خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Fri, 19 Jan 2018 17:07:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 19 Jan 2018 17:07:54 GMT علوم‌انسانی 60 آیا کسی هست که شکست نخورده باشد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256808/آیا-کسی-هست-شکست-نخورده-باشد نشست نقد و بررسی دوره پنج جلدی «مجموعه مقالات خلیل ملکی» که توسط انتشارات اختران به بازار کتاب عرضه شده با حضور رضا آذری شهرضایی، کاوه بیات و محمدحسین خسروپناه چهارشنبه (27 دی‌ماه) در سرای اهل‌قلم برگزار شد. بازنگری دوباره دهه بیست، سی و چهل در ابتدای این نشست، رضا آذری شهرضایی که «مجموعه مقالات خلیل ملکی» به کوشش و گردآوری او منتشر شده است، در توضیحاتی به معرفی این مجموعه و خلیل ملکی پرداخت و گفت: من فکر می‌کنم که ضرورت دارد که ما دهه بیست، سی و چهل را دوباره بازبینی کنیم. در پاسخ به این سوال که چرا به طرف خلیل ملکی رفتم، باید بگویم؛ شاید به این خاطر است که ما یک بار دیگر، آن دوران را بازنگری کنیم. مدام مطرح می‌شود که خلیل ملکی شکست خورد. اما واقعا آیا کسی هست که شکست نخورده باشد؟ جایگاهی که امروز داریم، محصول فرآیندی هست که تمام گروه‌های سیاسی در آن نقش داشتند. چه آنهایی که در قدرت بودند و چه آنهایی که بیرون از قدرت بودند. ما می‌خواهیم آن دوران یک بار دیگر بازبینی شود و شاید به همین دلیل هم به سوی جمع‌آوری این مقالات رفتم. آذری شهرضایی گفت: من فکر می‌کنم خلیل ملکی با توجه به آراء و عقایدی که دارد، می‌تواند به ما کمک کند تا نگاه دیگری به این دوره داشته باشیم. من به یکی از شکست‌های خلیل ملکی به عنوان نمونه اشاره می‌کنم؛ اولین مقاله‌ای که در جلد نخست این مجموعه منتشر شده است، اولین مقاله‌ای ست که او می‌نویسد. سال 1309 تا 1310، چندین مقاله دارد با عوان « آیا در ایران قحط‌الرجال است؟»، «دانشجویان اروپا در چه وضعیتی هستند؟» و... در آن زمان، یکی از دانشجویان ایران در برلین، به خاطر فشارهایی که رویش بوده، خودکشی می‌کند. اولین مقاله او در انتقاد به وضعیت دانشجویان خارج کشور است. همه ساکت بودند. صد تا دانشجو در سال 1307 رفته بودند. اما همه آنها به دنبال زندگی خودشان می‌روند. فقط ملکی این ماجرا را نقد کرد و حتی غیر مستقیم به نقد حکومت شاه پرداخت. اما نتیجه چه شد؛ نخستین اتفاق این بود که بورس خلیل ملکی را قطع کردند. و در سال 1312 هم به خاطر این که پول به او نرسید، آن هم در شرایطی که خانواده‌اش برایش پول می‌فرستادند، ملکی را وادار کردند که برگردد و درسش نیمه تمام ماند. در حالی که تمام آن صد نفر درس‌شان را تمام کردند و به زندگی و پست‌های خوب برگشتند. اما خلیل ملکی بیآنکه درسش را تمام کند، برگشت و یک معلم ساده شد. این نخستین شکست ملکی بود. این پژوهشگر ادامه داد: خلیل ملکی دارای نگاه بود و همیشه راه نشان می‌داد. آخرین شکست خلیل ملکی  هم این بود که در شرایطی هم  که سیاست یا به سمت چین رفته بود، یا دنبال جنبش‌‌های چریکی در کشورهای دیگر بودند، او راه نشان داد و بحث هند را مطرح کرد.او در جست‌وجوی الگوی سوسیالیستی به سوی هند رفت و مقالاتی در این زمینه نوشت  و بیان کرد که راه این است. شاید این هم نوعی شکست باشد. وی افزود: در مورد اصلاحات ارضی هم که مقالات ملکی در این زمینه در جلد پنج این مجموعه منتشر شده است، در حالی که همه معتقد بودند که اصلاحات ارضی را آمریکایی‌ها انجام می‌دهند و این کار بی‌نتیجه است، ملکی گفت؛ اصلاحات ارضی طبقات اجتماعی را به هم می‌زند و این کار ما را در دموکراسی یک گام به جلو می‌برد. به نوعی  او همیشه نگاه مستقل خودش را داشت و شاید به همین دلیل هم مورد هجمه دیگران قرار می‌گرفت.   