خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/ Fri, 19 Jan 2018 15:07:52 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 19 Jan 2018 15:07:52 GMT 60 برترین‌های ششمین کنگره شعر فرهنگیاران پاسدار تجلیل شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256835/برترین-های-ششمین-کنگره-شعر-فرهنگیاران-پاسدار-تجلیل-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،  مراسم اختتامیه ششمین کنگره شعر فرهنگیاران پاسدار شب گذشته در بوشهر برگزار شد. این مراسم با حضور سردار حسین محبى مسئول معاونت فرهنگى و تبلیغات سپاه، سردار على رزمجو فرمانده سپاه امام صادق(ع)بوشهر، حجت الاسلام دشتى امام جمعه موقت بوشهر، حجت الاسلام محمدحسین انصارى نژاد دبیر علمى کنگره و هیئت داوران (رضا اسماعیلى، مصطفى محدثى خراسانى، محمدمهدى عبدالهى، مرتضى حیدرى آل کثیر) و دیگر مسئولین و شاعران برجسته کشورى برگزار شد. اسامى برگزیدگان بدین شرح است: -در بخش مدافعان حرم: نفر اول هادى ملک پور نفرات سوم به طور مشترک:حمزه اولاد و حسن اسماعیلى شایسته تقدیر: عقیل نجار -در بخش آتش به اختیار نفر اول على حبیبی و نفر دوم محمود یوسفى -در بخش هجو جاهلیت مدرن و حقوق بشر آمریکایی: نفر اول شهرام شاهرخى نفر سوم احمد مسرور - در بخش امام خمینى(ره) تمایز بخش اسلام ناب محمدى و اسلام آمریکایی نفر اول بهبود صادقیان نژاد نفر دوم على احدى نفر سوم معرفت اله حاتمى -در بخش شیعه انگلیسی زمینه ساز خشونت داعشى نفر اول میثم رنجبر در بخش جهاد کبیر و فرجام برجام نفر اول روح اله قناعتیان نفر دوم جعفر غفاریان نفر سوم حسن صیاد در بخش رونق اقتصادى،اشتغال و تولید،مطلبه مردم و رهبرى نفر اول ایوب پرندآور در بخش ویژه دکلمه شعر نفر اول هادى قاسمى نفر دوم میثم رنجبر نفر سوم على حبیبی شایسته تقدیر مهدى عالى زاده در این مراسم از نماهنگ آفتابگردان‌ها با شعرى از محمدحسین انصارى نژاد و صداى ساسان نوذرى و همچنین مجموعه «شعر تازه دم» اثر انصارى نژاد با مقدمه استاد زکریا اخلاقى که گزیده ٧٠ غزل از دهه ٨٠ تا کنون است رونمایى شد. ]]> ادبیات Fri, 19 Jan 2018 11:36:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256835/برترین-های-ششمین-کنگره-شعر-فرهنگیاران-پاسدار-تجلیل-شدند ابهام از نوع پست مدرنیسم http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256427/ابهام-نوع-پست-مدرنیسم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،مجموعه داستان «سومین قدیس» نوشته رضا کوشالشاهی به تازگی توسط نشر آفتابکاران منتشر شده است.   این مجموعه ۹ داستان کوتاه به نام‌های «سومین قدیس»، «سادات محله کوشالشاه»، «دوران»، «گاز خردل»، «دومین سیب»، «شمارش»، «هالی»، «تونل» و «سیسر» دارد. موضوعاتی که درون‌مایه داستان‌های این مجموعه قرارگرفته‌اند،‌ موضوعات پیچیده‌ای هستند. داستان از یک فضای معمولی آغاز شده و به ناگاه روی یک فضای غیرواقعی که در برخی از داستان‌ها به سوررئال نزدیک می‌شود، فرود می‌آید. رفت و برگشت راوی به دنیای واقعی و وهم‌آلود هم از نقاط قابل توجه داستان‌هاست. نثر کتاب روان است اما با وجود پیچیدگی درون مایه خواننده با چالش روبه‌رو می‌شود. نویسنده در توصیف جزئیات بسیار دقیق عمل کرده است. از جزئی‌ترین بخش یک شیء به کلیتی می‌رسد که هدف از نگارش آن داستان را شکل می‌دهد. به طور مثال در یکی از داستان‌ها به نام «دوران» از شیارهای موجود روی تیرک اعدامی‌ها به توصیف محکوم می‌رسد. مجموعه داستان «سومین قدیس» مجموعه‌ای با داستان‌‌های پست مدرنیستی است. داستان‌های پست مدرنیستی ویژگی‌های خاص خود را دارند که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد. ویژگی مهم این داستان‌ها در نوع روایت آن‌ها است. در واقع در داستان‌های پست مدرنیستی نوعی گسست وجود دارد و روایت آن‌ها تکه‌تکه و پاره‌پاره است. این نوع داستان‌ها با تکه‌تکه کردن روایت در پی نفی نظم و انسجامی هستند که داستان‌های کلاسیک و مدرن داشتند، نظمی که کاشف وحدت زمان و مکان بود. از سوی دیگر داستان‌های پست‌مدرنیستی همواره در لایه‌ای از ابهام روایت می‌شوند تا به خواننده اجازه دهد تا برداشت‌های متعددی از جهان داستان داشته باشد. عدم وضوحی که در این نوع آثار دیده می‌شود نوعی تاویل پذیری مفرط و نسبی‌انگاری را بازتاب می دهد. این ویژگی به وضوح در داستان‌های «دوران»، «گاز خردل» و «سادات محله کوشالشاه» دیده می‌شود.  همچنین نویسنده در یک داستان پست مدرن ممکن است چه به عنوان راوی و چه غیر راوی حضور پیدا کند که این ویژگی هم در داستان «دوران» قابل مشاهده است.  در داستان «سادات محله کوشالشاه»  با ویژگی دیگر داستان‌های پست مدرن روبه‌رو هستیم. ساختار داستان های پست‌مدرن تکه‌های بریده‌ای از رویدادهای متعدد یا واقعه‌ای واحد است که در پایان، خود خواننده یا تاثیرات استعاری می‌تواند آن‌ها را به ترتیبی سرهم بندی کند.   در بخشی از متن کتاب می‌خوانیم: «البته می‌دانم، دیگر از او هم کاری ساخته نیست، این‌ها صحنه‌هایی هستند که باید بیایند و بروند تا جزءجزء ماجرا را شکل دهند، که فرمان آتش داده شود، بعد محکومی دیگر را بیاورند و ببندند به من و من، تیرک اعدامی که وسط این حیاط بزرگ ایستاده‌ام، دیگر خسته شده‌ام از بوی خون و قرمزی لزج روی تنم، که بیش از حد زیاد شده، به قدری که از داخل و خارج در حال پوسیدنم، آرام بین شیارهای تنه‌ام لیز می‌خورد و وارد ریزریز قسمت‌هایش می‌شود و نور دیگر نمی‌رسد و به چرت‌وپرت‌نویسی افتاده طفلکی.»  مجموعه داستان «سومین قدیس» نوشته رضا کوشالشاهی در 101 صفحه و با شمارگان 1000 نسخه  به قیمت 10 هزار تومان توسط نشر آفتابکاران به تازگی منتشر شده است. ]]> ادبیات Fri, 19 Jan 2018 11:25:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256427/ابهام-نوع-پست-مدرنیسم نسخه‌های تاریخی و ادبی هویت فرهنگی ما را شکل می‌دهند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256075/نسخه-های-تاریخی-ادبی-هویت-فرهنگی-شکل-می-دهند سعید شفیعیون، استاد ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره کتاب «تذکره نفائس المآثر» که برای اولین‌بار در ایران توسط وی تصحیح شده است، گفت: «تذکره نفائس المآثر» تألیف علاءالدوله کامی قزوینی، کهن‌ترین تذکره ادبی فارسی است که در دوره تیموریان هند نگاشته شده است. از این رو دربردارنده اطلاعات بسیار موثق از شعرای این دوره در ایران و هند و نیز تاریخ هند دوره اکبرشاهی است. همچنین شواهد شعری بسیار مغتنم و ارزشمندی در این کتاب به ثبت رسیده که به دیگر ارزش‌های این اثر افزوده است. کامی قزوینی، نویسنده آن، از خاندان برجسته و عالم سادات حسنی قزوین بوده که به سبب برخی مشکلات راهی هند شده و در سلک ادبا و مورخان دربار اکبرشاهی قرار گرفت.   وی در رابطه با اینکه ادبیات کلاسیک و تصحیح نسخه‌ها چه وضعیتی دارد و به گفته برخی اشباع شده است ادامه داد: واقعیت این است که فرهنگ باید مخاطب را بالا ببرد، مخاطب باید به دنبال فرهنگ باشد نه اینکه فرهنگ به دنبال مخاطب برود. در فرایند تصحیح نسخه‌ها و متون ادبیات کلاسیک اصل این است که باید ضرورت وجود و تصحییح آن متن یا نسخه به طبقه عوام، به صورتی ساده و قابل فهم یادآور شود. باید از نسخه‌های قدیمی و خطی که به صورت کلاسیک چاپ می‌کنیم، به زبان ساده‌تر توضیحاتی بیاوریم؛ اینکه این اثر در ادامه تلاش‌های یک عده متخصص در حوزه تصحیح است که کوشیده‌اند آثار نفیس فرهنگ، ادب و تاریخ گذشته را بازنویسی و معرفی کرده‌ و در غبار فراموشی این‌ها را به وجود می‌آورند.   چاپ نسخه‌هایی برای طبقه عوام به صورت ساده‌تر نویسنده کتاب «زلالی خوانساری و سبک هندی» در ادامه افزود: بایستی یک جور مدیریت کرد که هم ادبیات کلاسیک در فضای دانشگاهی و آکادمیک را پوشش دهد و هم نسخه‌هایی برای طبقه عوام به صورت ساده‌تر و قابل فهم‌تر به چاپ رساند و از این طریق رضایت خاطر مخاطب را جلب و او را جذب کرد. این دو هیچ مغایرتی با هم ندارند و تصحیح را منوط به اینکه ادبیات کلاسیک را نسل جوان و جدید نمی‌پذیرد یا اشباع شده نمی‌توان کنار گذاشت.   این نسخه‌پژوه در رابطه با نسخ کهن ادب فارسی بیان کرد: واقعیت امر این است که این نسخه‌های تاریخی و قدیمی پر از محتواهای فرهنگی، ادبی و ... است و گذشته، هویت و اصالت تاریخی و فرهنگی ما را شکل می‌دهد و فقط شامل آن عواطف و نیازهای ادبی و هنری نیست بلکه به‌گونه‌ای تاریخ، جغرافیا و تحولات اجتماعی عصر شاعران و نویسنگان آن را در خود جای داده که هویت، فرهنگ و اصالت جامعه را نشان می‌دهد. در حال حاضر انتشارات‌هایی وجود دارد که متون سخت و غریب را به متون آسان تبدیل می‌کنند و در واقع حلقه واسطه بین ادبیات کلاسیک و مخاطب هستند. «تذکره نفائس المآثر» بیان تاریخ و توصیف جغرافیای شهرها وی درباره قالب و سبک کتاب «تذکره نفائس المآثر» گفت: این کتاب در نوع ادبی تذکره است، منتهی تذکره‌ای است که صرفا به شاعران نمی‌پردازد، چون نویسنده این اثر خودش در خانواده‌ای برجسته و فرهیخته می‌زیسته و جزو علمای زمان خودش بوده است، این تذکره هم به طور پراکنده در ذیل نام شاعرانی که از آدم‌های مهم روزگارشان بودند، به بیان تاریخ پرداخته است، مثلا فرض کنید که شاه سلطان سلیمان را که با نام محبی تخلص می‌کرده را به واسطه اینکه شعر می‌گفته در کتابش آورده اما در ذیل نام او به بیان تاریخ آن دوره و خاصه شاه سلطان سلیمان اشاره کرده است و دیگر شاعرها را نیز به همین طریق پوشش داده است. این تذکره بیشتر دغدغه بیان تاریخ یا اوصاف جغرافیای شهرها را دارد، مثلا در ذیل نام شاعری که اهل اصفهان بوده، توصیف اصفهان آن روز را آورده و موقعیت جغرافیایی آن را تشریح کرده است، به عبارتی این کتاب مملو از اطلاعات تاریخی، جغرافیا و اجتماعی است.   این نسخه پژوه ادامه داد: من به این کتاب‌ها تذکره تاریخ می‌گویم، یعنی هم به بیان ادبیات و معرفی شاعر و هم به بیان تاریخ دوره خود نویسنده می‌پردازد که کتاب «تذکره نفائس المآثر» دوران اکبرشاه تیموری و اوضاع و احوال دوره تیموری در هند را نشان می‌دهد و جزو هفت تذکره دوره کهن فارسی است که این کتاب را بعدها تذکره نویسان دیگر یا به صراحت یا به‌طور غیر مستقیم مورد استفاده قرار داده و از مطالب آن استفاده کرده‌اند.   از آثار علاءالدوله کامی قزوینی کتابی باقی نمانده شفیعیون درباره نویسنده «تذکره نفائس المآثر» اظهار کرد: علاءالدوله کامی قزوینی علاوه بر این کتاب، کتاب‌های دیگری، مثلا یک تذکره در مورد خوشنویسان هم دارند ولی هیچ‌کدام به دست ما نرسیده و کتابی باقی نمانده است. این کتاب‌ها به صورت نسخه‌های خطی‌اند و این نسخه‌ها در کشورهای مختلف در موزه‌ نگه‌داری می‌شود که در رابطه با کتاب «تذکره نفائس المآثر» من عکس‌های چهار نسخه مختلف از آن را از کشورهایی مثل آلمان، انگلیس و هند دریافت کردم و کنار هم قرار داده و با هم مقابله کردم و نتیجه این مقایسه را در یک کتاب جامع جمع‌آوری کردم که همین کتاب حاضر است.   این مدرس دانشگاه در پایان گفت: جامعه ایرانی باید بداند و آگاه باشد که راه آینده و پیدا کردن هویت تاریخی‌اش جزء در اطلاعاتی که بزرگان، ادیبان و گذشتگان‌مان به جای گذاشته‌اند، نیست و صرف نظر از استقبالی که ما باید از حرف‌های تازه، فناوری‌های جدید و ارتباطات جدید داشته باشیم، باید بدانیم که ما تا خودمان را باور نداشته باشیم، متوجه اصالت و ریشه نیازهای خود نباشیم و نیازهای اصلی خود را نشناسیم و به نیازهای کاذب، تقلیدی و وارداتی مشغول شویم و آن‌ها را مورد توجه قرار دهیم، نهایتا با نسلی روبه‌رو می‌شویم که خودش را نمی‌شناسد و هیچ پیشینه، فرهنگ و اصالتی ندارد. ]]> ادبیات Fri, 19 Jan 2018 10:24:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256075/نسخه-های-تاریخی-ادبی-هویت-فرهنگی-شکل-می-دهند قاصدک‌های پیغام رسان و کبوتران پیام‌آور صلح http://www.ibna.ir/fa/doc/note/256731/قاصدک-های-پیغام-رسان-کبوتران-پیام-آور-صلح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «آواز زیر باران» و «قاصدک در باد» دو عنوان از آثار احمدرضا احمدی است که به تازگی از سوی انتشارات لوپه‌تو برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است و می‌تواند پیشنهاد مناسبی برای مطالعه آخر هفته باشد.   احمدی در «قاصدک در باد» تنهایی موجودات و آدم‌ها را به تصویر می‌کشد؛ تنهایی قاصدک، تنهایی قایق‌ران، تنهایی سیب‌های روی شاخه، تنهایی کبوتران بی‌آب و دانه، تنهایی عروسی که دامادش را گم کرده و پسرکی که سراغ مادرش می‌گردد.   او در ابتدای داستان، باد و توفان و برف و باران را از عواملی معرفی می‌کند که سبب تنهایی و سرگردانی موجودات می‌شوند. توفان و باران قاصدک را از بوته‌اش جدا می‌کند و او را تنها و سرگردان می‌کند. توفان و باران دامادی را از عروسش جدا می‌کند، باد جفت اسبی را با خود می‌برد و باد در طول داستان مانعی می‌شود که قاصدک به خواسته‌هایش برسد و در کنار مسافران قطار، عروس تنها، پسرکی که مادرش را گم کرده یا کنار سیب روی شاخه بماند و هر دو از تنهایی درآیند. به همین دلیل حس بدی نسبت به باد در مخاطب شکل می‌گیرد اما در پایان زمانی که همه از تنهایی و تنها ماندن شخصیت‌های داستان ناراحت‌اند، می‌بینیم همان بادی که سبب جدایی و تنهایی افراد شده توسط قاصدک‌های جوان پیغام همه این موجودات تنها را به همراهانشان می‌رساند و آنها را از تنهایی رها می‌کند. احمدی با قلم توانایش توانسته بسیار ظریف و زیبا تنهایی موجودات را به تصویر بکشد و بگوید همان عواملی که سبب تنهایی افراد می‌شوند می‌توانند آنها را از تنهایی و غم رها کنند. او در پایان بسیار ظریف و زیبا به حضور قاصدک‌ها در چهار فصل سال اشاره می‌کند، قاصدک‌هایی که در چهارفصل سال برای شنیدن آواز نی لبک به کلبه پیرمرد می‌روند.   «آواز زیر باران» کتاب دیگری از احمدرضا احمدی است که در آن به موضوع صلح می‌پردازد. احمدی در این کتاب با زبانی ساده، شرح حال انسان‌ها را به تصویر می‌کشد؛ انسان‌هایی که با اینکه در کنار هم‌اند اما از هم بی‌خبرند و همیشه با هم در حال جنگ‌اند و این جنگ همه قشنگی‌های زندگی‌شان را از آنها گرفته است و زیبایی رنگ‌ها، عطر گل‌ها، قشنگی فصل‌ها، طنین صداها و آواز پرندگان را فراموش کرده‌اند.   احمدی در این کتاب داستان چهار پرنده(کبوتر، قناری، طوطی و کلاغ) را بیان می‌کند که همه در یک قفس اسیرند. تا اینکه ابری قفس را دربرمی‌گیرد و آنها به یک حس مشترک می‌رسند و باهم آواز مشترکی می‌خوانند. ناگهان ابر باران می‌شود و قفس را می‌شوید و پرنده‌ها به رنگ سفید و آبی صلح درمی‌آیند و دوباره چیزهایی را که فراموش کرده‌اند به یاد می‌آورند و پرمی‌کشند و به سوی شهرهای مختلف می‌روند و پیام‌آور صلح می‌شوند.     احمد رضا احمدی، از شاعران و نویسندگان پیشکسوت، در سال 1319 متولد شد و سال‌ها در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کار پرداخت. او غیر از شعر و داستان چند فیلمنامه نیز نوشته است. زبان شعری احمدی از صمیمیتی خاص همراه با تصاویر زیبا و بدیع برخوردار است و عمدتا خلق تصاویر و ابهام‌گویی در اشعارش دیده می‌شود. از دیگر آثار او می‌توان به «بر دیوار کافه»، «سکوت فرفره کوچکی بود که در باد می‌چرخید»، «موهبات فراموشی»، «میوه‌ها طعم تکراری دارند»، «روزی برای تو خواهم گفت»، «لکه‌ای از عمر بر دیوار بود»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود» و «روزنامه شیشه‌ای» اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Fri, 19 Jan 2018 10:07:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/256731/قاصدک-های-پیغام-رسان-کبوتران-پیام-آور-صلح ملت بی‌قصه ملت بی‌گذشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256834/ملت-بی-قصه-بی-گذشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین پایانی اولین دوره‌ی جشنواره‌ی عروسک‌های داستانی عصر روز گذشته، پنج‌شنبه ۲۸ دی‌ماه ۹۶، در موزه‌ی عروسک و فرهنگ ایران برگزار شد. بهروز غریب‌پور، عروسک‌ساز و کارگردان تئاتر در این مراسم گفت: «برای اولین‌بار است که موزه را می‌بینم و خوش‌حالم از تلاشی که دوستان کرده‌اند در جهت حفظ سنت‌های ما و آیین‌های ما و به نشر افق هم تبریک می‌گویم که از حوزه‌ی نشر پا فراتر گذاشته و در اتفاقی شریک شده که به نظر نمی‌رسد در حوزه‌ی کاری ناشرین باشد که حقیقتاً این چنین نیست. گام بسیار خوبی است که به انجمن‌ها و صنوف کمک بزرگی خواهد کرد. آن‌چه من در موزه دیدم و آن‌چه در این جشن اتفاق می‌افتد، برای من بیگانه نیست. من از کودکی عاشق عروسک‌هایی بودم که مادرم با پنبه و پارچه و لباس دورریختنی درست می‌کرد. از موهای خودش و دیگران وام می‌گرفت و عروسک‌هاش دورتادور رخت‌خواب ما چیده شده بود از همان موقع من عاشق عروسک‌ها شدم.» وی در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به عروسک‌های باربی گفت: «تعصب را باید کنار گذاشت! اگر باربی زیباست...اگر باربی خلاقانه است... اگر باربی متنوع است، این تقصیر باربی نیست. تقصیر ماست. متحجرینی داریم که فکر می‌کنند دست زدن به باربی و فکر کردن به باربی و بازی کردن با باربی یعنی تمام اعتقادات ما را نابود می‌کند. اصلاً چنین چیزی نیست.» این نویسنده‌ی پیشکسوت در پاسخ به پرسش یکی از کودکان حاضر در مراسم که سؤال کرد: یعنی بازی کردن با آن‌ها اشتباه است؟ ادامه داد: «نه. به شرطی که ما هم عروسک‌های خوب ایرانی داشته باشیم. عروسک‌های خوب ایرانی لازمه‌اش این است که هنرمندان مجسمه‌ساز و قصه‌گوهای ما به آن بپردازند و طراح‌هایی به میدان بیایند که بتوانند کار کنند. سال‌ها پیش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سعی کرد با دارا و سارا حرکتی بکند. اما نوع سفارش و ورود به بازار و نوع اندیشه‌ای که پشت قضیه بود، کاملاً غلط بود. وی افزود: چیزی را جایگزین کردن در فرهنگ دشوار است و اصلاً دلیل نمی‌شود فکر کنیم باید چیزی را معدوم کنیم تا چیزی جایگزین آن شود. بنابراین، این اقدام بسیار زیبا و ارزشمند است مشروط به این‌که اتفاقی که بین خانواده‌ی عروسک‌ساران و ناشران پیش آمده، تبدیل شود به اتفاق‌هایی که در کتاب‌ها هست و مدل‌هایی که ساخته و الگوهایی که ارائه می‌شود. درواقع، ما رشد کنیم. امیدوارم به کلکسیونرهایی که عروسک جمع می‌کنند یا به کتاب‌هایی که دراین‌باره هست، نگاه کنید. از قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی به بعد، خانواده‌هایی در اروپا تمام تلاش خود را وقف کردند تا ثروت‌شان را در راه عروسک‌سازی بگذارند. حالا چه عروسک‌های نمایشی و چه عروسک‌های اسباب‌بازی. برای همین هرچقدر در ایران بکوشیم، کم است.» غریب‌پور با انتقاد از شیوه‌ی عملکرد روشنفکران گفت: «روشنفکران ما نسبت به عروسک بی‌تفاوت‌اند و مطلقاً درکی از این جهان ندارند. درحالی‌که در قبایل استرالیایی و در هندوستان و در ایران باستان تمام آداب و سنت‌ها و... از طریق عروسک منتقل می‌شد و کشاندن جامعه‌ی روشنفکری به این سمت، من فکر می‌کنم بسیار دشوار است. چون در هیبت یک روشن‌فکر آن‌ها فکر می‌کنند باید یک آدم عقل‌شیرین در سن هفتاد سالگی به عروسک علاقمند باشد. در غیراین صورت،حتماً باید مطنن صحبت کند. حتماً باید با واژگان بسیار دشوارمفاهیم را بیان کند. ما این مشکل را داریم. در دانشگاه هم وقتی می‌گویند نمایش عروسکی، می‌گویند عروسک‌بازی، می‌گویند عروسک‌سازی... همه‌ی تصورات‌مان تغییر پیدا می‌کند. موقعی که دانش‌جو می‌گیرند برای رشته‌ی نمایش عروسکی، در کنکور هر کسی نمره‌اش پایین‌تر باشد می‌شود دانش‌جوی عروسکی. اگر به یک مجسمه‌ساز بگوییم شما بیا چندتا عروسک بساز و وارد بازار کن، می‌گوید حالا می‌خواهی من عروسک‌ساز شوم؟ درحالی‌که صنعت بسیار بزرگی است. نگاه کنید به عروسک‌هایی که زیر آن‌ها نوشته شده ساخت تایوان هستند. یعنی جهان را گرفته‌اند. این تحقیر درباره‌ی انیمیشن هم هست. البته، دارد تغییر می‌کند. می‌خواهم بگویم قصه را دست‌کم نگیرید. قصه درک‌گاه تاریخی انسان هاست برای رسیدن به آینده و اگر ملتی بی قصه باشد، مثل ملتی است که زبان ندارد. مثل ملتی است که گذشته ندارد.» پای قهرمان‌های داستانی ایرانی را به خانه‌مان باز کنیم آتوسا صالحی، نویسنده و مترجم و نماینده‌ی نشر افق در این مراسم به ایده‌ی اولیه‌ی مسابقه اشاره کرد و گفت: «خیلی خوشحالم که می‌توانیم تولد عروسک‌های داستانی را جشن بگیریم. ایده‌ی این جشن از خانم میرغیاثی، مسئول روابط‌عمومی نشر افق، بود که پیشنهاد دادند مسابقه‌ای برگزار کنیم و شخصیت‌های داستانی را عینی کنیم. حقیقت این است که کودکی همه‌ی ما با عروسک گره خورده است و حالا، می‌خواستیم عروسک‌هایی داشته باشیم که اسم دارند، تاریخ تولد دارند، شناس‌نامه دارند و پیشنیه‌ای برای خودشان دارند و می‌توانند رابط ما با دنیای کتاب‌ها و قصه‌ها باشند.  وی افزود: در ادبیات غرب برای همه‌ی شخصیت‌های محبوب کتاب‌ها عروسک‌هایی ساخته می‌شود که این عروسک‌ها می‌توانند نقش کتاب‌ها را در زندگی بهبود ببخشند و به تخیلات کودکانه‌ای که برای همه‌ی بچه‌ها و کودکی همه‌ی آدم‌بزرگ‌ها وجود دارد، عینیت بدهند. ما فکر کردیم جای همچین چیزی در ادبیات و نشر ما خالی است. عروسک‌های ما از فضای داستانی ما دور هستند. حیف است که با توجه  به پیشینه و تاریخ ما، با آن‌همه‌ قصه‌ها و متل‌ها و اسطوره‌ها، امروز شخصیت‌های غربی می‌آیند و نقش قهرمان را برای بچه‌های ما بازی می‌کنند. کاش بشود ناشرها،آموزش‌وپرورش و نهادهای غیردولتی همگی دست‌به‌دست به هم بدهند تا پای اسطوره‌ها و شخصیت‌های محبوب و همین‌طور شخصیت‌های داستانی امروزی را به خانه‌ها باز کنیم. عروسک‌هایی به شکل‌های مختلف که در ویترین‌های خانه،طاقچه‌ها و کتاب‌خانه‌مان... کنار کتاب‌ها بنشینند و داستان و افسانه‌ها را روایت کنند.» وی ادامه داد: «وقتی فراخوان مسابقه منتشر شد، تصور ما این بود که حالا می‌توانیم چند استعداد را شناسایی می‌کنیم تا بعدها بتوانیم با آن‌ها همکاری کنیم و عروسک‌ها را به مرحله‌ی تولید برسانیم. منتهی استقبال زیاد عروسک‌سازها باعث شد که فکر کنیم و بخواهیم این ایده را گسترش بدهیم. درنهایت، با همکاری موزه‌ی عروسک و فرهنگ ایران برای اولین‌بار آیین‌نامه‌ای برای ارزیابی عروسک‌های داستان تدوین شد و معیارهایی مشخص شد که می‌تواند جریان‌ساز باشد.» جودی دمدمی و غول و دوچرخه خوش‌اقبال‌ترین کتاب‌ها بودند آزاده بیات به نمایندگی از طرف موزه عروسک و فرهنگ ایران در بخش دیگری از مراسم صحبت کرد و بیانیه‌ی گروه داوری جشنواره (آزاده بیات، مسعود ناصری دریایی و علی گلشن) را خواند. در این بیانیه بر لزوم بسترهای آموزشی و ترویجی پیش از مسابقه تأکید شده بود. بیات گفت: «اگر جریان مسابقه آموزش‌پذیر نباشد، جز یک اتفاق هیجانی چیزی رقم نخواهد زد و پایداری و اقبال آن کاهش می‌یابد. با توجه به خلا‌های آموزشی و فرهنگی رقم زدن چنین اتفاقی صبوری می‌خواهد تا به بار بنشیند و بتواند پیام‌آور خوبی‌ها باشد.» وی ادامه داد: «گروه داوری آثار رسیده به مسابقه را در یک سطح کیفی دیدند و حداقل نکات ساخت عروسک در بعضی آثار رعایت نشده بود. در بین آثار ترجمه، مجموعه کتاب‌های جودی دمدمی و در بین آثار تألیف، کتاب غول و دوچرخه بیش‌ترین تعداد عروسک را داشتند و آثار دیگر اقبال کمتری توسط شرکت‌کنندگان داشتند. به دلیل هم‌سطحی آثار، انتخاب بسیار دشوار بود و معیارهای داوری به‌صورت کلی تدوین شد و مقیاس رتبه‌ای برداشته شد و صرفاً آثاری که قابل تقدیر و نسبت به آثار دیگر متمایزتر بودند، برای دوره‌ی اول انتخاب شوند.» در پایان این مراسم، از سه عروسک‌ساز برگزیده با لوح تقدیر، هدیه‌ی نقدی و کارت طلایی عضویت در باشگاه کتاب افق تقدیر شد. لادن راه‌انجام با عروسک‌های آقا و خانم بدجنس برگرفته از کتاب بدجنس‌ها اثر رولد دال با تصویرگری کوئنتین بلیک ترجمه‌ی محبوبه نجف‌خانی؛ عاطفه سلمانی با عروسک غول برگرفته از کتاب غول و دوچرخه اثر احمد اکبرپور با تصویرگری راشین خیریه؛ بنفشه کسرائیان‌فرد با عروسک وگی ورجه برگرفته از مجموعه‌ی وگی ورجه نوشته‌ی جاناتان لاندن با تصویرگری فرانک رمکیه‌ویچ و شعرهای ناصر کشاورز عروسک‌سازهای برتر معرفی شدند.  محبوبه نجف‌خانی، مهدی حجوانی، مهدی رجبی، فرمهر منجزی، علی هاشمی شهرکی، لاله جعفری، شکوه حاجی‌نصرالله، ثمین نبی‌پور و... از جمله نویسندگان و مترجمان و تصویرگران حاضر در این مراسم بودند. ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Jan 2018 07:31:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256834/ملت-بی-قصه-بی-گذشته دیدگاه دین‌شناختی «چارلز تالیافرو» همدل با خداباوری http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256745/دیدگاه-دین-شناختی-چارلز-تالیافرو-همدل-خداباوری یاسر میردامادی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: تازه‌ترین کتاب من ترجمه مدخل «فلسفه دین» از دانشنامه فلسفه استنفورد به قلم چارلز تالیافرو است که به زودی در قالب جلد 91 این دانشنامه از سوی انتشارات ققنوس در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد. وی افزود: چارلز تالیافرو استاد تمام فلسفه در کالج سِنت اولاف در مینه‌سوتای آمریکاست و حوزه پژوهشی او الهیات، فلسفه دین، فلسفه اخلاق و فلسفه ذهن را شامل می‌شود. از نظر دینی، تالیافرو به سنت یهودی ــ مسیحی و از نظر فلسفی به سنت تحلیلی تعلق دارد، این در حالی است که دیدگاه دین‌شناختی او همدل با خداباوری به نظر می‌رسد، اما او نه خود را به فلسفه تحلیلی محدود کرده و نه به سنت فلسفی یهودی ــ مسیحی، بلکه رویکرد فلسفی او به سنت قاره‌ای و نیز به سنت‌های فلسفی سایر ادیان از جمله اسلام نیز، دست‌کم تا حدودی، توجه دارد. میردامادی ادامه داد: این کتاب درآمدی مختصر و همه‌فهم به بخشی از مهم‌ترین مباحث رایج در فلسفه‌ تحلیلی دین است. از این رو این کتاب برای کسانی که می‌خواهند برای نخستین بار با این شاخه اثرگذار فلسفی آشنا شوند، انتخاب مناسبی خواهد بود. این مترجم همچنین به تجدید چاپ یکی دیگر از کتاب‌های خود نیز اشاره کرد و گفت: چاپ دوم ترجمه من از کتاب «هراس از معرفت: در نقد نسبی انگاری» اثر پل بوغوسیان، فیلسوف معاصر آمریکایی نیز از طرف نشر کرگدن به تازگی منتشر شده است. چاپ نخست این ترجمه در شهریور سال گذشته (1395) از سوی همین ناشر منتشر شده بود. یاسر میردامادی، دانشجوی دکتری مطالعات اسلامی در دانشگاه ادینبرا اسکاتلند، مدرس مطالعات اسلامی در کالج مکتوم در داندی اسکاتلند و پژوهشگر پروژه «اخلاق زیستی-پزشکی اسلامی» در مؤسسه مطالعات اسماعیلی در لندن است. حوزه‌ ترجمه و پژوهش او مطالعات اسلامی، فلسفه دین و فلسفه اخلاق را در بر می‌گیرد. از دیگر ترجمه‌های منتشر شده از سوی او می‌توان به «درآمدی به فقه اسلامی» نوشته یوزف شاخت و «اصلاح اندیشه اسلامی، تحلیلی تاریخی-انتقادی» نوشته نصر حامد ابوزید اشاره کرد. ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Jan 2018 06:30:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256745/دیدگاه-دین-شناختی-چارلز-تالیافرو-همدل-خداباوری حلقه‌های مفقوده در متون حماسی باید کشف شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256791/حلقه-های-مفقوده-متون-حماسی-باید-کشف-شود لیلا حق‌پرست، نویسنده پایان‌نامه «بررسی ساختار اسطوره‌ای حماسه‌های پهلوانان خاندان سام» و برگزیده جایزه فتح‌الله مجتبایی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با بیان اینکه درباره خاندان سام که از پهلوانان سیستان هستند تاکنون پژوهش‌های زیادی انجام شده گفت‌: این پژوهش‌‌ها به‌ویژه روی شباهت‌های کرداری و کنشی انجام شده است و نظرات متعددی در این باره بیان شده است. برخی پژوهشگران این شخصیت‌ها را دارای هویت واحد می‌دانند به‌طور مثال بیان می‌کنند که اگرچه گشتاسب یک اسطوره است و رستم نیز هویت تاریخی دارد اما هر دو از یک هویت واحد سرچشمه می‌گیرند.   وی ادامه داد: هدف من از انجام این پژوهش این بود که با بررسی نظرات مختلف نظریه قالبی را از آن استخراج کنم که به واقعیت نزدیک‌تر باشد برهمین اساس با بررسی روایات مرتبط با پهلوانان و قیاس آنها به این نتیجه رسیدم که در روایات گرشاسب، نریمان، سام، زال و رستم را در متون اساطیری، حماسی، تاریخی و شفاهی بررسی کنم و همچنین با استفاده از طومارهای نقالی مفاهیم مرتبط با این حوزه را استخراج کنم. در مرحله اول تلاش من این بود که روایات و منابع را مقایسه کنم تا در نهایت ساختارها با یکدیگر یکسان شوند. این پژوهشگر افزود: جمله مشهوری وجود دارد که می‌گوید: تکرار در یک ساختار اسطوره را نشان می‌دهد و بنابراین با بررسی این متون به این نتیجه رسیدیم که اینها پایه اسطوره‌های موردنظر ما هستند که در روایات‌های دور و نزدیک تکرار می‌شوند. بنابراین تدوین این رساله دو مرحله اصلی داشت. نخست استخراج مفاهیم تکرار‌شونده در روایات تا براساس آن ساختار اسطوره‌ای زندگی پهلوانان مشخص شود و در نهایت با مقایسه تک‌تک ساختار اسطوره‌ای زندگی آنها به‌طور مثال رستم و سام به این نتیجه برسیم که الگوی جهان‌پهلوان ایرانی چگونه است.   حق‌پرست در پاسخ به این پرسش که مشخصه‌های الگو جهان‌پهلوان ایرانی چیست عنوان کرد: این الگو مشخصه‌های خاصی دارد به‌طور مثال جهان‌پهلوان ایرانی کودکی ویژه‌ای دارد و از انسانهای عادی متفاوت است و این مرحله‌ای است که منجر می‌شود او هویت خود را به دیگران اثبات کند از سوی دیگر او قادر است شاه را برتخت بنشاند و یا او را از تخت بلند کند. جهان‌پهلوانان در طول زندگی‌شان با موجودی از جنس اژدها درگیر می‌شوند و در تمام زندگی آنها هفت خوانی وجود دارد که باید از آن عبور کند. از سوی دیگر زندگی آنها وقف دفاع از مردم در مقابل رنج و ظلم می‌شود. اغلب پهلوانان گونه‌ای از خطا را در پوششی از گناه و اشتباه تجربه می‌کند که بعد جاودانگی زندگی آنها را زیر سوال می‌برد و آنها را به مرحله آخر زندگیشان می‌رساند و گاهی بدون اینکه بمیرند از فرایند پهلوانی محو می‌شوند مانند زال، یا اینکه اگر مرگ را تجربه کنند به صورت غیر طبیعی برایشان اتفاق می‌افتد مانند رستم که به چنین سرنوشتی دچار می‌شود.   این محقق در ادامه سخنانش و در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه کتاب‌ها و پژوهش‌های سال‌های اخیر در حوزه حماسی چگونه ارزیابی می‌شود عنوان کرد: در سال‌های اخیر رویکردی دقیق‌تر و عمیق‌تر به متون حماسی صورت گرفته تا قبل از این متون حماسی تنها به شاهنامه منحصر می‌شد اما چندسالی است که متونی مانند گرشاسب‌نامه، سام‌نامه و ... نیز مورد توجه قرار گرفته و این منابع را می‌توان در کنار منابع ملی حماسی ما مشاهده کرد. بنابراین در سالهای اخیر از این منابع در کنار متون شفاهی مانند طومارهای نقالی استقبال شده البته منابع شفاهی مانند طومارهای نقالی پیش از این در پژوهش‌های علمی دیده نمی‌شد در حالی که این طومارها می‌تواند نقاط تاریک پژوهش‌های حماسی را برطرف کند.   