خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين نشست‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/rokhdad_ketabi Sat, 18 May 2019 13:17:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 18 May 2019 13:17:20 GMT نشست‌کتاب 60 «جشن رمضان» به مدت هفت شب در «دنیای کتاب قم» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275867/جشن-رمضان-مدت-هفت-شب-دنیای-کتاب-قم-برگزار به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتب ایران (ایبنا) در قم، کتابفروشی دنیای کتاب قم در شب‌های ماه مبارک رمضان میزبان شاعران نامدار کشوری و شاعرانی از استان قم بود. حسین قوامیان مدیر دنیای کتاب قم در رابطه با این برنامه به خبرنگار ایبنا گفت: دنیای کتاب برای ایجاد بستری مناسب و سرگرم کننده برای شب‌های ماه رمضان برنامه جشن رمضان را با رویکرد دعوت از شاعران طنز برگزار کرد. وی افزود: در این برنامه شاعران کشوری از قبیل ناصر فیض، سعید بیابانکی، احمد علوی، عبدالجبار کاکایی، علیرضا بدیع و عباس احمدی حضور پیدا کردند و به خواندن شعرهای طنز خود پرداختند. همچنین در این برنامه هر شب 3 الی 4 نفر از شاعران قمی هم شعرهای طنز خود را سرودند.   مدیر دنیای کتاب قم با مثبت ارزیابی کردن برگزاری این نشست‌ها با توجه به استقبال مردمی از آنها تصریح کرد: با توجه به استقبال مردم و پیشنهادهایی که از طرف شاعران مدعو به ما شده است، تصمیم گرفتیم این برنامه را در ماه‌های آتی دنبال کنیم و هر ماه برای شاعران به نام کشور برنامه‌ای داشته باشیم. قوامیان به پیشنهاد ویژه شعرا هم اشاره کرد و یادآور شد: شاعران مهمان به ما پیشنهاد دادند یک بخش و قفسه مخصوص شعرهای طنز در دنیای کتاب ایجاد کنیم که این مسئله را بعد از ماه مبارک، پیگیری خواهیم کرد. ]]> استان‌ها Sat, 18 May 2019 08:15:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275867/جشن-رمضان-مدت-هفت-شب-دنیای-کتاب-قم-برگزار «قربانی طهران» زیر بوته نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275860/قربانی-طهران-زیر-بوته-نقد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان «قربانی طهران» نوشته حامد اشتری، فردا یکشنبه 29 اردیبهشت در نشستی با حضور این نویسنده و همچنین جواد سلیمانی میری و ابراهیم اکبری‌دیزگاه به عنوان منتقدین اثر، در محل دفتر نشر معارف قم نقد و بررسی می‌شود.   داستان این رمان در تهران قدیم و اواخر دوره قاجار رخ می‌دهد. در کنار این روایت که پیکره اصلی داستان را تشکیل می‌دهد، داستانی نیز به‌صورت هم‌زمان در پاریس در حال رخ دادن است که ضمن آن بازتابی از حضور روشنفکران و سیاسیون اواخر دوره قاجار در دولت‌های اروپایی ارائه می‌شود.   در بخشی از این کتاب آمده است: «قهوه‌ام را سر کشیدم و به شیشه‌های مه‌گرفته خیره شدم. این کافه دنج را در یکی از گشت‌زنی‌هایم گوشه پارک بولوین پیدا کرده بودم. پاتوق همیشگی‌ام در کافه دولاپه دیگر دنج نبود. هر روز عده‌ای منورالفکر مفت‌خور ایرانی می‌آمدند و مسائل تکراری مطرح می‌کردند.   چاپ اول رمان «قربانی طهران» از سوی نشر معارف در 188 صفحه و به قیمت 20 هزار تومان، در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شده بود.   نشست نقد و بررسی این کتاب، یکشنبه 29 اردیبهشت ساعت 18 در دفتر نشر معارف واقع در شهر قم، خیابان صفائیه، کوچه 23، پاتوق کتاب مرکزی برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Sat, 18 May 2019 06:37:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275860/قربانی-طهران-زیر-بوته-نقد صداهای مختلفی در «وضعیت بی‌عاری» به گوش می‌رسد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275629/صداهای-مختلفی-وضعیت-بی-عاری-گوش-می-رسد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های «عصرانه داستان» حوزه هنری قم، رمان «وضعیت بی‌عاری» با حضور حامد جلالی نویسنده این اثر، محمد قائم‌خانی منتقد و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی نقد و بررسی شد.   در ابتدای جلسه، افسانه بختیاری‌نژاد مجری-کارشناس به معرفی نویسنده پرداخت و گفت: آقای جلالی، بازیگر تئاتر، عکاس و نویسنده است و بیش از 10 عنوان مجموعه داستان‌های کوتاه را با دیگر نویسندگان به چاپ رسانده‌ است. «وضعیت بی‌عاری» نخستین رمان اوست. آقای جلالی در این سال‌ها برنده جوایز متعددی از جشنواره‌های ادبی بوده است؛ از جمله نویسنده برتر بخش کودک و نوجوان جایزه بین‌المللی جهان اسلام در سال 1385 شده‌اند.   در ادامه حامد جلالی نویسنده رمان «وضعیت بی‌عاری» در پاسخ به سوال مجری برنامه در رابطه با تاثیر فعالیت خود در رشته‌های مختلف هنری در نوشتن داستان بیان کرد: در ایران هنرمندان رشته‌های مختلف هنری در جزیره‌های جدا از هم زندگی می‌کنند به همین خاطر در وجوه مختلف دچار ضعف هستند. وقتی عکاسی کار می‌کنید، این کار در بحث زاویه دید در داستان نویسی به کمک نویسنده می‌آید، یا کار در حوزه نمایش و تئاتر به من در دیالوگ‌نویسی داستان کمک بسیاری کرده ‌است.   نویسنده رمان «وضعیت بی‌عاری» درباره جغرافیا و زبان رمانش گفت: در طرح اولیه رمان، مادری بود که نزدیک مرز زندگی می‌کرد و نمی‌خواست فرزندانش کشور را ترک کنند. بهترین و جذابترین مرز برای من خوزستان بود. در مرحله تحقیق 10 روز در خوزستان زندگی کردم. از دزفول و اندیمشک و شوش تا جزیر مینو و اروندکنار را سر زدم و با مردمش زندگی کردم. البته پیش از سفر کلید واژه‌های هر لهجه را سرچ کردم و از قبل درباره جغرافیا و لهجه تحقیق کردم. آنجا که رفتم صدای مردم را ضبط می‌کردم.   در ادامه نشست محمد قائم‌خانی منتقد ادبی نیز با اشاره به عنوان رمان تصریح کرد: به دو دلیل «وضعیت بی‌عاری» یک وضعیت خاصی دارد و مقداری مخاطب را به اشتباه می‌اندازد. یکی خود کتاب است. انگار تعمدی در زبان و روایت است که به سمت ادبیات زرد می‌لغزد و نگاه‌ها را می‌برد به سمتی که یک نوع قضاوتی شکل بگیرد که ناچارا از منظر روایی آن را جدی نگیرند. نکته دیگر تعمد خود نویسنده است که می‌خواهد کتاب را اینگونه معرفی می‌کند.   وی گفت: اسم رمان برای خریدار کتاب و مخاطب شاید خیلی جذاب نباشد اما وقتی مخاطب داستان را می‌خواند تایید می‌کند که اسم مناسبی برای این رمان انتخاب شده است. رمان متنی روان و ساده دارد و با روایت‌هایی جذاب داستان به خوبی پیش می‌رود.   این منتقد ادبی به تحلیل شکل و فرم داستان‌گویی اثر پرداخت و با مطرح کردن این سوال که فرم روایی «وضعیت بی‌عاری» چیست و در چه دستگاه روایی قصه اش را تعریف می‌کند افزود: دو اتفاق در رمان می‌افتد. اول اینکه این نوع روایت که یکی از پایه‌های اصلی روایت «وضعیت بی‌عاری» است، نسبیتی دارد با قصه‌گویی‌های کهن فارسی مخصوصاً هزار و یک شب. در «وضعیت بی‌عاری» قصه‌گویی بخشی از هویت و زندگی شخصیت‌هاست. اتفاق بعدی روایت تئاتری این رمان است. در رمان شاهد روایتی تئاتری هستیم. گویی در سالن تئاتر نشستیم و روایت یک راوی را گوش می‌کنیم که هر طور می‌خواهد داستان را روایت می‌کند. قصه‌ زمان‌مند و مکان‌مند است اما راوی خیلی مقید نیست که پیوستگی زمان را رعایت کند یا آن که اطلاعات را پیوسته و مرتب به ما بدهد.   قائم‌خوانی در رابطه با نوع روایت در رمان «وضعیت بی‌عاری» یادآور شد: ما با کنش‌ها مواجه نیستیم بلکه با روایت کنش‌ها مواجهیم. بعضی از وقایع به واسطه روایت‌ شخصیت‌های مختلف می‌شنویم و شاهد غلبه صدا بر حرکت هستیم. در واقع ما با صدای آدم‌ها مواجه هستیم. اتفاقی که افتاده است مهم نیست آنچه اهمیت پیدا می‌کند، این است که ببینیم هر شخصیت در مورد اتفاق به ما چه می‌گوید. به عقیده من، نویسنده استفاده خوبی از این نوع روایت کرده است. مثلاً رفت و برگشت به دنیای رویا، خواب و بیداری راحت انجام می‌شود.   وی افزود: صدا و زبان در این رمان نقش بیشتری را ایفا می‌کنند. صداهای مختلف همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهند و همه عناصر در نسبت با آن پیش می‌روند. برخلاف 11 شخصیت که داستان را روایت می‌کنند اما می‌توانیم از چند صدای غالب در این روایت نام ببریم. چند صدای محکم که از پس و پشت شخصیت‌ها به گوش ما می‌رسد. مثل صدای عشق، دین، مبارزه، انقلاب و صدای مردم.   خانی با نقد فصل‌های مربوط به عراق آن‌ها را خوب ارزیابی نکرد و گفت: فصل‌های عراق از جمله فصل‌های بد رمان است و عراقی‌ها در این فصل فارسی را بد حرف می‌زنند. به نظرم نویسنده یا داستان را نباید به عراق می‌برد یا وقتی تصمیم می‌گیرد این اتفاق بیفتد باید این فصل‌ها را خوب روایت می‌کرد.   نکته دیگری که خانی به آن اشاره کرد در مورد اسم و عنوان «وضعیت بی‌عاری» بود. وی در این باره گفت: «وضعیت بی‌عاری» اسم خوبی است. به این دلیل که یک مفهوم است. وقتی ما عمده روایت‌هایمان سرصحنه است ذهن آمادگی این را دارد که برود به سمت مفهوم‌ها. مفهوم‌هایی که فراتر از شخصیت‌ها هستند. «وضعیت بی‌عاری» اسم هوشنمدانه‌ای است برای این روایت‌ها. انگار کل مجموعه می‌گوید ما در یک وضعیت خاصی هستیم. وضعیتی که در این کتاب اسم آن وضعیت «وضعیت بی‌عاری» است.   منتقد نشست «عصرانه داستان» در پایان پای قصه‌گویی عطار را به میان کشید و اظهار کرد: قصه‌ای که خیلی برای ما آشناست و این اثر هرازگاهی در اصل مساله به آن نزدیک می‌شود، قصه شیخ صنعان است. بزرگان ما مثل عطار علاقه دارند قصه‌ای را مطرح کنند که میان مسلمانان و مسیحیان اتفاق می‌افتد. این بازی را نویسنده «وضعیت بی‌عاری» با مندائیان و مسلمانان انجام داده است. ما مدام با مساله کفر و ایمان درگیریم و موضع نویسنده همان موضع عطار است. یعنی با شروع روایت مرزها شکسته می‌شود. ]]> استان‌ها Sun, 12 May 2019 12:20:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275629/صداهای-مختلفی-وضعیت-بی-عاری-گوش-می-رسد فرمول‌های داستانی ساخته کسانی است که نمی‌توانند داستان بنویسند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275348/فرمول-های-داستانی-ساخته-کسانی-نمی-توانند-داستان-بنویسند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور «کیوان صادقی» نویسنده اثر، مصطفی مهریزی و بهروز انوار به عنوان منتقد، به میزبانی گروه داستان جمعه در مجتمع ناشران قم برگزار شد.   در بخش نخست این نشست مصطفی مهریزی نویسنده و منتقد ادبی زبان این مجموعه داستان را مورد ارزیابی قرار داد و گفت: زبان داستان سخت نیست و مخاطب به راحتی می‌تواند به آن ارتباط برقرار می‌کند. در کل با مجموعه ای خوشخوان رو به رو هستیم و این می‌تواند نکته مثبتی برای خواننده و نویسنده باشد.   این نویسنده و منتقد ادبی در رابطه با داستان‌های به هم پیوسته گفت: اگر ما داستان به هم پیوسته می‌نویسیم، لازم است که اتفاقات داستان بر اساس علت و معلول، پیوستگی‌اش را حفظ کند. داستان‌های این مجموعه به تنهایی داستان‌های کاملی هستند و به صورت انفرادی شخصیت پردازی در آنها می‌بینیم اما چون مجموعه به هم پیوسته است روی برخی شخصیت‌ها کار نشده است.   اشتباه در انتخاب فرم در «دوازده نت برای سکوت» آن را از داستان، دور و به قصه نزدیک کرده است  نویسنده «درخت به پاییز نشسته» با بیان اینکه در این اثر نگاه ژورنالیستی به داستان‌ها وجود دارد، افزود: در برخی داستان‌ها به صورت خیلی سطحی به مسائل پرداخته شده و به نوعی با نگاه عمومی مردم همراه شده است. در این کتاب نویسنده خیلی بهتر می‌توانست از انتخاب‌های عالی خود استفاده کند که متاسفانه روی آن کار نشده است.   وی به مشکل دیگر مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» پرداخت و بیان کرد: یکی از مشکلاتی که با این مجموعه داستان داشتم، فضای رئالیستی بود که آقای صادقی آن را خلق کرده است. به طور مثال بعضی جاها به نحوی دیالوگ‌هارا تنظیم کرده که احساس می‌کنیم دیالوگ‌هاساختگی است. ساختگی به این معنا که نویسنده می‌خواهد یکسری اطلاعات را که خودش در مورد یک واقعه دوست دارد، به ما منتقل کند.   مهریزی در پایان صحبت‌هایش به مبحث آشنایی زدایی در داستان، گریزی زد و یادآور شد: نکته دیگری که در این مجموعه مشهود بود، کم رنگ بودن آشنایی زادیی در داستان‌ها است. ما با فضایی که مخاطب را با یک خرق عادت شگفت زده کند، مواجه نبودیم. از طرفی اشتباه انتخاب فرم از سوی نویسنده سبب شده است که ما بیشتر با قصه روبرو شویم تا داستان.   در ادامه بهروز انوار نویسنده و منتقد ادبیات داستانی با معرفی خاستگاه رمان گفت: مجموعه داستان به هم پیوسته خواستگاه رمان است. در داستان‌هایی که شخصیت‌هایش متفاوت است، داستان، به هم پیوسته در نمی‌آید.   حاشیه‌نشینی ربط مستقیمی به جغرافیا ندارد؛ ممکن است فردی در تجریش باشد و حاشیه‌نشین باشد وی به عنصر مکان در داستان اشاره کرد و یادآور شد: نوع تفکری که در داستان‌های اقلیمی رواج پیدا کرده، این است که اگر داستان اقلیمی باشد، لازم است نمادهای اقلیمی در آن وجود داشته باشد، لذا داستان را می‌بریم به آن سمت؛ و فراموش می‌کنیم که تهران و شهرهای بزرگ هم اقلیم دارند. این منتقد ادبی در همین رابطه اضافه کرد: در یک سری کتاب‌های آموزش ژانر، نوشته شده که تهران و شهرهای بزرگ مولفه‌هاو نمادهای مشترک ندارند که وارد داستان اقلیمی شوند. مگر می‌شود شهری که پایتخت یک کشور است، با جمعیتی بالای 12 میلیون در گونه اقلیمی قرار نگیرد؟!   انوار افزود: یکسری المان‌ها وجود دارد که نیاز است برای پرتاب کردن مخاطب به اقلیم مورد نظر، در داستان ذکر شود. تهران پر از این المان‌هاست که ظرفیت اقلیمی شدن داستان را فراهم می‌کنند؛ اما بحث اصلی در داستان اقلیمی، آداب، رسوم و فرهنگ آن اقلیم است. اگر مولفه‌های فرهنگی را در تهران بکاویم، می‌توانیم درباره تهران، داستان اقلیمی بنویسیم.   این منتقد ادبی با گریزی به حاشیه نشینی در تهران به عنوان یکی از مولفه‌های فرهنگی آن، تصریح کرد: این حاشیه نشینی به این معناست که در متن زندگی نباشیم و در صدد آماده سازی زندگی برای دیگران باشم. ممکن است این فضا از نظر جغرافیایی در حاشیه شهر باشد یا در مرکز شهر. بر می‌گردم به کتاب. ما در داستان‌ها آدم‌هایی داریم که محل زندگی افراد دیگر را آماده می‌کنند و در محلی که شرایط مناسب زندگی در آنجا فراهم نیست، زیست می‌کنند. بنابراین حاشیه نشینی ربط مستقیمی به جغرافیا ندارد و ممکن است فردی در تجریش باشد و حاشیه نشین محسوب شود.   هنر آن وجه از زندگی است که قالب نمی‌پذیرد در پایان کیوان صادقی نویسنده «دوازده نت برای سکوت» با صرف نظر کردن از بحث تکنیک و عناصر داستان، به بیان دیدگاهش درباره فرمول‌های داستان نویسی پرداخت و گفت: به هیچ عنوان به فرمول پایبند نیستم و معتقدم فرمول و پارامترها ساخته کسانی است که نمی‌توانند بنویسند. من فهمیده‌ام که فرمول‌ها را بازنده‌ها می‌نویسند. اگر بپذیریم هنر، خرق عادت است، به نظرم نباید آن را فرموله کنیم. اگر هنر را به عنوان یک اثر بپذیریم، هنر آن وجه از زندگی است که قالب نمی‌پذیرد.   وی افزود: به طور قطع عرض می‌کنم هر نویسنده ای که اثری تولید می‌کند، چنانچه روح زمانه خودش را درک کرده باشد، آن اثر ماندگار خواهد شد. ساعدی، احمد محمود و دیگران که آثارشان ماندگار شده، از این دست نویسنده‌هایی هستند که روح زمانه خودشان رادرک کرده اند. بعد از تولید این آثار، منِ نظریه پرداز روی آن آثار نظریه می‌نویسم.   صادقی در پایان گفت: من به عنوان نویسنده، زمانی که می‌نویسم، ارتباطم را با همه چیز قطع می‌کنم. می‌خواهم بگویم فرم معیار درستی برای سنجش یک کار نیست. لازم است فرم را رعایت کنیم اما هر جا امکان داشته باشد، فرم‌هاو فرموال‌هارا می‌شکنم. این اختیاری است که در دست مولف قرار دارد. اگر به عنوان هنرمند در صدد تکرار گذشتگان باشیم، ما هم تبدیل می‌شویم به ماقبلِ خودمان. سعی می‌کنم تجربه کنم، ساختار را بشکنم و دچار تکرار نشوم. ]]> استان‌ها Sat, 04 May 2019 10:30:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275348/فرمول-های-داستانی-ساخته-کسانی-نمی-توانند-داستان-بنویسند رونمایی از «یخ در بهشت» در غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274678/رونمایی-یخ-بهشت-غرفه-مجمع-ناشران-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان «یخ در بهشت» که از سوی انتشارات کتاب جمکران در قم به چاپ رسیده است، عصر پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه در غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد.   این مراسم با حضور نویسندگان کتاب، رقیه کریمی نویسنده داستان «یک نقطه از جهنم»، سمیه حسینی نویسنده داستان «یخ در بهشت»، معصومه میرابوطالبی نویسنده داستان «پرنده‌های مرده»، مونا اسکندری نویسنده داستان «ناله کوه»، سیده فاطمه موسوی نویسنده داستان «حق با تو بود»، زهره شریعتی نویسنده داستان «موج‌های سرخ»، محبوبه حاجی ‌مرتضایی نویسنده داستان «خانه آرزوها»، معصومه عیوضی نویسنده داستان «گیسوبران»، مهین سمواتی نویسنده داستان «عروس قصر»، فاطمه نفری نویسنده داستان «رخساره» و مرضیه نفری نویسنده داستان «باد صدای تو را زمزمه می‌کند» برگزار شد.   سیده عذرا موسوی دبیر این مجموعه با اشاره به همکاری سازنده و مثبت انتشارات جمکران گفت: مجموعه «یخ در بهشت»، از آن آثاری است که همیشه به آن افتخار می‌کنم و در نتیجه تهیه این مجموعه دوستی‌های بسیار خوبی شکل گرفت و رقم خورد و این کتاب یکی از بهترین تجربیات من در تعامل با نویسندگان بود.   این نویسنده افزود: این مجموعه به پیشنهاد انتشارات جمکران به من سپرده شد و این ناشی از دید عمیق این انتشارات دارد که به زنان نویسنده و دفاع مقدس بپردازد. مجموعه «یخ در بهشت»، مجموعه 12 داستان از یازده نویسنده زن هست که تمامی این زنان قبلا در ژانر دفاع مقدس سابقه داستان گویی داشته‌اند. وی افزود: با شناختی که از دوستان داشتم در طول زمان با آن‌ها ارتباط گرفتیم و مجموعه جمع آوری شد. شاید بتوان گفت این داستان از بین 40، 50 داستان گزینش و انتخاب شدند و فکر می‌کنم توانسته از زوایای مختلف به موضوع زنان و دفاع مقدس بپردازد.   موسوی به روند شکل گیری و دعوت نویسندگان اشاره کرد و ادامه داد: در گام اول از بیست و چند نویسنده برای حضور در مجموعه دعوت کردم که تعدادی از آن‌ها به دلایل مختلف موفق به حضور نشدند، در آخر از چند نویسنده که مانده بود توانستیم بین داستان‌هایی که دوستان برای ما ارسال می‌کردند انتخاب کنیم.   مجموعه داستان «یخ در بهشت»، در ایام نمایشگاه کتاب در غرفه انتشارات کتاب جمکران واقع در شبستان راهرو 11 غرفه 8 در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. ]]> استان‌ها Fri, 26 Apr 2019 10:13:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274678/رونمایی-یخ-بهشت-غرفه-مجمع-ناشران-انقلاب-اسلامی «دوازده نت برای سکوت» نقد می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274663/دوازده-نت-سکوت-نقد-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور کیوان صادقی نویسنده اثر، بهروز انوار و مصطفی مهریزی به عنوان منتقد امروز جمعه 6 اردیبهشت ساعت 17 در گروه «داستان جمعه» برگزار می شود.   کیوان صادقی در این کتاب روایت‌گر داستان کسانی است که رانده و فراموش شده‌اند؛ کسانی که جنگ و طمع و فقر، زندگی روزمره را چنان برایشان دشوار کرده که دست از خانه و عشق و سرزمین شسته‌اند و در جست‌وجوی لحظه‌ای آرامش، گرفتار ماجراهایی دیگر می‌شوند. در واقع این کتاب، تأملی در ناملایمات زندگی قشرهایی از طبقات اغلب پایین دست اجتماع است که معمولاً خود نقش چندانی در شکل‌گیری موقعیت‌های بغرنج زندگی خود ندارند.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: مامور زد پس کله ناصر. سمند دور زده بود و چند قدم جلوتر ایستاده بود. از اگزوزش بوی بنزین خام می آمد و دود چراغ نفتی. مامور، گوشه تیشرت قرمز ناصر را گرفت و دنبال خودش کشید. دست هایش را از پشت دیدم. پنجه هایش باز بود. مثل بال کبوتری که می خواهد پر بگیرد. حبیب از کنارم آرام سرید. بی آنکه مامور ببیند. گوشی و یک مشت پول چروک و لول شده را گذاشت توی مشت ناصر و خزید تو. مامور، ناصر را انداخت روی صندلی عقب و خودش جلو نشست. نور قرمز باز چرخید توی کوچه. از دیوارها گذشت. از بین درخت های کاج گذشت. صورت عادل را قرمز کرد و گم شد تو تاریکی پشت برج. بعد سمند، پت پت کنان سربالایی کوچه را سینه خیز بالا رفت.   مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» از سوی انتشارات نیماژ در 176 صفحه و با قیمت 17 هزار تومان منتشر شده است. ]]> استان‌ها Fri, 26 Apr 2019 07:48:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274663/دوازده-نت-سکوت-نقد-می-شود کپی‌برداری از یک ایده لزوماً ایرادی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274469/کپی-برداری-یک-ایده-لزوما-ایرادی-ندارد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نخستین جلسه از سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان با عنوان «رنگین کتاب» با نقد کتاب «دوران زندگی» اثر حاتم ابتسام در سالن سوره حوزه هنری استان قم با حضور محمدحسین عاملی مجری کارشناس برنامه و زهرا عبدی نویسنده و منتقد ادبی آثار کودک و نوجوان و جمعی از علاقه مندان برگزار شد.   محمدحسین عاملی در ابتدای این نشست به معرفی کتاب «دوران زندگی» پرداخت و گفت: این کتاب به زندگی پیامبران از آدم تا حضرت خاتم (ص) می‌پردازد و نوشتار کتاب مشابه آیات قرآن است؛ جملاتی که سطر به سطر پشت هم می‌آیند و قصه را شکل می‌دهند.   عاملی در مورد قابلیت‌های این کتاب یادآور شد: کتاب «دوران زندگی» در دو چاپ رنگی و آکاردئونی راهی بازار نشر شده و نمونه دیگر با نقاشی‌های سیاه و سفید به صورت لاین به چاپ رسده است که قابلیت رنگ‌آمیزی دارد.   در ادامه نشست حاتم ابتسام نویسنده کتاب «دوران زندگی» با اشاره به اینکه برخلاف تصور رایج کار سفارشی را کار بدی نمی‌دانم، گفت: بسیاری از کارهای خوب دنیا در حوزه کتاب و سریال سفارشی‌اند؛ سفارش دهندگان کتاب نمونه کتاب را نمایشگاه روسیه با کیفیتی پائین دیده‌ بودند که به تاریخ مسیحیت می‌پرداخت و تیراژی نزدیک به 1 میلیون نسخه داشت. با ایده این کتاب و با موضوع زندگی پیامبران کار به بنده سفارش داده شد که با افتخار پذیرفتم.   ابتسام درباره نگارش کتاب و شکل کار که به فرهنگ هنری ایران و پرده‌خوانی نزدیک است، توضیح داد: این کتاب در واقع پرده‌ای‌ است مملو از تصاویر پیامبران. در این کتاب به این سوال پاسخ می‌دهیم که پیامبران برای ظهور منجی بشریت چه کرده‌اند؟   زهرا عبدی نویسنده و منتقد ادبی آثار کودک و نوجوان در ادامه به نقد و بررسی این اثر پرداخت و تصریح کرد: معمولا در کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی، عناصر داستان گفته می‌شود اما اثر داستانی خوبی خلق نمی‌شود مگر اینکه اندیشه‌ای پشت کار باشد. در مورد این کتاب ایده و اندیشه خوبی وجود دارد.   وی در ادامه با اشاره به کپی‌برداری ایده این کتاب از نمونه‌ا‌ی مشابه نیز افزود: اینکه ایده‌ای گرفته شود و بومی شود، اتفاقاً خوب است و کپی گرفتن لزوماً ایرادی ندارد. فقط در زمینه کتاب زندگی پیامبران و آثار مذهبی باید دقت کرد که اولین رسالت کتاب کودکان لذت بردن در کنار آموزش است. ]]> استان‌ها Wed, 24 Apr 2019 05:06:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274469/کپی-برداری-یک-ایده-لزوما-ایرادی-ندارد رونمایی از «زن آقا» در پاتوق کتاب قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274401/رونمایی-زن-آقا-پاتوق-کتاب-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، زن و شوهری طلبه همراه با فرزندانشان برای ایام ماه مبارک رمضان به نقطه‌ای در جنوب ایران سفر می‌کنند. در این سفر علاوه بر مهربانی و مهمان‌نوازی، اتفاقاتی برایشان رقم می‌خورد که به پخته‌تر شدن آن‌ها کمک می‌کند.   کتاب «زن آقا» روایت زهرا کاردانی، همسر طلبه‌ای است که برای تبلیغ به یکی از شهرهای استان فارس می‌روند و در آنجا با اتفاقات مختلفی رو‌به‌رو می‌شوند. این کتاب روایتگر 32 برش داستانی از این سفر تبلیغاتی 30 روزه است.   در بخشی از کتاب می‌خوانیم: ظهر بود. قبل از نماز در زدند. پیرزن آبله رویی بود. گیس‌های حنا بسته‌اش را از وسط باز کرده بود. جثه درشتی داشت. چادرش را به گردن بسته و یک آفتابه روی دوش گرفته بود. فهمیدن حرف‌هایش از بقیه راحت تر بود. واضح و کم لهجه صحبت می‌کرد. جلوی در می‌خواست دستم را ببوسد که اجازه ندادم. اخم‌هایش را کشید توی هم و گفت حتما توی گوش سیدعلی باد رفته یا بهش بو خورده و یک سری تشخیص‌هایی که ازش سر در نمی‌آوردم. آفتابه را داد دستم و گفت: «این کریشکه! بچه را می‌بری حمام. خوب سر و بدنش رو می‌شوری. آخرِ کار این آفتابه رو می‌ریزی روی تمام بدنش. فهمیدی؟» اسمش چقدر هندی بود. و هند چقدر به جادو و اینجور خرافات نزدیک. لابد یک جوری آن محلول به جادو و جنبل مرتبط بود. توی آفتابه را نگاه کردم. آبِ سیاهی لب پَر می‌زد. بوی عجیب و تلخی داشت. ترکیب پودر بال مگس با استخوان مارمولک آفریقایی و خون پشه!؟ تصورش هم چندش آور بود.    «زن آقا» از سوی انتشارات سوره مهر در 140 صفحه با قیمت 18 هزار تومان و شمارگان 2500 نسخه راهی بازار نشر شده است. جشن رونمایی از کتاب «زن آقا» با حضور زهرا کاردانی نویسنده اثر امروز سه شنبه 3 اردیبهشت 98 ساعت 18 در پاتوق کتاب قم واقع در خیابان صفائیه کوچه 23 برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Tue, 23 Apr 2019 06:48:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/274401/رونمایی-زن-آقا-پاتوق-کتاب-قم دلسوزی نویسندگان برای شخصیت‌های داستانی مانع جهانی شدن ادبیات ما شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273119/دلسوزی-نویسندگان-شخصیت-های-داستانی-مانع-جهانی-شدن-ادبیات-شده به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «فردا داستان خوبی می‌نویسم» با حضور «سپیده ابرآویز» نویسنده اثر و حسین ورجانی و سیدمرتضی شاهترابی به عنوان منتقدین کتاب، به میزبانی گروه داستان جمعه در مجتمع ناشران قم برگزار شد.   در ابتدای این برنامه، حسین ورجانی داستان نویس، مدرس و منتقد ادبی به چرایی جهانی نشدن ادبیات داستانی فارسی پرداخت و یکی از دلایل آن را این مسئله عنوان کرد که نویسندگان ما دلشان برای شخصیت‌های داستانی‌شان می‌سوزد و احساس می‌کنند نباید شخصیت‎هایشان را خیلی در تنگنا و فشار بگذارند؛ درحالی که کافکا شخصیت‎هایش را در تنگنا قرار می‎دهد، مارکز همین کار را می‎کند و در وضعیتی قرار می‎دهد که دل خواننده به حال شخصیت‎ها می‎سوزد اما به شخصیت‎هایش رحم نمی‎کند و آسان نمی‎گیرد.   این منتقد ادبیات داستانی با مطرح کردن این نکته که اصولاً وقتی با داستانی روبه‌رو می‌شویم می‌توانیم به لحاظ کیفی، اثر ادبی را در چهار سطح قرار دهیم، ادامه داد: سطح اول هر داستانی سوژه و موضوع است و بایستی در آن بحران و عدم تعادل باشد و خواننده باور کند و پس نزند. سطح دوم، فرم داستان است؛ در زبان فارسی چون واژه کم داریم، بین شکل هنری و شکل ساده فرق می‌گذاریم. شکل هنری را می‌گویم فرم و شکل ساده را همان شکل می‌گویم. مثلا اگر شما با گوشی موبایلتان یک تعداد تصویر بگیرید، فیلم سینمایی نیست چون فرم هنری ندارد. داستان هم به همین ترتیب وقتی شکل هنری نداشته باشد، وقتی ساده بیان شده باشد و شگردهای هنری و فرم نداشته باشد، شکل ساده ای دارد. ورجانی سطح سوم اثر ادبی را در این طبقه بندی، بحث زبان نثر و لحن دانست و گفت: این همان اتمسفری است که در داستان ایجاد می‌شود و نهایتاً سطح چهارم، بینش و تفکر نویسنده است که پشت اثر است.   وی سپس تاکید کرد: خیلی جاها در ایران نویسندگان این قاعده را وارونه می‌کنند. یعنی ابتدا شروع می‌کنند به شعار دادن و پیام دادن و آگاهی بخشی (البته به قول خودشان) و غافل می‌شوند از لایه‌های زیرین و سطوح دیگر. نتیجه این می‌شود که آثاری تبلیغاتی و ایدئولوژیک خلق می‌شود. یک اثر ادبی اگر آن سه تای نخست را داشته باشد، به راحتی این سطح چهارم را دریافت می‎کند. این منتقد ادبی در ادامه گفت: در مجموعه داستان «فردا داستان خوبی می‌نویسم» چهار داستان «ناخن‌هات را نجو»، «شب، جایزه، هواپیما»، «فردا داستان خوبی می‌نویسم»، «پستوگراف» داستان‌هایی هستند که نویسنده توانسته دیدگاه و بینش خود را به گونه‌ای انتقال دهد که خواننده آن را پس نزند، اما در بقیه داستان‌ها احساس می‌شود که اول شعار داده شده است.     ورجانی در ادامه به بررسی چند داستان از مجموعه «فردا داستان خوبی می‌نویسم» پرداخت و تصریح کرد: «برف در اتاق فیروزه‌ای» سعی کرده اتفاقی غیرعادی و خلاف‌آمدِ عادت داشته باشد و بحران را شکل بدهد. در داستان دوم یعنی «زرد و آجری» هم همین اتفاق افتاده است. به نظرم استفاده نویسنده از رنگ‎ها در داستان دوم خیلی خوب انجام شده است و این استفاده درست از رنگ‌ها باعث می‎شود که ما علاوه بر خوانش اولیه و سطح رویین داستان یک سطح دیگری هم در داستان پیدا کنیم و داستان برود به سمت داستان‌های استعاری. وی اضافه کرد: داستان سوم «ناخن‎هات رو نجو» همان جایی است که درام در آن شکل می‎گیرد؛ فاجعه‎ای اتفاق می‎افتد بدون اینکه نویسنده بگوید و شما با دو، سه بار خواندن از لابه‌لای سطرها متوجه آن می‎شوید. فاجعه‌ای اتفاق افتاده که از طریق نشانه‌ها به آن می‌رسیم و مستقیم‌گویی نشده است. در داستان «ایستگاه خاکستری» نویسنده تلاش کرده اتفاقی را شکل بدهد ولی به نظر می‎رسد با یک پیرنگ قوی روبه رو نیستیم و خاطرات زنی است که به گذشته فکر می‎کند. «خانه آجری خانم خوشبخت» هم داستانی است به جهت اینکه تصوری از این خانواده در ابتدای داستان داریم در انتهای داستان تغییر می‎کند؛ در ابتدا فکر می‎کنیم این خانواده مانند نامش باید خوشبخت باشد، اما در انتهای داستان احساس و فکرمان تغییر می‎کند. درام در اینجا اینگونه شکل می‎گیرد که خانواده‌ای نشان می‎دهد ثروتمند و متول است و تا آخرین لحظه ظاهرسازی می‎کند، ولی در نهایت می‎شکند. داستان «شب، جایزه هواپیما» هم داستانی است به شدت فمینیستی و ضدمرد و زنی که در داستان است توسط شوهرش حبس شده و محترمانه، زندانی است، اما زن در تخیلش سوار هواپیما می‎شود و احتیاج این زن به دیده شدن به خوبی در داستان قرار گرفته است و یک نوع آشنایی‌زدایی هم می‎شود.   این مدرس داستان نویسی به نقد داستان‌ها ادامه داد و بیان کرد: در «یکشنبه‌ای برای روشنک» به نظر می‌رسد با اتفاقی معمولی روبه روییم، اما نویسنده رندانه از جامعه درون این داستان انتقاد کرده است. داستان «یکی از عقل می‌لافد» هم می‌توانست به داستان خوبی تبدیل شود، ولی در سطح یک داستان طنز باقی می‌ماند. داستان «مهتاب مال خودت» نیز یم داستان فمینیستی ضدمرد است. می‌توانست البته بهتر از این باشد و فعلاً یک جور فضای شعارزدگی در این داستان می‎بینیم و جنبه زیبایی شناسی‌اش کم است. داستان آخر یعنی «پستوگراف» هم ضد مردترین داستان این مجموعه است و درباره دستگاهی است که قرار است میزان پستی مردها را بسنجد و آخرش با بهت و حیرت تمام می‌شود. به نظرم اشکالی که این داستان دارد این است که نویسنده و راوی با یک پیش فرض آغاز کرده است. خوب بود نویسنده اینجا با پیش فرض شروع نمی‌کرد و دستگاه را اختراع می‌کرد تا ببیند مردها در ادعایشان صادق هستند یا نه. در همه این داستان‎های گفته شده، نسبت بین خیال و واقعیت به خوبی رعایت شده و واقعیت و خیال دوشادوش هم هستند و از جنبه زیبایی‌شناسی مهم‌اند.   