خلیل ملکی با پاره‌ای از سیاست‌های نهضت ملی سازگاری نداشت در این نشست کاوه بیات، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، درباره تنظیم این مجموعه مقالات گفت: اگر چه به لحاظ قوانین نشر، لازم است که برای هر جلد، عنوانی منتشر شود، اما باید در نظر داشت که این عناوین با توجه به مطالب هر جلد، تقریبی هستند. مثلا در جلد یک، بخشی به مقالات پراکنده خلیل ملکی در دوره رضا شاه اختصاص دارد. یا بخش قابل توجهی از مقالات اولیه جلد دوم، موسوم به انشعاب، مقالاتی از خلیل ملکی را شامل می‌شود که به دوره حزب زحمت‌کشان مربوط می‌شود. این وجه را می‌توان در دیگر مجلدات هم دید. نکته دیگر این که به رغم نقش شاخص و راهبر ملکی در فعالیت‌های سیاسی حزب زحمتکشان و جامعه سوسیالیسم، برای بررسی آرای خلیل ملکی در این زمینه، صرفا به مقالات منتشر شده در این مجموعه‌ها نمی‌توان اتکاء کرد. خلیل ملکی بیشتر به دلیل نوع نگاه پویا و انتقادی‌اش نسبت به جهان پیرامون و پایبندی‌اش به اصل واقع‌گرایی، با پاره‌ای از سیاست‌های حاکم بر نهضت ملی و بازتاب آن در تحرکات حزب زحمت‌کشان و جامعه سوسیالیست‌ها سازگاری چندانی نداشت و این را می‌توان در انتقادهایش در رهبری جبهه ملی ملاحظه کرد. البته نمونه کمرنگی از این اختلاف‌ها با دولت دکتر مصدق در مورد کودتای 28 مرداد در مقالات این کتاب آمده است. نویسنده کتاب«فعالیت‌های کمونیستی در دوره رضا شاه» گفت: ریشه این ناسازگاری را بیش از هر چیز در مباحثی می‌توان دید که درباره انشعاب بخشی از نیروهای نیروی سوم مطرح شده است. انشعابی که بخشی از مقدمات  آن بیش از 28 مرداد فراهم آمده بود و بعد از آن ماجرا، صورتی آشکار و علنی به خود گرفت. از این رو برای بررسی تحولات این احزاب، جدای نوشته‌های خلیل ملکی که بخش اعظم آن در این مجموعه فراهم آمده، باید اسناد و مدارک بیشتری مورد مراجعه قرار گیرد.    این مجموعه، بسیاری از ابهام‌ها را در مورد ملکی برطرف می‌کند  محمدحسین خسروپناه، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، گفت: بیش از 115 سال از شکل‌گیری نهضت‌های چپ در ایران گذشته است و عمدتا چون همزمان با انقلاب مشروطه و فرقه دموکرات تا حزب عدالت و حزب کمونیسم و بعد هم شهریور 20 به‌ بعد، در طی این مدت، نهضت چپ ایران نتوانسته نظریه‌پردازی را بپروراند که بتواند در سطح بین‌المللی مطرح کند. حتی در سطح خاورمیانه هم این اتفاق مطرح نشد. تنها نظریه‌پرداز بزرگ چپ ایران که توانسته ابعادی فراتر از محدود کشور مطرح کند سلطان‌زاده است که آن هم ابتکار شخصی خودش نیست.  براساس نظریات روی، کمونیست هندی، نگاهش را مطرح می‌کند. تمام نظریه‌پردازانی که در چارچوب جنبش چپ ایران فعالیت می‌کنند، به نوعی تلاش می‌کنند که تمام نظریات چپ کمونیستی و مارکسیستی را در چارچوب ایران استفاده کنند. ملکی را هم در همین چارچوب باید مورد ارزیابی قرار داد.   این نویسنده توضیح داد: این کتاب 5 جلدی، بسیاری از ابهام‌ها را در مورد ملکی برطرف می‌کند در جنبش چپ از تاریخ‌نگاری سیاسی و نحوه‌های برخوردی که آنها دارند، از یک طرف و از طرف دیگر، مخالفین، یعنی هم در تاریخ‌نگاری فرقه‌ای ما و هم در تاریخ‌نگاری رسمی یا دولتی دیده می‌شود  که قسمتی از زندگی فرد را برجسته می‌کنند و این قسمت باقی زندگی او را می‌پوشاند. این اتفاق هم درباره «پیشه‌وری» وهم درباره «خلیل ملکی» افتاده است. ملکی  در تاریخ‌نگاری جریان‌های چپ هم‌سو و حتی مخالف  به‌عنوان یک خائن محسوب می‌شود و بعد از این که از انگلیس باز می‌گردد، می‌گویند که او خیانت کرده و انگلیس او را خریده است.  