هجری قمری در توس، از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. او در زمان حیاتش القاب بسیاری داشت. از جمله مشهورترین‌ آن‌ها لقب حجه‌الاسلام  بود. او در علوم بسیاری مانند فلسفه، فقه، علم کلام، تصوف و منطق دانش اندوخت و صاحب‌نظر بود و آثار بسیاری را از خود به جای گذاشت به طوری که گفته‌اند در میان متکلمان اسلامی  هیچ‌یک به اندازه محمد غزالی تالیف و تصنیف نکرده است. محمد غزالی در  سن 55 سالگی در شهر توس دیده از جهان فروبست. ]]> جهان‌کتاب Wed, 22 May 2019 05:36:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/276013/ترجمه-انتشار-کیمیای-سعادت-غزالی-سوی-کتابخانه-اسکندریه-مصر جایزه ادبی کتابخانه پورتیکو منچستر برگشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276026/جایزه-ادبی-کتابخانه-پورتیکو-منچستر-برگشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوکسلر، جایزه ادبی تازه تاسیس پورتیکو بعد از چهار سال غیبت با حامی جدیدش دوباره فعالیت خود را آغاز کرده است. این جایزه ادبی به ارزش 10هزار پوند قرار است از این پس با حمایت مالی دانشگاه متروپولیتن منچستر دوباره فعالیت خود را شروع کند.     جایزه پورتیکو اولین بار در سال 1985 توسط کتابخانه پورتیکو شهر منچستر افتتاح شد ولی به دلایلی از سال 2015 تا کنون تعطیل شده بود. حالا کالج نویسندگی دانشگاه منچستر به عنوان حامی جدید این جایزه معرفی شده است.   جایزه پورتیکو تنها جایزه ادبی منحصر به فرد بریتانیا است که از نوشته‌ها و داستان‌های برجسته منتشر شده در شمال این کشور تقدیر می‌کند. این جایزه در سه حوزه داستان، مستند و شعر تنها به نویسندگان ساکن بریتانیا اختصاص دارد.     به گفته مسئولان برگزاری جایزه قرار است اسامی نامزدهای نهایی در ماه نوامبر امسال اعلام شود و طی مراسمی در ژانویه 2020 در محل کتابخانه پوریتکو شهر منچستر جایزه نفر برتر اعطاء شود. معمولاً جایزه به نویسندگان ساکن شمال انگلیس داده می‌شود که امسال نیز این رسم طبق سال‌های گذشته ادامه می‌یابد.   جیمز دراپر مدیر کالج نویسندگی دانشگاه منچستر گفت: امسال اولین سال حضور این دانشگاه در جایزه ادبی کتابخانه این شهر است و این افتخار بزرگی برای اساتید و مدیران دانشگاه خواهد بود. لین آلن مدیر کتابخانه 212 ساله پورتیکو نیز از همکاری این کتابخانه با دانشگاه منچستر اظهار خرسندی کرد.   وی گفت: امسال شهر منچستر برای اولین بار از سوی یونسکو به عنوان شهر ادبیات انتخاب شده است و فعالیت دوباره این جایزه موجب ارتقای سطح ادبی میان ناشران مختلف خواهد شد.   از برندگان گذشته این جایزه می‌توان به اسامی مثل بنجامین میر و ریچارد بنسون، آنتونی بورخس، هیلاری منتل و سیمون آرمیتیج اشاره کرد. امسال کتاب‌های منتشر شده بین اول ژانویه 2017 تا 31 جولای 2019 در مسابقه شرکت داده می‌شوند.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 22 May 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276026/جایزه-ادبی-کتابخانه-پورتیکو-منچستر-برگشت جایزه بوکر بین‌المللی برای اولین بار به یک نویسنده عرب‌زبان رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276039/جایزه-بوکر-بین-المللی-اولین-بار-یک-نویسنده-عرب-زبان-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، جوخه الحارثی، اولین نویسنده زن عمانی که کتابش به زبان انگلیسی ترجمه شده است موفق شد جایزه بوکر بین‌المللی را برای کتاب «اجسام آسمانی» به دست آورد.   جوخه الحارثی اولین نویسنده‌یِ عربی‌زبانی است که موفق به دریافت جایزه بوکر بین‌المللی شده است و باید نیمی از جایزه 50 هزار پوندی بوکر را به مریلین بوث، مترجم کتاب اهدا کند. «اجسام آسمانی» در دهکده‌ای در عمان رخ می‌دهد و داستان سه خواهر است. مایا که پس از یک شکست با خانواده‌ای ثروتمند وصلت می‌کند، اَسما که بر حسب وطیفه ازدواج می‌کند، و خاولی که در انتظار مردی است که به کانادا مهاجرت کرده است.   جوخه الحارثی پیش از اعلام برنده گفت: «مردم عمان هم مانند مردم دیگر بخش‌های جهان از ادبیات و هنر لذت می‌برند. علاقه به هنر و ادبیات نقطه اشتراک همه مردم دنیا است. عمانی‌ها از طریق داستان‌هایشان از دیگران تقاضا می‌کنند با قلب و ذهنی باز به کشور عمان نگاه کنند. مهم نیست کجایِ جهان زندگی می‌کنید؛ عشق، فقدان، دوستی، درد، و امید احساسات مشترک انسان‌ها در سراسر دنیا است و انسان برای درک این موضوع باید تلاش بیشتری کند.»   امسال زنان نقش پررنگی در فهرست اولیه و فهرست نهایی داشتند. اتفاقی که در تاریخ جایزه بوکر سابقه نداشت و پنج اثر از شش کتاب حاضر در فهرست نهایی توسط نویسندگان زن نگاشته شده است. البته بتانی هیوز، مورخ و رئیس هیئت داوران جایزه امسال درباره حضور پررنگ زنان گفت: «انتخاب‌های بر اساس سیاست و توجه به این موضوع صورت نگرفته است و اصلاً به جنسیت نویسندگان توجهی نکردیم.»   اولگا توگارزوف، نویسنده لهستانی و برنده بوکر بین‌المللی سال 2018 امسال با کتاب «استخوان‌های مرده‌ها را شخم بزن» با ترجمه آنتونیا لیولد جونز موفق شد در فهرست نهایی قرار بگیرد. «سال‌ها» نوشته آنی اِرنو، «جزایر کاج» نوشته ماریون پوشمان با ترجمه جن کالِیا از زبان آلمانی، «بازمانده» نوشته آلیا ترابوکو با ترجمه سوفی هیوز از اسپانیایی از دیگر آثار حاضر در فهرست نهایی بودند.   «شکل ویرانه‌ها» نوشته خوآن گابریل واسکز با ترجمه آن مک‌لین از اسپانیایی تنها رمان نوشته‌شده توسط یک مرد است که موفق شد در فهرست نهایی جایزه امسال حضور یابد. رمانی تاریخی که طبیعت دو قتل مهم در بوگوتا در سال‌های 1914 و 1948 را روایت می‌کند.   هیئت داوران 108 کتاب به 25 زبان مختلف را خواندند تا شش اثر فهرست نهایی را اعلام کنند. شش اثر از زبان عربی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، و لهستانی انتخاب شدند.   جایزه بوکر بین‌المللی هر سال برگزار و به آثاری تعلق می‌گیرد که به زبان انگلیسی ترجمه شده باشد. جایزه پنجاه هزار پوندی بین نویسنده و مترجم اثر برنده به طور مساوی تقسیم می‌شود. سال گذشته اولگا توگارزوف با کتاب «پروازها» موفق شد جایزه بوکر بین‌المللی را به دست آورد. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 May 2019 20:58:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276039/جایزه-بوکر-بین-المللی-اولین-بار-یک-نویسنده-عرب-زبان-رسید سرویس خودنشر آمازون و آینده شغلی نویسندگان تازه‌کار http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276002/سرویس-خودنشر-آمازون-آینده-شغلی-نویسندگان-تازه-کار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از فوربس، نخستين بار شرکت آمازون سرویس انتشار مستقیمش را در سال 2017 برای ارتباط مستقیم نویسندگان با مخاطبان راه‌اندازی کرد و تا امروز این سرویس به یکی از موفق‌ترین رسانه‌های محبوب نویسندگان تبدیل شده است. هرچند هنوز بسیاری از نویسندگان مشهور از پیوستن به این سرویس خودداری می‌کنند ولی به نظر می‌رسد اولین و شاید تنها راه برای ارتباط نویسندگان تازه‌کار با مخاطبانشان باشد. سرویس انتشار مستقیم کیندل (KDP) در عصر دیجیتال بهترین راه برای نویسنده شدن است ولی باید یک سری استانداردهای مربوط به آن رعایت شود.   مایمی فاکس خبرنگار و نویسنده روزنامه نیویورک تایمز خودش یک دو جین کتاب درباره موضوعات مختلف منتشر کرده است که هیچ کدام آنها در این سرویس نیستند ولی اعتقاد دارد بهترین راه برای خودنشری نویسندگان تازه‌کار و انتخاب شغل نویسندگی برای استعدادهای جوان است. فاکس سال‌ها برای ناشران مختلف به عنوان نویسنده سایه کار کرده است و حتی کتاب‌هایش از سوی انتشارات دانشگاه استنفورد نیز چاپ شده‌اند ولی خودش علاقه خاصی به سرویس خودنشر آمازون دارد و می‌گوید در این سرویس موفقیت کتاب شما بر اساس نظر مستقیم مخاطب تعیین می‌شود.   فاکس اعتقاد دارد آینده چاپ و نشر کتاب متعلق به سرویس‌های خودنشری مشابه شرکت آمازون است چون دیگر هیچ نویسنده‌ای مجبور نیست برای چاپ کتابش نامش را صرف نظر کند و برای ناشران امتیاز قائل شود. در راهکارهایی که وی برای نویسندگان تازه‌کار پیشنهاد می‌کند ارتباط مستقیم از طریق شبکه‌های اجتماعی به چشم می‌خورد که موجب می‌شود یک نویسنده با استعداد از همان روزهای اول کارش با مخاطب آثارش آشنا شود. وی پیشنهاد می‌کند نویسندگان تازه‌کار به جای چانه زنی با ناشران و متقاعد کردن آنها از اینگونه سرویس‌ها برای شروع کار خود استفاده کنند و حتی می‌توانند در تمام طول عمر شغلی خود به صورت خودنشری فعالیت کنند.   پنی راید یکی از نویسندگان موفق حال حاضر سرویس خودنشر کیندل در خاطراتش می‌گوید اولین بار رمانم را برای چاپ پیش ناشری برده بودم ولی او از چاپ کتابم خودداری کرد ولی وقتی آن را در سرویس کیندل منتشر کردم با استقبال زیادی روبرو شد. راید رمان‌های متعددی در ژانر عاشقانه برای سرویس کیندل نوشته است و اعتقاد دارد هرچند نویسندگان می‌توانند هر مطلبی در اینجا منتشر کنند ولی نباید کیفیت را فدای نتایج زودگذر کرد. وی به نویسندگان توصیه می‌کند همیشه در انتشار نوشته‌هایشان در اینگونه سرویس‌ها وسواس بیشتری از ناشران داشته باشند. درست است که اینجا هزینه‌ای برای انتشار گرفته نمی‌شود ولی کیفیت ماندگاری شما را نزد مخاطب تضمین خواهد کرد.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 May 2019 06:45:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/276002/سرویس-خودنشر-آمازون-آینده-شغلی-نویسندگان-تازه-کار موفقیت فروشگاه کتاب کانادایی و ایده‌ای که مارگارت اتوود پیشنهاد کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275973/موفقیت-فروشگاه-کتاب-کانادایی-ایده-ای-مارگارت-اتوود-پیشنهاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک تایمز، تقریبا یک دهه پیش شاید مارگارت اتوود در دیدار با هیتر رایسمن مدیر اجرایی بزرگترین فروشگاه‌ زنجیره‌ای کتاب در کانادا ایده‌ای به مدیر میانسال فروشگاه کانادایی داد که شاید تاکنون باعث شده این فروشگاه به حیات خود در عصر دیجیتال ادامه بدهد. مارگارت اتووود نویسنده مشهور کانادایی و صاحب آثار داستانی مثل «سرگذشت ندیمه» در این ملاقات خصوصی از لذت کتاب خواندن در کنار وسایل راحتی خانه شخصی‌اش تعریف کرد. اتوود می‌گفت برای کتاب خواندن بیشتر از هر چیزی نیاز به لباس و بالش راحتی دارید. رایسمن از همان سال تا کنون تولید یک دو جین وسایل و ابزارهای تزئینی در کنار کتاب را آغاز کرده که به نظر می‌رسد رمز موفقیت این فروشگاه زنجیره‌ای در عصری باشد که کتابفروشی‌ها به تدریج در حال محو شدن هستند.   ایندیگو بزرگترین کتابفروشی زنجیره‌ای در کاناداست ولی قصد دارد به تدریج وارد بازار کتاب آمریکا شود و بازهم به نظر می‌رسد ارائه این وسایل اضافی در کنار کتاب نقطه قوتش باشد. جوراب، کریستال‌های تزئینی، بالش و متکای مخصوص کتاب‌خوانی، شلوار راحتی و یک دوجین چیزهای تزئینی که همگی به نوعی به کتاب ربط داده شده‌اند. ایندیگو در کانادا نوعی آمازون غیر آنلاین محسوب می‌شود و این موفقیت در حال نفوذ به آمریکا نیز هست. آدریانا هافینگتون، موسس و صاحب روزنامه هافینگتون پست یکی از دوستان رایسمن می‌گوید تمام چیزهای تزئینی مخصوص ایندیگو را خریداری کرده است. او می‌گوید به نظر من موفقیت ایندیگو در دنیای غیرآنلاین دقیقا همین چیزهای قشنگ و تجملاتی است که در کنار کتاب‌ها به مشتری عرضه می‌شود. آن‌ها برند خاص خود را در تولید این محصولات دارند.   شاید جای تعجب باشد که یک فروشگاه کتاب کاسه‌های سوپ خوری با مارک خودش تولید کند ولی وقتی به عناوین کتاب و تعداد آنها در فروشگاه‌های کتاب و آمار فروش آنها نگاه کنید متوجه خواهید شد که چرا این کاسه‌ها یا چاقوهای پنیرخوری با مارک ایندیگو تولید می‌شوند. در طول سال‌های گذشته خانم رایسمن تلاش کرده کتاب‌فروشی ایندیگو را به صورت خاص اداره کند و این نوع خاص به سبک زندگی مردم شهرهای مختلف بستگی داشته باشد. مطمئن باشید فروشگاه ایندیگو در شهرهای مختلف چیزهای تزئینی متفاوتی عرضه می‌کند و در حقیقت فرهنگ مردم آن شهر در ارائه محصولات و حتی نوع کتاب‌ها متفاوت است.   به گفته رایسمن ایندیگو در حال ورود به آمریکاست. سال گذشته اولین فروشگاه کتاب این شرکت در ایالت نیوجرسی افتتاح شد و به نظر می‌رسد این تنها فروشگاه کانادایی در آمریکا نخواهد بود. در شرایطی که هر روز فروشگاه‌های کتاب بارنزاندنوبل با کسری بودجه روبه‌رو هستند ولی ایندیگو در حال اضافه کردن فروشگاه‌های خودش در کاناداست. رایسمن می‌گوید آمارها نشان می‌دهند 60درصد مشتری‌های کتاب زن هستند و به همین دلیل تولید وسایل لوکس و تزئیناتی در کنار کتاب یک ضرورت است.   رایسمن می‌گوید اصلاً نمی‌توانید ایندیگو را فروشگاهی خطاب کنید که همه چیز می‌فروشد. بله درست است که ما یک دوجین کالاهای لوکس و تزئیناتی و تبلیغاتی تولید می‌کنیم ولی اعتقاد داریم این وسایل در کنار کتاب‌ها هستند. در خانه همه وقتی کتاب می‌خوانند با لباس راحتی با لیوان شخصی خودشان قهوه می‌خورند و دوست دارند وسایل تزئیناتی دلخواه خودشان را روی میز بچینند. مارکوس دوهل مدیر انتشارات پنگوئن درباره ایندیگو می‌گوید: استراتژی به کار گرفته شده توسط خانم رایسمن بسیار هوشمندانه اجناس کتابی و غیرکتاب را با هم به صورت هنرمندانه تلفیق کرده است و به نظر می‌رسد در دنیایی که همه به سمت کتاب‌های الکترونیک گرایش پیدا کرده‌اند یکی از روش‌های موفق برای ادامه حیات کتاب‌فروشی‌هاست.   اولین فروشگاه ایندیگو توسط رایسمن در سال 1997 در اونتاریو کانادا افتتاح شد. این فروشگاه در سال 2017 نزدیک به یک میلیارد دلار کانادا فروش داشت که در سال 2018 60میلیون دلار به آن اضافه شد و در سال جاری نیز همچنان گردش مالی بالایی برای آن گزارش می‌شود. البته در آمریکا با وجود غول‌هایی مثل آمازون و بارنزاندنوبل چالش بسیاری برای ایندیگو وجود دارد ولی رایسمن امیدوار است با استراتژی‌های خاص خودشان این چالش‌ها تبدیل به فرصت شود. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 May 2019 04:37:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275973/موفقیت-فروشگاه-کتاب-کانادایی-ایده-ای-مارگارت-اتوود-پیشنهاد جایزه فولیو 2019 به ریموند آنتروباس رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275994/جایزه-فولیو-2019-ریموند-آنتروباس-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، برنده جایزه فولیو سال 2019 اعلام شد و شاعری ناشنوا با اولین مجموعه شعرش موفق شد برنده جایزه 30 هزار پوندی امسال شود.   ریموند آنتروباسِ 33 ساله معلم است و «مقاومت» نخستين مجموعه شعرش به حساب می‌آید. «مقاومت» که توسط «گاردین» شگفت‌انگیز خوانده شد درباره زندگی خانوادگی شاعر مخصوصاً مرگ پدرش و تشخیص پزشکان مبنی بر ناشنوا بودنِ شاعر است. «مقاومت» برنده جایزه شعر «تد هیوز» 2019 هم شده است.   اشعار زیادی در این مجموعه هستند که به دنیای ناشنوایان می‌پردازد. به عنوان نمونه «دنیای شنوا» از تبعیضاتی می‌گوید که شاعر در سیستم آموزشی مدارس با آن‌ها روبه‌رو شده است: «من سخنگوی بدی بودم، تو هیچ‌وقت شنونده بدی به حساب نمی‌آمدی.»    ریموند آنتروباس پیش از این درباره تشخیص ناشنوا بودنش به بی‌بی‌سی گفته بود: «در آن دوره از زندگی‌ام نمی‌تواستم بخوانم، بنویسم، و حتی نمی‌توانستم درست راه بروم. هیچ‌کس نمی‌دانست مشکل من چیست تا اینکه یک بار زنگ تلفن به صدا درآمد و مادرم گفت من هیچ عکس‌العملی نشان ندادم و اصلاً صدای زنگ را نشنیدم.»   هشت کتاب داستانی و غیرداستانی برای به دست آوردن جایزه 30 هزار پوندی جایزه فولیو سال 2019 با هم به رقابت کردند. «آیا می‌توانی تحمل کنی» نوشته اشلی یانگ، «تقاطع» نوشته گای استگ، «ماری آن ساته» نوشته آلیس جالی در میان فهرست نهایی بخش آثار غیرداستانی بودند.   سه داستان هم در فهرست نهایی قرار داشتند. «مرد شیرفروش» نوشته آنا برنز، «آدم‌های عادی» نوشته  دیانا ایوانز، و «آنجا آنجا» نوشته تامی اورنج از داستان‌های فهرست نهایی جایزه فولیو 2019 بودند. علاوه بر این رمان کوتاهِ «غرب» نوشته کاریس دیویس نیز در میان آثار فهرست نهایی بود.   جایزه ادبی فولیو تنها جایزه ادبی بریتانیا است که در آن شعر، داستان کوتاه، آثار غیرداستانی و رمان در یک گروه برای به دست آوردن جایزه رقابت می‌کنند. آثاری که به زبان انگلیسی در بریتانیا منتشر شده‌اند می‌توانند در این رقابت شرکت کنند و ملیت نویسنده اهمیتی ندارد.   جایزه فولیو با هدف برتری بر جایزه من بوکر در سال 2014 ایجاد شد. نویسندگانی چون مارگارت آتوود، زادی اسمیت، و جی. ام. کوئتزی از نویسندگانی هستند که در انتخاب نامزدها و برنده با جایزه فولیو همکاری می‌کنند. پیش از این نویسندگانی چون جورج ساندرز، آکیل شارما، و هشام مطر برنده جایزه فولیو شده‌اند.   پیش از این 20 هزار پوند به عنوان هدیه جایزه فولیو به برنده اهدا می‌شد اما در سال 2019 هدیه مالی جایزه به 30 هزار پوند افزایش یافت. ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 May 2019 21:36:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275994/جایزه-فولیو-2019-ریموند-آنتروباس-رسید برندگان جایزه علمی تخیلی نبیولا 2019 http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275965/برندگان-جایزه-علمی-تخیلی-نبیولا-2019 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ورج، جایزه نبیولا (Nebula Award) از معتبرترین جوایز در زمینهٔ داستان‌نویسی علمی تخیلی و خیال‌پردازی است که هر ساله توسط انجمن نویسندگان علمی‌تخیلی آمریکا به بهترین آثار منتشر شده در این حوزه در ایالات متحده آمریکا اعطا می‌شود. این جایزه اولین‌بار در سال ۱۹۶۶ اعطا شد.   امسال مسئولان آمریکایی جایزه طی کنفرانسی در شهر لس آنجلس برندگان این جایزه را در سال 2019 اعلام کردند. جوایز نبیولا هر سال در رشته‌های مختلف برندگان خود را اعلام می‌کند که برندگان همراه نامزدهای نهایی  بخش داستانی امسال طبق زیر اعلام شده است:   رمان (NOVEL) شمردن ستاره‌ها نوشته رابینت کوال/انتشارات تور (برنده) جنگ خشخاش نوشته آر.اف. کوانگ/ انتشارات هارپر ویاگر شهر ماهی سیاه نوشته سم جی.میلر / انتشارات اکو و اوربیت ریسندگی نقره نوشته نائومی نوویک/ انتشارات دلری مک میلان جادوگر نوشته سی.