خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Mon, 18 Jun 2018 18:19:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 18 Jun 2018 18:19:06 GMT ادبيات 60 نشست معرفی و بررسی کتاب عدالت و سیاست http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262289/1/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-عدالت-سیاست ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 13:41:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/262289/1/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-عدالت-سیاست اوژن حقیقی: از تفاوت نگاه‌های برخی از دوستان جوان به شگفت آمدم/لیلی گلستان: فارسی نه‌چندان خوب نویسندگان جوان مرا اذیت کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262283/اوژن-حقیقی-تفاوت-نگاه-های-برخی-دوستان-جوان-شگفت-آمدم-لیلی-گلستان-فارسی-نه-چندان-خوب-نویسندگان-مرا-اذیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر رسیده در ابتدای این نشست، اوژن حقیقی، دبیر جایزه کوتاه ارغوان، درباره شرایط شرکت در این جایزه گفت: هدف جایزه ارغوان شناسایی استعدادهای جوان و حمایت از آنان است و ما برای این جایزه محدودیت سن 30 سال را مد نظر قرار دادیم. او افزود: در این دوره، بالغ بر 400 داستان به دبیرخانه رسید که از میان آن‌ها در مرحله نخست 379 اثر مورد پذیرش قرار گرفت که 138اثر آن متعلق به نویسندگان مرد و 241 اثر متعلق به خانم‌ها بود. دبیر جایزه داستان کوتاه ارغوان تصریح کرد: در این جایزه پس از انتخاب 30 نفر برگزیده توسط هیئت انتخاب، 10 داستان پایانی توسط هیئت داوران مورد بررسی قرار گرفت که در کتاب برگزیده این جایزه منتشر خواهد شد. در ادامه این نشست فرهاد توحیدی، فیلم‌نامه‌نویس و عضو هیئت انتخاب جایزه داستان ارغوان گفت: یکی از جذابیت‌های این جایزه برای شخص من این بود که نحوه اندیشیدن، نگریستن و تحلیل جوانان این دوره را درباره عشق، خانواده، زندگی و همه موضوعاتی که درباره آن می‌نویسند، درک کنم. او افزود: در بین بررسی آثار رسیده به دبیرخانه جایزه، از تفاوت نگاه‌های برخی از این دوستان جوان به شگفت آمدم به همین خاطر می‌توانم بگویم که کنجکاوی برای من مهم‌ترین دلیل حضور در این جایزه بود. عضو هیئت انتخاب جایزه ارغوان انتخاب موضوع در این دوره را یک فرصت و تحدید خواند و افزود: از نظر من انتخاب موضوع در این جایزه، یک فرصت و تحدید بود، زیرا با انتخاب موضوع محدودیت برای نویسندگان ایجاد شد که ممکن بود، نوعی یکنواختی در رنگ و آشنایی ایجاد کند، اما از سوی دیگر همین محدودیت فرصتی شد که خلاقیت‌ها را در چنین شرایطی به تصویر درآورند. توحیدی درباره شرایط آثار ارسالی به دبیرخانه جایزه توضیح  داد: متأسفانه به نظر می‌رسد که در میان نسل نو، استفاده از واژگان درست، درست‌نویسی و روان‌نویسی چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. به همین خاطر در آثار رسیده به لحاظ زیر پا گذاشتن نکات دستوری و دچار شدن به انواع آفات و آسیب‌های نوشتن که حاصل فضای مجازی است، شاهد مشکلاتی بودیم. او ادامه داد: از نظر من یک نویسنده چه نوقلم و چه دارای رزومه باید به ابزار نویسندگی شامل کلمه و دستور زبان فارسی به درستی توجه کند. بنابراین کسی که داستان می‌نویسد باید از ابتدا زبان فارسی را به درستی بداند. بر همین مبنا تعداد آثاری که از این نظر دچار آسیب بودند، اندک نبود. توحیدی درباره انتشار کتاب 10 داستان برگزیده جایزه ارغوان گفت: به نظر من جالب است که هیئت داوران به لحاظ تکنیکی درباره 10 اثر برتر نظرات خود را ارائه کنند و این نظرات در کتابی که قرار است به چاپ برسد، منتشر شود. البته در بین آثار رسیده به دبیرخانه جایزه ارغوان من چند داستان منتخب و استعداد برجسته دیدم که قابل توجه هستند. لیلی گلستان، عضو هیئت داوران جایزه ارغوان نیز در ادامه این جلسه بر لزوم توجه نویسندگان جوان به دستور زبان فارسی اشاره کرد و گفت: آنچه که مرا در طول خواندن این داستان‌ها اذیت کرد، فارسی نه چندان خوب نویسندگان جوان بود. من فکر می‌کنم رفع چنین مشکلی در گرو خواندن متون کلاسیک توسط هنرمندان جوان است. او ایده‌پردازی داستان‌های ارسالی به این جایزه را قابل توجه خواند و بیان کرد: ایده‌های خوبی در داستان‌های وجود داشت. ایده‌هایی که نشان می‌داد نویسنده به مسائل کوچک و ساده اهمیت می‌دهد و مواردی را می‌بیند که اغلب افراد به آن توجه نمی‌کنند و این بسیار خوب است. گلستان بر لزوم ادامه حمایت از برگزیدگان این جایزه تأکید کرد و افزود: طی سال‌های فعالیتم همواره به این اندیشیده‌ام که چرا درصد اندکی از برگزیدگان مسابقات داستان‌نویسی این راه را ادامه می‌دهند و به عنوان نویسنده حرفه‌ای دیده می‌شوند. در واقع این مسئله همواره برای من جای تعجب و تأسف دارد که کمتر این برگزیدگان را در عرصه‌های حرفه‌ای می‌بینیم بنابراین امیدوارم که با حمایت‌هایی که برنامه‌ریزی شده، بتوانیم بخشی از این افراد را در مسیر نگاه داریم البته همان‌طور که می‌دانید، بخش مهمی از مسئله بر عهده خود این اشخاص است.   او درباره سه اثر برگزیده در این جایزه گفت: به نظر من از میان داستان‌هایی که خوانده‌ام، سه نفر نخست بهتر از سایرین بودند و این جایزه را به حق دریافت می‌کنند به همین خاطر نیز امیدوارم که به این قصه بسنده نکنند و کار را ادامه دهند. همواره در عرصه تجسمی گفته‌ام که در این سی سال شاهد جرقه‌هایی بوده‌ام که به آتش تبدیل نشدند بنابراین امیدوارم که در جایزه ارغوان این‌گونه نشود و این جرقه‌ها به آتش تبدیل شوند. او ادامه داد: در راستای حمایت از این نویسندگان جوان، نشر مرکز به عنوان یکی از بهترین انتشارات موجود، کتاب آثار برگزیده را منتشر  خواهدکرد، بنابراین امیدوارم که نویسندگان جوان از این فرصت استفاده کنند و راه را ادامه دهند. اوژن حقیقی، دبیر جایزه ارغوان نیز درباره راهکارهای حمایت از برگزیدگان این رویداد توضیح داد و گفت: جوان‌ترین شرکت‌کننده در این جایزه 20 سال داشت و همان‌طور که می‌دانید حداکثر سن شرکت کنندگان 30 سال بود. او درباره شکل‌گیری ایده برگزاری این مسابقه بیان کرد: به عنوان یک نویسنده، من برای چاپ کتابم و ارتباط برقرار کردن با ناشران مشکلات بسیاری داشتم، بنابراین فکر کردم که نسل جوان با وجود چنین مشکلاتی امکان کمتری برای بروز و ظهور دارند. بر همین مبنا نیز این مسابقه طراحی شد تا امکانی برای شناسایی استعدادهای جوان باشد و شرایط دیده شدن آن‌ها را فراهم کند. در ادامه این نشست از تندیس جایزه ادبی ارغوان که توسط استاد سعید شهلاپور طراحی شده بود، رونمایی شد. بر اساس این گزارش، مراسم اختتامیه و اعلام برندگان اولین دوره جایزه داستان کوتاه ارغوان با موضوع آخرین روزهای سال پنج‌شنبه 31 خرداد ماه ساعت 18/30 در سالن شهناز خانه هنرمندان برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 11:51:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262283/اوژن-حقیقی-تفاوت-نگاه-های-برخی-دوستان-جوان-شگفت-آمدم-لیلی-گلستان-فارسی-نه-چندان-خوب-نویسندگان-مرا-اذیت رونمایی از نشان‌واره جایزه ادبی «الوند» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262273/رونمایی-نشان-واره-جایزه-ادبی-الوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا)، گردانندگان این جایزه تلاش دارند هر سال در همدان این جایزه کتاب را برگزار کنند و یکی دیگر از استان‌هایی باشند که در آن جایزه ادبی به صورت ملی برگزار می‌شود. جایزه ادبی «الوند» در دوره‌ نخست فقط به حوزه شعر و داوری کتاب‌های منتشرشده در این بخش خواهد پرداخت؛ اما در دوره‌های آینده در حوزه داستان هم فعال خواهد شد. برگزارکنندگان این جایزه تاکید دارند که جایزه مختص به استان همدان نیست و به این دلیل نام «الوند» برگزیده شده که این کوه معروفترین نماد طبیعی پایتخت تاریخ و تمدن ایران است. فراخوان نخستین دوره جایزه «الوند» تیرماه و پس از رونمایی از نشان‌واره منتشر خواهد شد. ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 11:03:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262273/رونمایی-نشان-واره-جایزه-ادبی-الوند جانشین ابوالحسن نجفی در فرهنگستان زبان فارسی معرفی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262272/جانشین-ابوالحسن-نجفی-فرهنگستان-زبان-فارسی-معرفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، طی حکمی  ایلمیرا دادور، استاد زبان فرانسه دانشگاه تهران را به مدیریت گروه ادبیات تطبیقی منصوب کرد. پس از درگذشت شادروان استاد ابوالحسن نجفی، عضو فقید پیوسته و مدیر گروه ادبیات تطبیقی فرهنگستان، استاد احمد سمیعی (گیلانی) به سرپرستی این گروه منصوب شده بود. متن حکم صادر شده بدین شرح است: بسمه‌تعالی استاد محترم سرکار خانم دکتر ایلمیرا دادور احتراماً نظر به دانش و تجربه ارزشمندی که دارید به موجب این حکم به سمت مدیر گروه «ادبیات تطبیقی» فرهنگستان زبان و ادب فارسی منصوب می‌شوید. توفیق آن استاد ارجمند را  در خدمت به علم و فرهنگ و پاسداری از زبان و ادب فارسی از خداوند متعال مسئلت می‌کنم. غلامعلی حداد عادل بر اساس این گزارش، ایلمیرا دادور، استاد زبان فرانسه دانشگاه تهران و دارای مدرک دکتری ادبیات تطبیقی از دانشگاه نیس‌فرانسه است. عضویت شورای تخصصی گروه فرانسه دانشکده ادبیات علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، سردبیری مجله پژوهش ادبیات معاصر جهان، عضویت هیئت تحریریه مجله مطالعات زبان و ادبیات فرانسه، معاونت پژوهشی دانشکده زبان‌ها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، عضویت هیئت ممیزه دانشگاه تهران از جمله مسئولیت‌های وی بوده است. برخی از آثار تألیفی دکتر دادور عبارت‌اند از: بررسی تطبیقی ساختار داستان کوتاه، واژگان نشانه ـ معناشناسی (فرهنگ تخصصی)، درآمدی بر ادبیات تطبیقی، دیرینه‌شناسی ترجمه، تصویرشناسی. ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 10:22:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262272/جانشین-ابوالحسن-نجفی-فرهنگستان-زبان-فارسی-معرفی «من از او می‌ترسم» در فرهنگسرای رازی نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262269/او-می-ترسم-فرهنگسرای-رازی-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتابخانه رازی در روز 29 خردادماه بیستمین نشست از سلسله نشست‌های چهارسوق کتاب را بر گزار می‌کند.   به گزارش روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 11 دراین نشست که با هدف ترویج و توسعه فرهنگ کتابخوانی برگزار می‌شود ،کتاب «من از او می‌ترسم» با حضور ستاره محمدی نویسنده کتاب و مرتضی صالح آبادی به عنوان کارشناس و مجری برنامه نقد و بررسی می‌شود .   خوانش چکیده کتاب و سخنرانی مجری در نقد این اثر و پاسخگویی نویسنده بخش‌های مختلف این برنامه را تشکیل می‌دهند. این کتاب روایتگر ماجرای دختر خان‌زاده‌ای است که در دیاری آذری زبان درگیر مسایل و خصومت‌های قومی و طایفه‌ای است. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: «چندباری برگشتم و به قلعه نگاه کردم. زن با فانوس خاموش روی دیوار ایستاده بود. بی‌حرکت. فقط پِرپرِ زدن لبه‌های پایین لباسش در نسیم می‌آمد و باقی فقط سکوت. صدای لاشخورها هم شنیده نمی‌شد...»   علاقه‌مندان می‌توانند برای شرکت در برنامه در زمان یاد شده از ساعت 16 به کتابخانه رازی واقع در میدان قزوین،خیابان قزوین، بوستان رازی فرهنگسرای رازی مراجعه و یا برای کسب اطلاعات با تلفن 55423353 تماس حاصل کنند.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 09:50:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262269/او-می-ترسم-فرهنگسرای-رازی-نقد-می-شود شعر-سیاست-عرفان/یادداشت شاپور جورکش بر شعری از محمد زندی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262265/شعر-سیاست-عرفان-یادداشت-شاپور-جورکش-شعری-محمد-زندی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- شاپور جورکش: «هنوز چند سالی نگذشته از زمانی که بیلبوردهای شهرهای ما پر شده بود از جمله‌ها‌ی غریبی که خواهان خروج اهالی افغان از این خاک بود. لحن جمله‌ها و شعارها چندان موهن و غریب بود که یک بار من به چشم خود شاهد بودم که راهنمای تور یکی دو نفر از ایرانگردان با دوربین خود از بیلبوردی عکس می‌گرفت...   خوشبختانه این نوع برخورد به زودی تغییر کرد و لااقل لحن ملایم‌­تری گرفت. اما آن بیلبوردهای برخورنده برای مدتی تأثیر خود را بر مردم گذاشت: برای آنان که دنبال توجیه مسائل‌اند ، گزکی شد که لکه­ هر ناهنجاری را  به شکلی موجه  از دامن خودی پاک کنند؛ آنان که با مردمان افغان کمی همدلی داشتند، و لحن برخورنده­ شعارها را در شأن هیچ آدمیزادی نمی­‌دانستند، سرشکسته از این بودند که در برابر این نوع خط مشی چطور توی صورت  این مردم زحمتکش نگاه کنند؛ و برای جماعت نازک دلی که دستی از دور بر آتش سیاست دارند و از مناسبات  سیاسی بی­خبراند، تنها لحن گزنده­ جمله‌­ها بود که باید تغییر می­‌کرد، نه محتوای پیام!   کار مجری سیاست لابد این است که افغان جماعت را، خارجی و بیگانه‌ای تلقی کند­ که اینجا دارد امکانات موجود را که باید صرف هموطنی شود، به خود اختصاص می دهد پس به خود اجازه می‌دهد به هر شکل و هر لحنی بتواند داخلی ها را بر ضد «خارجی ها» بشوراند، بی آن که توان این را داشته باشد که لحظه‌­ای خود را جای آن «خارجی» بگذارد. کار شاعر اما از سیاست­گر جداست:   شعر زیر از آقای محمد زندی که در سایت ادبی حضور آمده زبان حال یک برادر افغان است با بیانی ساده و عریان که گویی می‌کوشد با همان مخاطبی روبه‌رو شود که قبلا تبلیغات بیلبوردی رویش سوار شده است.   محمد زندی ساکن کرج اما فرزند برزابلند کوه آبیدر و کردستان است و نمی‌­شود گفت آنچه این دیدگاه همدلانه را به او بخشیده  تنها  غم غربتی است که دست کم سال‌ها چشیده: حتی نمی‌توان گفت که شاعر سیاست را وارد شعر کرده: موضوع شعر او هرچند با سیاست درگیر شود نمی‌توان شاعر را شاعر سیاسی خواند چون نوع نگاه او به ابژه– اعم از سیاسی و غیرسیاسی- است که رخداد شعری را برایش میسر کرده. در پهنه خیالینِ شعر ابژه‌­ا­ی مثل یک افغان، نه بیگانه است و نه تبعه ؛ از نگاه شعر، او میهمان این طبیعت و این خاک است :   عمل نوشتن شعر هم سیاسی نیست، بلکه رخدادی است که به تعریف نیمای بزرگ به فناء فی اللهِ عارفان شبیه است، تا به سیاست‌ورزی. نیما می‌گوید شاعر باید بتواند جای سنگ بنشیند و از دید سنگ به جهان نگاه کند؛ بتواند جای کلاغ زاغی بنشیند و به بهمن نگاه کند؛ یعنی شاعر باید مثل بازیگر هر آن در جای ابژه ای بنشیند و آن را از درون اتود کند تا مثلأ در شعری مثل  «خانه سریویلی» همزمان بتواند خدا و شیطان را به صحنه بیاورد.   شاعری که بر اساس پیشنهاد نیما دنیای شاعرانه و نگاه به جهان خود را گسترش داده باشد، با حلول  در شخصیت ابژه و «آن دیگری» درست همانطور به ناگزیر استغراق می‌کند که عارفان  در راه معبود خود به «فنا» می‌اندیشند؛ تنها فرق شاعر و عارف در این است که  عارف در بحر حق غرقه و مقیم می‌شود و باز نمی گردد- کان را که خبر شد خبری باز نیامد- اما شاعر بعد ازسفر به سمت شناخت ابژه و موضوع مورد نظر خود، باز می‌گردد تا از  ابژه به همزبانان خود گزارش دقیق دهد؛   گزارشی از دید یک افغان غریب که همیشه در خانه‌­های نیمساز ما ساکن می­‌ماند، باغ های ما را کرته­‌بندی می­‌کند، زمین ما را شخم می‌­زند و ملک ما را نگهبانی می­‌کند... کنار همین کرته و باغ همه روزان عمرش را غروب می‌کند اما خانه اش اینجا نیست. چون اینجا برایش مجال رؤیا و خاطره نیست.   از چشم او، نه این نیمسازه­‌های چند روزه معنای وطن دارد نه هزاران درختی که هر روز آبیاری می‌کند معنای باغ دارد؛ و نه ثمره این درختان غربت عطر و طعمی آشنا دارد؛ چون دلش را  در کابل و مولیان جا گذاشته، آنجا که خوب و بد خاطره‌هایش زنده و واقعی‌ست. آنجا که برادرانش کابل خورده‌اند؛ خواهرانش از زیر صورتک‌هاشان نگرانش بوده‌اند؛ آنجا که بودای هزار تکه هوا رفت. برای او تنها در هرات توت شیرین است:   محمد زندی در هرات توت شیرین است   دلتنگ خواب های خانه دلتنگ عطر درخت توت از هرجا تا نیمروز خیابان هایتان را می روبم سوار بر یال هراتم کنید تونل هایتان را طاق می زنم و به دوش می کشم جاده هایتان را پنج سال عمرم برای پدرم پنج سال برای همسری که ندیده ام پنج سال برای فرزندی که خیال است پنج سال برای مادری که مرده پنج سال برای خواهرم که تنهاست و پنج سال برای جانم که دارد ترک بر می دارد و پنج سال برای خواب هایم می روبم خانه هایتان مغازه هایتان شیشه ی ماشین هایتان که با سرعت مرا به دهنه برسانید از اینجا از هرجا مرا به اسلام قلعه برسانید دلتنگ توت هراتم دلتنگ شیرینی خانه محمد زندی     ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 09:19:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262265/شعر-سیاست-عرفان-یادداشت-شاپور-جورکش-شعری-محمد-زندی پنجمین کنگره بین‌المللی «عرس بیدل» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262262/پنجمین-کنگره-بین-المللی-عرس-بیدل-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد بیدل، پنجمین عرس بین‌المللی بیدل که قرار بود سال گذشته برگزار شود، بعد از چند ماه وقفه، روزهای 14 و 15 تیرماه سال جاری برابر با 5 و 6 جولای 2018 میلادی با حضور استادان و پژوهشگران صاحب نام ایران و جهان در تهران برگزار شود. در این دوره، علاوه بر سخنرانی‌ها، برگزیده‌ای از آثار و مقالات رسیده به دبیرخانه کنگره، در دو بخش شخصیت و آثار و افکار میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی، شاعر و عارف بلند آوازه زبان فارسی، و نیز میراث جهانی زبان و ادبیات فارسی ارائه خواهد شد. عرس پنجم بیدل دهلوی نیز همچون عرس‌های پیشین، عرصه‌ای سزاوار برای عرضه داشت آخرین پژوهش‌ها و دستاوردهای ادبی، فرهنگی و علمی استادان و پژوهشگران در زمینه بیدل‌شناسی به طور خاص و میراث فارسی برون مرزی به طور عام است. پنجمین عرس بین‌المللی بیدل دهلوی، 14 و 15 تیرماه 97 در سالن خیابان حجاب مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری‌ کانون پرورش فکری‌ به دبیری دکتر هادی سعیدی کیاسری برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 07:50:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262262/پنجمین-کنگره-بین-المللی-عرس-بیدل-برگزار-می-شود رونمایی از «ماه را نشانه بگیر» نوشته ژیلا تقی‌زاده http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262259/رونمایی-ماه-نشانه-بگیر-نوشته-ژیلا-تقی-زاده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی و جشن امضای کتاب «ماه را نشانه بگیر» نوشته ژیلا تقی‌زاده برگزار می‌شود. در این مراسم نویسندگانی چون شهره احدیت، سپیده ابرآویز، مهرداد ضیایی، علی‌الله سلیمی و علی شجاعی حضور دارند و درباره اثر صحبت خواهند کرد. در معرفی این کتاب آمده است: «داستان بلند «ماه را نشانه‌ بگیر» با یک خرق‌عادت شروع می‌شود. با یک ازدواج روستایی که در نوع خود امری غیر رایج در منطقه رخداد آن بوده است و تا پیش از آن شکل نگرفته است؛ اما به دنبال آن مشکلات و مصائب زندگی به ویژه بروز و ظهور شایعه‌ها و اظهارنظرهای عجیب، یک خانواده را ناچار به کوچ از تبار و سرزمین خود می‌کند و این آغاز داستانی است که دنباله آن در دنیای مدرن و سال‌ها بعد پیگیری می‌شود. داستان زندگی دختر جوانی که شوهر خود را به سودایی که نمی‌داند چیست، از دست رفته می‌بیند.»    کتاب «ماه را نشانه بگیر» نوشته ژیلا تقی‌زاده را انتشارات کتاب نیستان در 124 صفحه به قیمت 12000 تومان منتشر کرده است.  مراسم رونمایی از این اثر پنج‌شنبه 31خرداد ساعت 18 در خانه داستان چوک واقع در خیابان انقلاب، خیابان 16 آذر پلاک 36 طبقه دوم برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 07:48:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262259/رونمایی-ماه-نشانه-بگیر-نوشته-ژیلا-تقی-زاده نقدوبررسی «کشتن به سبک خانگی» در خانه فرهنگ گلها http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262261/نقدوبررسی-کشتن-سبک-خانگی-خانه-فرهنگ-گلها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقدوگفت‌وگو درباره کتاب خانه فرهنگ گل‌ها به مجموعه داستان «کشتن به سبک خانگی» نوشته افسانه احمدی اختصاص دارد. این مجموعه داستان آخرین اثر داستانی افسانه احمدی است. در این نشست مصطفی علیزاده،‌ داستان‌نویس و منتقد ادبی به عنوان کارشناس و امین موسی‌وند،‌ داستان‌نویس به عنوان دبیر نشست حضور خواهند داشت. این نشست چهارشنبه 30خرداد 1397 از ساعت 16 تا 18 در خانه فرهنگ گل‌ها واقع در خیابان کارگر شمالی، بالاتر از خیابان فاطمی،‌کوچه دیدگاه پلاک28 برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 07:34:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262261/نقدوبررسی-کشتن-سبک-خانگی-خانه-فرهنگ-گلها انتشارات چکاوک با اقتباس از آثار فهیمه رحیمی موافقت نکرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262257/انتشارات-چکاوک-اقتباس-آثار-فهیمه-رحیمی-موافقت-نکرد بهاره شیرازی در گفت‌وگو  با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در سالگرد درگذشت فهیمه رحیمی درباره مادر خود  گفت: از زمانی که به خاطر دارم، مادر در سفر بود. در این سفرها بود که برای داستان‌هایش ایده می‌گرفت. حتا برای برخی از کتاب‌هایش که موضوعات جدی‌تری داشت به زندان‌ها سرمی‌زد. مادر بعد از تجربیاتی که از سفر به دست می‌آورد به آن‌ها طعم و مزه تخیل هم می‌داد و به خلق اثر می‌پرداخت. صرفا اینطور نبود که سوژه‌هایش محصول تخیل باشد و تلفیقی از واقعیت و خیال بود. آثار مادر آمیزه‌ای از واقعیت‌های اجتماع در برهه زمانی دهه شصت بود و آن زمان نویسندگان کمی بودند که به این مسائل بپردازند. بهاره شیرازی وی درباره تجربیاتی که باعث نوشتن داستان‌ها به قلم مادرش می‌شد توضیح داد: مادرم در سفرهایش به دردل و داستان زندگی مردم به‌ویژه زنان روستایی گوش می‌داد و برای نوشتن هر رمان بین شش ماه تا یک‌سال وقت می‌گذاشت و به این شکل نبود که در مدت زمان کمی تنها کاغذ سیاه کند. داستان‌های مادر از دل همین آدم‌ها و همین جامعه برمی‌آمد و هر آنچه که از دل برآید هم لاجرم بر دل نشیند. مدیر مسئول انتشارات آوای چکامه در ادامه درباره وضعیت چاپ کتاب‌های فهیمه رحیمی عنوان کرد: هشت اثر از کتاب‌های مادر را خودم در انتشارات آوای چکامه بازنشر کرده‌ام و وضعیت‌شان به نسبت آمار پایین کتابخوانی و مطالعه مردم باز هم خوب است. اما امتیاز باقی آثار ایشان متعلق به نشر چکاوک است که متاسفانه به هر دلیلی تجدیدچاپ نشده‌اند و نمی‌دانم که عاقبت‌شان چه شده چون من به شخصه آن‌ها را در بازار نمی‌بینم. بهاره شیرازی درباره آخرین اثر فهیمه رحیمی توضیح داد:  آخرین اثر ایشان رمان «گیسو» نام داشت. به دلیل بیماری ایشان نتوانست این رمان را به پایان برساند و از من خواهش کرد که رمان را تمام کنم. برای من این کار خیلی سخت بود چون قبل از آن تجربه نوشتن نداشتم و «گیسو» اولین تجربه نویسندگی من است. قبول این پیشنهاد برای من بسیار سخت بود با این حال نمی‌توانستم آخرین خواسته مادرم را انجام ندهم و رمان گیسو را به پایان بردم و  امیدوارم که مادرم از کار من راضی باشد. بهاره شیرازی درباره دوستان نویسنده و اهل قلم مادرش گفت: ایشان بیشتر با نسرین ثامنی که خودش هم نویسنده و رمان‌نویس‌ است مراوده و همچنین با آقای یوسف علیخانی هم آشنایی داشت. مدیر مسئول انتشارات آوای چکامه درباره اقتباس از آثار فهیمه رحیمی توضیح داد: در قدیم این پیشنهادات مطرح شد اما  به دلیل مخالفت انتشارات چکاوک متاسفانه این امر انجام نشد. این ناشر و نویسنده درباره استقبال از آثار فهیمه رحیمی گفت: رمان‌هایی که در نشر خودم هستند وضعیت  نسبتا خوبی دارند و تجدیدچاپ می‌شوند. رمان‌های «پنجره»، «اتوبوس»، «زخم‌خوردگان تقدیر» و «تاوان عشق» از قدیم جزو پرفروش‌ترین آثار ایشان بودند و ناشرشان کماکان چکاوک است. گفتنی است فهیمه رحیمی نویسنده رمان‌های عاشقانه صبح روز ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ در بیمارستان مهر تهران در اثر بیماری سرطان درگذشت.