حق‌پرست با بیان اینکه تلاش کردیم در این رساله به واسطه رویکردی که نسبت به موضوع خود داشته به متون حماسی اعتبار بخشی کند گفت: در این حوزه حلقه‌های مفقوده بسیاری وجود دارد و به‌عبارت دیگر متون حماسی مانند یک معمایی است که باید با کشف حلقه‌های مفقوده خلاء‌های آن را پر کرد. این منابع اعم از متون اساطیری ایرانی و غیر ایرانی از جمله متون هندی باستانی به یک میزان می‌تواند برای ما کمک‌کننده باشد تنها منوط به اینکه به این جمله تکیه کنیم که می‌گوید تکرار ساختار اسطوره‌ها را مشخص می‌کند.   وی یادآور شد: تلاش من هم در این رساله این بوده که با بررسی این ساختارها به نتیجه قانع‌کننده‌ای در اسطوره‌ها برسم.   حق‌پرست که رساله دکترای‌اش در نهمین جشنواره بین‌المللی فارابی در بخش جوان نیز برگزیده شد گفت: خوشختانه انتخاب اثر من در جشنواره فارابی و جایزه دکتر مجتبایی موجب شد که در چاپ آن در قالب کتاب با مشکلی مواجه نباشم و یک گام جلوتر حرکت کنم و به لحاظ اغنا‌کنندگی برای مخاطب با مشکلی روبه‌رو نباشم با این وجود برگزیده‌شدن در چنین جوایزی می‌تواند برای جوانان الهام‌بخش این موضوع باشد که هنوز هم عرصه‌هایی در علوم انسانی وجود دارد که رصد می‌شود و منابع و آثاری که به صورت کاربردی در این حوزه با وجود همه موانع و پیش‌فرض‌های موجود در این رشته وجود دارد را به جامعه معرفی می‌کند.  ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Jan 2018 06:00:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256791/حلقه-های-مفقوده-متون-حماسی-باید-کشف-شود نهج‌البلاغه می‌تواند به‌عنوان یک اثر ادبی شاخص مطرح باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256810/نهج-البلاغه-می-تواند-به-عنوان-یک-اثر-ادبی-شاخص-مطرح-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ارتباط نهج‌البلاغه با قرآن» تالیف مجید معارف و حامد شریعتی‌نیاسر، در گروه «دین» و شاخه «حدیث» از سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی، به‌عنوان یکی از 2 نامزد نهایی دریافت جایزه معرفی شده است. مجید معارف در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا با اشاره به اینکه ارتباط نهج‌البلاغه با قرآن، یک مصداق از ارتباط کلی قرآن با حدیث یا همان کتاب با سنت است، بیان کرد: براساس روایاتی که از پیامبر در دست داریم و به وسیله امامان شیعه مانند امام محمدباقر (ع) و امام صادق (ع) بازگو شده‌اند، به‌طور کلی یکی از معیارهای اعتبار حدیث، همسویی آن با قرآن کریم است.   رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، ادامه داد: طبق این روایات، پیامبر (ص) به ما آموزش داده که اگر حدیثی را شنیدیم برای اطلاع از صحت و سقم، آن‌را با قرآن تطابق دهیم، اگر با قرآن موافق بود می‌توان به عنوان حدیث صحیح و معتبر پذیرفت، در غیر این‌صورت باید آن‌را کنار گذاشت، چون فرض دینی ما این است که پیامبر (ص) و ائمه (ع) برخلاف قرآن حرف نمی‌زنند.   نویسنده کتاب «غدیر در پرتو کتاب و سنت» گفت: اعتبارسنجی حدیث با قرآن، همیشه برای حدیث‌پژوهان بحث مهمی بوده است. ارتباط احادیث با قرآن را برای احراز صحت یا نادرستی حدیث به‌عنوان یک قاعده کلی باید بسنجیم. نهج‌البلاغه که سخنان امیرالمومنین (ع) بوده، مصداقی از حدیث است و گفتیم که قول و تقریر معصوم نیز همان حدیث است و نهج‌البلاغه هم خارج از قول و سیره امام علی (ع) نیست. نهج‌البلاغه شامل سه بخش خطبه‌های امیرالمومنین (ع)، نامه‌های حضرت امیر (ع) خطاب به قضات، امرا، مسئولان و استانداران و همچنین حکمت‌های امیرالمومنین (ع) است. بنابراین نهج‌البلاغه یکی از مصادیق حدیثی است که باید اعتبار آن را با قرآن بسنجیم.   معارف افزود: در این ارتباط چند موضوع مهم مشخص می‌شود که نخستین آن‌ها مسئله احراز همسویی نهج‌البلاغه با قرآن است. مجموعه آموزه‌های نهج‌البلاغه، هیچ‌گونه مغایرتی با آموزه‌های قرآن ندارد. نهج‌البلاغه از نظر موضوعی به مسائلی همچون توحید و خداشناسی، اهل‌بیت، نبوت، معاد و مسائل اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، عبادی، عرفانی و فلسفی اشاره دارد. امیرالمومنین (ع) در مناسبت‌های مختلف صحبت‌هایی درباره این موضوعات بیان کرده که قرآن هم این موضوعات را دربردارد. در این مقایسه می‌بینیم که چقدر نهج‌البلاغه و قرآن همسو هستند و خواننده گاهی احساس می‌کند نهج‌البلاغه به‌مثابه تفسیری برای قرآن است. به این مضمون که موضوعی به‌طور مجمل در قرآن بیان شده و همان موضوع در نهج‌البلاغه به‌طور تفصیلی ارائه شده است.   نویسنده کتاب «جوامع حدیثی اهل سنت» در اینباره توضیح داد: پس از اینکه از نظر محتوایی، همسویی این دو را احراز می‌کنیم، این تطبیق، سند و دلیلی بر اعتبار و عظمت نهج‌البلاغه می‌شود. وقتی این همسویی احراز شود، اعتبار و اصالت به نهج‌البلاغه تعلق می‌گیرد و در سایه آن بسیاری از شک و شبهه‌ها را می‌توان برطرف کرد. هنوز هم افرادی هستند که در خطبه‌های نهج‌البلاغه شک می‌کنند که می‌توانند با مقایسه آن با قرآن، میزان موافقت یا مخالفت را احراز کنند. نهج‌البلاغه از زبان کسی صادر شده و به قلم کسی نوشته شده که شاگرد و تربیت‌شده مکتب قرآن است. ما شیعیان تردیدی نداریم که حضرت علی (ع) هرجمله‌اش برداشت و دریافت و استنباط قرآن است. اما هستند کسانی که ممکن است نسبت به اعتبار و اصالت نهج‌البلاغه به‌عنوان یک متن حدیثی شبهاتی داشته باشند.   رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران همچنین با اشاره به این موضوع که نهج‌البلاغه مجموعه‌ای از همه سخنان امیر‌المومنین (ع) یا نامه‌های آن حضرت نیست، بلکه منتخبی از رهنمودهای امام و خطبه‌ها و نامه‌ها و سخنان است، اظهار کرد: این انتخاب از سوی سید رضی صورت گرفته که اندیشمند بزرگ شیعه در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است. سید رضی به‌دنبال این بوده که منتخبی از سخنان امیر‌المومنین (ع) را جمع‌آوری کند که دارای بلاغت و فصاحت بیشتری نسبت به دیگر سخنان باشند. در واقع وی با تقسیم سخنان امام به بلیغ و اَبلَغ، موارد ابلغ را در نهج‌البلاغه جمع‌آوری کرده، یعنی بخش‌هایی که از موازین بلاغی بالاتری برخوردارند. در گذشته نیز کسانی که می‌خواستند، ملکه بلاغت و ذوق در وجودشان تقویت شود یک دور نهج‌البلاغه را به‌عنوان یک کارگاه علمی در پرورش ذوق بلاغی می‌خواندند. افرادی مانند ابن نباته مصری و عمربن عبدالعزیز مدتی با نهج‌البلاغه مأنوس بودند چراکه نهج‌البلاغه و سخنان امیرالمومنین (ع) بر پرورش ذوق بلاغی موثر است.   معارف گفت: جدا از مباحث محتوایی، اخلاقی و عبادی، نهج‌البلاغه می‌تواند به‌عنوان یک اثر ادبی شاخص مطرح باشد. از طرف دیگر قرآن معجزه است و از جهات فصاحت و بلاغ بی‌نظیر است. نهج‌البلاغه نیز به‌عنوان یک اثرِ ممتازِ بلاغت عربی مطرح است. در کتاب «ارتباط نهج‌البلاغه با قرآن» در مقایسه سبک ادبی نهج‌البلاغه با سبک ادبی قرآن، نتایجی حاصل شد مبنی بر اینکه امیرالمومنین (ع) در نحوه سخن گفتن به‌شدت تحت‌تاثیر سبک ادبی قرآن بوده است. اگر قرآن مبتنی بر سجع است، سبک ادبی نهج‌البلاغه هم از این قاعده ادبی پیروی می‌کند. در قرآن انواع آرایه‌های ادبی مانند تشبیه، کنایه، استعاره، تمثیل و مجاز وجود دارد که در نهج‌البلاغه هم دیده می‌شود.   این پژوهشگر حوزه دین و قرآن و حدیث، افزود: امیرالمومنین (ع)، یک انسان بلیغ و طلیق‌اللسان بود و می‌توانست مانند یک شاعر زیبا صحبت کند، البته نه حضرت علی (ع) شاعر است و نه قرآن شعر، ولی هر دو زیبایی‌های ادبی و بلاغی خاص خود را دارند. چهار فصل از فصول چهارده‌گانه کتاب، به مقایسه سبک ادبی نهج‌البلاغه با قرآن اختصاص دارد. در نهج‌البلاغه، قرآن حضور جدی دارد. در بیانات امام علی (ع) استناد، استشهاد و اشاره به آیات قرآن فراوان به‌کار رفته و این موضوع را در چند فصل با‌ عنوان کاربرد آیات قرآن و علوم قرآنی در نهج‌البلاغه مورد بررسی قرار دادیم.   نویسنده کتاب «ارتباط نهج‌البلاغه با قرآن»، بیان کرد: بخشی از کتاب به این موضوع اختصاص دارد که قرآن چه حضور و کاربردی در نهج‌البلاغه دارد و کلمات امیر‌المومنین (ع) تا چه میزان می‌تواند آیات و مفاهیم قرآن را بازتاب دهد. حضرت علی (ع) به‌عنوان یک شاهد وقتی می‌خواهد «زهد» را معنی کند می‌گوید که زهد مابین دو جمله است؛ نسبت به آنچه از دست‌تان رفت غمگین نباشید و تأسف نخورید و نسبت به آنچه از نعمات و موقعیت‌ها به‌دست شما می‌رسد، ذوق‌زده نشوید. از این‌گونه آموزه‌ها در نهج‌البلاغه فراوان است.   کتاب «ارتباط نهج‌البلاغه با قرآن» در 380 صفحه به بهای 17 هزار تومان در سال 1395 با همکاری بنیاد نهج‌البلاغه و سازمان سمت راهی بازار نشر شده است.   ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Fri, 19 Jan 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256810/نهج-البلاغه-می-تواند-به-عنوان-یک-اثر-ادبی-شاخص-مطرح-باشد ​کودکی که از دنیایش برای بزرگترها می‌نویسد/ «به رنگ آرزو» در راه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256803/کودکی-دنیایش-بزرگترها-می-نویسد-رنگ-آرزو-راه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سوفیا نیک‌پور، از کوچک‌ترین نویسندگانی است که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می‌کند. از او تا به حال کتابی با عنوان «کتاب من» از سوی انتشارات ارباب قلم منتشر شده است و دومین کتابش هم با عنوان «به رنگ آرزو» به زودی منتشر می‌شود.   «کتاب من» نقد طنز گونه رفتار تربیتی بزرگسالان است. او با زبانی ساده از دنیای کودکان و نوع نگاهشان به بزرگسالان و حرف‌های آنها سخن می‌گوید.   سوفیا 7 سال دارد و در کلاس اول دبستان تحصیل می‌کند. او بسیار کنجکاو و عاشق کتاب خواندن است و این مساله تاثیر زیادی در گرایش او به نویسندگی داشته است. سوفیا می‌گوید: هروقت که تلویزیون نگاه می‌کردم می‌گفتند کتاب دوست شماست و شما می‌توانید با کتاب‌خواندن همه چیز بیاموزید. من هم از پدرم خواستم برایم کتاب بخواند. وقتی دیدم کتاب‌های زیادی وجود دارد، به پدرم گفتم این همه آدم کتاب نوشته‌اند! چرا من ننویسم؟ پدرم هم گفت تو که نمی‌توانی بنویسی. آن موقع هنوز مدرسه نمی‌رفتم و نمی‌توانستم بنویسم. داستان‌هایم را برای پدرم می‌گفتم و او صدایم را ضبط می‌کرد و برایم می‌نوشت. بعد هم برای داستانم تصویر می‌کشیدم. این شد که اولین کتابم را به نام «کتاب من» نوشتم و پدرم به من یک ماژیک جایزه داد.     این نویسنده خردسال می‌افزاید: من علاقه زیادی به دیدن عکس‌ها و تصاویر مختلف دارم و با دیدن آنها یا شنیدن قصه‌ها یا دیدن نقاشی‌های دوستانم در مدرسه ایده‌هایی برای نوشتن در ذهنم شکل می‌گیرد. کتاب دوم یعنی «به رنگ آرزو» را هم همین‌طوری نوشتم. یعنی تعدادی تصویر در کامپیوتر پدرم دیدم که خیلی برایم جالب بود و بر اساس آنها داستانی گفتم و پدرم صدایم را ضبط کرد. البته همه داستان را در یک روز نگفتم. چند روزی طول کشید. بعد هم تصویرهایش را کشیدم. این کتاب به زودی با نقاشی‌های خودم منتشر می‌شود. البته کتاب دیگری هم به نام «مبل سخنگو» نوشته‌ام که هنوز منتشر نشده است.   مژگان دستفال، مادر سوفیا، نیز در این باره می‌گوید: سوفیا دختر بزرگ من است، از 5 سالگی متوجه علاقه و توانایی‌ او به بازآفرینی مسائل پیرامونش شدیم و ابتکار در چیدمان رویدادها و خلق شخصیت‌های جدید و جالب در داستان‌هایش ما را مصمم به هدایتش به سوی چاپ و نشر کتاب کرد. البته معلم خلاقیت سوفیا در مدرسه نیز به این توانایی پی برد و خواهان شرکت دادن آثار سوفیا در مسابقات آموزش و پرورش شد.    سوفیا داستان‌هایش را برای پدرش تعریف می‌کرد و ما فایل صوتی را در اختیار ناشر و شورای نویسندگان نشر قرار می‌دادیم و بعد از تایید پیاده‌سازی می‌شد. مثلا در کتاب «رنگ آرزو» سوفیا بر اساس مدلی که خودش برای دستیابی به خواسته‌هایش از آموزه‌های مهارت‌های زندگی درک کرده این کتاب را خلق کرده است و با بهره‌گیری از دانش و تجربه به مقتضای سن و سالش تصاویر و داستانک‌هایی را بازآفرینی می‌کند و در خلال داستانک‌هایش گرچه ظاهر مستقلی دارند به مخاطب نشان می‌دهد چگونه از طریق کمک به دیگران می‌توانیم به خواسته‌های خود نیز برسیم.   ]]> کودک و نوجوان Fri, 19 Jan 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256803/کودکی-دنیایش-بزرگترها-می-نویسد-رنگ-آرزو-راه آئین افتتاح کتابفروشی «دنیای کتاب» قم (2) http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256831/1/آئین-افتتاح-کتابفروشی-دنیای-کتاب-قم-2 ]]> چندرسانه‌ای Thu, 18 Jan 2018 19:33:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256831/1/آئین-افتتاح-کتابفروشی-دنیای-کتاب-قم-2 آئین افتتاح کتابفروشی «دنیای کتاب» قم (1) http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256830/1/آئین-افتتاح-کتابفروشی-دنیای-کتاب-قم-1 ]]> چندرسانه‌ای Thu, 18 Jan 2018 19:30:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256830/1/آئین-افتتاح-کتابفروشی-دنیای-کتاب-قم-1 نهمین دوره جشنواره کتاب‌ برتر برگزیدگانش را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256828/نهمین-دوره-جشنواره-کتاب-برتر-برگزیدگانش-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین اختتامیه نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان با حضور رضا صالحی امیری، احمد مسجدجامعی، نادر قدیانی، مصطفی رحماندوست، شهرام اقبال‌زاده و جمعی از ناشران و نویسندگان کتاب کودک و نوجوان از سوی انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان عصر پنجشبه (28 در‌ماه 1396) در باغ کتاب تهران برگزار شد و برگزیدگان این جشنواره در بخش‌های داستان و شعر خردسال، کودک و نوجوان و نیز کتاب‌های علمی و آموزشی در این سه محور تجلیل شدند. در نهمین دوره از جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان کتاب‌های منتشر شده طی دو سال اخیر تفکیک و در معرض داوری قرار گرفت. بر همین اساس در بخش داستان خردسال ۶۴ اثر، در بخش داستان کودک ۳۹۵ اثر، در بخش داستان نوجوان ۱۵۳ اثر، در بخش شعرخردسال ۸۶ اثر، در بخش شعر کودک ۵۴ اثر، در بخش شعرنوجوان ۱۹ اثر، در بخش کتاب‌های علمی آموزشی خردسال ۴۳ اثر، در بخش کتابهای علمی آموزشی کودک ۵۳ اثر و در بخش کتاب‌های علمی آموزشی نوجوان ۷۴ اثر احصا و در دست داوری قرار گرفت. کتاب‌های برگزیده و تقدیری نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان به شرح ذیل اعلام شد.  كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري شعر خردسال   كتاب‌هاي تقدیری شعر خردسال:  مجموعه 5 جلدی بغل می خوام بوس می خوام ..... نویسنده: عزت اله الوندی ..... نشر بافرزندان بارون میاد جرجر ..... نویسنده: افسانه شعبان نژاد ..... از نشر هنر آبی دوتا سیب شیرین ..... نویسنده: خاتون حسنی ..... از نشر کانون پرورش فکری لالایی‌های کودکانه ..... نویسنده: شکوه قاسم نیا ..... از نشر بافرزندان   كتاب برگزیده شعر خردسال: مجموعه 10 جلدی کی بود؟ کی بود/ ..... نویسنده: افسانه شعبان نژاد ..... از نشر لوپه تو   كتاب برتر شعر خردسال:  اسمش چیه؟ ( 52 شعر از شش شاعر) ...... شاعر: گروهی از شاعران ...... از نشر افق     كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري شعر کودک   كتاب تقدیری شعر کودک: غول پر خور (درباره مصرف بهینه برق) ...... شاعر: سعیده موسوی زاده جزایری ...... از نشر فنی ایران   شعر کودک کتاب برگزیده و برتر نداشت. كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري شعر نوجوان كتاب تقدیری شعر نوجوان: درخت‌ها دست ها بالا ...... شاعر: هدا حدادی ...... از نشر فنی ایران خوش به حال من ..... شاعر: فاطمه سالاروند ..... از نشر کانون پرورش فکری آوازهای سیب زمینی ..... شاعر مهدی مرادی ..... از نشر کانون پرورش فکری تلنگر باران ..... شاعر: حمیدرضا شکارسری ..... از نشر کانون پرورش فکری یک راه کوتاه تا ماه ..... شاعر: شاهین رهنما ..... از نشر پیدایش مرغ همسایه غاز است ..... شاعر: سعیده موسوی زاده ..... از نشر کتاب چرخ فلک   كتاب برگزیده شعر نوجوان: چهارشنبه‌ها بستنی ..... شاعر: انسیه موسویان ..... از نشر کانون پرورش فکری بوق سگ ..... شاعرک بیوک ملکی ..... از نشر پیدایش    كتاب برتر شعر نوجوان: با فرفره ها به شادی باد بگرد ..... شاعر: بابک نیک طلب ..... از نشر کانون   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري داستان خردسال   كتاب‌هاي تقدیری داستان خردسال :  احمدآقا ..... نویسنده: مهدی حجوانی ..... از نشر افق مجموعه 10 جلدی قصه های گوگولی ..... نویسنده: لاله جعفری ..... از نشر قدیانی سه قلب ..... نویسنده: بهاره نیک خواه آزاد ..... از نشر علمی فرهنگی گرگ گنده و خپله ماهی ..... نویسنده: طاهره ایبد ..... از نشر علمی فرهنگی کی می تواند مرا بخنداند؟ ..... نویسنده: شکوه قاسم نیا ..... از نشر پیدایش كتاب‌هاي برگزیده داستان خردسال :  ماموت پیر و خرس کوچولو ..... نویسنده: محمدرضا یوسفی ..... از نشر علمی فرهنگی   كتاب برتر داستان خردسال : ده پرنده زرد و سبز و آبی ..... نویسنده: سوسن طاقدیس ..... از نشر کانون پرورش فکری   كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري داستان کودک   كتاب‌هاي تقدیری داستان کودک : مجموعه 12 جلدی 30 روز با پیامبر ..... نویسنده: حسن فتاحی ..... از نشر قدیانی مور موری و موش موشی ..... نویسنده: محمدرضا یوسفی ..... از نشر علمی فرهنگی از این طرف نگاه کن ..... نویسنده: علی خدایی ..... از نشر کانون پرورش فکری لینالونا ..... نویسنده: کلر ژوبرت ..... از نشر دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ساندویچ ساز مو دم اسبی باف ..... نویسنده: مهدی رجبی ..... از نشر افق جوجه تیغی های پسرعمو ..... نویسنده: مجید راستی ..... از نشر افق كتاب‌هاي برگزیده داستان کودک :  سیب کچل ..... نویسنده: محمدرضا شمس ..... از نشر پیدایش    كتاب‌هاي برتر داستان کودک : چه کسی آقای صورتی را می شناسد؟ ..... نویسنده:مژگان کلهر ..... از نشر افق   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري داستان نوجوان   كتاب‌هاي تقدیری داستان نوجوان : زمستان تمام می‌شود ..... نویسنده: علی ناصری ..... از نشر کانون پرورش فکری راز خانه سه خواهرون ..... نویسنده: عبدالمجید نجفی ..... از نشر کانون پرورش فکری فریاد آق اویلی ..... نویسنده: عبدالرحمان اونق ..... از نشر کانون پرورش فکری صندلی برای یک نفر و نصفی ..... نویسنده: محمد رمضانی ..... از نشر کانونپرورش فکری وداع در ال مارتینو ..... نویسنده: جواد ماه زاده ..... از نشر محراب قلم و باز هم سفر ..... نویسنده: ناصر یوسفی ..... از نشر افق پتش خوارگر، مردی از تبار اژدها و پتش خوارگر، حماسه سرآغاز ..... نویسنده: آرمان آرین ..... از نشر افق   كتاب‌هاي برگزیده داستان نوجوان : بازجویی خانواده قلندری ..... نویسنده: مصطفی خرامان ..... از نشر افق شاهزاده خانومی در مترو ..... نویسنده: محدثه گودرزنیا ..... از نشر کانون پرورش فکری شب بخیر ترنا ..... نویسنده: جمال الدین اکرمی ..... از نشر کانون پرورش فکری وقتی گنجشگکی جیک جیک یاد می گیرد ..... نویسنده: محمدرضا یوسفی ..... از نشر کانون پرورش فکری   كتاب برتر داستان نوجوان : زیبا صدایم کن ..... نویسنده: فرهاد حسن زاده ..... از نشر کانون پرورش فکری   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري علمی آموزشی خردسال   كتاب تقدیری علمی آموزشی خردسال : 3 مجموعه 6 جلدی کودک باهوش من ( کودک 3،2و4ساله) ..... نویسنده: داریوش صادقی ..... ازنشر کتاب پرنده   كتاب برگزیده علمی آموزشی خردسال :  با عددها دوست می شوی؟ ..... نویسنده: لاله جعفری ..... از نشر کانون   كتاب برتر علمی آموزشی خردسال : آ مثل آهو و ف مثل فیل ..... نویسنده: علی خدایی ..... از نشر کانون   كتاب‌هاي برتر – برگزيده وتقديري علمی آموزشی کودک   كتاب‌های تقدیری علمی آموزشی کودک : دایره‌المعارف پیامبران ..... نویسنده: افسانه موسوی گرما رودی ..... از نشر محراب قلم بابای بچه‌ها ..... نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری ..... از نشر جمال فهمیدم چی کار کنم ..... نویسنده: معصومه یزدانی ..... از نشر فنی ایران من و پنگوئنم ..... نویسنده: کلر ژوبرت ..... از نشر فنی ایران سفر برق ..... نویسنده: سمیه سپهروند ..... از نشر فنی ایران برق و آقای بان ..... نویسنده: سمیه سپهروند .....از نشر فنی ایران پیشی کوچولو! موشک مال توست ..... نویسنده: معصومه یزدانی ..... از نشر فنی ایران خانه با برق، خانه بی برق ..... نویسنده: سمیه سپروند ..... از نشر فنی ایران پلنگ آویزان به چوب لباسی ..... نویسنده: مسعود ملک یاری ..... از نشر فنی ایران   کتاب برگزیده نداشت.   كتاب برتر علمی آموزشی کودک : مجموعه 6 جلدی دانستنی های جانوران ایران و جهان ..... نویسنده: محمدکرام الدینی ..... از نشر طلایی كتاب‌هاي برتر – برگزيده و تقديري علمی آموزشی نوجوان   كتاب‌های تقدیری علمی آموزشی نوجوان : فرهنگ‌نامه دایناسورها ..... نویسنده: عرفان خسروی ..... از نشر طلایی مجموعه 4 جلدی بوی گل محمدی .... نویسنده: سعیده روح افزا ..... از نشر کانون گوی و چوگان؛ سرگذشت ورزش در ایران ..... نویسنده: جمال الدین اکرمی ..... از نشر کانون دایره‌المعارف شهرو زندگی ..... نویسنده: مهدی ضرغامیان ..... از نشر محراب قلم صد فرمانروا و سردار ایرانی ..... نویسنده: حسن سالاری ..... از نشر محراب قلم سرگذشت پزشکی در ایران ..... نویسنده: یاسرمالی و احسان رضایی .... از نشر افق بیایید شعر بگوییم، فوت و فن شاعری ..... نویسنده: انسیه موسویان ..... از نشر طلایی بیایید داستان بنویسیم، فوت و فن داستان نویسی ..... نویسنده: مهدی میر کیایی ..... از نشر طلایی   كتاب برگزیده  علمی آموزشی نوجوان انتخاب نشد.   كتاب برتر علمی آموزشی نوجوان : سه، دو، یک ... پرتاب ..... نویسنده: سیروس برزو و...  ..... از نشر طلایی   ]]> کودک و نوجوان Thu, 18 Jan 2018 18:52:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256828/نهمین-دوره-جشنواره-کتاب-برتر-برگزیدگانش-شناخت معیشت کتابفروشان به سختی می‌گذرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256826/معیشت-کتابفروشان-سختی-می-گذرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،‌ محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در آئین افتتاح کتابفروشی «دنیای کتاب» که عصر امروز پنجشنبه (28 دی‌ماه) در مجتمع تجاری صفائیه قم برگزار شد، ضمن ابراز خوشحالی از افتتاح کتابفروشی دنیای کتاب درباره موضوع تاثیر دخالت دولت در حوزه نشر گفت: قبل از انقلاب دولت به غیر از سانسور دخالتی در حوزه نشر نداشت. علاوه بر این می‌توان گفت که نشر از اقتصاد مستقل و متکی به خود برخوردار بود. بنابراین رشد طبیعی داشت و همواره شاهد حرکت رو به جلو ذر حوزه تعداد عنوان و کتابفروشی‌ها، شمارگان و میزان فروشی بودیم. رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: زمانی که مرحوم عبدالرحیم جعفری، دوازدهمین کتابفروشی انتشارات امیرکبیر را در تهران افتتاح کرد، کتابفروشی توجیح اقتصادی داشت. متاسفانه این شعبه نیز بعدها به صرافی تبدیل شد. حذف نهاد‌های فرهنگی در کشور ما نمایش جالبی نیست. آموزگار ادامه داد: یکی از آسیب‌های دخالت دولت در حوزه نشر افزایش تعداد ناشران است به‌طوری که در حال حاضر بیش از ۱۴ هزار نشر در کشور وجود دارد. براساس گزارش خانه کتاب، بالغ بر پنج هزار نشر طی سال، یک عنوان کتاب منتشر می‌کنند؛ بنابراین ۱۰ هزار ناشر در حالی‌که از تسهیلات بهره‌مند می‌شوند به انتشار کتاب اقدام نمی‌کنند. این فعال حوزه نشر افزود: معافیت مالیاتی، کاربری فرهنگی، معافیت حق بیمه سهم کارفرما، ازجمله مزایای پروانه نشر است؛ علاوه بر این برخی دارندگان پروانه نشر زیر لوای موسسه انتشاراتی به فعالیت‌های دیگری مشغول هستند که توجه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می‌طلبد. صدور بی‌رویه پروانه نشر زمینه شکل‌گیری کتابسازی و تعدی به حقوق مولفان و مصنفان را ایجاد می‌کند. آموزگار با تاکید بر لزوم توجه به جایگاه کتابفروشی‌ها گفت: تصور می‌کنم که از لحاظ صنفی به کتابفروشی‌ها توجه نکرده‌ایم به‌عبارت دیگر همواره اعطا امتیازات به ناشران معطوف بوده است؛ در حالی‌که معیشت کتابفروشان به سختی می‌گذرد. کتابفروشی ضمن اینکه همه هزینه مشاغل دیگر را بر دوش دارد، اما میزان درآمد آن با دیگر مشاغل قابل قیاس نیست؛ بنابراین توجه دولت را می‌طلبد. رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درباره تحقق طرح معافیت مالیاتی کتابفروشان در دولت یازدهم افزود: بعد از تصویب قانون اصلاح مدیریت‌های مستقیم در سال ۱۳۸۰ بالاخره سال ۹۳ و طی همکاری تنگاتنگ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صنف، معافیت مالیاتی کتابفروشان محقق شد. براساس گزارش‌های به دست آمده و با توجه به تشکیل نشدن نهاد صنفی در بیشتر شهرهای کشور و فعالیت کتابفروشان زیر نظر اتحادیه‌های دیگر فعالان این حوزه از حمایت‌های لازم برخوردار نیستند. آموزگار ادامه داد: البته امیدواریم با مساعدت وزارت اقتصاد امکانات را به سراسر کشور تسری دهیم؛ علاوه براین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این حوزه با برگزاری طرح‌های تخفیف فصلی و تخصیص بخشی از یارانه نمایشگاه‌های استانی به کتابفروشی‌ها و اعطای وام برای تاسیس کتابفروشی توجه خاص خود را نشان داده است؛ البته تهران در دستور کار برای تخصیص وام قرار ندارد. آرزوی روزهای خوش برای صنعت نشر   رئیس اداره کل فرهنگ و ارشاد استان قم در ادامه این برنامه ضمن تشکر از متویان  تاسیس کتابفروشی «دنیای کتاب» گفت: قم در زیمنه حرکت‌های بزرگ فرهنگی پیشگام است و تاسیس کتابفروشی دنیای کتاب الگویی برای دیگر شهر‌های کشور به حساب می‌‌آید. افزودن کتاب به سبد هزینه مردم از سیاست جدی دولتمردان است. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این عرصه‌ حمایت از تولید کتاب است و قم با توجه به جایگاه ویژه در حوزه نشر و چاپ در دو بخش قبل و بعد از چاپ حمایت‌های قابل توجهی را انجام داده است.   کاشانی با تاکید بر لزوم توجه به کتابفروشی‌ها افزود: کتاب می‌تواند فروشگاهی‌ در خور شأن خود داشته باشد و جذابیت‌های لازم و فضای دل‌انگیزی را برای مخاطبان فراهم کند. امیدوارم که مردم استان و شهر قم از کتابفروشی دنیای کتاب و کافه کتاب این مجموعه استقبال کنند.   این مقام مسئول در استان قم با تاکید بر حمایت از  متولیان اداره فروشگاه دنیای کتاب ابراز امید‌واری کرد که روز‌‌های خوبی برای آینده صنعت نشر کشور پیش روی فعالان نشر باشد. در پایان این آئین کتابفروشی دنیای کتاب به‌طور رسمی افتتاح شد.   ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 18 Jan 2018 18:33:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256826/معیشت-کتابفروشان-سختی-می-گذرد شیب تند تعطیلی کتابفروشی‌ها متوقف شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256824/شیب-تند-تعطیلی-کتابفروشی-ها-متوقف-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آئین افتتاح کتابفروشی «دنیای کتاب» عصر امروز پنجشنبه (28 دی‌ماه) با حضور سیدمهدی صادقی؛ استاندار قم، همایون امیرزاده؛ مشاور اجرایی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجید غلامی جلیسه؛ مدیرعامل موسسه خانه‌کتاب، امیرمسعود شهرام‌نیا؛ مدیرعامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایرانی، سیدمحمود حسینی؛ مدیرعامل شرکت تعاونی ناشران قم، محمود آموزگار؛ رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، کاشانی؛ رئیس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم در مجتمع تجاری صفائیه برگزار شد.   امیرزاده در این مراسم با اشاره به دریافت گزارش‌های نگران‌کننده درباره تعطیلی کتابفروشی‌ها طی سال‌های گذشته گفت: با تصویب سند توسعه کسب و کار صنعت نشر کشور که نگاه ویژه‌ای به تقویت کتابفروشی‌ها داشت اقدامات اثرگذاری انجام شد که از سوی سیدعباس صالحی؛ معاون فرهنگی وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیگیری شد. به‌عبارت دیگر وی طی 8 ماه از 40 کتابفروشی بازدید چهره‌به‌چهره داشت و در سفرهای استانی حتما از کتابفروشی‌های بازدید می‌کرد.   مشاور اجرایی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: با اندوخته‌های اندکی که موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران داشت اندک‌اندک اندوخته‌ها به رقم قابل اعتنایی رسید و با بانک شهر وارد مذاکره شدیم و قرارداد امضاء کردیم و مقرر شد تا بانک شهر با سود 12 درصد به کتابفروشی‌ها تسهیلات ارائه کند. اما با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این رقم به 8 درصد رسید. بنابراین با همت معاونت فرهنگی کارگروهی متشکل از محمود آموزگار، مجید غلامی جلیسه، کمال‌نژاد و امیرمسعود شهرام‌نیا تشکیل شد. طرح‌های مختلف در این کارگروه بررسی شد و نزدیک به 140 طرح به تصویب رسید. حمایت از کتابفروشی‌ها از جمله مفاد آبرومند این طرح بود و به نظر می‌رسد که افتتاح کتابفروشی «دنیای کتاب» ثمره این طرح است.   امیرزاده با اشاره به تأکید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حمایت از کتابفروشان 20 شهر کشور افزود: از جمله این شهرها می‌توان به اهواز، کرمانشاه، سیستان‌‌وبلوچستان، بوشهر و بابل اشاره کرد. باتوجه به حمایت‌های صورت‌گرفته از کتابفروشی‌ها و براساس مستندات و گزارش‌ها شیب تند تعطیلی کتابفروشی‌ها متوقف شده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که انگیزه برای تاسیس کتابفروشی در کشور ایجاد شده و افزایش پیدا کرده است. البته تاکید دارم که انگیزه‌های شخصی در بهبود این وضعیت موثر است.   این مقام مسئول در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: از بین 140 پروژه که امروز به تصویب رسیده 40درصد به مرحله اجرا رسیده است و قدردان دغدغه‌ها و انگیزه‌های شخصی متولیان نشر در کشور هستیم.   وی اظهار کرد: برای این پروژه در مرحله نخست 500 میلیون و در مرحله دوم 400 میلیون تومان تخصیص پیدا کرد. سیاست‌های راه‌اندازی مجموعه‌های بزرگ کتابفروشی در کشور در حال به ثمررسیدن است در‌حالی‌که فضای کسب و کار حوزه نشر بسیار متشنج است. به‌نظر می‌رسد اگر همتی که امروز در حوزه فرهنگ شکل گرفته در سایر حوزه‌های ایجاد شود شاهد توسعه همه‌جانبه خواهیم بود.   