خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/ Fri, 22 Jun 2018 14:15:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 22 Jun 2018 14:15:43 GMT 60 ​استقبال مخاطبان کره‌ای از آثار تصویرگران ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262408/استقبال-مخاطبان-کره-ای-آثار-تصویرگران-ایرانی مراد خزایی، مسئول غرفه ایران در نمایشگاه کتاب سئول در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: خوشبختانه در این چند روز استقبال از غرفه ایران بسیار خوب بوده است و علاقه‌مندان کره‌ای از کتاب‌های انتشارات شباویز که به کره‌ای منتشر شده است، استقبال بسیار خوبی داشته‌اند. وی ادامه داد: همچنین استقبال از کتاب‌های فریده خلعتبری(نشر شباویز) که توسط انتشارات Luk Books منتشر شده، بسیار خوب است. برخی بازدیدکنندگان وقتی به غرفه ایران می‌آیند، چنان محو آثار ایرانشناسی، آثار تصویرگری و آثار استاد فرشچیان می‌شوند که بیش از 15 دقیقه فقط یک کتاب را ورق می‌زنند و به آثار آن نگاه می‌کنند. مسئول غرفه ایران در نمایشگاه کتاب سئول در توضیح توافقات انجام شده در این نمایشگاه گفت: روز گذشته توافقی میان موسسه نمایشگاه‌های ایران و مسئولان نمایشگاهی تایوان انجام شد که بر اساس آن مقرر شد تا تایوان و ایران در نمایشگاه‌های کتاب یکدیگر حضور داشته باشند و کشور میزبان غرفه رایگان در اختیار کشور مهمان قرار دهد.   خزایی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: همچنین حدود یک ساعت پیش با حضور سفیر ایران در کره از سه کتاب «قانون اساسی ایرانی به زبان کره‌ای»، «تاریخ ایران و پرشیا» و «دیوان اشعار پارسی» رونمایی شد که اخبار تکمیلی این اتفاق به زودی از طریق رسانه‌ها در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. ]]> مدیریت‌کتاب Fri, 22 Jun 2018 09:36:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262408/استقبال-مخاطبان-کره-ای-آثار-تصویرگران-ایرانی مراسم یادبود مدیر انتشارات پارت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262407/مراسم-یادبود-مدیر-انتشارات-پارت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طبق اعلام صفحه اینستاگرام انتشارات پارت، مراسم ختم زنده‌یاد حسن مفیدی با حضور چهره‌های فرهنگی و هنری کشور، ظهر روز جمعه (1 تیرماه) در مسجدالرضا (ع) تهران برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 14 الی 15 و 30 دقیقه روز جمعه (1 تیرماه) به مسجدالرضا واقع در بزرگراه شهید صدر، خیابان شهید دیباجی شمالی، خیابان نوریان مراجعه کنند. حسن مفیدی، مدیر مسئول انتشارات پارت بیش از 30 سال  در حوزه هنر و به صورت تخصصی در زمینه موسیقی مشغول فعالیت و انتشار کتاب بود که متاسفانه در روزهای گذشته درگذشت. خبرگزاری کتاب ایران درگذشت این چهره فرهنگی را به خانواده و جامعه نشر تسلیت می گوید. ]]> هنر Fri, 22 Jun 2018 07:38:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262407/مراسم-یادبود-مدیر-انتشارات-پارت چاپ دیجیتال فرصتی برای پوست‌اندازی صنعت چاپ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262285/چاپ-دیجیتال-فرصتی-پوست-اندازی-صنعت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در هشتمین نمایشگاه چاپ دیجیتال و نشر رومیزی که با هدف ارائه تکنولوژی‌های نوین و تولیدات حوزه چاپ دیجیتال برگزار می‌شود، 50 شرکت فعال شامل واردکنندگان دستگاه‌های چاپ دیجیتال، بخش واردکنندگان مواد مصرفی و بخش دیگری ارایه‌کنندگان خدمات چاپ دیجیتال حضور دارند.   در حاشیه برگزاری این نمایشگاه به سراغ بازدیدکنندگان تخصصی و کارشناسان این حوزه که به بازدید از این رویداد آمده‌اند رفتیم و درباره مشکلات و موانع پیش روی چاپ دیجیتال، مروری بر دستگاه‌ها و ماشین‌آلات این حوزه،راهکارهای برون‌رفت از مشکلات کنونی و آینده این صنعت به گفت‌وگو نشستیم.   جای خالی ماشین‌های با کیفیت سعید ایران‌عقیده؛ فعال حوزه چاپ دیجیتال با ارزیابی دستگاه‌ها و ماشین‌آلات چاپ دیجیتال، توضیح داد: طی سال‌های اخیر در ایران اصلا منطقی نیست که افراد در حوزه تکنولوژي سرمایه‌گذاری کنند زیرا با توجه به نرخ ارز در ده سال اخیر ارزش پول ما یک هفتم شده است، از سوی دیگر کالاهای چینی بسیار زیاد شده‌اند و بخش عمده دستگا‌ه‌های ما متعلق به چین یا ماشین‌آلات دست دوم کشورهای دیگر است.   وی افزود: همچنین اگرچه می‌دانیم ماشین‌آلات اروپایی و امریکایی کیفیت بسیار خوبی دارند اما با توجه به قیمت‌های بالا و ریسک در این حوزه اصلا نمي‌توانیم سرمایه‌گذاری انجام داده و تکنولوژي روز به ایران وارد کنیم زیرا نمی‌دانیم سرنوشت این ماشین‌ها به دنبال رکود سفارش‌های چاپی چگونه می‌شود.   ایران‌عقیده با بیان اینکه یکی از معضلات ما افت شدید واحد پول ایران است، گفت: این موضوع تاثیر زیادی روی نوع سرمایه‌گذاری‌های ما دارد امروز وقتی درباره انواع ماشین‌آلات صحبت می‌کنیم باید ببینیم چه تعداد ماشین اروپایی و امریکایی در طول سال توسط ایران خریداری می‌شود البته منظورم دستگاه‌های نو است وگرنه ماشین‌آلات دست دوم به وفور خریداری می‌شود.   وی تاکید کرد: امروز دیگر ماشین‌های شرکت‌های معتبر در ایران نیستند و برخی از آن‌ها به ندرت و با دردسرهای بالا می‌آید و قیمت‌های بالا وارد می‌شود که در طول سال شاید به تعداد انگشتان یک دست برسد و بقیه ماشین‌آلات دست دوم هستند و در این میان معتقدم بیشتر باید به فکر بقا در حوزه چاپ دیجیتال باشیم تا اینکه به دنبال طرح توسعه آن‌ها باشیم.   ایران‌عقیده با بیان اینکه اهمیت چاپ دیجیتال به دلیل تغییرات دنیای امروز هر روز بیشتر می‌شود، گفت: مقوله چاپ دیجیتال به دلیل تغییرات سریع و آنی تکنولوژي همچنین به‌روز بودن اخبار و اطلاعات عرصه نشر و رسانه توانسته‌ است در این سال‌ها پررنگ‌تر از چاپ افست باشد و حرکت چاپ دیجیتال به دلیل تغییرات آنی سرعت بیشتری دارد.   جای خالی آمارهای دقیق اما رضا رضایی؛ رییس سابق اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ و از پیشکسوتان این حوزه درباره لزوم سرمایه‌گذاری در حوزه چاپ دیجیتال معتقد است از لازمه‌های پیشرفت هر جامعه‌ای در حوزه تجارت داشتن آمار دقیق و آگاهی از گردش مالی بازار صادرات است که می‌تواند در این زمینه موثر باشد اما وقتی در کشورمان آمار مدونی نداریم و نمی‌توانیم هدایت سرمایه‌گذاری مناسبی داشته باشیم.   وی با بیان اینکه آمار اقتصادی و تجاری درست و معتبری در کشور نداریم، عنوان کرد: این در حالی است که بهره‌مندی از این آمار از ابتدایی‌ترین فعالیت‌هایی است که همه کشورها از آن بهر‌ه‌مند هستند و روزی که این آمارها را داشته باشیم می‌توانیم بر اساس نیاز جامعه و گردش مالی به جهت‌دهی به آینده کاری چاپ دیجیتال کمک کنیم به طوری که در بخش‌هایی که دارای خلا و کمبود است سرمایه‌گذاری کنیم.   رضایی تاکید کرد: امروز در بخش‌هایی از چاپ دیجیتال با وفور بیش از نیاز ماشین‌آلات روبرو هستیم و باید برای هدایت سرمایه‌گذاری افرادی که می‌خواهند به این حوزه وارد شوند آمار و ارقامی داشته باشیم تا کارها با برنامه‌ریزی مناسبی برای آینده چاپ دیجیتال داشته باشیم.   به گفته وی، ما امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که همه کارها و برنامه‌ریزی‌ها در چارچوب آمار انجام می‌شود اما در کشورمان از این آمار محروم هستیم و مدیران نیز احساس مسوولیت نمی‌کنند تا در این زمینه قدمی بردارند و مساله آمار جدی گرفته شود تا بتوانیم در حوزه صنعت و اقتصاد گام‌های مثبتی برداریم و به نظرم یکی از مهمترین اقدامات در این‌روزها آماده‌سازی آمار و ارقام به‌روز است.   این پیشکسوت صنعت چاپ با بیان اینکه ویژگی چاپ دیجیتال در این است که نیاز جامعه را در کوتاه‌ترین زمان و بهترین کیفیت برطرف می‌کند، ادامه داد: چاپ دیجیتال در تمام امور کم‌تیراژ از جمله بسته‌بندی یا نشر کاربرد دارد و مشتری اگر کتاب یا یک بسته‌بندی را در تیراژ پایین بخواهد به دلیل توجیه اقتصادی از چاپ دیجیتال استفاده مي‌کند و به همین دلیل مصرف زیادی در دنیای امروز دارد.   رضایی افزود: هزینه اولیه کارهای کم‌تیراژ در دستگاه‌‌های افست و فلکسو در مقایسه با چاپ دیجیتال بسیار بالا است و در این میان با توجه به اینکه سازندگان ماشین‌آلات دیجیتال تلاش می‌کنند قیمت تمام شده کالا در این دستگاه‌ها پایین بیاید تا رقابت بیشتری با انواع سایر چاپ‌ها داشته باشد به مرور استقبال از این حوزه بیشتر می‌شود.   فرصتی که نباید از دست داد بسیاری از کارشناسان معتقدند که آینده چاپ دیجیتال در ایران هنوز بکر و خام است و باید صبر کرد و دید که سرمایه‌گذاری‌های جدید در این حوزه به کدام سمت می‌رود و آیا دیجیتال‌کارها به سمت ماشین‌های حرفه‌ای می‌روند یا می‌خواهند از سیستم‌های معمولی با کاربرد اداری استفاده کنند. سعید علیرضایی؛ یکی دیگر از فعالان چاپ دیجیتال با بیان اینکه چاپ دیجیتال فرصتی برای چاپخانه‌داران سنتی است، گفت: چاپ دیجیتال نیز مانند همه تکنولوژی‌های جدید برای گروهی تهدید و برای گروهی دیگر فرصت است و ما در هر عرصه‌ای که یک تکنولوژي جدید وارد می‌شود با چنین مباحثی روبرو بودیم اما چاپ دیجیتال برای افرادی که سنتی فکر می‌کنند و نمی‌خواهند به‌روز باشند و توان بهره‌وری از انرژی را ندارند یک تهدید به شمار می‌آید.   وی با اشاره به گروهی که به سمت چاپ دیجیتال حرکت کرده‌اند نیز گفت: گروهی هم هستند که علاوه بر به‌روز بودن، مطالعه بیشتری دارند و می‌توان گفت که چاپخانه‌‌های جوان‌تری هستند می‌توانند از این فرصت استفاده کنند و قسمتی از بازار را که افست از دست می‌دهد جذب کنند.   علیرضایی هچنین درباره حرکت چاپ دیجیتال در آینده نزدیک نیز توضیح داد: در گام نخست چاپ دیجیتال نشر و تبلیغات را هدف قرار داد و بسته‌بندی در مرحله آخر بود اما همین الان هم چاپ دیجیتال بسیار جدی در قسمت بسته‌بندی وارد شده است اگرچه همه‌گیر نشده است و هنوز جا دارد ولی به این حوزه ورود پیدا کرده‌اند.   وی با بیان اینکه تا امروز به هیچ وجه چاپ دیجیتال با کیفیت بسیار بالا و تهدید بسیار جدی هنوز به بازار نیامده است، یادآور شد: اکنون تکنولوژي ماشین‌های چاپ دیجیتال در کشور، بسیار ابتدایی هستند به طوری که شاید در هیچ جای دنیا به اسم دستگاه چاپ دیجیتال به آن نگاه نمی‌کنند بلکه بیشتر به عنوان ماشین اداری و نیاز داخلی مجموعه‌ها استفاده می‌شود به نام دیجیتال معرفی می‌شود.   وی تاکید کرد: با توجه به نرخ ارز بسیاری از سیستم‌های بزرگ دیجیتال که تا چهار ـ پنج سال پیش به بازار ایران می‌آمد هم نمی‌آید و ما سال‌ها است که ورود ماشین‌الات دیجیتال با کیفیت بالا مثل ماشین‌های اچ‌پی یا کداک‌اکسپرس یا آخرین نسل سیستم‌های زیراکس به بازار نیامده و همه مدل‌های قدیمی هستند که هیچ کدام جدی نیستند.   پوست‌اندازی چاپ حمید خیراللهی؛ یکی از شرکت‌کنندگان نمایشگاه و فعال حوزه چاپ دیجیتال نیز با اشاره به ویژگی‌های چاپ دیجیتال گفت: چاپ دیجیتال همواره پویا بوده و همیشه در حال پوست‌اندازی و تغییر است و سمت و سوی جدیدی پیدا می‌کند در این میان بعضی از خدمات آن کمتر سودآور و بخشی دیگر بیشتر سودآور است.   وی افزود: امروز زمانی است که دیگر نمی‌توان چاپ دیجیتال را از بازار حذف کرد، زیرا بخش بسیار مهمی از چاپ است چه در زمینه چاپ کاغذی، فلکسو و بنر یا پارچه.   خیراللهی با ارزیابی از وضعیت چاپ دیجیتال در کشور توضیح داد: در ایران به دلیل عدم ثباتی که از نظر وضعیت ارز داریم دو مشکل کلی وجود دارد؛ نخست قیمت‌گذاری در حوزه بعضی از خدمات چاپی است که به نسبت خدمات این حوزه در دنیا بسیار گران است و به همین دلیل صنعت استقبال زیادی از چاپ دیجیتال نکرده است.   وی ادامه داد: از سوی دیگر ماشین‌های حرفه‌ای چاپ دیجیتال به دلیل گرانی این دستگاه‌ها نمی‌تواند به ایران وارد شود که موضوعاتی مثل نرخ ارز، تحریم‌ها و عدم حمایت نظام بانکی از چاپ دیجیتال در این موضوع سهیم هستند.   این فعال حوزه چاپ با بیان اینکه چاپ دیجیتال می‌توانست در خانواده خود فعالیت‌های گسترده‌ای را پوشش دهد، گفت: اما در این میان امکان حضور ماشین‌های حرفه‌ای در ایران وجود نداشت به عنوان مثال ماشین‌های شرکت زیراکس توانایی حضور در بازار ایران را پیدا نکردند و ماشین‌های کنونی نمی‌توانند بازخورد صنعتی مورد نظر را تامین کنند.   خیراللهی با اشاره به عدم حمایت بانک‌ها از چاپ دیجیتال، توضیح داد: خریدار مجبور است همه سرمایه‌گذاری را خودش انجام دهد و ماشین‌هایی با قیمت بیش از یک میلیارد تومان فشار زیادی بر فروشنده و خریدار ایجاد می‌کند چراکه ما باید هزینه تامین منابع مالی مورد نیاز را خودمان تامین کنیم در حالی که وظیفه ما اینکار نیست بلکه در همه جای دنیا این کار وظیفه بانک‌ها است.   وی تاکید کرد: معتقدم چاپ دیجیتال هنوز نتوانسته است جایگاه حقیقی خود را در ایران پیدا کند و این موضوع نسبت به فعالیت ایران در منطقه نیز وجود دارد به طوری که در منطقه و در مقایسه با کشورهایی مثل ترکیه و امارات ضعیف هستیم.   خیراللهی با بیان اینکه در بحث چاپ دیجیتال پارچه ما حتی به کشورهای منطقه هم نزدیک نیستیم، گفت: متاسفانه وضعیت ما به گونه‌ای است که اصلا به این کشورها نزدیک نیستیم در بحث یو وی نیز این فاصله زیاد است. البته تا قبل از سال ۲۰۰۹ و تحریم‌ها ایران اصلا عقب نبود اما پس از آن فاصله زیادی با این کشورها داریم.   هشتمین نمایشگاه چاپ دیجیتال تا اول تیرماه هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۸ در محل دایمی نمایشگاه‌های شهرداری تهران در بوستان گفتگو برپا است. ]]> مدیریت‌کتاب Fri, 22 Jun 2018 07:00:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262285/چاپ-دیجیتال-فرصتی-پوست-اندازی-صنعت کتابفروشی‌ها دریچه‌های تنفسی شهر هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262406/کتابفروشی-ها-دریچه-های-تنفسی-شهر-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در این دنیایی که هر سرمایه‌گذاری به دنبال افتتاح بزرگ‌ترین مرکز خرید یا فودکورت یا هر مرکز تجاری تفریحی‌ای است که بتواند روز به روز به سرمایه خود اضافه کند، برخی هم به دنبال افزودن سرمایه‌های فکری و معنوی بر مردم شهر و کشورشان هستند. یکی از این آدم‌ها ایرج پاک‌رو است که سال‌ها در عرصه صنعت چاپ روزنامه در ایران فعالیت داشته و در حال حاضر مدیر انتشارات ساپراست.  در حالی که چند وقتی است خبر تغییر کاربری یا بسته شدن کتابفروشی‌ها خاطر اهل قلم و کتاب‌خوانان را مکدر ساخته، افتتاح یک کتابفروشی زیبا و آبرومند می‌‌تواند مرهمی باشد هم بر دل اهل کتاب هم دریچه‌ای تازه به مردم شهر. مردمی که به دیدن تابلوهای اغذیه فروشی و فست فود بدجوری عادت کرده‌اند. از امروز به بعد اهالی محله سعادت‌آباد،‌ حوالی سرو شرقی در نبش خیابان شاهد یک تابلو با عنوانی به غیر از عناوین خوراکی‌ و خدماتی‌اند،‌ تابلویی در نبش خیابان مجد به نام کتابفروشی ساپرا. برای دیدن این کتابفروشی تازه ذوق و شوق زیادی داشتم. کتابفروشی در نبش خیابان بود و دید خوبی داشت تقریبا هر کسی از آن خیابان عریض و پرتردد می‌گذشت،‌ چشمش به تابلو کتابفروشی می‌افتاد. مقابل محوطه کوچکی که جلوی کتابفروشی بود حلقه بادکنکی گذاشته و دورتادور آن محوطه سنگفرش شده را صندلی‌های سفید چیده بودند. داخل کتابفروشی نزدیک پیشخان پر از گل و گلدان‌هایی بود که اهل فرهنگ و کتابخوانان به مناسبت افتتاح فروشگاه آورده بودند. کتاب‌ها، لوازم التحریر و کلی خرت و پرت کوچک و زیبا مربوط به کتاب در قفسه‌ها مرتب و منظم کنار هم چیده شده بودند. جزو اولین کسانی بودم که همراه عکاس خبرگزاری به کتابفروشی آمدیم. کمی بعد از ما نیکنام حسینی‌پور؛ مدیرعامل موسسه خانه کتاب وارد کتابفروشی شد. حسینی‌پور برای کتابفروشی‌ها ارزش خاصی قائل است. در طرح عیدانه هم مشتاقانه به کتابفروشی‌ها سر می‌زد و از فروش کتاب‌‌ها و استقبال مردم می‌پرسید. از او درباره کارکردی که یک کتابفروشی در یک محله و شهر می‌تواند داشته باشد،‌ می‌پرسم و او مانند همیشه که بحث کتاب می‌شود مشتاقانه پاسخ می‌دهد: کتابفروشی‌ها دریچه‌های تنفسی شهر هستند. در شهری که رقابت‌های سنگینی برای ساخت ساختمان‌های بلندمرتبه از سیمان و سنگ است،‌ کسانی که همت می‌کنند و به تاسیس کتابفروشی می پردازند به آگاهی‌بخشی مردم کمک می‌کنند. وی ادامه داد: این کارها عشق و اراده و ایمان می‌خواهد و خوشبختانه کسانی هستند که در حوزه فرهنگ و کتابخوانی سرمایه‌گذاری می‌کنند و فرصت خوبی است که ما و  نهادهای تاثیرگذار زیرساخت‌ها را فراهم کنیم تا مردم بیشتر  رغبت پیدا کنند به تاسیس کتابفروشی تا فست فود و سوپرمارکت. امیدوارم که سوپرمارکت کتاب در شهر گسترش پیدا کند. اگر کتاب در دسترس مردم باشد مردم کتاب می‌خرند و مطالعه می‌کنند. طرح‌های فصلی که اجرا کردیم گویای این مطلب است. در گزارش های مربوط به طرح‌های فصلی مشاهده کردم در استان‌ها و شهرهایی که کتابفروشی بیشتری وجود دارد، بیشترین یارانه مصرف شده است و این نشان می‌دهد که رابطه تنگاتنگی بین کتابفروشی و کتاب خریدن و کتاب خواندن وجود دارد. مدیرعامل خانه کتاب درباره تعطیلی و تغییر کاربری برخی از کتابفروشی‌های سطح شهر که قدمت زیادی هم داشتند اظهار تاسف کرد و گفت: تعطیل شدن کتابفروشی‌ها در سطح شهر موضوعی نگران‌کننده است. مانند تغییر شکلی که در خیابان انقلاب در حال رخ دادن بود و به دلیل سابقه تاریخی که این خیابان در فروش کتاب دارد،‌ کتابفروشی های آنجا در حقیقت جزئی از هویت آن خیابان را تشکیل می‌دهند. ما سعی کردیم با شهرداری تهران و شهرداری‌های مناطق 11 و 12 زمینه‌ای را فراهم کنیم تا کتابفروش‌ها فرصت‌های بهتری برای عرضه کتاب‌هایشان داشته باشند. وی اضافه کرد: بحث دیگری که در این خیابان مطرح بود، قاچاق کتاب است که ما امیدواریم بتوانیم قاچاق کتاب را در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری نهادهای انتظامی و اتحادیه ناشران و رئیس کارگروه،‌ آقای آموزگار این کار را به سرانجام برسانیم تا نویسندگان انگیزه بیشتری برای خلق اثر داشته باشند و از سویی دیگر کتابفروش و ناشر و به همین شکل این زنجیره نشر با هم باشد تا روز‌به روز مستحکم‌تر شود. کتابفروشی رفته‌رفته شلوغ‌تر می‌شود. مترجمان و نویسندگان زیادی داخل هستند. کسانی مانند، سپیده رضوی، احمدی لاری که از پیشکسوتان در عرصه نقدهای سینمایی است،‌ مهدی حجوانی،حسن محمودی، شبنم سمیعیان، محبوبه نجف‌خانی، شقایق قندهاری،‌ گلاره جمشیدی و الهام صداقتی.   مدیر کتابفروشی ساپرا تمام مدت با روی باز نزدیک در ورودی کتابفروشی ایستاده بود و به تمام مهمانان خوشامد می‌گفت. از انگیزه و هدفش برای افتتاح یک کتابفروشی به جای فست‌فود و کافه می‌پرسم و او جواب می دهد: از هر کسی بپرسید که یک فروشگاه را چه کار کنم ممکن است در صد انتخاب اولش هم کتابفروشی نباشد. ما که در حوزه فرهنگ هستیم باید تلاش کنیم و دست به دست هم بدهیم تا کتاب‌فروشی‌ها را حفظ کنیم. در این محلی که کتاب‌فروشی را افتتاح کرده‌ایم با استقبال مردم مواجه شده‌ایم و وقتی که می‌گویند از اینکه به جای فست‌فود کتاب‌فروشی به راه افتاده،‌ خوشحالند. خستگی از تن‌مان در می‌رود. ایرج پاکرو پاکرو درباره فواید کتاب‌فروشی برای ناشران می‌گوید: با توجه به اینکه ما ناشر هستیم باید گردش کار درستی در زنجیره به وجود بیاوریم یکی از اشکالات نشر این است که حلقه‌های به هم پیوسته‌ای که بتواند به پویایی نشر کمک کند،‌ کمتر وجود دارد و  آن بحث فروش کتاب است. هر‌چه تعداد کتابفروشی‌ها بیشتر باشد ناشران بیشتری از این چرخه معیوب و ورشکستگی نجات می‌یابند. وقتی یک ناشر کتابفروشی داشته باشد می‌تواند روی کتاب های خود برنامه‌ریزی بهتری انجام بدهد و به دوستان ناشر دیگر که کتابش را در فروشگاه به امانت گرفته فیدبک‌های بهتری بدهد. باید کمک کنیم تا کتابفروشی‌ها هر روز تعدادشان بیشتر شود و امیدوارم که خانواده نشر و سازمان‌های مرتبط هم حامی این امر باشند. شیوا مقانلو هم به کمک ایرج پاک‌رو آمده و مشغول خوشامدگویی و گپ‌وگفت دوستانه با مهمانان است،‌ مهمانانی که همه‌شان مترجم و نویسنده و به قولی اهل قلم‌اند. مقانلو درباره انتشارات ساپرا و مسئولیت خود در این انتشارات می‌گوید: من به عنوان دبیر بخش ترجمه کتاب‌های ساپرا فعالیت می‌کنم و مشاور طرح و برنامه این انتشارات هم هستم. در نمایشگاه پاریس اتفاقات خوبی برای این نشر افتاد و کتاب‌هایی خریده  و قراردادهایی بسته شد. تمرکز ما خرید کپی‌رایت است و تا به حال از چند نویسنده عربی و همچنین از کشورهای ترکیه و کره جنوبی موفق به خرید کپی‌رایت اثر شده‌ایم. شیوا مقانلو مقانلو درباره افتتاح یک کتابفروشی در محلی که خیابان‌هایش مملو از فست‌فود و مرکز خرید است می‌گوید: از نشانه‌های استاندارد زندگی فرهنگی سرانه مطالعه،‌ تعداد کتابفروشی و تعداد سالن سینما برای هر نفر است. متاسفانه کتابفروشی از سالن سینما هم عقب‌تر است. فکر می‌کنم همانقدر که به کتابفروشی‌های بزرگ نظیر باغ کتاب نیازمندیم به کتابفروشی‌های محلی هم احتیاج داریم. چراکه این‌ها کاربردهای خاص خودشان را دارند. این مساله درباره سالن سینما هم صادق است. هر محله‌ای باید یک پاتوق فرهنگی داشته باشد تا مردم احساس امنیت کنند. آن امنیتی را که مردم در کتابفروشی‌های محله احساس می‌کنند در هیچ فروشگاه دیگری حس نمی‌کنند. از روزی که این کتابفروشی افتتاح شده شاهد بازخوردهای خوبی در همه رده‌های سنی بوده‌ایم و امیدوارم که چراغ این کتابفروشی روشن بماند. هوشنگ مرادی کرمانی از آخرین مهمانانی است که پا به کتابفروشی می گذارد. روی کاناپه کتابفروشی می‌نشیند و کتاب‌هایش را برای اولین مشتریان این کتابفروشی امضا می‌کند. کتابفروشی خیلی شلوغ شده و رفت و آمد میان قفسه‌ها کمی سخت است. چشم من به در و دیوار کتابفروشی است. نگاهم مدام از روی چهره آدم‌ها پرواز می‌کند و روی کتاب‌ها فرود می‌آید. دور تا دور دیوارهای کتابفروشی لوازم‌تحریر چیده‌اند. چندتایی مداد برای خودم و باقی خبرنگارهای کتاب می‌خرم. تعدادی از کتاب‌هایی که هفته پیش معرفی کرده‌ایم را در قفسه‌ها می‌بینم. عکاس اشاره می‌کند که کارش تمام شده و باید برویم. یکی از خودکارهای آبی را از قفسه کنار دیوار برمی‌دارم و روی کاغذی که برای امتحان رنگ جوهر آنجا گذاشته‌اند،‌ می‌نویسم؛ کتابفروشی ساپرا تولدت مبارک.       ]]> مدیریت‌کتاب Fri, 22 Jun 2018 06:51:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262406/کتابفروشی-ها-دریچه-های-تنفسی-شهر-هستند ​کتابی برای علاقه‌مندان به استندآپ کمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262313/کتابی-علاقه-مندان-استندآپ-کمدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ این روزها بحث استندآپ کمدی در ایران بسیار داغ است و شاهد استعداد‌های مختلفی در این حوزه هستیم. در این راستا نشر نودا به تازگی دست به انتشار کتابی برای علاقه‌مندان به این حوزه به نام «شروع به کار استندآپ کمدی» زده است که این کتاب از سوی نشر نودا راهی بازار نشر شده است.   ایستخند یا کمدی ایستاده یا کمدی استندآپ یا استندآپ کمدی نوعی از کمدی است که در آن، اجراکننده بدون وجود دیوار چهارم و به‌صورت مستقیم با شنوندگان صحبت می‌کند. این کمدی معمولاً توسط یک نفر اجرا می‌شود. در این نمایش، کمدین با اجرای سریعی از داستان‌گویی، لطیفه و شوخی‌های کوتاه و گذرا و بداهه‌سازی‌هایی که جمع تماشاگران پذیرای آنها باشند، به انتقال مضامین می‌پردازد. اجراکننده معمولاً سرنوشت مسائل و معضلاتی را که به‌طور بسیار مهم و جدی اجتماع کلی را درگیر خود ساخته به چالش می‌کشد،  به این امید که باعث شگفتی و خنده تماشاگران شود و مشکلات اجتماع را با لبخند تبدیل به آرامش کند.   این کتاب از چهارده فصل به نام‌های «جک‌ها از کجا می‌آیند؟»، «ساختن جک»، «قوانین اصلی کمدی»، «شما چطور کمدینی هستید؟»، «رمزگشایی از خلاقیت»، «گزافه‌گویی احساسی»، «ساخت ماده»، «ابراز صحنه»، «تکنیک میکروفون»،‌ «مزه‌پران‌های مختلف و کنترل جمعیت»، «دیگر کمدین‌ها چه فکرهایی دارند؟»، «تجارت»، «اولین اجرا» و «آینده» دارد.   در مقدمه این کتاب آمده است: «پيش از آنكه فضاي اصلي استندآپ كمدي را معرفي كنيم، بهتر است ادبيات عامه، ادبيات در معناي كلي و هنر استندآپ را به طور ساده و تقريبا شفاف با يكديگر مقايسه كنيم تا با ورودي‌هاي اطلاعاتي استندآپ بيشتر آشنا شويم؛ زيرا هنر توليدی نيز به نوبه خود می‌تواند خروجی ساير اطلاعات محسوب شود كه پيش‌تر از فضاهای ديگر گرفته شده‌اند. به بيانی ساده‌تر، هنرمند ايده توليد اثر هنری يا اثر اجرايی را از جاهای ديگر الهام می‌گيرد. در واقع، می‌توان ادبيات را سرچشمه خوبی برای هنرمند استندآپ كمدی دانست. استندآپ كمدی هنر جوانی است كه پراكندگی آمروزش را می‌توان در رهگذر ادبيات معنا كرد. شايد بتوان قضيه را چنين مطرح كرد: ادبيات در وجه شفاهی كار نمود پيدا می‌كند، صدايی كه به شیء يا مكانی متصل نيست،گسترده می‌شود، تاثير می‌گذارد و محيط را به خود وابسته و پيوسته می‌گرداند.» کتاب «شروع به کار استندآپ کمدی» نوشته لوگان مورای با ترجمه معین محب‌علیان در 384 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌‌بهای 30 هزار تومان از سوی نشر نودا راهی بازار نشر شد. ]]> هنر Fri, 22 Jun 2018 06:37:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262313/کتابی-علاقه-مندان-استندآپ-کمدی عادت‌های مطالعه علی انصاریان/ «کیمیاگر» پائولو کوئیلو را 10 بار خوانده‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262324/عادت-های-مطالعه-علی-انصاریان-کیمیاگر-پائولو-کوئیلو-10-بار-خوانده-ام خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ملیسا معمار: بسیاری از اوقاتی که در کتابفروشی‌ها قدم می‌زنم و به قفسه‌های کتاب نگاه می‌کنم، با خود می‌اندیشم سیاستمداران، دولتمردان و نویسندگان به کدامیک از این آثار علاقه دارند؟ آیا هنرپیشه‌ها، هنرمندان و ورزشکارن هم به مطالعه علاقه‌ دارند؟ کدامیک از این کتاب‌ها در موفقیتشان موثر بوده؟ و سوالاتی از این دست که فکرم را مشغول می‌کند. براین اساس تصمیم گرفتم در قالب پروژه‌ای به سراغ سیاستمداران، دولتمردان، هنرپیشه‌ها، هنرمندان و ورزشکارن شناخته‌شده بروم و عادت‌های مطالعه آن‌ها را جویا شوم. علی انصاریان، از ورزشکاران نام‌آشنایی است که سابقه بازی در فجرسپاسی، پرسپولیس، سایپا، استقلال تهران، استیل‌آذین، استقلال اهواز، گسترش فولاد، شهرداری تبریز و شاهین‌بوشهر در لیگ برتر ایران را دارد اما با عضویت در باشگاه پرسپولیس تهران به شهرت رسید و مدتی عضو تیم ملی فوتبال ایران بود. انصاریان بعد از خداحافظی با فوتبال به سراغ هنر رفت و در حدود 15 فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی مانند «پاداش سکوت»، «حس خوب زندگی»، «سریال کیمیا»، «زیر آسمان شهر» و «آسپرین» به ایفای نقش پرداخت و در سال 1390 آهنگ مشترکی را به عنوان خواننده تولید کرد. آنچه که در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی خودمانی با این بازیکن فوتبال و هنرپیشه سینما است.   آیا به کتابخوانی علاقه دارید؟ من کتاب خواندن را از کودکی دوست داشتم. همه ما در دوره‌ای که نوجوان بودیم با آثاری مانند «سینوحه»، «4 اثر از فلورانس اسکاول شین» و کتاب‌های پائولو کوئیلو، بزرگ شدیم. در 18 سالگی سرباز بودم و به شیراز رفتم و تا 20 سالگی آنجا بودم. در آن زمان وقت آزاد بیشتری داشتم و کتاب می‌خواندم. 90درصد کتاب‌هایی که خواندم در طول دوسالی بود که در شیراز بودم.    هنوز هم مثل گذشته کتاب می‌خوانید؟ الان بیشتر فیلم می‌بینم و هر شب سه یا چهار صفحه کتاب می‌خوانم. اما قبلا یک کتاب 200 -300 صفحه‌ای را سه روزه می‌خواندم. الان تلویزیون و سینما پررنگ شده و تا حدی جایگزین کتاب و کتابخوانی شده است. البته خیلی از فیلم‌هایی هم که ساخته می‌شوند اقتباسی از کتاب‌های باارزش دنیاست. حتی الان هم فیلم‌نامه‌هایی را که به من پیشنهاد می‌شود،با دقت می‌خوانم.   به چه موضوعاتی بیشتر علاقه دارید؟ اسیر کتاب‌های تاریخی هستم. البته در دوره نوجوانی تا 20 سالگی بیشتر به رمان‌های عاشقانه علاقه داشتم.   چه وقت و کجا دوست دارید کتاب بخوانید؟ در منزل و روی تختخواب. معمولا قبل اینکه بخوابم دوست دارم چند صفحه‌ای کتاب بخوانم. تا به‌حال پیش نیامده که پشت میز مطالعه بنشینم و کتاب بخوانم.     