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 07:31:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262257/انتشارات-چکاوک-اقتباس-آثار-فهیمه-رحیمی-موافقت-نکرد برای نوشتن رمان‌هایم تحقیق می‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262069/نوشتن-رمان-هایم-تحقیق-می-کنم نازیلا بهاری نویسنده رمان «پیاده‌روهای ناهموار» که به تازگی از سوی انتشارات روزگار منتشر شده است در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره این رمان گفت: این رمان آخرین کتاب من است که به تازگی از سوی انتشارات روزگار منتشر شده است. سبک نگارش این رمان رئالیستی است و همچنان که با یک داستان پرکشش و معماگونه در سطح مواجهیم، در لایه‌های بعدی بحث فلسفی خودشناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.  وی افزود: شخصیت اصلی این داستان کاراکتری به نام مانلی است که می‌خواهد بهترین خودش باشد. او به عبارتی با استفاده از عرفان شرقی، یوگا و مدیتیشن سعی می‌کند به گفت‌وگوها ادامه دهد و به‌رغم تمام مشکلات در نهایت به سوی نور و موفقیت حرکت می‌کند.   وی در پاسخ به این سوال که آیا این موضوع بر اساس تجریبات خود او بوده یا خیر گفت: بله من سال‌هاست روی عرفان شرقی مطالعه دارم. البته برای این رمان هم مطالعه زیادیداشتم و اگر می‌خواستم منابع این کتاب را ذکر کنم بیش از ده منبع می‌شد. من برای این رمان حدود هفت ماه وقت صرف کردم و غالبا موضوعات رمان‌هایم داستان‌های تاریخی و متکی به منابع فرهنگی است. مثلا در کتاب شب ققنوس وقایع جنگ جهانی دوم و نهضت دموکرات‌های تبریز را شرح کرده‌ام و در کتاب دوشیزه مهتاب فرهنگ عامه و ضرب‌المثل‌ها را گنجانده‌ام. در بخشی از این کتاب آمده است: «کشش و جاذبه افراد نسبت به هم برای یکی شدن، قوی‌ترین پدیده ذاتی و غریزی در هستی یه، تلاش برای اینکه دوست بداری و دوست داشته شوی... عشق به خود، عشق به دیگری و عشق به زندگی... شادی واقعی یعنی همین و باید تو این دنیا اون رو تجربه کرد. خیلی‌ها عقیده دارن که شادی واقعی رو پس از مرگ به دست میارن، ولی این فکر اشتباهه ما باید نگرش‌مون رو عوض کنیم‌.. زندگی جایی صرفا برای آزمایش‌های سخت و طاقت‌فرسا نیست... رنج و شادی در کنار هم معنا پیدا می کنه. اگه موفق به پیدا کردن عشق و شادی در این کره خاکی نشیم بعید می دونم در اون دنیا چیزی بهتر از این رو بتونیم تجربه کنیم!» یک فنجان قهوه تلخ،‌ شب ققنوس، دوشیزه مهتاب، پیاده‌روهای ناهموار و... از آثار قبلی منتشر شده این نویسنده است. رمان پیاده‌روهای ناهموار نوشته نازیلا نوبهاری از سوی نشر روزگار  در شمار277صفحه با قیمت  22500تومان منتشر شده است.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 06:16:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262069/نوشتن-رمان-هایم-تحقیق-می-کنم فراخوان هفدهمین دوره جایزه صادق هدایت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262253/فراخوان-هفدهمین-دوره-جایزه-صادق-هدایت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دفتر هدایت در فراخوانی شرایط شرکت در این رقابت ادبی را به شرح زیر اعلام کرده است: _ هر نویسنده می‌تواند فقط یک داستان کوتاه منتشر نشده خود را برای شرکت در مسابقه ارسال کند. _ داستان ارسالی نباید از هزار کلمه کمتر و از چهارهزار کلمه بیشتر باشد و به ۲ روش قابل ارسال است: الف ) ارسال به ایمیل دفتر هدایت jahangirhedayat@gmail.com ب) ارسال به صندوق پستی ۳۶۵-۱۹۵۸۵  به نام دفتر هدایت. داستان‌هایی که به طریق پستی ارسال می‌شوند لازم است بر یک روی صفحه به صورت تایپ‌شده و در چهار نسخه فرستاده شوند. _ نویسندگانی که در این مسابقه شرکت می‌کنند لازم است توجه کنند تا تعیین برندگان و نیز انتخاب داستان‌ها برای چاپ در مجموعه آثار برگزیده از درج داستان ارسالی خود در کتاب‌ها، نشریات و سایت‌های اینترنتی و یا ارسال برای مسابقه داستان‌نویسی دیگر خودداری کنند. در غیر این صورت داستان فرستاده‌شده در مسابقه شرکت داده نمی‌شود. _ نویسندگان داستان‌ها لازم است شماره تلفن تماس _ آدرس کامل پستی _ تلفن همراه و Email  خود را همراه داستان ارسالی به صندوق پستی یا ایمیل دفتر هدایت اعلام کنند و در صورت تغییر، مراتب را اطلاع دهند. داستان‌هایی که فاقد اطلاعات یادشده باشند در مسابقه شرکت داده نخواهند شد. _ ارسال داستان برای این مسابقه به این معنی است که نویسنده در صورت انتخاب، رضایت خود را برای چاپ داستان ارسالی در مجموعه داستان‌‎های برگزیده اعلام کرده و دفتر هدایت مجاز به ویرایش داستان‌ها است. داستان‌های ارسالی مسترد نخواهد شد. _ داستانک‌، داستان بدون عنوان یا نام نویسنده و یا با نام مستعار نویسنده مطلقا پذیرفته نمی‌شود. _ مهلت ارسال آثار تا سی‌ام مهرماه ۱۳۹۷ است. معرفی داستان‌های برتر و اسامی برندگان و اهدای جوایز در مراسم بهمن‌ماه ۱۳۹۷ انجام می‌شود. جوایز برندگان خارج از کشور به نماینده آن‌ها اهدا خواهد شد. _ کلیه علاقه‌مندان و فارسی‌زبانان از کشورهای همسایه و دیگر کشورها می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند. گزینش آثار و جوایز  نام داوران در مراسم پایانی اعلام خواهد شد.  به داستان‌های برگزیده به انتخاب هیئت داوران تندیس صادق هدایت یا لوح تقدیر اهدا می‌شود. چاپ و انتشار آثار برگزیده دفترصادق هدایت با همکاری  مؤسسات ادبی خارج از کشور مجموعه بهترین داستان‌های مسابقه را در خارج از کشور منتشر می‌کند. در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر به یکی از روش‌های زیر تماس حاصل کنید: دفتر هدایت: ۲۲۵۵۶۶۰۷ صبح‌ها -  ایمیل : jahangirhedayat@gmail.com  -  صندوق پستی:  ۳۶۵ -۱۹۵۸۵ ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 06:10:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262253/فراخوان-هفدهمین-دوره-جایزه-صادق-هدایت شخصیت‌های «دیوآب» دیو خشکسالی را شکست می‌دهند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262212/شخصیت-های-دیوآب-دیو-خشکسالی-شکست-می-دهند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جدیدترین اثر‌ علی اتحاد با عنوان «دیو آب» طی روزهای گذشته روانه‌ بازار کتاب شده است. «دیو آب» چنان که در کتاب عنوان شده متنی برای اجرای زنده است. «دیوآب» در ۷۲ صفحه به همت انتشارات عنوان با همکاری کارگاه اتفاق منتشر شده است و این متن نمایشی همچون دیگر آثار اتحاد از زبانی آرکاییک بهره می‌برد. داستان این نمایشنامه در لازمان و لامکانی اسطوره‌ای شرح شده و حتی نام شخصیت‌های اصلی داستان ساختگی است. «دیو آب» درباره‌ روزگاری خیالی‌ است که در آن جهان دچار خشکسالی شده و شخصیت‌های اصلی داستان بر اساس خوابی که دیده‌اند تلاش می‌کنند دیو خشکسالی را شکست دهند. اتحاد درباره‌ کتاب تازه‌اش به ایبنا گفت: «دیوآب» اسطوره‌ای ساختگی است. آن چنان که از ویژگی‌های اساطیر شناخته‌ شده‌ غرب آسیا سود می‌برد و با این همه نمونه‌ای عینی از این قصه در روایات مکتوب فارسی موجود نیست. این روایت با زبانی غیر معاصر و در بی‌زمان و بی‌مکان رخ می‌دهد که خود را به دوره‌‌ای مشخص از تاریخ متصل نمی‌کنند. وی ادامه داد: از احوال کلی روایت و عناصر صحنه‌ بازی می‌توان گمان برد که در همین ناحیه‌ جغرافیایی قرار داریم. با این همه حتی نام‌ها ساختگی‌ است و مخاطب را ملزم بر انطباق بر جغرافیا و فرهنگی شناخته نمی‌کند.   این نمایشنامه‌نویس در توضیح نحوه اجرای این نمایشنامه گفت: «دیوآب» برای من به منزله‌ متنی مستقل است. چه آن را من اجرا کنم یا کسی دیگر اجرا کند این متن به شکلی مستقل به حیاتش ادامه می‌دهد. کنش متنی در این سال‌ها آن‌چنان برایم در اولویت بوده است که مقدم بر کار به عنوان هنرمند هنرهای دیداری یا اجرایی یا کارگردان قرار می‌گیرد.   وی در پایان گفت:‌ پیشاپیش مطمئنم که مخاطب این متن خوانندگان علاقه‌مند به ادبیات قدیم ایران و یا علاقه‌مندان به متون کهن و اساطیرند و این مسئله از شمار خوانندگان احتمالی خواهد کاست. فارغ از علاقه‌ شخصی‌ به این الگوی زبانی، ترجیح می‌دهم این میراث زبانی را به هر شکل ممکن حفظ کنم؛ چراکه امروز از پس سال‌ها به شکلی گسترده این الگوی زبانی روایی از رونق افتاده است و شاید اگر پای آن خُرده آبی نریزیم به کلی بخشکد.   «دیوآب» سومین متن نمایشی منتشر شده‌ علی اتحاد است. وی پیش از این نسخه‌ دیداری و مکتوب «مرثیه‌ای برای کتابسوزی‌ها» را با انتشارات بتهوون و موسسه‌ هنر معاصر و همین طور «چکامه‌های روشنایی» را با انتشارات اختران روانه‌ بازار کتاب کرده بود.     در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌ «مینار کتابچه را به دست می‌گیرد و دمی چشم‌هاش را می‌بندد. چشم‌بسته کتابچه را بو می‌کشد. می‌ترسد و در خود مچاله می‌شود و کتابچه را به گوشه‌ای می‌افکند. اندکی پس از این به نرمی روی زانوها می‌ایستد. دهان می‌گشاید و با صدای برگشته که بسیار کشدار و مردانه شده است سخن می‌گوید.»   نمایشنامه «دیوآب»، اثر علی اتحاد در 68 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 9 هزارتومان از سوی انتشار اتفاق راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 06:04:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262212/شخصیت-های-دیوآب-دیو-خشکسالی-شکست-می-دهند ​بررسی «جریان‌های شعر معاصر ایران» در نشست مجال http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262215/بررسی-جریان-های-شعر-معاصر-ایران-نشست-مجال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ نشست بررسی «جریان شعر معاصر ایران» در قالب سری نشست‌های تخصصی مجال عصر امروز دوشنبه (28 خردادماه) در فرهنگسرای سرو برگزار خواهد شد. در این نشست دکتر روژان مظفری از دید جامعه‌شناسی به بررسی شعر معاصر و علی جهانگیری از نگاه ادبی به بررسی موضوع خواهد پرداخت. همچنین اجرای این نشست مانند نشست‌های گذشته بر عهده سینا بهمنش خواهد بود. نشست تخصصی «مجال» از خردادماه سال 96 فعالیت خود را آغاز کرد و در یک سال گذشته، تقریبا هر 15 روز یک نشست را برگزار کرده است. در این جلسات شعرخوانی انجام نمی‌شود و شاعران و متخصصان ادبیات به بررسی موضوعات مختلف حوزه شعر می‌پردازند. علاقه‌مندان برای حضور در نشست این هفته می‌توانند از ساعت 18 روز دوشنبه (28 خردادماه)‌ به فرهنگسرای سرو واقع در خیابان ولیعصر (عج)، بالاتر از بوستان ساعی، کوچه ساعی یکم مراجعه کنند. ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 05:51:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262215/بررسی-جریان-های-شعر-معاصر-ایران-نشست-مجال تازه‌ترین مجموعه شعر محمد پورسینا در بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262240/تازه-ترین-مجموعه-شعر-محمد-پورسینا-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «تقویم به چه ماهی باج داد...»  عنوان مجموعه شعر محمد پورسیناست که به تازگی از سوی انتشارات سلام سپاهان روانه بازار نشر شده است.   «تقویم به چه ماهی باج داد...»  در قالب شعر نو سروده شده است و به موضوعاتی چون عشق، دلتنگی، انتظار و ... می‌پردازد.  این مجموعه شامل صد و یازده قطعه شعر نو از این شاعر معاصر است که در آن از مضمون‌ها و مفاهیمی مانند نام ماه‌ها، فصل‌ها و تقویم بهره زیادی برده است.   در قطعه‌ای از این اشعار که نام کتاب از آن برگرفته شده است، می‌خوانیم: «حتی تقویم، برای تحویل سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش دیگر به هیچ بهاری باج نخواهد داد...! و «تنهایی» همان کلاه بزرگی است که بر سر سادگی‌های خود می‌گذاریم و می‌رویم.»   در قطعه‌ای دیگر با نام «سرعت» می‌خوانیم: « ترجیح می‌دهم در هوای بارانی سفر کنم و در هوای برفی راهی کوهستان شوم، هیجان برای قلب‌هایی که هنوز برای رفتن می‌تپند لازم است...! قشنگ‌ترین دستبندت را دست کن و بعد با انگشتانت موهایت را در پیچ و خم جاده تاب بده رهایی برای نبض‌هایی که هنوز برای ماندن می‌زنند لازم است...!»   مجموعه شعر «تقویم به چه ماهی باج داد...» اثر محمد پورسینا در 152 صفحه با شمارگان 500نسخه و به بهای 10هزار تومان از  طرف انتشارات سلام سپاهان(شهید فهمیده سابق) چاپ و روانه بازار کتاب شده است. ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 05:49:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262240/تازه-ترین-مجموعه-شعر-محمد-پورسینا-بازار-کتاب گوته حافظ را در ادبیات آلمانی به شاعر خودی تبدیل کرد/ دیوان غربی- شرقی حضور زنده شعر فارسی در ادبیات آلمانی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262139/گوته-حافظ-ادبیات-آلمانی-شاعر-خودی-تبدیل-دیوان-غربی-شرقی-حضور-زنده-شعر-فارسی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): در ایران بیشتر کسانی که گوته را می‌شناسند، شاید بر این گمان باشند که منبع الهام این شاعر کلاسیک آلمانی در سرایش شعر، یا حداقل شعرهای شرقی او در دیوانش، غزل‌های حافظ باشد و این دیوان جز تقلیدی صرف از تغزل حافظ نیست، اما واقعیت این است که گوته صرفا تحت تاثیر حافظ نبوده است، بلکه با شعر دیگر شاعران ایرانی و حتی چینی و عربی هم در مشرق زمین ارتباط داشته است و این داد و ستد فکری خلاق او را از تقلید محض منع می‌کرده و فراتر می‌برده است. انتشار ویراست دوم کتاب «دیدار غرب و شرق در هجرت گوته» از سوی انتشارات علمی و فرهنگی که حاوی مقالاتی درباره دیوان گوته و تاثیری‌پذیری او از شعر شرقی است، بهانه شد تا با محمود حدادی، مترجم و گردآورنده این اثر درباره شعر گوته و تاثیر شعر شرقی بر تدوین دیوان او به گفت‌وگو بنشینیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:   آقای حدادی از آشنایی گوته با حافظ بگویید و اینکه حافظ چه تاثیری در آفرینش دیوان غربی- شرقی گوته داشته است؟  گوته به طور گسترده و عمیق در 65 سالگی با حافظ آشنا شده است. اما پیشتر هم، در سال­‌های جوانی-بیست و سه سالگی - سفری به استراسبورگ می‌کند و در این شهر با شرق‌شناس بزرگ و فیلسوف هم دوره خود، «یوهان گوتفرید هردر» آشنا می‌شود. هردر او را گوشزد به قرآن، ادبیات مشرق زمین و خاصه سعدی می‌کند که  آن‌ زمان در اروپا نامی آشناتر از حافظ داشته است، به این دلیل که گلستان در قرن هفدهم به آلمانی درآمده بود. در گفت‌وگوهای این دو متفکر بی‌شک نامی هم از حافظ به میان آمده بوده است. حافظ در اروپا مشهورتر از آن بوده که گوته تا قبل از 65سالگی نامی از او نشنیده باشد. منتها از اول  قرن نوزدهم تا حدود 10سال یک دیپلمات اتریشی به نام «یوزف هامر پورگشتال» دیوان حافظ را به آلمانی ترجمه می‌کند و یک نسخه از این ترجمه کامل را برای گوته می‌فرستد. در این زمان در اروپا و بیش از همه در خاک آلمان لشکرکشی‌های ناپلئون هم به پایان رسیده بود. پس گوته هم در شرایط صلح تازه برقرار شده فرصت و فراغ رجوع نو به ادبیات می‌یابد و تقارن این صلح با آشنایی با حافظ انگیزه‌ای می‌شود برای شعرهای شرقی او. طبیعی است که گرایش گوته به مشرق زمین تنها به حافظ منحصر نمی‌ماند. کتاب پایه ادیان اروپایی تورات و انجیل است، کتاب مقدس که خاستگاهی شرقی دارد. هر مسیحی، بنا بر این هر اروپایی از همان کودکی با این‌ کتاب‌ انس و اخت پیدا می‌کند و با قصص آن آشنا می‌شود، به این ترتیب خود به خود گرایشی به مضامین ادبیات شرقی در ذهن نویسندگان اروپایی حضور دارد، ضمن اینکه گوته پیشتر با «هزار و یک شب» آشنا شده بود که آن هم مجموعه ای از افسانه‌های شرقی است. بنابراین ادبیات شرقی به عنوان منبعی برای الهام طی چندین دهه در جان گوته پروردگی پیدا می‌کند و مثل چشمه‌ای که منتظر جوشش و سرریز باشد، به لطف آشنایی با حافظ به مرحله تبلور و خلاقیت و بعد از آن به مرحله سرودن مجموعه شعرهای دیوان غربی-شرقی در طی دوره‌ای 10سال می‌رسد. برخی منتقدان بر این عقیده‌اند که دیوان گوته یک نوع کپی‌برداری از شعر حافظ است، اما شما این ادعا را در کتابتان رد می‌کنید، دلیل شما در رد این نظر چیست؟ از دیوان غربی-شرقی در ایران تا قبل از سال 2002 که من آن را ترجمه کردم، ترجمه کامل و کمابیش منطبقی به فارسی در میان  نبود، گزیده‌ای از آن به چاپ رسیده بود، در بیش از شصت سال پیش، که هم در انتخاب اشعار و هم در ترجمه شاید دچار نوعی خودشیفتگی در قبال شعر فارسی بود. بنابراین ما چون به جامع متن دیوان اشراف نداشتیم، نمی‌توانستیم تحقیقی نزدیک به عینیت هم در چند و چون آن به دست دهیم. پس با استناد به یک گزیده مختصر، و به پیروی از همان منش خودشیفته‌وار، مطبوعات نقدهایی نامنطبق و ژورنالیستی از این کتاب جهانی به دست می‌دادند و هنوز هم به دست می‌دهند. تصنیف تکراری این گونه نقدها هم این است که گوته ذوب در حافظ شده است، در پیش او خود را حقیر دیده است و به نسخه‌برداری از غزل او رو آورده است. این‌ نوع تفسیرهای بسیار سطحی ژورنالیستی متاسفانه هنوز و هر از گاه به مناسبتی در مطبوعات چاپ می‌شود، تفسیرهای عامه‌پسندانه و سطحی که از یاد می­‌برند اروپا دست کم از قرن پانزدهم افق‌های نگاه خود را در سیاست، اقتصاد و در ضمن ادبیات به سطح همه جهان گسترش داده است و پیوسته با همه فرهنگ­‌ها از هر دیدی به دادوستد درآمده است و در این دادوستد زایندگی وجود دارد. گوته شاعری مسلط به چندین زبان و آشنا با میراث ادبی بسیاری فرهنگ‌ها بوده است. او از ادبیات روم و یونان عهد باستان، ادبیات انگلیسی، فرانسوی، و اندیشه همه فرهنگ‌ها استقبال و اقتباس کرده است. اساسا هدف این نابغه چند وجهی در سرآغاز جهانی‌شدن مناسبات انسانی و ارتباط ملت­‌ها این بوده که پایه‌ای هم برای جهانی‌شدن ادبیات مهیا کند. در اشعار دیوان گوته شما همان دید و جهان‌نگری را می‌بیند که به طور مثال در مشهورترین اثر او، یعنی «فاوست» هم می‌بینید. دیگر شاعران آلمانی مانند آگوست، فون و پلاتن هم بوده‌اند که تحت تاثیر حافظ شعر گفته یا از حافظ تقلید کرده‌اند، اما تقلید آن‌ها سطحی مانده و بیشتر بازسرایی غزل‌های حافظ در قالب غزل است، در صورتی که ذوق ملی ادب آلمانی قالب غزل را هیچ نمی‌پسندد و آن را خیلی تنگ و محدود‌کننده اندیشه می‌داند. برای همین شما در دیوان غربی-شرقی گوته شعری در قالب غزل پیدا نمی‌کنید. آنچه در این دفتر هست، همایش اندیشه‌ها، باورها و مبانی زیبایی‌شناسی شرقی و غربی است. کدام‌یک از مضامین و مفهوم‌های ادبیات شرقی در شعر گوته بازتاب بیشتری یافته است؟ ادبیات نهضت روشنگری -نسلی پیش از گوته- به مشرق زمین بیشتر به عنوان سرزمین ادیان و اخلاق نگاه می‌کرد. شرق برای ادیبان این نهضت سرزمین طلوع آفتاب، نور و روشنایی بود، اما گوته بیشتر از هر چیز به دنیای عاطفی شعر فارسی نزدیک می‌شود. او به کمک زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی و لاتین، تا هر آن جا که ترجمه‌ای از ادبیات فارسی به این زبان‌ها در دسترس بوده، نه تنها با حافظ بلکه با عطار، مولانا، سعدی و تا حدی اندک فردوسی هم آشنایی برقرار می‌کند. بنابراین دانش او فقط به حافظ محدود نبوده است، بلکه در شناخت شعر فارسی تا آنجا پیش می‌رود که به جهت درک بهتر هموطنانش از دیوان خود، در پسگفتاری مفصل، تاریخچه‌ای هم از ادبیات فارسی- از فردوسی تا جامی-  می‌آورد. او با تکیه بر این اطلاعات است که به مضامین شعر شرقی و دنیای عاطفی آن مانند عرفان، رندی، مقابله عشق و عقل، پذیرش مشیت و...  نزدیک شده است. نزدیک‌شدن گوته به مفاهیم و فرهنگ شرقی چه بازخوردی در بین مخاطبان آلمانی و هم‌وطنان او داشته است؟ گوته چون استقبال از اندیشه و ذوق دیگر ملت‌ها را عنصری کمال‌بخش می‌دانست و با شعر فارسی برخوردی خلاق داشت، توانست با مجموعه دیوانش، تغزل فارسی را از جایگاه ترجمه صرف یک پله به ادبیات آلمانی نزدیک‌تر کند، به تعبیری دیگر اگر متن ترجمه شده را یک نوع متن میهمان بدانیم، گوته با دیوانش توانست خاصه حافظ را در عرصه ادبیات آلمانی تا حدی تبدیل به شاعر خودی کند. متون ترجمه شده قاعدتا پس از مدتی به فراموشی سپرده می‌شوند. متن خودی است که ماندگاری دارد. دیوان غربی- شرقی حضور زنده شعر فارسی در ادبیات آلمانی است. البته در قرن 19 تا میانه قرن بیستم و زمان هیتلر، دولت‌های آلمانی سیاست ناسیونالیستی افراطی داشتند. این دولت‌ها خیلی دوست نداشتند در عرصه فرهنگی جنبه شرقی قلم گوته را پرنمود و پر‌رنگ نشان دهند. ولی امروزه که بیش از چند میلیون مهاجر خاصه از کشورهای اسلامی در آلمان زندگی می‌کنند، و این کشور خواهی نخواهی یک کشور جهانی شده است و قبول تنوع فرهنگی برای آن ضرورت روز به حساب می‌آید، ما شاهدیم که دیوان غربی-شرقی در آلمان تازه جای خود را باز کرده و بر ادبیات معاصر آلمان و اروپا تاثیر گذاشته است، چندان که می‌توان آن را پیشگام ادبیات جهانی دانست.   