ال. پولک/ انتشارات تور دنباله آذرخش نوشته ربکا روانهورس / انتشارات ساگا   رمان کوتاه (NOVELLA) سلطان چای و کارآگاه نوشته آلیت دیبودارد/ انتشارات تور (برنده) مورچه آتش نوشته جاناتان پی. بریزی/ انتشارات سمپیر فی طبل‌های خدای سیاه نوشته پی. جلی کلارک/ انتشارات تور آلیس پین می‌رسد نوشته کیت هرتفلد/انتشارات تور خدایان، فرماندهان نوشته کلی رابسون /انتشارات تور جایگاه ساختگی نوشت مارتا ولز/ انتشارات تور   رمان کوتاه‌تر (NOVELETTE)   تنها چیز بی‌ضرر نوشته بروک بولاندر / انتشارات تور (برنده) آخرین مهمانی شیرینی‌های فانی نوشته تینا کانلی / انتشارات تور یک مامور اتوپیا نوشته اندی دانکان / انتشارات اتوپیا جوهر زندگی‌های من، تصادف‌های‌ پرنده‌های ما نوشته خوزه پابلو ایریت / انتشارات لایت اسپید قانون سه نوشته لارنس ام. شوئن /انتشارات فیوچر ساینس فیکشن فرستاده نوشته یودهانجایا ویجریتنه / انتشارات اکسپندینگ یونیورس   داستان کوتاه (SHORT STORY) حیات مرموز دندان‌های سیاه جرج واشنگتن نوشته فندرسون کلارک/ انتشارات فایرساید (برنده) مصاحبه برای پایان دنیا نوشته ریت سی. برونو /انتشارات بریج اکراس استار به سمت تاریکی نوشته ریچارد فاکس/ انتشارات بکبلاست نقشه فرار جادوگر نوشته آلیکس ای. هارو/ انتشارات آپکس جادوگر دادگاه نوشته سارا پینسکر / انتشارات لایت اسپید   نویسندگی بازی (GAME WRITING) آینه سیاه نوشته چارلی بروکر / شرکت هاوس تومارو و نتفلیکس (برنده) جاده‌ای به کانتربری نوشته کیت هرتفلد/ شرکت چویس گیمز خدای جنگ نوشته مت سوفوس/ شرکت سونی اجاره یک گناه نوشته ناتالی تئودوریدو / شرکت چویس گیمز شغل مارتین نوشته ام. داروشا وهم / شرکت چویس گیمز ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 May 2019 07:05:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275965/برندگان-جایزه-علمی-تخیلی-نبیولا-2019 عدم تمایل دانش‌آموزان امریکایی به مطالعه در فصل تابستان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275930/عدم-تمایل-دانش-آموزان-امریکایی-مطالعه-فصل-تابستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اکتوالیته-با نزدیک شدن به فصل گرم تابستان، مرکز آمار و سنجش یوگو واقع در شمال امریکا از دانش‌آموزان امریکایی و والدینشان، پرسش‌هایی را درباره برنامه‌های کتاب‌خوانی در فصل تابستان کرده و علی‌رغم این‌که 77 درصد از آن‌ها در این نظرسنجی اعلام کردند مطالعه به آن‌ها در امر یادگیری کمک می‌کند اما 22 درصد گفته‌اند که آفتاب گرفتن در این فصل داغ را به خواندن کتاب ترجیح می‌دهند. نتایج این تحقیق که بخشی از مطالعه موسسه انتشاراتی اسکلاستیک در امریکا را شکل می‌دهد و هر دو سال یک بار بر روی دانش‌آموزان زیر 17 سال و والدینشان انجام می‌گیرد نشان داد که تعداد کتاب‌های خوانده شده توسط دانش‌آموزان امریکایی در فصل تابستان با افزایش سن آن‌ها کم‌تر و کم‌تر می‌شود؛ به طوری که دانش‌آموزان بین 6 تا 8 سال اعلام کرد‌ه‌اند دست‌کم  19 کتاب را در طی تابستان گذشته خوانده بودند که این تعداد بین دانش‌آموزان 15 تا 17 ساله کاهش یافته و تنها به مطالعه دو کتاب در این فصل رسیده است. علاوه بر این درصد دانش‌آموزانی که مطالعه را در تعطیلات تابستان کنار می‌گذارند نسبت به آمار قبلی این موسسه در سال 2016 افزایش یافته و از 32 درصد در میان دانش‌آموزان بین 15 تا 17 سال در سال 2016 به  22 درصد و در بین دانش‌آموزان 9 تا 11 سال نیز از 7 درصد به 14 کاهش یافته است. دیموسا وربر-بی،کتابدار ارشد و مدیر اجرایی موسسه انتشاراتی اسکلاستیک، در این باره اظهار کرد: «این پدیده با افزایش قابل توجه فعالیت‌هایی که با مطالعه در حال رقابت هستند، توضیح‌پذیر است.» این گزارش هم‌چنین آشکار کرده که 95 درصد والدین با این عقیده که مطالعه در فصل تابستان به افزایش قدرت یادگیری کودکانشان در طول سال تحصیلی کمک می‌کند موافق بوده؛ با اینهمه 47 درصد نیز اعتراف کرده‌اند که از عواقب کنار گذاشتن مطالعه کتاب در فصل تابستان بی‌اطلاع هستند. 53 درصد از والدینی که با خطرات و عواقب رها کردن کتاب در فصل تابستان آشنایی دارند تلاش بیشتری می‌کنند تا بچه‌هایشان را به مطالعه در این فصل ترغیب کنند؛ به عنوان مثال، 62 درصد گفته‌اند کودکانشان را مرتب به کتاب‌خانه می‌برند و 46 درصد نیز محدودیت‌هایی برای مدت زمان تماشای تلویزیون برای آن‌ها مقرر می‌کنند. اعضای موسسه انتشاراتی اسکلاستیک معتقد هستند که میزان دسترسی دانش‌آموزان به کتاب، نقش و تاثیر مهمی در میزان مطالعه آن‌ها در تعطیلات دارد و زمانی که مدرسه‌ها در تابستان بسته می‌شود، دسترسی به کتاب تا حدی زیادی با مشکل مواجه می‌شود و برای هر دانش‌آموزی مقدور نیست که به کتاب‌خانه‌های عمومی و یا کتاب‌فروشی سر بزند و کتاب مورد نظر خود را تهیه کند. ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 May 2019 04:14:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275930/عدم-تمایل-دانش-آموزان-امریکایی-مطالعه-فصل-تابستان هرمان ووک، نویسنده همواره پرفروش، در ۱۰۳ سالگی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275953/هرمان-ووک-نویسنده-همواره-پرفروش-۱۰۳-سالگی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز - هرمان ووک، که با داستان «شورش کین» به صدر فهرست پرفروش‌ترین‌ها دست یافت (جایی که در بیشتر دوران نویسندگی‌اش که تا پس از ۱۰۰ سالگی ادامه داشت در آن حضور داشت) روز جمعه در خانه‌اش در کالیفرنیا درگذشت. او ۱۰۳ ساله بود. مرگ او تنها ۱۰ روز پیش از صدوچهارمین سالگرد تولدش توسط ایمی رنرت، نماینده ادبی‌اش، تایید شد. او گفت ووک در زمان مرگش روی کتاب دیگری کار می‌کرد که البته طبق عادت تا پایان کار چیزی درباره موضوع کتاب نمی‌گفت. ووک که با بی‌میلی به مهارت داستان‌سرایی خود اقرار می‌کرد، میلیون‌ها خواننده‌ای را که به دنبال داستان خوب، دیالوگ‌های تر و تمیز و اتفاقات هیجان‌انگیز بودند، با دقت و جزئی‌نگری یک مستندساز، مجذوب خود کرد. نقدهایی که به او می‌شد گاهی بی‌رحمانه بود. استنلی ادگار هیمن در سال ۱۹۶۶ درباره او نوشت: «او می‌تواند با بدترین برنامه‌های تلویزیونی رقابت کند، چون او خودش بدترین برنامه تلویزیونی است، بدون آگهی تبلیغاتی.» مشخص کردن جایگاه او در دنیای ادبیات دشوار است. آیا در رده نویسندگان سطحی و کم‌مایه‌ای نظیر جیمز گولد کازنز و توماس بی. کاستین قرار می‌گیرد یا نویسندگان مشهور اما قابل احترامی نظیر جان پی. مارکوند و جیمز میشنر؟ او دستاویزی برای هر دو طرف بود. ووک در مصاحبه‌ای که در دهه ۱۹۷۰ با کتابخانه عمومی نیویورک انجام داد گفت: «من سخت تلاش کردم و داستانی که در دست داشتم را به بهترین شکلی که می‌توانستم نوشتم. هرگز به دنبال مخاطب نیستم. شاید برای همین است که یک نویسنده خیلی درگیر، خیلی زیبا یا خیلی چیزهای دیگر نیستم، اما در سطحی که هستم بهترین کاری که می‌توانم را می‌کنم.» او این کار را برای مدتی طولانی ادامه داد. اولین رمان او «دمیدن شفق قطبی» در سال ۱۹۷۴ منتشر شد. وقتی رمان کمیک ووک «قانون‌گزار» درباره ساختن یک فیلم در رابطه با حضرت موسی در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، حرفه او به عنوان نویسنده به دهه هفتم خود رسیده بود. در سال ۲۰۱۶ وقتی ووک ۱۰۰ ساله شد زندگی‌نامه خود به نام «دریانورد و ویلن‌زن: تاملات یک نویسنده ۱۰۰ ساله» را تحت عنوان آخرین کتاب خود منتشر کرد. او گفت اولین بار در دهه ۱۹۸۰ چنین پروژه‌ای به او پیشنهاد شد اما همسرش او را دلسرد کرد و گفت تو آدم چندان جالبی نیستی. هرمان ووک در ۲۷ ماه می ۱۹۱۵ در برونکس متولد شد. او در مدرسه شاگرد ممتاز بود و توانست به دبیرستان تاونسند هریس، یک موسسه دولتی برای دانش‌آموزان تیزهوش در منهتن راه یابد. در دانشگاه کلمبیا، جایی که ادبیات و فلسفه تطبیقی خواند، یکی از استادانش ایروین ادمن بود، فیلسوفی که او را موقتا از یهودیت ارتدکس که او در آن بزرگ شده بود دور کرد و به عنوان مبنای زندگی شخصی و موضوع یکی از کتاب‌های غیرداستانی پرفروش او در سال ۱۹۵۹، «این خدای من است» تبدیل شد. در ۱۹۳۶ او برای فرد آلن، کمدین رادیویی، به عنوان نویسنده کار کرد و در عرض چند سال حقوق او به هفته‌ای ۵۰۰ دلار (معادل ۹ هزار دلار امروز) رسید، دستمزدی بسیار چشمگیر در دوران رکود بزرگ. ووک بلافاصله پس از حمله به پرل هاربر به خدمت نیروی دریایی درآمد و به عنوان یک افسر رادیویی به یواس‌اس زین، یک کشتی مین‌روب که در اقیانوس آرام فعالیت می‌کرد، فرستاده شد. او در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۵۶ گفت دورانی که در نیروی دریایی گذرانده، بزرگ‌ترین تجربه زندگی‌اش بوده که بیشتر از همیشه درباره مردم و ایالات متحده فهمیده است. او «دون کیشوت» را روی کشتی خواند، کتابی که میل به نوشتن رمان را در او بیدار کرد. ووک چهار فصل از «دمیدن شفق قطبی» را برای استاد دانشگاه خود، آقای ادمن فرستاد. این کتاب که در ۱۹۴۷ توسط انتشارات سایمون اند شوستر منتشر شد، علی‌رغم نقد‌های نه‌چندان خوب، فروش نسبتا خوبی داشت، درست همانطور که رمان نیمه-اتوبیوگرافی‌اش «پسر شهر» در سال ۱۹۴۸ خوب فروخت. با «شورش کین»، ووک به گنج رسید. این کتاب که تنها در ایالات متحده سه میلیون نسخه به فروش رفت، در سال ۱۹۵۲ برنده جایزه داستان پولیتزر و بعدها به فیلمی با بازی همفری بوگارت تبدیل شد. ووک بخش دادگاه رمان را مورد اقتباس یک نمایش موفق در برادوی قرار داد: «دادگاه نظامی شورش کین» که در همان سال به فیلم تبدیل شد. در «مرجوری مورنینگ‌استار» که در ۱۹۵۵ منتشر شد، ووک به زندگی غیرنظامی برگشت. قهرمان داستان او یک دختر یهودی طبقه متوسط است که رویای بازیگر شدن دارد. این رمان الهام‌بخش فیلمی با همین نام بود که در سال ۱۹۵۸ ساخته شد و ناتالی وود در آن نقش‌آفرینی کرد. ووک در مصاحبه با خبرنگار ان‌پی‌آر گفت: «شورش کین کتاب خوبی است اما هنوز آن رمان جنگی که من می‌خواهم بنویسم نیست.» در نهایت او دو رمان جنگی دیگر نوشت: «بادهای جنگ» در سال ۱۹۷۱ که دوران پیمان ناز‌ی‌ها و شوروی تا حمله به پرل هاربر را پوشش می‌داد و «جنگ و یادگاری» در سال ۱۹۷۸ که داستان عملیات جنگی بزرگ ارتش که به آزادسازی اردوگاه‌های کار اجباری و پرتاب بمب اتم انجامید را نقل می‌کند. ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 May 2019 04:12:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275953/هرمان-ووک-نویسنده-همواره-پرفروش-۱۰۳-سالگی-درگذشت ممنوعیت مطالعه کتاب در زندان ایالتی آمریکا http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275901/ممنوعیت-مطالعه-کتاب-زندان-ایالتی-آمریکا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایزدسنترال، گروه‌های حقوق بشری در آمریکا علیه مقامات زندان ایالتی آریزونا اقامه دعوی کرده‌اند. آنها مسئولان زندان را به نقض حقوق زندانیان از دسترسی به کتاب‌ محکوم کردند.   گفته می‌شود مسئولان زندان ایالتی آریزونا به زندانیان اجازه خواندن کتاب‌های منتقد سیستم قضایی آمریکا را نمی‌دهند. ماجرا از ممنوعیت دسترسی به کتابی درباره فساد در سیستم قضایی آمریکا شروع شد. در این کتاب از رفتار غیرانسانی سیستم قضایی با زندانیان سیاه پوست انتقاد شده است.   اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا (ACLU) به عنوان نهادی غیر دولتی علیه مسئولان زندان آریزونا شکایت کرده است. چارلز رایان مدیر این اتحادیه می‌گوید دسترسی به هر نوع کتابی در کتاب‌خانه‌های عمومی کشور حق اساسی زندانیان است.   رایان در نامه‌ای خطاب به مسئولان ایالتی نوشت: دسترسی به کتاب در قانون اساسی آمریکا حق اصلی تمام شهروندان است و قانون زندان آریزونا نقص اساسی آزادی‌های مدنی در این کشور محسوب می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Sun, 19 May 2019 05:43:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275901/ممنوعیت-مطالعه-کتاب-زندان-ایالتی-آمریکا داستان‌های کوتاه سارتر، آثار در سایه مانده http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275754/داستان-های-کوتاه-سارتر-آثار-سایه-مانده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لاندن ریویو آو بوکز، سارتر رمان تهوع را در سال ۱۹۳۸ منتشر کرد. نمایشنامه‌های مگس‌ها و پشت درهای بسته اولین بار در سال‌های ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ به روی صحنه رفتند و هستی و نیستی در سال ۱۹۴۳ چاپ شد. همین‌ها کافی است تا هر‌ اثر دیگر زیر سایه‌شان قرار گیرد و مجموعه داستان‌های کوتاه سال ۱۹۳۹ سارتر با عنوان دیوار نیز از این قاعده مستثنی نبود –تعجبی هم ندارد، چرا که ما یاد گرفته‌ایم سارتر را به عنوان کسی بشناسیم که از داستان بیشتر استفاده‌ فلسفی می‌کند تا اینکه، مثلاً، فقط بنویسد. با نگاهی سرسری به کتاب دیوار ناگهان درمی‌یابیم چه از دست داده‌ایم، و این نگاه سرسری به‌سرعت به نگاهی طولانی تبدیل می‌شود. زمین گذاشتن این کتاب سخت است. عنوان کتاب از نام اولین داستان گرفته شده، که در اسپانیا و در دوره‌ جنگ داخلی می‌گذرد، و دیوار مکان به‌گلوله‌ بستن زندانیان جمهوری‌خواه است. داستان دوم، «اتاق‌خواب»، داستان زنی است که نمی‌تواند خودش را راضی کند که طبق توصیه‌ پدر و مادرش، شوهر دیوانه‌اش را در آسایشگاه بستری کند، و شوهر مدام حرف از دیواری استعاری میان خود و همسرش می‌زند. از اینجا به این فکر می‌افتیم که نکند تمام داستان‌ها -سه داستان دیگر هم وجود دارند- چنین مضمونی دارند و عنوان کتاب کلید بزرگ‌تری از آنچه به نظر می‌رسد است. جواب هم بله است و هم نه. در همه‌ داستان‌ها جز در یکی دیوار حضور دارد، اما بعضی‌شان فقط دیوارند، نه استعاره یا سرنوشت. اما باز هم دیوارِ داستان آخر، همان‌جایی که فاشیست‌های دوآتشه‌ فرانسوی یهودی‌ای را کتک می‌زنند، بسیار شبیه مکان داستان اول است. در این داستان‌ها دیوار جایی است که امکان عقب‌نشینی یا عبور از آن وجود ندارد، و مانعی اینچنینی در تمام داستان‌ها وجود دارد، گرچه این موانع ظریف باشند و شکل‌های گوناگونی بگیرند. مادر زن جوان در داستان «اتاق‌خواب» شیفته‌ بیماری فرضی‌اش است و تصور می‌کند ناب‌ترین حس‌هایش او را مثل میوه‌ گلخانه‌ای اعلا می‌پرورد. از هرگونه شور و نشاطی بیزار است و هرچند زمانی شانه بالا می‌انداخت، حالا تنها به بالا انداختن ابرو اکتفا می‌کند. سارتر اگر اراده کند طناز خوبی است. شوهر این زن عقلانیت را به زننده‌ترین شکل ممکن بروز می‌دهد. «همیشه افراد بیمار حرصش را درمی‌آوردند –به‌خصوص دیوانگان، چون تقصیرکار بودند.» در همان داستان پزشکی با سرخوشی می‌گوید «دیوانگان همه دروغگویند.» همسر جوان مرد مهربان‌تر است و درک بالاتری دارد، اما نیاز دارد در دیوانگی شوهرش، در توهم مجسمه‌های پرنده و قصارگویی‌ها و خاطراتش از اتفاق‌های روی نداده، حس و حالی عاشقانه بیاید. او هم، مانند دیگر شخصیت‌های این کتاب که طرز فکر و عقیده‌ای قابل پذیرش‌تر دارند، معمولی بودن را تقبیح می‌کند. («ناگهان، با حسی غرورآمیز پنداشت که دیگر در هیچ کجای جهان جایی ندارد.») و سلامت عقلی‌اش که در برابر شوهرش به او حس برتری می‌دهد موجب بیزاری او از خود می‌شود. با تمام این اوصاف، همچنان نمی‌تواند صور عاری از عشقی را که بیماری رو به وخامت شوهرش می‌پذیرد تحمل کند. «روزی اجزای صورتش مچاله می‌شوند و فکش آویزان می‌ماند.» دست مرد را در خواب می‌بوسد و می‌گوید: «قبل از اینکه به این روز بیفتی می‌کشمت.» هر پنج داستان نشان می‌دهند که ممکن است از آزادی اگزیستانسیال، وجه ناخجسته‌اش نصیب ما شود، راه‌هایی را نشان می‌دهد که در آن همه چیز خراب می‌شود، بدون هیچ دلیل خاصی. در داستان «دیوار»، مردی دم مرگ حاضر نمی‌شود به رفیقش خیانت کند، اما به‌جای سکوت اختیار کردن، تصمیم می‌گیرد با دادن اطلاعات غلط اسیرکنندگانش را دست بیندازد. بعدها، معلوم می‌شود این اطلاعات غلط در واقع درست‌اند و رفیقش دستگیر و اعدام می‌شود. داستان با خنده‌ این خائن بی‌خبر پایان می‌یابد: «چنان قهقهه می‌زدم که چشمانم پر از اشک شد.» شاید قهرمانان خودستا تنها بلدند اینطور بگریند. در داستان چهارم، «صمیمیت»، زنی شوهر درمانده و خشمگینش را به‌خاطر معشوقش ترک می‌کند و تصمیم می‌گیرد زندگی جدیدی را در نیس شروع کند. یکی از دوستان زن کار او را تایید می‌کند و می‌گوید: «هر چه باشد، هیچ زنی حق ندارد  زندگی‌اش را فدای یک مرد ناتوان کند.» اما بعد زن توان رفتن را در خود نمی‌یابد و پیش شوهرش برمی‌گردد و صلح و آشتی برقرار می‌کنند. داستان با آزردگی دوست زن از این نتیجه‌گیری، و با یکی از خندده‌دارترین و درعین حال تلخ‌ترین جملات سارتر، به پایان می‌رسد. دوست زن می‌گوید: «خب پس همه چیز خوب است. پس همه شاد و خوشحال‌اند!» راوی اضافه می‌کند: «بدون آنکه دلیلش را بداند، افسوسی تلخ او را دربرگرفت.» خیانت اتفاقی، دیوانگی، از دست دادن کنترل (دو بار)، همه این موارد به شکلی در داستان آخر که طولانی‌ترین داستان کتاب نیز هست پدیدار می‌شوند، در داستان «کودکی یک رهبر»، که در سال ۲۰۱۵ بر اساس آن فیلم بسیار خوبی به کارگردانی بریدی کوربت ساخته شد. متن داستان کم و بیش شبیه زندگی‌نامه‌ یک شخصیت تاریخی فرانسوی است. چارچوب زمانی داستان از پایان جنگ جهانی اول تا اواسط دهه‌ ۳۰ میلادی بسته شده است. تا مدت زیادی تصویر این کودکی به طرز جالبی عجیب به‌نظر می‌رسد، گرچه شاید کودکی هر کسی، اگر خوب بشناسیمش، همین‌قدر عجیب باشد. لوسین فلوریه، پسر کارخانه‌داری که بعدها با خانواده‌اش به پاریس نقل مکان می‌کنند، پیش خود فکر می‌کند نکند وقتی همه به او می‌گویند عین فرشته‌ها است دختر است. کمی بعد تصور می‌کند پدر و مادرش بازیگرانی‌اند که نقش پدر و مادرش را بازی می‌کنند -«یا شاید، این‌ها واقعاً مامان و بابا هستند، اما در طول روز نقش بازی می‌کردند و شب از این رو به آن رو شده‌اند.» کمی بعدتر، پرسشش را درباره‌ واقعیت تغییر می‌دهد. شاید مردم، از جمله خودش، نقش بازی نمی‌کنند. فقط وجود ندارند، و بنابراین جمله‌ دکارت را با ظرافت وارونه می‌کند: «من فکر می‌کنم، پس نیستم.» آرزو دارد «رساله‌ای در باب نیستی» بنویسد؛ اینجا به نظر می‌آید سارتر به‌راحتی می‌توانست لوسین بشود. در دوره‌ دبیرستان در پاریس، لوسین درباره‌ فروید مطالعه می‌کند و از اینکه می‌فهمد عقده دارد خوشحال می‌شود، هرچند نمی‌داند چه عقده‌ای. خیالش راحت می‌شود که اقلاً وجود دارد، حتی اگر «لوسین واقعی در اعماق ناخودآگاهش مدفون باشد.» نوکی به سوررئالیسم می‌زند (و به فرد سوررئالیستی که حروف اول اسمش مانند حروف اول اسم آندره برتون است نزدیک می‌شود) و با چندش و اشمئزاز نگران است علاقه‌ خاصی به این شخص داشته باشد. اما موفق می‌شود به آنچه «سلامت اخلاقی» خانواده و سنت‌های محافظه‌کارانه می‌داند بازگردد، و به مجمع همه شخصیت‌های داستان‌های این کتاب بپیوندد که معمولی بودن را مأمن و پناه خود می‌دانند. اینجا از خود سارتر بسیار دور می‌شویم. از این هم فراتر می‌رود. یکی از دوستان لوسین از او دعوت می‌کند به گروهی راستگرا بپیوندد، به کسانی که در فرانسه زاده شده‌اند و مغز و قلبشان به فرانسه تعلق دارد. وطن‌پرستانی که سوگند می‌خورند در برابر هر نظام جمهوری مبارزه کنند و رژیمی فرانسوی را بر فرانسه حاکم گردانند. در تصویری که سارتر از این گروه می‌سازد، این حرف‌ها در واقع به معنای نفرت از یهودیان است، و لوسین در این خصوص استعداد ویژه‌ای در خود می‌یابد: او در نفرت‌ورزی سرآمد تمام دوستانش است. او فقط از یهودیان بدش نمی‌آید. «یهودستیزی لوسین از گونه‌ای دیگر است: ناب و عاری از ترحم، که به‌سان تیغ برّانی از او بیرون زده.» اقلاً در تصور خودش به «رهبر فرانسویان» تبدیل شده. بعد در ویترین مغازه‌ای تصویر خود را می‌بیند و به این نتیجه می‌رسد که قیافه‌اش «به اندازه کافی خشن و بی‌گذشت نیست.» فکر می‌کند سبیل این مشکل را حل می‌کند. این داستان مربوط به سال ۱۹۳۹ است و برای اینکه سارتر به دیکتاتور بزرگ چارلی چاپلین فکر کرده باشد زود است: باید به فکر هیتلر بوده باشد، استاد نظریه تنفر به عنوان منبع اصلی خودباوری. این کار تبدیل وحشت است به مضحکه، کاری که سارتر به آن علاقه دارد. یکی از مزورانه‌ترین و آزاردهنده‌ترین لحظات داستان کمی قبل‌تر اتفاق می‌افتد. لوسین به یک مهمانی می‌رود و متوجه می‌شود که میزبانانش بی‌فکرانه یک یهودی را هم دعوت کرده‌اند. از این اتفاق بسیار جا می‌خورد و حاضر نمی‌شود با آن مرد دست بدهد. مهمانی را ترک می‌کند و قسم می‌خورد «دیگر هرگز پا به آنجا نگذارد.» هنوز داستان در قلمروی مضحکه‌ای زشت سیر می‌کند. اما روز بعد دوستش به او زنگ می‌زند و بابت رفتار خود و خواهر و پدر و مادرش عذرخواهی می‌کند و می‌گوید که آن‌ها درک می‌کنند که لوسین «طبق اعتقادات خود» عمل کرده است. لوسین بسیار خوشحال می‌شود و با شعفی وصف‌ناپذیر در بولوار سن میشل قدم می‌زند و هر چه بیشتر به پیروزی خود در مقابل میزبانانش فکر می‌کند و از «اطاعت بزدلانه»شان لذت می‌برد. «لبریز از عزت نفس می‌شود» و می‌داند که برای رهبری زاده شده است. فقط دیگران باید لوسین واقعی را به چشم خود می‌دیدند. این چیزی است که برای رهبری نیاز است. فروید و سوررئالیسم و فلسفه و اضطراب را باید دور ریخت، تنها چیز مهم ترس و همدستی دیگران است. همکاری‌شان، استفاده از کلمه‌ای که به‌زودی حیات تازه‌ای می‌یافت. ]]> جهان‌کتاب Sun, 19 May 2019 05:13:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275754/داستان-های-کوتاه-سارتر-آثار-سایه-مانده حضور دوباره دنیل استیل در میان پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275894/حضور-دوباره-دنیل-استیل-میان-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته دوم مِی خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 36 هفته است در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار دارد و قصد کنار رفتن ندارد. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «دزدی هجدهم» نوشته جیمز پترسون و ماکسین پائترو در هفته نخست انتشار موفق شد به جایگاه دوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز راه یابد و این هفته هم رتبه دوم را حفظ کرده است. هجدهمین کتاب از مجموعه «باشگاه قتل زنان» درباره کاراگاه لیندسی است که به دنبال یافتن سه معلم زن گمشده است.   «خوشبختی در لباس مبدل» نوشته دنیل استیل در هفته نخست انتشار موفق شد در جایگاه سوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار بگیرد. داستان زنی به اسم ایزابل مک‌آووی که سه دختر از سه شوهر دارد و در مسیر بزرگ کردن فرزندانش با چالش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود.     «رستگاری» نوشته دیوید بالداچی، نویسنده پرفروش آمریکایی چهار هفته پیش در رتبه اول پرفروش‌ها قرار گرفت و موفق شد به سلطه چند ماهه دلیا اُونز خاتمه دهد اما حالا و پس از گذشت چهار هفته در جایگاه چهارم قرار گرفته است. «رستگاری» پنجمین کتاب از مجموعه «مرد حافظه» است. آموس دِکر با وثیقه از میله‌های زندان رهایی می‌یابد و در تلاش است به پلیس ثابت کند بی‌گناه است.   «ساحل غروب آفتاب» نوشته ماری کِی آندروز در هفته اول انتشار موفق شد در جایگاه پنجم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار بگیرد. داستان پسرکی که کلبه‌ای ساحلی از پدرش به ارث می‌برد و برای نگهداری از آن مجبور می‌شود در دفتر وکیل پدرش مشغول به کار شود؛ پدری که در زمان حیات از وجودش باخبر نبود.   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های دوم مِی به لینک زیر مراجعه کنید:  https://www.nytimes.com/books/best-sellers/         ]]> جهان‌کتاب Sun, 19 May 2019 03:57:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275894/حضور-دوباره-دنیل-استیل-میان-پرفروش-ها نظر جورج مارتین درباره فصل آخر سریال «بازی تاج و تخت» چیست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275896/نظر-جورج-مارتین-درباره-فصل-آخر-سریال-بازی-تاج-تخت-چیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از فوربز، این روزها دادخواستی در فضای اینترنت دست به دست می‌چرخد که در آن مخاطبین سریال «بازی تاج و تخت» از تولیدکنندگان درخواست کردند که فصل هشتم سریال را بار دیگر بسازند! طرفداران سریال معتقدند دو سال صبر کرده‌اند تا فصلی جذاب را تماشا کنند اما نویسندگان در تلاش هستند داستان را فقط به پایان برسانند و حتی از رویارویی‌های جذابی که در فصل هشتم منتظرش بودند خبری نیست.   به نظر می‌رسد اعتراضات به فصل هشتم این هفته و همزمان با نمایش قسمت آخر به اوج خود برسد. در قسمت پنجم تبدیل شخصیت مهربان و انسان‌دوست دنریس به ملکه دیوانه خشم هوادارانی را، که پیش از این از کوتاه بودن صحنه‌هایی چون رویارویی آریا و جان اسنو و مرگ زودهنگام پادشاه شب گله داشتند، بیشتر کرد. با این وجود هنوز جورج مارتین فرصت دارد پایانی متفاوت برای کتابش بنویسد زیرا هنوز مجموعه «ترانه آتش و یخ» به اتمام نرسیده است و نویسنده آمریکایی می‌تواند طرفدارانش را به آرزویشان برساند.     مارتین در نوشتن دو کتاب دیگر از مجموعه «ترانه آتش و یخ» تنبلی کرده است. در سال 2011 پنجمین کتاب از این مجموعه هفت جلدی تحت عنوان «رقص با اژدهایان» منتشر شد و هنوز تاریخ ششمین کتاب مشخص نیست. این در حالی است که هشتمین فصل از سریال در حال پخش است. علاوه بر این، نویسنده آمریکایی هفتاد ساله است و طرفداران این مجموعه نگرانند که مارتین به دلیل کهولت سن امکان به اتمام رساندن کتاب را نداشته باشد.   با تصور اینکه مارتین فرصت نوشتن دو کتاب دیگر را بیابد می‌توان پایان‌بندی متفاوتی نسبت به فیلم از او انتظار داشت؟ مارتین نکات اصلی موجود در کتابش را به نویسندگان سریال گفته است و به نظر می‌رسد بخش‌های اصلی داستان مثل تبدیل دنریس به ملکه دیوانه و سوزاندن پایتخت ایده خود مارتین است.   با این حال اگر اتفاقاتی مشابه داستان در کتاب هم رخ دهد عکس‌العمل خوانندگان چه خواهد بود؟ مارتین در کتاب فرصت زمینه‌سازی کافی برای اتفاقات مهم را دارد و همین موضوع سبب می‌شود بتواند خوانندگان را راضی کند اما به گفته خودش کتاب تفاوت زیادی با فیلمنامه ندارد.   ]]> جهان‌کتاب Sun, 19 May 2019 03:56:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275896/نظر-جورج-مارتین-درباره-فصل-آخر-سریال-بازی-تاج-تخت-چیست ​انتشار ترجمه جدیدی از مثنوی به زبان عربی در سه جلد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275891/انتشار-ترجمه-جدیدی-مثنوی-زبان-عربی-سه-جلد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الیوم‌السابع-اخیرا گزیده‌ای از کتاب مثنوی، سروده مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر و صوفی ایرانی، با ترجمه علی عیسی العاکوب، شاعر و مترجم پرکار سوری با عنوان «الطریق الی‌الله» در سه جلد به زبان عربی منتشر و از سوی انتشارات دار النینوی در دمشق منتشر شده است. عیسی علی العاکوب، استاد زبان و ادبیات عرب در حلب که نقطه عطف مولوی‌پژوهی در جهان عرب به شمار می‌رود، پیش از این  آثار دیگری از مولانا را که در میان عرب‌ها و غربی‌ها به رومی شهرت دارد از زبان فارسی به عربی ترجمه کرده و در کارنامه او می‌توان به ترجمه «فیه ما فیه» برای اولین بار در سال 2000، ترجمه گلچینی از دیوان «غزلیات شمس» در سال 2001، ترجمه «مجالس السبعه» در سال 2004، ترجمه «رباعیات مولانا» در همان سال، و ترجمه رسائل و نامه‌های او تحت عنوان «رسائل مولانا جلال‌الدین رومی» اشاره کرد. مترجم سوری در پشت جلد این کتاب درباره انتخاب عنوان «الطریق الی الله» برای ترجمه گزیده‌ای از مثنوی نوشته است «این عنوان با محتوای کتاب مطابقت دارد. بیش از 500 اندیشه از عمیق‌ترین افکار مولانا را انتخاب و برای هر یک عنوان مناسبی را متناسب با موضوع آن برگزیده و برای هرکدام شرحی درخور نگاشته شده است.» مترجمان، ادبا و اندیشه‌ورزان جهان عرب تاکنون با ترجمه و نگارش آثاری درباره مولانا سهم ‌به سزایی در شناساندن مولوی در جهان عرب داشته‌اند. ترجمه یوسف‌بن احمد از مثنوی با عنوان «المنهج القوی لطلاب الشریف المثنوی» به اعتقاد برخی صاحبنظران نخستین کار به زبان عربی است و پس از آن مترجمان بسیاری از جمله  عبدالعزیز صاحب الجواهر که کل مثنوی را به نظم عربی درآورد، محمد عبدالسلام کفافی، دکتر عبدالوهاب عزام و دکتر دسوقی شتا به ترجمه گزیده‌هایی از مثنوی به زبان عربی همت گماردند. ]]> جهان‌کتاب Sat, 18 May 2019 15:39:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275891/انتشار-ترجمه-جدیدی-مثنوی-زبان-عربی-سه-جلد جزئیات بیشتر از کتاب جنایی ناتمام هارپر لی، پس از پیدا شدن چمدان مرموز http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275512/جزئیات-بیشتر-کتاب-جنایی-ناتمام-هارپر-لی-پیدا-شدن-چمدان-مرموز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چمدان هارپر لی که مدت‌های مدید شایع شده بود حاوی مطالب و تحقیقاتی برای آغاز یک رمان جنایی بر اساس داستانی واقعی است پیدا شده و صحت این گفته را تایید می‌کند که نویسنده کشتن مرغ مقلد نوشتن کتابی را آغاز کرده بود، که به اعتقاد برخی همچنان لابه‌لای دارایی‌های او در خانه‌اش است. کیسی سِپ، نویسنده و روزنامه‌نگار، در مطلبی که در گاردین ریویو درباره کتابش، ساعت‌های خشم، نوشته بود، جستجوی خود را به دنبال دست‌نوشته‌های لی به تفصیل شرح می‌دهد و موفقیتی را که در سال ۲۰۱۷ به‌دست آورد تعریف می‌کند. سپ از انگشت‌شمار افرادی است که تنها فصل از کتاب منتشرنشده هارپر لی را که از آن خبر داریم خوانده است. این کتاب با نام پدر روحانی درباره پدر ویلیام مکسول، کشیشی در الکساندر سیتی آلاباما است که متهم به قتل دو تا از همسران، برادر، برادرزاده، همسایه و دخترخوانده‌اش بود، ولی هرگز گناهکار شناخته نشد. سپ در مطلب خود گفته که در سال ۲۰۱۷، خانواده وکیل دعاوی پرونده مکسول، تام رادنی، با او تماس گرفته است. تام رادنی کسی بود که به هارپر لی در تحقیقاتش برای کتاب ناتمامش کمک کرد و سال‌ها با او در ارتباط ماند. خانواده رادنی به او خبر دادند که سرانجام چمدانی متعلق به رادنی، که در سال ۲۰۱۱ درگذشته، از میان دارایی‌های لی بازگردانده می‌شود. رادنی در سال ۱۹۷۷ تمام پرونده‌های مربوط به این دعوی را به لی داده بود، هرچند بازماندگان لی تا مدت‌ها نگه‌داشتن این پرونده‌ها را انکار می‌کردند. وکیل لی، تانیا ب. کارتر، در پاسخ به درخواست خانواده رادنی مبنی بر بازگردادن پرونده‌ها گفته بود: «با کمال تاسف، پرونده‌های پدربزرگتان در اختیار خانم لی نیست. از اینکه نتوانستیم در این زمینه به شما کمک کنیم متاسفم.» امکان دسترسی به چمدان برای سپ فراهم شد. چمدان حاوی اسناد، شهادت‌ها و گزارش دادگاه، نامه، نقشه، تکه‌های روزنامه و موارد دیگر بود. سپ در یادداشتش در گاردین ریویو نوشته بود که یافتن این چمدان کشف تکان‌دهنده‌ای بوده: «چمدان تا هنگام مرگ در تصاحب لی بود. خاک گرفته بود اما داخلش مالامال از اسناد حقوقی و دیگر اطلاعات لی بود –همه‌چیز از کاتالوگ کتاب‌فروشی‌ای که از آن کتاب‌های جادوجمبل می‌خرید تا ضمانت‌نامه دستگاه ضبط صوتی که موقع تهیه گزارش از پرونده مکسول از آن استفاده می‌کرد. من سال‌ها تلاش کرده بودم کار او درباره‌ پدر روحانی را از نو بسازم، و یکهو تمام پرونده‌ها و فتوکپی‌ها و اسناد و تحقیقاتش را پیدا کردم.» مهم‌ترین چیزی که از میان اسناد یافت شد یک یادداشت یک‌صفحه‌ای لی بود که مصاحبه‌اش را با خواهر همسر اول مکسول جزءبه‌جزء شرح داده بود و سبک نوشتاری آن با سبک با کمال خونسردی ترومن کاپوتی، داستان جنایی کلاسیکی که نویسنده‌اش دوست دوران کودکی لی بود، مو نمی‌زد. لی در سال ۱۹۷۷، پس از بیست سال پنهان شدن از انظار عمومی و دست و پنجه نرم کردن با رمان برنده جایزه‌ پولیتزر خود، اولین بار نام مکسول را شنید، که در آن زمان در خاکسپاری آخرین نفری که متهم به قتلش شده بود، یعنی دخترخوانده‌اش شرلی اَن الینگتون، به سرش شلیک شده بود. مکسول را یکی از بستگان الینگتون، رابرت لوییس برنت، کشت که بعدها به دلیل عدم سلامت عقلی تبرئه شد. سال بعدش، لی به قصد نوشتن کتاب، شروع کرد به گفت‌وگو و مصاحبه با افسران پلیس، وکلا، قضات، گزارشگران و بستگان قربانیان مکسول. لی طی تحقیقاتش متوجه شد که مکسول به بهانه‌ قربانیانش هزاران دلار از بیمه کسب درآمد کرده بود. در یادداشتی نوشته بود: «شاید او به موعظه‌هایش اعتقاد نداشت، شاید به جادو جمبل اعتقاد نداشت، اما اعتقادی عمیق و سرسختانه به بیمه داشت.» پس از آنکه خبر انتشار دومین کتاب لی، برو و دیده‌بانی بگمار، در سال ۲۰۱۵ اعلام شد، سپ در یادداشتی در نیویورکر فاش کرد که لی سال‌ها پیش یک فصل از کتابش را برای خانواده رادنی فرستاده بوده و همچنان نزد آن‌ها است. این فصل، که از ۴ صفحه تایپ‌شده تشکیل و عنوان پدر روحانی با دستخط لی در حاشیه‌اش نوشته شده، به مکسول با نام خودش اشاره می‌کند، این در حالی است که نام رادنی را به «جاناتان لارکین» تغییر داده –که این خود نشانه‌ احتمالی آن است که لی قصد داشته این پرونده را در داستانی به‌کار گیرد. مدت‌ها است بر سر اینکه لی تا چه اندازه در این پروژه پیشرفت کرده بود دعواست. در سال ۱۹۸۷، به نویسنده‌ دیگری که او هم درباره‌ این پرونده تحقیق می‌کرد نوشت: «من یقین دارم که پدر مکسول اقلاً پنج نفر را کشته، که انگیزه‌اش طمع بوده، که در دو تا از قتل‌ها همدست و در یکی از آن‌ها شریک داشته است. فردی که به اعتقاد من همدست / شریک جرم او بوده صحیح و سالم است، و کمتر از ۲۵۰ کیلومتر با شما فاصله دارد... داده‌های قابل استناد من درباره‌ این جنایت برای یک کتاب کامل کافی نیستند.» اما خانواده رادنی از خیلی وقت پیش ادعا کرده‌اند که لی به رادنی گفته بوده که بخش عمده کتاب را نوشته، و رادنی در سال ۱۹۹۷ به خبرنگاری گفته بود: «من هنوز که هنوز است دو بار در سال با نل حرف می‌زنم، و هر بار هم می‌گوید هنوز دارد رویش کار می‌کند.» با اینکه خانواده رادنی امیدوار بودند که پدر روحانی پس از اعلام انتشار برو و دیده‌بانی بگمار پیدا شود، از زمان مرگ لی در سال ۲۰۱۶ املاک او پلمب شده است. به اعتقاد سپ تا زمان باز شدن پلمب هر آنچه از پدر روحانی وجود دارد ناشناخته و انتشار نیافته باقی خواهد  منبع: گاردین ]]> جهان‌کتاب Sat, 18 May 2019 07:44:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275512/جزئیات-بیشتر-کتاب-جنایی-ناتمام-هارپر-لی-پیدا-شدن-چمدان-مرموز چطور کودکان را به خوره کتاب تبدیل کنیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275830/چطور-کودکان-خوره-کتاب-تبدیل-کنیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - یک کتاب کودک خوب به اندازه هر نوع اثر ادبی و چه بسا بیشتر از آن مهم و ارزشمند است. خواندن و علاقمند شدن به یک داستان یا شعر در کودکی این شانس را به ما می‌دهد که در بقیه عمر کتاب‌خوان یا شاید نویسنده و هنرمند شویم. یکی از کارهایی که برای کمک به این امر انجام گرفت انتخاب ملک‌الشعرای کودکان بود. کوئنتین بلیک در سال ۱۹۹۹ به عنوان اولین ملک‌الشعرای کودکان انتخاب شد. او استانداردهایی تنظیم کرد و در دو سال فعالیت خود در این مقام، هنر تصویرسازی در کتاب‌های کودک را به نحوی تغییر داد که پیش از آن هرگز انجام نشده بود. فصل اول این داستان آغاز خیره‌کننده‌ای داشت و پس از آن ملک‌الشعراهای دیگر هر کدام به مسیری متفاوت رفتند که همیشه هیجان‌انگیز و شگفت‌انگیز بود. هر یک از آنها الهام‌بخش هزاران خواننده بوده‌اند و بیش از هر زمان درباره اهمیت ادبیات کودکان در فرهنگ و جامعه آگاهی بخشیده‌اند.   کوئنتین بلیک (ملک‌الشعرای کودکان از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱) یادم هست کتابی که مرا از خواندن منصرف کرد «الیور توییست» بود، که وقتی خیلی بچه بودم خواندم. خوشبختانه بعدها دوباره به دیکنز برگشتم و فهمیدم فوق‌العاده است. پس از آن، همه کتاب‌ها را خواندم، بعضی‌ها را حتا دو بار. یک داستان ساده‌تر که خودم کار تصویرگری‌اش را کردم به نام «کله‌پوک‌ها» هم هست که داستان دو جوجه است که از مزرعه خود فرار می‌کنند و با دانش یک زاغچه به جهانی گسترده معرفی می‌شوند.   آن فین (۲۰۰۱-۲۰۰۳) تقریبا مثل تمام هم سن و سالانم، من هم با انید بلایتون کتاب‌خوان شدم. کتاب آنتونی باکریج درباره جنینگز و مدرسه پیش‌دبستانی‌اش را هم دوست داشتم. اما ویلیام در کتاب‌های ریکمال کرامپتن، کاراکتر مورد علاقه‌ام بود. تقریبا تمام ۳۹ جلد سری ویلیام را داشتم و او تبدیل شده بود به برادر خیالی و بهترین همراهم. بچه‌ها هرگز توصیه‌های معقول را نمی‌پذیرند اما در الگوبرداری از یک روشِ بد، فوق‌العاده‌اند. درنتیجه اگر والدین قسمت عمده‌ای از زمان خود را پای صفحه نمایش‌ها بگذرانند، به ندرت می‌توانند انتظار چیز متفاوتی از فرزند خود داشته باشند. این واقعیت را به موضوع اضافه کنید که تمام مطالعات نشان می‌دهد که بچه‌هایی که هر شب برایشان کتاب خوانده می‌شود، عملکرد بهتری در مدرسه –حتا در ریاضیات خواهند داشت. شاید نتوانید گوشی موبایل‌تان را کنار بگذارید اما حداقل روزی نیم ساعت بدون وقفه برای کودک خود کتاب بخوانید. و این کار را از سنین پایین‌تر شروع کنید.   مایکل مورپرگو (۲۰۰۳-۲۰۰۵)  همیشه برای والدین امکان‌پذیر نیست که برای خواندن زمان داشته باشند، درنتیجه این کار را باید از مدارس شروع کرد. تنها نیم ساعت از پایان روز در مدرسه را به داستان‌خوانی اختصاص دهید، درنتیجه گوش کردن به داستان و کتاب خواندن تبدیل به یک عادت می‌شود. خواندن دارو نیست. یک کتاب خاص وجود ندارد که برای همه بچه‌ها جواب بدهد، چون هر کودک با دیگری متفاوت است. «جزیره گنج» اولین کتاب واقعی بود که خودم خواندم و الهام‌بخش بزرگی بود. با جیم هاوکینز، شخصیت داستان احساس نزدیکی کردم و وقتی کتاب را می‌خواندم با آن زندگی کردم. رابرت لویی استیونسن تبدیل به قهرمان من شد و جزیره گنج آغاز سفر طولانی من به داستان‌ها بود.   ژاکلین ویلسن (۲۰۰۵-۲۰۰۷) وقتی یک دختر کوچولو بودم مادرم همیشه به من می‌گفت سرم را از کتاب بیرون بیاورم و یک کار مفید بکنم. معلم‌ها در مدرسه مرا در یک گوشه هنگام کتاب خواندن غافلگیر می‌کردند و می‌گفتند بروم در زمین بازی بدوم. درنتیجه خواندن برایم جذاب‌تر شد. بنابراین این یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز است که به بچه‌ها بگوییم کتاب نخوانند. اما مطمئن نیستم که این روش واقعا جواب بدهد. کتاب خواندن با صدای بلند برای بچه‌های کوچک راهی است که کتاب را برای آنها با سرگرمی، لذت و توجه همراه می‌کند. اکثر کودکان خردسال دوست دارند که روی پای بزرگ‌ترها بنشینند، به تصاویر اشاره کنند و با یک متنِ خوب ارتباط برقرار کنند. وقتی که بچه‌ها خودشان خواندن را یاد می‌گیرند، همچنان می‌توانید کتاب‌های هیجان‌انگیز و چالش‌برانگیز بلند را که خودشان قادر نیستند، برایشان بخوانید. «جایی که وحشی‌ها هستند» از موریس سنداک، یک شروع‌کننده خوب است که هر بچه کوچکی آن را دوست دارد. خوشبختانه خواندن پس از مدتی به یک ماجراجویی جادویی بی‌پایان تبدیل می‌شود.   مایکل روزن (۲۰۰۷-۲۰۰۹) من عاشق «امیل و کارآگاهان» نوشته اریک کاستنر هستم. مادر امیل او را با کمی پول برای عمه و مادربزرگش به برلین می‌فرستد، اما پول در قطار توسط یک غریبه دزدیده می‌شود... این داستان به خاطر خلاقیت، شوخ‌طبعی و کشمکشی که دارد، تبدیل به کتاب مورد علاقه‌ کودکی‌ام شد و در بزرگسالی آن را تدریس کردم. یکی از موانع اصلی، سیستم سنجش تجویزی و محدود در مدارس ابتدایی است که مانع از این می‌شود که معلمان در آرامش و بدون محدودیت با کودکان کتاب بخوانند. کاری که مدارس می‌توانند بکنند این است که سعی کنند تا جایی که می‌توانند زمان صرف خواندن مطالب متنوع و کاملا جامع با بچه‌ها کنند. مساله‌ای که باید شامل کل جامعه مدرسه ازجمله والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پرستاران باشد –یک سیاست فرهنگی در داخل و خارج از مدرسه.   آنتونی براون (۲۰۰۹-۲۰۱۱) وقتی بچه بودم، کتاب‌های کمیک تاثیر بزرگی داشتند و خاطرم هست که یکی از آنها را خیلی دوست داشتم. یک کمیک استریپ در قالب کتاب به نام «فاج در شهر تافی‌» که سورئالیسی کودک‌پسند بود: شهر تافی از شیرینی و رودخانه‌ها از لیموناد ساخته شده بودند. فکر می‌کردم این واقعا فوق‌العاده است، علی‌الخصوص اینکه در زمان جنگ بودیم. صحبت کردن، گوش کردن و خندیدن با بچه‌ها از مهم‌ترین راه‌هایی است که می‌توانیم با آنها وقت بگذرانیم، و یک کتاب می‌تواند به اندازه یک اسباب‌بازی یا یک صفحه نمایش، جذاب و دوست‌داشتنی باشد. اکثر کتاب‌های تصویری اگر به شیوه جالبی با آنها برخورد شود، می‌توانند مکالمات بسیار جالبی بین کودک و بزرگسال به وجود بیاورند. با هم به تصاویر نگاه کنید و درباره چهره، زبان بدن کاراکترها و موقعیت آنها صحبت کنید. این کار کمی می‌تواند شبیه به نگاه کردن به آدم‌ها در دنیای واقعی باشد –چه جور جایی زندگی می‌کنند؟ خوشحال‌اند یا غمگین؟ آیا سرنخی در عکس‌ها وجود دارد؟ این‌ها صرفا پیشنهادات من به عنوان یک نویسنده، تصویرگر و پدر است.                جولیا دانلدسن (۲۰۱۱-۲۰۱۳) وقتی پنج ساله بودم کتاب «هزار شعر» را به من دادند. یک کتاب بزرگ و قطور که من عاشق خواندن، یادگرفتن و حفظ کردن شعرهایش با پدرم بودم و همچنین به من الهام بخشید تا چنین کاری را خودم هم انجام دهم و نسخه شخصی خودم را بسازم. هنگامی که کودک خواندن را یاد می‌گیرد، گاهی داستان‌های قبل خواب ممکن است یک کار قدیمی به نظر برسد. فکر می‌کنم این شرم‌آور است. با بسته شدن کتابخانه‌ها و فضای کمی که برای نقد کتاب‌های کودک وجود دارد، پیدا کردن کتابی که ممکن است کودک از آن لذت ببرد و آموختن عادت خواندن به او می‌تواند کمی دشوار باشد. بلند خواندن برای کودکان در هر سنی می‌تواند از هر نظر لذت‌بخش باشد، درنتیجه فکر می‌کنم یک داستان سریالی در زمان خواب می‌تواند ایده خوبی باشد. همچنین می‌توانید در ماشین از نسخه‌های صوتی استفاده کنید.   ملوری بلکمن (۲۰۱۳-۲۰۱۵) من از سنین بسیار پایین به طور غریزی ارزش داستان را احساس کردم. «صندلی نقره‌ای» از سی.