خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين نشست‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/rokhdad_ketabi Tue, 12 Nov 2019 15:12:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 12 Nov 2019 15:12:32 GMT نشست‌کتاب 60 نشست «کتاب‌خوان فرهیختگان» در قم برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283161/نشست-کتاب-خوان-فرهیختگان-قم-برگزار به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، با حضور معصومه ظهیری؛ معاون فرهنگی تبلیغی حوزه‌های علمیه خواهران کشور، حجت الاسلام والمسلمین امیرعطاءاله جباری مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم، حسن مالکی نژاد رئیس کمیسیون فرهنگی ورزشی و اجتماعی شورای شهرقم، حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا حیدری ابهری پژوهشگر و نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان، عیسی زارعی استاد دانشگاه و معاون پژوهشی دانشکده صدا و سیمای مرکز قم، رضا ابوذر رئیس انجمن سینمای جوانان استان، علی اصغر نظری رئیس انجمن خوشنویسان استان قم و جمعی از مسئولین استان قم، نشست «کتاب‌خوان فرهیختگان» در تالار غدیر اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان قم برگزار شد. معصومه ظهیری معاون فرهنگی و تبلیغی حوزه علمیه خواهران کشور کتاب «طریق زندگی» برگرفته از آموزه‌های آیت‌الله خوشوقت را معرفی کرد و درباره آن گفت: آیت‌الله خوشوقت در زنجان متولد شد و در قم علوم دینی را فرا گرفت. بعد اقامت ایشان در تهران مجموع مباحث درس اخلاق ارائه شده به طلاب و عموم جامعه در کتاب «طریق بندگی» جمع‌آوری شده است. وی بیان کرد: سبک درست زندگی می‌تواند جامعه را به سمت سعادت هدایت کند، زمانی می‌توانیم یک سبک زندگی درست را به جامعه معرفی کنیم که سیره اهل‌بیت (ع) را با آموزه‌های قرآن همراه نماییم. معاون فرهنگی و تبلیغی حوزه علمیه خواهران کشور به تشریح کتاب مورد نظر پرداخت و یادآور شد: اعتقاد زمینه عمل صالح را برای انسان فراهم می‌کند. در فصل‌های مختلف این کتاب به اصول و مسیرهای رسیدن به سبک زندگی اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.   رضا ابوذری کتاب «شیر دارخوین» را برای معرفی انتخاب کرده بود و با اشاره به ویژگی‌های این کتاب تصریح کرد: نویسنده کتاب «شیر دارخوین» به شیوه‌ای مطلوب و با استفاده از ابزار نوشتن، داستان زندگی شهید جواد دل‌آذر را مکتوب کرده است. ما در تلاش هستیم تا نمایشنامه و فیلمنامه زندگی شهید جواد دل‌آذر را با استفاده از این کتاب تهیه کنیم.   حسن مالکی‌نژاد عضو شورای اسلامی شهر قم ضمن معرفی کتاب «پایی که جا ماند» گفت: این کتاب برگرفته از یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور از زندان‌های داخلی عراق است؛ شخصیتی که در سن 16 سالگی در جزیره مجنون به اسارت رسید و خاطرات اسارت خود را دراین کتاب به تصویر کشید. رئیس کمیسیون فرهنگی، ورزشی و اجتماعی شورای اسلامی شهر قم با اشاره در مورد این کتاب گفت: شخصیت کتاب عنصر صداقت را به شیوه مطلوب مورد توجه قرار می‌دهد و به همین خاطر نویسنده مخاطب را با احساسات و اندیشه‌های خود همراه می‌کند. مالکی نژاد در ادامه گفت: نویسنده دو  وجه صبر، استقامت و بردباری جوانان انقلابی و سختی‌های دوران دفاع مقدس به ویژه دوران اسارت رزمندگان را خیلی خوب به تصویر کشیده است. وی تصریح کرد: ثبت خاطرات در دوران اسارت توسط یک نوجوان 16 ساله در جنگ نشان از دغدغه‌مندی نوجوان انقلابی است و لازم است اکنون به دنبال ترویج این نوع دغدغه‌مندی‌ها باشیم. افرادی که دست به قلم هستند باید به صورتی قلم بزنند که در روز قیامت همانند سیدناصر حسینی‌پورها روسفید باشند.   سنگین شدن بار تعلیم و تربیت موجب تعطیلی آن می‌شود در بخش دیگری از این نشست کتاب «ادب الهی» توسط حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری ابهری نویسنده و پژوهشگر حوزه کتاب کودک و نوجوان معرفی شد. وی گفت: بار تربیتی پدر و مادر در جامعه امروزی به میزانی سنگین شده است که برخی فکر می‌کنند یا باید کارشناس تربیتی باشند یا فرزندان را به حال خود رها کنند. ابهری سنگین شدن بار تعلیم و تربیت را موجب تعطیلی آن دانست و اظهار کرد: باید نکاتی را به مردم بیاموزیم که توجه به این نکات موجب اجرایی شدن آن شود.   این پژوهشگر حوزه کتاب کودک و نوجوان با توضیح درباره صفت شرم بیان کرد: انسان اگر شرم داشته باشد از آزار پدر و مادر خود خجالت می‌کشد، یا اینکه از گذر عمر بدون عمل نیک شرمسار خواهد بود.   علی‌اصغر نظری رئیس انجمن خوشنویسان استان قم با تشریح کتاب «داستان‌های مثنوی» سخانش را آغاز کرد و گفت: 225 داستان از داستان‌های مثنوی توسط محمد محمدی اجتهادی به زبانی ساده و روان در این کتاب تنظیم شده است. نظری مضامین نهفته شده در آثار مولانا را فاخر ارزیابی کرد و گفت: در کلاس‌های تدریس خوشنویسی سرمشق‌هایی که به هنرجویان می‌دهیم از آثار مولاناست. این سرمشق‌ها علاوه بر تمرین خوشنویسی از بار مفهومی نیز برخوداراند. عیسی زارعی، استاد دانشگاه و معاون پژوهشی دانشکده صدا و سیمای مرکز قم دیگر سخنران این نشست کتاب «تئوری انتخاب» را به عنوان کتاب مورد نظر انتخاب و درباره آن گفت: ویلیم گلس، نویسنده کتاب «تئوری انتخاب» معتقد است مشکلات روانشناسی برگرفته از ناتوانی در عدم ارتباط گیری صحیح با افراد است. به همین علت پنج نیاز اساسی عشق، تفریح، آزادی، خودمختاری و قدرت را در انسان‌ها شناسایی کرده که فعالیت‌های مختلف برای پاسخ دادن به این نیازهاست. زارعی اضافه کرد: بر اساس کتاب «تئوری انتخاب» انسان‌ها به صورت ژنتیکی دوست دارند با مدیریت و اعمال نظرات خود بر دیگران، قدرت خود را نشان دهند. ]]> استان‌ها Tue, 12 Nov 2019 11:08:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283161/نشست-کتاب-خوان-فرهیختگان-قم-برگزار حمید حسام امروز در قم با مخاطبان آثارش دیدار می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283162/حمید-حسام-امروز-قم-مخاطبان-آثارش-دیدار-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، انتشارات شهید کاظمی نشست «قرار سه‌شنبه‌ها» را با محوریت دیدار ِحمید حسام نویسنده «کتاب آب هرگز نمی‌میرد» با موضوع «آشنایی با نویسنده» برگزار می‌کند.   حمید حسام فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. وی جوانی خود را در جبهه‌های نبرد سپری کرد و همین مساله باعث شد تا دفاع مقدس رویکرد اصلی حمید حسام در نوشتن آثارش باشد.   حمید حسام بیش از 14 عنوان کتاب در حوزه دفاع مقدس نظیر خاطرات شفاهی، داستان کوتاه و داستان با عناوینی همچون «وقتی مهتاب گم شد»، «آب هرگز نمی‌میرد»، «غواص‌ها بوی نعناء می‌دهند»، «فقط غلام حسین باش»، «راز نگین سرخ»، «دهلیز انتظار» در کارنامه خود دارد. او بنیانگذار اولین کانون بسیج کشور در همدان و کنگره سرداران و امیران و 8 هزار شهید استان همدان و بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس و بنیانگذار موزه دفاع مقدس استان همدان بوده که سال‌ها مسئولیت معاونت ادبیات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس را نیز عهده‌دار بوده است. این برنامه روز سه‌شنبه ساعت 16 در دفتر مرکزی انتشارات شهید کاظمی واقع در قم، خیابان معلم، مجتمع ناشران، طبقه اول واحد 131 برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Tue, 12 Nov 2019 09:04:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283162/حمید-حسام-امروز-قم-مخاطبان-آثارش-دیدار-می-کند جشن امضاء كتاب «شيردارخوين» در «دنيای كتاب» قم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281220/جشن-امضاء-كتاب-شيردارخوين-دنيای-قم-برگزار-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، با حضور خانم فاطمه دولتی نویسنده کتاب «شیر دارخوین» و برادر شهید محمدجواد دل‌آذر جشن امضاء این كتاب در کتابفروشی «دنیای كتاب» قم برگزار می‌شود. این کتاب روایتی داستانی از زندگی شهید دل‌آذر فرمانده عملیات لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب (ع) است. محمدجواد دل‌آذر، دوم فروردین 1337 در قم به دنیا آمد. پس از طی کردن کودکی و نوجوانی پر فراز و نشیب خود، در بحبوحه انقلاب و در ادامه در جبهه مبارزه با رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان، حضوری فعال داشت. وی در سال 1359 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و بعد از گذراندن یک دوره آموزشی کوتاه‌مدت به سوی جبهه‌های جنگ شتافت و بارها مجروح شد، اما جبهه را رها نکرد. در روزهای ابتدایی جنگ با حضور در جبهه‌های دارخوین، سلیمانیه، محمدیه با مسئولیت واحد خمپاره‌انداز در مقابل دشمن تا بُن دندان مسلح بعثی ایستاد. در ادامه راه، مسئولیت فرماندهی عملیات لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب (ع) را عهده‌دار شد. شهید آذر دل در بیشتر عملیات‌هایی که لشکر ۱۷ به‌عنوان یگان عمل‌کننده شرکت داشت با شجاعت و زیرکی خود نقشی تعیین‌کننده در پیروزی جبهه اسلام ایفا کرد. برشی از کتاب: بی‌بی گفته بود: «هوای قبرستون سنگینه ننه، مخصوصاً دم غروب، چشم ننداز به سنگا. خوندن اسم میت عقل رو زایل می‌کنه.» جواد چشم از سنگ قبرها گرفت، چراغ‌قوه زد توی کوره راه بین قبرها تا جلوی پاش را ببیند. دم غروب نبود، شب می‌رفت سمت صبح؛ اما هنوز تا چشم کار می‌کرد ظلمات بود. محمد نشست لبِ یکی از قبرها، افتاد به سرفه. صدای قورت دادن آب دهان‌اش سکوتِ خوفناکِ قبرستان را شکست.   کتاب «شیر دارخوین» در 304 صفحه با شمارگان ‌1000 نسخه و بهای 30 هزار تومان از سوی انتشارات سامیر راهی بازار نشر شده است.   یادآوری می‌شود، این برنامه امروز چهارشنبه ٣ مهر ساعت ١٨:٤٥ در مجموعه دنیای كتاب واقع در قم، مجتمع صفاییه برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Wed, 25 Sep 2019 10:43:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281220/جشن-امضاء-كتاب-شيردارخوين-دنيای-قم-برگزار-می-شود روایت مکتوب زندگی مادر شهیدان کارکوب‌زاده در بوته نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281106/روایت-مکتوب-زندگی-مادر-شهیدان-کارکوب-زاده-بوته-نقد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس نقد و بررسی کتاب «خانم کارکوب: روایت زندگی مادر شهیدان کارکوب زاده» نوشته رضیه غبیشی با همکاری و مشارکت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، نشر شهیدکاظمی و بسیج دانش آموزی استان قم و با حضور طوبی معتمدلاری به عنوان منتقد و نیز خانواده شهدا، ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 3 مهرماه در تالار غدیر اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم برگزار می‌شود.   حجت الاسلام و المسلمین امیرعطاءاله جباری مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم، در این رابطه به خبرنگار ایبنا گفت: هدف از این نشست، تکریم خانواده‌های شهیدان به ویژه مادران شهید و صبر و استقامت زینبی این بزرگواران است که حافظ ارزش انقلاب اسلامی شدند.  تصویری از دیدار مادر شهیدان کارکوب‌زاده با رهبر انقلاب مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم گفت: خانم کارکوب‌زاده از بانوان مقاوم و شجاعی است که سه فرزند عزیز خود را تقدیم به انقلاب کرد و در آن دوران حساس و سرنوشت‌ساز به ندای امام خویش لبیک گفت تا مانع ورود دشمنان متجاوز به حریم پاک ایران اسلامی شوند.   جباری ادامه داد: تکلیف دینی و ملی ما علاوه بر زنده نگهداشتن یاد و نام شهدا، معرفی آثار مکتوب و ماندگار با موضوع شهیدان و مادران معزز آنان با هدف ترویج سبک زندگی ایثارگران، جانبازان و باورهای اعتقادی و مواضع فکری شهدا است تا نسل حاضر و آینده نسبت به آن آگاه باشند.   یادآوری می‌شود، خانواده کارکوب‌زاده دارای 5 پسر بود که دو تن از آنها به نام‌های عبدالجلیل و خلیل، شهید شدند و برادر دیگر به نام منصور، جاویدالاثر، عبدالحمید جانباز و محمدرضا آزاده و جانباز است. مادر و دختر خانواده نیز جانباز هستند اما خم به ابرو نیاورده و سال‌هاست با یاد شهدای خود زندگی می‌کنند. ]]> استان‌ها Mon, 23 Sep 2019 10:50:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281106/روایت-مکتوب-زندگی-مادر-شهیدان-کارکوب-زاده-بوته-نقد ورجانی: بسیاری از نویسندگان بزرگ آثار خود را در فرایند بازنویسی خلق کرده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281047/ورجانی-بسیاری-نویسندگان-بزرگ-آثار-خود-فرایند-بازنویسی-خلق-کرده-اند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست رونمایی و نقد و بررسی مجموعه داستان «الاغ بالدار» با حضور نویسنده اثر سیدمحمد‌هادی موسوی، حسین ورجانی نویسنده و منتقد ادبی و جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات داستانی در انجمن داستان موسسه اقالیم احساس برگزار شد.   در ابتدای نشست، موسوی که در کارنامه ادبی خود داستان‌های برگزیده در جشنواره‌ها و مسابقات یوسف، حیرت، بانه و بسیج در سال‌های ۹۶، ۹۷ و ۹۸ را دارد، یکی از داستان‌های مجموعه را برای حضار خواند.   حسین ورجانی در ابتدای سخنانش به انواع روبه‌رو شدن مخاطب و منتقد با اثر پرداخت و آن را به چند بخش تقسیم‌بندی کرد و گفت: تحلیل و تفسیر هرمونوتیک اثر، ایرادگیری نقادانه، توجه به تکنیک یا شگردی‌های خاص، خوانش آثار ادبی در پرتو نظریه‌های ادبی، بررسی کیفی آثار ادبی و بررسی اخلاقی و فلسفی آثار ادبی شیوه‌های کمتر شناخته شده است.   این منتقد ادبی در ادامه به اجزای اصلی سازنده مجموعه داستان «الاغ بالدار» اشاره کرد و افزود: سوژه جذاب و تازه، شکل و فرم اثر ادبی، زبان، لحن، حال و هوای اثر، اندیشه مبنایی، از جمله ویژگی‌های این اثر است.   ورجانی تجربه‌گرایی را در مجموعه داستان «الاغ بالدار» از امتیازات نویسنده دانست و یادآور شد: یکی از مشخصه‌های این مجموعه داستان‌های موازی با هم، زبان و نگاه خلاقانه نویسنده است.   وی مجموعه داستان‌ها را از لحاظ سوژه و موضوع تازه ارزیابی کرد و گفت: داستان‌ها احتیاج به پرداخت زبان و فرم بیشتری دارد. نویسنده می‌تواند با تکیه بر شگردها و صناعات زبانی از سوژه‌های عادی هم داستان خوب دربیاورد اما بسیاری از سوژه‌های خوب این مجموعه قربانی همین عدم پختگی ساختاری و زبانی شده است.   این نویسنده با تاکید بر نقش بسیار موثر بازنویسی در ساخته شدن داستان بیان کرد: بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان آثار بزرگ خود را در همین فرایند بازنویسی خلق کرده‌اند و نویسنده تازه‌کار را برای آثار بعدی به بازنویسی چندباره و ارجاع مجموعه به ناقدان سختگیر و جدی توصیه کرده‌اند.   ورجانی داستان‌های «املت پست مدرن» و «بانو» را در این مجموعه قوی ارزیابی کرد و توضیح داد: هم از لحاظ سوژه و موضوع و هم پرداخت زبانی این دو داستان به درجه قابل قبولی رسیده‌اند. دیگر داستان‌ها اگر مورد بررسی بیشتری قرار می‌گرفتند، می‌توانستند به درجه قابل قبولی برسند.   وی در پایان با انتقاد از طراحی جلد و حروفچینی اثر، آن را از نکات قابل تامل معرفی کرد و گفت: به نظرم ناشر در این زمینه کم‌سلیقگی به خرج داده است. آن هم روی موضوعی که برای جلب مخاطب از اهمیتی بسزا برخوردار است. ]]> استان‌ها Sun, 22 Sep 2019 09:00:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281047/ورجانی-بسیاری-نویسندگان-بزرگ-آثار-خود-فرایند-بازنویسی-خلق-کرده-اند شیراز و نی‌ریز میزبان همایش بین‌المللی یادروز سعدی در اردیبهشت 99 http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279721/شیراز-نی-ریز-میزبان-همایش-بین-المللی-یادروز-سعدی-اردیبهشت-99 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، پنجاه و چهارمین نشست از سلسله نشست‌های «بر خوان سعدی» در نی‌ریز، زیر نظر انجمن فرهنگ و ادب شیراز و مشارکت بنیاد سعدی‌شناسی و همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نی‌ریز برگزار شد. زهرا مختاری، دانش‌آموخته ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه در این نشست، درباره «حکمت عملی، تدبیر منزل، سیاست مُدُن و تهذیب نفس» در گلستان سعدی و تأثیر آن‌ها بر بهارستان جامی، سخن گفت و پس از بیان توضیحاتی کوتاه درباره جامی و اثر او، بهارستان، به مقایسه این دو پرداخت و گفت: هم در گلستان و هم در بهارستان به مفاهیم و مضامینی برمی‌خوریم که به تعادل و عدالت توصیه می‌کند. این دانش‌آموخته ادبیات فارسی همچنین با تأکید بر نگاه اخلاق‌مدار هر دو شاعر، تهذیب نفس را از مفاهیم مورد توجه سعدی و جامی دانسته و هر دو شاعر را از سالکان راستین طریق حق برشمرد و تأکید کرد: در گلستان و بهارستان راهکارهایی برای تهذیب نفس برشمرده شده است و ریاضت دراین‌باره برای غلبه بر نفس اماره از توصیه‌های هر دو شاعر است. وی همچنین موارد اخلاقی متعددی را برشمرد که جامی مستقیم از سعدی گرفته و در بهارستان به کار برده است. مختاری در ادامه صحبت‌های خود از اهمیت خانواده در گلستان سعدی سخن گفت و با استناد به حکایت‌های آن، جایگاه پدر و مادر و عشق بین زن و مرد و مهر مادر به فرزند را وسیله‌ای برای رسیدن به عشق الهی دانست و بیان کرد: در روضه سوم بهارستان نیز به تقلید از گلستان دقیقاً همین موارد آورده شده است. این دبیر ادبیات فارسی در ادامه مباحث مطرح‌شده به بررسی دیدگاه‌های سعدی و جامی در مورد سیاست و حکومت‌داری پرداخت. در بخش دیگر نشست پنجاه و چهارم، طاهره پرنیان، شاعر نی‌ریزی، غزلی از سعدی را قرائت کرد. سیداحمد موسوی‌مقدم، مسئول برگزاری نشست‌های «بر خوان سعدی» نی‌ریز هم در سخنانی به تشریح و توضیح غزلیات سعدی پرداخت. این عضو هیئت‌علمی دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تشکر از حضور مردم ادیب و فرهنگ دوست نی‌ریز در همایش بزرگ «بر خوان سعدی» که هفته پیش در نی‌ریز با حضور کوروش کمالی سروستانی، فرخ نیازکار، مریم کهنسال و مرتضی جعفری برگزار شد، دستاورد این حضور را میزبانی هم‌زمان نی‌ریز و شیراز در همایش بین‌المللی سعدی در روز اول اردیبهشت ماه‌ سال آینده عنوان کرد. موسوی مقدم برگزاری همایش سعدی در نی‌ریز را اتفاقی مبارک و مایه افتخار برای ادب‌دوستان و اهالی فرهنگ نی‌ریز خواند و همچنین میسر شدن این مهم را در سایه همراهی و یک‌صدایی مسئولین فرهنگ دوست شهرستان برشمرد. ]]> استان‌ها Mon, 19 Aug 2019 05:40:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279721/شیراز-نی-ریز-میزبان-همایش-بین-المللی-یادروز-سعدی-اردیبهشت-99 جشن امضا و رونمایی کتاب «ساجی» فردا در قم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279693/جشن-امضا-رونمایی-کتاب-ساجی-فردا-قم-برگزار-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، «ساجی» به خاطرات نسرین باقرزاده، همسر سردار شهید بهمن باقری می‌پردازد. این کتاب از سال‌های کودکی زندگی خانم باقرزاده در خرمشهر آغاز می‌شود و تا زمان جنگ در این شهر ادامه می‌یابد.   در کتاب «ساجی» جنگ تحمیلی با یک نگاه انسان‌دوستانه، روایت می‌شود. نسرین باقرزاده، راوی این کتاب، فکرش را نمی‌کرد روزی جنگ وارد خانه‌اش شود. ‌او بدون سلاح می‌‌خواهد از کیان و خانواده‌اش دفاع کند و بسیاری از اقوامش شهید می‌شوند. وقتی همه چیزش را از دست می‌دهد، همچنان در پایان کتاب به بازسازی خرمشهر امید دارد.   یادآوری می‌شود، این نشست فردا دوشنبه، 28 مرداد ساعت 19 در کتابفروشی «دنیای کتاب» در قم، واقع در خیابان صفاییه، مجتمع تجاری صفاییه، طبقه سوم، برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Sun, 18 Aug 2019 10:49:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279693/جشن-امضا-رونمایی-کتاب-ساجی-فردا-قم-برگزار-می-شود کتاب «تصمیمی برای یک عمر» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279164/کتاب-تصمیمی-یک-عمر-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، شاهین فرهنگ، در رابطه با یادآوری نکات خوب و اصرار نداشتن روی نکات منفی در زندگی زناشویی گفت: توجه به خوبی‌های طرف مقابل و یادآوری خوبی‌های همسرمان به او می‌تواند در ایجاد رابطه موثر باشد. همچنین نباید ذره‌بین روی بدی‌های طرف مقابل بگذاریم، زیرا نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه به مشکل اضافه خواهد شد، زندگی موفق، آن زندگی است که بعد از گذشت چند سال طرفین همانند روزهای اول عاشق هم‌دیگر باشند و به همدیگر عشق بورزند. این کارشناس خانواده با تاکید بر لزوم شناخت طرفین یک ازدواج از خصلت‌های همدیگر، گفت: به طور مثال برای شناخت مرد شکاک و بددل هیچگاه نباید به طور مستقیم سوال کنیم آیا تو شکاک هستی یا نه؛ بلکه سعی کنید تا در قالب یک ماجرای عملی، واکنش طرف مقابل را بررسی کنید. فرهنگ، در پاسخ به این سوال که آیا عشق قبل ازدواج درست است یا خیر بیان کرد: عشق به این معنی که شب‌ها تا دیروقت به یکدیگر پیام بدهند و جملات محبت‌آمیز به‌هم می‌گویند، محکوم به شکست است. این دسته از آدم‌ها اصولاً بعد از ازدواج حرفی برای گفتن ندارند و به بن‌بست عاطفی می‌رسند. وی ادامه داد: به طور کلی در ازدواج باید اصول مهم‌تر را اصل قرار داد و روی آن‌ها پافشاری کرد و اگر طرف مقابل اصول اصلی ما را دارا نیست نباید با او ازدواج کرد. در جلسات خواستگاری و آشنایی باید از طرز فکر، اهداف، برنامه‌های آینده، اعتقادات، اخلاق و فرهنگ یکدیگر شناخت پیدا کرد و انجام تحقیق از طرف مقابل بسیار اهمیت دارد. نویسنده  کتاب «تصمیمی برای یک عمر» درباره سن مناسب ازدواج نیز گفت: طبق بررسی‌های علمی دختران از ۱۸ سال و پسران از ۲۳ سال به بعد مناسب ازدواج هستند و فاصله سنی زوجین برای ازدواج در سنین مختلف متفاوت است، مثلاً به دختر ۱۸ ساله توصیه می‌شود همسری با اختلاف سنی ۵ سال برگزیند و دختر ۳۰ ساله می‌تواند با همسن خود نیز ازدواج کند و به بلوغ عاطفی و استقلال فکری رسیدن هردوطرف برای ازدواج بسیار اهمیت دارد. ]]> استان‌ها Sun, 04 Aug 2019 11:48:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279164/کتاب-تصمیمی-یک-عمر-رونمایی در کتاب کودک کلمات به تنهایی نقش‌آفرینی نمی‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279161/کتاب-کودک-کلمات-تنهایی-نقش-آفرینی-نمی-کنند به گزراش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، مجموعه داستان «گوگوری» با حضور نویسنده اثر زینب علیزاده لوشابی، علی‌اصغر کاویانی، داستان‌نویس و مدرس داستان‌نویسی به‌عنوان منتقد و جمعی از مخاطبان کودک و بزرگسال در گروه «داستان جمعه» واقع در مجتمع ناشران مورد نقد و بررسی قرار گرفت.   در ابتدای این نشست علی‌اصغر کاویانی درباره این مجموعه داستان گفت: اگر بخواهیم سخت‌گیرانه به «گوگوری» نگاه کنیم و بین یک تا صد نمره بدهیم، نمره هشتاد قابل قبول است اما اگر متعادل نگاه کنیم، به نظرم این مجموعه نمره‌ای بین نود تا نود و پنج می‌گیرد.   این داستان‌نویس عنصر تصویر را در داستان کودک مهم برشمرد و بیان کرد: در کتاب کودک فقط کلمات نیستند که نقش‌آفرینی می‌کنند، بلکه تصاویر به کمک کلمات می‌آیند تا آنها را کامل کنند. تصویر و متن یا موافق هم هستند، یا مکمل و یا با همدیگر ناسازگارند و ساز مخالف می‌زنند. مورد آخر اما بیشتر در کمیک استریپ وجود دارد که فضایی طنز دارد و در کار بزرگسال بیشتر دیده می‌شود.   وی اضافه کرد: بیشتر تصاویرِ این مجموعه تکمیل‌کننده داستان نیستند، بلکه همپای متن هستند. یعنی به گونه‌ای نیست که مخاطب را به سمت مطلبی که فقط در تصویر وجود دارد، تشوق کند. جدای از مسائلی که درباره تصاویر وجود دارد، اما این تصاویر نظر مخاطب را به خودشان جلب می‌کنند و برای او جذابیت دارند.   این مدرس داستان‌نویسی به مجموعه عواملی که در موفقیت این مجموعه داستان نقش ایفا کرده‌اند، اشاره کرد و با انتقاد از ویراستار کتاب گفت: در این مجموعه سه عامل نقش مهمی دارند؛ ابتدا خود قلم نویسنده به‌عنوان راوی، دوم طراح و سوم ویراستار. ویراستار اما به این کتاب ضربه زده است. چون احیاناً ویراستار کتاب کودک نبوده است. همان‌طور که می‌دانیم ادبیات کودک از حیث طراحی ساده، روان و یکدست است، مخصوصاً ادبیاتی که با این کتاب روبرو هستیم؛ ولی در برخی قسمت‌های کتاب خط تیره‌هایی وجود دارد که باید برای مخاطب کودک توضیح داده شود که چیست و این کار ویراستار است. از این‌ دست مسائل ویرایشی که در فهم مخاطب وقفه ایجاد می‌کند در کتاب دیده می‌شود.   وی در مورد شخصیت و تیپ‌های داستان توضیح داد و افزود: برخی شخصیت‌های گره‌گشا و حلال ماجرا، ناگهانی وارد داستان می‌شوند و درست معرفی نمی‌شوند. مثلاً جوجه معرفی نمی‌شود یا گورخر بزرگ که وارد ماجرا می‌شود. اما تیزپا وقتی پایش را به داستان می‌گذارد، خوب معرفی می‌شود. با اینکه معرفی تیپ‌های جدید خوب صورت نگرفته، شخصیت‌های ثابتی که در مجموعه وجود دارد، خوب معرفی شده و نقش‌آفرینی کرده‌اند.   کاویانی ادامه داد: پرداخت شخصیت خود «گوگوری» بیشتر از بقیه شخصیت‌ها مخاطب را جذب می‌کند. در جلد پنجم یعنی «شرط گوگوری»، گوگوری خودش داستان را تمام می‌کند و خودش گروه دوستانش را رهبری می‌کند. در چهار قصه قبلی گوگوری شروع‌کننده است و تمام‌کننده نیست و کمک می‌کند تا داستان به سرانجام برسد. به نظر می‌رسد بهتر بود در بقیه جلدها هم شخصیت گوگوری نقش‌آفرینی بیشتری داشت.   این منتقد ادبی اولویت نویسنده را در مجموعه داستان «گوگوری» قصه‌گویی و ایجاد جذابیت برای مخاطب معرفی کرد و گفت: در یک داستان باید بار اصلی را شخصیت اصلی به دوش بکشد ولی در یک مجموعه داستان این انتظار می‌رود که گاهی نویسنده شخصیت تأثیرگذار اصلی را به دیگر شخصیت‌ها واگذار کند. در این مجموعه، قصه‌گویی و ایجاد جذابیت، برای نویسنده اولویت داشته؛ نه اینکه حتماً شخصیت اصلی گره را باز کند. تأکید و قصد نویسنده این بوده که گره داستان باز شود نه اینکه شخصیت اصلی همه کارها را انجام دهد.   وی در پایان گفت: اسم‌های مجموعه خوب انتخاب شده است. مثلاً «گوگوری بدصدا» ربطی به محتوای داستان ندارد، چون گوگوری بدصدا نیست فقط صدایش مزاحم است و این انتخاب جالبی است. اسم صوت‌ها هم خوب انتخاب شده به غیر از جاهایی که به ‌عنوان نقل‌قول آمده و کمی ابهام ایجاد می‌کند. جدای این این مباحث موضوعاتی که برای داستان‌ها انتخاب‌ شده با تجربه‌های بچه‌ها موافق است و به نظر می‌رسد نویسنده انتخاب درستی انجام داده است. ]]> استان‌ها Sun, 04 Aug 2019 10:49:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279161/کتاب-کودک-کلمات-تنهایی-نقش-آفرینی-نمی-کنند جشن امضا کتاب «تصمیمی برای یک عمر» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279083/جشن-امضا-کتاب-تصمیمی-یک-عمر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، همزمان با مناسبت روز ازدواج در تقویم که مصادف با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) است، نشستی با موضوع «ازدواج موفق» با سخنرانی شاهین فرهنگ، نویسنده کتاب «تصمیمی برای یک عمر»، در کتابفروشی «دنیای کتاب» قم برگزار می‌شود.   کتاب یادشده در واقع گلچینی از نظر اساتید مطرح در پاسخگویی به ۱۲۰ سوال در مورد ازدواج است و برای جوانان در آستانه ازدواج و زیر نظر شاهین فرهنگ و زنده‌یاد‌ دکتر عبدالرضا دهکردی تألیف شده و نکاتی کاربردی جهت تسهیل تصمیم‌گیری برای ازدواج در آن ارائه شده است. در نشست «ازدواج موفق» که ساعت ۱۹ امروز شنبه ۱۲ مرداد‌ماه در کتابفروشی «دنیای کتاب» قم، واقع در خیابان صفاییه، مجتمع تجاری صفاییه، طبقه سوم برگزار می‌شود، جشن امضاء کتاب «تصمیمی برای یک عمر» نیز با حضور فرهنگ، نویسنده اثر انجام خواهد شد. ]]> استان‌ها Sat, 03 Aug 2019 07:25:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279083/جشن-امضا-کتاب-تصمیمی-یک-عمر-برگزار-می-شود جشن امضا کتاب «یحیی» امروز در «دنیای کتاب» قم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278768/جشن-امضا-کتاب-یحیی-امروز-دنیای-قم-برگزار-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جشن امضا کتاب «یحیی» با حضور نویسنده اثر و شعرخوانی سیدمحمد جواد شرافت، محمد رفیعی، محمدجواد میرصیفی، صدرا کاوه، علی‌اصغر شیری، محمد غفاری، میثم داودی و مهدی خان‌محمدی در کتابفروشی «دنیای کتاب» قم برگزار می‌شود.   