آن طور که در کتاب شما آمده، گوته نقدهایی هم به شاعران شرقی و خصوصا فارسی داشته است، این نقدها بیشتر متوجه کدام وجه از شعر فارسی است؟ اگر «دیوان شرقی- غربی» را بخوانید، در بخش مقالات شرق‌شناسی گوته می‌یابید که گوته از خودکامگی یا نظام استبداد شرقی بسیار انتقاد می‌کند و شواهدی می‌آورد که در مشرق زمین، شاهان مستبد تا مقام خدایی بالا می‌رفته‌اند و توده و بیش از توده مجموعه دبیران و دیوان‌داران، خود را در مقابل این نظام حقیر و کوچک می‌کرده‌اند. گوته حضور مضمون خودشکنی در شعر شاعران فارسی را ناشی از همین سنت استبداد می‌داند. هر چند تا آن حد از شعر فارسی دانش داشته است که در پس این خودشکنی اغراق‌آمیز در قبال معشوق جنبه طنز‌آمیز آن را هم دریابد. فراموش نکنیم که گوته در عصر شکوفایی جنبش روشنگری در اروپا زندگی می‌کرد. افکار و آرمان‌های این جنبش، مانند خردگرایی، مدارای مذهبی، موظف بودن قدرت حکومتی به پاسخ‌گویی در قبال ملت، حتی بر شاهان اروپایی آن روزگار اثر گذاشته بود و آنان را به راه اصلاح قوانین و زمینی کردن هر چه بیشتر قدرت حکومتی سوق داده بود. برای همین گوته از دید زیبایی‌شناسی با اغراق و خودشکنی در شعر فارسی چندان تفاهی نداشت.   باور رایج این است که گوته همواره حافظ را ستوده و او را تقدیس کرده است. آیا واقعا همین‌طور بوده یا اینکه به شعر حافظ هم نقد داشته است؟ گوته حدود 10سال در حال و هوای شعر فارسی زندگی می‌کرده که حاصل آن همین «دیوان غربی- شرقی» او است، ولی بعد از آن به سراغ شعر چینی می‌رود و بعد به تکمیل نمایشنامه «فاوست» رو می‌آورد. این میزان تنوع در تولید ادبی در عمل به مفهوم آن است که گوته در حافظ به عنوان معبود نهایی متوقف نمی‌شود. او شاعری جهان‌وطن و در داد‌و‌ستد فکری و هنری با همه جهان است. با این حال حافظ برایش نمونه کامل شاعر است، آن هم نه فقط به دلیل سخن استادانه‌اش، بلکه گوته در پس این استادی در سخن در روزگاری پر از آشوب و خون‌ریزی و ناامیدی، بزرگی اندیشه، شوق زندگی آزادوار، ستایش زیبایی و دلیری و گردن فرازی شاعر را می‌بیند. با این حال نقد خودشکنی و غلو را بر او هم شامل می‌کند. منتها هم‌چنان که گفته شد با قبول جانب طنزآمیز این خودشکنی.   این‌طور که مشهود است و طبق توضیحات شما، گوته علاوه بر حافظ، از دیگر شاعران ایرانی نظیر سعدی و مولانا هم تاثیر است، اما چه می‌شود که تاثیر این شاعران بر گوته با تاثیری که از حافظ پذیرفته، متفاوت است؟ شاید به این دلیل که از نگاه او درونمایه‌های غزل‌های حافظ چکیده فرهنگ حوزه شعر فارسی بوده است، وگرنه در مقالات شرق‌شناسی دیوانش می‌بینیم که از قضا با علاقه و حتی محبت بسیار به سعدی می‌پردازد و از مضامین گلستان او بهره می‌گیرد. چون شیوه تفکر و زندگی سعدی به فکر و نگاه اروپایی‌ نزدیک‌تر است. سعدی به شکلی آشکار این جهانی می‌اندیشد و عمل می‌کند‌. به جهانگردی می‌رود، دنیا را می‌بیند، با ملت‌های مختلف آشنا می‌شود، ضمن آن که چاپلوس قدرت نبوده، با صاحبان قدرت‌ها قهر هم نداشته است. در نتیجه شخصیت سعدی برای غربی‌ها الگویی ملموس‌‌تر و شیوه زندگی‌اش به درک آن‌ها از دنیا  نزدیک‌تر است. این را هم تصریح کنیم که در زمان گوته هنوز چیزی از غزلیات سعدی به آلمانی در نیامده بود. همچنان که گوته خیام را هم نمی‌شناخت.   به نظر شما آیا آثار گوته و به خصوص «دیوان غربی- شرقی» او توانسته در میان مخاطب ایرانی جایی برای خود باز کند؟ اگر نه! دلیل آن چه بوده است؟ من «دیوان غربی- شرقی» گوته را همراه با 63 مقاله پیوست آن ترجمه کرده‌ام، آن هم حدود پانزده سال پیش. اما بازتاب چندانی از آن در باراز کتاب ندیده‌ام. این اثر یک یا دو بار، آن هم با تاخیر و شمارگان محدود به بازچاپ رسیده است. در نتیجه موفق نشده‌ام بر آن برداشت کلیشه‌ای که همچنان در مقالات ژورنالیستی می‌آید و شکلی مسخ‌ از رابطه گوته با حافظ ارائه می‌دهد، تاثیر بگذارم. بعد از چند سالی، با خود گفتم شاید تفسیر چند شعر شاخص این دیوان بتواند در معرفی آن و شناخت بیشترش کمک کند. مقالات کتاب «دیدار غرب و شرق در هجرت دیدار شرق و غرب گوته» حاصل این فکر است، همه اثر قلم شرق‌شناسان مطرح آلمانی در روزگار ماست و چشم‌اندازی همه سویه بر پس‌زمینه شکل‌گیری دیوان گوته، سرچشمه مضامین آن و تنوع موضوعاتش باز می‌کند. به شخصه این کتاب را تقابلی با آن تصور باسمه‌ای و مسخ می‌دانم که هنوز در حوزه نقد ادبی از رابطه گوته و حافظ در ایران رایج است.   در پایان اگر کار جدیدی در دست پژوهش یا ترجمه دارید معرفی کنید. ترجمه بخش دوم نمایشنامه «فاوست» گوته را به آخر رسانده‌ام و متن آن در مرحله نمونه‌خوانی است. بخش اول پیشتر در نشر نیلوفر به چاپ رسیده است. یکی دو  آنتولوژی از داستان‌های کوتاه آلمانی هم در مراحل چاپ و انتشار هستند.   ]]> ادبيات Mon, 18 Jun 2018 05:23:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262139/گوته-حافظ-ادبیات-آلمانی-شاعر-خودی-تبدیل-دیوان-غربی-شرقی-حضور-زنده-شعر-فارسی نمایشگاه چندرسانه‌ای گوزن زرد ایرانی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262237/نمایشگاه-چندرسانه-ای-گوزن-زرد-ایرانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشگاه چندرسانه‌ای گوزن زرد ایرانی از مجموعه نمایشگاه‌های ایران-ایران برگزار می‌شود. آیین گشایش این نمایشگاه با اکران مستند جام حسنلو اثری از محمدرضا اصلانی، با سخنرانی سودابه فضائلی و اجرای کتیبه‌خوانی از ح.هاتف خواهد بود. این نمایشگاه به همت خانه نمایش دا در روز سه‌شنبه 29 خرداد 1397 در ساعت 18 گشایش می‌یابد و تا اول تیرماه ادامه خواهد داشت. نمایشگاه از ساعت 18 تا 21 پذیرای علاقه‌مندان خواهد بود. علاقه‌مندان به بازدید از نمایشگاه می‌توانند به خانه نمایش دا واقع در میدان فاطمی، ابتدای خیابان شهید گمنام، خیابان جهان‌مهر پلاک 26 مراجعه کنید. ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 12:12:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262237/نمایشگاه-چندرسانه-ای-گوزن-زرد-ایرانی-برگزار-می-شود تنها داستان ما را به رهایی و رستگاری خواهد رساند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262218/تنها-داستان-رهایی-رستگاری-خواهد-رساند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، خسرو باباخانی در آخرین جلسه نخستین دوره رمان، مهمان احمد دهقان و کارآموزان این دوره بود. او در پایان این جلسه درباره احمد دهقان صحبت‌هایی انجام داد که متن صحبت‌های باباخانی به شرح زیر است: «بی‌شک شما عزیزان سریال بی‌مانند روزی روزگاری را دیده‌اید. اجازه می‌خواهم توجه‌تان را به یک صحنه ماندگار از این سریال جلب کنم. خاله لیلا (با بازی درخشان ژاله علو) پس از شب‌ها و روزهای طولانی مادری و پرستاری و فداکاری مثال زدنی موفق می‌شود جان مرادبیگ (با بازی زنده یاد خسرو شکیبایی) را از مرگ حتمی نجات دهد. حال نوبت مرادبیگ است تا برای جبران گوشه‌ای از دین‌اش به خاله لیلا، با او پیمان ببندد تا خدمت کند. به چادر خاله لیلا می‌رود. مرادبیگ اهلی نیست. وحشی است، بدوی است. مرد تفنگ و اسب و راهزنی و باج‌گیری است. در برابر خاله لیلا پا دراز می‌کند. که خاله لیلا ناگهان نهیب می‌زند «ببینم مادرت بهت یاد نداده جلوی بزرگتر از خودت چهارزانو و دست به بغل بشینی؟» مرادبیگ با اکراه چهارزانو و دست به بغل می‌نشیند. سپس خاله لیلا می‌گوید: «ببینم مرادبیگ بلدی ذخیره (هیزم) بکنی؟» «نه!» «بلدی نون بپزی؟» «نه!» «بلدی کومه بسازی؟» «نه!» «بلدی چادر علم کنی؟» «نه!» «بلدی عاشقی کنی؟» «نه.» که ناگهان مرادبیگ صبرش سر می‌آید و با تحقیر و اعتراض می‌گوید: «خسته‌ام کردی پیرزن، حرفت رو بزن ببینم چی می‌خوای بگی.» و درست در همین لحظه خاله لیلا آن جمله جاودانه، ماندگار را می‌گوید. جمله‌ای که برای همیشه تاریخ در گوش تمام اعصار تکرار خواهد شد. خاله لیلا با حسرت، با تاسف، با درد، اما در عین حال با استحکام، با یقین و با محبتی مادرانه می‌گوید: «پس به چه دردی می‌خوری مرادبیگ؟!» و من از آن شب به بعد، هر شب قبل از خواب از خودم می‌پرسم: «پس به چه دردی می‌خوری خسرو؟!» در زمانه‌ای که اکثر آدم‌ها به درد نمی‌خورند. احمد آقا انسان بسیار به درد بخوری است. از نوجوانی و جوانی‌اش نمی‌گویم که در دفاع عاشقانه و مظلومانه از این مرز و بوم هزینه شد. از رمان‌ها و مجموعه داستان‌های تاثیرگذار، جسورانه و بعضا ماندگارش هم چیزی نمی‌گویم. اما نمی‌توانم از کلاس‌هایش، از آموزش‌هایش، از شاگردانش چیزی نگویم. از کسانی که احمد آقا راه رستگاری و رهایی را نشان‌شان داد چیزی نگویم. نمی‌توانم از هنرجویانی که احمد آقا کمک کرد تا انسان‌تر شوند خبری نگویم. نگویم که این تلاش‌ها، این آموزش‌ها، این فداکاری‌ها و دلسوزی‌ها برای همیشه برای ابد در تمام حیات‌ها و حلقه‌های آفرینش خواهد ماند. به یمن و شرف پایمردی همین مرد است که قرار است در این تاریکی فرهنگی و اخلاقی شانزده مشعل فروزان مشتعل شود تا بلکه تاریکی را پس بزند. پس اجازه می‌خواهم پیشاپیش همه‌ی هنرجوها زانوی ادب بر زمین بزنم و بر آن دستان پرمهر، سخاوتمند و هنرمند بوسه بزنم.» ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 12:09:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262218/تنها-داستان-رهایی-رستگاری-خواهد-رساند تمدید مهلت ارسال کتاب برای جایزه‌ شعر «احمد شاملو» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262228/تمدید-مهلت-ارسال-کتاب-جایزه-شعر-احمد-شاملو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در اطلاعیه دبیرخانه این جایزه آمده است: «از شاعران گرامی و ناشران محترمی که در زمینه‌ انتشار شعر نو فعالیت دارند و به شرکت در این رقابت علاقه‌مند هستند، دعوت می‌شود تا سه نسخه از کتاب‌های چاپ اول شعر نو خود را که در سال ۱۳۹۶ منتشر شده است، تا پایان تیرماه برای دبیرخانه ارسال کنند. از زمان اعلام فراخوان چهارمین دوره‌ جایزه‌ شعر شاملو تا کنون، بیش از صد عنوان کتاب به دبیرخانه‌ جایزه رسیده است که از آن میان،  حدود ۹۰ عنوان واجد شرایط شرکت در جایزه است. تمامی آثار واجد شرایطی که به دبیرخانه رسیده است، در سایت رسمی جایزه‌ی شعر شاملو به آدرس http://www.shamlouaward.org/  و  نیز در صفحه‌ رسمی اینستاگرام این جایزه معرفی می‌شود. داوران مرحله‌ اول کار خود را آغاز کرده‌اند و نتایج مرحله‌ اول چهارمین دوره‌ جایزه‌ شعر شاملو اوایل مهرماه سال جاری اعلام خواهد شد. تعدادی از ناشران تمام مجموعه‌ شعرهای چاپ اول سال ۱۳۹۶ خود را به صورت کلی برای دبیرخانه فرستاده‌اند. چنان که در متن فراخوان نوشته شده است، فقط مجموعه‌های «شعر نو» در این رقابت شرکت داده می‌شود و اشعار منظوم مثل غزل و رباعی و نیز کتاب‌های ترجمه‌ شعر، واجد شرایط شرکت در جایزه‌ شعر شاملو نیستند. باعث افتخار جایزه‌ شعر شاملوست که آثار بسیاری هم از سوی خودِ شاعران و مؤلفان از شهرها و شهرستان‌های دور و نزدیک برای این دبیرخانه ارسال شده است.» ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 09:26:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262228/تمدید-مهلت-ارسال-کتاب-جایزه-شعر-احمد-شاملو مهلت ارسال آثار جشنواره ادبی چهل‌چراغ تمدید شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262222/مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-ادبی-چهل-چراغ-تمدید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام دبیرخانه جشنواره ادبی چهل‌چراغ با نزدیک شدن به پایان مهلت ارسال آثار جشنواره ادبی چهل‌چراغ که پیش‌تر پایان خرداد ماه تعیین شده بود، دبیرخانه جشنواره آن را تا پایان مرداد ماه تمدید کرد.  این تمدید به علت استقبال و درخواست جمعی از علاقمندان حوزه ادبی انجام شد. جشنواره ادبی چهل‌چراغ در دو بخش داستان کوتاه و شعر و در دو مقطع سنی «بزرگسال» و «کودک و نوجوان» برگزار می‌شود و نویسندگان و شعرای کشور می‌توانند آثار ادبی خود را حول محورهای زیر به این جشنواره ارسال نمایند: ۱ – نقش رهبری حضرت امام خمینی(ره) در پیروزی انقلاب ۲ – تاثیر انقلاب اسلامی در تحول انفسی و اعتقادی افراد ۳ – بررسی کارنامه خیانت‌ها و جنایت‌های پهلوی ۴ – دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ۵ – نقش بسیج و سپاه پاسداران در صیانت و پاسداری از دستاوردهای انقلاب ۶ – نقش اقلیت های مذهبی در شکل‌گیری انقلاب اسلامی ۷ – توطئه‌های شیطان بزرگ آمریکا پیش و پس از انقلاب ۸ – نقش روحانیت در رهبری و هدایت انقلاب اسلامی ۹ – نقش روشنفکران دینی و خواص ۱۰ – نقش نهضت حسینی و هیئات مذهبی در پیروزی انقلاب ۱۱ – سنگ اندازی‌ها و توطئه‌های منافقین و گروهک‌های معاند(سلطنت‌طلب‌ها، حزب توده، چریک‌های فدایی، فرقان، جنبش مسلمانان مبارز، و…) ۱۲ – رویش‌ها و ریزش‌های انقلاب ۱۳ – نقش جنبش دانشجویی و جامعه دانش آموزی در پیروزی انقلاب ۱۴ – قیام تاریخی ۱۵ خرداد ۴۲ و ماجرای تبعید امام ۱۵ – خیزش مردمی ۱۷ شهریور و تاثیر آن در سرعت بخشیدن به پیروزی انقلاب ۱۶ – نقش هنرمندان و اصحاب قلم در همراهی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی ۱۷ – نقش بانوان در پیروزی انقلاب ۱۸ – امدادهای غیبی در انقلاب ۱۹ – نهادهای برآمده از متن و بطن انقلاب(کمیته انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، کمیته امداد؛ بنیاد شهید، و…) ۲۰ – بررسی تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی ۲۲ – توطئه های نظامی آمریکا(کودتای نوژه، حادثه طبس، و…) ۲۳ – دوران دفاع مقدس ۲۴ – روایت‌های هنرمندانه و خلاقانه مُلهم از حوادث انقلاب در طول چهل سال گذشته یادآوری می‌شود؛ علاقه‌مندان آثارشان را در قالب فایل متنی به نشانی anjomanghalam۱۳۹۳@gmail.com یا نشانی تهران، خیابان سیدجمال‌الدین اسدآبادی، بالاتر از میدان سیدجمال‌الدین اسدآبادی، بعد از کوچه ۴۴، شماره ۳۶۰، انجمن قلم ایران ارسال کنند. شرکت‌کنندگان باید مشخصات کامل، شامل نام و نام خانوادگی، شماره‌های تماس ثابت و همراه و نشانی پستی خود را در پایان مطلب ارسالی در فایل word ذکر کنند. ضمنا آثار ارسالی نباید قبلا چاپ شده باشند. ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 08:52:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262222/مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-ادبی-چهل-چراغ-تمدید «هزارویکشب» نجیب محفوظ بازخوانی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262209/هزارویکشب-نجیب-محفوظ-بازخوانی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست بازخوانی و بررسی رمان «هزارویکشب» نوشته نجیب محفوظ در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. نجیب محفوظ، نویسنده فقید مصری و نخستین مسلمان برنده نوبل ادبیات، همچنان در بین عرب‌ها و مصری‌ها محبوب بوده و پدر معنوی آن‌ها به حساب می‌آید. او نویسنده‌ای بود که حتا یک بار هم از مصر خارج نشد، اما شهرتش جهان را در برگرفت. نشست بازخوانی و بررسی رمان «هزارویکشب» نوشته نجیب محفوظ با حضور امید بنکدار و مصطفی علیزاده به عنوان کارشناس پنجشنبه 31 خرداد 1397 از ساعت 15 در خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در  خیابان نجات‌الهی، نبش خیابان ورشو سالن حافظ برگزار خواهد شد و ورود برای عموم علاقه‌مندان ادبیات داستانی آزاد است.   ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 06:34:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262209/هزارویکشب-نجیب-محفوظ-بازخوانی-می-شود امتیاز ده رمانم را 50 میلیون به شخص دیگری واگذار کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262195/امتیاز-ده-رمانم-50-میلیون-شخص-دیگری-واگذار-کردم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: زمان‌هایی در زندگی ما وجود دارد که احساس می‌‌کنیم توان یا انگیزه لازم برای انجام یک کار و به سرانجام دلخواه رسیدن را نداریم. به بیان امام صادق (ع): «وقتی چیزی می‌خواهی پس بپندار (تصور کن) که خواسته تو دم در است (اجابت شده)». انسان مجموعه‌ای از خواستن و توانستن است، اما زمانی می‌توان او را صاحب اراده دانست که بتواند در هر شرایطی برای تحقق خواسته‌هایش حرکت کند. یکی از محرک‌های تقویت اراده حتی در دشوارترین موقعیت‌ها، دیدن افرادی است که به‌صورت مادرزادی یا در اثر حوادث روزگار، بخش‌های مهمی از سلامتی و توان جسمانی خود را دارا نیستند، اما با این وجود توانسته‌اند فعل «خواستن، توانستن است» را به زیباترین شکل، معنا کنند. این‌ افراد نمونه‌ای بی‌نظیر از مخلوقات خداوند هستند که به این باور رسیده‌اند که «معلولیت محدودیت نیست» و می‌توان با وجود نقص جسمانی، والاترین استعدادهای درونی را شکوفا کرد.   در حاشیه حضور در هفتمین نمایشگاه کتاب کردستان که 13 تا 18 اسفندماه 1396 در شهر زیبای سنندج برپا شد، با یک نمونه بارز از این انسان‌های موفق با دنیایی استعداد آشنا شدم که انگیزه و روحیه‌اش تلنگری به خودِ من بود که هنوز کارها و اهداف زیادی در این دنیا دارم که با کمی اراده و تغییر نگرش، قابل دسترسی است. بانوی مهربانی که با رویی خوش و چهره‌ای مصمم در گوشه‌ای از سالن نمایشگاه، در کنار میزی نشسته و رمان‌های تالیفی‌اش روی میزی چیده شده در کنارش قرار داشت. در مدت برپایی نمایشگاه، دوستی بین من و او شکل گرفت و در همکلامی و شنیدن گوشه‌هایی از زندگی‌اش، برآن شدم تا آن‌ها در قالب این نوشتار به تصویر بکشم.   خود را اینطور معرفی کرد سیده عطیه شیخ احمدی، متولد۱۳۵۰هستم. لیسانس ادبیات دارم. در سال 1369 در حین استقبال از آزادگان از پشت‌بام سقوط کردم و دچار ضایعه قطع نخاع از ناحیه گردن شدم. هشت روز در بیمارستان توحید سنندج بستری بودم که دکترها از درمان من قطع امید کرده و مرا به تهران انتقال دادند. سه ماه نیز در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بستری بودم. دکترهای تهران از همان روزهای نخست می‌گفتند که مدت کوتاهی بیشتر زنده نمی‌مانم. پدر و مادرم به امام رضا (ع) متوسل شدند؛ عنایت آن حضرت شامل حالم شد و به زندگی بازگشتم. دست‌هایم به حرکت درآمد و امروز 27 سال از زمانی که قرار بود دیگر در دنیا نباشم، می‌گذرد.   از چه زمانی نوشتن را شروع کردی؟ وقتی به لطف خداوند و عنایت ویژه امام رضا (ع)، توان و حرکت دست‌هایم برگشت، نذر کردم که به شکرانه این نعمت دوباره، کتاب بنویسم. 19 سال است که قلم به‌دست گرفته و 25 رمان نوشته‌ام. تاکنون 10 رمان در حوزه‌های اجتماعی و خانواده با عنوان‌های «فرار از فرار»، «تنهایی»، «دل‌شکسته»، «بخاطر تو»، «انتظار»، «آشنایی»، «بازیچه»، «فریب‌خورده»، «اقیانوس خوشبختی» و «عشق واقعی» را چاپ کرده‌ام که از سوی انتشارات «آوش» تهران منتشر شده و تمام هزینه‌های چاپ کتاب‌ها نیز بعهده خودم بوده، اما به دلیل هزینه‌های زیاد چاپ کتاب، هنوز موفق به چاپ دیگر رمان‌هایم نشده‌ام. استقبال از 10 رمان چاپ شده به لطف خدا خوب بوده و تعدادی از آن‌ها به چاپ‌های دوم و سوم نیز رسیده‌اند.   کدامیک از رمان‌هایت را بیش از بقیه دوست داری و چرا؟ «فرار از فرار» را از همه بیشتر دوست دارم، چون شخصیت اصلی آن خانمی است که سختی‌های زیادی کشیده و با اراده در نهایت به موفقیت رسیده است. این کتاب با استقبال خوب مخاطبان، به چاپ سوم رسیده و صحبت‌هایی صورت گرفته که از روی داستان آن فیلمی نیز ساخته شود. بخش عمده نوشته‌هایم از تخیلات خودم الهام گرفته و بخشی دیگر نیز شنیده‌ها و دیده‌هایم در بطن زندگی واقعی است که آن‌ها را پرورانده و با تخیلات خودم پیوند می‌زنم.   کتاب‌ها را چطور به فروش می‌رسانی؟ بیشتر از طریق حضور در نمایشگاه‌های کتاب، رمان‌هایم را به فروش می‌رسانم که البته حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز برایم با مشکلاتی همراه بوده است. دو سال پیش که همراه دو خواهرم برای حضور در این نمایشگاه به تهران آمدم، از سوی بهزیستی در زمینه اسکان کم‌لطفی صورت گرفت؛ خوابگاهی که به من اختصاص دادند، زیرزمینی با 35 پله بود که گفتم چطور با ویلچر از 35 پله پایین و بالا بروم!؟ بازهم ناشر مهربان آثارم که وظیفه‌ای در قبال کمک به من نداشت، از روی انسانیت به دادم رسید و با زحمت فراوان ما را به منزل خودشان منتقل کرد و تا روزی که زنده‌ام این محبت او را فراموش نمی‌کنم و شاید هیچوقت نتوانم لطف و محبت‌های این انسان شریف را جبران کنم. تعدادی از کتاب‌ها نیز با 30 تا 35 درصد کسر در کتابفروشی‌های سنندج عرضه می‌شوند. البته کتاب‌شهر بدون هیچ کسری کتاب‌هایم را به فروش می‌رساند و تمام عایدی آن به خودم تعلق می‌گیرد. علیرغم میل باطنی، به دلیل نیاز مالی که داشتم، ناچار به فروش امتیاز 10 عنوان از کتاب‌هایم شدم. به نسبت تعداد صفحات و حجم کتاب‌ها، امتیاز هر رمان را بین 5 تا 6 میلیون تومان واگذار کردم. پنج رمان چاپ نشده دیگر دارم و در حال نوشتن رمانی دیگری نیز هستم.   فروختن امتیاز کتاب‌هایی که برای هرکدام از وقت و احساست هزینه کردی، سخت نبود؟ خانمی که امتیاز کتاب‌ها را از من خرید می‌گفت که من استعداد نویسندگی ندارم، ولی آرزو دارم به‌عنوان نویسنده آثاری به نام من به چاپ برسد، ولی شما بازهم می‌توانی بنویسی. گفتم من کمک می‌کنم تا بتوانید بنویسید ولی اصرار داشت کتاب‌های آماده را بخرد. لحظه‌ای که به ناچار و به دلیل نیاز مالی، امتیاز 10 کتابم را فروختم، گریه کردم و حس مادری را داشتم که فرزندانش را به اجبار می‌فروشد.   گویا در زمینه دریافت وجه فروش کتاب‌ها هم مشکلی وجود داشت. در صورت تمایل، در این زمینه بیشتر توضیح بده. آن خانم اصفهانی به من گفت برای سهولت دریافت وجه در موسسه آرمان سنندج حسابی باز کنم تا پول را به آن حساب واریز کند. اعتماد کرده و در آن موسسه حسابی باز کردم، ولی یک ماه پس از واریز پول به دلایلی آن موسسه تعطیل شد و تا امروز تنها موفق به بازپس‌گیری 18 میلیون شده‌ام و 32 میلیون تومان دیگر باقی مانده که شکایت هم کردم، ولی عنوان شد که نباید در یک موسسه خصوصی حساب باز می‌کردید.   چقدر کتاب می‌خوانی و معمولا چقدر از وقتت را در طول یک روز به نوشتن اختصاص می‌دهی؟ خیلی کم فرصت خواندن پیدا می‌کنم و بیشتر مشغول نوشتن هستم. گاهی در طول کارهای هنری ازجمله قلاب‌بافی نیز انجام می‌دهم که به دوستانم هدیه می‌دهم و اگر سفارشی هم باشد آن‌ها را آماده و به فروش می‌رسانم. بیشتر شب‌ها که فکرم بازتر است، دست به قلم می‌برم. آخرین کتابم را به تازگی به پایان رساندم و برایش عنوان «عشق ماندگار» را انتخاب کردم.   