خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين نشست‌های کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/rokhdad_ketabi Wed, 22 Nov 2017 20:28:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 20:28:36 GMT نشست‌های کتاب 60 آدم‌ها و اشيا http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254578/آدم-ها-اشيا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به‌تازگي «گزينه اشعار ايرج ضيايي» توسط نشر حكمت كلمه به‌چاپ رسيده كه شامل شعرهايي از دفتر شعرهاي مختلف ضيايي است. «حركت ناگهاني اشيا»، «سكوها خالي است»، «زير پاي همهمه»، «هميشه كنارت يك صندلي خالي است» و «اين پرنده از دوران سلجوقيان آمده است» از جمله مجموعه‌ شعرهايي هستند كه در اين كتاب گزيده‌اي از آنها به‌چاپ رسيده است. ايرج ضيايي از شاعران باسابقه‌اي است كه اولين شعرش در ميانه دهه چهل و در مجله «فردوسي» منتشر شد.   اگرچه ضيايي در فروردين هزاروسيصدوبيست‌وهشت در رشت متولد شد و بعدها و به‌واسطه نشريه «بازار» با شعر شاعراني چون فروغ فرخزاد و احمدرضا احمدي آشنا شد، اما آشنايي جدي او با عرصه شعر به اصفهان مربوط است. ضيايي در نوجواني و به دليل مشكلات كاري پدرش به اصفهان مي‌رود و در يكي از دبيرستان‌هاي اصفهان مشغول به تحصيل مي‌شود. دبيرستاني كه محمد حقوقي هم در آن حضور داشت و ضيايي از حقوقي به‌عنوان نخستين آموزگارش در حوزه شعر ياد مي‌كند. به‌اين‌ترتيب بعد از مدتي پاي ضيايي به «جنگ اصفهان» باز مي‌شود و با چهره‌هاي مطرح داستان‌نويسي و شعر آن زمان «جنگ اصفهان» آشنا مي‌شود. سال‌ها بعد از اين و در ابتداي دهه هفتاد ضيايي شعرهايي منتشر كرد كه به شعرهاي اشيا مشهور شد. در ابتداي گزينه اشعار ضيايي متني با عنوان «از زبان شاعر» آمده و ضيايي در آن درباره شعرهاي اشيا نوشته: «نيمه آبان ١٣٧١ در خانه‌اي در محله آبخشكان اصفهان شعرهاي اشيا شروع شد. من هيچ تصوري نداشتم كه دارم درباره اشيا شعر مي‌گويم، فقط احساس مي‌كردم كه پس از سال‌ها سكوت و دوري از شعر، وارد فضاي ناشناخته‌اي شده‌ام.» در اين فضا بود كه دفتر شعر «حركت ناگهاني اشيا» در فروردين ١٣٧٣ به چاپ رسيد. در شعر «آدم‌ها و اشيا» از اين مجموعه مي‌خوانيم:‌ «بعضي وقت‌ها آدم‌ها و اشيا نيازمند سكوت‌اند/ در شتاب روزانه‌شان/ اندكي ساييده و پير مي‌شوند/ سكوتي براي صندلي‌ها عصرها آسمان/ و سراسر پاييز و درختان/ كه كلاغ‌ها آسوده‌شان نمي‌گذارند/ مي‌چرخند و روي صندلي‌ها مي‌نشينند.» در كتاب «گزينه اشعار»، متني ديگر هم آمده كه در آن ضيايي درباره حضور اشيا در شعرهايش نوشته است. اين متن كه «جابه‌جا شدن اشيا در زندگي من حادثه‌اي است» نام دارد، درواقع بيان‌كننده تلقي ضيايي از شعر اشيا است. او در ابتدا درباره حضور اشيا در شعر فارسي نوشته: «حضور اشيا در شعر قديم فراوان به چشم مي‌خورد، چه رسد به شعر نو. در شعر بزرگ خاندان ما نيما يوشيج از عناصر طبيعي و اشياي مصرفي بسيار نام برده شده و همين‌طور تا قبل و بعد از ظهور شعر اشيا. چرا به اين نوع شعر گفتند شعر اشيا، پيش از اين اگر شاعري مي‌گفت صندلي، اما از شخص نشسته بر صندلي حرف مي‌زد. پس صندلي بهانه‌اي بود تا از شخص نشسته حرفي زده شود و... بنابراين، در شعر من، فقط خود صندلي با فيزيك و خاطراتش حضور مي‌يابد. درواقع اشيا در شعر پارسي براي نخستين‌بار از پس‌زمينه به پيش‌زمينه آمدند.» ضيايي در بخشي ديگر از اين متن نوشته: «شعر اشيا مي‌كوشد كلمه را به شيء نزديك كند، يعني به مصداق بيروني و عيني آن. اختيار كلمه به عنوان شيء يك رفتار شاعرانه است. در شعر اشيا ميدان دادن به تخيل، احساس، طنين و... تهي كردن شيء است كه به نظر من تداوم آن سبب دوري و گسست شعر از زندگي است؛ فقدان اين پيوند، دوري از جزء‌نگري و رويكردي كلي‌نگر است. همان‌گونه كه انسان در نخستين برخورد با دنياي بيروني با يك كليت روبه‌رو مي‌شود، حتي در نگاه و برخورد با يك شيء تماميت آن به صورت كليتي يكپارچه در ذهن و نگاه جاي مي‌گيرد، شعر اشيا نيز ناشي از چنين حالتي است.» منبع: روزنامه شرق ]]> نشست‌های کتاب Wed, 22 Nov 2017 06:24:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254578/آدم-ها-اشيا آیین معرفی و جشن امضای کتاب" دیدار در کوالالامپور" در کاشان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254443/آیین-معرفی-جشن-امضای-کتاب-دیدار-کوالالامپور-کاشان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فروشگاه کتابفروشی ساربوک کاشان شامگاه چهارشنبه و همزمان با روز کتاب و کتابخوانی شاهد برنامه آیین معرفی و نقد و بررسی و جشن امضای کتاب رمان ایرانی" دیدار در کوالالامپور" با حضور نویسنده کتاب" ناصر قلمکاری "و همچنین رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از فرهنگ‌دوستان کاشان بود. باغشیخی "مدیر فروشگاه ساربوک "در ابتدای این آیین و در سخنانی کوتاه ضمن ابراز خوشوقتی از استمرار برنامه هایی نظیر رونمایی و جشن امضای کتاب در بزرگترین مرکز فروشگاهی عرضه کتاب در کاشان افزود: همواره تأکید کرده ییم که نگاه صرف اقتصادی به مقوله نشر و کتاب نداریم و آگاهی بخشی و بالابردن سطح فرزانگی جامعه از طریق مطالعه را نیز مدنظر داشته‌ییم و خود را موظف به نقش آفرینی جدی در حوزه مهم بالابردن سطح مطالعه و آگاهی مردم و شهروندان می دانیم. در ادامه این آیین که با اجرا و بیان نکاتی نقدگونه از لابلای کتاب توسط عطیه جوادی راد "داستان نویس "همراه بود ، ناصر قلمکاری نویسنده جوان کتاب رمان" دیدار در کوالالامپور " که کتاب وی در سال 96 و توسط نشر معتبر چشمه روانه بازار نشر شده درباره موضوع و ژانر دومین رمان خود پس از کتاب " گذر از هزار تو" گفت: دیدار در کوالالامپور به داستان تلخ مهاجرت غیرقانونی و بعضأ مرگبار انسانها به کشورهای دیگر می پردازد و ایده این رمان پس از شنیدن یک خاطره درباره سفر تلخ یک مهاجر ایرانی به استرالیا به ذهنم خطور کرد. وی با اشاره به تحقیقات خود در جهت نگاشتن برخی نکات دقیق و مستند پیرامون متن و حاشیه مهاجرت های قاچاق و غیرقانونی و پرخطر در کتاب یادآور شد: برای این کار به تعدادی از دفاتر غیرقانونی مهاجرت مراجعه کردم و از این گذشته با چند مهاجر افغانی که تجربه این گونه مهاجرت های تراژیک وار را داشته اند گفتگو کردم تا علی‌رغم خیالی و تخیلی بودن رمان بتوانم به برخی نکات دقیق پیرامون سوژه در کتاب اشاره کنم. قلمکاری ادامه داد: این گونه مهاجرت ها با تحمل شرایط غیرانسانی و فاجعه‌وار رقم می خورد به طوری که روزانه 10 لنج از کشورهای مختلف، بین 50 تا 60 مسافر غیرقانونی را تا مقصدی مانند کشور استرالیا حمل می کنند و در این بین اکثر این لنج ها طعمه طوفان و خطر شده و متأسفانه تلفات زیادی از مهاجران غیرقانونی و قاچاق بر جای می گذارند. بخشی از این برنامه به طرح سؤالات تعدادی از حاضران پیرامون سبک روان نگارش رمان و سؤالاتی دیگر پیرامون برخی از مقاطع رمان از نویسنده همراه بود و در ادامه و پس از امضای تابلوی یادبود این برنامه توسط قلمکاری " نویسنده " ، جوادی مقدم " رییس اداره فرهنگ و ارشاد کاشان" و استاد احمد اسلامی" شاعر و پژوهشگر علوم اسلامی و انسانی همراه بود، هدیه یی نیز به رسم یادبود از سوی فروشگاه عرضه کتاب ساربوک به نویسنده رمان ایرانی" دیدار در کوالالامپور " تقدیم شد. ]]> نشست‌های کتاب Sun, 19 Nov 2017 06:57:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254443/آیین-معرفی-جشن-امضای-کتاب-دیدار-کوالالامپور-کاشان ابوترب‌ خسروی: نویسنده لحظه را زیبا می‌سازد و به فرم مسلط است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254382/ابوترب-خسروی-نویسنده-لحظه-زیبا-می-سازد-فرم-مسلط خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: انجمن داستان شیراز، عصر جمعه 26 آبان ماه میزبان غلامرضا رضایی بود تا مجموعه داستان این نویسنده اهوازی با نام «سایه تاریک کاج ها» در نشستی سه ساعته، نقد و بررسی شد. معرفی نویسنده و آثارش: غلامرضا رضایی پیش از «سایه تاریک کاج‌ها»، سه مجموعه داستان به نام‌های «نیمدری» و «دختری با طعم آدامس خروس نشان» و «عاشقانه مارها» و رمان «وقتی فاخته می خواند»در کارنامه خود دارد. معرفی مجموعه داستان: «سایه تاریک کاج‌ها» در سال 1395 در نشر نیماژ به چاپ رسیده است. این مجموعه شامل هفت داستان کوتاه است که در شیوه روایی و فرم و همچنین درونمایه، با یکدیگر همپوشانی بالایی دارند. ویژگی اصلی داستان‌ها، فضاسازی‌های دقیق و تازه و بکری ست که پیش از این کمتر به آن پرداخته شده است. زبان مجموعه روان و خوانش داستان‌ها ترس و ابهام خاصی را القا می کند. گزارش جمع خوانی اعضای انجمن داستان شیراز: در ابتدای نشست، نویسنده «داستان آوازهای آب» را قرائت کرد. که داستانی منتشرنشده از نویسنده بود که در مجموعه بعدی آورده خواهد شد. بعد از داستان خوانی نویسنده، اعضا به بررسی مجموعه داستان پرداختند. در ابتدا امین فقیری که نقد مکتوب خود را روز قبلش در موسسه پیرسوک ارائه کرده بود، گفت: به نظرم نویسنده قصد دارد معمایی طرح کند و وهم و ترسی را در جان خواننده بیاندازد. حسین رحیمی، داستان نویس و منتقد هم درباره داستان های غلامرضایی گفت: غلامرضا رضایی نویسنده ای است که می‌داند می‌خواهد چکار کند. او فضاسازی‌های تاثیرگذاری را ارائه می کند که شدت تاثیر فراوانی دارند. مشخصه اصلی کار ایجاز است. همه چیز در خدمت داستان است. طیبه گوهری نویسنده رمان تحسین شده «بزگراه» نیز گفت: مجموعه قبلی نویسنده را مطالعه کرده ام و این مجموعه را یک سر و گردن بالاتر از مجموعه قبلی می دانم. ویژگی‌هایی که در داستان ها مرا جذب کرد، استفاده از طبیعت بود. در واقع طبیعت به مثابه شخصیتی در داستان ها حضور دارد و به پیشبرد داستان ها کمک می کند. فضایی که در داستان‌ها به آن پرداخته می‌شود، تازه و نو است. از فضاهای دیگر داستان‌ها کپی برداری نشده است. داستان ها اجرای ساده‌ای دارند که در زیر بنا طرح پیچیده‌ای داشتند. شاید تنها نکته منفی داستان‌ها این بود که شخصیت‌های داستان‌ها به طور مثال در مقابل قهر طبیعت منفعل‌اند و این مسئله در چند داستان تکرار می‌شود. فتاح رنجبر دیگر منتقد جلسه گفت: جالب است که داستان‌ها از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و همان‌طور که همه می‌دانیم این زاویه دید محدودیت هایی دارد،اما به طور مثال در داستان اول، راوی با استفاده از افعال گذشته و گذشته استمراری، کاری کرده که محدودیت‌های این نوع روایت را کم کند. در داستان‌ها، شخصیت‌ها توسط عوامل طبیعی محاصره شده‌اند و کاری از پیش نمی‌برند. در واقع آدم‌ها مورد هجوم طبیعت هستند. از آسمان کلاغ، از زمین، مار در خانه اجنه ها و در محل کار اشباح به آدمها هجوم می‌آورند. انسان‌ها در داستان‌ها در حال از دست دادن هستند. نه تنها هویت فردی و اجتماعی‌شان از دست می‌رود، بلکه هویت ملی‌شان نیز در خطر است. نگاه کنید به داستان دو هیچ که آنتن تلویزیون رو به عراق است! تقابل شادکامی‌ها و تلخ کامی‌ها در داستان زیباست. زبان داستان‌ها ساده و واقعی ست اما وهم می آفریند. از دل یک وضعیت واقع گرایانه وهم را به وجود آوردن، کار هر کسی نیست.   غلامحسین‌دهقان نویسنده مجموعه داستان «عکس سلفی با مرده» در نقد «سایه‌ تاریک کاج‌ها» گفت: فضاسازی‌ها فوق العاده است. یکی از ویژگی‌های داستان‌ها فضای وهم و ترس است. شخصیت‌ها در تک تک داستان‌ها نسبت به منبع ترس منفعل هستند. به نظرم می‌آید ای کاش شخصیت‌ها بیشتر درگیر ماجرا می‌شدند. مثلا در داستان ضیافت شبانه، حتی در گفت و گوی زن و شوهر داستان، حرفی رد و بدل نمی شود که ما بدانیم دلیل این همه انفعال چیست. به نظر می‌رسد داستان‌ها از خودشان عبور نکرده اند. البته برای عنوان این مطلب خودم نیز در لبه تردید قرار دارم. به جهت اینکه شاید این انفعال خودساخته باشد. مسئله دیگر اینکه نویسنده از فضا، شخصیت ساخته است و این مطلب مهم و ارزشمندی ست.  مجید‌خادم نیز به مسئله ابهام در داستان‌ها اشاره کرد و گفت: از خواندن داستان‌ها لذت بردم. مسئله ابهام که به آن اشاره شد، در داستان‌ها به گونه‌ای است که ابهام در پایان داستان، شفاف‌تر می شود. اما این ابهام در مثلا داستان صخره‌های مرجانی، آن‌قدر زیاد می شود که گویا این داستان ناتمام می ماند. جنس ابهام در داستان‌ها از حوادثی  است که اتفاق می افتد. فرم روایی داستان‌ها از یک الگو پیروی می‌کند و تکرار شده است. این مسئله برای من که توقع دارم در یک مجموعه (شاید توقع بی جایی باشد) داستان‌های متنوعی بخوانم مهم است. ابوتراب‌خسروی داستان‌نویس پیشکسوت شیرازی هم گفت: مجموعه داستان سایه تاریک کاج‌ها را نخواندم اما با توجه به اینکه پیشینه نویسنده را می‌شناسم، می‌توانم بگویم نویسنده می داند چطور به داستان بسط و گسترش بدهد. او به فرم مسلط است. زیبایی‌شناسی داستان‌های این نویسنده، خاص خودش است. لحظه را زیبا می‌سازد. در داستان‌ها به فضا و مکان و حس، شئیت می‌بخشد. ابهامی که در داستان ها است محصول ابهامی است که نویسنده وقتی در مقابل شرایطی قرار می‌گیرد، احساس می‌کند. در واقع ابهام، ذاتی داستان‌هاست. مصنوعی و ساختگی نیست. احسان نعمت اللهی یکی دیگر از اعضای انجمن نیز به دو داستان خارج از مجموعه نویسنده اشاره کرد. ایشان به موقعیت و ویژگی های زنان در دو داستان پرداخت. در پایان جلسه، نویسنده با تاکید به این موضوع که اعتقاد دارد نویسنده نباید به اثرش تکیه بزند و در مقام دفاع برآید، عنوان کرد: در ارتباط با مسئله انفعال در شخصیت‌ها، باید بگویم به نظرم در داستان ضیافت شبانه شخصیت‌ها منفعل نیستند. چرا که از خانه فرار می‌کنند و یا در داستان سایه تاریک کاج‌ها، پیرمردی که قبلا در سلاخ خانه کار می‌کرده، منفعل نیست، دزدی می کند. در بقیه موارد که در صحبت‌ها به آن اشاره شد،‌تامل خواهم کرد. ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 06:29:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254382/ابوترب-خسروی-نویسنده-لحظه-زیبا-می-سازد-فرم-مسلط «لیوناردِ شهیار» از لیوناردِ کوهن می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254196/لیونارد-شهیار-کوهن-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهیار قنبری، شاعر و ترانه‌سرای مطرح کشورمان به تازگی به کتابی با عنوان «لیوناردِ شهیار» را توسط موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر کرده است. این کتاب روایت شهیار قنبری از لیوناردِ کوهن است. قنبری در این کتاب به ترجمه اشعار کوهن پرداخته است و برداشت خود درباره هر کدام از این آثار را مطرح کرده است. لیوناردِ کوهن  یکی از تاثیرگذار‌ترین خوانندگان و ترانه‌سرایان جهان است که  در ایران نیز طرفداران زیادی دارد اما درباره او حرف زیادی گفته نشده است. این کتاب پلی ارتباطی برای شناخت این اعجوبه‌ی دنیای هنر و موسیقی است و  می‌تواند دریچه‌های جدیدی از این چهره‌ی هنری را به روی مخاطب ایرانی باز کنند. کوهن علاوه بر تاثیرگذار‌ی‌هایش در موزیک و ترانه در اخلاق حرفه‌ای نیز زبانزد بود. او در سال 1968 مهم‌ترین جایزه ادبی کانادا را کسب کرد اما در مراسم شرکت نکرد و در پیامی گفت: «اگرچه همه‌ام می‌گوید: جایزه را بگیر! اما شعرهایم می‌گویند: جایزه را نگیر!»   شهیار قنبری در مقدمه این اثر آورده است: «‌لندن. پاییز سال1979. به دیدار این شاعر – آوازخوان بزرگ رفتم. با گروه “Passenger”  مسافر آمده بود و یک آلبوم به‌‏نام: «ترانه‏‌های تازه». من از پانزده‏‌سالگی او را دوست داشته‏‌ام. با او بود که طعم خوشِ ترانه را چشیدم. که دلم هوای نوشتن کرد. با او بود. با لورکا بود. که «لنی» هم بسیار دوستش می‏‌دارد! بعدها فهمیدم. و این نخستین بار بود که او را از نزدیک می‏‌دیدم. به فاصله‏‌ی چند ردیف دختر و پسری که سر بر شانه‌‏ی هم داشتند و از ترانه‌‏های جادویی‏‌اش مستِ مست بودند. در میانه‏‌ی شب، کسی انگار خندید.  لیونارد بزرگ خطاب به مردم گفت:  – فقط احمق‏‌ها به شاعران می‌‏خندند! باری و هنوز دفترچه‌‏ی تور اروپایی 1979 او را در میان کتاب‏‌هایم، «عزیز» نگاه داشته‌‏ام. ورق می‏‌زنم. به صفحه‏‌ی آخر می‏‌رسم: نوشته‌‏ام: شاعری شکسته به زیارت شکسته‏‌یی دیگر می‌‏رود. آخرین شب ترانه‌‏خوانی لیونارد در لندن. ضیافت عشق و ترانه. جای چند آدم نازنین خالی‏‌ست. کاش همه شاعر بودند. لندن 79. بعد، به ایران که برگشتم در شمال، شعری نوشتم به نام: اگر همه شاعر بودند، که در آلبوم «اگر همه شاعر بودند» یا پیشمرگانه‌‏ها: جنبش مقاومت علیه انهدام عشق؛ منتشر شد. باری، از لیونارد بگوییم. به سال 1968 کمپانی CBS آلبومی منتشر کرد به نام «ترانه‏‌های لیونارد کوهن» که شاعری سی‏‌وسه‏‌ساله را به دنیای «راک» معرفی می‏‌کرد. مردی که پیش از آن در سرزمین‏‌اش کانادا به‌عنوان شاعر و قصه‏‌نویس، صاحب نام و اعتبار بود. از آن روز تا به آخر، در جهانِ بیداران و هوشیاران، راه درازی آمده است. گاهی، سالی دو آلبوم و گاه سال‏‌ها بی‏‌هیچ کلامی و نغمه‏‌یی. نه مصاحبه‏ و گفت‌‏‏وگو، نه خبری و جنجالی. یا بگوییم، کم‏تر از همه! تا بخواهید کم‏تر! امّا، از سال 68 تا به امروز تا، هزاره‏‌ی سوم، با ترانه‏‌هایی چون: Suzanne ● So long Marianne ● hey, that’s no way to say goodbye ● Dance me to the end of love ● the future ● Bird on a wire و you want it darker، عاشقان‌‏اش زندگی کرده‌‏اند و تازه شده‌‏اند و پوست انداخته‌‏اند و قد کشیده‌‏اند.(باید می‏‌نوشتم زندگی کرده‌‏ایم و تازه شده‌‏ایم و… قد کشیده‏‌ایم!) در جان‏‌پناه شاعری زیبا که بیست‏‌ویکم سپتامبر 1934 در مونترال به دنیا می‏‌آید. رشته‏‌ی ادبیات را در دانشگاه Mcgill و بعد در Columbia  به پایان می‏‌رساند. نخستین دفتر شعرش به نام «بیا اسطوره‌‏ها را با هم مقایسه کنیم» را به سال 1966 منتشر می‏‌کند و پس از آن دفترهای دیگری به چاپ می‏‌رساند. دو رمان می‏‌نویسد The favorite game به سال 1963 و beautiful losers سال1966. سال 1978 کتاب شعری به نام «مرگ یک زن شیدا» از او به بازار می‏‌آید و در شب کنسرت‏‌اش هم به دست من می‏‌رسد و مرا به بلندای جادو می‌‏برد. مگر می‌‏شود او را خواند، او را شنید، او را فهمید و عاشق‌‏اش نشد؟ درگیرش نشد؟ خراب و آبادش نشد؟! مگر می‌‏شود؟! »  در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «تو می‌گویی که سکوت به آرامش نزدیک‌تر است تا به شعر. اما اگر سکوت را چونان هدیه‌یی به تو پیشکش کنم (چراکه سکوت را می‌شناسم) تو خواهی گفت: این سکوت نیست. شعر دیگری‌ست. و هدیه‌ام را پس می‌فرستی.»   لیوناردِ کوهن، شاعر بیست‌ویکم سپتامبر 1934 در «وست مانت» «مونترال» کانادا به دنیا می‌آید و هفتم نوامبر 2016 در «لس‌آنجلس» بی‌نفس می‌شود. کتاب «لیوناردِ شهیار»، اثر شهیار قنبری در 128 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 12 هزار و 500 تومان توسط موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبیات Fri, 17 Nov 2017 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254196/لیونارد-شهیار-کوهن-می-گوید هندرسون دن‌کیشوت مدرن است/ترجمه خوب تلفیقی از بومی‌سازی و خارجی‌سازی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254260/هندرسون-دن-کیشوت-مدرن-ترجمه-خوب-تلفیقی-بومی-سازی-خارجی-سازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  نشست هفتگی شهرکتاب شب گذشته 23آبان به نقدوبررسی کتاب "هندرسون، شاه باران" نوشته سال بلو اختصاص داشت. در این نشست، علی‌اصغر محمدخانی، مجتبی عبدالله‌نژاد، عباس مخبر و بلقیس سلیمانی حضور داشتند. در ابتدای جلسه علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهرکتاب خلاصه‌ای از آثار سال بلو ارائه کرد و گفت: اولین اثر سال بلو با عنوان "مرد معلق" در سال 1944 منتشر شد که مکان حوادث داستان‌های طبیعت‌گرایانه‌ی او در شیکاگو قرار دارد و شخصیت اصلی آثارش، روشنفکران یهودی-آمریکایی بوده‌اند. "هندرسون شاه باران" در سال 1959 و "هرتزوگ" در سال 1964 منتشر شد. مهارت بلو در ترسیم فضای پرآشوب و بی‌احساس شهر در آثار بعدی‌اش بیش از پیش جلوه‌گر می‌شود. بلو به دلیل ظرافت سبک و تبحرش در شخصیت‌پردازی، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1976 شد. وی درباره رمان "هندرسون شاه باران" گفت: این رمان در آثار بلو از جایگاهی خاص برخوردار است. ماجرا در آفریقایی اسطوره‌ای و رویایی می‌گذرد و فضای طنزآمیزی دارد. این رمان سفر پرماجرای یک آمریکایی میلیاردر است که سراسر آفریقا را می‌پیماید. سپس بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد، توضیحاتی درباره مضمون اصلی این کتاب ارائه داد و گفت: کل آثار سال بلو متاثر از این جمله‌ است که؛ انسان بودن بدبختی بزرگی است. انسان طبیعت را به چالش می‌گیرد و این کتاب کیفرخواستی است علیه معنا و حقیقت. هر انسانی در بدو حیات اولین پرسشی که مطرح می‌سازد، درباره علت چیستی و هستی است. یعنی دقیقا همان چیزی که هایدگر مطرح می‌کند. تراژدی وضعیت آدمی این است که با وجود مطرح کردن پرسش بنیادین چیستی، در پاسخ به این پرسش محدودیت دریافت و ادراک دارد. معنا یافتن برای زندگی امر ساده‌ای نیست و در بیشتر حالات خودفریبی است. انسان با جست‌وجو در اقالیم مختلف، طبیعت، تاریخ و... در جست‌وجوی معنای هستی است. دلیل اصلی پیشرفت بشر این است که جهان مدرن را به عمل آفریده‌ است و مصداق این عبارت را در کلیه سطوح زندگی مشاهده می‌کنیم. سال بلو معنای زندگی را در حیات پیشامدرن جست‌وجو می‌کند. در این کتاب، انسان سفیدپوست در سرزمین سیاه به دنبال معنای هستی است و با سیروسلوک در آفریقا به دنبال غایت هستی است. به طرق مختلف حقیقت را می‌آزماید و در نهایت در این سرزمین حقیقتی نمی‌یابد و به پوچی می‌رسد. نویسنده رمان "مارون"، درباره سبک رمان گفت: این یک رمان پیکارسک است و کاراکتر اصلی به مثابه یک پیکارو مدرن است. حماسه این کتاب به ابزورد ختم می‌شود. سال بلو در همه آثارش به این نکته اشاره می‌کند که دانش از پس زندگی امروز برنمی‌آید و آدم‌هایی که به دنبال فرزانگی هستند، پاسخی برای پرسش‌های اساسی زندگی پیدا نمی‌کنند. والتر بنیامین در این زمینه می‌گوید؛ رستگاری نه در گریختن که در ماندن است. هندرسون نزدیک‌ترین اثر به مکتب صوفیه است و هندرسون در این کتاب به نوعی سیرالنفس می‌کند. وی انسانی بی‌قرار به معنای "در تکاپوی شدن به بودن" است. سلیمانی درباره شخصیت‌های آثار بلو عنوان کرد: سال بلو در داستان‌هایش به دنبال آدم‌های ویژه‌ای است. شخصیت‌هایش خصوصیات خاصی دارند و کمتر شاهد خلق آن‌ها در دیگر آثار بوده‌ایم. هندرسون در این رمان یک نوع دن کیشوت مدرن است و می‌توان نیای شخصیت پیکارو را دن‌کیشوت دانست. سال بلو متعلق به جریان ادبیات و داستان‌نویسی آمریکا از نوع "ماجراهای هاکل‌بری‌فین" نوشته مارک تواین است و نگاه ساده نویسندگان آمریکایی را با ساختار ساده نویسندگان اروپایی دنبال می‌کند. نویسنده رمان "شب طاهره"، نظریه‌های به کارگرفته شده در کتاب را بررسی کرد و گفت: در گفتمان پسااستعماری می‌توان این کتاب را مورد بررسی قرار داد. یک شخصیت سفید متمدن وارد یک قبیله سیاه بدوی می‌شود. در اینجا هم با این سه موضوع روبه‌رو هستیم، چه کسی حرف می‌زند؟، برای چه حرف می‌زند؟ و برای که حرف می‌زند؟ قوم سیاه، ابژه نگاه هندرسون است. عباس مخبر، مترجم و منتقد، در ادامه جلسه درباره سبک رمان عنوان کرد: این رمان نمونه کلاسیک یک سفر-قهرمان است که سه مدل تعریف شده دارد و هندرسون به مدل کَمبِل نزدیک‌تر است. در این سبک با سه مرحله مواجه هستیم، مرحله عزیمت، مرحله تشرف و مرحله بازگشت. در سفر- قهرمان با دو نوع کردار قهرمان روبه‌رو می‌شویم، نبرد با دیوها و اژدها و ... و کردار معنوی قهرمان که طی سفر دچار تحول می‌شود. در مرحله عزیمت پنج زیرمجموعه، دعوت به ماجرا، رد کردن دعوت، کمک ماوراطبیعی به قهرمان، گذر از نخستین آستانه، رفتن قهرمان به سمت مرگ وجود دارند. در مرحله تشرف، که پرکشش‌ترین بخش قصه را تشکیل می‌دهد، قهرمان با سایه‌ها، پلیدی‌ها و نقطه‌ضعف‌هایش روبه‌رو می‌شود و بر آن‌ها غلبه می‌کند. مرحله بعدی تشرف، آشتی با پدر است که در این رمان شخصیت "ایتالو" جایگزین پدر می‌شود. پس از تشرف، خداوندگاری قهرمان است که در اینجا هندرسون، شاه باران می‌شود. این مرحله به عنوان دستاورد تشرف تلقی می‌شود. در مرحله بازگشت، قهرمان از بازگشت سرباز می‌زند. در نهایت آدمی که بازگشته، انسان قبلی نیست. از نظر معنوی ولادتی دوباره یافته و قصد دارد درد دیگران را دوا کند. آدمی است که از وسوسه‌های نفس رها شده و در نهایت پایان این رمان با عشق رقم می‌خورد.  مترجم کتاب "قدرت اسطوره" درباره سبک ترجمه این کتاب گفت: در ترجمه با دو سبک، بومی‌سازی و خارجی‌سازی مواجه هستیم. باید ابتدا این موضوع را روشن کنیم که قرار است خواننده ایرانی را بر سر سفره نویسنده خارجی ببریم یا نویسنده خارجی را بر سر سفره خواننده ایرانی بیاوریم. این دو سبک، مخالفان و موافقان زیادی دارد. به نظر من ترجمه روان بر هر چیزی ارجحیت دارد به طوری‌که مترجم نامرئی می‌شود و خواننده گمان می‌برد که کتاب به فارسی نگاشته شده‌‌ است. ترجمه خوب تلفیقی از بومی‌سازی و خارجی‌سازی است و این کتاب هم دقیقا به همین شکل ترجمه شده‌ است. مترجم"عاشقانه های ژاپنی" در انتها انتقادات خود را به ترجمه اثر وارد کرد و گفت: گاهی بومی‌سازی بیش از حد می‌شود و با ترجمه اشعار به کار رفته در کتاب با اشعاری از حافظ مواجه می‌شویم. همچنین اصطلاحات نامانوسی که مترجم در بعضی جاها به کار برده، رمان را کمی سخت‌خوان کرده‌ است. مجتبی عبدالله‌نژاد، مترجم اثر از منتقدان حاضر در جلسه تشکر کرد و درباره رمان گفت: رمان یک نوع پیکارسک مدرن و روانشناختی است و از جهات مختلفی می‌توان به آن نگاه کرد. اهمیت کار بلو همین است که آثارش ترکیبی از ژانرهای مختلف است. میل بازگشت به بدویت در بیشتر آثار او به چشم می‌خورد. مساله تلقی از واقعیت، بحث اصلی رمان است و سیروسلوک شخصیت برای رسیدن به حقیقت است. این مترجم درباره نحوه ترجمه این کتاب گفت: نثر کتاب شاعرانه، پر از استعارات، تشبیهات و تلمیحات فراوان به کتاب مقدس و تاریخ ادبیات اروپاست. به دلیل تعابیر فلسفی که در کتاب به وفور وجود دارد، باید واژگانی را انتخاب و جایگزین می‌کردم که به ساختار متن اصلی خدشه‌ای وارد نشود. به شخصه استفاده از برخی واژگان به تعبیر عده‌ای نامانوس را گامی به جلو در جهت غنی کردن خزانه لغات فارسی می‌دانم.   ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 06:20:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254260/هندرسون-دن-کیشوت-مدرن-ترجمه-خوب-تلفیقی-بومی-سازی-خارجی-سازی پیراندلو صدوپنجاه ساله شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254189/پیراندلو-صدوپنجاه-ساله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست ویژه شهرکتاب به مناسبت بزرگداشت پیراندلو با عنوان زبان ایتالیایی در سینما برگزار شد. در این نشست مائو ریتزیو آنتونینی، نادیا معاونی، آنتونیو شرکا و آرش عباسی حضور داشتند. در ابتدا مائو ریتزیو آنتونینی، رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران از اهداف این سفارت صحبت کرد و گفت: هدف اصلی ما شناساندن فرهنگ و زبان ایتالیایی است. امسال به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشتیم. آنجلیلو آلفانو، وزیر فرهنگ در ایتالیا، سال آینده را سال فرهنگ ایتالیا در حوزه کشورهای خاورمیانه که شامل ایران هم می‌شود، نام‌گذاری کرده‌ و قرار است رویدادهای بسیاری در زمینه موسیقی، سینما و شاخه‌های دیگر هنر برگزار کنیم. در تاریخ 22 و 23 دسامبر سال جاری قرار است یک کنسرت جاز در تالار نیاوران برگزار شود و امیدوارم مانند کنسرتی که ماه اوت در تالار وحدت برگزار کردیم با استقبال روبه‌رو شویم. وی درباره ویژگی آثار پیراندلو گفت: بیش از صد سال از درگذشت پیراندلو می‌گذرد اما آثار او هنوز هم خوانده می‌شود و دلیل آن مسائلی است که پیراندلو در آثارش به آن‌ها پرداخته است. آثار واقع‌گرایانه او هنوز هم در دنیا طرفداران خود را دارد. پیراندلو تاثیر زیادی بر سینما و تئاتر ایتالیا و اروپا گذاشته است و تئاتر اروپا تا حد زیادی متاثر از آثار اوست. سپس آنتونیو شرکا درباره اقتباس‌های سینمایی که از آثار پیراندلو انجام شده‌ است، صحبت کرد و گفت: سنت ادبی اقتباس در سینمای ایتالیا، سنت دیرینه‌ای است و آثار ادبی همیشه الهام‌بخش فیلم‌سازها بوده‌اند. از دهه 30، فیلم هایی براساس نمایش‌نامه‌ها و داستان‌های کوتاه پیراندلو ساخته و پرداخته شده‌اند که معروف‌ترین آن‌ها، "کائوس" به معنی آشوب ساخته "برادران تاویانی" است.  این دو، از کارگردانان برجستهٔ نسل میانیِ سینمای ایتالیا محسوب می‌شوند. این فیلم چند اپیزودی براساس پنج داستان کوتاه از پیراندلو است. وی افزود: دغدغه اصلی پیراندلو در حوزه فلسفی و هستی‌شناختی است تا مسائل ایدئولوژیک و در تمام شخصیت‌های او نگاه روانکاوانه وی جاری است. پیراندلو به کنکاش در هویت انسان می‌پردازد و اختلاف بین واقعیت زندگی و نحوه ادراک انسان از آن، دغدغه اصلی پیراندلو است. ادبیات پیراندلو ریشه در وریسم یا واقع‌گرایی محض، که نام مکتب ادبی اروپایی و تقلید و تلفیقی از مکتب رئالیسم و ناتورالیسم فرانسه است، دارد. پیراندلو تمایل زیادی به نوشتن داستان‌های تک صحنه‌ای دارد و این مساله به نمایش‌نامه نویسی او بازمی‌گردد. داستان "خمره" داستانی تک صحنه‌ای است که با پرداخت سینمایی خوب برادران تاویانی به شکل جذاب‌تری به تصویر کشیده شده است. در عین حال تاویانی‌ها گاهی از نگاه روانشناسانه پیراندلو فاصله گرفته و به حیطه کمیک و طنز وارد شده‌اند. شرکا درباره دیگر اقتباس‌های سینمایی که از آثار پیراندلو انجام شده، گفت: فیلم‌های "ماه‌زدگی"، "پسر دیگر"، "خمره" از دیگر فیلم‌های شاخصی هستند که از داستان‌های کوتاه پیراندلو اقتباس شده‌اند. "کارلو پونتی"، تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار برجسته ایتالیایی نیز فیلمی براساس نمایش‌نامه‌ای از پیراندلو در کارنامه هنری خود دارد. فیلم چهار اپیزودی "زندگی این است" بر اساس داستان‌هایی از پیراندلو و با بازی هنرمندان برجسته‌ای چون "توتو" و "اورسون ولز" به روی پرده رفته است. از نمایش‌نامه "پیوند" وی هم اقتباس سینمایی صورت گرفته است. "انریکو چهارم" نام داستانی تاریخی از پیراندلو است که در زمان انتشار بسیار مورد استقبال قرار گرفت. سپس نادیا معاونی، عضو هیأت علمی دپارتمان ترجمه زبان ایتالیایی دانشگاه آزاد اسلامی، به صحبت درباره  کتاب " داستان‌هایی برای یک سال" پرداخت و گفت: پیراندلو در زمینه شعر، رمان و مقاله‌نویسی هم دستی داشته اما عمده تخصص او در نوشتن داستان کوتاه و نمایش‌نامه بوده است. او تمام داستان‌های کوتاه خود را که طی سالیان نوشته بود، به صورت یک‌جا تحت عنوان "داستان‌هایی برای یک سال" منتشر کرد. این کتاب شامل 24 بخش و هر بخش شامل 15 داستان است در کل این مجموعه 241 داستان دارد. پیراندلو در سال 1922 به فکر جمع‌آوری آثارش افتاد و بسیاری از داستان‌هایش را در این مجموعه بازآفرینی و پرداخت کرد. وی افزود: این کتاب منبع خوبی برای رویارویی با شخصیت‌های مختلف است و ترسیم کننده هرج‌ومرج هستی است. پیراندلو در این کتاب، صحت و سقم ظواهر را متزلزل می‌کند و رابطه بین زندگی و مرگ را به مثابه مضحکه‌ای روزانه ترسیم می‌کند. از مسائل دیگری که در آثار پیراندلو به آن پرداخته می‌شود، جنون است. وی به دلیل بیماری همسرش به نحوی به مساله جنون در تمامی آثارش اشاره دارد. جنون در آثار پیراندلو به مثابه یک مساله شخصیتی است و تعادل روانی کاراکترها را به چالش می‌کشد. سپس نادیا معاونی گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه پیراندلو را به زبان‌های فارسی و ایتالیایی برای حضار خواند. وی درباره ترجمه آثار پیراندلو نکاتی را مطرح کرد و گفت: در ترجمه آثار پیراندلو با چند مساله روبه‌رو هستیم؛ اول اینکه دست‌یابی به روح اثر پیراندلو سخت است و مشکل می‌توان به دنیای روان‌کاوانه‌ی مرموز او پی برد. داستان‌های او در پایان عمرش از وریسم فاصله گرفته و به دیدگاه سوررئالیستی نزدیک می‌شود. درک نحوه جهان‌بینی پیراندلو نیازمند مطالعه است. کندوکاو روح و بحران هویت در کلیه آثار او موج می‌زند و درک آن برای مترجم بسیار مهم است. بحران هویت از منظر پیراندلو گاهی با طنزی تلخ بیان می‌شود. مساله دومی که باید به آن توجه داشت، قلم اوست. زبان پیراندلو سنگین و سرشار از واژگان غنی است و از همین رو ترجمه آثار او سخت است. مساله دیگری که در ترجمه آثار او با آن مواجه هستیم، وجود مصدرها، اسم فاعل و اسم های مفعول است که به کرات در زبان اصلی به کار رفته و ترجمه لفظی آن متن فارسی را با ابهام مواجه می‌کند. مترجم باید به زبان پیراندلو اشراف کافی داشته باشد تا بتواند سبک پیراندلو را منتقل کند. بی‌دلیل نیست که این نویسنده برنده جایزه نوبل است و امیدوارم در آینده شاهد ترجمه‌های درخشانی از آثار او باشیم. آرش عباسی، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر در ادامه جلسه درباره تئاتر پیراندلو صحبت کرد و گفت: او از داستان‌نویسی به نمایش‌نامه‌نویسی روی آورده و انسانی در این ابعاد نادر است. آنچه باعث ماندگاری او در جهان ادبیات شده، بیشتر نمایش‌نامه و انقلابی است که وی در تئاتر زمانه خود به وجود می‌آورد و از این حیث با "یون فوسه" نمایش‌نامه‌نویس نروژی قابل مقایسه است. اولین نمایش‌نامه مهمی که از وی اجرا می‌شود در سال 1910 در شهر رم است که تاریخی بسیار مهم در ادبیات نمایشی است. معمولا جسورانه‌ترین کارها متعلق به دهه سوم و چهارم زندگی یک هنرمند است اما این مطلب در مورد پیراندلو صدق نمی‌کند و وی بعد از چهل سالگی در نمایش‌نامه‌نویسی مطرح می‌شود. به طور کلی دوران فعالیت هنری پیراندلو به سه دوره تقسیم می‌شود؛ دوره اول تا سال 1916 است که رگه‌هایی از داستان در نمایش‌نامه‌هایش وجود دارد. دوره دوم بین سال‌های 1916 تا 1921 است که در تئاتر چیزی را کشف می‌کند که به نظرش ارزش صرف وقت و انرژی بیشتری دارد و دوره سوم از 1921 تا پایان عمر که سال‌های درام ‌نویسی وی و درخشش اوست. عباسی در ادامه دلیل توجه آکادمی نوبل را به پیراندلو عنوان کرد و گفت: دلیل اصلی نوبل ادبیات به پیراندلو، نمایش‌نامه‌ها و جنبشی که در ادبیات دراماتیک به وجود آورد، بوده است. تئاتر" شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده" بنایی محکم را در تئاتر شکل می‌دهد و در مقایسه با نمایش‌نامه‌های قرن بیستم در ردیف "مرگ فروشنده" و " در انتظار گودو" قرار می‌گیرد. تئاتر "شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده" در نقاط مختلف جهان از جمله ایران به روی صحنه رفته است. این نمایش‌نامه را پری صابری ترجمه کرد و در یکی از اجراهای آن فروغ فرخزاد به ایفای نقش پرداخت. این اثر در زمان خودش تجربه‌ای آوانگارد به شمار می‌آید. این اثر بر نویسندگانی چون "بکت" و "برشت" اثر گذاشت و این نویسندگان شاخص، الگویی همچون پیراندلو داشتند. عباسی در ادامه افزود: پیراندلو درس بزرگی به ما می‌دهد و آن این است؛ احتمال موفقیت هر آن‌چه پیش از ما تجربه شده، کمتر است و آنچه که از صفر تا صد  از آن ماست، بهای سنگینی برای آن پرداخت می‌شود و در گذر زمان باید شاهد درخشش آن باشیم.   ]]> ادبیات Mon, 13 Nov 2017 14:29:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254189/پیراندلو-صدوپنجاه-ساله رونمایی و بررسی سه کتاب از نویسندگان زن در کاشان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254007/رونمایی-بررسی-سه-کتاب-نویسندگان-زن-کاشان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سه رمان از دو نویسنده زن در کاشان رونمایی و نقد می‌شود. این نشست با حضور راضیه تجار،نویسنده و منتقد ادبی برگزار می‌شود. انجمن ادبی بانوان کاشان با همکاری بنیاد شعر و ادبیات داستانی، نشست‌هایی برای معرفی و نقد وبررسی آثار نویسندگان زن برگزار می کند. در این نشست از دو رمان "او کمی بهتر از یک قاتل بود" نوشته فاطیما فاطری و "تهی تراژدی" نوشته لیلا ساتر رونمایی می‌شود و کتاب داستان "مایِ‌ما" نوشته فاطیما فاطری نقد و بررسی خواهدشد. این نشست روز دوشنبه 22 آبان 1396 در خانه دوست کاشان واقع در خیابان فاضل نراقی، پشت مسجد آقابزرگ، زیرگذر آب‌انبارخان، مجموعه گردشگری خانه نقلی از ساعت 17 تا 19 برگزار می‌شود.   ]]> ادبیات Sun, 12 Nov 2017 08:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254007/رونمایی-بررسی-سه-کتاب-نویسندگان-زن-کاشان سعید فاطمی آموزگار تاریخ و اساطیر بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254032/سعید-فاطمی-آموزگار-تاریخ-اساطیر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در این مراسم بزرگان شعر و ادبیات گیلان و همچنین مینو برزگر، همسر زنده یاد سعید فاطمی،علیرضا نیکویی، هدایت گیلانی، انوش نصر و‌ ژاله حساس‌خواه حضور داشتند.   عالمان علوم انسانی کمتر قدر دانسته می‌شوند در ابتدا، رییس پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان ضمن تقدیر از دکتر مینو برزگر به دلیل حضور در این مراسم گفت: بزرگان و دانشمندانی که به کلاس درس می‌رفتند و می‌نوشتند درواقع از ته دل و بر اساس دغدغه‌هایی که در سر داشتند، می‌نوشتند اما امروز متاسفانه ما گرفتار جامعه ‌ای بی‌کتاب شده‌ایم.  هاشم موسوی با بیان اینکه جامعه امروز گرفتار شبه‌نوشته‌ها‌ست‌، گفت: متأسفانه شبه‌نوشته‌ها در دانشگاه‌ها و موسسات عالی ما خیلی ارج و قرب دارند اما غافل از اینکه نوشته‌ای ارزشمند است که از دل برخاسته باشد و بایستی هویت و امضا داشته باشد. او ادامه داد: جامعه ما به قدر‌ناشناسی متهم شده است که باید تلاش کنیم این اتفاق نیفتد و سنت نیکوی قدردانی از بزرگان علم، دانش و جامعه را ارج بگذاریم. قدر‌ناشناسی دیگری هم در جامعه ما وجود دارد که عالمان علوم طبیعی و پزشکی بیشتر مورد توجه و ارزش‌گزاری هستند و عالمان علوم انسانی از این موهبت مغفول می‌مانند. رییس پژوهشکده گیلان‌شناسی گفت: آنهایی که قلب و مغز را جراحی می‌کنند در جامعه بیشتر مورد توجه هستند تا آنهایی که فرهنگ و زندگی و اخلاق را در جامعه می‌سازند. دکتر فاطمی هم جزو بزرگانی بودند که محتوای عقل، نثر و جسم ما را می‌سازند و باید به آنها توجه شود. ما امروز گرفتار عقب‌ماندگی اخلاقی و تربیتی ‌و فرهنگی هستیم و مملکت ما شدیدا نیازمند آگاهی و دانایی است و همه ما می‌دانیم اگر اتفاقی بخواهد در جامعه بیفتد نیاز‌مند توجه به اخلاق، دانایی و آگاهی است. وی در پایان خاطر نشان کرد: با همه‌گیری فضای مجازی سواد هم معنای خودش را ازدست داده و به گونه با شیوع سواد تصنعی د‌رجامعه مواجه هستیم. ما به نوعی تقلیدی از دانایی در جامعه مواجه هستیم و گاهی افراد در فضای مجازی بی‌آنکه مطلبی را بخوانند یا کتابی را مطالعه کرده باشند آن را در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارند. راه نجات  جامعه ما فرهنگ و کتاب است و امیدواریم با چنین نشست‌هایی به سوی فرهنگ، اخلاق و قدر‌شناسی پیش برویم.   متدولوژی دکتر فاطمی، مدرن بود علیرضا نیکویی عضو هیأت علمی گروه ادبیات دانشگاه گیلان نیز در این مراسم گفت: زمانی استاد فاطمی‌ برای تحصیل به دانشگاه گیلان آمدند ایشان یکی از استادان خوب من بودند، جلسه اولی که با ایشان کلاس نقد ادبی داشتیم سرخوشی به ما دست داد که تا آن زمان از هرچه خوانده بودیم جدا شدیم و با یک جهان جدید مواجه شدیم. نیکویی ادامه داد: دکتر فاطمی تسلط عجیبی بر ادبیات جهان داشتند و به ادبیات ایران بسیار عشق می‌ورزید. دکتر فاطمی با متدولوژی مدرن و نو ما را به فضای جدیدی برد که تا به حال تجربه‌اش را نداشتیم و اولین تجربه نقدنویسی‌ را بعد از کلاس با ایشان نوشتم. در باب خلق و خوی ایشان هرگز یادم نیست ایشان را بدون خنده و چهره گشاده دیده باشم و در فضای ملتهب آن زمان که ما نسلی بر آمده از انقلاب و تفکرات چپ و راست بودیم، ایشان با روی گشوده و خوش محضر خود سوال‌های دانشجویان را در فضا و جو آتشین آن زمان جواب می‌دادند.  در زمینه متدولوژی و اسطوره‌شناسی فضایی که استاد ایجاد کرده بود، متفاوت بود و تاریخ و ساختار اسطوره را به ما یاد می‌دادند. این استاد ادبیات بیان کرد: اشراف او بر یونان و روم بی‌نظیر بود و من معتقدم تا کسی یونان و روم را خصوصا در عرصه تراژدی‌ها و اساطیر یونان نشناسد حتی فلسفه یونان و نظریه و نقد ادبی و دیدگاه‌های سیاسی را هم نمی‌شناسد. بسیاری از مطالعات در اسطوره‌شناسی ریشه در شناسایی یونان و روم دارد. نقد تطبیقی گرچه از زمان فاطمه سیاح در ایران شکل گرفت و عقبه‌ای داشت ولی همچنان به نسبت فضای سیاسی و اجتماعی، نقد قوام گرفته و به روزی نیست. ایشان عملا شعرها را به زبان اصلی در کلاس می‌خواند و برایمان توضیح می‌داد و ما خوشحال بودیم که آن شعرها را از زبان ایشان می‌شنیدیم که دقیق توجهات را به آن اشعار داشته است.    عباس نعیمی: ساختار زمانه، از استاد فاطمی، کنشگری اجتماعی و سیاسی ساخت  عباس نعیمی جوشری، جامعه‌شناس نیز فاطمی را یکی از قوی‌ترین کنشگران سیاسی و اجتماعی ایران دانست و گفت: درخصوص زمانه‌ای صحبت می‌کنم که استاد را کنشگر سیاسی ساخت. من معتقدم ساختارهای اجتماعی است که انسان‌ها را می‌سازد. برخلاف نظر کارشناسان حوزه روانشناسی فردی که انسان را به اراده تقلیل می‌دهند معتقدم ساختارهای اجتماعی است که انسان‌ها را می‌سازد. مرحوم فاطمی کنشگری اجتماعی و سیاسی خود را منبعث از ساختار دهه ۱۳۲۰ می‌داند و باید دید دهه ۲۰ قرن حاضر واجد کدام مشخصات ساختاری بوده که او را به عنوان یک کنشگر و کسی که در سن‌ جوانی به عنوان منشی دکتر مصدق در دادگاه لاهه می‌کند، معرفی می‌کند؟ او ادامه داد: در ۵ سال اول دهه ۲۰ اتفاقات شگرفی رخ می‌دهد که به اندازه قرن می‌توان آن را شرح داد؛ از بزنگاه‌های اقتصادی و دشواری‌های معیشتی که در سال ۱۳۲۱ بلوای مشهور نان را به راه می‌اندازد  تا خرده جنبش‌های جدایی‌طلب در سال ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ در آذربایجان و کردستان. ورود متفقین یکی از پیامدهایی که به همراه داشت کمبود آذوقه و مایحتاج روزانه بود و بحران خوراک و تولیدات کشاورزی نیز در این عرصه دیده پیش آمد و این موضوع تنش روانی را در جامعه ایجاد کرده بود. نعیمی افزود: ستون فقرات اقتصاد ایران در آن دهه کشاورزی بود و ۷۵ درصد نیروی کار در بخش کشاورزی فعال بود و۵۰ درصد تولید ناخالص درآمد ملی از کشاورزی به دست می‌آمد. بنابراین سعید فاطمی جوان مشاهده‌گر پروسه‌ای بوده که مردم سرزمینش با فقر لگام گسیخته و تصاعدی در ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۲ گرفتار آن بوده است.  شاخص هزینه زندگی در سال ۱۳۱۶ را اگر ۱۰۰ فرض کنیم، در ۱۳۲۰ به ۱۶۳ رسیده بود. شاخص هزینه زندگی در سال ۱۳۲۴ در چهار سال بعد به ۱۳۳۰ رسیده بود. این پژوهشگر اجتماعی در ادامه گفت: بسترهای بحران‌زا برای جنبش‌های اجتماعی و تشکیل فعالیت و کنش‌گری اجتماعی در همین مسایل رقم می‌خورد. در دهه ۱۳۲۰ بی‌ثباتی سیاسی وجود داشت که ۱۶ دولت بر سرکارآمد و عمر متوسط هر یک از آنها حدودا ۸ ماه بود و موجب شد سعید فاطمی به کنشگری سیاسی در عرصه ملی پا بگذارد. سعید فاطمی در اعتراض به انتخابات و تقلب انتخاباتی در مجلس شانزدهم سال ۱۳۲۸ به همراه جمعی از بزرگان که بعدا پایه‌گذار جبهه ملی ایران می‌شوند، در راهپیمایی مشهور کاخ مرمر شرکت می‌کند و با ۲۰ موسسه مشهور همراه می‌شود. این جبهه ملی در عرض دوسال تزی را پیش می‌برد که منجر به ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۳۳۰ می‌شود. او در باختر امروز که به سردبیری دایی دکتر فاطمی منتشر می‌شد با یادداشت‌های خود درخصوص مبارزات ملی‌گرایانه به شهرت رسید. بعد از تشکیل دولت ملی نقش دکتر فاطمی پررنگ‌تر می‌شود و او در نزدیکی بیشتری با رهبری جنبش دیده می‌شود. این جامعه شناس و استاد دانشگاه گیلان همچنین گفت: من با خود به این می‌اندیشم که این ساختارهاست  که فردی مثل دکتر فاطمی را تولید می‌کند ‌و دردهه‌های بعد به انسانی نام آور در عرصه‌های علمی و فرهنگی نمود پیدا می‌کند و می‌روید و متجلی می‌شود.    انسان‌های اهل قلم هرگز نمی‌میرند  مینو ورزگر، استاد زبان انگلیسی دانشگاه تهران نیز ضمن تقدیر از برگزار کنندگان این یادبود گفت: دکتر فاطمی همسر همیشه جاودان من در نایین یزد متولد شد. او فرزند شجاع بانوی شجاع و مقاوم خانم سلطنت فاطمی و میرزا محمدعلی خان فاطمی‌ و خواهر زاده دکتر شهید حسین فاطمی بود. ایشان در ۹ ماهگی پدر خود را ازدست داد و زیر نظر مادر و دایی بزگوارشان پرورش یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسط خود را در اصفهان گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی از سعدی اصفهان به تهران آمد و در کنکور دانشگاه تهران شرکت کرد و در دو رشته حقوق و ادبیات فارسی همزمان به تحصیل پرداخت و تحصیل را به پایان رساند. او ادامه داد: دکتر فاطمی دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و ادبیات تطبیقی از سوربون پاریس دریافت کرد. او استاد دانشگاه تهران بود و از خود ۲۵۰۰ مقاله در زمینه شعر و ادب و مسایل اجتماعی به جا گذاشت که به زودی منتخبی از آنها را در کتابی به چاپ خواهم رسید. ایشان دوکتاب در زمینه اساتید یونان و روم دار که به عنوان کتب درسی در دانشگاه تهران تدریس می‌شود. او همچنین ۹ کتاب در مورد مسایل اجتماعی و آموزشی‌ در سازمان یونسکو به چاپ رساند. همسر دکتر فاطمی بیان کرد: او در سراسر دنیا سخنرانی‌هایی در زمینه اشاعه فرهنگ اصیل و پر‌افتخار فرهنگ  و ادب فارسی داشت و فرهنگ پرافتخار ما را به جهانیان نشان داد. دکتر فاطمی استادی برجسته، دانشمندی فرهیخته و مترجمی حادق، سخنوری  توانا‌، شاعری روح‌پرور و روزنامه‌نگاری تکان‌دهنده و بالاتر از همه همسری مهربان و فداکار و پدری از خودگذشته و دلسوز و دوستی همراه‌ و انسانی شایسته و بایسته و انسانی در خدمت بشریت بود. همسر دکتر فاطمی همچنین گفت: او به ارزش‌های مادی این دنیا توجهی نداشت و از مال دنیا گریزان بود و در این دنیای مادی صاحب هیچ مال و منالی جز کتابخانه قوی‌اش نبود. او مردی از دیارجاودانه‌هاست و کارنامه او مملو از دوستی، انسان‌دوستی و کمک به همنوع است. لحظه‌ای غافل از مرام و اندیشه خود نشد. قامتش مانند سرو و صدایش رسا بود. او عاشق تدریس و دانش و دانشجو بود. کلیه عمرش را به مطالعه و قدم زدن در راه حق و حقیقت گذراند. حافظه‌اش حیرت انگیز بود و تمام قرآن‌، سعدی و حافظ را از بر داشت و هر موضوعی را با شعر و قرآن پاسخ می‌داد. او انسانی وارسته و بایسته بود. راهش راه راست و افکارش پاک و منزه بود. اشعارش مانند روحش لطیف و زندگی‌بخش بود و مانند سمفونی خوش الحانی بود که روح را تلطیف می کرد. قلمش ساحر و کلامش نافذ بود. ورزگر ادامه داد: او از سن ۱۴ سالگی تا لحظه‌ای که در اثر سکته مغزی در تهران از این موهبت محروم شد، قلم زد. سکته‌ای که او را در طول ۱۴ ماه تحلیل برد و بالاخره در ۱۷ دی ماه ۱۳۹۵ از پای درآورد. او همیشه زنده است و انسان‌های اهل قلم هرگز نمی‌میرند. خاطره ایشان همیشه پایدار است و آثار، اشعار و افکارشان همیشه به جا می‌ماند. او با لبخندی که در طول عمر بر لب داشت و فلسفه مثبت‌گرایی انسان‌های دیگر را تقویت می‌کرد و همه عمرش را در راه آزاد‌اندیشی صرف کرد و دانشجویان، دوستان و نزدیکانش همه از او به نیکی یاد می‌کنند. وی در پایان گفت: او دوست و همدم من بود. او مراد من بود و من مرید او بودم. من در ۱۹ سالگی با دکتر فاطمی ازدواج کردم و لیسانس، سه فوق لیسانس، دکترا، فوق دکترا و استادی دانشگاه تهران، تالیف ۳۳ کتاب و ۵۶ مقاله را مدیون او هستم. او با روح و قلمش زندگی می‌کرد. او عاشق ایران و ایرانی بود. جایش خالی است گرچه نامش پایدار است. او مردی است از دیار جاودانه‌ها. روحش شاد و یادش گرامی.   سرنوشت دکتر فاطمی از طریق تاریخ شفاهی ثبت و ضبط می‌شود ژاله حساس‌خواه، مدیر سازمان اسناد و کتابخانه ملی گیلان نیز در این مراسم گفت: از حضور دکتر مینو بزرگر استاد بزرگ و چهره ماندگار دنیای علم ایران در این مراسم تقدیر می‌کنم. ایشان حتی درکشور دیگر مسوول بخش زبان انگلیسی دانشگاه راتگرز نیوجرسی و از چهره‌های برجسته و ماندگار هستند. او با بیان اینکه دکتر فاطمی از چهره‌های ماندگار در عرصه علم و ادب است، گفت: اگر هنر به این معنی تفسیر شود که انسان از هر وسیله‌ای استفاده کند و از خود اثر ماندگار برجای بگذارد دکتر سعید فاطمی به معنای واقعی کلمه هنرمند بودند.دکتر فاطمی همسر و پدری نمونه و برای دکتر برزگر سایه بود. در عرصه سیاسی و اجتماعی که تاریخ نمی‌تواند وجود ایشان را نادیده بگیرد و افتخار بزرگی است که گیلان میزبان خانم دکتر برزگر و برگزار‌کننده این مراسم شده است. او ادامه داد: من به نمایندگی از سازمان اسناد و کتابخانه ملی که وظیفه اصلی‌شان حفظ و اشاعه ی فرهنگ، ادب و میراث مکتوب و غیر مکتوب است، اعلام می‌کنم ان شاا... در آینده نزدیک سرنوشت دکتر سعید فاطمی به صورت تاریخ شفاهی از طریق همسر محترم‌شان ثبت و ضبط شود و در اختیار دوستان قرار بگیرد. در پایان مراسم با اهدای تندیسی به رسم یادبود به دکتر مینو برزگر، همسر استاد فقید دکتر سعید فاطمی یادش گرامی داشته شد. ]]> ادبیات Sat, 11 Nov 2017 14:50:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254032/سعید-فاطمی-آموزگار-تاریخ-اساطیر سالتو روی میز نقد کانون ادبیات ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254018/سالتو-روی-میز-نقد-کانون-ادبیات-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه‌ی نقدوبررسی رمان «سالتو» نوشته‌ی «مهدی افروزمنش» برگزار می‌شود. "سالتو" دومین رمان مهدی افروز منش است. او كه نخستين رمانش يعني "تاول" جايزه بهترين رمان سال جايزه "هفت اقليم" را از آن خود كرد، در دومين رمانش به قهرمانی پرداخته كه از اعماق شهر و از حوالي ميدان مشهور فلاح تهران برآمده است. چهارصد و سی‌ و سومین نشست هفته کانون ادبیات ایران به بررسی رمان "سالتو" اختصاص دارد. در این نشست محمدرضا اصلانی و محمدرضا گودرزی به نقدوبررسی اثر می‌پردازند. این نشست روز دوشنبه 22 آبان 1396 در سالن اجتماعات کانون ادبیات ایران واقع درخیابان مفتح جنوبی، روبه‌روی ورزشگاه شیرودی، کوچه اردلان، پلاک 25 ساعت17 برگزار می‌شود. حضور در این نشست برای تمام علاقه‌مندان ادبیات داستانی آزاد است.       ]]> ادبیات Sat, 11 Nov 2017 12:36:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254018/سالتو-روی-میز-نقد-کانون-ادبیات-ایران کیوان پهلوان «فرهنگ تعزیه در جهان ایرانی» را نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253684/کیوان-پهلوان-فرهنگ-تعزیه-جهان-ایرانی-نوشت شهرام سلطانی به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: کتاب «فرهنگ تعزیه در جهان ایرانی» به قلم کیوان پهلوان در آستانه‌ی چاپ است. این کتاب مجموعه‌ای 19 جلدی است که درباره‌ی تاریخ تعزیه و وضعیت کنونی آن به نگارش درآمده است. مدیرمسئول انتشارات آرون ادامه داد: نگارش این کتاب از سال 89 آغاز شده و دکتر پهلوان، مولف کتاب به استان‌های مختلف سفر کرده و منابع گوناگون در این زمینه از قبیل فایل‌های صوتی، تصویری و نسخ تعزیه در استان‌های مختلف را جمع‌آوری کرده است. سلطانی افزود: این اتفاق در زمینه‌ی تاریخ تعزیه تاکنون رخ نداده و برای نخستین بار به تعزیه درهر استان به طور جداگانه پرداخته شده است. در این مجلد اطلاعاتی در باب تعزیه وجود دارد که برای نخستین بار به خواننده‌ی ایرانی عرضه می‌شود. وی در این زمینه به مواردی اشاره و کرد و گفت:‌ در حال حاضر قطب‌های تعزیه در زنجان و یزد است اما تاریخچه آن مربوط به این شهرها نیست. باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که در کشورهایی مانند پاکستان و افغانستان تعزیه وجود دارد. به گفته‌ی سلطانی، 9 جلد از این مجموعه حروف‌چینی شده و امید است که تا یک سال دیگر به چاپ برسد.                                 کیوان پهلوان، پژوهشگر، مولف و مورخ دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات اینگیلیسی و دکترای فولکلور است.                             ]]> علوم‌انسانی Sat, 11 Nov 2017 09:41:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253684/کیوان-پهلوان-فرهنگ-تعزیه-جهان-ایرانی-نوشت طباطبایی: کتاب تسویه حساب با فلسفه اسلامی نیست بلکه آزمون معاصرت ماست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253950/طباطبایی-کتاب-تسویه-حساب-فلسفه-اسلامی-نیست-بلکه-آزمون-معاصرت-ماست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «گفت‌وگویی میان هگل و فیلسوفان اسلامی» عصر امروز  چهارشنبه 17 آبان‌ماه با حضور حمیدطالب‌زاده، محمدتقی طباطبایی و شمس‌الملوک مصطفوی در سرای اهل قلم برگزار شد. طباطبایی در این نشست توضیحاتی را درباره ایده شکل‌گیری کتاب و شباهت و تمایز آن با گفته‌های شهید مطهری و رضا داوری اردکانی ارایه کرد و گفت: بنابر آنچه که در مقدمه اثر آمده مفهوم معاصرت در این کتاب برجسته است و این اثر آزمون معاصرت فلسفه اسلامی است. فلسفه معاصرتی که به خود می‌اندیشد و با زندگی سروکار دارد و تفکر فلسفی اگر صورت‌بندی معاصرت نباشد تفکر نیست بلکه مجموعه‌ای از دانستن‌هاست.   عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: این کتاب آزمون معاصرت فلسفه اسلامی است از آنجا که فلسفه اسلامی اگر نتواند رابطه‌ای زنده با عقلانیت مدرن برقرار کند دیگر یک دانش است و زندگی ندارد. داوری اردکانی نخستین کسی است که درباره معاصرت نوشته است اگر ما کار فلسفی انجام می‌دهیم باید انتهای آن را ببینیم. و این بدین معنی است که کلیت عقلانی جهان را صورت‌بندی مفهومی می‌کند این جهت در عین تکثر هم اعمال ما را با هم یکی می‌کند. فلسفه تلاشی برای صورت‌بندی همین عقل مشترک است با این مقدمه طالب زاده به ما می‌گوید که معاصرت گشودگی به روی زندگی است و اگر فکری بخواهد زنده باشد راهی جزء گفت‌وگو ندارد.   طباطبایی با بیان اینکه در این کتاب گفت‌وگو میان دو جهان اتفاق می‌افتد ادامه داد: آیا فلسفه اسلامی باید در این کتاب معاصرتش به آزمون گذاشته شود یا ما. به نظر می‌آید که در این کتاب فلسفه اسلامی از طریق هگل به چالش کشیده شده است اما با توجه به سایر آثار نویسنده گویی ما در میان گفت‌وگوی هگل و فیلسوفان اسلامی قرار می‌گیریم و این کتاب آزمون معاصرت ماست و در واقع این ما هستیم که متعلق به دو جهانیم چرا که فلسفه اسلامی همچون بنای استوار روی پای خودش ایستاده و اساسا قرار نیست که گفت‌وگو کند و شاید حتی در حد او جفا هم کرده باشیم اگر بخواهیم نسبتش را با جهان مدرن بسنجیم. اما به نظر می‌آید که طالب‌زاده در این کتاب می‌خواهد به نمایندگی از یک ایرانی که نیازمند یک گفت‌وگوست و در زیست امروزی به سر می‌برد به این موضوع بپردازد.   این مدرسه فلسفه یادآور شد:‌ این کتاب آزمون معاصرت ماست چون ما به دو جهان تعلق داریم و این دو جهان باید با یکدیگر گفت‌گو کنند و گفت‌وگو هم باید در سطح کلیت صورت بگیرد و تنها زبان هم برای گفت‌وگو فلسفه است. از سوی دیگر این ما هستیم که به فلسفه اسلامی نیاز داریم و نه فلسفه اسلامی به ما و آن‌چیزی که ضرورت ما را به‌سوی فلسفه اسلامی می‌برد آزمون معاصرت ماست.   طباطبایی با تاکید بر اینکه با نگارش این کتاب پس از سال‌ها توپ به زمین فلسفه برگشته است گفت: طالب‌زاده مانند شهید مطهری به منابع درجه یک غربی دسترسی نداشته است اما همانند او بحث فلسفی را در سطح فلسفی مطرح کرده است. از سوی دیگر اگر باور ما این باشد که جهان قدیم تمام شده است دیگر نیازی به گفت‌وگو نیست اما اگر فکر کنیم این جهان ادامه دارد حاضریم برای آن گفت‌وگو کنیم.   عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پایان گفت: این کتاب تسویه‌حساب با فلسفه اسلامی نیست بلکه تسویه‌حساب با خودمان هست که کجا هستیم.  این کتاب بنابر گفتگو دارد مصطفوی در ادامه این نشست با تاکید بر اینکه خوانش هرمنوتیکی از این اثر دارد گفت: این کتاب بنابر گفتگو دارد و گفتگو با تحلیل، توصیف و تطبیق تفاوت دارد. وقتی گفت‌وگو می‌کنیم بحث فراتر از تبادل اطلاعات می‌رود چرا که در گفت‌وگو فردی بر فرد دیگر برتر نیست. آنچه که در این کتاب بیان شده این است که هگل معتقد است کمال بشریت در غرب است و به‌نظر می‌آید این نگاه در مقابل گفت‌وگو باشند و جایی برای آن باقی نگذارد. در مقابل این دیدگاه گفت‌وگو براساس هرمنوتیک متنی است که موسس آن گادامر است. در این نوع گفتگو دو طرف حرف یکدیگر را می‌شنود و تفاوت سنت‌ها مانع از انجام گفت‌وگو نیست و حتی باعث می‌شود که گفت‌وگو با نحو خلاقی پیش برود.   وی عنوان کرد: نوآوری نویسنده در این کتاب این است که ما از میان گفت‌وگو هگل و ملاصدرا چیز جدیدی در می‌آوریم و آن صیرورت، دیالکتیک و ایده‌آلیسم است که خود در کتاب کار جدید و آغاز مبارکی است. تنها سوال من این است که آیا از دیدگاه مولف گفت‌وگوی میان سنت شرق و غرب توانسته واقعیت جدیدی را بیافریند و نگاه تازه‌ای را از دل این گفت‌وگو پیش مخاطب بگذارد.   کار بزرگ صدرالمتالهین در پرتو حرکت جوهری شناخت اتحاد عاقل و معقول است طالب زاده در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه از دیدگاه فیلسوفان کلاسیک حرکت به واسطه خروج قوه به فعل شکل می‌گیرد گفت: در این خروج طبع اشیا تحقق می‌یابد. زمان مجال انکشاف است و حال سوال این است که انکشاف طبایع اشیا چه اهمیتی دارد؟ این انکشاف مطلوب ذات بشر است. انسان وقتی در معرض این انکشاف است قوه نظری‌اش به کمال می‌رسد.   دبیر شورای تحول علوم انسانی ادامه داد: با کانت یک تحول اساسی در این زمینه صورت گرفت و طبایع و نفس الامر اشیا پوشیده می‌شود و دیگر نمی‌توان از طبایع اشیاء سخن نگفت و شناخت با چنان پوشیدگی میسر است که کانت با اعراض از نفس الامر اشیا امکان ظهور آن‌ها را نوع تازه‌ای فراهم می‌کند. با انقلاب کوپرنیکی کانت زمان مجال امکان انکشاف اشیا نیست و سوژه استعلایی از نظر کانت هویت متناهی دارد و قادر نیست به شهود عقلانی برسد و شهود عقلانی برای موجود لامکانی و لازمانی میسر است پس سوژه استعلایی موجودی متنهایی است که نحوه وجودی او مکانی و زمانی است. اما از نظر کانت زمان و مکان حقایقی نامتناهی دارند پس زمان و مکان دیگر امر آفاقی نیست پس سوژه استعلایی دقیقا محل تلاقی متنهایی و نامتناهی است.   طالب‌زاده با بیان اینکه با قدرت عجیبی که در مفهوم سلب و ایجاب نهفته است هگل این امکان را پذیرفت که جمیع تفکر را از طریق زمان مدرنیته ارزیابی کند و هویت تاریخی آن‌ها را در جایگاه خود مشخص کند گفت: او دیالکتیک را برحسب زمان مدرنیته در تاریخ مشخص کرد و تحقق مدرنیته را به‌نحو کاملی درون آن معین کرد و با این تحقق تکاپوی متناهی و نامتناهی صورت پذیرفت. حال این مساله مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در زمان مدرنیته زندگی کرد و با تمام مناسبات این زمان در ارتباط بود و شاخصه‌های آن را پذیرفت اما در عین حال با فلسفه کلاسیک اندیشید چگونه می‌توان در این زمان زندگی کرد اما انکشاف طبایع اشیاء فکر کرد؟ چگونه می‌توان در سودای اندیشه ماقبل مدرن بود و براساس آن به حقایق اشیاء فکر کرد و اساسا این تعارض چگونه حل است؟ این وصفی است که ما در آن زندگی می‌کنیم.   این استاد فلسفه با اشاره به اینکه ما در تمنای اندیشیدن به فراخور فلسفه کلاسیک هستیم اما در زمان جدید به سر می‌بریم افزود: ملاصدرا با همتی بلند با طرح حرکت جوهری از ثبات ماهیات عبور کرد و با طرح اصالت وجود و حرکت جوهری مفهوم تازه‌ای از زمان را طرح کرد که انقلاب تازه‌ای در فلسفه کلاسیک است. او در اعراض از حرکت توسطیه، حرکت را به‌نحو تازه‌ای در نسبت با وجود اشیاء طرح کرد و با اثبات حرکت جوهری زمان به امتداد حقیقی اشیاء تبدیل شد.    به گفته دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران، کار بزرگ صدرالمتالهین در پرتو حرکت جوهری شناخت اتحاد عاقل و معقول است این در حرکت جوهری نفس در تکاپوست که به معقولات می‌رسد.   وی گفت: تلاش من در این اثر این بوده که خوانش تازه‌ای از اتحاد عاقل و معقول مطابق با براهین ملاصدرا براساس ضوابط دیالکتیک ارایه دهم و اگر این خوانش امکان‌پذیر باشد در این صورت معقول به ذات و منوط به تکاپو می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Fri, 10 Nov 2017 07:39:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253950/طباطبایی-کتاب-تسویه-حساب-فلسفه-اسلامی-نیست-بلکه-آزمون-معاصرت-ماست با یک ژانر نو مواجه هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253911/یک-ژانر-نو-مواجه-هستیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست هفتگی شهرکتاب عصر سه‌شنبه 17 آبان در شهر کتاب بهشتی برگزار شد. در این نشست  علی‌اصغر محمدخانی، امیرعلی نجومیان، مهدی یزدانی‌خرم و رویا دستغیب حضور داشتند. این نشست به نقدوبررسی کتاب"مجمع الجزایر اوریون" اختصاص داشت. در ابتدای جلسه، علی‌اصغر محمدخانی معاون فرهنگی شهر کتاب در مورد مضمون کتاب توضیحاتی ارائه کرد و گفت: این کتاب روایت روحی زخمی و بیمار است و به گونه‌ای که می‌توان گفت صبغه فلسفی دارد. رمان زبانی شاعرانه دارد و میان مرز واقعیت و رویا شناور است. سپس رویا دستغیب،‌ نویسنده اثر، قسمتی از کتاب را برای حضار خواند و گفت: مجمع‌الجزایر اوریونسرزمینی  است بین هست و نیست. مسافر داستان، انسان زندگی امروز است و در کنار دره‌های عدم قطعیت قدم می‌زند. جرقه نوشتن این رمان هم از به آب انداختن افرادی در برمه به ذهنم رسید. آن آدم‌ها را به آب برمی‌‌گرداندند چون هیچ کشوری حاضر نبود شهروندی آنها را بپذیرد و قبولشان نمی‌کرد. مجمع الجزایر اوریون جایی برای فراموش‌شدگان است. مرزها خلل ناپذیرند و فضاهای بین مرزی و تعلیقی در جهان رو به گسترش‌اند. چتر شهروندی را از روی سرمان بر‌می‌دارند و ما را مثل خرگوش سرگردانی می‌کُشند. این نویسنده افزود: مجمع‌الجزایر اوریون جایی است برای  آدم‌هایی که در فضاهای بین مرزی گیر افتاده‌اند. اینجا جهانی سیال و مرکززدایی شده و جهانی بدون مرز است. کلیت جهان مرتب در حال تهدید ماست و هر دم ممکن است ما را ببلعد. محمدخانی در ادامه جلسه عنوان کرد: این رمان را می‌توان از چند منظر نشانه‌شناسی،‌ روایت‌شناسی و سبک‌شناسی بررسی کرد. رویا دستغیب در ادامه جلسه مهدی یزدانی‌خرم، نظرات خود را درباره کتاب بیان کرد و گفت: رمانی خارج از عرف نوشتن و ضدجریان نوشتن، هزینه‌های خودش را دارد و نویسنده در این موارد با ریزش مخاطب روبه‌رو می‌شود. رمان‌های فرم‌گرا نویسنده را متحمل ریسک می‌کنند. نوشتن رمانی مانند مجمع الجزایر اوریون فارغ از خوبی و بدی آن ، نیازمند مطالعات زیادی است. نویسنده "سرخِ سفید" افزود: این رمان سوررئالیستی نیست چون چیزی به واقعیت تحمیل نمی‌شود. این رمان تلفیقی از چند ژانر است و می‌توان آن را ترکیبی از سیال ذهن و آخرالزمانی دانست. این رمان در سوررئالیسم سبکی نمی‌گنجد و چیزی غیر از سوررئالیسم مرسوم است. بوف کور هدایت سنگ بنای غیررئالیستی ادبیات ما را بنیان نهاده است. جهان خاص هدایت در بوف کور توسط کاظم تینا و شاهرودی ادامه یافت و همچنین درملکوت بهرام صادقی نیز شاهد چنین چیزی هستیم که در مجموع این آثار باعث ایجاد یک جریان فکری در ادبیات ما شد. نویسنده "من منچستر یونایتد را دوست دارم"، در ادامه مطرح کرد: ویژگی اول رمان،‌ بحث زمان است. ما یک زمان تاریخی داریم که آن را مدیون مسیحیت هستیم و بعدها در سنت اسلامی نیز به چنین قضیه‌ای تن دادند. در شرق دور هم شکل‌های دیگر زمانی وجود دارد که یک شکل آن زمان دورانی است که در میان چینی‌ها و ژاپنی‌ها وجود دارد. شکل زمان در این رمان مانند بسیاری از رمان‌های فراواقعیت به این شکل است که فقدان جغرافیا ، پرش‌های زمانی متعدد و اتفاقات تکرارشونده را ممکن می‌سازد. شخصیت‌ها در این گونه رمان‌ها سرگردان هستند. برزخ در مفهوم اسلامی بسیار پررنگ‌تر از مسیحیت است وی افزود: انسان در دل این خلأ، ‌اسیر است و چاره‌ای جز امیدواری ندارد. هیچ‌کدام از کاراکترها تبدیل به شخصیت نمی‌شوند و این خاصیت زمان دورانی است. زمان محیط شده بر این آدم‌ها یک کارکرد ساختاری در رمان است. مشکل خوانش این رمان،‌ مرکز ثقل تاریخی آن است و خواننده باید شکل متفاوتی از خوانش معمول داشته باشد. وقتی زمان تاریخی از بین می‌رود، اسطوره‌ها زنده می‌شوند. در مجمع الجزایر اوریون شکل‌های مختلفی از اسطوره ها را می‌بینیم. این کاراکترها خوانش رئالیستی پیدا نمی‌کنند. مشکل خوانش این رمان‌ها مرکز ثقل تاریخی آن‌هاست و باید شکل متفاوتی از خوانش معمول داشته باشند. وقتی زمان تاریخی از بین می‌رود اسطوره‌ها زنده می‌شوند. خوانش رئالیستی نمی‌تواند این کاراکترها را پیدا کند. اشیا و زمان صاحب وجود می‌شوند، هم‌ارز هم قرار می‌گیرند و درنهایت انسان تقلیل داده می‌‌شود. مهدی یزدانی‌خرم یزدانی خرم در ادامه گفت: در این جنس رمان‌ها برخلاف رمان‌های مدرن رئالیستی،‌ انسان پایین‌تر از سطح همیشگی خود قرار می‌گیرد. در اینجا شخصیت فردی پیرمرد تبدیل به حافظه متن می‌شود. از اینجا پلی می‌زنیم به مفهوم اسلامی برزخ. برزخ در مفهوم اسلامی بسیار پررنگ‌تر از مسیحیت است و مفهوم دوزخ هم بیشتر توسط دانته آفریده شده است. بحث عمده‌ای از مکاشفات ادبیات عرفانی در برزخ رخ می‌دهد. در سنت ابن عربی برزخ جایی است که انسان‌ها دارای زیست روزمره هستند و علائم و نشانه‌های شناسای زندگی زمینی خود را از دست داده‌اند. شکل و زمان در برزخ تغییر کرده و نکته مهم‌تر این که در برزخ چیزی به اسم گذشته وجود ندارد و خوانش نوستالژی از نوع کوندرایی و سانتی‌مانتالیسم از بین می‌رود. رمان در برزخی اتفاق می‌افتد که عناصر نیستی آن را محاصره کرده‌اند. وقتی گذشته از وجود انسانی آنها سلب می‌شود،‌ناچارند در محور زیستی خود برخوردهای غیرمتعارفی پیدا کنند. در این اثر شبح زخمی رمان که تنها عنصری است که قدرت روایت‌گری دارد، تا حدی رابطه‌اش را با جهان قبل از مردن حفظ کرده است. فقدان عناصری که انسان را می‌تواند به دیگری پیوند دهد در این فضا رخ می‌دهد. تاویل‌پذیری متن در این رمان‌ها بسیار بالا می‌رود. در نهایت قطعیتی در رمان وجود دارد و آن این است؛ خالی شدن انسان این رمان از تمام انگاره‌های شناسایی که می‌توانسته باعث امنیت‌اش شود. در نهایت با ارواح فاقد تن سرگردانی در جهان برزخی روبه‌رو می‌شویم و رمان، انگاره‌های گوتیک پیدا می‌کند. این نویسنده در ادامه به نقد از رمان پرداخت و گفت: محور اصلی ماجرا کمی گنگ رها شده و نویسنده مرعوب فضای مه‌آلود و عدم قطعیت خود شده است. کاش نویسنده جسارت بیشتری در بسط آن از خود نشان می‌داد و رمان را در مِه رها نمی‌کرد. با این اوصاف این رمان کاملی است و کارکرد متنی خود را انجام می‌دهد. جنس و دستگاه خوانش مخاطب باید طوری باشد که از آن لذت ببرد. وی افزود: اگر رئالیسم را نهاد قدرت بدانیم،‌ نویسنده در تلاش است تا با جنس ادبیات خودش به این نهاد حمله کند و این نکته درخشان و برجسته رمان است. استفاده از برزخ، تعلیق و شکل دیگری از رمان آن را تبدیل به رمان قابل توجهی کرده است. امیرعلی نجومیان سپس امیرعلی نجومیان درباره رمان صحبت کرد و گفت: اکثر کارهای حوزه داستان‌نویسی زنان نویسنده به حوزه زنان می‌پردازد و اثر رویا دستغیب از این لحاظ یگانه است و داستان در فضایی نمادین و غیر از فضاهای معمول جلو می‌رود و می‌توان خوانش‌های متعددی از آن داشت. در این رمان با یک ژانر نو مواجه هستیم و اثر ویژگی‌های اکسپرسیونیستی هم دارد. نقد من بر این رمان یک نقد مکاشفه‌ای است. هدف من پیدا کردن نشانه‌های درون متن است و از بیرون به رمان و اثر نقد وارد نمی‌کنم. راوی این رمان شبحی است که با یک مسافر در حال حرکت است و وارد ذهن مسافر هم می‌شود. رمان ساختار معماگونه دارد که به کشش داستان کمک می‌کند و خواننده را به کشف وا‌می‌دارد. اثر را می‌توان با نام آن مجمع الجزایر اوریون نقد و از منظرهای متفاوتی به آن نگاه کرد. اینجا مکان مرموزی است که کسی اطلاع درستی از آن ندارد. نجومیان از منظر نشانه شناسی اثر را بررسی نمود و گفت: این اثر ما را با مفهوم جدیدی  از نشانه به نام ترانشانه آشنا می‌کند.  نشانه‌هایی که مرتب از روی مرزها در حال حرکت‌اند. ما با نشانه‌هایی مواجه هستیم که از قاعده سوسور پیروی نمی‌کنند. نشانه‌هایی پویا که در فضاهای بینابین قرار می‌گیرند. مکان‌ها در این رمان بین فضاهای قراردادی هستند. هستی و نیستی قطعیت ندارند و در دنیایی قرار داریم که برخورد، آمیزه و مابین این دو هستند. این رمان را نباید از بعد نمادین و سمبولیستی نگاه کرد. دال و مدلولِ به هم مرتبط در اینجا وجود ندارد و متن حاوی نشانه‌هایی است که مرتب در پویایی و حرکت‌اند. مجمع‌الجزایر اوریون با تجربه زیستی ایرانی ارتباط پیدا نمی‌کند وی افزود: رمان پر از رَد است یعنی چیزی که قبلا بوده و الان دیگر نیست و در عین حال هم هست و هم نیست. فرآیند به یادآوردن در کل رمان تکرار می‌شود و حل معما به شیوه به یادآوردن گذشته است و البته نقدی هم به تکراری و طاقت‌فرسا بودن این روند دارم. از نظر ساختار روایی زمان، ساختار هزارتویی دارد و ساعت‌های متکثر زمان را با مکان مشخص می‌کند. اشیا دارای زمانی مختص خود هستند که سورئالیست‌ها هم در این زمینه مانور داده‌اند. حال در این رمان چاله‌ای میان آینده و گذشته است. شخصیت‌ها بی‌نام، بی‌تن و به دنبال تعریف خودشان هستند. کاراکتر دختر صاحب‌خانه در این رمان هم‌عرض نقش کُراس یا هم‌سرایان را در نمایش یونانی ایفا می‌کند. استاد دانشگاه شهیدبهشتی، این رمان را از منظر روانکاوی نیز نقد کرد و گفت: در اینجا با دو مساله روبه‌رو هستیم؛ مساله خاطره و مساله روان-زخم و همه‌ چیز گویای این جمله است که تو باید به یاد بیاوری تا بتوانی فراموش کنی. فرآیند تروما از ساحت روانکاوی قابل بررسی است. موتیف‌های تله، گرفتارشدن و پرتگاه مرتب در رمان تکرار می‌شوند و از منظر فروید قابل تامل‌اند. مجمع‌الجزایر اوریون فضای بینابین و پناهگاهی برای ذهن آسیب‌دیده است. این رمان از منظر فلسفی فرآیند شناخت انسان از جهان را توصیف می‌کند و انسان را به درک تازه‌ای از جهان می‌رساند. داستان تمثیل بسیار جالبی را مطرح می‌کند. منظورم همان بازی خطرناک دو پسربچه‌ای است که در رمان حضور دارند. از ساحت فرهنگی دو پدیده مهم جنگ و مهاجرت در داستان وجود دارند. مهاجرتی که در پی جنگ اتفاق می‌افتد. در داستان با آدم‌هایی مواجه هستیم که مدام در حال فرار هستند و چمدان پر از کارت شناسایی نشان از پناهندگی دارد. نجومیان در انتها انتقادهای خود را از اثر مطرح کرد و گفت: داستان تِم ایرانی ندارد و فضا بیشتر اروپایی است و اثر از این زاویه با تجربه زیستی ایرانی ارتباط پیدا نمی‌کند. امیرعلی نجومیان درباره مضمون کلی رمان گفت: انسان امروز گم شده، دچار روان-زخمی از گذشته است و شجاعت روبه‌رو شدن با خودش را هم ندارد. مجمع الجزایر اوریون تنها پناهگاهی است که برای انسان امروز مانده است.         ]]> ادبیات Wed, 08 Nov 2017 07:51:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253911/یک-ژانر-نو-مواجه-هستیم نوذری: گاهی وجه سیاسی در تاریخ اجتماعی آنقدر فربه می‌شود که تاریخ به حاشیه می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253870/نوذری-گاهی-وجه-سیاسی-تاریخ-اجتماعی-آنقدر-فربه-می-شود-حاشیه-می-رود به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «تاریخ اجتماعی از منظر پیتر برک» با حضور حسینعلی نوذری نظریه‌پرداز و پژوهشگر حوزه علوم سیاسی عصر روز گذشته در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   نوذری با بیان اینکه برک در کتاب تاریخ و نظریه اجتماعی مفهوم تاریخ اجتماعی را در پیوند نزدیک با تاریخ فرهنگی به کار می‌گیرد گفت: در حوزه فرهنگی آثاری چون تنوعات تاریخ فرهنگی، تاریخ فرهنگی چیست و دو مجموعه مقالات چاپ شده است. من نیز تلاش می‌کنم تا در سخنان خودم به این موضوع بپردازم که اساسا تاریخ اجتماعی در پاسخ به چه ضرورت‌هایی صورت گرفته است و تاریخ فرهنگی از چه منابع و آبشخورهایی تغذیه می‌کند.   مولف «احزاب سیاسی و نظام‌های حزبی» ادامه داد: تاریخ اجتماعی به لحاظ هویتی به عنوان یک رشته ذیل مطالعات تاریخی به حساب می‌آید و امروزه به صورت یک رشته درآمده اما در گذشته یک گرایش بوده است. خوشبختانه در محافل علمی کشور امروز اهتمام جدی به تاریخ اجتماعی می‌شود. به‌صورت کلی تاریخ اجتماعی به حوزه‌هایی می‌پردازد که در حاشیه قرار گرفته و برخی مورخان به آن نپرداخته‌‌اند. به‌طور مثال برخی از مناسبات زندگی فردی و اجتماعی و تاریخ وقایع بزرگ که کمتر مورد توجه قرار گرفته است در این بخش مورد توجه قرار می‌گیرد. تاریخ اجتماعی تلاش می‌کند زمینه‌‌هایی را طرح کند که عوامل حاشیه‌ای و کمرنگ نقش‌شان در ایجاد شرایط و بستر ظهور وقایع بزرگ تاریخی خود را نشان می‌دهد.   به گفته این استاد دانشگاه، تاریخ اجتماعی می‌خواهد به مباحثی بپردازد که محل اعتنا نیست اما نقش‌شان در وقوع وقایع بزرگ غیرقابل اعتناست.   وی با بیان اینکه مطالعات بین رشته‌ای یک امر اساسی است و ما نمی‌توانیم درها را روی رشته‌ها ببندیم افزود: در گذشته همکاری بین تاریخ و علوم اجتماعی محل توجه نبوده و هرکدام از رشته‌ها خود را بی‌نیاز از رشته‌های دیگر می‌دانسته اما همانگونه که برک در کتاب خودش تأکید می‌کند امروز ضرورت همگرایی علوم اجتماعی و تاریخ احساس می‌شود و مفهوم چرخش بین رشته‌ای زمینه را برای بسط تاریخ اجتماعی فراهم می‌کند. بنابراین تاریخ اجتماعی از سرشت بین رشته‌ای برخوردار است.   نوذری با اشاره به اینکه تاریخ اجتماعی بیش از هر رشته دیگری وامدار جامعه‌شناسی در سالهای دهه 60 است بیان کرد: البته پیش از آن نیز تاریخ اجتماعی وابسته به اقتصاد بوده و این را می‌توان از طریق مجلات و کتاب‌هایی که نمود آنها در تاریخ اجتماعی وجود دارد مشاهده کرد.   این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش درباره وجه سیاسی تاریخ اجتماعی سخن گفت و افزود: گاهی وجه سیاسی در تاریخ اجتماعی آنقدر فربه می‌شود که تاریخ به حاشیه می‌رود درحالی‌که تاریخ اجتماعی یکی از وظایفش فاصله گرفتن از سیاست است. البته این بدین معنا نیست که ما تاریخ اجتماعی را تاریخی سترون و به‌دور از امور سیاسی بدانیم چون همانگونه که پیتر برک اشاره می‌کند تاریخ اجتماعی ماهیت بین‌رشته‌ای دارد و نمی‌تواند خود را از مباحث سیاسی دور کند.   مولف «بازخوانی هابرماس» در ادامه به استفاده از مفهوم تحول اجتماعی اشاره کرد و گفت: این مفهوم به‌صورت استعاره در حوزه مطالعات جامعه‌شناسی استفاده می‌شده است اما در حوزه مطالعات تاریخ اجتماعی نیز بنا به آنچه پیتربرک می‌گوید نیز قابل تحلیل است.   مترجم «بازاندیشی تاریخ» با بیان اینکه تلاش برای سیاست‌زدایی از تاریخ اجتماعی از دهه 80 به‌بعد راه به جایی نبرده گفت: البته باید دقت داشته باشیم که تاریخ اجتماعی را چندان هم از جهت‌گیری‌های سیاسی تهی نکنیم چون نه تاریخ اجتماعی بلکه هیچ تاریخی نمی‌تواند به یکی از ساختارهای اساسی در جامعه که قدرت سیاسی باشد بی‌توجه باشد. مساله دیگر این است که تاریخ اجتماعی تاریخ مردم و قشرهای گوناگون است و باید توجه داشته باشیم که به دام شووینیسم اجتماعی، فرهنگی و تاریخی نیافتیم.   نوذری توجه به ساختارهای جمعیت‌نگارانه و ساختارهای اجتماعی را یکی دیگر از مسایل مورد توجه در تاریخ اجتماعی دانست و افزود: مورخان اجتماعی از قرن 18 به‌بعد پس از فروپاشی نظم کهن انقلاب صنعتی  رشد پدیده شهرنشینی تلاش کردند تا ساختارهای جمعیت‌نگارانه را در تاریخ اجتماعی بررسی کنند. همچنین مطالعات تاریخ اجتماعی تلاش کرده تا زمینه پیدایش بسیاری از جنبش‌های اجتماعی در جامعه را بررسی کند در حالی که پیش از این تصور می‌شد تنها جامعه‌شناسی قادر است چنین کاری را انجام دهد. این در حالی است که توجه به این حوزه‌ها نشان‌دهنده نقشی است که مورخ اجتماعی در پیوند تاریخ با جنبش‌های اجتماعی دارد   این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنانش به نقش منابع پیشین در جریان شکل‌گیری تاریخ اجتماعی اشاره کرد و گفت: تاریخ‌نگاری اجتماعی همسو با رویکردهای پیشین و از سوی دیگر با زاویه‌گیری نسبت به جریان‌های پیشین حرکت کرده است با این وجود این بدین معنا نیست که رابطه‌اش با گذشته قطع شده بلکه همواره از منابع گذشته تغذیه شده است.  ]]> نشست‌های کتاب Tue, 07 Nov 2017 09:37:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253870/نوذری-گاهی-وجه-سیاسی-تاریخ-اجتماعی-آنقدر-فربه-می-شود-حاشیه-می-رود منتقد واقعی جهان پیرامون خود را از راه نقد ادبی می‌شناسد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253851/منتقد-واقعی-جهان-پیرامون-خود-راه-نقد-ادبی-می-شناسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نقد و بررسی کتاب "اصول و مبانی تحلیل متون ادبی" نوشته سلینا کوش 15 آبان 1396 در سرای اهل قلم برگزارشد. حسین پاینده،مترجم این کتاب در ابتدای جلسه عنوان کرد: ترجمه کتابی درباره تحلیل متن یک ضرورت است.تحلیل، دایره ای بسیار فراخ‌تر از یک شعر یک رمان و یک فیلم سینمایی است. تلاش من هم به عنوان یک ایرانی که به پیشرفت جامعه خود علاقه مند است به سهم خودم امکاناتی فراهم کنم تا گرایش آحاد این جامعه به دیدن لایه های ناپیدایی از واقعیت اجتماعی ما بیشتر شود و آن لایه ها زمانی قابل دیدن می‌شوند که با نگاهی تحلیل گر آنها را نگاه کنیم. این کتاب تحلیل ادبی است اماتعریفی که سلینا کوش از متن به دست می‌دهد تعریفی شامل شونده است و مقصود از شامل‌شوندگی این است که برخلاف تقسیم بندی‌های ژانر که در دانشگاه‌های ما از گذشته متداول بوده است امروز وقتی صحبت از متن می‌شود خیلی مسائل دیگر هم در آن گنجانده می‌شود. دیدگاه این کتاب درمورد ژانر چیزی نیست که در دانشگاه تدریس می‌شود. در دانشگاه‌های ما رمان را ادبیات نمی‌دانند و بیشتر به معرفی شعرای کلاسیک تاکید دارند. در این کتاب ادبیات نمایشی جز ادبیات و درام محسوب می‌شود در صورتی که در مقاطع مختلف دانشگاهی درسی درباره درام و ادبیات نمایشی در رشته ادبیات وجود ندارد. ژانر ادبیات روایی در این کتاب شامل سینما است نه فقط فیلمنامه بلکه فیلم یعنی محصول آن را هم ادبیات می‌داند.   وی افزود: سلینا کوش از فرهنگی می آید که فارغ التحصیلان این رشته در آن فرهنگ به نقد کتاب و نقد فیلم‌‌های روی پرده می پردازند. و این کار به عهده ادبیات‌‌خوانان است. سلینا کوش فیلم را برای دانشجوی ادبیات ضروری می‌داند چون این یک ژانر روایی است و تمام عناصری که در ادبیات داستانی وجود دارند مانند عنصر شخصیت، کشمکش، مکان، زمان، اتمسفر، فضاسازی و ... همگی در فیلم وجود  دارند. تعریف این کتاب از ژانر برای ما چیز جدیدی است و معنای متن در آن به طور جالبی گشوده می‌شود و بسیاری از چیزهایی که در ادبیات کلاسیک ما متن به شمار نمی آیند در این کتاب به عنوان متن ادبی تلقی شده اند. این منتقد و تحلیل گر برجسته ادبی عنوان کرد: من به عنوان کاوشگر فرهنگ، این کتاب را ترجمه کردم. امیدوارم خوانندگان این کتاب نظریه‌های پسامدرنیسم، ساختارگرایی، روانکاوی، تاریخ گرایی مدرن، فمنیسم، مارکسیسم، نشانه شناسی مدرنیسم، پساساختارگرایی و.. به گوششان می‌خورد از راه روش‌هایی پیشنهادی این کتاب نگاهی به متن گسترده تری به نام واقعیت اجتماعی بی‌اندازند. ما همه شخصیت‌های یک روایت خیلی بزرگ هستیم زندگی ما یک روایت است. تعامل‌های ما در زندگی پر از کشمکش است و دائما با مساله زاویه دید مواجه هستیم. هدف من کمک به پیشبرد مطالعات ادبی برای نظام‌مند کردن موضوع نقد در محافل آکادمیک بوده اما تاکید می‌کنم که منتقد واقعی جهان پیرامون خود را از راه نقد ادبی می‌شناسد. به غیر از این ضرورت مبرم فرهنگی ادبی، باید اشاره کنم که این کتاب نسبتا جدید است و یک سال پیش که به دستم رسید تنها چهار پنج ماه از انتشارش می گذشت و من هم در کوتاه‌ترین زمانی که می‌توانستم این کتاب را ترجمه کردم. این کتاب منبع نسبتا جدیدی است و ضرورت در ترجمه این اثر می‌دیدم. پاینده  در ادامه مطرح کرد: در مورد رسیدن به افکاری که درمورد نقد دارم دلیل آن هوش غیرعادی نیست. بلکه آشنایی با روش‌های نقد ادبی به ما کمک می‌کند تا متوجه دلالت ها و معانی بشویم. و امیدوارم خوانندگان این کتاب پاسخ پرسش‌هایی را که همیشه از گفتن آن شرم داشتند بدهد. این کتاب برای کسانی است که می‌خواهند از پایه و بیخ و بن با نقد ادبی آشنا شوند. اصطلاحات کتاب در فهرست الفبایی در انتهای کتاب آمده است. سلینا کوش هر مساله ای را با طرح مثالی از شعر و رمان و فیلم توضیح می‌دهد. در فصل پایانی هم روش نوشتن مقالات نقادانه را توضیح داده و بین مقالات منتشر شده در روزنامه ها و مقالات دانشگاهی تفاوت قائل شده است. مسعود جعفری در ادامه خلاصه ای از مباحث مطرح شده در کتاب ارائه کرد و گفت: به نظرم این کتاب برای دانشجویان بسیار مفید  است. ساختار کتاب با مقدمه مترجم آغازمی‌شود که در آن به دو موضوع؛ اهمیت نظریه و روش نظام مند نقد ادبی پرداخته می‌شود. در مقدمه راجع به چیستی ادبیات و کارکردهای آن که برای خواننده مبتدی هم قابل فهم است،‌بحث می‌شود. تغییر جایگاه شاعران و نویسندگان و ژانرهای ادبی گذشته نسبت به امروز را بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که هیچ ژانری در تاریخ ادبیات ثابت نیست و در کل کتاب نگاهی پویا به مسائل دارد. استاد دانشگاه خوارزمی افزود: ژانر و آمیختگی ژانرها از جمله مباحث مهم کتاب است. فصل دوم کتاب بر پایه نقد خود متن و واژه‌های آن است. فصل سوم به تحلیل متن در بافتار یا زمینه بیرونی متن اختصاص دارد. سپس به تاریخ نگاری نوین و تلفیق آن با متن می پردازد. فصل چهارم به تحلیل تطبیقی اختصاص دارد و با اشاره به نظریه مشهور تی.‌اس.الیوت درباره سنت و استعداد فردی که بیان می کند هیچ خلاقیت ادبی نمی‌تواند بدون توجه به سنت رخ بدهد. چرا که هر متنی به نحوی با متون قبل از خود و معاصر ارتباط دارد و به گونه‌ای روی متون بعد از خود اثر می‌گذارد. در فصل بعد خواننده با ماهیت اقتباسی ترجمه آشنا می‌شود و درمی یابد که هر ترجمه نوعی اقتباس است. در فصل پنجم، نسبت تحلیل با نقد ادبی بحث می‌شود. صحنه نقد امروز با قرن نوزدهم تفاوت دارد و تکثر نقد و دیگاه های متنوع و رویکردهای مختلف منتقد ها باعث تکثر نقد شده است. فصل ششم به تحلیل نظریه‌های ادبی اختصاص دارد. روش تحلیل از دل نظریه بیرون می‌آید . در این فصل نظریه‌های ادبی طبقه بندی شده و به ذهن خواننده در مطالعه این نظریه‌ها و نسبت آنها با هم نظم می‌بخشد. به طور کلی از نظر سلینا کوش متن در جهان امروز معنای‌اش تغییر کرده است.فصل هفتم به جمع بندی نوشتار تحلیلی می‌پردازد. جعفری، مطالعه این کتاب را برای کسانی که علاقه مند به فعالیت در حوزه نقد هستند برای کیفیت ارتقا کیفیت نقد لازم و ضروری دانست. وی سوالات خود را درباره ترجمه چند واژه خاص از مترجم این کتاب مطرح کرد. وی درباره ترجمه دو واژه، معرفت مینویی و بافتار از مترجم این اثر سوالاتی مطرح کرد و گفت: ترجمه کتاب هم مانند متن اصلی بدون ابهام و بسیار روشن است و مترجم سلیقه خاصی در انتخاب فعل‌ها داشته است. در ادامه جلسه عبدالرسول شاکری، از اعضا هیئت علمی سازمان سمت، بیوگرافی کاملی از فعالیت‌های ادبی حسین پاینده ارائه کرد و گفت: نخستین مقاله حسین پاینده که درباره اهمیت زاویه دید در داستان کوتاه بود، در سال 1368 در نشریه کیهان فرهنگی منتشر شد. از سال 1355 تا 1359 در  شهر آکسفورد دوره دبیرستان را گذراند ودر سالهای 1359 تا 1360 در دبیرستان هدف رهنما در تهران دیپلم گرفت. سالهای 1364 تا 1368 در دانشگاه علامه طباطبایی دوره کارشناسی ادبیات انگلیسی و در سالهای 1368 تا 1370 در دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد همین رشته فارغ التحصیل شد. او از سال 1371 به عضویت هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی درآمد. در سال‌های 1375 تا 1380 در دانشگاه ساسیکس انگلستان به تحصیل نقد ادبی در مقطع دکتری پرداخت و در همین سال‌ها یک دوره اشنایی با نقد ادبی روانکاوی ادبیات را به توصیه استاد راهنمایش در دانشگاه کوین مری لندن گذراند. وی افزود:  پاینده مباحثی مانند نقد ادبی و آشنایی با رمان را با نزد آذر نفیسی فراگرفت و هم چنین در کلاس‌های نقد زنده یاد سعید ارباب شیرانی شرکت کرده است. شرکت در کلاس‌های نقد مریم خوزان، آذر نفیسی و سعید ارباب شیرانی در تسلط اوبه نقد بسیار موثر بود. دومین مقاله او با عنوان "فرمالیسم در نقد ادبی" در سال 1369 در همین نشریه منتشر شد. و سپس مجموعه مقالات زبان شناسی و نقد ادبی که ترجمه مشترک او با مریم خوزان بود منتشر شد. در سال 1374 کتاب "نظریه‌های رمان" را منتشر کرد. در همین سال کتاب دو جلدی " درآمدی بر ادبیات" را برای دانشگاه پیام نور تالیف می‌کند. اینکتاب همچنان تجدید چاپ می‌شود. در همین سال مجموعه مقالات نخستین سمینار بررسی مسائل رمان به کوشش او راهی بازار نشر می‌شود. وی درسال 1380 در گروه ادبیات انگلیسی دانشگاه علامه طباطبایی به تدریس می‌پردازد. اما از سال 1384 فعالیت خود را به ادبیات معاصر فارسی معطوف کرد و به نقص عمده در رشته زبان و ادبیات فارسی پی می‌برد و در می‌یابد که هیچ درسی درباره داستان کوتاه و رمان وجود ندارد. به همین دلیل کارگاه‌های نقد ادبی را در خارج از دانشگاه بنیان می‌نهد که تا کنون ادامه دارد. فعالیت‌های حسین پاینده را در دو زمینه مشخص می‌توان تقکیک و مقوله بندی کرد، یکی معرفی آموزش و گسترش نقد ادبی دانشگاهی و روش مند به همراه به دست دادن نمونه‌های موفق عملی نقد و دیگری مطالعات و نقدهای مربوط به فرهنگ. شاکری ادامه داد: در زمینه نخست کتاب‌های تالیفی عبارتند از: گفتمان نقد، مقالاتی در نقد ادبی چاپ اول 1382، نقد ادبی و دموکراسی، سه جلدی داستان کوتاه در ایران در 1389 تا 1391، گشودن رمان، رمان ایرانی در پرتو نظریه و نقد ادبی منتشره در سال 1392. در گروه دوم مقالات قرار می‌گیرند.  این مقالات هم ترجمه و هم تالیفی هستند.مقالات تالیفی پاینده 82 و ترجمه39 وسخنرانی در همایش‌های علمی 21 و سخنرانی های پراکنده و دیگر که شامل مصاحبه و یادداشت ها و مقاله های کوتاه میشود، 291 تاست. آثار ترجمه در این بخش عبارتند از؛ زبان شناسی و نقد ادبی از راجر فاولر و... در سال 1381، نظریه‌های رمان از رئالیسم تا پسامدرنیسم از دیوید لاج و دیگران در سال 1386.  هم چنین ویرایش کتابهای،پیش درآمدی برمطالعه نظریه ادبی از راجر وبستر سال 1382، قرائتی نقادانه از رمان"چهره مرد هنرمند در جوانی"  در سال 1382، درسنامه نظریه و نقد ادبی از کیت گرین و جیل برنینهام در سال 1383، درآمدی بر نظریه ها و روشهای نقد ادبی چارلز برسلر در سال 1386 و نظریه های نقد ادبی معاصر   در سال 1387 از آثار او در این زمینه است. عضو هیئت علمی سازمان سمت در ادامه افزود: در زمینه اول،‌ نقد روش‌مند و دانشگاهی ، کار پژوهشی انجام شد با عنوان تبیین برنامه گروه آموزشی نظریه و نقد و برنامه کارشناسی ارشد رشته نظریه و نقد ادبی به سفارش دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1387 انجام شد که خیلی از ان استفاده نشده است. پاینده در فعالیت‌های میان‌رشته ای یعنی نقد فرهنگ و مطالعات فرهنگی،  دو رویکرد مشخص را مطرح می‌کند. در اوایل دهه هفتاد رویکرد نوشته‌های او متن محور، فرمالیستی و ساختارگرایانه است. تا اواسط دهه هشتاد به نظر می‌رسد دغدغه اصلی پاینده روش‌مندی در نقد و خوانش متون بوده است که هم اکنون هم دغدغه ایشان است. از میانه دهه هشتاد خورشیدی، عمده پژوهش‌های پاینده به مطالعات فرهنگی اختصاص دارد. فعالیت‌های او به فضای دانشگاه محدود نمی‌شود و مخاطبان گسترده‌تری دارد. همه متن‌ها و روایت‌ها در کانون توجه او قرار می‌گیرد. کتاب‌های تالیفی پاینده در این حیطه عبارتند از، نقد ادبی و دموکراسی در سال 1385، نقد ادبی و مطالعات فرهنگی قرائتی نقادانه از آگهی های تجاری در تلویزیون ایران در سال 1385، رمان پسامدرن و فیلم 1386. آثار ترجمه وی در این زمینه عبارتند از؛روانکاوی فرهنگ عامه از ریچاردز در سال 1382، اندیشه یونگ از ریچارد بیلیسکر 1384، مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه از جان استوری در سال 1386. شاکری درباره رویکردهای خاص پاینده عنوان کرد: مقالات پاینده با رویکردهای میان‌رشته ای گوناگون از روانکاوی و ادبیات گرفته تا نشانه شناسی فمنیسم و تاریخ گرایی نوین را در برمی‌گیرد که برخی از این آثار عبارتند از: تحلیل داستانکی درباره رواج خشونت در ایران، تحلیل فیلم‌هایی از قبیل "درباره الی" و "جدایی نادر از سیمین" ، سریالهای تلویزیونی عامه پسند، نقد مناظره، نشانه شناسی لباس، نقد عکس رئیس جمهور فعلی، نقد فوتبال و ارتباط آن با صلح،‌ دلایل اوباشیگری در میادین ورزشی و تحلیل "تجمع دانش اموزان در مجتمع تجاری کورش" در خرداد1395.  وی افزود: دانش پاینده در زمینه نقد و رویکردهای گوناگون این نوع مطالعات به همراه شناخت او از فرهنگ و جامعه ایرانی و نگاه انتخابی او به این موضوعات و درنظر گرفتن مناسبات برون متنی از مهمترین دلایل موفقیت ایشان در جامعه ایران بوده است. شاکری در پایان سخنرانی آذر نفیسی در سال 1373 را در پاسخ به برخی انتقادات وارده به پاینده و روش نقد او برای حضار قرائت کرد.   در ادامه جلسه، جعفری درباره ساده‌گویی و طرح مسائل به صورت ساده و  قابل فهم عنوان کرد: اگر اسامی پر طمطراقی مانند برگمان ، جویس و بکت در مباحث خود  استفاده کنیم همه یادداشت برمی‌دارند. هر چه مخاطب بی‌بضاعت‌تر باشد تاثیری که می‌گذاریم بیشتر است. اگر از اسامی قراردادی استفاده نکنیم و به عنوان مثال از لوییس کارول و لورل و هاردی استفاده کنیم کسی تحویلمان نمی‌گیرد. چون در میان عوام الناس روشنفکری توجه به عمق تفکر نیست و به همین زر و زیورهاست. درحالیکه خلاقیت و دانش مقوله‌هایی دیگرند. به گفته یکی از منتقدین تئاتر گوچی بکت تحت تاثیر لورل و هاردی بوده است اما وای به حال کسی که هنگام صحبت از گوچی، پای لورل و هاردی و برادران مارکس را وسط کشد. حسین پاینده درباره پرسش‌هایی که جعفری در ابتدای جلسه درباره ترجمه برخی لغات مطرح کرده بود، پاسخ داد:  طبیعتا درباره ترجمه واژه "کانتکست" به هیچ عنوان واژه بستر را مناسب نمی‌دانستم. اما احساس کردم سلنا کوش در بکارگیری این واژه به جنبه‌های  زبان شناختی توجه داشته و بهتر است به جای واژه "زمینه" از واژه "بافتار" استفاده کنم و قبل از من نیز برخی مترجم‌ها این معادل را به کار برده‌اند. درباره ترکیبت واژگانی "لذت بدنی حاصل از شعر"، منظور نویسنده خلجان درونی خواننده شعراست که صرفا روحی و معنوی نیست. و منظور التزاز جسمانی است. اما اینطور مواقع بهتر است از زیرنوشت استفاده شود یا چنین عباراتی به صورت جمله ترجمه شود تا برای خواننده فارسی زبان ابهام ایجاد نشود. در کلاس‌های دانشگاهی از لذت بدنی شعر صحبتی به میان نمی‌آید و هنر مترجم این است که طور دیگری مفهوم را به خواننده رساند. پاینده درباره مقاله "تجمع دانش‌آموزان در مجتمع تجاری کورش" خود عنوان کرد: به عنوان منتقد ادبی ورای واقعیت مشهود را می‌بینم و نظریه‌های ادبی، روش‌های این نوع خوانش را به دست می‌دهند. در ادبیات باید درس‌هایی برای تحلیل رویدادهای اجتماعی وجود داشته باشد. زمینه اشتغال برای فارغ التحصیلان ادبیات کم است. برای تحلیل رویدادهای اجتماعی در کنار دعوت از جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و... از  متخصصان حوزه ادبیات هم دعوت شود.  پاینده در انتهای جلسه اظهار کرد: نوشتن این مقالات تلنگری است که جامعه در کنار توجه به دیگر اقشار تحصیل کرده، به کسانی هم که در ادبیات تحصیل کرده اند اعتنا بکند و متوجه نقش مهم آنها بشود. ]]> نشست‌های کتاب Tue, 07 Nov 2017 09:14:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253851/منتقد-واقعی-جهان-پیرامون-خود-راه-نقد-ادبی-می-شناسد ملائی توانی: «ما و لیبرالیسم» انتظار خواننده را برآورده نمی‌کند/انتقاد از نوع انتخاب متفکران مورد بحث در کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253841/ملائی-توانی-لیبرالیسم-انتظار-خواننده-برآورده-نمی-کند-انتقاد-نوع-انتخاب-متفکران-مورد-بحث-کتاب به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی «ما و لیبرالیسم» عصر امروز دوشنبه (15 آبانماه) با حضور عبدالرحمن حسنی‌فر؛ مولف اثر، مالک شجاعی جشوقانی، علیرضا ملائی توانی و پگاه مصلح در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   ملائی توانی در این نشست با بیان اینکه عنوان کتاب بسیار جذاب است چرا که طی دو دهه اخیر بسیاری از متفکران سعی کرده‌‌اند نسبت ما را با لیبرالیسم بسنجند گفت: با این وجود محتوای اثر انتظار خواننده را برآورده نمی‌کند چرا که نویسنده بیشتر به مسایل فرعی در کتاب می‌پردازد تا مسایل بنیادی در لیبرالیسم به‌طور مثال به دلیل تنگناهای موجود سیر تطور و تحول اندیشه لیبرال در سیر تاریخی ایران بررسی نشده است.   عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: مولف متفکران مورد بحثش را از موقعیت تاریخی که در آن قرار داشته‌اند منفک کرده و آنها را در یک خلا بررسی کرده است و به همین دلیل ارزیابی‌اش مبتنی بر واقعیت نیست و نمی‌تواند فهم آنان را برای ما توضیح دهد. چرا که به‌هرحال این متفکران در این بحران‌های موجود زیست می‌کرده‌اند و شرایط زیست‌محیطی روی اندیشه‌شان تاثیرگذار بوده است. بنابراین اگر مولف وجه پروبلماتیک ما با لیبرالیسم را شرح می‌داد برای مخاطب مفیدتر بود.   این استاد دانشگاه با طرح این سوال که چرا لیبرالیسم در ایران به گفتمان مسلم تبدیل نشد ادامه داد: آیا ما راهی غیر از عبور از لیبرالیسم نداریم و نمی‌توانیم غیر از لیبرالیسم جایگزین دیگری داشته باشیم؟ چرا فهم ما لیبرالیسم در گذر زمان انباشتی بوده و اکنون چه وضعیتی داریم؟ اینها سوالاتی بوده که مولف می‌توانسته در کتاب به آنها پاسخی بدهد اما به آنها نپرداخته است.   ملائی توانی در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از نوع متفکرانی که در کتاب برای مطالعه موردی انتخاب شده‌اند گفت: مشخص نیست که چه مبنایی برای انتخاب این افراد در کتاب وجود دارد چرا که اغلب افراد حاضر در یک سطح هستند و شاید جدی‌ترین متفکر آنها شریعتی و مطهری باشد. از سوی دیگر در کتاب می‌توانست از جریان‌های دیگر نماینده‌های متفاوت‌تری برای بررسی انتخاب شود.   به گفته این استاد تاریخ، جریان دگراندیشان فهم عمیق‌تری از دنیای مدرن دارند و جا داشت تا نماینده‌ای از آنها در کتاب مورد بررسی قرار می‌گرفت از سوی دیگر مولف بدون اینکه شرحی از متفکران درون کتاب ارایه دهد و بگوید آیا لیبرالیسم مساله آنها بوده است یا خیر تنها مفاهیمی را حدس می‌زده با لیبرالیسم در اندیشه آنها نسبتی داشته باشد استخراج کرده است.   وی با بیان اینکه در کتاب هیچ نگاه انتقادی نسبت به لیبرالیسم وجود ندارد عنوان کرد: آراء انتقادی متفکران دیگر هم درباره لیبرالیسم از اثر کنار گذاشته شده که جای نقد دیگری به نویسنده است. به‌هرحال این اثر به‌دلیل نوع متفکرانی که در آن انتخاب شده نتوانسته نگاه انباشتی به لیبرالیسم داشته باشد.   مبانی لیبرالیسم در کتاب بسیار ضعیف بحث شده است مصلح نیز در بخش دیگری از این نشست به نقاط قوت کتاب اشاره کرد و گفت: مولف در این به اندیشه لیبرالیسم می‌پردازد و نه به ایدئولوژی و جهت‌گیری‌ها و مکاتب خاص. از سوی دیگر تفکیک نوع نقد متفکران ایرانی و بیان 4 دسته نوع نقد نقطه قوت دیگر این کتاب است. مولف در کتاب سعی کرده درباره منتقدان کلی‌گویی نکند و به همین دلیل خواننده می‌تواند ببیند که هر اندیشمند درباره یک موضوع چه نقدی را وارد کرده است از سوی دیگر با توجه گستردگی مباحث مولف بین شاخه‌های گوناگون سرگردان نشده است و تناسب بین بخش نظری و انتقادی در کتاب وجود دارد.   این استاد دانشگاه درباره نقاط ضعف کتاب نیز بیان کرد: عنوان کتاب نامناسب انتخاب شده چرا که «ما» این ابهام را در ذهن به‌وجود می‌آورد که منظور از ما کیست؟ آیا منظور طبقه فرهیختگان است یا توده ایرانیان. مولف در مقدمه کتاب عنوان کرده است که عنوان اصلی پژوهش نقد لیبرالیسم از منظر متفکران ایرانی بوده که به اعتقاد من این عنوان برای کتاب مناسب‌تر به نظر می‌آید.   وی ادامه داد: از سوی دیگر مبانی لیبرالیسم در کتاب بسیار ضعیف بحث شده و اگرچه اصول به اندازه کافی به آن پرداخت شده است اما مبانی لیبرالیسم دچار کاستی‌های جدی در توضیح است. یکی از مشکلات مولف در این اثر این است که متفکران را از بستر تاریخی آنها جدا کرده است. نقطه ضعف دیگر این کتاب این است که مولف تمامی آرای متفکران را در بخش نتیجه‌گیری دوباره تکرار کرده است.   مالک شجاعی جشوقانی در بخش دیگری از این نشست با تاکید بر اینکه عنوان کتاب باید منقح شود گفت: فصل‌های کتاب از عدم تناسب رنج می‌برد از سوی دیگر جای متفکرانی چون فروغی در کتاب خالی است و آیا او کمتر از تقی ارانی در نقد لیبرالیسم نقش داشته است و مورد ارجاع قرار داده است این در حالی است که افراد دیگری که در این کتاب آمده‌اند با یکدیگر چندان تناسخی ندارند و ما در بخش جمع‌بندی کتاب دوباره گزارشی از آراء منتقدان را می‌بینیم.   این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه باید در قدهای ما پایگاه داشته باشیم در غیر این‌صورت دچار اشکال اپیستومولوژیک می‌شویم گفت: ما در سطوح مختلف می‌توانیم با تجدد و لیبرالیسم روبه‌رو شویم برای مواجه با تجدد و معقولات کلیدی آن مانند لیبرالیسم در سح اول تجربه زیسته لازم است غرب تجربه‌ زیسته جنگ، خونریزی، انقلاب فرانسه، پروتستانیسم و ... تجربه کرده است اینها چیزهایی است که نمی‌شود منتقل کرد. سطح دوم معرفت‌شناختی است؛ آکادمی ما قائل به ربط نیست و هستی‌شناسی ما خارج از آکادمی رخ می‌دهد. سطح دوم تجربه زیسته در قالب کتاب در غرب نوشته شده است اما کجا ما در ایران فیلسوف جمهوری اسلامی یا فیلسوف مشروطه داریم؟   وی عنوان کرد: سطح نهادی و سطح گفتمانی سطوح دیگری است که در مواجهه با لیبرالیسم باید مورد توجه قرار گیرد و کتاب «ما و لیبرالیسم» از جمله آثاری است که در سطح دوم مورد توجه قرار گرفته است.  ما در انتقاد از لیبرالیسم حرفی نداریم حسنی‌فر در بخشی از این نشست توضیحاتی را درباره روند تدوین این اثر ارایه کرد و گفت: این کتاب برگرفته رساله دکتری من در سال 1387 است مدرنیته جوهره فکری‌ دارد و ما باید دستگاه فکری آن را بفهمیم تا نسبت‌مان را با آن برقرار کنیم چرا که ما با پدیده‌ای به‌نام دعوای سنت و تجدد دست به گریبان هستیم. جوهره مدرنیته لیبرالیسم است و این پدیده به صورت متفاوت به کشورهایی از جنس ما منتقل شده است و به همین دلیل ما ناتوانایی‌هایی در عرصه تکنولوژی یا سیاست را مشاهده می‌کنیم.   وی با اشاره به دیدگاه‌هایی که درباره مواجهه با مدرنیته ارایه می‌شود افزود: رد کامل مدرنیته، پذیرش مطلق آن و دیدگاه بینابینی سه رویکردی است که در مواجهه با مدرنیته اتخاذ می‌شود و من در این کتاب متفکرانی را انتخاب کردم که به انتقاد از لیبرالیسم پرداخته‌اند و سوال اصلی من این بوده که این افراد چگونه دنیای لیبرالیسم را فهمیده‌اند و نقطه اشتراکشان در نقد لیبرالیسم چیست؟   حسنی‌فر با تاکید بر اینکه تلاش کرده تعریف تئوریکی از نقد در این کتاب ارایه شود عنوان کرد: آیت‌الله نائینی، شیخ فضل‌الله نوری، تقی ارانی، علی شریعتی، شهید مطهری و احمد فردید 6 متفکری است که به‌عنوان مخالفان لیبرالیسم دیدگاه‌هایشان برای بررسی در این کتاب انتخاب شده است. البته تلاش من این بوده که خوانش خودم را در این اثر ارایه کنم و به برداشت‌هایی که دیگران درباره این متفکران داشته‌اند نپرداخته‌ام.   این استاد دانشگاه یادآور شد: برخی مسایل در این کتاب مدنظر من نبوده است به‌طور مثال من در کتاب به بستر تاریخی نپرداخته‌ام و این که این متفکران در چه بستر تاریخی دیدگاه‌هایشان را مطرح کرده‌اند و از سوی دیگر زمینه و عوامل موثر بر دیدگاه‌های این افراد را بررسی نکرده‌ام چرا که مساله من در این کتاب نبوده است همچنین سیر تطور لیبرالیسم در کتاب بررسی نشده است. اما ابتکار من در کتاب این بوده که مساله‌ای را مورد توجه قرار داده‌ام که بسیار مهم است. با وجود اینکه همیشه می‌گوییم در نقد از لیبرالیسم حرف داریم اما در واقع نقدی نداریم و حتی بررسی سخنان این 6 متفکر ایرانی نشان می‌دهد که ما حرف انتقادی زیادی در اندیشه لیبرالیسم نداشته‌ایم. ]]> نشست‌های کتاب Tue, 07 Nov 2017 06:35:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253841/ملائی-توانی-لیبرالیسم-انتظار-خواننده-برآورده-نمی-کند-انتقاد-نوع-انتخاب-متفکران-مورد-بحث-کتاب پژوهشی موشکافانه در تحلیل و توصیف یک رویداد نجومی باستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/253393/پژوهشی-موشکافانه-تحلیل-توصیف-یک-رویداد-نجومی-باستانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «585 ق م» نخستین پاره از مجموعه تک‌نگاشت‌های مادپژوهی است که به قلم مهرداد ملک‌زاده منتشر شده است.   واپسین خورشیدگرفتگیِ هزاره دوم به تاریخ 11 اوت 1999 میلادی (برابر 20 امردادماه 1378خورشیدی) وقوع یافت. این خورشیدگرفتگی، از جمله، در آسمانِ فلاتِ ایران کُلّی بود. در آن هنگام، وقوع چنین پدیده مهم اخترشناسی، تکاپوی بسیاری را در مراکز علمی و نهادهای فرهنگی کشور ما موجب شد؛ در این میان سازمان میراث فرهنگی کشور هم برنامه‌های علمی و فرهنگیِ چندی را ترتیب داد؛ یکی از آن‌ برنامه‌ها، «همایش خورشیدگرفتگی در فرهنگ مردم ایران» به تاریخ 19 امردادماه 1378 در همدان، در محل و بر بام آرامگاه بوعلی سینا اداره میراث فرهنگی استان همدان) بود. در این همایش، شش سخنرانی در باب مباحث مربوط به تاریخ دانش اخترشناسیِ ایرانی و خورشیدگرفتگی‌هایِ تاریخی به قرار ذیل قرائت شد: «اسطوره هوم و خورشیدگرفتگی» از محمد میرشکرایی؛ «نبرد بین ماد و لودیه و صلح خورشیدگرفتگی» از مهرداد ملک‌زاده؛ «جوزهَر: یک اصطلاح نجومی» از پرویز اَذکانی؛ «نگاهی به نجوم ایران باستان» از شاهرخ رزمجو؛ «شناخت ستاره‌ها در فرهنگ کرمانشاه» از ناهید امانی؛ «مهر تاریک در آسمان ایران» از بابک امین‌تفرشی. ​کتاب حاضر، متنِ گسترده‌تر سخنرانیِ نگارنده در آن همایش است، که هم‌اینک از پس نزدیک به هفده سال، به شکلی کاملا متفاوت و جداگانه انتشار می‌یابد؛ متأسفانه کتاب مجموعه مقالات آن همایش هرگز به چاپ نرسید؛ متنِ آن سخنرانی پسانتر با نام «پایان نبرد پنج‌سالة ماد لودیه و خورشیدگرفتگیِ 585 ق‌م»، در قالب مقاله‌ای مستقل در مجله باستان‌شناسی و تاریخ (سال 16، شماره2، شماره پیاپی 32، بهار و تابستان 1381، ص 24 ـ‌3) منتشر شد، ولی به دلیل حجم فربه نوشته اصلی و محدودیت‌های مترتب بر تعداد صفحات در آن مجله و پاره‌ای ملاحظات دیگر علمی و بعضاً غیرعلمی، لاجرم بخش‌های بزرگی از آن چاپ ناشده باقی ماند (مثلاً تکه‌های بزرگی از فصل چهارم و تمامی فصل ششم در این کتاب: «یونانیان و دانش اخترشناسی مُغانی»، ص 107ـ85)، بنابراین کتاب حاضر عیناً تکرار همان مقاله پیشین نیست و چه‌بسا برای خوانندگان هر دو متن، آن مقاله (ملک‌زاده 1381) و این کتاب، بسیاری از مطالب ناخوانده و نادیده و تازه‌‌تر باشد، و تازه بنماید! آن‌گونه که حمید چوبک، رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی در بخشی از پیشگفتار این کتاب نوشته است:‌ «باستان‌شناسی فقط کاوش در خاک نیست؛ باستان‌شناسی کاوش در گذشته و گذشته‌هاست؛ کاویدن لایه‌های باستان‌شناختی و لایه‌لایة تاریخ است؛ در این نگاه باستان‌شناسی همانان تاریخ است و تاریخ همانا باستان‌شناسی؛ تاریخ نه در معنی خشک و صُلب آن، که در معنی بازآفرینی سیر تحول و تطور جامعه‌پذیری ابنای آدمی، پیوند بس زندگی با باستان‌شناسی در معنی بازسازی سیر تحول و تطور فرهنگ‌پذیری آدمیزدگان دارد؛ شاید پُر دور نباشد اگر بگوییم که در این میان تاریخ‌نگاری خُرد(microhistory) هم حکم همان لایه‌نگاری (stratigraphy) باستان‌شناختی را دارد! ردپای تاریخ‌نگاری خُرد، در سنت تاریخ‌نویسی ایران نیز قابل پیگیری است. بسیاری از میراث مکتوب ایرانی ـ اسلامی چون: مسالک‌و‌الممالک‌ها، ملل‌ونحل‌ها نشان از پیشینه نگاهی گونه‌شناختی (typological) در میان تاریخ‌نگاران ایرانی دارد، و کتابی مانند مفاتیح‌العلوم خوارزمی نشان‌دهنده نگاهی آرایه‌شناختی (taxonomic) نزد این دانشمندان است. گرایش و رویکرد جزیی‌نگرانه به تاریخ معطوف به گذشته‌ای دور در تاریخ علوم ایرانی ـ اسلامی است. کتاب 585 ق‌ م پژوهشی ویژه با بهره‌گیری از طیف وسیع و متنوع داده‌های مرتبط با علوم گوناگون در بررسی موشکافانه و ریزبینانه و کاربست رویکرد چندرشتگی (multidisciplinary) و میان‌رشته‌ای (Interdisciplinary) در تبیین، تحلیل و توصیف یک رویداد نجومی باستانی است. روایتی است از ریاضیات بابلیان و نجوم یونانیان تا داستان نبرد پنج‌ساله ماد و لودیه و از پس همه این دانسته‌ها و نادانسته‌ها با ورود با قلمرو تاریخ کوشش بر آن دارد تا تصویری روشن‌تر از آن روز تاریک ارائه کند. جهان ایرانی از یکسوی با آسیای شرقی و هندوچین و آسیایی مرکزی و از سوی دیگر با نواحی غربی‌تر آسیا، حوزه بین‌النهرین و ... از دیرباز سرگذشت و سرنوشت و مرزهای مشترک دانشی و فرهنگی داشته و دارد. هرچند شاید سهم ایران باستان در پیدایش دانش نجوم هوز به روشنی شناخته شده نباشد، اما همانگونه که در کتاب آمده است سرزمین ایران در ارتباط با بابل و آسیای مرکزی از دانش نجوم بهره‌مند بوده است؛ نیز می‌توانیم با اتکای به آثار و احوال دانشمندان چون عبدالرحمن صوفی، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و بسیاری دیگر از روزگاران بعدتر چون خیام و خواجه نصیر‌طوسی بگوییم که ایرانیان هم در پیشرفت و پیشبرد اخترشناسی نقش اساسی و تعیین‌کننده داشته‌اند.» دکتر مهرداد ملک‌زاده نویسنده کتاب در جایگاه باستان‌شناسی تاریخ‌دان و هم تاریخ‌دانی باستان‌شناس در این قلمرو تاریک گام بزرگی بداشته و در کنار ارائه انبوه آگاهی‌های باستان‌اخترشناسی (Archaeoastronomy) به شیوه‌ای دانشی و هوشمندانه از برگ برگ روایات پراکنده گاه موازی و گاه متناقض تاریخی، کوشش در خوانشی نوین از حکایت و رویدادی دیرین دارد و به‌راستی که او با توانمندی با دست پُر بازگشته و در چارچوب علمی و منطقی نتیجه‌ایی مقبول و موفقیت‌آمیز داشته است. در لابلای این نوشته ارزشمند، چگونگی بهره‌گیری از دانش مُغان مادی برای برون‌رفت از یک رزم فرسایشی طولانی شرح داده شده و برآیند خجسته اندیشه دانشمندان ایرانی و پیروزی دانایی خردمندانه بر ناآگاهی پیگیری‌ شده است. 585 ق‌ م می‌تواند نمونه و سرمشقی باشد برای دیگر پژوهشگران در تدوین پژوهش‌های عمیق در قالب تک‌نگاری‌های تحلیلی، چیزی که جای آن در نوشته‌های تاریخی ـ باستان‌شناسی خالی است و می‌تواند پاسخگوی پرسش‌های بسیاری درباره گاهنگاری و چگونگی روایتها و رویدادها و بازیابی و بازنمایی تاریخ باشد.   