خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين دین‌ :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/religion Fri, 20 Sep 2019 12:43:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 20 Sep 2019 12:43:54 GMT دین‌ 60 سومین دوره کتاب سال عاشورا برگزیدگان خود را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280931/سومین-دوره-کتاب-سال-عاشورا-برگزیدگان-خود-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم اختتامیه سومین دوره حایزه دعبل خزاعی، کتاب سال عاشورا، عصر چهارشنبه، در خانه اندیشمندان علوم انسانی، برگزار و برگزیدگان بخش‌های مختلف این رویداد معرفی شدند.   گروه «کودک و نوجوان» بخش شعر کتاب یک دختر بی‌گوشواره اثر شاهین رهنما، انتشارات به‌نشر، اثر برگزیده معرفی شد.  بخش داستان، کتاب کنار او فقط تو بوده‌ای نوشته فریبا کلهر از دفتر نشر فرهنگ اسلامی، برگزیده شد. بخش تصویرگری کودک و نوجوان، کتاب مختار؛ دادخواه نینوا با تصویرگری مهرداد شاهوردی، از انتشارات آثار سبز، اثر برگزیده انتخاب شد. گروه «هنر» بخش خوشنویسی مجموعه گنجینة الاسرار عمان سامانی به خط اکبر نیکخو، منتشر شده توسط نشر آماره، اثر برگزیده انتخاب شد. بخش پژوهش هنری کتاب نقوش سقانفارهای مازندران اثر مشترک محمدرضا شریف‌زاده و نسیم رمضان‌پور لمسو، از نشر آوای هدهد، اثر برگزیده شد. و در این بخش از کتاب تکیه دولت از بودن، اثر علیرضا قاسم‌خان، انتشارات علمی و فرهنگی، نیز تقدیر شد. هیئت داوران، در بخش کتاب‌های عکس و همین طور هنرهای تجسمی، هیچ اثری را شایسته تقدیر ندانستند. گروه «فرهنگ و تاریخ» بخش پژوهش تاریخی تصوف ایرانی و عزاداری عاشورا، اثر محمد مشهدی نوش‌آبادی، از انتشارات آرما، اثر برگزیده معرفی شد. بخش پژوهش‌های اجتماعی، کتاب آیین‌های تلویزیونی و بازنمایی حزن و فرح مذهبی اثر علی جعفری از نشر آرما برگزیده شد. گروه «ترجمه» بخش ترجمه به فارسی دو اثر برگزیده شد.  روزنامه عاشورا تالیف ترجمه‌ جویا جهانبخش از انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان و وقعة الطف، ترجمه‌ محمدصادق روحانی، انتشارات کتاب طه. بخش ترجمه از فارسی هیچ اثری به دبیرخانه نرسیده است. گروه «ادبیات» بخش شعر، کتاب خبر سرخ اثر شهاب سبزواری از انتشارات سوره مهر، شایسته تقدیر دانسته شد. کتاب ماه ارغوان، اثر عبدالرضا رضایی‌نیا، از انتشارات سلمان پاک، اثر برگزیده معرفی شد. رشته شعر هیئت، شکوه شکفتن، اثر محسن حافظی از انتشارات سفیر اردهال، اثر برگزیده شد. بخش ادبیات داستانی، داستان احضاریه، از علی موذنی، انتشارات اسم، کتاب برگزیده انتخاب شد. بخش ادبیات غیرداستانی، کاشوب نوشته نفیسه مرشدزاده از نشر اطراف اثر برگزیده شناخته شد. بخش ادبیات نمایشی، تعزیه‌نامه، نوشته غلامعلی نادعلی‌زاده از نشر سمنگان اثر برگزیده انتخاب شد. بخش پژوهش‌های ادبی، تاریخ مرثیه‌نگاری در شهر لکنهو هندوستان اثر کلب عباس از انتشارات منشور سمیر کتاب برگزیده معرفی شد. ]]> دین‌ Wed, 18 Sep 2019 16:36:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280931/سومین-دوره-کتاب-سال-عاشورا-برگزیدگان-خود-شناخت حجت‌الاسلام قمی: اثر برتر حقیقت و باور عاشورایی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280930/حجت-الاسلام-قمی-اثر-برتر-حقیقت-باور-عاشورایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آیین اختتامیه سومین دوره کتاب سال عاشورا عصر امروز چهارشنبه ۲۷ شهریورماه باحضور حجت الاسلام قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، حجت الاسلام حاج علی اکبری، امام جمعه تهران، محمد علی مجاهدی، پدر شعر آیینی و جمعی از نویسندگان و پژوهشگران عاشورایی در تالار فردوسی برگزار ‌شد. این دوره از کتاب سال عاشورا با هدف شناسایی و معرفی کتاب‌های برتر در موضوعات «امام‌حسین (ع)، خانواده و یاران آن حضرت»، «تاریخ و تحلیل واقعه‌ی عاشورا»، «ادبیات و هنر عاشورایی» و «فرهنگ و آیین‌های عزاداری» با عنوان جایزه «دعبل خزاعی» در 19 رشته برگزار شد و برگزیدگان معرفی و تجلیل شدند. در ابتدای این مراسم پس از قرائت آیاتی از کلام وحی توسط جعفر فردی، قاری برجسته کشور، سنگری، دبیر علمی سومین دوره کتاب سال عاشورا طی سخنانی ضمن خیر مقدم به حاضرین و شرکت کنندگان، سومین دوره کتاب سال عاشورا را زمینه‌ای مناسب برای شناسایی داوران در عرصه ۲۰ گانه رشته‌های ادبی، فرهنگی، پژوهشی و غیره و استفاده از توان آنها در پیشرفت این عرصه‌ها عنوان کرد و گفت: مدت ۸ سال است که فعالیت در این زمینه آغاز شده و افرادی که در بنیاد دعبل خزایی فعالیت دارند سعیشان بر این است که به باروری فرهنگ عاشورا در حد امکان کمک کنند که یکی از آثار آن کتاب سال عاشوراست. وی اظهار کرد: نخستین سال که کتاب سال عاشورا برگزار شد، آثار ارائه شده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ مورد بررسی قرار گرفتند و خیلی از مسائل مطرح شد اما اینکه از نزدیک مسائل را حس کنیم و از نظر کیفی آثار را مورد بررسی قرار دهیم، کتاب دوسالانه عاشورا این زمینه را فراهم کرد. سنگری عنوان کرد: آیین قدردانی از آموزه‌های کلام وحی است، خداوند در قرآن ۱۹ بار واژه نغمه را بکار برده است و از بنده خود ستایشگری می‌کند، شیوه ائمه نیز این بوده که شاعران را می‌ستوده آمد و اولین شخصی که به نویسنده کتاب جایزه داده، امام صادق (ع) بوده است و حتی گروهی را برای داوری انتخاب می‌کرده‌اند و همچنان این راه ادامه پیدا کرده است. وی با اشاره به خلاء هوایی که در این عرصه وجود دارد، بیان کرد: خداوند در قرآن ۳۲ بار مسأله ذریه پروری را مطرح و افراد را دعوت به نسل پروری می‌کند، اما متأسفانه در حوزه عاشورا، ضعیف ترین بخش، پرداختن به نسل‌های آینده خصوصا کودک و نوجوان است و طی دو سال اخیر حتی یک کتاب در حوزه کودک ارائه نشده است و در این زمینه کانون پرورش فکری کودکان و انتشارات آموزش و پرورش باید پاسخگو باشند. دبیر علمی سومین کتاب سال عاشورا با اشاره به عملکرد ضعیف حوزه هنر در این زمینه افزود: با توجه به اینکه در برخی حوزه‌ها هیچ اثری ارائه نشده اما در برخی عرصه‌ها کارهای فاخری صورت گرفته و موفق ترین عرصه، حوزه پژوهش است و عمده پژوهشگران، جوانان هستند که امیدهایی را پیش روی ما روشن می‌کنند. وی در ادامه گفت: باید مقتل نو با زبان چالاک و صیقل خورده امروزی نگاشته شود زیرا روزگار ما متفاوت است و مطالبه‌گری در نسل جوان زیاد شده و اگر پاسخی برای آنها نداشته باشیم کوتاهی صورت گرفته است. طی آماری که ارائه شده در ایران ۳۷ بحران وجود دارد که باید به مدد آیا عبدالله از تاریکی‌ها عبور کنیم و این برنامه ای که در نظر گرفته شده نیز برای همین است که آثار ارائه شده در این زمینه را بشناسیم و در این راستا تاکنون ۲۰ اثر در بنیاد دعبل خزایی مورد بررسی قرار گرفته و این موضوع آفاق فکری در مجموعه‌های مختلف را بهم نزدیک کرد و زادگاه اندیشه‌های جدید شد. سنگری ضمن تشکر و قدردانی از ۳۵ داوری که در این زمینه همکاری کردند، اظهار کرد: امسال یک شاخه با عنوان شعر هیئات به ۱۹ شاخه اضافه شد زیرا عاشورا هویت بخش شیعه است که جزئی از فرهنگ ماست و باید این موضوع را جدی تر دریابیم و امید است مسئولان تکاپوی بیشتر در این زمینه داشته باشند. دیگر سخنران این مراسم، استاد مجاهدی، پدر شعر آیینی بود، وی با طرح سؤالی با این مضمون که مقام یک شاعر متعهد آیینی سرا از نظر شریعت اسلام چگونه است؟ گفت: حرمت یک شاعر به معنی واقعی کلمه به حدی است که در منابع تاریخی آمده است، قرار شد روزی شاعری در محضر پیامبر(ص) شعری بخواند ولی همهمه به حدی بود که شاعر نمی‌توانست انجام وظیفه کند، پیامبر با دستان خود جمعیت را به سکوت دعوت کردند و وقتی فضا آماده شد به کعبه بن مالک رو کردند که شهرت را بخوان و این نشان دهنده حرمتی است که پیامبر برای شاعران قائل است و همچنین نقد شعر مورد تأکید قرار گرفته است. پایان‌بخش سخنان وی قرائت چند بیت شعر آیینی بود. حجت الاسلام حاج علی اکبری سخنران دیگر این مراسم بود که به نقش معارف حسینی، مجالس و هیئت‌های عزاداری در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: اعجاز بزرگ زمانه ما یعنی انقلاب اسلامی حاصل سرمایه گذاری ابا عبدالله است، انقلاب اسلامی کاملا از نظر آرمان، هدف و روش سنخیت ویژه‌ای با عاشورا دارد، در تاریخ نظیر ندارد انقلابی یک چهره بر حرف خود بماند و علی رغم همه توطئه‌ها به راه خود ادامه دهد. وی اظهار کرد: همه آنچه در عاشورا اتفاق افتاد شامل درس‌های است که با فطرت انسان هماهنگ است و انقلاب اسلامی محصول قرائت و روایت درست از نهضت امام حسین(ع) است و امام خمینی(ره) این درس را به جامعه آموختند و در مسیر چله ی طی شده از خرداد سال ۱۳۴۲ شاهد هستیم که حتی مناسبت‌های نهضت در ماه محرم و صفر است و همین شعارها، منبرها و عزاداری‌ها همه این کار بزرگ را به نتیجه رساندند تا یک نظام حسینی با همان آرمانها تأسیس شود. حجت الاسلام قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان دیگر سخنران این مراسم با بیان اینکه اثر برتر عاشورایی، اثری است که حقیقت و باور عاشورایی دارد، گفت: دستگاه‌های فرهنگی امثال سازمان تبلیغات اسلامی نیازمند هستند که به اینگونه برنامه‌ها کمک کنند و حمایت از آنها را در اولویت قرار دهند. وی اظهار کرد: در برخی رشته‌ها از جمله ترجمه شاهد هستیم که هیچ اثری ارائه نشده و این در حالی است که طی جلسه‌ای که اخیرا با فرماندار عراق برگزار شد، یکی از مواردی که از سوی وی مطرح شد این بود که چرا از تنها کتاب مقتل که نگاشته شده حمایت صورت نمی‌پذیرد تا به زبان عربی ترجمه شود، آنچه مسلم است، این است که کتاب‌های عاشورایی برای عالمگیر شدن باید به زبان عربی و زبانهای دیگر ترجمه شود. حجت الاسلام قمی بیان کرد: اساسا عاشورا به خانواده پیوند خورده و تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع مداحان بسیار جذاب بود که فرمودند: «دشمنان بشریت تصمیم گرفته‌اند ریشه خانواده را بکنند و مهمترین مدافع خانواده، عاشوراست» و اینکه در این دوره کتاب سال عاشورا به خانواده پرداخته شده جای تقدیر دارد و حتما آثار و برکات آن ریشه‌ای و مانا خواهد بود. ]]> دین‌ Wed, 18 Sep 2019 16:30:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280930/حجت-الاسلام-قمی-اثر-برتر-حقیقت-باور-عاشورایی ارتباط روحانیت و اندیشه‌های چپ جدال میان سنت‌هاست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280848/ارتباط-روحانیت-اندیشه-های-چپ-جدال-میان-سنت-هاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: چنان‌‎که محمد صدرا، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان و مولف کتاب «روحانیت و اندیشه‌های چپ» در این گفت‌وگو بیان می‌کند، درباره نسبت میان روحانیت و اندیشه‌های چپ بسیار سخن گفته شده است اما کتابی که در این گفت‌وگو به آن پرداخته‌ایم یکی از نخستین آثاری است که به‌طور مبسوط به این بحث پرداخته است. در گفت‌وگو با محمد صدرا ابعادی از مطالب کتاب «روحانیت و اندیشه‌های چپ» را با کمک نویسنده آن واشکافی کرده‌ایم:   در ابتدا کمی درباره شکل گرفتن ایده نوشتن این کتاب، روند نوشتن و چرایی نوشتن آن توضیح دهید. درباره نسبت میان روحانیت و اندیشه‌های چپ بسیار سخن گفته شده و اندیشیده شده و بر این پایه نمی‌شود گفت ایده این کار را من ابداع کرده‌ام. ایده‌ای جمعی بوده و از سال‌ها پیش رگه‌های این بحث را می‌شد نزد اندیشمندانی مشاهده کرد و در سال‌های اخیر هم در مواجهه با اهل اندیشه من مشاهده می‌کردم که همگی به اجمال درباره تاثیر اندیشه‌های چپ بر روحانیت سخن می‌گویند. خیلی‌ها این تاثیر را منفی می‌دانستند و برخی هم نظرات دیگری داشتند. به عبارتی این ایده در اذهان عمومی اهل اندیشه بود ولی کسی آن را مستندسازی نکرده بود. من ایده انجام این کار را با آقای داوود فیرحی در میان گذاشتم و طبیعتاً مانند هر ایده‌ای موقعی که در معرض دیالوگ قرار گرفت، کم کم ابعاد آن روشن و مشخص شد. نگارش کتاب هم در مجموع سه سال طول کشید.   در مسیر نوشتن کتاب با چه مشکلاتی برخورد کردید؟ پیدا کردن اسناد برای نوشتن چنین کتابی تا حدودی سخت بود و از طرف دیگر کتاب باید به گونه‌ای نوشته می‌شد که ایجاد حساسیت نکند. همین تلاش برای عدم ایجاد حساسیت باعث شد کتاب شرایط خاصی پیدا کند. نقل‌قول‌ها کمی طولانی‌تر از حد معمول شد و دلیل ورود این نقل‌قول‌های طولانی به کار هم این بود که خواننده را در روند تفسیر متن مشارکت بدهیم. شاید این روش نوشتاری کتاب را از ایجاز خارج کرده باشد اما محاسن خودش را هم دارد.   این کتاب برای شما در چارچوب یک پروژه تحقیقاتی تعریف شده و یا کتابی منفرد است؟ من این کتاب را در چارچوب یک پروژه بزرگتر که پروژه فکری بنده است طبقه‌بندی می‌کنم. این پروژه به مواجهه فکری مسلمانان با غرب می‌پردازد و حداقل دو جلد دیگر را شامل می‌شود که امیدواریم آنها هم آماده شود. این کتاب یک قطعه از آن پازل محسوب می‌شود.   تاکید شما در کتاب بر بهره‌گیری از نظریات «جماعت‌گرایان» در تحلیل رابطه دو سنت رقیب بوده است. نظریات مک‌اینتایر و تیلور در کتاب شما چه کمکی به تحلیل نسبت میان روحانیت و اندیشه‌های چپ در ایران کرده است؟ هر تئوری که برای نظام‌بخشی به یک تحقیق انتخاب شود، همزمان امکانات و محدودیت‌هایی را پدید می‌آورد. دلیل انتخاب نظریات اندیشمندانی که برشمردید این بود که امکاناتی که برای ما در این تحقیق فراهم می‌کردند بیش از محدودیت‌هایشان بود. اولین نکته مهم این بود که افراد مانند مک‌اینتایر و تیلور که مروج اندیشه «جماعت‌گرایی» بوده‌اند ریشه‌های الهیاتی پروتستانی دارند و تحقیق ما هم در حوزه الهیات سیاسی می‌گنجید و به همین خاطر قرابتی ضمنی میان آن تئوری‌ها و موضوع ما فراهم می‌آمد. نکته مهم دیگر انسجام این تئوری بود و این موضوع که تئوری جماعت‌گرایی جامعیت مقبولی دارد و همین موضوع هم امکانات ما را در تحقیق زیاد می‌کرد. جماعت‌گرایی با اینکه در محور نظام‌های اندیشه‌ای در طیف راست قرار می‌گیرد اما نزدیک به اندیشه‌های چپ است و به نوعی در گروه اندیشه‌های چپ برخاسته از لیبرالیسم طبقه‌بندی می‌شود و به همین دلیل هم به راست نظر دارد و هم به چپ. جماعت‌گرایی خلاءهای اندیشه راست را با الهام‌گیری از اندیشه چپ البته از نوع غیرمارکسیستی آن پر می‌کند و همین موضوع است که به آن جامعیت بخشیده است. از سوی دیگر جماعت‌گرایان به دلیل خاستگاه نوارسطوئی‌شان به مفهوم خیر عمومی و مفهوم سنت که در واقع تعبیری غیرساختارگرا و منعطف از مفهوم فرهنگ است اعتقاد دارد و این مفاهیم منعطف این امکان را در اختیار ما می‌گذارد که درباره چگونگی تعامل سنت‌ها بررسی شفافتری داشته باشیم. مزیت‌های جماعت‌گرایی باعث می‌شود که وزن ساختار و کارگزار و نوع تقابل میان این دو در تحقیق متعادل شود. چرا که این گونه از اندیشه‌ورزی هم به تاثیر ساختار توجه دارد و هم به تاثیر کارگزار. بر پایه همه مواردی که گفته شد، می‌توان گفت جماعت‌گرایی یک تئوری زمینه‌گرا(Contextual) است و توجه خود را به زمینه در بررسی مسائل معطوف می‌کند. البته این را هم باید بگویم بنده تلاش می‌کنم اگر یک تئوری را مبنای تحقیق قرار می‌دهم، دست و بال خودم نبندم و در چارچوب فهم خودم، در عین اینکه از چهارچوب تئوری مبنایی خارج نمی‌شوم، هر گاه لازم شد از رویکردهای دیگر هم بهره بگیرم تا خلاءهای تئوری را پر کنم. در همین کتاب هم با وجود آنکه به نظریات جماعت‌گرایان پایبند بوده‌ام، رد پای مفاهیمی مانند: گفتمان و تاریخ مفاهیم(در معنایی که کوزلک به کار گرفته‌اند) و ... را هم در کتاب می‌توان مشاهده کرد.     سابقه حضور اندیشه‌های چپ در ایران به سال‌های پیش از مشروطه بازمی‌گردد و حضور حزب اجتماعیون ـ عامیون در مجلس اول مشروطه یکی از اولین نمودهای اجتماعی این حضور است. تمرکز کتاب شما بر ارتباط میان روحانیت و اندیشه‌های چپ پس از دوران پهلوی اول است اما از اساس ارتباط میان روحانیت و اندیشه‌های چپ از چه زمان و چگونه آغاز می‌شود؟ برخورد مسلمانان با مسئله غرب در قرون هفده و هجده میلادی به طور مشخص در سه منطقه شبه‌قاره هند، بالکان (که تحت حاکمیت عثمانی بوده است) و ایران قابل پیگیری است. این برخورد در هر یک از مناطق ویژگی‌های خاص خود را داشته است. در ایران تماس و چالش با غرب(در معنای غیر ایدئولوژیک آن) به طور عام و با اندیشه‌های چپ به طور خاص به زمان جنگ‌های ایران و روس بازمی‌گردد. پس از این دوره کارگرانی که برای اشتغال به مناطقی چون قفقاز رفته بودند، در معرض این اندیشه‌ها قرارگرفتند و همچنین سیاحان نیز در انتقال این اندیشه‌ها نقش داشته‌اند. من در فصل مقدماتی کتاب سعی کرده‌ام این اولین برخوردها را پی‌گیری کنم و به آنها بپردازم. اوج این برخورد را در مشروطه می‌توان مشاهده کرد اما آنچه گفتنی است، این است که به دلیل آنکه حاملان اولیه این گونه از تفکر کارگران و افراد غیر تحصیل کرده بوده‌اند، تماس و برخورد ایرانیان با تفکر چپ در ابتدا بسیار سطحی بوده و از اساس می‌توان گفت یکی از دلایل شکست مشروطه همین جو خشونتی بود که تحت تاثیر برخورد سطحی با اندیشه‌های چپ پدید آمده بود. این اندیشه، مفهوم بنیادین قانون را که در رابطه با مفهوم استبداد در ایران مورد توجه و تأکید قرار گرفته بود، دچار گسست می‌کند و خلاء پدید آمده بر اثر این گسست محملی برای خشونت می‌شود. اندیشه‌های چپ قانونی را قانون می‌دانستند که به نفع توده‌ها باشد و هر زمان به تشخیص خودشان تصور می‌کردند این‌گونه نیست، به خودشان حق می‌دادند قوانین را زیر پا بگذارند.   در کتاب شما مواجهه‌های کمتر شناخته شده میان روحانیت و اندیشه چپ و از جمله آثار سید اسدالله خرقانی و محمدرضا نجفی اصفهانی درباره داروینیسم مورد توجه قرار گرفته‌اند و از اساس نوع مواجهه روحانیت ایران با داروینیسم یکی از خطوط اصلی کتاب است. درباره این مواجهه در میان روحانیون ایرانی توضیح دهید و چرا این جنبه از اندیشه غربی پیش از دیگر ابعاد آن مورد توجه روحانیت قرار گرفت؟ اساساً اندیشه‌های داروین و اگر کمی فراختر به موضوع نگاه کنیم، اندیشه‌های مربوط به علم(در روایت پوزیتویستی آن) از طریق نگرش‌های چپ در ایران مطرح شدند و همسان‌پنداری این اندیشه‌ها با اندیشه‌های چپ در تلقی ایرانیان وجود داشته است. از سوی دیگر تماس‌های اولیه میان سنت روحانیت در ایران با سنت اندیشه علمی و اندیشه چپ، ابتدا در حوزه کلامی بود. در واقع بخش سکولار نواندیشان اندیشه‌های داروین را زمینه مناسبی برای هجمه به مفهوم خلقت و مفهوم خدا دانستند و طبیعتاً سنت رقیب هم در مقام دفاع قرار می‌گرفت. دلیل اینکه اولین رویارویی‌ها بین دو سنت بر سر اندیشه‌های داروین شکل گرفت چنین موضوعی بود. البته روحانیت در این مواجهه استراتژی‌های متفاوتی را در پیش می‌گیرد. این استراتژی‌ها از پذیرش نظریه داروین و این‌همان‌پنداری نظریه او با آنچه قرآن طرح می‌کند آغاز می‌شد که نمایندگان آن کسانی مانند آیت‌الله مشکینی بودند و تا کسانی مانند شهید مطهری که معتقد بود داستان خلقت در قرآن یک داستان تمثیلی است و قرار است از آن نتیجه اخلاقی گرفته شود و همچنین کسانی که به رد کامل نظریه داروین ادامه پیدا می‌کرد. محمد صدرا   یکی از مهمترین آثار حوزوی در ارتباط با مارکسیسم اثر علامه طباطبایی با نام اصول فلسفه و روش رئالیسم است که به نوعی پاسخی به رسائل تقی ارانی محسوب می‌شود. چرا در میان اندیشه‌ورزان چپ ایرانی، تقی ارانی بیش از هر کسی مورد توجه روحانیت قرار گرفت و نوع مواجهه با اندیشه‌های او چگونه بود؟ آن‌گونه که مک‌اینتایر و تیلور صورت‌بندی کرده‌اند، سنت‌ها در مواجهه با یکدیگر، برای هم سوال ایجاد می کنند، و هر یک از آنها برای پاسخ به این سئوالات ایجاد شده با ارجاع به منابع اولیه و اساسی خود، از همه ظرفیت‌های پیشینی خود برای یافتن پاسخ بهره می‌برند. این اتفاقی بود که در مواجهه روحانیت با اندیشه‌های چپ نیز رخ داد. روحانیت در مواجهه با مارکسیسم خودساخته ارانی متوجه شده که بحث در حوزه کلامی و مفهوم خلقت از یک عقبه و پشتیبانی فلسفی بهره می گیرد. لذا برای چالش با اندیشه‌های چپ در حوزه کلامی برای استفاده از منابع خود، به سمت فلسفه اسلامی کشیده شد. در دسترس ترین نوع فلسفه و فلسفیدن، فلسفه صدرایی و سرآمدترین کسی که در آن دوره به تدریس و ترویج آن مشغول بود علامه طباطبایی بود. اما از آنجا که اساس اندیشه‌های چپ بر نوعی از فلسفه بود که تمام فلسفه‌ها و به عبارتی رویکردهای اندیشه‌ای را به دو گونه ایده‌آلیستی یا خیالی و رئالیستی تقسیم می‌‎کرد، لذا روحانیت در مسیر استفاده از فلسفه برای پشتیبانی مفهوم خلقت که در قالب مفهوم توحید مورد بحث بود، در راستای منطق فلسفی  چپ همچنین سعی در اثبات رئالیستی بودن فلسفه و اندیشه  اسلامی برآمد. اما اینکه چرا ارانی را نماینده تفکر مارکسیستی و چپ گرفت و در پی پاسخ به او برآمد به این بازمی‌گردد که ارانی را از بهترین دانشمندان آن مکتب تلقی می‌کردند. شهید مطهری در مقدمه‌ اصول فلسفه و روش رئالیسم به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید با آن‌که تقریباً پانزده سال از مرگ ارانی گذشته است، هنوز طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک نتوانسته‌اند بهتر از او(ارانی) بنویسند. در میان آثار ارانی پسیکولوژی کتاب فوق‌العاده مهمی است و قسمت اعظم آثاری که شهید مطهری در پاسخ به اندیشه چپ و مارکسیسم نوشته در واقع به صفحات ابتدایی این کتاب نظر دارد.   در دهه‌های چهل و پنجاه اوج تاثیر اندیشه‌های چپ بر اندیشه‌های اسلامی را مشاهده کردیم. گروه‌هایی با خاستگاه دینی که اندک اندک به سمت مارکسیسم گرایش پیدا کردند و برخی‌شان در نهایت مارکسیست شدند. این وضعیت در نوع واکنش روحانیت نسبت به اندیشه‌های چپ چه تاثیری داشت؟ از اساس توجه سمپاتیک به اندیشه‌های چپ در حوزه در آن بازه زمانی تا چه میزان بوده است؟ از اساس در دوران پهلوی اول و دوم در حوزه سیاست ایران سه گروه در حال کنش و واکنش نسبت به یکدیگر بودند. روحانیت و اسلام‌گرایان، نیروهای روشنفکری منتقد دولت که از دوره‌ای به بعد معادل با چپ تلقی شدند و همچنین دولت و روشنفکران حامی آن. این گروه‌ها ائتلاف‌های شکننده‌ای با یکدیگر داشتند و گاه در برابر با دیگری به ائتلاف با یکدیگر می‌رسیدند. نمود نزدیکی دولت با روحانیت علیه نیروهای چپ را به عنوان نمونه در سخنرانی‌های ماه رمضان آقای فلسفی که از رادیو پخش ‌شد و آشکارا حمله به مارکسیست‌ها اختصاص داشت می‌شود دید. همچنین کتاب سال شدن کتاب «فیلسوف نماها» اثر آیت‌الله مکارم شیرازی که علیه مارکسیسم نوشته شده بود نمودی از همین ارتباط است. در زمینه مبارزه با رژیم پهلوی، نیروهای چپ چون به اصطلاح خودشان و آن زمان، دارای ایدئولوژی مبارزه بودند، ظاهرا ند ابتکار عمل را در دست داشتند و اسلام و روحانیت را متهم به محافظه‌کاری می کردند. همین مسئله باعث شد از دوره‌ای به بعد بخش مبارز روحانیون و از جمله کسانی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی به دنبال ارائه ایدئولوژی اسلامی برای مبارزان داشتند. به عبارتی اگر در مبارزه با مارکسیسم بخشی از روحانیت با دولت در اتحاد قرار گرفت، در مبارزه با رژیم نیز بخش دیگری از روحانیت در اتحاد با نیروهای چپ قرار گرفت و این عرصه سیاست ایران در بازه زمانی رژیم پهلوی به ویژه در دهه‌های چهل و پنجاه را شکل داد.   برخی از اندیشه‌ورزان چپ نظیر احسان طبری سابقه تحصیل حوزوی نیز داشته‌اند و البته خاستگاه تحصیلاتی بسیاری از اندیشه‌ورزان نسل اول چپ از جمله ارانی، تحصیلات مکتبی بوده است که نسبتی با تحصیلات حوزوی نیز دارد. بر پایه‌ چنین ارتباطی می‌توان درباره تاثیر این سابقه تحصیل دینی در نوع نگرش اندیشمندان چپ در ایران سخن گفت؟ آنچه مشخص است، نیروهای چپ در ایران حداقل در مورد مفهوم خدا نوعی از عقب‌نشینی را تجربه کرده‌اند. در متون دوران مشروطه که از نیروهای چپ باقی مانده است مشاهده می‌کنیم که گفته شده ما با مفهوم خدا هیچ مشکلی نداریم. این متون بیشتر متون مانیفستی و آئین‌نامه‌ای هستند و کمتر متون اندیشه‌ای محسوب می‌شوند. این موضوع را در سیاست حزب توده هم به طور کامل می‌توان دید. حتی بعضی از گروه‌ها از نام‌های معناداری بهره می‌برند تا بر بن‌مایه اعتقادی خود تاکید کنند. گروه‌هایی مانند خداپرستان سوسیالیست. یکی از دلایل اجتماعی و روان‌شناختی این تاکیدها این است که نیروهای چپ ایران در یک بافت مذهبی تربیت شده‌اند. از سوی دیگر این موضوع را هم باید مدنظر قرار داد مفهوم حوزه در شکل کنونی آن با مفهوم حوزه در دوران قاجار که تنها نهاد آموزشی جامعه ما بوده است متفاوت است. مکانیزم‌ها و سازوکارهای آموزش و تربیت در حوزه آن زمان تا حد زیادی متفاوت بوده است. در حوزه زمان قدیم ریاضیات، نجوم، فلسفه و انواع علوم مورد تدریس قرار می‌گرفته است و برون‌داد این حوزه‌ها الزاماً روحانی به معنا و شکل امروزی نبوده است. اگر کسانی مانند ارانی در بافتی مذهبی تحصیل کرده‌اند، در چنین بافتی تحصیل کرده‌اند که نسبت چندانی با آنچه ما امروز تحصیلات مذهبی و دینی می‌نامیم ندارد و در طرح بحث این موضوع را باید مدنظر و مورد توجه قرار داد. برای مثال حضور در فضای تحصیلات مذهبی می‌توانست حتی اشتیاق افراد به یاد گرفتن علوم جدید را تقویت کند، چرا که نظام قدیمی‌ای که در آن به تحصیل مشغول بودند متهم بود که باعث انحطاط جامعه شده است و حتی می‌توانست مخالفت آن‌ها با علوم قدیم و همچنین با دین را رادیکال‌تر و شدیدتر هم بکند. ]]> علوم انسانی Wed, 18 Sep 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280848/ارتباط-روحانیت-اندیشه-های-چپ-جدال-میان-سنت-هاست مراسم رونمایی از درسنامه‌های قرآنی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280844/مراسم-رونمایی-درسنامه-های-قرآنی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی از درسنامه‌های قرآنی منتشر شده چهارشنبه ۲۷ شهریورماه از ساعت ۹ تا ۱۴:۳۰ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم برگزار می­‌شود. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و «مرکز هماهنگی و توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور» در راستای مصوبات شورای توسعه فرهنگ قرآنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و با هدف ساماندهی و تدوین کتب و محتوای آموزشی درسی برای مراکز دانشگاهی مجری رشته علوم قرآن و حدیث در مقطع کارشناسی در اواخر سال ۱۳۹۵ همکاری علمی‌ای را آغاز کردند. این همکاری در قالب انعقاد قرارداد تدوین ۲۱ عنوان درسنامه قرآنی تبلور یافت و برای اجرایی کردن قرارداد یادشده دبیرخانه‌ای با عنوان «کارویژه تدوین درسنامه‌های قرآنی» در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تشکیل شد.   این مجموعه آثار براساس سرفصل های مصوب علوم قرآنی در قالب مشارکت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مرکز هماهنگی و توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور که هر دو از مراکز زیر مجموعه وزارت علوم تحقیقات و فناوری است طراحی و تدوین شده است. مراسم رونمائی از این آثار از ساعت ۹ الی ۱۴:۳۰ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم واقع در پردیسان، ابتدای بلوار دانشگاه، ساختمان دانشکده علوم انسانی، طبقه سوم، تالار امام خمینی(ره) و با حضور مولفین، ناظرین طرح‌ها و مدیران مرتبط مراکز آموزشی و پژوهشی استان  برگزار می‌شود. ]]> دین‌ Tue, 17 Sep 2019 09:18:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280844/مراسم-رونمایی-درسنامه-های-قرآنی-برگزار-می-شود هفتمین محفل عصرنشینی هنر و اندیشه دیدار برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280780/هفتمین-محفل-عصرنشینی-هنر-اندیشه-دیدار-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجموعه (واقعه کربلا به روایت کلامی تاریخ طبری و نقاشان قهوه خانه‌ای) یک مجموعه مستند چهار قسمتی ۴۵ دقیقه‌ای است.   قسمت اول، فرستاده که مربوط به ماموریت مسلم و وقایع آن تا شهادت مسلم ودوطفلان است.   قسمت دوم، واقعه، که مربوط به حرکت امام حسین (ع) از مدینه ومکه تا ظهر عاشورا است و با رجز خوانی علی اکبر (س) تمام می‌شود.   این نشست با حضور پژوهشگر این اثر، محمدرضا اصلانی و نریتور آن منوچهر انور و کارگردان اثر، داوود سماواتی‌یار برگزار خواهد شد.   این نشست دوشنبه ۲۵ شهریورماه ساعت ۱۶ در خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزه هنری، پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، طبقه دوم، سرای شهید آوینی برگزار خواهد شد. ]]> دین‌ Tue, 17 Sep 2019 05:00:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280780/هفتمین-محفل-عصرنشینی-هنر-اندیشه-دیدار-برگزار-می-شود با وجود تفاسیر معتبرِ گذشتگان همچنان نیاز به تفسیر قرآن حس می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280772/وجود-تفاسیر-معتبر-گذشتگان-همچنان-نیاز-تفسیر-قرآن-حس-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) و اعضای همایش «بررسی دیدگاه‌های علوم قرآنی آیت‌الله فاضل لنکرانی» با آیت‌الله‌ نوری همدانی از مراجع تقلید شیعیان دیدار کردند.   آیت‌الله نوری همدانی در این دیدار ضمن تجلیل از بیت آیت‌الله لنکرانی بیان کرد: قرآنی که در حال حاضر در دست ما است، بدون هیچ کم و کاستی همان قرآنی است که بر پیامبر (ص) نازل شده‌ است. اما متأسفانه در این زمینه دشمنان تهمت‌های بسیاری به شیعه زدند اما به سرانجام نرسیدند.   وی اضافه کرد: مسلمانان در این زمان قدرت بسیاری پیدا کردند و زمانی که با شبهات واردشده به قرآن از سوی دشمنان مواجه می‌شویم، با اسناد و مدارک معتبر پاسخگو خواهیم بود.   این استاد برجسته حوزه‌های علمیه با تأکید بر لزوم فعالیت مؤثر جامعه قرآنی در اشاعه و ترویج فرهنگ قرآن در جهان، خطاب به فعالان این حوزه توصیه کرد: تفسیر قرآن معتبر بنویسید زیرا با وجود تفاسیر معتبر گذشتگان همچنان این نیاز حس می‌شود.   این مرجع تقلید، وحدت بین شیعه و سنی را از برکات انقلاب اسلامی دانست و گفت: در نتیجه انقلاب و با تأکید امام راحل ارتباط بین شیعه و سنتی تقویت شد و وحدت و اتحادی به وجود آمد که آثار آن را در دفاع مقدس مشاهده کردیم.   وی ادامه داد: این در حالی است که در تاریخ، شیعیان بسیار در مضیقه و تحت فشار بودند و زیر ظلم بدخواهان قرار داشتند اما با این حال علما در سخت‌ترین شرایط تشیع را حفظ کردند و اجازه نابودی مکتب اهل بیت (ع) را ندادند.   آیت الله نوری همدانی یادآور شد: در کتب شیعه به آیات و روایات توجه لازم شده است اما می‌گویند که در شیعه به قرآن توجه نمی‌شود؛ در حالی که تفاسیری مانند المیزان علامه طباطبایی در شیعه داریم که مانند آن پیدا نمی‌شود و دیگران از چنین تفسیرهایی بی‌بهره هستند.   مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه آیات متعددی از قرآن در خصوص هلال ماه وجود دارد، اظهار کرد: در کتابی که در حال حاضر در حال نوشتن آن هستم، با بهره‌مندی از آیات قرآنی ثابت کرده ام تعدد اول ماه صحیح نیست.   در ادامه آیت‌الله جواد فاضل لنکرانی از برگزاری همایش قرآنی در آبان‌ماه سال جاری خبر داد و افزود: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) در نظر دارد در اواخر آبان‌ماه سال جاری همایشی با موضوع بررسی دیدگاه‌های قرآنی آیت‌الله فاضل لنکرانی برگزار کند و علاوه بر آن در این همایش نظر و اهتمام علمای شیعه نسبت به قرآن کریم بررسی خواهد شد. ]]> استان‌ها Mon, 16 Sep 2019 07:09:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280772/وجود-تفاسیر-معتبر-گذشتگان-همچنان-نیاز-تفسیر-قرآن-حس-می-شود نامزدهای سومین دوره‌ کتاب سال عاشورا معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280773/نامزدهای-سومین-دوره-کتاب-سال-عاشورا-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اسامی نامزدهای سومین دوره‌ کتاب سال عاشورا از بین آثار منتشرشده در سال‌های 1396 و 1397 در موضوعات عاشورا و هنر، ادبیات و آیین‌های عاشورایی به شرح زیر است: نامزدهای گروه «ادبیات»: 1. خبر سرخ / شهاب سبزواری / سوره مهر 2. ماه ارغوان / عبدالرضا رضایی‌نیا / سلمان پاک 3. گلوگاه / احمد علوی / جمهوری 4. سر نوشت / قاسم صرافان / جمهوری 5. هجاهای ایستاده / مهدی شورگشتی / سوره مهر 6. احضاریه / علی موذنی/ اسم 7. سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند / داوود غفارزادگان / نیستان 8. چابک‌سوار/ مسلم ناصری / کتابستان 9. کاشوب/ نفیسه مرشدزاده / اطراف 10. شش‌گوشه / حامد حجتی ـ حمیدرضا آزادگان / سوره مهر 11. به سفارش مادرم / احسان حسینی‌نسب / به نشر 12. ستون 1453 / مسلم ناصری / جمکران 13. میقات عشق / غلامعلی رجایی / سفیر اردهال 14. شکوه شکفتن / محسن حافظی / منشور سمیر 15. تعزیه‌نامه / غلامعلی نادعلی‌زاده / سمنگان 16. می‌خواستم ببوسمت باران گرفت / میلاد اکبرنژاد / نیستان 17. لیلا، مرکب‌خوانی و چند مسافر / محمد رحمانیان / آگه 18. دفتر تعزیه 15 / محمدحسن رجایی‌ زفره‌ای / نمایش 19. راست پنجگاه / سیدمحمد مساوات / نودا 20. تاریخ مرثیه‌نگاری در شهر لکنهو / کلب عباس / منشور سمیر 21. حنجره‌های عاشورایی / سیدمحمد سیف‌زاده / شاپورخواست 22. جلوه عاشورا در زبان نمادین شعر / نرگس انصاری / جهاد دانشگاهی قزوین 23. جام باقی / امیرحسین مدرس / ستاک نامزدهای گروه «فرهنگ و تاریخ» 1. شهدای نینوا / ابراهیم صالحی‌ حاجی‌آبادی / نگاه معاصر 2. تراژدی جهان اسلام / محسن حسام مظاهری / آرما 3. آیین‌های تلویزیونی و بازنمایی حزن و فرح مذهبی / علی جعفری / آرما 4. عاطفه‌گرایی و عقل‌گرایی در مراسم مذهبی / علیرضا قبادی / آرما 5. تصوف ایرانی و عزاداری عاشورا / محمد مشهدی نوش‌آبادی / آرما  نامزدهای گروه «ترجمه» 1. روزنامه عاشورا / ترجمه‌ی جویا جهانبخش / دفتر تبلیغات اسلامی 2. ترجمه‌ی وقعة الطف / ترجمه‌ی محمدصادق روحانی / کتاب طه 3. حضرت زهرا(س) و امام‌حسین‌(ع) / ترجمه‌ی مجتبی خورشیدی / دلیل ما نامزدهای گروه «هنر» 1. گنجینة الاسرار / عمان سامانی / خط اکبر نیکخو / آماره 2. نقوش سقانفارهای مازندران / محمدرضا شریف‌زاده ـ نسیم رمضان‌پور لمسو / آوای هدهد 3. تکیه دولت: از بودن و نبودن / علیرضا قاسم‌خان / علمی و فرهنگی 4. فهرست دستنویس‌های نمایش مذهبی ایران / حسین اسماعیلی / نمایش  نامزدهای گروه «کودک و نوجوان» 1. یک دختر بی‌گوشواره / شاهین رهنما / به‌نشر 2. در کنار او فقط تو بوده‌ای / فریبا کلهر / دفتر نشر فرهنگ اسلامی 3. برادر من تویی / داود امیریان / کتابستان 4. داستان یک مرد / مجید ملامحمدی / به‌نشر 5. مختار؛ دادخواه نینوا / تصویرگری مهرداد شاهوردی / آثار سبز 6. فصل خوب پیوستن / تصویرگری صدیقه احمدی / نیستان 7. یک دختر بی‌گوشواره / تصویرگری ملیحه احمدی / به‌نشر 8. در کنار او فقط تو بوده‌ای / تصویرگری سیدمیثم موسوی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی 9. داستان یک مرد / تصویرگری وحید خاتمی / به‌نشر آیین اختتامیه چهارشنبه 27 شهریور 1398، ساعت 16 به نشانی خیابان نجات‌اللهی (ویلا)، ضلع جنوبی پارک ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی سالن فردوسی برگزار می‌شود. ]]> دین‌ Mon, 16 Sep 2019 06:34:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280773/نامزدهای-سومین-دوره-کتاب-سال-عاشورا-معرفی-شدند سرمایه‌داری از منظر امام موسی صدر در اسلام جایگاهی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280730/سرمایه-داری-منظر-امام-موسی-صدر-اسلام-جایگاهی-ندارد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «رهیافت‌های اقتصادی اسلام» سومین جلد از مجموعه کتاب‌های «در قلمرو اندیشه امام موسی صدر» است و مقالات و گفتارهای امام موسی صدر درباره اقتصاد را شامل می‌شود. این کتاب تا کنون شش بار تجدید چاپ شده است و چاپ ششم آن چهار گفتار تازه را نیز در بر گرفته است.   