ناگفته‌ پایانی... سال گذشته در جریان برپایی نمایشگاه کتاب سنندج، آقایی آمد و گفت همسرم باردار بوده و فردا باید وضع حمل کند و بسیار ناآرام است، کتابی می‌خواهم که او را مشغول و کمی آرام کند. کتاب «دلشکسته» را به او پیشنهاد کردم. آن زن پس از مطالعه کتاب، بسیار تحت تاثیر قرار گرفته و اسم دخترش را نگین که یکی از شخصیت‌های داستانم بود، گذاشت. چند روز پیش در همین نمایشگاه با دخترش آمد. سال 92 نیز خانمی که در آستانه جدایی از همسرش قرار داشت، در نمایشگاه کتاب «فرار از فرار» را خرید و پس از خواندن کتاب که چگونه شخصیت اصلی داستان از پس مشکلات و سختی‌های بسیار دشوار زندگی برآمده، از طلاق منصرف شده  و عنوان کرد زنی که شخصیت اصلی داستان بود با وجود آن همه سختی حاضر به جدایی از همسرش نشد، حال من چرا باید بخاطر مسائل جزئی زندگی‌ام را از هم بپاشم.  ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:45:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262195/امتیاز-ده-رمانم-50-میلیون-شخص-دیگری-واگذار-کردم فراخوان هشتمین دوره‌ جایزه‌ فتح‌الله مجتبایی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262208/فراخوان-هشتمین-دوره-جایزه-فتح-الله-مجتبایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) هفت سال است که جایزه‌ دکتر فتح‌الله مجتبایی هر ساله در دی ماه به بهترین پایان‌نامه‌ دوره‌ دکتری در رشته‌‌های «ادیان و عرفان» و «زبان و ادبیات فارسی» با هدف ارتقاء علمی و تشویق دانشجویان دوره‌ی دکتری رشته‌های مذکور اهدا می‌شود. دانشجویان دوره‌ دکتری در این دو رشته که در سال ۱۳۹۶ از پایان‌نامه‌ خود دفاع کرده‌اند می‌توانند یک نسخه از پایان‌نامه‌ خود را همراه با ذکر نشانی و مشخصات تا پایان شهریور ۱۳۹۷ به دبیرخانه‌ این جایزه واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸،  مرکز فرهنگی شهر کتاب ارسال کنند. هیات داوران جایزه را فتح‌الله مجتبایی، ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، شهرام پازوکی،محمود فتوحی رودمعجنی، نسرین فقیه‌ملک‌مرزبان، محمدرضا عدلی با دبیری علی‌اصغر محمدخانی تشکیل می‌دهند. پایان‌نامه‌های ارسالی به دبیرخانه‌ این جایزه برگشت داده نمی‌شوند و شرکت‌کنندگان باید از ارسال پایان‌نامه‌هایی که پیش یا پس از سال ۱۳۹۶ دفاع‌ کرده‌اند، خودداری‌کنند. گفتنی‌ است پایان‌نامه‌ی برگزیده به همت انتشارات هرمس به صورت کتاب منتشر می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:36:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262208/فراخوان-هشتمین-دوره-جایزه-فتح-الله-مجتبایی رونمایی از ویژه‌نامه جام جهانی مجله داستان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262206/رونمایی-ویژه-نامه-جام-جهانی-مجله-داستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی شهر کتاب فرشته؛ عصر یکشنبه بیست و هفتم خردادماه، ساعت 18 به مناسبت هشتمین سال انتشار مجله داستان همشهری، از ویژه‌نامه این نشریه با موضوع جام جهانی رونمایی می‌شود. این شماره با تصاویری از هشتاد و هشت جلد پیشینِ این نشریه، همانند یک آلبوم مرور خاطراتی است برای علاقمندان. همچنین در بخش «درباره زندگي» حمیدرضا صدر از طلوع و افول بازیکنان فوتبال می‌گوید و نادر داودی از حضورش در چند دوره‌ جام‌جهانی می‌نویسد. مطالبی نیز به قلم لیلا نصیری‌ها، محسن عباسی و مریم منوچهری با حال و هوای فوتبال در این مجلد نشر یافته‌اند. گفتنی است در این مراسم چهره هایی چون مجتبي جباري، نادر داودی، ابراهیم امینی، بهمن عبدی، محسن عباسی و مریم منوچهری نیز حضور دارند.   ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:27:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262206/رونمایی-ویژه-نامه-جام-جهانی-مجله-داستان «عصری با داستان» در فرهنگسرای ارسباران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262198/عصری-داستان-فرهنگسرای-ارسباران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نشست «عصری با داستان» با حضور محمدرضا گودرزی نویسنده، منتقد و مدرس داستان‌نویسی در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.    در این نشست چند داستان کوتاه از بین داستان‌های ارائه شده توسط شرکت‌کنندگان انتخاب می‌شود و پس از خوانش توسط صاحب اثر با حضور محمدرضا گودرزی مدرس داستان‌نویسی، منتقد و نویسنده نقد و بررسی می‌شود. این نشست با رویکرد حمایت از نویسندگان جوان و نوقلمان هرماه در این فرهنگسرا برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان جلفا مراجعه کنند. ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:22:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262198/عصری-داستان-فرهنگسرای-ارسباران «مثل شیشه مثل سفال» راهی کتابفروشی‌ها شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262204/مثل-شیشه-سفال-راهی-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،بر اساس اعلام روابط عمومی انتشارات کتاب نیستان،‌ رمان «مثل شیشه مثل سفال» اثر نرگس فرجاد امین منتشر شد. انعکاس باورها و اعتقادات دینی در ادبیات و رمان همواره یکی از چالش‌های ادبیات داستانی مدرن بوده است. به عبارت دیگر چگونگی حلول این باورها در متن داستان و توجه به این موضوع که داستان و رمان بر پایه خیال نوشته می‌شود و دین ریشه در باور و ذات انسانی دارد، همواره محل بحث در میان نویسندگان و منتقدان بوده و گاه منجر به نزاع و یا خلق داستان‌هایی نیز شده است که یا ادبیات و یا دین در آنها به زوال رفته است. ادبیات داستانی در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران توانست پیوندی خوب و عمیق با باورهای دینی که ریشه در بطن جامعه ایرانی داشت، برقرار کند و از این منظر جدای از بازنویسی داستان‌ها و روایت‌های جاری شده در بطن دین به صورت بی‌واسطه، به نگارش و انتشار داستان‌هایی نیز موفق شود که اندیشه، باور و تفکر دینی را در درون خود جستجو کرده و برای مخاطبانش کلامی از این جنس را به ارمغان می‌آورد. داستان دینی بر این اعتبار در سال‌های اخیر از بازنویسی و بازخوانی صرف روایات داستانی بیان شده در متون دینی توانسته اندیشه‌های جدید و نوپای دینی را در بطن خود جاری و پیوندی تازه میان مخاطبان ادبیات و طالبان و علاقه‌مندان به اندیشه و باور دینی برقرار سازد. رمان «مثل شیشه مثل سفال» اثر نرگس فرجاد امین یکی از تازه‌ترین آثار در این زمینه است. رمانی که سعی کرده در دل خود به برخی از شبهات و ابهامات در هضم باورهای دینی در دل زندگی اجتماعی معاصر پاسخ داده و در مقابل طرحی از یک زندگی مؤمنانه را نیز پیش چشم مخاطب خود به تصویر بکشد. این رمان بر بستر زندگی جوانی شکل می‌گیرد که در بستر باورهای دینی خود حس می‌کند به درک و دریافت‌های تازه‌ای از برخی باورهای دینی دست پیدا کرده و همین مسئله او را مانند طلبه‌ای به دنبال کشف حقیقت روانه می‌کند. «مثل شیشه مثل سفال»  اثری است قصه‌گو که در دل لایه‌های داستانی خود مخاطب را به دل باورها و اندیشه‌ها و دغدغه‌های دینی مخاطب خود می‌برد و از او می‌خواهد که با او در دل داستان به این موضوعات بی‌اندیشد و نتیجه بگیرد. «مثل شیشه مثل سفال» نوشته نرگس فرجاد امین در 352 صفحه در قطع رقعی به قیمت 33000 تومان به تازگی از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.   ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:14:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262204/مثل-شیشه-سفال-راهی-کتابفروشی-ها «آه ای مامان» روی میز نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262197/آه-مامان-روی-میز-نقد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست ادبی «هفت شهر قلم» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود. این نشست به نقدوبررسی مجموعه داستان «آه ای مامان» نوشته احمد حسن‌زاده اختصاص دارد. در این نشست مصطفی علیزاده و میترا معینی به عنوان منتقد حضور خواهند داشت. در پشت جلد این کتاب و از متن یکی از داستان‌ها آمده است:‌ «این زن، توی این سن، همینطور الکی الکی شروع می‌کند به بازی کردن مثل بچه‌ها. اصلا هم کاری ندارد کسی باشد یا نه وقتی می‌خواهد بازی کند، خودم برایش موسیقی می‌گذارم و می‌نشینم تماشایش می‌کنم و بغض گلویم را می‌گیرد. جوری می‌رود توی کوک موسیقی که نگو. اول دست‌هاش را مثل بال‌های پروانه بالا و پایین می‌کند. درست مثل بچه‌های کوچک. خیلی معصومانه. بعد هم شروع می‌کند و با انگشت‌های هر دو دست شکلک می‌سازد. مثلا قلب می‌سازد یا یک جور حشره خیالی یا چهارپایی که در حال دویدن است و یا دو انگشت دستش را راه می‌برد روی پایش، مثل بچه‌ها، وقتی راه رفتن آدمیزاد را تقلید می‌کنند. من هم می‌نشینم نگاهش می‌کنم. اصلا کاری به کارش ندارم. این طور مواقع است که حالت چشم‌هایش مثل چند سال قبل، وقتی بابا و آبجی زنده بودند...» علاقه مندان برای حضور در این نشست می‌توانند دوشنبه 28خرداد ساعت 17 به فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان شریعتی، بالاتراز سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه یا با شماره های 20-2287281 تماس بگیرند.   ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:12:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262197/آه-مامان-روی-میز-نقد سبک صادق چوبک رئالیسم اجتماعی است نه ناتورالیسم/شیوه نویسندگی چوبک ادامه پیدا نکرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262202/سبک-صادق-چوبک-رئالیسم-اجتماعی-نه-ناتورالیسم-شیوه-نویسندگی-ادامه-پیدا-نکرد محمدرضا اصلانی(همدان) در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب(ایبنا) بیان کرد: کتاب «دریایی که همیشه توفانی بود...» نقد و تحلیل آثار و سیری در زندگی صادق چوبک نویسنده ایرانی است. این کتاب از پنج بخش تشکیل شده و بخش اول آن به نام پیرمردی که خاکستر وجودش را به اقیانوس سپرد زندگی صادق چوبک را روایت می‌کند؛ چوبک در روزهای پایانی زندگی‌ خود در آمریکا وصیت می‌کند که جنازه‌اش را بسوزانند و خاکسترش را به اقیانوس بسپارند، عنوان این بخش از این وصیت چوبک گرفته شده است. چوبک تنها داستان‌نویسی ایرانی است که مقبره و مزاری از او باقی نماند. این نویسنده درباره سایر بخش‌های کتاب گفت: در بخش دوم تحت عنوان نویسنده‌ای که قلم‌اش را در جوهر خون ما فرو برد، کلیه داستان‌ها، اشعار و ترجمه‌های چوبک را معرفی و تحلیل  کرده‌ام. بخش سوم این کتاب سال‌شمار کاملی است از زندگی و داستان‌های صادق چوبک؛ در پایان کتاب سه پیوست آمده که پیوست شماره 2 آن: شیرمحمد نوشته پرویز رسولی است. مترجم «راهنمای توپچی فریبکار» در ادامه اظهار کرد: برخی معتقد هستند که صادق چوبک در نوشتن رمان «تنگسیر» از داستان کوتاه شیرمحمد نسخه‌برداری کرده، برخی دیگر نیز به قدری تندروی کرده‌ که از عنوان سرقت ادبی استفاده کرده‌اند. حدود 40 سالی از چاپ اول داستان شیرمحمد می‌گذرد، این داستان کوتاه قبل از انقلاب در کتاب‌های جیبی پرستو چاپ و بعد از آن هرگز تجدید چاپ نشد. شیرمحمد را در این کتاب آورده‌ام تا کسانی که می‌خواهند تحلیل درون متنی داشته باشند این داستان را با رمان «تنگسیر» بخوانند و قضاوت کنند که تاچه حد حرف کسانی که می‌گویند: چوبک از این داستان گرته‌برداری کرده صحت دارد.   اصلانی اضافه کرد: پیوست شماره3 داستان کوتاهی از صادق چوبک است به نام اسائه ادب در سال ۱۳۲۴ برای اولین بار چاب شد که چون یک داستان طنزآمیز و انتقادی به پادشاه اول پهلوی بود، چوبک ممنوع القلم و چاپ اولین مجموعه داستان او ممنوع شد. پس از ۱۰ سال در ۱۳۳۴  به این شرط اجازه تجدید چاپ را دادند که داستان اسائه ادب را از آن حذف کند و این اتفاق افتاد. از سال ۱۳۲۴ تا به الان این داستان کوتاه تجدید چاپ نشد. فکر می‌کنم این داستان بسیار مهمی در کارنامه ادبی چوبک است. او درباره دلیل انتخاب تألیف این کتاب گفت: علت انتخاب کارهایی از این دست علاقه شخصی‌ام بود. از سن نوجوانی و در دبیرستان که با داستان‌نویسان بزرگ ایرانی محشور شدم بعد از صادق هدایت دومین داستان‌نویس بزرگی که مرا تحت تأثیر قرارداد و علاقه‌ام را برانگیخت صادق چوبک بود، بعد از اینکه وارد محیط دانشگاه شده و به‌طور تخصصی‌تری با صادق چوبک آشنا شده‌ام همیشه افسوس این را داشته‌ام که چرا این داستان‌نویس بزرگ برای نسل‌ جوان ناشناخته است و این انگیزه‌ای شد تا درباره وی بنویسم. نویسنده «فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز» از نوشتن درباره  صادق چوبک گفت: نوشتن درباره صادق چوبک کار بسیار دشواری است، او داستان‌نویسی بود که به هیچ عنوان در طول زندگی‌اش حاضر به مصاحبه نبود؛ کتاب‌هایی که از چوبک نوشته شده و منابعی که درباره او وجود دارد بسیار اندک است برخلاف افراد دیگری که نامه‌ها و مصاحبه‌ها و بیوگرافی‌های متعددی از آن‌ها داریم و راحت‌تر می‌توان درباره‌شان جست‌وجو کرد و از این افراد نوشت. نوشتن از چوبک سخت بود و درواقع این کتاب چکیده‌ای است از همه آنچه که درباره چوبک وجود دارد. وی همچنین بیان کرد: من وارد مسأله مکاتب داستان‌نویسی که برخی ذکر کرده‌اند تحت عنوان: داستان‌نویسی مکتب تهران، مکتب جنوب و مکتب اصفهان نمی‌شوم اما صادق چوبک در داستان‌نویسی سبک رئالیستی را ارائه داد که بسیار متفاوت بود از داستان‌نویسان بزرگ و تاثیرگذار قبل از خودش بود، مانند: محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت و بزرگ علوی. او نشان داد به‌رغم اینکه این نویسندگان را بسیار قبول دارد اما تحت تاثیر هیچکدام قرار نگرفت. وی رئالیسمی را ارائه داد که در آن کثیف‌ترین، فقیرترین و پست‌ترین لایه‌های اجتماعی را به عنوان شخصیت اصلی داستان خود انتخاب کرده و آن‌ها را به نمایش گذاشت. نکته دیگری که وجود دارد انتساب صادق چوبک به مکتب ادبی ناتورالیسم است، من این را قبول ندارم و نمی‌پذیرم. من صادق چوبک را یک داستان‌نویس ناتورالیست نمی‌دانم. ناتورالیسم یک برچسب اروپایی است که که مصداق آن صادق چوبک نیست بلکه سبک او یک رئالیسم اجتماعی واقعی است. اصلانی همچنین گفت: صادق چوبک زمانی به آمریکا مهاجرت کرد که دوران داستان‌نویسی‌اش به پایان رسیده بود. او کارهای مهم خود را زمانی نوشت که در ایران بود و زمانی که تصمیم به مهاجرت به آمریکا را گرفت دوران داستان‌نویسی‌اش به پایان رسیده بود و غربت‌نشینی تاثیری در داستان‌نویسی وی نداشت. اما وی به لحاظ فردی همیشه این افسوس را داشت که ای‌کاش در سرزمین خود بود و در سرزمین خود می‌مرد. پس از چوبک شیوه نویسندگی او به هیچ عنوان ادامه پیدا نکرد، به این دلیل که صادق چوبک نویسنده شجاعی بود و خط قرمزها را درنوردیده بود و من کسی را سراغ ندارم که بعد از او این شهامت را داشته باشد که مانند او بخواهد از خط قرمزها عبور کند.   این مترجم درخصوص فیلم تنگسیر و اقتباس از این داستان چوبک نیز بیان کرد: نوع  رمان «تنگسیر» متفاوت از کارهای دیگر چوبک است. این رمان برخلاف سایر کارهای او که بسیار تراژیک و غم‌انگیز است پایان خوشایندی دارد. رمان پرتحرکی بود و به خاطر سلسله حوادث جنجالی که در آن وجود داشت و می‌توانست برای مخاطبانی که به دنبال فیلم‌های اکشن در نوع ایرانی آن بودند، جذاب باشد. در زمان خود چوبک یعنی در دهه 30 که اوج داستا‌ن‌نویسی او بود سینمای ایران در آن حد نبود که بخواهد از یک رمان فیلم بسازد و اقتباس ادبی کند و این امر متداول نبود.  محمدرضا اصلانی در پایان گفت: کتاب «دریایی که همیشه توفانی بود...»  به شکل مختصر و ساده‌تری چاپ شده بود، که به دلیل تعطیلی نشر قصه و مهاجرت ناشر آن حدود ۱۰سال این کتاب نایاب شد تا اینکه به همت انتشارات مروارید به شکل کامل‌تر و متفاوت‌تری تجدید چاپ شد.   گفتنی است کتاب «دریایی که همیشه توفانی بود...سیری در زندگی و آثار صادق چوبک» تالیف محمدرضا اصلانی(همدان) از سوی نشر مروارید با قیمت 15000تومان و در 149صفحه ارائه شده است.   ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 05:02:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262202/سبک-صادق-چوبک-رئالیسم-اجتماعی-نه-ناتورالیسم-شیوه-نویسندگی-ادامه-پیدا-نکرد برای اولین بار در شاهنامه زن را در جایگاه والایی می‌بینیم/حافظ به برخی واژه‌ها معنای جدید بخشیده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262041/اولین-بار-شاهنامه-زن-جایگاه-والایی-می-بینیم-حافظ-برخی-واژه-ها-معنای-جدید-بخشیده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: سابقه و پیشینه پژوهشگری علیقلی محمودی‌بختیاری در حوزه‌های مختلف و خاصه ادبیات به سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات مشغول بوده، برمی‌گردد. محمودی‌بختیاری که به عنوان یکی از 10 استاد ممتاز دانشگاه تهران در سال‌های میانی دهه پنجاه یاد می‌شود، از زمره برترین شاگردان چهره‌هایی چون «بزرگ ذبیح بهروز»، «سعید نفیسی»، «محمد معین»، «علامه جلال‌الدین همایی» و «بدیع الزمان فروزانفر» به شمار می‌رود. از این پژوهشگر، آثار فراوانی به جامعه ادبی عرضه شده و كتاب «زمينه‌ي فرهنگ و تمدن ايران» او از سال‌ها پیش به عنوان كتاب درسي در بخش خاورشناسي دانشگاه يوتا انتخاب شده و تدریس می‌شود. به تازگی و بعد از بیست و چند سال، دو  کتاب‌ «چرا حافظ؟» و «شاهنامه آبشخور عارفان» تجدید چاپ شده و همین امر بهانه‌ای شد تا با او به گفت‌وگو بنشینیم و درباره کم و کیف این آثار اطلاع پیدا کنیم که شرح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:   ابتدا مختصری درباره کتاب «چرا حافظ» بگویید و اینکه چه چیزی شما را بر آن داشت تا به گردآوری این اثر بپردازید؟ ارتباط من با حافظ از دوران دانشجویی شروع شد و ادامه پیدا کرد و چندین مقاله هم در مورد حافظ نوشتم. داستان کتاب «چرا حافظ» به پنجاه و چند سال قبل برمی‌گردد، آن زمان من امریکا بودم و شخصی به نام نیاز کرمانی بود که یک مجموعه به نام «پاژنگ» منتشر می‌کرد و از پیش از انقلاب بارها از من خواسته بود مقاله‌ای درباره حافظ برای انتشار در «پاژنگ» بنویسم. تا اینکه انقلاب شد و من به ایران برگشتم. این بار از من به خاطر ننوشتن این مقاله گله کرد که در پاسخ او گفتم که حالا «چرا حافظ؟» و او هم پیشنهاد داد که مقاله‌ای با همین نام «چرا حافظ؟» بنویسم که در همان نشریه «پاژنگ» چاپ شد. این شیوه همکاری با مجلات دیگر هم تکرار شد و بارها مقالاتی از من درباره حافظ در مجلات گوناگون به چاپ رسید. بعدها به این فکر و تصمیم رسیدم که مجموعه این مقالات را همرا با خلاصه‌ای کتاب «راهی به مکتب حافظ» که در سال 1345 نوشتم و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت، در یک مجلد گردآوری و تدوین کنم که همین کتاب «چرا حافظ؟» است که در حال حاضر به چاپ دوم رسیده است.   در  کتاب «راهی به مکتب حافظ» که فرمودید، از چه زاویه دیدی به حافظ نگاه شده است؟ در کتاب «راهی به مکتب حافظ» 300 غزل از 500 غزل حافظ که مربوط به دوران پختگی او است را انتخاب کرده‌ام و در آنجا به مراحل مختلف زندگی حافظ را با آوردن مثال‌های از اشعار او پرداخته‌ام که یکی از این مراحل ورود او به تصوف و بعد عرفان و رندی است. عرفان در ابتدا هم با تصوف، هم به طور کلی با امور مذهبی مخالف است. عرفان یعنی شناخت ولی متاسفانه به اشتباه به کسی که ترک دنیا می‌کند و فقط به عبادت می‌پردازد عارف می‌گویند. در حالی که عابد با عارف تفاوت زیادی دارد. عارف کسی است که نیرو و توان خود را در خدمت جامعه می‌گذارد و به جای اینکه درباره خدا و آفریدگار صحبت کند به آفریدگان توجه دارد. عارف کسی است که درمی‌یابد انسان نمی‌تواند آفریدگار هستی را حس و درک کند که در کتاب «چرا حافظ؟» با همین دید به حافظ پرداخته شده است. موضوع بعدی کلمه «رند» است که تا زمان حافظ به آدم‌های بی‌خدا، لا مذهب و بی‌بندو بار اطلاق می‌شد که حتی در شعر مولانا و سعدی هم نکوهش شده است. همین «رند» به حافظ که می‌رسد، معنای دیگری پیدا می‌کند. رند در شعر حافظ برخلاف معنای قبلی آن معنی خوبی دارد و به زهد و عرفان نزدیک است.   اساسا کتاب «چرا حافظ؟» به چه چیزی پرداخته است و حافظ را چگونه معرفی می‌کند؟ این کتاب علاوه بر خلاصه کتاب ‌«راهی به مکتب حافظ»، شامل مقالاتی با عنوان «چرا حافظ؟»، «حافظ کیست؟»، «زندگی‌نامه حافظ» و ... است. همچنین شرحی درباره واژگان داده شده که در این قسمت واژه‌های ویژه‌ای که حافظ به کار برده در دو دسته واژه‌های آشنا و غیر تقسیم‌بندی شده‌اند و شامل واژه‌ها و کلماتی است که حافظ برای اولین بار به کار می‌برد یا واژه‌هایی مثل رند، میکده و ... که حافظ به آن‌ها معنای جدیدی بخشیده و به آن‌ها احترام گذاشته است. در این کتاب می‌گویم حافظ از ابتدا شاعر است که معرفت پیدا کرده و رند و عارف شده است. در ادبیات ما کلمات «رند» و «عارف» بد به کار برده شده است، وگرنه حافظ انسانی است که دارای آگاهی است، یعنی مراحل مختلف زندگی را طی کرده تا به کمال انسانی رسیده است.   کتاب دیگری هم با نام «شاهنامه آبشخور عارفان» دارید که همانند کتاب «چرا حافظ؟» در حوزه عرفان جای می‌گیرد. درباره این کتاب و چگونگی نگارش آن هم توضیح مختصری بفرمایید. ایده و آغاز نگارش کتاب «شاهنامه آبشخور عارفان» هم به دوران دانشجویی من برمی‌گردد. سال 1346 که من دانشجوی سال دوم دوره لیسانس بودم، انجمن زرتشتیان برنامه‌ای درباره شاهنامه داشتند که من آنجا مقاله‌ای درباره «شاهنامه و عرفان» ارائه کردم که اتفاقا چهارده سال بعد دوباره از طرف همان انجمن برای آن برنامه دعوت شدم که در کتاب «شاهنامه آبشخور عارفان» مخصوصا این کارت‌ها را چاپ کردم. بنابراین من از دوره دانشجویی و لیسانس با شاهنامه ارتباط پیدا کردم. شاید ارتباط من با شاهنامه حتی به سال‌ها قبل‌تر، زمانی که در روستا زندگی می‌کردم، بر‌گردد. چون خانواده ما و به طور کلی بختیاری‌ها با شاهنامه انس فراوانی داشته و دارند. حتی زمانی که به مکتب‌خانه هم می‌رفتم به اصرار برادرم ابیات شاهنامه را حفظ می‌کردم، این است که من از همان زمان به شاهنامه علاقه‌مند شدم؛ بنابراین ارتباط و انس من با شاهنامه به قبل از دوره دبستان برمی‌گردد که این ارتباط و علاقه تا دوره دانشجویی و بعد از آن ادامه پیدا کرد منتهی آشنایی من با شاهنامه از دید دیگری صورت گرفت و آن هم شاهنامه‌ای است که آبشخور عارفان است، یعنی شاهنامه سرچشمه‌ای است که عارفان دیگر مانند خیام، مولانا، حافظ، سعدی و شاعران دیگری که معرفت و آگاهی داشتند به این سرچشمه اصلی رجوع می‌کردند.   