سیدحمیدرضا برقعی متولد ۱۳۶۲ در شهر قم است. ذوق و قریحه‌اش را از پدربزرگ شاعرش به ارث برده و از نوجوانی تحت تاثیر اشعار قیصر امین‌پور بوده است. دو سال طلبگی خواند و سپس دانشجوی رشته ادبیات شد. برقعی به گفته خودش پس از بازگشت از کربلا نوحه‌ای می‌سراید و این شروع جریان شاعری او را رقم می‌زند.   از این شاعر جوان تاکنون سه مجموعه شعر «طوفان واژه‌ها»، «قبله مایل به تو»، «یحیی» منتشر شده است. گردآوری «در حریم نور»، «چادری از شعر و ابریشم»، «سپیدهایی از دهان آهنچی»، «یک کاروان دل»، «از ابتدا نور»، «خیمه خورشید»، «سوختن آفتاب» از دیگر آثار او است.   «قبله مایل به تو» برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و برگزیده جایزه کتاب فصل در سال 1390 است. «در حریم نور» هم برگزیده جشنواره فرهنگی هنری امام رضا (ع) در بخش کتاب و «طوفان واژه‌ها» نیز برگزیده پنجمین دوره جایزه کتاب فصل و رتبه اول جایزه گام اول است.   یادآوری می‌شود، این برنامه امروز شنبه ۵ مرداد‌ ساعت ۱۹ در کتابفروشی «دنیای کتاب» واقع در قم، خیابان صفاییه، مجتمع تجاری صفاییه، طبقه سوم برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Sat, 27 Jul 2019 04:46:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278768/جشن-امضا-کتاب-یحیی-امروز-دنیای-قم-برگزار-می-شود برخی از آهنگ‌هایی که صداوسیما پخش می‌کند حتماً جایز نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278679/برخی-آهنگ-هایی-صداوسیما-پخش-می-کند-حتما-جایز-نیست به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، به همت انتشارات انقلاب اسلامی و با حضور آیت‌الله محمدمهدی شب‌زنده‌دار از فقهای شورای نگهبان، ‌آیت‌الله محسن اراکی، دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، حجت الاسلام ‌و المسلمين‌ ابوالقاسم مقیمی حاجی، دبیر همایش کتاب سال حوزه و جمعی از طلاب، محققین و پژوهشگران حوزه دین، آیین معرفی «درسنامه غناء و موسیقی» حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، ظهر امروز سه‌شنبه اول مرداد در مرکز تخصصی فقهی ولی امر (عج) در قم برگزار شد. در ابتدا ابوالقاسم مقیمی حاجی دبیر همایش کتاب سال حوزه، برپایی این مراسم را اقدامی در راستای فهم مکتب اهل بیت (ع) عنوان کرد و گفت: کتاب «درسنامه غناء و موسیقی» محصول 75 جلسه از درس‌های مقام معظم رهبری است و در ساختار درسنامه تنظیم شده و مسیر موضوعی آن کاملاً رعایت شده است. وی اضافه کرد: در کتاب، مباحثی چون غنا پیوند زیادی با بحث‌های لغوی خورده است و راهکارهای رجوع به عُرف، ادب و لغت نیز مرزبندی شده و معیار استفاده هر یک از منابع مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی روایت در این کتاب بسیار پررنگ است و در 5 عنوان به روایت‌ها پرداخته شده است. در مجموع حدوداً 100 مورد با موضوع غنا به صورت سندی و استدلالی بررسی می‌شود.   دبیر همایش کتاب سال حوزه از جمله ویژگی‌های این مجموعه را جامعیت آن دانست و گفت: در کتاب، آراء مختلفی دیده شده و از جامعیت خوبی بهره‌مند است. به عنوان مثال آراء محقق اردبیلی، امام خمینی و آیت الله خویی، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. مقیمی از دیگر ویژگی‌های این اثر را توجه به پرسش‌های نو ذکر کرد و افزود: 48 پرسش نو در کتاب مطرح و تبیین شده و در رابطه با غنای حرام نکات مهمی گنجانده شده است. در نهایت مقام معظم رهبری پس از بررسی معیارهای غنا، غنای لهوی مضل عن سبیل الله را معیار قرار داده و آن دسته از غنا را که چنین ویژگی را دارند، حرام می‌داند. در ادامه آیت‌الله شب‌زنده‌دار از فقهای شورای نگهبان با مطرح کردن روایتی از رسول‌الله (ص) درباره آداب تحصیل علم گفت: در این روایت مراتب و آدابی برای تحصیل علم بیان شده است. اولین گام تمرکز و حواس جمعی در کلاس درس است. مورد بعد حفظ کردن و در حافظه نگه داشتن علم است که از دو راه حفظ اشعار و تهیه متون موجز از درس اصلی اتفاق می‌افتد؛ اما متاسفانه این روزها برخی حفظ کردن شعر را در مباحث آموزشی، ضدارزش می‌پندارند.   عضو فقهای شورای نگهبان به دو ویژگی دیگر این اثر که از اهمیت بیشتری برخودار هستند، اشاره کرد و گفت: عمل به علم بسیار مهم است چرا که عالم بی‌عمل مثل شجر بی‌ثمر است، و نکته بعد نشر علم است. این کتاب که امروز به بهانه آن، دور هم جمع شده‌ایم، مصداق نشر علم است که باید در اختیار محافل علمی و اهل تحقیق قرار بگیرد. آیت‌الله شب‌زنده‌دار ارتباط با فقه را از ملزومات امر طلبگی دانست و یادآور شد: فقه ارزشمند است و اگر با قصد قربت خوانده شود، یک برکت و جلا و صفایی دارد که توصیه می‌کنم طلاب به نحو مصاحبه تکمیلی و با انضباط آن را دنبال کنند. این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با انتقاد از صدا و سیما گفت: غنا، صداهای حرام و شبهه‌ناک لذت مناجات و خلوت با خداوند را می‌گیرد. متاسفانه صداوسیما همه چیز پخش می‌کند و حتماً برخی از این‌ها جایز نیست. رهبری معظم می‌فرمودند من هر هفته به صداوسیما تذکر می‌دهم. در بخش پایانی این مراسم هم آیت الله اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، این جلسه را به سبب معرفی یک اثر ارزشمند، جلسه‌ای باشکوه توصیف کرد و گفت: اینگونه آثار نیاز روز جامعه است و از چند نظر اهمیت دارد. اولاً موضوع از موضوعات هویت‌ساز است؛ بحث غنا یکی از مباحث زیرمجموعه فرهنگ در هر جامعه است که بحث مفصلی دارد چرا که فرهنگ هویت جامعه را می‌سازد. آیت الله اراکی ادامه داد: از مواردی که باید به آن بپردازیم موضوعاتی است که به ساخت هویت فرهنگی نقش دارند و لازم است به تبیین و روشن ساختن این موارد بپردازیم. دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، هویت را مسئله‌ای مهم برشمرد و گفت: فقه ما علم هویت است و هویت هر انسانی را امام او می‌سازد و شکل می‌دهد بنابراین مطلب اساسی و بنیادین است. آیت الله اراکی در پایان گفت: رسانه از زیر مجموعه‌های فرهنگی است که یکی از اثرگذارترین عوامل حکومت در ایجاد هویت فرهنگی است. در واقع رسانه کار ابلاغ را انجام می‌دهد و چون وظیفه رسانه با این تعریف مهم جلوه می‌کند، بنابراین باید در ابلاغ مطالب و مفاهیم دقت لازم را داشته باشد و هر مطلبی را در جامعه نشر ندهد. ]]> استان‌ها Tue, 23 Jul 2019 12:29:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278679/برخی-آهنگ-هایی-صداوسیما-پخش-می-کند-حتما-جایز-نیست «ما را با برف نوشته‌اند» نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278505/برف-نوشته-اند-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، بیستمین نشست داستانی انجمن «داستان اقالیم» با نقد و بررسی رمان «ما را با برف نوشته‌اند» نوشته نسیم توسلی و با حضور علیرضا شهبازی، سیدمرتضی حسینی شاهترابی و علاقه‌مندان به ادبیات برگزار شد. علیرضا شهبازی منتقد ادبی در ابتدا با اشاره به عنوان این داستان گفت: عنوان داستان به طور ضمنی مضمون اصلی روایت را آشکار می‌سازد. «ما را با برف نوشته‌اند» حکایت از سردی روابط شخصیت‌های رمان با یکدیگر دارد؛ و از طرفی برف نشانه ناپایداری و سستی این روابط است. شهبازی با اشاره به راوی داستان که در همان نقطه صفر روایت با پرداختن به تاریخ، قصه را جلو می‌برد، گفت: بهار، زن سخت‌کوشی است که از کودکی احساس خلاء و کمبود قدرت می‌کند و به دنبال احیای جایگاه اجتماعی و مقام و منزلت از دست رفته پدر است. به لحاظ جنسیتی او به‌تنهایی قادر به احیای این امور نیست، لذا دنبال مرد آرمانی خود که پرقدرت باشد و از حریم و منافع شخصی او مراقبت کند، می‌گردد؛ مرد مقتدری چون نادرشاه افشار. این منتقد ادامه داد: در این میان بهار، مرد مقتدری به نام عماد را پیدا می‌کند. عماد به معنای ستون خانه است؛ ستونی که سقف خانه را استوار می‌دارد. معادل و جاگزینی مناسب‌تر از عماد در دسترس بهار نیست و او مقهور ثروت و جایگاه اجتماعی عماد است. عماد معاون اداره صنعت و معدن، پسر حاج خیری صاحب کارخانه بزرگ پارچه بافی «الماس بافت گیلان» است؛ کسی که می‌تواند روی ثروت و حمایت‌های اجتماعی او حساب باز کند و به اهدافش دست یابد. شهبازی با پرداختن به طرح داستان و ماجرای محوری قصه آن، یادآور شد: طرح داستان شامل اطلاعات داستانی و ساختاری است. وجه غالب و بهانه روایت بر بازنمایی افق‌های فرهنگی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی و ... استوار است. ماجرای محوری روایت در بحبوحه مراسم خواستگاری در 24 ساعت رخ می‌دهد؛ اما رفت و برگشت‌های زمانی ذهن راوی به بازنمایی خاطرات سال 1311 که زمان تاسیس کارخانه نخ ریسی و پارچه بافی خسروی مشهد است، می‌پردازد. او در بخش دیگری از نقد و بررسی رمان «ما را با برف نوشته اند» به ریخت‌شناسی شخصیت و نشانه‌های به‌کاررفته در روایت اشاره کرد و گفت: نشانه‌های به‌کاررفته در داستان نقش مهمی در بازنمایی شخصیت‌ها و جایگاه اجتماعی و ایدئولوژیک آن‌ها بازی می‌کند. در این روایت شخصیت‌پردازی با سبک و روش تقابل‌های دوتایی به موازات یکدیگر صورت می‌پذیرد. عماد در برابر آرش، برادر بهار، نصراله خان پدربزرگ و بهرام، پدر راوی با حاج خیری پدر عماد ساخته و پرداخته می‌شود. ]]> استان‌ها Sat, 20 Jul 2019 12:01:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278505/برف-نوشته-اند-نقد-بررسی مجموعه داستان «من و رایا» نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278453/مجموعه-داستان-رایا-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان شش جلدی «من و رایا» اثر زهرا عبدی با حضور نویسنده، زهره عارفی، مدیر گروه «داستان جمعه»، مرضیه نفری، کارشناس و منتقد ادبی و جمعی از علاقه‌مندان در گروه داستان جمعه واقع در مجتمع ناشران قم برگزار شد. در ابتدای این نشست زهره عارفی به هدف از برگزاری این نشست اشاره کرد و گفت: قبلاً کتاب‌های زهرا عبدی در انجمن «داستان جمعه» مطرح نشده بود و هدف از این جلسه معرفی مجموعه کارهای این نویسده است تا مخاطبین با آثارش آشنا شوند. به گفته وی، این مجموعه شش جلدی که نشر «باهوش» آن را منتشر کرده است، می‌کوشد مفاهیم تربیتی را به کودکان انتقال دهد. در ادامه زهرا عبدی، نویسنده مجموعه «من و رایا» با بیان اینکه نگارش کتاب‌های مختلفی را تجربه کرده است، گفت: از بین 60 کتابی که تا به امروز کار کرده‌ام، این اولین مجموعه‌ای است که با سبکی متفاوت به چاپ رسانده‌ام. این کتاب یکی از دوست داشتنی‌ترین مجموعه‌های من است چون زمان زیادی برای نوشتن آن صرف کرده‌ام و برای خلق کردن کارکتر‌هایش چندین ماه با استادان قم و تهران مشورت کردم. وی اضافه کرد: در جامعه امروز شاهد این هستیم که کودکانمان بیشتر درگیر گوشی و تبلت هستند و متاسفانه این وسائل با زندگیمان پیوند خورده‌ است. بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، این است که از طریق سواد رسانه‌ای تلاش کنیم آموزش‌های لازم را به بچه‌ها بدهیم تا بتوانند از این وسایل درست استفاده کنند. این نویسنده کودک و نوجوان تصریح کرد: من تلاش کردم در این داستان‌ها به مسائلی بپردازم که در زندگی روزمره با آن سروکار داریم، به همین دلیل اتفاق تازه‌ای بین من و مخاطب به وجود آمد. در بخش دیگری از این نشست، مرضیه نفری، کارشناس و منتقد جلسه در رابطه با این مجموعه گفت: از جمله ویژگی‌های این محموعه آن است که با داستانی‌هایی مواجه هستیم که موضوعاتی غیررئال از قیبل ماشین پرنده یا ربات در آن وجود دارد و تصویرگرِ کتاب توانسته تصویری متفاوت به مخاطب عرضه کند. نفری به ویژگی شخصیت اصلی داستان پرداخت و افزود: وقتی با بچه‌ها در رابطه با این کتاب صحبت کردم، آن‌ها به دید یک ربات به «رایا» نگاه نمی‌کردند بلکه با «رایا» مثل دیگر شخصیت‌های داستان ارتباط برقرار کرده و تحت تاثیر او قرار گرفته بودند. وی اشاره کرد: در قسمت‌هایی از داستان، «رایا» در نقش یک دوست همبازی و همراه سارا و سیناست و در قسمت‌های دیگر به عنوان شخصی دانا آنها را نصیحت می‌کند. این منتقد به شکل‌گیری رابطه مخاطب با کتاب نیز اشاره کرد و یادآور شد: با توجه به شکافی که امروزه بین سنت و مدرنیته وجود دارد، این شخصیت توانسته به ایجاد مهارت‌های درست کمک کند. مثلاً تلفن همراه در دست بچه‌ها نیست و روی بازوی «رایا» قرار گرفته، بچه‌ها یاد می‌گیرند درصورت لزوم می‌توانند موبایل را بردارند و از آن استفاده کنند. مرضیه نفری به اهمیت خانه و خانواده نیز پرداخت و یکی از ویژگی‌های کتاب را حفظ رابطه خانواده عنوان کرد و گفت: خانه و خانواده نماد امینت هستند و در این کتاب خانواده نقش اصلی را دارد و رابطه خانواده خیلی خوب حفظ شده است، اما نقش مادر هنوز سنتی است و بهتر بود یک گام جلوتر می‌رفت تا کتاب در فضای مدرن نیز قرار می‌گرفت. وی تصریح کرد: بخشی از داستان‌های کتاب داخل خانه اتفاق می‌افتد و بخشی دیگر در پارکی نزدیک خانه یا جنگل. نویسنده با این کار نشان می‌دهد که خانواده نقش مهمی در زندگی می‌تواند ایفا کند و در برقراری ارتباط و کیفیت بخشیدن به زندگی نقش موثری دارد. در پایان نشست، نویسنده مجموعه داستان «من و رایا» در پاسخ به این سوال که چرا برای «رایا» ابراز احساسات و حس مسولیت پذیری را قائل شده است، گفت: جهانِ داستان می‌تواند به یک صندلی جان دهد. الان ربات‌هایی در دنیا ساخته می‌شوند که احساسات‌شان را بیان می‌کنند، می‌گریند و می‌خندند. از این رو «رایا» مثل بقیه ربات‌ها عمل نمی‌کند و از ویژگی‌های انسانی برخوردار است. ]]> استان‌ها Sat, 20 Jul 2019 04:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278453/مجموعه-داستان-رایا-نقد-بررسی زائری: «سی و ده» تمرکزی است بر وجه ممیزه روحانیت با استفاده از زبان درام http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278159/زائری-سی-ده-تمرکزی-وجه-ممیزه-روحانیت-استفاده-زبان-درام به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، آئین رونمایی از کتاب «سی و ده» نوشته سیداحمد بطحائی در دومین عصرانه کاغذی نشر معارف با حضور وحید یامین‌پور عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران، محمدرضا زائری مدیرمسئول ماهنامه خیمه و بطحایی، نویسنده این اثر و نیز جمعی از علاقه‌مندان در دانشگاه معارف در قم برگزار شد. مجموعه داستان «سی و ده» دربرگیرنده کشمکش‌های یک طلبه در دو محیط تبلیغی در چهل قابِ روایی است. نویسنده با استفاده از تجربیات شخصی و حضور در میان مردم سعی کرده با روایت و لحنی جذاب و در عین حال داستان‌پردازی دقیق، چالش‌های یک روحانی را در محیطی غریب و تازه روایت کند. وحید یامین‌پور عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران در ابتدا با اشاره به فرم این اثر و تأثیر آن بر محتوا گفت: نشان دادن زیبای فرم دین آنقدر مهم است که بدون آن معنای دین باقی نمی‌ماند. آن چیزی که کتاب «سی و ده» را برای من ارزشمندتر کرد، این بود که با فرم درست و مناسب دین را به زیبایی نشان می‌دهد. مطالعه «سی و ده» را به کسانی که به پستوی زندگی طلبه‌ها علاقه دارند، توصیه می‌کنم وی اضافه کرد: پیش‌تر از این مواردی که از تبلیغ منتشر می‌شد محتوای امر تبلیغ بود؛ مثلاً متن سخنرانی اما اینکه شما بیایید حاشیه این اتفاق را به‌صورت یک سبک زندگی روایت کنید و ارائه دهید هم، نوعی تجربه‌نگاری ارزشمند است برای دیگران که ملبس به لباس روحانیت‌اند و هم برای عموم دین‌دارانی که به پستوی زندگی طلبه‌ها علاقه دارند. یامین‌پور ادامه داد: خیلی وقت است منتظر چنین آثاری هستیم. به نظر می‌رسد که این کارها دارد شکل می‌گیرد. روایت‌ها و داستان‌هایی قدرتمند که نشان می‌دهد یک سواد فکری ادبی پشتِ‌ کار است و نویسنده مطالعه جدی داشته است.   منبر ریشه و اصل ممیزه ماست  محمدرضا زائری، مدیرمسئول ماهنامه خیمه نیز با اشاره به اهمیت منبر به‌عنوان یک ظرفیت و قدرت غیرقابل کتمان، گفت: متأسفانه ما نسبت به داشته‌های خودمان غافلیم و ظرفیت و توان خودمان را دست‌کم می‌گیریم. بعد از انقلاب یک احساس نگرانی مشترک به وجود آمد و این سؤال مطرح شد که با وجود رسانه‌های جدید و ظرفیت‌های نو در این دنیای آشفته، آیا ما ماندنی هستیم یا نه؟ لذا این تصور ایجاد شد که مثلاً دوران منبر گذشته است. وی با اشاره به‌افراط و تفریط‌های به وجود آمده در این حوزه، افزود: ما حواسمان نیست که در برابر فضاهای جدید، منبر ریشه و اصل ممیزه ماست. در این سال‌ها دچار افراط‌وتفریط هوایی شده‌ایم و فضایی ایجاد شده که منِ طلبه باید بروم سینما، تئاتر و ... استدلال من هم این است که این‌ها زبان جدید است. یک جریان کلاً نخواستند واقعیت‌های موجود و جدید را بپذیرند و در مقابل یک تفریطی بود که بدون توجه به داشته‌ها و ظرفیت‌ها و ممیزه‌های خودش عمل می‌کرد. این افراط‌ و تفریط مثل گوی داخل تنگ هی غلط می‌خورد و باید یک جایی بایستد. «سی و ده» شاید به نظر من آن نقطه‌ای است که گوی ایستاده است. جایی که نویسنده روی ممیزه روحانیت تمرکز دارد و از ابزار و زبان درام استفاده می‌کند. تصویری که بعد از انقلاب از روحانیت در تلویزیون نمایش داده شد، ناقص بود حجت‌الاسلام‌ و المسلمین زائری با انتقاد از روند ارائه چهره و شخصیت روحانیت در سینما و تلویزیون تصریح کرد: یکی از اشتباهات ما بعد از انقلاب این بود که در مدیوم و قاب تلویزیون روحانیت را فقط در مقام خطبه نماز جمعه نشان دادیم و این در حالی بود که سریال‌های ما هر صنفی اعم از پرستار، دکتر، قاچاقچی، دزد، سرباز و همه را داشتند. در این فضا مردم ناخودآگاه احساس می‌کنند آنجایی که زندگی را می‌بینند، روحانیت غایب است؛ و این تصویری ناقصی بود که رسانه ناخواسته القا کرد.   این فعال فرهنگی با تأکید بر به‌روز شدن منبر و نوآوری در ارائه محتوای منبر یادآور شد: برخلاف قرائن و شواهدی که وجود دارد، قالب منبر از بین رفتنی نبوده و نیست. اینکه ما این ظرفیت، قابلیت و موقعیت را بشناسیم و بدانیم که منبر ظرفیتی را که مال خودمان است و ارتباط چهره به چهره و نزدیک ایجاد می‌کند، مهم است. یامین‌پور هم در بخش دیگر از سخنان خود ضمن اشاره به کنجکاوی مردم در اطلاع پیدا کردن از پستوی زندگی طلبه‌ها، گفت: مردم دوست دارند بدانند توی سر آخوندها چه می‌گذرد، پشت این چشم‌ها چه وجود دارد و توی دلشان آیا راست می‌گویند یا نه؟! دوست دارند مطلع شوند که یک روحانی با زن و بچه‌هایشان چگونه برخورد می‌کنند. وی گفت: این اتفاق صرفاً سؤال و مسئله ما نیست. مثلاً در «خوشه‌های خشم» جان اشتاین‌‌بک مهم است برای مردم کشیشی که از کشیش بودنش توبه کرده، در سرش چه می‌گذرد و به‌راحتی توبه او را نمی‌پذیرند. پس حالت درونی روحانیت برای مردم جذاب است. اگر در حد متعارف این‌ها را با مردم در میان بگذاریم و مردم مطلع شوند، قطعاً به رابطه و تعامل مردم و روحانیت کمک خواهد کرد.    زائری هم در بخش دیگری از سخنان خود به مطرح‌شدن سبک زندگی توسط رهبر انقلاب پرداخت و بیان کرد: رهبر انقلاب در سفر خراسان شمالی بحث سبک زندگی را به‌طورجدی مطرح کردند. بعد از آن بارها و بارها مؤسسات و مراکزی که پول هم داشتند، تماس می‌گرفتند و می‌گفتند شما درباره سبک زندگی کتاب بنویس. من همیشه برای خودم سؤال بود که آیا می‌شود سبک زندگی را با کتاب ترویج کرد؟ با مد، صنعت پوشاک، فیلم سینمایی و بازی کامپیوتری به‌مرور سبک زندگی شکل می‌گیرد؛ اما در حوزه نوشتاری اگر بخواهیم کاری انجام دهیم با کتاب‌های مثل «سی و ده» می‌توانیم موفق شویم. روایتی اثرگذار، جذاب و مؤثر که می‌تواند به‌صورت غیرمستقیم سبکی را ارائه کند و اگر مخاطب پسندید، دست به انتخاب بزند. تجربه نویسنده از بازخوردهای «سی و ده» در میان مخاطبان  سیداحمد بطحایی نویسنده کتاب «سی و ده» هم درباره بازخورد مخاطبان از این اثر و تجربه مواجهه مردم با روایت‌های این کتاب، گفت: مواجه جذابی شکل گرفته است. کسانی که به‌ظاهر ارتباطی با دین و روحانیت ندارند، با خواندن روایت بنده یک احساس قرابت به آن‌ها دست می‌دهد و احساس می‌کنند که می‌شود با یک روحانی هم حرف زد و ارتباط گرفت و تعامل ایجاد کرد. ]]> استان‌ها Sat, 13 Jul 2019 06:08:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278159/زائری-سی-ده-تمرکزی-وجه-ممیزه-روحانیت-استفاده-زبان-درام پنجره غبارگرفته بین مردم و روحانیت در کتاب «زن‌آقا» تمیز می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278160/پنجره-غبارگرفته-بین-مردم-روحانیت-کتاب-زن-آقا-تمیز-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، کتاب «زن آقا» با حضور نویسنده اثر زهرا کاردانی و مرضیه نفری به عنوان منتقد و جمعی از نویسندگان و علاقمندان به داستان در سالن سوره حوزه هنری قم رونمایی شد. در ابتدای این نشست افسانه بختیاری‌نژاد مجری-کارشناس، در سخنانی گفت: این کتاب داستان خانواده چهارنفره یک روحانی است که برای تبلیغ به یکی از روستاهای جنوب ایران سفر کرده‌اند. زهرا کاردانی نویسنده کتاب «زن آقا» هم با معرفی خودش گفت: بیشترین جوایزی که در دوره دانشجویی کسب کردم، در حوزه ادبیات بوده است و اکنون در جامعه الزهرا نویسندگی خلاق تدریس می‌کنم. وی درباره شکل‌گیری ایده این کتاب توضیح داد: کتاب «زن آقا» یک مستندنگاری است. من در ایام سفر هر روز اتفاقات را می‌نوشتم و بخشی از آنها را در فضای مجازی منتشر می‌کردم. وقتی به خانه رسیدم، 10 روز زمان برد تا متن را سر و سامان بدهم و به اسکلت‌بندی کتاب برسم. در ادامه مرضیه نفری منتقد ادبی، در سخنانی کتاب «زن آقا» را روایتی از یک سفر معرفی کرد و افزود: این کتاب یک روایت است و المان‌های کامل یک سفرنامه را ندارد. مثلاً صحبت چندانی از جغرافیا نمی‌کند و یا مکان‌های تاریخی و یا دیدنی را معرفی نمی‌کند، بیشتر خاطرات نویسنده را دربرمی‌گیرد و حتی مستندنگاری هم نیست. این منتقد ادبی ادامه داد: فضای طنز در کل کار جاری است و متن روان و ساده‌ای دارد. نویسنده در دفاع از سبک زندگی روحانیت و تبلیغ شعارهای گل‌درشت نمی‌دهد. خودگویی‌ها و زیرزبانی‌های نویسنده را در کار زیاد می‌بینیم و اتفاقات یک زندگی زورمره را که کمتر در فضای مجازی می‌بینیم یا می‌شنویم، در این کار به وضوح دیده می‌شود. نفری، راوی این اثر را روایت‌کننده فقر فرهنگی دانست و بیان کرد: در این روایت بیشتر شاهد فولکلور و مردم‌شناسی یک منطقه از ایران هستیم. نویسنده در اثرش از فقر فرهنگی می‌گوید اما مردم را متهم نمی‌کند، او به دور از تعصب و داوری روایتگر اتفاقاتی است که به چشم می‌بیند. وی گفت: در این کتاب یک روحانی و سید خوب را هم می‌بینیم. نویسنده یک دستمال دست گرفته و پنجره غبارگرفته بین مردم و روحانیت را تمیز می‌کند و در عین حال به شعور مخاطب هم احترام می‌گذارد. ]]> استان‌ها Sat, 13 Jul 2019 06:04:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278160/پنجره-غبارگرفته-بین-مردم-روحانیت-کتاب-زن-آقا-تمیز-می-شود شعاعیه؛ مدرسه بزرگان شیراز و تاریخی که از سر گذراند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278152/شعاعیه-مدرسه-بزرگان-شیراز-تاریخی-سر-گذراند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، رونمایی از این کتاب همزمان بود با 110 سالگی ساخت دبیرستان «شاهپور» در شیراز که با نام «شعاعیه» در سال 1287 خورشیدی بنیان‌گذاری شد، با نام «شاهپور» به شهرت رسید و سپس با نام دبیرستان «ابوذر» تا سال 1380 به فعالیت خود ادامه داد. بخش مهمی از شخصیت‌های علمی و فرهنگی شیراز دانش آموخته این مرکز آموزشی هستند. در این رویداد که به میزبانی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد، کوروش کمالی سروستانی، مدیر این مرکز، منوچهر فتوت به نمایندگی از دبیران و اکبر رجایی به نمایندگی از دانش آموختگان دبیرستان و همچنین‌ هاشم فریدونی نویسنده کتاب، سخنرانی کردند.   تاسیس شعاعیه کمالی سروستانی درباره این مدرسه و شکل‌گیری آن گفت: هر واقعه‌ای، طلیعه‌ای دارد و نقطه آغازینی؛ نقطه‌ای با زیربنیانی قابل تامل، که اگر به گاه و به درستی سامان یابد؛ مانایی‌ای خواهد یافت به قدمت تاریخ و به عمر انفسی و آفاقی نوع انسانی و اگر به نادرستی پی ریخته شود، در نطفه، خاموش خواهد شد؛ پدیداری‌اش را نه خود به یاد خواهد سپرد و نه حافظه تاریخی آن شهر و دیار و سرزمین. وی افزود: پدیداری این قانون، در هر امری ساری و جاری است و برونداد آن امری انکارناپذیر؛ چنانکه زیربنای خشتِ نخستِ «شعاعیه» در 1287 خورشیدی به همت جعفرقلی خان جلیلوند، حکمران فارس، در عمارت قورخانه دولتی، در میدان توپخانه، در ضلع شمالی ارگ کریم‌خانی و به مدیریت عبدالعلی تهرانی، دومین رئیس معارف فارس، به سزاواری و شایستگی بنیان نهاده شده و تا به اینکِ امروز مهر دوام یافته و اگرچه فراز و فرودهای بسیاری را بر خامه جان، متحمل شده، پسِ پشت نهاده است، اما کارستان ماندگاری و صبوری و دوام، امروز، 110 سالگی آن را به کنکاش، تحسین و الگوپذیری نشسته است. مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس افزود: بی‌شک برآمدن چنین رویدادی، در سرزمینی که هماره و هر روزه، آبشخور حوادث و رخدادهای گوناگونی است، بی‌اصل و اساسی دقیق، درست و محتوم، روی نخواهد داد؛ دیری نپایید که این مدرسه چند کلاسه کوچک در سال 1309 خورشیدی توسعه یافت؛ در سویی دبستان باقریه و در سویی دیگر دبیرستان شاهپور احداث شد با حفظ همان هویت پیشین؛ مدرسه‌ای طراز اول و خوش‌آوازه در شیراز. از آن پس این روند توسعه با توجه به امکانات مالی و مقتضای شرایط اجتماعی و فرهنگی ادامه یافت. در آن روزگار مدارس تازه بنیاد نهاده شده یکی از نمادهای اصلی فرهنگ و هنر و دانش شیراز بود. کمالی در ادامه گفت: کنکاشی کوتاه پیرامون ویژگی‌های علمی، فرهنگی و هنری این مدرسه چند کارکردی؛ آن هم در سده‌ای پیش از این و در دورانی که تعریف و بازخورد این مفاهیم، امری دشوار، نایاب و زودگذر محسوب می‌شود؛ نشان از اهمیت آن و شیوه‌های درست کاربردی و مدیریتی در آن است که بازتاب آن در چهار حلقه مورد بررسی است. مدیر دانشنامه فارس درباره حلقه مدیران این مدرسه گفت: یکی از مهم‌ترین زنجیره‌های این سلسله که درایت، تدبیر، دوراندیشی و خردورزی از شاخصه‌ای بارز آن در حضور و عملکرد سرانی بوده که حافظه تاریخی، نام نیک آنها را به بزرگی در کارنامه خویش ثبت نموده است؛ بزرگانی چون: علی‌محمد شعله، شیخ محمدحسین سعادت، بهاءالدین حسام‌زاده پازارگاد، حاج سیدقاسم دستغیب، سیدمحمد مصباحی و... حلقه معاونان و کارمندان مدرسه وی سپس به حلقه معاونان و کارمندان این مدرسه پرداخت و در معرفی آنان توضیح داد: بازوان توانمند اجرایی مدرسه با فراست رای و نیک‌محضری خویش، راهکارهای خردورزانه اصولی و نظری را به گونه عملی و کاربردی هدایت می‌نمودند؛ نام‌آوران ارزشمندی چون: علی‌نقی بهروزی، محی‌الدین حدائق، عبدالعلی زمردیان. مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس درباره حلقه دبیران این مدرسه گفت: این حلقه، تاثیری بسزا و مستقیم در روند پرورش و پویش دانش‌آموختگانی داشتند که هریک فردایی درخشان و ماندگار را رقم زدند؛ استادانی مجرب که هریک خود صاحب آثاری درخور و مانا در زمینه‌های مختلف علمی و ادبی و فرهنگی هستند؛ شماری اندک از این نام‌ها، نشان از بی‌شمار دانشمندانی است که در این عرصه خوش درخشیده‌اند؛ میرزابزرگ سامی، دکتر لطفعلی صورتگر، میرزامحمد اشرف‌الکتاب ارسنجانی، استاد محمدخلیل رجایی، علی سامی، کرامت‌الله افسر، محمدجواد بهروزی، جهانشاه سی‌سختی، دکتر مهدی حمیدی، دکتر جهانبخش نوروزی، علی‌اصغر سیف، احمد آرام، منوچهر فتوت، بهمن کریمی، کریم محمود حقیقی، غلامحسین صابر، شیخ محمدتقی فیلسوف روانشاد، دکتر محمدعلی دانشور، استاد حسن امداد، و....  