خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Fri, 17 Aug 2018 12:28:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 17 Aug 2018 12:28:05 GMT جهان‌کتاب 60 صفحه امروز؛ 16 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146495/صفحه-امروز-16-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، این نویسندگان آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته‌اند.   مارگارت میچل مارگارت میچل، نویسنده آمریکایی چنین روزی در سال 1949 از دنیا رفت. وی نوامبر 1900 به دنیا آمد. «بر باد رفته» عنوان مهم ترین رمان اوست که سال ۱۹۲۶ شروع به نوشتن آن کرد. این رمان سرانجام سال ۱۹۳۶ چاپ شد و طولی نکشید که به 40 زبان ترجمه شد. این کتاب از چنان شهرتی برخوردار شد که سال 1936 جایزه کتاب ملی و سال 1937 جایزه پولیتزر را برای میچل به ارمغان آورد و تنها در 6 ماه فروش يك ميليوني را به خود اختصاص داد. پس از آن فیلم «بر باد رفته» سال 1940 جایزه اسکار را نیز به نام خود کرد. دولت آمریكا به منظور قدردانی از مارگارت میچل تمبری به یاد او چاپ و روانه بازار کرده است.  چارلز بوکوفسکی هنری چارلز بوكوفسکی شاعر و نویسنده آلمانی – آمریکایی چنین روزی در سال 1920 در آندرناخ آلمان به دنیا آمد. در سه سالگی همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و به همین دلیل نوشته هایش به شدت تحت تاثیر فضای شهر لس‌آنجلس قرار دارد. در کارنامه ادبی او هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از 50 کتاب وجود دارد و منتقدانی چون «ژان‌پل سارتر» وی را «بزرگترین شاعر آمریکا» لقب داده‌اند. وی در ۲۴ سالگی، داستان کوتاه «عواقب یک یادداشت بلند مردود» را در مجله داستان به چاپ رساند. دو سال بعد، داستان کوتاه «۲۰ تشکر از کاسلدان» را منتشر کرد و «قلب من در دست او اسیر است» را سال 1963 و «صلیب در دست مرگ» را سال ۱۹۶۵ روانه بازار کرد. پس از آن مدتی هیچ چیز ننوشت و سال‌ها به عنوان نامه‌رسان در اداره پست لس آنجلس کار کرد و روزی که دوباره نوشتن را آغاز کرد از اداره پست اخراج شد. او در سال 1969 به نوشتن حرفه‌ای تمام وقت پرداخت و کمتر از یک ماه نخستین رمانش به نام «پستخانه» را به اتمام رساند. آخرین کتاب او در سال 1994 با عنوان «موسیقی آب گرم» منتشر شد. روی سنگ قبر این شاعر تنها یک جمله نقش بسته است: تلاش نکن! آلبرت کوهن آبراهام آلبرت کوهن نویسنده سوییسی در چنین روزی از سال 1895 به دنیا آمد. او که زاده یونان بود، در سال 1919 شهروند سوییس شد. او که مدت ها به عنوان دیپلمات فعالیت می کرد، چهار رمان و چند نمایشنامه در کارنامه اش دارد که به زبان فرانسوی نوشته شده‌اند. این رمان ها در حقیقت به نوعی داستان هایی بر مبنای زندگینامه خود او هستند. سولال یکی از قهرمان هایش را همزاد خود او می دانند. رمان «زیبای ارباب» او که به عنوان «کتاب عشق» شناخته می شود سال 1968 جایزه آکادمی فرانسه را دریافت کرد و از آن زمان آثار او به عنوان کتاب های پرفروش انتشارات گالیمار همچنان منتشر می شوند. این رمان یکی از رمان هایی است که در فهرست صد کتابی که باید پیش از مرگ خواند، جای گرفته است. کوهن سال 1981 درگذشت. دایانا واین جونز دایانا واین جونز، نویسنده بریتانیایی چنین روزی در سال 1934 در لندن به دنیا آمد. شهرت وی به خاطر نگارش مجموعه داستان‌هاي فانتزي براي كودک و نوجوان است. از اين نويسنده بيش از 40 عنوان داستان و مجموعه داستان منتشر شده و کتاب های وی با کتاب های هری پاتر مقایسه می شود. اين نويسنده جوايز متعددي را در كارنامه خود ثبت كرده كه جايزه انجمن كتابخانه‌هاي آمريكا در سال 1977و 1978، جایزه گارین سال 1978، جايزه ادبيات فانتزي كارل ادوارد سال 1999و مدال كارنگي سال 1977 و همينطور جايزه كتاب سال انگليس در سال 1984 از جمله آن هاست. همچنین وی سال 2006 به خاطر نگارش داستانی که برمبنای آن يك انيميشن ژاپني ساخته شد، موفق به اخذ جايزه اسكار بهترين فيلمنامه انيميشن شد. «قصر متحرک هاول»، «داستان جادوگر» و «زندگی کریستوفر چانت» از جمله آثار اوست. وی مارس 2011 از دنیا رفت. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 07:26:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146495/صفحه-امروز-16-آگوست «اچ جی ولز»؛ مردی که زیاد می‌دانست / آیا قدرت تخیل انسان امروز کاهش یافته است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/239463/اچ-جی-ولز-مردی-زیاد-می-دانست-آیا-قدرت-تخیل-انسان-امروز-کاهش-یافته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین- از سال 1980 به بعد فرهنگ دنیا دیگر به آینده نیندیشیده است. امروزه همه نگران فاجعه‌های محیط‌زیستی، ناکجاآباد‌های ذهن انسان، و حمله زامبی‌ها هستند. در آثاری چون «جاده» نوشته «کورماک مک‌کارتی» یا «مردگان متحرک» نوشته «رابرت کرکمن» و «تونی مور» لزومی برای توضیح سقوط نسل بشر دیده نمی‌شود. این سقوط و دلایل آن، چنان در ذهن مردم بی‌اهمیت و عادی شده است که نیازی به توضیح بیشتر ندارد. تنها نویسنده‌ای که تا حدی تلاش می‌کند چنین موضوعی را توضیح دهد و دلایل آن را بیان کند «ایِن ام. بانکز» است اما او نیز پیش‌بینی خاصی درباره آینده بشر ندارد. اما نظر «اچ. جی. ولز» که ماه بعد سالگرد تولد 150 سالگی‌اش است و 70 سال پیش از دنیا رفت در این باره چه خواهد بود؟ «ماشین زمان»، اولین رمان او در سال 1895 منتشر شد. او تنها کسی بود که اتفاقات قرن بعد از خود را به خوبی پیش‌بینی کرد. ولز جنگ‌های هوایی، حمل و نقل به وسیله دستگاه‌های موتوردار که موجب گسترش حومه شهر می‌شود و حتی ایجاد ویکی‌پدیا را که تبدیل به مغز بشر می‌شود حدس زده بود. او پیش‌بینی کرده بود که اروپا تبدیل به حکومتی فدرال خواهد شد اما بریتانیا با این حکومت سازگاری نخواهد داشت و بیشتر با آمریکا و دیگر کشورهای انگلیسی‌زبان در ارتباط خواهد بود. او در رمان «دنیای آزاد» وجود بمب شیمیایی را پیش‌بینی کرد و گفت این بمب قدرت ترسناکی خواهد داشت. وی گفته بود این نوع بمب از داخل هواپیما به بیرون پرتاب خواهد شد. این دیدگاه برای نویسنده‌ای که در سال 1913 این مطلب را نوشته است بسیار شگفت‌انگیز به حساب می‌آید. چنان که تأثیری عمیق بر «وینستون چرچیل» گذاشت. برای «ولز» تصور نسخه ماندگار دنیا درست مانند یک بازی ذهنی بود. او به دلیل داشتن این قدرت بسیار غره بود و این توانایی راهی را برای او فراهم کرده بود تا متفکری عمیق باشد.  او در نامه‌ای به دوست خود «الیزابت هیلی» در سال 1901 گفته بود کتاب «پیش‌بینی‌ها»یش «تلاشی برای برانداختن سلطنت و مفهوم آبرو و همچنین امپراتوری بریتانیا» است. وی پیش‌بینی «ماشین موتوردار و گرمازایی از طریق انرژی برق» را دلیلی برای این اهداف دانسته بود. پیش‌بینی کردن آینده برای او جذابیت بسیاری داشت. این ایده که نویسندگان به دلیل غلط از آب درآمدن سخنانشان از حدس زدن اتفاقات آینده دست می‌کشند برای او قابل تصور نبود. دست کشیدن نویسندگان از پیش‌بینی آینده همزمان با تغییرات آب و هوایی رخ داد. گرمای جهانی غیرقابل‌اجتناب به نظر می‌رسد اما آیا این دلیل برای قطع امیدمان از آینده کافی است؟ افزایش سطح آب دریا، لزوم کربن‌زدایی کردن اقتصاد و تغییرات وحشتناک اکوسیستم از جمله مشکلاتی است که ذهن بشر امروز را به خود مشغول کرده است اما ما انسان‌ها همان گونه‌ای هستیم که از «مرگ سیاه» و «جنگ هسته‌ای» گریخته‌ایم. ناامید شدن انسان در میانه چنین مشکلاتی دور از ذهن می‌رسد! «ولز» نیز چنین عقیده‌ای داشت. او در بازه زمانی شش ساله از 1895 تا 1901 داستان‌هایی را به دنیا عرض کرد که خود آنان را رمان «عاشقانه علمی» می‌خواند. این کتب شامل «ماشین زمان»، «جزیره دکتر مورو»، «مرد نامرئی»، «جنگ دنیاها»، و «اولین انسان بر روی ماه» است. کتاب‌های او نشانه تفکری جدید در دنیا است و از آن زمان تاکنون منبع الهام بسیاری از کتب علمی-تخیلی شده است. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که «ولز» قصد داشت با عقایدش مورد توجه دنیا قرار گیرد اما متأسفانه رمان‌های «علمی عاشقانه» مورد توجه مردم قرار نداشت بنابراین او تلاش کرد دیگر گونه‌های ادبی را نیز امتحان کند. اگرچه رمان‌های او در آن زمان مورد توجه قرار گرفت اما اکنون بسیاری از آنان به دست فراموشی سپرده شده‌اند. تنها کتابی که همچنان مورد توجه قرار دارد «جنگ دنیاها» است و همچنان منبع الهام داستان‌هایی قرار می‌گیرد که در آن آدم‌های فضایی به کره زمین حمله می‌کنند. این کتاب جای خود را در اذهان مردم باز کرد و زندگی ما را برای همیشه تغییر داد. قدرت «ولز» در توانایی خلق اتفاقات، جدید است. این داستان‌ها نیستند که ما اکنون به آن نیاز داریم بلکه تخیلی که او در ذهن ما ایجاد کرد بسیار جای قدردانی دارد. یافتن نویسنده‌ای معاصر که داستان‌هایی چون داستان‌های «ولز» خلق کند و تأثیری مانند او بر ذهن انسان بگذارد بسیار دور از ذهن است. اما به هر حال باید تلاش کنیم زیرا اگر نیاز به تصویر آینده، قبل از ساختن آن داشته باشیم، ناتوانی قدرت تخیل ذهن انسان، زنگ خطر بزرگی به حساب می‌آید. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 07:20:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/239463/اچ-جی-ولز-مردی-زیاد-می-دانست-آیا-قدرت-تخیل-انسان-امروز-کاهش-یافته ناشران دیجیتال و انقلابی که پیش روی صنعت کتاب است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264283/ناشران-دیجیتال-انقلابی-پیش-روی-صنعت-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بی‌بی‌سی، با توجه به تنوع و گوناگونی کسب ‌و کارهایی که صنعت نشر را می‌سازند، تعیین اندازه دقیق این صنعت به سادگی میسر نیست. در فاصله زمانی سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، انجمن ناشران آمریکا و گروه مطالعاتی موسوم به صنعت کتاب، در مطالعه مشترک‌شان با چنین مشکلی مواجه شدند. این مطالعه نشان داد که مجموع درآمد خالص ناشران کتاب در ایالات متحده طی یک سال از حدود 27 تا نزدیک به ۲۸میلیارد دلار در نوسان بوده است. در سال‌های گذشته فرمت‌های دیجیتال شامل کتاب‌های الکترونیک از ۱۴/۸ درصد کل درآمد ناشران در امریکا به ۲۰/۵ درصد رسیده است. در سال 2013، فروش کلی فرمت‌های دیجیتال ۵/۴ میلیارد دلار بوده است و تنها طی چند سال گذشته نرخ رشد این کتاب‌ها به رقم شگفت‌آور ۳۵۵ درصد رسیده است. هرچند فروش کتاب‌های چاپی همچنان یک بخش عمده صنعت نشر را در اختیار دارد ولی این واقعیت افزایش میل خوانندگان به سمت کتابهای الکترونیک و ثبات نسبی آن در سال‌های اخیر را نمی‌توان نادیده گرفت. خیلی‌ها از یک انقلاب دیجیتال سخن می‌گویند که بیشتر از همه صنعت کتاب را تحت تاثیر خود درآورده است. وقتی جی.کی.رولینگ برای انتشار اولین کتاب مجموعه هری پاتر حدود 60 بار از سوی ناشران رد می‌شود و بعد از تلاش فراوان می‌تواند یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ جهان را منتشر کند، به سادگی دلیل روی آوردن نویسندگان به انتشار دیجیتال کتاب‌هایشان را درک می‌شود. حرکت به سمت خرده‌فروشی آنلاین، پدیده ناشران دیجیتال را پدید آورده است که به طور مستقیم با نویسنده ارتباط برقرار می‌کنند و کتاب را در صفحات مجازی با قیمت‌هایی پایین‌تر منتشر می‌کنند. البته این به معنی کاهش کیفیت کتاب‌ها نیست چون تجربه چندسال اخیر نشان داده کتاب‌هایی که به جای نسخه کاغذی در فضای مجازی منتشر می‌شوند چیزی کمتر از انواع چاپی ندارند. این ناشران عموماً سرمایه گذاران و شرکت‌های جوانی هستند که بزرگتر‌های خود را به چالش کشیده‌اند. هرچند بسیاری از نویسندگانی که کتاب خود را به جای چاپ کاغذی در فضاهای مجازی منتشر می‌کنند، دوست دارند به طور مستقل کار کنند و به عبارتی هیچ واسطه‌ای بین آنها و خواننده وجود نداشته باشد ولی یک مشکل و همان تعدد مطالب و محتواهای اینترنتی باعث شده نویسندگان به تدریج به سمت شرکت‌ها و تیم‌های انتشاراتی در فضای مجازی روی بیاورند. این تیم‌ها متخصصانی برای بازاریابی کتاب در فضای مجازی دارند و نویسندگان نیز نتایج بهتری از این روش گرفته‌اند. به گفته خبرنگار بی‌بی‌سی بر اساس بازخوردهای به دست آمده از صفحات نویسندگان در سایت‌های فروش کتاب، 74درصد از کتاب‌هایی که به صورت دیجیتال منتشر می‌شوند به طور کامل خوانده می‌شوند. به عبارتی وقتی خواننده در سایت فروش کتاب یا شبکه اجتماعی درباره کتاب نظرات خود را ثبت می‌کند، این خبر را به نویسنده یا ناشر می‌دهد که کتاب بیشتری با این روش تولید کند. بسیاری از نویسندگان و ناشران برای ثبت دقیق‌تر این نظرات حتی اپلیکیشن‌هایی نیز طراحی می‌کنند. به عبارتی کلی این روزها نویسندگان و ناشران کتاب‌های الکترونیک مزایای بیشتری در تولید کتاب‌های با کیفیتی می‌بینند که اصلاً نسخه چاپی نداشته باشد و ممکن است همین مزایا منجر به انقلابی در صنعت چاپ کتاب شود که یا به نابودی کتاب‌های کاغذی بینجامد یا اینکه دو صنعت جداگانه داشته باشیم که در یک طرف ناشر دیجیتال قرار دارد و در سمت دیگر ناشران سنتی به کار خود وفادار بمانند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 06:26:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264283/ناشران-دیجیتال-انقلابی-پیش-روی-صنعت-کتاب مروری بر نویسندگانی که فیلمنامه اقتباسی نوشتند / «از غرور و تعصب» تا «گتسبی بزرگ» http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263849/مروری-نویسندگانی-فیلمنامه-اقتباسی-نوشتند-غرور-تعصب-گتسبی-بزرگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب، فیلم‌نامه‌نویسی یکی از کارهای رایج نویسندگان ادبیات داستانی است. کاری که سبب می‌شود درآمدی خوب به جیب بزنند و قید پرستیژ ادبی خود را بزنند. در این میان بعضی موفق بودند و بعضی دیگر به دلیل پایبند بودن به عناصر ادبی داستان مورد پذیرش قرار نگرفتند.   آلدوس هاکسلی، نویسنده بریتانیایی کتابِ «دنیای قشنگ نو» فیلم‌نامه اقتباسی داستان «غرور و تعصب» نوشته جین آستن و «جین ایر» نوشته شارلوت برونته را نگاشت. علاوه بر این، شواهد نشان می‌دهد که هاکسلی فیلم‌نامه داستان «آلیس در سرزمین عجایب» را نیز به نگارش درآورده است. هاکسلی علاقه ویژه‌ای به لوئیس کارول، نویسنده «آلیس در سرزمین عجایب» بود و به همین دلیل والت دیزنی در سال 1945 قراردادی با نویسنده انگلیسی امضا کرد. با این وجود والت دیزنی فیلم‌نامه هاکسلی را به دلیل «بیش از حد ادبی بودن» کنار گذاشت و نسخه متفاوتی را در سال 1951 جلوی دوربین برد.   اسکات فیتزجرالد نویسنده دیگری است که در دهه 1930 میلادی در هالیوود پرکار بود اما مردم او را با فیلم‌نامه اقتباسی «بر باد رفته» می‌شناسند. البته  مسئولین حاضر در هالیوود از او درخواست کرده بودند از به کار بردن کلمات که در داستان مارگارت میچل نیست خودداری کند اما در نهایت به دلیل عدم رعایت این نکته نسخه فیتزجرالد مورد پذیرش قرار نگرفت.   ترومن کاپوت دیگر نویسنده فعال حاضر در این عرصه است که در آغاز نسخه فیلم‌نامه داستان «گتسبی بزرگ» را نوشت و مورد قبول قرار نگرفت. سپس به نوشتن «سخت‌تر نوشتن اوضاع» نوشته هنری جیمز مشغول شد که در سال 1961 به فیلمی ترسناک تحت عنوان «بی‌گناهان» تبدیل شد. این فیلم در سال 1962 برنده بهترین فیلم‌نامه اقتباسی جایزه «ادگار» کرد.   ویلیام فاکنر، نویسنده شهیر آمریکایی آثاری چون «خشم و هیاهو» و «گور به گور» نیز چندین بار با کمپانی برادران وارنرز همکاری کرد. فاکنر در سال 1946 داستان «خواب بزرگ» نوشته ریموند چندلر را با همکاری لی براکت نوشت. لی براکت برای نوشتن سری دوم از فیلم «جنگ ستارگان» تحت عنوان «امپراتوری ضربه می‌زند» معروف است. فاکنر نیز در ادامه فیلم‌نامه اقتباسی داستان «داشتن یا نداشتن» نوشته ارنست همینگوی را در سال 1994 و فیلم‌نامه اقتباسی «میلدرد پیرس» را به صورت ناشناس نوشت و نامی از وی در مطبوعات نیامد. فیلم‌نامه «میلدرد پیرس» در سال 1941 برنده بهترین فیلم‌نامه اقتباسی جایزه اسکار نیز شد.   ری برادبری، بزرگ‌ترین نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی در تاریخ فیلم‌نامه اقتباسی «موبی دیک» یا «نهنگ سفید» نوشته هرمان ملویل را نوشت. این فیلم با کارگردانی جان هوستون، که به ارنست همینگویِ سینما معروف است، در سال 1956 در سینماها به اکران درآمد.   روآلد دال، نویسنده شهیر داستان «چارلی و کارخانه شکلات‌سازی» دوست نزدیک این فلمینگ بود و چند اثر از این نویسنده از جمله «فقط دو بار زندگی می‌کنی» را به شکل فیلم‌نامه درآورده است. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 06:24:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263849/مروری-نویسندگانی-فیلمنامه-اقتباسی-نوشتند-غرور-تعصب-گتسبی-بزرگ سفره فلسطینی نگاهی متفاوت به تاریخ اشغال http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264368/سفره-فلسطینی-نگاهی-متفاوت-تاریخ-اشغال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سی ان ان، «ریم قسیس» با کتاب خود با عنوان «سفره فلسطینی» هرچند تنها به غذاهای فلسطینی و راهنمای تهیه آنها پرداخته است ولی به طور مستقیم یا غیرمستقیم دوباره نام فلسطین را در رسانه‌های جهان بر سر زبان‌ها انداخته است. او سال‌های گذشته سرزمین خود را مثل بسیاری از مهاجران فلسطینی به مقصد آمریکا ترک کرده است و در حال حاضر در این کشور همراه خانواده خود زندگی می‌کند.   کتاب غذاهای فلسطینی بهانه‌ای برای مطرح کردن کشورش در اذهان عمومی و یادآوری اشغالگری اسرائیلی‌هاست. قسیس قبل از سفره فلسطینی یک کتاب نیز درباره آشپزی با سبک مردم سرزمینش منتشر کرده بود ولی در این کتاب بیشتر به آداب و رسوم مردم وطنش پرداخته و نوع غذاهایی که در این سرزمین تهیه می‌شود.   وی بعد از اینکه وطنش را به مقصد آمریکا ترک می‌کند هیچ وقت وطنش را فراموش نمی‌کند و در کتاب‌ها و یادداشت‌هایش درباره سرزمین مادری و فرهنگ چندهزار ساله‌اش می‌نویسد. او می‌گوید همه دستورهای غذایی مردم فلسطین را از خانواده‌های مهاجر ساکن آمریکا جمع آوری کردم تا بتوانم سهمی در زنده نگه داشتن نام سرزمینم داشته باشم. در این کتاب به صورت حرفه‌ای درباره غذاها صحبت نشده و بیشتر خواستم یادی از مردم کشورم کرده باشم.   قسیم می‌گوید: در کشور آمریکا مهاجران فلسطینی هر کدام درصدد احیای نام سرزمین مادری خود هستند و همیشه دخترانم را با این روایت بزرگ می‌کنم که تاریخ و ریشه آنها در سرزمین فلسطین است. او می‌گوید می‌خواهم وقتی دخترانم بزرگ می‌شوند با شنیدن نام فلسطین بیشتر از غذا به تاریخ سرزمین‌شان افتخار کنند.   وی در ادامه گفتگویش به خبرنگار آمریکایی می‌گوید کتابم را با این هدف نوشتم که به مردم دنیا بگویم نام فلسطین تنها در جنگ و اشغالگری خلاصه نشده است و مردم این سرزمین تاریخچه‌ای چندهزارساله از تمدن و فرهنگ دارند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 Aug 2018 12:09:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264368/سفره-فلسطینی-نگاهی-متفاوت-تاریخ-اشغال ​نویسنده شهیر ادبیات روسیه درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264381/نویسنده-شهیر-ادبیات-روسیه-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از یورو نیوز-ادوارد اوسپنسکی، نویسنده روس که بیش از همه به خاطر داستان‌هایی که برای کودکان نوشته شناخته می‌شود، دیروز در سن 80 سالگی و پس از تحمل یک دوره بیماری در مسکو درگذشت. اوپنسکی در سال 1937 میلادی در شهر یگورفسکویه از توابع مسکو متولد شد.. او هم‌زمان با تحصیل در دانشگاه  فعالیت‌های ادبی خود را آغاز نمود و پس از اخذ مدرک مهندسی زندگی خود را کاملا وقف دنیای ادبیات کرد. او در ابتدا وارد دنیای طنز شد و به عنوان نویسنده‌ای طنزپرداز شناخته و مطرح شد و سپس به گفته خودش به طور اتفاقی وارد دنیای ادبیات کودک شد. گرچه نوشته‌های بعدی او محدود به دنیای ادبیات کودک نمی‌باشد؛ و در حوزه شعر و نمایشنامه نیز آثاری را خلق کرد؛ اما رفته‌رفته به چهره‌ای محبوب در این حوزه تبدیل شد. قهرمان‌های داستان‌های اوسپنسکی کودکانی هستند که به تنهایی می‌توانند از عهده کارها برآیند و مستقل عمل کنند.  او در سال 1970 کتاب «عمو فیودور،سگ و گربه» را نوشت که به شخصیت داستانی محبوب سه فیلم انیمیشن تبدیل شدند. اوسپنسکی که همچنین ساخت چندین برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی محبوب برای کودکان را در کارنامه دارد، در طول زندگی خود بارها نامش به عنوان کاندید و برگزیده جوایز ادبی داخلی و خارجی مطرح گردید و آثارش به بیش از 25 زبان در دنیا ترجمه شده‌اند. «خان دایی و گربه‌اش» و «به دنبال رد پا» با ترجمه صوفیا محمودی و «بیست و پنج شغل ماشا فیلیپنکو» با ترجمه مهنا رضایی از جمله آثار او در حوزه ادبیات کودک هستند که در ایران منتشر شد‌ه‌اند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 Aug 2018 06:33:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264381/نویسنده-شهیر-ادبیات-روسیه-درگذشت سهم رمان و داستان در دانلود کتاب‌های صوتی و الکترونیک http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264347/سهم-رمان-داستان-دانلود-کتاب-های-صوتی-الکترونیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از گیکوایر، اولین بار فرمت کتاب‌های صوتی در انتشار کتاب صوتی استیون هاوکینگ دانشمند فیزیک صاحب نظریه انفجار بزرگ مطرح شد ولی بعدها میلیون‌ها نسخه از این نوع کتاب توسط انتشاراتی‌های کشورهای مختلف تولید شد. ماه گذشته انجمن ناشران آمریکا (AAP) در گزارش خود از رشد روزافزون تولید کتاب‌های صوتی خبر داد و تخمین زد این نوع کتاب‌ها در سال‌های آینده تعدادشان بیشتر هم خواهد شد. در این گزارش آمده بود از سال 2013 تا کنون هر سال به طور تقريبي نزدیک به 30درصد شاهد رشد تولید کتاب‌های صوتی هستیم. گرچه فروش کتاب‌های صوتی به صورت آنلاین ممکن است از کتاب‌های الکترونیک کمتر باشد ولی کتاب‌های صوتی و الکترونیک به صورت متوازن در سال‌های اخیر رشد داشته است. موسسه نظرسنجی پیو می‌گوید  رشد کتاب‌های صوتی بيشتر به خاطر علاقه به کتاب‌های داستانی در بین قشر تحصیل کرده است. پیو می‌گوید بیشتر کتاب‌های صوتی و الکترونیک خریداری شده توسط کاربران، رمان و داستان هستند که بیشتر این خریداران را دانشجویان تشکیل می‌دهند. بر اساس آمارهای پیو در پنج سال گذشته بیشتر خریداران کتاب‌های صوتی را دانشجویان بین 18 تا 29 سال تشکیل می‌دهند. اندرسون مدیر انتشارات و سایت آئودیبل (Audible) که در زمینه تولید کتاب‌های صوتی فعالیت می‌کند با این آمارها موافق است و می‌گوید: علاقمندان به کتاب‌های صوتی بیشتر کسانی هستند که کتاب داستان و رمان می‌خوانند و حتی بسیاری از دانشجویان کتاب‌های درسی خود را نسخه چاپی انتخاب می‌کنند ولی در مورد کتاب‌های داستان از نسخه‌های الکترونیک و صوتی استفاده می‌کنند. فرانک براسیل مدیر کتابخانه عمومی ایالت سیاتل نیز می‌گوید اگر کتاب‌های رمان و داستان نبود این کتاب‌های صوتی و الکترونیک نیز طرفداری نداشت. تقریباً پارسال تمام کتاب‌های صوتی تولید شده در این ایالت همگی داستان و رمان بودند. به گفته براسیل کتابخانه سیاتل حدود 22هزار کتاب صوتی در گنجینه خود دارد که اکثر آن‌ها موضوع داستان و سرگرمی دارند. اندرسون مدیر سایت آئودیبل اعتقاد دارد کتاب داستان باعث رونق صنعت تولید کتاب‌های صوتی شده است و آمارها نیز در طول سال‌های گذشته همین امر را نشان می‌دهد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 Aug 2018 05:40:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264347/سهم-رمان-داستان-دانلود-کتاب-های-صوتی-الکترونیک اتاقی از آن خود به روایت تصویر http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264206/اتاقی-خود-روایت-تصویر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، سال‌ها پیش ویرجینا وولف، نویسنده انگلیسی کتاب «اتاقی از آن خود» را نوشت تا نشان دهد برای نوشتن نیاز به فضایی آرام و اتاقی از آنِ خود وجود دارد. گرنت سینلد، نویسنده، تصویرگر، و کاریکاتوریست آمریکایی با الهام از ویرجینا وولف تصویری جدید طراحی کرده است و از نیازهای یک نویسنده و خروجی آن سخن گفته است:   در بخش اول تصویر گزینه مورد نیاز وجود دارد و سپس کاریکاتوریست آمریکایی با تصویر به خوانندگان نشان می‌دهد که مقدار زیاد، کم، یا به اندازه آن گزینه چه نتیجه‌ای در پی دارد. ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Aug 2018 10:02:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264206/اتاقی-خود-روایت-تصویر صفحه امروز؛ 14 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146219/صفحه-امروز-14-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برتولت برشت، جان گالزورتی، دانیل استیل، رنه گوسینی، چسلاو میلوش ، الیاس کانتی و جی. بی پریستلی هنوز از جایگاه ویژه‌ای در میان ادب دوستان برخوردارند.  برتولت برشت برتولت برشت، نمایشنامه نویس، کارگردان و شاعر آلمانی چنین روزی در سال 1956 در برلین شرقی از دنیا رفت. وی که فوریه 1898 در باواریا به دنیا آمد از بزرگترین شاعران سیاسی و اجتماعی آلمانی زبان پس از هاینریش هاینه به شمار می رود. او بیشتر برای نمایشنامه ها و تئاترهای روایی برجسته‌اش شهرت دارد اما در کنار نمایشنامه نویسی اشعار بسیار زیبایی نیز سروده است. وی نخستین سروده‌هایش را بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ یعنی زمانی که تنها 15 سال داشت سرود و آن ها را در نشریات محلی به چاپ رساند. نخستین نمایشنامه وی با نام «بعل» سال 1918 نوشته و سال 1923 منتشر شد. «آوای طبل در شب» نمایشنامه دوم اوست. «مادر»، «دایره گچی قفقازی»، «زن نیک ایالت سچوان»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «کله گردها و کله تیزها»، «استثنا و قاعده»، «آن که گفت آری و آن که گفت نه» و «آدم آدم است» شماری از مهم‌ترین نمایشنامه های وی هستند. جان گالزورتی جان گالزورتی، نویسنده و نمایشنامه نویس انگلیسی چنین روزی در سال 1867 به دنیا آمد. وی با نوشتن آثار برجسته نام خود را به عنوان یکی از برترین نویسندگان انگلیسی ثبت کرد و در سال 1932 موفق شد تا جایزه نوبل را از آن خود کند. وی نخستین مجموعه داستان کوتاهش را با عنوان «از چهار نفس» در سال 1897 منتشر کرد و پس از آن «جاسلین» را سال 1898 به چاپ رساند. «جزیره ریاکاران»، «خانه روستایی»، «برادری»، «گل تیره»، «مزد ناچیز»، «سرزمین های آزاد»، «آن طرف»، «پنج داستان»، «یک مرد مقدس»، «پابرهنه»، «دنیای کاخ» و «اجاره داده می شود» از دیگر آثار ارزشمند اوست. وی ژانویه 1933 از دنیا رفت.  دانیل استیل دانیل استیل، رمان نویس آمریکایی چنین روزی در سال 1947 به دنیا آمد. او بیشتر برای رمان های رمانتیک و عامه پسندش شهرت دارد که به بیش از 28 زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیش از 800 میلیون نسخه از کتاب هایش در سرتاسر جهان به فروش رسیده است. وی چهارمین نویسنده پرفروش لقب گرفته و از 22 کتاب وی اقتباس سینمایی شده است. او نوشتن را از 19 سالگی آغاز کرد و نخستین رمانش با عنوان «رفتن به خانه » را سال 1973 منتشر کرد . «به افتخار خود»، «یک روز در یک زمان»، «سانست در خیابان ترونر»، «قول»، «گمشده»، «دان عزیز»، «پیمان عشق» و «حالا و همیشه» از جمله آثار اوست. او با جدیدترین اثرش با عنوان «دوستان ادبی» مثل همیشه در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز جای دارد. رنه گوسینی رنه گوسینی، نویسنده فرانسوی چنین روزی در سال 1926 در جنوب پاریس به دنیا آمد. وی که یکی از نویسندگان معروف داستان های کمیک استریپ است با «لوک خوش شانس» و «ماجراهای نیکولا کوچولو» به شهرت رسید. او فعالیت داستان‌نویسی خود را صرفاً به ماجراهای لوك خوش شانس، محدود نكرد و علاوه بر داستان‌نویسی مدتی نیز سردبیری مجله‌ «پیلوت» را بر عهده داشت. وی همچنین فیلمنامه تعدادی از انیمیشن‌های سینمایی و تلویزیونی را نیز در کارنامه ادبی خود دارد. از سال 1996 جایزه رنه گوسنی به یاد وی راه اندازی شد که به برترین اثر ادبی طنز تعلق می گیرد. وی نوامبر 1977 در حالی که تنها 51 سال داشت، از دنیا رفت.   چسلاو میلوش چسلاو میلوش، شاعر و نویسنده لهستانی چنین روزی در سال 2004 برای همیشه آرمید. وی که در سال 1911 در لیتوانی دیده به جهان گشود، در سال 1951 با حاکمیت استالین در افتاد و به فرانسه و پس از آن به آمریکا تبعید شد. وی با نگارش کتاب «ذهن اسیر» در سال 1953، به شهرت بین المللی دست یافت. وی در این کتاب با روشنفکران چپ گرا که خود را درگیر کمونیسم کردند تسویه حساب کرده است. آثار این نویسنده بزرگ لهستانی متاثر از همبستگی یا همان جنبش های آزادی خواهانه لهستان است. او سال 1978 جایزه نیوستات را دریافت کرد و سال 1980 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد و بیش از پیش مورد توجه ادب دوستان قرار گرفت. «سه زمستان»، «نجات» و «سرود مروارید» از جمله آثار اوست.  الیاس کانتی الیاس کانتی، رمان نویس و نمایشنامه‌نویس بلغاری چنین روزی در سال 1994 از دنیا رفت. وی سال 1905 در شهر «روزه» بلغارستان دیده به جهان گشود. او به زبان‌های بلغاری، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی تسلط داشت اما همه آثارش را به آلمانی نوشت و به همین دلیل برای قدردانی از زحماتش در حوزه فرهنگ و تاريخ به عنوان نويسنده آلماني انتخاب شد و موفق شد تا در سال 1981 جایزه نوبل را از آن خود کند. خاندان كانتي بازرگانان يهودي اسپانيايي‌‏الاصل بودند كه مدام نقل ‏مكان مي‏كردند. كانتي و خانواده‌‏‏اش سال 19141 به انگلستان رفتند اما پدرش يك سال بعد فوت کرد و مادرش آن ها را به وين برد. او سال 1924 رشته شیمی را در دانشگاه انتخاب کرد اما پس از مدتی آن را ترک و به ادبیات روی آورد. او «کمدی خودپسندی» را سال 1934، «برج بابل» را سال 1935 و شاهکارش «مردم و قدرت» را سال 1962به رشته تحرير درآورد. كانتي سال 1952 شهروند افتخاري انگلستان شد اما با اين حال در سال 1970 به زوريخ رفت و در سوييس مستقر شد. «عروسی»، «نابینایی»، «اپرای میمون ها»، «مشعل در گوش» و «فیروزها» از دیگر آثار اوست.  جی. بی پریستلی جان بویتون پریستلی، رمان نویس و نمایشنامه نویس انگلیسی چنین روزی در سال 1984 از دنیا رفت. وی که سپتامبر 1894 به دنیا آمد 26 رمان در کارنامه ادبی خود دارد. او از سال 1927 فعالیت ادبی اش را با انتشار نخستین کتابش آغاز کرد و در سال 1929 موفق ترین رمانش با عنوان «هم نشینان خوب» را منتشر کرد که جایزه تیت بلک را برایش به ارمغان آورد و او را در ردیف چهره های ملی قرار داد. وی رمان بعدی اش را سال 1930 با عنوان «مالک پیاده رو» منتشر کرد. «گنج خطرناک»، «آخر بهشت»، «قبل از این هم اینجا بوده ام»، «کورنیلوس»، «مردم سرگردان»، «رویای روز تابستانی» و «وطن فرداست» از آثار وی هستند.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Aug 2018 05:00:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146219/صفحه-امروز-14-آگوست سخت‌ترین آثار فرانسوی زبان که نمی‌توان خواند کدام‌ها هستند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/146200/سخت-ترین-آثار-فرانسوی-زبان-نمی-توان-خواند-کدام-ها-هستند به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از هفته‌نامه اكسپرس فرانسه، تصوير مشهور مارسل پروست با دستي همواره زير چانه، گويي نشان‌دهنده فردي است كه خودش هم گه‌گاه از خواندن جملات طولاني و در هم پيچيده رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» نوشته خودش به حيرت فرو مي‌رود. دشواري اين اثر و آثار مشابه را اين‌گونه مي‌توان قلمداد كرد كه اين رمان محصول دوره‌اي از تاريخ تفكر بشر به شمار مي‌آيد كه انسان به اوج ناتواني در برابر پاسخگويي به سوالات بنيادين هستي رسيده است. به زعم برخي از متفكران اگر تاريخ تفكر بشري را به سه دوره تقسيم كنيم، در دوره نخست با انساني سر و كار داريم كه با عالم پيرامونش پيوستگي معنايي داشت و حماسه «ايلياد و اوديسه» اثر هومر را مي‌توان انعكاس نگاه انسان دوران باستان به زندگي و طبيعت تلقي كرد. در دوره دوم انسان عهد روشنگري همچون رنه دكارت با چراغ عقل به دنبال كشف موضوع مي‌رود و سرانجام در دوره سوم عقل بشري كم‌كم به ناتواني خود پي برده و تنها شمعي كم‌رمق و روبه مرگ، چون نقطه‌اي نوراني در برابر تاريكي بي‌انتها قرار مي‌گيرد.  در اين دوران از قرن نوزدهم آثاري نوشته مي‌شوند كه بيشتر و بيشتر انسان را در برابر سوال ساده و دو كلمه‌اي اما پيچيده «معنا چيست؟» قرار مي‌دهند. شايد «در جستجوي زمان از دست رفته» كه به زعم برخي از متفكران مانيفست انسان در جستجوي معناي از دست رفته به شمار مي‌آيد، پاياني بر ماجراي بي‌جواب تلاش و تكاپوي انسان براي كشف معنا باشد. جاي تعجب نيست در اين دوران آثاري خلق شوند كه ظاهر پر پيچ و خم آنها از ابعاد گوناگون فلسفي، زباني و ساختار داستاني، بازتاب گوشه‌اي از كلاف سر در گم سوالات معماگونه انسان ناتوان درباره هستي بيكران خود و ديگران باشند. انتشار فهرست 10 گانه سايت اينترنتي میلیونز از سخت‌ترين آثار ادبي و فلسفي كه به نوعي قله اورست ادبيات به شمار می‌آیند و تنها خوانندگان بسيار حرفه‌اي، جسور و پراستقامت از عهده خواندن و درك آن‌ها برمي‌آيند، بحث ادامه‌داری را در گوشه و کنار جهان به راه انداخته است. اين آثار از آن رو در اين چارچوب ارزيابي مي‌شوند كه از لحاظ معيارهايي چون ميزان طولاني بودن، بافت زباني، ويژگي‌هاي نحوي، سبك نوشتاري، ساختار روايي، زمينه تجربي شكل‌گيري اثر و ميزان كاربرد مفاهيم انتزاعي، خوانندگان را با دشواري‌هاي بسياري مواجه مي‌سازند. انتخاب نهايي این سایت چه بود؟ «وجود و زمان» اثر مارتين هايدگر، «پديدارشناسي روح» اثر گئورگ ويلهلم فريدريش هگل، «رستاخيز فينيگان‌ها» اثر جيمز جويس، «به سوي فانوس دريايي» اثر ويرجينيا وولف، «قصه یک لاوك» اثر جاناتان سویيفت، «نایت وود» اثر جونا بارنز، «کلاریسا، یا داستان یک بانوی جوان» اثر ساموئل ريچاردسون، منظومه «ملكه پريان» اثر ادموند اسپنسر، «ساختن آمريكايي‌ها» اثر گرترود استاين و «زنان و مردان» اثر جوزف مك‌الروي. با اين حال كتاب‌هايي كه در فهرست بالا به چشم مي‌خورند به جز دو اثر فلسفي سرشناس «وجود و زمان» اثر هايدگر و «پديدارشناسي روح» اثر هگل كه به زبان آلماني نوشته شده‌اند، به طور عمده در دسته آثار پرتكلف انگليسي زبان قرار مي‌گيرند اما براي عده فراواني از خوانندگان فرانسوي آثار ديگري هم در حوزه ادبيات فرانسه يافت مي‌شوند كه بسياري را به احتياط و گه‌گاه دوري از خود وا مي‌دارند. اثر هفت جلدي «در جستجوي زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست شاید براي شماری از خوانندگان ايراني حكايت چنين تجربه ناخوشايندي باشد. ساختار نحوي بسيار پيچيده، تو در تو و پر پيچ و خم، امري است كه در جاي جاي اثر طولاني پروست به چشم مي‌خورد و طاقت بسياري از خوانندگان فرانسوي اثر را هم مي فرسايد. نوشته‌هاي مارسل پروست را مي‌توان در زمره آثار به اصطلاح با «جملات پايان‌ناپذير» گنجاند. براي برخي خوانندگان «طرف خانه سوان» نخستين جلد از مجموعه هفت‌گانه «در جستجوي زمان از دست رفته» تجربه‌اي تلخ به شمار مي‌آيد كه پس از مواجه شدن با جملاتي 20 خطي مخاطب را از خواندن همه آن زده مي‌كنند. سرانجام خواننده بنا به تجربه، دور آثار مارسل پروست را خط قرمزي مي‌كشد و دیگر تلاشي براي خواندن آن از خود بروز نمي‌دهد. در همين مقوله بايد از رمان «جاده فلاندر» اثر كلود سيمون برنده نوبل 1985 نام برد كه ترجمه آن اواخر دهه 60 شمسي به همت منوچهر بديعي از سوي نشر نيلوفر در اختيار خوانندگان ايراني قرار گرفت. در جايي از رمان «جاده فلاندر» با سه گذار به گذشته در يك عبارت كه 11 صفحه به درازا مي‌كشد، مواجه مي‌شويم و در همين حال باز كردن پرانتزي تازه، و سپس پرانتزي ديگر، و جايي كه پرانتز بسته مي‌شود، چنان خواننده ار گیج می‌کند که دیگر نمی توان دریافت درباره كدام ماجرا بحث مي‌شود. نكته آن كه با پايان يافتن جمله با يك نقطه، جمله بعدي به ندرت با يك حرف بزرگ (كه نشانه جمله تازه‌ است) شروع مي‌شود. همچنين كتاب «امپراتوري» اثر آنتونيو نگري فيلسوف ماركسيست پست مدرن و مدرس دانشگاه سوربون پاريس و پادوي روم، به زعم بسياري نه يك كتاب عادي بلكه تنها سرفصلي از اشارات بي‌شمار است كه بدون ده‌ها دايره‌المعارف در كنار خود هرگز نمي‌توان به كنه اثر پي برد. اين اثر درخشان و نبوغ‌آميز كه مانيفست كمونيستي نو پس از «مانيفست» اثر ماركس و انگلس به شمار مي‌رود، سرشار از ارجاعاتي است كه تنها خوانندگان صبور و تشنه دانش فلسفي را به خود فرا مي‌خواند. نگري زمستان سال 1382 هم به ايران آمد و در مركز بين‌المللي گفتگوي تمدن‌ها، خانه هنرمندان و دفتر انتشارات قصيده‌سرا ناشر كتاب «امپراتوري» با ترجمه رضا نجف زاده سخنراني كرده بود. با اين حال هر چند آثار پر از ارجاعات آثار جالبي به شمار مي آيند كه دايره دانسته‌هاي مخاطب را بسيار گسترده مي‌سازند، اما توان اندكي در جذب مخاطب فراوان دارند. در اين حوزه هم مي‌توان از رمان «يازده‌تا» اثر پي‌ير ميشون نام برد كه سال 2009 به دريافت جايزه فرهنگستان زبان و ادبيات فرانسه نایل آمد. اثر سرشناس ميشون هم قصه‌اي بسيار پيچيده محسوب مي‌شود كه براي فهم آن هم بايد دايره‌المعارف تاريخ هنر را همراه داشت و هم جسارت گذر از خطي به خط ديگر. رمان «مرد بي‌خاصيت» اثر روبرت موزيل نويسنده مشهور اتريشي هر چند يكي از قله‌هاي ادبيات آلماني به شمار مي‌آيد بسيار پيچيده، فلسفي و انتزاعي است. همچنين «واترلند» اثر گراهام سویيفت نويسنده انگليسي با وجود داشتن ادبياتي بسيار فاخر به زبان انگليسي اما به دلیل ساختاري هزار تو و معماگونه، خواننده را وا مي‌دارد تا بارها يا به ديوار روبه‌رو نگاه كند يا به درختان اطراف! این کتاب كتابي است كه در ساختارهاي به دور از نظم طبيعي و زماني غوطه مي‌خورد. سرانجام برخي از رمان‌ها براي عده‌اي مترادف با واژه آزاردهنده هستند؛ چون رمان «دكتر ژيواگو» اثر بوريس پاسترناك كه هر چند بسياري از خوانندگان روس آن را در پانتئون ادبي خود جاي مي‌دهند، گرايش و كشش آثار بزرگان ادبيات داستاني روسي چون تولستوي و داستايفسكي را در خود ندارد. همچنين توصيفات داستاني بزرگاني چون گوستاو فلوبر هم براي بسياري آزاردهنده هستند. مانند داستان «يك دل ساده» از مجموعه «سه قصه» اثر گوستاو فلوبر، كه در آن ماجراي پيشخدمتي به نام فليسيته و تنها دوستش روايت مي‌شود. تنها دوست فليسيته يك طوطي است و در پايان ماجرا هم مي‌ميرد. خواندن اين قصه با شرح و توصيف فلوبر يك تجربه آزاردهنده محسوب مي‌شود. همين طور در اين مقوله مي‌توان از رمان مشهور «مادام بوواري» اثر ديگر فلوبر نام برد كه با توصيفات بسيار طولاني، زندگي بسيار آزاردهنده‌ قهرمان داستانش را روايت مي‌كند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Aug 2018 04:59:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/146200/سخت-ترین-آثار-فرانسوی-زبان-نمی-توان-خواند-کدام-ها-هستند ماجرای صادر نشدن ویزا برای نویسندگان خواهان حضور در فستیوال کتاب ادینبورگ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264337/ماجرای-صادر-نشدن-ویزا-نویسندگان-خواهان-حضور-فستیوال-کتاب-ادینبورگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - ناشر نویسنده فلسطینی، که بعد از کشمکش‌ها پیرامون رد ویزای نویسندگان خارجی از سوی بریتانیا، از گرفتن ویزا برای حضور در فستیوال کتاب امسال ادینبورگ امتناع کرد می‌گوید وزارت کشور بریتانیا او را از حرف زدن منع کرده است. نیروز گارموت که خبرنگار تلویزیونی هم هست، یکی از ده‌ها نویسنده و تصویرگر خاورمیانه‌ای و افریقایی است که تقاضای ویزایشان گاهي چندین بار پیش از فستیوال امسال که روز شنبه آغاز شد، رد شده است. با این حال گارموت بعد از سه بار تلاش از ماه آوریل تاکنون، روز یکشنبه ویزای خود را دریافت کرد. سخنگوی وزارت کشور بریتانیا گفت: «ما تصمیم گرفتیم که ویزای خانم گارموت را بر اساس اطلاعات جدید که فراهم شده صادر کنیم. ما داریم با او کار می‌کنیم تا مطمئن شویم او ویزایش را هر چه سریع‌تر دریافت می‌کند.» هرچند به نظر نمی‌رسد که او بتواند به موقع به مراسمی برسد که از پیش برای او در روز چهارشنبه در نظر گرفته شده بود. برای او که باید برای سفر از عمان به بریتانیا تایید کشور اردن را هم داشته باشد و همچنین از رژيم غاصب اسرائیل اجازه عبور از مرز را بگیرد، این فرآیند چهار تا پنج روز طول می‌کشد. نیک بیرلی، مدیر این فستیوال، گفت یک برنامه جدید در روز ۲۳ آگوست به احترام او برگزار خواهد شد. «اگر او بتواند حضور یابد، جشن آزادی بیان خواهد بود. اگر نه، ما توجهات را به این مورد جلب خواهیم کرد.» را پیج، موسس انتشارات کاما، ناشر بریتانیایی گارموت گفت: «علی‌رغم این برگشتِ لحظه آخری، وزارت کشور بریتانیا با ویزا ندادن به او در دو بار آخری که آن را تقاضا کرد، وقتی که هنوز برای این کار زمان وجود داشت، جلوی آمدن نیروز را گرفت. هیچ راهی وجود ندارد که او روز چهارشنبه اینجا باشد و هیچ تضمینی نیست که در تاریخ بیست‌وسوم هم بتواند برسد. همه چیز ناشناخته و غیرقطعی است.» او گفت: «انگار که همه ما به سوی دوران جدیدی از سیاست بومی‌برتری خوابگردی می‌کنیم. داریم درباره نژادپرستی کلاسیک و دشوار برای اثبات حرف نمی‌زنیم. بلکه حرف از سانسور بی سر و صدای فرهنگی است.» وزارت کشور بریتانیا در واقع دارد می‌گوید: «خواننده‌های انگلیسی نباید از ابعاد دیگر در فستیوال کتاب ما بشنوند؛ عقاید آن‌ها از اهمیت کمتری برخوردار است؛ اول نظر انگلیسی‌ها.» احسان عبدالهی و مرجان وفائیان،دو تصویرگر ایرانی، یک ماه پس از تقاضای ویزا همچنان منتظر آن هستند. هر دو آن‌ها از سوی وزارت کشور بریتانیا مطلع شدند که تقاضانامه‌هایشان مشکل دارد. عبداللهی قرار بود امسال تصویرگر سالانه این فستیوال باشد. دلارام غنیمی‌فرد، موسس انتشارات کتاب‌های تصویری تاینی اُول، که کتاب‌های عبدالهی و وفائیان را منتشر کرده گفت از این آمار فزاینده ویزاهای رد شده خجالت‌زده است. «ایرانی‌های بسیاری را می‌شناسم که تقاضای ویزا داده‌اند، بعضی از آنها والدین شهروندان بریتانیایی هستند که حالا تقاضایشان رد شده است. خیلی سخت است و هر سال سخت‌تر می‌شود. اما وقتی ناشری دارید که هزینه همه چیز را پرداخت می‌کند و تضمین می‌کند که قرار است تنها یک هفته بمانید و حتا پیش از این هم این کار را کرده‌اید و به خانه برگشته‌اید، باز هم ویزایتان رد می‌شود. این تنها نشان‌دهنده دشواری این فرآیند است.» غنیمی‌فرد گفت مطمئن است بسیاری از نویسندگان خارجی به خاطر همین دشواری، قید حضور در این فستیوال را زده‌اند. «وقتی همیشه برای درخواست ویزا برای هنرمندان‌تان تحت این فشار قرار می‌گیرید، به این فکر می‌افتید که همه این‌ها چه فایده‌ای دارد. امیدوارم بتوانیم با این وضعیت مقابله کنیم. امیدوارم موقعیت کلی تغییر کند، چون واقعا شرم‌آور و بی‌معنی است.»     ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Aug 2018 04:45:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264337/ماجرای-صادر-نشدن-ویزا-نویسندگان-خواهان-حضور-فستیوال-کتاب-ادینبورگ آمازون بدون دلیل نویسندگان را سانسور می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264301/آمازون-بدون-دلیل-نویسندگان-سانسور-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دیجیتال ریدر، خبرها و گزارش‌های بسیاری از ممنوعیت کتاب‌های چاپی در کشورهای مختلف به چشم می‌خورد ولی ممنوعیت از نوع آمازون شاید جدیدترین مورد این ممنوعیت‌ها باشد. یکی از سرویس‌های تقریباً جدید شرکت فروشگاه‌های آنلاین آمازون پلتفرم انتشار کتاب توسط نویسندگان مستقل است که از طریق کتابخوان الکترونیک این شرکت امکان پذیر است. نویسندگان با دسترسی به این پلتفرم در دستگاه کیندل می‌توانند به طور مستقل کتاب خود را منتشر کنند ولی گزارش‌های متعددی حاکی از سانسور بی دلیل نویسندگان توسط آمازون است. منابع مختلفی از جمله سرویس اقتصادی سایت یاهو بارها گزارش کرده‌اند که آمازون بدون دلیل از انتشار کتاب توسط نویسندگان خودداری می‌کند و برای این امر دلیل خاصی ارائه نمی‌کند. در ماه‌های گذشته شش رمان نتوانستند در این سرویس منتشر شوند که نمونه آن جیسون کیپریانو نویسنده اهل کالیفرنیا آمریکاست. وی می‌گوید آمازون بدون دلیل مانع انتشار رمانم شده است. پیش از این گزارش‌هایی درباره درخواست مبالغی از نویسندگان برای انتشار کتابشان توسط آمازون منتشر شده بود که با مخالفت‌هایی نیز روبرو شد ولی خود آمازون این مسئله را تکذیب کرده بود. کیپریانو که با نام مستعار جی.ای. کیپریانو می‌گوید: « تا کنون 143هزار نسخه از رمان‌هایم را در سرویس کیندل آمازون فروخته‌ام ولی وقتی خواستم رمان جدیدم را در آمازون منتشر کنم با صفحه غیرقابل انتشار مواجه شدم.» وی اعتقاد دارد مسئولان آمازون با این اقدامات به دنبال درآمدزایی از نویسندگان هستند. سرویس انتشار کتاب توسط نویسندگان مستقل یا انتشار مستقیم کیندل (KDP) به نویسندگان اجازه می‌دهد رمان‌ و داستان‌های خود را به طور مستقیم و کاملاً رایگان از طریق سایت آمازون و دستگاه کتابخوان کیندل منتشر کنند. در این سرویس خوانندگان کتاب‌های الکترونیک با پرداخت مبلغی می‌توانند به طور نامحدود از کتاب‌های الکترونیک استفاده کنند.  مسئولان آمازون در واکنش به این گزارش‌ها ادعا می‌کنند سرویس کیندل به صورت اتوماتیک توسط روبات‌های مجازی اداره می شود و شاید این مشکلات به خاطر الگوریتم‌های آن باشد. البته هنوز مسئولان آمازون دلیل خاص و روشنی برای ممنوعیت بعضی نویسندگان ارائه نکرده است. ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 06:01:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264301/آمازون-بدون-دلیل-نویسندگان-سانسور-می-کند ادبيات، انسان و رنج بشريت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/24422/ادبيات-انسان-رنج-بشريت خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): ارنستو ساباتو سال 1934 نخستين نوشته‌هايش را به عنوان نويسنده‌اي با گرايش چپ منتشر كرد و همزمان، دكتراي خود را در رشته فيزيك دريافت كرد و پس از آن در رشته مهندسي علوم تحقيقاتي را در انستيتوي كوري پاريس آغاز كرد. او در سال 1948 جايزه سروانتس ـ بزرگ‌ترين جايزه ادبي اسپانيا ـ را از آن خود كرد. آنچه در پي مي‌آيد برگردان گفت‌وگويي است كه سال‌ها پيش نشريه‌اي ادبي ـ هنري با ساباتو انجام داده است.  بشر در عصر ما، بيش از پيش، خسته و تنهاست. به نظر شما انسانيت امروز، چگونه است؟  انسانيت با فراموش شدن پدرها و مادربزرگ‌ها فراموش شده است. بايد از كودكي به بچه‌ها انسان‌دوستي را آموخت.  به نظر شما يك نويسنده خوشبخت مي‌تواند آثار مهم خلق كند  و بنويسد؟‌آيا لازمه نوشتن رنج بردن نيست؟  من فكر مي‌كنم كه يك انسان خوشبخت و آسوده از رنج، مشكل بتواند آثار بزرگ و نوشته‌هاي فراموش نشدني خلق كند. ادبيات بزرگ جهاني از قصه‌ها و داستان‌هاي سرشار از رنج تشكيل شده است. ادبيات هم مثل هر پديده‌اي ديگر نوعي تقسيم‌بندي خاص دارد؛ ادبيات بد و ادبيات خوب محصول رنج‌هاي بشري است.    از مرگ مي‌ترسيد؟ مرگ را چگونه مي‌بينيد؟  