در حال حاضر چه کتابی روی پاتختی‌تان قرار دارد؟ کتاب خاطرات «شعبان جعفری» یا «شعبون بی‌مخ» که دستاورد بیش از 80 ساعت نشست و 30 ساعت مصاحبه ضبط شده است. در حال حاضر مشغول خواندن این کتاب هستم. هر شب حدود 3 یا 4 صفحه از آن را می‌خوانم و خیلی کتاب عجیب و غریبی است و برایم بسیار پرکشش است.  قبل از کتاب خاطرات «شعبان جعفری» چه کتابی خواندید؟ قبل از این مشغول مطالعه کتاب «خاطرات بهروز وثوقی» بودم که به قلم خودش بود. کتابش برایم بسیار جذاب بود. قبل از آن هم کتاب «ملت عشق» و «دزیره» را خواندم.   آیا پیش آمده متن یا دیالوگی از کتابی در ذهنتان بماند؟ بله. در بعضی کتاب‌ها دیالوگ‌های جالب و ماندگاری وجود دارد. مثلا در کتاب ملت عشق جمله «هر چیزی که من می‌بینم او می‌داند» یا مثلا دیالوگی در «بوف کور» که می‌گوید «در زندگي زخم‌هايي هست كه مثل خوره در انزوا روح را آهسته مي‌خورد و مي‌تراشد...» یا کلماتی از حسین پناهی که انگار مال این دنیا نیستند. از نهج‌البلاغه هم مطالب ماندگاری پیدا کرده‌ام که در ذهنم مانده است.   آخرین کتاب فوق‌العاده‌ای که خوانید، چه بود؟ «زندگینامه نادرشاه افشار» فوق‌العاده است. همه اتفاق‌های خوب مملکتمان در دوره نادرشاه افشار رخ داده است و کتابش بسیار پرکشش و جذاب است.   معیارتان برای انتخاب کتاب چیست؟ من اصلا آدم روشنفکری نیستم و ادای روشنفکران را هم بلد نیستم دربیاورم. اغلب کتاب‌هایی که خوانده‌ام، از سوی دیگران به من پیشنهاد شده است.   زندگی‌تان چقدر تحت تاثیر این کتاب‌ها قرار گرفته است؟ من کتاب زیاد خوانده‌ام، از صادق هدایت، سیمین بهبهانی و ... اما نتوانسته‌ام در زندگی‌ام مثل آن‌ها رفتار کنم.     علی انصاریان در تیم پرسپولیس یعنی کتابی نبوده که در موفقیت شما در زمینه فوتبال یا هنر و سینما تاثیر داشته باشد؟ نه واقعا نبوده. چون کتاب زندگی نیست. می‌توان زندگی را کتاب کرد اما کتاب را نمی‌توان زندگی کرد. وقتی در مراحلی از زندگی قرار می‌گیری، نمی‌توانی دقیقا مانند کتاب عمل کنی فقط می‌توانی دید مثبتی داشته باشی، در عین حالی‌که همیشه هم نمی‌توان مثبت فکر کرد. من همیشه سعی می‌کنم در همه فعالیت‌هایم تجربه خوبی داشته باشم و اتفاق‌هایی را که رخ می‌دهد، خوب ببینم، درک کنم  و تصمیم بگیرم.   پیش آمده کتابی را بارها و بارها بخوانید؟ کتاب «کیمیاگر» اثر پائولو کوئیلو را خیلی خواندم. خیلی این کتاب را دوست داشتم و شاید تا به‌حال 10 بار خوانده باشم. البته کتاب‌های دیگر او را نیز خوانده‌ام مانند «اعترافات یک سالک»، «خیانت» و «ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد». شاید ترجمه‌شان خوب بوده یا طرز نوشتن یک آدم برزیلی با بقیه فرق داشته که اینقدر آثار این نویسنده برای من جذاب است. کتاب «مشیرالدوله» اثر حسن پیرنیا هم برایم جذاب بوده. پیرنیا کتاب‌های خوب زیادی درباره تاریخ ایران باستان دارد که ارزش خواندن را دارد.   از میان آثاری که خواندید، چه کتابی در طول سال‌ها بر طرز فکر شما تاثیر داشته است؟ بستگی به زمان دارد، اینکه در چه دوره‌ای از زندگی بوده‌ام. مثلا از 15 تا 20 سالگی عاشق رمان‌های عاشقانه بودم و بعد از آن جذب مباحث دیگری شدم. اما بطورکلی تعدادی کتاب را دوست داشتم مانند «قورباغه‌ات را قورت بده»، «4 اثر از فلورانس اسکاول شین»، «داش‌آکل» صادق هدایت را خیلی دوست داشتم و حالم با آن‌ خیلی خوب است و خیلی روی من تاثیر داشت. همچنین از «بوف کور»، «گور»، «پیامبر و دیوانه»، «نهج‌البلاغه» و ... هم تاثیراتی گرفته‌ام.   اشاره کردید که به تدریج با پررنگ‌تر شدن تلویزیون و سینما در کشور، بخشی از وقت‌تان را صرف تماشای فیلم می‌کنید، پیش آمده با دیدن فیلمی اقتباسی، تشویق به خواندن اصل کتاب شوید؟ بله. فیلم‌هایی مانند «لاو استوری» اثر آرتور هیلر، «دانکرک» اثر کریستیفر نولان و «داش اکل» اثر مسعود کیمیایی را وقتی دیدم دوست داشتم کتابش را هم بخوانم. تنها فیلم اقتباسی که اصلا مرا قلقلک نداد که کتابش را بخوانم و برایم جالب نبود «هری پاتر» بود. چون اصلا من با این نوع نوشتن کنار نمی‌آیم. من زیاد آدم تخیلی نیستم و علاقه‌ای به این‌گونه آثار ندارم بیشتر دوست دارم درباره چیزهای واقعی و روز دنیا بدانم. خیلی آدم ادبیات ادبیاتی نیستم یعنی شعر خیلی مرا برای خواندن قلقلک نمی‌دهد.   کتاب بیوگرافی شخصیت‌های مورد علاقه‌تان را نیز مطالعه کرده‌اید؟ در زمینه بیوگرافی شخصیت‌های مورد نظرم بیشتر فیلم دیده‌ام. مثلا فیلم زندگینامه دیگو مارادونا، پله، زیدان، رونالدینیو و دیوید بکام را دیده‌ام. البته زندگینامه آیت‌الله بهجت، زندگینامه سردارجنگل و رئیس‌علی دلواری را نیز خواندم.   کدام بیوگرافی برایتان جذابیت بیشتری داشته است؟ بیوگرافی «رونالدو». مخصوصا جایی که به پدرش می‌گوید اینقدر زحمت می‌کشم و تلاش می‌کنم تا روزی یک خانه بزرگ داشته باشم و به جایی برسم که دیگر پدرم اینقدر زجر نکشد اما روزی که به این موقعیت و امکانات می‌رسد که دیگر پدرش زنده نیست. این فیلم خیلی بر من تاثیرگذار بود و یاد خودم افتادم که آرزو می‌کردم روزی اینقدر وضعیتم خوب شود که بتوانم دست خیلی‌ها را بگیرم و پدر و مادرم هم در رفاه باشند اما الان که این شرایط را دارم پدرم دیگر زنده نیست.   اگر بخواهید نویسنده‌ای را انتخاب کیند که بیوگرافی شما را بنویسد چه کسی را انتخاب می‌کنید؟ اصغر فرهادی. زیرا به نظر من قلم عجیب و غریبی دارد. یا پرویز شهبازی که فیلمنامه‌های خوبی می‌نویسد. اصولا زندگی آدم‌ها هم یک فیلم است.     علی انصاریان در نقش یک روحانی در فیلم سینمایی «فقط صدا می‌ماند» به کارگردانی سعید چاری  با توجه به کتاب‌های مختلفی که خوانده‌اید، نویسنده مورد علاقه‌تان چه کسی است؟ خاطرات خوبی از آثار پائولو کوئیلیو و صادق هدایت دارم و دوستشان دارم. ویکتورهوگو هم نویسنده مورد علاقه‌ام در نوجوانی بود که البته هنوز هم دوستش دارم.   نخستین کتابی که در بچگی خواندید چه کتابی بود؟ «بینوایان» اثر ویکتور هوگو. من عاشق ژان والژان بودم و اینکه از دزدی به کجا رسید برایم جالب بود. هنوز هم فیلم بینوایان را می‌بینم. همان وقت‌ها «20 هزار فرسنگ» زیر دریا را نیز خواندم.   چندساله بودید که این کتاب‌ها را خواندید؟ دانش‌آموز مقطع راهنمایی بودم.   بهترین کتابی که در دوره دانش‌آموزی خواندید، چه بود؟ «کیمیاگر» پائولو کوئیلو. اول دبیرستان بودم که این کتاب را خواندم و تاثیر زیادی روی من داشت.   آیا هنوز هم اگر کتاب کودک و نوجوانی ببینید تمایل به خواندن آن دارید؟ بله صددرصد. حتی وقتی کتاب درسی مدرسه بچه‌ها را می‌بینم، ورق می‌زنم. هنوز هم تصمیم کبری، چوپان دروغگو و دهقان فداکار را به یاد دارم.   شعر مورد علاقه‌تان در کودکی چه بود؟ اهل شعر نبودم. اما شعر «صددانه یاقوت» و «باز باران با ترانه» در ذهنم مانده است.  محیط خانوادگی شما چه تاثیری در علاقه و گرایش‌تان به کتابخوانی داشت؟ پدر و مادر من هر دو کتاب خوان بودند و این فضا و جو خیلی در کتابخوان شدن من تاثیر داشت. مادرم علاقه زیادی به مطالعه آثار دینی و مذهبی داشت و پدرم عاشق تاریخ بود. من هم ناخودآگاه به سوی کتاب‌های تاریخی سوق پیدا کردم. البته در عین حال کتاب‌هایی مانند «داستان راستان» شهید مطهری، «نهج‌البلاغه»، کتاب‌های شهید بهشتی، شهید مفتح، محمداسماعیل دولابی و شیخ علی تهرانی را خوانده‌ام اما بیشتر به حوزه تاریخ علاقه داشتم.     علی انصاریان و مادرش دوست دارید کتاب‌هایتان را نگه دارید یا برای مطالعه در اختیار دیگران  قرار دهید؟ دوست دارم کتاب‌هایم در اختیار دیگران قرار دهم تا بخوانند. پیش آمده کتاب‌های مورد علاقه‌تان را خریداری کرده و به دیگران هدیه دهید؟ بله بسیار زیاد. وقتی در استقلال اهواز بازی می‌کردم. کتاب «چهار اثر از فلورانس اسکاول شین» را خریدم و در فرودگاه به 10 نفر از اعضای تیم‌مان هدیه دادم و گفتم این کتاب را بخوانید شاید طرز فکرتان نسبت به زندگی تغییر کند و مثبت فکر کنید. مثلا استیو جابز از هیچ چیزی نداشتن به این وضعیت رسیده است. چند وقت پیش فیلم «اسب جنگی» اثر استیون اسپیلبرگ را دیدم. بسیار فوق‌العاده بود و نشان می‌داد که یک اسب می‌تواند سبب چه اتفاقاتی در زندگی افراد شود.   کتاب بعدی که برای خواندنش برنامه دارید چه کتابی است؟ فعلا کتاب خاصی مد نظرم نیست. باید ببینم چه کتاب‌هایی به من پیشنهاد می‌شود. البته تصمیم دارم کتاب «صدسال تنهایی» را دوباره بخوانم. چون ارزش بارها خواندن را دارد.     ]]> کودک و نوجوان Fri, 22 Jun 2018 05:23:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262324/عادت-های-مطالعه-علی-انصاریان-کیمیاگر-پائولو-کوئیلو-10-بار-خوانده-ام دانش‌پژوهان ایرانی تشنه مطالب علمی نو هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262260/دانش-پژوهان-ایرانی-تشنه-مطالب-علمی-نو-هستند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در میان کتاب‌های علمی منتشر شده همواره جای خالی، کتابی که در برگیرنده پیشرفت‌های نجوم، اخترفیزیک و کیهان‌شناسی در سطح جهانی باشد، محسوس است، خوشبختانه چاپ و انتشار کتابی با عنوان «پژوهش‌هایی در نجوم، اخترفیزیک و کیهان‌شناسی» تالیف جعفر آقایانی چاوشی تا حدودی این خلا را پر کرده است. به همین دلیل‌ با نویسنده و پژوهشگر این اثر به گفت‌وگو نشستیم تا از کم و کیف این کار مطلع شویم و تأثیر این کتاب را در پیشرفت علم اخترفیزیک و کیهان‌شناسی در کشور جویا شویم.   به نظر شما ادبیات علمی در میان نویسندگان ایرانی چه جایگاه دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، به مقدمه کوتاهی نیازمندیم. در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، آنانکه سنشان اقتضا می‌کند و دانشگاه دیده‌اند، می‌دانند که ایران از قافله علم جهانی، فرسنگ‌ها فاصله داشت. خفقان حاکم بر کشور مانع اساسی در ظهور استعدادها  بود، تنها کسانی می‌توانستند، به پژوهش‌های علمی دست بزنند که به کشورهای اروپایی یا آمریکایی سفر کنند و در دانشگاه‌های آن ممالک به تحصیل و پژوهش بپردازند. سیاست رژیم پهلوی دوم هم حول همین محور می‌چرخید که جوانان با استعداد ایرانی را برای همیشه روانه کشورهای آمریکایی و اروپایی کند، دانشمندان، چون مرحوم دکتر ابوالقاسم غفاری، دکتر علی جوان که از دانشمندان بزرگ و خلاق ایرانی در آمریکا بود محصول همین سیاست بوده‌اند. این دانشمندان وقتی که آمریکا رفتند دیگر برنگشتند.   انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه بندهای اسارت را از دست و پای ایرانیان از هم گسست، موجب شکوفائی استعدادها نیز شد. به همین جهت، دانش پژوهان ما توانستند در علومی همچون هسته‌ای، نانو تکنولوژی، هوافضا و پزشکی، خود را تا حدود زیادی به کشورهای مترقی نزدیک کنند، گرچه بازهم به علت کم‌کاری سیاستمداران از این استعداد استفاده بهینه نشد. حال برگردیم به سئوال شما بسته اینکه خروجی این تحولات علمی به صورت مقاله یا کتاب‌های درسی و یا کتاب‌های پژوهشی باشند وضعیت ادبیات علمی در کشور متفاوت است. البته در علومی که ذکرش گذشت، صاحب‌نظران و پژوهشگران مقالات علمی و پژوهشی خود را به زبان‌های اروپایی نوشته و در نشریات اروپایی و آمریکایی نیز به چاپ رسانده‌اند. در حال حاضر، می‌توان ایران را، از جمله کشورهای مطرح در نگارش مقالات ISI در خاورمیانه نام برد. اما اگر بخواهیم از کتاب‌های درسی و پژوهشی در علوم فوق بحث کنیم باید بگوییم که اکثر این کتاب‌ها، از منابع خارجی ترجمه شده‌اند و ما کتاب‌هایی پژوهشی در اخترفیزیک و کیهان‌شناسی در سطح عالی که حرفی برای گفتن داشته باشد، هنوز روانه بازار کتاب نکرده‌ایم. امیدوارم که استاد و پژوهشگران علمی کشور، هرچه زودتر از این گذرگاه نیز عبور کنند.   آیا کتاب‌ها موجود در حوزه فیزیک و کیهان‌شناسی با توجه به اینکه مخاطبان سرشماری هم دارند، پاسخگوی نیازهای علمی مخاطبان خود هستند و عطش آنان را فرو می‌نشانند؟ من خود با عده زیادی از دانشجویان و دانش پژوهانی در ارتباط هستم که تشنه مطالب نو در حوزه اخترفیزیک و کیهان‌شناسی هستند با اینحال کتاب‌های موجود که اغلب درسی و در سطح متوسط‌‌ تالیف یافته‌اند، این تشنگی را فرو نمی‌نشانند و دانشجو ناگزیر مواد مورد نیازش را بوسیله اینترنت به شکل نه چندان روشنی از منابع خارجی دریافت می‌کند. این خلاء به حدی در سطوح دانشگاهی محسوس است، که برخی از دانشگاه‌ها با صرف هزینه‌های بسیار سنگین از استادان خارجی همانند آقای دکتر فرلت (Rager Ferlet) استاد اختر فیزیک رصدخانه پاریس برای سخنرانی به ایران دعوت می‌کنند. همین استاد فرانسوی هم وقتی به ایران می‌آید. یک سخنرانی متوسطی به زبان‌های انگلیسی و یا فرانسه ایراد می‌کند که برای اغلب مخاطبین هم قابل فهم نیست. بعد هم وقتی که از نامبرده متن سخنرانی‌اش برای چاپ در یک نشریه چاپ ایران درخواست می‌شود. از دادن متن مقوله‌اش، خودداری می‌کند و این یعنی بی‌احترامی به ایران و ایرانیان!   آیا همین موارد و نارسایی‌ها سبب شد که شما تألیف کتاب مورد بحث را در دست بگیرید. بله دقیقا همین. برای اینکه اولا به دانشگاه‌ها و مراکز علمی ایران ثابت کنم که در ایران هم، پژوهشگران و صاحب‌نظرانی وجود دارند که همان حرف‌ها آقای فرلت را می‌توانند با زبانی روشن‌تر بیان کنند و دیگر اینکه نیاز به خروج ارز برای دعوت از چنین استادانی نیست. ثانیا آقای دکتر فرلت و دانشمندان غربی‌ امثال او را نیز با پیشرفت‌های چشمگیر ایرانیان آشنا کنیم تا دیگر به دیده جهان سومی به ایران نگاه نکنند! علم و پیشرفت‌های علمی، قدرت و توانایی یک کشور محسوب می‌شود، کشوری می‌تواند در این جهان پرآشوب، حرفش را به کرسی بنشاند که از لحاظ عملی پیشرفت کرده باشد. علت دشمنی آمریکا و اروپا هم با پیشرفت‌های هسته‌ای ایران در همین مسئله خلاصه می‌شود که آن‌ها می‌خواهند با دور نگاه‌داشتن ایران از علم، مانع از نقش آفرینی اسن کشور در عرصه سیاست جهانی شوند.   به‌نظر شما با توجه به اینکه افراد زیادی در ایران مخاطبان اختر فیزیک و کیهان‌شناسی هستند، چرا ناشران رغبت چندانی به انتشار این کتاب‌ها نشان نمی‌دهند. اولا همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم. استادان و پژوهشگران و صاحب‌نظران ایرانی، هنوز وارد عرصه نگارش کتاب‌های پژوهشی و نظریه‌پردازی در اخترفیزیک و کیهان‌شناسی نشده‌اند. اگر چنانچه وارد این وادی شوند و با یکدیگر مسابقه علمی دهند، خواهیم دید که ناشران هم برای انتشار دستاورهایشان سرودست می‌شکنند.   تفاوتی که ایران به دیگر کشورهای مطرح جهان در نشر آثاری در اختر فیزیک و کیهان‌شناسی دارد در چیست؟ تفاوت عمده باز هم به همان تازه کار بودن پژوهشگران ایرانی در این عرصه، باز می‌گردد. تاریخ نشر کتاب‌های علمی در زمینه اخترفیزیک در آمریکا و اروپا لااقل به یک قرن و نیم بازمی‌گردد در حالیکه ما هنوز هم که هنوز است از ترجمه فارسی این آثار استفاده می‌کنیم. من امیدوارم، همانگونه که ما در ساختن موشک پیشرفته، رسیدن به بسیاری از اکتشافات در پزشکی، فاصله خود را جهان غرب بسیار کوتاه کرده‌ایم به زودی هم خواهیم توانست به مشکلاتمان در اختر فیزیک و کیهان‌شناسی فایق آییم. در آن زمان ما هم می‌توانیم دوش به دوش دانشمندان غربی در میدان‌های اختر فیزیک و کیهان‌شناسی به پیش برویم.   سوال آخر من این است که درباره کتابی که خودتان تالیف کرده‌اید و همین چند روز پیش روانه بازار کتاب شد توضیحاتی بدهید. درباره این کتاب صاحب‌نظران در آینده نزدیک سخنرانی خواهند کرد تا اهمیت آن را برای ایرانیان گوشزد کنند بقول مولوی:          خوشتر آن باشد و سردلبران        گفته آید در حدیث دیگران آنچه من به عنوان گردآورنده و ویراستار این مقالات می‌توانم بگویم این است که چنین کتابی در زمینه نجوم، اخترفیزیک و کیهان‌شناسی بی‌سابقه است. من توانستم تقریبا از 99 درصد استادان ایرانی متحصص در زمینه‌های اخترفیزیک و کیهان‌شناسی مقالاتی به زبان‌های فارسی و انگلیسی بگیرم. البته از بعضی از این متخصصان تعمدا به دلایلی درخواست مقاله نکردم بعضی از مدرسین تازه‌وارد را هم در خور مقاله گرفتن نیافتم. بنابراین می‌توانم برخود ببالم که مقالات استادان برجسته‌ای همچون دکتر مهدی گلشنی، دکتر یوسف ثبوتی، دکتر علیرضا آزموده اردلان، دکتر علی‌عجب‌شیری زاده و دکتر داود محمد‌زاده جسور زینت‌بخش این کتاب‌ بودند. تعداد 42 مقاله که 30 مقاله فارسی و 12 مقاله به انگلیسی و فرانسه منتشر شده‌اند. موضوعات مطرح در این مقالات همه مفاهیمی هستند که امروزه در محافل علمی دنیا مورد بحث و گفت‌وگو هستند. در اینجا باید از ناشران محترم این کتاب یعنی موسسه انتشارات دانشگاه صنعتی شریف و موسسه انتشاراتی رمزی که این کتاب را به طرز بسیار زیبایی به چاپ رساندند تشکر ‌کنم. ]]> دانش‌ Fri, 22 Jun 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262260/دانش-پژوهان-ایرانی-تشنه-مطالب-علمی-نو-هستند وسواس کودکان را جدی بگیرید http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262368/وسواس-کودکان-جدی-بگیرید  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فردی را تصور کنید که قبل از رفتن به بیرون از خانه چندین بار وسایل مورد نیازش را چک می‌کند. برای مثال به طور مکرر کیفش را وارسی می‌کند از برداشتن تلفن همراهش مطمئن می‌شود و یا بارها برای بسته بودن پنچره‌ها، خانه و اتاق‌ها را وارسی می‌کند. در دنیای روانش‌شناسی و روان‌پزشکی این رفتار‌ها و مرور و انجام چندباره یک کار آن هم به صورت غیر منطقی که فرد هیچ لذتی از آن نمی‌برد وسواس و یا OCD نام دارد.   کسانی که دچار این بیماری می‌شوند باور دارند که قادر به مقاومت در برابر اندیشه‌های وسواس‌ برانگیز و رفتارهای اجباری غیر منطقی نیستند. طیف این رفتارها بسیار وسیع است و می‌تواند هر نوع رفتار و یا فکری را شامل شود. متاسفانه بروز اختلال وسواس در کودکان و کمک برای رفع آن سخت‌تر از بزرگسالان صورت می‌پذیرد در اینجا باید به رفتار‌های کودک با دقت‌نظر بیشتری توجه کرد و از کودک دچار شده خواست تا تمام رفتارهای خود را شرح دهد.   روان‌پزشکان تاکید دارند که اختلالات وسواس در کودکان باید در همان سنین کودکی رفع شود تا در سن بزرگسالی از بروز مشکلات عدیده ناشی از این بیماری جلوگیری شود.   رضوان ساعی مولف کتاب «اختلال وسواس اجبار در کودکان» در گفت‌گو با خبرنگار ایبنا درباره علت تالیف این اثر گفت: متاسفانه جای خالی کتابی که به راهنمایی کاربردی برای والدین و پدر و مادرها درباره اختلالات وسواس باشد وجود نداشت. بله همین دلیل در صدد آن برآمدم تا کتابی تلیف کنم که به شناخت معلمان و و والدین از این بیماری در کودکان بیانجامد. وی افزود: متاسفانه با وجود اینکه پژوهشگران زیادی درباره این بیماری به تحقیق پرداخته‌اند اما متاسفانه کتابی که بتواند به آگاهی معلمان و والدین بیانجامد اندک است.   به گفته ساعی با توجه یه اینکه این کتاب به تازگی روانه بازار کتاب شده است بازخوردی از سوی معلمان و دیگر افراد مرتبط با این حوزه نداشته‌ است.   کتاب «اختلال وسواس اجبار در کودکان» در نه فصل تدوین شده است که نویسنده در فصل اول با عنوان «مروز کلی بر اختلال وسواس اجبار در کودکان» به معرفی مفاهیم و علایم بالینی مختلف و متعدد اختلال وسواس در کودکان و نوجوانان و روش‌های تشخیص و راهکارهای درمانی این اختلال پرداخته است. در فص دوم اختلال وسواس و علایم و نشانه های آن و باید و نبایدهایی که در مورد آن مطرح است به زبان ساده برای والدین شرح داده شده است.   نویسنده در فصل سوم به آموزش مهارت شناسایی اضطراب و وسواس به والدین می‌پردازد؛ همچنین این فصل مهارت‌های مقابله با رفتارها و افکار وسواسی را به طور عملی به کودک آموزش می‌دهد. فصل چهارم و پنجم به آموزش تفکر سالم و منطقی به کودکان و نوجوانان می‌پردازد؛ همچنین نوجوانان با مراحل تفکر منطقی و سازنده آشنا می‌شوند و توانایی به چالش کشیدن افکار ناسالم را پیدا می‌کنند.   راهنمای اختلال وسواس ویژه معلمان و کودکان سنین مدرسه مباحثی است که در فصل‌های ششم و هفتم بررسی می‌شود.   این اثر در 182 صفحه، به شمارگان یک‌هزار نسخه و به قیمت 14 هزار و نهصد تومان از سوی انتشارات مرسل خرداد ماه سال جاری روانه کتاب‌فروشی‌ها شد. ]]> دانش‌ Fri, 22 Jun 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262368/وسواس-کودکان-جدی-بگیرید قلبی چنان سفید و کشتی دلقک‌ها/ داستانی از ادبیات مدرنیسم پرتغال http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/262223/قلبی-چنان-سفید-کشتی-دلقک-ها-داستانی-ادبیات-مدرنیسم-پرتغال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، آغاز رقابت‌های جام جهانی 2018 و بالا گرفتن تب فوتبال مثل سال‌های گذشته همه بخش‌های جامعه انسانی را درگیر خود کرده است که در این میان جامعه ادبی نیز بالتبع بی‌تاثیر از این رویداد جهانی نخواهد بود. هیاهو و هیجان فوتبال نویسندگان و مجلات ادبی را نیز به خود مشغول کرده است.  مجله ادبی لیت‌هاب درباره هر کشور حاضر در جام جهانی یک کتاب برای مخاطبان خود معرفی کرده که به نوعی معرف ادبیات داستانی آن کشور محسوب می‌شود. در این گزارش کتاب‌های معرفی شده از کشورهای حاضر در گروه A و B آورده شده است: روسیه/ مرشد و مارگاریتا نوشته میخائیل بولگاکف به باور بسیاری این اثر در شمار بزرگ‌ترین آثار ادبیات روسیه در قرن بیستم است. بیش از صد کتاب و مقاله درباره این کتاب نوشته شده ‌است. در این اثر سه داستان شکل می‌گیرد و پا به پای هم پیش می‌رود و گاه این سه در هم تنیده می‌شوند و دوباره باز می‌شوند تا سرانجام به نقطه‌ای یگانه می‌رسند و با هم یکی می‌شوند. یکی داستان سفر شیطان به مسکو در چهره یک پروفسور خارجی، دوم داستان مصلوب شدن عیسی مسیح در اورشلیم و سوم داستان دلدادگی رمان‌نویسی بی‌نام موسوم به مرشد و ماجرای عشق پاک و آسمانی‌اش به زنی به نام مارگریتا.   عربستان/ دختران ریاض نوشته رجاء الصانع این رمان همانطور که از تاریخچه عربستان و محدودیت زن‌ها در این کشور برمی‌آید داستان دختران دانشجوی ساکن شهر ریاض است که هر کدام ماجرای عاشقانه‌ای دارند که مجبورند با توجه به محدودیت اجتماعی در این کشور پنهان کنند. این رمان در قالب نامه های الکترونیک نوشته شده است که بعداً جمع‌آوری شده و به صورت رمان چاپ شده است.   مصر/ عمارت یعقوبیان نوشته علاء الاسوانی این رمان در سال 2012 به زبان عربی منتشر شد و در سال 2014 به زبان انگلیسی ترجمه شد. داستان کتاب در زمان حمله آمریکا به عراق در اولین جنگ خلیج فارس در سال 1990 در محله‌های جنوب شهر قاهره اتفاق می‌افتد. داستان مربوط به ماجراهای خانواده‌هایی است که در همسایگی هم زندگی می‌کنند و هرکدام نظرات و آرزوهای متفاوتی درباره حوادث پیش آمده دارند.   اروگوئه/ کشتی دلقک‌ها نوشته کریستینا پری روسی این رمان در ادبیات داستانی معاصر کشور اروگوئه تبدیل به یک طلایه‌دار در دفاع از حقوق زنان شده است. شخصیت اصلی داستان زنی است که سفرهای متعددی به نقاط مختلف دنیا می‌کند تا پاسخ این پرسش را درک کند که چرا از زنان تنها به عنوان ابزار استفاده می‌شود و آنها با نگاه انسانی دیده نمی‌شوند.   ایران/ بوف کور نوشته صادق هدایت بوف کور شناخته‌شده‌ترین اثر صادق هدایت نویسنده معاصر ایرانی، رمانی کوتاه و از نخستین نثرهای داستانی ادبیات ایران در قرن ۲۰ میلادی است. این رمان به سبک فراواقع نوشته شده و تک‌گویی یک راوی است که دچار توهم و پندارهای روانی است. کتاب بوف کور تاکنون از فارسی به چندین زبان از جمله انگلیسی، فرانسه و آلمانی ترجمه شده ‌است.   پرتغال/ کتاب آشوب نوشته فرناندو پسوا پسوا به عنوان استاد مسلم ادبیات مدرنیسم کشور پرتغال در این کتاب که نیمی داستانی و نیمی مستند درباره زندگی مردم این کشور نوشته است. وی در سال 1935 دنیا را ترک کرد و صدها نوشته از خود به جای گذاشت که هیچ کدام تا قبل از مرگش چاپ نشدند. او در این رمان شهر لیسبون را مثل شهر دوبلین داستان‌های جیمز جویس و شهر پراگ داستان‌های کافکا تعریف کرده است.   اسپانیا/ قلبی چنان سفید نوشته  خاویر ماریاس رمان درباره حوادث گذشته و آینده پدر و پسری است که زندگی آنها در قلب یک جامعه انسانی تعریف می‌شود. این رمان برای اولین بار در سال 1992 به زبان اسپانیولی چاپ شد که سه سال بعد به زبان انگلیسی منتشر شد و از فروش بالایی نیز برخوردار شد. ماریاس توانست به خاطر نوشتن این رمان جایزه ادبی دوبلین کشور ایرلند را کسب کند.   مراکش/ ازدواج شاد نوشته طاهر بن جلون شاعر و نویسنده مراکشی ساکن فرانسه اکثر کتاب‌ها و رمان‌های خود را به زبان فرانسوی می‌نویسد. در اول فوریه 2008 موفق به دریافت نشان شوالیه دولت فرانسه شد که توسط نیکولاس سارکوزی رئیس جمهور وقت فرانسه به وی اعطاء شد. داستان این رمان ماجرای زوج عربی در شهر کازابلانکا را روایت می‌کند که از دو نگاه متفاوت روایت می‌شود. یک بخش از نگاه شوهر و دیگری از نگاه زن خانواده. در جامعه مراکش نگاه زنان و مردان به حوادث جامعه تفاوت دارد و در این رمان به خوبی این تفاوت بیان شده است.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 22 Jun 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/262223/قلبی-چنان-سفید-کشتی-دلقک-ها-داستانی-ادبیات-مدرنیسم-پرتغال گفت‌و‌گوی روشنفکران ایرانی و لیبرالیسم سیاسی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262097/گفت-و-گوی-روشنفکران-ایرانی-لیبرالیسم-سیاسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب  Post-Islamist Political Theory: Iranian Intellectuals and Political Liberalism in Dialogue با ترجمه «نظریه‌ پسا اسلامگرایی: گفت‌و‌گوی روشنفکران ایرانی و لیبرالیسم سیاسی» نوشته میثم بادامچی که از سوی انتشارات اسپرینگر در سال 2017 منتشر شده ترجمه می‌شود. عباد روحی و آزاد حاجی آقایی اکنون در حال ویرایش نهایی این کتاب هستند. کتاب «نظریه‌ پسا اسلامگرایی: گفت‌و‌گوی روشنفکران ایرانی و لیبرالیسم سیاسی» آن‌چنان‌که مترجمان اثر بیان می‌کنند، در سال 2017 از سوی انتشارات Springer در یک مقدمه و ٨ فصل با در کانون نشاندن نظریه‌ لیبرالیستی جان رالز و بهره‌گیری از آرای مفسران وی مانند Ferrara و  March  درصدد برآمده است تا نظریه‌ سیاسی در ایرانِ بعد از انقلاب را بازخوانی کند. اما در بطن این کتاب نظریه‌ پسا اسلامگرایی به عنوان یکی از کاربردی‌ترین استراتژی‌های بازخوانی نظریات روشنفکران ایرانی در نظر گرفته شده است؛ تا جایی‌که نویسنده در این چارچوب تلاش می‌کند تا با رویکردی نوین و در قالب قرائتی میانه‌روانه از لیبرالیسم رالزی آن را بسط دهد. این کتاب را باید در زمره‌ آثار فلسفه‌ سیاسی تطبیقی قرار داد؛ زیرا فلسفه‌ سیاسی تطبیقی نیز به سان دیگر گونه‌های فلسفه، در نوع خود دیالوگی در میان فیلسوف ـ روشنفکران قلمداد می‌شود. از چنین منظری مقایسه‌ تطبیقی فلسفه‌ سیاسی لیبرالیستی با مفاهیم اسلامی و کاربرد آن‌ در حیات سیاسی جامعه‌ ایرانی مبنایی برای قرائت جدیدی از اسلام و پتانسیل‌های آن برای قرائت دمکراتیک به شمار رفته است. چنین برداشتی متکی به این فرضیه است که ناسازگاری فلسفی اسلام با لیبرالیسم الزاما به این نتیجه‌گیری ختم نمی‌شود که مسلمانان پرهیزکاری که در دمکراسی‌های اروپایی یا شمال آمریکا زندگی می‌کنند، قادر به همکاری اجتماعی منصفانه‌ای با دیگر شهروندان نیستند. از این‌رو می‌توان اشاره کرد که بادامچی در این کتاب درصدد بوده است تا با بهره‌گیری از منظری رالزی که در آن سیاست مفهومی صرفا سیاسی و مستقل و نه مفهومی اخلاقی یا متافیزیک بوده است براین باور صحه نهد که لازم نیست مسلمانان آموزه‌های متافیزیکی مناقشه برانگیز را به منظور مشارکت در مشارکت اجتماعی بپذیرند. زیرا طبق استدلال رالزی، یک مسلمان متعهد می‌تواند اطمینان یابد که استنتاج‌های الهیاتی و اخلاقی وی تا زمانیکه یک شهروند عقلانی باشد، نیازی به تغییر و اصلاح ندارند. ]]> علوم‌انسانی Fri, 22 Jun 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262097/گفت-و-گوی-روشنفکران-ایرانی-لیبرالیسم-سیاسی وقتی شاعران دست به رمان می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/262070/وقتی-شاعران-دست-رمان-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گراناتا، یکی از مسائلی که بین خود نویسنده‌ها و شاعران وجود دارد که هیچ کدام از این دو قشر نمی‌تواند کار یکدیگر را درست انجام دهد. البته روند معمول دنیای نویسندگی همینطور است. شاعران ترجیح می‌دهند شعر بگویند و نویسندگان رمان بنویسند ولی در اینجا رمان‌هایی معرفی شده است که این مسئله را نقض می‌کند. این رمان‌ها توسط شاعرانی نوشته شده‌اند که تا قبل از آن همه نوشته‌های آنها شعر بوده است. این شاعران با این رمان‌ها ثابت کردند که نوشتن شعر و نثر را خوب بلدند:   «فروخته شده» نوشته پاول بیتی این رمان در سال 2016 توسط پاول بیتی شاعر آمریکایی نوشته شد که توانست جایزه من بوکر را در همین سال کسب کند. بیتی اولین نویسنده آمریکایی شد که توانست این جایزه معتبر ادبی را کسب کند. بیتی کار ادبی خود را در دهه ۱۹۹۰ و  با سرودن شعر آغاز کرد و در سال ۱۹۹۱ توانست اولین مجموعه اشعار خویش را به چاپ برساند. «جغدها گریه می‌کنند» نوشته جنت فریم نن جنت پترسن کلوثا که بیشتر با تخلص ادبی‌اش جنت فریم  شناخته می‌شود و همه جا از او به عنوان شاعر نیوزیلندی یاد می‌شود ولی از او ۱۳ رمان، ۴ مجموعه داستان، یک مجموعه شعر و یک خودزندگی‌نامه سه جلدی منتشر شده است. جغدها گریه می‌کنند اولین رمان این شاعر زن نیوزیلندی است. او پیش از آن که کتابی منتشر کند و به عنوان نویسنده شناخته شود به دلیل اقدام به خودکشی به مدت ۸ سال در بیمارستان‌های روانی بستری بود. بیماری او شیزوفرنی تشخیص داده شده بود. در مدتی که در بیمارستان بستری بود این رمان را نوشت که باعث شد مسئولان بیمارستان او را مرخص کنند.   «شهر آگوست» نوشته کی میلر این رمان سومین رمان کی میلر شاعر اهل جامائیکا است که سال گذشته توسط انتشارات پانتئون آمریکا منتشر شد. شعرهای میلر در آمریکا با مجموعه شعر معروفش مشهور است که درباره شهر زایون صحبت می‌کند. شهر آگوست نیز به نوعی با این مجموعه شعر و در حقیقت دنباله آن محسوب می‌شود. انجمن شاعران آمریکا در سال 2014 این شاعر را در لیست 20 شاعر برتر معاصر آمریکا معرفی کرد و از او به عنوان شاعر نسل آینده آمریکا یاد کرد.    «دریا، دریا» نوشته آیریس مرداک آیریس مرداک رمان‌نویس و فیلسوف بریتانیایی بود که به واسطه رمان‌هایش درباره خیر و شر، اخلاق، روابط جنسی و قدرت ذهن ناخودآگاه شناخته ‌شده است. او فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه آکسفورد بود. رمان‌های بسیاری از این نویسنده ایرلندی منتشر شده ولی شعرهایش قدرت بیشتری دارند و در حقیقت او را با عنوان شاعر زن ایرلند می‌شناسند. مجله نیویورکر در یادداشتی درباره رمان دریا دریا آن را رمانی شاعرانه خطاب کرده است.   «حباب شیشه» نوشته سیلویا پلات رمان شبه‌زندگی‌نامه‌ای سیلویا پلات شاعر آمریکایی است که سال ۱۹۶۳ منتشر شد و تنها رمان او به شمار می‌رود. سیلویا پلات این اثر را با نام مستعار «ویکتوریا لوکاس» منتشر و یک ماه پس از آن خودکشی کرد. حباب شیشه شباهت بسیاری با زندگی واقعی پلات دارد و چنین به نظر می‌رسد که تنها اسامی شخصیت‌ها و مکان‌ها تغییر کرده‌اند. اثر به زبان‌های متعدد ترجمه شده و با وجود درونمایهٔ تیره‌اش در دبیرستان‌های کشورهای انگلیسی‌زبان به عنوان متن درسی استفاده می‌شود. حباب شیشه به‌دست گلی امامی به فارسی ترجمه و یک بار با نام «شیشه» و بعدتر با نام «حباب شیشه» منتشر شده است.   «شیر داغ» نوشته دبورا لویی شاعر و نمایشنامه انگلیسی در اصل زاده کشور آفریقای جنوبی است ولی نمایشنامه‌هایش در کشور انگلیس او را به محبوبیت رساند. شعرها و نمایشنامه‌هایش از سوی شورای سلطنتی شکسپیر بسیار مورد تقدیر قرار گرفته است. این شورا در حقیقت یک شرکت تولید نمایشنامه و اجرای نمایش در انگلیس است که در شهر استراتفورد واقع شده است. از معدود رمان‌های نوشته شده توسط لویی شیر داغ است که در سال 2016 در لیست نامزدهای نهایی کسب جایزه من بوکر قرار گرفت. طبل حلبی نوشته گونتر گراس گونتر گراس شاعر و نویسنده آلمان این رمان را در سال ۱۹۵۹ میلادی نوشت و بعد از آن به شهرت رسید. این رمان در کنار دو رمان دیگر با نام‌های موش و گربه و سال‌های سگی سه‌گانه‌ای را تشکیل می‌دهند. در سال ۱۹۹۹ گراس برنده جایزه نوبل ادبیات شد، آکادمی نوبل سوئد هنگام اعلام نام او، داستان‌هایش را تصویرگر چهره فراموش شده تاریخ خواند. گونترگراس در سال ۲۰۱۳ از سوی مجله سیسرو به عنوان روشنفکر شماره یک آلمانی‌زبان معرفی شد.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 22 Jun 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/262070/وقتی-شاعران-دست-رمان-می-شوند افتتاحیه کتابفروشی ساپرا http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262405/1/افتتاحیه-کتابفروشی-ساپرا ]]> چندرسانه‌ای Thu, 21 Jun 2018 18:50:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262405/1/افتتاحیه-کتابفروشی-ساپرا نکوداشت مهدی ماحوزی برگزار می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262404/نکوداشت-مهدی-ماحوزی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم نکوداشت این استاد زبان و ادبیات فارسی روز جمعه ۸ تیرماه از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۲۰ در موسسه لغت‌نامه دهخدا به نشانی خیابان ولیعصر ، بالاتر از  پارک‌وی، ایستگاه پسیان، شماره ۳۰۱۱ برپا می‌شود.   مهدی محقق، ژاله آموزگار، محمدجواد حق شناس، امیربانو کریمی، محمود طاووسی، علی‌محمد سجادی، مریم امیرارجمند و امیرحسین ماحوزی سخنرانان این مراسم هستند. مراسم «نکوداشت مردی از دشتستان؛ مهدی ماحوزی» از سوی موسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی، جمعی از استادان و همکاران و دانش‌آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی و کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 13:12:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262404/نکوداشت-مهدی-ماحوزی-برگزار-می-شود استقبال چشمگیر شعرا از جشنواره ایران ساخت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262403/استقبال-چشمگیر-شعرا-جشنواره-ایران-ساخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری جشنواره ایران ساخت، دومین نشست هماهنگی «ایران ساخت» با حضور دبیرکل و دبیران بخش‌های تخصصی این رویداد برگزار شد. در این نشست پیشنهادهایی در  عرصه اجرای هرچه بهتر جشنواره ارائه و مورد بررسی حاضران قرار گرفت. کرمی: حمایت از تولید ملی کلیدواژه جشنواره «ایران‌ساخت» است پرویز کرمی مشاور معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و دبیر کل جشنواره ملی فرهنگی و هنری ایران‌ساخت در این نشست اظهار کرد: رویکرد دومین دوره از  این جشنواره ملی فرهنگی و هنری، عزم جدی برای جریان سازی و تولید محتوا در ترویج فرهنگ حمایت از کالا و خدمات ایرانی است و این مهم با اتکای به ابزارها و زیرساخت‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای و با مشارکت تمامی فعالان فرهنگی، هنری و فناوری و بخش‌های مختلف محقق می‌شود. دبیر ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش بنیان، دستور جلسه نشست را هماهنگی و تعامل میان دبیران و مسئولان بخش‌های گوناگون این جشنواره ملی عنوان کرد و افزود: در این جلسه هماهنگی، دبیران بخش‌های گوناگون ضمن آشنایی با سازوکار و توان دیگر بخش‌ها، با آگاهی از برنامه‌های بخش‌های گوناگون هم‌افزایی برای بهبود کارها و روند تعامل بیشتر است. دبیر کل دومین جشنواره ملی فرهنگی، هنری ایران ساخت ابراز امیدواری کرد برگزاری این جشنواره با همراهی و عزم جدی دبیران اجرایی بخش‌های گوناگون این جشنواره و همراهی مسئولان کشوری و حمایت آحاد جامعه بتواند در جهت فرهنگ‌سازی شعار سال جاری که از سوی مقام معظم رهبری حمایت از کالای ایرانی و تولید ملی نام‌گذاری شده است موثر باشد. مجاوری: ظرفیت فرهنگ‌سازی حمایت از ایران‌ساخت در بخش دانش‌آموزی است منصور مجاوری مشاور وزیر آموزش و پرورش و  دبیر بخش دانش آموزی جشنواره ایران ساخت که بخش جدید این دوره از جشنواره «ایران ساخت» محسوب می شود، در این نشست با اشاره به ظرفیت بهره‌مندی ازظرفیت آموزش و پرورش و مدارس کشور در برگزاری این جشنواره گفت: ظرفیت خوبی وجود دارد تا با مشارکت سازمان دانش‌آموزی و نیز معاونت‌های مختلف وزارت آموزش و پرورش و انجمن‌های صنفی تولیدکننده نوشت‌افزار و ملزومات مدارس، فرهنگ حمایت از تولیدات ایرانی در این عرصه فراهم شود. وی با بیان این‌که مدارس می‌توانند از بخش‌های پایه‌ای کودکان و نوجوانان کشور را در مسیر توجه به کالای ایران ساخت هدایت و حمایت کند، اظهار کرد: ایران ساخت می‌تواند در جشنواره‌های تربیتی و فرهنگی که در سطوح دانش‌آموزی برگزار می‌شود حاضر باشد، مشارکت کند و می‌تواند زمینه مناسبی را برای فرهنگ‌سازی اهداف جشنواره ایران‌ساخت و حمایت از کالای ایرانی را در این بستر فراهم کند. دلیری: ایده‌های نو به کمک حمایت از کالای ایران ساخت می‌آید علیرضا دلیری معاون توسعه مدیریت و جذب سرمایه معاونت علمی و فناوری رئیس جمهوری و دبیر بخش ایده‌بازار جشنواره ملی فرهنگی و هنری ایران‌ساخت گفت: با توجه به این‌که سال جاری از سوی مقام معظم رهبری حمایت از کالای ایرانی نام‌گذاری شده است، جشنواره ملی فرهنگی و هنری ایران‌ساخت در دوره دوم با ساختاری پویاتر و عزمی جدی‌تر در حمایت‌ از ایده‌های نوآورانه کمک‌کننده به حمایت از کالای ایران‌ساخت برگزار می‌شود. وی افزود: ایده‌بازار که یکی از بخش‌های مهم و کلیدی این جشنواره به‌شمار می‌رود، با روش‌های جدیدی در حمایت از ایده‌های خلاق حوزه بازار کالای ایرانی گام بر می‌دارد. امسال توجهی ویژه به نوآوری و بهره‌مندی از فناوری در ایده‌های این حوزه صورت می‌گیرد تا گام‌ها در عرصه حمایت و فرهنگ‌سازی کالای ایران‌ساخت مؤثرتر باشد. معاون توسعه مدیریت و جذب سرمایه معاونت علمی و فناوری با اشاره به سازوکارها و شیوه‌های نو برای فراخوانی و جذب ایده‌های گوناگون در این دوره جشنواره اظهار کرد: خوشبختانه در دوره‌ پیشین این جشنواره ایده‌های درخور توجه و خوبی به جشنواره راه یافت و امسال نیز با پیاده‌سازی شیوه‌ها و نیز محورهای جدید، راه برای ورود ایده‌های نو فراهم می‌شود. دلیری افزود: چند آیتم جدید در این دوره به بخش ایده‌بازار افزوده می‌شود که روش‌های جذب یا تامین سرمایه، جذب سرمایه‌گذار، ترویج فرهنگ سرمایه‌گذاری جسورانه، حمایت از استارتاپ‌های ایرانی که هریک از این حوزه‌ها، تشنه ایده‌های جدید هستند، در ساختار جشنواره حمایت می‌شوند. همچنین ترغیب و هدایت پایان‌نامه‌های دانشجویی به این سمت‌وسو نیازمند روش‌های خلاقانه و جدید است که از روش‌های نو در این موضوع نیز حمایت خواهد شد. انتخاب شتابدهنده برتر، استارتاپ برتر و نهادهای مالی برتر در حوزه حمایت از کالای ایرانی از بخش‌های جدید دومین جشنواره ملی فرهنگی، هنری ایران ساخت است. فیض: موضوع جشنواره مورد توجه جامعه قرار گرفت ناصر فیض دبیر بخش ادبیات این جشنواره گفت: علیرغم برگزاری نخستین دوره این جشنواره در دو سال گذشته استقبال درخور توجه و چشمگیری از سوی هنرمندان عرصه ادبیات و خصوصا شعرا که کم‌تر انتظار می‌رفت واقع شد اما خوشبختانه مشارکت هنرمندان این عرصه نشان داد نگاه به موضوع مورد توجه جشنواره مورد توجه جامعه نیز قرار دارد. رئیس خانه ادبیات طنز کشور با تأکید بر ضرورت اطلاع‌رسانی این جشنوراه در سطح استان‌ها افزود: در این دوره نیز اگر به ظرفیت هنرمندان استان‌ها توجه شود قطعاً ضمن استقبال بیش‌تر برای مشارکت در این جشنواره، زمینه اثرگذاری و ترویج فرهنگ کالای ایران‌ساخت نیز افزایش می‌یابد. شجاعی طباطبایی: نشان ایران‌ساخت برای کالای با کیفیت ایرانی ارائه شود شجاعی طباطبایی دبیر بخش کارتون و هنرهای تجسمی، مهم‌ترین دغدغه دست‌اندرکاران این جشنواره را مشارکت و همراهی ارگان‌ها و دستگاه‌های اجرایی کشو برای جریان‌سازی دانست و گفت: این رویداد به عنوان یک ضرورت برای کشور باید مورد توجه مسئولان قرار بگیرد و در ساختار جشنواره نیز باید سازوکاری برای ترغیب صاحبان اثر بخش‌هایی که محصول‌محور هستند و سفارش اثر جزئی از کار آن‌هاست تمهید شود. معاون هنری حوزه هنری کشور افزود: با توجه به استقبال خوب از دوره پیشین جشنواره و هم‌راستایی شعار امسال با این موضوع، این ظرفیت وجود دارد که لوگوتایپ منحصر و ویژه "ایران ساخت" طراحی و رونمایی شود تا در کالاهای ایرانی حائز کیفیت و معیارهای یک کالای ایران‌ساخت مورد استفاده قرار بگیرد. اسفندیاری: حمایت تشویقی از تولیدکنندگان آثار دیداری و شنیداری ضروری است شهاب اسفندیاری دبیر بخش‌ رسانه‌های دیداری و شنیداری دومین جشنواره ملی فرهنگی و هنری ایران‌ساخت نیز در این نشست بیان کرد: ظرفیت ویژه عرصه‌ رسانه‌های تصویری برا ترویج و اطلاع‌رسانی فرهنگ ایران‌ساخت بسیار منحصر به‌فرد و ویژه است و جشنواره می‌تواند با اندیشیدن تمهیداتی راه را برای مشارکت گسترده فعالان  این عرصه و افزایش انگیزه تولید اثر در بخش‌های زیرمجموعه این عرصه فراهم کند. رئیس دانشگاه صدا و سیما افزود: هرچند ما بخش دانشجویی در دوره اخیر را نداریم اما توجه به تولیدات جوانان که اکثریت جامعه مخاطب مارا تشکیل می‌دهند ضروریست و امیدوارم از ایده‌های ناب ایشان در این دوره بهره بیشتری را ببریم. موسویان: داوری مردم را در جشنواره امکان پذیر کنیم موسویان دبیر بخش رسانه‌های دیجیتال دویمن جشنواره ملی فرهنگی هنری ایران ساخت توجه به نقش فضای مجازی و رسانه‌های دیجیتال را بیش از پیش با توجه به آمادگی جامعه در این زمان متذکر شد و درخواست اضافه شدن بخش‌های نرم افزارهای پیام رسان به جشنواره گردید. رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال توجه به نقش و همراهی مردم از طریق ایجاد امکان نظرسنجی و نیز نظردهی مردمی در بخش‌های جشنواره شد. در دومین نشست هماهنگی دبیران بخش‌های تخصصی دومین جشنواره «ایران ساخت» پیشنهادهای دبیران بخش‌های تخصصی مطالعه و مورد ارزیابی و تصویب قرار گرفت. دومین جشنواره ملی، فرهنگی و هنری «ایران ساخت» با اهداف «جریان سازی و تولید محتوا برای فضای مجازی مرتبط با چرخه تجاری سازی، کارآفرینی و اقتصاد دانش بنیان»، «حمایت از خدمات و تولیدات دانش بنیان ساخت ایران»، «ساماندهی واردات بی‌رویه و ارج نهادن به کالاها و محصولات ایرانی با کیفیت» و همچنین «کمک به برجسته سازی (نشان تجاری) کالاهای مرغوب ایرانی»، در بخش ادبیات، هنرهای تجسمی، رسانه‌های دیداری و شنیداری، رسانه‌های دیجیتال و ایده بازار  و بخش دانش آموزی به همت ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان معاونت علمی و فناوری و به دبیر کلی پرویز کرمی و با شعار «فناوری ایرانی، کسب و کار ایرانی» در دی‌ماه سال جاری برپا می‌شود. آخرین مهلت ارسال آثار به جشنواره «ایران ساخت»، اول آذرماه ۱۳۹۷ است. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 13:03:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262403/استقبال-چشمگیر-شعرا-جشنواره-ایران-ساخت از چخوف تا اکبر رادی با حنجره‌ای در صدر http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262402/چخوف-اکبر-رادی-حنجره-ای-صدر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): شعری است که می‌گوید؛‌ تنها صداست که می‌ماند. به راستی هم چنین است. صدا هیچ‌وقت از بین نمی‌رود حتا با زیرخاک رفتن صاحب صدا. هنوز 24 ساعت هم از شتافتن صدرالدین شجره به دیار باقی نگذشته است اما از لحظه شنیدن خبر کوچ همیشگی‌اش خاطرات شنیدن نمایش‌نامه‌های رادیویی‌اش مثل یک نوار ضبط شده مدام در گوش ذهن‌مان در حال پخش شدن است . هرگز از یک متخصص بینایی‌سنجی انتظار نمی‌رود که به حس شنوایی هم توجه ویژه‌ای داشته باشد اما صدرالدین شجره از همان دوران دانشجویی و تحصیل در رشته اپتومتری شیفته شعر و ادبیات و هنر بود. هنری که از راه گوش وارد روح و جسم‌مان می‌شد نه چشم. این علاقه خیلی زودتر در او پا گرفته بود؛ شجره در دوره دبيرستان، بعد به روی صحنه بردن نمایشی در مدرسه، با اکبر رادی آشنا شد. یک آشنایی که رویه زندگی او را به کلی تغییر داد. شجره نوجوان در سال ۱۳۴۶، در ۱۵ سالگی به رتبه اول کشوری در آزمون فن بیان دست پیدا کرد و به دنبال آن وارد خانه دومش یعنی رادیو شد. شجره جوان هفت سال در رادیو جوانان بود. خودش همیشه از آن سال‌ها به عنوان بهترین سال‌های کاری یاد می‌کرد.  پیشتر از آن در نوجوانی هم این شانس را داشت که مباحث موسیقی، سولفژ و آواز را در محضر مصطفی کمال پورتراب بیاموزد. صدرالدین در ابتدا بازیگری در نمایش‌های رادیویی را در صدر کار خود قرار داد اما بعد از مدتی شوق نوشتن در او بیدار شد و نویسندگی و تنظیم نمایشنامه برای رادیو را آغاز کرد.  مدتی بعد هم به کارگردانی نمایش رادیویی روی آورد. دهه‌های بعدی زندگی شجره در رادیو گذشت. به اقتباس و اجرای شاهکارهای نمایش‌نامه‌های جهان؛ «خوشه‌های خشم»، «راه آزادی»، «خانه عروسک»، «مسخ» و تقریبا تمام آثار چخوف. شجره به آثار وطنی نیز دین خود را ادا کرد و اکثر نمایشنامه‌های اکبر رادی، را برای پخش در رادیو تنظیم و کارگردانی کرد.حتا در برخی از آن‌ها هم به نقش‌آفرینی پرداخت. «ارثیه ایرانی» از آن جمله است. این برنامه به صورت چند قسمتی در رویداد «داستان شب» که به خوانش آثار ادبی اختصاص دارد هم مورد استقبال قرار گرفت. فعالیت‌های او به همین چیزها ختم نمی‌شد و  تله‌تئاترها، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هم از هنر او بی نصیب نماندند. صدرالدین شجره در اکثر شبکه‌های رادیویی به گویندگی می پرداخت و کارشناس بسیاری از برنامه‌های مانند؛  چشم‌انداز (رادیو ایران)، جمعه‌ها با تئاتر (رادیو فرهنگ)، رنگین‌کمان هنر (رادیو تهران)، توان مثبت (رادیو تهران)، گفتگوی هنر (شبکه گفتگو)، بخش شبانگاهی (رادیو پیام) وکارگردانی نمایش‌ها (رادیو نمایش) نیز بود. صدرالدین شجره با اقتباس‌های رادیویی خود گنجینه‌ای بی‌نظیر از ادبیات را به اهل فرهنگ هدیه داد. خواندن شاهکارهای ادبی به جای خود اما شنیدنش صفای دیگری دارد. رهبر ارکستر حنجره‌ها در شامگاه سی‌ام خرداد 1397 زندگی را بدرود گفت.               ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 12:58:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262402/چخوف-اکبر-رادی-حنجره-ای-صدر راه رفتن ناشران بر لبه تیز کاغذ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262401/راه-رفتن-ناشران-لبه-تیز-کاغذ حبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_مریم شهبازی: کمی قبل از آغاز نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از قرار گرفتن کاغذ در فهرست کالاهای اساسی خبرداد. با وجود تأثیر مثبتی که این گفته صالحی بر بازارملتهب کاغذ داشت، گفته‌های ناشران حاکی از آن است که همچنان شرایط چندان مطلوبی بر این بخش حاکم نیست. با توجه به نیازی که به همراهی بیشتر مسئولان با فعالان نشراحساس می‌شود گزارش امروز را به وضعیت حاکم بر خرید و فروش کاغذ و انعکاس گفته‌های برخی فعالان این حوزه اختصاص دادیم.  بازار ملتهب کاغذ پیش روی ناشران اواخر فروردین ماه سال‌جاری، در بحبوحه افزایش روز افزون قیمت کاغذ، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار شبانه توئیتی نوشت: «کاغذ در لیست کالاهای اساسی همچون مواد غذایی و دارویی قرار گرفت و از تفاوت ارزی، که دولت تأمین می‌کند، برخوردار خواهد بود.» همین خبر چند سطری منجر به روحیه بخشی هر چند اندکی میان اهالی نشر شد. با وجود انتشار این خبر خوش آن‌طور که اهالی نشر می‌گویند همچنان بازار کاغذ در التهاب نوسانات قیمت به سر می‌برد و ناشران از این مسأله گلایه دارند که قادر به تصمیم‌گیری برای یک سال آینده نیستند. اعظم کیان افراز، مدیر مسئول نشر افراز از جمله ناشرانی است که از وضعیت عرضه و فروش کاغذ گلایه دارد: «از اواسط دهه 80 بواسطه برخی رانت خواری‌ها، یارانه کاغذ به طور کامل حذف و قرار به اعطای آن از راه‌های دیگری گذاشته شد. هر چند که بعد از این ماجرا یارانه‌ها به شکل برابر در اختیار اهالی نشر قرار نگرفت و باز هم شاهد حق کشی بودیم.» همان طور که این فعال نشر اشاره کرد، در دولت دهم بازار کاغذ با مشکلات متعددی روبه‌رو شد، کاغذی که تا دی ماه سال 89 به قیمت‌بندی 25 هزار تومان به فروش می‌رسید درعرض چند ماه به حدود‌بندی 100 هزار تومان رسید. البته در نهایت با تشکیل کارگروهی، مسئولان فرهنگی و نمایندگان نشر موفق به برقراری ثبات نسبی در قیمت کاغذ شدند و قیمت آن حول و حوش‌ بندی 84 تا 88 هزار تومان ثابت نگه داشته شد. کیان افراز درباره وضعیت فعلی بازار کاغذ گفت: «در شرایطی که من ناشر قادر به خرید کاغذ نیستم چطور می‌توانم کتاب تولید کنم! متأسفانه خبری از کاغذ با ارز دولتی هم نیست، نشر به‌حمایت جدی نیاز دارد وگرنه باید به مرور شاهد حذف کامل کتاب از زندگی مردم باشیم. انتشار 100 یا 200 نسخه‌ای کتاب فاجعه‌ای است که باید زودتر چاره‌ای برای حل آن بیندیشیم.»  خسرو رحمت الهی، مدیر بازرگانی نشر «محراب قلم» نیز درباره مشکلاتی که اهالی نشر این روزها در خرید کاغذ با آن روبه‌رو هستند گفت:«از دی ماه سال گذشته قیمت کاغذ با روندی صعودی روبه‌رو شده و ما به طور مرتب شاهد تغییر قیمت آن حتی به شکل روزانه هستیم. برای خرید 10-20‌بندی کاغذ با مشکل روبه‌رو نمی‌شوید، اما اگر بخواهید 200-300 بند خریداری کنید آن وقت است که متوجه کمیاب بودن کاغذ می‌شوید.» او یکی از مهم‌ترین دلایل کمبود کاغذ در بازار را خودداری کاغذفروشان از فروش کاغذ خواند و گفت: «وقتی قیمت ‌ها به روز تغییر می‌کند، کاغذ فروشان ترجیح می‌دهند صبر کنند و ببینند افزایش قیمت‌ها تا کجا خواهد رفت که سود بیشتری از فروش ببرند.» مدیربازرگانی نشر محراب قلم ادامه داد: «اغلب اهالی نشر در آستانه برپایی نمایشگاه کتاب بواسطه مشکلاتی که عنوان شد موفق به انتشار کتاب نشدند. از دوستانی که می‌گویند می‌توان کاغذی که با ارز مبادله‌ای وارد شده را خرید بپرسید از کجا امکان انجام چنین خریدی هست تا ما هم برویم و بخریم! روز گذشته کاغذ 70 در 100 هفتاد گرمی به قیمت 130 هزار تومان و کاغذ 60 در 90 هم به قیمت 110 هزار تومان به فروش می‌رسید، این قیمت‌ها برای اهالی نشر به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست.» تلاش کار گروه کاغذ برای کنترل بازار محمدرضا توکل صدیق، نایب رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران برخلاف دو ناشر قبلی معتقد است شرایط آنقدرها که دیگر همکارانش می‌گویند هم بد نیست، او در همین رابطه گفت: «وارد‌کنندگان کاغذ از آنجایی که نمی‌دانند در روزهای آینده چه اتفاقاتی پیش روی قیمت کالایی است که وارد می‌کنند، بنابراین دست نگه داشته و چیزی نمی‌فروشند. با وجود این، تلاش دولت برای قرار گرفتن کاغذ در فهرست کالاهای اساسی و خبری که در پی آن وزیر ارشاد منتشر کرد موفق به ایجاد آرامشی هر چند مختصر در بازار این کالا شد.» او ادامه داد:«هم‌اکنون زمان انتشار کتاب‌های آموزشی است، اگر اغلب مشکلات کاغذ به همین شیوه ادامه پیدا کند نه تنها ناشران عمومی، بلکه حتی نظام آموزشی هم با مشکلات بسیاری روبه‌رو می‌شود. منکر مشکلات فعلی نشر نیستم اما معتقدم شاید دسترسی به کاغذی که همیشه استفاده می‌کنیم مشکل باشد اما می‌توان از برندهایی با کیفیت کمی پایین‌تر استفاده کرد.» از پاییز سال گذشته وقتی کاغذ از فهرست کالاهایی که با ارز مبادله‌ای خریداری می‌شوند خارج شد بواسطه مشکلاتی که برای ناشران در خرید آن پیش آمد کارگروهی با عنوان«تنظیم بازار کاغذ» با همکاری نمایندگان تشکل‌های صنفی و همچنین دو وزارتخانه «فرهنگ و ارشاد اسلامی» و «وزارت صنعت، معدن و تجارت» تشکیل شد. غلامرضا شجاع یکی از نمایندگان حاضر در این کارگروه است که نمایندگی مصرف‌کنندگان را برعهده دارد. او دراین باره گفت:«در این کارگروه که در معاونت وزارت صنعت، معدن و تجارت تشکیل شده نمایندگان صنف‌های مختلف همچون ناشران، سندیکای تولیدکنندگان داخلی و وارد‌کنندگان حضور دارند. اولین کارکرد موفقیت‌آمیز این کارگروه را می‌توان خارج کردن افزایش تعرفه واردات کاغذ از دستور کار هیأت دولت دانست.» از آنجایی که پاییز سال قبل برای مدتی کاغذ از فهرست کالاهایی که با ارز مبادله‌ای خریداری می‌شوند خارج شد این کارگروه برای بازگرداندن دوباره آن به فهرست مذکور تلاش کرد. شجاع ادامه داد: «خوشبختانه موفق به بازگرداندن دوباره کاغذ به این فهرست شدیم، یکی دیگر از کارکردهای این کارگروه حذف معافیت تعرفه‌ای و مالیات بر ارزش افزوده از کاغذ بود.»  این نماینده حاضر در کارگروه «تنظیم بازار کاغذ» چندان با گلایه‌های مطرح شده از سوی ناشران موافق نیست و حتی تأکید دارد که اطلاعات آنان از بازار کاغذ اشتباه است! به گفته وی کاغذ بعد از غذا و دارو به‌عنوان کالای اساسی به شمار می‌آید. با وجود آنکه اغلب ناشران تأکید دارند که خبری از کاغذ وارد شده با ارز مبادله‌ای نیست، اما شجاع تأکید دارد که کاغذهایی که وارد کشور شده، نه تنها با ارز چهار هزار و 200 تومانی وارد نشده‌اند بلکه با ارز سه هزار و 800 تومانی خریداری شده‌اند چراکه بنابرآخرین جلسه کارگروه کاغذ بنا شده کاغذهای چاپ و تحریری با ارز سه هزار و 800 تومانی وارد کشور شوند. این فعال عرصه نشر ادامه داد: «وارد‌کنندگان کاغذ به‌طور مستقیم با بانک مرکزی در ارتباط هستند و از این طریق کاغذ را با ارز سه هزار و 800 تومانی وارد می‌کنند. کاغذ 100 در 70 هفتاد گرمی اندونزی برای تاجران کاغذ در نهایت بندی106 تا 107 هزار تومان وارد می‌شود. از همین رو با توجه به مشکلاتی که اهالی نشر با آن روبه‌رو هستند از تاجران کاغذ درخواست کرده‌ایم تا کاغذ را با سود سه تا پنج درصدی به ناشران بفروشند؛ به لحاظ قانونی هم آنان مجاز به دریافت 15 درصد هستند. توان اقتصادی ناشران به‌گونه‌ای شده که حتی اگر کاغذ به اندازه لازم در دسترس‌شان باشد بازهم قدرت خرید آن را ندارند.» آن طور که در خبرهای روزهای اخیر آمده یک هفته پس از تصمیم کارگروه کاغذ کشور برای تخصیص ارز ۳۸۰۰ تومانی به کاغذهای چاپ و تحریر، سرانجام صدها تُن کاغذ که واردکنندگان نتوانسته بودند از گمرک ترخیص کنند، وارد بازار شده است. حالا باید دید تاجران کاغذ باز هم دست نگه می‌دارند تا از نوسانات قیمت حداکثر بهره را ببرند یا با دریافت سود کمتری به فروش این کالای اساسی رضایت می‌دهند. منبع: روزنامه ایران ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 11:30:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262401/راه-رفتن-ناشران-لبه-تیز-کاغذ پروژه کتاب صوتی آمازون در کشور هندوستان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262286/پروژه-کتاب-صوتی-آمازون-کشور-هندوستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از دیجیتال ریدر، شرکت فروشگاه‌های آنلاین آمازون در نظر دارد خدمات فروش کتاب صوتی خود را در کشور هند راه‌اندازی کند. به گفته یک منبع آگاه، آمازون این خدمات را در پی افزایش تقاضا به این نوع کتاب‌ها در کشور هند اجرا می‌کند. گفته می‌شود آمازون با همکاری ناشران هندی و استفاده از هنرمندان این کشور برای تولید کتاب‌های صوتی در نظر دارد تا ماه نوامبر این پروژه را آغاز کند. در حال حاضر کمپانی وستلند تنها شرکت توزیع کننده کتاب‌های آمازون در هند است که بیشتر کتاب‌های چاپی سفارش داده شده را بین کاربران هندی توزیع می‌کند. طبق شنیده‌ها از مسئولان آمازون هنوز مشخص نیست این شرکت برای این پروژه چقدر سرمایه‌گذاری خواهد کرد و این مسئله بستگی به اولین فاز از پروژه خواهد داشت. کاربران هندی آمازون نسبت به مشتری‌‌های آمریکای مبلغ ناچیزی برای عضویت در این سایت پرداخت می‌کنند. هر کاربر هندی برای آمازون پرایم سالانه تنها 15دلار پرداخت می‌کند درحالیکه این رقم برای کاربران آمریکایی 120 دلار در سال است. مسئولان آمازون می‌گویند با توجه به تفاوت قیمت‌ کالاها و خدمات در بازار هندوستان پروژه تولید کتاب‌های صوتی توسط ناشران محلی صورت خواهد گرفت تا تفاوت هزینه‌ها جبران شود. به گفته آمازون تولید هر نسخه صوتی یک کتاب در آمریکا حدود 40دلار فروش می‌رود که این قیمت برای بازار هندوستان زیاد است و باید کتاب‌ها با روایت هنرمندان محلی صورت بگیرد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 11:22:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262286/پروژه-کتاب-صوتی-آمازون-کشور-هندوستان ‌دل‌نگران فرار مغزها http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262400/دل-نگران-فرار-مغزها خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_محسن آزموده: دو هفته مانده به ماه رمضان، با زنده‌ياد دكتر محمدامين قانعي‌راد براي برگزاري ميزگردي درباره آخرين كتابش «نخبگان دانش: مشاركت يا مهاجرت؟» تماس گرفتم و بنا شد جلسه‌اي در اين زمينه با حضور او و دكتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس نامدار، در دفتر روزنامه برگزار شود. هر دو استاد، موافقت كردند، اما مشكل اصلي، مثل هميشه زمان برگزاري ميزگرد بود. نكته شگفت‌انگيز آن بود كه برنامه دكتر قانعي‌راد كاملا پر بود، يا كلاس داشت، يا جلسه يا نشست يا گفت‌وگو. اين ميزان فعاليت از جانب انساني كه سخت با بيماري مهلك دست و پنجه مي‌كرد، نشان آشكاري از شتاب او براي پيشي گرفتن بر نااميدي و يأس بود. دكتر قانعي‌راد، از فعال‌ترين دانشگاهيان متعهد ايران بود كه تا دم واپسين، از پاي ننشست، خود را محدود به مصائب ناگزير و دردناك زندگي شخصي نكرد، در كنج عافيت اتاق كارش در مركز تحقيقات سياست علمي كشور بيتوته نكرد، سرگرم به «نظريه‌بازي» و وررفتن با مفاهيم انتزاعي نشد، تنزه‌طلبي پيشه نكرد و از ارتباط با نهادهاي رسمي سر باز نزد و در عين حال از واگويه حقيقت به جامعه ابا نكرد و مهم‌تر از همه آنكه از نخبگان دانشي نبود كه ناملايمت‌هاي مسير دلسردشان مي‌كند و طريق مهاجرت پيشه مي‌كنند.   