فصل نخست کتاب، مجموعه مقالات فارسی امام موسی صدر است که به قلم ایشان در مجله درس‌هایی از مکتب اسلام به چاپ رسیده است. مجله‌ای که او با جمعی از دیگر حوزویان تأسیس کرده بود و در نوع خود حرکتی بدیع در تاریخ حوزه‌های علمیه به شمار می‌آمد. آن‌گونه که در مقدمه کتاب آمده است، این مقالات در شماره‌های نخستین مجله در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ به چاپ رسیده است.   مقالاتی که در این فصل مندرج شده است، پیش از این نیز با مقدمه‌ و توضیحاتی از علی حجتی کرمانی بارها منتشر شده بوده است. مقالات ابتدایی این فصل رویکرد عمومی‌تری به مقوله اقتصاد دارند و مضامینی نظیر کار به مثابه مبنای تعیین ارزش، مسئله افزایش ثروت، مسئله توزیع ثروت و نیز مسئله ارزش اضافی و نسبت آن با مقوله تجارت را در بر می‌گیرد. دو مقاله انتهایی این فصل، بر رویکرد اسلامی نسبت به اقتصاد تمرکز بیشتری دارد. نام این دو مقاله چنین است: «اصول و روش اسلام در توزیع ثروت» و «سهم کار و سرمایه و ابزار تولید در اسلام».   آن‌گونه که مضامین مقالات این فصل نیز به خوبی مشخص است، پروژه فکری امام موسی صدر در آن دوره زمانی، بر تعیین نسبت میان اندیشه اقتصادی اسلام و اندیشه اقتصادی مارکسیسم و تعیین تمایزهای میان این دو مدل تفکر استوار بوده است. گفتنی است که امام موسی صدر، علاوه بر تحصیلات حوزوی فارغ‌التحصیل کارشناسی رشته «حقوق در اقتصاد» از دانشگاه تهران نیز بوده است و همین موضوع آشنایی نسبی او با مباحث کلاسیک اقتصادی را فراهم آورده بوده است. هر چند که او خود اعتقادی نداشته که در زمینه اقتصاد دانش والا و ممتازی دارد. آن‌گونه که در مقدمه کتاب ذکر شده است، او درباره میزان دانش اقتصادی خود گفته است: «من کارشناس اقتصاد نیستم. مدرک دانشگاهی من در رشته اقتصاد است و فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق در رشته حقوق در اقتصاد هستم، اما با همین اندازه تحصیلات، یعنی لیسانس، می‌توانم مسائل کلی اقتصادی را دریابم و درباره جزئیات مسئله ادعایی ندارم. ما برای تبیین ایدئولوژی به اصول کلی اقتصادی نیاز داریم.» (10)   به عبارت دیگر، آنگونه که از همین پاراگراف نیز برمی‌آید، هدف از مقالات اقتصادی امام موسی صدر در این فصل، نه تئوری‌پردازی در زمینه اقتصاد، که بهره‌گیری از اصول کلی اقتصاد برای تبیین ایدئولوژی اسلامی بوده است و این مقالات را از همین منظر و با همین هدف باید خواند. بر همین پایه است که بحث‌های مطرح شده در این فصل، بیش و پیش از آنکه در پی تبیین ابعاد اقتصادی اسلام باشد، رویکرد مقایسه‌ای میان اسلام و ایدئولوژی رقیب در آن روزگار یعنی مارکسیسم را در پیش گرفته است. در نگاه امام موسی صدر: «ایدئولوژی اقتصاد اسلامی ایمان است» (109) و چنان‌که عادل پیغامی در پانویس همین کتاب گفته است: «ایمان در اندیشه امام صدر، کلیدواژه‌ای بسیار مهم و تعیین کننده است. اساسا از نظر ایشان معیار فلسفه اخلاق و حسن و قبح و به عبارتی دیگر، چه وضع مطلوب و چه شیوه‌های مطلوب در تحقق آن، همه دائرمدار مسئله‌ای به نام ایمان هستند.»     فصل دوم کتاب، گفتارهای اقتصادی امام موسی صدر در لبنان است. بخش عمده این فصل درس‌گفتارهای وی برای اعضای ارشد جنبش امل است. امام موسی صدر در این درس‌گفتارها بر آن بوده است تا کادرهای جنبش امل را با روح احکام اسلامی آشنا کند. از این رو، بخشی از این درس‌ها را به مباحث اقتصادی اختصاص داد. تاریخ تقریبی این گفتارها سال‌های (۱۹۷۵تا ۱۹۷۸) ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ است. بخش عمده‌ای از مباحث این فصل، به تبیین مقوله حقوق مالکیت از منظر اسلام اختصاص دارد. چهار مقاله از مقالات این فصل به همین موضوع اختصاص یافته است. رویکرد امام موسی صدر به مقوله مالکیت در اسلام، آشکاری رویکردی غیرمحافظه‌کارانه است. او می‌گوید: «مالکیت‌ به‌ معنای‌ سرمایه‌داری‌ در اسلام‌ وجود ندارد. معنای‌ این‌ سخن‌ این‌ است‌ که‌ از نظر اسلام‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ که‌ من‌ مالک‌ هستم، مردم‌ اختیاردار اموال‌ خود هستند، و من‌ این‌ شیء را در اختیار دارم، مفهوم‌ آن‌ کاملاً‌ با مفهوم‌ مالکیت‌ در سرمایه‌داری‌ متفاوت‌ است. مالکیت‌ در اصطلاح‌ اسلام‌ فقط‌ از آنِ‌ خداوند است. کسی‌ نمی‌تواند مالک‌ چیزی‌ به‌ معنای‌ سرمایه‌داری‌ آن‌ شود. زیرا که‌ مالکیت‌ در سرمایه‌داری‌ به‌ معنای‌ اختیار تام‌ است.» (116) مفهوم مالکیت در اسلام با تفصیلی که آمد، از منظر امام موسی صدر، «اساس و جوهر اقتصاد اسلامی است.» (114)   مبحث دیگری که امام موسی صدر در این فصل (و به عبارت بهتر: در مباحث اقتصادی مطرح شده در لبنان) به آن توجه بسیاری داشته است، مقوله کار و کارگر است. رویکرد امام موسی صدر به مقوله کار را به عنوان نمونه می‌توان در سخنرانی او در سازمان کارگری جوانان مسیحی لبنان در ماه می 1969 مشاهده کرد. این سخنرانی، در کتاب حاضر با نام دین و کارگر ترجمه و مندرج شده است. به اعتقاد امام صدر: «کار سه امتیاز نسبت به ابزار و سرمایه دارد؛ شرکت در سود، مصون بودن از ضرر و امکان داشتن اجرت ثابت. در حالی که سرمایه فقط از امتیاز اول بهره می‌گیرد و می‌تواند به نسبت معینی در سود شریک شود. سرمایه نمی‌تواند مصون از ضرر باشد. همچنین نمی‌تواند سود ثابتی داشته باشد، چون رباست. ابزار نیز فقط امتیاز سوم را دارد، یعنی فقط می‌تواند اجرت ثابت داشته باشد. برای اینکه از ضعف کارگر برای مجبور کردنش به دستمزد اندک، سوء استفاده نشود، دین موضع سختگیرانه و قاطعی دارد، و محرومیت کارگر از مزد خود را به طور بی‌نظیری حرام می‌داند. دین توافق کارگر با سرمایه‌گذار را به خودشان واگذار کرده است، تا با رعایت عدالت، زمینه‌ای برای انتخاب بهترین راه‌حل‌ها و عادلانه‌ترین دستمزد فراهم شود.» (206)   مقالات فصل سوم کتاب نیز ادامه‌ای بر مباحث فصل دوم در زمینه کار و کارگر است. همچنین در این فصل دو مقاله جامعه‌شناختی- اقتصادی است، که در یکی مسئله اختلاف طبقاتی و راه‌حل اسلام برای آن و در دیگری مبحث عدالت اقتصادی و اجتماعی بررسی شده است. به اعتقاد امام موسی صدر: «جدایی اصل عدالت اقتصادی و اجتماعی از ایدئولوژی اسلامی، که خود گوشه ای از فاجعه جدایی عقیده از شریعت است و گروه‌های مختلف مسلمان آن را پذیرفته اند، باعث شده است که عدالت، ژرفا و کلیت و استمرار خود را از دست بدهد، به طوری که امروز عدالت اقتصادی و اجتماعی به صورت یک مسئله اجتماعی محض و موضوع سیاسی خالص در آمده است. این نوع عقیده اسلامی، مجرد از نتایج اجتماعی، نزد اغلب مسلمانان به صورت احساسی ذهنی درآمده، که نه بر زندگی آنان اثر می گذارد، و نه بر رفتار فردی و اجتماعی آنان. این گونه عقاید، در تصور برخی مسلمان ها، با عبادت قرین شده است، آن هم برای تنظیم پیوند انسان و آفریدگارش، و برای آسان کردن سفر مرگ، و دیگر هیچ.» (248)   کتاب «رهیافت‌های اقتصادی اسلام» نوشته امام موسی صدر را مهدی فرخیان و احمد ناظم به فارسی ترجمه کرده‌اند و چاپ ششم آن را انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات با همکاری موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با تیراژ 500 نسخه و قیمت سی هزار تومان، در 342 صفحه منتشر کرده است. ]]> دین‌ Mon, 16 Sep 2019 04:43:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280730/سرمایه-داری-منظر-امام-موسی-صدر-اسلام-جایگاهی-ندارد نشست نقد کتاب «کلام و جامعه» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280749/نشست-نقد-کتاب-کلام-جامعه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «کلام و جامعه در سده‌های دوم و سوم هجری» اثر «یوزف فان اس» کتاب شاخصی در کلام اسلامی است که به تازگی از سوی انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است.   نشست نقد این کتاب با حضور سید محمدرضا بهشتی، غلامرضا زکیانی، مهدی سردانی، حمیدرضا شریعتمداری و حسن طارمی برگزار می‌شود.   این نشست 26 شهریورماه، ساعت 17 تا 19 در خیابان ولی عصر، خیابان نوفل لوشاتو، کوچه آراکلیان، پلاک ۴، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار خواهد شد. ]]> دین‌ Mon, 16 Sep 2019 04:25:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280749/نشست-نقد-کتاب-کلام-جامعه-برگزار-می-شود نشست قصه‌های قرآن و روان درمانگری معاصر برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280756/نشست-قصه-های-قرآن-روان-درمانگری-معاصر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نودوهفتمین نشست از سلسله نشست‌های علمی دراماتورژی قرآن کریم در مدرسه اسلامی هنر برگزار می‌شود. این نشست در ادامه سلسله نشست‌های علمی دراماتورژی قرآن کریم با عنوان نشست قصه‌های قرآن و روان درمانگری معاصر است. سخنران این نشست محمدرضا آتشین صدف، پژوهشگر روانشناسی و ادبیات داستانی است.   این نشست چهارشنبه ۲۷ شهریورماه ساعت ۱۷ در مدرسه اسلامی هنر در قم برگزار می‌شود. ]]> دین‌ Mon, 16 Sep 2019 04:10:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280756/نشست-قصه-های-قرآن-روان-درمانگری-معاصر-برگزار-می-شود زائری: «صاحبی» به ریشه‌ها و پشت‌صحنه واقعه عاشورا پرداخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280716/زائری-صاحبی-ریشه-ها-پشت-صحنه-واقعه-عاشورا-پرداخته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «تفسیر تاریخ عاشورا» نوشته زنده‌یاد محمدجواد صاحبی، با حضور حجت‌الاسلام محمدرضا زائری و محسن معینی، عصر روز شنبه 23 شهریور 1398 در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   در ابتدای این نشست، که با یاد مرحوم صاحبی نیز همراه بود، محمدرضا زائری با اشاره به درگذشت صاحبی در بهمن سال گذشته گفت: تلاش صاحبی برای طرح موضوعات نو در فضاهای اندیشه‌ای و دینی و به ویژه حوزه علمیه قم ارزشمند بود.   زائری افزود: زمانی که صاحبی کتاب «مقتل الشمس» را منتشر کرد، ما از این موضوع شاد شدیم که مقتلی روان و مناسب عموم مردم و در عین حال جامع و به دور از تحریف وقایع عاشورا به عرصه آمده است و بر همین مبنا، هر گاه کسی به من مراجعه می‌کرد تا مقتلی مناسب را معرفی کنم، من به‌طور معمول کتاب صاحبی را معرفی می‌کردم. اما از خصوصیات ایشان این بود که به آنچه نوشته بود بسنده نمی‌کرد و همواره در بهبود آثارش می‌کوشید. بر همین پایه ایشان دو ویرایش دیگر نیز از مقتل خود ارائه دادند که ویرایش سوم آن اثر همین کتاب است که «تفسیر تاریخ عاشورا» نام گرفته است.   وی افزود: کتاب «تفسیر تاریخ عاشورا» با وجود ایرادات تایپی و ویرایشی اندکی که دارد، اثری موثق و قابل ارائه است و حق مطلب در موضوع مورد بحث خود ادا می‌کند.   به گفته زائری، مقتل باید با توجه به اقتضائات زمان نوشته و بازنویسی شود. این حرف غلط است که بگوئیم لهوف ابن طاووس یا مقتل ابی مخنف برای ما بسنده است. در مورد قرآن کریم و نهج البلاغه هم شاید ترجمه پنجاه سال پیش، گویایی یک ترجمه تازه را نداشته باشد. در مورد طرح مباحث مربوط به نهضت امام حسین نیز این موضوع صادق است و نوشتن مقاتل تازه و بازنگری در مقاتل از همین روست که اهمیت دارد.   او گفت: عاشورا و کربلا با زندگی ما و حتی زندگی کسانی که اعتقاد چندانی به مقولاتی از این دست ندارند پیوستگی و درهم تنیدگی دارد و از همین رو ارائه متنی به‌روز از این واقع که تحلیل‌هایی روشنگر به ما ارائه دهد، الزامی است و کتاب صاحبی توانسته است پاسخی شایسته به این نیاز باشد.   زائری پس از این سخنان مقدماتی به تفاوت‌های مقتل صاحبی با آثار پیش از خود پرداخت و گفت: تفاوت عمده این اثر با مقاتل پیشین این است که در مقاتل گذشته معمولاً نقل‌ها متوقف به دوره زمانی حرکت از مکه تا زمان شهادت امام و پس از آن تا حرکت کاروان اسرای عاشورا به سمت شام می‌شده است. در چنین شرایطی پرسیدن از این موضوع که چرا پیشینه و ریشه‌های حرکت امام حسین مورد توجه مقتل‌نویسان قرار نگرفته است به‌جاست؟ آیا حرکت امام حسین(ع) خلق‌الساعه بوده است و هیچ پیشینه‌ای نداشته است؟ بدیهی است که این‌گونه نیست و مزیت قابل توجه کتاب صاحبی توجه به همین پیشینه است. او ریشه‌های نهضت امام حسین(ع) را تا زمان رحلت پیامبر به عقب می‌برد و در کتابش مورد بررسی قرار می‌دهد.   او در تکمیل این بخش از سخنانش گفت: صاحبی به ریشه‌ها و پشت‌صحنه واقعه عاشورا پرداخته و شاید به همین دلیل بوده است که در ویرایش سوم نام کتاب خود را به تفسیر تاریخ عاشورا تغییر داده است. در این کتاب به مواردی نظیر چرایی انتخاب عمر سعد به فرماندهی لشکر و مواردی از این دست پرداخته شده است. مواردی که مورد توجه دیگر مقاتل نیست.   زائری از دیگر نکات بارز کتاب «تفسیر تاریخ عاشورا» به جامعیت آن اشاره کرد و گفت: کار صاحبی ابعاد گوناگون حادثه را مدنظر قرار می‌دهد. نگاه‌ها به واقعه عاشورا متفاوت است. بعضی آن را قیام تلقی کرده‌اند و بعضی شواهدی می‌آورند که سیدالشهدا انگیزه‌ای برای مقابله با حکومت نداشته و در مقابل عملی انجام شده قرار گرفته است. مسئله این است که هم در تایید مورد اول و هم در تایید مورد دوم دلایلی وجود دارد که این دلایل همواره در تقابل با یکدیگر بوده‌اند و اختلاف‌هایی نظیر آنچه در مورد کتاب «شهید جاوید» رخ داد نیز ناشی از همین تقابل دیدگاه‌ها بوده است. این تقابل‌ها به دلیل نبود جامع‌نگری در مورد حادثه عاشورا رخ داده است و صاحبی توانسته است با نگرشی جامع‌نگر، روایتی ارائه دهد که این دلایل به ظاهر متضاد در یک روایت جمع شوند و تناقضی پدید نیاید.   زائری همچنین نثر روان کتاب را از محاسن آن دانست و گفت: این کتاب، اثری قابل استفاده برای عموم مخاطبان است و در عین حال دقت‌های تاریخی و سندی بسیار عمیقی دارد. از سوی دیگر، تلاش کتاب برای روایت و نقل حادثه باعث نشده است که روح و حقیقت حادثه مورد غفلت قرار گیرد. صاحبی در جای جای کتاب توجه داشته است که اتفاقات روزمره و حوادث تاریخی او را از اصل حادثه و روح آن غافل نکند.   پس از زائری، نوبت به محسن معینی پژوهشگر حوزه اسلام و تشیع رسید تا درباره کتاب «تفسیر تاریخ عاشورا» سخن بگوید. معینی گفت: درباره نهضت عاشورا کتاب و تحلیل زیاد است و البته هر چه در این مورد بیشتر نوشته شود، ابعاد تازه‌تری از مسئله باز خواهد شد. معمولاً افراد یا به هدف روشن کردن اذهان و یا برای آنکه ذخیره‌ای برای آخرت خود فراهم سازند به سراغ نوشتن کاری برای حضرت ابا عبدالله (ع) می‌روند. کتاب مرحوم صاحبی نیز یکی از آثار خوب در این زمینه است و من اگر بخواهم مشابه‌ای برای این کتاب ذکر کنم می‌توانم از کتاب «آینه در کربلاست» نوشته دکتر محمدرضا سنگری نام ببرم که آن کتاب هم تلاش دارد با مراجعه به مقاتل و آثار تاریخی روایتی به روز از واقعه عاشورا ارائه دهد.     به گفته معینی، کار ارزنده این کتاب آن است که تکیه‌اش صرفاً بر مقاتل نیست و بر کتاب‌های تحلیلی و تاریخی نیز تکیه دارد. به عنوان نمونه معمولاً در کتاب‌های مدخل اشاره‌ای به ابن خلدون نمی‌شود اما در این کتاب می‌بینیم که صاحبی آنچه ابن خلدون درباره نهضت عاشورا گفته است را نقل می‌کند و سپس به نقد آن می‌پردازد. به اعتقاد ابن‌خلدون سخن حقی که نیرویی پشت آن نباشد سودمند نیست و این متفکر از این منظر که امام حسین(ع) توان مقابله با یزید را نداشته است به نقد حرکت ایشان می‌پردازد و البته صاحبی نیز نقدهایی به این ایده ابن خلدون وارد آورده و آن را رد کرده است. این خصوصیت کتاب به آن رویکرد تحلیلی بخشیده و نام «تفسیر تاریخ» را برازنده آن کرده است و این در حالتی است که صاحبی از روایت واقعه عاشورا نیز غافل نمی‌شود.   معینی همچنین گفت: این کتاب می‌تواند به شبهه‌هایی که اخیراً درباره عاشورا مطرح شده، پاسخ دهد. مرحوم مطهری مبحثی را در مورد تحریفات عاشورا باز کردند و همین ورود ایشان کسانی را جری کرد تا هر چه درباره عاشورا بیان می‌شود را تحریف بخوانند. کتاب صاحبی از نقل تحریفات در متن روایت خود پرهیز کرده و در عین حال نشان می‌دهد این‌گونه نیست که بتوانیم هر چه در مورد عاشورا آمده است را تحریف بنامیم.   معینی در بخش دیگری از سخنانش به معرفی اجمالی کتاب «تفسیر تاریخ عاشورا» پرداخت و گفت: این کتاب شامل مقدمه‌ای کوتاه است که شاید اگر مرحوم صاحبی زنده می‌ماند طولانی‌تر می‌شد. پس از این مقدمه هفت فصل و یک فرجام در کتاب آمده و پس از آن نیز کتاب‌شناسی جامع اثر با دقت ذکر شده است.   او افزود: یکی از کارهای خوب صاحبی عنوان‌بندی منطقی فصول کتاب است. فصل اول کتاب به تغییر و تحول سریع در جامعه اسلامی می‌پردازد و به ویژه ثروت‌اندوزی پس از حکومت عثمان را مدنظر قرار می‌دهد. مرحوم صاحبی یکی از جملات معروف ابوسفیان را در این فصل نقل می‌کند که پس از به خلافت رسیدن عثمان گفت وقتی خلافت به دست ما افتاد باید نگذاریم از دست ما خارج شود. در فصل اول همچنین به مبحث صلح امام حسن با معاویه و این موضوع که طبق صلح‌نامه‌ای که امضا شد بنا نبود معاویه برای خود جانشینی تعیین کند نیز پرداخته شده است.   معینی در بخش دیگری از سخنانش گفت: این کتاب همچنین تفسیری دقیق از خطبه امام حسین(ع) در منا ارائه می‌دهد و سرفصل‌بندی این خطبه بسیار روشنگر است. بر مبنای این سرفصل‌بندی از جمله بیانات امام در آن خطبه صحبت درباره لزوم امر به معروف حاکمان و نیز مسئولیت فرهیختگان در این زمینه بوده است.   او افزود: بر مبنای خطبه منا صاحبی اهداف نهضت امام حسین(ع) را عمل خالصانه برای خدا؛ احیای دین؛ اصلاح جامعه اسلامی؛ ایجاد امنیت و رفاه برای مستضعفان و عمل به فرایض الهی تلقی می‌کند.   معینی در پایان سخنانش گفت: صاحبی در موارد اختلافی در تفسیر علل و عوامل شکل‌گیری نهضت امام حسین(ع) به طور معمول جانب هر دو قطب بحث را نگه می‌دارد. از جمله در این مورد که نهضت امام حسین(ع) انقلابی بوده است یا اصلاحی نیز صاحبی جانب هر دو بحث را نگه داشته است اما به نظر می‌رسد که در نهایت به سمت اصلاحگرانه دانستن نهضت امام حسین متمایل‌تر است. از خصوصیات جالب این اثر آن است که همه مباحث متضاد درباره امام حسین(ع) را قابل جمع می‌داند.   به گفته معینی، هم کسی که بخواهد مقتل بخواند و هم کسی که بخواهد با اثری تحلیلی درباره حرکت امام حسین(ع) روبه‌رو شود، می‌تواند به کتاب زنده‌یاد محمدجواد صاحبی مراجعه کند.     گفتنی است که در پایان این مراسم با حضور نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل خانه کتاب، خانواده مرحوم صاحبی مورد تقدیر قرار گرفتند. ]]> دین‌ Sun, 15 Sep 2019 07:36:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280716/زائری-صاحبی-ریشه-ها-پشت-صحنه-واقعه-عاشورا-پرداخته بررسی هویت شیعه امامیه و اسماعیلیان از ۱۸۶۰ میلادی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280695/بررسی-هویت-شیعه-امامیه-اسماعیلیان-۱۸۶۰-میلادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب Ismailism & Islam in Modern South Asia، «اسماعیلیه و اسلام در آسیای جنوبی مدرن» نوشته سومن موکرجی است که در سال ۲۰۱۷ در ۲۰۳ صفحه توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در دسترس مخاطبان قرار گرفت. سومن موکرجی استاد تاریخ دانشگاه پریسیدینسی کلکته است. حوزه‌های مطالعاتی مورد علاقه او «مطالعات ادیان» و «جامعه شناسی تاریخ آسیای جنوبی» هستند. موکرجی در کتاب «اسماعیلیه و اسلام در آسیای جنوبی مدرن» بیشتر به تکامل هویت شیعه اسماعیلی و جنبه‌های مهم فرایند تاریخی پیشرفت مسلمانان به ویژه اسماعیلیه در اواخر زمان  استعمار در جنوب آسیا پرداخته و همچنین روند شکل گیری مکتبی آن را نیز مورد بررسی قرار داده است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این کتاب بررسی هویت شیعه امامیه و اسماعیلیان از دهه 1860م، با نگاه تطبیقی است. علاوه بر این، نویسنده تلاش کرده زندگی عمومی و اجتماعی آقاخان سوم و  بین المللی شدن این مذهب در اواخر قرن نوزدهم را نیز تشریح کند. شیعه اسماعیلی و مسلمانان جهان با تاکید بر ویژگی‌های فرقه‌ای که کاملا یک موضوع  فرامرزی است، از جمله محورهای موضوعی این کتاب است. موکرجی در این کتاب مسایل مهمی از قبیل درک آقاخان از مدرنیته استعماری، دیدگاه وی در مورد هند، اصلاح ساختارهای حاکمیتی در جامعه و ساماندهی نهادهای تحت حمایت امامت، گام‌های اساسی در بورس تحصیلی (اولویت این بورس‌ها با مسلمانان است) را نیز به تفصیل مورد ارزیابی قرار داده است. برخی از سرفصل‌های این کتاب به شرح زیر است: خوجه‌های اسماعیلی و مجادلات قانونی ـ دین و آئین در قرن نوزدهم در بمبئی؛ لحظه‌های هارواردی ـ اخلاق، آریاییسم و بورس؛ پان اسلامیسم و روحیه آسیایی ـ موضوعات فراملی در عصر انتقال؛ امام موجود، اسماعیلیسم و اسلام در آسیای جنوبی استعماری در قرن اخیر؛ اهمیت اسماعیلی بودن ـ هنجاری بودن ادیان و اسماعیلیه بین المللی در زمان مجامع جهانی. این خبر را رایزنی فرهنگی ایران در دهلی نو برای انتشار در اختیار «ایبنا» قرار داده است. ]]> دین‌ Sat, 14 Sep 2019 08:18:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280695/بررسی-هویت-شیعه-امامیه-اسماعیلیان-۱۸۶۰-میلادی برگزاری نمایشگاه‌های موضوعی کتاب محرم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280696/برگزاری-نمایشگاه-های-موضوعی-کتاب-محرم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه8 و فرهنگسرای گلستان؛ رییس فرهنگسرای گلستان ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش و بیان نقش فرهنگ و هنر در تبیین و تفسیر اهداف الگوهای دینی کتاب را به عنوان یکی از ابزارهای مهم در شناخت مسیر صحیح هدایت معرفی و به برخی از برنامه‌های کتابخانه‌های منطقه 8 در ایام محرم و صفر اشاره کرد. نمایشگاه‌های موضوعی کتاب محرم سعید رنجبریان گفت: با توجه به ضرورت ارائه و دسترسی شهروندان به منابع معتبر دینی در مورد سیره اهل بیت و روشنگری و ابلاغ پیام عاشورا نمایشگاه‌های موضوعی کتاب با عنوان «تاریخ سرخ» در کتابخانه گلستان، «حماسه ماندگار» در کتابخانه شهربانو، «عشاق الحسین» در کتابخانه گلبرگ و «با کاروان عشق» در کتابخانه دکتر شهیدی برپا می‌شود. وی یکی دیگر از برنامه‌های فرهنگی را تشکیل نشست‌های ادبی و نقد و بررسی آثار منتشر شده در رابطه با قیام عاشورا بیان کرد و افزود: نشست نقد و بررسی کتاب «ازدحام بوسه» به قلم نرگس مقصودی که روایتی از سفر نویسنده در پیاده روی اربعین به کربلا است و توسط نشر نیستان به چاپ رسیده روز سه شنبه 16مهرماه همزمان با نهمین روز ماه صفر باحضور نویسنده و منتقدین در فرهنگسرای گلستان برگزار می‌شود.   برگزاری سه مسابقه کتابخوانی در ایام محرم مدیر فرهنگی هنری منطقه 8 افزود: «قصه ناتمام» یک کارگاه آموزشی داستان نویسی خلاق با موضوع ایام ماه محرم است که بخشی از یک داستان کوتاه مرتبط با موضوع ایام شهادت سالار شهیدان و ماه محرم انتخاب می‌شود و به صورت کاربرگ در اختیار کودکان و نوجوانان قرار می‌گیرد. این برنامه باعث تقویت خلاقیت نوشتاری، ایجاد تغییر در داستان‌های کلیشه‌ای و خلق فضاهای جدید، افزایش مهارت در ایده‌یابی، آشنایی با چگونگی طراحی داستان و قصه نویسی، افزایش علاقه به داستان نویسی و تقویت مهارت نوشتن می‌شود و به دلیل مناسبتی بودن برنامه، شرکت کنندگان می‌توانند با بهره‌گیری از موارد فوق به خلق داستان‌ها و شخصیت‌های داستانی متناسب با ایام محرم و شخصیت‌های حوادث کربلا بپردازند. قصه ناتمام از 22 مهر به مدت یک هفته به همت کتابخانه شقایق در کتابخانه های منطقه8 اجرا خواهد شد. رنجبریان گفت: کتابخانه فرزانگان نیز با تهیه و توزیع کاربرگ موضوعی، مسابقه جدول «برگی از عاشورا» را  از تاریخ 7 تا 15 مهرماه با قصد بازشناساندن این بزرگمردان بی نظیر تاریخ به نوجوانان برگزار می‌کند. علاوه بر این مسابقه «در مسیر عاشورا» نیز از سری مسابقات کتابخوانی است که به منظور گسترش و تعمیق شناخت شهروندان از الگوهای دینی و همچنین با در نظر گرفتن نیاز مخاطب به ویژه قشر جوان به آشنایی با هویت دینی و تاریخ اسلام و چراغ راه قراردادن شیوه و روش زندگی ایشان از تاریخ 20 تا30 مهرماه و با محوریت «کتاب اربعین و چهل درس» نوشته مرتضی مهدوی یگانه در کتابخانه گلبرگ برگزار می شود.   برپایی شب شعر آیینی "منظومه عشق" رییس فرهنگسرای گلستان در آخر به شب شعر آیینی"منظومه عشق" اشاره کرد که توسط کانون ادبی خانه فرهنگ سلام در سومین دهه ماه محرم برگزار می شود و میزبان شاعران آیینی و بنام کشورمان خواهد بود. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر از برنامه های مراکز فرهنگی هنری منطقه8 و فرهنگسرای گلستان می توانند با شماره 77815173 تماس حاصل نمایند. ]]> دین‌ Sat, 14 Sep 2019 08:16:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280696/برگزاری-نمایشگاه-های-موضوعی-کتاب-محرم اعلام فراخوان نمایشگاه «نفس‌المطمئنه» با محوریت قرآن و عاشورا http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280693/اعلام-فراخوان-نمایشگاه-نفس-المطمئنه-محوریت-قرآن-عاشورا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کم‌توجهی به ارتباط قیام عاشورا و قرآن کریم طی سال‌های اخیر موجب شد سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور با هدف عمل به رسالت خود در اشاعه فرهنگ قرآنی، نسبت به برگزاری نمایشگاه عاشورایی با نام نفس المطمئنه اقدام کند.   بر همین اساس مرکز فعالیت‌های قرآنی دانشجویان سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور فراخوان نمایشگاه هنرهای تجسمی نفس المطمئنه با محوریت قرآن( سوره فجر) و امام حسین(ع) را اعلام کرد. در این فراخوان از تمامی اساتید و هنرمندان دعوت شده برای ثبت‌نام و ارسال تصویر با کیفیت از اثر خود به پایگاه اطلاع‌رسانی www.isqa.ir مراجعه و در صورت داشتن هر گونه ابهامی، سؤالات خود را در گروه تلگرامی نمایشگاه، به لینک https://t.me/joinchat/BQ_KMUxpDn۱u۷۱۶LV۸dNRA مطرح کنند. این نمایشگاه در بخش‌های خوشنویسی، نقاشی‌خط، نقاشی و عکاسی آماده دریافت آثار دانشجویان، اساتید و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است و آثار ارسالی باید با موضوع سوره فجر و قیام عاشورا، پیاده‌روی اربعین و قرآن در مراسم سوگواری تهیه شده باشد. علاقه‌مندان تا هفتم آبان‌ماه سال جاری، فرصت دارند آثار خود را به دبیرخانه این نمایشگاه ارسال کنند. لازم به ذکر است؛ به علت محدودیت فضا حداکثر اندازه هر ضلع اثر با قاب باید ۱۵۰ سانتی‌متر و حجم تصویر ارسالی کمتر از یک مگابایت باشد. دبیرخانه جشنواره مجاز است از آثار ارسالی برای امور نمایشگاهی، تبلیغاتی و انتشاراتی خود استفاده کند. هرگونه آسیب دیدگی احتمالی در حمل و نقل و هزینه ایاب و ذهاب اثر به عهده هنرمند خواهد بود. در صورت ارسال بیش از حد ظرفیت نمایشگاه، آثار به صورت گزینشی انتخاب و اولویت با هنرمندانی است که موضوع اثر آنها سوره مبارکه فجر است و آثاری که با موضوع نمایشگاه مطابقت نداشته باشند حذف می‌شود. هزینه شرکت در نمایشگاه رایگان بوده و به تمامی شرکت‌کنندگان گواهی شرکت در نمایشگاه اعطا می‌شود. کارگاه تدبر در قرآن ویژه هنرمندان نیز از بخش‌های دیگر در این نمایشگاه خواهد بود.  هنرمندان در صورت نیاز می‌توانند با شماره‌های ۰۲۱۶۶۹۷۰۷۷۵ و ۰۲۱۶۶۴۰۲۸۸۲ (آقای بخشی‌زاده) تماس گیرند. ]]> دین‌ Sat, 14 Sep 2019 07:44:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280693/اعلام-فراخوان-نمایشگاه-نفس-المطمئنه-محوریت-قرآن-عاشورا لزوم پژوهش تجربی درباره آثار روان‌شناختی و اقتصاد عزاداری http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280672/لزوم-پژوهش-تجربی-درباره-آثار-روان-شناختی-اقتصاد-عزاداری خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_حسن محدثی‌گیلوایی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و دین‌پژوه: به‌عنوان محقق دین‌پژوه بر آن‌اَم که قلمرو تحقیقاتی عاشوراپژوهی ابعاد گوناگون و وجوه متنوّعی دارد. می‌کوشم به‌اجمال مهم‌ترین این ابعاد و وجوه را توضیح دهم: 1) بررسی ریشه‌های تاریخی و جامعه‌شناختی و روان‌شناختی نهضت عاشورا: یکی از بحث‌های مهم در عاشوراپژوهی پاسخ به این پرسش است که چرا نهضت عاشورا رخ داده است؟ در پاسخ به این پرسش ناچار هستیم که ریشه‌های تاریخی و اجتماعی نهضت عاشورا را بکاویم و اجتماع عربی آن دوران را مورد بررسی همه‌جانبه قرار بدهیم و حتّا بافت اجتماعی این اجتماع را در قبل از اسلام و پس از اسلام و در عصر خلفای چهارگانه و نیز در آغاز عصر اموی بکاویم. هم‌چنین لازم است شخصیت مهم‌ترین کنش‌گران دخیل در شکل‌گیری نهضت عاشورا را به‌دقّت و به‌نحو علمی و بی‌طرفانه بررسی کنیم (امری که هنوز شرایط آن در جامعه‌ ما فراهم نیست). مثلاً باید بتوانیم درباره‌ی شخصیت حسن (ع)، حسین (ع) و دیگران بدون جانب‌داری و بر اساس اسناد و تواریخ موجود بحث و بررسی بکنیم و نتایج را هر چه هست، منتشر نماییم. لذا هنوز این بعد از عاشوراپژوهی تا حد زیادی مغفول مانده است و مطالعات بی‌طرفانه‌ علمی یا موجود نیست یا اگر هست، بسیار ناچیز و ناکافی است. 2) بررسی شرایط اجتماعی ـ سیاسی پساعاشورایی و تأثیرات بلافصل نهضت: بعد دیگر عاشوراپژوهی بررسی تأثیراتی است که وقوع عاشورا و حرکت حسین (ع) بر اجتماعی عربی آن عصر گذاشته است. این‌که بافت اجتماعی و موقعیت بنی‌هاشم بعد از نهضت چه تغییری کرده است؟ در شام و کوفه چه اتّفاقاتی بر اثر وقوع نهضت رخ داده است؟ حکومت چه تأثیری پذیرفته است؟ بصره چه احوالی پیدا کرده است؟ و اموری از این قبیل از هر جهت جای بحث و بررسی دارد. 3) بررسی تأثیرات اجتماعی ـ‌ سیاسی نهضت عاشورا در اعصار بعدی تاریخ اسلام: محور دیگر عاشوراپژوهی بررسی تأثیرات ماندگاری است که نهضت عاشورا در جهان اسلام در قرون بعد داشته است. این‌که نهضت عاشورا چه‌گونه الهام‌بخش نهضت‌های پس از خود در جهان اسلام شده است، محور مهم دیگری است که می‌بایست در عاشوراپژوهی دنبال شود. 4) تجلیات فرهنگی نهضت عاشورا در شعر و ادب: بررسی مضامین و محتواهای عاشورایی و نحوه‌ بازنمایی نهضت عاشورا در فرهنگ مسلمانان و در شعر و ادب آنان محور مهم دیگری است که نیازمند بحث و بررسی است. انواع تفسیرها از نهضت عاشورا در طی قرون شده است که نیازمند مطالعه‌ای عالمانه و محققانه است. 5) مناسک و سنّت‌های عاشورایی: بررسی مناسک و سنّت‌های عاشورایی محور مهم دیگر عاشوراپژوهی است. این محور از چند جهت قابل بررسی است و خود به زیرمحورهای مهمّی تقسیم می‌شود که هر یک جداگانه نیازمند بررسی و مطالعات دقیق عالمانه است: الف) بررسی فرآیند تکوین مناسک و سنّت‌های عاشورایی؛ ب) تحوّلات تاریخی مناسک و سنّت‌های عاشورایی و تحوّلات عزاداری در اجتماع شیعی؛ ج) بررسی کارکردهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مناسک و سنّت‌های عاشورایی در قرون متمادی؛ د) حکومت‌های جهان اسلام و نوع برخورد با مناسک و سنّت‌های عاشورایی و نحوه‌ی بهره‌گیری نظا‌م‌های سیاسی از این مناسک و سنّت‌ها؛ ه) نقش مناسک و سنّت‌های عاشورایی در هویت‌بخشی به اجتماع شیعی و در تقابل با اجتماع سنّت و جماعت؛ و) آسیب‌شناسی دینی مناسک و سنّت‌های عاشورایی؛ ز) آسیب‌شناسی انسانی و جامعه‌شناختی مناسک و سنّت‌های عاشورایی؛ ح) بررسی مناسک و سنّت‌های عاشورایی در نگاه غیر (پی‌روان مذاهب و ادیان دیگر، بی‌دینان، و بیگانه‌گان)؛ و) اختلاط و آمیزش فرهنگی مناسک و سنّت‌های عاشورایی با فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌های زمینه‌ای در مناطق مختلف جهان اسلام؛ ز) مقایسه‌ روایت‌های دینی و قومی ـ ملّی تعیین‌کننده در جوامع گوناگون. 6) بررسی تطبیقی فرهنگ عاشورایی در جوامع مختلف شیعی: در خاورمیانه، اجتماعات شیعی گوناگونی وجود دارد که هر یک از آن‌ها فرهنگ شیعی خاص خود را دارند. یک محور مغفول عاشوراپژوهی بررسی مقایسه‌ای این فرهنگ‌های عاشورایی است. مثلاً مقایسه‌ی فرهنگ عاشورایی ایرانی و عراقی موضوع مهمی است که می‌بایست در دستور کار مطالعاتی قرار گیرد. 7) بررسی مردم‌شناختی و جامعه‌شناختی فرهنگ عاشورایی:‌ فرهنگ‌های عاشورایی در اجتماعات شیعی آثار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، روانی، و اقتصادی گوناگونی به‌بار می‌آورند که لازم است به‌صورت تخصّصی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند. در این حوزه جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان بیش از دیگر گروه‌های متخصّصان شایسته‌گی ورود به کار مطالعاتی را دارند. 8) اقتصاد محرّم و صفر: بررسی اقتصاد عزاداری و نیز تأثیرات اقتصادی عزاداری در محرم و صفر موضوع بسیار مهمّی است که نیازمند مطالعات تخصّصی است و جا دارد به نحو همه‌جانبه‌تر مورد مطالعه قرار گیرد. 9) آثار روان‌شناختی عزاداری در ماه‌های مختلف سال از جمله در محرم و صفر: یکی دیگر از محورهای مهم عاشوراپژوهی انجام مطالعات روان‌شناختی در باب تأثیرات روانی عزاداری است. این‌که عزاداری در ماه‌های محرم و صفر چه آثار روانی مثبت یا منفی بر مردم می‌نهد، نیازمند مطالعه‌ تجربی دقیق است. در حال حاضر در این باره به‌نحو غیرتجربی بحث و گفت‌وگو می‌شود و از برخی آثار عزاداری سخن گفته می‌شود. برخی این اثرات را مثبت و برخی آن را نفی تلقّی می‌کنند و لازم است این بحث‌ها از کلّی‌گویی یا بحث‌های نظری صرف به سمت مطالعات تجربی بی‌طرفانه حرکت کند و دانش‌ دقیق‌تری در این باره تولید شود.  10) عاشوراپژوهی دیگران: سرانجام، این‌که متفکّران و دین‌پژوهان جوامع دیگر (خواه درجوامع اسلامی و خواه در جوامع غیراسلامی) نهضت عاشورا را چه‌گونه تحلیل و بررسی کرده‌اند و چه نقشی در تاریخ اسلام برای آن قائل شده‌اند محور جذّاب دیگری است که نیازمند بررسی و مطالعه است. 11) نقد و بررسی عاشوراپژوهی موجود در ایران: بررسی و نقد آثاری که تاکنون در ذیل عاشوراپژوهی در ایران منتشر شده‌اند، هم‌چنین تدوین کتاب‌شناسی در این باره و برگزاری جلسات نقد و انتشار مقالات انتقادی در باب آثار موجود، محور دیگری است که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. این محورها و احیاناً برخی محورهای دیگر می‌توانند در دستور کار یک یا چند مرکز عاشوراپژوهی قرار گیرند و محقّقان گوناگون متناسب با موضوعات مورد بحث به تحقیق و مطالعه و نقد بررسی مشغول گردند و آثار محقّقانه‌تری را پدید آورند.       ]]> دین‌ Sat, 14 Sep 2019 05:41:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280672/لزوم-پژوهش-تجربی-درباره-آثار-روان-شناختی-اقتصاد-عزاداری روایت ایرانشناس مشهور انگلیسی از عزاداری‌های عاشورا http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280459/روایت-ایرانشناس-مشهور-انگلیسی-عزاداری-های-عاشورا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یکی از سفرنامه‌های دوران ناصرالدین‌شاه، سفرنامه گرترود بل به نام «تصویرهایی از ایران» است که با مقدمه ایران‌شناسان مشهور انگلیسی آغاز شده است. او به مراسم و اعیاد مذهبی، عزاداری‌های دهه اول محرم توجه داشته است. مارگارت گرترود لوثیان بل در سال 1868 میلادی در نواحی شمالی انگلستان به دنیا آمد و در 12 جولای سال 1926 میلادی در 58 سالگی درگذشت. وی از كودكی به تاريخ علاقه داشت و از دوران دبيرستان تصميم گرفت رشته تاريخ را برگزيند. او از جمله نخستین زنان انگلیسی بود که به دانشگاه راه یافت و به دلیل روحیه پژوهشی و نیز سفرهای طولانی و ماجراجویانه‌اش به‌عنوان افسر سیاسی انگلستان در کشورهای خاورمیانه، کمک‌های شایانی به این کشور در دوران جنگ جهانی اول کرده است. ​مارگارت گرترود بل دانش‌آموخته ممتاز رشته تاریخ از دانشگاه آکسفورد بود و زمانی به تحصیل پرداخت که تحصیلات دانشگاهی برای زنان هنوز امری غیرمعمول بود اما با این وجود تنها ظرف مدت دو سال تحصیلات خود را در آکسفورد به پایان رساند و سپس در مسیر سفرهای خود به دور دنیا به ایران آمد. گرترود بل از اوایل قرن بیستم شیفته مردم و کشورهای عربی شد و پس از آموختن زبان عربی و تحقیق درباره این کشورها به سفر در کشورهای عربی پرداخت. این ایران‌شناس انگلیسی بعدها به مقام دبیر واحد شرقی در کمیسیون عالی امور بغداد ارتقا یافت و به واسطه نقشی که در روی کار آمدن بسیاری از شاهان و شاهزادگان در عراق پس از جنگ جهانی اول داشت به‌عنوان «پادشاه ساز» دولت عراق شهرت یافت. وی در مدت حضورش در این کشور مدیر افتخاری اداره عتیقه‌جات این کشور شد. تاسیس موزه بغداد در عراق نیز از جمله اقدامات او در زمینه حفظ آثار فرهنگی بود. بیشتر آنچه گرترود بل در تصویرهایی از ایران ثبت کرده، اکنون مدت‌هاست که تغییر یافته چنان‌که تقریبا قابل باز شناختن نیست. با این همه تأثیرات او ارزشی هر چه بیشتر دارد زیرا که او تناقضات یک سلطنت روبه زوال را نمایان می‌کند که آخرین بقایای ایران قرون وسطایی بوده است. گرترود بل شیفته ایران و ایرانی و مشرق زمین بود و سادگی زندگی آنها را می‌ستود. او با دقت و ریزبینی به طرز زندگی ایرانیان نگریسته و دیده‌ها و شنیده‌های خود را ثبت کرده است. گرترود بل با تمام وجود ادبیات ایرانی را ستایش می‌کند و در سفرنامه خود می‌نویسد: «هیچ چیز برای روح، آرامش‌بخش‌تر از آن نیست که در ننویی که در میان چنارهای باغ‌ ایرانی بسته شده است دراز بکشی و اشعار حافظ را به زبان اصلی از کتابی با جلد چرمین منقش، که از بازار خریده‌ای، بخوانی.» به نظر او «زندگی در شرق را می‌توان در دو عنصر خاک و آفتاب خلاصه کرد. آنگاه که بی‌توجه در درگاه ایستاده‌ای اقرار خواهی کرد که این سفر دراز بیهوده نبوده است اما همزمان با حرکت دسته جمعی مردمی که پشت سر تو حرکت می‌کنند ناآگاه درخواهی یافت که چه شکاف و گرداب ژرفی میان تو با آنهاست. مردم مشرق زمین درباره دنیای بزرگتری که تو شهروند آن هستنی چیزی نمی‌دانند بنابراین چیزی از تو و تمدن تو نمی‌پرسند.» وی در سفرنامه خود درباره ماه محرم می‌نویسد: «با شروع ماه محرم هیجان مذهبی پنهان مشرق زمین آشکار شد. هرشب هنگام غروب شیون و زاری عزاداران فضا را پر می‌کرد و غم و اندوه گاهی اوج می‌گرفت و گاهی تخفیف می‌یافت. سرانجام روز دهم محرم فرا رسید. روزی پراهمیت برای همه مسلمانان، زیرا که این روز، روز شهادت امام حسین (ع) بوده است.» او ادامه می‌دهد: «کمی بعد از ظهر، صدای عزاداران در دهکده پیچید. اهالی که دسته‌هایی تشکیل داده بودند در خیابان‌های سایه‌دار به راه افتادند و از باریکه‌ای از صحرا که به خیابان‌های اصلی می‌رسید گذشتند. اندوه و ماتم این گروه عزاداران مایه شگفت بود نسبت به قهرمان دلیری که پیکرش بیش از 12 قرن پیش در دشت کربلا آرمیده است...» بل با اشاره به مراسم عاشورا می‌نویسد: «...مراسم واقعی هنگام شب برپا شد. روی سکو، نوحه‌خوانی با لباس بلند و عمامه سفید نشسته بود و شرح شهادت را با آهنگ کشیده و حزن‌انگیزی می‌خواند. زیر پای او زمین پوشیده از زنانی بود که چادرهای سیاهشان را به‌طور مرتب به دور خود جمع کرده و با سرهای پوشیده نشسته بودند و روبند کتان سفید جلو صورتشان تا پایین روی دامنشان آویزان بود...مردها بر روی سینه برهنه خود می‌کوفتند و اشک بر گونه‌هایشان سرازیر بود و گاه به گاه کلمات نوحه‌خوان را مضمون هم‌سرایی خسته و ماتم‌زده‌ای قرار می‌دادند، یا با ناله زمزمه مانندی وارد داستان او می‌شدند که شدت و قدرت می‌یافت تا به دورترین گوشه‌های چادر می‌رسید: حسین! حسین! حسین!» ]]> علوم انسانی Wed, 11 Sep 2019 04:35:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280459/روایت-ایرانشناس-مشهور-انگلیسی-عزاداری-های-عاشورا قرآن برای آیت‌الله طالقانی راهنمای عملی انسان‌ها بود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/280589/قرآن-آیت-الله-طالقانی-راهنمای-عملی-انسان-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمدمهدی جعفری مدرس دانشگاه که کتابی از او با عنوان «آیت‌الله طالقانی و تفسیر پرتوی از قرآن» از سوی خانه کتاب منتشر شده، به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت آیت‌الله سید محمود طالقانی، درباره نوع نگاه او به قرآن و اهمیت تفسیری که اندیشه او از قرآن دارد، عنوان کرد: آیت‌الله طالقانی زمانی که در حوزه قم درس می‌خواندند؛ دیدند که به قرآن آن توجهی که باید صورت نمی‌گیرد. نه به عنوان کتاب درسی نه به عنوان راهنمای عمل در زندگی اجتماعی. مدتی هم به نجف رفتند و دیدند که در حوزه علمیه نجف هم وضع به همین منوال است. به همین جهت، در سال ۱۳۱۸ پس از فراغت از تحصیل از قم به تهران آمدند و هدف اصلی‌شان از این مهاجرت این بود که قرآن را به عنوان راهنمای عمل انسان‌ها به صحنه اجتماعی بیاورند. از همان زمان هم این کار را آغاز کرد. او ادامه داد: از نگاه آیت‌الله طالقانی نازل شدن قرآن بر رسول خدا صرفا به این منظور نبود که یک مسئله نظری و اعتقادی صرف باشد و مردم ایمانی بیاورند و تمام. بلکه قرآن قرار بوده که راهنمای عملی نه تنها برای همان زمان که برای همه نسل‌ها و همه دوره‌های تاریخی و همه مکان‌‌ها باشد. حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران بوده و رسالتش با قرآن باقی می‌ماند. البته در تبیین و تفسیر اجرای قرآن امیرالمومنین از همه شایسته‌تر بود و از این جهت نهج‌البلاغه هم به نوعی تفسیر عملی قرآن است. از این رو آیت‌الله طالقانی در تفسیر خود هم به قرآن توجه داشته‌ و هم به نهج‌البلاغه. این قرآن‌پژوه تاکید کرد: نگاه او به قرآن نگاه یک انسان به راهنمای عمل انسان است. به این معنا که آیت‌الله طالقانی قرآن را محدود به مسائل مذهبی یا دینی خاصی نمی‌بیند. بلکه قرآن برای او راهنمای عمل برای همه انسان‌ها در همه شرایط و زمان‌ها و مکان‌هاست. از این رو برداشت‌ آیت‌الله طالقانی از قرآن چه در دهه ۲۰ و چه در دهه ۵۰ و در تمام ۴۰ سالی که با قرآن سروکار داشته پیام روز برای همه انسان‌ها است. یعنی راه حل همه مشکلات و مسائلی که بشر با آن برخورد می‌کند را می‌توان در قرآن جست‌وجو کرد. البته به شرطی که قرآن با نگاه درستی تفسیر شود. به عبارت دیگر آیت‌الله طالقانی چون قرآن را راهنمای عمل می‌دانست نگاهی خاص به این کتاب آسمانی داشت و تفاوت تفسیر او از قرآن با دیگر تفسیرها همین‌جاست. دیگر تفسیرها یک نگاه علمی و کتابخانه‌ای به قرآن دارند و آیت‌الله طالقانی نگاهی عملی و میدانی به آن داشته و هر زمانی که به قرآن مراجعه می‌کرد راه‌حلی برای مسائل مطرح روز پیدا می‌کرد بدون اینکه از اصول و نظر رسول خدا و ائمه عدول کند. جعفری افزود: هرچند او به احادیث با دیده شک نگاه می‌کرد، چون احادیث تفسیری که در تفاسیر قرآنی راه یافته‌اند برخی‌اشان اسرائیلیات هستند. یعنی همان یهودیانی که در صدر اسلام مسلمان شده بودند ولی ته دلشان هنوز همان تعالیم تورات وجود داشت. حتی همان افراد بی‌غرض‌ یهودی و دانشمندان بی‌طرف یهودی؛ نه آن‌هایی که با هدف خاصی حدیث جعل کردند، نیز نتوانسته بودند خودشان را از آن فرهنگ توراتی و اسرائیلی جدا کنند. به همین دلیل احادیثی وارد دین ما شده که بسیار بسیار دور از حقیقت قرآن هستند و آیت‌الله طالقانی به این حدیث‌ها با دیده شک نگاه می‌کرد. منتها اگر حدیثی از رسول خدا (ص) یا ائمه(ع) به دستش می‌رسید که حدیث صحیحی بود هم تنها توضیح می‌داد که از نظر من منظور از این حدیث این است. درواقع او احادیث را نقادی کرده و تفاسیر قدما از ابن‌عباس تا مجمع‌البیان و تفاسیر اهل‌سنت و حتی تفاسیر ملاصدرا که دید عرفانی دارد و تفسیر المیزان را مورد نظر داشته داشته و به همه این‌ها مراجعه می‌کرد. منتها با دید انتقادی و با دلیل یا آن‌ها را می‌پذیرفت یا رد می‌کرد. او متذکر شد: به عبارت دیگر اینگونه نبود که فلان تفسیر چون از سوی فلان شخص نقل شده درست نیست و ابدا شخص را در تفسیر‌های احادیث مد نظر نداشت و تنها به محتوا و مضامین توجه داشت. ملاک درستی برای او هم آیات قرآن بود و حتی آیات قرآن را با آیات قرآن می‌سنجید و با کنار قرار دادن احادیث نتیجه‌ای از این آیات می‌گرفت و نهایتا پرتویی از قرآن را در اختیار ما گذاشت.  جعفری در پایان تصریح کرد: چون این اثر (مجموعه تفاسیر آیت‌الله طالقانی از قرآن) مربوط به خیلی سال قبل بود قرار است در ویراست جدید توضیحاتی به آن اضافه کرده و با نمایه‌سازی مناسب در اختیار خواننده بگذاریم. این اقدامات در همایش علمی و پژوهشی که به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت او در روز ۲۱ و ۲۲ آبان‌ماه برگزار می‌شود، عرضه خواهد شد. ]]> دین‌ Tue, 10 Sep 2019 04:39:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/280589/قرآن-آیت-الله-طالقانی-راهنمای-عملی-انسان-ها مواجهه بی‌واسطه با واقعه عاشورا تن و روح را زخمی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280540/مواجهه-بی-واسطه-واقعه-عاشورا-تن-روح-زخمی-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مقتل‌نگاری شیوه‌ای رایج برای انتقال رخدادهای مرتبط با واقعه عاشورا، در طول تاریخ اسلام بوده است. در این میزگرد که با حضور سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ تشیع و یاسین حجازی نویسنده «کتاب آه؛ بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهما السلام» برگزار شد، مقوله بازسازی، بازخوانی و ترجمه مقاتل در دوران معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در بخش دوم میزگرد، طاووسی مسرور پس از ارائه تاریخچه‌ای از توجه به مقوله مقتل‌نگاری به زبان فارسی در دوران صفویه، به ضعف در زمینه ترجمه مقاتل می‌پردازد و یاسین حجازی از لزوم توجه بی‌واسطه به واقعه عاشورا و کم کردن از تحلیل و تحشیه برای درک عمیق‌تر از آن رخداد می‌گوید:   در مقوله مقتل‌نویسی در قرن اولیه می‌شود احتمال داد کسانی مانند ابی‌مخنف از منبع واحدی استفاده کرده‌اند ولی در قرون بعدی آیا کاری که مقتل‌نویسان انجام می‌دادند گردآوری مطالب از منابع مختلف و در نتیجه بازسازی مقتل نبوده است؟ از این منظر نمی‌شود نفس المهموم را ادامه یک سنت دانست؟ طاووسی مسرور: تفاوت کار شیخ عباس در توجه ایشان به صحیح بودن منابع و همین‌طور مکتوب بودن منابع است. به ویژه از قرن پنجم به بعد آنچه رخ می‌دهد ورود شفاهیات و اقوال بدون سند به مقاتل است. یک توضیح دیگری را هم اینجا بدهم که به نظرم مهم است. در بین مقتل‌نویسان اولیه می‌بینیم که ابومخنف شاگرد جابر جعفی بوده است و استاد و شاگرد هر دو مقتل داشته‌اند اما ابومخنف در مقتلش حتی یک روایت از جابر نقل نکرده است. چرا؟ به این دلیل که ضرورتی وجود نداشته است. در زمانی که ابومخنف مقتل خود را می‌نوشته، مقتل جابر جعفی هم وجود داشته و در دسترس بوده و کپی کردن از آن کار معناداری محسوب نمی‌شده است. نکته آنچه گفتم این است که از حدود قرن سوم به بعد این حس به وجود می‌آید که آثار قدما در حال از بین رفتن است و به همین خاطر شیوه پرداختن به مقاتل را تغییر دادند. از آن به بعد هر کسی که به مقتل‌نویسی رو می‌آورد، اهم مقاتل قبل از خود را کپی می‌کرد و بعد سخنانش خودش را هم اضافه می‌کرد. عده‌ای به این شیوه انتقاد کرده‌اند ولی مسئله این است که آنها می‌دانسته‌اند راه نگه‌داری از میراث گذشتگان چنین بوده است. به همین دلیل است که کسی مانند طبری مقاتل پیش از خود از جمله مقتل هشام کلبی را کپی کرده است. طبری مقتل ابومخنف را نداشته است. مقتل هشام کلبی را داشته است و از قول او مقتل ابومخنف را نقل کرده است. طبری خود هشام کلبی را هم ندیده بوده است. یعنی بعد از فوت هشام کلبی به دنیا آمده بوده است. اما کتاب هشام کلبی موجود بوده است. این‌گونه هم نبوده که هشام از ابومخنف شنیده باشد. او از ابومخنف کپی کرده بود و طبری هم از هشام کپی کرده بود. مقتل عوانة بن الحكم که طرفدار نگاه بنی‌امیه است را هم کپی می‌کند. مقتل عمار دُهنی و مقاتل دیگری را هم کپی می‌کند و بعد مجموع این گردآوری می‌شود مقتل طبری. کاری که طبری کرده است گزینش و چینش است.   در کتاب الارشاد شیخ مفید هم همین روند را می‌بینیم؟ طاووسی مسرور: شیخ مفید در کتاب الارشاد حتی یک نقل از طبری نیاورده است. به این دلیل که به منابع طبری دسترسی داشته و مستقیم از هشام کلبی استفاده کرده موارد ذکر شده از ابومخنف را کپی کرده است. ولی در حال حاضر ما نه مقتل هشام کلبی را داریم و نه مقتل ابومخنف و نه مقتل عمار دهنی را. حال اگر این کپی‌ها انجام نمی‌شد ما جز نقل‌های قرن سوم و چهارم به بعد چیزی در دسترس ما نبود. این کپی کردن هوشمندی گذشتگان ما را در صیانت از میراثی که به آنها رسیده است نشان می‌دهد.   سعید طاووسی مسرور   از قرن پنج و شش به بعد ما مشاهده می‌کنیم که دقت و امانت در نقل روایت‌ها کمتر و کمتر می‌شود. این ماجرا از کجا آغاز شد و به گمان شما دلیل آن چه بود؟ طاووسی مسرور: در بین مقاتل موجود لهوف و مثیر الاحزان از اولین مقاتلی هستند که وجوه داستانی قابل توجهی دارند و برخی نقل‌های خود را مستند به منبع خاصی نمی‌کنند. سید ابن طاووس گاهی مستند نقل خود را بیان می‌کند ولی گاهی هم این کار را نمی‌کند. درباره نسبت این دو اثر هم باید گفت برخی معتقد هستند مثیر الاحزان از روی لهوف نوشته شده است ولی گویا واقعیت این است که برعکس است. لهوف از روی مثیرالاحزان نوشته شده و تفصیل پیدا کرده است. آثاری مانند لهوف و مثیرالاحزان درگیر مقوله اغراق نمی‌شوند ولی داستان‌پردازی در آنها وجود دارد اما در همان دوره اغراق را هم در آثاری نظیر مناقب آل ابی‌طالب ابن شهرآشوب مشاهده می‌کنیم. ابن شهرآشوب بیان کرده است که بیش از نهصد زخم در روز عاشورا به حضرت سیدالشهدا وارد آمده و همه این زخم‌ها هم در جلوی بدن بوده است. چه کسی رفته تعداد این زخم‌ها را بشمارد؟ کتاب ابن شهرآشوب در قالب مناقب است و مناقب ساختاری برای گردآوری روایت‌های بی‌سند بوده است. وقتی هم که باب ذکر روایت‌های بی‌سند باز شد هر چیزی را می‌توان نقل کرد.   یعنی از مقطعی مقاتل تحت سایه مناقب قرار گرفتند؟ طاووسی مسرور: تقید برای بیان سند کم می‌شود و کسانی مانند ابن شهرآشوب مستقیم به ذکر قصه مشغول می‌شوند. وقتی کنگره بزرگداشت ابن شهرآشوب مازندرانی در ساری برگزار شد اتفاق‌های خوبی در مورد ایشان رخ داد. مقالات فراوان نوشته شد و ترجمه جدید و کامل مناقب ایشان منتشر شد. هر کسی هم از علما که به کنگره پیام داده بود تمام و کمال از بزرگی و خوبی ایشان گفته بود. بالاخره ابن شهرآشوب از رجال شیعه در قرن ششم بوده و رهبر شیعیان حلب سوریه محسوب می‌شده است. اما رهبر معظم انقلاب در پیامی که برای این کنگره فرستادند به نکته مهم و لازمی اشاره کردند. ایشان از همان فرصت پیام استفاده کرده بودند و تذکری داده بودند. گفته بودند که اگر شما می‌خواهید خدمتی به ابن شهرآشوب کنید وقتی بگذارید و اسناد مربوط به مرسلات او را پیدا کنید. باید این کار را انجام داد. باید دید که آنچه ابن شهرآشوب بیان کرده است در منابع قدیم‌تر هم ذکر شده یا نشده و از اساس چند درصد آن ذکر شده است. در حال حاضر عمده اشکالی که به کتاب ابن شهرآشوب می‌شود این است که بی‌سند است. در مورد متن‌های دیگر هم می‌شود این کار را انجام داد. امسال دیدم درباره کتاب روضه‌الشهدا این کار را انجام داده بودند.   حجازی: آقای محمد حقی این کار را انجام داده‌اند. کتابشان هم در انتشارات کتابستان معرفت منتشر شده است.   طاووسی مسرور: بله. ایشان نقل‌هایی که می‌شده منابعی برای آنها پیدا کرد را نگاه داشته و نقل‌هایی از روضه‌الشهدا که هیچ منبعی نداشته است را حذف کرده است. مثلاً در روضه‌الشهدا نقلی هست به نام روضه شیرین خانم که ایشان آن را از کتابش حذف کرده است. به عبارت دیگر یکی دیگر از کارهایی که در مورد مقاتل می‌شود انجام داد مستندسازی آن آثار است.   کتابی که بین همه مقاتل و مناقب تبدیل به کتاب محبوب میان عموم مردم می‌شود روضه‌الشهدا است. دلیل اینکه این کتاب چنین محبوبیتی می‌یابد چیست؟ از سوی دیگر این را هم می‌شود پرسید که این کتاب چه نقشی در شکل دادن به رویکرد ما نسبت به سوگ حسینی داشت؟ طاووسی مسرور: کتاب روضه‌الشهدا بیش از آنکه تاریخ باشد جنبه ادبیات دارد. یکی از دلایل محبوبیت آن به فارسی نوشته شدن آن است. در روزگار صفوی نوشته شدن چنین متنی به فارسی اهمیت داشت. از زمان خلیفه دوم تا صفویه مفهوم ایران وجود نداشت و حتی کلمه ایران به کار نمی‌رفت. ما خراسان و سیستان و طبرستان و آذربایجان داشتیم اما ایران نداشتیم. صفویه ایران را احیا کرد و هویت ایران را تعریف کرد. شاه اسماعیل تنها تشیع را رسمی نکرد. او احیاکننده ایران هم هست. او چهار پسر داشت که هر چهار پسر را به اسم‌های ایرانی نام‌گذاری کرد. نکته مهم این است که در آن بازه زمانی نیازمند متون فارسی در حوزه عاشورا بودیم و روضه‌الشهدا این نقش را ایفا کرد.   حجازی: تا پیش از این کتاب متن فارسی درباره واقعه عاشورا نداشتیم؟   طاووسی مسرور: ما مقتل فارسی داشتیم. خانم دکتر رقیه میرابوالقاسمی کتابی درباره این مقاتل دارد که از ابتدا تا قرن دهم مقاتل را بررسی کرده است. بر این پایه می‌شود گفت ما مقتل فارسی داشته‌ایم ولی مقتلی که فراگیر باشد و جذاب و شیوا نوشته شده باشد نداشتیم. این مورد بعدی اهمیت یافتن روضه‌الشهدا است. ملاحسین واعظ کاشفی واقعاً هنرمند است. گریزهای روایی از یک روایت به یک روایت دیگر در روضه‌الشهدا بسیار جذاب است و همین هم باعث محبوبیت آن شد. اما مهم‌ترین مسئله این است که صفویه نیازمند متون فارسی بود و برای معرفی و تثبیت آنها هم تلاش می‌کرد. مجلسی اول کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق را شرح کرد برد پیش شاه. شاه گفت دستت درد نکند. احتمالاً کتاب خوبی است. ما که نمی‌توانیم بخوانیم. همین سخن باعث شد ایشان از نو این کتاب را به فارسی شرح کند که لوامع صاحب‌قرانیه حاصل آن تلاش بود. علامه مجلسی نماز را به فارسی ترجمه کرد، ادعیه را ترجمه کرده، کتاب‌های مختلف فارسی نوشته است و... یکی از مهمترین علامه مجلسی که عنوانش «حکمت شهادت امام حسین (ع)» است را به فارسی نوشته شده است. من اخیراً بخش علم و فرهنگ تمدن اسلامی مدخل شیعه از دانش‌نامه جهان اسلام را نوشتم. در بخش صفویه من آنجا ذکر کرده‌ام که آنها دنبال تمدن اسلامی نبودند. دنبال تمدن شیعی بودند. زبان فارسی برای آنها محور تمدن شیعی بود. اینکه روضه‌الشهدا گل می‌کند پس علاوه بر هنر واعظ کاشفی به فضایی که این‌گونه آثار را ترویج می‌کرد هم باز می‌گردد.   این موضوع که ایرانیان قائل به این هستند که همسر امام حسین ایرانی بوده است تا چه میزان به این رویکرد خاص صفویه که آن را تشریح کردید باز می‌گردد؟ طاووسی مسرور: این موضوع خیلی کهن‌تر از این حرف‌هاست. در قدیمی‌ترین آثار شیعی و اتفاقاً آثار شیعی که در ایران تولید شده و راویان آن ایرانی بوده‌اند این روایت بیان شده است. هیچ جای تردیدی نیست که مادر امام چهارم ایرانی بوده است. فقط آقای جعفریان می‌گوید دختر شاه ایران نبوده است. دختر حاکم سیستان بوده است. قدیمی‌ترین سند در این زمینه تاریخ سیستان متعلق به قرن سوم است. پس این موضوع جای شبهه ندارد. اما این‌که همسر امام حسین را دختر شاه ایران معرفی کنند و ائمه را ادامه نسل ساسانیان بدانند توسط برخی از راویان که اتفاقاً ایرانی بوده‌اند ذکر شده است و فقط دو روایت قابل اعتنا دارد. یکی از ابراهیم ابن اسحاق احمر نهاوندی است و یکی هم از سهل ابن قاسم نوشجانی. نوشجانی در خراسان به امام رضا (ع) گفته است ما با شما فامیل هستیم و وقتی امام می‌پرسد چطور می‌گوید از طریق شهربانو. بنابراین روایت مورد بحث بسیار کهن‌تر از عصر صفویه است. این روایت در بین زرتشتیان ایران هم رواج دارد.  ممکن است در دوره صفوی این روایت رواج پیدا کرده باشد اما اصل آن به ان دوره باز نمی‌گردد.   آقای حجازی اگر یکی از مشخصه‌های اهمیت یافتن روضه‌الشهدا را احاطه واعظ کاشفی بر روایت در نظر بگیریم، شما در بازخوانی خود از مقتلی مانند نفس المهموم چقدر تلاش کردید از این وجه بهره ببرید. احاطه شما بر تکنیک‌های روایی چه میزان در بازخوانی مقتل به کارتان آمد؟ حجازی: به نظر من اصولاً بهترین روش مواجهه با یک اتفاق این است که نویسنده هر چه بی‌واسطه‌تر با آن اتفاق برخورد کند. مثلاً همین امروز ما داریم خبرهایی می‌شنویم درباره اتفاقی که به عنوان نمونه در هنگ‌کنگ در حال رخ دادن است و این خبرها را از قاب خبرگزاری‌های مختلف می‌بینیم و می‌شنویم و نمی‌توانیم درباره صحت آنها اطمینان حاصل کنیم. درباره واقع عاشورا هم آنچه که می‌تواند به ما تاثیر بیشتری عطا کند، مواجهه بی‌واسطه با اتفاق است و نفس المهموم این امکان را به شما می‌دهد. به این خاطر که از منابع مختلف و متفاوت و گاه با گرایش‌ها و بن‌مایه‌های مذهبی مختلف روایت خود را ارائه می‌دهد. به عنوان نمونه تاریخ طبری کتاب موثقی برای شیعیان نیست ولی این کتاب از منابع اصلی نفس المهموم است. پس بنابراین مسئله من این بود که هر چه نزدیک‌تر به اتفاق شوم. چیزی که ما را از اتفاق دور می‌کند تشتت منابع نیست. افزوده‌های عاطفی ما به واقعه است. ما عاطفه را پرداخته‌ایم و عاطفه ما در ماجرا نزج گرفته و جزئی از واقعه شده است. من تلاش کردم تا جایی که می‎توانستم مراثی، تحلیل‌ها، تعلیق‌ها، تحشیه‌ها و تبیین‌ها را کنار بگذارم. فرض را بر این بگذارم که من در واقعه حرکت امام حسین(ع) (در اینجا امام را هم بر مبنای ارادت خودم می‌گویم، در آن نقطه فرض من این بود که ایشان آدمی‌زادی هستند مانند دیگر آدمی‌زادها با همه ویژگی‌های آدمی‌زاد) هیچ سوالی درباره این سفر ندارم. در کتب مقاتل علاوه بر نقل واقعه ما قلم تحلیل‌گر هم داریم. به عنوان نمونه در همین کتاب نفس‌المهموم هم مولف و هم مترجم آن یعنی ابوالحسن شعرانی درباره علم امام سخن می‌گویند. اینکه چرا همه به امام می‌گویند این سفر عاقبت خوشی ندارد ولی امام حرف آنها را نمی‌پذیرد. تحلیل‌هایی که مولف و مترجم در زمینه دلایل اصرار امام به حرکت ارائه می‌دهند به جای خود محترم هستند اما روایت برای من محترم بوده است. من یاسین حجازی می‌خواستم ببینم بعدش چه می‌شود. صبح است و به محمد حنفیه خبر می‌دهند که برادرت از مکه بیرون زد. او می‌گوید من در حال وضو گرفتن بودم و اشکم در قدح چکید. خب این یک تصویر داستانی است ولی اینجا سوال این است که مگر محمد حنفیه به برادرش نگفته بود از شهر بیرون نرو. مگر فرزدق نگفته بود؟ مگر ابن عباس نگفته بود؟ مگر از رفتار ابن زبیر معلوم نبود کلکی در رفتار این پسر جملی زاده وجود دارد؟ همه این پرسش‌ها می‌تواند مطرح شود و مطرح می‌شود ولی من همه این‌ها را کنار گذاشتم. چیزهایی هم وجود دارد که گاه روایت را منشق می‌کند. به‌عنوان نمونه وقتی شما تردید می‌کنید روز عاشورا جمعه بوده یا دوشنبه بوده یا شنبه بوده است کم کم آدمی حس می‌کند دچار دوبینی شده و تصویر را واضح نمی‌بیند. این موارد را هم من حذف کردم و چشمم را بر آنها بستم. من مواجه شدم با مواردی که به فراخور عاشورا دارد به آنها پرداخته می‌شود. مثلاً در نفس المهموم ما می‌بینیم که امام یا لشکر مقابل یک بیت شعر دارند و بعد مولف یا مترجم رفته و آن شعر را ریشه‌یابی کرده و گفته است این بیت را فلان فرد در فلان موضع جنگی بیان کرده است. این ربطی به حادثه ندارد. بنابراین حذفش کردم. ما در زمینه عاشورا گویی که امام حسین را چیزی بیش از آنچه هر آدمی دارد می‌بینیم. این به هیچ وجه بد نیست ولی حجابی جلوی چشم ما ایجاد می‌کند. من اگر امام حسین را فردی ببینم که علیه ظلم شورید دیگر همیشه او را مجاهد می‌بینم. مجاهد نبود؟ معلوم است که بود ولی با فیلتر مجاهد به سراغ امام حسین(ع) اگر برویم آنجا که او به حر می‌گوید دلیل آمدن من تقاضای شما بود و اگر پشیمان شده‌اید من برمی‌گردم را یواش‌تر نقل می‌کنیم. اگر فیلترها کنار برود کم کم من با خود واقعه مماس می‌شوم و بعد واقعه تن و روح من را هم زخمی می‌کند.   آقای طاووسی ما به تفصیل درباره رویکرد بازسازی مقاتل صحبت کردیم. کتاب آه و مواردی از این دست بازخوانی مقتل محسوب می‌شوند و رویکردی تازه در این زمینه محسوب می‌شوند. درباره این رویکرد تازه و به‌طور ویژه کتاب آه هم اگر صحبت کنید ممنون می‌شوم. طاووسی مسرور: من قبل از صحبت درباره موضوعی که فرمودید می‌خواستم یک نکته درباره سخنان آقای حجازی بگویم. راوی ممکن است بر اساس عاطفه و محبتی که به امام حسین (ع) دارد یک سری چیزها را نگوید؛ مثلا شما حاضرید یکسری از جزئیات شهادت امام(ع) و خانواده‌اش را بیان نکنید اما برخی از راویان می‌گفتند و ملاحظه نمی‌کردند. من یک موضوع جالبی را در تاریخ می‌خواندم. سیوطی وقتی به دوره یزید می‌رسد اساسا واقعه عاشورا را نقل نمی‌کند. نه اینکه بخواهد آن را حذف کند بلکه می‌گوید امام حسین(ع)  کسی است که اصلا قلب من نمی‌کشد روایتش را بگویم و می‌گوید: «انالله و انا الیه راجعون» و سریعا به سراغ خلیفه بعدی می‌رود چون او در خودش نمی‌دیده که درباره عاشورا بنویسد با اینکه 300 کتاب دارد. کتاب آه و امثال این کتاب که البته کم هم هستند باید بگویم این‌ها نیاز و خدمت به میراث و تراث ماست. اکنون اگر کسی به من مراجعه کند و برای آشنایی با واقعه کربلا منبعی بخواهد من به عنوان نمونه دمع‎السجوم آقای شعرانی را معرفی نمی‌کنم. چرا که مخاطب نمی‌تواند با چنین اثری ارتباط بگیرد. اصلا اسم کتاب را نمی‌تواند درک کند که به چه معناست. علامه شعرانی کسی است که آیت‌الله حسن زاده شاگرد او بوده. آقای اسفندیاری می‌گوید همان‌طور که مراجع تقلید داریم مراجع تحقیق هم داریم. شعرانی مرجع تحقیق است اما چند درصد از مردم می‌توانند با ترجمه شعرانی ارتباط بگیرند؟ حالا این را مقایسه کنید که چند درصد مردم می‌توانند با کتاب آه ارتباط بگیرند؟ این نشان می‌دهد که این کتاب چه جایگاهی دارد. حتی ترجمه آقای پورکمره‌ای هم همین طور است. چون هر کدام به مقتضیات زمان خودشان شکل گرفته‌اند. شما اگر کاشی‌کاری‌های کاخ گلستان را در سطح شهر اجرا کنید برای مردم مسخره است چون آن سبک معماری قاجاری است و در آن زمان قابل اعتنا بوده و حالا با ذائقه مردم همخوان نیست. من کتابی مانند فیض الدموم را می‌خوانم و لذت می‌برم. ولی خیلی‌ها استقبال نمی‌کنند و واژه‌های مسجع و رنگارنگ در این متن را نمی‌پسندند. ما باید متون را به آن چیزی که برای امروز قابل استفاده است تصحیح کنیم نه اینکه خرابش کنیم. به گمان من یاسین حجازی از پس این کار برآمده است. اما بعضی وقت‌ها برخی متن را خراب می‌کنند. اکنون بی‌شمار ترجمه از لهوف وجود دارد. خود متن عربی این کتاب تحریف شده است و ده‌ها لهوف داریم. آقای مصطفی صادقی این کتاب را بر اساس 57 نسخه خطی تصحیح کرده است. من اگر بخواهم کتابی را تصحیح کنم دلیلی نمی‌بینم همه نسخ را ببینم نهایتا به پنج نسخه اکتفا کنم اما ایشان چون می‌خواسته متن اصلی را از افزوده‌ها تشخیص دهد این کار را کرده است. بنابراین امثال این کار لازم است و باید انجام شود. همین مقاتلی که امروز ترجمه شده و بعضا مترجمان هم افراد بزرگی بودند باز می‌بینیم که ترجمه‌ها در بین مردم جا نیافتاده است. آقای مهدوی دامغانی فرد کمی نیست اما ترجمه ایشان از مقتل امام حسین(ع) در طبقات ابن سعد را چه کسی می‌خواند؟ به نظر من ایشان برای محققان ترجمه کرده و هدفش ارائه اثر به مخاطب عام نبوده است. تاریخ طبری را مرحوم ابوالقاسم پاینده ترجمه کرده و بعضی‌ جاها که نمی‌توانسته را هم ترجمه نکرده است. این کتاب ترجمه دیگری هم ندارد. مقتل خوارزمی از بهترین مقاتل است با اینکه نویسنده اهل سنت است این مقتل هم ترجمه درخور ندارد. ما متاسفانه اصلا ترجمه نداریم و عقب هستیم.   پس علاوه بر بازخوانی و بازسازی یکی از مسائل ما در مقوله ترجمه است و در این مورد هم نیازمند اهتمام هستیم. طاووسی مسرور: بله. کتاب‌هایی هست که متن عربی و ترجمه فارسی‌شان چاپ می‌شود و شما می‌بینید که یک چیزهایی در فارسی هست ولی در عربی نیست یا بالعکس و تعجب می‌کنید. یا مثلاً سوء تعبیراتی می‌شود که عجیب است. مثلا شاخه نخل را آتش می‌زنند که ببینند مسلم کجاست. این را ترجمه کردند که شاخه نخل را آتش زدند از بالای سقف انداختند توی مسجد که افراد بیرون بیایند. در حالیکه اصلا آن موقع بحث مسجد مطرح نبوده و احتمالا پیش‌فرض مترجم این بوده که مسلم در مسجد است و این‌ها هم در مسجد دنبال او بوده‌اند. در حالی که اساسا در روایت اصلی مسجدی وجود ندارد. منظور این است که ترجمه‌ها مشکل‌دار است و آنهایی هم که خوب است دست مردم نیست و برای آنها نوشته نشده است.   با این همه اراده و اهتمام به امام حسین(ع) چرا دست ما در ترجمه و بازنگری مقاتل خالی است؟ طاووسی مسرور: ما حوصله کارهای جدی نداریم و به همین دلیل دنبال کارهای تکراری افتاده‌ایم. به همین دلیل کتاب‌هایی می‌بینیم که مولف 10 جلد درباره مسلم بن عقیل نوشته و تمامی منابع درباره مسلم را در آن کتاب کپی کرده است. این کتاب به چه دردی می‌خورد؟ در لوح فشرده تخصصی این حوزه این متون هست. کتاب دیگری درباره مجموعه مقاتل کهن نگاشته شده و مولف از روی سی‌دی نور چند متن را کپی کرده و می‌فروشد. پس کار جدی نمی‌کنیم. البته کارهای خوبی هم شده است مثل کار آقای صادقی  که ذکر کردم و کتاب سال عاشورا هم شد یا مثلاً کتاب آقای هدایت‌پناه با نام بازتاب تفکر عثمانی در کربلا. اما حجم کارهای بی‌کیفیت از نظر کمی زیاد است. این درد عمومی است. شما اگر توانستید یک کتاب سیره فرهنگی، اجتماعی و حتی سیره سیاسی بنویسید کار درستی کردید. ما درباره امام باقر(ع) حتی یک کتاب خوب هم نداریم! ما به ترجمه کتاب خانم ارزینا لالانی که اسماعیلی مذهب است و نخستین اندیشه‌های شیعی، تعالیم امام محمد باقر(ع) نام دارد در کتاب سال ولایت جایزه می‌دهیم اما تالیف چیزی نداریم. درباره امام جواد(ع) یک کتاب خوب هم نداریم. بعد می‌گویند چه چیزی درباره ایشان بگوییم وقتی 25 سال بیشتر عمر نکرده است؟ در حالیکه 220 روایت از 120 راوی درباره ایشان موجود است و همین ها را می‌شود تحلیل کرد. استاد من آقای احمد پاکتچی در سخنرانی‌ای شرایط زمانه امام جواد(ع)  را از منظرهای مختلف تحلیل کردند و گفتند ایشان در این شرایط شیعه را حفظ کرد و خاتمه کلام. ایشان نشان داد روایتی از حضرت امام جواد (ع) است در نهی مجسمه سازی و وقتی شرایط را بررسی می‌کنیم می‌بینیم در آن زمان بزرگترین مقام مسیحی مذهب بیزانس شمایل‌گرا بوده و این به جهان اسلام سرایت می‌کند و در نهایت به همین دلیل امام جواد(ع)  آنها را نهی می‌کند. این در حالی است که در روایت فقهی نهی ایشان آمده و دلایل این کار نیامده است. ما چه کردیم برای امام جواد(ع). در برخی عرصه‌ها مثل عاشورا و حضرت علی(ع) هم این کم‌کاری بیشتر به چشم می‌آید. ولی در همه عرصه‌ها کم کار کرده‌ایم.   آقای حجازی شما کتاب‌های قاف و آه را برای بازخوانی سرگذشت ائمه نوشتید. کار جدیدی در این زمینه دارید و این برایتان به عنوان پروژه تعریف شده است؟ حجازی: این برای من یک پروژه است ولی کسی برایم آن را تعریف نکرده است. غالبا این گمانه وجود دارد که جایی هست که به من کمک می‌کند اما این طور نیست. شخصیت‌هایی که در مرز طبیعت و ماورای طبیعت ایستاده‌اند برای من جذاب‌ترین شخصیت‌های داستانی هستند. داستان به معنای تماشای آدمیزاد به مثابه یک شخصیت داستانی نه به معنای داستان با همه عرض و طول‌هایش که می‌تواند جنبه افسانه‌ای هم پیدا کند. یکی از شخصیت‌هایی را که بیشتر دوست دارم لوط نبی است او در نقطه‌ای ایستاده است که به خانه‌اش هم کروبیان می‌آیند و هم انسان‌های مخبط. زنی که هم بستر اوست آدمی است که هم نظر و هم کیش او نیست. این شخصیت در چهارراه حوادث ایستاده است. تعارض یک آدمیزاد را در این شخصیت می‌توانید ببینید و اساسا شخصیت دوست داشتنی است و انسان خواهانش است. پیشوای سوم شعیان هم به گمان من در چهارراه حوادث ایستاده است و از کوران حوادثی بیرون آمده و به سوی طوفانی از حوادث می‌رود. در واقعه این شخصیت در نقطه عدم تعادل ایستاده که به قول داستان نویسان قصه از آنجا آغاز می‌شود. من اصولا شخصیت‌هایی از این دست را دوست دارم و طرح‌هایی هم در این زمینه دارم ولی چندان مایل نیستم تا زمانی که کتاب بیرون نیامده درباره آن صحبت کنم. ولی کار بعدی من هم درباره آدم‌هایی است که در مرز طبیعت و ماوراء ایستاده‌اند.   