خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين نشست‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/rokhdad_ketabi Mon, 18 Feb 2019 14:20:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 18 Feb 2019 14:20:13 GMT نشست‌کتاب 60 «خاک سفید» از محله‌‌ای جرم‌خیز و مخروبه اعاده حیثیت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271975/خاک-سفید-محله-ای-جرم-خیز-مخروبه-اعاده-حیثیت-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان «خاک سفید» نوشته حمید بابایی در نشستی در گروه داستان جمعه در قم، با حضور بهروز انوار و رامین سلیمانی به عنوان منتقدین کتاب، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بابایی علاوه بر این اثر، رمان «پیاده» را هم در کانامه خود دارد. ​ در ابتدای جلسه بهروز انوار نویسنده رمان «تراش سوخته‌ها» صحبت‌هایش را با سه پرسش آغاز کرد و گفت: اولین سوالم این است که چرا یک رمان را باید به عنوان یک اثر، کامل تشریح و اجزایش را تحلیل کنیم؟ راحت‌ترین پاسخ این است که برای رسیدن به درک درستی از فرم و محتوا لازم است این کار را انجام دهیم. به همین خاطر از این منظر به رمان می‌پردازم. به نظر من این کتاب یک مجموعه روایت به هم مرتبط است نه مجموعه داستان به هم پیوسته، چرا که روایت‌ها آن استقلال مجموعه داستان به هم پیوسته را ندارند و نمی‌توانند به صورت مستقل یک کل را تشکیل بدهند و نهایتاً مخاطب را به یک جمع بندی برسانند.   «خاک سفید» به قراردادهای داستانیِ خود پایبند نیست انوار دومین سوالش را معطوف به قراردادهای نویسنده در رمان کرد و گفت: دومین سوالم برمی‌گردد به قراردادهایی که نویسنده در متن ایجاد می‌کند. سوال اینجاست که آیا نویسنده به قراردادهای خود در داستان پایبند بوده یا نه؟ در فصل اول نویسنده قراردادهایی از قبیل عشق «پویا» به عنوان یک پسر بالاشهری به «بتول» را که دختری پایین شهری است، وضع می‌کند. در واقع نویسنده قرار می‌گذارد که یک شخصیت از یک منطقه سطح بالای تهران به منطقه پایین‌تری برود و عاشق بشود. اما در فصل دوم که اتفاقاً فصل درخشانی است، این قراردادها زیر پا گذاشته می‌شود و این بار، عشق بتول به پویا مطرح می‌شود. وی ادامه داد: تقابل زندگی «اکبر» و «پویا» قرارداد ما در فصل سوم است. در فصل چهارم قراردادهای ما بین اکبر، مرگ و عشق دختری از طبقه بالا به پسری از طبقه پایین معین می‌شود و می‌بینیم ما با یک قرارداد تازه مواجه هستیم. در فصل پایانی هم قرارداد ما یک چیز دیگر است؛ قراردادی با مرگ، اکبر و خاک سفید. به نظر می‌رسد «خاک سفید» به قراردادهای خود پایبند نیست و تلاش نویسنده این است که در حجم کمی، تجربیات متفاوتی را بیان کند.   این نویسنده ادامه داد: ما در خواندن یک اثر که روایت، لوکیشن و شخصیت آن دائم عوض می‌شود، باید دنبال یک سرنخ یا همان نخ تسبیحی باشیم که این مهره‌ها را به هم وصل کند. سوال سوم من این است که در «خاک سفید» آن نخ تسبیح کدام است؟ باید بگویم اگر نتوانیم به این سوال‌ها پاسخ دهیم، با یک متن ناقص و آشفته مواجهیم.   انوار با مطرح کردن این سوال که آیا قرار ما این بود داستان عاشقانه بخوانیم؟ در پاسخ به آن، گفت: با تصویرها و فضایی که نویسنده برای ما ایجاد کرده، پاسخ مثبت دریافت می‌کنیم و تاثیری هم که می‌گیریم یک تاثیر رمانتیک است تا تاثیرِ داستان‌های ناتورالیستی. از همین منظر می‌بینیم که نویسنده از منطقه خاک سفید کمتر بهره برده و اگر قرار است ما داستان عاشقانه بخوانیم این سوال پیش می‌آید که چرا منطقه خاک سفید انتخاب شده است. برای روایت یک عاشقانه می‌توانست منطقه دیگری از تهران هم انتخاب نویسنده باشد.   این منتقد داستان «خاک سفید» را بر اساس تقابل‌ها و روایتی مانند یک تابع سینوسی تحلیل کرد و یادآور شد: نقطه صفر اولیه این تابع از پویا شروع می‌شود و نقطه صفر پایانی آن به اکبر ختم می‌شود و در میانه تابع تقابل بتول (دختر پایین‌شهری-عاشق پسر بالاشهری) و‌ هاسمیک (دختر بالاشهری- عاشق پسر پایین‌شهری) صورت گرفته است. در نقطه اوج نیز حضور موازی و همزمان پویا و اکبر را می‌بینیم. این تقابل حتی در نام شخصیت‌ها هم مشهود است.   انوار در پاسخ به انتخاب منطقه خاک سفید برای رمان بیان کرد: در بخش‌های مختلف رمان می‌بینیم که شخصیت‌ها در هر مکانی با جرم و امر خلاف قانون مواجه می‌شوند و حتی مشارکت می‌کنند؛ در دانشگاه تریاک در کلاسور اکبر می‌گذارند و به دلیل بچه خاک سفید بودن این انگ به او می‌چسبد و باعث می‌‌شود دانشجوی حقوق (مرد قانون آینده) در نهایت به یک خلافکار تبدیل شود. در اصفهان، در شهرک غرب، در خانه پدری هاسمیک نیز عمل مجرمانه وجود دارد. رمان به نوعی در حال اعاده حیثیت از محله‌ای است که به دلیل جرم‌خیز بودن تخریب شده است و در طی رمان می‌بینیم که جرم و بزهکاری همه جا بوده و هست. دلیل انتخاب خاک سفید این است که نویسنده در یک اثر اجتماعی نشان می‌دهد که حذف منطقه خاک سفید، تنها پاک کردن صورت مسئله بوده و با از بین رفتن آن، چیزی عوض نشده و معضلات پایتخت همچنان باقی است. شخصیت پویا که علف (گل) مصرف می‌کند، بر روی ویرانه‌های خاک سفید، گذشته را روایت می‌کند‌.   وی در پایان به تکرار اطلاعات در رمان اشاره کرد و تصریح کرد: با وجود انتخاب فرم مناسب برای مسائل مطروحه و در هم تنیدگی هنرمندانه روایت راوی‌ها، به نظر می‌رسد اطلاعات محدود نویسنده از بستری که وقایع داستان را بر آن بنا کرده، باعث شده در صفحه‌های انتهایی نکته جدیدی به دست مخاطب نرسد چون همه چیز در صفحه‌های ابتدایی گفته شده است.   «خاک سفید» تلاشی است برای جلوگیری از فراموش کردن محله «خاک سفید» دومین منتقد جلسه رامین سلیمانی با پرداختن به پاک شدن صورت مساله منطقه خاک سفید گفت: من به مطلبی اشاره می‌کنم که به نوعی پاسخ سوال آقای انوار هم هست. خاک سفید منطقه‌ای بود که گسترش پیدا کرد و یک سری مهاجر در آنجا زندگی می‌کردند. محله‌ای هم در سایه آن به نام جزیره شکل گرفت که اهالی‌اش را غُربتی می‌گفتند؛ یک منطقه پرتنش و با چالش‌های زیاد و خطرناک. 6 اسفند 79 با اقدام نیروی انتظامی آنجا تخریب و آن محله فراموش شد. اتفاق بد همین فراموشی است و مساله اصلی بررسی راهکار اساسی برای این مساله و ریشه‌یابی این اتفاقات بود که متاسفانه به آن پرداخته نشد و راهکاری ارائه نشد. در این رمان به این منطقه پرداخته و این محیط زنده شده تا شاید نگذارد آنجا فراموش شود. به نظرم نخی که مهره‌های تسبیح آقای انوار را به هم وصل می‌کند، پیرنگ بلوغ است. به همین خاطر شاید در 90 درصد رمان، ما چیز بی‌ربطی نمی‌بینیم.   سلیمانی به فرم اثر هم اشاره کرد و افزود: از نظر فرم به نظرم نویسنده با شهامت عمل کرده و دست به کار خطرناکی زده است. اینکه چقدر توانسته نتیجه بگیرد، بستگی به نظر مخاطب و خواننده دارد اما من به چند نکته اشاره می‌کنم؛ اول اسم‌گذاری فصل‌ها و تغییر زاویه دید در هر فصل است. حتی ما در فصل خاکسیاه دو راوی را می‌بینیم. همه این‌ها به نظرم خوب استفاده شده است. نکته دیگر روایت شدن موقعیت بر اساس تنش است که کار درستی است. از طرف دیگر تنش‌ها بر اساس تقابل شخصیت چیده شده است. مثل تقابل اکبر و پویا در میانه داستان، در حالی که این دو با هم متحد هم هستند.   قهرمان «خاک سفید» شانس رسیدن به خواسته‌اش را هرگز به دست نمی‌آورد نویسنده رمان «یک مناظره‌ سیاسی کهن» به یکی از مشکلات رمان پرداخت و گفت: نکته‌ای که من با آن مشکل دارم، این است که رمان باید بر اساس جذابیت شخصیت نوشته شود. در «خاک سفید» شخصیت اکبر جذابتر از پویاست. به نظرم اگر رمان بر اساس شخصیت اکبر و نه پویا نوشته می‌شد، اتفاق بهتری می‌افتاد. یک نکته دیگر آنکه قهرمان باید یک شانس برای رسیدن به خواسته‌هایش داشته باشد، اما انگار بتول این شانس را برای رسیدن به خواسته‌اش که همان رابطه عاشقانه است، هیچ وقت به دست نمی‌آورد.   رامین سلیمانی به نقاط مثبت این اثر هم پرداخت و ادامه داد: نکته‌های درستی در رمان وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کنم. نکته‌هایی همچون شکل‌گیری حوادث بر مبنای تغییر صحنه یا عدم زائد بودن صحنه‌ها. خصوصیت مثبت دیگر این است که نویسنده از ورطه شعارگویی دور شده و نتیجه را به مخاطب وامی‌گذارد. دیگر نکته محدود کردن شخصیت‌پردازی در موقعیت بحرانی است؛ وجوه مختلف انسان‌ها در موقعیت‌های بحرانی آشکار می‌شود در حالی که به صورت عادی شخصیت به خوبی موقعیت بحرانی ساخته نمی‌شود و این از زیرکی و کاربلدی نویسنده است.   وی در پایان به انتخاب نویسنده در مورد منطقه خاک سفید اشاره کرد و گفت: در مورد محیط و مکان انتخاب شده باید بگویم نویسنده بیشتر از اینکه بخواهد محیط، خیابان‌ها، سوپرمارکت‌ها و جاهای مختلف یک منطقه را به ما نشان دهد، آدم‌ها را نشان می‌دهد، چرا که مساله ما زمین نیست، آن چیزی که به مکان و محیط شخصیت می‌دهد، آدم‌ها هستند. خاک سفید بدون آدم‌هایش یک قطعه زمین بیش نیست. از این جهت نیز نویسنده به نظرم درست و دقیق حرکت می‌کند. ]]> استان‌ها Sun, 17 Feb 2019 14:30:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271975/خاک-سفید-محله-ای-جرم-خیز-مخروبه-اعاده-حیثیت-می-کند سایه شیخ مرتضی انصاری را روی کتابم احساس می‌کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271903/سایه-شیخ-مرتضی-انصاری-روی-کتابم-احساس-می-کردم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، به همت انتشارات کتاب جمکران و فروشگاه کتابستان رضوی جشن امضای کتاب «نخل و نارنج» با حضور وحید یامین‌پور نویسنده اثر، میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب در فروشگاه کتابستان رضوی در قم برگزار شد.   در ابتدای این نشست  وحید یامین پور از دغدغه‌هایش برای معرفی شیخ انصاری و آشنایی جوانان با فقاهت گفت و افزود: در زمان نوشتن «نخل و نارنج» سایه شیخ انصاری را بر روی کتاب حس می‌کردم و خود مرحوم شیخ به من کمک کرد که بتوانم این کتاب را تمام کنم.   این پژوهشگر حوزه هنر اسلامی در مورد سابقه خود در نوشتن یادآور شد: قبل از نوشتن این اثر، رمان و شعر نوشته بودم اما «نخل و نارنج» اولین کتاب ادبی من بود که توسط انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسید.   این عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد در تهران با اشاره به اهمیت بیانِ طریقت و شریعت تصریح کرد: در «نخل و نارنج» سعی کردم به شریعت و طریقت نیز اشاره کنم، زیرا این مبحث از اهم مباحث دوران شیخ انصاری بوده است.   در ادامه میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی به اهمیت معرفی سلسله علما به جوانان اشاره کرد و گفت: «نخل و نارنج» قدمی مثبت و مفید در مسیر آشنایی مردم با علمای دینی برداشته و با نثر روان و دلنشین خود در دل مخاطب جا باز می‌کند.   در پایان علاقه مندان به کتاب، «نخل و نارنج» را با امضای وحید یامین پور به یادگار گرفتند.   یادآوری می‌شود، «نخل و نارنج» که در واقع روایت داستانی زندگی و زمانه شیخ مرتضی انصاری است، از سوی انتشارات کتاب جمکران در سال 1397 به قیمت 20 هزار تومان در 230 صفحه روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Sat, 16 Feb 2019 08:32:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271903/سایه-شیخ-مرتضی-انصاری-روی-کتابم-احساس-می-کردم نقد و بررسی «خاکسفید» در قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271879/نقد-بررسی-خاکسفید-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم؛ در ادامه سلسله نشست‌های نقد کتاب گروه داستان جمعه، عصر جمعه 26 بهمن رمان «خاکسفید» اثر حمید بابایی با حضور علاقه‌مندان و بهروز انوار و رامین سلیمانی به عنوان منتقدین برگزار می‌شود.   حمید بابایی در رمان «خاکسفید» زندگی چند نفر در محله خاک‌سفید تهران‌پارس را روایت می‌کند و زمان روایت به سال‌های ۷۴ تا ۸۰  بازمی‌گردد که محله خاک‌سفید و بخش جزیره ویران شد. حمید بابایی در نوشتن این رمان سعی کرده است خشونت موجود در محله خاک‌سفید را به تصویر بکشد. وی در این راه هم‌چنین از افسانه‌پردازی‌هایی که در مورد این منطقه وجود دارد، استفاده کرده است و با نگاهی واقع‌گرایانه به این موضوع وارد شده است.   برشی از رمان «خاکسفید»؛ آن مامور با آن لباس آبی نفتی گه اش زل زده بود بهم. چی برایش انقدر مهم بود که چشم ازم بر نمی داشت. با آن ریش های تنک اش. با آن خط بخیه ای که روی گونه اش را گرفته بود. انگار کسی از بچه های ما روی صورتش خط انداخته بود. اصرار که مواد را من آورده بودم توی دانشگاه و ساقی بوده ام و حتم چندتایی از بچه ها را هم من از راه به در کرده بودم.    نقد رمان «خاکسفید» جمعه 26 بهمن 1397  ساعت 15:30 در موسسه مجتمع ناشران، طبقه سوم، سرای ناشران واقع در خیابان معلم  برگزار می‌شود.   ]]> استان‌ها Thu, 14 Feb 2019 11:02:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271879/نقد-بررسی-خاکسفید-قم «دوازده نت برای سکوت»؛ روایتی شریف و نه جانبدارانه از زندگی مهاجران افغانستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271818/دوازده-نت-سکوت-روایتی-شریف-نه-جانبدارانه-زندگی-مهاجران-افغانستانی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» با حضور نویسنده اثر کیوان صادقی و منتقدین قدسی خان‌بابایی و سیدمرتضی حسینی‌شاهترابی در محل کانون ادبی کلمه واقع در سالن آسمان حوزه هنری قم برگزار شد.   زندگی در مجموعه «دوازده نت برای سکوت» جریان دارد در ابتدای نشست، قدسی خان‎بابایی با اشاره به جهان داستانی «دوازده نت برای سکوت» گفت: جهان داستانی اثر آقای صادقی فارغ از زندگی‌های آپارتمانی و استرس‌هایی که فقط در ذهن آدم‌ها می‌گذرد و عینیتی در آن نمی‌بینیم، شکل گرفته است؛ به طور کلی در کارهای اخیر، نویسنده‌ها رجعت کرده‌اند به کارهایی که در آن‌ها اکت و اتفاق و حادثه داریم و مقداری از فضایی که همه چیز از قبیل ناامیدی، یاس و دلمردگی در ذهن می‌گذرد، فاصله گرفته‌اند. این اتفاق برای مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» افتاده است و زندگی در آن جریان دارد؛ و این خیلی خوب است.   وی ادامه داد: به اسم کتاب هم که نگاه کنیم همین جریان زندگی را می‌توان در آن یافت. در اولین نگاه، عدد دوازده من را یاد دوازده ماه سال می‌اندازد. یعنی زندگی تا بوده همین بوده است. فقر، ترس، طمع و همه چیزهایی که پشت کتاب به آن‌ها اشاره شده است، همیشه وجود داشته و تا همیشه تاریخ خواهد بود.   خان‎بابایی به پیوستگی داستان‌ها در مجموعه «دوازده نت برای سکوت» پرداخت و بیان کرد: وقتی به فهرست نگاه کردم، عنوان داستان‌ها با قصه اول، قصه دوم و دیگر قصه‌ها نامگذاری شده بود. در واقع داستان‌ها نام نداشتند و با عنوان قصه از آن‌ها یاد شده بود. این کار من را یاد عزاداران بَیَل غلامحسین ساعدی انداخت. وقتی شروع کردم به خواندن احساس کردم به آن فضا خیلی نزدیک است. در این مجموعه، داستان‌ها به نحوی به هم پیوسته‌اند که اگر یکی آن‌ها را حذف کنیم، خللی به کلیت کار وارد نمی‌کند و ارتباطش را با داستان‌ها قطع نمی‌شود.     دبیر کانون ادبی قلم نو یکی از موفقیت‌های نویسنده را پرداختن به جاهای خالی که بقیه مردم نمی‌بینند معرفی کرد و یادآور شد: این مجموعه به خلاصه‌ای معنادار از زندگی کارگران مهاجر افغان که بارها و بارها همه شاهدش بودیم ولی هیچ وقت فکر نکردیم زندگی شخصی این آدم‌ها چگونه است، می‌پردازد؛ مهاجرها و مهمان‌هایی که پر از دغدغه و مشکلات هستند ولی معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. یکی از موفقیت‌های نویسنده پرداختن به جاهای خالی است که بقیه مردم نمی‌بینند و از آن غافل‌اند.   این نویسنده و منتقد افزود: یکی جذابیت‌های این کار استفاده از نمادها است. در داستان آخر، دو نفر از کارگرهایی که در کارگاه ساختمانی کار می‌کنند، وارد جایی می‌شوند که قرار است سنگ قبرها حکاکی، تراشیده و برش بخورند. داستان هم با مرگ تمام می‌شود و این انتخاب هوشمندانه‌ای بوده است.   قدسی خان‎بابایی به شروع خوب و ضعف شخصیت‌پردازی داستان‌ها نیز پرداخت و گفت: شروع‌های کوبنده و جذابی که مخاطب را به خودش جذب می‌کند از جمله موفقیت‌های این اثر است. زاویه دید در اکثر داستان‌ها درست درآمده، ولی بعضی داستان‌ها به خاطره نزدیک شده‌اند. در اکثر صحنه‌ها چهره‌ای از شخصیت‌ها نداریم، نمی‌دانم ضعف اثر محسوب می‌شود یا نویسنده بنا داشته است از شخصیت‌ها چهره‌ای ارائه ندهد.   در ادامه سیدمرتضی شاهترابی دیگر منتقد جلسه به ارائه دیدگاه‌های خود پرداخت و گفت: مجموعه داستان به هم پیوسته «دوازده نت برای سکوت» گرچه یک راوی مهاجر افغانستانی دارد و روایتگر بخشی از زندگی مهاجران افغانستانی ساکن ایران است، اما فقط روایت زندگی مهاجران افغانستانی نیست. کارگران و مهاجران دیگری هستند که از همین مرز و بوم، از کردستان، آبادان و شهرهای مختلف به واسطه جنگ و سختی‌های مختلف در درون همین جغرافیا مهاجر؛ و ساکن شهر تهران شدند و با مرارت‌ها و ناملایمت‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند.     شاه‌ترابی با نقد آثار تولیدشده در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای ایران درباره مهاجران بیان کرد: آثار تولیدشده در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای ایران درباره مهاجران به شکل عمومی به شدت ضعیف است. داستان نویسان هم‌زبان من هم متاسفانه در اغلب موارد تحت تاثیر نگاه رسانه‌ای قرار گرفتند، یعنی همان نگاهی که تلویزیون و سینما به آن‌ها ارائه می‌کند. در سینما و تلویزیون وقتی به وضعیت مهاجر نگاه می‌کنیم، یک وضعیت غیرواقعی و کاریکاتورمآبانه وجود دارد که فقط محض خنده برای تماشاگر ارائه می‌شود، نه چهره‌ای که تماشاگر و مخاطب مهاجر بتواند با آن ارتباط برقرار کند. وی افزود: روایت‌های ارائه شده در فضای فرهنگی و هنری جامعه ایرانی عموماً این آسیب را دارد که نمی‌تواند همدلی و همراهی خواننده و تماشاگر افغانستانی را با خود داشته باشد، بجز برخی از روایت‌ها که عموماً در فضای ادبیات داستانی بهتر مطرح شده و این به خاطر آن است که داستان‌نویسان ایرانی با جامعه مهاجر افغانستانی ارتباط بهتری برقرار کرده‌اند و آشنایی بیشتری حاصل شده است. «دوازده نت برای سکوت» یکی از آن روایت‌هاست؛ یک روایت شریف و نه جانبدارانه از زندگی مهاجران افغانستانی در ایران.   این منتقد یکی از ویژگی‌های این اثر را ساختار روایی آن دانست و افزود: «دوازده نت برای سکوت» که دوازده داستان به هم پیوسته از زندگی شخصیت‌های مهاجری است و هرکدام به نحوی به هم مربوط اند - یکی مهاجر از کشور خودش است و یکی مهاجر از شهر خودش - در کنار هم یک دنیای داستانی را می‌سازند که به نقطه قوت داستان تبدیل شده است.   نویسنده «دوازده نت برای سکوت» با زیرکی انرژی خودش را روی جهان داستان متمرکز کرده است شاهترابی یکی از بزنگاه‌ها و آسیب‌های داستان نویسان ایرانی و حتی داستان نویسان افغانستانی مهاجر زبان و لهجه داستان معرفی کرد و یادآور شد: یکی از ابزارهایی که هنرمند می‌تواند درباره انسان مهاجر روایت داستانی از آن بهره ببرد همین زبان و لهجه است. نویسنده وقتی می‌خواهد شخصیت را دربیاورد، لهجه‌اش را می‌سازد اما به خاطر عدم آشنایی با لهجه، زبان داستان دافعه ایجاد می‌کند. در این داستان گرچه یک شخصیت مهاجر داریم که به واسطه جنگ با طالبان از هرات به تهران مهاجرت کرده اما به زبان معیار روایت می‌کند و گفت‌وگوهایش هم به لهجه تهرانی است. این امر باورپذیر است چون شخصیت داستان، مهاجر تهران است و با کسانی زندگی می‌کند که با لهجه تهرانی صحبت می‌کنند. نویسنده با زیرکی به جای اینکه انرژی خودش را در ساختن لهجه بومی تلف کند، روی جهان داستان متمرکز شده و انرژی‌اش را برای ساختن جهان داستان خرج می‌کند و دنیای یک مهاجر را خلق می‌کند.     این نویسنده به مصائب مهاجرت در داستان اشاره کرد و تصریح کرد: «دوازده نت برای سکوت» مصائب مهاجرت را روایت می‌کند؛ مصائبی که بخشی از آن از جانب ساختار است و بخش دیگر از جانب جامعه؛ جامعه‌ای که نه فقط با این شخصیت مهاجر افغانستانی، حتی با شخصیت کارگر ایرانی که ناگزیر به مهاجرت از شهر خودش شده است هم مشکل دارد و از دادن گوشت قربانی به او پرهیز می‌کند. بخش عمده این مصائب برمی‌گردد به جامعه سرمایه‌داری؛ جامعه ای که فرهنگش اینگونه شده است. بخش دیگر مصائب از جانب خود افرد مهاجر است. یکسری از کشمکش‌ها از طرف خودشان به وجود می‌آید و نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند.   سیدمرتضی شاهترابی در پایان با بیان اینکه پرداختن بیش از حد به خرده روایت‌ها به برخی داستان‌ها لطمه وارد کرده گفت: هر داستان با یک روایت آغاز می‌شود و با چند خرده روایت دیگر تکمیل می‌شود. از آنجایی که هرکدام از این داستان‌ها را می‌توان به عنوان یک داستان کوتاه مستقل دید، توقع این است که یک رخداد و روایت محوری داشته باشد و به خرده روایت‌ها نپردازد یا کمتر بپردازد. ]]> استان‌ها Wed, 13 Feb 2019 15:52:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271818/دوازده-نت-سکوت-روایتی-شریف-نه-جانبدارانه-زندگی-مهاجران-افغانستانی نویسنده‌ای که به سمت پرطرفداری می‌لغزد به سمت پوچ شدن حرکت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271744/نویسنده-ای-سمت-پرطرفداری-می-لغزد-پوچ-شدن-حرکت-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در نوزدهمین عصرانه داستان خود میزبان رمان «شاه کشی» اثر ابراهیم اکبری دیزگاه و مهدی کفاش، نویسنده و منتقد ادبی بود. اکبری دیزگاه در زمینه ادبیات داستانی، رمان‌های «برکت» و  «شاه‌کشی» را در کانامه خود دارد. ابراهیم اکبری دیزگاه که ابتداء در زمینه شعر فعالیت داشته، به فعالیت‌های ادبی‌اش اشاره کرد و گفت: از سال 84 به طور جدی در زمینه ادبیات کار کرده‌ام. چهار مجموعه شعر به چاپ رساندم اما احساسم این بود که شاعر موفقی نیستم. از سال 91 با مدرسه اسلامی هنر نزد اساتیدی همچون مستور و مرحوم سلیمانی کار داستان را شروع کردم، و نوشتن رمان را با آقای محمدحسن شهسواری که حق زیادی به گردن ما دارد، آغاز کردم. تاکنون 2 رمان از بنده منتشر شده است. 3 رمان در دست انتشار دارم که نزدیک به چاپ هستند و 2 رمان دیگرم مجوز نگرفته‌اند. نویسنده رمان «برکت» در مورد تجدید چاپ آثارش و پرطرفدار بودن آن‌ها گفت: آثار من پرطرفدار نیستند. من نمی‌توانم پرطرفدار باشم. نه اینکه بدم بیاید. اما پرطرفداری یک نوع نگاه به عالم می‌خواهد که شما آرا و نظرات و خواسته طرفدارهایت را برآورده یا تایید کنی. من نمی‌توانم خواسته کسی را برآورده کنم و به نوعی آن‌ها را بهم می‌ریزم. وی افزود: به نظرم نویسنده نباید برای چاپ شدن کتابش ذوق زده شود. من یک سیری در عالم ادبیات دارم و نهایتا می‌توانم به هر کسی که این سیر و سلوک را دوست دارد پیشنهاد دهم چند قدمی با من همراه شود و در این مسیر قدم بگذارد. پرطرفداری و کم طرفداری را در عالم ادبیات و داستان ملاک نمی‌دانم، چون نویسنده‌ای که به این سمت می‌لغزد به سمت سلبریتی شدن و نهایتاً پوچ شدن حرکت می‌کند. در مورد تجدید چاپ هم باید بگویم که «برکت» یک چاپ بیشتر نخورده است. دو سه چاپ بعدی که زده شد به کتابخانه و جاهای دیگر هدیه داده شد. من اسم این‌ها را چاپ بعدی نمی‌گذارم. «برکت» هنوز چاپ اولش در بازار تمام نشده است. نویسنده رمان «شاه کشی» در پاسخ به سوال افسانه بختیاری‌نژاد مجری برنامه که آیا کار پژوهش هم انجام داده یا نه بیان کرد: من یک دوره 6-5 ساله کار پژوهشی کرده‌ام اما به معنای مصطلح و رایج خودم را پژوهشگر نمی‌دانم. اما از یک زاویه دیگر فکر می‌کنم پژوهشگرم. بنده اصیل ترین پژوهشگران را رمان نویسان وجود اندیش می‌دانم که به انسان خیره می‌شوند. پژوهش در ذات انسان، رفتار و معنای زیستی او.   رمان کتاب آینده و امروز است وی در مورد نگارش رمان «شاه کشی» گفت: نوشتن رمان شاه کشی را از سال 91 آغاز کردم و چندین بار آن را بانویسی کردم. نهایتا سال 95 تمام شد. به نظرم کتاب نوشتن شبیه چاه کندن با بلیچه است. این اندازه امید و رنج و صبر می‌خواهد. ممکن است چند متری بکنی و استراحت کنی اما رمان نویس مدام در حال چاه کندن است تا به آب برسد. برای این اثر  بالای 100 کتاب خواندم. در این آثار تامل کردم و خیره شدم. با آدم‌هایی که در آن زمان زندگی می‌کرده‌اند، حرف زده ام، رفتم منطقه تخت جمشید را دیدم، مصاحبه‌ها و عکس‌های متعددی را بررسی کردم؛ و به نوعی تاریخ صد ساله ایران را خواندم و فکر کردم. البته من رمان را کتاب تاریخی نمی‌دانم اما عصاره آن‌ها را که یک صدم هم نمی‌شود در کتاب آوردم و این مطالعات باعث شد به نوعی شهود از تاریخ معاصر برسم و تاملات خودم را در این رابطه بگویم. دیزگاه گفت: این نکته را هم اضافه کنم که رمان را هیچ وقت کتاب تاریخی نمی‌دانم، شاید رمان تاریخی باشد. بنده رمان را همیشه کتاب آینده و امروز می‌دانم و تفاوت یک اثر تاریخی با رمان همین جاست. تاریخ اگر به گذشته می‌پردازد رمان همیشه به امروز می‌پردازد و به آینده حواله می‌دهد.     این نویسنده در پاسخ به این سوال که چه دغدغه‌ای او را به سمت موضوع رمان ترغیب کرد پاسخ داد: معتقدم انسان ایرانی در 200 سال گذشته دچار تزلزل شده و به خاطر همین به تعبیر داریوش شایگان به تعطیلات رفته است و وقتی بیدار شده مشاهده کرده که در عالم دیگری است. انسان ایرانی وقتی می‌بیند 600-500 سال از عالم عقب است شروع می‌کند به دست و پا زدن و می‌پرسد چرا ما اینچنین شدیم، چرا عقب ماندیم. وی ادامه داد:: همین حالا هم این پرسش‌ها وجود دارد. انسان ایرانی دچار زوال شده و اصلی‌ترین مساله زوال عقل است. در «شاه کشی» می‌خواستم برهه ای از زوال عقل ایرانی را نشان بدهم که در پرتو دیکتاتوری محمدرضا شاه شکل گرفت. سهراب – شخصیت داستان- می‌خواهد کار مهمی انجام دهد و شاه را بکشد اما عقلش زائل شده و نمی‌تواند تصمیم بگیرد. مدام در تردید است و همیشه می‌ترسد. فکرش می‌لرزد و این نمونه‌ای از زوال عقل ایرانی است. رمان باید به این سمت برود که عقل ایرانی را بازساری کند و انسان ایرانی را به یک وحدت و یکپارچگی برساند.   فردوسی و بعدها نظامی به انسان ایرانی هویت بخشیدند اکبری دیزگاه نظرش را در مورد آثار انقلاب اینگونه بیان کرد و گفت: چون همه کارها را نخوانده‌ام نظر من خیلی صائب نیست اما آن‌هایی را که خوانده‌ام چنگی به دل نمی‌زند و طرحی در نمی‌اندازند. خیلی امیدی هم ندارم اتفاقی بیفتد چرا که افرادی را می‌بینم که نمی‌دانند رمان چیست و خاطره را به عنوان رمان جا می‌زنند. ولی تصورم این است با همه ناامیدی که در این حوزه دارم انسان ایرانی و شیعی که در انتظار فرج است این مسیر را خواهد گشود و ما را منتقل خواهد کرد به جایی که رمانی داشته باشیم که آیینه زندگی ما باشد و به ما وحدت ببخشد. همان کاری که فردوسی و بعدها نظامی انجام دادند و به انسان ایرانی هویت بخشیدند و باعث وحدت ملی، فکری و زبانی شدند. در بخش دوم این نشست مهدی کفاش به نقد رمان «شاه کشی» پرداخت. وی در ابتداء با اشاره به نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی گفت: «شاه کشی» مرا به سال‌های اول انقلاب برد. به متنی که آن وقت نوشته شده بود. آقای بیضایی یک سال بعد از انقلاب نمایشی را روی صحنه می‌برد به اسم «مرگ یزدگرد». این نمایش چون بعد از انقلاب رخ داد مهم است و موضوعش هم اتفاقا شاه کشی است. ظاهرا این سنت در منش ایرانیان وجود دارد که گاهی ظغیان می‌کنند و کسی که شاه است را از میان بر می‌دارند. البته شیوه اجرا در این دو اثر متفاوت است. شخصیتی که در نمایشنامه است ملموس تر است، آن جا حرف‌هایی زده می‌شود که در رمان «شاه کشی» ما اجرایش را می‌بینیم. در آن اثر بیضایی پایان را باز می‌گذارد، زن آسیابان می‌گوید شاه این جا کشته نشده و پیش از این که این جا بیاید کشته شده بود.   «شاه کشی» در شیوه روایت و فضایی که انتخاب کرده شبیه به نمایشنامه برخورد می‌کند او افزود: «شاه کشی» در شیوه روایت و فضایی که انتخاب کرده شبیه به نمایشنامه برخورد می‌کند. عمده داستان داخل یک آلاچیق در خانه ی دایی سهراب می‌گذرد. یک 12 ساعت تمام داستان «شاه کشی» را شکل داده و ما تماما دنبال این هستیم که آیا سهراب توانایی این را دارد که شاه را بکشد یا نه. نویسنده رمان «وقت معلوم» به مردمان سودازده رمان پرداخت و بیان کرد: آن چه نویسنده ایرانی می‌خواهد روایت کند ذهنیت ایرانی است. راوی، ذهن سودازده و پراکنده ایرانی را که می‌خواهد کار بکند اما تنهاست و در چنبره ی باورهای ناقص و ناتمام گیر کرده روایت می‌کند. مردمی که بیش از آن که مستند حرف بزنند، یا خواب می‌بینند یا از خواب حرف می‌زنند. کفاش با برخی المان‌ها و نشانه گذاری‌های متن اشاره کرد و ادامه داد: در تعبیر خواب ابن سیرین خوک به عنوان مظهر مردی توانگر معرفی شده که دون همت است و گفته است که خوک دنیا را نیکو می‌کند. این یکی از نشانه‌ها است. با تعبیری که از خواب شده می‌گوید اگر دنبال دنیایید خوک می‌تواند کمکتان کند چرا که نشانه توانگری است، اما اگر دین را می‌خواهد بد است. این پیام ضمنی است که نویسنده با المان‌ها و نشانه گذاری بیان می‌کند.   «شاه کشی» نقد جدی به حکام دارد نویسنده «قرار مهنا» پایان رمان را دستمایه صحبت‌های پایانی خودش قرار داد و گفت: تا صفحات 236 ما با یک رمان روبرو هستیم که قهرمان داستان تصمیم می‌گیرد شاه را بکشد، اما این کار را نمی‌کند. تا این جا هر باوری را که نویسنده نقد کرده بود گریبان شخصیت را می‌گیرد و او هم مثل همان‌ها می‌شود و رفتار می‌کند. سرانجام فصلی داریم که یک نامه است. با توجه با نامه ظاهرا به شاه شلیک شده و شاه کشته شده است اما چون در فصل قبل تصمیم می‌گیرد شاه را نکشد این جهان ناقص می‌ماند و باید دنبال نشانه ای دیگر بگردیم. در صفحه 175 سهراب در حال شلیک به سمت دایی خودش هست که کنار شاه ایستاده است و دارد به پیشانی و چشم او شلیک می‌کند. اگر این خواب را با صحنه آخرین صفحه مطابقت دهیم پایان واقعی رمان را کشف می‌کنیم. صفحه پایانی رمان، تعبیر به واقعیت شده ی همان خواب است. اما این بار برخلاف نمایشنامه «مرگ یزدگرد» شخصیت شاه کشته نمی‌شود بلکه یک خودی کشته می‌شود، خودی که اتفاقا شاه را مقدس می‌داند و او را تنزیه می‌کند. این کار ظریفی است که نویسنده انجام می‌دهد، چرا که خدشه ای به تاریخ وارد نمی‌کند و یک بازخوانی جدید هم از جشن‌های 2500 ساله ارائه می‌دهد. به نظرم «شاه کشی» نقد جدی به حکام دارد و نقد جدی تر به مردمان سودازده که خوابند و نمی‌خواهند فکر کنند. ]]> استان‌ها Mon, 11 Feb 2019 08:11:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271744/نویسنده-ای-سمت-پرطرفداری-می-لغزد-پوچ-شدن-حرکت-می-کند مدیر فرهنگی که برای نویسنده بسترسازی کند، نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271718/مدیر-فرهنگی-نویسنده-بسترسازی-کند-نداریم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، چهل و یکمین مهمانی «چای و داستان» در مدرسه اسلامی هنر با حضور قاسمعلی فراست با موضوع آسیب شناسی ادبیات داستانی انقلاب برگزار شد. فراست در این نشست گفت: خوشحالم در جایی حضور پیدا کرده‌ام که از آقای سرشار تا مستور تا ابوتراب خسروی و دیگران برای ادبیات از طرف مدرسه اسلامی هنر دعوت شده است؛ مکانی که اعتقاد به چندصدایی دارد. به نظرم مادامی که ما به جامعه چند صدایی باور داشته باشیم آن روز روزی است که می‌توانیم با هم گفتگو کنیم و اندیشه پیشرفت کند. نویسنده مجموعه داستان «زیارت» سخنانش را با نسبت بین ادبیات و وقایع اجتماعی آغاز کرد و گفت: وقتی بخواهیم راجع به ادبیات و انقلاب حرف بزنیم باید اول از رابطه ادبیات با وقایع بزرگ اجتماعی حرف بزنیم. باید بدانیم که چه نسبتی بین ادبیات و وقایع اجتماعی از جمله انقلاب‌ها وجود دارد. هر پیامد بزرگ اجتماعی در هر جای دنیا، با داستان رابطه‌ تعاملی دارد. یک رابطه دو طرفه که هر دو روی هم اثر می‌گذارند. از یک طرف نویسنده با مشاهده وقایع بزرگ اجتماعی متأثر می‌شود و آن‌ها را در ادبیات بازتاب می‌دهد، و از طرفی رخدادهای اجتماعی ادبیات را فربه می‌کنند‌. تنوع موضوعی و سوژه‌های متنوع ره آوردی است که رخدادهای اجتماعی برای ادبیات دارد. با احترام به همه ی نویسنده‌هایی که در ادبیات دست به قلم بوده اند، اما باید بگویم که تعداد سوژه‌های قبل انقلاب خیلی محدود است، با وقوع انقلاب و دفاع مقدس و هر اتفاق بزرگ دیگری تعداد این سوژه‌ها و تنوع آن‌ها بیشتر شده است. به عبارتی ادبیات و رخدادهای اجتماعی همدیگر را تکمیل می‌کنند. ادبیات رخداد اجتماعی را توسعه می‌دهد و واقعه اجتماعی به ادبیات تنوع می‌بخشد. فراست به رابطه تعاملی وقایع اجتماعی با هنر و ادبیات اشاره کرد و گفت: اگر وقایع اجتماعی با هنر و ادبیات همراه نشود مجبور می‌شود وارد حوزه تاریخ شود و تاریخ بی رحم، یک طرفه و نامرد است. ادبیات لایه‌های درونی واقعه را به شکل زنده، ملموس و قابل باور برای نسل‌ها و قرن‌های بعدی تصور می‌کند. ادبیات پلی است بین خواننده و وقایع اجتماعی برای آشنایی آن‌ها با هم. ادبیات وقایع اجتماعی را تراش می‌دهد و به شکلی دیدنی و حس کردنی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.   وی از منظر یک رمان نویس ادبیات را دارای چهار ساحت دانست و به توضیح این اضلاع پرداخت: ضلع اول نویسنده است. نویسنده بر اساس مشاهده ای که از جامعه می‌گیرد، آن را جزء وجدان و ذوقش قرار می‌دهد و با توجه به تجربیات زیستی خودش نوشتن را شروع می‌کند. این ضلع چند مرحله دارد. مرحله اول مشاهده است، مرحله دوم انتخاب کردن از بین مشاهدات صورت گرفته، مرحله بعد مکاشفه. بعد از مکاشفه نویسنده سراغ نوشتن و خلق داستان می‌رود و کارش تمام می‌شود.   یکی از علت‌های کتابخوان نشدن جامعه ما عدم توزیع کتاب در کشور است این نویسنده در ادامه به ضلع بعدی ادبیات پرداخت و گفت: ضلع دوم ادبیات تولید و توزیع است. یکی از علت‌های کتابخوان نشدن جامعه ی ما و مساله نشدن ادبیات در کشور، عدم توزیع درست و چگونگی آن در کشور است. اگر سیستم توزیع و دسترسی به کتاب درست تعریف شود بخشی از مشکل کتابخوانی ما حل می‌شود. تولید چند قسمت دارد یک قسمت ناشر است. برخی ناشرها دانشمند و دغدغه مندند. برخی هم کاسبند. قسمت دوم قراردادها هستند. قراردادهایی که برمی گردد به ناشران و معمولاً یک طرفه  نوشته می‌شود. اگر در آمد و نوع زیست نویسنده‌ها با ناشرها را مقایسه شود این قسمت دوم قابل فهم تر می‌شود. قسمت سوم خواننده است. خواننده اگر به عنوان کالا با کتاب برخورد کند یک اتفاق می‌افتد و اگر به عنوان یک نیاز با آن مواجه شود قطعا اتفاق دیگری خواهد افتاد. این دو نگاه با هم فرق دارند و نتایج متفاوتی از آن‌ها منتج می‌شود. نویسنده «آوازهای ممنوع» ضلع سوم را ممیزی  معرفی کرد و گفت: در این ضلع ما با مدیریت فرهنگی برخورد داریم. در دنیا اگر قرار است ادبیات یک کشور رشد کند کشورهایی موفق می‌شوند که مدیران فرهنگی حرفه ای و کارکشته ای داشته باشند. آدم‌های که ضمن دانش و دغدغه  از صلاحیت فرهنگی برخوردار باشند. در روزگار ما کسانی مدیر فرهنگی شدند که نتوانستند ادبیات کشور را رهبری کنند. مدیری که بتواند برای نویسنده بستر سازی کند نداریم. مدیران ایده ال داشته ایم اما خیلی کم بوده اند. به شخصه دستآوردهای ادبیات داستانی کشور را نتیجه دغدغه مندی، درد و وجدان نویسنده‌ها می‌دانم. درصد زیادی از مدیران فرهنگی روزگار ما آدم‌هایی نبودند که بتوانند از پتانسیل نویسنده‌های کشور استفاده کنند. مهمان برنامه «چای و داستان» ضلع آخر را ادبیات داستانی را نقد و بررسی کتاب معرفی کرد و بیان داشت: در این بخش حتا اگر نویسنده غیر واقعی باشد و از طرف ممیزی نادیده گرفته شود، باید نسبت به اثرش به مردم پاسخ دهد. متاسفانه بخش ممیزی این قسمت را کم رنگ می‌بیند. این ضلع باعث معرفی کتاب در تمام کشور می‌شود، چرا که بدون معرفی شهرستان‌ها از چاپ و انتشار کتاب مطلع نمی‌شوند.   هنوز نیمی از صمیمیت‌ها، قداست‌ها و فداکاری‌ها را نتوانسته ایم بنویسیم بخش دوم نشست به گفتگو و سوال‌های حضار از مهمان جلسه گذشت. وقتی از قاسمعلی فراست در مورد موضوعات کار شده و مغفول مانده در ساحت ادبیات داستانی انقلاب سوال شده گفت: ادبیات انقلاب ادبیاتی است که نتیجه انتخاب مردم از سال 55 تا امروز است. همه اتفاقات داستانی را در این سال‌ها من جزء ادبیات انقلاب می‌دانم. خیلی موافق این نیستم که رمانی را ادبیات انقلاب بدانیم که تنها به موضوعات انقلاب پرداخته است. جنگ، احتکار، اختلاس، فداکاری مردم و دیگر موضاعات همه ادبیات انقلابند. فکر می‌کنم با همه ی تلاش‌هایی که در این سال‌ها نویسندگان انجام داده اند هنوز نیمی از صمیمیت‌ها، قداست‌ها و فداکاری‌ها را نتوانسته ایم بنویسیم.   اگر انقلابی، رخداد اجتماعی مورد قبول مردم باشد نویسنده نمی‌تواند خرابش کند سوال دیگری که از مهمان نشست پرسیده شد راجع به نویسنده بود. یکی از مخاطبین گفت: از بین این چهار ضلع که اشاره کردید، ضلع نویسنده گاهی از منظر و جایگاهی به داستان انقلاب و دفاع مقدس می‌پردازد که رمان، نه رمان انقلاب است نه دفاع مقدس. این نویسنده‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید و اصولا چه نویسنده ای نویسنده ی انقلاب است؟ فراست با تمایز گذاشتن بین نویسنده ی انقلاب و نویسنده ی انقلابی گفت: نویسنده ی انقلاب کسی است که تمام مبانی، مباحث، موضوع‌ها و برخوردهای انقلاب را آن طور که بوده و دیده و حس کرده، می‌نویسد اما نویسنده انقلابی کسی است که در آثار خودش از انقلاب دفاع می‌کند. معتقدیم که انقلاب وقتی قداست و پایگاه مردمی داشته باشد هر چه قدر نویسنده‌ها بخواهد غیر انقلابی بنویسند خود انقلاب با پایه‌های مستحکمی که دارد از خودش دفاع می‌کند. خود مردم یقه نویسنده را می‌گیرند و در مورد تحریف‌ها و بی انصافی‌ها از او پاسخ می‌خواهند. مردم داورهای بسیار خوبی هستند. اگر انقلابی، رخداد اجتماعی مورد قبول مردم باشد نویسنده نمی‌تواند خرابش کند، چرا که تلاش نویسنده در این صورت بازخورد اجتماعی نخواهد داشت، البته عکس این هم صادق است.   