کتاب «585 ق م» نخستین پاره از مجموعه تک‌نگاشت‌های مادپژوهی به قلم مهرداد ملک‌زاده با شمارگان هزار و 100 نسخه در 234 صفحه به بهای 45 هزار تومان با جلد گالینگور و 40 هزار تومان با جلد شومیز از سوی انتشارات پردیس دانش با همکاری پژوهشکده میراث فرهنگی و گردشگری منتشر شده است. ]]> نشست‌های کتاب Sun, 29 Oct 2017 11:46:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/253393/پژوهشی-موشکافانه-تحلیل-توصیف-یک-رویداد-نجومی-باستانی منابع کتیبه‌نگاری ما همیشه تاریخی و معماری بوده است/جای خالی یک اثر هنری احساس می‌شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253310/منابع-کتیبه-نگاری-همیشه-تاریخی-معماری-بوده-جای-خالی-یک-اثر-هنری-احساس-می-شد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی «شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی/ کتیبه‌های صحن انقلاب» بعد از ظهر چهارشنبه، سوم آبان ماه با حضور مهدی صحراگرد،نویسنده کتاب، مهدی گلچین عارفی، مورخ، مهدی مکی‌نژاد، دکترای پژوهش و هنر، تاریخ و هنر و کتیبه‌شناسی و ولی‌الله کاووسی، دکترای تاریخ هنر در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   مهدی صحرا‌گرد، نویسنده اثر ضمن تشکر از میهمانان نشست گفت: این کتاب ششمین جلد از مجموعه کتاب‌هایی با عنوان کلی شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی است که هدف آن انتشار تصاویر و مشخصات دقیق از برخی آثار در مجموعه آستان قدس است. علت آن هم این است که دسترسی به آثاری که در مجموعه آستان قدس است، برای پژوهشگران کمی مشکل است. هم به خاطر رویکرد محوری که آستان قدس دارد و هم به لحاظ تعداد زیاد این آثار که شناسایی شاهکارها، معمولا با مشکلاتی مواجه است.   وی ضمن بیان اینکه این پروژه از سال 1388 با همت موسسه‌ی آفرینش‌های هنری آستان قدس آغاز شده، افزود: تا به حال شش جلد از این مجموعه منتشر شده و دو جلد هم در حال گذراندن مراحل نهایی است. بخش کتیبه‌های این مجموعه که در سه جلد پیش‌بینی شده بود، تحت نگارش است. تحقیق این آثار با بنده بوده و جلد اول مربوط به کتیبه های مسجد گوهرشاد است که در سال 1392 منتشر شد و جلد دوم، کتیبه های صحت عتیق است که کتابی است که امروز درباره آن سخن خواهیم گفت.   نویسنده کتاب «شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی/ کتیبه‌های صحن انقلاب»، نبود الگوی خوب برای معرفی کتیبه‌های یک مجموعه یا یک بنای خاص را، از مسائل این کتاب برای خود دانست و عنوان کرد: ما در مورد کتیبه نگاری، منابع متعدد و زیاد غربی و داخلی داریم اما همیشه رویکرد آن‌ها تاریخی و معماری بوده است. درباره اینکه کتیبه ها به عنوان یک اثر هنری، چه‌طور باید مطالعه و معرفی شوند و در معرفی آن‌ها به چه نکاتی درباره این کتیبه‌ها، پرداخته شود؛ الگوی روشن و مشخصی وجود نداشت و من از همان اول با چالش نبود الگو مواجه بودم، بنابراین سعی کردم خودم الگویی طراحی کنم و براساس همان الگو پیش بروم.   صحراگرد در رابطه با طبقه‌بندی مجلد‌های این مجموعه اضافه کرد: در جلد اول سعی کردم یک تقسیم‌بندی ابتدایی برای انواع کتیبه‌ها به لحاظ رابطه‌شان با بنا، به لحاظ کیفیت خط و همین طور یک معیاری هم برای ارزیابی کیفیت خط کتیبه ارائه می‌شود که در آن جلد کار مخصوص مسجد گوهرشاد بود اما در جلد دوم که جلد حاضر است، سعی کردم طبقه‌بندی و گونه شناسی کتیبه‌ها را هم گسترش دهم. بحث دیگری که در مطالعه این کتیبه ها مورد توجه بوده است، چگونگی ارزیابی خط کتیبه است که در این هم معیار روشنی نداشتیم و من هم در کتاب گوهرشاد و هم در این کتاب، بر اساس اصول خوشنویسی و تطبیق آن‌ها با مسائل کتیبه‌نویسی، تعدادی از اصول اصلی که در ارزیابی خط کتیبه مهم است را استخراج کردم و در بخش شکل حروف و متن که مربوط به ترکیب باشد، دسته‌بندی کرده و سعی کردیم همه‌ی کتیبه‌ها را از چنین منظری نگاه کنم و در نهایت بتوانم یک ارزیابی یکسانی از همه کتاب‌ها داشته باشم.   وی در از تصویرگری کتاب یاد کرد و گفت: کتاب مقداری تصویر محور شده است، چون هدف کارفرما یعنی موسسه‌ی آفرینش هنری آستان قدس، تهیه کتاب‌هایی با تصاویر خوش کیفیت بود که مورد استفاده دیگر محققان هم قرار گیرد و هدف این است که علاوه بر تصاویری که در پژوهش خود کتاب مورد استفاده قرار گرفته است، قابلیت استفاده برای دیگران هم داشته باشد و در واقع یک آلبوم تصویری هم در کنار بخش پژوهشی باشد.   نویسنده کتاب به مشکلات پیش رو در نوشتن این قبیل آثار اشاره کرد و عنوان کرد: مشکلی که خود من در طول این کار داشتم، بحث منابع دست اول به جزء منابع معمولی که همه می‌شناسیم، بود. منابعی به نام اسناد داریم که به تازگی روی آن‌ها کار می‌شود که بحث استفاده از این اسناد و بازخوانی این اطلاعات، مشکلات فراوانی داشت. تمامی عکس‌های کتاب توسط عکاس، به صورت تخصصی و با دوربین حرفه‌ای انجام شد، اما یک قسمت‌هایی از بنا مثل کتیبه‌های دور گنبد به دلایل فنی امکان عکس‌برداری نداشت که به نظر خودم از این جهت کار یک کاستی‌هایی داشت.   جای چنین کتاب‌هایی در مجموعه پژوهش‌های ایران بسیار خالی بود مهدی مکی نژاد از مهمانان این نشست، ضمن تشکر از نویسنده اثر به خاطر تلاش‌هایی که داشته، بیان کرد: جای چنین کتاب‌هایی در مجموعه پژوهش‌های ایران بسیار خالی بود. حقیقتا شاید منحصر به فردترین بناهای ایران، مجموعه‌های مذهبی و بفاع متبرکه و علی‌الخصوص حرم حضرت رضا (ع) است که واقعا در این زمینه منحصر به فرد است. بایستی بخش جداگانه‌ای راجع به این بناها، مخصوصا در معماری ایرانی، تعریف شود. خاصیتی که این بناها دارند این است که دارای یک تداوم تاریخی هستند و در طول دوره‌های تاریخی همیشه دستخوش تغییرات شده‌اند. این بناها از آن دست بناهایی هستند که تمامی ندارند و در نتیجه اهمیت چنین کتیبه‌هایی این است که تغییر و تحولات و آنچه که بر بناها گذشته است را ثبت می‌کند.   وی اضافه کرد: نویسنده این کتاب خیلی خوب توانسته این روند تغییر و تحول را دنبال کندو به صورت ریز این کتیبه‌ها را مورد نظر قرار دهد. هرچند که در بحث تزئینات در معماری و کتیبه‌ها ما در ابتدای کار هستیم ولی به هر جهت این کتاب می‌تواند مقدمه‌ای برای پژوهش‌های خیلی خوب باشد، مخصوصا که ما در این زمینه روش پژوهشی هم نداشته‌ایم. درمورد اهمیت این بناها هرچه که بگوییم باز هم کم است. در طول تاریخ بهترین هنرمندان، از بهترین مواد در این بناها به کار برده‌اند و جالب است که نام خیلی از آن‌ها هم نیست، به جزء همین کتاب  که بخشی از این هنرمندان را استخراج کرده که این یک قدردانی از تلاش گذشته‌ها و هنرمندان محسوب می‌شود.   مکی‌نژاد در رابطه با ویژگی‌های کتاب عنوان کرد: مهم‌ترین مسئله‌ای که من در کلیات کتاب دیدم، این است که کتاب انسجام خیلی خوبی دارد. چون روی یک صحن متمرکز شده است، در نتیجه از پراکنده گویی دور شده است. ولی بازهم جا داشت که تحلیل‌های اضافی راجع به کتیبه‌ها صورت گیرد. کتاب توضیحات و تصاویر خوبی دارد، اما ارجاعات آن در فصل اول و در سی، چهل صفحه اول، مقداری مطول شده است. قطع کتاب خیلی خوب است و منسجم و نفیس چاپ شده است و واقعا کتاب منحصر به فردی است.   انتشار این کتاب مهم‌ترین اتفاق نیم قرن اخیر آستان قدس مهدی گلچین عارفی دیگر مهمان این نشست گفت: صحبت کردن درباره این کاری که انجام شده است، از جهتی سخت است. چون ما درباره حرم امام رضا (ع) صحبت می‌کنیم که بی‌اغراق، یکی از مهم‌ترین بناهایی است که در عالم اسلام داریم. ما در مشهد با یک کانونی مواجه هستیم که آیینه‌ی تمام نمای این فرهنگ است. دست کم از دوره غزنوی، فعالیت‌های جدی در این حرم شروع می‌شود و تا به امروز تداوم داشته است. هر کسی آمده، خشتی افزوده و از این رهگذر، نام‌ها و تاریخ‌های بسیاری بر آن مانده است. گویی این یک آئینی در زندگی ایرانیان بوده است که هر کس در توان خود کاری کند اثر خودش را بر این آیینه‌ی تمام نمای فرهنگ ایرانی بگذارد که در اینجا دو اتفاق می‌افتد، یکی اینکه برای خودش کاری می‌کند و نام خودش را حفظ می‌کند. و دوم اینکه نقش خود را در این فرهنگ ایفا می‌کند. و کار مهم آقای صحراگرد این است که وی یک خشت دیگر بر این بنا افزوده است.   این مورخ افزود: به نظر من مهم‌ترین کاری که در سی سال گذشته یا نیم قرن اخیر در این مجموعه شده، انتشار این کتاب است. یعنی این کتاب ما و فردی از نسل ما را در سلسله کسانی قرار می‌دهد که همتی کرده‌ و تعهد خودشان را به آن حضرت نشان داده‌اند و ما می‌توانیم سربلند باشیم که همه ما در آن امر کاری کرده‌ایم.   مولف این کتاب به ما کم فروشی نمی‌کند ولی‌الله کاووسی از دیگر مهمانان این نشست نیز گفت: آنچه که از نظر من در کار صحراگرد در این کتاب مهم است، انسجام است. یعنی ما با یک پژوهش منسجم در مورد مجموعه امام رضا (ع) روبه رو هستیم. بدین جهت که نویسنده با پاره‌ی اطلاعات موجود، دانش و تخصص حرفه‌ای خود را به کار گرفته است تا اجزای این کتاب را کنار هم بچیند.ردر واقع مهم‌ترین کاری که وی در این کتاب کرده، این است که که دست مخاطب ناآگاه و نا متخصص و حتی متخصص را می‌گیرد و با اجزای مجموعه امام رضا (ع) و در این کتاب با صحن عتیق آشنا می‌کند و یک معیاری برای چگونه نگاه کردن به این مجموعه را به دستش می‌دهد.   وی درباره فضای کتاب اضافه کرد: صحرا گرد از پاره‌های اطلاعات یک کتاب آگاهانه‌ای ساخته است. در قسمت اول ما را با تاریخچه‌ی این قسمت از بنای حرم امام رضا (ع) آشنا می‌کند. یعنی اینکه از اطلاعات منابع موجود بهره می‌برد که نشان دهد مجموعه صحن عتیق چگونه آفریده شده است. در گام بعدی یک قدم جلوتر می‌رود و ما را با همین قسمت آشنا می‌کند. یعنی بعد از اطلاعات کلی، یک سری اطلاعات جزئی می‌دهد. صحراگرد در این کتاب چگونگی گردش نگاه را به ما یاد می‌دهد و بعد از این سطح، لایه‌ی بعدی این کتاب، توجه دادن ما به قطعات کتیبه‌ها است. گام بعدی، آشنا ساختن ما با ظرایف خوشنویسی این کارها است که صحراگرد در این کتاب با معیارهای سنتی خوشنویسی و تخصص شخصی‌اش در شناخت ظرایف خط، به ما نشان می‌دهد که چگونه باید به این‌ها نگاه کرد.   کاووسی در ادامه عنوان کرد: مولف این کتاب به ما کم فروشی نمی‌کند، پرحرفی هم نمی‌کند. به آنچه در حافظه دارد و یک پژوهشگر حرفه‌ای باید به آن اتکا کند، تکیه می‌کند. یعنی هم از منابع در خدمت کارش بهره می‌گیرد و هم از دانش تخصصی و ظرفیت‌هایش در خدمت پیشبرد نام این کتاب، استفاده می‌کند. ]]> نشست‌های کتاب Sat, 28 Oct 2017 06:45:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253310/منابع-کتیبه-نگاری-همیشه-تاریخی-معماری-بوده-جای-خالی-یک-اثر-هنری-احساس-می-شد سنایی ویژگی‌های دوره گذار را به نشانه‌های زبانی تبدیل کرد/ توجه به هویت ایرانی در دوره گذار http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253306/سنایی-ویژگی-های-دوره-گذار-نشانه-های-زبانی-تبدیل-توجه-هویت-ایرانی به‌ گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین نشست از مجموعه درس گفتارهای سنایی، عصر روز چهارشنبه (3 آبان‌ماه) با حضور دکتر سیدمهدی زرقانی، عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   زرقانی در ابتدای این نشست با اشاره به نگاه تاریخی به آثار سنایی گفت: اگر نگاه غیرخطی به تاریخ ادبیات داشته باشیم، می‌توانیم برش‌هایی را در هر دوره در نظر بگیریم که در این مقطع تاریخی وضعیت جامعه دچار پارادایم‌های مختلف شده است. باید توجه داشت، وقتی این پارادایم‌ها ایجاد شود، دوره جدیدی آغاز می‌شود.   او ادامه داد: با تغییر این پارادایم‌ها جهت فرهنگ نیز تغییر می‌کند و افرادی که در این دوره زندگی می‌کنند در دوره گذار قرار دارند. برای مثال در قرن 4 و 5 یک پارادایم و در قرن 6 تا 9 پارادایم دیگری وجود دارد. به‌همین دلیل از اواسط قرن 5 تا اواسط قرن 6 را دوره گذار می‌نامیم.   تضادهای شعر سنایی به دلیل زندگی در دوره گذار است این سنایی‌پژوه با پرداختن به دور گذار عنوان کرد:‌ ما در دوره گذار با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شویم که ویژگی‌های دو دوره را دارد و در این دوره است که فرهنگ به یکباره تغییر می‌کند. به اعتقاد من، سنایی شاعری تاثیرگذار است که در این دوره زیسته است. در آثار سنایی تضادهای زیادی مشاهده می‌شود که این تضادها به دلیل زندگی در دوره گذار است.   این عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به آثار سنایی گفت: وقتی آخرین آثار سنایی را می‌خوانیم متوجه می‌شویم که در برخی مواقع او توجه جدی به عقل دارد و در جایی دیگر اصلا عقل را قبول ندارد و به سخره می‌گیرد. شاید همین تضادها باعث شده تا به‌امروز شرح مناسبی مانند شرح مثنوی مولانا بر آثار سنایی نوشته نشود.   او ادامه داد: هیچ شاعری را نمی‌توانید پیدا کنید که به‌قدرت سنایی ویژگی‌های دوره گذار را تبدیل به نشانه‌های زبانی کرده باشد. همین ویژگی‌هاست که باعث شده تا عده‌ای معتقد باشند که سنایی نماینده‌ای کامل از دوره گذار است.   آثار سنایی راهنمای خوبی برای درک دوره گذار است زرقانی با اشاره به ویژگی‌های دوره گذار گفت: در منطقه شرق ایران از اول اسلام تا قرن چهارم و پنجم شاهد توجه ویژه به هویت ایرانی هستیم اما وقتی وارد پارادایم بعدی می‌شویم، شرایط تغییر می‌کند و بیشتر به هویت اسلامی توجه می‌شود. آثار سنایی راهنمای بسیار خوبی برای درک این دوره است؛ چراکه وقتی فردی در دوره گذار زندگی می‌کند باید به‌وسیله آثارش به ما نشان دهد که چگونه ما از منطقه الف به منطقه ب رفته‌ایم.   او ادامه داد: با بررسی آثار سنایی متوجه می‌شویم اساطیر در دوره پارادایم اول مورد توجه قرار می‌گیرند و احیا می‌شوند و شاهد انتشار آثاری مانند شاهنامه فردوسی هستیم. اما به یکباره در پارادایم بعدی توجه به دین پررنگ تر و همه چیز دچار تغییر می‌شود. مثلا در کتاب «حدیقه الحقیقه» ما متوجه می‌شویم که رستم، کیخسرو و افراسیاب در کنار حضرت نوح، پیامبر و دیگر شخصیت‌های دینی آورده شده‌اند که این نشان می‌دهد در آثار سنایی هر دو دوره مورد توجه بوده است.   «حدیقه الحقیقه» تنها منظومه عرفانی که با خرد شروع می‌شود این سنایی‌پژوه با اشاره به ویژگی‌های دوره گذار در آثار سنایی گفت: در آثار او می‌توان فهمید که او به‌قبل و بعد از خود وابسته است. در اشعار ابتدایی او اسفندیار یک شخصیت اسطوره‌ای است و سنایی از او به‌عنوان ابزاری برای تجلی هویت ملی استفاده می‌کند؛ اما به‌مرور اسفندیار به جنگ نفس‌اماره می‌رود و اسطوره‌ها یکی‌یکی به تبلیغ دین می‌پردازند.   او ادامه داد: سنایی در اشعارش نشان می‌دهد که چطور شرایط در حال تغییر است. از دیگر نشانه‌های این دوره این است که در پارادایم اول توجه ویژه‌ای به خرد زمینی شده است اما در پارادایم دوم شاهد خرد آسمانی هستیم. طبق مطالعات من تنها منظومه عرفانی که با خرد شروع می‌شود «حدیقه الحقیقه» است.  محمد غزالی روی سنایی بسیار تاثیر گذاشت این استاد دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تاثیر محمد غزالی در آثار سنایی گفت: محمدغزالی تنها فردی است که در آن زمان به او حجت‌الاسلام می‌گفتند و حکمش شبیه حکم پیامبر بود. منظور از این حرف، تاثیرگذاری کلام محمدغزالی است. در همین دوره غزالی به‌‌قدری روی سنایی تاثیر می‌گذارد که اگر بگوییم او «حدیقه الحقیقه» را از تاثیر غزالی سروده است بیراه سخن نگفتیم.   او ادامه داد: البته این تأثیرپذیری مختص سنایی نیست و در آثار دیگر شاعران ما مانند مولانا نیز مشاهده می‌شود و انگار شاعران ما تا مدت‌های زیادی پای سفره غزالی نشسته‌اند.   زرقانی در توضیح ویژگی‌های علمی این دوره گفت: در دوره گذار ما از علوم تجربی به سمت علوم اشراقی حرکت کردیم و این ویژگی در آثار سنایی نمایان است. سنایی در «حدیقه الحقیقه» درباره چندین بیماری، نشانه‌های آن و راه درمان آنها صحبت می‌کند. از طرفی این اثر تنها مجموعه شعری است که یک باب را به نجوم اختصاص داده است. همچنین یک باب از «حدیقه الحقیقه» در ستایش علم است.   او ادامه داد: مطالعات من نشان می‌دهند که زیست مردم در قرن 4 و 5 معطوف به دنیا بوده است اما در قرن 6 و 7 این زیست به آخرت معطوف می‌شود و این موضوع را به راحتی  می‌توان در آثار سنایی متوجه شد.   این سنایی‌پژوه در توضیح تقابل دنیا و آخرت در اشعار سنایی گفت: در تقابل دنیا و آخرت یکی باید سرکوفت بخورد اما ما در حدیقه متوجه می‌‌شویم که سنایی به هر دو پرداخته است. سنایی قصایدی دارد که در آن توجه مشخصی به عرفان و ستایش شده  و این دو را با هم ترکیب کرده‌ است. این ترکیب‌ها در آثار سنایی بسیار مشاهده می‌شود و محسوس است.   این عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در پایان گفت: اگر بخواهم صحبت‌هایم را جمع‌بندی کنم باید بگویم که سنایی در دوره گذار زندگی می‌کند دوره‌ای که شرق ایران به لحاظ فرهنگی در حال انتقال از یک پارادایم به پاردایم دیگر است. در پارادایم نخست مولفه‌هایی نظیر خردگرایی، دنیاگرایی، ایرانی‌گرایی و اصالت اولویت دارد و در پارادایم دوم این مولف‌ها به حاشیه می‌روند و عناصر دیگری جایگزین می‌شوند. سنایی شاعری است که بهتر از هر شاعری دیگری توانسته ویژگی‌های دوره گذار را در شعرش تبدیل به کدهای زبانی کند. ]]> نشست‌های کتاب Thu, 26 Oct 2017 05:35:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253306/سنایی-ویژگی-های-دوره-گذار-نشانه-های-زبانی-تبدیل-توجه-هویت-ایرانی اکرمی: همواره از امتناع علم دینی دفاع کردم/ حدود علم در ایران مشخص نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253252/اکرمی-همواره-امتناع-علم-دینی-دفاع-کردم-حدود-ایران-مشخص-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «مساله علم در ایران» با حضور موسی اکرمی، مولف اثر، اسماعیل خلیلی و حنیف قلندری به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی عصر امروز سه‌شنبه (2 آبانماه) در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   موسی اکرمی در ابتدای این نشست با اشاره به روند تدوین کتاب گفت‌: از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی از من خواسته شد تا در راستای تدوین سلسله کتاب‌های تأملات صاحب‌نظران درباره آموزش عالی مجموعه سخنرانی و یادداشت‌هایم را درباره مساله علم و آموزش عالی در ایران جمع‌آوری کنم به همین دلیل من نیز طی یک ماه برایند یادداشت‌ها و سخنرانی‌هایم درباره این موضوع را گردآوری کردم.   وی با تاکید بر اینکه دغدغه‌ام در پیوند با سیاست‌گذاری و جامعه‌شناسی علمی نیست، گفت: انگیزه‌ام در این کتاب تاریخ و فلسفه علم بوده است آنچنان که از عنوان کتاب هم پیداست مساله علم در ایران بسیار موضوع مهمی است و در این‌باره همواره دو سوال اساسی مطرح بوده است یکی اینکه آیا ما علم بومی داریم یا خیر و دیگر اینکه علم مقوله جهانی است یا نه؟   این استاد دانشگاه افزود: در این زمینه فیلسوفان و مورخان علم نظراتی را بیان کرده‌اند و موضع ما با تعریفی که از علم دارم با توجه به تجربی‌بودن آن این است که علم را با معارف دیگر متفاوت می‌دانم. من در این کتاب پنج حوزه معرفتی را از علم بازشناسی کردم و به چندین باور اعم از شناخت، علم، دین، فلسفه و اسطوره اشاره کرده‌ام. چنانچه کسی بخواهد به علم بپردازد و جامعه‌شناسی، تاریخ و فلسفه آن را مورد بررسی قرار دهد باید از رویکردهای هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، روش‌شناختی، دلالت‌شناسی و عرضه‌شناسی این موضوع را مورد بررسی قرار دهد.   مولف «کیهان‌شناسی افلاطون» با تاکید بر اینکه معتقد به رئالیسم علمی است و این دیدگاه را در سراسر کتاب می‌توان مشاهده کرد گفت: اولین ویژگی علم از دیدگاه مرتون که بنیانگذار جامعه‌شناسی علم است جهانشمولی آن است و من در کتاب خود سعی کردم علاوه بر حفظ دغدغه‌های بومی از موضع رئالیسم علمی در سراسر کتاب دفاع کنم.   این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش به بهره‌گیری از ایدئولوژی در ساحت علم اشاره کرد و افزود: در مقام جمع‌آوری در ساحت علم می‌توانیم از ایدئولوژی‌های گوناگون بهره ببریم اما اگر قرار باشد علمی تولید شود امکان وارد شدن ایدئولوژی وجود ندارد.   اکرمی در ادامه سخنانش تاریخچه‌ای هم از فلسفه علم در ایران قبل از انقلاب اسلامی ارایه کرد و گفت: امروز مساله علم در ایران در درجه اول تعریف خود علم است و این که بالاخره علم چیست و نسبتش و مرزبندی آن با معارف دیگر چگونه تعریف می‌شود؟ متاسفانه امروز در کشور ما علم از عدم مشخص‌بودن مرزهایش با علوم دیگر به‌ویژه دین رنج می‌برد. زمانی که تامس کوهن کتاب «ساختار انقلاب‌های علمی» را تالیف کرد، خوانش‌های متفاوتی از این کتاب در سراسر جهان ارایه شد و در کشور ما نیز با برداشت‌هایی که از مفهوم پارادایم انجام شد عده‌ای به نفع خودشان بحث علم دینی را دفاع کردند و از کنار آن بودجه‌های گزافی را هزینه کردند در حالی که حتی نتوانستند به هیچ موفقیتی در این حوزه دست پیدا کنند این در حالی بود که کوهن خود در سال 1960 اندیشه‌هایش در این باره را تلطیف کرد.   این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما نمی‌خواهیم علم را به ایران منتقل کنیم بلکه می‌خواهیم به جریان علمی جهان با پدیدارآوردن ساختارهای بومی و رشد دادن علم ویژه خودمان بپیوندیم، گفت: من همواره جزو معدود کسانی بودم که از امتناع علم دینی دفاع کردم و اگرچه در ایران عده‌ای در پیدایش این بحث حسن نیت داشتند اما بخش زیادی هم با علم دینی پول درآوردند این در حالی است که می‌توانم به جرأت بگویم ما نه‌تنها در حوزه‌های علوم پایه که در حوزه‌های علوم انسانی و از جمله اقتصاد و به طور مثال اقتصاد اسلامی حتی 5 صفحه هم نتوانستیم علم تولید کنیم!   اکرمی گفت: ما نهادهای دانش مدرن را به کشورمان آوردیم اما سوال این است که این نهادها چقدر با کشور ما سازگار شدند و اگر این تطابق و سازگاری صورت می‌گرفت می‌توانستیم به جریان علمی جهانی بپیوندیم که اولین ویژگی‌اش جهانشمول بودن علم بود.   کتاب ارزیابی شتابزده‌ از مباحث تاریخ علم دارد خلیلی در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه در این اثر ارزیابی شتابزده‌ای از مباحث تاریخ علم به‌عمل آمده گفت: گویی مولف در این کتاب تقسیم‌بندی پسینی داشته بدین معنی که براساس مواد موجود فصل‌بندی کتاب را انجام داده است و ای‌کاش با توجه به ظرفیت‌های موسی اکرمی امکان تدوین کتابی تالیفی از ایشان درباره این موضوع وجود داشت.   وی افزود: این کتاب اگرچه رساله‌ای در فلسفه علم نیست و ادعای آن را هم ندارد اما می‌توان آن را مقدمه‌ای بر فلسفه علم از سوی مولف دانست که می‌تواند مباحث آن به‌مرور از سوی اکرمی تکمیل شود.   خلیلی با اشاره به اینکه کتاب حاضر می‌توانست برای مخاطب خاص‌تری نوشته شود، افزود: رابطه علم و فلسفه بسیار کانونی‌ است اما در این کتاب به‌صورت پراکنده به آن پرداخته شده است از سوی دیگر از زمان تاسیس دارالفنون تاکنون ما همواره به دنبال این بوده‌ایم که نائل به نوعی علم شویم که راهگشای ما از این وضعیت اسف‌بار باشد اما در عمل راهکاری ارایه نشده است.   این مدرس دانشگاه خطاب به اکرمی گفت: شما در کتابتان وارد مناقشات درباره طبقه‌بندی علم نشدید در حالی که این اساس فلسفه علم است و جا داشت که در این کتاب به این موضوع پرداخته می‌شد از سوی دیگر مشکل دیگر جامعه‌شناسی علم در ایران است که به پرسش‌های اساسی درباره مساله علم پاسخ داده نمی‌شود و ما به‌عنوان جامعه ایرانی نحوه مواجهه با علم مدرن را درک نکرده‌ایم. متاسفانه یکی از نواقص این کتاب هم این است که به این موضوعات چندان نزدیک نشده است.  ما در ایران تعریفی از تاریخ علم نداریم  قلندری در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه ما در ایران تعریفی از تاریخ علم نداریم، گفت: وقتی درباره تاریخ علم حرف می‌زنیم سوال این است که منظورمان از تاریخ علم چیست و چه نگاهی به علم داریم متاسفانه به نظر می‌آید که اغلب تعاریفی که از تاریخ علم در ایران ارایه شده دم‌دستی است و تاکنون تعریف مشخصی انجام نشده است اما در این کتاب تعریفی که در این باره به مخاطب ارایه می‌شود به‌گونه‌ای است که خواننده می‌تواند براساس آن به مدلی در این حوزه برسد.   وی عنوان کرد: سوال دیگر این است که فلسفه و تاریخ علم در مطالعه آکادمیک علم در چه جایگاهی قرار می‌گیرند و ای‌کاش مولف ایده‌آل خود را درباره این موضوع در کتاب شرح می‌داد. ]]> نشست‌های کتاب Tue, 24 Oct 2017 14:27:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253252/اکرمی-همواره-امتناع-علم-دینی-دفاع-کردم-حدود-ایران-مشخص-نیست شرایطی که سنهوری در کتاب برای حاکم ذکر می‌کند با مشخصات رهبر در ایران مشابهت دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253237/شرایطی-سنهوری-کتاب-حاکم-ذکر-می-کند-مشخصات-رهبر-ایران-مشابهت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در راستای سلسله نشست‌های معرفی و نقد کتاب، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه علوم قضائی نشست معرفی و نقد کتاب «فقه حکومت اسلامی و تحول آن» تألیف عبدالرزّاق احمد سنهوری استاد برجسته حقوق و علوم سیاسی مصر، ترجمه صباح زنگنه دوشنبه یکم آبان در دانشگاه علوم قضایی برگزار شد. مسلم آقایی طوق، دبیر نشست درباره این اثر توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: نویسنده این کتاب، عبدالرزاق احمد سنهوری یکی از حقوقدانان و نویسندگان بزرگ عرب و جهان اسلام در عصر معاصر است. این کتاب که انتشار آن به سال 1926 برمی‌گردد، یکی از آثار مبنایی و بنیادی در حوزه فقه سیاسی و حکومت اسلامی محسوب می‌شود. موضوع این کتاب مربوط به خلافت اسلامی بوده و در دورانی نوشته شده که خلافت عثمانی فروپاشیده و نویسنده، این کتاب را به عنوان نظریه‌ای برای تشکیل خلافت در دوران مدرن به رشته تحریر درآورده است. اگر چه نظام سیاسی کشور ما مبتنی بر فقه شیعه است و نظریه خاص خودمان را داریم، اما از نظر آشنایی با اندیشه‌های سیاسی اسلامی، این کتاب برای ما هم بسیار مفید و قابل استفاده است. صباح زنگنه، مترجم کتاب نیز در این نشست طی سخنانی به معرفی این اثر پرداخت و افزود: «فقه الخلافة و تطورها لتصبح عصبة أمم شرقیة» عنوان رساله دکترای عبدالرزاق سنهوری به زبان فرانسه بوده که نادیا سنهوری (دختر مؤلف) به زبان عربی آن را ترجمه کرده و در سال 1993 میلادی در قاهره به چاپ رسیده است. در سال 1373 شمسی کتاب از سوی دکتر توفیق الشاوی که داماد سنهوری و از حقوقدانان بزرگ مصر هستند، به همراه همسرش نادیا سنهوری دختر سنهوری، به من اهدا شد و من در سال 1391 کار ترجمه آن را به انجام رساندم. وی با بیان اینکه «فقه الخلافة و تطورها لتصبح عصبة أمم شرقیة» یک کتاب فقهی است که با رویکرد استدلالی به مباحث حقوق اساسی پرداخته عنوان کرد: بسیاری از مسائل فقهی که در این کتاب مطرح شده است، با تجربه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران شباهت‌ها و اشتراکات فراوانی دارد و علاوه بر آن که شرایط سیاسی و اجتماعی روز منطقه و جهان اسلام از جمله بحث بیداری اسلامی، گرایش‌ها به مباحث اسلامی و تشکیل احزاب و گروه‌هایی که به دنبال تأسیس حکومت اسلامی هستند، ضرورت تبیین و ارائه ادبیات حکومتی مبتنی بر فقه اسلامی را دو چندان کرده است. این در حالی است که در کشور ما که نظام سیاسی آن برخاسته از یک انقلاب و مبتنی بر فقه اسلامی است، کار زیادی روی این موضوع و تولید و تبیین ادبیات حکومت فقهی برای ایجاد یک ساختار مناسب حکومتی صورت نگرفته است. بیشتر بحث‌های فقهی محدود به همان بحث‌های حوزوی شده است. مجموع این عوامل روی هم رفته بنده را تشویق و ترغیب به ترجمه این کتاب کرد. به گفته این محقق، کتاب در سال 1926 نوشته شده یعنی همان سال‌هایی که امپراتوری عثمانی فروپاشیده بود و دغدغه تشکیل یک حکومت اسلامی و ترس از تحت سلطه غرب واقع شدن در جهان اسلام وجود داشت. در چنین شرایطی، عبدالرزاق سنهوری یک شخصیت علمی مسلط به مبانی فقهی و حقوق غرب که کشورهای مختلفی پیوسته از او دعوت می‌کردند که به بررسی و تدوین قوانین برای آنها بپردازد، اقدام به نگارش این کتاب می‌کند. مبنای فکری سنهوری در نگارش این کتاب، فقه مقاصدی یا فقه مصالح بوده یعنی آنچه که به مصلحت و منفعت جامعه است را مبنای ایجاد ساختار برای تشکیل حکومت قرار می‌دهد. صباح زنگنه با اشاره به اینکه نویسنده در این کتاب طی سه بخش اصول اساسی حاکم بر تشکیل تا خاتمه حکومت را تشریح کرده است، گفت: در کتاب نخست، راه‌های گزینش رئیس حکومت (خلیفه) را تبیین می‌کند که یکی از طریق انتخاب به وسیله امت اسلامی و دیگری از طریق استخلاف یا انتخاب جانشین توسط حاکم است و در هر کدام شرایط و آثار و پیامدهای آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهد؛ به نظر سنهوری حاکم باید دارای سه ویژگی باشد: گرایش به وحدت جهان اسلام؛ اعتقاد و التزام به اجرای احکام شریعت و اعتماد به جامعیت شریعت در بُعد دینی و دنیوی داشته باشد. جالب آن که شرایط و صفاتی که سنهوری برای حاکم ذکر می‌کند، تشابهات و اشتراکات زیادی با شرایط پیش‌بینی شده برای رهبر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد. مترجم «فقه الخلافة و تطورها لتصبح عصبة أمم شرقیة» تاکید کرد: سنهوری عقیده بر حضور و نظارت مستمر مردم بر حاکمان دارد و حکومت خوب و مطلوب را در گرو وحدت امت و نظارت بر حاکم می‌داند. در کتاب دوم، سیر حکومت و صلاحیت آن را بررسی می‌کند: مباحث حوزه ولایت خلیفه (حاکم) را از لحاظ افراد و سرزمین‌ها بررسی کرده و حدود اختیارات ولایت و حکومت را تبیین می‌کند. بحث تفکیک و استقلال قوا را مطرح می‌کند؛ به عقیده سنهوری حاکم نمی‌تواند هیچ دخل و تصرفی در قوه مقننه داشته باشد، چون قوه مقننه تجلی اراده خداست که از طریق انتخابات شکل می‌گیرد. همچنین، حاکم حق ندارد در آزادی‌های عمومی دخالت کند. پایه و اساس نظریات سنهوری درباره طرح اعاده و احیای خلافت، اجماع است که در نهایت منتهی به تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی شد. ترجمه کتاب روان و سلیس است در ادامه نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، دانشیار و مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه ترجمه کتاب کاملاً روان و سلیس و البته منطبق با متن اصلی صورت گرفته است و همچنین، علاوه بر ترجمه، پی‌نوشت‌هایی توسط مترجم اضافه شده و مترجم در مقام تحقیق نیز برآمده و از این نظر، کار ارزشمند و قابل تقدیر است، گفت: این کتاب که در فاصله سال‌های بعد از جنگ جهانی اول نوشته شده، یک اثر بدیع و جدید بوده و تا آن زمان کتابی که فقه را با جامعه عصر مدرن تطبیق دهد نوشته نشده بود. مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: اهمیت ویژه کار نویسنده از آن جهت بوده که نخستین گام‌ها در راستای تبیین مدرنیته بر اساس آموزه‌های سنت را برداشته است؛ وی بر خاستگاه سنت نشسته و مقوله‌های مدرن را به صورت عقلایی و عرفی تبیین کرده است؛ به لحاظ شخصیت منصف نویسنده، استبداد در کلام وی منتفی است و جایگاه مردم در اندیشه وی بسیار متعالی است؛ بحث تفکیک قوا را به خوبی در کتاب تبیین کرده و بر مسئله آزادی‌های عمومی مردم تأکید کرده است. این در شرایطی بوده که نویسنده در زمان نگارش این کتاب بیش از سی سال سن نداشته و به اقتضای نبوغ و دوراندیشی خاص خود بحث‌هایی مطرح کرده که بسی فراتر از زمان خود بوده و تا آن زمان سابقه‌ای نداشته است. اما با همه این‌ها یک ایراد مبنایی به کار نویسنده وارد است و آن این که نویسنده از یک سو به ضرورت وحدت حکومت اسلامی نظر می‌دهد و از سوی دیگر، وجود دولت‌ ـ‌ ملت‌های عصر مدرن در چارچوب مرزهای جغرافیایی مشخص را به رسمیت می‌شناسد. فرق است بین این که دولت‌های اسلامی واحد شوند یا متحد شوند. یکی شدن همه حکومت‌های اسلامی با لحاظ مرزهای جغرافیایی میسر نیست، ولی متحد بودن و داشتن رویکرد سیاسی واحد، شدنی و قابل قبول است. به گفته حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، از لحاظ عنوانی هم چند اشکال به نظر می‌رسد: عنوان کتاب «فقه الخلافه و تطورها» است، در حالی که به «فقه حکومت اسلامی و تحول آن» ترجمه شده است. اولاً قید «اسلامی» در عنوان نیامده و معلوم نیست بر چه مبنایی در ترجمه این قید اضافه شده است؟ البته با توجه به قرینه فقه شاید بتوان این اشکال را مرتفع دانست؛ ثانیاً، خلافة معادل حکومت ترجمه شده است، در حالی که خلافت به معنی حکومت بودن محل تردید است؛ ثالثاً، تطور معادل تحول ترجمه شده، در حالی که تطور به معنای ادوار است، نه تحول.  همچنین در این نشست، دکتر احمد اسماعیل‌تبار، استادیار گروه حقوق اسلامی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری با بیان اینکه سنهوری، نویسنده این کتاب اندیشه‌های خود را از دوران تحصیل در فرانسه وام گرفته و تسلطی بر فقه نداشته است و بنابراین در این کتاب، بر اساس فقه، حتی فقه مذهب خودش یعنی شافعی بحث نمی‌کند، گفت: مسئله اصلی در این کتاب، فقه‌الخلافه است؛ دغدغه نویسنده احیای خلافت اسلامی است بر مبنای این تئوری که اگر حکومت اسلامی بخواهد متحول شود، نخست باید فقه متحول شود. چرا که تشکیل حکومت و اداره جامعه باید بر اساس دانش اعتباری فقه صورت گیرد. سؤال آن است که کدام فقه؟ فقه اهل سنت یا فقه شیعه؟ اگر منظور فقه اهل سنت است، کدام مکتب فقهی اهل سنت؟ شافعی، مالکی، حنفی یا حنبلی؟ مگر می‌شود به آسانی بین این‌ها جمع کرد؟ چگونه می‌توان با وجود چند فقه مختلف و متفاوت، فقه‌الخلافه نوشت و وحدت ایجاد کرد؟ این کار از نظر عملیاتی شدنی نیست و به بن بست می‌رسد. تنها راه خروج از این تنگنا آن است که بگوییم هر حکومت اسلامی بر اساس فقه مذهب خوش عمل کند و در عین حال، بر سر بعضی اصول اساسی مشترک و متحد باشند. وحدت تنها در این معنا امکان‌پذیر است.  ]]> نشست‌های کتاب Tue, 24 Oct 2017 11:37:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253237/شرایطی-سنهوری-کتاب-حاکم-ذکر-می-کند-مشخصات-رهبر-ایران-مشابهت هرآنچه نیاز است درباره جایزه احمد محمود بدانید/ متکی نبودن جوایز به شخص منوط به تشکیل انجمن صنفی نویسندگان است http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/253120/هرآنچه-نیاز-درباره-جایزه-احمد-محمود-بدانید-متکی-نبودن-جوایز-شخص-منوط-تشکیل-انجمن-صنفی-نویسندگان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): اواسط تیرماه سال جاری کامران محمدی، داستان نویس با انتشار فراخوانی و در گفت‌وگو با رسانه‌های مختلف خبر از برگزاری جایزه احمد محمود داد. بر اساس صحبت‌های مطرح شده، قرار شد تا گروهی 50 نفره متشکل از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فعالان حوزه ادبیات در مرحله نخست به مجموعه داستان‌ها و رمان‌های منتشر شده در سال 95 امتیاز دهند و بعد از آن داوران نهایی از میان آثار برگزیده، نامزدها و برندگان نهایی جایزه را انتخاب کنند. بعد از اعلام اسامی راه‌یافته به مرحله نهایی، مسئولان برگزاری این جایزه نیز مانند سایر جوایز ادبی از تیررس منتقدان و مخالفان در امان نماندند و فضای مجازی و خبرگزاری ها و صفحات روزنامه ها مملو از حاشیه پردزای درباره این جایزه نوپا شد. همین موضوع بهانه‌ای شد تا ایبنا با برگزاری میزگردی به بررسی این جایزه بپردازد. این نشست به دبیری شهاب دارابیان و با حضور کامران محمدی، نویسنده و دبیر جایزه احمد محمود، حسن محمودی، نویسنده، روزنامه‌نگار و منتقد و حمید بابایی، نویسنده و روزنامه‌نگار برگزار شد.   