خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين اندیشه و علوم اجتماعی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/social Thu, 13 Dec 2018 12:21:23 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 13 Dec 2018 12:21:23 GMT اندیشه و علوم اجتماعی 60 چرا بازخوانی اندیشه‌های آخوند خراسانی مهم است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268999/چرا-بازخوانی-اندیشه-های-آخوند-خراسانی-مهم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_محسن آزموده: جنبش مشروطه خواهی (1285 خورشیدی/1324 قمری) نقطه عطفی در تاریخ ایران است و صد البته سرآغاز فصل مهمی در فقه سیاسی شیعه. فقه را اگر مسامحتا «علم به حکم شرعی»(1) تعریف کنیم، آن گاه فقه سیاسی تفصیل این علم در حوزه سیاست است. بنابراین با تحول ژرفی که در سیاست ایران در اثر جنبش مشروطه خواهی رخ داد، فقه سیاسی نیز دچار چالشی اساسی شد. فراتر از آن اصولا علمای شیعه به نحو عام و فقهای عالم تشیع به شکل خاص در کنار اهالی بازار و منورالفکران به عنوان یکی از سه گروه اصلی نخبگانی که در جریان مشروطه خواهی نقش داشتند، هم به لحاظ عملی و هم به لحاظ نظری با مبانی و مبادی و لوازم و ضروریات مشروطه خواهی درگیر شدند و بر مبنای نحوه و شرایط مواجهه شان ناگزیر رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردند. آخوند ملامحمد کاظم خراسانی فقیه اصولی و مرجع تقلید شیعه در کنار شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی از آیات ثلاث حامی مشروطه ایرانی است که تاثیری انکارناشدنی و عمیق هم در رخدادهای تاریخی مشروطه خواهی داشت و هم از حیث نظری فصل نوینی در فقه سیاسی رقم زد. او در آستانه مشروطه خواهی ایرانی به روشنی به تحولی که در عالم واقع در رابطه دین و دولت پدید آمده آگاهی داشت و در نتیجه به ضرورت تغییر در فقه سیاسی شیعه پی برده بود و البته خود از پیشگامان این دگرگونی بود. آخوند در مکتوبی که در سال 1325 قمری، خطاب به مجلس نوپای شورای ملی می نویسد:«والله ملل و دول عالم در این موقع نگران حال مایند تا از این اتفاق ملی و مجلس شورا که آخرین علاج امراض مزمنه مهلکه است و چنان چه بعون الله تعالی و حسن تاییده، در این مرحله به طوری که باید قدم برداریم، امید است که ان شاء الله تعالی، از مهالک نجات و عما قریب با همگنان هم عنان گردیم. و بالعکس، اگر خدای ناخواسته باز هم اغراض شخصیه منظور و جلوگیر باشد، امکان استعدادی خود را باطل و عرض و ناموسمان را بر باد داده و انگشت نمای ملل و دول و مصداق «تخافون ان یتخطفکم الناس»(سوره انفال، آیه 26) خواهیم بود.»(2) این فقیه بزرگ در طلیعه ایران جدید می زیست، «چرخش دوران» را به روشنی دریافته بود و «استبداد را که در قالب نظم سلطانی تداوم داشت، از دیدگاه مصالح مسلمانی ناممکن می دید و در ضرورت تاسیس نظام جدید و بنای نوین به تجربه تاریخی جوامع و عرف عقلای عالم نظر داشت و تشخیص عقلایی را مبنای حکم به وظیفه شرعی در طی طریق ترقی بر اساس تجربه بشر می دانست(3)». سید جواد طباطبایی، پژوهشگر فلسفه و سیاست معاصر در همایش یکصدمین سالگرد مشروطه که در تابستان 1385 در حسینیه ارشاد برگزار شد، درباره فهم عمیق آخوند و شاگردش نائینی از مشروطه خواهی گفت: «در مقابل [ملکم خان] علمایی چون آخوند خراسانی، نائینی و محلاتی تمام مقدمات فکری و اصول بحث های سیاسی را می دانستند... [ایشان] به بحث اندیشه سیاسی جدید نزدیک می شوند و نظریه مصالح عمومی را طرح می کنند. این برای اولین بار است که تحولی در داخل کلام شیعی صورت می گیرد و در محدوده نظریه حکومت نیز تعریف می شود»(4) آخوند خود درباره نسبت  می کرد: «مشروطه و عدالت و مساوات در کلیه امور حسبیه به شرع اقرب از استبداد است.[زیرا] بدیهی است عقول عدیده جهات خفیه و کامنه اشیا را بهتر از یک عقل ادراک می کند و ظلم و جور و تعدی و اجحاف با فعالیت و حکمرانی مبعوثان ملت به درجات کمتر خواهد بود»(5) با این همه اهمیت آخوند را نمی‌توان و نباید هم از حیث تاثیر در واقعیت جنبش مشروطه خواهی و هم از منظر بنیان گذاری نظری به جنبه تاریخی آن فروکاست و آن را امری مربوط به گذشته تلقی کرد. چنان که محمد فرزانه استادیار تاریخ دانشگاه ایلینویز آمریکا و نویسنده کتاب تقدیر شده انقلاب مشروطه و رهبری روحانی خراسانی(6)(انتشارات دانشگاه سیراکیوز، 2016) تاکید می کند، «آخوند خراسانی اگرچه سال 1911 م. فوت کرده است، اما همچنان حی و حاضر زنده است، کتاب کفایه الاصول او همچنان در حوزه‌های تشیع دوازده امامی تدریس می‌شود و قریب به اتفاق روحانیونی که خواه در نظام سیاسی ایران حضور مستقیم دارند یا در سایر بخش ها فعالیت می کنند، به نحوی متاثر از آخوند هستند و با کفایه و اصول فقهی که آخوند معرفی می کند، آشنا هستند». فراتر از آن چنان که بسیاری از اهل اندیشه تاکید می‌کنند، هنوز تکلیف مبانی فکری مشروطه خواهی و مناسبت آن با فقه سیاسی روشن نشده و ما ایرانیان به رغم گذر بیش از صد و ده سال از مشروطه و تجربه های تاریخی اساسی و مهم (از جمله دو کودتا(1299 خورشیدی و 1332 خورشیدی) و یک انقلاب) همچنان در کشاکش مشروطه خواهی بسر می بریم و تا تحقق آرمان های مشروطه خواهی راهی طولانی در پیش داریم. بازخوانی اندیشه و کردار آخوند خراسانی به عنوان بزرگترین فقیه سیاسی شیعه عصر مشروطه به خصوص در زمانه‌ای که روایتی از فقه سیاسی نظریه اصلی حاکم بر سیاست ایران امروز تلقی می‌شود، از این حیث اهمیت دارد. منابع 1. محمد علی الانصاری، الموسوعه الفقیه المیسر، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1415 ق، ج 3، ص 494، به نقل از داود فیرحی، فقه و سیاست در ایران معاصر، جلد اول، تهران، نی، 1391. 2. به نقل از: محسن کدیور، سیاست نامه خراسانی، تهران، کویر، 1385، ص 168. 3. داود فیرحی، فقه و سیاست در ایران معاصر، جلد اول، تهران، نی، 1391، صص 247-248. 4. به نقل از روزنامه شرق، دوشنبه 16 مرداد 1385 5. به نقل از کدیور، پیشین، ص 214. 6. Mohammad Farzaneh, The Iranian Constitutional Revolution and the Clerical Leadership of Khurasani, Syracuse University Press (March 13, 2015). ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:23:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268999/چرا-بازخوانی-اندیشه-های-آخوند-خراسانی-مهم اگر آخوند خراسانی از مشروطه حمایت نمی‌کرد جایگاهش مهمتر می‌شد/ پدر معنوی مشروطه http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268988/اگر-آخوند-خراسانی-مشروطه-حمایت-نمی-کرد-جایگاهش-مهمتر-می-شد-پدر-معنوی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ «جوانی كه به دیده حقارت در او می‌نگریستید روزی به پایگاهی از علم خواهد رسید كه هزاران نفر از دریای علم او بهره‌مند شده و به جایگاهی تكیه خواهد زد كه به حكم او پادشاهی از سلطنت خلع می‌شود.»   این‌ها جملات ملا هادی سبزواری است درباره جوانی که در کلاس درس او حاضر شد و دیگران به چشم حقارت به او نگریستند. محمد كاظم تحصیلات حوزوی خود را در مدرسه سلیمانیه مشهد شروع كرد. مقدمات و سطح را در آن‌جا گذراند. آخوند خراسانی به شوق حضور در درس شیخ انصاری در 1277(ق) عازم عتبات عالیات در عراق شد. درگذر از سبزوار دیداری با ملا هادی سبزواری داشت، و ملاهادی این جملات را درباره او گفت. او پس از تحصیلات معلمی بزرگ شد به گونه‌ای که بیان عالی، صوت رسا، قدرت علمی و حسن سلوك با شاگردان از دلایلی است كه حوزه درسی آخوند را مملو از فضلا و علما می‌كرد؛ گرداگرد شمع وجود خراسانی پروانه‌وار جمع شده و بهره می‌بردند. تعداد شاگردانی را كه در جلسه درس آخوند خراسانی شركت می‌جسته‌اند از هشتصد تا سه هزار نفر گفته‌اند ولی این امر متقن است كه چند صد تن مجتهد در پای منبر ایشان از مطالب استاد استفاده می‌كرده‌اند. البته به واسطه تدریس 40 ساله آخوند در حوزه نجف می‌توان گفت كه چند نسل از علمای شیعه از حوزه درس اصول آخوند برخاسته‌اند. آیت‌الله خراسانی علاوه بر فعالیت‌های علمی، از عالم سیاست هم بیگانه نبود و نسبت به تحولات اقتصادی ـ سیاسی و فرهنگی داخل ایران عكس‌العمل نشان می‌داد. با تاسیس شركت اسلامیه در ایران به سال 1316 شمسی، آخوند خراسانی به همراه تعدادی دیگر از علما حمایت همه‌جانبه خود از منسوجات این شركت را اعلام كرده و بر استقلال اقتصادی ایران و نفی وابستگی آن تاكید وافر داشتند. در سال‌های منتهی به 1321 قمری كه فساد در ایران غوغا می‌كرد به همراه سه تن از دوستانش (حضرات آیات خلیلی، مامقانی و شربیانی) اقدام به تكفیر و خلع علی‌اصغرخان اتابك اعظم از صدارت كبرایی کرده و صدر اعظم عاقبت از ایران اخراج شد. ایشان در حوادث منتهی به سال 1324 قمری در سبزوار، كرمان و تهران از جنبش ضداستبدادی علما و مردم دفاع كردند تا این‌كه ایران مشروطه شد. بر جسته‌ترین رهبران مشروطه‌خواه عتبات عالیات آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزاحسین خلیلی تهرانی بودند. سه عالم و مرجع تقلیدی كه به «آیات ثلاث نجف» مشهور شدند و محكم‌ترین ركن دینی مشروطه محسوب می‌شدند. در دو سال و نیم مشروطه دوم باز هم آخوند خراسانی به تمام قامت از مشروطه دفاع می‌كند و سعی در رفع مفاسد مشروطه اول دارد. در زمینه عملی كردن اصل دوم متمم قانون اساسی ـ كه ناظر به حضور چند فقیه جامع الشرایط مطلع از اوضاع زمانه برای نظارت بر مصوبات مجلس در عدم مخالفت با شرع مقدس شیعه است ـ بالاخره تلاش خراسانی و مازندرانی به ثمر نشست و این اصل از اقلیم نظر به وادی عمل رسید.   عده‌ای از مورخین و برخی اسناد قایل به مسومیت و شهادت آخوند در تاریخ 21 آذرماه هستند. مزار آخوند خراسانی در حرم مطهر حضرت علی(ع) و در كنار دوست دیرینش میرزا حبیب‌الله رشتی است. زهرا خانم تنها دختر آخوند؛ عروس میرزا حبیب‌الله و همسر آیت‌الله میرزا اسماعیل رشتی است. این بانوی جلیله در سال 1335 (ش) پنجاه وششمین سال رحلت آخوند، در تهران فوت می‌كند. جنازه او را برای دفن در كنار پدر به نجف می‌برند؛ هنگام دفن دیواره قبر آخوند فرو ریخته و جسد ایشان صحیح و سالم مشاهده و لمس می‌شود. با رضا بابایی پژوهشگر حوزه تاریخ و دین که مطالعات مفصلی درباره آخوند خراسانی داشته گفت‌وگویی داشته‌ایم که مشروح آن را می‌خوانید:   آخوند خراسانی در نجف مدرسی مشهور بود. با درگذشت محمدحسن شیرازی در ۱۳۱۲ قمری و بازگشت بسیاری از حوزه سامرا به نجف و نیز با رحلت عالمان معاصر وی در عتبات، به تدریج جایگاه خراسانی در مقام استاد برجسته حوزه نجف، تثبیت و درس او بزرگ‌ترین حوزه درسی نجف شناخته شد. اما در این میان تاثیر حوزه نجف را بر رویکرد فقهی آخوند خراسانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟  حوزه نجف همیشه علمی‌تر از حوزه‌های دیگر بوده و کمتر به سمت سیاست رفته است. دلیل آن هم بافت جمعیتی کشور عراق است. شیعه در عراق از چنان اکثریتی برخوردار نیست که بتواند در سیاست نقش محوری داشته باشد. کسانی هم که معمولاً برای درس به نجف یا سامرا می‌رفتند و هنوز می‌روند، بیشتر انگیزه‌های علمی و سنتی دارند. البته حوزه نجف و سامرا و حتی کربلا، گاهی در سیاست دخالت‌هایی می‌کردند، ولی آدأب و رویکردی کلی حوزه عراق، تمحض در علوم دینی بود. آخوند خراسانی هم همین گونه بود؛ ولی نسبت به سرنوشت ایران به‌شدت احساس مسئولیت می‌کرد. ایشان شاگرد میرزای شیرازی هم بود و تجربه‌هایی از دوران مرجعیت ایشان داشت. تحریم منسوجات خارجی و حمایت از «شرکت اسلامیه» که یک جریان اقتصادی داخلی بود، به شباهت به تحریم تنباکو نیست.  مرحوم آخوند در فقه، کاملا اصولی بود. یک مجتهد اصولی بود که شدیداً از اخباری‌گری پرهیز داشت. همین روحیه اجتهادی ایشان، موجب حمایتشان از مشروطه شد. به نظر من جنگ مشروعه‌خواهان یا مشروطه‌طلبان، آن روی سکه جنگ اخباری‌ها با اصولی‌هاست.  به اعتقاد شما آخوندخراسانی چه اهمیت و جایگاهی در روحانیت متاخر شیعی دارد؟  جایگاه ایشان بسیار بلند است. به نظر من اگر ایشان از مشروطه حمایت نمی‌کرد، حتی جایگاه مهمتری می‌یافتند. مخالفان مشروطه کوشیدند که به جایگاه علمی و حوزوی ایشان ضربه بزنند و تا حدی هم موفق شدند. اگر کتاب «کفایة الاصول» آخوند کتاب درسی حوزه نمی‌شد، شهرتشان به این حد نمی‌رسید. می‌خواهم بگویم جریان کلی حوزه با اندیشه‌های سیاسی آخوند همسو نبوده است و شهرت ایشان بیشتر بخاطر کفایه است، نه حمایتش از مشروطه.  