در بخش دوم این نشست هم سیدمرتضی شاه‌ترابی به نقد داستان پرداخت و گفت: این مجموعه داستان دنیای بخشی از زنان جامعه را ترسیم می‌کند که در برزخ بین سنت و مدرنیته مانده‌اند؛ زنانی که رنج‌هایی از جنس مختلف چه در نقش همسرداری، چه در نقش مادری و چه در نقش نویسنده، معشوق، دلداده یا دلرفته ایفا می‌کنند. زن‌هایی که نقش‌های تحمیل شده از سوی جامعه را می‌پذیرند و ناگزیرند که با آن‌ها کنار بیایند و حتی برای خوشامد مردان و جلوه‌گری برای آن‌ها خودآرایی می‌کنند و خود را به رنج می‌اندازند تا شماتت و بی‌مهری مردانی را که این نقش‌ها را به آن‌ها دادند، نبینند؛ زنانی که امیال و خواسته‌های درونی خودشان را پنهان و سرکوب می‌کنند. نکته دیگر اینکه فضای داستان‌ها وقتی به سمت خانواده‌های سنتی می‌رود همان فضای شلوغ و خانواده‌های سنتی پرجمعیت می‌شود و وقتی به سمت زندگی و خانواده مدرن می‌رویم، با زن‌هایی تنها و زن‌هایی که از خانواده و اطرافیانشان صدمه دیده‌اند، مواجه می‌شویم.   شاه‌ترابی، با اشاره به کوشش نویسنده در پرهیز از اطناب در داستان‌های مجموعه «فردا داستان خوبی می‌نویسم»، گفت: در این اثر، نویسنده کوشش کرده اطناب ندارد و به شدت کم‌گوی است، گاهی این کم‌گویی و ایجاز به گونه‌ای می‌شود که به ایجاز مخل می‌انجامد.   شاه‌ترابی تنوع ژانری، تکنیکی و موضوعی داستان‌ها را از نقاط قوت این مجموعه توصیف کرد و یادآور شد: این مجموعه هم ذائقه رئالیستی و هم ذائقه غیررئالیستی را جواب می‌دهد. داستان «پستوگراف» و «شب، جایزه هواپیما» داستان‌هایی هستند که خیال در آن‌ها پررنگ است.   وی به دو ویژگی دیگر این اثر هم اشاره کرد و افزود: زبان روان داستان یکی از ویژگی‌های این مجموعه است. در خوانش داستان هیچگونه توقفی ایجاد نمی‌شود و یک زبان نرم و روان هم به لحاظ واژگانی و هم نحو و چینش کلمات داریم. داستان‌ها از این جهت که راویان زن و یا راوی دانای کل محدود به ذهن زن دارند، حائز توجه هسند.  یادآوری می‌شود، مجموعه داستان «فردا داستان خوبی می‌نویسم» از سوی انتشارات ثالث در سال 94 با شمارگان 1000 نسخه در 104 صفحه و قیمت 10 هزار تومان به چاپ رسیده است. ]]> استان‌ها Tue, 12 Mar 2019 08:45:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273119/دلسوزی-نویسندگان-شخصیت-های-داستانی-مانع-جهانی-شدن-ادبیات-شده «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر» نقالی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273082/نابخردی-های-پیش-بینی-پذیر-نقالی-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در اولین برنامه از نشست‌هاى نقالی كتاب در قم، رضا مصطفایی به نقالی کتاب «کفش باز» اثر فیل نایت با ترجمه مریم علیزاده پرداخت و امروز دوشنبه 20 اسفند و در دومین نشست هم با کتاب «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر» اثر دن آریلی را نقالی خواهد کرد. این نشست‌ها با همكارى مدرسه هنر و معمارى ایوان خانه مهر و کتاب گارسه و کافه چمدون در شهر قم برگزار می‌شود.   دن آریلی، اقتصاددان رفتاری با یک سری آزمایش‌های روشنگرانه و اغلب شگفت‌انگیز بر این تصور عمومی که ما اصولاً به شیوه‌های خردمندانه عمل می‌کنیم، خط بطلان می‌‍‌کشد. آریلی با در هم آمیختن تجربه روزمره و پژوهش‌های تحول‌برانگیز، نشان می‌دهد که چگونه توقعات، عواطف، هنجارهای اجتماعی، و دیگر نیروهای نامریی و گویی نامنطقی، توانایی تعقل ما را به بیراهه می‌کشاند. ما قادر نیستیم که اثرات ژرف عواطف‌مان را برآنچه که می‌خواهیم درک کنیم و برای آنچه که داریم ارزش اضافی قایل می‌شویم. اما این رفتارهای گمراه‌کننده نه تصادفی‌اند نه بی‌مفهوم. آن‌ها اسلوب‌مندند و قابل پیش‌بینی و ما را به‌طور پیش‌بینی‌پذیری نابخرد می‌سازند.   چاپ ششم «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر» اثر دن آریلی از سوی انتشارات مازیار با ترجمه رامین رامبد در سال 97 روانه بازار کتاب شده است.   نشست «نقالی کتاب» امروز دوشنبه 20 اسفند ماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سالاریه، مجتمع تجاری اریکه ملل، کتاب گارسه برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Mon, 11 Mar 2019 13:55:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273082/نابخردی-های-پیش-بینی-پذیر-نقالی-می-شود از کجا معلوم دانشجویان روزنامه‌نگاری حافظ رکن چهارم دموکراسی باشند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272932/کجا-معلوم-دانشجویان-روزنامه-نگاری-حافظ-رکن-چهارم-دموکراسی-باشند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در بیستمین عصرانه داستان خود میزبان جلسه نقد و بررسی رمان «رویای فالاچی» اثر فرشته اثنی عشری بود. در این جلسه سمیه عالمی نویسنده رمان «مسافر جمعه» هم به عنوان منتقد حضور داشت. فرشته اثنی عشری در پاسخ به این سوال که «رویای فالاچی» در مورد چه موضوعی بحث می‌کند؟، پاسخ داد: «رویای فالاچی» داستان دو دانشجوی ارتباطات است که سعی می‌کنند در دنیای ارتباطات و فضای مجازی خودشان را پیدا کنند. چون در این فضا، زمان و مکان را از دست می‌دهند به یک نوع گم گشتگی دچار می‌شوند و این گسست یک نوع ترس برایشان به همراه می‌آورد، لذا دچار یک سری چالش‌ها می‌شوند. چالش‌هایی که در مورد بدیهی ترین مسائل آن‌ها را به تردید می‌اندازد.‌ هاله و مسعود نماینده نسلی هستند که توسط افرادی مثل استاد و پدر راهنمایی نمی‌شوند بلکه کنترل می‌شوند و بدون اینکه خودشان متوجه شوند، مانند یک مهره حرکت داده می‌شوند.   افسانه بختیاری‌نژاد مجری این جلسه از نویسنده «رویای فالاچی» پرسید آیا شخصیت‌های هاله و مسعود در دانشگاه مابه‌ازاء خارجی داشته‌اند؟ که اثنی عشری هم در جواب عنوان کرد: در دانشگاه ما واقعاً این‌جور شخصیتی وجود نداشت. اما بچه‌های ترم اول و دوم روزنامه‌نگاری احساس می‌کنند تمام دنیا را فرمانروایی می‌کنند و بر دنیا سیطره دارند. من سؤالی را مطرح کردم که از کجا معلوم شما حافظ رکن چهارم دموکراسی هستید؟ همین سؤال‌ها جهان داستانم را ساخت.   نویسنده «رویای فالاچی» در پاسخ به این سوال که نوشتن را از چه زمانی شروع کرد و انگیزه‌اش از این کار چیست؟ بیان کرد: از وقتی یادم می‌آید، می‌نوشتم. حتی انگیزه‌ام از مدرسه رفتن، خواندن و نوشتن بود. در ۱۷ سالگی در بخش داستانِ جشنواره خوارزمی شرکت کردم و از آنجا کار جدی‌ام شروع شد. بعد که رفتم سراغ رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاری، داستان را نیز ادامه دادم. وی ادامه داد: من به خاطر علاقه‌ام می‌نویسم. اگر علاقه‌ای نباشد نوشتنی شکل نمی‌گیرد. یک زمانی هم احساس می‌کنی که دغدغه و حرفی برای گفتن داری که باید با کسی به اشتراک بگذاری. برای اینکه حرف‌هایم را به اشتراک بگذارم، رمان نوشتن را انتخاب کردم.     در این جلسه، در مورد ایده‌های داستانی هم از اثنی عشری سوال شد که وی توضیح داد: من همیشه ایده دارم. اگر فرصت پیدا کنم سریع می‌نویسم. اگر نه، جایی آن را یادداشت می‌کنم و بعد در فرصت مناسب سمتش می‌روم. همین دست پر بودن باعث شد به «شهرستان ادب» بروم. از قبل با مدیر «مدرسه رمان» آقای عزتی آشنایی قدیمی داشتم. در بخش ادبی دفتر تبلیغات داستان کار می‌کردیم. سال ۹۴ با ایشان تماس گرفتم. در مورد داستان حرف می‌زدیم. بین صحبت‌هایمان گفتند مدرسه رمان دومین دوره اش را فراخوان داده است. یک طرح فرستادم و پذیرفته شد و با آقای شاه‌آبادی «رویای فالاچی» را آغاز کردم.    در بخش دیگر نشست سمیه عالمی نویسنده و منتقد به نقد این اثر پرداخت و گفت: از دو منظر می‌شود به شخصیت‌های رمان «رویای فالاچی» نگاه کرد. اول اینکه دو شخصیت رمان نماینده انسان مدرن باشند که در میان جمعیتی عظیم تنها شده‌اند؛ و دوم از منظر بحران هویتی که شخصیت‌ها به آن دچار شده‌اند. نویسنده بحران هویت نسل امروزی را در رمانش مطرح می‌کند و به خوبی از پس تصویر کردن این موقعیت برمی‌آید. شخصیت‌پردازی از نقاط قوت این اثر است و کارکترها درآمده‌اند. در رمان شاهد اختلاط واقعیت و مجاز هستیم که بهتر از این نمی‌شد به این مسئله را پرداخت کرد.   وی ادامه داد: یک جامعه شناس از کلمه غریبه برای انسان مدرن استفاده می‌کند؛ داستان «رویای فالاچی» داستان آدم‌های غریبه است. هم آدم‌های فرعی داستان به نوعی با خودشان و پیرامون شان غریبه‌اند و هم شخصیت‌های اصلی؛ و اثنی عشری به خوبی این غریبگی انسان مدرن را تبیین کرده است.   نویسنده رمان «مسافر جمعه» با طرح این سوال که چرا این غریبگی به وجود آمده است؟، ادامه داد:‌ هاله بدون اینکه کسی متوجه شود، دو نقش بازی می‌کند و هیچ کدام از این دو نفر نیست. هر بار که از خودش فاصله می‌گیرد و به این‌ها نزدیک می‌شود، زمانی است که به آن‌ها نیاز پیدا می‌کند؛ و همین امر او را دچار بحران هویت می‌کند و کم کم به یک پوچی خود خواسته می‌رسد و نوعی از خود بیگانگی در او به وجود می‌آید. مسعود هم همینطور است. مسعود در روابط واقعی کم رابطه است اما در تمام صفحات اجتماعی صفحه دارد. در هر جایی خودش را به یک اسم تعریف کرده است. یک جا سیاسی است، یک جا وکیل، و جای دیگر نقش دیگری را به عهده گرفته است. به عبارتی در فضای مجازی تکثیر شده است؛ آن قدر که از خودش فاصله می‌گیرد و دچار بحران هویت می‌شود.   عالمی به سرگشتگی انسان مدرن اشاره کرد و خانواده را اصلی‌ترین نمادی معرفی کرد که می‌تواند این سرگشتگی را مدیریت کند و در همین رابطه عنوان کرد: دو شخصیت اصلی ذهن بی‌خانمانی دارند و روی خودشان فوکوس نیستند. مثل انسان معاصر که یک ذهن بی‌خانمان دارد و در جامعه مدرن احساس آرامش نمی‌کند.‌ هاله و مسعود از خانه دوراند. مسعود در تهران دنبال چهاردیواری است که از خانه پدری مستقل شود،‌ هاله هم که از شمال به تهران آمده است. این فضا و موقعیت جای خالی خانه و خانواده در این سرگشتگی و بی‌هویتی را روشن می‌کند.   وی در ادامه گفت: نکته بعدی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، استفاده درست نویسنده از چند عبارت است. نویسنده در مورد شخصیت‌ها جابه‌جا می‌گوید یک دفعه به ذهنش رسید، یک دفعه فلان شد، یک دفعه بهمان شد. این «یک دفعه‌»ها تکرار می‌شوند و ما به درستی درمی‌یابیم که این آدم‌ها اهل تفکر و تأمل نیستند. چون شخصیت‌ها تأمل و فکر نمی‌کنند کارهایشان یک دفعه‌ای است و شناخت درستی از خودشان ندارند، بنابراین دچار چندشخصیتی می‌شوند.   این نویسنده به مساله تکنولوژی پرداخت و با این سوال سخنانش را ادامه داد: اگر تکنولوژی فاصله را کم کرده است، چرا انسان باز در این جهان احساس تنهایی می‌کند؟ آدم‌های این قصه با حجم زیادی از اطلاعات روبه رو هستند اما این انباشت اطلاعات هیچ کمکی به مدیریت آن‌ها در اجتماع نمی‌کند چرا که جهالت ساده تبدیل به جهالت مدرن شده است.   این منتقد ادبی دو نشانه خوب در داستان را برشمرد و تصریح کرد: دو نشانه خوب در داستان وجود دارد که مناسبت خوبی با اثر دارد. کیوسک‌های فلزی پارک که بارها از سمت مسعود در داستان ارائه می‌شود؛ و یک تصویر دیگر تصویر شخصیت مسعود در شبکه‌های اجتماعی. مسعود در فضای مجازی تبلیغی در مورد آزمایش ژنتیک می‌بیند. تصمیم می‌گیرد از خون خودش برای احراز هویت آزمایشی انجام می‌دهد، وقتی به آزمایشگاه می‌رود با جمعیت انبوهی مواجه می‌شود. جمعیتی از آدم‌ها که هر کدام از آن‌ها به دنبال احراز هویتشان هستند.   این مدرس ادبیات داستانی یکی از ضعف‌های اثر را زبان داستانی آن معرفی کرد و گفت: واژه تنها ابزار نویسنده برای ارتباط با مخاطب است و اطلاعات و حس در رمان تنها از طریق کلام منتقل می‌شود. در این اثر شاهد تکرار مکرر صفت‌ها و قیدها هستیم در صورتی که در ادبیات داستانی سعی می‌کنیم برای توصیف، صفت و قید را تبدیل به فعل‌ها و اسامی کنیم. استفاده بیش از اندازه از یک کلمه اثرگذاری کلمه را کم می‌کند.   این نویسنده سخن پایانی خود را به فصل بندی رمان اختصاص داد و گفت: اگر برای فصل‌ها عنوان انتخاب نمی‌شد، مخاطب فصل‌ها را از هم تشخیص می‌داد و می‌فهمید که این فصل در مورد کدام یک از شخصیت‌های داستان است. از طرفی نبودن اسم‌ها در ابتدای هر فصل به مخاطب اجازه می‌دهد یک کشفی هر چند کوچک از داستان داشته باشد. این کشف‌ها باعث لذت بردن مخاطب از متن می‌شوند. ]]> استان‌ها Sat, 09 Mar 2019 06:42:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272932/کجا-معلوم-دانشجویان-روزنامه-نگاری-حافظ-رکن-چهارم-دموکراسی-باشند پرداختن به عشق نوجوانی از نکات مغفول در ادبیات امروز است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272840/پرداختن-عشق-نوجوانی-نکات-مغفول-ادبیات-امروز به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، ششمین جلسه از سلسله نشست‌های «نقد داستان طلاب» با محوریت داستان «پل جُغاتو» نوشته مجید محبوبی، با حضور علی مهر، نویسنده کودک و نوجوان و زهره عارفی، نویسنده و مدرس داستان نویسی به عنوان منتقدین، در مدرسه اسلامی هنر در قم برگزار شد. در ابتدای این نشست مرتضی شاه‌ترابی به معرفی کتاب و منتقدین پرداخت و مجید محبوبی، نویسنده اثر هم بخشی از داستان «پل جُغاتو» را برای حاضرین خواند و در ادامه علی مهر به عنوان منتقد اول به ماندگاری وقایع تاریخی اشاره کرد و گفت: اگر بخواهیم موضوعی ماندگار شود، باید آن را در بند هنر در بیاوریم. «پل جُغاتو» و فعالیت ضد انقلاب در ابتدای جنگ از جمله مواردی است که بسیار کم درباره آن گفته شده و نیاز به کار دارد که خوشبختانه در این داستان به آن پرداخته شده است.   نویسنده «کلکسیون پهلوی» افزود: از دهه 50 سوژه‌های تاریخی شروع شدند و در دهه 60 ما به انبانی از این سوژه‌ها می‌رسیم اما در مورد آن‌ها چیزی نمی‌نویسیم؛ مثلاً دو واقعه مهم انقلاب و جنگ 8 ساله. ننوشتن از این دو واقعه مهم، سبب فراموشی خیلی از موارد تاریخی می‌شود که می‌تواند در تاریخ و داستان دستمایه نویسندگی قرار گیرد. نوشتن راجع به این موضوعات نیاز به تحقیق فراوان دارد، مخصوصاً اگر در مورد تاریخ معاصر باشد که زحمت را دوچندان می‌کند. از این رو پرداختن به این برهه زمانی و این نوع داستان‌ها یک ویژگی برای داستان مورد نظر به حساب می‌آید و خود امتیازی است.   این نویسنده به موضوع این داستان پرداخت و بیان کرد: نکته دیگر در مورد موضوع، داستان است. در مورد افسانه سارای و سارا که دختر عموی راوی داستان است؛ به نظرم مقایسه دو سارا، یکی افسانه سارای و دیگری شخصیت سارا، دختر عموی راوی داستان است که نقطه قوت داستان محسوب می‌شود. این مقایسه و رسیدن به یک تصمیم فعال در آخر توسط سارا در مقابل سارای افسانه که منفعلانه در مورد مساله‌اش تصمیم می‌گیرد، نقطه مثبت داستان است، چرا که نویسنده با این استراتژی طرز فکر سارای تاریخی را به چالش کشیده و یک نگاه نو را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.   زهره عارفی، نویسنده و مدرس داستان نویسی در ابتدا انواع داستان را برشمرد و با ارائه یک دسته بندی گفت: گاهی ما یک داستان کوتاه را بسط می‌دهیم و آن را تبدیل می‌کنیم به یک داستان بلند و فکر می‌کنیم اگر چند شخصیت را به همان داستان بلند اضافه کنیم، ما یک رمان خواهیم داشت. در صورتی که این نگاه کاملاً اشتباه است و این سه مقوله از هم جدا هستند. الّا اینکه شخص به داستان نویسی تسلط داشته باشد و بتواند یک داستان بلند را بدون آنکه داستان کوتاه بیافریند، تبدیل به رمان کند. اما داستان «پل جُغاتو» به عنوان یک داستان بلند همه عناصر داستان بلند را دربردارد. نویسنده برای روایت داستان سبک داستان در داستان یا قاب در قاب را استفاده کرده و ما به دو داستان موازی مواجهیم که همراه هم جلو می‌روند و روایت می‌شوند.   نویسنده کتاب «روی موج 14» با برشمردن نقاط مثبت داستان به نقد ساده انگاری در مورد مخاطب نوجوان پرداخت و گفت: زبان در داستان برای نوجوان خیلی قابل فهم است و لحن قهرمان داستان که «حمید» نام دارد و به نظر می‌رسد نوجوانی 12 تا 15 ساله است، کاملا درآمده است. «پل جغاتو» داستان خوش‌خوانی است و در یک نشست به راحتی می‌توان آن را خواند و از آن لذت برد. اما به زعم من کتاب خیلی با دغدغه‌های نوجوان دهه 90-80 همراه نیست و این ممکن است به داستان ضربه بزند، چون ما داستان را برای نوجوان می‌نویسیم که آن را بخواند. مهمترین نکته در این بحث دست کم فرض نکردن نوجوان امروزی است. باید به مخاطب اجازه کشف دهیم و همه چیز را گل درشت به او منتقل نکنیم، شخصیت پردازی‌ها به نحوی باشد که مخاطب با آن همراه شود و کسی نتواند به نویسنده اشکال بگیرد. وی ادامه داد: در «پل جغاتو» دو داستان موازی هم حرکت می‌کنند. یک داستان تاریخی است که شخصیت آن «سارای» است و داستان دیگر داستان زمان حال ماست و شخصیت آن «سارا» نام دارد. متاسفانه در روایت خیلی مستقیم گویی شکل گرفته که من خیلی موافق آن نیستم. این توجیه که مخاطب ما نوجوان است، کمکی به ضعف داستان نمی‌کند.   عارفی به یکی از موضوعات مغفول مانده در داستان‌های نوجوان اشاره کرد و گفت: از جمله نقاط مثبت پرداختن به عشق‌های نوجوانی است که ما خیلی وقت‌ها از پرداختن به چنین مسائلی پرهیز می‌کنیم. عشق نوجوانی و خصوصیات یک نوجوان مانند هیجانات، شرارت‌ها، دست زدن به تجربه‌های جدید و ... در بستر داستان به خوبی شکل گرفته است و این باعث باورپذیر شدن داستان شده است.   علی مهر نویسنده «قصه‌های این‌وری» هم در بخش دیگری از سخنانش به انفعال شخصیت ایراد وارد کرد و گفت: اگر بخواهیم به عناصر داستان بپردازیم، علاقه‌مندم از منظر زاویه دید مطلبی را بیان کنم. ما در داستان با زاوید دیدی مواجهیم که منِ شاهد یا ناظر نام دارد اما این زاویه دید بیش از حد منفعلانه عمل می‌کند. ما یک شخصیت - راوی کاملاً منفعل در داستان داریم. سوالم این است چه اصراری بود «وحید» با این همه انفعال راوی داستان باشد در صورتی که ما شخصیت‌های قوی تری چون «سردار» در داستان داریم که می‌توانست به عنوان یک قهرمان در داستان خودش را به ما نشان بدهد.   وی به دو نکته دیگر راجع به داستان اشاره کرد و افزود: نکته بعدی اینکه وقتی روی شخصیت‌ها در داستان اسم می‌گذاریم، خواننده روی آن‌ها حساب باز می‌کند و توقع دارد بیشتر از آنها بداند و با آنها همراه شود اما متاسفانه اسم‌های زیادی در داستان مطرح می‌شوند، به آن‌ها اشاره می‌شود و ناگهان رها می‌شوند. نکته دیگر خطای جغرافیایی ذهن نویسنده است که دچار لغزش می‌شود و بعضی مکان‌ها را به لحاظ جغرافیایی به اشتباه در داستان جابه‌جا مطرح می‌کند.   عارفی بخش دوم نقدش را به پاسخ دادن به سخنان علی مهر اختصاص داد و یادآور شد: آقای مهر دو نکته را مطرح کردند که می‌خواهم به آن‌ها اشاره کنم. چه اشکالی دارد راوی ما که منِ ناظر است، منفعل باشد؟ من این را می‌پسندم چرا که ما یک شخصیت نوجوان داریم که در حال عبور از کودکی است، بنابراین در این شرایطِ جنگی که تجربه‌ای از آن ندارد، ترس‌ها و تردید‌ها گریبان او را می‌گیرد و او در مواجهه با اتفاق‌ها منفعلانه عمل می‌کند. از طرفی چون جانِ اتفاق مشخصاً با این شخصیت ارتباط دارد، باید همین شخصیت، راوی داستان باشد و اگر نویسنده انتخاب دیگری انجام می‌داد، باید به او خُرده می‌گرفتیم.   نویسنده «فرمان یازدهم» واقعه تاریخی را از بحث داستان، تفکیک و تصریح کرد: اینکه داستانِ یک واقعه باید عین به عینِ واقعه تاریخی باشد یا نه، جای بحث دارد. به نظرم اگر جهان داستان باورپذیر باشد و درست ساخته شود، باید ما در چارچوب همان جهان داستان آن را ببینیم. قابل قبول نیست به خارج از داستان نگاه کنیم یا توقع داشته باشیم به عین تاریخ در داستان وفادار بمانیم. بنابراین پیشنهادم این است که ما جهان داستان را ببینیم و در مورد آن صحبت کنیم.   علی مهر هم هم در پایان این نشست گفت: یکی از ایرادات ما این است که فکر می‌کنیم مخاطب ما مخصوصا نوجوان، خیلی از اطلاعات و داشته‌های ذهنی ما را می‌داند. گاهی یکسری موضوعات و مفاهیم برای نویسنده عادی به نظر می‌رسد اما نباید فکر کرد که برای مخاطب هم عادی و روشن است. باید به همه جوانب بپردازیم و بنا را بر این بگذاریم که مخاطب راجع به موضوع، اطلاعاتی را که مورد نظر ماست، ندارد. ]]> استان‌ها Wed, 06 Mar 2019 06:14:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272840/پرداختن-عشق-نوجوانی-نکات-مغفول-ادبیات-امروز «عصرانه داستان» در قم به «رویای فالاچی» رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272796/عصرانه-داستان-قم-رویای-فالاچی-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های «عصرانه داستان» در حوزه هنری قم، فردا چهارشنبه 15 اسفند، رمان «رویای فالاچی» با حضور نویسنده، سمیه عالمی به عنوان منتقد و با اجرای افسانه بختیاری نقد و بررسی می‌شود. فرشته اثنی عشری نویسنده اهل قم، کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دارد و «رویای فالاچی» اولین تجربه رمان نویسی اوست. این کتاب روایتی است از زندگی دانشجوی جوانی که در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل می‌کند و برای تبدیل شدن به یک نیروی حرفه‌ای در این زمینه راه پر دردسری را پیش رو دارد. رمان «رویای فالاچی» در واقع داستان انسان‌های سرگشته‌ای است که بلاتکلیف و مردد در شاهراه‌های زندگی ایستاده‌اند و با علامت سوالی بزرگ در مورد کیستی و چیستی خود و کسانی که دوست می‌دارند، مواجه شده‌اند. دستی نامرئی، آن‌ها را مانند مهره‌های دومینو می‌چیند و برمی‌چیند و مدام چیدمان‌شان را تغییر می‌دهد و سپس آن‌ها را گیج و منگ با دنیایی از سوال درباره جایگاه، مکان، زمان و ارتباطشان با یکدیگر در گمگشتگی بی‌پایان رها می‌کند و این سوال مطرح می‌شود که آیا این شخصیت‌های سرگشته، در آشفتگی جهانی که مدام در آن گم می‌شوند، بالاخره خویشتن و رویاهایشان را باز می‌یابند یا نه.   این رمان در 296 صفحه با راوی سوم شخص محدود، داستان را از منظر دو دانشجوی ارتباطات، امیر مسعود و‌ هاله، روایت می‌کند. راوی کنجکاوانه مانند لنز دوربین به کنش‌ها، واکنش‌ها و کشش‌های آن دو خیره می‌شود؛ خیرگی که امیر مسعود و‌ هاله در سراسر داستان آن را روی جسم و ذهن خود حس می‌کنند چرا که در عصری زندگی می‌کنند که خیره نگریستن به واقعیت‌های قطعیت ناپذیر، لذتی سادیستی به همراه دارد.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:   هاله همان‌طور که از شیب خیابان بالا می‌رفت، نگاهش روی دیوار یک مجتمع آموزشی به نقاشی نیمه‌تمامی افتاد. نقاشی هنوز شکلش در نیامده بود. به دور و بر نگاه کرد تا نقاش آن را پیدا کند اما کسی آن‌جا نبود. دوباره به نقاشی نگاه کرد. طیفی از رنگ‌های آبی، روی دیوار به صورت ابر و باد طراحی شده بودند. شکل ظاهری‌اش او را به‌یاد طرح‌های کوبیسم می‌انداخت. او همان‌طور که به این طرح آشفته و نیمه‌کاره نگاه می‌کرد، یک‌دفعه به‌یاد آورد که نقاشی روی دیوار حیاط، در مدرسه‌ی راهنمایی دخترانه‌ی اندیشه‌ی بابل هم هنوز ناتمام است. آن‌جا طرح مقنعه‌ای سیاه دور دایره‌ی سفید و بی‌صورت، شبیه اعلامیه‌ی ترحیم مادربزرگش، روی دیوار مانده است. پدرش قبل از مرگ به او گفته بود که خیال دارد ته‌چهره‌ی او را توی آن قاب مقنعه نقاشی کند. این یک راز بین پدر ودختر بود وچون هیچ‌وقت نقاشی کامل نشد، برای همیشه یک راز ماند.   کتاب «رویای فالاچی» از سوی انتشارات شهرستان ادب در پاییز 97 با شمارگان 1000 نسخه در 295 صفحه و قیمت 35 هزار تومان به چاپ رسیده است.   نشست نقد و بررسی این کتاب فردا چهارشنبه 15 اسفند ساعت 16 در حوزه هنری قم، واقع در خیابان صفائیه، کوچه 23 برگزار می‌شود و حضور در این برنامه برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Tue, 05 Mar 2019 08:46:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272796/عصرانه-داستان-قم-رویای-فالاچی-رسید کتابی که به جای هفتصد صفحه می‌توانست صدوهشتاد صفحه‌ باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272787/کتابی-جای-هفتصد-صفحه-می-توانست-صدوهشتاد-صفحه-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عصر دوشنبه سیزدهم اسفند ماه 1397 سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب میزبان محمدرضا سحاب، محمدعلی سیفی، جمشید کیانفر، طهمورث ساجدی، محمود جعفری دهقی و صادق سمیعی بود. در این نشست پیشکسوتان حوزه خلیج فارس به نقد کتاب «خلیج فارس» پرداختند که با پژوهش و گردآوری جواد نوروزی منتشر شده بود.  به گفته نوروزی، کتاب مصور «خلیج فارس» در مدت چهار سال تحقیق و پژوهش و به 10 زبان فارسی، عربی، اردو، انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی، چینی، روسی، آلمانی و فرانسه گردآوری شده است اما منتقدان خلیج فارس بر این باورند که نقشه‌های خلیج فارس در این اثر بدون ذکر منبع آمده و حتی برخی از نقشه‌ها هیچ نام و نشانی نداشته‌اند! منتقدان خلیج‌فارس دیدگاه‌های خود را ارائه دادند و گردآورنده و پژوهشگر کتاب «خلیج فارس» از اثر خود دفاع کرد اما دفاعی که بر اساس گفته‌های سخنرانان بی‌پایه و اساس بود.   ایرانیان حاکمان تاریخی خلیج فارس بوده‌اند در ابتدای این نشست، محمود جعفری دهقی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه تاریخ، فرازهایی از تاریخ خلیج فارس را بیان کرد. به گفته دهقی «بر مبنای گمانه‌های پژوهشگران، احتمالاً ده هزار سال پیش، سه نژاد دراویدی‌ها که احتمالاً با بلوچ‌های امروزی درآمیخته‌اند، ایلامی‌ها و سامیان در اطراف خلیج فارس ساکن بودند.»   دهقی افزود: «عربستان پس از شکل‌گیری حکومت هخامنشی به قلمرو ایران پیوست و این مسئله را داریوش اول در کتیبه‌های نقش رستم و بیستون ذکر کرده و بنا بر گزارش هرودوت گروه‌هایی از اعراب در سپاه کورش و کمبوجیه حضور داشته‌اند. هخامنشیان برای پیشگیری از تهاجم بیگانگان راه عبور و مرور کشتی‌ها در خلیج فارس را کنترل می‌کردند و این موضوع امنیت مناسبی برای اعراب ساکن در این منطقه فراهم کرده بود و آنان خود در ایجاد امنیت راه‌ها با هخامنشیان کمک می‌کردند.»  محمود جعفری‌دهقی این استاد تاریخ سپس به دوران تسلط اشکانیان بر خلیج‌فارس پرداخت و گفت: «این تسلط از دوران مهرداد اول آغاز شد و این نکته را سکه‌هایی که به نام او ضرب شده است تایید می‌کند. سواحل خلیج فارس در دوران اشکانی شامل  چهار ایالت مهم بود. گتوزیا، فارس خوزستان و میسن.»   به گفته دهقی، ساسانیان نیز بر سراسر خلیج فارس تسلط کامل داشتند. وی گفت: «در زمان شاپور ساسانی گروهی از اعراب ساکن بحرین و نواحی مجاور آن به سواحل ایران یورش بردند و شاپور ساسانی با کشتی‌های خودی یورش سختی به آنها برد و به مزاحمت آنان پایان داد. در این دوران دو جاده تجاری مهم وجود داشت. جاده ابریشم و جاده ادویه که از خلیج فارس می‌گذشت و به جاده ابریشم پیوند می‌خورد. شهرهای عمده خلیج فارس در دوره ساسانی آبادان، اوبله و میشان بودند. خسرو انوشیروان از آبادان سواحل شبه جزیره عربستان را تسخیر کرد و از آنجا تا عدن پیش رفت.»   دهقی همچنین گفت: «در تمامی دوران اسلامی هم خلیج‌فارس تحت حاکمیت ایرانیان بود و هر گاه استعمارگران از شرایط فطرت ایرانیان سوء استفاده می‌کردند به زودی ایرانیان آنها را مجبور به ترک خلیج فارس می‌کردند که شهر بندر عباس شاهدی بر این مدعاست.»   این استاد دانشگاه درباره نام خلیج فارس هم گفت: «در منابع ایرانی این نام با عنوان خلیج پارس در منابع یونانی با عنوان سینوس پرسیکوس و در عربی به صورت بحر الفارسی ثبت شده است.»   نقایص اثری که به ده زبان ترجمه شده پس از دهقی نوبت به جمشید کیانفر استاد تاریخ دانشگاه رسید تا به بررسی کتاب «خلیج فارس» بپردازد. وی ضمن ابراز خشنودی از انتشار این کتاب گفت: «این اثر به ده زبان منتشر شده و این اهمیت کتاب را می‌رساند ولی نقایصی دارد که نباید به سادگی از کنارشان گذشت.»   کیانفر تعداد فراوانی از ایرادهای ویرایشی و ایرادهای مربوط به نحوه قرار گرفتن مطالب و اطلاعات در کتاب را برشمرد و گفت: «لازم بوده است هنگامی که نام‌های خلیج فارس در زبان‌های مختلف در کتاب ثبت می‌شود آوانگاری مناسب و متناسب صورت بگیرد تا خواننده بتواند تلفظ درستی از این نام‌ها داشته باشد. اما این کار صورت نگرفته است. از دیگر ایرادات فاحش کتاب نیز بی‌دقتی در ثبت اسامی خاص است که گاه بسیار عجیب می‌شود. به عنوان نمونه در تمامی بخش‌های کتاب الف و لام معرفه‌ساز اسامی عربی که در ابتدای اسم‌ها می‌آید به صورت آل نوشته شده است و به عنوان نمونه الخوارزمی به آل خوارزمی تبدیل شده است. یا اینکه نزهت القلوب نوشته حمدالله مستوفی به صورت نزهت آل کولاب ثبت شده است. در جاهایی کلمه ابن در ابتدای اسامی به صورت لیبی ثبت شده و به عنوان نمونه ابن الوردی به شکل لیبی الواردی در کتاب ثبت شده است. این میزان از بی‌دقتی به اعتبار کتاب آسیب فراوان وارد آورده است.»   کیانفر همچنین گفت: «نحوه درج فهرست منابع در کتاب ناقص و متنوع است. گاه نام مولف در ابتدا آمده و گاهی نام کتاب. این عدم تبعیت از یک متد واحد کتاب را از اعتبار انداخته است. همچنین درکتاب 120 نقشه ثبت شده که به گفته مولف 20 نقشه آن جدید است. اما این نقشه‌های جدید مشخص نشده‌اند.»   وی همچنین گفت: «کیفیت چاپ نقشه‌ها عالی است ولی منبع اخذ نقشه مشخص نیست و برای همین نمی‌توان متوجه شد نقشه قدیمی است یا بر مبنای نقشه قدیم بازطراحی شده است و این نقص باعث شده است این کتاب قابلیت استناد نداشته باشد.»   غذای بی نظیری که گوشتش مال کس دیگری است   محمدعلی سیفی استاد بازنشسته دانشگاه در رشته جغرافیا سومین سخنران این نشست بود. او سخنان خود را با ذکر یک فقدان در عرصه نشر ایران آغاز کرد: «برای آنکه از اتلاف منابع و هزینه بی‌جا خودداری شود، بهتر این است که ناشران و مولفان، پیش از انتشار آثارشان را به خبرگان فن برسانند تا آنها ملاحظات و اصلاحات خود درباره اثر را بیان کنند. نقد چه پیش از انتشار و چه پس از انتشار موجب اعتلای علم و دانش می‌شود.»   سیفی سپس به شرح اجمالی روند تاریخی تولید کتاب برای اثبات این نکته که نامی غیر از خلیج فارس برای آن نقطه جغرافیایی جعلی است پرداخت. وی گفت: «سال 1340 تشکیک در نام خلیج فارس با طرح عنوان مجعول خلیج عربی باعث می‌شود بحث لزوم اثبات حقانیت نام خیلج فارس از طریق انتشار اسناد تاریخی جدی شود. در همان سال 1340 عباس سحاب نمایشگاهی از نقشه‌های خلیج فارس برگزار می‌کند. این نمایشگاه پایه‌ای می‌شود برای انتشار اطلس خلیج فارس در موسسه سحاب. تاریخ انتشار این اطلس در سال 1349 بوده و در سال 1352 اطلس بازنشر شده است. در سال 1365 هم اطلس عراق منتشر می‌شود که در آنجا هم به مقوله نام خلیج فارس پرداخته شده بود. پس از آن نیز کتاب‌های متعددی در موسسه سحاب و جاهای دیگر در این زمینه منتشر شده است. در سال 1368 نیز همایشی به نام همایش خلیج فارس پایه‌گذاری شد که در این جهت مساعی زیادی داشته است.»   وی افزود: «در کتاب خلیج فارس که موضوع بحث و نقد ماست حتی اشاره‌ای به عقبه سنگین و 57 ساله این بحث نشده است. عدم ذکر این عقبه موجب مغفول ماندن هویت بحث می‌شود و نقصان بزرگی است.»   