کلیشه به خاطر دیوار کشی و انحصار به وجود می‌آید خالق «نخل‌های بی‌سر» در پاسخ به سوال دیگری که برای دیدن زوایای گوناگون انقلاب، پرداختن به موضوعاتی که جزء زندگی مردم است چقدر می‌تواند به ادبیات انقلاب کمک کند یادآور شد: نویسنده‌ها چند دسته اند: دسته ای هستند که باوجدان، دل و قلمشان نسبت به مردم بی تفاوت نیستند. یک عده توقعاتی نسبت به انقلاب و دفاع مقدس داشته اند اما توقعاتشان برآورده نشد و دچار دلزدگی شدند و به طور کلی قلم را کنار گذاشته اند. عده دیگر، کسانی اند که نان به نرخ روز خورند. گروه آخری هم به این نکته‌ها کاری ندارند. فکر می‌کنند و می‌گویند موضوع عشق خواننده دارد، ناشر هم می‌گوید فروش دارد؛ و با این استراتژی می‌نویسند. به نظرم همه باید باشند اما لازم است با افرادی که ذهن مردم را مشوش می‌کنند برخورد کرد و فکری به حالشان شود. نویسنده مجموعه داستان «گلاب خانم» به عنوان آخرین سوال در پاسخ این که آیا ادبیات انقلاب و دفاع مقدس تبدیل به کلیشه شده است پاسخ داد: هر واقعه اجتماعی در هر کشوری مادامی که مردم پشتیبان آن باشند و مادامی که نویسنده به عنوان نیروی مردمی از آن واقعه اجتماعی بنویسد هیچ وقت کلیشه نخواهد شد. کلیشه را بخشنامه ایجاد می‌کند. کلیشه به خاطر دیوار کشی و انحصار به وجود می‌آید. کار ادبیات خارج شدن از کلیشه است. ]]> استان‌ها Sat, 09 Feb 2019 07:37:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271718/مدیر-فرهنگی-نویسنده-بسترسازی-کند-نداریم خالق «نخل‌های بی‌سر» در مهمانی «چای و داستان» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271588/خالق-نخل-های-بی-سر-مهمانی-چای-داستان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، امروز سه‌شنبه، 16 بهمن، چهل و یکمین مهمانی «چای و داستان» با حضور قاسمعلی فراست با موضوع آسیب شناسی ادبیات داستانی انقلاب برگزار می‌شود. قاسمعلی فراست متولد 1338 دانش آموخته رشته ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. اولین مجموعه داستانش به نام «زیارت» در حوزه هنری چاپ شد. از معروف‌ترین آثار این نویسنده، کتاب «نخل‌های بی‌سر» است. او برای نگارش این کتاب به خرمشهر رفت و از تجربیاتش در این کتاب نوشت. «نیاز»، «عشق مانعی ندارد» و «گلاب خانم»از دیگر آثار فراست در حوزه جنگ است. «افطار»، «روزهای برفی»، «آوازهای ممنوع»، «بن‌بست»، «آن روزها» و «باغ سیب» از دیگر آثار فراست هستند. این نویسنده دو کتاب نیز در حوزه کتاب‌شناسی با عنوان «کتاب‌شناسی داستان‌های توصیفی امام، انقلاب، جنگ» و «کتاب‌شناسی داستان‌های روستایی» تألیف کرده است. این برنامه امروز ساعت 16 در سالن جلسات مدرسه اسلامی هنر واقع در قم، خیابان هنرستان، نبش کوچه 20 برگزار می شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است. ]]> استان‌ها Tue, 05 Feb 2019 08:05:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271588/خالق-نخل-های-بی-سر-مهمانی-چای-داستان رمان نویسان مکتبی درگیر دغدغه‌های فروش نشوند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271411/رمان-نویسان-مکتبی-درگیر-دغدغه-های-فروش-نشوند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حسین اسدی‌زاده در سخنانی در این جلسه گفت: یکی از نکات مهم که در «فرار از شب» باید مورد توجه قرار گیرد، موقعیت جغرافیایی و فرهنگی قصه است؛ اینکه در این کتاب از اعراب، آن‌هم عرب 1400 سال پیش سخن گفته می‌شود و فرهنگ آن‌ها به میان می‌آید، کار نویسنده را سخت کرده است.   مدیر موسسه فرهنگی مفید به ارزیابی کتاب با توجه به وضعیت نویسنده و کتاب پرداخت و افزود: بررسی تعریف‌ها و توصیفات داستان برای نمره دادن به اثر بسیار مهم است، اما نمره‌ای که نویسنده برای این اثر دریافت می‌کند، نه خوب است و نه قابل قبول، بلکه عالی است، چرا که نویسنده به خوبی از پس تضاد فرهنگی و تاریخی برآمده است.   اسدی زاده در پیشنهادی به نویسندگان مذهبی گفت: نویسندگانی که در زمینه دینی و مذهبی فعالیت می‌کنند باید دقت کنند و بدانند که در چه حیطه‌ای قدم می‌گذارند. نوشتن در مورد مفاهیم دینی بسیار سخت است و باعث برانگیختن منتقدان می‌شود.   وی با ابراز خوشحالی از نگارش رمان با موضوع پیامبر بیان کرد: من فکر می‌کردم رمان نوشتن برای پیامبر رحمت (ص) در نسل‌های بعدی رخ دهد اما به لطف خدا این اتفاق در دوران ما اتفاق افتاده است؛ و این امر مبارک با همکاری واحد ادبیات داستانی انتشارات کتاب جمکران رخ داده است.    این منتقد به آفت رمان نویسان مکتبی پرداخت و یادآور شد: انتظار ما این است که رمان نویسان مکتبی درگیر دغدغه‌های فروش نشوند و به حرف دلشان گوش دهند. یک شخص مکتبی و مذهبی باید دغدغه محتوا داشته باشد و با نه گفتن به حرف بازار، سوار بر موج پر فروشی نشود.   وی در پایان گفت: زندگی اهل بیت (ع) پر از نور است و می‌توان از لحظه لحظه زندگی آن بزرگواران نوشت، یاد گرفت و یاد داد. ]]> استان‌ها Fri, 01 Feb 2019 11:21:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271411/رمان-نویسان-مکتبی-درگیر-دغدغه-های-فروش-نشوند کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271379/کتاب-هیأت-های-عزاداری-جامعه-ایران-نقد-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست‌های هیأت‌پژوهی به همت «جامعه ایمانی مشعر» و با هدف نقد و بررسی پدیده هیأت و ابعاد مختلف آن، برگزار می‌شود و در دوازدهمین دوره این نشست‌ها، کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» با حضور جبار رحمانی نویسنده آن و حجت ‌الاسلام‌ اصغر اسلامی‌تنها، منتقد، نقد و بررسی می‌شود.   کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» از نگاه انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی به مقوله هیأت‌های مذهبی در جامعه ایران می‌پردازد و ایده محوری آن، حمایت و حفاظت از تنوع سنت‌های عزاداری و ممانعت از دخالت نهادهای قدرت است.   نشست نقد و بررسی کتاب «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران» ساعت 15 روز پنج‌شنبه 11 بهمن 97 در شبستان امام علی (ع) مسجد مقدس جمکران برگزار می‌شود.   «هیأت‌های عزاداری در جامعه ایران»  اثر جبار رحمانی از طرف نشر آرما در 500 نسخه با 222 صفحه در سال 1397 روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Wed, 30 Jan 2019 14:19:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271379/کتاب-هیأت-های-عزاداری-جامعه-ایران-نقد-می-شود یک جا اجازه داریم دروغ بگوییم و آن جهان هنر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271290/یک-جا-اجازه-داریم-دروغ-بگوییم-جهان-هنر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، سروش صحت کارگردان، فیلمنامه‌نویس، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس که میزبان چهلمین نشست ادبی «چای و داستان» مدرسه اسلامی هنر در سینما آیه در قم بود، در سخنانی پیرامون الگوی خود در نوشتن، گفت: من در نوجوانی آنقدر تحت تاثیر نثر جلال قرار گرفته بودم که ناخودآگاه از او تقلید می‌کردم. آقای گلشیری آنقدر در نثر داستان قوی بود و در قله ایستاد که بعدها افرادی مقلد سبک او شدند. اینکه ما در شروع کارمان مقلد کسی باشیم، اشکالی ندارد اما بعد از مدتی اگر بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، به قول اهالی قم باید خودمان به درجه اجتهاد برسیم و دست از تقلید در نوشتن برداریم و به نقطه نظر شخصی برسیم. به این معنا که قلمِمان و تالیفمان با احترام به همه کسانی که از آن‌ها یاد گرفته‌ایم، شخصی شود.    وی افزود: ما در اصول اعتقادی، جهان بینی داریم اما در اصول هنری باید خودمان آن را بسازیم. اگر در ادبیات جدی هستیم، باید به سلیقه شخصی برسیم؛ از نگاه من، سلیقه نویسنده عبارت است از جهان آن نویسنده. تا وقتی سلیقه شخصی نداشته باشیم، نه می‌توانیم دست به انتخاب بزنیم و نه می‌دانیم باید چه بخوانیم و چه نخوانیم. زمان نوشتن هم باز این بلاتکلیفی گریبانمان را می‌گیرد. ما از کودکی تحت تاثیر ژن، تربیت، اساتید، معلم و خانواده رشد می‌کنیم اما از یک جایی به بعد خودمان را لا به لای این‌ها پیدا می‌کنیم و مولفه‌های خودمان را به دست می‌آوریم. وقتی این مولفه‌ها را ارتقا و گسترش دادیم و مدون و منظم به آن سر و شکل بخشیدیم، صاحب علاقه و سلیقه شخصی شده‌ایم.   صحت در توضیح تفکیک بین جهان بینی‌های مرسوم و جهان بینی نویسنده یادآور شد: اگر پشت سر نویسنده، جهان نباشد نمی‌تواند خودش باشد. این جهان نویسنده با جهان بینی اعتقادی که تغییرناپذیر است، متفاوت است. جهان نویسنده گسترش پیدا می‌کند، تغییر می‌کند، عمق پیدا می‌کند و بسط می‌یابد. این تغییر و تبدل به خاطر هُرهُری مذهب بودن نویسنده نیست بلکه به سبب دانش، بینش و تجربیات جدیدی است که در طول مسیر کسب می‌کند و همین دریافت‌ها باعث ارتقا و تغییر او می‌شود.   بدون سیر در جهان نمی‌توان جهان خودمان را بسازیم این طنزپرداز در عرصه سینما و تلویزیون در ادامه به مقایسه جهان دو شاعر بزرگ ایرانی سعدی و حافظ پرداخت و گفت: این دو شخصیت بزرگ در قله ادبی فارسی و جهان ایستاده‌اند. شباهت‌هایی هم با هم دارند؛ هر دو استاد سخن‌اند و استاد استفاده از کلمه، هر دو گوهر گفته‌اند و هر دو حکمت دارند. اما هر چقدر سعدی اهل سفر و مباحثه و مناظره بود، حافظ در نقطه مقابل قرار گرفته و پایش را از شیراز بیرون نگذاشته و با کسی حشر و نشر نکرده بود. کلاً 250 سال است که حافظ برای خود ما شناخته شده است. این دو آدم هر دو جهان دارند، کتاب‌ها در مورد جهانشان نوشته شده، هر دو استاد جهان خودشان هستند و به جهانشان مسلط‌اند و در جهت ارتقا جهانشان تلاش کرده‌اند. سعدی با سفر و مباحثه و مناظره و حرف زدن و به اصطلاح سیر در آفاق جهانش را ارتقا داده، حافظ اما با جست و جو، اندیشیدن و سیر در انفس جهانش را ساخته و پرداخته کرده است. هر دو در سیر مشترکند. بدون سیر نمی‌توان جهان خودمان را بسازیم.   کارگردان فیلم‌های تلویزیونی مانند «ساختمان پزشکان»، «پژمان»، «شمعدونی» و «لیسانسه‌ها» راهکار ساختن جهان را خواندن و نوشتن معرفی کرد و گفت: ما با خواندن زیاد و نوشتن زیادتر برای خودمان جهان می‌سازیم. مطمئناً جهان هر کسی با دیگری فرق می‌کند و جهان همه ما قابل روایت است. همه آدم‌ها داستان دارند. اگر صادق باشیم و مسلط و مسلح به ابزار نوشتن، جهان هر کسی در هر جا شنیدنی خواهد بود.   وی گفت: ما علی‌رغم تفاوت‌های زیادی که با هم داریم، شباهت‌های هم با یکدیگر داریم. همه عاشق می‌شویم، غم را تجربه می‌کنیم، همه بیم و ملال و امید را تجربه کرده‌ایم اما امید، بیم و ملال ما با هم متفاوت است. این‌ها اگر درست روایت شوند، خواندنی هستند. همانقدر جهان یک محکوم به اعدام شنیدنی است، جهان قاضی که حکم را صادر می‌کند هم شنیدنی است.   صحت در مورد چگونگی روایت کردن و شکل‌گیری درام بیان کرد: بعد از اینکه برای نویسنده، جهانی شکل گرفت با مصالح و مهندسی کردن می‌تواند داستان بسازد. جهان، همان بخش ذهنی نویسنده است که باید آن را با نگاه دقیق به پیرامونش پرورش دهد و بعد با ابزار و مصالح آن را دراماتیک کنید، چرا که بدون دراماتیک کردن نوشتن محال است.   هنر جایی است که به ما اجازه می‌دهد اندکی دروغ بگوییم وی دراماتیک کردن داستان را نوعی دروغ گفتن دانست و تصریح کرد: اگر در حوزه هنر بار منفی به «دروغ» ندهیم، می‌توانیم بگوییم دراماتیک کردن یعنی اندکی دروغ گفتن. یک جا در دنیا اجازه داریم دروغ بگوییم و آنجا جهان هنر است. ما در علم، دین، زندگی روزمره، روابط انسانی و اخلاق اجازه نداریم دروغ بگوییم. هنر جایی است که این اجازه را به ما می‌دهد اندکی دروغ بگوییم.   وی علت دروغگویی در هنر را عرضه و ارائه محصول به مخاطب برشمرد و گفت: اجازه بدهید نگوییم دروغ، بگوییم دراماتیک کردن. دراماتیک کردن یعنی بهتر انجام دادن و بهتر تغییر کردن. اگر ما دستمان رو بشود که دروغ گفته‌ایم داستانمان مفت نمی‌ارزد و قصه‌مان دروغکی از آب درمی‌آید. زمانی دراماتیک کردن معنا پیدا می‌کند که این عمل به چشم نیاید و در نتیجه دروغمان از هر راستی راست‌تر باشد. موقعیت دراماتیک طوری عمل می‌کند که تبدیل به حقیقت واقعی می‌شود و آن موقعیت دراماتیک منبع و مرجع در هنر می‌شود. به عبارتی دراماتیک کردن یعنی کم کردن حشو و زوائد و اضافه کردن چیزهای جالب و جذاب.    کارگردان «شام ایرانی» به رابطه شخصیت و موقعیت دراماتیک پرداخت و گفت: شخصیت در مواجهه با موقعیت دراماتیک شکل می‌گیرد و اگر غیر از این باشد، شخصیت داستانی شکل نمی‌گیرد. هر چه موقعیت بزرگتر و دراماتیک‌تر باشد، شخصیتِ عمیق‌تری شکل می‌گیرد. قهرمان آن کسی نیست که به نظر می‌آید و ادعا می‌کند، عملی که کارکتر در لحظه دراماتیک انجام می‌دهد، قهرمان و شخصیت را می‌سازد. از طرف دیگر قهرمان به لحظه دراماتیک معنا می‌بخشد و آن را گسترش می‌دهد و برای ما دوست داشتنی‌اش می‌کند. این دو مکمل هم هستند و به همدیگر کمک می‌کنند.   وی در پاسخ به سوال مخاطبان در مورد شکل‌گیری سلیقه گفت: ما باید جهان‌بینی خودمان را داشته باشیم و دیگران را هم تحمل کنیم. حتی اگر مخالف ما هستند. فرض را بر این بگذارید من مدل نوشته‌های استاد گلشیری را دوست ندارم، مگر می‌شود کسی علاقه‌مند جدی ادبیات داستانی باشد و کارهای شاخص گلشیری را نخواند. گلشیری آدم مهمی است. باید بخوانیم تا بتوانیم بگوییم این سلیقه من نیست. بدون خواندن و دیدن آثار نمی‌توان مدعی شد که سلیقه من این نیست.   باید نگاهمان را به کلیشه نو کنیم و از آن نترسیم وی در پاسخ به سوال دیگری که از جانب مخاطبان در مورد کلیشه مطرح شد، پاسخ داد: کلیشه اگر چیز خوبی نبود، به کلیشه تبدیل نمی‌شد. چیزهای خوب کلیشه می‌شوند، وگرنه مورد استقبال قرار نمی‌گرفتند. کلیشه شدن و افتادن در دام کلیشه چیز بدی است، چرا که کسالت بار و خسته کننده است. تنها کاری که باید در این رابطه انجام داد، تکان دادن و جابه‌جا کردن کلیشه است. زمانی یک کلیشه منحصر به فرد می‌شود که دراماتیک شود. وقتی از فیلتر دانش، بینش و ابزار درست رد شود، دیگر از کلیشه بیرون می‌آید. همه دنیا از عشق می‌نویسند و درباره آن حرف می‌زنند اما چرا آناکارنینا مهم است چون تولستوی از دانش، بینش و تجربه درست استفاده کرده است.   صحت در ادامه گفت: جواب این سوال را صائب تبریزی هم داده است. صائب می‌گوید: «یک عمر می‌شود سخن از زلف یار گفت / در بند آن نباش که مضمون نمانده است» هر کدام از ما با این زلف یار یک حس، یک نگاه و یک جهان منحصر به فرد داریم. فقط کافی است آن را دراماتیک کنیم. شاخ و برگ اضافه کنیم و علف هرزش را هرس کنیم. مثال دیگری بزنم. ببینید سعدی چگونه کلیشه را پشت سر می‌گذارد و آن را منهدم می‌کند؛ سعدی می‌گوید: «شخصی همه شب بر سر بیمار گریست / چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست» مصرع اول یک موقعیت کلیشه‌ای است اما در مصرع دوم کلیشه تکان می‌خورد و جابه‌جا می‌شود. بنابراین باید نگاهمان را به کلیشه نو کنیم و از کلیشه نترسیم. ]]> استان‌ها Tue, 29 Jan 2019 06:09:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271290/یک-جا-اجازه-داریم-دروغ-بگوییم-جهان-هنر «سرباز کوچک امام» روایتی مردانه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271136/سرباز-کوچک-امام-روایتی-مردانه به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، عصر پنجشنبه 4 بهمن ماه و در نشستی که با مشارکت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم و مجموعه «کتاب خوب» و با حضور مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع کتابخانه ملی، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم، معاون فرهنگی اداره‌کل اوقاف و امور خیریه استان، مدیرعامل سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری قم و مهدی طحانیان از آزادگان نوجوان دفاع مقدس و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی در سالن اجتماعات اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم برگزار شد، کتاب «سرباز کوچک امام» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. مرضیه نفری مدرس ادبیات داستانی در ابتدای این جلسه از صداقت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ادبیات داستانی نام برد و گفت: صداقت نویسنده و تدوین‌گر برای حرف‌زدن از شخصیت‌های دیگر در این کتاب بسیار قابل تقدیر است. نفری با اشاره به انتخاب زاویه دید اول شخص برای این اثر گفت: این زاویه دید موجب افزایش صمیمیت کار می‌شود و دیدگاه‌های مورد نظر را به شیوه مطلوب‌ به مخاطبان ارائه می‌کند. این نویسنده، روایت کتاب «سرباز کوچک امام» را رواتی مردانه توصیف کرد و گفت: در برخی از موارد به لطیف‌سازی متن نیاز داریم چراکه در یک کتاب ما با اقشار مختلف مواجهه داریم.   نفری در ادامه به شخصیت داستان که یک نوجوان است، پرداخت و یادآور شد: شخصیت نوجوان در این داستان 9 سال در اسارت بوده و اکنون بعد از گذشت 40 سال به جزییات دوران اسارت خود به خوبی پرداخته است. این موضوع باورپذیری مخاطب را کاهش می‌دهد به همین علت نویسنده باید به علتِ ماندگاری این خاطرات در ذهن راوی اشاره کند. مهدی طحانیان آزاده دوران دفاع مقدس هم در بخشی از این نشست با بیان اینکه یادگاران دوران دفاع مقدس در مسیر انقلاب اسلامی مانده‌اند، یادآور شد: برخی از مباحث این کتاب تردیدهایی را در دل برخی افراد ایجاد کرده اما همچنان این افراد در مسیر آرمان‌های امام هستند.   این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه شهر قم سرچشمه آرمان‌های رزمندگان است، عنوان کرد: رزمندگان دفاع مقدس با تکیه بر آرمان‌هایی که در شهر مقدس قم تولید شد توانستند به پیروزی برسند. وی گفت: آزادگان مردان صبوری هستند و همانطور که با همه وجود خود، عزت کشور خود را در دوران دفاع مقدس حفظ کردند، اکنون نیز همانند کوه، پشت آرمان‌های انقلاب استوار ایستاده‌اند. طحانیان در پایان با تاکید بر امداد الهی به عنوان مهم‌ترین عنصر در پیروزی دفاع مقدس گفت: دشمنان اکنون به‌صف شده‌اند تا ایمان و اعتقاد مردم را از آن‌ها بگیرند درحالی‌که مردم نسبت به نقشه دشمن آگاه هستند. ]]> استان‌ها Sat, 26 Jan 2019 07:30:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271136/سرباز-کوچک-امام-روایتی-مردانه کم‌کاری شاعران قدرتمند از عوامل رواج ابتذال در شعر است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271092/کم-کاری-شاعران-قدرتمند-عوامل-رواج-ابتذال-شعر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، محمدمحسن سعیدی شاعر افغانستانی در نشستی در خانه کتاب صبح امید که در مجتمع ناشران شهر قم و به بهانه نقد و بررسی مجموعه شعر «سی‎پاره منم» برگزار شد، در بررسی موضوع ابتذال در شعر، این موضوع را بحث مشترک تمامی هنرها دانست. وی گفت: ابتذال در هنر شامل ابتذال در شعر نیز می‎شود، هم از جهت اوصافی که برای مبتذل می‎شناسیم و هم علل و عوامل و زمینه‎هایی که منجر به تولید اثر هنری مبتذل می‎شود.   نویسنده مجموعه شعر «سی‎پاره منم» بحث از ابتذال را یک بحث دامنه‎دار تاریخی در ادبیات معرفی کرد و در تبیین مفهوم‎شناسی آن گفت: درباره مفهوم ابتذال غالباً یک برداشت بسیار دم‎دستی وجود دارد و در مقابل آن، یک برداشت جامع‎تر و درست‎تر هم وجود دارد؛ در برداشت غالب وقتی از ابتذال سخن می‎گوییم، توجه مردم به آثار مربوط به مسائل اخلاقی و جنسی معطوف می‌شود. درصورتی که لزوماً ابتذال این نیست و همان‎طور که از خود کلمه ابتذال می‎فهمیم، ابتذال به تعبیر امروزی، چیز نازل و بی‎ارزشی است؛ یعنی ارائه کار نازل و دم دستی و پیش پایی در هنر و شعر.   وی ابتذال را نسبی دانست و گفت: معنی ابتذال به دیدگاه‎های افراد بستگی پیدا می‎کند و ممکن است در مورد تعداد کمی از آثار به اتفاق نظر برسیم که مبتذل هستند؛ مخصوصاً خود ارائه‎دهنده اثر ممکن است هیچ‎وقت نپذیرد کارش مبتذل است. ابتذال نسبی است و درجات و ابعاد مختلفی دارد و گاهی به موضوع برمی‎گردد و گاهی به سبک و گاهی به اندیشه.   سعیدی شخصیت هنرمند را در پیوند نزدیک و تنگاتنگ با اثر هنری قلمداد کرد و گفت: نمی‎شود اثر مبتذل را از شخص جدا کرد. بالاخره این شخص یا کار را جدی نمی‎گیرد یا توانایی ارائه یک کار جدی را ندارد و از این دو حال خارج نیست و به این ترتیب اثر مبتذل ارائه می‎کند.   شاعر مجموعه شعر «غم عزیز» در توضیح این ارتباط افزود: یک وقت شاعر یا نویسنده یا هر هنرمندی عمق فکری ندارد و به دنیا نگاه سطحی دارد. این آدم ممکن است از لحاظ زبان و تکنیک هم کارش خیلی قوی باشد، ولی کارش از لحاظ دید و اندیشه مبتذل درآید؛ ممکن است موضوعاتی که انتخاب می‎کند، موضوعات خیلی سطحی و دم دستی باشند. درواقع توان فکری‎اش نمی‎کشد که کار عمیق و ارزشمند ارائه کند. یک‎بار هم است که هنرمند توانش را دارد، اما تحت تأثیر خواسته و سلیقه مخاطب و برای خوشایند مردم شعر سطحی ارائه و شروع به ارزان‎فروشی و فراوان‎فروشی می‌کند.   داور بخش ویژه افغانستان در یازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر بر سطحی‎بودن و عمیق نبودن اثر مبتذل تأکید کرد و گفت: کار مبتذل کار عمیقی نیست و یکی از خصوصیاتش سطحی بودن است. به هر موضوعی که می‎پردازد، سطحی با آن برخورد می‎کند و معمولاً موضوعات دم دستی را انتخاب می‎کند و گاهی هم دوست دارد درباره هر چیزی حرف بزند و حضور داشته باشد.   وی درباره نقش شاعران و هنرمندان در ترویج ابتذال هنری گفت: یکی از عوامل دیگر ابتذال در شعر این است که شعرای قدرتمند کم‎کار شده‎اند و شعر مناسب روز و متناسب با دردهای مردم که هم قدرتمند باشد و هم منعکس‎کننده دردهای مردم، نمی‎گویند یا کم می‎گویند و یا به زبانی می‎گویند که بدنه اصلی اجتماع و مخاطبان عادی نمی‎فهمند. به گفته سعیدی، به این ترتیب، بازار شعر خالی می‎ماند و بازار که خالی ماند کسانی وارد می‎شوند که حرفه‎ای و قدرتمند نیستند، شاعر نیستند، شاعرنما هستند و کارهایی تولید می‎کنند که از لحاظ هنری بسیار مبتذل است ولی مردم با آنها ارتباط برقرار می‎کنند. اینجا می‎توان تقصیر را به گردن شاعران قدرتمندی انداخت که کم‎کاری می‎کنند یا خیلی سیاست تمایز (تمایز به معنی کیفیت بالا) را در پیش گرفتند، به شکلی که حرفشان را جز یک تعداد معدود و انگشت شمار کسان دیگر نمی‎فهمند.   این شاعر و منتقد نقش عامل یادشده را در ابتذال بازار شعر بسیار مهم و تأثیرگذار دانست و گفت: بر همین اساس، اولاً مجموعه‎های شعر فاخر خیلی کم است و ثانیاً مخاطبانشان فقط شاعران هستند. به طوری که تولیدکننده کتاب‎شعر هم شاعر است و مصرف کننده‎اش هم شاعر، از مجموعه شعرا بیرون نمی‎رود. این باعث می‎شود کسانی بیایند و به جای آنها شعرهایی با کیفیت نازل و پایین و سطحی به مخاطبان عمومی ارائه کنن؛ شعری که نه زبان درست، نه ساختار درست، نه عاطفه و نه اندیشه عمیقی ندارند و فقط به تناسب روز و پسند یک تعداد عام و شبه عام ارائه می‎کنند. ]]> استان‌ها Fri, 25 Jan 2019 06:58:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271092/کم-کاری-شاعران-قدرتمند-عوامل-رواج-ابتذال-شعر «آوازهای روسی» بهتر از «بادبادک باز» ادبیات افغانستان را نمایندگی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271028/آوازهای-روسی-بهتر-بادبادک-باز-ادبیات-افغانستان-نمایندگی-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جلسه نقد و بررسی رمان «آوازهای روسی» با حضور احمد مدقق، نویسنده اثر و منتقدان مهدی کفاش و مجید اسطیری، به میزبانی مدرسه اسلامی هنر برگزار شد. در ابتدای نشست احمد مدقق بخشی از کتاب خود، «آوازهای روسی» را برای مخاطبان خواند و در ادامه مهدی کفاش نویسنده و منتقد ادبی در سخنانی با اشاره به زبان این اثر، گفت: در این کتاب، ما با زبانی روبرو هستیم که بین زبان محاوره‌ای ما و زبان شایع افغانستان که به این زبان گفت‌وگو می‌کنند، اشتراک دارد. من از روی جلد اثر شروع می‌کنم که مرتبط با همین زبان داستان است؛ فونتی که روی جلد استفاده شده، به ما یادآوری می‌کند که با زبانی نزدیک به زبان دری مواجهیم؛ نویسنده زبان داستان را به گونه ای انتخاب کرده که هم افغانستانی‌ها و هم ایرانی‌ها بتوانند با این کتاب ارتباط برقرار کنند.   کفاش: «آوازهای روسی» گامی است در جهت تناورتر کردن زبان فارسی کفاش ادامه داد: فارغ از صورت زبانی نکته‌ای که قابل تأکید است، اتفاقی است که برای زبان فارسی در این اثر می‌افتد. این اثری به نوعی زبان فارسی را گسترش می‌دهد و این اتفاق مبارکی در ادبیات فارسی ماست، چرا که این روزها به جهت فعالیت رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، دایره واژگانی زبان فارسی کوچک می‌شود اما این اثر گامی در تناورتر کردن زبان فارسی برداشته است.   نویسنده رمان «وقت معلوم» با اشاره به اینکه تمام داستان روی سه، چهار هسته دراماتیک بنا گذاشته شده است، گفت: یکی از هسته‌های دراماتیک رمان «آوازهای روسی» همین جمله «پسر خان اگر ظلم نکند چه کند؟» است. در تمام داستان ما از ابتدا تا انتها شرح ظلم‌های مکرر و احساس ندامت‌های شخصیت داستان را که «یعقوب» است، می‌بینیم. نویسنده در واقع با این اِلمان‌ها دارد برایمان تراژدی می‌سازد؛ خطاهای کوچکی که اتفاق‌های بزرگ را رقم می‌زند.     این نویسنده به موضع تاریخی اثر هم اشاره کرد و گفت: یک نکته مهم در فصل نهم رمان وجود دارد. در این فصل طی دو صفحه سه نسبت تاریخی در افغانستان بیان می‌شود که از زمان صفویه افغانستانی‌ها گرفتارش بوده‌اند؛ اول اینکه مسأله افغانستان را باید دیگری حل کند. دوم اینکه کسی نمی‌تواند بر افغانستان تسلط پیدا کند مگر یک افغانی را سر کار بیاورد؛ و سنت سوم، سنتی است که نویسنده در داستان بنا می‌گذارد و می‌خواهد کشف کند. کفاش در پایان بخش اول سخنانش گفت: ما در این داستان با دو داستان برخورد می‌کنیم؛ یک داستان که در سطح اتفاق می‌افتد و داستان دیگر که در عمق با آن مواجه‌ایم. این هنر احمد مدقق است که دو داستان را به موازات هم پیش می‌برد. در پایان داستان هم ما نمی‌دانیم رخشانه مرده است یا نه؛ چرا که نشانه‌ای نداریم. این تمهیدات رندی و دانش داستانی نویسنده را به رخ می‌کشد.   در بخش دیگر برنامه، مجید اسطیری نویسنده و منتقد ادبی نظراتش را در مورد اثر بیان کرد و با اشاره به موضوع تراژدی، گفت: تراژدی قواعدی کهن دارد که ارسطو آن را تعریف کرده است. یکی از مهم‌ترین آنها برانگیختن حس ترس و ترحم در مخاطب است. حسی که نه تنها در انتهای «اُدیپ» شهریار که در انتهای «سوگنامه رستم و سهراب» و «شاه لیر» نیز سراغ ما می‌آید. برانگیختن این احساسات قرار است منتهی به ایجاد کاتارسیس (تزکیه عاطفی – اخلاقی) در مخاطب شود.   اسطیری: از بین رفتن آخرین تعلیق اثر، موجب اُفت کار شده است وی ادامه داد: از عهد ارسطو تا به امروز هر داستانی هدفش ایجاد کاتارسیس و برانگیختن ترس و ترحم در مخاطب باشد زیر چتر تراژدی قرار می‌گیرد؛ و رمان «آوازهای روسی» نیز همین گونه است؛ یک رمان خواندنی درباره برهه‌ای از تاریخ افغانستان که کمتر اثر ادبی درباره‌اش تولید شده است؛ یعنی برآمدن کمونیست‌ها پس از مبارزات مجاهدین. داستان درباره یک خانزاده افغان در سال‌های نفوذ جریان‌های چپ است. جوانی به نام «یعقوب» که از روستایشان به سودای تحصیلات عالیه به کابل مهاجرت کرده و با ارزش‌ها و مرام کمونیستی که در میان دانشجویان ترویج می‌شود، روبرو شده اما دل بریدن از امتیازات طبقاتی که در ولایت آبا و اجدادی‌شان دارد، اندکی برایش سخت است. اما شخصیت داستان به دیار خودش که «ورث» نام دارد؛ بازنمی‌گردد؛ چون آن نظام سنتی کهنه را قبول ندارد و به عنوان یک فرد تحصیلکرده برایش ممکن نیست بازگردد و خانزاده‌ای قدرتمند و زورگو باشد. نویسنده مجموعه داستان «تخران» به تم عاشقانه کتاب که به مبحث تراژیک رمان کمک می‌کند، اشاره کرد و گفت: در این میانه شاهد ماجرای یک عشق شکست خورده هستیم که یادآوری‌اش برای یعقوب دردناک است. عشق او به مبارکه دختر یکی از رعیت‌های پدرش. عشقی ناکام است که تا آخرین فرازهای رمان هم گریبان او را رها نمی‌کند. شاید بتوان گفت سیر شکست‌های پیاپی یعقوب که قرار است تراژدی او را بسازد، از همین شکست عشقی در به چنگ آوردن مبارکه شروع می‌شود. این عشق در فرازهای میانی رمان در وجود یک دختر شهری به نام رخشانه تجلی پیدا می‌کند. دختری که در کودکی در شهر بلیت بخت‌آزمایی می‌فروخته و نماینده مردم فرودست است.   وی افزود: اگر سیر تحول شخصیت یعقوب را دنبال کنیم می‌بینیم که او با دل بستن به آرمان‌های چپ از زیر چتر اقتدار سنت خارج می‌شود تا فردیتش را بیابد. اما در میانه اثر او را می‌بینیم که در چاپخانه حزب کمونیست افغانستان میان تلنباری از کاغذها و اعلامیه‌ها و منشورات و بیانیه‌ها خودش را گم کرده است. حالا رخشانه با رنگ قرمز تند عشق وارد می‌شود تا گوهر وجود او را به محک عشق بسنجد.   مجید اسطیری در ادامه دو نقد را به اثر وارد دانست و بیان کرد: نقد اول در مورد تعلیق کار است. کشته شدن پدر یعقوب، رفتن رخشانه، ازدواج مبارکه با نعیم همه تمهید‌هایی بود که برای تعلیق تکلیفشان مشخص شد و آخرین تعلیق بعد از دیدار و مرگ مبارکه از بین می‌رود. از بین رفتن آخرین تعلیق باعث افت کار می‌شود. در ۵۰ صفحه آخر اثر احمد مدقق و یعقوب فقط سرنوشت مجاهدین را دنبال می‌کنند و کمتر مسأله شخصی یعقوب مطرح است. از این جهت احساس می‌کنم این ایراد به رمان وارد است. شاید می‌شد 50 صفحه پایانی خلاصه‌تر برگزار می‌شد. نکته دیگر در مورد ساختار و پرداخت کار است. اینکه نظام تداعی‌ها کمی کار را پیچیده کرد؛ تداعی‌ها در این کار خیلی پر رنگ است. خواننده حرفه‌ای و مخاطبان جدی رمان باید کار را بخوانند. اگر نظام تداعی منسجم‌تر می‌شد و از فلش بک‌های کمتری استفاده می‌کرد، کار خوش خوان‌تر می‌شد. الان مخاطب عام یک مقدار در تداعی‌ها خودش را گم می‌کند.   کفاش: یکی از ضعف‌های رمان «آوازهای روسی» نداشتن شخصیت مادر است مهدی کفاش در بخش دوم نقدش به یک مساله اشاره کرد و در مخالفت با سخنان مجید اسطیری، گفت: من اثر را خیلی تراژدی نمی‌دانم. اگر عنصر زن را از تیپ در بیاوریم، ادیپ فرو می‌ریزد. من یکی از ضعف‌های رمان مدقق را فقدان مادر می‌دانم. یک مادر هم در تمام رمان نداریم، کأنّه مردهای افغانستان از جایی دیگر آمدند و هیچ مادری به خودشان ندیده‌اند. اما مساله‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که شخصیت‌ترین و قوام‌ترین آدم در کل رمان رخشانه است. اتفاقاً رخشانه از جغرافیای داستان بدجوری به بیرون پرت می‌شود. نویسنده باید این زن را با تمام پیچیدگی‌هایش در کل داستان حفظ می‌کرد. باید این خط پررنگ‌تر می‌شد و رخشانه بیشتر از این‌ها خودش را بر داستان تحمیل می‌کرد.   نویسنده «قرار مهنا» داستان را به سه پاره تقسیم کرد و افزود: با همه نقدها، محاسن و معایب اثر، «آواز‌های روسی» را جزو آثار شاخص سال ۹۶ می‌دانم. به نظرم باید این اثر در چارچوب خودش و با آثاری هم وزن خودش مثل «رهش» سنجیده شود. آن وقت می‌بینیم این اثر از چه قامت و استواری برخوردار است.   مجید اسطیری در بخش دوم صحبت‌هایش به تفاوت تراژدی در فرهنگ و ادبیات شرق و غرب اشاره کرد و گفت: نباید از یاد برد که در ادبیات مشرق زمین نمی‌توان به دنبال تراژدی گشت و سوگنامه رستم و سهراب را نیز نمی‌توان تراژدی نامید چرا که علیرغم احساس ترس و ترحم، هستی شناسی آن با هستی شناسی اثری مثل «اُدیپ شهریار» اساساً متفاوت است. در تراژدی قهاریت خدایان با ذلت نامداران اثبات می‌شود در صورتی که در شرق خدا چنین خصلتی ندارد.   وی افزود: یکی از شخصیت‌های مهم رمان عبدالرحیم است که واکاوی رابطه او با یعقوب هستی شناسی رمان را بر ما آشکار می‌کند و نشان می‌دهد که اگرچه کل اثر زیر سایه «وحدت تاثیر» ترس و ترحم است اما با یک تراژدی به معنای غربی آن سر و کار نداریم. رابطه عمیق و مشفقانه یعقوب با عبدالرحیم که طلبه‌ای مهربان و رئوف است، اشاره به باور دینی عمیق او دارد که حتی پیوستن به جریان چپ هم نمی‌تواند آن را از بین ببرد. با چنین باوری قطعاً در جهان یعقوب این خداوند نیست که می‌خواهد با نشاندن او به خاک مذلت قهاریت خود را به او اثبات کند. نتیجتاً می‌توان گفت با یک نگاه شرقی و شاهنامه‌وار با سوگنامه روبرو هستیم نه یک نگاه غربی و اُدیپ وار به تراژدی.   اسطیری: «آوازهای روسی» بهتر از «بادبادک باز» ادبیات افغانستان را نمایندگی می‌کند اسطیری در مقایسه‌ای بین رمان «بادبادک باز» و «آوازهای روسی» یادآور شد: هنگام خواندن «آوازهای روسی» ناخودآگاه در ذهنم این اثر را با «بادبادک باز» خالد حسینی مقایسه می‌کردم. خیلی جاها به ذهنم رسید که کار آقای مدقق بهتر است. علی رغم اینکه «بادبادک باز» جهانی است و در کشورهای مختلف خوانده شده، ولی اگر قرار باشد بین این دو داوری کنیم که کدام ادبیات افغانستان را نمایندگی می‌کند، به نظرم کار احمد مدقق خیلی بهتر نمایندگی می‌کند. چون تصاویر و توضیحات روشن تری از افغانستان به مخاطب می‌دهد. مساله بعد این است که «آوازهای روسی» قدرت بیشتری در تبیین مسأله دارد. خالد حسینی خیلی از دور دستی بر آتش اوضاع سیاسی افغانستان دارد. خیلی نمی‌تواند تجزیه و تحلیل کند. اما مدقق بهتر مساله را تبیین کرده است. از سویی «آوازهای روسی» یک اثر حرفه‌ای است اما «بادبادک باز» کار عامه پسندی است.   این نویسنده در پایان به موضوع نثر در رمان «آوازهای روسی» پرداخت و افزود: نکته‌ای که باید در مورد نثر «آوازهای روسی» ذکر شود، این است که مدقق سعی کرده فارسی افغانستان را کمی رقیق کند تا مخاطب فارسی زبان ایرانی در خواندن اثر دچار مشکل نشود و احتیاجی به پانویس هم نباشد. نتیجه کار نثری بسیار شیرین و شیوا است که خواندن اثر را بسیار روان و لذتبخش می‌کند. ]]> استان‌ها Wed, 23 Jan 2019 12:15:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271028/آوازهای-روسی-بهتر-بادبادک-باز-ادبیات-افغانستان-نمایندگی-می-کند شروع و گسترش «زی-پو» ناقص است/ یک گزارش ژورنالیستی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270965/شروع-گسترش-زی-پو-ناقص-یک-گزارش-ژورنالیستی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، با همکاری گروه داستان جمعه جلسه نقد رمان «زی پو» با حضور نویسنده اثر زهرا بیگدلی، میثم رمضانی و زهره عارفی به عنوان منتقدین جلسه در مجتمع ناشران قم برگزار گردید.   در ابتدای این جلسه میثم رمضانی، ساختن داستان را به بازی شطرنج تشبیه کرد و گفت: شباهت عجیبی بین داستان (چه داستان کوتاه چه رمان) و شطرنج وجود دارد؛ بازیگر شطرنج یاد می‌گیرد شطرنج سه مرحله دارد: شروع بازی، وسط و پایان. شروع معروف است به گسترش مهره‌ها، بعد از گسترش باید ارزیابی کنیم که گسترش کامل است یا ناقص. گسترش کامل یعنی اینکه سوارهای سبک و سنگین در جاهای مشخص خودشان قرار گرفته‌اند و شاه به قلعه رفته باشد. وقتی گسترش موفقی داریم که از پیش مشخص و طراحی شده باشد. در داستان به طور تطبیقی جای مهره‌ها را عناصر داستان و اطلاعات می‌گیرند.   نویسنده کتاب «شایدباد شاید آتش» افزود: زمان گسترش به طور کامل وارد بازی می‌شویم. همه مهره‌ها آمدند بیرون و بازی پیچیده شده و تنها چیزی که می‌تواند به بازیگر کمک کند، خلاقیت خودش است. بازیگر باید بداند چگونه اطلاعات را بیرون بریزد و با توجه به مهارتش بازی را کنترل کند تا بازی از دست نرود. وسط بازی یعنی مرحله مدیریت شطرنج. جنگ وسط بازی که تمام می‌شود، می‌رویم به آخر بازی. آخر بازی با پیاده‌هاست و به خلاقیت و نقشه راه نیاز ندارد. اگر مراحل قبلی را درست طی کرده باشیم پایان موفقی خواهیم داشت. همین امر در داستان هم صادق است.   این منتقد در بخش دگیری از سخنانش گفت: نقاط قدرت این داستان، جسارت نویسنده در رمان است و نگاه غالب جامعه‌شناسی بر رمان است. شروع و گسترش این رمان متأسفانه ناقص است. اطلاعات و نقشه راه گسترش را کامل نمی‌کند و در اطلاعات می‌ماند. رمانی که ۲۰۰ صفحه است، ۵۰ صفحه هم برایش زیاد است. اطناب از تعلیق کار کاسته و اواسط کار بازی پیچیده می‌شود اما هیچ کدام از مهره‌ها همدیگر را نمی‌زنند. ‌مدیریت رمان یک جاهایی نیاز به حذف و‌ ایجاز دارد.   وی به عنصر خلاقیت در داستان پرداخت و آن را ناجیِ نویسنده معرفی کرد و گفت: خلاقیت در داستان برمی‌گردد به کشف شهود نویسنده، اما این امر نیز اتفاق نمی‌افتد و صرفاً ما یک گزارش ژورنالیستی داریم و یک سری اتفاقات را می‌خوانیم. وقتی نویسنده تجربه ندارد، باید از خلاقیت و تخیل کمک بگیرد. یک جاهایی از داستان که روایت می‌شود و مثال‌های که بیان می‌شود، دم دستی است و کمترین خلاقیت را دارد. در رمان نوآوری نمی‌بینیم در حالی که ما در رمان به نوآوری نیاز داریم. جامعه شناسی به نویسنده کمک کرده و رمان همچنان طراوت خودش را دارد اما عدم رعایت ایجاز و خلاقیت جان داستان را گرفته و رمان را از نفس انداخته است.   زهره عارفی دیگر منتقد حاضر در این جلسه با اشاره به اسم داستان «زی پو» آن را مناسب محتوای داستان دانست و گفت: زی-پو نام یک فندک است؛ ایده ساخت این فندک از آنجا آمده که آتش فندک در برابر باد مقاوم است و «همه جا کار می‌کند» اگر از همین نام داستان استفاده کنیم و به محتوای آن بپردازیم، می‌توان اینطور گفت که: در جوامع بدوی به علت حکومت پدران بر خانواده باعث می‌شده مرد هم خون‌های خود را نیز به عقد خود در بیاورد و پسرها به دلیل رانده شدن نسبت به پدرها کینه ورزند. نویسنده رمان «فرمان یازدهم» افزود: این عقده از سوی دیگر، از طرف زن‌ها نیز برای جلب توجه مردها نسبت به خود، باعث حسادت آن‌ها به هم می‌شده است. از این دو موضوع می‌خواهم به این برسم که در خانواده آقای «عباس حقیقت» به نظر می‌رسد، دخترش «آذر» خود را جایگزین مادر می‌کند.   