از مشروطه گفتید.  ایشان به عنوان مدافع مشروطه چه اقداماتی کرد و تاثیر او بر شاگردش علامه نائینی چه بود؟  ایشان پدر معنوی مشروطه بود. اگر حمایت‌های ایشان نبود، مشروطه به ثمر نمی‌نشست. روشنفکران آنقدر قدرت نداشتند که از عهده مبارزه با مشروعه‌خواهان برآیند. اگر علت حدوثی مشروطه، طباطبایی‌ها و بهبهانی‌ها و گروه روشنفکران بودند، بقای آن در سایه حمایت‌های آیات ثلاث بود.  یکی از دیدگاه‌هایی که درباره حکومت اسلامی مطرح شده و تاکنون هم در جریان اندیشه پیرامون آن مباحثات زیادی صورت گرفته دیدگاه آخوند درباره حکومت اسلامی است. درباره دیدگاه ایشان در این حوزه و اهمیتش توضیح دهید؟ ایشان به حکومت اسلامی نمی‌اندیشید مگر در همین حدی که از رهگذر مشروطه ممکن بود. آخوند و همراهانشان در نجف به این نتیجه رسیده بودند که استبداد، ایران و مذهب و فرهنگ را نابود کرده است. در پی علاج این درد بودند. نظریه حکومت اسلامی از زمان فدائیان اسلام شروع شد. پیشتر در همین حد می‌خواستند که احکام مهمه اسلام زمین نماند و مردم برای دینداری با مشکلی روبه‌رو نباشند. ولی کم کم سخن از این به میان آمد که حکومت حق فقهاست.  از آثار آخوند هم چنین برنمی‌آید که حکومت به معنای سازمان سیاسی ـ اقتصادی کشور باید در دست فقها باشد. حتی همان فقهایی هم که می‌گفتند حکومت باید اسلامی باشد، منظورشان این نبود که سمت‌ها و مناصب در دست فقیهان باشد. بیشتر منظورشان این بود که حکومت باید جانب اسلام را مراعات کند. مثلا جلو شراب‌خواری را بگیرد و احکام جزایی و حقوقی اسلامی باشد. شیوه حمایت آخوند از مشروطه هم نشان می‌دهد که به چه نوع حکومتی می‌اندیشید. ایشان تقریبا با مشروطه‌خواهان داخلی اختلاف اساسی نداشتند مگر در مقدار آزادی رسانه‌ها؛ یعنی تئوری حکومت سلطنت مشروطه و حکومت پارلمانی را پذیرفته بودند. ایشان حتی در آخرین نظریاتشان متولی امور حسبیه را هم «عقلای مسلمین و ثقات مؤمنین» می‌دانست و بعد هم می‌فرمودند مجلس شورای ملی، مصداق «عقلای امت» است. اکثر یا همه فقها، امور حسبیه را به فقیه می‌سپارند؛ اما ایشان متولی امور حسبیه را هم عقلای قوم می‌داند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:14:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/268988/اگر-آخوند-خراسانی-مشروطه-حمایت-نمی-کرد-جایگاهش-مهمتر-می-شد-پدر-معنوی نگذاریم فضای علمی کشور درباره آخوند خراسانی تک قطبی شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/269003/نگذاریم-فضای-علمی-کشور-درباره-آخوند-خراسانی-تک-قطبی-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ملا محمدکاظم خراسانی مشهور به آخوند خراسانی در سال ۱۲۹۰ شمسی در حالی که مهیای سفر به تهران برای حمایت از حکومت مشروطه در برابر تجاوز بیگانگان بود، به طرز مشکوکی در نجف درگذشت. مرحوم آیت‌الله آخوند خراسانی از مهم‌ترین حامیان مذهبی، معنوی و سیاسی مشروطه خواهان در برابر استبداد شاهی بود. آخوند خراسانی که پس از میرزای شیرازی مرجعیت اعلای شیعیان را بر عهده داشت با حاشیه‌ای که بر کتاب «مکاسب» استاد خود شیخ مرتضی انصاری(ره) نوشت بر مفهوم شرعی و سیاسی ولایت فقیه نیز تاکید کرد. هرچند که از حاشیه بعدها تفاسیر گوناگونی ارائه شد. مهم‌ترین کتاب آخوند خراسانی نیز «کفایةالاصول» در علم اصول فقه است که اکنون نیز به عنوان کتاب و منبع درسی در حوزه‌های علمیه مورد استفاده طلاب است. این کتاب شاید مشهورترین کتاب در علم فقه باشد و تاکنون نیز شروح و حاشیه‌های متعددی بر آن نگاشته شده؛ شهرت این کتاب باعث شده تا «صاحب کفایه» بدل به یکی از القاب مهم آخوند خراسانی شود. همچنین بر اساس این شهرت و این لقب مرحوم آخوند برخی از فرزندان او نیز بعدها نام خانوادگی «کفایی» را بر خود گذاشتند. درباره هوشمندی و جامع العلوم بودن آخوند خراسانی بسیار می‌توان نوشت. با این اوصاف اما این شخصیت تا مدت‌ها مورد غفلت علما و اندیشمندان قرار داشت و بجز حاشیه‌ها بر کتاب کفایه در تحلیل آرا او تا تقریبا یک دهه پیش کوشش‌های چندانی صورت نگرفت. در سال ۱۳۸۸ کتابی از استاد اکبر ثبوت به نام «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» به صورت غیرقانونی و بدون اجازه مولف در فضای مجازی انتشار پیدا کرد و سودجویان بازار کتاب نیز نسخه‌های کاغذی آن را در چاپخانه‌ها تهیه دیدند. نسخه اولیه این کتاب بنا به کلام نویسنده در سال‌های پیش از انقلاب تالیف شده بود. وزارت ارشاد وقت به این کتاب اجازه انتشار نداده بود. تفسیر جدیدی که این کتاب از آرا آخوند خراسانی ارائه می‌داد جنجال‌های زیادی را موجب شد. به شهادت کتاب «کتابشناسی توصیفی آخوند خراسانی» اثر هادی ربانی در سال ۱۳۸۹ بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب و مقاله در سال ۱۳۸۹ درباره آخوند خراسانی منتشر شد. همچنین همایشی نیز در همین سال در حوزه علمیه قم درباره آرا آخوند خراسانی برپا شد و هیات علمی آن گفت‌وگوی مفصلی را نیز با اکبر ثبوت انجام دادند. بنابراین اثر منتشر نشده این پژوهشگر مهم و پرکار تاریخ و اندیشه اسلامی بودن آنکه به صورت رسمی منتشر شود، باعث رواج گفت‌وگو درباره آخوند خراسانی شد. اکبر ثبوت درباره این کتاب در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا اشاره کرد: اگر وزارت ارشاد وقت به کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» اجازه انتشار می‌داد این کتاب نهایت در دو هزار نسخه منتشر شده و بعدها فراموش می‌شد و اینقدر جنجال به پا نمی‌کرد، اما مسئولان آن دوره یادشان رفته بود که وقتی مردم را نسبت به موضوعی حریص می‌کنند، توجه مردم به آنها بیشتر می‌شود. عصر اینترنت هم باعث شده تا دسترسی به منابع بیشتر شود. وی افزود: «الانسان حریص علی ما منع» یعنی انسان نسبت به چیزی که از آن منع می‌شود، حرص می‌ورزد. این قول مشهوری است که نمی‌توان آن را انکار کرد. به هر حال مردم به این فکر رسیدند که مطلب و خوانش جدیدی بجز خوانش مشهور از آخوند خراسانی را هم بشنوند. ثبوت ادامه داد: نکته غم‌انگیز اینجاست که این کتاب را بدون مجوز و بدون اجازه من منتشر شد و تا