این نوعی تاریخ‌نگاری فرقه‌ای است. از طرف دیگر  طرفداران خلیل ملکی جوری صحبت می‌کنند که گویا خلیل ملکی در سال 1330،همان خلیل ملکی است که قبل از انشعاب در درون حزب توده بوده و در آن زمان هم همین عقاید  و اندیشه‌ها را داشته است. و بنابر مصلحت و انضباط حزبی، عقایدش را مطرح نمی‌کرده است. برخی از آنها انصاف بیشتری دارند و می‌گویند که مقداری تغییر هم کرده است.   این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: در جلد دوم این کتاب آمده که تا سال 1327، یک سال بعد از انشعاب، ملکی نه‌تنها مخالفتی با لنین و استالین ندارد بلکه آنها را ستایش هم می‌کند. اما نگاه او بعد از این تاریخ عوض می‌شود. در سال 1329 که آن تحول فکری را از سر گذرانده،درباره شوروی و سیاست‌های شوروی نسبت به ایران و کشورهای دیگر یاد می‌کند  و شکلی از سوسیالیسم را  که در شوروی برقرار بود را نقد می‌کند. پس می‌بینید که خلیل ملکی یک روند فکری را بعد از انشعاب طی می‌کند و از آن مهم‌تر در خود اعلامیه انشعاب می‌بینیم که مشکل بنیادی با شوروی و آن نوع سوسیالیسم ندارد. با خود حزب توده هم مشکل بنیانی ندارد. اما ضرورت اصلاح‌ در حزب توده را مطرح می‌کند.    نویسنده کتاب «سازمان افسران حزب توده» گفت: خلیل ملکی مقطع انشعاب، یک خلیل ملکی سیوسیالیست نیست. خلیل ملکی شخصیت سیاسی است که در همان مقطع زمانی با همان آرا و عقاید مارکسیستی لنینیستی و تایید کلیت حزب توده و تائید اتحاد شوروی از این حزب جدا می‌شود و جمعیت سوسیالیست توده را به وجود می‌آورد و امیدار است که شوروی این‌ها را تایید کند. بعد از اینکه شوروی از رادیو مسکو، این‌ها را محکوم می‌کند،بلافاصله انحلال جمعیت سوسیالیست حزب توده را اعلام می‌کنند و اعلامیه می‌دهند که کسانی که انشعاب کرده‌اند به درون حزب توده برگردند. از این‌جا به بعد تغییراتی ایجاد می‌شود. این تغییرات به‌خاطر بازگشت خنجی است و کتاب‌هایی است که از اروپا با خودش به ایران می‌آورد. کتاب‌هایی که بیانگر آراء و عقاید سوسیالیست کمونیست‌های یوگسلاوی است. همچنین برخی از کتاب‌هایی که در احزاب کمونیست اروپا منتشر شده است. او این کتاب‌ها ابتدا به انور خامه‌ای می‌دهد. او بعد مدتی کتاب‌ها را به خنجی پس می‌دهد. سپس به‌دست خلیل ملکی می‌رسد. ملکی کتاب‌ها را می‌خواند و شروع به جمع‌بندی می‌کند.  و با توجه به این خوانده‌های جدید، شروع به نقد حزب توده می‌پردازد. به خصوص از سال 1320 که حزب توده تشکیل می‌شود و خودش هم که در سال 1322 به حزب توده می‌پیوندد.خلاقیت فکری خلیل ملکی در آن است که دگم نیست. و خیر این بررسی‌های خلیل ملکی در این مقالات خیلی خوب مشخص است و روند فکری خلیل ملکی و تحول آن را بر اساس جلد دوم و سوم  می‌توان دریافت.   خسروپناه افزود: در همان مقطع که به حزب زحمتکشان  می‌پیوندد، پیوند ملکی با مظفر بقایی بسیار جالب است. چراکه خلیل ملکی به‌لحاظ فکری کاملا با او متفاوت است. ملکی به لحاظ شخصیتی آدم اخلاقی است و پرنسیپ‌هایی دارد که به‌ آن‌ها پایبند است و این پای‌بندی در سراسر زندگی‌اش هم هست و در مقاله‌های او تا سال هم این پرنسیپ‌ها دیده می‌شود. نکته دیگر اینکه خلیل ملکی یک سیری را طی می‌کند و در دادگاه «53نفر» می‌گوید که «ما کمونیسم را انتخاب نکردیم، کمونیسم ما را انتخاب کرده است.» . آنها خواستار اصلاحات اجتماعی در چارچوب‌های جامعه ایران هستند که بعد از شهریور 1320 می‌کوشند تا این کارها را از طرق قانونی انجام دهند. در آن مقطع زمانی حزب توده هم همین نگاه را دارد.   نویسنده کتاب «تجربه‌ای از همگرایی زنان آسیایی:کنگره نسوان شرق» توضیح داد: در درون جنبش چپ ایران شخصیت‌هایی را داریم که پیش از این هم همین روند را طی کرده‌اند. خلیل ملکی علی‌رغم اینکه در دوره ملی‌شدن صنعت نفت تلاش می‌کند که بتواند آن را محقق کند اما در عین‌حال به‌دکتر مصدق می‌گوید؛ «راهی که شما می‌روید به جهنم می‌رسد اما ما پشت سر شما می‌آییم، برویم.» اما اواخر کار، خلیل ملکی مقداری عقب کشید و حزب را هم به خنجی سپرد. اما در همان مقطع هم خلیل ملکی، خودش را در دکتر مصدق غرق نمی‌کند و می‌گوید ضرورت دارد که اصلاحات اجتماعی صورت بگیرد.