که آثار بسیار از این دانشمندان، در یاد و خاطر بسیاری از ما ماندگار است. از ابراهیم گلستان و علی سامی تا فردیون توللی و صادق همایونی وی سپس درباره حلقه دانش‌آموختگان توضیح داد: آماجگاه تاسیس این بنیاد سترگ، در برونداد دانش‌آموختگانی بود که به واقع، در عرصه علم و دانش و ادب و هنر، تاثیری ماندگار در کارنامه علمی و فرهنگی این مرز و بوم داشته‌اند؛ شماری اندک از آن بسیار، عبارتند از: فریدون توللی، ابراهیم گلستان، عبدالوهاب نورانی وصال، جهانشاه سی‌سختی، سیروس پرهام، پرفسور علی‌اصغر خدادوست، استاد صادق همایونی، محمد تابنده، امیرهمایون یزدان‌پور، حسن مشکین‌فام، مسعود سپهر، دکتر اکبر رجایی، سیدفخرالدین دستغیب، دکتر رضا ملک‌زاده، حسن ناهید، محمدرحیم متقی ایروانی، سیدمحمد عظیمی، محمد قائد و...   اهداف تاسیس دبیرستان شاهپور این فارس‌پژوه سپس به سایر اهداف کاربردی تاسیس این مدرسه پرداخت و گفت: راه‌اندازی کلوپ موسیقی در دو بعد آموزش و اجرا، برگزاری کنفرانس‌های هفتگی، اجرای تئاترهای نمایشی، گردش‌های علمی و بازدید از اماکن تاریخی، برگزاری نشست‌های علمی و فرهنگی مستمر، برگزاری جلسات کتاب‌خوانی، نشست‌های نقد و بررسی آثار و آرا و نظرها،چاپ سالنامه‌های دبیرستان شاهپور، شرکت در مسابقات ورزشی و اخذ رتبه‌ای برتر از دیگر رویدادهایی بود که در این مدرسه دنبال می‌شد. کمالی سروستانی ادامه داد: از دهه 40 و 50 خورشیدی، این دبیرستان، علاوه بر فعالیت‌های علمی و ورزشی، در فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز سرآمد شد؛ تا اینکه در سال 1358، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نام دبیرستان شاهپور به ابوذر تغییر یافت؛ اگر چه همچنان به فعالیت‌های خویش و حفظ هویت طراز اولی خود ادامه می‌داد؛ تا زمانی که سرانجام در سال 1380 با حادثه تلخگون تخریب این دبیرستان و کتابخانه معلم و تبدیل آن به فضای سبز روبه رو شدیم. به بهانه طرح احیای مجموعه زندیه که هنوز هم در خم یک کوچه است. وی تاکید کرد: بی‌شک در این دوران پرافتخار که قرنی از آن می‌گذرد، داشته‌ها و بروندادهای علمی وفرهنگی این مدرسه، کارنامه آن را بسیار سترگ و ماندگار ساخته، به گونه‌ای که شیراز امروز را در عرصه‌های مختلف فرهنگی، علمی و ادبی، مدیون و مرهون خویش ساخته است.   فرصتی برای عبوری دگر بار کمالی درباره کتاب «صد و ده سال؛ از شعاعیه تا شاهپور و ابوذر» گفت: پژوهش درخور آقای هاشم فریدونی؛ فرصتی است برای عبوری دیگربار، از دالان تاریخی شعاعیه، شاهپور و ابوذر؛ بازشناختن لایه‌ها و ادوار گون‌گون آن از میان سطورِ نامه‌ها، اسناد و تصاویر، از سکانس امروز! تلاش درخوری که به گام شوق، به منصه چاپ و انتشار رسیده است تا ما را و همگان را سندی باشد معتبر در داشته‌های فرهنگی این سرزمین.   پژوهشی سه ساله همچنین در این رویداد، منوچهر فتوت به نمایندگی از دبیران این دبیرستان، با ذکر خاطراتی از مدیران و دیگر دبیران این مرکز آموزشی یاد کرد. اکبر رجایی هم به نمایندگی از دانش آموختگان دبیرستان در سخنان با نقل خاطره‌ای، به تجلیل از حاج سیدقاسم دستغیب مدیر وقت این مدرسه پرداخت. همچنین هاشم فریدونی، نویسنده اثر، این کتاب را محصول 3 سال کارپژوهشی ذکر کرد و عنوان کرد: اگر همراهی مدیران، دبیران و دانش آموختگان این دبیرستان نبود این کتاب به ثمر نمی‌نشست. وی از کتاب «تاریخ آموزش و پرورش فارس از عهد باستان تا دوره معاصر» زنده‌یاد حسن امداد به عنوان مرجع مهمی برای نگارش این کتاب یاد کرد. فریدونی همچنین با توجه به اهمیت این مدرسه در سیستم آموزشی شیراز، از تخریب آن ابراز تاسف کرد. ]]> استان‌ها Fri, 12 Jul 2019 09:11:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/278152/شعاعیه-مدرسه-بزرگان-شیراز-تاریخی-سر-گذراند زائری و یامین‌پور از «سی و ده» رونمایی می‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278055/زائری-یامین-پور-سی-ده-رونمایی-می-کنند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، «سی و ده» چهل روایت داستانی از یک روحانی در محیط تبلیغی است که سی روایت در ماه رمضان شهر انار استان کرمان روایت می‌شود و ده روایت از دهه محرمِ روستایی ییلاقی در ورامین. سید احمد بطحایی به‌عنوان نویسنده، راوی تمام داستان‌هاست و به عبارتی داستان حول محور چالش‌های ذهنی و عینی او با خود، مردم و محیط پیرامونش شکل‌گرفته است. در بخشی از کتاب «سی و ده» می‌خوانیم: به امام‌زاده که می‌رسیم بی‌هوا میکروفون را می‌دهند دستم. می‌مانم چه بگویم. مردان دورم را گرفته‌اند و زن‌ها در حاشیه و نزدیکِ دیواره‌های امامزاده نگاهم می‌کنند. لرزشی از ساق پایم به بالا می‌رود و به دست‌هایم می‌نشیند و در تارهای صوتی‌ام به اوج می‌رسد. با همان صدای لرزان و لکنت‌وار می‌گویم: «چه بگویم؟» پیرمردی که به دیوار کاهگلیِ سقاخانه تکیه داده کلاه نمدی‌اش را از سر برمی‌دارد و با دست به پیشانی‌اش می‌زند. طنین صدای ضربه دستش فضا را پر می‌کند و با صدای ضجه خش‌دارش چند جفت چشم دیگر را هم نم‌دار می‌کند. من ولی مات و مبهوت مانده‌ام. حتی گریه هم نمی‌کنم. سرم را پایین می‌گیرم و با چشم‌هایی که دو دو می‌زند به موزاییک‌های مشبّک امام‌زاده خیره شده‌ام. چند ثانیه همان‌طور می‌گذرد که صدای گریه نوزادی از سمت زن‌ها بلند می‌شود. بی‌اختیار سرم را سمت صدا می‌چرخانم و می‌گویم: «صدای ناله شیرخوار می‌آید!» یادآوری می‌شود، این نشست به همت نشر معارف و با همکاری پاتوق کتاب قم روز پنج‌شنبه 20 تیر ساعت 18 در دانشگاه معارف واقع در بلوار جمهوری اسلامی بین کوچه 4 و 6 برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Wed, 10 Jul 2019 09:02:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/278055/زائری-یامین-پور-سی-ده-رونمایی-می-کنند سفرنامه داستانی زوج طلبه نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277778/سفرنامه-داستانی-زوج-طلبه-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، هفتمین نشست از سری نشست‌های «نقد داستان طلاب» با حضور دکترسیدحسین شرف‌الدین عضو هیئت‌ علمی موسسه امام خمینی (ره) قم، دکتر مریم برادران عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام صادق (ع) و زهرا کاردانی، نویسنده کتاب «زن آقا» در سالن جلسات مدرسه اسلامی هنر برگزار شد. سیدحسین شرف‌الدین در ابتدای این جلسه با تحسین از قلم زهرا کاردانی گفت: قلم خانم کاردانی قلمی روان، نرم، صمیمی و ادیبانه است که احساس را برمی‌انگیزد. کاملاً پاکیزه و عاری از زیاده‌گویی و ابهام و اغراقی که معمولاً در ادبیات داستانی ما کم‌وبیش وجود دارد. زبان کتاب، ساختار و پردازش آن کاملاً داستانی است که از یک تجربه زیسته گذرا، نیم‌بند و موقتی گزارش می‌دهند. وی اضافه کرد: «زن آقا» کتابی است که به نظرم تومان ذهن و روان را درگیر می‌کند. برای کسانی که تجربه زندگی در روستا را دارند، می‌فهمند که نویسنده چه می‌گوید و چرا آدم‌های روستایی دست‌هایشان زمخت و رابطه‌شان با خدا، طبیعت و شهری‌ها این‌گونه است. عضو هیئت‌علمی موسسه امام خمینی (ره) قم از منظر و نگاه علوم اجتماعی به متن نگاه کرد و ادامه داد: ما در علوم اجتماعی بخشی داریم به نام مطالعات مردم شناختی. مطالعات مردم شناختی یک نوع مطالعه تک‌نگاشتی است. محققی به منطقه‌ای می‌رود، مدت‌ها در آنجا می‌ماند و گزارشی از اوضاع فرهنگ اجتماع آن منطقه به ما می‌دهد این گزارش تک‌نگاشتی استاندارهایی دارد. مثلاً برخی از اندیشمندان غربی سال‌ها با ایل قشقایی ییلاق قشلاق کرده‌اند تا بتوانند چم و خم زندگی آن‌ها را بفهمد. روش این نوع مطالعات مشاهده مشارکتی است یعنی فرد محیط را همراه با مشارکت مشاهده می‌کند. به این معنی که با زندگی آدم‌ها درمی‌آمیزد، با افراد ارتباط برقرار می‌کند و سعی می‌کند زبان آن‌ها را یاد بگیرد.   شرف‌الدین افزود: در این مطالعه در ابتدا به توصیف وضعیت فرهنگی اجتماعی و اقتصادی پرداخته می‌شود. حتی توصیفات دقیق جغرافیایی هم نشان داده می‌شود. این مطالعه ابتدا توصیفی است. توصیفاتی هم که اتفاق می‌افتد سعی می‌شود غلیظ و ضخیم باشد و توام با لایه کاوی‌های دقیق. در مقابل توصیفات رقیق داریم که بیشتر به گزارش‌های موقت، گذرا و سفرنامه‌ای می‌پردازد. این استاد دانشگاه با بیان این نکته که ما در فرهنگ تبیین نداریم، گفت: علت این مسئله این است که علت و معلول در این حوزه برایمان مهم نیست. فرهنگ حوزه معنا است و بیشتر ما تفسیرگر و معناکاو هستیم. اینکه مردم چرا این رسم و رسوم خاص را دارند، مهم نیست؛ آنچه مهم است، معنای آن رسم و رسوم است. لذا توصیف به‌تنهایی کافی نیست و نیاز است تفسیر چندلایه همراه آن باشد. وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر ما چنین چارچوبی را الگو و مرجع گزارشمان قرار دهیم، به نظرم کار خانم کاردانی را باید دقیق‌تر ببینیم و نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کنیم. تک‌نگاری «زن آقا» یک تک‌نگاری جامع نیست، چراکه سطح تماس حداقلی است. در روستا آدم‌های متعددی زندگی می‌کنند، ما حتی از وضعیت جمعیتی روستا هم خبر نداریم و مضاف بر آن راوی با تعداد محدودی از افراد روستا ارتباط برقرار کرده است؛ بنابراین چون سطح تماس مستقیم کم است توصیفات تنک‌مایه و رقیق می‌شود و ما می‌خواهیم از نوع بازخوردهای دو یا سه نفر از اهالی روستا را قضاوت کنیم. شرف‌الدین برای عمق بخشیدن به اینگونه مستندنگاری‌ها، استفاده راهنماهای محلی را کارگشا دانست و بیان کرد: در این نوع مطالعات مردم‌شناسانی که غریبه‌اند از راهنماهای محلی استفاده می‌کنند. یک نفر که محیط را که خوب می‌شناسد، باید راهنمای ما باشد. در این اثر راوی از یک راهنمای هدفمند استفاده نکرده و صرفاً با خلاقیت‌های شخصی سعی شده معانی حرکات اهل روستا فهمیده شود. همین امر باعث می‌شود ما تصویر عمیقی از فرهنگ روستا نداشته باشیم. ازجمله مواردی که وی در رابطه با عمق پیدا کردن مستندنگاری به آن اشاره کرد، مدت اقامت در آن منطقه بود که در این باره گفت: این مسئله تابع پیچیدگی آن منطقه است؛ اما اینکه این مدت نرخ‌اش چقدر است، بستگی به مطالعات پژوهش و جغرافیای منطقه دارد. مدت‌زمان حضور نویسنده یک سفر تبلیغی یک‌ماهه بیشتر نبوده و مدت اقامت برای فهم راز و رمزهای منطقه که خیلی غریب و بیگانه است باید بیشتر باشد یا حداقل در آن مدت کم کنشگری بیشتری اتفاق بیفتد. دکتر مریم برادران عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام صادق (ع) در ادامه این نشست به بررسی سابقه این نوع مستندنگاری در ادبیات پرداخت و گفت: ما سابقه ثبت چنین سفرنامه‌هایی را نداریم؛ سفرنامه‌ای که یک روحانی همراه خانواده به سفر می‌رود و از اتفاق‌ها و روزهایی که بر آن‌ها می‌گذرد سخن بگوید. به نظرم نویسنده با قلم روانی که دارد، به‌خوبی توانسته حس خودش را منتقل کند و نکاتی را مطرح کند که ما تجربه‌هایی از آن نداریم؛ بنابراین ارزش کار بالاست. عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام صادق (ع) اضافه کرد: کار پر از فکت‌هایی است که می‌تواند مایه‌های خوبی برای مردم‌شناسی داشته باشد و در فرهنگ شناسی کمک کند. خانم کاردانی کار علمی نکرده و یک سفرنامه نوشته است. این‌گونه سفرنامه‌ها اگر کار علمی خوبی هم همراهش انجام‌ نشده باشد، می‌تواند پتانسیل خوبی برای کارهای علمی مردم‌شناختی، جامعه‌شناسان و فرهنگ‌نگاران باشد. برادران به نقاط قوت اثر هم اشاره کرد و افزود: از نظر نگارش کتاب خیلی روان و جذاب و بسیار به ما نزدیک است. مهم‌ترین نقطه قوت اثر فرازوفرودهای آن است که در یک بستر پرتلاطم و پرتضاد شکل‌گرفته است.   این استاد دانشگاه بیان کرد: نویسنده لایه‌های مختلف فرهنگ را دیده است. ساده‌ترین موضوع در بحث فرهنگ، غذا است. ما چقدر می‌بینیم این المان فرهنگی در این کار بروز و ظهور می‌کند. متأسفانه خیلی از اوقات در بررسی‌هایمان از این موارد جزئی عبور می‌کنیم که خانم کاردانی به‌خوبی از این منظر به موضوع پرداخته‌اند. عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام صادق (ع) به ویژگی مردم روستا اشاره کرد و گفت: مثلاً یکی از ویژگی‌های روستا درهای باز خانه‌هاست که در روستا وجود دارد و سطح ارتباط را به ما نشان می‌دهد. کاردانی این المان را نشان می‌دهد و جنبه‌های مثبت و منفی این فرهنگ را ارزیابی می‌کند که چه مواقعی آزاردهنده است و کجاها درهای باز احساس صمیمیت را ایجاد می‌کنند. برادران به راوی سفرنامه هم گریزی زد و تبدیل‌شدن نگاه راوی به یک گفتگو و کلنجار درونی را نکته قابل‌توجهی ارزیابی کرد و گفت: نویسنده مدام با وضعیت‌هایی مواجه می‌شود و ما به‌عنوان خواننده صرفاً کلنجارهای ذهنی او را می‌خوانیم و با سؤال‌هایی که از خودش می‌پرسد آشنا می‌شویم. راوی به ‌نقد فرهنگی جامعه نمی‌پردازد و بیشتر به خودش برمی‌گردد. خیلی پاسخگو نیست. این نوع نگاه اجازه می‌دهد خواننده با سطح دیگری از سؤال مواجه شود و در چالش با سؤال قرار گیرد. در پایان زهرا کاردانی نویسنده اثر در سخنان کوتاهی گفت: خاطره‌نگاری و مستندنگاری را خیلی جدی نگاه نمی‌کردم. این کتاب ماحصل تمرین من برای رسیدن به داستان بود و برای تقویت قلم خودم آن را انجام دادم. بعدها اتفاقات مثبتی افتاد و بازخوردهای خوبی گرفتم که باعث شد برای ادامه کار دلگرم شوم. وی گفت: یک سری فرهنگ‌ها و آدم‌ها اطراف ما هستند که همین امروز و فرداست از کنار ما بروند و دیگر دستمان به آن‌ها نرسد. این احساس خطر باعث شد بیشتر به مستندنگاری علاقه‌مند شوم. ]]> استان‌ها Sat, 06 Jul 2019 06:44:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277778/سفرنامه-داستانی-زوج-طلبه-نقد-بررسی علیرضا خمسه: باید از توزیع کتاب حمایت بیشتری صورت گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277774/علیرضا-خمسه-باید-توزیع-کتاب-حمایت-بیشتری-صورت-گیرد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست صمیمی و جشن امضاء کتاب‌های «آموزش پانتومیم» و «کمدی یا طنز در تلویزیون» ترجمه علیرضا خمسه، بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، با حضور علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی و جمعی از مسئولین و مدیران فرهنگی قم در مجموعه بزرگ دنیای کتاب قم برگزار شد. خمسه در این نشست به خصوصیات یک نویسنده و یک خواننده خوب اشاره کرد و گفت: یک نویسنده خوب کسی است که هر نوع کتابی را که منتشر می‌شود، بخواند، اما یک خواننده خوب کسی است که فقط کتاب‌های خوب بخواند. کتاب‌ها مثل ‌انسان‌ها، فقط در جبهه خیر نیستند؛ اگر بخواهیم آدم‌ها را دسته‌بندی کنیم، سه دسته هستند: سفید، سیاه و یا خاکستری؛ بر این اساس کتاب‌ها نیز به همین سه دسته تقسیم می‌شوند؛ چون حاصل اندیشه همین آدم‌ها هستند. این بازیگر و نویسنده در مورد این کتاب‌ها گفت: به عنوان مثال کتاب سیاه از یک آدم تبهکار است که می‌تواند خاطرات تبهکاری را به صورت پاورقی و یا یک کتاب طولانی بنویسد و کتاب سفید از آدمی است که به زیبایی، عشق، انسانیت و کائنات فکر می‌کند، لذا کتاب و اندیشه‌ این شخص با شخص تبهکار فرق می‌کند. وی با بیان اینکه کتاب‌های خاکستری نیز کتاب‌هایی هستند که تکلیفشان روشن نیست، گاهی به سمت خیر و گاهی مخالف آن حرکت می‌کنند، تصریح کرد: یک نویسنده خوب همه این کتاب‌ها را می‌خواند، در حالی‌که یک خواننده خوب باید مشاور داشته باشد که چه کتابهایی بخواند. خمسه در مورد راز شاد بودن و شاد زیستن گفت: عشق محور زندگی است، اگر عشق را شناختید، راز سرمستی و شاد بودن را فهمیده‌اید و در این میان، کتاب خوب در مورد عشق است، و برای شاد بودن باید اینگونه کتاب‌ها را مطالعه کنیم تا عشق را بشناسیم.   این بازیگر و نویسنده در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از پایین بودن سرانه مطالعه در ایران گفت: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که متاسفانه کتابخوانی جزء عاداتمان نیست. باتوجه به اینکه در سال‌های اخیر به دلایل کاری در بسیاری از کشورهای خارجی حضور داشته‌ام، نشانه‌هایی که برای شناسایی هموطنانم در آن کشورها یا در فرودگاه‌ها می‌بینم، هیچ ربطی به کتاب ندارد. وی در ادامه در باب اهمیت خانواده، جهت علاقمند کردن فرزندان به مطالعه و کتابخوانی گفت: خانواده بنای اصلی جامعه است و در جامعه هر اتفاقی می‌افتد از خانواده شروع می‌شود، به طور مثال اگر والدین اهل مطالعه و کتاب خواندن باشند، فرزندان نیز با مشاهده این امر به کتاب خواندن علاقه‌مند می‌شوند. خمسه ادامه داد: مطالعه و کتابخوانی نیاز به شعار و تبلیغات ندارد، همین که والدین، در خانواده، با عشق و علاقه کتاب می‌خوانند باعث علاقه‌مندی فرزندان به کتاب و مطالعه می‌شود و مشاهده کتاب در دست والدین و یا یکی از آن‌ها، باعث می‌شود که دیگر اعضای خانواده نیز اهل مطالعه و کتاب خواندن شوند، و همین امر باعث شده است که برای فرزندان من، کتاب جزء بهترین هدایایی که می‌گیرد. این بازیگر و نویسنده در ادامه در مورد اهمیت و ضرورت مطالعه و نیاز به کتاب و کتابخوانی در جامعه امروزی گفت: حتی اگر برخی از افراد اهل مطالعه نباشند و یا از کتاب و کتابخوانی متنفر باشند، باز هم به کتاب و مطالعه‌ آن نیاز دارند؛ به عنوان مثال اگر فردی بخواهد در جامعه امروزی یک جوان بروز و کارامد باشد، حداقل کاری که باید انجام دهد، آموزش زبان است که برای این کار باید سراغ کتاب‌های آموزش زبان رفت و آن‌ها را مطالعه کند. وی ادامه داد: خیلی از افرادی که علاقمند به بازیگری، آشپزی، پزشکی، فضانوردی و یا کارهای بزرگ دیگری هستند، می‌توانند از طریق مطالعه کتاب‌ و روش‌های عملی کردن رویاها، به رویاهایشان جامه عمل بپوشانند و آن‌ها را عملی کنند. خمسه ادامه داد: همه اساتید و بزرگان ما، در هر رشته و فنی، تجربه و آموخته‌هایشان را به صورت کتاب درآورده‌اند، به عنوان مثال اگر کسی بگوید من می‌خواهم بازیگری یاد بگیرم و باید چکار کنم، آن شخص را به جای ثبت نام و شرکت در کلاس‌های آموزشی به خواندن کتاب «آموزش پانتومیم» (آموزش زبان بدن) دعوت می‌کنم. این بازیگر و نویسنده در مورد کتاب ترجمه‌ای دیگر خود با عنوان کتاب «کمدی در تلویزیون» که توسط مرکز پژوهش‌های صدا و سیما برای اهل فن و متخصصین این کار منتشر شده است، گفت: این کتاب در مورد تفاوت کمدی و طنز است؛ طنز یک اثر مکتوب است و کمدی یک اثر نمایشی. بنابراین عبید زاکانی یک طنزپرداز بود و سعدی افشار یک کمدین. مثلا اگر یک نمایشنامه بنویسم، آن نمایشنامه می‌تواند یک طنز تلقی شود اما اگر نمایشنامه را بازی کنم، کمدی محسوب می‌شود. وی در ادامه به ویژگی‌های آثار کمدی نیز اشاره کرد و گفت: کمدی پایان خوش دارد، با رویاها و ماورا کاری ندارد و با واقعیت‌ها و مسائل روز کار دارد، و در نهایت با یک نگاه انتقادی به همه چیز نگاه می‌کند. خمسه به تفاوت کمدی با تمسخر نیز اشاره کرد و افزود: کمدی جایگاه انسان را ارتقا می بخشد، در حالی که تمسخر جایگاه انسان را تنزل می‌بخشد. این مولف همچنین تصریح کرد: مطالب فراونی در سایت‌های مختلف و فضای مجازی نوشته شده است، اما مطالعه کتاب و در دست داشتن آن با مطالعه این سایت‌ها و یا کتاب‌های الکترونیکی قابل مقایسه نیست، چرا که لذت لمس کتاب و در دست داشتن آن بر لذت مطالعه بسیار می‌افزاید. خمسه همچنین با بیان اینکه هر کشور و دولتی بر اساس سیاست‌های خاص خود کتاب‌هایی را به چاپ می‌رساند، گفت: شاید بهتر باشد کتاب‌های بیشتری را به چاپ برسانیم تا مخاطب به سطح گسترده‌تری از کتاب دسترسی داشته باشد و با خواندن کتاب‌های متفاوت، کتاب مناسب ذائقه خود را انتخاب کند. وی با تاکید بر لزوم توجه بیشتر به مسئله توزیع کتاب افزود: باید از نشر و توزیع کتاب حمایت بیشتری صورت گیرد زیرا مشکل توزیع کتاب یکی از معضلات بزرگی است که بر سر راه کتاب و گسترش کتاب‌خوانی قرار دارد. همچنین باید در جهت بهبود شرایط اقتصادی تلاش کرد؛ می‌توان در کنار یارانه‌ها، بن کتاب هم در اختیار افراد قرار داد تا مردم برای خرید کتاب ترغیب و تشویق شوند.   این بازیگر سینما و تلویزیون سپس به ترجمه کتاب «آموزش پانتومیم» پرداخت و یادآور شد: جای خالی چنین كتابی به‌خصوص برای علاقه‌مندان مستعد شهرستانی در میان کتاب‌های تئاتری احساس می‌شد. تمرین‌هایی كه در این كتاب معرفی شده است، با سادگی خاص خود قدرت آموزشی بالایی دارند. این دلیل باعث شد كه این كتاب را ترجمه كنم. وی تصریح کرد: بیشتر کتاب‌هایی كه در حوزه پانتومیم چاپ‌شده به مباحث نظری پانتومیم می‌پردازد و كمتر وارد حوزه‌های عملی و تمرین‌های كاری می‌شوند اما این كتاب بیشتر به مسائل عملی می‌پردازد. خمسه ادامه داد: كتاب اصلی به زبان آلمانی توسط «مارك اشتولزنبرگ» نوشته‌شده است، اما برای ترجمه آن من از ترجمه انگلیسی و فرانسه استفاده کردم. این كتاب تصاویر زیادی دارد و بیشتر از آنكه مفاهیم را با متن انتقال دهد، آن‌ها را به‌وسیله تصویر نمایش می‌دهد. علیرضا خمسه در پایان ضمن ابراز خرسندی از راه‌اندازی مجموعه‌‌ای مانند «دنیای کتاب» در استان قم گفت: یکی از بهترین اتفاقاتی که در این نشست انجام‌ شده است تقارن این نشست با میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر است که افتخار این را دارم در جوار بارگاه کریمه اهل‌بیت (س) در مجموعه بزرگ دنیای کتاب در بین علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی حضور پیدا کنم و از این مجموعه فاخر و بی‌نظیر دیدن کنم. ]]> استان‌ها Sat, 06 Jul 2019 06:43:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277774/علیرضا-خمسه-باید-توزیع-کتاب-حمایت-بیشتری-صورت-گیرد رمان نویس حق ندارد تاریخ را تحریف کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276820/رمان-نویس-حق-ندارد-تاریخ-تحریف-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی رمان «قربانی طهران» شامگاه چهارشنبه 22 خرداد با حضور نویسنده اثر حامد اشتری، محمد رودگر نویسنده و منتقد ادبی و جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات داستانی در حوزه هنری استان قم برگزار شد.   در ابتدای نشست الهام فراهانی کارشناس مجری جلسه به معرفی رمان «قربانی طهران» پرداخت و گفت: داستان «قربانی طهران» در تهران قدیم و اواخر دوره قاجار رخ می‌دهد. این اثر نگاهی داستانی به اتفاقات مشروطه داشته و می‌کوشد سیر تحول جوانی عدالت‌خواه را در آن بحبوحه سیاسی نشان دهد. جوانی که با رؤیای عدالت‌خواهی از وطن مهاجرت کرده و به مرکز تحولات سیاسی آن زمان یعنی تهران می‌آید و اوضاع را با آنچه در جراید می‌خوانده، کاملاً متفاوت می‌یابد.   فراهانی در ادامه از نویسنده اثر دعوت کرد تا به سوالاتی در این رابطه پاسخ دهد. حامد اشتری در پاسخ به این سوال که از چه سالی نوشتن را آغاز کرده است، گفت: از سال ۸۵ در مجلات می‌نوشتم و مدتی به سبب مشغله کاری از داستان دور بودم اما از سال ۹۱ به داستان برگشتم. وی ادامه داد: شب و روزم با داستان آمیخته است و مدتی است این‌گونه به نظرم می‌آید که اگر بخواهیم کاری را انجام دهیم، باید حرفه‌ای آن را پیگیری کنیم. حرفه‌ای به این معنا که بر ما ایامی بدون اینکه در این زمینه فعالیتی از قبیل خواندن، نوشتن و بررسی و تحلیل نگذرد.   اشتری در پاسخ به شکل گرفتن ایده «قربانی طهران» یادآور شد: ایده اصلی این داستان در واقع بعد از یک داستان کوتاه شکل گرفت که اتفاقاً آن داستان مورد توجه قرار گرفت. آن زمان در حال نگارش یک رمان نوجوان بودم. اما چون ایده داستان «قربانی طهران» دغدغه همیشگی من بود و آن برهه از تاریخ ایران که یک پیچ تاریخی است و مردم و جامعه ایرانی می‌خواهد از یک جامعه سنتی به جامعه مدرن وارد شوند برایم اهمیت داشت کار کودک را رها کردیم و شروع کردم به نگارش این رمان.   نویسنده رمان «قربانی طهران» درباره تحقیق و پژوهش این کار بیشتر توضیح داد و گفت: از 5 سال پیش پژوهش این کار صورت گرفت. اما وقتی قرار است تهران قدیم و پاریس زمان قاجار را روایت کنم، نیاز به تحقیق و خواندن زیادی داشتم. در ۳ دسته مطالعه کردم و حدوداً ۲۰ کتاب را بررسی کردم؛ یک دسته تاریخ عام مشروطه، یک دسته روزنامه‌های برای یصد سال اخیر، یکسری روایت و تاریخ و سفرنامه. در این رابطه کارهای نشر اطراف خیلی به من کمک کرد.   وقتی کارشناس مجری نشست درباره ارتباط داستان و تاریخ سوال کرد، اشتری تصریح کرد: رمان نویس حق ندارد تاریخ را تحریف کند. اقلاً باید کتاب با موقعیت‌های تاریخی تعادل داشته باشد. موقعیت‌های تاریخی دو دسته‌اند. یک سری مسلمات تاریخی اند و یک سری موارد بر می‌گردد به اینکه ما تاریخ تحلیلی مطالعه کرده باشیم. وی گفت: نویسنده باید موضعش را نسبت به این دو مشخص کند. هم تاریخ‌های مسلم را بداند و هم نسبت به تاریخ تحلیلی بعد از مطالعه به نظر برسد. در ادامه نویسنده به اصطلاح وارد ساختمانی می‌شود که ستون‌ها و نقشه مشخص است اما شخصیت را آزاد می‌گذارد که هر جور می‌خواهد در این ساختمان بگردد. لذا نباید نویسنده حافظه تاریخی مردم را مخدوش کند.   بخش دوم نشست با دعوت از محمد رودگر نویسنده و منتقد ادبی آغاز شد. رودگر درباره رمان «قربانی طهران» گفت: «قربانی طهران» در مورد شیخ فضل‌الله نوری است. شیخ فضل‌الله یک شخصیت تاریخی است. کاری که آقای اشتری انجام داده است، در طبقه آثار ادبیات داستانی تاریخی گنجانده می‌شود. چون از یک شخصیت حقیقی تاریخی بهره مند است. وقتی که یک پایه کار ادبیات داستانی باشد و یک پایه دیگر تاریخ، به این معناست که ایشان یک کار بینارشته ای انجام داده است. این کار شهامت زیادی می‌خواهد که نویسنده برای اولین کارش سراغ موضوعی برود که تاریخ است.   نویسنده «دخیل هفتم» اضافه کرد: از منظر یک داستان‌نویس اگر به یک موقعیت تاریخی علاقمند شدیم آیا می‌توانیم کاری انجام دهیم؟ شخصیت شیخ فضل الله یک شخصیت پیچیده است و ابعاد بسیار مختلفی دارد و هر کسی در موردش یک جوری صحبت می‌کند. برخی دیدگاه کاملاً منفی دارند، برخی کاملا به صورت تک بعدی او را مقدس می‌دانند. برخی هم او را خاکستری می‌بینند. این رویکرد سوم به کار داستان نویس می‌آید و می‌شود از منظر یک داستان نویس به سراغ این شخصیت رفت.   رودگر به پیچیدگی‌های شخصیت شیخ فضل الله پرداخت و ادامه داد: آن‌هایی که مخالف شیخ هستند دلیل مهم دارند. اول اینکه شیخ مخالف قانون اساسی بود و می‌گفت قانون یک چیز غربی است. از طرفی ایشان مخالف فعالیت زنان بود و دوست داشت فعالیت آن‌ها را محدود کند. این حرف را شیخ به صراحت در کتاب‌هایش آورده است. از لحاظ سیاسی هم همین‌طور. در یک مقطعی مخالف شاه و سلطنت بود اما در مقطعی دیگر سلطنت‌طلب شد. منِ داستان نویس وقتی سراغ این شخصیت می‌روم، آیا مجاز هستم مثلاً بخشی از واقعیت را تحریف کنم و اصل واقعیت را بیان نکنم؟ این سؤال در مورد شخصیت‌های تاریخی مطرح است.    نویسنده «دیلمزاد» در پاسخ به سوال دیگری گفت: داستان نویس‌ها دو دسته اند. برخی معتقدند اصل واقعیت را باید بیان کرد و تنها می‌توان در ضروریات و عناصر داستانی یک خلاقیتی هنری انجام داد. مثلاً در فضاسازی یا دیالوگ یا ایجاد شخصیت‌ها و تیپ‌های مختلف در داستان دخالت و تصرف کرد. برخی معتقدند تو کاملاً آزادی. هیچ تقدسی را نمی‌شناسیم. بسیاری از رمان نویسان غربی بر این شیوه  عمل می‌کنند و محدودیت‌های ما را ندارند. چرا که این ملاحظات را ندارند و امر مقدسی برایشان وجود ندارد.   وی بیان کرد: با اینکه نویسنده در مورد شخصیت خیلی احتیاط کرده اما باز با سانسور‌های زیادی مواجه شده است. لذا کار تاریخی بسیار سخت و دشوار است. کسی که در بند این مسائل نباشد راحت تر می‌تواند داستان بنویسد و سراغ افراد تاریخی برود.   