سال‌ها بدون آنکه من اجازه دفاع از کتاب را داشته باشم درباره آن و شخصیت من می‌نوشتند. نقدهای منفی و غیرعلمی درباره کتاب بسیار زیاد بود. فقط نقد منصفانه است که باعث گفت‌وگوی علمی می‌شود. این پژوهشگر پرکار در تاریخ مشروطه همچنین در پاسخ به این شبهه که: «نقد منتقدان به روایت شفاهی شما از دیدگاه آخوند خراسانی درباره سیستم و نظام حکومتی بود در صورتی که حاشیه خود آخوند خراسانی بر مکاسب متنی ثبت شده در تاریخ است و خلاف این روایت را اثبات می‌کند» گفت: اتفاقا چند سال پیش یکی از پژوهشگاه‌ها پس از چند سال که من تریبونی برای دفاع از کتاب نداشتم جلسه مناظره‌ای را میان من و یکی از فضلای حوزه علمیه قم برگزار کرد و این شبهه در آنجا مطرح شد. نویسنده کتاب «شرح شهید اول بر تهذیب الاصول علامه حلی» اضافه کرد: پاسخ من به این پرسش این بود که بسیاری از علمای دیگر هم حاشیه مرحوم آخوند بر مکاسب  و کتاب القضا را خوانده‌اند، اما از آن چیزی مبنی بر لزوم تشکیل حکومت حرفی به میان نیاورده‌اند. ببینید ما باید بتوانیم در فضایی برابر خوانش‌های متعدد علمی از آرای اندیشمندان ارائه دهیم. به عنوان مثال چه اشکالی دارد که قرائت مرحوم آیت‌الله میرزا احمد کفایی از فرزندان آخوند خراسانی را که خود عالم بزرگی بود و در حدود ۳۰ سال با پدرش حشر و نشر داشت و بیش از هرکس دیگری کتاب‌های او را خوانده بود، در کنار دیگر قرائت‌های امروزی از آرا آخوند خراسانی داشته باشیم؟ ثبوت در ادامه دیدگاه‌های تعدادی دیگر از علما درباره آرا آخوند خراسانی را نیز مطرح کرد و گفت: محمدرضا حکیمی که انسان واقعا ملایی است و همچنین شیخ آقابزرگ تهرانی هم قرائت متفاوتی نسبت به قرائت رسمی از آرای مرحوم آخوند خراسانی داشته‌ و در کتاب‌های خود درباره آن نوشته‌اند. وجود قرائت‌های مختلف باعث پویایی و نشاط علمی می‌شود، چرا می‌خواهیم فضای علمی کشور را تک قطبی کنیم و فقط یک خوانش را آزاد بگذاریم؟ ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:42:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/269003/نگذاریم-فضای-علمی-کشور-درباره-آخوند-خراسانی-تک-قطبی-شود فاضلی: کتاب به سطح طرح مسئله برای بین‌المللی شدن نمی‌رسد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269000/فاضلی-کتاب-سطح-طرح-مسئله-بین-المللی-شدن-نمی-رسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «دانشگاه ایرانی در سپهر بین‌المللی» با عنوان فرعی بین‎المللی شدن آموزش عالی و  آینده دانشگاه در ایران تالیف محمد حسینی مقدم عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم با حضور نعمت الله فاضلی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و علی خورسندی طاسکوه معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی عصر روز گذشته سه شنبه 20 آذرماه در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. حسینی مقدم مولف اثر در این نشست با طرح این سوال که چگونه بین‌المللی شدن آموزش عالی می‌تواند به دانشگاه کمک کند گفت: مهمترین ابتکار علمی که در این اصر شکل گرفته استفاده از روش‌های متنوع است تا بتوانیم آینده دانشگاه را در چند پلان ببینیم.   وی با تشریح فصول مختلف کتاب اضافه کرد: فصل نخست کتاب به مبانی نظری موضوع می‌پردازد. تلاش من در این اثر این بوده که ببینم جامعه ایرانی در این باره چه کرده و چه مواردی را می‌توان از آن در کتاب استنتاج کرد. در فصل پایانی کتاب نیز تلاش شده تا تحلیلی از وضعیت موجود صورت بگیرد. مهمترین دستاورد این پژوهش این بوده بین‌المللی شدن زمانی می‌تواند محقق شود که به یک گفتمان در جامعه تبدیل شود. نکته دیگر شبکه‌سازی کنشگران است که باید صورت بگیرد.   حسینی مقدم با اشاره به نقطه ضعف کتاب نیز بیان کرد: وقتی ما در آینده پژوهی گام بر می‌داریم مجبور هستیم مشارکت ذی نفعان را داشته باشیم اما در بسیاری از موقعیت‌ها موفق به این کار نشدیم.   فاضلی در این نشست با بیان اینکه این یکی از مستقل‌ترین آثاری است که در این حوزه نوشته شده عنوان کرد: این اثر از نثر روان و خوبی برخوردار است و به عبارتی ضعف تالیف ندارد. از سوی دیگر موضوع کتاب نیز یکی از نخستین آثاری است که درباره بین‌المللی شدن آموزش عالی نوشته شده است در حالی که این کار را باید پیشین از این انجام می‌دادیم. البته در گذشته کارهایی انجام شده بود اما هیچ گاه روشمند نبوده است. بنابراین امیدوارم کارهای بیشتری از نویسنده در این باره مشاهده کنیم.   وی با اشاره به جامعیتی که در کتاب مشاهده می‌شود گفت: در کتاب بحث‌های نظری عملی خوبی صورت گرفته و مولف از روش‌های چندگانه استفاده کرده است بنابراین کتاب را به نظرم از لحاظ روش شناختی می‌توان یکی از آثار موفق در این زمینه دانست و در واقع یک کار مسئله محور است. مولف در کتاب تلاش کرده از روش‌‌های آمیخته و مساله محور استفاده کند.   عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه با بیان اینکه در کتاب ارجاعات به تجربه زیسته به خوبی ارائه شده افزود: نویسنده دستاوردهای را به صورت صادقانه و شجاعانه ارائه کرده است و به عبارت بهتر خودش را سانسور نکرده است. یکی از مهمترین و بزرگترین دستاوردهای کتاب نشان دادن کندی پروسه بین‌المللی شدن آموزش عالی در ایران است  که به خوبی نشان داده می‌شود و می تواند به ما کمک کند موقعیت خودمان را در آموزش عالی درک کنیم.    وی ادامه داد: اما اگر قرار بود من این اثر را مسئله مند کنیم به این موضوع می‌پرداختم که چه دیدگاه‌هایی درباره بین‌المللی شدن آموزش عالی وجود دارد و آنها را ارزیابی و نقد می‌کردم. این در حالی است که در کتاب فقط چالش‌ها نشان داده می‌شود و دیدگاه‌های رقیب مطرح نمی‌شود.   فاضلی با تاکید بر اینکه تحقیقات تا زمانی که نظری نباشند نمی‌توانند کارکرد و کارایی داشته باشند گفت: این کتاب صورت بندی از رویکردهای بین‌المللی شدن را به ما ارائه نمی‌کند به عبارت دیگر کار به سطح طرح مسئله نمی‌رسد و در سطح ارائه مشکلات باقی می‌ماند.   به گفته این مدرس دانشگاه، این پژوهش بیشتر در گفتمان سیاسی می غلط و به دلیل رویکرد تجربی‌گرایی که در اثر غالب است نتوانسته آن چیزی را مطرح کند که دال بر دیدگاه نویسنده باشد.   