سیفی با ذکر اغلاط متعدد کتاب از منظر ثبت اسامی و اعلام و غلط‌های ویرایشی گفت: «چنین کتابی باید برای اساتید قانع کننده باشد تا نشود از آن غلط فاحش بیرون آورد. این بحثی است که در سطوح آکادمیک مطرح می‌شود و مخاطب اصلی این کتاب را هم باید در آنجا جست. ولی این کتاب به دلیل آنکه متدلوژی مشخصی ندارد نتوانسته است در مسیر خود گامی رو به جلو محسوب شود.»   سیفی همچنین گفت: «109 نقشه از نقشه‌هایی که در کتاب از آنها استفاده شده از اطلس خلیج فارس سحاب اخذ شده‌اند. نوزده نقشه تازه نیز در کتاب هست که منبع اخذ هیچکدام از آنها مشخص نیست و نمی‌شود به آن استناد کرد. یکی از نقشه‌ها هم مربوط به آفریقا و متعلق به قرن بیستم است که از اساس حضور آن در چنین کتابی بی‌ربط به نظر می‌رسد.»   وی افزود: «نویسنده کتاب در گفت‌وگویی مدعی مشاهده ۷۵۰ سند شده برای تالیف این کتاب شده است. اگر این تعداد سند در این زمینه وجود داشته است، این سندها می‌توانند پایه تحقیقات فراوان شوند و بهتر است این اسناد که ما پس از مدتها حضور در این عرصه با آنها آشنایی نداریم معرفی شوند تا تحولی در این مبحث به وجود بیاید.»   سیفی در انتهای سخنانش گفت: «این کتاب املایی است و نه انشایی. به عبارت دیگر از روی دست اثر دیگری نوشته شده و از خودش چیز بدیعی ندارد. هر گاه کار انشایی کنیم و چیزی خلق کنیم، کاری ماندگار انجام داده‌ایم. این کتاب مانند غذایی است که حتی اگر بی‌نظیر تهیه شده باشد، گوشتش متعلق به دیگری بوده است.»   متن فرانسوی پر از خلیج است چهارمین منتقد کتاب، طهمورث ساجدی استاد زبان فرانسه بود. وی گفت: «آنچه اکنون درباره خلیج فارس منتشر می‌شود بیشتر از روی دست یکدیگر نوشتن است و هر کتابی تقلیدی از کتاب دیگر به نظر می‌رسد. در کتاب حاضر هم من چیز نو و بدیعی ندیدم.»   وی سپس بر بخش فرانسوی کتاب متمرکز شد و گفت: «متن فرانسه کتاب 32 صفحه است. به عبارتی این متن خلاصه شده و خلاصه کردن درباره متونی که حساسیت سیاسی دارند و می‌توانند مورد سوءاستفاده قرار بگیرند بسیار حساس است. باید این حساسیت مدنظر می‌بود تا مسئله ایجاد نشود.»  طهمورث ساجدی وی افزود: «در این کتاب ترجمه فرانسه اغلاطی دارد ولی البته می‌توان جاهایی از آن را به نسبت خوب دانست. ولی مسئله این است که در چندین جا از متن فرانسه، از خلیج فارس با عنوان خلیج یاد شده است. این اشتباهی است که می‌تواند مسئله ایجاد کند. خلیج لغتی است که برای یاد کردن از خلیج فارس مناسب نیست. ما باید هر چه بیشتر به ویژه هنگامی که متنی با زبانی غیر از فارسی در مورد خلیج فارس تولید می‌کنیم از این لغت بهره ببریم تا این واژه جا بیفتد و ملکه اذهان شود.»   وی با اشاره به بهره‌هایی که از تفاوت متون فرانسوی و انگلیسی از یک سند در دعاوی بین‌المللی شده است به دو مورد از بهره‌گیری جمال عبدالناصر و دکتر محمد مصدق از تفاوت این نسخ اشاره کرد و سپس افزود: «کار سنگین جغرافیایی حساس است و کار هر کسی نیست. یک غلط کوچک می‌تواند تبعات فراوانی داشته باشد. این کتاب نیازمند مشاوری جغرافی‌دان بوده است که جغرافیای جهان را خوب بداند و فقدان این مشاور به اثر آسیب فراوانی وارد کرده است.»   کتابی 700 صفحه‌ای که می‌توانست 180 صفحه باشد منتقد دیگر کتاب محمدرضا سحاب عضو موسسه کارتوگرافی سحاب بود. وی گفت: «این کتاب از نظر چاپ و صحافی بی نظیر بود و من را در ابتدای مشاهده آن ذوق زده کرد. اما بعدتر با متن کتاب که روبه‌رو شدم بحث تغییر کرد. سفره‌ای که پهن نشده جذاب به نظر می‌رسد ولی مهم آن است که پهن شود و باز هم جذاب باشد.»   وی افزود: «همکاران من در موسسه سحاب این کتاب را با کتابی که انتشارات سحاب در سال 1384 با کمک دانشگاه تهران  در همین زمینه منتشر کرد مقایسه کرده‌اند و آنچه مشاهده شده تاسف برانگیز است.»   سحاب سپس جداولی از نتایج این مقایسه به حاضران در نشست نشان داد:   وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «این کتاب در هفتصد صفحه منتشر شده اما باید دید که آیا این میزان صفحات برای چنین کتابی لازم است. به عنوان مثال می‌شود پرسید زبان اردو در این کتاب به چه درد می‌خورد؟ آیا کارگرهای کراچی مخاطب این کتاب هستند؟ الیت‌هایی که مخاطب کتاب هستند همه انگلیسی بلدند. حتی به گمان من این کتاب نیازمند متن فارسی هم نبود. به این خاطر که از اساس بحث آن در داخل مرزهای ایران بحث مسئله‌زایی نیست. در داخل ما همه بر نام خلیج فارس متفق‌القولیم و مسئله این است که در سطح بین‌الملل این نام را جا بیندازیم. از طرف دیگر این موضوع که لاکپشت‌ها و دلفین‌های خلیج فارس چگونه هستند چه ربطی به بحث نام خلیج فارس دارد؟ و این گونه مباحث که در کتاب طرح شده‌اند به چه کار می‌آیند؟»   سحاب با این مقدمه گفت: «به گمان من اگر این کتاب در 180 صفحه منتشر می‌شد هم حق مطلب را ادا می‌کرد و نیازی به هفتصد صفحه نبود.»   مدیر موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب به این نکته نیز اشاره کرد که مطالب متن کتاب «خلیج فارس» از کتاب‌های دکتر محمد عجم و دکتر پیروز مجتهدزاده و سایت ویکی پدیا برداشته شده است. وی سخن سیفی درباره بهره‌گیری کتاب از اطلس‌ سحاب را تایید کرد و گفت: «۱۰۹ نقشه شناسنامه‌دار از سحاب و حدود بیست نقشه بی نام و نشان در کتاب آمده است. استفاده از اطلس سحاب هم بدون ذکر منبع بوده است. در این کتاب  نقشه‌هایی که ربطی به موضوع ندارند هم یافت می‌شود. نقشه آفریقا که مربوط به قرن بیستم است در کنار نقشه‌ای مربوط به ۳۰۹ قبل از میلاد آمده است. متدلوژی اطلس سحاب بر مبنای کرنولوژی بود اما این کتاب هیچ متد خاصی ندارد.»  محمدرضا سحاب سحاب در بخش پایانی سخن خود گفت: «ده دوازده نفر به عنوان مولف و مصحح پنج سال روی اطلس سحاب کار کرده‌اند و برای آنکه اثر غلط نداشته باشد پیش از انتشار آن را برای دکتر برانکا فورته در دانشگاه الینویز فرستادیم تا کتاب را بررسی کند. یک غلط گرفت و اصلاح کردیم. حالا هم زحمات ما را در این کتاب به نام خود کرده‌اند.»   وی خطاب به مولف کتاب گفت: «شما جوان هستید و امید ما می‌توانید باشید. اما توصیه من به شما این است که اگر کاری را بلد نیستید وارد آن نشوید و اگر بلد هستید با درستکاری آن را انجام دهید.»   رشته من گرافیک است پس از پایان سخن منتقدان نوبت به گردآورده و محقق کتاب، جواد نوروزی رسید. او ابتدا به علت نگارش این کتاب پرداخت و گفت: «شغل اصلی من فیلمسازی و مستندسازی است. پنج سال پیش در امارات برای ساخت مستندی با این پدیده مواجه شدم که اماراتی‌ها و عربستانی‌ها میلیون‌ها دلار را صرف امحای نام خلیج فارس می‌کنند. در عین حال این را هم مشاهده کردم که در برابر این وضع ما در ایران دست روی دست گذاشته‌ایم و فقط مشاهده می‌کنیم. به همین دلیل به این نتیجه رسیدم که باید چنین کاری را انجام دهم.»   وی سپس به انتقاد از برنامه‌های فرهنگی در مورد خلیج فارس پرداخت و گفت: «در زمانی که آقای علی جنتی وزیر ارشاد بود به ایشان مراجعه کردم و خواستم که به من در انتشار این کتاب ده زبانه کمک کنند ولی ایشان گفتند هیچ برنامه‌ای در این زمینه نداریم. این در حالی بود که مقام معظم رهبری گفته بودند در این زمینه باید کوشا باشید. آقای صالحی هم که وزیر شدند در جشنواره‌ای بی خاصیت به نام خلیج فارس لوح‌هایی به فعالان در این حوزه دادند و آن جشنواره دستاورد دیگری نداشت.»   نوروزی در پاسخ به انتقاد سحاب گفت: «من از کتاب مورد اشاره شما استفاده نکرده‌ام. من مجوز اسکن نقشه‌ها را از مرکز اسناد وزارت امور خارجه گرفته بودم و آنها هم به من گفتند حق استفاده از این اسناد در اختیار آنهاست و آن حق را به من تفویض کردند.»  جواد نوروزی او افزود: «تحصیلات من در حوزه گرافیک است و حوزه فعالیتم هم مستندسازی است. به همین خاطر در بخش نوشتاری متن دخالت چندانی نداشتم و ادعای نویسندگی هم ندارم. ولی می‌توانم بگویم از خبرگان این فن که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی معرفی کرده بود بهره بردم. اگر اشتباهات فراوانی در کار مشاهده شده این آب سردی بر تلاش‌هایی که من انجام دادم هم هست و از این جهت متاسفم.»   نوروزی گفت: «در زمینه کیفیت چاپ و گرافیک این کتاب هیچ چیزی کم ندارد. برای چاپ آن از آلمان کاغذ اشتنباخ خریدم و روی رزلوشن تک تک اسناد کار شده. کتاب زرکوب است و از نظر کیفیت چاپ عالی محسوب می‌شود. نگاه من این بود که سایتی پنجاه زبانه درباره خلیج فارس درست کنم و سعی کردم کیفیت کتابم هم عالی باشد. بنده کارم چیز دیگری است و کاش با این جمع پنج سال پیش آشنا شده بودم تا از کمک آنها بهره ببرم.»   وی در پایان سخنان خود گفت: «قطعاً کار من در برابر کل کارهایی که در زمینه خلیج فارس انجام شده و باید انجام بشود یک کار خرد محسوب می‌شود ولی مسئله این است که ما این حوزه را رها کرده‌ایم. این کتاب با همه غلط‌هایش یک گام است. سعی من این خواهد بود که در گام بعدی غلط‌های کتاب را اصلاح کنم و در این زمینه از اساتید حاضر در این جلسه هم استفاده می‌کنم.»   ایراد از خودتان است در انتهای این نشست، همایون امیرزاده رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد که از حاضران در نشست بود با اشاره به نکاتی که نوروزی درباره جشنواره خلیج فارس بیان کرده بود گفت: «حضور جوانان در عرصه موضوعی مانند خلیج فارس که اکنون برای ما حیثیتی شده مغتنم است و اساتیدی که در این جمع هستند باید دست پدرانه بر سر جوانانی مانند آقای نوروزی بکشند ولی شاه‌کلید موضوع این است که آقای نوروزی از روز اول به جای مدیران به صاحبان اندیشه و اثر در زمینه خلیج فارس مراجعه کرده بودند با این مسائل و مشکلات مواجه نمی‌شدند. اکنون هم انداختن تقصیرها به گردن آن مدیران و سازمان‌ها درست نیست. آن مدیران و سازمان‌ها حتماً مساعدت‌هایی با شما کرده‌اند که نامشان در کتاب آمده است و اکنون جوانمردانه نیست که آنها را در مقام متهم بنشانیم. نکته این است که مگر می‌شود شما بخواهید در ایران اثری درباره خلیج فارس تولید کنید و به سراغ صاحب‌نظرانی مانند آقای سحاب و پیروز مجتهدزاده و امثال اینها نروید؟ بنابراین می‌شود گفت اگر مشکلی در کتابتان به وجود آمده است ایراد از خود شماست.» همایون امیرزاده وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «من بنیان‌گذار همان جشنواره‌ای بودم که به گمان شما بی‌خاصیت بود. در آن جشنواره جوانانی نظیر شما حدود 25 هزار اثر در زمینه خلیج فارس تولید کردند و سی استان کشور درگیر مسئله خلیج فارس شدند. به واسطه این جشنواره هفت هزار شعر عربی و فارسی درباره خلیج فارس سروده شد و به گمانم چنین کاری بی خاصیت نیست.»   در پایان این نشست نیز به توصیه جعفری دهقی بنا شد مولف کتاب در جلسه‌ای خصوصی نظرات سحاب را بشنود و در ویرایش بعدی کتاب اعمال کند و نقطه‌نظرات مطرح شده در این جلسه هم در چاپ بعدی کتاب لحاظ شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 05 Mar 2019 04:35:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272787/کتابی-جای-هفتصد-صفحه-می-توانست-صدوهشتاد-صفحه-باشد «نقد داستان طلاب» به «پل جغاتو» رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272666/نقد-داستان-طلاب-پل-جغاتو-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های نقد داستان طلاب در قم، فردا دو‌شنبه 13 اسفند، رمان «پل جغاتو» با حضور علی مهر و زهره عارفی نقد و بررسی می‌شود. مجید محبوبی نویسنده اثر در تبریز به کلاس‌های قصه‌خوانی عبدالمجید نجفی راه می‌یابد و به آموزش اصول قصه‌نویسی می‌پردازد. ‏ محبوبی در کنار تحصیلات حوزوی، به مطالعه آثار داستان نویسی روی می‌آورد اما انس و الفت او با کتاب‌های جلال آل‌احمد بیشتر بوده است. این نویسنده در مجلاتی مانند «سروش‎ ‎نوجوان»، «سلام بچه‌ها»، «پوپک»، «انتظار نوجوان»،‏«ملیکا»، «یاران امین» و «قاصدک»‏‎ ‎برای کودکان و نوجوانان و در مجلاتی چون «کتاب ماه کودک و ‏نوجوان»، «کوثر‎«‎، «مبلغان»، «پگاه»، «پیشگامان»، «شمیم یاس» و «خشت اول» برای بزرگسالان قلم زده است.‏  ‏وی نامزد دریافت جایزه «کتاب سال جمهوری اسلامی» در سال 1386 بوده و عنوان «مؤلف برتر اولین جشنواره مرزبانی وحی و خرد» در سال 1387، را به دست آورده است. این نویسنده «آن روز، آن مهمانی»، «یک روز بهاری»، «کبوتر ‏سفید»، «هدیه»، « تربت و دریا»، « اولین برفی که زمین‎ ‎نشست»، « آفتاب حکمت»، « آینه اخلاص»، «‏روح اخلاص» و چند کتاب دیگر را در کارنامه ادبی خود دارد.    «پل جغاتو» از سوی انتشارات به نشر در 84 صفحه برای رده سنی کودک و نوجوان در سال 97 به قیمت 8500 تومان روانه بازار کتاب شده است. این برنامه فردا دو‌شنبه 13 اسفند ساعت 18 در سالن جلسات مدرسه اسلامی هنر واقع در قم، خیابان هنرستان، نبش کوچه 20 برگزار می‌شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Sun, 03 Mar 2019 08:04:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272666/نقد-داستان-طلاب-پل-جغاتو-رسید اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی در افغانستان با روش «مارپیچ سکوت» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272440/اکثریت-سازی-اقلیت-سازی-افغانستان-روش-مارپیچ-سکوت به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست سه‎شنبه‎ها با کتاب افغانستان در خانه کتاب صبح امیدِ مجتمع ناشران قم با بررسی کتاب «نگاشته‎هایی بر سایه‎های عبور در افغانستان» با حضور عصمت‌الله احمدی رشاد نویسنده این اثر و پژوهشگر در حوزه تاریخ معاصر افغانستان برگزار شد.   عصمت‌الله احمدی رشاد نگارش این اثر را متاثر از علاقه و توجهش به تاریخ معاصر افغانستان و کم‎توجهی پژوهشگران به ثبت و بررسی تحولات این برهه از تاریخ دانست و گفت: هرچند تاریخ گذشته را تعداد زیادی از دوستان و پژوهشگران کار کرده‎ و زمینه‎هایی را فراهم آورده‌اند، اما ثبت تاریخ معاصر را شخصاً کم دیدم. یکی از دلایل این کم‎توجهی غفلتی است که از محیط پیرامون خود و رخدادهایش داریم. چون بسیار ساده نگاه می‎کنیم و روزمره می‎بینیم، به عواملی که این رویدادها را شکل می‎دهد توجه نمی‌کنیم و پس زمینه این رویدادها را که از چه عواملی ناشی می‎شود را هم نمی‎بینیم.    این نویسنده گستره موضوعی کتابش را تاریخ معاصر افغانستان از دوران ورود نیروهای خارجی به افغانستان تا شکل‎گیری دولت وحدت ملی در دوران اشرف غنی معرفی کرد و افزود: در کتاب حاضر سه رخداد مهم تاریخی بررسی شده است. آمدن نیروهای خارجی به افغانستان و فروپاشی طالبان، انتخابات‎ها در افغانستان و خط دیورند که به عنوان یک پدیده تاریخی مناقشه‌برانگیر مطرح است.   این پژوهشگر در پاسخ به پرسش از مفهوم‎شناسی دهه دموکراسی در افغانستان گفت: دهه دموکراسی تعبیری است که از دوران پس از سقوط طالبان تا دوران دوم حامد کرزی اطلاق می‎شود. این دهه به عنوان دهه دموکراسی یاد می‎شود چون به حقوق مردم به شکلی احترام گذاشته می‎شد، انتخابات به شکل دموکراتیک برگزار می‎شد و حکومت بین اقوام مختلف تقسیم شده بود.   نویسنده کتاب «نگاشته‎هایی بر سایه‎های عبور در افغانستان» در پاسخ به پرسش از اقلیت‎سازی و اکثریت‎سازی در افغانستان این مفهوم‎سازی را به چالش کشید و گفت: اصولاً اقلیت و اکثریتی در جامعه افغانستان وجود ندارد چون هنوز آمار دقیقی وجود ندارد و هرکس جداگانه ادعای اکثریت می‎کند.   وی ادامه داد: اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی در افغانستان بحث گسترده‎ای است، اما شاید مناسب‎ترین   اکثریت‎سازی که در افغانستان صورت گرفته اکثریت‎سازی حقوقی است. اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی حقوقی را می‎شود برایش یک توجیه قابل قبول درست کرد و در مجامع بین‎المللی مطرح کرد. اما اگر اکثریت زبانی مطرح باشد، فارسی زبان‎ها در افغانستان اکثریت‌اند و هزاره‌ها هم فارسی زبانند. اگر اکثریت نژادی مطرح باشد، هیچ آمارگیری دقیقی صورت نگرفته است. بنابراین اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی در افغانستان مبنای منطقی و قابل قبول ندارد.    این نویسنده روش «مارپیچ سکوت» را استراتژی حکومت در اکثریت‎سازی و اقلیت‎سازی برای پیشبرد اهداف خودش مطرح کرد و افزود: مبنای این کار زمین‎گیر کردن اقلیت‎هاست، زمین‎گیرکردن کسانی که القا شده که اقلیت‌اند. حکومت سعی می‎کند با عنوان اقلیت آن‌ها را از مشارکت در قدرت بی‎نصیب و از حقوق شهروندی محروم کند.   وی در پایان در توضیح این استراتژی در افغانستان گفت: مارپیچ سکوت، پیچیدگی‎هایی را مطرح می‎کند و اکثریتی را می‎سازد. بر این اساس مردمانی را که در مقابل این اکثریت قرار می‎گیرند، ناخودآگاه به کتمان و پنهان کردن خواسته‎ها و مطالباتشان وادار می‎کند تا اقوام غیرپشتون را از حقوقشان محروم کند. ]]> استان‌ها Tue, 26 Feb 2019 14:04:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272440/اکثریت-سازی-اقلیت-سازی-افغانستان-روش-مارپیچ-سکوت آسترید لیندگرن جزو اولین نویسندگانی است که دغدغه‌ حقوق کودک دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272373/آسترید-لیندگرن-جزو-اولین-نویسندگانی-دغدغه-حقوق-کودک به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، اولین نشست داستان‌خوانی داستان کودک و نوجوان به همت گروه داستان جمعه با محوریت بررسی آثار آسترید لیندگرن، نویسنده کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان در کافه معاصر قم برگزار شد.   در این نشست معصومه میرابوطالبی داستان‌نویس و منتقد ادبی ضمن اشاره به سیر تاریخی ادبیات کودک و گفت: در ابتدا اثری مختص کودک تولید نشده بلکه فقط کارهایی که کودک می‌توانسته از آن بهره ببرد به عنوان ادبیات کودک به او عرضه شده است. نگاه در آن دوره به کودک، اینگونه نبوده که از کودک و دوران کودکی شناخت خاصی داشته باشند. کودک در آن دوره بزرگ‌سالی بوده که هنوز وارد دوره بزرگ‌سالی نشده است. پس باید هر چه زودتر او را به جهان بزرگسالان وارد می‌کردند.   میرابوطالبی در رابطه با ویژگی این نوع کارها بیان کرد: کارهایی که به کودک برای مطالعه داده می‌شد، همین ویژگی را داشت. از این نمونه کارها می‌شود به اندرزنامه‌ها اشاره کرد و بعد قصه‌های پریان که ساختارهایی شبیه هم دارند - بنا بر کتاب پراپ - و ریشه‌های تاریخی مشابهی دارند.   وی به توضیح در مورد قصه پریان پرداخت و یادآور شد: نکته مهم در قصه پریان این است که مؤلف مشخصی ندارد. این قصه‌ها ابتدا توسط شارل پرو و برادران گریم جمع‌آوری و مکتوب شدند. پس از آن به قصه‌های پریان صاحب مؤلف می‌رسیم. قصه‌هایی که ساختاری شبیه قصه‌های پریان دارند با این تفاوت که مؤلف مشخصی دارند. مثل قصه‌های هانس کریستین اندرسن.   این نویسنده با معرفی آسترید لیندگرن به عنوان یکی از نویسنده‌های کودک ادامه داد و گفت: آسترید لیندگرن در بحبوحه جنگ، شروع به قصه‌گویی برای کودک خودش کرد و بعد کم‌کم داستان‌ها مکتوب شدند. او تقریباً جزو اولین نویسندگان کودک است که دغدغه‌های حقوق کودک و مبارزه با تنبیه بدنی را دارد. این نویسنده با دید تازه‌ای فانتزی را در قصه‌هایش به کار می‌برد و نگاهش به کودک و ادبیات کودک نسبتاً مدرن است. از آثار لیندگرن می‌شود به «دره گل سرخ یا برادران شیردل»، «پی پی جوراب بلند»، داستان‌های «امیل و پسرم می‌یو»، «در جنگل دزد نیست» و «آدم‌ربایان» اشاره کرد. بعضی از این آثار مورد اقتباس قرار گرفته‌اند و برای مخاطبین دهه شصت خاطره‌ساز هستند.   در ادامه جلسه، فصل اول کتاب «امیل و پسرم می‌یو» خوانده شد و حاضران در جلسه درباره این داستان صحبت کردند.   زهره عارفی درباره فصل اول کتاب «امیل و پسرم می‌یو» گفت: وجه جذابی که در این داستان وجود دارد استفاده لیندگرن در شکلی جدید از غول چراغ جادوست. انگار که لیندگرن غول چراغ جادو را استکهلمی می‌کند و نگاهی که لیندگرن به یک پسربچه یتیم دارد؛ پسری که متعلق به هیچ خانواده‌ای نیست و کسی او را دوست ندارد. اما لیندگرن مثل سایر آثارش کار را برای کودک جذاب می‌کند و به سمت پایانی شاد و سازنده برای کودک می‌رود.   یادآوری می‌شود، جلسات داستان خوانی کودک و نوجوان از سوی گروه داستان جمعه هر ماه با محور قرار دادن یک نویسنده کودک و نوجوان و داستان خوانی اعضا برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Mon, 25 Feb 2019 05:03:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272373/آسترید-لیندگرن-جزو-اولین-نویسندگانی-دغدغه-حقوق-کودک «خاک سفید» از محله‌‌ای جرم‌خیز و مخروبه اعاده حیثیت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271975/خاک-سفید-محله-ای-جرم-خیز-مخروبه-اعاده-حیثیت-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان «خاک سفید» نوشته حمید بابایی در نشستی در گروه داستان جمعه در قم، با حضور بهروز انوار و رامین سلیمانی به عنوان منتقدین کتاب، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بابایی علاوه بر این اثر، رمان «پیاده» را هم در کانامه خود دارد. ​ در ابتدای جلسه بهروز انوار نویسنده رمان «تراش سوخته‌ها» صحبت‌هایش را با سه پرسش آغاز کرد و گفت: اولین سوالم این است که چرا یک رمان را باید به عنوان یک اثر، کامل تشریح و اجزایش را تحلیل کنیم؟ راحت‌ترین پاسخ این است که برای رسیدن به درک درستی از فرم و محتوا لازم است این کار را انجام دهیم. به همین خاطر از این منظر به رمان می‌پردازم. به نظر من این کتاب یک مجموعه روایت به هم مرتبط است نه مجموعه داستان به هم پیوسته، چرا که روایت‌ها آن استقلال مجموعه داستان به هم پیوسته را ندارند و نمی‌توانند به صورت مستقل یک کل را تشکیل بدهند و نهایتاً مخاطب را به یک جمع بندی برسانند.   «خاک سفید» به قراردادهای داستانیِ خود پایبند نیست انوار دومین سوالش را معطوف به قراردادهای نویسنده در رمان کرد و گفت: دومین سوالم برمی‌گردد به قراردادهایی که نویسنده در متن ایجاد می‌کند. سوال اینجاست که آیا نویسنده به قراردادهای خود در داستان پایبند بوده یا نه؟ در فصل اول نویسنده قراردادهایی از قبیل عشق «پویا» به عنوان یک پسر بالاشهری به «بتول» را که دختری پایین شهری است، وضع می‌کند. در واقع نویسنده قرار می‌گذارد که یک شخصیت از یک منطقه سطح بالای تهران به منطقه پایین‌تری برود و عاشق بشود. اما در فصل دوم که اتفاقاً فصل درخشانی است، این قراردادها زیر پا گذاشته می‌شود و این بار، عشق بتول به پویا مطرح می‌شود. وی ادامه داد: تقابل زندگی «اکبر» و «پویا» قرارداد ما در فصل سوم است. در فصل چهارم قراردادهای ما بین اکبر، مرگ و عشق دختری از طبقه بالا به پسری از طبقه پایین معین می‌شود و می‌بینیم ما با یک قرارداد تازه مواجه هستیم. در فصل پایانی هم قرارداد ما یک چیز دیگر است؛ قراردادی با مرگ، اکبر و خاک سفید. به نظر می‌رسد «خاک سفید» به قراردادهای خود پایبند نیست و تلاش نویسنده این است که در حجم کمی، تجربیات متفاوتی را بیان کند.   این نویسنده ادامه داد: ما در خواندن یک اثر که روایت، لوکیشن و شخصیت آن دائم عوض می‌شود، باید دنبال یک سرنخ یا همان نخ تسبیحی باشیم که این مهره‌ها را به هم وصل کند. سوال سوم من این است که در «خاک سفید» آن نخ تسبیح کدام است؟ باید بگویم اگر نتوانیم به این سوال‌ها پاسخ دهیم، با یک متن ناقص و آشفته مواجهیم.   انوار با مطرح کردن این سوال که آیا قرار ما این بود داستان عاشقانه بخوانیم؟ در پاسخ به آن، گفت: با تصویرها و فضایی که نویسنده برای ما ایجاد کرده، پاسخ مثبت دریافت می‌کنیم و تاثیری هم که می‌گیریم یک تاثیر رمانتیک است تا تاثیرِ داستان‌های ناتورالیستی. از همین منظر می‌بینیم که نویسنده از منطقه خاک سفید کمتر بهره برده و اگر قرار است ما داستان عاشقانه بخوانیم این سوال پیش می‌آید که چرا منطقه خاک سفید انتخاب شده است. برای روایت یک عاشقانه می‌توانست منطقه دیگری از تهران هم انتخاب نویسنده باشد.   این منتقد داستان «خاک سفید» را بر اساس تقابل‌ها و روایتی مانند یک تابع سینوسی تحلیل کرد و یادآور شد: نقطه صفر اولیه این تابع از پویا شروع می‌شود و نقطه صفر پایانی آن به اکبر ختم می‌شود و در میانه تابع تقابل بتول (دختر پایین‌شهری-عاشق پسر بالاشهری) و‌ هاسمیک (دختر بالاشهری- عاشق پسر پایین‌شهری) صورت گرفته است. در نقطه اوج نیز حضور موازی و همزمان پویا و اکبر را می‌بینیم. این تقابل حتی در نام شخصیت‌ها هم مشهود است.   انوار در پاسخ به انتخاب منطقه خاک سفید برای رمان بیان کرد: در بخش‌های مختلف رمان می‌بینیم که شخصیت‌ها در هر مکانی با جرم و امر خلاف قانون مواجه می‌شوند و حتی مشارکت می‌کنند؛ در دانشگاه تریاک در کلاسور اکبر می‌گذارند و به دلیل بچه خاک سفید بودن این انگ به او می‌چسبد و باعث می‌‌شود دانشجوی حقوق (مرد قانون آینده) در نهایت به یک خلافکار تبدیل شود. در اصفهان، در شهرک غرب، در خانه پدری هاسمیک نیز عمل مجرمانه وجود دارد. رمان به نوعی در حال اعاده حیثیت از محله‌ای است که به دلیل جرم‌خیز بودن تخریب شده است و در طی رمان می‌بینیم که جرم و بزهکاری همه جا بوده و هست. دلیل انتخاب خاک سفید این است که نویسنده در یک اثر اجتماعی نشان می‌دهد که حذف منطقه خاک سفید، تنها پاک کردن صورت مسئله بوده و با از بین رفتن آن، چیزی عوض نشده و معضلات پایتخت همچنان باقی است. شخصیت پویا که علف (گل) مصرف می‌کند، بر روی ویرانه‌های خاک سفید، گذشته را روایت می‌کند‌.   وی در پایان به تکرار اطلاعات در رمان اشاره کرد و تصریح کرد: با وجود انتخاب فرم مناسب برای مسائل مطروحه و در هم تنیدگی هنرمندانه روایت راوی‌ها، به نظر می‌رسد اطلاعات محدود نویسنده از بستری که وقایع داستان را بر آن بنا کرده، باعث شده در صفحه‌های انتهایی نکته جدیدی به دست مخاطب نرسد چون همه چیز در صفحه‌های ابتدایی گفته شده است.   «خاک سفید» تلاشی است برای جلوگیری از فراموش کردن محله «خاک سفید» دومین منتقد جلسه رامین سلیمانی با پرداختن به پاک شدن صورت مساله منطقه خاک سفید گفت: من به مطلبی اشاره می‌کنم که به نوعی پاسخ سوال آقای انوار هم هست. خاک سفید منطقه‌ای بود که گسترش پیدا کرد و یک سری مهاجر در آنجا زندگی می‌کردند. محله‌ای هم در سایه آن به نام جزیره شکل گرفت که اهالی‌اش را غُربتی می‌گفتند؛ یک منطقه پرتنش و با چالش‌های زیاد و خطرناک. 6 اسفند 79 با اقدام نیروی انتظامی آنجا تخریب و آن محله فراموش شد. اتفاق بد همین فراموشی است و مساله اصلی بررسی راهکار اساسی برای این مساله و ریشه‌یابی این اتفاقات بود که متاسفانه به آن پرداخته نشد و راهکاری ارائه نشد. در این رمان به این منطقه پرداخته و این محیط زنده شده تا شاید نگذارد آنجا فراموش شود. به نظرم نخی که مهره‌های تسبیح آقای انوار را به هم وصل می‌کند، پیرنگ بلوغ است. به همین خاطر شاید در 90 درصد رمان، ما چیز بی‌ربطی نمی‌بینیم.   سلیمانی به فرم اثر هم اشاره کرد و افزود: از نظر فرم به نظرم نویسنده با شهامت عمل کرده و دست به کار خطرناکی زده است. اینکه چقدر توانسته نتیجه بگیرد، بستگی به نظر مخاطب و خواننده دارد اما من به چند نکته اشاره می‌کنم؛ اول اسم‌گذاری فصل‌ها و تغییر زاویه دید در هر فصل است. حتی ما در فصل خاکسیاه دو راوی را می‌بینیم. همه این‌ها به نظرم خوب استفاده شده است. نکته دیگر روایت شدن موقعیت بر اساس تنش است که کار درستی است. از طرف دیگر تنش‌ها بر اساس تقابل شخصیت چیده شده است. مثل تقابل اکبر و پویا در میانه داستان، در حالی که این دو با هم متحد هم هستند.   قهرمان «خاک سفید» شانس رسیدن به خواسته‌اش را هرگز به دست نمی‌آورد نویسنده رمان «یک مناظره‌ سیاسی کهن» به یکی از مشکلات رمان پرداخت و گفت: نکته‌ای که من با آن مشکل دارم، این است که رمان باید بر اساس جذابیت شخصیت نوشته شود. در «خاک سفید» شخصیت اکبر جذابتر از پویاست. به نظرم اگر رمان بر اساس شخصیت اکبر و نه پویا نوشته می‌شد، اتفاق بهتری می‌افتاد. یک نکته دیگر آنکه قهرمان باید یک شانس برای رسیدن به خواسته‌هایش داشته باشد، اما انگار بتول این شانس را برای رسیدن به خواسته‌اش که همان رابطه عاشقانه است، هیچ وقت به دست نمی‌آورد.   رامین سلیمانی به نقاط مثبت این اثر هم پرداخت و ادامه داد: نکته‌های درستی در رمان وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کنم. نکته‌هایی همچون شکل‌گیری حوادث بر مبنای تغییر صحنه یا عدم زائد بودن صحنه‌ها. خصوصیت مثبت دیگر این است که نویسنده از ورطه شعارگویی دور شده و نتیجه را به مخاطب وامی‌گذارد. دیگر نکته محدود کردن شخصیت‌پردازی در موقعیت بحرانی است؛ وجوه مختلف انسان‌ها در موقعیت‌های بحرانی آشکار می‌شود در حالی که به صورت عادی شخصیت به خوبی موقعیت بحرانی ساخته نمی‌شود و این از زیرکی و کاربلدی نویسنده است.   وی در پایان به انتخاب نویسنده در مورد منطقه خاک سفید اشاره کرد و گفت: در مورد محیط و مکان انتخاب شده باید بگویم نویسنده بیشتر از اینکه بخواهد محیط، خیابان‌ها، سوپرمارکت‌ها و جاهای مختلف یک منطقه را به ما نشان دهد، آدم‌ها را نشان می‌دهد، چرا که مساله ما زمین نیست، آن چیزی که به مکان و محیط شخصیت می‌دهد، آدم‌ها هستند. خاک سفید بدون آدم‌هایش یک قطعه زمین بیش نیست. از این جهت نیز نویسنده به نظرم درست و دقیق حرکت می‌کند. ]]> استان‌ها Sun, 17 Feb 2019 13:30:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271975/خاک-سفید-محله-ای-جرم-خیز-مخروبه-اعاده-حیثیت-می-کند سایه شیخ مرتضی انصاری را روی کتابم احساس می‌کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271903/سایه-شیخ-مرتضی-انصاری-روی-کتابم-احساس-می-کردم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، به همت انتشارات کتاب جمکران و فروشگاه کتابستان رضوی جشن امضای کتاب «نخل و نارنج» با حضور وحید یامین‌پور نویسنده اثر، میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب در فروشگاه کتابستان رضوی در قم برگزار شد.   در ابتدای این نشست  وحید یامین پور از دغدغه‌هایش برای معرفی شیخ انصاری و آشنایی جوانان با فقاهت گفت و افزود: در زمان نوشتن «نخل و نارنج» سایه شیخ انصاری را بر روی کتاب حس می‌کردم و خود مرحوم شیخ به من کمک کرد که بتوانم این کتاب را تمام کنم.   این پژوهشگر حوزه هنر اسلامی در مورد سابقه خود در نوشتن یادآور شد: قبل از نوشتن این اثر، رمان و شعر نوشته بودم اما «نخل و نارنج» اولین کتاب ادبی من بود که توسط انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسید.   این عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد در تهران با اشاره به اهمیت بیانِ طریقت و شریعت تصریح کرد: در «نخل و نارنج» سعی کردم به شریعت و طریقت نیز اشاره کنم، زیرا این مبحث از اهم مباحث دوران شیخ انصاری بوده است.   در ادامه میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی به اهمیت معرفی سلسله علما به جوانان اشاره کرد و گفت: «نخل و نارنج» قدمی مثبت و مفید در مسیر آشنایی مردم با علمای دینی برداشته و با نثر روان و دلنشین خود در دل مخاطب جا باز می‌کند.   در پایان علاقه مندان به کتاب، «نخل و نارنج» را با امضای وحید یامین پور به یادگار گرفتند.   