آقای طاووسی مسرور ممنون می‌شوم اگر شما هم درباره کارهایی که در حوزه عاشوراپژوهی در دست دارید توضیح دهید. طاووسی مسرور: من هم دارم این مسیر را ادامه می‎دهم و در حال حاضر روی برخی مقاتل کهن مشخصاً مربوط به قرون یک تا سه مشغول کار هستم. کار تحقیقی و پژوهشی درباره نوع نگاه نگارندگان و تفاوت‌ها و هم‌پوشانی‌های میان آنها و منابع آنها در دستور کار من است و امیدوارم انشاالله بتوانم این پژوهش را به سرانجام برسانم. ]]> دین‌ Tue, 10 Sep 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280540/مواجهه-بی-واسطه-واقعه-عاشورا-تن-روح-زخمی-می-کند راز گمنام ماندن صوفی تنها/تاثیر پذیری ابن‌عربی و آدونیس از ساختار زبانی نِفَّری http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280498/راز-گمنام-ماندن-صوفی-تنها-تاثیر-پذیری-ابن-عربی-آدونیس-ساختار-زبانی-ن-ف-ری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری یکی از چهره‌های رازآلود در تاریخ عرفان تمدن اسلامی است. او به روایتی در نیمه نخست قرن چهارم هجری در روستای نِفّر در عراق کنونی می‌زیسته است. نِفَّری به دلیل آنکه قائم به خود بود و مستقل از فرق صوفیه، هیچگاه شهرت چندانی کسب نکرد تا اینکه دو قرن پس از او شیخ اکبر محی الدین یادی می‌کند. تنها کتاب او «مواقف و مخاطبات» است که هیچگاه در طول قرون متمادی به طور کامل به فارسی ترجمه و شرح نشد. تا اینکه ترجمه فارسی کامل این کتاب برای نخستین بار در سال گذشته (۱۳۹۷) به قلم امیرحسین اللهیاری توسط نشر مولی در دسترس مخاطبان قرار گرفت. چندی است که چاپ دوم این کتاب نیز با شمارگان ۵۲۰ نسخه، ۲۱۰ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان منتشر شده است. اللهیاری مترجم این کتاب که مقدمه‌ای خواندنی نیز بر آن نوشته در گفت‌وگو با «ایبنا» اشاره کرد: «مواقف و مخاطبات» تنها کتاب محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری است و زندگی او خود یک داستان عجیب و غریب است. او هم‌عصر منصور حلاج است. حلاج نیز از چهره‌های عجیب در تاریخ تمدن اسلامی است. او به فنون مختلف عرفان آگاه بود و با مسافرت به کشورهای مختلف و متفاوت دانش عظیمی نسبت به وجوه متفاوت عرفان پیدا کرد. به عنوان مثال او مسافرتی به هند کرد و با انجام ریاضت‌های گوناگون به معجزات و کراماتی دست یافت. مساله اعدام حلاج وی افزود: حلاج عادت داشت تا به هر مساله و هر حوزه‌ای ورود پیدا کند. می‌توان به برداشت‌های وحدت وجودی از لفظ «انا الحق» او تشکیک وارد کرد، چرا که در سطوحی پایین‌تر مثلا یکی از یاران خود را مدام موسی خطاب می‌کرد و دیگری را عیسی و نوح و... اللهیاری ادامه داد: حلاج رویکردی فراشریعتی داشت و به ظواهر دین اعتنای چندانی نمی‌کرد. به همین دلیل نیز یارانش بسیار زیاد شدند و همین باعث شد تا خلیفه احساس خطر کند. البته شخص خلیفه قصد نداشت به موضوع حلاج ورود پیدا کند و اختیار کامل را به وزیرش داد. وزیر نیز به سراغ جنید بغدادی رفت و فتوای کشتن حلاج و یارانش را گرفت. در آن روز کذا، هم منصور حلاج را کشتند و هم یارانش را. بنابراین بر خلاف این رای مشهور، حلاج به تنهایی اعدام نشد. این مترجم همچنین با اشاره به این نکته که پس از اعدام حلاج فضای فرهنگی دچار جو امنیتی شد، گفت: اعدام صوفی مهمی چون حلاج اثر عجیبی گذاشت. شیوه اعدام او نیز شدید بود. می‌دانیم که حلاج را ابتدا دست و پا بریدند و بعد به دارش زدند و در ادامه جنازه‌اش را سوزاندند و خاکسترش را در رود ریختند. همین باعث شد تا جو امنیتی شدیدی بر فضا حاکم شود. در همین وضعیت متفکری با یک اختلاف سنی نسبت به حلاج ظهور پیدا می‌کند به اسم محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری. او در «نیپور» یکی از شهرهای مرزی در عراق کنونی (نزدیک مرز ایران) به دنیا آمد. نِفَّر معرب نیپور است. پرده پوشی نِفَّری و دلیل ناشناس ماندنش اللهیاری در بخش دیگری از این گفت‌وگو به ضرورت پرده پوشی توسط صوفیان پس از ماجرای کشتن حسین بن منصور حلاج اشاره کرد و ادامه داد: قاعدتا کسی مثل نِفَّری نیز در آن وضعیت نمی‌توانست اعتقادات و عقاید خود را به روشنی بیان کند. مترجم «کتاب مواقف و مخاطبات» در ادامه درباره ناشناس ماندن نِفَّری چنین گفت: یک علت ناشناس ماندنش این است که در دوره اختناق پس از کشته شدن حلاج زیست کرد. دلیل دیگر این است که او مکتب قائم به خودش را داشت و از هیچ طریقت یا پیر خاصی پیروی نمی‌کرد که توسط آنها تبلیغ شود. اللهیاری ادامه داد: ساختار «کتاب مواقف و مخاطبات» نیز خاص است. مواقف دارای ۷۷ موقف است. وقفه حالتی است که در آن نِفَّری ادعا می‌کند که بی‌واسطه در معرض الهام الهی قرار گرفته و این ادعایی است همتای وحی. یعنی نِفَّری ادعا کرده که خداوند به او وحی کرده است و به همین دلیل نمی‌توانست این سخنان را به روشنی و به طور مستقیم بیان کند. اگر به روشنی می‌گفت که بر من وحی شده، به یقین مانند حلاج اعدام می‌شد. ابن عربی تحت تاثیر نِفَّری بود اللهیاری در بخش دیگری از این گفت‌وگو به مفهوم وحی و جایگاه آن در کتب مقدس و ادیان ابراهیمی پرداخت و اظهار کرد: بر اساس کتب مقدس در ادیان ابراهیمی مفهوم وحی صرفا اختصاص به پیامبر اسلام دارد و بر همین مبنا شاید بتوان گفت که هیچ پیامبری جز پیامبر مکرم اسلام (ص)، داعیه آسمانی بودن و داشتن ارتباط وحیانی نداشته است. به عنوان مثال انجیل کتاب آسمانی نیست چرا که صرفا دو دسته مطالب دارد؛ نخست روایات حواریون و دیگر مطالبی که از تورات استخراج شده است. نخستین انجیل نیز ۲۰۰ سال پس از حضرت مسیح (ع) نوشته شده، بنابراین نمی‌تواند آسمانی باشد. تورات نیز هیچگاه ادعای وحی بودن را نداشته است. مترجم کتاب «گاه ناچیزی مرگ» اثر محمد حسن علوان گفت: نِفَّری مستقیما به وحی بودن کتاب خود اشاره کرد اما نتوانسته آن را ابراز کند. بنابراین او ناشناس ماند و نخستین کسی که حدود سه قرن پس از او اشاره کرد که چنین کتاب و چنین شخص متفکری وجود داشته، ابن عربی است. او در «فتوحات مکیه» نفری و کتابش را معرفی کرده و می‌توان گفت که از او الهام هم گرفته است. اللهیاری همچنین درباره تاثیرپذیری ابن عربی از نِفَّری نیز اشاره کرد: من آثار ابن عربی و آثار درباره او را نیز ترجمه کرده‌ام و به همین دلیل نیز به تاثیر گرفتن او از نِفَّری رسیده‌ام. ابن عربی در خیال پردازی و همچنین بیان گفتارهای عجیب به نِفَّری نظر داشته است. به عنوان مثال نِفَّری چنین گفته که «هو التی هی». این جمله در ظاهر با قواعد دستوری زبان عربی جور درنمی‌آید. چون «هو» ضمیر اشاره به مذکر است و التی و هی مونث‌اند! اما نِفَّری در اصل با اشاره به صفت آفریدگاری خداوند گفته که او (یعنی خداوند) دارای صفت تانیث است. ابن عربی از این سخن بهره برده و در رساله «لایعوّل علیه» خود گفته «به مکانی که قابلیت تانیث نداشته باشد، یا به عبارتی زنانگی نداشته باشد، اعتماد نکن.» این مفهوم را ابن عربی از نِفَّری گرفته اما به هر حال بیانش در آن دوران جراتی می‌خواست. این مترجم درک کلام نِفَّری را نیز سخت خواند و گفت: واقعا فهم «کتاب مواقف و مخاطبات» مشکل است و در بسیاری از موارد با اصول و موازین شریعت نمی‌خواند. اما جالب اینجاست که او در بخش مخاطبات درباره مهدویت حرف زده است. دیدگاه‌های نِفَّری درباره مهدویت مورد اقتباس ابن عربی هم قرار گرفت. نکته مشکل‌زا اما اینجاست که در شارح مواقف در طول تاریخ تنها یک نفر بود: عفیف‌الدین تلمسانی. اللهیاری اضافه کرد: نِفَّری آنقدر گمنام بود که تلمسانی که شارح اثر اوست، گفته مکان مرگ او در حوالی رود نیل است. در مواقف گفته است که نِفَّری در نیل مصر درگذشت و این نیل مصر جایی است نزدیک نیپور در عراق و تلمسانی این نکته را متوجه نشده و مکان مرگ او را در مصر ذکر کرده است. مترجم «الکتاب» آدونیس نکات جالب دیگر درباره نِفَّری را به این شرح بیان کرد: پس از ابن عربی باز هیچکس از نِفَّری حرفی نزد تا اینکه حدود ۶۰ سال پیش یک کشیش لبنانی به اسم پل نویا که در دانشگاه‌های لبنان به تدریس فلسفه اشتغال داشت، نام او را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. نویا از نظر زبانی نِفَّری را سرآمد سخن پردازان در طول تاریخ می‌داند. جالب اینجاست، آدونیس که شاگرد نویا بود از طریق او با نِفَّری آشنا شد و در زبان شعری بیشترین تاثیر را از او گرفت. مواقف و مخاطبات به قلم خود نِفَّری نیست اللهیاری در بخش دیگری از این گفت‌وگو کاتب «کتاب مواقف و مخاطبات» را کسی غیر از نِفَّری عنوان کرد و گفت: نِفَّری با دست خودش مواقف را ننوشت. به یک روایت خواهرزاده‌اش و به روایتی دیگر پسر دخترش، همیشه همراه او بود و در حالت‌های الهام سخنانش را می‌نوشت که با توجه به سبک زندگی نِفَّری می‌توان گفت که روایت همراه بودن خواهرزاده درست‌تر است. وی افزود: اگر قائل به الهام شویم، وقتی نِفَّری در پرتو الهامات وحیانی قرار می‌گرفت سخنانش نوشته می‌شد و اگر به چیز دیگری قائل باشم می‌توان گفت که وقتی او در ساحت اختلالات روانی و حالتی شبه اسکیزوفرنیک قرار می‌گرفت و مواقف را می‌خواند، خواهرزاده‌اش آنها را یادداشت می‌کرد. اللهیاری ادامه داد: از ۲۰ سال پیش به صورت جسته و گریخته ترجمه‌های مختصری از «کتاب مواقف و مخاطبات» منتشر شده است. اما رویکرد مترجمان معرفی و برگردان یک اثر معنوی بود و هیچکس در ترجمه به جنبه‌های زبانی و رویکردهای زبان شناختی این اثر توجهی نداشت. من نیز پس از خواندن و ترجمه آثار آدونیس و آشنایی با آرای پل نویا، به این نتیجه رسیدم که باید این متن را ترجمه کنم. واقعا جای خالی آن در میان کتاب‌های فارسی به چشم می‌خورد. امیدوارم که شرح و تعلیقات من گره از خلاقیت‌ها و بازی‌های زبانی نِفَّری باز کرده باشد. درباره مترجم امیرحسین اللهیاری پزشک است. او بر ادبیات کهن عرب، حکمت اسلامی و ادبیات معاصر عرب احاطه دارد. از دیگر کتاب‌های منتشر شده او می‌توان به ترجمه رمان «گاه ناچیزی مرگ» نوشته محمد حسن علوان، ترجمه «الکتاب» ادونیس (در سه جلد که مهم‌ترین مجموعه شعر ۱۰۰ سال اخیر عرب است)، «شرح گل سوری» ترجمه مجموعه مقالاتی مهم درباره ادونیس، مجموعه شعر «عقاب قله یوشان»، مجموعه غزل «پری خوانی»، ترجمه حیدربابای شهریار به شعر فارسی به نام «سلام بر حیدر بابا»، «بررسی ابعاد چهارگانه سلامت از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت در شاهنامه فردوسی» (تز پایان‌نامه دکتری نویسنده است که در قالب کتاب نیز منتشر شد)، «چشم‌های قهوه‌ای تو» و «تنها این را برای تو نوشته‌ام مریم» اشاره کرد. ]]> علوم انسانی Mon, 09 Sep 2019 05:30:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280498/راز-گمنام-ماندن-صوفی-تنها-تاثیر-پذیری-ابن-عربی-آدونیس-ساختار-زبانی-ن-ف-ری در بازیابی نخستین روایت‌های مکتوب از واقعه عاشورا سستی کرده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280438/بازیابی-نخستین-روایت-های-مکتوب-واقعه-عاشورا-سستی-کرده-ایم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مقتل‌نگاری شیوه‌ای رایج برای انتقال رخدادهای مرتبط با واقعه عاشورا، در طول تاریخ اسلام بوده است. در این میزگرد که با حضور سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ تشیع و یاسین حجازی نویسنده «کتاب آه؛ بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهما السلام» برگزار شد، مقوله بازسازی، بازخوانی و ترجمه مقاتل در دوران معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در بخش اول میزگرد، طاووسی مسرور ضمن ارائه تاریخچه‌ای از مقتل‌نگاری، به معرفی اولین مقاتل می‌پردازد و درباره مقوله بازسازی مقاتل در سال‌های اخیر و تفاوت آن با رویکرد سنتی بازسازی مقاتل سخن می‌گوید. یاسین حجازی هم از دغدغه‌هایی گفته که باعث شد به سراغ بازخوانی مقتل نَفَس‌المهموم برود. آقای طاووسی مسرور، آیا برای ما مشخص است که روند ثبت واقعه کربلا به چه شکل بوده است؟ نخستین مقتلی که به نوعی به دستمان رسیده به ابو مخنف تعلق دارد. این اثر تا چه میزان قابل اعتماد و اطمینان است؟ طاووسی مسرور: یک قول شایع این است که نخستین مقتل‌نویس ابومخنف بوده و او هم متوفی به سال 157 است. پس صد سال با واقعه عاشورا فاصله داشته است. بر این پایه می‌گویند چون فاصله زیست ابومخنف با واقعه عاشورا صد سال بوده سندیت حرف‌های او و از اساس مسئله ثبت واقعه زیر سوال است. در صورتی که ابومخنف در حدود سال 116 کتاب خود را نوشته و نکته دیگر اینکه از اساس این سخن که ابومخنف اولین مقتل‌نویس است، قول غلطی است. ما مقتلی داریم از «قاسم ابن اصبغ ابن نباته» که شیخ طوسی به اشتباه آن را به خود «اسبق» نسبت داده ولی با توجه به اینکه در متونی مانند تاریخ طبری از قاسم ابن اصبغ روایاتی نقل شده و مرجع آن روایات از زبان قاسم هم پدرش نیست، می‌توانیم بگوئیم شیخ طوسی در این زمینه اشتباه کرده است. تنها مقتل پیش از ابومخنف هم کتاب قاسم ابن اصبغ نبوده است. من در کتابی که درباره «جابر جعفی» نوشتم و در سال 1389 منتشر شده ذکر کرده‌ام که جابر جعفی مقتل‌الحسین داشته است. جابر جعفی متوفی به سال 128 ه. ق. است. مقاتل قاسم ابن اصبغ و جابر جعفی نخستین مقاتل مکتوب هستند و نکته مهم در این میان این است که ابومخنف شاگرد جابر جعفی بوده است. اخیراً هم آقای رسول جعفریان که استاد عزیز من هستند، مقتلی را از «حصین ابن عبدالرحمان» احیاء و بازسازی کرده و هر چه نقل از این فرد وجود داشته را جمع‌آوری کرده است. نکته جالب این است که حصین ابن عبدالرحمان در زمان واقع عاشورا 43 ساله بوده و در کوفه می‌زیسته است. حصین ابن عبدالرحمان با یک واسطه واقعه کربلا را شنیده و ثبت کرده و اوضاع کوفه را هم به عنوان شاهد عینی ثبت و نقل کرده است.   آنچه که ما در این گفت‌وگو بر آن تمرکز داریم نوع رویکرد پژوهشگران معاصر ما نسبت به مقاتل و از اساس ثبت واقعه عاشوراست. یکی از این رویکردها همین مورد بازسازی مقاتل است که به یک نمونه‌اش اشاره کردید. نمونه‌های دیگری نظیر بازسازی مقتل ابی‌مخنف توسط آقای یوسفی غروی هم در دسترس ماست. آقای طاووسی مسرور، روند این بازسازی مقاتل چگونه است و این شیوه از مواجهه با متون گذشتگان از منظر روش‌شناختی چه منطقی دارد؟ طاووسی مسرور: در برخورد با متون کهن ما با نسخه خطی مواجه هستیم و آن نسخه یا نسخ باقی مانده از متن را تصحیح و منتشر می‌کنیم. اما در مورد اکثر متون کهن که ما از نوشته شدن آنها مطلع هستیم، نسخه خطی شناخته شده‌ای وجود ندارد. به عنوان نمونه جابر جعفی که در پاسخ به سوال پیشین شما درباره‌اش سخن گفتم 10 کتاب داشته است که از این 10 کتاب، هفت کتاب تاریخی بوده است. ایشان مقتل امیرالمومنین، مقتل‌الحسین (ع)، کتاب الصفین، کتاب الجمل، کتاب النهروان و... را نوشته و هیچ کدام از این کتاب‌ها باقی نمانده است اما روایت‌های قابل توجهی از این آثار در کتاب‌های شیعه، اهل تسنن، زیدی، اسماعیلی و... می‌توانیم بیابیم. می‌شود با منطق خاصی این روایت‌ها را از این آثار استخراج کرد و بعد آنها را مرتب و مدون کرد و آن وقت می‌شود ادعا کرد که ما بخش قابل توجهی از کتاب را داریم. در این موارد ما هیچ وقت نمی‌توانیم یقین حاصل کنیم که همه کتاب را داریم. مثلاً در مورد همین مقتل ابومخنف که آقای یوسفی غروی آن را بازسازی کرده است ما نمی‌توانیم قسم بخوریم که این همان متن مقتل ابومخنف است. این کتاب برگرفته از نقلیات طبری، ابوالفرج اصفهانی و هشام کلبی از ابومخنف است. نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که تمام کتاب ابومخنف برای ما نقل شده است ولی با اطمینان قابل توجهی می‌توانیم بگوییم که اکثر مطالب آن کتاب نقل شده است چرا که متن، منسجم و قابل توجه است. به گمان من بازسازی مقاتل امری ضروری است. همین مقتلی که آقای جعفریان بازسازی کرده و در نشریه «آینه پژوهش» منتشر شده نمونه‌ای از ضرورت پرداختن به این مقوله بود.   حجازی: این مقتل از اساس دیده نشده و مورد توجه قرار نگرفته است.   طاووسی مسرور: بله. متاسفانه همین‌طور است. کارهایی از این دست اولاً بسیار کم انجام می‌شود و ثانیاً وقتی انجام می‌شود هم به خوبی دیده نمی‌شود. فردی در ترکیه مقاله‌ای نوشته است درباره مقتل جابر جعفی و پرسشش این بوده چرا به این مقتل که اقدم مقاتل است توجهی نمی‌‎شود؟ پاسخ این است که باید این مقتل بازسازی و چاپ شود تا اولین گام در مسیر توجه به آن برداشته شود. ولی ما در همان گام اول هم چندان درست حرکت نکرده‌ایم. من چون درباره شخصیت جابر جعفی کار کرده‌ام، در صورت توفیق، کار بازسازی مقتل او را انجام می‌دهم ولی مسئله این است که تا کنون کاری درباره او نشده است. یا مثلاً «نصر ابن مزاحم منقری» صاحب کتاب وقعه‌الصفین هم مقتل‌الحسین داشته و مقتل جابر جعفی از منابع مقتل نصر بوده است. این کتاب هم چاپ نشده است. از اساس هیچ کدام از مقاتل کهن غیر از مقتل ابومخنف و مقتل چند صفحه‌ای که آقای جعفریان بازسازی کرده‌اند منتشر نشده است. این امری است که باید به آن توجه شود و این آثار باید بازسازی و احیا شوند.   سعید طاووسی مسرور   برآوردی از تعداد این مقاتل که می‌شود آنها را مقاتل کهن نامید دارید؟ طاووسی مسرور: در پنج قرن اول تعداد مقاتل به هیچ وجه کم نیست. آمار دقیق را من در رساله دکتری‌ام ذکر کرده‌ام ولی در حال حاضر و به شکل فی‌البداهه می‌توانم بگویم تعداد آنها به شصت تا هفتاد عنوان بالغ می‌شود. من دوستی دارم به نام محمدجواد یاوری که در مقاله‌ای مقاتل شیعه از قرن یک تا پنج را معرفی کرده است. برای آمار دقیق می‌توان به آن مقاله مراجعه کرد اما قطعا تعداد این مقاتل کم نیست، اما نکته مهم این است که هر مقتل کهن قابل بازسازی نیست. به این دلیل که از بسیاری از مقاتل منقولاتی برای ما باقی نمانده است. از همین مقتل قاسم ابن اصبغ که درباره‌اش صحبت کردم فکر نمی‌کنم در مجموع بیش از ده روایت برای ما باقی مانده باشد ولی 10 روایت مهم و کلیدی از این کتاب باقی مانده است. می‌شود گفت هر مقتل کهنی قابل بازسازی نیست ولی تا آن میزان که قابل بازسازی بوده هم ما گام‌های محدودی برداشته‌ایم. این بازسازی به مقاتل کهن هم محدود نمی‌شود. کارهای بسیاری می‌شود درباره رویکرد قدما نسبت به واقعه عاشورا می‌شود انجام داد که به اندازه کافی مورد توجه نبوده‌اند. من دفتری دارم که در آن ایده‌های تحقیقاتی‌ام را می‌نویسم. یکی از این ایده‌ها به عنوان نمونه گردآوری آثار مکتوب علما درباره امام حسین(ع) است. من روی ملا احمد نراقی که متمرکز شدم مشاهده کردم ایشان برای امام حسین(ع) هم در مثنوی طاقدیس شعر گفته است و هم در کتب فقهی و روایی و دیگر آثارش به هر بهانه‌ای از امام حسین(ع) سخن گفته است. اگر این مطالب استخراج و تدوین شود می‌شود امام حسین (ع) در اندیشه ملا احمد نراقی را بازسازی و شناسایی کرد. درباره تک تک علمای بزرگ ما این امکان وجود دارد. یک مثال دیگر هم از کارهای کمتر شناخته شده‌ای که درباره عاشورا شده است بزنم. علامه امینی کتابی دارد به نام «ثمرات الاسفار الی الاقطار» که به تکمله الغدیر هم معروف است. ایشان برای گردآوری این کتاب به هند، سوریه، مصر، عربستان و کشورهای دیگر سفر کرده‌اند و نسخ خطی را مشاهده و جمع‌آوری کرده است. در حال حاضر می‌شود بر مبنای این کتاب مقتل علامه امینی بر مبنای روایت‌های اهل سنت را گردآوری و ترجمه کنیم. نکته جالب این است که تعداد قابل توجهی که علامه امینی دیده و در این کتاب به آنها پرداخته است، هنوز هم خطی هستند. یکی از آسیب‌های عاشوراپژوهی ما این است که بسیاری از کارهایی که در این زمینه می‌شود انجام داد را از اساس فراموش کرده‌ایم.   آقای حجازی شما به‌عنوان فردی که از پایگاه ادبیات به مقوله عاشورا نگریسته‌اید، از منظری تازه، یکی از آن کارها که به قول آقای طاووسی مسرور فراموش شده بوده‌اند را انجام داده‌اید. یعنی بازخوانی یک مقتل. با چه دغدغه‌ای به سراغ چنین کاری رفتید؟ حجازی: مسئله‌ای که برای من دغدغه شد و شاید من را به کاوش داشت این بود که من به یک سوال جدی برخوردم. این سوال که هنوز فراوان هستند کسانی که علی‌رغم بسیارها که شنیده‌اند نمی‌دانند حسین(ع) پسر علی(ع) چگونه به قتل رسید. بر ذکر کردن اسامی به همین برهنگی و بدون هیچ لقبی تاکید دارم. این دغدغه من بود. من انسان عزلت‌گزیده‌ای هستم و چندان با آداب رفتن در مجالس و در اجتماع بودن آمیخته نیستم، و این البته حسنی محسوب نمی‌شود. شاید همین عزلت‌گزینی‌ام بود که باعث شد احساس کنم لازم است به خود واقعه مراجعه کنم تا بفهمم چه اتفاقی رخ داده است. بهتر است بگویم که من امام‌حسین(ع) را پیش از آنکه یک امام، پیشوا، مجاهد، تئوریسین یا یک مظلوم ببینم، یک آدمی‌زاد دیدم. آدمی‌زادی که قصه‌ای دارد. متاسفانه هنگامی که ما در ساحت عاشورا حرف می‌زنیم هر کلمه می‌تواند سویه‌ای زشت پیدا کند. به عنوان نمونه همین کلمه قصه که از دهان من بیرون آمد می‌تواند معنایی خلاف آنچه منظور من است به مخاطب القا کند. قصه در اینجا به معنای برساخته بودن، تخیلی بودن و بی‌پشتوانه بودن نیست. قصد من این است که بگویم با یک آدمی‌زاد طرف بودم. آدمی‌زاد به معنای فردی که درد می‌کشد و دیگر سائقه‌های انسانی را هم از خود بروز می‌دهد. ایده من این است که اگر خصوصیات انسانی را مورد عنایت قرار دهیم، امکان هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌ها فراهم‌تر می‌شود. در نگاه من اگر شخصیت آدمی‌زادی حسین پسر علی (روح من فدای هر دوی آنها) دیده شود، شاید سویه‌های نادیده‌ای از خود بروز دهد و برای رسیدن به چنین هدفی بود که به سراغ نوشتن کتاب آه رفتم.   برای رسیدن به چنین هدفی چرا کتاب نفس المهموم را برای بازخوانی انتخاب کردید؟ حجازی: چون نفس‌المهموم را کسی تالیف کرده است که خاتم‌المحدثین است. کافی است که لغت‌نامه دهخدا را باز کنید و ببینید که به چه کسی می‌گوید محدث. آن فرد عباس نام دارد و برآمده از شهر قم است. شیخ عباس قمی حدیث‌شناس است و بر اسناد دینی اشراف دارد. او در پی این بوده است که از اسنادی استفاده کند که در وثاقت آنها تردید نباشد. او همچنین به دلیل وجاهت علمی و سبقه محدثی اهل تعصب نیست. او در مقدمه کتابش می‌گوید من از همه منابع حتی آنها که عامه بود (یعنی آن چیزی که ما امروز به نام اهل تسنن می‌نامیم) ولی در وثاقت آنها نمی‌شد شک کرد و با سویه‌های جهان‌بینانه واقعه زاویه نداشت،  بهره بردم. شیخ عباس قمی فردی آزاده است و در نقل منابع دچار تعصب و گرایش نیست. خودش را درگیر عاطفه‌اش نمی‌سازد و نمی‌گوید من نمی‌توانم بپذیرم آدمی که من تا این میزان او را دوست دارم تعدادی محدودی از دشمنانش را کشته و تلاش نمی‌کند شجاعت آن کسی که دوستش دارد را در متن بارزتر کند و برای چنین کاری از اسناد غیرموثق بهره نمی‌برد. یاسین حجازی     پس به گمان شما روایت نفس‌المهموم از واقعه کربلا نزدیک‌تر به واقع بود. حجازی: بله بله. من با متنی مواجه شدم که واقعه را از دوربین‌های مختلف می‌بیند.   آقای طاووسی نفس‌المهموم را هم می‌شود نوعی از بازسازی مقتل دانست. تفاوت‌ها و شباهت‌های بازسازی مقاتل توسط گذشتگان ما با نوع بازسازی‌های مقاتلی که اکنون رخ می‌دهد چیست؟ طاووسی مسرور: نفس‌المهموم در واقع یک بازگشت است. بازگشت به چه چیزی؟ از قرن پنجم و ششم هجری قمری به بعد، جهان اسلام دچار دگرگونی‌هایی می‌شود و از جمله آنها شدیدتر شدن اختلافات مذهبی است. ما پس از این قرون حمله مغول و جنگ‌های تیمور را از سرمی‌گذرانیم و پس از این دوره فضای تصوف بر جهان ذهنی جوامع اسلامی حاکم می‌شود. من در رساله دکترای خود ذکر کرده‌ام که نام مقدس علی در بین اهل سنت قرن‌های اول تا پنجم از یزید هم کمتر استفاده شده در صورتی که در میان شیعیان پس از محمد و عبدالله سومین نام بوده و پس از آن نام احمد قرار دارد. البته شاید هم جای احمد و علی برعکس باشد و من حضور ذهن نداشته باشم. اما در قرون ششم تا دهم در بین اهل سنت نام علی سه بار مجموع نام سه خلیفه در بین اهل سنت استفاده شده است. این موضوع را دکتر شفیعی کدکنی در مقاله‌ای با نام جامعه‌شناسی نام‌ها اثبات کرده است. دلیل این تغییر رویکرد فراگیر شدن تصوف بوده است. در این بازه زمانی تحولاتی که در عرصه نقل حوادث عاشورا رخ می‌دهد این است که گزارش‌‎هایی با جزئیات بیشتر ارائه می‌شود. زبان حال با تاریخ مخلوط می‌شود و داستان‌هایی به تاریخ اضافه می‌شود. تعداد کشته‌ها را زیادتر از آنچه در متون پیش از قرن پنج ذکر شده بیان می‌کرده‌اند این روند وقتی به دوره قاجار می‌رسد جنبه تراژیک و مصیبت‌آمیز واقعه را بسیار پررنگ می‌کند و از اساس از نقل تاریخ فاصله می‌گیرد. شما هنگامی که به مقاتل این دوره نگاه کنید، مشاهده می‌کنید که در نام این مقاتل اشک و ناله به وفور یافته می‌شود. حتی مقاتل خوب این دوره مانند فیض‌الدموع همین رویکرد را دارند. هر چند که فیض‌الدموع مقتل خوبی است به فارسی که ترجمه لهوف است با افزوده‌هایی و قلم بسیار شیوایی دارد. اتفاقاتی که در دوره قاجار رخ می‌دهد و به تعبیری گزافه‌گویی‌هایی که در این دوره رایج می‌شود تا حدی پیش می‌رود که می‌گویند امام حسین(ع) سیصدهزار نفر را به درک واصل کرده است و وقتی که با این پرسش مواجه می‌شوند که چنین چیزی چگونه در 24 ساعت ممکن است می‌گویند روز عاشورا 72 ساعت بوده است! این متن مکتوب مقتلی به نام اسرارالشهاده است. شیخ عباس قمی در چنین شرایطی بود که نفس‌المهموم را خلق کرد. ایشان استادی به اسم میرزا حسین نوری معروف به محدث نوری داشته است. محدث نوری کتابی می‌نویسد به نام لوءلوء و مرجان که نقد رویکرد مقتل‌نویسی قاجاری بوده است. محدث نوری از کسانی است که در نقل روایت به شدت تسامح دارد و دامنه راوایاتی که صحیح می‌شناسد بسیار گسترده است. وقتی صدای چنین شخصیتی در می‌آید آدمی بیشتر شگفت‌زده می‌شود. زمانی کسانی مانند شاگردان آقای خویی و مثلاً مرحوم آصف محسنی که به تازگی درگذشت یک روایت را رد می‌کند، آن هنگام می‌شود گفت این افراد دایره روایت‌های صحیح را تنگ می‌گیرند، ولی وقتی محدث نوری به اعتراض برمی‌خیزد این موضوع قابل‌توجه‌تر می‌شود. کاری که شیخ عباس قمی در نفس‌المهموم انجام داده، تکمیل برنامه محدث نوری بوده است. قبر این دو نفر هم در نجف در کنار یکدیگر است. نکته جالبی که در نفس‌المهموم هست و به همین دلیل من آن را یک بازگشت می‌دانم این است که ایشان در مقدمه ذکر کرده‌اند که من فقط از منابع قرون یکم تا پنجم در نوشتن مقتل خود استفاده می‌کنم و از منابع بعدی به این خاطر که از واقعه دور شده‌اند و شفاهیات در آنها نفوذ کرده و احتمال تحریف بیشتر است استفاده نمی‌کنم. با این وضعیت شاید ما انتظار داشته باشیم با مقتلی پنجاه صفحه‌ای مواجه شویم ولی نفس‌المهموم یک کتاب حجیم است. شاید عده‌ای معتقد باشند ما اگر در شرح وقایع عاشورا بخواهیم از منابع معتبر استفاده کنیم چیزی برای روایت کردن باقی نمی‌ماند اما این‌گونه نیست و نفس‌المهموم با وجود بهره بردن از روایات صحیح حجمی قابل توجه از روایات را نقل کرده است و در حال حاضر نیز علمایی مانند آقای فاطمی‌نیا وقتی می‌خواهند برای عموم مخاطبان مقتلی را معرفی کنند، نفس‌المهموم را نام می‌برند. از ویژگی‌های نفس‌المهموم یکی هم این است که در زمان ما نوشته شده و اثری متاخر محسوب می‌شود. شیخ عباس قمی متوفی به سال 1319 شمسی است. بنابراین می‌شود این را گفت که نفس‌المهموم یک بازسازی محسوب می‌شود ولی یک بازگشت به منابع اصیل هم هست.   رویکرد شیخ عباس قمی با رویکردهای معاصرتر در زمینه بازسازی مقاتل چه نسبتی دارد؟ طاووسی مسرور: فرق کارهای معاصر نظیر آنچه آقای جعفریان یا آقای یوسفی غروی و دیگران انجام داده‌اند با کاری مانند نفس‌المهموم این است که پژوهشگرانی که نامشان ذکر شد متن واحد پراکنده‌ای را گرد آورده‌اند اما برای شیخ عباس از اساس متن واحد موضوعیت نداشته و یک واقعه را از متون مختلف بازسازی کرده است. بازسازی به شیوه تازه، در بین قدما از اساس موضوعیت نداشته است.   حجازی: مانند کاری که شیخ عباس در نفس‌المهوم انجام داد چطور؟ نمونه‌ای مانند آن داشته‌ایم؟   طاووسی مسرور: بعد از ایشان که خیلی‌ها الگو گرفتند. ولی قبل از آن می‌شود گفت نداشته‌ایم. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/280438/بازیابی-نخستین-روایت-های-مکتوب-واقعه-عاشورا-سستی-کرده-ایم ​«شهدای نینوا» در سرای اهل قلم بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280599/شهدای-نینوا-سرای-اهل-قلم-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی «شهدای نینوا» نوشته ابراهیم صالحی‌ حاجی‌‌آبادی در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. در این نشست زهیر صیامیان، رقیه میرابوالقاسمی و ابراهیم صالحی حاجی‌آبادی حضور دارند و درباره این کتاب سخن می‌گویند. مطالب این کتاب در دو بخش کلی «شهدای بنی‌هاشم» و «شهدای غیر بنی‌هاشم» تنظیم و دسته‌بندی شده است. در این اثر هویت بیش از ۱۵۰ تن از کسانی که ادعا شده در کربلا به شهادت رسیده‌اند، مطرح و بررسی شده است؛ افرادی که با تکیه بر منابع ضعیف و بی اعتبار نامشان درشمار شهدای کربلا ضبط شده، حال آنکه نام بسیاری از آن‌ها درشمار اصحاب امام حسین (ع) ضبط نشده چه رسد به شهادت آن‌ها در کربلا! در کتاب‌های کهن و متعدد آمده، روز عاشورا ۷۲ تن از اصحاب امام به شهادت رسیدند که باتوجه به تاریخ کهن و مصادر موجود از تاریخ به نام آن‌ها استخراج و ضمن بیان تحریفات و مطالب نادرستی که برای هریک از این شهدا در کتاب‌ها رواج یافته، نکات قابل اعتمادی که در کتاب‌های کهن برای آن‌ها نقل شد، بیان می‌شود.    این نشست یکشنبه 24 شهریور ساعت 16 و 30 دقیقه تا 18 و 30 دقیقه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است.  ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 11:36:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280599/شهدای-نینوا-سرای-اهل-قلم-بررسی-می-شود محققان از « تفسیر تاریخ عاشورا» می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280597/محققان-تفسیر-تاریخ-عاشورا-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی «تفسیر تاریخ عاشورا» با یادی از زنده‌یاد دکتر محمدجواد صاحبی در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. در این نشست حجت‌الاسلام محمدرضا زائری و محسن معینی حضور دارند و درباره تاریخ عاشورا سخن می‌گویند. این نشست شنبه 22 شهریور ساعت 16 و 30 دقیقه تا 18 و 30 دقیقه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 11:27:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280597/محققان-تفسیر-تاریخ-عاشورا-می-گویند ​شرحی بر روایت امام رضا به ریان‌بن‌شبیب منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280598/شرحی-روایت-امام-رضا-ریان-بن-شبیب-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) یکی از روایات صحیح السند معروف و مشهور درباره حادثه عاشورا روایتی است که امام رضا علیه السلام به ریان‌بن‌شبیب فرموده است. بخش‌هایی از مضمون این روایت بسیار گفته و شنیده می‌شود. یابن شبیب ان کنت باکیا فابک للحسین بخشی از همین روایت معروف است.   حالا بعد از سال‌ها شرحی بر این روایت معروف توسط سیدمحمدعلی فتاح‌زاده نوشته شده است که بخش‌هایی از مضمون آن در ذیل می‎آید. غالباً دست یافتن به پاسخ آن پرسشی برای ما شیرین‎تر است که ذهن ما را بیشتر به خود درگیر کرده باشد یا پذیرش آن برای ما قدری دشوار بنماید. یکی از آن معماهای پیچیده، چرا و چگونه‎هایی است که درباره امام حسین علیه السلام به ما رسیده است؛ همچون گریستن آسمان و زمین در عزایش یا پاداش‌های فراتر از درک برای یک قطره اشک در غم او. تلاش این اثر بر دست‌یابی به پاسخ آنها بوده است. انتشارات کتابستان معرفت به تازگی این اثر را با قیمت 38000 تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 11:09:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280598/شرحی-روایت-امام-رضا-ریان-بن-شبیب-منتشر کتاب «تکوین نهاد مرجعیت تقلید شیعه» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280577/کتاب-تکوین-نهاد-مرجعیت-تقلید-شیعه-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «تکوین نهاد مرجعیت تقلید شیعه» با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا، محمدعلی حسینی‌زاده و محسن صبوریان نویسنده کتاب دوشنبه ۲۵ شهریورماه از ساعت ۱۵ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‌شود.   این کتاب پژوهشی است تاریخی پیرامون مسئله تمرکز در نهادهای دین و دولت و نسبت آن با گسترش روندهای بوروکراتیک در نهاد دولت که تکوین تاریخی مرجعیت تقلید شیعه در دوران معاصر را در دستور کار خود قرار داده است.   قابل ذکر است که تمرکز این کتاب بر مطالعه ساخت نهاد مرجعیت در دوران قاجار و پهلوی اول است. نویسنده در این اثر، شکل‌گیری نهاد مرجعیت را اولین تحول مهم سیاسی اجتماعی در دو سده اخیر ارزیابی می‌کند.   کتاب «تکوین نهاد مرجعیت تقلید شیعه؛ گفتاری در تحولات سیاسی و اجتماعی روحانیت شیعه در دوره قاجار و پهلوی اول» از آنجایی که با ادبیاتی آکادمیک و به دور از لفاظی‌های غیرعلمی به بررسی ساختاری و علمی این نهاد می‌پردازد و نکات بصیرت‌افزایی را نیز بیان می‌کند، یکی از آثار پراهمیت در زمینه مطالعه تاریخ معاصر محسوب می‌شود. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در پایین‌تر از میدان ولیعصر، خیابان دمشق، شماراه 9 واقع شده است. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 08:09:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280577/کتاب-تکوین-نهاد-مرجعیت-تقلید-شیعه-نقد-می-شود مراسم اختتامیه سومین دوره کتاب سال عاشورایی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280576/مراسم-اختتامیه-سومین-دوره-کتاب-سال-عاشورایی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سومین دوره کتاب سال عاشورایی، ویژه آثار عاشورایی منتشر شده در سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ است.   این جایزه در رشته‌های مقتل (تألیفی)، تصحیح، پژوهش تاریخی، پژوهش اجتماعی، پژوهش فرهنگی ، پژوهش هنری، پژوهش ادبی، شعر، نوحه، ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، خوشنویسی، عکس، تجسمی، شعر کودک و نوجوان، داستان کودک و نوجوان، گرافیک و تصویرگری کتاب کودک و نوجوان، ترجمه به فارسی و ترجمه از فارسی اثر پذیرفته است.   این مراسم از ساعت ۱۶ در خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)، ضلع جنوبی پارک ورشو، سالن فردوسی برپا می‌شود. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 08:09:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280576/مراسم-اختتامیه-سومین-دوره-کتاب-سال-عاشورایی-برگزار-می-شود «روایتی مردم‌شناسانه و جامعه‌شناختی پیاده‌روی اربعین» منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280575/روایتی-مردم-شناسانه-جامعه-شناختی-پیاده-روی-اربعین-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با توجه به فقدان پژوهش‌های میدانی در مورد «راه‌پیمایی اربعین» درعین اهمیت آن، طرح پژوهشی «تدوین گزارش‌های توصیفی از پیاده‌روی اربعین» اساساً با این هدف طراحی شده که شناختی عمیق‌تر و از درون از این آیین به دست دهد؛ شناختی تاحدممکن مبری از سوگیری و فارغ از پروپاگاندا. هدف اصلی این طرح «تولید داده» (از نوع داده‌های «کیفی» یا «اتنوگرافیک») و درواقع ارائه گزارش‌های دقیق توصیفی بوده است.   در «روایت پیاده‌روی اربعین؛ روایتی مردم‌شناسانه و جامعه‌شناختی از پیاده‌روی اربعین» زیر نظر محمدرضا جوادی یگانه و محمد روزخوش در لابه‌لای متون با توصیف‌ها و روایت‌هایی از میدان تحقیق مواجه می‌شویم که تازه و شایان توجه‌اند. نویسندگانِ گزارش‌ها، روایت‌هایی از زائران ایرانی و عراقی و پاکستانی و ... ارائه می‌کنند که برخلاف برداشت رسانه‌ای مسلط، از تنوع و تکثر علایق و انگیزه‌ها در این جمعیت خبر می‌دهد؛ تنوعی که البته در پس‌زمینه باوری واحد- اعتقاد به اهمیت و عظمت حادثه کربلا- جریان می‌یابد که همواره از مهم‌ترین مبانی هویتی شیعیان بوده است.   ویژگی بارز مجموعه حاضر آن است که محققانی با گرایش‌های مختلف تلاش کرده‌اند تا آنجا که در توان‌شان بوده است مشاهده‌ها و تجربیاتشان را به نحوی مبسوط و با زبانی شفاف روایت کنند. ]]> علوم انسانی Sun, 08 Sep 2019 08:08:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280575/روایتی-مردم-شناسانه-جامعه-شناختی-پیاده-روی-اربعین-منتشر-می-شود علیزاده: عاشوراپژوهان باید به پیرایش عوام‌زدگی محرم بپردازند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280562/علیزاده-عاشوراپژوهان-باید-پیرایش-عوام-زدگی-محرم-بپردازند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نقد و بررسی کتاب «حقیقت عاشورا؛ از عاشورای حسین (ع) تا تحریفات عاشورا» اثر محمد اسفندیاری شنبه 16 شهریور در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد. در این نشست افزون بر نویسنده کتاب، حسین علیزاده و سعید طاووسی مسرور حضور داشتند و به نقد و بررسی کتاب پرداختند. این کتاب به بررسی نهضت امام حسین (ع) می‌پردازد. از حماسه‌ آن حضرت تا کوشش او برای جلوگیری از جنگ، از ستم‌ستیزبودن امام حسین (ع) تا عقلانی‌ بودن و پرهیزش از افراط‌گرایی، از درس‌هایی که از امام حسین (ع) می‌توان آموخت تا عبرت‌هایی که از مخالفانش باید فراگرفت، از این‌که امام حسین  (ع) چه می‌گفت، تا اینکه مخالفانش چه می‌گفتند و عاشورا نزاع چه با چه بود. اسفندیاری در این کتاب به این مساله پرداخته است که نهضت عاشورا دو ویژگی برجسته داشت، نخست اینکه حماسی (ظلم‌ستیزانه) بود و دوم اینکه عقلانی بود، یعنی همان دو ویژگی‌ که عده‌ای در جمع آن‌ها توفیق نمی‌یابند. اما سپس پنج تحریف سهمگین دامن‌گیر آن شد که می‌توان به تقلیل یافتن آن به عزاداری (با غفلت از ظلم‌ستیزی)، تفسیرهای غیرعقلانی از آن، تفسیرهای فوق واقعی، تفسیرهای افراطی و خشونت‌آمیز و تفسیرهای عامیانه اشاره کرد. اسفندیاری در ابتدای این نشست گفت: من پیش از این، دو کتاب دیگر با عناوین «کتاب‌شناسی تاریخی امام حسین(ع)» و «عاشوراشناسی» نوشته‌ام. از سر دغدغه‌ام این آثار را به رشته تحریر درآورده‌ام و اگر نکته و حرف جدیدی در زمینه عاشوراپژوهی باشد دست به نگارش می‌زنم. وی افزود: این کتاب دو بخش دارد. بخش نخست به ماهیت قیام امام حسین(ع) می‌پردازد. این‌که عاشورا حماسه است یا مصیبت؟ عاشورا نزاع دینی است یا شبه دین؟ و این‌که آیا عاشورا نزاع عدل و ظلم است یا خیر؟ فصل دوم نیز تحریفاتی است که دامن‌گیر عاشورا شده است. در این 50 سال اخیر تحریفات در مساله عاشورا مطرح شده است. اسفندیاری ادامه داد: کتاب «لؤلؤ و مرجان» به زبان فارسی با موضوع ویژگی‌های منبری‌ها و روضه‌خوان‌ها، نوشته میرزا حسین نوری در سال ۱۳۱۹ هجری قمری است. نویسنده صداقت را در اهل منبر و روضه‌خوان‌ها شرط دانسته و به نقل‌های تاریخی تحریف‌شده در روضه‌خوانی واقعه عاشورا می‌پردازد. کسی به این کتاب توجه نداشت اما شهید مطهری مطالب این کتاب را ستود و آن را صید کرد. وی همچنین به مساله نقد کتاب نیز اشاره کرد و گفت: ما باید از نقد استقبال کنیم، همان‌گونه که شاهرخ مسکوب بر این باور بود که کار را جدی بگیر اما خودت را نه! من هم معتقدم باید کتاب نقد شود تا بتوان کار جدی‌تری را ارائه داد. سپس حسین علیزاده درباره اثر حاضر گفت: این کتاب دو بخش دارد که بخش دوم آن مهمتر و دربردارنده تحریف‌هایی عاشورایی است. حتی جلد کتاب نیز این مساله را به روشنی به خواننده نشان می‌دهد. در بخش قرمز رنگ کتاب نوشته شده عاشورای امام حسین(ع) که قرمز رنگ خون است و حماسه و قیام امام را به تصویر می‌کشد و در بخش سیاه رنگ کتاب نیز به تحریفات اشاره شده که جلد کتاب به زیبایی این دو مساله را نشان داده است. وی افزود: چرا عاشورا تحریف می‌پذیرد و علت این‌که عاشورا به کام تحریفات و کج‌فهمی‌ها رفته چه بوده است؟ چرا در طول تاریخ این حماسه به مصیبت تبدیل شده است؟ در آثار عاشورایی نیز جنبه حماسی عاشورا ضعیف شده و مصیبت آن برجسته شده است. من کار آقای اسفندیاری را دنباله کار مطهری ارزیابی می‌کنم. اکنون امام حسین (ع) به اسطوره دسترس‌ناپذیر تبدیل شده و مورد تقدس قرار گرفته است. علیزاده ادامه داد: حتی درباره کشته شدگان دشمن نیز غلو شده است که در بررسی قیام عاشورا و طبق آمارها کشته‌شدگان خیلی هم نبوده‌اند و در این زمینه مبالغه بسیاری شده است. اکنون غلو در عزاداری و یا حتی تفریط در عزاداری بسیار زیاد شده و گریه و ماتم‌داری را هدف کردند و آسیب‌های روضه و مداحی به تجارت‌خانه‌ای تبدیل شده است! اصل این مساله و عزاداری برای امام حسین(ع) خوب است اما اگر به دکان تبدیل شود و ظاهرسازی باشد به آن آسیب‌های بسیاری را وارد می‌کند. وی افزود: خشونت در عزاداری، قمه‌زنی و... مبنایی ندارد و قمه‌زدن عزاداری برای امام حسین(ع) نیست. اکنون عاشورا عوام‌زده شده است و عاشوراپژوهانی که دغدغه حفظ و پیام عاشورا را دارند باید به پیرایش این مساله بپردازند. برخی دینداری را عزاداری محرم می‌پندارند. این دینداری و عزاداری نیست بلکه بیشتر به مجالس سرگرمی تبدیل شده است. علیزاده اشاره کرد: اسفندیاری در این کتاب به کارکردهای ارزنده عزاداری پرداخته که چه برکاتی داشته است و فواید بسیاری را دربردارد. همچنین عاشورای سال 1357 را به تصویر کشیده که عاشورایی استثنایی و پیشرو آن هم آیت‌الله طالقانی بوده است که مردم تهران را دعوت به راهپیمایی کرد و از امام حسین تا میدان آزادی جمعیتی میلیونی در این راهپیمایی شرکت کردند و شعارهای انقلابی دادند که با عاشوراهای پیش از آن بسیار متفاوت بود و نقش ارزنده‌ای در پیروزی انقلاب اسلامی داشت.   وی با اشاره به این‌که تاریخ قربانی فقه شده است، ادامه داد: تاریخ نه تنها قربانی فقه شده است بلکه پیش‌فرض‌های کلامی هم که باید مطرح می‌شد عنوان نشده است. آثار عاشوراپژوهی پُربرگ‌وبار است و کارنامه عظیم و انبوهی دارد اما کارهای ارزشمند و ماندگار در این زمینه کم است. جای تأسف دارد که این همه مقاله و کتاب درباره عاشورا در کشور نوشته شده اما همگی تکرار منبرها و به نوعی منبر مکتوب هستند و در آن‌ها مطالب تبلیغی ترویجی ضعیف و مبالغه‌آمیز وجود دارد. کتاب اسفندیاری مختصر و مفید و در عین حال جامع است. اگر این دقت و وسواس را همه عاشوراپژوهان ما داشتند، عاشوراپژوهی در کشورمان هزار گام جلوتر بود. وی افزود: تنها دو اثر را می‌شناسم که درباره واقعه عاشورا بسیار مفید، کارساز و پرمخاطب بوده‌اند، یکی «حماسه حسینی» شهید مطهری و دیگری «پس از پنجاه سال» از مرحوم دکتر شهیدی. البته بر این کتاب‌های خوب و پرفروش نقدهایی نیز وارد شده است، یکی از این نقدها را مرحوم آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی بر حماسه حسینی نوشته است و نقدی را نیز من بر کتاب علامه شهیدی نگاشته‌ام. وی افزود: پیشتر کتاب‌‌های «مساله حجاب» و «داستان راستان» شهید مطهری مورد توجه بوده است اما اکنون کتاب «حماسه حسینی» وی گوی سبقت را بوده است و افزون بر ناشر کتاب (انتشارات صدرا) ناشران دیگری با مجوز و بی‌مجوز بیش از 150 بار این کتاب را بازچاپ کرده‌اند. کتاب حماسه حسینی بیشتر سخنرانی‌های شهید مطهری است و نقدهایی به این سخنرانی‌ها شده است. اما باید به این نکته اشاره کرد که شاید مطهری در سخنرانی‌هایش یک روضه هم خوانده و به منبعی دقیق هم اشاره نکرده باشد، این مساله خرده‌گیری به ایشان نیست. این پژوهشگر تاریخ اسلام در بخش دیگری از سخنانش گفت: یکی از نکات قابل توجه این کتاب این است که نویسنده میان مبنای قیام امام حسین(ع) بر اساس امر به معروف و جهاد، جهاد را انتخاب کرده و بر این باور است که قیام امام حسین (ع) بر اساس جهاد بوده است. نویسنده کتاب پس از بررسی‌های گوناگون به این نتیجه رسیده است که حدیث مشهور درباره قیام امام حسین بر اساس امر به معروف، سندیت کافی ندارد. علیزاده ادامه داد: کتاب «حقیقت عاشورا» مجموعه‌گفتارهایی در دو بخش است. بهتر بود در برخی مباحث ترتیب تاریخی رعایت می‌شد. همچنین ای کاش آنچه به عنوان تأویل تاریخ در انتهای کتاب آمده است، در ابتدای آن می‌آمد. مؤلف در این بخش از کتاب روش‌شناسی و منبع‌شناسی خوبی را برای مطالعه تاریخ عرضه کرده است که لازم بود خواننده پیش از آشنایی با اقوال مختلف درباره عاشورا نسبت به این بینش آگاهی پیدا کند. وی در پایان سخنانش افزود: این اثر، چند کتاب در یک کتاب و پر از مطالب خوب و ارزشمند است و در هر صفحه آن چندین نکته خوب و بدیع وجود دارد، ولی بهتر بود ساختار کتاب تغییر می‌کرد و شکل دیگری می‌یافت. هر کدام از این مقالات به تنهایی بسیار ارزشمند هستند و هر گفتار در جای خود خواندنی است و مقالات به هم ربط دارند اما وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند ساختار آن به هم می‌ریزد و نیاز به ساختاری نو دارند. برخی از آن‌ها از لحاظ تاریخی مقدم‌تر هستند. اگر سیر تاریخی در این کتاب رعایت می‌شد بهتر بود.   سپس سعید طاووسی‌مسرور، دیگر منتقد این کتاب گفت: من شاگرد استاد اسفندیاری به‌شمار می‌آیم اما بنا به امر ایشان در این جلسه حضور یافته‌ام. در این کتاب به ۴۵۴ اثر ارجاع داده شده است و ایشان چندین برابر این آثار را نیز مطالعه و بررسی کرده است، این حجم از ارجاعات دقیق، قوت علمی کتاب را بین آثاری که اکنون در زمینه عاشورا‌پژوهی وجود دارد نشان می‌دهد. وی کتاب‌های بسیاری را از نشر گذرانده است، کتاب‌هایی مانند «تهران قدیم» جعفر شهری و خاطرات آیت‌الله رفسنجانی و... را نیز برای نگارش این کتاب در نظر داشته است.   وی افزود: آثاری که ایشان به آن ارجاع داده‌اند، طیف‌های گوناگونی دارند و حتی جدیدترین آثار سال ۹۷ مانند «بازمانده‌هایی از فرهنگ دوران جاهلی در تمدن اسلامی» علی بلوکباشی، «تراژدی جهان اسلام» محسن حسام‌مظاهری، «روزنامه عاشورا» جویا جهانبخش و... نیز در آن دیده می‌شود. بسیاری از عاشوراپژوهان، کتاب‌های جدید منتشرشده در این حوزه را مد نظر قرار نمی‌دهند و نمی‌خوانند، اما اثر اسفندیاری این امتیاز را دارد که همه آثار جدید در آن مورد توجه قرار گرفته است.   طاووسی‌مسرور در ادامه سخنانش گفت: آثار عاشورایی هر کدام از جهاتی مشکل دارند و وقتی خبرنگاران و دانشجویان به ما می‌گویند اثری درباره عاشورا معرفی کنید، تن و بدنمان می‌لرزد، اما کتاب «حقیقت عاشورا» اثری جامع، مستند و مفید برای معرفی به علاقه‌مندان در حوزه عاشوراپژوهی است. این کتاب ادبیات و قلم خوبی دارد و مقدمه بسیار خوبی نیز بر آن نوشته شده است، مقدمه پیشانی کتاب است و در این کتاب مقدمه‌ای گویا و صریح که به فقه تاریخ و تاریخ اجتهاد اشاره کرده پرداخته شدهو خط سیر کتاب بیان شده است. همچنین روش کار را در این کتاب توضیح می‌دهد. وی افزود: کمتر کسی است که یادداشت‌هایش را پیش از چاپ نقد جدی می‌کند اما این کتاب پیش از چاپ به چندین منتقد و عاشوراپژوه ارائه شده که پیش از چاپ بخوانند و دیدگاه‌هایشان را عرضه کنند. باید از این روش الگو گرفته شود و جلسات نقد کتاب پیش از چاپ برگزار شود تا مطالب کتاب تنقیح شود و بیشتر شاهد آثار ارزشمند باشیم. این پژوهشگر تاریخ اسلام تأکید کرد: چه با این کتاب مخالف باشید چه موافق، مطالعه آن، دید شما را تغییر می‌دهد و یکی از نکات برجسته کتاب، اشاره به تقابل امام(ع) با ظلم به عنوان مساله اصلی است، زیرا یزید فقط میمون‌باز، سگ‌باز و شرابخوار نبود، در منبرها فقط این را می‌شنویم که این، تقلیل جلوه کردن حرکت سیدالشهدا(ع) است. طاووسی‌مسرور ادامه داد: به نظر من، مهم‌ترین بحث کتاب از صفحه ۱۰۷ تا ۱۵۶ است که چند گفتار درباره تلاش امام حسین  برای جلوگیری از جنگ و پیشنهادهای ایشان به سپاه مقابل مطرح می‌شود. پاسخ به برخی انتقادهای واردشده به کتاب اسفندیاری در پایان جلسه به انتقادها پاسخ داد و گفت: بسیاری از مورخان معاصر با دو کلمه اتمام حجت می‌خواهند اول و آخر تاریخ را تفسیر کنند. درباره قصد امام برای انصراف از ادامه مسیر جمله‌ای را تکرار می‌کنند و می‌گویند قصد امام این نبود که واقعا بازگردد، می‌خواست اتمام حجت کند. باید به این نکته اشاره کنم از کجا چنین حرفی زده می‌شود؟ شاید واقعا قصد امام بازگشت بود. بحث از اتمام حجت یک پیش‌فرض کلامی است که متأسفانه بسیاری از تاریخ‌پژوهان عاشورا از آن سخن می‌گویند. وی در ادامه افزود: دو بحث کوشش امام حسین (ع) برای جلوگیری از جنگ و پیشنهادهای ایشان برای جلوگیری از آن، نخستین‌بار در صدسال اخیر در این کتاب مطرح شده است و در کتاب‌های معاصر این مساله بیان نشده است. این دو موضوع مهم در کتاب‌های عاشورا‌پژوهی بیان نمی‌شود. تقطیع تاریخ مانند تحریف تاریخ است. امام حسین (ع) در کنار حماسه به صلح، عقلانیت و تدبیر هم می‌اندیشید و تک‌ساحتی نبود. برای تدوین این دو موضوع در کتاب بیش از همه مباحث دیگر وقت گذاشتم. ما تاریخ را نباید به دنبال خود بکشانیم بلکه باید به دنبال واقعیت‌ها باشیم. این عاشوراپژوه گفت: در این کتاب در بخش پیشنهادها چهار مدل روایت از پیشنهاد امام حسین (ع) به طرف مقابل را گزارش کرده‌ام، اما از پذیرش هر کدام از این گزارش‌ها، صرف‌نظر و توقف علمی کرده‌ام، چون هنوز به جمع‌بندی و دلیل قانع‌کننده‌ای نرسیده‌ام که کدام پیشنهاد واقعا انجام شده است اما مخاطب باید حتما بداند که امام برای جلوگیری از جنگ پیشنهادهایی داشته است. برای نگارش این فصل از کتاب وقت بسیاری گذاشته‌ام و سر این مساله حساسیت داشته‌ام. اسفندیاری به شخصیت یزید نیز اشاره کرد و افزود: در بیشتر کتاب‌های تاریخی به این مساله می‌پردازند که یزید سگ‌باز و میمون‌باز بوده است اما مشکل یزید بزرگتر از سگ‌بازی بود. برخی تنها از فسق و فجور او می‌گویند، در حالی که مشکل اصلی‌اش ظلم و جور او بوده است. شیعیان پیشین به ظلم‌های اقتصادی و اجتماعی حکومت اموی اشاره کرده‌اند و گویی بصیرت آن‌ها از برخی شیعیان امروزی بیشتر بوده است. شیعیان گذشته به استبداد سیاسی و اقتصادی معترض بودند. همین شیوه استبدادی یزید بود که قاتل امام حسین(ع) شد. وی همچنین درباره امر به معروف و نهی از منکر امام حسین(ع) نیز اشاره کرد و گفت: قیام امام با فریضه امر به معروف تفسیر نمی‌شود، بلکه با فریضه جهاد تفسیر می‌شود. این مساله را شهید مطهری در سلسله سخنرانی‌هایش در حماسه حسینی برجسته کرد اما آن را بررسی دقیق فقهی و تاریخی نکرد که قیام امام با مبانی امر به معروف و نهی از منکر سازگار است یا خیر؟ ما می‌دانیم که زندگانی امام حسین(ع) آکنده از امر به معروف و نهی از منکر بود، اما مبنای قیام ایشان جهاد بود. وصیت معروف ایشان به محمد حنفیه که از قیام بر اساس امر به معروف سخن می‌گوید، از دیدگاه من معتبر نیست و استنادهای تاریخی آن را در این کتاب آورده‌ام. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 07:57:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280562/علیزاده-عاشوراپژوهان-باید-پیرایش-عوام-زدگی-محرم-بپردازند از واکاوی فرهنگ عامه دینی تا نقش گفتمان کربلا در دین‌ورزی اقشار فرودست شهری http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280554/واکاوی-فرهنگ-عامه-دینی-نقش-گفتمان-کربلا-دین-ورزی-اقشار-فرودست-شهری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، واقعه عاشورا نه فقط یک رویداد دینی و مذهبی با بعد معنوی که همچون دیگر مقولات مرتبط با دین ابعاد اجتماعی و سیاسی هم داشته که حتی تا امروز و پس از ۱۴۰۰ نیز اثرگذاری‌های مختص به خود را دارد. از همین روست که انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان همواره واقعه عاشورا و مناسک‌های عزاداری و آیین‌های مرتبط با آن را یکی از سوژه‌های پژوهشی قابل تامل یافته‌اند و در کنار انواع آثار مکتوب صرفا دینی یا تاریخی یا مقتل‌ها درباره آنچه که در کربلا رخ داده؛ کتاب‌های متعددی نیز از زوایه جامعه‌شناسی و به عنوان یک امر اجتماعی به این مسئله پرداخته‌اند. آن‌طور که جبار رحمانی می‌گوید «دستگاه امام حسین (ع)»، دستگاه بی حدومرزی است که بخش مهمی از جهان قدسی شیعیان را به خود اختصاص داده و «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بیانگر جریان حقیقتی مقدس در زندگی تاریخی و اجتماعی شیعه است. حالا که گفتمان کربلا رکن اصلی زندگی سیاسی و اجتماعی عامه مؤمنان شیعه را شکل داده؛ نوشتن درباره تاریخ گفتمان کربلا و حیات فرهنگی و اجتماعی برآمده از آن یکی از ضروریات برای تحلیل و واکاوی یک جامعه شیعه همچون ایران است.   جبار رحمانی خود یکی از دانش‌آموختگان رشته مردم‌شناسی است که این سال‌ها کتاب‌های زیادی با رویکرد انسان‌شناسانه و مردم‌شناسانه به عاشورا و مناسک امروزی آن داشته است. کتاب «تغییرات مناسک عزاداری محرم» به کوشش او  در قالب یک پژوهش، مناسک مرتبط با عاشورا را با تیغ سرد شک علمی مورد کندوکاو قرار داده. این کتاب با عنوان فرعی انسان شناسی مناسک عزاداری محرم،  ماحصل تحقیق پایان نامه فوق لیسانس نویسنده در سال ۱۳۸۴ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، گروه مردم شناسی است. نگاهی کلی به مطالعات تشیع و گفتمان کربلا، چهارچوب نظری؛ دین به مثابه امر اجتماعی و نظام فرهنگی، صورت بندی تاریخی گفتمان شیعه؛ تاریخ مراسم عزاداری و عزاداری در سفرنامه های مستشرقان و تحول عزاداری پس از انقلاب اسلامی از جمله موضوعاتی است که رحمانی در این اثر خود به آن‌ها توجه داشته است تا با پژوهشی میدانی چگونگی صورت‌بندی جدید گفتمان کربلا را شرح دهد. رحمانی در کتاب «تغییرات مناسک عزاداری محرم» از نظریات جامعه‌شناسان معاصر غربی همچون دورکیم، گیرتز در مطالعات اجتماعی دین نیز بهره برده و همچنین سفرنامه‌های غربی‌ها نیز استفاده کرد و نهایتا سیر تغییرات مناسک محرم و چگونگی رسیدن به جریان سبک جدید که او آن را ستاره مداحان نامیده را شرح داده است. واکاوی دگرگونی مقولات و مفاهیمی همچون اجتماع هیئتی و نمادهای اصلی گفتمان کربلا اعم از ، علم، کتل، نخل و غیره، حیوانات نمادین، آب، عطش و تشنگی از دیگر موضوعاتی است که او در این اثر مورد توجه داشته است. نهایتا رحمانی به بررسی صورت‌بندی امروزین گفتمان کربلا و فرایندهای تولید معنا در آن از زوایه ساختار معنایی، زبان شناختی و موسیقایی پرداخته و حیات اجتماعی عزاداران و اخلاقیات و سبک‌ زندگی آن‌ها در این گفمان جدید را تبیین کرده است. کتاب «آئین و اسطوره در ایران شیعی» اثر دیگری از جبار رحمانی است که در قالب مجموعه «مطالعات آئین‌های سوگواری مذهبی» به تحلیل و بررسی مناسک عزاداری و ابعاد مختلف آن با رویکرد انسان‌شناسی می‌پردازد. اساسا نویسنده در تحقیقاتش در حوزه انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی مناسک عزاداری محرم در میان شیعیان ایران و هند را مدنظر داشته است. آن‌طور که خودش در مقدمه این کتاب می‌گوید؛ نظام‌های مناسکی همیشه کارکردهایی بیش از کارکردهای صرف مذهبی داشته‌اند و پیوستگی آن‌ها با جامعه، فرهنگ و سیاست و اقتصاد سبب شده آن‌ها نقش‌های مهم‌تری در حیات جامعه داشته باشند. پس امر مناسکی که حول آن مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات نیز شکل می‌گیرند، امری مهم برای جامعه است و می‌توان آن‌ها را بخشی از نظام اساطیری آن فرهنگ دانست. درواقع رحمانی معتقد است که انسان‌شناسی به مثابه علم فرهنگ سعی دارد وجوه مختلف حیات انسانی را ذیل مقوله فرهنگ توصیف و تحلیل کند و از این رو مناسک عزاداری و نظام اساطیری حول آن را به مثابه امر فرهنگی مورد بررسی قرار می‌دهد. او در این کتاب توضیح می‌دهد که هر جامعه و فرهنگی مکانیسم‌هایی را برای تأکید بر معانی مهم و ایجاد فرایندهایی برای تولید این معانی تعبیه می‌کند که می‌توان آن‌ها را در ذیل مفهوم مناسکی‌شدن مطرح کرد.     جبار رحمانی در کتاب «هیئت‌های عزاداری در جامعه ایران» نیز مقوله هیئت‌های عزاداری به‌مثابه جماعتی آیینی حول سنت‌های عزاداری را مدنظر داشته است. او در این کتاب هیئت‌های عزاداری را نه صرفا یک امر سنتی که محصول مواجه وجدان جمعی شیعی با جهان مدرن و افول ساختارهای جماعتیِ سنتی معرفی می‌کند. مواجهه‌ای که به باور نویسنده پدیده‌ای مدرن به‌نام هیئت عزاداری از دل آن سر برآورد و به نوعی بیانگر پویایی‌های ساختارهای فرهنگی جامعه ایرانی در دوره مدرن است. هیئت‌های عزاداری برای رحمانی یک سازمان اجتماعی ولی نه یک سازمان عادی روزمره است. سازمانی اجتماعی که به دلیل آیینی‌ بودنش هرگونه مداخله دستگاه‌های سیاسی در آن عملاً منجر به تخریبش خواهد شد. از همین رو آسیب‌شناسی مهم‌ترین عامل آسیب‌زا مداخله اصحاب قدرت برای دست‌کاری سنت‌های عزاداری و تقلیل تنوع و تکثر آن ‌به اشکال خاص و محدود مفهوم مرکزی مقالات کتاب را تشکیل داده است. مولف در تشریح نسبت هیئت با میراث ایرانی و بعد با جامعه امروز می‌گوید: «هیئت، منطقی از جماعت‌واره ماست که از جماعت‌های مردان آریایی و حتی شاید قبل‌تر از آن شروع می‌شود -البته قبل‌تر که از آن دیتای چندانی نداشتم- تا بعد به جماعت‌های فُتُوَّتی، عیاران و جوانمردان می‌رسد، بعد هم در نهایت در دوره جدید از طریق گروهی از این عیاران و فتوتی‌ها، گروه جدیدی وارد سیستم هیئت می‌شوند.» کتاب «مطالعات جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی: مناسک عزاداری محرم» نیز اثر دیگری از جبار رحمانی در این حوزه است که در ادامه پژوهش‌های او، به برخی دیگر از اجزای این مناسک و آیین‌ها با دلالت‌های خاص‌تر آن در حیطۀ تاریخ و اجتماع پرداخته و محتوای مجموعه مقالات آن که توسط جامعه‌شناسان متنوعی نگاشته شده‌اند نیز، بیشتر موضوعات مداح و مداحی را شامل می‌شود. لذا پرسش اصلی کتاب این است که آیین‌ها چگونه می‌توانند به صورت زمینه‌ای برای بروز فرهنگ عامه‌پسند عمل کنند و به نوعی «فرهنگ عامه دینی» را به وجود بیاورند؟؟ پرسشی که عبدالله گیویان در مقاله اول کتاب با مرور تعابیر مختلف از فرهنگ عامه‌پسند به آن پاسخ داده است.  «مناسک عزاداری و گفتمان کربلا در دین‌ورزی اقشار فرودست شهری» نوشته رحمانی نیز از این می‌گوید که گفتمان کربلا برای پیروانش این امکان را فراهم می‌کند که در مجموعه عناصر جهان پیرامونی، اعم از مذهبی و غیرمذهبی، بتوانند تفاوت‌ها و تمایزات خودشان و سایرین را بفهمند؛ لذا به مثابه یک گفتمان دینی، گفتمان کربلا، هم هویت‌ساز است و هم بازنمایاننده هویت.  در مقاله دیگر کتاب با نام «بررسی و تبیین جامعه‌شناختی هیات‌های مذهبی عامه‌پسند» نیز هیات‌های عامه‌پسند هم به عنوان نمودی از جنبش نوپدید جوانان در ایران معاصر معرفی می‌شوند که از دید محسن حسام‌مظاهری نویسنده مقاله جریانی اعتراضی در برابر قوانین و آداب و اسلوب‌های سفت و سخت هیات‌های سنتی و انعطاف‌ناپذیری و افراط در سیاسی‌کاری هیات‌های انقلابی شناخته می‌شوند. نویسنده درواقع روند حرکت هیات‌های عامه پسند را  در راستای خارج ساختن نهاد هیات‌های مذهبی و اصولا آداب دینی و دینداری از اسلوب‌های رسمی (هیات‌های انقلابی) و سنتی (هیات‌های سنتی) معمول خود و ارائه یک شیوه زندگی و سبک جدید از عمل دیندارانه که در آن، مقتضیات زندگی جدید و امروزی و نیز ذائقه‌ها و سلایق نسل جوان و نوجوان هم رعایت و لحاظ شده باشد می‌داند و می‌نویسد: «ظهور هیأت‌های عامه‌پسند را تنها نباید افزوده‌شدن یک گزینه جدید و در تناسب بیشتر با ذائقه‌ها و سلایق جوانان و نوجوانان در کنار دیگر گزینه‌ها (هیات‌های سنتی و انقلابی) ارزیابی کرد؛ بلکه بسی بیش از این باید آن را به مثابه شکل‌گیری یک مرز مشخص و یک عامل تمایزآفرین و استقلال‌بخش در نظر گرفت؛ عاملی که بین جوانان، سنتی‌ها، پیرسال‌ها و میانسال‌ها یعنی غیرجوانان، تمایز و تفکیک ایجاد می‌کند.» مقاله «تحلیل جامعه‌شناختی از مراسم و مناسک دینی» نوشته غلامرضا جمشیدی‌ها و علی‌رضا قبادی، مقاله «بررسی تحولات هیات‌های زنانه، هیات‌های سنتی و نوین» نوشته مژگان دستوری، مقاله «نگاهی جامعه‌شناختی به تحول واعظ و مداح در مناسک عاشورا» نوشته نسیم کاهیرده، مقاله «ابژه‌های دینی و هویت‌ نسلی در ایران» نوشته مهری بهار و مقاله «کارناوالیزه شدن مناسک جمعی» نوشته علی جنادله و مریم رهنما بخش‌های دیگر کتاب هستند که هرکدام سعی دارند به نوعی با ارائه تحلیل جامعه‌شناختی از مراسم و مناسک دینی از تأثیرگذاری فرامکانی و زمانی  این مراسم و مناسک می‌گویند و شرح می‌دهند که چگونه با کم‌رنگ‌شدن و حذف نمودهای غیرفقهی مانند ظاهر و پوشش مخاطبان یا ورود آلات موسیقی به هیات‌های عامه‌پسند نوین، واکنش‌های مقاومتی هم، چهره جدی‌تری به خود گرفته‌اند   کتاب «تصوف ایرانی و عزاداری عاشورا: نقش صوفیه، اهل فتوت و قلندریه در بنیان‌گذاری آیین‌های محرم» از محمد مشهدی‌نوش‌آبادی اثر دیگری با موضوع مطالعات اجتماعی ـ فرهنگی تشیع است که از تاثیرگذاری عمیق صوفیه بر بسیاری از آیین‌های عزاداری گفته است. کتاب منشأ بسیاری از مناسک و مراسم‌های عزاداری عاشورا را تصوف و صوفیه می‌داند و اینگونه نتیجه می‌گیرد که بسیاری از آیین‌ها و عناصر عزاداری یا به‌ کلی صوفیانه است یا اینکه صوفیان واسطه انتقال آن از فرهنگ ایرانی و شرقی به فرهنگ شیعی و اسلامی بوده‌‌اند. بررسی نقش صوفیه در هنرهای آیینی مربوط‌ به واقعه عاشورا، از قبیل قصه‌‌خوانی و نقالی، روضه‌‌خوانی و تعزیه نیز از دیگر مباحثی است که محمدی‌نوش‌آبادی در این اثر به آن پرداخته است.  علاوه بر این‌ها مجموعه سه جلدی «تراژدی جهان اسلام؛ عزاداری شیعیان ایران به روایت سفرنامه‌نویسان، مستشرقان و ایران‌شناسان از صفویه تا جمهوری اسلامی» نوشته‌ محسن حسام مظاهری نیز مقوله عزاداری در مذهب تشیع را از منظرهای مختلف جامعه‌شناختی، انسان‌شناختی، مردم‌شناختی و جز آن مورد بررسی قرار می‌دهد. کتاب با اتکا به ۷۳۱ منبع فارسی، عربی و زبان‌های اروپایی و ۲۹۰ گزارش و سند درباره آیین عزاداری شیعیان در هشت برش زمانی از صفویه تا جمهوری اسلامی بررسی جایگاه عزاداری برای شیعیان را در دستور کار دارد. کتاب تاریخ اجتماعی ایران با رویکرد عاشورایی را مدنظر دارد و نویسنده با گردآوری و تدوین داده‌هایی تاریخی شامل ۵۰۰ کتاب و مقاله فارسی، بیش از ۱۵۰ منبع به زبان‌های دیگر به قلم بیش از ۳۱۰ شرق‌شناس، ایران‌شناس و سفرنامه‌نویس؛ روند پیدایش، تکوین، تطور و توسعه آیین‌های عزاداری شیعی را شرح می‌دهد.   اعظم فولادی‌پناه و مهشید کبیری نیز در کتاب «نهضت عاشورا و تأثیرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن بر جامعه‌ی ایرانی» نیز یکی از مهم‌ترین مشخصه‌‌های عاشورا و نهضت امام حسین(ع) پیوند و ارتباط دین و سیاست دانسته‌اند و از ارتباط دین و سیاست نوشته‌اند. آن‌ها با اشاره به انقلاب اسلامی ایران؛ آن را حاصل تجربه‌ی تاریخی و عبرت‌آموزی از نقاط ضعف و قوت قیام‌‌های شیعیان در طول تاریخ معرفی کرده و از این می‌گویند که امام خمینی (ره) تمام ابعاد نهضت امام حسین(ع) را یک حرکت کاملاً سیاسی می‌دانستند و با الهام از حرکت امام حسین(ع)، نسبت به مسائل جامعه حساس بوده و در برابر ستم‌ها و ظلم‌های رژیم پهلوی قیام کردند. دو کتاب «عقلانیت در عاشورا» و  «فقاهت در عاشورا» به قلم حجت‌الاسلام محمد سروش محلاتی که به ترتیب ۱۲  سخنرانی و ۱۰ مقاله درباره قیام عاشورا را شامل می‌شود نیز از زوایه نظری و مفهومی به این واقعه پرداخته‌اند. عزت حکیمانه و عزت سفیهانه، امام حسین(ع)، قربانی استبداد دینی، تقدم اخلاق انسانی بر جهاد اسلامی، امکان یا امتناع مذاکره با دشمن و سیاست بنی امیه پس از عاشورا، شهادت، حق یا تکلیف، دو نگاه متفاوت فقهی به مبارزه و انقلاب، مواجهه پذیری با دشمن یا مواجهه گریزی؟ عناوین مهمترین مباحث مطرح شده در این دو کتاب هستند.   و نهایتا آثاری همچون «حقیقت عاشورا» نوشته محمد اسفندیاری، «شهید حقوق و ارزش‌های انسانی» به قلم سیدجواد ورعی، «تکیه دولت: از بودن و نبودن» از علیرضا قاسم‌خان و «مجموعه‌ مقالاتی جامعه‌شناختی پیرامون مهم‌ترین مناسک معنابخش به حیات شیعیان» به کوشش نسیم کاهیرده نیز از دیگر آثاری هستند که به عاشورا و قیام امام حسین(ع) و مناسک و آیین‌های مرتبط با آن از زوایای جامعه‌شناختی و جامعه‌شناسی سیاسی پرداخته‌اند. ]]> دین‌ Sun, 08 Sep 2019 05:54:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280554/واکاوی-فرهنگ-عامه-دینی-نقش-گفتمان-کربلا-دین-ورزی-اقشار-فرودست-شهری آئین‌های عزاداری در قم قبلاً چگونه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280469/آئین-های-عزاداری-قم-قبلا-چگونه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم- حسین صادقی: یکی از برنامه‏‌های مهم تکایا در سراسر کشور و بخصوص در قم‌، نوحه‌خوانی بوده است. نوحه خوانان مردمانی وارسته و پاک‌نهاد بودند. آنان در قبال نوحه‌خوانی، وجهی مطالبه نمی کردند و احتمالاً در شب آخر عزاداری، کله قند، کلاه یا عبایی به عنوان تبرک به آنها می ‌دادند و اکثراً این مقدار را قبول نکرده و می‏‌گفتند نوحه‌خوان برای رضای خدا و احیای شعائر دین می‌خواند نه برای کسب مال و منال.   در ادامه، به برخی آداب و رسوم و برنامه‌‏های مربوط به نوحه‌خوانی که در تکایا و حسینیه‌های قم برگزار می‌شد، اشاره می‌کنیم.   سردم و سخنوری در تکایای قم سردم و سخنوری که از یادگارهای دوران صفویه است و مراسم شعرخوانی بوده که به تشکیلات تکایای قدیمی افزوده شده است. یکی از مراسم مهمی بود که خواهان بسیار داشت.   مرشد هر تکیه، سردم را با لوازم هفده سلسله پیشکسوت، آذین بندی نموده، قرآنی با رحل بر بالای آن قرار می‏‌داد و مدخل آن را با قفلی که دو سر زنجیر را به هم وصل می‌کرد، مسدود می‏‌نمود و در ادامه، به تفصیل وسایلی که در هر سلسله در سردم قرار می گرفته، اشعاری که در آن خوانده می‏‌شود و حالت‏‌های اجرای آن را به مرحله اجرا درمی آورد.   تکایای مشهور در قم که در آن سردم می‏‌بستند، شامل تکیه سنگ‌سیاه، تکیه چهارمردان، تکیه ملامحمود، تکیه یزدی‏‌ها و تکیه باغ‌پنبه بود.   سنگاب‌خانه با کارکردی شبیه به سقاخانه سنگاب، کاسه بزرگ سنگی بوده که در معابر، بازار، خانه‏ ها، اماکن عمومی و به ویژه بناهای مذهبی، جهت رفع عطش مردم، کارکردی شبیه به سقاخانه داشته است و معروف‌ترین و با سابقه‌ترین سنگاب‌خانه‌هایی که در ایام محرم در قم  برپا می‏‌شد، سنگاب‌خانه مرحوم میرزا محمد فخیمی بوده است که در سال 1300 شمسی بنیان آن گذاشته شد و مدت سی سال دوام داشت، این سنگاب‌خانه را ابتدا در جنب حرم مطهر، مقابل میدان آستانه و سپس در مُحاذی گذر خان برقرار می‏ کردند.   سقاها به وسیله مشک از آب انبار سرداب و دیگر جاها، آب آشامیدنی برای مردم عزادار و دسته‏‌ها تهیه می‌کردند و در ظرف‏‌های مخصوص که سنگاب نام داشت، می‌‏ریختند.   