فاضلی در پایان گفت: این اثر شابد شروع خوبی برای ما رد این حوزه باشد چراکه اجرای خوبی دارد اما جزئیات در آن بیان نشده و نمی‌توان از جزئیات به فهم کل رسید بدین معنی که تئوری که بتواند این را توضیح دهد در کتاب وحود ندارد.   خورسندی طاسکوه نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه کتاب یکی از نخستین و بهترین آثار در حوزه خودش است اما معناداری طرح جلد کتبا با موضوع فهم نمی‌شود گفت: کتاب دارای ویژگی مثبتی است از جمله اینکه در آن از منابع بسیار خوبی استفاده شده است. از سوی دیگر روش سی. ال. ای در این کتاب به خوبی استفاده و فهم شده است.   وی ادامه داد: استاد فاضلی به خوبی بیان کردند که یکی از نقاط ضعف این کتاب این است که نویسنده در برخی از بخش‌ها سکوت کرده در حالی که باید بیان می‌کرد که ما در آموزش عالی در چه موقعیتی قرار داریم. البته شاید یکی از دلیل‌ها این باشد که چون از روش سی. ال. ای استفاده شده خروجی کار انضمامی بوده است.   این مدرس دانشگاه بیان دیدگاه‌های متنوع و متکثر درباره بین‌اللملی شدن را در این کتاب مفید دانست و افزود: پیش از این یعنی حدود 10 سال پیش در برابر بین‌المللی شدت مقاومت می‌شد و به همین دلیلی مانعی برای سیاست‌گذاری در این زمینه ایجاد می‌شد. امروز ما در موج سوم بین‌المللی شدن هستیم و وجه فرهنگی و آکادمیک بین‌المللی شدن در گفتمان آموزش عالی تحت شعاع بازاری شدن است.   خورسندی طاسکوه با تاکید بر اینکه مولف باید عوامل امتناع ما از بین‌المللی شدن را بیشتر مورد توجه قرار می‌داد عنوان کرد: ما نمی‌توانیم استاد خارجی داشته باشیم و همین یکی از علت‌های اصلی است که نمی‌توانیم بین‌المللی باشیم. ضمن اینکه در این حوزه باید تئوریزه کردن صورت بگیرد. محیط‌های آموزشی ما غنی نیستند و این کتاب یکی از کارهایی که می‌توانست انجام دهد این بود که تصاویری از به انزوا کشیده شدن کلاس‌های درسی ما را نشان دهد هر چند که کتاب انزوای آموزش عالی را نشان داده اما اکتفا این موضوع کافی نبود.       ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:57:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269000/فاضلی-کتاب-سطح-طرح-مسئله-بین-المللی-شدن-نمی-رسد ​«قوانین مدیریت» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269002/قوانین-مدیریت-منتشر  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه: درباره مدیریت چه قدر می‌دانید؟ دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم هست یا هنر؟  آیا دانستن قوانین مدیریت فقط مختص مدیران موسسات و ادارات است؟ و...کتاب «قوانین مدیریت»  به تمام سوالات مرتبط با مدیریت پاسخ می‌دهد. این کتاب از جمله کتاب‌های پرفروش دنیا با 107 قوانین مدیریت است و مورد توجه کسانی که دوست دارند زندگی شخصی و سازمانی خود را به درستی اداره و رهبری  کنند و موفق باشند قرار گرفته است. ممکن است همه‌ی نکات مطرح شده در این کتاب را بدانید و یا کتاب‌های مشابه این نوع کتاب را مطالعه کرده باشید اما مهم این است که چه قدر از آنها استفاده هم می‌کنید. کتاب «قوانین مدیریت» با مطالب کوتاه و مقطع و نیز کاربرد آسان و شوق انگیزِ قوانینِ مدیریت کمک می‌کند آنچه را می‌دانید به کار بگیرید. در این کتاب علاوه بر 107 قانونی که برای مدیریت گروه و مدیریت خود آمده است 11 قانون برای کارآفرینان نیز در نظر گرفته شده است.  بنابراین گزارش؛ پیشتر از تورانی، سرپرست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی  کتاب« شوق تغییر»، مدیران خلاق، کاربست مدیریت فرایند مدار در مدرسه ، تدريس اثربخش در مدارس و ... از انتشارات مختلف به چاپ رسیده است. کتاب«قوانین مدیریت» در 288 صفحه و با قیمت 25000 در فروشگاه‌های سراسر کشور  و همچنین در فروشگاه مجازی انتشارات مدرسه به آدرس  enma.ir  موجود است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 07:08:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269002/قوانین-مدیریت-منتشر چهل و چهارمین کارگاه فلسفه اخلاق برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269020/چهل-چهارمین-کارگاه-فلسفه-اخلاق-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چهل و چهارمین کارگاه فلسفه اخلاق با موضوع «سالم سالاری و معلول سازی؛ سخنی در باب اخلاق معلولیت» با ارائه نعیمه پور محمدی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در دوشنبه ۲۶ آذرماه ساعت ۱۸برگزار می‌شود.   همچنین در این کارگاه کتاب «بی طرفی در فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی»  از سوی هاجر سعادتی  معرفی می‌شود. شرکت برای عموم دانشجویان و طلاب علاقه‌مند به مباحث فلسفی و اخلاقی آزاد است و این افراد می‌توانند مباحث و صوت این جلسات را از طریق سایت خانه اخلاق پژوهان جوان پیگیری کنند. این کارگاه‌ها در محل خانه اخلاق پژوهان جوان به آدرس قم، بلوار محمدامین (ص) کوچه ۱۳ پلاک ۲۹ برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 10:20:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269020/چهل-چهارمین-کارگاه-فلسفه-اخلاق-برگزار-می-شود دومین همایش «ابن سینا و حکمت مشرقی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269019/دومین-همایش-ابن-سینا-حکمت-مشرقی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بنیاد حکمت اسلامی صدرا با همکاری بنیاد ایرانشناسی و چند نهاد دیگر، دومین همایش «ابن سینا و حکمت مشرقی» را برگزار می‌کند. این همایش با موضوع «بازخوانی تأثیر حکمت ایرانی بر فلسفه ابن سینا» در تاریخ دوشنبه 10 دیماه ساعت 8 و 30 دقیقه تا 12 و 30 دقیقه میزبان علاقه‌مندان است. محل برگزاری هم در سالن همایش‌های بنیاد ایرانشناسی (خیابان شیخ بهایی جنوبی، خیابان ایران‌شناسی) خواهد بود. علاقه‌مندان برای شرکت در این همایش، می توانند از طریق این لینک و یا از طریق پیامک به شماره 09199903425  ثبت نام کنند. حضور در همایش رایگان است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 12 Dec 2018 10:24:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269019/دومین-همایش-ابن-سینا-حکمت-مشرقی-برگزار-می-شود فلسفه حکما تلاش برای شناخت وجود انسان در یک مبدا هستی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269045/فلسفه-حکما-تلاش-شناخت-وجود-انسان-یک-مبدا-هستی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «نگاهی به حقیقت انسان از دیدگاه حکمای شرقی» با سخنرانی غلامرضا اعوانی بعدازظهر دیروز چهارشنبه (21 آذرماه) در محل کتابخانه موسسه فرهنگی اکو برگزار شد.   