یادآوری می‌شود، «نخل و نارنج» که در واقع روایت داستانی زندگی و زمانه شیخ مرتضی انصاری است، از سوی انتشارات کتاب جمکران در سال 1397 به قیمت 20 هزار تومان در 230 صفحه روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Sat, 16 Feb 2019 07:32:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271903/سایه-شیخ-مرتضی-انصاری-روی-کتابم-احساس-می-کردم نقد و بررسی «خاکسفید» در قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271879/نقد-بررسی-خاکسفید-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم؛ در ادامه سلسله نشست‌های نقد کتاب گروه داستان جمعه، عصر جمعه 26 بهمن رمان «خاکسفید» اثر حمید بابایی با حضور علاقه‌مندان و بهروز انوار و رامین سلیمانی به عنوان منتقدین برگزار می‌شود.   حمید بابایی در رمان «خاکسفید» زندگی چند نفر در محله خاک‌سفید تهران‌پارس را روایت می‌کند و زمان روایت به سال‌های ۷۴ تا ۸۰  بازمی‌گردد که محله خاک‌سفید و بخش جزیره ویران شد. حمید بابایی در نوشتن این رمان سعی کرده است خشونت موجود در محله خاک‌سفید را به تصویر بکشد. وی در این راه هم‌چنین از افسانه‌پردازی‌هایی که در مورد این منطقه وجود دارد، استفاده کرده است و با نگاهی واقع‌گرایانه به این موضوع وارد شده است.   برشی از رمان «خاکسفید»؛ آن مامور با آن لباس آبی نفتی گه اش زل زده بود بهم. چی برایش انقدر مهم بود که چشم ازم بر نمی داشت. با آن ریش های تنک اش. با آن خط بخیه ای که روی گونه اش را گرفته بود. انگار کسی از بچه های ما روی صورتش خط انداخته بود. اصرار که مواد را من آورده بودم توی دانشگاه و ساقی بوده ام و حتم چندتایی از بچه ها را هم من از راه به در کرده بودم.    نقد رمان «خاکسفید» جمعه 26 بهمن 1397  ساعت 15:30 در موسسه مجتمع ناشران، طبقه سوم، سرای ناشران واقع در خیابان معلم  برگزار می‌شود.   ]]> استان‌ها Thu, 14 Feb 2019 10:02:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271879/نقد-بررسی-خاکسفید-قم «دوازده نت برای سکوت»؛ روایتی شریف و نه جانبدارانه از زندگی مهاجران افغانستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271818/دوازده-نت-سکوت-روایتی-شریف-نه-جانبدارانه-زندگی-مهاجران-افغانستانی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور نویسنده اثر کیوان صادقی و منتقدین قدسی خان‌بابایی و سیدمرتضی حسینی‌شاهترابی در محل کانون ادبی کلمه واقع در سالن آسمان حوزه هنری قم برگزار شد.   زندگی در مجموعه «دوازده نت برای سکوت» جریان دارد در ابتدای نشست، قدسی خان‎بابایی با اشاره به جهان داستانی «دوازده نت برای سکوت» گفت: جهان داستانی اثر آقای صادقی فارغ از زندگی‌های آپارتمانی و استرس‌هایی که فقط در ذهن آدم‌ها می‌گذرد و عینیتی در آن نمی‌بینیم، شکل گرفته است؛ به طور کلی در کارهای اخیر، نویسنده‌ها رجعت کرده‌اند به کارهایی که در آن‌ها اکت و اتفاق و حادثه داریم و مقداری از فضایی که همه چیز از قبیل ناامیدی، یاس و دلمردگی در ذهن می‌گذرد، فاصله گرفته‌اند. این اتفاق برای مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» افتاده است و زندگی در آن جریان دارد؛ و این خیلی خوب است.   وی ادامه داد: به اسم کتاب هم که نگاه کنیم همین جریان زندگی را می‌توان در آن یافت. در اولین نگاه، عدد دوازده من را یاد دوازده ماه سال می‌اندازد. یعنی زندگی تا بوده همین بوده است. فقر، ترس، طمع و همه چیزهایی که پشت کتاب به آن‌ها اشاره شده است، همیشه وجود داشته و تا همیشه تاریخ خواهد بود.   خان‎بابایی به پیوستگی داستان‌ها در مجموعه «دوازده نت برای سکوت» پرداخت و بیان کرد: وقتی به فهرست نگاه کردم، عنوان داستان‌ها با قصه اول، قصه دوم و دیگر قصه‌ها نامگذاری شده بود. در واقع داستان‌ها نام نداشتند و با عنوان قصه از آن‌ها یاد شده بود. این کار من را یاد عزاداران بَیَل غلامحسین ساعدی انداخت. وقتی شروع کردم به خواندن احساس کردم به آن فضا خیلی نزدیک است. در این مجموعه، داستان‌ها به نحوی به هم پیوسته‌اند که اگر یکی آن‌ها را حذف کنیم، خللی به کلیت کار وارد نمی‌کند و ارتباطش را با داستان‌ها قطع نمی‌شود.     دبیر کانون ادبی قلم نو یکی از موفقیت‌های نویسنده را پرداختن به جاهای خالی که بقیه مردم نمی‌بینند معرفی کرد و یادآور شد: این مجموعه به خلاصه‌ای معنادار از زندگی کارگران مهاجر افغان که بارها و بارها همه شاهدش بودیم ولی هیچ وقت فکر نکردیم زندگی شخصی این آدم‌ها چگونه است، می‌پردازد؛ مهاجرها و مهمان‌هایی که پر از دغدغه و مشکلات هستند ولی معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. یکی از موفقیت‌های نویسنده پرداختن به جاهای خالی است که بقیه مردم نمی‌بینند و از آن غافل‌اند.   این نویسنده و منتقد افزود: یکی جذابیت‌های این کار استفاده از نمادها است. در داستان آخر، دو نفر از کارگرهایی که در کارگاه ساختمانی کار می‌کنند، وارد جایی می‌شوند که قرار است سنگ قبرها حکاکی، تراشیده و برش بخورند. داستان هم با مرگ تمام می‌شود و این انتخاب هوشمندانه‌ای بوده است.   قدسی خان‎بابایی به شروع خوب و ضعف شخصیت‌پردازی داستان‌ها نیز پرداخت و گفت: شروع‌های کوبنده و جذابی که مخاطب را به خودش جذب می‌کند از جمله موفقیت‌های این اثر است. زاویه دید در اکثر داستان‌ها درست درآمده، ولی بعضی داستان‌ها به خاطره نزدیک شده‌اند. در اکثر صحنه‌ها چهره‌ای از شخصیت‌ها نداریم، نمی‌دانم ضعف اثر محسوب می‌شود یا نویسنده بنا داشته است از شخصیت‌ها چهره‌ای ارائه ندهد.   در ادامه سیدمرتضی شاهترابی دیگر منتقد جلسه به ارائه دیدگاه‌های خود پرداخت و گفت: مجموعه داستان به هم پیوسته «دوازده نت برای سکوت» گرچه یک راوی مهاجر افغانستانی دارد و روایتگر بخشی از زندگی مهاجران افغانستانی ساکن ایران است، اما فقط روایت زندگی مهاجران افغانستانی نیست. کارگران و مهاجران دیگری هستند که از همین مرز و بوم، از کردستان، آبادان و شهرهای مختلف به واسطه جنگ و سختی‌های مختلف در درون همین جغرافیا مهاجر؛ و ساکن شهر تهران شدند و با مرارت‌ها و ناملایمت‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند.     شاه‌ترابی با نقد آثار تولیدشده در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای ایران درباره مهاجران بیان کرد: آثار تولیدشده در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای ایران درباره مهاجران به شکل عمومی به شدت ضعیف است. داستان نویسان هم‌زبان من هم متاسفانه در اغلب موارد تحت تاثیر نگاه رسانه‌ای قرار گرفتند، یعنی همان نگاهی که تلویزیون و سینما به آن‌ها ارائه می‌کند. در سینما و تلویزیون وقتی به وضعیت مهاجر نگاه می‌کنیم، یک وضعیت غیرواقعی و کاریکاتورمآبانه وجود دارد که فقط محض خنده برای تماشاگر ارائه می‌شود، نه چهره‌ای که تماشاگر و مخاطب مهاجر بتواند با آن ارتباط برقرار کند. وی افزود: روایت‌های ارائه شده در فضای فرهنگی و هنری جامعه ایرانی عموماً این آسیب را دارد که نمی‌تواند همدلی و همراهی خواننده و تماشاگر افغانستانی را با خود داشته باشد، بجز برخی از روایت‌ها که عموماً در فضای ادبیات داستانی بهتر مطرح شده و این به خاطر آن است که داستان‌نویسان ایرانی با جامعه مهاجر افغانستانی ارتباط بهتری برقرار کرده‌اند و آشنایی بیشتری حاصل شده است. «دوازده نت برای سکوت» یکی از آن روایت‌هاست؛ یک روایت شریف و نه جانبدارانه از زندگی مهاجران افغانستانی در ایران.   این منتقد یکی از ویژگی‌های این اثر را ساختار روایی آن دانست و افزود: «دوازده نت برای سکوت» که دوازده داستان به هم پیوسته از زندگی شخصیت‌های مهاجری است و هرکدام به نحوی به هم مربوط اند - یکی مهاجر از کشور خودش است و یکی مهاجر از شهر خودش - در کنار هم یک دنیای داستانی را می‌سازند که به نقطه قوت داستان تبدیل شده است.   نویسنده «دوازده نت برای سکوت» با زیرکی انرژی خودش را روی جهان داستان متمرکز کرده است شاهترابی یکی از بزنگاه‌ها و آسیب‌های داستان نویسان ایرانی و حتی داستان نویسان افغانستانی مهاجر زبان و لهجه داستان معرفی کرد و یادآور شد: یکی از ابزارهایی که هنرمند می‌تواند درباره انسان مهاجر روایت داستانی از آن بهره ببرد همین زبان و لهجه است. نویسنده وقتی می‌خواهد شخصیت را دربیاورد، لهجه‌اش را می‌سازد اما به خاطر عدم آشنایی با لهجه، زبان داستان دافعه ایجاد می‌کند. در این داستان گرچه یک شخصیت مهاجر داریم که به واسطه جنگ با طالبان از هرات به تهران مهاجرت کرده اما به زبان معیار روایت می‌کند و گفت‌وگوهایش هم به لهجه تهرانی است. این امر باورپذیر است چون شخصیت داستان، مهاجر تهران است و با کسانی زندگی می‌کند که با لهجه تهرانی صحبت می‌کنند. نویسنده با زیرکی به جای اینکه انرژی خودش را در ساختن لهجه بومی تلف کند، روی جهان داستان متمرکز شده و انرژی‌اش را برای ساختن جهان داستان خرج می‌کند و دنیای یک مهاجر را خلق می‌کند.     این نویسنده به مصائب مهاجرت در داستان اشاره کرد و تصریح کرد: «دوازده نت برای سکوت» مصائب مهاجرت را روایت می‌کند؛ مصائبی که بخشی از آن از جانب ساختار است و بخش دیگر از جانب جامعه؛ جامعه‌ای که نه فقط با این شخصیت مهاجر افغانستانی، حتی با شخصیت کارگر ایرانی که ناگزیر به مهاجرت از شهر خودش شده است هم مشکل دارد و از دادن گوشت قربانی به او پرهیز می‌کند. بخش عمده این مصائب برمی‌گردد به جامعه سرمایه‌داری؛ جامعه ای که فرهنگش اینگونه شده است. بخش دیگر مصائب از جانب خود افرد مهاجر است. یکسری از کشمکش‌ها از طرف خودشان به وجود می‌آید و نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند.   سیدمرتضی شاهترابی در پایان با بیان اینکه پرداختن بیش از حد به خرده روایت‌ها به برخی داستان‌ها لطمه وارد کرده گفت: هر داستان با یک روایت آغاز می‌شود و با چند خرده روایت دیگر تکمیل می‌شود. از آنجایی که هرکدام از این داستان‌ها را می‌توان به عنوان یک داستان کوتاه مستقل دید، توقع این است که یک رخداد و روایت محوری داشته باشد و به خرده روایت‌ها نپردازد یا کمتر بپردازد. ]]> استان‌ها Wed, 13 Feb 2019 14:52:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271818/دوازده-نت-سکوت-روایتی-شریف-نه-جانبدارانه-زندگی-مهاجران-افغانستانی نویسنده‌ای که به سمت پرطرفداری می‌لغزد به سمت پوچ شدن حرکت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271744/نویسنده-ای-سمت-پرطرفداری-می-لغزد-پوچ-شدن-حرکت-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در نوزدهمین عصرانه داستان خود میزبان رمان «شاه کشی» اثر ابراهیم اکبری دیزگاه و مهدی کفاش، نویسنده و منتقد ادبی بود. اکبری دیزگاه در زمینه ادبیات داستانی، رمان‌های «برکت» و  «شاه‌کشی» را در کانامه خود دارد. ابراهیم اکبری دیزگاه که ابتداء در زمینه شعر فعالیت داشته، به فعالیت‌های ادبی‌اش اشاره کرد و گفت: از سال 84 به طور جدی در زمینه ادبیات کار کرده‌ام. چهار مجموعه شعر به چاپ رساندم اما احساسم این بود که شاعر موفقی نیستم. از سال 91 با مدرسه اسلامی هنر نزد اساتیدی همچون مستور و مرحوم سلیمانی کار داستان را شروع کردم، و نوشتن رمان را با آقای محمدحسن شهسواری که حق زیادی به گردن ما دارد، آغاز کردم. تاکنون 2 رمان از بنده منتشر شده است. 3 رمان در دست انتشار دارم که نزدیک به چاپ هستند و 2 رمان دیگرم مجوز نگرفته‌اند. نویسنده رمان «برکت» در مورد تجدید چاپ آثارش و پرطرفدار بودن آن‌ها گفت: آثار من پرطرفدار نیستند. من نمی‌توانم پرطرفدار باشم. نه اینکه بدم بیاید. اما پرطرفداری یک نوع نگاه به عالم می‌خواهد که شما آرا و نظرات و خواسته طرفدارهایت را برآورده یا تایید کنی. من نمی‌توانم خواسته کسی را برآورده کنم و به نوعی آن‌ها را بهم می‌ریزم. وی افزود: به نظرم نویسنده نباید برای چاپ شدن کتابش ذوق زده شود. من یک سیری در عالم ادبیات دارم و نهایتا می‌توانم به هر کسی که این سیر و سلوک را دوست دارد پیشنهاد دهم چند قدمی با من همراه شود و در این مسیر قدم بگذارد. پرطرفداری و کم طرفداری را در عالم ادبیات و داستان ملاک نمی‌دانم، چون نویسنده‌ای که به این سمت می‌لغزد به سمت سلبریتی شدن و نهایتاً پوچ شدن حرکت می‌کند. در مورد تجدید چاپ هم باید بگویم که «برکت» یک چاپ بیشتر نخورده است. دو سه چاپ بعدی که زده شد به کتابخانه و جاهای دیگر هدیه داده شد. من اسم این‌ها را چاپ بعدی نمی‌گذارم. «برکت» هنوز چاپ اولش در بازار تمام نشده است. نویسنده رمان «شاه کشی» در پاسخ به سوال افسانه بختیاری‌نژاد مجری برنامه که آیا کار پژوهش هم انجام داده یا نه بیان کرد: من یک دوره 6-5 ساله کار پژوهشی کرده‌ام اما به معنای مصطلح و رایج خودم را پژوهشگر نمی‌دانم. اما از یک زاویه دیگر فکر می‌کنم پژوهشگرم. بنده اصیل ترین پژوهشگران را رمان نویسان وجود اندیش می‌دانم که به انسان خیره می‌شوند. پژوهش در ذات انسان، رفتار و معنای زیستی او.   رمان کتاب آینده و امروز است وی در مورد نگارش رمان «شاه کشی» گفت: نوشتن رمان شاه کشی را از سال 91 آغاز کردم و چندین بار آن را بانویسی کردم. نهایتا سال 95 تمام شد. به نظرم کتاب نوشتن شبیه چاه کندن با بلیچه است. این اندازه امید و رنج و صبر می‌خواهد. ممکن است چند متری بکنی و استراحت کنی اما رمان نویس مدام در حال چاه کندن است تا به آب برسد. برای این اثر  بالای 100 کتاب خواندم. در این آثار تامل کردم و خیره شدم. با آدم‌هایی که در آن زمان زندگی می‌کرده‌اند، حرف زده ام، رفتم منطقه تخت جمشید را دیدم، مصاحبه‌ها و عکس‌های متعددی را بررسی کردم؛ و به نوعی تاریخ صد ساله ایران را خواندم و فکر کردم. البته من رمان را کتاب تاریخی نمی‌دانم اما عصاره آن‌ها را که یک صدم هم نمی‌شود در کتاب آوردم و این مطالعات باعث شد به نوعی شهود از تاریخ معاصر برسم و تاملات خودم را در این رابطه بگویم. دیزگاه گفت: این نکته را هم اضافه کنم که رمان را هیچ وقت کتاب تاریخی نمی‌دانم، شاید رمان تاریخی باشد. بنده رمان را همیشه کتاب آینده و امروز می‌دانم و تفاوت یک اثر تاریخی با رمان همین جاست. تاریخ اگر به گذشته می‌پردازد رمان همیشه به امروز می‌پردازد و به آینده حواله می‌دهد.     این نویسنده در پاسخ به این سوال که چه دغدغه‌ای او را به سمت موضوع رمان ترغیب کرد پاسخ داد: معتقدم انسان ایرانی در 200 سال گذشته دچار تزلزل شده و به خاطر همین به تعبیر داریوش شایگان به تعطیلات رفته است و وقتی بیدار شده مشاهده کرده که در عالم دیگری است. انسان ایرانی وقتی می‌بیند 600-500 سال از عالم عقب است شروع می‌کند به دست و پا زدن و می‌پرسد چرا ما اینچنین شدیم، چرا عقب ماندیم. وی ادامه داد:: همین حالا هم این پرسش‌ها وجود دارد. انسان ایرانی دچار زوال شده و اصلی‌ترین مساله زوال عقل است. در «شاه کشی» می‌خواستم برهه ای از زوال عقل ایرانی را نشان بدهم که در پرتو دیکتاتوری محمدرضا شاه شکل گرفت. سهراب – شخصیت داستان- می‌خواهد کار مهمی انجام دهد و شاه را بکشد اما عقلش زائل شده و نمی‌تواند تصمیم بگیرد. مدام در تردید است و همیشه می‌ترسد. فکرش می‌لرزد و این نمونه‌ای از زوال عقل ایرانی است. رمان باید به این سمت برود که عقل ایرانی را بازساری کند و انسان ایرانی را به یک وحدت و یکپارچگی برساند.   فردوسی و بعدها نظامی به انسان ایرانی هویت بخشیدند اکبری دیزگاه نظرش را در مورد آثار انقلاب اینگونه بیان کرد و گفت: چون همه کارها را نخوانده‌ام نظر من خیلی صائب نیست اما آن‌هایی را که خوانده‌ام چنگی به دل نمی‌زند و طرحی در نمی‌اندازند. خیلی امیدی هم ندارم اتفاقی بیفتد چرا که افرادی را می‌بینم که نمی‌دانند رمان چیست و خاطره را به عنوان رمان جا می‌زنند. ولی تصورم این است با همه ناامیدی که در این حوزه دارم انسان ایرانی و شیعی که در انتظار فرج است این مسیر را خواهد گشود و ما را منتقل خواهد کرد به جایی که رمانی داشته باشیم که آیینه زندگی ما باشد و به ما وحدت ببخشد. همان کاری که فردوسی و بعدها نظامی انجام دادند و به انسان ایرانی هویت بخشیدند و باعث وحدت ملی، فکری و زبانی شدند. در بخش دوم این نشست مهدی کفاش به نقد رمان «شاه کشی» پرداخت. وی در ابتداء با اشاره به نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی گفت: «شاه کشی» مرا به سال‌های اول انقلاب برد. به متنی که آن وقت نوشته شده بود. آقای بیضایی یک سال بعد از انقلاب نمایشی را روی صحنه می‌برد به اسم «مرگ یزدگرد». این نمایش چون بعد از انقلاب رخ داد مهم است و موضوعش هم اتفاقا شاه کشی است. ظاهرا این سنت در منش ایرانیان وجود دارد که گاهی ظغیان می‌کنند و کسی که شاه است را از میان بر می‌دارند. البته شیوه اجرا در این دو اثر متفاوت است. شخصیتی که در نمایشنامه است ملموس تر است، آن جا حرف‌هایی زده می‌شود که در رمان «شاه کشی» ما اجرایش را می‌بینیم. در آن اثر بیضایی پایان را باز می‌گذارد، زن آسیابان می‌گوید شاه این جا کشته نشده و پیش از این که این جا بیاید کشته شده بود.   «شاه کشی» در شیوه روایت و فضایی که انتخاب کرده شبیه به نمایشنامه برخورد می‌کند او افزود: «شاه کشی» در شیوه روایت و فضایی که انتخاب کرده شبیه به نمایشنامه برخورد می‌کند. عمده داستان داخل یک آلاچیق در خانه ی دایی سهراب می‌گذرد. یک 12 ساعت تمام داستان «شاه کشی» را شکل داده و ما تماما دنبال این هستیم که آیا سهراب توانایی این را دارد که شاه را بکشد یا نه. نویسنده رمان «وقت معلوم» به مردمان سودازده رمان پرداخت و بیان کرد: آن چه نویسنده ایرانی می‌خواهد روایت کند ذهنیت ایرانی است. راوی، ذهن سودازده و پراکنده ایرانی را که می‌خواهد کار بکند اما تنهاست و در چنبره ی باورهای ناقص و ناتمام گیر کرده روایت می‌کند. مردمی که بیش از آن که مستند حرف بزنند، یا خواب می‌بینند یا از خواب حرف می‌زنند. کفاش با برخی المان‌ها و نشانه گذاری‌های متن اشاره کرد و ادامه داد: در تعبیر خواب ابن سیرین خوک به عنوان مظهر مردی توانگر معرفی شده که دون همت است و گفته است که خوک دنیا را نیکو می‌کند. این یکی از نشانه‌ها است. با تعبیری که از خواب شده می‌گوید اگر دنبال دنیایید خوک می‌تواند کمکتان کند چرا که نشانه توانگری است، اما اگر دین را می‌خواهد بد است. این پیام ضمنی است که نویسنده با المان‌ها و نشانه گذاری بیان می‌کند.   «شاه کشی» نقد جدی به حکام دارد نویسنده «قرار مهنا» پایان رمان را دستمایه صحبت‌های پایانی خودش قرار داد و گفت: تا صفحات 236 ما با یک رمان روبرو هستیم که قهرمان داستان تصمیم می‌گیرد شاه را بکشد، اما این کار را نمی‌کند. تا این جا هر باوری را که نویسنده نقد کرده بود گریبان شخصیت را می‌گیرد و او هم مثل همان‌ها می‌شود و رفتار می‌کند. سرانجام فصلی داریم که یک نامه است. با توجه با نامه ظاهرا به شاه شلیک شده و شاه کشته شده است اما چون در فصل قبل تصمیم می‌گیرد شاه را نکشد این جهان ناقص می‌ماند و باید دنبال نشانه ای دیگر بگردیم. در صفحه 175 سهراب در حال شلیک به سمت دایی خودش هست که کنار شاه ایستاده است و دارد به پیشانی و چشم او شلیک می‌کند. اگر این خواب را با صحنه آخرین صفحه مطابقت دهیم پایان واقعی رمان را کشف می‌کنیم. صفحه پایانی رمان، تعبیر به واقعیت شده ی همان خواب است. اما این بار برخلاف نمایشنامه «مرگ یزدگرد» شخصیت شاه کشته نمی‌شود بلکه یک خودی کشته می‌شود، خودی که اتفاقا شاه را مقدس می‌داند و او را تنزیه می‌کند. این کار ظریفی است که نویسنده انجام می‌دهد، چرا که خدشه ای به تاریخ وارد نمی‌کند و یک بازخوانی جدید هم از جشن‌های 2500 ساله ارائه می‌دهد. به نظرم «شاه کشی» نقد جدی به حکام دارد و نقد جدی تر به مردمان سودازده که خوابند و نمی‌خواهند فکر کنند. ]]> استان‌ها Mon, 11 Feb 2019 07:11:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271744/نویسنده-ای-سمت-پرطرفداری-می-لغزد-پوچ-شدن-حرکت-می-کند مدیر فرهنگی که برای نویسنده بسترسازی کند، نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271718/مدیر-فرهنگی-نویسنده-بسترسازی-کند-نداریم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، چهل و یکمین مهمانی «چای و داستان» در مدرسه اسلامی هنر با حضور قاسمعلی فراست با موضوع آسیب شناسی ادبیات داستانی انقلاب برگزار شد. فراست در این نشست گفت: خوشحالم در جایی حضور پیدا کرده‌ام که از آقای سرشار تا مستور تا ابوتراب خسروی و دیگران برای ادبیات از طرف مدرسه اسلامی هنر دعوت شده است؛ مکانی که اعتقاد به چندصدایی دارد. به نظرم مادامی که ما به جامعه چند صدایی باور داشته باشیم آن روز روزی است که می‌توانیم با هم گفتگو کنیم و اندیشه پیشرفت کند. نویسنده مجموعه داستان «زیارت» سخنانش را با نسبت بین ادبیات و وقایع اجتماعی آغاز کرد و گفت: وقتی بخواهیم راجع به ادبیات و انقلاب حرف بزنیم باید اول از رابطه ادبیات با وقایع بزرگ اجتماعی حرف بزنیم. باید بدانیم که چه نسبتی بین ادبیات و وقایع اجتماعی از جمله انقلاب‌ها وجود دارد. هر پیامد بزرگ اجتماعی در هر جای دنیا، با داستان رابطه‌ تعاملی دارد. یک رابطه دو طرفه که هر دو روی هم اثر می‌گذارند. از یک طرف نویسنده با مشاهده وقایع بزرگ اجتماعی متأثر می‌شود و آن‌ها را در ادبیات بازتاب می‌دهد، و از طرفی رخدادهای اجتماعی ادبیات را فربه می‌کنند‌. تنوع موضوعی و سوژه‌های متنوع ره آوردی است که رخدادهای اجتماعی برای ادبیات دارد. با احترام به همه ی نویسنده‌هایی که در ادبیات دست به قلم بوده اند، اما باید بگویم که تعداد سوژه‌های قبل انقلاب خیلی محدود است، با وقوع انقلاب و دفاع مقدس و هر اتفاق بزرگ دیگری تعداد این سوژه‌ها و تنوع آن‌ها بیشتر شده است. به عبارتی ادبیات و رخدادهای اجتماعی همدیگر را تکمیل می‌کنند. ادبیات رخداد اجتماعی را توسعه می‌دهد و واقعه اجتماعی به ادبیات تنوع می‌بخشد. فراست به رابطه تعاملی وقایع اجتماعی با هنر و ادبیات اشاره کرد و گفت: اگر وقایع اجتماعی با هنر و ادبیات همراه نشود مجبور می‌شود وارد حوزه تاریخ شود و تاریخ بی رحم، یک طرفه و نامرد است. ادبیات لایه‌های درونی واقعه را به شکل زنده، ملموس و قابل باور برای نسل‌ها و قرن‌های بعدی تصور می‌کند. ادبیات پلی است بین خواننده و وقایع اجتماعی برای آشنایی آن‌ها با هم. ادبیات وقایع اجتماعی را تراش می‌دهد و به شکلی دیدنی و حس کردنی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.   وی از منظر یک رمان نویس ادبیات را دارای چهار ساحت دانست و به توضیح این اضلاع پرداخت: ضلع اول نویسنده است. نویسنده بر اساس مشاهده ای که از جامعه می‌گیرد، آن را جزء وجدان و ذوقش قرار می‌دهد و با توجه به تجربیات زیستی خودش نوشتن را شروع می‌کند. این ضلع چند مرحله دارد. مرحله اول مشاهده است، مرحله دوم انتخاب کردن از بین مشاهدات صورت گرفته، مرحله بعد مکاشفه. بعد از مکاشفه نویسنده سراغ نوشتن و خلق داستان می‌رود و کارش تمام می‌شود.   یکی از علت‌های کتابخوان نشدن جامعه ما عدم توزیع کتاب در کشور است این نویسنده در ادامه به ضلع بعدی ادبیات پرداخت و گفت: ضلع دوم ادبیات تولید و توزیع است. یکی از علت‌های کتابخوان نشدن جامعه ی ما و مساله نشدن ادبیات در کشور، عدم توزیع درست و چگونگی آن در کشور است. اگر سیستم توزیع و دسترسی به کتاب درست تعریف شود بخشی از مشکل کتابخوانی ما حل می‌شود. تولید چند قسمت دارد یک قسمت ناشر است. برخی ناشرها دانشمند و دغدغه مندند. برخی هم کاسبند. قسمت دوم قراردادها هستند. قراردادهایی که برمی گردد به ناشران و معمولاً یک طرفه  نوشته می‌شود. اگر در آمد و نوع زیست نویسنده‌ها با ناشرها را مقایسه شود این قسمت دوم قابل فهم تر می‌شود. قسمت سوم خواننده است. خواننده اگر به عنوان کالا با کتاب برخورد کند یک اتفاق می‌افتد و اگر به عنوان یک نیاز با آن مواجه شود قطعا اتفاق دیگری خواهد افتاد. این دو نگاه با هم فرق دارند و نتایج متفاوتی از آن‌ها منتج می‌شود. نویسنده «آوازهای ممنوع» ضلع سوم را ممیزی  معرفی کرد و گفت: در این ضلع ما با مدیریت فرهنگی برخورد داریم. در دنیا اگر قرار است ادبیات یک کشور رشد کند کشورهایی موفق می‌شوند که مدیران فرهنگی حرفه ای و کارکشته ای داشته باشند. آدم‌های که ضمن دانش و دغدغه  از صلاحیت فرهنگی برخوردار باشند. در روزگار ما کسانی مدیر فرهنگی شدند که نتوانستند ادبیات کشور را رهبری کنند. مدیری که بتواند برای نویسنده بستر سازی کند نداریم. مدیران ایده ال داشته ایم اما خیلی کم بوده اند. به شخصه دستآوردهای ادبیات داستانی کشور را نتیجه دغدغه مندی، درد و وجدان نویسنده‌ها می‌دانم. درصد زیادی از مدیران فرهنگی روزگار ما آدم‌هایی نبودند که بتوانند از پتانسیل نویسنده‌های کشور استفاده کنند. مهمان برنامه «چای و داستان» ضلع آخر را ادبیات داستانی را نقد و بررسی کتاب معرفی کرد و بیان داشت: در این بخش حتا اگر نویسنده غیر واقعی باشد و از طرف ممیزی نادیده گرفته شود، باید نسبت به اثرش به مردم پاسخ دهد. متاسفانه بخش ممیزی این قسمت را کم رنگ می‌بیند. این ضلع باعث معرفی کتاب در تمام کشور می‌شود، چرا که بدون معرفی شهرستان‌ها از چاپ و انتشار کتاب مطلع نمی‌شوند.   هنوز نیمی از صمیمیت‌ها، قداست‌ها و فداکاری‌ها را نتوانسته ایم بنویسیم بخش دوم نشست به گفتگو و سوال‌های حضار از مهمان جلسه گذشت. وقتی از قاسمعلی فراست در مورد موضوعات کار شده و مغفول مانده در ساحت ادبیات داستانی انقلاب سوال شده گفت: ادبیات انقلاب ادبیاتی است که نتیجه انتخاب مردم از سال 55 تا امروز است. همه اتفاقات داستانی را در این سال‌ها من جزء ادبیات انقلاب می‌دانم. خیلی موافق این نیستم که رمانی را ادبیات انقلاب بدانیم که تنها به موضوعات انقلاب پرداخته است. جنگ، احتکار، اختلاس، فداکاری مردم و دیگر موضاعات همه ادبیات انقلابند. فکر می‌کنم با همه ی تلاش‌هایی که در این سال‌ها نویسندگان انجام داده اند هنوز نیمی از صمیمیت‌ها، قداست‌ها و فداکاری‌ها را نتوانسته ایم بنویسیم.   اگر انقلابی، رخداد اجتماعی مورد قبول مردم باشد نویسنده نمی‌تواند خرابش کند سوال دیگری که از مهمان نشست پرسیده شد راجع به نویسنده بود. یکی از مخاطبین گفت: از بین این چهار ضلع که اشاره کردید، ضلع نویسنده گاهی از منظر و جایگاهی به داستان انقلاب و دفاع مقدس می‌پردازد که رمان، نه رمان انقلاب است نه دفاع مقدس. این نویسنده‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید و اصولا چه نویسنده ای نویسنده ی انقلاب است؟ فراست با تمایز گذاشتن بین نویسنده ی انقلاب و نویسنده ی انقلابی گفت: نویسنده ی انقلاب کسی است که تمام مبانی، مباحث، موضوع‌ها و برخوردهای انقلاب را آن طور که بوده و دیده و حس کرده، می‌نویسد اما نویسنده انقلابی کسی است که در آثار خودش از انقلاب دفاع می‌کند. معتقدیم که انقلاب وقتی قداست و پایگاه مردمی داشته باشد هر چه قدر نویسنده‌ها بخواهد غیر انقلابی بنویسند خود انقلاب با پایه‌های مستحکمی که دارد از خودش دفاع می‌کند. خود مردم یقه نویسنده را می‌گیرند و در مورد تحریف‌ها و بی انصافی‌ها از او پاسخ می‌خواهند. مردم داورهای بسیار خوبی هستند. اگر انقلابی، رخداد اجتماعی مورد قبول مردم باشد نویسنده نمی‌تواند خرابش کند، چرا که تلاش نویسنده در این صورت بازخورد اجتماعی نخواهد داشت، البته عکس این هم صادق است.   کلیشه به خاطر دیوار کشی و انحصار به وجود می‌آید خالق «نخل‌های بی‌سر» در پاسخ به سوال دیگری که برای دیدن زوایای گوناگون انقلاب، پرداختن به موضوعاتی که جزء زندگی مردم است چقدر می‌تواند به ادبیات انقلاب کمک کند یادآور شد: نویسنده‌ها چند دسته اند: دسته ای هستند که باوجدان، دل و قلمشان نسبت به مردم بی تفاوت نیستند. یک عده توقعاتی نسبت به انقلاب و دفاع مقدس داشته اند اما توقعاتشان برآورده نشد و دچار دلزدگی شدند و به طور کلی قلم را کنار گذاشته اند. عده دیگر، کسانی اند که نان به نرخ روز خورند. گروه آخری هم به این نکته‌ها کاری ندارند. فکر می‌کنند و می‌گویند موضوع عشق خواننده دارد، ناشر هم می‌گوید فروش دارد؛ و با این استراتژی می‌نویسند. به نظرم همه باید باشند اما لازم است با افرادی که ذهن مردم را مشوش می‌کنند برخورد کرد و فکری به حالشان شود. نویسنده مجموعه داستان «گلاب خانم» به عنوان آخرین سوال در پاسخ این که آیا ادبیات انقلاب و دفاع مقدس تبدیل به کلیشه شده است پاسخ داد: هر واقعه اجتماعی در هر کشوری مادامی که مردم پشتیبان آن باشند و مادامی که نویسنده به عنوان نیروی مردمی از آن واقعه اجتماعی بنویسد هیچ وقت کلیشه نخواهد شد. کلیشه را بخشنامه ایجاد می‌کند. کلیشه به خاطر دیوار کشی و انحصار به وجود می‌آید. کار ادبیات خارج شدن از کلیشه است. ]]> استان‌ها Sat, 09 Feb 2019 06:37:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271718/مدیر-فرهنگی-نویسنده-بسترسازی-کند-نداریم خالق «نخل‌های بی‌سر» در مهمانی «چای و داستان» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271588/خالق-نخل-های-بی-سر-مهمانی-چای-داستان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، امروز سه‌شنبه، 16 بهمن، چهل و یکمین مهمانی «چای و داستان» با حضور قاسمعلی فراست با موضوع آسیب شناسی ادبیات داستانی انقلاب برگزار می‌شود. قاسمعلی فراست متولد 1338 دانش آموخته رشته ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. اولین مجموعه داستانش به نام «زیارت» در حوزه هنری چاپ شد. از معروف‌ترین آثار این نویسنده، کتاب «نخل‌های بی‌سر» است. او برای نگارش این کتاب به خرمشهر رفت و از تجربیاتش در این کتاب نوشت. «نیاز»، «عشق مانعی ندارد» و «گلاب خانم»از دیگر آثار فراست در حوزه جنگ است. «افطار»، «روزهای برفی»، «آوازهای ممنوع»، «بن‌بست»، «آن روزها» و «باغ سیب» از دیگر آثار فراست هستند. این نویسنده دو کتاب نیز در حوزه کتاب‌شناسی با عنوان «کتاب‌شناسی داستان‌های توصیفی امام، انقلاب، جنگ» و «کتاب‌شناسی داستان‌های روستایی» تألیف کرده است. این برنامه امروز ساعت 16 در سالن جلسات مدرسه اسلامی هنر واقع در قم، خیابان هنرستان، نبش کوچه 20 برگزار می شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Tue, 05 Feb 2019 07:05:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271588/خالق-نخل-های-بی-سر-مهمانی-چای-داستان رمان نویسان مکتبی درگیر دغدغه‌های فروش نشوند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271411/رمان-نویسان-مکتبی-درگیر-دغدغه-های-فروش-نشوند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حسین اسدی‌زاده در سخنانی در این جلسه گفت: یکی از نکات مهم که در «فرار از شب» باید مورد توجه قرار گیرد، موقعیت جغرافیایی و فرهنگی قصه است؛ اینکه در این کتاب از اعراب، آن‌هم عرب 1400 سال پیش سخن گفته می‌شود و فرهنگ آن‌ها به میان می‌آید، کار نویسنده را سخت کرده است.   مدیر موسسه فرهنگی مفید به ارزیابی کتاب با توجه به وضعیت نویسنده و کتاب پرداخت و افزود: بررسی تعریف‌ها و توصیفات داستان برای نمره دادن به اثر بسیار مهم است، اما نمره‌ای که نویسنده برای این اثر دریافت می‌کند، نه خوب است و نه قابل قبول، بلکه عالی است، چرا که نویسنده به خوبی از پس تضاد فرهنگی و تاریخی برآمده است.   اسدی زاده در پیشنهادی به نویسندگان مذهبی گفت: نویسندگانی که در زمینه دینی و مذهبی فعالیت می‌کنند باید دقت کنند و بدانند که در چه حیطه‌ای قدم می‌گذارند. نوشتن در مورد مفاهیم دینی بسیار سخت است و باعث برانگیختن منتقدان می‌شود.   وی با ابراز خوشحالی از نگارش رمان با موضوع پیامبر بیان کرد: من فکر می‌کردم رمان نوشتن برای پیامبر رحمت (ص) در نسل‌های بعدی رخ دهد اما به لطف خدا این اتفاق در دوران ما اتفاق افتاده است؛ و این امر مبارک با همکاری واحد ادبیات داستانی انتشارات کتاب جمکران رخ داده است.    