امیرزاده ادامه داد: حوزه نشر کشور مشکلات عدیده‌ای دارد. یک بخشی از مباحث به مطالبه‌گری‌های صنف مربوط می‌شود؛ افرادی که با آنها همنفس و در حوزه اجرا و به‌ویژه در حوزه سیاستگذاری مشارکت داریم که جزء افتخارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اطمینان دارم که در بین همه ارگان‌های کشور این میزان هماهنگی، همراهی و واگذاری به صنوف وجود ندارد. مشاور اجرایی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: افتتاح کتابفروشی بزرگ «دنیای کتاب» در قم که عموما با نشر کتاب‌های دینی شناخته می‌شود موجب خواهد شد تا حوزه کتاب‌های عمومی نفس خواهد گرفت. بنابراین باید کمک کنیم تا سال‌های خوب و بالندگی این مجموعه را شاهد باشیم. علاوه بر این متولیان تأسیس این مجموعه می‌توانند به کمک‌های دو موسسه خانه‌کتاب و نمایشگاه‌های فرهنگی ایران نیز امیدوار باشند.   ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 18 Jan 2018 14:34:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256824/شیب-تند-تعطیلی-کتابفروشی-ها-متوقف-شده 90 درصد کتابخانه‌های مدارس نیاز به نوسازی و تجهیز دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256800/90-درصد-کتابخانه-های-مدارس-نیاز-نوسازی-تجهیز حسن ازهری‌راد، مدیر مسئول انتشارات منادی تربیت در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره طرح‌های تجهیز کتابخانه مدارس که با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال جاری به مرحله اجرا رسید، گفت: وقتی که مدرسه‌ای ساخته می‌شود همراه با مدرسه کتابخانه آن باید تجهیز شود. در طی دوسال گذشته تفاهم‌نامه‌ای با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتیم که بر اساس این تفاهم‌نامه، مبلغ 5 میلیارد تومان به تجهیز کتابخانه‌های مدارس اختصاص داده شد.   وی افزود: این تفاهم‌نامه اولین مشارکت بین معاونت فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که خوشبختانه توانستیم در دو مرحله‌، به تجهیز کتابخانه کلاسی مدارس ابتدایی سراسر کشور و یک مرحله به تجهیز کتابخانه‌های مدارس خارج از کشور بپردازیم.   ازهری‌راد اظهار کرد: یک مرحله دیگر این طرح مربوط به نمایشگاه کتاب تهران بود که با موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تجهیز کتابخانه‌های مدارس ویژه استان تهران و شهرستان‌های آن پرداختند.   مدیر مسئول انتشارات منادی تربیت خاطر نشان کرد: برای اجرای این طرح، تقریبا 4800 عنوان کتاب از 600 ناشر در حوزه کتاب کودک و نوجوان خریداری شد. با بودجه در نظر گرفته شده تقریبا 720 هزار جلد کتاب در این چهار مرحله به مدارس کشور ارسال کردیم.   این فعال در حوزه نشر درباره نحوه تهیه کتاب‌ها در این طرح اظهار داشت: در طرح تجهیز کتابخانه‌های مدارس، کتاب‌ها با پول دولتی و با 30 درصد تخفیف از ناشران خریداری می‌شوند و برای این امر هیچ هزینه‌ای از مدارس دریافت نمی‌شود؛ بلکه کتاب‌ها با مشارکت وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خریداری شده است؛ همچنین این کتاب‌ها جزو اموال مدرسه محسوب می‌شوند.   وی با اشاره به از سرگیری طرح دیگری در راستای تجهیز کتابخانه مدارس گفت: به موازات طرح تجهیز کتابخانه‌های مدارس، طرح دیگری هم با عنوان«طرح 50 هزار نمایشگاه در 50 هزار مدرسه» در این دوسال انجام شد.   ازهری‌راد دراین‌باره گفت: کتاب‌های ناشران در این طرح فراخوانی شدند؛ در مرحله بعدی هیات داوران در معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش، کتاب‌های فراخوانی شده را داوری کردند بعد از انتخاب کتاب از سوی داوران جهت برگزاری نمایشگاه، کتاب‌ها به مدارس ارسال شدند. در دو سالی که این نمایشگاه‌ها در مدارس برگزار شد، سال گذشته 650 هزار کتاب و در سال جاری 760 هزار کتاب به مدارس ارسال شد.   مدیر مسئول انتشارات منادی تربیت یادآور شد: بر اساس این طرح، هرساله بخش عظیمی از کتاب‌ها وارد مدارس می‌شوند. دانش‌آموزان این کتاب‌ها را خریداری می‌کنند و می‌توانند آن‌ها را یا اهدا کنند و یا با خود ببرند؛ این امر باعث می‌شود دانش‌آموزان تا حدی در تجهیز کتابخانه مدارس هم شریک شوند.   وی در ادامه گفت: امسال با 280 ناشر برای برپایی نمایشگاه‌ها در مدارس همکاری داشتیم. نمایندگان استان‌ها هم در این طرح شرکت کردند. لازم به یاد‌آوری است که پس از اینکه کتاب‌ها در مدارس به فروش رسید، درآمد حاصل از فروش تمام کتاب‌های فروخته شده به ناشران بازمی‌گردد. در حال حاضر نمایشگاه‌ها به اتمام رسیده است و در مرحله تصویب حساب با ناشران هستیم.   به گفته ازهری‌راد ناشران برای شرکت در این نمایشگاه کتاب‌هایشان را با 40 درصد تخفیف ارسال کردند.   وی افزود: در حال حاضر درحال رایزنی‌های تفاهم‌نامه‌ای با بودجه 5 میلیارد دیگر هستیم که برای دو سال آینده مدنظر قرار دادیم که رایزنی‌های اولیه با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده است و قصد داریم از سال آینده با شروع نمایشگاه طرح‌های مربوط به این تفاهم‌نامه جدید را به اجرا برسانیم.   ازهری‌راد از طرح جدیدی که با همیاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام خواهد شد خبرداد و گفت: طرح جدیدی که در سال آینده می‌خواهیم به آن بپردازیم طرح نوسازی منابع موجود در کتابخانه‌های مدارس است و مرحله به مرحله می‌خواهیم کتاب‌های قدیمی و فرسوده را با کتاب‌های جدید جایگزین کنیم.   مدیر مسئول انتشارات منادی تربیت یادآور شد: تعداد کتابخانه‌های مدارسی که نیاز به تجهیزات کتابخانه‌ای دارند، بسیار بیشتر از تعداد مدارسی است که می‌توان با بودجه‌‌  این طرح‌ها به تجهیز آن‌ها پرداخت. لازم به ذکر است که این هزینه فقط کفاف 5 الی 10 درصد کتابخانه‌های مدارس را می‌دهد و نزدیک به 90 درصد کتابخانه‌های مدارس نیاز به نوسازی و تجهیز دارند که توجه ملی را می‌طلبد.   وی در انتها ضمن انتقاد از طرح یاد یار مهربان که هر ساله از سوی شهرداری تهران انجام می‌شود، گفت: در شهرداری‌ها یک سازو کاری وجود دارد که باید درصدی از بودجه خود را به تجهیز کتابخانه مدارس اختصاص دهند. در تهران در طی سال‌های گذشته، شهرداری تهران به جای اینکه به تجهیز کتابخانه‌ها در مدارس بپردازد طرح یاد مهربان را راه‌اندازی کرده است که در این طرح پس از نمایش کتاب در نمایشگاه‌هایی که از سوی شهرداری برپا می‌شوند، کتاب‌هایی که توسط دانش‌آموزان انتخاب شده است را به آ‌ن‌ها ارسال می‌کند و دانش‌آموزان کتاب‌ها را با خود می‌برند.   ازهری‌راد گفت: به عقیده من اگر این بودجه به کتابخانه‌های مدارس اختصاص داده شود و به تجهیز کتابخانه‌های مدارس کمک کنند، از کتاب‌ها استفاده بهتری می‌شود؛ چراکه همه بچه‌ها می‌توانند از کتاب‌ها استفاده کنند. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 18 Jan 2018 07:47:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256800/90-درصد-کتابخانه-های-مدارس-نیاز-نوسازی-تجهیز زنان بدون مردانی که‌ می‌خواهند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256778/زنان-بدون-مردانی-که-می-خواهند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_شیوا مقانلو: رمان "ما اینجا داریم می­میریم" می­‌کوشد دو جهان واقعی انسان­‌های عادی امروزی و جهان فراواقعی پریزاده­‌های کوچکی را که ناخواسته در واقعیت گیرافتاده‌اند، در هم ادغام کند، از روایت­‌های جداجدا شروع می­‌کند و به‌تدریج و با ضرباهنگی مناسب این دو جهان را به‌هم می­‌آمیزد، بی اینکه مرز و لحظه­ مشخصی برای این آمیختگی و ادغام مرزها قائل شود. این رمان در 22 فصل و از زبان شخصیت­‌هائی (انسان و پریزاده) روایت می­‌شود که زندگیشان کم یا بیش در‌هم‌تنیده است، برخی بخش­‌ها از زبان اول‌شخص­‌ها و برخی هم از سوم­‌شخص­‌های نزدیک به ذهن، روایت می­‌شوند و البته بیشتر با روایت­‌ها پرشتاب ذهنی و یادآوری­‌های درونی، تا دیالوگ­‌های رودررو یا مونولوگ­‌های معطوف به بیرون. گرچه این شخصیت­‌ها هویت­‌های مستقلی دارند و دغدغه­­‌های مختلفی را هم تعریف می­‌کنند اما محور و نقطه­ مرکزی این دور هم جمع‌شدن (ولو غیرمستقیم و ناگفته) شخصیت زنی به نام گوهر است که تنها در فصل آخر به حرف می­‌آید و مستقیما ذهنیاتش را بیان می­‌کند. گوهر زنی بازنشسته، تنها و خشک و سرد و بسیار مقید به‌عرف و سنت است، برعکس خواهر کوچک‌تر سرخوش و بگوبخندش – پری - که سابقه دو ازدواج ناموفق و اغواگری­‌هایی چند را هم با خود دارد. همخانه­‌ای نفرت­‌بار و اجباری این دو، و روابط متفاوتشان با همسایه­‌ها و دوست و اقوام اندکشان، به‌شکل موازی با هراس چند بچه پری موازی می­‌شود که به‌خاطر گم کردن چوب جادوئی‌شان اینک زیر کابینت آشپزخانه این آپارتمان کوچک گیرافتاده و گم شده‌اند. و البته که زن­‌ها، چرخاننده­‌ی هر چوب جادو و غیرجادوئی در این دو دنیا خواهند بود. شیوا مقانلو، محمدرضا گودرزی و مریم حسینیان شاید بشود جانمایه این کتاب را در دو جمله خلاصه کرد: "زنانِ بدون مردانی که می­‌خواهند زنانِ بامردان بشوند, اما در صورت رسیدن به این خواسته هم باز شکست­‌خورده‌اند." این رمان، داستان باهم‌بودن­‌ها و نبودن­‌های آدم­‌هایی است که درهمه‌حال باهم مشکل دارند. در دنیای رئال انسانی، جنگ پیدا و پنهان زن­‌ها بر سر تصاحب مردهاست: جنگ بین دو زن، یک زن با خودش و ایدئولوژی سیاسیش، یک زن با خانواده و تاریخش، یا حتی با خانواده نادیده­ مرد موردنظرش. کلیشه­‌های از پیش موجود اجتماعی و تابوهای قدرتمند اخلاقی اطراف این زنان را فراگرفته، اما در نهایت زن نیک و فرمانبر پارسای خانه‌دار از نظر تنها ماندنش فرق چندانی با زن عشوه­‌گر و اغواگر یا زن کارمند سرد و ماشینی نخواهد داشت: آن‌ها همگی درون بازی برُدن یک "مرد" هستند اما این دعوا در نهایتش بر سر یک باخت است! سر جنسی که بُردنش تضمین خوشبختی نیست، سر جنگی بدون برنده و درگیر یک دور باطل که دلخوشی­‌هایش مقطعی و کمرنگ‌اند و در مقابل هراس کمین­‌کرده در پشت خانه­‌ عشق، بسیار کوچک. اما معنا و قواعد بازی در بخش دنیای خیالی فرق می­‌کند. دنیای پریان یک جهان کاملا مونث است، با پری­‌هایی که تنها یک وظیفه دارند و می­‌شناسند، یعنی اهدای خوشبختی کور به آدم­‌های نیازمند دنیای واقعی. پری­‌ها خودکار و روبات‌اند، فاقد نیروی قضاوت اخلاقی و عقلانی و آینده­‌نگری، معصوم از دروغ­‌ها و نیرنگ­‌های روابط بشری، و مهم­‌تر از همه فارغ از روابط علت و معلولی حاکم بر زندگی انسانی که باعث و بانی نقشه­‌کشی‌ها و جنگ­‌های قدرت است؛ و این معصومیت ترحم­‌انگیز پریانی همپای همان شرارت ترحم­‌انگیز انسانی نقطه مرکزی ایجاد بحران روایتی و گره‌­افکنی می­‌شود. پری­‌ها قدرت تغییر زندگی انسان­‌ها را دارند، اما براساس دستورات دیکته‌شده و از پیش موجود. این نگریستن به آدم و رنج­‌ها و مشکلاتش، نگریستنی از یک دریچه تازه است که شاید در لحظه منجربه خوشبختی شود و شاید سال­‌ها بعد نتیجه­‌اش را نشان دهد. اما همین پری­‌ها در یک نقطه­ تلاقی، و با یک اشتباه کودکانه که در داستان چندان هم بازنمی­‌شود و توضیحی ندارد، به جهان واقعی پرتاب می­‌شوند که با هیچ متر و معیار و اندازه­‌ای با دنیای خودشان قابل‌قیاس نیست (نه از نظر ابعاد و نه از نظر قواعد). حالا، بدون چوب جادوئی و قدرت تغییر در زندگی انسان، قدرت کنش و حرکتشان هم سلب شده و حتی معنا و مفهومی برای زیستن و ماهیت خودشان هم نمی‌شناسند. پیچیده­‌تر این همه، در این گیرافتادن در آشپزخانه، از قضا یک مرد انسانی را در رخداد تلخ شریک کرده‌اند تا به اندازه آن­‌ها کوچک شود و کنارشان گیر بیفتد: کارمندی که شاید کلیشه آشنای همه مردهای کارمند باشد اما در این مناسبات تازه با چند بچه پری، و در تلاش منطقیش برای فرار از این وضعیت و بازگشت به زندگی با معیارها و اندازه­‌های قبلی، تبدیل به موجودی شریر و پلیدشده که حتی دو بچه پری را می­‌کشد تا شاید راه فراری بیابد. واکنش تنها پری باقی­مانده به این خشونت، همان واکنشش به چایی‌خوردن انسان­‌ها و حرف‌زدن‌شان با تلفن است: نظاره و سکوت و گریه و تسلیم به قواعد این مرد/ دنیا؛ و صرفا آرزوی پیداشدنش توسط سرکرده پری­‌ها. نشانه‌‌ها، دال و مدلول­‌ها، رمزها و نحوه کشف رمزها در این دو جهان چنان متفاوت‌اند که مرد و پری اگر راه برگشتی نیابند (که نمی­‌یابند)، ناچارند برای زیستن و منطبق‌شدن با شرایط زیستی جدید دست به دامان انسان­‌های عادی شوند و پیش‌تمثیل‌های قفس همین جهان بمانند: و تنها انتخاب و ملجاء، همان خواهر خشک و سرد و منطقی داستان است که طبق تعریف منتظریم بیش از سایر کاراکترها فاقد قوه تخیل – یا مهارت استفاده از قوه تخیل و همدلی با تخیل – باشد اما از قضا هم اوست که بی‌هیچ واکنش حادی این دو موجود کوچک و کوچک‌­شده را به خود می­‌پذیرد. گوهر که تنهایی بالاخره و با رفتن خواهر کوچک‌ترش عینی و کامل شده، در رفتاری مادرانه/ همسرانه/ پرستارانه هم پری و هم مرد را به همان شکل که هستند می­‌پذیرد و در این تحت­‌الحمایه کردن، خودش هم به کشفی جدید از خود و ابراز واکنش­‌های نرم­‌تری می‌رسد. و این شاید زیرمتن رفتار همه زن­‌های این کتاب باشد: آن­‌ها مردهای تحت کنترل می­‌خواهند، عاطفی یا جنسی یا مالی یا فکری، و تنها زمانی به آرامش می­‌رسند که این تحت­‌الحمایه کردن نمود عینی پیدا کند. مردهای مقابل نیز انگار مشکل خاصی با این شکل از حضور ندارند، آرامشی که آن‌ها از وجود زن مقابل می­‌جویند همان آرامش مقطعی و پرشتابی است که البته شاید مشخصه کل زندگی باشد. برای همین است که همگی – از آدم و پری – دل‌مشغول جنگ­‌ها و پیروزی­‌های خودشان هستند اما درعین حال همه­‌شان دارند اینجا می­‌میرند.               ]]> تازه‌های کتاب Thu, 18 Jan 2018 06:56:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256778/زنان-بدون-مردانی-که-می-خواهند «خط مرزی» روایت جامعه بعد از جنگ است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256801/خط-مرزی-روایت-جامعه-بعد-جنگ محمد حنیف، نویسنده در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) کتاب «خط مرزی» را برای مطالعه آخر هفته پیشنهاد و بیان کرد: «خط مرزی» شامل هفت داستان کوتاه از سید حسین موسوی‌‌نیاست. موضوع اصلی این کتاب به موضوع جنگ و دفاع‌مقدس اختصاص دارد.   حنیف که داوری بسیاری از جوایز و جشنواره‌‌های ادبی را در کارنامه دارد درباره این کتاب افزود: موسوی‌نیا در این مجموعه به عوارض و تبعات جنگ در جامعه پرداخته است.؛ به‌عبارت دیگر به وضعیت رزمندگان و جانبازان در روزگاری که جامعه از ارزش‌های زمان جنگ فاصله گرفته و به تقابل تفکر ایثارگرانه همچنین تفاوت بین نسلی با جامعه مادی‌گرا توجه داشته است.   نویسنده «این مرد از همان زمان بوی مرگ می‌داد» در تشریح ویژگی‌های کتاب «خط مرزی» افزود: به نظر می‌رسد که نویسنده «خط مرزی» از کلیشه‌های معمول داستان جنگ فاصله گرفته است.  کتاب از نظر فنی و از لحلظ زبان داستانی، طرح معما در داستان و تمرکز همه عناصر داستان در خدمت درون‌مایه واحد به‌عنوان ویژگی داستان کوتاه و همچنین توجه به مایه‌های طنز قابل توجه است. «دیدگاه»، «روزی روزگاری پدر»، «کنسرو‌های خونی»، «گل یخ»، «دست‌های سرگردان» و «قنات» هفت داستان این مجموعه است. ]]> انقلاب و دفاع‌مقدس Thu, 18 Jan 2018 06:48:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256801/خط-مرزی-روایت-جامعه-بعد-جنگ ​ناشنوایانی که از صدای سکوتشان می‌نویسند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256788/ناشنوایانی-صدای-سکوتشان-می-نویسند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) خیلی عجله داشتم، جلسه تا نیم ساعت دیگر شروع می‌شد و من باید هرچه سریع‌تر خودم را می‌رساندم. خیلی زود به مترو رفتم. خدا را شکر خلوت بود، سریع سوار شدم و کنار خانم و آقایی نشستم. آقا به نظر بیست و چهار- پنج ساله می‌رسید و مشغول مطالعه بود. کنجکاو شدم چه کتابی می‌خواند. خیلی آرام از خانمی که کنارش نشسته بود پرسیدم ولی هیچ عکس‌العملی نشان نداد و جوابی نشنیدم. خلاصه به هزار زحمت نام کتاب را دیدم؛ «جای خالی سلوچ»! خیلی تعجب کردم چون نخستین بار بود  کسی را در مترو می‌دیدم که مشغول خواندن چنین کتابی باشد. هنوز 10 ایستگاهی مانده بود تا به مقصد برسم، می‌خواستم هر جور شده سر صحبت را باز کنم که دیدم خودشان با هم شروع به صحبت کردند. تعجبم بیشتر شد چون هر دو ناشنوا بودند. دیگر مصمم شده بودم هرطور که شده با آنها صحبت کنم. با ایما و اشاره سر صحبت را باز کردم. آنها هم با روی خوش جواب می‌دادند، خیلی خوب متوجه نمی‌شدم اما آن‌ها تلاش می‌کردند منظورشان را به من بفهمانند.   پسر جوان می‌گفت این بار دومی است که دارم این کتاب را می‌خوانم. از محمود دولت‌آبادی، «کلیدر» و «نون نوشتن» را هم خوانده‌ام. کلا کتاب خواندن را دوست دارم و آثار زیادی از جلال آل احمد، بزرگ علوی، محمدعلی جمالزاده، آنتوان دوسنت اگزوپری، لئو تولستوی، ارنست همینگوی، ویلیام شکسپیر و داستایفسکی را مطالعه کرده‌ام. شعر هم زیاد می‌خوانم؛ اشعار شهریار، فریدون مشیری، ایرج میرزا و سهراب سپهری را دوست دارم.   جالب‌تر از همه این بود که سهند سلیمان فلاح، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر، داستان هم نوشته بود. او می‌گفت مدتی است که به کارگاه آموزش داستان‌نویسی می‌رود و در آنجا با قواعد داستان‌نویسی، جمله‌بندی، شخصیت‌پردازی و فضاسازی آشنا شده و تشویق شده که داستان بنویسد و قرار است یکی از داستان‌هایش در قالب یک مجموعه داستان منتشر شود.     آموزش داستان‌نویسی به ناشنوایان ناشنوایان به عنوان قشری از جامعه کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ درحالی‌که بین آن‌ها استعدادهای عجیب، نویسندگانی خلاق و کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای دیده می‌شود. برگزاری کارگاه آموزش داستان‌نویسی برای ناشنوایان، اتفاق خیلی خوبی بود که در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل به سراغ زهره عارفی، مربی آموزش داستان‌نویسی به ناشنوایان رفتم. او در ابتدا به انگیزه‌اش برای تشکیل این کارگاه‌ها اشاره کرد و گفت: سال گذشته کاملا اتفاقی در جلسه‌ای، تعدادی ناشنوا و کم شنوا هم حضور داشتند. وقتی با هم صحبت می‌کردند، متوجه شدم آنها در جمله‌بندی و رساندن منظورشان نه تنها به دیگر افراد بلکه به خودشان هم مشکل دارند. با توجه به اینکه خودم سال‌ها معلم بودم و همیشه سعی می‌کردم مفاهیم را در قالب داستان برای بچه‌ها بیان کنم تا بهتر متوجه شوند، به نظرم رسید با استفاده از داستان می‌توانم گفتارشان را بهتر کنم و بسیاری از مفاهیم و قواعد جمله‌بندی و جمله‌سازی را به آنها بیاموزم و آنها بیشتر با زبان ما آشنا شوند چون زبان اشاره کمبودهای خاص خودش را دارد. در واقع ناشنوایان قدرت لب‌خوانی و همچنین حس لامسه بالایی دارند و اگر کسی به آرامی و واضح با آنها صحبت کند، متوجه می‌شوند.     وی افزود: بر همین اساس فروردین ماه امسال کارگاه آموزشی را با همکاری معاونت امور فرهنگی سازمان بهزیستی در قم برگزار کردم. دوتا از ناشنواها هم از تهران می‌آمدند. بعد از مدتی پیشنهاد کردند این کارگاه‌ را در تهران هم برگزار کنیم و این دوره از تیرماه در خانه فرهنگ و هنر تهران برگزار شد. کم‌کم خبر به سایر شهرها رسید و ورک‌شاپ‌ها و دوره‌هایی را در شیراز، مشهد، اصفهان، اهواز، یزد و خرمشهر با ناشنوایان داشتم. در این دوره‌ها روی گفتار آنها کار کردم و از آنها خواستم جمله‌سازی کنند و زمان فعل‌ها را به آنها آموختم. درابتدا دل‌نوشته‌هایی به جای داستان می‌نوشتند اما کم‌کم قواعد داستان‌نویسی، شخصیت‌پردازی، فضاسازی و ... را آموختند و دل‌نوشته‌هایشان تبدیل به داستان شد، داستان‌هایی از دنیای خودشان، فضایی که برای ما ناآشنا است. اولین داستان را «پگاه راد» نوشت با عنوان «زنگوله» و از سوی انتشارات کومه در قم چاپ شد.   این مربی داستان‌نویسی در ادامه به حضور ناشنوایان دراین کارگاه‌ها اشاره کرد و گفت: باتوجه به این کار کاملا نو و جدید است و ما هم اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده‌ای نداشتیم اما استقبال از این دوره‌ها بسیار خوب بود به‌طوری که گاهی تعداد شرکت‌کنندگان در ورک‌شاپ‌ها به 40 نفر می‌رسید و چیزی که بیشتر مرا شگفت‌زده می‌کرد پیشرفت چشمگیر بچه‌ها در این دوره‌ها بود. من نخستین نوشته‌های آنها را در کامپوتر دارم جملاتی که اشتباه بوده را با رنگ قرمز و جملاتی که می‌توانسته بهتر نوشته شود را با رنگ بنفش مشخص کرده‌ام و جملات درست را با رنگ سبز نوشته‌ام تا بچه‌ها ایرادشان را متوجه شوند. همچنین داستانی را که می‌نویسند در کلاس می‌خوانند و بچه‌های دیگر و خود من نظرات و نقدهایمان را بیان می‌کنیم و آنها با دقت گوش می‌کنند و در جلسه بعد ایراداتشان را برطرف می‌کنند و همین توجه و دقتشان سبب پیشرفت آنها می‌شود. چیزی که من در سایر کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی که برای افراد معمولی برگزار می‌کنم، کمتر می‌بینم.   وی در ادامه بیان کرد: برای افزایش انگیزه هنرجویان تصمیم گرفتم جشنواره‌ای را در این زمینه برگزار کنیم با عنوان «صدای سکوت» و طی فراخوانی از ناشنوایان علاقه‌مند در سراسر کشور خواستیم آثارشان را برای ما ارسال کنند. بیش از 100 داستان به دستمان رسید و آن‌ها را برای بررسی به داوران جشنواره اعم از ابوتراب خسروی، علی اصغر عزتی پاک و کامران رحیمی(داستان‌نویس ناشنوا) سپردیم که از بین آنها 34 داستان به مرحله نهایی راه یافت. در آیین پایانی این جشنواره که در بهمن‌ماه سال جاری برگزار خواهد شد اسامی 3 نفر برگزیده و 7 نفر تقدیری اعلام خواهد شد. همچنین 14 داستان برگزیده را هم در قالب مجموعه‌ای به نام «خش‌خش کفش‌های من» از سوی انتشارات داستان جمعه منتشر می‌کنیم و در اختتامیه جشنواره از این کتاب و «زنگوله» رونمایی می‌کنیم.       عارفی در پایان با بیان اینکه شرکت کنندگان در این دوره‌ها غالبا جوانان بالای 18 سال هستند چون کمتر در مدرسه آموزش دیده‌اند، گفت: امروزه امکانات بیشتری برای ناشنوایان در مدارس وجود دارد و اغلب کودکان و نوجوانان ناشنوا از این امکانات استفاده می‌کنند. اگر سازمان‌هایی مانند بهزیستی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان‌های مربوطه از برگزاری چنین کارگاه‌هایی حمایت کنند، آموزش به این قشر از جامعه می‌تواند بسیار سودمند و کاربردی باشد. ]]> کودک و نوجوان Thu, 18 Jan 2018 06:32:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256788/ناشنوایانی-صدای-سکوتشان-می-نویسند خواندن این کتاب‌ها حال شما را خوب می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256740/خواندن-این-کتاب-ها-حال-خوب-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از vogue، در سال 2018 قرار است یک دوجین کتاب مستند چاپ شود که از هم اکنون انتشارات مختلف تبلیغ آن را در رسانه‌ها و شبکه‌‌های اجتماعی شروع کرده‌اند. در بین آثار مستند در دست چاپ جایگاه کتاب‌های روان‌شناسی و ذهن‌آگاهی مشتری‌های خاص خود را دارد که در این گزارش مهمترین این کتاب‌ها معرفی شده است که زمان انتشار ماه ژانویه اعلام شده است. در این گزارش گفته شده است که خواندن این کتاب‌ها حال آدم‌ها را خوب می‌کند.      «هنر تمیزکردن مرگ» نوشته مارگارت مگنوسون در زبان و فرهنگ سوئدی پاک کردن مرگ این معنی را می‌‌دهد که تمام چیزهای اضافی زندگی را حذف کنید و بتوانید محیط زیست مطلوبی برای زندگی فراهم کنید. وقتی این چیزها را از زندگی حذف کنید آن وقت زمان زیادی برای سپری کردن همراه خانواده به دست خواهید آورد. به عبارتی وقتی قرار باشد انسان زندگی را برای خود مطلوب کند باید سبک زندگی خود را تغییر دهد. این کتاب دوم ژانویه امسال از سوی انتشارات «اسکریبنر» منتشر شده است.     «راهنمای راهبان برای تمیزکردن ذهن و خانه» نوشته شوکی ماتسومورو در کشور ژاپن کتاب‌های نوشته شده توسط نویسنده این کتاب همیشه جزء پرفروش‌ترین کتاب‌های حوزه روان‌شناسی بوده است. او با استفاده از رسوم و آیین بودایی‌ها روش‌هایی در کتابش توضیح داده است که بر اساس مراقبه و فلسفه مدیتیشن پایه‌ریزی شده است. در این روش‌ها گفته می شود آزادی ذهن و روح به دست می‌آید.   «داستان زندگی، مرگ و حیات» نوشته جولیا ساموئل ساموئل یکی از نویسنده‌های برجسته حوزه کتاب‌های روان‌شناسی در انگلیس در این کتاب که 16 ژانویه منتشر شده است با ذکر حوادث واقعی از بازماندگان حوادث ناگوار درباره ناراحتی‌ و اندوه این حوادث سخن می‌گوید. در این کتاب تجربه‌های غمگین انسان‌هایی ذکر شده است که هر کدام مشکلات روحی و روانی خاصی را پشت سر گذاشته‌اند.   «سال نشیب: توقف از خرید و جدا شدن از تعلقات» نوشته کیت فلاندرز نویسنده در این کتاب سوال ساده‌ای برای مخاطبان خود مطرح می‌کند که در زندگی چقدر به امور روزمره خود مثل خرید کردن یا غذا خوردن یا توجه به لباس وابسته هستند. او خودش از تجربیات شخصی می‌گوید که بسیاری از این کارهای روزمره غیرضروری را رها کرده است و آن وقت است که متوجه خواهد شد هیچ اتفاقی بعد از ترک این امور برایش نیفتاده است.   «قوانین مردن برای دنیای WTF» نوشته کریستا ساه این کتاب در 16 ژانویه امسال منتشر شده است و یکی از کتاب‌های موفق حوزه روان‌شناسی محسوب می‌شود. در این کتاب نویسنده بر اساس تجربیات کسب شده از طریق مصاحبه با افراد مختلف چگونگی خلاق بودن و تغییر دنیا را به مخاطبانش آموزش داده است.     «پس می خواهی درباره نژادپرستی صحبت کنی» نوشته ایجئوما الیو کتاب به طور بی نظیری سعی می‌کند شکاف بین آمریکایی ها را درباره تفکر و صحبت‌هایشان درباره نژاد سفید و سیاه پر کند. به گفته این کتاب در آمریکا هنوز کسانی زندگی می‌کنند که نژاد خود را برتر از دیگران می‌‌دانند و صحبت در این موضوع بعد از گذشته سال‌ها برده‌داری در این کشور هنوز موضوعی تازه محسوب می‌شود.     «تمام آوازهایی که زنان در خانواده من می‌خوانند» نوشته دبورا سانتانا این کتاب گلچین ادبی از مقالات و نوشته‌های زنان رنگین پوست از تجربیاتشان در قرن بیست و یکم است. در این کتاب شعر و نثرهایی یافت می شود که هر کدام برهه‌ای از زمان را روایت می‌کنند که زنان در آن نقش بسزایی ایفا کرده‌‌اند. این تجربیات از روایت فرار از کشتار دسته جمعی در کامبوج تا مبارزه برای احیای هویت زنان در جامعه آمریکایی را شامل می‌شود. این کتاب قرار است 30 ژانویه از سوی انتشارات «ناتینگ بات تروث» منتشر شود.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 18 Jan 2018 06:25:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256740/خواندن-این-کتاب-ها-حال-خوب-می-کند داستان‌هایی که هرگز فراموش نخواهید کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256814/داستان-هایی-هرگز-فراموش-نخواهید به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مجموعه داستان «تماس سرد و یازده داستان کوتاه دیگر» نوشته چاک پالانیک و ترجمه محمود مؤمنی از جمله كتاب‌هاي ادبيات جهان است كه به تازگي منتشر شده است. اين مجموعه در برگيرنده دوازده داستان كوتاه است كه هر كدام وجهي از عاطل و باطل بودن زندگي و مرگ را به رُخ مي‌كشند. داستان‌هاي اين مجموعه دست به افشاگري از جنبه‌هايي از زندگي مي‌زنند كه براي مخاطب‌شان گاه آزار دهند مي‌شود و گاه لبخندي بر لبان او مي‌نشاند و سرخوشش مي‌كند. داستان‌هاي چاك پالانيك كه هنوز در ايران نويسنده‌اي شناخته شده نيست، لذت داستان كوتاه خواني را يادآوري و تاكيد مي‌كند. برخي از داستان‌ها هم در عين خنده‌دار بودن، تلخ‌اند و چندان هم نمي‌تواند آن را به يك شوخي خنده دار تشبيه كرد. هنر داستان گويي چاك پولانيك در اين است كه زندگي آمريكايي را به گونه‌اي روايت مي‌كنند كه به اين راحتي‌ها از ياد نمي‌رود و كابوس‌ها و خواب‌ها و بيداري‌هاي به تصوير كشيده، مدام جلوي چشم است. «اجساد متحرك» از جمله داستان‌هاي كوتاه اين مجموعه است كه سرنوشتي تراژيك در انتظار دانش آموزي باهوش قرار مي‌دهد. اين سرنوشت تلخ از بابت مصرف ماده‌اي مخدر است كه شوك الكتريكي از دستگاه الكتروشوك فلبي آن را ايجاد مي‌كند. توقع‌ها و آروزها و خواسته‌هاي آدم‌ها در داستان‌هاي اين نويسنده‌ي معاصر آمريكايي در حدي كوچك و دم دستي است كه گاه خواننده را به خنده وامي‌دارد. اين وضعيت را در داستان «تق‌تق» سراغ گرفت كه پسری امیدوار است تا بتواند برای آخرین بار جوکی سخیف را برای پدر محتضرش تعریف کند. يا بايد در داستان «تونل عشق» را مثال زد. اين داستان، ماجرای ماساژدرمانگری روایت می‌شود که شغلی عجیب دارد؛ او برای مشتریان محتضرش آسودگی فراهم می‌کند.   چاک پالانیک در پشت جلد کتاب آمده است: دوازده داستان کوتاه فوق‌العاده از نویسنده پرآوازه باشگاه مشت‌زنی که نمی‌توانید از خواندنشان بگذرید. تماس سرد مجموعه‌ای است توأمان با رنج و لذت که ذهن مخاطبان را درگیر روایت‌های شگفت‌انگیز خود می‌کند. چاک پالانیک، یکی از نویسندگان مسحورکننده ادبیات معاصر آمریکا، را روایت‌هایی که پوچی مرگ و زندگی را ترسیم می‌کنند مخاطبان خود را وارد دنیایی می‌کند که فرازونشیب‌هایش هم مایه عذاب آن‌ها را فراهم می‌کند و هم خشنودی‌شان. قسمتی از متن کتاب «هر فردی قدم پیش می‌گذارد تا دست کسی را بگیرد که دست کسی را گرفته که آن فرد هم دست کس دیگری را گرفته که آن کس دست دایی‌ام را گفته و دایی‌ام دست من را گرفته است. این حادثه واقعاً اتفاق می‌افتد. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد، اما دلیلش این است که کلمات باعث می‌شوند هرچیزی که حقیقت دارد کهنه و پیش‌پاافتاده به نظر برسد. چون کلمات همیشه چیزی را که سعی داری بگویی خراب می‌کنند.» چاک پالانیک نويسنده و مقاله نويس مشهور آمريكايي است كه با انشتار رمان باشگاه مبارزه و تبديل آن به فيلمي سينمايي به كارگرداني ديويد فينجر به نويسندة اي اسم و رسم دار تبديل شد.  مجموعه داستان «تماس سرد و یازده داستان کوتاه دیگر» نوشته چاک پالانیک و ترجمه محمود مؤمنی را نشر چترنگ منتشر كرده است.   ]]> تازه‌های کتاب Thu, 18 Jan 2018 06:19:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256814/داستان-هایی-هرگز-فراموش-نخواهید دگردیسی در امر ناممکن http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256756/دگردیسی-امر-ناممکن خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ احمد آرام: هایدگر می‌گوید: «به‌زبان آمدن، هنر را در گوهر خود تبدیل به شعر می‌کند.» این جمله فراموش‌نشده هایدگر می‌تواند سرلوحه اغلب پژوهش‌های زیباشناسی، در قلمرو شعر و ادبیات، دانست. در بازی‌های محلی استان بوشهر که تکیه بر آواها، موسیقی فولکلوریک، و زبانی با ریشه‌های کهن دارد، شکل روایت و حرکت، هنگامِ  به زبان‌آمدن، زیبایی‌شناسی‌اش، روبه درون رشد می‌کند و عمق می‌یابد. در این راستا تمثیل‌ها و اسطوره‌ها به تعریفی نمادین می‌رسند. بیرون این رویدادها امری طبیعی و واقعی رخ می‌دهد، که در بستر زمان و مکان، «حرکت» را توجیه می‌کند. تراژدیِ تاریک و برساخته از چنین حرکت‌هایی، قاعده‌اش استوار بر موانعی است که هیچ تعریفی ندارد، مگر آنکه بازی به‌پایان برسد، و بار دیگر، در شب‌های دیگر، همان بازی استمرار بیابد و تا نمی‌دانم کجاها پیش برود. این بازی‌ها از بابت فهمیدن رخدادی نیست تا فقط سویه‌های بازیگوشانه‌ای داشته باشد و زمان و مکان را هدر بدهد، بلکه «نامعلومی»های بازی‌ها را در درون آدم‌ها می‌گشاید. در استمرار بازی‌ها ناگفته پیداست که حرکت‌ها بر مداری عبث‌گونه بناگردیده‌اند که چرایی آن در قلمرو زیبایی‌شناسی تعریف می‌گردد. بازی‌های محلی بوشهر برای بازی‌کردن نیست، بلکه برای درک و فهم لحظاتی است که چیزهایی در خود دارد و ما آن‌ها را گم کرده‌ایم، و معنای این گم‌کردن‌ها را نمی‌دانیم الّا چیزی بر ما معلوم گردد. لحظات عبث‌گونه در خود پوچی‌هایی برجا می‌گذارد که ما را وامی‌دارد تا دلبسته «موانع» بشویم. در این میان هیچ صرفه‌جویی وجود ندارد تا ما از طریق میان‌بُرها روایت‌ها را دور بزنیم؛ چون هر روایتی در خود روایتی دیگر را خلق می‌کند، و ما در این مسیرهای متشابه شاهد چرخش‌های زبانی در درون نوعی روایت بومی هستیم؛ روایتی که مدام مانع ایجاد می‌کند. در جهان مدرن، سویه‌های دراماتیک این چنین زبان می‌گشایند. صفدری در رمان سنگ و سایه بر چنین بازی‌هایی مکث می‌کند، نه برای توجیه بازی، بلکه برای کشف وقایعی که از بیرون، به‌دلیل شکلِ روایت، رؤیت می‌شود، اما از درون اِشکال می‌تراشد. نویسنده با اشراف برچنین موانعی لازم می‌داند تا چنین روایتی را سخت فهم کند؛ چرا که خوانش رمان ما را به عمق بازی نزدیک می‌کند. معلوم است که داستان باید از فرازوفرود رخدادها بگذرد، نه با زبان معمولی، بلکه با خلق واژگان ترکیبی و به‌کارگیری زبانی که جامه کهن به تن دارد. صفدری در این روند زبان کهن را صیقل می‌دهد تا با گرایش کهن/مدرن "زوزو" و "شولو"، "ولادیمیر" و "استراگونِ" ساموئل بکت، را با دو فرهنگ متفاوت، به یادمان بیاورد. و این خردمندانه‌ترین یادآوری فلسفی است برای انسان‌هایی که نمی‌دانند زمین زیر پایشان متعلق به کیست. آدم‌ها در مسیر رمان پیدا و ناپیدا می‌شوند، چرا که نوعی از بازی‌ها، آن‌ها را در مسیرهایی که گاه معلوم است، و گاه نامعلوم، از سوی زمان و مکان بلعیده می‌شوند و از نو در جاهایی دیگر پیدا می‌شوند تا به بازی‌های بکتی خود شکل نهایی ببخشند. اما در اینجا، جدا از دیدگاه بکتی، سویه‌های تاریک اشیاء، با زبان صفدری، جسمیت می‌یابند تا در تداخل زمان و مکان، زبان بوم را پرورش دهند. این زبان فراروی یک بازی دراماتیک قرار می‌گیرد، آن‌چنان که بکت در نمایش «در انتظار گودو » مدام زبان نمایش را پس‌و‌پیش می‌کند، قالب‌های روایی کلاسیک را می‌شکند تا مخاطب با این پراکندگی زبانی، زبانی خلق کند برای دست‌یافتن به‌روایتی عمودی. سنگ و سایه چنین است. رمانی که یک وظیفه به‌عهده دارد: دگردیسی در امر ناممکن و رسیدن به رنجی برزخ‌وار.    ]]> تازه‌های کتاب Thu, 18 Jan 2018 06:17:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/256756/دگردیسی-امر-ناممکن «راهنمای کلام اسلامی» دریچه‌ای به سوی فهم کلام اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/256812/راهنمای-کلام-اسلامی-دریچه-ای-سوی-فهم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در زمینه مطالعات اسلام، تحقیق علمی درباره کلام اسلامی، به نسبت یک نظام فکری جوان است. در دهه‌های گذشته پیشرفت‌های زیادی با توجه به کشف‌های اصول جدید و رویکردهای علمی در این زمینه به دست آمده است. کتاب «راهنمای کلام اسلامی» ارزیابی جامع و معتبری از وضعیت جاری این زمینه ارائه می‌کند. این کتاب تصویر متنوعی از وضعیت هنر کلام اسلامی ارايه می‌کند و همزمان سمت و سوهای جدیدی برای تحقیقات آتی پیشنهاد می‌دهد. بخش اول این کتاب، رشته‌های مختلف کلام اسلامی را طی دوره‌های شکل‌گیری و میانه، هم از بعد منطقی و هم اسطوره‌شناختی را پوشش می‌دهد. در بخش دوم برای نشان دادن تاثیر متقابل و مداون رشته‌های مختلف کلام و انعکاس‌هایش (در دوره‌های اولیه شکل‌گیری، میانه و پس از آن) موردهای مطالعاتی مختلفی ارائه می‌شود. این موردهای مطالعاتی بر مسایل کلامی مشخصی تمرکز دارند که از طریق فعل و انفعالات تردیدآمیز و جدلی بین مکاتب و متفکران مختلف علم کلام بسط یافته است. در بخش سوم به کلام اسلامی در اواخر دوره میانه و دوره‌های آغازین عصر مدرن پرداخته می‌شود. یکی از ویژگی‌های این دوره رشد آمیزش کلام و فلسفه (فلسفه ارسطویی و روشنگری) و عرفان است. بخش چهارم کتاب به تاثیر توسعه‌های سیاسی و اجتماعی بر علم کلام از خلال چند مورد مطالعاتی اختصاص دارد: «محنه» (تفتیش عقاید) که مامون در فاصله سال‌های ۱۸۹ تا ۲۱۸ هجری قمری (۸۱۳ تا ۸۳۳ میلادی) بنا نهاد و همین‌طور تفکر تفتیش عقایدی که ابوالوفاء ابن‌عقیل (مرگ در سال ۷۶۹ هجری قمری/۱۳۶۷ میلادی) قربانی آن شد؛ سیاست مذهبی دودمان موحدون در شمال آفریقا؛ و همچنین تفاسیر تغییرکننده در سراسر تاریخ (به ویژه در دوران خاندان مملوک و عثمانی‌ها) از رابطه بین اشعریون و ماتُریدون که اغلب با انگیزه‌های سیاسی برانگیخته می‌شد. بخش پنجم این کتاب نیز به اندیشه کلام اسلامی از پایان دوره اولیه عصر مدرن تا دوره مدرن می‌پردازد. زابينه اشميتكه، پژوهشگر حوزه مطالعات تاریخ اسلامی است که پژوهش‌های پیشروانه‌اش چشم‌اندازها درباره ارتباطات و همبستگی‌ها بین رشته‌های مختلف جستار رشنفکری، در طول زمان و از خلال مکان و مذاهب و مکاتب فلسفی را دگرگون کرده است. او نقشی کلیدی در کشف نوشته‌های فلسفی و کلامی تصحیح نشده مربوط به قرون گذشته ایفا کرده است. خانم اشميتكه مطالعات بسیار دقیق و تحلیل‌های انتقادی بر متون عربی، عبری-عربی و فارسی انجام داده و آثارش در کشورهای مختلف، از ممالک عربی گرفته تا کشورهایی نظیر ایران، ترکیه و روسیه در دسترس قرار گرفته است. زابينه اشميتكه در حال حاضر روی تاریخ اندیشه اسلامی در دوره پساکلاسیک (قرون سیزده تا نوزده) با تمرکز بر بازسازی میراث مکتوب و واردات فکری در جهان اندیشه اسلامی، از ایران و آسیای مرکزی تا ترکیه و اسپانیا کار می‌کند. او همچنین درگیر مطالعه‌ای جامع درباره پذیرش انجیل توسط مسلمانان است، موضوعی که در سال‌های گذشته مطالب زیادی درباره‌اش منتشر کرده است. کتاب «‌راهنمای کلام اسلامی» نوشته زابينه اشميتكه را انتشارات دانشگاه آکسفورد در ۸۳۲ صفحه با قیمت ۱۶۸ دلار منتشر کرده است. ]]> جهان‌کتاب Thu, 18 Jan 2018 06:15:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/256812/راهنمای-کلام-اسلامی-دریچه-ای-سوی-فهم دین رسانه‌ای، خاستگاه وحیانی دارد یا اجتماعی؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256804/دین-رسانه-ای-خاستگاه-وحیانی-یا-اجتماعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دین رسانه‌ای، آثار و پیامدها: تبیین و بررسی حضور مفاهیم دینی در رسانه‌های جمعی و الکترونیکی» عصمت‌الله احمدی رشاد، در گروه «دین» و شاخه «کلیات اسلام» از سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی، به‌عنوان یکی از 9 نامزد نهایی دریافت جایزه معرفی شده است. عصمت‌الله احمدی رشاد، در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا، با اشاره به اینکه این کتاب حاصل تلاش تقریبا دوساله وی درباره پژوهش‌های مرتبط با رسانه و دین است، بیان کرد: اصل ایده این اثر، برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی ارشد من در جامعة‌المصطفی بود. در تحقیقات میدانی نیز در کابل از دانشجویان سوال کردم که مفاهیم دینی رسانه در نگاه شما چگونه است و چه تاثیری بر شما دارد؟     این پژوهشگر حوزه دین ادامه داد: موضوع عرضه مفاهیم دینی در عصر رسانه‌ها این سوال را برایم ایجاد کرد که چه نگاهی باید به دینی که از رسانه‌ها عرضه می‌شود، داشته باشیم؛ آیا دین واقعی است یا دینی که اجتماعی و رسانه‌ای شده؟ گمان می‌کنم در این کتاب تا حد زیادی به این پرسش اساسی پاسخ گفته باشم. در این اثر، خاستگاه دین بررسی شد به این معنی که آیا در عصر رسانه‌ها هنوز خاستگاه اصلی دین باقی مانده و منبع وحیانی دارد یا به سمت یک خاستگاه عرفی و عمومی رفته است.   نویسنده کتاب «دین رسانه‌ای، آثار و پیامدها»، محور اصلی این پژوهش را رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون و ماهواره و در سطح پایین‌تر اینترنت و فضای مجازی برشمرد و گفت: مطالب کتاب در ذیل چهار فصل با عنوان‌های «ادبیات و مفاهیم»، «چارچوب‌های نظری رسانه و دین»، «ابعاد اجتماعی و دینی رسانه ای شدن»، آثار و پیامدهای حضور دین در رسانه‌های تکنولوژیک و نتیجه، تدوین شده است. در فصل سوم، ابعاد اجتماعی و دینی رسانه‌ای شدن در سه سطح کلان، میانه و خُرد مورد بررسی قرار گرفت. در فصل چهارم نیز بیشتر به آثار مثبت حضور دین در رسانه‌ مانند اجتماعی و همه فهم شدن دین، بحث خوداجتهادی و چالش‌های مربوط به مرجعیت دینی در عصر رسانه‌ها اشاره و بر آن‌ها تاکید شده است.   احمدی رشاد افزود: به‌طور کلی مباحث دین در رسانه‌ها در دو بخش کلان بیان می‌شود؛ رسانه دینی و دین رسانه‌ای. آنچه در ادبیات متعارف دین و رسانه وجود دارد، بیشتر حول محور رسانه دینی بوده و کمتر پژوهش‌ها به دین رسانه‌ای پرداخته‌اند. پژوهشگران و متفکران زیادی به این مباحث پرداخته‌اند و بیشتر درصدد این بوده‌اند تا صفتی با عنوان «رسانه دینی» برای رسانه بتراشند، ولی هدف من در این کتاب این بوده که بگویم چیزی که از سوی رسانه مطرح می‌شود، نوعی دینداری به مردم عرضه می‌کند.   نخستین چاپ کتاب «دین رسانه‌ای، آثار و پیامدها: تبیین و بررسی حضور مفاهیم دینی در رسانه‌های جمعی و الکترونیکی» در 336 صفحه قطع وزیری به بهای 45 هزار تومان در سال 1395 از سوی انتشارات بوستان کتاب راهی بازار نشر شده است.  ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Thu, 18 Jan 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256804/دین-رسانه-ای-خاستگاه-وحیانی-یا-اجتماعی آیا کسی هست که شکست نخورده باشد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256808/آیا-کسی-هست-شکست-نخورده-باشد نشست نقد و بررسی دوره پنج جلدی «مجموعه مقالات خلیل ملکی» که توسط انتشارات اختران به بازار کتاب عرضه شده با حضور رضا آذری شهرضایی، کاوه بیات و محمدحسین خسروپناه چهارشنبه (27 دی‌ماه) در سرای اهل‌قلم برگزار شد. بازنگری دوباره دهه بیست، سی و چهل در ابتدای این نشست، رضا آذری شهرضایی که «مجموعه مقالات خلیل ملکی» به کوشش و گردآوری او منتشر شده است، در توضیحاتی به معرفی این مجموعه و خلیل ملکی پرداخت و گفت: من فکر می‌کنم که ضرورت دارد که ما دهه بیست، سی و چهل را دوباره بازبینی کنیم. در پاسخ به این سوال که چرا به طرف خلیل ملکی رفتم، باید بگویم؛ شاید به این خاطر است که ما یک بار دیگر، آن دوران را بازنگری کنیم. مدام مطرح می‌شود که خلیل ملکی شکست خورد. اما واقعا آیا کسی هست که شکست نخورده باشد؟ جایگاهی که امروز داریم، محصول فرآیندی هست که تمام گروه‌های سیاسی در آن نقش داشتند. چه آنهایی که در قدرت بودند و چه آنهایی که بیرون از قدرت بودند. ما می‌خواهیم آن دوران یک بار دیگر بازبینی شود و شاید به همین دلیل هم به سوی جمع‌آوری این مقالات رفتم. آذری شهرضایی گفت: من فکر می‌کنم خلیل ملکی با توجه به آراء و عقایدی که دارد، می‌تواند به ما کمک کند تا نگاه دیگری به این دوره داشته باشیم. من به یکی از شکست‌های خلیل ملکی به عنوان نمونه اشاره می‌کنم؛ اولین مقاله‌ای که در جلد نخست این مجموعه منتشر شده است، اولین مقاله‌ای ست که او می‌نویسد. سال 1309 تا 1310، چندین مقاله دارد با عوان « آیا در ایران قحط‌الرجال است؟»، «دانشجویان اروپا در چه وضعیتی هستند؟» و... در آن زمان، یکی از دانشجویان ایران در برلین، به خاطر فشارهایی که رویش بوده، خودکشی می‌کند. اولین مقاله او در انتقاد به وضعیت دانشجویان خارج کشور است. همه ساکت بودند. صد تا دانشجو در سال 1307 رفته بودند. اما همه آنها به دنبال زندگی خودشان می‌روند. فقط ملکی این ماجرا را نقد کرد و حتی غیر مستقیم به نقد حکومت شاه پرداخت. اما نتیجه چه شد؛ نخستین اتفاق این بود که بورس خلیل ملکی را قطع کردند. و در سال 1312 هم به خاطر این که پول به او نرسید، آن هم در شرایطی که خانواده‌اش برایش پول می‌فرستادند، ملکی را وادار کردند که برگردد و درسش نیمه تمام ماند. در حالی که تمام آن صد نفر درس‌شان را تمام کردند و به زندگی و پست‌های خوب برگشتند. اما خلیل ملکی بیآنکه درسش را تمام کند، برگشت و یک معلم ساده شد. این نخستین شکست ملکی بود. این پژوهشگر ادامه داد: خلیل ملکی دارای نگاه بود و همیشه راه نشان می‌داد. آخرین شکست خلیل ملکی  هم این بود که در شرایطی هم  که سیاست یا به سمت چین رفته بود، یا دنبال جنبش‌‌های چریکی در کشورهای دیگر بودند، او راه نشان داد و بحث هند را مطرح کرد.او در جست‌وجوی الگوی سوسیالیستی به سوی هند رفت و مقالاتی در این زمینه نوشت  و بیان کرد که راه این است. شاید این هم نوعی شکست باشد. وی افزود: در مورد اصلاحات ارضی هم که مقالات ملکی در این زمینه در جلد پنج این مجموعه منتشر شده است، در حالی که همه معتقد بودند که اصلاحات ارضی را آمریکایی‌ها انجام می‌دهند و این کار بی‌نتیجه است، ملکی گفت؛ اصلاحات ارضی طبقات اجتماعی را به هم می‌زند و این کار ما را در دموکراسی یک گام به جلو می‌برد. به نوعی  او همیشه نگاه مستقل خودش را داشت و شاید به همین دلیل هم مورد هجمه دیگران قرار می‌گرفت.   خلیل ملکی با پاره‌ای از سیاست‌های نهضت ملی سازگاری نداشت در این نشست کاوه بیات، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، درباره تنظیم این مجموعه مقالات گفت: اگر چه به لحاظ قوانین نشر، لازم است که برای هر جلد، عنوانی منتشر شود، اما باید در نظر داشت که این عناوین با توجه به مطالب هر جلد، تقریبی هستند. مثلا در جلد یک، بخشی به مقالات پراکنده خلیل ملکی در دوره رضا شاه اختصاص دارد. یا بخش قابل توجهی از مقالات اولیه جلد دوم، موسوم به انشعاب، مقالاتی از خلیل ملکی را شامل می‌شود که به دوره حزب زحمت‌کشان مربوط می‌شود. این وجه را می‌توان در دیگر مجلدات هم دید. نکته دیگر این که به رغم نقش شاخص و راهبر ملکی در فعالیت‌های سیاسی حزب زحمتکشان و جامعه سوسیالیسم، برای بررسی آرای خلیل ملکی در این زمینه، صرفا به مقالات منتشر شده در این مجموعه‌ها نمی‌توان اتکاء کرد. خلیل ملکی بیشتر به دلیل نوع نگاه پویا و انتقادی‌اش نسبت به جهان پیرامون و پایبندی‌اش به اصل واقع‌گرایی، با پاره‌ای از سیاست‌های حاکم بر نهضت ملی و بازتاب آن در تحرکات حزب زحمت‌کشان و جامعه سوسیالیست‌ها سازگاری چندانی نداشت و این را می‌توان در انتقادهایش در رهبری جبهه ملی ملاحظه کرد. البته نمونه کمرنگی از این اختلاف‌ها با دولت دکتر مصدق در مورد کودتای 28 مرداد در مقالات این کتاب آمده است. نویسنده کتاب«فعالیت‌های کمونیستی در دوره رضا شاه» گفت: ریشه این ناسازگاری را بیش از هر چیز در مباحثی می‌توان دید که درباره انشعاب بخشی از نیروهای نیروی سوم مطرح شده است. انشعابی که بخشی از مقدمات  آن بیش از 28 مرداد فراهم آمده بود و بعد از آن ماجرا، صورتی آشکار و علنی به خود گرفت. از این رو برای بررسی تحولات این احزاب، جدای نوشته‌های خلیل ملکی که بخش اعظم آن در این مجموعه فراهم آمده، باید اسناد و مدارک بیشتری مورد مراجعه قرار گیرد.    این مجموعه، بسیاری از ابهام‌ها را در مورد ملکی برطرف می‌کند  محمدحسین خسروپناه، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، گفت: بیش از 115 سال از شکل‌گیری نهضت‌های چپ در ایران گذشته است و عمدتا چون همزمان با انقلاب مشروطه و فرقه دموکرات تا حزب عدالت و حزب کمونیسم و بعد هم شهریور 20 به‌ بعد، در طی این مدت، نهضت چپ ایران نتوانسته نظریه‌پردازی را بپروراند که بتواند در سطح بین‌المللی مطرح کند. حتی در سطح خاورمیانه هم این اتفاق مطرح نشد. تنها نظریه‌پرداز بزرگ چپ ایران که توانسته ابعادی فراتر از محدود کشور مطرح کند سلطان‌زاده است که آن هم ابتکار شخصی خودش نیست.  براساس نظریات روی، کمونیست هندی، نگاهش را مطرح می‌کند. تمام نظریه‌پردازانی که در چارچوب جنبش چپ ایران فعالیت می‌کنند، به نوعی تلاش می‌کنند که تمام نظریات چپ کمونیستی و مارکسیستی را در چارچوب ایران استفاده کنند. ملکی را هم در همین چارچوب باید مورد ارزیابی قرار داد.   این نویسنده توضیح داد: این کتاب 5 جلدی، بسیاری از ابهام‌ها را در مورد ملکی برطرف می‌کند در جنبش چپ از تاریخ‌نگاری سیاسی و نحوه‌های برخوردی که آنها دارند، از یک طرف و از طرف دیگر، مخالفین، یعنی هم در تاریخ‌نگاری فرقه‌ای ما و هم در تاریخ‌نگاری رسمی یا دولتی دیده می‌شود  که قسمتی از زندگی فرد را برجسته می‌کنند و این قسمت باقی زندگی او را می‌پوشاند. این اتفاق هم درباره «پیشه‌وری» وهم درباره «خلیل ملکی» افتاده است. ملکی  در تاریخ‌نگاری جریان‌های چپ هم‌سو و حتی مخالف  به‌عنوان یک خائن محسوب می‌شود و بعد از این که از انگلیس باز می‌گردد، می‌گویند که او خیانت کرده و انگلیس او را خریده است.  این نوعی تاریخ‌نگاری فرقه‌ای است. از طرف دیگر  طرفداران خلیل ملکی جوری صحبت می‌کنند که گویا خلیل ملکی در سال 1330،همان خلیل ملکی است که قبل از انشعاب در درون حزب توده بوده و در آن زمان هم همین عقاید  و اندیشه‌ها را داشته است. و بنابر مصلحت و انضباط حزبی، عقایدش را مطرح نمی‌کرده است. برخی از آنها انصاف بیشتری دارند و می‌گویند که مقداری تغییر هم کرده است.   این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: در جلد دوم این کتاب آمده که تا سال 1327، یک سال بعد از انشعاب، ملکی نه‌تنها مخالفتی با لنین و استالین ندارد بلکه آنها را ستایش هم می‌کند. اما نگاه او بعد از این تاریخ عوض می‌شود. در سال 1329 که آن تحول فکری را از سر گذرانده،درباره شوروی و سیاست‌های شوروی نسبت به ایران و کشورهای دیگر یاد می‌کند  و شکلی از سوسیالیسم را  که در شوروی برقرار بود را نقد می‌کند. پس می‌بینید که خلیل ملکی یک روند فکری را بعد از انشعاب طی می‌کند و از آن مهم‌تر در خود اعلامیه انشعاب می‌بینیم که مشکل بنیادی با شوروی و آن نوع سوسیالیسم ندارد. با خود حزب توده هم مشکل بنیانی ندارد. اما ضرورت اصلاح‌ در حزب توده را مطرح می‌کند.    نویسنده کتاب «سازمان افسران حزب توده» گفت: خلیل ملکی مقطع انشعاب، یک خلیل ملکی سیوسیالیست نیست. خلیل ملکی شخصیت سیاسی است که در همان مقطع زمانی با همان آرا و عقاید مارکسیستی لنینیستی و تایید کلیت حزب توده و تائید اتحاد شوروی از این حزب جدا می‌شود و جمعیت سوسیالیست توده را به وجود می‌آورد و امیدار است که شوروی این‌ها را تایید کند. بعد از اینکه شوروی از رادیو مسکو، این‌ها را محکوم می‌کند،بلافاصله انحلال جمعیت سوسیالیست حزب توده را اعلام می‌کنند و اعلامیه می‌دهند که کسانی که انشعاب کرده‌اند به درون حزب توده برگردند. از این‌جا به بعد تغییراتی ایجاد می‌شود. این تغییرات به‌خاطر بازگشت خنجی است و کتاب‌هایی است که از اروپا با خودش به ایران می‌آورد. کتاب‌هایی که بیانگر آراء و عقاید سوسیالیست کمونیست‌های یوگسلاوی است. همچنین برخی از کتاب‌هایی که در احزاب کمونیست اروپا منتشر شده است. او این کتاب‌ها ابتدا به انور خامه‌ای می‌دهد. او بعد مدتی کتاب‌ها را به خنجی پس می‌دهد. سپس به‌دست خلیل ملکی می‌رسد. ملکی کتاب‌ها را می‌خواند و شروع به جمع‌بندی می‌کند.  و با توجه به این خوانده‌های جدید، شروع به نقد حزب توده می‌پردازد. به خصوص از سال 1320 که حزب توده تشکیل می‌شود و خودش هم که در سال 1322 به حزب توده می‌پیوندد.خلاقیت فکری خلیل ملکی در آن است که دگم نیست. و خیر این بررسی‌های خلیل ملکی در این مقالات خیلی خوب مشخص است و روند فکری خلیل ملکی و تحول آن را بر اساس جلد دوم و سوم  می‌توان دریافت.   خسروپناه افزود: در همان مقطع که به حزب زحمتکشان  می‌پیوندد، پیوند ملکی با مظفر بقایی بسیار جالب است. چراکه خلیل ملکی به‌لحاظ فکری کاملا با او متفاوت است. ملکی به لحاظ شخصیتی آدم اخلاقی است و پرنسیپ‌هایی دارد که به‌ آن‌ها پایبند است و این پای‌بندی در سراسر زندگی‌اش هم هست و در مقاله‌های او تا سال هم این پرنسیپ‌ها دیده می‌شود. نکته دیگر اینکه خلیل ملکی یک سیری را طی می‌کند و در دادگاه «53نفر» می‌گوید که «ما کمونیسم را انتخاب نکردیم، کمونیسم ما را انتخاب کرده است.» . آنها خواستار اصلاحات اجتماعی در چارچوب‌های جامعه ایران هستند که بعد از شهریور 1320 می‌کوشند تا این کارها را از طرق قانونی انجام دهند. در آن مقطع زمانی حزب توده هم همین نگاه را دارد.   نویسنده کتاب «تجربه‌ای از همگرایی زنان آسیایی:کنگره نسوان شرق» توضیح داد: در درون جنبش چپ ایران شخصیت‌هایی را داریم که پیش از این هم همین روند را طی کرده‌اند. خلیل ملکی علی‌رغم اینکه در دوره ملی‌شدن صنعت نفت تلاش می‌کند که بتواند آن را محقق کند اما در عین‌حال به‌دکتر مصدق می‌گوید؛ «راهی که شما می‌روید به جهنم می‌رسد اما ما پشت سر شما می‌آییم، برویم.» اما اواخر کار، خلیل ملکی مقداری عقب کشید و حزب را هم به خنجی سپرد. اما در همان مقطع هم خلیل ملکی، خودش را در دکتر مصدق غرق نمی‌کند و می‌گوید ضرورت دارد که اصلاحات اجتماعی صورت بگیرد.این ویژگی خیلی مهم است. خلیل ملکی بعد از تحول عقاید خودش،از انقلابی‌گری به اصلاح‌طلبی رسید. و از کمونیسم به سوسیالیسم رسید. به این شکل برخورد ادامه داد و خواستار اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و نظام موجود بود تا به تدریج از طریق یک مهندسی جدید بتواند تحولی را در جامعه ایران به‌وجود بیاورد. دیگر اصل برایش مهم نیست که بگویند او وابسته به کدام کشور  است.   محمد حسین خسرو پناه گفت: این مجموعه 5 جلدی، درک ما را از خلیل ملکی تغییر می‌دهد و به‌ ما کمک می‌کند تا او  را بهتر بشناسیم وآن مقطع زمانی را هم از طریق خلیل ملکی و نگاه و قلم او بهتر بشناسیم. من به آقای آذری شهرضایی تبریک می‌ گویم. به خاطر این که می‌دانم چه مصیبتی کشیده تا این کتاب‌ها را فراهم کند. با توجه به اینکه کتابخانه‌های ما در بیست سال پیش که آقای آذری این کار را شروع کردند، مجهز به امکانات فنی و دوربین دیجیتال نبودند. آقای آذری خیلی زحمت کشید تا این مجموعه را فراهم کند و با تمام سختی‌ها کار را به انجام رساند. امیدوارم در چاپ‌های بعدی، برای هر جلد از این مجموعه توضیحی هم اضافه شود. حزب توده خیلی شناخته‌شده‌تر از این است که نیاز به معرفی داشته باشد. ولی به حزب زحمتکشان، فقط اشاراتی شده است و یا درباره نیروی سوم و... و امیدوارم در ابتدای هر جلد، یک تاریخچه  مختصر در چند صفحه برای هر دوره تاریخی اضافه شود  تا خواننده بتواند با آن ارتباط برقرارکند.  ]]> علوم‌انسانی Thu, 18 Jan 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256808/آیا-کسی-هست-شکست-نخورده-باشد 16 سال داشتم که با احمد شاملو برای انتشار مجموعه شعرم مشورت کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256802/16-سال-داشتم-احمد-شاملو-انتشار-مجموعه-شعرم-مشورت-کردم منیره پرورش در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: ششمین مجموعه شعرم با نام «رابطه‌ی برگ‌ها گاهی به‌هم می‌خورد» طی روزهای گذشته توسط انتشارات مروارید راهی بازار نشر شده است. این کتاب فضایی اجتماعی و سیاسی دارد که گاهی در بطن این شعرها اتفاقات عاشقانه‌ای رخ می‌دهد.   این شاعر در توضیح فضای کارهای این مجموعه به ایبنا گفت: هرکدام از شعرهای این مجموعه فضای خاص خود را دارد و من به‌دنبال دسته‌بندی کردن کتاب نبودم تا شعرهای عاشقانه را از شعرهای اجتماعی و شعرهای اجتماعی را از کارهای سیاسی جدا کنم؛ چراکه به این کارها اعتقادی ندارم. موضوع کلی شعرها انسان است یعنی موجودی که ما آن را از سایر موجودات و طبیعت جدا کرده‌ایم و این بدون شک به‌دلیل وجود عشق و احساسات در انسان است.   شاعر مجموعه «من، تو، مقصر ویرگول است» افزود: عشق در زندگی انسان‌ها جایگاهی ویژه دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. در واقع ما در تنهایی نیز عشق را احساس می‌کنیم و عشق در لحظه لحظه زندگی ما حضور دارد و تنهایی یک وضعیت محض نیست.     پرورش که از شاعران دهه هفتاد است با اشاره به دغدغه‌هایش اظهار کرد: من در این اثر دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی زنان جامعه امروز را بررسی کردم. برای مثال در جایی از کتاب می‌خوانیم «پس چرا بهداشت جمعی/ چیزی از باران‌های سیاه نگفته بود/ به چشم‌هایم نگاه کنید» در این شعر به باران سیاه اشاره شده است اما مخاطب با کمی دید باز می‌تواند متوجه شود که منظور از باران سیاه، زنان و دختران جوانی هستند که آواره خیابان‌ها شده‌اند و از خانه بیرون مانده‌اند.   وی ادامه داد: شعرهایم دچار پرش‌هایی است که فضای امروز جامعه ما را توصیف می‌کند. این سیاه‌بودن روزگار در کلمه به کلمه شعرهای این مجموعه گنجانده شده است و من تلاش کردم که با استفاده از تصویر، این وضعیت نامناسب را شرح دهم؛ بنابراین می‌توان شعرهای این مجموعه را تصویری نیز خواند.   شاعر مجموعه «من از حالا شروع شدم» با اشاره به نگاه‌های زنانه در شعرهایش گفت: علاوه بر موارد گفته شده، شاهد نوعی نگاه زنانه در شعرها نیز هستیم. زنی که به هزار و یک دلیل احساس امنیت نمی‌کند و با دلهره و نگرانی در جامعه قدم می‌گذارد. شعرهای مجموعه از نگاه یک زن شروع می‌شود و به یک جریان جمعی ختم می‌شود.   پرورش ادامه داد: من سعی کردم که در این مجموعه مشکلات و سوالات موجود جامعه را بیان کنم؛ باید قبول کنیم که وحشتی در دل زنان جامعه ما وجود دارد. زنی که مادر است، همسر است، خواهر است و هر نقشی در جامعه دارد اما خودش نیست و به خودش فکر نمی‌کند.   این شاعر با اشاره به حضور برجسته اشیاء در شعرهایش گفت: اشیاء در شعرهای من حضوری ملموس دارند؛ چراکه معمولا وقتی شعر می‌نویسم به آن فکر نمی‌کنم که چه نوشته‌ام و معمولا بعد از گذشت چندروز به سراغ آن می‌روم تا ببینم در روزهای گذشته چه چیزی را روی کاغذ به تحریر درآورده‌ام. گاهی اوقات پیش می‌آید که برای پیدا کردن یک کلمه تا صبح نمی‌خوابم؛ زیرا می‌خواهم مفهومی که در ذهنم نقش بسته را روی کاغذ پیاده کنم. به‌همین دلیل از اشیاء یا تصاویر کمک می‌گیرم تا حرف‌هایم را بزنم. در واقع در این مواقع شاعر به هرچیزی چنگ می‌زند تا مفهومش را به مخاطب برساند.   وی ادامه داد: شاید عده‌ای بگویند که از الگوهای کهن در آثارم استفاده می‌کنم و همه‌چیز کهنه به نظر می‌رسد. من در جواب به این افراد می‌گویم شاید تصور شما این باشد که من در دور زندگی می‌کنم اما اینطور نیست. برای مثال در کتاب «سینوهه» می‌خوانیم که او به مشاورش می‌گوید که این مردم اصلا عوض نمی‌شوند و فقط لباس‌هایشان تغییر می‌کند. این تغییرات به‌ظاهر بد است و اگر ما به شناخت خودمان برسیم خیلی چیزهای دیگر را خواهیم شناخت و شرایط بهتر می‌شود.   پرورش با بیان داستان انتشار نخستین اثرش گفت: 16 سال داشتم که با احمد شاملو برای انتشار مجموعه شعرم مشورت کردم. او دفتر را خواند و گفت فعلا زمان مناسبی برای انتشار شعر نیست؛ بنابراین تا می‌توانی شعر بخوان و چیزی ننویس. در آن دوران علاوه بر مطالعات گذشته، فروغ، شاملو و سپهری را زیاد می‌خواندم به طوری که بسیاری از اشعار را حفظ شده بودم. در آن روزها طبق گفته شاملو کاری با شعرنوشتن نداشتم و فقط می‌خواندم. بعدها با رویایی که آشنا شدم کارهایم سمت و سوی شعر حجم به خود گرفت؛ اما رفته رفته مسیر شعری خودم را پیدا کردم و شعر خودم را نوشتم.  ]]> ادبیات Thu, 18 Jan 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256802/16-سال-داشتم-احمد-شاملو-انتشار-مجموعه-شعرم-مشورت-کردم دوست داشتم پیش از اختراع تلویزیون زندگی می‌کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256654/دوست-داشتم-پیش-اختراع-تلویزیون-زندگی-می-کردم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه مترو - پیتر کری، نویسنده 74 ساله استرالیایی در سال‌های 1988 و 2001 توانست جایزه ادبی من بوکر را کسب کند. وی همچنین عضو برگزیده انجمن پادشاهی ادبیات انگلستان (1989)، عضو افتخاری آکادمی علوم انسانی استرالیا (2001) و عضو آکادمی علوم و هنر آمریکا (2003) است. این نویسنده استرالیایی که هم اکنون در شهر نیویورک آمریکا زندگی می‌کند، آخرین رمانش سال گذشته با عنوان «راه دور از خانه» توسط انتشارات فابراندفابر چاپ شد. پیتر کری یکی از سخنرانان فستیوال ادبی دانشگاه کمبریج در 16 ژانویه (26دی) است و به همین مناسبت روزنامه انگلیسی مصاحبه‌ای با وی درباره زندگی و آثارش انجام داده است: - قهرمان دوران کودکی‌تان کیست؟ از دوران کودکی همیشه برادر بزرگم «پُل» را مانند یک بت می‌پرستیدم و او همیشه الگوی زندگی من بود. اگر قرار نبود در کارخانه «کری موتورز» به عنوان مدیر خدمات کار کند به حتم یک رمان‌نویس می‌شد. وقتی بزرگتر شدم قهرمان‌ها برایم بی‌معنی شده بود. آنها شاید افراد خطرناکی باشند که برای پر کردن کتاب بیوگرافی خود دنبال اطلاعات شخصی دیگران باشند. - آخرین کتابی که خواندید چه بود. چقدر در نوع نگرش و افکارتان تاثیر داشت؟ کتاب «در مقابل گندمزار: تاریخچه ایالت‌های نوپا» نوشته جیمز سی. اسکات جغرافی‌دان و قوم شناس را به تازگی خواندم و بسیار جالب بود. همیشه خواندن کتاب‌های تاریخی سیاسی در نوشته‌های من تاثیر زیادی دارد. - کدام شخصیت سیاسی، چه در گذشته و چه در حال حاضر را می‌پسندید؟ گاف ویتلم، یکی از چهره‌های سیاسی برجسته کشور استرالیا است که توانست شاخه چپ حزب کارگر استرالیا را در زمان ویکتوریا نابود کند و نامش را برای همیشه در تاریخ این کشور جاودانه کند. - اگر می‌ خواستید در مکان و زمان دیگری زندگی می‌کردید، انتخابتان چه بود؟ هر زمانی بود زیاد فرقی نمی‌کند. ولی باید بعد از کشف داروی پنی‌سیلین و قبل از کشف تلویزیون باشد. - ظاهراً از تلویزیون دل خوشی ندارید. کدام برنامه این دستگاه جادویی شما را اذیت می‌کند؟ هر برنامه‌ای که قرار است درست شود، بهتر است دو ساعت قبلش علیه دونالد ترامپ حرف بزند. بیشتر برنامه‌های تلویزیونی که آدم را به گذشته‌ها می‌برد را دوست دارم. بیشتر آنهایی را می‌بینم که درباره شهر سیدنی حرف می‌زنند. - بهترین نصیحتی که در زندگی شنیدید و به آن عمل کردید؟ یک بار پدرم به من گفت هیچ وقت هیچ نصیحتی از هیچ کس را قبول نکن. و من همیشه این نصیحت پدرم را آویزه گوشم کردم.  - در دنیای کنونی چه چیزی در عرصه چاپ کتاب بیشتر شما را اذیت می کند؟ بیشتر روزنامه‌های چاپ شده با آن ستون‌های بی‌شمار، که یک سری حرف‌های بی‌محتوا تحویل جماعت می‌دهند. - چه زمانی از روز را برای نوشتن دوست دارید؟ صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوم شادترین و مفرح‌ترین زمان برای من است. صبح‌ها با همسرم شوخی می‌کنم ولی او همیشه به این شوخی‌ها که بعضی اوقات کمی تند است تنها می‌خندد. - اگر قرار بود به جای نویسندگی یک شغل دیگر انتخاب می‌کردید؟ همیشه دوست داشتم یک معمار باشم. طراحی و ساخت ساختمان‌ها همیشه برایم جذاب بوده است. - اگر قرار بود وضع زندگی بهتر شود، کدام گزینه را انتخاب می‌کردید؟ دنیایی بدون رئیس‌جمهور کنونی آمریکا دنیای پر از صلح و ثباتی خواهد شد.  ]]> جهان‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 21:36:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256654/دوست-داشتم-پیش-اختراع-تلویزیون-زندگی-می-کردم فرهاد حسن‌زاده نامزد نهایی جایزه اندرسن شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256816/فرهاد-حسن-زاده-نامزد-نهایی-جایزه-اندرسن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس اعلام کانال خبری شورای کتاب کودک، فرهاد حسن زاده، نویسنده حوزه کودک و نوجوان ایران نامزد نهایی دریافت نوبل ادبیات کودک شد و در صورت برنده شدن این جایزه اولین دریافت کننده جایزه نهایی اندرسن در ایران خواهد بود. وی با نویسندگانی از کشورهای فرانسه، ژاپن، سوییس و نیوزیلند رقابت خواهد کرد. نتیجه رقابت در نمایشگاه بولونیا۲۰۱۸ اعلام خواهد شد. حسن زاده از طرف شورای کتاب کودک برای آن‌چه «یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودکان و نوجوانان» عنوان شد، نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۸ معرفی شده است. جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل کوچک) معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتربین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود. مارگریت دوم ملکه دانمارک حامی و مشوق ویژه اهدای این جایزه است. پشتیبان مالی برنامه های جایزه اندرسن تا سال ٢٠٠٨ نیسان موتور ژاپن و از سال ٢٠٠٩ جزیره نامی در کره جنوبی است. اهدای این جایزه به مجموعه آثار یک نویسنده از سال ۱۹۵۶ و به مجموعه آثار یک تصویرگر از سال ۱۹۶۶ آغازشده است. این جایزه شامل یک مدال طلا و یک دیپلم افتخار است که در مراسمی در کنگره دو سالانه IBBY، به برندگان اهدا می شود. نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی دفاتر ملی کاندید می شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را از میان نامزده های معرفی شده برمی گزینند. از جمله معیارهای گزینش برندگان می توان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر،‌ در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهم تر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد.  تنها برنده ایرانی این جایزه جهانی فرشید مثقالی تصویرگر نامدار است. مجموعه آثار او در سال ۱۹۷۴ این جایزه را از آن خود کرد. هوشنگ مرادی کرمانی نیز در سال ۱۹۹۲ از سوی هیئت داوران این جایزه مورد تشویق قرار گرفت. او در سال ۲۰۱۴ بار دیگر از سوی ایران نامزد دریافت این جایزه شد. همچنین از ایران محمد رضا یوسفی در سال ۲۰۰۰ و محمد هادی محمدی در سال ۲۰۰۶ و احمد رضا احمدی در سال ۲۰۱۰ در بخش نویسندگان و نسرین خسروی در سال ۲۰۰۲، محمدعلی بنی اسدی در سال ۲۰۱۲ در بخش تصویرگران کاندید این جایزه شدند. حسن زاده، از اعضای هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان متولد فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان است. او فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده  و در كنار همكاری با مطبوعات كودك و نوجوان (سروش نوجوان، سروش كودك، آفتابگردان، كيهان بچه‌ها و...) به شكلی جدی وارد عرصه ادبيات كودك و نوجوان شده است. وی تا کنون بیش از  ٥٠ عنوان کتاب در زمینه های گوناگونی چون رمان، افسانه، داستان کوتاه، داستان بلند، فانتزی، طنز و زندگی نامه به بازار نشر ارائه داده که بیشتر این آثار در حوزه کودک و نوجوان بوده است. همچنین مسئولیت بخش ادبی تحریریه نشریه «دوچرخه» (ضمیمه روزنامه همشهری ویژه نوجوانان) را بر عهده دارد. از جمله آثار وی می‌توان به ماشو در مه (رمان نوجوان)، روزنامه سقفی همشاگردی (مجموعه طنز برای نوجوانان)، عشق و آینه (مجموعه داستان)، همان لنگه کفش بنفش (داستان کودک)، بندرختی که برای خودش دل داشت (داستانک)، لبخندهای کشمشی یک خانواده‌ی خوشبخت (مجموعه داستان)، خنده به شرط قلقلک (شعر طنز برای نوجوانان) اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Wed, 17 Jan 2018 18:53:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256816/فرهاد-حسن-زاده-نامزد-نهایی-جایزه-اندرسن بدون حکمت از علم نمی توان بهره برد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256815/بدون-حکمت-علم-نمی-توان-بهره-برد خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_محسن آزموده: مصطفی ملکیان پژوهشگر نام آشنای فلسفه و اخلاق در نشست معرفی و بررسی کتاب فضایل ذهن نوشته لیندا زگزبسکی که عصر امروز در خبرگزاری کتاب برگزار شد، به بحث از نکات شاخص این کتاب پرداخت و گفت:‌ «ما انسان‌ها معتقدیم که علم و فهم و حکمت سه ارزش متفاوت هستند. بسیار اتفاق می‌افتد که کسی بسیار عالم است،‌ اما حکمت ندارد. یعنی بسیارند کسانی که به لحاظ معرفت سطح پایینی دارند،‌ اما حکمت دارند،‌ یعنی زندگی‌شان را بهتر از یک «فول پروفسور» دانشگاهی اداره می‌کنند،‌ زیرا هم خوش‌تر هستند،‌ هم خوب‌ترند و هم مردم آن‌ها را بیشتر دوست دارند و هم از زندگی لذت بیشتری می‌برند. کسی که حکمت ندارد، از داده‌های(data) فراوان نمی‌تواند استفاده کند. روی هم انباشتن داده‌ها حتی اگر جنبه معرفت یابد،‌ به حکمت نمی‌انجامد. حکمت یعنی انسان بتواند از مجموعه داده‌ها برای یک زندگی خوب و خوش استفاده کند. زگزبسکی معتقد است که کسانی در معرفت شناسی دیدگاه‌های مشابه نتیجه‌گرایان و وظیفه‌گرایان دارند،‌ نمی‌توانند ارزش حکمت را نشان دهند.» ملکیان در این سخنرانی با بحث از رویکرد خاص لیندا زگزبسکی مولف کتاب در زمینه اخلاق و نگاه خاص او به معرفت شناسی،‌ به تناظری اشاره کرد که زگزبسکی میان فضیلت‌گرایی اخلاقی و فضیلت‌گرایی معرفتی ایجاد می‌کند و بر مشابهت میان فضائل اخلاقی و فضائل فکری یا ذهنی تاکید کرد. در این نشست بابک عباسی عضو هیات علمی گروه فلسفه دین دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات و امیرحسین خداپرست، مترجم کتاب و  عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران نیز حضور داشتند. خداپرست نکاتی درباره رویکرد زگزبسکی در شاخه معرفت شناسی فضیلت پرداخت و به اهمیت علمی و شخصی کتاب اشاره کرد. بابک عباسی نیز با تاکید بر اهمیت کتاب در زمینه معرفت شناسی و اخلاق به بحث از نگاه خاص زگزبسکی به معرفت شناسی و نتایجی که از آن برای خوب زیستن می‌گیرد،‌ اشاره کرد.   یکی از 50 کتابی که در طول زندگی مطالعه کرده ام مصطفی ملکیان، بحث خود را با اشاره به اهمیت کتاب فضائل ذهن لیندا زگزبسکی آغاز کرد و آن را یکی از 50 کتاب مهمی که در طول زندگی مطالعه کرده نامید و گفت:‌ در سال 1376 یعنی دو سال بعد از انتشار متن اصلی این کتاب،‌ آن را خواندم و همیشه آرزو داشتم آن را به فارسی ترجمه کنم که متاسفانه فرصت نشد. الان هم از مشاهده ترجمه آن بسیار خوشحال شدم. اما همچنان به یاد شعری افتادم که می‌گوید:‌ ای آرزوهای رفته برباد/ رفتید و فقط گرد و غبار پیری بر سر و رویم نشاندید. وی ادامه داد: کتاب‌ها را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد،‌ نخست آثاری که از مطالعه آن‌ها عالم تر و متفکرتر و فیلسوف‌تر می‌شویم،‌ یعنی به لحاظ ذهنی غنی‌تر و سرشارتر می‌شویم، دوم آثاری که وقتی آن ها را می‌خوانیم انسان بهتری می‌شویم،‌ همچنان که ویتگنشتاین آرزو می‌کرد که کتابهایش به گونه‌ای باشد که خواندن آن‌ها خواننده را بهتر کند. کتاب فضایل ذهن در عین حال که از نظر علمی و فکری قوی است،‌ آدم را بهتر می‌کند. به تعبیر شاعر ما کتابی است که در آن باد می‌وزد. از این حیث اگرچه در نظر نخست مطالعه آن دشوار به نظر می‌رسد،‌ اما خواندن آن باعث می‌شود ما در خودمان فضایی معنوی حس کنیم، ‌ضمن این که این فضای معنوی موید به تاییدات آکادمیک است. این پژوهشگر و استاد فلسفه و اخلاق بحث خود درباره این کتاب را تقطیع و نه تلخیص آن خواند، بدین معنا که نکاتی شاخص از آن را بیان می‌کند و گفت: بعضی از نکات کتاب فضایل ذهن جای بسط و تفصیل و تعمیق دارد و بعضی انتقادات نیز بدان وارد است،‌ اما فعلا مجال پرداختن به آن نیست.   حصر عقلی سه مکتب بزرگ اخلاقی:‌ وظیفه گرایی،‌ نتیجه گرایی و فضیلت گرایی ملکیان در ادامه به تمایز سه مکتب یا نظریه بزرگ در فلسفه اخلاق یعنی اصالت وظیفه،‌ اصالت نتیجه و اصالت فضیلت اشاره کرد و گفت: بر خلاف نظر مورخان فلسفه اخلاق به نظر من حصر مکاتب اخلاقی در این سه،‌ حصر عقلی است و مکتب چهارم یا پنجمی متصور نیست. زیرا وقتی می‌خواهیم درباره یک فعل داوری کنیم،‌ این داوری یا درباره خود آن فعل است،‌ یا درباره معلول‌های آن در جهان هستی و یا درباره علت یا علت‌های آن فعل است. اگر این داوری صرفا راجع به خود آن عمل یا فعل باشد،‌ رویکرد وظیفه نگرانه مثل کانت است و اگر داوری درباره آثار و نتایج آن باشد،‌ رویکرد ما پیامدگرایانه یا قائل به اصالت نتیجه است که از بزرگترین قائلان به آن می‌توان به جیمزمیل و جان استوارت میل و جرمی بنتام اشاره کرد و اگر هم داوری اخلاقی یک فعل به علت یا علت‌های تحقق آن فعل اختصاص یابد،‌ رویکرد ما فضیلت گرایانه است. رویکرد چهارمی به لحاظ عقلی متصور نیست. این استاد اخلاق تاکید کرد: اگر رویکرد اخلاقی ما در داوری نسبت به پسندیدگی و ناپسندی یک فعل ناظر به خود فعل باشد(رویکرد وظیفه گرا) یعنی درستی و نادرستی فعل مد نظر است،‌ اما اگر داوری راجع به یک فعل به اعتبار آثار و نتایج باشد،‌ آنگاه مفهوم اصلی خوبی یا بدی فعل است و اگر رویکرد ما در داوری نسبت به یک فعل فضیلت گرایانه باشد،‌ یعنی شخصیت و منش کسی که کار را انجام داده مد نظر باشد،‌ آنگاه درستی و نادرستی فعل به اعتبار فضیلت و رذیلت فاعل آن در نظر گرفته می‌شود. بنابراین اختلاف این سه مکتب این است که وظیفه گرایی درستی و نادرستی را مادر بقیه مفاهیم اخلاقی می‌داند،‌ پیامدگرایی بر خوبی و بدی تاکید دارد و فضیلت گرایی،‌ فضیلت و رذیلت را مادر مفاهیم اخلاقی می‌داند.  این که شهودهای اخلاقی انسان ها هر سه مکتب بزرگ اخلاقی را در بادی نظر تایید می‌کند،‌ نکته بعدی بحث ملکیان بود و گفت: انسان ها شهودهایی دارند که دست کم در نظر اول هر سه مکتب را تایید می‌کنند، یعنی مثلا شهود ما می‌گوید درست است که انسان با دیگری چنان رفتار کند که خوش دارد دیگری با او چنان رفتار کند و این موافق وظیفه گرایی است. همچنان که تواضع در بادی نظر از نظر همه کار درستی است،‌ یعنی با نعمت‌هایی که در زندگی داریم،‌ چنان رفتار کنیم که گویی در زندگی دیگران است. از سوی دیگر شهودهایی مطابق پیامدگرایی داریم،‌ مثل بد بودن راستی که باعث جدال دو قوم و قبیله شود،‌ یا آن تعبیر حضرت عیسی(ع) که می‌گفت انسان را برای شنبه نیافریده‌اند،‌ بلکه شنبه را برای انسان آفریده‌اند. شهود مطابق فضیلت گرایی نیز داریم،‌ مثلا همه ما انتقاد یک انسان خیرخواه را اخلاقی می‌دانیم،‌ در حالی که نقد یک حسود یا رقیب را رذیلت می‌خوانیم و از کارش احساس رنجش می‌کنیم. به همین خاطر است که در نگاه نخست هیچ کدام از این مکاتب نمی‌توانند دیگران را از میدان بدر کنند و به همین جهت است که هر یک از انسان ها در زندگی روزمره بر اساس هر سه مکتب عمل می‌کنند.   اخلاق با حقوق متفاوت است ملکیان نکته سوم کتاب را استدلالات زگزبسکی به سود اخلاق فضیلت خواند و گفت:‌ البته باید در نظر داشت که این که در اخلاق فضیلت گفته می‌شود که آنچه از فرد فضیلت مند صادر می‌شود،‌ به لحاظ اخلاقی درست است،‌ را نباید با داوری حقوقی نسبت به یک فعل خلط کرد. یعنی چنین نیست که هیتلر و پل پوت و استالین و صدام با استناد به فضیلت گرایی بگویند نمی‌توان نسبت به عمل ما قضاوت کرد. زیرا اولا ویژگی‌هایی که باعث می‌شود فردی فضیلت‌مند اخلاقی یا رذیلت مند اخلاقی باشد،‌ مشخص و قابل رویت است و ثانیا در مقابل این جنایتکاران به نام حقوق می‌ایستیم. همه مکاتب حقوقی پیامدگرا هستند. یعنی اعتبار قانون صرفا به آثار و نتایج است و هر کس در برابر قانون بایستد،‌ متناسب با میزان تخلف از قانون کیفر می‌بیند. به عبارت دیگر کیفر و پاداش حقوقی ربطی به فضائل و رذائل درونی ندارد.  البته اگر فردی فضیلت گرا باشد باید بپذیرد که به صرف مجرم بودن حقوقی کسی نمی‌توان او را رذیلت مند اخلاقی خواند و او را نکوهش کرد،‌ همچنان که از منظر فضیلت گرا،‌ کسی کاملا مطابق قانون است، الزاما فضیلت مند نیست. بنابراین با اخلاق فضیلت حقوق تعطیل نمی‌شود و هر مستبد و جائر و توتالیتری متناسب با جنایتی که کرده به لحاظ قانونی باید کیفر ببیند. فقط تفاوت مکاتب اخلاقی در این بحث آن است که اگر اصالت نتیجه‌ای یا اصالت وظیفه ای باشیم،‌ چه بسا راحت تر بتوانیم نسبت به کسانی که کیفر حقوقی انجام می‌دهند،‌ قضاوت اخلاقی کنیم،‌ اما اگر طرفدار اصالت فضیلت باشیم، فرد را به لحاظ حقوقی کیفر می‌کنیم،‌ اما داوری اخلاقی تا حد فراوانی متوقف می شود یا ملاحظه کارانه و محتاطانه می‌شود.   داوری اخلاقی در همه ساحات وجود انسان این استاد فلسفه اخلاق با تاکید بر دفاع مستدلانه زگزبسکی از اخلاق فضیلت گفت:‌ زگزبسکی هم از سویی به نقد وظیفه گرایی و پیامدگرایی می‌پردازد و هم از سوی دیگر استدلالاتی به نفع فضیلت گرایی دارد. این یکی از قوی ترین بخش‌های این کتاب است. اما بحث مهم دیگر این است که داوری اخلاقی ما با هر یک از مکاتب اخلاقی فوق به خصوص فضیلت گرایی،‌ به همه پنج ساحت وجود انسان ارتباط می‌یابد. هر انسان سه ساحت درونی یعنی اول باورها،‌ دوم احساسات و عواطف و هیجانات و سوم خواسته ها و دو ساحت بیرونی یعنی اول گفتار و دوم رفتار دارد. فیلسوفان اخلاق اجماع دارند که راجع به گفتار و کردار می‌توان داوری اخلاقی کرد اما فضیلت گرایان تاکید می‌کنند که راجع به ساحات درونی یعنی باورها و احساسات و خواسته‌ها نیز داوری اخلاقی کرد. خانم زگزبسکی هم به جهات دیگری و هم به جهت دیگری که یک فضیلت گرا است،‌ معتقد است هر 5 ساحت وجود انسان می‌تواند مشمول داوری اخلاقی باشد. اما چرا برخی فیلسوفان اخلاقی می‌گویند تنها می‌توان در زمینه رفتار و گفتار داوری اخلاقی کرد؟‌ ملکیان در پاسخ به این پرسش گفت:‌ علت آن است که تصور این اندیشمندان این است که تنها رفتار و گفتار انسان ارادی هستند و ساحات درونی انسان ارادی نیستند. در حالی که زگزبسکی در بحثی عمیق که من نظیرش را ندیده‌ام،‌ نشان می‌دهد که همه ساحات وجود انسان ارادی هستند، اگرچه اولا درجات ارادی بودنشان متفاوت است و ثانیا نوع ارادی بودنشان متفاوت است و هیچ کدام از این پنج ساحت تماما جبری و غیرارادی نیستند. یعنی انسان همان طور که گفتار و کردار کاملا جبری دارد(مثل کارهایی که انسان در خواب می‌کند) باورها و احساسات و خواسته‌های جبری نیز دارد،‌ اما باورها و احساسات و خواسته‌های ارادی نیز دارد و به همین خاطر می‌توان راجع به این ساحات درونی نیز داوری اخلاقی داشت. بنابراین به تعبیر روان شناسی از آنجا که گفتار و کردار را رویهمرفته رفتار می‌خوانند و ساحات درونی را ذهن،‌ پس به زبان روان شناسی می‌گوییم اخلاق هم راجع به رفتار(گفتار و کردار) و هم راجع به ذهن(سه ساحت درونی) می‌تواند داوری کند. البته داوری اخلاقی راجع به باورها به معنای داوری راجع به محتوای این باورها و گزاره‌ای که باور به آن تعلق دارد،‌ نیست بلکه اخلاقی بودن یا نبودن باور به فرایند به دست آوردن باورها ربط دارد. به عبارت دقیق‌تر داوری اخلاقی راجع به باورها به فرایند رسیدن به باور ناظر است نه به فراورده آن باور. یعنی در اخلاق باور فراورده‌های باور متعلق داوری نیست بلکه فرایند نیل به باور اهمیت دارد. یعنی فرایندهای باور آوری متعلق داوری اخلاق باور است.   معرفت شناسی همچون اخلاق ملکیان در ادامه به بحث از معرفت شناسی پرداخت و گفت:‌ زگزبسکی معتقد است، معرفت شناسی نیز شاکله ای مثل اخلاق دارد،‌ حال آن که در معرفت‌شناسی به جای عمل(که در اخلاق محل بحث است)،‌ علم محل بحث است. علوم بشری را به دو قسم علوم توصیفی و علوم توصیه‌ای یا علوم توصیفی-توصیه ای تقسیم کرد که می‌توان آن ها را به طور خلاصه علوم توصیفی(توصیف و تبیین و پیش بینی) و علوم هنجاری(علومی که هم توصیف و توصیه می‌کنند یا فقط توصیه می‌کنند) خواند. مثلا روان شناسی و جامعه‌شناسی و اقتصاد یعنی علوم تجربی انسانی و فیزیک و ریاضیات و  شیمی یعنی علوم پایه توصیفی هستند،‌ در حالی که علمی چون اخلاق توصیه‌ای است، یعنی نمی‌گوید انسان‌ها چه می‌کنند،‌ بلکه می‌گوید انسان‌ها چه باید بکنند و چه نباید بکنند. فقه و حقوق نیز چنین هستند،‌ علوم توصیه‌ای هستند. اما علمی چون منطق که موضوعش تفکر یا استدلال است، هم توصیفی و هم توصیه‌ای است. یعنی هم نشان می‌دهد که انسان‌ها چگونه تفکر یا استدلال می‌کنند و هم توصیه می‌کند که چگونه باید تفکر یا  استدلال کنند. به همین خاطر در منطق استدلال‌های صحیح و سقیم داریم و راجع به آن ها ارزش داوری می‌کنیم. وی خاطر نشان کرد:‌ عموما معرفت شناسان تا اوایل قرن بیستم معتقد بودند که معرفت شناسی علمی توصیفی است یعنی به این می پردازد که معرفت چیست. اما از اوایل قرن بیستم تفطن‌هایی ظاهر شد و کسانی گفتند که معرفت شناسی مثل منطق است،‌ یعنی علم توصیه‌ای است. منتها منطق نحوه تفکر یا استدلال را توصیه می‌کرد،‌ اما معرفت شناسی می‌گوید این چیزها را معرفت بدانید یا ندانید. کواین از فیلسوفان برجسته‌ای است که معتقد است معرفت شناسی فقط علم توصیفی است در حالی که لیندا زگزبسکی معتقد است که معرفت شناسی علمی توصیه‌ای است و بنابراین در آن می‌توان ارزش داوری کرد و به همین خاطر معرفت شناسی مثل اخلاق و حقوق است. ملکیان گفت:‌ نکته مهم بحث اما این است که ارزش داوری‌هایی که در معرفت شناسی رخ می‌دهد،‌ بسیار شبیه ارزش داوری‌های اخلاق است. یعنی گروهی مثل وظیفه گرایان وقتی می خواهند راجع به معرفت داوری کنند،‌ به خود باور نگاه می‌کنند،‌ مثل وظیفه گرایان که در اخلاق برای ارزش داوری درباره فعل به خود فعل می‌نگریستند. گروهی نیز مثل نتیجه گرایان برای ارزش داوری راجع به باور، به آثار و نتایج مترتب به آن باور تاکید دارند،‌ یعنی مثلا در داوری راجع به شهود یا احساس یا گواهی(testimony) به نتایجی که از این‌ها به دست می آید،‌ تاکید می‌کنند. اما دسته سومی در معرفت شناسان هستند که می‌گویند برای ارزش داوری‌های معرفت شناختی درباره باورها نه می‌توان به خود باور چشم دوخت و نه به آثار و نتایج فرایند باوری بلکه باید به این نگریست که چه کسی این باور را پیدا کرده است. این رویکرد به معرفت شناسی مثل فضیلت گرایی در اخلاق است و لیندا زگزبسکی در معرفت شناسی،‌ فضیلت انگار است، یعنی می‌گوید برای این که به باوری عنوان معرفت را داد، باید دید که باور چه کسی است. در اخلاق فضیلت می‌گفتیم فاعل چه ویژگی‌ها و منش و شخصیتی دارد و این جا می‌گوییم باورمند چه ویژگی‌ها و منش و شخصیتی دارد.   تفاوت فضیلت گرایی معرفت شناختی با اخلاق باور این استاد فلسفه در ادامه تاکید کرد:‌ همچنان که در اخلاق ویژگی‌هایی را که فرد فضیلت مند به آن‌ها متصف بود،‌ فضائل اخلاقی می‌خواندیم،‌ در معرفت شناسی نیز می‌توانیم قائل به وجود فضائل ذهنی شویم. یعنی فضائلی که وقتی فرد باورمند به آن‌ها متصف شود،‌ باور او به درجه معرفت می‌رسد. برخی از این فضائل ذهنی عبارتند از سعه صدر داشتن،‌ استدلال گرا بودن،‌ تعصب نداشتن، جزم و جمود نداشتن، آرزو اندیش نبودن،‌ گشودگی فکری داشتن، دقت نظر داشتن و ... طبق احصایی کرده‌ام، می توان 51 فضیلت ذهنی را برشمرد. سخن زگزبسکی این است که اگر کسی اگر این فضائل ذهنی را داشته باشد، سخنی که می‌گوید، از نظر معرفت شناسی قابل اعتماد است. البته باید تاکید کرد که فضیلت مندی ذهنی با اخلاق باور متفاوت است. اخلاق باور که از نزاعی میان ویلیام جیمز و کلیفورد ریاضیدان و منطقی بر آمد، ناظر به داوری اخلاقی راجع به باورها از حیث فرایند به باور رسیدن بود و از این حیث شاخه‌ای از اخلاق است، در حالی که بحث فضیلت ذهنی به خود باور کار دارد و شاخه ای از معرفت شناسی است،‌ زیرا می‌گوید باور فرد به لحاظ معرفت شناختی پذیرفته است، اگر در فرد فضائلی ذهنی متحقق باشد. به عبارت دیگر اخلاق باور به فرایند کار دارد و معرفت شناسی فضیلت به فراورده کار دارد. همچنین لازم به تاکید است که اخلاق باور به عنوان یکی از پنج شاخه اخلاق که به باورها می‌پردازد را نباید با فضائل ذهنی خلط کرد. در حالی که فضائل ذهنی باور فرد را معتبر می‌کند. ملکیان گفت:‌ بر این اساس زگزبسکی معتقد است که همچنان که از میان مکاتب اخلاقی،‌ اخلاق فضیلت نگر قابل دفاع است، در معرفت شناسی نیز نباید به خود باورها و یا نتایج آن ها نگریست، بلکه باید به فرد باورمند نگریست. بنابراین تفاوت فضائل اخلاقی و فضائل ذهنی در این است که فضائل اخلاقی فضائل مقام عمل هستند، در حالی که فضائل ذهنی،‌ فضائل مقام نظر هستند. نکته دیگر این که برخی فضائل اخلاقی و فضائل ذهنی مشترک هستند. مثلا شجاعت هم فضیلت عملی و هم فضیلت ذهنی است. یعنی هم کسی که در میدان جنگ رشادت می‌کند، شجاع است و هم فردی که علی رغم تبلیغات رژیم حاکم بر کشور، حقیقت را کشف می‌کند زیرا این فرد هم خود را در خطر قرار می‌اندازد. یعنی برای نیل به حقیقت شجاعت ذهنی لازم است. البته برخی فضائل فقط اخلاقی و برخی فقط ذهنی نیستند. وی گفت:‌ وقتی زگزبسکی در اخلاق می‌خواهد از فضیلت گرایی در برابر نتیجه‌گرایی و وظیفه گرایی دفاع کند، برخی واقعیت ها را به رخ نتیجه گرایان و وظیفه گرایان می‌کشد و می‌گوید شما نمی توانید راجع به آن‌ها حرف بزنید. مثلا می گوید که وظیفه گرایان و نتیجه گرایان نمی‌توانند راجع به عشق و دوستی حرف بزنند،‌ زیرا عشق و دوستی و خویشاوندی طبق تلقی نتیجه گرایان و وظیفه گرایان ضابطه اخلاقی بر نمی‌تابد،‌ در حالی که طبق تلقی فضیلت گرایان می‌توان راجع به عشق و دوستی و خویشاوندی نیز داوری اخلاقی داشت. البته به نظر من خویشاوندی قابل اندراج در دوستی است،‌ در حالی که برخی قائل به تمایز آن‌ها هستند.   علم متفاوت از حکمت و فهم وی سپس به سه موضوعی اشاره کرد که از دید زگزبسکی طرفداران وظیفه گرایی و نتیجه گرایی نمی‌توانند آن‌ها را توجیه کنند،‌ نخست حکمت و دوم معرفت:‌ ما انسان‌ها معتقدیم که علم و فهم و حکمت سه ارزش متفاوت هستند. بسیار اتفاق می‌افتد که کسی بسیار عالم است،‌ اما حکمت ندارد. یعنی بسیارند کسانی که به لحاظ معرفت سطح پایینی دارند،‌ اما حکمت دارند،‌ یعنی زندگی شان را بهتر از یک «فول پروفسور» دانشگاهی اداره می‌کنند،‌ زیرا هم خوش تر هستند،‌ هم خوب‌ترند و هم مردم آن‌ها را بیشتر دوست دارند و هم از زندگی لذت بیشتری می برند. کسی که حکمت ندارد، از داده‌های(data) فراوان نمی‌تواند استفاده کند. روی هم انباشتن داده‌ها حتی اگر جنبه معرفت یابد،‌ به حکمت نمی‌انجامد. حکمت یعنی انسان بتواند از مجموعه داده‌ها برای یک زندگی خوب و خوش استفاده کند. زگزبسکی معتقد است که کسانی در معرفت شناسی دیدگاه‌های مشابه نتیجه گرایان و وظیفه گرایان دارند،‌ نمی‌توانند ارزش حکمت را نشان دهند. ضمن آن که از دید او در معرفت شناسی فضیلت‌گرا به معنای فهم نیز پی می بریم و فهم نیز متفاوت از حکمت و علم است. فهم یعنی از سطح به عمق رسوخ کردن. بسیار می شود که آدم‌ها در فهم متون مقدس یا در فهم متون فلسفی در سطح می‌مانند. پیامبر(ص) می‌فرماید که از تیزهوشی‌های دم بریده برای آدمیان می‌ترسد،‌ یعنی دانشی که به عمق رسوخ نمی‌کند. زگزبسکی معتقد است که آدم در عالم ذهن باید سه خصلت مهم داشته باشد:‌ علم، فهم و حکمت. اگر به معرفت شناسی رویکرد فضیلت گرایانه داشته باشیم، هر سه این‌ها قابل تبیین هستیم،‌ اما در رویکردهای دیگر ممکن است علم قابل تبیین باشد، اما فهم و حکمت قابل تبیین نیستند. این استاد فلسفه و اخلاق در پایان به تقدیر از ترجمه کتاب پرداخت و گفت:‌ واقعا این ترجمه بسیار دقیق است. من البته آثار ترجمه شده دیگر آقای خداپرست را نیز  خوانده ام و آن‌ها نیز دقیق است. اما این ترجمه بسیار دل انگیز،‌ دقیق و با وحدت رویه ای چشمگیر است.   امیرحسین خداپرست: برای باورهایمان ارزش قائل باشیم امیرحسین خداپرست،‌ مترجم کتاب و عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بحث خود را با اشاره به گرایش نوپدید فضیلت گرایی معرفت شناسی آغاز کرد و گفت:‌ ایده اصلی این معرفت شناسی فضیلت این است که به جای تاکید بر ویژگی‌های باور بر ویژگی‌ها و منش و عادات فکری باورنده تاکید کنیم. این ایده متضمن بحث از فضیلت‌ها و رذیلت‌های فکری است. برای توضیح معرفت شناسی فضیلت از دو دسته‌بندی استفاده می‌کنم. اول به تقسیم معرفت شناسی فضیلت به معرفت شناسی فضیلت اعتماد گرایانه و معرفت شناسی فضیلت مسئولیت باور اشاره می‌کنم. در این دسته بندی، دسته نخست مفهوم فضیلت فکری را به معنای قوا یا توانایی‌های شناختی ثابت و اعتمادپذیر انسان ها می گیرد. این معنا از فضیلت و رذیلت فکری فاقد معنا و دلالت اخلاقی است. کسانی مثل ارنست سوسا در این زمینه کار کرده‌اند. روایت دوم معرفت شناسی فضیلت مسئولیت باور است،‌ به این معنا که فضیلت‌های فکری خصلت های منشی فکری خوب هستند، اینجاست که با دلالت‌های مسئولیت باورانه راجع به مفهوم فضیلت و رذیلت فکری مواجه هستیم و در برخی روایت‌ها دلالت های اخلاقی مثل گشودگی ذهنی و شجاعت فکری و انصاف فکری و ... در زمینه فضیلت‌های فکری و در مقابل تعصب،‌ جزم و جمود، بزدلی فکری و تکبر معرفتی در زمینه رذایل فکری.   کتابی محل ارجاع و قابل اتکا خداپرست لیندا زگزبسکی را متعلق به دسته دوم از معرفت شناسان فضیلت خواند و گفت:‌ منتها باید تاکید کرد که او بر اخلاق فضیلت تاکید دارد. ایده او این است که معرفت شناسی را بر فلسفه اخلاق مبتنی کنیم و نظریه ای در معرفت شناسی متناظر با اخلاق فضیلت شکل دهیم. در دسته بندی دوم نیز معرفت شناسی فضیلت به دو دسته محافظه کارانه و رادیکال تقسیم می‌شود. روایت محافظ کارانه می گوید ما به مسائل سنتی معرفت شناسی می‌پردازیم مثل تعریف معرفت و پاسخ به معمای گتیه و روایت رادیکال می‌گوید اصلا به مسائل سنتی نمی خواهیم بپردازیم و می‌خواهیم به مسائل جدیدی مثل چیستی آرمان شناختی و الگوهای اجتماعی تقلید و تشبه فکری بپردازیم. لیندا زگزبسکی در این تقسیم بندی نیز متعلق به دسته اول تعلق دارد،‌ یعنی کماکان به مسائل کلاسیک و سنتی معرفت شناسی می‌پردازد. وی در پایان صحبتش اهمیت علمی کتاب فضایل ذهن را در این خواند که نظام مندترین و دقیق ترین کتاب در حوزه معرفت شناسی فضیلت است و گفت: به رغم 20 سال گذر از زمان انتشار این کتاب،‌ هنوز محل اتکا و ارجاع است. همچنین نقطه ای عطف است زیرا روایت مسئولیت باور را قوت می‌بخشد. همچنین هم در معرفت شناسی و هم در اخلاق قابل استفاده است. اما علاوه بر اهمیت علمی،‌ اهمیت شخصی نیزدارد. زیرا خواندن این کتاب می‌تواند در حیات اخلاقی و معرفتی خواننده ایجاد کند. این کتاب به ما می‌گوید همچنان که برای انتخاب لباس دقت زیادی به خرج می‌دهیم، باید برای باورهایمان نیز حساس باشیم. کتاب فضایل ذهن می‌گوید ما باید برای باورهایمان وقت و هزینه بگذاریم. بلکه از نظر اخلاقی الزامی و واجب است که چنین کنیم. ضمن آن که این ارزیابی‌های معرفتی ما بر خصلت‌های منشی و عادات فکری ما مثل گشودگی ذهن یا تعصب و جزم و جمود مبتنی است. همچنین کتاب به خاطر مثال‌های زیادش از حیطه ادبیات و سینما جذاب است.   بابک عباسی: پیوند میان معرفت و اخلاق بابک عباسی استاد فلسفه دین دانشگاه آزاد اسلامی بحث خود را با این پرسش آغاز کرد که چرا معرفت شناسی فضیلت به مفهوم زندگی خوب معطوف است و پیش از پرداختن به اصل بحث بر اهمیت ترجمه این کتاب و اهمیت نظریه معرفت شناسی فضیلت اشاره کرد و گفت:‌ انتشار ترجمه این کتاب در زبان فارسی بسیار مهم است،‌ زیرا این کتاب اولین کتاب کلاسیک در زمینه معرفت شناسی جدید است که به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است. ضمن آن که نظریه معرفت شناسی فضیلت نیز گام مهمی رو به جلو است و همچنان یک برنامه پژوهشی پیشرو است. اما از چه حیثی کار زگزبسکی پیشرفتی در معرفت‌شناسی محسوب می‌شود؟ کار مهم زگزبسکی این است که میان نظریۀ معرفت و نظریۀ اخلاق پیوند برقرار می‌کند و قلمرو اخلاق را به معرفت‌شناسی بسط می‌دهدو این دو را در چشم‌انداز واحدی قرار می‌دهد. اگر یکی از معیارهای رجحان و برتری یک نظریه و تبیین، سادگی باشد بر این اساس نظریه زگزبسکی در مقایسه با رقبا ساده‌تر است، ضمن آن که مدعی است مسائلی را توضیح می‌دهد که رقبا نمی‌توانند توضیح دهند.   زگزبسکی در مقابل کواین وی در ادامه گفت:‌ اگر بخواهیم نظریه زگزبسکی را در یک جمله خلاصه کنیم مدعای او این است که جستجوی معرفت امری است که در چارچوب اخلاق قرار می‌گیرد ومعرفت‌شناسی بخشی از فلسفۀ اخلاق است یا معرفت‌شناسی را باید به‌منزلۀ بخشی از فلسفۀ اخلاق بفهمیم.این نکته را باید بیشتر توضیح داد اما همینجا برای فهم بهتر سوگیری نظریۀ زگزبسکی خوب است به نظریه‌ای اشاره کنم که از جهتی درست نقطۀ مقابل نظریۀ اوست و آن معرفت‌شناسی طبیعی‌شدۀ کواین(naturalized epistemology) است. زیرا می گویند تعرف‌الاشیا به اضدادها. کواین موسس و مروج این ایده بود که معرفت‌شناسی باید دانشی توصیفی و بخشی از روان‌شناسی تجربی باشد. زگزبسکی بدون اینکه بخواهد رویکرد کواینی و دستاوردهایش را مردود و بی‌فایده اعلام کند، معتقد است نظریۀ کواین برای فهم درستِ معرفت کافی نیست و برای داشتن تصویر درست، باید حق جنبۀ هنجاری معرفت را ادا کرد، آن هم با رجوع به ایدۀ فضیلت.   شباهت و تفاوت زگزبسکی با کلیفورد عباسی در ادامه گفت:‌ وقتی از این سخن می‌گوییم که زگزبسکی معرفت و معرفت‌شناسی را ذیل اخلاق و فلسفۀ اخلاق می‌فهمد ممکن است مخاطب بلافاصله یاد مبحث اخلاق باور کلیفورد و مباحثۀ جیمز- کلیفورد بیفتد. زگزبسکی در عین تحسین کلیفورد، جانب جیمز را می‌گیرد. اما نقطۀ همدلی با کلیفورد کجاست؟ کلیفورد معتقد بود که همان‌گونه که بر اعمال و رفتار ما هنجارهایی حاکم است و مجاز نیستیم هرجور که دلمان خواست رفتار کنیم، در عرصۀ اندیشه و باورها نیز هنجارهایی حاکم است و مهمترینش این است که ما حق نداریم باوری داشته باشیم مگرآنکه برای باورمان شواهد و مدارک و بینه‌هایی داشته باشیم. اما همدلی زگزبسکی با کلیفورد اینجاست که نه فقط در اخلاق بلکه در کسب معرفت هم پای وجدان در میان است. یعنی نه فقط در عرصۀ عمل نیاز به اخلاق و وجدان و رفتار اخلاقی داریم بلکه در عرصۀ باور نیز نیاز به رفتار اخلاقی و رفتارهای ازسروجدان داریم. زگزبسکی علاوه بر این، از اخلاق گفتار هم سخن می‌گوید. به این ترتیب ما هم اخلاق باور را داریم هم اخلاق کردار هم اخلاق گفتار. او در بحث از اخلاق گفتار به پدیدۀ یاوه‌گویی و حرف مفت و کتاب مهم هری فرانکفورت دربارۀ حرف مفت می‌پردازد. وی در ادامه به جدایی زگزبسکی از کلیفورد اشاره کرد و گفت:‌ در بحث رابطۀ میان عواطف و احساسات با باور و معرفت زگزبسکی معتقد است که  عواطف مایۀ سرافکندگی عقل نیستند و به تبع جیمز نشان می‌دهد که ما در معرفت جویی نه به رغم عواطف بلکه به یمن عواطف است که صاحب معرفت می‌شویم یا پا در رکاب حقیقت‌جویی می‌گذاریم.