دلواپس مهاجرت نخبگان طرفه آنكه قانعي‌راد، دل‌نگران مهاجرت نخبگان دانش بود و امكان توسعه را از رهگذار مشاركت آنها ميسر مي‌ديد. كتاب حاضر نيز گواه و شاهدي بر اين مدعاست، كوششي براي نشان دادن اينكه علت يا علل مهاجرت نخبگان و به عبارت ديگر رواج و شيوع گسترده پديده «فرار مغزها» (Brain drain) در ايران چيست؟ در ايران ٢٦٤٠ واحد دانشگاهي اعم از دولتي و آزاد و غيرانتفاعي و علمي- كاربردي و... مشغول به فعاليت است كه اين ميزان رتبه دوم بعد از امريكا (٣٢٨٠ واحد) در سراسر جهان است. سالانه ٢٣٠ هزار نفر در رشته‌هاي فني-مهندسي فارغ‌التحصيل مي‌شوند. در اين ميان گروه قابل توجهي از فارغ‌التحصيلان دانشگاهي ما، خواه آنها كه از مراكز آموزش عالي داخلي فارغ‌التحصيل شده‌اند و خواه كساني كه تحصيلات‌شان را در خارج از كشور ادامه داده‌اند، ترك يار و ديار مي‌كنند و سرزمين مادري را وامي‌نهند و طريق مهاجرت اختيار مي‌كنند. اين امر با توجه به شمار شگفت‌انگيز واحدهاي دانشگاهي در ايران سخت نگران‌كننده است. طبق گزارش سال ٢٠٠٩ صندوق بين‌المللي پول، ايران در ميان ٩١ كشور در حال توسعه و توسعه‌نيافته جهان از نظر فرار مغزها در رتبه اول است. «در سال‌هاي اخير بيش از ٨٠ درصد برگزيدگان المپيادهاي علمي و اكثر رتبه‌هاي دو رقمي جذب دانشگاه‌هاي خارجي شده‌اند كه اكثرا قصد بازگشت به ايران ندارند و اميد به بازگشت آنها ٣ درصد برآورد مي‌شود».   نخبگان دانش در برابر نخبگان سياست علت عمده اين دلزدگي و «بي‌علاقگي به ماندن در ايران» از سوي دانش‌آموختگان، با وجود ادعاهاي تند و تيز ناسيوناليستي از سوي آنها، از نظر قانعي‌راد، آن است كه نخبگان دانش ما طي تاريخ از نخبگان سياسي‌مان جدا بوده‌اند. يعني گروهي همواره به سياست اشتغال داشتند و شمار بيشتري دل در گروي دانش‌ورزي داشته‌اند. به نظر قانعي‌راد، فراتر از جدايي ميان نخبگان دانش و نخبگان سياست، حتي در بيشتر مواقع اين دو روياروي يكديگر قرار داشتند و يكديگر را قبول نداشتند. «نخبگان دانش، مردان سياست را غاصب مي‌دانستند و سياست‌مداران نخبگان را افرادي مي‌دانستند كه در عالم خيال سير مي‌كنند». پيامد مستقيم اين وضعيت، ماندن دانش در سطح و تبديل نشدن آن به مهارت و دنياي واقعي است. حتي دانشگاهياني كه به هر طريق، به سياست راه مي‌يابند، امكان عملياتي كردن دانش در جهان عيني را نمي‌يابند و دچار سياست‌زدگي از سويي و روزمرگي و ديوانسالاري ملال‌آور از سوي ديگر مي‌شوند. كتاب حاضر، در اصل گردآوري ٧ مقاله قانعي‌راد با اين عنوان‌هاست: «نهادينه شدن علم و نگهداري و استقرار مغزها»، «فرار مغزها و كاهش سرمايه انساني در ايران»، «شكاف بين سرمايه انساني و ساير شاخص‌هاي توسعه اجتماعي- ‌اقتصادي»، «توسعه ناموزون آموزش عالي، بيكاري دانش‌آموختگان و مهاجرت نخبگان»، «ويژگي‌ها و آسيب‌شناسي مشاركت نخبگان در ايران»، «مشاركت سياسي و اجتماعي و جلوگيري از مهاجرت نخبگان» و «مشاركت گفت‌وگويي در شبكه نخبگان دانش». چنان كه از اين عناوين بر مي‌آيد، كوشش مولف در آنها نشان دادن ريشه‌ها، علل و عوامل و پيامدهاي پديده فرار مغزها در ايران از سويي و ارايه و پيشنهاد راهكارهايي براي جلوگيري از آن است. فرار مغزها به بيان قانعي‌راد البته به ايران اختصاص ندارد. «مهاجرت نخبگان به ويژه از كشورهاي جنوب به كشورهاي شمال رخدادي فراگير و جهاني است و در حال حاضر بيش از ٩٠ درصد از متخصصين مهاجر دنيا در ٣٠ كشور عضو سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) زندگي مي‌كنند و بيش از ٩٠ درصد از اين گروه اخير در شش كشور امريكا، انگليس، كانادا، آلمان، استراليا و فرانسه اقامت دارند».   سرمايه‌هاي چندگانه اين حجم بالاي مهاجرت، از كشورهاي در حال توسعه به جوامع پيشرفته، سبب شده كه پژوهشگران علوم اجتماعي، به شيوه‌هاي گوناگون به مفهوم‎پردازي راجع به اين پديده بپردازند و رويكردهاي نظري متنوعي در موضوع فرار مغزها پديد‌ آيد. چارچوب مفهومي مورد نظر قانعي‌راد در مقاله «فرار مغزها و كاهش سرمايه انساني در ايران»، نظريه سرمايه چندگانه يا به عبارت دقيق‌تر، نظريه انباشتگي سرمايه‌ها است. مطابق اين نظريه انگيزه نخبگان دانش به مهاجرت را صرفا نمي‌توان در علل اقتصادي (جست‌وجوي رفاه) بازجست» بلكه بايد نقش ساير انواع سرمايه، اعم از سرمايه سياسي (قدرت)، سرمايه فرهنگي (معنا) و سرمايه اجتماعي (رابطه) را نيز در نظر گرفت. بر اين اساس دلايل مهاجرت نخبگان ايراني را مي‌توان تأسي از عدم تناسب ميان سرمايه انساني با سرمايه‌هاي چهارگانه سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي توضيح داد. در سطح اقتصادي «مهاجرت نخبگان با ميزان بيكاري عمومي جوانان و دانش‌آموختگان آموزش عالي ارتباط دارد. نرخ بيكاري تحصيلكردگان در تير ١٣٩٣ از سوي وزير كار، تعاون و رفاه اجتماعي ٤٠ درصد اعلام شده است، در حالي كه نرخ بيكاري جوانان ٢٦ درصد است». يعني فارغ‌التحصيلان آموزش عالي مشكلات بيشتري در يافتن شغل مناسب دارند. همچنين بايد از تاثير عوامل سياسي همچون «ضعف توسعه سياسي، ثبات سياسي، آزادي سياسي، امنيت سياسي، حقوق و نهادهاي مدني، برابري مقابل قانون، عدالت، ثبات قوانين و مقررات، برخوردهاي مناسب با اصحاب انديشه» در گسترش فرار مغزها ياد كرد. در ايران «نخبگان آزاد خود را در برابر نخبگان رانتي يا نخبگان بدلي مي‌يابند و به يأس اجتماعي دچار مي‌شوند». البته محدود كردن انگيزه مهاجرت به انگيزه‌هاي اقتصادي و سياسي دقيق نيست و بايد به انگيزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي نيز اشاره كرد. «در ايران نخبگان علمي اغلب نه‌تنها در ارتباط با جامعه در وضعيت حاشيه‌نشيني اجتماعي قرار دارند بلكه در سازمان‌هاي دانش نيز با توجه به شاخص‌هاي عيني (همچون تشكيل گروه‌هاي دوستي، عضويت در انجمن‌هاي علمي، انجام همكاري‌هاي جمعي) و ذهني (از قبيل احساس تعلق به گروه علمي، احساس صميميت و علاقه به همكاران) در وضعيت حاشيه‌نشيني قرار دارند». فقدان ارتباط ميان‌ فرهنگ رسمي و غيررسمي و ميان فرهنگ‌هاي گوناگون نخبگان دانش و ميان فرهنگ آنان و فرهنگ عمومي نيز به گسترش نارواداري فرهنگي و تعارض سرمايه‌هاي تك‌فرهنگي با يكديگر و به خروج سرمايه انساني منجر مي‌شود.   ممانعت از مهاجرت دستوري نيست نكته قابل توجه پژوهش قانعي‌راد آن است كه صرفا بر علل و عوامل تكيه نمي‌كند و مي‌كوشد راهكارهايي براي جلوگيري و كاهش روند مهاجرت ارايه كند. نويسنده راهبردهاي لازم در جهت تقويت پيوند سرمايه انساني را در ارتباط با چهار سرمايه مذكور، جداگانه بيان مي‌كند. در زمينه اقتصادي بر افزايش اشتغال، گسترش نظام‌هاي حرفه‌اي كار و اشتغال، جلوگيري از پرولتاريزه شدن كاركنان فكري و چالش‌برانگيزنبودن مشاغل فكري و... تاكيد مي‌كند. در حوزه سرمايه سياسي بر عواملي چون رعايت حقوق مدني، كاهش از خودبيگانگي سياسي و توسعه فرآيندهاي مشاركت سياسي و... اشاره دارد و در زمينه سرمايه اجتماعي، بر كاهش تاكيد بر فرآيندهاي فردگرايانه نخبه‌پروري، توجه به آموزش، تقويت پيوند استاد و دانشجو و... تاكيد مي‌كند. تقويت آموزش دوفرهنگي، پيوند فرهنگ دانشگاهيان و فرهنگ سياستمداران، سياستگذاران و مديران، پيوند فرهنگ علوم انساني و هنر با فرهنگ علمي و فني، تقويت گفت‌وگوهاي فرهنگي در كشورها و... برخي راهبردهاي قانعي‌راد براي تقويت پيوند سرمايه انسان با سرمايه فرهنگي است. مخلص كلام قانعي‌راد در مقالات كتاب حاضر آن است كه ممانعت و جلوگيري از مهاجرت نخبگان يا پديده نگران‌كننده فرار مغزها، امري دستوري نيست كه با بخشنامه و آيين‌نامه بتوان بدان دست يافت. نخبگان دانش در مقام بخش مهمي (اگر نگوييم مهم‌ترين) از سرمايه انساني كشور، نيازمند توجه و حمايت هستند، در غير اين صورت با سختي يا به آساني، راهي براي ترك وطن مي‌يابند و به جايي «بهتر» كه در آن «قدرشان را بدانند» مهاجرت مي‌كنند، اگرچه بدون ترديد، بخش اعظم ايشان ترجيح مي‌دهند در كشور خودشان زندگي كنند و به سرزمين مادري خود خدمت كنند، تا علاوه بر خوشي، احساس خوبي و ارزشمندي بيشتري نيز داشته باشند. منبع: اعتماد ]]> علوم‌انسانی Thu, 21 Jun 2018 10:55:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262400/دل-نگران-فرار-مغزها یادداشت مژده دقیقی برای گلی امامی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262399/یادداشت-مژده-دقیقی-گلی-امامی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مژده دقیقی: صحبت درباره کارنامه دوستی با نزدیک به پنجاه سال فعالیت فرهنگی متنوع کار آسانی نیست.  همیشه امکان دارد وجهی از کارش مغفول بماند و از قلم بیفتد یا به اندازه کافی به آن پرداخته نشود. من امروز سعی می‌کنم در اینجا چند کلمه‌ای درباره  گلی امامیِ مترجم و کتابدار و کتابفروش و فعال فرهنگی بگویم که در طول عمر حرفه‌ای خود همواره حضوری فعال و تأثیرگذار در عرصه‌های فرهنگی گوناگون داشته. بی‌تردید کار در مؤسسه معتبری مانند انتشارات فرانکلین، که بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب دوران در آن مشغول به کار بودند، برای گلی امامیِ جوان شروع بسیار خوبی بود. او به عنوان منشی و ویراستار و عضو هیئت تحریریه مجلات پیک با فرانکلین همکاری می‌کرد. ترجمه را هم در پایان دهه 40  به پیشنهاد مهدخت صنعتی‌زاده، دبیر بخش کتابهای کودک و نوجوان در انتشارات فرانکلین شروع کرد.  اولین کتابی که ترجمه کرد، رمان نوجوانانِ «سرافینا» نوشته مری هریس بود. بعد از آن  هم «پی پی جوراب بلند» رمان مشهور آسترید لینگرن را ترجمه کرد. در آن ایام که کتاب کودک و نوجوان در نشر ما چندان جایگاهی نداشت، هر دو این کتاب‌ها با  استقبال رو به رو شدند، به چاپ‌های مکرر رسیدند و جایزه بردند. به این ترتیب می‌شود گفت گلی امامی در کار ترجمه شروع خوبی داشت. باید مترجم باشی تا درک کنی که چنین شروع خوبی چقدر دلگرم‌کننده است و تا چه مایه می‌تواند در ادامه کار مترجم مؤثر باشد. گلی امامی در دوران فعالیت حرفه‌ای خود به عنوان مترجم، ترجمه کتاب برای نوجوانان را رها نکرد. «اتوبوس مدرسه» ، «خانواده من و بقیه حیوانات» ، «روباه مزرعه»، «شاهزاده خوشحال» ، «ماجراهای من در منظومۀ خورشیدی»  و «روزی که به ماه بروم» از کتاب‌های دیگری است که برای نوجوانان ترجمه کرده. سال گذشته هم، به خاطر تأثیرش بر ادبیات کودک و نوجوان، نشان ویژه لاک‌پشت پرنده را گرفته است. گلی امامی کتابخوان قهاری است. به لذت خواندن خیلی اهمیت می‌دهد و سعی می‌کند از راه ترجمه  شوقِ کتاب خواندن را در خوانندگانش برانگیزد. آثاری  را ترجمه  می‌کند که در درجه اول خودش از خواندن آن‌ها بسیار لذت برده باشد .گستردگی ذوق و سلیقه شخصی‌اش باعث شده در ترجمه هم به حوزه‌های مختلف سرک بکشد؛ برای همین یک جور پراکندگی در انتخاب‌هایش دیده می‌شود . از ادبیات معاصر گرفته تا هنرهای تجسمی وعکاسی و سینما و فلسفه همه‌فهم .  گلی امامی، مژده دقیقی و لیلی گلستان در اختتامیه جایزه فرشته در ترجمه ادبیات بزرگسال بیشتر به ادبیات روز گرایش داشته و همیشه از ادبیات دشوارفهم پرهیز کرده. یکی از اولین ترجمه‌های ادبی‌اش «حباب شیشه سیلویا پلات» است که با اقبال زیادی روبه‌رو شد، هرچند با جبر زمانه به محاق رفت. بعدها کتاب‌های روز دیگری را هم ترجمه کرد، مثل «اجاق سرد آنجلا» ،«امپراطور» ، «زندگی کوتاه است» ، «دختری با گوشواره مروارید» ،« نقب زدن به امریکا» ،« به کسی مربوط نیست» ، و مجموعه داستان نیویورکریِ «برخوردی کوتاه با دشمن». در سال‌های اخیر، با معرفی آلن دو باتن، توجه خیلی‌ها را، از کتابخوان‌ها گرفته تا ناشران و مترجم‌ها، به این نویسنده فیلسوف جلب کرده است. دو باتن سعی می‌کند نگاه فلسفی‌اش را به مسائل انسان امروز با زبانی همه‌فهم بیان کند و فلسفه را به عرصه زندگی روزمره بی‌آورد. گلی امامی با ترجمه چهار کتاب از این نویسنده کتابخوان‌های ایرانی را با لذت خواندن فلسفه به زبان مردم امروز آشنا کرده است: «هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» ، «هنر سیر و سفر» ، «پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» و «جستارهایی در باب عشق» .  البته خانم امامی خودش را از قربانیان ترجمه‌های مکرر می‌داند، ولی این روزها که مرزهای اخلاق و عدالت و انصاف در همه عرصه‌ها به طرز حیرت‌آوری جابه‌جا شده، و در این اوضاع آشفته نشر، به یک معنی ما همه قربانی هستیم.  هنرهای تجسمی  و سینما از زمینه‌های دیگر ترجمه گلی امامی است. در این حوزه، به غیر از «راهنمای کارگردانی فیلم» ، دو گفتگوی خواندنی از وودی آلن و بیلی وایلدر را هم ترجمه کرده است. در میان ترجمه‌هایش کتابی هم درباره پابلو پیکاسو هست، «مردی که دوزخ را نقاشی کرد». وقتی در میان طیف متنوع ترجمه‌های گلی امامی به دنبال ویژگی مشترکی می‌گشتم ، به فکرم رسید که همه این آثار، علاوه بر آنکه لذت خواندن را به خواننده می‌چشانند دریچه‌هایی به دنیای انسان مدرن هستند و از راهی نرم و هموار، افق دید کتابخوان فارسی‌زبان را به جهان‌های دیگر  باز می‌کنند.  گلی امامی را می‌توان مترجم سخت‌کوش و خوش‌اقبالی دانست که به گواهی تجدید چاپ‌های مکرر کتاب‌هایش، موفق شده در دوره فعالیت حرفه‌ای خود خوانندگان زیادی را به کتاب خواندن علاقه‌مند کند و  مخاطبانی پیدا کند که همیشه پیگیر ترجمه‌هایش بوده‌اند. اما ترجمه فقط بخشی از کارنامه گلی امامی است. بد نیست همین جا به چند فعالیت کتابیِ دیگر ایشان هم اشاره کنم. خانم امامی یک کتاب «آشپزی بدون گوشت» تألیف کرده‌اند که،  به گواهی چاپ‌های مکررش و تجربه شخصی خودم، کتاب خیلی موفقی بوده. چند کتاب هم با کوشش و اهتمام ایشان گردآوری و منتشر شده، از جمله «عکاسی سیاه وسفید» با همکاری کریم امامی؛ «نامه‌های همایون صنعتی‌زاده به خواهرش» و مجموعه نقدها و مقالات انگلیسیِ زنده‌یاد کریم امامی درباره رویدادهای تجسمی ایران در دهه 40 که ابتدا به انگلیسی ترجمه شد و ترجمه فارسی آن هم اخیراً درآمد.  یکی دیگر از جنبه‌های فعالیت گلی امامی کتابفروشی است، به طور مشخص نزدیک به بیست سال کتاب فروختن همراه با همسرش کریم امامی در کتابفروشی «زمینه» در چهارراه حسابی. ولی برای آگاهی از پیشینه این کار باید سال‌ها به عقب برگردیم. دوران کار در انتشارات فرانکلین و آشنایی با چم و خم دنیای نشر، و بعد از آن همکاری با کتابفروشی جیبی، و بعدها تأسیس کتابخانه هنری برای دانشگاه فارابی. می‌توان گفت گلی امامی در سال 1362  همه این تجربه‌ها را در راه انداختن کتابفروشی در  یک محله مسکونی نزدیک میدان تجریش به کار گرفت، آن هم در زمانی که پشت دخل ایستادن خانم‌ها چندان رایج نبود. گلی و کریم امامی موفق شدند با همه فراز و فرودهای روزگار، زمینه را به یک کتابفروشی دلپذیر و مورد علاقه اهل فرهنگ با مجموعه‌ای غنی تبدیل کنند. بی‌تردید حضور چنین زوج فرهنگی باتجربه‌ای محیط جذابی برای کتابدوستان فراهم  می‌کرد. پیدا بود که مجموعه کتابفروشی زمینه  با شناخت از کتاب‌ها و مخاطبان انتخاب می‌شود. کتابفروش‌ها هم در معرفی و توصیه کتاب‌ها کم نمی‌گذاشتند. به هر کسی، با توجه به شرایط و علائق‌اش، کتاب‌هایی توصیه می‌کردند. نوجوان‌ها و جوان‌های زیادی در آن محل با همین توصیه‌ها کتابخوان شدند. کتابفروشی طبقه‌بندی موضوعی داشت و در دوره‌ای هر ماه فهرستی از تازه‌های کتاب را همراه با توضیحی کوتاه به قلم شیرین آقای امامی برای مشتریان می‌فرستادند. همین ابتکارها و دل سوزاندن‌ها باعث می‌شد «زمینه» خیلی بیشتر از یک کتابفروشی معمولی باشد. کم‌کم پاتوق فرهنگی شد و خیلی از اهالی فرهنگ هنوز پنجشنبه‌های زمینه را به خاطر دارند. گلی امامی بعد از فراغت از کتابفروشی، همچنان به فعالیت‌های فرهنگی‌اش، چه به صورت سرپرستی مؤسسه نشر یا اداره گالری نقاشی، ادامه داده و می‌دهد. همچنان پای ثابت و حامی نشریات ادبی است و یاور اینگونه فعالیت‌ها و جایزه‌های ادبی و فرهنگی که به رونق ادبیات و هنر در این دیار کمک می‌کنند. برایش آرزوی عمری دراز و قلمی توانا و ذهنی پربار دارم.   اجازه بدهید صحبت را با یاد انسان بزرگ و محترمی به پایان ببرم که در چنین مجلسی نمی‌توان از او یاد نکرد. معروف است که پشت هر مرد موفقی یک زن خوب هست. حتماً همینطور است. البته امروز، که مدتی است در جامعه ما زن‌ها از پستو بیرون آمده‌اند، این را هم می‌گویند که پشت یک زن موفق هیچکس نیست گرچه فکر می‌کنم جامعه ما دیگر از این کلیشه‌ها گذشته، ولی  نمی‌شود در اینجا از یکی از شانس‌های رشک‌برانگیز زندگی گلی امامی یاد نکرد که داشتن یار و یاور و همفکر و همراهی مانند کریم امامی بوده است. یادت گرامی آقای کتابنده.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 10:09:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262399/یادداشت-مژده-دقیقی-گلی-امامی ​یکشنبه خواهد آمد/مروری بر «بی قراری» زولفو لیوانلی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262323/یکشنبه-خواهد-آمد-مروری-بی-قراری-زولفو-لیوانلی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-مجتبی نریمان: پسرم! می‌دانی حارصه چیست؟ یک واژۀ قدیمی عربی است. همان‌طور که می‌دانی کلمات حرص و حارص و احتراص و محترص همه از این ریشه‌اند. حارصه این است فرزندم: می‌دانی که به شترها، کشتی‌های بیابان می‌گویند؟ این حیوانِ مبارک سه هفته بدون خوردن و آشامیدن، تشنه و گرسنه راه می‌رود و راه می‌رود؛ یعنی این‌قدر مقاوم است. اما یک خاری در بیابان هست که خیلی دوستش دارد. هرجا ببیند خار را از ریشه کنده و مشغول خوردن می‌شود. خارِ بُرنده دهانِ شتر را زخم می‌کند و زخم‌ها شروع به خونریزی می‌کنند. مزۀ شور خون که با طعم خار آمیخته می‌شود، شتر بیش‌تر کیف می‌کند. به این ترتیب، تا می‌خورد خون ریزی ادامه دارد و هیچ جوری از خونِ خودش سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشویم شتر به دلیل خون ریزی می‌میرد. به این می‌گویند حارصه. همان‌طور که قبلاً گفتم کلمات حرص، حارص و احتراص از این‌جا می‌آیند. این عادتِ همۀ خاورمیانه است پسرم! تمام تاریخ مشغول کشتن هم بوده‌اند و اصلاً نمی‌فهمند که درواقع دارند خود را می‌کشند و از طعم خونِ خود سرخوش می‌شوند. (از متن کتاب، ص 46)   زولفو لیوانلی Huzursuzluk را سال 2017 منتشر کرد. مجتبی مرادی کتاب را «بی‌قراری» ترجمه کرده، اما باید بدانیم معادل فارسی مناسبی برای Huzursuzluk وجود ندارد. معادلی که بتواند معنای Huzursuzluk که بسیار دردآورتر از بی‌قراری است را بیانگر باشد. شاید اگر نگارنده می‌خواست نامی برای کتاب انتخاب کند وفاداری به متن را کنار می‌گذاشت و «یکشنبه خواهد آمد» را به عنوان نام کتاب برمی‌گزید. نامی که وقتی رُمان را بخوانید به آن خواهید رسید. کتاب چند ماه بعد از چاپ نخستین نسخه در ترکیه از ترکی استانبولی به فارسی برگردانده شده و در  نمایشگاه کتاب اردیبهشت ماه توسط «نشر ری را» از آن رونمایی شد. زولفو لیوانلی شاعر، خواننده، کارگردان و نویسنده سیاسی ترک است که با جدیدترین رمان خود نشان داد در آینده نام او را بیشتر خواهیم شنید و دور از ذهن نیست یکی از همین سال‌ها جایزه نوبل را از آن خود کند و کتاب‌های او مورد هجوم مترجم‌ها و نشریات قرار گیرند.بی‌قراری داستان جنگ است، داستان داعش، خون و خشونت، مذهب و باورهای غلط، انسانیت، گرسنگی و آوارگی و درد و درد و درد. بیقراری را که خواندم بادبادک‌باز خالد حسینی را یاد آوردم. آن‌جا طالبان بود و حال که سال‌ها از نوشتن آن رمان می‌گذرد در رمانی دیگر داعش جای آن را گرفته است. درد زندگی در خاورمیانه را نویسندگان خاورمیانه به رشته تحریر درآورده‌اند و درخواهند آورد و باید گاهی آثار آمریکای جنوبی و اروپایی را کنار بگذاریم و به خواندن و ترجمه نویسنده‌های خاورمیانه بپردازیم. بی‌قراری روایت ابراهیم، روزنامه‌نگاری است که به طور اتفاقی خبر کشته‌شدن دوست دوران کودکی خود در امریکا را، در پاورقی روزنامه می‌خواند و به جست‌وجوی آن برمی‌خیزد و در یافتن جواب سوالات خود به شهر کودکی‌اش ماردین می‌رود که از شهرهای مرزی کشور ترکیه است و پناهجویان سوری از مرزها گریخته و به آن‌جا پناه آورده‌اند و در چادر زندگی می‌کنند. ابراهیم در سفر خود به ماردین درگیر ماجراهایی می‌شود که مسیر زندگی‌اش را عوض می‌کند و از او انسان دیگری می‌سازد. در این مسیر ابراهیم با دختری ایزدی آشنا می‌شود و درمی‌یابد بر خلاف آنچه تا آن روز تصور می‌کرده و ایزدی‌ها را یزیدی خطاب می‌کرده و آن‌ها را شیطان‌پرست می‌دانست، آن‌ها نه ربطی به یزید دارند و نه شیطان را می‌پرستند. روایت اصلی رمان به قدری جذاب است که به سختی کتاب را زمین گذاشتم و تمام دقایقی که به کارهایی جز خواندنش مشغول بودم به ادامۀ آنچه پیش می‌آمد فکر می‌کردم. هرچند روایت‌های فرعی رمان نیز به درستی مابین روایت اصلی آمده‌اند و در میان تلخی زندگی ملکناز، خرده‌روایت‌هایی مانند ماجرای طلاق ابراهیم کمی از تلخی بی‌اندازۀ روایت اصلی می‌کاهد. بی‌قراری مملو از پاراگراف‌ها و جمله‌هایی تکان‌دهنده است که می‌توان هرکدام را برای پشت جلد کتاب انتخاب کرد و در فضای مجازی به عنوان معرفی کتاب منتشر کرد. جمله‌هایی که گاه آدمی را تکان می‌دهند و گاه آن‌قدر تلخ می‌شوند که سخت می‌توانی دوباره بخوانی‌اشان.  لیوانلی در بی‌قراری تصویرسازی‌های بجا و درست و دقیقی ارائه می‌کند، آنقدر که خواننده می‌تواند معبد خورشید را با جزئیات ببیند و خود را در آن تصور کند. بی‌قراری خواننده را درگیر می‌کند تا نتواند کتاب را زمین بگذارد. شخصیت‌پردازی فوق‌العاده شکل می‌گیرد به‌طوری که خواننده را به حسین تبدیل می‌کند و در پی ملکناز می‌فرستد. ملکناز، دختری که هیچ‌کدام از عناصر زیبایی را، آن‌هایی که ما از زیبایی می‌شناسیم و به خوردمان داده‌اند را ندارد. اما در پی او می‌دویم بی آن‌که او را ببینیم یا بخواهیم او را ببینم. بی آن‌که میل به دیدنش داشته باشیم پی او می‌دویدم، تا جایی که ممکن است با خود بگوییم: بد نیست اگر صاحب فرزند دختری شدم نام او را ملکناز بگذارم.   لیوانلی بخش کوچکی از آن‌چه بر سر مردم سوریه آمده را به رشتۀ تحریر درآورده، بخش کوچکی از جنایات هولناک داعش.  از دردهای مسلمان بودن، وقتی برای فرار از آن‌چه داعش اسلام می‌نامد به امریکا سفر می‌کند و در آن‌جا آن‌ها که از اسلام بیزارند به فجیع‌ترین شکل ممکن قصابی‌اش می‌کنند.   بگذار قصه‌ای برایت بگویم: در دینِ شما اسلام، یکی از اولیای زن، در یک دستش یک دلو آب و در دیگری یک ظرف آتش می‌گیرد راه می‌افتد. وقتی از او می‌پرسند کجای می‌روی؟ می‌گوید: با این سطل آتشِ جهنم را خاموش می‌کنم و با آن دیگری بهشت را آتش خواهم زد. چون‌که ریاکاریِ انسان‌ها به خاطر وعدۀ بهشت و خوفِ جهنم را دوست نداشت و نمی‌خواست. (از متن کتاب، ص 100) کتاب دقیقاً حجمی که باید را دارد، کلامی اضافه گویی ندارد، نه زیاد است و نه کم، آنچه می‌خواست بگوید را در بهترین قالب بیان کرده است. خواندنش به خواننده روح تازه می‌بخشد و ذهنش را در مقابل آن‌چه در خاورمانه در حال رخ دادن است باز می‌کند. بی قراری بوی خون می‌دهد بی‌آن‌که گلوله‌ای در آن شلیک شود و به خط مقدم نبرد پا بگذارد، چراکه تمام خاورمیانه خط مقدم است. متأسفانه بعد از خواندن کتاب و درست هنگامی که مشغول نگارش این چند خط بودم متوجه شدم ترجمه دیگری از این کتاب توسط مترجم و نشر دیگری به بازار آمده که بخش کوچکی از مصائب عدم عضویت در کپی‌رایت جهانی است. با این وصف احتمالاً بخشی از زحمات مترجمان کتاب‌ها و سرمایه‌گذاری نشرها آسیب خواهد دید و اجرا و تابعیت از قوانین کپی رایت بیش از آن‌که به زیان ناشرین منجر شود به درآمد بالاتر آن‌ها ختم خواهد شد.   برای این‌که به جنازه بی احترامی نشود، دست ندادیم، همدیگر را در آغوش نگرفتیم، در حالی که با احترام کنار هم ایستاده بودیم فقط دست‌هایمان به هم خورد. بعد، محمد دوبار به آرامی به پشتم زد. همان موقع، آیسل گیسوهای بافته‌اش را که معلوم بود از کودکی دست نزده و تا کمرش آمده بود، برید و در قبر برادرش انداخت. (از متن کتاب، ص 26) رمان «بی‌قراری» نوشته زولفو لیوانلی با ترجمه مجتبی مرادی از سوی نشر ری‌را در ۲۱۸ صفحه و با قیمت ۲۵هزارتومان راهی بازار نشر شده است.      ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 10:05:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262323/یکشنبه-خواهد-آمد-مروری-بی-قراری-زولفو-لیوانلی اخلاقیات مطرح شده در آثار سنایی در اخلاقیات جهانی مطرح است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262398/اخلاقیات-مطرح-شده-آثار-سنایی-جهانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست‌وهفتمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع «تلقی سنایی از دین و دینداری» با سخنرانی ایرج شهبازی، پژوهشگر، نویسنده، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و موسسه لغت نامه دهخدا، عصر روز چهارشنبه (30خردادماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   ایرج شهبازی  صحبت‌های خود را با اشاره به مباحث جلسه گذشته و انواع دینداری فقهی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی شروع کرد و گفت: منظور از دینداری فلسفی آن نوع از دینداری است که بر عقل مبتنی است و می‌خواهد همه اجزای دین را به شکل عقلانی تبیین و تفسیر کند، اما باید توجه داشت در همه جا امکان‌پذیر نیست که درباره مسائل دینی به شکل عقلانی برخورد کرد، چرا که تعداد زیادی گزاره در همه ادیان و از جمله دین اسلام وجود دارد که نه خردستیز، بلکه خردگریز هستند که به نظر می‌رسد سنایی هم دقیقا به این موضوع اعتقاد دارد. یعنی به نظر او هم نمی‌توان همه بخش‌های دین را به صورت عقلانی تبیین و تفسیر کرد.   او ادامه داد: سنایی معتقد است با عقل نمی توان به طرف دین رفت. به نظر او پاره‌ای از امور مهم، از جمله خود عشق و دین با دلایل و تحلیل‌های عقلانی قابل رد و قبول یا بررسی نیستند. در واقع سخن سنایی این است که وقتی می‌خواهید بر آستان دین بروید، عقل را کنار بگذارید و در برابر خداوند، سر تا پا تسلیم و نیاز باشید تا او خود راه را به شما نشان دهد. از این جهت سنایی تاکید می‌کند که اگر می‌خواهید دین پاک و خالصی داشته باشید، باید عقل را کنار بگذارید.   شهبازی ضمن قرائت ابیاتی از سنایی در تقابل عقل و دین، به چگونگی ورود فلسفه یونانی در بین مسلمانان و شکل‌گیری تقابل میان حکمت یونانی و حکمت ایمانی یا قرآنی اشاره کرد و افزود: در بین کسانی مثل خاقانی، سنایی، عطار، سهروردی و امثال آن‌ها، همیشه شاهد تقابل حکمت ایمانی و یونانی هستیم و دائم در این میان جنگ وجود دارد. سنایی هم از جمله کسانی است که این جنگ برای او بسیار مهم است  و دائما به ما هشدار می‌دهد که به قرآن و ایمان اسلامی بچسبید و فلسفه یونانی را کاملا رها کنید.   