این ویژگی خیلی مهم است. خلیل ملکی بعد از تحول عقاید خودش،از انقلابی‌گری به اصلاح‌طلبی رسید. و از کمونیسم به سوسیالیسم رسید. به این شکل برخورد ادامه داد و خواستار اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و نظام موجود بود تا به تدریج از طریق یک مهندسی جدید بتواند تحولی را در جامعه ایران به‌وجود بیاورد. دیگر اصل برایش مهم نیست که بگویند او وابسته به کدام کشور  است.   محمد حسین خسرو پناه گفت: این مجموعه 5 جلدی، درک ما را از خلیل ملکی تغییر می‌دهد و به‌ ما کمک می‌کند تا او  را بهتر بشناسیم وآن مقطع زمانی را هم از طریق خلیل ملکی و نگاه و قلم او بهتر بشناسیم. من به آقای آذری شهرضایی تبریک می‌ گویم. به خاطر این که می‌دانم چه مصیبتی کشیده تا این کتاب‌ها را فراهم کند. با توجه به اینکه کتابخانه‌های ما در بیست سال پیش که آقای آذری این کار را شروع کردند، مجهز به امکانات فنی و دوربین دیجیتال نبودند. آقای آذری خیلی زحمت کشید تا این مجموعه را فراهم کند و با تمام سختی‌ها کار را به انجام رساند. امیدوارم در چاپ‌های بعدی، برای هر جلد از این مجموعه توضیحی هم اضافه شود. حزب توده خیلی شناخته‌شده‌تر از این است که نیاز به معرفی داشته باشد. ولی به حزب زحمتکشان، فقط اشاراتی شده است و یا درباره نیروی سوم و... و امیدوارم در ابتدای هر جلد، یک تاریخچه  مختصر در چند صفحه برای هر دوره تاریخی اضافه شود  تا خواننده بتواند با آن ارتباط برقرارکند.  ]]> علوم‌انسانی Thu, 18 Jan 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256808/آیا-کسی-هست-شکست-نخورده-باشد ملت بی‌قصه ملت بی‌گذشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256834/ملت-بی-قصه-بی-گذشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین پایانی اولین دوره‌ی جشنواره‌ی عروسک‌های داستانی عصر روز گذشته، پنج‌شنبه ۲۸ دی‌ماه ۹۶، در موزه‌ی عروسک و فرهنگ ایران برگزار شد. بهروز غریب‌پور، عروسک‌ساز و کارگردان تئاتر در این مراسم گفت: «برای اولین‌بار است که موزه را می‌بینم و خوش‌حالم از تلاشی که دوستان کرده‌اند در جهت حفظ سنت‌های ما و آیین‌های ما و به نشر افق هم تبریک می‌گویم که از حوزه‌ی نشر پا فراتر گذاشته و در اتفاقی شریک شده که به نظر نمی‌رسد در حوزه‌ی کاری ناشرین باشد که حقیقتاً این چنین نیست. گام بسیار خوبی است که به انجمن‌ها و صنوف کمک بزرگی خواهد کرد. آن‌چه من در موزه دیدم و آن‌چه در این جشن اتفاق می‌افتد، برای من بیگانه نیست. من از کودکی عاشق عروسک‌هایی بودم که مادرم با پنبه و پارچه و لباس دورریختنی درست می‌کرد. از موهای خودش و دیگران وام می‌گرفت و عروسک‌هاش دورتادور رخت‌خواب ما چیده شده بود از همان موقع من عاشق عروسک‌ها شدم.» وی در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به عروسک‌های باربی گفت: «تعصب را باید کنار گذاشت! اگر باربی زیباست...اگر باربی خلاقانه است... اگر باربی متنوع است، این تقصیر باربی نیست. تقصیر ماست. متحجرینی داریم که فکر می‌کنند دست زدن به باربی و فکر کردن به باربی و بازی کردن با باربی یعنی تمام اعتقادات ما را نابود می‌کند. اصلاً چنین چیزی نیست.» این نویسنده‌ی پیشکسوت در پاسخ به پرسش یکی از کودکان حاضر در مراسم که سؤال کرد: یعنی بازی کردن با آن‌ها اشتباه است؟ ادامه داد: «نه. به شرطی که ما هم عروسک‌های خوب ایرانی داشته باشیم. عروسک‌های خوب ایرانی لازمه‌اش این است که هنرمندان مجسمه‌ساز و قصه‌گوهای ما به آن بپردازند و طراح‌هایی به میدان بیایند که بتوانند کار کنند. سال‌ها پیش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سعی کرد با دارا و سارا حرکتی بکند. اما نوع سفارش و ورود به بازار و نوع اندیشه‌ای که پشت قضیه بود، کاملاً غلط بود. وی افزود: چیزی را جایگزین کردن در فرهنگ دشوار است و اصلاً دلیل نمی‌شود فکر کنیم باید چیزی را معدوم کنیم تا چیزی جایگزین آن شود. بنابراین، این اقدام بسیار زیبا و ارزشمند است مشروط به این‌که اتفاقی که بین خانواده‌ی عروسک‌ساران و ناشران پیش آمده، تبدیل شود به اتفاق‌هایی که در کتاب‌ها هست و مدل‌هایی که ساخته و الگوهایی که ارائه می‌شود. درواقع، ما رشد کنیم. امیدوارم به کلکسیونرهایی که عروسک جمع می‌کنند یا به کتاب‌هایی که دراین‌باره هست، نگاه کنید. از قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی به بعد، خانواده‌هایی در اروپا تمام تلاش خود را وقف کردند تا ثروت‌شان را در راه عروسک‌سازی بگذارند. حالا چه عروسک‌های نمایشی و چه عروسک‌های اسباب‌بازی. برای همین هرچقدر در ایران بکوشیم، کم است.» غریب‌پور با انتقاد از شیوه‌ی عملکرد روشنفکران گفت: «روشنفکران ما نسبت به عروسک بی‌تفاوت‌اند و مطلقاً درکی از این جهان ندارند. درحالی‌که در قبایل استرالیایی و در هندوستان و در ایران باستان تمام آداب و سنت‌ها و... از طریق عروسک منتقل می‌شد و کشاندن جامعه‌ی روشنفکری به این سمت، من فکر می‌کنم بسیار دشوار است. چون در هیبت یک روشن‌فکر آن‌ها فکر می‌کنند باید یک آدم عقل‌شیرین در سن هفتاد سالگی به عروسک علاقمند باشد. در غیراین صورت،حتماً باید مطنن صحبت کند. حتماً باید با واژگان بسیار دشوارمفاهیم را بیان کند. ما این مشکل را داریم. در دانشگاه هم وقتی می‌گویند نمایش عروسکی، می‌گویند عروسک‌بازی، می‌گویند عروسک‌سازی... همه‌ی تصورات‌مان تغییر پیدا می‌کند. موقعی که دانش‌جو می‌گیرند برای رشته‌ی نمایش عروسکی، در کنکور هر کسی نمره‌اش پایین‌تر باشد می‌شود دانش‌جوی عروسکی. اگر به یک مجسمه‌ساز بگوییم شما بیا چندتا عروسک بساز و وارد بازار کن، می‌گوید حالا می‌خواهی من عروسک‌ساز شوم؟ درحالی‌که صنعت بسیار بزرگی است. نگاه کنید به عروسک‌هایی که زیر آن‌ها نوشته شده ساخت تایوان هستند. یعنی جهان را گرفته‌اند. این تحقیر درباره‌ی انیمیشن هم هست. البته، دارد تغییر می‌کند. می‌خواهم بگویم قصه را دست‌کم نگیرید. قصه درک‌گاه تاریخی انسان هاست برای رسیدن به آینده و اگر ملتی بی قصه باشد، مثل ملتی است که زبان ندارد. مثل ملتی است که گذشته ندارد.» پای قهرمان‌های داستانی ایرانی را به خانه‌مان باز کنیم آتوسا صالحی، نویسنده و مترجم و نماینده‌ی نشر افق در این مراسم به ایده‌ی اولیه‌ی مسابقه اشاره کرد و گفت: «خیلی خوشحالم که می‌توانیم تولد عروسک‌های داستانی را جشن بگیریم. ایده‌ی این جشن از خانم میرغیاثی، مسئول روابط‌عمومی نشر افق، بود که پیشنهاد دادند مسابقه‌ای برگزار کنیم و شخصیت‌های داستانی را عینی کنیم. حقیقت این است که کودکی همه‌ی ما با عروسک گره خورده است و حالا، می‌خواستیم عروسک‌هایی داشته باشیم که اسم دارند، تاریخ تولد دارند، شناس‌نامه دارند و پیشنیه‌ای برای خودشان دارند و می‌توانند رابط ما با دنیای کتاب‌ها و قصه‌ها باشند.  