اعوانی در این نشست درباره مساله انسان و حقیقت گفت: مساله حقیقت و انسان از این جهت پیچیده است و در طول تاریخ نظرات متفاوتی در پی داشته که انسان تفسیرکننده کل وجود است و از کوچک و بزرگ وجود هستی را از دنیا تا آخرت و از مبدأ تا معاد را می‌شناسد حالا چطور قرار است ما خودمان را بشناسیم و وجود خود را تفسیر کنیم. مسأله حقیقت و انسان از آن پیچیده‌تر می‌شود که می‌خواهیم درباره حقیقت وجود بحث کنیم. می‌دانیم که علوم دانشگاهی پدیداری هستند و درباره حقیقت چیزی نمی‌گویند. یعنی آنها یکسری پیشرفت‌های اثبات‌نشده دارند اما در مورد ماهیت آن‌ها بحثی نمی‌کند، در واقع هریک از علوم حوزه‌های مختلف را از حیث کمی و مادی مورد توجه قرار می‌دهد اما با حقیقت اشیاء کاری ندارد تنها یک علوم وجود دارد که درباره حقیقت بحث می‌کند و آن هم علم حکمت و خاصه حکمت الهی است. تمام تعاریف حکمت با حقیقت انسان سروکار دارند. علم به حقیقت اشیاء به قدر طاقت بشری نمونه‌ای از این تعریف‌هاست.   او ادامه داد: دین هم حکمت است و قرآن هم آن را حکمت معرفی می‌کند. حکمت تولد روح است و نشانه نور الهی است و ایمان هم هست اما چرا فقط حکمت با حقیقت سروکار دارد و همه حقیقت باید به واسطه حکمت بررسی شود. حکمت کثرت را به وحدت می‌رساند و تمام حکمت‌هایی که می‌شناسیم در این اصل مشترک هستند، به‌ویژه حکمت‌های شرقی که وجود انسان را در یک مبدأ هستی مورد بحث قرار می‌دهد در حکمت‌های غیرشرقی مثل یونان نیز حقیقت وجود انسان است. شعار و فلسفه سقراط نیز «خودت را بشناس» بود و اصولا فلسفه حکما تلاش برای شناخت وجود انسان در یک مبدا هستی است.   اعوانی تأکید کرد: افلاطون، ارسطو و دیگر علمای غربی نیز به‌نوعی از حقیقت انسان و وجود او صحبت کرده‌اند در شرق نیز لائوسته از انسان کامل صحبت می‌کند. او صفات قدسی و کامل را در فلسفه خود تعریف کرده و معتقد است هرچیزی وجهی از تائو است یعنی تائو در همه چیز ظاهر شده است. برای دین هم عقل جزئی لازم نیست بلکه عقل کلی لازم است و طبیعت و حقیقت با هم گره خورده است.   به گفته این استاد فلسفه و حکمت، اساسا در ادیان غیر ابراهیمی نگاه حکمت نسبت به حقیقت جاری است. در فلسفه یونان هم به مساله وجود و من تاکید می‌شده و من به من معنا نمی‌شده است. در تعاریف حکمت خداوند وجود مطلق است و من هم من مطلق است. اما علم چنین درک مطلقی ندارد اگر هم این امر مطلق را نسبی تفسیر کنیم کفر اتفاق می‌افتد و اگر امر نسبی را مطلق تفسیر کنیم دچار شرک کنیم. غایت رسیدن به انسان رسیدن به یک حقیقت مطلق است.   وی در پایان با اشاره به نگاه کتاب‌های آسمانی از جمله قرآن، تورات و انجیل و مسأله حقیقت انسان تاکید کرد: قرآن انسان را دارای روح الهی و حق می‌داند و می‌گوید خداوند تمام اسماء خودش را به انسان داده در تورات نیز آمده که خداوند انسان را به صورت خود آفرید و در انجیل نیز این مفهوم را به تعبیر دیگر داریم. از طرف دیگر در این متون الهی آمده انسان تنها موجودی است که بار امانت الهی را پذیرفته و در واقع جهان برای انسان آفریده شده و انسان هم برای وجود حق. برای همین است که می‌گویند انسان خلیفة‌الله است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 13 Dec 2018 08:05:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269045/فلسفه-حکما-تلاش-شناخت-وجود-انسان-یک-مبدا-هستی محدثی: نگاه موسی صدر در بسیاری موارد به دین خام است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269052/محدثی-نگاه-موسی-صدر-بسیاری-موارد-دین-خام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «زیست مؤمنانه در جهان امروز از نگاه امام موسی صدر» عصر روز چهارشنبه ۲۱ آذرماه با سخنرانی حجت‌الاسلام محمدرضا زائری و حسن محدثی در سالن آمفی‌تئاتر دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد.  تلاش امام موسی صدر این بود که به راه میانه برسد  این نشست در حالی آغاز شد که با استقبال بسیار خوب مخاطبان همراه بود. حجت‌الاسلام زائری در ابتدا با طرح این سوال که آیا اساساً دین‌داری در دنیای امروز امکان‌پذیر است یا خیر؟ گفت: دو گروه تلاش می‌کنند مؤمنانه‌زندگی‌کردن را حتی ناخودآگاه غیرممکن جلوه دهند؛ یک گروه افرادی هستند که دین را سخت جلوه می‌دهند و آن را به مناسک تقلیل می‌دهند اما گروه دیگر افرادی هستند که تضاد بین دین و زندگی طبیعی را نشان می‌دهند. وی ادامه داد: تلاش امام موسی صدر این بود که به راه میانه برسد و پیام آسمان را با نیاز زمین پیوند دهد، نکته مهمی که درباره شخصیت ایشان مغفول است، این است که خاستگاه ایشان، فقاهت و اجتهاد بود، او مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی و شهیدبهشتی از موضع یک روشنفکر امروزی صرفاً این حرف‌ها را نمی‌زند، بعضی فکر می‌کنند اگر ایشان را صرفاً یک نواندیش جذاب و دوست‌داشتنی معرفی کنند، کار درستی می‌کنند در حالی که امام موسی صدر اگر به کلیسای سن جوزف می‌رفت و برای نخستین‌بار در تاریخ مسیحیت، موعظه روزه مسیحی را ارائه کرد، این از موضع روحانیت و فقاهت بود، از موضع یک شخصی سیاسی نبود. زائری با بیان اینکه امروز در فضایی زندگی می‌کنیم که حتی روحانیون بزرگوار ما گاهی بدون اینکه حواسشان باشد، آن‌قدر دینداری را سخت جلوه می‌دهند که مردم بی‌خیال دین شوند! و این‌قدر احتکارگرانه معارف دینی و ارتباط دینی را منحصر به خود می‌کنند که دیگران خیال می‌کنند راه معنویت فقط همین است گفت: به همین دلیل است که روز به روز فاصله بین انسان واقع‌گرای مدرن با معارف و باورهای دینی بیشتر می‌شود.  