این منتقد به آفت رمان نویسان مکتبی پرداخت و یادآور شد: انتظار ما این است که رمان نویسان مکتبی درگیر دغدغه‌های فروش نشوند و به حرف دلشان گوش دهند. یک شخص مکتبی و مذهبی باید دغدغه محتوا داشته باشد و با نه گفتن به حرف بازار، سوار بر موج پر فروشی نشود.   وی در پایان گفت: زندگی اهل بیت (ع) پر از نور است و می‌توان از لحظه لحظه زندگی آن بزرگواران نوشت، یاد گرفت و یاد داد. ]]> استان‌ها Fri, 01 Feb 2019 10:21:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271411/رمان-نویسان-مکتبی-درگیر-دغدغه-های-فروش-نشوند کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271379/کتاب-هیأت-های-عزاداری-جامعه-ایران-نقد-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست‌های هیأت‌پژوهی به همت «جامعه ایمانی مشعر» و با هدف نقد و بررسی پدیده هیأت و ابعاد مختلف آن، برگزار می‌شود و در دوازدهمین دوره این نشست‌ها، کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» با حضور جبار رحمانی نویسنده آن و حجت ‌الاسلام‌ اصغر اسلامی‌تنها، منتقد، نقد و بررسی می‌شود.   کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» از نگاه انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی به مقوله هیأت‌های مذهبی در جامعه ایران می‌پردازد و ایده محوری آن، حمایت و حفاظت از تنوع سنت‌های عزاداری و ممانعت از دخالت نهادهای قدرت است.   نشست نقد و بررسی کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» ساعت 15 روز پنج‌شنبه 11 بهمن 97 در شبستان امام علی (ع) مسجد مقدس جمکران برگزار می‌شود.   «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران»  اثر جبار رحمانی از طرف نشر آرما در 500 نسخه با 222 صفحه در سال 1397 روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Wed, 30 Jan 2019 13:19:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271379/کتاب-هیأت-های-عزاداری-جامعه-ایران-نقد-می-شود یک جا اجازه داریم دروغ بگوییم و آن جهان هنر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271290/یک-جا-اجازه-داریم-دروغ-بگوییم-جهان-هنر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، سروش صحت کارگردان، فیلمنامه‌نویس، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس که میزبان چهلمین نشست ادبی «چای و داستان» مدرسه اسلامی هنر در سینما آیه در قم بود، در سخنانی پیرامون الگوی خود در نوشتن، گفت: من در نوجوانی آنقدر تحت تاثیر نثر جلال قرار گرفته بودم که ناخودآگاه از او تقلید می‌کردم. آقای گلشیری آنقدر در نثر داستان قوی بود و در قله ایستاد که بعدها افرادی مقلد سبک او شدند. اینکه ما در شروع کارمان مقلد کسی باشیم، اشکالی ندارد اما بعد از مدتی اگر بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، به قول اهالی قم باید خودمان به درجه اجتهاد برسیم و دست از تقلید در نوشتن برداریم و به نقطه نظر شخصی برسیم. به این معنا که قلمِمان و تالیفمان با احترام به همه کسانی که از آن‌ها یاد گرفته‌ایم، شخصی شود.    وی افزود: ما در اصول اعتقادی، جهان بینی داریم اما در اصول هنری باید خودمان آن را بسازیم. اگر در ادبیات جدی هستیم، باید به سلیقه شخصی برسیم؛ از نگاه من، سلیقه نویسنده عبارت است از جهان آن نویسنده. تا وقتی سلیقه شخصی نداشته باشیم، نه می‌توانیم دست به انتخاب بزنیم و نه می‌دانیم باید چه بخوانیم و چه نخوانیم. زمان نوشتن هم باز این بلاتکلیفی گریبانمان را می‌گیرد. ما از کودکی تحت تاثیر ژن، تربیت، اساتید، معلم و خانواده رشد می‌کنیم اما از یک جایی به بعد خودمان را لا به لای این‌ها پیدا می‌کنیم و مولفه‌های خودمان را به دست می‌آوریم. وقتی این مولفه‌ها را ارتقا و گسترش دادیم و مدون و منظم به آن سر و شکل بخشیدیم، صاحب علاقه و سلیقه شخصی شده‌ایم.   صحت در توضیح تفکیک بین جهان بینی‌های مرسوم و جهان بینی نویسنده یادآور شد: اگر پشت سر نویسنده، جهان نباشد نمی‌تواند خودش باشد. این جهان نویسنده با جهان بینی اعتقادی که تغییرناپذیر است، متفاوت است. جهان نویسنده گسترش پیدا می‌کند، تغییر می‌کند، عمق پیدا می‌کند و بسط می‌یابد. این تغییر و تبدل به خاطر هُرهُری مذهب بودن نویسنده نیست بلکه به سبب دانش، بینش و تجربیات جدیدی است که در طول مسیر کسب می‌کند و همین دریافت‌ها باعث ارتقا و تغییر او می‌شود.   بدون سیر در جهان نمی‌توان جهان خودمان را بسازیم این طنزپرداز در عرصه سینما و تلویزیون در ادامه به مقایسه جهان دو شاعر بزرگ ایرانی سعدی و حافظ پرداخت و گفت: این دو شخصیت بزرگ در قله ادبی فارسی و جهان ایستاده‌اند. شباهت‌هایی هم با هم دارند؛ هر دو استاد سخن‌اند و استاد استفاده از کلمه، هر دو گوهر گفته‌اند و هر دو حکمت دارند. اما هر چقدر سعدی اهل سفر و مباحثه و مناظره بود، حافظ در نقطه مقابل قرار گرفته و پایش را از شیراز بیرون نگذاشته و با کسی حشر و نشر نکرده بود. کلاً 250 سال است که حافظ برای خود ما شناخته شده است. این دو آدم هر دو جهان دارند، کتاب‌ها در مورد جهانشان نوشته شده، هر دو استاد جهان خودشان هستند و به جهانشان مسلط‌اند و در جهت ارتقا جهانشان تلاش کرده‌اند. سعدی با سفر و مباحثه و مناظره و حرف زدن و به اصطلاح سیر در آفاق جهانش را ارتقا داده، حافظ اما با جست و جو، اندیشیدن و سیر در انفس جهانش را ساخته و پرداخته کرده است. هر دو در سیر مشترکند. بدون سیر نمی‌توان جهان خودمان را بسازیم.   کارگردان فیلم‌های تلویزیونی مانند «ساختمان پزشکان»، «پژمان»، «شمعدونی» و «لیسانسه‌ها» راهکار ساختن جهان را خواندن و نوشتن معرفی کرد و گفت: ما با خواندن زیاد و نوشتن زیادتر برای خودمان جهان می‌سازیم. مطمئناً جهان هر کسی با دیگری فرق می‌کند و جهان همه ما قابل روایت است. همه آدم‌ها داستان دارند. اگر صادق باشیم و مسلط و مسلح به ابزار نوشتن، جهان هر کسی در هر جا شنیدنی خواهد بود.   وی گفت: ما علی‌رغم تفاوت‌های زیادی که با هم داریم، شباهت‌های هم با یکدیگر داریم. همه عاشق می‌شویم، غم را تجربه می‌کنیم، همه بیم و ملال و امید را تجربه کرده‌ایم اما امید، بیم و ملال ما با هم متفاوت است. این‌ها اگر درست روایت شوند، خواندنی هستند. همانقدر جهان یک محکوم به اعدام شنیدنی است، جهان قاضی که حکم را صادر می‌کند هم شنیدنی است.   صحت در مورد چگونگی روایت کردن و شکل‌گیری درام بیان کرد: بعد از اینکه برای نویسنده، جهانی شکل گرفت با مصالح و مهندسی کردن می‌تواند داستان بسازد. جهان، همان بخش ذهنی نویسنده است که باید آن را با نگاه دقیق به پیرامونش پرورش دهد و بعد با ابزار و مصالح آن را دراماتیک کنید، چرا که بدون دراماتیک کردن نوشتن محال است.   هنر جایی است که به ما اجازه می‌دهد اندکی دروغ بگوییم وی دراماتیک کردن داستان را نوعی دروغ گفتن دانست و تصریح کرد: اگر در حوزه هنر بار منفی به «دروغ» ندهیم، می‌توانیم بگوییم دراماتیک کردن یعنی اندکی دروغ گفتن. یک جا در دنیا اجازه داریم دروغ بگوییم و آنجا جهان هنر است. ما در علم، دین، زندگی روزمره، روابط انسانی و اخلاق اجازه نداریم دروغ بگوییم. هنر جایی است که این اجازه را به ما می‌دهد اندکی دروغ بگوییم.   وی علت دروغگویی در هنر را عرضه و ارائه محصول به مخاطب برشمرد و گفت: اجازه بدهید نگوییم دروغ، بگوییم دراماتیک کردن. دراماتیک کردن یعنی بهتر انجام دادن و بهتر تغییر کردن. اگر ما دستمان رو بشود که دروغ گفته‌ایم داستانمان مفت نمی‌ارزد و قصه‌مان دروغکی از آب درمی‌آید. زمانی دراماتیک کردن معنا پیدا می‌کند که این عمل به چشم نیاید و در نتیجه دروغمان از هر راستی راست‌تر باشد. موقعیت دراماتیک طوری عمل می‌کند که تبدیل به حقیقت واقعی می‌شود و آن موقعیت دراماتیک منبع و مرجع در هنر می‌شود. به عبارتی دراماتیک کردن یعنی کم کردن حشو و زوائد و اضافه کردن چیزهای جالب و جذاب.    کارگردان «شام ایرانی» به رابطه شخصیت و موقعیت دراماتیک پرداخت و گفت: شخصیت در مواجهه با موقعیت دراماتیک شکل می‌گیرد و اگر غیر از این باشد، شخصیت داستانی شکل نمی‌گیرد. هر چه موقعیت بزرگتر و دراماتیک‌تر باشد، شخصیتِ عمیق‌تری شکل می‌گیرد. قهرمان آن کسی نیست که به نظر می‌آید و ادعا می‌کند، عملی که کارکتر در لحظه دراماتیک انجام می‌دهد، قهرمان و شخصیت را می‌سازد. از طرف دیگر قهرمان به لحظه دراماتیک معنا می‌بخشد و آن را گسترش می‌دهد و برای ما دوست داشتنی‌اش می‌کند. این دو مکمل هم هستند و به همدیگر کمک می‌کنند.   وی در پاسخ به سوال مخاطبان در مورد شکل‌گیری سلیقه گفت: ما باید جهان‌بینی خودمان را داشته باشیم و دیگران را هم تحمل کنیم. حتی اگر مخالف ما هستند. فرض را بر این بگذارید من مدل نوشته‌های استاد گلشیری را دوست ندارم، مگر می‌شود کسی علاقه‌مند جدی ادبیات داستانی باشد و کارهای شاخص گلشیری را نخواند. گلشیری آدم مهمی است. باید بخوانیم تا بتوانیم بگوییم این سلیقه من نیست. بدون خواندن و دیدن آثار نمی‌توان مدعی شد که سلیقه من این نیست.   باید نگاهمان را به کلیشه نو کنیم و از آن نترسیم وی در پاسخ به سوال دیگری که از جانب مخاطبان در مورد کلیشه مطرح شد، پاسخ داد: کلیشه اگر چیز خوبی نبود، به کلیشه تبدیل نمی‌شد. چیزهای خوب کلیشه می‌شوند، وگرنه مورد استقبال قرار نمی‌گرفتند. کلیشه شدن و افتادن در دام کلیشه چیز بدی است، چرا که کسالت بار و خسته کننده است. تنها کاری که باید در این رابطه انجام داد، تکان دادن و جابه‌جا کردن کلیشه است. زمانی یک کلیشه منحصر به فرد می‌شود که دراماتیک شود. وقتی از فیلتر دانش، بینش و ابزار درست رد شود، دیگر از کلیشه بیرون می‌آید. همه دنیا از عشق می‌نویسند و درباره آن حرف می‌زنند اما چرا آناکارنینا مهم است چون تولستوی از دانش، بینش و تجربه درست استفاده کرده است.   صحت در ادامه گفت: جواب این سوال را صائب تبریزی هم داده است. صائب می‌گوید: «یک عمر می‌شود سخن از زلف یار گفت / در بند آن نباش که مضمون نمانده است» هر کدام از ما با این زلف یار یک حس، یک نگاه و یک جهان منحصر به فرد داریم. فقط کافی است آن را دراماتیک کنیم. شاخ و برگ اضافه کنیم و علف هرزش را هرس کنیم. مثال دیگری بزنم. ببینید سعدی چگونه کلیشه را پشت سر می‌گذارد و آن را منهدم می‌کند؛ سعدی می‌گوید: «شخصی همه شب بر سر بیمار گریست / چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست» مصرع اول یک موقعیت کلیشه‌ای است اما در مصرع دوم کلیشه تکان می‌خورد و جابه‌جا می‌شود. بنابراین باید نگاهمان را به کلیشه نو کنیم و از کلیشه نترسیم. ]]> استان‌ها Tue, 29 Jan 2019 05:09:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271290/یک-جا-اجازه-داریم-دروغ-بگوییم-جهان-هنر «سرباز کوچک امام» روایتی مردانه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271136/سرباز-کوچک-امام-روایتی-مردانه به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، عصر پنجشنبه 4 بهمن ماه و در نشستی که با مشارکت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم و مجموعه «کتاب خوب» و با حضور مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع کتابخانه ملی، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم، معاون فرهنگی اداره‌کل اوقاف و امور خیریه استان، مدیرعامل سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری قم و مهدی طحانیان از آزادگان نوجوان دفاع مقدس و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی در سالن اجتماعات اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم برگزار شد، کتاب «سرباز کوچک امام» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. مرضیه نفری مدرس ادبیات داستانی در ابتدای این جلسه از صداقت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ادبیات داستانی نام برد و گفت: صداقت نویسنده و تدوین‌گر برای حرف‌زدن از شخصیت‌های دیگر در این کتاب بسیار قابل تقدیر است. نفری با اشاره به انتخاب زاویه دید اول شخص برای این اثر گفت: این زاویه دید موجب افزایش صمیمیت کار می‌شود و دیدگاه‌های مورد نظر را به شیوه مطلوب‌ به مخاطبان ارائه می‌کند. این نویسنده، روایت کتاب «سرباز کوچک امام» را رواتی مردانه توصیف کرد و گفت: در برخی از موارد به لطیف‌سازی متن نیاز داریم چراکه در یک کتاب ما با اقشار مختلف مواجهه داریم.   نفری در ادامه به شخصیت داستان که یک نوجوان است، پرداخت و یادآور شد: شخصیت نوجوان در این داستان 9 سال در اسارت بوده و اکنون بعد از گذشت 40 سال به جزییات دوران اسارت خود به خوبی پرداخته است. این موضوع باورپذیری مخاطب را کاهش می‌دهد به همین علت نویسنده باید به علتِ ماندگاری این خاطرات در ذهن راوی اشاره کند. مهدی طحانیان آزاده دوران دفاع مقدس هم در بخشی از این نشست با بیان اینکه یادگاران دوران دفاع مقدس در مسیر انقلاب اسلامی مانده‌اند، یادآور شد: برخی از مباحث این کتاب تردیدهایی را در دل برخی افراد ایجاد کرده اما همچنان این افراد در مسیر آرمان‌های امام هستند.   این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه شهر قم سرچشمه آرمان‌های رزمندگان است، عنوان کرد: رزمندگان دفاع مقدس با تکیه بر آرمان‌هایی که در شهر مقدس قم تولید شد توانستند به پیروزی برسند. وی گفت: آزادگان مردان صبوری هستند و همانطور که با همه وجود خود، عزت کشور خود را در دوران دفاع مقدس حفظ کردند، اکنون نیز همانند کوه، پشت آرمان‌های انقلاب استوار ایستاده‌اند. طحانیان در پایان با تاکید بر امداد الهی به عنوان مهم‌ترین عنصر در پیروزی دفاع مقدس گفت: دشمنان اکنون به‌صف شده‌اند تا ایمان و اعتقاد مردم را از آن‌ها بگیرند درحالی‌که مردم نسبت به نقشه دشمن آگاه هستند. ]]> استان‌ها Sat, 26 Jan 2019 06:30:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271136/سرباز-کوچک-امام-روایتی-مردانه کم‌کاری شاعران قدرتمند از عوامل رواج ابتذال در شعر است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271092/کم-کاری-شاعران-قدرتمند-عوامل-رواج-ابتذال-شعر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، محمدمحسن سعیدی شاعر افغانستانی در نشستی در خانه کتاب صبح امید که در مجتمع ناشران شهر قم و به بهانه نقد و بررسی مجموعه شعر «سی‎پاره منم» برگزار شد، در بررسی موضوع ابتذال در شعر، این موضوع را بحث مشترک تمامی هنرها دانست. وی گفت: ابتذال در هنر شامل ابتذال در شعر نیز می‎شود، هم از جهت اوصافی که برای مبتذل می‎شناسیم و هم علل و عوامل و زمینه‎هایی که منجر به تولید اثر هنری مبتذل می‎شود.   نویسنده مجموعه شعر «سی‎پاره منم» بحث از ابتذال را یک بحث دامنه‎دار تاریخی در ادبیات معرفی کرد و در تبیین مفهوم‎شناسی آن گفت: درباره مفهوم ابتذال غالباً یک برداشت بسیار دم‎دستی وجود دارد و در مقابل آن، یک برداشت جامع‎تر و درست‎تر هم وجود دارد؛ در برداشت غالب وقتی از ابتذال سخن می‎گوییم، توجه مردم به آثار مربوط به مسائل اخلاقی و جنسی معطوف می‌شود. درصورتی که لزوماً ابتذال این نیست و همان‎طور که از خود کلمه ابتذال می‎فهمیم، ابتذال به تعبیر امروزی، چیز نازل و بی‎ارزشی است؛ یعنی ارائه کار نازل و دم دستی و پیش پایی در هنر و شعر.   وی ابتذال را نسبی دانست و گفت: معنی ابتذال به دیدگاه‎های افراد بستگی پیدا می‎کند و ممکن است در مورد تعداد کمی از آثار به اتفاق نظر برسیم که مبتذل هستند؛ مخصوصاً خود ارائه‎دهنده اثر ممکن است هیچ‎وقت نپذیرد کارش مبتذل است. ابتذال نسبی است و درجات و ابعاد مختلفی دارد و گاهی به موضوع برمی‎گردد و گاهی به سبک و گاهی به اندیشه.   سعیدی شخصیت هنرمند را در پیوند نزدیک و تنگاتنگ با اثر هنری قلمداد کرد و گفت: نمی‎شود اثر مبتذل را از شخص جدا کرد. بالاخره این شخص یا کار را جدی نمی‎گیرد یا توانایی ارائه یک کار جدی را ندارد و از این دو حال خارج نیست و به این ترتیب اثر مبتذل ارائه می‎کند.   شاعر مجموعه شعر «غم عزیز» در توضیح این ارتباط افزود: یک وقت شاعر یا نویسنده یا هر هنرمندی عمق فکری ندارد و به دنیا نگاه سطحی دارد. این آدم ممکن است از لحاظ زبان و تکنیک هم کارش خیلی قوی باشد، ولی کارش از لحاظ دید و اندیشه مبتذل درآید؛ ممکن است موضوعاتی که انتخاب می‎کند، موضوعات خیلی سطحی و دم دستی باشند. درواقع توان فکری‎اش نمی‎کشد که کار عمیق و ارزشمند ارائه کند. یک‎بار هم است که هنرمند توانش را دارد، اما تحت تأثیر خواسته و سلیقه مخاطب و برای خوشایند مردم شعر سطحی ارائه و شروع به ارزان‎فروشی و فراوان‎فروشی می‌کند.   داور بخش ویژه افغانستان در یازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر بر سطحی‎بودن و عمیق نبودن اثر مبتذل تأکید کرد و گفت: کار مبتذل کار عمیقی نیست و یکی از خصوصیاتش سطحی بودن است. به هر موضوعی که می‎پردازد، سطحی با آن برخورد می‎کند و معمولاً موضوعات دم دستی را انتخاب می‎کند و گاهی هم دوست دارد درباره هر چیزی حرف بزند و حضور داشته باشد.   وی درباره نقش شاعران و هنرمندان در ترویج ابتذال هنری گفت: یکی از عوامل دیگر ابتذال در شعر این است که شعرای قدرتمند کم‎کار شده‎اند و شعر مناسب روز و متناسب با دردهای مردم که هم قدرتمند باشد و هم منعکس‎کننده دردهای مردم، نمی‎گویند یا کم می‎گویند و یا به زبانی می‎گویند که بدنه اصلی اجتماع و مخاطبان عادی نمی‎فهمند. به گفته سعیدی، به این ترتیب، بازار شعر خالی می‎ماند و بازار که خالی ماند کسانی وارد می‎شوند که حرفه‎ای و قدرتمند نیستند، شاعر نیستند، شاعرنما هستند و کارهایی تولید می‎کنند که از لحاظ هنری بسیار مبتذل است ولی مردم با آنها ارتباط برقرار می‎کنند. اینجا می‎توان تقصیر را به گردن شاعران قدرتمندی انداخت که کم‎کاری می‎کنند یا خیلی سیاست تمایز (تمایز به معنی کیفیت بالا) را در پیش گرفتند، به شکلی که حرفشان را جز یک تعداد معدود و انگشت شمار کسان دیگر نمی‎فهمند.   این شاعر و منتقد نقش عامل یادشده را در ابتذال بازار شعر بسیار مهم و تأثیرگذار دانست و گفت: بر همین اساس، اولاً مجموعه‎های شعر فاخر خیلی کم است و ثانیاً مخاطبانشان فقط شاعران هستند. به طوری که تولیدکننده کتاب‎شعر هم شاعر است و مصرف کننده‎اش هم شاعر، از مجموعه شعرا بیرون نمی‎رود. این باعث می‎شود کسانی بیایند و به جای آنها شعرهایی با کیفیت نازل و پایین و سطحی به مخاطبان عمومی ارائه کنن؛ شعری که نه زبان درست، نه ساختار درست، نه عاطفه و نه اندیشه عمیقی ندارند و فقط به تناسب روز و پسند یک تعداد عام و شبه عام ارائه می‎کنند. ]]> استان‌ها Fri, 25 Jan 2019 05:58:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271092/کم-کاری-شاعران-قدرتمند-عوامل-رواج-ابتذال-شعر «آوازهای روسی» بهتر از «بادبادک باز» ادبیات افغانستان را نمایندگی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271028/آوازهای-روسی-بهتر-بادبادک-باز-ادبیات-افغانستان-نمایندگی-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جلسه نقد و بررسی رمان «آوازهای روسی» با حضور احمد مدقق، نویسنده اثر و منتقدان مهدی کفاش و مجید اسطیری، به میزبانی مدرسه اسلامی هنر برگزار شد. در ابتدای نشست احمد مدقق بخشی از کتاب خود، «آوازهای روسی» را برای مخاطبان خواند و در ادامه مهدی کفاش نویسنده و منتقد ادبی در سخنانی با اشاره به زبان این اثر، گفت: در این کتاب، ما با زبانی روبرو هستیم که بین زبان محاوره‌ای ما و زبان شایع افغانستان که به این زبان گفت‌وگو می‌کنند، اشتراک دارد. من از روی جلد اثر شروع می‌کنم که مرتبط با همین زبان داستان است؛ فونتی که روی جلد استفاده شده، به ما یادآوری می‌کند که با زبانی نزدیک به زبان دری مواجهیم؛ نویسنده زبان داستان را به گونه ای انتخاب کرده که هم افغانستانی‌ها و هم ایرانی‌ها بتوانند با این کتاب ارتباط برقرار کنند.   کفاش: «آوازهای روسی» گامی است در جهت تناورتر کردن زبان فارسی کفاش ادامه داد: فارغ از صورت زبانی نکته‌ای که قابل تأکید است، اتفاقی است که برای زبان فارسی در این اثر می‌افتد. این اثری به نوعی زبان فارسی را گسترش می‌دهد و این اتفاق مبارکی در ادبیات فارسی ماست، چرا که این روزها به جهت فعالیت رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، دایره واژگانی زبان فارسی کوچک می‌شود اما این اثر گامی در تناورتر کردن زبان فارسی برداشته است.   نویسنده رمان «وقت معلوم» با اشاره به اینکه تمام داستان روی سه، چهار هسته دراماتیک بنا گذاشته شده است، گفت: یکی از هسته‌های دراماتیک رمان «آوازهای روسی» همین جمله «پسر خان اگر ظلم نکند چه کند؟» است. در تمام داستان ما از ابتدا تا انتها شرح ظلم‌های مکرر و احساس ندامت‌های شخصیت داستان را که «یعقوب» است، می‌بینیم. نویسنده در واقع با این اِلمان‌ها دارد برایمان تراژدی می‌سازد؛ خطاهای کوچکی که اتفاق‌های بزرگ را رقم می‌زند.     این نویسنده به موضع تاریخی اثر هم اشاره کرد و گفت: یک نکته مهم در فصل نهم رمان وجود دارد. در این فصل طی دو صفحه سه نسبت تاریخی در افغانستان بیان می‌شود که از زمان صفویه افغانستانی‌ها گرفتارش بوده‌اند؛ اول اینکه مسأله افغانستان را باید دیگری حل کند. دوم اینکه کسی نمی‌تواند بر افغانستان تسلط پیدا کند مگر یک افغانی را سر کار بیاورد؛ و سنت سوم، سنتی است که نویسنده در داستان بنا می‌گذارد و می‌خواهد کشف کند. کفاش در پایان بخش اول سخنانش گفت: ما در این داستان با دو داستان برخورد می‌کنیم؛ یک داستان که در سطح اتفاق می‌افتد و داستان دیگر که در عمق با آن مواجه‌ایم. این هنر احمد مدقق است که دو داستان را به موازات هم پیش می‌برد. در پایان داستان هم ما نمی‌دانیم رخشانه مرده است یا نه؛ چرا که نشانه‌ای نداریم. این تمهیدات رندی و دانش داستانی نویسنده را به رخ می‌کشد.   در بخش دیگر برنامه، مجید اسطیری نویسنده و منتقد ادبی نظراتش را در مورد اثر بیان کرد و با اشاره به موضوع تراژدی، گفت: تراژدی قواعدی کهن دارد که ارسطو آن را تعریف کرده است. یکی از مهم‌ترین آنها برانگیختن حس ترس و ترحم در مخاطب است. حسی که نه تنها در انتهای «اُدیپ» شهریار که در انتهای «سوگنامه رستم و سهراب» و «شاه لیر» نیز سراغ ما می‌آید. برانگیختن این احساسات قرار است منتهی به ایجاد کاتارسیس (تزکیه عاطفی – اخلاقی) در مخاطب شود.   اسطیری: از بین رفتن آخرین تعلیق اثر، موجب اُفت کار شده است وی ادامه داد: از عهد ارسطو تا به امروز هر داستانی هدفش ایجاد کاتارسیس و برانگیختن ترس و ترحم در مخاطب باشد زیر چتر تراژدی قرار می‌گیرد؛ و رمان «آوازهای روسی» نیز همین گونه است؛ یک رمان خواندنی درباره برهه‌ای از تاریخ افغانستان که کمتر اثر ادبی درباره‌اش تولید شده است؛ یعنی برآمدن کمونیست‌ها پس از مبارزات مجاهدین. داستان درباره یک خانزاده افغان در سال‌های نفوذ جریان‌های چپ است. جوانی به نام «یعقوب» که از روستایشان به سودای تحصیلات عالیه به کابل مهاجرت کرده و با ارزش‌ها و مرام کمونیستی که در میان دانشجویان ترویج می‌شود، روبرو شده اما دل بریدن از امتیازات طبقاتی که در ولایت آبا و اجدادی‌شان دارد، اندکی برایش سخت است. اما شخصیت داستان به دیار خودش که «ورث» نام دارد؛ بازنمی‌گردد؛ چون آن نظام سنتی کهنه را قبول ندارد و به عنوان یک فرد تحصیلکرده برایش ممکن نیست بازگردد و خانزاده‌ای قدرتمند و زورگو باشد. نویسنده مجموعه داستان «تخران» به تم عاشقانه کتاب که به مبحث تراژیک رمان کمک می‌کند، اشاره کرد و گفت: در این میانه شاهد ماجرای یک عشق شکست خورده هستیم که یادآوری‌اش برای یعقوب دردناک است. عشق او به مبارکه دختر یکی از رعیت‌های پدرش. عشقی ناکام است که تا آخرین فرازهای رمان هم گریبان او را رها نمی‌کند. شاید بتوان گفت سیر شکست‌های پیاپی یعقوب که قرار است تراژدی او را بسازد، از همین شکست عشقی در به چنگ آوردن مبارکه شروع می‌شود. این عشق در فرازهای میانی رمان در وجود یک دختر شهری به نام رخشانه تجلی پیدا می‌کند. دختری که در کودکی در شهر بلیت بخت‌آزمایی می‌فروخته و نماینده مردم فرودست است.   وی افزود: اگر سیر تحول شخصیت یعقوب را دنبال کنیم می‌بینیم که او با دل بستن به آرمان‌های چپ از زیر چتر اقتدار سنت خارج می‌شود تا فردیتش را بیابد. اما در میانه اثر او را می‌بینیم که در چاپخانه حزب کمونیست افغانستان میان تلنباری از کاغذها و اعلامیه‌ها و منشورات و بیانیه‌ها خودش را گم کرده است. حالا رخشانه با رنگ قرمز تند عشق وارد می‌شود تا گوهر وجود او را به محک عشق بسنجد.   مجید اسطیری در ادامه دو نقد را به اثر وارد دانست و بیان کرد: نقد اول در مورد تعلیق کار است. کشته شدن پدر یعقوب، رفتن رخشانه، ازدواج مبارکه با نعیم همه تمهید‌هایی بود که برای تعلیق تکلیفشان مشخص شد و آخرین تعلیق بعد از دیدار و مرگ مبارکه از بین می‌رود. از بین رفتن آخرین تعلیق باعث افت کار می‌شود. در ۵۰ صفحه آخر اثر احمد مدقق و یعقوب فقط سرنوشت مجاهدین را دنبال می‌کنند و کمتر مسأله شخصی یعقوب مطرح است. از این جهت احساس می‌کنم این ایراد به رمان وارد است. شاید می‌شد 50 صفحه پایانی خلاصه‌تر برگزار می‌شد. نکته دیگر در مورد ساختار و پرداخت کار است. اینکه نظام تداعی‌ها کمی کار را پیچیده کرد؛ تداعی‌ها در این کار خیلی پر رنگ است. خواننده حرفه‌ای و مخاطبان جدی رمان باید کار را بخوانند. اگر نظام تداعی منسجم‌تر می‌شد و از فلش بک‌های کمتری استفاده می‌کرد، کار خوش خوان‌تر می‌شد. الان مخاطب عام یک مقدار در تداعی‌ها خودش را گم می‌کند.   کفاش: یکی از ضعف‌های رمان «آوازهای روسی» نداشتن شخصیت مادر است مهدی کفاش در بخش دوم نقدش به یک مساله اشاره کرد و در مخالفت با سخنان مجید اسطیری، گفت: من اثر را خیلی تراژدی نمی‌دانم. اگر عنصر زن را از تیپ در بیاوریم، ادیپ فرو می‌ریزد. من یکی از ضعف‌های رمان مدقق را فقدان مادر می‌دانم. یک مادر هم در تمام رمان نداریم، کأنّه مردهای افغانستان از جایی دیگر آمدند و هیچ مادری به خودشان ندیده‌اند. اما مساله‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که شخصیت‌ترین و قوام‌ترین آدم در کل رمان رخشانه است. اتفاقاً رخشانه از جغرافیای داستان بدجوری به بیرون پرت می‌شود. نویسنده باید این زن را با تمام پیچیدگی‌هایش در کل داستان حفظ می‌کرد. باید این خط پررنگ‌تر می‌شد و رخشانه بیشتر از این‌ها خودش را بر داستان تحمیل می‌کرد.   نویسنده «قرار مهنا» داستان را به سه پاره تقسیم کرد و افزود: با همه نقدها، محاسن و معایب اثر، «آواز‌های روسی» را جزو آثار شاخص سال ۹۶ می‌دانم. به نظرم باید این اثر در چارچوب خودش و با آثاری هم وزن خودش مثل «رهش» سنجیده شود. آن وقت می‌بینیم این اثر از چه قامت و استواری برخوردار است.   مجید اسطیری در بخش دوم صحبت‌هایش به تفاوت تراژدی در فرهنگ و ادبیات شرق و غرب اشاره کرد و گفت: نباید از یاد برد که در ادبیات مشرق زمین نمی‌توان به دنبال تراژدی گشت و سوگنامه رستم و سهراب را نیز نمی‌توان تراژدی نامید چرا که علیرغم احساس ترس و ترحم، هستی شناسی آن با هستی شناسی اثری مثل «اُدیپ شهریار» اساساً متفاوت است. در تراژدی قهاریت خدایان با ذلت نامداران اثبات می‌شود در صورتی که در شرق خدا چنین خصلتی ندارد.   وی افزود: یکی از شخصیت‌های مهم رمان عبدالرحیم است که واکاوی رابطه او با یعقوب هستی شناسی رمان را بر ما آشکار می‌کند و نشان می‌دهد که اگرچه کل اثر زیر سایه «وحدت تاثیر» ترس و ترحم است اما با یک تراژدی به معنای غربی آن سر و کار نداریم. رابطه عمیق و مشفقانه یعقوب با عبدالرحیم که طلبه‌ای مهربان و رئوف است، اشاره به باور دینی عمیق او دارد که حتی پیوستن به جریان چپ هم نمی‌تواند آن را از بین ببرد. با چنین باوری قطعاً در جهان یعقوب این خداوند نیست که می‌خواهد با نشاندن او به خاک مذلت قهاریت خود را به او اثبات کند. نتیجتاً می‌توان گفت با یک نگاه شرقی و شاهنامه‌وار با سوگنامه روبرو هستیم نه یک نگاه غربی و اُدیپ وار به تراژدی.   اسطیری: «آوازهای روسی» بهتر از «بادبادک باز» ادبیات افغانستان را نمایندگی می‌کند اسطیری در مقایسه‌ای بین رمان «بادبادک باز» و «آوازهای روسی» یادآور شد: هنگام خواندن «آوازهای روسی» ناخودآگاه در ذهنم این اثر را با «بادبادک باز» خالد حسینی مقایسه می‌کردم. خیلی جاها به ذهنم رسید که کار آقای مدقق بهتر است. علی رغم اینکه «بادبادک باز» جهانی است و در کشورهای مختلف خوانده شده، ولی اگر قرار باشد بین این دو داوری کنیم که کدام ادبیات افغانستان را نمایندگی می‌کند، به نظرم کار احمد مدقق خیلی بهتر نمایندگی می‌کند. چون تصاویر و توضیحات روشن تری از افغانستان به مخاطب می‌دهد. مساله بعد این است که «آوازهای روسی» قدرت بیشتری در تبیین مسأله دارد. خالد حسینی خیلی از دور دستی بر آتش اوضاع سیاسی افغانستان دارد. خیلی نمی‌تواند تجزیه و تحلیل کند. اما مدقق بهتر مساله را تبیین کرده است. از سویی «آوازهای روسی» یک اثر حرفه‌ای است اما «بادبادک باز» کار عامه پسندی است.   این نویسنده در پایان به موضوع نثر در رمان «آوازهای روسی» پرداخت و افزود: نکته‌ای که باید در مورد نثر «آوازهای روسی» ذکر شود، این است که مدقق سعی کرده فارسی افغانستان را کمی رقیق کند تا مخاطب فارسی زبان ایرانی در خواندن اثر دچار مشکل نشود و احتیاجی به پانویس هم نباشد. نتیجه کار نثری بسیار شیرین و شیوا است که خواندن اثر را بسیار روان و لذتبخش می‌کند. ]]> استان‌ها Wed, 23 Jan 2019 11:15:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271028/آوازهای-روسی-بهتر-بادبادک-باز-ادبیات-افغانستان-نمایندگی-می-کند شروع و گسترش «زی-پو» ناقص است/ یک گزارش ژورنالیستی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270965/شروع-گسترش-زی-پو-ناقص-یک-گزارش-ژورنالیستی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، با همکاری گروه داستان جمعه جلسه نقد رمان «زی پو» با حضور نویسنده اثر زهرا بیگدلی، میثم رمضانی و زهره عارفی به عنوان منتقدین جلسه در مجتمع ناشران قم برگزار گردید.   در ابتدای این جلسه میثم رمضانی، ساختن داستان را به بازی شطرنج تشبیه کرد و گفت: شباهت عجیبی بین داستان (چه داستان کوتاه چه رمان) و شطرنج وجود دارد؛ بازیگر شطرنج یاد می‌گیرد شطرنج سه مرحله دارد: شروع بازی، وسط و پایان. شروع معروف است به گسترش مهره‌ها، بعد از گسترش باید ارزیابی کنیم که گسترش کامل است یا ناقص. گسترش کامل یعنی اینکه سوارهای سبک و سنگین در جاهای مشخص خودشان قرار گرفته‌اند و شاه به قلعه رفته باشد. وقتی گسترش موفقی داریم که از پیش مشخص و طراحی شده باشد. در داستان به طور تطبیقی جای مهره‌ها را عناصر داستان و اطلاعات می‌گیرند.   نویسنده کتاب «شایدباد شاید آتش» افزود: زمان گسترش به طور کامل وارد بازی می‌شویم. همه مهره‌ها آمدند بیرون و بازی پیچیده شده و تنها چیزی که می‌تواند به بازیگر کمک کند، خلاقیت خودش است. بازیگر باید بداند چگونه اطلاعات را بیرون بریزد و با توجه به مهارتش بازی را کنترل کند تا بازی از دست نرود. وسط بازی یعنی مرحله مدیریت شطرنج. جنگ وسط بازی که تمام می‌شود، می‌رویم به آخر بازی. آخر بازی با پیاده‌هاست و به خلاقیت و نقشه راه نیاز ندارد. اگر مراحل قبلی را درست طی کرده باشیم پایان موفقی خواهیم داشت. همین امر در داستان هم صادق است.   