محمد رودگر در پایان داستان «قربانی طهران» را داستان انتقام هاشم معرفی کرد و گفت: از لحاظ داستانی، هاشم چون پدرش کشته شده است، می‌خواهد از ظلمی که حاکم است انتقام بگیرد. از طرفی در جامعه قجری به بهانه‌های مختلف شیخ فضل‌الله نقطه کانونی آن ظلم قرار می‌گیرد. لذا داستان شیخ یک داستان فرعی است و داستان اصلی یک داستان دیگر است. برای کسی که کار اولین رمانش را می‌نویسد راهی جز این وجود ندارد و نمی‌تواند به شخصیت اصلی ورود مستقیم پیدا کند. ]]> استان‌ها Thu, 13 Jun 2019 10:12:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276820/رمان-نویس-حق-ندارد-تاریخ-تحریف-کند نقد و بررسی «قربانی طهران» در «عصرانه داستان» قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276651/نقد-بررسی-قربانی-طهران-عصرانه-داستان-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، روز چهارشنبه 22 خرداد در بیست و دومین عصرانه داستان کتاب «قربانی طهران» اثر حامد اشتری با حضور محمد رودگر نویسنده و منتقد ادبی در حوزه هنری قم نقد و بررسی می‌شود. داستان «قربانی طهران» در تهران قدیم و اواخر دوره قاجار رخ می‌دهد. این اثر نگاهی داستانی به اتفاقات مشروطه داشته و می‌کوشد سیر تحول جوانی عدالت‌خواه را در آن بحبوحه سیاسی نشان دهد. جوانی که با رؤیای عدالت‌خواهی از وطن مهاجرت کرده و به مرکز تحولات سیاسی آن زمان یعنی تهران می‌آید و اوضاع را با آنچه در جراید می‌خوانده کاملاً متفاوت می‌یابد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «قهوه‌ام را سر کشیدم و به شیشه‌های مه‌گرفته خیره شدم. این کافه دنج را در یکی از گشت‌زنی‌هایم گوشه پارک بولوین پیدا کرده بودم. پاتوق همیشگی‌ام در کافه دولاپه دیگر دنج نبود. هر روز عده‌ای منورالفکر مفت‌خور ایرانی می‌آمدند و مسائل تکراری مطرح می‌کردند.» کتاب «قربانی طهران» اثر حامد اشتری به‌تازگی توسط نشر معارف در قالب کتاب‌های فیروزه‌ای منتشر شده است. یادآوری می‌شود این برنامه روز چهارشنبه 22 خرداد از ساعت ۱۸ در حوزه هنری قم واقع در خیابان صفاییه کوچه 23 برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Mon, 10 Jun 2019 07:10:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276651/نقد-بررسی-قربانی-طهران-عصرانه-داستان-قم «جشن رمضان» به مدت هفت شب در «دنیای کتاب قم» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275867/جشن-رمضان-مدت-هفت-شب-دنیای-کتاب-قم-برگزار به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتب ایران (ایبنا) در قم، کتابفروشی دنیای کتاب قم در شب‌های ماه مبارک رمضان میزبان شاعران نامدار کشوری و شاعرانی از استان قم بود. حسین قوامیان مدیر دنیای کتاب قم در رابطه با این برنامه به خبرنگار ایبنا گفت: دنیای کتاب برای ایجاد بستری مناسب و سرگرم کننده برای شب‌های ماه رمضان برنامه جشن رمضان را با رویکرد دعوت از شاعران طنز برگزار کرد. وی افزود: در این برنامه شاعران کشوری از قبیل ناصر فیض، سعید بیابانکی، احمد علوی، عبدالجبار کاکایی، علیرضا بدیع و عباس احمدی حضور پیدا کردند و به خواندن شعرهای طنز خود پرداختند. همچنین در این برنامه هر شب 3 الی 4 نفر از شاعران قمی هم شعرهای طنز خود را سرودند.   مدیر دنیای کتاب قم با مثبت ارزیابی کردن برگزاری این نشست‌ها با توجه به استقبال مردمی از آنها تصریح کرد: با توجه به استقبال مردم و پیشنهادهایی که از طرف شاعران مدعو به ما شده است، تصمیم گرفتیم این برنامه را در ماه‌های آتی دنبال کنیم و هر ماه برای شاعران به نام کشور برنامه‌ای داشته باشیم. قوامیان به پیشنهاد ویژه شعرا هم اشاره کرد و یادآور شد: شاعران مهمان به ما پیشنهاد دادند یک بخش و قفسه مخصوص شعرهای طنز در دنیای کتاب ایجاد کنیم که این مسئله را بعد از ماه مبارک، پیگیری خواهیم کرد. ]]> استان‌ها Sat, 18 May 2019 09:15:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275867/جشن-رمضان-مدت-هفت-شب-دنیای-کتاب-قم-برگزار «قربانی طهران» زیر بوته نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275860/قربانی-طهران-زیر-بوته-نقد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان «قربانی طهران» نوشته حامد اشتری، فردا یکشنبه 29 اردیبهشت در نشستی با حضور این نویسنده و همچنین جواد سلیمانی میری و ابراهیم اکبری‌دیزگاه به عنوان منتقدین اثر، در محل دفتر نشر معارف قم نقد و بررسی می‌شود.   داستان این رمان در تهران قدیم و اواخر دوره قاجار رخ می‌دهد. در کنار این روایت که پیکره اصلی داستان را تشکیل می‌دهد، داستانی نیز به‌صورت هم‌زمان در پاریس در حال رخ دادن است که ضمن آن بازتابی از حضور روشنفکران و سیاسیون اواخر دوره قاجار در دولت‌های اروپایی ارائه می‌شود.   در بخشی از این کتاب آمده است: «قهوه‌ام را سر کشیدم و به شیشه‌های مه‌گرفته خیره شدم. این کافه دنج را در یکی از گشت‌زنی‌هایم گوشه پارک بولوین پیدا کرده بودم. پاتوق همیشگی‌ام در کافه دولاپه دیگر دنج نبود. هر روز عده‌ای منورالفکر مفت‌خور ایرانی می‌آمدند و مسائل تکراری مطرح می‌کردند.   چاپ اول رمان «قربانی طهران» از سوی نشر معارف در 188 صفحه و به قیمت 20 هزار تومان، در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شده بود.   نشست نقد و بررسی این کتاب، یکشنبه 29 اردیبهشت ساعت 18 در دفتر نشر معارف واقع در شهر قم، خیابان صفائیه، کوچه 23، پاتوق کتاب مرکزی برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Sat, 18 May 2019 07:37:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275860/قربانی-طهران-زیر-بوته-نقد صداهای مختلفی در «وضعیت بی‌عاری» به گوش می‌رسد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275629/صداهای-مختلفی-وضعیت-بی-عاری-گوش-می-رسد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های «عصرانه داستان» حوزه هنری قم، رمان «وضعیت بی‌عاری» با حضور حامد جلالی نویسنده این اثر، محمد قائم‌خانی منتقد و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی نقد و بررسی شد.   در ابتدای جلسه، افسانه بختیاری‌نژاد مجری-کارشناس به معرفی نویسنده پرداخت و گفت: آقای جلالی، بازیگر تئاتر، عکاس و نویسنده است و بیش از 10 عنوان مجموعه داستان‌های کوتاه را با دیگر نویسندگان به چاپ رسانده‌ است. «وضعیت بی‌عاری» نخستین رمان اوست. آقای جلالی در این سال‌ها برنده جوایز متعددی از جشنواره‌های ادبی بوده است؛ از جمله نویسنده برتر بخش کودک و نوجوان جایزه بین‌المللی جهان اسلام در سال 1385 شده‌اند.   در ادامه حامد جلالی نویسنده رمان «وضعیت بی‌عاری» در پاسخ به سوال مجری برنامه در رابطه با تاثیر فعالیت خود در رشته‌های مختلف هنری در نوشتن داستان بیان کرد: در ایران هنرمندان رشته‌های مختلف هنری در جزیره‌های جدا از هم زندگی می‌کنند به همین خاطر در وجوه مختلف دچار ضعف هستند. وقتی عکاسی کار می‌کنید، این کار در بحث زاویه دید در داستان نویسی به کمک نویسنده می‌آید، یا کار در حوزه نمایش و تئاتر به من در دیالوگ‌نویسی داستان کمک بسیاری کرده ‌است.   نویسنده رمان «وضعیت بی‌عاری» درباره جغرافیا و زبان رمانش گفت: در طرح اولیه رمان، مادری بود که نزدیک مرز زندگی می‌کرد و نمی‌خواست فرزندانش کشور را ترک کنند. بهترین و جذابترین مرز برای من خوزستان بود. در مرحله تحقیق 10 روز در خوزستان زندگی کردم. از دزفول و اندیمشک و شوش تا جزیر مینو و اروندکنار را سر زدم و با مردمش زندگی کردم. البته پیش از سفر کلید واژه‌های هر لهجه را سرچ کردم و از قبل درباره جغرافیا و لهجه تحقیق کردم. آنجا که رفتم صدای مردم را ضبط می‌کردم.   در ادامه نشست محمد قائم‌خانی منتقد ادبی نیز با اشاره به عنوان رمان تصریح کرد: به دو دلیل «وضعیت بی‌عاری» یک وضعیت خاصی دارد و مقداری مخاطب را به اشتباه می‌اندازد. یکی خود کتاب است. انگار تعمدی در زبان و روایت است که به سمت ادبیات زرد می‌لغزد و نگاه‌ها را می‌برد به سمتی که یک نوع قضاوتی شکل بگیرد که ناچارا از منظر روایی آن را جدی نگیرند. نکته دیگر تعمد خود نویسنده است که می‌خواهد کتاب را اینگونه معرفی می‌کند.   وی گفت: اسم رمان برای خریدار کتاب و مخاطب شاید خیلی جذاب نباشد اما وقتی مخاطب داستان را می‌خواند تایید می‌کند که اسم مناسبی برای این رمان انتخاب شده است. رمان متنی روان و ساده دارد و با روایت‌هایی جذاب داستان به خوبی پیش می‌رود.   این منتقد ادبی به تحلیل شکل و فرم داستان‌گویی اثر پرداخت و با مطرح کردن این سوال که فرم روایی «وضعیت بی‌عاری» چیست و در چه دستگاه روایی قصه اش را تعریف می‌کند افزود: دو اتفاق در رمان می‌افتد. اول اینکه این نوع روایت که یکی از پایه‌های اصلی روایت «وضعیت بی‌عاری» است، نسبیتی دارد با قصه‌گویی‌های کهن فارسی مخصوصاً هزار و یک شب. در «وضعیت بی‌عاری» قصه‌گویی بخشی از هویت و زندگی شخصیت‌هاست. اتفاق بعدی روایت تئاتری این رمان است. در رمان شاهد روایتی تئاتری هستیم. گویی در سالن تئاتر نشستیم و روایت یک راوی را گوش می‌کنیم که هر طور می‌خواهد داستان را روایت می‌کند. قصه‌ زمان‌مند و مکان‌مند است اما راوی خیلی مقید نیست که پیوستگی زمان را رعایت کند یا آن که اطلاعات را پیوسته و مرتب به ما بدهد.   قائم‌خوانی در رابطه با نوع روایت در رمان «وضعیت بی‌عاری» یادآور شد: ما با کنش‌ها مواجه نیستیم بلکه با روایت کنش‌ها مواجهیم. بعضی از وقایع به واسطه روایت‌ شخصیت‌های مختلف می‌شنویم و شاهد غلبه صدا بر حرکت هستیم. در واقع ما با صدای آدم‌ها مواجه هستیم. اتفاقی که افتاده است مهم نیست آنچه اهمیت پیدا می‌کند، این است که ببینیم هر شخصیت در مورد اتفاق به ما چه می‌گوید. به عقیده من، نویسنده استفاده خوبی از این نوع روایت کرده است. مثلاً رفت و برگشت به دنیای رویا، خواب و بیداری راحت انجام می‌شود.   وی افزود: صدا و زبان در این رمان نقش بیشتری را ایفا می‌کنند. صداهای مختلف همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهند و همه عناصر در نسبت با آن پیش می‌روند. برخلاف 11 شخصیت که داستان را روایت می‌کنند اما می‌توانیم از چند صدای غالب در این روایت نام ببریم. چند صدای محکم که از پس و پشت شخصیت‌ها به گوش ما می‌رسد. مثل صدای عشق، دین، مبارزه، انقلاب و صدای مردم.   خانی با نقد فصل‌های مربوط به عراق آن‌ها را خوب ارزیابی نکرد و گفت: فصل‌های عراق از جمله فصل‌های بد رمان است و عراقی‌ها در این فصل فارسی را بد حرف می‌زنند. به نظرم نویسنده یا داستان را نباید به عراق می‌برد یا وقتی تصمیم می‌گیرد این اتفاق بیفتد باید این فصل‌ها را خوب روایت می‌کرد.   نکته دیگری که خانی به آن اشاره کرد در مورد اسم و عنوان «وضعیت بی‌عاری» بود. وی در این باره گفت: «وضعیت بی‌عاری» اسم خوبی است. به این دلیل که یک مفهوم است. وقتی ما عمده روایت‌هایمان سرصحنه است ذهن آمادگی این را دارد که برود به سمت مفهوم‌ها. مفهوم‌هایی که فراتر از شخصیت‌ها هستند. «وضعیت بی‌عاری» اسم هوشنمدانه‌ای است برای این روایت‌ها. انگار کل مجموعه می‌گوید ما در یک وضعیت خاصی هستیم. وضعیتی که در این کتاب اسم آن وضعیت «وضعیت بی‌عاری» است.   منتقد نشست «عصرانه داستان» در پایان پای قصه‌گویی عطار را به میان کشید و اظهار کرد: قصه‌ای که خیلی برای ما آشناست و این اثر هرازگاهی در اصل مساله به آن نزدیک می‌شود، قصه شیخ صنعان است. بزرگان ما مثل عطار علاقه دارند قصه‌ای را مطرح کنند که میان مسلمانان و مسیحیان اتفاق می‌افتد. این بازی را نویسنده «وضعیت بی‌عاری» با مندائیان و مسلمانان انجام داده است. ما مدام با مساله کفر و ایمان درگیریم و موضع نویسنده همان موضع عطار است. یعنی با شروع روایت مرزها شکسته می‌شود. ]]> استان‌ها Sun, 12 May 2019 13:20:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275629/صداهای-مختلفی-وضعیت-بی-عاری-گوش-می-رسد فرمول‌های داستانی ساخته کسانی است که نمی‌توانند داستان بنویسند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275348/فرمول-های-داستانی-ساخته-کسانی-نمی-توانند-داستان-بنویسند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور «کیوان صادقی» نویسنده اثر، مصطفی مهریزی و بهروز انوار به عنوان منتقد، به میزبانی گروه داستان جمعه در مجتمع ناشران قم برگزار شد.   در بخش نخست این نشست مصطفی مهریزی نویسنده و منتقد ادبی زبان این مجموعه داستان را مورد ارزیابی قرار داد و گفت: زبان داستان سخت نیست و مخاطب به راحتی می‌تواند به آن ارتباط برقرار می‌کند. در کل با مجموعه ای خوشخوان رو به رو هستیم و این می‌تواند نکته مثبتی برای خواننده و نویسنده باشد.   این نویسنده و منتقد ادبی در رابطه با داستان‌های به هم پیوسته گفت: اگر ما داستان به هم پیوسته می‌نویسیم، لازم است که اتفاقات داستان بر اساس علت و معلول، پیوستگی‌اش را حفظ کند. داستان‌های این مجموعه به تنهایی داستان‌های کاملی هستند و به صورت انفرادی شخصیت پردازی در آنها می‌بینیم اما چون مجموعه به هم پیوسته است روی برخی شخصیت‌ها کار نشده است.   اشتباه در انتخاب فرم در «دوازده نت برای سکوت» آن را از داستان، دور و به قصه نزدیک کرده است  نویسنده «درخت به پاییز نشسته» با بیان اینکه در این اثر نگاه ژورنالیستی به داستان‌ها وجود دارد، افزود: در برخی داستان‌ها به صورت خیلی سطحی به مسائل پرداخته شده و به نوعی با نگاه عمومی مردم همراه شده است. در این کتاب نویسنده خیلی بهتر می‌توانست از انتخاب‌های عالی خود استفاده کند که متاسفانه روی آن کار نشده است.   وی به مشکل دیگر مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» پرداخت و بیان کرد: یکی از مشکلاتی که با این مجموعه داستان داشتم، فضای رئالیستی بود که آقای صادقی آن را خلق کرده است. به طور مثال بعضی جاها به نحوی دیالوگ‌هارا تنظیم کرده که احساس می‌کنیم دیالوگ‌هاساختگی است. ساختگی به این معنا که نویسنده می‌خواهد یکسری اطلاعات را که خودش در مورد یک واقعه دوست دارد، به ما منتقل کند.   مهریزی در پایان صحبت‌هایش به مبحث آشنایی زدایی در داستان، گریزی زد و یادآور شد: نکته دیگری که در این مجموعه مشهود بود، کم رنگ بودن آشنایی زادیی در داستان‌ها است. ما با فضایی که مخاطب را با یک خرق عادت شگفت زده کند، مواجه نبودیم. از طرفی اشتباه انتخاب فرم از سوی نویسنده سبب شده است که ما بیشتر با قصه روبرو شویم تا داستان.   در ادامه بهروز انوار نویسنده و منتقد ادبیات داستانی با معرفی خاستگاه رمان گفت: مجموعه داستان به هم پیوسته خواستگاه رمان است. در داستان‌هایی که شخصیت‌هایش متفاوت است، داستان، به هم پیوسته در نمی‌آید.   حاشیه‌نشینی ربط مستقیمی به جغرافیا ندارد؛ ممکن است فردی در تجریش باشد و حاشیه‌نشین باشد وی به عنصر مکان در داستان اشاره کرد و یادآور شد: نوع تفکری که در داستان‌های اقلیمی رواج پیدا کرده، این است که اگر داستان اقلیمی باشد، لازم است نمادهای اقلیمی در آن وجود داشته باشد، لذا داستان را می‌بریم به آن سمت؛ و فراموش می‌کنیم که تهران و شهرهای بزرگ هم اقلیم دارند. این منتقد ادبی در همین رابطه اضافه کرد: در یک سری کتاب‌های آموزش ژانر، نوشته شده که تهران و شهرهای بزرگ مولفه‌هاو نمادهای مشترک ندارند که وارد داستان اقلیمی شوند. مگر می‌شود شهری که پایتخت یک کشور است، با جمعیتی بالای 12 میلیون در گونه اقلیمی قرار نگیرد؟!   انوار افزود: یکسری المان‌ها وجود دارد که نیاز است برای پرتاب کردن مخاطب به اقلیم مورد نظر، در داستان ذکر شود. تهران پر از این المان‌هاست که ظرفیت اقلیمی شدن داستان را فراهم می‌کنند؛ اما بحث اصلی در داستان اقلیمی، آداب، رسوم و فرهنگ آن اقلیم است. اگر مولفه‌های فرهنگی را در تهران بکاویم، می‌توانیم درباره تهران، داستان اقلیمی بنویسیم.   این منتقد ادبی با گریزی به حاشیه نشینی در تهران به عنوان یکی از مولفه‌های فرهنگی آن، تصریح کرد: این حاشیه نشینی به این معناست که در متن زندگی نباشیم و در صدد آماده سازی زندگی برای دیگران باشم. ممکن است این فضا از نظر جغرافیایی در حاشیه شهر باشد یا در مرکز شهر. بر می‌گردم به کتاب. ما در داستان‌ها آدم‌هایی داریم که محل زندگی افراد دیگر را آماده می‌کنند و در محلی که شرایط مناسب زندگی در آنجا فراهم نیست، زیست می‌کنند. بنابراین حاشیه نشینی ربط مستقیمی به جغرافیا ندارد و ممکن است فردی در تجریش باشد و حاشیه نشین محسوب شود.   هنر آن وجه از زندگی است که قالب نمی‌پذیرد در پایان کیوان صادقی نویسنده «دوازده نت برای سکوت» با صرف نظر کردن از بحث تکنیک و عناصر داستان، به بیان دیدگاهش درباره فرمول‌های داستان نویسی پرداخت و گفت: به هیچ عنوان به فرمول پایبند نیستم و معتقدم فرمول و پارامترها ساخته کسانی است که نمی‌توانند بنویسند. من فهمیده‌ام که فرمول‌ها را بازنده‌ها می‌نویسند. اگر بپذیریم هنر، خرق عادت است، به نظرم نباید آن را فرموله کنیم. اگر هنر را به عنوان یک اثر بپذیریم، هنر آن وجه از زندگی است که قالب نمی‌پذیرد.   وی افزود: به طور قطع عرض می‌کنم هر نویسنده ای که اثری تولید می‌کند، چنانچه روح زمانه خودش را درک کرده باشد، آن اثر ماندگار خواهد شد. ساعدی، احمد محمود و دیگران که آثارشان ماندگار شده، از این دست نویسنده‌هایی هستند که روح زمانه خودشان رادرک کرده اند. بعد از تولید این آثار، منِ نظریه پرداز روی آن آثار نظریه می‌نویسم.   صادقی در پایان گفت: من به عنوان نویسنده، زمانی که می‌نویسم، ارتباطم را با همه چیز قطع می‌کنم. می‌خواهم بگویم فرم معیار درستی برای سنجش یک کار نیست. لازم است فرم را رعایت کنیم اما هر جا امکان داشته باشد، فرم‌هاو فرموال‌هارا می‌شکنم. این اختیاری است که در دست مولف قرار دارد. اگر به عنوان هنرمند در صدد تکرار گذشتگان باشیم، ما هم تبدیل می‌شویم به ماقبلِ خودمان. سعی می‌کنم تجربه کنم، ساختار را بشکنم و دچار تکرار نشوم. ]]> استان‌ها Sat, 04 May 2019 11:30:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275348/فرمول-های-داستانی-ساخته-کسانی-نمی-توانند-داستان-بنویسند رونمایی از «یخ در بهشت» در غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274678/رونمایی-یخ-بهشت-غرفه-مجمع-ناشران-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان «یخ در بهشت» که از سوی انتشارات کتاب جمکران در قم به چاپ رسیده است، عصر پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه در غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد.   این مراسم با حضور نویسندگان کتاب، رقیه کریمی نویسنده داستان «یک نقطه از جهنم»، سمیه حسینی نویسنده داستان «یخ در بهشت»، معصومه میرابوطالبی نویسنده داستان «پرنده‌های مرده»، مونا اسکندری نویسنده داستان «ناله کوه»، سیده فاطمه موسوی نویسنده داستان «حق با تو بود»، زهره شریعتی نویسنده داستان «موج‌های سرخ»، محبوبه حاجی ‌مرتضایی نویسنده داستان «خانه آرزوها»، معصومه عیوضی نویسنده داستان «گیسوبران»، مهین سمواتی نویسنده داستان «عروس قصر»، فاطمه نفری نویسنده داستان «رخساره» و مرضیه نفری نویسنده داستان «باد صدای تو را زمزمه می‌کند» برگزار شد.   سیده عذرا موسوی دبیر این مجموعه با اشاره به همکاری سازنده و مثبت انتشارات جمکران گفت: مجموعه «یخ در بهشت»، از آن آثاری است که همیشه به آن افتخار می‌کنم و در نتیجه تهیه این مجموعه دوستی‌های بسیار خوبی شکل گرفت و رقم خورد و این کتاب یکی از بهترین تجربیات من در تعامل با نویسندگان بود.   این نویسنده افزود: این مجموعه به پیشنهاد انتشارات جمکران به من سپرده شد و این ناشی از دید عمیق این انتشارات دارد که به زنان نویسنده و دفاع مقدس بپردازد. مجموعه «یخ در بهشت»، مجموعه 12 داستان از یازده نویسنده زن هست که تمامی این زنان قبلا در ژانر دفاع مقدس سابقه داستان گویی داشته‌اند. وی افزود: با شناختی که از دوستان داشتم در طول زمان با آن‌ها ارتباط گرفتیم و مجموعه جمع آوری شد. شاید بتوان گفت این داستان از بین 40، 50 داستان گزینش و انتخاب شدند و فکر می‌کنم توانسته از زوایای مختلف به موضوع زنان و دفاع مقدس بپردازد.   موسوی به روند شکل گیری و دعوت نویسندگان اشاره کرد و ادامه داد: در گام اول از بیست و چند نویسنده برای حضور در مجموعه دعوت کردم که تعدادی از آن‌ها به دلایل مختلف موفق به حضور نشدند، در آخر از چند نویسنده که مانده بود توانستیم بین داستان‌هایی که دوستان برای ما ارسال می‌کردند انتخاب کنیم.   مجموعه داستان «یخ در بهشت»، در ایام نمایشگاه کتاب در غرفه انتشارات کتاب جمکران واقع در شبستان راهرو 11 غرفه 8 در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. ]]> استان‌ها Fri, 26 Apr 2019 11:13:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274678/رونمایی-یخ-بهشت-غرفه-مجمع-ناشران-انقلاب-اسلامی «دوازده نت برای سکوت» نقد می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274663/دوازده-نت-سکوت-نقد-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور کیوان صادقی نویسنده اثر، بهروز انوار و مصطفی مهریزی به عنوان منتقد امروز جمعه 6 اردیبهشت ساعت 17 در گروه «داستان جمعه» برگزار می شود.   کیوان صادقی در این کتاب روایت‌گر داستان کسانی است که رانده و فراموش شده‌اند؛ کسانی که جنگ و طمع و فقر، زندگی روزمره را چنان برایشان دشوار کرده که دست از خانه و عشق و سرزمین شسته‌اند و در جست‌وجوی لحظه‌ای آرامش، گرفتار ماجراهایی دیگر می‌شوند. در واقع این کتاب، تأملی در ناملایمات زندگی قشرهایی از طبقات اغلب پایین دست اجتماع است که معمولاً خود نقش چندانی در شکل‌گیری موقعیت‌های بغرنج زندگی خود ندارند.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: مامور زد پس کله ناصر. سمند دور زده بود و چند قدم جلوتر ایستاده بود. از اگزوزش بوی بنزین خام می آمد و دود چراغ نفتی. مامور، گوشه تیشرت قرمز ناصر را گرفت و دنبال خودش کشید. دست هایش را از پشت دیدم. پنجه هایش باز بود. مثل بال کبوتری که می خواهد پر بگیرد. حبیب از کنارم آرام سرید. بی آنکه مامور ببیند. گوشی و یک مشت پول چروک و لول شده را گذاشت توی مشت ناصر و خزید تو. مامور، ناصر را انداخت روی صندلی عقب و خودش جلو نشست. نور قرمز باز چرخید توی کوچه. از دیوارها گذشت. از بین درخت های کاج گذشت. صورت عادل را قرمز کرد و گم شد تو تاریکی پشت برج. بعد سمند، پت پت کنان سربالایی کوچه را سینه خیز بالا رفت.   مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» از سوی انتشارات نیماژ در 176 صفحه و با قیمت 17 هزار تومان منتشر شده است. ]]> استان‌ها Fri, 26 Apr 2019 08:48:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274663/دوازده-نت-سکوت-نقد-می-شود کپی‌برداری از یک ایده لزوماً ایرادی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274469/کپی-برداری-یک-ایده-لزوما-ایرادی-ندارد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نخستین جلسه از سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان با عنوان «رنگین کتاب» با نقد کتاب «دوران زندگی» اثر حاتم ابتسام در سالن سوره حوزه هنری استان قم با حضور محمدحسین عاملی مجری کارشناس برنامه و زهرا عبدی نویسنده و منتقد ادبی آثار کودک و نوجوان و جمعی از علاقه مندان برگزار شد.   محمدحسین عاملی در ابتدای این نشست به معرفی کتاب «دوران زندگی» پرداخت و گفت: این کتاب به زندگی پیامبران از آدم تا حضرت خاتم (ص) می‌پردازد و نوشتار کتاب مشابه آیات قرآن است؛ جملاتی که سطر به سطر پشت هم می‌آیند و قصه را شکل می‌دهند.   عاملی در مورد قابلیت‌های این کتاب یادآور شد: کتاب «دوران زندگی» در دو چاپ رنگی و آکاردئونی راهی بازار نشر شده و نمونه دیگر با نقاشی‌های سیاه و سفید به صورت لاین به چاپ رسده است که قابلیت رنگ‌آمیزی دارد.   در ادامه نشست حاتم ابتسام نویسنده کتاب «دوران زندگی» با اشاره به اینکه برخلاف تصور رایج کار سفارشی را کار بدی نمی‌دانم، گفت: بسیاری از کارهای خوب دنیا در حوزه کتاب و سریال سفارشی‌اند؛ سفارش دهندگان کتاب نمونه کتاب را نمایشگاه روسیه با کیفیتی پائین دیده‌ بودند که به تاریخ مسیحیت می‌پرداخت و تیراژی نزدیک به 1 میلیون نسخه داشت. با ایده این کتاب و با موضوع زندگی پیامبران کار به بنده سفارش داده شد که با افتخار پذیرفتم.   ابتسام درباره نگارش کتاب و شکل کار که به فرهنگ هنری ایران و پرده‌خوانی نزدیک است، توضیح داد: این کتاب در واقع پرده‌ای‌ است مملو از تصاویر پیامبران. در این کتاب به این سوال پاسخ می‌دهیم که پیامبران برای ظهور منجی بشریت چه کرده‌اند؟   زهرا عبدی نویسنده و منتقد ادبی آثار کودک و نوجوان در ادامه به نقد و بررسی این اثر پرداخت و تصریح کرد: معمولا در کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی، عناصر داستان گفته می‌شود اما اثر داستانی خوبی خلق نمی‌شود مگر اینکه اندیشه‌ای پشت کار باشد. در مورد این کتاب ایده و اندیشه خوبی وجود دارد.   وی در ادامه با اشاره به کپی‌برداری ایده این کتاب از نمونه‌ا‌ی مشابه نیز افزود: اینکه ایده‌ای گرفته شود و بومی شود، اتفاقاً خوب است و کپی گرفتن لزوماً ایرادی ندارد. فقط در زمینه کتاب زندگی پیامبران و آثار مذهبی باید دقت کرد که اولین رسالت کتاب کودکان لذت بردن در کنار آموزش است. ]]> استان‌ها Wed, 24 Apr 2019 06:06:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274469/کپی-برداری-یک-ایده-لزوما-ایرادی-ندارد رونمایی از «زن آقا» در پاتوق کتاب قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274401/رونمایی-زن-آقا-پاتوق-کتاب-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، زن و شوهری طلبه همراه با فرزندانشان برای ایام ماه مبارک رمضان به نقطه‌ای در جنوب ایران سفر می‌کنند. در این سفر علاوه بر مهربانی و مهمان‌نوازی، اتفاقاتی برایشان رقم می‌خورد که به پخته‌تر شدن آن‌ها کمک می‌کند.   کتاب «زن آقا» روایت زهرا کاردانی، همسر طلبه‌ای است که برای تبلیغ به یکی از شهرهای استان فارس می‌روند و در آنجا با اتفاقات مختلفی رو‌به‌رو می‌شوند. این کتاب روایتگر 32 برش داستانی از این سفر تبلیغاتی 30 روزه است.   در بخشی از کتاب می‌خوانیم: ظهر بود. قبل از نماز در زدند. پیرزن آبله رویی بود. گیس‌های حنا بسته‌اش را از وسط باز کرده بود. جثه درشتی داشت. چادرش را به گردن بسته و یک آفتابه روی دوش گرفته بود. فهمیدن حرف‌هایش از بقیه راحت تر بود. واضح و کم لهجه صحبت می‌کرد. جلوی در می‌خواست دستم را ببوسد که اجازه ندادم. اخم‌هایش را کشید توی هم و گفت حتما توی گوش سیدعلی باد رفته یا بهش بو خورده و یک سری تشخیص‌هایی که ازش سر در نمی‌آوردم. آفتابه را داد دستم و گفت: «این کریشکه! بچه را می‌بری حمام. خوب سر و بدنش رو می‌شوری. آخرِ کار این آفتابه رو می‌ریزی روی تمام بدنش. فهمیدی؟» اسمش چقدر هندی بود. و هند چقدر به جادو و اینجور خرافات نزدیک. لابد یک جوری آن محلول به جادو و جنبل مرتبط بود. توی آفتابه را نگاه کردم. آبِ سیاهی لب پَر می‌زد. بوی عجیب و تلخی داشت. ترکیب پودر بال مگس با استخوان مارمولک آفریقایی و خون پشه!؟ تصورش هم چندش آور بود.    «زن آقا» از سوی انتشارات سوره مهر در 140 صفحه با قیمت 18 هزار تومان و شمارگان 2500 نسخه راهی بازار نشر شده است. جشن رونمایی از کتاب «زن آقا» با حضور زهرا کاردانی نویسنده اثر امروز سه شنبه 3 اردیبهشت 98 ساعت 18 در پاتوق کتاب قم واقع در خیابان صفائیه کوچه 23 برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Tue, 23 Apr 2019 07:48:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274401/رونمایی-زن-آقا-پاتوق-کتاب-قم دلسوزی نویسندگان برای شخصیت‌های داستانی مانع جهانی شدن ادبیات ما شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273119/دلسوزی-نویسندگان-شخصیت-های-داستانی-مانع-جهانی-شدن-ادبیات-شده به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «فردا داستان خوبی می‌نویسم» با حضور «سپیده ابرآویز» نویسنده اثر و حسین ورجانی و سیدمرتضی شاهترابی به عنوان منتقدین کتاب، به میزبانی گروه داستان جمعه در مجتمع ناشران قم برگزار شد.   در ابتدای این برنامه، حسین ورجانی داستان نویس، مدرس و منتقد ادبی به چرایی جهانی نشدن ادبیات داستانی فارسی پرداخت و یکی از دلایل آن را این مسئله عنوان کرد که نویسندگان ما دلشان برای شخصیت‌های داستانی‌شان می‌سوزد و احساس می‌کنند نباید شخصیت‎هایشان را خیلی در تنگنا و فشار بگذارند؛ درحالی که کافکا شخصیت‎هایش را در تنگنا قرار می‎دهد، مارکز همین کار را می‎کند و در وضعیتی قرار می‎دهد که دل خواننده به حال شخصیت‎ها می‎سوزد اما به شخصیت‎هایش رحم نمی‎کند و آسان نمی‎گیرد.   