وی افزود: در ادبیات غرب برای همه‌ی شخصیت‌های محبوب کتاب‌ها عروسک‌هایی ساخته می‌شود که این عروسک‌ها می‌توانند نقش کتاب‌ها را در زندگی بهبود ببخشند و به تخیلات کودکانه‌ای که برای همه‌ی بچه‌ها و کودکی همه‌ی آدم‌بزرگ‌ها وجود دارد، عینیت بدهند. ما فکر کردیم جای همچین چیزی در ادبیات و نشر ما خالی است. عروسک‌های ما از فضای داستانی ما دور هستند. حیف است که با توجه  به پیشینه و تاریخ ما، با آن‌همه‌ قصه‌ها و متل‌ها و اسطوره‌ها، امروز شخصیت‌های غربی می‌آیند و نقش قهرمان را برای بچه‌های ما بازی می‌کنند. کاش بشود ناشرها،آموزش‌وپرورش و نهادهای غیردولتی همگی دست‌به‌دست به هم بدهند تا پای اسطوره‌ها و شخصیت‌های محبوب و همین‌طور شخصیت‌های داستانی امروزی را به خانه‌ها باز کنیم. عروسک‌هایی به شکل‌های مختلف که در ویترین‌های خانه،طاقچه‌ها و کتاب‌خانه‌مان... کنار کتاب‌ها بنشینند و داستان و افسانه‌ها را روایت کنند.» وی ادامه داد: «وقتی فراخوان مسابقه منتشر شد، تصور ما این بود که حالا می‌توانیم چند استعداد را شناسایی می‌کنیم تا بعدها بتوانیم با آن‌ها همکاری کنیم و عروسک‌ها را به مرحله‌ی تولید برسانیم. منتهی استقبال زیاد عروسک‌سازها باعث شد که فکر کنیم و بخواهیم این ایده را گسترش بدهیم. درنهایت، با همکاری موزه‌ی عروسک و فرهنگ ایران برای اولین‌بار آیین‌نامه‌ای برای ارزیابی عروسک‌های داستان تدوین شد و معیارهایی مشخص شد که می‌تواند جریان‌ساز باشد.» جودی دمدمی و غول و دوچرخه خوش‌اقبال‌ترین کتاب‌ها بودند آزاده بیات به نمایندگی از طرف موزه عروسک و فرهنگ ایران در بخش دیگری از مراسم صحبت کرد و بیانیه‌ی گروه داوری جشنواره (آزاده بیات، مسعود ناصری دریایی و علی گلشن) را خواند. در این بیانیه بر لزوم بسترهای آموزشی و ترویجی پیش از مسابقه تأکید شده بود. بیات گفت: «اگر جریان مسابقه آموزش‌پذیر نباشد، جز یک اتفاق هیجانی چیزی رقم نخواهد زد و پایداری و اقبال آن کاهش می‌یابد. با توجه به خلا‌های آموزشی و فرهنگی رقم زدن چنین اتفاقی صبوری می‌خواهد تا به بار بنشیند و بتواند پیام‌آور خوبی‌ها باشد.» وی ادامه داد: «گروه داوری آثار رسیده به مسابقه را در یک سطح کیفی دیدند و حداقل نکات ساخت عروسک در بعضی آثار رعایت نشده بود. در بین آثار ترجمه، مجموعه کتاب‌های جودی دمدمی و در بین آثار تألیف، کتاب غول و دوچرخه بیش‌ترین تعداد عروسک را داشتند و آثار دیگر اقبال کمتری توسط شرکت‌کنندگان داشتند. به دلیل هم‌سطحی آثار، انتخاب بسیار دشوار بود و معیارهای داوری به‌صورت کلی تدوین شد و مقیاس رتبه‌ای برداشته شد و صرفاً آثاری که قابل تقدیر و نسبت به آثار دیگر متمایزتر بودند، برای دوره‌ی اول انتخاب شوند.» در پایان این مراسم، از سه عروسک‌ساز برگزیده با لوح تقدیر، هدیه‌ی نقدی و کارت طلایی عضویت در باشگاه کتاب افق تقدیر شد. لادن راه‌انجام با عروسک‌های آقا و خانم بدجنس برگرفته از کتاب بدجنس‌ها اثر رولد دال با تصویرگری کوئنتین بلیک ترجمه‌ی محبوبه نجف‌خانی؛ عاطفه سلمانی با عروسک غول برگرفته از کتاب غول و دوچرخه اثر احمد اکبرپور با تصویرگری راشین خیریه؛ بنفشه کسرائیان‌فرد با عروسک وگی ورجه برگرفته از مجموعه‌ی وگی ورجه نوشته‌ی جاناتان لاندن با تصویرگری فرانک رمکیه‌ویچ و شعرهای ناصر کشاورز عروسک‌سازهای برتر معرفی شدند.  محبوبه نجف‌خانی، مهدی حجوانی، مهدی رجبی، فرمهر منجزی، علی هاشمی شهرکی، لاله جعفری، شکوه حاجی‌نصرالله، ثمین نبی‌پور و... از جمله نویسندگان و مترجمان و تصویرگران حاضر در این مراسم بودند. ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Jan 2018 07:31:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/256834/ملت-بی-قصه-بی-گذشته دیدگاه دین‌شناختی «چارلز تالیافرو» همدل با خداباوری http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256745/دیدگاه-دین-شناختی-چارلز-تالیافرو-همدل-خداباوری یاسر میردامادی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: تازه‌ترین کتاب من ترجمه مدخل «فلسفه دین» از دانشنامه فلسفه استنفورد به قلم چارلز تالیافرو است که به زودی در قالب جلد 91 این دانشنامه از سوی انتشارات ققنوس