این منتقد ادامه داد: رمان «زی پو» با خاطره‌ای از کودکی آذر شروع می‌شود که همراه پدرش می‌خواهد به کوه برود، نرسیده به قله، عباس پا کُند می‌کند تا آذر به فتح قله برسد. آذر کوچک به فریب پدر پی می‌برد و این خاطره در ذهن او باقی می‌‌ماند. آذر همین فتح را در مورد مرتضی که معشوق اوست، در صفحه‌های پایانی داستان به کار می‌برد.   عارفی به بخش‌هایی از داستان اشاره کرد و افزود: در تمام داستان، آذر سعی دارد انتقام سکوت‌های پروین مادرش را از عباس که بارها با حقه دیوانگی از صد ضربه شلاق جان به در برده است، بگیرد. آذر در صفحه 166 جمله‌ای می‌گوید که می‌تواند نشان دهد، او تمام سعی اش را کرده تا انتقام مادر آرام و ساکت خود را از پدری که همواره زیرآبی رفته بگیرد: «مامان تونست تو رو ندیده بگیره، من نه».   این نویسنده به نماد‌پردازی در داستان هم اشاره کرد و گفت: خالی از لطف نیست که بگوییم داستان آذر و عباس و پروین، در واقع نمادی از جامعه است که همواره آتشش چون فندک زی-پو بخشی از جامعه را تهدید می‌کند. ]]> استان‌ها Tue, 22 Jan 2019 08:54:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270965/شروع-گسترش-زی-پو-ناقص-یک-گزارش-ژورنالیستی «نقالی کتاب» به قم هم سرایت کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270955/نقالی-کتاب-قم-هم-سرایت به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نقالی كتاب كه پیش از این با هدف افزایش آگاهی عموم و ترویج فرهنگ كتاب خوانی اولین بار در شیراز برگزار شد، با همكارى مدرسه هنر و معمارى ایوان خانه مهر و کتاب گارسه در شهر قم برگزار می‌شود. در اولین برنامه از نشست‌هاى نقالی كتاب در قم، رضا مصطفایی به نقالی کتاب «کفش باز» اثر فیل نایت با ترجمه مریم علیزاده خواهد پرداخت.   كتاب «كفش باز» معروفترین اثر فیلیپ نایت بنیانگذار نایكى است. نایت در خانواده‌اى متوسط بزرگ شده است. در دوران مدرسه و دانشگاه عضو تیم دو و میدانى بوده اما هرگز نتوانسته به یك ستاره دو تبدیل شود. وى پس از اتمام دانشگاه به سفر دور دنیا می‌رود و همچنین درصدد راه اندازى كسب و كارى در رابطه با كفش‌هاى ژاپنى است. چگونگى شكل گیرى شركت و اتفاقات تلخ و شیرینى كه در زندگى شخصى اش روى مى دهد در کتاب به ان پرداخته شده است.   این برنامه سه شنبه دوم بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سالاریه، مجتمع تجاری اریکه ملل، کتاب گارسه برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Tue, 22 Jan 2019 05:21:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270955/نقالی-کتاب-قم-هم-سرایت بحث درباره «سرباز کوچک امام» در قم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270874/بحث-درباره-سرباز-کوچک-امام-قم حجت الاسلام والمسلمین امیرعطاءاله جباری، مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قم با اعلام این خبر به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، گفت: جلسه نقد و بررسی کتاب «سرباز کوچک امام» نوشته فاطمه دوست‌کامی، با حضور مهدی طحانیان، آزاده دفاع مقدس پنجشنبه 4 بهمن ماه از ساعت 10 تا 12 صبح در تالار غدیر کتابخانه‌های عمومی قم واقع در خیابان ساحلی برگزار می‌شود.   جباری به اهمیت معرفی قهرمانان واقعی این سرزمین اشاره کرد و گفت: با توجه به چهل سالگی انقلاب و اهمیت معرفی قهرمانان ایران زمین، اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان قم با همکاری مجموعه «کتاب خوب»، کتاب‌های مرتبط با حوزه انقلاب و چهره‌های شاخص انقلاب را در قالب نقد و بررسی با حضور اهالی فرهنگ قم برگزار می‌کند. مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قم در ادامه شیوه‌های هنری در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را مهم ارزیابی کرد و افزود: اینگونه جلسات و تولید آثار هنری در راستای زنده نگهداشتن یاد و خاطره آزادگان و با هدف حمایت از نویسندگان انقلابی برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Sun, 20 Jan 2019 14:41:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270874/بحث-درباره-سرباز-کوچک-امام-قم جشن امضای «پریدخت، مراسلات پاریس» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270463/جشن-امضای-پریدخت-مراسلات-پاریس-برگزار به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، اکبری، مجری برنامه، در ابتدا ضمن خوشامدگویی به حضار، بخش‌هایی از کتاب را خواند و در ادامه، حامد عسگری چند غزل از کتاب خود را برای حاضرین در جلسه قرائت کرد.   مجموعه «پریدخت، مراسلات پاریس» شامل نامه‌هایی است که به زبان و نثر قاجار نوشته شده و روایتی از عشقی گدازان در سال‌های نه چندان دور این سرزمین است. حامد عسکری در این اثر از یک عشق نجیب و سوزان رونمایی کرده است.   در بخشی از این کتاب می خوانیم: «از عشق ناگزیریم و بدان محتاج، چونان تشنه از آب. اجدادمان در غار‌ها آب می‌نوشیدند و بر دیواره غار‌های اساطیری، چشم‌های دخترک قبیله بالادست را در سوسوی نورِ کم‌رمقِ آتشی در میانه غار نقاشی می‌کردند. فرزندانمان هم در آینده در سفینه‌های فضایی آب می‌نوشند و دلشان برای یکی لک می‌زند و بر شیشه‌های بخار‌زده سفینه‌شان ناخودآگاه چشم‌هایش را شاید نه، ولی نامش را حتماً خواهند نوشت».   «پریدخت، مراسلات پاریس» به تازگی از سوی انتشارات قبسات در قم در ۱۴۰ صفحه با تیراژ 2000 نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان روانه بازار کتاب شده است. یادآوری می‌شود، کتابستان رضوی پیش از این هم میزبان جشن امضای کتاب «رهش»، جلسه نقد و بررسی  کتاب «مسافر جمعه»، «آن مرد با باران می آید»، «خواب باران» و ... بوده است. ]]> استان‌ها Sat, 12 Jan 2019 06:39:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270463/جشن-امضای-پریدخت-مراسلات-پاریس-برگزار رمان «زی پو» نقد و بررسی می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270450/رمان-زی-پو-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، رمان زی پو اثر زهرا بیگدلی از طرف گروه داستان جمعه در قم نقد می شود.   گروه داستان جمعه در ادامه سلسه نشست های ادبی و نقد رمان خود روز جمعه 21 دی 97 ساعت 15:30 این جلسه را برگزار خواهد کرد.   در این نشست منتقدین میثم رمضانی و زهره عارفی در سالن جلسات مجتمع ناشران حضور خواهند داشت.   در بخشی از این کتاب آمده است: «آذر دختری سی ساله است که بعد از شش سال که با خاطر اتفاق های مختلفی که از نوجوانی تا بیست و چهار سالگی در زندگی اش افتاده و او را از زندگی آرام در ایران مایوس کرده به آلمان رفته،به خاطر سکته مغزیو در کما رفتن پدرش به ایران بر می گردد.در خلال سفر چند روزه آذر به ایران او بسیاری از رازهای مگویش را بازگو می کند و مخاطب از این رهگذر با آنچه بر آذر گذشته روبرو می شود.کتاب دارای سه راوی است و آذر،پدر آذر و مردی به اسم مرتضی هر کدام از زاویه دید خود اتفاق های زندگی آذر را تعریف می کنند.»   چاپ اول رمان زی پو  اثر زهرا بیگدلی از طرف انتشارات روزنه سال 1397 در 200 صفحه با قیمت قیمت  29 هزار و 500 تومان روانه بازار شده است. ]]> استان‌ها Thu, 10 Jan 2019 18:23:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270450/رمان-زی-پو-نقد-بررسی-می-شود خطر نبود منابع شفاهی تاریخ و ادبیات را تهدید می کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270443/خطر-نبود-منابع-شفاهی-تاریخ-ادبیات-تهدید-می-کند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در عصرانه ای دیگر میزبان رمان «کلکسیون پهلوی» اثر علی مهر بود. علی مهر علاوه بر نویسندگی در حوزه کودک و نوجوان، سردبیر ماهنامه مهدوی(عج) «انتظار نوجوان» است و تا به حال کتاب‌های «قصه های اینوری»، «سه سوت»، «کلکسیون پهلوی»، «آب برای خیمه‌ها» و «قالیچه حضرت رضا(ع)» از او منتشر شده است.   رمان «کلکسیون پهلوی» روایت داستانی از قیام مردم قم در ۱۹ دی ۵۶ است که برای مخاطبان نوجوان نوشته شده است. راوی داستان علاقه زیادی به جمع آوری تصاویر نشریات دارد، به پیشنهاد یکی از معلمان مدرسه، به خاطر دریافت جایزه، شروع به گردآوری عکس‌هایی از پیشرفت‌های ادعایی پهلوی در نشریات می‌کند، اما او که به همراه پدر و دو برادرش با انقلابیون ارتباط دارند، در همان زمان ناخواسته درگیر اتفاقات ۱۹ دی ۵۶ می‌شود و ما از زبان راوی، ماجراهای این قیام را می‌خوانیم.   در ابتدای نشست الهام فراهانی با اشاره به  سالروز قیام ۱۹ دی سال ۵۶ مردم قم انتخاب رمان «کلکسیون پهلوی»  را برای جلسه نقد در همین راستا دانست و بخشی از کتاب را برای مخاطبین حاضر در جلسه خوانش کرد. او در ادامه از علی مهر نویسنده رمان «کلکسیون پهلوی»  برای گفت و گو دعوت نمود.   علی مهر در پاسخ به این سوال که برای درک بهتر شرایط نوجوانان و نوشتن رمان در این حوزه آیا با این گروه سنی ارتباط دارید یا نه گفت: سال های قبل که شغلم کتابداری بود ارتباطم با نوجوانان زیاد بود. بچه های دبیرستانی به کتابخانه مراجعه می کردند و این گونه در ارتباط بودم اما به خاطر تغییر شغل ارتباطم کمتر شد اما از راه های دیگر مثل برگزاری جلسات نقد، دراختیار قرار دادن اثر به نوجوانان فامیل یا دوستان فرزندانم این ارتباط را حفظ کرده ام.   مجری برنامه با اشاره به این که رمان «کلکسیون پهلوی» نامزد کتاب سال بوده است از چگونگی شکل گیری این کتاب پرسید. این نویسنده گفت:  کتاب در مورد قیام 19 دی قم نوشته شده است. حوزه هنری تصمیم گرفت در مورد روزهای مهم انقلاب از قبیل17 شهریور، 13 ابان، حادثه مسجد کرمان، قیام تبریز و دیگر روزها اثر داستانی تولید کند.  به من 19 دی پیشنهاد شد و من از خدا خواسته این کار را انجام دادم.   سوال بعد راجع به درک نویسنده از این مقطع تاریخی بود و مشکلاتی که برای نگارش داستان به لحاظ اسناد تاریخی پیش روی او قرار گرفته بود. نویسنده رمان «کلکسیون پهلوی» این گونه رمان ها را نیازمند یک سری تحقیقات دانست و گفت: یک سری نقص ها و خلع های تاریخی وجود داشت که در اسناد تاریخی نیامده بود. بنابراین دست به پژوهش های میدانی زدم. مثلا این که مکان های شهر نسبت به آن زمان چه تغییری کرده هیچ جا ثبت نشده است. پارک ملی در قم کجا بوده؟ 40 سال پیش منطقه ی دورشهر چه وضعیتی داشته است؟  از کسانی که در آن زمان بوده اند و منبع شفاهی ما هستند سوال کردم. متاسفانه این منابع کم کم در حال از بین رفتنند و این خطری است که تاریخ و ادبیات را تهدید می کند. در بخش دوم نشست فراهانی مجری برنامه با تشکر از حضور نویسنده از سید سعید هاشمی شاعر، منتقد و نویسنده کتاب های کودک و نوجوان برای نقد کتاب دعوت کرد. سید سعید هاشمی مباحث خود را به دو قسمت تقسیم کرد و قسمت اول را به نقاط ضعف داستان اختصاص داد و گفت: حوزه هنری در یک دهه اخیر در چاپ کتاب خیلی خوش ذوق و فعال عمل کرده است. یک انقلابی در سلیقه شکل گرفته و این جای تقدیر دارد. این رمان به لحاظ بصری و صفحه آرایی خیلی خوب طراحی شده است منتها چیزی که آدم را اذیت می کند و همه مزایای رمان را زیر سوال می برد طرح جلد آن است. طرح جلدی که ناقص، بد و بی ذوق طراحی شده است.   از دیگر موارد ضعف کتاب که هاشمی به آن اشاره کرد نیم خطی است که در نگاه اول زیر عنوان کتاب دیده می شود. "روایت داستانی از قیام مردم قم در 19 در سال 1356"  این نشان می دهد ما کتاب را سفارش داده ایم و یا این که می خواهیم به مدیران بالا دست نشان دهیم که این کار را انجام داده ایم. این رمان یک کتاب پسندیده و خوب است و به نظرم این گونه توضیحات ظلم به کتاب است.   نویسنده ی مجموعه داستان «گریه‌ها و یاکریم‌ها»  اسم داستان را هم نشان گر دخالت سفارش دهنده برشمرد و عنوان کرد: این اسم داستانی نیست. اکنون دوره ی هیجان است. به عنوان مثال نوجوان می رود دنبال اسم هری پاتر. بنابراين برای مخاطب نوجوان در درجه اول اسم باید مهیج باشد.   این منتقد نکته ی منفی رمان را دو فصل دو و چهارده برشمرد و یادآور شد: این دو فصل مستقیما به تاریخ می پردازد و داستان را از فضای شخصیت ها خارج کرده است. کلیت کتاب حوادث را برای ما می سازد و نیازی نبود در این دو فصل تاریخ بیان شود.   نویسنده مجموعه داستان «شبی که به خوابم آمدی» آخرین نقد را به کلیشه ای بودن رمان وارد کرد و گفت: در رمان با کلیشه های متداول سر و کار داریم. نویسنده نتوانسته فضای جدید و متفاوتی به ما ارائه دهد. فضا تکراری است. این مدل آدم ها را ما در کتاب ها و فیلم ها دیده ایم. شاید اگر انتخاب های دیگر از جمله روایت انقلاب از زاویه ی زنان بی حجاب، مردان کراواتی و پولدارها صورت می گرفت فضای متفاوتی را تجربه می کردیم، چرا که این گروه ها هم در پیروزی انقلاب نقش داشته اند.   سعید هاشمی در بخش دوم با بیان " عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو " به بیان نکات مثبت اثر پرداخت. این کتاب از این حیث که یک داستان اصیل و ایرانی با شروع مناسب، حادثه پردازی متنوع و شخصیت پردازی دقیق به ما ارائه می دهد رمان خوبی است. آقای مهر یک  فضای ایرانی هویت دار ارائه کرده است. حتا اگر اسم قم توی کتاب نباشد متوجه می شویم که این کتاب ایرانی است.   هاشمی از دیگر نکات مثبت رمان را قدرت همزادپنداری مخاطب نوجوان با کتاب عنوان کرد و گفت: نویسنده خیلی مستند صحبت کرده و نوجوانی که انقلاب را ندیده انقلاب را می شناسد و همزاد پنداری می کند. آقای مهر واقعاً انقلاب را نشان داده و طرفدارانه آن را روایت نکرده است. نوجوان در همان ساعت خوانش کتاب از شاه و ساواک متنفر می شود و به امام خمینی(ره) علاقه مند می گردد.   نویسنده «پیرمرد و صندلی» حادثه پردازی را در رمان نوجوان امری مهم قلمداد کرد و افزود: در این کتاب حادثه پردازی به اندازه و درست رعایت شده که برای سن نوجوان این نوع نگاه بسیار خوب است. بچه ها حادثه را دوست دارند و علی مهر این را فهمیده است.   سید سعید هاشمی که خود دستی در شعر دارد و کتاب هایی در این زمینه به چاپ رسانده است گفت: یکی از مشکلاتی که در داستان نویسی ما بوجود آمده است ورود شاعرها به حوزه ادبیات داستانی است. این جریان باعث شده تم شاعری در داستان غلبه کند و من این را مفید نمی دانم. علی مهر با این که شاعر است اما در حوزه ادبیات شعر را کنار گذاشته و به عنوان یک داستان نویس سراغ رمان رفته است.   او برگ برنده رمان را نثر و زبان آن معرفی کرد و گفت: نثر کتاب بسیار نوجوانانه و زبان آن بسیار روان است. «کلکسیون پهلوی» جزو معدود کتاب هایی است که من در یکی دو سال اخیر خوانده ام و مشخص است بعد از نوشتن چند بار از طرف نویسنده خوانده شده است. ]]> استان‌ها Thu, 10 Jan 2019 18:23:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270443/خطر-نبود-منابع-شفاهی-تاریخ-ادبیات-تهدید-می-کند بررسی و بازخوانی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» یا حضور سایه اقتصادنیا و علی عبدالهی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269994/بررسی-بازخوانی-مجموعه-شعر-استخوان-ها-شکارچی-بی-وقفه-یا-حضور-سایه-اقتصادنیا-علی-عبدالهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست بازخوانی و بررسی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» سروده‌ مجتبا پورمحسن با حضور سایه اقتصادی‌نیا و علی عبداللهی به‌عنوان منتقد برگزار می‌شود. مجتبا پورمحسن، شاعر، داستان‌نویس، مترجم و منتقدی است که پیش از این از او چهار کتاب شعر به نام‌های «من می‌خواهد خودم را تصادف کنم خانم پرستار»، «هفت‌ها»، «تانگوی تک نفره» و «روز انگشت» منتشر شده است. او همچنین نویسنده دو رمان «بهار ۶۳» و «آلبوم خانوادگی» است که اولی کتاب سال نویسندگان و منتقدین مطبوعات شد. پورمحسن همچنین رمان «آمینادب» نوشته موریس بلانشو، «مردی بدون کشور» نوشته کورت وونه‌گات، «گزیده شعرهای ریموند کارور» و «گزیده شعرهای هارولد پینتر» را ترجمه کرده است. مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» در ۲۱۲ صفحه با قیمت ۲۵ هزار تومان در نشر روزنه منتشر شده است.  نشست بازخوانی و بررسی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» روز چهارشنبه، دوازدهم دی ماه، ساعت 16 الی 18 در خانه وارطان به آدرس: میدان فلسطین. ابتدای طالقانی غربی. شماره‌ی ۵۱۴. خانه‌ی گفتمان شهر (خانه وارطان) برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 01 Jan 2019 10:12:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269994/بررسی-بازخوانی-مجموعه-شعر-استخوان-ها-شکارچی-بی-وقفه-یا-حضور-سایه-اقتصادنیا-علی-عبدالهی سوگواری برای ایمان با «سنگی که نیفتاد» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269929/سوگواری-ایمان-سنگی-نیفتاد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های انجمن داستان طلاب، جلسه نقد و بررسی رمان «سنگی که نیفتاد» نوشته محمدعلی رُکنی با حضور منتقدین، ابراهیم اکبری دیزگاه و مهدی کفاش برگزار شد.   حامد اشتری، مجری جلسه با مطرح کردن نظریه برخی متکلمین مسیحی در مورد «شرور» از اولین منتقد برای ارائه صحبت‌هایش در بخش اول نشست دعوت کرد؛ مهدی کفاش هم از دو ساحت با کتاب برخورد کرد؛ اولی ساحت محتوایی بود؛ ساحتی که به ما می‌گوید ما با چه کتابی و چه ماجرایی رو به رو هستم و شخصیت‌های که حول ماجرایی تحت عنوان مرگ یک زن به نام حبیبه کنار هم چیده می‌شوند و شکل می‌گیرند، چه کسانی هستند. وی ادامه داد: هسته اصلی رمان یک شخصیت است به نام حبیبه. حبیبه در حقیقت الهه‌ی سعید است. این الهه در این داستان از جایگاه الهه‌گی می‌افتد و می‌میرد و ایمان و باور سعید را به چالش می‌کشد.   مهدی کفاش نویسنده رمان «وقت معلوم» به دنیایی که در رمان بنا شده است، اشاره و آن را در حال حرکت به سمت تعادل تازه ای معرفی کرد و گفت: دنیایی که نویسنده رمان بنا کرده، دنیایی واقعی است و خیلی تحت تاثیر احساساتش قرار نمی‌گیرد. در جهان رمان رکنی ظاهراً همه چیز نامتعادل است و در حال فرو ریختن؛ فرو ریختن خوبی‌ها. حبیبه  بعد از ۴۰ روز به کما می‌رود. مادرش مانینا بدون رفتن به عتبات می‌میرد. حمید که در رابطه‌یی عاطفی با زنی قرار گرفته و متهم به داشتن فرزندی از زن دیگری است، همسرش میترا را از دست می‌دهد. این گونه همه جهان رمان در حال فرو ریختن و تباهی است ولی سر بزنگاهی همه این‌ها فرو نمی‌ریزند و به سمت تعادل تازه‌ای برمی‌گرداند.   این نویسنده به رابطه بنده و خدا در جهان رمان رکنی اشاره کرده و گفت: همه این‌ها سعید را از مردی که تربیت یافته سنت دینی و به ظاهر مذهبی است و با خدا برای سلامتی حبیبه بعد از مرگ او، عهد و نذری بسته است، تبدیل می‌کند به کسی که بر سر هیچ عهدی نیست. این بازی بنده و خداوند خیلی خوب به نمایش گذاشته شده و مخاطب را به چالش می‌کشد.   نویسنده داستان «قرار مهنا» به نوع نگاه رکنی به زن و متفاوت دیدن زن در این اثر پرداخت و بیان کرد: معمولاً ما خانم‌ها را در جایگاه معشوقه ازلی و ابدی می‌نشانیم و از این زاویه به آن‌ها می‌پردازیم. اما در این رمان حبیبه به عنوان راهبر و مرشد سعید معرفی می‌شود و سعید از او پیروی می‌کند.   در ادامه و قبل از دعوت از منتقد دوم، مجری بخشی از رمان «سنگی که نیفتاد» را برای حضار خواند و از اکبری دیزگاه برای نقد کتاب دعوت کرد.   ابراهیم اکبری دیزگاه در ابتداء به مساله سوگواری پرداخت و حرف‌هایش را اینگونه آغاز کرد: درباره این رمان، می‌توان دو مسئله را مد نظر قرار داد؛ اول مسأله سوگواری. شما با یک متن سوگوارانه مواجه‌اید که از ابتدا تا آخر راوی سوگواری می‌کند. سوگواری از یک فقدان شروع می‌شود، از فقدان حبیبه. وقتی رمان را می‌خوانید، از جایی متوجه می‌شوید این سوگواری از دو جهت است؛ از جهت حبیب و حبیبه. حبیب همان ایمان است، همان ذات باری تعالی؛ و اتفاقاً سوگواری اصلی برای فقدان دومی است. اولی - سوگواری برای حبیبه - که هست و همه می‌نویسند اما نکته کتاب فقدان ایمان و قهر با باری تعالی است. در حوزه رمان فارسی، من تقریباً اینگونه سوگواری‌ای برای زن ندیده‌ام. وی ادامه داد: شاهرخ مسکوب کتابی دارد به نام سوگ مادر. او در آن کتاب مثل سعید در کتاب «سنگی که نیفتاد» مدام برای مادرش سوگواری می‌کند. در بین خارجی‌ها هم کتابی وجود دارد به نام «خاطرات سوگواری» اثر رولان بارت که برای مادرش سوگواری می‌کند. کتابی هم هست به نام «سکوت» که نویسنده آن یک ژاپنی است. این رمان از آن حیث شبیه است که می‌گویند چرا وقتی مسیحی‌های ژاپنی را شکنجه می‌کنند، خدا سکوت کرده است؟ در این رمان هم سعید قهر کرده و دچار فقدان ایمان شده و سوالش این است که چرا خدا سکوت کرده است؟   نویسنده رمان «برکت» با اشاره به رابطه همسر به عنوان یکی از نکات اصلی رمان گفت: در ۱۰۰ سال اخیر زن و شوهر علیه هم‌اند. ولی رکنی بازتعریف جدیدی از رابطه همسر ارائه داده است. به لحاظ محتوایی چیزی ارائه کرده که مخاطب را به چالش می‌کشاند و می‌گوید کسی که به عنوان همسر شماست، می‌تواند خیلی ارزشمند باشد. از این نظر این کتاب قابل ترویج است و برای زندگی ایرانی، آینه است.   وی مسأله بعدی را مسأله زن دانست و ادامه داد: نویسنده‌ها اکنون دو نگاه به زن دارند. نویسندگان زنی که زن را روایت می‌کنند و نویسندگان مردی که زن را روایت می‌کنند. دسته اول مدام می‌نالند و خیلی کم اراده در او می‌بینند و دسته دوم مدام غُر می‌زند. نتیجه این می‌شود که زن‌ها صاحب اراده نیستند، یا می‌نالند و یا غر می‌زنند. اما در کتاب رکنی این بازی به هم می‌خورد و حبیب و حبیبه در انتهای رمان به هم گره می‌خورند. از این حیث رکنی یک ید بیضا کرده و این تقسیم بندی‌ها رمان امروز را به هم می‌ریزند.   بعد از پایان بخش اول صحبت‌های اکبری دیزگاه، مهدی کفاش چند نمونه از فرم و معماری داستان را برشمرد و گفت: عناصر روایت با استفاده از تمهید روی هم سوار شده‌اند و به مرور این تمهیدات افزایش پیدا می‌کنند و برای اتفاقات بعدی به صورت مقدمه می‌آیند. رمان با حادثه شروع می‌شود ولی نویسنده می‌داند چگونه صحنه‌پردازی کند تا مخاطب را درگیر خودش کند. در مورد زبان داستان هم باید بگویم نویسنده به وسیله زبان سرعت و ریتم وقایع را کنترل می‌کند. زبان آنقدر در خدمت داستان است که هر زمان وقایع می‌خواهد شتاب بگیرد، جملات کوتاه می‌شوند و وقتی داستان نیاز دارد آرام شود، جملات بلند می‌شود و لحن آن قدر بی‌تفاوت و سرد می‌شود که خواننده را عصبی می‌کند. همین عامل، تاثیرگذاری صحنه را می‌افزاید و نشان می‌دهد آگاهانه این کار انجام شده است.   مهدی کفاش در ادامه به چند نکته در رابطه با رمان به صورت کوتاه اشاره کرد و از جمله گفت: نکته اول اینکه کابوس‌ها زنده‌اند، صرفاً فلش بک به گذشته نیستند. با هربار مرورِ کابوس چیزی به کابوس اضافه می‌شود. نکته دوم مرگ خواهی سعید است. نکته سوم اسامی افراد داستان است که خیلی خوب استفاده شده است. مثل اسامی مکان‌ها و شخصیت‌ها. نکته آخر که خیلی هم اهمیت دارد، دیالوگ نویسی رمان است. نویسنده در دیالوگ نویسی از شیوه انعکاس بهره گرفته. دیالوگ‌ها با شخصیت‌ها در ذهن انعکاس پیدا می‌کنند و وجود غیر مستقیمی پیدا می‌کند. این شکل باعث ارزش افزوده دیالوگ است. صفحات ۱۳۰ و ۱۳۱ دو صفحه دیالوگ ماندگاراند. اگر می‌خواهید بدانید دیالوگ چطور شکل می‌گیرد و هنر دیالوگ نویسی رکنی را ببینید، این دو، صفحات خوبی هستند.   در آخرین بخش از این نشست ابراهیم اکبری دیزگاه هم سخنان پایانی اش را اینگونه آغاز کرد: ما در مورد نقد ادبی و قرآن حداقل سه الگو داریم که من یکی را در نظر می‌گیرم؛ وقتی حضرت مریم بعد از زایمان زیر درخت خرما نشست، گفتند درخت را بتکان. مریم اما دعا کرد. مجدد گفتند بتکان. وقتی این کار را انجام داد، خرماها ریختند. منتقد هم باید همین کار را بکند و درخت را تکان دهد. فعلاً با این کتاب مریمانه برخورد می‌کنیم و انصافاً این کتاب خرماهای خوبی برای ریختن دارد. نویسنده رمان «شاه کشی» این کتاب را کتاب دفن خواند و گفت: کتاب «سنگی که نیفتاد» به نوعی کتاب دفن است. همه را به نوعی دفن می‌کند و غمگینانه‌ترین دفن، دفن موهای حبیبه است. نهایتاً سعید می‌خواهد خودش را هم دفن کند. با دفن کردن، مدام تولید غم و اندوه می‌کند. وقتی خودش به این اندوه خیره می‌شود، خودش فرو می‌رود و به سکوت می‌رسد. خوانش این کتاب باید بر اساس نظریه قرآن باشد. مثل آیه‌ای که می‌فرمایند «الله ولی الذین امنو یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفرا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی ظلمات .....» این رفت و آمد بین ظلمات و نور در کتاب دیده می‌شود. آخرین نکته‌ای که اکبری دیزگاه مطرح کرد، مسأله مدینه در رمان بود. او در این زمینه گفت: مسأله بعدی که به آن می‌پردازم و نویسنده اگر به آن خیره می‌شد، خیلی خوب بود، مسآله مدینه است. او از مدینه روی برگردانده و به سمت خانه رفته است. خانه لزوماً مکان‌های محصور نیست، جایی است که در آن سکنی بگزینید. سکنی با زن و همسر اتفاق می‌افتد. از این رهگذر برمی‌گردم به قرآن. قرآن می‌گوید تو و زن در بهشت سکنی بگزینید. پس سکنی همراه می‌خواهد. وقتی همراه از بین برود، سکنی هم وجود نخواهد داشت. شخصیت سعید در رمان رکنی از این حیث قابل مطالعه است. ]]> استان‌ها Tue, 01 Jan 2019 05:32:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269929/سوگواری-ایمان-سنگی-نیفتاد بحثی داغ در باب امکان یا امتناع ژانرِ «فانتزی دینی» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269904/بحثی-داغ-باب-امکان-یا-امتناع-ژانر-فانتزی-دینی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، حوزه هنری استان قم در نهمین عصرانه داستان خود میزبان رمان «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» اثر مریم راهی بود. این نویسنده که فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی است، علاوه بر این کتاب، رمان‌های «در خواب‌هایم»، «برپا»، «فردا مسافرم» و «یوما» را هم در کانامه ادبی خود دارد.   این رمان در مورد شهرکی است که رنگ خورشید به خود ندیده و در تاریکی فرو رفته است. چهار شخصیت نوجوان رمان، ساکن یک ساختمان‌اند. یک روز ناظم مدرسه به آن‌ها می‌گوید باید سرکلاس درسی به نام «انتخاب» حاضر شوند. معلم آن درس اتفاقاً در همان ساختمان زندگی می‌کند. بچه‌ها در همان کلاس پس از آشنایی با موجوداتی به نام گنامینوها متوجه می‌شوند گنامینوها در وجود آن‌ها نفوذ می‌کنند و دنبال راهی هستند که این موجودات را از خودشان دور کنند. بچه‌ها متوجه می‌شوند علت تاریکی شهرک نفوذ گنامینوها در شهرک و همسایه‌هاست. لذا برای ورود نور به شهرک و رهایی از گنامینوها از معلمشان کمک می‌گیرند. در این جلسه، مریم راهی در پاسخ به این سوال که چرا می‌نویسد و آیا هدفی برای نوشتن داشته است؟، گفت: اینگونه نیست که آدم‌ها هدفی داشته باشند و شروع کنند به نوشتن؛ حسی هست که به آدم می‌گوید باید بنویسد و شروع می‌کند به نوشتن. من هدفی نداشتم، فقط احساس کردم از نوشتن، کلمه و جمله خوشم می‌آید و می‌توانم حرف‌های دلم را بنویسم. نوشتن بیشتر از آن که یک حرفه باشد عشق و یک حس است.   وقتی مجری از مریم راهی در مورد آثار تولید شده در حوزه نوجوان پرسید و معتقد بود این دسته از آثار ضعیف‌اند و به نظر می‌رسد مخاطب نوجوان برای نویسنده، مخاطبی جدی نیست، راهی در پاسخ گفت: من به طور قطع نمی‌توانم بگویم که نویسنده‌ها اهمیت نمی‌دهند. چون نویسنده‌هایی می‌بینید که به طور جدی کار می‌کنند و آثار خوبی در این گروه سنی خوانده‌ام. اتفاقاً من فکر می‌کنم به مخاطب نوجوان بها داده‌اند. هر نویسنده‌ای با توجه به اهمیتی که به کارش می‌دهد، تلاش می‌کند اثر شایسته‌ای را تولید کند.   سوال بعد در مورد کارهای اقتباسی نویسنده بود؛ اینکه، راهی، زندگینامه شخصیتی را نوشته است و بعد در مورد آن رمان تولید کرده است.وی با بخشی از این ادعا موافق بود و گفت: دو تا از کارهایم که مذهبی - دینی هستند، این اتفاق برایشان افتاده است. در مورد شخصی است که اقتباس شده و با عنصر خیال به رمان تبدیل شده است. اما دو اثر دیگر دارم که اینگونه نیستند و در گونه رمان‌های اجتماعی شهری قرار می‌گیرند.   نویسنده «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» در پاسخ به سوال چرا مردم ما با کتاب غریبه‌اند و این ضعف را ناشی از نویسنده یا رسانه یا جایی دیگر می‌بینند، بیان کرد: تغییر نسل باعث این اتفاق شد. قبلاً مرسوم بود همه دور هم می‌نشستند و حافظ‌شان را می‌خواندند، الان چند خانواده اینگونه هستند؟ مدام عواملی پیش می‌آید که آدم‌ها از هم دور می‌شوند و در خلوت هم ترجیح نمی‌دهند کتاب بخوانند. از جمله وجود فضای مجازی. البته عوامل دیگری وجود دارد و بحث، گسترده‌تر از این حرف‌هاست.   او در ادامه درباره نگارش این رمان به عنوان اولین کار نوجوان توضیح داد و گفت: پارسال فروردین نوشتن این رمان را شروع کردم اما چند ماه فاصله ایجاد شد. دوباره برگشتم و نوشتم. خیلی کار سختی بود. خیلی بازنویسی کردم. برای نزدیک شدن به هدفم تحقیق زیادی کردم. با نوجوانان ارتباط داشتم به آن‌ها درس می‌دادم و از نزدیک آشنا بودم اما باز این مقدار کفایت نمی‌کرد. حتماً باید به روحیه نوجوان نزدیک می‌شدم. البته به طور کامل نتوانستم به این هدف نزدیک شوم اما تلاشم را کردم. همزمان که تحقیق می‌کردم، رمان را می‌نوشتم. هیجان داشتم برای نوشتن و همین کار به رمان ضربه می‌زد و باعث بازنویسی متعدد شد. اما در نهایت، نوشتن رمان چیزی حدود ۶ ماه طول کشید.   سوال بعد درباره ماندگاری اثر بود. نویسنده «فردا مسافرم» در پاسخ به سوال «وقتی کاری می‌نویسید، آیا به ماندگاری آن فکر می‌کنید و این ماندگاری را امتیاز برای نویسنده می‌دانید؟» گفت: اگر این اتفاق بیفتد، چرا امتیاز نباشد. اما اینگونه نیست که وقتی نویسنده مشغول نگارش اثر است، به این فکر کند که طوری بنویسد که حتماً ماندگار شود. اتفاقاً این دغدغه‌ها در حال نوشتن مانع نوشتن می‌شود.   سوال پایانی مجری درباره نظر مریم راهی درباره محافل داستان و اثر او در تشویق به کتابخوانی و دیده شدن اثر نویسنده بود که وی اینگونه پاسخ داد: وقتی این امور به دیده شدن کمک می‌کند که در اخبار منتشر شود و تبلیغاتی انجام شود. واقعاً نمی‌دانم که این محافل به کتابخوان شدن کمک می‌کند یا نه. چرا که افراد شرکت کننده در این محافل خودشان کتابخوان هستند.   قبل از آغاز بخش دوم نشست که اختصاص به منتقد برنامه داشت، بخشی از کتاب «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» برای مخاطبین خوانده شد و از معصومه میرابوطالبی برای نقد رمان دعوت به عمل آمد. وی اینگونه مباحثش را آغاز کرد که: رمان گنامینوها یک رمان در ژانر فانتزی است. فانتزی برای قصه‌هایی است که نگرش واقع گرایی ندارند. عوامل غیرممکن، حوادث غیرواقعی و عوامل ناآشنا و... در رمان اتفاق می‌افتد. چیزی که فانتزی را از سوررئال جدا می‌کند، قانونمندی فانتزی است. فانتزی به شدت قاعده‌مند است. نویسنده پایه می‌گذارد و آنها را نقض نمی‌کند.   پس از این مقدمه، نویسنده «اژدهای دماوند»، رمان «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» را یک رمان فانتزی دانست. چرا که نویسنده قواعدی می‌گذارد و خودش آن‌ها را نقض نمی‌کند. مثل شهرکی که هیچ کس روز را نمی‌بیند و همه می‌خوابند و شب‌ها را بیدارند.   نویسنده «مثل یک بوم سفید» ادامه داد: ژانر فانتزی یک ژانر پرطرفدار برای نوجوان است. ژانر پرطرفداری که در ادبیات با استقبال مواجه است. خانم راهی به همین خاطر سراغ این ژانر رفته است. یکی از دلایل استقبال از اثر، همانندسازی نوجوان با قهرمان داستان و کسب تجربیاتی است که یک نوجوان در دنیای واقعی، نمی‌تواند داشته باشد.    میرابوطالبی به نکات دیگری در مورد ژانر فانتزی اشاره کرد و گفت: نکته دوم اینکه ژانر فانتزی سرشار از آشنایی‌زدایی است. در روابط اجتماعی و انسانی هر چه آشنایی زدایی کنیم، نهایتاً به وضعیتی می‌رسیم که مشابه هم‌اند اما در فانتزی می‌توانیم این آشنایی‌زدایی را خیلی عجیب و غریب کنیم. نکته سوم در مورد این ژانر جایگاه خودآگاه بی‌تجربه در رمان فانتزی است؛ خودآگاه بی‌تجربه کودک و نوجوان است. تجربه‌اش در زندگی کم است و از این تجارب استقبال می‌کند. وی افزود: یکی از دلایلی که بزرگسال این ژانر را برای خوانش انتخاب می‌کند، همین است. او می‌خواهد یک قدم به عقب برگردد. در واقع می‌خواهد از زندگی روزمره فاصله بگیرد. جایگاه خودآگاه بی‌تجربه یک ریشه دارد و آن ریشه بشر اولیه است. برمی‌گردد به اسطوره‌ها و قصه‌هایی که بشر اولیه برای یکدیگر سر هم می‌کردند. اسطوره پایه فانتزی را شکل می‌دهد.   این نویسنده به وجه دیگری از رمان مریم راهی اشاره کرد و گفت: وجهی که در این رمان وجود دارد، وجه دینی آن است. آیا ما ترکیب فانتزی دینی داریم یا نه؟ من از این ترکیب با احتیاط استفاده می‌کنم. چون نمی‌توانم ادعا کنم که این ترکیب یک ترکیب علمی است. اما می‌توانیم بگویم که این اثر یک فانتزی دینی است. علامه طباطبایی تعریفی از دین دارد که دین اصول علمی و قوانینی است که برگزیدن و عمل به آن سعادت حقیقی انسان را به همراه دارد. اگر با این تعریف جلو برویم، می‌توانیم ادعا کنیم که فانتزی دینی داریم. با این تعریف ارباب حلقه‌ها هم یک فانتزی دینی است. اما در رمان خانم راهی با شکل دیگری رو به رو هستیم که نمی‌دانم اسمش را دینی بگذارم یا مذهبی. در رمان «گنامینوها قدر آدم‌ها را نمی‌دانند» مصادیق دینی وارد داستان شده است. مصادیقی مثل ذکر، قرآن، شب قدر و صلوات. این‌ها شاید یک شکل دیگری از فانتزی دینی باشد.   معصومه میر ابوطالبی در بخش دیگر از صحبت‌هایش به کتاب ساختارهای تخیل اشاره کرد و یادآور شد: ما دو منظومه تخیل داریم. منظومه تخیل روزانه و شبانه. تفاوت این دو منظومه در این است که در منظومه روزانه نمادهای مثبت و منفی کاملاً روبروی هم هستند. به جنگ هم می‌روند و منظومه شبانه تخیل نمادهای شب و روز با هم تعامل می‌کنند. بده بستان دارند. در حال رفت و آمدند. مثل سحر و غول. این ساختار بیشتر در رمان نوجوان مورد استقبال قرار می‌گیرد. با این توضیح می‌توان گفت مریم راهی از منظومه روزانه تخیل استفاده کرده است. در کار خانم راهی ما این را کاملاً می‌بینیم. آدم‌ها موضعشان مشخص است و در مقابل هم قرار می‌گیرند و نمادها با هم تعامل نمی‌کنند.   میرابوطالبی با این سخن که گنامینوها زائیده ابلیس‌اند، اینگونه به سخنانش پایان داد: اینکه گنامینوها زاییده خدای تاریکی‌اند، نگاه ثنویت زرتشتی نیست بلکه نگاه آریایی است. در نگاه آریایی می‌گویند خوبی، یک مبدأ دارد و بدی، یک مبدأ. به این معنا که در مقابل خدا و ملکوت دنیای تاریکی داریم که تحت فرمان اهریمن یا روح پلید است. عناصر زرتشتی اما یکتاپرستی است و جاهایی که به سمت ثنویت می‌روند، اشتباه‌هایی وجود دارد که برداشت غلط شده است. ]]> استان‌ها Mon, 31 Dec 2018 08:51:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269904/بحثی-داغ-باب-امکان-یا-امتناع-ژانر-فانتزی-دینی «روزهای رفته، یادهای مانده» نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269839/روزهای-رفته-یادهای-مانده-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در سمنان، آیین معرفی و نقد کتاب «روزهای رفته، یادهای مانده» اثر محمد عموزاده با حضور نویسنده اثر، محمد مرادی، رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان سمنان، قاسم رؤفی، کارشناس فرهنگی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان سمنان و جمعی از کتابداران، نویسندگان و فرهنگ‌ دوستان با هدف توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کتابخانه امام خمینی ره شهرستان سمنان برگزار شد. رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان سمنان در این مراسم ضمن قدردانی از فعالان عرصه کتاب بیان داشت: برگزاری چنین نشست‌هایی موجب تنویر افکار نویسنده می‌شود. محمد مرادی با اشاره به اینکه برنامه‌های متنوع فرهنگی در کتابخانه‌های عمومی این شهرستان در حال برگزاری است، گفت: برگزاری نشست‌های نقد و بررسی و آبین رونمایی کتاب در اولویت برنامه‌های فرهنگی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان قرار دارد. وی با بیان اینکه آثار نویسندگان بومی باید معرفی شود، عنوان کرد: برنامه‌های متعددی از جمله نشست کتاب‌خوان برای معرفی آثار نویسندگان توسط کتابداران در کتابخانه‌های عمومی درحال برگزاری است. در ادامه محمد عموزاده، نویسنده کتاب «روزهای رفته یادهای مانده» با معرفی این کتاب گفت: در این کتاب آداب و رسوم، انواع غذاها، لباس‌های محلی و ... سمنان جمع آوری شده است. در خاتمه محترم ترحمی و علی دولتیان از استادان ادبیات به  نقد و بررسی کتاب «روزهای رفته یادهای مانده» پرداختند. ]]> استان‌ها Sat, 29 Dec 2018 11:00:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269839/روزهای-رفته-یادهای-مانده-نقد-بررسی کتاب «تربیت عبادی کودکان در اسلام» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269835/کتاب-تربیت-عبادی-کودکان-اسلام-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در سمنان، فرماندار شهرستان سرخه در این مراسم با اشاره به اینکه مطالعه موجب توسعه فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی می‌شود، بیان کرد: ترویج فرهنگ مطالعه وظیفه‌ای همگانی است. مویدی زاده نقش کتابداران را در ترویج فرهنگ مطالعه مهم دانست و افزود: باید اطلاعات کتابداران به‌روز باشد. در ادامه نورعلی غلامحسین‌نیا سماکوش، مدیرکل کتابخانه‌های‌ عمومی استان سمنان ضمن بیان اینکه برگزاری نشست‌های رونمایی، نقد و بررسی کتاب نقش بسزایی در ترویج فرهنگ مطالعه دارد، بیان کرد: معرفی کتاب به نوعی بازاریابی فرهنگی است. ترویج فرهنگ مطالعه وظیفه‌ای همگانی است و برای توسعه کتاب و کتابخوانی به کمک همه قشرها و خیران نیازمندیم. همچنین نسرین قلی بیک، رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان سرخه در سخنانی گفت: برگزاری چنین برنامه‌هایی موجب تشویق و حمایت از نویسندگان و شناساندن آثار آنان به مردم و اعتلای فرهنگ کتاب و کتابخوانی می‌شود. مهدی شکراللهی، نویسنده کتاب با تاکید بر اینکه برگزاری آیین رونمایی کتاب، نشان از توجه متولیان فرهنگی برای ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی است، گفت: امید است با برگزاری چنین برنامه‌هایی و نیز اهتمام و اقدامات مسئولان و متولیان امور فرهنگی، زمینه بهره مندی هر چه بیشتر عموم مردم از این فرهنگ غنی فراهم شود. در پایان این نشست از نویسنده کتاب تقدیر شد. ]]> استان‌ها Sat, 29 Dec 2018 10:52:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269835/کتاب-تربیت-عبادی-کودکان-اسلام-رونمایی درک ناقص از دانش غرب نتیجه ترجمه‌های سطحی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269808/درک-ناقص-دانش-غرب-نتیجه-ترجمه-های-سطحی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نقد و بررسی کتاب «تحلیل سوژه در ادبیات داستانی پسامدرن ایران»، دانشگاه شیراز، نخستین نشست از سری نشست‌های نقد کتاب بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، با نقد و بررسی کتاب «تحلیل سوژه در ادبیات داستانی پسامدرن ایران» در سالن علامه شهیدی دانشکده‌ الهیات و معارف اسلامی این دانشگاه، با حضور پرتعداد دانشجویان علاقه‌مند برگزار شد. در آغاز سعید حسام‌پور، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، به درک ناقص از بعضی مفاهیم اشاره کرد که ناشی از ترجمه‌ سطحی از دانش غرب است. وی یکی از ایرادهای موجود در درک ادبیات داستانی پسامدرن را عدم وجود نگاه عمقی و فلسفی به مبانی ادبیات پسامدرن برشمرد و تأکید نویسنده‌ کتاب مورد بحث، بر مبانی اندیشگانی را برطرف‌کننده‌ بخشی از ابهام‌هایی دانست که عموما درباره‌ ادبیات پسامدرن وجود دارد. حسام‌پور تبیین مبانی نظری کتاب به زبانی ساده‌تر را لازمه‌ فهم به‌تر مطالب دانست و زبان سنگین و دشوار اثر را به‌عنوان نقطه‌ ضعف آن تلقی کرد.    