دارابیان: بدون شک برگزاری هر جایزه با اهداف مشخصی انجام می‌شود و دلیلی محکم برای انجام آن رویداد وجود دارد. از این رو قطعا جایزه احمد محمود نیز از این قاعده مستثنی نیست. جامعه ادبی ما به دلایلی تا سال‌های سال دچار خود‌سانسوری شده بود و از آوردن نام احمد محمود پرهیز می‌کرد. این خودسانسوری به جایی رسید که حتی ما در شهر اهواز (زادگاه احمد محمود) کوچه‌ای به نام این نویسنده بزرگ معاصر نداریم. خبر برگزاری جایزه محمود اتفاق بسیار خوبی بود و حتی شرایط را برای پیگیری خبرگزاری کتاب از مسئولان استانی فراهم کرد تا سرانجام مسئولان شورای شهر و اداره فرهنگ استان خوزستان قول همکاری در این رابطه دادند و قرار شد تا ظرف روزهای آینده میدانی به نام احمد محمود نامگذاری شود. همه این‌ها مقدماتی بود تا از کامران محمدی سوال شود که چرا این نیاز را احساس کرد تا به فکر راه‌اندازی جایزه‌ای به نام احمد محمود باشد؟   محمدی: مدتی بعد از اینکه جایزه گلشیری تعطیل شد و احمد غلامی هم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات را ادامه نداد، من به این فکر افتادم که لازم است جایزه‌ی دیگری راه‌اندازی شود. وقتی فرصتش فراهم شد، یعنی حدود دو سال پیش با تعدادی از دوستان صحبت کردم که دست به دست هم دهیم و جایزه‌ای را شروع کنیم؛ چراکه شرایط بدی مهیا شده بود و عملا جز یکی دو جایزه‌ی خصوصی کوچک یا نامنظم و نیمه‌تعطیل، جایزه‌ی دیگری باقی نمانده بود. آن موقع به دلیل مسایل مالی و اجرایی موفق نشدم، ولی فکر برگزاری جایزه که از ابتدا هم با همین نام احمد محمود در ذهنم بود، هم‌چنان باقی ماند و اگرچه بحثش با دوستان دیگر پیش نیامد و عملا فراموش شد اما من موضوع را رها نکردم و سعی کردم هر طوری که هست شرایط لازم را فراهم کنم. خوشبختانه اوایل امسال این امکان فراهم شد و به سراغ دوستان یعنی «مهدی ربی»، «سارا سالار»، «محمدحسن شهسواری»، «پیمان هوشمندزاده» و «مهدی یزدانی‌خرم» رفتم و کار را شروع کردم. از ابتدا هم همین شکل برگزاری مورد نظرم بود و دلم می‌خواست جایزه‌ای با سیستمی مشابه اسکار داشته باشیم تا بازتابی از جامعه ادبی باشد. بازتابی که از خرد جمعی ادبیات می‌آید، و نه فقط از رای سه یا پنج داور مشخص. یعنی دست‌کم هیات انتخاب اول، جامعه‌ی ادبیات باشد. دارابیان: بدون شک یکی از عواملی که باعث اعتبار و ارزش یک جایزه می‌شود، تیم تشکیل دهنده آن است. طی روزهای گذشته همراه با اعلام اسامی 20 اثر انتخاب شده، اسامی داوران هر دو گروه نیز اعلام شد. چه ویژگی‌هایی باعث انتخاب این تیم شد و ملاک شما برای جمع‌آوری این گروه چه بود؟ محمدی:‌ برای انجام درست این طور کارها، لازم است آدم‌های هم‌دل و هم‌فکر کنار هم جمع شوند. بنابراین اولین نکته برای من این بود که شش نفر هم‌فکر که همدیگر را قبول دارند و می‌توانند در کنار هم کار کنند باشیم. اما بعد از این، مطمئنا لازم بود آدم‌های شناخته‌شده‌ای در دنیای ادبیات باشند. یعنی حضورشان به جایزه اعتبار و احترام اضافه کند، نه برعکس. ضمن این‌که در کارهای‌شان ثابت کرده باشند که ادبیات را می‌فهمند و نظرشان به عنوان داور هم قابل استناد و اتکاست. علاوه بر این، به کار صنفی و اجرایی اعتقاد و علاقه داشته باشند و زود خسته نشوند. حاضر باشند برای این‌طور کارها کمی وقت بگذارند و گذشته از همه‌ی این‌ها، پوست‌شان کلفت باشد. از فحش‌ها و شایعه‌ها و حرف و حدیث‌هایی که در انتظارشان است، نترسند؛ زیرا در فضای ادبیات ایران، این اولین نتیجه‌ی هر کار مهم و درستی است! به‌خصوص که معمولا آدم‌های موافق و مثبت، صدای‌شان را بلند نمی‌کنند، اما منتقدان و مخالف‌خوان‌ها، استاد عربده‌کشی‌اند. پس کسی نباید منتظر دلگرمی و تشکر و به‌به و چه‌چه باشد. فکر می‌کنم اگر به پنج داور دیگر دقت کنید، تایید می‌کنید که کم‌وزیاد این ویژگی‌ها را دارند.   دارابیان: ‌برگزاری هر جایزه معمولاً با نظرات موافق و مخالف روبه‌رو است و عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف هستند. بعد از اعلام فراخوان جایزه چه اتفاقی رخ داد؟ محمدی: آدم‌ها در زمینه‌ی اعتقاد به جایزه دو دسته هستند. بعضی معتقدند جایزه‌ها لطمه می‌زنند، خوب نیستند، عادلانه نیستند و بعضی هم معتقدند جایزه باعث می‌شود تنور ادبیات گرم شود و بحث‌های مختلف ادبی شکل گیرد. من جزء گروه دوم هستم. در این مدت که نام جایزه احمد محمود مطرح شده، بحث‌های مختلفی شکل گرفته است و همین دعواها، نقدها و بحث‌هاست که فضای ادبیات را گرم می‌کند. به‌نظرم این تحرک به‌شدت برای ادبیات ایران لازم است. البته نه برای ایران، بلکه برای همه‌جای دنیا. ما این‌جا همیشه می‌خواهیم چرخ را از ابتدا اختراع کنیم. در مورد بدیهیات بحث می‌کنیم. مثل بحثی که درباره‌ی کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی مطرح می‌شود. آیا آموزش داستان‌نویسی لازم است یا نه؟ آیا کارگاه‌ها خوب هستند یا نه؟ رشته دانشگاهی سال‌های سال است که در آمریکا و اروپا وجود دارد. نویسندگانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند، نوبل گرفته‌اند که اگر اشتباه نکنم تونی موریسون یکی از آنهاست و بعد ما تازه داریم درباره این صحبت می‌کنیم که آیا آموزش داستان‌نویسی خوب است یا نه؟ خود ایشی گورو که امسال نوبل گرفت، دوره‌ی آموزشی و دانشگاه دیده است. ما باید سر بدیهیات بحث کنیم و اگر حالا هم بخواهیم بحث کنیم من قطعا جزو آنهایی هستم که نه‌تنها معتقد است جایزه و آموزش مفید است، بلکه فکر می‌کنم ضروری است. همه جای دنیا هم همین است. منتها باید سعی کنیم این‌ها تا حد امکان مستقل از دولت، جناح، سوگیری و به صورت خصوصی برگزار شوند. محمودی: من فکر می‌کنم قبل از هر چیزی که شما به آن فکر کرده‌ باشید، احتمالا توجه داشته‌اید که این جایزه باید هویت داشته باشد تا من مخاطب بفهمم که جایزه احمد محمود در طی دو دوره و سه دوره یک اعتمادی برای من مخاطب به‌وجود می‌آورد و این جایزه بخاطر تاثیرگذاری به این نوع کتاب و ادبیات جایزه می‌دهد. موضوعی که در حال حاضر درباره جایزه احمد محمود به دلیل مطرح شدن نامش چالش‌برانگیز است. سوال من این است که اکنون احمد محمود آیا فقط یک نام است که برای یادبود روی این جایزه گذاشته شده است یا اینکه قرار است این احمد محمود در نوع هدف‌گذاری هم لحاظ شود؟   محمدی:‌ هر دو مطرح است. همان طور که عرض کردم، من از ابتدا به اسم جایزه و شکل برگزاری‌اش فکر می‌کردم. از همان ابتدا اسم احمد محمود در ذهنم آمد و فکر کردم چقدر خوب است که اسم جایزه احمد محمود باشد؛ چراکه به اعتقاد من، او بزرگترین نویسنده ایرانی است. سایر دوستان هم با این نام بسیار موافق بودند. چه نامی بهتر از نام یک نویسنده‌ی بزرگ ایرانی که به این شکل، نامش زنده شود و بزرگ داشته شود؟ اما ماجرا فقط این نیست و قطعا جهت‌گیری یا ملاک‌هایی هم برای جایزه وجود دارد که برای داوری کتاب‌های دور دوم، لحاظ خواهد شد. البته قطعا ملاک ما این نیست که اثر برگزیده، به صورت تقلیدی، شبیه به احمد محمود باشد؛ نویسنده باید شبیه خودش باشد؛ زیرا ما نمی‌خواهیم نویسندگانی را تشویق کنیم که از احمد محمود یا هرکس دیگری تقلید می‌کنند؛ بلکه قطعا از کسانی حمایت می‌کنیم که اول خودشان باشند و نوآوری‌ داشته باشند. اما در عین حال ویژگی‌های برجسته و هدایتگری که احمد محمود دارد در آثار آنها مشاهده شود. برای مثال برقراری ارتباط با مخاطب عام‌تر و گسترده یکی از ویژگی‌های آثار شاخص محمود است. به عبارتی پرهیز از فرم‌گرایی افراطی یا داستان‌های تجربی که مخاطب خاص و متخصص دارند. همین طور توجه ویژه به داستان‌پردازی و قصه‌ی جذاب به‌ویژه در بخش رمان. در سطح زبان و نثر، پرهیز از زبان پیچیده و سخت که ارتباط مخاطب گسترده را با دشواری مواجه می‌کند. رئال بودن و رویکرد رئال و به‌روز به جامعه، یعنی همان چیزی که به نام داستان‌های واقع‌گرای اجتماعی می‌شناسیم. به عبارتی، توجه نویسنده به جامعه‌اش و مسایلی که به لحاظ اجتماعی، تاریخی و سیاسی با آن‌ها مواجه است. همین طور توجه به داستان‌نویسی بومی و ایرانی، همان طور که داستان‌های محمود هستند. منظورم داستان اقلیمی نیست، بلکه مراد داستانی است که رنگ و بوی ایرانی به معنای کلی دارد. حالا خیلی از کارهای ایرانی یا در خلأ رخ می‌دهند یا می‌توانند ترجمه باشند. به طور خلاصه، معتقدم بیش‌تر ویژگی‌های آثار احمد محمود، همان چیزهایی‌اند که ادبیات ایران به آن‌ها نیاز دارد و جایزه‌ی احمد محمود هم به طور طبیعی به این ویژگی‌ها توجه ویژه دارد. بابایی: می‌شد بخشی را به عنوان جایزه ویژه احمد محمود اضافه کرد تا یک رمان اجتماعی را انتخاب کنیم. رمانی که تمام ویژگی‌هایی که می‌گوییم در آن باشد. به نظرم به این مساله حداقل برای دوره‌های بعد می‌توان فکر کرد.   محمدی: خیلی کارها می‌‌توان انجام داد. من خودم خیلی علاقه‌مندم که جایزه‌ای هم در کنار جایزه‌ی اصلی برای نویسندگان جوان وجود داشته باشد. نگفتم کار اولی، برای اینکه این دو رویکرد مختلف است؛ چراکه هم می‌تواند نویسنده‌ای جوان نباشد و کار اولی باشد و هم بالعکس. به هر حال حتما یک انتخاب ویژه در بخش رمان که با چارچوب‌های سخت‌گیرانه‌تر، رمان اجتماعی رئال باشد، پیشنهاد خوبی است. همین طور بخش نویسندگان جوان یا کار اولی و امثالهم. منتها اول باید جایزه پا بگیرد و بماند و بعدا گسترش پیدا کند. محمودی: من خیلی جا خوردم از این که همین ابتدای کار خودتان هم درباره ادامه جایزه در دوره‌های بعدی با تردید حرف می‌زنید. حداقل انتظار داشتم که جوری برنامه‌ریزی شود که این جایزه چشم‌انداز 10 ساله داشته  و با سازوکارهای مشخص شکل گرفته باشد. روی حامی مالی فکر کرده باشید تا در برگزاری دچار مشکل نشوید.  وقتی جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را پایه‌گذاری کردیم، فکر نمی‌کردیم این قدر تاثیرگذار باشد. چندنفر دور هم جمع شده‌ بودیم و مثل همین الان احساس کردیم که خلائی در ادبیات داستانی وجود دارد. ضرورت برگزاری جایزه‌ای در بخش خصوصی را احساس می‌کردیم. آن زمان تنها جایزه ادبی، کتاب سال بود که به رمان و داستان هم جایزه نمی‌داد. دوره‌ای بود که روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر می‌شدند و شادابی و نشاط ادبی به واسطه صفحه‌های ادبی روزنامه‌ها وجود داشت که از اتفاق یکی از بانیان رونق این صفحه‌ها و تازگی‌شان، احمد غلامی، دبیر جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی بود. شکل روزنامه‌ها عوض شده بود. صفحات ادب و هنر شکل گرفته بود و مجلات سنتی را از دور خارج می‌کرد. مصاحبه با چهره‌های دور از دسترسی مانند هوشنگ گلشیری، محمود دولت‌آبادی و ... مصاحبه کرده یا انتشار یادداشت و نقدهای تخصصی در حوزه ادبیات داستانی، اتفاق بکری در آن فضا بود. امری که در دهه چهل و پنجاه، رونق داشت و تاثیرگذار بود. در آن شرایط  دهه هشتاد احساس شد که حالا جای پیشنهادات خاص به جامعه ادبی از طریق جایزه ادبی خالی است. هم‌زمان هم جایزه «مهرگان ادب» با همت یک خیر و موسسه پکا برگزار شد. به دنبال آن شاهد جایزه‌های خصوصی دیگری از جمله جایزه هوشنگ گلشیری بودیم. برخی از این جایزه‌ها ادامه‌دار شد و خیلی‌ها بودند که گام‌های بلندتری هم برداشتند، یک دوره و دو دوره برگزار کردند، اما به دلایل متعددی متوقف شدند. واقعیت این است که جایزه‌ای می‌تواند تأثیرگذار باشد که ادامه پیدا کند و زود تعطیل نشود. شما که با من هم نسل هستید و خودتان هم در برخی از این جایزه‌ها دستی داشته‌اید، با من موافقید؟   محمدی: همین طور است. من هم منظورم این نبود که ما یک دوره برگزار می‌کنیم و می‌رویم. اتفاقا من برنامه‌های ویژه‌ای دارم، اما این‌جا ایران است و همه‌چیز دست ما نیست. اگر واقع‌بین باشیم، لازم است درباره‌ی آینده با احتیاط صحبت کنیم. اتفاقاتی که برای جوایز دیگر رخ داده و تعطیل شده‌اند، می‌توانند برای ما هم رخ دهد. اما ما تجربه‌های گذشته را داریم و شاید همین بتواند کمک کند که زود از میدان خارج نشویم. متاسفانه در فضای ادبیات ایران مشکلات بسیاری هست که کار را برای درازمدت بسیار سخت و فرساینده می‌کند. از مسایل مالی و اجرایی گرفته تا نقدها و فشارهای دوستان. این یک واقعیت است که وقتی کاری چرخه‌ی مالی ندارد، به‌سختی می‌تواند در چشم‌انداز خیلی گسترده و درازمدت باقی بماند. انجام کارهای شخصی و دورهمی و وابسته به یک یا چند فرد، بدون حمایت مادی و معنوی، آدم‌ها را خسته می‌کند. خلاصه اینکه اگر جایزه‌های قبلی تعطیل شده‌اند، حتما دلایلی داشته که این دلایل هنوز هم هست. ما هم از فضا نیامده‌ایم. پس نباید ادعاهای غیرمنطقی کنیم. فقط سوال این است که آیا ما باید با توجه به این مشکلات و شرایط، بنشینیم و دست روی دست بگذاریم؟ من معتقدم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که اگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم. از بحث اصلی منحرف نشویم. بله، قطعا ما دوره‌های بعدی را هم پیش‌بینی کرده‌ایم. ولی من وضعیت جامعه خودم را می‌شناسم و ممکن است پیش‌بینی‌های ما درست از آب درنیاید. آنچه از دست ما برمی‌آید انجام می‌دهیم. اما آیا همه مسائل دست ماست؟ نه، من واقعا باید ساده‌لوح باشم که بیایم با قاطعیت بگویم 10 سال دیگر هم هستیم و چنین می‌کنیم و چنان می‌کنیم. برعکس، من آنچه از دستم برمی‌آید انجام می‌دهم، حتی اگر برگزاری فقط یک دوره از جایزه‌ی احمد محمود باشد. محمودی: مهم است که چقدر جایزه سازوکارش به فرد و شخص متکی است. اگر کامران محمدی نبود، سال دیگر برگزار می‌شود یا نمی‌شود؟ باز هم از جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی مثال بزنم. احمد غلامی بعد از اتفاق‌هایی که برایش افتاد، گفت من دیگر این جایزه را برگزار نمی‌کنم. هرچه اصرار کردیم، گفت من نیستم. در صورتی که ما خیلی هم مراجعه کردیم. من و حسن شهسواری و مهدی یزدانی خرم بارها گفتیم و او گفت که دیگر نمی‌خواهد جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را برگزار کند. اصرار ما از این بابت بود که حیف است بعد از یک دهه تاثیرگذاری یک جایزه را متوقف کنیم. ضربه‌ای که آنجا به یکی از مهم‌ترین جایزه‌های ادبی در بخش خصوصی وارد شد، این بود که قائم به شخص بود. محمدی: این موضوع تا حدودی اجتناب‌ناپذیر است. متاسفانه ما نهادها و سازمان‌ها و موسساتی که جایزه در دل آن‌ها برگزار شود، نداریم که سازوکار روشن و جدا از فرد داشته باشند. دولتی‌ها هم که جایزه‌های خود را دارند و جایزه‌هایی مانند جلال را برگزار می‌کنند. وقتی جایزه خصوصی باشد، کمی وابسته به فرد می‌شود، اما گذشته از بحث داوری، یکی از دلایلی که باعث شد من پنج نفر دیگر را نیز وارد ماجرا کنم، همین بود که صددرصد وابسته به خودم نباشد. به جز این، کمی هم به پا گرفتن انجمن صنفی داستان‌نویسان امیدوارم. انجمن صنفی همان جایی است که باید پشتوانه‌ی خصوصی جوایز باشد تا از وابستگی به فرد خارج شوند. مثل جشنی که هر سال خانه‌ی سینما برگزار می‌کند. جشنواره‌ی فجر سر جای خودش و به صورت دولتی برگزار می‌شود، اما خانه‌ی سینما هم به صورت صنفی جشن خودش را برگزار می‌کند و هر چه‌قدر هم آدم‌ها عوض شوند، این جشن سر جای خودش هست و برگزار می‌شود. امیدوارم مشکلات انجمن صنفی به‌زودی حل شود و جایزه‌ی احمد محمود به شکلی به انجمن وصل شود و دیگر خطری مثل جایزه‌ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات تهدیدش نکند.   بابایی: ‌در حال حاضر نفسِ برگزاری جایزه خیلی کار خوبی است. شور و نشاطی بین نویسندگان و بین دوستان دیگر که در فضای مطبوعات و رسانه‌های ما هستند و در مورد کتاب‌ها صحبت می‌‌کنند، ایجاد می‌کند. کسانی که جوایز را مخرب می‌دانند، خیلی مباحث دیگر را اصلا توجه نمی‌کنند. اکثر کسانی که نسبت به جوایز انتقاد دارند، می‌گویند چرا من نیستم؟ چرا جزو داورها نیستم؟ چرا کارم برگزیده نشده است؟ نگاه این افراد به این شکل است. البته بعضی از انتقادها می‌تواند به حق باشد. بعضی از دوستان نویسنده انتقاد دارند به این مساله که بعضی از بررس‌های ناشرها در جایزه هستند و می‌توانند اعمال نفوذ کنند و کتاب‌هایی که از نشر خودشان است را انتخاب کنند. شما چه راهکاری برای این موضوع دارید؟ محمدی: راستش را بخواهید ما اگر بخواهیم با این بدبینی به آدم‌ها نگاه کنیم زیاد نمی‌توانیم کار را جلو ببریم. همه جوایز یک سری نقاط ضعف و یک سری نقاط قوت دارند. مثلا بعضی‌ها می‌گویند در دور اول جایزه که کتاب‌ها با رای 50 فعال ادبی بالا آمده‌اند، شاید بعضی‌ها نخوانده رای داده باشند. آیا این دوستان تضمین می‌دهند که در شکل دیگر، داوران کار را می‌خوانند؟ این موضوع به اخلاق فردی آدم‌ها برمی‌گردد. آن کسی که داور می‌شود باید به‌لحاظ اخلاقی فردی منزه باشد و این مسائل را با هم قاطی نکند و این را تنها خودش می‌تواند بفهمد، نه ما. دوم اینکه واقعیت این است که در جامعه ما ادبیات به آن شکوه و جلال و جبروت نرسیده است که ما آدم‌های خاص یک حوزه داشته باشیم. مثلا فردی که فقط کارشناس باشد یا فقط منتقد باشد و یکی هم فقط نویسنده باشد. ما همه این کارها را با هم انجام می‌دهیم. همان‌ها که نویسنده‌اند، منتقد هم هستند، کارشناس هم هستند، روزنامه‌نگار هم هستند. حسن محمودی هم منتقد است هم نویسنده، هم روزنامه‌نگار، هم کارشناس نشر. چند آدم مثل حسن محمودی هستند؟ تقریباً همه ما همین طوریم. اگر بخواهیم حسن محمودی را چون کارشناس نشر است از رای دادن حذف کنیم، کار غیرعاقلانه و غیرمنطقی انجام داده‌ایم. این ویژگی جامعه ماست. ادبیات ما همین‌ شکل است. اگر بخواهیم فقط از منتقدان رای بگیریم، چند منتقد داریم که فقط منتقد باشند؟ ‌به اعتقاد من از تعداد انگشتان یک دست هم کمترند. در سایر بخش‌ها هم وضعیت به همین شکل است. ما نمی‌توانیم آدم‌های سرشناس و آدم‌حسابی‌های ادبیات را کنار بگذاریم، چون او یک جای دیگر کارشناس است. این طوری کسی باقی نمی‌ماند. به نظرم کلا باید اعتماد کنیم و اخلاق فردی آدم‌ها را به خودشان واگذار کنیم. محمودی:‌ بله. اگر بنا بر لابی باشد، لابی غیرمحسوس است. به فرض یک نفر می‌گوید که در این داوری مهدی یزدانی‌خرم است؛ کسی که مثلا در نشر چشمه کارشناس است. به نظر من اتفاقا او کارش سخت می‌شود؛ چراکه باید خیلی با وسواس داوری کند تا حرفی پیش نیاید. اتفاقا حتی امکان دارد اجحاف در حق کتاب‌هایی باشد که در نشر چشمه منتشر شده‌اند. یا کامران محمدی همین وضعیت را دارد یا من در نشر نیماژ به همین شکل تحت فشار هستم. برای همین به نفع نشری مثل چشمه این است که مهدی یزدانی‌خرم داور نباشد تا اگر کتابی از این نشر لایق عنوان کتاب سال بود، حرف و حدیث پشت سرش نباشد.  بابایی:‌ نه تنها این جایزه بلکه جوایز دیگر ما نیز قربانی یک مساله خیلی مهم شده است و آن هم عدم اطمینانی است که ما همه به هم داریم. این را هم نمی‌توانیم نادیده بگیریم که این عدم اطمینان برمی‌‌گردد به دوره‌هایی که واقعا بعضی از دوستان با شائبه رأی دادند. بعضی کتاب‌های خاص بالا آمدند و مطرح شدند و بعد جامعه ادبی و بعضی از مخاطبین این کارها را خواندند و دیدند که کارها آنقدر ارزشمند نیستند. محمودی: این را هم می‌توانیم بگذاریم به حساب اینکه آن جایزه معیارش این بوده است. یک جایزه در وهله اول یک پیشنهاد است. یک پیشنهاد که چند نفر آدم جمع می‌شوند و می‌گویند که این فرد بهترین اثر را نوشته است. این افراد باید با هم همفکر باشند تا بتوانند جریان‌ساز شوند. فارغ از همه این حرف‌ها که در جمع خصوصی ادبیات است و خیلی هم خاله‌زنکی است، جایزه باید بتواند تاثیرگذار باشد. تاثیرگذاری روی اعتبار است. من می‌خواهم از این حرف‌ها رد بشویم و برسیم به این که جایزه احمد محمود چه تلاشی می‌کند تا اعتبار به دست بیاورد؟ جوایز دنیا اعتبارشان را از راه ها و شیوه‌های مختلفی به دست می‌آورند. یکی اعتبارش را از وهله اول از مبلغ کلان مالی اش بدست می‌آورد. جایزه‌ای هم هست که مهم‌ترین اعتبارش را از تاثیرگذاری روی تیراژ می‌گذارد. جایزه‌ای هم هست که اعتبارش را از نام آن جایزه می‌گیرد که به نام یکی از چهره‌های مهم ادبیات است. در ایران ما این تاثیرگذاری را نداریم. نه جایزه‌های دولتی و نه خصوصی، هیچ کدام تضمیم‌کننده این مهم نیستند که بی‌تردید، در تیراژ کتاب برنده تاثیر شگرف و قابل محسوس بگذارند. مبلغ‌شان هم چندان برای یک نویسنده کارساز نیست. جایزه جلال می‌توانست این مولفه را داشته باشد که متاسفانه 110 سکه به 15 سکه تقلیل یافت. حالا می‌خواهم از کامران محمدی به عنوان دبیر جایزه احمد محمود بپرسم که پیش‌بینی می‌کند اگر کسی برنده جایزه احمد محمود شد، چه تغییراتی در زندگی‌اش رخ می‌دهد؟ محمدی: فکر می‌کنید ما می‌توانیم این کار را خودمان طراحی کنیم؟ به نظرم اعتبار زیاد طراحی شدنی نیست. البته بخش مالی را که طراحی کرده‌ایم و توانسته‌ایم برای نفرات برگزیده سه میلیون تومان جایزه و تندیس ویژه‌ای را فراهم کنیم. اما پول و جایزه‌ی مالی بزرگ، الزاما اعتبار نمی‌آورد. به نظر شما آیا جایزه جلال با 110 سکه در گام‌های اول اعتبار به دست آورد؟ جایزه‌ی مالی بزرگ، همان طور که آقای دارابیان گفتند، یک امتیاز است، نه اعتبار. می‌تواند مثل نوبل به اعتبار هم منجر شود یا نشود. خلاصه امتیاز و اعتبار فرق دارند. 110 سکه برای جایزه‌ی جلال امتیاز بزرگی بود که متاسفانه کمش کردند. اما اتفاقا در دوره‌هایی که جلال جایزه‌ی بزرگ‌تری داشت، نسبت به حالا اعتبار کم‌تری به دست آورد. شاید به علت شکل انتخاب کتاب‌ها، عملکرد داورها و سوگیری در معرفی نامزدها و چیزهایی از این قبیل. غلط یا درست، دست‌کم تصور می‌شود که این طور بوده است. نمی‌خواهم جلال را متهم کنم، اما برداشت جامعه ادبی این است. به نظر من زمانی یک جایزه ادبی می‌تواند به اعتبار برسد که آدم‌هایی که آن جایزه را برگزار می‌کنند، آدم‌هایی مستقل و منصف باشند تا آثار درستی انتخاب شوند. وقتی جایزه به آدم‌های معتبری وصل باشد و خوب کار کند، کم‌کم معتبر می‌شود. این چیزی است که در آینده باید گفت. امیدوارم عملکرد من و سایر دوستان هم طوری باشد که جایزه احمد محمود به اعتبار لازم برسد. بابایی: نفس برگزاری جایزه ادبی خوب است. هرچقدر تعداد جوایز بیشتر و متنوع‌تر باشد به برگزاری و بهتر شدن شرایط ادبی ما کمک می‌کند. من فکر می‌کنم دوستان نویسنده باید کمی سعه صدر داشته باشند با جوایزی که تازه برگزار می‌شوند و همگام و همراه باشند و خیلی از این دوستان بیایند برای کمک خیلی‌های‌شان حاضر نیستند حتا برای شمارش آراء کمک کنند چون مسئولیتش را حاضر نیستند قبول کنند. به همین دلیل به کامران محمدی و دوستانی که دارند کار می‌کنند خسته نباشید می‌گویم؛ چراکه سیبل هستند و هم برنده و هم فردی که رای ندارد به این افراد فحش می‌دهد. به نظر من برگزاری جوایز کتاب، ادبیات و اصلا فعالیت در حوزه ادبیات به‌جز فحش خوردن هیچ چیزی ندارد. منی که نزدیک به 60 نشست ادبی برگزار کردم از کسی که برگزار کردم برایش فحش خوردم تا کسی که نتوانستم برایش برگزار کنم. این کارها جز محدودیت و دردسر هیچ چیز ندارد. در چنین شرایطی بچه‌های نویسنده ابتدا باید کمی به هم اعتماد کنند و دوم اینکه فضایی را ایجاد کنند که سایر جوایز و آدم‌های که هستند جلو بیایند. امیدوارم دوستان نویسنده و ناشر از جوایز حمایت کنند. البته حمایت‌های مالی باید بدون چشم‌داشت به داورهای باشد تا داوری مستقل را شاهد باشیم. قطعا نقدهایی به این جایزه دارم اما به نظرم لیست اعلام شده، یکی از بهترین لیست‌های انتخابی در جوایز مختلف بوده است که می‌توان از تک‌تک آثار دفاع کرد. به همه دوستان خسته نباشید می‌گویم. باید واقع‌بین باشیم. لیست می‌تواند اشتباه داشته باشد اما باید به خاطر داشته باشیم که دیکته ننوشته غلط ندارد. تا نیاییم جلو هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. این نگاه‌های صرفا ایدئالیستی باعث می‌شود که ما هیچ کاری انجام ندهیم و دست روی دست بنشینیم و دیگران کار بکنند. محمدی: ‌در ادامه صحبت‌های حمید بابایی دو سه نکته باید بگویم. اول این‌که اگر لیست خوب است به من شخصاً و پنج داور دیگر ارتباطی ندارد. البته بسیار خوشحالم که لیست مورد تایید دوستان است. در دور نخست جایزه سعی کردیم از همه دوستان روزنامه‌نگار، منتقد، نویسنده با هر دیدگاهی که بودند، نماینده داشته باشیم. داوران مرحله نخست 50 نفر بودند که رای دادند و ما فقط این رای‌ها را شمردیم و بعد از تحلیل آماری، نتیجه را اعلام کردیم. یعنی در دور اول و برای مشخص شدن ده مجموعه و ده رمان دور دوم، ما هیچ اعمال نظری نکرده‌ایم و هر چه هست، حاصل آرای این 50 فعال ادبی است. نکته‌ی بعدی این‌که آنچه ما انجام داده‌ایم، صرفا شمردن و جمع‌زدن آرا نبوده است. ما برای تحلیل آماری، مانند جایزه گلشیری فقط میانگین نمره‌ها را نگرفته‌ایم. البته آن هم شیوه‌ی خوب و مرسومی است اما ما برای این کار از یک دکترای آمار مشاوره گرفتیم تا درست‌ترین، کم‌خطاترین و علمی‌ترین شیوه‌ی تحلیل امتیازها را پیدا کنیم. ایشان یک الگوی آماری مناسب برای تحلیل امتیازها به ما پیشنهاد داد و ما هم مطابق آن الگو رفتار کردیم. به طور خلاصه، امتیاز هر کتاب، صرفا حاصل جمع جبری یا میانگین امتیازها نیست، بلکه ترکیبی از تعداد رای، جمع امتیازها و میانگین امتیاز برای هر کتاب محاسبه شده است. آن چه به دست آمده، به اعتقاد من، بازتابی از خرد جمعی جامعه ادبی ایران است. به هر حال این 50 نفر که به کتاب‌ها رای داده‌اند، نمونه‌ای از جامعه ادبیات ایران هستند. روشن است که این نمونه‌گیری علمی نیست، اما به هر حال بازتابی از جامعه ادبی ماست. بنابراین فکر می‌کنم لازم است به آن‌چه در مجموع به دست آمده، احترام بگذاریم. حتی اگر با نظر شخصی ما متفاوت باشد. همان طور که آقای بابایی گفتند، دیکته‌ی ننوشته غلط ندارد. حتما هر روشی و هر جایزه‌ای، اشکالات و خطاهایی دارد. اما به این نکته توجه داشته باشیم که این جایزه کاملا خصوصی است و فایده‌ای هم برای ما ندارد. من حتی رمان خودم، یعنی «مه» را از لیست اولیه حذف کردم که شائبه‌ای پیش نیاید. همین طور رمان «میم عزیز» حسن شهسواری هم چون یکی از داورهاست، از فهرست کتاب‌ها حذف شده است. دارابیان: لطفا روش آماری را بیشتر باز کنید. برای من هنوز جای سوال است که مثلا اگر یک کتاب سه امتیاز 9 داشته باشد و یک کتاب 9 امتیاز سه داشته باشد چگونه کتاب برتر انتخاب می‌شود. محمدی: ببینید ما کتاب‌هایی را وارد رقابت و تحلیل آماری کرده‌ایم که دست‌کم 10 درصد آرا را به دست آورده باشد. یعنی چون 50 نفر رای داده‌اند، دست‌کم پنج رای داشته باشد. بعد از آن با روشی که متخصص آمارمان گفته بود، کتاب‌ها بر اساس تعداد رای، طبقه‌بندی شده‌اند که طبقه‌های بالاتر، ضریب بیش‌تری گرفته‌اند. البته این ضریب، رقم کوچکی است، اما همین رقم کوچک باعث می‌شود خطای ناشی از تعداد رای که شما هم اشاره کردید، تا حد زیادی خنثی شود. بعد از این، جمع امتیازهای هر کتاب در ترکیب با تعداد رای و میانگین امتیازش، تبدیل به یک رقم می‌شود که جایگاه کتاب‌ها را در ارتباط با یکدیگر مشخص می‌کند. به این ترتیب، 10 رمان و 10 مجموعه‌داستانی که امتیاز بالاتر گرفته‌اند مشخص شده‌اند و عینا همان‌ها را اعلام کرده‌ایم. فکر می‌کنم از این نظر عدالت کاملا رعایت شده باشد. دارابیان: اتفاقات بعد از جایزه چیزی است که من واقعا در هیچ کدام از جایزه‌های ادبی نمی‌بینم. نه در حوزه داستان و نه در حوزه شعر. یعنی واقعا دغدغه هیچ کدام از دوستان نیست و به آن فکر هم نمی‌کنند. صرف اینکه حالا اسم فلان شخص به‌عنوان برگزیده جایزه اعلام شود نمی‌تواند دردی از ادبیات امروز ما دوا کند. اگر از چند خبر ساده در رسانه‌ها و گزینه‌ای برای پر بار کردن ویکی‌پدیای دوستان شاعر و نویسنده چشم‌پوشی کنیم، واقعا چه اتفاق ویژ‌ه‌ای در راستای پیشرفت فضای ادبی برگزیدگان در کشور ما رخ می‌دهد؟ به اعتقاد من مسئولان برگزاری جوایز در کنار تفکر و ایده برگزاری باید به فکر رایزنی با نهادهای مختلف برای حمایت‌های معنوی از دوستان برگزیده باشند. حرف من این است که چه اتفاق ویژه‌ای در انتظار برگزیدگان است؟ محمدی: ببینید این کارها در حرف ساده است، در عمل وقت و انرژی و همکاری زیادی لازم است. این طور کارها نیاز به سازمان و نهاد و موسسه دارد، نه یک فرد. البته همین که نویسنده یا شاعری برگزیده‌ی جایزه‌ای می‌شود، برایش اعتبار و شهرت به بار می‌آورد. کارش دیده می‌شود و در صورتی که جایزه به اعتبار کافی رسیده باشد، فروش کارش بالا می‌رود و... مرحوم غلامرضا بروسان تا پیش از این‌که برگزیده‌ی جایزه‌ی شعر مطبوعات نشود، اصلا دیده نشده بود. اما بعد از این جایزه، به شهرت رسید. پیمان اسماعیلی خودمان هم بعد از جایزه‌ی گلشیری و منتقدان و نویسندگان به شهرت و اعتبار رسید. فروش رمان «احتمالا گم شده‌ام» سارا سالار بعد از جایزه‌ی گلشیری اتفاق افتاد. همین طور رمان «نگران نباش» مهسا محب‌علی. از این مثال‌ها زیاد است. بنابراین نباید ارزش جایزه‌ها را کاهش داد. جایزه‌ها حتی اگر صرفا به اعلام برگزیده و اهدای جایزه و تندیس اکتفا کنند، بسیار می‌توانند موثر باشند. اما البته این هم انتظار قابل قبول و درستی است که بخواهیم جایزه‌ها اقدامات دیگری به جز این‌ها را هم در نظر داشته باشند. منتها این انتظارات را باید از جایزه‌هایی داشته باشید که به امکانات و بودجه‌های دولتی وصل هستند. جایزه‌هایی که می‌توانند با نهادها ارتباط برقرار کنند و کار سازمان‌یافته انجام دهند. یک جایزه‌ی خصوصی که نه بودجه‌ای دارد و نه امکاناتی، آن هم در اولین دوره، چه طور و با چه امکاناتی باید بیفتد دنبال کارهایی که مورد نظر شماست؟ دارابیان: به نظر من می‌توان با نهادهای مختلفی مانند موسسه نمایشگاه‌ها یا انتشارات بین‌المللی صحبت شود تا شرایط حضور برگزیده‌ها در نمایشگاه‌های خارجی برای فروش حق رایت آثارشان فراهم شود. از طرفی می‌توان صحبت کرد تا کتاب این افراد توسط مترجمان خارجی ترجمه شود. سالانه چندین میلیارد پول در بنیاد سعدی خرج می‌شود تا مترجمان خارجی که بتوانند کتاب‌های فارسی را ترجمه کنند، تربیت شوند. به نظرم بعد از گذشت چندین سال وقت آن رسیده که ما از این پتانسیل استفاده کنیم و به فکر انجام یک کار اساسی در حوزه تبلیغ ادبیات فارسی به جهانیان باشیم. محمدی: ببینید باید واقع‌بین باشیم و بی‌دلیل شعار ندهیم. کاش این مطالبات را از دولت می‌داشتید که وظیفه‌ی ذاتی‌اش است. اما البته ما هم حتما با توجه به امکانات‌مان سعی می‌کنیم در دوره‌های بعدی به فکر حمایت‌های بیش‌تر هم باشیم. انشاالله دوستان کمک کنند تا با کمک هم بتوانیم کار را جلو ببریم. ما نه موسسه هستیم و نه از دولت آمده‌ایم و نه دولت از ما حمایت می‌کند. من خودم دست تنها هستم و نمی‌توانم همه این کارها را انجام دهم. همه‌ی دوستان فکر می‌کنند شاهکار نوشته‌اند و آثارشان باید برگزیده شود، ترجمه شود، جهانی شود و... و منتظرند دیگران بیایند و برای‌شان کار کنند. به نظر من حالا وقت آن رسیده که به جای حرف‌ها و اعتراض‌هایی که هیچ دردی از دردهای ما درمان نکرده‌ است، دست به دست هم دهیم و کمک کنیم. بله، کارهای زیادی می‌توان انجام داد اما این منوط به این است که همه دوستان، نویسندگان، منتقدان، روزنامه‌نگاران و ناشران همکاری و کمک کنند و ذره‌بین برندارند ببینند اینجا چنین شد و آنجا چنان شد. کدام جایزه در دنیا است که اشکالی نداشته باشد؟ کی می‌تواند ادعا کند من کارم بی‌خطاست؟ تلاش همه این است که کار بی‌خطا انجام دهند اما این به تنهایی میسر نیست. دارابیان: کامران محمدی قطعا بنیانگذار این جایزه بوده و این جایزه توسط او شکل گرفته است، اما این احتمال وجود دارد دبیر بعدی نباشد؟ محمدی: بله. همان طور که عرض کردم اتفاقا من قصدم این بود که جایزه‌ای راه‌اندازی کنم که متکی به فرد نباشد. به همین دلیل سعی‌ام را می‌کنم که جایزه‌ای را پیش ببریم که وابسته به فرد نباشد و هر جا خودم خسته شدم، تعطیلش نکنم و شخص دیگری دبیر باشد و جایزه ادامه پیدا کند. برای همین بحث انجمن صنفی را مطرح کردم. امیدوارم جایزه‌ی احمد محمود بدون توجه به من، ماندگار باشد. این قبل از هر چیز به فضای عمومی ادبیات بستگی دارد که آدم‌ها را خسته نکند. نقد منصفانه کمک می‌کند، اما به قول حسن محمودی، حرف‌های خاله‌زنکی فایده‌ای ندارد. بعد از این، موضوع حمایت مالی و اسپانسر بسیار کلیدی است. شرکت‌ها، موسسات و به‌خصوص شرکت‌های خصوصی غیرمرتبط با ادبیات اگر می‌توانند بیایند و در این حرکت فرهنگی سهیم شوند. کل بودجه جایزه احمد محمود از صفر تا صدش برای کارخانه‌ها و شرکت‌هایی که در فضاهای اقتصادی کار می‌کنند، پول خرد هم نیست. اما همه فقط در فوتبال و کشتی و والیبال و خلاصه ورزش وارد می‌شوند. ادبیات هم اسمش فرهنگ است و هزینه‌هایش بسیار ناچیز. ما دیگر عادت کرده‌ایم و انتظارمان هم ناچیز است. در حوزه سینما اگر جایزه‌ای بگذارید که رقمش فقط سه میلیون تومان باشد، قطعا کسی نمی‌گیرد و احتمالا همه آن را توهین‌آمیز تلقی می‌کنند. مایه تاسف است که ما همین سه میلیون تومان را نیز به سختی تهیه کرده‌ایم. باید گریه کرد برای فرهنگی که نویسندگانش کارشان به جایی رسیده که با جایزه سه میلیون تومانی هم خوشحال می‌شوند. ولی چاره‌ای نیست. به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل... ]]> نشست‌های کتاب Sun, 22 Oct 2017 08:40:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/253120/هرآنچه-نیاز-درباره-جایزه-احمد-محمود-بدانید-متکی-نبودن-جوایز-شخص-منوط-تشکیل-انجمن-صنفی-نویسندگان «نخستین رویارویی‌های اسلام و سکولاریسم» سرمنشأ یک تفکر در تاریخ‌پژوهی اسلامی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253040/نخستین-رویارویی-های-اسلام-سکولاریسم-سرمنشأ-یک-تفکر-تاریخ-پژوهی-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «نخستین رویارویی‌های اسلام و سکولاریسم» عصر چهارشنبه 26 مهر با حضور دکتر محمدحسن زورق، نویسنده کتاب، دکتر سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، مهندس مهدی فیروزان، مدیرعامل موسسه شهرکتاب و مهندس سید مجتبی حسینی، نویسنده، پژوهشگر و مدرس در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   مهندس مهدی فیروزان در این نشست گفت: این کتاب از نظر طبقه‌بندی در شمار کتاب‌های علوم انسانی و زیرمجموعه تاریخ و در تاریخ از حیث جوهری به تبیین و تفسیر تاریخی مربوط است. درباره تاریخ اسلام آثار زیادی تالیف شده، اما معلوم نیست که همه آثار قابل استفاده باشند. بسیاری از کتاب‌های موجود نقل تاریخ است و بیشتر به شواهد و حوادث رویدادهای تاریخ می‌پردازند و کمتر به تحلیل تاریخی توجه دارند.   وی سلسله‌ای حوادث تاریخی که پشت سرهم یک تصویر روشن معنایی از تاریخ به ما بدهد را تحلیل تاریخی دانست و ادامه داد: قطعات این تحلیل باید همجنس باشند. اگر یک تحلیل درست، از ابتدا تا انتهای یک جریان را پوشش دهد، می‌تواند برای امروز ما روشنگر باشد که معمولا کتاب‌های امروزی تحلیل درستی از تاریخ به ما نمی‌دهند.   مدیرعامل موسسه شهر کتاب با اشاره به این‌که تاریخ اسلام، تاریخ شگفت سرنوشت‌سازی در تمدن اسلامی است که خیلی جای کار دارد، افزود: با دیدن این کتاب احساس کردم، محمدحسن زورق، رویکرد دیگری را نسبت به تاریخ اسلام دارد که تاکنون با آن آشنا نبودیم. این کشف تاریخی یک رویکرد جدید در تفسیر و تحلیل تاریخ اسلام است. در حدود 28 کشور اسلامی کارهای متعددی در این زمینه صورت گرفته، ولی این رویکرد نو و قابل‌توجه است.   فیروزان تصریح کرد: شاید ابتدا از نام کتاب این‌طور برآید که سکولاریسم بحث قرن‌ها پیش است، در این زمینه با اندکی مطالعه متوجه می‌شویم اولین کسی است که نگاه سکولاریسمی داشته ابن‌رشد بوده است. جریان‌های تاریخی یک سری شواهد دارند مانند سکه‌ها، دست‌نوشته‌ها و نقل‌قول‌ها که ممکن است تناقضاتی داشته باشند، ولی وقتی وارد تحلیل تاریخی می‌شویم، قطعا نباید تناقضی وجود داشته باشد. سکولاریسم به معنای جدایی دین از سیاست و حاکمیت سیاسی بدون تقید دینی است. اگر سکولاریسم را مجموعه‌ای از قراردادهای سیاسی با توجه به اینکه از معنویت، دین و روحانیت تاثیر نگرفته باشد ببینیم، سکولاریسم یعنی جهان‌باوری.   وی با طرح یک سوال ادامه داد: اگر سکولاریسم را به‌عنوان یک جریان تفکری ببینیم سوال این است که آیا در اسلام چنین جریان تفکری وجود داشته یا امری متأخر است؟ اگر رگه‌هایی از قرون اولیه اسلامی پیدا کنیم که ارباب قدرت تفکر جدایی دین از سیاست داشته‌اند، این همان تفاوتی است که امروز به سکولاریسم بعد از قرون وسطی می‌گوییم که همه نشانه‌های معنویت را از شئون زندگی دور می‌کند. اولین سوال درباره این کتاب این است که آیا تاریخ صدر اسلام را می‌توان با واژه‌های امروزی تعریف کرد؟ در پاسخ باید گفت که بله چون در کل جریانی به‌هم پیوسته‌ است.   مدیرعامل موسسه شهر کتاب گفت:‌ سوال دیگر مربوط به شناسایی چهره‌های بازیگر و مولد این جریان تفکری است. معاویه وقتی متوجه شد که در مقابل حرکت و جریان اسلامی موفق نمی‌شد، دست به جنگ زد، ولی وقتی در سه ‌جنگ بزرگ اول بازنده میدان بود پس از جنگ خندق روش خود را تغییر داده و آهسته آهسته نظام فکری را به سمت اهداف قدرتی خود متحول کرد. معاویه پس از خندق دیگر بت‌پرستی را کنار گذاشت؛ اگر معاویه بت‌پرست باقی می‌ماند، نمی‌شد اطلاق سکولار را برایش به‌کار برد. از آن زمان به‌بعد این شخص فقط یک ظاهر اسلامی دارد و در باطن اعتقاد به ازبین بردن نظام امامتی داشت. این افراد در جامعه آن زمان به اصالت طبیعت، اصالت لذت و اصالت قدرت در طراحی آینده و رفتارشان باور داشتند. با شهادت حضرت علی (ع) دوره جدیدی برای معاویه و تفکر سکولاریسمی آغاز شد که احساس کردند قدرتی دارند و می‌توانند استوانه‌های حزب را بر جامعه مسلط و اندیشه‌هایشان را مطرح کنند.   فیروزان افزود: مولف این کتاب در پی ریشه‌یابی سکولاریسم امروز، وقتی در تاریخ جهان اسلام جستجو می‌کند به حرکت بنی‌امیه می‌رسد و اگر این تحلیل را بپذیریم، می‌توانیم قبول کنیم که دیگر حوادث تاریخی پس از اسلام نیز می‌تواند تحت‌تاثیر سکولاریسمی که توسط بنی‌امیه مطرح شد، قرار گیرد. این کتاب می‌تواند سرمنشأ یک تفکر و یک جهش در جریان تاریخ‌پژوهی اسلامی باشد که در درون آن بسیاری از نکات تاریخی به تسبیح سکولاریسم وصل شده که می‌تواند برای تحلیل تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. نثر این کتاب از نثر خشک تحلیل تاریخی فاصله گرفته و بحث‌های پیچیده تاریخی را خواندنی کرده است. در تالیف این کتاب از منابع بسیاری استفاده شده که دانستن این همه منبع برای یک تاریخ‌شناس ضروری است.   دکتر سعیدرضا عاملی دیگر سخنران این نشست با اشاره به ویژگی‌های شاخص این کتاب در مقایسه با دیگر آثار بیان کرد: یک انسان امروزی در این کتاب تاریخ را تحلیل کرده است. در جای جای کتاب اینکه فردی در هزاره سوم میلادی این کتاب را نوشته، کاملا مشهود است. نویسنده درباره سده‌های اول اسلام، بحث‌های استراتژیک را با استفاده از زبان امروزی بیان کرده است.   وی با طرح این سوال که «آیا واقعا در این کتاب رویارویی اسلام و سکولاریسم را می‌بینیم یا نه؟» ادامه داد: شاید اگر عنوان کتاب «رویارویی اسلام و کفر و نفاق» می‌شد، معنادارتر بود. اسلام در آن دوره هنوز سیطره گسترده‌ای نداشته و کتاب با تمرکز بر دوره پیامبر (ص) تا امام حسن مجتبی (ع) تدوین شده که دوره تحجری اسلام بوده و از درون آن سکولاریسم بیرون آمد. متن کتاب با مفهوم رویارویی اسلام و کفر و نفاق بیشتر سازگاری دارد. ولی به‌نظرم از این زاویه، تاریخ‌نگاری تحلیلی اسلام و کفر و نفاق تحلیل بزرگی است و نویسنده با ادبیات ویژه خود و با مفهوم‌سازی‌های خاص، خوب توانسته مباحث را از زوایای مختلف بیان کند.   رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت: بنیان تاریخ‌نگارانه تحلیلی نویسنده، زوایای خوبی را باز می‌کند که بسیار اهمیت دارد. به‌نظرم کتاب به‌گونه‌ای است که خواننده را برای خواندن ترغیب می‌کند و دارای نثر و نظم پرجاذبه‌ای است. منابع موجود در کتاب نیز بسیار خوب و معتبر هستند. شاید اگر همان‌طور که نویسنده به‌طرح مساله اهمیت داده و به آن پرداخته است در پایان هم نتیجه‌گیری ارایه می‌کرد، می‌شد از دل آن قالب و مدل فکری پیدا کرد.   عاملی عنوان کرد: نویسنده برای ورود به تاریخ، چارچوب داشته و در جای جای کتاب ردپای این موضوع دیده می‌شود. وی در جزییات تاریخ انحرافات را یافته و با ذکر مستنداتی آن‌را تبیین می‌کند. دکتر زورق یکی از متخصص‌ترین افراد زمان ما در ارتباط با شناخت نسبت به مقطع موردنظر(از زمان پیامبر (ص) تا زمان امام حسن مجتبی(ع)) است.   مهندس سیدمجتبی حسینی نیز در ادامه مباحث این جلسه با اشاره به سه محور برای بررسی یک تحلیل تاریخی گفت: رویکرد کتاب، چیدمان مطالب و جزییات مطالب، سه زاویه‌ای است که برای قضاوت درباره چنین آثاری باید به آن‌ها توجه کنیم. در زمینه چیدمان کتاب با نظر دکتر عاملی مبنی بر اینکه بهتر بود در عنوان کتاب به جای واژه سکولاریسم، کفر و نفاق قرار می‌گرفت، موافقم. اما درباره دو محور دیگر یعنی رویکرد کتاب و جزییات مطالب باید گفت که کنار هم چیدن این همه جزییات به‌عنوان خوراک کار، زحمت بسیاری دارد. اگر هیچ چیز کتاب را هم قبول نداشته باشیم، حتما باید آن‌را به‌عنوان یک مرجع معتبر برای اطلاعات بپذیریم.   وی درباره موضوع رویکرد کتاب نیز افزود: در زمینه رویکرد نیز باید اشاره کرد اینکه حوادث تاریخی را به‌عنوان یک جریان نگاه کنیم که در یک نقطه شروع و بجایی ختم می‌شود و مساله را عقیم نبینیم، اهمیت دارد. در این کتاب، مسایل را جریان‌وار و تکرارشونده می‌بینیم. اگر دکتر زورق 100 سال پیش کتاب را می‌نوشت، متن و محتویات همین بود، ولی شاید عنوان سکولاریسم را بر آن نمی‌گذاشت، چون در آن دوره چنین مفهومی وجود نداشت.   سید مجتبی حسینی با بیان اینکه، تجلیل از یک اثر فقط به معنای تعریف از آن نبوده، بلکه تحلیل، بهترین تجلیل است، تصریح کرد: اولین چیزی که در مواجهه با این کتاب نظرم را جلب کرد، اطلاعات و جزییات دقیق آن بود و اینکه نویسنده فقط به‌صورت شعاری مباحث را بیان نکرده، بلکه برای هر مبحثی رفرنس و سند معتبر معرفی می‌کند و به همه جزییات و چیدمان توجه کرده است. با این کتاب به‌عنوان اثری که از 10 قرن قبل را توضیح می‌دهد، می‌توانیم با هر رویکردی که داریم تصویری از آن زمان داشته باشیم. نویسنده به حوادث تاریخی به‌عنوان یک اتفاق در گذشته نگاه نکرده، بلکه جزییات را به دقت دیده است. این کتاب به‌عنوان یک نظریه و حرف جدید می‌تواند سرآغاز بحث‌های نو باشد.   محمدحسن زورق، نویسنده کتاب نیز در بیان توضیحاتی درباره مباحث مطرح شده در این نشست گفت: در تاریخ یک بحث روایت و یک بحث واقعیت وجود دارد. روایت از اسناد و مدارک به‌دست می‌آید و واقعیت از دل اسناد، مدارک، قوانین جامعه‌شناسی و سیاست و مطالعه روند‌های اجتماعی بیرون می‌آید. در کتاب‌های مختلف بیشتر به روایت تاریخ استناد شده و واقعیت کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.   وی با اشاره به اینکه در این کتاب تلاش شده به واقعیت تاریخ بیشتر پرداخته شود، افزود: ما باید به تاریخ اسلام، سوای از اینکه مسلمان هستیم یا نه و اگر مسلمان هستیم، شیعه هستیم یا اهل تسنن، نگاه کنیم که این نوع نگاه، زوایای بسیاری را مشخص می‌کند. برای این شناخت، باید جامعه‌ای که پیامبر (ص) در آن مبعوث شده را بشناسیم. در این کتاب سعی کردم آن جامعه را در حد توان تحلیل کنم. اتفاقاتی قبل از بعثت رخ داده که پایه اتفاقات بعدی است و ما در پژوهش تاریخ اسلام از آن غفلت کرده‌ایم. در آن جامعه، دو اقلیت و یک اکثریت وجود داشت؛ دو اقلیت شامل یک دسته وفادار به میراث حضرت ابراهیم(ع) و دسته دیگر کاملا دنیا‌گرا، سوداگر و شهوت‌طلب بودند که مقدرات مکه را دست داشتند و گروه اکثریت نیز در مواقع خطر به سمت اقلیت وفادار به میراث حضرت ابراهیم (ع) و در مواقع تجارت سراغ اقلیت دنیاگرا می‌رفتند. بعد از بعثت از انواع حیله‌ها برعلیه پیامبر (ص) استفاده شد، از جمله شکنجه و کشتن مسلمانان، محاصره اقتصادی، جنگ روانی، ترور نافرجام و تحمیل جنگ‌های بزرگ. ]]> نشست‌های کتاب Thu, 19 Oct 2017 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253040/نخستین-رویارویی-های-اسلام-سکولاریسم-سرمنشأ-یک-تفکر-تاریخ-پژوهی-اسلامی زنجانی زاده: فرزند رنجم/اگر با موانعی روبه رو شدید به عنوان کنشگر اجتماعی با آن مبارزه کنید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253042/زنجانی-زاده-فرزند-رنجم-اگر-موانعی-روبه-رو-شدید-عنوان-کنشگر-اجتماعی-مبارزه-کنید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ آیین نکوداشت دکتر هما زنجانی زاده، استاد پیشکسوت گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی به همت مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه و با همکاری بنیاد ملی نخبگان استان خراسان رضوی، جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، انجمن جامعه شناسی ایران شاخه خراسان، اداره امور اسناد و کتابخانه آستان قدس رضوی و همچنین گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، روز چهارشنبه، 26 مهرماه در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار شد. در ابتدای این مراسم دکتر هاشمی، معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه با بیان اینکه این بزرگداشت برای همای جامعه شناسی ایران برگزار شده است، گفت: ایشان شناخت کافی از هنر و زبان دارند و این خصیصه در بین دیگر استادان جامعه شناسی کاملا مشهود است. وی با بیان اینکه کارنامه زن ایرانی درخشان است، اضافه کرد: زنان در کشور ما در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و علمی بسیار فعال هستند و برگزاری نکوداشت برای یک زن موفق ایرانی می‌تواند الگوی خوبی برای دیگر زنان و دختران ایرانی باشد. زنجانی زاده یک بانوی موفق ایرانی است احمدی زاده، رئیس بنیاد نخبگان خراسان رضوی که حامل پیام دکتر ستاری، معاون علمی فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان بود، درباره کمک و مشارکت بنیاد ملی نخبگان در برگزاری چنین بزرگداشت‌هایی گفت: بنیاد بسیار خرسند است که در کنار دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان مهد علم و تربیت، به برگزاری چنین مراسمی که ارتباط با نسل جوان و فرهیخته دانشگاه را افزایش می دهد، حضور دارد. وی تکریم این بزرگان و مفاخر دانشگاه را احترام به خود عنوان کرد و ادامه داد: وقتی برای یکی از بزرگان و نام‌آوران کشور مراسم نکوداشت برگزار می‌کنیم، با این کار به هویت خودمان احترام گذاشته‌ایم. رئیس بنیاد ملی نخبگان با اشاره به اینکه زنجانی زاده بیش از چهار دهه شاگردپروری کرده‌اند، یادآور شد: عملکرد ایشان نشان می‌دهد که به عنوان جامعه شناس ارتباط موثری با جامعه برقرار کرده‌اند و استقبال خوب دانشجویان از ایشان موید این مطلب است. وی زنجانی زاده را یک بانوی موفق ایرانی دانست و اضافه کرد: ایشان علاوه بر اینکه معلمی دوست داشتنی و دلسوز بودند بلکه در نقش خانواده نیز همانند مادری نمونه و همسری فداکار نقش خانوادگی خود را انجام داده‌اند. در ادامه دکتر میرزایی، مدیر گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، به علاقه وافر دانشجویان به دکتر زنجانی زاده اشاره کرد و یادآور شد: در زمانی که ارائه مباحث جامعه شناسی به ویژه در حوزه زنان، کاری سخت بود و جامعه آماده و بازی برای این مباحث نبود، زنجانی زاده با تلاشی ستودنی کوشید جدا از تدریس در دل دانشجویان نیز نفوذ کند و آموزش را با عمل همراه سازد. ویژگی‌های زنجانی‌زاده در ذهن دانشجویان نقش بسته است ساکت، رئیس مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه نیز در این مراسم با بیان اینکه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد قدیمی‌ترین دانشکده این دانشگاه پرافتخار است، گفت: کافی است فهرست بلند و پرآوازه استادان و دانش آموختگان این دانشکده را در نظر آوریم تا تعداد بیشماری از نام‌های بزرگ و سرشناس را پیش روی خود ببینیم. وی زنجانی زاده را یکی از افراد برجسته دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانست که نزدیک به چهار دهه از بهترین سال‌های عمر خود را در دانشگاه سپری کرده و علاوه بر تربیت شاگردان فرهیخته و پژوهشگران بنام، آثار علمی ارزنده در حوز‌ه‌های تخصصی علوم اجتماعی داشته است. ساکت با اشاره به اینکه مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه در دوره جدید فعالیت خود، نکوداشت استادان برجسته دانشگاه را در اولویت کاری قرار داده است، یادآور شد: مرکز به خود می‌بالد که نخستین نکوداشتی را که برای یکی از بانوان فرهیخته دانشگاه برنامه ریزی کرده، به زنجانی زاده اختصاص داده است. او جدیت، نظم، دقت، وسواس علمی، کوشایی و خستگی ناپذیری را تنها شمار اندکی از ویژگی‌های این استاد برجسته دانست که در ذهن و قلب دانشجویانش نقش بسته است. وی برگزاری این نکوداشت و دیگر مراسم مشابه را برای ارج گزاری به کوشش‌ها و دستاوردهای علمی و فرهنگی استادان برجسته و تاثیرگذار دانشگاه دانست و اظهار کرد: این مراسم می‌تواند الگویی برای نسل جوان و آینده‌ساز ایران باشد. رئیس مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه به چاپ ویژه‌نامه برای این مراسم نکوداشت اشاره کرد و ادامه داد: اهمیت این نوع آثار در حفظ و ضبط تاریخ شفاهی دانشگاه و به تبع آن بخشی از تاریخ آموزش عالی ایران است. زنجانی‌زاده در حصار محدود دپارتمان باقی نماند در ادامه مراسم سراج زاده، رئیس انجمن جامعه شناسی ایران و دانشیار دانشگاه خوارزمی با اشاره به اینکه زنجانی زاده از سال 1370 با انجمن جامعه شناسی ارتباط داشته‌، گفت: ایشان در شمار اساتیدی هستند که در حصار محدود دپارتمان و دانشکده و شهر خود باقی نماندند و توانستند با اجتماع علمی ارتباط برقرار کنند. وی با بیان اینکه دختران دانشجوی ما امروزه سهم خود را در عرصه آموزش عالی و کسب شغل گرفته‌اند، یادآور شد: زنجانی زاده در طول زندگی پربار خودشان تلاش‌های ارزنده‌ای برای آگاهی زنان و دختران ما متقبل شده‌اند که امیدواریم با حفظ ارتباط ایشان با دانشگاه این آگاهی بخشی ادامه دار باشد. دکتر ارشاد، استاد بازنشسته گروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز نیز در ادامه با مخاطب قرار دادن جوانان گفت: برگزاری جلسات اینچنینی به این معنی است که معیارشناسی هیچ گاه از اعتبار نمی‌افتد و کارها و خدمات صادقانه هیچ گاه از یاد و خاطره نخواهد رفت. وی با اشاره به اینکه ادبیات ایران و خصوصا خراسان بزرگ به معیارمندی بسیار اهمیت می‌دهد، گفت: خانم دکتر زنجانی زاده نه بخاطر ایشان و خودم، بلکه بخاطر جامعه‌ام تقدیر از زحمات ایشان را لازم و ضروری می‌دانم. سبک زندگی و ایفای نقش دکتر زنجانی زاده رضوی زاده، عضو هیأت علمی جهاد دانشگاهی مشهد نیز در این مراسم به سبک زندگی و ایفای نقش دکتر زنجانی زاده اشاره کرد و گفت: ایشان بسیار جدی و قاطع بودند و هیچ گاه نقش بروکراتیک و نمایشی با دانشجویان برقرار نمی‌کردند و همیشه در نقطه بهینه ارتباط با دانشجویان قرار داشتند. وی با بیان اینکه زنجانی زاده خودرا زندگی می کرد، ادامه داد: ایشان همیشه معناهای خودشان را خلق می‌کردند و معیار خودشان را داشتند و همیشه رویاهای اصیل خودشان را دنبال می‌کردند و داشتن سلامت نفس در زمینه آموزش و پژوهش از دیگر ویژگی‌های شخصیتی ایشان بود. حسینی، معاون سیاسی، اجتماعی استانداری خراسان رضوی و از شاگردان خانم دکتر زنجانی زاده نیز در این مراسم با بیان اینکه در کلاس‌های دکتر، ما تنها درس جامعه شناسی نمی‌گرفتیم بیان کرد: ما در کلاس‌های خانم دکتر، درس زندگی آموختیم و با او انسانیتمان را بازتولید کردیم و بر داشته‌های زندگی مان می‌افزودیم. وی با بیان خاطراتی از کلاس‌های درس دکتر زنجانی زاده به جدیت و سخت کوشی دکتر زنجانی زاده اشاره کرد و گفت: ایشان همواره به دانشجویانش اعتماد به نفس می‌داد و این قدرشناسی دانشجویانش نشان از این دارد که ایشان در تمام زندگی شاگردانش جاری است. سخنران پایانی این مراسم خانم دکتر زنجانی زاده بود که با اشاره به زندگی شخصی خود گفت: من فرزند رنج هستم و به عنوان یک کنشگر با خیلی چیزها مبارزه کرده‌ام که جایگاه امروز من، نتیجه کوشش‌هایی است که در آن روزها انجام دادم. وی با بیان اینکه رشته لیسانس خود را به زور انتخاب کردم گفت: آن رشته برایم وسیله‌ای بود که مرا به هدفم نزدیک می‌کرد و وقتی رشته زبان انگلیسی را تمام کردم و در دانشسرای عالی در تهران شاگردی آریان پور را تجربه کردم و اینها همه وسیله‌ای شد که به عنوان فرزند یاغی خانواده در تهران، فوق لیسانس علوم اجتماعی خواندم. دکتر زنجانی زاده جامعه شناسی را علمی دانست که با تمام علوم سر و کار دارد و اضافه کرد: من امروز با اینکه حسرت تحصیل در رشته معماری را دارم، خوشحالم که علوم اجتماعی خواندم و نتیجه‌ای که از زندگی گذشته خود دارم این است که هر وقت با موانعی روبرو شدید، به عنوان کنشگر اجتماعی با مشکلات مبارزه کنید. رونمایی از کتابچه نکوداشت استاد هما زنجانی زاده و لوح فشرده گزیده ای تصویری از احوال و آثار هما زنجانی زاده و اهدای هدایا از سوی واحدهای دانشگاهی و نهادهای برون دانشگاهی پایان بخش مراسم بود.     ]]> نشست‌های کتاب Wed, 18 Oct 2017 18:26:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253042/زنجانی-زاده-فرزند-رنجم-اگر-موانعی-روبه-رو-شدید-عنوان-کنشگر-اجتماعی-مبارزه-کنید ایران در چند صدسال گذشته هیچگاه به اقتدار امروز نبوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252927/ایران-چند-صدسال-گذشته-هیچگاه-اقتدار-امروز-نبوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش «زعیم ذوفنون» و رونمایی ازاثر فاخر «منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای» عصر امروز دوشنبه (24 مهرماه) با حضور دکتر علی‌اکبر ولایتی، دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه، آیت‌الله رشاد و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد.   علی‌اکبر ولایتی در این آیین با اشاره به دستاوردهای نظام در مدت 8 سال ریاست جمهوری و مدت‌زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای گفت: در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای اقتدار جمهوری اسلامی ایران به حدی رسیده که در تاریخ ایران بعد از اسلام از بعد از نیمه اول سلسله صفویه چنین اقتداری نداشتیم و پایه این اقتدار براساس احیای ارزش‌های اسلامی، رهبری امام و در ادامه حدود 25 سال رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است.   وی ادامه داد: امروز به استشهاد دوستان و غیردوستان ایران مقتدرترین و تاثیرگذارترین کشور منطقه در عرصه بین‌الملل است و این اقتدار معلول یک سلسله سیاست‌ها و تدابیری است که از سوی مقام معظم رهبری ارایه شده است. به بیان رهبری 50 درصد از کار دولت مربوط به مسایل خارج از کشور است. در سیاست خارجی ایشان راهبردهایی دارند که پایه‌های آن از پیش از انقلاب در ذهنشان شکل گرفته است. مقام معظم رهبری در زمان مبارزات غیراز آثاری که خودشان تالیف کرده‌اند، ترجمه‌هایی نیز از سید قطب از رهبران اخوان المسلمین دارند که نفس اقدام به ترجمه سیدقطب نشان از جهان‌بینی رهبری در حوزه وحدت اسلامی دارد. از دیگر نشانه‌های این خصلت ایشان تدوین کتابی «نقش مسلمانان در آزادی هند» است.   مشاور رهبری در سیاست خارجی بیان کرد: بعد از انقلاب ایشان دیدگاه‌های خاصی داشتند که امروز ما در آن جهت حرکت می‌کنیم. از جمله مهم ترین این دیدگاه‌ها تقویت استقلال جمهوری اسلامی و این یعنی تبلور همان شعار «نه شرقی نه غربی» است. امروز تبلور این شعار فقط استقلال کشور و عدم وابستگی به قدرت‌های بیگانه است. از ابتدای حکومت قاجاریه تا زمان انقلاب ایران تحت تاثیر کشورهای انگلستان، روسیه و آمریکا بوده است، ولی در زمان مشروطه، نهضت نفت و انقلاب بخش بزرگی از آرمان‌های مردم ایران حول محور استقلال می‌چرخد.   ولایتی در ادامه گفت: دیدگاه غرب‌گرایانه به‌خصوص بعد از جنگ جهانی اول در ایران رشد کرد و حتی بسیاری از روشنفکران ما راه نجات را از فرق سر تا نوک پا فرنگی شدن می‌دانستند. به‌تدریج این فرهنگ در ایران جا افتاد و در این مسیر افرادی مانند جلال آل‌احمد به مبارزه با این فرهنگ برخاستند. جلال در این زمینه دو کتاب مهم «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکر» را تالیف کرده است. هنوز هم آثار آن غربزدگی به‌ویژه در بین برخی از اقشار تحصیل‌کرده ما وجود دارد. در این میان مقام معظم رهبری نگاه به شرق در عین حفظ استقلال را مطرح کرده است که این استقلال شامل زمینه‌هایی همچون استقلال تسلیحاتی و اقتصادی نیز می‌شود.   وی با اشاره به دیگر وجوه منظومه فکری مقام معظم رهبری افزود: از دیگر ویژگی‌های منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان به توجه به منطقه و اهداف مختلف اشاره کرد. ایشان بر این معتقدند که باید خطوط دفاعی را در خارج از مرزهای ایران مستقر کنیم. ما باید در حیاط خلوت صهیونیست‌ها حضور داشته باشیم. در زمان رهبری ایشان بحران‌هایی برای منطقه پیش آمد که در تاریخ بی‌سابقه بوده است. از جمله فروپاشی شوروی، حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق برای بیرون راندن از کویت بود. نوع دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مرزهای کشور و اقتدار نظام را حفظ کرد.   وزیر اسبق امورخارجه ایران بیان کرد: امروز ایران در بین دریایی از ناامنی قرار دارد و هدایت و رهبری ایشان جزیره آرامش و امنی را برای ما ساخته است. همه این امنیت اقتدار و استقلال بدون رهبری داهیانه مقام معظم رهبری ممکن نخواهد بود. ایران در چند صدسال گذشته هیچگاه به اقتدار امروز نبوده که بخش مهمی از آن برپایه رهبری مقام معظم رهبری و قبل از آن رهبری امام و همراهی مردم میسر شده است. نقش اقدامات رهبری در حوزه سیاست خارجی بسیار برجسته است. ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Mon, 16 Oct 2017 14:25:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252927/ایران-چند-صدسال-گذشته-هیچگاه-اقتدار-امروز-نبوده پورحسن: فهم طباطبایی از امت درست نیست/ میری: خودآگاهی در گفتمان طباطبایی مغفول است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252853/پورحسن-فهم-طباطبایی-امت-درست-نیست-میری-خودآگاهی-گفتمان-مغفول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «اندیشه ایرانشهری: توانایی‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها، تهدیدها» با حضور محمدعلی مرادی، قاسم پورحسن و سیدجواد میری عصر روز گذشته در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.    قاسم پورحسن نخستین سخنران این نشست بود که سخنانش را درباره ایران‌شناسی با رویکرد فلسفی و پدیدارشناسی آغاز کرد و گفت: دیدگاهم به لحاظ فلسفی و پدیدارشناسی با سایر رویکردهایی که در ایران از منظر تاریخی، فرهنگی و نقد ایرانشناسی به معنای ناسیونالیستی آن مطرح است، متفاوت است. من معتقدم چهار سنخ ایران‌شهری را می‌توان عرضه کرد که اندیشه من درون یکی از آنها قرار دارد. نخستین رویکرد تاریخی است که درون نظریه پیچیده تاریخ ساختار قرار دارد.   عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی دیدگاه دوم را جهان‌بینی خرد ایرانی یا نظام فکری ایرانی دانست و افزود: رویکرد سوم مبتنی بر عنصر جغرافیاست که بسیاری از نقدها درون این دیدگاه مطرح می‌شود و رویکرد چهارم هم براساس مساله فرهنگ و تداوم آن است. رویکرد من نیز در دیدگاه دوم قرار می‌گیرد و بنابراین من از نظام خرد ایرانی سخن می‌گویم.   به گفته این استاد دانشگاه، نخستین بار واژه ایران‌شهری در دوره ساسانی طرح شده و این برخلاف این دیدگاه است که بیان می‌شود واژه ایران‌شهری در دوره اشکانیان و یا هخامنشیان مطرح شده است چرا که اسناد و مدارک نشان می‌دهد که در دوره ساسانیان اردشیر خودش را با عنوان شاه ایرانیان نام می‌برد و همچنین القاب ایراندخت، ایران‌گشسب، ایران‌خرد و ... در این دوره مطرح می‌شود.   پورحسن در ادامه تاکید کرد که در راستای سخنان سیدجواد طباطبایی حرف نمی‌زند و بیشتر از دیدگاه سهروردی به این موضوع نگاه می‌کند و ادامه داد: ما انواعی از منابع تاریخی داریم به طور مثال 50 سنگ‌نوشته شامل 3 سنگ‌نوشته کوروش، 32 سنگ‌نوشته درباره داریوش و 18 سنگ‌نوشته درباره خشایار داریم منابع دوم تاریخی اساطیری ما منابعی است که در بخش نخست شاهنامه وجود دارد بخش دیگر منابع غیرایرانی است که در وداع‌ها، هرودوت و کتاب‌هایی چون «گزنفون» و ... وجود دارد و دسته دیگری از منابع آثاری هستند که در تاج‌نامه‌ها، آیین‌نامه‌ها، عهد اردشیر، کارنامه اردشیر و ... دیده می‌شوند. اینها منابع اندیشه‌ای نظام خرد ایرانی هستند.   این استاد فلسفه به دو بحث افراطی و تفریطی از اندیشه ایرانشهری اشاره کرد و گفت: فهم افراطی همان فهم ناسیونالیستی از اندیشه ایرانشهری به معنای فهم فاشیسمی و نژادی از ایرانشهر است. این نگاه را نگاهی غیرعلمی و ایدئولوژیک به نظریه ایرانشهری می‌داند که توانایی بازسازی خرد ایرانی را ندارد چرا که در این نگاه جغرافیا، تاریخ و ساختار مهم است و ما یک ایرانشهر تنها در این دیدگاه نمی‌بینیم. سیدجواد طباطبایی در دیدگاه خود نسبت به اندیشه ایرانشهری دچار تناقض می‌شود چرا که این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان پرسش تجدد را به یک نگاه ساختاری و تاریخی تطابق داد؟   پورحسن در توضیح دیدگاه تفریطی بیان کرد: ایران پس از حمله اعراب تنها کشوری است که فرهنگ، زبان و قلمروش باقی مانده است و نمی‌توان مانند شامات، مصر و ترکیه به آن نگاه کرد. اگر ما نگاه تفریطی به ایران داشته باشیم بدین معنی است که ایران از بین رفته و نظام ایرانی هم از هم پاشیده شده است. وقتی درباره ایران حرف می‌زنیم در نگاه خلافت حرف می‌زنیم و اگر الان درباره ایرانشهری سخن می‌گوییم آن را تنها به دیدگاهی که خواجه نظام داشته محدود کرده‌ایم و نه به فهمی که ابن‌سینا و سهروردی داشته است.   این محقق فلسفه بیان کرد: ما همواره وقتی از ایران سخن گفته‌ایم آن را ذیل تفکر اسلامی فهم کرده‌ایم. فهم سیدجواد طباطبایی نیز از مفهوم امت فهم درستی نیست چرا که مفهوم امت به معنای عربیت و خلافت نیست بلکه امت به معنای همه مسلمانان است یعنی تمدن اسلامی بر ساخته عرب و خلافت نیست.   این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنانش با بیان اینکه ما اندیشه ایرانشهری را به سلطنت تقلیل داده‌ایم توضیح داد: در صورتی که قوام این اندیشه، وابسته به خِرد ایرانی است. الجابری می‌گوید عقل و فرهنگ عربی، قبل از اسلام بوده است و بعد از اسلام هم بوده و تا الان هم ادامه دارد. اگر ابن سینا نبود، سهروردی هم وجود نمی‌داشت. بعد از ابن سینا، هر کس بخواهد فیلسوف شود، باید آثار ابن سینا را مطالعه کند. ابن سینا در منطق المشرقین می گوید: از یونانی ها دانشی به ما رسیده است و هر کس به این دانش‌ها اتکا کند، دچار انحراف خواهد شد.   قرائت طباطبایی از دید ایرانشهری تقلیل امر واقع است میری در این نشست به آخرین سخنرانی سید جواد طباطبایی با عنوان «ایران به عنوان ایران‌شهر» اشاره کرد و تاکید کرد که می‌خواهد در سخنانش برخی از سخنان این اندیشمند سیاسی را نقد کند. وی با تاکید بر اینکه خودآگاهی در گفتمان سید جواد طباطبایی مغفول مانده گفت: قرائت طباطبایی از دید ایرانشهری تقلیل امر واقع است. چشم‌اندازی که او از تاریخ توضیح منطق ایران ارایه می‌کند مطابق واقعیتی است که بیرون اتفاق افتاده است و هرکس با این واقعیت مخالفت می‌کند انگار با کل وحدت ایران مخالفت کرده است در حالی که یکی از نکاتی که باید به آن توجه کرد این است که حدود 80 سال است که در موزه تفسیر متون و هرمنوتیک در علوم انسانی شکل گرفته است و اینکه امروز کسی بگوید هرکسی با من مخالف است با کل تاریخ مخالف است جمله بسیار اشتباهی است.   به گفته این استاد جامعه‌شناسی، طباطبایی به این موضوع اشاره کرده که در گفتمان شاهنامه نژاد به معنای نژادهای بیولوژیکی است. میری در همین باره توضیح داد: به نظر می‌آید که طباطبایی به گونه‌ای حرف می‌زند که باید ما تأملات 70 ساله درباره فهم متون را نادیده بگیریم. خوانشی که از فردوسی در ایران معاصر شده و او را تبدیل به نگاهبان معاصر ایران در برابر اعراب کرده و اگر غیر از این بگوییم ضد وحدت است باعث شده که بگوییم گویی سیدجواد طباطبایی نماینده این بخش در ایران‌ شده است.   عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در بخش پایانی سخنانش تمایزی که طباطبایی بین شریعت‌نامه‌نویسی و سیاست‌نامه‌نویسی را قایل شده نقطه تمایز و قوت اندیشه ایرانشهری دانست و گفت: طباطبایی در واقع با طرح موضوع جدایی سیاست نامه‌ها از شریعت نامه‌ها، می‌خواهد بیان کند که چگونه می‌شود دیدگاه و نظریه ولایت فقیه را از مسیر شریعت نامه به مسیر سیاست نامه وارد کرد. اگر تمدن ایرانی توانسته است ماندگار شود به این علت بوده است که در این تمدن هیج ردپایی از شریعت نامه‌ها نمی‌بینیم و به همین دلیل نیز بوده است که خلافت در ایران شکل نگرفته است. به گفته میری، طباطبایی معتقد است که اگر ولایت فقیه می‌خواهد در ایران به مثابه یک ایده سیاسی دوام داشته باشد و استمرار یابد، باید در قالب سیاست نامه ادامه یابد و ایده‌اش را از شریعت نامه، به سیاست نامه تغییر دهد. باید گفت که این مطلب دقیقاً همان مسئله‌ای است که تضادهای اتفاق افتاده در این چهار دهه از عمر انقلاب از همین آبشخور نشأت گرفته است.  مرادی پژوهشگر فلسفه نیز سخنران پایانی این نشست بود. وی با طرح این گزاره که ما در مقابل پرسش زمان حال به اندیشه ایرانشهری سخنان خود را آغاز کرد و ادامه داد: در گذشته روشنفکرانی مانند ذبیح بهروز می‌خواستند پدیده ایرانشهری را در مقابل اسلام قرار دهند. این افراد به جای وحدت علمی به دنبال تفرقه ملی بودند. این بحث‌ها در پیش از انقلاب نیز بین افرادی مانند شهید مطهری(ره) و  زرین کوب مطرح بود. وی افزود: پس از انقلاب اسلامی نخستین بار در سال ۶۵ و در مقاله‌ای به قلم سید جواد طباطبایی در حوزه سیاست خارجی، مقوله ایرانشهری مطرح شد. آن زمان این گروه و بینش، با این القائات، در پی این بودند که ایران، قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را بپذیرد و این مفهوم از آن زمان شکل گرفت. در آن دوران بسیاری از بچه‌های مذهبی نیز طرفدار ایده ایرانشهری شدند و به همین دلیل، ایده اسلامی را رها کردند و سوار قطار ایرانشهری شدند. مرادی با اشاره به اینکه باید در برابر ایده ایرانشهری، مؤلفه‌های خرد ایرانی را تبیین کنیم یادآور شد: فلسفه، پاسخ به زمان حال است ولی با لسان و فرهیختگی فلسفی نه با جدال سیاسی و حزبی. ایده ایرانشهری، نقاط قوتی دارد و با ایده باستان گرایانه در تضاد است. ایده ایرانشهری در تداومش، دوران اسلامی را طی کرده و اوجش به سده سوم تا هفتم هجری می‌رسد. ایده باستان گرایانه سعی دارد اسلام را بیرون بیندازد و بر وجه ایرانیت تمرکز دارد. این پژوهشگر فلسفه نقاط ضعف ایده ایرانشهری را نیز تبیین کرد و گفت: یکی اینکه در منشأ، واجد دو مؤلفه است و آن وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است.  همچنین خِرد ایرانی این ظرفیت را دارد که در ثبات و تغییر وحدت و کثرت را با هم ببیند. مرادی در پایان به فرصت‌هایی که اندیشه ایرانشهری به وجود آورده اشاره و بیان کرد که زمانی دفاع از ایران فحش بود و موضوع دفاع از ایرانیت هیچ معنایی نداشت، چون نهادهای علمی تمرکز نیافته بود. ایده ایرانشهری هم قابلیت این را نداشت که تبدیل به فلسفه شود به همین دلیل اغلب تبدیل به ایدئولوژی یا تئوری می‌شد. این محقق فلسفه گفت: ما باید بتوانیم مفاخری مانند شریعتی و جلال آل‌احمد را علمی معرفی کنیم تا از خصلت تخریبی آنها دست بکشیم و باید به ساختار تولید علمی به صورت انتقادی نگاه کنیم.   ]]> نشست‌های کتاب Sun, 15 Oct 2017 09:39:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252853/پورحسن-فهم-طباطبایی-امت-درست-نیست-میری-خودآگاهی-گفتمان-مغفول درخشان ترین بخش رباعی‌سرایی خواجوی کرمانی کدام است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252759/درخشان-ترین-بخش-رباعی-سرایی-خواجوی-کرمانی-کدام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، میرافضلی در این برنامه با اشاره به این‌که تقسیم‌بندی دربارۀ جریان رباعی‌سرایی در تاریخ ادبیات ایران غالباً بر مبنای مقاطع تاریخی حکومت سلسله‌ها و حاکمان است، گفت: «من برای پژوهش‌های خود یک تقسیم‌بندی دیگر دارم و رباعی فارسی را بر مبنای فراز و فرود آن، و تغییر و تحولات صورت‌گرفته در خود تاریخ رباعی، براساس یک نظم تاریخی، به شش دوره تقسیم کرده‌ام که دورۀ نخست، دورۀ شکل‌گیری رباعی است و از زمان رودکی شروع می‌شود و تا اواخر قرن پنجم هجری امتداد می‌یابد.» وی افزود: «دورۀ دوم، دو سدۀ پُرتلاطم را در تاریخ رباعی فارسی در بر می‌گیرد: قرن ششم و هفتم هجری؛ که این دوره، از بهترین دوره‌های رباعی فارسی است و هم خیام و عطار و مولانا و اوحد کرمانی و باباافضل کاشانی در آن پدید آمدند؛ و هم سنایی و معزی و انوری و مه‌ستی گنجوی و کمال اسماعیل اصفهانی.» این رباعی‌پژوه ادامه داد: «دورۀ سوم رباعی، شاعران قرن هشتم و نهم و اوایل قرن دهم را در بر می‌گیرد که در این دوره، رباعی از تلاطم افتاد و تمرکز اصلی شاعران این دوران بر قالب غزل و بعد از آن مثنوی بود و رباعیات خواجوی کرمانی هم در این دوران به عرصه آمده است.» میرافضلی با بیان این‌که در قرن هشتم نسبت به دو قرن پیش از آن، آثار ماندگار بسیار کمتری در عرصه رباعی‌سرایی خلق شده، گفت: «خواجوی کرمانی همانند چند تن دیگر از شاعران این قرن، به گفتن رباعی اهتمام ویژه‌ای داشت و از او 318 رباعی در دفتر شعر صنایع‌الکمال و  117 رباعی در دفتر بدایع‌الجمال باقی مانده و مجموعاً 435 رباعی دارد که رقم چشمگیری است.» پژوهشگر کتاب «شاعران قدیم کرمان» با اشاره به این‌که از حیث کثرت رباعی و اشتغال ذهنی به این قالب شعری، خواجو جزو سرآمدان دوران خود است، افزود: «خواجوی کرمانی در میان شاعران هم‌عصرش، از لحاظ حجم رباعی در ردیف سوم بعد از ابن‌یمین و علاءالدولۀ سمنانی قرار دارد؛ اصولاً خواجو شاعر پُرگویی است و در 64سالی که عمر کرد، شعرهای زیادی (در حدود 27هزار بیت) از خود به‌جای گذاشت و می‌شود گفت ذهنش دایماً درگیر شعر بود.» شاعر کتاب «آهسته‌خوانی» ادامه داد: «خواجو در همۀ موضوعاتی که شاعران پیش از او دربارۀ آن رباعی گفته‌اند، رباعی دارد؛ از قبیل: عشق و عرفان و اخلاق و حکمت و ستایش و نکوهش و موضوعات تاریخی و شخصی و اِخوانیات؛ و همۀ شیوه‌ها و شگردهای گفتن رباعی را نیز آزموده است.» میرافضلی ضمن آوردن نمونه‌هایی از این شیوه‌ها و شگردها گفت: «خواجو در رباعیاتش اغلب به بازی‌های زبانی علاقه دارد؛ چه در شکل جناس و چه به شکل ایهام تناسب؛ تا آن‌جا که می‌شود گفت ایهام تناسب، شگرد مرکزی بسیاری از رباعیات اوست.» وی افزود: «خواجو به صنعت سؤال و جواب نیز علاقۀ زیادی داشته است و 18 رباعی با این شگرد گفته است و البته به گمان من این رباعیات، برای شاعر بیشتر جنبۀ تفنن و تفریح داشته است، تا آن‌که روایتگر یک دغدغۀ جدی عاشقانه باشد.» این پژوهشگر ادبیات فارسی با اشاره به شیوۀ «ارسال مثل» گفت: «آوردن مصراع مثلی یا مثل‌گونه در رباعی، مخصوصاً در مصراع آخر رباعی، یکی از شگردهای رایج در این قالب است و اصولاً ساختار رباعی به گونه‌ای است که با برجستگی مصراع چهارم به شکل یک جملۀ قصار و یک عبارتی که ضربۀ ‌نهایی را به ذهن مخاطب وارد کند، زمینه را برای ارسال مثل در رباعی به‌خوبی فراهم کرده است؛ و خواجو، بیش از همگنان خود به ارسال مثل در رباعی توجه داشته و حدود ده رباعی مثلی دارد.» میرافضلی در بخش پایانی سخنانش، «خیامانه‌‌های خواجو» را درخشان‌ترین بخش کارنامۀ رباعی‌سرایی او برشمرد و افزود: «من حدود 30 رباعی از دیوان خواجو استخراج کرده‌ام که در فضای رباعیات منسوب به خیام سروده شده است و به مکتب خیام تعلق دارد.» پژوهشگر کتاب «رباعیات خیام در منابع کهن» ادامه داد: «گرایش شاعران قرن هشتم به مضامین خیامانه، در همۀ قالب‌های شعری درخور توجه است و در رباعیات آن‌ها هم قابل پیگیری است؛ حافظ، یکی از پیروان اصیل این مکتب است، اما این تفکر را بیشتر در غزل‌هایش بازتاب داده؛ در رباعیات سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی، ابن‌یمین، ناصر بخارایی، عبید زاکانی و عماد فقیه کرمانی، مضمون اغتنام وقت، باده‌پرستی و شادخواری، شکوه از فلک و ناگواری مرگ دیده می‌شود؛ و البته یکی از مفاهیم اصلی شعر خیامی، یعنی شک و حیرت فلسفی، به‌کلی در رباعی قرن هشتم هجری غایب است.» وی افزود: «جالب این‌جاست که از این گروهِ شاعران قرن هشتم، فقط خواجوی کرمانی است که رباعیاتش به کاروان رباعیات منسوب به خیام نپیوسته و از مابقی، یک یا چند رباعی، به تصرف مجموعه‌های خیام در آمده است.» میرافضلی همچنین گفت: «هرچند رباعیات خواجو هم باید مورد بحث و گفت‌وگو و پژوهش بیشتر قرار گیرد و جای سخن بسیار دارد، اما اعتبار اصلی او در تاریخ شعر فارسی، به غزل‌های او و بعد هم مثنوی‌های اوست؛ به‌ویژه نقش پررنگی که این شاعر بزرگ ایران و کرمان در تحول غزل فارسی داشته است.» گفتنی است؛ «سیدعلی میرافضلی» شاعر، پژوهشگر و رباعی‌پژوه برجستۀ کشور که صاحب تالیفات و کتاب‌های پرشماری در حوزۀ شعر و پژوهش ادبی است، مدیر روابط عمومی مس منطقۀ کرمان است که فعالیت‌های فرهنگی، هنری و ادبی متعددی نیز با حضور وی در این منطقه پایه‌ریزی و برگزار شده است.   ]]> ادبیات Thu, 12 Oct 2017 12:53:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252759/درخشان-ترین-بخش-رباعی-سرایی-خواجوی-کرمانی-کدام «روضة‌الاحباب» منظومه روایی با بُن‌مایه‌های ضعیف تاریخی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252485/روضة-الاحباب-منظومه-روایی-ب-ن-مایه-های-ضعیف-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «روضة‌الاحباب» روایتی داستانی و منظوم در مقتل امام حسین(ع) به زبان هورامی، چهارشنبه (12 مهرماه) با حضور مظهر ادوای، مصحح و مترجم اثر، دکتر جلال جلالی‌زاده، استاد دانشگاه تهران، دکتر نادر کریمیان سردشتی، نویسنده و پژوهشگر اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی، دکتر محمدعلی سلطانی، استاد تاریخ، نویسنده و پژوهشگر و دکتر محسن ناجی نصرآبادی، معاون پژوهشی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در سرای اهل قلم برگزار شد.   جلالی‌زاده، استاد دانشگاه تهران به‌عنوان منتقد در این نشست، با اشاره به ارزشمند بودن کار مترجم این اثر بیان کرد: کتاب از نظر حفظ کلمات و مفاهیم قرآنی بسیار خوب و ارزشمند است. مترجم، این اثر ارزشمند را از نابودی حفظ کرده است. در کنار محاسن، این اثر نواقصی نیز دارد که امیدواریم در چاپ‌های بعدی اصلاح شوند. بهتر بود مترجم ماهیت کتاب را بیشتر معرفی می‌کرد تا از طریق سبک‌شناسی و اسطوره‌شناسی کتاب، شاید بتوانیم شاعر آن را شناسایی کنیم.   وی ادامه داد: مترجم درباره زبان هورامی و نظریات اندیشمندان و مستشرقان مقدمه خوبی نوشته، ولی ای ‌کاش کلمات و واژه‌ها با ادبیات کردی نوشته می‌شد، چون بسیاری از کرد‌زبان‌ها و عرب‌زبان‌ها در هنگام مطالعه این اثر دچار مشکل می‌شوند. بهتر است در چاپ بعدی از الفبای کردی استفاده شود. برخی اشعار کتاب نیز از نظر وزنی ایرادهایی دارد که شاید بخش زیادی از آن به شاعر بازمی‌گردد و بخشی نیز شاید به مصحح و مترجم بازگردد. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که اگر ترجمه خوب مظهر ادوای نبود، بسیاری از اشعار برای مخاطب قابل فهم نبودند. اما بهتر بود در پاورقی برخی کلمات تصحیح یا ترجمه می‌شدند.   این پژوهشگر گفت: با توجه به قرائن موجود در کتاب، مشخص می‌شود شاعر اهل سنت بوده است. همچنین به نظر می‌رسد شاعر به زبان‌های فارسی، عربی و کردی آشنایی داشته، چراکه در اشعار از ترکیب این کلمات استفاده کرده است. نکته دیگر اینکه اگر به‌جای برخی منابع امروزی به منابع اصیل درباره حادثه کربلا مراجعه می‌شد، شاید اثر وزن بهتری پیدا می‌کرد. مصحح باید علاوه بر این نسخه به سراغ نسخه‌های دیگر این کتاب نیز می‌رفت و آن‌ها را بررسی می‌کرد.      عنوان «روضة‌الاحباب» زیبنده این اثر نیست کریمیان سردشتی نیز در ادامه مباحث با اشاره به عنوان این اثر بیان کرد: عنوان، زیبنده این کتاب و متن نیست، چراکه هیچ پیوندی با «روضة‌الاحباب» ندارد. مولف وجه تسمیه‌ای برای کتاب تعیین نکرده است. البته این اشتباه از ترجمه اثر شروع نشده، بلکه آغاز اشتباه از نسخه‌نویسان بوده که این نام را بر اثر نهادند. این کتاب، منظومه روایی بر پایه‌های اسطوره و بُن‌مایه‌های بسیار ضعیف تاریخی است. در حالی‌که «روضه‌الاحباب» نام چند کتاب مشهور و شناخته شده است و به‌نظر می‌رسد در اینجا نامی جعل شده است.   وی ادامه داد: درباره سختی کار مترجم و مصحح کتاب باید به این نکته که این اثر تک‌نسخه و منحصر به فرد بوده و هیچ نمونه دیگری از آن یافت نشده، اشاره کرد چون در این شرایط دست مصحح بسته است؛ البته این مانع نمی‌شود که تصحیح قیاسی انجام نگیرد. مصحح باید براساس قرائن علمی، تصحیح بدون غلط انجام دهد و برای انجام این کار تسلط بر مسائل زبانی و عروض و قافیه نیز لازم است. من هم معتقدم این اثر به دلیل اینکه یک منظومه کردی است، باید با رسم‌الخط کردی نوشته می‌شد که امیدوارم این موضوع در چاپ‌های بعدی صورت گیرد.   این پژوهشگر درباره نسخه‌شناسی اثر نیز گفت: صاحب منظومه بیان کرده که در این اثر از چهار منبع با‌ عنوان‌های «روضة‌الاحباب»، «جوهری»، «سرباز» و «عالم آرا» استفاده کرده است. درباره این آثار می‌توان گفت که «عالم آرا» چند نسخه دارد که بیشتر آن‌ها در دوره صفویه تدوین شده و به‌نظر نمی‌رسد از نظر موضوعی پیوندی با موضوع این کتاب داشته باشند. درباره جوهری نیز می‌توان اشاره کرد که منظور، محمدابراهیم جوهری اصفهانی است که نگارنده «طوفان‌البکاء» بوده که در سال 1253 هجری قمری درگذشته و کتاب را نیز در سال 1250 هجری قمری تالیف کرده است. پس با توجه به این قرائن، منظومه‌ای که به‌نام «روضة‌الاحباب» ترجمه شده، باید متعلق به دوره متأخر یعنی بعد از 1253 هجری قمری باشد. همچنین درباره نسخه‌شناسی اثر اشتباهات تاریخی دیگری نیز رخ داده که باید اصلاح شوند.   کریمیان سردشتی افزود: این متن پر از مقابله‌های غیرمعقول است و لذا بیشتر حماسی است تا تاریخی. جا داشت مصحح به جای مقدمه درباره واقعه کربلا به این‌گونه مسائل مطرح‌شده که موضوع و محور اصلی کتاب هستند، بیشتر می‌پرداخت. به این دلیل که در این منظومه شاعر از 12 امام صحبت می‌کند و تفکرات دوازده امامی دارد، فکر نمی‌کنم وی اهل سنت باشد.   وی در پایان عنوان کرد: با تمامی موارد ذکر شده باید به مترجم این اثر تبریک گفت، زیرا به خاطر ناآشنایی ایرانیان با زبان و ادبیات کردی، احیای این‌گونه نسخه‌های خطی، بسیار ارزشمند است. اما مترجم در چاپ‌های بعدی باید با دقت‌نظر و صرف وقت بیشتر و انجام مطالعه و پژوهش‌های گسترده‌تر، اشکالات موجود را برای غنی‌تر شدن اثر برطرف کند.   اعتقاد دارم که سراینده این اثر اهل سنت است سلطانی، پژوهشگر و استاد تاریخ نیز در پاسخ به شبهه به‌وجود آمده درباره سنی یا شیعه بودن نگارنده این اثر گفت: 95 درصد اعتقاد دارم سراینده این اشعار اهل سنت است. در بیشتر موارد اجازات علمی علمای اهل سنت هم دوازده امامی است، منتهی هر جغرافیایی اعتقادات خاص خود را دارد لذا شیعه و سنی بودن ما نیز با اعراب متفاوت است. پس نمی‌توان به این دلیل که وی نام 12 امام را برده، گفت که وی شیعه بوده است.   این نویسنده ادامه داد: از متن این کتاب درک کردم هورامی، زبان مادری شاعر «روضة‌الاحباب» نبوده، بلکه از قرائن چنین برمی‌آید که وی ساکن منطقه‌ای بین کرمانشاه و پاوه بوده و به این دلیل با زبان هورامی آشنایی داشته است. حمایت بنیاد پژوهش‌ها از چاپ آثار فاخر ناجی نصرآبادی، معاون پژوهشی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس نیز در مقام ناشر این اثر در بخش پایانی این نشست بیان کرد: تاکنون بین 200 تا 250 متن خطی در مجموعه بنیاد پژوهش‌ها احیا شده که از آن جمله می‌توان به «تفسیر ابوالفتوح رازی» اشاره کرد. درباره «روضة‌الاحباب» نیز باید گفت که وقتی مترجم جوان آن این اثر را برای چاپ به بنیاد پژوهش‌ها آورد با توجه به اولین بودن در نوع خود، چاپ آن را قبول کردیم تا مترجم برای انجام پژوهش‌های بهتر تشویق شود و پژوهش‌هایی از این‌دست ادامه پیدا کند. ما به‌عنوان ناشر در آینده نیز از این مترجم جوان و دیگر آثار فاخر حمایت می‌کنیم. درباره ایرادات وارد شده به این کتاب نیز ذکر این نکته نیز ضروری است که وقتی یک اثر تک‌نسخه باشد، دست مصحح در بسیاری از موارد بسته است و لذا کار تصحیح بسیار سخت می‌شود و خالی از اشکال نیز نخواهد بود. در چاپ دوم اصلاحات لازم صورت می‌گیرد.   تک‌نسخه‌ای بودن کار تصحیح را سخت می‌کند مظهر ادوای، مصحح و مترجم «روضة‌الاحباب» نیز با اشاره به اینکه این اثر، روایتی داستانی و منظوم به زبان هورامی است که در سال 94 از سوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی رونمایی و منتشر شده، در معرفی زبان هورامی توضیح داد: زبان هورامی از گروه زبان‌های شمال غربی ایران است و زیرشاخه کردی محسوب می‌شود، ولی برخی از شرق‌شناسان معتقدند زبان جداگانه‌ای است. زبان هورامی، بیش از هزار سال در مناطقی همچون کرکوک و موصل تا همدان و کردستان ایران به‌عنوان زبانی غیررسمی نوشته می‌شد. در کتابخانه‌های ایران و بسیاری از کشورها همچون ترکیه، عراق، آلمان و دانمارک، نسخه‌های خطی زیادی از این زبان موجود است. در کتابخانه برلین، 120 نسخه کتاب به زبان هورامی وجود دارد. این زبان خرده‌فرهنگ‌های مختلفی را به هم متصل می‌کرد. کتاب «روضة‌الاحباب» نیز یک متن غیررسمی است که در کردستان تالیف و کتابت شده است.   وی افزود: در این نسخه، گفتمان‌های گوناگونی را می‌بینیم، همچنین در این اثر، تاریخ به یک روایت و داستان تبدیل شده است. «قاسم‌ابن ابوبکر کرد» این نسخه را کتابت کرده، ولی سراینده اشعار مشخص نیست. در این کتاب سه‌گونه قرائت تراژیک یا سوگوارانه، حماسی یا اسطوره‌ای و عرفانی را مشاهده می‌کنیم. روایت‌هایی به این شکل از دوره صفویه آغاز و در دوره قاجار بیشتر می‌شوند. در این دوره تاریخ به داستان تبدیل شده تا مردم بهتر و بیشتر با عاشورا و وقایع آن آشنا شوند.   مترجم و مصحح «روضة‌الاحباب» درباره مشکلات در مسیر پژوهش و تصحیح این کتاب نیز گفت: یکی از مشکلات اساسی،‌ تک‌نسخه‌ای بودن اثر بود. البته باید بگویم که در این چند سال که از کار تصحیح اثر گذشته، نگاهم تغییراتی کرده و اگر امروز بخواهم آن‌را ترجمه و تصحیح کنم، قطعا متفاوت با این اثر خواهد بود. ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Wed, 04 Oct 2017 16:45:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252485/روضة-الاحباب-منظومه-روایی-ب-ن-مایه-های-ضعیف-تاریخی پیشکسوتان ویراستاری در نمایشگاه کتاب تقدیر شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247852/پیشکسوتان-ویراستاری-نمایشگاه-کتاب-تقدیر-شدند  به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انجمن ویراستاران در نشست سرای اهل قلم علمی و فرهنگی با تجلیل از پیشکسوتان ویراستار فارسی محمد خاکی، بهاءالدین خرمشاهی، فتح‌الله مجتبایی، اصغر مهرپرور و هرمز همایون‌پور برگزار شد.   فتح‌الله مجتبایی پژوهشگر فرهنگ، تاریخ و فلسفه گفت: کتاب، کتابخوانی و انتشارات، قدرت عقلانی یک جامعه به شمار می‌‌رود و تمامی فعالیتها در این زمینه، خدمت به حیات عقلانی جامعه خواهد بود. ویراستاری تنها خلاصه به نقطه، ویرگول و تصحیح غلط‌های املایی نبوده و ویراستار باید در حد یک نویسنده در این کار تخصص داشته باشد. همچنین هر رشته‌ی علمی و تخصصی نیازمند ویراستار خاص خود است. خدمت به صنعت نشر در یک جامعه خدمت به رشد عقلانی آن جامعه است. ویراستار هم مثل یک باغبان برای کتاب است که وظیفه مهمی بر دوش دارد.کار ویرایش تنها توجه به ویرایش علائم نگارشی نیست. کار ویراستار رفع مشکلاتی است که نویسنده با متن داشته است. این زبان‌شناس و ادب‌پژوه ایرانی یادآور شد: متاسفانه در سال‌های گذشته در ایران ویراستاری نداشتیم. من نیز این فعالیت را از مجله‌ی سخن با پیوستن به پرویز ناتل خانلری در سال 1330 با ویرایش مقالات و اشعار آغاز کردم.   این مصحح متون کهن ادامه داد: کار ویراستاری را بدون دانش علمی آغاز کرده و بیشتر به صورت ذوقی این فعالیت را ادامه دادم. اما در سال 1337 به موسسه‌ی فرانکلین پیوسته و پس از تشکیل هیئتی در این موسسه، ویراستاری را به صورت علمی آغاز کردم.   مجتبایی در ادامه یادآور شد: من به همراه گروهی در سال 37 برای یادگیری قواعد و اصول ویرایش و ویراستاری به دانشگاه کلمبیا رفتیم و پس از یادگیری اصول اولیه و مباحث علمی، کار ویراستاری به صورت ویژه از موسسه‌ی فرانکلین در ایران آغاز شد.     در ادامه محمد خاکی ویراستار مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی با ابراز خرسندی از تشکیل انجمن ویراستاران اعلام کرد: جای خالی انجمن ویراستاران سال‌های زیادی در میان فعالان این حوزه احساس می‌‌شد. مهمترین کار در امر ویرایش این است که سخن نویسنده به خوبی درک شده و اگر اشکالی در بیان آن وجود داشته باشد ویراستار آن را بخوبی بیان کند.   هرمز همایون‌پور مترجم آثار فلسفی، اجتماعی و سیاسی نیز در این مراسم گفت: خوشحالم از اینکه انجمن ویراستاران این بار به طور جدی در ایران تشکیل شده و امیدوارم مشکلات نشر و ویرایش در ایران با تشکیل این انجمن سروسامان داده شود زیرا مشکلات ویراستاری در ایران منجر به انحراف زبان فارسی شده است. بعد از چهل سال کار مستمر در نشر، متوجه اهمیت کار ویراستاری شدم و فهمیدم گاهی ویرایش کتابی تا چه اندازه در فهم و درک آن کتاب اهمیت دارد.   اصغر مهرپرور نمونه‌خوان، نسخه‌پرداز و ناظر فنی چاپ در این مراسم گفت: موسسه‌ی فرانکلین در دهه‌ی 40 به تفکیک ویرایش محتوایی و فنی پرداخته و پس از آن ویرایش محتوایی از طریق بزرگان موسسه‌ی فرانکلین و ویرایش فنی از طریق جوانان نشر سروش صورت گرفت. از این رو تعدادی ویراستار جوان در موسسه‌ی فرانکلین پرورش یافتند و بنده هم یکی از اعضای آن بودم.   علی اشرف صادقی در این مراسم با اشاره به رسم‌الخط فارسی که توسط فرهنگستان هنر پیشنهاد شده است، توضیح داد: در این جزوه بسیاری از رسم‌الخط فارسی پیش‌نویس شده و راه‌حلی برای آنها ارایه شده است. گرچه فرهنگستان هنر هرگز مدعی نهایی بودن این دستور‌الخط نیست ولی بیشتر موسسات از آن در ویراستاری استفاده می‌‌کنند. یک فرهنگ املایی نیز بر همین اساس به رسم‌الخط اضافه شده است و واژه‌هایی که مورد سوال نویسندگان بوده به صورت الفبایی آمده ولی فرهنگستان برخی از کلمات را دواملایی تلقی کرده و املای سنتی آنها را نیز لحاظ کرده است.   در این مراسم جهان‌الدین خرمشاهی که به علت کسالت در مراسم شرکت نکرده بود در پیام خود آورده بود: بنده از آغاز فعالیت ملی یعنی سال 1350 که 26 ساله بودم و یک ترجمه از کتاب کوچک و یک مجموعه شعر در صد صفحه منتشر کرده‌ایم تا همین ایام که به ویراستاری و سرویراستاران کاری‌ام درباره حافظ اشتغال دارم، یکی از عمده‌ترین کوشش‌های زبانی ادبی‌ام ویراستاری بوده است.   خاطرنشان می‌شود در این مراسم طی هماهنگی که توسط هومن عباسپور تهیه شده بود به معرفی برخی دیگر از ویراستاران پیشکسوت از جمله کریم امامی، احمد سمیعی (گیلانی)، احمد امیراعلایی، امیرجلال‌الدین اعلم و سایر پیشکسوتان پرداخته شد.   سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «یک کتاب بیشتر بخوانیم» از 13 تا 23 اردیبهشت در مجموعه‌ی نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار می‌شود. مجموعه‌ی شهر آفتاب در اتوبان خلیج فارس، روبه روی حرم مطهر امام خمینی (ره) قرار دارد.   ]]> ادبیات Mon, 08 May 2017 10:02:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247852/پیشکسوتان-ویراستاری-نمایشگاه-کتاب-تقدیر-شدند «تاریخ تئاتر در ایران» منبعی غنی در حوزه نمایش است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247718/تاریخ-تئاتر-ایران-منبعی-غنی-حوزه-نمایش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم رونمایی کتاب «تاریخ تئاتر در ایران» با حضور مترجمان کتاب، مدیر نشر افراز و علاقه‌مندان شنبه (16 اردیبهشت) در سالن کتاب‌نمای 1 سرای اهل قلم برگزار شد. در این مراسم، اعظم کیان‌افراز، مدیر انتشارات از لزوم ثبت تاریخ تئاتر به صورت مکتوب سخن گفت و چگونگی این ترجمه و روند آن را تشریح کرد. یک کتاب با ترجمه گروهی اشکان زارع یکی از مترجمان کتاب از چگونگی ترجمه گفت: این کتاب حاصل تلاش استاد امیر نجفی و 15 مترجم با تحصیلات دانشگاهی در حوزه هنر، تئاتر و زبان انگلیسی است. استاد نجفی سال گذشته طی گفت‌وگویی با پروفسور ویلم فلور، از تصمیم‌ خود برای ترجمه این کتاب از زبان انگلیسی به فارسی گفت که با استقبال نویسنده کتاب مواجه شد. از آنجایی که این کتاب منبع مهمی در زمینه تئاتر و تاریخ آن است، تصمیم بر این شد که کار ترجمه را گروهی انجام دهیم تا در فرصت کمی، کتاب برای محققان و علاقه‌مندان فراهم شود. علی دلاوری، سروش زاغیان، حوریه خوابنما، صبا دزیانیان، عارفه بهرامی، مهتاب پویامنش، شیما جوادی، اشکان زارع، آزاده چشمه سنگی، نسترن جوادیان، المیرا عاقل، امیرحسین مدنی، سارا یکه‌باش و آیدا غلامی از مترجمانی هستند که هر کدام بخشی از کتاب را به فارسی ترجمه کرده‌اند.  اولین کتاب مستندگونه در زمینه تاریخ تئاتر سخنران بعدی مراسم اعظم کیان‌افراز بود که مدیریت نشر افراز را بر عهده دارد. محور اصلی صحبت‌های مدیر نشر افراز درباره پروژه تاریخ تئاتر در ایران بود. وی ضمن تأکید به مکتوب کردن تاریخ تئاتر اذعان کرد: سال 1381 با عزت‌الله انتظامی صحبت کردم و به او پیشنهاد دادم تا زندگی تئاتری‌شان را مکتوب کنیم. بعد از اینکه ایشان قبول کردند، نتیجه مصاحبه و پژوهش‌های ما طی دو سال در کتابی با عنوان «جادوی صحنه 1» منتشر شد. این کتاب، تنها کتاب مستندگونه در زمینه تاریخ تئاتر است. چاپ کتاب «تاریخ تئاتر در ایران» نیز دو سال پیش بنا به ضرورت و نبودن منبع و مرجعی منسجم در این زمینه توسط امیر نجفی برای ترجمه انتخاب شد.   مقدمه‌ای از نویسنده برای ترجمه فارسی علی دلاوری از دیگر مترجمان حاضر در مراسم مختصر و کوتاه به چگونگی ترجمه اشاره کرد و گفت: وقتی استاد نجفی طی گفت‌وگویی با پروفسور فلور، موضوع ترجمه کتاب به فارسی را مطرح کرد با استقبال وی مواجه شد و حتی بخش‌های نوشته نشده در کتاب اصلی به همراه اسناد و مدارکی را برای ترجمه در اختیار ما گذاشت حتی مقدمه فارسی‌‌ هم برای ترجمه کتاب نوشت. این کتاب تاریخ تئاتر ایران را قبل از اسلام تا دوره‌ پهلوی و انقلاب اسلامی ایران بررسی می‌کند. به گفته مدیر انتشارات و مترجمان کتاب، پروفسور فلور در سال گذشته و در جشنواره فارابی برای تمام آثارش در حوزه ایران‌شناسی از ریاست جمهوری ایران، لوح تقدیر دریافت کرد.   تعزیه؛ نمایشی شناخته شده در دنیا عارفه بهرامی، مترجم دیگر کتاب به نمایندگی از مترجمانی که نتوانستند از مشهد برای حضور در این نشست به تهران بیایند، چند دقیقه‌ای درباره ترجمه کتاب سخن گفت: این کتاب 15 مترجم دارد. دلیل این‌که کتاب مترجمان بسیاری دارد این است که منبع غنی در حوزه تئاتر است و ترجیح دادیم ترجمه خیلی زود آماده شود. در این کتاب، نویسنده به دوره‌های مختلف تئاتر در ایران، افراد مهم و تأثیرگذار هر دوره، نمایش‌های عروسکی، نمایش‌های مذهبی و تعزیه که گونه‌ای مطرح و شناخته شده است، می‌پردازد. پایان‌بخش برنامه به پرسش و پاسخ حاضران اختصاص داشت. کیان‌افراز بخشی از مقدمه فارسی نویسنده برای کتاب را برای حاضران خواند. در این مقدمه، نویسنده به انگیزه‌ خود برای نوشتن کتاب اشاره می‌کند و می‌گوید: «بعد از مدت‌ها پژوهش و جست‌وجو به طور ناگهانی فهمیدم که درباره تاریخ تئاتر در ایران، یک کتاب نوشته‌ام.» «تاریخ تئاتر در ایران» 327 صفحه دارد و به قیمت 27000 تومان روانه بازار نشر شده است.  ]]> هنر Sat, 06 May 2017 13:28:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/247718/تاریخ-تئاتر-ایران-منبعی-غنی-حوزه-نمایش ثبوتی: از 200 نوشته ابن‌هیثم تنها 55 کتاب را در اختیار داریم/ «المناظر» کتابی مرجع برای کپلر، گالیله و داوینچی بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/231863/ثبوتی-200-نوشته-ابن-هیثم-تنها-55-کتاب-اختیار-داریم-المناظر-کتابی-مرجع-کپلر-گالیله-داوینچی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) همایش بزرگداشت ابن هیثم، چهارشنبه 16 دی‌ماه، با حضور دکتر رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم، دکتر مصطفی محقق داماد، عضو پیوسته فرهنگستان علوم، دکتر جواد صالحی، رئیس شاخه مهندسی برق و کامپیوتر فرهنگستان علوم، دکتر یوسف ثبوتی، چهره ماندگار فیزیک و رئیس گروه علوم پایه فرهنگستان علوم، دکتر حسین معصومی همدانی، استاد تاریخ و فلسفه علم و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و هادی ندیمی، رئیس شاخه هنر و معماری فرهنگستان علوم، دکتر حبیب تجلی، عضو وابسته فرهنگستان علوم و استاد فیزیک در تالار کنفرانس فرهنگستان علوم برگزار شد.   تجلیل از ابن هیثم و معرفی یافته‌ها و نوشته‌های وی درباره نور ثبوتی در این آیین گفت: سازمان ملل سال 2015 را سال جهانی نور و تکنولوژی‌های نور پایه اعلام کرده است و مناسبت آن بزرگداشت چندین رخداد مهم در تاریخ دانش و فناوری‌های نوین است. یک‌هزارمین سال تالیف کتاب «المناظر» ابن‌هیثم، اپتیک‌دان و نورشناس سده چهارم هجری قمری، یکصد و پنجاهمین سال صورت‌بندی نهایی الکترومغناطیس و اعلام نور به‌عنوان موج الکترومغناطیسی و یکصد و پانزدهمین سال نظریه فوتونی نور از سوی پلانک از جمله دلایل نامگذاری این سال به‌عنوان سال جهانی نور است.   برگزیده جایزه کتاب سال 74 ادامه داد: یکصد و دهمین سال اعلام سرعت نور به‌عنوان ثابت جهانی و ظهور نسبیت خاص، یکصد و دهمین سال توجیه فتوالکتریسته از سوی انیشتین و یکصدمین سال تثبیت نظریه موجی ـ ذره‌ای نور و امواج الکترومغناطیسی و ظهور نسبیت آب، از دیگر دلایل نامگذاری سال 2015 به‌عنوان سال جهانی نور بود.   دارنده مدال ویژه آکادمی علوم جهان سوم افزود: در سال جهانی نور، قرار بود از نقش نور و تکنولوژی‌های مربوط به آن در شکل‌گیری و توسعه جوامع، از روزی که انسان تصمیم به یکجانشینی گرفت و برای روشنایی شب‌های تاریکش از نوری که از سوزاندن پیه حیوانات به دست می‌آورد یاری جست، یاد شود. از دانشگاه‌ها و فرهنگستان‌ها و پژوهشگاه‌ها، از انجمن‌های علمی فرهنگی، از صنایع مرتبط با نور و کاربران آن‌ها از بخش‌های خصوصی در سراسر دنیا خواسته شد در شناساندن نقش نور در توسعه جوامع انسانی در گذشته و حال شرکت کنند.   این چهره ماندگار حوزه فیزیک اظهار کرد: دبیرخانه سال جهانی نور در مرکز فیزیک نظری عبدالسلام در تریست ایتالیا مستقر است و علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع از اخبار و کم و کیف برنامه‌ها به سایت Light2015.org مراجعه کنند.   ثبوتی با اشاره به دیگر برنامه‌های سال جهانی نور گفت: از جمله برنامه‌های سال جهانی نور که برای جوامع مسلمان می‌تواند مورد توجه باشد، تجلیل از ابن هیثم و معرفی یافته‌ها و نوشته‌های وی درباره نور است. ابوعلی حسن‌بن حسن بن هیثم، متولد بصره در سال 354 هجری قمری برابر با 945 میلادی است. 55 کتاب از بیش از 200 نوشته او به ما رسیده است که عناوین بعضی از آن‌ها که به نور مربوط می‌شوند عبارتند از «نور ما»، «نور ستارگان»، «هاله و رنگین‌کمان»، «آیینه کروی سوزان»، «آیینه سهموی سوزان»، «گوی سوزان»، «صورت خسوف و کسوف»، «تشکیل سایه»، «گفتار درباره نور» و بالاخره شاهکار بزرگ وی کتاب «المناظر» در 7 جلد.   افزود: ابن هیثم در کتاب «المناظر» درباره نظریه‌های رنگ، دیدن، ادراک بصری، قوانین انعکاس نور از سطوح صاف و شکست آن در گذر از یک محیط شفاف به محیط شفاف دیگر بحث می‌کند و روش مشاهداتی خود را شرح می‌دهد. کتاب «المناظر» در سده 13 به لاتین ترجمه شده و در تمام دوران قرون وسطی، رنسانس و روشنگری، کتاب مرجع برای افرادی مانند کپلر و گالیله و لئوناردو داوینچی، همچنین بسیاری دیگر بود. ابن هیثم بصری و ابوریحان بیرونی، شاید از معدود دانشمندان دوران طلایی تمدن اسلامی باشند که دست به مشاهده می‌زنند.   رئیس گروه علوم پایه فرهنگستان علوم عنوان کرد: افسوس که روش مشاهده و آزمایش این دو نابغه زمان‌‌های گذشته ما هیچ وقت در جوامع اسلامی به‌صورت سنت‌سازی و جاری درنیامده و تداوم نیافته است. صحنه کنجکاوی‌های علمی به تفکر و تعقل محض که به مرور زمان خود را بی‌نیاز از مشاهده نشان می‌داد، محدود ماند و ریشه‌های پژوهش علمی در جهان اسلام خشک شد.   ترجمه ایتالیایی «المناظر» دکتر حسین معصومی همدانی نیز به‌عنوان سخنران همایش بزرگداشت ابن هیثم، درباره وضعیت فعلی پژوهش با موضوع ابن‌هیثم گفت: ابن هیثم، دانشمندی ریاضیدان، منجم، فیزیکدان و به سبک خودش فیلسوف است که در نیمه دوم قرن چهارم و نیمه نخست قرن پنجم هجری می‌زیست. وی اهل بصره بوده و عمده زندگی خود را در مصر گذرانده است. شناخت جهان علمی از وی شاید از عمده قرون وسطی و اوایل دوران جدید به خاطر کتاب «المناظر» بوده که قرن سیزده هجری ترجمه شده است.   وی ادامه داد: «المناظر» در قرن 14 به ایتالیایی ترجمه می‌شود، در حالی‌که این زبان، زبان علم آن روزگار نبوده است. کتاب دیگر وی «آینه‌های سوزان سهموی» تا مدت‌ها منبع شناخت سهموی در اروپا بود. توجه مجدد به وی از قرن نوزدهم شروع می‌شود. در این قرن تصور می‌شد کتاب «المناظر» وی از بین رفته و ابن‌هیثم هم به‌عنوان نورشناس شهرت داشت.   گفتمان امروز کرشمه نور را گم کرده است دکتر هادی ندیمی، رئیس شاخه هنر و معماری فرهنگستان علوم، در بخشی دیگر از این همایش اظهار کرد: نور در تفکر عظیم فلسفی و حکمت و عرفان ایران، به مثابه امر معنایی شناخته می‌شود، در حالی‌که جنبه‌های علمی آن انکار نمی‌شود. همچنان که در سوره نور آمده، خداوند خود را به هیچ چیز تشبیه نمی‌کند «الله النور السماوات و الارض» نور همچنان که در آرای متفکران قدیمی ما آمده، جنبه وجودی دارد و فراتر از جنبه مادی است.   وی افزود: امروز از نظر علمی بسیار پیشرفت کرده‌ایم، به‌طوری که با گذشته قابل مقایسه نیست، اما به اذعان همه صاحبنظران حوزه معماری در این حوزه پسرفت داشته‌ایم و این در حالی است که دستاوردهای پیشینیان در این بخش بیش از ما بوده است، چرا یک جریان عکس را طی کرده‌ایم؟ به‌نظر می‌آید بشر امروز با گفتمان قالب بسیاری از مفاهیم گذشته را از دست داده است.   ندیمی در ادامه گفت: در جریان فهم انسان اختلالی ایجاد شده است که ناشی از نگاه علمی به عالم است. البته این برداشت به معنای بی‌ارزش کردن علم نیست، بلکه تاکید بر لزوم توجه به دیدگاه‌های مختلف است. نور در معماری از بعد معنایی و رمزی مورد توجه است. از وجه کیفی نور در معماری بی‌بهره شده‌ایم و فقط به بعد فیزیکی آن توجه کرده‌ایم؛ به عبارتی دیگر کرشمه و هندسه نور گم شده است.   ابن هیثم، پایه‌گذار واقعی علم فیزیک است دکتر جواد صالحی، رئیس شاخه مهندسی برق و کامپیوتر فرهنگستان علوم نیز در همایش «جهان‌بینی نور؛ بزرگداشت ابن هیثم» اظهار کرد: نور پیر آفرینش، برنای علم و پیدایش است. امروزه از مسیر تکامل دنیای الکترونیک، به طرف تحولات فتونیک می‌رویم که در آینده نه چندان دور شبکه‌هایی را معرفی خواهد کرد که برای ما قابل تصور نیست.   وی با اشاره به چیستی علم افزود: علم، مرز مشترک بین خالق و مخلوق است. انسان‌های عادی برای ورود به عرصه علم الهی باید وارد این مرز شوند. ابن هیثم دو کار عمده انجام داده است؛ وی معتقد بود که تفسیر دانشمندان یونانی، افلاطون و ارسطو درباره نور اشتباه است. براساس دیدگاه ابن‌هیثم چشم ما مستقل از نور است و هیچ رابطه‌ای بین چشم و نور وجود دارد.   صالحی ادامه داد: ابن‌هیثم مفاهیم دیدگاه‌های خود را به‌طور هندسی و مهندسی بیان می‌کرد و به عبارت دیگر وصف پدیده را مطرح نمی‌کرد و علم هندسه را زیبا پیاده‌سازی کرد. دومین کار وی در عرصه علم، پرداختن به آناتومی چشم بود که با هدف درک بهتر کار نور صورت گرفت. ابن هیثم، یک متفکر چندرشته‌ای است. همه بزرگان طلایی علم امروز از شاگردان ابن‌هیثم هستند؛ وی در واقع پایه‌گذار واقعی علم فیزیک است.   رئیس شاخه مهندسی برق و کامپیوتر فرهنگستان علوم در ادامه به تشبیه فعالیت‌های گالیله، انیشتین و چارلز کاو هنگ‌کنگی در زمینه نور پرداخت. ]]> دانش‌و‌فناوری Wed, 06 Jan 2016 11:37:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/231863/ثبوتی-200-نوشته-ابن-هیثم-تنها-55-کتاب-اختیار-داریم-المناظر-کتابی-مرجع-کپلر-گالیله-داوینچی داوری اردکانی: ابن هیثم از نوادر دانش و پایه‌گذار پژوهش علمی است/ علم با نقد گذشته آغاز می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/231847/داوری-اردکانی-ابن-هیثم-نوادر-دانش-پایه-گذار-پژوهش-علمی-علم-نقد-گذشته-آغاز-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش بزرگداشت ابن هیثم، ریاضیدان و فیزیکدان بزرگ مسلمان و نویسنده کتاب «المناظر»  چهارشنبه 16 دی‌ماه، با حضور دکتر رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم، دکتر جواد صالحی، رئیس شاخه مهندسی برق و کامپیوتر فرهنگستان، دکتر یوسف ثبوتی، رئیس گروه علوم پایه فرهنگستان علوم، دکتر حسین معصومی همدانی، استاد تاریخ و فلسفه علم و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، هادی ندیمی، رئیس شاخه هنر و معماری فرهنگستان علوم و دکتر حبیب تجلی، عضو وابسته فرهنگستان علوم و استاد فیزیک در تالار کنفرانس فرهنگستان علوم برگزار شد.   داوری اردکانی با ابراز خوشحالی از برگزاری این همایش گفت: ما ابن ‌هیثم را کمتر می‌شناختیم و درباره وی کمتر حرف زده‌ایم. در زبان تاریخ علم و ادبی که در جوانی خواندم، ابن هیثم بصری را نفرین می‌گفتند. البته سال‌هایی از زندگی ابن ‌هیثم در مصر گذشته است. برای من به‌عنوان دانشجوی فلسفه مساله این بود که علم دوران اسلامی متعلق به این منطقه است و به هرحال علم مصر به هیچ عنوان با منطقه خراسان و آذربایجان قابل مقایسه نیست. ابوعلی فارسی، یکی از شاگردان ابن‌هیثم به ایران تعلق داشت هرچند تاریخ زندگی ابن ‌هیثم چندان برای ما روشن نیست.   وی افزود: ابن‌ هیثم پرورده این سوی عالم است و از اینجا به مصر رفته است. ابن هیثم یکی از نوادر و پایه‌گذار پژوهش علمی است. ما معمولا لفظ تحقیق و پژوهش را مترادف به‌کار می‌بریم و با مسامحه پژوهش را تحقیق می‌گوییم. دوره تحقیق گذشته و ما کمتر تحقیق انجام می‌دهیم و بیشتر پژوهش می‌کنیم. در پژوهش علم یا حل مسائل تاریخی، اجتماعی و به‌طور کلی کمکی برای زندگی است. پژوهش اکنون طرح ریاضی بر علم طبیعت است. مهندسان ما چقدر از علمی که از کتاب آموخته‌اند، در کارشان استفاده می‌کردند. ابن هیثم بعد از اینکه متوجه می‌شود، تنظیم آب رود نیل عملی نیست از سوی خلیفه فاطمی به دیوانی گمارده می‌شود. دوبار در طول عمرش برای فرار از این‌کار خود را به دیوانگی می‌زند که از نشانه‌های هوش وی است.   رئیس فرهنگستان علوم ادامه داد: ما به تاریخ علم کمتر توجه کرده‌ایم. فرهنگستان از سال‌های پیش سعی در برقرار رابطه با تاریخ داشته است. ظاهرا‌ مشکل اینجاست که بدانیم ما چه احتیاجی به تاریخ داریم و اگر تاریخ ندانیم چه می‌شود؟ ما تا دوره جدید یعنی تا قرن 18 میلادی تاریخ علم نداشتیم و فقط مورخان علم بودند. تاریخ فلسفه، تاریخ فکر و علم نداشتیم. کتاب‌هایی که تا پیش از این دوران نوشته شده‌اند، تاریخ‌الحکما یا تاریخ‌الاطباء هستند؛ یعنی تاریخ اشخاص. تاریخ علم جدید تاریخ نقد است و به عبارت دیگر با نقد گذشته علم شروع می‌شود. وقتی به عالم تجدد وارد شدیم، نقد را نفهمیدیم یا بد فهمیدیم. به اعتقاد من شرق‌شناسان در این موضوع چندان بی‌تقصیر نبودند. نقد، توهین، ناسزاگویی و بدزبانی نیست و کم‌کم نیاز داریم تا از کتاب‌هایی مانند «المناظر» درس بگیریم. این کتاب‌ها نمی‌توانند جسم علم را بگویند، بلکه جان و روح علم را برای ما بازگو می‌کنند و حرکت و تعلق‌خاطر ایجاد می‌کنند.   داوری اردکانی اظهار کرد: نقد گذشته، تعلق‌خاطر را ایجاد و آن‌را افزون می‌کند. ابن هیثم دانشمند بزرگی است و معاصر دانشمندان بزرگی مانند ابن‌سینا و ابوریحان بوده و در بهترین دوران یا قرن تاریخ علم اسلامی زندگی می‌کرده است. ]]> دانش‌و‌فناوری Wed, 06 Jan 2016 08:50:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/231847/داوری-اردکانی-ابن-هیثم-نوادر-دانش-پایه-گذار-پژوهش-علمی-علم-نقد-گذشته-آغاز-می-شود صادقی: نگاهی محافظه‌کارانه در پیوستن به معاهدات بین‌المللی نشر وجود دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/229527/صادقی-نگاهی-محافظه-کارانه-پیوستن-معاهدات-بین-المللی-نشر-وجود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دو نشست تخصصی «کپی‌رایت در نظام حقوقی ایران؛ گذشته، حال، چشم‌انداز آینده» با حضور دکتر محمود صادقی، عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس و «حقوق مالکیت معنوی در کتابخانه دیجیتال» با سخنرانی بهاره پورحسین، مسئول بخش دیجیتال کتابخانه حسینیه ارشاد، دوشنبه 18 آبان‌ماه، همزمان با سومین روز از هفته ترویج علم،  در مرکز همایش‌های برج میلاد به همت انجمن ترویج علم ایران برگزار شد.   صادقی در نشست «کپی‌رایت در نظام حقوقی ایران؛ گذشته، حال، چشم‌انداز آینده» با اشاره به تاریخچه قانون حمایت از مولفان و مصنفان گفت: در قانون سال 1348 قانونگذار از الگوی فرانسوی برای تصویب قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان استفاده کرد. ترجمه تحت‌الفظی کپی‌رایت «حق نشر» است اما «حق تالیف» به پدیدآورنده نگاه دارد. قانونگذار فرانسوی نگاهش انسانی است، در حالی‌که نگاه مادی، در کپی‌رایت وجود دارد.   وی افزود: در سنت حق مولفی در درجه نخست، حق معنوی دارای اهمیت است. در نظام حق مولفی از چیستی اثر، معیار حمایت، حقوق مادی و حقوق معنوی پدیدآورنده صحبت می‌شود.   صادقی ادامه داد: در حقوق ایران برخلاف تصور عموم که می‌گویند قانون کپی‌رایت نداریم، در سال 1310 این حق برای مولفان، مصنفان، هنرمندان، مترجمان و تکثیرکنندگان کتاب تصویب شد که البته این قانون تکمیل شده قانون سال 1304 است. وضع قانون اختصاصی برای اهالی نشر از سال 1320 در شورای ملی آغاز شد و در سال 1348 به تصویب رسید.   عمر 30 ساله قانون حمایت مادی از خالق نرم‌افزارهای الکترونیکی این عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس اظهار کرد: پس از انقلاب در سال 1379، قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم‌افزارهای رایانه‌‌ای و در سال 1382 قانون تجارت الکترونیک تصویب شد. حمایت مادی از خالق نرم‌افزارهای الکترونیکی در قانون ایران 30 سال است. حمایت مادی از خالقان آثار مکتوب در سال 1389 از 30 به 50 سال افزایش پیدا کرد.   وی افزود: در قانون پیش‌بینی شده که نقل‌ قول از منابع منتشر شده با اهدافی مانند علمی و ادبی با ذکر منبع مانعی ندارد. درباره تهیه جزوه‌های دانشگاهی نیز قانونگذار استفاده از منابع مختلف را مجاز دانسته، اما شرط کرده که تهیه جزوه‌ها نباید با اهداف کسب سود همراه باشد.   صادقی گفت: در حوزه نرم‌افزارهای الکترونیکی براساس قانون مصوب سال 1379، اجازه تولید نسخه پشتیبان از سوی قانونگذار صادر شده است.   