سنایی عقل تحت سلطه شرع را قبول دارد وی اضافه کرد: به نظر می‌رسد سنایی گونه‌ای از عقل را قبول دارد که خود آن را عقل آن‌جهانی، رحمانی یا عقل تابع شریعت می‌نامد. منظور او از این عقل، عقل فلسفی، علمی و عقلی که بر برهان و استدلال استوار باشد، نیست، بلکه او عقلی را می‌پسندد که در چهارچوب شرع فعالیت داشته باشد و حکمت دستورات شرعی را بفهمد. مهم‌ترین ویژگی این عقل  این است که حتما باید خودخواهی و عنادیت را کنار گذاشته باشد. بنابراین سنایی عقل تحت سلطه شرع را قبول دارد. به نظر او عقل دینی، عقل خوبی است و با عقل فلسفی و مبتنی بر استدلال و برهان مخالفت می‌کند و آن را نمی‌پسندد.   نویسنده کتاب «تو مرا بسی» ضمن خواندن ابیاتی از سنایی در رابطه با عقل دینی، بیان کرد: حرف‌هایی که امثال سنایی، عطار، حافظ، مولانا و ... درباره عقل می‌زنند، از جهاتی بسیار ارزشمند هستند، چرا که یک نوع نقادی عقل در آن‌ها وجود دارد، یعنی تلاش می‌کنند محدوده و حدود فعالیت عقل را به ما نشان دهند، به ما بیاموزند که عقل همه‌کاره نیست و همه چیز را با عقل نمی‌توان فهمید که به نظر من این نقادی عقل بسیار ارزشمند است و ما باید به ان احترام بگذاریم.   او ادامه داد: از سوی دیگر کسانی مثل سنایی، عطار، حافظ و مولانا، واقعا سال‌های زیادی به دنبال فلسفه رفته، علم آموخته و کتاب خوانده بودند و بعدا به این نتیجه رسیده بودند که غیر از عقل راه‌های دیگری هم برای معرفت وجود دارد. در فرهنگ ما و در حاشیه آن بزرگان، یک جریان عظیم خرد ستیزی و خردگریزی پیش آمد و متاسفانه این خردگریزی آنقدر اوج گرفت که فکر می‌کنم کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که تظاهر به بی‌عقلی مایه تفاخر است. همه این‌ها در طی زمان به زیان ما تمام شده و از ما ملتی ساخته است که یک وجه ما همیشه این بوده که از خرد فرار می‌کنیم.   از اولویت‌های فرهنگ ما احیای مقام عقل است عضو هیات علمی موسسه لغت‌نامه دهخدا در ادامه به جایگاه عقل در جامعه ما اشاره کرد و افزود: عقل در فرهنگ ما دو رقیب خیلی قوی چون دین و عشق داشته است، یعنی در فرهنگ ما همواره تضاد بین عقل و دین از یک سو و عقل و عشق از سوی دیگر وجود داشته و دارد و با کمال دریغ، در این رقابت  تاریخی، همواره عقل مغلوب شده و شکست خورده است. به عقیده بنده وقتی در آثار بزرگانی چون حافظ، مولانا، سنایی، عطار و امثال آن‌ها مطالعه می‌کنیم، همواره باید مراقب این وجه آسیب‌زا  و صدمه‌رسان اندیشه آن‌ها باشیم و به نام نقادی عقل، کارمان یک‌سره به انکار، تحقیر و رد کردن عقل نکشد. به نظر من یکی از اولویت‌های فرهنگ ما در این زمان، احیا مقام عقل و نشاندن آن در جایگاه راستین خود است.   احترام شدید سنایی به دینداری اخلاقی شهبازی دینداری اخلاقی را سومین نوع دینداری در آثار سنایی معرفی کرد و گفت: در اینجا منظور دینداری است که در آن تلاش ما این است که از طریق دین به اخلاقی شدن نزدیک شویم، بین دین و اخلاق تضادی وجود ندارد، بلکه دین مقدمه اخلاقی شدن انسان‌ها را فراهم می‌آورد و جایگاه اخلاق در دینداری به شکل ویژه‌ای دیده می‌شود. به نظر می‎‌رسد سنایی به این نوع دینداری به شدت احترام می‌گذارد و هر قدر که دینداری فقیهانه و فلسفی را رد می‌کند، دینداری اخلاقی را ترویج می‌دهد و شدیدا از آن دفاع می‌کند.   از نظر سنایی اخلاق هم علت و هم معلول و نتیجه دین است وی در ادامه به نکات اصلی در رابطه بین دین و اخلاق در آثار سنایی اشاره کرد و افزود: از نظر سنایی اخلاق مقدمه دین است، یعنی مادامی که یک انسان اخلاقی نشده باشد، به دین به معنای راستین دسترسی ندارد. بنابراین از نظر او اخلاق شرط لازم دیندار شدن است و مقدمه را برای دیندار شدن فراهم می‌کند. از این مطلب می‌توان نتیجه مهم‌تری گرفت که همانقدر که ویژگی‌های عالی و فضیلت‌های اخلاقی جا را برای دیندار شدن فراهم می‌کنند، رذایل اخلاقی مانع و آفت دینداری هستند. همچنین به نظر سنایی اخلاقی شدن نتیجه دین هم هست، یعنی از نظر سنایی اخلاق هم علت و هم معلول و نتیجه دین است، به عبارت دیگر با اخلاقی‌شدن دیندار می‌شویم و با دیندار شدن باید اخلاقی‌تر شویم.   عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه اخلاقیات جهانی، اخلاقیاتی هستند که در تمام مکاتب، مذاهب و فرقه‌ها مشترکند و هیچ مکتبی در جهان نیست که آن‌ها را قبول نداشته باشد، بیان کرد: در کل جهان حدود 90 مسلک و ده‌ها مکتب بزرگ اخلاقی وجود دارد که اگر آمار بگیریم، اخلاقیاتی که سنایی از آن‌ها صحبت می‌کند، دقیقا در لیست اخلاقیات جهانی وجود دارد. به عقیده من سخنان سنایی درباره اخلاق و دین بسیار درست و ارزنده هستند و تلقی او از دین اخلاقی از بایستگی‌های زمانه ما است، یعنی ضرورت دارد که در زمانه ما روی این موضوع بسیار تاکید شود، چرا که متاسفانه در جامعه ما روز به روز فاصله دین و اخلاق از هم بیشتر شده است.   نویسنده کتاب «داستان‌های مثنوی معنوی» دینداری عرفانی را چهارمین نوع دینداری در آثار سنایی خواند، ضمن ارائه نکات صلبی و ایجابی درباره دینداری و خداشناسی و ضمن توضیح مختصر آن‌ها گفت: دینداری عرفانی آن نوع از دینداری است که مبنای آن عرفان است و منظور از عرفان هم این است که در سطح معرفت‌شناسی به شهود شخصی و دل اعتماد کنیم.   نقدهای سنایی بر دین فقیهانه و سخنان او درباره دین اخلاقی نیاز امروز جامعه ما وی ضمن قرائت نمونه‌هایی از تاویل‌های عرفانی سنایی، بیان کردو در جمع‌بندی بحث عنوان کرد: در مجموع می‌توان گفت که سنایی دینداری فقیهانه و فلسفی را قبول ندارد اما دینداری اخلاقی و عرفانی را کاملا قبول دارد. به نظر می‌رسد که اگر چه حرف‌های سنایی درباره عرفان و دین عرفانی خیلی خوب هستند اما چندان قابلیت عمومی شدن ندارند. در بین این حرف‌ها آن چیزی که خیلی برای جامعه ما لازم است، نقدهای سنایی بر دین فقیهانه و سخنان او درباره دین اخلاقی است و این‌ها می‌توانند برای زمانه ما خیلی مفید و سودمند باشند.   شهبازی در ادامه گفت: در نظر سنایی اوج دینداری، دینداری عرفانی است اما او هم مانند هر انسان فرزانه‌ای به قانون حفظ مراتب که در تعلیم و تربیت و انسان‌شناسی بسیار حائز اهمیت است، اعتقاد دارد. سنایی اگرچه دینداری عرفانی را عالی‌ترین نوع دینداری می‌داند ولی می‌گوید ممکن است که شما در سطحی باشید که دینداری فقهی بهتر به شما جواب دهد.   وی در انتها به رابطه بین دین و دنیا اشاره کرد و افزود: نظر سنایی این است که دین و دنیا مانع‌الجمع هستند و با همدیگر جمع نمی‌شوند و شخص باید انتخاب کند که یا دیندار باشد و یا اینکه به دنبال دنیا برود ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 10:03:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262398/اخلاقیات-مطرح-شده-آثار-سنایی-جهانی بهره‌مندی از ظرفیت‌ نهاد برای رشد فرهنگ کتابخوانی در خانواده ارتش http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262397/بهره-مندی-ظرفیت-نهاد-رشد-فرهنگ-کتابخوانی-خانواده-ارتش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، به دنبال مشارکت گسترده عمومی و همچنین مشارکت دستگاه‌ها و نهادهای مختلف در برگزاری موفق دوره‌های پیشین جشنواره کتابخوانی رضوی، ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با هدف گسترش فرهنگ کتابخوانی از طریق ترویج سیره رضوی در خانواده ارتش، خواستار مشارکت در برگزاری هشتمین جشنواره بین المللی کتابخوانی رضوی شد. امیر سرتیپ دوم شاهین تقی خانی با اشاره به ضرورت گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه گفت: مقام معظم رهبری و فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) فرمودند «من هر زمانی که به یاد کتاب و وضع کتاب در جامعه ی خودمان می‌افتم، قلباً غمگین و متاسف می‌شوم... باید کتاب اقلاً ده برابر این میزان، رواج و توسعه و حضور داشته باشد.» بر این اساس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران در راستای تحقق منویات ایشان در خصوص اهمیت کتابخوانی و ایجاد بسترهای لازم برای مطالعه بیشتر کارکنان (پایور و وظیفه) و خانواده‌های آنان طرح «مصباح» را با عنوان «طرح ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در ارتش» را تهیه و تنظیم کرده است. وی با تقدیر از مسئولان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، افزود: یکی از بندهای این طرح فرهنگی عقد تفاهمنامه با نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به منظور استفاده از ظرفیت‌های این نهاد برای رشد فرهنگ کتابخوانی در خانواده ارتش است؛ خوشبختانه با اهتمام مسئولان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در ترویج این امر مقدس، تفاهمنامه مورد نظر منعقد شد تا از این پس کتابخانه‌های ارتش نیز از ظرفیت‌های توسعه و ترویج کتابخوانی این نهاد بهره‌مند شوند. معاون فرهنگی و روابط عمومی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در ادامه از جشنواره کتابخوانی رضوی به عنوان جشنواره‌ای با برکت یاد کرد و گفت: این جشنواره با ارائه آثار مکتوب با موضوع زندگی و سیره امام رضا(ع) از یک سو به توسعه فرهنگ مطالعه در جامعه و از سوی دیگر به ترویج معارف رضوی منجر می‌شود که تجربیات و دستاوردهای خوبی در دوره‌های پیشین برگزاری به دست آورده است. سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به مشارکت گسترده ارتش در هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی گفت: مجموعه ارتش با تبلیغات مناسب از طریق فضای مجازی، تبلیغات میدانی و با داشتن ۳۵۰ کتابخانه مستقر در مراکز اداری، آموزشی، مسکونی، با شرکت حداکثری کارکنان خود اعم از پایور و وظیفه و خانواده‌های محترم کارکنان، حضور پر رنگی در برگزاری هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی خواهد داشت. لازم به ذکر است نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ۲۴۵۰ جلد کتاب از منابع این جشنواره (شامل ۳۵۰ سری از منابع)، ۱۰ هزار و پانصد برگه نقاشی، ۱۴ هزار برگ پاسخ‌نامه و قریب به ۳۵۰۰ فرم مشارکت به‌صورت خانوادگی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار داد. همچنین مجموعه اقلام فرهنگی شامل پوستر، بنر و تیزر هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی نیز به‌منظور اطلاع‌رسانی در اختیار ارتش قرار گرفته است. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 09:02:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262397/بهره-مندی-ظرفیت-نهاد-رشد-فرهنگ-کتابخوانی-خانواده-ارتش «طریق بسمل شدن» دولت آبادی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262395/طریق-بسمل-شدن-دولت-آبادی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «طریق بسمل‌شدن» نوشته محمود دولت‌آبادی در کتابخانه دکتر شریعتی نیشابور نقدوبررسی می‌شود. در این نشست زهرا ابویسانی، مجید نصرآبادی  مصطفی بیان حضور دارند و به نقدوبررسی اثر خواهند پرداخت. علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند  شنبه 2 تیرماه 1397 از ساعت 16:30 تا 18:30 به کتابخانه دکتر شریعتی نیشابور واقع در خیابان شهید جعفری مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:52:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262395/طریق-بسمل-شدن-دولت-آبادی-بررسی-می-شود نقدوبررسی داستانی از علی‌اکبر حیدری در انجمن نقد ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262396/نقدوبررسی-داستانی-علی-اکبر-حیدری-انجمن-نقد-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان کوتاه «تاوان» نوشته علی‌اکبر حیدری در انجمن نقد ادبی ایران نقدوبررسی می‌شود. این داستان از مجموعه «بوی قیرداغ» انتخاب شده است. علی اکبر حیدری نویسنده رمان «تپه خرگوش» است که امسال در جایزه ادبی هفت اقلیم توانست جایزه بهترین رمان از نگاه خوانندگان را از آن خود کند. این نشست امروز پنج‌شنبه 31 خرداد ساعت 14:30 با حضور نویسنده در انجمن نقد ادبی ایران واقع در دانشگاه تربیت مدرس، ضلع غربی درب جنوب دانشکده فناوری‌های برتر برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262396/نقدوبررسی-داستانی-علی-اکبر-حیدری-انجمن-نقد-ایران از ادبیات معاصر ایران خیلی خوشم می‌آید، تعارف نمی‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262394/ادبیات-معاصر-ایران-خیلی-خوشم-می-آید-تعارف-نمی-کنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_رضا آشفته: لیودمیلا یانوا استاد ادبیات و فرهنگ فارسی در دانشگاه صوفیه بلغارستان است. لیودمیلا یانوا که پیش از این کتاب‌هایی را از نویسندگان -به ویژه زنان نویسنده‌ ایرانی به زبان بلغاری برگردانده، با بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان ایرانی آشنایی و ارتباط نزدیکی دارد. "پدر آن دیگری"، نوشته‌ پرینوش صنیعی اخیرا به زبان بلغاری منتشر شده است. این دومین کتابی‌ست که از پرینوش صنیعی با ترجمه‌ مستقیم لودمیلا یانوا به بلغاری منتشر می‌شود. این کتاب به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده و جایزه‌ها و نقدهای مثبت بسیاری دریافت داشته است. سهم من کتاب اولی است که از این نویسنده ایرانی با ترجمه یانوا در بلغارستان منتشر شده است. لیودمیلا یانوا فارسی را قشنگ حرف می‌زند، با ضرب‌المثل‌ها و کنایه‌هایش، با شتاب، که مبادا از ذهنش جا بماند. بیشتر دوشنبه‌ها توی دفترش در بخش ایران‌شناسی در مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی دانشگاه صوفیه "سنت کلیمنت اوحریدسکی"، برای شاگردانش فیلم ایرانی می‌گذارد. خودش هم می‌بیند و به کنایه‌ها بلند می‌خندد و گاهی توضیح می‌دهد. سینمای ایران را خوب می‌شناسد بهتر از خیلی ایرانی‌ها؛ نویسنده‌های ایران را هم. ایرانی نیست ولی مسائل ایران را از نزدیک دنبال می‌کند. "حق مساوی" یا همان "راونو پراویه"- به بلغاری، نام کتابی است که برگرفته از داستان‌های 17 نویسنده زن ایرانی است که با ترجمه او در کشورش منتشر شده و بسیار هم تاثیرگذار بوده است. نویسندگان این کتاب عبارتند از: فرخنده آقایی، شیوا ارسطویی، مهشید امیرشاهی، فریبا وافی، فرشته مولوی، مجبوبه میرقدیری، شهرنوش پارسی‌پور، زویا پیرزاد، فرشته ساری، ناهید طباطبایی، گلی ترقی، مینو فرشچی، زهره حکیمی، فریده خردمند، سپیده شاملو و مهری یلفانی. و لودمیلا به جز با 2 نفر از آنان با بقیه‌شان در تماس است. آن قدر که وقتی به ایران می‌آید دنبالش می‌آیند و با هم مثل دوستان دیرین دیدار می‌کنند. لیودمیلا یانوا در سال 1972- 1351 هجده ساله بود که شاگرد زبان و ادبیات انگلیسی و همچنین فارسی در دانشگاه تهران شد. او پژوهش‌هایش را در دانشگاه صوفیه "سنت کلیمنت اوحریدسکی" در رشته انگلیسی و در کنار آن فارسی ادامه داد. اکنون در مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی واحدهای مختلفی را در زبان فارسی درس می‌دهد، دستور و قواعد نگارش، آواشناسی و آوانگاری فارسی، تئوری‌های سبک‌شناسی فارسی و تئوری ترجمه. از کتاب‌های صادق هدایت شروع کرد ترجمه را، در کتابی با عنوان "سویتلینا ای سیانکا" که یعنی نور و سایه که به دلایل مشکلات اقتصادی در کشور بلغارستان انتشار پیدا نکرد و بعد با همکاران هندشناس وی نادژدا روزوا و والنتینا مارینوا کتاب مجموعه داستان‌های "زن شرق بودن..." را با برگردان بلغاری مجموعه داستان‌های معاصر زنان نویسنده ای از کشورهای مختلف شرقی از جمله سوریه، ترکیه، هند، کویت، پاکستان و ایران جمع‌آوری و منتشر کردند. در این کتاب داستان‌هایی از زهره حاتمی، شهرنوش پارسی‌پور، منیرو روانی‌پور، فریبا وافی، محبوبه میرقدیری، فرشته ساری؛ رویا شاپوریان و چند شعر از سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد به چشم می‌خورد که به جز شعرها، دیگر مطالب را خانم یانوا به بلغاری برگردانده. دو کتاب دیگر نیز در میان مجموعه کارهای خانم یانوا دیده می‌شود، داستان‌هایی به فارسی و برای سطوح مختلف دانشجویان زبان و فرهنگ پارس: "داستان معاصر ایران- 26 داستان کوتاه از 26 نویسندگان" و دومی "کتاب درسی فارسی" که این یکی برای آموختن زبان فارسی برای دانشجویان سال دوم نوشته است. کتاب درسی با کمک بخش فرهنگی سفارت ایران به چاپ رسیده و این مسئله را از طرح روی جلد می‌توان حدس زد. مردم بلغارستان فردوسی، سعدی، خیام، حافظ را کم و بیش می‌شناسند. اما زبان آنان در میان زبان‌های هند و اروپایی است بنابراین با زبان پارسی اشتراکاتی دارد و می‌شود در آنجا نیز کلمات پارسی را سراغ گرفت... با این بانوی بزرگواری که برای شناساندن ادبیات و فرهنگی ایرانی در کشورش می‌کوشد، گفت‌‌وگویی انجام داده‌ایم درباره آشنایی و پرداختن‌اش به ادبیات پارسی که در ادامه می‌خوانید: از کجا و چگونه با زبان پارسی آشنا شدید؟ می‌گویند چیز تصادفی وجود ندارد. چندین دهه پیش، یک سال قبل از تمام کردن دبستانم به پدرم پیشنهاد کردند که رئیس بازرگانی بلغارستان در ایران یا فرانسه شود. اگرچه او فارغ‌التحصیل اقتصاد از لیسه فرانسوی بود ولی ایران را ترجیح داد. من پس از گرفتن دیپلمم تحصیلات خود را در دانشگاه تهران در رشته زبان انگلیسی و  زبان پارسی شروع کردم. لحظه‌ای که در فرودگاه پا گذاشتم و سخنی به زبان پارسی شنیدم عاشق این زبان شدم. پیش از آن من روسی، فرانسوی و انگلیسی آموخته بودم، اما موسیقی زبان پارسی من را مسحور کرد. آیا هیچ تصوری از ایران و زبان پارسی پیش از پرداختن به آن داشتید؟ پیش از به ایران آمدنم، هیچ تصوری از ایران و زبان پارسی نداشتم. اولین برخورد با یک کتاب به زبان پارسی چگونه و یا با چه حس و حالی بود؟ اولین برخورد من با ادبیات ایران در کلاس‌های زبان فارسی با شعرهای گوناگون از ادبیات کلاسیک و داستان‌های جلال آل احمد، صادق هدایت، محمد حجازی و غیره در ساعات تدریس آقای دکتر ستوده بود. چقدر ادبیات پارسی در بلغارستان برای‌تان آشنا بوده است؟ من با ادبیات پارسی اصلا آشنا نبودم. با چه اهدافی خواستید که به زبان پارسی بپردازید؟ وقتی که به بلغارستان بازگشتم، تنها چیزی که می‌دانستم این بود که می‌خواهم با زبان پارسی کار کنم ولی فرصتی نبود. شروع به کار با زبان انگلیسی کردم، اما زبان فارسی را فراموش نکردم. چند سال بعد یک نشر به من پیشنهاد کرد که آثار صادق هدایت را ترجمه کنم. من خوشحال شدم و شروع به کار کردم. ویرایشگر کتاب "سایه و روشن" دوست من مارتا سیمیدچیِوا بود که با هم در دانشگاه تهران درس خوانده بودیم. ترجمه آثار صادق هدایت برای من چالش بزرگی بود یا طوری که ما به بلغاری می‌گوییم "قاشق بزرگی برای دهان من بود". (در فارسی: لقمه‌ بزرگی برای دهان من بود) اما آرزوی من برای کار کردن با زبان فارسی قوی‌تر بود. در طی کارم نصیحت هادی آزادی (یک مرد ایرانی با قلب بزرگ که چند سال پیش از این دنیا رفت) برایم خیلی مفید بود. این طور در سال 1986 این کتاب آماده چاپ شد و شامل داستان‌های کوتاه و بلند صادق هدایت بود: از جمله داش آکل، لاله، آفرینگان، زنی که مردش را گم کرد، مرده‌خورها، حاجی مراد، قصه زیر بته، علویه خانم، محلل، طلب آمرزش، میهن پرست، آبجی خانم، سگ ولگرد، بوف کور و حاجی آقا. ولی به دلیل وضعیت اقتصادی در بلغارستان فقط در سال 2000 از طریق یک انتشارات دیگر رادارپرینت "Radarprint" به چاپ رسید. به این ترتیب مردم بلغارستان با آثار دلنشین صادق هدایت آشنا شدند. در 1986 رویای من واقعی شد و من شروع به کار در مرکز زبان و فرهنگ‌های شرقی در دانشگاه صوفیا کردم. چطور شد که تصمیم گرفتید که از پارسی به بلغاری ترجمه کنید؟ پس از ترجمه آثار صادق هدایت، می‌خواستم آثار بیشتری از ادبیات معاصر ترجمه کنم، آثار ادبیات معاصر نداشتیم. اینترنت به دادم رسید، در آن زمان بسیاری از وب‌سایت‌ها ایجاد شد، همین‌طور با برخی از نویسندگان آشنا شدم و آثارش را دانلود کردم (برایم فرستادند). من بسیاری از نویسندگان زن را کشف کردم که در مورد خودشان و آثارشان هیچ نمی‌دانستم. بنابراین ایده تشکیل مجموعه‌ای از نویسندگان زن از شرق به ذهنم رسید. با همکارانم از مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی تصمیم خود را در میان گذاشتم و آنها قبول کردند. و این طور در سال 2001 انتشاراتی "Radarprint" کتاب "زن شرق بودن... " (330 ص) را به انتشار رساند. در آن آثار نویسندگان زن از زبان‌های دری، فارسی، هندی، عربی، اردو، کردی، ترکی به بلغاری ترجمه و گردآوری شده بود؛  همین‌طور نویسندگان زن ایرانی از جمله اثر طاهره ایبد "به رنگ خاکستار" ترجمه اسلاونا گیوراوا، گلی ترقی "مادام گرگ"، شهرنوش پارسی‌پور "صدای توپ فوتبال"، زهره حاتمی "مادر بزرگ"، منیرو روانی‌پور "بازی"، فریبا وافی "در عمق صحنه"، محبوبه میرقدیری "یک روز زندگی"، فرشته ساری "زمان گم شده"، رویا شاپوریان "نیاز" که به دست من ترجمه شده‌اند. در مراسم معرفی این کتاب از تلوزیون ترکی و بلغاری خبرنگاران آمده بودند. سازمات یونسکو به پیشنهاد آقای خاتمی سال 2001 را سال گفتگوی تمدن‌ها اعلام کرد و در این مناسبت "مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی" در کتابی با عنوان "شرق ناآشنا"، آثار روزگار قدیم تا به امروز را جمع آوری کرد. داستان‌های: صادق چوبک "یحیی"، شهرنوش پارسی‌پور "در خانه"، رویا شاپوریان "گل کوکب" با ترجمه‌ من به چاپ و انتشار رسید. در 2006 کتاب "چهره جدید شرق" (740 ص) به مناسبت بیستمین سال تأسیس مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی به چاپ رسید. این کتاب حاوی داستان‌ها و شعر معاصر از نویسندگان و شاعرانی از افغانستان، ایران، هند، چین، مراکش، سوریه، فلسطین، ژاپن، مغولستان، قزاقستان، کره، ترکیه، تانزانیا و اتیوپی‌ست. این ترجمه‌ها کار استادان و دانشجویان "مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرق"اند. آثار نویسندگان ایرانی در این کتاب از این قرار است: بزرگ علوی "تاریخچه اتاق من"، محمود دولت‌آبادی "آیینه" و چند شعر از فروغ فرخزاد- با ترجمه ماریو اپّن، صادق هدایت "عروسک پشت پرده"، شهرنوش پارسی‌پور "سرگذشت یک نویسنده فقیر"، محمد پورثانی "لبخند"، زویا پیرزاد "قصه خرگوش و گوجه فرنگی"، گلی ترقی "انار بانو و پسرهایش"، فریده خردمند "باد برد" و "سرما"، فرشته مولوی "خداداد خوش است"- با برگردان من. در سال 2009 کتاب "حق مساوی" با ترجمه و پیش گفتاری از من به وسیله "آکادمی تمدن بالکان" به چاپ رسید. "حق مساوی" اولین مجموعه داستان‌های معاصر ایران است که فقط آثار نویسندگان زن در آن جمع‌آوری شده است. عنوان کتاب از عنوان یکی از داستان‌های کتاب بر گرفته شده که نویسنده‌ آن، میترا داور است. در این مجموعه 17 نویسنده معرفی شده‌اند: فرخنده آقایی"بخت بخت اول"، شیوا ارسطویی"تیفوس"، مهشید امیرشاهی "مجلس ختم زنانه"، فریبا وافی "خواسته از بازی"، میترا داور "حق مساوی، فرشته مولوی"Correspondence"، محبوبه میرقدیری "بیوه خیالی" ،  شهرنوش پارسی‌پور "در خود نشستن"، زویا پیرزاد "لنگه به لنگه"، فرشته ساری "مرد بدون شماره ملّی"، ناهید طباطبایی "جدول کلمات متقاطع"، گلی ترقی "خانه در آسمان"، مینو فرشچی " آسانسور"، زهره حکیمی "یک روز از زندگی نویسنده پرکار یا داستان زن خوشبخت و باقی قضایا"، فریده خردمند "دانیل"، سپیده شاملو "کیسه سیاه"، مهری یلفانی "ریشه‌ها". در سال 2010 برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد گشایش مرکز زبان و فرهنگ‌های شرقی کتاب "خنده نم‌نم" با آثار نویسندگان کشورهای شرقی تجدید چاپ شد. در آن داستان‌هایی از نویسندگان ایرانی گردآوری شده‌اند. داستان‌هایی از مهشید امیرشاهی "خانواده آینده داداش"، ناهید طباطبایی "مهمان"، "جوراب‌ها"، "کجا را گفتید؟"، فریده خردمند "بچه کامپیوتری"، فیلمنامه مینو فرشچی "حاج خانم" - با ترجمه من و نمایشنامه حسن مقدم "جعفر خان از فرنگ آمده" با ترجمه ماریو آپّن که فارغ‌التحصیل رشته‌ ایران‌شناسی‌ست. در سال ۲۰۱۳ بعد از استقبال خوب خوانندگان از کتاب "خنده نم‌نم" در بلغارستان، از مرکز زبان و فرهنگ‌های شرقی کتاب "اتود با لبخند" با آثار نویسندگان کشورهای شرقی تجدید چاپ شد. داستان‌های ایرانی که در آن قرار دارند از این قرارند: ناهید طباطبایی "حساسیت"، فریبا وفی "حلوای زعفران"، بهرام صادقی "کلاف سر درگم"، ترجمه‌ من. در سال ۲۰۱۴ کتاب "این قدر نزدیک، این قدر دور" به مناسبت سی‌مین سال تأسیس مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی به چاپ رسید. این کتاب حاوی داستان‌ و شعر معاصر از نویسندگان و شاعرانی از افغانستان، ایران، هند، مراکش، سوریه، ترکیه، تانزانیا و اتیوپی است. این ترجمه‌ها کار استادان "مرکز زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی" اند و فهرست داستان‌های ایرانی آن به شرح زیر است: علی اشرف درویشیان "هندوانه گرم"، علی رضا محمودی – ایرانمهر "ابر صورتی" و " سمفونی زنانه"، زهره حکیم "ابر پنبه‌ای سفید سرگردان" "گل‌های یاس" "بعد از ردیف درخت‌ها" "صبح خاکستر"، محبوبه میرقدیری "نامه‌ای برای پروین"، مهری یلفانی "روزی که مادرم پیر شده بود"، منیرو روانی‌پور "خانه اشباح" و "تهران ۲۰۰۶"، ناهید طباطبایی "مرا ببوس" و "این شهری‌ها…"، ترجمه‌ من. در سال ۲۰۱۴ نشر " Janet 45" رمان "سهم من" پرینوش صنیعی را چاپ کرد که امسال به چاپ دوم رسید. امسال هم این نشر رمان دوم پرینوش صنیعی با نام "پدر آن دیگری" را چاپ و منتشر کرد. مترجم هر دو رمان هم من هستم.این رویداد در سایت "مرور" نیز منعکس شد. با این وصف، به نظر می‌رسد خوانندگان بلغاری اکنون بیش از هر زمان دیگری با ادبیات معاصر ایران آشنایی پیدا کرده‌اند و مشتاق‌تر از هر زمان دیگری باشند. آیا تاکنون خواسته‌اید از بلغاری نیز به پارسی متونی را ترجمه کنید؟ نه تنها خواستم، بلکه انجام داده‌ام. من چند داستان کوتاه از نویسندگان معاصر بلغاری از جمله Zdravka Evtimova، Boyan Biolchev، Deyan Enev، ترجمه کردم  که در سایت ادبیات "مرور" با کمک دوست نازنینم و نویسنده معروف ایرانی میترا داور منتشر شده‌اند. یک داستان سیریل توپالوف، نویسنده معروف ما همراه با بیوگرافی کوتاه وی، در مجله "پایاب" thanks to با تشکر از یاری نویسنده مشهور ایرانی و دوست خوبم فرخنده آقایی چاپ شد. من می‌خواهم در پرانتز درباره مرد ایرانی - ذکر شده در بالا - هادی آزادی بیشتر توضیح بدهم. خوانندگان ایرانی نیز در طول سال‌ها امکان آن را یافتند که با چند نویسنده و شاعر سرشناس بلغاری که آثار آنها به زبان فارسی ترجمه و چاب شده آشنا شوند. این کار بزرگ به دست هادی آزادی خبرنگار، استاد زبان فارسی و دکتر علوم تاریخ انجام شد. مردی که وطنش را دوست داشت و بلغارستان را به عنوان وطن دوم خود می‌دانست. تمام زندگی کوشش می‌کرد فرهنگ این دو کشور را به هم نزدیک کند. وی نیز  از نام احمد فروزان استفاده می‌کرده است.  درباره‌ ترجمه‌های وی در سایت مرور می‌توانید بیشتر بخوانید. این روزها خبر خوشی از ایران دریافت کردم که کتاب با داستان‌های کوتاه از نویسنده بلغاری زدراوکا اوتیمُوا (Zdravka Evtimova) به زودی در ایران منتشر خواهد شد. شاید خوانندگان ایرانی درباره وی در مجله "گلستانه" خوانده باشند که در آن چند سال پیش او را معرفی کرده بودند و داستان معروف وی "خون" را که به چند زبان ترجمه شده، به فارسی چاپ کرده بودند. غیر از شما چه کسانی پیش و همراه‌تان به ترجمه متون پارسی پرداخته‌اند؟ من بیشتر عمدتا درباره ادبیات معاصر صحبت می‌کنم. چون فکر می‌کنم درباره آن خیلی کم صحبت می‌شود. در سال1980 مارتا سیمیدچیِوا کتابی با عنوان "مردی که آفتاب را می‌بخشید"  شامل 14 داستان را به انتشار رساند: از محمدعلی جمال‌زاده "سیاستمند"، صادق هدایت "سه قطر خون"، صادق چوبک "زیر چراغ قرمز خیابان"، محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین)، جمال میرصادقی "این برف، این برف لعنتی"، غلامحسین ساعدی، محمود دولت‌آبادی "مرد"، هوشنگ گلشیری "عروسک چینی من"، نادر ابراهیمی "مردی که آفتاب را می‌بخشید"، علی اشرف درویشیان "مرض"، احمد محمود "باهم"، فریدون تنکابنی "روی ریل‌ها"، و یک داستان از سیمین دانشور، با پیش گفتاری از امیر نظامی. و رمان جلال آل احمد "مدیر مدرسه" هم با ترجمه‌ی مارتا سیمیدچیِوا در سال 1986 منتشر شده است. در سال 1990 مارتا سیمیدچیوا برای اولین بار مجموعه‌ای از آثار شاعران معاصر ایران (نیما یوشیج، اسماعیل شاهرودی، نادر نادرپور، سیاوش کسرایی و فریدون مشیری) را از زبان فارسی ترجمه کرد و به انتشار آن‌ها همت گماشت. تدریس زبان پارسی در بلغارستان چگونه است و تا چه مقطعی صورت می‌گیرد؟ تدریس زبان فارسی در بلغارستان در سال 1959 میلادی به‌صورت واحد درسی اختیاری در رشته ترک‌شناسی در دانشگاه صوفیه آغاز شد و سپس با افتتاح رشته‌های هندشناسی و عرب‌شناسی، زبان فارسی جزء واحد درسی این رشته‌ها نیز قرار گرفت. در سال‌های تحصیلی 1992-1991 میلادی زبان و ادبیات فارسی به‌عنوان رشته‌ای فرعی در دانشگاه صوفیه ایجاد و زبان فارسی، دستور زبان، تاریخ ایران، ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر ایران جزو برنامه درسی آن قرار گرفت. در همان سال به‌دلیل علاقه زیاد به این زبان، رشته "زبان و ادبیات فارسی" به‌عنوان رشته دوم رسمیت یافت. سپس رشته‌ ایران‌شناسی به عنوان رشته دانشگاهی مستقل در بخش شرق‌شناسی دانشکده زبان‌ها و فرهنگ‌های شرقی دانشگاه صوفیا طی سال‌های تحصیلی 1994 میلادی تاسیس شد و از آن پس تاکنون دانشگاه صوفیا هر سال اقدام به پذیرش دانشجویانی در این رشته می‌کند. امسال ما 25 سال از تاسیس کردن ایران‌شناسی را جشن می‌گیریم. برای آموختن زبان فارسی سه کتاب درسی داریم: مقدماتی- نوشته ایوتا زلاترووا، برای سال اول – نوشته انگل اربتسوف و برای  سال دوم که من نوشتم. من هم کتابی با 26 داستان از 26 نویسندگان معاصر جمع آوری کردم. چون برای آموختن زبان فارسی ما به متون مدرن نیاز داریم و هم برای آشنا کردن دانشجویان با نویسندگان معاصر. چند بار به ایران سفر کرده‌اید و هر بار به چه برداشت تازه‌ای از این کشور و زبان رسمی‌اش رسیده‌اید؟ شاید چهار بار – بار اول برای "اولین مجمع استادان زبان فارسی"، یک بار برای نمایشگاه کتاب؛ بار دیگر با دانشجویان ما و بار آخر با هیات زنان فعال در حوزه‌های فرهنگی بلغارستان. هر زمانی که می‌آیم  با بسیاری از افراد معروف آشنا می‌شوم:  ملاقات فراموش نشدنی من با نویسندگان ایرانی: گلی ترفی، فرخنده آقایی، میترا داور، ناهید طباطبایی، فرشته ساری که به دیدن من آمدند. دیدارم با محمود دولت‌آبادی نویسنده بزرگ ایرانی و صحبتی که با ایشان داشتم درباره صادق هدایت. زمان فراموش نشدنی که با دوستان عزیزم مینو فرشچی و پوران درخشنده صرف کردم. گفت‌‌وگوهای جالب با تهمینه میلانی و پرینوش صنیعی و بسیاری دیگر از نویسندگان و هنرمندان ایرانی. برخورد غیرمنتظره با فرهاد آییش و رضا کیانیان بازیگران بزرگ سینمای ایران. باید تاکید کنم که "عشق" دوم من – سینمای ایران است. آیا شناختی از دیگر زبان‌های موجود در ایران مثل کردی، بلوچی و مانند این‌ها دارید؟ خیلی کم با زبان کردی آشنا هستم ولی دوستان کردی دارم که با بعضی از آن‌ها با هم در دانشگاه تهران درس خواندیم. با نویسندگان ایرانی چقدر آشنایی و ارتباط دارید؟ ما دائما در تماس نیستیم ولی مطمئن‌ام که هر وقت بخواهم و هر کجا که باشند، می‌توانم  با آنها تماس بگیرم و از آنها کمک بخواهم. فورا به من جواب می‌دهند. منظورم بیشتر نویسندگان زن است. بیشتر از ده سال پیش وقتی تصمیم گرفتم کتاب 26 داستان را جمع‌آوری کنم و تصمیم خود را در میان گذاشتم و از آنان خواهش کردم به من یاری کنند. با وجود گرفتاری روزمره با من بی‌درنگ تماس گرفتند و بعد آثارشان را فرستادند. ادبیات کلاسیک ایران چقدر برای شما جذابیت داشته است؟ در بلغارستان، نام‌های فردوسی، عمر خیام، نظامی، سعدی، حافظ به خوبی آشنا است. من خودم دوست دارم به رباعیات خیام با خوانش احمد شاملو گوش کنم. ولی این که برای من جالب بود شاعران زن هم زمان شاعران  مذکور درباره آنان اصلا حرفی نمی‌شود:  مانند رابعه بلخی نخستین شاعر زن پارسی هم‌دوره با سامانیان و رودکی بوده، مهسادی گنجوی (که پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به‌شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند) هم زمان خیام و نظامی، جهان ملک خاتون هم زمان حافظ. تا آنجا که من می‌دانم برخی از آثارشان به زبان‌های خارجی ترجمه شده است. برای دانشجویان یک مقاله در مورد این شاعران زن ایرانی نوشتم، شاید بعدها، یک ایران‌شناس تحقیقات کامل‌تری درباره این زنان شاعر هم‌دوره آنان به عنوان برابر با آنها، خواهد کرد. ارزیابی‌تان درباره ادبیات معاصر ایران چیست؟ از ادبیات معاصر ایران خیلی خوشم می‌آید، تعارف نمی‌کنم. اگر این طور نبود هیچ وقت شروع به ترجمه‌ کارهای بعضی نویسندگان نکرده بودم. من تنها نیستم دانشجویان من و خوانندگان بلغاری هم علاقمند ادبیات معاصر پارسی هستند و می‌پرسند آیا چیزی جدیدی خوانده‌ام و یا کار جدیدی در دست ترجمه دارم؟ فردای روشنی پیش روی ادبیات ایران هست؟ البته که هست. وقتی واکنش دانشجویان را بعد از خواندن یک داستان معاصر می‌بینم به این نتیجه می‌رسم. به نظر نویسنده معاصر بلغاری و دوست صمیمی من، زدروکا اوتیماوا، بهتر از من توضیح داده (بعد از خواندن کتابم "حق مساوی") به خصوص درباره ادبیات معاصر نویسندگان زن ایرانی: "ادبیات معاصر ایران با زیبایی، شرافت و روحی انسانی خود حرفی برای گفتن به همه‌ ما دارد و نویسندگان زن خردمندانه و با اطمینان همچون اساتید واقعی بیان چنین رسالتی را به انجام می‌رسانند. "* . بودن ارتباط بین زبان پارسی و بلغاری منجر به چه اتفاق تازه‌ای در این دو کشور خواهد شد؟ ایران و بلغارستان را پیوندهای دیرین سیاسی، بازرگانی، ادبی و هنری به هم نزدیک می‌کند. بلغارها حتی پیش از آغاز دوران پانصد ساله اسارت خود به دست ترکان عثمانی با ایران و هنر و فرهنگ بالنده این سرزمین آشنا بوده‌اند. بسیاری از بازرگانان بلغاری کالاهای خود را به ایران می‌فرستادند و کالاهای متنوع ایرانی را به بلغارستان می‌آوردند. همچنین یک افسانه زیبا در مورد گل رز که معتقدم چند قرن پیش از ایران به بلغارستان آورده شده است وجود دارد. فارسی و بلغاری زبان‌های هند واروپایی‌اند و دارای مبانی مشترکی هستند. بسیاری از کلمات از زبان فارسی به زبان بلغاری از طریق زبان عثمانی نفوذ کرده‌اند. بسیاری از ایرانیانی که از بلغارستان بازدید می‌کنند می‌گویند آن‌ها برای‌شان ایران یادآوری می‌شود و بلغاری‌ها نیز در ایران احساس خوبی می‌کنند. یادم هست زمانی که با پدر و مادرم ایران بودم، برخی از افرادی که با آنها برخورد کرده بودیم شبیه بعضی از همسایگان و دوستان مان در بلغارستان بودند. با مادرم اغلب در این مورد شوخی می‌کردیم. علاوه بر ادبیات معاصر ایران در بلغارستان علاقه زیادی به سینمای ایران وجود دارد. هر سال در ماه ژانویه جشنواره فیلم "منار" برگزار می‌شود، فیلم‌های ایرانی مخاطبان زیادی در بلغارستان دارند. با این حال، نظر من این است که برنامه‌های فرهنگی در زمینه‌ سینما و ادبیات بسیار کم است، با وجود این که در صوفیا نمایندگی فرهنگی وجود دارد، برنامه‌های جالب توجه زیادی وجود ندارد طوری که آخرین ملاقات با کارگردان و بازیگران بعد از نشان دادن یک فیلم ایرانی به چند سال پیش برمی‌گردد. من فکر می‌کنم ادبیات و فرهنگ مردم را به هم نزدیک می‌کند. منبع: هنرآنلاین ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:34:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262394/ادبیات-معاصر-ایران-خیلی-خوشم-می-آید-تعارف-نمی-کنم راز «تسخیرشدگان جزیره بادیان» فاش شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262351/راز-تسخیرشدگان-جزیره-بادیان-فاش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «تسخیرشدگان جزیره بادیان» نوشته بدری مشهدی، که رتبه اول مسابقه پرنده آبی را نیز کسب کرده است، از سوی بخش کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی (کتاب‌های پرنده آبی) منتشر شده است.   این رمان از اساطیر ایرانی و باورهای عامیانه ایران گرفته شده و برای گروه سنی کودک و نوجوان مناسب است.   داستان این کتاب در سواحل جنوبی کشور می‌گذرد. جاشوها دختری را می‌بینند که در دریای طوفانی با شتاب به جلو می‌رود. ابتدا فکر می‌کنند  می‌خواهد خودش را غرق کند به سمت او می‌روند بازوهایش را می‌گیرند اما او دیوانه‌وار فریاد می‌زند و خودش را به این طرف و آن طرف پرتاب می‌‌کند. جاشوها دختر را به خانه یکی از اهالی آنجا می‌برند تا با خواندن وردی او را از این حالت خارج کنند. روی صورت و بدن دختر نشانه‌هایی وجود دارد که فکر می‌کنند نشان کرده شیطان است و شک دارند که آدمی‌زاد باشد.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «داشت می‌رفت طرف قبرستان. انگار مال همین جزیره باشد، راه قبرستان را از من هم بهتر بلد بود. موهای سپیدش زیر تاریکی شب می‌درخشید. مانده بودم با سایه دراز طارنوش که از پشت سرم جم نمی‌خورد دختری که شک داشتم آدمیزاد باشد و یک جماعت مرده و روح قبرستان به سرم زد برگردم سمت کپر و تشت خون را سر بکشم و خلاص. بهتر از این ترس و بلاتکلیفی بود. دختر برگشت طرفم، مچم را محکم گرفت و کشید دنبال خودش. زورم نمی‌رسید مچم را از توی دستش بکشم بیرون. ترسم از دختر بیشتر شده بود، حتی بیشتر از بار اولی که دیده بودمش...» بخش کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی (کتاب‌های پرنده آبی) کتاب «تسخیرشدگان جزیره بادیان» را در قالب 92 صفحه با شمارگان هزارنسخه و قیمت 90 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Thu, 21 Jun 2018 08:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262351/راز-تسخیرشدگان-جزیره-بادیان-فاش نقدوبررسی «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» در شهرکتاب ساوه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262393/نقدوبررسی-راهنمای-مردن-گیاهان-دارویی-شهرکتاب-ساوه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» نوشته عطیه عطارزاده در برنامه کتاب ماه بررسی می‌شود. کارشناس این نشست احمد بهرامی است و این نشست به همت خانه کتاب و شهرکتاب ساوه برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند امروز عصر ساعت 17 به شهرکتاب ساوه مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 08:14:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262393/نقدوبررسی-راهنمای-مردن-گیاهان-دارویی-شهرکتاب-ساوه بزرگداشت محمدامین قانعی‌راد در کتابخانه ملی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262392/بزرگداشت-محمدامین-قانعی-راد-کتابخانه-ملی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم بزرگداشت محمدامین قانعی‌راد در مرکز همایش‌های کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود. محمد امین قانعی راد متولد ۱۳۳۴ در تهران و دارای مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه تهران بود. «ساختار مدیریت نظام علمی کشور»، «نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه»، «ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظام‌های اجتماعی - اقتصادی در ایران»، «تبارشناسی عقلانیت مدرن» (قرائتی پست مدرن از اندیشهٔ دکتر علی شریعتی)، «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران» و... از جمله تالیفات مرحوم محمدامین قانعی‌راد هستند. محمدامین قانعی‌راد استاد جامعه‌شناسی و عضو شورای علمی جایزه کتاب سال، شامگاه پنجشنبه 24خرداد درگذشت.  مراسم بزرگداشت محمدامین قانعی‌راد شنبه دوم تیرماه 1397 از ساعت 14 در کتابخانه ملی ایران واقع در بزرگراه حقانی بعد از متروی حقانی، مرکز همایش‌ها سالن قلم برگزار خواهد شد.   ]]> علوم‌انسانی Thu, 21 Jun 2018 08:08:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262392/بزرگداشت-محمدامین-قانعی-راد-کتابخانه-ملی-ایران مسئله‌ای به نام مالکیت کتاب الکترونیک http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262340/مسئله-ای-نام-مالکیت-کتاب-الکترونیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر، مالکیت دیجیتال در بازار کتاب عنوان تحقیقی است که در مجله الکترونیک مارکت منتشر شده است. در این تحقیق دانشگاهی گفته می‌شود که اکثر مردم نسبت به کتابهای الکترونیک احساس مالکیت ندارند.  طبق آمارهای ارائه شده در این تحقیق معلوم شده است، اکثریت مردمی که کتاب الکترونیک می‌خرند، احساس مالکیت خاصی نسبت به این کتاب‌ها ندارند و از ارزش کمتری نسبت به انواع چاپی دارند.  محققان با استفاده از پرسشنامه‌هایی از شرکت کنندگان خواستند که ارزش کتاب چاپی و الکترونیک را ارزیابی کنند. از آن‌ها پرسیده شد که علاقه دارند کدام نوع از کتاب الکترونیک و چاپی را داشته باشند که اکثر آن‌ها ترجیح دادند نوع چاپی را مالک باشند.  محققان نتیجه گرفتند که بیشتر مردم با وجود قابلیت کپی برداری سریع از کتاب‌های الکترونیک و دسترسی آسان‌تر آن ترجیح می‌دهند کتاب‌های چاپی داشته باشند.  محققان می‌گویند با وجود تمام امکانات کتاب‌های الکترونیک و تسهیلات فروشگاه‌های آنلاین کتاب، در پنج سال اخیر شاهد کاهش فروش این کتابها هستیم که البته جای آن را کتاب‌های صوتی گرفته است.  طبق نتایج این تحقیق ظاهراً احساس بیشتر مالکیت نسبت به کتاب‌های چاپی رونق را به بازار این کتاب‌ها برگردانده است. شرکت کنندگان در این مطالعه حتی از خاطرات خود درباره کتاب‌های قدیمی و رنگ وبوی خاص آنها اظهار نظر کردند. حتی شرکت کنندگان در نظرسنجی‌های انجام شده توسط محققان اظهار داشتند که مجموعه کتاب‌های خریداری شده نشان دهنده شخصیت و هویت افراد است. به عبارت دیگر مردم با سلیقه‌های مختلف سعی می‌کنند کتاب‌های خاصی را بخرند تا هویت و شخصیت خود را به دیگران نشان دهند.  شرکت کنندگان به این نکته نیز اشاره کردند که کتاب‌های الکترونیک نسبت به انواع چاپی هویت ندارند. آن‌ها می‌گویند وقتی یک کتاب الکترونیک خوانده می‌شود معمولاً چیزی از آن نمی‌ماند و باید پاک شود ولی کتاب‌های چاپی تازه بعد از خوانده شدن ارزش پیدا کرده و حتی در خیلی موارد به عنوان تزیین خانه‌ها استفاده می‌شود.  ]]> جهان‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 08:04:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262340/مسئله-ای-نام-مالکیت-کتاب-الکترونیک دومین شماره فصلنامه ایوان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262378/دومین-شماره-فصلنامه-ایوان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دومین شماره فصلنامه ایوان «از سوي رايزني فرهنگي ايران در پاریس منتشر» شد. در این شماره مطالبی از غلامحسین ابراهیمي دینانی، انشاء‌الله رحمتی، ژان کلود وازن، محمدجواد کمالی، محمد قاسم‌زاده، جواد عاطفه، رضا افشارنادری، زهرا جهانبخش، محمدرضا بهزادی، مهدی قائدشرف، محمدحسن حامدی، جمال‌الدین اکرمی، شهروز نظری، مهرنوش علیمددی، امیر اسماعیلی، حسین کریم‌آبادی، علیرضا ثابتی، روح‌الله دارایی، مریم سعدی، فهیمه مهابادی، مریم امینی‌مهر، علی جلالی، رزیتا عیلانی، امیر مولایی، شراره کاویانی، مصطفی شالچی، جبار آبدیده، صادق افسران،  شارل گانیه، هوگو واله، گاری مویسه، املی مارتین و شهروز مهاجر منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 07:49:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262378/دومین-شماره-فصلنامه-ایوان-منتشر چرا دانش آموزان اطلاعات زیادی از ابوریحان بیرونی ندارند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262391/چرا-دانش-آموزان-اطلاعات-زیادی-ابوریحان-بیرونی-ندارند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم هفتمین همایش نقش دانشمندان ایرانی - اسلامی در پیشبرد علوم تجربی امروز 31خردادماه با حضور عبدالحسین بصیره، دبیر علمی این همایش؛ مرضیه گرد، موسس دانشگاه فنی حرقه ای شریعتی؛ عبدالرسول عمادی؛ معاون دفتر تالیف کتب درسی و جمعی آموزگاران حوزه علوم تجربی در دانشگاه فنی حرفه ای شریعتی برگزار شد.  در ابتدای این مراسم مرضیه گرد، رئیس دانشگاه فنی حرفه ای شریعتی گفت: خوشبختانه در این دانشگاه میزبان کسانی هستیم که خودشان در خدمت علم هستند. این روزها دانشمندان نیازمند بازگشت هویت خود هستند و در حال حاضر نیازمند این هستیم. در ادامه رضا زنگنه؛ معاون پژوهش و فناوری دانشکده فنی حرفه ای این دانشگاه ضمن اشاره به استفاده استادان و معلمان از برگزاری چنین همایش هایی گفت: راهی که در این عرصه باز شده است مطمئنا ادامه دار خواهد بود. همه ما باور داریم که علوم پایه در کشور ما پیشتاز است این را از مسابقات و المپیادهای علمی می توان فهمید. در واقع کسب رتبه های بالا در این المپیادها شاهد خوبی است تا پیشرفت آموزش علوم پایه به خوبی در ایران نمایان کند. عبدالحسین بصیره  وی افزود: همانقدر که در پیشرفت علوم پایه موفق بودیم باید در تربیت مهندسان کارآمد و تولید علم و صنعت موفق باشیم. این دانشگاه بیش از پنجاه سال قدمت دارد و نزدیک به دویست هزار دانشجو در آن به تحصیل می پردازند. اگر دانشگاه های اینچنینی بتوانند متخصصان کارآمد تربیت کنند می توانیم نسبت به آینده کشور امیدوار باشیم. زنگنه خاطر نشان کرد : دروسی مانند فیزیک نباید برای دانش آموزان و دانشجویان تبدیل به دغدغه شوند و محتوای علمی باید به سمتی پیش رود که دانشجویان و دانش آموزان فقط به فکر اثبات قضایا و فرمول ها نباشند. در ادامه بصیره دبیر علمی این همایش گفت:  این همایش که امروز هفتمین دوره آن در حال برگزاری است اعضای آن صادقانه و بدون دریافت هیچ هزینه ای به همکاری پرداخته اند جا دارد تشکر لازم را از این افراد به عمل بیاورم؛ اما نکته قابل اهمیت و هدف اصلی این همایش ها این است که در هرکدام از این همایش ها نزدیک به 60 یا 70 مقاله ارسال و پذیرفته می شود انتظار می رود در کتاب های درسی از سوی آموزش و پرورش از این مقالات استفاده شود. وی افزود: در حال حاضر تاریخ علم در مدارس ما و در میان دانش آموزان بسیار مهجور مانده است چرا دانش آموزان اطلاعات زیادی از ابوریحان بیرونی ندارند؟ این مقالات از سوی افراد برجسته و محققان ارسال می شود و در صورت بهره گیری آموزش و پروش هیچ هزینه ای هم دریافت نمی شود انتظاری که از سازمان تالیف کتب درسی آموزش و پرورش داریم این است که از این مقالات در کتاب های درسی استفاده کنند. وی درباره مطالعات تاریخ علم گفت: باید به گذشته نگاهی نقادانه داشت. ما دانشمندان ناشناخته ای داریم. همچنین دانشمندان پر آوازه ای داریم که ابعاد ناشناخته ای دارند. مانند ابن سینا که هم پزشک و هم فیلسوف بود اما کمتر کسی می داند که این سینا یک فیزیک دان ماهری بوده است. تا کنون مطالعات چندانی از سوی پژوهشگران علم فیزیک درباره این دانشمند نشده است. تقاضای من این است که دبیران و آموزگاران دانشمندان ناشناخته و ابعاد ناشناخته دانشمندان مشهور را در قالب محتویات درسی به دانش آموزان ارائه دهند. یصیره درباره تعداد مقالات پذیرفته شده در این همایش گفت: 16 مقاله در این همایش پذیرفته شده است که سه مقاله به عنوان مقالات شفاهی و دو مقاله به عنوان پوستر انتخاب شده است که حاوی محتوای ارزشمندی درباب تاریخ علم به حساب می آیند.  در ادامه این مراسم یونس کرامتی از پژوهشگران برحسته در حوزه تاریخ علم ضمن توضیح درباره مقاله خویش در این همایش گفت: فارسی نگاری در گوهرشناسی دوره اسلامی عنوان مقاله من است. در واقع جواهر نامه به آثاری گفته میشود که موضوع آن سنگ های گران بها است. لازم به ذکر است که جواهرات در گذشته ارزش های متفاوتی نسبت به امروز داشته اند. برای مثال الماس در رده پنجمین یا ششمین سنگ گرانبها بوده است در حالی که امروزه در صدر این سنگ ها قرار دارد.  کرامتی درباره تاریخچه علوم معادن و جواهرشناسی گفت: علم معادن در اولین طبقه بندی ها به عنوان یک طبقه علوم طبیعی در نظر گرفته می شده است در حالی که علم جواهرشناسی اصلا در این طبقه بندی ها به حساب نمی آمده است و گوهرشناسی جایی در طبقه بندی علوم نداشت.  کرامتی گفت: در اصل موضوع علم گوهر شناسی اصل یا فرع بودن جواهرات است. قطب الدین شیرازی در کتاب دره التاج الغره الدباج از دیدگاه این سینا پیروی کرده است و همچنان به گوهر شناسی به عنوان شاخه ای از علم اعتنا بخشیده است.  وی تاکید کرد: کتاب الجواهر الخمره اصفهانی یکی از منابع معتبر ابوریحان بیرونی در این پژوهش ها بوده است وی در حوزه شناخت جواهر از این منبع استفاده زیادی کرده است. در ادامه این مراسم حضوریافتگان به پرسش و پاسخ درباره مقاله کرامتی پرداختند. عمادی درباره مقاله خویش در این همایش گفت: مقاله من درباره ابوالبرکات بغدادی در سال 470 هجری به دنیا آمد و بیش از 90 سال عمر کرد. وی از ابتدا به دین یهود بوده است که در اواخر عمرش به دین اسلام گرویده است. ابوالبرکات بغدادی از منتقدان ابن شینا محسوب میشود. وی در اواخر عمرش نابینا بوده و ییشتر عمرش را طبابت کرده است.  معاون دفتر تالیف کتاب های درسی اظهار کرد: متون علمی کتاب های این دانشمند از آن جهت دارای اهمیت است که بسیار مورد اعتماد است. این دانشمند آنچه را که از هر منبع علمی می خوانده خودش تجربه کرده است.  دنباله رو ارسطو بوده است و یهودیان این دانشمند را از آن خود می دانند. این دانشمند در تمام کتاب های خود نقد و جر کرده است و با ابن سینا درگیری زیادی داشته است. عبدالرسول عمادی در ادامه سید عطالله سینایی، معاون آموزشی این دانشگاه ضمن شرح کامل از مقاله خود با عنوان «کاربرد روش علمی آثار ابوریحان بیرونی» گفت: هدف من از پژوهش دباره آثار این دانشمند تحلیل روش شناسی علمی وی بود. این دانشمند روش شناس بزرگی بوده و ور هر دانش روش علمی خاص خود را به کار می برده است. وی افزود: این مقاله یک گزارش برجسته از آثار است که قبلداز وی ارسطو چنین ویژگی را داشت. همانطور که می دانید روش علمی از مشاهده شروع می شود. اگرچه روش شناس ها معتقدند که روش علمی حاصل نظریه است. یکی از اصول مسلم روش اثبات گرا برای حفظ عینیت در پژوهش و احتراز از هر گونه داوری ارزشی یا علیه ادعاهای مربوط به شناخت است. دانشمند مجاز نیست در کسوت علم ارزش های مذهبی - اجتماعی  و سیاسی خود را در امر پژوهش دخالت دهند. زویا صنعتی به عنوان آخرین سخنران این همایش ها در بخش اول درباره مقاله خود که حول محور طب سنتی از گذشته تا امروز بوده است گفت: در طول تاریخ پزشکی ایران گیاهان دارویی نقش بسیار مهمی داشته اند و در تاریخ پزشکی طبیبان یکی از مهمترین ابزارشان گیاهان دارویی بوده است. وی افزود: طی یکی از مشهورترین علومی است که ایرانیان در آن درخشیدند. لازم به ذکر است که حکیمان نقش بسیار زیادی در طب سنتی هم داشتند و این نشانگر تعامل و ارتباط این علم با فلسفه است. صنعتی گفت: دانشمندان طب سنتی انسان را جهانی کوچک شده در نظر می گرفتند. تا جایی که فارابی در توضیح مدینه فاضله می گوید مدینه فاضله به عنوان یک بدن سالم می توان در نظر گرفت. پژوهش ها و مشاهدات حاکی از آن است که شباهت های بسیاری میان بدن انسان با طبیعت وجود دارد. و این دو با یکدیگر در تعامل هستند. طبیب باید با استفاده از این قوانین به حقظ تعادل در بدن بکوشد.  این محقق در انتها به شرح کامل کتاب هایی در این زمینه که منابع ارزشمندی در حوزه طب سنتی به شمار می رود پرداخت.   ]]> دانش‌ Thu, 21 Jun 2018 07:42:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262391/چرا-دانش-آموزان-اطلاعات-زیادی-ابوریحان-بیرونی-ندارند نخستین رمان پری تانیا جایزه دزموند الیوت را از آن خود کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262386/نخستین-رمان-پری-تانیا-جایزه-دزموند-الیوت-خود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - نخستین رمان پرتی تانیا، روایتی جدید از شاه لیر که در هند معاصر اتفاق می‌افتد و توسط چندین ناشر عمده به علت ناکارآمد بودن از نظر تجاری رد شد، موفق به کسب جایزه ۱۰ هزار پوندی دزموند الیوت شد. داوران این جایزه که به نام ناشر و کارگزار ادبی فقید انگلیسی نامگذاری شده و به نخستین رمان که درخشان نوشته شده و با اعتماد به نفس منتشر شده باشد تعلق می‌گیرد، «ما که جوانیم» را در محتوا، بلندپروازی، مهارت و دانش، الهام‌بخش توصیف کردند. سارا پری، نویسنده و عضو هیئت داوران گفت پس از خواندن این رمان، او و بقیه داوران با هم نشستند، سر تکان دادند و گفتند اگر این اولین رمانش است، چه آثار خارق‌العاده‌ای بعد از آن خواهد داشت؟ تانیا که به عنوان گزارشگر حقوق بشر فعالیت می‌کرد و اکنون در زندان‌ها نوشتن را آموزش می‌دهد، اوایل هفته به گاردین گفت وقتی نخستین رمانش در سال ۲۰۱۳ به ناشران ارائه شد، سکوت مطلق کرکننده‌ای حکمفرما شد. «ما که جوانیم» سرانجام توسط یک ناشر مستقل کوچک، گالی بگر پرس،‌ خریداری شد که پیش از این نخستین رمان ایمیر مک‌براید که برنده چندین جایزه شد را هم منتشر کرده بود. «ما که جوانیم» با رمان پرفروش گیل هانیمن «الینور اولیفنت کاملا خوب است» و «چطور انسان باشیم» پائولا کوکوزا برای کسب این جایزه رقابت داشت. دالاس مندرسون، رئیس این جایزه ادبی گفت «رمان تانیا دقیقا همان چیزی بود که این جایزه وجود دارد تا آن را کشف کند. این رمان خارق‌العاده که ماهرانه نوشته شده تا کنون خارج از رادار بوده و توجه ویژه‌ای که شایسته‌اش بوده را دریافت نکرده بود. امیدواریم که این جایزه ضمانت حضور بلندمندت پرتی به عنوان یک نویسنده باشد.» از برندگان پیشین این جایزه می‌توان به گریس مک‌کلین، ایمیر مک‌براید، فرنسیس اسپافورد، لیزا مک‌لنرنی و کلیر فولر اشاره کرد.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 07:28:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262386/نخستین-رمان-پری-تانیا-جایزه-دزموند-الیوت-خود کیانی از موسیقی ایرانی دفاع کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262383/کیانی-موسیقی-ایرانی-دفاع-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «شناخت هنر موسیقی» عصر چهارشنبه (30 خردادماه) با حضور ساسان فاطمی، داریوش طلایی و عبدالمجید کیانی مولف این اثر در سرای اهل قم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   کتاب کیانی دایره‌المعارف موسیقی است داریوش طلایی در ابتدای این نشست با پرداختن به نویسنده این کتاب گفت: در توضیح این کتاب آمده است که این اثر حاصل 25 سال تلاش عبدالمجید کیانی است؛ اما من معتقدم که این اثر حاصل یک عمر تلاش استاد کیانی است. من از سال 1350 با وی همکار هستم و از همان 47 سال پیش شاهد فعالیت‌های مهم و غیرقابل انکار وی بوده‌ام.   وی ادامه داد: به نظر من برای درک این کتاب لازم است که ابتدا عبدالمجید کیانی را بشناسیم؛ چراکه این موضوع مانند آن است که ما بخواهیم درباره مثنوی صحبت کنیم و نیاز نباشد تا مولانا را بشناسیم. این کتاب یک جست‌وجوی هنری، معنوی، ریاضی و زیبایی‌شناسی است و داده‌های خاصی است که کیانی در آن قرار گرفته و با طریق کردن در تلاش بوده تا آن را با دیگران تقسیم کند.   این نوازنده تار و سه‌تار کیانی را استادی نمونه در زمینه موسیقی دانست و اظهار کرد: کیانی زندگی خود را صرف موسیقی کرده است و توانسته در این سال‌ها شاگردان و پیروان زیادی را تربیت کند. می‌گویم پیروانی داشته؛ چراکه کار وی تنها نوازندگی سنتور نبوده است و او کسی است که تلاش کرده تا به موسیقی ایرانی هویت دهد.   وی افزود: امروزه بسیار رایج شده است که وقتی فردی صحبت از پژوهش می‌کند از روش‌های آکادمیک استفاده می‌کند و بر همین اساس به بحث می‌پردازد اما در کنار مسائل آکادمیک ما یک نوع حکمت شرقی نیز داریم که بر اساس آن دستیابی به علم و معرفت از طی کردن مراحلی به دست می‌آید و آن روش دیگر روش آکادمیک نیست.   برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اهمیت دانش شهودی گفت: ما نباید فراموش کنیم که معرفت‌هایی در هنر و علوم انسانی وجود دارند که در عمل به آنها می‌توانیم به سطوحی از دانش دست پیدا کنیم و اگر غیر از این بود، دلیلی نداشت که هنر وجود داشته باشد. در 18 مقاله این کتاب مسائل از نگاه‌های مختلفی بیان شده و نویسنده به موضوعات بسیاری اشاره داشته است.   وی ادامه داد: کیانی مانند معلم‌های دیگر به رسالات مختلف رجوع کرده است. این نگرش به موسیقی اگر نگوییم جامع و کلی است، باید بگوییم که فراگیر بوده است. به نظر من کیانی با همین راه و روش و نوع نگاه به موسیقی و به دلیل علاقه‌ای که به علم اعداد، ریاضی و نجوم داشته، اعداد طلایی یا زرین را در معماری، خط و سایر هنرها جست‌وجو کرده و بعد از کشف ارتباط آن با موسیقی به بیان آن پرداخته است.   طلایی در توضیح نگاه آکادمیک کیانی به موسیقی گفت: کیانی در کارهایی که انجام داده تلاش کرده است تا مخاطبان آکادمیک موسیقی را نیز راضی کند و به همین دلیل است که به او ارجاعات بسیار زیادی می‌دهند.   