بخش بعدی نشست به‌صورت پرسش و پاسخ میان نویسنده‌ کتاب و دو منتقد حاضر برگزار شد. امیرحسین وفا و  امید آزادی در پرسش‌های خود به موضوع بحران ادبی اشاره کردند که در پیشگفتار کتاب به آن اشاره شده است. نیز تفاوت میان مدرنیته، مدرنیسم و پسامدرنیسم و نسبت فرهنگ ایرانی و فرهنگ غربی در کاربرد این مفاهیم، دیگر پرسش منتقدان بود. همچنین ایشان به مناسبات میان مدرنیته در ایران و ادبیات مدرن فارسی اشاره کردند و در این قیاس بنیادهای ادبیات پسامدرن و نمودهای این جریان فکری در زندگی ایرانیان را مورد پرسش قرار دادند. غیاب تحلیل‌های غیرانتزاعی درباره‌ شخصیت‌های داستانی، چون وضعیت مهاجران ایرانی که موضوع یکی از رمان‌های تحلیل‌شده در کتاب است، از مواردی بود که منتقدان به‌عنوان نقطه‌ ضعف کار از آن یاد کردند. فرزاد کریمی در پاسخ به پرسش‌های مطرح‌شده از سوی منتقدان ابراز کرد هدف از این پژوهش، تحلیل اجتماعی یا آسیب‌شناسی جمعی از ایرانیان نیست که در رمان‌ها یا داستان‌های کوتاه مطرح می‌شوند. هدف تحلیل کنش‌هایی بوده است که در متن وجود دارد. این کنش‌ها، بدون این که تفسیر یا تأویل شود، مبنای شناخت درونی انسان ایرانی است به شکلی که در متن ارائه شده است. تلاش نویسنده برای رسیدن به تحلیلی غیرتفسیری بر این استوار بوده است که وارد حیطه‌ علوم اجتماعی یا علوم سیاسی یا حتا فلسفه‌ اجتماعی یا فلسفه‌ سیاسی یا فلسفه‌ تاریخ نشود و در حیطه‌ فلسفه‌ محض باقی بماند. همچنین در این کتاب سعی بر این بوده تا نظریه‌ خاصی مبنای تحلیل قرار نگیرد و نظریه‌ای به شکل الگویی عام بر آثار تحمیل نشود. در بخش آخر نشست  علی‌رضا انوشیروانی، استاد بازنشسته‌ ادبیات تطبیقی دانشگاه شیراز؛ فیض شریفی، پژوهشگر و منتقد ادبی؛ احمد اکبرپور، داستان‌نویس و تعدادی از دانشجویان حاضر به بیان دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات خود پرداختند. در انتها محمد مرادی، معاون فرهنگی و دانشجویی دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، با اهدای هدایایی به مدعوین، از حضور ایشان قدردانی کرد. ]]> ادبيات Sat, 29 Dec 2018 07:56:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269808/درک-ناقص-دانش-غرب-نتیجه-ترجمه-های-سطحی نسل ما مطالعه اندیشه‌های دیگر را پس از انقلاب شروع کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269775/نسل-مطالعه-اندیشه-های-دیگر-انقلاب-شروع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکصدوسی‌وششمین جلسه از سلسله نشست‌های صبح پنجشنبه‌های مجله بخارا به نقدوبررسی کتاب «زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» اختصاص داشت که صبح امروز پنجشنبه ششم دی با حضور بهمن بازرگانی، سیروس علی نژاد، محمود آموزگار و علی دهباشی در خانه وارطان برگزار شد. در این جلسه از چاپ دوم این کتاب و همچنین تازه‌ترین کتاب بازرگانی با عنوان «پارادایم کثرت‌گرا: امیدها و بیم‌ها» نیز رونمایی شد. بهمن بازرگانی از سران و اعضای هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق بود و مسئولیت گروه سیاسی سازمان را تا پیش از زندان شدنش بر عهده داشت. نقد استالین در میان مارکسیست‌های ایرانی مانند کفر بود بهمن بازرگانی در این نشست گفت: در زمان شکل گیری سازمان مجاهدین خلق ایران و در میان هسته اولیه و بزرگان این سازمان مساله آزادی به هیچ عنوان مطرح نبود. ما حتی دغدغه مطالعه اندیشه‌های دیگر را پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیدا کردیم. باید اشاره کنم که من تفکر پارادایمی دارم و هدف من از بیان زندگی‌ام در این کتاب و در این جلسه این نیست که گذشته چراغ راه آینده است.                  وی افزود: من در زمانی که در زندان مشهد بودم، حفیظ‌الله امین مارکسیست در افغانستان کودتا کرد و گروه خود را روی کار آورد و این مارکسیست‌ها در افغانستان مشغول کشتار شدند. من در آن زمان از رضا شلتوکی که هم‌بند من بود این جریان را پرسیدم و او مشغول توجیه شد. درباره استالین که اصلا نمی‌شد حرف زد و نقد او به مثابه کفر بود. من از آن زمان متوجه شدم که اشکالات عمده‌ای در کار ما به عنوان مبارزان سیاسی هست. پس از پیروزی انقلاب نیز دیگر کلا از سازمان بریدم. اما آنها کاملا خودشیفته بودند. وی افزود: در زندان هرکدام از اعضا که مارکسیست می‌شدند آن را اعلام کرده و دیگر خود را کنار می‌کشیدند و اعتقاد داشتند که سازمان برای مذهبی‌هاست، اما در بیرون از زندان وضعیت به گونه دیگری بود.  بازرگانی ادامه داد: تا پیش از دستگیری من جزوه‌ای نوشته بودم مبنی بر اینکه چه کنیم تا جامعه از شرایط انقلابی خود خارج نشود؟ این جزوه اکنون موجود نیست، اما نشان دهنده وضع موجود در آن دوران در سازمان است. وقتی به آن جزوه فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که اگر خود من روزی قدرت پیدا می‌کردم چه بلاهایی که ممکن بود بر سر مردم بیاورم؟ سازمان مجاهدین خود را اصل می‌دانست بازرگانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اشکالات سازمان مجاهدین خلق ایران از بدو تاسیس گفت: من در این کتاب سعی کردم در پاسخ به سوالات امیرهوشنگ افتخاری راد این نکته را بگویم که سازمان سعی داشت خودش را اصل نشان دهد و هدف را فرع. این ایده را محمد حنیف نژاد در سازمان بنیان گذاشت و در نظر او تشکیلات بسیار مهم بود و در ادامه تربیت کادر برای رهبری.                  وی اضافه کرد: این روند باعث تقدس بیجا می‌شود. وقتی برادران رضایی کشته شده و دیگر سران سازمان همه در زندان بودند، تقی شهرام که توانسته بود با فرار از زندان ساری و خلع سلاح ژاندارم‌ها خود را به عنوان چریک معرفی کند، به کادر رهبری سازمان آمد و او نیز هرچند مذهبی نبود اما همان تفکر حنیف نژاد مذهبی را در سازمان پیاده کرد و گفت که سازمان اصل است و وقتی سران مارکسیست شده‌اند باقی افراد نیز باید مارکسیست شوند. این فعال سیاسی پیش از انقلاب مساله اصلی تقی شهرام را به این شرح بیان کرد: به باور شهرام خرده بورژوازی مدهبی باعث شده بود تا کار سازمان در دوره قبل پیش نرود. بنابراین همه باید در خدمت سازمان باشند. البته شهرام قصد داشت با استفاده از امکانات سازمان خود را به عنوان رهبر اصلی جریان چریکی مارکسیستی در ایران معرفی کند. چرا زیبایی‌شناسی دغدغه اصلی بهمن بازرگانی شد؟ بهمن بازرگانی در بخش دیگری از سخنان خود به بیان دغدغه‌های فکری‌اش در پس از انقلاب نیز پرداخت. وی در این باره گفت: زندگی ۳۰ سال اخیر من به تفکر و نوشتن در حوزه زیبایی شناسی گذشته است. در ایران کتاب‌های من بجز «ماتریس زیبایی» خوب دیده نشده و فروش چندانی نداشتند، اما مثلا کتاب «فضای نوین: زمینه‌های پیدایش» وقتی به انگلیسی در اروپا ترجمه و منتشر شد بسیار مورد استقبال قرار گرفت و بسیار خوانده شد. وی افزود: البته در این کتاب‌ها مساله «شیفتگی» و نه زیبایی دغدغه اصلی من است. شما وقتی محسور یک ایده زیبا می‌شوید انگار ذهن شما هیپنوتیزم می‌شود و دیگر به چیزی فکر نمی‌کند. البته زندگی سیاسی ما هم همینگونه بود. ما هم هیپنوتیزم شده بودیم. از سال ۶۱ شروع به کار در این حوزه کردم و نخستین کارهای من در سال ۶۴ منتشر شدند که بررسی رابطه زن و مرد بود. این مقالات در سال ۷۶ در نشریه نگاه نو بازچاپ شد و یکی از آنها مقاله «رابطه زن و مرد در شاهنامه» بود. پس از اینها «ماتریس زیبایی» را کار کردم که ایده هیپنوتیزم شدگی در مواجهه با زیبایی را مطرح می‌کرد. بازرگانی در ادامه به کتاب‌های پس از «ماتریس زیبایی: پست مدرنیسم و زیبایی» نیز اشاره کرد و گفت: پس از «ماتریس زیبایی» کتاب «فضاهای نوین: زمینه‌های پیدایش» را کار کردم که بررسی همان ایده هیپنوتیزم شدگی در جریان‌های سیاسی بود. در اینجا به نقد فلسفه سیاسی غرب با دیدگاه مارکسیستی پرداختم و مثلا روسو را نقد کردم. همچنین سعی کردم به فلاسفه‌ای بپردازم که چون متعلق به جریان چپ نبودند در ایران هیچگاه مطرح نشدند. وی ادامه داد: پس از این کتاب‌ها به پارادایم کثرت رسیدم و در این کتاب سعی کردم به طور واضح بگویم که حرف من چیست؟ به نظر من باید ایده‌هایی این چنینی به صورت آزمایشگاهی بررسی شوند. اکنون نیز دارم روی بازی‌های کامپیوتری کار می‌کنم تا ببینم می‌توان ایده‌های مطرح شده در کتاب «پارادایم کثرت گرا» را در این بازی‌ها پیاده کرده یا خیر؟ محمدرضا پهلوی هم تصویر خود را در این کتاب خواهد دید سیروس علی نژاد، روزنامه نگار و فعال سیاسی پیش از انقلاب نیز در این نشست گفت: من بهمن بازرگانی را از سلول نمی‌دانم چند زندان اوین می‌شناسم. یک ۲۰ روز تا یک ماه با او بودم و بعد من را به بند عمومی و بعدها زندان قزل قلعه منتقل کردند و پس از مدتی هم آزاد شدم، اما بهمن بازرگانی تا دی ۱۳۵۷ زندانی بود. وی افزود: «زمان بازیافته» سرگذشت چند نسل از امثال ما در آن دوران است. اگر خود محمدرضا پهلوی هم از گور برخیزد و این کتاب را بخواند، تصویر خودش را در آن خواهد دید. نسل ما و پس از ما خود را در این کتاب پیدا خواهد کرد و دردها، ندانم‌کاری‌ها و البته خردنداشته خودش را نیز در آن خواهد دید. امیرهوشنگ افتخاری راد برای این کتاب بسیار زحمت کشیده است، چرا که من می‌دانم حرف کشیدن از بهمن بازرگانی چقدر سخت است. کاش بازرگانی فلسفه را آکادمیک ادامه می‌داد علی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بهمن بازرگانی جوان با استعدادی بود و من هم در زندان و در سلول خودمان او را بسیار اهل تامل و تفکر دیدم و همین ویژگی هم باعث شد تا سال‌ها تصویر او در ذهنم باقی بماند. او جزو نفرات اول کنکور است که به دانشکده فنی می‌رود و در آن دوران او تب علم داشته و به ریاضیات بسیار علاقه‌مند بوده است. اگر تظاهراتی در دانشگاه می‌دید بیشتر تماشاچی بود، اما بعدها تب سیاست بر تب علم پیشی گرفت و او وارد گروه‌های سیاسی و یا چریکی شد و چون بسیار با استعداد بود تا رده‌های بالای مبارزه چریکی هم رفت. این روزنامه‌نگار اضافه کرد: بازرگانی داسما تحول پیدا می‌کرد و به نظرم او باید کلا اهل فلسفه می‌شد. او باید دانشگاه را که تمام کرد به اروپا یا آمریکا می‌رفت و تحصیل در فلسفه را به صورت آکادمیک پیگیری می‌کرد که اگر این کار را انجام می‌داد ما اکنون با یک متفکر برجسته و درجه یک در کشورمان مواجه بودیم. علی نژاد همچنین به تصویر منعکس شده سران سازمان مجاهدین خلق در کتاب «زمان بازیافته» پرداخت و گفت: تصویر بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق و البته خود سازمان در این کتاب هم بسیار مهم است. ما با این کتاب متوجه می‌شویم که حنیف نژاد با فکر انقلاب می‌خوابید و بیدار می‌شد و با اینکه مبارز حرفه‌ای بود اما می‌خواست همه اعضای تشکیلاتش را مانند خود بار بیاورد. در تصویری که بهمن بازرگانی از او بدست می‌دهد حنیف نژاد کسی است که اعتماد به نفس بالایی دارد و این اعتماد به نفس اشخاص همیشه و در طول تاریخ خطرناک بوده است. به همین خاطر هم تاکید دارد که دیگران باید کتاب‌هایی را بخوانند که او معرفی می‌کند. «زمان بازیافته» نیاز به ویرایش مجدد دارد محمود آموزگار رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و مدیر انتشارات کتاب آمه نیز دیگر سخنران این نشست بود. او در بخشی از سخنان خود گفت: من از چند جهت با بهمن بازرگانی ارتباط پیدا می‌کنم. سال ۱۳۸۷ دوستم سعید اردهالی به من زنگ زد و خبر از ممنوع الفعالیت شدن نشر اختران داد و چاره‌ای خواست. او و دوستانش به نشر کتاب آمه آمده و کتاب‌های خود را منتشر کردند که در بین آنها کتاب‌های بهمن بازرگانی هم بود. وی افزود: بازرگانی در این کتاب از عبدالله محسن برادر سعید محسن یاد می‌کند و خوب من سال‌هاست که با عبدالله محسن رفت و آمد دارم و بارها در صحبت‌هایمان از بهمن بازرگانی نام به میان آمد و متوجه شدم که او به بازرگانی اعتقاد بسیار دارد. در نهایت هم یکبار آقای بازرگانی را در بیمارستان دیدم. این مسائل باعث شد که من کتاب را با شوق بخوانم و البته بعد از خواندن از دوستم سعید اردهالی از ویرایش کتاب گلایه کردم. آموزگار ادامه داد: دهه ۴۰ در ایران دهه بسیار مهمی است. تا آن زمان یخچال و تلویزیونی در خانه‌ها وجود نداشت. از ابتدای برنامه‌های انقلاب سفید  بحث صنعتی شدن کشور پیش آمد و کارخانه‌ها شکل گرفتند و تحولات بنیادین در ساختار جامعه بوجود آمد. این کارخانه‌ها نیاز به نیروی کار داشتند. همچنین ساختمان سازی رشد کرد و روستاییان به امید کار زمین‌ها را در روستا رها کرده و به تهران می‌آمدند و در کنار میدان اعدام به عنوان کارگر فصلی می‌ایستادند و کارخانه‌ها بیشتر قصد داشتند این کارگران را استخدام کنند، اما آنها مخالفت می‌کردند چون آزادی‌شان را می‌گرفت. امید پهلوی به قشر متوسط بود اما همه مبارز شدند این ناشر همچنین به بحث سیستم آموزش در دانشگاه‌ها اشاره کرد و گفت: تغییرات جامعه و صنعتی شدن نیاز به نیروی کار فکری هم داشت. رشته‌های متعدد جدید در دانشگاه‌ها ایجاد شدند و البته تا پیش از این دانشگاه صرفا تامین نیروی دولت را بر عهده داشت. این مسائل باعث شد تا قشر متوسط بوجود آید که شاه بسیار به آنها امید داشت تا از او حمایت کنند، اما گروه‌های مبارز همه از این قشر درآمدند. آنها از سنت بریده اما مدرن نشده بودند. آموزگار اضافه کرد: سرکوب و خفقان دهه ۴۰ هم در شکل گیری این گروه‌های مبارز اهمیت بسیاری داشت. در آن دوران حتی به همراه داشتن نمایشنامه‌های برشت و آثار صمد بهرنگی هم جرم داشت، هرچند که این کتاب‌ها در آن دوران به صورت قانونی منتشر می‌شدند. در سال ۱۳۵۳ شرکت سهامی انتشار کتاب «حسنک کجایی» را برای کودکان منتشر می‌کند که گویا شاه این کتاب را خوانده و از آن بسیار عصبانی می‌شود. آقای محجوب مدیر این انتشارات را به همین دلیل به ساواک کشانده و از او تعهد انحلال شرکت سهامی انتشار را می‌گیرند. آموزگار همچنین به جریان‌های چپ مبارز و عدم مطالعه آنها نیز اشاره کرد و گفت: به نظر من سازمان مجاهدین خلق تفاوت ماهوی با دیگر گروه‌ها نداشت. همه گروه‌ها ایدئولوژیک بودند اما در تئوری ضعف داشتند. ۸۰ درصد زندانیان سیاسی که عضو این گروه‌ها بودند همه اندیشه‌های چپ داشتند، اما هیچکدام حتی بدیهی‌ترین کتاب‌های مارکسیستی را نیز نخوانده بودند. «زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» مصاحبه کننده امیر هوشنگ افتخاری راد با شمارگان هزار نسخ.گ.که، ۳۰۴ صفحه و بهای ۳۴ هزار تومان از سوی نشر اختران منتشر شده است. مشخصات این کتاب برای چاپ دوم تغییری نکرده است. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 27 Dec 2018 15:08:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269775/نسل-مطالعه-اندیشه-های-دیگر-انقلاب-شروع اسفندیاری:اگر این بحث‌ها 30 سال پیش مطرح می‌شد، شاید تازگی داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269690/اسفندیاری-اگر-این-بحث-ها-30-سال-پیش-مطرح-می-شد-شاید-تازگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «عاشورا چگونه و چرا؟» اثر آیت‌الله محمدعلی جاودان، پیش از ظهر امروز (سه‌شنبه چهارم دی‌ماه) با سخنرانی محمد اسفندیاری، محمدرضا سنگری و سعید طاوسی مسرور در بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد.   سنگری در معرفی اجمالی از این کتاب، گفت: این اثر حاصل سلسله مباحث مطرح شده از استاد محمدعلی جاودان بوده که چاپ ششم آن نیز در 128 صفحه در سال جاری از سوی موسسه ایمان ماندگار راهی بازار نشر شد. مباحث این کتاب در 6 فصل تنظیم شده است. چند بحث بسیار خوب درباره عاشورا در این کتاب محور قرار گرفته است. فصل نخست، به اختصار ماجرای کربلا را مطرح می‌کند. نویسنده در فصل دوم به این موضوع پرداخته که امام حسین (ع) در پی اقدام مسلحانه نبود.   وی افزود: فصل سوم کتاب به این مبحث که نهضت کربلا حرکتی برای تشکیل حکومت نبود، اشاره دارد. در فصل چهارم، دلایل و علل قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مورد بررسی قرار گرفته و در فصل پنجم این موضوع محور قرار گرفته که هدف نهضت امام، نهی از منکر بود. فصل پایانی کتاب نیز درباره آثار و نتایج قیام حضرت اباعبدالله (ع) است.     این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، با اشاره به برخی محاسن این کتاب، بیان کرد: یکی از ارزش‌های این کتاب کم‌حجم این است که بسیار پرمحتوا است. هندسه مجموعه این بحث‌ها و چینش آن‌ها، بسیار عالمانه و دقیق صورت گرفته است. همچنین منابع و مواخذ با یک انتظام تاریخی در حاشیه جزء به جزء بحث مطرح شده که این شیوه کاربرد می‌تواند به‌عنوان چراغی فراروی دیگران باشد. استاد جاودان بیشتر از منابع دست اول و اولیه استفاده کرده و عمدتا از منابع دست دوم و کمتر معتبر پرهیز کرده است. روان بودن نثر از دیگر نکات مثبت این کتاب به‌شمار می‌رود.   سنگری در ادامه گفت: از دیگر خصوصیات ارزشمند کتاب،‌ ارائه پاورقی‌ها آن‌هم با اِعراب‌گذاری است. البته برخی نام‌ها هم اِعراب‌گذاری نشده‌اند. نکته مهم دیگر این است که بخش‌های مهم و برجسته سخنان، با رنگی و شکلی متفاوت مشخص شده است. هنر بزرگ یک نویسنده، پاراگراف‌بندی متن است و نخستین بند هر پاراگراف باید اصلی‌ترین حرف را بزند. این اصل در کتاب حاضر به شکلی دیگر و با رنگی بودن نکات و جملات مهم لحاظ شده است.   این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: نویسنده هم به منابع شیعه و هم به منابع اهل سنت مراجعه و به‌خوبی از آن‌ها استفاده کرده است. در این کتاب، در کنار نگاه فلسفی و برهانی، نگاه کلامی را هم به‌خوبی به‌ویژه در بحث‌های اصلی می‌بینیم.   وی در طرح چند نقد بر محتوای این کتاب نیز اظهار کرد: در مورد بحث مربوط به فصل سوم کتاب مبنی بر این‌که نهضت کربلا حرکتی برای تشکیل حکومت نبود، اتفاقا نکته‌ای که نشان می‌دهد امام در پی تشکیل حکومت بود، فحوای کلام خودِ امام است. معتقدم که امام در هر مرحله از مسیر در پی یک هدف بود. هدف را باید در موقعیت‌های مختلف تبیین کرد. اگر هم بگوییم وظیفه امام تحقق دین است، حکومت شرط تحقق دین است. اصلا دین بدون تشکیل حکومت تحقق پیدا نمی‌کند.   سنگری در نقد کتاب افزود: در بحث مربوط به تبدیل جایگاه خلافت به ربوبیت هم باید گفت که این بحث از مبنا غلط است. یکی از مواردی که غلط است در صفحه 29 کتاب آمده که مسلم بن عقیل را نخستین شهید نهضت امام حسین (ع) معرفی کرده در حالی‌که اولین شهید سلیمان بن رزین بوده است. بسیاری از دلایل مطرح شده در کتاب ناقص هستند که دلایل قیام امام حسین (ع) از آن‌جمله است.   بحث تبدیل جایگاه خلافت به ربوبیت از نقاط درخشان کتاب است   محمد اسفندیاری؛ سرپرست دانشنامه امامت، دیگر سخنران این نشست، در طرح نظر کلی خود درباره کتاب «عاشورا چگونه و چرا؟»، گفت: برخی مباحث مطرح شده در این کتاب، امروز جزو اطلاعات عمومی مسلمانان شده است. اگر این بحث‌ها 30 سال پیش مطرح می‌شد، شاید تازگی داشت، ولی امروز تا حدودی توضیح واضحات است. برخی از مطالب خارج از موضوع هم  در کتاب یافت می‌شود. یک نکته مهم اینکه، سخنرانی‌ها ارزنده‌تر از معمول سخنرانی‌های کشور است.   وی ادامه داد: درباره دلایل و علل قیام امام حسین (ع) که در فصل چهارم کتاب مطرح شده، تاکنون بحث‌های زیادی صورت گرفته است، ولی به‌نظرم درباره این موضوع نباید بحث شود. اگر امام قیام نمی‌کرد، باید دلیل می‌آوردیم، نه برای قیام امام که یک چیز طبیعی است. باید باب دلایل و علل کشتن امام به‌جای دلایل و علل قیام امام مطرح می‌شد.   این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، بیان کرد: در فصل چهارم بحث تبدیل جایگاه خلافت به ربوبیت وجود دارد که استاد جاودان خیلی خوب آن‌را طرح کرده که از نقاط درخشان کتاب به‌شمار می‌رود. کتاب ضمن روایت وقایع، وارد تحلیل و تاریخ‌نگاری شده و فصل‌های آخر کتاب،‌ بحث‌های تحلیلی است. پاورقی‌های توضیحی کتاب نیز از نقاط قوت آن است. همچنین لفظ و معنا در این کتاب برابر است و علیرغم بسیاری از کتاب‌های عاشورایی، اِطناب در آن دیده نمی‌شود.   اسفندیاری در ادامه بحث نقدهایی را نیز به کتاب وارد کرد. وی گفت: ازجمله اشکالات متعددی که می‌توان به کتاب وارد کرد این است که نویسنده به دو حدیث نامعتبرِ «مشیت» و «وصیت امام به محمد حنفیه» استناد کرده است. ایشان در صفحات 17 و 84 کتاب نیز به حدیث غیرمعتبر دیگری اشاره که بخش نخست آن در همه منابع آمده و مورد قبول است و بخش دوم آن در«الفتوح» ابن حسن که منبع معتبری نیست آمده است. نکته مهم درباره حدیث این بوده که در آن وضعیت، امکان صدور چنین سخنی از امام محال است، چراکه تا جایی که من از تاریخ می‌دانم، یزید تا آن زمان «قاتل النفس المحرمه» نبوده است.   سرپرست دانشنامه امامت افزود: در کتاب آمده که قیام امام برای تشکیل حکومت نبود و در ادامه هم این بحث تکرار شده، اما در صفحات 76 و 77 کتاب جمله‌ای کاملا در تعارض با این گفته بیان شده و آن این است که وظیفه‌‌ای برای امام به‌وجود آمده بود و آن وظیفه تشکیل حکومت بود. چنین تناقض آشکاری آن‌هم از سوی نویسنده‌ای چون آیت‌الله جاودان بعید به‌نظر می‌رسد و احتمالا به‌نحوی به کتاب اضافه شده است. اما اینکه چرا قیام هدف امام نبود، باید مراحل قیام امام را بررسی کنیم: 1- هدف امام از مدینه به مکه، امتناع از قیام بود. 2- از مکه تا دریافت نامه‌ها، هدف امام تشکیل حومت بود. 3- در کربلا، هدف امام جلوگیری از جنگ بود.   وی تصریح کرد: نگاهی به سیر قیام امام در کتاب‌های تاریخی بسیاری از ابهامات را روشن می‌کند: 1- مردم کوفه امام را دعوت کردند تا پیشوای آن‌ها شود. 2- امام به مردم کوفه نامه نوشت که رفتن به آن شهر، مشروط به فرستادن نماینده و راستی‌آزمایی صدق سخن مردم کوفه است. 3- نماینده امام به کوفه می‌رود و از بیش از 18 هزار نفر بیعت می‌گیرد و به امام می‌نویسد که همه مردم کوفه با تو همراهند، هنگامی که نوشته مرا می‌خوانی سریع به اینجا بیا. 4- امام به مردم کوفه می‌نویسد نامه مسلم آمده و از همراهی شما گفت... من همین روزها به سوی شما می‌آیم.   اسفندیاری با اشاره به موانع پذیرش نظریه حکومت نیز گفت: گروهی امام را از رفتن به کوفه نهی می‌کردند، با این استدلال که کوفیان مردمانی سست عنصر و پیمان‌شکن هستند. همچنین این نظریه را با علم مطلق امام در منافات می‌دانند. اگر این نظریه را بپذیریم لازمه آن این است که امام شکست خورده است.   متن کتاب در سطح بیان وقایع نمانده است   سعید طاوسی مسرور نیز در ادامه مباحث این نشست، در بیان برخی از محسنات کتاب اظهار کرد: ششمین چاپ این کتاب، پاییز سال جاری با صفحه‌آرایی و طراحی زیبا همراه با ارجاعات و استنادات در حاشیه صفحات و توضیحات در پاورقی، منتشر شده است. در این کتاب برخلاف بسیاری از آثار این‌گونه، با استناد به منابع متقدم توضیحات مربوط به اعلام و رجال و ... در پاورقی آمده است. از چاپ‌های متعدد و منابع معتبر در فهرست منابع کتاب استفاده شده و تنوع منابع نیز قابل‌توجه است. جانِ کتاب و حرف‌های اصلی در مقدمه 72 صفحه‌ای به خواننده منتقل می‌شود. اینکه متن در سطح بیان وقایع نمانده و تحلیل‌های قابل‌توجهی مطرح شده، از محاسن دیگر کتاب است.   وی در نقد کتاب نیز افزود: هم اشکالات شکلی و هم اشکالات محتوایی به کتاب دارم. در چندین مورد این اشکالات را برای نویسنده نوشتم که چندان ترتیب اثری داده نشد. همانقدر که زیبایی کتاب مهم است، دقت در آن هم مهم است. در فهرست منابع،‌اشکالات متعدد دیده می‌شود ازجمله عدم نظم الفبایی و ذکر نشدن اسم اشهر مولف. نکته دیگر اینکه چه اشکالی دارد در هر سطحی هستیم به تحقیقات و نوشته‌های معاصرین هم استناد و ارجاع داشته باشیم. معمول ایشان نیست که به‌جز علامه عسکری و باقر شریف قریشی، به معاصرین ارجاع دهند. همچنین در بیشتر موارد، ترتیب ارجاعات رعایت نشده است.   این پژوهشگر گفت: مباحث مناقشه‌برانگیز کتاب در فصل‌های 5 و 6 آمده است. اینکه هدف امام، امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده، خالی از اشکال نیست، چون امام در همه زندگی این کار را انجام می‌داد. باید ابتدا تعریف درستی از امر به معروف و نهی از منکر ارائه شود. در یکی دیگر از فصل‌های کتاب، نویسنده در بحث تبدیل خلافت به ربوبیت، آورده که امام حسین (ع) خلافت را رسوا کرد که این حرف جای مناقشه است. نباید حرکت امام را به رسوایی تقلیل داد. هدف قیام امام، رسوایی دستگاه خلافت نبوده، بلکه هدف قیام، اّبطال حکومت باطل و تاسیس حکومت حق بوده است. نویسنده در بیان هدف امام و استراتژی‌ امام و تبیین سیاست امام در موضوع رسوایی، موفق نبوده است.   ]]> دین‌ Tue, 25 Dec 2018 14:21:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269690/اسفندیاری-اگر-این-بحث-ها-30-سال-پیش-مطرح-می-شد-شاید-تازگی باید تقدم حقوق مردم را در حقوق شهروندی مبنا قرار دهیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269651/باید-تقدم-حقوق-مردم-شهروندی-مبنا-قرار-دهیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «منشور حقوق شهروندی بر مبنای کرامت انسانی» نوشته فاطمه پیرامن عصر روز گذشته دوشنبه 3 دی‌ماه باحضور مولف اثر، علی تقی خانی و سهراب مظفری‌نیا  در سرای اهل قلم برگزار شد. فاطمه پیرامن در این نشست توضیحاتی را درباره کتاب ارائه کرد و گفت: زمانی این کتاب نگارش شد که پیش نویس منشور حقوق شهروندی مطرح بود، من نیز بر این اساس تصمیم گرفتم منشور را با مبنای کرامت انسانی معیار بررسی خود قرار دهم چون این اصل تنها اصل غیر قابل عدول است. از این کارم نیز اهدافی را دنبال کردم. نخست اینکه مبنای روشنی به منشور حقوق شهروندی داده شود و مصادیق آن مشخص شود و از سوی دیگر تاکید من روی مبنا قرار دادن کرامت انسانی بوده است.   وی ادامه داد: از میان تمام مصادیقی که می‌توانست در تهیه قواعد منشور تاثیرگذارتر باشد کرامت انسانی مهم‌تر بود. در حال حاضر نیز منشور بازبینی شده و اصلاحاتی در آن انجام شده است. تحلیل‌هایی که در این کتاب درباره کرامت انسانی صورت گرفته در نهایت می‌تواند در بازبینی و اصلاح منشور کاربردی باشد.   وی با تاکید بر کرامت ذاتی انسان گفت: در این کتاب کرامت انسانی اصل است و تلاش در فصول مختلف، تعریف، ماهیت، مصادیق و ... کرامت انسانی بیان شده است. یکی دیگر از ایراداتی که می‌توان به این منشور گرفت این است که در آن تعریف دقیقی از شهروندان ارائه نشده است و این عدم تعریف می‌تواند به اعمال تبعیض شهروندان بیانجامد. پیرامن در بخش پایانی سخنانش یادآور شد: حقوق شهروندی باید در جزء جزء جامعه سیاسی وارد شده تا بر اساس آن در ارگان‌های دولتی و میان شهروندان ضمانت اجرایی پیدا کند. همچنین حقوق اقلیت‌های خاص مانند معلولان، کودکان و زنان و ... باید در منشور مورد توجه قرار گیرد.   مظفری نیا نیز در ادامه این نشست توضیحاتی را درباره تاریخچه شکل گیری منشور حقوق شهروندی و ادبیات سازی در این باره ارائه کرد و گفت: کار کردن روی حقوق شهروندی باعث می‌شود که مردم با این ادبیات بیشتر آشنا شوند. البته ما نیز برای فرهنگ سازی این ادبیات از مدیران خود شروه کنیم و از سوی دیگر در مدارس حقوق شهروندی را فرهنگ‌سازی کنیم.   وی با اشاره به اقدام خوب نویسنده روی منشور حقوق شهروندی و پرداختن به وجه علمی آن افزود: البته تلاش بیشتر باید این باشد که روی مصادیق حقوق شهروندی متمرکز شویم و ببینیم که به طور مثال حقوق معلمین در منشور حقوق شهروندی چیست. از سوی دیگر بسیاری از موضوعات اگرچه در قالب قانون درآمده است اما در اجرا ضعیف است و باید این خلاء‌ها برطرف شود.   مظفری نیا با بیان اینکه باید بین حقوق و تکالیف در منشور حقوق شهروندی تفاوت قائل شویم گفت: مصادیق استفاده از حقوق شهروندی باید از طریق انجمن‌های این حوزه به مردم از مقاطع پایه آموزش داده شود.    این مدرس دانشگاه با تاکید بر تلفیق فرهنگ ایرانی و اسلامی با یکدیگر افزود: باید در بررسی حقوق شهروندی تمدن ایرانی اسلامی را در نظر بگیریم.   علی تقی خانی نیز در ادامه این نشست تدوین یک فهرست جزئی‌تر را برای کتاب پیشنهاد کرد و افزود: طی چند سال اخیر آن قدر حجم تولیدات ما زیاد شده که لزوم تهیه فهرست تفصیلی برای مراجعه بهتر مخاطب به موضوعات ضروری است.  همچنین مولف اگرچه قرار بوده در فصل اول به توضیح کلیات بسنده کند اما مفاهیم را هم شرح داده است. در فصل دوم نیز مولف وارد بررسی ماهیت کرامت انسانی شده  اما من بیشتر علاقه‌مند بودم که تحلیل مبانی حقوق شهروندی را ببینم چراکه ماهیت در این موضوع با مبانی متفاوت است.   وی با اشاره به اینکه در فصل سوم ارتباطی بین مصادیق و کرامت انسانی دیده نمی‌شود ادامه داد: من با مطالعه این اثر نتوانستم متوجه شوم که بین مصادیق در این کتاب و کرامت انسانی چه ارتباطی وجود دارد. از سوی دیگر در کتاب عبارات مختلف عربی وجود دارد که لازم است با توجه به اهمیت زبان فارسی، کمتر استفاده شود. در منابع کتاب نیز که در پایان آورده شده ایرادات ویرایشی وجود دارد که باید برطرف شود.   این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه در کرامت انسانی باید به مبنای آن توجه کرد گفت: مبنای مهم تری در کرامت انسانی وجود دارد و آن این است که حق مردم بر حق خداوند تقدم دارد حال با توجه به مطالب کتاب ما نمی‌توانیم متوجه شویم که مولف اساسا با این موضوع مخالف است یا موافق؟ اگر حقوق مردم را بر حق الله متقدم بدانیم آن وقت است که برخورد ما درباره حقوق شهروندی متفاوت می‌شود.   وی ادامه داد: اینکه دولت خود را برای نگارش منشور حقوق شهروندی موظف می‌کند بسیار قابل تامل است چون این بدین معنی است که دولت خود را نماینده مردم می‌داند. ما باید در اجرای حقوق شهروندی از این هم فراتر برویم و این فرهنگ‌سازی را از مردم شروع کنیم.  باید جایی که حکومت وارد می‌شود یادآور شویم که تو نماینده مردم هستی نه مسلط بر مردم! اختیاری که به حکومت داده شده به دلیل نمایندگی مردم است بنابراین ما باید تقدم حقوق مردم را مبنا قرار دهیم و دولت نباید به بهانه دفاع از حقوق خداوند از حقوق مردم حمایت نکند! کرامت انسانی بنابراین برای ما تنها مبنا نیست بلکه هدف است و رسیدن به آن باید برای همه یک هدف باشد.   تقی خانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تعریف لغوی کرامت انسانی در کتاب توضیح داد: مولف در این بخش پس از بیان همه تعاریف درباره کرامت انسانی تعریف دوری از کرامت انسانی مطرح می‌کند و می‌گوید کرامت ذاتی کرامتی است! و این علامت سوال برای ما باقی ماند که از این تعریف دوری به چه نتیجه‌ای می‌توان رسید.   مونس کشاورز مدیر انتشارات حقوق شهروندی نیز در بخش پایانی این نشست با اشاره به فعالیت‌هایی که تاکنون درباره حقوق شهروندی صورت گرفته گفت: اگرچه به نظر می‌رسد تاکنون فعالیت‌های بسیاری از سوی دولت در این باره صورت گرفته اما همچنان بازخوردهایی که وجود دارد این است که این فعالیت‌ها نتوانسته به ثمر برسد، گویی این موضوع جدی گرفته نشده است.   وی یاداور شد: با این وجود ایجاد زمینه‌ای برای طرح گفتمان علمی درباره حقوق شهروندی جای تقدیر بسیار دارد چراکه به تدریج می‌توان از این فضا برای بررسی تخصصی گتمان حقوق شهروندی در کشور استفاده کرد.     ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 25 Dec 2018 11:05:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269651/باید-تقدم-حقوق-مردم-شهروندی-مبنا-قرار-دهیم مجموعه داستان «نخ قرمز به جای لب‎هایش» نقد و بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269432/مجموعه-داستان-نخ-قرمز-جای-لب-هایش-نقد-بررسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در آغاز نشست مبارک محسنی مدیر اجرایی خانه کتاب صبح امید، با بیان دلایل برگزاری این سلسله نشست‎ها آن را قدمی در برقراری ارتباط بهتر بین جامعه فرهنگی و ادبی مهاجرین افغانستانی در ایران دانست و توانمندی‎ها و ظرفیت‎های موجود در جامعه مهاجرین را بسیار بالا ارزیابی کرده و ضرورت حمایت، انسجام و استفاده از این توانمندی‎ها را یادآور شد. وی افزود: خانه کتاب صبح امید با درک این ضرورت اقدام به برگزاری این سلسله نشست‎ها کرده و به دنبال فراهم ساختن ارتباط مستقیم و چهره به چهره بین نویسندگان و پدیدآورندگان آثارفرهنگی و ادبی جامعه مهاجر و مخاطبان این آثار است.    محسنی ضمن اظهار علاقه مندی و اعلام آمادگی برای چاپ آثار نویسندگان مهاجر، از امکان عرضه همزمان این کتاب‎ها در بازار فرهنگی داخل افغانستان توسط خانه کتاب صبح امید خبر داد.   مرتضی شاه‌ترابی کارشناس نخستین نشست «سه‎شنبه‎ها با کتاب افغانستان» در دومین بخش از برنامه‎ها به تعدد جلسات نقد کتاب در انجمن‎ها و تشکل‎های ادبی مهاجرت و جای خالی جلسات گفت‌وگو و آشنایی نزدیک با نویسندگان اشاره کرد و برگزاری این جلسات را گامی مثبت در راستای پیوند خوانندگان و نویسندگان برشمرد.   زهرا نوری نویسنده «نخ قرمز به جای لب‎هایش» در ادامه نشست داستان کوتاه «بیرون از خانه زیر چادری» را از مجموعه داستان «نخ قرمز به جای لب‎هایش» خواند و سپس به پرسش‎های کارشناس جلسه و خوانندگان کتابش پاسخ داد.   نویسنده «نخ قرمز به جای لب‎هایش» عنوان مجموعه‎اش را برگرفته از روایت شفاهی و اسطوره‎ای شنیده از زبان مادرش معرفی کرد و گفت: وقتی مادرم از خاطرات دوران کودکی‎اش نقل می‎کرد و افسانه آل را تعریف می‎کرد می‎گفت: «من عروسکی درست می‎کردم که دکمه جای چشم‎هایش، نخی جای دماغش و یک نخ قرمز هم به جای لب‎هایش...» دقیقاً عین همان جمله مادرم را گرفتم و در داستانم آمد و همان هم بعدها نام کتاب شد.   این نویسنده مهاجر حضورش در کارگاه‎های «دوره آل جلال» و آشنایی‎اش با «داوود غفارزادگان» را تقویت‎کننده اعتماد به نفس و نقطه عطف نویسندگی‎اش برشمرد و گفت: این کارگاه‌ها و حضور در کنار اساتید به من انگیزه داد تا داستان‎هایم را در قالب کتاب چاپ و منتشر کنم.    نوری در پاسخ به پرسشی که درباره زبان و نثر و لهجه داستانهایش طرح شد، پاسخ داد: برای لهجه و زبان داستانم کوشش کردم از دیگر نویسندگان تقلید نکنم و همان لهجه‎ای را خلق کنم که در خانواده با آن گفت و گو می‎کنم. به نظرم یک نویسنده مهاجر می‎تواند هم از زبان فارسی با لهجه دری و هم از زبان فارسی با لهجه اینجایی استفاده کند و این استفاده می‎تواند به راه جدیدی در زبان داستانی مهاجرت بینجامد.   پایان بخش این نشست، جشن امضای کتاب «نخ قرمز به جای لب‎هایش» در محل خانه کتاب صبح امید بود.   «سه‎شنبه‎های کتاب افغانستان» در آخرین سه شنبه هر ماه، با معرفی یک کتاب و حضور نویسنده و مخاطبان و علاقمندان اثر در مجتمع ناشران قم برگزار می‎شود. خانه کتاب صبح امید به‎طور اختصاصی به عرضه کتاب‎های چاپ نویسندگان افغانستانی و کتاب‎های مرتبط با افغانستان پرداخته و امکان دسترسی به اینگونه کتاب‎ها را برای جامعه مهاجرین و علاقمندان به فرهنگ افغانستان فراهم کرده است. ]]> استان‌ها Thu, 20 Dec 2018 09:37:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269432/مجموعه-داستان-نخ-قرمز-جای-لب-هایش-نقد-بررسی راز جذابیت «داش آکل»/ «دخیل هفتم» برای همه ایرانی‌ها باورپذیر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269368/راز-جذابیت-داش-آکل-دخیل-هفتم-همه-ایرانی-ها-باورپذیر به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، در ادامه سلسله نشست‌های نقد داستان طلاب با همکاری مدرسه اسلامی هنر استان قم و انتشارات شهرستان ادب، چهارمین نشست محوریت رمان «دخیل هفتم» با حضور محمدرضا شرفی خبوشان و مهدی کرد فیروزجایی به عنوان منتقد و محمد رودگر، نویسنده اثر در سالن اجتماعات مدرسه اسلامی هنر برگزار شد.   