این مدرس دانشگاه در ادامه عنوان کرد: ایران عضو هیچ معاهده بین‌المللی مربوط به کپی‌رایت نیست. از سال 1380 بحث‌های مختلفی برای الحاق به کنوانسیون برن مطرح شده است، اما انتقادهایی درباره رویکرد دولت در پیوستن ایران به این کنوانسیون وجود دارد. به عبارت دیگر در مقوله مالکیت فکری دچار نوعی محافظه‌کاری شده‌ایم.   این عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: یکی از مباحث اصلی در حوزه حقوق مولف، پاسخ به این پرسش است که آیا قلمرو حمایت را توسعه بدهیم یا خیر. اهالی صنعت نشر موافق توسعه این قلمرو هستند چراکه به دنبال عملی شدن این تصمیم در عرصه بین‌المللی حضور فعال‌تری خواهند داشت. از سوی دیگر فعالان حوزه نشر الکترونیک به دلیل ترس از سوءاستفاده‌های احتمالی و تولید نرم‌افزارهای تقلبی، چندان موافق گسترش قلمرو حمایت نیستند.   بیش از 77 هزار و 393 عنوان نسخه دیجیتال در کتابخانه حسینیه ارشاد دومین نشست تخصصی سومین روز از هفته ترویج علم به «حقوق مالکیت معنوی در کتابخانه دیجیتال» اختصاص داشت که با سخنرانی بهاره پورحسین، مسئول بخش دیجیتال کتابخانه حسینیه ارشاد در برج میلاد برگزار شد. وی در این نشست گفت: کتابخانه دیجیتال حسینیه ارشاد از سال 1388 سیاستگذاری‌های ویژه‌ای برای ارزشیابی تولید نسخه‌های دیجیتال تعیین کرد. تولید نسخه‌های دیجیتال به معنای واقعی امکانی برای معرفی آثار و ناشران فراهم می‌کند.   وی افزود: منابع دیجیتال کتابخانه حسینیه ارشاد مانند منابع چاپی امانت داده می‌شوند و مخاطبان به مدت 10 روز مجاز به استفاده از این منابع هستند که تمدید این منابع نیز پیش‌بینی شده است. افرادی که عضو کتابخانه حسینیه ارشاد نیستند، فقط می‌توانند از 10 صفحه‌ ابتدای کتاب‌های دیجیتال استفاده کنند.   پورحسین اظهار کرد: امکان دانلود و پرینت از نسخه‌های دیجیتال وجود ندارد، حتی لوگوی کتابخانه حسینیه ارشاد در پایین صفحه درج شده تا از سوء‌استفاده‌های احتمالی پیشگیری شود. همچنین در این سامانه امکان مطالعه کتاب برای کاربران آنلاین فراهم شده است. امکانات کتابخانه دیجیتال برای مخاطبان رایگان است.   مسئول بخش دیجیتال کتابخانه حسینیه ارشاد ادامه داد: کاربران می‌توانند کتاب‌های خود را از سه طریق جستجوی ساده، پیشرفته و درون‌متنی پیگیری کنند. البته در حال حاضر جستجوی درون‌متنی تا زمان ایجاد امکان OSR وجود ندارد. کاربران می‌توانند از طریق جستجوی ساده و پیشرفته تازه‌های دیجیتال را در پایگاه کتابخانه پیگیری کنند. امکانات جستجو برای همه مخاطبان در سراسر دنیا وجود دارد.   وی درباره خدمات کتابدار آنلاین نیز گفت: کتابدار آنلاین مانند کتابدار فیزیکی آماده ارائه خدمات مختلف به کاربران کتابخانه دیجیتال حسینیه ارشاد است. کاربران می‌توانند به‌صورت لحظه‌ای پاسخ‌های خود را از کتابدار آنلاین دریافت کنند؛ همچنین در ساعات غیراداری به‌صورت آفلاین این خدمات ارائه می‌شود. ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 09 Nov 2015 11:30:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/229527/صادقی-نگاهی-محافظه-کارانه-پیوستن-معاهدات-بین-المللی-نشر-وجود جلد سوم دایرةالمعارف قرآن کریم رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224929/جلد-سوم-دایرةالمعارف-قرآن-کریم-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بیست و سومین نمایشگاه بین المللی قرآن، مراسم رونمایی از جلد سوم دایرةالمعارف قرآن با حضور دکتر امیر مازیار، عضو هیئت علمی مرکز علوم عقلی حکمت و حسین خندق‌آبادی، عضو هیئت علمی بنیاد دایرةالمعارف اسلامی از مترجمان این اثر در محل نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد. امیر مازیار در این نشست با بیان اینکه چند سال گذشته بخشی به نام تحقیق در مطالعات اسلامی در انتشارات حکمت راه‌اندازی کردیم، گفت: ما از چند سال پیش تصمیم به راه اندازی بخشی ویژه مطالعات اسلامی در انتشارات حکمت گرفتیم. کار اصلی این بخش ترجمه متون برگزیده به دست اسلام‌شناسان غربی به فارسی بود. اساسا در زبان‌های اروپایی در حوزه وسیع مطالعات اسلامی آثار متعددی منتشر شده است که به همین منظور این کارگروه تشکیل شد. وی افزود: دایرةالمعارف قرآن لیدن کتابی منحصر به فرد با ویژگی‌های خاص در حوزه مطالعات قرآنی است. شیوه کار به شکل کلاسیک است که با حضور جمعی از محققان قرآنی صورت گرفته است. ترجمه کتاب می‌تواند در فضای تحقیقات و عرصه‌های علوم قرآنی در کشور اثرگذار باشد. از حدود 7 تا 8 سال پیش برنامه ترجمه کتاب شروع شد و با حضور گروه ویراستاران که از چهار نفر اصلی تشکیل می‌شد برنامه ترجمه کتاب به پیش رفت. عضو هیئت علمی مرکز علوم عقلی حکمت تصریح کرد: خوشبختانه این کتاب در 4 سال با روندی منظم منتشر شده است. این دایره المعارف 420 مدخل کوتاه بلند در حوزه علوم مختلف قرآنی دارد که شامل بخش‌هایی چون اعلال قرآن، علوم خاص قرآنی، تاریخ ترجمه، چاپ تفسیر قرآن، نسبت قرآن و علوم‌های دیگر در حوزه تمدن می‌شود. این کار تا حدودی موفق بوده است و تا حدودی در رشته قرآن‌پژوهی جای خود را باز کرده است. 30 مترجم در ترجمه این سه جلد همکاری داشته‌اند. حسین خندق‌آبادی در ادامه این نشست در بیان شکل چینش مداخل در دایرةالمعارف عنوان کرد: در جلد سوم به دلیل اصل مدخل‌ها که به زبان انگلیسی بوده است، اصل عبارت معادل به انگلیسی کار شده است. بنابر تغییر الفبای انگلیسی در فارسی این جلد متفاوت با جلد انگلیسی است و بر اساس چینش فارسی دایرةالمعارف تدوین یافته است. وی در بازشماری مداخل این دایرةالمعارف بیان کرد: مداخلی همچون درباره قرآن، انبیاء و اقوام در قرآن، مفاهیم مشترک در بیان ادیان مختلف، مفاهیم فقهی و مفاهیم اخلاقی و موضوعات دیگری در این جلد وارد شده است. عضو هیات علمی بنیاد دایرةالمعارف اسلامی تصریح کرد: در این مدخل متفاوت با ساختار ادبی قرآنی مداخل قابل توجهی ذکر شده است. در مدخل درباره قرآن مداخلی همچون دستور زبان قرآن، رسم الخط، زبان عام، زبان عربی، زبان و سبک قرآن، ساختار ادبی قرآن، سجع، مدخل سوره و شکل و ساختار قرآن و رابطه‌اش با ساختارهای دیگر، رسانه و قرآن، سکه‌شناسی و قرآن، سیاست و قرآن و زنان و قرآن می‌شود. خندق آبادی ادامه داد: دو مدخل مهم سنت شفاهی و سنت مکتوب در عربستان در انتقال قرآن وجود دارد. وی افزود: در مدخل مهم ادیان مشترک مداخلی همچون مفهوم دین، زبور، روح القدس، عام، دفاعی‌ها، بین دین اسلام و ادیان دیگر نیز مطرح است. مفهوم زمان، سحر، دوزخ، شیطان، شعر و شاعر از دیگر مداخل این جلد است. خندق‌آبادی با اشاره به مفاهیم فقهی مطرح در این دایرةالمعارف تصریح کرد: موضوعات فقهی همچون احکام ماه رمضان، روزه، شب زنده‌داری، شب قدر و .... در این دایرةالمعارف مطرح شده است. افراد غیرعرب‌زبان نیز در این دایرةالمعارف مقاله نوشتند. بیش از 20 نفر در حوزه قرآنی غیرعربی هستند که این تعداد در جلد سوم بیشتر می‌شود. امیر مازیار در ادامه این نشست بیان کرد: این کتاب با وجود اینک مرجع است و مخاطبان خاص خود را دارد، استقبال خوبی داشته است. این پروژه چند ساله است و شامل 5 جلد ترجمه مدخل و یک جلد نمایه‌ها است. عضو هیات علمی مرکز علوم عقلی حکمت با بیان اینکه هر سال در نمایشگاه یک جلد از این مجموعه عرضه می‌شود، گفت: جلد نهایی و فهرست نمایه این کتاب در سال 96 در قالب مجموعه کامل دایرة المعارف لیدن منتشر می‌شود. وی با اشاره به وجود برخی مشکلات در ترجمه این دایرة المعارف، اذعان کرد: ما در ترجمه، در مبحث متون تخصصی در حوزه‌های گوناگون مشکل ترجمه داشتیم. نبود اصطلاح‌نامه‌های خوب، کم بودن ادبیات، کمبود ترجمه، کمبود متخصص وعلاقه‌مند در ترجمه از جمله این مباحث بود. اساسا مهم‌ترین مشکل این کتاب این بود که متن دایرةالمعارف، فشرده و موجز است و نگاه نویسنده به مباحث تاریخی در قالب آثار کلاسیک است. مازیار با اشاره به برخی مشکلات در مجامع علمی ودینی اظهار کرد: نفس اینکه دیگران در مورد آثار کتاب‌های ما کار می‌کنند در ایران حساسیت‌ برانگیز است. نوع رویکرد این آثارمتفاوت با رویکرد سنتی است و عموما ادبیات مدافع‌گرایانه نیست. بنابراین پژوهشگران باید صرفا نگاه تاریخی و علمی به این موضوعات داشته باشند. عضو هیات علمی مرکز علوم عقلی حکمت افزود: از ابتدای شروع پروژه با موانع متعددی روبه رو شدیم. درحال حاضر جامعه ما به این ادبیات نیاز دارد. جامعه جوان دانشگاهی، نوجوان وعلم‌دوست است. با طرح بحثهای قالبی و کلیشه‌ای واقعا راضی نمی‌شود. فاصله بین سنت وعلقه‌ها و آن چیزی که درجامعه فعلی وجود دارد، متفاوت است. رویه‌های معروف و ملموس قادر به پل زدن براین شکاف نبودند. وی با اشاره به ضرورت طرح نگاه تازه‌تر و ایجاد فضای جدید برای این گونه بحث‌ها بیان کرد: اگرعلاقه جدید وجود نداشته باشد این حوزه فراموش می‌شود. ادبیاتی که بدون کنجکاوی جدید باشد جامعه آن را رد می‌کند. هدف از ترجمه رسیدن به این دیدگاه، سوال‌ها و روش‌هاست. ایده و افق تازه پیدا کنیم.     ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Wed, 15 Jul 2015 10:46:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224929/جلد-سوم-دایرةالمعارف-قرآن-کریم-رونمایی برپایی نشست «تثلیث در قرآن و عهدین» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224542/برپایی-نشست-تثلیث-قرآن-عهدین-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، «تثلیث در قرآن و عهدین» با حضور حجت الاسلام محمد کاشانی؛ مولف کتاب در سرای اهل قلم مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در جلسه نقد و بررسی این کتاب، دکتر عباس اشرفی، دکتر محمدجواد شمس و علی علی محمدی حضور دارند.  کتاب «تثلیث در قرآن و عهدین» که در گروه علمی «کلام» در شانزدهمین همایش کتاب سال حوزه به عنوان اثر تحسین شده انتخاب شده، به مباحث تثلیث می‌پردازد. نقد کتاب «تثلیث در قرآن و عهدین» دوشنبه 15 تیر از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 صورت می‌گیرد. ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Sun, 05 Jul 2015 08:10:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224542/برپایی-نشست-تثلیث-قرآن-عهدین-سرای-اهل-قلم «زبان قرآن با نگاهی به چالش های کلامی تصویر» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224436/زبان-قرآن-نگاهی-چالش-های-کلامی-تصویر-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، «زبان قرآن با نگاهی به چالش های کلامی تصویر»، شنبه 13 تیر با حضور دکتر ابوالفضل ساجدی؛ مولف کتاب در سرای اهل قلم مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در این نشست، دکتر عبدالله نصری، دکتر قاسم پورحسن و علی علی محمدی نیز حضور دارند. کتاب «زبان قرآن با نگاهی به چالش های کلامی تصویر» که در شانزدهمین همایش کتاب سال حوزه در گروه علمی تفسیر و علوم قرآن اثر شایسته تقدیر شناخته شده است، تحقیق و پژوهشی درباره ویژگی‌های زبانی قرآن را شامل می‌شود. نقد این کتاب، شنبه 13 تیر از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 صورت می‌گیرد. ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Wed, 01 Jul 2015 07:38:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224436/زبان-قرآن-نگاهی-چالش-های-کلامی-تصویر-نقد-می-شود رونمایی از کتاب «نفس مسموم؛ روایت مستند تسلیح شیمیایی صدام علیه ایران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224367/رونمایی-کتاب-نفس-مسموم-روایت-مستند-تسلیح-شیمیایی-صدام-علیه-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات سروش، در مراسم رونمایی از کتاب «نفس مسموم» که مستند خاطراتی برای تمام فصول اثر مصطفی رزاق کریمی نیز به نمایش در می آید، محوریت این موضوع که آیا جانبازان شیمیایی می توانند مقامات آمریکایی و اروپایی را پای میز محاکمه بکشانند مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. کتاب نفس مسموم مجموعه ای مستند، مدون همراه با تصاویر مختلف از جنایات صدام در کاربرد سلاح شیمیایی علیه مردم مظلوم و بی دفاع ایران و عراق و گزیده ای از اسناد معتبر حمایت و تسلیح رژیم بعثی از سوی آمریکا و اروپا و شرکت های وابسته به آنان است که طی آن شرکت های تولید و عرضه کننده سلاح شیمیایی، متهمان، مجرمان و نحوه به کارگیری تسلیحات شیمایی و گزارشات نهادهای بین المللی به همراه اسناد آن به رشته تحریر آمده است و نگارنده تلاش کرده با استفاده از بازماندگان قربانیان تسلیحات شیمیایی، ابعاد فاجعه بار آن را تبیین و ارائه کند. مراسم رونمایی از کتاب «نفس مسموم»  عصر امروز هشتم تیرماه از ساعت 19 تا 20:30 در مجتمع فرهنگی سرچشمه، خیابان بهارستان، کوچه شهید صیرفی پور، یادمان شهدای هفتم تیر، مجتمع سرچشمه برگزار می‌شود.     ]]> انقلاب و دفاع‌مقدس Mon, 29 Jun 2015 10:25:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224367/رونمایی-کتاب-نفس-مسموم-روایت-مستند-تسلیح-شیمیایی-صدام-علیه-ایران «مبانی فهم و تفسیر قرآن» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224346/مبانی-فهم-تفسیر-قرآن-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، «مبانی فهم و تفسیر قرآن» (با تکیه بر آموزه های نهج البلاغه)، سه شنبه 9 تیر در سرای اهل قلم مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در نشست نقد این کتاب، دکتر منصور پهلوان، دکتر حامد شریعتی نیاسری و هاجر خاتون قدمی حضور دارند. نقد کتاب «مبانی فهم و تفسیر قرآن»، سه شنبه 9 تیر از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 صورت می‌گیرد. ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Mon, 29 Jun 2015 07:37:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224346/مبانی-فهم-تفسیر-قرآن-نقد-می-شود برگزاری نشست «امیر مؤمنان به روایت نهج‌البلاغه» در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224185/برگزاری-نشست-امیر-مؤمنان-روایت-نهج-البلاغه-شهر-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی موسسه شهر کتاب، بیش از ده قرن است که از تالیف نهج‌البلاغه می‌گذرد. در این مدت، نوشته‌های بسیاری اعم از شرح و تصحیح و مستدرک و دانش‌نامه و ... بر آن نوشته شده است. از مطالب مندرج در نهج‌البلاغه برای شرح معارف دینی در زمینه‌های مختلف استفاده می‌شود. تنوع و گستردگی مطالب آن باعث شده که دانشمندان متعددی از جمله علمای سیاست، جامعه‌شناسی، مدیریت، اقتصاد، کلام، فلسفه، ادب، تاریخ، حدیث و فقه به آن رجوع و از سخنان حضرت استفاده کنند. به تازگی کتاب «امیر مومنان به روایت نهج‌البلاغه» به قلم مجید رضایی‌دوانی و به همت نشر نگاه معاصر انتشار یافته است که مطالب نهج‌البلاغه را به صورت تاریخی تنظیم کرده است که این شیوه کمک شایانی به درک بهتر مطالب آن می‌کند و جایگاه خطبه‌ها و نامه‌های نهج‌البلاغه را در مواضع مناسب حیات حضرت علی (ع) نشان می‌دهد. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه نهم تیرماه از ساعت ۱۶:۳۰ به بحث و گفت‌وگو درباره‌ کتاب «امیر مومنان به روایت نهج‌البلاغه» اختصاص دارد که با حضور استادان مسعود ادیب و مجید رضایی‌دوانی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم برگزار می‌شود. ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Wed, 24 Jun 2015 05:55:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224185/برگزاری-نشست-امیر-مؤمنان-روایت-نهج-البلاغه-شهر-کتاب مدیر انتشارات «سیروس» مهمان نشست تاریخ شفاهی کتاب می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224078/مدیر-انتشارات-سیروس-مهمان-نشست-تاریخ-شفاهی-کتاب-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست و دومین نشست از نشست های تاریخ شفاهی کتاب به معرفی انتشارات «سیروس» اختصاص دارد و در این نشست، «احمد افجه ای» مدیر انتشارات سیروس، مهمان تاریخ شفاهی کتاب است.  نشست های تاریخ شفاهی کتاب به معرفی فعالان قدیمی حوزه نشر از گذشته تاکنون اختصاص دارد و در آن مدیران انتشارات درباره شروع به کار و روند نشر در انتشارات خود می‌گویند. بیست و دومین نشست تاریخ شفاهی کتاب، دوشنبه اول تیر از ساعت 10:30 تا 12:30 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Sun, 21 Jun 2015 08:38:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/224078/مدیر-انتشارات-سیروس-مهمان-نشست-تاریخ-شفاهی-کتاب-می-شود نشست نقد کتاب «دورکاری در سازمان‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223939/نشست-نقد-کتاب-دورکاری-سازمان-ها-مراکز-اطلاع-رسانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه علوم و فناوري اطلاعات ايران، سومین نشست نقد و معرفی کتاب در ایرانداک برای کتاب «دورکاری در سازمان‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی» برگزار می‌شود. کتاب «دورکاری در سازمان‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی» نوشته دکتر اعظم نجفقلی‌نژاد ورجوی، دکتر علی صادق‌زاده وایقان و دکتر عظیمه نجفقلی‌نژاد ورجوی است و نشست نقد این کتاب با حضور نویسندگان آن و استادان منتقد، دکتر فریبرز درودی، رئیس مرکز اطلاعات  مدارک علمی ایران و دکتر رضا خانی‌پور، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران برپا خواهد شد. نشست نقد کتاب «دورکاری در سازمان‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی» در روز چهارشنبه 27 خرداد از ساعت 14 در کتابخانه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برگزار می‌شود. ]]> دانش‌و‌فناوری Tue, 16 Jun 2015 08:54:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223939/نشست-نقد-کتاب-دورکاری-سازمان-ها-مراکز-اطلاع-رسانی-برگزار-می-شود برپایی نشست نقد کتاب «جامعه شناسی تئاتر» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223937/برپایی-نشست-نقد-کتاب-جامعه-شناسی-تئاتر-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «جامعه شناسی تئاتر»؛ اثر «ژان دو وینیو» و ترجمه دکتر جلال ستاری، در چهل و دومین نشست خانه نقد کتاب مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در این نشست که در آن فیلم مستندی از دکتر جلال ستاری نیز به نمایش درمی آید، دکتر شهاب الدین عادل، دکتر محمدحسین ناصر بخت و شهرام زرگر به عنوان سخنران حضور دارند. کتاب «جامعه شناسی تئاتر» به تحلیل تئاتر می‌پردازد. نقد کتاب «جامعه شناسی تئاتر» چهارشنبه 27 خرداد از ساعت 17 تا 19 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> هنر Tue, 16 Jun 2015 08:46:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223937/برپایی-نشست-نقد-کتاب-جامعه-شناسی-تئاتر-سرای-اهل-قلم تاریخ جغرافیایی ایران باستان بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223856/تاریخ-جغرافیایی-ایران-باستان-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در چهل و یکمین نشست خانه نقد کتاب، «فهم تاریخ جغرافیایی ایران باستان و منابع آن» با حضور دکتر محمدتقی رهنمایی و دکتر مهرداد ملک زاده، دوشنبه 25 خرداد در سرای اهل قلم مورد بررسی قرار می‌گیرد. دکتر مهرداد ملک زاده؛ باستان شناس، نویسنده، پژوهشگر و منتقد کتاب درباره مباحثی که در این نشست مطرح می شود، چنین توضیح داد:«جغرافیای تاریخی و تاریخ جغرافیایی، دو رشته از معارف بشری هستند که ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند و هر دو دست در دست یکدیگر تاریخچه زیست آدمی در یک منطقه جغرافیایی و محدودیت های آن (جغرافیای تاریخی) و تاثیر شکل سرزمین و محدودیت های طبیعی بر حرکت تاریخ (تاریخ جغرافیایی) را توضیح می دهند.» ملک زاده ادامه داد: «از این چشم انداز، کارهای انجام نشده و مباحث بکر ناکاویده در حوزه ایران شناسی فراوان است. در نشست فهم تاریخی جغرافیایی ایران باستان، تلاش بر این است با معرفی منابع بیشتر ناشناخته تاریخی و جغرافیایی، چشم انداز نوینی، فراروی پژوهشگران ترسیم شود.» نشست «فهم تاریخ جغرافیایی ایران باستان و منابع آن» دوشنبه 25 خرداد از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Sun, 14 Jun 2015 10:06:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223856/تاریخ-جغرافیایی-ایران-باستان-بررسی-می-شود رمان «عالی جناب شهردار» نقد و بررسی می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223403/رمان-عالی-جناب-شهردار-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای گلستان، این نشست روز دوازدهم خرداد با حضور نویسنده و منتقدان کتاب برگزار می شود. همچنین قاسمعلی فراست، پژوهشگر ادبی و نویسنده رمان «نخل های بی سر»، «خاطرات رزمندگان» و مجموعه داستان «زبان عاشقی» و محمد رضا گودرزی منتقد و نویسنده داستان‌های «پشت حصیر»، «در چشم تاریکی» به نقد و بررسی کتاب «عالی جناب شهردار»  می پردازند. رمان «عالیجناب شهردار» به روایت داستانی از شهری خیالی می‌پردازد که پس از فوت شهردارش، شاعری را به این سمت برمی‌گزینند که اگرچه او در ابتدا حس و حال و عواطف شاعری را در خود دارد اما با گذشت زمان شخصیتی دیکتاتوری به خود می‌گیرد.  کتابخانه فرهنگسرای گلستان امکان اهدا رایگان کتاب «عالی جناب شهردار» را به علاقه‌مندان ایجاد کرده است و علاقه‌مندان می توانند برای تهیه کتاب با شماره 77827730 تماس بگیرند.  چهاردهمین نشست «ترنم قلم» 12 خرداد ماه از ساعت 17 در سالن اجتماعات کتابخانه گلستان واقع در نارمک میدان هلال احمر خیابان گلستان فرهنگسرای گلستان برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Mon, 01 Jun 2015 05:02:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223403/رمان-عالی-جناب-شهردار-نقد-بررسی-می-شود برنامه اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی در یازدهمین روز خرداد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223402/برنامه-اندیشگاه-فرهنگی-کتابخانه-ملی-یازدهمین-روز-خرداد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، پنجمين جلسه از گروه اول كلاس «خط تحريري» با تدريس يوسف اميري از ساعت 10 تا 12 در مركز آموزش ساختمان آرشيو ملي برگزار خواهد شد. جلسه هفتم از گروه دوم كلاس «درست نويسي و ويراستاري» با تدريس مهدي صالحي از ساعت 10 تا 13:30 در سالن انديشگاه فرهنگي برگزار مي‌شود. آخرين برنامه انديشگاه در روز دوشنبه به رونمایي كتاب گوياي «طنز و شوخ طبعي ملانصرالدين» با روايت زنده ياد عمران صلاحي اختصاص دارد كه اين اثر با حضور داريوش كاردان و اجراي موسيقي از ساعت 16 تا 18 در سالن همايش هاي كتابخانه ملي رونمايي مي شود. ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 01 Jun 2015 04:54:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223402/برنامه-اندیشگاه-فرهنگی-کتابخانه-ملی-یازدهمین-روز-خرداد نقد کتاب «پنجره های تشنه» در فرهنگسرای شفق http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223363/نقد-کتاب-پنجره-های-تشنه-فرهنگسرای-شفق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگ‌سرای شفق، نقد کتاب «پنجره های تشنه» با همکاری کتابخانه شهید دستغیب، دوشنبه 11 خردادماه از ساعت 9:30 در سالن نمایش فرهنگسرای شفق برگزار می شود. داستان «پنجره های تشنه» روز نوشت های انتقال ضریح جدید امام حسین علیه السلام از قم به کربلا  را روايت مي‌كند. همچنین در آستانه‌ اربعین حسینی و همزمان با حضور میلیونی عاشقان ثارالله در  بارگاه ملکوتی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «پنجره‌هاي تشنه» رونمایی شد. مهدی قزلی مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات است و پیش از این مدیر امور ادبی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود و سردبیری هفت شماره مجله دوستان و نگارش حدود 30 عنوان کتاب داستانی و گزارشی را نیز در کارنامه ادبی خود دارد. علاقه‌مندان برای شرکت در این برنامه می توانند به فرهنگ سرای شفق واقع در خیابان سیدجمال الدین اسدآبادی،خیابان 21، بوستان شفق مراجعه کنند.   ]]> دین‌وعلوم‌قرآنی Sun, 31 May 2015 08:35:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223363/نقد-کتاب-پنجره-های-تشنه-فرهنگسرای-شفق مدیر انتشارات «کتاب زمان» مهمان تاریخ شفاهی کتاب می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223301/مدیر-انتشارات-کتاب-زمان-مهمان-تاریخ-شفاهی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، بیستمین جلسه تاریخ شفاهی کتاب به بررسی تاریخچه انتشارات کتاب زمان اختصاص دارد و «سید عبدالحسین آل رسول»؛ مدیر انتشارات کتاب زمان به عنوان مهمان در این نشست حضور می‌یابد. نشست‌های تاریخ شفاهی کتاب به معرفی فعالان قدیمی حوزه نشر از گذشته تاکنون اختصاص دارد و در آن مدیران انتشارات درباره شروع به کار و روند نشر در انتشارات خود می‌گویند. این برنامه، یکشنبه 10 خرداد از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> مدیریت‌کتاب Sat, 30 May 2015 06:52:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223301/مدیر-انتشارات-کتاب-زمان-مهمان-تاریخ-شفاهی-می-شود برنامه اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی در نهمین روز خرداد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223296/برنامه-اندیشگاه-فرهنگی-کتابخانه-ملی-نهمین-روز-خرداد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، جلسه پنجم از گروه اول كلاس «درست نويسي و ويراستاري» با تدريس مهدي صالحي از ساعت 9 تا 13:30 در سالن انديشگاه فرهنگي برگزار خواهد شد. چهارمين نشست از سلسله نشست هاي «نقش ايرانيان در عرصه‌هاي فرهنگي و تمدني در سده اول و دوم هجرت» با سخنراني استاد اكبر ثبوت ازساعت 14:15 در سالن انديشگاه فرهنگي برگزار مي‌شود. برنامه پاياني انديشگاه در روز شنبه به سومين كلاس «فيلمنامه نويسي» سروش صحت اختصاص دارد كه از ساعت 16:30 در سالن انديشگاه فرهنگي كتابخانه ملي برگزار مي‌شود.   ]]> مدیریت‌کتاب Sat, 30 May 2015 04:45:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223296/برنامه-اندیشگاه-فرهنگی-کتابخانه-ملی-نهمین-روز-خرداد برنامه اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی در چهارمین روز خرداد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223136/برنامه-اندیشگاه-فرهنگی-کتابخانه-ملی-چهارمین-روز-خرداد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، اولين نشست روز دوشنبه، چهارمين جلسه آموزش «خط تحريري» با تدريس يوسف اميري است كه از ساعت 10 تا 12 در مركز آموزش ساختمان آرشيو ملي برگزار مي شود. در ادامه نشست هاي دوشنبه، ششمين جلسه كلاس «درست نويسي و ويراستاري» با تدريس مهدي صالحي از ساعت 10 تا 13:30 در سالن انديشگاه فرهنگي برگزار خواهد شد. در آخرين نشست چهارم خرداد انديشگاه فرهنگي كتابخانه ملي، هفتمين جلسه از نشست «معناي زندگي» با تدريس اميرعباس علي‌زماني از ساعت 14:30 تا 16 در سالن انديشگاه فرهنگي برگزار مي‌شود.   ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 25 May 2015 05:16:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/223136/برنامه-اندیشگاه-فرهنگی-کتابخانه-ملی-چهارمین-روز-خرداد پنجمین همایش ملی حقوق مالکیت ادبی و هنری با حضور معاون دبیر کل سازمان وایپو افتتاح می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/221982/پنجمین-همایش-ملی-حقوق-مالکیت-ادبی-هنری-حضور-معاون-دبیر-کل-سازمان-وایپو-افتتاح-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پنجمین همایش ملی حقوق مالکیت ادبی، هنری و حقوق مرتبط، با حضور کارشناسان داخلی و سازمان جهانی مالکیت فکری ساعت 9 صبح فردا آغاز به کار می کند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی حوزه مالکیت ادبی و هنری کشور در راستای انجام وظایف ذاتی خود و در ادامه سلسله همایش های ملی حق مولف که با هدف حمایت از حقوق پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری و فرهنگ سازی در زمینه رعایت حق مولف برگزار کرده، پنجمین همایش ملی حقوق مالکیت ادبی ، هنری و حقوق مرتبط را به بررسی موضوع «حمایت بین المللی از آثار ادبی و هنری» اختصاص داده است. از آنجا که بررسی ابعاد مختلف موضوع الحاق به کنوانسیون برن، تکلیف محوله از سوی دولت به وزارت ارشاد است سعی شده در نشست های علمی همایش محورهایی از جمله پیامدهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پیوستن ایران به معاهدات بین المللی حق مولف، قانون حاکم و مرجع قضایی صلاحیت دار در دعاوی بین المللی نقض حق مولف، مطالعه موردی تجربه کشورهای عضو کنوانسیون برن از نظر تاثیر بر قیمت تمام شده محصولات فرهنگی و بررسی مزایای ضمیمه کنوانسیون برن برای کشورهای در حال توسعه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.  با توجه به اینکه نمایشگاه کتاب تهران مرتبط با صنعت نشر به عنوان یکی از صنایع وابسته به حق مولف است از نمایندگان وایپو دعوت شده در افتتاحیه نمایشگاه کتاب تهران به عنوان مهمترین رویداد فرهنگی کشور که با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود؛ نیز شرکت کنند. در پنجمین همایش ملی حقوق مالکیت ادبی، هنری و حقوق مرتبط  تلاش شده است از حضور کارشناسان وایپو در ایران حداکثر استفاده صورت گیرد. به همین دلیل نشست هایی با فعالان حوزه کتاب، فیلم و موسیقی ترتیب داده شده است تا در فضای بحث و گفتگو، طرفین به بیان دیدگاه ها و نظرات خود درباره موضوع حمایت بین المللی از آثار ادبی و هنری و به ویژه الحاق ایران به کنوانسیون برن بپردازند.     ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 03 May 2015 07:54:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/221982/پنجمین-همایش-ملی-حقوق-مالکیت-ادبی-هنری-حضور-معاون-دبیر-کل-سازمان-وایپو-افتتاح-می-شود درم‌بخش: کاریکاتوریست‌های ایرانی با هم مهربان نیستند/لزوم تهیه تاریخ شفاهی کاریکاتور در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/221946/درم-بخش-کاریکاتوریست-های-ایرانی-هم-مهربان-نیستند-لزوم-تهیه-تاریخ-شفاهی-کاریکاتور-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی از کتاب «ده کاریکاتوریست» نوشته سید امیر سقراطی، عصر امروز، جمعه 11 اردیبهشت با حضور کامبیز درم‌بخش، داود شهیدی، آرش سلطانعلی و نویسنده کتاب در کافه ایده برگزار شد. حسادت کاریکاتوریست‌ها به کار هم کامبیز درم‌بخش، کاریکاتوریست پیشکسوت در این مراسم گفت: گردآوردن کاریکاتوریست‌های ایرانی در یک کتاب بسیار سخت است، اگر نام هنرمندی رابیاوری تعدادی از دیگر هنرمندانی که نام‌شان در کتاب درج شده شاکی می‌شوند و اگر نام هنرمندی را نیاوری، ممکن است به‌جز خودش تعداد دیگری از هنرمندان نیز ناراحت شوند. وی افزود: به‌طور کل آدم‌ها نظرات مختلفی دارند و باید به آنها احترام گذشت، اما واقعیت این است که کاریکاتوریست‌های ایرانی با هم مهربان نیستند و حتی به کار هم حسادت می‌کنند. من با همکارانم دوست هستم، با این اوصاف از زمانی که به ایران بازگشتم، بسیاری سعی و تلاش کردند تا من را کنار بگذارند. درم‌بخش در ادامه با اشاره به این نکته که کل زندگی‌اش را برای اعتلای هنر کاریکاتور گذاشته، گفت: من از آن زمانی که خودم را شناختم، شب و روزم با طراحی کاریکاتور و دیدن گذشته است. دیدن برای من مهم‌ترین درس است، به همین خاطر آثار دیگر همکارانم را که تعدادشان به بیش از هزار نفر می‌رسد، مدام می‌بینم و به نمایشگاه‌های آنها سر می‌زنم. با این اوصاف اما زمانی که نمایشگاه آثارم را برپا می‌کنم، نهایت یک یا دو نفر از همکاران به دیدن نمایشگاه آثار من می‌‌آیند. مدام کار کنید، حتی اگر سانسور می‌شوید درم‌بخش همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به کاریکاتوریست‌های جوان توصیه کرد: ایران همیشه همان‌گونه نیست که ما می‌خواهیم، ما باید یاد بگیریم که چه گونه باید در کشور کار کرد و ادامه داد. نباید جا زد و باید مدام کار کرد و نگه داشت. این هنرمند پیشکسوت در ادامه اضافه کرد: کاریکاتوریست‌ها حتی اگر سانسور هم می‌شوند، باید مدام کار کرده و آثارشان را نگه دارند. من در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، کتاب «کاریکاتورهای سیاه» را آماده انتشار کرده بودم، اما به دلیل آنکه طعنه‌هایی به محمدرضا شاه، ساواک و دولت وقت داشت، هیچگاه منتشر نشد، تا اینکه 40 سال پس از آن، یعنی در این چند سال اخیر منتشر شد. لزوم تهیه و تدوین تاریخ شفاهی کاریکاتور ایران سید امیر سقراطی نویسنده کتاب «دَه کاریکاتوریست» نیز در این مراسم گفت: درباره هنر کاریکاتور در ایران منابع مکتوب مناسبی وجود ندارد و امیدوارم این کتاب بتواند جای خالی این منابع را تاحدودی جبران کند. همچنین آرزوی من این است که تاریخ شفاهی کاریکاتور در ایران تهیه و تدوین شود. وی افزود: تعدادی از هنرمندان کاریکاتوریستِ اثرگذار ایرانی که در خارج از کشور سکونت داشتند، از جمله کامبیز درم‌بخش و داود شهیدی، در این دهه اخیر به کشور باز گشته‌اند. به‌جز این دو استادِ بزرگ هنر کاریکاتور، تعدادی دیگر نیز اکنون در قید حیات هستند و تا دیر نشده باید با گفت‌وگو با این اساتید، تاریخ شفاهی هنر کاریکاتور ثبت و ضبط شود. سعی کردم انصاف را در کارم رعایت کنم سقراطی در مراسم رونمایی از کتاب تالیفی خود گفت: در این کتاب به زندگی و کار مشهورترین و تاثیرگذارترین هنرمندان کاریکاتوریست ایرانی، یعنی اردشیر محصص، کامبیز درم‌بخش، داود شهیدی، داریوش رادپور، احمد عربانی، رضا شبیری، کیومرث کیاست، مصطفی رمضانی، جواد علیزاده و محمدعلی بنی اسدی، به همراه نمونه‌هایی از آثار آنها، پرداخته شده است. این کاریکاتوریست و پژوهشگر اضافه کرد: بنا به دلایلی من نمی‌توانستم به همه هنرمندان کاریکاتوریست ایرانی بپردازم. به‌عنوان مثال در این کتاب به زندگی و آثار پرویز شاپور، آراپیک باغداساریان، امین‌الله رضایی و غلامعلی لطیفی، اشاره‌ای نشده است، اما نمونه آثار این هنرمندان را به فراخور مطلب درج کرده‌ام. لازم است اشاره کنم که کتاب مستقلی درباره شاپور کار کرده‌ام که به زودی منتشر می‌شود. سقراطی در ادامه با اشاره به این نکته که سعی داشته در نوشتن انصاف را رعایت کند، گفت: من فکر کنم تنها اشتباه من در این کتاب نیاوردن اسم کتاب استاد درم‌بخش بوده است که بدین وسیله از ایشان عذرخواهی می‌کنم. قلم جذاب نویسنده و مخاطب جست‌وجوگر داود شهیدی، معمار و کاریکاتوریست نیز در مراسم رونمایی کتاب «دَه کاریکاتوریست» گفت: به‌نظر من کتاب با ساختار ظاهری خوب و و همچنین با کیفیت علمی مناسب منتشر شده است. قلم جذاب سقراطی باعث می‌شود که مخاطبان برای شناخت هرچه بیشتر هنرمندان معرفی شده در این کتاب به جست‌وجو در اینترنت و یا کتاب‌ها و نشریات دیگر بپردازند. وی در پایان سخنان افزود: نمونه آثار هنرمندانی که در این کتاب معرفی شده‌اند، با دقت‌نظر انتخاب شده و نشان‌دهنده هوشمندی و البته درک والای سقراطی از هنر کاریکاتور است. در میان مخاطبان این مراسم رامین درم‌بخش، فرزند کامبیز درم‌بخش و طراح و انیمیشن‌ساز بین‌المللی ایرانی و همچنین علی محجوبی، طراح گرافیک، نیز حضور داشتند. کتاب «دَه کاریکاتوریست» نوشته سید امیر سقراطی با شمارگان هزار نسخه، 184 صفحه و بهای 20 هزار تومان از سوی نشر ایده خلاقیت روانه کتابفروشی‌ها شده است. این کتاب نخستین جلد از مجموعه «10» است که با نظارت علمی آرش تنهایی در انتشارات ایده خلاقیت منتشر می‌شود. دومین جلد این مجموعه نیز با عنوان «دَه طراح صحنه» نوشته مشترک پیام فروتن و مژگان ابطحی منتشر شده است ]]> هنر Fri, 01 May 2015 20:01:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/221946/درم-بخش-کاریکاتوریست-های-ایرانی-هم-مهربان-نیستند-لزوم-تهیه-تاریخ-شفاهی-کاریکاتور-ایران