اس لوئیس درباره قدرتِ باور به خود است، هرچه باشید و حتا اگر بقیه شما را مسخره کنند. این پیامی بود که من آن زمان شدیدا نیاز داشتم بشنوم و چیزی است که تا به امروز با من باقی مانده است. اگر می‌خواهیم بچه‌ها یاد بگیرند، با درک و همدلی برای دیگران رشد کنند و موفق شوند، باید تشویق‌شان کنیم که برای لذت بردن و تفریح بخوانند. اجازه دهید کودک، کتاب خواندن شما را ببیند. برایش بخوانید. بگذارید او برای شما بخواند. از خواندن کودک یا زمانی که طول می‌کشد تا بخواند انتقاد نکنید. من به عنوان یک کودک اگر یک پاراگراف یا صفحه فوق‌العاده می‌خواندم، بارها و بارها آن را می‌خواندم و کلمات و معنای آن را مزه مزه می‌کردم. بخشی از زیباییِ خواندن شیوه‌ای است که داستان با گام‌های خواننده پیش می‌رود. به انتخاب‌های کودک برای خواندن نخندید یا مسخره‌اش نکنید. همچنان که کتاب‌های دیگر را به او پیشنهاد می‌کنید، او را به خواندنِ هرچه بیشتر از هر چیزی که دوست دارد تشویق کنید.   کریس ریدل (۲۰۱۵-۲۰۱۷) بزرگ‌ترین مانع سوادآموزی کودکان فقدان یک کتابدار در مدرسه است. کتابدارها هستند تا راهنمایی کنند، توصیه کنند و پیشنهاد بدهند. آنها دربان‌هایی به دنیایی جدید و مقدمه‌ای برای معرفی به دوستان جدید روی صفحه کاغذ هستند. زمانی که به عنوان ملک‌الشعرا فعالیت می‌کردم تصمیم گرفتم که کارهایشان را برجسته کنم و خوش‌شانس بودم که شاهد تاثیر مثبت کتابدارها بر دانش‌آموزان در کلاس درس بودم. با کاهش بودجه، این خطر وجود دارد که کتابدارها به گونه‌های در معرض خطر تبدیل شوند و این برای فرزندان ما یک تراژدی است. ضروری است که دولتمردان مهارت‌هایی را که کتابداران به جامعه‌ای که به آن خدمت می‌کنند، شناسایی کنند، نه تنها در مدرسه، بلکه در کتابخانه‌های عمومی هم همینطور. باید به همه با هر پس‌زمینه اجازه دسترسی به کتاب داده شود. وقتی نوجوان بودم کتابدار مدرسه‌ی ما «ناطور دشت» سلینجر را به من پیشنهاد کرد، بدون آن مطمئن هستم جایی که امروز هستم نبودم.   لارن چایلد (۲۰۱۷-۲۰۱۹) وقتی بچه بودم، پدر و مادرم همیشه ما را به گالری‌ها می‌بردند و من می‌دانم که این ما را با زبانِ نگاه کردن به تصاویر آشنا کرد. مردم اغلب از یک کتاب خاص صحبت می‌کنند که در کودکی کشف کرده و آنها را به یک کتابخوان تبدیل کرده است. برای من بزرگ‌ترین الهام «پی‌پی جوراب‌بلند» نوشته آسترید لیندگرن بود که عاشق کاراکتر اصلی‌اش بودم و هنوز از آن زمان با من باقی مانده است. فشار بر مدارس برای دستیابی به چیزهای خاص به این معنی است که وقت زیادی برای خواندن یا حتا استراحت نداریم. زمانی در روز نداریم که فقط بنشینیم و درباره کتاب‌ها و داستان‌ها صحبت کنیم. بچه‌ها باید به شنیدن داستان و بودن کتاب‌ها در اطراف خود عادت کنند. آنها نیاز دارند که در فضایی که کتاب‌ها اشیای آشنایی هستند، خاطرجمع باشند و این فرصت را داشته باشند که با کتاب‌ها درگیر شوند و به تصاویر نگاه کنند. این می‌تواند از طریق کتابخانه‌ها یا وجود کتاب‌ها در کلاس‌های درس یا بازدید منظم نویسنده‌ها و تصویرگران از مدرسه محقق شود.                                                                                                                                                                                                                                ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 May 2019 11:26:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275830/چطور-کودکان-خوره-کتاب-تبدیل-کنیم انتشار کتاب خاطرات کامرون یک ماه قبل از برگزیت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275833/انتشار-کتاب-خاطرات-کامرون-یک-ماه-قبل-برگزیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوکسلر، کتاب خاطرات دیوید کامرون نخست وزیر سابق بریتانیا که توسط خودش نوشته شده است با عنوان «برای ثبت» قرار است تابستان امسال در ماه سپتامبر از سوی انتشارات هارپرکالینز وارد بازار شود. کالینز گفته است بخشی از درآمد این کتاب به امور خیریه اختصاص خواهد یافت.   به گفته انتشارات هارپرکالینز خاطرات نخست وزیر سابق 19 سپتامبر سال جاری وارد بازار کتاب انگلیس می‌شود. این تاریخ 10 روز قبل از کنفرانس سالانه حزب محافظه‌کار و یک ماه قبل از برگزیت است. کتاب 24 سپتامبر توسط هارپرکالینز آمریکا وارد بازار کتاب این کشور خواهد شد.   مسئولان انتشارات هارپرکالینز می‌گویند کتاب در فرمت‌های مختلف چاپی منتشر خواهد شد و علاوه بر آن نسخه‌های الکترونیک و صوتی کتاب نیز به طور همزمان در بازار بریتانیا و آمریکا توزیع می‌شود.   بخش عمده‌ای از سهم درآمد دیوید کامرون به موسسات خیریه فعال در امور کودکان معلول، بیماران آلزایمری و نیروهای بازنشسته ارتش اختصاص خواهد یافت.   کامرون در این کتاب درباره سیاست‌های دولتش برای رشد و توسعه اقتصادی بریتانیا و اصلاحات در زمینه آموزش و رفاه را توضیح داده است. در کتاب خاطرات نخست وزیر سابق درباره تحولات جهان مثل بهار عربی، ظهور داعش، حمله به اوکراین، جنگ لیبی، عراق و سوریه نیز شرح داده شده است.   ماه گذشته انتشارات هارپرکالینز تاریخ انتشار کتاب را در پاییز اعلام کرده بود.   گفته می‌شود دیوید کامرون کتاب زندگینامه‌اش را 800 هزار پوند به انتشارات کالینز فروخته و قول داده است که هنگام نوشتن صداقت داشته باشد. قرارداد این کتاب کمی پس از آن که کامرون از رقابت با ترزا می کنار رفت بسته شد.   کامرون قبلاً به صورت ضمنی به ترزا می قول داده بود که کتاب خاطراتش پس از مشخص شدن تکلیف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا منتشر خواهد شد ولی حالا ظاهراً یک ماه قبل از تاریخ اعلام شده وارد بازار کتاب می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 May 2019 11:24:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275833/انتشار-کتاب-خاطرات-کامرون-یک-ماه-قبل-برگزیت ابزار جذاب کتاب‌خوان چینی برای مطالعه طولانی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275801/ابزار-جذاب-کتاب-خوان-چینی-مطالعه-طولانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر، دستگاه کتاب‌خوان اونیکس به تازگی امکانی برای علاقمندان به کتاب‌های الکترونیکی عرضه کرده است تا بتوانند با سهولت بیشتری کتاب‌های خود را مطالعه کنند.   مدل جدید شرکت چینی تولیدکننده کتاب‌خوان‌های الکترونیکی دارای 6 اینچ صفحه با وضوح تصویر 1448 در 1072 است که قادر به خواندن جوهر الکترونیکی است.   کتاب‌خوان الکترونیکی اونیکس بوکس مدل ویکینگ (Viking) وسیله‌ رویایی کسانی است که فایل‌های PDF و منابع اسکن‌شده مطالعه می‌کنند و می‌خواهند از امکانات سیستم عامل باز و قوی اندروید نیز در کنار نمایشگر جوهر الکترونیک استفاده کنند.   ویکینگ بر خلاف مدل‌های قبلی این شرکت دارای صفحه کوچک‌تری است ولی دکمه‌های تغییر صفحه کتاب تعبیه شده یک ابزار جدید جذاب برای کاربران این نوع دستگاه‌ها محسوب می‌شود. این دکمه‌ها در دو لبه چپ و راست دستگاه کار گذاشته است و کاربران به راحتی بدون لمس صفحات از آنها برای تغییر صفحات کتاب استفاده می‌کنند.   از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد این دستگاه چینی استفاده از باطری قدرتمند 3000 میلی‌آمپری است که به کاربران اجازه می‌دهد مدت‌های طولانی به مطالعه کتاب‌ بپردازند. این دستگاه تنها 85 گرم وزن دارد و دستگاه کتاب‌خوان ایده‌آلی برای مطالعه طولانی مدت است. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 May 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275801/ابزار-جذاب-کتاب-خوان-چینی-مطالعه-طولانی اینجا تنها آثار نویسندگان سیاه پوست فروخته می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275744/اینجا-تنها-آثار-نویسندگان-سیاه-پوست-فروخته-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب، کتاب‌فروشی ایزو وانبوکس در شهر لس آنجلس یکی از قدیمی‌ترین‌های این شهر سال‌ها به عرضه کتاب می‌پردازد ولی یک خصوصیت اصلی آن این است که تنها کتاب‌های مربوط به نویسندگان آفریقایی تبار ساکن کشور آمریکا را می‌فروشد. جیمز فوگیت و توماس همیلتون مالکان این کتابفروشی خودشان مهاجران سیاه‌پوست آفریقایی هستند که سال‌ها در شهر لس آنجلس ساکن هستند. گفت‌وگوی زیر با صاحبان این کتابفروشی درباره فعالیت این کتابفروشی است:   چه بخشی از کتابفروشی محبوب شماست؟ بخش کتاب‌های تازه همیشه برای ما جذاب بوده است. وقتی بسته‌های ارسال شده از سوي ناشران را باز می‌کنیم همیشه انتظار چیزهای عجیب و غریب را داریم. خب گاهی اوقات این اتفاق می‌افتد و بعضی وقت‌ها هم نه. یکی از چیزهایی که در این کتاب‌فروشی خاص است ارائه کتاب‌ بر اساس قیمت‌هاست. خب بعضی مردم توانایی خرید کتاب‌های گران قیمت را ندارند.   شگفت انگیزترین اتفاق در شغل کتاب‌فروشی؟ شاید این سوال برای کتاب‌فروشی ما نسبت به سایرین متفاوت باشد. مهمترین اتفاق و هیجان‌انگیزترین چیز برای ما در طول این 30 سال کتاب‌فروشی جمع‌آوری کتاب‌هایی با امضای نویسندگان‌شان است. بازدید کلینتون، باراک اوباما روسای جمهور سابق هم اتفاق خوبی بود. ولی شاید بهترین اتفاق میزبانی از نویسندگان سیاه پوستی مثل جان کلارک و فرانسس کریس بوده باشد.   خاطره‌ای از دیدار خود با یکی از این نویسندگان بگویید؟ قبل از آن بگویم ما دوبار در سال‌ای 1995 و 2006 میزبان رئیس جمهور اوباما بودیم. خیلی اتفاق خوبی برای ما بود. بعد از آن سال همیشه مشتری‌های زیادی داشتیم. ایزو وان نویسنده و مورخ سیاه پوست یکی از کتاب‌های خود را برای ما امضاء کرد و خیلی خوشحالیم از این اتفاق.   تجدید چاپ چه کتابی را بیشتر از همه دوست دارید؟ خب کتاب‌های بسیاری وجود دارند ولی یک کتاب از سوی انتشارات دانشگاه واشنگتن نوشته فیک مادیا چاپ شده است که به نظر ما بهترین کتاب سمبل‌شناسی آفریقایی است که در طول 30 سال شغلی کتابفروشی دیده‌ایم.   در دوره ریاست جمهوری ترامپ شغل کتاب‌فروشی چطور بود؟ کتاب‌فروشی‌ها در این دوره به لطف وجود کتاب‌های سیاسی جیمی کامی و وودوارد رونق خوبی داشتند. البته ما بعضی از این کتاب‌ها را عرضه کردیم ولی همیشه بیشتر سعی می‌کنیم آثار نویسندگان سیاه پوست را ارائه کنیم. ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 May 2019 05:11:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275744/اینجا-تنها-آثار-نویسندگان-سیاه-پوست-فروخته-می-شود مردم کانادا چه کتاب‌هایی می‌‌‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275691/مردم-کانادا-کتاب-هایی-می-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشرزویکلی، گزارشی جدید از بوکنت کانادا نشان می‌دهد بیشتر مردم این کشور به جای موضوع و محتوای کتاب‌ها بیشتر به نویسندگان آنها علاقه نشان می‌دهند.   بوکنت (BNC) سازمانی غیرانتفاعی وابسته به دپارتمان میراث فرهنگی کانادا است که در سال 2002 با هدف تامین نیازهای آموزشی و تکنولوژی برای ناشران این کشور تاسیس شد. این سازمان از زمان تاسیس خود خدمات بسیاری در حمایت از ناشران این کشور انجام داده است.   این سازمان در آخرین گزارش خود می‌گوید نزدیک به 60درصد از مردم کانادا به جای موضوع کتاب به نویسنده آن علاقه نشان می‌دهند. اکثر مردم دوست دارند آثاری از مهاجران و اقلیت‌ها بخوانند تا اینکه نوشته‌هایی از سفیدپوستان مطالعه کنند.   طبق آمارهای بوکنت مردم کانادا به نوعی بیشتر از عنوان کتاب‌ها به نویسنده کتاب‌ها علاقه نشان می‌دهند و دوست دارند داستان‌هایی درباره مذاهب و آدام و رسوم متنوع از کشورهای مختلف جهان بخوانند.   در مطالعه میدانی سازمان کانادایی در سال 2018 بیشتر خوانندگان کتاب‌های منتشر شده در این کشور می‌گویند اگر به کتاب‌های نوشته شده توسط نویسندگان مهاجر دسترسی داشته باشند آنها را به کتاب‌های نوشته شده توسط نویسندگان بومی ترجیح می‌دهند.   در نظرسنجی از خریداران کتاب‌های داستانی معلوم شد حدود یک سوم از کتاب‌ خوانان اعتقاد دارند دسترسی به کتاب‌های با موضوع اقلیت‌ها و موضوعات متنوع در کشورشان سخت است و بیشتر ناشران کتاب‌هایی از نویسندگان سفیدپوست منتشر می‌کنند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 May 2019 04:32:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275691/مردم-کانادا-کتاب-هایی-می-خوانند «پیرمرد و دریا» کُپی اثری از نویسنده کوبایی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275672/پیرمرد-دریا-ک-پی-اثری-نویسنده-کوبایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، تحقیقی جدید نشان می‌دهد موضوع و سبک نگارش آثار ارنست همینگوی از نویسنده کم‌شناخته‌شده کوبایی به نام انریکه سِرپا تأثیر پذیرفته است. آثاری که مهم‌ترینشان در دهه 1940 و 1950 میلادی و هنگام سکونت نویسنده آمریکایی در کوبا نوشته شده است.    پروفسور آندرو فِلدمان، استاد دانشگاه آمریکایی می‌گوید ارتباط نزدیکی بین داستان‌های سِرپا و آخرین آثار همینگوی از جمله «پیرمرد و دریا» و «داشتن و نداشتن» وجود دارد. البته از این شباهت نباید برداشت «سرقت ادبی» شود اما شباهت بین سبک و موضوع غیرقابل‌انکار است.   فِلدمان می‌گوید: «داستانِ «نیزه ماهی» نوشته سِرپا اولین بار در سال 1936 منتشر شد و درباره پیرمردی ماهیگیر و پسرک جوانی است. در این داستان پیرمرد در کشمکشی توسط نیزه ماهی کشته می‌شود. داستانی که شباهت زیادی به «پیرمرد و دریا»، که در سال 1952 منتشر شد، دارد.   دیگر رمان سِرپا تحت عنوان «قاچاق» داستان قاچاق عرق نیشکر است و کتاب «داشتن و نداشتن» نیز داستان گروهی از قاچاقچیان است.   اگرچه «قاچاق» در سال 1938 در هاوانا منتشر شد و کتاب همینگوی یک سال پیش از سال 1938 به بازار کتاب آمد اما فِلدمان شواهد محکمی دارد که نشان می‌دهد ارنست همینگوی دست‌نوشته کتاب «قاچاق» را پیش از اولین دیدار سِرپا در سال 1934 خوانده بود.   فِلدمان همچنین اعلام کرد در نامه‌های منتشرنشده مارتا گِل‌هورن، نویسنده و همسر نویسنده‌یِ «وداع با اسلحه» حرفی از سِرپا به میان آمده است. در این نامه همینگوی از گِل‌هورن می‌خواهد با ویراستارش صحبت کند تا آثار سِرپا به انگلیسی هم منتشر شود و نویسنده کوبایی را یک «شگفتی» خواند.   تحقیق فِلدمان قرار است به زودی در کتابی تحت عنوان «اِرنستو: داستان ناگفته همینگوی در کوبای انقلابی» در ماه جاری منتشر شود. ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 May 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275672/پیرمرد-دریا-ک-پی-اثری-نویسنده-کوبایی این مراحل برای نوشتن یک کتاب لازم هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275706/این-مراحل-نوشتن-یک-کتاب-لازم-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوک ریوت، اگر یک نویسنده باشید و استعداد نوشتن داشته باشید، برای شروع یک کتاب در نگاه اول نیاز به یک قلم و کاغذ خواهید داشت ولی وقتی به طور عمیق‌تر نگاه کنید متوجه خواهید شد که نیاز به چیزهای بیشتری خواهید داشت. در اینجا به قلم اسکات آلن نویسنده آمریکایی شرایط و مراحل مورد نیاز برای نوشتن یک کتاب آورده شده است:   محیط لازم را فراهم کنید. اگر از نویسندگان بزرگ و باتجربه بپرسید متوجه خواهید شد که برای نوشتن عادت به مکانی خاص دارند و حتی نویسندگان معاصر از اتاقی جداگانه در آپارتمان خود صحبت می‌کنند که تنها به نوشتن اختصاص داده‌اند. برای الهام و تمرکز نیاز به مکانی دارید که حتی می‌توانید از طراحان و معماران برای ساخت چنین مکانی کمک بگیرید.   یک عادت نوشتن ایجاد کنید. عادت خوب نوشتن یکی از مشخصه‌های اصلی نویسندگان بزرگ و موفق است. وقتی نتوانید کتابی را به موقع تمام کنید از ناشر نباید انتظار داشته باشید که کارهای بعدی شما را در لیست نوبت چاپ قرار دهد. بر خلاف اذهان عمومی نویسندگی نیاز به نظم و ترتیب خاصی دارد و حتی باید یک برنامه روزانه دقیق برای کارهای مختلف تنظیم کنید. تفاوتی ندارد چه موقع می‌نویسید شب یا صبح. بلکه باید ساعت‌های اختصاص یافته به نوشتن از قبل معلوم شده باشد.   تنها به یک کتاب‌ فکر کنید. خیلی از نویسندگان امروزی فکر می‌کنند در یک سال اگر چند کتاب منتشر کنند همگان درباره آنها فکر مثبت می‌کنند و در حقیقت زیاد نویسی تبدیل به یک پدیده رایج نویسندگان تبدیل شده است. ولی تنها به یک کتاب فکر کنید و تمرکز اصلی خود را در نوشتن و تمام کردن همان کتاب بگذارید و مطمئن باشید خواننده به کیفیت بیشتر کمیت اهمیت می‌دهد.   با عوامل مزاحم برخورد کنید. بر اساس تجربه خود باید چیزهایی که مزاحم تمرکز و حواس برای نوشتن می‌شوند، برخورد کنید. این عوامل برای هر کسی ممکن است متفاوت باشد. اگر بتوانید محیط آرام و بدون مزاحمت بیرون ایجاد کنید اولین مرحله ایجاد شرایط لازم برای نوشتن را فراهم کرده‌اید و بعد از آن به خودتان و استعدادتان بستگی خواهد داشت.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 13 May 2019 10:15:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275706/این-مراحل-نوشتن-یک-کتاب-لازم-هستند محبوبیت روبه‌رشد کتاب‌های الکترونیکی در میان کودکان چینی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275650/محبوبیت-روبه-رشد-کتاب-های-الکترونیکی-میان-کودکان-چینی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سایت الکتوالیته- گزارش دولتی تازه منتشر شده از بازار کتاب چین نشان می‌دهد که کودکان چینی در سال گذشته میلادی هر یک 40 کتاب الکترونیکی خوانده که این رقم بیانگر رشد فزاینده بازار کتاب‌های الکترونیک در این کشور است.  در این گزارش آمده که حدود 250 میلیون کودک چینی در سال 2018، مخاطب کتاب‌های الکترونیکی بوده که در نتیجه آن حدود 500 میلیارد یوان چینی ( 73 میلیارد دولار) سرمایه جذب این بازار شده است. این گزارش هم‌چنین به شناسایی روند محبوبیت کتاب‌های الکترونیک در میان کودکان چینی پرداخته و نشان داده که کتاب‌های با تم حیوانات در میان کودکان از محبوبیت فراوانی برخوردار بوده که این کتاب‌ها موضوع بیش از 80 درصد کتاب‌های الکترونیکی پرطرفدار را نزد کودکان چینی شامل می‌شوند. علاوه بر این کتاب‌های الکترونیک با محتوای فرهنگی بومی و ملی در رتبه بعدی کتاب‌های پرطرفدار در میان کودکان این کشور قرار دارند. والدین چینی در سال 2018 تمایل بیشتری برای تهیه کتاب‌هایی الکترونیک برای کودکانشان از خود نشان داده و به ویژه نسل و پدر و مادرانی که بعد از سال 1990 میلادی به دنیا آمده‌‌اند به نظر می‌رسد که به فرهنگ الکترونیک توجه بیشتری داشته و حاضر به پرداخت هزینه بیشتری برای آن  هستند. این آمار همچنین نشان می‌دهد که این والدین اغلب ساکن شهرهای شانگهای و پکن بوده که عمده مراکز فرهنگی در چین به شمار می‌روند. کمپانی تجارت الکترونیکی چینی که به علی بابا شناخته می‌شود گزارش می‌دهد 30 میلیون خواننده به صفوف بازار کتاب‌های الکترونیک افزوده شده‌ که مبلغی حدود 55 میلیاد دلار، حاصل فروش کتاب‌های الکترونیک در این کشور توسط این شرکت را در سال 2018 شامل می‌شود. افزایش روبه‌رشد بازار کتاب‌های الکترونیک در چین با توجه تغییر ذائقه جوانان چینی به سمت کتاب الکترونیک و تغییر تدریجی در عادت‌های مطالعه چینی‌ها به نظر می‌آید روزهای خوبی را در آینده برایش رقم بزند. ]]> جهان‌کتاب Mon, 13 May 2019 04:55:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275650/محبوبیت-روبه-رشد-کتاب-های-الکترونیکی-میان-کودکان-چینی ریچارد پاورز: فکر نقطه مقابل احساسات نیست؛ عصاره آن است http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274784/ریچارد-پاورز-فکر-نقطه-مقابل-احساسات-نیست-عصاره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ریچارد پاورز نویسنده آمریکایی متولد سال ۱۹۵۷ است که در رمان‌هایش به تاثیر علم و فناوری مدرن می‌پردازد. رمان «فراداستان» او به تازگی برنده جایزه پولیتزر ادبی سال ۲۰۱۹ شد. این داستان نُه شخصیت اصلی را در چندین سیر زمانی متفاوت دنبال می‌کند که هر یک به گونه‌ای درگیر حیات طبیعی دنیا، و به‌ویژه درختان، می‌شوند. در ادامه، گفت‌وگوی اخیر نیویورک تایمز را با ریچارد پاورز می‌خوانید:   آخرین کتاب مهمی که خوانده‌اید چه بوده؟ «سرزمین زیرین: سفری ژرف در زمان» اثر رابرت مک‌فارلین. جلد آخر کتابش، که توجه تغزلی بی‌همتایش را معطوف به زیر زمین می‌کند، به تمام معانی کلمه عمیق است. این کتاب نحوه‌ تفکر من را درباره ریشه‌های پنهان و ژرف زندگی ما در این سیاره عوض کرد.   هیچ کتاب کلاسیکی هست که تا همین اواخر سرغ خواندنش نرفته باشید؟ «تاریخ طبیعی درختان آمریکای شمالی» دانلد کالراس پیتی. کتابی دوجلدی است که زمانی کلاسیک بود و حالا کاملاً به فراموشی سپرده شده. من تا پیش از تحقیقات گسترده‌ام برای رمانم درباره درختان حتی اسمش را هم نشنیده بودم. شیوه شاعرانه و پرشور نوشتنش، که حالا منفور شده، می‌تواند دوباره رواج پیدا کند. «آنجا که آهوان می‌پرند، آنجا که قزل‌آلاها می‌جهند، آنجا که اسبت دمی می‌ایستد تا از آب سرد زلال بنوشد و آفتاب بر پشت گردنت گرم می‌نشیند، آنجا که هر دمی که فرو می‌دهی مفرح است - آنجا صنوبر می‌روید.»   هنگامی که روی کتابی کار می‌کنید چه می‌خوانید؟ و موقع نوشتن از خواندن چه‌جور چیزهایی دوری می‌کنید؟ تحقیقات برای هر رمانی انتها ندارد، و لذت مداومی را ایجاد می‌کند که از خودش تغذیه می‌کند. برای رمان «فراداستان» بیش از ۱۲۰ کتاب درباره‌ درختان خواندم -کتاب‌های فرهنگی، زیبایی‌شناختی، گیاه‌شناسی، تاریخ روستایی، تاریخ تراژیک، تاریخ تراژیک-کمیک، و... مجبور بودم گاهی ترمز بزنم و خودم را به دنیای داستانی معاصر بازگردانم. دلیل نیازم به این کار صرفا این بود که نگذارم خیلی از کاری که این روزها روی رمان انجام می‌شود و انتظار خوانندگان امروزی از داستان، دور شوم.   جالب‌ترین چیزی که اخیرا از کتابی آموخته‌اید چیست؟ من هر روز از رابین وال کیمرر بابت دانش بی‌انتهایش تشکر می‌کنم. از کتاب «جمع‌آوری خزه: تاریخ طبیعی و فرهنگی خزه» او یاد گرفتم که ارتفاع خزه‌ها طیفی را در برمی‌گیرد که قابل قیاس است با نسبت بین بوته‌ تمشک و سرخ‌چوب. ۹۸ درصد یک خزه می‌تواند به مدت بیش از ۴۰سال خشک شده باشد و باز هم زنده شود. روی هر سنگ ممکن است با ده‌ها گونه خزه پوشیده شده باشد که به چشم معمولی یک گونه به‌نظر بیاید. از کنار چند معجزه نامرئی بی‌خیال عبور می‌کنیم، هر بار برای پیاده‌روی وارد دنیا می‌‌شوم از او یاد می‌کنم.   کتاب مورد علاقه‌تان که کسی نمی‌شناسدش کدام است؟ در حال حاضر، «مهاجرت‌های اخیر: تاریخ طبیعی عشق و فقدان» اثر مارگارت رنکل. چیزی است میان رویدادنگاری و مشاهدات دقیق تاریخ طبیعی. کتاب او شکاف بین انسان و غیرانسان را از میان برمی‌دارد و به محبت از دست رفته ما با دیگر موجودات زنده جان دوباره می‌بخشد. امیدوارم این تابستان که کتاب منتشر شد، افراد زیادی همین‌ها را در آن کشف کنند.   چه چیزی در یک اثر ادبی بیش از همه شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ تزلزل یقین، سپر انداختن و عریانی سرشت آدمی و ظرفیت غافلگیر کردن، که اگر نبود، چیزی غیر قابل پیش‌بینی در انسان‌ها در مورد بخشیدن یکدیگر و وارونه کردن جهان بخشاینده با یک «به هر حال» باقی نمی‌ماند.   بیشتر از چه ژانر کتابی خوشتان می‌آید؟ من از رمان‌هایی خوشم می‌آید که این را درک می‌کنند که فکر نقطه مقابل احساسات نیست، بلکه عصاره فشرده آن است. «تسخیر» ای. اس. بیات، «مقام شگفتی» آن پچت، «بی‌پناه» بارابارا کینگسالور ترسیمی فوق‌العاده‌اند از ارتباط مستقیم خواست‌های تن و شور و شوق ذهنی.   دوست دارید چطور کتاب بخوانید؟ کتاب کاغذی یا الکترونیکی؟ تک تک یا چند کتاب همزمان؟ صبح یا شب؟ من دوست دارم یک کتاب داستانی و یک غیرداستانی را با هم بخوانم و این دو را مثلثی در برابر هم قرار دهم تا یک فضای سومی ایجاد شود. کتاب کاغذی، الکترونیکی و صوتی هر کدام مزیت‌های خود را دارند و زمان و مکان خاص خود را می‌طلبند. من تمام روز، در تمام وضعیت‌ها و تمام اتاق‌های خانه کتاب می‌خوانم، و حتی آن‌ها را همراهم بیرون می‌برم تا در مکان‌های خاصی در طول مسیر یا کنار رودخانه نزدیک خانه بنشینم و بخوانم.   اگر می‌توانستید رئیس‌جمهور آمریکا را ملزم به خواندن کتابی کنید، آن کتاب چه بود؟ البته متوجه هستم که آقای رئیس‌جمهور اهمیتی برای کتاب قائل نیست. اما به آن عده از گردانندگان یا نمایندگان مجلسی که در این بحرانی‌ترین لحظات واقعا نیت خیری برای این کشور و این سیاره دارند کتاب بیل مک‌کیبنز، «آیا بازی بشر به بن‌بست رسیده؟» را که به زودی منتشر خواهد شد توصیه می‌کنم.   اگر قرار باشد یک مهمانی شام ادبی بدهید، سه نویسنده‌ای که دعوت می‌کنید، زنده یا مرده، چه کسانی هستند؟ رابیند رانات تاگور، جان مویر و ریچل کارسون. من لم می‌دهم و می‌گذارم تیزبینی حیرت‌انگیز و سرزندگی‌شان فضا را بیاکند.   ]]> جهان‌کتاب Sun, 12 May 2019 04:14:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274784/ریچارد-پاورز-فکر-نقطه-مقابل-احساسات-نیست-عصاره نویسندگی یک شغل تشریفاتی شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275615/نویسندگی-یک-شغل-تشریفاتی-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، گزارش سالیانه انجمن نویسندگان انگلیسی حاکی از کاهش درآمد نویسندگان این کشور نسبت به سال گذشته است. این انجمن تابستان سال گذشته نیز در گزارش خود از کاهش درآمد نویسندگان خبر داده بود.   در این گزارش آورده شده است که متوسط درآمد نویسندگان به کمتر از 10 هزار پوند در سال کاهش یافته است و در حقیقت شواهد نشان می‌دهد شغل نویسندگی در خطر انقراض قرار گرفته است. این درحالی است که درآمد مشاغل خدماتی با متوسط 50هزار پوند در سال بیشتر از حقوق نویسندگان است.   بر اساس این گزارش در حال حاضر بیشتر نویسندگان حرفه‌ای که در انگلیس زندگی می‌کنند، معمولاً عمده درآمدشان از راهی غیر از نوشتن تامین می‌شود و در اصل نویسندگی شغل دوم آنها محسوب می‌شود.   انجمن نویسندگان انگلیس در مصاحبه با بیش از 5500 نویسنده حرفه‌ای در بریتانیا به این نتیجه رسیده است که این خطر هر روز بیشتر احساس می‌شود که نویسندگی در حال تبدیل شده به یک شغل تشریفاتی و اشرافی است.   این انجمن در تحلیل خود می‌گوید: کاهش درآمد یک عامل اصلی کمبود نویسندگان از نژادها و نسل ‌های مختلف شده است. گزارش انجمن در حالی منتشر شده است که مرکز تحقیقاتی کپی رایت دانشگاه گلاسکو نیز در تحلیلی عامل درآمد را موجب کاهش کار نویسندگان مهاجر و اقلیت در این کشور می‌داند.   آمارهای ارائه شده توسط دانشگاه گلاسکو نشان می‌دهد در حال حاضر حدود 94 درصد نویسندگان انگلیس را سفیدپوستان تشکیل می‌دهند. طبق همین آمارها حدود 70درصد نویسندگان نیز برای کسب درآمد معقول شغل دوم انتخاب کرده‌اند.   نیکلا سولومون دبیر اجرایی انجمن نویسندگان نیز می‌گوید: متاسفانه با وجود این گزارش تشریفاتی بودن شغل نویسندگی هر روز بیشتر از گذشته نمود پیدا کرده است.   کیت دی وال نویسنده انگلیسی که اخیراً کتابی درباره طبقه کارگر انگلیس منتشر کرده است ضمن اظهار تاسف از خواندن این گزارش می‌گوید: این روزها نه تنها افراد طبقه کارگر نمی‌توانند وارد شغل نویسندگی شوند بلکه نویسندگان حرفه‌ای نیز باید به فکر شغل دوم باشند.   وی اعتقاد دارد در جامعه امروزی انگلیس اگر ببینید نویسنده‌ای همچنان به شغلش ادامه می‌دهد به طور حتم باید عامل اصلی این تداوم را عشق و علاقه شخصی بدانید چون از راه نوشتن نمی‌توان مشکلات معیشتی را حل کرد. ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 May 2019 16:00:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275615/نویسندگی-یک-شغل-تشریفاتی-شده نویسنده کتاب ترامپ پشیمان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275608/نویسنده-کتاب-ترامپ-پشیمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب، نویسنده کتاب دونالد ترامپ با عنوان هنر معامله از انتشارات رندوم هاوس خواسته است این کتاب را از روند چاپ خارج کند. تونی شوارتس در نقش نویسنده سایه این کتاب را به اسم رئیس جمهور فعلی آمریکا نوشته بود که هنوز هم از سوی انتشارات رندوم هاوس در دست چاپ است.   چند روز پیش شوارتز در پیامی توئیتری خطاب به مسئولان انتشارات رندوم هاوس نوشت: خیلی خوب می‌شود که انتشارات، این کتاب را از گردونه چاپ خارج کند. این پیام توئیتری شوارتز بعد از گزارش نیویورک تایمز نوشته شد.   نیویورک تایمز در گزارشی آورده بود که از سال 1985 تا 1994 ترامپ در درآمدهای مالیاتی نزدیک به 2 میلیارد دلار خسارت دیده است. ترامپ نوشته است سال به سال نسبت به هر شهروند آمریکایی دیگر مالیات بیشتری پرداخت کرده است.   شوارتز در پیام توئیتری خود نوشت: در زمانی که این کتاب را نوشته بودم درباره این خسارت‌ها اطلاعی نداشتم. این پیام در حالی از سوی شوارتز منتشر شده است که در دهه هشتاد میلادی نظر مثبتی درباره ترامپ داشت ولی بعد از یک دهه کاملاً نظرش درباره ترامپ تغییر می‌کند.   وی در سال 2016 و در اوج مبارزات انتخاباتی ترامپ در مصاحبه با مجله نیویورکر به شدت به ترامپ حمله کرد و او را دشمن جامعه خطاب کرد. وی در این مصاحبه ترامپ را اجتماع گریز خطاب کرده بود.   شوارتز در این مصاحبه به صراحت از نوشتن کتابی درباره شخصی که مطمئن است برای تمدن بشریت خطرناک است، اظهار پشیمانی کرده بود.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 May 2019 11:56:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275608/نویسنده-کتاب-ترامپ-پشیمان اگر قرار بود داستان زندگی خود را بنویسید، زندگی شخصیت اصلی داستانتان چگونه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275567/اگر-قرار-داستان-زندگی-خود-بنویسید-شخصیت-اصلی-داستانتان-چگونه خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)_محمدرضا چارسوقي: در جشنواره فیلمنامه نویسی یکی از کشورهای آمریکای لاتین، چالش جالبی پیش روی گروهی از فیلمنامه‌نویسان گذاشته شد. مسئولان جشنواره از آن‌ها خواستند تا فیلمنامه زندگی خود را بنویسند. رویارویی فیلمنامه نویسان با این چالش مسبب به وجود آمدن تعدادی از بهترین سناریوهایی شد که تاکنون بر اساس واقعیت زندگی یک انسان نوشته شده‌اند. ایده برگزارکنندگان این جشنواره فارغ از ارزش هنری، ارزشی فلسفی دارد. آنچه که به این ایده ارزش فلسفی می‌بخشد نگاه کردن افراد به زندگی خود از دید سوم شخص است. همین شد که تصمیم گرفتم چالشی مشابه را پیش روی شش تن از بهترین نویسندگان دنیا قرار دهیم. اگر قرار بود داستان زندگی خود را بنویسید، زندگی شخصیت اصلی داستان‌تان چگونه بود؟ این سوالی است که خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران از شش نویسنده مطرح بین المللی که ملیت‌های متفاوتی دارند پرسیده است. اهمیت این سوال بیش از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. نگاه کردن به زندگی از دید سوم شخص، کسی که هیچ نقشی در هیچ کجای زندگی شما بازی نکرده و صرفا نظاره‌گر است، شما را به جواب سوال های مهمی می‌رساند. اینکه شخصیت شما مثبت است یا منفی ؟ ضعیف است یا قوی ؟ و از همه مهم تر اینکه آیا شما شخصیت اصلی داستان زندگی خود هستید؟ این سوالی نیست که صرفا از هنرمندان پرسیده شود، هریک از انسان‌ها باید این سوال را از خود بپرسند و در پی یافتن جواب آن باشند. نویسندگانی که داستان خود را برای ما روایت کرده‌اند شش تن از بهترین نویسندگان دنیا از جمله الیسون مور، نامزد جایزه بوکرمن سال 2013 و نویسنده کتاب فانوس دریایی، ویکاس سواروپ ،نویسنده کتاب میلیونر زاغه نشین و سفیر هند در کشور کانادا، کارول میسون، نویسنده کتاب پس از آنکه رفتی و پرفروش‌ترین نویسنده آمازون، جیمی فورد ،نویسنده کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین، لیلاز طاها، نویسنده کتاب تو بالاتر از عشقی و لویس پرایس، مجری سابق بی بی سی و نویسنده کتاب سواری انقلابی است. داستان اول کارول میسون عنوان داستان: به حداکثر برس زمانی که تصمیم به نوشتن کتاب گرفتم،اینکه بخواهم کتابی را که نوشته‌ام منتشر کنم تبدیل به هدف زندگی‌ام شد و راهی که برای رسیدن به این هدف طی کردم به هیچ وجه آسان نبود. پیش از چاپ اولین کتابم،پنج رمان اولی را که نوشته بودم، برای بیش از صد ناشر فرستادم و هیچکدام از آن‌ها قبول نکردند که رمان‌هایم را منتشر کنند. این قضیه واقعا من را از درون تخریب می‌کرد چراکه احساس می‌کردم پنج سال از عمرم تلف شده است. اما تصمیم گرفتم که یک رمان دیگر نیز بنویسم،بعد از نوشتن این رمان توانستم با یک مدیر برنامه فوق العاده ارتباط برقرار کنم،مدیر برنامه‌ای که پیدا کرده بودم سبک نوشتنم را دوست داشت اما از داستان رمانم خوشش نمی‌آمد به همین دلیل به من توصیه کرد که یک کتاب دیگر هم بنویسم و این بار تمام قلبم را در اختیار کتابی  بگذارم که مشغول نوشتن آن هستم. همین شد که من یک سال دیگر از عمرم را باز هم صرف نوشتن کتاب کردم، چراکه متقاعد شده بودم که اگر این مدیر برنامه پشت من باشد، صد در صد موفق خواهم شد. پس از اتمام این رمان آن را برای ناشران مختلف فرستادیم و تعداد زیادی از آن‌ها به چاپ کتاب علاقه نشان دادند.اولش روحیه‌ام خیلی بالا رفت اما بعد از مدت کوتاهی بار دیگر ناامیدی به سراغم آمد چرا که احساس می‌کردم که پایان کارم فرا رسیده، پایان سفری احساسی و ناامید کننده. با خودم فکر می‌کردم که شاید اینکه بخواهم کتابم را چاپ کنم اصلا هدف زندگی‌ام نبوده. در همان اوقات، یک روز که داشتم سوار بر ماشین پیش شوهرم می‌رفتم رادیو بر حسب اتفاق شروع به پخش آهنگ "take it to the limit  " از گروه “eagles” کرد. این آهنگ فوق العاده است و واقعا متن تاثیرگذاری دارد ."یک بار دیگر قدرتت را به حداکثر برسان"، این جمله باعث شد که دوباره درباره زندگی‌ام فکر کنم و برای رسیدن به چیزی که آرزویش را دارم با تمام قدرت تلاش کنم. همان جا بود که تصمیم گرفتم یک رمان دیگر هم بنویسم. یک سال بعد مدیر برنامه‌هایم توانست کتابم را به یکی از بزرگ‌ترین ناشران بریتانیا بفروشد و از آنجا بود که زندگی حرفه من به عنوان یک نویسنده آغاز شد. پس اگر چیزی را می‌خواهید و توانایی رسیدن به آن را در خودتان می‌بینید، هرگز و هرگز متوقف نشوید. هرگز از تماشای رویاهای‌تان دست برندارید.   And it's so hard to change Can't seem to settle down But the dream I've seen lately keep on turning out And burning out and turning out the same So put me on a highway and show me a sign And take it to the limit one more time     داستان دوم    ​لیلاز طاها عنوان داستان: نامه‌ای به کسانی که من را دوست نمی‌دانستند من همواره، از وقتی که نوشتن را یاد گرفتم سرم را با نوشتن داستان‌های کوتاه گرم می‌کردم و از وابستگی‌ام به زبان عربی لذت می‌بردم. در مدرسه معلم‌هایم تشویقم می‌کردند تا داستان‌هایم را با زبان بلند برای دیگران بخوانم. آن موقع‌ها خجالت می‌کشیدم اما حالا می‌بینم که باور آن‌ها به استعداد من چقدر ارزشمند بوده و من بدون کمک آن‌ها نمی‌توانستم فکرم را روی کاغذ بیاورم.به عنوان یک عرب، اینکه بخواهم نخستين رمان بلندم را به زبان انگلیسی بنویسم، واقعا برایم ترسناک بود. می‌دانستم داستان خوبی دارم و می‌دانستم چگونه آن را روایت کنم، اما مطمئن نبودم که چطور باید به زبانی بنویسم که با آن آشنایی کامل ندارم . من می‌خواستم با مخاطبانی حرف بزنم که تصوراتی غلطی از اعراب داشتند. وقتی شروع به نوشتن کردم، کلمات بر خلاف ترس‌هایم گام برمی‌داشتند. می‌خواهم از معلم‌هایم صمیمانه تشکر کنم، بدون آن ها بعید بود که بتوانم موفق شوم. داستان سوم لویس پرایس عنوان داستان : موتور سواری انقلابی احتمالا داستان من از زمان 2003 شروع می‌شد، زمانی که از شغلم در BBC استعفا دادم و از لندن خارج شدم. آن موقع‌ها از اینکه داخل یک دفتر کار کنم خسته شده بودم، دلم ماجراجویی می‌خواست، همین شد که رفتم و موتور سواری یاد گرفتم. نخستين سفرم را از آلاسکا شروع کردم و از آن جا طی ده ماه با موتور به آمریکای جنوبی رسیدم، آنجا بود که تجربیاتم را در قالب یک کتاب با مردم همه دنیا به اشتراک گذاشتم و تبدیل به یک نویسنده و ماجراجوی حرفه ای شدم. چند سال بعد از این ماجرا از خود لندن تا آمریکای جنوبی را تنهایی و سوار بر موتور طی کردم که تجربه فوق العاده‌ای بود،  کتاب دوم من نیز راجع به همین سفر است. اما فوق العاده‌ترین تجربه‌ام که دوست دارم بیشتر داستان را به ان اختصاص دهم برمی‌گردد به سال 2013، زمانی که با موتورم وارد ایران شدم تا سومین  کتابم را بنویسم، نکته‌ای که دوست دارم در داستان پر رنگ دیده شود مهربانی و بخشندگی مردم ایران است. در سال 2003، همسرم را، که او هم موتور سوار است، پیدا کردم و الان پانزده سالی هست که ازدواج کرده‌ایم. داستان زندگی من، داستان زنی است که موتور سوار، سفر و نوشتن زندگی‌اش را زیباتر کرده‌اند. داستان چهارم الیسون مور عنوان داستان: رمانی که روی تخت بیمارستان نوشته شد شوهر من به بیماری کلیه پلی کیستیک مبتلا است و چند سال پیش به پیوند فوری کلیه احتیاج داشت. گروه‌های خونی ما یکی بود، لذا من می‌توانستم کلیه ام را به او اهدا کنم. همان موقع که فرآیند واجد شرایط اهدا شدن را طی می‌کردم، از طرف bookseller با من تماس گرفتند و از من خواستند که رمانی ویژه برای آن‌ها بنویسم. اینکه یک اهدا کننده زنده باشی واقعا عجیب و ترسناک است و من به طور غریزی برای از سر گذراندن این مرحله از زندگی‌ام شروع به نوشتن آن کردم، همین شد که داستانی راجع به اهدای عضو نوشتم. بعد از پیدا کردن صلاحیت اهدا به بیمارستان رفتم، در آنجا همه چیز را از روی تخت زیر نظر داشتم، از دارو های بیهوشی گرفته تا توصیه‌های پزشکی. وقتی که از بیمارستان بیرون آمدم همه چیز را دقیق به یاد داشتم و در هفته دوم استراحتم شروع به نوشتن رمانی در همین مورد کردم که این ماه منتشر خواهد. داستان پنجم جیمی فورد عنوان داستان: عشق در کتابخانه   من و همسرم در کتابخانه همدیگر را ملاقات کردیم. هردوی ما عضو گروهی از نویسندگان بودیم و اتفاقا موضوع متنی که روی آن کار می‌کردیم مشترک بود. موضوع من راجع به افرادی بود که عکس‌های ازدواجشان را سوزانده اند و موضوع او درباره کسانی بود که پس از مرگ همسرشان حلقه شان را بیرون می آورند. همین شد که نشستیم و ساعت‌ها درباره ازدواج با هم صحبت کردیم و از آن موقع تا امروز همچنان با هم زندگی می‌کنیم، او با نظریاتش دل من را ربود. داستان ششم ویکاس سواروپ عنوان داستان: حس خوب داستان من می‌تواند یک داستان کوتاه باشد، تجربه‌ای از یک حس خوب. ماجرای وقتی که به عنوان سیاستمدار به آفریقای جنوبی فرستاده شده بودم و داشتم با هواپیما از دوربان به ژوهانسبورگ می­‌رفتم، فردی که کنارم نشسته بود پرسید :"می‌شود خودتان را به من معرفی کنید.". من هم به او گفتم که من نماینده ویژه هند در آفریقای جنوبی هستم، بعد او کتاب میلیونر زاغه نشین را از کیفش بیرون آورد و گفت:" این کتاب را خوانده‌اید." به او گفتم که من نویسنده آن کتاب هستم. اولش حرفم را باور نکرد تا زمانی که مجبور شدم عکسم را که داخل جلد چاپ شده بود نشانش بدهم.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 May 2019 04:55:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275567/اگر-قرار-داستان-زندگی-خود-بنویسید-شخصیت-اصلی-داستانتان-چگونه کتابی از محمد مسعود در فرانسه منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275566/کتابی-محمد-مسعود-فرانسه-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از انتشارات هارتمان- انتشارات هارتمان در فرانسه، اخیرا رمان «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» نوشته محمد مسعود، با نام مستعار «دهاتی»، روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی را به زبان فرانسه و با ترجمه کریستف بالایی، استاد زبان و ادبیات فارسی در فرانسه منتشر کرده است. محمد مسعود در سال 1280 در قم و در خانواده ای مذهبی و متوسط متولد شد و با کارگری به پیشه معلمی پرداخت. او سپس برای ادامه تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری به اروپا رفت و با قطع بورس دوباره به ایران برگشت و به کار روزنامه‌نگاری مشغول شد. مسعود کار مطبوعاتی خود را از کار در روزنامه اطلاعات آغاز کرد و سپس مدیر روزنامه مرد امروز شد. زبان تلخ او در نگارش مقاله‌های تند و آتشین، روزنامه پرتیراژ و پرطرفدار او را در دوران انتشار، بیش از 50 بار به مرحله توقیف کشاند و همین زبان و روحیه انتقادی در مقاله‌ای اعتراض‌آمیز که برای اعدام احمد قوام (قوام‌السلطنه) نوشته بود و یک میلیون ریال جایزه برایش تعیین کرده بود، ترور او را در 21 بهمن‌ماه 1326 رقم زد. محمد مسعود در رمان‌هایش اغلب از فساد اجتماعی دوره رضاشاه و پهلوی انتقاد می‌کرد. اولین رمان او با عنوان «تفریحات شب» در سال 1311 منتشر شد و پس از آن چند رمان‌ دیگر از او با عناوین در «تلاش معاش» 1312 و «اشرف مخلوقات» 1313، «گل‌هایی که در جهنم می‌رویند» 1322 و دو سال بعد جلد دوم آن «بهار عمر» منتشر شدند. مسعود در رمان «گل‌هایی که در جهنم می‌رویند» به مسائل تلخ اجتماعی دهه 1330 در ایران پرداخته است.  