این منتقد ادبیات داستانی با مطرح کردن این نکته که اصولاً وقتی با داستانی روبه‌رو می‌شویم می‌توانیم به لحاظ کیفی، اثر ادبی را در چهار سطح قرار دهیم، ادامه داد: سطح اول هر داستانی سوژه و موضوع است و بایستی در آن بحران و عدم تعادل باشد و خواننده باور کند و پس نزند. سطح دوم، فرم داستان است؛ در زبان فارسی چون واژه کم داریم، بین شکل هنری و شکل ساده فرق می‌گذاریم. شکل هنری را می‌گویم فرم و شکل ساده را همان شکل می‌گویم. مثلا اگر شما با گوشی موبایلتان یک تعداد تصویر بگیرید، فیلم سینمایی نیست چون فرم هنری ندارد. داستان هم به همین ترتیب وقتی شکل هنری نداشته باشد، وقتی ساده بیان شده باشد و شگردهای هنری و فرم نداشته باشد، شکل ساده ای دارد. ورجانی سطح سوم اثر ادبی را در این طبقه بندی، بحث زبان نثر و لحن دانست و گفت: این همان اتمسفری است که در داستان ایجاد می‌شود و نهایتاً سطح چهارم، بینش و تفکر نویسنده است که پشت اثر است.   وی سپس تاکید کرد: خیلی جاها در ایران نویسندگان این قاعده را وارونه می‌کنند. یعنی ابتدا شروع می‌کنند به شعار دادن و پیام دادن و آگاهی بخشی (البته به قول خودشان) و غافل می‌شوند از لایه‌های زیرین و سطوح دیگر. نتیجه این می‌شود که آثاری تبلیغاتی و ایدئولوژیک خلق می‌شود. یک اثر ادبی اگر آن سه تای نخست را داشته باشد، به راحتی این سطح چهارم را دریافت می‎کند. این منتقد ادبی در ادامه گفت: در مجموعه داستان «فردا داستان خوبی می‌نویسم» چهار داستان «ناخن‌هات را نجو»، «شب، جایزه، هواپیما»، «فردا داستان خوبی می‌نویسم»، «پستوگراف» داستان‌هایی هستند که نویسنده توانسته دیدگاه و بینش خود را به گونه‌ای انتقال دهد که خواننده آن را پس نزند، اما در بقیه داستان‌ها احساس می‌شود که اول شعار داده شده است.     ورجانی در ادامه به بررسی چند داستان از مجموعه «فردا داستان خوبی می‌نویسم» پرداخت و تصریح کرد: «برف در اتاق فیروزه‌ای» سعی کرده اتفاقی غیرعادی و خلاف‌آمدِ عادت داشته باشد و بحران را شکل بدهد. در داستان دوم یعنی «زرد و آجری» هم همین اتفاق افتاده است. به نظرم استفاده نویسنده از رنگ‎ها در داستان دوم خیلی خوب انجام شده است و این استفاده درست از رنگ‌ها باعث می‎شود که ما علاوه بر خوانش اولیه و سطح رویین داستان یک سطح دیگری هم در داستان پیدا کنیم و داستان برود به سمت داستان‌های استعاری. وی اضافه کرد: داستان سوم «ناخن‎هات رو نجو» همان جایی است که درام در آن شکل می‎گیرد؛ فاجعه‎ای اتفاق می‎افتد بدون اینکه نویسنده بگوید و شما با دو، سه بار خواندن از لابه‌لای سطرها متوجه آن می‎شوید. فاجعه‌ای اتفاق افتاده که از طریق نشانه‌ها به آن می‌رسیم و مستقیم‌گویی نشده است. در داستان «ایستگاه خاکستری» نویسنده تلاش کرده اتفاقی را شکل بدهد ولی به نظر می‎رسد با یک پیرنگ قوی روبه رو نیستیم و خاطرات زنی است که به گذشته فکر می‎کند. «خانه آجری خانم خوشبخت» هم داستانی است به جهت اینکه تصوری از این خانواده در ابتدای داستان داریم در انتهای داستان تغییر می‎کند؛ در ابتدا فکر می‎کنیم این خانواده مانند نامش باید خوشبخت باشد، اما در انتهای داستان احساس و فکرمان تغییر می‎کند. درام در اینجا اینگونه شکل می‎گیرد که خانواده‌ای نشان می‎دهد ثروتمند و متول است و تا آخرین لحظه ظاهرسازی می‎کند، ولی در نهایت می‎شکند. داستان «شب، جایزه هواپیما» هم داستانی است به شدت فمینیستی و ضدمرد و زنی که در داستان است توسط شوهرش حبس شده و محترمانه، زندانی است، اما زن در تخیلش سوار هواپیما می‎شود و احتیاج این زن به دیده شدن به خوبی در داستان قرار گرفته است و یک نوع آشنایی‌زدایی هم می‎شود.   این مدرس داستان نویسی به نقد داستان‌ها ادامه داد و بیان کرد: در «یکشنبه‌ای برای روشنک» به نظر می‌رسد با اتفاقی معمولی روبه روییم، اما نویسنده رندانه از جامعه درون این داستان انتقاد کرده است. داستان «یکی از عقل می‌لافد» هم می‌توانست به داستان خوبی تبدیل شود، ولی در سطح یک داستان طنز باقی می‌ماند. داستان «مهتاب مال خودت» نیز یم داستان فمینیستی ضدمرد است. می‌توانست البته بهتر از این باشد و فعلاً یک جور فضای شعارزدگی در این داستان می‎بینیم و جنبه زیبایی شناسی‌اش کم است. داستان آخر یعنی «پستوگراف» هم ضد مردترین داستان این مجموعه است و درباره دستگاهی است که قرار است میزان پستی مردها را بسنجد و آخرش با بهت و حیرت تمام می‌شود. به نظرم اشکالی که این داستان دارد این است که نویسنده و راوی با یک پیش فرض آغاز کرده است. خوب بود نویسنده اینجا با پیش فرض شروع نمی‌کرد و دستگاه را اختراع می‌کرد تا ببیند مردها در ادعایشان صادق هستند یا نه. در همه این داستان‎های گفته شده، نسبت بین خیال و واقعیت به خوبی رعایت شده و واقعیت و خیال دوشادوش هم هستند و از جنبه زیبایی‌شناسی مهم‌اند.   در بخش دوم این نشست هم سیدمرتضی شاه‌ترابی به نقد داستان پرداخت و گفت: این مجموعه داستان دنیای بخشی از زنان جامعه را ترسیم می‌کند که در برزخ بین سنت و مدرنیته مانده‌اند؛ زنانی که رنج‌هایی از جنس مختلف چه در نقش همسرداری، چه در نقش مادری و چه در نقش نویسنده، معشوق، دلداده یا دلرفته ایفا می‌کنند. زن‌هایی که نقش‌های تحمیل شده از سوی جامعه را می‌پذیرند و ناگزیرند که با آن‌ها کنار بیایند و حتی برای خوشامد مردان و جلوه‌گری برای آن‌ها خودآرایی می‌کنند و خود را به رنج می‌اندازند تا شماتت و بی‌مهری مردانی را که این نقش‌ها را به آن‌ها دادند، نبینند؛ زنانی که امیال و خواسته‌های درونی خودشان را پنهان و سرکوب می‌کنند. نکته دیگر اینکه فضای داستان‌ها وقتی به سمت خانواده‌های سنتی می‌رود همان فضای شلوغ و خانواده‌های سنتی پرجمعیت می‌شود و وقتی به سمت زندگی و خانواده مدرن می‌رویم، با زن‌هایی تنها و زن‌هایی که از خانواده و اطرافیانشان صدمه دیده‌اند، مواجه می‌شویم.   شاه‌ترابی، با اشاره به کوشش نویسنده در پرهیز از اطناب در داستان‌های مجموعه «فردا داستان خوبی می‌نویسم»، گفت: در این اثر، نویسنده کوشش کرده اطناب ندارد و به شدت کم‌گوی است، گاهی این کم‌گویی و ایجاز به گونه‌ای می‌شود که به ایجاز مخل می‌انجامد.   شاه‌ترابی تنوع ژانری، تکنیکی و موضوعی داستان‌ها را از نقاط قوت این مجموعه توصیف کرد و یادآور شد: این مجموعه هم ذائقه رئالیستی و هم ذائقه غیررئالیستی را جواب می‌دهد. داستان «پستوگراف» و «شب، جایزه هواپیما» داستان‌هایی هستند که خیال در آن‌ها پررنگ است.   وی به دو ویژگی دیگر این اثر هم اشاره کرد و افزود: زبان روان داستان یکی از ویژگی‌های این مجموعه است. در خوانش داستان هیچگونه توقفی ایجاد نمی‌شود و یک زبان نرم و روان هم به لحاظ واژگانی و هم نحو و چینش کلمات داریم. داستان‌ها از این جهت که راویان زن و یا راوی دانای کل محدود به ذهن زن دارند، حائز توجه هسند.  یادآوری می‌شود، مجموعه داستان «فردا داستان خوبی می‌نویسم» از سوی انتشارات ثالث در سال 94 با شمارگان 1000 نسخه در 104 صفحه و قیمت 10 هزار تومان به چاپ رسیده است. ]]> استان‌ها Tue, 12 Mar 2019 09:45:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273119/دلسوزی-نویسندگان-شخصیت-های-داستانی-مانع-جهانی-شدن-ادبیات-شده «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر» نقالی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273082/نابخردی-های-پیش-بینی-پذیر-نقالی-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در اولین برنامه از نشست‌هاى نقالی كتاب در قم، رضا مصطفایی به نقالی کتاب «کفش باز» اثر فیل نایت با ترجمه مریم علیزاده پرداخت و امروز دوشنبه 20 اسفند و در دومین نشست هم با کتاب «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر» اثر دن آریلی را نقالی خواهد کرد. این نشست‌ها با همكارى مدرسه هنر و معمارى ایوان خانه مهر و کتاب گارسه و کافه چمدون در شهر قم برگزار می‌شود.   دن آریلی، اقتصاددان رفتاری با یک سری آزمایش‌های روشنگرانه و اغلب شگفت‌انگیز بر این تصور عمومی که ما اصولاً به شیوه‌های خردمندانه عمل می‌کنیم، خط بطلان می‌‍‌کشد. آریلی با در هم آمیختن تجربه روزمره و پژوهش‌های تحول‌برانگیز، نشان می‌دهد که چگونه توقعات، عواطف، هنجارهای اجتماعی، و دیگر نیروهای نامریی و گویی نامنطقی، توانایی تعقل ما را به بیراهه می‌کشاند. ما قادر نیستیم که اثرات ژرف عواطف‌مان را برآنچه که می‌خواهیم درک کنیم و برای آنچه که داریم ارزش اضافی قایل می‌شویم. اما این رفتارهای گمراه‌کننده نه تصادفی‌اند نه بی‌مفهوم. آن‌ها اسلوب‌مندند و قابل پیش‌بینی و ما را به‌طور پیش‌بینی‌پذیری نابخرد می‌سازند.   چاپ ششم «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر» اثر دن آریلی از سوی انتشارات مازیار با ترجمه رامین رامبد در سال 97 روانه بازار کتاب شده است.   نشست «نقالی کتاب» امروز دوشنبه 20 اسفند ماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سالاریه، مجتمع تجاری اریکه ملل، کتاب گارسه برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Mon, 11 Mar 2019 14:55:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273082/نابخردی-های-پیش-بینی-پذیر-نقالی-می-شود از کجا معلوم دانشجویان روزنامه‌نگاری حافظ رکن چهارم دموکراسی باشند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272932/کجا-معلوم-دانشجویان-روزنامه-نگاری-حافظ-رکن-چهارم-دموکراسی-باشند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در بیستمین عصرانه داستان خود میزبان جلسه نقد و بررسی رمان «رویای فالاچی» اثر فرشته اثنی عشری بود. در این جلسه سمیه عالمی نویسنده رمان «مسافر جمعه» هم به عنوان منتقد حضور داشت. فرشته اثنی عشری در پاسخ به این سوال که «رویای فالاچی» در مورد چه موضوعی بحث می‌کند؟، پاسخ داد: «رویای فالاچی» داستان دو دانشجوی ارتباطات است که سعی می‌کنند در دنیای ارتباطات و فضای مجازی خودشان را پیدا کنند. چون در این فضا، زمان و مکان را از دست می‌دهند به یک نوع گم گشتگی دچار می‌شوند و این گسست یک نوع ترس برایشان به همراه می‌آورد، لذا دچار یک سری چالش‌ها می‌شوند. چالش‌هایی که در مورد بدیهی ترین مسائل آن‌ها را به تردید می‌اندازد.‌ هاله و مسعود نماینده نسلی هستند که توسط افرادی مثل استاد و پدر راهنمایی نمی‌شوند بلکه کنترل می‌شوند و بدون اینکه خودشان متوجه شوند، مانند یک مهره حرکت داده می‌شوند.   افسانه بختیاری‌نژاد مجری این جلسه از نویسنده «رویای فالاچی» پرسید آیا شخصیت‌های هاله و مسعود در دانشگاه مابه‌ازاء خارجی داشته‌اند؟ که اثنی عشری هم در جواب عنوان کرد: در دانشگاه ما واقعاً این‌جور شخصیتی وجود نداشت. اما بچه‌های ترم اول و دوم روزنامه‌نگاری احساس می‌کنند تمام دنیا را فرمانروایی می‌کنند و بر دنیا سیطره دارند. من سؤالی را مطرح کردم که از کجا معلوم شما حافظ رکن چهارم دموکراسی هستید؟ همین سؤال‌ها جهان داستانم را ساخت.   نویسنده «رویای فالاچی» در پاسخ به این سوال که نوشتن را از چه زمانی شروع کرد و انگیزه‌اش از این کار چیست؟ بیان کرد: از وقتی یادم می‌آید، می‌نوشتم. حتی انگیزه‌ام از مدرسه رفتن، خواندن و نوشتن بود. در ۱۷ سالگی در بخش داستانِ جشنواره خوارزمی شرکت کردم و از آنجا کار جدی‌ام شروع شد. بعد که رفتم سراغ رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاری، داستان را نیز ادامه دادم. وی ادامه داد: من به خاطر علاقه‌ام می‌نویسم. اگر علاقه‌ای نباشد نوشتنی شکل نمی‌گیرد. یک زمانی هم احساس می‌کنی که دغدغه و حرفی برای گفتن داری که باید با کسی به اشتراک بگذاری. برای اینکه حرف‌هایم را به اشتراک بگذارم، رمان نوشتن را انتخاب کردم.     در این جلسه، در مورد ایده‌های داستانی هم از اثنی عشری سوال شد که وی توضیح داد: من همیشه ایده دارم. اگر فرصت پیدا کنم سریع می‌نویسم. اگر نه، جایی آن را یادداشت می‌کنم و بعد در فرصت مناسب سمتش می‌روم. همین دست پر بودن باعث شد به «شهرستان ادب» بروم. از قبل با مدیر «مدرسه رمان» آقای عزتی آشنایی قدیمی داشتم. در بخش ادبی دفتر تبلیغات داستان کار می‌کردیم. سال ۹۴ با ایشان تماس گرفتم. در مورد داستان حرف می‌زدیم. بین صحبت‌هایمان گفتند مدرسه رمان دومین دوره اش را فراخوان داده است. یک طرح فرستادم و پذیرفته شد و با آقای شاه‌آبادی «رویای فالاچی» را آغاز کردم.    در بخش دیگر نشست سمیه عالمی نویسنده و منتقد به نقد این اثر پرداخت و گفت: از دو منظر می‌شود به شخصیت‌های رمان «رویای فالاچی» نگاه کرد. اول اینکه دو شخصیت رمان نماینده انسان مدرن باشند که در میان جمعیتی عظیم تنها شده‌اند؛ و دوم از منظر بحران هویتی که شخصیت‌ها به آن دچار شده‌اند. نویسنده بحران هویت نسل امروزی را در رمانش مطرح می‌کند و به خوبی از پس تصویر کردن این موقعیت برمی‌آید. شخصیت‌پردازی از نقاط قوت این اثر است و کارکترها درآمده‌اند. در رمان شاهد اختلاط واقعیت و مجاز هستیم که بهتر از این نمی‌شد به این مسئله را پرداخت کرد.   وی ادامه داد: یک جامعه شناس از کلمه غریبه برای انسان مدرن استفاده می‌کند؛ داستان «رویای فالاچی» داستان آدم‌های غریبه است. هم آدم‌های فرعی داستان به نوعی با خودشان و پیرامون شان غریبه‌اند و هم شخصیت‌های اصلی؛ و اثنی عشری به خوبی این غریبگی انسان مدرن را تبیین کرده است.   نویسنده رمان «مسافر جمعه» با طرح این سوال که چرا این غریبگی به وجود آمده است؟، ادامه داد:‌ هاله بدون اینکه کسی متوجه شود، دو نقش بازی می‌کند و هیچ کدام از این دو نفر نیست. هر بار که از خودش فاصله می‌گیرد و به این‌ها نزدیک می‌شود، زمانی است که به آن‌ها نیاز پیدا می‌کند؛ و همین امر او را دچار بحران هویت می‌کند و کم کم به یک پوچی خود خواسته می‌رسد و نوعی از خود بیگانگی در او به وجود می‌آید. مسعود هم همینطور است. مسعود در روابط واقعی کم رابطه است اما در تمام صفحات اجتماعی صفحه دارد. در هر جایی خودش را به یک اسم تعریف کرده است. یک جا سیاسی است، یک جا وکیل، و جای دیگر نقش دیگری را به عهده گرفته است. به عبارتی در فضای مجازی تکثیر شده است؛ آن قدر که از خودش فاصله می‌گیرد و دچار بحران هویت می‌شود.   عالمی به سرگشتگی انسان مدرن اشاره کرد و خانواده را اصلی‌ترین نمادی معرفی کرد که می‌تواند این سرگشتگی را مدیریت کند و در همین رابطه عنوان کرد: دو شخصیت اصلی ذهن بی‌خانمانی دارند و روی خودشان فوکوس نیستند. مثل انسان معاصر که یک ذهن بی‌خانمان دارد و در جامعه مدرن احساس آرامش نمی‌کند.‌ هاله و مسعود از خانه دوراند. مسعود در تهران دنبال چهاردیواری است که از خانه پدری مستقل شود،‌ هاله هم که از شمال به تهران آمده است. این فضا و موقعیت جای خالی خانه و خانواده در این سرگشتگی و بی‌هویتی را روشن می‌کند.   وی در ادامه گفت: نکته بعدی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، استفاده درست نویسنده از چند عبارت است. نویسنده در مورد شخصیت‌ها جابه‌جا می‌گوید یک دفعه به ذهنش رسید، یک دفعه فلان شد، یک دفعه بهمان شد. این «یک دفعه‌»ها تکرار می‌شوند و ما به درستی درمی‌یابیم که این آدم‌ها اهل تفکر و تأمل نیستند. چون شخصیت‌ها تأمل و فکر نمی‌کنند کارهایشان یک دفعه‌ای است و شناخت درستی از خودشان ندارند، بنابراین دچار چندشخصیتی می‌شوند.   این نویسنده به مساله تکنولوژی پرداخت و با این سوال سخنانش را ادامه داد: اگر تکنولوژی فاصله را کم کرده است، چرا انسان باز در این جهان احساس تنهایی می‌کند؟ آدم‌های این قصه با حجم زیادی از اطلاعات روبه رو هستند اما این انباشت اطلاعات هیچ کمکی به مدیریت آن‌ها در اجتماع نمی‌کند چرا که جهالت ساده تبدیل به جهالت مدرن شده است.   این منتقد ادبی دو نشانه خوب در داستان را برشمرد و تصریح کرد: دو نشانه خوب در داستان وجود دارد که مناسبت خوبی با اثر دارد. کیوسک‌های فلزی پارک که بارها از سمت مسعود در داستان ارائه می‌شود؛ و یک تصویر دیگر تصویر شخصیت مسعود در شبکه‌های اجتماعی. مسعود در فضای مجازی تبلیغی در مورد آزمایش ژنتیک می‌بیند. تصمیم می‌گیرد از خون خودش برای احراز هویت آزمایشی انجام می‌دهد، وقتی به آزمایشگاه می‌رود با جمعیت انبوهی مواجه می‌شود. جمعیتی از آدم‌ها که هر کدام از آن‌ها به دنبال احراز هویتشان هستند.   این مدرس ادبیات داستانی یکی از ضعف‌های اثر را زبان داستانی آن معرفی کرد و گفت: واژه تنها ابزار نویسنده برای ارتباط با مخاطب است و اطلاعات و حس در رمان تنها از طریق کلام منتقل می‌شود. در این اثر شاهد تکرار مکرر صفت‌ها و قیدها هستیم در صورتی که در ادبیات داستانی سعی می‌کنیم برای توصیف، صفت و قید را تبدیل به فعل‌ها و اسامی کنیم. استفاده بیش از اندازه از یک کلمه اثرگذاری کلمه را کم می‌کند.   این نویسنده سخن پایانی خود را به فصل بندی رمان اختصاص داد و گفت: اگر برای فصل‌ها عنوان انتخاب نمی‌شد، مخاطب فصل‌ها را از هم تشخیص می‌داد و می‌فهمید که این فصل در مورد کدام یک از شخصیت‌های داستان است. از طرفی نبودن اسم‌ها در ابتدای هر فصل به مخاطب اجازه می‌دهد یک کشفی هر چند کوچک از داستان داشته باشد. این کشف‌ها باعث لذت بردن مخاطب از متن می‌شوند. ]]> استان‌ها Sat, 09 Mar 2019 07:42:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272932/کجا-معلوم-دانشجویان-روزنامه-نگاری-حافظ-رکن-چهارم-دموکراسی-باشند پرداختن به عشق نوجوانی از نکات مغفول در ادبیات امروز است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272840/پرداختن-عشق-نوجوانی-نکات-مغفول-ادبیات-امروز به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، ششمین جلسه از سلسله نشست‌های «نقد داستان طلاب» با محوریت داستان «پل جُغاتو» نوشته مجید محبوبی، با حضور علی مهر، نویسنده کودک و نوجوان و زهره عارفی، نویسنده و مدرس داستان نویسی به عنوان منتقدین، در مدرسه اسلامی هنر در قم برگزار شد. در ابتدای این نشست مرتضی شاه‌ترابی به معرفی کتاب و منتقدین پرداخت و مجید محبوبی، نویسنده اثر هم بخشی از داستان «پل جُغاتو» را برای حاضرین خواند و در ادامه علی مهر به عنوان منتقد اول به ماندگاری وقایع تاریخی اشاره کرد و گفت: اگر بخواهیم موضوعی ماندگار شود، باید آن را در بند هنر در بیاوریم. «پل جُغاتو» و فعالیت ضد انقلاب در ابتدای جنگ از جمله مواردی است که بسیار کم درباره آن گفته شده و نیاز به کار دارد که خوشبختانه در این داستان به آن پرداخته شده است.   نویسنده «کلکسیون پهلوی» افزود: از دهه 50 سوژه‌های تاریخی شروع شدند و در دهه 60 ما به انبانی از این سوژه‌ها می‌رسیم اما در مورد آن‌ها چیزی نمی‌نویسیم؛ مثلاً دو واقعه مهم انقلاب و جنگ 8 ساله. ننوشتن از این دو واقعه مهم، سبب فراموشی خیلی از موارد تاریخی می‌شود که می‌تواند در تاریخ و داستان دستمایه نویسندگی قرار گیرد. نوشتن راجع به این موضوعات نیاز به تحقیق فراوان دارد، مخصوصاً اگر در مورد تاریخ معاصر باشد که زحمت را دوچندان می‌کند. از این رو پرداختن به این برهه زمانی و این نوع داستان‌ها یک ویژگی برای داستان مورد نظر به حساب می‌آید و خود امتیازی است.   این نویسنده به موضوع این داستان پرداخت و بیان کرد: نکته دیگر در مورد موضوع، داستان است. در مورد افسانه سارای و سارا که دختر عموی راوی داستان است؛ به نظرم مقایسه دو سارا، یکی افسانه سارای و دیگری شخصیت سارا، دختر عموی راوی داستان است که نقطه قوت داستان محسوب می‌شود. این مقایسه و رسیدن به یک تصمیم فعال در آخر توسط سارا در مقابل سارای افسانه که منفعلانه در مورد مساله‌اش تصمیم می‌گیرد، نقطه مثبت داستان است، چرا که نویسنده با این استراتژی طرز فکر سارای تاریخی را به چالش کشیده و یک نگاه نو را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.   زهره عارفی، نویسنده و مدرس داستان نویسی در ابتدا انواع داستان را برشمرد و با ارائه یک دسته بندی گفت: گاهی ما یک داستان کوتاه را بسط می‌دهیم و آن را تبدیل می‌کنیم به یک داستان بلند و فکر می‌کنیم اگر چند شخصیت را به همان داستان بلند اضافه کنیم، ما یک رمان خواهیم داشت. در صورتی که این نگاه کاملاً اشتباه است و این سه مقوله از هم جدا هستند. الّا اینکه شخص به داستان نویسی تسلط داشته باشد و بتواند یک داستان بلند را بدون آنکه داستان کوتاه بیافریند، تبدیل به رمان کند. اما داستان «پل جُغاتو» به عنوان یک داستان بلند همه عناصر داستان بلند را دربردارد. نویسنده برای روایت داستان سبک داستان در داستان یا قاب در قاب را استفاده کرده و ما به دو داستان موازی مواجهیم که همراه هم جلو می‌روند و روایت می‌شوند.   نویسنده کتاب «روی موج 14» با برشمردن نقاط مثبت داستان به نقد ساده انگاری در مورد مخاطب نوجوان پرداخت و گفت: زبان در داستان برای نوجوان خیلی قابل فهم است و لحن قهرمان داستان که «حمید» نام دارد و به نظر می‌رسد نوجوانی 12 تا 15 ساله است، کاملا درآمده است. «پل جغاتو» داستان خوش‌خوانی است و در یک نشست به راحتی می‌توان آن را خواند و از آن لذت برد. اما به زعم من کتاب خیلی با دغدغه‌های نوجوان دهه 90-80 همراه نیست و این ممکن است به داستان ضربه بزند، چون ما داستان را برای نوجوان می‌نویسیم که آن را بخواند. مهمترین نکته در این بحث دست کم فرض نکردن نوجوان امروزی است. باید به مخاطب اجازه کشف دهیم و همه چیز را گل درشت به او منتقل نکنیم، شخصیت پردازی‌ها به نحوی باشد که مخاطب با آن همراه شود و کسی نتواند به نویسنده اشکال بگیرد. وی ادامه داد: در «پل جغاتو» دو داستان موازی هم حرکت می‌کنند. یک داستان تاریخی است که شخصیت آن «سارای» است و داستان دیگر داستان زمان حال ماست و شخصیت آن «سارا» نام دارد. متاسفانه در روایت خیلی مستقیم گویی شکل گرفته که من خیلی موافق آن نیستم. این توجیه که مخاطب ما نوجوان است، کمکی به ضعف داستان نمی‌کند.   عارفی به یکی از موضوعات مغفول مانده در داستان‌های نوجوان اشاره کرد و گفت: از جمله نقاط مثبت پرداختن به عشق‌های نوجوانی است که ما خیلی وقت‌ها از پرداختن به چنین مسائلی پرهیز می‌کنیم. عشق نوجوانی و خصوصیات یک نوجوان مانند هیجانات، شرارت‌ها، دست زدن به تجربه‌های جدید و ... در بستر داستان به خوبی شکل گرفته است و این باعث باورپذیر شدن داستان شده است.   علی مهر نویسنده «قصه‌های این‌وری» هم در بخش دیگری از سخنانش به انفعال شخصیت ایراد وارد کرد و گفت: اگر بخواهیم به عناصر داستان بپردازیم، علاقه‌مندم از منظر زاویه دید مطلبی را بیان کنم. ما در داستان با زاوید دیدی مواجهیم که منِ شاهد یا ناظر نام دارد اما این زاویه دید بیش از حد منفعلانه عمل می‌کند. ما یک شخصیت - راوی کاملاً منفعل در داستان داریم. سوالم این است چه اصراری بود «وحید» با این همه انفعال راوی داستان باشد در صورتی که ما شخصیت‌های قوی تری چون «سردار» در داستان داریم که می‌توانست به عنوان یک قهرمان در داستان خودش را به ما نشان بدهد.   وی به دو نکته دیگر راجع به داستان اشاره کرد و افزود: نکته بعدی اینکه وقتی روی شخصیت‌ها در داستان اسم می‌گذاریم، خواننده روی آن‌ها حساب باز می‌کند و توقع دارد بیشتر از آنها بداند و با آنها همراه شود اما متاسفانه اسم‌های زیادی در داستان مطرح می‌شوند، به آن‌ها اشاره می‌شود و ناگهان رها می‌شوند. نکته دیگر خطای جغرافیایی ذهن نویسنده است که دچار لغزش می‌شود و بعضی مکان‌ها را به لحاظ جغرافیایی به اشتباه در داستان جابه‌جا مطرح می‌کند.   عارفی بخش دوم نقدش را به پاسخ دادن به سخنان علی مهر اختصاص داد و یادآور شد: آقای مهر دو نکته را مطرح کردند که می‌خواهم به آن‌ها اشاره کنم. چه اشکالی دارد راوی ما که منِ ناظر است، منفعل باشد؟ من این را می‌پسندم چرا که ما یک شخصیت نوجوان داریم که در حال عبور از کودکی است، بنابراین در این شرایطِ جنگی که تجربه‌ای از آن ندارد، ترس‌ها و تردید‌ها گریبان او را می‌گیرد و او در مواجهه با اتفاق‌ها منفعلانه عمل می‌کند. از طرفی چون جانِ اتفاق مشخصاً با این شخصیت ارتباط دارد، باید همین شخصیت، راوی داستان باشد و اگر نویسنده انتخاب دیگری انجام می‌داد، باید به او خُرده می‌گرفتیم.   نویسنده «فرمان یازدهم» واقعه تاریخی را از بحث داستان، تفکیک و تصریح کرد: اینکه داستانِ یک واقعه باید عین به عینِ واقعه تاریخی باشد یا نه، جای بحث دارد. به نظرم اگر جهان داستان باورپذیر باشد و درست ساخته شود، باید ما در چارچوب همان جهان داستان آن را ببینیم. قابل قبول نیست به خارج از داستان نگاه کنیم یا توقع داشته باشیم به عین تاریخ در داستان وفادار بمانیم. بنابراین پیشنهادم این است که ما جهان داستان را ببینیم و در مورد آن صحبت کنیم.   علی مهر هم هم در پایان این نشست گفت: یکی از ایرادات ما این است که فکر می‌کنیم مخاطب ما مخصوصا نوجوان، خیلی از اطلاعات و داشته‌های ذهنی ما را می‌داند. گاهی یکسری موضوعات و مفاهیم برای نویسنده عادی به نظر می‌رسد اما نباید فکر کرد که برای مخاطب هم عادی و روشن است. باید به همه جوانب بپردازیم و بنا را بر این بگذاریم که مخاطب راجع به موضوع، اطلاعاتی را که مورد نظر ماست، ندارد. ]]> استان‌ها Wed, 06 Mar 2019 07:14:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272840/پرداختن-عشق-نوجوانی-نکات-مغفول-ادبیات-امروز «عصرانه داستان» در قم به «رویای فالاچی» رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272796/عصرانه-داستان-قم-رویای-فالاچی-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های «عصرانه داستان» در حوزه هنری قم، فردا چهارشنبه 15 اسفند، رمان «رویای فالاچی» با حضور نویسنده، سمیه عالمی به عنوان منتقد و با اجرای افسانه بختیاری نقد و بررسی می‌شود. فرشته اثنی عشری نویسنده اهل قم، کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دارد و «رویای فالاچی» اولین تجربه رمان نویسی اوست. این کتاب روایتی است از زندگی دانشجوی جوانی که در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل می‌کند و برای تبدیل شدن به یک نیروی حرفه‌ای در این زمینه راه پر دردسری را پیش رو دارد. رمان «رویای فالاچی» در واقع داستان انسان‌های سرگشته‌ای است که بلاتکلیف و مردد در شاهراه‌های زندگی ایستاده‌اند و با علامت سوالی بزرگ در مورد کیستی و چیستی خود و کسانی که دوست می‌دارند، مواجه شده‌اند. دستی نامرئی، آن‌ها را مانند مهره‌های دومینو می‌چیند و برمی‌چیند و مدام چیدمان‌شان را تغییر می‌دهد و سپس آن‌ها را گیج و منگ با دنیایی از سوال درباره جایگاه، مکان، زمان و ارتباطشان با یکدیگر در گمگشتگی بی‌پایان رها می‌کند و این سوال مطرح می‌شود که آیا این شخصیت‌های سرگشته، در آشفتگی جهانی که مدام در آن گم می‌شوند، بالاخره خویشتن و رویاهایشان را باز می‌یابند یا نه.   این رمان در 296 صفحه با راوی سوم شخص محدود، داستان را از منظر دو دانشجوی ارتباطات، امیر مسعود و‌ هاله، روایت می‌کند. راوی کنجکاوانه مانند لنز دوربین به کنش‌ها، واکنش‌ها و کشش‌های آن دو خیره می‌شود؛ خیرگی که امیر مسعود و‌ هاله در سراسر داستان آن را روی جسم و ذهن خود حس می‌کنند چرا که در عصری زندگی می‌کنند که خیره نگریستن به واقعیت‌های قطعیت ناپذیر، لذتی سادیستی به همراه دارد.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:   هاله همان‌طور که از شیب خیابان بالا می‌رفت، نگاهش روی دیوار یک مجتمع آموزشی به نقاشی نیمه‌تمامی افتاد. نقاشی هنوز شکلش در نیامده بود. به دور و بر نگاه کرد تا نقاش آن را پیدا کند اما کسی آن‌جا نبود. دوباره به نقاشی نگاه کرد. طیفی از رنگ‌های آبی، روی دیوار به صورت ابر و باد طراحی شده بودند. شکل ظاهری‌اش او را به‌یاد طرح‌های کوبیسم می‌انداخت. او همان‌طور که به این طرح آشفته و نیمه‌کاره نگاه می‌کرد، یک‌دفعه به‌یاد آورد که نقاشی روی دیوار حیاط، در مدرسه‌ی راهنمایی دخترانه‌ی اندیشه‌ی بابل هم هنوز ناتمام است. آن‌جا طرح مقنعه‌ای سیاه دور دایره‌ی سفید و بی‌صورت، شبیه اعلامیه‌ی ترحیم مادربزرگش، روی دیوار مانده است. پدرش قبل از مرگ به او گفته بود که خیال دارد ته‌چهره‌ی او را توی آن قاب مقنعه نقاشی کند. این یک راز بین پدر ودختر بود وچون هیچ‌وقت نقاشی کامل نشد، برای همیشه یک راز ماند.   کتاب «رویای فالاچی» از سوی انتشارات شهرستان ادب در پاییز 97 با شمارگان 1000 نسخه در 295 صفحه و قیمت 35 هزار تومان به چاپ رسیده است.   