هرگز به ترس از مرگ نينديشيده‌ام. ولي اعتراف مي‌كنم كه از جنگ‌ها، ويراني‌ها و اعمال زورگويي ديكتاتورها عميقاً ترسيده‌ام. چون بارها به مرگ تهديد شده‌ام.  چه كتاب‌هايي مي‌خوانيد؟  از سال 1987 بينايي ام رو به افول گذاشت و از آن پس، كمتر توفيق خواندن آثار ديگران را يافته‌ام. ولي از نوجواني با داستايوفسكي محشور بوده‌ام و آثار او جايگاه‌ ويژه‌اي در كارم دارند. آثار فلاسفه يونان را هم خوانده‌ام.  جايگاه واقع‌گرايي را درادبيات امروز جهان چگونه مي‌بينيد؟  بايد حقيقت را نوشت. عصر ما، عصر واقع‌گرايي است. در سياست كمتر مي‌توان حقيقت را يافت. اما در ادبيات، واقعيت و حقيقت، جايگاه ويژه خود را دارند. در رؤيا و تفكرات تنهايي و در انديشه كودكان حقيقت را مي‌توان لمس كرد. مرا به عنوان يك انقلابي شناخته‌اند. در حالي كه من، تنها واقعيت را برملا كرده‌ام.  چرا مدتي است كه ديگر كتابي از شما نخوانده‌ايم؟  چون وضع بينايي ام خوب نيست. از ديكته كردن هم بيزارم. چون حرف زدن و به ديگري نقل كردن با نوشتن فرق دارد. در دنيايي كه زندگي مي‌كنيم، رضايت كامل وجود ندارد.  از آثاري كه خلق كرده‌ايد، راضي هستيد؟  هرگز از هيچ چيز احساس رضايت كامل نكرده‌ام.  حتي از كتاب قهرمانان و گورها كه براي شما توفيق زيادي به ارمغان آورده است؟  حتي از آن كتاب. دلم مي‌خواهد مورد علاقه خوانندگانم باشم. نه اينكه آنها نوشته‌هايم را ستايش كنند.  ارنستو ساباتو چه جور آدمي است؟!  بيشتر يك فرد ماليخوليايي، رؤياپرداز و خيالباف!  به نظر شما ادبيات پيشرفت مي‌كند؟  ادبيات تكرار مي‌شود. اين علم است كه پيشرفت مي‌كند.  چگونه بايد با زندگي مقابله كرد؟  با روشي صلح‌آميز. نظير آنچه ماهاتما گاندي كرد.  گمان مي كنيد روشنفكران امروزي به وظايفشان عمل مي‌كنند؟  كدام روشنفكر واقعي با وجود اين همه معما و تنش كه گرداگرد جامعه بشري را گرفته است، مي‌تواند به وظايف خود عمل كند؟‌با وجود اين همه جنگ و مرگ و گرسنگي كه بشر امروز را اسير كرده است؟   ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 04:18:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/24422/ادبيات-انسان-رنج-بشريت فرياد نويسندگان شرق و غرب از وراي ديوار http://www.ibna.ir/fa/doc/book/113538/فرياد-نويسندگان-شرق-غرب-وراي-ديوار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از خبرگزاری آلمان، از قرار معلوم رویای بسیاری از نویسندگان و هنرمندان جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) مبنی بر آزادی بیشتر در سایه دیوار برلین به زودی یک امید واهی از آب درآمد. در میان نویسندگان و روشنفکران آلمان غربی برداشت‌های مختلفی وجود داشت و همه آن‌ها از نامه اعتراضی که توسط ولف دیتریخ شنوره نویسنده کتاب «وقتی ریش پدر قرمز بود» و گونتر گراس که درست دو سال پیش از این تاریخ به خاطر رمان «طبل حلبی»‌اش به شهرت رسیده بود و سرانجام در اواخر قرن بيستم جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، پشتیبانی نکردند.  آنان به انجمن نویسندگان آلمان شرقی به سرپرستی انا زرگرز نویسنده کتاب «هفتمین صلیب» روی آوردند و می‌خواستند صدایشان را در مقابل دیوار و سیم خارداری که بارها و بارها در آلمان کشیده شده بود بلند کنند.  ولف یوبست سیدلر روزنامه‌نگاری که بعدها به ناشری موفق بدل شد، همانگونه که در کتاب «نویسنده آلمانی و کشورش از سال 1945 تا کنون» منتشر شده به سال 1979 نقل شده، در آن زمان نوشت: همه دنیا از مدت‌ها قبل اين را می‌دانستند، نه فقط آلمانی‌های بی‌خانمان شده. هیچ کس در این مورد جز این تصور باطل را نداشت که اشتریت‌متر، هکس، بردل، هرملین ، هیم و کوبا در ناامید کننده‌ترین وضعيت و افراطی‌ترین تصمیم‌گیری از خرد جمعی حزب پیروی خواهند کرد. هیچ کس به جز رمان‌نویسان و شاعران که همیشه آماده بحث کردن بودند.  اما در مقابل انتقادها، هاینریش بل که بعدها جایزه نوبل ادبیات را کسب کرد این مساله را در نظر داشت که انسان هایی که مجبورند در منطقه باقی بمانند، کسانی هستند که بهای جنگ مغلوبه برای ما اهالی جمهوری فدرال آلمان را پرداخته‌اند. و نیز در آلمان غربی کسانی وجود داشتند که برای ساخت دیوار از خود درک و تفاهم نشان دادند.  اما یک نویسنده منتظر بحث چون گونتر گراس به شکلی عمیق نگاهش را به سوی غرب معطوف کرد. بنابر این در 18 آگوست 1961 درست پنج روز پس از ساخت دیوار برلین یک فهرست جستجو از سوي پليس امنيت آلمان شرقی (اشتازی) با این مضمون صادر شد : « گراس / گونتر . تولد 1927 / شغل : نویسنده / آدرس : برلین – گرون والد / تحت نظر به خاطر کارهای تحریک‌آمیز»  گراس اگر چه در سفر بعدی خود به آلمان شرقی بنا به دستور مقامات بلند پایه دستگیر نشد، ولی بر مبنای اسناد اشتازی که در سال 2010 در انتشارات «سی اچ . بک» منتشر شد، تا زمان سقوط دیوار برلین از سوی اشتازی تحت نظر بود. یک ستوان یکم اشتازی در سال 1964 از یک پیغام فوری نقل قول می کند که مضمون آن این بود: «گراس در حال حاضر مشغول نوشتن رمانی است که به مشکلات برتولت برشت و 17 ژوئن 1953 می پردازد.» گراس به زودی برای هر دو طرف به عنوان یک مزاحم محسوب خواهد شد».   در سال 1961 گراس داستان «موش و گربه» را به عنوان جلد دوم از سه گانه دانتسیگ منتشر کرد. در همان سال اووه جانسون نیز که از آلمان شرقی به آلمان غربی رفته بود ، کتاب «سومین کتاب در مورد آخیم» را به زیر چاپ برد. او در سال 1984 درگذشت و اندکی پس از مرگش گفتگوهای او با قاچاقچیان برلین غربی منتشر شد.  در همان سال کریستا ولف دیگر نویسنده آلمانی رمان «داستان مسکو» را منتشر کرد و دو سال بعد در سال 1963 رمانی دیگر با نام «آسمان تقسیم شده» را به زیرچاپ برد. هاینر مولر در سال 1961 یک نمایشنامه خود را که در آن زمان ممنوع شده بود ، در برلین شرقی به روی صحنه برد.  پس از ساخت دیوار در سال 1961 آثار برتولت برشت نمایشنامه نویس آلمانی (درگذشته به سال 1956) در تاترهای مختلف آلمان غربی با ممنوعیت مواجه شد. برشت پس از جنگ از تبعید به آلمان شرقی رفت و ساختمان تاتر برلین که به صورت مشترک با هلنه ویگل تاسیس کرده بود را در جهان به شهرت رساند. اما ممنوعیت آثار برشت در 17 ژوئن 1953 در آلمان شرقی و در سال 1956 در مجارستان نیز اعمال شده بود.  ممنوعیت ها در مورد آثار برشت ادامه داشت. در شهر بادن – بادن تمرین نمایش «ننه دلاور» این نویسنده قطع شد. نمایشنامه «گالیله» وی نیز در تلویزیون به سرنوشتی مشابه دچار شد و مدیر مرکز تاتر شیلر برلین غربی از ترس شورش تماشاگران برلین غربی با لغو نمایش «پانتیلا» گفت : با این فاصله اندک از دیوار برلین نمایش این اثر کار ساده ای نیست.  اما کورت هوبنر با وجود تهدید به بمب گذاری از اجرای قطعه برشت «دادگاه ژاندارک در روآن 1431» (بر مبنای نمایشنامه ای رادیویی از آنا زگرز) به کارگردانی «پتر پالیتچ» دستیار برشت در مرکز تاتر برلین صرف نظر نکرد. هوبنر که بعدها در «برمن» غوغا بر پا کرد و قرار بود تاتر ملی آزاد در برلین غربی را مدیریت کند، در آن زمان بر این عقیده بود که برشت به عنوان شاعر و سیاستمدار در این قطعه نه فقط خودش را بلکه حاکم منطقه را نیز راهنمایی می‌کند.  دیوار برلین اصلی‌ترین نماد جنگ سرد بود که به پرده آهنین مشهور شد و به مدت ۲۸ سال شهر برلین را به دو منطقه شرقی و غربی تقسیم کرد. در نخستین ساعت‌هاي روز یک شنبه سیزدهم آگوست ۱۹۶۱، نیروهای نظامی آلمان شرقی خیابان‌های منتهی به نقاط مرزی را محاصره کردند و کارگران در مرز مشغول ساختن دیوار شدند. با ایجاد این حصار که ارتفاع آن به دو متر می‌رسید، ارتباط بین بخش‌های شرقی و غربی شهر کاملاً قطع شد. احداث این دیوار چنان شتابان انجام گرفت که بسیاری از خانواده‌ها که در مناطق مختلف شهر زندگی می‌کردند برای ۲۸ سال از یکدیگر جدا شدند و سرنوشت‌های ناگواری را برای بسیاری از خانواده‌های آلمانی رقم زد. زنان از شوهران، فرزندان از والدین، برادران و خواهران از یکدیگر برای سال‌ها جدا شده و بسیاری از آن‌ها تا آخر عمر موفق به دیدار دوباره یکدیگر نشدند.  گروهی از آن‌ها آن‌قدر زنده نماندند که فروریختن دیوار برلین را شاهد باشند و امکان دیدار دوبارهٔ خانواده‌های خود را پیدا کنند. این دیوار در 9 نوامبر 1989 پس از 28 سال فروریخته شد.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 04:13:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/113538/فرياد-نويسندگان-شرق-غرب-وراي-ديوار صفحه امروز؛ 13 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146072/صفحه-امروز-13-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این نویسندگان با آثار برجسته شان نام خود را در دنیای ادبیات برای همیشه درخشان کرده‌اند.  اچ . جی ولز هربرت جورج ولز، نویسنده انگلیسی چنین روزی در سال 1946 از دنیا رفت. وی که خالق رمان های علمی – تخیلی است سپتامبر 1866 در کنت به دنیا آمد. او از کودکی با طعم فقر آشنا شد و از این رو از سن کم به کار مشغول شد. مدتی به عنوان شاگرد یک پارچه فروشی کار کرد، ولی به زودی دست از این کار کشید و برای تحصیل به دانشگاه رفت. او از سال 1901 به نوشتن روی آورد و رمان‌های زیادی نوشت که به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه و آثار سینمایی مختلفی از این کتاب‌ها اقتباس شد. برخی از منتقدان آثار او را با ژول ورن نویسنده فرانسوی مقایسه می‌کنند. «ماشین زمان»، «مرد نامرئی»، «جنگ دنیاها»، «نخستین انسان‌ بر ماه»، «تونو بانگی» و «سرگذشت آقای پولی» از آثار این نویسنده‌اند.    ژولین گرین ژولین گرین ،نویسنده آمریکایی چنین روزی در سال 1998 از دنیا رفت. وی سپتامبر 1900 از پدر و مادری آمریکایی در پاریس به دنیا آمد. او به زبان فرانسوی می نوشت و 30 رمان و مجموعه داستان كوتاه در کارنامه ادبی خود دارد. او نخستین کتابش را سال 1924 با نام مستعار «تئوفیل دو لاپورت» با عنوان «هجویه بر ضد کاتولیک های فرانسه» منتشر کرد. سال 1926 نخستین رمان وی با عنوان «مون سی نر» و نخستین مجموعه داستانش با نام «مسافر روی زمین» منتشر شد. وی جايزه ادبي آكادمي فرانسه را در کارنامه اش دارد و «روياگر»، «سفرسياه»، «روزگار خوش»، «موئيرا» و «هر مردی در شب خویش» از رمان‌هاي شاخص وی هستند. املی نوتومب املی نوتومب ،نویسنده بلژیکی چنین روزی در سال 1967 در ژاپن به دنیا آمد. وی که به فرانسوی می نویسد و بیش از 20 رمان در کارنامه ادبی اش دارد، نخستین رمانش را با عنوان «بهداشت و آدمکش» سال 1992 منتشر کرد و از آن پس هر سال یک رمان نوشت و منتشر کرد. «خرابکاری های عاشقانه» دومین رمان اوست که سال 1993 به بازار آمد. او در اين مدت توانست به شهرت بسیار دست يابد و نام خود را بر سر زبان ها بیندازد و منتقدان را وادارد از وی به عنوان نویسنده ای قدر یاد کنند. او جوایز متعدد ادبی از جمله جایزه بزرگ رمان آکادمي فرانسه سال 1999، جایزه رنه فاله و جايزه آلن فورنيه را از آن خود کرده است. «كشتن پدر»، «ترس و لرز»، «اسید سولفوریک» و «سفر زمستاني» از دیگر آثار وی به شمار می رود. او عضو دایمي جايزه برجسته ادبي دسامبر فرانسه نیز هست.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 04:11:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146072/صفحه-امروز-13-آگوست کتاب به زندگی خود ادامه خواهد داد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264294/کتاب-زندگی-خود-ادامه-خواهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سایت خبری اکتوالیته- مارک لوی، بی‌شک یکی از نویسندگان محبوب امروز فرانسه است که آثارش از همان ابتدا با استقبال زیادی از سوی جامعه فرانسوی و بین‌المللی رو‌به‌رو بوده و فروش بسیاری داشته است. کتاب‌های او به بیش از 42 زبان از جمله فارسی ترجمه و از برخی از آن‌ها فیلم نیز ساخته شده است. اولین رمان او تحت عنوان «و اگر حقیقت داشت» در سال 2000 منتشر شد. او در طی این سال‌ها حدود 20 اثر داستانی دیگر منتشر کرده که همه آن‌ها پیشتاز بازار نشر فرانسه بوده‌اند. آخرین رمان مارک لوی با عنوان «دختری چون او» در ماه آوریل سال جاری میلادی منتشر شد. او در تازه‌ترین مصاحبه‌ای که اخیرا انجام داده از سرچشمه الهام آخرین رمانش و وضعیت ادبیات در دنیای کنونی سخن گفته که در ادامه می‌خوانیم.  شما در نشست امضای آخرین رمان‌تان در منطقه پون لوک و سپس در شهر دوییل در شمال غربی فرانسه حضور خواهید یافت. چه شد به این‌جا آمدید؟ و این‌که آیا از قبل با این منطقه آشنایی داشتید؟ بله من زمان زیادی را در این منطقه گذرانده‌ام. زمانی که کودک بودم والدینم در تعطیلات آخر هفته در این‌جا خانه کوچکی را اجاره می‌کردند. آشپزی نرماندی را بسیار دوست دارم و البته پنیرهایش را....خیلی شکمو هستم! در واقع این‌جا مکانی است که از 40 سالگی زیاد به آن رفت‌و‌آمد داشته‌ام و همیشه هم با یک کیلو اضافه وزن از آن به خانه بر می‌گردم.  کمی درباره خلاصه داستان آخرین رمانتان، «دختری چون او» بگویید؟ این رمان، سفری به نیویورک است. داستانی درباره تفاوت‌های فردی انسان‌ها با یکدیگر. همه انسان‌ها حامل تفاوت‌های بسیاری با دیگران هستند و روش پذیرش یا عدم پذیرش این تفاوت از سوی اطرافیان، شرط حیاتی برای خوشبختی و شکوفایی است. در این داستان من یک اجتماع کوچک از همسایگان را در ساختمانی در خیابان پنجم سوژه قرار دادم. در آن ساختمان یک آسانسور دستی وجود دارد که بدون آسانسورچی قابل استفاده نمی‌باشد. این مرد(آسانسورچی) که در سایه و گمنامی به سر می‌برد می‌تواند همه چیز را ببینید و بشنود...این داستان یک کمدی انسانی است. شما در این داستان از محله نیویورکی خودتان الهام گرفته‌ بودید؟ بله همین‌طور است. ماجراهای این رمان دقیقا در محله‌ای می‌گذرد که من تقریبا ده سال در آن زندگی کرد‌ه‌ام و نطفه اصلی داستان هم دقیقا از ملاقات من با یک آسانسورچی در آن سال‌ها شکل گرفت. یک روز وقتی که داشتم برای صرف شام با دوستانم بیرون می‌رفتم وارد یکی از همین آسانسورها شدم و همان‌جا مبهوت مردی شدم که متصدی آسانسور بود و مقابل دسته اهرم ایستاده بود. مردمی که داخل آسانسور بودند کوچک‌ترین توجهی به او نمی‌کردند. این شغل‌های مرموز و تودار مرا جذب می‌کند. زیرا در آن شناخت از دیگری وجود دارد که حقیقتا جذاب است. چه کتاب‌هایی را در این تابستان به همراه خود داشتید؟ آخرین کتاب الساندرو باریکو، نویسنده ایتالیایی را دارم می‌خوانم. و کتاب «حیوان در حال مرگ» نوشته فیلیپ راث را داخل کیفم گذاشته‌ام .خیلی وقت بود دلم می‌خواست دوباره بخوانمش. کتاب دیگری از دیدیه دکوئن با عنوان «دفتر باغ ها و برکه‌ها» و یک مجموعه شعر از پابلو نرودا که این را هم دلم می‌خواسته دوباره بخوانمش. با خودم کتاب همیشه زیاد دارم. چه احساسی دارید از این‌که به عنوان نویسنده فرانسوی که آثارش بیش از دیگران در سراسر جهان خوانده شده شناخته می‌شوید؟ می‌توانم بگویم هیچ لذتی برای یک نویسنده مهم‌تر از این نیست که بداند کتاب‌هایش خوانندگان بی‌شماری دارد. اما با این‌همه این موضوع مانع از آن نمی‌شود که شب‌ها ظرف نشورم. خودم را مدیون خوانندگانم می‌دانم. این باعث خوشبختی بیش از اندازه من است؛ اما قسم می‌خورم که این چیزی نیست که بخواهم شب‌ها قبل از خواب به آن فکر کنم.  از شما به عنوان یک نویسنده محبوب نام می‌بریم، خودتان چطور فکر می‌کنید؟ زیباترین‌ چیزی است که می‌تواند برای من اتفاق بیفتد. نمی‌توان کاری را انجام داد که در آن دیگران سهیم باشند و در عین حال از آن‌ها روی برگردان بود. با هم جور در نمی‌آید. چیزی مثل دیوانگی و ریاکاری دیوانه‌وار است. آینده ادبیات را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ چند وقت پیش در یک مجله تخصصی می‌خواندم که فروش کتاب 3 یا 4 درصد افزایش یافته است. فکر می‌کنم که کتاب به طرزی کاملا عجیب و غریب دارد از خود مقاومت نشان می‌‌دهد. آمارهایی که وجود دارد حاکی از این‌که کیندل و کتاب الکترونیکی مرگ کتاب‌های کاغذی را رقم خواهند زد خیلی بدبینانه است. آن‌چه روشن است این است که کتاب کاغذی به بهترین نحو به زندگی خود ادامه خواهد داد.  درباره نویسندگان و حرفه نویسندگی نظرتان چیست؟ متاسفانه حرفه نویسندگی به شغل کم‌مزدی بدل شده است و به هیج وجه از طرف دولت مورد حمایت و توجه قرار نمی‌‌‌گیرد.  آیا نوشتن کتاب دیگری را شروع کرده‌اید؟ در ذهنم بله، شروع کرده‌ام؛ زیرا اول باید بتوانی ذهنت را از دغدغه‌های کتاب قبلی‌ات خالی کنی. این طور نیست که از یک کتاب به کتاب دیگری بپریم. باید بتوانی با همه پرسوناژهایی که در کتاب‌ قبلی‌ات حضور داشته‌اند خداحافظی کنی تا بتوانی شخصیت‌های جدید را به خود جذب کنی.برای همین می‌گویم در ذهنم شروع کرده‌ام اما بر روی کاغذ نه. ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 03:49:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264294/کتاب-زندگی-خود-ادامه-خواهد داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264196/داستان-های-انرژی-محض-زاده-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از میوزیک‌ اند لیترچر- اریک شویار، رمان‌نویس پست‌مدرن فرانسوی است که به خاطر رمان‌هایش چندین جایزه ادبی در فرانسه کسب کرده است. او اولین رمان خود «مردن مرا سرد می‌کند» را در بیست‌وسه سالگی نوشت و تاکنون بیش از بیست اثر داستانی نوشته است. قوه تخیل شما بی‌حد و مرز و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسد. نمی‌توان اریک شویاری را تصور کرد که خسته و بی‌حوصله باشد و بالطبع، یک خواننده‌ اریک شویار که چنین باشد. شما در ژانرهای بسیاری کار کرده‌اید: رمان، داستان کوتاه، نقد، مقاله، بلاگ. آیا این محدوده وسیع و گوناگون ژانرها از ترس‌تان از بی‌حوصلگی می‌آید؟ مثل دکترها، نویسندگان متخصص هم داریم: رمان‌نویس، مقاله‌نویس، شاعر، گزین‌گو و ... و نویسنده عمومی؛ من یکی از همین مورد آخری‌ام. پاسخ من به نگرانی‌ها، چالش‌ها، بحران‌ها و تمام رویدادهای مختلف زندگی، یک پاسخِ نوشتاری است. نه منحصرا اما کمتر پیش می‌آید که احساس نکنم نیاز است با نوشتن چیزهایی که برایم اتفاق می‌افتد مقابله کنم. این راه گول نخوردن از سرنوشتی است که برایم مقدر شده. اگرچه، قوه تخیل زیادی ندارم؛ می‌دانم بعضی از رمان‌هایم آنقدر وحشیانه‌اند که مردم ممکن است فکر کنند این‌گونه‌ام، اما واقعیت این نیست. من به قوه تخیل به عنوان نوعی فضای ذهنی فکر می‌کنم که در آن بعضی نویسندگان راحت و بی‌دردسر این طرف و آن طرف می‌روند و کاراکترهای داستان‌هایشان را ملاقات می‌کنند. و درنتیجه کتاب‌هایشان شبیه گزارش‌هایی است که از این سرزمین درونی می‌آید. هیچکدام از این‌ها در مورد من صدق نمی‌کند. برای من همه چیز در لحظه نوشتن با هم در جمله می‌آید. داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند. اما جمله اول اگر از تخیل‌تان نمی‌آید پس از کجا می‌آید؟ آغاز همیشه کار اراده است. من همیشه تعمدا اولین جمله را عجیب و غریب می‌نویسم تا فضای کشف‌نشده‌ای را باز کنم. حداقل اینطوری می‌توانم مطمئن باشم اولین نفری هستم که بر این ساحل پا می‌گذارم. لحظه‌ای را که رمان «درباره جوجه‌تیغی» را با این جملات شروع کردم خوب به یاد دارم: «دقیقا شبیه به یک جوجه تیغی ساده و گرد است، این حیوان، آنجا، روی میزم.» عملا یک نوشته اتوماتیک بود. هیچ هدف مشخصی نداشتم. قضیه سورپرایز کردن خودم است تا آن عبارات کلیشه‌ای در ادبیات را به کار نبرم. من معتقدم که هنر در کل و ادبیات به طور خاص این شانس را به ما می‌دهد که محدوده آگاهی‌مان را به خوبیِ نواحی تجربیاتمان وسعت ببخشیم، تا از قطار در حال حرکت افکار بپریم و خودمان را از شرایط خاصی که باعث زحمتمان شده برهانیم. جایی خواندم که در هشت سالگی نوشتن را آغاز کردید. و حالا کتاب کودک هم می‌نویسید. آیا خاطره‌ای یا نسخه‌ای از اولین چیزهایی که در بچگی نوشتید دارید؟ آیا اینکه در بچگی می‌نوشتید در این سال‌ها بر اینکه نویسنده کودک بشوید تاثیری داشته؟ این اشتیاق جوانی به نوشتن عجیب است، زیرا از لذت خواندن زاده شده است. تلاش‌هایم شدیدا ابتدایی بودند. تقریبا هیچ چیزی از آنها باقی نمانده، تنها یک شعر احمقانه و یک داستان کوتاه ملودرام که دیرتر نوشتم، به نام «شورش در بخارست». بچه‌ها نویسنده‌های کودک پیش پا افتاده‌ای هستند، زیرا قدرت و اقتدار یک قصه‌‌نویس یا خلاقیت یک نویسنده را ندارند. داستان باید توسط آدم‌های بزرگ‌تر گفته شود. به طور ایده‌آل توسط یک پدربزرگ با ریش بلند سفید. از چهارده یا پانزده سالگی تا اولین پیش‌نویس‌های رمان اولم، هر سال چیزهایی را که سال قبل نوشته بودم نابود می‌کردم؛ بلوغ تازه به دست آمده‌ام باعث می‌شد از آنها خجالت بکشم. اما امروز می‌توانم ساعت‌ها پای آن ورق‌های قدیمی وقت بگذارم. اگر این درست باشد که ادبیات واقعی است، امید دارید که چه ارتباطی بین واقعیت شما و خواننده به وجود بیاید؟ و وقتی صحبت از کارهایتان در بلندمدت می‌شود، امید دارید چه واکنشی دریافت کنید؟ من هیچ تصمیمی برای خوانندگان خودم ندارم. بهتر است از آنها بپرسید تصمیمشان در قبال من چیست و می‌خواهند با کتاب‌های من چه کار کنند. با این همه، شخصیت خواننده، به عنوان یکی از کاراکترها (و مطمئنا غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ترین آنها) در کتاب‌های من حضور دارد. او به طور غیرمستقیم درگیر است. به او نیاز دارم تا رازهای کوچکم را شرح دهم، صفحه به صفحه، تا خواندنش را به جلو ببرم. بدون آن ادامه دادن به نوشتن کتاب برایم بی‌فایده خواهد بود. خوانندگان در کتاب های من درگیرند و من رویشان حساب می‌کنم. ]]> جهان‌کتاب Mon, 13 Aug 2018 07:23:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264196/داستان-های-انرژی-محض-زاده-می-شوند همه چیز درباره وی. اس. نایپول http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264247/همه-چیز-درباره-وی-اس-نایپول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از مجله انگلیسی نارگوس، زندگی یکی از بهترین نویسندگان نثر به زبان انگلیسی در طی 60 سال گذشته در 85 سالگی به پایان رسید. البته وقتی زنده بود بسیاری از ما مایل نبودیم با چنین القابی خطابش کنیم و شاید درمراسم ختم او هم نتوانیم آنچه شایسته‌اش است را به کلمات تبدیل کنیم.   دلایل زیادی برای روبرگرداندن از نایپول وجود داشت. او در نوشته‌هایش انسانیتش را ابراز می‌کرد. نظرات نایپول درباره اسلام، زنان، و کشورهایی که  شانس کم‌تری نسبت به کشورهایی که او در آن زندگی کرد و از دنیا رفت دارند (مخصوصاً ترینیداد، محل تولدش، آفریقا، و و گاهی هندوستان) موجب دردسر و ایجاد نظرات مختلف درباره وی شده بود.   نایپول به عنوان بهترین داستان‌نویس انگلیسی‌زبان حوزه کارائیب شناخته می‌شد. نوشته‌های قدرتمندش برای او جایزه نوبل ادبیات در سال 2001 را به ارمغان آورد و اغلب به زندگی جهان‌سومی‌ها می‌پرداخت.   کمیته‌ای که در سال 2001 نایپل را شایسته جایزه نوبل دانستند آثارش را برای «دارا بودن چشم‌انداز روایی منسجم و دقتی بدون‌نقص که خواننده را به دیدن تاریخ سرکوب‌شدگان مجبور می‌کند» ستایش کردند.   نایپول در 17 آگوست 1932 در ترینیداد و توباگو از خانواده‌ای با اصالت هندی به دنیا آمد و حالا تا فاصله چند روز به سال‌روز تولدش از دنیا رفته است. او در کالج سلطنتی کویین در ترینیداد درس خواند و در سال 1950 بورسیه دانشگاه آکسفورد شد.   در این دوره به دلیل مشکلات روحی خودکشی کرد اما خوشبختانه کنتور گاز دچار مشکل شد و از کار افتاد.   طی حضورش در آکسفورد با پاتریشیا هیل آشنا شد. این دو در سال 1995 ازدواج کردند اما هیل در سال 1996 از دنیا رفت و نایپول با نادره آلوی، خبرنگار پاکستانی ازدواج کرد.   