شاهنامه که بیشتر به عنوان یک اثر حماسی رایج است، چه چیزی باعث شد که از دیدگاه عرفان به آن بپردازید؟ اتفاقا بعد از این اثر خیلی‌ها انتقاد کردند و مقاله نوشتند که شاهنامه یک اثر حماسی است و ربطی به عرفان ندارد یا شاهنامه را با عرفان چه کار است؟ چون آن‌ها عرفان را عبادت و گوشه‌گیری و این قبیل رفتارها می‌دانستند. من مخصوصا این کلمه را به کار برده‌ام تا نشان دهم که عرفان به معنی عبادت و گوشه‌گیری و... نیست، بلکه عرفان به معنی شناخت و آگاهی است. به عنوان مثال در بخشی از کتاب با عنوان «جهان و پهنه شاهنامه» می‌بینیم که در هیچ کتابی در عالم به اندازه شاهنامه به بحث خرد نپرداخته و درباره آن صحبت نکرده است و من مخصوصا تمام این مثال‌ها را از شاهنامه بیرون کشیدم و نشان دادم. فردوسی می‌گوید که باید اساس و پایه زندگی انسان بر پایه خرد باشد. حتی انسان که زیر سایه دانش است اگر این دانش تحث فرمان خرد نباشد،  راه به جایی نمی‌برد. یا بحث مدارا که حافظ بسیار خوب به آن پرداخته است و آن را برادر خرد دانسته است که باید همراه خرد مدارا هم داشتیم که اگر به این موارد دقت کنید می‌بینید که بزرگ‌ترین فیلسوف امروز هم نمی‌تواند به این خوبی مسائل انسانی را مطرح و توجیه کند.    در «شاهنامه آبشخور عارفان» به چه مسائلی پرداخته شده و رویکرد شما در این کتاب چیست؟ این کتاب دارای هفت بخش است هر بخش آن به مورد مسائل مختلف مانند اسطوره‌ها و... پرداخته است و یک شرح کلی از اغاز و اینکه شاهنامه چطور به وجود آمده و به چه پرداخته و... ارائه می‌دهد که به طور کلی با آنچه که تا به حال گفته شده فرق دارد. ساختار کتاب به این صورت است که در بخش‌های ابتدایی و مقدمه بحث، درباره اسطوره‌ها، بعد درباره سامانیان و شکل‌گیری فرهنگستان و مهستان صحبت شده و چگونگی شکل‌گیری شاهنامه را برای مخاطب روشن می‌کند، بعد وارد بحث اصلی و مباحث مربوط به خود شاهنامه و فردوسی می‌شود. همچنین یک کتاب به نام «خدای‌نامه» وجود دارد که از زمان‌های بسیار کهن به دست فردوسی رسیده و اغلب درمورد آن چیزی گفته نشده که من یک بخش از «شاهنامه آبشخور عارفان» را به همین کتاب «خدای‌نامه» اختصاص داده‌ام. همچنین زبان فارسی از قبل از سامانیان هم بوده ولی از زمان این سلسله زبان فارسی را به عنوان زبان معیار ایران انتخاب شده و اولین گام آن را هم یعقوب لیث صفار برداشته است که یک فصل مفصل از کتاب «شاهنامه آبشخور عارفان» به او اختصاص داده‌ام. همچنین در این کتاب اسامی افرادی که در شاهنامه وجود دارد و روی آن آشنایی وجود ندارد و نمادهایی که به کار برده شده را توضیح داده‌ام. همچنین لازم به ذکر است که عرفان در این کتاب به معنی شناخت است. در این کتاب ابیاتی از شاهنامه انتخاب شده و اسامی و مفاهیم آن توضیح داده شده و به شاعرانی که از این مفاهیم و تعابیر استفاده کرده‌اند هم اشاره کرده‌ام که در این میان مشخص می‌شود که حافظ دقیق‌تر از دیگر شاعران از سرچشمه شاهنامه بهره جسته است.   به نظر شما وجوه تمایز شاهنامه با دیگر اثار قدما چیست؟ اینکه در شاهنامه مقام زن شناخته می‌شود. در کتاب «شاهنامه آبشخور عارفان»، شانزده زن را گرد آورده‌ام که این‌ها هم از همسر و هم از پدر و فرزندشان داناتر هستند. برای نمونه سیندخت که همسر مهراب کابلی است به عنوان سفیر کابل و ایران نزد سام نریمان فرستاده می‌شود و برای نخستین بار است که یک زن سفیر شده است که وقتی آن را می‌خوانید، بسیار حیرت می‌کنید، چون تا قبل از آن زن به عنوان شخصیتی که شایستگی ندارد معرفی می‌شود و حتی در شعر شاعران بزرگی چون سعدی و مولانا هم زمانی که بخواهند کسی را کوچک و تحقیر کنند به زن مانند می‌کنند؛ ولی در شاهنامه فرق دارد و برای اولین بار زن را در جایگاه بالایی می‌بینید که همه این‌ها و مثال‌های آن در کتاب «شاهنامه آبشخور عارفان» گردآوری و ذکر شده است. همچنین سعی کرده‌ام با معرفی اسطوره‌ها و نمادها فرهنگ ایرانی را به مخاطب معرفی کنم.   درباره آخرین آثاری هم که از شما منتشر شده مختصر توضیحی بفرمایید. کارهایی است که به صورت پراکنده انجام داده‌ام. یکی از این آثار کتابی به نام « هفت نگار در هفت تالار» است که تحلیلی اجتماعی و امروزی از هفت‌پیکر نظامی است. از دیگر آثار من مقاله‌های پراکنده‌ای که به صورت کتاب و به نام‌های «شکرستان» و «گنج راز» گرداوری شده است. آخرین اثر من شرحی بر کتاب «گلشن راز» شیخ محمود شبستری است که حدود 900 صفحه شرح بر «گلشن راز» 80 صفحه‌ای است و قرار است توسط نشر خاموش منتشر شود.   «چرا حافظ؟» و «شاهنامه آبشخور عارفان» از آثار علیقلی محمودی بختیاری است که به ترتیب در سال‌های 1375 و 1377 توسط نشر خاموش منتشر شده و چاپ دوم این آثار به تازگی وارد بازار کتاب شده است. ]]> ادبيات Sat, 16 Jun 2018 06:16:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262041/اولین-بار-شاهنامه-زن-جایگاه-والایی-می-بینیم-حافظ-برخی-واژه-ها-معنای-جدید-بخشیده ویژگی‌های سبک فردی مولانا گسترده‌تر از سبک عراقی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262052/ویژگی-های-سبک-فردی-مولانا-گسترده-تر-عراقی ضیاء قاسمی، استاد دانشگاه تهران، موسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی و نویسنده کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» درباره تفاوت این کتاب با کتاب‌های مشابه آن در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: کتاب‌هایی که از زمان مرحوم ملک‌الشعرای بهار تا همین چند سال قبل درباره سبک ادبی نوشته شده، یک ویژگی دارد که به جای اینکه از دیدگاه علمی به مفهوم سبک ادبی بپردازند، فقط بر سبک دوره‌ای -بهتر است به جای آن کلمه مکتب را به کار ببریم مثلا در شعر فارسی سبک دوره‌ای خراسانی یا عراقی را داریم که به جای آن می‌توانیم مکتب خراسانی یا مکتب عراقی بگوییم- متمرکز شده‌اند.  سبک دوره‌ای بحث کوچکی از مبحث گسترده سبک‌شناسی است او ادامه داد: بیشتر کتاب‌ها و مقالاتی هم که نوشته شده، همین جهت‌گیری را دارد، یعنی فکر کرده‌اند که مفهوم سبک به سبک دوره‌ای محدود می‌شود، در حالی که این‌طور نیست و مکتب یا سبک دوره‌ای یک مبحث کوچک از مبحث گسترده سبک‌شناسی است. سبک‌شناسی به عنوان یک شاخه علمی، امروزه خیلی گسترده است، زیرشاخه‌های زیادی دارد و محدوده بزرگی را تحت پوشش قرار می‌دهد، که یکی از آن محدوده‌ها، سبک‌های دوره‌ای زمانی یا مکاتب ادبی است.   قاسمی اضافه کرد: از ویژگی‌های این کتاب و شاید تفاوت آن با سایر کتاب‌هایی که قبلا در این حوزه نوشته شده، این است که در این کتاب سعی کرده‌ایم که همین دیدگاه را در نظر بگیریم و اساس کار ما بررسی کل اصول سبک‌شناسی باشد نه فقط سبک ادبی یا مکتب. ویژگی دیگر این کتاب این است که سعی کرده‌ایم دیدگاه ادبی صرف نداشته باشیم. یعنی سعی کردیم براساس دست‌آوردهایی که علم زبان‌شناسی به ما داده و مطالعاتی که در این شاخه بین رشته‌ای شده یا به عبارت دیگر بر اساس دست‌آوردهای مطالعات ادبی و مطالعات زبانشناختی، یک تحلیل علمی از سبک ادبی که در مطالعه آثار شاعران و نویسندگان مورد نظر ماست، به دست دهیم.   نویسنده کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» درباره شیوه انتخاب افراد و شاعری که در این کتاب به آن‌ها پرداخته، اظهار کرد: در این کتاب دو نوع از افراد داریم. افرادی که در مبحث نظری به آن‌ها اشاره شده است و افرادی که آثار آن‌ها تحلیل شده است. در کتاب برای اینکه بدانیم چگونه باید تحلیل سبکی را انجام دهیم، یک مبنای نظری در نظر گرفته‌ایم و در آن بخش نظری به پیشینه آن علم اشاره کرده‌ایم که در اینجا برای کارهایی که در ایران و در حوزه زبان فارسی انجام شده، یک بخش در نظر گرفته‌ایم و در بخش دیگر کارهایی که در جهان در حوزه علم سبک شناسی انجام شده را بررسی کرده‌ایم. در این میان طبیعتا به کسانی که چهره‌های شناخته شده‌تری داشتند یا صاحب نظریه بودند، بیشتر پرداخته‌ایم و در مورد آن‌ها مطالب بیشتری آورده‌ایم، ولی در انتخاب شاعران و نویسندگانی که آثار آن‌ها بررسی شده، هیچ اولویتی و تفاوتی وجود نداشته. برای ما خود مثال مهم بود و از لحاظ آن مبحثی که بررسی می‌کردیم، نکته‌ای که مناسب بوده را به عنوان مثال از یک شاعر یا نویسنده انتخاب کرده‌ایم و الزاما به این معنا نیست که آن شاعر یا نویسنده نماینده بارز آن سبک است.   وی درباره تعریف خود از سبک ادبی و نگاهی که در این کتاب به سبک ادبی دارد، بیان کرد: نکته حائز اهمیت این است که سبک ادبی که در این کتاب از آن نام می‌بریم، در معنای علمی جدیدش از آن محدوده سبک ادبی دوره‌ای خارج می‌شود. یعنی ما اینجا سبک ادبی هر فرد را بررسی می‌کنیم. برای مثال در این کتاب سبک ادبی مولانا یا حافظ را داریم و اشاره به سبک دوره‌ای عراقی یک بخش از کار سبک شناسی است. مثلا در تحلیل سبک مولانا بر این عقیده‌ایم که ایشان در چارچوب مکتب یا سبک دوره‌ای عراقی قرار می‌گیرد، ولی ویژگی‌های سبک فردی او بسیار گسترده‌تر است و فقط نمی‌توانیم به این مطلب اکتفا کنیم که مولانا در حوزه سبک ادبی عراقی قلم می‌زده است. در چارچوب و مبنای نظری و عناصر سبک شناختی که در این کتاب مشخص شده، می‌توان کار مولانا را به عنوان یک شاعر ایرانی تحلیل کرد.  مبنای تحلیل سبکی ما در این کتاب سبک شخصی است او ادامه داد: مبنای تحلیل سبکی ما در این کتاب سبک شخصی است. یعنی در تحلیل سبک ادبی، سبک ادبی هر شاعر یا نویسنده را بررسی می‌کنیم که در این تحلیل ممکن است به ویژگی‌های کلی هم اشاره‌ای شود. مثلا در مکتب عراقی یک سری ویژگی‌های کلی داریم که می‌گوییم مولانا به عنوان شاعری که در حوزه مکتب عراقی است، این ویژگی‌ها را دارد. ولی زمانی که سبک ادبی مولانا را تحلیل می‌کنیم، خیلی موارد بیشتری از این را ذکر و تحلیل می‌کنیم. البته آن تقسیم‌بندی مکتب‌های ادبی رایج نظیر سبک عراقی و خراسانی و... را هم به عنوان یک بخش کوچی از کار داریم و مبنای ما تحلیل سبک ادبی مولاناست.   استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران درباره مخاطبان کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» گفت: سعی کرده‌ایم کتاب را به صورت تخصصی برای کسانی که در حوزه سبک شناسی مشغول اند، کار کنیم . حوزه سبک شناسی برای پژوهشگرانی که هم در حوزه ادبیات هستند و هم در حوزه علم زبان‌شناسی مورد علاقه است و یک حوزه میان‌رشته‌ای محسوب می‌شود. در بخش تعریف مبنای نظری هم سعی کرده‌ایم از دست‌آوردهای تخصصی در این علوم ذکر شده استفاده کنیم، منتها برای دانشجویان رشته ادبیات و زبان‌شناسی هم قابل استفاده است. حتی سعی کرده‌ایم که متن کتاب را مقداری ساده‌تر بنویسم که برای علاقه‌مندان هم قابل استفاده باشد. یعنی این کتاب یک کتاب کاملا تخصصی و خیلی خاص محسوب نمی‌شود و سعی کرده‌ام که شیوه نگارش و بیان طوری باشد که علاقه‌مندان به این حوزه هم بتوانند استفاده کنند.   قاسمی درباره ساختار و فصل‌بندی کتاب هم بیان کرد: در فصل اول به پیشینه مطالعات پرداخته‌ام و در آن سعی کرده‌ام همه کارهایی که در این حوزه انجام شده را به طور کامل بررسی کنم که خود این شامل دو بخش است. کارهایی که در در زمینه سبک‌شناسی در ایران و از زمان ملک‌الشعرای بهار تا همین چند سال اخیر انجام شده است که خوشبختانه می‌توان گفت در پنج یا ده سال اخیر حالت تخصصی‌تری به خود گرفته است، چون قبل از این همان مطالبی که ملک‌الشعرای بهار در کتابش ذکر کرده بود در مقالات و کتاب‌ها تکرار می‌شد. مدت زیادی طول کشید تا این رویه عوض شود و خوشبختانه در چند سال اخیر کتاب‌ها در زمینه سبک‌شناسی علمی‌تر و تخصصی شده است. بخش دیگر فصل اول به مطالعاتی که در غرب در این حوزه انجام شده، اختصاص دارد.   وی افزود: در فصل دوم ضرورتی وجود داشت که سبک زبانی را از سبک ادبی متمایز کنیم، چون دو مفهوم جدا از هم است بنابراین در این فصل سبک‌ها و گونه‌های زبانی را توضیح دادم. چون عموم کتاب‌های قبلی در حوزه سبک شناسی نوشته شده به سبک‌های دوره‌ای پرداخته‌اند، در فصل سوم سعی کردم به صورت گذرا ویژگی‌های عمومی هر مکتب را ذکر کنم. در فصل چهارم به طور مختصر به بسترهایی نظیر وزن در شعر یا آرایه‌ها و صنایع ادبی که عناصر سبکی در آن ظهور می‌کنند، پرداخته‌ام. در این فصل خیلی به جزئیات اشاره نکرده‌ام و فقط کلیاتی درباره صنایع ادبی که در تحلیل سبک‌شناسی مورد استفاده است را ذکر کرده‌ام. در فصل پنجم وارد مطالعات سبک‌شناسی می‌شویم. یعنی مبنایی مشخص شده تا هر کسی که بخواهد در مورد سبک ادبی پژوهشی انجام دهد یا سبک ادبی شاعر یا نویسنده‌ای را تحلیل کند، می‌تواند بر اساس این رویه عمل کند. به عبارت دیگر در فصل پنجم شیوه کار تحلیل سبک ادبی مشخص شده است. سبک ادبی مجموعه‌ای از عناصری است که در سه دسته کلی گزینش، ابداع و هنجارگریزی در کار یک شاعر یا نویسنده تکرار می‌شوند. در هر کدام از این حوزه‌ها تعدادی عناصر سبکی داریم. اگر بتوانیم مجموعه‌ای از این عناصر سبکی که در کار شاعر یا نویسنده بیشتر تکرار شده و بارزتر است را تشخیص دهیم، می‌توان سبک ادبی او را تحلیل کرد. بر همین اساس در فصل پنجم هر کدام از این عناصر را توضیح داده و شیوه شناخت آن عنصر را ذکر کرده‌ایم.   نویسنده کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» در پایان آثار در دست چاپ و انتشار خود هم خبر داد و گفت: دو کتاب در زمینه آموزش فارسی به غیر فارسی‌زبانان دارم. یکی «سیری در شعر معاصر فارسی» که یک کتاب آموزشی برای فارسی‌آموزان و به طور خاص برای غیر ایرانی‌هایی که زبان فارسی یاد می‌گیرند. کتاب دیگر «سیری در غزلیات شمس تبریزی» است که این کتاب هم قرار است به صورت یک کتاب آموزشی برای غیر فارسی زبانان کار شود. کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان شناسی»، نوشته ضیاء قاسمی در 277 صفحه و با بهای 21000 تومان از طرف انتشارات امیرکبیر چاپ و روانه بازار کتاب شده است. ]]> ادبيات Sat, 16 Jun 2018 06:12:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262052/ویژگی-های-سبک-فردی-مولانا-گسترده-تر-عراقی حوزه نقد به هر شکلی که می‌تواند فعال‌تر شود/باور کنیم که نویسندگی کار سختی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261635/حوزه-نقد-شکلی-می-تواند-فعال-تر-شود-باور-کنیم-نویسندگی-کار-سختی مظاهر شهامت شاعر و منتقد ادبی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره استقبال از شعر و داستان در مقایسه با یکدیگر گفت: در حال حاضر حجم شعر زیاد است و حتی اگر به لحاظ کیفی هم حساب نکنیم، به لحاظ کمی چون عنوان آن زیاد است،حتما فروش زیادی خواهد داشت.  با این حال استقبال از داستان هم بسیار خوب است. یعنی با وجود اینکه در شرایط فعلی تنوع داستانی نسبت به شعر بسیار کم است و عناوین کمتری از داستان و به خصوص در حوزه رمان چاپ شده، استقبال خوبی از آن صورت گرفته است. شهامت درباره نسل جدید نویسندگان و شاعران در مقایسه با نسل پیشین بیان کرد: به صورت عمومی نویسنده و شاعر تازه‌کار بسیار زیاد شده که بخشی از  آن به این دلیل است که ما با فوجی از نسل جوان روبه‌رو شده‌ایم و جوان‌های آن نقطه افزایش جمعیتی که در دهه 60 داشتیم، یکدفعه در دهه 80 یا 90 تحویل اجتماع داده شد و درواقع نسل جوان ما به لحاظ کمی زیاد شد. وی افزود: در شرایط سالم اجتماعی، باید از اینکه از شعر، داستان و جنبه‌های دیگر هنر استقبال بالایی صورت گیرد، خوشحال شویم و از آن استقبال کنیم، ولی احساس من این است که این شرایط خیلی سالم نیست. ما بحران‌ها و کمبود‌های مختلف اجتماعی داریم که دست به دست هم داده و نسل جوان را به صورت کانالیزه و بدون اینکه تئوریزه شده باشد، به جهتی از کار یا مشغولیت سوق می‌دهد که همه این‌ها مربوط به استعداد و خلاقیت و حتی علاقه شخصی آن‌ها نیست و جوزدگی و بحران‌های فکری که به صورت منفی کار می‌کنند هم حاکم است. اگر ما بتوانیم این‌ها را پالایش کنیم یا جامعه وظیفه پالایشگری خود را انجام دهد و همچنین استقبالی هم باز ادامه داشته باشد، می‌توان گفت وضعیت خیلی خوب است، اما متاسفانه عوامل زیادی خارج از ادبیات، خلاقیت و استعداد جوانان باعث این کار شده است و طبیعی است که موجب آشفتگی می‌شود.   شاعر مجموعه شعر «جمهوری برزخ» درباره کیفیت آثار جدید در مقایسه با آثار گذشته گفت: قبلا آثار با کیفیت خوب و ضایعات کمتر بود. در حال حاضر هم آن کیفیت خوب وجود دارد. یعنی آن‌هایی که به صورت جدی کار ادبیات می‌کنند، باز هم آثار با کیفیت بالا به وجود می‌آورند، منتها مواردی که به آن‌ها الصاق شده و پیوسته و دلایل دیگر اجتماعی،باعث شده که آثار آن‌ها از کیفیت کمتری برخوردار باشد و این می‌تواند گمراه کننده شود. با این وجود، به هر دلیلی هم که باشد، نمی‌توانیم به تولید کننده یا نویسنده اثر بگوییم که این کار را انجام نده، ننویس یا موانع خاصی برای آن‌ها ایجاد کنیم.   وی افزود: اینجا است که اهمیت نقد مشخص می‌شود، چون نقد با ابزارها و توانایی‌های خود، این‌ آثار را تفکیک و معرفی می‌کند. بنابراین به عقیده من راهکار باید این باشد که حوزه نقد به هر شکلی که می‌تواند، فعال‌تر بشود و این آثار را تمیز کند. به علاوه رسالت تریبون‌هایی که این آثار را معرفی ‌می‌کنند و اینکه قرار است کدام آثار را به استناد کدام نقد‌ها معرفی کنند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است ناشر به خاطر شرایط کاری، یا ارشاد با رعایت یک سری موارد اجازه چاپ را بدهند و این آثار وارد جامعه می‌شود، ولی نقد وظیفه رسانه‌ها است که رسالت و تعهد دارند که این آثار را تفکیک ‌شده به مردم معرفی کنند. در آن صورت است که برای مخاطب روشن می‌شود که طرف کدام آثار برود.   شهامت به عنوان توصیه به افراد جوان و افرادی که تازه به حوزه نویسندگی و شعر قدم گذاشته‌اند، عنوان کرد: باید فرض را بر این بگذاریم که کار شاعری، داستان‌نویسی و نقد، کار آسانی نیست. باور کنیم که نویسندگی کار سختی است و برای اینکه بتوانیم این کار سخت را انجام دهیم، باید دنبال ابزار مناسب و کسب آمادگی برای شروع آن باشیم، نسبت به آن کار مهارت کسب کنیم و مطالعه لازم و مناسب با آن حوزه را داشته باشیم. بنابراین توصیه من برای دوستانی که وارد این حوزه می‌شوند این است که با فرض اینکه این کار یک کار سخت است با آن برخورد کنند. مطالعه و تمرین داشته باشند، حتما با دیگرانی که در این حوزه تجربه و مهارت دارند در ارتبات باشند، تجربه آن‌ها را بشناسند، از آن‌ها استفاده کنند و برای انتشار آثارشان عجله نکنند.   وی در پایان از انتشار کتاب جدید خود در آینده نزدیک خبر داد و گفت: من چهار عنوان مجموعه شعر با عناوین «نخستین اشعار»، «از کنج چندم دایره»، «جمهوری برزخ» و «دری به دایره‌های گچ»، یک مجموعه داستان با عنوان « از مه و ماهستان فقط خواب‌های من» و سه رمان با عناوین «...آدمیان که در»، «ویرگول‌های آبی زمین» و «گردباد در مربع شکسته» در کارنامه حرفه‌ای خود دارم. همچنین یک مجموعه داستان هم با عنوان «اصلا هم ناگهان نبود» در دست چاپ دارم که به زودی توسط انتشارات سیب سرخ منتشر می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 16 Jun 2018 06:10:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261635/حوزه-نقد-شکلی-می-تواند-فعال-تر-شود-باور-کنیم-نویسندگی-کار-سختی گزارش جلسه‌ دیدار با ابوتراب خسروی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262174/گزارش-جلسه-دیدار-ابوتراب-خسروی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه هفت اقلیم ششمين شب از «يك شب، يك نويسنده» در تاريخ ٢٣ خرداد ماه با حضور ابوتراب خسروي و ميزباني محسن حكيم معاني برگزار شد. اين نشست كه با استقبال كم نظير نويسندگان و اهل اقلم همراه بود با معرفي بيشتر ابوتراب خسروي و آثار وي آغاز گرديد و در ادامه با پرسش و پاسخ ادامه يافت. حكيم معاني به عنوان اولين سوال خود پرسيد: من ابتدا كتاب ديوان سومنات را خواندم و سپس به دنبال اولين كتاب ابوتراب خسروي_هاويه_ رفتم. همچنين خيلي‌ها ابوتراب خسروي را با كتاب ديوان سومنات شناختند؛ فاصله چند ساله بين اين دو اثر را چه چيزي پر مي‌كرد؟ خسروي در جواب گفت: در شيراز جلساتي تشكيل مي‌شد به عنوان داستان نويسي و داستان خواني كه هر دوهفته يك بار برگزار ميشد و داستان‌هاي‌مان را در آن جلسات مي‌خوانديم كه بنظرم يكي از دلايل توسعه  داستان نويسي و ادبيات داستاني اين جلسات بود و نويسنده‌هاي نسبتا خوبي از اين جلسات بيرون آمد كه الان تقريبا اغلب اين دوستان در خارج از كشور به سر مي‌برند و فعاليت نوشتن‌شان را در اروپا انجام مي‌دهند. فكر كنم از بين تمام اين جمع فقط من و آقاي كشاورز در شيراز مانديم. نویسنده«اسرار کاتبان» در ادامه گفت: آن زمان هدف از نوشتن، شهرت نبود. در نويسندگي و اساسا هنر تا مولف نسبت به كار اخلاص و خلوص نداشته باشد موفق به انجام كار موجهي نخواهد شد.بنظر من مهمترين كاري كه يك نويسنده بايد انجام بدهد شفافيت و انسي ست كه بايد با كار داشته باشد نه چيز ديگري.طبيعتا اگر كار در مسير درستي قرار بگيرد همه چيز را با خودش خواهد داشت و اگر بخواهد هدف ديگري را دنبال كند امكان پذير نيست. خسروي افزود: زماني داستان پديد مي‌آيد كه جزئيات اهميت پيدا مي‌كند.براي شرح جزئيات بايد دستگاهي مي‌بود كه بتوان به كمك آن جزئيات را گفت كه نويسنده‌ها دستگاه زاويه ديد را تحت تاثير دوربين فيلم‌برداري و عكاسي ابداع كردند. و زماني كه زاويه ديد به كار گرفته شد داستان پديد آمد.خصوصيت داستان عينت دادن واقعه است؛ شرح جزئيات است و جزئيات را بازتاب مي‌دهد.درست نقطه مقابل حكايت پردازي،شما وقتي حكايات سعدي را مي‌خوانيد روايت صرف است و تشبيه، ولي در داستان ما به وسيله دستگاه مجازي زاويه ديد عينيت را بازتاب مي‌دهيم. نويسنده اگر نتواند زاويه ديد مناسب را پيدا كند، نمي‌تواند داستانش را پيش ببرد. حكيم معاني پرسيد: متون كلاسيك چه چيزي به ما مي‌دهند و براي داستان نويس چه كار مي‌كنند؟! نویسنده «دیوان سومنات» در پاسخ گفت:در ابتدا بايد بگويم كه همانطور كه نويسنده مي‌نويسند ، مي‌انديشد. نوشتن وجهي از انديشيدن است.در واقع وقتي قلم دست مي‌گيريد اولين كلماتي كه مي‌نويسيد به ناخودآگاهتان نيشتر مي‌زنيد؛ و كلمات از ناخودآگاه شما نشات مي‌گيرد و ناخودآگاه مثل جنگلي است از گذشته، بخشي از كار نويسندگي ارتباط با ناخودآگاه است.با هر جمله و كلامي كه مي‌نويسيد به اهدافتان در داستان مي‌رسيد.همه اين كارها مربوط به فرديت شما مي‌شود.فرديت هركس يگانه است.