مثلا عاطفۀ ستایش یا اشتیاق نیل به صدق یا پرهیز از کذب را مطرح می کند و معتقد است که خطای کلیفورد آنجا بود که فقط بر عاطفه و اشتیاق پرهیز از خطا اصالت می‌داد. مبادا باور کاذبی به میان باورهای من راه پیدا کند. در حالیکه این اشتیاق هم هست که مبادا حقیقتی باشد که من از کنارش بی‌اعتنا بگذرم. عباسی زگزبسکی را در اخلاق فضیلت‌گرا خواند و گفت:‌ او اخلاق را نه مانند مکتب پیامدگرایی بر حسب پیامدهای اعمال و نه مانند وظیفه‌گرایان، بر حسب وظایفی که در عمل داریم بلکه بر حسب منش و خصائل فرد تفسیر می‌کند و گام مهمی که  در معرفت‌شناسی برمی‌دارد این است که می گوید، همان چیزهایی که شخص را در اخلاق فضیلتمند می‌کند، در جستجوی معرفت نیز راه ما را باز می‌کند مثل باوجدان بودن، منصف بودن، عجول نبودن، شجاع بودن و الی آخر. نکته مهم بحث او این است که فضایل فکری و فضایل اخلاقی از هم جدا نیستند.   از معرفت شناسی فضیلت تا خوب زیستن عباسی در بخش دوم صحبت هایش به این پرسش پرداخت که چه نسبتی است میان معرفت‌شناسی فضیلت و خوب زیستن هست و گفت:‌ زگزبسکی چگونه معرفت‌شناسی را به خوب زیستن و زندگی خوب ربط می‌دهد؟ به نظر من سه یا چهار زمینه هست که می توان در آن ها دید که زگزبسکی از معرفت شناسی فضیلت به سمت خوب زیستن حرکت کرده است. اولاً تا همینجا مشخص شد که زگزبسکی  با بردن معرفت ذیل اخلاق، نقداً معرفت‌شناسی را به ارزش‌شناسی و از آنجا به زندگی خوب پیوند می دهد.  ساده‌ترین و سرراست‌ترین جواب به آن سؤال نیز همین است. زیرا این ربط درونی و نظام‌مند و سیستماتیک‌ معرفت‌شناسی فضیلت به ایدۀ زندگی خوب را نشان می دهد. ثانیا به گفتۀ زگزبسکی هم فعالیت شناختی و هم صورت‌های ظاهری‌تر رفتار به غایتی یکسان یعنی خیر نظر دارند. ثالثا مفهوم زندگی خوب پیوند دارد با مفهوم معرفت وفضیلت. به گفتۀ زگزبسکی بسیاری از فیلسوفان بزرگ بالاترین خیر و خوبی را امری فکری می‌دانسته‌اند. علاوه بر اینها، ما برای زندگی خوب که هدف همۀ انسانهاست، بلااستثنا، نیاز به معرفت و از همین رو نیاز به معرفت‌شناسی داریم. برای توضیح این نکته زگزبسکی موضوعِ «اهمیت دادن» را پیش می‌کشد.  اگر به چیزی اهمیت می‌دهیم باید به کسب باورهای صادق دربارۀ آن اهمیت بدهیم. وی در پایان گفت:‌اگر نظریه‌ای در معرفت‌شناسی بکوشد مفاهیمی مانند فهم و حکمت را در کنار معرفت بنشاند، با توجه به دلالت‌های ضمنی که مفاهیمی مانند حکمت و فهم برای زندگی خوب دارند، چشم‌انداز خوب زیستن در برابر ما پدیدار شده است. از نظر زگزبسکی فهم و حکمت دو حالت عالی معرفت‌اند که می‌توان در زندگی کسانی که خوب زیسته‌اند یافت. آنها که،به قول شاملو، ستایش‌انگیزند.           ]]> علوم‌انسانی Wed, 17 Jan 2018 18:18:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256815/بدون-حکمت-علم-نمی-توان-بهره-برد «آلیس در سرزمین عجایب» متعلق به کجای دنیاست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/256773/آلیس-سرزمین-عجایب-متعلق-کجای-دنیاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از نورترن اکو - ماجراهای «آلیس در سرزمین عجایب» نام کتابی است که لوئیس کارول، در سال 1865 میلادی نوشته است. این کتاب که برای کودکان نوشته شده، داستان خیالی سفر دختری به نام آلیس است که به دنبال خرگوش سفیدی به سوراخی در زمین می‌رود و در آنجا با ماجراهای عجیبی روبرو می‌شود. قصه نوشته شده کارول که بخش دوم آن با عنوان «آنسوی آینه» در سال 1872 میلادی منتشر شد، در طول یک قرن گذشته بارها تجدید چاپ شده و تاکنون یک دوجین فیلم با الهام از آن ساخته شده است. نکته جالب توجه این فیلم‌ها این است که هر کدام در مکان‌های متفاوتی اتفاق می‌افتند و هر چند همه بر کشور انگلستان تاکید دارند، ولی تاکنون منطقه مشخصی برای آن اعلام نشده بود. کریس لوید، روزنامه‌نگار و مورخ انگلیسی می‌گوید: « کارول در نوشتن این داستان از مناظر موجود در منطقه «تیسدیل» استفاده کرده است.» تیسدیل، نام دره‌ای در مرز کشور انگلستان و ولز است که قلعه تاریخی «برنارد» در آن واقع شده است. او با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده که مکان دقیق نوشته شدن داستان «آلیس در سرزمین عجایب» از این منطقه شروع شده است. قرار است لوید طی یک کنفرانس مطبوعاتی جزئیات و اسناد مربوط به این ادعا را اعلام کند. لوید می‌گوید طی تحقیقاتش درباره زندگی کارول در بین سال‌های 1843 تا 1850 میلادی، به این نتیجه رسیده است که داستان «آلیس در سرزمین عجایب» با الهام از مناظر موجود در منطقه تیسدیل نوشته شده است. این روزنامه‌نگار انگلیسی می گوید: «کارول اکثر شخصیت‌های داستان آلیس مثل کلاه‌دوز دیوانه، گربه چشایر و ... همگی را از داستان‌های محلی این منطقه الهام گرفته است.» کارول در زمان جوانی بارها برای گوشه‌گیری از دنیا و عبادت به قلعه برنارد می‌رفت و گفته می‌شود ظاهراً ایده نوشتن داستان در این قلعه به ذهن او خطور کرده است.  ]]> جهان‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 17:12:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/256773/آلیس-سرزمین-عجایب-متعلق-کجای-دنیاست نقدهایی به رمان‌های پلیسی یک کارگاه واقعی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256553/نقدهایی-رمان-های-پلیسی-یک-کارگاه-واقعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب- ساموئل دشیل همت نویسنده داستان‌های پلیسی، داستان کوتاه، نمایش‌نامه‌نویس و فعال سیاسی ۵۷ سال پیش درگذشت. یکی از معروف‌ترین رمان‌های او، «شاهین مالت» است که چندیدن بار سوژه اقتباس‌های سینمایی شده که البته آخرین مورد با بازی همفری بوگارت در نقش سم اسپید موفق‌ترین آنها بوده است. باهم نقدهای اولیه بر شاهین مالت را می‌خوانیم: یک مرد جوان دیگر از غرب سر بیرون آورده، این‌یکی با یک داستان پلیسی آمده تا به شرلوک هلمز، فیلو ونس، کریگ کندی و بقیه کارآگاه‌های کاغذی بپیوندد که شاید به اندازه ستاره‌های سینما طرفدار داشته باشند. این مرد جوان دشیل همت نام دارد و اهل سان‌فراسیسکو است. در فصلی پر از داستان‌های پلیسی، کتاب «شاهین مالت» همت که به تازگی منتشر شده، منتقدین و طرفداران داستان‌های پلیسی را تحت تاثیر قرار داده است. پیدا کردن دلیل آن چندان دشوار نیست. همت تا به الان تنها نویسنده داستان‌های پلیسی است که خودش واقعا کارآگاه بوده است. کتاب او یک داستان پلیسی استاندارد است که واقع‌بینانه نوشته شده است. او به مدت ۱۰ سال مامور موسسه پینکرتون در فیلادلفیا و سان‌فرانسیسکو بود. حضور او در جنگ جهانی اول باعث شد به بیماری سل مبتلا شود. دنبال کردن سارقان بانک و ساعات طولانی تحقیق و تجسس به سلامتش کمکی نکرد؛ برای همین چندین سال پیش او از کارآگاهی دست کشید تا بختش را در نوشتن داستان‌های پلیسی بیازماید که موفق هم بود. همت مردی بلند و باریک است که ظاهرش چندان متفاوت از شخصیت اصلی داستان یعنی سم اسپید نیست. او در ۱۸۹۴ میلادی در مریلند به دنیا آمد. پیش از آنکه کارآگاه شود در فیلادلفیا و بالتیمور کاغذ می‌فروخت، به عنوان کارمندی جوان در اداره تبلیغات کار می‌کرد، کارگر بارانداز بود و مدتی در راه‌آهن کار می‌کرد. در جواب اینکه چطور کارآگاه شد، خودش می‌گوید: «یک شرکت کارگزاری بورس اخراجم کرد. به این خاطر که به ندرت می‌توانستم از دو بار متوالی جمع زدن ستون اعداد، عدد تقریبی مشابهی به دست بیاورم. بعد از یک هفته یا بیشتر گشتن به دنبال کار به یک آگهی معمایی جواب دادم و اینطور شد که کارآگاه پینکرتون شدم.» مرد کوچکی که هر روز به میان گِل و خون و مرگ و فریب می‌رود تا به هدفی تاریک و تیره برسد، بدون آنکه چیزی او را به سمتش کشانده باشد جز اینکه استخدام شده که به آن برسد.»(گاری پیرس جونز، استار تریبون مینیاپولیس، ۱۶ مارس ۱۹۳۰)   «هرازگاهی داستانی می‌خوانید که معمای آن تا پایان داستان باقی می‌ماند. شاهین مالت یکی از این کتاب‌هاست، تا جایی که بعد از خواندن آن شخص هنوز در حیرت است که آیا قهرمان داستان قهرمان است یا یک تبه‌کار تمام عیار. این کتاب که توسط کارآگاه سابق یکی از معروف‌ترین دفاتر پلیسی دنیا نوشته شده، داستان ماجراجویی‌های سم اسپید، یک کارآگاه خصوصی است که بر لبه قانون عمل می‌کند و گاهی از آن نیز می‌گذرد. در شاهین مالت عبور از حدود قانون حتی از قتل هم بیشتر اتفاق می‌افتد و سم اسپید برای به دست آوردن چیزی که سه نفر به‌طور جداگانه به دنبال تصاحب آن هستند، همه را گول می‌زند. هیچ چیز او را از دستیابی به هدفش باز نمی‌دارد. قتل، بذر داستان را می‌پاشد، یک کشتی به طرز عجیبی می‌سوزد، به یک عالم آدم دارو خورانده می‌شود و اسپید به هدفش می‌رسد. این داستان یکی از آنهایی است که خواننده را تا صبح و تمام شدنش بیدار نگه می‌دارد.» (میامی نیوز، ۳۰ مارس ۱۹۳۰)   «در میان تعداد فراوان نویسندگان رمان‌های پلیسی، تعداد کمی هستند که می‌توانند از دشیل همت مجهزتر باشند؛ مردی که در یک دفتر پلیسی معروف کار کرده است. آثار جنگ بر او باعث شد از این کار دست بکشد و نوشتن را آغاز کند. شاهین مالت نشان می‌دهد که او کارش را پیدا کرده است. شاهین مالت بهترین کاری است که نویسنده خوش‌ذوق و بااستعادش انجام داده و بسیار بیشتر از یک داستان جالب است؛ این یک کمک واقعی به ادبیات است.» (لاندن آبزرور، ۳ آگوست ۱۹۳۰) ]]> جهان‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 17:00:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256553/نقدهایی-رمان-های-پلیسی-یک-کارگاه-واقعی نهاد علم استقلالی را که درخور آن است بیابد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256789/نهاد-علم-استقلالی-درخور-بیابد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حسین معصومی همدانی(پژوهشگر و مدرس دانشگاه و پیشکسوت علوم انسانی ایران)، مهدی مالمیر(مدرس دانشگاه، برگزیده سوم بخش بزرگسال، گروه «علوم اجتماعی و علوم ارتباطات)، امین شاهوردی(مدرس دانشگاه برگزیده سوم بخش جوان، گروه «فلسفه، کلام، اخلاق، ادیان و عرفان)،  حسین شجاعی(پژوهشگر و برگزیده سوم بخش جوان، گروه «فقه، اصول، علوم قرآنی و حدیث) و سید مرتضی هاشمی مدنی ( مدرس دانشگاه برگزیده اول بخش جوان، گروه «علوم اجتماعی و علوم ارتباطات) از جمله برگزیدگان و تقدیرشدگانی نهمین جشنواره بین المللی جشنواره فارابی هستند که در خطابه‌هایی جداگانه نگرانی‌های خود را نسبت به وضعیت علوم انسانی در دانشگاه‌ها با رئیس جمهوری در میان گذاشته‌اند. در ادامه این متن‌ها را می‌خوانید:   حسین معصومی همدانی: ​بزرگداشت خادمان علم پاسداشت مقام علم است افتخاری که نصیب من شده است در واقع تقدیر از علم و کسانی است که در راه آموزش و پژوهش و بسط آن می‌کوشند، بنا بر این حتی اگر در تشخیص مصداق هم خطا شده باشد نفس این عمل در خور قدردانی و سپاسگزاری است. با این حال، این گونه تقدیرها در صورتی مؤثر می‌افتد که به این مناسبت‌ها ختم نشود و به صورتی نهادی و سازمان‌یافته ادامه یابد. حسین معصومی همدانی بزرگداشت خادمان علم پاسداشت مقام علم است و مقام علم به‌واقع وقتی محترم شمرده می‌شود که نهاد علم استقلالی را که درخور آن است بیابد و اهل علم نه تنها تا آنجا که ممکن است از غم نان فارغ باشند بلکه از دخالت‌های گاه و بیگاه دیوانسالاران و مقررات و قوانین و تصمیم‌گیریهای مخلّ بیرونی در امان بمانند. من به عنوان کسی که به مقتضای تحصیلات و تخصص خود، پایی در حوزه علوم مهندسی و طبیعی و پایی در حوزه علوم انسانی دارد باید بگویم که متأسفّانه این گونه دخالت‌ها و تصمیم‌های نگران‌کننده در علوم انسانی بسیار بیشتر و چشمگیرتر از علوم دیگر است. بیم آن می‌رود که گسترش کمی و بی‌ حساب و کتاب تحصیلات تکمیلی در این حوزه و جذب بی ضابطۀ بسیاری از فارغ التحصیلان آن در مراکز آموزشی و پژوهشی به افت کیفیت، که نشانه‌های نگران‌کننده آن هم اکنون دیده می‌شود، بینجامد و نیز این پندار که علوم انسانی و اجتماعی دانش‌هایی خطرخیزند سبب شود که شاغلان این علوم نتوانند پژوهش‌های خود را با خاطر آسوده انجام دهند و نتایج آن را آزادانه در دسترس مقامات اجرایی کشور و عموم بگذارند، بلکه وقت خود را صرف این کنند که به اتهام‌هایی که به ایشان وارد می‌شود پاسخ دهند و دائم در صدد توجیه وجود و کار خود باشند و نتوانند حرف دل خود را، که جز به صلاح ملک و ملت نیست، به صراحت بزنند، و نیز اگر در جایی خطا کردند در فضایی آزاد پاسخ بشنوند. توجه جدی به استقلال دانشگاه، آزادی دانشگاهی، که مفهوم آن آزادی پژوهشگر در حوزه‌ای است که تحقیق می‌کند، به معنای بیرون آمدن پژوهشگر از حوزه نظارت اجتماعی نیست، بلکه به عکس سبب خواهد شد که هم پژوهشگران در بررسی مشکلات اجتماعی نقش خود را ایفا کنند و هم پژوهش‌های ایشان در معرض نقد و بررسی و نقض و ابرام پژوهشگران دیگر و کل جامعه قرار گیرد. مهدی مالمیر: علوم انسانی در جامعه امروز ما مظلوم است جناب رئیس جمهور، فرصت مغتنمی است نكته‌‌ای راجع به اوضاع و احوال كنونی علوم انسانی در دانشگاه‌ها و مراكز علمی داشته باشم. از آنجاییكه شخصِ شما دانش‌آموخته و پژوهشگر همین حوزه هستید بهتر می‌دانید تمامی جوامعی كه مسیر توسعه را با موفقیت پیموده‌اند نه صرفاً بر بستر علوم تجربی كه با مدد از علوم انسانی و اجتماعی به این مهم دست یافته‌اند و آنهایی هم كه از قافله توسعه عقب‌تر مانده‌ و یا در این راه كندتر بوده‌اند به میزان زیادی در نتیجه بی‌توجی و یا كم توجهی به علوم انسانی دچار این وضع شده‌اند. اگر چه آفت‌های زیادی در حال حاضر علوم انسانی كشور را تهدید می‌كند و سبب‌شناسی و ریشه‌شناسی آن بحث مطولی است كه در این مجال نمی‌گنجد لیكن در این فرصت محدود قصد دارم حداقل به موردی اشاره داشته باشم و از آنجا كه می‌دانم و امید دارم به راحتی و سریع می‌توان نسبت به حل آن اقدام نمود آن را با شما در میان بگذارم.  من فكر می‌كنم علوم انسانی در جامعه امروز ما مظلوم است، این را نه از سر برانگیختن حس ترحم كسی كه بر حسب ارزیابی واقعی از شرایط می‌گویم. علوم انسانی و اجتماعی در شرایط امروزین سیاستگذاریِ علم، نحیف گشته و آنچنان كه شایسته و بایسته است حتی در درون میدان علم و دانشگاه به نسبت رقیب قدرتمندترش یعنی علوم فنی و تجربی(فیزیكی) مورد توجه واقع نمی‌شود. حتی آنجایی هم كه قصد ورود و صحبت از سیاستگذاری در این حوزه می‌شود، در سایه علوم تجربی به حاشیه رانده می‌شود و در نظام ارزشیابی و ارزیابی با همان ابزار و متری كه برای علوم تجربی طراحی شده مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حال آنكه مبرهن است علی‌رغم شباهت علوم فنی و فیزیكی با علوم انسانی از حیث تعلق به علوم تجربی مدرن این دو از نظر ماهیت و موضوع تفاوت بنیادی دارند و به همین سبب علوم انسانی شاخه‌ای پیچیده‌تر و سخت‌تر به شمار می‌آید. این خلل در حال حاضر در سیستم جدید ارتقاء علمی در درون دانشگاه‌های كشور وجود دارد و سیطره روش‌های ارزیابی كمی آن هم از نوع خاصی كه بیشتر با علوم فیزیكی تناسب دارد نمایان‌ است و این مساله‌ای است كه حتی در بلندمدت به نفع علوم تجربی نمی‌باشد چه برسد به علوم انسانی كه با این وضع دچار خسران و نابودی می‌گردد. از اینرو درخواست دارم با توجه به حساسیتی كه حضرتعالی نسبت به این موضوع دارید دستور فرمایید با تجدید نظر در آیین‌نامه موجود ارتقاء اعضای هیات علمی چاره‌ای برای این مشكل اندیشیده شود و تا دیر نشده به جای این نظام ارزیابی صرفاً كمی‌گرا، پژوهش‌محورِ كم‌خاصیت، تجاری‌سازی شده و فن‌سالارانه به رشد كیفی و ماهوی علوم انسانی و برجسته كردن جایگاه آموزش در كنار پژوهش و فراهم آوردن زمینه و محیطی امن برای تحقیقات بنیادی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی توجه ویژه شود. امین شاهوردی: امکان پژوهش در حوزه زبان‌ها و فرهنگ‌های تأثیر گذار فراهم شود معمولاً وقتی زمان اندکی در اختیار کسی قرار می‌گیرد تا آنچه را دوست دارد، بیان کند، دیگر فرصتی برای مقدمه چینی یا رعایت برخی موازین باقی نمی‌ماند. محدودیت زمانی از یک سو باعث می‌شود تا شخص خواسته حقیقی خود را جلوی چشم آورد و از سوی دیگر ممکن است سبب گردد طرز بیان چنین امری، چندان که باید و شاید در چهارچوب‌های رایج نگنجد. بنابراین، امیدوارم با توجه به این مطلب، چند سطری را که می‌نویسم با دیده اغماض بنگرید. خوشبختانه با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور پویاتر شده‌اند و در حوزه‌های فرهنگی، فعالیت‌های بیشتری به چشم می‌خورد؛ اما در برخی زمینه‌ها همچنان کاستی‌های وجود دارد که نیازمند توجه ویژه هستند. یکی از این حوزه‌ها، حوزه زبان‌ها و فرهنگ‌های تأثیر گذار بر فرهنگ ایرانی-اسلامی است. توجه به این زبان‌ها و فرهنگ‌ها نه تنها  پایه و اساس هر گونه مطالعه اصیل در باب فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی است، بلکه سبب می‌شود تا بتوان تعاملات بهتری با جهان و دیگر کشورها داشت و برخی از کاستی‌هایی را که ناشی از یک سو نگری در مقالات و پژوهشهایی وطنی است، بر طرف کرد. اکنون بیش از یک سده از نخستین تلاش‌ها در زمینه فرهنگ و زبان یونانی می‌گذرد و علی رغم اینکه پیشینیان ما لزوم توجه به آن را در دروس دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی (در حدود 81-1280) در یافتند، اما همچنان متولی خاصی برای حمایت از پژوهش در زمینه زبان و فرهنگ یونانی و تأثیرات آن بر فرهنگ ایرانی، ترجمه‌های عربی در دوره نهضت ترجمه و غیره وجود ندارد.  هنگامی که رساله دانشگاهی خود را در دوره ارشد می‌نوشتم برای آنکه درک بهتری از برخی مباحثِ فلسفه و منطق دوره اسلامی داشته باشم و ریشه‌های آن‌ها را بهتر درک کنم، مجبور شدم تا زبان و فرهنگ یونانی باستان را بهتر بیاموزم، اما بی هیچ استادی و صرفاً با کمک دوستان خوبی که در این زمینه با آن‌ها آشنا شدم؛ دوستانی که در این چند سال با یکدیگر در این حوزه کار کردیم بدون آنکه از حمایت و پشتیبانی نهاد یا ارگانی بهره‌مند شویم. تقاضا دارم در صورت صلاحدید، با حمایت از مطالعه در چنین زمینه‌ای در هر قالبی، امکان ادامه پژوهش در چنین حوزه‌های را برای بنده و دیگر پژوهشگران علاقمند فراهم آورید.  حسین شجاعی: تعداد زیاد مقالات لزوماً منجر به جابجایی مرزهای دانش نمی‌شود  وضعیت علوم انسانی در جامعه ی امروز به همه ما گوشزد می‌نماید که بایستی فضایی باز را برای گفت و گو فراهم آوریم. این بایسته تنها به حاکمیت بر نمی‌گردد بلکه مربوط به فرهیختگان جامعه نیز می‌باشد. همانطور که حاکمیت جامعه لازم است با سعه صدر هر گفت و گویی را تحمل کند به همان سان فرهیختگان نیز بایستی تنور گفت و گو را داغ نمایند و با تشریک مساعی زمینه تولید دانش را فراهم آورند. دانش، نتیجه گفت‌وگوی مستمر اهالی دانش با هم است. وقتی اندیشمندان یک جامعه گفت‌وگویی با یکدیگر نداشته باشند نمی‌توان انتظار داشت که علمی نیز تولید شود. علت رکود و رخوت امروز علوم انسانی در جامعه ایران، بسته بودن باب گفت وگوست. توجه بیش از حد به مسایل صوری موجب شده تا ارزش گفت و گو فروکاسته شود. در کشور ما، امروز کمیت سهمی بسزا در ارتقاء علمی دانشجویان و اساتید را دارا می‌باشد و حال آنکه تعداد زیاد مقالات لزوماً منجر به تولید دانش و جابجایی مرزهای دانش نمی‌شود. امروزه با اینکه نظریات و آراء ارزشمندی درجامعه ما تولید می‌شود اما با تاسف بسیار این اندیشه‌ها مجالی برای گفت و گو نمی‌یابند و در محاق فرو می‌روند. این امر حاکی از معیوب بودن فرایندها و سیاست گذاری‌های غلط علمی است. برای حل این موضوع لازم است محملی برای شناسایی اندیشه‌های صائب و تلاش برای ورود آن‌ها به عرصه گفت و گو فراهم آورده شود. حاکمیت بایستی مسیر علم و شرایط ارتقاء را به سمتی هدایت کند که افراد از ارتباط‌های یک طرفه به روابطی چند جانبه هدایت شوند تا بدین نحو با ایجاد شرایط لازم برای گفت و گو، شاهد رشد و بالندگی علمی کشورمان باشیم. سید مرتضی هاشمی مدنی: کارکرد دانشگاه‌های علوم انسانی و اجتماعی به آموزش محدود شده بسیاری گفته‌اند که انسان‌ها منشأ بحران‌اند. امروز در میانه بحران محیط زیست و بحران گرم شدن زمین و بحران بی‌آبی و زلزله‌های مکرر وگسترش شبکه‌های تروریستی و فساد سیستماتیک اداری و بحران هویت و مشروعیت و ده‌ها بحران دیگر گرفتاریم. تمام این بحران‌ها انسان‌ساخته‌اند و نحوه زیست گذشتگان و مردمان امروز به آن‌ها دامن زده است. گفت‌وگوهای مردم در شبکه‌های اجتماعی و مباحثات نخبگان در دانشگاه‌ها و مناظرات سیاستمداران حول چیستی و تبعات بعضاً ترسناک این بحران‌ها شکل می‌گیرند. اما تصور می‌کنم هیچکدام از این بحران‌ها آنچنان که فکر می‌کنیم ترسناک نیستند. آنچه وحشتانگیز است فراموش کردن نیم دیگرِ جمله ابتدایی این متن است: انسان‌ها منشأ بحران‌اند و...بحران‌ها انسان‌سازاند. بحران بیش از آنکه غول و دیوی برای براندازی و از بین بردن ایل و تبار و دستاوردهایمان باشد، ندا و فریادیست که ما را فرامی‌خواند که قویتر و امیدوارتر شویم و با سازماندهی بیشتری در دل توفان حرکت کنیم. شاید ابن‌خلدون، از اولین کسانی باشد که مکانیسم اجتماعی قدرت‌یابی انسان در برابر بحران را صورتبندی نظری کرده است. او در کتابش شرح می‌دهد که چگونه از میان خرابه‌های شهرهای کهن تونس و مراکش رد می‌شد و از خود می‌پرسید که چطور این شهرهای عظیم و شگفت‌انگیز به ویرانه تبدیل شده‌اند؟ پاسخ او از این حیث که نه از موضع اخلاقی بلکه از موضعی کاملاً جامعه‌شناسانه بیان شده برای اندیشمندان امروزی نیز حایز اهمیت است. ابن خلدون استدلال کرد که آن انسان‌هایی که در برابر بحران‌های شدید به جای خودسازی به ناامیدی و تسلیم روی آوردند، باعث شکست شهر شدند. اما آن‌هایی که در جمع‌هایی کوچک، متشکل از جنگاورانِ آموزشدیده، مقاومت کرده‌اند، آن‌ها هستند که نجات می‌یابند و آینده را می‌سازند. تا زمانی که آن‌ها هم پراکنده شوند و به دنیای پسابحران و تجملات و آسودگی عادت کنند. آنگاه این جنگجویان قدیمی هستند که در برابر اولین بحران ناامیدانه تسلیم تقدیر خواهند شد.  یکی از نشانه‌هایی که ابن خلدون برای زندگی شهری و تجملاتی رو به زوال ترسیم کرده بود عطر درختان پرتقال تزیینی بود. تاریخدان معاصر، استیون دِیل، اخیراً کتاب مفصلی در مورد آراء ابن خلدون چاپ کرده با همین عنوان: «درختان پرتقال مراکش: ابن خلدون و علم انسان». دِیل شرح می‌دهد که ابن خلدون معتقد بود هرگاه در شهرها عطر این میوهی غیرخوراکی و تزیینی و بیاستفاده به مشام خورد، میتوان گفت که پایان و خرابی آن شهر نزدیک است. چون مردمی که در محاصرهی صحرا زندگی میکنند و هنوز آنچنان برای درختی بی‌مصرف هزینه میکنند، برداشتی از بحران‌های پیش رو و لزوم تمرکز بر بهرهوری ندارند.اما برعکس، بادیه‌نشینان که در عمق صحراهای شمال افریقا زندگی می‌کنند همان کسانی هستند که بحران‌های بیشمارروزمره و شرایط سخت زیست محیطی قدرتشان را دو چندان کرده است. در حالی که شهرنشینانی که به آسودگی و زندگی پیشبینی‌پذیرِ بوروکراتیک و تجملات عادت کرده‌اند در برابر اولین بحران و چالش خود را می‌بازند. راه چاره را نمی‌دانند و خود را در برابر تقدیر تسلیم می‌بینند. در مقابل، بادیه نشینانی که ابن خلدون تصویر می کند از کودکی یادگرفته‌اند که وقتی توفان شن می‌آید چگونه باید از خود محافظت کرد. وقتی که آبی برای نوشیدن نیست، چگونه باید زنده ماند. وقتی که در دل صحرا گم شده‌اند، چگونه می‌توان با استفاده از نشانه‌های طبیعی (مانند ستاره‌ها) راه را یافت. صحرا کمپ روزمره تمرین بادیه‌نشینان بوده است. در حالی که تجملات لذیذ شهری، قربانگاه شهرنشینانِ آسوده‌طلب است.  جناب آقای رئیس جمهور؛ تصور من این است که بحران‌های بیشمار ایرانِ امروز فرصتی برای ما ایرانیان فراهم می‌کنند که نه فقط در نحوهی مدیریت منابع و مصرفمان تجدیدنظر کنیم، که نحوهی چینش دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی علوم انسانی و اجتماعی را نیز عمیقاً متحول کنیم. علوم انسانی و اجتماعی در خط مقدمِ جدال ما با این بحران‌ها هستند. اما دانشگاه‌های علوم انسانی و اجتماعی هنوز آنچنان که باید با این بحران‌ها درگیر نشده و تحقیقات مرتبط به چند استاد و محقق پرکار و خلاق محدود شده‌اند. به دلیل نابسامانی در سیاستگذاری‌های آموزش عالی و تحقیقات در این حوزه است که ما شاهد همایش‌های بین‌المللی بی‌مورد با هزینه‌های گزاف و مؤسسات تحقیقاتی بی بازده با صدها کارمند هستیم، در حالی که بودجه‌های تحقیقاتی برای مطالعات ضروری اجتماعی به صورت قطره‌چکانی و با هزار زحمت به دست محققین می‎رسند. از سوی دیگر، ورود به دانشگاه ایرانی به عنوان محقق یا استاد به معنای پایان تحقیق و لزوم پذیرفتن ساعات متعدد تدریس است. کارکرد دانشگاه‌های علوم انسانی و اجتماعی به آموزش محدود شده و اگر هم تحقیقی هست، یا بنابر اخلاق و خلاقیت فردیست و یا به دلیل لزوم چاپ مقاله و کتاب برای ترفیع شغلی. دانشگاه‌های علوم انسانی و اجتماعی اساتید جوان و خلاق و پویا را استخدام می‌کنند و آن‌ها را به کارمندانی افسرده و بی‌خلاقیت و بدون جرأت تفکر تبدیل می‌کنند. این مجموعه عظیم کارمندی که به تعبیر ابن خلدون مست بوی پرتقال تزیینی ست توان رویارویی با بحران‌های عظیم پیش روی را ندارد. برای همین شاید اگر ابن خلدون در میان ما بود می‌گفت که  مهمترین سوال پیش روی علوم انسانی و اجتماعی ایران امروز این است که چطور بادیه‌نشینان محقق را تربیت کنیم که از توفان نهراسند و در دل صحرا به مصاف بحرانها بروند؟ چه چینش سازمانی توانایی تربیت بادیه‌نشینان علوم انسانی و اجتماعی را دارد که جسارت خیره شدن در چشمان توفان را دارند؟ چطور می‌توان ذهنیت کارمندی را از دانشگاه‌ها زدود و جرأت سوال کردن به محققان داد؟چگونه می توان به روحیه پیشرو بودن در علوم انسانی و اجتماعی قوت بخشید؟ چگونه می‌توان کاری کرد که علوم انسانی و اجتماعی در سیاستگذاری کلان فرهنگی و آموزشی و فناوری مشارکت فعال داشته باشد؟  پاسخ به این پرسش مفصل‌تر از آن است که در این متن بگنجد. اما آنگونه که من می‌فهمم نیاز به مرکز جدید تحقیقاتی مردم‌نهادی داریم که فارغ از وظایف تدریس، تعداد محدودی از برترین نخبگان جوان علوم انسانی و اجتماعی را برای تحقیقات مرتبط با بحران‌های امروز به کار بگیرد. چنان مرکزی باید از نو تأسیس شود، چون مراکز متعدد تحقیقاتی موجود عمدتاً هر کدام وابسته به دولت و نهادها و افراد ذینفوذی هستند که اولویت‌های تحقیقاتی را خود در معادلاتی پیچیده تعیین می‌کنند که لزوماً مرتبط با نیازهای جامعه نیستند.دیگر اینکه چنان مرکزی باید مردم‌نهاد باشد و از بودجه خیریه ایرانیان داخل و مخصوصاً خارج‌نشین بهره ببرد، زیرا اگر دولت هم توانایی حمایت مالی داشته باشد، بوروکراسی مفصل و با بهره‌وری حداقلی، چابکی لازم را از محققان مذکور میگیرد.جالب است که بدانیم که همین ایده بود که در پسِ تأسیس مرکز مطالعات پیشرفتهی پرینستون در امریکا بود. این مرکز به عنوان نهادی پیشرو در برابر بحران جنگ‌های جهانی و جنگ سرد سعی در جذب کمک‌های خیریه و حمایت از برجسته‌ترین نخبگان داشت تابحران را به فرصت پیشرفت دانش تبدیل کند. مراکز مطالعات پیشرفته اروپایی و آسیاییِ معاصر الگویی شناخته شده برای حمایت از محققین پیشرو و جسوری هستند که می‌خواهند فرای مرزهای علم موجود بروند و از پرسش باکی ندارند.  تأسیس مرکز مطالعات پیشرفته ایرانی شاید اولین و مهمترین گام سازمانی برای تحول در علوم انسانی و اجتماعی موجود در ایران باشد. این مرکز محل رشد محققان پیشرو و جوان و خلاقی خواهد بود که تن به زندگی کارمندی نمیدهند و میتوانند جسورانه چشم در چشم بحرانها به قدرتمند شدن ایران بیاندیشند. در این مسیر حمایت تقنینی و ستادیدولت و بنیاد ملی نخبگان می‌تواند اولین گام باشد.    ]]> علوم‌انسانی Wed, 17 Jan 2018 16:47:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256789/نهاد-علم-استقلالی-درخور-بیابد جشن امضای رمان «قدیسه پالتوپوش» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256785/جشن-امضای-رمان-قدیسه-پالتوپوش-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آيين رونمايی از چاپ دوم و نقد و بررسی رمان «قديسه پالتوپوش» اثر صباح‌الدين علی نويسنده شهير ترک با حضور مترجمان كتاب در نشر چشمه برگزار می‌شود. اين رمان در سال‌های اخير جزو پرفروش‌ترين رمان‌های تركيه بوده است و به همت انتشارات فروزش و با ترجمه دكتر حسن اكبری‌بيرق و زينب عبدی‌گلزار در طول چندماه به چاپ دوم رسيده است. صباح‌الدین علی، رمان کوتاه‌نویس، داستان‌سرا، نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار اهل ترکیه بود. صباح‌الدین علی دو روزنامه را تأسیس کرد که هر دو به محض انتشار تعطیل شدند. هفته نامه طنز و پرطرفدار او به اسم مارکو پاشا که صاحب و سردبیرش خود او بود، به خاطر دیدگاه‌های سیاسی‌اش هدف سانسور حکومت بود. او دو بار به خاطر نوشته‌هایش زندانی شد. صباح الدین علی در سال ۱۹۴۸ هنگام تلاش برای فرار از چنگ مأموران دولت ترکیه در مرز بلغارستان به ضرب گلوله مأموران نهادهای امنیتی کشته شد. اما آثارش به حیات خود ادامه دادند، به خصوص رمان کوتاهش به نام «مادونا با پالتوی پوست» که در بسیاری از کشورهای بلوک شرق آن زمان به چاپ رسید و حتی امروزه در بلغارستان بخشی از متون کتاب‌های دبیرستانی است. اين نشست از ساعت 17 روز پنجشنبه (28 دی‌ماه) در محل نشر چشمه واقع در خيابان كريمخان برگزار خواهد شد. ]]> ادبیات Wed, 17 Jan 2018 14:28:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256785/جشن-امضای-رمان-قدیسه-پالتوپوش-برگزار-می-شود معرفی وبررسی «مجموعه مقالات خلیل ملکی» http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256805/1/معرفی-وبررسی-مجموعه-مقالات-خلیل-ملکی ]]> چندرسانه‌ای Wed, 17 Jan 2018 14:18:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256805/1/معرفی-وبررسی-مجموعه-مقالات-خلیل-ملکی ​مجموعه داستان سیروس همتی نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256799/مجموعه-داستان-سیروس-همتی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان «ننه کاراته» اثر سیروس همتی از ساعت 17 روز جمعه (28 ‌دی‌ماه) در سالن استاد امیرخانی خانه هنرمندان تقد و بررسی خواهد شد.   در این برنامه نویسنده اثر و منتقدین، قاسمعلی فراست و علی سلیمانی حضور خواهند داشت و ورود برای همه آزاد است.   سیروس همتی بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر که در سال‌های اخیر بیش از هر چیز او را در صحنه تئاتر و تلویزیون دیده‌ایم، در تازه‌ترین اثر خود، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاهش را با عنوان «ننه کاراته» منتشر کرده است. این مجموعه شامل هشت داستان کوتاه از اوست که همگی دارای تمی اجتماعی و خانوادگی است. داستان‌های همتی به طور عمده با عبارات و جملات بسیار کوتاه همراه شده است. عبارات و جملاتی که یادآور موقعیت‌های نگارشی در نمایشنامه‌ است که بدون شک بدون ارتباط با هنر او در این امر نیست. همتی در این داستان‌ها بدون حاشیه‌سازی یا بازی‌های زبانی رایج در داستا‌ن‌های کوتاه، مستقیم و از دل ماوقع به روایت دست می‌زند و شرحی از آنچه برای بیان داستانی برگزیده است انتخاب می‌کند.   