در ابتدای این جلسه مرتضی شاه‌ترابی مجری جلسه به معرفی مهمانان پرداخت و محمد رودگر نویسنده اثر بخشی از رمان را برای حضار خواند.   در بخش اول نقد، محمدرضا شرفی خبوشان به اشاره به برخی کتاب‌های شاخص که برای خودشان جایگاه ایجاد می‌کنند، گفت: همه شما می‌دانید نمی‌توانیم برای هر کتابی جایگاه فرض کنیم. کتاب زیاد چاپ می‌شود. در حوزه داستان، کم کتابی منتشر می‌شود که بخواهیم برایش جایگاه قائل شویم، چرا که خیلی از کتاب‌ها به لحاظ محتوا و نوع روایت، چیزی به جهان داستان اضافه نمی‌کنند؛ یا تکرار مکررات در شیوه روایت‌اند، یا جدیتی در آن‌ها دیده نمی‌شود. اما با اطمینان خاطر می‌توانیم بگوییم این کتاب هم در شکل روایت و هم در محتوایی که این شکل حاصل آن است، در ادبیات داستانی جایگاه دارد.   شرفی‌خبوشان: اتکای هر نویسنده‌ای باید به پژوهش باشد نویسنده رمان «بی‌کتابی» این کتاب را پیشنهادی به ادبیات داستانی عنوان کرد و گفت: نویسنده کتاب نویسنده‌ای است که به اتکای پژوهش پیش می‌رود و این امر مهمی است. در کشور ما معمولاً داستان نویسی را رفتن به کارگاه داستان و فراگیری تکنیک تلقی می‌کنند، این امر کافی نیست گرچه لازم است. نویسنده‌ای می‌تواند پیشنهاد بدهد و برای خودش جایگاه ایجاد کند که بخش زیادی از کار او پژوهش باشد چرا که پژوهنده بودن باعث می‌شود نویسنده به آنچه می‌خواهد بگوید و شیوه‌ای که می‌خواهد ارائه دهد، فکر کند. نویسنده در زمینه‌ای پژوهش می‌کند که با روایت ما گره خورده است، با متونی سروکار دارد که همه این‌ها دست به روایتگری می‌زنند. شاهد این ادعا کتاب «رئالیسم عرفانی» ایشان است.   نویسنده رمان «عاشقی به سبک ونگوک» با بیان اینکه گرفتن شیوه‌های دیگران و تکرار کردن آن‌ها چیزی به ادبیات اضافه نخواهد کرد، تصریح کرد: اتفاق، زمانی می‌افتد که ادبیات را شخم بزنیم و رگه‌های قابل استفاده از آن را استخراج کنیم و از آن چیزی بسازیم که شایسته آن استخراج باشد.   برگزیده جایزه جلال آل‌احمد در پاسخ به نقد کسانی که می‌گویند کتاب «دخیل هفتم» زمانی قابل فهم است که با تصوف و عرفان آشنایی داشته باشیم، ادامه داد: هر آدم ایرانی این کتاب را بخواند، باورش می‌کند. ایرانی‌ها بر اساس سیر تاریخی این روایت‌ها شکل گرفته‌اند. روایت‌های عرفانی ما از همان ابتدا حرکت‌ِشان در دل روایت به صورتی است که بنا را بر پذیرفتن مخاطب می‌گذارند و نیازی به شگردهای رئالیسم جادویی ندارند. آنچه در سرشت ما قرار گرفته باعث می‌شود این جنس از روایت را بپذیریم. نویسنده اثر برای اینکه حرفی را بزند و آن را نشان دهد، عناصر داستان را تقلیل می‌دهد. این آمیختگی محتوا و شکل روایت است. اما در رئالیسم جادویی این تقلیل اتفاق نمی‌افتد. این خودش کشف تکنیک‌های طلایی است. یک پیشنهاد جدید برای ارائه حرف جدید به حساب می‌آید.                           در ادامه مهدی کرد فیروزجایی به نقد اثر پرداخت و گفت: این اثر از چند بعد قابل بررسی است و از هر بعد که نگاه کنیم با کارهای دیگر که در این زمینه نوشته شده، متفاوت است. ما با یک داستان انقلابی مواجه‌ایم؛ داستانی که مثل بقیه یک ساختار داستانی دارد اما یک ویژگی باعث می‌شود که این اثر را از بقیه کارها متمایز می‌کند.   برگزیده جشنواره داستان انقلاب به ویژگی این اثر پرداخت و افزود: باید بپذیریم که ادبیات داستانی ما با کار جدیدی رو به رو است. نویسنده خیلی زحمت کشیده که این ویژگی از کار بیرون نزند. ما تراث و تذکره و شرح حال عرفانی را داشته‌ایم که حقایق زندگی هستند اما آن‌ها را کنار گذاشته‌ایم. آقای رودگر این حقایق زندگی را با عنصر خیال روایت کرده و ما را با داستان و رمان مواجه کرده است. در این اثر علاوه بر عرفان به ایرانیت هم پرداخته که می‌توان گفت ما با یک کار وطنی کاملاً بومی و خودی مواجه‌ایم.   فیروزجایی: عرفانی که «دخیل هفتم» معرفی می‌کند، عرفان سالمی است نویسنده رمان «افعی کشی» با اشاره به اینکه نویسنده در این اثر به موضوع عرفان پرداخته است، این پردازش را رئالیسم اسلامی خواند و یادآور شد: عرفانی که نویسنده در این اثر معرفی کرده، کاملاً عرفان سالمی است. به یک معنی عرفان شیعی است. نویسنده دخیل هفتم قائل به شریعت است، جایگاه عقل را مطرح می‌کند. بر سر عقل و عرفان بحث است تا جایی که می‌گویند باید اصالت را به عقل بدهیم. در این اثر نیز همین گونه است. در بخشی که شخصیت شکنجه می‌شود، کاملاً عاقلانه تصمیم می‌گیرد و با عقل مسیر را ادامه می‌دهد و موفق هم می‌شود.   این نویسنده در پایان بخش اول از صحبت‌هایش گفت: یک ویژگی که در این شخصیت وجود دارد و آن را جذاب می‌کند، آن است که یک عاشق مبارز می‌شود. تمام جذابیت داش آکل به این است که یک لوطی عاشق می‌شود. لوطی عاشق نمی‌شود، بنابراین وقتی عاشق شد، عمق پیدا می‌کنند، درون پیدا می‌کنند. مبارز هم همین طور است؛ در موقعیت عشق جذاب می‌شود و عمق پیدا می‌کند.   محمدرضا شرفی خبوشان در بخش دوم به یک نکته اساسی در مورد کتاب اشاره کرده و گفت: رمان می‌خواهد بگوید اکنونِ ما ادامه آن چیزی است که در گذشته داشته‌ایم. انقلاب و جنگ و همه این اتفاقات باید ابزاری باشد برای ساختن خویشتن خود. اکنون وقتی ساخته می‌شود که از گذشته برای ساختن‌اش استفاده کنیم. خوشبختانه استفاده از رخدادها و وقایع برای ساختن خویشتن هم در محتوا رخ داده هم در شیوه گفتن. به نظرم کتاب دخیل هفتم نه صرفاً یک کتاب نمادین عرفانی است، بلکه رمانی است که خیلی عمیق و جدی و وسیع، گذشته بشر ایرانی را به خصوص بعد از اسلام تا به امروز نگاه می‌کند.   این نویسنده در پایان به ویژگی‌های اثر پرداخت و بیان کرد: این کتاب هم مخاطب عام دارد هم خاص. چرا که داستانش شُسته، رفته است. به این دلیل که قصه‌ای دارد و آدمی را حکایت می‌کند. کار خوب و جاندار کاری است که شما را رها نکند و بعد از خوانش، فراموش نشود و تحولی در شما ایجاد کند. دخیل هفتم چنین خصوصیاتی دارد.   جمع بندی نهایی را مهدی کرد فیروزجایی انجام داد و گفت: رمان هیچ وقت یک متن کامل نیست و باز جای نقد وجود دارد و این از خوش شانسی منتقد است که همیشه حرف برای گفتن دارد. ویژگی دخیل هفتم این است که از هر بُعدی به آن نگاه کنی، می‌توانی از آن بهره ببری. یک آدم چهل ساله سه چیز به ما معرفی می‌کند؛ چیزهایی که هست و باید باشند، عشق، مبارزه و عقل. ]]> استان‌ها Wed, 19 Dec 2018 06:43:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269368/راز-جذابیت-داش-آکل-دخیل-هفتم-همه-ایرانی-ها-باورپذیر وجود خلأ درباره حضرت مسلم (ع) در آثار تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269277/وجود-خلأ-درباره-حضرت-مسلم-ع-آثار-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «سفیر صبح»، امروز (دوشنبه 26 آذرماه)، با حضور ابوالفضل هادی منش؛ نویسنده کتاب، سمیه بابائیان؛ معاون پژوهشی حوزه علمیه خواهران «کریمه اهل‌بیت (ع)» و جمعی از طلاب، منتقدان و استادان حوزه‌های علمیه خواهران، در سالن اجتماعات حوزه علمیه «کریمه اهل‌بیت (ع)» در قم برگزار شد.   در آغاز این نشست هادی‌منش به شرحی تفصیلی از کتاب پرداخت. بابائیان نیز در معرفی اجمالی از کتاب «سفیر صبح»، بیان کرد: این کتاب، نگاهی کوتاه و گذرا به زندگانی حضرت مسلم بن عقیل (ع) از کودکی تا جوانی دارد و تلاش‌های آن حضرت را در دوره خلفاء و دوره خلافت امیرالمؤمنین (ع) و امام مجتبی (ع) بررسی می‌کند. نویسنده در ادامه به نقش حساس آن بزرگوار در نهضت حسینی و نبرد و شهادت او پرداخته و پیامدهای شهادت مسلم (ع) را مورد بررسی قرار می‌دهد.   وی افزود: کتاب «سفیر صبح» در 16 فصل سامان یافته است.علت انتخاب این شخصیت برای انجام پژوهش، خلأ موجود در کتاب‌های منتشر شده با موضوع حضرت مسلم (ع) در آثار تاریخی است.   مولف و معاون پژوهشی حوزه علمیه خواهران «کریمه اهل‌بیت (ع)» در ادامه به پرسش‌ها و نقدهای مطرح شده در این نشست پاسخ داد.   تیترهای فراوان و ریزفهرست‌های زیاد   یکی از طلاب منتقد در این جلسه گفت: در برخی موارد مربوط به جغرافیای سرزمین‌ها، نیاز به وجود اطلاعات دقیق‌تری است که این کتاب کمتر اشاره‌ای به موقعیت جغرافیایی دقیق برخی مناطق مثل منطقه بهنساء که در کتاب آمده، کرده و دقیقا مشخص نیست چه منطقه‌ای است و صرفا در کتاب اعلام شده که بهنسا که حضرت مسلم (ع) در فتح آن حضور داشته، منطقه‌ای در مصر آن زمان است که این امر مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند.   وی ادامه داد: مورد دیگر، تیترهای فراوان و ریزفهرست‌های زیاد کتاب است که در مواردی اضافی به‌نظر می‌رسید. قلم مولف نیز در این کتاب در مواردی اندکی ادبی شده، درحالی‌که قلم متن که باید تحلیلی باشد و متن ادبی به‌نظر می‌رسد.   هادی‌منش در پاسخ به این نقدها، اظهار کرد: این نقد، نقد خوبی است و در ویرایش بعدی اصلاح خواهد شد. منطقه «بهنساء» منطقه‌ای است در مصر که توسط عمر فتح شد. همچنین قلم متن در طول متن تحلیلی بوده و تیترهای زیاد هم سلیقه مؤلف است و نقصی را برای یک اثر ایجاد نمی‌کند. در برخی موارد بجا بود که عین اسناد تاریخی در کتاب آورده شود   یکی دیگر از حاضران در این نشست نیز با نگاهی نقادانه نسبت به این کتاب، گفت: در برخی موارد بجا بود که عین اسناد تاریخی در کتاب آورده شود که این نکته گاهی مورد غفلت مولف بوده است. به‌عنوان نمونه در بخش‌هایی از کتاب از نامه امام حسین (ع) سخن به میان آمده، اما متن نامه ذکر نشده و محتوا به‌گونه‌ای است که مخاطب را به آگاهی از متن نامه امام (ع) ترغیب می‌کند.   نویسنده کتاب «سفیر صبح» در پاسخ به این نقد نیز بیان کرد: این نیز نقد خوبی است، ولی از آنجا که من براساس فضای ذهنی خود به این بحث پرداخته‌ام، نامه امام (ع) را اضافی دانسته و از ذکر آن خودداری کرده‌ام که به‌نظرم با توجه به ذائقه مخاطب باید در ویرایش بعدی ذکر شود. ]]> دین‌ Mon, 17 Dec 2018 13:20:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269277/وجود-خلأ-درباره-حضرت-مسلم-ع-آثار-تاریخی فرم‌زدگی؛ جدی‌ترین آسیب داستان‌های نخبه‎گرای فارسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269097/فرم-زدگی-جدی-ترین-آسیب-داستان-های-نخبه-گرای-فارسی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جلسه نقد مجموعه داستان «سومین قدیس» نوشته «رضا کوشالشاهی» با حضور نویسنده به میزبانی گروه داستان جمعه قم در مجتمع ناشران برگزار شد.   مصطفی مهریزی نخستین منتقد جلسه داستان‌های مجموعه «سومین قدیس» را بنابر سیر زمانی و تاریخی نگارش آنها به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول پنج داستان نخست مجموعه که در دهه هشتاد نگاشته شده و تاریخ این سال‌ها را دارند. بخش دوم چهار داستان بعدی مجموعه که بعدا نوشته شده اند.   مهریزی به ویژگی عمومی پنج داستان نخست اشاره کرد و افزود: ویژگی عمومی پنج داستان نخست داشتن حالت‌های فراداستانی و حضور نویسنده در داستان است. برخی از این داستان‎ها غیرداستانی‎اند و جان بخشی به نام‎ها و پدیده‎ها مثل جان بخشی به «سادات‎محله» و «گاز خردل» در داستان‌های این بخش دیده می‎شود. این داستان‌ها زبان ساده ای دارند و سعی ندارند در سطح زبان خودشان را برجسته کنند.   این منتقد در ادامه به نقد داستان‌های بخش دوم پرداخت و گفت: داستان‌های بخش دوم مجموعه که بیشتر دوست دارم درباره شان صحبت کنم هم فضای داستانی بهتری دارند و هم زبان داستانی بهتر. حضور نویسنده در داستان کمتر است و اصلا نیست. طنزی که در داستان هست کم رنگ تر ولی پخته تر است. نوع نگاه نویسنده به «پارک دور شهر» و فرم روایی انتخاب شده در داستان «شمارش» که اولین داستان بخش دوم مجموعه است جذاب است. فرمی که داستان پیدا می‌کند و اتفاقی که آدم‌های داستان انجام می‌دهند و شهر را به چرخش درمی‌آورند.   وی در پایان صحبت‌هایش یکی از ویژ گی‌های نویسنده را نزدیک شده به روح زمانه برشمرد و بیان کرد: داستان «هالی»، همان گسترش پیشانی‎نویس داستان است که از بورخس می‌آورد. داستان «تونل» و «سیسر» دو داستان خوب مجموعه است. من فکر می‌کنم نویسنده باید به روح زمانه خودش نزدیک شود، آینه روح زمانه خودش باشد، این نزدیک شدن به روح زمانه را در این دو داستان می‌بینید. درباره داستان «سیسر» معتقدم داستان باید بتواند بدون استفاده از تکنیک‌های نمایشنامه ای و پرده نامیدن صحنه‌ها خودش را روایت کند و این تکنیک را در داستان «سیسر» نپسندیدم.   در قسمت دوم جلسه نقد، سیدمرتضی حسینی شاه‌ترابی از دسته بندی غالب در داستان‎نویسی فارسی گفت: در ادبیات فارسی داستان‌ها به دو دسته کلی عامه‎گرا (زرد و پاورقی) و نخبه‎گرا (داستان‎های جدی) تقسیم می‎شود. داستان‌های عامه‎گرا به طور عموم داستان‌هایی هستند که متمرکز بر سرگرمی‎اند، ساختار ضعیفی دارند و غالبا از اندیشه و نگاه تامل برانگیز تهی اند. در مقابل، داستان‌های نخبه‎گرا توجه شان به فرم و ساختار است. نکته و آسیب جدی هم در داستان‌های نخبه‎گرای فارسی این جاست که توجه به فرم و ساختار بر دیگر موارد غلبه می‎کند و نویسنده از توجه به جذابیت‎های روایی و همین طور نگاه و اندیشه نو غافل می‎شود. مجموعه داستان «سومین قدیس» هم در ادبیات داستانی نخبه‎گرا جای می‎گیرد و توجهش به فرم و ساختار بیشتر از عنصر جذابیت شده است.   شاه‌ترابی در ادامه به نسبت نویسنده با جامعه خوانندگانش پرداخت و گفت: نسبت داستان نویس با جامعه خوانندگانش به نظر من در سطح موضوع و فرم و ساختار بیشتر از هرچیزی خودش را نشان می‌دهد. اینکه نویسنده بتواند موضوعاتی را انتخاب کند که دغدغه و نیاز خوانندگان باشد و بتواند در فرم و ساختاری مناسب روایت کند. در این نگاه اگر بگویم موضوع داستان اول یعنی «سومین قدیس» و داستان آخر یعنی «سیسر» جذاب تر از دیگر داستان‌های مجموعه بود و می‎شود گفت کل داستان‌های مجموعه مسیر شدن نویسنده است از داستان کوتاه «سومین قدیس» برای رسیدن به نوشتن داستان «سیسر».   وی در پایان به برخی از داستان‌های این مجموعه اشاره کرد و گفت: «سومین قدیس» داستانی است که از اسطوره وام گیری می‎کند و پیوند بینامتنی دارد، «سیسر» هم همین طور است. تمامی داستان‌های این مجموعه در فاصله زمانی خلق بین این دو داستان نوشته می‎شوند و دقیقا پخته‎ترین داستان مجموعه هم همان داستان «سیسر» است که هم از نگاه موضوع، هم زبان، هم فرم و ساختار و هم تکنیک کار متفاوتی و درخورتوجهی است، گرچه در جاهایی بهانه‎های روایی کار و پردازش بیشتری می‎خواهد و یا اگر تصاویر از نگاه بداعت و نو بودن یکدست بودند جذاب تر و داستان قدرتمندتر می‎شد. ]]> استان‌ها Sun, 16 Dec 2018 11:48:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269097/فرم-زدگی-جدی-ترین-آسیب-داستان-های-نخبه-گرای-فارسی برگزاری برنامه‌های متنوع فرهنگی در کتابخانه‌های عمومی دامغان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269170/برگزاری-برنامه-های-متنوع-فرهنگی-کتابخانه-های-عمومی-دامغان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از سمنان، در یکی از این برنامه‌ها کتاب «سرزمین آرزوها» در کتابخانه عمومی شهید مشهد امیریه جمع خوانی شد. در این نشست فرهنگی اعضای کتابخانه عمومی شهید مشهد امیریه با حضور در کتابخانه به جمع خوانی کتاب «سرزمین آرزوها» نوشته مرتضی عبدالوهابی پرداختند و اعضاء فعال علی داودیان، نجیب الله درزی، محمدرضا امیرعبدالهیان و علی قدرت آبادی در خصوص این کتاب به بحث و تبادل نظر پرداختند. همچنین کلاس قصه گویی در کتابخانه عمومی شهید شاهچراغی دامغان برگزار شد. درراستای ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی کلاس قصه گویی با حضور نونهالان مرکز پیش دبستانی پریا شهرستان در این کتابخانه برگزار شد. درا ین برنامه فرهنگی نونهالان پیش دبستانی پریا با حضور در بخش کودک کتابخانه شهید شاهچراغی از نزدیک با منابع و فعالیت‌های این بخش آشنا شدند. در این برنامه همچنین مسابقه نقاشی نیز بین نونهالان برگزار شد که به بهترین نقاشی نیز جوایزی اهداء شد و ضمنا کتاب «کلاغ سیاه به سفر می‌رود» نوشته بابک صابری جمع خوانی و قصه گویی شد. ]]> استان‌ها Sun, 16 Dec 2018 08:59:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269170/برگزاری-برنامه-های-متنوع-فرهنگی-کتابخانه-های-عمومی-دامغان تاکنون کسی از جهان مردگان بازنگشته است تا داستان ترسش را تعریف کند! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269161/تاکنون-کسی-جهان-مردگان-بازنگشته-داستان-ترسش-تعریف-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در ابتدای نشست محبوبه موسوی، نویسنده‌ مجموعه‌ «بازخوانی چند جنایت»، عنوان کرد: «ترس، ابتدایی‌ترین غریزه‌ای است که انسان از لحظه‌ تولد با آن روبه‌رو می‌شود. بعد، در سیر زندگی با اشکال گوناگون آن همچون اضطراب، تشویش، تنهایی و چرایی زندگی زندگی مواجه می‌شود و به عنوان آخرین حس در لحظه‌ مرگ هم آن را تجربه می‌کند.» وی گفت: «تاکنون کسی از جهان مردگان بازنگشته است تا داستان ترسش را در لحظه‌ مرگ تشریح کند اما در بازخوانی تاریخ مرگ و تصاویر و نقاشی‌هایی که در طول زمان از چگونگی نحوه مرگ دیگری روایت شده، ترسی گنگ را در چهره فرد محتضر می‌بینیم که یا واقعا حس ترس است یا لااقل تصویرگر چنین نگاهی به لحظه‌ مرگ دیگری داشته است. در هر صورت، ما می‌ترسیم درست مثل انسان‌های اولیه که از اشباح می‌ترسیده‌اند چون نمی‌توانسته‌اند دلیلی منطقی برای اتفاقِ پیش آمده بیایند. مفهوم ترس ما، گرچه عوض شده اما شکل آن هنوز هم همان است.» موسوی یادآور شد که وقتی قرار شده در این جلسه صحبت کند، به این نتیجه رسیده که شاید قبل از همه، می‌خواسته برای خودش روشن کند که آنچه دستمایه‌ ترس است خود انسان است و نه اشباح و اعمال رازآمیز و اینگونه ادامه داد: انسان هم می‌ترسد و هم به سمت ترس می‌خزد و با آن مواجه می‌شود تا در گریز از او به موقعیتی دست یابد که بتواند خودش را با آن تعریف کند. موسوی سرانجام خاطرنشان کرد که او و دیگر داستان‌نویسان نسل جدید که در این فضا قلم می‌زنند، همگی وامدار نویسندگان قبل از خود هستند و از جمله وامدار بزرگترین‌شان غلامحسین ساعدی که اولین بار با داستان‌هایش دریچه‌ای رو به جهان پرتشویش ما گشود.                    در بخش بعدی برنامه، رامبد خانلری نویسنده‌ «سرطان جن» و «سورمه‌سرا» گفت: «برای ادبیات داستانی امروز ایران بسیار احترام قائل هست، نویسندگان جدید به این دلیل کمتر خوانده می‌شوند که مشمول گذر زمان نشده‌اند چون هر چیز که از گذشته می‌آید حاملِ هاله‌ای احترام‌آمیز با خود است، در حالی که همان نویسندگان در زمان خودشان به این شکل که حالا بعد از گذشت زمان خوانده می‌شوند، خوانده و دیده نمی‌شدند. او با ابراز تأسف از سرانه‌ پایین مطالعه در ایران گفت: «این داستان‌ها زبان حال ماست. مایی که در این دوره زندگی می‌کنیم و شاید بعدها دیگرانی که می‌آیند به خواندن این داستان‌ها همان‌قدر افتخار کنند که اکنون ما به داستان‌های نسل قبل از خود افتخار می‌کنیم. با این همه ما خوش‌شانسیم که داستان‌های زمانه‌ خودمان را در زمان خودش می‌خوانیم و نه بعد از سپری شدن زمان. شرمین نادری دیگر سخنران جلسه و نویسنده داستان «زار» فضای داستان‌ها را تصویری و در جاهایی سورئال دانست. نادری گفت که به دلیل کارش که همیشه باید داستان بخواند در انتخاب کتاب‌های داستان، سخت انتخاب شده است اما با گشودن و خواندن این کتاب، فضای سرشاز از تعلیق و لذتی را تجربه کرده که فقط ناشی از ترسناک بودن ماجراها نیست. وی افزود: همواره به شاگردانم می‌گویم وقتی داستانی می‌نویسند از خود سؤال کنند که آیا با نوشتن این داستان چیزی به جهان افزوده‌اند؟ داستان‌های بازخوانی چند جنایت تصویری تازه به جهان ما گشوده است، تصویری که نه تنها به‌خاطر سرک کشیدن به کنار و گوشه‌های مملکتمان که از اهالی شهرکی در شمال تا جنوب خاک آلود را دربرمی‌گیرد، بلکه دیدی تازه به فکر و اندیشه بخشیده است.                                     شرمین نادری این داستان‌ها را تصاویری زنده از حال مردمان این دوره و زمانه و چگونگی عصر ما دانست و اظهار امیدواری کرد که کاش این داستان‌ها به فیلم تبدیل شود. او گفت تاریخ‌های نوشته شده زیر هر داستان، از سال 83 شروع شده و تا 96 ادامه دارد اما چیدمان داستان‌ها در کتاب بر اساس زمان نیست و خود چیدمان داستان‌ها در کتاب نیز آن را تبدیل به بیانی خاص از ماجراها کرده است. مجموعه داستان بازخوانی چند جنایت غیرعمدی، چهارمین کار محبوبه موسوی پس از داستان کودک «یک پرنده، یک پسر»، رمان «سکوت‌ها» و مجموعه دو داستان بلند «خانه‌ای از آن دیگری» است که در اواخر آبان‌ماه سال جاری توسط نشر آگه در مجموعه پرسه چاپ و منتشر شد.   ]]> ادبيات Sun, 16 Dec 2018 05:43:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269161/تاکنون-کسی-جهان-مردگان-بازنگشته-داستان-ترسش-تعریف-کند ​«بردیا و گولاخ‌ها» در بوته نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268960/بردیا-گولاخ-ها-بوته-نقد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی مجموعه «بردیا و گولاخ‌ها» با حضور حمیدرضا شاه‌آبادی، محمدرضا شمس، مهدی رجبی و ملیسا معمار سه‌شنبه (27 آذر 1397) در موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود.   مجموعه «بردیا و گولاخ‌ها» که به تازگی به قلم مهدی رجبی از سوی انتشارات افق راهی بازار کتاب شده، رمانی سه گانه، فانتزی و پر از فضاهای طنز و گاهی دلهره‌آور است.   به گفته رجبی، هدف این مجموعه علاوه بر سرگرمی و لذت ادبیات، افزایش اعتماد به نفس مخاطب و همچنین گوشزد کردن اهمیت کتاب و کتاب خواندن برای ساختن دنیایی زیباتر و بهتر است.   رجبی معتقد است، فضای فانتزی این مجموعه مانند هری‌پاتر و ارباب حلقه‌ها، البته به شکلی ایرانی و درباره کودکانی است که مشکلات و نیازهای خاصی دارند ولی در فضایی قرار می‌گیرند فکر می‌کنند، می‌توانند از توانایی‌هایشان استفاده کنند.   این مجموعه شامل سه جلد با عنوان‌های «شاهزاده شنل تشتکی»، «پیشگوی چشم نقره‌ای» و «هیولای کلمه‌خوار» است و درباره پسربچه‌ای به نام بردیاست که لکنت زبان دارد و نمی‌داند شاهزاده است و باید کتاب‌های جهان را از نابودی نجات دهد.     نشست نقد و بررسی مجموعه «بردیا و گولاخ‌ها» ساعت 15 سه‌شنبه (27 آذر 97) در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک دو برگزار می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 11 Dec 2018 10:31:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268960/بردیا-گولاخ-ها-بوته-نقد ​معرفی و بررسی کتاب «ما و جهان اساطیری» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268927/معرفی-بررسی-کتاب-جهان-اساطیری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «ما و جهان اساطیری» به کوشش انجمن علمی دانشجویان ایران‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی با حضور گردآورنده این کتاب باربد گلشیری،  محمود جعفری دهقی و  سید حسین مجتهدی برگزار می‌شود. دبیری نشست نیز بر عهده محمدعلی عزت‌زاده است. در پشت جلد این کتاب به نقل از مهرداد بهار نوشته شده است: «این فرهنگی که ما داریم، از گاثای اوستا تا فرهنگی که در عصر اسلامی داریم در شاهنامه.   من بیایم ببینم اجزاء این‌ها از کجا آمده و در کجا سابقه‌ی فرهنگی این امر وجود دارد و درواقع به این نتیجه برسم که چه میزان از فرهنگ ما آریایی است، چه میزان بومی آسیای غربی است، ما در فرهنگ‌مان مدیون چه کسانی هستیم؟   این شاهنامه که یک اثر درخشان جهانی است مجموعه‌ی چه عناصر کهن فرهنگی ابتدایی است که هی با هم جمع شده، جمع شده مثل یک پیاز لایه‌های متعدد و فراوان پیدا کرده تا شده شاهنامه.   با تعصب به شاهنامه نگاه نکنم، به صورت مجموعه‌ی افتخارآمیزی که مطلقاً ایرانی و پاک و منزه از هرگونه تأثیر فرهنگی دیگری است. بیایم با این حقیقت نگاه کنم که ما چه‌قدر عاقلانه توانسته‌ایم فرهنگ‌های متعدد را هضم کنیم در این‌جا.» نشست معرفی و بررسی کتاب «ما و جهان اساطیری» با حضور استادان، علاقه‌مندان این حوزه و گردآورنده این کتاب باربد گلشیری، سه‌شنبه ۲۰ آذر ماه ۹۷ از ساعت ۱۵ در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 11 Dec 2018 06:00:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268927/معرفی-بررسی-کتاب-جهان-اساطیری «پنجره‌های تشنه» مهدی قزلی در قم نقد شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268714/پنجره-های-تشنه-مهدی-قزلی-قم-نقد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)از قم، «پنجره‌های تشنه» به میزبانی کتابخانه آیت الله خامنه‌ای استان قم نقد شد. کتاب «پنجره های تشنه» نوشته مهدی قزلی در برگیرنده روزنوشت‌های انتقال ضریح جدید امام حسین علیه السلام از شهر قم به شهر کربلا است.   در این نشست که به همت کانون ادبی صبح اشراق بخش نابینایان کتابخانه آیت الله خامنه‌ای برگزار شد. حجت الاسلام و المسلمین امیرعطاءاله جباری مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم، محبوبه حاج مرتضایی به عنوان منتقد، مهدی قزلی نویسنده  اثر و جمعی از کارشناسان و علاقه‌مندان حضور داشتند.   محبوبه حاج مرتضایی دبیر کانون ادبی صبح اشراق بخش نابینایان به فضای کلی کتاب اشاره کرد: مهدی قزلی با به کارگیری فن نویسندگی و قراردادن جزء به جزء اطلاعات براساس واقعه روز عاشورا توانسته است فضایی نورانی و معنوی به وجود آورد.   ایشان در ادامه به ویژگی‌های اثر پرداخت: از جمله ویژگی‌های مثبت«پنجره های تشنه» شفاف سازی آن است. با توجه به تفاوت‌ها و تمایزهای این اثر با «داستان سیستان» شباهت‌های زیادی هم با «داستان سیستان»دارد.   در بخش دیگر برنامه مهدی قزلی نویسنده «پنجره‌های تشنه» شرایط نوشتن این اثر را برای حاضرین جلسه بیان کرد: در انتقال ضریح جدید امام حسین (ع) مردم هر شهر با آداب خودشان از کاروان استقبال می‌کردند و بسیاری از تصاویر و رویدادها را تلویزیون نتوانست نمایش دهد. آن چه  سعی کردیم در این اثر بنویسیم واقعیت‌هایی بود که در قالب داستان بیان کردیم.   نویسنده «پنجره‌های تشنه» به چرایی استفاده از موقعیت‌های طنز در اثر هم اشاره کرد: در این اثر از موقعیت‌های طنز استفاده کرده‌ام تا فضای داستان صرفا عزاداری نباشد.   قزلی در ادامه یادآور شد اگر چه اثر از موقعیت‌های طنز بهره می‌برد اما این موقعیت‌ها کتاب را از ساختار معنوی خود خارج نکرده و با وجود صحنه‌های طنز، خنده و گریه با هم همراه می‌شوند.   در پایان حجت الاسلام و المسلمین امیرعطاءاله جباری، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قم به رسم یادبود هدیه‌ای به مهدی قزلی تقدیم  کردند.       رهبر معظم انقلاب در تقریظی بر این کتاب چنین مرقوم نمودند: «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ این حسین کیست که عالم همه دیوانۀ اوست‌ این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانۀ اوست.‌ اى شعلۀ فروزان، اى فروغ تابان، اى گرمابخش دل‌هاى خلایق! تو کیستى با این شکوه و جلال، با این شیرینى و دلنشینى، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغلۀ فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت می‌کنند؟ تو کیستى اى نور خدا، اى نداى حقیقت، اى فرقان، و اى سفینةالنجاة؟ چه کرده‌اى در راه خدایت که پاداش آن خدایى‌شدنِ هر آن چیزى است که به تو نسبت می‌رساند؟ بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً.  بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب. خواندم.   ]]> استان‌ها Thu, 06 Dec 2018 06:02:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268714/پنجره-های-تشنه-مهدی-قزلی-قم-نقد نویسنده‌های غیرمذهبی زودتر از نویسنده‌های مذهبی داستان نوشتن را یاد گرفتند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268375/نویسنده-های-غیرمذهبی-زودتر-مذهبی-داستان-نوشتن-یاد-گرفتند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از قم وجیهه سامانی نویسنده «خواب باران» در ابتداء بخشی از رمان را به صورت کوتاه برای حضار جمع‌خوانی کرد تا نوبت به اولین منتقد جلسه برسد. ابراهیم اکبری دیزگاه نویسنده رمان «برکت» در بخش اول نقدش اشکال مختلف نقد رمان را به صورت اختصار بازشمرد. از نظر او به هفت صورت می‌توان با متن برخورد کرد. اول نگاه تنقیصی که شیوه متکلمان است، نگاه دوم برداشت از ظاهر متن است که چطور شکل گرفته. سومین نگاه، نگاه تفسیری است که مخاطب (منتقد یا خواننده) متن را می‌خواند تا تفسیر کند و این نوع نقد، نقدی است که رواج بیشتری دارد. چهارمین نوع برخورد یا مواجهه، تحلیل متن است. اینجا منتقد گره‌ها و عقده‌های اثر را برای خواننده باز می‌کند. پنجمین نوع برخورد، برای وقت‌گذرانی و پرکردن ساعت است. بازیگوشانه است. نوع دیگر، خواننده متن را می‌خواند و با کل متن کار ندارد. یک قبسی را پیدا می‌کند، مثل یک جرقه ای؛ و آن را از متن استخراج می کند. الآن با رواج متن‌های اینستاگرامی این برخورد با متن‌ها صورت می‌گیرد. فرد کتابی را می‌خواند و یک بخشی را به اشتراک می‌گذارد. اسم این نوع برخورد را برخورد تقبیسی می‌گذارم. سنت‌های دینی و متونی که دین در آن حضور دارد این نوع برخورد را برمی‌تابند. همه آدم‌ها که همه متون مقدس را نمی‌خوانند بنابراین دست به گزینش می‌زنند و از آن استفاده کنند. در مورد کتاب خانم سامانی این‌طوری هم می‌شود برخورد کرد. آخرین شیوه‌ای که اکبری دیزگاه به آن اشاره کرد و آن را اصلی‌ترین شیوه معرفی کرد برخورد تعظیمی یا گوش محورانه بود. برخوردی که فقط باید در مقابل متون باشکوه صورت گیرد. در این نگاه حق تفسیر، حق اضافه کردن حرف خودمان را نداریم و فقط باید گوش کنیم و همان را به کار بگیریم. این مخصوص متن‌های خاص مثل متن قرآن است. نویسنده رمان «شاه کشی» بعد از این مقدمه سراغ کتاب «خواب باران» رفت و گفت: نویسنده در این کتاب، یک کار خیلی خوبی کرده، و این کار در بین نویسنده‌های غیرمذهبی خیلی پیشتر از این شروع شده است. یعنی آنها خیلی زودتر از نویسنده‌های مذهبی داستان نوشتن را یاد گرفتند، و در روایت خودشان از فرهنگ خودشان سراغ اسطوره‌ها رفتند. نویسنده‌های ما معمولا خاطرات مذهبی یا غیرمذهبی خودشان را تبدیل می‌کردند به یک رمان واره‌ای و اغلب هم موفق نبودند. در این کتاب خانم سامانی توجه کرده‌اند و از اسطوره ابراهیم استفاده کرده‌اند. حتی فصل‌هایی که انتخاب کرده‌اند هم از اسطوره ابراهیم است. زهره عارفی نویسنده رمان «فرمان یازدهم» به عنوان نویسنده دوم مستقیما به نقد «خواب باران» پرداخت. او معتقد بود کتاب یک قصه دارد و افزود: دقیقا شبیه یک سریال تلویزیون که اولش مشخص است چه اتفاقی افتاده و وسط آن حدس‌هایی برای پایان داستان می‌زنیم. من می‌پرسم کتاب چه چیزی را به من افزود. فرقی هم نمی‌کند چه کتابی باشد. بعد از پایان یافتن کتاب، چه چیزهایی را از محتوا کشف می‌کنیم. اگر قرار به صحبت کردن و ابراز و خاطره‌گویی باشد که این‌ها در جامعه و اطراف ما زیاد اتفاق می‌افتند. نوع متفاوت نگاه کردن به یک موضوع آن را خاص می‌کند. بعضی از عناصر در داستان مثل پی‌رنگ، روابط علی و معلولی و تم، درون‌مایه و موضوعش به صورت کامل درآمده‌اند و درست هستند. شخصیت‌ها با گفتن، نه به‌صورت تصویری بلکه به ‌صورت شنیداری ساخته می‌شوند. توصیف‌های کتاب بیشترین قسمت‌های این کتاب را تشکیل می‌دهد. صحنه‌ها و توصیف‌های خوبی داریم ولی گاه این سؤال پیش می‌آید که نویسنده یا خواننده از توصیف چه انتظاری دارد. نویسنده اگر به این واقف نباشد یک‌روند کلیشه‌ای را در پیش می‌گیرد. نویسنده نباید همه‌چیز را با جار زدن به مخاطب برساند بلکه باید به درستی جاهای سفیدی را برای خواننده قرار بدهد تا خواننده به کشف برسد. نوع برخورد نویسنده و نوع تفکر متفاوت نویسنده است که آن را با امثال خودش متفاوت می کند. به جهت فرم، عناصر اولیه حضور دارند اگرچه گاهی اوقات دچار لغزش‌هایی هم هست. قبل از آغاز بخش دوم صحبت های منتقدین چند تن از حضار نظرات خود را در مورد رمان «خواب باران» بیان کردند و با نویسنده و منتقدین وارد گفت‌وگو شدند. در بخش دوم اکبری‌دیزگاه شخصیت‌های رمان را کاوید: شخصیت داستان در ظلمت درونی و بیرونی غرق است و ظلمت او را به سوی نابودی می‌برد. هما ایمان ندارد و شاکی و معترض است و مشیت خدا بر این است که هدایت شود. این کتاب قبس‌هایی دارد که می‌شود با قرآن پیوندش داد. زبان رمان زبان خوبی بود و زبان آغشته به شعر و توصیفات خوبی داشت. عارفی نویسنده کتاب «روی موج 14» مساله فرم رمان و چگونگی اتفاق فرمی که داستان در آن رخ‌داده را پیش کشید و به آن ایرادهایی وارد کرد و گفت: یکی مسئله بازپروری است که نویسنده از آن استفاده نمی‌کند چه به جهت جسمی و روحی، من انتظار دارم از متن که یک مقدار در مورد این موضوع اطلاعاتی بدهد. اما هیچ اطلاعاتی نمی‌دهد. تقسیم‌بندی کامل به ظلمت و نور که جامعه را با خط کش دو بخش کنیم که از یک بخش درآمده وارد بخش دوم می‌شود در کتاب ضربه زننده است. نکته دیگر پرداختن 30 تا 40 صفحه به کنکاش برای پیدا کردن محل دفن مادر هماست. می‌تواند جایگزین شود. خیلی از موارد در رمان مستقیم گویی شده مثل قضاوت کردن و قضاوت شدن. فراموش‌شدن و حکمت خدا. عارفی در بخش پایانی صحبت‌هایش  به شخصیت‌های داستان هما و حسام اشاره کرد و درگیری هما با خدا را از نکته‌های مثبت کار دانست اما جای کار بیشتری برای ان قائل شد به نحوی که نویسنده می‌توانست به جای گفتن از تصویرسازی و نشان دادن استفاده کند. شخصیت حسام هم می‌توانست در رمان پررنگ شود و حسام است که می‌تواند تقابل بین خودش و هما را بسیار خوب شکل بدهد.   خواب باران اثر وجیهه سامانی از طرف انتشارات کتابستان معرفت در۲۰۰ صفحه با قیمت ۱۲,۵۰۰ تومان در سال 1396 راهی بازار نشر شده است. ]]> استان‌ها Wed, 05 Dec 2018 12:02:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268375/نویسنده-های-غیرمذهبی-زودتر-مذهبی-داستان-نوشتن-یاد-گرفتند آثار دولت‌آبادی، محمود و افغانی را تخطئه می‌کردند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268608/آثار-دولت-آبادی-محمود-افغانی-تخطئه-می-کردند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از قم،مهدی کرد فیروزجایی متولد 1358 از بابل دارای تحصیلات سطح دو حوزه است. از جمله آثار منتشر شده از وی در قالب رمان می‌توان به «افعی کشی»، «بهم رسیدن در میانسی»، و «گرگ‌های تیمور قلعه» اشاره نمود. فیروزجایی برگزیده جشنواره داستان انقلاب، برگزیده جشنواره اشراق و برگزیده جشنواره طلوع خرداد است.   رمان «گرگ‌های تیمور  قلعه» داستانِ نوجوانی به نام نیما است که در تهران متولد شده و در همین شهر زندگی می‌کند. پدر و مادرش اهل مازندران‌اند. در تعطیلات نوروز نیما به همراه خانواده به منزل عمویش در روستای واقع در مازنداران می‌روند. در نزدیکی روستا قلعه‌ای متروک وجود دارد که داستان‌های زیادی در‌باره‌اش نقل شده. نیما و پسرعمویش جواد از سر کنجکاوی و دور از چشم خانواده در جست و جوی گنج به قلعه می‌روند و اتفاق‌های زیادی در این قلعه برای آن‌ها رخ می‌دهد.   حوزه هنری استان قم مهمان آخرین اثر مهدی کرد فیروزجایی به نام «گرگ‌های تیمور قلعه» با حضور منتقد و داستان نویس علی مهر بود. در بخش نخست، مجری برنامه با مطرح کردن این پیش فرض که نوجوان امروز با توجه به دسترسی به فضای مجازی در معرض اطلاعات فراوانی قرار می‌گیرد با طرح این سوال که آیا کتاب‌های منتشر شده با موضوع نوجوان انتظار آن‌ها را برآورده می‌کند یا خیر جلسه را آغاز کرد. مهدی کرد فیرزوجایی پاسخ این سوال را این گونه داد که کار خوب با رعایت اصول داستان نویسی همراه با قصه گویی باعث می‌شود مخاطب از آن لذت ببرد اما این را فراموش نکنیم که یک کتاب قرار نیست تمام انتظارات یک مخاطب را برآورده کند، یک کتاب اوقاتی از مخاطب را تصرف می‌کند تا حداقل لذت ببرد.   نویسنده  رمان «گرگ های تیمور قلعه» با اشاره به این که مخاطب آثار کودک و نوجوان زیاد است می‌گوید هر کسی تنش به تن نویسنده خورده باشد وسوسه می‌شود برای کودک و نوجوان بنویسد. او معتقد است کار ضعیف وجود دارد اما کارهای خوب هم داریم و مثال‌هایی از آثار خوب می‌آورد. :« از فرهادحسن زاده و محمدرضا بایرامی مثال بزنم که حتی جوایز بین المللی در این رابطه دریافت کرده‌اند. حمید رضا شاه آبادی و علی اصغر عزتی پاک و دیگران هم کارهای شایسته‌ای نوشته‌اند. قم به عنوان یک مرکز تا حدی توانسته این نیاز را به سهم خودش برطرف کند. در دهه‌هایی با انتشار مجلات و در سال‌های اخیر با نوشتن رمان و داستان.»   مجری برنامه را با این سوال ادامه می‌دهد که چرا سطح ادبیات ما تنزل پیدا کرده و ادبیات عامه پسند رونق گرفته. کرد فیرزوجایی عوامل زیادی را دخیل دانست و بخشی از تقصیر را متوجه یک سری نخبه می‌داند و می‌گوید:« در دهه 70 یک سری آن قدر سخت نوشتند که مخاطب نمی‌فهمید چه می‌خواند. از طرفی آثار فاخری مثل آثار محمود دولت آبادی، احمد محمود، علی‌محمدافغانی و دیگران را که برای مخاطب قابل فهم بود تخطئه می‌کردند. رسانه هم داشتند و می‌گفتند کارهای ما را بخوانید. وقتی مخاطب به آثار آن‌ها مراجعه می‌کرد و متوجه نمی‌شد ناخودآگاه می‌رفت سراغ کارهای فهیمه رحیمی و دیگران.»   