نایپول کارش را به عنوان نویسنده غیروابسته آغاز کرد و آثارش در نشرهای مختلف منتشر می‌شد اما وقتی از پیشینه ترینیدادی خود نوشت دیده شد. از سال 1945 تا 1956 نایپول خبرنگار بی‌بی‌سی در حوزه کارائیب بود و بین سال‌های 1957 تا 1961 منتقد ادبی مجله «نیو استیزمن» بود.   اولین آثارش در اواخر دهه 50 میلادی منتشر شد و پول زیادی برای او به ارمغان نیاوردند.   سال 1961 بود که «خانه‌ای برای آقای بیسواس» را نوشت که اغلب به عنوان شاهکار نایپول معرفی می‌شود. داستان غم‌انگیز و در عین حال خنده‌دار یک خانواده هندی ساکن در ترینیداد برای کسب استقلال و هویت. آقای بیسواسِ داستان نایپول در واقع پدرش است. همان سال بود که از دولت ترینیداد کمک‌هزینه‌ای برای سفر در حوزه کارائیب دریافت کرد و کتاب غیر داستانیِ «سفر میانی» را به نکارش درآورد و روایت تنش‌های نژادی مردم این منطقه سبب شد هندی‌های سیاه‌پوست او را نژادپرست بخوانند.   نایپول پس از سال 1950 در ویلتشایر اقامت گزید اما بسیار سفر می‌کرد. مقالات و نوشته‌های مربوط به سفرهایش اغلب منفی بودند و بیشتر در جست وجوی اتفاقات زندگی هندی‌ها بود   در دهه 90 میلادی بیشتر بر آثار غیرداستانی تمرکز کرد و در سال 1994 بود که کتابی که خیلی‌ها منتظرش بودند منتشر شد. «راهی در جهان»، اتوبیوگرافی و تاریخچه خیالی استعمارگری از دوره «ولتر راله» تا «فرانسیسکو میراندا» بود.   نایپول بعدها هم به نوشتن آثار غیرداستانی ادامه داد و داستان «ماسک آفریقا» را نوشت و حتی بیشتر وقت خود در سال 2008 و 2009 را به کشورهای آفریقایی سفر کرد.   با وجود اینکه معماهای زیادی درباره آثار نایپول در ذهن صاحب‌نظران و مخاطبان وجود دارد اما خودِ نویسنده دیدگاهی ساده و مشخص درباره آثارش داشت. وی در این باره گفته بود: «من دنیایی جدید نساختم. تلاش کردم دنیا را دقیق و بدون تعصب ثبت کنم. عقاید سیاسی موجب تعصب می‌شود. من دیدگاه سیاسی ندارم!»   نایپول دو بار هم به ایران سفر کرد. یک بار پس از انقلاب 57 و بار دوم در سال 76 به کشور ایران آمد و مشاهدات خود را از ایران، پاکستان، و چند کشور دیگر در کتابی جمع‌آوری کرده است. بیشتر آثار این نویسنده انگلیسی هندی‌تبار به فارسی ترجمه شده است. ]]> جهان‌کتاب Mon, 13 Aug 2018 04:12:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264247/همه-چیز-درباره-وی-اس-نایپول مروری بر سخنرانی وی. اس. نایپول هنگام دریافت نوبل ادبیات 2001 http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264246/مروری-سخنرانی-وی-اس-نایپول-هنگام-دریافت-نوبل-ادبیات-2001 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «این اتفاق برای من عجیب است. همیشه کتاب‌خوانده‌ام و هیچ‌وقت سخنرانی نکردم. به مردمی که از من درخواست سخنرانی کردند گفته‌ام که سخنی برای گفتن ندارم. این حرف حقیقت دارد. شاید عجیب باشد. مردی که 50 سال با کلمات، احساسات، و ایده‌ها کار کرده است باید حرفی برای گفتن داشته باشد. اما هر حرف ارزشمندی دارم در کتاب‌هایم است. هر چیز اضافی در من باشد به طور کامل شکل نگرفته است. از بخش‌های دیگر ذهنم خیلی کم اطلاع دارم. شاید در کتاب بعدی ظهور یابد. اگر کمی خوش‌شانس باشم هنگام نوشتن کتاب بعدی به سراغم می‌آید و شگفت‌زده‌ام خواهد کرد. هنگام نوشتن منتظر همان عنصر شگفتی هستم. اینگونه کارهای خود را قضاوت می‌کنم؛ که البته اصلاً کار آسانی نیست.   پروست خیلی خوب تفاوت یک نویسنده را به عنوان یک نویسنده یا نویسنده به عنوان موجودی اجتماعی را به نگارش درآورده است. عقایدش در این باره در مجموعه مقالاتش تحت عنوان «علیه سِنت بو» آمده است.   سِنت بو، منتقد فرانسوی قرن نوزدهم اعتقاد داشت برای درک بهتر یک نویسنده باید بخش بیرونی و جزئیات زندگی فرد را دانست. البته استفاده از نویسنده برای درک اثر کار درستی نیست. بی‌تردید همین‌طور است. اما پروست این کار را بسیار متقاعدکننده انجام داد. پروست می‌نویسند: «این روش سنت بو از یاد برده است که آشنایی به خود تا چه اندازه آموزنده است: اینکه کتابِ محصولِ نویسنده به عنوان یک انسان متفاوت از فردی است که در فعالیت‌های روزانه و زندگی اجتماعی‌مان نشان می‌دهیم. اگر تلاش کنیم این خودِ متفاوت را درک کنیم و بار دیگر بسازیمش شاید به آن برسیم.»   همه جزئیات زندگی، پیش‌فرض‌ها، و دوستی‌هایش می‌تواند سازماندهی شده باشد اما راز نوشتن همچنان باقی می‌ماند. هیچ سند یا مدرکی، هر چقدر جذاب، نمی‌تواند ما را به این مرحله برساند. زندگینامه یک نویسنده یا حتی خود‌نو‌شت‌نامه هیچ‌وقت کامل نیست.   من همیشه به حس ششم خود اعتماد کرده‌ام. در آغاز این کار را کردم و هنوز همین طور است. نمی‌دانم در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد یا در کتاب بعدی چه خواهم کرد اما همیشه به حسم اعتماد کردم تا موضوعی جدید برایم بیابد و سپس بر اساس همان حس نوشته‌ام. وقتی شروع به نوشتن می‌کنم ایده‌ای دارم، فرمی دارم اما همیشه چند سال پس از نوشتن کتابم می‌فهمم دقیقا چه نوشته‌ام.   هر کتاب، مخصوصاً کتاب داستان با حس ششم من رو به جلو می‌رود و از آنچه قبلاً نوشته‌ام بهره می‌گیرد و از میان خاکستر آثار قبلی به دنیا می‌آید. احساس می‌کنم در همه مراحل زندگی ادبیِ من هر کتابِ جدید دربرگیرنده همه آثار دیگرم بوده‌اند.   شاید به دلیل گذشته‌ام چنین شده است. گذشته من در آغاز به شدت ساده و سپس به شدت گیج‌کننده است. من در ترینیداد به دنیا آمدم. جزیره کوچکی که در دهانه روخانه اورینیکویِ ونزوئلا قرار دارد. بنابراین ترینیداد به طور کامل بخشی از آمریکای جنوبی یا کارائیب نیست. وقتی من در سال 1932 به دنیا آمدم حدود 400 هزار نفر جمعیت داشت که 150 هزار نفرش هندی بودند. هندوها و مسلمانانی که اصالتاً چوپان بودند.   جامعه کوچک من اینگونه بود. این حجم مهاجرت از هند پس از سال 1880 رخ داد. مهاجرین طبق قرار دولت‌های دو کشور پنج سال به دولت خدمت می‌کردند و پس از آن تکه‌ای زمین، فکر می‌کنم 5 هکتار، یا بلیتی برای برگشت به کشور خود دریافت می‌کردند. این قرارداد در سال حضور 1917 و به رهبری گاندی ابطال شد. شاید به همین دلیل و دلایل دیگری دیگر به کسی زمین داده نشد و این گروه از مردم فقیر شدند. در خیابان می‌خوابیدند و من در کودکی همیشه می‌دیدمشان. البته آن موقع درک نمی‌کردم که این آدم‌ها فقیر هستند و بعدها متوجه شدم. ذهنیت بدی نیز در من ایجاد نکردند. این اتفاق بخشی از ظلم استعماری آن دوره بود.   دانش در انتظار یک کودک فرانسوی است. دانشی که به طور غیرمستقیم از زبان رهبرانش، تلویزیون، و رادیو به دست می‌آورد. یا در مدرسه و آثار چند نسل از نویسندگان، که در متون مدرسه آورده می‌شود، ایده خوبی از فرانسه و فرانسوی‌ها به کودک می‌آموزد.   اما در ترینیداد یک کودک باهوش مثل من هم در میان تاریکی گیر می‌کند. مدرسه هیچ‌چیر به من نیاموخت. ذهن من پر از حقایق و فرمول بود. همه چیز باید حفظ می‌شد و همه چیز برای من انتزاعی بود. هنوز هم باور نمی‌کنم که هدف خاصی پشت تصمیم مدرسه وجود داشت. آموزش استاندارد را ارائه می‌کردند اما با پیشینه اجتماعی محدودی که داشتم امکان ورود تصورم به جوامع دیگر وجود نداشت. عاشق ایده کتاب‌ها بودم اما خواندنشان برایم سخت بود. در بهترین شرایط نوشته‌های آندرسون و ایسپ را می‌فهمیدم که ماندگار بودند اما خاص نبودند. در بالاترین دوره کالج توانستم آثار مولیر را بفهمم که آن هم شاید به دلیل شباهت آثار مولیر به قصه‌های شاه‌پریان ممکن شده بود.   حالا دیگر در انتهای حرفه‌ام قرار دارم. خوشحالم کاری را انجام داده‌ام که می‌خواستم و خودم را تا جایی که می‌توانستم به این سمت هُل دادم. به دلیل اینکه با حس ششم خود می‌نویسم و همچنیی به خاطر طبیعت گمراه‌کننده نوشته‌هایم هر کتاب برای من برکتی آورده است. هر کتابی که نوشتم شگفت‌زده‌ام کرد. تا لحظه‌ای که شروع به نوشتن کردم نمی‌دانستم چنین چیزی در من وجود دارد. معجزه بزرگ من این بود که بالاخره شروع کردم. احساس می‌کنم-و همچنان این اضطراب در من وجود دارد- که اگر شروع نمی‌کردم هیچ‌وقت وارد این مسیر نمی‌شدم.   پایان حرفم را مانند آغاز با سخنی از پروست به پایان می‌رسانم. «چیزهای زیبایی که در صورت وجود استعداد می‌نویسیم در درون ما هستند، نامعلوم، درست مانند خاطره یک ملودی که در ذهن‌مان جاری است اما توانایی اجرایش را نداریم. افرادی که همیشه به خاطره مبهم از حقیقتی فکر می‌کنند که هیچ‌گاه خبری از آن نداشتند بااستعداد هستند...استعداد درست مانند خاطره‌ای است که در نهایت اجازه می‌دهد موسیقی نامعلوم و مبهم را به خود نزدیک کنند، آن را خوب بشنوند و بنویسند.»   پروست به استعداد اعتقاد داشت. من اما به شانس و پشتکار زیاد اعتقاد دارم. ]]> جهان‌کتاب Mon, 13 Aug 2018 04:08:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264246/مروری-سخنرانی-وی-اس-نایپول-هنگام-دریافت-نوبل-ادبیات-2001 غزل‌های جهان ملک خاتون به انگلیسی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264244/غزل-های-جهان-ملک-خاتون-انگلیسی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از خانه نشر مستقل کریت اسپیس-پل اسمیت، شاعر و مترجم استرالیایی به تازگی غزل‌های جهان ملک خاتون، شاعره غزل‌سرای قرن هشتم و دوست نزدیک حافظ را با عنوان «غزل‌های ملک خاتون، شاعر صوفی و دوست حافظ» با مقدمه‌ای منحصر به فرد و بلند به قلم خویش درباره زندگی، زمانه و اشعار او، از سوی انتشارات مستقل کریت اسپیس روانه بازار کرده است. جهان ملک خاتون، شاعر فارسی‌ قرن هشتم و دختر مسعودشاه اینجو، حکمران فارس بود. جهان ملک، یگانه فرزند مسعودشاه بود و عموی او شاه شیخ ابواسحاق اینجو بود که حافظ و عبید زاکانی در اشعارشان او را بسیار مدح گفته‌اند. جهان ملک از شاعران پیش از خود از سعدی و از شاعران معاصر خود ازخواجوی کرمانی و سلمان ساوجی و بیش از همه از حافظ  تاثیر پذیرفته و غزل‌هایی به استقبال از حافظ سروده است. زندگی جهان ملک خاتون و حافظ هردو با در پرده ابهام پوشیده است و تنها چیزی که پیداست این است که آن دو با یکدیگر مشاعره‌های بسیار داشته‌اند تا جایی که عده‌ای بر این باورند که شاید جهان ملک خاتون همان شاخ نبات در دیوان حافظ باشد که حافظ را به او قسم می‌دهند.  دیوان جهان ملک خاتون با بیش از 15 هزار بیت که تقریبا چهار برابر دیوان حافظ است و شامل چند قصیده، ترجیح‌بند، مقطعات،و غزل‌ها و رباعیات بسیار است و از لحاظ کمی و کیفی بزرگ‌ترین دیوانی است که از زنان شاعر قرن‌های گذشته در تاریخ ادبیات فارسی به جا مانده است. پل اسمیت در سال 1945 میلادی متولد شد. او 45 سال است که به کار ترجمه کتاب، فیلم و نمایشنامه مشغول است و علاقه وافرش به فرهنگ و ادبیات ایران او را به ترجمه آثار بسیاری از نویسندگان و شاعران کلاسیک و تصوف ایرانی سوق داده است. اولین بار سر ویلیام جونز، شعری از حافظ را به انگلیسی ترجمه کرد و راه را برای مترجمان دیگر هموار ساخت اما در این میان، ترجمه اسمیت از دیوان حافظ به عنوان یکی از نزدیک‌ترین ترجمه‌ها و زیباترین آن‌ها به روح اشعار حافظ شناخته می‌شود. او در مقدمه ترجمه کتاب حافظ آورده که 15 سال را صرف این کار کرده است. دکتر میر محمد تقوی، استاد ادبیات فارسی درباره ترجمه او از دیوان حافظ گفته بود:«شگفت‌آور است که در این کتاب 99 درصد حافظ و تنها یک درصد اسمیت حضور دارد.» اسمیت تاکنون کتاب‌های بسیاری از شاعران صوفی فارسی، عربی، اردو و زبان‌های دیگر را از قبیل سعدی، حافظ، نظامی، رومی، عطار، سنایی، عبید زاکانی، انوری، خواجه عبدالله انصاری، غالب دهلوی، جامی، خیام ، رودکی، ابونواس، و دیگران را  به انگلیسی ترجمه و مورد تحقیق قرار داده است. از میان مهم‌ترین آثار پل اسمیت می‌توان از آثاری چون «انجیل صوفیان»، «مجنون کامل»، «جنگجوی بزرگ افغانستان»، «جنگ اشعار عربی»، «اناالحق»، «شاعران بزرگ دوره عباسی»، «پیشگامان غزل صوفیانه»، «باغ محصور حقیقت»، «زندگی و آثار داراشکوه»، «منتخب اشعار رابعه عدویه»، «زندگی و آثار ابن یمین»، «دست راست پیامبر:سخنان روشنی‌بخش حضرت علی(ع)»، «شعر بهکتی در هند»، «بابا فرید که بود»، «ادبیات امپراتوری مغول»، «درباره رحمان بابا» و آثار پرشمار دیگر نام برد. ]]> جهان‌کتاب Sun, 12 Aug 2018 17:31:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264244/غزل-های-جهان-ملک-خاتون-انگلیسی-منتشر چگونه کودکان را به کتاب‌ خواندن علاقه‌مند کنیم / توصیه‌هایی برای فصل تابستان والدین http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/239327/چگونه-کودکان-کتاب-خواندن-علاقه-مند-کنیم-توصیه-هایی-فصل-تابستان-والدین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از واشنگتن‌پست، والدین امروز هنگام انديشيدن به کودکی خود با تصویر ساعاتی روبه‌رو می‌شوند که پس از اتمام فصل مدرسه در کنار والدین خود کتاب می‌خواندند و حتی ساعت‌های مختص به این کار را داشتند اما امروزه کودکان علاقه کمتری به خواندن کتاب نشان می‌دهند. کتابخوانی در تابستان همواره بخشی از زندگی دانش‌آموزان بوده است. تابستان فرصتی است تا کودکان راهی به گوشه‌های تخیل ذهن خود بیایند اما امروزه والدین این فعالیت لذت‌بخش را پر استرس جلوه می‌دهند و فرزندان خود را دچار تنش می‌کنند. والدین در پی آن هستند با دیدن فرزندان خود در حال کتابخوانی به خود بقبولانند که آنان از برنامه درسی در ماه‌های تعطیل مدرسه عقب نمی‌مانند. در این میانه والدین دچار سوءتفاهم از نیازهای واقعی فرزند خود می‌شوند. اگر می‌خواهید همیشه فرزندان کتابخوانی داشته باشید نباید فقط نگران فصل تابستان باشید و آنان را فقط در تعطیلات به کتابخوانی تشویق کنید.  یکی از نکات فراموش‌شده درباره کودکان این است که والدین به اهمیت دانش شفاهی در سطوح اولیه سوادآموزی کودک بی‌توجهی می‌کنند. دانشمندان معتقدند اگر دلتان می‌خواهد فرزندانتان کلمات را به درستی ادا کنند، برداشتی درست از یک متن داشته باشند، دانش جدید خود را با آنچه پیش از آن آموخته‌اند ترکیب کنند، و در زمینه‌های شناختی گامی موفق بردارند؛ بهتر است به هنر مکالمه توجه بیشتری داشته باشند. سخن گفتن با کودکان موضوعی حیاتی است. بهتر است به فکر موضوعی باشید که کودکان را ترغیب به صحبت کردن کند. پایه و اساس سوادآموزی تجربه اجتماعی، کشف چیزهای جدید، و بازی است. از آنجا که والدین از زاویه دید خود و نه کودک به دنیا می‌نگرند از خاطر برده‌اند که کتاب خواندن برای کودکان کار سختی است. بعضی والدین از شنیدن این موضوع که کتاب خواندن نیاز به 97 درصد سواد درست خواندن کلمات را دارد متعجب می‌شوند اما کودک باید قادر باشد از هر 100 کلمه 97 تای آن را صحیح بخواند. در این صورت است که کودک ما وارد حوزه لذت از خواندن خواهد شد. تحقیقات نشان می‌دهد اگر درصد صحیح خواندن بین 94 تا 97 درصد باشد کودک در حال یادگیری است اما اگر 93 درصد باشد کودک از خواندن کتاب منزجر خواهد شد. اگر فکر می‌کنید این درصدها بسیار بالا است بهتر است کتابی ناآشنا را باز کنید که فردی در آن ده درصد کلمات را با لغات پرطمطمراق و عجیب جایگزین کرده باشد آن‌گاه است که درمی‌یابید تا چه اندازه درک لذت از کتاب غیرممکن خواهد شد. پس اگر دلمان می‌خواهد فرزندان کتابخوانی داشته باشیم بهتر است تنش را از خود دور کنیم و آن‌ها را در رقابت با دیگر کودکان ندانیم و داستان‌هایی را به فرزندانمان معرفی کنیم که مطمئن باشیم سواد خواندن کلمات آن را دارند. موضوع دیگری که والدین به آن بی‌توجهی می‌کنند این است که اغلب دوست دارند داستان‌هایی برای فرزندان خود خریداری کنند که دارای پیامی باشد و از خاطر می‌برند که کودک نیاز به خواندن داستان‌‌ها و شخصیت‌های جذاب دارد تا به کتاب روی خوش نشان دهد. احترام گذاشتن به دنیای کودکان نکته مهم دیگری است که والدین از آن غافل می‌مانند. گاهی کودکان ساکت می‌شوند و به یک وسیله خاص برای مدتی طولانی نگاه می‌کنند. سکوت کودک در ذهن والدین گناه بزرگی است اما کودک نیز دوست دارد دنیایی برای خود بسازد که والدین در آن دخالتی نداشته باشند. به جای غر زدن و نگرانی بهتر است هرازچند گاهی آنها را بیرون ببرید تا فعالیت‌های فیزیکی با دیگر کودکان داشته باشند. شاید به نظر برسد که کودکان امروز بیش از حد به بازی‌های کامپیوتری و دنیای مجازی روی خوش نشان می‌دهند اما همین کودکان وقتی به پارک برده می‌شوند با اشتیاق زیاد با دیگران بازی می‌کنند. پس باید بدانید که رفتار کودک شما تابعی از رفتار شما با او خواهد بود. در نهایت اینکه اگر دلتان می‌خواهد فرزندان کتابخوانی داشته باشید بهتر است بیشتر از پیش با او سخن بگویید، به او عشق بورزید و به سخنان او با علاقه گوش دهید. در وهله دوم بهتر است گاهی از سر راه او کنار بروید تا خود به تنهایی دنیای اطراف خود را کشف کند. این موضوع نه تنها سبب می‌شود عاشق کتاب شود بلکه عاشقانه زندگی خود را دوست خواهد داشت.  ]]> جهان‌کتاب Sun, 12 Aug 2018 11:24:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/239327/چگونه-کودکان-کتاب-خواندن-علاقه-مند-کنیم-توصیه-هایی-فصل-تابستان-والدین سوفی مک‌اینتاش: دنیل استیل جایگاه ویژه‌ای در قلب من دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264198/سوفی-مک-اینتاش-دنیل-استیل-جایگاه-ویژه-ای-قلب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، سوفی مک‌اینتاش نویسنده 30 ساله انگلیسی با اولین داستانش، «آب درمانی» در فهرست اولیه نامزدهای من بوکر قرار دارد. نویسنده جوان انگلیسی پیش از این چند داستان کوتاه نوشته بود که در مجلات مختلف منتشر شده بود.   از او درباره آثاری که می‌خواند، دوست دارد، هدیه می‌دهد و ..... سؤال کردیم. خواندن پاسخ‌های این نویسنده جوان انگلیسی خالی از لطف نیست:   کتابی که در حال حاضر می‌خوانم: «چیزهایی برای شکستن و ساختن» نوشته می‌لن تن یکی از بهترین مجموعه‌های داستان کوتاهی است که تاکنون خوانده‌ام.   کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد: «آبی» نوشته مگی نلسون که مجموعه داستانی درباره رنگ آبی است.   کتابی که ای کاش من نوشته بودم: «مارورن کالر» نوشته آلن وارنر، نویسنده اسکاتلندی. داستانی تکان‌دهنده که در آن زن داستان روزی از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند عشق زندگی‌اش در آشپزخانه ُمرده است.   کتابی که بر نوشته‌های من تأثیر گذاشت: «اسباب‌بازی‌فروشی جادویی» نوشته آنجلا کارتر. این کتاب را در نوجوانی خواندم و خوب به یاد دارم که از خواندنش دچار حیرت و شگفتی شدم.   کتابی که با آن خیلی خندیدید: «سوز دل» نوشته نورا افرون هم خنده‌دار و هم غم‌انگیز است. داستان زندگی نورا افرون بسیار جذاب است. (این کتاب به فارسی ترجمه شده است.)   آخرین کتابی که موجب شد اشک بریزم: «آب تازه» نوشته آکوائک اِمِزی ماه نوامبر سال جاری به بازار می‌آید اما از الان از همه تقاضا می‌کنم این کتاب را بخوانند. داستانی بسیار تأثیرگذار با موضوعی جدید!   کتابی که نتوانستم تا پایان بخوانم: انجیل! یک بار تلاش کردم بخوانمش اما خیلی طولانی است.   کتابی که از نخواندنش شرمنده هستم: هیچ‌گاه «بلندی‌های بادگیر» نوشته امیلی برونته را نخواندم با اینکه می‌دانم فضای گوتیک این داستان برای من جذاب خواهد بود.   لذت من در کتابخوانی: در قلب من جایگاه خاصی برای «جواهرات» نوشته دنیل استیل وجود دارد. داستانی جذاب درباره دوک‌ها و دوشس‌ها، شوهران ضعیف، سفرهای پر از ولخرجی و اروپا! (این کتاب به فارسی ترجمه شده است.)   کتابی که به دیگران هدیه می‌دهم: «همه غم‌های کوچک من» نوشته میریام توئز به نظر انتخاب خوبی برای هدیه دادن نیست زیرا دخترک داستان در تلاش است از خودکشی خواهرش جلوگیری کند اما این کار را با مهربانی و انسانیتی مثال‌زدنی انجام می‌دهد و به نظر من بهترین کتاب درباره خواهران و ارزش زندگی است.   کتابی که خواندنش به من لذت می‌دهد: در خانه پدری من نسخه‌ای از «قصه‌های شاه‌پریان ولش» نوشته جنکین توماس بود. داستان زنانی که در کنار دریاچه زندگی می‌کردند و شهرشان زیر آب غرق شده بود. همیشه داستان‌های این کتاب را می‌خواندم.   ]]> جهان‌کتاب Sun, 12 Aug 2018 04:15:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264198/سوفی-مک-اینتاش-دنیل-استیل-جایگاه-ویژه-ای-قلب رمان نویس هندی تبار برنده نوبل ادبیات درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264200/رمان-نویس-هندی-تبار-برنده-نوبل-ادبیات-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از بیزینس استاندارد، ویدیادار سوراجپراساد نایپل مشهور به وی.اس. نایپل نویسنده و رمان‌نویس مشهور انگلیسی هندی تبار در سن 85 سالگی از دنیا رفت. وی در طول زندگی‌‌اش بیش از ۳۰ کتاب نوشت. نایپل در سال ۱۹۷۱ برنده جایزه بوکر و در سال ۲۰۰۱ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. در سال ۲۰۰۸ نویسنده‌ای به نام پاتریک فرنچ نخستین زندگی‌نامه معتبر نایپل را باعنوان دنیا همین است که هست نوشت. نایپل در جزیره‌ای واقع در کشور ترینیداد توباگو متولد شد و همراه خانواده‌اش به انگلیس مسافرت کرد. او در سال 1950 وارد دانشگاه آکسفورد شد و از سال 1961 کار نوشتن خود را آغاز کرد. رمانهای خانه‌ای برای آقای بیسواس و خم رودخانه مهمترین آثار او هستند که هر دو به زبان فارسی ترجمه شده‌اند.   ]]> جهان‌کتاب Sun, 12 Aug 2018 03:44:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264200/رمان-نویس-هندی-تبار-برنده-نوبل-ادبیات-درگذشت اعتراض مدیر نمایشگاه ادینبورگ به اقدام دولت انگلیس http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264142/اعتراض-مدیر-نمایشگاه-ادینبورگ-اقدام-دولت-انگلیس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، نیک بارلی مدیر نمایشگاه کتاب ادینبورگ از مقامات انگلیسی به خاطر عدم صدور ویزای نویسندگان خارجی برای ورود به این کشور به شدت انتقاد کرد. وی گفت: دهها نویسنده خارجی که به صورت رسمی برای شرکت در نمایشگاه کتاب ادینبورگ دعوت شده بودند، با ممانعت مقامات انگلیسی مواجه شدند. مقامات وزارت خارجه انگلیس از صدور ویزای این افراد خودداری کرده است.  نمایشگاه کتاب ادینبورگ قرار است به مدت یک هفته از روی شنبه در این شهر برگزار شود. به گفته بارلی نزدیک به 900 نویسنده از 55 کشور جهان برای حضور در این نمایشگاه دعوت شدهاند. وی گفت: دولت انگلیس ویزای تعدادی از نویسندگان خارجی اهل کشورهای خاورمیانه و آفریقا را صادر نکرده است.  وزارت خارجه انگلیس گفته است مسئولان نمایشگاه ادینبورگ هیچ تضمینی برای تامین هزینههای اقامت این نویسندگان را به دولت ارائه نکرده است. دولت انگلیس ادعا میکند مسئولان نمایشگاه باید دولت را برای این هزینهها قانع کنند.  نیک بارلی اعتقاد دارد دولت انگلیس نسبت به برگزاری رویدادهای فرهنگی در این کشور بی توجه است و این مسئله به طور جدی میتواند به ارتباط هنرمندان و نویسندگان انگلیسی با همکاران خارجی خود لطمه وارد کند. وی گفت: مقامات وزارت خارجه باید بدانند وقتی چنین تصمیمی اتخاذ میکنند در حقیقت به فرهنگ این کشور آسیب میزنند. گفتنی است چندی پیش وزارت خارجه انگلیس از ورود چند موسیقیدان خارجی به انگلیس برای حضور در یک فستیوال خودداری کرده بودند. پیتر گابریل مدیر فستیوال موسیقی «ووماد» به تصمیم مقامات دولتی اعتراض کرده بود. گابریل گفته بود انگلیسیها با برگزیت میخواهند خودشان را از دنیای بیرون جدا کنند.    نیک بارلی اقدام دولت انگلیس را شرمآور خطاب کرد و گفت: ظاهراً در آینده اگر نویسندهای بخواهد وارد کشور انگلیس شود باید گواهی نامه مربوط به ازدواج و تستهای پزشکی خود را تسلیم مقامات این کشور کند.    ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 Aug 2018 07:48:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264142/اعتراض-مدیر-نمایشگاه-ادینبورگ-اقدام-دولت-انگلیس چرا آمریکایی‌ها کتاب ترجمه نمی‌خوانند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264149/چرا-آمریکایی-ها-کتاب-ترجمه-نمی-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب، در دهکده جهانی زندگی می‌کنیم اما بیشتر کتاب‌هایی که در آمریکا به فروش می‌رود متعلق به نویسندگان آمریکایی است. به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در تصویری از فرهنگ جهانی می‌زِیند و در حقیقت بیشتر به شخصیت‌های مشهور کشور خود می‌پردازند.   باید در یاد داشته باشیم که ایده‌ها مرزی ندارند و داستان‌هایی که دوست داریم ممکن است در هر جای دنیا نوشته شده باشد و مردم کشورهای مختلف از آن لذت برده باشند. با یاد گرفتن مردم دنیا می‌توان خود را شناخت و ادبیاتِ ترجمه راه بسیار خوبی برای آشنایی با مردم دیگر کشورها است. همان‌طور که بِن اوکری، نویسنده اهل نیجریه می‌گوید: «داستان‌ها توانایی غلبه بر ترس را دارند. داستان‌ها قلب انسان را بزرگ‌تر می‌کنند.»   اما دلیل اینکه آمریکایی‌ها داستان‌های خارجی را تجربه نمی‌کنند چیست؟ تحقیقات اخیر «چاد پست» نشان می‌دهد در سال 2016 فقط 633 اثر ترجمه‌شده‌ای که در انگلیس منتشر شد در آمریکا هم منتشر شده است که تنها 1 درصد از 300 هزار کتابی را تشکیل می‌دهد که هر ساله در انگلستان وارد بازار کتاب می‌شود.   این میزان کتاب در کشور آمریکا را با آلمان مقایسه کنید. سرمایه‌گذاری سنگین برای تبادل فرهنگی از طریق برنامه‌های هنری آموزشگاه‌هایی چون «گوته» که توسط دولت حمایت می‌شود و همچنین امضای قراردادهای گوناگون در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت به حضور آثار کشورهای دیگر در بازار آلمان و همچنین صادر کردن آثار آلمانی‌زبان توجه ویژه‌ای می‌شود. در سال 2016 نه هزار و 882 ترجمه جدید در آلمان منتشر شده است.   آثار آلمانی‌زبان بیشتر از آثار کشورهای دیگر در دنیا ترجمه می‌شود. نویسندگانی چون جی. کی. رولینگ و جوجو مویز در فهرست پرفروش‌ترین‌های بازار آلمان قرار دارند اما به ندرت پیش می‌آید که کتابی آلمانی در فهرست پرفروش‌های بازار کتاب آمریکا قرار بگیرد. سؤال اینجاست که چرا این روند همچنان ادامه دارد؟   آمریکایی‌ها اغلب می‌گویند مردم ما علاقه‌ای به فرهنگ دیگر کشورها ندارند یا خودمان به اندازه کافی نویسنده خوب داریم و این جایگاه برتر سبب می‌شود نابینایی فرهنگی در آمریکا ایجاد شود. بسیاری دیگر معتقدند ناشران در مقابل آثار ترجمه‌شده مقاومت می‌کنند زیرا نیاز به وقت‌، پول، و ارتباطات پیچیده‌ای دارد یا شاید به این دلیل که ویراستارانِ آمریکایی فقط به یک زبان تسلط دارند و مانند ویراستاران کشورهای دیگر به چند زبان مسلط نیستند.   البته این آمار بیشتر بر آثار ترجمه منتشرشده تمرکز دارد اما تقاضا و محبوبیت بالای کتب خارجی و ترجمه نشان می‌دهد باید تغییری رخ دهد. به عنوان نمونه پنج اثر پرفروش چین در سال 2017 همگی از آثار ترجمه بودند و مثلا نویسنده‌ای چون خالد حسینی بسیار محبوب بوده است. این را با نویسندگان پرفروش بازار کتاب در ایالات متحده بیندازید که در آن همگی به جز مارگارت آتوود ،که کانادایی است، اهل ایالات متحده هستند. خوانندگان توانایی تغییر این روند را دارند.   اتریش کشور کوچکی است اما صنعت نشر آن از نظر بزرگی در دنیا پنجم است و با توجه به فهرست پرفروش‌ها خوانندگانی دارد که علاقه زیادی به خواندن آثار متفاوت بین‌المللی دارند. این در حالی است که در کشور آلمان آثاری از اتریش، نیوزیلند، و اسپانیا هم در فهرست پرفروش‌ها قرار دارند.   پاسخ این تناقض را می‌توان در تاریخ جست و جو کرد. تأثیرات فرهنگی بخشی از سیاست خارجی کشورهای اتریش و آلمان است. سازمان‌های فرهنگی چون «آستریا کالچر» با داشتن 29 شعبه در سراسر دنیا و مؤسسه «گوته» با 159 شعبه در 98 کشور دنیا اعتقاد خاصی به ارتباط بین فرهنگ و حقوق انسانی دارند و میزبان رخدادهای فرهنگی و نویسندگان هستند.   نویسندگان هم‌دوره با جنگ جهانی دوم چون فرانتس کافکا و توماس برنارد فرهنگ ادبی را در ارتباط با مردم دنیا ایجاد کردند. همه مردم دنیا در دوره جنگ خطرات انزواگرایی و نیاز به تبادل فرهنگی را به خوبی درک کردند. تا به امروز این خوانندگان آلمانی‌زبان هستند که صنعت نشر در حوزه ترجمه را رهبری می‌کنند. بنابراین آمریکایی‌ها در میان این فاجعه فرهنگی باید چه درسی بیاموزند؟ آیا برای رسیدن با این مهم باید آمریکایی‌ها هم دچار جنگ شوند یا می‌توان خیلی زود به نتیجه رسید و در حوزه تبادل فرهنگی سرمایه‌گذاری کرد؟   در این میان باید به مدیران جایزه ملی کتاب آمریکا تبریک گفت که در سال جاری بخشی جدید تحت عنوان «آثار ترجمه» را نیز به این جایزه معتبر اضافه کرده‌اند. لیسا لوکاس، مدیر اجرایی جایزه کتاب ملی آمریکا در این باره گفت: «این کار فرصت مناسبی برای شناخت آثار ترجمه‌شده است. هر چه کمتر درباره دنیا بدانیم شریط فرهنگی‌مان بدتر می‌شود. خواندن کتاب‌های مختلف برای همه خوب است اما جنبه سرگرمی ماجرا هم نباید فراموش شود. خوانندگان با آثار ترجمه‌شده‌ای چون «کیمیاگر» نوشته پائولو کوئیلو ارتباط برقرار کرده‌اند و حالا هم بهتر است صداهای بیشتری را بشنوند.»   باید به یاد داشته باشیم که اگر تلاش کنیم آموزش و یادگیریِ درست، مردم دنیا را به هم نزدیک می‌کند و به همه کمک می‌کند تا از طریق هنر با هم آشنا شوند. بهتر است کمی خوشبین باشم و فکر کنیم ایده دهکده جهانی اتحادی فرهنگی را در میان انسان‌ها به وجود می‌آورد؛ در دنیایی که کتاب‌ها مانند نویسندگان اهمیت دارند و خوانندگان از طریق داستان‌ها و ورای مرزهای زبانی و جغرافیایی با هم ارتباط برقرار می‌کنند. ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 Aug 2018 05:53:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264149/چرا-آمریکایی-ها-کتاب-ترجمه-نمی-خوانند افزایش چشمگیر فروش رمان مصور فهرست بلند من‌بوکر http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264150/افزایش-چشمگیر-فروش-رمان-مصور-فهرست-بلند-من-بوکر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - از زمان قرار گرفتن «سابرینا»ی نیک درانسو در فهرست بلند جایزه بوکر در ماه گذشته، خوانندگان در تلاشند تا به نسخه‌های این کتاب دست یابند و کتاب‌فروشی‌ها شدیدا به دنبال موجودیِ تازه‌ای از این کتاب پرفروش شگفتی‌آور هستند. کریس وایت، مدیر کتابفروشی واتراستونز گفت که این کتاب که داستان یک زن گمشده را روایت می‌کند و زدی اسمیت آن را یک شاهکار توصیف کرده، از میان ۱۳ عنوان انتخاب‌شده توسط داوران، از نظر فروش بعد از «جنگ نور» رمان تاریخی مایکل اونداتیه، در جایگاه دوم قرار دارد. وایت گفت: «اگر موجودی بیشتری داشتیم، این رمان در رده اول قرار می‌گرفت. دیدن اینکه مردم چگونه برای تهیه این کتاب تلاش می‌کنند، استثنایی است.» واتراستونز و فویلس هر دو سابرینا را در وبسایتشان در لیست آثار ناموجود قرار داده‌اند و در آمازون هم موقتا موجود نیست. از زمان اعلام فهرست بلند بوکر در دو هفته پیش، «سابرینا» بیش از ۱۵۰۰ نسخه فروش داشته است. این رقم بالطبع از فروش ۲۲۰۰ نسخه‌ای «جنگ نور» کمتر است، اما به طور قابل ملاحظه‌ای از ۱۲ عنوان دیگر موجود در این فهرست بیشتر است. بِلا لیسی، دبیر تحریریه انتشارات مستقل گرنتا که سابرینا را منتشر کرده گفت که از زمان اعلام خبر فهرست بلند بوکر، فروش این کتاب بیش از دو برابر شده و تاکنون دو بار تجدید چاپ شده است. او با اشاره به مائوس که در اوایل دهه ۱۹۹۰ برنده جایزه پولیتزر شد و داتر که با «چشمان پدر» در سال ۲۰۱۲ جایزه بیوگرافی کاستا را برد، گفت مدتی است که تحسین‌های بیشتری برای رمان‌های مصور شکل گرفته است. او گفت: «هر یک از این لحظات می‌تواند به این معنی باشد که هزاران نفر برای اولین بار یک داستان مصور بلند را برای خریدن انتخاب کنند. اما دیدن یک رمان مصور در فهرست بلند جایزه من بوکر نشان از اشتیاق برای کشف بهترین ادبیات و جذاب‌ترین داستان‌ها در تمامی اشکال دارد. شکی نیست که این انتخاب و توجهی که به خود جلب کرده، خوانندگان بیشتری را به سمت سابرینا و به‌طور کل این فرم از نوشتار جذب می‌کند.»   ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 Aug 2018 05:46:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264150/افزایش-چشمگیر-فروش-رمان-مصور-فهرست-بلند-من-بوکر «تناقض» در میان پرفروش‌های نیویورک‌تایمز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264144/تناقض-میان-پرفروش-های-نیویورک-تایمز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی هفته اول آگوست خواهیم داشت.   «رئیس‌جمهور گم شده است» نوشته بیل کلینتون و جیمز پترسون بار دیگر به فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز رسید. هفته پیش دنیل سیلوا موفق شد کتاب داستانی کلینتون را کنار بزند اما «رئیس‌جمهور گم شده است» فقط یک هفته از صدر دور ماند. «رئیس‌جمهور گم شده است» داستان تهدیدی است که نه تنها کاخ سفید بلکه کل آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زمزمه‌هایی از حمله سایبری به گوش می‌رسد و همه خبر از وجود جاسوسی در کابینه دولت می‌دهند. حتی خود رئیس‌جمهور هم از مظنونین به شمار می‌رود اما کمی بعد خود رئیس‌جمهور ناپدید می‌شود. این کتاب به زودی توسط شبکه تلویزیونی «شو تایم» به سریالی تلویزیونی تبدیل می‌شود.   «تناقض» نوشته کاترین کولتر، 22مین کتاب از مجموعه داستان جنایی درباره شرلوک و ساویچ، کارگاه اف بی آی است که این بار در تلاش برای یافتن قاتلی روانی است. این کتاب در هفته نخست انتشار موفق شد در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار گیرد. طرفداران این مجموعه از انتشار داستان جدید کاراگاه شرلوک بسیار خوشحال هستند و انتظار می‌رود در هفته‌های آینده از این داستان استقبال بیشتری شود.   «بیگانه» نوشته استفن کینگ پس از گذشت 10 هفته از انتشار همچنان در این فهرست قرار دارد و این هفته نیز در رده سوم جای گرفته است. جسد پسرکی در وسط شهر پیدا می‌شود. آثار انگشت و همچنین شواهد حکایت از گناهکاری شهروندی محبوب به نام تری میتلند دارد. تری پدر دو دختر و مربی است. کارگاه آندرسون که روزی پسرش را برای آموزش به کلاس تری می‌برد، دستور دستگیری‌اش را صادر می‌کند. تحقیقات ادامه می‌یابد و پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود. کینگ در کتاب جدیدش تنش زیاد و تعلیقی غیرقابل‌تحمل خلق می‌کند. به نظر می‌رسد تری میتلند انسان خوبی است، اما آیا شخصیت جدید کینگ دارای دو چهره مختلف است؟ جواب این سؤال خواننده را شوکه خواهد کرد، زیرا استفن کینگ تنها انسان روی زمین است که خوب می‌داند چطور مخاطبانش را پای کتابش میخکوب کند.   «زنِ دیگر» نوشته دنیل سیلوا در هفته نخست انتشار موفق شد «رئیس‌جمهور گم شده است» را کنار بزند و به جایگاه نخست برسد اما این هفته به جایگاه چهارم تنزل یافت. در روستایی دورافتاده زن فرانسوی مرموزی در حال خواندن کتاب خاطرات مردی است که روزی در بیروت عاشقش شد. این زن از رازی مهم درباره کاخ کرملین خبر دارد و تنها یک نفر قادر است این راز را برملا کند.   «کلبه کنار دریا» نوشته دِبی مک‌کامبر در هفته نخست انتشار(هفته گذشته) توانست به جایگاه سوم پرفروش‌های «نیویورک‌تایمز» برسد اما این هفته در جایگاه پنجم قرار گرفت. آنی مارلو، شخصیت اصلی این داستان در تلاش است بر غمی بزرگ فائق آید و با مهاجرت به شهری جدید وارد روابطی تازه می‌شود که زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.     برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته اول آگوست به لینک زیر مراجعه کنید:   https://www.nytimes.com/books/best-sellers/ ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 Aug 2018 05:04:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264144/تناقض-میان-پرفروش-های-نیویورک-تایمز آلن گارنر: مادرم خودشیفته بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264151/آلن-گارنر-مادرم-خودشیفته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، حرفه درخشان آلن گارنر به عنوان نویسنده کتاب کودک 6 دهه پیش با داستان «سنگ عجیب بریزینگمان» آغاز شد. داستانی که به عنوان یکی از بهترین داستان‌های مربوط به کودکان در نیمه دوم قرن بیستم شناخته می‌شود. از آن زمان تاکنون چند رمان فانتزی از جمله «الیدور» و همچنین کتابِ برنده جایزه کارنیج تحت عنوان «خدمت جغد» را به نگارش درآورد.   گارنر چند کتاب هم برای بزرگسالان دارد که همگی در منطقه «چِشایر» رخ می‌دهد؛ جایی که خانواده و پیشینیان آقای نویسنده به مدت 400 سال در آن سکونت دارند.   اخیراً کتاب جدید این نویسنده انگلیسی تحت عنوان «کجا فرار کنیم» منتشر شده است که درباره اتفاقات دوره جنگ در دوره کودکی خود نویسنده است. از این نویسنده چند اثر از جمله «الیدور» و «کتاب دیوها» به فارسی نیز منتشر شده است.   وقتی کتاب «سرزمین استخوانی»، کتاب سوم از سه‌گانه «سنگ عجیب بریزینگمان» را نوشتید اعلام کردید آخرین کتاب‌تان خواهد بود. چطور شد «کجا فرار کنیم» را به نگارش درآوردید؟ نمی‌توانم دست از نوشتن بردارم. از کار فیزیکی و قلم در دست گرفتن لذت نمی‌برم اما توانایی خاموش کردن افکارِ در ذهنم را ندارم! همیشه از این موضوع که نتوانم داستانی را پیش از مرگم به پایان برسانم می‌ترسم. وقتی «سرزمین استخوانی» را تمام کردم 77 ساله بودم و نمی‌دانستم در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. فکر می‌کردم دوره حرفه‌ای نویسندگی‌ام به پایان رسید.   آیا نوشتن کتاب خاطرات آسان‌تر از نگارش رمان است؟ خیر. برای هیچ کتابی اینقدر زمان صرف نکردم. تلاش کردم از بیرون به زندگی‌ام نگاه کنم و ایده‌ای را به خودم تحمیل نکردم.   به نظر می‌رسد کتاب «کجا فرار کنیم» درباره این است که تحصیلات شما را از تفریحات و دوستان کودکی دور کرد. در بخشی از کتاب نوشتید پس از قبول شدن در دانشگاه مادر یکی از دوستانتان به شما گفت «دیگر دوست نخواهی داشت با ما صحبت کنی.» بله. همین طور است. من تحصیلم را به قیمت طرد شدن ادامه دادم. روحیه‌ام خراب شد زیرا انتظار چنین اتفاقی را نداشتم. دوستان قدیمی و خانواده‌ام توانایی تطبیق خود با شرایط جدید را نداشتند.   «کجا فرار کنیم» تصویر واضحی از مادرتان ارائه می‌دهد که هنگام بیماری‌های متعددی که در کودکی دچارش شده‌اید در کنارتان بود و آرزوهای بزرگی برای شما داشت. فکر می‌کنم نقطه اوج زندگی مادرم در دروه جنگ جهانی دوم بود. خیلی خوب خود را با شرایط وفق می‌داد. از نظر روانشناسی مادرم والدی خودشیفته بود؛ بدان معنا که آرزوهای تحقق‌نیافته خود را در فرزندش جست و جو می‌کرد. وقتی عقایدم شکل گرفتند مادر شوکه شد. مادر مهربان تبدیل به زنی ویرانگر شد و تا پایان مرگ از قدرت خود در راستای خراب کردنم استفاده کرد.   پدرتان در کتاب تأثیر زیادی ندارد... پدر فقط یک سال دور از ما بود و در جنگ حضور داشت اما من در فضای روستایی پدرسالار بزرگ شدم. پدرم دوست داشت وقتی برای نهار به خانه می‌آید غذا حاضر باشد، نهارش را بخورد و خانه را ترک کند. خاطره من و دوستانم از ارتباط پدر و مادرم چنین بود: پدر به خانه می‌آمد، چای می‌نوشید، لباسش را عوض می‌کرد، برای تفریح بیرون می‌رفت، سپس به خانه برمی‌گشت و می‌خوابید. مادر بیشتر زندگی‌اش را در کنار شومینه و در حال انجام جدول سپری کرد.   کدام نویسنده‌یِ آثار داستانی یا غیرداستانی معاصر را دوست دارید؟ من داستان نمی‌خوانم. در حوزه آثار غیرداستانی نیز کار متخصصین را دوست دارم. به عنوان نمونه ریچارد بردالی مورخی توانا است که بسیاری از آثارش را بر اساس تجربیات خود در بخش باستان‌شناسی می‌نویسد.   برای لذت از کتابخوانی چه آثاری را انتخاب می‌کنید؟ زندگینامه، تاریخ و هر چیزی که نظرم را جلب کند.   چه کتابی را در میز کنار تخت خود دارید؟ اغلب خیلی خسته هستم و زود می‌خوابم. آثار فلسفی را بیشتر می‌خوانم. شاید این حرف من کمی متظاهرانه باشد اما حقیقت این است که علاقه زیادی به آثار فلاسفه بزرگ دارم.   کتاب‌هایتان را چگونه می‌چینید؟ بر اساس موضوع. حدود 11 هزار کتاب و کمتر از صد رمان در کتابخانه دارم.   بهترین کتابی که به عنوان هدیه دریافت کردید؟ وقتی بچه بودم کتاب «جعبه شادی» نوشته جان میسفیلد را هدیه گرفتم. فکر کنم هفت ساله بودم و از خواندنش خیلی لذت بردم.   به کودکان چه کتابی را هدیه می‌دهید؟ «ساخت منظره انگلیسی» نوشته هاسکینز انتخاب مناسبی است.       ]]> جهان‌کتاب Sat, 11 Aug 2018 04:52:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264151/آلن-گارنر-مادرم-خودشیفته اشتباهات رایج رمان‌نویسی / به تخیل خواننده اعتماد کنید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264113/اشتباهات-رایج-رمان-نویسی-تخیل-خواننده-اعتماد-کنید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از رایترزدایجست، در نوشتن داستان و رمان پرداختن به شخصیت‌ها و صحنه‌هایی که در ماجرای داستان توضیح داده می‌شوند برای موفقیت رمان حیاتی است و بسیاری از نویسندگان بزرگ نیز برای چیدن این اتفاقات و صحنه‌ها به صورت منطقی و پشت سر هم از ویراستاران کمک می‌گیرند. الن تانر مارش نویسنده آمریکایی اعتقاد دارد نویسندگان معمولاً اشتباهاتی دارند که موجب به هم خوردن این نظم در چیدن صحنه‌های مختلف داستان می‌شود. مارش 11رمان در کارنامه ادبی خود دارد که بعضی از آثارش بارها در لیست کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفته‌اند. وی در یادداشت خود پنج اشتباه رایج نویسندگان تازه‌کار را یادآوری می‌کند که معمولاً موجب می‌شود روال معمول قصه و داستان از دست خواننده بیرون رود. به عبارت عامیانه نویسنده‌ها برای اینکه ماجرای داستان روال منطقی خود را طی کند باید این اشتباهات را تکرار نکنند و به نکات زیر توجه داشته باشند:   1. تمام جابجایی‌های فیزیکی را توضیح ندهید. نویسنده نباید تمام جزئیات حوادث را برای خواننده تعریف کند. همیشه به خواننده خود اعتماد کنید و اجازه دهید بقیه حادثه را خودش تصور کند و در حقیقت خیال‌پردازی کند. لازم نیست برداشتن تفنگ توسط دست راست شخصیت اصلی داستان را کامل توضیح دهید. یا اینکه با دست چپش کشوی میز را باز کرد تا گلوله پیدا کند. وقتی بنویسید او تفنگش را برداشت ولی گلوله نداشت، کافی است و شما حرفتان را زدید. بقیه‌اش را به خواننده بسپارید.   2. لازم نیست برای خواننده کاتالوگ ارائه کنید. بعضی نویسنده‌ها ظاهراً خودشان را با طراح ساختمان اشتباه می‌گیرند و باید تمام نقاط و اتاق‌های خانه را برای خواننده توضیح دهند. وقتی صحنه‌ای از یک مکان یا اتاقی را توضیح می‌دهید که شخصیت اصلی داستان در آنجا حضور دارد، لازم نیست همه چیز را بنویسید. البته بعضی وقت‌ها حرف زدن از رنگ بنفش گل‌های بیرون پنجره به جذابیت بیشتر داستان‌های معمولاً عاشقانه کمک می‌کند، ولی همیشه در نوشتن خلاصه‌نویسی را رعایت کنید. در این مورد نیز به تخیل خواننده اعتماد کنید.   3. جزئیات را با اندازه و مقدار بیان نکنید. نویسنده‌های تازه‌کار وقتی می‌خواهند به بلندی قد قهرمان داستان اشاره کنند از شاخص‌های عددی استفاده می‌کنند. مثلاً می‌نویسند فلانی 175سانتی متر قدش است و  120 کیلوگرم وزن دارد. تجربه نشان داده این شاخص‌های ریاضی زیاد برای روحیه داستان خوب نیست. بهتر است به جای این عددهای ریاضی از کلماتی مثل سنگین یا بلندقد یا عباراتی شاعرانه مثل قد چنار و هیکل عضلانی استفاده کنید. بهتر است از عالم ریاضی به عالم شعر سفر کنید تا نوشته‌هایتان توسط خواننده پذیرفته شود.   4. قرار نیست به خواننده بگویید منظورتان چه کسی است. در رمان‌ها معمولاً نویسندگان برای گفتن جملات از اسم اشخاص برای مشخص کردن گوینده یک جمله استفاده می‌شود. البته این مسئله تا حدودی خوب است ولی تجربه نشان داده نباید خیلی از ضمیرها استفاده کنید. سعی کنید در پنج یا شش جمله از اسم‌ها نام ببرید.   5. در استفاده از علامت‌های گرامری تعادل را حفظ کنید. استفاده از علامت‌های گرامری برای مکث یا اظهار تعجب نویسنده در بعضی از جملات مناسب است ولی قرار است اطراف خود را پر از این علامت‌ها کنید. سعی کنید از ویراستاران حرفه‌ای برای کم کردن این علامت‌ها استفاده کنید. یادتان باشد رمان یا داستان، کتاب آموزش زبان نیست که همه علامت‌های گرامری را در آن رعایت کنید. ]]> جهان‌کتاب Fri, 10 Aug 2018 11:26:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264113/اشتباهات-رایج-رمان-نویسی-تخیل-خواننده-اعتماد-کنید نویسندگان مشهوری که دقیقا در یک روز از دنیا رفتند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264099/نویسندگان-مشهوری-دقیقا-یک-روز-دنیا-رفتند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - همزمانی اتفاقات از جمله تولدها و مرگ‌ها، همواره یکی از دلمشغولی‌های انسان بوده؛ همیشه دوست داریم بدانیم آیا معنایی پشت این همزمانی‌ها نهفته است یا نه. همزمانی روز مرگ نویسندگان و شاعران، موضوع مطلبی است که در ادامه می‌خوانید.   ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ ویلیام شکسپیر، مشهورترین نویسنده دنیا در پنجاه و دومین سالگرد تولدش در استراتفورد، واریک‌شر انگلستان از دنیا رفت. میگل د سروانتس، نویسنده «دون کیشوت»، در ۶۸ سالگی در مادرید احتمالا از نارسایی کبد مرد.   ۲۶ ژوئن ۱۹۵۷ برونو آلفرد دوبلین، نویسنده آلمانی «برلین، میدان الکساندر» در امندینگن در غرب آلمان پس از مبارزه‌ای طولانی با بیماری پارکینسون در سن ۷۸ سالگی از دنیا رفت. مالکوم لوری، نویسنده «زیر کوه آتشفشان» در ۴۷ سالگی در یک کلبه اجاره‌ای در ساسکس درگذشت. بعضی می‌گویند خودکشی کرده و برخی دیگر اعتقاد دارند به قتل رسیده است.   ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳* آلدوس هاکسلی، نویسنده بریتانیایی کتاب‌های «دنیای قشنگ نو» و «درهای ادرک» در ۶۹ سالگی بر اثر سرطان حنجره در لوس آنجلس از دنیا رفت. سی اس لوییس، نویسنده مشهور ایرلندی و خالق «سرگذشت نارنیا» در ۶۴ سالگی بر اثر نارسایی کلیه جان خود را از دست داد. *جان.اف.کندی نیز در همین تاریخ از دنیا رفت.   ۱۸ ژوئن ۱۹۸۲ جونا بارنز، شاعر، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس امریکایی که از جمله آثارش می‌توان به «نایت‌وود» اشاره کرد، شش روز بعد از تولد ۹۰ سالگی‌اش درگذشت. جان چیور، معروف به «چخوف حومه‌ها» در ۷۰ سالگی در نیویورک بر اثر سرطان از دنیا رفت.   ۱۱ آوریل ۱۹۸۷ پریمو لوی، نویسنده ایتالیایی «اگر این یک انسان است» که تجربه حضور در اردوگاه آشویتس را داشت، با سقوط از راه‌پله طبقه سوم خانه‌اش در تورین ایتالیا در ۶۷ سالگی جان باخت. ارسکین کالدول، نویسنده امریکایی خالق آثاری چون «جاده تنباکو» و «یک وجب خاک خدا» بر اثر سرطان ریه در ۸۳ سالگی در آریزونا از دنیا رفت.   ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ جی.دی.سلینجر، نویسنده رمان معروف «ناتوردشت» در ۹۱ سالگی در خانه‌اش در همپشر انگلستان درگذشت. هوارد زین، مورخ، نمایش‌نامه‌نویس و نویسنده امریکایی و نویسنده کتاب پرفروش «تاریخ مردمی ایالات متحده» در ۸۷ سالگی بر اثر سکته قلبی در سانتا مونیکا جان خود را از دست داد.   ۱۵ می ۲۰۱۲ کارلوس فوئنتوس، نویسنده مکزیکی و از سرشناس‌ترین نویسندگان اسپانیایی‌زبان و خالق آثاری چون «مرگ آرتیمو کروز» و «آئورا» در ۸۳ سالگی در مکزیکو سیتی از دنیا رفت. جین کریگد جورج، نویسنده صدها کتاب کودک و نوجوان و نامزد جایزه هانس کریستین اندرسون، در ۹۲ سالگی در نیویورک بر اثر نارسایی قلبی جان باخت.   ۱۳ آوریل ۲۰۱۵ گونتر گراس، خالق «طبل حلبی» و برنده نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۹ در ۸۷ سالگی بر اثر عفونت ریه در لوبک آلمان درگذشت. ادواردو گالیانو، نویسنده اروگوئه‌ای و خالق اثر شناخته‌شده «حافظ آتش» در ۷۴ سالگی بر اثر سرطان ریه در مونته‌ویدئو از دنیا رفت.   ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ اومبرتو اکو، نویسنده ایتالیایی کتاب‌های «نام گل سرخ» و «گورستان پراگ» در ۸۴ سالگی در میلان از سرطان پانکراس مرد. هارپر لی، برنده جایزه پولیتزر برای «کشتن مرغ مقلد» در ۸۹ سالگی وقتی در خانه‌اش در مونروئویل آلاباما خواب بود از دنیا رفت.   ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۶ ادوارد آلبی، نمایش‌نامه‌نویس شهیر امریکایی و برنده سه جایزه پولیتزر که بیشتر با «چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟» معروف است در ۸۸ سالگی در خانه‌اش در مونتاوک نیویورک جان باخت. ویلیام پاتریک کینسلا، نویسنده کانادایی «جوی بی‌کفش» که فیلم «سرزمین رویاها» از روی آن ساخته شد، در ۸۱ سالگی در بریتیش کلمبیا از دنیا رفت. ]]> جهان‌کتاب Thu, 09 Aug 2018 05:53:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264099/نویسندگان-مشهوری-دقیقا-یک-روز-دنیا-رفتند کتاب‌هایی که نازی‌ها سوزاندند/ از ارنست همینگوی تا جک لندن http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264108/کتاب-هایی-نازی-ها-سوزاندند-ارنست-همینگوی-جک-لندن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، اسناد و شاهدان عینی در طول تاریخ نشان می‌دهد حزب نازی آلمان در سال‌های جنگ جهانی دوم بسیاری از کتاب‌های داستان و غیرداستان را آتش زدند. اعضای این حزب اعتقاد داشتند هر نوشته‌ای که محتوایش درباره روح نازیسم نباشد باید آتش زده شود. گفته می‌شود نازی‌ها در طول سال‌های 1933 تا 1945 بیش از 4هزار عنوان کتاب از نویسندگان مختلف را آتش زدند. اسناد تاریخی نشان می‌دهد هزاران کتاب از نویسندگان مشهور توسط نازی‌هاآتش زده شد که بعضی از آنها موارد زیر هستند:   وداع با اسلحه نوشته ارنست همینگوی چگونه یک سوسیالیست شدم نوشته هلن کلر آوای وحش، مارتین ایدن و پاشنه آهنین نوشته جک لندن  کتاب درخواست دلیل نوشته توماس مان  تمام سکوت در جبهه غربی نوشته اریک ماریا ریمارکو نقشه تاریخ نوشته اچ.جی. ولز اسناد تاریخی نشان می‌دهد بسیاری از کتاب‌هایی که نازی‌ها آتش می‌زدند بر اساس لیستی بود که توسط یک کتابدار آلمانی به نام «ولفگانگ هرمان» تهیه می‌شد. هرمان تمام کتاب‌هایی که توسط نویسندگان یهودی نوشته شده بودند را به دست آتش می‌سپرد ولی این لیست تنها به نویسندگان یهودی محدود نمی‌شد. رمان‌هایی درباره صلح، کتاب‌های مارکسیست‌ها و تمام کتاب‌هایی که توسط مهاجران آلمانی خارج از این کشور همگی در لیست سیاه هرمان قرار داشتند. تا قبل از رسیدن هیتلر به قدرت بسیاری از کتاب‌های جک لندن به خصوص آوای وحش این نویسنده در کشور آلمان از محبوبیت بالایی برخوردار بودند ولی بعد از به قدرت رسیدن حزب نازی همه این کتاب‌ها آتش زده شدند. از جمله کتاب‌هایی که در لیست سیاه نازی‌ها قرار داشت کتاب‌های زیگموند فروید روان‌شناس مشهور بود که نازی‌ها اعتقاد داشتند او بی‌بندوباری را ترویج می‌دهد. گفتنی است در شهر نیویورک و پاریس جبهه مقاومت متفقین علیه لیست‌های سیاه نازی‌ها سازمان‌هایی تاسیس کردند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 08 Aug 2018 13:14:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264108/کتاب-هایی-نازی-ها-سوزاندند-ارنست-همینگوی-جک-لندن می‌توانید با هری پاتر هم رقابت کنید/ توصیه‌های استاد رمانس آمریکا http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264089/می-توانید-هری-پاتر-هم-رقابت-کنید-توصیه-های-استاد-رمانس-آمریکا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سیگنیچر ریدز، کریستین هیگینز نویسنده آمریکایی تا کنون رمان‌های بسیاری در ژانر داستان‌های رمانتیک منتشر کرده است و حتی مجله ادبی رمانتیک تایمز از او به عنوان استاد معاصر رمانس یا همان داستان‌های عاشقانه آمریکا یاد کرده بود. هیگینز در سال 2008 و 2010 موفق شد جایزه کتاب ریکا برای کتاب‌های رمانتیک را دریافت کند. وی تا کنون نزدیک به بیست رمان منتشر کرده که به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است. رمان هستی من از این نویسنده به فارسی ترجمه شده است. هیگینز در یادداشتی نکاتی درباره نوشتن رمان به نویسندگان تازه‌کار و به اصطلاح نوقلم‌ها ارائه کرده است که به نظر می‌رسد برای هر نویسند‌ای مفید باشد. به نوشته هیگینز هر نویسنده تازه‌کاری در آغاز کار خود باید به این مسئله فکر کند که اصلاً کسی در اطرافش وجود ندارد و کسی او را نمی‌شناسد. چگونه نوشتن را همه می‌توانند توصیه کنند ولی تنها نویسنده است که می‌داند چگونه باید بنویسد. راه نوشته یک کتاب یا رمان راهی است که تنها نویسنده باید در آن مسیرش را طی کند. همیشه اطرافمان کسانی هستند که از کلماتی مثل باید و نباید یا همیشه و هرگز استفاده می‌کنند. یعنی توصیه‌ها همیشه وجود دارند و نکته مهم اینجاست که نویسنده خودش باید این بایدها و نبایدها را پیدا کند و مسیرش را ادامه دهد. هیگینز که خودش می‌گوید در حال نوشتن بیستمین رمانش است، می‌نویسد: اجازه بدهید از خودم شروع کنم. من همیشه در نوشتن داستان خودم را بهترین داستان نویس دنیا فرض می‌کنم. البته که نیستم ولی قوانین نوشتن هم برای همه نویسنده‌ها فرق می‌کند. هیچ قانونی وجود ندارد که نویسنده‌ها به طور یکسان از آن تبعیت کنند. هر کسی برای خودش باید بنویسد تا مطلبی خوب تولید شود. مسیری را برای نوشتن طی کنید که احساس می‌کنید بهترین است. دیگران را نادیده بگیرید و حتی اگر این دیگران بهترین نویسندگان روی زمین باشند. البته این مسیر ممکن است تغییر کند ولی مهم این است که مسیر خودتان است. کریستین هیگینز نیز مثل بسیاری از نویسندگان مشهور دیگر نیز اعتقاد دارد هر نویسنده‌ای قبل از نوشتن باید خوب و کافی مطالب و داستان‌های نویسنده‌های دیگر را خوانده باشد. او می‌گوید خواندن زمینه نوشتن است. هیگینز می‌گوید: شما وقتی داستانی در یک ژانر بخصوص می‌‌نویسید همیشه آن را با یک داستان پرفروش و موفق در همان ژانر مقایسه کنید و ببینید چه اشکالاتی می‌‌توانید از داستان خود بگیرید. یادتان باشد اگر نتوانستید اشکالی بگیرید داستان شما با مشکل روبروست. حتی کتاب‌هایی را بخوانید که اصلاً ربطی به ژانر شما ندارند. حتی اگر خواستید داستان خود را با نوشته های رولینگ مقایسه کنید، نترسید. اگر ایده‌ای از یک جادوگر نوجوان در ذهن دارید بنویسید و اصلاً به این فکر نکنید که ممکن است این داستان توسط کسانی خوانده شود که قبلاً طرفدار داستان‌های هری پاتر باشند. اشتیاق و احساس خود را با قدرت تمام بیان کنید. ]]> جهان‌کتاب Wed, 08 Aug 2018 05:59:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264089/می-توانید-هری-پاتر-هم-رقابت-کنید-توصیه-های-استاد-رمانس-آمریکا هیچ نکته مثبتی در نوشتن راجع به انسان‌ها وجود ندارد اگر عمیقا عاشق آنها نباشیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264104/هیچ-نکته-مثبتی-نوشتن-راجع-انسان-ها-وجود-ندارد-اگر-عمیقا-عاشق-نباشیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_محمدرضا چهارسوقی امین: مارک هادون نویسنده و هنرمند انگلیسی است. کتاب " ماجرای عجیب سگی در شب"  به نوشته ی مارک هادون که توسط نشر افق منتشر شده ،تابحال بیش از ده بار تجدید چاپ شده است.مارک هادون پنجاه و شش ساله که تابحال برنده ی جوایز ادبی و هنری متعددی شده است ،در حال حاضر به همراه همسر خود در آکسفورد انگلستان زندگی میکند.با این نویسنده درباره رمان‌ و هنر نویسندگی اش گفت‌وگو کرده ایم. در کتاب ماجرای عجیب سگی در شب با جلو رفتن داستان ریتم کتاب آهسته تر میشود ، آیا دلیل خاصی پشت این تغییر روند وجود دارد؟ تا حالا از این جنبه به کتاب نگاه نکرده بودم ،اما میتوانم بگویم که اگر خواننده کتاب به دنبال بخش های دراماتیک میگردد باید با داستان جلو برود تا به وسط کتاب برسد و به نظر من اتفاقا این همان جایی است که تمام اتفاقات دراماتیک در آن جمع شده اند اتفاقات جذاب و کلیدی مانند پیدا شدن نامه های مادر کریستوفر توسط کریستوفر ،عکس العمل پدر کریستوفر به این کشف ،سفر کریستوفر برای پیدا کردن مادرش و آشتی کردن کریستوفر با مادرش.بخش های پایانی کتاب هم خالی از اتفاق نیستند اتفاقاتی مثل بازگشت کریستوفر به شهرش ،مرگ توبی و کسب نمره ی الف در درس ریاضی توسط کریستوفر همگی اتفاقات بخش پایانی این کتاب هستند ،اما خواننده در حین خواندن داستان جهان را از دریچه ی چشمان کریستوفر میبیند و اهمیت تمامی این اتفاقات از نظر کریستوفر یکسان است. احتمالا به نظر کریستوفر مهم ترین بخش کتاب ،قسمت ضمیمه ی کتاب باشد که در آن به خوانندگان نشان میدهد چگونه توانسته یک سوال سخت ریاضی را حل کند. در کتاب خانه ی قرمز شخصیت های مختلف داستان هرکدام ماجرا را از دیدگاه خودشان تعریف میکنند اما در ماجرای عجیب سگی در شب داستان فقط توسط یک شخصیت روایت میشود ،تفاوت ساختاری این دو سبک روایت چیست و روایت داستان به کدام سبک سخت تر است و مخاطب کدام سبک عام تر است؟ به نظر من زمانی که در مورد نوشتن رمان صحبت میکنیم نمیتوانیم به هیچ قانون کلی پایبند باشیم. نمیشود گفت خواننده عامی بیشتر با کدام سبک راحت تر است ،گاهی یک رمان پیچیده میتواند فقط یک شخصیت داشته باشد همانطور یک رمان ساده میتواند از زبان چند شخصیت روایت شود.مثلا در ماجرای عجیب سگی در شب مخاطب کتاب تقریبا به طور کامل درون یک شخصیت مهر و موم میشود و باید برای خودش دنیایی بسازد که در آن بطور آگاهانه برخی از حقایق موجود را نادیده گرفته میشوند. در کنار اینها میتوانم از نویسنده ی مورد علاقه ام ،ویرجینیا وولف ،یاد کنم که با خواندن کتاب هایش مخاطب بشکل پسندیده ای هر لحظه در کالبد یک شخصیت سقوط میکند. او با اختلاف قابل توجه ای بهترین نویسنده ی داستان هایی است که از دیدگاه چند شخصیت روایت میشوند. او بسیار هنرمندانه و بدون اینکه مخاطب متوجه شود در یک لحظه راوی داستان را عوض میکند ،در داستان هایش گاهی اوقات هر راوی فقط یک جمله بیان میکند و جای خود را به راوی بعدی میدهد. در نوشتن کتاب خانه ی قرمز سعی کردم به ایده آلم که داستان های وولف بود نزدیک شوم. چه چیزی باعث شده که شما به خلق شخصیت های عجیب و غریبی که مشکلات روحی دارند علاقه مند شوید؟ من این را طور دیگری بیان میکنم ، همیشه تعداد بی شمار تجربیات حسی متفاوت افراد در شرایط یکسان من را مجذوب خود میکند اتفاقا این یکی دیگر از دلایلی است که همیشه ویرجینیا وولف را دوست داشته ام.اینکه صرفا کسی به چگونگی ذهن افراد با روحیات مختلف علاقه داشته باشد برای خلق چنین شخصیت هایی کافی نیست و باید به تفاوت های ذهن افراد مختلف نیز علاقه مند بود.یک رمان نویس باید همان قدر به این تفاوت ها توجه کند که یک دانشمند یا یک روان شناس ،حداقل یکی از تکنیک های من یکی همین بوده.جدا از اینها افرادی که روحیاتی متفاوت از روحیات غالب در جامعه دارند به انزوا رانده میشوند. من همیشه به این افراد که از جامعه بیرون انداخته شده اند علاقه داشته ام و باید بگویم که اکثر اوقات طرد شدن حق این افراد نیست.این افراد طرز فکر جامعه را در رابطه با مسائل مختلف از جمله مسائلی که خودشان با آن به مشکل برخورده اند آشکار میکنند. چگونه قبل از خلق شخصیتی با مشکل روحی خاص در مورد آن مشکل مطالعه می‌کنید؟  تابحال در مورد یک مشکل روحی بصورت اختصاصی تحقیق نکرده ام ،اما وقتی که با مردم صحبت میکنم یا مطالب مختلف را میخوانم از تجربیات افراد دیگر آگاه میشوم.هیچ نکته ی مثبتی در نوشتن راجع به انسان ها وجود ندارد اگر عمیقا عاشق آنها نباشیم.اگر کسی واقعا انسان ها را دوست داشته باشد و خالصانه با آنها ارتباط برقرار کند تمام چیزی که برای نوشتن نیاز دارد نیروی تخیل و توانایی قرار دادن کلمات در جای درست خود است. شما عاشق نقاشی هستید ، آیا طرحی از شخصیت هایی که خلق میکنید میکشید؟ آیا کریستوفری که در ذهنتان بود را روی کاغذ کشیدید؟ سوال پیچیده ای است...در بسیاری از کتاب هایی که برای کودکان نوشته ام تصاویر شخصیت ها را هم داخل کتاب کشیده ام ،در باقی کتاب ها هم طراحی شخصیت را به خود کودکان محول کرده ام تا از قوه ی تخیل خود استفاده کنند ،گاهی اوقات هم فقط تصویر شخصیت اصلی داستان را میکشیدم.قطعا تصویری از هر شخصیت در ذهنم دارم و تجربه همکاری با تصویرگران کتاب کودک به من نشان داده که تصویر ذهنی من تا حدودی متفاوت از تصویر ذهنی آن‌ها است. اکثر نویسنده ها این کار را نمی‌کنند اما دو تا از کتاب هایی که برای بزرگسالان نوشته ام محتوی طرح هایی از موقعیت‌های مختلف است. در رمان آخرم که شامل چند داستان کوتاه است یازده تا از صحنه های کتاب را نقاشی کرده ام که البته هیچ کدام آنها راجع به شخصیت های انسانی نیست. ماجرای عجیب سگی در شب پر از نقاشی هایی بود که مثلا توسط خود کریستوفر کشیده شده بودند.جنبه ی مهم همه این نقاشی ها سادگی آنها بود بطوری که هر خواننده ای آن خطوط را میدید منظور کریستوفر را میفهمید چراکه اینها نشانه های خاصی بود که کریستوفر با استفاده از آنها منظور خود را بیان میکرد.اکثر مخاطبان کتاب ایده ی روشنی از ظاهر کریستوفر دارند و وقتی میبینند که تصویر ذهنی آنها اینقدر به تصویری که در ذهن من است شبیه است تعجب می‌کنند. به نظر من یکی از دلایل موفقیت کتاب ماجرای عجیب سگی در شب این بود که فرصت خیال پردازی زیادی به مخاطب میدهد و به مخاطب این اجازه را میدهد که در دنیای خیالی که ساخته ذهن خودش است زندگی کند. مخاطب اصلی ماجرای عجیب سگی در شب بزرگسالان هستند یا نوجوانان؟ قبل از نوشتن این کتاب من تعداد زیادی کتاب برای کودکان و بزرگسالان نوشته بودم که همه شان ضعیف بودند ،هرچند هر کتاب کمی از کتابی که قبل آن نوشته بودم قوی تر بود.بعد از نوشتن این کتاب برای اولین بار حس کردم که اثرم به اندازه ی کافی خوب است.مخاطب اصلی من جوانان و بزرگسالان بودند و وقتی مدیر برنامه هایم پیشنهاد داد تا کتاب را به ناشران کودک هم نشان بدهیم شوکه شدم.در نهایت این کتاب را در دو نسخه ی موازی ،یکی برای بزرگسالان و یکی برای نوجوانان منتشر کردیم و این کار واقعا نتیجه خوبی داشت. ایران را بنا بر دیده ها و شنیده هایتان برایمان توصیف کنید. کسی را به اسم مرجانه میشناسم که نویسنده ی کتابی مصور راجع به ایران است ،تصاویر سیاه و سفید این کتاب واقعا گویا تر و عمیق تر از هر فیلمی اند.             ]]> جهان‌کتاب Wed, 08 Aug 2018 05:57:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264104/هیچ-نکته-مثبتی-نوشتن-راجع-انسان-ها-وجود-ندارد-اگر-عمیقا-عاشق-نباشیم تاسیس اولین انتشارات عربی در حوزه شعر http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263912/تاسیس-اولین-انتشارات-عربی-حوزه-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اخبارک-امارات در اقدامی جسورانه برای اولین بار انتشارات «رواشن» را مختص به نشر کتاب در حوزه شعر و در راستای بازگشت رونق به شعر که سال‌ها با بحران مخاطب در کشورهای عربی مواجه بوده راه‌اندازی کرد. انتشارات رواشن اولین انتشارات در کشورهای عربی به شمار می‌رود که تنها در حوزه شعر و مطالعات و نقدهای شعری فعالیت می‌کند و به چاپ کتاب خواهد پرداخت. این انتشارات در نیمه سپتامبر سال جاری میلادی اولین کتاب خود را در دو فرمت کاغذی و الکترونیکی منتشر خواهد کرد و قصد دارد شاعران و نویسندگان جدید و کارهای طراز اول را در کنار آثار پژوهشی درباره مباحث شعری که تاکنون مغفول مانده و خواننده عرب از آن محروم بوده به مخاطبان عربی و بین المللی معرفی نماید. معتز قطینه، مدیر این موسسه نشر عنوان کرد: «این انتشاراتی درصدد است تا به حل دو مشکل اساسی که شعرا با آن روبه‌رو بوده‌اند بپردازد. مشکل اول در خصوص فقدان روابط سازمانی قراردادی با ناشر که شامل حقوق نویسنده می‌شود و مشکل دوم بحران مخاطب در حوزه شعر در کشورهای عربی و عدم سازماندهی مناسب برای یافتن آن و معرفی شعر به خوانندگان و محافل ادبی است که با تمرکز بر امکانات فراوانی که تکنولوژی جدید و شبکه‌های اجتماعی در رساندن کالای کتاب به مخاطب در منطقه عربی و نقاط دیگر دنیا فراهم خواهند کرد، اقدام عملی در حل این مشکلات خواهد داشت.» ]]> جهان‌کتاب Tue, 07 Aug 2018 05:13:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263912/تاسیس-اولین-انتشارات-عربی-حوزه-شعر مارگارت اتوود دلایل استقبال از رمانش را می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264046/مارگارت-اتوود-دلایل-استقبال-رمانش-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از فوربس، داستان در شهر کمبریج در ماساچوست ایالات متحده آمریکا رخ می‌دهد. پس از ترور رئیس‌ جمهور آمریکا با گلوله و به رگبار بستن اعضای کنگره ایالات متحده توسط مسیحیان بنیادگرا و اعلام وضعیت فوق‌العاده، انقلابی در کشور رخ می‌دهد، قانون اساسی لغو شده و حکومتی تمامیت‌خواه مسیحی به نام جمهوری گیلاد تشکیل می‌شود. در این حکومت جدید آزادی‌های فردی اکثر شهروندان پایمال می‌شود و همه ادیان به جز دین رسمی کشور غیرقانونی اعلام می‌شود. شبکه تلویزیونی هولو در آمریکا و ژاپن سال 2017 سریالی با الهام از رمان سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اتوود نویسنده مشهور کانادایی ساخت با استقبال عجیبی روبرو شد. این سریال امسال نامزد دریافت جایزه امی شده است که این جایزه معادل اسکار برای ساخته‌های تلویزیونی است. علاوه بر سریال خود کتاب نیز در چند سال اخیر رکورد فروش را شکسته و حتی از مجموهه‌هایی مثل هری پاتر و بازی تاج و تخت پیشی گرفته است. سرگذشت ندیمه در سال 1985 برای اولین بار منتشر شد ولی در دو سال اخیر با استقبال عجیبی روبرو شده است. خود اتوود در اظهارنظری دلایل این استقبال را در سال 2018 این گونه عنوان می‌کند که ما در زمانی پراسترس زندگی می‌کنیم و بیشتر شرایط اجتماعی باعث چنین استقبالی می‌شود. اتوود در مصاحبه با مجله فوربس از خانه‌اش در تورنتو کانادا می‌گوید: «حاکمان دنیا به سرعت نظرات و ایده‌های نخبگان را نابود می‌کنند و دنیای پرتنش و پراسترس ساخته‌اند. آن‌ها پست‌هایی در اختیار می‌گیرند که نباید در اختیار آنها باشد. این مسائل باعث استرس و اضطراب مردم عام شده است و شاید به خاطر همین باشد که استقبال از رمان سرگذشت ندیمه زیاد شده است.» مارگارت اتوود این رمان را در سال 1948 نوشت و این زمان بود که او در برلین غربی زندگی می‌کرد. در حقیقت اتوود این رمان را با الهام از شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان نوشت. اتوود می‌گوید: «در آن زمان شهر وضع بدی داشت و همه جا تاریکی و ظلمت حکمرانی می‌کرد. مردم دوست نداشتند آنجا زندگی کنند چون همه جا با دیوارها احاطه شده بود.» اتوود داستان سرگذشت ندیمه را از زمان سکونتش در کشور آلمان جنگ زده شروع کرد ولی در آمریکا به پایان رساند. در حال حاضر شبکه آمریکایی هولو دو فصل از سریال سرگذشت ندیمه را اکران کرده است و قرار است فصل سوم نیز به زودی از این شبکه پخش شود. اتوود در مصاحبه‌اش می‌گوید استقبال از سریال سرگذشت ندیمه از سوی مردم بیشتر نوعی اعتراض بین‌المللی محسوب می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Tue, 07 Aug 2018 03:57:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264046/مارگارت-اتوود-دلایل-استقبال-رمانش-می-گوید جایزه کتاب بیوگرافی استرالیا برنده خود را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264026/جایزه-کتاب-بیوگرافی-استرالیا-برنده-خود-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، جودیت برت نویسنده و استاد دانشگاه استرالیایی توانست با کتاب خود جایزه کتاب ملی بیوگرافی این کشور را دریافت کند. او به خاطر نوشتن کتاب بیوگرافی «آقای دیکین مرموز» این جایزه را کسب کرد. جایزه کتاب بیوگرافی استرالیا یکی از جوایز معتبر کشور استرالیاست که هر سال توسط کتابخانه عمومی نیوساوت ولز به نویسندگان بیوگرافی اعطاء می‌شود. نیوساوت ولز قدیمی‌ترین کتابخانه کشور استرالیاست. اعضای هیئت داوران این جایزه از سوی کتابخانه امسال 31هزار دلار برای نفر برنده تعیین کرده‌اند. کتاب جودیت درباره بیوگرافی سیاستمداران این کشور نوشته شده است که از جمله آنها می‌توان به آلفرد دیکین دومین نخست وزیر این کشور اشاره کرد. در تاریخ استرالیا دیکین توانست سه بار به پست نخست وزیری این کشور برسد. اعضای داوران علت انتخاب این کتاب را پرداختن به تاریخ کشور استرالیا و تشریح زندگی خصوصی و عمومی افراد تاثیرگذار در آن اعلام کردند. دیکین به عنوان دومین نخست وزیر کشور استرالیا نقش اساسی در استحکام و پیشرفت آن داشت. او اولین بار در سال 1903 به عنوان نخست وزیر استرالیا انتخاب شد. جایزه کتاب بیوگرافی استرالیا در سال 1996 تاسیس شد و هر سال مبالغ مختلفی برای برندگانش تعیین می‌کند. ]]> جهان‌کتاب Mon, 06 Aug 2018 10:22:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264026/جایزه-کتاب-بیوگرافی-استرالیا-برنده-خود-شناخت توصیه‌های جیمز بالدوین به نویسندگان جوان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264001/توصیه-های-جیمز-بالدوین-نویسندگان-جوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - نود و چهار سال پس از تولدش و بیش از سی سال بعد از مرگش، جیمز بالدوین برای بسیاری از امریکایی‌ها، از منتقد و نویسنده‌ها گرفته تا مردم عادی که سعی می‌کنند بهتر در دنیا زندگی کنند، همچنان اندیشمند، اخلاق‌گرا و خلاق است. بالدوین یک رمان‌نویس ماهر، یک مقاله‌نویس افسانه‌ای و یک فعال حقوق بشر مهم بود و مهم‌تر از همه مردی بود که می‌دانست چطور جملات فوق‌العاده بنویسد. بنویس تا بفهمی وقتی می‌نویسید، در واقع دارید سعی می‌کنید از چیزی که نمی‌دانید سر در بیاورید. تمام زبان نوشتن برای من فهمیدن این است که شما چه چیزی را نمی‌خواهید بدانید، چه چیزی را نمی‌خواهید بفهمید. تا جایی که می‌توانی بخوان من همه چیز می‌خوانم. با این کار می‌توان چیزهای زیادی درباره نوشتن ‌فهمید. اول از همه می‌فهمید چقدر کم می‌دانید. این حقیقت دارد که هرچه بیشتر یاد بگیری، کمتر می‌دانی. من هنوز دارم نوشتن را یاد می‌گیرم. نمی‌دانم تکنیک چیست. تمام چیزی که می‌دانم این است که باید کاری کنی که خواننده آن را ببیند. این را از داستایوفسکی یاد گرفتم. با بی‌پروایی بنویس من فهمیدم که هر چه زمان جلوتر می‌رود نوشتن سخت‌تر می‌شود. دارم درباره فرآیند نوشتن حرف می‌زنم، که نیاز به قدری انرژی، شهامت و همچنین بی‌پروایی دارد. بدان که کی باید توقف کنی وقتی یک رمان را تمام می‌کنید به این معنی است که «قطار اینجا می‌ایستد، باید همینجا پیاده شوی.» هیچوقت به کتابی که می‌خواهید نمی‌رسید، به کتابی که می‌رسید رضایت می‌دهید. همیشه احساس می‌کنم که وقتی یک کتاب تمام می‌شود، یک چیزی را ندیده‌ام و معمولا وقتی متوجه کشفم می‌شود، برای اینکه کاری بکنم دیر است. با توطئه‌های علیهت بجنگ هر نویسنده‌ای احساس می‌کند دنیایی که در آن زاده شده چیزی جز یک دسیسه علیه پرورش استعدادش نیست. از سوی دیگر، این تنها به این خاطر است که دنیا به استعدادش با بی‌تفاوتی ترسناکی می‌نگرد که هنرمند ناگزیر می‌شود استعدادش را مهم جلوه دهد. پس هر نویسنده‌ای می‌فهمد چیزهایی که آزارش می‌دهند و چیزهایی که به او کمک می‌کنند، نمی‌توانند از هم جدا شوند. او می‌تواند از راه مشخصی کمک داده شود، چون از راه مشخصی آسیب دیده است. نوشتن سخت است همه فرم‌ها دشوارند، هیچکدام از دیگری آسان‌تر نیست. همه پدرتان را در می‌آورند. توصیفش نکن، نشانش بده توصیفش نکن، نشانش بده. این چیزی است که سعی می‌کنم به تمام نویسندگان جوان یاد بدهم. یک غروب بنفش را توصیف نکن، کاری کن که من ببینم بنفش است. عمیق ببین آنطور که من می‌بینم این بخشی از کار نویسنده است، اینکه درباره نگرش تحقیق کند، به زیر سطح برود و به منبع دست یابد. در جهت حقیقت بنویس فکر می‌کنم کاری که باید بکنید، که برای یک نویسنده دشوار است، این است که از شعار اجتناب کند. باید جراتش را داشته باشید که به شعار اعتراض کنید، مهم نیست که چقدر باعظمت باشد، همیشه چیز دیگری را پنهان می‌کند که نویسنده باید از آن پرده بردارد. استعداد از پشتکار کم‌اهمیت‌تر است استعداد بی‌اهمیت است. استعدادهای زیادی را می‌شناسم که نابود شدند. پشت استعداد تمام کلمات معمولی قرار دارد: نظم، عشق، شانس و مهم‌تر از همه استقامت. فاصله را حفظ کن امور اجتماعی نگرانی عمده نویسنده نیستند. کاملا نیاز است که او میان خودش و این امور فاصله‌ای ایجاد کند تا پیش از آنکه بتواند با احساسی هدفمند به پیش‌رو نگاه کند، اول نگاه طولانی و عمیقی به پشت سر داشته باشد. آنچه می‌بینی را بنویس یک نویسنده باید این ریسک را بپذیرد که هرچه را که می‌بیند روی کاغذ بیاورد. هیچکس نمی‌تواند درباره‌ این موضوع به او بگوید. هیچکس نمی‌تواند واقعیت را کنترل کند. این من را یاد چیزی می‌اندازد که پابلو پیکاسو هنگام کشیدن پرتره گرترود استاین، رمان‌نویس امریکایی به او گفت. گرترود استاین گفت: «من این شکلی نیستم» و پیکاسو جواب داد: «خواهی شد». و راست می‌گفت.  