این منتقد در بخش دگیری از سخنانش گفت: نقاط قدرت این داستان، جسارت نویسنده در رمان است و نگاه غالب جامعه‌شناسی بر رمان است. شروع و گسترش این رمان متأسفانه ناقص است. اطلاعات و نقشه راه گسترش را کامل نمی‌کند و در اطلاعات می‌ماند. رمانی که ۲۰۰ صفحه است، ۵۰ صفحه هم برایش زیاد است. اطناب از تعلیق کار کاسته و اواسط کار بازی پیچیده می‌شود اما هیچ کدام از مهره‌ها همدیگر را نمی‌زنند. ‌مدیریت رمان یک جاهایی نیاز به حذف و‌ ایجاز دارد.   وی به عنصر خلاقیت در داستان پرداخت و آن را ناجیِ نویسنده معرفی کرد و گفت: خلاقیت در داستان برمی‌گردد به کشف شهود نویسنده، اما این امر نیز اتفاق نمی‌افتد و صرفاً ما یک گزارش ژورنالیستی داریم و یک سری اتفاقات را می‌خوانیم. وقتی نویسنده تجربه ندارد، باید از خلاقیت و تخیل کمک بگیرد. یک جاهایی از داستان که روایت می‌شود و مثال‌های که بیان می‌شود، دم دستی است و کمترین خلاقیت را دارد. در رمان نوآوری نمی‌بینیم در حالی که ما در رمان به نوآوری نیاز داریم. جامعه شناسی به نویسنده کمک کرده و رمان همچنان طراوت خودش را دارد اما عدم رعایت ایجاز و خلاقیت جان داستان را گرفته و رمان را از نفس انداخته است.   زهره عارفی دیگر منتقد حاضر در این جلسه با اشاره به اسم داستان «زی پو» آن را مناسب محتوای داستان دانست و گفت: زی-پو نام یک فندک است؛ ایده ساخت این فندک از آنجا آمده که آتش فندک در برابر باد مقاوم است و «همه جا کار می‌کند» اگر از همین نام داستان استفاده کنیم و به محتوای آن بپردازیم، می‌توان اینطور گفت که: در جوامع بدوی به علت حکومت پدران بر خانواده باعث می‌شده مرد هم خون‌های خود را نیز به عقد خود در بیاورد و پسرها به دلیل رانده شدن نسبت به پدرها کینه ورزند. نویسنده رمان «فرمان یازدهم» افزود: این عقده از سوی دیگر، از طرف زن‌ها نیز برای جلب توجه مردها نسبت به خود، باعث حسادت آن‌ها به هم می‌شده است. از این دو موضوع می‌خواهم به این برسم که در خانواده آقای «عباس حقیقت» به نظر می‌رسد، دخترش «آذر» خود را جایگزین مادر می‌کند.   این منتقد ادامه داد: رمان «زی پو» با خاطره‌ای از کودکی آذر شروع می‌شود که همراه پدرش می‌خواهد به کوه برود، نرسیده به قله، عباس پا کُند می‌کند تا آذر به فتح قله برسد. آذر کوچک به فریب پدر پی می‌برد و این خاطره در ذهن او باقی می‌‌ماند. آذر همین فتح را در مورد مرتضی که معشوق اوست، در صفحه‌های پایانی داستان به کار می‌برد.   عارفی به بخش‌هایی از داستان اشاره کرد و افزود: در تمام داستان، آذر سعی دارد انتقام سکوت‌های پروین مادرش را از عباس که بارها با حقه دیوانگی از صد ضربه شلاق جان به در برده است، بگیرد. آذر در صفحه 166 جمله‌ای می‌گوید که می‌تواند نشان دهد، او تمام سعی اش را کرده تا انتقام مادر آرام و ساکت خود را از پدری که همواره زیرآبی رفته بگیرد: «مامان تونست تو رو ندیده بگیره، من نه».   این نویسنده به نماد‌پردازی در داستان هم اشاره کرد و گفت: خالی از لطف نیست که بگوییم داستان آذر و عباس و پروین، در واقع نمادی از جامعه است که همواره آتشش چون فندک زی-پو بخشی از جامعه را تهدید می‌کند. ]]> استان‌ها Tue, 22 Jan 2019 07:54:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270965/شروع-گسترش-زی-پو-ناقص-یک-گزارش-ژورنالیستی «نقالی کتاب» به قم هم سرایت کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270955/نقالی-کتاب-قم-هم-سرایت به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نقالی كتاب كه پیش از این با هدف افزایش آگاهی عموم و ترویج فرهنگ كتاب خوانی اولین بار در شیراز برگزار شد، با همكارى مدرسه هنر و معمارى ایوان خانه مهر و کتاب گارسه در شهر قم برگزار می‌شود. در اولین برنامه از نشست‌هاى نقالی كتاب در قم، رضا مصطفایی به نقالی کتاب «کفش باز» اثر فیل نایت با ترجمه مریم علیزاده خواهد پرداخت.   كتاب «كفش باز» معروفترین اثر فیلیپ نایت بنیانگذار نایكى است. نایت در خانواده‌اى متوسط بزرگ شده است. در دوران مدرسه و دانشگاه عضو تیم دو و میدانى بوده اما هرگز نتوانسته به یك ستاره دو تبدیل شود. وى پس از اتمام دانشگاه به سفر دور دنیا می‌رود و همچنین درصدد راه اندازى كسب و كارى در رابطه با كفش‌هاى ژاپنى است. چگونگى شكل گیرى شركت و اتفاقات تلخ و شیرینى كه در زندگى شخصى اش روى مى دهد در کتاب به ان پرداخته شده است.   این برنامه سه شنبه دوم بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سالاریه، مجتمع تجاری اریکه ملل، کتاب گارسه برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Tue, 22 Jan 2019 04:21:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270955/نقالی-کتاب-قم-هم-سرایت بحث درباره «سرباز کوچک امام» در قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270874/بحث-درباره-سرباز-کوچک-امام-قم حجت الاسلام والمسلمین امیرعطاءاله جباری، مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قم با اعلام این خبر به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، گفت: جلسه نقد و بررسی کتاب «سرباز کوچک امام» نوشته فاطمه دوست‌کامی، با حضور مهدی طحانیان، آزاده دفاع مقدس پنجشنبه 4 بهمن ماه از ساعت 10 تا 12 صبح در تالار غدیر کتابخانه‌های عمومی قم واقع در خیابان ساحلی برگزار می‌شود.   جباری به اهمیت معرفی قهرمانان واقعی این سرزمین اشاره کرد و گفت: با توجه به چهل سالگی انقلاب و اهمیت معرفی قهرمانان ایران زمین، اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان قم با همکاری مجموعه «کتاب خوب»، کتاب‌های مرتبط با حوزه انقلاب و چهره‌های شاخص انقلاب را در قالب نقد و بررسی با حضور اهالی فرهنگ قم برگزار می‌کند. مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قم در ادامه شیوه‌های هنری در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را مهم ارزیابی کرد و افزود: اینگونه جلسات و تولید آثار هنری در راستای زنده نگهداشتن یاد و خاطره آزادگان و با هدف حمایت از نویسندگان انقلابی برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Sun, 20 Jan 2019 13:41:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270874/بحث-درباره-سرباز-کوچک-امام-قم جشن امضای «پریدخت، مراسلات پاریس» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270463/جشن-امضای-پریدخت-مراسلات-پاریس-برگزار به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، اکبری، مجری برنامه، در ابتدا ضمن خوشامدگویی به حضار، بخش‌هایی از کتاب را خواند و در ادامه، حامد عسگری چند غزل از کتاب خود را برای حاضرین در جلسه قرائت کرد.   مجموعه «پریدخت، مراسلات پاریس» شامل نامه‌هایی است که به زبان و نثر قاجار نوشته شده و روایتی از عشقی گدازان در سال‌های نه چندان دور این سرزمین است. حامد عسکری در این اثر از یک عشق نجیب و سوزان رونمایی کرده است.   در بخشی از این کتاب می خوانیم: «از عشق ناگزیریم و بدان محتاج، چونان تشنه از آب. اجدادمان در غار‌ها آب می‌نوشیدند و بر دیواره غار‌های اساطیری، چشم‌های دخترک قبیله بالادست را در سوسوی نورِ کم‌رمقِ آتشی در میانه غار نقاشی می‌کردند. فرزندانمان هم در آینده در سفینه‌های فضایی آب می‌نوشند و دلشان برای یکی لک می‌زند و بر شیشه‌های بخار‌زده سفینه‌شان ناخودآگاه چشم‌هایش را شاید نه، ولی نامش را حتماً خواهند نوشت».   «پریدخت، مراسلات پاریس» به تازگی از سوی انتشارات قبسات در قم در ۱۴۰ صفحه با تیراژ 2000 نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان روانه بازار کتاب شده است. یادآوری می‌شود، کتابستان رضوی پیش از این هم میزبان جشن امضای کتاب «رهش»، جلسه نقد و بررسی  کتاب «مسافر جمعه»، «آن مرد با باران می آید»، «خواب باران» و ... بوده است. ]]> استان‌ها Sat, 12 Jan 2019 05:39:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270463/جشن-امضای-پریدخت-مراسلات-پاریس-برگزار رمان «زی پو» نقد و بررسی می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270450/رمان-زی-پو-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان زی پو اثر زهرا بیگدلی از طرف گروه داستان جمعه در قم نقد می شود.   گروه داستان جمعه در ادامه سلسه نشست های ادبی و نقد رمان خود روز جمعه 21 دی 97 ساعت 15:30 این جلسه را برگزار خواهد کرد.   در این نشست منتقدین میثم رمضانی و زهره عارفی در سالن جلسات مجتمع ناشران حضور خواهند داشت.   در بخشی از این کتاب آمده است: «آذر دختری سی ساله است که بعد از شش سال که با خاطر اتفاق های مختلفی که از نوجوانی تا بیست و چهار سالگی در زندگی اش افتاده و او را از زندگی آرام در ایران مایوس کرده به آلمان رفته،به خاطر سکته مغزیو در کما رفتن پدرش به ایران بر می گردد.در خلال سفر چند روزه آذر به ایران او بسیاری از رازهای مگویش را بازگو می کند و مخاطب از این رهگذر با آنچه بر آذر گذشته روبرو می شود.کتاب دارای سه راوی است و آذر،پدر آذر و مردی به اسم مرتضی هر کدام از زاویه دید خود اتفاق های زندگی آذر را تعریف می کنند.»   چاپ اول رمان زی پو  اثر زهرا بیگدلی از طرف انتشارات روزنه سال 1397 در 200 صفحه با قیمت قیمت  29 هزار و 500 تومان روانه بازار شده است. ]]> استان‌ها Thu, 10 Jan 2019 17:23:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270450/رمان-زی-پو-نقد-بررسی-می-شود خطر نبود منابع شفاهی تاریخ و ادبیات را تهدید می کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270443/خطر-نبود-منابع-شفاهی-تاریخ-ادبیات-تهدید-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در عصرانه ای دیگر میزبان رمان «کلکسیون پهلوی» اثر علی مهر بود. علی مهر علاوه بر نویسندگی در حوزه کودک و نوجوان، سردبیر ماهنامه مهدوی(عج) «انتظار نوجوان» است و تا به حال کتاب‌های «قصه های اینوری»، «سه سوت»، «کلکسیون پهلوی»، «آب برای خیمه‌ها» و «قالیچه حضرت رضا(ع)» از او منتشر شده است.   رمان «کلکسیون پهلوی» روایت داستانی از قیام مردم قم در ۱۹ دی ۵۶ است که برای مخاطبان نوجوان نوشته شده است. راوی داستان علاقه زیادی به جمع آوری تصاویر نشریات دارد، به پیشنهاد یکی از معلمان مدرسه، به خاطر دریافت جایزه، شروع به گردآوری عکس‌هایی از پیشرفت‌های ادعایی پهلوی در نشریات می‌کند، اما او که به همراه پدر و دو برادرش با انقلابیون ارتباط دارند، در همان زمان ناخواسته درگیر اتفاقات ۱۹ دی ۵۶ می‌شود و ما از زبان راوی، ماجراهای این قیام را می‌خوانیم.   در ابتدای نشست الهام فراهانی با اشاره به  سالروز قیام ۱۹ دی سال ۵۶ مردم قم انتخاب رمان «کلکسیون پهلوی»  را برای جلسه نقد در همین راستا دانست و بخشی از کتاب را برای مخاطبین حاضر در جلسه خوانش کرد. او در ادامه از علی مهر نویسنده رمان «کلکسیون پهلوی»  برای گفت و گو دعوت نمود.   علی مهر در پاسخ به این سوال که برای درک بهتر شرایط نوجوانان و نوشتن رمان در این حوزه آیا با این گروه سنی ارتباط دارید یا نه گفت: سال های قبل که شغلم کتابداری بود ارتباطم با نوجوانان زیاد بود. بچه های دبیرستانی به کتابخانه مراجعه می کردند و این گونه در ارتباط بودم اما به خاطر تغییر شغل ارتباطم کمتر شد اما از راه های دیگر مثل برگزاری جلسات نقد، دراختیار قرار دادن اثر به نوجوانان فامیل یا دوستان فرزندانم این ارتباط را حفظ کرده ام.   مجری برنامه با اشاره به این که رمان «کلکسیون پهلوی» نامزد کتاب سال بوده است از چگونگی شکل گیری این کتاب پرسید. این نویسنده گفت:  کتاب در مورد قیام 19 دی قم نوشته شده است. حوزه هنری تصمیم گرفت در مورد روزهای مهم انقلاب از قبیل17 شهریور، 13 ابان، حادثه مسجد کرمان، قیام تبریز و دیگر روزها اثر داستانی تولید کند.  به من 19 دی پیشنهاد شد و من از خدا خواسته این کار را انجام دادم.   سوال بعد راجع به درک نویسنده از این مقطع تاریخی بود و مشکلاتی که برای نگارش داستان به لحاظ اسناد تاریخی پیش روی او قرار گرفته بود. نویسنده رمان «کلکسیون پهلوی» این گونه رمان ها را نیازمند یک سری تحقیقات دانست و گفت: یک سری نقص ها و خلع های تاریخی وجود داشت که در اسناد تاریخی نیامده بود. بنابراین دست به پژوهش های میدانی زدم. مثلا این که مکان های شهر نسبت به آن زمان چه تغییری کرده هیچ جا ثبت نشده است. پارک ملی در قم کجا بوده؟ 40 سال پیش منطقه ی دورشهر چه وضعیتی داشته است؟  از کسانی که در آن زمان بوده اند و منبع شفاهی ما هستند سوال کردم. متاسفانه این منابع کم کم در حال از بین رفتنند و این خطری است که تاریخ و ادبیات را تهدید می کند. در بخش دوم نشست فراهانی مجری برنامه با تشکر از حضور نویسنده از سید سعید هاشمی شاعر، منتقد و نویسنده کتاب های کودک و نوجوان برای نقد کتاب دعوت کرد. سید سعید هاشمی مباحث خود را به دو قسمت تقسیم کرد و قسمت اول را به نقاط ضعف داستان اختصاص داد و گفت: حوزه هنری در یک دهه اخیر در چاپ کتاب خیلی خوش ذوق و فعال عمل کرده است. یک انقلابی در سلیقه شکل گرفته و این جای تقدیر دارد. این رمان به لحاظ بصری و صفحه آرایی خیلی خوب طراحی شده است منتها چیزی که آدم را اذیت می کند و همه مزایای رمان را زیر سوال می برد طرح جلد آن است. طرح جلدی که ناقص، بد و بی ذوق طراحی شده است.   از دیگر موارد ضعف کتاب که هاشمی به آن اشاره کرد نیم خطی است که در نگاه اول زیر عنوان کتاب دیده می شود. "روایت داستانی از قیام مردم قم در 19 در سال 1356"  این نشان می دهد ما کتاب را سفارش داده ایم و یا این که می خواهیم به مدیران بالا دست نشان دهیم که این کار را انجام داده ایم. این رمان یک کتاب پسندیده و خوب است و به نظرم این گونه توضیحات ظلم به کتاب است.   نویسنده ی مجموعه داستان «گریه‌ها و یاکریم‌ها»  اسم داستان را هم نشان گر دخالت سفارش دهنده برشمرد و عنوان کرد: این اسم داستانی نیست. اکنون دوره ی هیجان است. به عنوان مثال نوجوان می رود دنبال اسم هری پاتر. بنابراين برای مخاطب نوجوان در درجه اول اسم باید مهیج باشد.   این منتقد نکته ی منفی رمان را دو فصل دو و چهارده برشمرد و یادآور شد: این دو فصل مستقیما به تاریخ می پردازد و داستان را از فضای شخصیت ها خارج کرده است. کلیت کتاب حوادث را برای ما می سازد و نیازی نبود در این دو فصل تاریخ بیان شود.   نویسنده مجموعه داستان «شبی که به خوابم آمدی» آخرین نقد را به کلیشه ای بودن رمان وارد کرد و گفت: در رمان با کلیشه های متداول سر و کار داریم. نویسنده نتوانسته فضای جدید و متفاوتی به ما ارائه دهد. فضا تکراری است. این مدل آدم ها را ما در کتاب ها و فیلم ها دیده ایم. شاید اگر انتخاب های دیگر از جمله روایت انقلاب از زاویه ی زنان بی حجاب، مردان کراواتی و پولدارها صورت می گرفت فضای متفاوتی را تجربه می کردیم، چرا که این گروه ها هم در پیروزی انقلاب نقش داشته اند.   سعید هاشمی در بخش دوم با بیان " عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو " به بیان نکات مثبت اثر پرداخت. این کتاب از این حیث که یک داستان اصیل و ایرانی با شروع مناسب، حادثه پردازی متنوع و شخصیت پردازی دقیق به ما ارائه می دهد رمان خوبی است. آقای مهر یک  فضای ایرانی هویت دار ارائه کرده است. حتا اگر اسم قم توی کتاب نباشد متوجه می شویم که این کتاب ایرانی است.   هاشمی از دیگر نکات مثبت رمان را قدرت همزادپنداری مخاطب نوجوان با کتاب عنوان کرد و گفت: نویسنده خیلی مستند صحبت کرده و نوجوانی که انقلاب را ندیده انقلاب را می شناسد و همزاد پنداری می کند. آقای مهر واقعاً انقلاب را نشان داده و طرفدارانه آن را روایت نکرده است. نوجوان در همان ساعت خوانش کتاب از شاه و ساواک متنفر می شود و به امام خمینی(ره) علاقه مند می گردد.   نویسنده «پیرمرد و صندلی» حادثه پردازی را در رمان نوجوان امری مهم قلمداد کرد و افزود: در این کتاب حادثه پردازی به اندازه و درست رعایت شده که برای سن نوجوان این نوع نگاه بسیار خوب است. بچه ها حادثه را دوست دارند و علی مهر این را فهمیده است.   سید سعید هاشمی که خود دستی در شعر دارد و کتاب هایی در این زمینه به چاپ رسانده است گفت: یکی از مشکلاتی که در داستان نویسی ما بوجود آمده است ورود شاعرها به حوزه ادبیات داستانی است. این جریان باعث شده تم شاعری در داستان غلبه کند و من این را مفید نمی دانم. علی مهر با این که شاعر است اما در حوزه ادبیات شعر را کنار گذاشته و به عنوان یک داستان نویس سراغ رمان رفته است.   او برگ برنده رمان را نثر و زبان آن معرفی کرد و گفت: نثر کتاب بسیار نوجوانانه و زبان آن بسیار روان است. «کلکسیون پهلوی» جزو معدود کتاب هایی است که من در یکی دو سال اخیر خوانده ام و مشخص است بعد از نوشتن چند بار از طرف نویسنده خوانده شده است. ]]> استان‌ها Thu, 10 Jan 2019 17:23:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270443/خطر-نبود-منابع-شفاهی-تاریخ-ادبیات-تهدید-می-کند بررسی و بازخوانی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» یا حضور سایه اقتصادنیا و علی عبدالهی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269994/بررسی-بازخوانی-مجموعه-شعر-استخوان-ها-شکارچی-بی-وقفه-یا-حضور-سایه-اقتصادنیا-علی-عبدالهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست بازخوانی و بررسی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» سروده‌ مجتبا پورمحسن با حضور سایه اقتصادی‌نیا و علی عبداللهی به‌عنوان منتقد برگزار می‌شود. مجتبا پورمحسن، شاعر، داستان‌نویس، مترجم و منتقدی است که پیش از این از او چهار کتاب شعر به نام‌های «من می‌خواهد خودم را تصادف کنم خانم پرستار»، «هفت‌ها»، «تانگوی تک نفره» و «روز انگشت» منتشر شده است. او همچنین نویسنده دو رمان «بهار ۶۳» و «آلبوم خانوادگی» است که اولی کتاب سال نویسندگان و منتقدین مطبوعات شد. پورمحسن همچنین رمان «آمینادب» نوشته موریس بلانشو، «مردی بدون کشور» نوشته کورت وونه‌گات، «گزیده شعرهای ریموند کارور» و «گزیده شعرهای هارولد پینتر» را ترجمه کرده است. مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» در ۲۱۲ صفحه با قیمت ۲۵ هزار تومان در نشر روزنه منتشر شده است.  نشست بازخوانی و بررسی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» روز چهارشنبه، دوازدهم دی ماه، ساعت 16 الی 18 در خانه وارطان به آدرس: میدان فلسطین. ابتدای طالقانی غربی. شماره‌ی ۵۱۴. خانه‌ی گفتمان شهر (خانه وارطان) برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 01 Jan 2019 09:12:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269994/بررسی-بازخوانی-مجموعه-شعر-استخوان-ها-شکارچی-بی-وقفه-یا-حضور-سایه-اقتصادنیا-علی-عبدالهی سوگواری برای ایمان با «سنگی که نیفتاد» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269929/سوگواری-ایمان-سنگی-نیفتاد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های انجمن داستان طلاب، جلسه نقد و بررسی رمان «سنگی که نیفتاد» نوشته محمدعلی رُکنی با حضور منتقدین، ابراهیم اکبری دیزگاه و مهدی کفاش برگزار شد.   حامد اشتری، مجری جلسه با مطرح کردن نظریه برخی متکلمین مسیحی در مورد «شرور» از اولین منتقد برای ارائه صحبت‌هایش در بخش اول نشست دعوت کرد؛ مهدی کفاش هم از دو ساحت با کتاب برخورد کرد؛ اولی ساحت محتوایی بود؛ ساحتی که به ما می‌گوید ما با چه کتابی و چه ماجرایی رو به رو هستم و شخصیت‌های که حول ماجرایی تحت عنوان مرگ یک زن به نام حبیبه کنار هم چیده می‌شوند و شکل می‌گیرند، چه کسانی هستند. وی ادامه داد: هسته اصلی رمان یک شخصیت است به نام حبیبه. حبیبه در حقیقت الهه‌ی سعید است. این الهه در این داستان از جایگاه الهه‌گی می‌افتد و می‌میرد و ایمان و باور سعید را به چالش می‌کشد.   مهدی کفاش نویسنده رمان «وقت معلوم» به دنیایی که در رمان بنا شده است، اشاره و آن را در حال حرکت به سمت تعادل تازه ای معرفی کرد و گفت: دنیایی که نویسنده رمان بنا کرده، دنیایی واقعی است و خیلی تحت تاثیر احساساتش قرار نمی‌گیرد. در جهان رمان رکنی ظاهراً همه چیز نامتعادل است و در حال فرو ریختن؛ فرو ریختن خوبی‌ها. حبیبه  بعد از ۴۰ روز به کما می‌رود. مادرش مانینا بدون رفتن به عتبات می‌میرد. حمید که در رابطه‌یی عاطفی با زنی قرار گرفته و متهم به داشتن فرزندی از زن دیگری است، همسرش میترا را از دست می‌دهد. این گونه همه جهان رمان در حال فرو ریختن و تباهی است ولی سر بزنگاهی همه این‌ها فرو نمی‌ریزند و به سمت تعادل تازه‌ای برمی‌گرداند.   این نویسنده به رابطه بنده و خدا در جهان رمان رکنی اشاره کرده و گفت: همه این‌ها سعید را از مردی که تربیت یافته سنت دینی و به ظاهر مذهبی است و با خدا برای سلامتی حبیبه بعد از مرگ او، عهد و نذری بسته است، تبدیل می‌کند به کسی که بر سر هیچ عهدی نیست. این بازی بنده و خداوند خیلی خوب به نمایش گذاشته شده و مخاطب را به چالش می‌کشد.   نویسنده داستان «قرار مهنا» به نوع نگاه رکنی به زن و متفاوت دیدن زن در این اثر پرداخت و بیان کرد: معمولاً ما خانم‌ها را در جایگاه معشوقه ازلی و ابدی می‌نشانیم و از این زاویه به آن‌ها می‌پردازیم. اما در این رمان حبیبه به عنوان راهبر و مرشد سعید معرفی می‌شود و سعید از او پیروی می‌کند.   در ادامه و قبل از دعوت از منتقد دوم، مجری بخشی از رمان «سنگی که نیفتاد» را برای حضار خواند و از اکبری دیزگاه برای نقد کتاب دعوت کرد.   ابراهیم اکبری دیزگاه در ابتداء به مساله سوگواری پرداخت و حرف‌هایش را اینگونه آغاز کرد: درباره این رمان، می‌توان دو مسئله را مد نظر قرار داد؛ اول مسأله سوگواری. شما با یک متن سوگوارانه مواجه‌اید که از ابتدا تا آخر راوی سوگواری می‌کند. سوگواری از یک فقدان شروع می‌شود، از فقدان حبیبه. وقتی رمان را می‌خوانید، از جایی متوجه می‌شوید این سوگواری از دو جهت است؛ از جهت حبیب و حبیبه. حبیب همان ایمان است، همان ذات باری تعالی؛ و اتفاقاً سوگواری اصلی برای فقدان دومی است. اولی - سوگواری برای حبیبه - که هست و همه می‌نویسند اما نکته کتاب فقدان ایمان و قهر با باری تعالی است. در حوزه رمان فارسی، من تقریباً اینگونه سوگواری‌ای برای زن ندیده‌ام. وی ادامه داد: شاهرخ مسکوب کتابی دارد به نام سوگ مادر. او در آن کتاب مثل سعید در کتاب «سنگی که نیفتاد» مدام برای مادرش سوگواری می‌کند. در بین خارجی‌ها هم کتابی وجود دارد به نام «خاطرات سوگواری» اثر رولان بارت که برای مادرش سوگواری می‌کند. کتابی هم هست به نام «سکوت» که نویسنده آن یک ژاپنی است. این رمان از آن حیث شبیه است که می‌گویند چرا وقتی مسیحی‌های ژاپنی را شکنجه می‌کنند، خدا سکوت کرده است؟ در این رمان هم سعید قهر کرده و دچار فقدان ایمان شده و سوالش این است که چرا خدا سکوت کرده است؟   نویسنده رمان «برکت» با اشاره به رابطه همسر به عنوان یکی از نکات اصلی رمان گفت: در ۱۰۰ سال اخیر زن و شوهر علیه هم‌اند. ولی رکنی بازتعریف جدیدی از رابطه همسر ارائه داده است. به لحاظ محتوایی چیزی ارائه کرده که مخاطب را به چالش می‌کشاند و می‌گوید کسی که به عنوان همسر شماست، می‌تواند خیلی ارزشمند باشد. از این نظر این کتاب قابل ترویج است و برای زندگی ایرانی، آینه است.   وی مسأله بعدی را مسأله زن دانست و ادامه داد: نویسنده‌ها اکنون دو نگاه به زن دارند. نویسندگان زنی که زن را روایت می‌کنند و نویسندگان مردی که زن را روایت می‌کنند. دسته اول مدام می‌نالند و خیلی کم اراده در او می‌بینند و دسته دوم مدام غُر می‌زند. نتیجه این می‌شود که زن‌ها صاحب اراده نیستند، یا می‌نالند و یا غر می‌زنند. اما در کتاب رکنی این بازی به هم می‌خورد و حبیب و حبیبه در انتهای رمان به هم گره می‌خورند. از این حیث رکنی یک ید بیضا کرده و این تقسیم بندی‌ها رمان امروز را به هم می‌ریزند.   بعد از پایان بخش اول صحبت‌های اکبری دیزگاه، مهدی کفاش چند نمونه از فرم و معماری داستان را برشمرد و گفت: عناصر روایت با استفاده از تمهید روی هم سوار شده‌اند و به مرور این تمهیدات افزایش پیدا می‌کنند و برای اتفاقات بعدی به صورت مقدمه می‌آیند. رمان با حادثه شروع می‌شود ولی نویسنده می‌داند چگونه صحنه‌پردازی کند تا مخاطب را درگیر خودش کند. در مورد زبان داستان هم باید بگویم نویسنده به وسیله زبان سرعت و ریتم وقایع را کنترل می‌کند. زبان آنقدر در خدمت داستان است که هر زمان وقایع می‌خواهد شتاب بگیرد، جملات کوتاه می‌شوند و وقتی داستان نیاز دارد آرام شود، جملات بلند می‌شود و لحن آن قدر بی‌تفاوت و سرد می‌شود که خواننده را عصبی می‌کند. همین عامل، تاثیرگذاری صحنه را می‌افزاید و نشان می‌دهد آگاهانه این کار انجام شده است.   مهدی کفاش در ادامه به چند نکته در رابطه با رمان به صورت کوتاه اشاره کرد و از جمله گفت: نکته اول اینکه کابوس‌ها زنده‌اند، صرفاً فلش بک به گذشته نیستند. با هربار مرورِ کابوس چیزی به کابوس اضافه می‌شود. نکته دوم مرگ خواهی سعید است. نکته سوم اسامی افراد داستان است که خیلی خوب استفاده شده است. مثل اسامی مکان‌ها و شخصیت‌ها. نکته آخر که خیلی هم اهمیت دارد، دیالوگ نویسی رمان است. نویسنده در دیالوگ نویسی از شیوه انعکاس بهره گرفته. دیالوگ‌ها با شخصیت‌ها در ذهن انعکاس پیدا می‌کنند و وجود غیر مستقیمی پیدا می‌کند. این شکل باعث ارزش افزوده دیالوگ است. صفحات ۱۳۰ و ۱۳۱ دو صفحه دیالوگ ماندگاراند. اگر می‌خواهید بدانید دیالوگ چطور شکل می‌گیرد و هنر دیالوگ نویسی رکنی را ببینید، این دو، صفحات خوبی هستند.   در آخرین بخش از این نشست ابراهیم اکبری دیزگاه هم سخنان پایانی اش را اینگونه آغاز کرد: ما در مورد نقد ادبی و قرآن حداقل سه الگو داریم که من یکی را در نظر می‌گیرم؛ وقتی حضرت مریم بعد از زایمان زیر درخت خرما نشست، گفتند درخت را بتکان. مریم اما دعا کرد. مجدد گفتند بتکان. وقتی این کار را انجام داد، خرماها ریختند. منتقد هم باید همین کار را بکند و درخت را تکان دهد. فعلاً با این کتاب مریمانه برخورد می‌کنیم و انصافاً این کتاب خرماهای خوبی برای ریختن دارد. نویسنده رمان «شاه کشی» این کتاب را کتاب دفن خواند و گفت: کتاب «سنگی که نیفتاد» به نوعی کتاب دفن است. همه را به نوعی دفن می‌کند و غمگینانه‌ترین دفن، دفن موهای حبیبه است. نهایتاً سعید می‌خواهد خودش را هم دفن کند. با دفن کردن، مدام تولید غم و اندوه می‌کند. وقتی خودش به این اندوه خیره می‌شود، خودش فرو می‌رود و به سکوت می‌رسد. خوانش این کتاب باید بر اساس نظریه قرآن باشد. مثل آیه‌ای که می‌فرمایند «الله ولی الذین امنو یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفرا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی ظلمات .....» این رفت و آمد بین ظلمات و نور در کتاب دیده می‌شود. آخرین نکته‌ای که اکبری دیزگاه مطرح کرد، مسأله مدینه در رمان بود. او در این زمینه گفت: مسأله بعدی که به آن می‌پردازم و نویسنده اگر به آن خیره می‌شد، خیلی خوب بود، مسآله مدینه است. او از مدینه روی برگردانده و به سمت خانه رفته است. خانه لزوماً مکان‌های محصور نیست، جایی است که در آن سکنی بگزینید. سکنی با زن و همسر اتفاق می‌افتد. از این رهگذر برمی‌گردم به قرآن. قرآن می‌گوید تو و زن در بهشت سکنی بگزینید. پس سکنی همراه می‌خواهد. وقتی همراه از بین برود، سکنی هم وجود نخواهد داشت. شخصیت سعید در رمان رکنی از این حیث قابل مطالعه است. ]]> استان‌ها Tue, 01 Jan 2019 04:32:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269929/سوگواری-ایمان-سنگی-نیفتاد بحثی داغ در باب امکان یا امتناع ژانرِ «فانتزی دینی» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269904/بحثی-داغ-باب-امکان-یا-امتناع-ژانر-فانتزی-دینی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در نهمین عصرانه داستان خود میزبان رمان «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» اثر مریم راهی بود. این نویسنده که فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی است، علاوه بر این کتاب، رمان‌های «در خواب‌هایم»، «برپا»، «فردا مسافرم» و «یوما» را هم در کانامه ادبی خود دارد.   این رمان در مورد شهرکی است که رنگ خورشید به خود ندیده و در تاریکی فرو رفته است. چهار شخصیت نوجوان رمان، ساکن یک ساختمان‌اند. یک روز ناظم مدرسه به آن‌ها می‌گوید باید سرکلاس درسی به نام «انتخاب» حاضر شوند. معلم آن درس اتفاقاً در همان ساختمان زندگی می‌کند. بچه‌ها در همان کلاس پس از آشنایی با موجوداتی به نام گنامینوها متوجه می‌شوند گنامینوها در وجود آن‌ها نفوذ می‌کنند و دنبال راهی هستند که این موجودات را از خودشان دور کنند. بچه‌ها متوجه می‌شوند علت تاریکی شهرک نفوذ گنامینوها در شهرک و همسایه‌هاست. لذا برای ورود نور به شهرک و رهایی از گنامینوها از معلمشان کمک می‌گیرند. در این جلسه، مریم راهی در پاسخ به این سوال که چرا می‌نویسد و آیا هدفی برای نوشتن داشته است؟، گفت: اینگونه نیست که آدم‌ها هدفی داشته باشند و شروع کنند به نوشتن؛ حسی هست که به آدم می‌گوید باید بنویسد و شروع می‌کند به نوشتن. من هدفی نداشتم، فقط احساس کردم از نوشتن، کلمه و جمله خوشم می‌آید و می‌توانم حرف‌های دلم را بنویسم. نوشتن بیشتر از آن که یک حرفه باشد عشق و یک حس است.   وقتی مجری از مریم راهی در مورد آثار تولید شده در حوزه نوجوان پرسید و معتقد بود این دسته از آثار ضعیف‌اند و به نظر می‌رسد مخاطب نوجوان برای نویسنده، مخاطبی جدی نیست، راهی در پاسخ گفت: من به طور قطع نمی‌توانم بگویم که نویسنده‌ها اهمیت نمی‌دهند. چون نویسنده‌هایی می‌بینید که به طور جدی کار می‌کنند و آثار خوبی در این گروه سنی خوانده‌ام. اتفاقاً من فکر می‌کنم به مخاطب نوجوان بها داده‌اند. هر نویسنده‌ای با توجه به اهمیتی که به کارش می‌دهد، تلاش می‌کند اثر شایسته‌ای را تولید کند.   سوال بعد در مورد کارهای اقتباسی نویسنده بود؛ اینکه، راهی، زندگینامه شخصیتی را نوشته است و بعد در مورد آن رمان تولید کرده است.وی با بخشی از این ادعا موافق بود و گفت: دو تا از کارهایم که مذهبی - دینی هستند، این اتفاق برایشان افتاده است. در مورد شخصی است که اقتباس شده و با عنصر خیال به رمان تبدیل شده است. اما دو اثر دیگر دارم که اینگونه نیستند و در گونه رمان‌های اجتماعی شهری قرار می‌گیرند.   نویسنده «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» در پاسخ به سوال چرا مردم ما با کتاب غریبه‌اند و این ضعف را ناشی از نویسنده یا رسانه یا جایی دیگر می‌بینند، بیان کرد: تغییر نسل باعث این اتفاق شد. قبلاً مرسوم بود همه دور هم می‌نشستند و حافظ‌شان را می‌خواندند، الان چند خانواده اینگونه هستند؟ مدام عواملی پیش می‌آید که آدم‌ها از هم دور می‌شوند و در خلوت هم ترجیح نمی‌دهند کتاب بخوانند. از جمله وجود فضای مجازی. البته عوامل دیگری وجود دارد و بحث، گسترده‌تر از این حرف‌هاست.   او در ادامه درباره نگارش این رمان به عنوان اولین کار نوجوان توضیح داد و گفت: پارسال فروردین نوشتن این رمان را شروع کردم اما چند ماه فاصله ایجاد شد. دوباره برگشتم و نوشتم. خیلی کار سختی بود. خیلی بازنویسی کردم. برای نزدیک شدن به هدفم تحقیق زیادی کردم. با نوجوانان ارتباط داشتم به آن‌ها درس می‌دادم و از نزدیک آشنا بودم اما باز این مقدار کفایت نمی‌کرد. حتماً باید به روحیه نوجوان نزدیک می‌شدم. البته به طور کامل نتوانستم به این هدف نزدیک شوم اما تلاشم را کردم. همزمان که تحقیق می‌کردم، رمان را می‌نوشتم. هیجان داشتم برای نوشتن و همین کار به رمان ضربه می‌زد و باعث بازنویسی متعدد شد. اما در نهایت، نوشتن رمان چیزی حدود ۶ ماه طول کشید.   