نشست نقد و بررسی این کتاب فردا چهارشنبه 15 اسفند ساعت 16 در حوزه هنری قم، واقع در خیابان صفائیه، کوچه 23 برگزار می‌شود و حضور در این برنامه برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Tue, 05 Mar 2019 09:46:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272796/عصرانه-داستان-قم-رویای-فالاچی-رسید کتابی که به جای هفتصد صفحه می‌توانست صدوهشتاد صفحه‌ باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272787/کتابی-جای-هفتصد-صفحه-می-توانست-صدوهشتاد-صفحه-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عصر دوشنبه سیزدهم اسفند ماه 1397 سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب میزبان محمدرضا سحاب، محمدعلی سیفی، جمشید کیانفر، طهمورث ساجدی، محمود جعفری دهقی و صادق سمیعی بود. در این نشست پیشکسوتان حوزه خلیج فارس به نقد کتاب «خلیج فارس» پرداختند که با پژوهش و گردآوری جواد نوروزی منتشر شده بود.  به گفته نوروزی، کتاب مصور «خلیج فارس» در مدت چهار سال تحقیق و پژوهش و به 10 زبان فارسی، عربی، اردو، انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی، چینی، روسی، آلمانی و فرانسه گردآوری شده است اما منتقدان خلیج فارس بر این باورند که نقشه‌های خلیج فارس در این اثر بدون ذکر منبع آمده و حتی برخی از نقشه‌ها هیچ نام و نشانی نداشته‌اند! منتقدان خلیج‌فارس دیدگاه‌های خود را ارائه دادند و گردآورنده و پژوهشگر کتاب «خلیج فارس» از اثر خود دفاع کرد اما دفاعی که بر اساس گفته‌های سخنرانان بی‌پایه و اساس بود.   ایرانیان حاکمان تاریخی خلیج فارس بوده‌اند در ابتدای این نشست، محمود جعفری دهقی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه تاریخ، فرازهایی از تاریخ خلیج فارس را بیان کرد. به گفته دهقی «بر مبنای گمانه‌های پژوهشگران، احتمالاً ده هزار سال پیش، سه نژاد دراویدی‌ها که احتمالاً با بلوچ‌های امروزی درآمیخته‌اند، ایلامی‌ها و سامیان در اطراف خلیج فارس ساکن بودند.»   دهقی افزود: «عربستان پس از شکل‌گیری حکومت هخامنشی به قلمرو ایران پیوست و این مسئله را داریوش اول در کتیبه‌های نقش رستم و بیستون ذکر کرده و بنا بر گزارش هرودوت گروه‌هایی از اعراب در سپاه کورش و کمبوجیه حضور داشته‌اند. هخامنشیان برای پیشگیری از تهاجم بیگانگان راه عبور و مرور کشتی‌ها در خلیج فارس را کنترل می‌کردند و این موضوع امنیت مناسبی برای اعراب ساکن در این منطقه فراهم کرده بود و آنان خود در ایجاد امنیت راه‌ها با هخامنشیان کمک می‌کردند.»  محمود جعفری‌دهقی این استاد تاریخ سپس به دوران تسلط اشکانیان بر خلیج‌فارس پرداخت و گفت: «این تسلط از دوران مهرداد اول آغاز شد و این نکته را سکه‌هایی که به نام او ضرب شده است تایید می‌کند. سواحل خلیج فارس در دوران اشکانی شامل  چهار ایالت مهم بود. گتوزیا، فارس خوزستان و میسن.»   به گفته دهقی، ساسانیان نیز بر سراسر خلیج فارس تسلط کامل داشتند. وی گفت: «در زمان شاپور ساسانی گروهی از اعراب ساکن بحرین و نواحی مجاور آن به سواحل ایران یورش بردند و شاپور ساسانی با کشتی‌های خودی یورش سختی به آنها برد و به مزاحمت آنان پایان داد. در این دوران دو جاده تجاری مهم وجود داشت. جاده ابریشم و جاده ادویه که از خلیج فارس می‌گذشت و به جاده ابریشم پیوند می‌خورد. شهرهای عمده خلیج فارس در دوره ساسانی آبادان، اوبله و میشان بودند. خسرو انوشیروان از آبادان سواحل شبه جزیره عربستان را تسخیر کرد و از آنجا تا عدن پیش رفت.»   دهقی همچنین گفت: «در تمامی دوران اسلامی هم خلیج‌فارس تحت حاکمیت ایرانیان بود و هر گاه استعمارگران از شرایط فطرت ایرانیان سوء استفاده می‌کردند به زودی ایرانیان آنها را مجبور به ترک خلیج فارس می‌کردند که شهر بندر عباس شاهدی بر این مدعاست.»   این استاد دانشگاه درباره نام خلیج فارس هم گفت: «در منابع ایرانی این نام با عنوان خلیج پارس در منابع یونانی با عنوان سینوس پرسیکوس و در عربی به صورت بحر الفارسی ثبت شده است.»   نقایص اثری که به ده زبان ترجمه شده پس از دهقی نوبت به جمشید کیانفر استاد تاریخ دانشگاه رسید تا به بررسی کتاب «خلیج فارس» بپردازد. وی ضمن ابراز خشنودی از انتشار این کتاب گفت: «این اثر به ده زبان منتشر شده و این اهمیت کتاب را می‌رساند ولی نقایصی دارد که نباید به سادگی از کنارشان گذشت.»   کیانفر تعداد فراوانی از ایرادهای ویرایشی و ایرادهای مربوط به نحوه قرار گرفتن مطالب و اطلاعات در کتاب را برشمرد و گفت: «لازم بوده است هنگامی که نام‌های خلیج فارس در زبان‌های مختلف در کتاب ثبت می‌شود آوانگاری مناسب و متناسب صورت بگیرد تا خواننده بتواند تلفظ درستی از این نام‌ها داشته باشد. اما این کار صورت نگرفته است. از دیگر ایرادات فاحش کتاب نیز بی‌دقتی در ثبت اسامی خاص است که گاه بسیار عجیب می‌شود. به عنوان نمونه در تمامی بخش‌های کتاب الف و لام معرفه‌ساز اسامی عربی که در ابتدای اسم‌ها می‌آید به صورت آل نوشته شده است و به عنوان نمونه الخوارزمی به آل خوارزمی تبدیل شده است. یا اینکه نزهت القلوب نوشته حمدالله مستوفی به صورت نزهت آل کولاب ثبت شده است. در جاهایی کلمه ابن در ابتدای اسامی به صورت لیبی ثبت شده و به عنوان نمونه ابن الوردی به شکل لیبی الواردی در کتاب ثبت شده است. این میزان از بی‌دقتی به اعتبار کتاب آسیب فراوان وارد آورده است.»   کیانفر همچنین گفت: «نحوه درج فهرست منابع در کتاب ناقص و متنوع است. گاه نام مولف در ابتدا آمده و گاهی نام کتاب. این عدم تبعیت از یک متد واحد کتاب را از اعتبار انداخته است. همچنین درکتاب 120 نقشه ثبت شده که به گفته مولف 20 نقشه آن جدید است. اما این نقشه‌های جدید مشخص نشده‌اند.»   وی همچنین گفت: «کیفیت چاپ نقشه‌ها عالی است ولی منبع اخذ نقشه مشخص نیست و برای همین نمی‌توان متوجه شد نقشه قدیمی است یا بر مبنای نقشه قدیم بازطراحی شده است و این نقص باعث شده است این کتاب قابلیت استناد نداشته باشد.»   غذای بی نظیری که گوشتش مال کس دیگری است   محمدعلی سیفی استاد بازنشسته دانشگاه در رشته جغرافیا سومین سخنران این نشست بود. او سخنان خود را با ذکر یک فقدان در عرصه نشر ایران آغاز کرد: «برای آنکه از اتلاف منابع و هزینه بی‌جا خودداری شود، بهتر این است که ناشران و مولفان، پیش از انتشار آثارشان را به خبرگان فن برسانند تا آنها ملاحظات و اصلاحات خود درباره اثر را بیان کنند. نقد چه پیش از انتشار و چه پس از انتشار موجب اعتلای علم و دانش می‌شود.»   سیفی سپس به شرح اجمالی روند تاریخی تولید کتاب برای اثبات این نکته که نامی غیر از خلیج فارس برای آن نقطه جغرافیایی جعلی است پرداخت. وی گفت: «سال 1340 تشکیک در نام خلیج فارس با طرح عنوان مجعول خلیج عربی باعث می‌شود بحث لزوم اثبات حقانیت نام خیلج فارس از طریق انتشار اسناد تاریخی جدی شود. در همان سال 1340 عباس سحاب نمایشگاهی از نقشه‌های خلیج فارس برگزار می‌کند. این نمایشگاه پایه‌ای می‌شود برای انتشار اطلس خلیج فارس در موسسه سحاب. تاریخ انتشار این اطلس در سال 1349 بوده و در سال 1352 اطلس بازنشر شده است. در سال 1365 هم اطلس عراق منتشر می‌شود که در آنجا هم به مقوله نام خلیج فارس پرداخته شده بود. پس از آن نیز کتاب‌های متعددی در موسسه سحاب و جاهای دیگر در این زمینه منتشر شده است. در سال 1368 نیز همایشی به نام همایش خلیج فارس پایه‌گذاری شد که در این جهت مساعی زیادی داشته است.»   وی افزود: «در کتاب خلیج فارس که موضوع بحث و نقد ماست حتی اشاره‌ای به عقبه سنگین و 57 ساله این بحث نشده است. عدم ذکر این عقبه موجب مغفول ماندن هویت بحث می‌شود و نقصان بزرگی است.»   سیفی با ذکر اغلاط متعدد کتاب از منظر ثبت اسامی و اعلام و غلط‌های ویرایشی گفت: «چنین کتابی باید برای اساتید قانع کننده باشد تا نشود از آن غلط فاحش بیرون آورد. این بحثی است که در سطوح آکادمیک مطرح می‌شود و مخاطب اصلی این کتاب را هم باید در آنجا جست. ولی این کتاب به دلیل آنکه متدلوژی مشخصی ندارد نتوانسته است در مسیر خود گامی رو به جلو محسوب شود.»   سیفی همچنین گفت: «109 نقشه از نقشه‌هایی که در کتاب از آنها استفاده شده از اطلس خلیج فارس سحاب اخذ شده‌اند. نوزده نقشه تازه نیز در کتاب هست که منبع اخذ هیچکدام از آنها مشخص نیست و نمی‌شود به آن استناد کرد. یکی از نقشه‌ها هم مربوط به آفریقا و متعلق به قرن بیستم است که از اساس حضور آن در چنین کتابی بی‌ربط به نظر می‌رسد.»   وی افزود: «نویسنده کتاب در گفت‌وگویی مدعی مشاهده ۷۵۰ سند شده برای تالیف این کتاب شده است. اگر این تعداد سند در این زمینه وجود داشته است، این سندها می‌توانند پایه تحقیقات فراوان شوند و بهتر است این اسناد که ما پس از مدتها حضور در این عرصه با آنها آشنایی نداریم معرفی شوند تا تحولی در این مبحث به وجود بیاید.»   سیفی در انتهای سخنانش گفت: «این کتاب املایی است و نه انشایی. به عبارت دیگر از روی دست اثر دیگری نوشته شده و از خودش چیز بدیعی ندارد. هر گاه کار انشایی کنیم و چیزی خلق کنیم، کاری ماندگار انجام داده‌ایم. این کتاب مانند غذایی است که حتی اگر بی‌نظیر تهیه شده باشد، گوشتش متعلق به دیگری بوده است.»   متن فرانسوی پر از خلیج است چهارمین منتقد کتاب، طهمورث ساجدی استاد زبان فرانسه بود. وی گفت: «آنچه اکنون درباره خلیج فارس منتشر می‌شود بیشتر از روی دست یکدیگر نوشتن است و هر کتابی تقلیدی از کتاب دیگر به نظر می‌رسد. در کتاب حاضر هم من چیز نو و بدیعی ندیدم.»   وی سپس بر بخش فرانسوی کتاب متمرکز شد و گفت: «متن فرانسه کتاب 32 صفحه است. به عبارتی این متن خلاصه شده و خلاصه کردن درباره متونی که حساسیت سیاسی دارند و می‌توانند مورد سوءاستفاده قرار بگیرند بسیار حساس است. باید این حساسیت مدنظر می‌بود تا مسئله ایجاد نشود.»  طهمورث ساجدی وی افزود: «در این کتاب ترجمه فرانسه اغلاطی دارد ولی البته می‌توان جاهایی از آن را به نسبت خوب دانست. ولی مسئله این است که در چندین جا از متن فرانسه، از خلیج فارس با عنوان خلیج یاد شده است. این اشتباهی است که می‌تواند مسئله ایجاد کند. خلیج لغتی است که برای یاد کردن از خلیج فارس مناسب نیست. ما باید هر چه بیشتر به ویژه هنگامی که متنی با زبانی غیر از فارسی در مورد خلیج فارس تولید می‌کنیم از این لغت بهره ببریم تا این واژه جا بیفتد و ملکه اذهان شود.»   وی با اشاره به بهره‌هایی که از تفاوت متون فرانسوی و انگلیسی از یک سند در دعاوی بین‌المللی شده است به دو مورد از بهره‌گیری جمال عبدالناصر و دکتر محمد مصدق از تفاوت این نسخ اشاره کرد و سپس افزود: «کار سنگین جغرافیایی حساس است و کار هر کسی نیست. یک غلط کوچک می‌تواند تبعات فراوانی داشته باشد. این کتاب نیازمند مشاوری جغرافی‌دان بوده است که جغرافیای جهان را خوب بداند و فقدان این مشاور به اثر آسیب فراوانی وارد کرده است.»   کتابی 700 صفحه‌ای که می‌توانست 180 صفحه باشد منتقد دیگر کتاب محمدرضا سحاب عضو موسسه کارتوگرافی سحاب بود. وی گفت: «این کتاب از نظر چاپ و صحافی بی نظیر بود و من را در ابتدای مشاهده آن ذوق زده کرد. اما بعدتر با متن کتاب که روبه‌رو شدم بحث تغییر کرد. سفره‌ای که پهن نشده جذاب به نظر می‌رسد ولی مهم آن است که پهن شود و باز هم جذاب باشد.»   وی افزود: «همکاران من در موسسه سحاب این کتاب را با کتابی که انتشارات سحاب در سال 1384 با کمک دانشگاه تهران  در همین زمینه منتشر کرد مقایسه کرده‌اند و آنچه مشاهده شده تاسف برانگیز است.»   سحاب سپس جداولی از نتایج این مقایسه به حاضران در نشست نشان داد:   وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «این کتاب در هفتصد صفحه منتشر شده اما باید دید که آیا این میزان صفحات برای چنین کتابی لازم است. به عنوان مثال می‌شود پرسید زبان اردو در این کتاب به چه درد می‌خورد؟ آیا کارگرهای کراچی مخاطب این کتاب هستند؟ الیت‌هایی که مخاطب کتاب هستند همه انگلیسی بلدند. حتی به گمان من این کتاب نیازمند متن فارسی هم نبود. به این خاطر که از اساس بحث آن در داخل مرزهای ایران بحث مسئله‌زایی نیست. در داخل ما همه بر نام خلیج فارس متفق‌القولیم و مسئله این است که در سطح بین‌الملل این نام را جا بیندازیم. از طرف دیگر این موضوع که لاکپشت‌ها و دلفین‌های خلیج فارس چگونه هستند چه ربطی به بحث نام خلیج فارس دارد؟ و این گونه مباحث که در کتاب طرح شده‌اند به چه کار می‌آیند؟»   سحاب با این مقدمه گفت: «به گمان من اگر این کتاب در 180 صفحه منتشر می‌شد هم حق مطلب را ادا می‌کرد و نیازی به هفتصد صفحه نبود.»   مدیر موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب به این نکته نیز اشاره کرد که مطالب متن کتاب «خلیج فارس» از کتاب‌های دکتر محمد عجم و دکتر پیروز مجتهدزاده و سایت ویکی پدیا برداشته شده است. وی سخن سیفی درباره بهره‌گیری کتاب از اطلس‌ سحاب را تایید کرد و گفت: «۱۰۹ نقشه شناسنامه‌دار از سحاب و حدود بیست نقشه بی نام و نشان در کتاب آمده است. استفاده از اطلس سحاب هم بدون ذکر منبع بوده است. در این کتاب  نقشه‌هایی که ربطی به موضوع ندارند هم یافت می‌شود. نقشه آفریقا که مربوط به قرن بیستم است در کنار نقشه‌ای مربوط به ۳۰۹ قبل از میلاد آمده است. متدلوژی اطلس سحاب بر مبنای کرنولوژی بود اما این کتاب هیچ متد خاصی ندارد.»  محمدرضا سحاب سحاب در بخش پایانی سخن خود گفت: «ده دوازده نفر به عنوان مولف و مصحح پنج سال روی اطلس سحاب کار کرده‌اند و برای آنکه اثر غلط نداشته باشد پیش از انتشار آن را برای دکتر برانکا فورته در دانشگاه الینویز فرستادیم تا کتاب را بررسی کند. یک غلط گرفت و اصلاح کردیم. حالا هم زحمات ما را در این کتاب به نام خود کرده‌اند.»   وی خطاب به مولف کتاب گفت: «شما جوان هستید و امید ما می‌توانید باشید. اما توصیه من به شما این است که اگر کاری را بلد نیستید وارد آن نشوید و اگر بلد هستید با درستکاری آن را انجام دهید.»   رشته من گرافیک است پس از پایان سخن منتقدان نوبت به گردآورده و محقق کتاب، جواد نوروزی رسید. او ابتدا به علت نگارش این کتاب پرداخت و گفت: «شغل اصلی من فیلمسازی و مستندسازی است. پنج سال پیش در امارات برای ساخت مستندی با این پدیده مواجه شدم که اماراتی‌ها و عربستانی‌ها میلیون‌ها دلار را صرف امحای نام خلیج فارس می‌کنند. در عین حال این را هم مشاهده کردم که در برابر این وضع ما در ایران دست روی دست گذاشته‌ایم و فقط مشاهده می‌کنیم. به همین دلیل به این نتیجه رسیدم که باید چنین کاری را انجام دهم.»   وی سپس به انتقاد از برنامه‌های فرهنگی در مورد خلیج فارس پرداخت و گفت: «در زمانی که آقای علی جنتی وزیر ارشاد بود به ایشان مراجعه کردم و خواستم که به من در انتشار این کتاب ده زبانه کمک کنند ولی ایشان گفتند هیچ برنامه‌ای در این زمینه نداریم. این در حالی بود که مقام معظم رهبری گفته بودند در این زمینه باید کوشا باشید. آقای صالحی هم که وزیر شدند در جشنواره‌ای بی خاصیت به نام خلیج فارس لوح‌هایی به فعالان در این حوزه دادند و آن جشنواره دستاورد دیگری نداشت.»   نوروزی در پاسخ به انتقاد سحاب گفت: «من از کتاب مورد اشاره شما استفاده نکرده‌ام. من مجوز اسکن نقشه‌ها را از مرکز اسناد وزارت امور خارجه گرفته بودم و آنها هم به من گفتند حق استفاده از این اسناد در اختیار آنهاست و آن حق را به من تفویض کردند.»  جواد نوروزی او افزود: «تحصیلات من در حوزه گرافیک است و حوزه فعالیتم هم مستندسازی است. به همین خاطر در بخش نوشتاری متن دخالت چندانی نداشتم و ادعای نویسندگی هم ندارم. ولی می‌توانم بگویم از خبرگان این فن که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی معرفی کرده بود بهره بردم. اگر اشتباهات فراوانی در کار مشاهده شده این آب سردی بر تلاش‌هایی که من انجام دادم هم هست و از این جهت متاسفم.»   نوروزی گفت: «در زمینه کیفیت چاپ و گرافیک این کتاب هیچ چیزی کم ندارد. برای چاپ آن از آلمان کاغذ اشتنباخ خریدم و روی رزلوشن تک تک اسناد کار شده. کتاب زرکوب است و از نظر کیفیت چاپ عالی محسوب می‌شود. نگاه من این بود که سایتی پنجاه زبانه درباره خلیج فارس درست کنم و سعی کردم کیفیت کتابم هم عالی باشد. بنده کارم چیز دیگری است و کاش با این جمع پنج سال پیش آشنا شده بودم تا از کمک آنها بهره ببرم.»   وی در پایان سخنان خود گفت: «قطعاً کار من در برابر کل کارهایی که در زمینه خلیج فارس انجام شده و باید انجام بشود یک کار خرد محسوب می‌شود ولی مسئله این است که ما این حوزه را رها کرده‌ایم. این کتاب با همه غلط‌هایش یک گام است. سعی من این خواهد بود که در گام بعدی غلط‌های کتاب را اصلاح کنم و در این زمینه از اساتید حاضر در این جلسه هم استفاده می‌کنم.»   ایراد از خودتان است در انتهای این نشست، همایون امیرزاده رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد که از حاضران در نشست بود با اشاره به نکاتی که نوروزی درباره جشنواره خلیج فارس بیان کرده بود گفت: «حضور جوانان در عرصه موضوعی مانند خلیج فارس که اکنون برای ما حیثیتی شده مغتنم است و اساتیدی که در این جمع هستند باید دست پدرانه بر سر جوانانی مانند آقای نوروزی بکشند ولی شاه‌کلید موضوع این است که آقای نوروزی از روز اول به جای مدیران به صاحبان اندیشه و اثر در زمینه خلیج فارس مراجعه کرده بودند با این مسائل و مشکلات مواجه نمی‌شدند. اکنون هم انداختن تقصیرها به گردن آن مدیران و سازمان‌ها درست نیست. آن مدیران و سازمان‌ها حتماً مساعدت‌هایی با شما کرده‌اند که نامشان در کتاب آمده است و اکنون جوانمردانه نیست که آنها را در مقام متهم بنشانیم. نکته این است که مگر می‌شود شما بخواهید در ایران اثری درباره خلیج فارس تولید کنید و به سراغ صاحب‌نظرانی مانند آقای سحاب و پیروز مجتهدزاده و امثال اینها نروید؟ بنابراین می‌شود گفت اگر مشکلی در کتابتان به وجود آمده است ایراد از خود شماست.» همایون امیرزاده وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «من بنیان‌گذار همان جشنواره‌ای بودم که به گمان شما بی‌خاصیت بود. در آن جشنواره جوانانی نظیر شما حدود 25 هزار اثر در زمینه خلیج فارس تولید کردند و سی استان کشور درگیر مسئله خلیج فارس شدند. به واسطه این جشنواره هفت هزار شعر عربی و فارسی درباره خلیج فارس سروده شد و به گمانم چنین کاری بی خاصیت نیست.»   در پایان این نشست نیز به توصیه جعفری دهقی بنا شد مولف کتاب در جلسه‌ای خصوصی نظرات سحاب را بشنود و در ویرایش بعدی کتاب اعمال کند و نقطه‌نظرات مطرح شده در این جلسه هم در چاپ بعدی کتاب لحاظ شود. ]]> علوم انسانی Tue, 05 Mar 2019 05:35:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272787/کتابی-جای-هفتصد-صفحه-می-توانست-صدوهشتاد-صفحه-باشد «نقد داستان طلاب» به «پل جغاتو» رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272666/نقد-داستان-طلاب-پل-جغاتو-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های نقد داستان طلاب در قم، فردا دو‌شنبه 13 اسفند، رمان «پل جغاتو» با حضور علی مهر و زهره عارفی نقد و بررسی می‌شود. مجید محبوبی نویسنده اثر در تبریز به کلاس‌های قصه‌خوانی عبدالمجید نجفی راه می‌یابد و به آموزش اصول قصه‌نویسی می‌پردازد. ‏ محبوبی در کنار تحصیلات حوزوی، به مطالعه آثار داستان نویسی روی می‌آورد اما انس و الفت او با کتاب‌های جلال آل‌احمد بیشتر بوده است. این نویسنده در مجلاتی مانند «سروش‎ ‎نوجوان»، «سلام بچه‌ها»، «پوپک»، «انتظار نوجوان»،‏«ملیکا»، «یاران امین» و «قاصدک»‏‎ ‎برای کودکان و نوجوانان و در مجلاتی چون «کتاب ماه کودک و ‏نوجوان»، «کوثر‎«‎، «مبلغان»، «پگاه»، «پیشگامان»، «شمیم یاس» و «خشت اول» برای بزرگسالان قلم زده است.‏  ‏وی نامزد دریافت جایزه «کتاب سال جمهوری اسلامی» در سال 1386 بوده و عنوان «مؤلف برتر اولین جشنواره مرزبانی وحی و خرد» در سال 1387، را به دست آورده است. این نویسنده «آن روز، آن مهمانی»، «یک روز بهاری»، «کبوتر ‏سفید»، «هدیه»، « تربت و دریا»، « اولین برفی که زمین‎ ‎نشست»، « آفتاب حکمت»، « آینه اخلاص»، «‏روح اخلاص» و چند کتاب دیگر را در کارنامه ادبی خود دارد.    «پل جغاتو» از سوی انتشارات به نشر در 84 صفحه برای رده سنی کودک و نوجوان در سال 97 به قیمت 8500 تومان روانه بازار کتاب شده است. این برنامه فردا دو‌شنبه 13 اسفند ساعت 18 در سالن جلسات مدرسه اسلامی هنر واقع در قم، خیابان هنرستان، نبش کوچه 20 برگزار می‌شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Sun, 03 Mar 2019 09:04:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272666/نقد-داستان-طلاب-پل-جغاتو-رسید اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی در افغانستان با روش «مارپیچ سکوت» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272440/اکثریت-سازی-اقلیت-سازی-افغانستان-روش-مارپیچ-سکوت به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست سه‎شنبه‎ها با کتاب افغانستان در خانه کتاب صبح امیدِ مجتمع ناشران قم با بررسی کتاب «نگاشته‎هایی بر سایه‎های عبور در افغانستان» با حضور عصمت‌الله احمدی رشاد نویسنده این اثر و پژوهشگر در حوزه تاریخ معاصر افغانستان برگزار شد.   عصمت‌الله احمدی رشاد نگارش این اثر را متاثر از علاقه و توجهش به تاریخ معاصر افغانستان و کم‎توجهی پژوهشگران به ثبت و بررسی تحولات این برهه از تاریخ دانست و گفت: هرچند تاریخ گذشته را تعداد زیادی از دوستان و پژوهشگران کار کرده‎ و زمینه‎هایی را فراهم آورده‌اند، اما ثبت تاریخ معاصر را شخصاً کم دیدم. یکی از دلایل این کم‎توجهی غفلتی است که از محیط پیرامون خود و رخدادهایش داریم. چون بسیار ساده نگاه می‎کنیم و روزمره می‎بینیم، به عواملی که این رویدادها را شکل می‎دهد توجه نمی‌کنیم و پس زمینه این رویدادها را که از چه عواملی ناشی می‎شود را هم نمی‎بینیم.    این نویسنده گستره موضوعی کتابش را تاریخ معاصر افغانستان از دوران ورود نیروهای خارجی به افغانستان تا شکل‎گیری دولت وحدت ملی در دوران اشرف غنی معرفی کرد و افزود: در کتاب حاضر سه رخداد مهم تاریخی بررسی شده است. آمدن نیروهای خارجی به افغانستان و فروپاشی طالبان، انتخابات‎ها در افغانستان و خط دیورند که به عنوان یک پدیده تاریخی مناقشه‌برانگیر مطرح است.   این پژوهشگر در پاسخ به پرسش از مفهوم‎شناسی دهه دموکراسی در افغانستان گفت: دهه دموکراسی تعبیری است که از دوران پس از سقوط طالبان تا دوران دوم حامد کرزی اطلاق می‎شود. این دهه به عنوان دهه دموکراسی یاد می‎شود چون به حقوق مردم به شکلی احترام گذاشته می‎شد، انتخابات به شکل دموکراتیک برگزار می‎شد و حکومت بین اقوام مختلف تقسیم شده بود.   نویسنده کتاب «نگاشته‎هایی بر سایه‎های عبور در افغانستان» در پاسخ به پرسش از اقلیت‎سازی و اکثریت‎سازی در افغانستان این مفهوم‎سازی را به چالش کشید و گفت: اصولاً اقلیت و اکثریتی در جامعه افغانستان وجود ندارد چون هنوز آمار دقیقی وجود ندارد و هرکس جداگانه ادعای اکثریت می‎کند.   وی ادامه داد: اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی در افغانستان بحث گسترده‎ای است، اما شاید مناسب‎ترین   اکثریت‎سازی که در افغانستان صورت گرفته اکثریت‎سازی حقوقی است. اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی حقوقی را می‎شود برایش یک توجیه قابل قبول درست کرد و در مجامع بین‎المللی مطرح کرد. اما اگر اکثریت زبانی مطرح باشد، فارسی زبان‎ها در افغانستان اکثریت‌اند و هزاره‌ها هم فارسی زبانند. اگر اکثریت نژادی مطرح باشد، هیچ آمارگیری دقیقی صورت نگرفته است. بنابراین اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی در افغانستان مبنای منطقی و قابل قبول ندارد.    این نویسنده روش «مارپیچ سکوت» را استراتژی حکومت در اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی برای پیشبرد اهداف خودش مطرح کرد و افزود: مبنای این کار زمین‎گیر کردن اقلیت‎هاست، زمین‎گیرکردن کسانی که القا شده که اقلیت‌اند. حکومت سعی می‎کند با عنوان اقلیت آن‌ها را از مشارکت در قدرت بی‎نصیب و از حقوق شهروندی محروم کند.   وی در پایان در توضیح این استراتژی در افغانستان گفت: مارپیچ سکوت، پیچیدگی‎هایی را مطرح می‎کند و اکثریتی را می‎سازد. بر این اساس مردمانی را که در مقابل این اکثریت قرار می‎گیرند، ناخودآگاه به کتمان و پنهان کردن خواسته‎ها و مطالباتشان وادار می‎کند تا اقوام غیرپشتون را از حقوقشان محروم کند. ]]> استان‌ها Tue, 26 Feb 2019 15:04:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272440/اکثریت-سازی-اقلیت-سازی-افغانستان-روش-مارپیچ-سکوت آسترید لیندگرن جزو اولین نویسندگانی است که دغدغه‌ حقوق کودک دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272373/آسترید-لیندگرن-جزو-اولین-نویسندگانی-دغدغه-حقوق-کودک به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، اولین نشست داستان‌خوانی داستان کودک و نوجوان به همت گروه داستان جمعه با محوریت بررسی آثار آسترید لیندگرن، نویسنده کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان در کافه معاصر قم برگزار شد.   در این نشست معصومه میرابوطالبی داستان‌نویس و منتقد ادبی ضمن اشاره به سیر تاریخی ادبیات کودک و گفت: در ابتدا اثری مختص کودک تولید نشده بلکه فقط کارهایی که کودک می‌توانسته از آن بهره ببرد به عنوان ادبیات کودک به او عرضه شده است. نگاه در آن دوره به کودک، اینگونه نبوده که از کودک و دوران کودکی شناخت خاصی داشته باشند. کودک در آن دوره بزرگ‌سالی بوده که هنوز وارد دوره بزرگ‌سالی نشده است. پس باید هر چه زودتر او را به جهان بزرگسالان وارد می‌کردند.   میرابوطالبی در رابطه با ویژگی این نوع کارها بیان کرد: کارهایی که به کودک برای مطالعه داده می‌شد، همین ویژگی را داشت. از این نمونه کارها می‌شود به اندرزنامه‌ها اشاره کرد و بعد قصه‌های پریان که ساختارهایی شبیه هم دارند - بنا بر کتاب پراپ - و ریشه‌های تاریخی مشابهی دارند.   وی به توضیح در مورد قصه پریان پرداخت و یادآور شد: نکته مهم در قصه پریان این است که مؤلف مشخصی ندارد. این قصه‌ها ابتدا توسط شارل پرو و برادران گریم جمع‌آوری و مکتوب شدند. پس از آن به قصه‌های پریان صاحب مؤلف می‌رسیم. قصه‌هایی که ساختاری شبیه قصه‌های پریان دارند با این تفاوت که مؤلف مشخصی دارند. مثل قصه‌های هانس کریستین اندرسن.   این نویسنده با معرفی آسترید لیندگرن به عنوان یکی از نویسنده‌های کودک ادامه داد و گفت: آسترید لیندگرن در بحبوحه جنگ، شروع به قصه‌گویی برای کودک خودش کرد و بعد کم‌کم داستان‌ها مکتوب شدند. او تقریباً جزو اولین نویسندگان کودک است که دغدغه‌های حقوق کودک و مبارزه با تنبیه بدنی را دارد. این نویسنده با دید تازه‌ای فانتزی را در قصه‌هایش به کار می‌برد و نگاهش به کودک و ادبیات کودک نسبتاً مدرن است. از آثار لیندگرن می‌شود به «دره گل سرخ یا برادران شیردل»، «پی پی جوراب بلند»، داستان‌های «امیل و پسرم می‌یو»، «در جنگل دزد نیست» و «آدم‌ربایان» اشاره کرد. بعضی از این آثار مورد اقتباس قرار گرفته‌اند و برای مخاطبین دهه شصت خاطره‌ساز هستند.   در ادامه جلسه، فصل اول کتاب «امیل و پسرم می‌یو» خوانده شد و حاضران در جلسه درباره این داستان صحبت کردند.   زهره عارفی درباره فصل اول کتاب «امیل و پسرم می‌یو» گفت: وجه جذابی که در این داستان وجود دارد استفاده لیندگرن در شکلی جدید از غول چراغ جادوست. انگار که لیندگرن غول چراغ جادو را استکهلمی می‌کند و نگاهی که لیندگرن به یک پسربچه یتیم دارد؛ پسری که متعلق به هیچ خانواده‌ای نیست و کسی او را دوست ندارد. اما لیندگرن مثل سایر آثارش کار را برای کودک جذاب می‌کند و به سمت پایانی شاد و سازنده برای کودک می‌رود.   