این استاد موسیقی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: کتاب وی یک دایره‌المعارف موسیقی است که در آن از دید موضوعاتی که برایش جذاب بوده، به موسیقی پرداخته است و با مطالعه این اثر متوجه خواهیم شد که در این کتاب هیچ نکته مهمی از چشم او دور نمانده است.   کیانی از موسیقی ایرانی دفاع کرده است ساسان فاطمی که دیگر سخنران این نشست بود با اشاره به اختلافاتش با کیانی گفت:‌ من با آقای کیانی اختلافات زیادی داشته‌ام که این اختلافات به دوگانه دانش شهودی و دانش آکادمیک برمی‌گردد که در این بین گاهی مشاجره‌های قلمی نیز داشته‌ایم. البته این نکته را نیز باید بگویم که همان مقدار که ما با هم اختلاف داشتیم، فصل اشتراک بسیار زیادی نیز بین ما وجود داشته است.   وی ادامه داد: کتاب‌های «‌هفت دستگاه موسیقی ایران» و «مبانی نظری موسیقی ایران» بعد از مدت‌ها به تئوری موسیقی ایران پرداخت و نشان داد که وی چقدر مطالعه آکادمیک دارد.  من هنوز هم به کتاب وی مراجعه می‌کنم و به نظرم شاخص‌ترین اثری که به ریتم موسیقی ایرانی اشاره داشته، همین کتاب «هفت دستگاه» است.   این استاد تمام دانشگاه در توضیح اشتراک فکری خود با کیانی اظهار کرد: اشتراک دیگر من با کیانی، دفاع از موسیقی ایرانی است که او این رسالت را در خود دیده است و به بهترین شکل ممکن به آن می‌پردازد. متاسفانه دوستان همیشه موسیقی ایرانی را با موسیقی غربی مقایسه کرده‌اند و بعد از آن موسیقی ایرانی را پایین‌تر از آن دانسته‌اند که کیانی همیشه به این موضوع انتقاد داشته و از موسیقی ایرانی دفاع کرده است که در این امر احساس مشترکی داشته‌ایم.   این دکترای موسیقی‌شناسی قومی از دانشگاه پاریس با اشاره به سه محور دفاع کیانی از موسیقی ایرانی گفت: کیانی در سه محور از موسیقی ایرانی دفاع کرده است. نخست در بیان موسیقی است؛ چراکه عده‌ای معتقدند که موسیقی ایرانی غمگین است که برای آن فرض و استدلال می‌آورند که کیانی هر دو را رد می‌کند و می‌گوید که شما یک فرض اشتباه را در نظر می‌گیرید و بعد بر اساس آن به استدلال می‌پردازید که اگر فرض را نیز در نظر نگیریم، استدلال ایراد دارد. در این بحث نکته مهم آن است که ما نباید ملال را با غم اشتباه بگیریم.   وی ادامه داد: محور دوم تمایز بین شکل سنتی و غیرسنتی موسیقی است. درست است که کیانی دانش شهودی دارد اما بسیار اهل دانش، پژوهش و مکتوب کردن است. کیانی بارها از توقعاتی که می‌خواهد موسیقی ایرانی را تبدیل کند به راه‌حل‌هایی که موسیقی غربی ارائه می‌دهد، دفاع کرده و معتقد است که نباید این دو را با هم قاطی کنیم.   فاطمی در توضیح محور سوم دفاع از موسیقی ایرانی اظهار کرد: محور سوم دفاع کیانی جایی است که من موافق آن نیستم و آن زیبایی‌شناسی موسیقی ایرانی است. البته بر خلاف آن چه من فکر می‌کنم تاثیر کیانی روی شاگردانش در این محور غیرقابل انکار است؛ چراکه من شاگردانی داشته‌ام که در محضر او بوده‌اند و می‌گویند که از وقتی به کلاس‌های استاد رفته‌اند و با او آشنا شده‌اند، نظرشان در این حوزه تغییر کرده است و به درک جدیدی رسیده‌اند.   وی افزود: به بیان ساده‌تر شاگردانی که در محضر استاد کیانی موسیقی را آموخته‌اند، نحوه نواختن‌شان زمین تا آسمان تغییر کرده است. بنابراین اینکه من موافق وی باشم یا خیر، چندان مهم نیست؛ زیرا او تاثیرش را گذاشته است.   این استاد دانشگاه در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: دانش شهودی کیانی یک دانش شهودی خالص نیست و وجوه آکادمیک در آن کاملا قابل ملاحظه است و نمی‌شود آن را نادیده گرفت.   ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم عبدالمجید کیانی، نویسنده کتاب که خود آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به انواع علم گفت: من علم را به دو دسته علم آکادمیک و علم شهودی تقسیم می‌کنم که در علم آکادمیک نیاز است با منبع و مستند صحبت کنیم؛ به همین دلیل وقتی که دکتر فاطمی از من ایرادی می‌گیرد، آن را قبول می‌کنم؛ چراکه کار اصلی من نوازندگی است. حال شاید شما از من سوال کنید که با این دیدگاه چرا کتاب نوشته‌ام. وی ادامه داد: در جواب این سوال باید به شما بگویم که من به این نتیجه رسیده‌ام که برای رسیدن به موسیقی خوب، باید ابتدا موسیقی خوب گوش کرد. من موسیقی «گل‌ها» که در آن زمان بسیار مطرح بود را با لذت عجیبی گوش می‌کردم و تصمیم گرفتم که موسیقی یاد بگیرم به همین دلیل دنبال آن رفتم و متوجه شدم که در آموزشگاه‌ها به صورت تفننی به موسیقی می‌پردازند. بنابراین به هنرستان موسیقی (مکتب وزیری) رفتم که اساتید بزرگی در آن تدریس می‌کردند.   کیانی با اشاره به تحصیلش در هنرستان موسیقی گفت: در هنگام تحصیل متوجه شدم که تئوری‌هایی که اینجا آموزش می‌دهند غربی است و آنها موسیقی گل‌ها را قبول نداشتند. یعنی آنجا هنرستان مدرنی بود که می‌خواستند گذشته را نفی کنند. وقتی به دانشگاه تهران آمدم با استاد برومند آشنا شدم. یک روز یک صفحه موسیقی اصیل به دستم رسید که بعد از گوش کردن آن تمام کتاب‌های هنرستان را پاره کردم؛ چراکه متوجه شدم این موسیقی که من خواندم آن موسیقی نیست که به دنبال آن بودم. البته در ادامه راه و بعد از سال آموزش نزد استاد برومند متوجه شدم که موسیقی گل‌ها هم آن موسیقی اصیل نیست.   وی افزود: بعدها متوجه شدم که باید به موسیقی قاجار برگردم؛ بنابراین به جست‌وجو موسیقی قاجار پرداختم و بعد از پیدا کردن صفحه‌های بسیار فهمیدم که ریتم گل‌ها با ریتم موسیقی گذشته تغییر کرده و کارها بسیار ساده‌تر و مردم‌پسند‌تر شده است. به همین دلیل در کتاب «هفت دستگاه» موسیقی را به دو دسته جدی و جدید تقسیم کردم و با مقایسه بیان کردم که موسیقی گل‌ها تفریحی است؛ چراکه اگر رسانه‌ها به مردم توجه نکنند ورشکست خواهند شد. چهره ماندگار موسیقی ایران معتقد است که خیلی‌ها نمی‌توانستند با موسیقی او ارتباط برقرار کنند و در همین راستا گفت: وقتی متوجه شدم که مخاطب به سختی با موسیقی من ارتباط برقرار می‌کند به توضیح آن پرداختم؛ بنابراین قبل از هر اجرا برای مخاطب توضیح می‌دادم و بعد از آن با چشم می‌دیدم که او چگونه ارتباط می‌گیرد.   وی ادامه داد: همراه با همین کتاب نیز یک سی‌دی شامل پنج ساعت موسیقی قرار داده‌ام که خواننده بعد از مطالعه هر مقاله می‌توانند نمونه‌های آن را در سی‌دی گوش دهد. من در این کتاب از کنایه استفاده کرده‌ام؛ یعنی به مخاطبان می‌گویم که به تصویر این مسجد و معماری آن نگاه کنید و اگر آن را درک کردید به سادگی می‌توانید موسیقی را نیز درک کنید. کیانی در پایان گفت: متاسفانه رادیو و تلویزیون ما روی یک عده آدم تمرکز کرده‌‌اند که هیچ سوادی در موسیقی ندارند و سر همین است که ما هیچ اسمی از امیر قاسمی و نکیساها نمی‌شنویم. متاسفانه ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم و به همین دلیل اساتید در گوشه‌ای نشسته‌اند. ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 06:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262383/کیانی-موسیقی-ایرانی-دفاع-کرده رونمایی از کتاب «228» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262390/رونمایی-کتاب-228 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مقدمه این کتاب که از سوی انتشارات  «پرگار» منتشر شده، آمده است: «توسعه فناوری اطلاعات و قدم‌نهادن در عصر تحول‌گرایی، راه و روش بشر را در ثبت و ضبط تاریخ تغییر داده و نوآوری‌های رسانه‌ای متقارن با انقلاب صنعتی هزاره سوم، ضمن تغییر پارادایم‌های ارتباطی، زمینه ظهور انسانی جدید را ایجاب کرده‌اند. بشر در جریان نوگرایی و پسامدرنیسم، نه‌تنها با انسان سنتی که با انسان قرن بیست‌ویکمی هم فاصله گرفته و ماهیتی آنلاین و مجازی را در تعامل با رسانه‌های امروزی تجربه می‌کند. انسانی که با عبور از چارچوب‌های مادی، موجودیت و احساسات خود را نیز مجازی‌شده می‌بیند، ولی بودنش منوط به تداوم خویش در رسانه است و به‌محض فصل این پیوند خود را گم خواهد کرد و هویتش باطل می‌شود.  بشر امروزی در تقابل با «زمان»، شکست‌خورده است و مانند عکس‌های اینستاگرامی بر محور «شتاب گرایی» و در لحظه عمل می‌کند. چه‌بسا جاذبه‌های اولیه در شبکه‌های اجتماعی جملگی دولت مستعجل هستند و به‌سرعت غرق در گرداب اطلاعات و نگاه‌های بی‌علاقه می‌شوند. بدین‌جهت نمود هنر بر دیوارهای دیجیتالی به‌هیچ‌وجه با هنر آویزان بر دیوار گالری‌ها برابری نمی‌کند، چه در نوع مخاطب و چه در ارزش و اهمیت نگاه وی!   از این رو قدم در حفظ و نشر آثاری برداشتیم که از مدت‌ها پیش در صفحه اینستاگرام فصلنامه عکاسی و در کالبدی مجازی به نمایش درآمده بودند، آثاری که یک‌قدم تا ماندگاری داشتند و عزم انتشار ضمان تاریخ‌سازی آن‌ها خواهد شد. کتاب پیش رو، شامل ۲۲۸ عکس و منتخبی از بهترین آثار عکاسان ایرانی است که طی دو سال گذشته در صفحه مجازی این مجله منتشر شده‌اند. سعی کردیم آثار برگزیده دربرگیرنده نگاه فردی طیف وسیعی از عکاسان ایرانی باشد و حتی‌المقدور شمایی کلی از عکاسی امروز و عرصه مجازی انتشار آن‌ها در فضای اینستاگرام را عرضه کند. پراکندگی جغرافیایی هنرمندان حاضر در این رویداد، نمایی کلی از فرهنگ ایران را نشان می‌دهد که در تاریخ یکم تیرماه هزار و سیصد و نودوهفت در گالری راه ابریشم به نمایش درآمده‌اند. این اتفاق؛ بدون مشارکت عکاسان کهنه‌کار و عکاسان آماتور امکان‌پذیر نبود و هر چه می‌بینید مرهون انتشار آثار ایشان در دنیای مجازی و گشودن پنجره‌ای رو به دنیای شخصی و نگاه ویژه هر یک از آن‌هاست. ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 06:52:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262390/رونمایی-کتاب-228 انتشار رمانی با حال و هوای دوران دانشجویی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262280/انتشار-رمانی-حال-هوای-دوران-دانشجویی محسن نیساری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از انتشار اولین اثر داستانی خود خبر داد و گفت: رمان «اکباتان» اولین رمان من است و داستان آن از این قرار است که؛ عده‌ای دانشجو با مساله‌ای روبه‌رو می‌شوند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. اختلاسی در دانشگاه اتفاق می‌افتد و هیچ کس بابت آن دستگیر نمی‌شود. دانشجویان این مساله را پی‌گیری  می‌کنند و اتفاقاتی در خلال این ماجرا رخ می‌دهد. نیساری درباره انتخاب محیط دانشگاه و فضاهای دانشجویی برای روایت داستان خود توضیح داد: ایده این کتاب این بود که مقداری درباره ماهیت مدرنیسم و وضع موجود صحبت کنیم. تجربه‌ای که در نوشتن این رمان به من کمک کرد به صورت ناخودآگاه اتفاق افتاد. من در دانشگاه خودمان حرکتی مشابه این را در مساله دیگری تجربه کرده بودم و از آن تجربیات در روایت این رمان استفاده کردم. این نویسنده در ادامه افزود: رمان «اکباتان» اولین اثر داستانی من است. من سابقا فعالیت مطبوعاتی داشتم. در «کتاب ماه» در بخش کودک و نوجوان مطالبی از من منتشر شد و با «همشهری جوان» هم همکاری‌هایی داشته و دارم. گفتنی است رمان «اکباتان» نوشته محسن نیساری به تازگی در 120 صفحه و شمارگان 1000 به قیمت 15000 تومان از سوی انتشارات آواز راهی بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 06:37:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262280/انتشار-رمانی-حال-هوای-دوران-دانشجویی پرفروش‌های آمازون در سال 2018/ یک تنهایی تا راهی که رودخانه می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/262355/پرفروش-های-آمازون-سال-2018-یک-تنهایی-راهی-رودخانه-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از گودایریدر، فروشگاه آنلاین آمازون به عنوان بزرگترین مرجع خرید کتاب‌های الکترونیک و چاپی در زمان‌های مختلف گزارشی از عملکرد خود و همچنین آمارهایی از فروش کتاب‌ در سایت خود ارائه می‌کند. این فروشگاه در گزارشی بهترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های نیمه اول سال 2018 را اعلام کرده است. به گفته آمازون این کتاب‌ها به دو نوع چاپی و الکترونیک در دسترس است:   تحصیل کرده: یک سرگذشت  نوشته تارا وستوور    نویسنده این کتاب بعد از پشت سرگذاشتن یک بیماری سخت توانسته از دانشگاه کمبریج مدرک دکتری خود را دریافت کند. وستوور در این کتاب خاطراتش از مبارزه با بیماری و استفاده از داروهای گیاهی و همچنین زندگی یک منطقه کوهستان را تعریف می‌کند. شرایط زندگی او و اراده‌اش برای رهایی از بیماری به طور حتم برای هرکسی جالب خواهد بود.   تنهایی طولانی نوشته کریستین هانا    قهرمان این رمان سرباز آمریکایی به نام «ارنت آلبرایت» نام دارد که بعد از جنگ ویتنام به کشور خود بازمی‌گردد و با شرایط سخت آنجا روبرو می‌شود. بعد از جنگ حالات روحی و روانی آلبرایت تغییر کرده و در جامعه مدرن آمریکا برای او شغلی وجود ندارد به خاطر همین تصمیم می‌گیرد همراه خانواده به منطقه آلاسکا مهاجرت کند.   دزد پرنده نوشته کرک والاس جانسون    داستان این کتاب که ترکیبی از وقایع تاریخ جمع‌آوری کلکسیون‌های پرندگان و تجارت آنها در کنار یک داستان جنایی موجب جذابیت بالای آن شده است. در کتاب ماجرای عجیب دزدیدن پرنده‌های مرده و تجارت پرهای آنها روایت می‌شود.   زنی در پنجره نوشته ای.جی. فین    این رمان ماجرای زنی منزوی و گوشه گیر است و کار روزانه‌اش تماشای فیلم‌های قدیمی و نگاه کردن به دیوار خانه است. او به طور اتفاقی شاهد قتلی است که زندگی‌اش را تغییر می‌‌دهد. آنا فاکس بعد از مشاهده این قتل مجبور است یا ساکت بنشیند و به زندگی گذشته خود ادامه دهد یا اینکه کاری بکند. دختران بیشتر می‌سوزند نوشته شوبها رائو      داستان کتاب درباره زندگی دو زن جوان با دو سبک زندگی متفاوت از جامعه هندوستان است که آرزو دارند به خارج از کشور مهاجرت کنند ولی در آنجا شرایط زندگی را بسیار متفاوت با زندگی قبلی خود پیدا می‌کنند. این دو با خطرات بسیاری در مسیر خود مواجه می‌شوند ولی در نهایت یکدیگر را پیدا می‌کنند. راهی که رودخانه می‌شود نوشته فرانسیسکو کانتو    در این کتاب نویسنده خاطراتش را از زندگی در مرزهای جنوبی آمریکا و ماجرای مهاجرت مردم مکزیک به آمریکا را روایت می‌کند. وی متولد مادری مکزیکی و پدری آمریکایی است که شغل پدر به عنوان مرزبانی را انتخاب می‌کند ولی با مشکلات زیادی مواجه می‌شود. به او خبر می‌دهند که مادرش در مکزیک در حال مرگ است. او تصمیم می‌گیرد برای ملاقات مادرش به مکزیک برود ولی دیگر به آمریکا باز نمی‌گردد.   زن الکتریکی نوشته تسا فونتین      بسیاری از مردم دوست دارند در مشاغلی مثل سیرک کار کنند ولی هیچ کدام عملاً وارد این مشاغل نمی‌شوند. فونتین از این دسته نیست و به آرزویش برای وارد شدن به شغل نمایش در سیرک‌های مختلف می‌رسد. او خاطراتش را از سال‌های نمایش در سیرک را در کتابی نوشته است که با استقبال زیادی مواجه شده است.   ​کودکان خون و استخوان نوشته تامی آدیمی    داستان کتاب درباره جنگ‌های داخلی آفریقا و مشکلاتی است که کودکان این کشورها با آن مواجه هستند. این رمان از زبان دختری نوجوان روایت می شود که در نیمه‌شبی تمام زندگی‌شان توسط افراد غریبه نابود می شود.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/262355/پرفروش-های-آمازون-سال-2018-یک-تنهایی-راهی-رودخانه-می-شود کتابی برای بیماران مبتلا به ام اس http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262353/کتابی-بیماران-مبتلا-ام-اس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بیماری ام.اس یکی از بیماری‌های مزمن سیستم اعصاب مرکزی است که به دلیل ماهیت خاص خود می‌تواند جنبه‌های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد. محمد‌رضا هادیان، رئیس دانشکده توان‌بخشی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران به همراه هادی سرفراز در کتابی با عنوان «راهنمای درمان و مراقبت‌های توان‌بخشی در بیماران ام اس» به راه‌حل‌های درمانی این بیماری پرداخته‌اند.   جوانان به‌‌ویژه زنان جوان بیشتر به این بیماری مبتلا می‌شوند. به دلیل مزمن بودن بیماری، مشکلات در تمام عمر همراه بیمار خواهد بود. آنچه اهمیت توجه به بیماری ام.اس را به‌ویژه در کشور ما دوچندان می‌کند، شیوع رو به رشد آن به خصوص در سال‌های اخیر است. گرچه متاسفانه تا به حال بررسی آماری دقیقی به منظور تعیین تعداد افراد مبتلا به ام.اس در ایران انجام نشده است، ولی برآوردها از وجود بیش از سی‌هزار بیمار مبتلا به ام.اس در کشور حکایت دارند.   پزشکان این حوزه امیدوارند با آگاهی بخشی به بیماران این‌چنینی گامی بزرگ در سلامت جسمی و روانی جامعه بردارند. آن‌ها معتقدند تالیف کتاب‌هایی نظیر «راهنمای درمان و مراقبت‌های توان‌بخشی در بیماران ام اس» باید بیشتر از گذشته صورت گیرد تا در نهخایت به بهبود کیفیت زندگی بیماران و خوانوادهای آن‌ها بیانجامد.   کتاب حاضر به گونه‌ای تدوین شده تا خواننده پس از مطالعه، درباره بیماری ام.اس، پیشگیری از عوارض یا کنترل آن با سود جستن از اقدامات بازتوانی و فیزیوتراپی، اطلاعاتی در سطح پایه به‌دست آورد.   محمدرضا هادیان (نویسنده) در مقدمه این کتاب معتقد است: متاسفانه تا به امروز درمان سریع، کامل و قطعی برای ام.اس یافت نشده است. این بیماری علاوه بر آن که فرد را از چرخه تولید اقتصادی و فعالیت‌های اجتماعی روزمره‌اش دور می‌کند، به دلیل ماهیت مزمن و عوارض ناشی از آن، هزینه بسیار سنگینی نیز بر سیستم بهداشت و درمان کشور تحمیل می‌کند. بنابراین، تلاش برای بازگرداندن سریع‌تر این بیماران به زندگی نسبتا فعال و پیشگیری از عوارض این بیماری، در کاهش هزینه‌های درمانی بیماران نقش مهمی دارد و در نهایت آثار مثبتی نیز بر اقتصاد کشور خواهد داشت.   بسیاری از پزشکان بر این باورند در زمینه بیماری ام.اس و به‌ویژه در مورد اقدامات بازتوانی (توان بخشی) و فیزیوتراپی مربوط به آن آگاهی چندانی در سطح جامعه وجود ندارد. از سوی دیگر، برخی متخصصان مرتبط با درمان بیماران ام.اس نیز با درمان‌های فیزیوتراپی و بازتوانی، آشنایی کاملی ندارند. این مسئله، به‌ویژه در مورد بیماری ام.اس که نیازمند درمان‌های جامع و هماهنگ بازتوانی است و موفقیت پروتکل درمان به آن بستگی دارد، از اهمیت خاصی برخوردار است. از این رو مولفان درصدد برآمدند با تدوین کتاب حاضر، به افزایش معلومات عموم و نیز متخصصان در این زمینه کمک کنند.   «راهنمای درمان و مراقبت‌های توان‌بخشی در بیماران ام اس» محصول همکاری گروه‌های فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، شنوایی‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران و فعالان عرصه ارتز و پروتز و تغذیه، فارماکولوژی و نورولوژی بوده است. این اثر در 128 صفحه به شمارگان دو‌هزار نسخه از سوی انتشارات تیمورزاده منتشر شده است. ]]> دانش‌ Thu, 21 Jun 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262353/کتابی-بیماران-مبتلا-ام-اس آیا می‌توانیم هم اخلاقی باشیم هم مدگرا؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262099/آیا-می-توانیم-هم-اخلاقی-باشیم-مدگرا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب Fashion – philosophy for everyone Thinking with style با ویراستاری جسیکا ولفندال و ژانت کنت (Edited by Jessica Wolfendale and Jeanette Kennett) از سوی انتشارات وایلی بلکول در سال 2011 منتشر شد. ریحانه صارمی «مد و فلسفه: با سبک اندیشیدن» را برای ترجمه عنوان کتاب انتخاب کرده است. این اثر که قرار است از سری کتاب‌های «فلسفه برای همه» از سوی انتشارات نگارستان اندیشه روانه بازار شود، اکنون در دست ترجمه است. به گفته مترجم کتاب، این کتاب تلاش دارد تا در قالب مقالاتی ابعاد گوناگون فلسفی ـ اجتماعی مد را به زبانی ساده مورد بررسی قرار دهد. این اثر با بحث‌ درباره ماهیت مد و چگونگی «مد شدن» چیزها آغاز می‌شود و در خلال بحث‌های گوناگونی مرز میان مد و مفاهیم مرتبطی چون سبک، طراحی و زیبایی را مشخص می‌کند. در ادامه به وجوه اجتماعی مد و کارکردی که مد در جامعه امروز ایفا می‌کند می‌پردازد و در انتها مباحثی درباره امکان آزادی‌بخشی و همچنین اخلاقی بودن مد مطرح می‌کند. در سرتاسر کتاب تلاش شده تا با استفاده از مثال‌های روزمره و ملموس بحث‌ها «برای همه» قابل استفاده باشد. کتاب در ۴ بخش و ۱۳ مقاله تدوین شده که عناوین بخش‌های اصلی عبارت است از مدگرا بودن و باحال بودن؛ مد، سبک و طراحی؛ مد، هویت و آزادی و آیا می‌توانیم هم اخلاقی باشیم هم مدگرا؟ پس از ترجمه اثر کتاب از سوی انتشارات نگارستان اندیشه در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. ]]> علوم‌انسانی Thu, 21 Jun 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262099/آیا-می-توانیم-هم-اخلاقی-باشیم-مدگرا گلی امامی: خودم را خادم کتاب می‌دانم/ فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهارمین دوره جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه 30 خرداد ماه 1397 به کار خود پایان داد. در این مراسم از گلی امامی مترجم باسابقه آثار ادبیات داستانی تقدیر ویژه به عمل آمد. در این مراسم هنرمندان،‌نویسندگان، ناشران و مترجمانی چون لیلی گلستان، حسین پاکدل، مژده دقیقی، منیژه حکمت،‌مسعود فروتن،‌ امید روحانی، علیرضا تابش، حسن محمودی،‌شیوا مقانلو، بلقیس سلیمانی،‌ علی خدایی،‌افشین شحنه‌تبار،‌ناهید طباطبایی، آرش صادق بیگی، شاهرخ تویسرگانی، فرشته احمدی، پوریا عالمی، آرش خاموشی و هوشنگ مرادی کرمانی حضور داشتند. اجرای این مراسم به عهده مهسا ملک‌مرزبان، داستان‌نویس،‌مترجم و مجری صداوسیما بود. در ابتدای مراسم ملک‌مرزبان شعری از احمدرضا احمدی خواند و سپس از صالح بهشتی، مدیریت شهرکتاب فرشته برای سخنرانی دعوت کرد. صالح بهشتی درباره تفاوت این دوره با باقی دوره‌های جایزه فرشته عنوان کرد: سعی کردیم چهارمین دوره را در سطح ملی و بین‌المللی برگزار کنیم. در راستای این هدف نمایشگاه عکسی از آثار برگزیدگان در شهرهای مختلفی چون اصفهان،‌شیراز، کرمان، کرمانشاه و رشت برگزار خواهیم کرد و همچنین در دوسلدورف آلمان نیز این نمایشگاه را بر پا می‌کنیم. وی افزود: در بخش داستان نیز مجموعه داستانی از آثار برگزیدگان به چاپ می‌‌رسد و همچنین با مساعدت و همکاری انتشارات شمع‌ومه این کتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه و در کشورهای مختلف منتشر خواهد شد. سخنران بعدی مراسم،‌لیلی گلستان بود. این مترجم درباره جوایزی چون جایزه فرشته توضیح داد: هر چه این جوایز بیشتر باشد بهتر است چون جوانان به ادبیات توجه بیشتری می‌کنند. در این سه دهه اخیر جوایز زیادی آمدند و متاسفانه نماندند؛ مانند جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان. لیلی گلستان وی افزود: جوایز به جوانان جرات ارائه داستان‌هایی را می‌دهد که در حالت عادی آن‌ها را ارائه نمی‌کنند. اینکه در جوانی در کتابی یا نشریه‌ای داستانی از تو چاپ بشود بسیار لذت‌بخش است. اما نقدی که به برخی از برگزیدگان دارم این است که چرا پس از برگزیده شدن راه را ادامه نمی‌دهند و از این فرصت استفاده نمی‌کنند. تنبلی و بی‌انگیزگی هم خودش یک عامل بازدارنده است و جوان‌ها نباید به یک قصه اکتفا کنند و باید همینطور ادامه دهند. امیدوارم این جایزه به بلایی دچار نشود که بر سر جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان آمد. سپس اسلایدی از سخنان پژمان موسوی دبیر چهارمین دوره جایزه فرشته پخش شد و وی توضیحاتی درباره انتخاب هیئت داوران و طراحی پوستر این دوره ارائه داد. طراحی پوستر این دوره از جایزه فرشته به عهده ساعد مشکی بود. آرش خاموشی به نیابت از هیئت داوران بخش عکس بیانیه این بخش را خواند و جایزه رتبه نخست این بخش به آرش قاضی داده شد. از باقی برگزیدگان این بخش با لوح تقدیر و بن خرید شهرکتاب فرشته تقدیر به عمل آمد. سپس  مازیار حامدی بداهه نوازی سه‌تار انجام داد. در ادامه برنامه ملک‌مرزبان متنی درباره فعالیت‌های گلی امامی قرائت کرد و سپس اسلایدی از فعالیت‌ها و زندگی گلی امامی و همچنین تاریخچه تاسیس کتابفروشی «زمینه» پخش شد. مژده دقیقی، مترجم در متنی که برای بزرگداشت گلی امامی در مراسم خواند عنوان کرد: کار در موسسه فرانکلین آغاز خوبی برای گلی امامی بود. او در طی فعالیت‌های خود تنها به حوزه کودک و نوجوان بسنده نکرد و در زمینه‌های متنوعی دست به ترجمه کتاب زد. او در ابتدا به عنوان ویراستار با مجلات پیک فرانکلین همکاری داشت و اولین کتاب‌هایی که ترجمه کرد،‌«سرافینا» و« پی‌پی جوراب بلند» برای کودکان  بودند. با وجود تنوعی که امامی در کارش داشت اما هیچ‌وقت ترجمه برای کودکان را رها نکرد و سال گذشته به دلیل تاثیر زیادش بر ادبیات کودک و نوجوان نشان لاک‌پشت پرنده را گرفت. گلی امامی از طریق ترجمه شوق خواندن را در جوانان برمی‌انگیخت. وی کتاب‌های روز ادبیات دنیا را ترجمه کرده است. در سال‌های اخیر با ترجمه آثار آلن دوباتن کتابخوانان ایرانی را با لذت خواندن فلسفه به زبان امروز آشنا کرده است. گلی امامی مترجم سخت‌کوشی است که به گواهی تجدید‌چاپ‌های مکرر مخاطبانی پیدا کرده که پی‌گیر ترجمه‌هایش بوده‌اند. مترجم «کیک عروسی و داستان‌های دیگر» در ادامه از دیگر فعالیت‌های گلی امامی یاد کرد و گفت: از تالیفات گلی امامی کتاب «آشپزی بدون گوشت» است که از استقبال خوبی برخوردار شد و همچنین از دیگر فعالیت‌های او کتابداری و کتابفروشی در کتابفروشی «زمینه» است. گلی امامی هنوز همچنان یار نشریات ادبی و جوایز است. دقیقی در انتهای صحبتش از شانس بزرگ گلی امامی در زندگی، کریم امامی یاد کرد. گلی امامی سپس مراسم تقدیر از گلی امامی با حضور صالح بهشتی، هوشنگ مرادی کرمانی،‌لیلی گلستان و عباس سجادی انجام شد. گلی امامی از مژده دقیقی بابت دقت‌نظرش به فعالیت‌های او تشکر کرد و گفت: من این موقعیت امروز را به فال نیک می‌گیرم. چون 50 سال پیش در چنین ماهی در تاریخ 1347 وارد انتشارات فرانکلین شدم. فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم و آموختم. کتاب عامل مهمی در زندگی من بوده است و من خودم را خادم کتاب می‌دانم. از افتخاراتم این است که برای دانشجویان دانشگاه هنر فارابی کتابخانه فراهم کردم و در عرض 5 سال تعداد کتاب‌های آنجا به عدد قابل توجهی رسید. سپس علی خدایی به نیابت از هیئت داوران داستان کوتاه جایزه فرشته بیانیه هیئت داوران را خواند و عنوان کرد: امیدوارم این جایزه با بخش‌های بیشتری ادامه پیدا کند. مسابقات داستان‌نویسی اگر بهانه داشته باشند،‌ مانند آژیر قرمز، محیط زیست و ... ما بر اساس آن بهانه داستان را ارزیابی می‌کنیم به این معنی که آیا این بهانه‌ها تبدیل به کاراکتر می‌شوند و اینکه سایه آن  بهانه‌ها چقدر به رگ‌وپی داستان رفته است. معیار من و باقی داوران همین مسائل بوده است. مهسا ملک‌مرزبان در انتهای مراسم از اعضا هیئت داوران و هیئت انتخاب برای اهدا جوایز دعوت به عمل آورد و علی خدایی، ناهید طباطبایی، بلقیس سلیمانی، حسین پاکدل، حسن محمودی و شیوا مقانلو به همراه امید بلاغتی روی سن آمدند و جوایز را اهدا کردند. حسین پاکدل در انتهای مراسم درباره سوژه این مسابقه گفت: جوانان غالبا تصور درستی از مفهوم آژیر قرمز ندارند. من در آن سال‌ها مدیر پخش شبکه یک بودم و دائما در کتابفروشی زمینه رفت‌وآمد داشتم. عاشق کتابفروشی زمینه و خاطره‌ای هم دارم که خانم امامی به من می‌گفت قیافه تو در دوران موشک‌باران وحشتناک آرام بود آژیر قرمز در آن زمان برای اعلام خطر بود؛ اعلام احتمال حمله هوایی. آژیر چیز بدی نیست. برای هشدار است. امروز تمام اندیشمندان ما به شکل آژیر درآمده‌اند اما این آژیرها شنیده نمی‌شوند. کاش آژیری به صدا دربیاید. اختتامیه جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه از ساعت 17 تا 19:30 در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 06:27:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم دانمارک زندان است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262385/دانمارک-زندان خبرگزاری کتاب ایران_علی شروقی:اندوه و دردِ جداافتادگی از موطنِ اولیه آدمی به‌واسطه گناهِ نخستین و سرگردانی اندوه‌بار انسان روی زمین مضمونی آشنا در ادبیات است. نویسندگان و شاعران بسیاری در طول تاریخ ادبیات از «بهشت گمشده» و دلتنگی و رؤیای بازگشت به آن نوشته‌اند. همچنین است رؤیای بازگشت به لحظه پیش از میلاد. شکلِ تنزل‌یافته و دمِ‌دستی‌ترِ چنین رؤیاهایی را شاید در جست‌وجوی «کودک درون» و دلتنگی برای آن نیز بتوان یافت. جنینِ رمانِ «پرده حائل»، این کودک هنوز متولد نشده، اما برخلاف بزرگسالان ملولِ دلتنگ برای لحظه پیش از زاده‌شدن گویی سخت بی‌تابِ زاده‌شدن است، گرچه دور از تصور نیست که در آینده به اسلافِ دلتنگِ خود بپیوندد. فعلا اما او می‌خواهد متولد شود. می‌خواهد هرچه زودتر پا به جهانی بگذارد که راویان «بهشت گمشده» خود را در آن جداافتاده احساس می‌کنند. خوش‌بینی او به جهان بیرون، جهانی که هنوز آن را به چشم ندیده و تنها صداهای آن را می‌شنود و آن را به یمن همین صداها در ذهن خود بازمی‌سازد، از همین بی‌تابی  نشئت می‌گیرد.    