سوال بعد درباره ماندگاری اثر بود. نویسنده «فردا مسافرم» در پاسخ به سوال «وقتی کاری می‌نویسید، آیا به ماندگاری آن فکر می‌کنید و این ماندگاری را امتیاز برای نویسنده می‌دانید؟» گفت: اگر این اتفاق بیفتد، چرا امتیاز نباشد. اما اینگونه نیست که وقتی نویسنده مشغول نگارش اثر است، به این فکر کند که طوری بنویسد که حتماً ماندگار شود. اتفاقاً این دغدغه‌ها در حال نوشتن مانع نوشتن می‌شود.   سوال پایانی مجری درباره نظر مریم راهی درباره محافل داستان و اثر او در تشویق به کتابخوانی و دیده شدن اثر نویسنده بود که وی اینگونه پاسخ داد: وقتی این امور به دیده شدن کمک می‌کند که در اخبار منتشر شود و تبلیغاتی انجام شود. واقعاً نمی‌دانم که این محافل به کتابخوان شدن کمک می‌کند یا نه. چرا که افراد شرکت کننده در این محافل خودشان کتابخوان هستند.   قبل از آغاز بخش دوم نشست که اختصاص به منتقد برنامه داشت، بخشی از کتاب «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» برای مخاطبین خوانده شد و از معصومه میرابوطالبی برای نقد رمان دعوت به عمل آمد. وی اینگونه مباحثش را آغاز کرد که: رمان گنامینوها یک رمان در ژانر فانتزی است. فانتزی برای قصه‌هایی است که نگرش واقع گرایی ندارند. عوامل غیرممکن، حوادث غیرواقعی و عوامل ناآشنا و... در رمان اتفاق می‌افتد. چیزی که فانتزی را از سوررئال جدا می‌کند، قانونمندی فانتزی است. فانتزی به شدت قاعده‌مند است. نویسنده پایه می‌گذارد و آنها را نقض نمی‌کند.   پس از این مقدمه، نویسنده «اژدهای دماوند»، رمان «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» را یک رمان فانتزی دانست. چرا که نویسنده قواعدی می‌گذارد و خودش آن‌ها را نقض نمی‌کند. مثل شهرکی که هیچ کس روز را نمی‌بیند و همه می‌خوابند و شب‌ها را بیدارند.   نویسنده «مثل یک بوم سفید» ادامه داد: ژانر فانتزی یک ژانر پرطرفدار برای نوجوان است. ژانر پرطرفداری که در ادبیات با استقبال مواجه است. خانم راهی به همین خاطر سراغ این ژانر رفته است. یکی از دلایل استقبال از اثر، همانندسازی نوجوان با قهرمان داستان و کسب تجربیاتی است که یک نوجوان در دنیای واقعی، نمی‌تواند داشته باشد.    میرابوطالبی به نکات دیگری در مورد ژانر فانتزی اشاره کرد و گفت: نکته دوم اینکه ژانر فانتزی سرشار از آشنایی‌زدایی است. در روابط اجتماعی و انسانی هر چه آشنایی زدایی کنیم، نهایتاً به وضعیتی می‌رسیم که مشابه هم‌اند اما در فانتزی می‌توانیم این آشنایی‌زدایی را خیلی عجیب و غریب کنیم. نکته سوم در مورد این ژانر جایگاه خودآگاه بی‌تجربه در رمان فانتزی است؛ خودآگاه بی‌تجربه کودک و نوجوان است. تجربه‌اش در زندگی کم است و از این تجارب استقبال می‌کند. وی افزود: یکی از دلایلی که بزرگسال این ژانر را برای خوانش انتخاب می‌کند، همین است. او می‌خواهد یک قدم به عقب برگردد. در واقع می‌خواهد از زندگی روزمره فاصله بگیرد. جایگاه خودآگاه بی‌تجربه یک ریشه دارد و آن ریشه بشر اولیه است. برمی‌گردد به اسطوره‌ها و قصه‌هایی که بشر اولیه برای یکدیگر سر هم می‌کردند. اسطوره پایه فانتزی را شکل می‌دهد.   این نویسنده به وجه دیگری از رمان مریم راهی اشاره کرد و گفت: وجهی که در این رمان وجود دارد، وجه دینی آن است. آیا ما ترکیب فانتزی دینی داریم یا نه؟ من از این ترکیب با احتیاط استفاده می‌کنم. چون نمی‌توانم ادعا کنم که این ترکیب یک ترکیب علمی است. اما می‌توانیم بگویم که این اثر یک فانتزی دینی است. علامه طباطبایی تعریفی از دین دارد که دین اصول علمی و قوانینی است که برگزیدن و عمل به آن سعادت حقیقی انسان را به همراه دارد. اگر با این تعریف جلو برویم، می‌توانیم ادعا کنیم که فانتزی دینی داریم. با این تعریف ارباب حلقه‌ها هم یک فانتزی دینی است. اما در رمان خانم راهی با شکل دیگری رو به رو هستیم که نمی‌دانم اسمش را دینی بگذارم یا مذهبی. در رمان «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» مصادیق دینی وارد داستان شده است. مصادیقی مثل ذکر، قرآن، شب قدر و صلوات. این‌ها شاید یک شکل دیگری از فانتزی دینی باشد.   معصومه میر ابوطالبی در بخش دیگر از صحبت‌هایش به کتاب ساختارهای تخیل اشاره کرد و یادآور شد: ما دو منظومه تخیل داریم. منظومه تخیل روزانه و شبانه. تفاوت این دو منظومه در این است که در منظومه روزانه نمادهای مثبت و منفی کاملاً روبروی هم هستند. به جنگ هم می‌روند و منظومه شبانه تخیل نمادهای شب و روز با هم تعامل می‌کنند. بده بستان دارند. در حال رفت و آمدند. مثل سحر و غول. این ساختار بیشتر در رمان نوجوان مورد استقبال قرار می‌گیرد. با این توضیح می‌توان گفت مریم راهی از منظومه روزانه تخیل استفاده کرده است. در کار خانم راهی ما این را کاملاً می‌بینیم. آدم‌ها موضعشان مشخص است و در مقابل هم قرار می‌گیرند و نمادها با هم تعامل نمی‌کنند.   میرابوطالبی با این سخن که گنامینوها زائیده ابلیس‌اند، اینگونه به سخنانش پایان داد: اینکه گنامینوها زاییده خدای تاریکی‌اند، نگاه ثنویت زرتشتی نیست بلکه نگاه آریایی است. در نگاه آریایی می‌گویند خوبی، یک مبدأ دارد و بدی، یک مبدأ. به این معنا که در مقابل خدا و ملکوت دنیای تاریکی داریم که تحت فرمان اهریمن یا روح پلید است. عناصر زرتشتی اما یکتاپرستی است و جاهایی که به سمت ثنویت می‌روند، اشتباه‌هایی وجود دارد که برداشت غلط شده است. ]]> استان‌ها Mon, 31 Dec 2018 07:51:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269904/بحثی-داغ-باب-امکان-یا-امتناع-ژانر-فانتزی-دینی «روزهای رفته، یادهای مانده» نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269839/روزهای-رفته-یادهای-مانده-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در سمنان، آیین معرفی و نقد کتاب «روزهای رفته، یادهای مانده» اثر محمد عموزاده با حضور نویسنده اثر، محمد مرادی، رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان سمنان، قاسم رؤفی، کارشناس فرهنگی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان سمنان و جمعی از کتابداران، نویسندگان و فرهنگ‌ دوستان با هدف توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کتابخانه امام خمینی ره شهرستان سمنان برگزار شد. رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان سمنان در این مراسم ضمن قدردانی از فعالان عرصه کتاب بیان داشت: برگزاری چنین نشست‌هایی موجب تنویر افکار نویسنده می‌شود. محمد مرادی با اشاره به اینکه برنامه‌های متنوع فرهنگی در کتابخانه‌های عمومی این شهرستان در حال برگزاری است، گفت: برگزاری نشست‌های نقد و بررسی و آبین رونمایی کتاب در اولویت برنامه‌های فرهنگی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان قرار دارد. وی با بیان اینکه آثار نویسندگان بومی باید معرفی شود، عنوان کرد: برنامه‌های متعددی از جمله نشست کتاب‌خوان برای معرفی آثار نویسندگان توسط کتابداران در کتابخانه‌های عمومی درحال برگزاری است. در ادامه محمد عموزاده، نویسنده کتاب «روزهای رفته یادهای مانده» با معرفی این کتاب گفت: در این کتاب آداب و رسوم، انواع غذاها، لباس‌های محلی و ... سمنان جمع آوری شده است. در خاتمه محترم ترحمی و علی دولتیان از استادان ادبیات به  نقد و بررسی کتاب «روزهای رفته یادهای مانده» پرداختند. ]]> استان‌ها Sat, 29 Dec 2018 10:00:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269839/روزهای-رفته-یادهای-مانده-نقد-بررسی کتاب «تربیت عبادی کودکان در اسلام» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269835/کتاب-تربیت-عبادی-کودکان-اسلام-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در سمنان، فرماندار شهرستان سرخه در این مراسم با اشاره به اینکه مطالعه موجب توسعه فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی می‌شود، بیان کرد: ترویج فرهنگ مطالعه وظیفه‌ای همگانی است. مویدی زاده نقش کتابداران را در ترویج فرهنگ مطالعه مهم دانست و افزود: باید اطلاعات کتابداران به‌روز باشد. در ادامه نورعلی غلامحسین‌نیا سماکوش، مدیرکل کتابخانه‌های‌ عمومی استان سمنان ضمن بیان اینکه برگزاری نشست‌های رونمایی، نقد و بررسی کتاب نقش بسزایی در ترویج فرهنگ مطالعه دارد، بیان کرد: معرفی کتاب به نوعی بازاریابی فرهنگی است. ترویج فرهنگ مطالعه وظیفه‌ای همگانی است و برای توسعه کتاب و کتابخوانی به کمک همه قشرها و خیران نیازمندیم. همچنین نسرین قلی بیک، رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان سرخه در سخنانی گفت: برگزاری چنین برنامه‌هایی موجب تشویق و حمایت از نویسندگان و شناساندن آثار آنان به مردم و اعتلای فرهنگ کتاب و کتابخوانی می‌شود. مهدی شکراللهی، نویسنده کتاب با تاکید بر اینکه برگزاری آیین رونمایی کتاب، نشان از توجه متولیان فرهنگی برای ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی است، گفت: امید است با برگزاری چنین برنامه‌هایی و نیز اهتمام و اقدامات مسئولان و متولیان امور فرهنگی، زمینه بهره مندی هر چه بیشتر عموم مردم از این فرهنگ غنی فراهم شود. در پایان این نشست از نویسنده کتاب تقدیر شد. ]]> استان‌ها Sat, 29 Dec 2018 09:52:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269835/کتاب-تربیت-عبادی-کودکان-اسلام-رونمایی درک ناقص از دانش غرب نتیجه ترجمه‌های سطحی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269808/درک-ناقص-دانش-غرب-نتیجه-ترجمه-های-سطحی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نقد و بررسی کتاب «تحلیل سوژه در ادبیات داستانی پسامدرن ایران»، دانشگاه شیراز، نخستین نشست از سری نشست‌های نقد کتاب بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، با نقد و بررسی کتاب «تحلیل سوژه در ادبیات داستانی پسامدرن ایران» در سالن علامه شهیدی دانشکده‌ الهیات و معارف اسلامی این دانشگاه، با حضور پرتعداد دانشجویان علاقه‌مند برگزار شد. در آغاز سعید حسام‌پور، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، به درک ناقص از بعضی مفاهیم اشاره کرد که ناشی از ترجمه‌ سطحی از دانش غرب است. وی یکی از ایرادهای موجود در درک ادبیات داستانی پسامدرن را عدم وجود نگاه عمقی و فلسفی به مبانی ادبیات پسامدرن برشمرد و تأکید نویسنده‌ کتاب مورد بحث، بر مبانی اندیشگانی را برطرف‌کننده‌ بخشی از ابهام‌هایی دانست که عموما درباره‌ ادبیات پسامدرن وجود دارد. حسام‌پور تبیین مبانی نظری کتاب به زبانی ساده‌تر را لازمه‌ فهم به‌تر مطالب دانست و زبان سنگین و دشوار اثر را به‌عنوان نقطه‌ ضعف آن تلقی کرد.    بخش بعدی نشست به‌صورت پرسش و پاسخ میان نویسنده‌ کتاب و دو منتقد حاضر برگزار شد. امیرحسین وفا و  امید آزادی در پرسش‌های خود به موضوع بحران ادبی اشاره کردند که در پیشگفتار کتاب به آن اشاره شده است. نیز تفاوت میان مدرنیته، مدرنیسم و پسامدرنیسم و نسبت فرهنگ ایرانی و فرهنگ غربی در کاربرد این مفاهیم، دیگر پرسش منتقدان بود. همچنین ایشان به مناسبات میان مدرنیته در ایران و ادبیات مدرن فارسی اشاره کردند و در این قیاس بنیادهای ادبیات پسامدرن و نمودهای این جریان فکری در زندگی ایرانیان را مورد پرسش قرار دادند. غیاب تحلیل‌های غیرانتزاعی درباره‌ شخصیت‌های داستانی، چون وضعیت مهاجران ایرانی که موضوع یکی از رمان‌های تحلیل‌شده در کتاب است، از مواردی بود که منتقدان به‌عنوان نقطه‌ ضعف کار از آن یاد کردند. فرزاد کریمی در پاسخ به پرسش‌های مطرح‌شده از سوی منتقدان ابراز کرد هدف از این پژوهش، تحلیل اجتماعی یا آسیب‌شناسی جمعی از ایرانیان نیست که در رمان‌ها یا داستان‌های کوتاه مطرح می‌شوند. هدف تحلیل کنش‌هایی بوده است که در متن وجود دارد. این کنش‌ها، بدون این که تفسیر یا تأویل شود، مبنای شناخت درونی انسان ایرانی است به شکلی که در متن ارائه شده است. تلاش نویسنده برای رسیدن به تحلیلی غیرتفسیری بر این استوار بوده است که وارد حیطه‌ علوم اجتماعی یا علوم سیاسی یا حتا فلسفه‌ اجتماعی یا فلسفه‌ سیاسی یا فلسفه‌ تاریخ نشود و در حیطه‌ فلسفه‌ محض باقی بماند. همچنین در این کتاب سعی بر این بوده تا نظریه‌ خاصی مبنای تحلیل قرار نگیرد و نظریه‌ای به شکل الگویی عام بر آثار تحمیل نشود. در بخش آخر نشست  علی‌رضا انوشیروانی، استاد بازنشسته‌ ادبیات تطبیقی دانشگاه شیراز؛ فیض شریفی، پژوهشگر و منتقد ادبی؛ احمد اکبرپور، داستان‌نویس و تعدادی از دانشجویان حاضر به بیان دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات خود پرداختند. در انتها محمد مرادی، معاون فرهنگی و دانشجویی دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، با اهدای هدایایی به مدعوین، از حضور ایشان قدردانی کرد. ]]> ادبيات Sat, 29 Dec 2018 06:56:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269808/درک-ناقص-دانش-غرب-نتیجه-ترجمه-های-سطحی نسل ما مطالعه اندیشه‌های دیگر را پس از انقلاب شروع کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269775/نسل-مطالعه-اندیشه-های-دیگر-انقلاب-شروع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکصدوسی‌وششمین جلسه از سلسله نشست‌های صبح پنجشنبه‌های مجله بخارا به نقدوبررسی کتاب «زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» اختصاص داشت که صبح امروز پنجشنبه ششم دی با حضور بهمن بازرگانی، سیروس علی نژاد، محمود آموزگار و علی دهباشی در خانه وارطان برگزار شد. در این جلسه از چاپ دوم این کتاب و همچنین تازه‌ترین کتاب بازرگانی با عنوان «پارادایم کثرت‌گرا: امیدها و بیم‌ها» نیز رونمایی شد. بهمن بازرگانی از سران و اعضای هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق بود و مسئولیت گروه سیاسی سازمان را تا پیش از زندان شدنش بر عهده داشت. نقد استالین در میان مارکسیست‌های ایرانی مانند کفر بود بهمن بازرگانی در این نشست گفت: در زمان شکل گیری سازمان مجاهدین خلق ایران و در میان هسته اولیه و بزرگان این سازمان مساله آزادی به هیچ عنوان مطرح نبود. ما حتی دغدغه مطالعه اندیشه‌های دیگر را پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیدا کردیم. باید اشاره کنم که من تفکر پارادایمی دارم و هدف من از بیان زندگی‌ام در این کتاب و در این جلسه این نیست که گذشته چراغ راه آینده است.                  وی افزود: من در زمانی که در زندان مشهد بودم، حفیظ‌الله امین مارکسیست در افغانستان کودتا کرد و گروه خود را روی کار آورد و این مارکسیست‌ها در افغانستان مشغول کشتار شدند. من در آن زمان از رضا شلتوکی که هم‌بند من بود این جریان را پرسیدم و او مشغول توجیه شد. درباره استالین که اصلا نمی‌شد حرف زد و نقد او به مثابه کفر بود. من از آن زمان متوجه شدم که اشکالات عمده‌ای در کار ما به عنوان مبارزان سیاسی هست. پس از پیروزی انقلاب نیز دیگر کلا از سازمان بریدم. اما آنها کاملا خودشیفته بودند. وی افزود: در زندان هرکدام از اعضا که مارکسیست می‌شدند آن را اعلام کرده و دیگر خود را کنار می‌کشیدند و اعتقاد داشتند که سازمان برای مذهبی‌هاست، اما در بیرون از زندان وضعیت به گونه دیگری بود.  بازرگانی ادامه داد: تا پیش از دستگیری من جزوه‌ای نوشته بودم مبنی بر اینکه چه کنیم تا جامعه از شرایط انقلابی خود خارج نشود؟ این جزوه اکنون موجود نیست، اما نشان دهنده وضع موجود در آن دوران در سازمان است. وقتی به آن جزوه فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که اگر خود من روزی قدرت پیدا می‌کردم چه بلاهایی که ممکن بود بر سر مردم بیاورم؟ سازمان مجاهدین خود را اصل می‌دانست بازرگانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اشکالات سازمان مجاهدین خلق ایران از بدو تاسیس گفت: من در این کتاب سعی کردم در پاسخ به سوالات امیرهوشنگ افتخاری راد این نکته را بگویم که سازمان سعی داشت خودش را اصل نشان دهد و هدف را فرع. این ایده را محمد حنیف نژاد در سازمان بنیان گذاشت و در نظر او تشکیلات بسیار مهم بود و در ادامه تربیت کادر برای رهبری.                  وی اضافه کرد: این روند باعث تقدس بیجا می‌شود. وقتی برادران رضایی کشته شده و دیگر سران سازمان همه در زندان بودند، تقی شهرام که توانسته بود با فرار از زندان ساری و خلع سلاح ژاندارم‌ها خود را به عنوان چریک معرفی کند، به کادر رهبری سازمان آمد و او نیز هرچند مذهبی نبود اما همان تفکر حنیف نژاد مذهبی را در سازمان پیاده کرد و گفت که سازمان اصل است و وقتی سران مارکسیست شده‌اند باقی افراد نیز باید مارکسیست شوند. این فعال سیاسی پیش از انقلاب مساله اصلی تقی شهرام را به این شرح بیان کرد: به باور شهرام خرده بورژوازی مدهبی باعث شده بود تا کار سازمان در دوره قبل پیش نرود. بنابراین همه باید در خدمت سازمان باشند. البته شهرام قصد داشت با استفاده از امکانات سازمان خود را به عنوان رهبر اصلی جریان چریکی مارکسیستی در ایران معرفی کند. چرا زیبایی‌شناسی دغدغه اصلی بهمن بازرگانی شد؟ بهمن بازرگانی در بخش دیگری از سخنان خود به بیان دغدغه‌های فکری‌اش در پس از انقلاب نیز پرداخت. وی در این باره گفت: زندگی ۳۰ سال اخیر من به تفکر و نوشتن در حوزه زیبایی شناسی گذشته است. در ایران کتاب‌های من بجز «ماتریس زیبایی» خوب دیده نشده و فروش چندانی نداشتند، اما مثلا کتاب «فضای نوین: زمینه‌های پیدایش» وقتی به انگلیسی در اروپا ترجمه و منتشر شد بسیار مورد استقبال قرار گرفت و بسیار خوانده شد. وی افزود: البته در این کتاب‌ها مساله «شیفتگی» و نه زیبایی دغدغه اصلی من است. شما وقتی محسور یک ایده زیبا می‌شوید انگار ذهن شما هیپنوتیزم می‌شود و دیگر به چیزی فکر نمی‌کند. البته زندگی سیاسی ما هم همینگونه بود. ما هم هیپنوتیزم شده بودیم. از سال ۶۱ شروع به کار در این حوزه کردم و نخستین کارهای من در سال ۶۴ منتشر شدند که بررسی رابطه زن و مرد بود. این مقالات در سال ۷۶ در نشریه نگاه نو بازچاپ شد و یکی از آنها مقاله «رابطه زن و مرد در شاهنامه» بود. پس از اینها «ماتریس زیبایی» را کار کردم که ایده هیپنوتیزم شدگی در مواجهه با زیبایی را مطرح می‌کرد. بازرگانی در ادامه به کتاب‌های پس از «ماتریس زیبایی: پست مدرنیسم و زیبایی» نیز اشاره کرد و گفت: پس از «ماتریس زیبایی» کتاب «فضاهای نوین: زمینه‌های پیدایش» را کار کردم که بررسی همان ایده هیپنوتیزم شدگی در جریان‌های سیاسی بود. در اینجا به نقد فلسفه سیاسی غرب با دیدگاه مارکسیستی پرداختم و مثلا روسو را نقد کردم. همچنین سعی کردم به فلاسفه‌ای بپردازم که چون متعلق به جریان چپ نبودند در ایران هیچگاه مطرح نشدند. وی ادامه داد: پس از این کتاب‌ها به پارادایم کثرت رسیدم و در این کتاب سعی کردم به طور واضح بگویم که حرف من چیست؟ به نظر من باید ایده‌هایی این چنینی به صورت آزمایشگاهی بررسی شوند. اکنون نیز دارم روی بازی‌های کامپیوتری کار می‌کنم تا ببینم می‌توان ایده‌های مطرح شده در کتاب «پارادایم کثرت گرا» را در این بازی‌ها پیاده کرده یا خیر؟ محمدرضا پهلوی هم تصویر خود را در این کتاب خواهد دید سیروس علی نژاد، روزنامه نگار و فعال سیاسی پیش از انقلاب نیز در این نشست گفت: من بهمن بازرگانی را از سلول نمی‌دانم چند زندان اوین می‌شناسم. یک ۲۰ روز تا یک ماه با او بودم و بعد من را به بند عمومی و بعدها زندان قزل قلعه منتقل کردند و پس از مدتی هم آزاد شدم، اما بهمن بازرگانی تا دی ۱۳۵۷ زندانی بود. وی افزود: «زمان بازیافته» سرگذشت چند نسل از امثال ما در آن دوران است. اگر خود محمدرضا پهلوی هم از گور برخیزد و این کتاب را بخواند، تصویر خودش را در آن خواهد دید. نسل ما و پس از ما خود را در این کتاب پیدا خواهد کرد و دردها، ندانم‌کاری‌ها و البته خردنداشته خودش را نیز در آن خواهد دید. امیرهوشنگ افتخاری راد برای این کتاب بسیار زحمت کشیده است، چرا که من می‌دانم حرف کشیدن از بهمن بازرگانی چقدر سخت است. کاش بازرگانی فلسفه را آکادمیک ادامه می‌داد علی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بهمن بازرگانی جوان با استعدادی بود و من هم در زندان و در سلول خودمان او را بسیار اهل تامل و تفکر دیدم و همین ویژگی هم باعث شد تا سال‌ها تصویر او در ذهنم باقی بماند. او جزو نفرات اول کنکور است که به دانشکده فنی می‌رود و در آن دوران او تب علم داشته و به ریاضیات بسیار علاقه‌مند بوده است. اگر تظاهراتی در دانشگاه می‌دید بیشتر تماشاچی بود، اما بعدها تب سیاست بر تب علم پیشی گرفت و او وارد گروه‌های سیاسی و یا چریکی شد و چون بسیار با استعداد بود تا رده‌های بالای مبارزه چریکی هم رفت. این روزنامه‌نگار اضافه کرد: بازرگانی داسما تحول پیدا می‌کرد و به نظرم او باید کلا اهل فلسفه می‌شد. او باید دانشگاه را که تمام کرد به اروپا یا آمریکا می‌رفت و تحصیل در فلسفه را به صورت آکادمیک پیگیری می‌کرد که اگر این کار را انجام می‌داد ما اکنون با یک متفکر برجسته و درجه یک در کشورمان مواجه بودیم. علی نژاد همچنین به تصویر منعکس شده سران سازمان مجاهدین خلق در کتاب «زمان بازیافته» پرداخت و گفت: تصویر بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق و البته خود سازمان در این کتاب هم بسیار مهم است. ما با این کتاب متوجه می‌شویم که حنیف نژاد با فکر انقلاب می‌خوابید و بیدار می‌شد و با اینکه مبارز حرفه‌ای بود اما می‌خواست همه اعضای تشکیلاتش را مانند خود بار بیاورد. در تصویری که بهمن بازرگانی از او بدست می‌دهد حنیف نژاد کسی است که اعتماد به نفس بالایی دارد و این اعتماد به نفس اشخاص همیشه و در طول تاریخ خطرناک بوده است. به همین خاطر هم تاکید دارد که دیگران باید کتاب‌هایی را بخوانند که او معرفی می‌کند. «زمان بازیافته» نیاز به ویرایش مجدد دارد محمود آموزگار رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و مدیر انتشارات کتاب آمه نیز دیگر سخنران این نشست بود. او در بخشی از سخنان خود گفت: من از چند جهت با بهمن بازرگانی ارتباط پیدا می‌کنم. سال ۱۳۸۷ دوستم سعید اردهالی به من زنگ زد و خبر از ممنوع الفعالیت شدن نشر اختران داد و چاره‌ای خواست. او و دوستانش به نشر کتاب آمه آمده و کتاب‌های خود را منتشر کردند که در بین آنها کتاب‌های بهمن بازرگانی هم بود. وی افزود: بازرگانی در این کتاب از عبدالله محسن برادر سعید محسن یاد می‌کند و خوب من سال‌هاست که با عبدالله محسن رفت و آمد دارم و بارها در صحبت‌هایمان از بهمن بازرگانی نام به میان آمد و متوجه شدم که او به بازرگانی اعتقاد بسیار دارد. در نهایت هم یکبار آقای بازرگانی را در بیمارستان دیدم. این مسائل باعث شد که من کتاب را با شوق بخوانم و البته بعد از خواندن از دوستم سعید اردهالی از ویرایش کتاب گلایه کردم. آموزگار ادامه داد: دهه ۴۰ در ایران دهه بسیار مهمی است. تا آن زمان یخچال و تلویزیونی در خانه‌ها وجود نداشت. از ابتدای برنامه‌های انقلاب سفید  بحث صنعتی شدن کشور پیش آمد و کارخانه‌ها شکل گرفتند و تحولات بنیادین در ساختار جامعه بوجود آمد. این کارخانه‌ها نیاز به نیروی کار داشتند. همچنین ساختمان سازی رشد کرد و روستاییان به امید کار زمین‌ها را در روستا رها کرده و به تهران می‌آمدند و در کنار میدان اعدام به عنوان کارگر فصلی می‌ایستادند و کارخانه‌ها بیشتر قصد داشتند این کارگران را استخدام کنند، اما آنها مخالفت می‌کردند چون آزادی‌شان را می‌گرفت. امید پهلوی به قشر متوسط بود اما همه مبارز شدند این ناشر همچنین به بحث سیستم آموزش در دانشگاه‌ها اشاره کرد و گفت: تغییرات جامعه و صنعتی شدن نیاز به نیروی کار فکری هم داشت. رشته‌های متعدد جدید در دانشگاه‌ها ایجاد شدند و البته تا پیش از این دانشگاه صرفا تامین نیروی دولت را بر عهده داشت. این مسائل باعث شد تا قشر متوسط بوجود آید که شاه بسیار به آنها امید داشت تا از او حمایت کنند، اما گروه‌های مبارز همه از این قشر درآمدند. آنها از سنت بریده اما مدرن نشده بودند. آموزگار اضافه کرد: سرکوب و خفقان دهه ۴۰ هم در شکل گیری این گروه‌های مبارز اهمیت بسیاری داشت. در آن دوران حتی به همراه داشتن نمایشنامه‌های برشت و آثار صمد بهرنگی هم جرم داشت، هرچند که این کتاب‌ها در آن دوران به صورت قانونی منتشر می‌شدند. در سال ۱۳۵۳ شرکت سهامی انتشار کتاب «حسنک کجایی» را برای کودکان منتشر می‌کند که گویا شاه این کتاب را خوانده و از آن بسیار عصبانی می‌شود. آقای محجوب مدیر این انتشارات را به همین دلیل به ساواک کشانده و از او تعهد انحلال شرکت سهامی انتشار را می‌گیرند. آموزگار همچنین به جریان‌های چپ مبارز و عدم مطالعه آنها نیز اشاره کرد و گفت: به نظر من سازمان مجاهدین خلق تفاوت ماهوی با دیگر گروه‌ها نداشت. همه گروه‌ها ایدئولوژیک بودند اما در تئوری ضعف داشتند. ۸۰ درصد زندانیان سیاسی که عضو این گروه‌ها بودند همه اندیشه‌های چپ داشتند، اما هیچکدام حتی بدیهی‌ترین کتاب‌های مارکسیستی را نیز نخوانده بودند. «زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» مصاحبه کننده امیر هوشنگ افتخاری راد با شمارگان هزار نسخ.گ.که، ۳۰۴ صفحه و بهای ۳۴ هزار تومان از سوی نشر اختران منتشر شده است. مشخصات این کتاب برای چاپ دوم تغییری نکرده است. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 27 Dec 2018 14:08:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269775/نسل-مطالعه-اندیشه-های-دیگر-انقلاب-شروع اسفندیاری:اگر این بحث‌ها 30 سال پیش مطرح می‌شد، شاید تازگی داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269690/اسفندیاری-اگر-این-بحث-ها-30-سال-پیش-مطرح-می-شد-شاید-تازگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «عاشورا چگونه و چرا؟» اثر آیت‌الله محمدعلی جاودان، پیش از ظهر امروز (سه‌شنبه چهارم دی‌ماه) با سخنرانی محمد اسفندیاری، محمدرضا سنگری و سعید طاوسی مسرور در بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد.   سنگری در معرفی اجمالی از این کتاب، گفت: این اثر حاصل سلسله مباحث مطرح شده از استاد محمدعلی جاودان بوده که چاپ ششم آن نیز در 128 صفحه در سال جاری از سوی موسسه ایمان ماندگار راهی بازار نشر شد. مباحث این کتاب در 6 فصل تنظیم شده است. چند بحث بسیار خوب درباره عاشورا در این کتاب محور قرار گرفته است. فصل نخست، به اختصار ماجرای کربلا را مطرح می‌کند. نویسنده در فصل دوم به این موضوع پرداخته که امام حسین (ع) در پی اقدام مسلحانه نبود.   وی افزود: فصل سوم کتاب به این مبحث که نهضت کربلا حرکتی برای تشکیل حکومت نبود، اشاره دارد. در فصل چهارم، دلایل و علل قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مورد بررسی قرار گرفته و در فصل پنجم این موضوع محور قرار گرفته که هدف نهضت امام، نهی از منکر بود. فصل پایانی کتاب نیز درباره آثار و نتایج قیام حضرت اباعبدالله (ع) است.     این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، با اشاره به برخی محاسن این کتاب، بیان کرد: یکی از ارزش‌های این کتاب کم‌حجم این است که بسیار پرمحتوا است. هندسه مجموعه این بحث‌ها و چینش آن‌ها، بسیار عالمانه و دقیق صورت گرفته است. همچنین منابع و مواخذ با یک انتظام تاریخی در حاشیه جزء به جزء بحث مطرح شده که این شیوه کاربرد می‌تواند به‌عنوان چراغی فراروی دیگران باشد. استاد جاودان بیشتر از منابع دست اول و اولیه استفاده کرده و عمدتا از منابع دست دوم و کمتر معتبر پرهیز کرده است. روان بودن نثر از دیگر نکات مثبت این کتاب به‌شمار می‌رود.   سنگری در ادامه گفت: از دیگر خصوصیات ارزشمند کتاب،‌ ارائه پاورقی‌ها آن‌هم با اِعراب‌گذاری است. البته برخی نام‌ها هم اِعراب‌گذاری نشده‌اند. نکته مهم دیگر این است که بخش‌های مهم و برجسته سخنان، با رنگی و شکلی متفاوت مشخص شده است. هنر بزرگ یک نویسنده، پاراگراف‌بندی متن است و نخستین بند هر پاراگراف باید اصلی‌ترین حرف را بزند. این اصل در کتاب حاضر به شکلی دیگر و با رنگی بودن نکات و جملات مهم لحاظ شده است.   این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: نویسنده هم به منابع شیعه و هم به منابع اهل سنت مراجعه و به‌خوبی از آن‌ها استفاده کرده است. در این کتاب، در کنار نگاه فلسفی و برهانی، نگاه کلامی را هم به‌خوبی به‌ویژه در بحث‌های اصلی می‌بینیم.   وی در طرح چند نقد بر محتوای این کتاب نیز اظهار کرد: در مورد بحث مربوط به فصل سوم کتاب مبنی بر این‌که نهضت کربلا حرکتی برای تشکیل حکومت نبود، اتفاقا نکته‌ای که نشان می‌دهد امام در پی تشکیل حکومت بود، فحوای کلام خودِ امام است. معتقدم که امام در هر مرحله از مسیر در پی یک هدف بود. هدف را باید در موقعیت‌های مختلف تبیین کرد. اگر هم بگوییم وظیفه امام تحقق دین است، حکومت شرط تحقق دین است. اصلا دین بدون تشکیل حکومت تحقق پیدا نمی‌کند.   سنگری در نقد کتاب افزود: در بحث مربوط به تبدیل جایگاه خلافت به ربوبیت هم باید گفت که این بحث از مبنا غلط است. یکی از مواردی که غلط است در صفحه 29 کتاب آمده که مسلم بن عقیل را نخستین شهید نهضت امام حسین (ع) معرفی کرده در حالی‌که اولین شهید سلیمان بن رزین بوده است. بسیاری از دلایل مطرح شده در کتاب ناقص هستند که دلایل قیام امام حسین (ع) از آن‌جمله است.   بحث تبدیل جایگاه خلافت به ربوبیت از نقاط درخشان کتاب است   محمد اسفندیاری؛ سرپرست دانشنامه امامت، دیگر سخنران این نشست، در طرح نظر کلی خود درباره کتاب «عاشورا چگونه و چرا؟»، گفت: برخی مباحث مطرح شده در این کتاب، امروز جزو اطلاعات عمومی مسلمانان شده است. اگر این بحث‌ها 30 سال پیش مطرح می‌شد، شاید تازگی داشت، ولی امروز تا حدودی توضیح واضحات است. برخی از مطالب خارج از موضوع هم  در کتاب یافت می‌شود. یک نکته مهم اینکه، سخنرانی‌ها ارزنده‌تر از معمول سخنرانی‌های کشور است.   وی ادامه داد: درباره دلایل و علل قیام امام حسین (ع) که در فصل چهارم کتاب مطرح شده، تاکنون بحث‌های زیادی صورت گرفته است، ولی به‌نظرم درباره این موضوع نباید بحث شود. اگر امام قیام نمی‌کرد، باید دلیل می‌آوردیم، نه برای قیام امام که یک چیز طبیعی است. باید باب دلایل و علل کشتن امام به‌جای دلایل و علل قیام امام مطرح می‌شد.   این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، بیان کرد: در فصل چهارم بحث تبدیل جایگاه خلافت به ربوبیت وجود دارد که استاد جاودان خیلی خوب آن‌را طرح کرده که از نقاط درخشان کتاب به‌شمار می‌رود. کتاب ضمن روایت وقایع، وارد تحلیل و تاریخ‌نگاری شده و فصل‌های آخر کتاب،‌ بحث‌های تحلیلی است. پاورقی‌های توضیحی کتاب نیز از نقاط قوت آن است. همچنین لفظ و معنا در این کتاب برابر است و علیرغم بسیاری از کتاب‌های عاشورایی، اِطناب در آن دیده نمی‌شود.   اسفندیاری در ادامه بحث نقدهایی را نیز به کتاب وارد کرد. وی گفت: ازجمله اشکالات متعددی که می‌توان به کتاب وارد کرد این است که نویسنده به دو حدیث نامعتبرِ «مشیت» و «وصیت امام به محمد حنفیه» استناد کرده است. ایشان در صفحات 17 و 84 کتاب نیز به حدیث غیرمعتبر دیگری اشاره که بخش نخست آن در همه منابع آمده و مورد قبول است و بخش دوم آن در«الفتوح» ابن حسن که منبع معتبری نیست آمده است. نکته مهم درباره حدیث این بوده که در آن وضعیت، امکان صدور چنین سخنی از امام محال است، چراکه تا جایی که من از تاریخ می‌دانم، یزید تا آن زمان «قاتل النفس المحرمه» نبوده است.   