به یاد داشته باش که چرا می‌نویسی خلاصه‌ی کلام این است: می‌نویسی تا دنیا را تغییر دهی، و بسیار خوب می‌دانی که احتمالا نمی‌توانی، البته این را هم می‌دانی که ادبیات برای دنیا حیاتی است. امید و نگرانی تو برای تنها یک نفر در واقع شروع می‌کند به عوض کردن دنیا. دنیا بر اساس شیوه‌ای که مردم آن را می‌بینند عوض می‌شود، و اگر تو حتا به اندازه یک میلی‌متر شیوه‌ نگاه کردن مردم به واقعیت را تغییر دهی، پس می‌توانی آن را عوض کنی. به نوشتن ادامه بده بنویس. راهی پیدا کن که زنده بمانی و بنویسی. هیچ چیز دیگری برای گفتن نیست. اگر می‌خواهی نویسنده شوی، من نمی‌توانم چیزی بگویم که متوقفت کنم؛ اگر قرار نباشد نویسنده شوی من نمی‌توانم چیزی بگویم که کمکت کنم. چیزی که در ابتدا واقعا نیاز داری این است که کسی باشد که بگذارد بفهمی تلاش واقعی است.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 06 Aug 2018 03:45:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264001/توصیه-های-جیمز-بالدوین-نویسندگان-جوان واکنش‌ها علیه آمازون و فوربس / کتابخانه‌ها نابودشدنی نیستند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263597/واکنش-ها-علیه-آمازون-فوربس-کتابخانه-ها-نابودشدنی-نیستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از وایس، روز یکشنبه هفته گذشته مجله مشهور فوربس در مقاله‌ای نوشت که آمازون باید تا جایی پیش رود که کتابخانه‌ها محو شوند تا پول‌های مالیات به هدر نرود. در پی این مقاله جنجالی بسیاری از کاربران شبکه اجتماعی توئیتر به این مقاله حمله کردند و نوشتند که کتابخانه‌ها باید حفظ شوند. هرچند سایت مجله فوربس این مقاله را از سایت خود برداشت ولی هنوز هم کاربران شبکه‌های اجتماعی به پست‌های خود ادامه می‌دهند. «پانوس موردوکوتاس» نویسنده و خبرنگار در مقاله خود اعتقاد داشت که کتابخانه‌ها زیاد برای جامعه بشری در دنیای دیجیتال اهمیت ندارند و بیشتر بودجه‌های دولتی را به هدر می‌دهند. این نویسنده اظهار امیدواری کرده بود سایت‌هایی مثل آمازون بالاخره بتوانند کتابخانه‌ها را از بین ببرند و جایگزین بهتری برای فروش و عرضه کتاب شوند. بعد از این مقاله هزاران نفر از کاربران توئیتر کمپینی راه انداختند و عشق و علاقه خود را به کتابخانه‌ها بیان کردند. کاربران روی این مسئله تاکید کردند که کتابخانه‌ها برای هر جامعه‌ای ضروری هستند و باید در هر شرایطی حفظ شوند. بسیاری از پست‌ها نظرسنجی‌های مختلفی که توسط موسسه پیو شده بود را منعکس کردند. در یکی از نظرسنجی‌های سال 2014 موسسه پیو اعلام کرده بود 36 درصد از جمعیت 18 تا 30 ساله‌های آمریکایی از خدمات کتابخانه‌ای استفاده می‌کنند.   جان اف. زابو کتابدار کتابخانه عمومی شهر لس آنجلس در یکی از پست‌های توئیتری خود نوشته بود: «کتابخانه‌های عمومی همیشه یکی از مراکز فعال فرهنگی هر جامعه‌ای بوده‌اند و نمی‌توان آنها را تعطیل کرد. نه آمازون و نه هیچ سایت دیگری قادر به این کار نخواهد بود.» وی نوشت: مردم هنوز به کتابخانه می‌آیند و امانت گرفتن کتاب را دوست دارند و با وجود ابزارهای تکنولوژی پیشرفته هنوز کتاب جایگاه خود را حفظ کرده است. فام کوندلو مدیر کتابخانه کتابخانه اولدبریج در کالیفرنیا نیز به برنامه‌های متنوعی اشاره کرد که کتابخانه‌ها امروزه برای اقشار مختلف به خصوص نوجوانان برگزار می‌کنند. وی نوشت: این اشتباه است که کتابخانه‌ها را تنها به چشم مکانی برای نگهداری کتاب نگاه کنیم. «آنجلا مونتفینیس» مدیر روابط عمومی کتابخانه عمومی شهر نیویورک نیز درباره مقاله فوربس اظهار نظر کرد و این گونه سخنان را برخواسته از جهل افراد عنوان کرد. وی گفت: در سال گذشته تنها 300 نفر از بی‌خانمانان شهر نیویورک تنها از کتابخانه عمومی این شهر بازدید کردند. به گفته مونتفینیس  هم اکنون کتابخانه عمومی شهر نیویورک بیش از 12هزار عضو رسمی دارد که به صورت روزانه از خدمات این کتابخانه استفاده می‌کنند. به غیر از متصدی‌های کتابخانه بسیاری دیگر از کاربران شبکه‌های اجتماعی به شدت به اظهارنظر مجله فوربس اعتراض کردند. آنها نوشتند هیچ سایتی نمی‌تواند و نباید تهدیدی برای کتابخانه‌ها باشد چون این مکان‌ها کارکردهای فرهنگی بسیاری دارد که از عهده دیگر مکان‌ها برنمی‌آید. ]]> جهان‌کتاب Sun, 05 Aug 2018 07:45:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263597/واکنش-ها-علیه-آمازون-فوربس-کتابخانه-ها-نابودشدنی-نیستند چند توصیه برای راه یافتن در فهرست پرفروش‌ها/کمی به گوگل احترام بگذارید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263871/چند-توصیه-راه-یافتن-فهرست-پرفروش-ها-کمی-گوگل-احترام-بگذارید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انترپرنر، در دنیای امروز مطلع کردن دیگران از نوشته‌ها و نظرات خودتان کمی ساده‌تر شده و کافی است اطلاعات مختصری از اینترنت و فضای مجازی داشته باشید. این روزها با فشار یک دکمه کتابی منتشر می‌شود یا نوشته‌ای هزاران کلیومتر آن طرف‌تر به دست مخاطب ناشناس می‌رسد ولی افزایش سایت‌ها و پیام‌های اینترنتی نیز مانعی در نوع خود است. با وجود هزاران و میلیون‌ها صفحه اینترنتی، اگر بخواهید برای کتاب یا نوشته خود تبلیغ کنید نیاز به تکنیک‌های خاصی دارید که اصطلاح بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO) از مهم‌ترین آن‌هاست. هرچند این واژه برای کارشناسان تبلیغات رسانه یک واژه تکراری است، ولی هنوز هم ابزار مهمی برای تبلیغ محسوب می‌شود. وقتی نوشته یا مطلبی در فضای مجازی منتشر می‌شود، معمولاً از طریق موتورهای جستجو به دست کاربران و مخاطبان می‌رسد و علم به تکنیک‌های جستجوی مطالب توسط موتورهای جستجو و در راس آن‌ها گوگل ضروری است. «کریس پورتئوس» کارشناس ارشد بازاریابی دیجیتال شش نکته برای بالا بردن کیفیت این بهینه سازی در موتورهای جستجو پیشنهاد می‌کند. وی اعتقاد دارد این روزها متاسفانه محتوای کتاب یک بخش از فروش بالای کتاب است و عوامل دیگر نیز در پرفروش‌ شدن کتاب نیز تاثیر دارد. شش نکته پورتئوس برای بالا بردن قابلیت دیده شدن مطلب در موتورهای جستجو موارد زیر هستند: 1. به کلیدواژه‌ها توجه کنید. بهتر است با وجود شرایط انتشاراتی دنیای امروز حتی قبل از نوشتن مطلب یا داستان به انتخاب کلیدواژه‌هایی برای معرفی آن فکر کنید. کلیدواژه‌ها در گوگل یا سایر موتورهای جستجو برای معرفی اثر ادبی شما حیاتی هستند. موتورهای جستجو دارای الگوریتم‌هایی هستند که تنها بر اساس کلیدواژه مطالب و محتواهای فضای مجازی را جستجو می‌کنند. اگر داستانی عاشقانه نوشتید از کلیدواژه‌های علمی استفاده نکنید و اگر مطلب‌تان احساسی بود، کلمات منطقی به کار نگیرید. به عبارتی باید محتوا با کلیدواژه همخوانی داشته باشد. 2. مشکل مخاطب خود را حل کنید. شاید این قضیه ارتباطی به تکنیک‌های بهینه‌سازی نداشته باشد، ولی شاید مهمترین نکته در انتشار مطالب در فضای مجازی است. توجه به نیاز روز مخاطب و آینده‌نگری برای نویسنده مهم است. مردم علاقه دارند مطالبی را بخوانند که نیازهای آن‌ها را برطرف می‌کند یا حداقل احساس کننده مطالب مفیدی خوانده‌اند. بهتر است داستانی بنویسید که با حوادث روز مطابقت داشته باشد. 3. محتوا را بر اساس مخاطب عام تنظیم کنید. شاید این موضوع کمی تعجب برانگیز باشد ولی توجه و حافظه کوتاه مدت انسان کمتر از ماهی قرمز است. وقتی نوشته شما در همان نگاه اول نتواند مخاطب را جذب کند، بهتر است خوانده شدن آن را فراموش کنید. نوشته‌های شما باید آنقدر ساده و جذاب نوشته شود که توسط عامه مردم فهمیده شده و برای آن‌ها جذابیت داشته باشد. به عبارتی باید نوشته‌هایتان علیرغم صحت و دقت از جذابیت کافی برای این مخاطبان برخوردار باشد. 4. مخاطب را بی‌سواد فرض نکنید. متاسفانه بعضی از نویسندگان با روشنفکری محض زیادی مخاطب خود را عام در نظر می‌گیرند و در نوشتن داستان و مطالب خود خیلی از واژه‌های تخصصی استفاده نمی‌کنند. یادتان باشد شخصیت‌ها و حقایق داستان شما اگر عمق کافی نداشته باشد به همان اندازه توسط مخاطب سطحی در نظر گرفته خواهد شد. 5. از ابزارهای جذاب‌کننده استفاده کنید. امروزه بیشتر سایت‌ها و روزنامه‌ها برای جذب مخاطب بیشتر برای مطالب خود از تصاویر جذاب استفاده می‌کنند. بارها مشاهده شده حتی مطالب محتوای خوبی ندارند ولی تصاویر جذاب موجب علاقه مخاطب شده است. نویسندگان نیز در کتاب‌های خود بهتر است از تصاویر جذاب استفاده کنند. امروزه ناشران و نویسندگان تصویرگران ماهری استخدام می‌کنند تا جذابیت آثار ادبی بالا برود. 6. برای انسان‌ها بنویسید. بعضی از داستان‌ها و رمان‌ها به خصوص داستان‌های ژانر علمی تخیلی طوری نوشته می‌شوند که گویا مخاطب آنها فرشتگان و جن و پری هستند. یادتان باشد مخاطب شما انسان است و در دنیای واقعی زندگی می‌کند. شخصیت‌ها و حوادث داستان باید با زندگی انسانی تطابق داشته باشد. ]]> جهان‌کتاب Sun, 05 Aug 2018 04:28:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263871/چند-توصیه-راه-یافتن-فهرست-پرفروش-ها-کمی-گوگل-احترام-بگذارید افزایش فروش کتاب‌های مربوط به استرس در آمریکا http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263914/افزایش-فروش-کتاب-های-مربوط-استرس-آمریکا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بیزینس اینسایدر، کتابفروشی بارنز و نوبل سرمایه زیادی از آثار مربوط به استرس به دست می‌آورد. مدیر تجاری این کتابفروشی زنجیره‌ای در کنفرانسی مطبوعاتی در روز چهارشنبه اعلام کرد فروش آثار مربوط به استرس نسبت به سال گذشته 26 درصد رشد کرده است.   کتاب‌های کمک به فرد برای مدیریت استرس و کتاب تمرین کاهش استرس بیشترین فروش را طی سال جاری داشته‌اند.   لیز هارول، مدیر ارشد بازاریابی بارنز و نوبل در این کنفرانس مطبوعاتی گفت: «آثار مربوط به استرس در طول سال گذشته فروش بالایی داشت و خریداران در پی یافتن راهی، راهنمایی، و استراتژی خوب برای مدیریت کردن استرس‌شان هستند.»   البته این بدان معنا نیست که مشتری‌های ما در سراسر ایالات متحده به یک اندازه دچار اضطراب هستند. در سه ایالت کالیفرنیا، میشیگان، و ماساچوست بیشترین خرید را داشتند و ایالاتِ تگزاس، کارولینای شمالی، و فلوریدا کمترین میزان خرید این آثار را از خود نشان دادند.   مدیران بارنز و نوبل درباره دلیل این اتفاق سخنی نگفتند اما خاطرنشان کردند که فروش بالای این گروه از آثار نشان از این دارد که مردم به دنبال راه‌حلی برای درمان خود و کاهش تنش‌های زندگی هستند.   با اینکه شرایط اجتماعی و سیاسی کشور خوب نیست اما هارول می‌گوید: «بنابر داده‌های مربوط به فروش، ما ملتی مضطرب هستیم اما خبر خوب این است که مردم دوست دارند مشکل خود را حل کنند.»   بارنز و نوبل همچنین اعلام کردند فروش آثار فانتزی حدود 10 درصد و در گروه «یافتن شادی» که حدود 83 درصد فروش داشتیم. ]]> جهان‌کتاب Sun, 05 Aug 2018 04:23:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263914/افزایش-فروش-کتاب-های-مربوط-استرس-آمریکا واکنش‌های اعتراضی روشنفکران عرب در پی سخنان انتقادی ادونیس http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263953/واکنش-های-اعتراضی-روشنفکران-عرب-پی-سخنان-انتقادی-ادونیس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الیوم السابع- ادونیس، شاعر برجسته سوری، چندی پیش در مراسم رونمایی از یک مجموعه شعر در قاهره شرکت کرد و به انتقاد شدید از اعراب پرداخت. ادونیس در ضمن سخنان خود درباره شعر عربی اظهار کرد که عرب‌ها از قرن سیزدهم تاکنون هیچ گونه پیشرفتی در زمینه‌های معرفتی نداشته‌اند، هیچ کتابی درباره زیبایی‌شناسی در شعر ننوشته‌اند و تنها به معارف و دانش‌ بر جای مانده از پیشینیان خود بسنده کرده‌اند.  دکتر احمد درویش، منتقد و استاد دانشگاه قاهره به سخنان اخیر انتقادی ادونیس واکنش نشان داد و گفت: «با بخشی از سخنان ادونیس موافقم؛ اما با بخشی دیگر نه. میراث فرهنگی ما هرگز از نقاط مثبت و درخشان خالی نبوده است و این درخشان بودن به این معنا نیست که نقائص خود را نادیده بگیریم. ما به نقدی نیاز داریم که سازنده و نه تخریب‌گر باشد و انتقاد ادونیس اما تمایل به تخریب و حمله دارد.» منتقد مصری در ادامه سخنان خود افزود که ادونیس، ادیبان مصری را غراب‌های سیاه افریقایی به شمار می‌آورد. او به عنوان یک سوری که در تبعید به سر می‌برد در ماه‌های اخیر از ویرانی در شهرهای سوریه ابراز خوشحالی کرده و خواستار ویرانی بیشتر این کشور شده بود و حالا  چطور خودش را در نقش یک روشنفکر برده است. او در ادامه گفت که بزرگ‌ترین دلیل در رد سخنان ادونیس که گفته بود عرب‌ها به تعالیم زیبایی‌شناسی عبدالقادر جرجانی درباره زبان قرآن استناد و آن را با مقوله شعر انطباق داده‌اند، مطالعه «دلائل الاعجاز» از این نویسنده است. با خواندن این کتاب متوجه می‌شویم جرجانی در این کتاب بیش از قرآن از شعر مثال آورده و نظریه‌های تحلیلی خود را به اثبات رسانده است. در این میان احمد ابراهیم الشریف، منتقد دیگری از دنیای عرب نسبت به سخنان اخیر ادونیس واکنش نشان داد و با احترام از جایگاه رفیع ادونیس در ادبیات و اندیشه عرب اظهار کرد که ادونیس در سال‌های اخیر از هیچ فرصتی برای حمله به اندیشه عربی و تقلیل ارزش‌های فکری عرب فروگذار نکرده است. او در این‌باره افزود که شمار کارهایی که ادونیس در حیطه شعر ارائه داده از معرفی شاعران عربی در قالب گزیده‌های شعری و کتاب‌های نقد شعر، همه نشان‌گر صرف عمر گران‌مایه او در این مسیر بوده است و این جا چندین سوال مطرح می‌شود که ادونیس کارهای خودش را هم انکار می‌‌کند و آن‌ها را بیهوده می‌داند و یا این‌که ادونیس منطق خشونت را برای اصلاح آن چه از میان رفته در پیش گرفته است. دیگر متفکران و اندیشمندان عرب به نوبه خود به اظهارات اخیر ادونیس واکنش نشان داده و با ادله خاص خود آن‌ها را محکوم کردند. اما همه آن‌ها به اتفاق معتقدند که درست است که عرب‌ها آن‌طور که شایسته است به میراث خود توجه نداشته‌اند اما این نوع نقد تنها بذر یاس و ناامیدی را در دل‌‌ها می‌کارد. ]]> جهان‌کتاب Sun, 05 Aug 2018 03:48:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263953/واکنش-های-اعتراضی-روشنفکران-عرب-پی-سخنان-انتقادی-ادونیس فروش آمازون بالاتر از ناشران آمریکایی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263705/فروش-آمازون-بالاتر-ناشران-آمریکایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از فوربس، اتحادیه ناشران آمریکا از فروش بالای کتاب الکترونیک در فروشگاه آنلاین آمازون خبر می‌دهد. در گزارش سالیانه این اتحادیه آورده شده است که میزان فروش و دانلود کتاب الکترونیک در سایت آمازون در دو سال اخیر رشد داشته است. بر اساس این گزارش میزان فروش کتاب الکترونیک در سال 2017 و نیمه اول سال 2018 حدود 11درصد رشد داشته است که در مورد فروش کتاب‌های صوتی نیز رشد قابل توجه 36درصد دیده می‌شود. افزایش فروش کتاب‌ در سایت آمازون در حالی از سوی اتحادیه ناشران منتشر شده است که در گزارش مشابهی از همین اتحادیه میزان درآمد ناشران آمریکایی را 26 میلیارد دلار اعلام کرده بود ولی داده‌های به دست آمده از حدود 1100 ناشر آمریکایی نشان می‌دهد آنها نسبت به آمازون درآمد کمتری داشتند. طبق اعلام این اتحادیه آمازون در فروش کتاب‌های الکترونیک و صوتی نسبت به دیگر ناشران آمریکایی در سال 2017 و 2018 رشد داشته است. میزان فروش کتاب‌های الکترونیک ناشران آمریکایی در سال 2017 رشد داشته است ولی در سال 2018 با افت مواجه شده است. درآمد ناشران آمریکایی در چهار ماه ابتدایی سال 2018 نسبت به زمان مشابه آن در سال 2017 نزدیک به 6درصد فروش داشته است که رقمی معادل 172 میلیون دلار می‌شود. میزان درآمد این ناشران در ماه آوریل 2018 در اوج خود قرار داشته است. ]]> جهان‌کتاب Sat, 04 Aug 2018 12:00:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263705/فروش-آمازون-بالاتر-ناشران-آمریکایی سریال قلعه حیوانات را بازیگر ارباب حلقه‌ها می‌سازد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263918/سریال-قلعه-حیوانات-بازیگر-ارباب-حلقه-ها-می-سازد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از استاندارد، شبکه نتفلیکس اعلام کرده سریالی با الهام از رمان قلعه حیوانات نوشته جرج اورول به کارگردانی اندی سرکیس تهیه خواهد کرد. سرکیس قرار است این سریال را با همکاری مت ریوز فیلم‌نامه نویس فیلم‌هایی مثل بت‌من بسازد. خود سرکیس پیش از این در نقش گالوم در فیلم‌های ارباب حلقه‌ها و هابیت بازی کرده بود. رمان قلعه حیوانات درباره گروهی از جانوران اهلی است که در اقدامی آرمان‌گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه آقای جونز را از مزرعه‌اش فراری می‌دهند تا خود اداره مزرعه را به‌دست بگیرند تا عدالت و رفاه ایجاد کنند. رهبری این جنبش را گروهی از خوک‌ها به‌دست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره‌کشی از حیوانات مزرعه می‌پردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب می‌کنند. به گفته سرکیس قرار است فیلم‌نامه این سریال با جملات و مفاهیم جدید و معاصر نوشته شود. وی گفت ساخت اثری نمایشی از این رمان کلاسیک کار سختی است. در سال 2012 سرکیس صحبت هایی برای ساخت اثر نمایشی با انجمن جرج اورول کرده بود ولی این پروژه به دلایلی به تعویق افتاد. شبکه نتفلیکس پیش از این اعلام کرده بود قصد دارد نسخه جدیدی از کتاب جنگل به کارگردانی سرکیس تهیه کند. ]]> جهان‌کتاب Sat, 04 Aug 2018 04:32:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263918/سریال-قلعه-حیوانات-بازیگر-ارباب-حلقه-ها-می-سازد خانه لوئی فردینان سلین فروخته شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263909/خانه-لوئی-فردینان-سلین-فروخته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از مجله لوپوئن-لوست دتوش، بیوه 106 ساله لویی فردینان سلین، به دلیل قرض زیادی که بالا آورده مجبور شده خانه‌ای را که چندین سال به همراه خالق «سفر به انتهای شب» در آن زندگی کرده بفروشد. گفته شده یکی از شروط لوست دتوش برای فروش خانه قدیمی این بوده که تا پایان عمر بتواند از آن استفاده کند. بیوه سلین 67 سال در این خانه ویلایی که در شهر مودون فرانسه، در بخش بالایی رود سن، واقع شده ساکن بوده و نویسنده «سفر به انتهای شب» نیز از سال 1951 میلادی تا زمان مرگش در سال 1961 در آن زندگی کرده است. همسر سابق سلین تا سن 85 سالگی کلاس‌های رقص و ورزش در این خانه برگزار می‌کرده است. می گیبلت، وکیل و بیوگرافی‌نویس سلین به خبرگزاری فرانسه گفته است فروش این خانه با قید دائمی و مادام‌العمر صورت نگرفته بلکه فروشی مدت‌دار با حق استفاده از آن برای ساکن فعلی است. طبق گفته او، این خانه به همسایه‌ای فروخته شده که پیش از این مالک یکی از سه ویلای مهم دیگر در آن منطقه بوده است. زندگی‌نامه‌نویس لوئی فردینان سلین گفته است هیچ موسسه‌ یا سازمانی تا به حال تمایلی به خرید این خانه نشان نداده بوده است. لویی فردینان دتوش معروف به سلین از نویسنده‌های تأثیرگذار فرانسوی در قرن بیستم بود که با نثری عامیانه و زبانی شکسته تلاش ‌کرد پلیدی‌ها و سیاهی‌های دنیا را با جسارت و شجاعت برملا سازد. نوشته‌های او تابوشکن توصیف شدند و به همین علت بخشی از جامعه روشنفکری فرانسه به مخالفت با او برخاست. برخی روشنفکران و جریان‌های پرنفوذ ادبی در فرانسه نوشته‌های سلین را ادبیات کثیف خواندند و و از دادن جایزه گنگور به او سرباز زدند. او در طول زندگی ادبی خود بارها متهم به نژادپرستی شد و به سبب نوشتن مقالات ضدیهودی مجبور به ترک فرانسه شد. در سال گذشته میلادی خبری منتشر شد حاکی از اینکه بیوه سلین پس از سال‌ها با انتشار هجونامه‌های یهودستیزانه همسرش در فرانسه موافقت کرده است. این تصمیم در پی نیاز شدید مالی او گرفته شد. هجونامه‌هایی که سال گذشته منتشر شدند زمانی که خود نویسنده در قید حیات بود امکان انتشار پیدا نکردند. گفته می‌شود دلیل انتشار آنها در آن زمان مخالفت خود سلین با این مسأله بوده است. پس از مرگ سلین نیز حدود نیم قرن زمینه انتشار آنها به دلیل مخالفت لوست دتوش فراهم نشد. پس از آنکه زمینه انتشار مجموعه این هجونامه‌ها در فرانسه فراهم شد همزمان موجی از خشم در پاریس راه افتاد و انتشار آنها غیر قابل تحمل و تلاشی در جهت ترویج نابودی یهودیان توصیف شد. «سفر به انتهای شب» در ایران با ترجمه فرهاد غبرایی در دهه 1360 منتشر شد. رمان‌های دیگر این نویسنده فرانسوی با عنوان‌های «قصر به قصر»، مرگ قسطی» و «دسته دلقک‌ها» با ترجمه مهدی سحابی به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 04 Aug 2018 04:24:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263909/خانه-لوئی-فردینان-سلین-فروخته نامزد جایزه من بوکرِ 2018: داستان جدید آتوسا مشفق من را شوکه کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263913/نامزد-جایزه-بوکر-2018-داستان-جدید-آتوسا-مشفق-شوکه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، دیزی جانسون، نویسنده جوان آمریکایی با کتاب «همه چیز آن زیر» در فهرست اولیه جایزه من بوکر امسال قرار گرفته است. جانسونِ جوان پیش از این فقط یک مجموعه داستان کوتاه که شامل فقط دو داستان است، نوشته بود و با همان مجموعه موفق شد برنده سه جایزه مختلفِ «هارپر بازار»، «اِج هیل»، «هیث» شده است که در زمینه داستان کوتاه اعتبار زیادی دارند.   از او درباره آثاری که می‌خواند، دوست دارد، هدیه می‌دهد و ..... سؤال کردیم. خواندن پاسخ‌های این نویسنده آمریکایی خالی از لطف نیست:   کتابی که در حال حاضر می‌خوانم: اخیراً کتاب «پرهیزگاران چگونه می‌میرند» نوشته کارمن مارکوس را خواندم و قصد دارم «اتاق مریخی» نوشته ریچل کوشنر را شروع کنم.   کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد: کتاب «احساسات خانم اسمیلا برای برف» را در سنی خواندم که کتاب‌ها در لحظه حس خوبی به انسان می‌دهند. تا حدود چهار سال پیش هم هر بار کتاب را در مراسم خیریه‌ای می‌دیدم می‌خریدمش.   