یادآوری می‌شود، جلسات داستان خوانی کودک و نوجوان از سوی گروه داستان جمعه هر ماه با محور قرار دادن یک نویسنده کودک و نوجوان و داستان خوانی اعضا برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Mon, 25 Feb 2019 06:03:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272373/آسترید-لیندگرن-جزو-اولین-نویسندگانی-دغدغه-حقوق-کودک «خاک سفید» از محله‌‌ای جرم‌خیز و مخروبه اعاده حیثیت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271975/خاک-سفید-محله-ای-جرم-خیز-مخروبه-اعاده-حیثیت-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان «خاک سفید» نوشته حمید بابایی در نشستی در گروه داستان جمعه در قم، با حضور بهروز انوار و رامین سلیمانی به عنوان منتقدین کتاب، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بابایی علاوه بر این اثر، رمان «پیاده» را هم در کانامه خود دارد. ​ در ابتدای جلسه بهروز انوار نویسنده رمان «تراش سوخته‌ها» صحبت‌هایش را با سه پرسش آغاز کرد و گفت: اولین سوالم این است که چرا یک رمان را باید به عنوان یک اثر، کامل تشریح و اجزایش را تحلیل کنیم؟ راحت‌ترین پاسخ این است که برای رسیدن به درک درستی از فرم و محتوا لازم است این کار را انجام دهیم. به همین خاطر از این منظر به رمان می‌پردازم. به نظر من این کتاب یک مجموعه روایت به هم مرتبط است نه مجموعه داستان به هم پیوسته، چرا که روایت‌ها آن استقلال مجموعه داستان به هم پیوسته را ندارند و نمی‌توانند به صورت مستقل یک کل را تشکیل بدهند و نهایتاً مخاطب را به یک جمع بندی برسانند.   «خاک سفید» به قراردادهای داستانیِ خود پایبند نیست انوار دومین سوالش را معطوف به قراردادهای نویسنده در رمان کرد و گفت: دومین سوالم برمی‌گردد به قراردادهایی که نویسنده در متن ایجاد می‌کند. سوال اینجاست که آیا نویسنده به قراردادهای خود در داستان پایبند بوده یا نه؟ در فصل اول نویسنده قراردادهایی از قبیل عشق «پویا» به عنوان یک پسر بالاشهری به «بتول» را که دختری پایین شهری است، وضع می‌کند. در واقع نویسنده قرار می‌گذارد که یک شخصیت از یک منطقه سطح بالای تهران به منطقه پایین‌تری برود و عاشق بشود. اما در فصل دوم که اتفاقاً فصل درخشانی است، این قراردادها زیر پا گذاشته می‌شود و این بار، عشق بتول به پویا مطرح می‌شود. وی ادامه داد: تقابل زندگی «اکبر» و «پویا» قرارداد ما در فصل سوم است. در فصل چهارم قراردادهای ما بین اکبر، مرگ و عشق دختری از طبقه بالا به پسری از طبقه پایین معین می‌شود و می‌بینیم ما با یک قرارداد تازه مواجه هستیم. در فصل پایانی هم قرارداد ما یک چیز دیگر است؛ قراردادی با مرگ، اکبر و خاک سفید. به نظر می‌رسد «خاک سفید» به قراردادهای خود پایبند نیست و تلاش نویسنده این است که در حجم کمی، تجربیات متفاوتی را بیان کند.   این نویسنده ادامه داد: ما در خواندن یک اثر که روایت، لوکیشن و شخصیت آن دائم عوض می‌شود، باید دنبال یک سرنخ یا همان نخ تسبیحی باشیم که این مهره‌ها را به هم وصل کند. سوال سوم من این است که در «خاک سفید» آن نخ تسبیح کدام است؟ باید بگویم اگر نتوانیم به این سوال‌ها پاسخ دهیم، با یک متن ناقص و آشفته مواجهیم.   انوار با مطرح کردن این سوال که آیا قرار ما این بود داستان عاشقانه بخوانیم؟ در پاسخ به آن، گفت: با تصویرها و فضایی که نویسنده برای ما ایجاد کرده، پاسخ مثبت دریافت می‌کنیم و تاثیری هم که می‌گیریم یک تاثیر رمانتیک است تا تاثیرِ داستان‌های ناتورالیستی. از همین منظر می‌بینیم که نویسنده از منطقه خاک سفید کمتر بهره برده و اگر قرار است ما داستان عاشقانه بخوانیم این سوال پیش می‌آید که چرا منطقه خاک سفید انتخاب شده است. برای روایت یک عاشقانه می‌توانست منطقه دیگری از تهران هم انتخاب نویسنده باشد.   این منتقد داستان «خاک سفید» را بر اساس تقابل‌ها و روایتی مانند یک تابع سینوسی تحلیل کرد و یادآور شد: نقطه صفر اولیه این تابع از پویا شروع می‌شود و نقطه صفر پایانی آن به اکبر ختم می‌شود و در میانه تابع تقابل بتول (دختر پایین‌شهری-عاشق پسر بالاشهری) و‌ هاسمیک (دختر بالاشهری- عاشق پسر پایین‌شهری) صورت گرفته است. در نقطه اوج نیز حضور موازی و همزمان پویا و اکبر را می‌بینیم. این تقابل حتی در نام شخصیت‌ها هم مشهود است.   انوار در پاسخ به انتخاب منطقه خاک سفید برای رمان بیان کرد: در بخش‌های مختلف رمان می‌بینیم که شخصیت‌ها در هر مکانی با جرم و امر خلاف قانون مواجه می‌شوند و حتی مشارکت می‌کنند؛ در دانشگاه تریاک در کلاسور اکبر می‌گذارند و به دلیل بچه خاک سفید بودن این انگ به او می‌چسبد و باعث می‌‌شود دانشجوی حقوق (مرد قانون آینده) در نهایت به یک خلافکار تبدیل شود. در اصفهان، در شهرک غرب، در خانه پدری هاسمیک نیز عمل مجرمانه وجود دارد. رمان به نوعی در حال اعاده حیثیت از محله‌ای است که به دلیل جرم‌خیز بودن تخریب شده است و در طی رمان می‌بینیم که جرم و بزهکاری همه جا بوده و هست. دلیل انتخاب خاک سفید این است که نویسنده در یک اثر اجتماعی نشان می‌دهد که حذف منطقه خاک سفید، تنها پاک کردن صورت مسئله بوده و با از بین رفتن آن، چیزی عوض نشده و معضلات پایتخت همچنان باقی است. شخصیت پویا که علف (گل) مصرف می‌کند، بر روی ویرانه‌های خاک سفید، گذشته را روایت می‌کند‌.   وی در پایان به تکرار اطلاعات در رمان اشاره کرد و تصریح کرد: با وجود انتخاب فرم مناسب برای مسائل مطروحه و در هم تنیدگی هنرمندانه روایت راوی‌ها، به نظر می‌رسد اطلاعات محدود نویسنده از بستری که وقایع داستان را بر آن بنا کرده، باعث شده در صفحه‌های انتهایی نکته جدیدی به دست مخاطب نرسد چون همه چیز در صفحه‌های ابتدایی گفته شده است.   «خاک سفید» تلاشی است برای جلوگیری از فراموش کردن محله «خاک سفید» دومین منتقد جلسه رامین سلیمانی با پرداختن به پاک شدن صورت مساله منطقه خاک سفید گفت: من به مطلبی اشاره می‌کنم که به نوعی پاسخ سوال آقای انوار هم هست. خاک سفید منطقه‌ای بود که گسترش پیدا کرد و یک سری مهاجر در آنجا زندگی می‌کردند. محله‌ای هم در سایه آن به نام جزیره شکل گرفت که اهالی‌اش را غُربتی می‌گفتند؛ یک منطقه پرتنش و با چالش‌های زیاد و خطرناک. 6 اسفند 79 با اقدام نیروی انتظامی آنجا تخریب و آن محله فراموش شد. اتفاق بد همین فراموشی است و مساله اصلی بررسی راهکار اساسی برای این مساله و ریشه‌یابی این اتفاقات بود که متاسفانه به آن پرداخته نشد و راهکاری ارائه نشد. در این رمان به این منطقه پرداخته و این محیط زنده شده تا شاید نگذارد آنجا فراموش شود. به نظرم نخی که مهره‌های تسبیح آقای انوار را به هم وصل می‌کند، پیرنگ بلوغ است. به همین خاطر شاید در 90 درصد رمان، ما چیز بی‌ربطی نمی‌بینیم.   سلیمانی به فرم اثر هم اشاره کرد و افزود: از نظر فرم به نظرم نویسنده با شهامت عمل کرده و دست به کار خطرناکی زده است. اینکه چقدر توانسته نتیجه بگیرد، بستگی به نظر مخاطب و خواننده دارد اما من به چند نکته اشاره می‌کنم؛ اول اسم‌گذاری فصل‌ها و تغییر زاویه دید در هر فصل است. حتی ما در فصل خاکسیاه دو راوی را می‌بینیم. همه این‌ها به نظرم خوب استفاده شده است. نکته دیگر روایت شدن موقعیت بر اساس تنش است که کار درستی است. از طرف دیگر تنش‌ها بر اساس تقابل شخصیت چیده شده است. مثل تقابل اکبر و پویا در میانه داستان، در حالی که این دو با هم متحد هم هستند.   قهرمان «خاک سفید» شانس رسیدن به خواسته‌اش را هرگز به دست نمی‌آورد نویسنده رمان «یک مناظره‌ سیاسی کهن» به یکی از مشکلات رمان پرداخت و گفت: نکته‌ای که من با آن مشکل دارم، این است که رمان باید بر اساس جذابیت شخصیت نوشته شود. در «خاک سفید» شخصیت اکبر جذابتر از پویاست. به نظرم اگر رمان بر اساس شخصیت اکبر و نه پویا نوشته می‌شد، اتفاق بهتری می‌افتاد. یک نکته دیگر آنکه قهرمان باید یک شانس برای رسیدن به خواسته‌هایش داشته باشد، اما انگار بتول این شانس را برای رسیدن به خواسته‌اش که همان رابطه عاشقانه است، هیچ وقت به دست نمی‌آورد.   رامین سلیمانی به نقاط مثبت این اثر هم پرداخت و ادامه داد: نکته‌های درستی در رمان وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کنم. نکته‌هایی همچون شکل‌گیری حوادث بر مبنای تغییر صحنه یا عدم زائد بودن صحنه‌ها. خصوصیت مثبت دیگر این است که نویسنده از ورطه شعارگویی دور شده و نتیجه را به مخاطب وامی‌گذارد. دیگر نکته محدود کردن شخصیت‌پردازی در موقعیت بحرانی است؛ وجوه مختلف انسان‌ها در موقعیت‌های بحرانی آشکار می‌شود در حالی که به صورت عادی شخصیت به خوبی موقعیت بحرانی ساخته نمی‌شود و این از زیرکی و کاربلدی نویسنده است.   وی در پایان به انتخاب نویسنده در مورد منطقه خاک سفید اشاره کرد و گفت: در مورد محیط و مکان انتخاب شده باید بگویم نویسنده بیشتر از اینکه بخواهد محیط، خیابان‌ها، سوپرمارکت‌ها و جاهای مختلف یک منطقه را به ما نشان دهد، آدم‌ها را نشان می‌دهد، چرا که مساله ما زمین نیست، آن چیزی که به مکان و محیط شخصیت می‌دهد، آدم‌ها هستند. خاک سفید بدون آدم‌هایش یک قطعه زمین بیش نیست. از این جهت نیز نویسنده به نظرم درست و دقیق حرکت می‌کند. ]]> استان‌ها Sun, 17 Feb 2019 14:30:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271975/خاک-سفید-محله-ای-جرم-خیز-مخروبه-اعاده-حیثیت-می-کند سایه شیخ مرتضی انصاری را روی کتابم احساس می‌کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271903/سایه-شیخ-مرتضی-انصاری-روی-کتابم-احساس-می-کردم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، به همت انتشارات کتاب جمکران و فروشگاه کتابستان رضوی جشن امضای کتاب «نخل و نارنج» با حضور وحید یامین‌پور نویسنده اثر، میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب در فروشگاه کتابستان رضوی در قم برگزار شد.   در ابتدای این نشست  وحید یامین پور از دغدغه‌هایش برای معرفی شیخ انصاری و آشنایی جوانان با فقاهت گفت و افزود: در زمان نوشتن «نخل و نارنج» سایه شیخ انصاری را بر روی کتاب حس می‌کردم و خود مرحوم شیخ به من کمک کرد که بتوانم این کتاب را تمام کنم.   این پژوهشگر حوزه هنر اسلامی در مورد سابقه خود در نوشتن یادآور شد: قبل از نوشتن این اثر، رمان و شعر نوشته بودم اما «نخل و نارنج» اولین کتاب ادبی من بود که توسط انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسید.   این عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد در تهران با اشاره به اهمیت بیانِ طریقت و شریعت تصریح کرد: در «نخل و نارنج» سعی کردم به شریعت و طریقت نیز اشاره کنم، زیرا این مبحث از اهم مباحث دوران شیخ انصاری بوده است.   در ادامه میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی به اهمیت معرفی سلسله علما به جوانان اشاره کرد و گفت: «نخل و نارنج» قدمی مثبت و مفید در مسیر آشنایی مردم با علمای دینی برداشته و با نثر روان و دلنشین خود در دل مخاطب جا باز می‌کند.   در پایان علاقه مندان به کتاب، «نخل و نارنج» را با امضای وحید یامین پور به یادگار گرفتند.   یادآوری می‌شود، «نخل و نارنج» که در واقع روایت داستانی زندگی و زمانه شیخ مرتضی انصاری است، از سوی انتشارات کتاب جمکران در سال 1397 به قیمت 20 هزار تومان در 230 صفحه روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Sat, 16 Feb 2019 08:32:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271903/سایه-شیخ-مرتضی-انصاری-روی-کتابم-احساس-می-کردم نقد و بررسی «خاکسفید» در قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271879/نقد-بررسی-خاکسفید-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم؛ در ادامه سلسله نشست‌های نقد کتاب گروه داستان جمعه، عصر جمعه 26 بهمن رمان «خاکسفید» اثر حمید بابایی با حضور علاقه‌مندان و بهروز انوار و رامین سلیمانی به عنوان منتقدین برگزار می‌شود.   حمید بابایی در رمان «خاکسفید» زندگی چند نفر در محله خاک‌سفید تهران‌پارس را روایت می‌کند و زمان روایت به سال‌های ۷۴ تا ۸۰  بازمی‌گردد که محله خاک‌سفید و بخش جزیره ویران شد. حمید بابایی در نوشتن این رمان سعی کرده است خشونت موجود در محله خاک‌سفید را به تصویر بکشد. وی در این راه هم‌چنین از افسانه‌پردازی‌هایی که در مورد این منطقه وجود دارد، استفاده کرده است و با نگاهی واقع‌گرایانه به این موضوع وارد شده است.   برشی از رمان «خاکسفید»؛ آن مامور با آن لباس آبی نفتی گه اش زل زده بود بهم. چی برایش انقدر مهم بود که چشم ازم بر نمی داشت. با آن ریش های تنک اش. با آن خط بخیه ای که روی گونه اش را گرفته بود. انگار کسی از بچه های ما روی صورتش خط انداخته بود. اصرار که مواد را من آورده بودم توی دانشگاه و ساقی بوده ام و حتم چندتایی از بچه ها را هم من از راه به در کرده بودم.    نقد رمان «خاکسفید» جمعه 26 بهمن 1397  ساعت 15:30 در موسسه مجتمع ناشران، طبقه سوم، سرای ناشران واقع در خیابان معلم  برگزار می‌شود.   ]]> استان‌ها Thu, 14 Feb 2019 11:02:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271879/نقد-بررسی-خاکسفید-قم «دوازده نت برای سکوت»؛ روایتی شریف و نه جانبدارانه از زندگی مهاجران افغانستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271818/دوازده-نت-سکوت-روایتی-شریف-نه-جانبدارانه-زندگی-مهاجران-افغانستانی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور نویسنده اثر کیوان صادقی و منتقدین قدسی خان‌بابایی و سیدمرتضی حسینی‌شاهترابی در محل کانون ادبی کلمه واقع در سالن آسمان حوزه هنری قم برگزار شد.   زندگی در مجموعه «دوازده نت برای سکوت» جریان دارد در ابتدای نشست، قدسی خان‎بابایی با اشاره به جهان داستانی «دوازده نت برای سکوت» گفت: جهان داستانی اثر آقای صادقی فارغ از زندگی‌های آپارتمانی و استرس‌هایی که فقط در ذهن آدم‌ها می‌گذرد و عینیتی در آن نمی‌بینیم، شکل گرفته است؛ به طور کلی در کارهای اخیر، نویسنده‌ها رجعت کرده‌اند به کارهایی که در آن‌ها اکت و اتفاق و حادثه داریم و مقداری از فضایی که همه چیز از قبیل ناامیدی، یاس و دلمردگی در ذهن می‌گذرد، فاصله گرفته‌اند. این اتفاق برای مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» افتاده است و زندگی در آن جریان دارد؛ و این خیلی خوب است.   وی ادامه داد: به اسم کتاب هم که نگاه کنیم همین جریان زندگی را می‌توان در آن یافت. در اولین نگاه، عدد دوازده من را یاد دوازده ماه سال می‌اندازد. یعنی زندگی تا بوده همین بوده است. فقر، ترس، طمع و همه چیزهایی که پشت کتاب به آن‌ها اشاره شده است، همیشه وجود داشته و تا همیشه تاریخ خواهد بود.   خان‎بابایی به پیوستگی داستان‌ها در مجموعه «دوازده نت برای سکوت» پرداخت و بیان کرد: وقتی به فهرست نگاه کردم، عنوان داستان‌ها با قصه اول، قصه دوم و دیگر قصه‌ها نامگذاری شده بود. در واقع داستان‌ها نام نداشتند و با عنوان قصه از آن‌ها یاد شده بود. این کار من را یاد عزاداران بَیَل غلامحسین ساعدی انداخت. وقتی شروع کردم به خواندن احساس کردم به آن فضا خیلی نزدیک است. در این مجموعه، داستان‌ها به نحوی به هم پیوسته‌اند که اگر یکی آن‌ها را حذف کنیم، خللی به کلیت کار وارد نمی‌کند و ارتباطش را با داستان‌ها قطع نمی‌شود.     دبیر کانون ادبی قلم نو یکی از موفقیت‌های نویسنده را پرداختن به جاهای خالی که بقیه مردم نمی‌بینند معرفی کرد و یادآور شد: این مجموعه به خلاصه‌ای معنادار از زندگی کارگران مهاجر افغان که بارها و بارها همه شاهدش بودیم ولی هیچ وقت فکر نکردیم زندگی شخصی این آدم‌ها چگونه است، می‌پردازد؛ مهاجرها و مهمان‌هایی که پر از دغدغه و مشکلات هستند ولی معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. یکی از موفقیت‌های نویسنده پرداختن به جاهای خالی است که بقیه مردم نمی‌بینند و از آن غافل‌اند.   این نویسنده و منتقد افزود: یکی جذابیت‌های این کار استفاده از نمادها است. در داستان آخر، دو نفر از کارگرهایی که در کارگاه ساختمانی کار می‌کنند، وارد جایی می‌شوند که قرار است سنگ قبرها حکاکی، تراشیده و برش بخورند. داستان هم با مرگ تمام می‌شود و این انتخاب هوشمندانه‌ای بوده است.   قدسی خان‎بابایی به شروع خوب و ضعف شخصیت‌پردازی داستان‌ها نیز پرداخت و گفت: شروع‌های کوبنده و جذابی که مخاطب را به خودش جذب می‌کند از جمله موفقیت‌های این اثر است. زاویه دید در اکثر داستان‌ها درست درآمده، ولی بعضی داستان‌ها به خاطره نزدیک شده‌اند. در اکثر صحنه‌ها چهره‌ای از شخصیت‌ها نداریم، نمی‌دانم ضعف اثر محسوب می‌شود یا نویسنده بنا داشته است از شخصیت‌ها چهره‌ای ارائه ندهد.   در ادامه سیدمرتضی شاهترابی دیگر منتقد جلسه به ارائه دیدگاه‌های خود پرداخت و گفت: مجموعه داستان به هم پیوسته «دوازده نت برای سکوت» گرچه یک راوی مهاجر افغانستانی دارد و روایتگر بخشی از زندگی مهاجران افغانستانی ساکن ایران است، اما فقط روایت زندگی مهاجران افغانستانی نیست. کارگران و مهاجران دیگری هستند که از همین مرز و بوم، از کردستان، آبادان و شهرهای مختلف به واسطه جنگ و سختی‌های مختلف در درون همین جغرافیا مهاجر؛ و ساکن شهر تهران شدند و با مرارت‌ها و ناملایمت‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند.     شاه‌ترابی با نقد آثار تولیدشده در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای ایران درباره مهاجران بیان کرد: آثار تولیدشده در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای ایران درباره مهاجران به شکل عمومی به شدت ضعیف است. داستان نویسان هم‌زبان من هم متاسفانه در اغلب موارد تحت تاثیر نگاه رسانه‌ای قرار گرفتند، یعنی همان نگاهی که تلویزیون و سینما به آن‌ها ارائه می‌کند. در سینما و تلویزیون وقتی به وضعیت مهاجر نگاه می‌کنیم، یک وضعیت غیرواقعی و کاریکاتورمآبانه وجود دارد که فقط محض خنده برای تماشاگر ارائه می‌شود، نه چهره‌ای که تماشاگر و مخاطب مهاجر بتواند با آن ارتباط برقرار کند. وی افزود: روایت‌های ارائه شده در فضای فرهنگی و هنری جامعه ایرانی عموماً این آسیب را دارد که نمی‌تواند همدلی و همراهی خواننده و تماشاگر افغانستانی را با خود داشته باشد، بجز برخی از روایت‌ها که عموماً در فضای ادبیات داستانی بهتر مطرح شده و این به خاطر آن است که داستان‌نویسان ایرانی با جامعه مهاجر افغانستانی ارتباط بهتری برقرار کرده‌اند و آشنایی بیشتری حاصل شده است. «دوازده نت برای سکوت» یکی از آن روایت‌هاست؛ یک روایت شریف و نه جانبدارانه از زندگی مهاجران افغانستانی در ایران.   این منتقد یکی از ویژگی‌های این اثر را ساختار روایی آن دانست و افزود: «دوازده نت برای سکوت» که دوازده داستان به هم پیوسته از زندگی شخصیت‌های مهاجری است و هرکدام به نحوی به هم مربوط اند - یکی مهاجر از کشور خودش است و یکی مهاجر از شهر خودش - در کنار هم یک دنیای داستانی را می‌سازند که به نقطه قوت داستان تبدیل شده است.   نویسنده «دوازده نت برای سکوت» با زیرکی انرژی خودش را روی جهان داستان متمرکز کرده است شاهترابی یکی از بزنگاه‌ها و آسیب‌های داستان نویسان ایرانی و حتی داستان نویسان افغانستانی مهاجر زبان و لهجه داستان معرفی کرد و یادآور شد: یکی از ابزارهایی که هنرمند می‌تواند درباره انسان مهاجر روایت داستانی از آن بهره ببرد همین زبان و لهجه است. نویسنده وقتی می‌خواهد شخصیت را دربیاورد، لهجه‌اش را می‌سازد اما به خاطر عدم آشنایی با لهجه، زبان داستان دافعه ایجاد می‌کند. در این داستان گرچه یک شخصیت مهاجر داریم که به واسطه جنگ با طالبان از هرات به تهران مهاجرت کرده اما به زبان معیار روایت می‌کند و گفت‌وگوهایش هم به لهجه تهرانی است. این امر باورپذیر است چون شخصیت داستان، مهاجر تهران است و با کسانی زندگی می‌کند که با لهجه تهرانی صحبت می‌کنند. نویسنده با زیرکی به جای اینکه انرژی خودش را در ساختن لهجه بومی تلف کند، روی جهان داستان متمرکز شده و انرژی‌اش را برای ساختن جهان داستان خرج می‌کند و دنیای یک مهاجر را خلق می‌کند.     این نویسنده به مصائب مهاجرت در داستان اشاره کرد و تصریح کرد: «دوازده نت برای سکوت» مصائب مهاجرت را روایت می‌کند؛ مصائبی که بخشی از آن از جانب ساختار است و بخش دیگر از جانب جامعه؛ جامعه‌ای که نه فقط با این شخصیت مهاجر افغانستانی، حتی با شخصیت کارگر ایرانی که ناگزیر به مهاجرت از شهر خودش شده است هم مشکل دارد و از دادن گوشت قربانی به او پرهیز می‌کند. بخش عمده این مصائب برمی‌گردد به جامعه سرمایه‌داری؛ جامعه ای که فرهنگش اینگونه شده است. بخش دیگر مصائب از جانب خود افرد مهاجر است. یکسری از کشمکش‌ها از طرف خودشان به وجود می‌آید و نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند.   سیدمرتضی شاهترابی در پایان با بیان اینکه پرداختن بیش از حد به خرده روایت‌ها به برخی داستان‌ها لطمه وارد کرده گفت: هر داستان با یک روایت آغاز می‌شود و با چند خرده روایت دیگر تکمیل می‌شود. از آنجایی که هرکدام از این داستان‌ها را می‌توان به عنوان یک داستان کوتاه مستقل دید، توقع این است که یک رخداد و روایت محوری داشته باشد و به خرده روایت‌ها نپردازد یا کمتر بپردازد. ]]> استان‌ها Wed, 13 Feb 2019 15:52:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271818/دوازده-نت-سکوت-روایتی-شریف-نه-جانبدارانه-زندگی-مهاجران-افغانستانی نویسنده‌ای که به سمت پرطرفداری می‌لغزد به سمت پوچ شدن حرکت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271744/نویسنده-ای-سمت-پرطرفداری-می-لغزد-پوچ-شدن-حرکت-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در نوزدهمین عصرانه داستان خود میزبان رمان «شاه کشی» اثر ابراهیم اکبری دیزگاه و مهدی کفاش، نویسنده و منتقد ادبی بود. اکبری دیزگاه در زمینه ادبیات داستانی، رمان‌های «برکت» و  «شاه‌کشی» را در کانامه خود دارد. ابراهیم اکبری دیزگاه که ابتداء در زمینه شعر فعالیت داشته، به فعالیت‌های ادبی‌اش اشاره کرد و گفت: از سال 84 به طور جدی در زمینه ادبیات کار کرده‌ام. چهار مجموعه شعر به چاپ رساندم اما احساسم این بود که شاعر موفقی نیستم. از سال 91 با مدرسه اسلامی هنر نزد اساتیدی همچون مستور و مرحوم سلیمانی کار داستان را شروع کردم، و نوشتن رمان را با آقای محمدحسن شهسواری که حق زیادی به گردن ما دارد، آغاز کردم. تاکنون 2 رمان از بنده منتشر شده است. 3 رمان در دست انتشار دارم که نزدیک به چاپ هستند و 2 رمان دیگرم مجوز نگرفته‌اند. نویسنده رمان «برکت» در مورد تجدید چاپ آثارش و پرطرفدار بودن آن‌ها گفت: آثار من پرطرفدار نیستند. من نمی‌توانم پرطرفدار باشم. نه اینکه بدم بیاید. اما پرطرفداری یک نوع نگاه به عالم می‌خواهد که شما آرا و نظرات و خواسته طرفدارهایت را برآورده یا تایید کنی. من نمی‌توانم خواسته کسی را برآورده کنم و به نوعی آن‌ها را بهم می‌ریزم. وی افزود: به نظرم نویسنده نباید برای چاپ شدن کتابش ذوق زده شود. من یک سیری در عالم ادبیات دارم و نهایتا می‌توانم به هر کسی که این سیر و سلوک را دوست دارد پیشنهاد دهم چند قدمی با من همراه شود و در این مسیر قدم بگذارد. پرطرفداری و کم طرفداری را در عالم ادبیات و داستان ملاک نمی‌دانم، چون نویسنده‌ای که به این سمت می‌لغزد به سمت سلبریتی شدن و نهایتاً پوچ شدن حرکت می‌کند. در مورد تجدید چاپ هم باید بگویم که «برکت» یک چاپ بیشتر نخورده است. دو سه چاپ بعدی که زده شد به کتابخانه و جاهای دیگر هدیه داده شد. من اسم این‌ها را چاپ بعدی نمی‌گذارم. «برکت» هنوز چاپ اولش در بازار تمام نشده است. نویسنده رمان «شاه کشی» در پاسخ به سوال افسانه بختیاری‌نژاد مجری برنامه که آیا کار پژوهش هم انجام داده یا نه بیان کرد: من یک دوره 6-5 ساله کار پژوهشی کرده‌ام اما به معنای مصطلح و رایج خودم را پژوهشگر نمی‌دانم. اما از یک زاویه دیگر فکر می‌کنم پژوهشگرم. بنده اصیل ترین پژوهشگران را رمان نویسان وجود اندیش می‌دانم که به انسان خیره می‌شوند. پژوهش در ذات انسان، رفتار و معنای زیستی او.   رمان کتاب آینده و امروز است وی در مورد نگارش رمان «شاه کشی» گفت: نوشتن رمان شاه کشی را از سال 91 آغاز کردم و چندین بار آن را بانویسی کردم. نهایتا سال 95 تمام شد. به نظرم کتاب نوشتن شبیه چاه کندن با بلیچه است. این اندازه امید و رنج و صبر می‌خواهد. ممکن است چند متری بکنی و استراحت کنی اما رمان نویس مدام در حال چاه کندن است تا به آب برسد. برای این اثر  بالای 100 کتاب خواندم. در این آثار تامل کردم و خیره شدم. با آدم‌هایی که در آن زمان زندگی می‌کرده‌اند، حرف زده ام، رفتم منطقه تخت جمشید را دیدم، مصاحبه‌ها و عکس‌های متعددی را بررسی کردم؛ و به نوعی تاریخ صد ساله ایران را خواندم و فکر کردم. البته من رمان را کتاب تاریخی نمی‌دانم اما عصاره آن‌ها را که یک صدم هم نمی‌شود در کتاب آوردم و این مطالعات باعث شد به نوعی شهود از تاریخ معاصر برسم و تاملات خودم را در این رابطه بگویم. دیزگاه گفت: این نکته را هم اضافه کنم که رمان را هیچ وقت کتاب تاریخی نمی‌دانم، شاید رمان تاریخی باشد. بنده رمان را همیشه کتاب آینده و امروز می‌دانم و تفاوت یک اثر تاریخی با رمان همین جاست. تاریخ اگر به گذشته می‌پردازد رمان همیشه به امروز می‌پردازد و به آینده حواله می‌دهد.     این نویسنده در پاسخ به این سوال که چه دغدغه‌ای او را به سمت موضوع رمان ترغیب کرد پاسخ داد: معتقدم انسان ایرانی در 200 سال گذشته دچار تزلزل شده و به خاطر همین به تعبیر داریوش شایگان به تعطیلات رفته است و وقتی بیدار شده مشاهده کرده که در عالم دیگری است. انسان ایرانی وقتی می‌بیند 600-500 سال از عالم عقب است شروع می‌کند به دست و پا زدن و می‌پرسد چرا ما اینچنین شدیم، چرا عقب ماندیم. وی ادامه داد:: همین حالا هم این پرسش‌ها وجود دارد. انسان ایرانی دچار زوال شده و اصلی‌ترین مساله زوال عقل است. در «شاه کشی» می‌خواستم برهه ای از زوال عقل ایرانی را نشان بدهم که در پرتو دیکتاتوری محمدرضا شاه شکل گرفت. سهراب – شخصیت داستان- می‌خواهد کار مهمی انجام دهد و شاه را بکشد اما عقلش زائل شده و نمی‌تواند تصمیم بگیرد. مدام در تردید است و همیشه می‌ترسد. فکرش می‌لرزد و این نمونه‌ای از زوال عقل ایرانی است. رمان باید به این سمت برود که عقل ایرانی را بازساری کند و انسان ایرانی را به یک وحدت و یکپارچگی برساند.   فردوسی و بعدها نظامی به انسان ایرانی هویت بخشیدند اکبری دیزگاه نظرش را در مورد آثار انقلاب اینگونه بیان کرد و گفت: چون همه کارها را نخوانده‌ام نظر من خیلی صائب نیست اما آن‌هایی را که خوانده‌ام چنگی به دل نمی‌زند و طرحی در نمی‌اندازند. خیلی امیدی هم ندارم اتفاقی بیفتد چرا که افرادی را می‌بینم که نمی‌دانند رمان چیست و خاطره را به عنوان رمان جا می‌زنند. ولی تصورم این است با همه ناامیدی که در این حوزه دارم انسان ایرانی و شیعی که در انتظار فرج است این مسیر را خواهد گشود و ما را منتقل خواهد کرد به جایی که رمانی داشته باشیم که آیینه زندگی ما باشد و به ما وحدت ببخشد. همان کاری که فردوسی و بعدها نظامی انجام دادند و به انسان ایرانی هویت بخشیدند و باعث وحدت ملی، فکری و زبانی شدند. در بخش دوم این نشست مهدی کفاش به نقد رمان «شاه کشی» پرداخت. وی در ابتداء با اشاره به نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی گفت: «شاه کشی» مرا به سال‌های اول انقلاب برد. به متنی که آن وقت نوشته شده بود. آقای بیضایی یک سال بعد از انقلاب نمایشی را روی صحنه می‌برد به اسم «مرگ یزدگرد». این نمایش چون بعد از انقلاب رخ داد مهم است و موضوعش هم اتفاقا شاه کشی است. ظاهرا این سنت در منش ایرانیان وجود دارد که گاهی ظغیان می‌کنند و کسی که شاه است را از میان بر می‌دارند. البته شیوه اجرا در این دو اثر متفاوت است. شخصیتی که در نمایشنامه است ملموس تر است، آن جا حرف‌هایی زده می‌شود که در رمان «شاه کشی» ما اجرایش را می‌بینیم. در آن اثر بیضایی پایان را باز می‌گذارد، زن آسیابان می‌گوید شاه این جا کشته نشده و پیش از این که این جا بیاید کشته شده بود.   «شاه کشی» در شیوه روایت و فضایی که انتخاب کرده شبیه به نمایشنامه برخورد می‌کند او افزود: «شاه کشی» در شیوه روایت و فضایی که انتخاب کرده شبیه به نمایشنامه برخورد می‌کند. عمده داستان داخل یک آلاچیق در خانه ی دایی سهراب می‌گذرد. یک 12 ساعت تمام داستان «شاه کشی» را شکل داده و ما تماما دنبال این هستیم که آیا سهراب توانایی این را دارد که شاه را بکشد یا نه. نویسنده رمان «وقت معلوم» به مردمان سودازده رمان پرداخت و بیان کرد: آن چه نویسنده ایرانی می‌خواهد روایت کند ذهنیت ایرانی است. راوی، ذهن سودازده و پراکنده ایرانی را که می‌خواهد کار بکند اما تنهاست و در چنبره ی باورهای ناقص و ناتمام گیر کرده روایت می‌کند. مردمی که بیش از آن که مستند حرف بزنند، یا خواب می‌بینند یا از خواب حرف می‌زنند. کفاش با برخی المان‌ها و نشانه گذاری‌های متن اشاره کرد و ادامه داد: در تعبیر خواب ابن سیرین خوک به عنوان مظهر مردی توانگر معرفی شده که دون همت است و گفته است که خوک دنیا را نیکو می‌کند. این یکی از نشانه‌ها است. با تعبیری که از خواب شده می‌گوید اگر دنبال دنیایید خوک می‌تواند کمکتان کند چرا که نشانه توانگری است، اما اگر دین را می‌خواهد بد است. این پیام ضمنی است که نویسنده با المان‌ها و نشانه گذاری بیان می‌کند.   «شاه کشی» نقد جدی به حکام دارد نویسنده «قرار مهنا» پایان رمان را دستمایه صحبت‌های پایانی خودش قرار داد و گفت: تا صفحات 236 ما با یک رمان روبرو هستیم که قهرمان داستان تصمیم می‌گیرد شاه را بکشد، اما این کار را نمی‌کند. تا این جا هر باوری را که نویسنده نقد کرده بود گریبان شخصیت را می‌گیرد و او هم مثل همان‌ها می‌شود و رفتار می‌کند. سرانجام فصلی داریم که یک نامه است. با توجه با نامه ظاهرا به شاه شلیک شده و شاه کشته شده است اما چون در فصل قبل تصمیم می‌گیرد شاه را نکشد این جهان ناقص می‌ماند و باید دنبال نشانه ای دیگر بگردیم. در صفحه 175 سهراب در حال شلیک به سمت دایی خودش هست که کنار شاه ایستاده است و دارد به پیشانی و چشم او شلیک می‌کند. اگر این خواب را با صحنه آخرین صفحه مطابقت دهیم پایان واقعی رمان را کشف می‌کنیم. صفحه پایانی رمان، تعبیر به واقعیت شده ی همان خواب است. اما این بار برخلاف نمایشنامه «مرگ یزدگرد» شخصیت شاه کشته نمی‌شود بلکه یک خودی کشته می‌شود، خودی که اتفاقا شاه را مقدس می‌داند و او را تنزیه می‌کند. این کار ظریفی است که نویسنده انجام می‌دهد، چرا که خدشه ای به تاریخ وارد نمی‌کند و یک بازخوانی جدید هم از جشن‌های 2500 ساله ارائه می‌دهد. به نظرم «شاه کشی» نقد جدی به حکام دارد و نقد جدی تر به مردمان سودازده که خوابند و نمی‌خواهند فکر کنند. ]]> استان‌ها Mon, 11 Feb 2019 08:11:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271744/نویسنده-ای-سمت-پرطرفداری-می-لغزد-پوچ-شدن-حرکت-می-کند مدیر فرهنگی که برای نویسنده بسترسازی کند، نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271718/مدیر-فرهنگی-نویسنده-بسترسازی-کند-نداریم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، چهل و یکمین مهمانی «چای و داستان» در مدرسه اسلامی هنر با حضور قاسمعلی فراست با موضوع آسیب شناسی ادبیات داستانی انقلاب برگزار شد. فراست در این نشست گفت: خوشحالم در جایی حضور پیدا کرده‌ام که از آقای سرشار تا مستور تا ابوتراب خسروی و دیگران برای ادبیات از طرف مدرسه اسلامی هنر دعوت شده است؛ مکانی که اعتقاد به چندصدایی دارد. به نظرم مادامی که ما به جامعه چند صدایی باور داشته باشیم آن روز روزی است که می‌توانیم با هم گفتگو کنیم و اندیشه پیشرفت کند. نویسنده مجموعه داستان «زیارت» سخنانش را با نسبت بین ادبیات و وقایع اجتماعی آغاز کرد و گفت: وقتی بخواهیم راجع به ادبیات و انقلاب حرف بزنیم باید اول از رابطه ادبیات با وقایع بزرگ اجتماعی حرف بزنیم. باید بدانیم که چه نسبتی بین ادبیات و وقایع اجتماعی از جمله انقلاب‌ها وجود دارد. هر پیامد بزرگ اجتماعی در هر جای دنیا، با داستان رابطه‌ تعاملی دارد. یک رابطه دو طرفه که هر دو روی هم اثر می‌گذارند. از یک طرف نویسنده با مشاهده وقایع بزرگ اجتماعی متأثر می‌شود و آن‌ها را در ادبیات بازتاب می‌دهد، و از طرفی رخدادهای اجتماعی ادبیات را فربه می‌کنند‌. تنوع موضوعی و سوژه‌های متنوع ره آوردی است که رخدادهای اجتماعی برای ادبیات دارد. با احترام به همه ی نویسنده‌هایی که در ادبیات دست به قلم بوده اند، اما باید بگویم که تعداد سوژه‌های قبل انقلاب خیلی محدود است، با وقوع انقلاب و دفاع مقدس و هر اتفاق بزرگ دیگری تعداد این سوژه‌ها و تنوع آن‌ها بیشتر شده است. به عبارتی ادبیات و رخدادهای اجتماعی همدیگر را تکمیل می‌کنند. ادبیات رخداد اجتماعی را توسعه می‌دهد و واقعه اجتماعی به ادبیات تنوع می‌بخشد. فراست به رابطه تعاملی وقایع اجتماعی با هنر و ادبیات اشاره کرد و گفت: اگر وقایع اجتماعی با هنر و ادبیات همراه نشود مجبور می‌شود وارد حوزه تاریخ شود و تاریخ بی رحم، یک طرفه و نامرد است. ادبیات لایه‌های درونی واقعه را به شکل زنده، ملموس و قابل باور برای نسل‌ها و قرن‌های بعدی تصور می‌کند. ادبیات پلی است بین خواننده و وقایع اجتماعی برای آشنایی آن‌ها با هم. ادبیات وقایع اجتماعی را تراش می‌دهد و به شکلی دیدنی و حس کردنی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.   وی از منظر یک رمان نویس ادبیات را دارای چهار ساحت دانست و به توضیح این اضلاع پرداخت: ضلع اول نویسنده است. نویسنده بر اساس مشاهده ای که از جامعه می‌گیرد، آن را جزء وجدان و ذوقش قرار می‌دهد و با توجه به تجربیات زیستی خودش نوشتن را شروع می‌کند. این ضلع چند مرحله دارد. مرحله اول مشاهده است، مرحله دوم انتخاب کردن از بین مشاهدات صورت گرفته، مرحله بعد مکاشفه. بعد از مکاشفه نویسنده سراغ نوشتن و خلق داستان می‌رود و کارش تمام می‌شود.   یکی از علت‌های کتابخوان نشدن جامعه ما عدم توزیع کتاب در کشور است این نویسنده در ادامه به ضلع بعدی ادبیات پرداخت و گفت: ضلع دوم ادبیات تولید و توزیع است. یکی از علت‌های کتابخوان نشدن جامعه ی ما و مساله نشدن ادبیات در کشور، عدم توزیع درست و چگونگی آن در کشور است. اگر سیستم توزیع و دسترسی به کتاب درست تعریف شود بخشی از مشکل کتابخوانی ما حل می‌شود. تولید چند قسمت دارد یک قسمت ناشر است. برخی ناشرها دانشمند و دغدغه مندند. برخی هم کاسبند. قسمت دوم قراردادها هستند. قراردادهایی که برمی گردد به ناشران و معمولاً یک طرفه  نوشته می‌شود. اگر در آمد و نوع زیست نویسنده‌ها با ناشرها را مقایسه شود این قسمت دوم قابل فهم تر می‌شود. قسمت سوم خواننده است. خواننده اگر به عنوان کالا با کتاب برخورد کند یک اتفاق می‌افتد و اگر به عنوان یک نیاز با آن مواجه شود قطعا اتفاق دیگری خواهد افتاد. این دو نگاه با هم فرق دارند و نتایج متفاوتی از آن‌ها منتج می‌شود. نویسنده «آوازهای ممنوع» ضلع سوم را ممیزی  معرفی کرد و گفت: در این ضلع ما با مدیریت فرهنگی برخورد داریم. در دنیا اگر قرار است ادبیات یک کشور رشد کند کشورهایی موفق می‌شوند که مدیران فرهنگی حرفه ای و کارکشته ای داشته باشند. آدم‌های که ضمن دانش و دغدغه  از صلاحیت فرهنگی برخوردار باشند. در روزگار ما کسانی مدیر فرهنگی شدند که نتوانستند ادبیات کشور را رهبری کنند. مدیری که بتواند برای نویسنده بستر سازی کند نداریم. مدیران ایده ال داشته ایم اما خیلی کم بوده اند. به شخصه دستآوردهای ادبیات داستانی کشور را نتیجه دغدغه مندی، درد و وجدان نویسنده‌ها می‌دانم. درصد زیادی از مدیران فرهنگی روزگار ما آدم‌هایی نبودند که بتوانند از پتانسیل نویسنده‌های کشور استفاده کنند. مهمان برنامه «چای و داستان» ضلع آخر را ادبیات داستانی را نقد و بررسی کتاب معرفی کرد و بیان داشت: در این بخش حتا اگر نویسنده غیر واقعی باشد و از طرف ممیزی نادیده گرفته شود، باید نسبت به اثرش به مردم پاسخ دهد. متاسفانه بخش ممیزی این قسمت را کم رنگ می‌بیند. این ضلع باعث معرفی کتاب در تمام کشور می‌شود، چرا که بدون معرفی شهرستان‌ها از چاپ و انتشار کتاب مطلع نمی‌شوند.   هنوز نیمی از صمیمیت‌ها، قداست‌ها و فداکاری‌ها را نتوانسته ایم بنویسیم بخش دوم نشست به گفتگو و سوال‌های حضار از مهمان جلسه گذشت. وقتی از قاسمعلی فراست در مورد موضوعات کار شده و مغفول مانده در ساحت ادبیات داستانی انقلاب سوال شده گفت: ادبیات انقلاب ادبیاتی است که نتیجه انتخاب مردم از سال 55 تا امروز است. همه اتفاقات داستانی را در این سال‌ها من جزء ادبیات انقلاب می‌دانم. خیلی موافق این نیستم که رمانی را ادبیات انقلاب بدانیم که تنها به موضوعات انقلاب پرداخته است. جنگ، احتکار، اختلاس، فداکاری مردم و دیگر موضاعات همه ادبیات انقلابند. فکر می‌کنم با همه ی تلاش‌هایی که در این سال‌ها نویسندگان انجام داده اند هنوز نیمی از صمیمیت‌ها، قداست‌ها و فداکاری‌ها را نتوانسته ایم بنویسیم.   اگر انقلابی، رخداد اجتماعی مورد قبول مردم باشد نویسنده نمی‌تواند خرابش کند سوال دیگری که از مهمان نشست پرسیده شد راجع به نویسنده بود. یکی از مخاطبین گفت: از بین این چهار ضلع که اشاره کردید، ضلع نویسنده گاهی از منظر و جایگاهی به داستان انقلاب و دفاع مقدس می‌پردازد که رمان، نه رمان انقلاب است نه دفاع مقدس. این نویسنده‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید و اصولا چه نویسنده ای نویسنده ی انقلاب است؟ فراست با تمایز گذاشتن بین نویسنده ی انقلاب و نویسنده ی انقلابی گفت: نویسنده ی انقلاب کسی است که تمام مبانی، مباحث، موضوع‌ها و برخوردهای انقلاب را آن طور که بوده و دیده و حس کرده، می‌نویسد اما نویسنده انقلابی کسی است که در آثار خودش از انقلاب دفاع می‌کند. معتقدیم که انقلاب وقتی قداست و پایگاه مردمی داشته باشد هر چه قدر نویسنده‌ها بخواهد غیر انقلابی بنویسند خود انقلاب با پایه‌های مستحکمی که دارد از خودش دفاع می‌کند. خود مردم یقه نویسنده را می‌گیرند و در مورد تحریف‌ها و بی انصافی‌ها از او پاسخ می‌خواهند. مردم داورهای بسیار خوبی هستند. اگر انقلابی، رخداد اجتماعی مورد قبول مردم باشد نویسنده نمی‌تواند خرابش کند، چرا که تلاش نویسنده در این صورت بازخورد اجتماعی نخواهد داشت، البته عکس این هم صادق است.   کلیشه به خاطر دیوار کشی و انحصار به وجود می‌آید خالق «نخل‌های بی‌سر» در پاسخ به سوال دیگری که برای دیدن زوایای گوناگون انقلاب، پرداختن به موضوعاتی که جزء زندگی مردم است چقدر می‌تواند به ادبیات انقلاب کمک کند یادآور شد: نویسنده‌ها چند دسته اند: دسته ای هستند که باوجدان، دل و قلمشان نسبت به مردم بی تفاوت نیستند. یک عده توقعاتی نسبت به انقلاب و دفاع مقدس داشته اند اما توقعاتشان برآورده نشد و دچار دلزدگی شدند و به طور کلی قلم را کنار گذاشته اند. عده دیگر، کسانی اند که نان به نرخ روز خورند. گروه آخری هم به این نکته‌ها کاری ندارند. فکر می‌کنند و می‌گویند موضوع عشق خواننده دارد، ناشر هم می‌گوید فروش دارد؛ و با این استراتژی می‌نویسند. به نظرم همه باید باشند اما لازم است با افرادی که ذهن مردم را مشوش می‌کنند برخورد کرد و فکری به حالشان شود. نویسنده مجموعه داستان «گلاب خانم» به عنوان آخرین سوال در پاسخ این که آیا ادبیات انقلاب و دفاع مقدس تبدیل به کلیشه شده است پاسخ داد: هر واقعه اجتماعی در هر کشوری مادامی که مردم پشتیبان آن باشند و مادامی که نویسنده به عنوان نیروی مردمی از آن واقعه اجتماعی بنویسد هیچ وقت کلیشه نخواهد شد. کلیشه را بخشنامه ایجاد می‌کند. کلیشه به خاطر دیوار کشی و انحصار به وجود می‌آید. کار ادبیات خارج شدن از کلیشه است. ]]> استان‌ها Sat, 09 Feb 2019 07:37:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271718/مدیر-فرهنگی-نویسنده-بسترسازی-کند-نداریم خالق «نخل‌های بی‌سر» در مهمانی «چای و داستان» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271588/خالق-نخل-های-بی-سر-مهمانی-چای-داستان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، امروز سه‌شنبه، 16 بهمن، چهل و یکمین مهمانی «چای و داستان» با حضور قاسمعلی فراست با موضوع آسیب شناسی ادبیات داستانی انقلاب برگزار می‌شود. قاسمعلی فراست متولد 1338 دانش آموخته رشته ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. اولین مجموعه داستانش به نام «زیارت» در حوزه هنری چاپ شد. از معروف‌ترین آثار این نویسنده، کتاب «نخل‌های بی‌سر» است. او برای نگارش این کتاب به خرمشهر رفت و از تجربیاتش در این کتاب نوشت. «نیاز»، «عشق مانعی ندارد» و «گلاب خانم»از دیگر آثار فراست در حوزه جنگ است. «افطار»، «روزهای برفی»، «آوازهای ممنوع»، «بن‌بست»، «آن روزها» و «باغ سیب» از دیگر آثار فراست هستند. این نویسنده دو کتاب نیز در حوزه کتاب‌شناسی با عنوان «کتاب‌شناسی داستان‌های توصیفی امام، انقلاب، جنگ» و «کتاب‌شناسی داستان‌های روستایی» تألیف کرده است. این برنامه امروز ساعت 16 در سالن جلسات مدرسه اسلامی هنر واقع در قم، خیابان هنرستان، نبش کوچه 20 برگزار می شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Tue, 05 Feb 2019 08:05:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271588/خالق-نخل-های-بی-سر-مهمانی-چای-داستان رمان نویسان مکتبی درگیر دغدغه‌های فروش نشوند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271411/رمان-نویسان-مکتبی-درگیر-دغدغه-های-فروش-نشوند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حسین اسدی‌زاده در سخنانی در این جلسه گفت: یکی از نکات مهم که در «فرار از شب» باید مورد توجه قرار گیرد، موقعیت جغرافیایی و فرهنگی قصه است؛ اینکه در این کتاب از اعراب، آن‌هم عرب 1400 سال پیش سخن گفته می‌شود و فرهنگ آن‌ها به میان می‌آید، کار نویسنده را سخت کرده است.   مدیر موسسه فرهنگی مفید به ارزیابی کتاب با توجه به وضعیت نویسنده و کتاب پرداخت و افزود: بررسی تعریف‌ها و توصیفات داستان برای نمره دادن به اثر بسیار مهم است، اما نمره‌ای که نویسنده برای این اثر دریافت می‌کند، نه خوب است و نه قابل قبول، بلکه عالی است، چرا که نویسنده به خوبی از پس تضاد فرهنگی و تاریخی برآمده است.   اسدی زاده در پیشنهادی به نویسندگان مذهبی گفت: نویسندگانی که در زمینه دینی و مذهبی فعالیت می‌کنند باید دقت کنند و بدانند که در چه حیطه‌ای قدم می‌گذارند. نوشتن در مورد مفاهیم دینی بسیار سخت است و باعث برانگیختن منتقدان می‌شود.   وی با ابراز خوشحالی از نگارش رمان با موضوع پیامبر بیان کرد: من فکر می‌کردم رمان نوشتن برای پیامبر رحمت (ص) در نسل‌های بعدی رخ دهد اما به لطف خدا این اتفاق در دوران ما اتفاق افتاده است؛ و این امر مبارک با همکاری واحد ادبیات داستانی انتشارات کتاب جمکران رخ داده است.    این منتقد به آفت رمان نویسان مکتبی پرداخت و یادآور شد: انتظار ما این است که رمان نویسان مکتبی درگیر دغدغه‌های فروش نشوند و به حرف دلشان گوش دهند. یک شخص مکتبی و مذهبی باید دغدغه محتوا داشته باشد و با نه گفتن به حرف بازار، سوار بر موج پر فروشی نشود.   وی در پایان گفت: زندگی اهل بیت (ع) پر از نور است و می‌توان از لحظه لحظه زندگی آن بزرگواران نوشت، یاد گرفت و یاد داد. ]]> استان‌ها Fri, 01 Feb 2019 11:21:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271411/رمان-نویسان-مکتبی-درگیر-دغدغه-های-فروش-نشوند کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271379/کتاب-هیأت-های-عزاداری-جامعه-ایران-نقد-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست‌های هیأت‌پژوهی به همت «جامعه ایمانی مشعر» و با هدف نقد و بررسی پدیده هیأت و ابعاد مختلف آن، برگزار می‌شود و در دوازدهمین دوره این نشست‌ها، کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» با حضور جبار رحمانی نویسنده آن و حجت ‌الاسلام‌ اصغر اسلامی‌تنها، منتقد، نقد و بررسی می‌شود.   کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» از نگاه انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی به مقوله هیأت‌های مذهبی در جامعه ایران می‌پردازد و ایده محوری آن، حمایت و حفاظت از تنوع سنت‌های عزاداری و ممانعت از دخالت نهادهای قدرت است.   نشست نقد و بررسی کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» ساعت 15 روز پنج‌شنبه 11 بهمن 97 در شبستان امام علی (ع) مسجد مقدس جمکران برگزار می‌شود.   «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران»  اثر جبار رحمانی از طرف نشر آرما در 500 نسخه با 222 صفحه در سال 1397 روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Wed, 30 Jan 2019 14:19:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271379/کتاب-هیأت-های-عزاداری-جامعه-ایران-نقد-می-شود یک جا اجازه داریم دروغ بگوییم و آن جهان هنر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271290/یک-جا-اجازه-داریم-دروغ-بگوییم-جهان-هنر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، سروش صحت کارگردان، فیلمنامه‌نویس، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس که میزبان چهلمین نشست ادبی «چای و داستان» مدرسه اسلامی هنر در سینما آیه در قم بود، در سخنانی پیرامون الگوی خود در نوشتن، گفت: من در نوجوانی آنقدر تحت تاثیر نثر جلال قرار گرفته بودم که ناخودآگاه از او تقلید می‌کردم. آقای گلشیری آنقدر در نثر داستان قوی بود و در قله ایستاد که بعدها افرادی مقلد سبک او شدند. اینکه ما در شروع کارمان مقلد کسی باشیم، اشکالی ندارد اما بعد از مدتی اگر بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، به قول اهالی قم باید خودمان به درجه اجتهاد برسیم و دست از تقلید در نوشتن برداریم و به نقطه نظر شخصی برسیم. به این معنا که قلمِمان و تالیفمان با احترام به همه کسانی که از آن‌ها یاد گرفته‌ایم، شخصی شود.    وی افزود: ما در اصول اعتقادی، جهان بینی داریم اما در اصول هنری باید خودمان آن را بسازیم. اگر در ادبیات جدی هستیم، باید به سلیقه شخصی برسیم؛ از نگاه من، سلیقه نویسنده عبارت است از جهان آن نویسنده. تا وقتی سلیقه شخصی نداشته باشیم، نه می‌توانیم دست به انتخاب بزنیم و نه می‌دانیم باید چه بخوانیم و چه نخوانیم. زمان نوشتن هم باز این بلاتکلیفی گریبانمان را می‌گیرد. ما از کودکی تحت تاثیر ژن، تربیت، اساتید، معلم و خانواده رشد می‌کنیم اما از یک جایی به بعد خودمان را لا به لای این‌ها پیدا می‌کنیم و مولفه‌های خودمان را به دست می‌آوریم. وقتی این مولفه‌ها را ارتقا و گسترش دادیم و مدون و منظم به آن سر و شکل بخشیدیم، صاحب علاقه و سلیقه شخصی شده‌ایم.   صحت در توضیح تفکیک بین جهان بینی‌های مرسوم و جهان بینی نویسنده یادآور شد: اگر پشت سر نویسنده، جهان نباشد نمی‌تواند خودش باشد. این جهان نویسنده با جهان بینی اعتقادی که تغییرناپذیر است، متفاوت است. جهان نویسنده گسترش پیدا می‌کند، تغییر می‌کند، عمق پیدا می‌کند و بسط می‌یابد. این تغییر و تبدل به خاطر هُرهُری مذهب بودن نویسنده نیست بلکه به سبب دانش، بینش و تجربیات جدیدی است که در طول مسیر کسب می‌کند و همین دریافت‌ها باعث ارتقا و تغییر او می‌شود.   بدون سیر در جهان نمی‌توان جهان خودمان را بسازیم این طنزپرداز در عرصه سینما و تلویزیون در ادامه به مقایسه جهان دو شاعر بزرگ ایرانی سعدی و حافظ پرداخت و گفت: این دو شخصیت بزرگ در قله ادبی فارسی و جهان ایستاده‌اند. شباهت‌هایی هم با هم دارند؛ هر دو استاد سخن‌اند و استاد استفاده از کلمه، هر دو گوهر گفته‌اند و هر دو حکمت دارند. اما هر چقدر سعدی اهل سفر و مباحثه و مناظره بود، حافظ در نقطه مقابل قرار گرفته و پایش را از شیراز بیرون نگذاشته و با کسی حشر و نشر نکرده بود. کلاً 250 سال است که حافظ برای خود ما شناخته شده است. این دو آدم هر دو جهان دارند، کتاب‌ها در مورد جهانشان نوشته شده، هر دو استاد جهان خودشان هستند و به جهانشان مسلط‌اند و در جهت ارتقا جهانشان تلاش کرده‌اند. سعدی با سفر و مباحثه و مناظره و حرف زدن و به اصطلاح سیر در آفاق جهانش را ارتقا داده، حافظ اما با جست و جو، اندیشیدن و سیر در انفس جهانش را ساخته و پرداخته کرده است. هر دو در سیر مشترکند. بدون سیر نمی‌توان جهان خودمان را بسازیم.   کارگردان فیلم‌های تلویزیونی مانند «ساختمان پزشکان»، «پژمان»، «شمعدونی» و «لیسانسه‌ها» راهکار ساختن جهان را خواندن و نوشتن معرفی کرد و گفت: ما با خواندن زیاد و نوشتن زیادتر برای خودمان جهان می‌سازیم. مطمئناً جهان هر کسی با دیگری فرق می‌کند و جهان همه ما قابل روایت است. همه آدم‌ها داستان دارند. اگر صادق باشیم و مسلط و مسلح به ابزار نوشتن، جهان هر کسی در هر جا شنیدنی خواهد بود.   وی گفت: ما علی‌رغم تفاوت‌های زیادی که با هم داریم، شباهت‌های هم با یکدیگر داریم. همه عاشق می‌شویم، غم را تجربه می‌کنیم، همه بیم و ملال و امید را تجربه کرده‌ایم اما امید، بیم و ملال ما با هم متفاوت است. این‌ها اگر درست روایت شوند، خواندنی هستند. همانقدر جهان یک محکوم به اعدام شنیدنی است، جهان قاضی که حکم را صادر می‌کند هم شنیدنی است.   صحت در مورد چگونگی روایت کردن و شکل‌گیری درام بیان کرد: بعد از اینکه برای نویسنده، جهانی شکل گرفت با مصالح و مهندسی کردن می‌تواند داستان بسازد. جهان، همان بخش ذهنی نویسنده است که باید آن را با نگاه دقیق به پیرامونش پرورش دهد و بعد با ابزار و مصالح آن را دراماتیک کنید، چرا که بدون دراماتیک کردن نوشتن محال است.   هنر جایی است که به ما اجازه می‌دهد اندکی دروغ بگوییم وی دراماتیک کردن داستان را نوعی دروغ گفتن دانست و تصریح کرد: اگر در حوزه هنر بار منفی به «دروغ» ندهیم، می‌توانیم بگوییم دراماتیک کردن یعنی اندکی دروغ گفتن. یک جا در دنیا اجازه داریم دروغ بگوییم و آنجا جهان هنر است. ما در علم، دین، زندگی روزمره، روابط انسانی و اخلاق اجازه نداریم دروغ بگوییم. هنر جایی است که این اجازه را به ما می‌دهد اندکی دروغ بگوییم.   وی علت دروغگویی در هنر را عرضه و ارائه محصول به مخاطب برشمرد و گفت: اجازه بدهید نگوییم دروغ، بگوییم دراماتیک کردن. دراماتیک کردن یعنی بهتر انجام دادن و بهتر تغییر کردن. اگر ما دستمان رو بشود که دروغ گفته‌ایم داستانمان مفت نمی‌ارزد و قصه‌مان دروغکی از آب درمی‌آید. زمانی دراماتیک کردن معنا پیدا می‌کند که این عمل به چشم نیاید و در نتیجه دروغمان از هر راستی راست‌تر باشد. موقعیت دراماتیک طوری عمل می‌کند که تبدیل به حقیقت واقعی می‌شود و آن موقعیت دراماتیک منبع و مرجع در هنر می‌شود. به عبارتی دراماتیک کردن یعنی کم کردن حشو و زوائد و اضافه کردن چیزهای جالب و جذاب.    کارگردان «شام ایرانی» به رابطه شخصیت و موقعیت دراماتیک پرداخت و گفت: شخصیت در مواجهه با موقعیت دراماتیک شکل می‌گیرد و اگر غیر از این باشد، شخصیت داستانی شکل نمی‌گیرد. هر چه موقعیت بزرگتر و دراماتیک‌تر باشد، شخصیتِ عمیق‌تری شکل می‌گیرد. قهرمان آن کسی نیست که به نظر می‌آید و ادعا می‌کند، عملی که کارکتر در لحظه دراماتیک انجام می‌دهد، قهرمان و شخصیت را می‌سازد. از طرف دیگر قهرمان به لحظه دراماتیک معنا می‌بخشد و آن را گسترش می‌دهد و برای ما دوست داشتنی‌اش می‌کند. این دو مکمل هم هستند و به همدیگر کمک می‌کنند.   وی در پاسخ به سوال مخاطبان در مورد شکل‌گیری سلیقه گفت: ما باید جهان‌بینی خودمان را داشته باشیم و دیگران را هم تحمل کنیم. حتی اگر مخالف ما هستند. فرض را بر این بگذارید من مدل نوشته‌های استاد گلشیری را دوست ندارم، مگر می‌شود کسی علاقه‌مند جدی ادبیات داستانی باشد و کارهای شاخص گلشیری را نخواند. گلشیری آدم مهمی است. باید بخوانیم تا بتوانیم بگوییم این سلیقه من نیست. بدون خواندن و دیدن آثار نمی‌توان مدعی شد که سلیقه من این نیست.   باید نگاهمان را به کلیشه نو کنیم و از آن نترسیم وی در پاسخ به سوال دیگری که از جانب مخاطبان در مورد کلیشه مطرح شد، پاسخ داد: کلیشه اگر چیز خوبی نبود، به کلیشه تبدیل نمی‌شد. چیزهای خوب کلیشه می‌شوند، وگرنه مورد استقبال قرار نمی‌گرفتند. کلیشه شدن و افتادن در دام کلیشه چیز بدی است، چرا که کسالت بار و خسته کننده است. تنها کاری که باید در این رابطه انجام داد، تکان دادن و جابه‌جا کردن کلیشه است. زمانی یک کلیشه منحصر به فرد می‌شود که دراماتیک شود. وقتی از فیلتر دانش، بینش و ابزار درست رد شود، دیگر از کلیشه بیرون می‌آید. همه دنیا از عشق می‌نویسند و درباره آن حرف می‌زنند اما چرا آناکارنینا مهم است چون تولستوی از دانش، بینش و تجربه درست استفاده کرده است.   صحت در ادامه گفت: جواب این سوال را صائب تبریزی هم داده است. صائب می‌گوید: «یک عمر می‌شود سخن از زلف یار گفت / در بند آن نباش که مضمون نمانده است» هر کدام از ما با این زلف یار یک حس، یک نگاه و یک جهان منحصر به فرد داریم. فقط کافی است آن را دراماتیک کنیم. شاخ و برگ اضافه کنیم و علف هرزش را هرس کنیم. مثال دیگری بزنم. ببینید سعدی چگونه کلیشه را پشت سر می‌گذارد و آن را منهدم می‌کند؛ سعدی می‌گوید: «شخصی همه شب بر سر بیمار گریست / چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست» مصرع اول یک موقعیت کلیشه‌ای است اما در مصرع دوم کلیشه تکان می‌خورد و جابه‌جا می‌شود. بنابراین باید نگاهمان را به کلیشه نو کنیم و از کلیشه نترسیم. ]]> استان‌ها Tue, 29 Jan 2019 06:09:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271290/یک-جا-اجازه-داریم-دروغ-بگوییم-جهان-هنر «سرباز کوچک امام» روایتی مردانه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271136/سرباز-کوچک-امام-روایتی-مردانه به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، عصر پنجشنبه 4 بهمن ماه و در نشستی که با مشارکت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم و مجموعه «کتاب خوب» و با حضور مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع کتابخانه ملی، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم، معاون فرهنگی اداره‌کل اوقاف و امور خیریه استان، مدیرعامل سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری قم و مهدی طحانیان از آزادگان نوجوان دفاع مقدس و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی در سالن اجتماعات اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم برگزار شد، کتاب «سرباز کوچک امام» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. مرضیه نفری مدرس ادبیات داستانی در ابتدای این جلسه از صداقت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ادبیات داستانی نام برد و گفت: صداقت نویسنده و تدوین‌گر برای حرف‌زدن از شخصیت‌های دیگر در این کتاب بسیار قابل تقدیر است. نفری با اشاره به انتخاب زاویه دید اول شخص برای این اثر گفت: این زاویه دید موجب افزایش صمیمیت کار می‌شود و دیدگاه‌های مورد نظر را به شیوه مطلوب‌ به مخاطبان ارائه می‌کند. این نویسنده، روایت کتاب «سرباز کوچک امام» را رواتی مردانه توصیف کرد و گفت: در برخی از موارد به لطیف‌سازی متن نیاز داریم چراکه در یک کتاب ما با اقشار مختلف مواجهه داریم.   نفری در ادامه به شخصیت داستان که یک نوجوان است، پرداخت و یادآور شد: شخصیت نوجوان در این داستان 9 سال در اسارت بوده و اکنون بعد از گذشت 40 سال به جزییات دوران اسارت خود به خوبی پرداخته است. این موضوع باورپذیری مخاطب را کاهش می‌دهد به همین علت نویسنده باید به علتِ ماندگاری این خاطرات در ذهن راوی اشاره کند. مهدی طحانیان آزاده دوران دفاع مقدس هم در بخشی از این نشست با بیان اینکه یادگاران دوران دفاع مقدس در مسیر انقلاب اسلامی مانده‌اند، یادآور شد: برخی از مباحث این کتاب تردیدهایی را در دل برخی افراد ایجاد کرده اما همچنان این افراد در مسیر آرمان‌های امام هستند.   این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه شهر قم سرچشمه آرمان‌های رزمندگان است، عنوان کرد: رزمندگان دفاع مقدس با تکیه بر آرمان‌هایی که در شهر مقدس قم تولید شد توانستند به پیروزی برسند. وی گفت: آزادگان مردان صبوری هستند و همانطور که با همه وجود خود، عزت کشور خود را در دوران دفاع مقدس حفظ کردند، اکنون نیز همانند کوه، پشت آرمان‌های انقلاب استوار ایستاده‌اند. طحانیان در پایان با تاکید بر امداد الهی به عنوان مهم‌ترین عنصر در پیروزی دفاع مقدس گفت: دشمنان اکنون به‌صف شده‌اند تا ایمان و اعتقاد مردم را از آن‌ها بگیرند درحالی‌که مردم نسبت به نقشه دشمن آگاه هستند. ]]> استان‌ها Sat, 26 Jan 2019 07:30:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271136/سرباز-کوچک-امام-روایتی-مردانه