نويسنده نيز در ابتدا انسان است. نوع رفتاري كه نويسنده با كلمات مي‌كند؛ يك رفتار منحصر به فرد است پس داستاني كه خلق ميشود نيز منحصر به فرد خواهد بود، كه به فرديت او مربوط مي‌شود. در ادامه چنين افزود: وقتي با متون كلاسيك در ارتباط باشيد بخشي از ناخودآگاه شما مي‌شود و به عنوان پشتوانه و منابع متنتان مي‌توانيد استفاده كنيد. كاري كه بنظر من نياز است نويسنده در اين مقطع انجام دهد،اين است كه از اين منابع به عنوان الهام بخش استفاده كند و تحت تاثير اين نوع زيبا شناسي باشد. خسروي در ادامه گفت:در تالار نياوران بوديم آقايي كه خودشان نويسنده بودند به من گفتند:"چرا من هرچي شما مي‌نويسيد را نمي‌فهمم؟!" من خيلي متاثر شدم.نمي‌دانم حق با ايشان بود يا من ولي اين يك تلنگري براي من بود كه نحوه  نوشتن من بايد طوري باشد كه طيف عظيم‌تري را جذب كند.همين باعث شد در رمان بعدي سعي كنم قضايا را توضيح بيشتري بدهم و راحت‌تر بنويسم كه در تعداد خواننده‌ها موثر بود و طيف بيشتري جذبِ رمانم شدند.نمي‌دانم كار درستي بود يانه و زمان پاسخ اين سوالم را خواهد داد كه اينطور نوشتن منطقي‌تر است يا خير؟! ادامه جلسه با طرح سوالاتي از جانب حاضرين، و هم چنين بحث و گفت‌وگويي گرم در رابطه با سخت بودن يا نبودن نثر خسروي سپري شد و حضار نظرات خود را بيان كردند. ]]> ادبيات Fri, 15 Jun 2018 10:44:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262174/گزارش-جلسه-دیدار-ابوتراب-خسروی نقد ادبی خیلی کم است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261308/نقد-ادبی-خیلی-کم بلقیس سلیمانی در گفت‌وگو با خبر گزاری کتاب(ایبنا) با اشاره به حضور نویسنده در جلسات مختلف و ارتباط مستقیم با مردم گفت: حضور یک نویسنده در جلسات نقد و جشن امضا از جهاتی خوب است. به عنوان مثال در نشست رونمایی از کتاب‌های خودم خوانندگانی را از سراسر ایران مانند ساری، شیراز و کردستان ملاقات کردم که در شرایط دیگر هرگز نمی‌توانستم ببینم، انسان‌هایی که فاصله مکانی زیادی با آن‌ها دارم. بازخورد کتاب را در این نشست‌ها و جلسات می‌دیدم و مخاطبان از رابطه‌شان با کتاب‌هایم می‌گفتند و این برایم جذاب بود. نویسنده بازی آخر بانو گفت: با شرکت در این جلسات افرادی که با من و کتاب‌هایم آشنایی نداشتند ترغیب ‌شدند برخی کتاب‌ها را بخوانند و همچنین پوسترهایی که برای اطلاع‌رسانی نصب شده بود برایشان جالب بود و از طرفی هم برخی می‌آمدند با من عکس می‌گرفتند و کتاب را نمی‌خریدند. سلیمانی با اشاره به نقد کتاب نیز بیان کرد: نقد در ایران به جایی رسیده که مترصد آن است تا کتابی منتشر شود و اشکالاتی را بیان کند. در مورد کتا‌ب‌های من نیز نقد به همین شکل انجام می‌شود به محض اینکه کتابی از من منتشر ‌شود تعدادی از افراد نگران این کتاب‌ها را می‌خوانند و مواردی را از بطن آن بیرون می‌آورند و ادعا می‌کنند اینها متناسب با اخلاق عمومی جامعه نیست و سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی را زیر سوال می‌برد!! وی ادامه داد: خوشبختانه از روزنامه کیهان تا دیگران برای من بسیار زحمت می‌کشند و کارهای مرا می‌خوانند و نقد می‌کنند و باعث می‌شوند ارشاد به زحمت بیفتد و کتاب‌ها را جمع می‌کنند و مجوزشان را لغو می‌کنند. سلیمانی افزود: عده‌ای به گونه‌ای نقد می‌کنند تا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثابت کنند مراقب نبوده و بدون توجه به برخی موارد اسلامی مجوز انتشار را صادر کرده و باید شاهد پیامد‌های آن در جامعه باشند و با انتشار این کتاب‌ها منتظر آسیب‌های که به جامعه وارد می‌کند باشند! تعداد زیادی از این قبیل نقدها  بر کارهای من نوشته شده است. این نویسنده ادامه داد: نقد ادبی به معنای واقعی خیلی کم است شاید به این دلیل که کارهای امثال من کامل شده و جا افتاده است. در مجموع نقد برای کتاب‌های جوانان و افراد تازه‌کار بیشتر نوشته می‌شود تا نویسندگانی که جاافتاده‌تر هستند و شهرت بیشتری دارند، شاید هم درستش همین باشد اگر نقد باعث دیده‌شدن نویسنده می‌شود بگذاریم کار جوانان نقد شده و دیده شود.   ]]> ادبيات Fri, 15 Jun 2018 07:31:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261308/نقد-ادبی-خیلی-کم برای آشنایی با نزار قبانی «داستان من و شعر» را بخوانید http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262136/آشنایی-نزار-قبانی-داستان-شعر-بخوانید علیرضا بدیع در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: اگر بخواهم یک کتاب خوب و تاثیرگذار برای مطالعه به مخاطبان پیشنهاد بدهم، کتاب مورد نظر من «داستان من و شعر» است که اتوبیوگرافی نزار قبانی است. این اثر ارزشمند با ترجمه غلامحسین یوسفی و شاگردش یوسف حسین‌بکار از سوی انتشارات توس راهی بازار نشر شده است. وی ادامه داد: نزار قبانی در این کتاب از روزهای تولد تا آخرین روزهای عمرش را روایت کرده است. «داستان من و شعر» فصل‌های مختلفی دارد که از این بین می‌توانم به فصل‌های «وطن»، «زن»، «سیاست»، «شعر» و «عشق» اشاره کنم. این شاعر با اشاره به بیان زندگی خصوصی نزار قبانی در این اثر گفت: نزار قبانی در این اثر خیلی راحت درباره معشوقه‌های خود صحبت کرده است؛ چراکه او معتقد بود بهتر است زندگی‌اش از زبان خود او روایت شود و خودش درباره مسائل مختلف صحبت کند تا بعد از مرگش دیگران روایت‌های مختلفی از او نداشته باشند.   شاعر مجموعه شعر «ماه‌ و ماهی»‌ در توضیح دلایل معرفی این کتاب به مخاطبان اظهار کرد: من این کتاب را به مخاطبان کتاب معرفی کردم، چراکه نقش نزار قبانی و تاثیر او در شعر جهان بر کسی پوشیده نیست و مخاطب شعر با خواندن این اثر می‌تواند در جریان زندگی این شاعر بزرگ قرار گیرد تا متوجه نوع نگاه متفاوت او به زندگی شود.   شاعر «ماه و ماهی» در معرفی یک مجموعه شعر فارسی کتاب «مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است»‌ را پیشنهاد داد و گفت: این مجموعه شعر اثر زنده‌یاد غلامرضا بروسان است که متاسفانه در سال 1390 در یک تصادف رانندگی همراه با همسر شاعرش، الهام اسلامی درگذشت.   این شاعر خراسانی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: بروسان یکی از شاعران برجسته معاصر بود که زبان و نگاه خاص خودش را داشت و توانست قطبی را ایجاد کند که هنوز هم دنباله‌روهای زیادی دارد. به اعتقاد من شعر سپید خراسان به دو دوره قبل و بعد از غلامرضا بروسان تبدیل شده است. ]]> ادبيات Fri, 15 Jun 2018 06:58:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262136/آشنایی-نزار-قبانی-داستان-شعر-بخوانید برگزاری نشست «تاملی در دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262159/برگزاری-نشست-تاملی-دانشنامه-حافظ-پژوهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران،‌ نشست «تاملی در دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی» در ادامه سلسله نشست‌های «ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی» برگزار می‌شود. بهاءالدین خرمشاهی، مهرداد نیکنام و فرهاد طاهری در این نشست حضور دارند. «تاملی در دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی» سه‌شنبه 29 خرداد‌ماه از ساعت 14 تا 16 در تالار فرهنگ کتابخانه ملی واقع در بزرگراه حقانی،‌ بعد از مترو،‌بلوار کتابخانه ملی برگزار می‌شود. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 14 Jun 2018 16:54:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262159/برگزاری-نشست-تاملی-دانشنامه-حافظ-پژوهی دومین همایش دو سالانه آزفا برگزار می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262157/دومین-همایش-دو-سالانه-آزفا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از بنیاد سعدی، این همایش این بار با محوریت موضوع «استاندارد‌سازی مواد آموزشی زبان فارسی به غیرفارسی زبانان» برگزار می‌شود و مهلت ارسال چکیده مقالات تا 31 خرداد‌ماه است. بررسی نتایج چکیده های ارسالی نیز دوم تیر ماه اعلام می شود. در این همایش دو روزه، دو نشست «آسیب‌شناسی روندهای تولید محتوا و منابع آموزشی در آزفا» و «آموزش زبان فارسی مبتنی بر فناوری‌های نو؛ مصادیق و استانداردها» برنامه‌ریزی شده است. معاون آموزش و پژوهش بنیاد سعدی که دبیری علمی این همایش را نیز بر عهده دارد، گفت: یکی از وظایف مهم بنیاد، استانداردسازی آموزش زبان فارسی در جهان است، با توجه به تجربه خوب دانشگاه شهید بهشتی که دو سال پیش در همایش «واکاوی منابع آموزش زبان فارسی» بدست آورد، از بنیاد سعدی دعوت کرد تا همایش دوم را با همکاری یکدیگر انجام دهند. رضامراد صحرایی افزود: از آنجا که این همکاری در راستای وظایف بنیاد سعدی محسوب می شد، این همکاری را پذیرفتیم و با تغییری در عنوان همایش اول، همایش دوم را با عنوان «استانداردسازی مواد آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان» برنامه‌ریزی کردیم. وی با بیان اینکه از طریق این همایش‌ها می‌توان جهشی در کیفیت و آموزش زبان فارسی ایجاد کرد، ادامه داد: این همایش به دنبال آن است که نگاه عالمانه و حرفه‌ای به آموزش زبان فارسی به‌عنوان یک زبان دوم را در خارج از ایران تبیین کند، هرچند تبیین این نگاه چند بُعد دارد.   آموزش استاندارد و مبتنی بر پژوهش صحرایی درباره وضعیت آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های جهان نیز گفت: اکنون برای بسیاری رشته‌ها در دانشگاه‌های نقاط مختلف جهان، آموزش زبان فارسی به‌عنوان آموزش زبان دوم محسوب می‌شود، دانشجویان برخی رشته‌ها مانند شرق‌شناسی باید زبانی را به عنوان زبان دوم فرا گیرند و بیشتر فارسی را انتخاب می‌کنند. وی افزود: بنابراین باید جذابیت‌ها و ابعاد زیبایی شناختی زبان فارسی را در تدریس خود، منابع آموزشی مانند کتاب‌های درسی و سایر امکانات نشان دهیم و چنین امری تحقق پیدا نمی‌کند مگر آنکه آموزش خود را استاندارد و مبتنی بر پژوهش استوار کنیم. ثبت‌نام و ارسال چکیده مقالات برای دومین همایش آزفا از طریق سایت www.AZFA2.ir امکان‌پذیر است. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 14 Jun 2018 10:09:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262157/دومین-همایش-دو-سالانه-آزفا-برگزار-می-شود برگزاری مجلس ترحیم احمد احمدی در حرم حضرت معصومه (ع) http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262153/برگزاری-مجلس-ترحیم-احمد-احمدی-حرم-حضرت-معصومه-ع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی «سمت» مجلس ترحیم احمد احمدی دوشنبه ۲۸ خردادماه بعد از نماز مغرب و عشا با حضور آیات عظام، فضلا، اساتید حوزه و دانشگاه و دوستداران ایشان، در مسجد اعظم حرم مطهر حضرت معصومه (علیهاسلام) برگزار می‌شود.  آیین بزرگداشت علمی و معرفتی استاد احمد احمدی ساعت 14 دوشنبه (۲۸ خرداد‌ماه) با حضور و سخنرانی اساتید حوزه و دانشگاه در تالار علامه جعفری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز برگزار می‌شود.   27 خردادماه نیز از ساعت 13 و 30 دقیقه تا 15مجلس ختم دیگری برای زنده یاد آیت‌الله احمدی در مسجد دانشگاه واقع در بزرگراه جلال‌آل‌احمد، دانشگاه تربیت مدرس برگزار خواهد شد. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 14 Jun 2018 10:05:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262153/برگزاری-مجلس-ترحیم-احمد-احمدی-حرم-حضرت-معصومه-ع بخش اعظم انتقادهای اجتماعی سنایی متوجه مسائل دینی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262154/بخش-اعظم-انتقادهای-اجتماعی-سنایی-متوجه-مسائل-دینی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست‌و ششمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع «تلقی سنایی از دین و دینداری» و با حضور علی‌اصغر محمدخانی؛ معاون فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب و با سخنرانی ایرج شهبازی، پژوهشگر، نویسنده، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و موسسه لغت نامه دهخدا، عصر روز چهارشنبه (23خردادماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   در ابتدای این نشست علی اصغر محمدخانی ضمن اشاره به مباحثی که در جلسات قبل از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی مطرح شده، موضوع نشست حاضر و هفته آینده را، «تلقی سنایی از دین و دینداری» عنوان کرد و گفت: اصولا برای ما این پرسش مطرح است که نگاه عارفان، شاعران، فیلسوفان و ... به دین و دنیا چگونه است. سنایی در بسیاری از این موارد دنیا را محل گذر می‌داند و سرزنش‌های زیادی درباره دنیا دارد که نگاه او به دین، دنیا، آخرت و اینکه به کدام جنبه دین توجه دارد در اشعار او انعکاس یافته است.   ایرج شهبازی  ابتدا به ارائه مقدمه‌ای درباره دین پرداخت و گفت: بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد کشور ما هیچ وقت تهی از دین نبوده و دین یکی از تاثیرگذارترین عوامل در حیات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور ما بوده است. در بعضی دوره ها مثل دوره فعلی، دین قطعا تاثیرگذارترین عامل در تمام مسائل زندگی اجتماعی بوده و در همه جا تاثیر و نفوذ داشته است. به همین سبب حتی در دوره‌هایی که حکومت‌ها چندان به دین کاری نداشتند، خود مردم از درون چنان گرفتار بحث دین بوده‌اند که دین به صورت خیلی مشهودی تمام بخش‌های اجتماعی زندگی مردم را  مدیریت می‌کرده است و علی‌رغم تمام حمله‌هایی که به دین شده، از خود دفاع کرده و همچنان تاثیرگذار باقی مانده است.   او ادامه داد: به اعتقاد بنده اگر بیطرفانه نگاه کنیم، می‌بینیم که دین یک واقعیت انکارناپذیر در جامعه و حیات ما است. دین همواره در جامعه ما یک مولفه مهم بوده و قابل انکار نیست.  نکته دیگر این است که به نظر من دین خالص وجود ندارد. دین در مواجهه با انسان‌ها از صافی ذهن و ضمیر آن‌ها عبور می‌کند و طبیعتا رنگ، بو و شکل آن‌ها را به خود می‌گیرد، بنابراین آن چیزی که در عالم واقع دیده می‌شود، نه یک دین خالص بلکه دینی است که از صافی ذهن انسان‌ها عبور کرده و رنگ و بوی آن‌ها را گرفته است. ما با دین خالص سروکار نداریم، بلکه با فهم‌ها و تفسیرهایی که انسان‌ها از دین می‌کنند، سروکار داریم. سرچشمه این تفاوت فهم‌ها هم در تفاوت یگانگی شخصیت‌ها و انسان‌ها است، چون هیچ دو انسانی وجود ندارند که به همه چیز نگاه یکسانی داشته باشند و هر انسان یک شخصیت منحصر به فرد است. گذشته از این عوامل اجتماعی هم در تفاوت فهم از دین، بی تاثیر نیست. یعنی مردم یک ملت هنگام پذیرش یک دین جدید، برداشت‌های خود از دین قبلی را در این دین جدید وارد می‌کنند به همین دلیل است که برای مثال دین اسلام در ایران با تونس، با عربستان و ... فرق است. یعنی با وجود اینکه یک دین در این کشورها رایج است اما گویا شش اسلام متفاوت است. بنابراین چه علل فردی را در نظر بگیریم یا علل اجتماعی را، به هر حال ما با دین خالص رو به رو نیستیم، بلکه با فهم‌های آدمیان از دین‌ها روبه رو هستیم.   بررسی دین‌شناسی سنایی از کلید‌های مهم برای شناختن شخصیت او شهبازی در ادامه افزود: اگر ما این مسئله را بپذیریم که ما  فقط با فهم‌های خودمان از دین سروکار داریم نه یک دین واقعی، نتایج بسیار مهمی به دست می‌آید. اولین نتیجه این است که دین شناسی یعنی خودشناسی؛ یعنی وقتی که ما پذیرفتیم هر انسانی مجموعه ویژگی‌های  شخصیتی خودش را روی مفهومی به نام دین فرافکنی می‌کند و دین را به رنگ و بوی شخصیت خودش درمی‌آورد، بنابراین ما با شناختن دین هر کسی می‌توانیم ویژگی‌های شخصیتی آن فردرا بشناسیم. از این جهت دین شناسی یعنی خودشناسی و یکی از منابع  مهم برای شناختن شخصیت هر انسانی بررسی تفسیری است که او از دین خود دارد. از همین رو یکی از راه‌های مهم شناخت سنایی این است که دین را از نظر سنایی بشناسیم. اگر دین را از نگاه سنایی با دین از نگاه فردوسی یا عطار یا خیام مقایسه کنید، متوجه می‌شوید که این چهار بزرگوار ویژگی‌های شخصیتی خود را وارد تفسیری که از دین داشته‌، کرده‌اند. بنابراین در دین شناسی علی‌رغم شباهت‌هایی که دارند، تفاوت‌های بسیار اساسی هم دارند. از این جهت بررسی دین‌شناسی سنایی کلید‌های مهمی برای شناختن شخصیت خود سنایی به ما می‌دهد.   نویسنده کتاب «تو مرا بسی» در ادامه به رابطه دین‌شناسی و جامعه‌شناسی اشاره کرد و افزود: دین‌شناسی نه تنها مساوی با خودشناسی که با جامعه‌شناسی هم مساوی است. طبق این بیان که هر جامعه‌ای، تفسیر جداگانه‌ای از دین به دست می‌دهد، می‌توانیم بگوییم با شناختن دین هر جامعه و تفسیری که از دین بدست می‌دهد، می‌توان آن جامعه را بهتر شناخت. بنابراین دین هر کشوری یک منبع بسیار مهم برای بررسی ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن کشور است.   وی دین را به عشق تشبیه کرد و ادامه داد: عشق مستقل و به ذات نیست و زمانی وجود دارد که عاشق و معشوقی وجود داشته باشد. خود عشق یک پدیده ذهنی و انتزاعی است و ما در قالب عاشق و معشوق است که می‌توانیم عشق را ببینیم. دین هم اصالتا و بالاستقلال وجود ندارد و در انسان‎‌های دیندار وجود دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که جنگی بین ادیان وجود ندارد. اگر جنگی هست بین دینداران و  پیروان هر دین و دریافت و سهمی است که دینداران از هر دین دارند. یعنی چیزی به نام جنگ ادیان وجود ندارد، بلکه جنگ قرائت‌ها و فهم‌های دینی است. از همه این‌ها می توان نتیجه گرفت که اگر می‌خواهیم از جنگ‌های ادیان جلوگیری کنیم، باید اخلاق انسانی را بر دینداری مقدم بدانیم. اگر کسی قبل از اینکه دیندار شود، به درجه‌ای از اخلاق نرسیده باشد، احتمالا دینداری او به انحصارطلبی، خودخواهی و انواع رذایل اخلاقی، آلوده خواهد شد.   سنایی از کوشاترین مسامحت کنندگان در به وجود آمدن سنت اسلامی عضو هیات علمی موسسه لغت‌نامه دهخدا با اشاره به نظریه دریافت و اینکه یک متن شامل خود متن اصلی و تمام شرح و تفاسیری است که بر آن رفته، گفت: دین اسلام هم تنها متن قرآن نیست بلکه شامل تمام اتفاقاتی است که از 1400 سال پیش تا به حال بر آن گذشته و شرح و تفاسیری که بر آن نوشته شده است. امروزه دین اسلام دینی است که از مسامحت مسلمانان در دوره‌های مختلف با یکدیگر به دست آمده و از همین رو کسی مثل سنایی یکی از کوشاترین مسامحت کنندگانی است که در به وجود آمدن سنت اسلامی تاثیر داشته است. سنایی گذشته از اینکه تاملات دقیقی در دین اسلام داشته، دین شناسی دیگر شاعران نظیر خاقانی، عطار، مولانا و ... را هم تحت تاثیر قرار داده است. بنابراین نمی‌توان گفت که ما می‌خواهیم دین اسلام را بشناسیم اما مساعی مسلمانان در دوره‌های مختلف را نادیده بگیریم. ما ناگزیریم برای شناخت سنت عظیم اسلامی به تمام کسانی که برای فهم، تحویل و دعوت به این سنت تلاش کرده‌اند، وقت بگذاریم و آن‌ها را هم بشناسیم.   شهبازی با بیان اینکه اگر بخواهیم دین را از نظر سنایی بررسی کنیم و یک بحث جامع داشته باشیم به وقت زیادی نیاز داریم و در دو جلسه نمی‌گنجد، محور بحث خود را تعریف سنایی از دین، کارکرد دین در جامعه و نقش دین در زندگی انسان، آثار و نتایج دینداری و ویژگی‌های دیندار واقعی در نظر سنایی عنوان کرد و افزود: اگر کسی به صورت حتی سرسری آثار سنایی را بخواند، بدون شک متوجه می‌شود که با یک آدم دیندار روبه‌رو است. سنایی عمیقا به دین اسلام اعتقاد راسخ دارد و آن‌طور که از سخنان او برمی‌آید، التزام عملی هم دارد. اعتقاد سنایی به دین آنقدر زیاد است که به نظر او می‌رسد که اصلا جهان برای دین ساخته شده است و دین بدون دین به هیچ دردی نمی‌خورد.   بخش اعظم انتقادات سنایی در نقد اجتماعی به دین اختصاص دارد عضو هیات علمی دانشگاه تهران ضمن خواندن ابیاتی از سنایی درباره دین، اضافه کرد: به نظر سنایی افتخار، عظمت و شوکت واقعی آن است که با دین به دست می‌آید. در جایی هم می‌گوید که اگر خواهان بقا و جاودانگی هستید باید به سراغ دین بروید و دین است که به انسان جاودانگی می‌دهد. سنایی نه تنها دیندار بلکه یکی از ستایندگان بزرگ دینداری است. نکته دیگر این است که بدون شک سنایی یک دیندار و بدون شک هم یک منتقد و مصلح اجتماعی بزرگ است که از این حیث سنایی با حافظ قابل مقایسه است و بخش عظیمی از ابیات او در قصاید و حدیقه به انتقادات اجتماعی او تعلق دارد. نکته حائز اهمیت این است که هر منتقد یا مصلح اجتماعی دست روی نقاط و مسائل خاصی از اجتماع می‌گذارد و بخش‌های خاصی را نقد می‌کند. بخش اعظم انتقادهای اجتماعی سنایی متوجه مسائل دینی است  او دائما از اصناف و انواع دینداران انتقاد می‌کند و راهکارهایی هم که برای اصلاح جامعه ایرانی ارائه می‌کند، از درون متون و اصول دینی است.   وی ضمن خواندن ابیاتی از سنایی که از گروه‌های مختلف مسلمان و دیندار، نظیر زاهدان، عالمان، واعظان، قاریان، حاجیان، مجاهدان و ... انتقاد کرده، گفت: سنایی واقعا تازیانه انتقاد خود را بی‌رحمانه بر گرده تک تک دینداران جامعه فرود می‌آورد و در مسائل مختلف نقد می‌کند. اینکه بخش اعظم انتقادات سنایی در نقد اجتماعی به دین اختصاص دارد نشانه توجه فراوان او به دین و دینداری است. یعنی او دغدغه اصلاح دینی دارد، می‌خواهد جامعه را اصلاح کند و جالب این است که او راه اصلاح جامعه را بازگشت به قرآن و سنت می‌داند و می‌گوید راهی جز این برای اصلاح اجتماعی وجود ندارد.   دین در نگاه سنایی چیزی جز  قال الله و قال رسول نیست نویسنده کتاب «داستان‌های مثنوی معنوی» در ادامه به دین از نگاه سنایی پرداخت و گفت: دین در نگاه سنایی چیزی جز  قال الله و قال الرسول نیست . او معتقد است که ما باید به آبشخور اصلی دین برگردیم و این آبشخور چیزی جز قرآن و سنت پیامبر و احادیث نیست. مهم‌ترین حرف سنایی درباره دینداری در این قسمت، این است که رسیدن به دین مگر با نفی هوا پرستی و ترک خودخواهی ممکن نیست و ایمان به خدا یعنی کافر شدن به خود.     نویسنده کتاب «پیدای پنهان» تجدید نظر کردن دائم در ایمان را یکی از  نکات کلیدی فکر سنایی در دین خواند و ضمن خواندن ابیاتی از سنایی در همین باره، بیان کرد: یک رکن مهم سنایی، درد دین است و درد دین از کلمات کلیدی منظومه فکری سنایی است و معتقد است که درد دین انسان را زنده می‌کند. بنابراین دین از نگاه سنایی کار آدم‌های بی‌درد، خیال راحت نیست، بلکه دین کار انسان‌های بیقرار و طالب رسیدن به مقصود است و دین با خودخواهی در یک جا قابل جمع نیست.   