سخن‌گفتن از زیست مؤمنانه بسیار دشوارتر از عصر موسی صدر است حسن محدثی نیز در ادامه نشست با رویکردی انتقادی نسبت به برخی اندیشه‌های امام موسی صدر سخن گفت و افزود: ایشان می‌گوید باید در زندگی مؤمنانه زیست اما به اعتقاد من نگاه موسی صدر در بسیاری از موارد به دین، خام است. به علاوه اینکه بر خلاف نظر آقای زائری در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که تفاوت‌های زیادی با زمانه موسی صدر وجود دارد. اجازه بدهید تعبیر امام را به کار نبرم چون باید نگاه نقادانه داشته باشیم و این اوصاف و القاب به مرور راه نقد را می‌بندد! من به شخصیت ایشان علاقه دارم و دو مقاله موسی صدر مظهر دین سبز و دین و صلح را درباره ایشان تألیف کرده‌ام اما تصور می‌کنم که موسی صدر در بحث‌های خود آرمان‌گرایی دینی دارد که در آن حضور واقعیت‌های تاریخ اسلام کم‌رنگ است، فجایعی که به نام دین در تاریخ رخ داده، مورد اشاره او قرار نمی‌گیرد و این سؤال که این فجایع چه قدر از فرهنگ دینی نشأت می‌گیرد، مورد غفلت واقع می‌شود. به گفته این استاد جامعه‌شناسی، اگر چه موسی صدر نگاه نقادانه به دین دارد و این در آن دوران بسیار ارزشمند است، اما این نقادی کم است و باید به‌روز شود. یکی از دلایل خام‌بودن بعضی اندیشه‌های موسی صدر، انسان‌شناسی آرمان‌گرایانه اوست که می‌گوید انسان فطرتاً به آسمان و خدا گرایش دارد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که این باورهای دینی به شدت مورد مناقشه است و سخن‌گفتن در باب دین و زیست مؤمنانه بسیار دشوارتر از عصر موسی صدر است. امروز نظام معرفتی دینی و فقه دچار بحران جدی است اما این در اندیشه موسی صدر نیست و شاید نمی‌توانست باشد. وی با بیان اینکه باور به اسلام در موسی صدر عمیق است ادامه داد: برخلاف ۹۹ درصد عالمان مسلمان، موسی صدر جزء شخصیت‌هایی است که اعمال را ملاک قرار می‌دهد و معتقد است که ایمان در اعمال آدمی ظاهر می‌شود. این قسمت از اندیشه موسی صدر بخشی است که می‌توان به آن تکیه کرد، بنابراین اعمال موسی صدر از اندیشه‌های او جلوتر بود. او تأکید فوق‌العاده‌ای بر عمل صالح دارد و اینکه اساساً آموزه‌های دینی موقعی ارزشمند هستند که مدخلیت اجتماعی داشته باشند. اگر بخواهیم در جهان جدید مؤمنانه زیست کنیم و از مؤمنانه‌زیستن دفاع کنیم، همین بخش از آرای موسی صدر است که عمل را بر اعتقاد ترجیح می‌دهد. محدثی گفت: در خاموشی، سکوت و بی‌ادعایی به عمل صالح پرداختن، برگ برنده‌ای است که شاید بتواند مؤمنانه‌زیستن را در دنیای امروز محقق کند. اختلاف با امام موسی صدر به دلیل واقع بینی او بود زائری در این بخش از نشست که به صورت گفت‌وگویی ادامه یافت، در پاسخ به محدثی عنوان کرد: خواهش می‌کنم از موضوع بحث منحرف نشویم، بحثی مثل بن‌بست فقه در دنیای امروز، موضوع مستقلی است که باید جداگانه به آن پرداخت. نکته دوم اینکه تنها چیزی که در مورد امام موسی صدر نمی‌توان به کار برد، آرمان‌گرایی است. به عنوان شاگرد و برادر کوچک‌تر از دکتر محدثی می‌خواهم که بر اندیشه‌های امام موسی صدر وقت بگذارند و مطالعه کنند، شاید به هرکسی بشود گفت آرمان‌گرا به جز امام موسی صدر. لازمه آکادمیک نگاه‌کردن این نیست که انسان به زمین و زمان بد بگوید، اگر کسی به این نتیجه برسد که عملکردهای غلط در طول تاریخ به اصل دین ربطی ندارد، لزوماً آرمان‌گراست؟ و اگر کسی به بالا و پایین دین فحش بدهد، واقع‌نگر است؟ وی در همین باره توضیح داد: لازمه آکادمیک صحبت‌کردن این است که در چهارچوب بحث صحبت کنیم، چون خودش که حضور ندارد، ما با آثار و اندیشه ایشان مواجهیم و باید از این‌ها حرف بزنیم. این چه اهمیتی دارد که به ایشان «امام» بگوییم یا نگوییم؟، اگر من لفظ امام را به کار می‌برم به خاطر عرف است. در عرف به شما می‌گویند «آقای دکتر محدثی»، اگر من به شما «دکتر» می‌گویم از شما بت نساخته‌ام و اگر بگویم «حسن محدثی» بی‌ادبی نکرده‌ام. ناسزایی که امام می‌شنید، همه‌اش از روی حسادت و اختلافات شخصی نبود، از سر این بود که او واقع‌بینانه به مسائل نگاه می‌کرد، این جمله ایشان است که می‌گوید: «هیچ تغییری ممکن نیست، مگر آن‌که وضعیت امروز دین‌داری را نقد کنیم.» مطئمنم که اگر آقای دکتر بعداً بر آثار امام موسی صدر تأمل کنند، این واقع‌گرایی را مشاهده می‌کنند.   آیا جهان امروز و جهان اسلام از نور علم و دین تابناک است یا فاجعه؟ محدثی اما در پاسخ به اظهارات زائری با تاکید براینکه هنجارهای زبانی که به کار می‌بریم خنثی نیستند و زبان برای جهان‌سازی مدخلیت دارد گفت: به همین دلیل برای خودم بهتر دانستم که دائماً از لفظ امام برای ایشان استفاده نکنم. موسی صدر از انحراف‌های دینی صحبت می‌کند، اما هر آن چیزی که در تاریخ یک نظام اعتقادی رخ می‌دهد، چه بسا ریشه در آن نظام اعتقادی داشته باشد. نمی‌شود به این مسئله بی‌تفاوت بود، موسی صدر در نوشته‌های خود می‌گوید: «بعد از اینکه‌ دانستیم‌ مصائبی‌ که‌ ما امروز متحمل‌ می‌شویم‌ به‌ سبب دین‌ نیست؛ بعد از اینکه‌ اذعان‌ کردیم‌ که‌ جنگ‌های‌ صلیبی‌ یا مثلاً فتحِ‌ قسطنطنیه‌ و چنین اقداماتی‌ که‌ صورت‌ گرفته‌ است، چه‌ به دست مسلمانان‌ و چه‌ به دست مسیحیان، از اساسِ‌ دین‌ نشئت نگرفته است و دین‌ هیچ‌کدام‌ از این‌ها را تأ‌یید نمی‌کند؛ و پس‌ از آنکه‌ گفتیم‌ این‌ واقعیت‌ که‌ امروز به‌ اسم‌ دین‌ با آن‌ زندگی‌ می‌کنیم‌ دین‌ نیست؛ و بعد از آنکه‌ دریافتیم‌ فرقه‌گراییِ‌ موجود در کشور ما از آثارِ‌ دین‌ نیست‌، اگر در مقابل‌ هرآنچه‌ در میان ما به‌ اسمِ‌ دین‌ رواج‌ دارد، تسلیم‌ نشویم‌ و آن‌ را نپذیریم‌، بلکه‌ مفاهیمِ‌ دینی‌ آن‌ را بیابیم، در این‌ صورت، چرا مردم‌ را به‌ سوی‌ دین‌گرایی در زندگی با روش درست‌ دعوت‌ نکنیم؟»، این صحبت‌ها حاکی از یک نگاه آرمانی است. بسیاری از این‌ مشکلاتی که خودش می‌گوید ریشه در فرهنگ دینی دارد، می‌گوید اسلام آن است که من می‌گویم، بقیه انحراف است! انحراف از اسلام هم بخشی از تاریخ اسلام است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.   