سنگاب‌خانه‌ها، دارای تزئیناتی از قبیل چراغ‏‌های الوان، کتیبه، عکس و شمایل بود و اغلب هیئت‏‌های عزادار، در مقابل این سنگاب‌خانه به عزاداری و شبیه خوانی می‏‌پرداختند. ]]> استان‌ها Sat, 07 Sep 2019 20:23:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280469/آئین-های-عزاداری-قم-قبلا-چگونه اطلس امر به معروف و نهی از منکر استان قم رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280514/اطلس-امر-معروف-نهی-منکر-استان-قم-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، اطلس امر به معروف و نهی از منکر به همت کارگروه امر به معروف و نهی از منکر قرارگاه خاتم‌الاوصیای استان پس از 6 ماه کار و پژوهش آماده‌سازی و رونمایی شده است. در راستای طراحی و تدوین این اطلس گنجینه مقالات منتشرشده، فعالیت موسسات مختلف، کتب منتشرشده در کشور، افراد فعال و ... رصد شده است. در این اطلس مشخصات و اطلاعات فعالیت 14 موسسه، 300 جلد کتاب، 600 مقاله، 120 پایان‌نامه، هزار فعال امر به معروف و 300 پژوهشگر در حوزه امر به معروف و نهی از منکر گردآوری شده است. ]]> استان‌ها Sat, 07 Sep 2019 19:20:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280514/اطلس-امر-معروف-نهی-منکر-استان-قم-رونمایی «کتاب روضه» به چاپ دوم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280530/کتاب-روضه-چاپ-دوم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات کتابستان معرفت، یکی از مهم‌ترین مقاتل عاشورا، کتاب «روضة‌الشهدا» نوشته ملاحسین واعظ کاشفی است که به گمان برخی نخستین مقتل نگاشته‌شده به زبان فارسی است. اهمیت کتاب به گونه‌ای بود که پس از تألیف روضةالشهدا، بسیاری از مجالس عزاداری برای اهل‌بیت و مخصوصاً امام حسین علیهم السلام براساس خوانش این کتاب برگزار می‌شد. تا این که رفته رفته به مجالس روضه‌خوانی معروف و مشهور شد. یکی از انتقادات وارد بر این کتاب که در طول تاریخ بسیار مطرح شده، استفاده آن از روایات تاریخی ضعیف و غیرمستند است و چهره‌های مشهوری مانند سیدمحسن امین، محدث نوری و شهید مطهری به انتقاد از آن پرداختند. حالا با گذشت نزدیک به 500 سال از نگارش این کتاب، محمد حقی با رجوع به منابع دست اول تلاش کرده فرازهای تاریخی  صحیح این کتاب را مستندسازی کند و از این حیث، نقیصه «روضة‌الشهدا» را رفع کند. با گذشت یک هفته از چاپ این کتاب، با اقبال گسترده علاقه‌مندان چاپ اول «کتاب روضه» تمام شد و انتشارات کتابستان معرفت چاپ دوم آن را روانه بازار کرده است. «کتاب روضه» که پژوهشی جدی در اسناد «روضة‌الشهدا» ملاحسین واعظ کاشفی است، در ۲۹۶ صفحه و با قیمت ۳۸هزار تومان به همت انتشارات کتابستان معرفت چاپ و راهی بازار نشر شده است. ]]> دین‌ Sat, 07 Sep 2019 10:25:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280530/کتاب-روضه-چاپ-دوم-رسید نشست مقدماتی گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت ارتدکس در گرجستان برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280519/نشست-مقدماتی-گفت-وگوی-اسلام-مسیحیت-ارتدکس-گرجستان-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست مقدماتی گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت ارتدکس، با حضور قوام شهیدی سفیر جمهوری اسلامی ایران درگرجستان، حمید مصطفوی رایزن فرهنگی، داود زارع، رئیس نمایندگی جامعه المصطفی در تفلیس، زازا واشاک مادزه مشاور نخست وزیر و رئیس آژانس دولتی امور دینی گرجستان ، رامین ایگیداف رئیس اداره مسلمانان گرجستان درتفلیس برگزار شد. در این دیدار ضرورت و اهمیت توسعه گفت‌وگو و همکاری‌های دینی میان اسلام و مسیحیت ارتدکس گرجستان مورد تأکید طرفین قرار گرفت. قوام شهیدی سفیر جمهوری اسلامی ایران با اشاره به پیشینه ارتباط و همکاری میان ایران و کلیسای ارتدکس گرجستان طی یک دهه گذشته گفت: پایه گفت‌وگوهای اسلام و مسیحت ارتدوکس گرجستان درسطح مقامات عالی دو کشور درسال 2011 میلادی در دیدار اسقف اعظم گرجستان ایلیای دوم با حضرت ایت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران بنا شده است. وی همچنین تمایل و آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای گسترش این همکاری‌ها را اعلام کرد و خواستار بهره‌گیری از ظرفیت ادیان مختلف به منظور تحقق صلح، ثبات منطقه‌ای و جهانی، جلوگیری از افراط گرایی مذهبی و حفظ حقوق اقلیت‌های دینی در منطقه و حل مسائل و چالش‌های مشترک بشری بویژه درحوزه مبارزه با افراط گرایی مذهبی درسطح منطقه شد. در ادامه این نشست، زازا واشاک مادزه مشاور نخست وزیر و رئیس آژانس دولتی امور دینی گرجستان نیز با ابراز خرسندی از استمرار گفت‌وگو میان اسلام و مسیحیت ارتدکس  گرجستان، با توجه به شرایط منطقه و گسترش جریان‌های افراطی، برگزاری گفت‌وگوها را بسیار با اهمیت خواند. در ادامه طرفین با بررسی چارچوب کلی گفت‌وگوهای دینی، در زمینه عنوان این گفت‌وگو، محورهای اصلی، زمان و شرایط برگزاری به بحث و بررسی پرداختند. بر اساس توافقات حاصله از این مذاکرات، دورجدید گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت ارتدکس گرجستان در سه ماهه سوم سال جاری در تفلیس برگزار خواهد شد. در ادامه این مذاکرات همچنین تشکیل نخستین نشست کمیته اجرایی مشترک ایران و کلیسای ارتدکس، آژانس دولتی امور دینی و اداره مسلمانان گرجستان در تفلیس، پیش از برگزاری گفت‌وگوهای دینی، مورد تأکید و توافق طرفین قرار گرفت. ]]> دین‌ Sat, 07 Sep 2019 09:00:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280519/نشست-مقدماتی-گفت-وگوی-اسلام-مسیحیت-ارتدکس-گرجستان-برگزار یک کسی عاشورا را از دست ما نجات دهد! http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280502/یک-کسی-عاشورا-دست-نجات-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، متن زیر یادداشتی است که رسول جعفریان، استاد تاریخ دانشگاه تهران با عنوان «یک کسی عاشورا را از دست ما نجات دهد!» در کانال تلگرامی‌اش نگاشته است: «این روزها، به وفور شاهد تحلیل‌های اجتماعی سیاسی متفاوت از عاشورا هستیم و می‌دانیم، سالهاست، هر کسی با استناد به جمله‌ای از امام حسین (ع) یا رفتاری از آن حضرت، یک تفسیر سیاسی خاصی ارائه می‌کند. این در حالی است که غالب این عبارات یا گزارش‌ها، هنوز از نظر تاریخی، نقادی نشده است، اما صرف نظر از آن، هیچ گاه رویه فقها این نبوده است که این چنین به گزارش‌های تاریخی برای استفاده در گزاره‌های حقوقی استناد کنند و از آن نتایج فقهی بگیرند. این کارها، از زمانی هم که باب شده، اغلب کار منبری‌ها بوده و الا زیر تیغ فقیهان استخوان دار و اصیل، این قبیل کارها، محل اعتنا نبوده است.   نکته‌ای که درباره تحلیل‌های عاشورایی این چنینی محل توجه است، این است که ما تا چه وقت و با چه دامنه و اصولی حق داریم، در هر دوره، تفسیری متفاوت از عاشورا داشته باشیم؟ آیا بر این باوریم که از این رویداد، می‌شود تفسیرهای متفاوت ارائه داد و هر روز یک اصل حقوقی از آن استخراج کرد، یا اینکه محدودیت وجود دارد و مثلاً ما قواعدی داریم که در استنباط فقهی از تاریخ، باید تابع آن‌ها باشیم؟   اگر یک نگاهی به منابع عاشورایی در این صد سال بیندازید، خواهید دید، تفسیرهای حماسه‌ای که در این قرن باب شده، در متون کهن جایی نداشته و برای مثال، کتاب‌های قاجاری که همه روی اشک و آه بنا شده است. کدام یک از این دو نگاه، درست است؟ اگر نگاهی در روزگار ما غلبه دارد، معنایش این است که اگر هزار سال هم به آن توجه نشده، حتماً درست است؟ با چه اصولی؟ مورد دیگر این است که در دوره اخیر، در باره امر به معروف و نهی از منکر از عاشورا، برداشت‌های زیادی می‌شود، در حالی که در هیچ کتاب فقهی قدیمی، دست کم تا اواسط دوره قاجاری، چنین رویه مطرح نبوده، و به عکس در باره این نکند عاشورا مصداق «ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکه» باشد، بحث کرده‌اند.   سؤال این است: کدام معیارها وجود دارد که دست ما را از تفسیرهای من درآوری با عبارت پردازی‌های عجیب و غریب و تحلیل‌های ذهنی و منبعث از شرایط سیاسی ایران و شیعه در قرن اخیر، نجات دهد و به ما بیاموزد که ما یک تفسیر معمول و معقول مبتنی بر نصوص تاریخی و اخبار امامتی، آن مقدار که صحیح است و داستانی و اسرائیلی نیست، داشته باشیم؟   تنها در طول یک دهه از سال ۴۷ تا ۵۷ دهها کتاب در باره امام حسین علیه الصلاة و السلام نوشته شد که هر کدام یک سمت و سویی داشت. صالحی نجف آبادی یک طرف، شریعتی طرف دیگر، و هاشمی نژآد هم و دیگران… تازه، آنها، سعی می کرد ند با دادن ارجاعات تاریخی، مبتنی بر برخی از متون تاریخی و حدیثی باشند، اما به هر حال، شیفته اوضاع سیاسی روز و غرق در آن بودند. در یکی دو دهه اخیر هم، فلسفه عاشورایی که از زبان مداحان می‌شنویم، و به تازگی یاد گرفته اند که عبارات عربی را هم در آن بیاورند تا مردم مطمئن شودند که راست می گویند! و با نقل شعری از این و آن در متن روضه، و یا آوردن اسم شیخ جعفر شوشتری و کمپانی و امثال آن، مخاطبان را شیفته برداشت‌های شگفت شبه عرفانی خود کنند و جوانان را مسحور عبارات مبهم و لفاظی‌های همراه با موسیقی عجیب و من درآوردی سازند. البته که این فضا، دیگر فضای حماسه سازی از کربلا نیست، چنان که «مصیبت» گرایی قاجاری هم نیست، خودش یک سبک جدید در کنار عرفان‌های تازه است.   همین که شاهدیم، هر وقت اوضاع سیاسی کشور در هم پیچیده می‌شود، و فشارها بیشتر، و نیاز هست که ما در جایی، نشانی از ایثار و فداکاری داشته باشیم، بلافاصله به تحلیل‌های حماسی از عاشورا روی می‌آوریم، خودش در اینکه ما چطور با این رویداد، به طور دلخواه رفتار می‌کنیم، شاهدی استوار است.   برخی هم تلاش می‌کنند، از عاشورا، دمکراسی استخراج کنند و آن را حرکتی علیه حکومت‌های استبدادی تفسیر نمایند. معلوم است که امام با ظلم در افتاده، اما تفسیر اینها بسیار متفاوت است. می‌توان احتمال داد که این چند روز از جنبش مبارزه با فساد در نهضت عاشورا هم سخن گفته شود.   سؤال فقیر این است: دامنه این استنباط‌های مذهبی و سیاسی از یک رویداد تاریخی تا کجاست و ما چه اندازه حق داریم از این جنبش الهی این همه برداشت‌های سیاسی و اجتماعی و عرفانی ساختگی داشته باشم؟ یک کسی باید عاشورا را از دست ما نجات دهد، و اجازه ندهد عظمت حسین بن علی علیه السلام، زیر سایه این تفسیرهای غلط قرار گیرد!» ]]> دین‌ Sat, 07 Sep 2019 05:30:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280502/یک-کسی-عاشورا-دست-نجات-دهد انتشار ترجمه و شرح فارسی استاد انوار بر ترجمه و شرح ارثماطیقی شفا http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280499/انتشار-ترجمه-شرح-فارسی-استاد-انوار-ارثماطیقی-شفا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا، انتشارات این بنیاد کار آماده‌سازی و صفحه‌آرایی قسمت حساب از ریاضیات شفا را به انجام رسانده و در سال جاری چاپ خواهد کرد. توکل دارائی، رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل این بنیاد در این‌باره گفت: استاد عبداله انوار که نماد ابن‌سیناپژوهی عصر ماست، همه 22 کتاب از دانشنامه بزرگ شفای شیخ‌الرئیس را به فارسی ترجمه و شرح کرده و در این‌راه قریب 15 سال رنج برده است. رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا افزود: متأسفانه در طول قریب 20 سال که از اعلام آمادگی استاد انوار برای چاپ این کتاب می‌گذرد، بودجه لازم برای این اثر سترگ علمی فراهم نشده و با بودجه اندکی که بنیاد در اختیار دارد تنها برگردان 4 کتاب از ریاضیات شفا در دستور کار انتشارات این بنیاد قرار گرفته است. در سال‌های گذشته کتاب موسیقی که برای نخستین‌بار به فارسی ترجمه شده بود، منتشر شد و مورد استقبال قرار گفت و به‌عنوان کتاب سال حوزه موسیقی انتخاب شد. دارائی با برشمردن اهمیت دانشنامه شفا، گفت: ابن‌سینا، با وجود آن همه مسافرت و مهاجرت و مشکلات سیاسی که برایش ایجاد شد، میراثی از خود به یادگار گذاشته که در هزاره پس از ایشان جهت‌گیری علمی در حوزه فلسفه و طب در جهان اسلام را به نام خود رقم زده است. از جمله کتاب شفا که در مباحث فلسفی و شامل 22 جلد است که تصحیح انتقادی کاملی از آن هنوز در ایران انجام نشده است. در سده اخیر ترجمه فارسی قسمت‌هایی از شفا به صورت پراکنده انجام شده، ولی قسمت ریاضیات آن هنوز ترجمه نشده بود که در دستور کار بنیاد بوعلی قرار گرفت. رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا در مورد ویژگی این ترجمه و شرح نیز گفت: در این ترجمه از کتاب ارثماطیقی یا حساب شفا، استاد انوار می‌گوید: مطالب و نتایجی که شیخ گرفته چه به صورت کلامی چه فرمولی و شکل ریاضی، حتی محاسبات کوچک را تا آنجا که متعلق به متن بوده، ریاضی‌گونه و امروزی با حروف انگلیسی آمده است؛ از این نظر که این مسئله برای اذهان ریاضی و علاقه‌مندان بیشتر قابل پذیرش است و بنابراین برای درک درست‌تر از این حروف استفاده شده است. دارائی سپس از قول استاد انوار می‌گوید: استاد انوار معتقد است دو نکته مهم در این اثر وجود دارد که یکی کاربرد حروف به‌جای عدد در روابط ریاضی است که تا به حال آن را به فیلسوف فرانسوی، دکارت نسبت می‌دادند، در حالی‌که کتاب ارثماطیقی یا حساب شفا ثابت می‌کند که به‌ کاربرنده حروف در ریاضی برای نخستین بار ابن‌سینا بوده است. دیگر آن‌که اثبات عددی که در محاسبات علمی اثبات مصداقی و جزئی است نیز مورد پذیرش شیخ بوده و برای آنکه اهل قیاس و طالبان نتایج کلی که فیلسوفان هستند، بتوانند آن را بپذیرند، کافی است در آنجا با اعداد، نه حروف؛ غیر از حوزه فلسفه، حوزه دیگری به وجود آید که در آن حوزه اثبات امر یعنی مورد قبول واقع شدن حمل محمول بر موضوع می‌تواند از طریق دیگر، غیر از اشکال قیاسی تحقق پیدا کند. رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی در پایان اظهار امیدواری کرد مسئولان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استانداری همدان بودجه لازم برای پژوهش‌های سینوی را به‌گونه‌ای فراهم کنند که در رقابت‌های علمی و پژوهشی که بر سر میراث ابن‌سینا در جریان است، ایران از قافله دیگر کشورهای منطقه و اروپا عقب نماند. ]]> دین‌ Sat, 07 Sep 2019 05:04:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280499/انتشار-ترجمه-شرح-فارسی-استاد-انوار-ارثماطیقی-شفا عزاداری اربعین در موقعیت جهانی شدن است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280419/عزاداری-اربعین-موقعیت-جهانی-شدن خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جبار رحمانی عضو موسسه انسان شناسی و فرهنگ و مولف کتاب‌هایی همچون «آیین و اسطوره در ایران شیعی: انسان شناسی مناسک عزاداری محرم» و «انسان‌شناسی مناسک عزاداری محرم: تغییرات مناسک عزاداری محرم» در گفت‌وگو با ایبنا از این گفته که آیا برای مقابله با تحریف واقعه عاشورا تنها باید از موضع دینی وارد شویم و بگوییم روایت اصیل همانی است که ما دینداران یا شیعیان می‌گوییم و هر کس متفاوت از آن بگوید حتی ابن‌خلدون، گمراه است و غرض دارد؟ راه‌کار درست برای ارائه یک کار علمی و مستدل بدون پیش‌زمینه اعتقادی که تنها نگاه سلبی به پدیده عاشورا نداشته باشد برای بررسی فرهنگ عاشورایی کدام است؟   وقتی بحث جامعه‌شناسی عزاداری و تحریفات عاشورا به میان می‌آید باید میان واقعه عاشورا و فرهنگ عاشورا تفکیک قائل شویم. علاوه بر این جامعه‌شناسی تحریفات عاشورا، یعنی علل یا دلایل اجتماعی وجود دارند که سبب می‌شوند کنشگران دست به تحریف عاشورا بزنند. این دلیل یا دلایل آیا همیشه یکسان هستند یا در طول تاریخ و بنا بر شرایط و مناسبات اجتماعی هر دوره تغییر می‌کنند؟  اصولا طرح مسئله تحریف‌شناسی در عاشورا، ‌یک مسئله نامناسب و شاید بی‌موقع در مطالعات علمی حول عاشورا بود. مسله تحریف، ‌مسئلهای برخاسته از گفتمان دینداران است که تفکیک بین دین اصیل و دین غیراصیل برای آنها مهم است. آیین‌های عاشورایی به دلیل آنکه اصولا بعد از شهادت امام و توسط فرهنگ‌های مختلف شیعی ساخته شدند، نه یک اصل ذاتی در دین،‌ بلکه یک فرم فرهنگی متناسب با بسترهای مختلف جوامع شیعی بودند. به همین سبب نمی‌توان به سادگی یک امر فرهنگی را مبنای قضاوت کلامی و الهیاتی قرار داد و حکم به تحریفش داد.   برخی این شبهه را طرح می‌کنند که چرا فرهنگ شکل گرفته حول واقعه عاشورا از جمله عزاداری‌های آن تا این حد به یک آیین کارناوالی مبدل شده است؟ ریشه اینکه حتی روایت‌های صورت گرفته از رویداد عاشورا را نیز بعضا دست‌خوش تغییرات کرده کجاست و چقدر ناشی از تلاش برای اسطوره‌سازی صرف از بانیان این واقعه است بدون توجه به چارچوب‌های تاریخی اجتماعی آن؟ ایده کارناوالی شدن عزاداری هم یک تعمیم نامناسب، زودهنگام و عجولانه بود که متاسفانه در فضای نقد و آسیب‌شناسی‌های درون‌دینی هم رواج یافت. به عبارت دیگر،‌ گزاره‌ای شبه‌علمی بود که در اصل زیربنایی از روشنفکری دینی در نقد دین عامه داشت. اصولا آیین‌هایی مانند عزاداری محرم،‌ مرزهای ثابت و خشکی ندارند، بلکه عمیقا درونمایه‌ها و دلالت‌های فرهنگی دارند. به همین سبب تغییرات شرایط اجتماعی منجر به تغییرات آنها شده و نسل‌های جدید شیوه‌های جدیدی را در امتداد شیوه‌های سنتی ایجاد کرده‌اند، ‌زیرا هم تصور آن‌ها از مقدسات عوض شده و هم شیوه بیان این تصورات. اصولا آیین‌ها در بطن خودشان منظومه‌ای از فرم‌های رفتاری و عقاید و اساطیر مقدس را دارند. به همین دلیل استفاده از مفهوم اسطوره‌سازی که بار معنای منفی دارد،‌ اینجا کاربردی ندارد، ‌زیرا اسطوره‌ها در اصل عقاید مردمان هستند که در سنت‌های علمی آن‌ها را اسطوره نامیده‌اند.   برای بررسی فرهنگ عاشورا نیاز داریم تا روند تاریخی منجر به شکل‌گیری این فرهنگ را نیز بررسی کنیم و اینجا پای انواع حکومت‌های شیعی از مصر و مراکش گرفته تا ایران نیز که در شکل‌گیری این فرهنگ دخیل بوده‌اند به میان می‌آید؛ تاثیر حکومت‌های شیعی در این کنش‌زدایی از تقابل با ظلم و ارائه تصویری مظلومانه یا نهایتا فرابشری از بانیان عاشورا چگونه با آنچه که امروز به عنوان تحریف فرهنگ عاشورا می‌شناسیم قابل توضیح و تفسیر است؟ اساسا نقش حکومت‌ها در شکل‌دهی فرهنگ عاشورا بیشتر بوده یا مردم و شرکت‌کنندگان در این مراسم‌ها؟  اصولا بسط و توسعه سنت‌های عاشورایی محصول حکومت‌های شیعی بوده است. اگر چه سنت‌های شیعی روحیه حکومت‌ستیزی در آیین‌های عاشورایی را به دیگری‌ها و سایر حکومت‌ها معطوف کرده‌اند، ‌اما از جهت دیگر همین حکومت‌ها بودند که انواع زیادی از آیین‌های شیعی را ابداع کردند. همین حکومت‌ها بودند که با حمایت از جماعت‌های شیعی زمینه توسعه و فربه شدن و افزوده شدن آیین‌های شیعی را ایجاد کردند. در دهه‌های اخیر ما شاهد انفجار آیین‌های مذهبی بودیم.   اصولا آیین‌های عاشورایی ذیل حکومت‌های شیعی،‌ اندکی ملایم‌تر و درون‌گرایانه‌تر شده‌اند و این طبیعی است، اما مسئله آیین‌های عاشورایی بیش از آنکه علیه حکومت باشد، ‌مکانیسم اجتماعی و مذهبی است که از طریق آن جامعه شیعی برساخته شده و هویت آن‌ها بازتولید می‌شود و زمینه اصلی شکل‌گیری صورت‌بندی دینداری مومنان فراهم می‌شود. لذا پیام‌محوری آنها حسب آنچه که در اجرای آیین‌ها و شعائر عاشورایی دیده می‌شود،  ایمان شیعی است، ‌نه ظلم‌ستیزی. اما وقتی تشیع در دوره مبارزه‌های سیاسی،‌ بر روایت‌های سیاسی و ضدقدرت از عاشورا تاکید می‌کند و موقعیت مسلط در جامعه را دارند، اصولا ملایم‌تر شده و روایت‌های آرامتری را بیان می‌کنند. لذا آرام شدن روایت‌های عاشورایی و درونگرا و شبه عرفانی و شورانگیز شدن آن‌ها، ‌لزوما حاصل مداخله دولت نیست، بلکه متناظر است با شرایط زندگی مومنان شیعی که در تضاد با قدرت نبوده و آرام و ملایم هم زندگی می‌کنند.   وقتی از تحریف یک رویداد معنوی حرف زده می‌شود بی‌شک آسیب‌شناسی خرافه نیز باید مورد توجه قرار داشته باشد، به‌ویژه آنکه مرز خرافه با معنویت بسیار باریک بود و گاه به تبع شرایط و اقلیمی که در آن زندگی می‌کنیم، خرافه و معنویت جابجا می‌شوند. اگر قبول کنیم بسیاری از باورهای ما علت دارند، نه دلیل؛ دلیل ورود تحریف به فرهنگ عاشورا که این روزها بعضا صدای بسیاری از علمای دینی را هم درآورده کجاست و واقعا چرا با وجود اینکه خیلی‌ها تلاش دارند درباره تحریفات روشنگری کنند، ولی وضع هر روز بدتر می‌شود؟  باز هم تاکید می‌کنم، ‌مسئله خرافه و تحریف، ‌مسئله گفتمان‌های مسلط و گفتمان‌های فرودست دینی است. اصولا گفتمان‌های مسلط یا گفتمان‌های دینی مدعی حقیقت و اصالت، ‌فرم‌ها ایده‌های سایر گفتمان‌های دینی را یا تحریف یا خرافه یا باطل می‌انگارند. لذا بحث بر سر آن‌ها هم یک بحث درون‌دینی است. که من وارد این بحث نمی‌شوم که در حیطه تخصص علمای دین است. اما از دید علوم اجتماعی همه آیین‌های ثانویه که بعدها توسط مومنان در طی تاریخ ساخته شده‌اند، متناظر با شرایط زندگی و فرهنگ مومنان هستند. اگر امر فرهنگ ما خرافه است،‌ امر فرهنگ شما هم می‌تواند خرافه باشد.   آیا امروزه می‌توان از نوعی کالایی‌سازی مناسک مربوط به عزاداری‌ و فرهنگ عاشورا سخن گفت؟ به طور مثال هیئت‌های عزاداری و مداحان لاکچری با دست‌مزدهای بسیار بالا را شاهد هستیم که به نوعی برند تبدیل شده‌اند؛ یا مثلا می‌بینیم در فواصل بسیار کوتاهی به اندازه یک کوچه دو هیئت اعلام موجودیت می‌کنند؛ این تلاش برای برندسازی توسط فرهنگ عاشورا و عدم توانایی جمع شدن با تعداد بیشتری زیر پرچم امام حسین (ع) چه میزان با تحریفات این فرهنگ گره خورده و این کالایی‌سازی چه نقشی در این اتمیزه‌شدن هیئت‌های عزاداری دارد؟ مسئله برند شدن،‌ صرفا ناشی از موقعیت جامعه سرمایه‌داری نیست در دوره‌های قبل هم مداح یا میزعزای پایتخت شدن یک برند بود و موقعیت مادی و اجتماعی بالایی فراهم می‌کرد و برسرش رقابت بود. مسئله این پول‌هایی که وارد سنت‌های عزادرای شده،‌ بخشی ناشی از نوکیسگی اعضای این هیات‌ها و پول‌های فراوانی است که طی این دهه‌های اخیر به واسطه اقتصاد رانتی ایران، ‌نصیب آدم‌ها شده است. اصولا در هیات‌های سنتی و به اصطلاح اصیل و ریشه دار،‌ نه مداحش پولی می‌گیرد و نه روضه خوان و نه منبری. در هیات‌های فرعی است که پول مبادله می‌شود و کسری اصالت و تاریخ مجلس روضه را با صرف مال جبران می‌کنند. ضمن اینکه از گذشته پاکتی به رسم هدیه داده می‌شد،‌ اما محتوای پاکت به دست صاحب مجلس و حسب وسع آن بود،‌ نه آنکه واسطه‌هایی این نرخ‌ها را همانند امروز تعیین کنند.   ضمن اینکه تکثر سبک‌های زندگی و تنوع و تکثیر صورت‌بندی‌های هویتی در جامعه بزرگ شهری‌ امکان تمرکز مومنان در یک مکان یک‌دست و فراگیر را بسیار دشوار کرده است،‌ به همین سبب بخشی از کثرت هیات‌ها ناشی از همین رقابت‌های گروهی و هویتی است. لذا نمی‌توان به سادگی از کالایی‌شدن و اتمیزه‌شدن هیات‌ها صحبت کرد. اصولا هیات‌ها و محافل عزاداری، ‌فضاهایی برای تعلیق نظم زندگی هستند،‌ آدم‌ها آنچه را که آنجا تجربه می‌کنند،‌ امری فراتر از نظم عادی و مسلط زندگی‌شان است. به همین سبب در این موقعیت جماعت مجالس روضه،‌ سلسله مراتب،‌ منزلت‌ها، موقعیت‌های عینی زندگی و ... به تعلیق در آمده و افراد در یک موقعیت بنیادین انسانی با هم مواجه می‌شوند. مسئله کالایی‌شدن بیشتر به بیرون هیات و برخی وجوه هیات که نمایش بیرونی دارند تاحدی مربوط است که آن هم بخش حیاتی عزاداری‌ها نیست. ضمن اینکه اصولا عزاداری شیعی در ماه محرم امری جمعی است، لذا اتمیزه شدن رخ نمی‌دهد.   یکی دیگر از مواردی که در جامعه‌شناسی عزاداری درباره واقعه عاشورا می‌توان به آن پرداخت؛ واقعه راهپیمایی اربعین است که در این دهه اخیر بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفته است؛ اینکه پدیده‌ای مثل راهپیمایی اربعین به یکی از مراسم‌های روتین فرهنگ عاشورا مبدل شده را می‌توان نتیجه چه چیزی دانست؟  اگر به احادیث شیعی نگاهی داشته باشیم،‌ همه احادیث در باب عزاداری، بیانگر موقعیتی هستند که یک مومن و نهایتا با خانواده خودش در روز عاشورا باید عزاداری کند. امروز می‌بینیم اربعین، دهه محرم و... بسیاری از مناسبت‌های دیگر مطرح شده است. همه این آیین‌های ثانویه بعدها در حیات جامعه شیعی برساخته شده‌اند،‌ که امری کاملا مثبت به معنای جامعه‌شناختی است. یعنی مکانیسم‌هایی بوده‌اند برای برساخت و استقرار هویت اجتماعی شیعی. پدیده اربعین هم محصول موقعیت و تحول عراق کنونی و امکان‌های ارتباطی و رسانه‌ای و حمل و نقل مومنان در جهان کنونی است و گویی عزاداری در موقعیت جهانی شدن است.   ]]> دین‌ Fri, 06 Sep 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280419/عزاداری-اربعین-موقعیت-جهانی-شدن جلد اول «شرح اسم ماه» وارد بازار کتاب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280418/جلد-اول-شرح-اسم-ماه-وارد-بازار-کتاب به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نویسنده کتاب در این اثر سرگذشت شهدای کربلا را مورد بررسی قرار داده اما به شرح حال برخی شهدا به علت نقش تاثیرگذارشان، مبسوط‌‌تر پرداخته شده است. از جمله این شخصیت‌ها حضرت عباس (ع) است که زندگی او مشتمل بر چهار بخش تبیین شده است؛ و یا حضرت علی اکبر (ع) که حیات او در سه بخش توضیح داده شده است. کتاب «شرح اسم ماه» در دو جلد تدوین شده که جلد دوم آن توصیف همه 72 تن از شهدای عاشورا است. چه آن 36 شهیدی که در حمله اول دشمن به صورت جمعی شهید شدند و چه 36 شهید دیگر که در جنگ تن به تن به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. دربخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ضربت ... فرق ...  و خون ... خونی که سر و صورت را رنگی می‌کند! گویا غربت او از علی هم بیشتر بود؛ چون آن دم که ضربت ابن ملجم بر فرق علی فرود آمد، حسنین کنار او بودند، او را برداشتند، دلسوزانه به خانه بردند و به تیمار او پرداختند ... اما وقتی فرق عباس شکافت، میان او و حسین به قدر میدان تا حرم فاصله بود.» یادآوری می‌شود جلد اول کتاب «شرح اسم ماه» اثر حسین سروقامت از سوی نشر معارف قم در ۱۵۹ صفحه منتشر شده است. ]]> استان‌ها Wed, 04 Sep 2019 09:10:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280418/جلد-اول-شرح-اسم-ماه-وارد-بازار-کتاب مسابقه کتاب‌خوانی «قیام حسین(ع)» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280426/مسابقه-کتاب-خوانی-قیام-حسین-ع-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مسابقه کتاب‌خوانی «قیام حسین (ع)» همزمان با ایام محرم امسال، با هدف گسترش فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی، شناخت بیشتر  شهروندان با فرهنگ عاشورایی و زندگی امام حسین(ع) از ۱۰ تا ۳۱ شهریور توسط فرهنگسرای سرو برگزار می‌شود.    کتاب «قیام حسین(ع)» پژوهشی تازه درباره زندگی و قیام امام حسین (ع) از آثار زنده‌یاد سید جعفر شهیدی است که در آن به چنین سوالاتی پاسخ داده شده است:‌چرا مسلمانان به جنگ فرزند پیامبرشان رفتند؟ چرا کمی بعد از دوران پیامبر شیوه مسلمانان تغییر کرد؟ چرا امام حسین حاضر به سازش با یزید نشد؟ و ده ها سوال دیگر درباره قیام خونین امام حسین (ع) که ممکن است ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده باشد. شهیدی در مورد کتاب قیام امام حسین نوشته است: من در این کتاب از زاویه‌ای بدین حادثه نگریسته‌ام که در گذشته کمتر بدان توجه کرده‌اند. اگر در چنین کوششی توفیق یافته‌ باشم، یقین دارم آنچه به دست آورده‌ام، عبرتی برای حال و آینده خواهد بود. چه اگر قهرمان حادثه کشته شده است اما آنچه او برای آن می‌جنگید و آنان که برای رسیدن به هدف بدو وعده یاری دادند و به وعده خود وفا کردند یا نکردند، در طول تاریخ فراوان بوده، هستند و خواهند بود. این مسابقه همزمان با فرارسیدن ماه محرم الحرام آغاز شده و تا روز ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ ادامه خواهد داشت. علاقه‌مندان برای دریافت فایل pdf این اثر و سوالات مسابقه می‌توانند به پایگاه اینترنتیsarv.farhangsara.ir و اینستاگرام فرهنگسرای سرو مراجعه و آن را دریافت کنند. همچنین پاسخ سوالات مسابقه را به صورت یک عدد شش‌رقمی از چپ به راست و بدون درج هیچ علامتی به شماره ۲۰۰۰۱۸۳۷۶ پیامک کنند. ]]> دین‌ Wed, 04 Sep 2019 07:37:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280426/مسابقه-کتاب-خوانی-قیام-حسین-ع-برگزار-می-شود تکیه‌های شمیران در چهارشنبه‌های تهران معرفی و بررسی می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280425/تکیه-های-شمیران-چهارشنبه-های-تهران-معرفی-بررسی-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست چهارشنبه‌های تهران، که هرهفته در باغ کتاب تهران برگزار می‌شود، این هفته به موضوع «تکیه‌های شمیران» اختصاص دارد.   در این نشست، مقالاتی با عنوان «جایگاه تکیه در دوره قاجار» (با نگاه به تکیه‌های شمیران) توسط حمیدرضا حسینی، «درباره تکیه دزاشیب و تکیه سُپورها» احمد مسجدجامعی، «آداب سوگواری در شمیران» (با نگاهی به تکیه امام‌زاده قاسم) فرزانه ابراهیم‌زاده، «درباره تکیه تجریش» عباس ملکی، «روایتی از مراسم سوگواری در شمیران» از زنده‌یاد مهدی شادمانی با خوانش احسان حسینی‌نسب و همچنین پخش فیلمی درباره «تکیه نیاوران» ارائه می‌شود. این نشست فردا چهارشنبه ۱۳ شهریور از ساعت ۱۸ تا ۲۰:۳۰ در باغ کتاب تهران به نشانی میدان ونک، بزرگراه حقانی، مسیر غرب به شرق، بعد از تقاطع بزرگراه شهید مدرس، خروجی کتابخانه ملی، باغ کتاب تهران، ورودی ۱، راهروی سروستان برگزار می‌شود. ]]> دین‌ Wed, 04 Sep 2019 07:35:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280425/تکیه-های-شمیران-چهارشنبه-های-تهران-معرفی-بررسی-می-شوند لزوم ورود مراکز دانشگاهی به تصحیح مقاتل عاشورایی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280391/لزوم-ورود-مراکز-دانشگاهی-تصحیح-مقاتل-عاشورایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در نخستین نشست عاشورایی نویسندگان آذربایجان که با حضور جمعی از اهالی قلم و هنرمندان در بنیاد فرهنگی و هنری طوبی برگزار شد، ادوار تاریخی مقتل‌نویسی برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام  بررسی تحلیلی شد.   در ابتدای این نشست محمد طاهری‌خسروشاهی با اشاره به آغاز مقتل‌نویسی در تاریخ اظهار داشت: سیر پژوهشی مقتل‌نگاری به چهار دوره برجسته تقسیم می‌شود. نخستین دوره مقتل‌نویسی مربوط به روایات شفاهی حادثه عاشوراست، که عمدتا از طرف امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) و نیز برخی از افرادی که در لشکر یزید بودند، آغاز شده است.    او ادامه داد: دومین دوره مهم مقتل‌نویسی، مربوط به شروع کتابت حوادث روز عاشورا و اتفاقاتی است که قبل و بعد از این جریان مهم صورت گرفته است. این دوره تاریخی از اواسط قرن دوم شروع می‌شود و حدودا در اواخر سده هفتم و با نگارش کتاب مهم «لهوف» سیدبن طاووس پایان می‌یابد. ظاهرا شخصی به نام «جابر جعفی»، از شاگردان و یاران مورد اعتماد امام صادق(ع)، برای نخستین بار اقدام به جمع‌آوری روایات شفاهی شاهدان حادثه پرداخته و با نگارش کتابی به نام «مقتل الحسین»، نخستین کتاب در حوزه مقتل‌نگاری را تألیف  کرده، که البته این کتاب در طول تاریخ از بین رفته و متأسفانه به محتوای آن دسترسی نداریم. این پژوهشگر دانشگاه تبریز در ادامه افزود: از قرن دوم هجری بدین سو، به همت افرادی چون «اصبغ‌بن نباته»، «ابی مخنف»، «شیخ صدوق»، «شیخ طوسی» و دیگران، نهضت مقتل‌نویسی برای حضرت سیدالشهدا، تا پایان قرن هفتم هجری ادامه پیدا می‌کند، که سندیت و استفاده از منابع معتبر، مهمترین ویژگی مقتل نویسی این دوره بوده است.   طاهری‌خسروشاهی در ادامه با اشاره به ویژگی‌های دوره سوم مقتل‌نویسی در جهان اسلام گفت: از قرن هشتم تا یازدهم هجری، مقتل نویسی و کتابت تاریخ حادثه عاشورا، بنا به تحولات اجتماعی، فکری و عقیدتی، به‌ویژه در جغرافیای فکری و سیاسی ایران، دچار افول شده است.   نهضت مقتل‌نویسی در دوران قاجار به اوج خود رسید این پژوهشگر ادبیات با تبیین مختصات تاریخی و اشاره به ویژگی‌های دوره چهارم مقتل‌نویسی، به‌ویژه در دوران قاجار، ادامه داد: نهضت مقتل‌نویسی، از عصر صفوی دوباره جان گرفت و در دوران قاجار به اوج خود رسید. مهم‌ترین ویژگی مقتل‌نویسی این دوره، افزوده شدن خرافات و ورود روایات جعلی به محتوای مقاتل است.   وی در تشریح دلایل ورود خرافات به محتوای مقاتل گفت: دور شدن از زمان حادثه عاشورا، عدم مراجعه نویسندگان قاجار به منابع کهن و اصیل، ورود نویسندگان سطحی و دست چندم به جریان تألیف کتاب‌های مقتل به دلیل توجه مردم و اقبال حکومت و نیز تمایل مقتل‌نگاران به استفاده از صناعات لفظی و آرایش‌های کلامی و شگردهای ادبی، مقتل‌های دوره قاجار را به منابعی نامعتبر و غیرقابل اعتماد تبدیل کرده است. بنابراین ورود جامعه علمی و مراکز دانشگاهی کشور، به حوزه تصحیح و بازبینی برخی از مقاتل تاریخی این دوره، به منظور انتشار منقح و پاکیزه این آثار ضرورت دارد. طاهری‌خسروشاهی در ادامه بحث خود عنوان کرد: یکی از اقدامات راهبردی درباره تصحیح و چاپ منقح کتب مقتل، انتخاب نسخ خطی این کتاب‌ها به عنوان رساله‌های دانشجویی در دوره کارشناسی ارشد و به‌ویژه دوره دکتری است. تالیف کتاب مهم «قَمقام زَخار و صَمصام بتار» در دوره قاجار را یکی از آثار استثنایی این دوره است که توسط «فرهادمیرزا معتمدالدوله»، پسر عباس میرزا و به احتمال زیاد در تبریز و در سال ۱۳۰۳قمری به زبان فارسی نوشته شده و نویسنده از منابع معتبر بهره گرفته است.   وی در ادامه عصر معاصر را دوره بازنگری در محتوای حقیقی پیام عاشورا عنوان کرد و افزود: در این عصر، ویژگی عمده‌ آثاری که درباره حادثه کربلا نوشته می‌شوند، برجسته‌سازی عنصر ظلم‌ستیزی و پررنگ کردن جنبه سیاسی حرکت امام حسین(ع) است، که متأسفانه در کتاب‌های ادوار قبل، نادیده گرفته شده بود.   وی در پایان این نشست که با حضور جمعی از نویسندگان و اهل قلم آذربایجان در بنیاد مطبوعاتی، فرهنگی و هنری طوبی برگزار شد، به خوانش بخش‌هایی از کتاب «دمع السجوم»، مرحوم آیت‌الله میرزا ابوالحسن آقا شعرانی؛ از فیلسوفان معاصر پرداخت، که با نثری روان و دلنشین، در خصوص مقتل حضرت امام حسین(ع) تالیف شده است. ]]> دین‌ Wed, 04 Sep 2019 05:15:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280391/لزوم-ورود-مراکز-دانشگاهی-تصحیح-مقاتل-عاشورایی هیئت‌های عزاداری محلی به رقابت میان گرایش‌های سیاسی دامن می‌زنند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280274/هیئت-های-عزاداری-محلی-رقابت-میان-گرایش-های-سیاسی-دامن-می-زنند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ بهاران سواری: مراسم و مناسک ایام محرم و عاشورا و تاسوعا صرفا امری معنوی و دینی نیستند و می‌تواند به عنوان یک امر اجتماعی که کارکردهای جامعه‌شناختی مختص به خود را دارند، شناخته شوند. به ویژه آنکه بسیاری از این آیین‌ها امروزه عملا به یک آیین جمعی تبدیل شده‌اند.   مهرداد عربستانی،انسان‌شناس و جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایبنا از چگونگی تعبیر و تبیین مناسک محرم در قالب حیات اجتماعی گفته و به این پرسش پاسخ داده که چگونه هر منطقه جغرافیایی و فرهنگی این آیین‌ها را از آن خود کرده و آن‌ها را به ابزاری برای هویت‌بخشی مبدل ساخته است و نهایتا به این موضوع پرداخته که گره‌خوردن ساختارهای قدرت با هیئت‌های عزاداری باعث شده تا این هیئت‌ها برخلاف گذشته خود عاملی برای دسته‌بندی طبقاتی جامعه شوند.   از منظر انسان‌شناسی مناسکی مانند تاسوعا و عاشورا تحت عنوان نوعی حیات اجتماعی تلقی می‌شوند که اخلاقیات و سبک زندگی مختص به خود را دارند و صرفا رویدادی مذهبی و دارای بعد دینی نیست. از نگاه شما تعبیر حیات اجتماعی برای رویدادی مثل مراسم عزاداری چگونه قابل تحلیل و تبیین است؟ اصطلاح حیات اجتماعی را نمی‌دانم با چه معنایی در این مورد به کار برده‌اند. ولی اینکه این نوع از مناسک به غیر از اینکه مناسکی مذهبی هستند و از حیث دینی حائز اجر و ثواب هستند؛ کارکردهای دیگری هم دارد که ممکن است الزاماً به طور آگاهانه توسط شرکت کنندگان ابراز نشوند و انسان‌شناس‌ها، و متخصصین علوم دیگر، به آن‌ها می‌­پردازند. این قبیل مناسک به صورت خودجوش و مردمی شکل می­‌گیرند و سازمان‌دهی متعیّنی ندارند و بدون متولی رسمی خاص و با تشکل‌یابی خود مردم و به شکل یک کار جمعی انجام  می­‌شوند. در اینجا تقریباً هر کسی می‌­تواند مشارکت داشته باشد و اندازه‌ای برای این کار هزینه کند. در این مناسک عموما جریان زندگی معمول برای چند روزی قطع می‌شود و مردم در روند فعالیتی شریک می‌شوند که با فعالیت‌های روزمره زندگی معمولی متفاوت است و به طور موقت کار و مسؤولیت‌های معمول درمیان نیست و یک فعالیتی را شاهد هستیم که موازی فعالیت‌های روزمره زندگی قرار می‌گیرد.   به عبارت دیگر، به تعبیر برخی از انسان‌شناسان، اینجا ساختار اجتماعی و زندگی روزمره برای مدتی تعلیق می‌شود و فضایی اجتماعی شکل می‌گیرد که به آن فضای آستان‌ه­ای (Liminal) گفته می‌­شود. انگار مردم در آستانه، یا یک منطقه بینابینی، قرار می­‌گیرند، که مناسبات معمول اجتماعی در آن وجود ندارد. این حالت بینابین در مناسک محرم و عاشورا هم دیده می‌شود، یعنی فضایی بین ساختار معمول اجتماعی قبل و بعد از مناسک. از کارکردهای این حالت آستانه‌ای این است که در این فضای اجتماعی گونه‌ای از برابری، بر خلاف ساختار سلسله مراتبی معمول اجتماعی، با دیگران را تجربه می‌­کنند. این کیفیت وارونگی و نفی ساختار و برابری در روابط را ویکتور ترنر «جماعت واره» (Communitas) می‌­نامد. این همان حالتی از که ما معمولاً از آن به کار هیئتی یا رابطه هیئتی تعبیر می‌کنیم. در این حالت افراد در هر موقعیت و منزلت اجتماعی که باشند در این ایام همه با هم به طور برابر و هم‌طراز حضور دارند و در اداره و اجرای فعالیت‌ها و مناسک مشارکت می‌کنند. یعنی آن مناسبات سلسله‌مراتبی جامعه برای مدتی نقض می‌شود و این مناسک حالتی برابرگرایانه دارند.   