داستان‌های کوتاه همتی در مجموعه «ننه کاراته» به شدت تصویری و قابل لمس هستند. شیوه حاکم بر روایت این داستان‌ها به شکلی است که مخاطب می‌تواند با وضوح بالا بخش‌های قابل توجهی از داستان را پیش چشم‌های خود مشاهده کرده و خود را به‌عنوان یکی از عناصر صحنه آن رویداد در معرض قضاوت درباره آنها قرار دهد.   از سیروس همتی پیش از این در مقام نمایشنامه‌نویس آثاری چون «سه سه»، «ریحانه» و «الهه» در انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.     علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند در زمان مشخص شده به خانه هنرمندان به نشانی تهران، خیابان ایرانشهر، پارک هنرمندان مراجعه کنند. ]]> ادبیات Wed, 17 Jan 2018 13:55:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256799/مجموعه-داستان-سیروس-همتی-نقد-بررسی-می-شود اولین آتش را در قلب‌ها نواب روشن کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256787/اولین-آتش-قلب-ها-نواب-روشن خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سید مجتبی میرلوحی (۱۳۰۳ تا ۲۷ دی ۱۳۳۴) معروف به نواب صفوی، بنیان‌گذار و رهبر تشکیلات بنیادگرای فدائیان اسلام بود. او که از نوجوانی و با دیدگاه خودش، دغدغه رهبری حرکت‌های اجتماعی را داشت.  او در عمر کوتاهش توانست کارهای زیادی در راستای نگاه مبارزه‌طلبانه‌اش انجام دهد. انجام مبارزات مسلحانه اسلامی، نوشتن کتاب و رهبری برخی حرکت‌های اجتماعی از آن جمله است. با مهدی قیصری که درباره او  کتابی تالیف کرده که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است، به مناسب سالروز تیرباران نواب صفوی به گفت‌و گویی نشسته‌ایم که در پی می‌آید. پدر نواب صفوی درسال 1314 به دنبال صدور قانون «لباس‌های متحدالشکل» لباس روحانیت را از تن درآورد وبه عنوان وکیل دعاوی دادگستری مشغول به خدمت شد. این اتفاق که در کودکی او افتاد، چه تاثیری در شکل‌گیری نگاه او داشت؟ دوران کودکی هر فرد، خاستگاه و طبقه اجتماعی خانواده و وقایعی که در جامعه و محیط اطراف رخ می‌دهد قاعدتا بر خلق خوی افراد و در شکل‌گیری فکری و رفتاری هر فرد، تاثیر به‌سزایی دارد. سید مجتبی، متولد 1303 هجری شمسی است. دقیقا در دوره‌ای که سلطنت قاجار در حال سقوط و کشور در حال تجربه سال‌های پس از رکود مشروطه خواهی و کودتای اسفند 1299 و برآمدن رضا خان است. دوران کودکی نواب مصادف با اقدامات تجددگرایی و ضد سنتی و مذهبی رضاخان است. پدر مجتبی نیز  روحانی بوده است که پس از اجرای سیاست لباس متحدالشکل  و تحدید روحانیون مجبور به کنار گذاشتن لباس شده است. از طرفی نواب در جنوبی‌ترین مناطق تهران یعنی خانی‌آباد رشد کرد که به لحاظ برخورداری از رفاه، جزو مناطق کم بهره و شاید بی بهره بود. از یک سو او شاهد فقر و نداری مردم بود و از سوی دیگر کودکی او مصادف با اجرای سیاست‌های پی در پی حکومت پهلوی برای اجرای مدرنیزاسیون و جولان روشنفکران متمایل به غرب بود. حتما زندانی شدن سه ساله پدرش به دلیل زدن سیلی بر صورت علی‌اکبرخان داور -وزیر عدلیه- و فوت او در سال 1314 در حالی‌که نواب در حدود 10 سال داشت بی تاثیر در شکل‌گیری شخصیت وی نبود.   دلیل شهرتش به نواب صفوی چه بود؟ در واقع نام خانوادگی وی«میرلوحی» است ولی به «نواب صفوی» مشهور بود.   او از سنین بسیار پایین، دغدغه رهبری اجتماعی را داشت. تظاهراتی که در سال 1319 در مدرسه صنعتی‌ها برضد کشف حجاب راه انداخت یا سخنرانی معروفش در 7 آذرسال 1321 برعلیه دولت قوام‌السلطنه که در 18 سالگی انجام داد، از آن جمله است. این ویژگی شخصیتی او را چگونه ارزیابی می‌کنید و چطور به چنین نقطه‌ای رسیده بود. چرا؟ هم چنان که اشاره شد او در دورانی بزرگ شد و نمو یافت که از یک سو جامعه به دلیل بی لیاقتی شاهان قاجار به شدت سقوط کرده بود و مشروطه هم که انتظار می‌رفت راه برون‌رفتی از این سقوط باشد، خود با شکست مواجه شد. ناامیدی و بن بست اجتماعی را می‌توان یکی از خصلت‌های آن روز جامعه ایران دانست. از سوی دیگر اقدامات رضاخان بود که با حمایت فکری و معنوی روشنفکران غرب زده باعث نارضایتی اقشار مذهبی و سنتی جامعه شده بود.سرکوب شدید و استبداد فکری در دوره رضاخان اگرچه نتوانست مانع قیام مردم علیه سیاست کشف حجاب شود اما از درون همین سخت گیری های اجتماعی، نحله های فکری جدیدی به وجود آمدند که برای اولین بار به فکر تاسیس حکومت بر اساس قوانین اسلام بودند. این فکر وقتی بیشتر نمود علنی پیدا کرد که رضاخان در سال 1320 تخت سلطنت را به محمدرضا داد و برای مدت حدود ده سال جامعه از سخت گیری‌های حکومت رهایی یافت. مثلا در همین دوره امام خمینی کتاب«کشف الاسرار» در سال 1323 را در جواب اسرار هزار ساله حکمی زاده نوشت و آرمان شهر خود را با عنوان حکومت اسلامی مطرح نموده و خواستار قیام علماء شد. مکاتب فکری دیگری هم بودند که با فرصت طلبی فراوان از این فضا استفاده کرده و با نشر آراء خود شروع به یارگیری کردند. از احمد کسروی گرفته تا حزب توده هر کدام برای رفع گرفتاری مردم ایران که اتفاقا گرفتار مصائب اشغال اجنبی در جنگ جهانی دوم هم شده بود، نسخه می‌پیچیدند. قسمتی از رفتارهای سیاسی نواب مختص خود اوست.اینکه توانایی راه انداختن جریان یا نهضت را داشت و می‌توانست کسانی را جذب خودش کند و یا با بیانی پرحرارت و آتشین سخن بگوید، ذاتی او بود و در این مسیر، تحولات و نارضایتی عامه مردم از حکومت به دلیل عدم تامین حداقل‌های معاش و امنیت در براه انداختن نهضت به او کمک می‌کرد.   پس از فرار از آبادان، زندگی‌اش در نجف و بصره چطور گذشت و این دوره چه تاثیری درتعلیمات او داشت؟ نواب ریشه بسیاری از مشکلات جامعه را در ناکارآمدی و بی لیاقتی مسئولان امر و از جمله دخالت بیگانگان می دانست. خصوصا او در برخورد با خارجی‌هایی که در ایران بودند و ملت ایران را تحقیر می‌کردند به شدت با غیرت و تعصب برخورد می‌کرد و یکی از همین برخوردها زمانی صورت گرفت که وی به عنوان کارمند شرکت نفت در آبادان مشغول به کار بود و در آنجا به چشم خود شاهد کتک خوردن یا تحقیر یک کارگر ایرانی توسط فردی انگلیسی بود. مشاجره وی به تجمع و شورش گارگران در شرکت و نهایتا دخالت پلیس منجر شد و نواب نهایتا شبانه از طریق بصره به نجف رفت و همین سفر غیر مترقبه وی، سرآغاز فصلی نو در حیات وی شد.در نجف، در محضر اساتید بزرگ آنجا علوم فقهی را فرا گرفت و در عین حال تحولات ایران را هم رصد می‌کرد. او از درس عالم بزرگی همچون علامه امینی صاحب الغدیر بهره گرفت.   تشکیلات فدائیان اسلام را برچه پایه فکری و با چه هدفی بنیان نهاد؟ تشکیلات فداییان اسلام در واقع اولین تشکل سازماندهی شده جریان مذهبی با هدف برپایی حکومت اسلامی از طریق قیام مسلحانه بود.اگرچه اسم این نهضت اسلامی با ترور همراه شده است، اما اساس کار آنها کار فرهنگی بود و هیچ کدام از ترورهای صورت گرفته توسط فداییان اسلام کور و بی هدف نبوده است. آنها همانند هر جریان فکری دیگری منشور یا اساسنامه فکری داشتند، نشریه «ندای ملت» و «منشور برادری» توسط آنها منتشر می‌شد و در آنجا مطالبات‌شان را از حکومت بیان می‌کردند. هدف اصلی آنها عمل حکومت به همه قوانین اسلام و نه بعضی از قواعد اسلامی بود. همانند همان آرمان شهری که حضرت امام خمینی در آرائ سیاسی خود به آن اندیشده بود.لکن در رسیدن به این هدف، فداییان اسلام دچار بی برنامه‌گی بود و اگرچه برخی اقدامات آنها از سوی مراجع نجف تایید شد و در داخل کشور نیز مورد استقبال قرار گرفت و در مقطعی اقدامات آنها باعث تغییر مسیر تاریخ به نفع ملت ایران شد-خصوصا نقش آنها در نهضت ملی شدن صنعت نفت- اما همین شتابزده عمل کردن نهایتا به عدم نتیجه دراز مدت منتهی شد و تفاوت آنها با نهضت امام خمینی در برپایی حکومت اسلامی در همین نکته اساسی است. امام خمینی در برپایی حکومت اسلامی، عمل فرهنگی که قاعدتا دیر بازده است را بر هر حرکت دیگری مقدم می دانست و نهایتا با رسوخ در اذهان مردم نهضت اسلامی را به پیروزی رساند.   احمد کسروی و منشی‌اش توسط فداییان اسلام ترور شدند ترورهژیر، رزم‌آرا، حسین اعلا واحمد کسروی را به فدائیان اسلام نسبت می‌‌‌دهند. دلیل انتخاب این افراد و مبارزه مسلحانه چه بود؟ اولین ترور فداییان اسلام، ترور «احمد کسروی» مورخ و نویسنده تاریخ مشروطه بود. مشکل فداییان اسلام با کسروی در آرای ضد دینی کسروی بود. کسروی از نسل روشنفکرانی بود که علاج درد مردم ایران را در پالایش بسیاری از مولفه‌های اسلام و مذهب تشیع می‌دانست. اگر چه در اینجا، جای طرح اقدامات وی نیست ولی چالش اساسی فداییان و چندین مورد برخود اولیه آنها با کسروی بر سر مباحث دینی بود و آن‌گونه که مشهور است مراجع نجف حکم به ارتداد کسروی دادند و کسروی ترور شد. ترورهای دیگر فداییان اسلام، بیشتر بار سیاسی داشت. مثلا «عبدالحسین هژیر» که وزیر دربار و قبل از نخست وزیر بود. به گونه‌ای در کشاکش بحث ملی شدن نفت، سعی در تقلب در انتخابات مجلس شانزدهم داشت تا نمایندگان مخالف ملی شدن صنعت نفت به مجلس راه یابند. ولی وقتی هژیر به دست سید حسین امامی، از فداییان اسلام، ترور شد، ورق برگشت و ساعد، نخست وزیر وقت، دستور ابطال آرا را صادر کرد. البته این ترور به قیمت جان «سید حسین امامی» تمام شد. برادر دیگر او سید محمد نیز از شیفتگان نواب بود که بعدها همراه وی تیرباران شد. ترور «سپهبد حاجی علی رزم‌آرا» مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین اقدامات فداییان اسلام بود که به دست استاد خلیل طهماسبی انجام شد. اگرچه بعدها در نحوه ترور و اینکه قاتل واقعی رزم آرا چه کسی بوده است، بحث های تاریخی زیادی شده است. رزم آرا و اکثریت مجلس شانزدهم، بر عدم ملی شدن نفت پافشاری می‌کردند. اما بعد از اینکه جریان ملی شدن صنعت نفت، متشکل از یاران دکتر مصدق در جبهه ملی و طرفداران آیت الله کاشانی در جناح مذهبی به بن بست سیاسی رسیدند، راه چاره را در برداشتن رزم‌آرا دانستند. طبق اسناد تاریخی، ترور رزم‌آرا با اطلاع این دو جریان صورت گرفته و آن‌ها به فداییان اسلام قول عمل به قوانین اسلام را داده بودند. رزم‌آرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ از میان برداشته شد و مجلس شانزده مقهور شد و در  ۲۴ اسفند ۱۳۲۹طرح ملی شدن صنعت نفت  و در 10 اردیبهشت ۱۳۳۰ قانون اجرای ملی شدن صنعت نفت و خلع ید کمپانی انگلیسی به تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی رسید و برای اولین‌بار، استعمار انگلیس در مقابل ملت ایران به زانو درآمد.مجلس شورای ملی در دوره هفدهم، در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۳۱ چنین تصویب کرد: «چون خیانت حاج‌علی رزم‌آرا بر ملت ایران ثابت گردیده، هرگاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار می‌گیرد و آزاد می‌شود. بدین صورت با مصوبه مجلس، طهماسبی در ۲۴ آبان ۱۳۳۱ از زندان آزاد شد. اینکه قاتل نخست وزیر با مصوبه مجلس از رندان آزاد شود سابقه تاریخی ندارد.»   تفاوت ترور و مبارزه مسلحانه اسلامی در چیست؟ ترور اقدامی کور و بی هدف است و صرفا برای گرفتن امتیاز یا به زانو درآوردن رقیب است و عملی مزموم  است. اما مبارزه مسلحانه در مقابل ظالمی که هیچ راهی جز این برای مردم نگذاشته در واقع از سنخ قیام علیه ظالم است با هدف ستاندن حق مظلوم.   گفته شده که در کتاب «راهنمای حقایق» الگوی مینیاتوری از حکومت اسلامی ترسیم شده و آن‌ را سلف نظریه جمهوری اسلامی می‌دانند. درباره نگاه او، منابعش و رویکردش به این ماجرا توضیح دهید. کتاب «راهنمای حقایق» در واقع، راهبرد فداییان اسلام برای حکوت ایده‌ال آن‌ها است. نمی‌توان آن‌ را الگوی مینیاتوری از حکومت اسلامی دانست. اگرچه کلیات آن مشابه است. آنها جامعه اسلامی را بسیار ساده‌تر از آنچه امروز داریم، می‌دیدند و برای هر کدام از نهادهای جامعه، برنامه‌ای طراحی کرده بودند. اما آنچه در عمل واقع می‌شود به تناسب، بسیار پیچیده‌تر از روی کاغذ است. منبع الهام آن‌ها از صدر اسلام و حکومت ائمه سرچشمه می‌گیرد و خواستار اجرای دقیق احکام اسلام در همه شئونات جامعه هستند. دقیق معلوم نیست که رهبر این جامعه، چگونه انتخاب شود یا مردم چه نقشی در جامعه دارند. برنامه آن‌ها کلی است. طبیعی هم هست که آن‌ها پیچیدگی‌های خاص جامعه را ساده می‌دیدند. امروز هم که نمود عینی حکومت اسلامی در ایران عملی شده است، سال‌ها کار تئوریک از 1323 که امام در کتاب «کشف الاسرار» طرح موضوع می کنند تا طرح ولایت فقیه در مسجد شیخ انصاری در دوران تبعید در نجف، در سال 1348 تا تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است.   علت دستگیری و اعدام او چه بود؟ سال‌های پس از کودتای 28 مرداد 1332، سال‌های خوبی برای جریان‌های سیاسی مخالف حکومت نبود. همه جریان‌های سیاسی، به شدت سرکوب شدند. از جمله فداییان اسلام که بعد از کودتا هنوز فعالیت می‌کردند. با ترور «حسین اعلا»، نخست وزیر، که به تهدیدهای فداییان اسلام برای عدم شرکت در اجلاس پیمان بغداد وقعی ننهاد، سرنوشت فداییان اسلام نیز تعیین شد. فداییان اسلام از مخالفان جدی پیوستن ایران به پیمان بغداد (سنتو) بودند چرا که بر اساس آن استقلال ایران به عنوان کشوری اسلامی، مستقل از شرق و غرب خدشه وارد می شد و  ایران در زمره کشورهای بلوک غرب قرار می گرفت. هدف این پیمان، ایجاد کمربندی دفاعی و امنیتی بر ضد توسعه‌طلبی‌های اتحاد جماهیر شوروی و سرانجام حفاظت از ذخایر نفت و گاز منطقه‌ خلیج فارس و جلوگیری از گسترش اندیشه کمونیسم در میان کشورهای نفت‌خیز منطقه بود. علا ۲۵ آبان ۱۳۳۴ ترور شد ولی جان به در برد و با صورتی باند پیچی شده در پیمان بغداد حضور یافت و ایران رسما عضو سنتو شد. پیمانی که ایران نهایتا پس از پیروزی انقلاب اسلامی از آن خارج شد. به دنبال این ترور، فداییان اسلام که مشهور به اقدامات انقلابی بودند، تحت پیگرد قرار گرفتند و در این دوره اگرچه مورد حمایت بزرگانی همچون آیت الله سیدمحمد طالقانی قرار گرفته و مدتی در منزل وی مخفی شده بودند، اما نهایتا دستگیر و به حکم دادگاه نظامی به مرگ محکم شدند. مشهور است که حضرت امام خمینی برای نجات جان نواب صفوی از آیت‌الله بروجردی خواست اقدامی بکند ولی عدم تحرک مناسب حوزه، منجر به تیرباران  نواب صفوی و یارانش در سحرگاه 27 دی 1334 شد. ولی آرمان آنها برای تاسیس حکومت اسلامی کماکان زنده بود و اقدامات انقلابی و خلوص نیت‌شان الگویی برای قیام‌های مسلحانه با مرام اسلامی در سال‌های بعد شد. و به قول رهبر انقلاب اسلامی «اولین آتش را در قلب‌ها نواب روشن کرد.» ]]> علوم‌انسانی Wed, 17 Jan 2018 13:50:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256787/اولین-آتش-قلب-ها-نواب-روشن نشست نقد و بررسی کتاب فضایل ذهن http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256798/1/نشست-نقد-بررسی-کتاب-فضایل-ذهن ]]> چندرسانه‌ای Wed, 17 Jan 2018 13:16:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/256798/1/نشست-نقد-بررسی-کتاب-فضایل-ذهن نامزدهای بخش ویژه جایزه شعر خبرنگاران معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256797/نامزدهای-بخش-ویژه-جایزه-شعر-خبرنگاران-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نامزدهای بخش ویژه شاعران بدون کتاب (شاعران فارسی‌زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان که تا کنون در ایران مجموعه شعر منتشر نکرده‌اند یا زیر چاپ ندارند اما به‌اندازه‌ یک مجموعه، شعر دارند) از میان مجموعه‌های دریافتی به دبیرخانه‌ دوزادهمین دوره‌ جایزه‌ کتاب سال شعر «خبرنگاران»، به‌ترتیب حروف الفبا، به این شرح اعلام شدند: محمدصادق تابان، مصطفی توفیقی، سجاد حقیقت‌شناس، مانی چهکندی‌نژاد، نیلوفر شاطری، سیدیوسف صالحی، مریم قربانی و افسانه مرادی. بنا بر اعلام دبیرخانه‌ جایزه‌ کتاب سال شعر به انتخاب «خبرنگاران»، مراسم پایانی این جایزه به روال هرساله، در حدود نیمه‌ اسفندماه برگزار خواهد شد. همچنین نامزدهای بخش کتاب سال این دوره از جایزه (مجموعه‌های شعری که در سال ۱۳۹۵ در ایران به زبان فارسی منتشر شده‌اند) در اواخر بهمن‌ماه معرفی خواهند شد. در یازدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران، مجموعه شعر «اسب را در نیمه‌ دیگرت بِرَمان» (عطیه عطارزاده/ چشمه) در بخش کتاب سال، آریس پراچا در بخش ویژه شاعران بدون کتاب و «ضیاء موحد» در بخش یک عمر فعالیت شعری، تجلیل شدند. ]]> ادبیات Wed, 17 Jan 2018 13:10:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256797/نامزدهای-بخش-ویژه-جایزه-شعر-خبرنگاران-معرفی-شدند عضویت سی درصد از دانش‌آموزان خراسان رضوی به کتابخانه‌های عمومی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256792/عضویت-سی-درصد-دانش-آموزان-خراسان-رضوی-کتابخانه-های-عمومی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی، سومین جلسه شورای اداری خراسان رضوی با حضور حسین اکبری، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی و جمعی از روسای ادارات کتابخانه‌های عمومی استان برگزار شد.   حسین اکبری مدیرکل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی در این جلسه با اشاره به همت کتابخانه‌های عمومی استان در برگزاری برنامه‌های متنوع کتابخانه‌ای و فرهنگی گفت: باید همه برنامه‌ها و فعالیت‌های کتابخانه‌ها به نحو مطلوب و مناسب اطلاع‌رسانی شود و مخاطبان در جریان مشکلات و نقاط قوت کتابخانه‌های عمومی قرار گیرند. اکبری ادامه داد: با توجه به قرارگیری در آستانه ایام‌الله دهه فجر باید برای اجرای برنامه‌های متنوع فرهنگی و ایجاد امید و شادی و نشاط جامعه برنامه‌ریزی کنیم. وی ادامه داد: عضویت سی درصد از دانش آموزان استان در کتابخانه‌های عمومی از مصوبات جلسه انجمن است که باید در دستور کار قرار گیرد.   اکبری تأکید کرد: تصویب این مصوبه کاری دشوار بود و باید نسبت به اجرای آن در سطح استان تلاش کنیم. مدیرکل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی ادامه داد: موضوع روستای پاک و افزودن شاخص کتابخوانی به ملاک‌های انتخاب آن، از دیگر موارد قابل‌پیگیری در شورا است، بر این اساس در سال جاری حدود صد روستا نامزد دریافت عنوان روستای پاک استان خواهند بود. در ادامه این جلسه، هادی حافظی معاون توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی اداره کل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی با اشاره به بخشی از ضوابط و قوانین کتابخانه‌های عمومی، گفت: در جلسه شورای فرهنگ عمومی کشور مصوبه‌ای با موضوع کتاب و کتابخوانی ارائه‌شده است که با ابلاغ بخشنامه آن استان‌ها، در کتابخانه‌های عمومی اجرا خواهد شد.   ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 12:12:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256792/عضویت-سی-درصد-دانش-آموزان-خراسان-رضوی-کتابخانه-های-عمومی مجلس پیگیر وضعیت خانه نیما شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256793/مجلس-پیگیر-وضعیت-خانه-نیما به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری خانه ملت، علیرضا رحیمی، نماینده مردم تهران با اشاره به تذکر 46 نماینده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی وضعیت نامناسب و رو به تخریب خانه «نیما یوشیج» در تهران، گفت: وزیر فرهنگ باید علل تعلل در جلوگیری از تخریب خانه نیما یوشیج را توضیح دهد؛ ضمن آنکه باید با خریداری خانه این شاعر نامدار معاصر محلی را برای  تجمع اهل ادب و دوستاران این شاعر فراهم کند.   نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه فرسودگی این خانه و به فراموشی سپردن آن هرگز قابل پذیرش نیست، ادامه داد: وزارت فرهنگ، سازمان میراث فرهنگی و شهرداری باید در این زمینه با یکدیگر همکاری داشته باشند؛ اما انتظارات از وزارت فرهنگ و میراث فرهنگی برای تسهیل شرایط و حفظ این خانه تاریخی بیشتر است.   وی با بیان اینکه «خانه نیما یوشیج» پیش‌تر به ثبت رسیده بود، اما اکنون از ثبت خارج شده و مورد تهدید قرار گرفته است، گفت: در رسانه‌ها آمده به دلیل نبودن اسناد ارتباط خانه با نیما یوشیج از فهرست آثار ملی خارج شده است و این اتفاق به دلیل شکایت مالکان بنا رخ داده است و گویا دیگر هیچ قانونی حامی این خانه تاریخی نیست.   عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه این برای چندمین بار است که مالکان این بنای تاریخی توانسته‌اند ملک را از ثبت ملی خارج کنند و مدیران میراث فرهنگی نیز دفاع مناسبی از بناها نکرده‌اند، ادامه داد: 16 نفر از نمایندگان تهران، نمایندگان شهرهای حافظ، سعدی، قیصر امین‌پور، سهراب سپهری، شهریار، پروین اعتصامی به همراه علی مطهری نایب رئیس مجلس، جمشید جعفرپور رئیس کمیسیون فرهنگی، محمدمهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات در این باره در صحن علنی به وزیر فرهنگ تذکر دادند.   خانه نیما یوشیج در محله تجریش تهران، خیابان دزاشیب قرار دارد و به گفته اهالی محل، این خانه محل رفت‌و‌آمد معتادان شده است. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 12:10:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256793/مجلس-پیگیر-وضعیت-خانه-نیما راهيابي ۴۱ اثر در گروه «علوم كاربردي» به مرحله نيمه پاياني جايزه كتاب سال http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256790/راهيابي-۴۱-اثر-گروه-علوم-كاربردي-مرحله-نيمه-پاياني-جايزه-كتاب-سال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومي موسسه خانه كتاب، از مجموع ۳۷۶ اثر راه يافته به مرحله اول داوري سي و پنجمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران  در  گروه «علوم كاربردي» ۴۱ اثر  به عنوان نامزد اين دوره  معرفي شدند.   در بخش «علوم پزشكي» از مجموع ۱۹۷ اثر راه يافته به مرحله اول، كتاب هاي «پروتكل‌هاي رايج در تحقيقات علوم پايه، تأليف بهزاد برادران، بهزاد منصوري، الهام صفرزاده، الهام باغباني، سميرا گلدار، علي محمدي، حامد محمدي، علي عاقبتي‌ملكي، فرهاد بابايي‌، الميرا ‌صفايي، تهران: واژه ‌پرداز، حيدري»، « تاريخ دندان‌پزشكي جهان، تأليف حسين تجدد، تهران: هورمزد»، «ضربه‌هاي جمجمه و مغز، تأليف يعقوب ترسلي، تهران: ختن»، «كتاب جامع سلامت خانواده، تأليف اسكات ليتين، ترجمه سيدعليرضا طلائي‌زواره،  مرجان قائمي، تهران: تيمورزاده»، «دايره‌المعارف ده هزار سال پزشكي در پنج قاره‌ي جهان (بخش دوم): تاريخ پزشكي اروپا و آمريكا (غرب)، تأليف حسين تجدد، تهران: هورمزد»، «تاريخ پزشكي: داروسازي، دندانپزشكي و دامپزشكي، تأليف ژاك پوله، ژان شارل سورنيا،  مارسل مارتيني، ترجمه بابك ميرخليل‌زاده‌ارشادي، پانته‌آ رحيم‌تبريزي، حسن زختاره،  مرتضي ثاقب‌فر، فيروزه ديلمقاني، علي پزشكپورمستشفي، تهران: بنياد دانشنامه نگاري ايران»، «طب تنفس، تأليف پرويز واحدي، مشهد: نگاران سبز» و  «درسنامه طب توليد مثل، تأليف ابوطالب صارمي، تهران: كتاب صارم» به عنوان نامزدهاي سي و پنجمين دوره جايزه كتاب سال معرفي شدند.   همچنين در بخش « دامپزشكي»  چهار  كتاب  «بيماري هاي گاو، تأليف فيليپ‌آر. اسكات، كالين‌دي پني، آلسترآي. مك‌ري، ترجمه عليرضا تقوي‌رضوي، مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد»، «بافت‌شناسي مقايسه‌اي كاربردي، تأليف مسعود اديب‌مرادي، حسن مروتي، علي كلانتري‌حصاري، تهران: دانشگاه تهران»،  « ايمني‌شناسي دامپزشكي، تأليف مايكل ج. دي، رونالد شولتز، ترجمه غلامرضا نيكبخت ‌بروجني، محمدحسن متدين، عاطفه اسماعيل‌نژاد، محمدمهدي رنجبر، محمد خسروي، تهران: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ» و «فناوري‌هاي توليد مثلي در گاو (تلقيح مصنوعي، انتقال جنين، لقاح آزمايشگاهي و همانندسازي)، تأليف فرامرز قراگوزلو، مهدي وجگاني، مسعود طالب‌خان‌گروسي، بابك خرميان‌طوسي، سيدمرتضي ميرترابي، محمدامين اسلام‌پور، تهران: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ»  به دور نيمه نهايي اين دوره از جايزه كتاب سال راه پيدا كردند.   در بخش «مواد و معدن» از ميان ۹ اثر راه يافته به مرحله اول داوري، شش كتاب «تركيب اطلاعات، رويكردي نوين جهت تصميم‌گيري در زمين‌شناسي، مهندسي معدن و نفت، تأليف بهزاد تخم‌چي،  محمد لطفي، حميد صيفي، مريم‌سادات حسيني، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي‌تكنيك تهران)» ، «تونلسازي: ايمني، تأليف حسن مدني، محمد لشكري، سيدمحمد حسيني‌دشتيخواني، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران)، مركز نشر»، «متالورژي جوشكاري و جوش‌پذيري، تأليف جان‌سي ليپولد، ترجمه حسين مستعان، مرتضي شمعانيان، تهران: دانشگاه صنعتي اصفهان، مركز نشر»، «مقدمه‌اي بر علم خوردگي، تأليف اي. مكافرتي، ترجمه عليرضا صنعتي، داود رورش‌فر، مسعود عطاپور، اصفهان: دانشگاه صنعتي اصفهان، مركز نشر»، «نانو ساختارها و نانو مواد: سنتز، خواص، و كاربردها، تأليف گوجونگ كائو، ترجمه نويد اصلاني،  محمدرضا محمدي، تهران: دانشگاه صنعتي شريف، موسسه انتشارات علمي» و «معرفي و خواص تريبولوژيكي سراميك‌هاي پيشرفته نانوساختار، تأليف رسول صراف‌ماموري، محمود علي‌اف‌خضرايي، تهران: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهي» به عنوان نامزدهاي اين دوره از جايزه كتاب سال معرفي شدند.   كتاب هاي «مشاركت منابع تجديدپذير در بازار برق، تاليف جوان ام. مرالس، آنتونيو جي. كونخو، هنريك ماسن، پير پينسون، ماركو زوگنو، ترجمه مهدي احسان، زينب غفراني جهرمي، شقايق يوسفي، آرمان الهياري، تهران: دانشگاه صنعتي شريف»، «كنترل مدرن، تئوري و كاربرد، تاليف محمدعلي معصوم نيا، تهران: دانشگاه صنعتي شريف»، «طراحي جامع پست هاي فشار قوي، تاليف به كوشش كارشناسان شركت مهندسين مشاور موننكو، تهران: نوربخش»، «تئوري و فن آوري ساخت ادوات نيمه هادي، تاليف حسن كاتوزيان، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير» و «فناوري ساخت قطعات الكترونيكي، تاليف جيمز دي. پلامر، مايكل دي. ديل، پيتر بي. گريفين، ترجمه مرتضي فتحي-پور، تهران: دانشگاه صنعتي شريف» در بخش« مهندسي برق» به دور نيمه نهايي سي و پنجمين دوره جايزه كتاب سال راه پيدا كردند.   همچنين، در بخش «مهندسي كامپيوتر»  از بين ۲۳ اثر راه يافته به مرحله اول داوري، دو كتاب «تحليل نحوي خودكار متن فارسي، تاليف محمدرضا رزازي، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير(پلي تكنيك تهران)» و « طراحي آموزش هاي مبتني بر وب، تاليف محمدعلي رستمي نژاد و...، دانشگاه بيرجند » به عنوان نامزدهاي اين دوره از جايزه كتاب سال معرفي شدند.   سه كتاب« تئوري و طراحي پيشرانه هاي دريايي، ج. پي گوس، آر. پي. گوركان، ترجمه حسن قاسمي، احسان اسماعيليان، ابراهيم سليماني، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير»، «روش ها و مكانيك شكل دهي فلزات، تاليف احمد عاصم پور، سينا نظري اونلقي، تهران: دانشگاه صنعتي شريف» و «اصول ناوبري اينرسي، مكان يابي ماهواره اي و تلفيق آن ها، تاليف نوالدين ابوالمجد، تشفين كرامت، جورجي جكس، ترجمه محمدعلي اميري آتشگاه، سيداسماعيل رباني، تهران: جهاد دانشگاهي» در بخش « مهندسي مكانيك» به عنوان نامزدهاي سي و پنجمين دوره جايزه كتاب سال شناخته شدند.   در بخش « مهندسي عمران» دو كتاب «طراحي انواع اتصالات سازه‌هاي فولادي : به روش ضرايب بار و مقاومت، منطبق بر مبحث دهم مقررات ملي ساختمان و AISC. تأليف نادر فنائي، فرزانه قلمزن‌اصفهاني، تهران: دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين ـ طوسي» و «مهندسي پاكسازي خاك (مفاهيم طراحي)، تأليف ساتن ساترسان، الهيار اميري، قربانعلي دزواره،  محمدرضا صبور، تهران: دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي»  از بين ۱۷ اثر راه يافته به مرحله اول داوري به دور نيمه نهايي جايزه كتاب سال راه پيدا كردند.   در بخش «مهندسي شيمي» از بين ۵ اثر راه يافته به مرحله اول داوري، هيچ اثري جواز ورود به مرحله نيمه نهايي را كسب نكرد.   در  بخش «مهندسي صنايع» كتاب هاي «برنامه‌ريزي خطي پيشرفته (روش‌هاي نقاط دروني)، تأليف عباس سيفي، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي‌تكنيك تهران)، «طراحي استوار، راهكاري جهت ارتقاء پايايي، تأليف بوبرگمن، ترجمه سيدمهدي سيداصفهاني، محمدرضا نباتچيان، تهران: دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي‌تكنيك تهران) و «هزينه‌يابي دوره عمر سيستم ها: آموزه‌هايي براي مهندسان، تأليف بالبيراس.ديلون، ترجمه محمدرضا نباتچيان،  احمد اصل‌حداد، تهران دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي» به عنوان نامزدهاي سي و پنجمي دوره جايزه كتاب سال  شناخته شدند.   همچنين، در بخش «مهندسي كشاورزي» از ميان ۵۲ اثر راه يافته به مرحله اول داوري، ۸ كتاب «توسعه و توليد ماست و ساير فرآورده‌هاي لبني فراسودمند، تأليف فاتح ييلديز، ترجمه محمدامين ميري،  محسن قدس‌روحاني، مصطفي مظاهري‌تهراني، مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد»، «مقدمه‌اي بر به‌گزيني در آبزي‌پروري، تأليف تروگوه يدرم،  متيوبرنسكي، ترجمه تكاور محمديان، مريم دادار، مهرزاد مصباح‌زاده،  عبدالحسين جانگران‌نژاد، اهواز: دانشگاه شهيد چمران»، «كمبود عناصر غذايي در گياهان زراعي (راهنماي تشخيص و مديريت)، تأليف پراكاش كومار، مانوج‌كومار شارما، سيدشهاب‌الدين معين‌الديني، تهران: اتكا، مركز تحقيقات و توسعه»، «يخچال‌هاي طبيعي و تغييرات محيطي، تأليف سعيد مريد، حميده حسيني‌صفا، تهران: فدك ايساتيس»، «تكثير و پرورش ميگوهاي دريايي، تأليف غلامرضا رفيعي، كامران رضايي‌توابع، تهران: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات»، «توليد بيوشيميايي انرژي زيستي از پسماندهاي كشاورزي، تأليف مسيح كريمي‌علويجه، سهيلا يغمايي، تهران: اتكا، مركز تحقيقات و توسعه»، «ارزيابي غيرمخرب درختان سرپا، تأليف سعيد كاظمي‌نجفي، تهران: دانشگاه تربيت مدرس، مركز نشر آثار علمي» و «دانشنامه مهندسي كشاورزي، غذا و زيستي، تأليف آر.هلدمن، ترجمه گروه نويسندگان، تهران: بنياد دانشنامه‌نگاري ايران» به دور نيمه نهايي سي و پنجمين دوره جايزه كتاب سال راه پيدا كردند.   ]]> دانش‌و‌فناوری Wed, 17 Jan 2018 12:04:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256790/راهيابي-۴۱-اثر-گروه-علوم-كاربردي-مرحله-نيمه-پاياني-جايزه-كتاب-سال وضعیت ناعادلانه ارزیابی رساله‌‌ها در دانشگاه‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256782/وضعیت-ناعادلانه-ارزیابی-رساله-ها-دانشگاه-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، تقی پورنامداریان که استاد راهنمای رساله «نقش تقابل‌ها در ساختار، بلاغت و زیباشناسی مثنوی» است در هفتمین دوره از جایزه دکتر فتح‌الله مجتبایی گفت: عنوان رساله‌ دکتری خانم معرفت «نقش تقابل‌ها در ساختار، بلاغت و زیباشناسی مثنوی» است. تقابل، اصطلاحی است که مترادفات آن مثل مقابله، تضاد، مطابقه، طباق از دورترین زمان‌ها در بلاغت اسلامی از ابن معتز گرفته تا علمای بلاغت معاصر سابقه دارد و در فرهنگ غرب نیز از ارسطو گرفته تا فیلسوفان و زبان‌شناسان و ادیبان و نظریه‌پردازان معاصر، از جمله سوسور، یاکوبسن، لوی استروس، پالمر، لاینز و ژاک دریدا درباره‌ی آن سخن گفته‌اند. این استاد دانشگاه در صحبت‌های خود از وضعیت ناعادلانه ارزیابی رساله‌‌ها در دانشگاه‌ها انتقاد کرد و گفت: در بسیاری از ارزیابی‌ها نمره به دانشجو نه بر اساس کار پروژه بلکه بسته به معیارهای عاطفی و داد و ستدهای دوستانه و احترام به همکار تعیین و حق دانشجویان خورده می‌شود.   وی ادامه داد: آقای محمدخانی در جایی از حرف‌هایش اشاره کرد که کمتر در رساله‌های دکتری فکر تازه عنوان می‌شود و این حرف بسیار قابل توجهی است که من فکر می‌کنم مقداری با موبایل ارتباط دارد، چون من زمانی که در دوره‌های فوق لیسانس یا دکتری درس می‌دادم معمولا آیه‌ای، حدیثی یا شعری برای تایید معنی یک لغت یا مطلبی می‌خواندم که آن موقع باید زیاد فکر می‌کردم تا مطلبی به یاد آورم ولی در حال حاضر به محض اینکه مطلبی را فراموش می‌کنم، دانشجویان سریع موبایل‌های خود را بیرون می‌آورند و آن مطلب را پیدا می‌کنند و هر کس زودتر جواب دهد، اظهار فضل و دانش زیادی می‌کند. این یعنی اینکه یک عقل منفصل پیدا شده و در واقع در ذهن چیزی نمانده است و با این وجود من نمی‌دانم چطور باید توقع فکر داشت، بلاخره آدم باید مطالبی در ذهن داشته باشد تا بتواند اینها را ترکیب کند، حرفی بزند و فکری کند، ولی وقتی قرار شد که همه چیز در موبایل باشد، دیگر چنین فکر کردنی عملا وجود ندارد و شاید باید به این فکر کرد بچه‌ها یاد بگیرند در ذهنشان چیزی را نگه دارند.   وی که استاد راهنمای پایان‌نامه «نقش تقابل‌ها در ساختار، بلاغت و زیبایی‌شناسی مثنوی (با تکیه بر دفتر اول و دوم)» بود، گفت: کاری که خانم معرفت کرده این است که کوشیده این تقابل‌ها را در مثنوی طبقه‌بندی کند و هم از نظر نقش معنارسانی و هم از نظر زیباشناسی آن‌ها را نشان بدهد. کاری که او کرده بسیار دقیق و کنجکاوانه است و من فکر می‌کنم اگر برنده جایزه‌ای شده است به‌خاطر همین دقت است که در کشف این تقابل‌ها انجام داده، تا حدی که زمانی این‌ها را با مصیبت‌نامه و منطق‌الطیر عطار مقایسه کرده و به‌نظر می‌رسد آنقدر بسامد این تقابل‌ها زیاد است که می‌توان این را یکی از ویژگی‌های سبکی و عناصر زیبایی‌شناسی مثنوی مولوی به‌حساب آورد. پورنامداریان در ادامه مطلبی جدی و آمیخته با طنز قرائت کرد که به شرح زیر است: «بنده به زعم‌ خودم از استاد ارجمند دکتر مجتبایی تشکر می‌کنم که با ارزیابی رساله‌های دکتری با کمک همکاران خود و برقراری جایزه‌ای برای رساله‌های برتر و چاپ آن‌ها، ظلمی را که بر سر انصاف در بعضی جلسه‌های دفاع رساله‌های دکتری می‌رود را تا حد قابل زیادی جبران کرده‌ است و زمینه کوشش بیشتر دانشجویان را از طریق این تشویق سنجیده فراهم آوردند. بنده دلم می‌خواست چندکلمه‌ای هم که ملغمه‌ای از شوخی و جدی است اینجا بیان کنم. به شرطی که نه حواله به دانشگاهی باشد و نه به هیچ استادی. این همه مستمع مجانی و میکروفون مفت کمتر از آن پیش می‌آید که فرصت را برای جوی با هزل آمیخته غنیمت شمارم.   متأسفانه نظام اخلاقی و اجتماعی ما در طول تاریخ و به‌خصوص در دوره‌هایی که دوره دکتری بسیار گسترش یافته است، به‌گونه‌ای است که ملاحظات عاطفی و داد و ستدهای دوستانه چنان با قضاوت‌های حق‌جویانه آمیخته است که گویی حق بدون رنگ و لعاب عاطفی اصلا حق نیست، ارزش نهایی رساله را با همه عیب و ایرادها و البته تعارف‌های ضروری، سرانجام معیارهای عاطفی و دادوستدهای دوستانه، ملاحظات ناشی از احترام به همکار و آینده‌نگاری‌های محتاطانه تعیین می‌کند.   معمولا در بعضی جلسه‌های دفاع استاد راهنما در نقش یک صوفی‌ستایی و استاد در فن خطابه است، در عین آنکه قابل به هیچ حقیقتی نیست با استفاده از امکانات و اقتضای وقت، حق‌های زیادی را برای دانشجو اثبات می‌کند. در این حال هرچقدر هم رساله به فرض محال بد باشد، نه می‌شود ردش کرد و نه می‌توان از نمره 20 به آن کمتر داد. فقر و استیصال دانشجو، بیماری پدر و مادر، رفت‌وآمد مصیب‌بار از شهرستان به تهران و بالعکس، مقایسه رساله دانشجو با رساله‌ای از همکلاسی‌های او که یک ماه پیش با نمره 20 پذیرفته شده و زحمت زیادی که کشیده شده است، همه اینها و نیز بیشتر از این‌ها دلایل بطلان‌ناپذیری است تا هم رساله پذیرفته شود و هم حتی‌المقدور کمتر از 20 نگیرد.   خوب مگر می‌شود جرأت کرد و اینها را حق ندانست، به‌خصوص وقتی که مجلس هم پر از کس و کار دانشجو باشد، به این ترتیب هم آنان که ایرادهای کوچک و بزرگ از رساله می‌گیرند و هم آنان که تعریف و تمجید می‌کنند و هم فرمایشات استاد راهنما همه حق است. پیداست که سرانجام به‌جزء خود حق هیچ کس از این قضاوت ملانصرالدینی زیانی نمی‌بیند و محکوم نمی‌شود، حتی اگر دانشجو به ‌فرض محال به‌جای رساله اباطیل‌نامه‌ای هم نوشته باشد، از این محکمه راضی و خشنود برمی‌گردد.   می‌گویند روزی ملانصرالدین را قاضی شهری کردند، شاکی و مشتکی به حضور ملا رسیدند، ملا با کمال دقت به حرف‌های شاکی گوش کرد، دید درست می‌گوید، گفت تو حق داری. بعد نوبت به مشتکی رسید او هم ماجرا را بازگو کرد و ملا با دقت گوش کرد و دید او هم حق دارد، گفت تو هم حق داری. در این وقت منشی جلسه زیر گوش ملا گفت نمی‌شود هر دو حق داشته باشند تو باید یکی از آن دو را محق بدانی، ملا کمی تأمل کرد و سپس گفت: تو هم حق داری. در جلسه‌های دفاع هم همه از جهتی حق دارند. فقط خود حق است که دور از نرمش‌های عاطفی و ملاحظات همکارانه حق ندارد و همواره سرش از حق بی‌کلاه می‌ماند.» ]]> علوم‌انسانی Wed, 17 Jan 2018 11:52:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256782/وضعیت-ناعادلانه-ارزیابی-رساله-ها-دانشگاه-ها بازخوانی پدیدارشناسی روح هگل در یک کارگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256765/بازخوانی-پدیدارشناسی-روح-هگل-یک-کارگاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کارگاه بازخوانی و شرح پیشگفتار و مقدمه کتاب پدیدارشناسی روح هگل به همت مرکز آموزش‌های تخصصی و جامعه محور انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می‌شود. مدرس این کارگاه محمدمهدی اردبیلی است. کارگاه بازخوانی و شرح پیشگفتار و مقدمه کتاب پدیدارشناسی روح هگل از ۲۸ دی ماه آغاز می‌شود و طول این دوره هم ۶ جلسه دو ساعته و روزهای برگزاری آن پنجشنبه‌ها از ساعت ۱۶ تا ۱۸ است. علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره ۰۹۳۳۷۹۹۲۷۵۹ تماس بگیرند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 17 Jan 2018 11:17:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/256765/بازخوانی-پدیدارشناسی-روح-هگل-یک-کارگاه ​چرا نروژ بهترین کشور دنیا برای نویسندگان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/256770/چرا-نروژ-بهترین-کشور-دنیا-نویسندگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ریدرز دیجست - نویسندگان نروژی ممکن است خیلی شناخته شده و مشهور نباشند؛ اما جالب است بدانید این قشر فرهنگی در این کشور کوچک حوزه اسکاندیناوی، امتیازاتی خاص و ویژه‌ را از سوی دولت دریافت می‌کنند، به‌طوری که نروژ به بهترین جای جهان برای نویسنده شدن بدل شده است. نروژ همانند دیگر کشورهای شمال اروپا، اهمیت و اعتبار خاصی برای فرهنگ و هنر و ادبیات قائل است. مردم این کشور همچنین به عنوان یکی از شادترین مردم جهان شناخته شده‌اند و دولت نروژ همواره در تلاش است تا شرایط خوبی را برای هنرمندان مهیا کند و در بهبود اوضاع کسب و کارشان مثمر ثمر باشد. یک سازمان با نام «شورای هنر نروژی» به طور خاص با این هدف در نروژ وجود دارد که به طور منظم کمک‌های دولتی را برای هنرمندان این کشور فراهم می‌آورد. مبدعان، از هر صنف و در هر گروه سنی واجد شرایط برای دریافت این کمک‌ها هستند. اما به نظر می‌رسد که آن‌ها این کمک‌ها را کافی نمی‌دانند، به همین منظور و برای ارائه یاری بیشتر، این شورا اقدام به خرید هزار نسخه از هر کتابی می‌کند که تازه در نروژ منتشر شده و نسخه‌های خریداری شده را در کتابخانه‌های سراسر این کشور توزیع می‌کند که در این میان کتاب‌های منتشر شده در حوزه کودک به میزان بیشتری از سوی دولت خریداری و حمایت می‌‌شوند. هم‌چنین تا زمانی‌که کتاب‌ها مراحل کنترل کیفی را می‌گذرانند، نویسندگان یارانه‌‌ای را برای نسخه‌های اولیه کتاب‌هایشان از سوی این شورا دریافت می‌کنند. طبق گزارش نیوریپابلیک، این سیاست موجب می‌شود که ناشران کوچک، مستقل و تازه‌کار در نروژ سراپا نگه داشته شوند؛ بنابراین ناشر بودن در نروژ شغلی خوب و به صرفه است. در نروژ پنج میلیون نفر بیشتر زندگی نمی‌کنند؛ اما طبق آمار اطلس اطلاعات جهانی، این کشور کم جمعیت یکی از باسوادترین کشورهای جهان محسوب می‌شود؛ به‌طوری که نرخ سواد افراد بزرگ‌سال 99 درصد است. سیستم تحصیلی در این کشور در بهترین شرایط است و بسیاری از دانشگاه‌های آن رایگان است. همه این‌ها از نروژ ملتی کتاب‌خوان ساخته که این آمادگی را دارد که ادبیات کشورشان را به گوش جهانیان برسانند.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 10:22:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/256770/چرا-نروژ-بهترین-کشور-دنیا-نویسندگان ​عصر شعر یادبود شهدای کشتی «سانچی»‌ برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256783/عصر-شعر-یادبود-شهدای-کشتی-سانچی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عصر شعر یادبود شهدای کشتی «سانچی» از ساعت 17 تا 19 روز جمعه (29 دی‌ماه) با عنوان «کشتی شکسته‌گانیم» در کافه «کتاب» برگزار می‌شود.   سید احمد حسینی، دبیری این نشست را برعهده دارد و شاعرانی مانند صبا کاظمیان، الهه کاشانی، نیما معماریان، عمران میری، سارا ناصرنصیر، آرمین یوسفی، بهروز آورزمان، سامی تحصیلداری، فرزین پارسی‌کیا و ساجده جبارپور حضور دارند.   در این نشست قرار است که 32 شاعر با محوریت شهدای کشتی«سانچی» شعرخوانی داشته باشند.   علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند در زمان مشخص شده به کافه «کتاب» به نشانی میدان انقلاب، ابتدای خیابان کارگرشمالی، خیابان ادوارد براون پلاک1/12 مراجعه کنند.  ]]> ادبیات Wed, 17 Jan 2018 10:08:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256783/عصر-شعر-یادبود-شهدای-کشتی-سانچی-برگزار-می-شود حذف جدول شماره 17 از بودجه در تقویت نشر موثر خواهد بود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256779/حذف-جدول-شماره-17-بودجه-تقویت-نشر-موثر-خواهد همایون امیر‌زاده، مشاور اجرایی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)  درباره حذف جدول شماره 17 از بودجه سال 97  بیان کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی رسمی حوزه فرهنگ است و تکالیف قانونی که برعهده این وزارتخانه گذاشته شده با میزان بودجه‌هایی که در اختیار قرار می‌گیرد همخوانی ندارد؛ در حالی‌که برخی از سازمان‌ها و نهاد‌‌ها که ممکن است در مقام پاسخگویی قرار نداشته باشند از اعتبارات فرهنگی به خوبی استفاده می‌کنند.   به گفته این مقام مسئول، چنانچه بودجه‌های فرهنگی متمرکز و با صلاحدید ارگان رسمی، یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اختیار دیگر مجموعه‌ها قرار بگیرد امکان رصد مناسب فعالیت‌ها وجود دارد. از سوی دیگر هم‌افزایی بیشتری ایجاد خواهد شد و امکان بهره‌مندی عادلانه از اعتبارات فرهنگی مهیا می‌شود.   امیر‌زاده با تاکید بر اهمیت توجه به حوزه نشر در بررسی بودجه سال 97 ادامه داد:  هدایت بودجه همچنین حذف جدول 17 و نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تقویت پایه‌های حوزه نشر مثمر‌ثمر است؛ چراکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رصد کارشناسی از حوزه نشر کشور دارد. وی افزود: به‌عبارت دیگر تنگنا‌های این حوزه را به خوبی می‌شناسند و به‌طور طبیعی متولی اول حوزه نشر کشور محسوب می‌شود و با بروز مشکل احتمالی در مقام اول پاسخگویی قرار دارد. اگر حوزه‌‌های حمایتی به همین صورت مورد توجه قرار بگیرد و تولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به رسمیت شناخته شود، وزارتخانه می‌تواند حمایت‌‌ها را به مولفه‌های اصلی و حلقه‌های اصلی نشر هدایت کند.   مشاور اجرایی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به توجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به توسعه نشر در مناطق کم‌برخوردار افزود: با توجه به جریان‌‌‌‌سازی قابل توجهی در حوزه توجه به نشر در مناطق کم‌توسعه‌یافته و دور از مرکز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده اگر اعتبارات لازم در این زمینه در اختیار قرار بگیرد بی‌تردید این مناطق بیش از پیش مورد توجه قرار خواهند گرفت. (جدول شماره 17 مربوط به کمک به اشخاص حقوقی غیردولتی، موضوع جزو 3 ردیف 540000 جدول شماره 9 است.) ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 09:48:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256779/حذف-جدول-شماره-17-بودجه-تقویت-نشر-موثر-خواهد «زوایه» این هفته به جشنواره فارابی می‌پردازد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256769/زوایه-این-هفته-جشنواره-فارابی-می-پردازد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در برنامه این هفته «زاویه» علی‌اکبر علیخانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، حسین سراج‌زاده، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران و حسین میرزایی، رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و دبیر نهمین جشنواره بین‌المللی جشنواره فارابی درباره این موضوع گفتگو خواهند کرد. این برنامه امشب چهارشنبه ۲۷ دی ساعت 20 و 30 دقیقه از شبکه چهارم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد. برنامه «زاویه» کاری از گروه فرهنگ و اندیشه شبکه چهار سیما است که اجرای آن را عبدالله صلواتی بر عهده دارد. نهمین جشنواره بین‌المللی فارابی یکشنبه (24 دی‌ماه) در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی برگزار شد. در این مراسم برگزیدگانش را معرفی کرد در آیین اختتامیه از برگزیدگان داخلی در دو بخش جوان و بزرگسال در گروه‌های علمی 12گانه تقدیر شد. جشنواره بین‌المللی فارابی از سال 1387 تاکنون در هشت دوره برگزار شده است و برگزیدگان حوزه علوم انسانی و اسلامی در بخش داخلی و دو حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی در بخش بین‌الملل را شناسایی و از آنها تقدیر کرده است.  ]]> علوم‌انسانی Wed, 17 Jan 2018 09:40:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256769/زوایه-این-هفته-جشنواره-فارابی-می-پردازد ​بیست و پنجمین همایش کانون ادبی بامداد برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256777/بیست-پنجمین-همایش-کانون-ادبی-بامداد-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کانون ادبی بامداد، جلسه نقد و بررسی شعر معاصر را با حضور جمعی از شاعران برگزار می‌کند. در بیست‌و‌پنجمین همایش کانون ادبی بامداد شاعرانی مانند غلامرضا طریقی، ابراهیم اسماعیلی، محسن انشایی، فرامرز راد، کمال حسینیان، مجتبی حیدری و علی محمدی حضور دارند. اجرای این مراسم را علی محمدی برعهده دارد و شاعران می‌توانند با حضور در این نشست به شعرخوانی بپردازند و در صورتی که علاقه‌ای به نقد شعر خود داشتند، شعر آنها توسط کارشناسان حاضر در جلسه نقد خواهد شد تا به این شکل شاعران جوان از نقطه نظرات کارشناسان مطلع شوند. علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند از ساعت 17 تا 19 امروز (چهارشنبه 26 دی‌ماه)‌ به فرهنگسرای مهر واقع در انتهای اتوبان نواب، خیابان تندگویان، خروجی خانی‌آباد، خیابان لطیفی، روبه‌روی شهرداری ناحیه یک، کوچه تگرگ، بوستان بعثت مراجعه کنند.     ]]> ادبیات Wed, 17 Jan 2018 09:15:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256777/بیست-پنجمین-همایش-کانون-ادبی-بامداد-برگزار-می-شود آشنایی تهیه‌کنندگان تلویزیونی با حوزه کتاب و نویسندگان اندک است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256775/آشنایی-تهیه-کنندگان-تلویزیونی-حوزه-کتاب-نویسندگان-اندک محسن هجری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در پاسخ به این سوال که حمایت رسانه‌ها تا چه میزان می‌تواند به پرفروش شدن یک کتاب کمک کند، گفت: وقتی سخن از حمایت رسانه‌ای از کتاب به میان می‌آید، باید مشخص کنیم کدام رسانه‌ها مد نظر ما هستند. الان وبسایت‌ها و وبلاگ‌های پرشماری هستند که در کار تبلیغ و فروش کتاب فعالند و کارشان هم به نسبت ثمربخش بوده است.   وی افزود: اما اگر منظور از رسانه، صدا و‌سیما است، متاسفانه کم‌کاری عجیبی در این رسانه در حمایت از کتاب و کتابخوانی دیده می‌شود. یک بخش از این کم‌کاری به نگاه تجاری این رسانه برمی‌گردد که باعث می‌شود تبلیغ پفک نمکی را بر تبلیغ کتاب ترجیح دهد.   هجری وجود سلیقه‌ها و‌ گرایش‌های خاص در رسانه صدا و سیما را بخش دیگر این موضوع دانست و ادامه داد: این سلیقه‌ها و گرایش‌ها آن‌ها را از تبلیغ کتاب و کتابخوانی باز می‌دارد، از نگاه برخی کارشناسان تاسیس شبکه‌های خصوصی تلویزیونی می‌تواند این مشکل را تا حدودی حل کند. اما برخی دیگر راه‌حل اصلی را تصحیح سیاست‌گذاری‌های حاکم بر این رسانه می‌دانند تا شرایط یک رسانه ملی را احراز کند و به تبع آن اولویت‌های حوزه فرهنگ را در خط‌مشی خود لحاظ کند.   وی درباره اینکه تاثیر کدام رسانه بر حوزه کتاب و فرهنگ بیشتر است نیز توضیح داد: برای فهم تفاوت‌ و تاثیر رسانه‌ها می‌توان به کتاب‌هایی از جمله کتاب «برای درک رسانه‌ها» رجوع کرد. مارشال مک لوهان در این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که چرا رسانه‌های تصویری مخاطب را بیش از رسانه‌های مکتوب جذب می‌کنند.   وی یادآور شد: به زبان ساده دیدن یک برنامه تلویزیونی یا فیلم سینمایی با صرف کمترین انرژی میسر می‌شود، در حالی که مطالعه یک متن نیاز به تجزیه تحلیل ذهنی دارد. همچنین مکانیزم تصویرسازی ذهنی، مستلزم تلاش فرد برای انطباق تصاویر جزئی بر مفاهیم کلی است و به همین خاطر یک ساعت مطالعه به مراتب بیش از یک ساعت تماشای فیلم انرژی صرف می‌کند.   به گفته نویسنده کتاب «یک سبد خاطره»، این سازوکار موجب می‌شود که ما در تمام ساعت‌های شبانه روز نتوانیم به امر مطالعه بپردازیم، در حالی که حتی با یک چشم نیمه‌باز هم می‌توان یک برنامه تصویری را دنبال کرد. اما رسانه‌های مکتوب از جمله کتاب به همان میزان که زحمت بیشتری را بر فرد تحمیل می‌کنند، تاثیرات عمیق‌تری هم در او به جا می‌گذارند.   هجری تاکید کرد: تلاش فرد برای فهم رمز و رازهای یک متن علاوه بر این که قدرت تجزیه تحلیلش را بالا می‌برد، دایره واژگانی و مفهومی او را هم گسترش می‌دهد که در نوع سخن گفتن و مراوده با دیگران مشهود است.   وی همچنین درباره چرایی نقش پررنگ ستاره‌های سینما و ورزش و جای خالی فعالان حوزه کتاب در رسانه‌ها نیز توضیح داد: این مشکل فقط در ایران نیست، در کشورهای توسعه‌یافته هم اخبار چهره‌های عرصه سینما، موسیقی و ورزش در رسانه‌ها بیشتر مطرح می‌شود. این شرایط می‌تواند چند دلیل داشته باشد. نخست این که نویسندگان و مترجمان کار و ‌حرفه‌شأن بیشتر در خلوت و تنهایی شکل می‌گیرد و از این جهت کاری با رسانه‌های خبری و تصویری ندارند.   وی ادامه داد: دلیل دوم به جذابیت‌های خبری بازمی‌گردد که در سینما، موسیقی و ورزش به وفور دیده می‌شوند. از شکل و ‌شمایل ستاره‌ها گرفته تا خبر قراردادها، ازدواج، طلاق، تولد فرزند و ... در حالی که حوزه ادبیات از این جذابیت‌ها تهی است. مخاطب کاری با تیپ ظاهری نویسنده ندارد، اخبار زندگی خصوصی نویسنده برایش در اولویت نیست و حتی چه بسا اگر او را از نزدیک ببیند، دچار سرخوردگی شود.   وی تاکید کرد: بنابراین به طور طبیعی نویسندگان کمتر به رسانه‌های تصویری راه پیدا می‌کنند و به اصطلاح کمتر به چشم می‌آیند. از این رو حتی مشهورترین نویسندگان جهان هم در عرصه رسانه‌های تصویری قدرت رقابت با یک ستاره درجه دوم هالیوود را ندارند.   هجری در پاسخ به این سوال که مطالبه شما به عنوان یک نویسنده و فعال حوزه نشر از رسانه‌ها چیست، گفت: نویسنده و دستاورد متنی او، خودش به واقع یک رسانه است، بنابراین وقتی سخن از مطالبه یک نویسنده از رسانه مطرح می‌شود، باید مشخص کنیم کدام رسانه مدنظر ما است. اگر منظور،  مطالبه از رسانه‌های تصویری از جمله تلویزیون است که در این صورت باید به فهرست بلندبالایی از مطالبات اشاره کرد.   وی افزود: مهم تر از همه این که این رسانه باید از مواضع خاص خود نسبت به حوزه کتاب دست بردارد و نسبت به اهالی قلم فروتنی پیشه کند. متاسفانه این نگاه در تهیه کنندگان تلویزیونی قوت دارد که اگر نویسندگان را برای برنامه‌های تلویزیونی دعوت می‌کنند، منت بر سرشان دارند، چرا که آن‌ها به جامعه معرفی می‌کنند.   هجری با بیان اینکه حتی در برآورد هزینه‌های یک برنامه خیلی کم پیش می‌آید که پرداخت حق‌الزحمه کارشناسی به یک نویسنده را لحاظ کنند، افزود: نویسنده یک سلبریتی نیست که نیازی به حضور در ویترین یک رسانه تصویری داشته باشد. ارتباط او با جامعه از طریق متن و تدریجی شکل می‌گیرد، به واقع مشکل بزرگ تهیه‌کنندگان تلویزیونی در ایران، آشنایی اندک آن‌ها با حوزه کتاب و نویسندگان است. هرچند نمی‌توان منکر شد که در طول این سال‌ها، اندک کسانی هم داشته‌ایم که در تلویزیون با مقوله نویسنده و کتاب آشنایی داشته و چه بسا خودشان از جماعت اهل قلم بوده‌اند که در فرازهایی مجال کار را در این رسانه پیدا کرده‌اند.   به گفته هجری، بر این اساس تا زمانی که معیارهای انتخاب تهیه کنندگان برنامه‌های تلویزیونی اصلاح نشود و کار همچنان بر پاشنه مصالح و منافع باندی و‌ جناحی بچرخد، نمی‌توان امید داشت که تلویزیون ایران به صورت جدی به مطالبات اهالی قلم پاسخ بگوید و همچنان پفک بر کتاب ترجیح داده خواهد شد. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 17 Jan 2018 09:00:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256775/آشنایی-تهیه-کنندگان-تلویزیونی-حوزه-کتاب-نویسندگان-اندک ارائه یک قرائت انسانیِ اعتدالیِ خردمندانه از قرآن بسیار ضرورت دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256772/ارائه-یک-قرائت-انسانی-اعتدالی-خردمندانه-قرآن-بسیار-ضرورت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی مهدوی‌راد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره راهکارهای خارج کردن نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم از حالت نمایشگاهی صِرف و هدایت آن به سمت محتوایی‌شدن، بیان کرد: نمی‌شود نمایشگاه قرآن برگزار شود و از برآیند و نتایج پژوهش قرآن‌پژوهان در نمایشگاهی که به نام قرآن است، غافل و بی‌اطلاع باشیم، لذا در جلسات پیشنهاد دادم در فرصت چندماهه تا شروع نمایشگاه، حداقل در حد کشورهای عربی مثل عراق و لبنان و سوریه که می‌توانند با ما ارتباط داشته باشند و یا ناشران کشورهای دیگر که با ما ارتباط فرهنگی ندارند از طریق کشورهای ذکر شده، بتوانیم کتاب‌های قرآنی به‌روز را جذب و در نمایشگاه عرضه کنیم.   این نویسنده و قرآن‌پژوه ادامه داد: برای به‌روز بودن کتاب‌های خارجی ما در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، بازه پنج‌ساله را برای این مفهوم درنظر می‌گیریم، ولی گمان می‌کنم برای نمایشگاه قرآن اگر کتاب‌های 10 سال اخیر جهان اسلام را بیاوریم، مناسب باشد به این دلیل که ما با این کشورها ارتباط نداریم. به برخی از کشورهای عربی که سفر می‌کنم، کتاب‌های موردعلاقه‌ام را مشاهده می‌کنم که 20 سال قبل چاپ شده و آن‌ها ندیده بودم. این موضوع به‌نظر من خیلی مهم است، اگر انجام شود.   عضو شورای سیاستگذاری بیست و ششمین  نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم، گفت: در نمایشگاه مسقط با برخی از ناشران خوب اردنی که صحبت کردم، به‌حق یا ناحق بیان می‌کردند که ما جرأت نمی‌کنیم به ایران بیاییم. به آن‌ها گفتم این تصور شما بیشتر ناشی از فضاسازی است و این ناشران در پاسخ بیان کردند که از جانب شما و دولت شما مشکلی نداریم، ولی وقتی برگردیم با دولت خودمان به مشکل برمی‌خوریم. نکته عجیب این بود که آن‌ها به خوبی بازار کتاب ایران را می‌شناختند و به آن علاقه داشتند. یکی از ناشران موفق به من توصیه می‌کرد که ناشران لبنانی را با آن‌ها مرتبط کنیم تا بتوانند کتاب‌هایشان را از طریق ناشران لبنانی در ایران عرضه کنند.   مهدوی‌راد افزود: پیشنهاد دیگرم در جلسه سیاستگذاری این بود که یک سلسله سخنرانی‌های جدی را در نمایشگاه قرآن برگزار کنیم، نه نشست‌های روزمره و باری به هر جهت. به تعداد افرادی که در این نشست‌ها حضور پیدا می‌کنند هم فکر نکنیم، حتی اگر 5 نفر باشند. در این راستا با سازمان صدا و سیما توافقی برای ضبط و پخش این جلسات صورت گیرد و البته به سخنرانی هم که دعوت می‌شوند باید تاکید شود که حتما موضوع مناسبی را با مطالعه کافی ارائه دهد.   دبیر علمی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی، با اشاره به موضوعات پیشنهادی برای این جلسات، اظهار کرد: اگر بناست که بحث‌های قرآنی مطرح شود، امروز با توجه به فضای جهان اسلام و جریان‌هایی که خودمان با آن مواجهیم، یک قرائت انسانیِ اعتدالیِ خردمندانه از قرآن بسیار ضرورت دارد. پیام قرآن، پیام خرد است، چون از همان آغاز با دانش و قرائت به معنای فهم دقیق همراه است. به تعبیر لطیف حضرت علی (ع)، پیامبران آمده‌اند گنجینه‌های پنهان خردمندی را زنده کنند که انسان با خردمندی حرف بزند، با خردمندی موضع بگیرد و حرکت کند؛ بحث‌ها باید به این سمت و جهت هدایت شود. موضوع اعتدال بسیار مهم است، چراکه امروز جهان اسلام به افراط بسیار شدیدی مبتلا است. جهان اهل سنت هم که این جریان افراطی از دل آن‌ها بیرون آمده، نگران هستند و در این زمینه کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی می‌نویسند، موضع دارند و دنبال راه‌حل می‌گردند. ما هم گرایش‌های افراطی و قرائت افراطی داریم.   سردبیر نشریه «آیینه پژوهش» گفت: من باور دارم که حتما باید مفاهیم و آموزه‌های قرآنی در کنار مفاهیم عترت و آموزه‌های اهل بیت (ع) دیده شود. اگر این دو در کنار هم حرکت کنند، گمان می‌کنم اتفاق مهمی رخ خواهد داد. علامه طباطبایی در «المیزان» نکات بسیار مهمی را مطرح کرده که پیوند ائمه (ع) با قرآن چه نوع پیوندی است؛ معلمی یا مفسری؟ جایگاه ائمه (ع) این است که یک آیه را تفسیر کنند و در حدی که می‌توانیم تفسیر درست را به‌دست بیاوریم از آن استفاده کنیم و یا اینکه ائمه (ع) حتی آنجایی هم که تفسیر می‌کنند، می‌خواهند به‌عنوان یک معلم به ما بگویند که قرآن را چگونه تفسیر و چگونه از آن استفاده و با آن تعامل برقرار کنیم. اگر این فضا در نمایشگاه قرآن در چند جلسه مورد بحث و بررسی قرار گیرد که از نشستن در ساحت قرآن چه بهره‌هایی در همه زمینه‌ها می‌توانیم بگیریم، بسیار مفید است. باید از باری به هرجهت بودن نشست های نمایشگاه که فقط یک نفر دقایقی برای عده‌ای صحبت کند و در نهایت هم چیزی از آن حاصل نشود، خود را رها کنیم. تعداد افراد متخصصی که هم بتوانند از طریق فرهنگ و زبان قرآنی، درباره موضوعات مختلف سخن بگویند، کم نیست. به اعتقاد من از این مسیرها می‌توان نمایشگاه قرآن را محتوایی‌تر برگزار کرد.   مهدوی‌راد در پایان بیان کرد: عبدالهادی فقهی‌زاده، بسیار انسان پرشور، اهل تأمل، دقت و متدینی است. باور دارم اگر در جلسات سیاستگذاری نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم، مواردی قابل قبول در چارچوب برنامه ارائه شود، قدرت اجرای آن‌ها را دارد.  ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Wed, 17 Jan 2018 08:52:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256772/ارائه-یک-قرائت-انسانی-اعتدالی-خردمندانه-قرآن-بسیار-ضرورت از خیام تا فروغ در کتاب تازه محمدهاشم اکبریانی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256709/خیام-فروغ-کتاب-تازه-محمدهاشم-اکبریانی محمدهاشم اکبریانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از کتاب تازه‌ای که در دست انتشار دارد خبر داد و گفت: این کتاب مجموعه‌ای از مباحث نظری و تئوریک در زمینه اشعار حافظ و مولوی است که بیشتر از لحاظ اندیشه،‌ محتوا و منظومه فکری به آن‌ها پرداخته شده است. در این کتاب به اشعار حافظ، مولوی، خیام، فروغ فرخزاد، احمد شاملو و سهراب سپهری از  لحاظ اندیشه پرداخته‌ام و بحث اصلی این است که اندیشه این شاعران تا چه حد با جهان مدرن همسو است. وی افزود: اندیشه شاعرانی مانند حافظ و مولوی در حوزه اجتماعی به نوعی به سمت تمرکزگرایی سوق پیدا می‌کند. این اندیشه مرکزی راه را به آنان نشان می‌دهد و در اشعارشان شخصیت‌هایی مانند استاد،  پیرمغان و پیر خرابات شکل می‌گیرد که اوج وارستگی و همه چیز در آن‌ها نمایان می‌شود. نویسنده مجموعه‌ داستان «آرام‌بخش می‌خواهم» ادامه داد: در اشعار کلاسیک خیام اندیشه مرکزی مشابه حافظ و مولوی وجود ندارد و اندیشه خیام از این دو منفک می‌شود. خیام به حقیقت مطلق اعتقادی نداشته و در اشعارش به دنبال شخصیت‌های فرهی مانند استاد و پیرمغان نیست. نویسنده رمان «زندگی همین است» درباره وجود اندیشه تمرکزگرایی در شاعران معاصر عنوان کرد: اندیشه تمرکزگرایی در شعر شاملو هم پیدا می‌شود. شاملو هم به حقیقت مطلق اعتقاد داشته و آن حقیقت مطلق خودش را در ایدئولوژی نشان می‌دهد و شخصیت‌هایی مانند «کیوان» و «وارطان» در شعر او قدعلم می‌کنند. اکبریانی درباره تفاوت شعر شاملو با شاعرانی مثل فروغ گفت: شعر فروغ ادامه شعر خیام است. در شعر فروغ هم خبری از خوبی مطلق نیست و شخصیتی که خواننده به آن برای رسیدن به خوبی تمسک جوید،‌ معرفی نشده است و انسان ایده‌آلی تصویر نشده است. این منتقد ادبی درباره رمانی که دست انتشار است،‌ اظهار کرد: رمانی به نام «چاه ویل» هم به زودی قرار است از نشر چشمه به قلم من منتشر شود. این نویسنده همچنین از رمانی که در دست نوشتن دارد خبر داد و گفت: درباره رمانی که می‌نویسم این چند جمله را می‌گویم که؛ انسان اگر هدف نداشته باشد،‌ گم نمی‌شود. چون انسانی که هدف دارد،‌ برای رسیدن به هدف اگر از مسیر اصلی منحرف شود، گم می‌شود.     ]]> ادبیات Wed, 17 Jan 2018 08:30:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/256709/خیام-فروغ-کتاب-تازه-محمدهاشم-اکبریانی