محدثی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به به برخی از جنبه‌های خامی‌های اندیشه موسی صدر توضیح داد: ایشان درباره فلسفه در جهان اسلام گفته است: صدرالمتألهین پیش از فلاسفه‌ای همچون کارل یاسپرس و سارتر به مکتب وجود پرداخته است و آن‌ها بی‌خودی به خود مباهات می‌کنند! یا مثلاً درباره علم‌النفس صحبت می‌کند که اساسا امروز علمی منسوخ است. او از ابدیت فرهنگ اسلامی سخن به میان می‌آورد، در حالی که می‌دانیم فرهنگ اسلامی نیاز به بازسازی اساسی دارد. در جایی دیگر موسی صدر سخنان عجیبی درباره علم و دین به کار برده است که غیرواقع‌بینانه است، علم به عنوان معرفت بدیل در دنیای مدرن ظاهر و به معرفت مسلط تبدیل شد، چون توانسته است جهان ما را دگرگون کند، علم آن‌قدر هژمونیک شده است که دین‌داران گاهی برای موجه‌جلوه‌دادن دین به علم متوسل می‌شوند. مثلاً افرادی مثل مهندس بازرگان و دیگران که از علم برای اثبات دین بهره بردند و سعی کردند همه چیز را علم مالی کنند! این استاد جامعه شناسی در همین زمان بخش‌هایی از کتاب «نای و نی» را قرائت کرد و گفت: موسی صدر می‌گوید: «علم‌ به‌ ادراک‌ حقیقت‌ دین‌ پرداخت، به‌ آن‌ ایمان‌ آورد و ارج‌ نهاد و بر آن‌ تکیه کرد. اهل دین‌ نیز به‌ شناخت‌ خدمات‌ علم‌ به‌ خود‌ و به‌ انسان‌ پرداختند و آن را تأ‌یید کردند و به‌ رسمیت شناختند. بدین‌گونه‌ مسائل روشن‌ شد و آب‌های‌ رفته‌ به‌ جوی‌ بازآمد.» آقایان کِی و کجا علم به دین ایمان آورد؟ این گزاره از کجا آمده است؟ هنوز هم مسلمانان مناقشه خود را با علم حل نکرده‌اند، جامعه‌شناسی و علوم انسانی به عنوان علم در کشور ما مغضوب هستند، چون همه معارف باید از دین اجازه بگیرند. موسی صدر در ادامه می‌گوید: «علم و دین با هم‌ در زمزمه‌ای هماهنگ، جهان‌ را از نور و سرور آکنده‌ می‌سازند. ما اکنون‌ در آغاز این‌ راهیم‌ و در افق‌ ما فجر صادقی‌ هست که‌ نوید‌ طلوع‌ تمدنی‌ راستین‌ و ظهور روزی تابناک را برای‌ انسانیت‌ می‌دهد، روزی که انسان‌ با تمام‌ وجود و تمام عده خود با همه کارآیی و کارآمدی خود زندگی می‌کند».   محدثی در واکنش به این سخنان گفت: اگر علم و دین با هم، جهانی پر از نور و سرور ساخته‌اند، پس چگونه است که به تصدیق بیژن عبدالکریمی، نیهیلیسم دارد دنیا را فرا می‌گیرد؟ هورکهایمر و آدورنو در ابتدای کتاب «دیالکتیک روشنگری» می‌گویند: «روشنگری وعده داده بود که جهان از تاریکی به درمی‌‌آید، علم جهان را نورانی می‌کند و اینک جهان از فاجعه تابناک است!» آیا جهان امروز و جهان اسلام از نور علم و دین تابناک است یا فاجعه؟، من بارها گفته‌ام تا اطلاع ثانوی مسلمان‌ام اما مؤمنانه‌زیستن این‌قدر که موسی صدر آرمانی توصیف می‌کند، راحت نیست. تنها جایی که می‌توان به حرف‌های موسی صدر تکیه کرد، جایی است که می‌گوید باید به ایمان را در اعمال خود متجلی کنیم و به عمل صالح بپردازیم.   دین، ریشه اختلاف و دوگانگی نیست این نشست در حالی در میان سالن مملو از جمعیت ادامه یافت که به درخواست حاضران این بحث به صورت گفت‌وگوی میان دو استاد مدعو دنبال شد. در همین حال زائری درباره این بخش از سخنان محدثی توضیح داد: امام موسی صدر از منظر خود می‌گوید عامل فجایع در تاریخ دینی عوامل سیاسی است یعنی این که دین، ریشه اختلاف و دوگانگی نیست. خاضعانه از دکتر محدثی خواهش می‌کنم از اوصافی مثل خام و عجیب استفاده نکند. این الفاظ، تعابیری عالمانه نیستند که ایشان درباره اندیشه امام موسی صدر به کار می‌برند. همچنین ایشان به فلسفه و عرفان در اندیشه امام موسی صدر اشاره کرد که من به علت عدم تخصص در این بحث، وارد آن نمی‌شوم، اما باز هم تأکید می‌کنم که این مسائل، موضوعاتی مستقل هستند که باید مثل موضوع فقه در جهان امروز، جداگانه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی قرار بگیرند.   وی تاکید کرد: ایشان، امام موسی صدر را به این متهم می‌کند که فقط اندیشه خود را درست می‌دانسته است، در حالی که آقای محدثی هم به گونه‌ای بر اندیشه خود اصرار می‌کند که گویی حقیقت محض را می‌گوید و جایی برای درست‌بودن نظرات دیگران باقی نمی‌گذارد. نباید از قبل، انگاره‌ای را به شکل پیش‌فرض مقدس فرض کنیم و زور بزنیم آن را اثبات کنیم. ابدیتی که امام موسی صدر می‌گوید اعتقاد به معاد است. در مقابل نیست‌انگاری و پوچ‌انگاری دنیا، در فضایی که شاگردان مارکس و گرامشی در جلسه می‌نشستند او از اصول ثابت اسلام مثل معاد سخن می‌گوید، اما شما امروز بعد از پنجاه سال بدون مطالعه دقیق آن مطلب و درک آن فضا، بحث دیگری را مطرح می‌کنید.   انسان فی نفسه برای موسی صدر کرامت دارد در بخش دوم این نشست محدثی با بیان اینکه یکی از نقاط قوت اندیشه و مشی زندگی موسی صدر این است که کرامت انسانی را به طور ذاتی برای انسان، وارد می‌داند یادآور شد: عالمان مسلمان اکثراً به نظام اعتقادی بها می‌دهند و رستگاری را با آن می‌سنجند. مثلاً آقای مطهری در کتاب «عدل الهی» می‌گوید کسانی که اعتقاد صحیح ندارند، اعمالشان تباه است، اما موسی صدر فی نفسه برای انسان کرامت قائل است، تا آنجا که برای آزادی یک جوان اسیر مارکسیست با دولت لبنان وارد مذاکره می‌شود و می‌گوید فرزند من را آزاد کنید! چراکه از نگاه او انسان فراتر از اعتقادات است و ادیان برای انسان آمدند. من سه شخصیت را در تاریخ معاصر شناسایی کرده‌ام که این‌گونه می‌اندیشند: آیت‌الله طالقانی، امام موسی صدر و علی شریعتی؛ دکتر علی شریعتی می‌گوید تمام انسان‌ها از دو قبیله خارج نیستند؛ یک گروه افرادی هستند که عمل صالح انجام می‌دهند و گروه دیگر، افرادی هستند که عمل ناصالح انجام می‌دهند.   وی با تاکید بر اینکه اسلام موسی صدر با اسلام علمای دیگر متفاوت است افزود: از همین منظر است که او با دیگری گفت‌وگو می‌کند و برای این گفت‌وگو زندگی و جانش را می‌گذارد! اسلام موسی صدر عمل محور است و در نگاه او اعمال صالح مهم است. امام موسی صدر شخصیت بسیار بزرگ و از کسانی است که باعث شد دنیای ما جای بهتری باشد. من به اینکه در عصری زیسته‌ام که او در آن زیسته افتخار می‌کنم و آرزو می‌کردم که ای کاش مانند مرحوم علی شریعتی در جوانی با ایشان آشنا می‌شدم. وجوه شخصیتی موسی صدر بسیار ارزشمند است و باید به آن افتخار کرد.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 13 Dec 2018 08:27:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269052/محدثی-نگاه-موسی-صدر-بسیاری-موارد-دین-خام