سرپرست دانشنامه امامت افزود: در کتاب آمده که قیام امام برای تشکیل حکومت نبود و در ادامه هم این بحث تکرار شده، اما در صفحات 76 و 77 کتاب جمله‌ای کاملا در تعارض با این گفته بیان شده و آن این است که وظیفه‌‌ای برای امام به‌وجود آمده بود و آن وظیفه تشکیل حکومت بود. چنین تناقض آشکاری آن‌هم از سوی نویسنده‌ای چون آیت‌الله جاودان بعید به‌نظر می‌رسد و احتمالا به‌نحوی به کتاب اضافه شده است. اما اینکه چرا قیام هدف امام نبود، باید مراحل قیام امام را بررسی کنیم: 1- هدف امام از مدینه به مکه، امتناع از قیام بود. 2- از مکه تا دریافت نامه‌ها، هدف امام تشکیل حومت بود. 3- در کربلا، هدف امام جلوگیری از جنگ بود.   وی تصریح کرد: نگاهی به سیر قیام امام در کتاب‌های تاریخی بسیاری از ابهامات را روشن می‌کند: 1- مردم کوفه امام را دعوت کردند تا پیشوای آن‌ها شود. 2- امام به مردم کوفه نامه نوشت که رفتن به آن شهر، مشروط به فرستادن نماینده و راستی‌آزمایی صدق سخن مردم کوفه است. 3- نماینده امام به کوفه می‌رود و از بیش از 18 هزار نفر بیعت می‌گیرد و به امام می‌نویسد که همه مردم کوفه با تو همراهند، هنگامی که نوشته مرا می‌خوانی سریع به اینجا بیا. 4- امام به مردم کوفه می‌نویسد نامه مسلم آمده و از همراهی شما گفت... من همین روزها به سوی شما می‌آیم.   اسفندیاری با اشاره به موانع پذیرش نظریه حکومت نیز گفت: گروهی امام را از رفتن به کوفه نهی می‌کردند، با این استدلال که کوفیان مردمانی سست عنصر و پیمان‌شکن هستند. همچنین این نظریه را با علم مطلق امام در منافات می‌دانند. اگر این نظریه را بپذیریم لازمه آن این است که امام شکست خورده است.   متن کتاب در سطح بیان وقایع نمانده است   سعید طاوسی مسرور نیز در ادامه مباحث این نشست، در بیان برخی از محسنات کتاب اظهار کرد: ششمین چاپ این کتاب، پاییز سال جاری با صفحه‌آرایی و طراحی زیبا همراه با ارجاعات و استنادات در حاشیه صفحات و توضیحات در پاورقی، منتشر شده است. در این کتاب برخلاف بسیاری از آثار این‌گونه، با استناد به منابع متقدم توضیحات مربوط به اعلام و رجال و ... در پاورقی آمده است. از چاپ‌های متعدد و منابع معتبر در فهرست منابع کتاب استفاده شده و تنوع منابع نیز قابل‌توجه است. جانِ کتاب و حرف‌های اصلی در مقدمه 72 صفحه‌ای به خواننده منتقل می‌شود. اینکه متن در سطح بیان وقایع نمانده و تحلیل‌های قابل‌توجهی مطرح شده، از محاسن دیگر کتاب است.   وی در نقد کتاب نیز افزود: هم اشکالات شکلی و هم اشکالات محتوایی به کتاب دارم. در چندین مورد این اشکالات را برای نویسنده نوشتم که چندان ترتیب اثری داده نشد. همانقدر که زیبایی کتاب مهم است، دقت در آن هم مهم است. در فهرست منابع،‌اشکالات متعدد دیده می‌شود ازجمله عدم نظم الفبایی و ذکر نشدن اسم اشهر مولف. نکته دیگر اینکه چه اشکالی دارد در هر سطحی هستیم به تحقیقات و نوشته‌های معاصرین هم استناد و ارجاع داشته باشیم. معمول ایشان نیست که به‌جز علامه عسکری و باقر شریف قریشی، به معاصرین ارجاع دهند. همچنین در بیشتر موارد، ترتیب ارجاعات رعایت نشده است.   این پژوهشگر گفت: مباحث مناقشه‌برانگیز کتاب در فصل‌های 5 و 6 آمده است. اینکه هدف امام، امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده، خالی از اشکال نیست، چون امام در همه زندگی این کار را انجام می‌داد. باید ابتدا تعریف درستی از امر به معروف و نهی از منکر ارائه شود. در یکی دیگر از فصل‌های کتاب، نویسنده در بحث تبدیل خلافت به ربوبیت، آورده که امام حسین (ع) خلافت را رسوا کرد که این حرف جای مناقشه است. نباید حرکت امام را به رسوایی تقلیل داد. هدف قیام امام، رسوایی دستگاه خلافت نبوده، بلکه هدف قیام، اّبطال حکومت باطل و تاسیس حکومت حق بوده است. نویسنده در بیان هدف امام و استراتژی‌ امام و تبیین سیاست امام در موضوع رسوایی، موفق نبوده است.   ]]> دین‌ Tue, 25 Dec 2018 13:21:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269690/اسفندیاری-اگر-این-بحث-ها-30-سال-پیش-مطرح-می-شد-شاید-تازگی باید تقدم حقوق مردم را در حقوق شهروندی مبنا قرار دهیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269651/باید-تقدم-حقوق-مردم-شهروندی-مبنا-قرار-دهیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «منشور حقوق شهروندی بر مبنای کرامت انسانی» نوشته فاطمه پیرامن عصر روز گذشته دوشنبه 3 دی‌ماه باحضور مولف اثر، علی تقی خانی و سهراب مظفری‌نیا  در سرای اهل قلم برگزار شد. فاطمه پیرامن در این نشست توضیحاتی را درباره کتاب ارائه کرد و گفت: زمانی این کتاب نگارش شد که پیش نویس منشور حقوق شهروندی مطرح بود، من نیز بر این اساس تصمیم گرفتم منشور را با مبنای کرامت انسانی معیار بررسی خود قرار دهم چون این اصل تنها اصل غیر قابل عدول است. از این کارم نیز اهدافی را دنبال کردم. نخست اینکه مبنای روشنی به منشور حقوق شهروندی داده شود و مصادیق آن مشخص شود و از سوی دیگر تاکید من روی مبنا قرار دادن کرامت انسانی بوده است.   وی ادامه داد: از میان تمام مصادیقی که می‌توانست در تهیه قواعد منشور تاثیرگذارتر باشد کرامت انسانی مهم‌تر بود. در حال حاضر نیز منشور بازبینی شده و اصلاحاتی در آن انجام شده است. تحلیل‌هایی که در این کتاب درباره کرامت انسانی صورت گرفته در نهایت می‌تواند در بازبینی و اصلاح منشور کاربردی باشد.   وی با تاکید بر کرامت ذاتی انسان گفت: در این کتاب کرامت انسانی اصل است و تلاش در فصول مختلف، تعریف، ماهیت، مصادیق و ... کرامت انسانی بیان شده است. یکی دیگر از ایراداتی که می‌توان به این منشور گرفت این است که در آن تعریف دقیقی از شهروندان ارائه نشده است و این عدم تعریف می‌تواند به اعمال تبعیض شهروندان بیانجامد. پیرامن در بخش پایانی سخنانش یادآور شد: حقوق شهروندی باید در جزء جزء جامعه سیاسی وارد شده تا بر اساس آن در ارگان‌های دولتی و میان شهروندان ضمانت اجرایی پیدا کند. همچنین حقوق اقلیت‌های خاص مانند معلولان، کودکان و زنان و ... باید در منشور مورد توجه قرار گیرد.   مظفری نیا نیز در ادامه این نشست توضیحاتی را درباره تاریخچه شکل گیری منشور حقوق شهروندی و ادبیات سازی در این باره ارائه کرد و گفت: کار کردن روی حقوق شهروندی باعث می‌شود که مردم با این ادبیات بیشتر آشنا شوند. البته ما نیز برای فرهنگ سازی این ادبیات از مدیران خود شروه کنیم و از سوی دیگر در مدارس حقوق شهروندی را فرهنگ‌سازی کنیم.   وی با اشاره به اقدام خوب نویسنده روی منشور حقوق شهروندی و پرداختن به وجه علمی آن افزود: البته تلاش بیشتر باید این باشد که روی مصادیق حقوق شهروندی متمرکز شویم و ببینیم که به طور مثال حقوق معلمین در منشور حقوق شهروندی چیست. از سوی دیگر بسیاری از موضوعات اگرچه در قالب قانون درآمده است اما در اجرا ضعیف است و باید این خلاء‌ها برطرف شود.   مظفری نیا با بیان اینکه باید بین حقوق و تکالیف در منشور حقوق شهروندی تفاوت قائل شویم گفت: مصادیق استفاده از حقوق شهروندی باید از طریق انجمن‌های این حوزه به مردم از مقاطع پایه آموزش داده شود.    این مدرس دانشگاه با تاکید بر تلفیق فرهنگ ایرانی و اسلامی با یکدیگر افزود: باید در بررسی حقوق شهروندی تمدن ایرانی اسلامی را در نظر بگیریم.   علی تقی خانی نیز در ادامه این نشست تدوین یک فهرست جزئی‌تر را برای کتاب پیشنهاد کرد و افزود: طی چند سال اخیر آن قدر حجم تولیدات ما زیاد شده که لزوم تهیه فهرست تفصیلی برای مراجعه بهتر مخاطب به موضوعات ضروری است.  همچنین مولف اگرچه قرار بوده در فصل اول به توضیح کلیات بسنده کند اما مفاهیم را هم شرح داده است. در فصل دوم نیز مولف وارد بررسی ماهیت کرامت انسانی شده  اما من بیشتر علاقه‌مند بودم که تحلیل مبانی حقوق شهروندی را ببینم چراکه ماهیت در این موضوع با مبانی متفاوت است.   وی با اشاره به اینکه در فصل سوم ارتباطی بین مصادیق و کرامت انسانی دیده نمی‌شود ادامه داد: من با مطالعه این اثر نتوانستم متوجه شوم که بین مصادیق در این کتاب و کرامت انسانی چه ارتباطی وجود دارد. از سوی دیگر در کتاب عبارات مختلف عربی وجود دارد که لازم است با توجه به اهمیت زبان فارسی، کمتر استفاده شود. در منابع کتاب نیز که در پایان آورده شده ایرادات ویرایشی وجود دارد که باید برطرف شود.   این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه در کرامت انسانی باید به مبنای آن توجه کرد گفت: مبنای مهم تری در کرامت انسانی وجود دارد و آن این است که حق مردم بر حق خداوند تقدم دارد حال با توجه به مطالب کتاب ما نمی‌توانیم متوجه شویم که مولف اساسا با این موضوع مخالف است یا موافق؟ اگر حقوق مردم را بر حق الله متقدم بدانیم آن وقت است که برخورد ما درباره حقوق شهروندی متفاوت می‌شود.   وی ادامه داد: اینکه دولت خود را برای نگارش منشور حقوق شهروندی موظف می‌کند بسیار قابل تامل است چون این بدین معنی است که دولت خود را نماینده مردم می‌داند. ما باید در اجرای حقوق شهروندی از این هم فراتر برویم و این فرهنگ‌سازی را از مردم شروع کنیم.  باید جایی که حکومت وارد می‌شود یادآور شویم که تو نماینده مردم هستی نه مسلط بر مردم! اختیاری که به حکومت داده شده به دلیل نمایندگی مردم است بنابراین ما باید تقدم حقوق مردم را مبنا قرار دهیم و دولت نباید به بهانه دفاع از حقوق خداوند از حقوق مردم حمایت نکند! کرامت انسانی بنابراین برای ما تنها مبنا نیست بلکه هدف است و رسیدن به آن باید برای همه یک هدف باشد.   تقی خانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تعریف لغوی کرامت انسانی در کتاب توضیح داد: مولف در این بخش پس از بیان همه تعاریف درباره کرامت انسانی تعریف دوری از کرامت انسانی مطرح می‌کند و می‌گوید کرامت ذاتی کرامتی است! و این علامت سوال برای ما باقی ماند که از این تعریف دوری به چه نتیجه‌ای می‌توان رسید.   مونس کشاورز مدیر انتشارات حقوق شهروندی نیز در بخش پایانی این نشست با اشاره به فعالیت‌هایی که تاکنون درباره حقوق شهروندی صورت گرفته گفت: اگرچه به نظر می‌رسد تاکنون فعالیت‌های بسیاری از سوی دولت در این باره صورت گرفته اما همچنان بازخوردهایی که وجود دارد این است که این فعالیت‌ها نتوانسته به ثمر برسد، گویی این موضوع جدی گرفته نشده است.   وی یاداور شد: با این وجود ایجاد زمینه‌ای برای طرح گفتمان علمی درباره حقوق شهروندی جای تقدیر بسیار دارد چراکه به تدریج می‌توان از این فضا برای بررسی تخصصی گتمان حقوق شهروندی در کشور استفاده کرد.     ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 25 Dec 2018 10:05:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269651/باید-تقدم-حقوق-مردم-شهروندی-مبنا-قرار-دهیم مجموعه داستان «نخ قرمز به جای لب‎هایش» نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269432/مجموعه-داستان-نخ-قرمز-جای-لب-هایش-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در آغاز نشست مبارک محسنی مدیر اجرایی خانه کتاب صبح امید، با بیان دلایل برگزاری این سلسله نشست‎ها آن را قدمی در برقراری ارتباط بهتر بین جامعه فرهنگی و ادبی مهاجرین افغانستانی در ایران دانست و توانمندی‎ها و ظرفیت‎های موجود در جامعه مهاجرین را بسیار بالا ارزیابی کرده و ضرورت حمایت، انسجام و استفاده از این توانمندی‎ها را یادآور شد. وی افزود: خانه کتاب صبح امید با درک این ضرورت اقدام به برگزاری این سلسله نشست‎ها کرده و به دنبال فراهم ساختن ارتباط مستقیم و چهره به چهره بین نویسندگان و پدیدآورندگان آثارفرهنگی و ادبی جامعه مهاجر و مخاطبان این آثار است.    محسنی ضمن اظهار علاقه مندی و اعلام آمادگی برای چاپ آثار نویسندگان مهاجر، از امکان عرضه همزمان این کتاب‎ها در بازار فرهنگی داخل افغانستان توسط خانه کتاب صبح امید خبر داد.   مرتضی شاه‌ترابی کارشناس نخستین نشست «سه‎شنبه‎ها با کتاب افغانستان» در دومین بخش از برنامه‎ها به تعدد جلسات نقد کتاب در انجمن‎ها و تشکل‎های ادبی مهاجرت و جای خالی جلسات گفت‌وگو و آشنایی نزدیک با نویسندگان اشاره کرد و برگزاری این جلسات را گامی مثبت در راستای پیوند خوانندگان و نویسندگان برشمرد.   زهرا نوری نویسنده «نخ قرمز به جای لب‎هایش» در ادامه نشست داستان کوتاه «بیرون از خانه زیر چادری» را از مجموعه داستان «نخ قرمز به جای لب‎هایش» خواند و سپس به پرسش‎های کارشناس جلسه و خوانندگان کتابش پاسخ داد.   نویسنده «نخ قرمز به جای لب‎هایش» عنوان مجموعه‎اش را برگرفته از روایت شفاهی و اسطوره‎ای شنیده از زبان مادرش معرفی کرد و گفت: وقتی مادرم از خاطرات دوران کودکی‎اش نقل می‎کرد و افسانه آل را تعریف می‎کرد می‎گفت: «من عروسکی درست می‎کردم که دکمه جای چشم‎هایش، نخی جای دماغش و یک نخ قرمز هم به جای لب‎هایش...» دقیقاً عین همان جمله مادرم را گرفتم و در داستانم آمد و همان هم بعدها نام کتاب شد.   این نویسنده مهاجر حضورش در کارگاه‎های «دوره آل جلال» و آشنایی‎اش با «داوود غفارزادگان» را تقویت‎کننده اعتماد به نفس و نقطه عطف نویسندگی‎اش برشمرد و گفت: این کارگاه‌ها و حضور در کنار اساتید به من انگیزه داد تا داستان‎هایم را در قالب کتاب چاپ و منتشر کنم.    نوری در پاسخ به پرسشی که درباره زبان و نثر و لهجه داستانهایش طرح شد، پاسخ داد: برای لهجه و زبان داستانم کوشش کردم از دیگر نویسندگان تقلید نکنم و همان لهجه‎ای را خلق کنم که در خانواده با آن گفت و گو می‎کنم. به نظرم یک نویسنده مهاجر می‎تواند هم از زبان فارسی با لهجه دری و هم از زبان فارسی با لهجه اینجایی استفاده کند و این استفاده می‎تواند به راه جدیدی در زبان داستانی مهاجرت بینجامد.   پایان بخش این نشست، جشن امضای کتاب «نخ قرمز به جای لب‎هایش» در محل خانه کتاب صبح امید بود.   «سه‎شنبه‎های کتاب افغانستان» در آخرین سه شنبه هر ماه، با معرفی یک کتاب و حضور نویسنده و مخاطبان و علاقمندان اثر در مجتمع ناشران قم برگزار می‎شود. خانه کتاب صبح امید به‎طور اختصاصی به عرضه کتاب‎های چاپ نویسندگان افغانستانی و کتاب‎های مرتبط با افغانستان پرداخته و امکان دسترسی به اینگونه کتاب‎ها را برای جامعه مهاجرین و علاقمندان به فرهنگ افغانستان فراهم کرده است. ]]> استان‌ها Thu, 20 Dec 2018 08:37:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269432/مجموعه-داستان-نخ-قرمز-جای-لب-هایش-نقد-بررسی راز جذابیت «داش آکل»/ «دخیل هفتم» برای همه ایرانی‌ها باورپذیر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269368/راز-جذابیت-داش-آکل-دخیل-هفتم-همه-ایرانی-ها-باورپذیر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های نقد داستان طلاب با همکاری مدرسه اسلامی هنر استان قم و انتشارات شهرستان ادب، چهارمین نشست محوریت رمان «دخیل هفتم» با حضور محمدرضا شرفی خبوشان و مهدی کرد فیروزجایی به عنوان منتقد و محمد رودگر، نویسنده اثر در سالن اجتماعات مدرسه اسلامی هنر برگزار شد.   در ابتدای این جلسه مرتضی شاه‌ترابی مجری جلسه به معرفی مهمانان پرداخت و محمد رودگر نویسنده اثر بخشی از رمان را برای حضار خواند.   در بخش اول نقد، محمدرضا شرفی خبوشان به اشاره به برخی کتاب‌های شاخص که برای خودشان جایگاه ایجاد می‌کنند، گفت: همه شما می‌دانید نمی‌توانیم برای هر کتابی جایگاه فرض کنیم. کتاب زیاد چاپ می‌شود. در حوزه داستان، کم کتابی منتشر می‌شود که بخواهیم برایش جایگاه قائل شویم، چرا که خیلی از کتاب‌ها به لحاظ محتوا و نوع روایت، چیزی به جهان داستان اضافه نمی‌کنند؛ یا تکرار مکررات در شیوه روایت‌اند، یا جدیتی در آن‌ها دیده نمی‌شود. اما با اطمینان خاطر می‌توانیم بگوییم این کتاب هم در شکل روایت و هم در محتوایی که این شکل حاصل آن است، در ادبیات داستانی جایگاه دارد.   شرفی‌خبوشان: اتکای هر نویسنده‌ای باید به پژوهش باشد نویسنده رمان «بی‌کتابی» این کتاب را پیشنهادی به ادبیات داستانی عنوان کرد و گفت: نویسنده کتاب نویسنده‌ای است که به اتکای پژوهش پیش می‌رود و این امر مهمی است. در کشور ما معمولاً داستان نویسی را رفتن به کارگاه داستان و فراگیری تکنیک تلقی می‌کنند، این امر کافی نیست گرچه لازم است. نویسنده‌ای می‌تواند پیشنهاد بدهد و برای خودش جایگاه ایجاد کند که بخش زیادی از کار او پژوهش باشد چرا که پژوهنده بودن باعث می‌شود نویسنده به آنچه می‌خواهد بگوید و شیوه‌ای که می‌خواهد ارائه دهد، فکر کند. نویسنده در زمینه‌ای پژوهش می‌کند که با روایت ما گره خورده است، با متونی سروکار دارد که همه این‌ها دست به روایتگری می‌زنند. شاهد این ادعا کتاب «رئالیسم عرفانی» ایشان است.   نویسنده رمان «عاشقی به سبک ونگوک» با بیان اینکه گرفتن شیوه‌های دیگران و تکرار کردن آن‌ها چیزی به ادبیات اضافه نخواهد کرد، تصریح کرد: اتفاق، زمانی می‌افتد که ادبیات را شخم بزنیم و رگه‌های قابل استفاده از آن را استخراج کنیم و از آن چیزی بسازیم که شایسته آن استخراج باشد.   برگزیده جایزه جلال آل‌احمد در پاسخ به نقد کسانی که می‌گویند کتاب «دخیل هفتم» زمانی قابل فهم است که با تصوف و عرفان آشنایی داشته باشیم، ادامه داد: هر آدم ایرانی این کتاب را بخواند، باورش می‌کند. ایرانی‌ها بر اساس سیر تاریخی این روایت‌ها شکل گرفته‌اند. روایت‌های عرفانی ما از همان ابتدا حرکت‌ِشان در دل روایت به صورتی است که بنا را بر پذیرفتن مخاطب می‌گذارند و نیازی به شگردهای رئالیسم جادویی ندارند. آنچه در سرشت ما قرار گرفته باعث می‌شود این جنس از روایت را بپذیریم. نویسنده اثر برای اینکه حرفی را بزند و آن را نشان دهد، عناصر داستان را تقلیل می‌دهد. این آمیختگی محتوا و شکل روایت است. اما در رئالیسم جادویی این تقلیل اتفاق نمی‌افتد. این خودش کشف تکنیک‌های طلایی است. یک پیشنهاد جدید برای ارائه حرف جدید به حساب می‌آید.                           در ادامه مهدی کرد فیروزجایی به نقد اثر پرداخت و گفت: این اثر از چند بعد قابل بررسی است و از هر بعد که نگاه کنیم با کارهای دیگر که در این زمینه نوشته شده، متفاوت است. ما با یک داستان انقلابی مواجه‌ایم؛ داستانی که مثل بقیه یک ساختار داستانی دارد اما یک ویژگی باعث می‌شود که این اثر را از بقیه کارها متمایز می‌کند.   برگزیده جشنواره داستان انقلاب به ویژگی این اثر پرداخت و افزود: باید بپذیریم که ادبیات داستانی ما با کار جدیدی رو به رو است. نویسنده خیلی زحمت کشیده که این ویژگی از کار بیرون نزند. ما تراث و تذکره و شرح حال عرفانی را داشته‌ایم که حقایق زندگی هستند اما آن‌ها را کنار گذاشته‌ایم. آقای رودگر این حقایق زندگی را با عنصر خیال روایت کرده و ما را با داستان و رمان مواجه کرده است. در این اثر علاوه بر عرفان به ایرانیت هم پرداخته که می‌توان گفت ما با یک کار وطنی کاملاً بومی و خودی مواجه‌ایم.   فیروزجایی: عرفانی که «دخیل هفتم» معرفی می‌کند، عرفان سالمی است نویسنده رمان «افعی کشی» با اشاره به اینکه نویسنده در این اثر به موضوع عرفان پرداخته است، این پردازش را رئالیسم اسلامی خواند و یادآور شد: عرفانی که نویسنده در این اثر معرفی کرده، کاملاً عرفان سالمی است. به یک معنی عرفان شیعی است. نویسنده دخیل هفتم قائل به شریعت است، جایگاه عقل را مطرح می‌کند. بر سر عقل و عرفان بحث است تا جایی که می‌گویند باید اصالت را به عقل بدهیم. در این اثر نیز همین گونه است. در بخشی که شخصیت شکنجه می‌شود، کاملاً عاقلانه تصمیم می‌گیرد و با عقل مسیر را ادامه می‌دهد و موفق هم می‌شود.   این نویسنده در پایان بخش اول از صحبت‌هایش گفت: یک ویژگی که در این شخصیت وجود دارد و آن را جذاب می‌کند، آن است که یک عاشق مبارز می‌شود. تمام جذابیت داش آکل به این است که یک لوطی عاشق می‌شود. لوطی عاشق نمی‌شود، بنابراین وقتی عاشق شد، عمق پیدا می‌کنند، درون پیدا می‌کنند. مبارز هم همین طور است؛ در موقعیت عشق جذاب می‌شود و عمق پیدا می‌کند.   محمدرضا شرفی خبوشان در بخش دوم به یک نکته اساسی در مورد کتاب اشاره کرده و گفت: رمان می‌خواهد بگوید اکنونِ ما ادامه آن چیزی است که در گذشته داشته‌ایم. انقلاب و جنگ و همه این اتفاقات باید ابزاری باشد برای ساختن خویشتن خود. اکنون وقتی ساخته می‌شود که از گذشته برای ساختن‌اش استفاده کنیم. خوشبختانه استفاده از رخدادها و وقایع برای ساختن خویشتن هم در محتوا رخ داده هم در شیوه گفتن. به نظرم کتاب دخیل هفتم نه صرفاً یک کتاب نمادین عرفانی است، بلکه رمانی است که خیلی عمیق و جدی و وسیع، گذشته بشر ایرانی را به خصوص بعد از اسلام تا به امروز نگاه می‌کند.   این نویسنده در پایان به ویژگی‌های اثر پرداخت و بیان کرد: این کتاب هم مخاطب عام دارد هم خاص. چرا که داستانش شُسته، رفته است. به این دلیل که قصه‌ای دارد و آدمی را حکایت می‌کند. کار خوب و جاندار کاری است که شما را رها نکند و بعد از خوانش، فراموش نشود و تحولی در شما ایجاد کند. دخیل هفتم چنین خصوصیاتی دارد.   جمع بندی نهایی را مهدی کرد فیروزجایی انجام داد و گفت: رمان هیچ وقت یک متن کامل نیست و باز جای نقد وجود دارد و این از خوش شانسی منتقد است که همیشه حرف برای گفتن دارد. ویژگی دخیل هفتم این است که از هر بُعدی به آن نگاه کنی، می‌توانی از آن بهره ببری. یک آدم چهل ساله سه چیز به ما معرفی می‌کند؛ چیزهایی که هست و باید باشند، عشق، مبارزه و عقل. ]]> استان‌ها Wed, 19 Dec 2018 05:43:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269368/راز-جذابیت-داش-آکل-دخیل-هفتم-همه-ایرانی-ها-باورپذیر وجود خلأ درباره حضرت مسلم (ع) در آثار تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269277/وجود-خلأ-درباره-حضرت-مسلم-ع-آثار-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «سفیر صبح»، امروز (دوشنبه 26 آذرماه)، با حضور ابوالفضل هادی منش؛ نویسنده کتاب، سمیه بابائیان؛ معاون پژوهشی حوزه علمیه خواهران «کریمه اهل‌بیت (ع)» و جمعی از طلاب، منتقدان و استادان حوزه‌های علمیه خواهران، در سالن اجتماعات حوزه علمیه «کریمه اهل‌بیت (ع)» در قم برگزار شد.   در آغاز این نشست هادی‌منش به شرحی تفصیلی از کتاب پرداخت. بابائیان نیز در معرفی اجمالی از کتاب «سفیر صبح»، بیان کرد: این کتاب، نگاهی کوتاه و گذرا به زندگانی حضرت مسلم بن عقیل (ع) از کودکی تا جوانی دارد و تلاش‌های آن حضرت را در دوره خلفاء و دوره خلافت امیرالمؤمنین (ع) و امام مجتبی (ع) بررسی می‌کند. نویسنده در ادامه به نقش حساس آن بزرگوار در نهضت حسینی و نبرد و شهادت او پرداخته و پیامدهای شهادت مسلم (ع) را مورد بررسی قرار می‌دهد.   وی افزود: کتاب «سفیر صبح» در 16 فصل سامان یافته است.علت انتخاب این شخصیت برای انجام پژوهش، خلأ موجود در کتاب‌های منتشر شده با موضوع حضرت مسلم (ع) در آثار تاریخی است.   مولف و معاون پژوهشی حوزه علمیه خواهران «کریمه اهل‌بیت (ع)» در ادامه به پرسش‌ها و نقدهای مطرح شده در این نشست پاسخ داد.   تیترهای فراوان و ریزفهرست‌های زیاد   یکی از طلاب منتقد در این جلسه گفت: در برخی موارد مربوط به جغرافیای سرزمین‌ها، نیاز به وجود اطلاعات دقیق‌تری است که این کتاب کمتر اشاره‌ای به موقعیت جغرافیایی دقیق برخی مناطق مثل منطقه بهنساء که در کتاب آمده، کرده و دقیقا مشخص نیست چه منطقه‌ای است و صرفا در کتاب اعلام شده که بهنسا که حضرت مسلم (ع) در فتح آن حضور داشته، منطقه‌ای در مصر آن زمان است که این امر مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند.   وی ادامه داد: مورد دیگر، تیترهای فراوان و ریزفهرست‌های زیاد کتاب است که در مواردی اضافی به‌نظر می‌رسید. قلم مولف نیز در این کتاب در مواردی اندکی ادبی شده، درحالی‌که قلم متن که باید تحلیلی باشد و متن ادبی به‌نظر می‌رسد.   هادی‌منش در پاسخ به این نقدها، اظهار کرد: این نقد، نقد خوبی است و در ویرایش بعدی اصلاح خواهد شد. منطقه «بهنساء» منطقه‌ای است در مصر که توسط عمر فتح شد. همچنین قلم متن در طول متن تحلیلی بوده و تیترهای زیاد هم سلیقه مؤلف است و نقصی را برای یک اثر ایجاد نمی‌کند. در برخی موارد بجا بود که عین اسناد تاریخی در کتاب آورده شود   یکی دیگر از حاضران در این نشست نیز با نگاهی نقادانه نسبت به این کتاب، گفت: در برخی موارد بجا بود که عین اسناد تاریخی در کتاب آورده شود که این نکته گاهی مورد غفلت مولف بوده است. به‌عنوان نمونه در بخش‌هایی از کتاب از نامه امام حسین (ع) سخن به میان آمده، اما متن نامه ذکر نشده و محتوا به‌گونه‌ای است که مخاطب را به آگاهی از متن نامه امام (ع) ترغیب می‌کند.   نویسنده کتاب «سفیر صبح» در پاسخ به این نقد نیز بیان کرد: این نیز نقد خوبی است، ولی از آنجا که من براساس فضای ذهنی خود به این بحث پرداخته‌ام، نامه امام (ع) را اضافی دانسته و از ذکر آن خودداری کرده‌ام که به‌نظرم با توجه به ذائقه مخاطب باید در ویرایش بعدی ذکر شود. ]]> دین‌ Mon, 17 Dec 2018 12:20:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269277/وجود-خلأ-درباره-حضرت-مسلم-ع-آثار-تاریخی فرم‌زدگی؛ جدی‌ترین آسیب داستان‌های نخبه‎گرای فارسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269097/فرم-زدگی-جدی-ترین-آسیب-داستان-های-نخبه-گرای-فارسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جلسه نقد مجموعه داستان «سومین قدیس» نوشته «رضا کوشالشاهی» با حضور نویسنده به میزبانی گروه داستان جمعه قم در مجتمع ناشران برگزار شد.   مصطفی مهریزی نخستین منتقد جلسه داستان‌های مجموعه «سومین قدیس» را بنابر سیر زمانی و تاریخی نگارش آنها به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول پنج داستان نخست مجموعه که در دهه هشتاد نگاشته شده و تاریخ این سال‌ها را دارند. بخش دوم چهار داستان بعدی مجموعه که بعدا نوشته شده اند.   مهریزی به ویژگی عمومی پنج داستان نخست اشاره کرد و افزود: ویژگی عمومی پنج داستان نخست داشتن حالت‌های فراداستانی و حضور نویسنده در داستان است. برخی از این داستان‎ها غیرداستانی‎اند و جان بخشی به نام‎ها و پدیده‎ها مثل جان بخشی به «سادات‎محله» و «گاز خردل» در داستان‌های این بخش دیده می‎شود. این داستان‌ها زبان ساده ای دارند و سعی ندارند در سطح زبان خودشان را برجسته کنند.   این منتقد در ادامه به نقد داستان‌های بخش دوم پرداخت و گفت: داستان‌های بخش دوم مجموعه که بیشتر دوست دارم درباره شان صحبت کنم هم فضای داستانی بهتری دارند و هم زبان داستانی بهتر. حضور نویسنده در داستان کمتر است و اصلا نیست. طنزی که در داستان هست کم رنگ تر ولی پخته تر است. نوع نگاه نویسنده به «پارک دور شهر» و فرم روایی انتخاب شده در داستان «شمارش» که اولین داستان بخش دوم مجموعه است جذاب است. فرمی که داستان پیدا می‌کند و اتفاقی که آدم‌های داستان انجام می‌دهند و شهر را به چرخش درمی‌آورند.   وی در پایان صحبت‌هایش یکی از ویژ گی‌های نویسنده را نزدیک شده به روح زمانه برشمرد و بیان کرد: داستان «هالی»، همان گسترش پیشانی‎نویس داستان است که از بورخس می‌آورد. داستان «تونل» و «سیسر» دو داستان خوب مجموعه است. من فکر می‌کنم نویسنده باید به روح زمانه خودش نزدیک شود، آینه روح زمانه خودش باشد، این نزدیک شدن به روح زمانه را در این دو داستان می‌بینید. درباره داستان «سیسر» معتقدم داستان باید بتواند بدون استفاده از تکنیک‌های نمایشنامه ای و پرده نامیدن صحنه‌ها خودش را روایت کند و این تکنیک را در داستان «سیسر» نپسندیدم.   در قسمت دوم جلسه نقد، سیدمرتضی حسینی شاه‌ترابی از دسته بندی غالب در داستان‎نویسی فارسی گفت: در ادبیات فارسی داستان‌ها به دو دسته کلی عامه‎گرا (زرد و پاورقی) و نخبه‎گرا (داستان‎های جدی) تقسیم می‎شود. داستان‌های عامه‎گرا به طور عموم داستان‌هایی هستند که متمرکز بر سرگرمی‎اند، ساختار ضعیفی دارند و غالبا از اندیشه و نگاه تامل برانگیز تهی اند. در مقابل، داستان‌های نخبه‎گرا توجه شان به فرم و ساختار است. نکته و آسیب جدی هم در داستان‌های نخبه‎گرای فارسی این جاست که توجه به فرم و ساختار بر دیگر موارد غلبه می‎کند و نویسنده از توجه به جذابیت‎های روایی و همین طور نگاه و اندیشه نو غافل می‎شود. مجموعه داستان «سومین قدیس» هم در ادبیات داستانی نخبه‎گرا جای می‎گیرد و توجهش به فرم و ساختار بیشتر از عنصر جذابیت شده است.   شاه‌ترابی در ادامه به نسبت نویسنده با جامعه خوانندگانش پرداخت و گفت: نسبت داستان نویس با جامعه خوانندگانش به نظر من در سطح موضوع و فرم و ساختار بیشتر از هرچیزی خودش را نشان می‌دهد. اینکه نویسنده بتواند موضوعاتی را انتخاب کند که دغدغه و نیاز خوانندگان باشد و بتواند در فرم و ساختاری مناسب روایت کند. در این نگاه اگر بگویم موضوع داستان اول یعنی «سومین قدیس» و داستان آخر یعنی «سیسر» جذاب تر از دیگر داستان‌های مجموعه بود و می‎شود گفت کل داستان‌های مجموعه مسیر شدن نویسنده است از داستان کوتاه «سومین قدیس» برای رسیدن به نوشتن داستان «سیسر».   وی در پایان به برخی از داستان‌های این مجموعه اشاره کرد و گفت: «سومین قدیس» داستانی است که از اسطوره وام گیری می‎کند و پیوند بینامتنی دارد، «سیسر» هم همین طور است. تمامی داستان‌های این مجموعه در فاصله زمانی خلق بین این دو داستان نوشته می‎شوند و دقیقا پخته‎ترین داستان مجموعه هم همان داستان «سیسر» است که هم از نگاه موضوع، هم زبان، هم فرم و ساختار و هم تکنیک کار متفاوتی و درخورتوجهی است، گرچه در جاهایی بهانه‎های روایی کار و پردازش بیشتری می‎خواهد و یا اگر تصاویر از نگاه بداعت و نو بودن یکدست بودند جذاب تر و داستان قدرتمندتر می‎شد. ]]> استان‌ها Sun, 16 Dec 2018 10:48:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269097/فرم-زدگی-جدی-ترین-آسیب-داستان-های-نخبه-گرای-فارسی برگزاری برنامه‌های متنوع فرهنگی در کتابخانه‌های عمومی دامغان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269170/برگزاری-برنامه-های-متنوع-فرهنگی-کتابخانه-های-عمومی-دامغان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از سمنان، در یکی از این برنامه‌ها کتاب «سرزمین آرزوها» در کتابخانه عمومی شهید مشهد امیریه جمع خوانی شد. در این نشست فرهنگی اعضای کتابخانه عمومی شهید مشهد امیریه با حضور در کتابخانه به جمع خوانی کتاب «سرزمین آرزوها» نوشته مرتضی عبدالوهابی پرداختند و اعضاء فعال علی داودیان، نجیب الله درزی، محمدرضا امیرعبدالهیان و علی قدرت آبادی در خصوص این کتاب به بحث و تبادل نظر پرداختند. همچنین کلاس قصه گویی در کتابخانه عمومی شهید شاهچراغی دامغان برگزار شد. درراستای ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی کلاس قصه گویی با حضور نونهالان مرکز پیش دبستانی پریا شهرستان در این کتابخانه برگزار شد. درا ین برنامه فرهنگی نونهالان پیش دبستانی پریا با حضور در بخش کودک کتابخانه شهید شاهچراغی از نزدیک با منابع و فعالیت‌های این بخش آشنا شدند. در این برنامه همچنین مسابقه نقاشی نیز بین نونهالان برگزار شد که به بهترین نقاشی نیز جوایزی اهداء شد و ضمنا کتاب «کلاغ سیاه به سفر می‌رود» نوشته بابک صابری جمع خوانی و قصه گویی شد. ]]> استان‌ها Sun, 16 Dec 2018 07:59:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269170/برگزاری-برنامه-های-متنوع-فرهنگی-کتابخانه-های-عمومی-دامغان