درد دین از کلمات کلیدی منظومه فکری سنایی وی مولفه‌های اصلی دینداری از نگاه سنایی قرآن و سنت به شرط ترک خودپرستی و خودبینی، با داشتن درد دین و تبدیل نکردن دین به هدف خواند و گفت: راه دیگری که بتوانیم حقیقت دین را از نگاه سنایی بفهمیم این است که انواع دینداری را از نگاه سنایی بررسی کنیم و ببینیم که سنایی در مورد انواع دینداری چه می‌گوید. در نگاه اول چهار نوع دین فقهی، فلسفی و کلامی، اخلاقی و عرفانی به نظر می‌رسد و قابل تقسیم‌بندی است که باید این چهار نوع دین را بررسی کرد و دید در میان آن‌ها سنایی دنبال کدام یک است.   شهبازی ضمن تعریف و توضیح مختصر این چهار نوع دین گفت: سنایی مجموعا با فقه موافق نیست و دائما سعی می‌کند از چشم‌‌اندازهای مختلف فقه را مورد نقادی قرار دهد که البته این نوع نقادی‌ها در عین احترام گذاشتن به فقه در جایگاه خودش است. یکی از اظهارنظرهای عجیب سنایی درمورد فقه این است که فقه بیشتر نتیجه شهوت و حرص است. یعنی اگر انسان‌ها شهوت و حرص نداشتند، اصلا دانشی به نام فقه به وجود نمی‌آمد و این کارهایی که در فقه صورت می‌گیرد بیشتر برای جلوگیری و مهار شهوت و حرص آدمیان است. اظهار نظر عجیب دیگری دارد که تا وقتی که در بند صفات بشری داری، به فقه نیاز داری و چون از این صفات رها شوی، دیگر ذر‌ه ای به فقه نیاز نخواهی داشت. ]]> ادبيات Thu, 14 Jun 2018 09:10:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262154/بخش-اعظم-انتقادهای-اجتماعی-سنایی-متوجه-مسائل-دینی تازه‌ترین شب شعر طنز «در حلقه رندان» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262151/تازه-ترین-شب-شعر-طنز-حلقه-رندان-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، «در حلقه رندان» عنوان قدیمی‌ترین شب شعر طنز کشور است که آخرین یک‌شنبه هر ماه در حوزه هنری برگزار می‌شود.   در این محفل ادبی طنز که به همت موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر و دفتر طنز حوزه هنری برگزار می‌شود، جمعی از شاعران، طنزپردازان و علاقه‌مندان ادبیات طنز به شعرخوانی پیرامون مسائل و مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می‌پردازند. تازه‌ترین شب شعر طنز «در حلقه رندان» یک‌شنبه 27 خردادماه در تالار سوره حوزه هنری به نشانی خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ، ساعت17 برگزار خواهد شد. اجرای این برنامه را داریوش کاردان، مجری، بازیگر و کارگردان سینما، تئاتر و تلویزیون برعهده دارد. ورود به این جلسه شعرخوانی برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ]]> ادبيات Thu, 14 Jun 2018 05:43:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262151/تازه-ترین-شب-شعر-طنز-حلقه-رندان-برگزار-می-شود باید در آثارمان مختصات تاریخی و جغرافیایی وجود داشته باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262125/باید-آثارمان-مختصات-تاریخی-جغرافیایی-وجود-داشته-باشد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مهاجرت همواره موضوعی خاص برای نوشتن بوده است تا آنجا که ادبیاتی را به نام ادبیات مهاجرت در دنیا پدید آورده است. نویسندگانی مانند جومپا لاهیری از نویسندگان مهم این نوع ادبیات است و آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در ایران نیز نویسنده شناخته شده‌ای است. در ایران به رغم  مهاجرت‌های زیادی که وجود داشته،‌ این نوع ادبیات چندان که باید و شاید پا نگرفته است. یکی از نویسندگانی که در بیشتر آثارش به این نوع ادبیات پرداخته،‌ کیوان ارزاقی است. رمان «شورآب» به تازگی به قلم وی منتشر شده و در آن نیز به نحوی به این مساله اشاره می‌شود. مهاجرت درون‌مایه اصلی تمام کارهای کیوان ارزاقی است که خواسته یا ناخواسته در آثار وی به چشم می‌خورد. با ارزاقی درباره دلیل این انتخاب، شخصیت‌ها و فضاهای متنوع و تازه رمان جدیدش «شورآب» گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. در رمان‌های شما همواره فردی یا افرادی وجود دارند که در حال کوچ‌اند. چرا همیشه مساله مهاجرت در رمان‌های شما به چشم می‌خورد؟ چون مهاجرت دغدغه خودم است. خودم هم مهاجرت داشته‌ام. آدم‌هایی که می‌روند و هر روز هم تعدادشان بیشتر می‌شود، یک بخش از زندگی ما هستند. هر کدام از دوست و رفیق‌هایی که مهاجرت می‌کنند قسمتی از زندگی ما را با خودشان می‌برند. یعنی وقتی عملا آدم‌های دیگر می‌روند، این تو هستی که مهاجرت کرده‌ای. دیگر بخشی از خاطرات و کودکی و جوانی‌ات نیست. فکر می‌کنم در ادبیات و سینما با اینکه مهاجرت مساله‌ای است که ما به شدت درگیر آن هستیم،‌ تعداد آثار ماندگاری وجود ندارد. حتا به‌صورت سفرنامه و داستان و رمان نیز در این زمینه اثر کم است. بیشترین حجم این آثار از سوی کسانی است که آنجا ماندگار شده‌اند اما چون کسانی که مهاجرت می‌کنند از فضای داخلی ایران دور می‌شوند و دغدغه‌هایشان نیز از مایی که داخل هستیم، فاصله می‌گیرد در بهترین حالت تبدیل به نوستالژی می‌شود. هنوز ادبیات ما در زمینه این آثار خیلی فقیر است. اما درباره خودم حتا اگر شرط هم بگذارم که دیگر از مهاجرت ننویسم باز چون دغدغه خودم بوده و همیشه درگیرش بوده‌ام به نحوی از آثارم بیرون می‌زند. نوشتن از مکان‌ها با جفرافیایی خاص رنگ و بوی تجربه زیستی می‌دهد. چقدر از تجربه های زیستی خودتان در نوشتن از این فضاها بهره برده‌اید؟ من از آن‌هایی هستم که اگر از ابتدای داستان متوجه شوم که نویسنده ماجرا را با توجه به تجربه زیسته‌اش نوشته حس می‌کنم که چیزی برای من بی‌واسطه تعریف می‌شود و بیشتر به دلم می‌نشیند. خودم به این قضیه اعتقاد دارم که نویسنده عمدتا باید از تجربه زیسته‌اش بنویسد. البته تحقیق هم این میان راه گشاست. به عنوان مثال من داستانی به نام «زندگی منفی یک» دارم که تم زنانه‌ای دارد و مساله تجاوز و نازایی در آن مطرح شده است. این مسائل قطعا برای من قابل تجربه نیست اما با کسانی مانند متخصصان زنان و زایمان و روانپزشکانی که درباره مساله تجاوز و خودکشی کار کرده‌اند، دیدار و صحبت کردم. درباره تجربه زیستی فکر می‌کنم که داستان در این صورت می‌تواند خیلی منطقی‌تر و عقلایی‌تر و دلنشین‌تر شود. به همین دلیل در نوشتن از تجربیات زیستی‌ام استفاده می‌کنم نه اینکه مدام از تجربه قبلی‌ام بنویسم. به طور مثال سال قبل عکس‌هایی از منطقه زیبایی در صفحه اجتماعی‌ام می‌گذاشتم و با تشویق کسانی چون علی خدایی مواجه شدم. آن عکس‌ها مربوط به همین منطقه شورآب است که با قطار به آنجا سفر کردم. درباره دیگر فضاهای کتاب هم همینطور است. به هامبورگ رفتم و سوار کشتی شدم تا از آنجا به سوئد بروم و کلینیک‌هایی که در آن عمل اتانازی انجام می‌شود را از نزدیک ببینم. البته چون محدودیت و پروسه بسیار سختی داشت موفق به انجام این کار نشدم. اما مستندهای زیادی در این باره دیدم و مقالات انگلیسی زیادی در این باره خواندم تا بتوانم اتاق اتانازی را در رمان به خوبی دربیاورم. حضور جغرافیا نیز در این رمان پررنگ  و نام آن نیز یک مکان جغرافیایی است .  جغرافیا چیزی است که بسیاری از رمان‌ها از آن بی بهره‌اند و  انگار مد شده که اتفاقات داستانی در یک لامکان و لازمان رخ بدهد.  استفاده از خطوط راه‌آهن شمال و پل ورسک نکته جالبی است که در رمان شما وجود دارد. چقدر به لزوم جغرافیا در رمان معتقدید؟ ما در منطقه‌ای هستیم که خیلی چیزها مانند زلزله و کودتا و ... را دیده‌ایم. باید به این‌ها به چشم فرصت نگاه کنیم. این اتفاقات برای مردم عادی بد هستند اما برای ما نویسنده ها اتفاقات خوبی است. من در زمانی که مشغول نوشتن طرح این رمان بودم اتفاقات مجلس افتاد و من آن را در دل داستانم آوردم. دوست داشتم آن اتفاق خیلی قبل‌تر می افتاد تا از آن به نحو بهتری در داستانم بهره ببرم و پررنگ تر به آن اشاره کنم. بسیاری از رمان‌هایی که می‌خوانیم به گونه‌ای است که اگر اسامی مانند حسن و حسین و کیوان را از آن برداریم و به جایش استیو و پیتر بگذاریم،‌ هیچ فرقی نمی‌کند. بخشی از رمان وظیفه‌اش اشاره به جغرافیا و تاریخ  است. نه اینکه تاریخ نویس باشیم نه اما طوری باشد که سی سال بعد کسی که این رمان‌ها را می‌خواند بتواند تهران امروز را در آن ببیند. من معمولا از پل صدر و جای خالی پلاسکو در رمان می‌نویسم. روزی که پلاسکو خراب شد – شاید خیلی سانتی‌مانتال به نظر برسد- به پهنای صورت اشک می‌ریختم چون بخشی از خاطراتم به پلاسکو وصله‌پینه بود. اما حالا دوسال از حادثه پلاسکو گذشته و هنوز کسی استفاده داستانی خوبی از این ماجرا نکرده است.  من این مختصات را دوست دارم چون فکر می‌کنم اصلا وظیفه ما این است که این مختصات جغرافیایی و تاریخی در آثارمان وجود داشته باشد. به عنوان مثال وقتی رمان‌های آمریکایی و فرانسوی را می‌خوانیم می‌توانیم چهل پنجاه سال پیش آن‌ها را ببینیم. همین مساله به سمت تاریخ آمدن هم قابل بحث است. می‌توان از تاریخی استفاده کرد که متعلق به گذشته‌ای دور است و همینطور از اتفاقاتی که در گذشته نزدیک رخ داده‌اند. شما تلقی‌تان از تاریخ چیست؟ چند وقت پیش یکی از خبرگزاری‌ها روی بحث تاریخ کار کرده بود و یکی از دوستان نویسنده به این مساله نقد کرده بود که استفاده تاریخی نمی‌کنیم اما تاریخ امروز هم تاریخ است. امروز که شب شود با یک تاریخ یک روزه مواجه هستیم. خودم به شخصه از یک جایی تصمیم گرفتم که حادثه مجلس را در رمانم بیاورم. امروز با این حجم خبر و اتفاقات باید به رویدادها  اشاره کنیم تا در گذر زمان چیزی از یادمان نرود. نوشتن از مساله‌ای درباره قاجاریه سخت و مستلزم تحقیق زیادی است اما من به عنوان یک نویسنده می‌توانم که از پلاسکو و مجلس و چیزهایی که دیده‌ام بنویسم.   در شورآب با توجه به تنوع فضاها تهران هم با همه وجود در رمان وجود دارد. تلقی شما از کاراکتر شهر در رمان‌نویسی چیست؟ من خودم دغدغه تهران دارم. یک روزی دوست دارم رمانی با محوریت و شخصیت تهران بنویسم. تهران امروز ما به سرعت در حال خراب شدن است. تهران در سی سال اخیر خیلی داغان شده و رضا امیرخانی در «رهش» این مساله را از زاویه‌ای بررسی کرده است. رمان‌ها باید طوری باشد که سی سال بعد خواننده بتواند امروز را ببیند. همین پل صدری که ده سال ساختنش طول کشید می‌تواند سی چهل سال بعد در تهران نباشد. مقایسه‌ای داشته باشیم؛ آمریکا چند روز با عراق جنگید و ما چند سال. بی‌نهایت فیلم و داستان درباره این جنگ چند روزه در آمریکا ساخته شد. به لحاظ کمی در ایران هم فیلم و داستان تولید شد اما آثار ضعیفی بودند و سینمای جنگی و ادبیات دفاع‌مقدسی ما خیلی قابل دفاع نیست. ما هشت سال جنگیدیم و می‌توانستیم آثار بهتری از آن همه آدمی که جنگیدند و رفتند داشته باشیم. تازه در این حوزه حمایت‌های دولتی هم همواره وجود داشته است. در داستان نویسی ما نه پول است نه شهرت! اما حداقل می‌توانیم به شهرمان، کوچه‌پس‌کوچه‌هایش و آدم‌هایی که امروز هستند و  فردا نیستند عرق داشته باشیم. تهران،‌ پاریس نیست که ساختمان‌هایش همچنان بدون تغییر بماند اما کاش حداقل در داستان‌هایمان باقی بماند.   در رابطه با شخصیت‌پردازی کاراکترهایتان و شغل‌هایی که برایشان در نظر گرفتید چه تحقیقات و مطالعات پیش‌زمینه‌ای داشتید و چرا برای شخصیت اصلی داستان یعنی خسرو شغل آنالیزور فوتبال را انتخاب کردید؟ من سال‌ها در تیم‌های دانشگاهی و باشگاهی در سطح حرفه‌ای والیبال بازی کرده‌ام. اگر در مسابقات ورزشی دقت کنید شخصی را با هِدست کنار مربی می‌بینید که آنالیزور تیم است. یعنی تمام بازی را به صورت عدد و رقم وارد کامپیوتری می‌کند و به صورت مثال به مربی می‌گوید که تیم حریف در منطقه دو سرویس‌اش ضعیف است و بهتر است که در آن منطقه سرویس بزنیم. برای این شغل آنالیزور را برای خسرو انتخاب کردم چون می‌خواستم نشان بدهم که این آدم همه چیزش با حساب و کتاب است. می‌خواستم از این شغل استفاده داستانی کنم و بگویم که چنین ذهن منطق‌گرایی می‌تواند به خاطر یک عکس چنین پی‌گیری‌ای را انجام بدهد و حتا برای کشتن خودش هم برنامه‌ریزی کند. حس کردم به شخصیت خسرو می‌خورد که آنالیزور باشد.   طبقه اجتماعی افرادی که در رمان‌هایتان وجود دارند قشر متوسط روشنفکر را شامل می‌شوند؛مانند فیلم‌های اصغر فرهادی.  چرا مدام روی این طبقه زوم می‌کنید واینکه به نظر شما ضرورت گفتن از کدام طبقه اجتماعی بیشتر است؟ من از این طبقه می‌نویسم چون خودم هم از همین طبقه هستم. این طبقه را بهتر و بیشتر از طبقات دیگر اجتماع می‌شناسم. به نظر من اگر بحث روشنفکری را در این طبقه کمی تعدیل کنیم، بیشتر آدم‌های جامعه ما از همین طبقه هستند. ولی من فکر نمی‌کنم که ضرورتی داشته باشد که از طبقه خاصی بگوییم. ضرورت این است که از دغدغه بگوییم. من فکر می‌کنم باید از دغدغه نوشت و از طبقه متوسط می‌نویسم چون خودم هستم و دغدغه خودم است. چه کار جدیدی در دست نوشتن دارید؟ از زمانی که «شورآب» را به نشر افق تحویل دادم،‌ روی دو کار فکر می‌کنم. فکر می‌کنم به جایی رسیده‌ام که نوشتن‌شان را شروع کنم و شخصیت‌هایم آدم‌هایی هستند از همین طبقه متوسط با معضلات معمول روابط شهری. ما در این رمان فضای آپارتمانی می‌بینیم با ادم‌هایی که قصه‌هایشان را می‌گویند. تفاوتی که این کار با کارهای قبلی‌ام دارد در تعداد شخصیت‌هایش است که در این کار بیشتر است.                                 ]]> ادبيات Thu, 14 Jun 2018 05:32:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262125/باید-آثارمان-مختصات-تاریخی-جغرافیایی-وجود-داشته-باشد پیشنهادات پرینوش صنیعی برای مطالعه در تعطیلات http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262135/پیشنهادات-پرینوش-صنیعی-مطالعه-تعطیلات پرینوش صنیعی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پیشنهادهای خود را برای مطالعه در پایان هفته عنوان کرد. وی گفت: کتابی که در حال مطالعه آن هستم «باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی» نوشته محمدرضا مرزوقی است. تا به این جای رمان برداشت شخصی‌ام این است که یک رمان اجتماعی جنوب به دست دارم با دغدغه بیان مسائل اجتماعی.  مسائل بعد از جنگ و سال‌های مربوط به آن. این رمان سعی دارد که مسائلی را که مردم جنوب بعد از جنگ درگیر آن بوده‌اند و مسائل قومی را  که در جاهای مختلف ایران اتفاق افتاده است بیان کند.  رمان «باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» نوشته محمدرضا مرزوقی در ۲۲۸ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۰هزار تومان در نشر روشنگران و مطالعات زنان در سال 1396 عرضه شده است. نویسنده رمان «سهم من» به معرفی دو کتاب از ادبیات خارجی که اخیرا نیز مطالعه کرده پرداخت و گفت: رمان‌های «من پیش از تو» و « من پس از تو» را از جوجو مویز اخیرا مطالعه کرده‌ام. در رمان «من پیش ازتو»  نویسنده مبحثی جدی را مطرح می‌کند که مردم جهان امروز با آن به نحوی درگیر هستند؛ اینکه ما بر زندگی خودمان تا چه اندازه حق داریم و آیا این حق را دارا هستیم که آن را پایان دهیم یا خیر. وی افزود:  قتل یا خودکشی از روی ترحم مساله‌ای است که امروز در دنیا مطرح است. آیا موسساتی که این کار را انجام می‌دهند دارای این حق هستند که زندگی برخی افراد را به دلیل بیماری خاصی که دارند و یا سختی غیر قابل تحملی که گریبانگیرشان است،‌ پایان دهد و آن‌ها را بکشد؟ به نظر من این مساله مهمی است که امروز در دنیا مطرح است و در این رمان به آن اشاره شده است.  چاپ پنجاه‌ویکم  رمان «من پیش ازتو» نوشته جوجو مویز با ترجمه مریم مفتاحی از سوی نشر آموت در 536 صفحه به قیمت 36000 تومان در فروردین 1397 راهی بازار کتاب شده است. همچنین لازم به ذکر است رمان «پدر آن دیگری»  نوشته پرینوش صنیعی مدتی قبل به زبان بلغاری ترجمه و منتشر شده است. ترجمه بلغاری این اثر از لودمیلا یانوا است است. وی معرف صادق هدایت در بلغارستان است و پیش از این کتاب‌هایی چون بوف‌کور و تعدادی دیگر از داستان‌های صادق هدایت در کتاب « آثار صادق هدایت »، داستان‌هائی ازنویسندگان زن ایرانی در کتاب « زن شرقی بودن »، و ۲۶ داستان کوتاه مدرن ایرانی در مجموعه «داستان معاصر ایرانی». و چند کتاب دیگر را به فارسی برگردانده است.   ]]> ادبيات Thu, 14 Jun 2018 05:23:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262135/پیشنهادات-پرینوش-صنیعی-مطالعه-تعطیلات هیچکس نمی‌تواند رمان‌نویس شود مگر اینکه رصدکننده‌ فرهنگ باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262141/هیچکس-نمی-تواند-رمان-نویس-شود-مگر-اینکه-رصدکننده-فرهنگ-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موسسه بهاران سه‌شنبه 22خرداد 1379، جلسه‌ای در خصوص نقد رمان خاکستر نوشته‌ی حسین سناپور، در  موسسه بهاران برگزار شد. در ابتدا مجری جلسه  هاشمی، با اشاره به ضعف علوم انسانی در ادبیات، و همچنین ارتباط ‌تمام شاخه‌های علوم انسانی با هم، از سوسن شریعتی دعوت کرد تا از منظر جامعه‌شناسی این رمان را مورد نقد قرار دهد. سوسن شریعتی، با تأکید بر این موضوع که رشته‌ تحصیلی‌ش تاریخ بوده و نه جامعه‌شناسی، گفت که نقد ایشان نقد ادبی نیست ولی رویکرد اجتماعی نسبت به این متن دارد. چرا که خود متعلق به نسلی است که راوی داستان آن را روایت می‌کند . در واقع آن سال‌ها زیست کرده‌، و نه به عنوان نماینده‌ای از آن نسل بلکه به عنوان یک عضو از جامعه‌ی آن روزگار، فرصت را غنیمت شمرد تا در مورد روزگار کهن سالی آن نسل آرمانگرا و انقلابی گذشته، صحبت کند.  سوسن شریعتی در ادامه گفت: آن نسل، امروز، متهم است . به: آرمانگرایی و متعصب بودن برای ارزش‌ها، و همواره، طی این ۳۰ سال می‌خواستند این متولی‌گری برای ارزش‌ها را به الگوهایی برای همگان تبدیل کنند . آن‌ها را زیر این امر متحدالشکل با عنوان مکتب یا ایده‌آل تیپ بکشند. و یا این نسل متهم‌اند به: آدم‌های توابی هستند که مبتلا شدند به فساد و ساخت و ساز با سیستم و نظامی که از این طریق برایشان قدرتی فراهم می‌آورد. در نتیجه این میانسالان اگر آرمانگرایان دیروز بودند امروزه چهره‌های متهمی هستند به لحاظ زیر پا گذاشتن ارزش‌های اخلاقی. وی در ادامه با تمرکز بر موضوع داستان افزود: راوی داستان شخصیتی تیپیکال از یک بیزینس‌من امروزی و آرمانگرای گذشته است. با تمامی امکاناتی که جامعه‌ی سرمایه‌داری دارد. مثل ماشین، خانه، راننده‌ی شخصی، معشوقه، خانواده‌ی یدک کشیده و… . این بیزینس‌من موفق، از ابتدا و در تمامی فصول از یک «دیروز» نام می‌برد که اشارتی‌ست بر همان دیروز آرمان‌خواهی، دیروز توابی و این دیروز چون حسرت، و گاه کابوس به سراغ راوی می‌آید.‌ راوی در جای جای داستان، به شخصیت چریکی-منظور از چریک یک مخالف و یا یک چهره‌ی اپوزیسیون مسلح دهه ۶۰- اشاره می‌کند. زندانی و شکنجه شده‌است و یک توابی بوده که از ایده‌آل‌گرایی و آرمان‌خواهی دست شسته و در نهایت هم تیمی‌ها یا دوستانش را لو داده است. این بیزینس‌من با آن پیشینه، حالا حامی هنرمندان است، گاهی نقاشی می‌کند،چشمش را روی یک سری از بی اخلاقی‌ها می بندد و…؛ همانطور که نمونه این تیپ را در جامعه‌ی امروز می‌بینیم. ترجمه می‌کنند، مناسباتشان با قدرت خوب است و می‌توانند واسطی باشند برای راه انداخت کار اطرافیان. این «دیروز»ی که از آن نام برده می‌شود، در حالی سراغ راوی داستان می‌رود که او ناظر زمان حال است و رفتار اجتماعی مردم، تناقضات اجتماعی و بالا رفتن از سلسله مراتب قدرت را نقد می‌کند و تهوع و انزجارش را بروز می‌دهد، فارغ از اینکه خودش به یمن همین مناسبات به قدرت رسیده است. شریعتی ضمن اشاره به انعکاس تناقضات اجتماعی در این کتاب، در مورد نزدیک بودن متن به جهان کافکا و نبودن اشخاص سر جای معین‌ یا حتی جایگاه گذشته‌شان، گفت: سربازجوی سابق مدیر مشاور شده‌، چریکی که تاجر شده، نگهبانی که از رزمندگان جنگ بوده، و قاضی که جرم را بررسی می‌کند بلافاصله پیشنهاد یک کار تجاری می‌دهد. در نتیجه ما با جهانی روبه‌رو هستیم ک پرسوناژهای دیروزی تبدیل شدند به نقش‌های جدیدی که در نسبت با قدرت، همه در حال یک مسابقه ترسناک، غیبت همبستگی، میل به پیشرفت به هر قیمت، و در نهایت استفاده از مناسبات برای راه انداختن کار و… هستند و تا جایی پیش می‌روند که همان‌هایی که اعمال شخصیت اصلی یا راوی را نقد می‌کنند و او را به همکاری با کسانی که تا دیروز نقش سرکوب‌گر را ایفا می‌کردند متهم می‌کنند، خودشان از او (شخصیت اصلی) می‌خواهند که کارشان را به اصطلاح راه بیاندازد. در واقع مستقیماً وارد این مناسبات نمی‌شوند ولی از آن استفاده می‌کنند. وی در نهایت اینطور جمع‌بندی کرد که، این روایت نشان دهنده‌ی عاقبت آرمانگرایی و ایده‌آلیستی نیست بلکه عاقبت سرکوب آن است.  حسین پاینده از دیگر منتقدان حاضر در جلسه، ضمن تشکر از  شریعتی صحبت خود را با ارائه‌ یک طرح کلی شروع کرد. وی ۴ محور اصلی برای مطالب‌شان مشخص کرد که به شرح ذیل است: 1)چرا این متن رمان است؟ 2)اگر رمان است، چه نوع از رمان است؟ 3)امضای سناپور (منظور سبک و سیاق خاص داستان‌نویسی سناپور در رمان معاصر فارسی هست.)  4)چند نکته پراکنده در خصوص خود رمان. سپس وی با خواندن جمله‌ای از متن رمان، وارد بحث اصلی خود شد. « هرچه بیشتر میشناسمش غریبه‌تر می‌شود این شهر» و نیز گفت: فکر می‌کنم اگر هرجایی این جمله را می‌دیدم حتما متوجه می‌شدم سناپور آن را نوشته‌است. نه فقط چون عبارت «این شهر» را آخر جمله آورده است -کاری که در جمله‌بندی داستان‌هایش انجام می‌دهد و در واقع، می توان گفت سبک ایشان است- بلکه آقای سناپور نظر دارد به شهر و روابط بینافردی در شهر. ایشان همچنین بیان کرد: چرا این متن رمان هست؟ ۱-این متن نوعی واکنش نقادانه به جهان پیرامون ماست. رمان باید اینطور باشد و در غیر اینصورت رمان نیست. -رمان نمی‌تواند در اختیار قدرت قرار بگیرد. بنا به ذاتش. از قرن ۱۸ که رمان به وجود آمد، برای نقد اجتماع بود. رمان‌نویس برای درانداختن طرحی نو برای جامعه‌ای متفاوت می‌نویسد. پاینده ادامه داد: این رمان دست به کالبدشکافی فرهنگی جامعه می‌زند، یعنی تنها وقایع را توصیف نمی‌کند. نویسنده در این رمان توانسته لحن و ادبیات کلامی بیزینس‌من‌ها، نوع جمله‌بندی، کلماتی که مدام استفاده می‌کنند را طوری بنویسید که روابط این‌ها را نشان دهد. از این رو نمی‌توان گفت او فقط دست به توصیف زده است. عبارت کالبدشناسی در نقد ادبی دلالت‌مند است زیرا کالبدشکافی وقتی انجام می‌شود که ما بخواهیم علت مرگ را بدانیم. یعنی یک جور سبب‌یابی یا ریشه‌یابی وضعیت است نه توصیف آن. در حقیقت رمان‌نویس با این کار یک جور آگاهی فرهنگی به مخاطبش می‌دهد. این منتقد افزود: این متن نشان‌دهنده‌ی یک مشاهده‌گری تیزبینانه‌ست. هیچکس نمی‌تواند رمان‌نویس شود مگر اینکه رصدکننده‌ی فرهنگ باشد.