مهدی کرد فیرزوجایی در پایان صحبت‌هایش از انتشارات سروش در مورد اثر داستانی خود به نامِ «گرگ‌های تیمور  قلعه» گلایه کرد و توقع داشته یک نشر حرفه‌ای که بعد از دو سال و نیم کتابش را منتشر کرده بیش تر از این‌ها برای معرفی کتاب تلاش می‌کرد و جدی‌تر وارد عمل می‌شد چرا که بسیاری از مخاطبین از انتشار این کتاب مطلع نیستند.   بخش دوم جلسه با حضور منتقد ادامه پیدا کرد و علی مهر به نقد رمان «گرگ های تیمور قلعه» پرداخت. او در آغاز ویژگی‌های کتاب را برشمرد. ویژگی اول این است که نویسنده با استفاده از فضا سازی همان ابتدا تکلیف خواننده را با داستان مشخص می‌کند و مخاطب می‌داند درگیر چه داستانی شده است. ویژگی دوم طرح داستان است. شبکه  علت و معلولی داستان، و استفاده از یک سری کدهایی که درست در داستان از آن‌ها استفاده شده است.   این نویسنده کودک و نوجوان سوژه رمان را به خاطر تکرار شدن در ذهن مخاطب کهنه معرفی می‌کند و می‌گوید:«نویسنده برای رفع کهنگی از سوژه یک تمهید را در نظر نگرفته است. لازم بود نویسنده از تجربیات روستا استفاده می‌کرد و چیزی به ما می‌گفت که هنوز تجربه نکرده‌ایم. توصیفات و صحنه‌های نو و دسته اول باعث می‌شد کهنگی سوژه جبران شود.»   بخش دیگر نقد علی مهر به عجله  فیروزجایی در خلق لحظه‌ها برگشت. :«اگر نویسنده به لحظه پردازی توجه می‌کرد حجم کتاب حداقل دو برابر می‌شد. نویسنده در خیلی از صحنه‌ها و فضاها به راحتی عبور کرده. تا رسیدن شخصیت داستان به قلعه خیلی اتفاق‌ها برای شخصیت می‌افتد اما نویسنده درنگ نمی‌کند و به آن صحنه‌ها نمی‌پردازد. همین امرباعث شده نیما را با عجله به قلعه برساند.»   مهر در پایان یکی از موفقیت‌های اثر را استفاده درست و داستانی از مفاهیم و پیام‌های قرآنی به دور از هر گونه شعارزدگی معرفی کرد.     «گرگ‌های تیمور قلعه» اثرِ مهدی کرد فیروزجایی از طرف  انتشارات سروش  در سال 1395 با تیراژ1000 نسخه و 98 صفحه روانه بازار شده است. ]]> استان‌ها Wed, 05 Dec 2018 05:33:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268608/آثار-دولت-آبادی-محمود-افغانی-تخطئه-می-کردند بحث انتقادی درباره ملی‌گرایی چوب کردن در لانه زنبور است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268623/بحث-انتقادی-درباره-ملی-گرایی-چوب-کردن-لانه-زنبور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «ملی‌گرایی، تاریخ‌نگاری و شکل‌گیری هویت ملی نوین در ایران» دوشنبه 12 آذر با حضور ابراهیم موسی‌پور و علی‌محمد طرفداری در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد. در ابتدای نشست علی‌محمد طرفداری، مولف کتاب درباره روند نوشتن این اثر گفت: «ورود من به حوزه تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه از حدود 10 سال پیش آغاز شد. هدف من در ابتدا نقد و بررسی جریان ملی‌گرایی و ناسیونالیزم در دوران پهلوی اول بود و از دل این موضوع به سمت موضوع تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه هدایت شدم. تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه همان جریانی است که به طور عمده تحت عنوان باستان‌گرایی در تاریخ‌نگاری از آن یاد می‌شود اما من به دلیل بعد ایدئولوژیک این اصطلاح، تلاش داشته‌ام از اصطلاح باستان‌گرایانه برای تاریخ‌نگاری‌ای که ملی‌گرایانه می‌ناممش پرهیز کنم.»  وی در ادامه درباره نحوه شکل‌گیری کتاب گفت: «این گونه از تاریخ‌نگاری، خاستگاه‌ها و وجوه دیگرش چندان مورد توجه قرار نگرفته بود. من در حدود 3 سال پیش تصمیم گرفتم در قالب یک کتاب به وجوه مختلف این گونه بپردازم. بنابراین علاوه بر مقالاتی که در مدتی که به این موضوع پرداختم نگاشته بودم، به وجوه دیگری از این موضوع هم پرداختم. در این میان متوجه شدم دوستانی در خارج از کشور مقالاتی در این زمینه نوشته‌اند که نیاز به دوباره‌کاری را از بین می‌برد. گزیده‌ای از این مقالات را فراهم کردم و با ترجمه این مقالات که آنها را در کنار مقالات خودم قرار دادم این کتاب را فراهم آوردم. در طول ترجمه بحث‌های فراوانی با مولفان داشتم و در نهایت کار به گونه‌ای شد که ترجمه رضایت مولفان مقالات را که همه ایرانی بودند فراهم کرد. تقریبا نیمی از کتاب تالیف است و نیمی از آن ترجمه.» وی درباره اهداف تالیف این کتاب نیز چنین گفت: «در این کتاب دو هدف داشتم. ژانر تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه را در قالب یک کتاب معرفی کنم تا خلاء معرفی این ژانر را پر کنم. لزوم این کار از آنجا مشخص می‌شود که کار به سرعت به چاپ دوم رسید. هدف دوم کار این بود که این ژانر ولو در حد طرح مدخل حوزه‌ای از پژوهش درباره این ژانر تاریخ‌نگاری باز شود.» پس از صحبت‌های مولف کتاب، نوبت به منتقد کتاب ابراهیم موسی‌پور رسید تا نقطه‌نظرات خود درباره کتاب هویت ملی نوین در ایران را بیان کند. موسی‌پور در ابتدا گفت: «اولین نکته‌ای که در این گونه آثار به لحاظ روش‌شناختی باید مورد توجه قرار گیرد این است که در این کتاب مفهومی به نام ملی‌گرایی که زیرساخت بحث است مورد عنایت قرار نگرفته است. قاعدتا نویسنده این کار را به این دلیل انجام نداده است که مفهوم متکثری مانند ملی‌گرایی را نمی‌توان تعریف کرد و افراد متعددی را ذیل آن گنجاند. اگر ده سال پیش با آقای طرفداری صحبت می‌کردم به او توصیه می‌کردم که افراد خاصی را انتخاب کنند و بگویند این افراد چگونه ملی‌گرا هستند. اینکه بخواهیم افرادی را یک‌کاسه کنیم و درباره کاسه حرف بزنیم شاید چندان علمی نباشد.» این عضو هیات علمی دائره‌المعارف اسلامی سپس برخی از ابهامات موجود در کتاب را چنین برشمرد: «به عنوان نمونه در صفحه 23 کتاب عباراتی وارد متن می‌شود که به گمان من از منظر متد نقد آکادمیک به آن‌ها ایراد وارد است. در این بخش از کتاب می‌خوانیم مستشرقان با نوع خطابی که در مورد مسلمانان داشته‌اند وجه توحیدی اسلام را نادیده بگیرند و مسلمانان را پیرو یک فرد مدعی نبوت نشان دهند. می‌توان از مولف کتاب پرسید آیا پیامبر اسلام بدون آنکه ادعای نبوت کند می‌توانسته است به عنوان نبی پذیرفته شود؟ وی ادامه داد: از اساس مفهوم نبوت عام و نبوت خاص بالاتر از هزار سال است که تعریف شده است و ما به این دلیل مسلمان هستیم که فردی به نام محمد (ص) مدعی نبوت بوده است. نتیجه‌گیری نویسنده این است که در پس استفاده از عناوینی مانند محمدیه و محمدیسم برای دین اسلام نوعی قصد برای کم اهمیت نشان دادن اسلام وجود دارد. اما نکته این است که در محافل آکادمیک دین‌شناسی حتی برای مسیحیت هم از پسوند ایسم استفاده می‌شود و تعالیم این دین به نام پولیانیسم یا تعالیم پولس مورد توجه قرار می‌گیرند.» موسی‌پور با ذکر این نکته که نویسنده تلاش داشته است با ارائه طبقه‌بندی و جمع‌بندی از ویژگی‌های تاریخ‌گرایی ملی‌گرایانه در طول کتاب تصویری جامع از موضوع مورد بررسی‌اش ارائه دهد یکی از دیگر از ابهامات موجود در کتاب را چنین برشمرد: «در صفحه 43 یکی از ویژگی‌های بارز تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه معاصر رویکرد ستایش‌آمیز و قوم‌گرایانه نسبت به تمام دستاوردهای تاریخ ایران به ویژه در عهد باستان دانسته شده است. نمونه‌ای که نویسنده برای سخن خود ارائه می‌دهد از سفرنامه جکسن است که می‌گوید از نظر تاریخی یکی از بزرگترین ملت‌های باستانی هستند... پادشاهی که امروز بر تخت سلطنت ایران تکیه زده می‌تواند فخر کند که جانشین جمشید و... است. اولین اینکه جکسن تاریخ‌نگار ملی‌گرای ایرانی نیست و دوم اینکه این فخر کردن به جانشینی جمشید امری نیست که چندان مربوط به تاریخ‌نگاری باشد و همین حالا هم سیاست‌مداران به تاریخ چند هزار ساله ایران فخر می‌فروشند. پس این مثال خوبی برای اثبات آن ویژگی که نویسنده ادعایش را دارد نیست.» موسی‌پور گفت: «نویسنده معتقد است در بروز ملی‌گرایی در تاریخ‌نگاری سده بیستم دو مسئله بیش از سایر مسائل نقش داشته است. یکی از این مسائل مهم رویکرد استعماری کشورهای غربی نسبت به ایران از طریق ایجاد جدایی میان کشورهای اسلامی از طریق رواج ملی‌گرایی و قوم‌پرستی است. این‌گونه از نگاه به تاریخ مبتنی بر توهم توطئه است. جدایی میان مسلمانان از همان صدر اسلام و پس از درگذشت پیامبر وجود داشته است و رواج قوم‌پرستی توسط استعمارگران برای ایجاد جدایی میان مسلمانان امر بیهوده‌ای بوده است.» پس از آنکه موسی‌پور برخی از ابهامات خود نسبت به کتاب را برشمرد، نویسنده کتاب در بخش پایانی سخنانش گفت: «بحث ملی‌گرایی از ابتدا دو دشمن داشته، ادیان و اندیشه‌های چپ. ادیان نگاه جهانی دارند و اندیشه‌های چپ هم جهان‌وطن هستند. ورود به حوزه ملی‌گرایی در ایران درست مانند این است که فردی چوب در لانه زنبور کند. بعد از ورود به بحث بود که فهمیدم چرا کسی در داخل ایران برای ورود به این بحث میل چندانی ندارد. چرا که زندگی آکادمیک فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. من اما اعتقاد جدی دارم که محقق ایرانی باید در این زمینه کار کند. هر تاریخی خود تاریخی دارد و لازم است که ما به تاریخ تاریخ خود بپردازیم. از همین رو بود که من تبعات عملم را پذیرفتم و وارد این بحث شدم.» وی سپس نظر خود را درباره برخی از ابهامات موسی‌پور بیان کرد. از جمله گفت: «خود نویسندگان غربی هم اذعان دارند که استفاده از محمدیسم برای یاد کردن از مسلمانان به خاطر تحقیر آنان بوده است. شاید بستر دین‌شناسی استفاده از این اصطلاح کارکرد دیگری داشته باشد ولی استفاده عام از آن از سر تحقیر بوده است و این نکته‌ای است که در کتاب شرق‌شناسی مورد توجه ادوارد سعید هم قرار گرفته است.» نشست نقد و بررسی کتاب ملی‌گرایی، تاریخ‌نگاری و شکل‌گیری هویت نوین ملی در ایران که بنا بود دو منتقد داشته باشد، با غیاب جواد میری یکی از منتقدان کتاب مواجه شد و در نهایت با پرسش‌های برخی از حاضران در نشست و پاسخ‌های مولف کتاب به پایان رسید. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 04 Dec 2018 08:33:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268623/بحث-انتقادی-درباره-ملی-گرایی-چوب-کردن-لانه-زنبور شاه‌آبادی عینیت و عاطفه را با هم درآمیخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267569/شاه-آبادی-عینیت-عاطفه-هم-درآمیخته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «قبرستان عمودی» نخستین جلد از مجموعه «دروازه مردگان» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی عصر سه‌شنبه (22 آبان 1397) با حضور شهرام اقبال‌زاده، مهدی رجبی، مصطفی خرامان و نویسنده اثر، در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار ‌شد.   مصطفی خرامان در این نشست با اشاره به تاثیر کتابخوانی بر کودکان گفت: بچه‌هایی که از کودکی کتاب‌های فانتزی می‌خوانند، افرادی موفق می‌شوند. اهمیت کتاب در این موفقیت قابل توجه است و اگر این کتاب، رمان باشد، اهمیت آن دوبرابر می‌شود. وهرچه بیشتر بتوانیم در این زمینه کار کنیم بیشتر به بچه‌ها خدمت کرده‌ایم. براین اساس وقتی کتاب خوبی منتشر می‌شود همه خوشحال می‌شویم.   شاه‌آبادی عینیت و عاطفه را با هم درآمیخته است شهرام اقبال‌زاده نیز در این نشست با بیان اینکه حمیدرضا شاه‌آبادی، پژوهشگر است، گفت: تاریخ و پرداختن به پیشینه انسان‌ها همیشه از دغدغه‌های او بوده است. گاهی اطلاعات تاریخی که ارائه می‌شود در حد گزارش است و در هر گزارش نگاه، زبان و روان گزارشگر دیده می‌شود ولی معمولا تفسیر انتقادی در آن دیده نمی‌شود، اما حمیدرضا شاه‌آبادی پژوهش انتقادی می‌کند و می‌گوید پشت این وقایع تاریخی چه می‌گذرد و داستان را نیز همینگونه آغاز می‌کند.   این نویسنده و مترجم در ادامه بیان کرد: شاه‌آبادی در عین حالی‌که از داده‌های عینی استفاده می‌کند اما تخیل و عاطفه خود را نیز وارد می‌کند و گوشه‌گوشه‌ای این داستان سرشار از عاطفه است. نویسنده این داستان محقق است، محققی که به کودکی و دنیای کودکان اهمیت می‌دهد و می‌داند که شخصیت رشدیه چه اهمیتی دارد. بااینکه در این کتاب راوی شخصیتی نوجوان است اما در بخش‌هایی از کتاب خود نویسنده به جای راوی صحبت می‌کند، جایی که از ستم بر کودکان سخن به میان می‌آید.   به گفته این پژوهشگر، حمیدرضا شاه‌آبادی صاحب‌سبک است، سبک او در ادبیات داستانی، آمیختن تاریخ با روایت داستانی است. او ادامه دهنده راه نویسندگانی است که دغدغه اجتماعی و عدالت دارند. عدالت برای کودکان جزئی از عدالت‌ عمومی و اجتماعی است. او در این کتاب به بی‌عدالتی و ستمی می‌پردازد که بر دنیای کودکان اعمال می‌شود و در «لالایی برای دختر مرده» به حذف‌شدگان تاریخ و دختران قوچانی می‌پردازد.       «دروازه مردگان» دایره‌لغات مخاطب را گسترش می‌دهد مهدی رجبی، نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان نیز در این نشست با اشاره به تصویر روی جلد کتاب گفت: فضا و تصویری که روی جلد کتاب می‌بینیم، فضایی نیست که در داستان بیان شده است، چهارچوب و ساختار این داستان بر ژانر فانتزی بنا شده است. مثلا در جایی که فرو رفتن شکور در آب حوض مطرح می‌شود از مولفه‌های فانتزی و سورئال استفاده شده است و باید تقویت می‌شد.   وی با بیان اینکه مولفه‌ها و کارکردهای ژانر فانتزی در این کتاب دیده می‌شود، این کتاب را از جهاتی با مولفه‌های ژانر فانتزی در «ارباب حلقه‌ها» مقایسه کرد و گفت: رشد واژگانی و گسترش دایره‌لغات مخاطب از مولفه‌های ژانر فانتزی در ارباب حلقه‌ها است که در این اثر نیز دیده می‌شود. همچنین تحصیل و کسب علم و دانش و سفر کردن و قدرت رمان در پرورش تخیل نیز از مولفه‌هایی است که در این کتاب دیده می‌شود.   خالق «خواهران تاریک» افزود: ارزش‌های انسانی مثل وفاداری، دوستی و انسانیت با پرداختن به شخصیت رشدیه نیز از مولفه‌هایی است که در این کتاب دیده می‌شود. هرچند که به نظر من بهتر بود بیشتر به شخصیت رشدیه در داستان توجه شود و صرفا یک پیرفرزانه نباشد.   جای زن‌ها در این رمان کاملا خالی است به گفته رجبی، جای زن‌ها در این رمان کاملا خالی است و این با دغدغه‌هایی که از حمیدرضا شاه‌آبادی سراغ داریم مانند «لالایی برای دختر مرده» که به حضور زن‌ها در رمان‌هایش توجه می‌کند، دور از انتظار بود.     حمیدرضا شاه‌آبادی و نیکنام حسینی‌پور آثار باید قدرت تغییر حس در خواننده را داشته باشند حمیدرضا شاه‌آبادی نیز در این نشست بزرگترین لذت برای یک نویسنده را این مساله دانست که دیگران کارش را بخوانند و درباره‌اش نظر دهند و گفت: بخشی از اثر روی کاغذ خلق می‌شود و بخشی از آن در ذهن خواننده اثر و تا زمانی که کاری خوانده نشود، کامل نمی‌شود. در این صورت است که نویسنده متوجه می‌شود چقدر در انتقال مفهوم مورد نظرش به مخاطب موفق عمل کرده است.   این نویسنده و پژوهشگر در ادامه بیان کرد: هر اثری که خوانده می‌شود باید این قدرت را داشته باشد که حسی را در مخاطب تغییر دهد و تغییر نگاه و سلیقه‌ای در او ایجاد شود و نوجوان‌های کتاب‌خوان نیز امروزه همین توقع را از نویسندگان دارند و من سعی می‌کنم کارم به گونه‌ای باشد که حسی در مخاطب جابجا شود.   باید توجه داشته باشیم ما با مخاطب نوجوانی سروکار داریم که یک پایش در بزرگسالی ‌است و آثار خوبی که برای آن‌ها خلق می‌شود همیشه قابلیت خوانده شدن از سوی بزرگسالان را نیز دارد و مورد اقبال هم قرار می‌گیرند مانند «هری‌ پاتر» که هم برای بزرگسالان و هم برای نوجوانان منتشر شد. البته ممکن است بعضی نوجوانان برداشت‌هایی از لایه‌های عمیق‌تر کار نداشته باشند و این انتظار هم از آن‌ها وجود ندارد.   شاه‌آبادی درباره آثارش توضیح داد: من همیشه گذشته را در آثارم یک کاراکتر داستانی می‌دانم مانند «کافه خیابان گوته» که همه آدم‌ها با گذشته مشکل‌ دارند و از آن ضربه خورده‌اند. در این کتاب، تهران قدیم یک کاراکتر است. ما در داستان واقع‌نگاری نمی‌کنیم ادای واقعیت را درمی‌آوریم و فضایی ایجاد می‌کنیم که خواننده احساس کند واقعیت را می‌خواند. ]]> کودک و نوجوان Tue, 13 Nov 2018 17:21:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267569/شاه-آبادی-عینیت-عاطفه-هم-درآمیخته نگاه‌مان در عرصه فرهنگ پروژه‌ای بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267514/نگاه-مان-عرصه-فرهنگ-پروژه-ای-بوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «زندگی و آثار جبار باغچه‌بان، آغازگر تئاتر کودک و نوجوان در ایران» به کوشش منوچهر اکبرلو، با حضور نویسنده کتاب، اردشیر صالح‌پور و راضیه قلی‌پور دوشنبه (۲۱ آبان ۱۳۹۷) در سرای اهل قلم برگزار شد.   منوچهر اکبرلو در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره محتوای کتاب پرداخت و گفت: کتاب «زندگی و آثار جبار باغچه‌بان، آغازگر تئاتر کودک و نوجوان در ایران» شامل پنج مقاله درباره باغچه‌بان و متن هفت نمایشنامه معروف باغچه‌بان است که به مناسبت صدسالگی تئاتر کودک در ایران، زیرنظر بنیاد نمایش کودک منتشر شده که بنیادی غیردولتی است و بانی آن داود کیانیان است.   این نویسنده افزود: بعد از سال 1298 باغچه‌بان در مرند اولین نمایش خود را برای کودکان و با کودکان تولید کرد و اگر آن زمان را مبدأ قرار دهیم می‌توانیم ببینیم که داریم وارد صدسالگی می‌شویم. بنیاد نمایش کودک فعالیت‌هایی را در این زمینه شروع کرده است از جمله انتشار این کتاب و کتاب دیگری که امسال منتشر می‌شود. البته بنیاد جدای از فعالیت‌های انتشاراتی، فعالیت‌هایی هم در زمینه شناسایی زندگی جبار باغچه‌بان و بزرگداشت او در دستور کار دارد.   اکبرلو با اشاره به بی‌توجهی و عدم شناخت جبار باغچه‌بان در کشور، گفت: ما هنوز کوچه و خیابانی در سطح تهران به نام جبار باغچه‌بان نداریم و کسی نسبت به فعالیت‌های گسترده جبار باغچه‌بان آشنایی ندارد و در جایی نام و نشانی از او نیست.   گذشته و تاریخ‌مان را نمی‌خوانیم اکبرلو در ادامه با اشاره به کتاب دیگرش در زمینه تئاتر گفت: علاوه بر این کتاب، کتاب‌ دیگری به نام 40 سال تئاتر ایران به همراه تیم 15 نفره‌ای گردآوری کرده‌ام به مناسبت 40 سالگی انقلاب. مسأله جالب برای تولید این کتاب این بود که به هرکسی از هنرمندان و بازیگران تا مسئولان و افرادی که به نوعی در تئاتر ایران دستی داشته‌اند، مراجعه می‌کردم چیزی ثبت و ضبط نکرده بودند و اغلب هنرمندان نمی‌دانستند چه تعداد نمایش بازی کرده‌اند و تعداد افرادی که در این حوزه کارهایشان را ثبت و ضبط کرده باشند و دسته‌بندی منسجمی از آن‌ها داشته باشند بسیار انگشت‌شمار بود.   وی تکرار گذشته را آسیب‌ دیگری در این زمینه عنوان کرد و گفت: ما مدام در حال تکرار گذشته هستیم و طرح‌های تئاتری که قبلا انجام شده و شکست خورده‌اند را دوباره داریم تکرار می‌کنیم چون گذشته و تاریخ‌مان را نمی‌خوانیم.   به گفته این پژوهشگر، خوشبختانه در سال‌های اخیر تاریخ شفاهی در حوزه‌های مختلف از جمله تئاتر در حال شکل‌گرفتن است. اگر ما به نمایشنامه‌های باغچه‌بان که فقط 3 نمایشنامه از او منتشر شده، مراجعه کنیم و زندگینامه او را بخوانیم می‌بینیم که چگونه با کودکان در آن دوران رفتار می‌کرده و شروع کننده تئاتر کودک و نمایش خلاق در ایران بوده است در زمانه‌ای که تحصیل مخصوصا تحصیل دختران بد بوده است و این اطلاعات پشتوانه‌ای برای انتقال فرهنگ و تجربه گذشتگان و الهام‌بخش هنرمندان و نویسندگان و سازندگان برنامه‌های تلویزیونی است.     اردشیر صالح‌پور و منوچهر اکبرلو هرگز کودکان را جدی نگرفته‌ایم اردشیر صالح‌پور، از پژوهشگران عرصه تئاتر، نیز در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره اهمیت و نقش کودکان در جامعه پرداخت و گفت: ما هرگز کودکان را جدی نگرفته‌ایم. ممکن است این رویه در غرب هم وجود داشته باشد اما بعد از رنسانس، علوم جدید و جنبه‌های جدید تربیتی سبب شد که کودکان بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرند.   این نمایشنامه‌نویس افزود: اگر جامعه‌ای می‌خواهد پیشرفت کند باید به دو قشر مادران و کودکان در جامعه توجه کند. اگر جامعه‌ای به مادر حرمت بگذارد و حقوق او را رعایت کند بخشی از فرهنگ تضمین شده است و کودکان هم دست‌پرورده دامان مادران هستند. آینده از آن کودکان است و اگر جامعه‌ای می‌خواهد آینده‌ای درخشان داشته باشد باید به کودکان توجه کند.   به گفته وی، باغچه‌بان به‌خاطر تحول فکری که در او ایجاد شده بود صد سال پیش توجه ویژه‌ای به کودکان داشته است و کار بسیار سترگی انجام داده که با متد نوین آموزشی همراه بوده است و این کار او با برخورد و سرزنش مسئولان وقت مواجه شده است اما علی‌رغم نظام سنتی آموزش و پرورش و مکتبخانه توانسته این کار بزرگ را انجام دهد. ولی جامعه ما او را به درستی نشناخته است. مرمت مزار جبارباغچه‌بان در طرح مشاهیر صالح‌پور درباره این کتاب نیز توضیح داد: ما در قالب این کتاب می‌خواهیم از نظر تئاتر و نمایش جبار باغچه‌بان را معرفی کنیم. در دو سال اخیر به ویژه با انتشار این کتاب توجه بیشتری به باغچه‌بان شده است و ما نیز یادمانی را برای او برگزار خواهیم کرد. ما سعی کرده‌ایم به لطف این کتاب و پژوهشی که در آن انجام شده است و اجرای این جشنواره بیشتر به تئاتر کودک و نوجوان در ایران توجه کنیم و شخصیت جبار باغچه‌بان را نیز معرفی کنیم و ببینیم بعد از صدسال تئاتر کودک در کجا قرار گرفته است و چه نقاط ضعف و قوتی دارد.   وی افزود: در صحبت‌هایی که با معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری انجام شده است میدانی را به نام جبار باغچه‌بان نامگذاری خواهیم کرد و مزار او را با طرح آرامگاه مشاهیر مرمت می‌کنیم که طرح آن هم تصویب شده است و امیدواریم زمینه‌اش فراهم شود تا خدمات، آرمان‌ها و کوشش‌های جبار باغچه‌بان حرمت‌گذاری شده و بیشتر شناخته شود و چراغ راهی برای صدسال دوم باشد. براین اساس ما 5‌شنبه 24 آبانماه در کنار نقش‌برجسته چشمه‌علی در منطقه 20 بر سرمزار جبار باغچه‌بان گرد هم می‌آییم.     نگاه‌مان در عرصه فرهنگ پروژه‌ای بوده است صالح‌پور با یبان اینکه متاسفانه در عرصه فرهنگ نگاه پروژه‌ای داشته‌ایم گفت: فرهنگ یک امر پروسه‌ای است نه پروژه‌ای و صدسال پروسه طولانی در حوزه تئاتر کودک است. ما از دهه 40 به بعد شاهد رویکرد جدی و حساب‌شده‌ای در حوزه کودک و نوجوان هستیم که بخشی از آن هم در تئاتر کودک نمود می‌یابد. البته مدتی وقفه‌ای در تئاتر ایجاد شد ولی دوباره جان گرفت و کم‌کم توجه نسبت به تئاتر کودک بعد از انقلاب ایجاد شد و شاهد برگزاری جشنواره تئاتر کودک هستیم که ربع قرن از آن می‌گذرد.   وی درباره این کتاب نیز توضیح داد: این کتاب از ساختار و چیدمان خوبی برخوردار است و هنگامه‌ای در آن مدنظر نویسنده بوده است. هربار این کتاب را می‌خوانم احساس می‌کنم منشوری است که از هر طرف به آن نور بتابانیم تصویر جدیدی می‌بینیم همچنین یک فرهنگنامه و مانیفست است و ما براساس این ریل‌گذاری می‌توانیم تئاتر کودک را راهنمایی کنیم. این کتاب یادنامه و ارج‌نامه‌ای است و ارج و قرب و شخصیت جبار باغچه‌بان در لابه‌لای سطور آن جاریست و سفیدی‌های آن خواندنی‌تر از نوشته‌هایش است. همچنین حاوی خاطراتی است که در ابتدای کتاب آمده و بسیار جذاب است و اشتیاق مخاطب را برای ادامه خوانش کتاب مضاعف می‌‌کند. علاوه بر این حاوی مقالاتی است جهت تقویت مفاهیم و بنیه مطالبی که نویسنده پایه‌گذار آن بوده است و عیناً نمایشنامه‌‌ها را با همان فونت و سبک و سیاق آورده است و در آخر هم به ذکر منابع و مآخذ می‌پردازد. جای کتاب‌هایی از این دست خالی‌ست راضیه قلی‌پور نیز در این نشست با بیان اینکه این کتاب به واسطه تیم گردآورنده و نشر حرفه‌ای و نام نویسنده‌اش امتیازاتی دارد که احتیاج به تبلیغات ندارد، گفت: ویژگی بارز جبار باغچه‌بان خلاقیتش بوده و اعتقاد داشته استقلال و رشد یک کشور وابسته به فرهنگ آن کشور است و جز با تربیت آموزگاران و معلمان و روشنگری آموزگاران زمینه الگوهای فرهنگی و دانش‌آموزان فراهم نمی‌شود. او همه انرژی‌اش را روی هدف والایش گذاشته است. وقتی زندگی‌نامه او را می‌خوانیم به نکته‌هایی پی می‌بریم که در فضای خفقان آن زمان خیلی جالب بوده است. مانند تاسیس کودکستان برای دختران در سال 1998 در حالی که الان صدسال بعد از آن قضیه برای رفتن خانم‌ها به ورزشگاه مشکل داریم.   این پژوهشگر بیان کرد: جای کتاب‌هایی از این دست برای پژوهشگران و افرادی که می‌خواهند به صورت حرفه‌ای وارد حوزه‌هایی مانند تئاتر کودک شوند خالی است. اکبرپور این کتاب را با نگاهی روانشناسانه نسبت به مخاطب نوشته و شیوه روایت زندگی جبار باغچه‌بان در این کتاب موجز و مختصر است و برای مخاطب امروزی که بیشتر وقتش را صرف فضای مجازی می‌کنند خسته‌کننده نیست.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 12 Nov 2018 15:59:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267514/نگاه-مان-عرصه-فرهنگ-پروژه-ای-بوده توجه پژوهشگران به تاریخ اقتصادی دوران قاجار اندک بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267257/توجه-پژوهشگران-تاریخ-اقتصادی-دوران-قاجار-اندک-بوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر با حضور دکتر اکبر شریف‌زاده، غلامرضا عزیزی، امین محمدی و علیرضا نیک‌نژاد عصر روز سه‌شنبه 15 آبان 1397 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد. کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر اثر عبدالوهاب ابن محمد امین شهشهانی است که در دوران محمد شاه قاجار نوشته شده و هدف آن ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ دف‍ت‍رداری‌ و ح‍س‍اب‌ ب‍ه‌ روش‌ س‍ی‍اق‌ بوده است.  در ابتدای نشست مصحح کتاب دکتر علیرضا نیک‌نژاد گفت: «من برای اولین بار در زمان نوشتن پایان‌نامه دکتری با کتاب بحرالجواهر آشنا شدم و پس از آنکه به تصحیح متونی دیگر در زمینه علم سیاق پرداختم به نظرم رسید تصحیح این کتاب هم می‌تواند برای اهالی معرفت یاری رسان باشد و به همین دلیل آن را تصحیح کردم.» نیک‌نژاد در ادامه صحبت خود گفت: «یکی از محسنات کتاب بحرالجواهر نسبت به کتابهای دیگر در زمینه علم سیاق طبقه‌بندی مناسب آن است. این کتاب به نسبت کتاب‌هایی نظیر قوانین السیاق و فروغستان نوشته میرزا مهدی فروغ اصفهانی که دکتر ایرج افشار تصحیح خوبی از آن ارائه داده است کتاب کامل‌تری است. اگر چه این کتاب هم مانند کتاب‌هایی نظیر فروغستان از کتابهای دیگر در زمینه علم سیاق گرته‌برداری کرده است اما حسن آن در طبقه‌بندی جالب توجه آن است و به همین دلیل در زمان خود بسیار مورد توجه بوده است.» علیرضا نیک‌نژاد در ادامه نشست دکتر اکبر شریف‌زاده پژوهشگر حوزه متون خطی به بررسی اهمیت کتاب بحرالجواهر و ویژگی‌های تصحیح آن پرداخت. وی گفت: «ما در شناخت حوزه اقتصاد دوره قاجار کوتاهی فراوانی داشته‌ایم. محققان ما آنقدر در مباحث مربوط به تاریخ سیاسی غرق شده‌اند که از شناخت تاریخ اجتماعی و اقتصادی غفلت شده است و البته بخشی از این امر هم به این بازمی‌گردد که حوزه‌هایی نظیر تاریخ اقتصادی مخاطب کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. از این منظر تصحیح کتاب بحرالجواهر اهمیت فراوانی دارد، چرا که این کتاب در بحث سیاق که یک پازل از پازل‌های تاریخ اقتصادی دوران قاجار است از آثار بسیار مهم محسوب می‌شود.» شریف‌زاده در ادامه درباره اهمیت کتاب بحرالجواهر افزود: «بحرالجواهر در دوران قاجار بارها چاپ سنگی شده است و نسخه‌های خطی فراوانی هم از آن وجود دارد. این نشان‌دهنده طرفداران فراوان این کتاب در دوران قاجار و حتی اوایل پهلوی است. این کتاب یک نسخه آموزشی در حوزه سیاق است و سعی کرده است به راحت‌ترین وجه امر آموزش را انجام دهد. این کتاب شاید بعد از خلاصه‌السیاق شیخ بهایی بیشترین استقبال را در زمینه آموزش سیاق به خود اختصاص داده است.»   به گفته شریف زاده تصحیح کتابی که نسخ فراوانی از آن وجود دارد از منظر انتخاب نسخه اصح سخت است. وی در این زمینه اضافه کرد: «کاری که آقای نیک نژاد کرده است و ارزشمند است آن است که هم از نسخ خطی و هم از نسخ چاپ سنگی در تصحیح استفاده کرده است. سوالی که اینجا پیش می آید این است که وقتی نسخ خطی هست چرا به سراغ نسخ چاپ سنگی می‌رویم؟ پاسخ این است که نسخ چاپ سنگی منقح‌تر از نسخ خطی هستند و ناشر اولیه آنها پیش از انتشار چاپ سنگی تصحیح اولیه‌ای روی آن انجام می‌دهد. بنا بر این بیش از نسخ خطی که اغلب نسخه‌های کاربردی برای آموزش بوده‌اند و به همین دلیل جرح و تعدیل و تحریف در‌ آنها بسیار است می‌شود به نسخه‌های چاپ سنگی اعتماد کرد.» وی با اشاره به جداول افزوده به کتاب گفت: «این جدول‌ها که معرفی مناسبی از علم سیاق برای مخاطب امروزین ارائه می‌دهد جنبه‌های کاربردی کتاب را افزایش داده است و آن را به اثری تبدیل کرده است که فراتر از یک اثر تاریخی، کتابی آموزشی برای هم عصران ما که مایل به یاد گرفتن علم سیاق هستند هم می‌تواند محسوب شود.» اکبر شریف‌زاده و امین محمدی پس از شریف زاده نوبت به دکتر امین محمدی پژوهشگر حوزه سیاق‌شناسی رسید. او گفت: «کتاب بحرالجواهر یکی از مشهورترین کتب سیاق و فن دفترداری دوران قاجار است و اهمیت آن از این جهت است که می‌تواند ما را در جهت فهم اسناد مالی بسیاری که از دوره قاجار باقی مانده است راهنمایی کند. اسناد مالی دوران قاجار ساختار پیچیده‌ای دارند و تنها با کمک کتابهایی مانند بحرالجواهر، قوانین السیاق و فروغستان است که می‌توانیم به فهم آنها نائل شویم. بر این مبنا انتشار چنین آثاری علاوه بر اهمیتی که در حفظ میراث فرهنگی دارد خدمت بزرگی به پژوهشگران تاریخ هم محسوب می‌شود.» او در ادامه به طرح نکات انتقادی درباره کتاب پرداخت. به گفته محمدی انتخاب چهار نسخه برای تصحیح کتاب تعداد نسخه‌بدل‌های آن را به طرزی غیرضروری افزایش داده است. او در شرح نظر خود گفت: «کتاب‌هایی مانند بحرالجواهر را مستوفیان می‌نوشته‌اند و هدف آنها تنها انتقال محتوای کتاب بوده و چندان به امانتداری تکیه نداشته‌اند به همین دلیل به ویژه در ارائه مثال‌ها در نسخه‌های مختلف کتاب تفاوت‌های بسیاری را می‌بینیم. همین تفاوت‌ها باعث شده است که تعداد نسخه بدل‌های کتاب بسیار زیاد شود و شاید 50 صفحه حجم اضافه به کتاب تحمیل کرده است. شاید اگر به جای چهار نسخه، دو نسخه برای تصحیح مورد استفاده قرار می‌گرفت این مشکل پیش نمی‌آمد و لطمه‌ای هم به درجه صحت کتاب وارد نمی‌شد. محمدی درباره مقدمه مصحح کتاب نیز انتقادی داشت. وی گفت: «به گمان من مقدمه کتاب جای کار بیشتری داشت. این مقدمه البته اطلاعات خوبی می دهد اما جای ارائه تعاریفی از سیاق، فن دفترداری، علم اسیفا و... در مقدمه خالی است و نویسنده می‌توانست در مقدمه‌اش به جایگاه و اهمیت این کتاب در تاریخ اقتصاد دوره قاجار نیز اشاره کند.» از دیگر نکاتی که این منتقد به آنها اشاره کرد اغلاط کتاب بود. وی اغلاط وارد شده به این تصحیح را به دو دسته اغلاط مربوط به اعداد و کلمات و اغلاط محتوایی تقسیم کرد و درباره اغلاط دسته اول گفت: «با توجه به دشواری کتاب و حجم کار اغلاط کتاب چندان زیاد نیست و میزان آن قابل قبول است. اغلاط اندکی که باقی مانده است هم می‌توانند در چاپهای بعدی به راحتی تصحیح شوند. در زمینه اعداد نیز جز پنج یا شش مورد غلط خاصی نداریم که این نشانه دقت مصحح است.» محمدی درباره اغلاط محتوایی کتاب نیز گفت: «در جاهایی علامت منها در محاسبات خوانده نشده و این باعث شده است که اعدادی که باید کسر می شده با سایر اعداد مخلوط شود و به همین دلیل خواننده نمی تواند تشخیص دهد که محاسبه ای انجام شده است. یا علامت «فی» در همه کتاب به صورت پرانتز آمده و اگر خواننده با قواعد آشنا نباشد نمی تواند تشخیص دهد که محاسبه ای صورت گرفته است. در جاهایی از کتاب نیز کلماتی جا افتاده که فهم را مشکل می کند ولی تعداد این کلمات کم است. گاهی هم کلماتی به متن اضافه شده که در نسخه اصلی نیست.» از دیگر نکات مورد توجه این منتقد کمبود پیوست در کتاب بود. به گفته محمدی: «عیار کار تصحیح را می شود از پیوست‌ها فهمید. کار ایرج افشار در تصحیح فروغستان دوازده پیوست دارد و به گمان من اگر مصحح این کتاب هم می‌توانست فرهنگ لغتی از اصطلاحاتی که در کتاب هست در انتهای آن ارائه دهد به ارزش کتاب افزوده می‌شد. بسیاری از اصطلاحات در کتاب هست که با آنها آشنا نبودم. مانند مادی روبی که اشاره به لای روبی مادی های اصفهان دارد. اگر این اصطلاحات جمع آوری می‌شدند اتفاق خوبی رخ می‌داد.» از دیگر مشکلات تصحیح از منظر محمدی نمایه نه‌چندان دقیق کتاب بود: «نمایه کتاب هم چندان دقیق نیست و گویا از روی رفع تکلیف نوشته شده است. بسیاری از اسامی در کتاب هست که نادیده گرفته شده است. زید و خالد و امر که در مثال‌های سیاقی آمده به صورت نمایه ارائه شده‌اند ولی اسامی بسیاری از اشخاص مهم دوران قاجار در نمایه نیامده است.» در انتهای نشست مصحح کتاب در قالب توضیحات پایانی به برخی از انتقادات پاسخ داد. نیک‌نژاد گفت: «نیت بنده تصحیح بود. قصد نداشتم کتاب را بازخوانی کنم تا اینکه به وقت چاپ دوستی گفت این کتاب می‌تواند هنوز هم کارکرد آموزشی داشته باشد و به همین دلیل به سمت اضافه کردن جداول به آن رفتیم. انتخاب چهار نسخه به عنوان مبنای تصحیح هم به این دلیل بود که خواننده تصور نکند مصحح کم‌کاری کرده است. وگرنه با یکی از نسخ چاپ سنگی هم می شد کار را تصحیح کرد.» نیک‌نژاد همچنین انتقاد امین محمدی در مورد نمایه کتاب را وارد دانست و صحبت خود را با یک وعده به پایان برد: «در مورد فرهنگ اصطلاحات ما در حال آماده کردن یک کتاب هستیم و در آن کتاب فرهنگ اصطلاحات دیوانی اصطلاحاتی که در این کتاب وجود دارد هم مورد توجه قرار خواهد گرفت.» پایان‌بخش نشست نیز پرسش و پاسخ حاضران بود. کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر نوشته عبدالوهاب ابن محمدامین شهشهانی را نشر تاریخ ایران با تصحیح و تشحیه علیرضا نیک‌نژاد در 375 صفحه منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 06 Nov 2018 14:50:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267257/توجه-پژوهشگران-تاریخ-اقتصادی-دوران-قاجار-اندک-بوده هزار سال بزی، صدهزارسال بزی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267216/هزار-سال-بزی-صدهزارسال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین هفدهمین عصر کتاب با اختصاص به گرامیداشت دکتر ولی‌الله محرابی، بنیانگذار رشته جراحی کودکان و نویسنده کتاب ده جلدی «تاریخ مصور پزشکی جهان» با حضور نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل خانه‌کتاب، مسلم بهادری، پزشک و استاد دانشگاه تهران، احمدخالق‌نژاد، جراح و استاد دانشگاه، کامیار عابدی، پژوهشگر و منتقد ادبی و ولی‌الله محرابی بعدازظهر دوشنبه (14 آبان) در سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد.   در ابتدای این جلسه نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب خوشامدگویی و سخنرانی کوتاهی داشت و در ادامه مستندی بر معرفی دکتر محرابی، درباره خدمات پزشکی و کتاب تاریخ مصور پزشکی او پخش شد.   کار بزرگ ولی‌الله محرابی، نگارش کتاب «تاریخ مصور پزشکی جهان» است مسلم بهادری، استاد ممتاز دانشگاه تهران و از دوستان ولی‌الله محرابی گفت: آشنایی من با استاد محرابی به حدود 50 سال پیش و زمانی برمی‌گردد که تازه به ایران بازگشته بود. آن زمان او به‌عنوان هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول بود. البته آشنایی ما مربوط به کار نبود، بلکه یک ارتباط شخصی بود.   او ادامه داد: استاد محرابی خدمات زیادی در دانشگاه تهران انجام داده‌ است. اولین اقدام او این بود که توانست جراحی کودکان در ایران را به‌عنوان یک کرسی مشخص برقرار کند، که کار مشکلی بود. چون آن زمان جراحی بزرگسال و خردسال همه به دست جراحان عمومی انجام می‌شد ولی او معتقد بود مساله کودکان با بزرگسالان تفاوت دارد، بنابراین شروع به ایجاد کرسی کرد و یک بیمارستان به نام بیمارستان امیرکبیر هم تاسیس شد که محرابی ریاست آن را برعهده داشت. در آنجا شروع به تعلیم دانشجویان رشته جراحی اطفال کرد که اکنون تعداد زیادی از آنها به عنوان اساتید جراحی اطفال در کشور مشغول خدمت هستند.   مسلم بهادری تشکیل مجله جامعه جراحی ایران توسط ولی‌الله محرابی بهادری در ادامه گفت: استاد محرابی همچنین به‌عنوان یک جراح قابل در مساله جراحی دخالت داشت و در جامعه جراحی ایران یک عضو موثر هیات مدیره بود. نقش بزرگی که آن موقع بازی کرد تشکیل مجله جامعه جراحی ایران بود که مدت طولانی سردبیر آن مجله بود و بیشترین سعی را برای انتشار بهترین مقالات کرد. علاوه بر این استاد محرابی به نوشتن کتاب نیز پرداختچون آن موقع نوشتن کتاب در ایران تقریبا محدود بود و سرعت امروزه در دسترسی به علم، وجود نداشت و به این منحصر بود که نویسنده کتاب و مقاله بنویسد و در اختیار مخاطب بگذارد. ولی می‌بینیم که دکتر محرابی همان‌موقع کتاب جراحی کودکان و چندین کار دیگر را ارائه داده است که بسیار به موقع بود.   این استاد دانشگاه تهران ضمن معرفی ولی‌الله محرابی به‌عنوان یک پزشک متعهد، وظیفه‌شناس و خانواده‌دوست گفت: کار بزرگی که دکتر کرد همین کتاب «تاریخ مصور پزشکی جهان» است که کار آسانی نیست. از نظر صحت مطلب، غلط‌گیری و پیداکردن مدارک جدیدتر و بهتر برای هریک از صفحات آن بایستی ساعت‌ها وقت می‌گذاشت، به طوری که وقتی در سال‌های 80، هشت جلد آن منتشر شد؛ محرابی قانع نشد، چون به نظر او در مورد ایران کار بیشتری می‌طلبید در نتیجه وقت گذاشت و شبانه‌روز کار کرد تا دو جلد به کتاب‌های قبلی اضافه شد.   «تاریخ مصور پزشکی جهان» یک اطلس تاریخ پزشکی است او ادامه داد: امروزه این کتاب در 10 جلد و هر جلد بالغ بر 800 صفحه در اختیار جامعه پزشکی و غیرپزشکی است. برخلاف عنوان کتاب، این کتاب هرگز مسائل پزشکی را توضیح نمی‌دهد، بلکه ملت‌هایی که در خدمات پزشکی زحمت کشیده‌اند را نشان داده و یک تاریخ مصور پزشکی ارائه کرده است. از این دید من دکتر محرابی را بیشتر یک تاریخ‌نگار می‌بینم تا یک پزشک جراح. بنابراین در این کتاب که بالغ بر 8هزار صفحه است توانسته تاریخ پزشکی ایران و جهان را ترسیم کند. منتها تنها به تاریخ‌نویسی اکتفا نکرده و درواقع یک اطلس تاریخ پزشکی هم به این کتاب اضافه شده است. یعنی علاوه بر محتوای نوشتاری، محتوای تصویری قابل توجهی دارد و این تصویرها طوری نمایانده شده که با مخاطب صحبت می‌کند و خود تصویر آموزنده است.    محرابی از منابع ارزشمند انسانی ایران است احمد خالق‌نژاد طبری، رئیس انجمن جراحان کودک دیگر سخنران این نشست بود و با بیان اینکه به نمایندگی از همه جراحان کودکان ایران برای بزرگداشت استاد محرابی در اینجا حاضر شده، صحبت‌های خود را با معرفی جراحی کودکان شروع کرد و گفت: جراحی کودکان با بزرگسالان خیلی متفاوت است و به‌صورت یک برنامه آموزشی مجزا در دنیا از حدود 70 سال پیش بنیاد گذاشته شد و هدف آن هم از زمان انعقاد نطفه تا زمان بلوغ است.   احمد خالق‌نژاد او ادامه داد: ما در ایران جراحی کودکان نداشتیم و تک‌افراد از جراحان بزرگسال که علاقه‌مند بودند در این کار مداخله می‌کردند ولی الان این دوره در ایران به این صورت است که جراح بزرگسال باید سه سال آموزش اضافی ببیند تا بتواند در جراحی کودکان مداخله کند و دکتر محراب در دهه 50 اولین بخش جراحی کودکان آکادمیک و رسمی را در بیمارستان بهرامی تهران بنیان‌گذاشت که امروز هم سالروز بنیانگذاری آن است.   خالق‌نژاد ضمن بیان اینکه استاد محرابی در واقع بنیانگذار طب مدرن جراحی کودکان در ایران است، اضافه کرد: استاد محرابی وزارت علوم و بهداشت وقت را متقاعد کرد که باید دوره جراحی کودکان به صورت مجزا و مدون آموزشی در کشور راه بیفتد و امروزه در جای جای ایران شاگردان او در بخش جراحی کودکان خدمت می‌کنند. استاد محرابی فقط جراح نبودند او پژوهشگر، نویسنده و بسیار با پشتکار است واقعیت این است که خلق اثری چون «تاریخ مصور پزشکی جهان» کار بزرگ و وقت‌گیری است که با وجود مشغله زیادی که از  ولی‌الله محرابی سراغ دارم بسیار کار شگرفی است. جالب است که دکتر محرابی بعد از بازنشستگی هم دست از تلاش و پژوهش برنداشته و عشق، علاقه به پشتکار او الگویی برای جوانان امروز است.   او ادامه داد: دکتر محرابی بنیانگذار جامعه جراحان ایران است و همچنین انجمن جراحان کودکان ایران در حدود 26سال قبل به وسیله او و برخی هم‌دوره‌ای‌های ایشان بنیان گذاشته شد و هنوز هم که هنوز ایشان یکی از مشوقان ما در برگزاری کنگره‌های سالانه این انجمن است.   خالقی‌نژاد در پایان ضمن تشکر از خانه کتاب برای برگزاری این گرامیداشت بیان کرد: در تکامل هر کشور دو منبع طبیعی و انسانی وجود دارد که دکتر محرابی یکی از منابع ارزشمند انسانی است که باید قدر دانسته شود.   هزار سال بزی، صدهزارسال بزی کامیار عابدی، پژوهشگر ادبیات و شعر معاصر و ویراستار کتاب «تاریخ مصور پزشکی جهان» گفت: سال 1379 بود که یکی از دوستان مشترک بین بنده و پروفسور محرابی ویراستاری یک کتاب بسیار بزرگ را به من پیشنهاد کرد وقتی از چند و چون کار پرسیدم و متوجه شدم که مرتبط با تاریخ پزشکی است آن را رد کردم ولی به اصرار او در یکی از دفاتر انتشاراتی قرار گذاشتیم و بخشی از کار در اختیار من قرار گرفت تا آن را مطالعه کنم و نظر خود را بگویم. بعد از مطالعه دچار ترس عجیب و غریبی شدم، بلافاصله یادداشتی برای دکتر محرابی نوشتم و از ویراستاری این کتاب اعلام انصراف کردم.   کامیار عابدی او ادامه داد: بعد از گذشت حدود یکسال و نیم دوباره این کار به من پیشنهاد شد که پس از ملاقات مجدد با دکتر محرابی و دیدن اثر آن را قابل ویراستاری دیدم. کاری که در حدود کار 81 در آنجا شروع کردیم و نزدیک به 5هزار صفحه بود حدود دو سال و نیم به طول انجامید که در 8 جلد در نوروز 1383 منتشر شد و با توجه به شایستگی‌هایی که داشت، بلافاصله جایزه کتاب سال را از آن خود کرد. من اطمینان دارم که اگر صبر و حوصله و استقامت‌ آلمانی‌وار دکتر محرابی پشت این کتاب نمی‌بود این پروژه به انجام نمی‌رسید چون معمولا انجام پروژه‌هایی به این سنگینی کار یک موسسه است نه یک فرد.   عابدی گفت: این کتاب به دانش پزشکی به عنوان یک میراث بشری نگاه می‌کند نه به‌عنوان میراثی که مربوط به چند کشور خاص یا یک قاره است. همچنین توجه می‌کند که همه ملت‌ها و فرهنگ‌ها در به‌وجود آمدن دانش سهم داشته‌اند، منتها گاه سهم یک ملت و فرهنگ بیشتر یا کمتر بوده من بعضی از کارهایی که در حوزه تاریخ پزشکی انجام شده را به مناسبت این کار خواندم؛ کتاب‌هایی که بررسی کردم نشان می‌داد که هرکدام به بخشی از تاریخ پزشکی جهان پرداخته‌اند ولی هیچ‌کدام کامل نیست با توجه به این نکته می‌توان به صراحت مدعی شد این کتاب 8 جلدی که بعدها به 10 جلد افزایش پیدا کرد، جامع‌ترین کتابی است که تاکنون در ایران تالیف و ترجمه شده است.   او ادامه داد: این کتاب در درجه اول تاریخ‌نگاری است، ولی تاریخ‌نگاری که براساس پژوهش و تحقیق است. جنبه روایی در این کتاب وجود دارد که کتاب را نسبت به بسیاری از کتاب‌های مشابه شیرین‌تر و جذاب‌تر می‌کند و علاوه بر پژوهش و روایت قلمرو نقد و بررسی را نیز از دست نمی‌دهد. کتاب‌هایی که به تاریخ پزشکی می‌پردازند باید مصور باشند وگرنه نمی‌توانند مفید واقع شوند. این کتاب این ویژگی را به تمامی دارد و در این زمینه هم در تمام این سال‌ها در صدر بوده است.     عابدی ویرایش این کتاب را برای خودش هم مفید خواند و گفت: این کتاب به من یاد داد که وقتی می‌خواهم نقد ادبی بنویسم باید علمی بنویسم و از احساسات پرهیز کنم چون احساسات مال شاعر و داستان‌نویس است ولی وقتی کسی کار علمی انجام می‌دهد و به تحقیق و نقد می‌پردازد، باید از حواشی بپرهیزد و تلاش کند در کوتاه‌ترین کلمات گویاترین عبارات را ثبت کند.   وی صحبت‌های خود را با خواندن شعری از منوچهری دامغانی خطاب به استاد محرابی که: «جز این دعات نگویم که رودکی گفته است/ هزار سال بزی صدهزارسال بزی» به پایان رساند.   محرابی فردی با سه جنبه بزرگ در ادامه مشایخی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تنکابن که توسط دکتر محرابی پایه گذاشته شده، متنی در معرفی و سپاس از مقام دکتر محرابی قرائت کرد و گفت: محرابی فردی است با سه جنبه بزرگ که ویژه افراد اندیشمند است نخست آنکه جهانی می‌اندیشد و این برآمده از وسعت عمل ایشان در کشورهای خارج است که این دید جهان‌نگرانه را به او داده است. ویژگی دوم که برآمده از تفکر اول است عملی است که بازگشت به ایران و خدمت به مردم کشورش نتیجه آن بود. ویژگی سوم هم این است که ایشان فردی نیستند که فراموش کنند از کجا برخاسته و به دشواری‌های آن آشناست. یاد دارد که خود چگونه راه را به سختی طی کرده پس باید به عمل دست زند و راه را برای رفتن دیگران آباد و آسان نماید و همین نکته است که او را فردی فعال برای منطقه خود تبدیل کرده است.   خوشحالم که عضو کوچکی از خانواده دکتر محرابی هستم نازبانو محرابی، فرزند دکتر محرابی نیز به دعوت مجری در جایگاه قرار گرفت و گفت: خوشحالم که عضو کوچکی از خانواده دکتر محرابی هستم ولی ایشان را با کلمه پدر خطاب می‌کنم، چون این کلمه معنی و اجر و قرب بالایی دارد. همچنین خوشحالم که پدرم در جامعه شاگردان بزرگی تربیت کرده و در کنار دیگر اساتید علم خود را به‌ آنها ارایه داده است تا بتوانند اساتید و معلمان بهتری برای سال‌های آتی باشند.   نازبانو محرابی وی ضمن تعریف خاطره‌ای از کودکی خود که به‌عنوان بیمار پدرش در بیمارستان او بستری شده گفت: هرچند که ایشان را به دلیل مشغله زیاد در کنار خانه و خانواده زیاد احساس نکردیم ولی ورود ایشان یک افتخار بزرگ برای من است و خوشبختم که پدری به این بزرگی دارم.   در ادامه لوح تقدیر، تندیس و هدایایی به رسم یادبود از طرف موسسه خانه‌کتاب، فرماندار شهر تنکابن و مدیر انتشارات تیمورزاده به دکتر محرابی اهدا شد و از ایشان تقدیر به عمل آمد.   پایان‌بخش این نشست سخنرانی دکتر محرابی بود که در جایگاه قرار گرفت و ضمن بیان مطالبی درباره اهمیت کتاب گفت: کتاب در تاریخ بشری تنوع زیادی داشته و معمولا در درجه اول انسان‌ها علاقه‌مندند که از کتاب‌ها آسمانی یاد کنند که واپسین این کتاب‌ها کتاب الهی از دیدگاه مسلمانان، قرآن می‌باشد که از هرگونه دستبرد و تحریفی مصون مانده است.   باید به ایجاد آکادمی کتاب ایران بیندیشیم محرابی ضمن ارائه تاریخچه‌ای از نحوه نگارش کتاب گفت: کتاب در معنای انسانی آن کلامی است که با اندیشه و دل نوشته می‌شود و لاجرم با اندیشه و دل مخاطب در ارتباط است. کتاب هم می‌تواند ما را آگاه‌تر و هم شور درونی ما را زیادی کند البته در طول تاریخ دشمنانی هم داشته است. دشمنانی که با آگاهی و اشتیاق انسانی نسبت به حقیقت میانه‌ای نداشته اما سیر تاریخ نشان داده که کتاب‌سازی و کتابسوزان همواره پس از مدت کوتاهی به حاشیه رانده شده و کاروان معرفت بشری بر سیاهی جهل آنها غلبه کرده است.   بنیان‌گذار جراحی کودکان در ایران گفت: ما ایرانی هستیم و زبان مالی ما فارسی است، از این رو همچنان که بسیاری از دانشمندان و برخی مسئولان کشور، مخصوصا دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد یادآور شده‌اند، باید در راه غنا، گسترش و علمی‌شدن زبان دیرینه‌مان در تالیف و ترجمه کتاب بسیار بکوشیم. این مهم میسر نمی‌شود مگر اینکه از یکسو فرهنگ ملی و کهن خود را پاس داریم و از دیگر سو با تاکید بر آزادی بیان پنجره‌های خود را به سوی فرهنگ علم و فناوری جهان بگشاییم.   محرابی در ادامه به سابقه پژوهشی خود اشاره کرد و گفت: این جانب بیش از 6 دهه از عمر خود را به طبابت پرداختم. علم پزشکی به تعبیر کانت مسئول تندرستی جامعه و سلامتی انسان است راه پر فراز و نشیبی را در طول سده‌ها و سالیان پرداخته و از این رو من نیز پزشکی از جامعه پزشکی ایران و جهان هستم که علاوه بر تدوین تجربه و دانش خود در زمینه بخشی از پزشکی یعنی جراحی، از اواخر دهه 1350 تا پایان دهه 1370 در صدد تالیف و ترجمه کتابی برآمدم که در سال 83 دوره 8 جلدی آن در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.   وی در ادامه با بیان چند نکته به سخنان خود پایان داد: یک اینکه باید سعی شود مقاله‌نویسی و تالیف کتاب به زبان فارسی را ترویج دهیم. زبان انگلیسی و دیگر زبان‌های خارجی اهمیت دارد اما ما باید بکوشیم در حد توان دانش و تجربه را در زبان و فرهنگ بومی خود بیفزاییم. دوم اینکه از کمک‌های مالی و معنوی به مولفانی که در پی تولید فرهنگ و علم هستند خودداری نکنید چون این کار در حکم کاشتن نهال‌هایی است که به تدریج بارور می‌شوند. سوم اینکه آزادی در تفکر، علم و قلم را ارج نهیم و به نهادهای مختلفی از تنگ‌نظری و تهمت زدن به مولفان و دانشمندان خودداری کنیم. در دهه‌های اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد و موسسه خانه‌کتاب با راه‌اندازی جشنواره کتاب در پی بهبود وضعیت کتاب و فرهنگ بوده‌اند اما چه بهتر که در سطحی کلان به ایجاد آکادمی کتاب ایران بیندیشیم. تصور می‌کنم وجود آکادمی خانه‌کتاب در ایران راهی است در جهت خودباوری ما ایرانیان که از دیرباز از پرچمداران فرهنگ بشری بوده‌ایم و به سهم خود در ارتقای دانش و پژوهش انسانی کوشیده‌ایم ]]> دانش‌ Tue, 06 Nov 2018 08:15:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267216/هزار-سال-بزی-صدهزارسال «دیدار دین و دانش» در تبریز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267126/دیدار-دین-دانش-تبریز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم رونمایی از ترجمۀ کتاب «دیدار دانش و دین» اثر ایان باربور در محل انجمن فلسفۀ تبریز و با حضور مترجمان اثر، یوسف نوظهور و حسن اکبری بیرق و عده‌ای از استادان و علاقه‌مندان فلسفه و همچنین مدیر انتشارات فروزش، رشید وطن‌خواه برگزار شد.   مسعود امید، عضو گروه فلسفۀ دانشگاه تبریز، ضمن معرفی اجمالی اثر و نویسنده آن، به توضیح محتوای کلی این اثر مهم پرداخت.   وی در بخشی از سخنان خود گفت: مسئلۀ رابطۀ دین با دانش و فلسفه و ایدئولوژی و سیاست ازجمله مهم‌ترین پرسش‌های امروز ما است. مسئلۀ باربور در کتاب خود این است که با چه فیزیک یا فلسفه طبیعتی می‌توان الهیات طبیعت دین را که از تاریخ دین و تجربۀ دینی اخذ شده است، با علوم جدید آشتی داد. پاسخ باربور این است که اولاً تنها با فلسفه و آن هم فلسفۀ پویشی می‌توان بر شکاف علم و دین فائق آمد. ثانیاً نکتۀ مهم آن که با وجود تلاش چهل‌ساله در آشتی علم و دین، وی بر آن است که خدای ادیان یک راز است که با تجربۀ دینی خود را آشکار می‌سازد.   عبداللهی‌راد، مدرّس فلسفه در این مراسم گفت: تعابیر «دیدار» و «دانش» در عنوان اثر، خالی از ایراد نیست. نبودِ پانوشت برای معادل‌های انگلیسی را از مشکلات این ترجمه است.   وی سپس به متن کتاب و موضوعات آن پرداخت و گفت: می‌توان گفت کتاب «دیدار دانش و دین» در واقع چکیده و البته نسخۀ به‌روز‌شدۀ مهم‌ترین و معروف‌ترین اثر ایان باربور یعنی کتاب «علم و دین» است. باربور در کتاب جدید خود، به جدیدترین یافته‌های علمی در حوزۀ فیزیک و زیست‌شناسی و ژنتیک و یافته‌های سلولی‌مولکولی اشاره می‌کند و ارتباط و نحوۀ تعامل بین این یافته‌ها و مباحث کلامی دین را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهد.   عبداللهی‌راد افزود: یکی از مهم‌ترین مباحث باربور مربوط به نحوه تبیین فعل خداوند در حیطۀ عالم ماده و بررسی تعارضات موجود بین این تبیین و مسائل و فرضیه‌های علمی جدید است. پس از بررسی الگوهای کلامی، باربور نحوۀ فعل خدا در الهیات پویشی وایتهد را بیان کرده و تلویحاً علاقۀ خود را به این تبیین مطرح می‌کند. نویسنده معتقد است الهیات پویشی طرح و نظم مفهومی یکپارچه و یگانه‌ای را برای فعل الهی در همۀ سطوح به‌کار می‌گیرد. درنهایت بایستی اذعان داشت نوشتار باربور به جهت بررسی همه‌جانبه و غیرجانبدارانۀ ادعاهای علمی و مسائل کلامی، دارای امتیاز ویژه‌ای است که کتاب‌های او را در زمرۀ آثار علمی قابل‌استناد قرار می‌دهد. ]]> دانش‌ Sun, 04 Nov 2018 19:01:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267126/دیدار-دین-دانش-تبریز بهشتی‌پور: این کتاب به صورت کاملا مستند سردرگمی آمریکا در برابر انقلاب ایران را نشان می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/266943/بهشتی-پور-این-کتاب-صورت-کاملا-مستند-سردرگمی-آمریکا-برابر-انقلاب-ایران-نشان-می-دهد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: «سیاست خارجی آمریکا و انقلاب ایران» اثر کریستین اِمِری که به همت محمدشمس‌الدین عبداللهی‌نژاد به فارسی ترجمه شده و نشر ققنوس به تازگی آن را به بازار نشر فرستاده است، در محافل آکادمیک انگلیسی‌زبان، توجه متخصصان را به خود جلب کرده است. بروس کانیهلم استاد دانشگاه دوک در ایالت متحده، درباره‌ آن چنین گفته است: «کتاب اِمِری روایتی پرمایه و تحلیلی موشکافانه از تلاش‌های دولت کارتر برای بهبود روابط با ایران است. او با زیر و رو کردن اختلافات تاریخ‌نگارانه پژوهشگران و دیدگاه‌های مختلف اعضای اصلی دولت کارتر و مشاوران آن‌ها، چالش‌های سیاست تعامل را شناسایی و نکات بحث‌برانگیز ارزشمندی را مطرح کرده است.» توجه به این چنین کتابی در محافل اندیشه‌ای و آکادمیک ایران نیز لازم است، به ویژه این‌که حسن بهشتی‌پور در این میزگرد می‌گوید، در بخش‌هایی از کتاب اطلاعات تازه‌ای درباره رابطه ایران و آمریکا در آن ارائه شده است. همین لزوم توجه به چنین کتابی باعث شد که با همراهی دکتر مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و تئوریسین سیاسی و نیز حسن بهشتی‌پور تحلیل‌گر پرسابقه مسائل سیاسی به بررسی این کتاب بنشینیم.  از شما جناب بهشتی‌پور می‌پرسم. این کتاب از منظری استنادی قابل اعتماد است؟ قضاوت کلی شما نسبت به کتاب چیست؟ بهشتی‌پور: درباره این کتاب می‌توانم بگویم که من بعد از مدت‌ها یک کتاب خوب خواندم. ویژگی کتاب این است که به اسناد دسته اول مراجعه می‌کند و این یک نقطه قوت است. تا آنجا که من شمردم این کتاب 963 ارجاع دارد که این ارجاعات به 318 منبع از قبیل مصاحبه‌‎ها، گزارش‌ها، روزنامه‌ها، مجلات و کتاب‌ها صورت گرفته است. از این جهت که کتاب از منظر سندی قوی است، ادعای نویسنده تا حد زیادی درست است. نکته دیگری که کتاب را جالب می‌کند این است که نویسنده حوزه تحقیق خود را محدود کرده است. یعنی بر جیمی کارتر و روابط میان ایران و آمریکا متمرکز شده است. این محدود کردن حوزه از نظر پژوهشی دقت کتاب را بالا برده است. سومین نکته این است که به اذعان خود نویسنده، او با آدم‌های مطلع در هنگام نوشتن کتاب در ارتباط بوده است. 11 منبع کتاب، مصاحبه‌هایی است که نویسنده با افراد مطلع انجام داده است و این افراد، آدم‌های دسته اول در زمینه موضوع پژوهشی کتاب هستند. اما همه این نقاط قوت باعث نشده که کتاب نقاط ضعف مهمی نداشته باشد. از آنجا که گفتید نظر کلی‌ام را درباره کتاب بگویم در کلیت نقاط ضعف آن را بیان می‌کنم و بعدتر می‌توانیم در این نقاط ضعف به صورت جزئی دقیق شویم. بله. اول به کلیات بپردازیم. بهشتی‌پور: بله. نگرش کتاب به شدت امنیتی است. من از همان ابتدای کتاب متعجب بودم که چرا اینقدر امنیتی بحث می‌کند. بعدتر در صفحه 218 کتاب دیدم که نویسنده می‌‎گوید در تدوین کتاب از مشاوره‌های جرج کیو بهره برده است. جرج کیو شناسنامه مشخصی دارد. سال‌ها در سازمان سیا بوده و نماینده این سازمان در عربستان بوده است و بعدتر هم که از سیا خارج شده در حوزه‌های مشاوره امنیتی فعال شده است. استفاده از چنین مشاورانی در تدوین کتاب به آن روحی امنیتی داده است. این را البته شاید نتوان ضعف کتاب دانست. بله. لااقل تکلیف مخاطب را مشخص می‌کند که چه خاستگاهی دارد. بهشتی‌پور: این افرادی که با آن‌ها گفت‌وگو کرده هر چند امنیتی هستند ولی اهل نظر هستند. اما از تبعات گفت‌وگو با آن‌ها همین امنیتی شدن روح کتاب است. بله... برای ورود به نقاط ضعف کتاب باید از یک بحث کلی شروع کنیم که تمام آمریکایی‌ها وقتی می‌خواهند با موضوع انقلاب اسلامی مواجه شوند با آن مشکل روبه‌رو هستند. نویسنده کتاب که البته من شناخت درستی درباره‌اش پیدا نکردم ولی این نویسنده هم با همان مشکل روبه‌رو است. مطهرنیا: من هم اثری از نویسنده در جستجوهای اینترنتی پیدا نکردم. نویسنده یکی از محققان جوان این حوزه است و این کتاب هم یکی از اولین آثارش محسوب می‌شود. متولد 1982 است. بهشتی‌پور: مترجم هم خوشبختانه جوان است و این مایه امیدواری است. ولی خب این جوانی نباید باعث شود که به اشکالات کار نپردازیم. به نظر من این نویسنده جوان هم دچار همان مشکل اساسی است که محققان غربی حوزه انقلاب ایران نظیر آبراهامیان و گازیوروسکی و دیگران به آن دچار هستند. این نویسندگان انقلاب اسلامی را نمی‌توانند در قالب یک گفتمان یا یک دکترین بینند. برای فهم اینکه گیر جمهوری اسلامی با آمریکا چیست، محقق باید گفتمان انقلاب اسلامی را کشف کند و تعارضات ایران و آمریکا را در چارچوب آن گفتمان هم ببیند. شناخت این گفتمان در برابر گفتمان غرب به محقق کمک می‌کند که درک درستی از مسائل پیدا کند. از نظر من این نویسنده و نویسندگان دیگر هنگامی به درک دقیق‌تری از تعارضات ایران و آمریکا می‌رسند که گفتمان انقلاب اسلامی را هم بشناسند. دومین نقطه ضعف کلی کتاب این است که فقط به نویسندگانی ارجاع داده است که همفکر خودش محسوب می‌شوند. یعنی منابعی را که نگاهی متفاوت به مسئله تعارضات ایران و آمریکا دارند، ندیده است. من نمی‌گویم که نویسنده باید نگاه ایرانی به این ماجرا را قبول می‌کرده ولی می‌گویم برای چنین پژوهشی حتما لازم است که نگاه ایرانی‌ها هم دیده بشود. ایشان اگر به ایرانی‌ها هم ارجاع داده به ایرانی‌هایی ارجاع داده که همفکر خودش محسوب می‌شوند. البته همه مشکل هم از کریستین امری یا نویسنده‌هایی مانند او نیست. بخشی از مشکل هم به ما برمی‌گردد که در ترجمه دیدگاه‌های خودمان به زبان‌های غربی کاهلی کرده‌ایم. حسن بهشتی‌پور مطهرنیا: باید این را مدنظر داشته باشیم که نویسنده مقتضیاتی دارد و به منابعی دسترسی داشته و در چارچوب همان منابع به موضوع خودش نگاه کرده است. گزاره‌هایی که نویسنده ارائه داده مبتنی بر اسناد مشخصی هستند که بر همان مبنا می‌شود صدق و کذبشان را بررسی کرد. در چارچوبی که او ارائه داده هم می‌توان حکم به این داد که او صداقت داشته است. این را می‌توانیم بگوییم که او به اسنادی دسترسی نداشته یا یک فضای گفتمانی را تجربه نکرده و برای همین تحلیلش فضای گفتمانی ایران را شامل نمی‌شود اما او اسنادی را که در اختیار داشته، به خوبی واکاوی کرده است و این را نمی‌شود از نظر دور داشت. محقق موظف نیست از تمام منابع ممکن بهره ببرد. وظیفه‌اش این است که از منابع موجودش متعهدانه بهره ببرد و کریستین امری این تعهد را داشته است. در مورد افرادی مانند جرج کیو هم او آشکارا نسبتش با سیا و خاستگاه امنیتی‌اش را با خواننده در میان می‌گذارد. به عبارتی در پی این نیست که نگرش کیو را بزک کند. بر این مبنا می‌شود گفت نوع نگارش کتاب و نحوه ارائه اطلاعات در آن به گونه‌ای است که نمی‌شود انگ سفارشی بودن را به آن چسباند ولو اینکه از منابع امنیتی بهره می‌برد. از منظر روش‌شناسی کتاب را چطور تحلیل می‌کنید؟ مطهرنیا: کتاب به موضوعی پرداخته که دیروز و امروز و فردا گریبانگیر انقلاب‌اسلامی بوده و خواهد بود. تا کنون رهیافت‌های گوناگونی درباره انقلاب اسلامی مطرح شده. رهیافت ارزشی/ فرهنگی کسانی مانند آصف حسین، حامد الگار، حمید روحانی و عمید زنجانی مطرح کرده‌اند. رهیافت عدم تطبیق توسعه سیاسی و اقتصادی کسانی مانند ژان فوران آن را دنبال کرده‌اند یا رهیافت بسیج امکانات معطوف به سیاست که امثال والنتین مقدم دنبال کننده آن هستند یا رهیافت‌های چند متغیری ریچارد کدی، تدا اسکاچپل و فرد هالیدی. این‌ها رهیافت‌های نظری‌ای هستند که به مسئله انقلاب اسلامی توجه کرده و آن را تحلیل کرده‌اند. ادبیات نظری درباره انقلاب اسلامی آشنا و شناخته شده است اما تاریخ‌نگاری عینی انقلاب‌اسلامی از مسائلی است که در باب آن غفلت شده است. یعنی یک نفر به عنوان مورخ تاریخ عینی و نه تاریخ نظری به دیرینه‌پژوهی در باب انقلاب اسلامی بپردازد. کتاب کریستین امری به سراغ یک موزائیک از این سطح وسیعی می‌رود و سعی می‌کند آن را خوب بازشکافی کند. آن موزائیک هم نقش جیمی کارتر در ارتباط با آن انقلاب اسلامی است. چیزی که همواره مطرح بوده و چه از جنبه ژورنالیستی و چه از جنبه تحلیلی همواره به آن پرداخته شده است. اما تدقیق در این نقش با تمرکز بر اسناد امری است که در این کتاب صورت گرفته است. در این میان حتی توضیحات مترجم هم به دقت کتاب کمک کرده است. اما نکته این است که اهمیت دیرینه‌شناسی در این کتاب، بعد تبارشناختی از منظر فوکویی را از بین برده است. تلاش کتاب این است که تاریخ عینی را توصیف کند بدون آنکه در بند نظریه‌پردازی باشد. از این منظر شبیه به یک اثر ژورنالیستی می‌شود و این مشخصه یک حرکت دیرینه‌شناسانه است. در دیرینه‌شناسی ما همین‌کار را می‌کنیم. بر مبنای اسناد و بدون درگیری نظری و بدون آنکه در پی اثبات چیزی باشیم حرکت می‌کنیم و اینکه به کجا خواهیم رسید بسته به موضوع است. یک مورخ تاریخ عینی در پی گزینش قطعه‌هایی از تاریخ برای اثبات دیدگاه خود نیست و این کتاب را هم می‌توان در چارچوب تاریخ عینی گنجاند. ولی این رویکرد به این دلیل که به سمت استنتاج حرکت نمی‌کند و به یک فرضیه ختم نمی‌شود در تبارشناسی موضوع ایجاد اشکال می‌کند و این کتاب هم از منظر تبارشناسی موضوع کار چندانی انجام نداده است. تمرکز آن بر دیرینه‌شناسی بوده است. محور کتاب جیمی کارتر است و این کتاب در عمل دیرینه‌شناسی رویکرد او و مشاوران و دستگاه سیاست خارجی‌اش نسبت به انقلاب ایران در شرایطی که درگیر دو مسئله عمده به نام سالت 2 و کمپ دیوید بوده‌اند محسوب می‌شود. عدم شناخت جامع دستگاه‌های تصمیم‌گیری در آمریکا نسبت به مسائل ایران باعث می‌شود دو اشتباه صورت بدهند که در کتاب به آن‌ها اشاره شده و این اشتباهات به مسئله اشغال سفارت می‌انجامد. یکی از اشتباهات مذاکره برژینسکی با بازرگان در الجزایر بود و دیگری پذیرش شاه برای معالجه بیماری در آمریکا. من معتقدم کریستین امری توانسته تا حدود زیادی به هدفی که داشته است برسد و به عنوان یک محقق مورخ مسائل را به خوبی بازگو کند. به گمانم موضوعی که این کتاب به آن پرداخته در آینده بسیار نزدیک توجه بسیاری را در محافل آکادمیک و روشنفکری و حتی شبکه‌های اجتماعی به خود جلب خواهد کرد. جناب دکتر مطهرنیا، کتاب کریستین امری دو بعد دارد. یکی بعد نسبتش با ایران و یکی نسبتش با سیاست خارجی آمریکا. در این میان کدام یک را می‌توان محور اصلی کتاب دانست؟ آیا این کتاب برای تحلیل انقلاب ایران نوشته شده یا تحلیل دستگاه‌های اثرگذار در سیاست خارجی آمریکا و دعواهای داخلی آنها؟ مطهرنیا: به گمان من کتاب به بررسی کنش و واکنش این دو بعد بر یکدیگر و همین‌طور تاثیر متغیر دخیلی به نام اتحاد جماهیر شوروی در این کنش و واکنش می‌پردازد. کتاب سیاست خارجی شوروی نسبت به ایران را هم بررسی کرده و آن را پارادوکسیکال می‌داند. چون از یک سو در پی حفظ حزب توده و نیروهای هوادار شوروی در ایران بوده‌اند و از دیگر سو در پی نزدیکی به برخی محافل روحانیت تا نیروهای دیگری در جناح روحانیت حاکم نشوند. بر این مبنا می‌توان گفت کتاب متغیر اصلی خود را جیمی کارتر قرار داده است و او را در بطن انقلاب ایران و با توجه به متغیر دخیل شوروی بررسی می‌کند و نوعی تحلیل چند متغیره با محوریت شخص کارتر و دستگاه سیاست خارجی او به دست می‌دهد. آقای دکتر بهشتی‌پور آیا این کتاب توانسته آنگونه که ادعا دارد نگرش رایج در ایران نسبت به نقش آمریکا در انقلاب را به چالش بکشد؟ بهشتی‌پور: نویسنده نگاه رایج در ایران را از منظر دوستان آمریکایی و ایرانی آمریکایی خودش شناخته و تحلیل کرده است. در صورتی که در ایران هم فقط یک نگاه نسبت به نقش آمریکا رایج نبوده است. اشکال کار اینجاست که نویسنده روایت‌های ژورنالیستی و تبلیغاتی را با روایت‌های آکادمیک خلط کرده است و از اساس روایت‌های آکادمیک طرف ایرانی ماجرا را مدنظر قرار نداده است. به گمان من از اساس تلاش نویسنده بیش از تبیین سیاست خارجی آمریکا، توجیه سیاست خارجی این کشور بوده است. نمی‌خواهم ارزش کتاب را کم کنم. من از آن استفاده فراوانی کردم و به موارد استفاده هم اشاره خواهم کرد، اما در مجموع این را نمی‌شود نادیده گرفت که رویکرد کلی کتاب چندان بی‌طرفانه نیست. نظریه کلی کتاب که دکتر مطهرنیا به آن اشاره کرد و تاثیر تمرکز بر سالت 2 و کمپ دیوید بر غفلت از انقلاب ایران می‌پردازد یک نظریه توجیه‌گر است. متاسفانه ما در ایران با عده‌ای روبه‌رو هستیم که نوع برخوردشان این است که آمریکا از الف تا ی برای همه چیز برنامه دارد و همه چیز را پیش‌بینی کرده است. این کتاب اگر چه در پی توجیه عملکرد آمریکا هم هست، اما از این منظر که نشان می‌دهد این‌گونه هم نیست که آمریکا بر همه چیز احاطه داشته باشد جالب توجه است. کتاب از این منظر که برای ما مستند می‌کند که ما با یک آمریکا طرف نیستیم و چالش‌های بسیاری در ساختارهای تصمیم‌گیری آمریکا برای اتخاذ یک رویکرد وجود دارد هم اهمیت دارد. صد البته که تصمیم‌گیر نهایی در آمریکا رئیس‌جمهوری است اما روند تصمیم‌گیری بسیار پر چالش است. هر کدام هم نگاهی دارند. برژینسکی در مورد انقلاب ایران معتقد بوده که عدم حمایت از شاه باعث تزلزل در دیگر شرکای منطقه‌ای آمریکا می‌شود و از طرف دیگر با این فرض که روحانیون توان اداره حکومت ندارند و ایران به سمت شوروی میل می‌کند و به همین دلیل طرفدار سرکوب انقلاب بوده و از طرف دیگر سایروس ونس، وزیر امور خارجه و سفارت آمریکا در ایران اعتقاد داشته‌اند که شاه در عمل رفتنی است و ما می‌توانیم با جریان میانه‌رو انقلابیون تعامل کنیم و ایران را از دست ندهیم. این دو نگاه همواره با هم در تقابل بوده‌اند و کارتر هم هر بار طرف یکی از دو دیدگاه را می‌گرفته است. عمده موفقیت کتاب شرح با جزئیات این اختلاف‌هاست. همین حالا هم در هیئت حاکمه آمریکا همین روند وجود دارد و این‌گونه نیست که فقط یک رویکرد نسبت به ایران وجود داشته باشد. شناخت روند تصمیم‌گیری در آمریکا برای ما بسیار مهم است و کتاب از این منظر هم اهمیت دارد. یک نظریه هم هست که به ویژه سلطنت‌طلب‌ها بر طبل آن می‌کوبند که این انقلاب را از اساس آمریکا به وجود آورده است. شاه از تصمیمات آمریکا تمرد می‌کرده به این دلیل آمریکا رفته به سمت ایجاد حکومت جایگزین. این کتاب به صورت کاملا مستند سردرگمی آمریکا در برابر انقلاب ایران را نشان می‌دهد و آن نظریه را به‌طور کامل نقض می‌کند. آقای دکتر مطهرنیا، کتاب معتقد است که سیاست کارتر در برابر انقلاب ایران از برهه‌ای به بعد سیاست تعامل است و در این میان تکیه این سیاست بر حضور میانه‌روهایی است که در دولت بازرگان جمع شده‌اند. این میانه‌روها در آن بازه زمانی در ایران «آمریکایی» خوانده می‌شدند و مورد هجوم بودند. این کتاب درباره آن‌ها چه اطلاعات تازه‌ای به ما می‌دهد. آیا موید طرفدار آمریکا بودن آن‌هاست یا خیر؟ مطهرنیا: منظری که ما به موضوع می‌پردازیم در مواجهه با یک کتاب مهم است. اینکه ما برداشتمان از یک موضوع چیست همه آنچه در پس ذهن ما وجود دارد مشخص می‌کند. من و آقای بهشتی‌پور که در بطن انقلاب بوده‌ایم به این دلیل که جایگاه‌های متفاوت و منظرهای متفاوتی داشته‌ایم، برداشت‌های متفاوتی از روند انقلاب داشته‌ایم. من و آقای بهشتی‌پور حتی اگر از منظری همسو با کریستین امری هم به اسنادی که او ارائه داده نگاه کنیم، چون نقطه صفر نگاهمان با هم و با او متفاوت است، برداشت‌های متفاوتی از اسناد خواهیم داشت. بنابراین نمی‌توان با قاطعیت درباره برداشتی که می‌شود از اسناد داشت صحبت کرد. بعد از چهل سال الان آقای بهشتی‌پور به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا یک آمریکا نیست. این امری است که ما سی سال، سی و پنج سال پیش بر آن تاکید داشتیم و به دلیل این‌که نقطه صفر نگاه آقایان نمی‌توانست تنوع درونی آمریکا را درک کند حرفمان ناشنیده می‌ماند. در مورد سیاست تعامل کارتر هم می‌توان گفت که این کتاب در پی ترمیم چهره کارتر است و می‌خواهد بگوید او در پی ترمیم روابط با ایران بود هر چند به دلایلی که در کتاب به آنها اشاره شده این سیاست را دیر اتخاذ کرد. اما مسئله این است که سیاست کارتر پاسخی نگرفت و همین باعث شد که بعدتر در دوران خود او و رئیس‌جمهورهای بعد، سیاست تعامل جای خود را به سیاست تقابل دهد و حالا هم به سوی سیاست تعارض در حال حرکت هستیم. مهدی مطهرنیا بخشی از پرسش بی‌پاسخ ماند. ما در پی این هستیم که این کتاب را به عنوان بستر بررسی مسائل مرتبط به تاریخ انقلاب ایران قرار دهیم و در این میان این مهم است که نسبت آمریکایی‌ها با دولت بازرگان چگونه بوده است. بر مبنای اطلاعات این کتاب نقش دولت بازرگان در روند وقایع انقلاب را چگونه می‌شود ارزیابی کرد؟ مطهرنیا: شاید کسانی هر نوع سخن گفتن با آمریکا را دلالت بر آمریکایی بودن بگیرند و همین حالا هم ممکن است این اتفاق در سال‌های آینده بیفتد و عده‌ای متهم به آمریکایی بودن و غیره شوند. این اتفاقی است که بسیار رخ داده است. بهشتی‌پور: البته این کتاب تلاش دارد نشان بدهد که این‌ها آمریکایی نبوده‌اند. مطهرنیا: فرق هست بین آمریکایی بودن و فهم ادبیات آمریکا. نهضت آزادی و جبهه ملی ادبیات آمریکا را به خوبی می‌فهمیدند و برای همین آمریکایی‌ها برای برقراری ارتباط با انقلابیون سراغ آن‌ها رفتند. از میان روحانیون هم به سراغ شهید بهشتی رفتند که می‌توانست انگلیسی صحبت کند و در غرب زندگی کرده بود. از طرف دیگر من به عنوان معلم سیاست معتقدم آمریکا حتی در مورد رژیم‌های نزدیک به خودش همواره یک گروه اپوزیسیون نزدیک به خود را هم مورد توجه قرار می‌دهد و با آن‌ها ارتباط می‌گیرد. همین حالا در عربستان بعید نیست که با وجود همه ارتباط خوبی که آمریکا با بن سلمان دارد با برادر بن سلمان هم در ارتباط نباشد. این ارتباط برای جلوگیری از غافلگیری در شرایط ویژه است و نیز می‌تواند نقش شمشیر داموکلس را بازی کند. در مورد ایران به نظر ارتباطی که آمریکا با نهضت آزادی و جبهه ملی برقرار کرد زمینه را برای تضعیف آن‌ها فراهم کرد اما این به معنای آمریکایی بودن آن‌ها نیست. آقای بهشتی‌پور بنا بود درباره میل کتاب به توجیه حکومت کارتر جزئیات مستندی را ارائه دهید. خوشحال می‌شویم نکاتتان را بشنویم. بهشتی‌پور: بله. می‌شود مستندات این رویکرد توجیه‌گر را ارائه داد. بعضی جاها اشتباهات فاحشی هست که ممکن است بشود اسمش را ریزبینی بیش از حد گذاشت ولی در یک نگاه دیگر این اشتباهات در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. به عنوان نمونه در صفحه 80 کتاب گفته می‌شود در دسامبر 1978 یا به عبارتی آذر 57 ونس به این باور می‌رسد که شاه باید به سمت تشکیل دولت نظامی برود. در صورتی که شاه این کار را در آبان 57 انجام داده بود. به عبارتی نویسنده برای توجیه عملکرد ونس زمان را جابه‌جا می‌کند. مطهرنیا: آقای دکتر دسامبر در واقع بخشی از آبان و بخشی از آذر را شامل می‌شود. آذر را مترجم گذاشته است. بهشتی‌پور: مسئله این است که دولت ازهاری 14 آبان روی کار می‌آید که مصادف با ماه نوامبر است. فکر نمی‌کنم اشتباه از مترجم باشد. بگذریم این فقط یک نمونه بود. از این نمونه‌ها در کتاب زیاد است. مثلا اینکه نویسنده از آقای محمدامین رسول‌زاده به عنوان یک پژوهشگر ایرانی یاد می‌کند عجیب است. درست است که رسول‌زاده در جنبش مشروطه ایران نقش داشته اما او متولد باکو است و جمهوری آذربایجان را بنیان گذاشته است. رسول‌زاده فرد فوق‌العاده مشهوری است و آدمی نیست که بشود اشتباه درباره ملیت او را به راحتی پذیرفت. این اشتباه به نظر من به این خاطر است که نویسنده می‌خواسته رشد گرایش چپ در ایران را نشان بدهد و بر این مبنا ترس کارتر از نفوذ چپ‌ها را توجیه کند. کل کتاب بند به این فرض است که آمریکا نگران کمونیسم بوده است و سعی کرده حضور کمونیست‌ها در تمام مقاطع مهم تاریخ معاصر ایران از 1332 تا مشروطه بسط دهد. حتی مولف کتاب در صفحه 115 شریعتی را هم عضو حزب توده کرده است! قصد من ایراد بنی‌اسرائیلی گرفتن نیست ولی نویسنده بر پایه همین اطلاعات روی این موضوع که از اساس ترس آمریکا از به قدرت رسیدن چپ در ایران بی‌پایه نبوده مانور زیادی داده است و یا در اثر ناآگاهی یا به هر دلیل دیگری گام در مسیری گذاشته که پایه‌اش اطلاعاتی غلط بوده است. نویسنده گروه فرقان را هم چپ می‌داند. اگر گفته بود چپ اسلامی معنا داشت ولی یک کاسه کردن همه چپ‌ها چندان با واقعیت همسنخی ندارد. ما هر نوع رادیکالیسمی را نگاه چپ تلقی می‌کنیم و برای همین این نوع خلط مبحث‌ها امری رایج شده و بر مبنای آن تحلیل‌های غلط هم ارائه می‌شود. حالا باید به اصل کتاب هم مراجعه کرد. نمی‌دانم که آقای اِمری به عنوان نمونه گروه فرقان را رادیکال نامیده یا آن‌ها را در اردوگاه چپ قرار داده است. مسئله خیلی مهم دیگر بعضی از موضوعات است که انتظار هست این کتاب حتما به آن‌ها بپردازد ولی به راحتی از کنارش رد شده است. کتاب حتی در حد یک پاراگراف هم به موضوع طبس و حمله آمریکایی‌ها برای آزاد کردن گروگان‌ها اشاره نکرده است و فقط به یک اشاره بسیار گذرا بسنده کرده است. از اساس یکی از ایده‌هایی که کتاب مطرح می‌کند این است که کسانی مانند برژینسکی بعد از حمله شوروی به افغانستان به این نتیجه رسیدند که اقدام نظامی علیه ایران ناممکن است به این دلیل که موضوع خاورمیانه را پیچیده‌تر می‌کند. این موضوع را نویسنده در صفحه 301 طرح کرده است. حمله شوروی به افغانستان در دی ماه 58 صورت گرفته و حمله طبس در اردیبهشت 59. مطهرنیا: البته من هم جای کریستین اِمری بودم همین‌گونه عمل می‌کردم. بهشتی‌پور: یعنی به مسئله طبس نمی‌پرداختید؟ مطهرنیا: طبس یک شکست ملی برای ایالات متحده بوده است و اِمری از منظر آمریکایی به ماجرا نگاه می‌کند. این اولین دلیل. بهشتی‌پور: خب من هم همین را می‌گویم که کتاب می‌خواهد توجیه کند. این کتمان کردن یک جور توجیه است. مطهرنیا: این را هم باید مدنظر قرار داد که کتاب اگر به این موضوع می‌پرداخت و همه مسئله را نمی‌گفت در عمل تحریف کرده بود. ولی حالا می‌شود این نقص را به آن گرفت که به یک موضوع نپرداخته ولی مسئله این است که لااقل موضوع را تحریف نکرده است. بهشتی‌پور: یعنی از نظر شما نپرداختن به طبس نقص کتاب نیست؟ مطهرنیا: هست. من حرف شما را می‌پذیرم ولی دلیل این نقص را می‌خواهم بگویم. می‌توانم بگویم کتاب بیش از آنکه نقص اطلاعاتی داشته باشد نقص ردیابی اطلاعات را دارد. وقتی نویسنده شریعتی را عضو حزب توده می‌داند نمودی از نقصان در ردیابی اطلاعات را به ما می‌دهد. در مورد اطلاعاتی که از ایران به دست آورده، این نویسنده نتوانسته جای درست هر بخش از اطلاعات را ردیابی کند و آنها را سر جای خودشان قرار بدهد. همانطور که ما وقتی درباره مسائل داخلی آمریکا ابراز نظر می‌کنیم بسیار پیش می‌آید که دچار نقص می‌شویم. بهشتی‌پور: من یک مثال از همیلتون جردن بزنم. همیلتون جردن در کتابش که با عنوان بحران به فارسی ترجمه شده این موضوع را توضیح می‌دهد که اختلاف نظر عمیقی بین کارتر و سایروس ونس و اصولا تیم شورای امنیت ملی بر سر حمله به طبس وجود داشته است. ونس مخالف حمله بوده و حتی پیش‌بینی می‌کند که در این ماجرا آمریکا شکست می‌خورد و حتی استعفا هم می‌دهد و حتی کارتر پذیرش استعفا را به بعد از عملیات موکول می‌کند. همیلتون جردن در آن زمان رئیس کارکنان کاخ سفید بوده و این موضوع را با جزئیات نوشته و منتشر کرده و به امنیت ملی آمریکا هم لطمه نخورده است. حالا چطور می‌شود که بعد از چهل سال موضوع برای کریستین اِمری تبدیل به چیزی می‌شود که نباید به آن پرداخت؟ مطهرنیا: یک نکته را هم باید مدنظر داشته باشیم. در صفحه 349 جایی که منابع کتاب را معرفی می‌کند چهار دسته از منابع دسته اول خود را معرفی می‌کند: اسناد سفارت آمریکا در تهران که بعد از تسخیر توسط دانشجویان منتشر شده، اسناد موجود در آرشیو ملی واشنگتن، اسناد موجود در کتابخانه کارتر آتلانتا و اسناد آنلاین. در واقع نویسنده خودش را محدود به اسناد دسته اول کرده و اطلاعاتی را به ما می‌دهد که درباره آن سند وجود دارد. این را باید در نظر بگیریم که اسناد مربوط به ماجرای طبس هنوز از طبقه‌بندی خارج نشده است. بهشتی‌پور: مقاله‌ها و کتاب‌های زیادی درباره ماجرای طبس وجود داشته که می‌توانسته به آن‌ها مراجعه کند. منابع این کتاب هم محدود به اسناد نیست. می‌توانسته از کتاب‌ها و مقالات و مصاحبه‌ها استفاده کند. ولی نکرده. مطهرنیا: حرف من این است که اگر من هم مانند اِمری بنایم روایت عینی تاریخ بود وقتی به سند دسته اول دسترسی ندارم محتاطانه عمل می‌کنم. بهشتی‌پور: سند دسته اول هم وجود داشته. گزارش کنگره آمریکا را می‌شود سند دسته اول ندانست؟ گزارش را یک کمیته سه جانبه فراحزبی تهیه کرد و منتشر هم شده. فرمانده عملیات هم درباره عملیات کتاب نوشته. می‌شود کتاب کسی که در عملیات حضور داشته را نادیده گرفت؟ آقای دکتر مطهرنیا نپرداختن به یکی از برهه‌های اصلی که کاملا مرتبط با موضوع تحقیق هم هست، تحقیق را ناقص نمی‌کند؟ مطهرنیا: مشخص است که ناقص می‌کند. قصد من پی بردن به دلایل این نقص است. حس من این است که سوگیری عاطفی نویسنده باعث این اتفاق شده است. بهشتی‌پور: مسئله مهم دیگری که نویسنده به آن نپرداخته کودتای نوژه است. کل مطلبی که درباره این کودتا می‌نویسد از دو خط فراتر نمی‌رود. مطهرنیا: این امکان هم هست که کتاب جلد دومی داشته باشد. بهشتی‌پور: نه. مسئله زرنگی است. اینکه من گفتم یک نگاه امنیتی پشت کتاب بوده از همین نادیده گرفتن‌ها ناشی می‌شود. در مورد کودتا به راحتی می‌گوید پولش را عراق داده بود و خودشان هم برنامه‌ریزی کرده بودند و بعد هم اعدام شدند و ماجرا تمام شد. در صورتی که این کودتا تاثیر به سزایی در رابطه ایران و آمریکا داشته و نمی‌شود به همین راحتی از کنارش گذشت. آقای دکتر بهشتی‌پور روایت کتاب درباره اشغال سفارت آمریکا را به عنوان پژوهشگری که در این زمینه کار تحقیقی کرده‌اید چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بهشتی‌پور: یکی از بهترین بخش‌های کتاب همین بخش است. اولا که مستندات بسیار خوبی در این زمینه ارائه کرده است که برای خود من تازگی داشت. به عنوان نمونه اینکه آقای ابراهیم یزدی با سایروس ونس در سازمان ملل پیش از دیدار بازرگان با برژینسکی ملاقات کرده و چیزهایی که در این ملاقات مطرح شده برای من تازگی داشت. کتاب می‌تواند یک دوگانگی در آمریکا بین سایروس ونس و برژینسکی و یک دوگانگی در ایران بین بازرگان و امام خمینی را نشان می‌دهد و این چهار جریان را به موازات هم پیش می‌برد تا آن تحلیل کلی که چگونه تعامل به تقابل تبدیل می‌شود را عرضه کند. مطهرنیا: البته این دوگانه‌ها اثبات شده و چیز بدیعی در این کتاب نیست. آقای دکتر مطهرنیا امر بدیعی که شاید بتوان برای کتاب قائل شد وارد کردن شوروی در تحلیل است و بررسی روابط ایران و آمریکا از منظر شوروی‌هراسی آمریکا. این شوروی‌هراسی در آمریکا آیا به اندازه‌ای که این کتاب معتقد است در تصمیم‌گیری‌ها دخیل بوده است؟ مطهرنیا: شوروی‌هراسی در دهه‌های هفتاد و هشتاد برای آمریکایی‌ها امری بسیار متعین بود. در دهه پنجاه و اوایل شصت شخصی به نام برنهایم در آمریکا سه‌گانه‌ای نوشت و دکترین امنیتی هفتم آمریکا با نام آزادسازی بر مبنای سه‌گانه برنهایم شکل گرفت. در دهه هفتاد این دکترین امنیتی که بر مبنای آن شوروی به عنوان یک امپراتوری شیطانی تصویر می‌شد محور سیاست آمریکا درباره شوروی بود. تمرکز بر مسئله حقوق‌بشر در این زمان از سوی کارتر هم بی ارتباط به دکترین امنیتی هفتم نیست. تنها راهکاری که آمریکا برای مداخله در امور شوروی داشت تکیه بر مسائل حقوق بشری بود و از اساس کارتر استارت فروپاشی را با تکیه بر همین مسائل زد که بعدتر ریگان پروژه کارتر را با جنگ ستارگان تکمیل کرد. در این بین ایران از اساس نمی‌توانست مسئله اول آمریکا باشد. این ایده را ریگان آشکارا به دومارانش گفته بود. از این منظر عجیب نیست که این کتاب مسائل ایران را از منظر رابطه آمریکا با شوروی تحلیل می‌کند. چرا که انقلاب در میانه یک پروژه که هدفش سرنگونی شوروی بود رخ داد. ترس آنها این بود که ناگهان شوروی با مسلط شدن بر تهران تقویت شود و برنامه‌های مرتبط با فروپاشی از بین برود. آقای دکتر بهشتی‌پور گویا شما نکات دیگری هم درباره کتاب دارید. بهشتی‌پور: بله. نکات ریزی هم هست ولی گفتنشان خالی از اهمیت نیست. یکی از نکات بسیار جالب برای من این بود که در کتاب وقتی به آقای امیرانتظام اشاره می‌کند، کد او در اسناد را هم ذکر می‌کند. دو نفر در این کتاب هستند که با آمریکایی‌ها در ارتباط هستند و کد دارند. یکی مقدم مراغه‌ای است که به صراحت گفته می‌شود این مخبر سیا بوده است و یکی امیرانتظام که تصریحی درباره او وجود ندارد ولی می‌شود پرسید که چرا امیرانتظام مانند بقیه افرادی نیست که با سفارت در ارتباط هستند و هیچ کدام هم کد ندارند؟ چرا مانند کسی است که به نام مخبر معرفی شده؟ کاش آقای امیرانتظام زنده بود و می‌شد این سوال را از ایشان پرسید. در جایی از کتاب هم آقای طالقانی را به عنوان فردی میانه‌رو و طرفدار رابطه با آمریکا معرفی کرده است. اگر آقای بسته‌نگار زنده بود به عنوان کسی که رابطه تنگاتنگی با آیت‌الله طالقانی داشت می‌شد پرسید که آیا واقعا این‌گونه بوده؟ این موارد و مواردی از این دست به گمان من از منظر تاریخی مهم است که بررسی شود و می‌تواند دستمایه تحقیق محققان دیگر قرار بگیرد. مترجم محترم بسیاری از موارد را در پاورقی به خوبی توضیح داده است ولی مواردی هم بوده که نیازمند توضیح بوده تا برای خوانندگان جوانی که چندان اطلاعی از روندهای انقلاب داشته‌اند شبهه ایجاد نشود. یکی از موارد همین مورد طرفدار رابطه با آمریکا خواندن آیت‌الله طالقانی است. یکی دیگر از موارد دیگر از همین دست، نامه مشهوری است که کارتر برای امام می‌فرستد و بسیار خاضعانه تقاضای همراهی در زمینه آزادی گروگان‌ها را مطرح می‌کند. امام دستور می‌دهد که نامه را منتشر کنند و انتشار نامه باعث می‌شود که آمریکایی‌ها برای حفظ آبرو آن را جعلی بخوانند. در صورتی که اینگونه نبوده. این کتاب هم بدون تحقیق به راحتی روایت آمریکایی‌ها را می‌پذیرد و نامه را جعلی می‌خواند. در هر صورت به گمان من کتابی بود پر از حسن که عیب‌هایی هم داشت. عیب‌هایش را هم از این منظر که حسن‌ها را گفته بودیم با طیب خاطر گفتیم. از زحمت مترجم هم باید تشکر کنیم که هم ترجمه خوبی ارائه داده بودند و هم در موارد زیادی در پاورقی اشتباهات نویسنده را یادآوری کرده بودند. مواردی هم هست که جا مانده و به برخی از آن‌ها اشاره کردم و امیدوارم در چاپ‌های بعدی در پاورقی به آن‌ها هم اشاره کنند. سپاس فراوان. آقای دکتر مطهرنیا جمع‌بندی نهایی شما درباره کتاب را هم بشنویم. مطهرنیا: من در مجموع می‌توانم بگویم کریستین اِمری مورخی عینی است که البته چنان‌که جناب بهشتی‌پور گفتند نگاه امنیتی دارند. همان باعث می‌شود از کنار مسائلی بگذرد و این گذشتن دلایلی دارد. من حس می‌کنم کریستین اِمری این دلایل را می‌دانسته. خودش هم گفته که ضعف‌هایم را می‌پذیرم ولی مدارکی هست که در حال حاضر از طبقه‌بندی در نیامده است. ولی می‌توان گفت که این مقدمه نوشتن کتاب‌های دیگری در این زمینه خواهد بود و ما در آستانه آشکار شدن بسیاری موضوعات در زمینه مسائل ایران و آمریکا هستیم.   ]]> تاریخ و سیاست Sun, 04 Nov 2018 08:49:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/266943/بهشتی-پور-این-کتاب-صورت-کاملا-مستند-سردرگمی-آمریکا-برابر-انقلاب-ایران-نشان-می-دهد داستان‌خوانی با طعم اربعین http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267015/داستان-خوانی-طعم-اربعین به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از قم,  تعدادی از کتاب‌های «پادشاهان پیاده» در تالار فروشگاه روی میز چیده شده‌اند. صندلی‌ها در دو ردیف مرتب شده‌اند و همه چیز آماده است تا جلسه راس ساعت مقرر برگزار گردد. فروشگاه نسبت به روزهای قبل کمی شلوغ‌تر شده است. حدس می‌زنم به خاطر جلسه داستان‌خوانی باشد. کم‌کم جمعیت به سمت تالار می‌آیند. جلسه با استقبال علاقه‌مندان سر ساعت آغاز می‌شود. ۱۸:۳۰ دقیقه. هدیه حیدری مجری برنامه مقدمه‌چینی می‌کند و از اربعین می‌گوید. از خودش می‌گوید که امسال را نتوانسته در این مراسم حضور پیدا کند و از آدم‌هایی مثل خودش مثال می‌آورد که از پیاده‌روی امسال جامانده‌اند و این جلسه به بهانه آن‌ها تدارک دیده شده و دلیل انتخاب کتاب را همین اعلام می‌کند. کتابی که راوی‌های آن افرادی مختلفی‌اند که پیاده‌روی اربعین را تجربه کرده‌اند و حالا هر کدام از زاویه و لنز دوربین خودشان برایمان روایت می‌کنند. همین نکته کافی است که مجری این کتاب را فراتر از یک کتاب معمولی بداند و از حاضرین در جلسه بخواهد هنگام شنیدن اگر جایی را جالب ندانستند یا برداشت آن‌ها به گونه‌ای دیگر می‌باشد خرده نگیرند، چراکه هر کدام از راوی‌ها حس و حال خودشان را توصیف کرده‌اند  و صرفا به بیان دیدگاه‌شان پرداخته‌اند. حیدری شروع می‌کند به خوانش کتاب. چند روایت کوتاه را انتخاب کرده است و یکی‌یکی می‌خواند و جلو می‌رود. به جمعیت نگاه می‌کنم. استقبال خانم‌ها از آقایان بیشتر است ولی مهم پر شدن صندلی‌های سالن است و افرادی که سر پا ایستاده‌اند و گوش می‌کنند. روایت‌ها از افراد مختلفی است. از نقاط مختلف دنیا. از چین، لندن، پاکستان، آلمان، هلند، عربستان، تاجیکستان و کشورهای دیگر. همین‌طور که نگاه می‌کنم به جمعیت، خانمِ مجری یکی از روایت‌هایی را که می‌خواند روایتی است از خانمی قمی که در پیاده‌روی شرکت کرده است. زن جوانی که دچار تومور مغزی از نوع بدخیم شده و شفایش را در پیاده‌روی اربعین از امام حسین می‌گیرد. هدیه حیدری در مورد علت انتخاب کتاب -با توجه به این که مشابه این کتاب با چنین موضوع و محتوایی وجود دارد- می‌گوید: شیوه متفاوت نگارش کتاب باعث این انتخاب شد. تصویرسازی خوبی صورت گرفته بود، به نحوی که مخاطب به راحتی می‌توانست خود را در مسیر کربلا ببیند یا با حال و هوای راوی‌ها ارتباط حسی برقرار کند. در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: هر مسافر قصه‌ای داشت و گاه رازی و ارداتی. آغاز قصه مسافرها با هم متفاوت بود. گاه از ایران بود، گاه از عراق، از شهرهای کوچک و بزرگ، از شرق و غرب عالم ... اما پایان همه قصه‌ها به یک جا ختم می‌شد؛ به سرزمینی در کرانه فرات و یادگاری که از دل بهشت بر این سرزمین باقی مانده؛ روایتی از نیرویی که مسافر را بر می‌خیزاند و می‌کشاندش تا نینوا. کتاب «پادشاهان پیاده» به کوشش بهزاد دانشگر و محمدعلی جعفری تهیه شده و از طرف نشر عهد مانا در پاییز ۹۷ با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۷۰۰۰ تومان روانه بازار شده است. ]]> استان‌ها Sat, 03 Nov 2018 10:20:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267015/داستان-خوانی-طعم-اربعین قادری: حبیب هم مثل همه ما انسان‌ها یک نقاب دارد و تافته جدابافته نبود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266976/قادری-حبیب-هم-مثل-همه-انسان-ها-یک-نقاب-تافته-جدابافته-نبود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «حبیب؛ انسان‌شناسی دفاع مقدس» تالیف محمد عارف،‌ عصر دوشنبه 7 آبان‌ماه با سخنرانی نویسنده کتاب، نصرالله قادری؛ نویسنده، منتقد و سردبیر ماهنامه تخصصی نمایش و سید مصطفی مختاباد؛ نویسنده، پژوهشگر، استاد دانشگاه تربیت مدرس در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   نصرالله قادری در این نشست بیان کرد: من به این کتاب از نگاه نقد مدرن نگاه می‌کنم؛ کشف آیین‌های مستتر در این اثر مورد نظر است که ممکن است نویسنده هرگز به چیزهایی که می‌گویم فکر نکرده باشد یا برخی از آن‌ها را قبول و برخی‌ را رد کند. کتاب در حیطه‌ای رقم خورده که متاسفانه در ایران چندان با آن آشنا نیستند. بحث عمده کتاب این است که در جهان درام، نویسندگان شناختی از مفهوم انسان‌شناسی ندارند، هرچند یک نویسنده باید با مفاهیم  جامعه‌شناختی، مردم شناسی و انسان‌شناسی آشنا باشد و بتواند اینها را از یکدیگر متمایز کند. نویسنده در این کتاب برای کاراکتر و شخصیت تفاوت قائل است.   وی افزود: در کتاب با مقوله‌ای روبه‌رو هستیم که نویسنده در مقدمه هم آن را توضیح می‌دهد و آن این است که چه کاری را برچه اساسی می‌خواهد انجام دهد. روح حاکم بر این کتاب هرمنوتیک است و به مقوله «بُز بلاگردان» ذیل عنوان «بلاگردان معصوم» می‌رسد. برجستگی شخصیت حبیب در «بلاگردان معصوم» است. یک زمان «بلاگردان معصوم» را جامعه قربانی می‌کند و گاهی خود انسان این راه را انتخاب می‌کند. حبیب آدم بسیار معمولی است و اولین مساله مهم در زندگی او چوپان بودن اوست که نویسنده هم آن‌را توضیح داده و هم توضیح نداده است؛ بسیاری از پیامبران الهی نیز چوپان بوده‌اند. شاید این شائبه پیش آید که با این خصلت شخصیت حبیب هدایت‌گر است، ولی او در این کتاب متکی بر اصل تضاد بوده و به‌گزینی را انتخاب می‌کند و در تمام طول زندگی با اهریمن و اهورای درون خود در تقابل است و می‌جنگد. تصویری که نویسنده از حبیب ساخته به تعداد آدم‌های روی زمین متکثر است و هر آدم تصویری مجزا از حبیب می‌سازد.   این نویسنده و منتقد ادبی، ادامه داد: اینکه هیچ عکسی از این شهید در کتاب نیامده نیز یکی از  حُسن‌های کتاب است. بدون تصویر فیزیکی، اگر بتوانیم با تصویرسازی او را به جامعه بشناسانیم،‌ موفق بوده‌ایم که این مهم در کتاب حاضر رخ داده است. دومین نکته جالب، گذر حبیب از کوچه باغها است که شاید یک موضوع معمولی به‌نظر برسد و در جهان صنعتی امروز چندان قابل فهم نباشد، ولی وقتی به عمق آن توجه کنیم بسیار مهم است. این کوچه‌های بیست‌گانه همان هزارتوهای بورخس است، این مورد هم از محسنات کتاب است.   قادری گفت: نویسنده به مخاطب کنش‌پذیر فکر نکرده و مخاطب را کنش‌گر می‌خواهد تا پابه‌پای نویسنده و پژوهشگران پیش رود. در این کتاب یک راز وجود دارد؛ مبهم‌گویی نویسنده از آغاز تا نتیجه‌گیری ادامه دارد. او رندانه آنچه می‌خواهد بگوید، نمی‌گوید. او می‌گوید می‌خواهم از یک انسان حرف بزنم و اینکه چگونه می‌توان او را شناخت. شناخت کاراکتر و شناساندن او مهم است. نویسنده گام به گام لایه‌های شخصیتی کاراکتر را کشف می‌کند. حبیب هم مثل همه ما انسان‌ها یک نقاب دارد و تافته جدابافته نبود. همه ما یک شخصیت طبیعی داریم. حبیب کاراکتری مرگ‌آگاه هست نه مرگ‌گریز. کاراکتر این کتاب در پی نیمه دوم خود نیست و این نیمه دوم را درون خود جستجو می‌کند. در عین‌حال که به شدت مشتاق شهادت و رفتن است، از آن‌سو به شدت وابسته به زندگی است. این آدم در مسیر زندگی خود، واقعا زندگی می‌کند. او به‌شدت زندگی‌خواه است. حبیب معتقد است کسی آخرت را دارد که زندگی را داشته باشد و دنیا برای او مزرعه آخرت است؛ این نگاه فقط از منظر انسان‌شناسی قابل تبیین است.   وی تصریح کرد: حبیب زن درون خود را بیدار کرده و آن را تا مقام مادرانگی بالا برده است. آنقدر مادر است که می‌توان بوی مادری را از او حس کرد. از سوی دیگر او به‌شدت نیازمند است. توجه به این جزئیات در کتاب برای پرداخت تحولی منحنی کاراکتر مهم است. در کتاب با کاراکتری روبه‌رو هستیم که یک سن تقریبی دارد و یک سن اندیشگی که این سن اندیشگی بسیار گسترده‌تر از سن تقریبی اوست. همچنین او مثل همه انسان‌های روی زمین، دارای غریزه است. توجه به این نکته مهم است که تحول حبیب ناگهانی نیست او از لحظه‌ای که چوپان بوده، دوچرخه‌سواری می‌کرده، دنبال توپ می‌دویده تا لحظه شهادت تحول را تجربه می‌کند. این کتاب تمام چهره‌های کاذب حبیب را نشان می‌دهد و گام به گام در این مسیر پیش رفته و این مورد نیز از محسنات کتاب به‌شمار می‌رود.   این منتقد ادبی افزود: باشکوه‌ترین لحظه زندگی حبیب، لحظه شهادت او نیست، بلکه لحظاتی است که اوست، کتابش و میزش. اینکه اطلاعات تازه‌ای را که به‌دست آورده، چگونه منعکس کند. شهید بودن به این است که جرأت کنید در روزگاری که حاکم جباری وجود دارد، شهامت انتقاد کردن داشته باشید. در جمع باشید و در این بیرون‌بودن جهانی برایت بسازند که تنها باشی و حتی مجبورت کنند که خودکشی کنی، اما حبیب چون اختیار دارد در کاراکتر «بلاگردان معصوم» خود مجبور به خودکشی نشده است. حبیب در لحظه انتقاد کردن و تنها ماندن کاراکتری است که اصلا رویش مانور داده نشده و برای جامعه شناخته شده نیست. او از این منظر یک کاراکتر بسیار معمولی است و چنین شخصیتی هیچ جذابیتی برای مطرح شدن در دنیای درام ندارد.   قادری توضیح داد: پس چه ویژگی و جذابیتی در این شخصیت وجود داشته که نویسنده در 20 فصل درباره تحقیق و نوشته است؟ حبیب از ساخت علمی و نقدگری، انسان کنشگری است و هیچ اِبایی ندارد، حرف خود را بزند و این قدرت را داشته که دیدنی‌های خود را از جامعه پنهان کند. حال از این منظر می‌بینیم که حبیب کاراکتر جذاب و دیدنی است. ویژگی دیگر درباره این کتاب این است که حبیب به‌شدت وابسته به خانه است. خانه مفهوم عمیقی دارد و هر انسانی پا به این دنیا می‌گذارد چهار خانه را تجربه می‌کند و حبیب هر چهار خانه را درک کرده است. نخست آغوش مادر، دوم وطن که مفهومی بسیار فراتر از خاک دارد، سوم خانه عشق که در آن با حضور محبوب انسان خود را با هرچیز غیر از او بیگانه احساس می‌کند و چهارمین خانه نیستان (گاه عدم) است.   استناد به روایت‌های شفاهی آدمها   سید مصطفی مختاباد دیگر سخنران این نشست در ادامه مباحث جلسه، گفت: نویسنده در مقدمه کتاب عنوان کرده که تالیف و به فرجام رساندن این متن یک ساختار را برای ما مشخص می‌کند، پس من بیشتر از منظر ساختارگرایی به این متن نگاه می‌کنم. در مورد موضوعی می‌خواهیم صحبت کنیم که باید یک چارچوب و قاعده اخلاقی و معنوی برایش درنظر بگیریم. نویسنده کتاب «حبیب» خالق این متن است، ولی اینکه تا چه اندازه توانسته در تبلور ویژگی‌های فرهنگی، اخلاقی، معنوی و ... عارفانه شهید حبیب‌الله جواهری موفق باشد نکته اصلی است.   وی اظهار کرد: وی یک روش میدانی و استنادی را در این اثر مورد استفاده قرار داده است. همزمان هم می‌خواهد اثر مستند باشد و هم به یک زبان خلاقه و زیباشناختی پناه ببرد تا چهره شهید را به ما نشان بدهد. مبنای داوری ما در این جلسه براساس همین کتاب است و چون درباره این شهید هیچ نوشته و پیشینه‌ای وجود ندارد و نمی‌دانیم نویسنده تا چه اندازه توانسته در رسیدن به حقایق مادی و معنوی و تجلی و زیست و زندگی مسیری که شهید طی کرده به عمق حقایق نزدیک شود. صحبت‌های تمام افرادی که در این کتاب درباره شهید وجود دارد با فاصله زمانی طولانی بوده و نویسنده توانسته یک ریتم و ملودی در بین این نوشته‌ها ایجاد کند. تا مخاطب از مسیر این روایت به یک شناخت و اشراف نسبت به این شهید برسد.   این نویسنده و پژوهشگر افزود: روشی که نویسنده کتاب انتخاب کرده، استناد به روایت‌های شفاهی آدمها است. نویسنده اطلاعات را به‌دست آورده و سعی دارد آن‌ها را بازنمایی کند. در این متن با دو جهان عینی و ذهنی مواجه هستیم؛ یک جهان، جهان آدمهایی است که با شهید تجربه‌ای دارند و جهان دوم جهانی است که نویسنده و همکارانش سعی دارند با زبان واقع‌گرایی نوپدید آن را معرفی کنند. اینجا با یک جهان مستند ولی با ریتمی هنرمندانه روبه‌رو هستیم.   مختاباد ادامه داد: نویسنده از دو منظر انسان‌شناسی فرهنگی و نشانه‌شناسی فرهنگی به موضوع نگریسته و روایت خود را در این دو طیف به حرکت درمی‌آورد. بدون اینکه خود را اسیر این تئوری‌ها و قالب‌ها کند، خیلی ساده روایت را به ما منتقل می‌کند. تصویری از شهید ساختم که جامعه او را ببیند محمد عارف، نویسنده کتاب «حبیب» نیز در سخنانی گفت: اسناد و مدارکی که در این چهار سال جمع‌آوری و روی آن‌ها کار کردیم، بدون کم‌وکاست سعی کردیم انسان‌شناختیِ رفتارشناسی روی آن‌ها انجام دهیم. حتی اینکه این آدم به چه رنگ و لباسی علاقه داشته، برای من مهم بود. حتی طراحی روی جلد کتاب سه ماه زمان برد و با حساسیت زیاد و تلاش گروهی طرح حاضر انتخاب شد. در نتیجه بررسی‌ها و تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیدم که او بیشتر اهل قلم بوده تا شهید. وی بیان کرد: اگر بتوانیم تصویری از شهید بسازیم که جامعه او را ببیند، موفق بوده‌ایم. سعی کردم طوری او را معرفی کنم که یک فرانسوی هم بتواند شهادت را درک کند و این مقوله را پیچیده و سخت و غیرقابل باور نبیند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 29 Oct 2018 15:53:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266976/قادری-حبیب-هم-مثل-همه-انسان-ها-یک-نقاب-تافته-جدابافته-نبود سینما تصویری منفی از بیماران ام‌اسی ارائه داده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265876/سینما-تصویری-منفی-بیماران-ام-اسی-ارائه-داده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست رونمایی و نقد و بررسی کتاب «من ام‌اس دارم» نوشته مریم پیمان که تجربه زیسته نویسنده درباره بیماری ام‌اس را به مخاطب منتقل می‌کند، روز دوشنبه نهم مهرماه 1397 در سرای اهل قلم برگزار شد. بنابر آنچه که پیشتر اطلاع‌رسانی شده بود، بنا بود در این نشست، علاوه بر نویسنده، عبدالحمید ضیایی، حسین کرمانپور و عبدالحسین هوشمند، مدیر انجمن ام‌اس ایران حضور داشته باشند. ولی در آخرین لحظات به نمایندگی از آقای هوشمند، سهیل گوهری مدیر روابط‌عمومی انجمن ام‌اس در نشست حضور پیدا کرد. این نشست با توضیحات نویسنده درباره کتابش آغاز شد. مریم پیمان که روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته ارتباطات است درباره چگونگی شکل‌گیری کتاب «من ام‌اس دارم» گفت: «من این کتاب را به انگیزه کتاب بودن ننوشتم. این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های من است که در دو سال و نیم گذشته نوشته‌ام  و در آن از همه دغدغه‌هایی که یک بیمار ام‌اسی دارد چه خانوادگی، چه دارویی و... نوشته‌ام. حدود 100 یادداشت در این کتاب وجود دارد ولی تعداد یادداشت‌های من در زمینه ثبت تجربه زندگی با بیماری ام‌اس که در روزنامه‌هایی مثل شرق و بهار منتشر شده‌اند بیش از دو برابر این تعداد است.» وی افزود: «من این کتاب را به این دلیل نوشتم تا از ترس دخترک شانزده ساله‌ای بگویم که وقتی در بیمارستان جم منتظر آزمایشات پزشکی بود از خود می‌پرسید آیا ممکن است که یک نفر با بیماری ام‌اس بتواند راه برود و زندگی عادی داشته باشد؟ این متن‌ها را نوشتم تا به بیماران ام‌اسی از تجربه‌ زندگی فردی بگویم که هجده سال است با بیماری ام‌اس راه رفته، کار کرده و با همه سختی‌ها زندگی کرده است.» او با انتقاد از رویکرد رسانه‌ها نسبت به بیماری ام‌اس سخن خود را اینگونه به پایان برد: «بیماری ام‌اس را خیلی بد می‌شناسیم. خیانتی که رسانه‌ها و به ویژه سینما به بیماران ام‌اسی کرده‌اند قابل چشم‌پوشی نیست. من از همکاران رسانه‌ای و دیگر دست‌اندرکاران فرهنگ خواهش می‌کنم اگر درباره یک بیماری اطلاعات کافی ندارند درباره آن ننویسند. قرائت بدی که از بیماری ام‌اس در فیلمی مانند «طلا و مس» ارائه شد بیماران ام‌اسی را به گریه انداخت. باید باور کنیم که ارائه تصویری غلط از مبتلایان به یک بیماری می‌تواند در سرنوشت آنها تاثیر بدی بگذارد. در محیط‌های شغلی، در ازدواج و در هر کجا که بیماران ام‌اسی با افرادی که شناخت درستی از ام‌اس ندارند روبه‌رو می‌شوند، ذهنیت غلطی که سینما و رسانه از این بیماری ساخته است، می‌تواند تبعات بدی برای مبتلایان به ام‌اس داشته باشد.» پس از پیمان، نوبت به دکتر عبدالحمید ضیایی دانش‌آموخته عرفان تطبیقی و فلسفه غرب و پژوهشگر فلسفه رسید تا کتاب را از منظر ادبی و پدیدارشناختی بررسی ‌کند. ضیایی ویژگی‌های کتاب را اینگونه فهرست کرد: «دقت نظر علمی، دانش ادبی، عاطفه قوی، تیترهای شاعرانه از عمده‌ترین ویژگی‌های کتاب است. تلاش نویسنده تصحیح بدفهمی‌هایی بوده است که درباره بیماری ام‌اس وجود دارد و از این منظر، تالیف و انتشار این کتاب بسیار ضروری بوده است.» ضیایی گفت: «من کتاب «من ام‌اس دارم» را کتابی پدیدارشناسانه درباره بیماری تصور می‌کنم. در پدیدارشناسی و به خصوص پدیدارشناسی مرلوپونتی بدن و تن یک ابژه بی‌همتاست. لزومی ندارد بدن را در رابطه با روح یا نفس یا ذهن بسنجیم تا اعتباری برای آن قائل شویم. به همین دلیل مرلوپونتی دو بدن را از یکدیگر متمایز می‌کند: بدن مکانیکی و بدن زیسته شده. بدن مکانیکی بدن جسمانی ماست که سر و دست و قلب و پا را شامل می‌شود. بدن زیسته شده عبارت است از تجربه اول شخص از سازوکار بدن. آنچه در کتاب پیمان با آن مواجه هستیم  روایتی دسته‌اول از بدن زیسته شده است. روایتی عینی و واقعی از یک بیماری که در آن تلاش شده است تا حد ممکن از توهم پرهیز شود. در این کتاب، فردی مبتلا به ام‌اس به ما می‌گوید فرق زندگی کسی که ام‌اس دارد با آنکه ندارد چیست؟» ضیایی در ادامه گفت: «نگاه پدیدارشناختی باعث شده نویسنده در بعضی یادداشت‌ها نگاه مثبتی به تن داشته باشد. تن برای نویسنده یک نقیصه نیست. آنچنان که در نگاه افلاطونی یا عرفانی یا دکارتی هست. برای افلاطون بیش از آنکه فیزیک زیبایی و سلامت مهم باشد، متافیزیک سلامت و زیبایی مهم است. در نگاه عارفانه نیز، تن خری است که باید مرکبی برای راکبِ روح باشد تا به سعادت برسد. روح عیسی است و تن خر او. برای همین است که سنت ریاضت در فضاهای عارفانه رایج بوده است. نگاه این کتاب می‌تواند به تصحیح فهم ما از تنانگی کمک کند.» او افزود: «این کتاب همچنین به تصحیح فهم ما از بیماری و اتخاذ فهمی همدلانه نسبت به آن کمک کند. بیماری همچنان که امری فردی است، می‌تواند امری اجتماعی هم تلقی شود. این اجتماعی بودن امر بیماری باعث شکل‌گیری طیفی از واکنش نسبت به بیمار در اجتماع می‌شود. از دلسوزی برای مریض تا دوری و فرار از مریض. در فلسفه بیماری ما چند واکنش نسبت به بیماری را صورت‌بندی کرده‌ایم. این واکنش‌ها از این قرار هستند: 1. ترحم. 2. تنفر. 3. توجه. 4. دلواپسی. 5. کنجکاوی. 6. نگرانی و هراس. حال سوال اینجاست که فرد مبتلا به بیماری چگونه باید با چنین واکنش‌هایی برخورد کند؟ پاسخ‌های ممکن به این پرسش یکی از مفاهیم پنهان کتاب است. این کتاب دعوتی است به فلسفه‌ورزی به معنای آنکه ما به عنوان بیمار و مخاطب یاد بگیریم با بیماری جنگ و صلح همزمان داشته باشیم.» ضیایی در جمع‌بندی سخنانش گفت: «دریافت و فهم من از این کتاب این بود که بیماری می‌تواند یک سفر باشد. سفری که مقصدش مشخص نیست و لزوم زیستن در لحظه را به ما یادآوری می‌کند. این مهمترین درس کتاب است. همه‌ شک‌ها، اشک‌ها، دعاها و دیگر مطالبی که در این کتاب وجود دارد، به گمان من زیستن یک مولف در لحظه است و مولف همه این درک و دریافت‌ها را مرهون و مدیون بیماری است. قصد من آن نیست که بگویم بیماری امری مطلوب محسوب می‌شود اما در هر حال عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.» آخرین نکته‌ای که ضیایی به آن اشاره کرد چنین بود: «برای یک بیمار زمان یک رودخانه آرام نیست. گویا یک آینده تاریک نزدیک وجود دارد و همین مسئله که در نظر اول ناگوار می‌نماید باعث می‌شود که نویسنده به درک مضاعفی از مفهوم زمان دست پیدا کند و به قول سهراب سپهری به آبتنی در حوضچه اکنون بپردازد.» پس از عبدالحمید ضیایی نوبت به دکتر حسین کرمانپور، رئیس درمانگاه بیمارستان سینا و عضو انجمن ام‌اس ایران رسید تا از دیدگاهی تخصصی و مبتنی بر دانش پزشکی به ابراز نظر درباره کتاب «من ام‌اس دارم» بپردازد. کرمانپور یکی از خصوصیات کتاب را وسواس فکری‌ای دانست که نویسنده در جای جای متن به آن مبتلاست و خود را در قالب نگرانی نسبت به آینده نشان می‌دهد. او کتاب را از حیث پزشکی کتاب خوبی دانست چرا که ادعایی در زمینه پزشکی نداشته است. همچنین از این منظر که کتاب تمامی تجربیاتی که یک بیماری ام‌اسی با آن روبه‌رو می‌شود را ارائه می‌دهد، آن را اثری قابل توجه دانست. او گفت: «می‌شود برای آشنایی با تبعات بیماری ام‌اس خواندن این کتاب را به بیماران و خانواده‌های آنان و حتی پزشکان توصیه کرد.» او افزود: «نقطه‌ضعفی که می‌توان برای اثر برشمرد آن است که شاید به این دلیل که کتاب گردآوری یادداشت‌های پراکنده خانم پیمان است نخ تسبیح خواننده به هنگام دنبال کردن مطالب کتاب همواره در معرض پاره شدن است. به خاطر قطعه قطعه بودن بخش‌های کتاب، روایت آن به درستی شکل نمی‌گیرد. مشخص نمی‌شود که آنچه بر شخصیت اصلی اثر می‌گذرد چه سیر زمانی‌ای داشته است. چه وقت ازدواج می‌کند و چه شد که طلاق می‌گیرد و... این اتفاق اگر چه می‌تواند برای اثر تعلیق روایی ایجاد کند، از آنجا که ذهن خواننده را آشفته می‌کند می‌تواند نقطه‌ضعف آن هم محسوب می‌شود.» از دیگر موارد قابل انتقاد کتاب از منظر کرمانپور این بود که کتاب نتوانسته است اطلاعات مناسبی درباره چیستی و منشا بیماری ام‌اس به خواننده ارائه بدهد و کتاب بر مبنای توصیف علائم بیماری پیش می‌رود. او در توضیح منشا این بیماری گفت: «بیماری ام‌اس مربوط به سیستم اعصاب مرکزی بدن است و به هیچ‌وجه از قلب، عضلات و دیگر اندام‌های بدن ناشی نمی‌شود. سیستم اعصاب مرکزی شامل سه بخش بزرگ است. مغز، بصل‌النخاع و نخاع و شریان‌های عصبی که پیام‌ها را به جای جای بدن منتقل می‌کنند. اگر خارشی در نوک پا احساس می‌شود یا هر علامت دیگری که به ام‌اس مرتبط است، این علامت به دلیل ضعف عضلانی یا ضعف‌های دیگر به وجود نیامده است. نقصان در سیستم اعصاب مرکزی است و به دلیل دیر رسیدن پیام‌های عصبی به اندام‌ها است که اشکال در آن‌ها بروز پیدا کرده است.» کرمانپور توضیحات خود درباره بیماری ام‌اس را اینچنین تکمیل کرد: «بیماری ام‌اس آنجا آغاز می‌شود که دستگاه ایمنی بدن به جای مقابله با خطرهای خارجی، به تخریب سلول‌های بدن می‌پردازد. بدن بر اثر اشتباهی که علت آن هنوز کشف نشده است، به تخریب خود مشغول می‌شود. در چنین شرایطی با توجه به آنکه ما دلیل خودتخریبگری بدن را نمی‌شناسیم نمی‌توانیم درمانی قطعی برای آن به دست آوریم و تنها کاری که از ما برمی‌آید آن است که روند تخریب را کنترل کنیم.» کرمانپور یکی از محاسن کتاب را این دانست که نویسنده نامی از داروهایی که به بیماران مبتلا به ام‌اس ارائه می‌شود نبرده است. او گفت: «مریض‌ها میل به همذات‌پنداری فراوانی دارند در صورتی که هیچ الزامی ندارد دارویی که برای یک بیمار مناسب است برای بیماری دیگر هم مناسب باشد. به همین خاطر خودداری از بردن نام داروها می‌تواند از تبعات بعدی جلوگیری کند.» وی درباره احتمال یافتن درمان قطعی برای ام‌اس نیز گفت: «تاکنون این اتفاق رخ نداده است به این خاطر که ما علت بروز این بیماری را نمی‌شناسیم. در صورت شناختن علت بیماری، فاصله چندانی با درمان آن نخواهیم داشت. البته با توجه به سرعت و حجم فعالیت‌های علمی برای شناخت علت این بیماری، احتمال می‌رود که در میانه‌های دهه‌ی بعد میلادی بتوانیم به درمان بیماری ام‌اس دست پیدا کنیم.» وی گفت: «در حال حاضر گاه نوعی شارلاتانیسم در بحث درمان بیماری ام‌اس مشاهده می‌شود که شاید حتی گاهی متخصصان این بیماری را هم درگیر خود کند. کتاب خانم پیمان به این موارد هم به خوبی اشاره کرده است.» او در فراز پایانی سخنش گفت: «ما می‌دانیم که کمبود ویتامین دی در شکلگیری بیماری ام‌اس موثر است و از آنجا که این ویتامین با آفتاب تامین می‌شود و شهرهای آلوده‌ای نظیر تهران آفتاب مناسبی که ویتامین دی لازم برای بدن را تامین کنند، ندارند، خوردن قرص ویتامین دی می‌تواند جایگزینی برای آفتاب محسوب شود.» پس از کرمانپور، سهیل گوهری مدیر روابط‌عمومی انجمن ام‌اس ایران با ذکر خاطراتی از نحوه آشنایی خود با بیماران ام‌اسی و انجمن ام‌اس گفت: «من زندگی خودم را می‌توانم به دو دوره پیش از حضور در انجمن ام‌اس و پس از آن تقسیم کنم. حضور در انجمن ام‌اس روحیه‌ای شاعرانه و رمانتیک را به همراه خود می‌آورد که تجربه‌ای بسیار ویژه است.» پس از آن کتاب «من ام‌اس دارم» نوشته مریم پیمان با حضور مهمانان نشست و همچنین رضا حاجی‌آبادی مدیر نشر هزاره ققنوس برگزارشد.   ]]> تاریخ و سیاست Tue, 02 Oct 2018 09:27:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265876/سینما-تصویری-منفی-بیماران-ام-اسی-ارائه-داده ترجمه ای متفاوت از آثار ویلیامز در میان کتاب‌های پزشکی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265692/ترجمه-متفاوت-آثار-ویلیامز-میان-کتاب-های-پزشکی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم رونمایی از کتاب «بارداری و زایمان ویلیامز» با ترجمه گروهی از اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها در دانشگاه پرستاری و معماری دانشگاه تهران با حضور مرتضی ذوالقدر مدیر مسئول نشر رومی و زیبا تقی‌زاده،  سرپرست تیم علمی مترجمان و ویراستاران این اثر برگزار شد.   ذوالقدر در ابتدای این مراسم درباره انتشار کتاب‌های زنان و زایمان در نشر پزشکی گفت: کتاب‌های ویلیامز سال‌ها است که در ایران توسط چندین ناشر ترجمه و منتشر می‌شوند که غالبا ترجمه‌های خوبی هم بوده‌اند. اما ما تلاش کردیم تا ترجمه با کیفیت‌تری را ارائه دهیم؛ به همین دلیل با مشورت و راهنمایی بسیاری از اهالی این دانش توانستیم به این هدف جامعه عمل پوشاندیم.   وی با اشاره به همکاری زیبا تقی‌زاده و دیگر اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها با این نشر گفت: برای شروع کار خوشبختانه توانستیم از دکتر تقی‌زاده و دیگر اعضای هیات علمی دعوت به عمل بیاوریم. قصد ما از ترجمه کتاب‌های ویلیامز صرفا تجاری نبوده است و می‌خواهیم ترجمه ماندگاری از آثار وی در ایران موجود باشد و بیشتر اهداف فرهنگی را دنبال می‌کردیم.   ذوالقدر گفت: تا پایان سال برنامه‌های جدیدی برای ارائه مطالب ویلیامز داریم و سعی می‌کنیم به شکلی ارائه کنیم که مسلما کمک زیادی به دانشجویان رشته زنان زایمان و مامایی کند. وجود ترجمه‌های پیشین کار ما را بسیار سخت کرد اول آنکه‌ در بحث ترجمه نیاز بود ظرایف کار را به دقت بررسی کنیم.   وی افزود: در مرحله بعد از ترجمه، یکسان‌سازی واژگان بود که بشود به ترجمه یکسانی در کل متن برسیم. بعد از آن ویرایش و تیم ویراستاری اهیمت زیادی برای ما داشت. لازم به ذکر است که هر کدام از این افراد عضو هیات علمی دانشکده‌های پزشکی در کشور هستند.   مدیر مسئول نشر رومی با اشاره به کارت‌های تخفیف کتاب گفت: برای اینکه دانشجویان به راحتی بتوانند از این کتاب‌ها استفاده کنند نشر رومی کارت‌های تخفیفی را ارائه می‌دهد تا دانشجویان بتوانند با قیمت مناسب کتاب‌ها را خریداری کنند این کارت‌ها قابل استفاده برای دانشجویان در شهرستان‌ها هم هست و این افراد هم می‌توانند با دریافت کارت از تخفیف 35 درصدی بهره‌مند شوند.   به گفته ذوالقدر این کارت‌ها در میان اعضای هیات‌علمی اغلب دانشگاه‌ها توزیع می شود. در عین حال اگر افراد بخواهند اقدام به خریداری کتاب کنند می‌توانند با تماس مستقیم نسبت به سفارش کتاب اقدام کنند.   وی با اشاره به هزینه و قیمت کتاب گفت: با توجه به اینکه هزینه‌های چاپ و تولید کتاب بسیار بالا رفته است. در ویراست‌های قبلی ناشران بین 240 تومان تا 300 هزار تومان کتاب را می‌فروختند با توجه به افزایش قیمت‌ها قیمت فعلی کتاب تازه منتشر شده از سوی نشر رومی هم تقریبا به همین میزان است. تلاش شده است افزایش قیمت نداشته باشیم. همچنین یک نسخه سیاه و سفید هم از این کتاب به چاپ رساندیم که اگر فردی کتاب را با قیمت کمتری خواست به راحتی دریافت کند.   وی افزود: هدفی که مارا راغب کرد کتاب ویلیامز را چاپ کنیم، گستره تعداد ماما‌هایی بود که در عرصه پزشکی فعالیت می‌کنند، تا آن‌ها بتوانند با اطلاعات روز و دقیق در حوزه فعالیت خود آشنایی کامل و تسلط داشته باشند.   ذوالقدر با اشاره به نرم‌افزار محتوایی ویلیامز گفت:  یک نرم‌افزاری را طراحی کرده‌ایم که اطلاعات جامع در این علم در آن بارگزاری شده است و دانشجویان و دانش‌پژوهان می‌توانند با در اختیار داشتن این نرم‌افزار به پاسخ‌ها و اطلاعات علمی مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند. به احتمال زیادی این نرم‌افزار تا پایان سال قابل استفاده برای تماتمی افراد خواهد بود.   در ادامه این مراسم زیبا تقی‌زاده درباره نحوه ویراستاری کتاب گفت: اکنون همه جای دنیا می‌دانند که زنان اصلی‌ترین عنصر یک جامعه به حساب می‌آیند. طبق گفته ناپلئون بناپارت زنان با یک دست گهواره را تکان می‌دهند و با دست دیگر دن.   وی افزود: با توجه به اینکه 75 درصد زایمان کشور توسط ماما‌ها انجام می‌شوند، تلاش زیادی هم برای کاهش مرگ و میر زنان شده است.خوشبختانه می‌توانیم این ادعا را داشته باشیم که مرگ میر زنان تا حد بسیار زیادی کاهش یافته است.   تقی‌زاده گفت: معتقدم باید برای زنان فعالیت جدی‌تری انجام داد. یک ماما باید تحصیلات آکادمیک خوبی داشته باشد و دسترسی راحتی باید به کتاب علمی داشته باشد که خوشبختانه سیاست نشر رومی بر همین اساس تدبیر شده است.   در انتهای این مراسم آیین رونمایی از کتاب «بارداری وزایمان ویلیامز» با حضور جمعی از دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشکده‌های مختلف پزشکی کشور برگزار شد.‌ ]]> دانش‌ Thu, 27 Sep 2018 11:48:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265692/ترجمه-متفاوت-آثار-ویلیامز-میان-کتاب-های-پزشکی