در این شرایط برخی هنجارهای اجتماعی هم موقتاً تعلیق می‌­شود. مثلا در گذشته‌ها اینگونه بود که خانم‌ها کمتر در جامعه حاضر می‌شدند یا کم پیش می‌آمد که تا دیروقت در خیابان بمانند و در کنار مردان در امور روزمره قرار گیرند. اما در ایام محرم به خاطر جوی که در ایام محرم وجود داشت زنان در بین جمعیت قرار می‌گرفتند و از خانه بیرون می‌آمدند و تا دیروقت هم در این مراسم حضور داشتند. فعالیت­‌هایی مثل تهیه و توزیع غذا به صورت جمعی نیز تمهید دیگری برای همسفرگی و القای حالتی برابرگرایانه می­‌تواند دیده شود. چنین مناسکی با نوعی تحلیل انسان شناختی در حقیقت فرصتی است که برای مدتی ساختار و مناسبات اجتماعی معمول جامعه نقض شود و مردم از فشارهای معمول رها شوند. یعنی مجالی برای تخلیه هیجانات و نارضایتی‌های انباشته، یا کاتارسیس، ایجاد می­‌شود و شرکت‌کنندگان فرصت می‌­یابند که دست‌کم مدتی خارج از ساختار معمول جامعه زندگی کنند. پس از مراسم هم طبعا همه به زندگی معمول و وضعیت نرمال بازمی‌گردند و همه چیز از انجام وظایف و حتی رفت‌وآمد در خیابان­‌ها که در ایام محرم وضعیتی بهم ریخته دارد، به وضعیت معمول قبلی باز می‌گردد. در مورد مناسک محرم می­‌بینیم که در ایام پیش از مناسک نشانه‌های آمادگی شهر برای یک تغییر و ورود به حالت جماعت واره مشاهده می‌شود. در واقع در اینگونه از فعالیت‌ها اعم از فستیوال‌ها، کارناوال‌ها با مناسک دینی جمعی، که هم­گی از حیث ساختاری به هم شباهت دارند، همین توقف ساختار اجتماعی معمول به‌طور موقت شکل می­‌گیرد. طی مراسم و در اثر تخلیه هیجانی‌ای که با نقض ساختار ممکن می‌شود، مردم تروتازه شده و دوباره می‌توانند به همان مناسبات و قواعد ساختارمند اجتماعی بازگردند و آن را تحمل کنند. اگر جامعه‌ای چنین مراسم و مناسکی نداشته باشد یا چنین موقعیت‌هایی ایجاد نکند مردم نمی‌توانند ساختارهای اجتماعی را که در تحلیل نهایی نوعی گیرافتادگی هستند، تحمل کنند و نیاز است که مردم گاهی از این مناسبات رها شوند و این رهاشدگی در نگاه کلی اتفاقا به حفظ نظم اجتماعی کمک می‌کند.   البته مراسم محرم مراسمی با زیربنای کاملا مذهبی است و اگر از نظر کارکرد شباهتی با فستیوال‌ها و کارناوال‌ها دارد به این معنی نیست که برای شرکت‌کنندگان هم این‌ها یک معنای مشابه دارند. برداشتی که افراد از مشارکت در این مراسم‌ها دارند کاملا با یکدیگر تفاوت دارند. یکی از کارکردهای مناسک، انتقال فشرده کدهای اعتقادی و رفتاری به مشارکت کنندگان است. در مناسک محرم نیز به همین صورت به‌طور فشرده یک‌سری از کدهای اعتقادی و رفتاری مختص به مذهب شیعه از طریق مداحی و روضه خوانی و حتی نشانه‌­های بصری و  دکوراسیون به مردم منتقل می‌­شود. نوع تعامل مردم در حین مناسک هم طبعاً با پی‌رنگی از این اعتقادات و ارزش­‌ها صورت می­‌گیرد. اصولا مناسک جایی هستند که یک‌سری آموزه‌­ها و هنجارها را به طور فشرده و غلیظ و از طریق درگیر کردن کامل حاضران، یعنی از حیث حسی (صداها، بوها، رنگ­ها، تصاویر) و بدنی (زنجیرزنی، سینه زنی، حمل علامت، پیاده روی، نشستن در کنار هم و ...) به شرکت‌کنندگان منتقل می‌کنند. در مناسک محرم ما می‌بینیم که ایده‌هایی مثل شهادت، ازخودگذشتگی و جلوی ظلم ایستادن به عنوان آموزه­‌های دینی مکرر در جو هیجانی مناسک در غالب‌های چندرسانه‌ای (نوحه، سخنرانی، موسیقی و تصویر) و متمرکز به شرکت‌کنندگان ارائه می‌شوند. پس انتقال ایده‌ها و کدهای ارزشی و اخلاقی مشخص می‌تواند یکی دیگر از کارکردهای مناسک محرم باشد. در این مناسک شرکت‌کنندگان تنها شنونده و منفعل نیستند، بلکه از لحاظ جسمی و بدنی و حرکتی هم درگیر اجرای مناسک می‌شوند، و در عین درونی کردن این ارزش‌­ها و آموزه­‌ها، در بازتولید آن‌ها هم مشارکت دارند.   اینکه هر منطقه در ایران مناسک ویژه خودش  را برای ماه محرم و عزاداری‌های عاشورا و تاسوعا دارد و این تفکیک آیین‌ها از نظر شکل و شمایل از منظر انسان‌شناسی چقدر می‌تواند تلاش برای هویت‌بخشی به جامعه منطقه‌ای و قومی باشد؟ اساسا این تمایز در اجرای مناسک عزاداری عاشورا می‌تواند نشان‌دهنده احساس تعلق خرده‌گروه‌ها به یک حرکت جمعی و از آن خود کردن این حرکت توسط آن‌ها دانست؟   وقتی در انجام یک مراسم در مناطق مختلف چه از بعد اجرا و چه از بعد پوشش و کیفیت محتوا و غیره تفاوت وجود دارد، بخواهیم یا نخواهیم آن مراسم کارکرد هویت‌بخشی هم پیدا می‌کند. چون وقتی یک فعالیتی را من نوعی انجام بدهم و شما به شیوه‌ای دیگر، خواه‌ناخواه عناصر این مراسم بیانگر تمایزهای ما و مؤلفه­‌هایی هویت‌ساز خواهند بود. البته این تمایز‌بخشی می‌تواند دست‌مایه رقابت و چشم‌وهم‌چشمی قرار بگیرد، منتها نکته‌ای که باید روی آن تاکید کرد این است که همه سنت‌های بزرگ دینی چون گستره پراکنده‌ای از منظر جغرافیایی دارند به‌طور اتوماتیک با رسوم و فرهنگ محلی و بومی و پیشینه تاریخی مناطق مختلف تلفیق می‌شوند.   به عبارت دیگر این واقعیت غیرقابل انکار است که ادیان بزرگ و جهانی (که در گستره جغرافیایی بزرگی پیرو دارند) خواه‌ناخواه عناصری را از مناطق مختلف می‌گیرند و با سنت‌های محلی در هم آمیخته می‌شوند. در مورد همین مناسک ماه محرم می‌بینیم که مراسمی در فلان منطقه در چارچوب خاص و با فعالیت­‌های خاصی اجرا می‌شود و در منطقه دیگر چنین این فعالیت ها متفاوت هستند و شاهد نوعی دیگر از آداب و رسوم هستیم. اینکه پیشنیه این رسومات متمایز چیست و هرکدام چگونه در چارچوب یک مراسم دینی و مذهب جای گرفته‌اند هرکدام داستان خودشان را دارند و شاید خیلی وقت‌ها نتوان آن را با قاطعیت ردیابی کرد و این چگونگی در تاریک‌نای تاریخ محو شده باشد. مثلا در عین گمانه‌زنی­‌ها شاید دقیقاً مشخص نباشد که خرّه‌مالیدن در منطقه لرستان دقیقاً چه منشائی دارد، یا مثلاً همین زنجیرزنی.   مطالعات مکتوب نشان می­‌دهد که بسیار از مناسک یک دین، آداب مربوطه‌­اش و نمادهای آن پس از تغییر سیستم اعتقادی، و استقرار یک نظام اعتقادی جدید همچنان در مناسک نظام جدید اعتقادی ادامه حیات می‌­دهند. از طرف دیگر، از آنجا که فرهنگ­‌ها نظام­‌های بسته‌­ای نیستند، و همواره در حال تغییر و تأثیر و تأثر از عناصر فرهنگی دیگر هستند، عناصر جدید هم همچنان وارد یک حوزه فرهنگی می‌­شوند و به نوعی در آن ادغام می‌شوند. اصولا وقتی اسلام وارد ایران می‌شود یا تشیع از چند قرن گذشته به وجه غالب اسلام در ایران تبدیل می‌­شود، به آن معنا نیست که مردم سنت‌های پیشین فرهنگی خود را تمام ‌وکمال کنار بگذارند و انقطاع کاملی رخ دهد و دیگر همه چیز خود را تنها از اسلام یا اسلام شیعی بگیرند. بلکه سنت‌های فرهنگی تاریخی گذشته با پذیرش سیستم اخلاقی و معنوی جدید  و با معنایی تازه بازتعریف می‌­شوند. یعنی به یک فرهنگی بومی با یک معنای اسلامی و شیعی ملحق می‌شود و آن فرهنگ دیگر بخشی از فرهنگ بومی آن منطقه می‌شود.   البته همیشه هم تنشی میان آن‌هایی که به دنبال راست‌کیشی و پیرایشگری دینی هستند و آن‌هایی که در جذب و ادغام عناصر قدیمی یا جدید انعطاف بیشتری دارند وجود دارد. به عنوان مثال خیلی‌وقت‌ها می‌گویند فلان حرکت در مراسم محرم صحیح نیست چون ریشه اسلامی ندارد یا حتی دلالت­‌های ضد اسلامی دارد. واقعیت اما این است که مرز همیشه برای ورود فرهنگ قدیمی و یا آداب رسوم تازه باز است و همیشه موارد جدید به آیین‌های دینی وارد می‌شده و می‌شود و همیشه هم یک عده در مقابل آن مقاومت می‌کنند و نهایتا در طول زمان چنان این موارد تازه‌وارد تغییرمعنا پیدا کرده‌اند و در مراسم دینی حل شده‌اند که خودش را با سیستم عقیدتی همخوان کرده است. مثلا زنجیرزنی، قمه‌زنی، و تیغ زنجیر زنی از بخش‌هایی از مراسم محرم است که همزمان وجود دارد اما محل منازعه‌اند و عده‌ای با آن مخالفند و عده‌ای موافق آن و موافقان حتی معنایی مشخص در چارچوب‌های فرهنگی شیعی برای آن دست‌وپا می‌کنند و طرف مقابل هم می‌گوید که این اعمال قابل تطبیق با آیین تشیع نیست و الی آخر.   نکته مهم این است که توجه کنیم که مناسک محرم مناسکی «مردمی» هستند و بیش از آنکه روحانیون و رهبران رسمی دینی در شکل‌دادن به آن دخالت داشته باشند، توسط مردم و هیئت‌ها که درواقع گروه‌های محلی مردمی هستند اجرا می‌شوند و این‌ها شاید کمتر از رهبران دینی دغدغه راست‌کیشی داشته باشند و مهم برایشان بعد احساسی و هیجانی مناسک است. به عبارت دیگر مراسم‌ ویژه محرم برخلاف مناسک و آداب رسمی دینی مثل نماز جمعه و حج و ... که کاملا با استاندارهای خاص و یک شکل انجام می‌شوند با آزادی و انعطاف بیشتری جریان می‌یابند و برای همین هست که منطقه به منطقه متفاوت هستند و کاملا یک‌شکل برگزار نمی‌شود و عناصر محلی به آن وارد می‌شوند و البته هویت‌بخشی هم می‌کنند.   ولی این روزها با ارتباطی که میان هیئت‌های مذهبی و ساختار قدرت شکل گرفته، عنصر خودگردانی و مردمی این مراسم کم‌رنگ شده و بسیاری از این مراسم و هیئت‌ها دقیقا بر اساس همان مناسبات پیش می‌رود و حتی شاهد طبقاتی شدن هیئت‌ها هستیم و مثلا فلان آدم‌ها و فلان تیپ‌های خاص اجتماعی تنها به فلان هیئت‌ها می‌روند.   بله این مسئله هم از سوی خیلی از همکاران ما بررسی شده است. مناسک محرم مردمی هستند و الزاما تحت نظارت رهبری رسمی دینی نبوده و نیستند. اما در این چهاردهه اخیر که حکومت هم به نوعی وجهه شرعی و اسلامی یافته می‌شد دور از  انتظار نیست که نظارت و مطالبه قواعد رسمی و راست‌کیشانه در مراسم محرم بیش از پیش از طرف حاکمیت مورد توجه قرار گیرد و بخواهند که هیئت‌ها و مردم ‌طور که رهبران رسمی دینی صلاح می­‌دانند مراسم را اجرا کنند. در واقع در هیأت‌های عزاداری، مجلس گردانی معمولاً بر عهده مدّاحان، و نه الزاماً روحانیان و وعاظ، هستند. یعنی کسانی که بیشتر بر جنبه احساسی و هیجانی مناسک می‌دمند. این نقش به نظر می­‌رسد با قدرتی که مدّاحان برای انتخاب اشعار و ایجاد هیجان دارند، به نظر می‌رسد که حتی سیاسی‌­تر هم شده است. لذا در کنار انبوهی از هیأت‌های محلی که با منطق مردمی خودشان پیش می‌­روند، هیأت‌هایی هم حول محور مداحان ویژه شکل گرفته‌اند که گاهی نوعی کیش و هویت گروهی منسجمی را هم ایجاد کرده‌اند.     ظاهرا هم نوعی دسته‌بندی در خود هیئت‌ها صورت گرفته و تمایلات مختلف دین‌دارانه در قالب هیئت‌های مختلف بروز یافته است. پیش از این رقابت‌ها بیشتر محلی بود و مثلا این محله با محله مجاور رقابت داشتند ولی امروزه این رقابت به رقابت میان گرایش‌های سیاسی و مختلف از یک طرف، و انواع شیوه‌­های دین­‌ورزی، از طرف دیگر،، تبدیل شده است. بله خیلی از این هیئت‌ها و مداحانی که محور مراسم شده‌اند این دسته‌بندی‌ها را بازتولید کرده‌اند. البته برخی از هیئت‌ها موقتی و مختص به ایام محرم نیستند و در طول سال هم برنامه‌های خودشان را دارند.   پس آیا از منظر انسان‌شهری و جامعه‌شناسی شهری می‌توان دایر کردن هیئت‌های محله‌ای موقت و ورود دسته‌جات به خیابان‌ها و ... که بخشی از مراسم‌ عزاداری محرم شده‌اند را نوعی از تسخیر فضای سیال شهری توسط مردم دانست؟   می‌توان اینگونه هم تعبیر کرد ولی باید توجه داشت که همه این‌ها موقتی است و برای ایام معدودی دایر است و این همان نفی موقت ساختارهای اجتماعی است که ابتدا صحبت راجع به آنها صحبت کردیم و نتیجه‌اش تخلیه هیجانی است. بخشی از ساختار اجتماعی معمول و تحمیلی که به هر حال مردم احساس می­کنند همین شیوه چینشی و سازماندهی فضای شهری است. در تمام طول سال شهر در دست مردم نیست و آن‌طور که آن‌ها می‌خواهند چیده نشده است و کنترلی هم روی شهر ندارند، ولی در ایامی مثل محرم می‌توانند موقتاً تا حدودی این نظر را بهم بریزند و با برپایی هیئت‌ها و دسته‌جات عزاداری شهر را تسخیر کنند. راه ها را ببندند، خیابان­‌های  ازآن خود، و نه اتومبیل­‌ها، کنند، دکوراسیون شهر و اتومبیل و حتی لباس خود را تغییر دهند. باز هم باید تاکید کنم که این پدیده موقت است و نمی‌توان آن را با سرنگونی مناسبات اجتماعی و نظام شهری به طور دائم مقایسه کرد، و وقتی زمانش می‌گذرد بلافاصله می‌بینیم که همه‌چیز بر سرجای خودش بازمی‌گردد.   نکته دیگر اینکه آیا می‌توان از خلوت شدن شهری مثل تهران که در ایام سال پذیرای افرادی از استان‌ها و شهرستان‌ها مختلف است و بازگشت آن‌ها به شهر و شهرستان مادری/ پدری خودشان برای شرکت در مراسم بومی‌شده ماه محرم را ناشی از عدم احساس تعلق این آدم‌ها به تهران به عنوان محل سکونت و اقامتشان تلقی کرد؟   اول باید آماری داشته باشیم که چقدر از جمعیت مقیم تهران در این ایام یا ایام مشابه به شهرهای خودشان برمی‌گردند و این‌ها اصلا چرا برمی‌گردند. شاید، مثلاً این تنها برای ایشان تعطیلاتی باشد که به ایشان اجازه می‌دهد که در میان تعهدات کاری روزمره، فرصتی برای برگشت به خانه پدری و یک دورهمی خانوادگی باشد. موضوع دیگر این است که ما امروزه در دنیای مدرن تعلقات چندگانه داریم که الزاما نافی و ناقض همدیگر هم نیستند. حتی شاید گاهی همدیگر را تکمیل هم بکنند. مثلا شاید من چون فامیل و خویشاوندانم در فلان شهر هستند هنوز به آنجا احساس تعلق دارم و دوست دارم که مثلا مراسم عاشورا را آنجا با خانواده‌ام تجربه کنم و به طریقی این تعلق هویتی را محقق کنم. ولی این بدین معنا نیست که من به تهران احساس تعلق ندارم یا خود را با عناصر دیگری مثل شغلم هویت‌یابی نمی‌کنم. من با شغل و تحصیلات و محل اقامت و محل تولد و ... همه هویت‌یابی می‌شوم و امروزه هویت ما چندتکه است. مثل این است که به شما بگویند بیشتر خبرنگار هستی یا تهرانی و خب این‌ها الزاماً متناقض همدیگر نیستند. ]]> دین‌ Tue, 03 Sep 2019 10:57:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280274/هیئت-های-عزاداری-محلی-رقابت-میان-گرایش-های-سیاسی-دامن-می-زنند سیری در حیات مجتهد فقید تهرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280375/سیری-حیات-مجتهد-فقید-تهرانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «حاج آقا مجتهدی؛ در احوالات مرحوم آیت‌الله حاج شیخ احمد مجتهدی»، اثری از مؤسسه ایمان ماندگار است که به زندگی این عالم شهیر از تولد تا وفات می‌پردازد. تألیف این کتاب، کاری جمعی بوده و گروه پژوهشی ایمان ماندگار، تهیه و تنظیمش را بر عهده داشته، اما در نهایت، روایت کتاب به قلم حمید سبحانی صدر نوشته شده است.   مؤلفین کتاب، سیر نوشتاری خود را از همان مسجدی آغاز کردند که اکنون به مسجد و مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی مشهور است و ایشان سال‌ها در آن اقامه جماعت کردند و ضمن پرورش طلاب، در همان مسجد هم طلاب و هم سایر اقشار مردم را از بیانات خود مستفیض می‌کردند. نام اصلی این مسجد که در نقشه‌های قدیمی تهران هم آمده، مسجد «حاج ملا محمد جعفر» است.   آخوند حاج ملا محمدجعفر چاله‌میدانی از علمای به‌نام تهران بوده است که پس از هشتاد سال زندگی در سال ۱۲۹۶ ه. ق درگذشته و مسجدی که ایشان در آن نماز اقامه می‌کرد و اکنون حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی است، قریب به ۱۸۰ سال قدمت دارد.   کتاب «حاج آقا مجتهدی» دو بخش دارد: بخش نخست آن به سابقه تاریخی مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی می‌پردازد و برای بررسی این سابقه، مؤلفین کتاب به دوران حاج ملا محمدجعفر و زندگانی ایشان پرداختند. از خصوصیات جالب توجه این بخش از کتاب که در زمینه مطالعه تاریخ روحانیت تهران دستاوردی قابل توجه محسوب می‌شود آن است که مولفان برای نوشتن این بخش از کتاب از اسناد دست اول برجای‌مانده از خاندان آیت‌الله محمدجعفر چاله‌میدانی بهره برده‌اند.   بخش دوم کتاب، شرح زندگانی آیت‌الله مجتهدی از کودکی تا پس از شکل‌گیری حوزه علمیه ایشان است. این بخش، شامل سه قسمت است: «زمانه و زمینه» که شرح ابتدا به پیشینه خانوادگی آیت‌الله و زندگی پدر و مادر ایشان می‌پردازد و سپس احوال او در کودکی و نوجوانی، تحصیلات طلبگی در تهران، مهاجرت به قم، بازگشت به تهران، تدریس در مسجد سید عزیزالله، حضور در مسجد حاج ملا جعفر، سفرهای زیارتی و تبلیغی و تفریحی، ازدواج و مشکلات اقتصادی ایشان پرداخته است. فصل سوم کتاب مشتمل بر «فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی» آیت‌الله مجتهدی است و به مبارزات مخفی ایشان و نیز شیوه مبارزاتی ایشان در رژیم سابق می‌پردازد و بیان می‌کند که ایشان با وجود علاقه به امام خمینی، طوری رفتار می‌کرد که در دوران طاغوت مدرسه به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی بسته نشود. همچنین در این قسمت به احترام و اعتماد علما و مراجع نسبت به ایشان اشاره شده‌است. آخرین فصل کتاب نیز به سیره تعلیمی و تربیتی ایشان می‌پردازد. عطوفت و مهربانی ایشان که گاه با تندی نیز همراه می‌شد تا جوانان را از انحراف دور کند، شوخ‌طبعی، جدیت در استفاده مفید از وقت، تسلط در تدریس، زبان شیرین موعظه و…، همه و همه ویژگی‌هایی است که ایشان را ماندگار کرده‌است.   انتهای کتاب هم شامل تصاویر اجازه‌نامه مراجع تقلید به ایشان در زمینه وکالت و دریافت و صرف وجوهات شرعی و نیز عکس‌های ایشان است.   شیوه روایت کتاب مبتنی بر نقل قول از زبان روایان اثر است. روایانی که خانواده مرحوم مجتهدی، سخنان باقی‌مانده از خود ایشان و یاران و نزدیکان ایشان و علمایی که با ایشان در ارتباط بوده‌اند را شامل می‌شود.   انتشارات مطیع کتاب «حاج آقا مجتهدی» که در موسسه ایمان ماندگار گردآوری شده را با تیراژ 2000 نسخه در پائیز 1397 منتشر کرده است. این کتاب 240 صفحه دارد و قیمت آن 25 هزار تومان است. ]]> دین‌ Tue, 03 Sep 2019 09:39:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280375/سیری-حیات-مجتهد-فقید-تهرانی آغاز پویش مطالعاتی روشنا با محوریت کتاب «پنجره‌های تشنه» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280392/آغاز-پویش-مطالعاتی-روشنا-محوریت-کتاب-پنجره-های-تشنه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «پنجره‌های تشنه» روایت سفر ضریح جدید امام حسین (علیه‌السلام) از شهر مقدس قم به سمت کربلاست. در این کتاب لحظات شیرین و خواندنی از احساس مردم هنگام استقبال از این ضریح در قالب واژگان روایت می‌شود. این اثر 313 صفحه‌ای در خود حوادث و اتفاقات را جای داده است که به خوبی بیانگر طوفان احساسات و ارادت مردم کشورمان به سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) است. احساساتی که گاه با توصیف صحنه روبه رو شدن یک پیرمرد و پیرزن روستایی با ضریح جدید امام حسین(ع) به تصویر کشیده شده است و گاه با ابراز ارادت مردم به خادمان و بانیان ساخت و انتقال این ضریح.   رهبر معظم انقلاب در تقریظی درباره این اثر فرموده‌اند: بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌ این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست‌ این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانه‌ اوست‌ ای شعله‌ فروزان، ای فروغ تابان، ای گرمابخش دل‌های خلایق! تو کیستی با این شکوه و جلال، با این شیرینی و دلنشینی، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغله‌ فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت می‌کنند؟ تو کیستی ای نور خدا، ای ندای حقیقت، ای فرقان، و ای سفینة النجاة؟ چه کرده‌ای در راه خدایت که پاداش آن خدائی‌شدنِ هر آن چیزی است که به تو نسبت می‌رساند؟ بنفسی انت، بروحی انت، بِمُهجَةِ قلبی انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً. 93/2/29. بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب. خواندم تا 93/2/28 در بخش‌هایی از این اثر به روایت قزلی می‌خوانیم: «بعضی از جوان‌های مهرانی پرشورتر بودند و اصرار داشتند برای آن شب تریلی را برگردانیم مهران. می‌گفتند مگر ما شیعه نیستیم؟ مگر ما امام حسین(ع) را دوست نداریم؟ مگر خون مردم خوزستان از ما رنگین‌تر است که ضر یح را پنهانی از شهر ما عبور دادید؟ می‌گفتند مغازه‌دارها مغازه‌ها را بسته‌اند و دارند می‌آیند. می‌گفتند اگر می‌دانستیم فقط باید از روی جنازه‌مان می‌گذشتید که ضر یح را این طوری بیاورید مرز. می‌گفتند از چند سال پیش ما به زائران امام حسین(ع) در این شهر و این مرز کمک می‌کنیم، چرا حالا که ضریح از اینجا می‌گذرد نباید یک روز مهمان ما باشد. یکی‌شان  می‌گفت: از بی‌عرضگی مسئولان ماست که شما این‌طور آمدید و می‌روید. مردم این شهر مثل مسئولانش نیستند. اگر توی شکم من هم تیر خالی کنید، از جلوی تریلی کنار نمی‌روم.»  به شوخی به او گفتم: ما تیر نمی‌زنیم. اگر کسی جلوی تریلی بایستد از رویش رد می‌شویم. و بعد جدیتر توضیح دادم که مسئولان شهرشان هم دست بالا یک ساعت است ماجرا را می‌دانند، اما آنها قبول نمی‌کردند. دلم برایشان می‌سوخت. برای اینکه ضریح در شهرشان نمانده غبطه می‌خوردند. و من از صمیم دل غبطه می‌خوردم به این شوقشان.» نسخه چاپی این اثر در ایام برگزاری پویش روشنا با قیمت 20 هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. علاقه‌مندان شرکت در پویش مطالعاتی روشنا می‌توانند برای خرید کتاب «پنجره‌های تشنه» با امضا نویسنده و ارسال رایگان تا تاریخ 15 شهریور ماه به سایت rushana.ir و یا صفحه اینستاگرام این پویش به آدرس rushanacampaign@ مراجعه کنند. ]]> دین‌ Tue, 03 Sep 2019 09:38:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280392/آغاز-پویش-مطالعاتی-روشنا-محوریت-کتاب-پنجره-های-تشنه نقد و بررسی کتاب «حقیقت عاشورا» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280372/نقد-بررسی-کتاب-حقیقت-عاشورا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نقد و بررسی کتاب «حقیقت عاشورا؛ از عاشورای حسین (ع) تا تحریفات عاشورا» اثر محمد اسفندیاری ۱۶ شهریورماه برگزار می‌شود.   این نشست با حضور سعید طاووسی مسرور، حسین علیزاده و و نویسنده کتاب ۱۶ شهریورماه از ساعت ۱۶ در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲ برپا می‌شود. ]]> دین‌ Tue, 03 Sep 2019 08:12:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280372/نقد-بررسی-کتاب-حقیقت-عاشورا-برگزار-می-شود عاشوراپژوهان به کدام مقاتل رجوع کنند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280361/عاشوراپژوهان-کدام-مقاتل-رجوع-کنند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از قم، مَقْتَل در لغت به معنای محل قتل یا همان قتل‌گاه است. نوعی تاریخ‌نگاری که در آن، قتل یا شهادت شخصیت‌های مطرح شرح داده می‌شود. در واقع «مقتل»، به گزارش‌های مکتوبی گفته می‌شود که حاصل نوعی تاریخ‌نویسی براساس تک‌نگاری است.   مقتل‌نگاری میان شیعیان، بیشتر برای بیان شرح شهادت امامان معصوم (ع) و شخصیت‌های برجسته شیعه بوده است؛ اما به‌جهت رواج مقتل‌نویسی درباره واقعه کربلا، استفاده از این اصطلاح به نقل رویدادهای مربوط به شهادت امام حسین (ع) و یارانش اختصاص پیدا کرده است.   اولین مقتل‌های نوشته‌شده توسط شیعیان، عمدتاً درباره شهادت امام علی (ع) هستند. برخی منابع، از چهارده مقتل با عنوان مشترکِ «مقتل امیرالمؤمنین» از عالمانی مانند ابی‌الحسن بکری، جابر جعفی، یحیی بحرانی یزدی و ابن ابی‌دنیا نام برده‌اند.   محققان، اَصبَغ بن نُباتَه مُجاشِعِی را نخستین مقتل‌نویس حادثه عاشورا می‌دانند. «مقتل الحسین (ع)» نوشته ابی‌مخنف هم از مقتل‌های قدیمی و معتبر در این زمینه است.   اوج مقتل‌نگاری، در قرن‌های سوم و چهارم قمری گزارش شده و گفته‌اند پس از قرن چهارم، رو به کاهش گذاشته است‌. برخی از این مقاتل چاپ شده‌اند، برخی در تعدادی از کتابخانه‌های جهان در دسترس‌اند، و برخی دیگر از میان رفته‌اند.   سه قرن هشتم، نهم و دهم قمری را دوره افول مقتل‌نویسی دانسته‌اند. آثاری هم که در این دوره نوشته شده، برگرفته از گزارش‌های اولیه از واقعه کربلا بوده یا با گزارش‌های نامعتبر و بدون سند آمیخته شده است.   با روی‌کارآمدن سلسله صفوی، مراسم عاشورا جایگاه رسمی‌تری یافت و مقتل‌های جدیدی نگاشته شد که منابع دقیقی نداشتند و واقعه عاشورا را بیشتر از زاویه اندوه، مصیبت و بلا روایت می‌کردند. بیشتر این آثار، با هدف استفاده در مجالس روضه‌خوانی و سوگواری و فراهم‌ساختن زمینه برای گریه نوشته شده‌اند.   به ‌باور رسول جعفریان، از میان مقتل‌های نوشته‌شده در قرن‌های دوم تا چهارم قمری، تنها پنج اثر معتبرند: «مقتل الحسین (ع)»، از ابی مخنف لوط بن یحیی ازدی، «ترجمه الحسین علیه‌السلام و مقتله» از کتاب «الطبقات الکبری» اثر ابن‌سعد، «ترجمه و مقتل امام حسین (ع)» از «انساب الاشراف» اثر بلاذُری، گزارش قیام کربلا در کتاب «الاخبار الطوال» تألیف دینَوَری و «فُتوح» از ابن اعثم.   او نوشته است:‌ مقتل‌هایی که از قرن پنجم قمری به بعد، نوشته شده‌اند، همگی یا اعتبار چندانی ندارند یا حاوی مطالبی هستند که در پنج منبع مذکور آمده است.   برای نمونه مطالبی که طبری در «تاریخ الامم والملوک»، شیخ مفید در «ارشاد»، و ابوالفرج اصفهانی در «مقاتل الطالبیین» آورده‌اند، کم‌وبیش برگرفته از «مقتل ابی مِخنَف» است و آنچه خوارزمی در «مقتل الحسین (ع)» آورده، به‌طور عمده برگرفته از «کتاب فتوح» نوشته ابن اعثم است. همچنین سید بن طاووس که در کتاب لهوف، بیشتر، از مقتل خوارزمی گزراش کرده است.   معرفی پنج مقتل‌ معتبرِ نوشته‌شده در قرن‌های دوم تا چهارم قمری:   مَقْتَل‌ُ الْحُسَین: «مَقْتَل‌ُ الْحُسَین» نخستین مَقتل درباره واقعه عاشورا و شهادت امام‌حسین، نوشته ابو مِخنف است. این کتاب دو نسل پس از واقعه عاشورا نگاشته شده و به جهت شهرت گردآورنده آن، به «مقتل‌ ابی‌مِخنف»، شهرت یافته است. مقتل ابومخنف تا حدود قرن چهارم، موجود بوده، اما بعدها مانند دیگر آثار ابومخنف، از میان رفته است.   کتابی که امروزه با نام «مقتل ابومخنف» شهرت دارد، کتابی مجعول است. محمدهادی یوسفی غروی در کتاب «وقعه الطف لأبی‌مخنف» تلاش کرده است با گردآوری و تدوین نقل‌قول‌های موجود در کتاب «تاریخ طبری»، مقتل واقعی ابو مخنف را بازسازی کند. جواد سلیمانی این کتاب را با عنوان «نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا»، به فارسی ترجمه کرده است.   الطبقات الکبیر: کتاب «الطبقات الکبیر» یا آنگونه که اکنون نام می‌برند: «الطبقات الکبری»، اثر محمّد بن سعد بن منیع زُهْری، مشهور به «ابن سعد» است. او که مورد اعتماد رجال شناسانی مانند ابو حاتم رازی و شمس الدین ذهبی است، کتاب خود را با شرح حال پیامبر اسلام (ص) آغاز کرده و سپس شرح حال صحابه ایشان و تابعین را نگاشته و در پایان کتابش، به شرح حال برخی زنان مشهور صدر اسلام پرداخته است.   «ابن سعد» بر خلاف شیوه خود در این کتاب، شرح حال امام حسین (ع) را در دو بخش و به تفصیل آورده است. او در بخش نخست، نسب و تولّد و ویژگی‌ها و فضایل و مناقب را گزارش کرده و در بخش دوم به مقتل‌نویسی و گزارش قیام امام حسین (ع) پرداخته است.     أنساب الاشراف: «أنساب الاشراف» اثر احمد بن یحیی بن جابر بلاذری است. وی در کتاب حجیم خود، به نسب و شرح حال خاندان بزرگ و برجسته عرب قرشی پرداخته است. او بخشی از کتاب خود را به نسب و شرح حال خاندان ابوطالب و فرزندانش و امیر مؤمنان (ع) و فرزندانش از جمله زندگانی امام حسین (ع) و مقتل وی اختصاص داده است.   بخش مربوط به خاندان ابوطالب از این اثر، با تحقیق محقق برجسته، محمدباقر محمودی در سال ۱۳۹۷ قمری در بیروت چاپ شده و در سال‌های اخیر در مجموعه‌ای سیزده جلدی با نام «جمل من انساب الاشراف»، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، چاپ شده است. آنچه مربوط به زندگی امام‌ حسین (ع) و حادثه عاشورا است، از صفحه ۱۴۲ تا ۲۲۸ در جلد دوم چاپ شده است.   الأخبار الطوال: «الأخبار الطوال»، اثر ابوحنیفه دینوری با تحقیق عبدالمنعم عامر و تصحیح جمال‌الدین شیال، از مهم‌ترین کتب و مصادر تاریخی است. کتاب، حاوی یک دوره تاریخ فشرده از حضرت آدم (ع) تا مرگ معتصم، هشتمین خلیفه عباسی است.   همه منابع از این کتاب تحت عنوان «الأخبار الطوال» یاد کرده‌اند، جز حاجی خلیفه که از این کتاب تحت عنوان «تاريخ أبی حنيفه» یاد کرده است. در میان آثار متنوع ابوحنیفه، این تنها اثری است که در ارتباط با تاریخ بحث کرده است و در همین اثر توانایی و تسلط او بر تاریخ مشهود است.   می‌توان کتاب را به دو بخش به شرح ذیل تقسیم نمود: بخش نخست درباره حضرت آدم (ع) و پیامبران پس از وی مانند: حضرت ادریس، هود، صالح، نوح، ابراهیم، اسماعیل، داوود، سلیمان (ع) تا ظهور حضرت عیسی (ع) و نیز تاریخ پادشاهان ایران، یمن، روم و برخی حوادث دیگر است. از جهتی می‌توان گفت آخر این بخش، ویژه شرح حال و سرگذشت پادشاهان ایران است.   بخش دوم که مهم‌ترین و گسترده‎ترین فصل کتاب بوده، ویژه تاریخ اسلام است. این بخش با تاریخ جنگ‌های عرب و عجم آغاز می‌شود و دربرگیرنده فتوحات اسلامی در عهد خلیفه دوم و خلفای پس از اوست؛ نیز شامل نبردهای جمل، صفین، نهروان و ماجرای صلح امام حسن (ع) با معاویه، نهضت خونین کربلا و... است، تا زمان مرگ معتصم عباسی.   کتاب الفتوح: «کتاب الفتوح» در بعضی منابع، «فتوح الاسلام» و در برخی دیگر، «فتوح الشام» نامیده شده است. نسخه خطی کتاب الفتوح در دو جلد در کتابخانه استانبول نگهداری می‌شود.   جلد اول، از سقیفه بنی‌ساعده آغاز می‌شود و در برگیرنده خلافت ابوبکر، خلافت عمر و رخدادهای دوران خلافت وی است. جلد دوم به ادامه خلافت عمر و سپس خلافت عثمان و آغاز دوره امیرالمؤمنین علی (ع) اختصاص یافته است. جلد سوم به خلافت امام علی (ع) و حوادث این دوره پرداخته است.   جلد چهارم، شامل ادامه خلافت امام علی (ع) خلافت امام حسن (ع) و جریان صلح ایشان با معاویه تا آغاز قیام حسین (ع) است. جلد پنجم به قیام امام حسین (ع) و واقعه شهادت آن حضرت پرداخته و قسمتی از آن به عبدالله‌بن‌زبیر و خلافت مروان‌بن‌حکم اختصاص یافته است.   جلد ششم، وقایع ریز و درشت گوناگونی چون اخبار ازارقه، جریان مهلب، قیام توابین، قیام مختار ثققی، اخبار محمد حنفیه و بخشی از خلافت عبد الملک‌بن‌مروان را در بردارد. جلد هفتم به خلافت سه تن از خلفای اموی اختصاص یافته است و نهایتاً جلد هشتم کتاب از خلافت یزید‌بن‌عبدالملک آغاز می‌شود.   سپس خلافت هشام‌بن‌عبد الملک، امارت ولید‌بن‌یزید‌بن‌عبد الملک، خروج عباسیان بر مروانیان، شکل‌گیری خلافت عباسیان، خلافت منصور، خلافت مهدی، خلافت‌هادی، خلافت‌هارون الرشید، خلافت امین، خلافت مأمون و خلافت معتصم در آن بیان شده است. همچنین به‌هارون، واثق، متوکل و منتصر اشاره‌هایی دارد و با به خلافت رسیدن مستعین پایان می‌پذیرد. ]]> استان‌ها Tue, 03 Sep 2019 07:26:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280361/عاشوراپژوهان-کدام-مقاتل-رجوع-کنند چه کتاب‌هایی در مجالس عزاداری محرم بخوانیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280330/کتاب-هایی-مجالس-عزاداری-محرم-بخوانیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی کتابشهر، در قالب طرح حیات حسینی،  از شب اول محرم در سراسر کشور آغاز شده و 6 عنوان کتاب برتر از سوی وعاظ، سخنرانان یا مداحان اهل بیت علیهم‌السلام از شب چهارم تا شب نهم محرم  هر شب یک کتاب معرفی شود.   کتاب شب چهارم محرم / «ضیافت بلا» به قلم سید محمدمهدی میرباقری مومن در سلامتی توفیق عبادت دارد و از آن بهره‌مند می‌شود، اما در بیماری و بلایات خداوند عبادت‌هایی را برای او ثبت می‌کند که قابل تصور نیست. بلاها چند گونه‌اند. گاهی بلاها کفاره گناهان هستند که معمولا در افراد معمولی مصداق دارد اما بلا برای اولیای خدا باعث ترفیع درجه است، مانند بلایی که برای سیدالشهدا(ع) پیش آمد، این بلاها برای مومن، رحمت و ابزار سیر و سلوک است. امام برای کافر تماماً عقوبت محسوب می‌شود. مهم‌ترین وسیله‌ی سلوک، توجه به بلای اولیای خدا و به‌ویژه اعظم بلاها و ابتلائات، یعنی مصیبت سیدالشهدا(ع) است، مصیبتی که در حقیقت ابتلای رسول الله (ص) است. این ابتلا، اعظم وسائل سلوک به سمت خدای متعال و محور تهذیب همه‌ی جوامع و همه‌ی تاریخ است. حتی انبیای اولوالعزم علیهم‌السلام نیز از این ابتلا بهره برده و به واسطه ‌ی آن رشد کرده‌اند. کتاب «ضیافت بلا» تنظیم متن سخنرانی‌های آیت الله میرباقری درباره مقایسه ارکان و مراحل سیر و سلوک متعارف و سیر و سلوک با بلای معصومین(ع) است که در سال 1377 ارایه شده است ومباحثی مانند «عزم و تصمیم انتخاب معبود»، «محاسبه»، «توبه» و «رجوع الی الله»، «سلام به ولی خدا» و «علت عقب ماندن افراد مختلف از قافله عاشورا» را بررسی نموده است. کتاب ضیافت بلا در 208 صفحه توسط نشر تمدن نوین چاپ و با قیمت 16000 تومان به بازار نشر عرضه شده است. برشی از کتاب: اگر کسی به بلای اولیای خدا مبتلا شود، به مقامی می‌رسد که مانند سعید بن عبدالله در روز عاشورا به امام حسین (ع) عرض می‌کند: آقا حلقه‌ی محاصره تنگ شده است و من تحمل دیدن محاصره‌ی شما را ندارم، اجازه بدهید بروم و شهید شوم. او کسی است که هنگام نماز حضرت، سپر به دست می‌گیرد تا سیدالشهدا علیهم‌السلام نماز بخوانند. می‌سوزد و به بلای ولی خدا مبتلا می‌شود، می‌سوزد و می‌تواند شفاعت و ضیافت را در متن بلای معصوم علیه‌السلام بفهمد، در غیر این صورت، اصلا نمی‌توان ضیافتی را مشاهده کرد. برخی نمی‌توانند کیفیت سلوک ولی خدا را درک کنند و به حادثه‌ی عاشورا، همچون سایر جنگ‌های تاریخ نگاه می‌کنند این عده نمی‌توانند بفهمند که ماجرای سیدالشهدا علیه‌السلام میثاقی است که خداوند عهد آن‌را در عالم ذر گرفته و امام حسین علیه‌السلام هم پای آن میثاق ایستاده است.   کتاب شب پنجم محرم / «شصت پرسش اعتقادی» به قلم سید رضا طباطبایی چرا خدا رو نمی‌بینم؟ خدا کیه؟ خدا کجاست؟ خدا از چه وقت بوده؟ اندازه خدا چقدره؟ پدر و مادر خدا کیه؟ خونه خدا کجاست؟ چرا خدا بعضی از حاجت‌هامون رو نمی‌ده؟ خدا زنه یا مرده؟ خدا غذا چی می‌خوره؟ آیا خدا ما رو دوست داره؟ خدا چه شکلیه؟ توحید که از اصول دینه، یعنی چی؟ بدن خدا مثل ماست؟ مگه خدا تو آسمونه؟ هدف خدا از آفریدن ما چی بود؟ چرا باید از خدا بترسیم؟ چرا خدا مادربزرگ رو خوب نمی‌کنه؟ چرا خدا بابابزرگ رو از ما گرفت؟ اگه نماز نخونیم، چی می‌شه؟ چرا خداوند بعضی‌ها رو ناقص به دنیا میاره؟ چرا خدا بعضی‌ها رو به جهنم می بره؟ وقتی می‌میریم کجا می‌ریم؟ خدا چرا شیطون رو آفرید؟ این پرسش‌ها، پرسش‌هایی ست که هر پدر و مادری با آن مواجه هست و شاید برای آن پاسخی نداشته باشد و یا اگر دارد توان بیان به زبان ساده و کودکانه آن پاسخ برای‌شان مقدور نیست. سید رضا طباطبایی در کتاب "شصت پرسش اعتقادی" با بیانی ساده و کودکانه به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. کتاب «شصت پرسش اعتقادی» به قلم سید‌رضا طباطبایی در 230 صفحه و در شمارگان 1000 نسخه توسط انتشارات کتاب جمکران چاپ و با قیمت 25 هزار تومان به بازار نشر عرضه و تاکنون دوازده نوبت تجدید چاپ شده است. برشی از کتاب: کودکان سطح اول برای فهم پاسخ پرسش‌هایشان نیازمند نمونه عینی هستند. مثال‌هایی که بتواند آنها را حس کنند. در این جا و در پاسخ به این پرسش کافی است برای کودک توضیح بدهیم که خیلی چیزها هستند که ما نمی‌توانیم آنها را با چشم‌هایمان ببینیم، مثل هوا، صدا، بو و یا فکر آدم‌ها.   چه جوری خدارو ببینم؟ خدا رو نمیشه با چشم دید.چرا؟ چون خدای بزرگ مثل ما یا چیزای دیگه نیست که بشه با چشم اونو دید. البته ما خیلی چیزا رو با چشمامون نمی‌بینیم مثلا اون پرده چرا تکون می‌خوره؟ چون باد بهش می‌خوره. آیا باد کولر رو می‌تونی ببینی؟ نه. آفرین، درسته، ما باد رو نمی‌تونیم با چشم ببینیم ولی بادی وجود داره که پرده رو حرکت می‌ده. اگه باد بهش نمی‌خورد که حرکت نمی‌کرد درسته؟بله. پس باد هست ولی ما نمی‌توانیم اونو با چشم ببینیم. خیلی چیزای دیگه هم هست که وجود دارن ولی دیده نمی‌شن ....خدا هم با چشم دیده نمی‌شه البته درسته که خدا هم با چشم دیده نمی‌شه، ولی با همه چیز فرق داره یعنی خدا مثل باد و بو نیست. این مثال‌ها رو برات گفتم تا فقط ذهنت رو کمی روشن‌تر کنم. ایشالّا وقتی بزرگتر بشی و چیزای بیشتری یاد بگیری، پاسخ سوالت رو بهتر می‌فهمی.   کتاب شب ششم محرم / «سرّ دلبران» به قلم امیرحسین بانکی‌پور فرد داشتن یک زندگی موفق بعد از گذشت چندین سال از ازدواج، تنها با فراگیری تکنیک میسر است. تکنیک‌هایی که با بررسی موضوعات و چالش‌های پیش روی یک زوج بتواند راهکارهای مناسب به آنها ارائه بدهد. همه ما خواستار خانواده‌ای شیرین و پویا هستیم که بخشی از این هدف با انتخاب همسر و تشکیل صحیح و مناسب خانواده و بخش مهمتر آن با تحکیم خانواده و اموری که بعد از تشکیل این نهاد مقدس باید به آن مبادرت ورزید، تحقق می‌یابد. پس برای درک شیرینی در زندگی ناگزیر باید این تکنیک‌ها را فرا گرفت. لزوم فراگیری این تکنیک‌ها خارج از بعد فردی از جهت اجتماعی نیز حائز اهمیت است چرا که خانواده سلول بنیادی و حقیقی پیکر جامعه است که سلامت آن سلامت روحی و رشد فکری جامعه را در پی دارد. امیرحسین بانکی‌پورفرد در کتاب "سرّ دلبران" به مرور عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده پرداخته است. عواملی نظیر: معیارگرایی برای خانواده ی موفق، آرامش مودت و رحمت، مراودات زناشویی، حسن ظن، ذائقه شیرین، سخن شیرین، صداقت، اطاعت، صبر، سازگاری، اصول تعالی خانواده. کتاب "سرّ دلبران" به قلم دکتر امیرحسین بانکی‌پورفرد در 270 صفحه در شمارگان 2000 جلد توسط نشرحدیث راه عشق چاپ و با قیمت 24 هزار تومان به بازار نشر عرضه شده است شایان ذکر است که تاکنون شانزده چاپ از این کتاب در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. برشی از کتاب: همه باید فضای خانواده را با حلم و بردباری علوی ،حسن و زیبایی فاطمی،فضل و احسان حسنی و حیا حسینی نورانی کنیم و با اعتماد به نظارت و یاری آنها حسن ظن‌مان را بالا ببریم و با ذکر نام آن‌ها ذائقه خود را و با انس به احادیث سخن خود را شیرین کنیم.  بوسیله‌ی همراهی با صدیقین به صداقت راه یابیم و با اطاعت اوامر آنها مطبع خدا شویم و تمرین این اطاعت را در خانواده نسبت به هم اجرا کنیم و البته تا زمانی که در برابر ناملایمات صبر نکنیم، نمی‌توانیم به قله‌ی کمال راه یابیم و در این راه با رفق و مدارا با همسرمان سازگارشویم و با هم بسازیم.   کتاب شب هفتم محرم / «تربیت دینی کودک» به قلم آیت‌الله حائری شیرازی قسمت اعظمی از سلسله درس‌های تربیتی مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی که با محوریت نگاهی نو به شیوه‌های  تربیت اسلامی شکل گرفته بود به تربیت کودک اختصاص داشت که به همت نشر معارف در قالب کتاب "تربیت دینی کودک" شامل 6 بخش تنظیم ، تدوین و به چاپ رسیده است. نویسنده در مقدمه کتاب در بیان اهمیت این موضوع آورده :" امروزه تعلیم و تربیت از ‌مسائل بسیار مهم عالَم است. اساس امنیت عالَم به تعلیم و تربیت برمی‌‌گردد... اگر انسان‌ها بد تعلیم و تربیت شوند، ‌ابزار تهاجم فرهنگی خواهند شد. اگر عالَم بخواهد از این وضعی که در آن هست آزاد شود، آن آزادی در گرو اصلاح روش تعلیم و تربیت است. با اصلاح این روش، علما و دانشمندانی ظهور خواهند کرد که عالَم به‌‌واسطۀ ‌آن‌ها اصلاح خواهد شد.» تربیت دینی کودک در بخش‌های جهان‌بینی تربیتی، دین و تعلیم و تربیت، تربیت بر مبنای فطرت، عوامل تربیت، روش‌های سوءتربیتی و پرسش‌ها و پاسخ‌های تربیتی به بیان مباحث بنیادی تربیت و راهکارهای تربیتی پرداخته است. مخاطب در این کتاب با بیان شیوای مرحوم حائری شیرازی با مباحثی چون فطرت زیربنای تربیت، فطرت و طبیعت محور تمایلات انسان، تفاوت تعلیم و تربیت، تفاوت کسب دین و کسب علم، اصلاح آرزوها شروع کار تربیتی، مراحل تربیت فرزند از نگاه معصومین(ع)، نحوه شکل‌گیری تعهد در کودک، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های مربی، تربیت دینی تربیتی دوطرفه، راهکارهایی برای تربیت کودک و نوجوان، تشویق و تنبیه حساب شده، تربیت دیکتاتورساز و دیکتاتورپذیر، دوری از افراط و تفریط، دخالت والدین و تربیت مصنوعی، ریشه‌های فرهنگی مشکلات اقتصادی، راهکارهای پرهیز از پرورش نفاق و تظاهر در کودک، تربیت مشرک پرور، روش‌های تربیتی طبیعت‌گرایانه و...  آشنا می‌شود. کتاب «تربیت دینی کودک» در 220 صفحه  در شمارگان 2000 جلد توسط نشر معارف چاپ و با قیمت 20 هزار تومان به بازار نشر عرضه و تاکنون دو بار تجدید چاپ شده است. برشی از کتاب: تربیت فرزند مثل پرورش گُل است‌. گل را آب می‌دهند و در نور می‌‌گذارند و همۀ زمینه‌‌ها را برای شکفتن آن فراهم ‌می‌کنند تا خودش باز شود. اگر انسان بخواهد با دستش به باز شدن گل کمک کند و به آن شکوفایی مصنوعی بدهد، آن را خراب می‌‌کند. امکان ندارد کسی ادعا کند حاضر است گلی را بدون آنکه خراب شود، باز کند! دخالت‌‌ها‌‌ی زیاد والدین هم برای خوب‎شدن فرزند، اگر به‎ حد شکوفایی مصنوعی برسد، همین ‌طور می‌‌شود و کار را خراب می‌‌کند. تربیت مثل وضوست و تعلیم همچون الفاظ نماز است. کسی نمازش صحیح است که وضو داشته باشد. امام(ع) مطالبش حق بود؛ مثل الفاظ نماز. اما باوضو هم بود؛ یعنی با صدق و اخلاص و صمیمیت سخن می‌‌گفت. از تعلیم و تربیت او، استادهای صدّیق و مخلصی برخاستند که رفتند و با آگاه‌‌کردن مردم، آن قیام بی‌‌نظیر را برپا کردند. امام با اصلاح روش تعلیم و تربیت علما، ملتی را زنده و آزاد کرد. همگامی با طبیعت در طفولیت باعث رشد فطرت در کودک می‌‌شود. اگر کودک از آغاز طفولیت، همگام با طبیعت رشد نکند و طبیعت او بسوزد، فطرت نمی‌‌تواند از میانۀ آن جوانه بزند.   تربیت باید از اصلاح ارادۀ مُتربّی برای انتخاب آرزو آغاز شود. اصلاح آرزو، شروع کار تربیت دینی است. اگر قرار باشد انقلابی در جوانان صورت گیرد، انقلاب در آرزوی ‌آن‌هاست. انقلاب فرهنگی و زیربنایی در انسان، دگرگون‌شدن نوع آرزوی انسان است. باید در آرزوی انسان، بقا حاصل شود تا الله و رسول و دار آخرت را بخواهد. این تربیت است.    کتاب شب هشتم محرم / «پدری به نام حسین» به قلم محمد صحتی سردورودی با همه دشواری‌ها و ظرافت‌هایش شیرین‌ترین کار عالم تربیت است و مهم‌ترین بستر تربیت خانواده . خانواده اگر خانواده باشد، تربیت شیرین می‌شود و طبیعی. همان‌طور که ما نفس می‌کشیم، در خانواده هم تربیت می‌شویم بی‌آنکه به آن فکر کنیم و بدانیم چه می‌شود. خانواده‌ای که در آن چون حسین (ع) تربیت می‌شود و خانواده‌ای که حسین(ع) تشکیل می‌دهد سرشار از این شیرینی‌ست. حسین (ع) 57 سال در این جهان زیست و ما تنها به شش ماه پایانی این زندگی می‌پردازیم. درست این است که ما اول از حدیث حیات او شروع کنیم و حسین (ع) را در خانواده به عنوان فرزند، برادر، همسر و پدر ببینیم و از رفتار او برای خانواده خود الگوبرداری کنیم. محمد صحتی سردرودی در کتاب "پدری به نام حسین(ع) " به بیان مهارت‌های تربیتی پیشوای سوم شیعیان در خانواده پرداخته و به گونه‌ای دیگر به زندگی او نگریسته است. نگاهی که انتقال آن به مخاطب سبب می‌شود تا حسین (ع) پیوسته سرلوحه زندگی‌اش قرار بگیرد و معنای مهر و مهربانی، محبت و زندگی عاشقانه در سایه‌سار دلدادگی به زن  و فرزند را از او بیاموزد. کتاب «پدری به نام حسین (ع)» به قلم حجت‌الاسلام محمد صحتی سردرودی در 256 صفحه در شمارگان 2000 جلد توسط نشر قبسات چاپ و با قیمت 17 هزار تومان به بازار نشر عرضه شده است. برشی از کتاب: متاسفانه تاریخ گزارش چندانی از رفتار امام حسین (ع) با فرزندانش در خانه و با خانواده به دست نمی‌دهد. تنها نمونه‌ای که ما در ارتباط با فرزند بزرگش امام سجاد (ع) یافتیم روایت کوتاهی است که نقل می‌شود که حضرت پسرش علی را وقتی که خردسال بود به آغوش خویش کشید، نخست میان دو چشمش را بوسید و سپس گفت: پدر و مادرم به فدایت! چه بوی خوبی داری و چه قدر زیبایی؟!   ممکن است درباره این درباره این روایت برخی بگویند چه ضرورتی به نقل این حدیث بود؟ بالاخره هر پدری فرزند خردسال خود را می‌بوسد و مهرش می‌ورزد! در پاسخ گفته می‌شود که افزون به لزوم یادآوری بایسته است توجه کنیم که قوام یک زندگی سالم و اخلاقی با مهر و محبت تحقق می‌یابد و ابراز این مهم در رفتار و گفتار انسان کامل چونان حسین (ع) می‌تواند برای ما بسیار آموزنده باشد.   کتاب شب نهم محرم / «آب هرگز نمی‌میرد» به قلم حمید حسام تاریخ شفاهی روایت شخصی یک نفر مبتنی بر دیده‌ها و شنیده‌های اوست اما گاهی ویژگی‌های شخصیتی راوی، سبب می‌شود که او را در کلام دیگران نیز جستجو کرد و این اسلوبی تازه و طرحی نو در تاریخ شفاهی است که حمید حسام نویسنده برجسته همدانی در کتاب "آب هرگز نمی‌میرد" با محوریت خاطرات سردار میرزا محمد سلگی و روایت جمعی از رزمندگان گردان حضرت ابوالفضل (ع) و چهار فرمانده لشگر 32 انصار الحسین‌(ع) آن را ارائه می‌دهد. در این اثر حمید حسام به خوبی موفق شده تصویرسازی از شخصیت‌ها و مکان‌ها را با توصیفات خود در ذهن خواننده جای دهد و روایتی درست و قوی برآمده از ذوق سرشارش از زندگی سردار جانباز میرزا محمد سلگی فرمانده گردان 152 حضرت ابوالفضل (ع) لشگر 32 انصار الحسین (ع) همدان به مخاطبان کتابش عرضه کند. روایتی که ماحصل بیست ماه مصاحبت و همنشینی با میرزا محمد و همرزمانش  کتاب "آب هرگز نمی میرد" به قلم حمید حسام در 384 صفحه و در شمارگان 5000 جلد توسط نشر صریر و 27 بعثت چاپ و با قیمت 28 هزار تومان به بازار نشر عرضه و تا کنون چهل نوبت تجدید چاپ شده است. برشی از کتاب: کیست این سرو قد تشنه‌لب مشک به دوش؟ تصویری محو از حماسه‌اش در ذهنم باقی مانده بود، اما همیشه تشنه مصاحبت با او بودم. هربار که می‌دیدمش، می‌دانستم که در پس این سیمای آرام و نجیب و قامت بی‌پا، قیامتی ایستاده است که باید میهمان خلوت او شد. اما چگونه می‌توانستم به اعماق اندیشه عاشورایی او نقبی بزنم و آیا می‌شد به شیوه متداول و سنت معمول خاطرات شفاهی، به لایه‌های تو در توی افکارش رسید و میراث عاشورایی آن را استخراج کرد؟ سردار میرزامحمد سلگی فرمانده شهیدانی است که خون قلب‌شان را نثار حسین کرده‌اند. او از تبار انصارالحسین است و حاضر نیست سرمایه گمنامی را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه کند. مشکل کار اینجاست که او بیان خاطرات خود را نوعی حدیث نفس می‌داند و از نظر او باید همچنان مهر سکوت بر لب زد و گمنام ماند و این معامله یعنی عملکرد خود در هشت سال دفاع مقدس را برای فردای خود و قیامت «یوم تبلی السرائر» گذاشت. ]]> دین‌ Tue, 03 Sep 2019 03:43:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280330/کتاب-هایی-مجالس-عزاداری-محرم-بخوانیم ​«حدیث اندرز»؛ کتابی مناسب برای وعاظ در ایام محرم و صفر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280313/حدیث-اندرز-کتابی-مناسب-وعاظ-ایام-محرم-صفر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «حدیث اندرز» از آثار جدید موسسه ایمان ماندگار است که همانگونه که از نامش پیداست، برای خواننده حالت پند و اندرز دارد و او را به فکر فرو می‌برد و لااقل دقایقی او را مشغول خودش و اعمالش می‌سازد. این کتاب، برگرفته از بخش‌هایی از بیانات آیت‌الله جاودان در رادیو معارف است که به کوشش مؤسسه «ایمان ماندگار» تنظیم و گردآوری شده‌است. آیت‌الله جاودان در این بیانات به شرح و توضیح احادیث حضرات معصومین سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین پرداختند. احادیثی با موضوعات گوناگون نظیر: معرفت و عبادت، احسان به پدر و مادر، صله رحم، رفع حوائج مؤمنین، صدقه، کسب حلال، مواظبت از زبان، استفاده از جوانی، قبر و قیامت و البته ولایت و محبت اهل بیت علیهم‌السلام. محور و کلیت این کتاب، مسائل اخلاقی با بیان پندآمیز است؛ اما در بحث ولایت و محبت اهل بیت، کمی مسائل تاریخی و اعتقادی نیز مطرح می‌شود که اگرچه شاید متناسب با نام و نیز روح حاکم بر مجموعه کتاب نباشد، اما مطلب بسیار مفید و آموزنده‌ای طرح می‌شود که برای همگان قابل استفاده است. آنچه در کتاب آمده کلمات و مواعظ ائمه اطهار است که بهترین مخلوقات خدا و شایسته‌ترین افراد برای پند دادن خلق خدا هستند. اما آنچه این کتاب را از یک کتاب حدیث متمایز می‌کند، شرح و توضیح و ترجمه این احادیث از عالمی وارسته و خبیر و یک استاد اخلاق است؛ کسی که سال‌ها از محضر حضرت آیت‌الله حق‌شناس رَحِمَهُ‌الله بهره برده و آنچنان در تلمذ از محضرشان استعداد نشان داده که آیت‌الله حق‌شناس دیگران را به استفاده از ایشان توصیه می‌کردند. پس احادیث از لسان کسی بازگو می‌شود که خود اهل عمل است. از حیث علمی نیز ایشان با احاطه بر موضوع هر حدیث و نیز با عنایت به سایر آیات و احادیثی که در آن موضوع صادر شده‌اند، با نگاهی جامع در بیان احادیث، سوالات و ابهامات خواننده را مطرح کرده و به آن جواب می‌دهند و سعی می‌کنند مقصود ائمه را به بهترین وجه انتقال دهند.  وجه علمی آیت‌الله جاودان بخصوص در بخش تاریخی و اعتقادی کتاب که مربوط به ولایت اهل بیت است، نمایان می‌شود؛ آنجا که ایشان از مقامات ائمه و از بازتاب غدیر در منابع اهل سنت سخن می‌گویند. این بخش از کتاب، نشان‌دهنده آن است که شارح احادیث، تنها یک معلم اخلاق نیست؛ بلکه در زمینه‌های اعتقادی و تاریخی هم یک استاد متبحر است. ویژگی دیگر کتاب، کاربردی بودن این احادیث است. این ویژگی بطور کلی به سبک موعظه گفتن استاد جاودان برمی‌گردد که در جلسات سخنرانی خودشان نیز سعی دارند مطالبی تحویل شنوندگان دهند که برایشان کاربردی است و این مطالب را در زندگی خود لمس می‌کنند. این کتاب هم برگرفته از سخنرانی‌های ایشان در رادیو است و این بیانات برای مخاطب عام مطرح شده‌است. لذا هم انتخاب احادیث و هم شرح و توضیح آن و همچنین تطبیق احادیث با موضوعات فردی و اجتماعی روزگار ما، همه به گونه‌ای است برای همگان، اعم از خواص و عوام، قابل استفاده باشد. یکی از نکات ارزشمند و کلیدی این کتاب که نویسنده با استناد بر احادیث بدان تأکید دارند، این است که مبادا شیعیان به اتکای ولایت و محبت اهل بیت، در طاعت خداوند و اجتناب از معاصی سستی کنند که بین اهل بیت و خداوند هیچ قرابت و خویشی نیست و آن بزرگواران هم در اثر بندگی خداوند به این مراتب والا دست پیدا کرده‌اند. خود دوستی علی و اولاد علی هم از دستورات الهی است و چون خداوند به این دوستی امر فرموده ما وظیفه داریم این بزرگواران را دوست داشته باشیم. ایشان تأکید دارند محب واقعی اهل بیت در عمل نیز از آنان پیروی می‌کند و بر طبق روایات، شیعۀ حقیقی راستگو و امانت‌دار، اهل ذکر خدا، مراقب همسایه، متواضع و ... است. واقعیت این است که انسان به نصیحت و پند نیاز دارد و به آن محتاج است و هیچ انسانی از نصیحت بی‌نیاز نیست. موسی علی‌نبیناوآله‌وعلیه‌السلام از خضر طلب نصیحت کرد و پس از پایان نصایح، خضر خودش نیز از موسی طلب نصیحت کرد. حتی پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم با آن جلالت مرتبت از جبرئیل درخواست موعظه می‌کرد. پس وقتی بزرگان عالم که از حیث علم و عمل پیشنازند، خود را بی‌نیاز از پند نمی‌دانند، ما به طریق اولی محتاج تذکر و خیرخواهی دیگران هستیم.  امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم در توصیه‌هایشان به امام حسن علیه‌السلام فرمودند: «أحي قلبك بالموعظة»؛ دلت را با موعظه زنده کن. زیرا همه ما با اختلاف مراتب، اگر عامل یادآوری‌کننده در زندگی خود نداشته باشیم، در اثر روزمرگی‌ها غافل از هدف آفرینش خود می‌شویم و مبدأ و معاد را به فراموشی می‌سپاریم و این فراموشی سبب لغزش می‌شود و لغزش‌های پیاپی دل را می‌میراند. ناشر در معرفی این کتاب نوشته است: «کسانی که از روی جهل و در اثر تبلیغات منفی وجود روحانیت ـ که در کنار سایر وظایف، وظیفه خطیرش انذار و وعظ مردمان است ـ را برای جامعه غیرضروری می‌دانند، باید توجه کنند که اگر روزی جامعه خالی از وعظ و واعظ شود و گوش‌های شنونده نصیحت در جامعه کم شود، جامعه با خطرات جدی رو‌به‌رو خواهد شد؛ خطراتی که اثر خود را دفعی نشان نمی‌دهند، بلکه کم‌کم اثرات خود را نمایان می‌کنند و ناگاه مشاهده می‌شود که جای اخلاق نیکو در بین عوام و خواص جامعه خالی شده، کینه در سینه‌ها جا باز کرده و در یک کلام دل‌ها از هم دور شده‌اند و اگر اخلاق در جامعه کمرنگ شود، امینت نیز در پی آن کاهش می‌یابد. پس دلسوزان یک جامعه باید تلاش کنند که اخلاق هرگز در جامعه کم‌رنگ نشود و مکارم اخلاق که خداوند پیامبر اسلام را برای آن مبعوث کرد، در جامعه زنده بماند.» کتاب «حدیث اندرز» نوشته محمدعلی جاودان در ۲۳۸ صفحه و به قیمت ۲۰۰۰۰ تومان از سوی انتشارات مؤسسه ایمان ماندگار منتشر شده است.   ]]> دین‌ Mon, 02 Sep 2019 10:22:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280313/حدیث-اندرز-کتابی-مناسب-وعاظ-ایام-محرم-صفر نشست «جایگاه داده کاوی در وهابیت پژوهی معاصر» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280316/نشست-جایگاه-داده-کاوی-وهابیت-پژوهی-معاصر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «جایگاه داده کاوی در وهابیت پژوهی معاصر» توسط مرکز اسناد فرهنگی آسیا برگزار می‌شود.   این نشست با سخنرانی کامیار صداقت ثمر حسینی ۱۶ شهریور ۹۸ ساعت ۱۰ تا ۱۲ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در بزرگراه کردستان، خیابان آئینه وند(۶۴ غربی) برگزار خواهد شد. ]]> دین‌ Mon, 02 Sep 2019 08:45:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280316/نشست-جایگاه-داده-کاوی-وهابیت-پژوهی-معاصر-برگزار-می-شود تفسیر جامع قرآن کریم «نسیم وحی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279914/تفسیر-جامع-قرآن-کریم-نسیم-وحی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) تالیف «تفسیر نسیم وحی» با مقدمات از سال ۱۳۷۸ شروع شده و تا به امروز تا جزء ۲۲ به صورت دستنویس مرقوم شده است.  در تمام مراحل تالیف تفسیر نسیم وحی توسط آیت‌الله میرصانعی و تعلیق و ویرایش محمداسماعیل صالحی مقدم، همه تلاش بر این بوده تا به سبکی نو و با قلمی روان علاوه بر آگاه کردن خوانندگان ازسرشت آیه‌های الهی، تا اندازه‌ای به تبیین اندیشه‌های اندیشمندان مسلمان در حوزه‌های علوم قرآن و حدیث، شریعت محمدی صلی الله علیه و آله وسلم، فلسفه، کلام، عرفان، اخلاق و .... پرداخته شود.  اکنون جلد اول(جزء اول) این اثر ارزشمند در ۷۲۰ صفحه چاپ شده و جزء‌های بعدی هم در حال ویرایش و آماده سازی برای انتشار هستند تا ۳۰ جزء قرآن کریم در ۳۰ جلد منتشر شود. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «قرآن کتاب است آسمانی و «وحیانی» که پایان بخش تمامی صحف آسمانی است و بزرگترین معجزه‌ پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) است و برای تمامی دوران­‌ها، اعصار و امصار و برای تمامی انسان‌­ها تا روز رستاخیز است، نه دورانی خاص و محدود، لذا بجاست که حداقل در هر پنج سال تفسیری جامع به اسلام تقدیم شود که جدّیت بیش‌تر حوزه‌­های علمیه و علمای شیعه را می‌­طلبد تا قرآن از مهجوریت به درآید. خلاصه اینکه اثر حاضر؛ تفسیر جزء اوّل از قرآن کریم است که برای مهجوریت‌زدایی از قرآن کریم و در ارائه‌ی پیام­های انسان­ساز وحیانی نگاشته شده است.»   ]]> دین‌ Mon, 02 Sep 2019 05:17:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279914/تفسیر-جامع-قرآن-کریم-نسیم-وحی-منتشر ​تجدید چاپ دو کتاب عاشورایی سروش محلاتی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280263/تجدید-چاپ-دو-کتاب-عاشورایی-سروش-محلاتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات میراث اهل قلم همزمان با فرارسیدن ایام محرم الحرام چاپ پنجم «عقلانیت در عاشورا» و چاپ سوم کتاب «فقاهت در عاشورا» اثر حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی را منتشر کرد. کتاب «عقلانیت در عاشورا» شامل 12سخنرانی درباره قیام عاشورا و کتاب «فقاهت در عاشورا» حاصل 10 مقاله در همین موضوع و به قلم حجت الاسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی است. برخی از عناوین فصول کتاب «عقلانیت در عاشورا» عبارتند از: عزت حکیمانه و عزت سفیهانه، امام حسین(ع)، قربانی استبداد دینی، قیام برای جهل زدایی، تقدم اخلاق انسانی بر جهاد اسلامی، امکان یا امتناع مذاکره با دشمن و سیاست بنی امیه پس از عاشورا. برخی از عناوین مقالات کتاب «فقاهت در عاشورا» عبارتند از: شهادت، حق یا تکلیف، ریشه تاریخی فاجعه عطش، دو نگاه متفاوت فقهی به مبارزه و انقلاب، مواجهه پذیری با دشمن یا مواجهه گریزی؟ حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی، استاد دروس خارج فقه حوزه علمیه قم یکی از مهم‌ترین اندیشمندانی است که در گفتارها و نوشتارهای خود به بررسی ابعاد مختلف فقهی و عقلانی واقعه عاشورا پرداخته است. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سروش محلاتی فقه تمدن‌ساز و نسبت اسلام با مقتضیات زمان است. به همین دلیل نگاه او به واقعه عاشورا نیز یک «نگاه عصری» مساله محور است. بر این اساس مهم‌ترین مباحث این کتاب درباره چگونگی بهره‌برداری از قیام و مفاهیم آن برای جامعه امروز است. ما چگونه می‌توانیم از قیام حضرت سیدالشهدا در جامعه امروز بهره ببریم و اصولا نسبت تعمیم‌پذیری این قیام به دوره‌های دیگر چگونه است؟ به باور نویسنده رخداد عاشورا در جزئیات مسائل و پرسش‌های زیادی را برای مخاطبان به همراه دارند که برخی از آنها مربوط به گذشته است. به عنوان مثال آیا در اربعین یعنی پس از گذشت چهل روز از واقعه آیا کاروان اسرای اهل بیت از شام به کربلا رسیدند یا خیر؟ درباره این ابهامات کتاب‌ها و پژوهش‌های مهمی انجام شده و اصولا این قبیل مسائل جنبه تاریخی دارند و تاثیری بر زندگی و عمل و تکلیف امروز ما ندارند. اما در این میان پرسش جدی این است که آیا قیام حضرت سیدالشهدا(ع) و روش ایشان در مواجهه با حکومت اموی یزیدی، امروزه واقعا برای ما نیز الزام آور است یا خیر؟ آیا ما هم باید با همان شعارها و همان حرکات را تکرار کنیم؟ می‌توان تفسیرهای سروش محلاتی از واقعه کربلا را در ادامه تفسیرهای بزرگانی چون شیخ مفید، سید مرتضی و... دانست که از عاشورا تفاسیری کاملا عقلانی ارايه می‌دادند. ]]> دین‌ Mon, 02 Sep 2019 04:58:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280263/تجدید-چاپ-دو-کتاب-عاشورایی-سروش-محلاتی نسل چهارپایه‌خوانان پیشکسوت بازار تهران رو به انقراض است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280218/نسل-چهارپایه-خوانان-پیشکسوت-بازار-تهران-رو-انقراض خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: سابقه عزاداری برای امام حسین در ایران به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد. از دوران آل‌بویه عزاداری در ماه محرم در ایران انسجام یافت و اوج آن را می‌توان در دوران معاصر مشاهده کرد. به گمان سید هاشم هوشی‌سادات، نویسنده کتاب «بنی‌فاطمه، مبانی و اهداف عزاداری امام حسین و سیر تاریخی آن در ایران»، بازار تهران را می‌توان نقطه ثقل عزاداری برای امام حسین دانست و دهه‌های چهل و پنجاه شمسی اوج سنت‌های عزاداری در بازار تهران است. از سید هاشم هوشی سادات  پژوهشگر حوزه تاریخ تشیع و تاریخ معاصر ایران، غیر از کتاب بنی‌فاطمه، آثار دیگری چون نگین اهل بیت؛ درباره زندگی حضرت فاطمه معصومه (س) منتشر شده و او آثار دیگری نیز درباره زندگی امام رضا و سیر تحولات ایران از قاجار تا انقلاب اسلامی در دست انتشار دارد.   آن‌چنان که در کتاب «بنی‌فاطمه» آورده‌اید، شما از تبار یکی از بنیان‌گذاران هیئت عزاداری بنی‌فاطمه تهران هستید. به همین دلیل به نظر می‌رسد شخصیت مناسبی برای سخن گفتن درباره ابعاد مختلف این هیئت و سنت‌های عزاداری در تهران باشد. ابتدا کمی درباره کتاب «بنی‌فاطمه» سخن بگوئیم و بعد به بحث عزاداری در تهران بپردازیم. عنوان بنی‌فاطمه که من برای کتابم انتخاب کرده‌ام دو وجه دارد؛ یک وجه آن تاریخی است و به این باز می‌گردد که پیش از صفویه، علویانی که بعد از مهاجرت امام رضا به ایران پناه می‌آوردند و در جای جای ایران گسترده شده بودند، به عنوان سادات بنی‌فاطمه شناخته می‌شدند. در اشعار شعرای بزرگی مانند سعدی و عطار هم از این افراد با نام بنی‌فاطمه یاد شده است. دلیل دیگر انتخاب نام کتاب هم این است که هیئت بنی‌فاطمه به عنوان یکی از هیئت‌های قدیمی عزاداری در تهران که بیش از یک قرن سابقه فعالیت دارد، به عنوان یکی از نقاط ثقل عزاداری در تهران محسوب می‌شود. من در کتاب «بنی‌فاطمه» سیری تاریخی از سنت عزاداری امام حسین را بیان کرده‌ام و در نهایت به عنوان نمادی از این میراث تاریخی تشیع به هیئت بنی‌فاطمه پرداخته‌ام.   نام‌گذاری هیئت بنی‌فاطمه با آن سابقه تاریخی که در مورد نام‌گذاری سادات بیان کردید نسبتی دارد؟ من در کتاب درباره وجه‌تسمیه بنی‌فاطمه مواردی را ذکر کرده‌ام. هیئت بنی‌فاطمه در حدود سال 1292 هجری شمسی شکل گرفته است و بنیان‌گذاران هیئت که یکی‌شان هم جد پدری من آقامیر هوشی‌السادات بوده است همه سید بوده‌اند. تا آن زمان رسم بر این بوده است که هیئات مذهبی به نام اصناف شناخته شوند. دلیل هم این بوده که مرکز ثقل عزاداری‌های تهران در زمان قاجاریه در بازار بوده و اصناف مختلف در آنجا هیئت داشته‌اند. تصمیم موسسین بنی‌فاطمه این بود که یک هیئت مرکزی در تهران تاسیس کنند که محل مراجعه مشترک همه اصناف و اقشار و گروه‌ها باشد. موسسین تمام لوازم شکل‌گیری هیئت را فراهم کرده بودند ولی این هیئت هنوز نامی نداشت. انتخاب نام هیئت بر پایه نوعی عنایت الهی شکل گرفت. ماجرا هم این بود که نزدیک به محرم بنیان‌گذاران هیئت در خانه یکی از خودشان که در بازارچه نایب‌السلطنه در خیابان ری واقع شده بوده است جمع شده بوده‌اند. نزدیک ظهر یکی از آنها برای آوردن آب به نهری که از وسط بازارچه رد می‌شده رفته و بر سر آن نهر سید معمم زیباروئی را می‌بیند. جذب آن سید می‌شود و از او درباره انتخاب نام هیئت راهنمایی می‌خواهد. آن آقا می‌پرسد موسسین هیئت سید هستند یا عام؟   جمعی از بنیانگذاران و مداحان هیئت بنی فاطمه در اوایل دهه 1320 وقتی پاسخ می‌شنود که موسسین همه سید هستند می‌گوید شما فرزندان فاطمه هستید. اسم هیئت را بنی‌فاطمه بگذارید. آن فرد بعد از شنیدن این پیشنهاد با شوق به سمت خانه‌ای که دیگر بنیان‌گذاران در آن گرد آمده بودند می‌دود و ماجرا را تعریف می‌کند.  بعد به دنبال آن سید می‌روند تا از او بخواهند در ایام محرم در هیئت منبر برود، اما هر چه می‌گردند پیدایش نمی‌کنند. هیچ کدام از کاسبان هم آن سید را ندیده بوده‌اند. همین مسئله این را مشخص کرد که این نام امدادی از طرف ائمه و امام زمان بوده است.   گفتید که هیئت بنی‌فاطمه با این هدف که محور عزاداری‌های تهران شود شکل گرفت. این محوریت را به دست آورد؟ هیئت بنی‌فاطمه در طول بیش از صد سال قدمتش هنوز هم حالت محوری و مرکزی خود را حفظ کرده و در طول سالیان هم در زمینه انتخاب مداح و واعظ و سبک‌های نوحه همواره مبتکرانه عمل کرده و در عین حال به موازین سنتی و آئینی تشیع هم پایبند بوده است. در هیئت‌های تهران معمولاً ذاکرین افراد معین و از پیش مشخص شده‌ای هستند اما تمام این ذاکران در طول سال تلاش می‌کنند چند نوبت به هیئت بنی‌فاطمه بیایند و در آن‌جا ذکر بگویند. بعضی از وعاظی که در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی در بنی‌فاطمه سخن می‌گفتند حالا از مراجع دینی هستند. کسانی مانند آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله سبحانی. در همین صحبت‌ها هم جنبه‌های ابتکاری از نظر دور نگه داشته نمی‌شد. مثلاً برای اولین‌بار در سخنرانی‌های آقای مکارم که شب‌های جمعه در هیئت بنی‌فاطمه برگزار می‌شد تریبون آزاد گذاشتند و مردم سوالات خود راجع به مسائل دینی را پشت تریبون بیان می‌کردند و ایشان پاسخ می‌دادند. همین‌طور هیئت بنی‌فاطمه امکانات چاپ و تکثیر فراهم کرده بود و خیلی از درس‌های آقای سبحانی درباره اصول اعتقادات را چاپ و منتشر می‌کرد. تفاوت هیئت بنی‌فاطمه با دیگر هیئت‌ها این بود که همیشه در ارائه میراث تاریخی تشیع ابتکار و ذوق به خرج می‌داد. برجسته‌ترین شعرای آئینی زمان ما مانند مرحومان خوشدل تهرانی، مهدی خرازی، عباس آخوندی متخلص به منتظر، ژولیده نیشابوری و... سبک‌های خود را در بنی‌فاطمه عرضه می‌کردند چون جمعیتی که به بنی‌فاطمه می‌آمد قابل مقایسه با دیگر هیئت‌ها نبود. مخصوصاً در دهه‌های چهل و پنجاه به خاطر همان ابتکاراتی که اشاره شد جوان‌های دانشگاهی هم به بنی‌فاطمه جذب شده بودند.   همان‌طور که گفتید مهمترین هیئت‌‌های عزاداری تهران در بازار واقع شده بودند، جایگاه بنی‌فاطمه در میان این هیئت‌ها چگونه بود؟ درباره اهمیت بنی‌فاطمه می‌توان به جایگاه آن در عزاداری‌های بازار اشاره کرد. این عزاداری‌ها معمولاً شش روز است و از روز هفتم محرم تا روز دوازدهم محرم ادامه دارد. از ساعت هشت تا هشت‌ونیم صبح هیئت‌ها به ترتیبی که از بیش از صد سال پیش مشخص شده است، از ته بازار کفاش‌ها شروع به حرکت می‌کنند و جلوی تیمچه حاجب‌الدوله مراسم چهارپایه‌خوانی را برگزار می‌کنند و بعد مسیر خود را تا سر بازار کفاش‌ها ادامه می‌دهند و آنجا عزاداری تمام می‌شود. معمولاً هیئت‌ها به طور سنتی دو گروه هستند. دسته جلو و دسته عقب. در روز عاشورا هم که اوج شلوغی عزاداری است هیئت‌ها چهار دسته می‌شوند. در دهه چهل و پنجاه، هیئت بنی‌فاطمه حدود دوازده الی چهارده دسته می‌شد و چون نوحه‌های حماسی می‌خواندند حتی مردم از شهرستان‌ها به تهران می‌آمدند تا عزاداری بنی‌فاطمه را در بازار ببینند.   گفتید که در هیئت بنی‌فاطمه نوحه‌های حماسی خوانده می‌شد. این نوحه‌ها چه کمّ و کیفی داشتند؟ مثلاً یکی ازنوحه‌های حماسی که در دوره انقلاب هم خوانده می‌شد از جمله نوحه‌‌های بنی‌فاطمه است: پرچم خونین قرآن/ با دست مجاهدمردان/ مانده به عالم جاویدان/ تا خون مظلومان به جوش است/ آوای عاشورا به گوش است/ فتح اسلام، در جهاد است. این‌طور نوحه‌ها وقتی پشت سر هم توسط چهارده دسته خوانده می‌شود اثرگذار و تکان‌دهنده می‌شود و نوعی هیجان عمومی ایجاد می‌کرد.   یکی دو دهه بعد از آغاز فعالیت هیئت بنی‌فاطمه، حکومت پهلوی اول عزاداری را ممنوع کرده بود. در آن زمان وضعیت هیئت به چه شکل بود؟ در حکومت رضا شاه تا چند سال اول عزاداری برگزار می‌شد. وقتی هم که ممنوع شد از آنجا که ماموران شهربانی اعتقادات مذهبی داشتند با هیئت‌ها همکاری می‌کردند. به عنوان نمونه جد ما تعریف می‌کرد که صبح‌های جمعه با رئیس کلانتری محل هماهنگ می‌کرده‌اند که او در زمان عزاداری هیئت برای سرکشی حوزه به دورترین نقطه نسبت به محل عزاداری برود. وقتی ماموران متوجه عزاداری می‌شدند برای کسب تکلیف به دنبال رئیس کلانتری می‌رفتند و بعد با او به سمت محل برگزاری عزاداری می‌رفتند و تا به آنجا برسند عزاداری تمام می‌شد و رئیس کلانتری ماموران را به خاطر گزارش خلاف توبیخ می‌کرد.     نقطه اوج بنی‌فاطمه را باید دهه‌های چهل و پنجاه دانست؟ هیئت‌ها در دهه‌های چهل و پنجاه هیئت‌ها تحت تاثیر تحولات سیاسی و اجتماعی اهمیت فراوانی پیدا کرده بودند. بعد از انقلاب هم این روند ادامه داشت ولی بیشتر تحت تاثیر جنگ و فضای سیاسی مرتبط با آن قرار گرفت. بعد از جنگ هم از بار حماسی نوحه‌ها کاسته شده است. بنابراین شاید بشود گفت که نقطه اوج همان دهه‌های چهل و پنجاه بود.   اوج عزاداری در بازار را هم می‌توان چهارپایه‌خوانی دانست. درباره این نوع از عزاداری هم توضیح دهید. وقتی هیئت‌ها از ته بازار به سمت سر بازار حرکت می‌کنند. در فواصل مشخصی ذاکر به سر چهارپایه می‌رود و اقامه عزا می‌کند. چهارپایه‌‎خوانی اصلی هم همان‌طور که گفتم جلوی تیمچه حاجب‌الدوله برگزار می‌شود. در چهارپایه‌خوانی تیمچه حاجب‌الدوله ذاکرین پیش‌کسوت ذکر می‌گویند و آنجا باید هنرنمایی خاصی انجام شود. چهارپایه‌خوانی در تیمچه حاجب‌الدوله کار هر کسی نیست. تمرکز جمعیت بسیار است و افرادی که پای چهارپایه در تیمچه ایستاده‌اند نخبگان عزاداری در تهران و شهرستان‌ها هستند و شما وقتی مقابل چنین جمعیت نخبه‌ای قرار می‌گیری باید قدرت فراوانی داشته باشی تا بتوانی آنها را جذب خودت بکنی.   وضعیت کنونی چهارپایه‌خوانی در تیمچه حاجب‌الدوله چگونه است؟ در حال حاضر استانداردهای گذشته به لحاظ سن و سال چندان رعایت نمی‌شود ولی در هر صورت فردی که در حاجب‌الدوله به روی چهارپایه می‌رود مجبور است تمام توانش را بروز دهد. یکی از بزرگان می‌گفت برای چهارپایه‌خوانی در تیمچه حاجب‌الدوله ذاکر باید فوق دکترای ذاکری داشته باشد. ما در دهه‌های بیست تا پنجاه چهارپایه‌خوان‌های برجسته‌ای مانند حاج مرزوق، حاج اکبر ناظم، حاج شاه‌حسین بهاری، حاج سیدعباس زریباف که ذاکر اصلی هیئت بنی‌فاطمه بود و حاج محمدعلی اسلامی میان‌دار بودند. یکی از چهارپایه‌خوان‌ها که حدود دو ماه پیش درگذشت هم حاج حسین خلج بود.   از نسل چهارپایه‌خوان‌های پیشکسوت چه کسانی هنوز زنده هستند؟ از آن نسل تنها فردی که باقی مانده است حاج قاسم قنات‌آبادی است که در حال حاضر بیمار است و خیلی توان رفتن به روی چهارپایه را ندارد.   وضعیت چهارپایه‌خوانی در حال حاضر چگونه است؟ چون کادرسازی به خوبی انجام نشده، مراسم در حال حاضر ابهت سابق را ندارد. برای به دست آوردن ابهت سابق هم نیاز است که هیئت‌ها تلاش بیشتری داشته باشند. ]]> دین‌ Mon, 02 Sep 2019 04:49:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280218/نسل-چهارپایه-خوانان-پیشکسوت-بازار-تهران-رو-انقراض