در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد. وی افزود: چارلز تالیافرو استاد تمام فلسفه در کالج سِنت اولاف در مینه‌سوتای آمریکاست و حوزه پژوهشی او الهیات، فلسفه دین، فلسفه اخلاق و فلسفه ذهن را شامل می‌شود. از نظر دینی، تالیافرو به سنت یهودی ــ مسیحی و از نظر فلسفی به سنت تحلیلی تعلق دارد، این در حالی است که دیدگاه دین‌شناختی او همدل با خداباوری به نظر می‌رسد، اما او نه خود را به فلسفه تحلیلی محدود کرده و نه به سنت فلسفی یهودی ــ مسیحی، بلکه رویکرد فلسفی او به سنت قاره‌ای و نیز به سنت‌های فلسفی سایر ادیان از جمله اسلام نیز، دست‌کم تا حدودی، توجه دارد. میردامادی ادامه داد: این کتاب درآمدی مختصر و همه‌فهم به بخشی از مهم‌ترین مباحث رایج در فلسفه‌ تحلیلی دین است. از این رو این کتاب برای کسانی که می‌خواهند برای نخستین بار با این شاخه اثرگذار فلسفی آشنا شوند، انتخاب مناسبی خواهد بود. این مترجم همچنین به تجدید چاپ یکی دیگر از کتاب‌های خود نیز اشاره کرد و گفت: چاپ دوم ترجمه من از کتاب «هراس از معرفت: در نقد نسبی انگاری» اثر پل بوغوسیان، فیلسوف معاصر آمریکایی نیز از طرف نشر کرگدن به تازگی منتشر شده است. چاپ نخست این ترجمه در شهریور سال گذشته (1395) از سوی همین ناشر منتشر شده بود. یاسر میردامادی، دانشجوی دکتری مطالعات اسلامی در دانشگاه ادینبرا اسکاتلند، مدرس مطالعات اسلامی در کالج مکتوم در داندی اسکاتلند و پژوهشگر پروژه «اخلاق زیستی-پزشکی اسلامی» در مؤسسه مطالعات اسماعیلی در لندن است. حوزه‌ ترجمه و پژوهش او مطالعات اسلامی، فلسفه دین و فلسفه اخلاق را در بر می‌گیرد. از دیگر ترجمه‌های منتشر شده از سوی او می‌توان به «درآمدی به فقه اسلامی» نوشته یوزف شاخت و «اصلاح اندیشه اسلامی، تحلیلی تاریخی-انتقادی» نوشته نصر حامد ابوزید اشاره کرد. ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Jan 2018 06:30:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/256745/دیدگاه-دین-شناختی-چارلز-تالیافرو-همدل-خداباوری حلقه‌های مفقوده در متون حماسی باید کشف شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256791/حلقه-های-مفقوده-متون-حماسی-باید-کشف-شود لیلا حق‌پرست، نویسنده پایان‌نامه «بررسی ساختار اسطوره‌ای حماسه‌های پهلوانان خاندان سام» و برگزیده جایزه فتح‌الله مجتبایی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با بیان اینکه درباره خاندان سام که از پهلوانان سیستان هستند تاکنون پژوهش‌های زیادی انجام شده گفت‌: این پژوهش‌‌ها به‌ویژه روی شباهت‌های کرداری و کنشی انجام شده است و نظرات متعددی در این باره بیان شده است. برخی پژوهشگران این شخصیت‌ها را دارای هویت واحد می‌دانند به‌طور مثال بیان می‌کنند که اگرچه گشتاسب یک اسطوره است و رستم نیز هویت تاریخی دارد اما هر دو از یک هویت واحد سرچشمه می‌گیرند.   وی ادامه داد: هدف من از انجام این پژوهش این بود که با بررسی نظرات مختلف نظریه قالبی را از آن استخراج کنم که به واقعیت نزدیک‌تر باشد برهمین اساس با بررسی روایات مرتبط با پهلوانان و قیاس آنها به این نتیجه رسیدم که در روایات گرشاسب، نریمان، سام، زال و رستم را در متون اساطیری، حماسی، تاریخی و شفاهی بررسی کنم و همچنین با استفاده از طومارهای نقالی مفاهیم مرتبط با این حوزه را استخراج کنم. در مرحله اول تلاش من این بود که روایات و منابع را مقایسه کنم تا در نهایت ساختارها با یکدیگر یکسان شوند. این پژوهشگر افزود: جمله مشهوری وجود دارد که می‌گوید: تکرار در یک ساختار اسطوره را نشان می‌دهد و بنابراین با بررسی این متون به این نتیجه رسیدیم که اینها پایه اسطوره‌های موردنظر ما هستند که در روایات‌های دور و نزدیک تکرار می‌شوند. بنابراین تدوین این رساله دو مرحله اصلی داشت. نخست استخراج مفاهیم تکرار‌شونده در روایات تا براساس آن ساختار اسطوره‌ای زندگی پهلوانان مشخص شود و در نهایت با مقایسه تک‌تک ساختار اسطوره‌ای زندگی آنها به‌طور مثال رستم و سام به این نتیجه برسیم که الگوی جهان‌پهلوان ایرانی چگونه است.   