کتابی که ای کاش من نوشته بودم: «داروی عشق» نوشته لوئیس اِدریچ، «رویای حیوانات» نوشته باربارا کینگزلاور، «دلبند» نوشته تونی موریسون.   کتابی که بر نوشته‌های من تأثیر گذاشت: وقتی نوشتن اولین کتابم را آغاز کردم علاقه زیادی به داستان کوتاه داشتم. آثار نویسندگانی چون سارا هال، کارن راسل، و کِلی لینک تأثیر زیادی بر من گذاشتند.   کتابی که با آن خیلی خندیدید: داستان جدید آتوسا مشفق تحت عنوان «سال آرامش و استراحت من» هم من را شوکه کرد و هم به شدت با آن خندیدم.   آخرین کتابی که موجب شد اشک بریزم: اهل گریه کردن نیستم اما وقتی «هزینه زندگی کردن» نوشته دبرا لِوی را خواندم اشک در چشمانم جمع شد.   کتابی که نتوانستم تا پایان بخوانم: «اودیسه»یِ هومر یا آثار فاستر والاس را نتوانستم بخوانم اما حسرت نخواندشان را ندارم. البته از نخواندن اثار النا فرانته واقعاً ناراحت هستم.   کتابی که از نخواندنش شرمنده هستم: ای کاش نیازی به خوابیدن نداشتم تا بتوان کتاب‌های بیشتری بخوانم. از آنجا که در دانشگاه ادبیات انگلیسی می‌خوانم کتاب‌های زیادی را به عنوان تکلیف باید بخوانم. در حال حاضر از اینکه آثار زیادی از نویسندگان رنگین‌پوست یا آثار ترجمه شده نخوانده‌ام متأسف هستم. تلاش می‌کنم این کار را انجام بدهم. البته دانش من در زمینه داستان‌های علمی-تخیلی نیز اندک است.   کتابی که به دیگران هدیه می‌دهم: همیشه دوست دارم داستان «آب تازه» نوشته آکوائک اِمزی را هدیه بدهم زیرا داستان بسیار خوبی است.   دوست دارید با این کتاب یاد شوید: دوست دارم با کتابی که در 80 سالگی می‌نویسم از من یاد شود زیرا تا آن زمان وقت دارم خوب یاد بگیرم و داستانی خوب بنویسم.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 04 Aug 2018 04:24:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263913/نامزد-جایزه-بوکر-2018-داستان-جدید-آتوسا-مشفق-شوکه شعرهای فروغ الهام بخش آثارم بوده است/ فصل سرد نویسنده ایرانی آمریکایی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263820/شعرهای-فروغ-الهام-بخش-آثارم-بوده-فصل-سرد-نویسنده-ایرانی-آمریکایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب، در زمان انقلاب و سال‌های ابتدایی آن یاسمین دارزنیک پنج سال داشت و بعد از انقلاب مثل بسیاری از خانواده‌های ایرانی به کشور آمریکا مهاجرت کرد. دارزنیک رمان‌نویس ایرانی آمریکایی صاحب رمان دختر خوب است و خودش می‌گوید بیشتر کارهایش از شعرهای فروغ فرخزاد الهام گرفته شده است. در کنار مقاله‌های دارزنیک در مورد ادبیات مهاجرت که بارها در روزنامه‌های معتبر آمریکایی مثل نیویورک تایمز و واشنگتن پست منتشر شده است، نوشته‌ها و داستان‌هایش از زندگی مهاجران جالب توجه است. او در نوشته‌هایش سعی می‌کند از سیاست دوری کند و بیشتر زندگی روزمره مهاجران را بنویسد. دارزنیک یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد ادبیات مهاجرت ایرانی در آمریکا را غلبه موضوعات مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایران می‌داند، این در حالی است که ادبیات مهاجرت دیگر اقوام معمولاً زندگی روزمره و فردی مهاجران در آمریکا را مدنظر قرار می‌دهند. این جستجوی فرهنگی ناگزیر، انگیزه‌ای برای پدید آمدن تعدادی آثار در قالب شعر، رمان، نوشته‌های ادبی و یادنگاشت از جانب نسل دوم مهاجران ایرانی گردید. یاسمین دارزنیک در یادداشتی برای مجله لیت هاب از تاثیر آثار فروغ فرخزاد در ادبیات معاصر ایران نوشته است و می‌نویسد در سال‌های قبل فکر می‌کردم شعر معاصر ایران به خصوص شعر نو چیزی شبیه اشیای زینتی بدون استفاده دکوراسیون خانه‌ها است ولی باید گفت شعر در خون ایرانی‌هاست و از هر کسی در داخل و خارج این کشور بپرسی شاعری در خانه دارد که هر روز با آن زندگی می‌کند. حتی اگر در کشوری دیگر زندگی کنید هم با یکی از این شاعران هستید و آثارش الهام‌بخش کل زندگی‌تان می‌شود. زمان‌هایی که مادربزرگ برای من شعرهای فروغ را می‌‌خواند زیاد یادم نیست ولی وقتی بزرگ شدم این شعرها نیز در نظر من بزرگ شدم و بعد از نوشتن داستان و رمان‌های زیادی فهمیدم که این شعرها امید را در دل من زنده نگه داشته است. اقتضای مهاجرت ساختن یک زندگی دوباره همراه با مشکلات زیاد است ولی باید گفت شعرهای فروغ همیشه با ما بودند. یاسمین در ادامه یادداشت خود می‌نویسد: وقتی هر روز می‌خواستم به دانشگاه یا هر جای دیگری بروم شعرهای فروغ همراه من بود و خودم را در آینه زنی شاعر نگاه می‌کردم که در سال‌های اول انقلاب زیاد طرفدار نداشت و حالا همه شعرهایش را می‌خوانند. فروغ درباره آرزو، اشتیاق و درد و البته شجاعت نوشته است. شعرهایش الهام‌بخش است و هر نویسنده‌ای با خواندن فروغ می‌تواند امید تازه‌ای برای نوشتن داستان‌های زیادی پیدا کند. در سال های اول انقلاب که ما در آمریکا بودیم شعرهای فروغ باعث شد بفهمم زنان ایرانی بر خلاف تبلیغات رسانه‌های آمریکایی می‌نویسند و درخشان هم می‌نویسند. آنها زنانی از جنس شجاعت نرم و روحیه‌ای سخت هستند. در نهایت باید بگویم شعرهای فروغ بود که من را در غربت نجات داد و هنوز هم نجات می‌دهد. رمان‌های «دختر خوب» و «آواز پرنده اسیر» از انتشارات پنگوئن در آمریکا یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها بوده است. دارزنیک در این رمان‌ قصه مهاجران ایرانی را نوشته است که از یک طرف عشق سرزمین خود را دارند و از طرف دیگر جنگ و خصومت بین آمریکا و ایران را نمی‌خواهند. دارزنیک می‌‌نویسد در حقیقت مهاجران ایرانی در دو کشور زندگی می‌کنند و هر دو کشور بخشی از وجود آنها شده است. درست است آنها از امکانات آمریکا استفاده می‌کنند ولی نمی‌توانند هویت ایرانی خود را فراموش کنند. شاعرانی مثل فروغ و دیگران بخشی از این هویت هستند و هر روز با مهاجران زندگی می‌کنند. هرچند شعر نتوانسته مخاصمات سیاسی را حل کند ولی هنوز هم مردم می‌توانند با شعر به صلح و آرامش فکر کنند. یاسمین اعتقاد دارد شعرهای فروغ سهم زیادی در این آرامش دارند. دارزنیک در انتهای یادداشتش بخشی از مجموعه فصل سرد را به انگلیسی ترجمه کرده است و شاید خطاب به خودش می‌گوید: و این منم زنی تنها، در آستانه فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلوده زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی در زمانی که همچنان می‌گذرد... ]]> جهان‌کتاب Fri, 03 Aug 2018 06:13:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263820/شعرهای-فروغ-الهام-بخش-آثارم-بوده-فصل-سرد-نویسنده-ایرانی-آمریکایی همه چیز درباره قانون حقوق نویسندگان در فضای مجازی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263864/همه-چیز-درباره-قانون-حقوق-نویسندگان-فضای-مجازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اینک، بیشتر دغدغه‌های ناشران و کارشناسان بازاریابی صنعت چاپ کتاب به خصوص در کشورهای غربی حفظ و رعایت حقوق نویسندگان و به اصطلاح کپی رایت کتاب‌هاست و به همین خاطر بیشتر ناشران همیشه کارشناسانی برای این منظور استخدام می‌کنند. ظهور اینترنت و انتشار کتاب و مطالب نویسندگان در فضای مجازی باعث ایجاد نیازهای جدیدی در این حوزه شده است. بسیاری از ناشران و شرکت‌های تولید محتوا برای کارشناسان بازاریابی که به این قوانین حقوقی آگاهی داشته باشند استفاده می‌کنند و به همین خاطر تخصص جدیدی برای رشته بازاریابی کتاب ایجاد شده است که اطلاع از موارد زیر برای افراد این رشته‌ها ضروری است. به خاطر گسترش شبکه‌های مجازی حتی برای فروش کتاب‌های چاپی شرکت‌ها و ناشران برای بازاریابی همیشه دچار خطا و تجاوز از حقوق کپی رایت می‌شوند که موارد زیر معمول‌ترین خطاهای بازاریابی است که افراد حقیقی و حقوقی معمولاً مرتکب آن می‌شوند که البته دردسرهایی نیز برای آنها دارد. به عبارتی هرچیزی که بخواهید درباره حقوق نویسندگان در دنیای مجازی بدانید به موارد زیر توجه کنید: خطاهای معمول بازاریابی دیجیتال در بازاریابی فضای دیجیتال معمولاً از عکس‌ها و محتواهای جمع‌آوری شده از صفحات اینترنتی استفاده می‌شود که توجه به منبع این عکس‌ها ضروری است. در قانون جهانی کپی رایت بسیاری از تصاویر کپی رایت دارند و حتی نمی‌توان با ذکر منبع یا شخص از آنها استفاده کرد. اطلاع از حقوق نویسندگان یا صاحبان این تصاویر و محتواها برای بازاریابان ضروری است. در بسیاری از موارد شکایت‌های حقوقی، علت اصلی شکایت مربوط به عدم اطلاع از حقوق نویسندگان بوده است. حقوق تبلیغاتی در فضای مجازی علاوه بر کتاب یا نوشته‌ها باید به مواردی مثل تبلیغات نیز توجه شود. در صورتی که برای تبلیغ کتاب یا هر اثر ادبی دیگر از پوسترها یا اسامی مشاهیر، برندهای تجاری معروف یا هر نوشته و تصویری که کپی رایت داشته باشد، می‌تواند منجر به مشکلاتی برای بازاریاب شود. تعیین چارچوب این اططلاح در چاپ یا مطبوعات برای تعیین نام نویسنده یا شرکت تولیدکننده استفاده می‌شود. اگر حتی به نقل از شما در رسانه یا کتابی مطلبی چاپ شده باشد و بخواهید از لینک آن در سایت یا تبلیغ خود استفاده کنید، باید حتماً نام شرکت یا نقل کننده آن مطلب را قید کنید. امروزه حتی روزنامه‌هایی که از نویسنده‌ها مصاحبه تهیه می‌کنند برای مطلب خود حق تالیف قائل هستند و خود آن نویسنده نیز نمی‌تواند و نباید بدون ذکر منبع یا کسب اجازه از روزنامه یا سایت مصاحبه گیرنده مطلب مورد نظر را در جای دیگر انتشار دهد. اصل مصرف منصفانه در صفحات اینترنتی اصل مصرف منصفانه از سوی بعضی ناشران و شرکت‌ها به صورت محدود استفاده می‌شود که معمولاً برای مطالب علمی و مرجع استفاده می‌شود. ناشران و کارشناسان بازاریابی باید از نشان این اصل اطلاع داشته باشند. اطلاعات مربوط به راهنماهای محصولات یا توضیحات تخصصی رشته‌های مختلف تنها با داشتن این نشان می‌تواند توسط دیگر ناشران استفاده شود. نشان یا هویت اختصاصی کار دیگران نویسندگان یا ناشران برای تعیین کردن کار اختصاصی خود از نشان‌هایی استفاده می‌‌کنند که معمولاً شکل یا نوشته‌ طراحی شده خاصی است که در مقدمه کتاب یا جلد کتاب‌ها استفاده می‌شود. شرکت‌های بازاریابی برای تبلیغ یا معرفی کتاب‌‌ها باید به این علامت‌ها دقت کنند چون اگر آنها در جای دیگری استفاده شوند باید منتظر عواقب قانونی آن باشند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 03 Aug 2018 06:04:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263864/همه-چیز-درباره-قانون-حقوق-نویسندگان-فضای-مجازی داستان جدید ارنست همینگوی منتشر می‌شود/ اتاقی به سمت باغ http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263899/داستان-جدید-ارنست-همینگوی-منتشر-می-شود-اتاقی-سمت-باغ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از آسوشیتدپرس، مسئولان مجله ادبی استرند شهر نیویورک می‌گویند در هفته آینده داستانی از ارنست همینگوی نویسنده مشهور آمریکایی را منتشر خواهند کرد.  این داستان در سال 1956 نوشته شده ولی این تا امروز چاپ نشده بود.  داستان جدید همینگوی «اتاقی به سمت باغ» نام دارد که مثل بسیاری از داستان‌های نویسنده مشهور آمریکایی حال و هوای جنگ جهانی دوم و اشغال شهر پاریس دارد.  «کرک کارنات» عضو انجمن همینگوی درباره این داستان می‌گوید همینگوی بعد از خودکشی در سال 1961 داستان‌های زیادی از خود باقی گذاشت که تا آن زمان چاپ نشدند. داستان جدید همینگوی از زبان شخصی به نام رابرت است که در هتل ریتس شهر پاریس روایت می‌شود.  داستان در شهر پاریس اشغال شده توسط نازی‌ها اتفاق می‌فتد. همینگوی در رمان‌هایی مثل «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» نیز از حوادث جنگ الهام گرفته بود. همینگوی در جنگ جهانی اول و دوم حضور داشت.  در سال 1956 همینگوی با چارلز اسکریبنر ناشر آثارش تماس گرفت و گفت که نوشتن پنج داستان را تمام کرده است و اینکه می‌خواهد این داستان‌ها بعد از مرگش منتشر شوند.  اتاقی به سمت باغ، تقاطع‌ها، کشور هندی و ارتش سفید، مقبره و شهرت بادکنکی عناوین داستان‌هایی بودند که همینگوی خواسته بود بعد از مرگش چاپ شوند.    ]]> جهان‌کتاب Fri, 03 Aug 2018 05:57:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263899/داستان-جدید-ارنست-همینگوی-منتشر-می-شود-اتاقی-سمت-باغ چطور فرزندانتان را کتابخوان کنید؟ / از قصه‌های قبل خواب تا رشوه دادن http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263902/چطور-فرزندانتان-کتابخوان-کنید-قصه-های-قبل-خواب-رشوه-دادن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین،  تابستان زمان مناسبی برای تشویق کودکان به کتابخوانی است. کتاب ما را به دنیای دیگری می‌برد. کودکی که در تعطیلات به سفر می‌رود وارد دنیایی جدید می‌شود اما برای ورود به دنیایی جدید نباید حتما سفر کرد. کتاب و کتابخوانی در هر جای دنیا که باشید فضایی جدید و ماجراجویانه خلق می‌کند.   یکی از راه‌های خوب برای کتاب خواندن بچه‌ها در تابستان این است که فرزندانتان را به کتابخانه ببرید و او را عضو کنید.    فرقی نمی‌کند که فرزندتان 4 یا 14 ساله باشد. اولین راه کتابخوان کردن بچه‌ها این است که خودتان هم کتاب بخوانید. وقتی پدر یا مادری می‌گوید فرزندم کتاب نمی‌خواند این سؤال پیش می‌آید که آیا خود شما کتاب می‌خوانید؟   ممکن است قبل از خواب کتاب بخوانید اما آیا فرزندانتان شما را در حال کتابخوانی می‌بینند یا خیر! لورا فیگل، نویسنده معتقد است فرزندان اگر پدرشان را در حال کتاب خواندن ببینند تأثیر بیشتری می‌پذیرند. فیگل می‌گوید پیش از این که فرزندش حروف الفبا را بیاموزد کتابی در دست فرزندش قرار می‌داد و به همراه پدر کودک در کنارش می‌نشستند و کودکشان تظاهر می‌کرد که در حال خواندن کتاب است. این موضوع نشان می‌دهد نزدیکی پدر و مادر با فرزند در هنگام کتابخوانی موجب ارتقای فرهنگ کتابخوانی می‌شود.   نکته مهم دیگر این است که به کودکانتان حق انتخاب بدهید. فرزندانتان را مجبور نکنید کتاب‌هایی بخوانند که خود شما دوست دارید. با این روش هرگز موفق نمی‌شوید. خواندن کتاب مهم است. مهم نیست چه کتابی بخوانند. با مجبور کردنشان به خواندن کتابی خاص فقط لذت‌شان را از بین می‌برید.   در گروه سنی بالای 5 سال: هر شب قبل از خواب برای فرزندتان کتاب بخوانید. انتخاب کتاب را به نوبت انجام دهید. با این روش هم به فرزندتان حق انتخاب می‌دهید و هم آثار موردتأیید خود را برایشان می‌خوانید. داستان را با هیجان بخوانید: گاهی صدایتان را عوض کنید، سرعت خواندن را بالا ببرید و گاهی با صدای بلندتر بخوانید. شخصیت‌ها را بین خود و فرزندتان تقسیم کنید تا رابطه‌ای شکل بگیرد. حتی کودکان پنج ساله هم می‌توانند از تنهایی کتاب خواندن لذت ببرند. در نتیجه گاهی اجازه دهید به تنهایی کتاب بخوانند و فضایی مستقل برای خود فراهم کنند.   برای کودکان کمتر از پنج سال این روند ممکن است خسته‌کننده باشد. لورا فیگل با فرزندش معامله می‌کند! چند صفحه کتاب می‌خوانند و فرزندش به عنوان جایزه کِشمِش می‌گیرد. فیگل معتقد است در این گروه سنی خواندن داستان به صورت شفاهی نیز اهمیت زیادی دارد و کودک را هیجان‌زده کند. نقش بازی کردن روش بسیار خوبی برای جذب کودکان است؛ حقیقتی که مدارس به آن بی‌توجهی می‌کنند.   بعضی از کودکان در این گروه سنی از کتابخوانی می‌ترسند. در این حالت باید روند کتابخوانی را تبدیل یه بازی کنید. از فرزندتان بخواهید عکس اشیا موجود در کتاب را نشان دهد و کتابخوانی را از حالت تکلیف خارج و به یک سرگرمی تبدیل کنید.   در گروه سنی بالای 10 سال: کودکان در سنین پایین این گروه همچنان از قصه خواندن قبل خواب لذت می‌برند. کودکان در این دوره دوست دارند خودشان کتاب را برای دیگران بخوانند زیرا پس از یادگیریِ خواندن به صورت حرفه‌ای‌تر اشتیاق زیادی به نشان دادن توانایی خود دارند.   خواندن به کتاب‌ها محدود نمی‌شود. اگر فرزندتان عاشق فوتبال است می‌توانید کتاب‌های فوتبالی برایش تهیه کنید. اگر علاقه‌ای به این کتاب‌ها نشان داد گزارش از بازی‌های موردعلاقه‌اش را دانلود کنید و پرینت بگیرید. با این کار اهمیت خواندن را هم به آن‌ها آموزش می‌دهید و ممکن است در مرحله بعد خودش از شما درخواست کند برایش گزارشی تهیه کنید.   کودکان در این سن از خواندن دوباره وچندباره یک کتاب خاص لذت می‌برند. این کار اصلاً اشکالی ندارد. این موضوع نشان از احساس خوبی دارد که آن کتاب خاص به فرزند شما می‌بخشد. در این حالت می‌توانید کتاب‌های دیگر آن نویسنده یا عناوین مشابه با آن کتاب را برای فرزندتان تهیه کنید.   در گروه سنی بالای 14 سال: در این سن فرزندان علاقه‌ای به صحبت کردن با والدین خود ندارند بنابراین به ندرت می‌توانید با آن‌ها درباره کتاب و کتابخوانی سخن بگویید. در این حالت فقط سعی کنید ارتباط خود را حفظ کنید.   در این گروه سنی پیشنهاد خواهر یا برادر بزرگ‌تر یا فردی بیرون از خانواده تأثیر بیشتری دارد. کودکان در این سن دوست ندارند پیشنهاد والدین‌شان را بپذیرند. باید احساس کنند خودشان کتاب‌ها را انتخاب کرده‌اند و اجباری وجود ندارد.   افراد در این سن علاقه زیادی به خواندن آثاری دارند که دیگران فکر می‌کند مناسب گروه سنی‌شان نیست. به عنوان نمونه اگر فرزندتان بگویید این کتاب خیلی خوب است اما موضوع آن مخصوص بزرگسالان است کنجکاوی فرزند را برمی‌انگیزید.   با وجود جذابیت‌های تفریحی فراوان برای نوجوانان حفظ عادت کتابخوانی بسیار سخت است. در این صورت زمانی حدود 20 دقیقه در روز به عنوان کتابخوانی جمعی مشخص کنید و به فرزند نوجوانتان بگویید حضور همه اعضای خانواده در این گروه اجباری است. بسیاری از نوجوانان این موضوع را نمی‌پذیرند. در این صوت به فرزندتان رشوه بدهید. اشکالی ندارد. شما کار می‌کنید تا راحت زندگی کنید. کمی از درآمدتان را صرف رشوه به کودکانتان کنید! اگر این کار سبب شود فرزندتان کتاب بخواند ارزش دارد.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 03 Aug 2018 05:54:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263902/چطور-فرزندانتان-کتابخوان-کنید-قصه-های-قبل-خواب-رشوه-دادن اکنون، بهترین زمان برای نویسندگان زن است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263890/اکنون-بهترین-زمان-نویسندگان-زن این سومین مصاحبه از مجموعه بیست سوال بیست جواب ضمیمه ادبی تایمز است که ترجمه آن در خبرگزاری کتاب ایران منتشر می‌شود. پیش از این مصاحبه با جویس کرول اوتس و آتوسا مشفق از این مجموعه در ایبنا منتشر شده. هیلاری منتل، نویسنده ۶۶ ساله انگلیسی که دو بار برنده جایزه من بوکر شده، معتقد است که به رغم تغییرات فرهنگی، فضای ۲۵ سال آینده جهان کم و بیش همانی خواهد بود که الان با آن مواجهیم. منتل اولین بار در سال ۲۰۰۹ به خاطر رمان «تالار گرگ‌ها» و بار دیگر در سال ۲۰۱۲ به خاطر رمان «اجساد را بیاورید» جایزه من بوکر را کسب کرد. او تنها نویسنده زنی است که موفق شده دو بار این جایزه معتبر را از آن خود کند. از هیلاری منتل تاکنون ۱۱ رمان و دو مجموعه داستان منتشر شده است.   کتابی هست که شخص دیگری نوشته باشد و دل‌تان می‌خواست شما می‌نوشتیدش؟ کتاب‌هایی هستند که به شدت تحسین‌شان می‌کنم و می‌دانم که هرگز نمی‌توانم بنویسم‌شان، اما نوشتن داستان فردی دیگر به معنای این است که به آن‌ها تبدیل شوید، هم قلب، هم ذهن، هم زندگی و پیشینه آن‌ها. من نمی‌توانم بپرم وسط تخیل یک نویسنده دیگر و ببینم چه جهنم تازه‌ای ممکن است در آنجا برپا باشد.   عرصه شما از الان تا ۲۵ سال آینده چه چشم‌اندازی خواهد داشت؟ به رغم همه تغییرات فرهنگی و تکنولوژیکی بیست و پنج سال گذشته، هنوز روایی‌ترین تصویر ریشه در فردی دارد که در یک اتاق نشسته، به شدت فکر می‌کند، به نادیده‌ها چشم دوخته، به سکوت گوش می‌دهد و کارهایی نامرئی می‌کند. در مرحله بعد – وقتی آنچه تصور می‌شود از ذهن بیرون می‌آید- ابداع‌ها و انتظارات جدید محصول را دگرگون می‌کند. شرط می‌بندم تا ۲۵ سال آینده نیز کار اساسی همین خواهد بود، رمان‌ها و داستان‌هایی که فیلم‌ها و بازی‌ها را تغذیه می‌کنند. آثار کدامیک از نویسندگام هم‌عصر شما از حالا تا صد سال دیگر خوانده خواهد شد؟ شاعران بیشترین شانس را دارند. تد هیوز، شیموس هینی. فکر می‌کنید کدام نویسنده یا کتاب به اندازه کافی جدی گرفته نشد؟ چرا؟ از بین معاصران، آن راو (نویسنده آثاری مثل پیلاتس، اورفئوس، شش چهره نور و...). او نویسنده‌ای صاحب‌سبک با ذهنی فراخ و دقیق است. به اعتقاد من، او یک نابغه است، چون هر موضوعی را که برایش ملموس است، روشن می‌سازد. چرا به اندازه کافی قدر ندید؟ چون او شخصا متواضع است و کارهایش در یک دسته‌بندی نمی‌گنجند. کارهای او اصیل‌تر و بکرتر از آن است که به درد بازار بخورد. چه کتابی بیشتر از همه درباره اهمیتش اغراق شده است؟ دیکنز. سانتی‌مانتال، زیاده‌روی، تراوش مقدار زیادی حس از خود راضی بودن، اجرا در گالری! اگر می‌توانستید در هر زمانی و در هر کجایی نویسنده باشید، کجا را انتخاب می‌کردید؟ الان برای هر نویسنده زنی بهترین زمان است. اگر می‌توانستید یک تغییر در بین یکی از کارهایتان که در طول این سال‌ها نوشته‌اید ایجاد کنید، چه تغییری می‌بود؟ هرگز در برابر بازاندیشی مقابله نمی‌کنی، و اغلب بعد از اینکه یک کتاب تمام شد پس از سال‌ها فکر می‌کنی و زوائد زیادی می‌بینی. وقتی می‌نوشتید آکنده از تصاویر مشخصی می‌شدید و حالا فراموش کرده‌اید که دلیلش چه بوده. اگر هر کدام از کتاب‌هایم را بردارم و به شکل تصادفی یک صفحه را بخوانم، تقریبا همیشه به خودم می‌گویم: «می‌توانست فشرد‌ه‌تر باشد. اما وقتی این‌ کار را می‌کنید در واقع بدون پیدا کردن ریتم کل فصل و چک کردن سرعت تحلیل خواننده دارید کتاب را می‌خوانید. احتمالا دلیلی داشتید که این کار را آن موقع این‌طوری انجام دادید. من فکر می‌کنم شما باید یاد بگیرید که خود قبل‌ترتان را باور کنید، به ویژه اگر مثل من در پروژه‌ نوشتنی طولانی‌مدت که ده سال رویش زمان گذاشتید درگیر باشید. افسوس واقعی من شجاع‌تر بودن نیست، بلکه افسوس می‌خورم کاش کتاب‌های بیشتری بیرون می‌دادم. کوچک‌ترین شخصیت داستانی محبوب شما کدام است؟ در بخشی از ذهنم که رمان‌های متفاوت جین آستن را صیقل می‌دهم، سرنوشت بدی برای آقای نایتلی طراحی کرده‌ام به این دلیل که اما را به عنوان زنی بیوه رها کند. بیایید بازی تحقیر* را انجام دهیم (به رمان «عوض کردن جاها» نوشته دیوید لاج مراجعه کنید): مشهورترین کتابی که نخوانده‌اید کدام است؟ مشهورترین نمایشی که ندیده‌اید؟ مشهورترین آلبوم موسیقی که نشنیده‌اید؟ مشهورترین فیلمی که ندیده‌اید؟ من رمان «گتسبی بزرگ» را نخوانده‌ام، اگرچه دلیل خاصی نداشته‌ام. نسخه جیبی این کتاب را دارم با این امید که بخوانمش. نمایش‌های باغ آلبالو، مرغ دریایی یا سه خواهر آنتوان چخوف را ندیده‌ام، اگرچه دوست داشتم ببینم. با هدف مشخصی از دیدن‌شان اجتناب نمی‌کنم. آیا استعدادهای نهفته‌ای دارید؟ آه، بله. سوالات کوتاه: جورج الیوت یا تی‌.اس. الیوت؟ تی.اس. الیوت مدرنیسم یا پست‌مدرنیسم؟ پست مدرنیسم. جین آستن یا شارولت برونته؟ برونته. کامو یا سارتر؟ سارتر. پروست یا جویس؟ جویس. کناسگور یا النا فرانته؟ هنوز درگیرم. ژاک دریدا یا جودیت باتلر؟ دریدا هملت یا رویای شب نیمه تابستان؟ البته رویای نیمه‌شب تابستان. برام استوکر یا مری شلی؟ استوکر تریسی امین یا جف کونز (هنرهای تجسمی) تریسی، تریسی، تریسی.   * دیوید لاج کلمه در رمان «عوض کردن جاها» یک بازی ادبی به نام Humiliation ابداع کرد که بعد از آن در مهمانی‌های شام مشهور شد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 03 Aug 2018 05:46:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263890/اکنون-بهترین-زمان-نویسندگان-زن