کریستف بالایی استاد زبان و ادبیات فارسی در فرانسه است که تاکنون آثار متعددی را از ادبیات فارسی به زبان فرانسه برگردانده که از آن میان می‌توان به آثاری چون «شاه سیاه‌پوشان» هوشنگ گلشیری، «کلنل» محمود دولت آبادی، «رازی در کوچه‌ها» فریبا وفی، «زنان بدون مردان» شهرنوش پارسی‌پور و «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد اشاره کرد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 10 May 2019 06:38:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275566/کتابی-محمد-مسعود-فرانسه-منتشر تاخیر انتشار کتاب شهردار سابق لندن درباره شکسپیر در نتیجه برگزیت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275560/تاخیر-انتشار-کتاب-شهردار-سابق-لندن-درباره-شکسپیر-نتیجه-برگزیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، پس از اینکه بوریس جانسون چند بار تحویل کتابی درباره شکسپیر را به ناشر به تأخیر انداخت همه منتظر چاپ کتاب در سال جاری بودند اما این بار جانسون خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را بهانه کرد و انتشار کتاب را چهار سال دیگر به تأخیر انداخت.   در آغاز قرار بود کتاب در ماه اکتبر سال 2016 منتشر شود اما ناشر کتاب که قرار است «شکسپیر: معمای نابغه»  نام بگیرد اعلام کرد که معلوم نیست تاریخ بعدی انتشار کِی مشخص شود.   از طرف دیگر گفته می‌شود دلیل این تأخیر بی‌توجهی به موعد مقرر تحویل کتاب است و نویسنده یک کلمه هم ننوشته است و از او درخواست شده است 500 هزار پوند بیعانه‌یِ دریافتی را پس دهد اما هودور و استاوتون، ناشر انگلیسی اعلام کرد کتاب در ماه آوریل منتشر می‌شود و قصد لغو این پروژه مهم را ندارند.   این کتاب از آن جهات برای دنیای نشر اهمیت دارد که قرار است نماینده مجلس سابق انگلیس نبوغ شکسپیر را به شکلی ساده و خواندنی به خوانندگان ارائه کند.   اچ & اس، ناشر که پیش از این با انتشار زندگینامه چرچیل اسمی برای خود دست و پا کرده است می‌گوید: «جانسون نه تنها اصالت نبوغ شکسپیر را نشان می‌دهد بلکه طبیعتش را بررسی می‌کند؛ اینکه بزرگی شکسپیر به چه دلیل است و چرا تا این حد در دنیای ادبیات از او به عنوان نویسنده‌ای سرشار از استعداد و نبوغ یاد شده است.»   جانسون که در سال 2016 از انتخابات رهبری حفظ محافظه‌کار انگلیس انصراف داد درباره این کتاب گفت: «چه چیزی از شکسپیر، شکسپیر می‌سازد؟ مسئله این است!»   ]]> جهان‌کتاب Fri, 10 May 2019 04:18:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275560/تاخیر-انتشار-کتاب-شهردار-سابق-لندن-درباره-شکسپیر-نتیجه-برگزیت باز هم پرفروش‌ها، باز هم جیمز پترسون http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275561/باز-هم-پرفروش-ها-جیمز-پترسون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته اول مِی خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 35 هفته است در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و با اینکه دو هفته پیش با انتشار داستان «رستگاریِ» بالداچی به رتبه دوم رفت اما این هفته بار دیگر به جایگاه نخست بازگشت و حتی حضور دوباره جیمز پترسون هم نتوانست اُونز را از رتبه نخست کنار بزند. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «دزدی هجدهم» نوشته جیمز پترسون و ماکسین پائترو در هفته نخست انتشار موفق شد به جایگاه دوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز راه یابد. هجدهمین کتاب از مجموعه «باشگاه قتل زنان» درباره کاراگاه لیندسی است که به دنبال یافتن سه معلم زن گمشده است.   «رستگاری» نوشته دیوید بالداچی، نویسنده پرفروش آمریکایی دو هفته پیش در رتبه اول پرفروش‌ها قرار گرفت و موفق شد به سلطه چند ماهه دلیا اُونز خاتمه دهد اما حالا و پس از سه هفته در جایگاه سوم قرار گرفته است. «رستگاری» پنجمین کتاب از مجموعه «مرد حافظه» است. آموس دِکر با وثیقه از میله‌های زندان رهایی می‌یابد و در تلاش است به پلیس ثابت کند بی‌گناه است.   «طعمه نئون» نوشته جان سندفورد دو هفته پس از انتشار موفق شد در جایگاه چهارم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار بگیرد. بیست و نهمین قسمت از مجموعه «طعمه» به تعقیب و گریز کاراگاه لوکاس داونپورت با قاتلی زنجیره‌ای می‌پردازد.   «رزهای گمشده» نوشته مارتا هال کِلی پس از چهار هفته از انتشار در جایگاه پنجم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفته است. در سال 1914 الیزا فریدی، جامعه‌شناس به خانواده‌های روسی کمک می‌کند تا از انقلاب روسیه بگریزند.     برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های اول مِی به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.nytimes.com/books/best-sellers/          ]]> جهان‌کتاب Thu, 09 May 2019 20:16:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275561/باز-هم-پرفروش-ها-جیمز-پترسون جان لوکاس، نویسنده و مورخ برجسته درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275555/جان-لوکاس-نویسنده-مورخ-برجسته-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، جان لوکاس، نویسنده و مورخ مجارستانی‌الاصل که نظریاتش درباره سیاست و پوپولیسم با نظرات لیبرال‌ها و همچنین محافظه‌کاران فرق داشت روز دوشنبه در خانه شخصی خود در فینیکس‌ویل در سن 95 سالگی از دنیا رفت. دختر لوکاس می‌گوید حمله قلبی علت مرگ پدرش است.   آقای لوکاس مورخ اروپای مدرن بود و علاقه خاصی به وینستون چرچیل داشت و کتابی در مدح چرچیل هم نوشته بود. این در حالی است که به شدت از هیتلر و استالین تنفر داشت. تنفری که بعدها به احترام برای هیتلر تبدیل شد و در جایی نوشت که هیتلر محبوب‌ترین رهبر انقلابی دنیای مدرن است.   نویسنده آثاری چون «هیتلر تاریخ»، «تاریخچه کوتاهی از قرن بیستم»، و «هیتلر و استالین» یکی از پناهندگان فراری از دست نازی‌ها و کمونیسم شوروی بود و در نهایت توانست در کالجی مسیحی در فیلادلفیا پذیرفته شود. کالجی که 47 سال از عمرش را صرف تدریس به دانشجویانش کرد.   جان لوکاس بیش از 35 کتاب نوشت و مقالات و مطالب متعددی را هم در مجلات و روزنامه‌ها منتشر کرد و با اینکه هیچ‌وقت در دانشگاهی مهم و شناخته‌شده تدریس نکرد اما الهام‌بخش سه نسل از مورخین موفق ایالات متحده شد.   لوکاس بیشتر از اینکه به بیان حقیقت به افراد در قدرت شهرت داشته باشد به صداقت با مخاطبینش شهره بود. معتقد بود تاریخ توسط طبیعت بشر و اراده‌ای آزاد ساخته می‌شود و از بین بردن اخلاقیات موجب سقوط جوامع به دوره‌ای تاریک شده است.   در سال 2008 در مجله محافظه‌کاران نوشت: «این ملی‌گرایی است که در قرن بیستم و حتی الان برای مردم مهم بوده است، نه کمونیسم. ملی‌گرایی پوپولیستی مهم‌ترین تهدید برای تمدن امروز است.»   در نقد رمان «1984» نوشته جوروج اورول هم گفته بود: «اورول بیشتر از اینکه نگران نابودی حقیقت باشد به نابودی عدالت می‌اندیشد.»   جان لوکاس در سال 1924 در بوداپست به دنیا آمد. پدرش پزشک و عضو کلیسای کاتولیک و مادرش یهودی بود. در خانه معلم خصوصی زبان انگلیسی داشت و از دانشگاه بوداپست در رشته تاریخ فارغ‌التحصیل شد.   با اینکه لوکاس مسیحی بود اما وقتی نازی‌ها به مجارستان حمله کردند او را یهودی خواندند و مجبورش کردند عضو ارتش شود تا با نازی‌ها بجنگد. با اینکه نازی‌ها در نهایت شکست خوردند اما لوکاس امیدی به پیشرفت تحت حکومت رژیم کمونیست شوروی نداشت. در سال 1946 به صورت غیرقانونی به آمریکا رفت و در نیویورک اقامت داشت.   از سال 1947 در کالج چست‌نات مشغول به کار شد و در سال 1994 بازنشسته شد و در خانه‌ای زندگی کرد که حالا و پس از مرگش 20 هزار جلد کتاب را در کتابخانه‌اش جای داده است.     ]]> جهان‌کتاب Thu, 09 May 2019 10:50:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275555/جان-لوکاس-نویسنده-مورخ-برجسته-درگذشت کتاب جدید گابو منتشر شد/ خبرنگاری بهترین شغل دنیا http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275519/کتاب-جدید-گابو-منتشر-خبرنگاری-بهترین-شغل-دنیا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک تایمز، گابریل گارسیا مارکز رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی یکی از مشهورترین برندگان جایزه نوبل ادبیات بود. هرچند گابو (نامی که مردم آمریکای لاتین به او داده بودند) به خاطر اختلاف و درگیری با دولت وقت کلمبیا بیشتر عمرش را در مکزیک سپری کرد، ولی خودش نقطه عطف زندگی خود را سال‌هایی می‌داند که در کشورش به شغل خبرنگاری پرداخت.   هفته گذشته انتشارات آلفرد ای. کناف کتابی با عنوان «شایعات قرن» از مجموعه آثار گابو منتشر کرد که در حقیقت مجموعه آثار روزنامه نگاری مارکز است. خود مارکز در جایی نوشته است: هیچ وقت دوست ندارم صد سال تنهایی یا جایزه نوبل را به یاد بیاورم ولی همیشه سال‌های روزنامه‌‌نگاری برایم دل‌نشین بوده است.   هرکسی که این کتاب را بخواند متوجه خواهد شد که شغل خبرنگاری برای مارکز چقدر جدی بود و حتی در جایی از این شغل به نام یک داستان طولانی دائمی یاد کرده بود. او می‌گفت خبرنگاری بهترین شغل دنیاست. در این کتاب یادداشت‌ها و گزارش‌های مختلفی از مارکز درباره موضوعات مختلف از گزارش مرگ زنی جوان گرفته تا هرج و مرج سیاسی سال 1978 نیکاراگوئه به چشم می‌خورد که همگی نشان از قدرت نویسندگی مارکز در عرصه روایت واقعی از زندگی مردم اطرافش دارند. با خواندن گزارش‌های این کتاب متوجه می‌شویم که کتاب‌های چاپ شده از مارکز چقدر از شغلش الهام گرفته شده است.   سرگذشت یک غریق اولین بار به زبان انگلیسی در سال 1986 منتشر شد که به خوبی نشان می‌دهد که نویسندگی مارکز به طور قابل توجهی از مقالاتش در روزنامه بوگوتا الهام گرفته شده است. اکثر نوشته‌های مارکز مثل آثار داستانی‌اش با محوریت زندگی مردم کلمبیا بوده و نقطه اوج کتاب جدید نیز مقالاتی است که گابو بر اساس شنیده‌ها و دیده‌هایش از زندگی مردم عادی است.   این کتاب شامل 50 مقاله از مارکز بین سال‌های 1950 تا 1984 است که دومین اثری است که بعد از مرگ نویسنده درباره کار و زندگی شخصی‌اش منتشر می‌شود. مقالات چاپ شده در این کتاب به خوبی صراحت طعنه‌‌آمیز و شیرین قلم مارکز را ثابت می‌کنند و معلوم می‌شود که او در نوشتن آثار داستانی از همین رک گویی‌اش در نوشتن مقالات و یادداشت‌های مستند بهره می‌گیرد.   بر اساس یادداشت‌های این کتاب معلوم می‌شود که مارکز از سفر با هواپیما نفرت داشته است و هر بار که می‌خواسته با این وسیله به جایی برود کلی استرس داشته ولی نمی‌توانسته به کسی درباره نگرانی‌هایش بگوید. در تمام طول سفر محکم از دستگیره‌های صندلی می‌گرفته و تمام وقت مانع دویدن کودکان در میان صندلی‌ها می‌شد. مارکز می‌نویسد این مسئله عادی است که برای نوشتن یک کتاب 200 صفحه‌ای 29هزار نخ سیگار بکشید. ]]> جهان‌کتاب Thu, 09 May 2019 10:33:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275519/کتاب-جدید-گابو-منتشر-خبرنگاری-بهترین-شغل-دنیا پروژه کتاب رایگان کتابخانه کنگره کلید خورد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275528/پروژه-کتاب-رایگان-کتابخانه-کنگره-کلید-خورد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر، کتابخانه کنگره اعلام کرده است قصد دارد طی پروژه‌ای طولانی مدت کتاب‌های حوزه کودک را دیجیتالی کرده و به صورت رایگان در اختیار عموم مردم قرار دهد. مسئولان کتابخانه می‌گویند این کتاب‌ها از بین عناوین مشهور ادبیات کودک از کشورهای آمریکا و انگلیس انتخاب شده است.   قرار است به مناسبت صدمین سالگرد هفته کتاب کودک در آمریکا کتابخانه کنگره این پروژه را کلید بزند. وب سایت کتابخانه در توضیحی که درباره این پروژه داده است تنها به سال‌های انتشار کتاب‌های کودک اکتفا کرده است ولی بعضی از کتاب‌های انتخاب شده را نیز نام برده است.   بر اساس نوشته‌های این سایت کتاب‌های کودک چاپ شده در قبل از سال‌ 1924 در انگلیس و آمریکا شامل این طرح می‌شوند. مسئولان کتابخانه می‌گویند معمولاً کتاب‌های قبل از این تاریخ شامل قوانین کپی‌رایت نمی‌شوند و حداقل با مشکلات کمتری روبرو هستند.   علاوه بر کتاب‌های کودک یک سری اسناد و مدارک تاریخی مربوط به کتاب‌های کودک نیز در این پروژه حضور دارند. به گفته وب سایت کنگره آمریکا قدیمی‌ترین کتاب این مجموعه کتابی جیبی شامل داستان‌های کودکان نوشته جان نیوبری است که در سال 1744 چاپ شده است.   داستان‌های کودک نیوبری یکی از پرفروش‌ترین داستان‌های انگلیسی زبان در قرن هجده میلادی بود که در سال 1878 نیز توسط کتابخانه کنگره چاپ شد. در میان آثاری از پیتر نیول، هوارد پایل داستان‌هایی نیز از نویسندگان معاصر مثل راندولف کالکت، والتر کرین و کیت گرینوی نیز در این پروژه دیده می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Thu, 09 May 2019 09:51:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275528/پروژه-کتاب-رایگان-کتابخانه-کنگره-کلید-خورد سرویس داستان نویسی آمازون تعطیل می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275538/سرویس-داستان-نویسی-آمازون-تعطیل-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دیجیتال ریدر، شرکت آمازون با ارسال ایمیلی به کاربران خود از تعطیلی سرویس داستان نویسی خود خبر داد. آمازون اپلیکیشن استوری خود را در سال 2015 برای انتشار داستان‌ها و نوشته‌های کاربرانش راه‌اندازی کرده بود. کاربران این سایت را معمولاً نویسندگان کمتر مشهور تشکیل می‌دهند که به کمک آمازون می‌توانند داستان‌های خود را منتشر کنند و به فروش برسانند.   آمازون در این ایمیل به کاربرانش گفت است قبل از تاریخ 30 ژوئن سال جاری داستان‌های خود را بارگزاری کنند چون بعد از این تاریخ دسترسی به حساب کاربری نویسندگان دیگر ممکن نخواهد بود.   آمازون علت خاصی برای تصمیم به تعطیلی سرویس داستان نویسی خود ارائه نکرده است ولی ظاهراً این تصمیم آمازون باید با رسوایی اخیرش در تقلبی بودن داستان‌های منتشر شده در این سایت ارتباط داشته باشد.   دزدی ادبی نویسنده برزیلی در سایت آمازون رسوایی بزرگی برای این سایت و خدمات مربوط به کتاب‌های الکترونیک این شرکت به همراه داشته است. کریس سیرویا نویسنده برزیلی این سرویس به دزدی ادبی متهم شد که اولین بار با کپی کردن نوشته‌های رمان کورتنی میلان به نام جنگ دوکس مشخص شد.   بسیاری از کاربران آمازون این اقدام نویسنده برزیلی را محکوم کردند و حتی هشتکی برای دزدی ادبی در آمازون (CopyPastCris) ایجاد کردند. مسئولان آمازون بعد از این رسوایی تحقیقات گسترده‌ای در نوشته‌ها و داستان‌های منتشر شده در سرویس‌ آنلاین این شرکت آغاز کردند که 95 کتاب از 43 نویسنده تقلبی شناخته شد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 09 May 2019 09:46:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275538/سرویس-داستان-نویسی-آمازون-تعطیل-می-شود هیچکس نباید غم را بپذیرد، اما برای فرار از غم همیشه لازم نیست که قدم‌های غول آسا برداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275456/هیچکس-نباید-غم-بپذیرد-اما-فرار-همیشه-لازم-نیست-قدم-های-غول-آسا-برداریم خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- چهارسوقي: در تاریخ سوم جولای هزار و نهصد و شصت و چهار، ژوان هریس از مادری فرانسوی و پدری بریتانیایی در یورکشایر متولد شد. وی نوشتن را از سنین کودکی آغاز کرد، نوشته‌های اولیه او متاثر از آثار شارل پرو، داستان نویس فرانسوی بودند. پس از اتمام دوره مدرسه، هریس خودش را به حسابداری مشغول کرد اما نتوانست بیش از یک سال دوام بیاورد و بعد از آن وارد دنیای معلمی شد. هنگامی که کتاب شکلات منتشر شد، او همچنان نویسنده‌ای پاره وقت بود اما پس از انتشار «شکلات» از معلم بودن کنار کشید و تمام وقتش را به نوشتن اختصاص داد. کتاب شکلات به قدری جذابیت دارد که فیلمش نامزد هشت جایزه بفتا و پنج جایزه اسکار شده وخود کتاب به زبان‌های مختلف دنیا، از جمله فارسی، ترجمه شده. کوتوله‌های مقدس، کفش‌های آب نباتی و شکلات از جمله کتاب‌های وی هستند که توسط انتشارات کتابسرای تندیس وارد بازار کتاب ایران شده‌اند. گفت و گویی با این نویسنده فوق­‌العاده انجام داده‌ايم که متن آن در ادامه آورده شده است. سلام، امیدوارم که سرحال باشید. خب آماده ی شنیدن سوال اول هستید؟ محمد عزیزم، قبل از اولین سوالت می­‌خواهم از رسانه شما به مخاطبان ایرانی خود سلام کنم و از آن‌­ها بابت خواندن کتاب­‌هایم تشکر کنم. اینکه تا این اندازه کتاب‌هایم استقبال شده است من را از خود بی‌خود می‌­کند. واقعا دوست دارم که به ایران سفر کنم و شخصا از همه مخاطبان ایرانی‌ام تشکر کنم.  قطعا حضور شما در ایران همه ما را مفتخر خواهد کرد. سوال اولم راجع به دکتر هو است ،این شخصیت به اندازه دوست داشتنی و بزرگ است که ترجیح دادم به جای اینکه سوالی در ارتباط با بخشی از این شخصیت مطرح کنم ،از خودتان بخواهم هرچه به نظرتان می­‌رسد راجع به دکتر بگویید. رمان دکتر هو که توسط من نوشته شد ،یکی از بهترین آثار داستانی بی­بی­سی است. دکتر در طی زمان صورت های مختلفی داشت اما دکتری که شخصیت اصلی کتاب من است در حقیقت دکتری است که جان پرتوی نقش او را بازی کرد، یعنی همان دکتر سوم. دلیل اینکه این چهره از دکتر را انتخاب کردم این است که  این چهره با دوران کودکی من همبستگی دارد. در این کتاب بخشی رازآلود از زندگی دکتر برای مخاطب روایت می­‌شود ، آنجا که به پایان ماجرای سیاره عنکبوت‌ها می‌­رسم و دکتر سوم در اثر تابش کشنده  رادیواکتیو از بین می‌­رود و جایش را به دکتر چهارم می‌­دهد. در انتها باید بگویم که من داستانی نوشتم راجع به مرگ، تنهایی، ترس که در انتها رستگاری و قدرت عشق را نشان‌مان می‌­دهد. این­ که بخواهی راجع به شخصیتی که از پیش وجود داشته بنویسی واقعا شگفت­‌انگیز و ترسناک است. دکتر هو یک عالم طرفدار دارد –از جمله من و شما- من هم باید برای راضی نگه داشتن این طرفدار‌ها از تمام جزئیات زندگی دکتر با اطلاعات کسب می­‌کردم. نمی­‌خواهم از کتابی اسم ببرم چون ممکن است داستان کتاب برای مخاطب لو برود، نکته این جا است که شخصیت اصلی یکی از کتاب‌های شما تا انتهای کتاب می­‌جنگد تا به پیروزی برسد و در کتابی دیگر شخصیت اصلی که خلق کرده‌اید ناامید می­‌شود و ترجیح می­‌دهد شرایط را بپذيرید، خودتان کدام شخصیت را بیشتر دوست دارد؟ شخصیت‌های اصلی من عمدتا در پی تلاش برای تغییر دادن زندگی خود یا دیگران هستند، پیامی که در همه کتاب‌های من وجود دارد این است که هیچکس نباید غم را بپذیرد. اما برای فرار از غم همیشه لازم نیست که قدم‌های غول­آسا برداریم، گاهی اینکه به خوشی‌های کوچک زندگی‌مان توجه کنیم کفایت می‌کند، قناعت به این خوشی‌های کوچک بهتر از این است که خودمان را با فکر کردن به اندازه تغییراتی که باید در زندگی‌مان ایجاد کنیم عذاب بدهیم. خوشی‌های کوچک چگونه می­‌توانند باعث شوند غم‌های بزرگ را نادیده بگیریم؟ محمد باور کن که زندگی ما بیش از آن که تحت تاثیر مسائل بزرگ دنیا قرار بگیرد،از همین چیزهای کوچک تاثیر می­‌پذیرد و این چیزی است که ما اکثر اوقات فراموش می­‌کنیم. همه  ما می­‌توانیم تغییر کنیم و این تغییرات را به دنیای اطراف‌مان هدیه بدهیم اما باید از چیز‌های کوچک شروع کنیم. شاید کارهای که یک فرد به تنهایی می­‌تواند از پس آن­‌ها بربیاید کوچک و ناچیز جلوه کند اما باور کن که عشق یک انسان، انگیزه یک انسان و پشتکار یک انسان می‌­تواند تغییر ایجاد کند. اگر بخواهیم راجع به غم بنویسیم ،باید آن را تجربه کنیم؟ به نظر من هر وقت که یک نویسنده می‌­خواهد از یک حالت احساسی خاص بنویسند باید بداند که آن احساس دقیقا چگونه است. غم، عش  ،عصبانیت و غیره از جمله احساساتی هستند که مردم سرتاسر جهان قادر به درک آ‌ ها هستند. زمانی که ما می­‌خواهیم به شکلی واقع نگرانه این احساسات را بیان کنیم باید به درون افراد افرد نفوذ کنیم تا به این احساسات دسترسی داشته باشیم می‌خواهم از تو بپرسم آیا راه دیگری برای انتقال احساسات به مخاطب وجود دارد؟ مشابه این سوال را از کارول میسون پرسیده بودم به نظر او تخیل می‌­تواند جای تجربه را بگیرد. نه وقتی که از احساسات صحبت می­‌کنیم. شما کتاب شکلات را مدت‌ها پیش نوشتید اما این کتاب همچنان محبوب است ،دلیل این محبوبیت چیست؟ می­‌توانم بگویم عوامل زیادی در موفقیت کتاب نقش داشتند ،از شانس تا زمان بندی. بیست سال پیش که این کتاب منتشر شد فضای ادبیات واقعا غم افزا و به شکل زمختی واقع­گرایانه بود اما شکلات اصلا این طور نبود. همین شد که شکلات توانست ذهن مردم را درگیر خود کند. مردم راجع به این کتاب با هم حرف می‌زدند و بخشی از موفقیت این کتاب به علت همین سر زبان ها افتادنش است. دلیل اینکه مردم از این کتاب خوش‌شان آمد پیام این کتاب بود که راجع به عشق، تحمل و مورد قبول واقع شدن است. جدا از این‌ها کیست که شکلات دوست نداشته باشد. شما یک جورهایی دو رگه اید ،فرانسوی و انگلیسی، پیشینه ادبی فرانسه و بریتانیا چه تاثیری روی نوشته‌های شما می‌گذارد؟ کدام یک تاثیر بیشتری روی شما می‌گذارند؟ -همانطور که خودت گفتی من دو رگه‌ام و از باید بگویم که فولکلورها و سنن هر دوی این کشورها نوشته‌های من را تحت تاثیر قرار می­‌دهد. این سنن و فولکلورها برای من الهام­بخش هستند. وقتی که از فولکلور صحبت می‌­کنم منظورم همه داستان‌ها، اشعار، هنرها و افسانه‌هایی است که در فرهنگ مردم این کشورها آمیخته شده، حتی آشپزی این کشورها هم از همین فولکلورها تاثیر می‌­گیرد. خانم هریس،به عنوان سوال آخر از شما می‌­خواهم که یکی داستانی از زندگی خود برایمان تعریف کنید. وقتی شش ساله بودم از خانه فرار کردم. وقتی من را به مدرسه بردند به این نتیجه رسیدم که مدرسه جای من نیست و باید فرار کنم. کوله‌ام را پر از غذا و لباس کردم و تا جنگلی که در هشت کیلومتری خانه‌مان بود پیاده رفتم. نقشه ام این بود که هر روز مسافت کوتاهی را راه بروم تا در نهایت به دریا برسم و از دریا با قایقی مخفیانه به فرانسه بروم. قبل از تاریک شدن هوا برای خودم یک پناهگاه درست کردم و با تاریک شدن هوا سعی کردن آتش روشن کنم اما یک پلیس پیدایم کرد و مجبورم کرد به خانه برگردم، راستی آن پلیس یک چاقوی جیبی هم به من هدیه داد و گفت که می­‌توانم با آن چاقو از خودم در برابر خرس‌ها دفاع کنم. هنوز هم آن چاقو را دارم. از بچگی خلاق بودید، ممنون که به سوالات ما پاسخ دادید. برایت بهترین آرزوها را دارم، ممنون که با من تماس گرفتید.     ]]> جهان‌کتاب Wed, 08 May 2019 04:49:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275456/هیچکس-نباید-غم-بپذیرد-اما-فرار-همیشه-لازم-نیست-قدم-های-غول-آسا-برداریم آتوسا مشفق: ای کاش «لولیتا» را من نوشته بودم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275325/آتوسا-مشفق-کاش-لولیتا-نوشته-بودم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، آتوسا مشفق نویسنده ۳۷ ساله ایرانی-آمریکایی است که با انتشار آخرین رمان خود «سال استراحت و آرامش من» نگاه‌های زیادی را به سوی خود جلب کرد و اخبار بسیاری از نشریات را به خود اختصاص داد.  او در سال ۲۰۱۴ به خاطر رمان «الین» به مرحله نهایی جایزه من بوکر راه یافت. مشفق همچنین در سال ۲۰۱۶ جایزه‌ بنیاد همینگوی را برد و به مرحله نهایی جایزه انجمن منتقدین کتاب ملی آمریکا رسید.   از او درباره آثاری که می‌خواند، دوست دارد، هدیه می‌دهد و ..... سؤال کردیم. خواندن پاسخ‌های این نویسنده ایرانی-آمریکایی خالی از لطف نیست:   کتابی که در حال حاضر می‌خوانم: در حال حاضر کتاب «دختران شیطان سفید: زنانی که در محله چینی‌های سان‌فرانسیسکو علیه برده‌داری جنگیدند» نوشته جولیا فلین سایلر را می‌خوانم.   کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد: جواب مشخصی برای این سؤال ندارم. شاید حساسیت زیادی به این موضوع دارم اما هر بار عاشق کتابی می‌شوم چند هفته دل‌شکسته هستم، با چند نفر صحبت می‌کنم و سپس از ذهنم پاکش می‌کنم. فقط با این روش می‌توانم به کارم ادامه دهم.   کتابی که ای کاش من نوشته بودم: «لولیتا» نوشته ولادیمیر ناباکوف. دوست دارم بدانم اگر نویسنده «لولیتا» زن بود خوانندگان چه عکس‌العملی داشتند.   کتابی که دست‌کم گرفته شده است: به نظرم زنی که مجموعه «هری پاتر» را نوشت باید مورد تحسین بیشتری قرار می‌گرفت.   آخرین کتاب خنده‌داری که خواندم: اخیراً داستان‌های خنده‌داری نخوانده‌ام اما فکر می‌کنم چند سال پیش وقتی «شکایت پورتنوی» نوشته فیلیپ راث را خواندم دوست داشتم بخندم.   آخرین کتابی که با خواندنش اشک ریختید: به یاد ندارم با خواندن کتابی گریه کرده باشم اما در مهدکودک  با خواندن کتاب «چروک همیشگی» نوشته ناتالی بابیت دچار فاجعه هویتی شدم. این کتاب درباره خانواده‌ای است که هیچ‌وقت نمی‌میرند.   کتابی که نتوانستم تا پایان بخوانم: کتاب‌های زیادی را نتوانستم تا پایان بخوانم.   کتابی که از نخواندنش خجالت‌زده هستم: من از نخواندن کتابی خجالت‌زده نمی‌شوم. هر کس علاقه‌ای دارد و ممکن است کتابی مطابق با علایق من نوشته نشده باشد.   کتابی که از خواندنش لذت می‌برید: نوشته‌های مادرم.   کتابی که دوست دارید به دیگران هدیه بدهید: کتاب «به شما خوش می‌گذرد» نوشته آمی بارودیل یکی از مجموعه‌های داستان کوتاهی است که خیلی دوست دارم و همیشه به دیگران هدیه می‌دهم.     ]]> جهان‌کتاب Wed, 08 May 2019 04:35:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275325/آتوسا-مشفق-کاش-لولیتا-نوشته-بودم برندگان سه جایزه گنکور معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275507/برندگان-سه-جایزه-گنکور-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از مجله ادبی لیورابدو- در حالی که از پاییز ادبی فرانسه که فصل اهدای مهم‌ترین جوایز ادبی در این کشور است بیش از 4 ماه می‌گذرد، هیئت داوران جایزه ادبی گنکور که مهم‌ترین و معتبرترین جایزه ادبی در فرانسه است، دست به انتخاب و معرفی برندگان دیگر بخش‌های جانبی این جایزه زده‌اند. برندگان جایزه گنکور داستان کوتاه، گنکور نخستین رمان و گنکور شعر که از شاخه‌های فرعی و جانبی جایزه گنکور به شمار می‌روند انتخاب و معرفی شدند. کارولین لامرچ، نویسنده بلژیکی برای نگارش مجموعه داستان کوتاه «ما در حاشیه هستیم» که شامل 9 داستان کوتاه است و از سوی انتشارات گالیمار منتشر شده بود، برنده جایزه داستان کوتاه گنکور 2019 شد. دیگر رقبای او برای دریافت این جایزه یانیک لاهنسن با اثر «پرنده پارکر در شب» و اریک نوهوف با داستان «پولاروئیدها» بودند.  دیدیه دکوئن، دبیر کل آکادمی گنکور درباره این اثر گفت: «این داستان‌‌ها ما را در حاشیه دو جهان قرار می‌دهد. مثل یک صاعقه و یا عشق در نگاه اول بود، آن چه از عشق، زندگی و مرگ، در این کتاب انتظارش را داشتم.» کارولین لامرچ، نویسنده بلژیکی در سال 1955 میلادی در شهر لیژ بلژیک زاده شد. او پیش از این توانست برای اثر «روز سگ» که در انتشارات مینوئی منتشر شده بود توانست جایزه ویکتور راسل را در سال 1996 از آن خود کند. ماری گوتیه، نویسنده فرانسوی، برای نگارش نخستین رمان خود با عنوان «پوشش کوتاه» توانست جایزه گنکور نخستین رمان سال 2019 را از سوی این آکادمی به خود اختصاص دهد. دیگر رقبای خانم گوتیه برای کسب این جایزه رمان‌های «به وقت تابستان» نوشته پرون آنتوان،« آتلیه آشفتگی» نوشته ایزابل دانگی، «چطور همه چیز شروع شد» نوشته فیلیپ ژوانی و «خوره کتاب‌ها» نوشته استفان مالاندرین بودند. فیلیپ کلودل، یکی از اعضای آکادمی گنکور ضمن تحسین این رمان درباره آن گفت «رمانی کوتاه، موجز و خوش‌خوان با موضوعی جسورانه که ما را به انتخاب این اثر به عنوان برنده ترغیب کرد.» بروتنون ایوون لو من، نویسنده و شاعر فرانسوی، برای مجموعه آثارش، خصوصا آن دسته از آثارش که از سوی نشر برونو دوسی منتشر شده بود از جمله «یک جزیره روی زمین» و «وزن یک ابر» موفق شد جایزه گنکور شعر این آکادمی را به خود اختصاص دهد. طاهر بن جلون، از اعضای آکادمی گنکور، در بیانیه‌ای درباره برنده گفت «او مسافری است که گوش به جهان سپرده و کلمات را به پرسش وا می‌دارد .شعرهای او روشنمان می‌دارد و چراغ راهمان می‌شود.» برونتون ایوون لومن، شاعر و نویسنده فرانسوی، در سال 1953 در فرانسه متولد شد. از او تاکنون بیش از 40 مجموعه شعری، یک مجموعه داستان و دو رمان با عنوان‌های «یکی بود یکی نبود» و «اگر مرا ترکم کنی، خواهم رفت» منتشر شده که جوایز متعددی را برایش به ارمغان آورده‌اند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 08 May 2019 04:33:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275507/برندگان-سه-جایزه-گنکور-معرفی-شدند مثل خودتان بنویسید نه هیچ کس دیگر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275475/مثل-خودتان-بنویسید-نه-هیچ-کس-دیگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب، سائول بلو  نویسنده آمریکایی کانادایی ‌تبار بود که به خاطر دستاوردها و آثار ادبی خویش، برنده جایزه نوبل ادبیات، جایزه پولیتزر و نشان ملی هنر آمریکا شد. او تنها نویسنده‌ای است که سه بار برنده جایزه کتاب ملی برای داستان شده ‌است. انتشار رمان ماجراهای اوگی مارچ در سال ۱۹۵۳ و پس از آن رمان‌های سلطان باران و هرتزوگ، او را به عنوان یکی از چهره‌های مطرح ادبیات قرن بیستم آمریکا تثبیت کرد.   بلو به خاطر رمان هدیه هومبولت در سال ۱۹۷۵ برنده جایزه پولیتزر شد و سال بعد برای این رمان نوبل ادبی را بدست آورد. او به خاطر علاقه تا سنین پیری به تدریس در دانشگاه‌های مختلف از جمله ییل، مینه‌سوتا، نیویورک، پرینستون، پورتوریکو، شیکاگو، بوستون و کالج بارد پرداخت.   نکاتی درباره نویسندگی برگرفته از نوشته‌ها و سخنرانی‌های بلو جمع‌آوری شده است که معمولاً به صورت کوتاه در در مجلات و روزنامه‌های مختلف منتشر می‌شد. خلاصه‌ای از توصیه‌های بلو درباره نوشتن در زیر آمده است:   احساسات واقعی خود را گزارش کنید. تنها کاری که پروست و تولستوی می‌کردند گزارش و یادداشت برداری از احساسات واقعی انسانی بود که درد در کنار شادی همانطور که بود روایت می‌شد. پس سعی نکنید در بیان احساسات غلو کنید و همانطوری که تجربه می‌کنید برای دیگران روایت کنید. نوشتن رمان با دیگر قالب‌ها تفاوت دارد و به اندازه کافی وقت بیان چنین احساسات با تمام جزئیاتش را دارید.   مثل خودتان بنویسید نه هیچ کس دیگر. یک نویسنده باید از هر چیز بتواند احساساتش را به سادگی بیان کند و روی کاغذ بیاورد. ولی در این نوشتن باید شبیه خودش باشد و سعی نکند از دیگران تقلید کند. وقتی یک نویسنده موفق خواهید شد که بتوانید سبک نوشتن خودتان را پیدا کنید. آنطوری که خودتان اعتقاد دارید و خودتان دوست دارید بنویسید و سعی نکنید شبیه هیچ کس دیگری باشید.   رد شدن از سوی دیگران کمک کننده است. هیچ وقت از رد شدن توسط ناشران و نظرات منفی درباره نوشته هایتان نترسید. تاریخ نشان داده بسیاری از نویسندگان بزرگ همیشه با این مشکلات روبرو بودند ولی تنها آنهایی موفق شدند که نا امید نشدند و دست از نوشتن برنداشتند. پیش از اینکه دیگران درباره داستان شما قضاوت کنند خودتان درباره آن داوری کنید و در صورتی که از آن رضایت داشتید با قوت تمام ادامه دهید.   همیشه بنویسید و بنویسید. اولین بار ریلک وقتی به دیدار تولستوی رفته بود سعی داشت تجربه های متفاوتی از استاد نویسندگی روسیه کسب کند ولی تنها چیزی که از پیرمرد شنید این بود که فقط بنویسید.   هیچ کاری نکنید چون بقیه می‌گویند. نویسنده کارش مثل مهندسان هوش مصنوعی یا چیزی شبیه تحلیل و تجزیه ریاضی نیست. آنها تنها قرار است احساسات لطیف انسانی را روایت کنند و تنها باید منتظر شوید بقیه حرف بزنند و شما تجربه‌های آنها را منتقل کنید.   خیلی جدی نشوید. بعضی از نویسنده‌ها بیش از حد خودشان را جدی نشان می‌دهد و به اصطلاح تیپ روشنفکری به خود می‌گیرند. بهتر است همرنگ دیگران شوید تا بتوانید برایشان قصه بگویید و سعی کنید همانطوری که در اطراف قصه‌ها را می‌شنوید به همانگونه داستان روایت کنید. از واژه‌های سنگین و غلوآمیز استفاده نکنید و سعی کنید همان کلماتی را برای نوشتن داستان استفاده کنید که هر روز در کوچه و خیابان می‌شنوید. درباره نقدهای منفی احتمالی نیز زیاد جدی برخورد نکنید و اصلاً آنها را جدی نگیرید.   به غریزه خود اعتماد کنید. وقتی داستانی یا چیزی در نیمه‌های شب به شما الهام می‌شود لازم نیست تمام سعی خود را برای تغییر یا اصلاح آن انجام دهید. همان داستانی است که دیگران دوست دارند. همان چیزهایی که در نیمه‌های شب به شما می‌رسد همان‌ها را به دست دیگران برسانید.   سخت‌ترین قسمت ساخت انسان‌های واقعی است. بعضی از داستان‌ها شخصیت‌های خیالی دارند ولی اگر قرار باشد یک داستان و رمان واقعی بنویسید باید انسان واقعی خلق کنید و در شخصیت‌ پردازی چنان مهارت داشته باشید که برای دیگران نیز این شخصیت‌ها یک انسان واقعی باشند. هیچ کس خواندن داستان درباره روبات‌ها یا ماشین‌های انسان‌نما را دوست ندارد. بعضی از شخصیت‌ها نیز در دنیای واقعی وجود دارند و تنها باید آنها را پیدا کنید و داستان زندگی آنها را برای دیگران روایت کنید.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 07 May 2019 10:53:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275475/مثل-خودتان-بنویسید-نه-هیچ-کس-دیگر نویسنده پاکستانی- بریتانیایی ملک‌الشعرایی دربار بریتانیا را رد کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275326/نویسنده-پاکستانی-بریتانیایی-ملک-الشعرایی-دربار-بریتانیا-رد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، ایمتیاز آرکر، نویسنده پاکستانی-بریتانیایی افتخار ملک‌الشعرایی بریتانیا، که مهم‌ترین افتخار در جامعه شعر بریتانیا است، رَد و اعلام کرد در حال حاضر به تمرکز بیشتری برای نوشتن اشعارش نیاز دارد.   کارول آن دافی، شاعر اسکاتلندی و پروفسور شعر تطبیقی در دانشگاه منچستر در سال 2009 عنوان ملک‌الشعرایی انگلیس را به دست آورد. عنوانی که ده سال ادامه دارد. در نتیجه امسال باید جایگزین دافی معرفی شود و گزارشات مجلات نشان می‌دهد که آرکر گزینه بعدی ملک‌الشعرایی بریتانیا است.   آرکر می‌گوید: «حتی لحاظ کردن من در عنوانی به این مهمی برایم افتخار است و از این همه حمایت‌های محبت‌آمیز در سراسر دنیا تحت تأثیر قرار گرفتم اما دوست دارم در فضایی شخصی و به دور توجه عموم به نوشتن ادامه دهم.»   ساندی تایمز اعلام کرد که قرار است این ماه آرکر به عنوان ملک‌الشعرای بعدی بریتانیا معرفی شود اما بنا بر شواهد گاردین هیچ پیشنهاد رسمی به خانم آرکر نشده است و هنوز گزینه‌های احتمالی در دست بررسی است.   بسیاری معتقدند عنوان ملک‌الشعرایی موجب الهام بیشتر شاعر نمی‌شود و موجب خشک شدن چشمه خلاقیت شاعر می‌شود. آندرو موشن، که از سال 1999 تا 2009 ملک‌الشعرای بریتانیا بود این نقش را بسیار مضر خواند و هنگامی که هنوز عنوان ملک‌الشعرایی را دارا بود گفت: «پنج سال تمام چشمه شعر ذهن من خشک شد و نمی‌توانستم جز اشعار مناسبتی چیزی بنویسم.»   کارول آن دافی هم هنوز اظهارنظری درباره جانشین خود، که باید روز اول می اعلام می‌شد، نکرده است و از آنجا که دولت مشغول موضوعات مهم‌تری است اعلام ملک‌الشعرای بعدی به تأخیر افتاده است.   از ایمتیاز آرکر، سایمون آرمیتاژ، دالیت ناگرا، لمن سیسای، آلیس اُزوالد، و جکی کِی از گزینه‌های احتمالی کسب عنوان ملک‌الشعرایی دربار بریتانیا نام برده می‌شود. البته هیچ‌کدام از شاعران نام‌برده به طور رسمی به عنوان نامزدهای عنوان ملک‌الشعرایی اعلام نشده‌اند.   اُزوالد اخیراً به عنوان استاد شعر دانشگاه آکسفورد، که دومین عنوان مهم در دنیای نشر در بریتانیا است، انتخاب شد و با این حرکت عدم علاقه‌اش به عنوان ملک‌الشعرایی را نشان داد. استادی دانشگاه آکسفورد عنوانی است که توسط فارغ‌التحصیلان این دانشگاه انتخاب می‌شود.   ملک‌الشعرایی دربار انگلیس عنوانی است که قبل از حضور آن دافی مادام‌العمر بود اما از زمان دافی تصمیم بر این شد که منصبی ده ساله باشد. ملک‌الشعرای دربار انگلیس وظیفه خاصی جز سرودن شعر برای دربار در موقعیت‌های خاص ندارد و در عوض عنوان ملک‌الشعرایی را در کارنامه خود دارد و سالیانه مبلغی در حدود 6 هزار پوند دریافت می‌کند.   برای انتخاب ملک‌الشعرای انگلیس در آغاز نامزدهای واجد شرایط انتخاب و به وزارت امور خارجه معرفی می‌شوند و در نهایت این نخست‌وزیر است که ملک‌الشعرای دربار را برمی‌گزیند. کارول آن دافی اولین زن و همچنین اولین اسکاتلندی است که عنوان ملک‌الشعرایی را به دست آورده بود و در طول ده سال ملک‌الشعرایی‌اش برای مرگ هنری آلینگهام و هری پچ- دو سرباز باقیمانده از جنگ جهانی دوم- و عروسی دوک و دوشس کمبریج شعر سرود. ]]> جهان‌کتاب Tue, 07 May 2019 04:32:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275326/نویسنده-پاکستانی-بریتانیایی-ملک-الشعرایی-دربار-بریتانیا-رد گزارش مولر پرفروش‌ترین کتاب‌ آمریکا http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275332/گزارش-مولر-پرفروش-ترین-کتاب-آمریکا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سی ان بی سی، گزارش رابرت مولر، بازرس ویژه پرونده مداخله روسیه در انتخابات آمریکا، چند هفته‌ای است که منتشر شده است. در این گزارش مولر تصریح کرده است که رابطه‌ای بین روسیه و ترامپ وجود نداشته است.   روزنامه واشنگتن پست با همکاری انتشارات و کتابفروشی اسکریبنر با استفاده از نسخه پی دی اف این گزارش آن را به صورت الکترونیک و کتاب کاغذی چاپ کرده است که هم اکنون پرفروش‌ترین کتاب آمریکا محسوب می‌شود. به گفته آسوشیتدپرس هفته گذشته این کتاب بیش از 40هزار نسخه فروش داشته است.   در این کتاب علاوه بر گزارش مولر درباره انتخابات آمریکا و حوادث بعد از آن ضمیمه‌ای نیز از گزارش ویلیام بار دادستان آمریکا آورده شده است که در هفته‌های گذشته شماره اول لیست کتاب های مستند آمازون بوده است.   از بخش‌های جذاب این کتاب وجود مقالات تحلیلی روزنامه‌نگاران مشهور واشنگتن پست نیز در این کتاب موجب پرفروش شدن آن شده است.   چنین تجربه‌ای در سال 2004 در مورد انتشار گزارش کمیسیون حادثه یازدهم سپتامبر اتفاق افتاده بود. این گزارش توسط نورتون اند کامپنی چاپ شده بود و پرفروش‌ترین کتاب آمریکا شده بود.   دونالد ترامپ در اظهار نظری گفته بود که گزارش مولر در حقیقت گزارش احزاب دموکرات کشور آمریکاست. ترامپ این گزارش را حاصل عصبانیت دموکرات‌ها از دولتش خطاب کرده بود.   در سال‌های گذشته متون سیاسی و نوشته‌های افشاگرانه در باره ترامپ فروش زیادی دارد. بازار کتاب‌های سیاسی هیچگاه مثل دوره ریاست جمهوری ترامپ رونق نداشته است. ]]> جهان‌کتاب Tue, 07 May 2019 04:30:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275332/گزارش-مولر-پرفروش-ترین-کتاب-آمریکا کشور من فرانسه یا مراکش نیست، کشور من کتابخانه است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275431/کشور-فرانسه-یا-مراکش-نیست-کتابخانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - لیلا سلیمانی وقتی دوازده ساله بود، چیزی یاد گرفت که خشمی که از بزرگ شدن در رباط مراکش شکل می‌گرفت را کمی فروکش کرد. رمان‌نویس ۳۷ ساله، یک ربع قرن بعد از آن روزها می‌گوید: «مردم همیشه درباره لباس‌هایی که می‌پوشیدم نظر می‌دادند.» خاطره‌ای که به اندازه همین دیروز واضح و روشن است.   «والدینم همیشه وقتی بیرون می‌رفتم نگران بودند، چون خطرناک بود، بنابراین فهمیدم که زن بودن خطرناک است.» سلیمانی خطرناک بودن را از همسایگی‌شان فهمید. «زنی که در خانه همسایه‌مان کار می‌کرد، مورد تجاوز قرار گرفته بود، باردار شده بود و هیچ نگفته بود، این را مثل یک راز نگه داشت و بچه را به دنیا آورد و او را که مرده بود به خاک سپرد. و دستگیر شد! یادم می‌آید که به مادرم گفتم: اما او یک قربانی است. او جواب داد: بله، اما او بکارتش را از دست داد. بدون ازدواج بچه‌دار شد، پس او یک قربانی نیست، گناهکار است. و آن زن به زندان رفت.»   سلیمانی مکث می‌کند: «هرگز آن زن را فراموش نکردم. همیشه فکر می‌کردم به طریقی انتقامش را می‌گیرم، نه تنها انتقام او را، بلکه تمام زنانی که با این مسائل روبه‌رو هستند، چون آنچه در جوامع واقعا بی‌رحمانه و خشونت‌آمیز است، وارونگی قوانین است. باید قربانی باشی، اما مجرمی. هر بار تو گناهکاری. و خانواده خودت هم خواهند گفت: «از این خانه برو. نمی‌خواهم کاری با تو داشته باشم، چون تو دختر بدی هستی و ما به خاطر تو شرافتمان را از دست دادیم، پس برو بیرون.» در نتیجه همیشه با وجود قربانی بودن مجازات می‌شوند. برای همین است که تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم، چون می‌خواستم افراد بیشتری این داستان‌ها را بشنوند. داستان‌هایی که بسیار خشونت‌آمیز و گاهی بسیار تکان‌دهنده‌اند. اما بسیار مهم است که گاهی تکان بخوریم، چون واقعیت تکان‌دهنده است.»   جهان ادبیات نیاز دارد که این حقیقت مهم را از زمانی به زمان دیگر بشنود و حالا زمان سلیمانی است که آن را بگوید. او گزارش‌ها و مقالاتی درباره خط مقدم حقوق زنان در مراکش و پاریس نوشته، نظیر «جنسیت و دروغ»، وقایع‌نامه‌ای غیرداستانی درباره زندگی جنسی زنان در مراکش. بخت با او یار بود، اما عمدتا بر مبنای دو رمانش و داستان‌های هیجان‌انگیز و وحشت‌آور درباره ترسی که در دل زندگی زنان است. ترس‌هایی که او با حرکت رو به جلوی مداوم و سناریوهایی که با وسواس طرح‌ریزی شده، ترسیم می‌کند.   وقتی نوبت به زندگی خانوادگی می‌شود، هر دو رمان در واقع واقع‌گرایانه‌اند. همانطور که «ادل» جزئیات اشتیاق مهارناپذیر قهرمان داستانش برای داشتن عشاقِ بیشتر، بچه‌دار شدن و والدینی که باید از آنها دیدن کند را توصیف می‌کند. محور اصلی «پرستار تمام عیار»، رمان سلیمانی که جایزه گنکور ۲۰۱۶ را برای او به ارمغان آورد نیز وفاداری مشابه او به واقع‌بینی خانوادگی است. کلیر مسود، رمان‌نویس امریکایی درباره «پرستار تمام عیار» می‌گوید: «من مجذوب توانایی سلیمانی در انتخاب رویدادهای مهیج از عناوین خبری و نگرش ادبی به آنها شدم. به عنوان یک مادر شاغل، این رمان را از لحاظ صحت و دقت انسانی، هراس‌انگیز یافتم.»   سلیمانی توضیح می‌دهد که «پرستار تمام عیار» یک جنبه اجتماعی و سیاسی هم دارد. «من تمام زندگی‌ام در طبقه مرفه زندگی کردم و در این طبقه اجتماعی چیزهای وحشتناکی دیدم که قرار است خوب و روشن‌فکرانه و بسیار مودبانه باشد. همه‌ چیز خوشایند و این نقاب زیباست. اما پشت این نقاب گاهی چیزی می‌بینی که بسیار وحشتناک‌تر از چیزهایی است که می‌تواند در طبقات اجتماعی دیگر اتفاق بیفتد. من می‌خواستم نشان بدهم که این خشونت به یک طبقه اجتماعی خاص تعلق ندارد. می‌خواستم نشان دهم که این وحشت متعلق به طبقه مرفه هم هست و پشت آن نقاب، ریاکاری بسیاری وجود دارد. و این ریاکاری تو را حتا خشن‌تر هم می‌کند، چون نمی‌خواهی که مردم بفهمند در زندگی‌ات چه اتفاقاتی می‌افتد.»   این پنهان‌کاری بخشی از ساختار تحقیق رمان درباره قدرت است: «این واقعیت وجود دارد که در طبقه مرفه می‌خواهی زندگی خانوادگی، خانواده و خانه‌ات را حفظ کنی. نمی‌خواهی مردم بدانند در خانه‌ات چه خبر است اما کسانی که به خانه‌ات می‌آیند و برایت کار می‌کنند و تحت سلطه تو هستند، همه چیز را درباره‌ات می‌دانند، درنتیجه در برابرت قدرت دارند. و تو در برابر آنها قدرت داری، چرا که به آنها پول می‌دهی و آنها را تحت سلطه داری. بنابراین، این بازی قدرت بود که در این کتاب بسیار برایم جالب بود.»   توانایی سلیمانی در ترکیب تشویش با بازتاب زندگی خانوادگی، او را به یک چهره سرشناس محبوب در فرانسه تبدیل کرده است. سال گذشته مجله «ونتی فر» او را به عنوان دومین زن قدرتمند فرانسه انتخاب کرد. «ترانه شیرین» بیش از یک میلیون نسخه فروش داشت و سایر کتاب‌هایش صدها هزار نسخه بیشتر از آن فروخته شد. پس از کسب جایزه گنکور که او را نه تنها به اولین زن مراکشی، بلکه به اولین زن باردار برنده این جایزه تبدیل کرد، امانوئل مکرون از او دعوت کرد که وزیر فرهنگ کشور شود. او این پیشنهاد را رد کرد اما سِمت سفیر زبان فرانسوی را پذیرفت، موقعیتی که با انتقاداتی از جانب نویسندگان افریقایی و عربی مواجه شد که سلیمانی این‌گونه با آنها پاسخ می‌دهد: «مطمئن نیستم که مراکش یا فرانسه کشورم باشند. همیشه بسیار تعجب می‌کنم وقتی مردم می‌گویند افتخار می‌کنم که فرانسوی هستم یا مراکشی هستم. نه، کشور من زبان است. کشور من کتابخانه است. در یک کتابخانه، هر جایی که باشد، احساس می‌کنم در خانه‌ام هستم، این کتابخانه می‌تواند در نیویورک، پاریس، مراکش یا هر جای دیگری باشد. بله، زادگاه من، سرزمین من، دنیای زبان‌ها، کتابخانه‌ها و کتاب‌هاست، و این چیزی است که می‌خواهم منتقل کنم، به مردم بفهمانم که فرهنگ و خواندن و ادبیات، نجات‌بخش آنهاست. فکر می‌کنم به لطف همین موضوع است که به یک زن آزاد تبدیل شده‌ام.»   در دو سال گذشته او در تورهای جهانی بسیاری در جاهایی که کتاب‌هایش منتشر شده‌اند حاضر شده و با صدا، کتاب‌ها و صورتش، زبان فرانسوی را نشان داده است. او در این نقش بسیار خوب ظاهر شده، که به راحتی می‌تواند از سوی دیگران مورد غفلت واقع شود که حفظ این موقعیت در قلب فرهنگ فرانسه از سوی زنی از تبار مراکش چقدر معرکه است. مردانی نظیر طاهر بن جلون و عبدالطیف لعبی بودند اما هیچ‌کدام به چنین سطحی از فروش دست نیافتند و هیچ زنی تا کنون به این سطح از قدرت حتا نزدیک هم نشده است.   علاوه بر «ترانه شیرین» که در آن زوج اصلی داستان که فرانسوی-مراکشی هستند و یک پرستار سفیدپوست استخدام می‌کنند، او همچنین کتابی از سفرهایش در مغرب نوشته، مجموعه‌ای از داستان‌ها و مقالات که در آن انحرافات از اسلام را که در حملات تروریستی اخیر می‌بیند، بررسی می‌کند. «جنسیت و دروغ» اخیرا به یک رمان مصور تبدیل شده که می‌تواند خوانندگان بیشتری پیدا کند. و بعد «ادل» که در آن زنی از تبار افریقای شمالی انسانی منفعل و دروغگو است و تنها خواسته‌اش این است که با مردی ثروتمند ازدواج کند.   «ادل» جایزه ادبی لا مومنیا را در مراکش از آن خود کرد و در پی این موفقیت، سلیمانی به کشورش رفت تا آن را بخواند و درباره‌اش صحبت کند. همه زن‌ها می‌خواستند با او حرف بزنند. یک شب یک رویداد داشت و پس از آن به یک کافه رفت. «یک خانم کنارم نشست و گفت: «می‌توانم کنارتان بنشینم؟ می‌توانم با شما حرف بزنم؟ چون کتابتان، ادل، را خیلی دوست دارم. می‌دانید، کمی با او احساس نزدیکی می‌کنم، من هم مثل ادل تمام مدت دروغ می‌گویم.» و من به او گوش دادم، تکان نخوردم، حرف نزدم، چون می‌ترسیدم دست از حرف زدن با من بردارد. آن زن یک عالم راز به من گفت.»   «وقتی به خانه برگشتم همه چیز را در دفترچه‌ام نوشتم، و حدودا دو هفته بعد چیزهای که نوشته بودم را خواندم و فکر کردم: باید این داستان را بنویسم. باید این زن را پیدا کنم و از او بپرسم اشکالی ندارد این داستان را چاپ کنم؟ و بعد تصمیم گرفتم وقتی به طنجه رفتم با بقیه زن‌ها هم ملاقات کنم. به یکی از کتابخانه‌های معروف آنجا رفتم که روبه‌روی یک بار عجیب است و روسپی‌های زیادی آن اطراف هستند. تصمیم گرفتم با آنها مصاحبه کنم و همه‌شان به کتابفروشی آمدند. جالب بود. تعدادی از آنها کتابخوان بودند. واقعا عجیب بود. اما آن زن‌ها به من اعتماد کرده بودند چون می‌گفتند اگر می‌توانی کسی مثل ادل را بفهمی شاید بتوانی ما را هم بفهمی، یا حداقل قضاوتمان نکنی.»   سلیمانی شاهد تغییر در کسانی بود که با آنها صحبت می‌کرد. «هرچه بیشتر حرف می‌زدند، بیشتر برمی‌خاستند و به چشمانت نگاه می‌کردند. و من فکر می‌کنم وقتی با یقین می‌گویی «من»، به عزت نفس و شانی که باید، دست می‌یابی. می‌گویی «من» و متوجه می‌شوی که زندگی‌ات ارزش دارد، که برای خودت کسی هستی. و من فکر می‌کنم به همین خاطر است که کار ما به عنوان نویسنده یا روزنامه‌نگار بسیار مهم است که به این زنان کمک کنیم سخن بگویند.» سلیمانی این کتاب را در سال ۲۰۱۷ منتشر کرد که با استقبال خوبی مواجه شد و رفت که به یک رمان مصور تبدیل شود.   «می‌خواستم مردم به مراکش مثل یک کارت پستال توریستی نگاه نکنند. می‌خواستم مراکش را بفهمند. مراکش یک کشور «قدیمی» نیست، یک جامعه پیچیده است با یک عالم سنت و البته یک عالم مدرنیته. کشوری است که خیلی سریع حرکت می‌کند و در کتاب می‌توانید تصاویری از شهرهای فاس و مدینه قدیمی و همچنین کازابلانکا را ببینید. زنانی که تاکسی می‌رانند، زنانی که تنها زندگی می‌کنند و همینطور زنانی که در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. می‌خواستم به مردم نشان بدهم که جوامع عربی و مسلمان تنها کلیشه نیستند. چون فکر می‌کنم برای مردم خیلی آسان است که بگویند «آه، بله، ما می‌دانیم که زنان مسلمان قربانی هستند و رنج بسیاری می‌برند.» همین! نه، فقط همین نیست. ما هم فمینیست داریم و مبارزه می‌کنیم و این خیلی پیچیده است. در بعضی موارد زندگی‌مان آزاد هستیم و در بعضی موارد منزوی. بنابراین فکر می‌کنم نگاه کردن به یک جامعه و پذیرفتن پیچیدگی‌های آن نوعی احترام است.»   اگر داستان سلیمانی اعتباری هنری داشته باشد، آن اعتبار همین است. تلاش برای حفظ پیچیدگی، و همچنین گفتن حرف‌های ناگفتنی. دو جمله اول «پرستار تمام عیار» این است: «بچه مرده است» و «فقط چند ثانیه طول کشید». از این دو ضربه آزاردهنده، داستان دیگری بیرون می‌آید که حتا از ادل هم تکان‌دهنده‌تر است. در رمان قبلی، احساسات دوپهلوی قهرمان داستان سلیمانی درباره مادر بودن اجازه آسیب رساندن را به او نمی‌دهد.   سلیمانی می‌داند که یکی از چالش‌های مداومش بیرون راندن مردم از منطقه امن‌شان است. آخرین داستان کوتاه او که در نیویورکر منتشر شد، از دید یک متجاوز جنسی است. سلیمانی نه تنها از حق خود برای نوشتن از این زاویه دید دفاع می‌کند، بلکه دلیل محکمی می‌آورد که چرا ما هم باید آن را بشنویم. «من می‌خواهم که خواننده گاهی خجالت‌زده شود و احساس معذب بودن داشته باشد، چون فکر می‌کنم این چیزی است که وقتی از کسی شناخت پیدا می‌کنید، احساس می‌کنید. وقتی مقابل صمیمیت و شناخت قرار می‌گیرید، احساس همدلی می‌کنید. اما در عین حال احساس شرم و خجالت‌زدگی هم دارید. این دقیقا همان احساسی است که می‌خواهم منتقل کنم.»   ]]> جهان‌کتاب Mon, 06 May 2019 08:47:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275431/کشور-فرانسه-یا-مراکش-نیست-کتابخانه ​رشد نرخ مطالعه در میان فنلاندی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275378/رشد-نرخ-مطالعه-میان-فنلاندی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از خبرگزاری فنلاند- دولت فنلاند اصرار زیادی به رشد فرهنگ مطالعه میان مردم این کشور داشته و مطالعه در میان فنلاندی‌ها، همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است تا جایی که این کشور توانست رتبه نخست باسوادترین کشورجهان را در سال 2016 میلادی به خود اختصاص دهد. بزرگ‌ترین سالن مطالعه در فنلاند اخیرا در دست ساخت است که مساحت آن دو برابر یک میدان شهری بوده و علاقه‌مندان علاوه بر مطالعه در این مکان می‌توانند از امکانات دیگری همچون دیدن فیلم، استفاده از کافی‌شاپ و تقویت تعاملات اجتماعی استفاده کنند.  گزارش‌های دهه 80 میلادی حاکی از آن بود که  حدود یک سوم فنلاندی‌ها حداقل 10 کتاب را در طی 6 ماه می‌خواندند و آمارهای مرتبط با سال 2018 نشان داد که درصد خوانندگان فعال کتاب در این کشور بیش از نیمی کاهش یافته؛ اما گزارش تازه منتشر شده از نرخ مطالعه در فنلاند بیانگر این است که مطالعه در این کشور هم‌چنان یکی از فعالیت‌های محبوب برای گذراندن وقت است و افراد بیشتری امروزه در فنلاند در مقایسه با سال 2000 کتاب می‌خوانند؛ به طوری‌که 80 درصد از افرادی که در نظرسنجی مرتبط با نرخ مطالعه در این کشور شرکت کردند گفتند دست‌کم یک کتاب در طی نیم سال گذشته خوانده‌‌اند. با اینهمه آن‌ها گفتند که تمایل به تمام کردن کتاب‌های کم‌تری را در طول سال دارند.  بیشتر خوانندگان فعال در این کشور در فاصله گروه سنی بین 10 تا 14 سال قرا دارند. با اینهمه این رده سنی، به دلیل رشد شبکه‌های اجتماعی و سایر امکانات الکترونیکی بیشترین ریزش نرخ مطالعه در فنلاند را شامل می‌شوند. بیش از نیمی از مردان فنلاندی در این نظرسنجی اعلام کردند کتاب‌های نوشته شده توسط نویسندگان مرد را برای مطالعه ترجیح می‌دهند؛ در حالی که فقط یک چهارم زنان اعلام کردند کتاب‌های نویسندگان زن را انتخاب می‌کنند.  در این گزارش هم‌چنین آمده کتاب‌های داستان، بیوگرافی، رمان‌های فانتزی از بیشترین میزان محبوبیت در این کشور برخوردارند؛ در مقابل هر‌روز از رونق و محبوبیت کتاب‌های شعر وکتاب‌های با موضوع جنگ در فنلاند کاسته می‌شود. مطالعه در میان زنان فنلاندی پررنگ‌تر از مردان در این کشور است. 85 درصد از زنان در این نظرسنجی گفتند که دست‌کم یک کتاب را در طی 6 ماه گذشته خوانده و که این رقم درمیان مردان تنها 70 درصد بود که البته هردو از سال 2002 رشد نسبی داشته است. اطلاعات دیگر حاکی از آن است که 8 نفر از هر 10 نفر فنلاندی که کودکی زیر 7 سال در خانه دارند، یک روز در هفته با صدای بلند برای کودکانشان کتاب می‌خوانند و 43 درصد نیز اعلام کردند که کتاب خواندن برای کودکان عادت هرروزه‌شان است. فنلاندی‌ها به ویژه جوان‌ترها کم‌تر از گذشته به کتاب‌خانه می‌روند و اگرچه امکاناتی که از سوی کتاب‌خانه‌ها ارائه می‌شود بیشتر شده؛ اما همچنان قرض گرفتن کتاب، عمده دلیل فنلاندی‌ها برای رفتن به سوی کتاب‌خانانه در کشورشان است. خواندن روزنامه از سال‌های دهه 90 میلادی کاهش یافته و صاحبان شرکت‌ها و صاحبان مشاغل ارشد بیشترین تعداد روزنامه‌خوانان را در فنلاند تشکیل می‌دهند و افراد بیکار، جوان‌ها و دانشجویان کم‌تر از دیگران به سمت خواندن روزنامه گرایش دارند. این آمار درباره مجله نیز به همین ترتیب است. با این تفاوت که مجله در این کشور بیشتر در میان افراد کهنسال و میانسال محبوبیت داشته و بیشتر در حاشیه و حومه‌های شهر خوانده می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Mon, 06 May 2019 05:09:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275378/رشد-نرخ-مطالعه-میان-فنلاندی-ها رسوایی سرویس داستان نویسی آمازون http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275387/رسوایی-سرویس-داستان-نویسی-آمازون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دیجیتال ریدر، دزدی ادبی نویسنده برزیلی در سایت آمازون رسوایی بزرگی برای این سایت و خدمات مربوط به کتاب‌های الکترونیک این شرکت به همراه داشته است. کریس سیرویا نویسنده برزیلی این سرویس به دزدی ادبی متهم شده است که اولین بار با کپی کردن نوشته‌های رمان کورتنی میلان به نام جنگ دوکس مشخص شد.   بسیاری از کاربران آمازون این اقدام نویسنده برزیلی را محکوم کردند و حتی هشتکی برای دزدی ادبی در آمازون (CopyPastCris) ایجاد کردند. مسئولان آمازون بعد از این رسوایی تحقیقات گسترده‌ای در نوشته‌ها و داستان‌های منتشر شده در سرویس‌ آنلاین این شرکت آغاز کردند که 95 کتاب از 43 نویسنده تقلبی شناخته شد.   مسئولان آمازون بعد از شناسایی دزدان ادبی اعلام کردند قصد دارند تجدید نظر اساسی در نحوه خدمات دهی بخش داستانی خود کنند. ظاهراً آمازون نرم افزاری برای این منظور خریداری کرده است که نوشته‌های کپی شده را تشخیص می‌دهد.   نورا رابرتس نویسنده آمریکایی خالق آثاری مثل شهر بیگناه، پیمان خون و سنگ شیطان یکی از نویسندگانی است که کتاب‌های الکترونیک او در آمازون از فروش بالایی برخوردار است.   رابرتس چند هفته پیش دادخواستی تسلیم دادگاه ایالتی کالیفرنیا برای دزدی ادبی نوشته‌هایش توسط سیرویا کرده است. گفته می‌شود سیرویا در نوشته‌هایش از 9 کتاب و داستان رابرتس کپی کرده است.   مسئولان آمازون اعلام کرده‌اند قصد دارند الگوریتمی برای شناسایی دزدی‌های ادبی طراحی کنند که هزینه‌ بسیاری برای سرویس داستان نویسی این شرکت به همراه خواهد داشت. البته این هزینه‌ها برای شرکتی که سال گذشته نزدیک به 11 میلیارد دلار سود داشت مبلغ زیادی نخواهد بود. ]]> جهان‌کتاب Sun, 05 May 2019 07:19:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275387/رسوایی-سرویس-داستان-نویسی-آمازون تعطیلی بزرگترین توزیع کننده کتاب در آمریکا http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275346/تعطیلی-بزرگترین-توزیع-کننده-کتاب-آمریکا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشرزویکلی، بیکر اند تیلور شرکت توزیع کننده عمده کتاب‌ها در آمریکا گفته است در آینده نزدیک بخش توزیع کتاب خود را تعطیل کند و بیشتر تمرکز خود را روی مسائل آموزشی کند. این شرکت واقع در کارولینای جنوبی متعلق به کمپانی فولت (Follett) است.   بیکر اند تیلور در حال حاضر بزرگترین توزیع کننده کتاب است که برای خرده‌فروش‌های آمریکایی کتاب تهیه می‌کند. این شرکت از 180 سال گذشته تا کنون این کار به صورت مداوم انجام داده است.   پت کانلی رئیس کنون کمپانی فولت از یک سال گذشته که به این مقام رسیده است تغییر و تحولات بسیاری در نوع کارکرد این توزیع کننده ایجاد کرده است. وی اعتقاد دارد این تصمیم برای بهبود کیفیت کار بیکر اندتیلور (B&T) مفید است.   وی گفت تصمیم بر خروج از کار توزیع کتاب در ابتدا بسیار سخت بود ولی این تصمیم تنها گزینه موجود برای بهبود دسترسی بهتر به مدارس و کتابخانه‌های مدرسه (شغل اصلی فولت) بود.   کمپانی فولت در سال 2016 امتیاز بیکر را خریداری کرد ولی از آن زمان این دو شرکت تاکنون به صورت جداگانه فعالیت می‌کردند.   دیوید کالی رئیس شرکت بیکر اند تیلور نیز در واکنش به این تصمیم گفت: این تغییرات برای کار ما ضروری بود چون خیلی وقت است که بیشتر ناشران خودشان مستقیم اقدام به فروش کتاب‌ می‌کنند و زیاد به ما وابسته نبودند.   وی زمان دقیقی برای تعطیلی کامل شرکت اعلام نکرد ولی افزود: احتمالاً به طور کامل در تابستان وارد شغل جدیدمان خواهیم شد. به گفته کالی انبارهای کتاب شرکت نیز تا انتهای سال جاری به کار خود ادامه خواهند داد.   ]]> جهان‌کتاب Sun, 05 May 2019 04:29:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275346/تعطیلی-بزرگترین-توزیع-کننده-کتاب-آمریکا واکنش خانواده‌های آمریکایی به یک کتاب شعر http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275333/واکنش-خانواده-های-آمریکایی-یک-کتاب-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ای بی سی، انتشار کتابی در سایت آمازون باعث شده است بسیاری از والدین آمریکایی نسبت به محتواهای موجود در کتاب‌های کودک اعتراض کنند. آنها می‌گویند در سال‌های اخیر بسیاری از کتاب‌های چاپ شده در حوزه کودک خشونت را ترویج می‌کنند.   کتاب عرضه شده در آمازون با عنوان «هیچ اشعاری ندارد» نوشته ریت میلر نویسنده و موسیقی‌دان آمریکایی اشعار کودکان آهنگین دارد که خشم والدین آمریکایی در ایالت دیترویت را برانگیخته است. بسیاری می‌گویند این اشعار تاثیر منفی در کودکانشان گذاشته است.   والدین می‌گویند بسیاری از کتاب‌های منتشر شده با محتوای داستان‌ها و اشعار کودکانه موجب ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه در کودکانشان شده است. در یکی از شعرهای میلر نوشته شده به برادرتان سم بخورانید تا خوب بمیرد.   پس از اعتراض فراوان نسبت به نوشته‌های این کتاب، شبکه اجتماعی توئیتر حساب کاربری میلر را مسدود کرده است. ]]> جهان‌کتاب Sat, 04 May 2019 06:53:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/275333/واکنش-خانواده-های-آمریکایی-یک-کتاب-شعر