حق‌پرست در پاسخ به این پرسش که مشخصه‌های الگو جهان‌پهلوان ایرانی چیست عنوان کرد: این الگو مشخصه‌های خاصی دارد به‌طور مثال جهان‌پهلوان ایرانی کودکی ویژه‌ای دارد و از انسانهای عادی متفاوت است و این مرحله‌ای است که منجر می‌شود او هویت خود را به دیگران اثبات کند از سوی دیگر او قادر است شاه را برتخت بنشاند و یا او را از تخت بلند کند. جهان‌پهلوانان در طول زندگی‌شان با موجودی از جنس اژدها درگیر می‌شوند و در تمام زندگی آنها هفت خوانی وجود دارد که باید از آن عبور کند. از سوی دیگر زندگی آنها وقف دفاع از مردم در مقابل رنج و ظلم می‌شود. اغلب پهلوانان گونه‌ای از خطا را در پوششی از گناه و اشتباه تجربه می‌کند که بعد جاودانگی زندگی آنها را زیر سوال می‌برد و آنها را به مرحله آخر زندگیشان می‌رساند و گاهی بدون اینکه بمیرند از فرایند پهلوانی محو می‌شوند مانند زال، یا اینکه اگر مرگ را تجربه کنند به صورت غیر طبیعی برایشان اتفاق می‌افتد مانند رستم که به چنین سرنوشتی دچار می‌شود.   این محقق در ادامه سخنانش و در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه کتاب‌ها و پژوهش‌های سال‌های اخیر در حوزه حماسی چگونه ارزیابی می‌شود عنوان کرد: در سال‌های اخیر رویکردی دقیق‌تر و عمیق‌تر به متون حماسی صورت گرفته تا قبل از این متون حماسی تنها به شاهنامه منحصر می‌شد اما چندسالی است که متونی مانند گرشاسب‌نامه، سام‌نامه و ... نیز مورد توجه قرار گرفته و این منابع را می‌توان در کنار منابع ملی حماسی ما مشاهده کرد. بنابراین در سالهای اخیر از این منابع در کنار متون شفاهی مانند طومارهای نقالی استقبال شده البته منابع شفاهی مانند طومارهای نقالی پیش از این در پژوهش‌های علمی دیده نمی‌شد در حالی که این طومارها می‌تواند نقاط تاریک پژوهش‌های حماسی را برطرف کند.   حق‌پرست با بیان اینکه تلاش کردیم در این رساله به واسطه رویکردی که نسبت به موضوع خود داشته به متون حماسی اعتبار بخشی کند گفت: در این حوزه حلقه‌های مفقوده بسیاری وجود دارد و به‌عبارت دیگر متون حماسی مانند یک معمایی است که باید با کشف حلقه‌های مفقوده خلاء‌های آن را پر کرد. این منابع اعم از متون اساطیری ایرانی و غیر ایرانی از جمله متون هندی باستانی به یک میزان می‌تواند برای ما کمک‌کننده باشد تنها منوط به اینکه به این جمله تکیه کنیم که می‌گوید تکرار ساختار اسطوره‌ها را مشخص می‌کند.   وی یادآور شد: تلاش من هم در این رساله این بوده که با بررسی این ساختارها به نتیجه قانع‌کننده‌ای در اسطوره‌ها برسم.   حق‌پرست که رساله دکترای‌اش در نهمین جشنواره بین‌المللی فارابی در بخش جوان نیز برگزیده شد گفت: خوشختانه انتخاب اثر من در جشنواره فارابی و جایزه دکتر مجتبایی موجب شد که در چاپ آن در قالب کتاب با مشکلی مواجه نباشم و یک گام جلوتر حرکت کنم و به لحاظ اغنا‌کنندگی برای مخاطب با مشکلی روبه‌رو نباشم با این وجود برگزیده‌شدن در چنین جوایزی می‌تواند برای جوانان الهام‌بخش این موضوع باشد که هنوز هم عرصه‌هایی در علوم انسانی وجود دارد که رصد می‌شود و منابع و آثاری که به صورت کاربردی در این حوزه با وجود همه موانع و پیش‌فرض‌های موجود در این رشته وجود دارد را به جامعه معرفی می‌کند.  ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Jan 2018 06:00:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256791/حلقه-های-مفقوده-متون-حماسی-باید-کشف-شود