راوی رمان، یان‌مک‌یوون، همین جنینِ منتظر است. جنینی که نمی‌خواهد اخبارِ بدی را که هر روز از گوشه و کنار جهان می‌رسد، چندان به‌جد بگیرد و می‌خواهد هرچه زودتر از زهدان مادر برون بجهد. البته اضطراری نیز در این شتاب نهفته است. او از توطئه‌ای شوم باخبر شده و می‌داند و می‌شنود که «در لابه‌لای گپ‌های دوستانه، قصد و نیتی مرگبار» لانه کرده است. او اخبارِ بدِ جهان را از طریق پادکست‌هایی که مادرش به آن‌ها گوش می‌سپارد، می‌شنود اما با خوش‌دلی می‌گوید: «چرا باید به چنین تفاسیری اعتماد کرد درحالی‌که انسان هیچ‌وقت در طول تاریخ به اندازه زمان معاصر ثروتمند و سلامت نبوده و طول عمرش هیچ‌گاه این‌قدر زیاد نبوده است؟» درواقع این راوی وقت ندارد به اخبارِ بد اقصی‌نقاطِ عالم بیندیشد و فعلا باید از قتلِ پدرش به‌دست مادر و عموی خود جلوگیری کند. بماند که این توطئه نیز به‌هرحال چندان بی‌ربط به فجایعِ جمعی که در سرتاسر رمان از آن‌ها سخن به میان می‌آید، نیست. در شتاب راوی برای زاده‌شدن اما یک اضطرار دیگر نیز می‌تواند نقش داشته باشد. این راوی یک جنینِ بریتانیایی است؛ جنینی از سرزمینی که ولیعهدش در انتظارِ شاه‌شدن پیر شده است. پس انتظار برای او حاوی دل‌شوره هرگز ‌نرسیدن است و چه‌بسا در جنینی پیرشدن. البته یان‌مک‌یوون نخستین نویسنده‌ای نیست که یک جنین را پشتِ درِ دنیا معطل می‌گذارد. در قرنِ هجدهم لارنس استرن انگلیسی-ایرلندی در رمان «زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی» همین بازی را سرِ راوی داستان خود درآورد. این تنها نمونه‌ای کوچک از یاری‌گرفتن یان مک‌یوون به سنتِ ادبی برای غنا‌بخشیدن به رمان خود است و درهمین‌راستا بد نیست اشاره کنیم که راوی رمان او به‌واسطه مادرش به کتاب صوتی «اولیس» جیمز جویس گوش می‌دهد و بیش از مادرش به این رمان علاقه‌مند است. اما از سنت ادبی آن‌چه بیش از هرچیز به یاری یوون آمده، شکسپیر است؛ نابغه‌ای که قرن‌هاست نویسندگان از کیسه او خرج می‌کنند و این کیسه همچنان برای قرن‌ها بعد نیز پر‌و‌پیمان است. «پرده حائل» رمانی درباره جهان جنایت‌بار امروز است؛ رمانی با اشاره‌های هملتیِ واضح. به وجه شکسپیریِ این رمان باز خواهم گشت، اما پیش از آن بد نیست گریزی بزنیم به ریشه کهن‌تر این رمان و پیوند آن با اولین رخداد جنایی تاریخ بشر؛ یعنی ماجرای هابیل و قابیل. این‌جا نیز با داستان قدیمی کشته‌شدن برادری به دست برادر دیگر مواجهیم؛ داستانی که نویسندگان بسیاری از سرزمین‌های گوناگون به آن رجوع کرده و هر یک آن را به‌نحوی بازگفته‌اند. یان‌مک‌یوون در «پرده حائل» در روایت چندین و چندباره این داستان مؤلفه‌های رمان پلیسی معکوس را به کار می‌گیرد، به این معنا که مجرم معلوم است و خواننده در صفحات پایانی رمان منتظر است ببیند چگونه به دام می‌افتد. داستان از این قرار است که جنینی که راوی داستان است، در جریانِ توطئه‌ای که مادر و عمویش علیه پدرش تدارک دیده‌اند، قرار گرفته و می‌خواهد به‌نحوی این توطئه را خنثی کند و پدرش را نجات دهد. او اما در زهدانِ مادری مردخوار گرفتار است و نمی‌تواند کاری از پیش برد. جان، پدر راوی، شاعری متوسط و صاحب یک مؤسسه انتشاراتی است و کلود، عموی راوی، یک دلال طماع اما ظاهرا نه چندان موفق. ترودی، مادر راوی، در خانه‌ای زندگی می‌کند که خانه پدری شوهرش بوده است. پدر مدتی است که از خانه رفته و فقط گه‌گاهی به همسرش سر می‌زند. درواقع مادر او را از خانه دوران کودکی خود دک کرده و گفته مدتی می‌خواهد تنها باشد. پدر گاهی به او سر می‌زند و اصرار دارد برایش شعر بخواند و همیشه هم با استقبال سرد زن مواجه می‌شود. پدری که ازسوی همسرش از خانه دوران کودکی‌اش تبعید شده و کودکی هنوز زاده نشده‌ که به‌رغمِ مخالفت با توطئه مادر به‌لحاظ عاطفی و بیولوژیکی وابسته به اوست، هر دو گویی در چنبره اقتداری مادرشاهی گیر افتاده‌اند؛ مادرشاهی شاید از جنس همان ملکه‌ای که ولیعهدش را در انتظار سلطنت پیر می‌کند. راوی در جایی از رمان می‌گوید: «باید اعتراف کنم که من به مادرم تعلق دارم. اگر او دستور دهد من نیز مانند پدرم به محله شوردیچ می‌روم و آنجا در تبعید زندگی می‌کنم؛ احتیاجی به بند ناف هم ندارم. وجه اشتراک من و پدرم عشق نافرجام است.» اما توطئه‌ای که در شرف وقوع است: نقشه این است که مادر و عموی راوی پدرش را با ضدیخی که در آبمیوه او می‌ریزند، مسموم کنند. پدر یک روز می‌آید و ناغافل به مادر می‌گوید که باید خانه را خالی کند و به فکر جای دیگری برای خود باشد. ترودی و کلود باید در عملی‌کردن نقشه‌شان شتاب به خرج دهند وگرنه بی‌خانمان خواهند شد. آن‌ها نقشه را طراحی و با سرعت عملی می‌کنند. پدر به قتل می‌رسد و البته دستِ قاتلین رو می‌شود و آن‌ها برای گریز از مجازات عزم رفتن به جایی دور می‌کنند اما راوی در لحظه آخر تصمیم خود را می‌گیرد؛ تصمیم می‌گیرد متولد شود تا قاتلین نتوانند قسر در بروند. این را البته از وجه معکوس نیز می‌توان دید و تفسیر کرد. گویا ناخودآگاه زن، که کمتر از همدستِ خود شرور است، می‌خواهد بماند و مجازات شود و از همین رو مادرِ راوی اراده می‌کند به این‌که بچه را به دنیا بیاورد. قضیه را از هر طرف که بگیریم در هرحال به سود کودکی که متولد خواهد شد نخواهد بود. کودک پا به این دنیا می‌گذارد تا احتمالا به محض آمدن یک‌راست همراه مادرش روانه زندان شود. «دانمارک زندان است»؛ این طنین هملتی در سراسر رمان به گوش می‌رسد و همان‌طور که پیش از این اشاره شد در «پرده حائل» همه چیز برای تفسیر هملتی جفت و جور است. در صفحات پایانی رمان، پیش از آن‌که ترودی و کلود عزم رفتن کنند، می‌بینیم که شبح پدر راوی هم از بالای پله‌ها پدیدار می‌شود تا این وجهِ هملتی کامل می‌شود. کارکرد این اشارات شکسپیری اما چیست؟ صرفا تزیینی برای غنای زیبایی‌شناختی رمان؟ به نظر نمی‌رسد این تمام نیت و هدف یان مک یوون بوده باشد. یان کات جایی از مقاله «هملت نیمه قرن» هملت را این‌گونه توصیف می‌کند: «هملت در درون خویش محروم است. زندگی از همان ابتدا برای او تباه شده است.»1 این کم‌وبیش همان هملتی است که در «پرده حائل» اعلام حضور می‌کند. برای جنین رمان مک یوون نیز زندگی از همان ابتدا تباه شده است. او در آستانه ورود به جهانی غرقِ جنایت و توطئه و بی‌اعتنایی است. در هیاهوی این اوضاع آشوبناک کسی چندان به یاد کودکی نیست که دارد متولد می‌شود. در جایی از رمان کلود از هراس خود از خیلِ مهاجرانی که به انگلیس سرازیر می‌شوند سخن می‌گوید و از خطرِ دائمیِ بمب‌گذاری‌های گروه‌های بنیادگرا. برادر شاعرپیشه‌اش، همان که به زودی توسط همسر و برادرش به قتل خواهد رسید، گویا چندان با حضور مهاجران در انگلیس مشکلی ندارد و معتقد است کشور به وجود این مهاجران احتیاج دارد. زن نیز گفته شوهرش را تأیید می‌کند و کلود در اعتراض می‌گوید: «ولی من دلم نمی‌خواد مثل اون سرباز انگلیسی تو خیابان با قمه بهم حمله بشه.» و بعد ادامه می‌دهد: «از زمان بمب‌گذاری هفتم جولای 2005 در لندن، من دیگه سوار مترو نشدم.» اما همین دلالِ ترسخورده از تهدید تروریست‌ها خود در فکر به قتل‌رساندن برادر خویش است. یان مک یوون با تعبیه این جنایت در دل جهانی دستخوشِ آشوب و کشتار، جنایت خانوادگی را به جنایتی فراگیر پیوند می‌زند و طنز ماجرا این‌جاست که در پایان رمان قاتلین ‌در صدد برمی‌آیند به یکی از سرزمین‌هایی بگریزند که خیلِ مهاجران سالانه کرور کرور از آن‌ها به سرزمین او می‌آیند و کلود از حضورشان احساس ناامنی می‌کند. طنز نیش‌دار مک یوون به نوعی متوجه توهم تمدن برتربودن نیز هست و همین طنز رمان مک یوون را از یک رمان جنایی صرف فراتر می‌برد. در صفحات پایانی رمان، همان دم که ترودی و کلود با عجله می‌خواهند از چنگِ قانون به سرزمینی دوردست بگریزند تا خود به‌عنوان جنایتکارانی مبدل در یکی از کشورهایی که کلود مردمِ آن را مهاجرانی جنایتکار قلمداد می‌کند به حیاتِ خود ادامه دهند، صدای اخبار به گوش می‌رسد: «در نیجریه چند کودک در آتش سوخته‌اند. کره شمالی آزمایش موشکی جدیدی انجام داده. بالاآمدنِ سطح آب کره زمین از میزان پیش‌بینی‌شده فراتر رفته است. اما هیچ‌یک از این خبرها، خبر شماره یک نیست. خبر یک به فاجعه‌ای جدید اختصاص دارد؛ ترکیبی از فقر و جنگ و تغییرات اقلیمی موجب بی‌خانمان‌شدن میلیون‌ها نفر شده است. حماسه‌ای قدیمی در هیئتی جدید: سیل حرکت مردم مانند جریان خروشان آب رودخانه‌هایی چون دانوب، راین و رون؛ مردمانی خشمگین و ناامید، شاید هم امیدوار به آینده، در مرزها پشت سیم‌خاردارها ازدحام کرده‌اند، مردمی که‌ هزار نفر،‌هزار نفر در راه رسیدن به غرب، در دریا غرق می‌شوندو از دنیا می‌روند.» درست کمی بعد از اعلام این اخبار از بخشِ خبری ساعت هشت جنین تصمیم می‌گیرد پا به جهان بگذارد تا با بدل‌شدن به نوزاد انتقام قتل پدرش را بگیرد. اما او در ادامه چه خواهد کرد؟ در چه موقعیتی قرار خواهد گرفت و این موقعیت چه نقشی به او تحمیل خواهد کرد؟ چه‌بسا او نیز همچون هملتی که یان کات از او سخن می‌گوید بخواهد بگریزد اما نتواند و دستخوش اندوه جداافتادگی شود. توصیف یان کات از این هملت می‌تواند در مورد آینده هملتِ نوزادِ رمان «پرده حائل» نیز مصداق داشته باشد. یان کات می‌نویسد: «این آخرین و مدرن‌ترین هملت، هنگامی به کشورش بازمی‌گردد که تنش زیادی در جریان است. روح پدرش از او می‌خواهد که انتقام بگیرد. دوستانش توقع دارند که برای دستیابی به سلطنت نبرد کند. خود او می‌خواهد که دوباره بگریزد. اما نمی‌تواند. همه او را درگیر سیاست می‌کنند. او خود را گرفتار در موقعیتی ناخواسته می‌بیند؛ موقعیتی که او آن را نمی‌خواهد اما ناگزیر به درون آن پرتاب شده است. او در جست‌وجوی آزادی درونی است و نمی‌خواهد خود را به چیزی متعهد کند. عاقبت انتخابی که به او تحمیل شده را – فقط در حیطه عمل – می‌پذیرد. او متعهد می‌شود، اما فقط در قبال آن‌چه که انجام می‌دهد نه آن‌چه که می‌اندیشد. اگرچه از وضوح کنش‌ها آگاه است اما از محدودکردن افکارش سر باز می‌زند. او نمی‌خواهد تئوری و عمل با هم برابر باشند.»2 پی‌نوشت‌: 1و2 شکسپیر معاصر ما، یان کات، ترجمه رضا سرور، نشر بیدگل منبع: روزنامه شرق ]]> نقد و معرفی Thu, 21 Jun 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262385/دانمارک-زندان ​گربه لوسی و پرنده‌های رنگارنگ در بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262367/گربه-لوسی-پرنده-های-رنگارنگ-بازار-کتاب شقایق قندهاری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره جدیدترین آثارش در حوزه کودک و نوجوان گفت: انتشارات کتاب پارک که ناشر نوپایی در حوزه کودک و نوجوان است اقدام به انتشار مجموعه‌ای به نام «قصه‌های رنگین کمان» کرده است. و من دو جلد نخست این مجموعه را با عنوان «چطوری ستاره‌ای را بگیریم که دارد می‌افتد» نوشته هایدی هوارث و تصويرگری دانیل هوارث و «گربه لوسی و پرنده‌های رنگارنگ» نوشته آنتونی هیل و جین تایر را ترجمه کرده‌ام.   وی درباره کتاب‌ «چطوری ستاره‌ای را بگیریم که دارد می‌افتد» توضیح داد: این داستان تصویری برای کودکان و خردسالان است و این‌گونه آغاز می‌شود که روزی جوجه تیغی از خرس بداخلاق می‌پرسد که چکاری انجام می‌دهد و خرس می‌گوید منتظرم آخرین ستاره پاییز پایین بیفتد. بقیه حیوانات جنگل کم کم می‌آیند و منتظر افتادن ستاره می‌مانند.   به گفته قندهاری این دلستان نوع نگاه هر موجودی را به رویدادهای اطرافش نشان می‌دهد و بیان می‌کندکه نوع نگاه می‌تواند تغییر کند.     این مترجم درباره کتاب‌ «گربه لوسی و پرنده‌های رنگارنگ» نیز گفت: در این داستان، دخترکی به نام لوسی باغی دارد که پرنده‌های رنگارنگ و قشنگی در آن زندگی می‌کنند. اما او یک گربه ناقلا هم دارد که همیشه در کمین پرندگان است. لوسی برای اینکه مانع از این شود که لوسی پرندگان را بخورد زنگوله‌ای به گردن او می‌بندد ولی زنگوله به تنهایی نمی‌تواند مانع او شود.   قندهاری افزود: گاهی فردی می‌خواهد به دیگران نیرنگی بزند. در این حالت می‌توان به شکل‌های مختلف جلوی او را گرفت.     شقایق قندهاری، مترجم و منتقد ادبی، متولد تهران است. از آثار ترجمه وی می‌توان به کتاب‌های «فرزندان معجزه»، «عروسک پدر»، «خانه خودمان»، «خواهر گشده»، «فراری»، «گریز پا»، «زندگی اسرار آمیز زنبورها»، «خانه مرموز»، «الماس» و «قصه‌های جزیره»(در چهار جلد و با همکاری چیستا یثربی) اشاره کرد. قندهاری تاکنون چند جایزه ادبی دریافت کرده است.   انتشارات کتاب پارک، کتاب «چطوری ستاره‌ای را بگیریم که دارد می‌افتد» و «گربه لوسی و پرنده‌های رنگارنگ» را در قالب  28 صفحه با قیمت 80 هزار ریال برای هر جلد منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Thu, 21 Jun 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262367/گربه-لوسی-پرنده-های-رنگارنگ-بازار-کتاب نگاه همه جانبه و تیزهوشی حلقه مفقوده پژوهش در کشور است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262357/نگاه-همه-جانبه-تیزهوشی-حلقه-مفقوده-پژوهش-کشور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز 31 خردادماه سالروز شهادت دکتر مصطفی است. به این مناسبت در گفت‌وگو با ایوب آقاخانی، نویسنده نمایشنامه «تکه های سنگین سرب»، مسیر انجام پژوهش برای نوشتن آثاری در حوزه بزرگان تاریخ ایران و قهرمانان دفاع مقدس، مورد بررسی قرار گرفت. وی گفت: بزرگ‌ترین گرفتاری درباره پرداختن به شخصیت‌های دفاع مقدس این است که منابع وجود دارد، ولی منابع مورد اعتماد، موثق و قابل دفاع کم است. آنقدر که برای رقم زدن منابع در این موارد به بعد ژورنالیستی و تبلیغاتی اهمیت داده شده، متاسفانه به صحت و سلامت آن‌ها کمتر اهمیت داده شده است. این پژوهشگر ادامه داد: سه گانه‌ای درباره چند تن از شخصیت‌های جنگ با عنوان مجموعه «پرتره‌ نگاری‌های جنگ» نوشتم.در هر سه مورد این بحران را داشتم که منابع موجود لزوما قابل اعتماد نیستند، لذا همه منابع موجود در این زمینه را با حفظ حرمت می‌خواندم و هر یادداشت و سطری درباره این افراد از هر موضعی را جستجو می‌کردم، ولی باز هم به این موارد بسنده نکرده و در مرحله آخر پیش نگارش، تحقیقات میدانی انجام دادم. آقاخانی افزود: این تحقیقات بر مبنای دانش افراد مختلف اعم از نزدیکان، خانواده و کسانی بود که از آن‌ها خاطره داشتند. مصاحبه و ضبط صدا انجام و در نهایت همه اطلاعات گردآوری شده را در کنار هم مقابله و مقایسه کردم. پژوهشگر بعد از استنتاج عقلانی، می‌تواند براساس شم نکته‌سنج خود به‌عنوان صاحب قلم و اندیشه به مسیری برسد که فکر می‌کند برای نوشتن اثر درست‌تر است. وی با تاکید بر نگاه همه جانبه و نکته‌سنج به منابع تحقیق، اظهار کرد: درباره هیچ یک از بزرگان تاریخ نباید به منابع موجود اعتماد کامل کرد، بلکه باید تحقیق و مطالعه انجام داد. اگر فقط منابع مکتوب در اختیار پژوهشگر باشد، تنها راه، مکث کردن روی این منابع است که دریچه‌های بسیار جذابی به روی انسان باز می‌کند. این موضوع شامل همه شخصیت‌های تاریخ اعم از شخصیت‌های نزدیک به ما مانند شخصیت‌های جنگ یا شخصیت‌های دور، مانند رودکی است. این پژوهشگر و نویسنده حوزه تئاتر و هنرهای نمایشی، در ادامه گفت: به‌طور کلی هر آنچه درباره شهید چمران وجود داشت ازجمله منابع موجود در بنیاد شهید چمران و یا آثار منتشر شده از سوی ناشران مختلف را خواندم، ولی در نهایت آنچه در نمایشنامه «تکه‌های سنگین سرب» دیده شد، محصول مداقه، استنتاج، بررسی، مقایسه و نهایتا نتیجه‌گیری من بود. این نمایشنامه سال 1394 از سوی انجمن هنرهای نمایشی ایران با مشارکت واحد نشر گروه تئاتر پوشه در قالب کتاب منتشر شد و در تالار چهارسوی تئاتر شهر نیز روی صحنه رفت. آقاخانی همچنین با اشاره به میزان اعتماد پژوهشگر به منابع موجود و نحوه حرکت درست در مسیر پژوهش برای رسیدن به نتیجه مطلوب، افزود: درباره مصاحبه‌های شفاهی هم باید گفت به همان اندازه قابل استفاده و قابل اعتماد هستند که منابع مکتوب. به شدت لازم است نویسنده قوه ممیز و تیزهوشی تشخیص داشته باشد تا بتواند متوجه شود آنچه گفته می‌شود تا چه حد و به چه دلیل قابل استناد است. حتی پژوهشگر باید حس آموخته‌ای در زمینه موضوعی که پژوهش می‌کند داشته باشد. در این مسیر چاره‌ای نداریم جز‌آنکه شامه و حس تربیت شده را حتما به کار بیندازیم و تنها به شنیده‌ها و یا مستندات چاپ شده اکتفا نکنیم. پژوهشگری که ساده به یک منبع اعتماد کند، کار او قابل خواندن و اعتماد نیست. وی در این زمینه توضیح داد: متاسفانه بخش زیادی از حوزه نشر و واحدهای پژوهش سازمان‌ها مجموعه‌ای اژ آثار کم کیفیت را از سوی پژوهشگران کم بنیه و فاقد دانش در‌ موضوع مورد نظر چاپ می‌کند. آمار نشر آن‌ها گسترش پیدا می‌کند، ولی دریغ از یک نفر که با اشتیاق به این آثار نگاه کند. پژوهشگری که مانند استاد بهرام بیضایی واقعا پژوهشگر باشد به‌عنوان صاحب شم و استعداد، اثری مانند «نمایش در ایران» را خلق می‌کند که با وجود نقدهایی که می‌توان بر ریخت پژوهش این کتاب کرد، عملا منبع مورد رجوع تمامی دانشجویان رشته تئاتر در حوزه نمایش در ایران است و هیچ رقیبی در این زمینه ندارد. این نمایشنامه‌نویس در پایان بیان کرد: این نگاه و تیزهوشی حلقه مفقوده پژوهش در‌ کشور ماست که باید پیش از انجام پژوهش در ذهن پژوهشگر ایجاد شده باشد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 21 Jun 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262357/نگاه-همه-جانبه-تیزهوشی-حلقه-مفقوده-پژوهش-کشور سینمای ایران چگونه دنیا را فتح کرد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262373/سینمای-ایران-چگونه-دنیا-فتح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مایکل لانگفورد در معرفی کتاب خود نوشته است «سینمای ایران از زمان انقلاب اسلامی سال 1979در ایران، علی‌رغم سانسورها و قوانین دست‌وپا گیر کارنامه درخشانی داشته و سینماگران ایرانی با اقبال زیادی در جوامع بین‌المللی مواجه بوده‌اند.»   کتاب مایکل لانگفورد قرار است در ماه دسامبر سال جاری با عنوان «مجاز در سینمای ایرانی‌ها» از سوی انتشارات ای. بی. تاریس در 272 صفحه منتشر شود.   او در کتابش شرح می‌دهد که چطور سینماگران موفق ایرانی با پشتوانه تاریخ طولانیِ تعبیرات مجازی و استعاری در شعر و دیگر هنرهای فارسی توانسته‌اند از راه‌های غیر مستقیم و مجازی برای بیان موضوعات و بحث‌های ممنوعه در فیلم‌هایشان استفاده کنند.   مایکل لانگفورد معتقد است با درک و فهم مفهوم مَجاز است که می‌توان زیبایی‌‌شناختی‌های استعاری و مجازی سینمای ایرانی را کشف کرد و به درک بهتر فیلم‌های ایرانی نائل شد.   او شرح می‌دهد که چطور کارگردانان ایرانی از سنت‌های فرهنگی عمیق سرزمین خود در کارشان استفاده کرده‌اند و از این سنت‌ها به عنوان یک استراتژی برای مقاومت در برابر قوانین سفت‌وسخت استفاده می‌کنند.   لانگفورد در این کتاب ایده‌های سینمایی و فرهنگی و فیلسوفانه‌ای را که توسط متفکرانی چون والتر بنجامین، ژیل دلوز، هنری برگسون و لورا مارکس مطرح شده برای تحلیل جزئیات فیلم‌های کارگردانان مشهور سینمای ایران نظیر عباس کیارستمی، محسن مخملباف، مجید مجیدی، رخشان بنی اعتماد، و جعفر پناهی به کار می‌برد.   کارگردان‌های ایرانی زیادی توانسته‌اند در جشنواره‌های مختلف سینمایی بدرخشند و جوایز متعددی به دست بیاورند. اصغر فرهادی از جمله کارگردانانی است که توانسته دو بار اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را برای فیلم‌های خود به دست بیاورد.   سینمای ایران در دو جشنواره اروپایی کن و برلین که هر سال به ترتیب در فرانسه و اروپا برگزار می‌شوند نیز توانسته به جوایز اصلی این جشنواره‌ها دست یابد. عباس کیارستمی از جمله کارگردان‌های مشهور ایرانی است که سبک کارگردانی و فیلم‌سازی او در دنیا مشهور است.   مایکل لانگفورد که استاد مطالعات سینمایی و محقق ارشد در دانشگاه نیو ساوت ولز استرالیا است در کتاب «مجاز در سینمای ایرانی‌ها» به تحلیل دلایل موفقیت کارگردان‌های ایرانی در عرصه سینما می‌پردازد و قدرت خلاقیت هنرمندان ایرانی را بررسی می‌کند.   مایکل لانگفورد نویسنده تصویرهای مجازی مانند «تابلو»، «زمان و حرکت در سینمای ورنر شرویتر» نیز است.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 21 Jun 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/262373/سینمای-ایران-چگونه-دنیا-فتح نشست درس گفتارهایی درباره سنایی http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262382/1/نشست-درس-گفتارهایی-درباره-سنایی ]]> چندرسانه‌ای Thu, 21 Jun 2018 02:34:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262382/1/نشست-درس-گفتارهایی-درباره-سنایی چهارمین دوره جایزه فرشته http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262389/1/چهارمین-دوره-جایزه-فرشته ]]> چندرسانه‌ای Thu, 21 Jun 2018 00:35:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262389/1/چهارمین-دوره-جایزه-فرشته نشست معرفی و بررسی کتاب شناخت هنر موسیقی http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262380/1/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-شناخت-هنر-موسیقی ]]> چندرسانه‌ای Wed, 20 Jun 2018 15:33:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262380/1/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-شناخت-هنر-موسیقی معرفی برگزیدگان چهارمین دوره جایزه فرشته http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262381/معرفی-برگزیدگان-چهارمین-دوره-جایزه-فرشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر امروز (چهارشنبه 30خرداد) مراسم اختتامیه چهارمین دوره جایزه فرشته در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. برگزیدگان این جایزه که در دو بخش عکس و داستان کوتاه برگزار شد به این شرح است: بخش داستان بخش عکس گفتنی است مراسم اختتامیه دوره‌های پیشین «جایزه فرشته» همواره با تقدیر از یکی از چهره های برجسته فرهنگی و ادبی همراه بوده است و در این دوره از گلی امامی مترجم تقدیر شد. چهارمين دوره جايزه فرشته به دبيری پژمان موسوي برگزار شد. مشروح گزارش اختتامیه چهارمین دوره جایزه فرشته متعاقبا در خبرگزاری ایبنا منتشر خواهد شد.   ]]> ادبيات Wed, 20 Jun 2018 15:07:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262381/معرفی-برگزیدگان-چهارمین-دوره-جایزه-فرشته تب فوتبال ایران و اسپانیا و وابستگی‌های کهن دو کشور http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262369/تب-فوتبال-ایران-اسپانیا-وابستگی-های-کهن-دو-کشور خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمود فاضلی بیرجندی، پژوهشگر تاریخ ایران: در این روزها که بازار بازی فوتبال دنیا رونق گرفته جا دارد کتاب پر ارجی را به یاد کتابخوانان و اهل فرهنگ آورم که روابط ایران را با اسپانیا از عصر باستان، از زمان آلن‌ها و مانویان؛ تا ورود اسلامیان به اسپانیا بررسیده است.   «ایران در اسپانیای مسلمان» یکی از پژوهش‌های دکتر شجاع‌الدین شفا است. استادی که برکنار از گرایش سیاسی خود، یکی فرزانه بی‌نظیر بود.   دکتر شفا البته ایران‌دوستی سرآمد هم بود که در منابع و متون نظر می‌کرد تا اسناد را پشتوانه مهر خویش به ایران کند و سخن از روی تعصب نراند. شفا رد ایران را در اسپانیا گرفته و به بسی نتیجه‌های سزاوار رسیده. حتی بر آن است که نام اسپانیا همان کلمه اصفهان است که تغییر و تبدیل یافته: اسپهان/ اسپانیا. (ض ۱۹۸). طارق، را که فرمانده اسلامیان بود و از تنگه جنوب باختری اسپانیا وارد آن خاک شد، مردی همدانی دانسته (ص ۱۹۶). و از این مایه دانستنی‌ها کم ندارد که خواننده را تکان می‌دهد.   شفا رد ایران و فرهنگ و سنت‌های ایرانی را در زبان، نوشیدنی‌ها، حکومتگری، پزشکی، ریاضیات، معماری، موسیقی، ادبیات، هنرهای دستی، تاریخ‌نگاری، کشاورزی، آبیاری، وریانوردی، بازرگانی، و آشپزی اسپانیا گرفته و همه این‌ها را با اسناد ثابت کرده است.   کتاب در آغاز به فرانسه چاپ و منتشر شده و سپس به ترجمه دکتر مهدی سمسار فارسی شده است. خبر دارم که گردانیده آقای سمسار پریشان بوده و قابل انتشار نبوده است. دست توانای استاد بی ادعا و فرزین ما، جناب بهمن حمیدی، در کار آمده تا ترجمه کتاب به نگارش روان و پاکیزه‌ای رسیده که انتشارات گسترده آن را سال ۱۳۸۵ در تهران چاپ کرده است.   گمان کنم بد نباشد این روزها که ایران و اسپانیا هماورد هم شده‌اند، این کتاب را باز بخوانیم تا وابستگی‌های کهن دو مملکت و دو مردم را بیشتر بدانیم. ]]> علوم‌انسانی Wed, 20 Jun 2018 11:07:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262369/تب-فوتبال-ایران-اسپانیا-وابستگی-های-کهن-دو-کشور کتاب «توانمندسازی و فقر زدایی» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262365/کتاب-توانمندسازی-فقر-زدایی-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بنیاد توسعه آفرینش برتر با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نخستین نشست نقد و بررسی کتاب با عنوان «توانمندسازی و فقر زدایی» را دوشنبه چهارم تیرماه برگزار می‌کند. در این نشست رحیم محمدی، سید جواد میری و قاسم پورحسن سخنرانی می‌کنند. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 18 تا 20 به نشانی ابتدای خیابان خردمند جنوبی(نبش خیابان بهشهر) شماره دو، طبقه چهارم استودیو دیدار نیوز مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 20 Jun 2018 10:04:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262365/کتاب-توانمندسازی-فقر-زدایی-روی-میز-منتقدان افتتاح نمایشگاه کتاب سئول / استقبال کره‌ای‌ها در اولین روز از غرفه ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262366/افتتاح-نمایشگاه-کتاب-سئول-استقبال-کره-ای-ها-اولین-روز-غرفه-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب(ایبنا) به نقل روابط عمومی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران، نمایشگاه کتاب سئول از 20 تا 24 ژوئن(30 خرداد تا 2 تیر ماه) در محل نمایشگاهی «کوئکس» برگزار می‌شود. 32 کشور و 480 شرکت انتشاراتی در این دوره از نمایشگاه حضور دارند. با توجه به بهبود روابط بین کره جنوبی و کره شمالی، در این دوره سالنی برای نمایش کتاب‌ها و تصاویری از کره شمالی اختصاص داده شده است تا تصویر مناسبی از کره شمالی در این نمایشگاه معرفی شود. با توجه به موضوع مورد تاکید نمایشگاه، تمام فعالیت‌ها برای ایجاد فرهنگ جدیدی از کتاب خواندن برای مردم انجام می‌شود. جمهوری اسلامی ایران براساس کلیات تفاهم‌نامه‌ای که به صورت شفاهی با نمایشگاه کتاب سئول در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به توافق رسیده بود، در غرفه‌ای به مساحت 18 مترمربع در این نمایشگاه حضور دارد و کتاب‌هایی در حوزه ایرانشناسی، کودک و نوجوان، هنر، ادبیات معاصر و دین را در معرض دید قرار داده است. رونمایی از دو عنوان کتاب به زبان کره‌ای با عناوین «تاریخ ایران و پرشیا» و «مجموعه آثار شعرای نامی ایران» از دو مولف ایرانی و کره‌ای، دعوت از ناشران خارجی برای حضور در نمایشگاه کتاب تهران، امضاء تفاهم‌نامه همکاری مشترک با نمایشگاه کتاب سئول، معرفی طرح بورسیه برای ناشران، نویسندگان و مترجمان فعال در حوزه کتاب‌های فارسی و معرفی کتاب‌های طرح «گرنت» از جمله برنامه‌هایی است که در غرفه ایران دنبال می‌شود. یادآور می‌شود فعالیت‌های غرفه ایران در نمایشگاه کتاب سئول از امروز (30 خرداد) آغاز و تا 3 تیرماه ادامه دارد. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 20 Jun 2018 09:45:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262366/افتتاح-نمایشگاه-کتاب-سئول-استقبال-کره-ای-ها-اولین-روز-غرفه-ایران