درواقع کسی که تاریخ تحولات را می‌داند. این رمان نشان‌دهنده‌ آن است که نویسنده دِهشت‌شهر را خوب می‌شناسد، این رمان به یک عبارت، ادامه‌ سنت رمان شهری اروپایی است ک روابط مردم در دنیا پیچیده شهری را دنبال می‌کند و توجهش به زندگی بیزینس‌من‌ها مدیران شرکت‌های بزرگ است. پاینده ضمن خواندن قطعه‌ای از متن کتاب، گفت که روایت داستان براساس جریان سیال ذهن نوشته شده‌است.وی همچنین قسمتی دیگر از متن را که راوی یک تک‌گویی درونی دارد، خواند و اضافه کرد: این هم نشان دیگر از امضای سناپور در این رمان. پاینده گفت: این کتاب به نوعی ادامه‌ کارهای دیگر سناپور است.این متن واجد بینامتنیت با رمان قبلی آقای سناپور با عنوان «دود» است. بعضی از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها دوباره تکرار شده‌اند. امضای سناپور را می‌شود در آیرونی دید.یعنی واژگون شدن تمام تصورات و پیش پنداشت‌های ما و توقعات‌مان. برای مثال چریک که آرمانگرا و ایده‌آلیست است در اینجا تبدیل به یک بیزینس‌من شده‌است‌. سناپور نشان می‌دهد این هم بخشی از تناقضات جامعه‌ی ماست. به عقیده‌ی من، عنصر گروتسک هم در کارهای سناپور وجود دارد. گروتسک به این معنا که شخصیت‌ها از شکل و شمایل خود به صورت غریبی خارج می‌شوند. برای مثال شخصیت قاضی وسط گفتگوی جدی، غیرمستقیم مطالبات مادی خود را بیان می‌کند. همانطور که در محاکمه‌ی کافکا قاضی که آنجا نشسته لابه‌لای کتابش صور قبیحه‌ست و این امر تصور ما را از قانون و محاکمه کردن بهم می‌زند. گروتسک دارای دو عنصر مضحکه و وحشت است به همین دلیل در زبان فارسی معادل ندارد. وی افزود: دومین امضای سناپور، گفتگوی شخصیت‌هاست که متمایز از هم نوشته شده‌است.این رمان ۴۰ شخصیت نام برده شده دارد که تفردشان حفظ شده‌ و رمان چند صدایی ‌است. البته من فکر می‌کنم در جاهایی سناپور از این اصل(باختینی)تخطی کرده‌اند.در بعضی قسمت‌ها گفتگوی شخصیت‌ها شبیه به هم می‌شود. مثلاً جملات همسر دوم راوی، گاهی تفاوتی با جملات خود او، ندارد. پاینده گفته‌هایش را اینطور جمع‌بندی کرد که این متن یک رمان شهری است در مورد روابط بینافردی در شهر.امضای سناپور را دارد به دلیل صناعاتی که در آن به کاربرده است، و نیز براساس جریان سیال ذهن نوشته شده و دارای تک‌گویی‌های درونی است، ضمن اینکه بینامتنیت هم در کار ایشان دیده می شود.   ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 12:18:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262141/هیچکس-نمی-تواند-رمان-نویس-شود-مگر-اینکه-رصدکننده-فرهنگ-باشد «انگار ساعت از سرت گذشته است» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262133/انگار-ساعت-سرت-گذشته-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) رمان «انگار ساعت از سرت گذشته است» به قلم حمید حیاتی منتشر شد.  «انگار ساعت از سرت گذشته است» ادامه موضوعی دو رمان دیگر این نویسنده است. آنگونه که خود مولف بیان می‌کند در این سه‌گانه مشکلات روانی و هستی‌شناسی شخصیت اصلی داستان‌ مطرح می‌شود.  از حمید حیاتی تاکنون کتاب‌های بر فراز عبث ناکی زندگی، میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری، ، رمان انگار به آن طرف خیابان رسیده ای!، رمان نامه‌ای‌ به خورشید، رمان جشن گل سرخ و.... منتشر شده است.  در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:  دست‌اش را جلوی بینی‌ات آورد. دست‌اش  را پس زدی. تو پس نزدی. دستی آمد و آن را پس زد. انگار قرار بود دیگر چیزی نتواند تو را خوشحال کند. آخر چگونه می‌توانستی خوب باشی؟ چگونه می‌توانستی تظاهر به خوب بودن بکنی در حالی که بد بودی. حالت گرفته بود. دل و دماغ نداشتی. آن‌جا نشسته بودی ولی جایی را اشغال نکرده بودی. به دست‌هایت نگاه کردی. به پاهایت نگاه کردی. هیچ آشنایی بین تو و آن اعضاء نبود. تو که بودی؟ چه بودی؟ فرنگیس و مادرت را توی مه می‌دیدی. می‌دیدی که دور تشتی نشسته‌اند و دارند سر آدمی را روی چراغ پیک‌نیک کِز می‌دهند. فرنگیس از توی کتری سیاهی آب جوش روی آن سَر می‌ریخت تا پوست‌اش راحت جدا شود.    رمان «انگار ساعت از سرت گذشته است» از سوی نشر آگه در 140صفحه در آغاز سال 97 منتشر شده است.     ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 11:09:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262133/انگار-ساعت-سرت-گذشته-منتشر زندگی کلیمیان تهران به روایت تهیه‌کننده «ای ایران» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262124/زندگی-کلیمیان-تهران-روایت-تهیه-کننده-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به تازگی مجموعه داستان «روزی که اسم خود را دانستم» به قلم هارون یشایایی از سوی نشر شهاب ثاقب منتشر شده است. هارون یشایایی شخصیتی است که نام او را به عنوان تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی معروفی چون ناخدا خورشید، اجاره‌نشین‌ها، ای‌ایران و... می‌شناسیم. وجه بارز دیگر شخصیت یشایایی کلیمی بودن اوست. همان عاملی که سبب شده وقتی او دست به نویسندگی بزند داستان‌هایش رنگ‌وبویی متفاوت داشته باشد. مجموعه داستان «روزی که اسم خود را دانستم» شامل 20 داستان کوتاه از حال‌وهوای زندگی یهودیان تهران در منطقه عودلاجان است. یشایایی البته در پیشگفتار این مجموعه را داستان‌گونه‌هایی مردم‌شناسانه از زندگی کلیمیان ایران دانسته است. او در ابتدا توضیحاتی درباره مختصات این منطقه آورده و بیان می‌کند که محله عودلاجان یکی از پنج محله قدیمی تهران در عصر قاجار و اوایل سلطنت پهلوی است. یشایایی تصریح می‌کند که بعد از سال‌های 1310.ش که شهر تهران گسترش یافت کلیمیان تهران هم رفته‌رفته به نقاط مختلف کوچ کردند و پس از وقوع مهاجرت تعداد یهودیان کمتر شد. چه در زمان تجمیع کلیمیان تهران در محله و چه پس از آن نوع ارتباط میان مسلمانان و کلیمیان تهران در محله نشان از تفاهمی ارزشمند میان فرهنگ اسلامی و کلیمی داشته و دارد. هارون یشایایی زندگی مسالمت آمیز این دو در کنار هم نکته‌ای است که مولف بسیار شیرین و دلچسب و با نوعی حسن نیت از آن یاد می‌کند. هرگاه به برخوردهای متعصبانه عده‌ای از مسلمانان با یهودیان اشاره می‌کند مثل ماجرای بیمارستان یهودی که نام آن به اجبار باید عوض می‌شد، حتما ذکر می‌کند که کسانی که این برخورد را داشتند عده کمتری بودند و اکثر مسلمانان با روی گشاده و همدلی با کلیمیان مواجه می‌شدند. مثلا در یکی از داستان‌ها مولف نقل می‌کند که با این که برادر بزرگترش بسیار در امر دینداری متعصب بوده است و هرصبح او را مجبور می کرده با حضور در کنیسا، عبادت روزانه را به جا آورند، اما با این حال در مراسم عاشورا و تاسوعای مسلمانان شرکت می‌کرده و با پخش شربت از عزاداران پذیرایی می‌کرده است. از دیگر ویژگی‌های این خاطره داستان‌ها آشنایی مخاطب با فرهنگ و آیین یهودیان ایران است. مولف در جای‌جای داستان‌ها به مراسمی چون پوریم، سوکوت، یوم کیپور مراسم مخصوص کلیمیان و همینطور دعاها و قدیسان آنها اشاره می‌کند و براساس آنها و بازخورد و رفتار مردم با این مفاهیم داستان‌هایش را جذاب‌تر و خواندنی‌تر کرده است.   «روزی که اسم خود را دانستم» را می‌توان روایتی مختصر از کل زندگی نویسنده و به طور کلی یک کلیمی ایرانی از خردسالی تا زمان حال دانست، مصائب و مشکلات آنها در کودکی، ترس‌ها و فقرها، بعدتر انقلاب و حوادث و پیامدهای آن از طرفی و محدودیت‌ها و تعصبات مذهبی خود یهودیان از سوی دیگر سبب شده مخاطب با داستان‌هایی مواجه شود که می‌تواند برای او خاص و منحصر به فرد باشد. هارون یشایایی هر داستان را با یک جمله ضربه‌زننده به پایان می‌برد و همین سبب می‌شود ماندگاری حلاوت آن مخاطب را به سرعت به شروع داستان بعدی بکشاند. و درنهایت باید یادآوری کرد درج تصاویری قدیمی مربوط به دورانی که راوی درباره آنها صحبت می‌کند، بر جذابیت کتاب افزوده است.    مجموعه داستان «روزی که اسم خود را دانستم» به قلم هارون یشایایی از سوی نشر شهاب ثاقب در 158 صفحه اواخر سال 96 منتشر شده است.       ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 09:34:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262124/زندگی-کلیمیان-تهران-روایت-تهیه-کننده-ایران انتشار کتاب‌هایی به قلم یو نسبو و هنینگ مانکل به فارسی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262110/انتشار-کتاب-هایی-قلم-یو-نسبو-هنینگ-مانکل-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات آونددانش سه کتاب از ادبیات جنایی معمایی اسکاندیناوی را در بهار امسال راهی بازار کتاب کرد. رمان «هرم» نوشته هنینگ مانکل با ترجمه مرجان اندرودی و هیرش خیر است. هنینگ مانکل، نویسنده‌ سوئدی و منتقد و فعال اجتماعی چپ بود. او در کتاب‌ها و نمایشنامه‌هایش به‌طور مداوم مسائل نابرابری اجتماعی و بی‌عدالتی‌ها در سوئد و خارج از کشور را برجسته می‌کند. «هرم» مجموعه‌ای است از اولین پرونده‌های «کرت والاندر» معروف‌ترین کارآگاه کتاب‌های جنایی معمایی اسکاندویناوی، مفصل‌ترین این پرونده‌ها ماجرای مردی در همسایگی والاندر است که خودکشی می‌کند. اما والاندر متوجه رفت و آمدهای مشکوکی به خانه او بعد از مرگش می‌شود. کم‌کم والاندر به نظرش می‌رسد که این مرد باید به قتل رسیده باشد. این مرد سال‌ها پیش الماس‌هایی را دزدیده است. شریک او در این دزدی به زندان افتاده و حالا برای تسویه حساب برگشته و این پیرمرد و معشوقه‌اش را کشته است. رمان «هرم» به تازگی در 594 صفحه به قیمت 47500 تومان در گروه مجموعه یخ: جنایت‌های اسکاندیناوی منتشر شده است. رمان «کفش‌های ایتالیایی» رمان دیگری از هنینگ مانکل است که توسط راضیه خشنود به فارسی برگردانده شده است. در این رمان با جراحی روبه‌رو هستیم که بعد از یک اشتباه در جراحی به علت مستی برای همیشه حرفه‌اش را رها می‌کند و به جزیره پدری‌اش پناه می‌برد و بیست و چند سال در آن‌جا به تنهایی زندگی می‌کند. تنها کسی که جراح با او در ارتباط است پستچی است که هفته‌ای سه مرتبه برای جراح نامه می‌آورد، نامه‌هایی که بیشتر نامه‌های تبلیغاتی و بروشورهای پزشکی هستند. در یکی از این مراجعه‌ها پستچی زنی را همراه خودش به جزیره می‌آورد که برای دیدن جراح آمده است. زن عشق سال‌های جوانی جراح بوده که جراح سی و چند سال پیش بی‌دلیل او را قال گذاشته است. زن دچار سرطان پانکراس است و وقت زیادی برای زندگی ندارد. رمان «کفش‌های ایتالیایی» به تازگی در 330 صفحه به قیمت 26500 تومان در گروه یخ:جنایت‌های اسکاندیناوی منتشر شده است. رمان «آدم‌برفی» نوشته یو نسبو، نویسنده‌ سرشناس داستان‌های جنایی نروژی و موسیقی‌دان است. تا سپتامبر ۲۰۰۸ بیش از یک و نیم میلیون نسخه از رمان‌های یونسبو در نروژ به فروش رفت و نوشته‌های او به بیش از چهل زبان ترجمه‌شده‌است. مجموعه رمان‌های جنایی «هری هول»، اثر یو نسبو، درباره‌ مردی است که همیشه درحال گفتگو با ترس‌هایش است. انتخابی هم در این مورد ندارد. در تمام مدت پلیدی‌های درونی‌اش آنجا هستند و او نیازی به گشتن دنبال آنها ندارد.  در رمان «آدم‌برفی» با زنی روبه‌رو هستیم که به شوهرش خیانت می‌کند. مرد قصد دارد از شهر برود و برای همیشه زن را رها کند. زن برای مرتبه آخر به دیدار مرد می‌رود و در این دیدار آخر فرزندش را هم به همراه می‌برد و فرزند متوجه خیانت مادرش می‌شود. چند سال بعد از این ماجرا کارآگاه دائم الخمری به نام «هری هول» مسئول رسیدگی به پرونده قتل‌های سریالی است. قاتل این قتل‌ها فقط زن‌ها را در روزهای برفی می‌کشد. قاتل درخواست می‌دهد که پرونده این ماجرا «هری هول» باشد و شروع می‌کند به بازی با او. مدارک مورد نیاز هری را در آدم برفی‌هایی که در صحنه جرم می‌سازد باقی می‌گذارد. رمان «آدم‌برفی» در 564 صفحه به قیمت 45000 تومان به تازگی در گروه یخ:جنایت‌های اسکاندیناوی منتشر شده است.   ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 07:16:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262110/انتشار-کتاب-هایی-قلم-یو-نسبو-هنینگ-مانکل-فارسی پوستر جایزه پروین رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262109/پوستر-جایزه-پروین-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، هیات امنای جایزه ادبی پروین اعتصامی متشکل از: سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی، معاون امور فرهنگی این وزارتخانه، دکتر محمدجعفر یاحقی(نماینده فرهنگستان زبان و ادب فارسی) به همراه: مرضیه مرآت نیا، فرحناز مینایی‌پور و عصمت سپهری به عنوان نمایندگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی فرهنگی اجتماعی زنان، پس تشکیل جلسه و گفت‌و‌گو پیرامون موضوعاتی چون اهمیت برگزاری شایسته و دقیق جایزه، اعضای هیات علمی این رویداد ادبی را انتخاب و معرفی کردند.                                                             بر پایه این گزارش، دکتر ژاله آموزگار، دکتر امیربانو کریمی(امیری فیروزکوهی) راضیه تجار، دکتر مریم جلالی و سودابه فضائلی، به عنوان اعضای هیات علمی هشتمین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی انتخاب شدند. به دنبال این انتخاب، اعضای هیات علمی جایزه پروین، به همراه محمدعلی مهدوی‌راد، دبیر علمی و مهدی قزلی دبیر اجرایی جایزه، روز گذشته در بنیاد شعر و ادبیات داستانی، گرد هم آمدند تا پس از گفت‌و‌گو و تبادل نظر درباره موضوعاتی چون نظارت بر روند علمی و اجرایی، انتخاب داوران این رویداد ادبی، شیوه‌نامه اجرایی جایزه را تدوین کرده و به تصویب برسانند. رونمایی از پوستر هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی، نیز از دیگر برنامه‌های نشست هیات علمی هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی بود. طراحی پوستر این جایزه را سلمان رییس‌عبداللهی، گرافیست جوان و نام‌آشنای کشور بر عهده داشته است.   اعضای هیات علمی هشتمین جایزه پروین اعتصامی را بیشتر بشناسیم ژاله آموزگار استاد دانشگاه، پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی، نویسنده و مترجم است. او صاحب مقالات بسیار در مجلات علمی-پژوهشی است و به شش زبان انگلیسی، فرانسه، فارسی، ترکی، پهلوی و اوستایی مسلط است. راضیه تجار داستان‌نویس و یکی از با سابقه‌ترین مدرسان داستان‌نویسی است. تحصیلاتش کارشناسی در رشته‌ی روانشناسی است. او یکی از مؤسسین انجمن قلم ایران است و در دوره‌ای هم دبیری آن انجمن را بر عهده داشته است. از دیگر فعالیت‌های ادبی این نویسنده‌ی توانمند می‌توان به داوری و عضویت در هیئت علمی جشنواره ها و جوایز مهم ادبی کشور از جمله جایزه ادبی جلال آل احمد و جایزه ادبی پروین اعتصامی در سال‌های گذشته اشاره کرد. از او بیش از بیست عنوان رمان، مجموعه داستان و زندگینامه به چاپ رسیده است. مریم جلالی، شاعر، منتقد ادبی، عضو هیات علمی و استاد دانشگاه است. این عضو هیات علمی جایزه پروین، دارای دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد است. او که سابقه داوری در جوایز و جشنواره‌های متعددی چون جشنواره بین‌المللی شعر فجر را در کارنامه دارد، فعالیت‌‌های متعددی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان انجام داده است. از مریم جلالی ۱۱ کتاب در حوزه زبان و ادبیات فارسی و ۴ اثر در حوزه ترجمه به چاپ رسیده است. انتخاب او با توجه به اختصاص بخشی به ادبیات کودک و نوجوان در جایزه ادبی پروین و تخصص او در این حوزه صورت گرفته است. سودابه فضائلی نویسنده، مترجم و پژوهشگر ادبیات نمایشی است که بیشتر با آثارش در اسطوره‌شناسی و نمادشناسی شناخته می‌شود. فضائلی در دانشگاه کمبریج لندن به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی پرداخت و در دانشگاه سوربون پاریس رشته‌ زبان و ادبیات تطبیقی خواند. در طول بیش از چهار دهه فعالیت نزدیک به 40 اثر از وی منتشر شده که برخی از این آثار به عنوان مرجع اصلی در مقالات پژوهشی و نشریات دانشگاهی به شمار می‌روند. امیربانو کریمی(امیری فیروزکوهی) استاد ادبیات فارسی و متخصص در سبک هندی و صائب‌شناسی است. وی دارای دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و از نویسندگانی است که بیشتر در متون کلاسیک چه نظم و چه نثر به پژوهش پرداخته است. از امیر بانو کریمی، چندین کتاب و مقاله به چاپ رسیده است. وی در چهارمین همایش چهره های ماندگار(سال ١٣٨٣) به عنوان چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد. ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 07:13:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262109/پوستر-جایزه-پروین-رونمایی گربه‌هایی که منبع الهام نویسندگان بودند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262111/گربه-هایی-منبع-الهام-نویسندگان-بودند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-روزنامه شرق: «قلندران چهارپا» با عنوان فرعي ردپاي گربه‌ها در شعر، داستان، نقاشي، سياست، ‌مذهب، طب،‌ سينما و علم عنوان كتابي است از فريده حسن‌زاده (مصطفوي) كه به‌تازگي توسط نشر نو منتشر شده است. اين كتاب رد گربه‌ها را در حوزه‌هاي مختلف و نزد افراد مشهور پي گرفته است. اين كتاب در هشت بخش نوشته شده و در يكي از بخش‌ها به حضور گربه‌ها در ادبيات داستاني پرداخته شده است. بسياري از نويسندگان مهم جهان با گربه‌ها سروكار داشتند و حتي گاه حضور گربه‌ها در آثارشان هم ديده مي‌شود. مثلا ادگار آلن‌پو گربه‌اي خانگي داشته و يكي از داستان‌هاي پو نيز «گربه سياه» نام دارد كه در ميان داستان‌هاي اين نويسنده امريكايي داستان مشهوري به شمار مي‌رود. در كتاب درباره رابطه آلن‌پو و گربه خانگي‌اش آمده: «ميزان تاثير گربه خانگي ادگار آلن‌پو در خلق آثاري كه منجر به پيدايش سبك جديدي در ادبيات داستاني شد، چنان تامل‌برانگيز است كه اخيرا كتابي در همين زمينه با عنوان گربه شگفت‌انگيز ادگار آلن‌پو به قلم اد سامز منتشر شده است. اين گربه كه كاترينا نام داشت در داستان معروف ادگار آلن‌پو به نام گربه سياه مظهر وجدان و عدالت‌خواهي و رسواكردن چهره ظلم و خشونت است». در اين داستان روح گربه سياه است كه معماي يك جنايت را براي پليس آشكار مي‌كند. پيش از انتشار اين داستان آلن‌پو در مقاله‌اي درباره نيروي غريزه در حيوانات نوشته بود: «غريزه، از ديرباز پست محسوب مي‌شده زيرا مزين به فضائل اكتسابي نبوده است، در حالي كه فلاسفه ژرف‌بين خوب مي‌دانند سرشت موجودات داراي بصيرتي است كه مي‌تواند بهترين سرنوشت‌ها را براي موجودات رقم بزند تنها اگر آن را منزه نگه داريم و صدايش را خفه نكنيم».  يكي ديگر از نويسندگاني كه علاقه زيادي به گربه داشته ارنست همينگوي است و البته ماجراي گربه‌هاي همينگوي همچنان هم ادامه دارد:‌ «نخستين گربه ارنست همينگوي به نام گلوله برفي شش‌انگشتي بود و نوه نتيجه‌هاي اين گربه كه بنابر وصيت همينگوي هنوز در خانه او نگه‌داري مي‌شوند و ميان اسباب و اشياء او آزادانه مي‌چرخند بيشترشان شش‌انگشتي‌اند. اين خانه اكنون به موزه تبديل شده است و بازماندگان شش‌انگشتي چنان زياد و دردسرساز شده‌اند كه پاي دادگاه فدرال به ماجرا كشيده شد. مقامات فدرال گفته‌اند موزه بايد اين كارها را انجام دهد: يا شب‌ها گربه‌ها را در قفس بگذارند يا دور محوطه ديوار بكشند يا يك نگهبان براي نگهباني از آنها استخدام كنند. همچنين نام و هويت هر گربه بايد با يك برچسب مشخص شود. شهرت اين گربه‌هاي شش‌انگشتي تا آن حد بالا گرفته كه كم‌كم نام گربه شش‌انگشتي دارد در مراجع تخصصي به گربه ارنست همينگوي بدل مي‌شود...». در سال 1953 يكي از گربه‌هاي همينگوي، عموويلي، دچار سانحه شد و همينگوي در نامه‌اي به دوستش اين‌چنين ماجرا را شرح داده است: «وقتي نوشتن نامه به تو تمام شد و خواستم آن را در پاكت بگذارم مري دوان‌دوان آمد و گفت اتفاق وحشتناكي براي ويلي افتاده. بيرون پريدم ويلي را ديدم كه دست‌وپاي سمت راست بدنش شكسته بود. پايش از انتهاي ران و دستش از وسط بازو. يا ماشين زيرش گرفته بود يا كسي با شيئي سنگين او را محكم زده بود... به محض اينكه مرا در كنار خود يافت شروع به خرخر كرد تا نشان دهد حضور من تا چه حد براي او آرام‌بخش است». ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 06:49:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262111/گربه-هایی-منبع-الهام-نویسندگان-بودند حافظ بیش از آن که عارف باشد خیامی است/ رد پای ربایی‌های خیام را در «بوف کور» پیدا کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262105/حافظ-بیش-عارف-باشد-خیامی-رد-پای-ربایی-های-خیام-بوف-کور-پیدا-کردم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکی از موضوعاتی که کمتر در صنعت نشر ما به آن توجه می‌شود، انتشار آثار پژوهشی و تطبیقی است؛ چراکه معمولا چاپ چنین کتاب‌هایی به دلیل استقبال نه‌چندان زیاد مخاطبان، سود مالی برای ناشر ندارد. فیض شریفی یکی از آن افرادی است که در سال‌های گذشته تلاش‌های بسیار زیادی در این حوزه انجام داده است و آثار بسیار ارزشمند و پرفروشی نیز درباره شعر و شاعران منتشر کرده است. او به تازگی دست به انتشار کتاب «خیام و پساخیامیان» زده که این اثر از سوی موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر شد. این کتاب نگاهی به تاریخچه سرایش رباعی و رباعی‌سرایان دارد. در همین راستا گفت‌وگویی را با فیض شریفی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   در ابتدا توضیح مختصری درباره کتاب «خیام و پساخیامیان» به ما بدهید. همچنین برای مخاطبان ایبنا توضیح دهید که با چه دغدغه‌ای به سراغ نگارش این اثر رفتید؟ نخستین دغدغه برای نگارش کتاب «خیام و پساخیامیان» کمبود شدید نقد فلسفی بومی در ایران است. دیگر این است که هرازگاهی می‌بینیم که بنگاه‌های فرهنگی و بعضی ناشران که کتاب‌های فلسفی چاپ می‌کنند گاهی ژیژک گاهی دریدا و گاهی فوکو و هوسرل زمانی سوسور و هایدگر و هولدرلین را علم می‌کنند و در مطبوعات درباره آنها مانور می‌دهند و با نثرهای ترجمانی ناقص فلسفه این نظریه‌پردازان را به بازار ارائه می‌کنند. وقتی این کتاب‌ها را می‌خوانید مثل این که فیلم سه ساعته‌ای را تماشا کرده‌اید اما ده دقیقه از آن فیلم را متوجه شده‌اید. پیشترها هم در دهه 40 ژان پل سارتر و نظریه اگزیستانسیالیسم علم شد که در بعضی از آثار نمایشی و داستانی بهمن فرسی و نعلبندیان و ساعدی رد پای اندیشه معناباختگی را می‌دیدید که ترجمه شده بود «نیهیلیسم یا پوچ گرایی» و دیگر اینکه نظریات فلسفی بعد از فتوای امام محمد غزالی به پستو‌ها رفت. او در کتاب «تهافت الفلاسفه» امر بر قتل فیلسوفان داد که یکی از آنها خیام بود. چون خیام در دربار سلجوقیان ارج و قربی داشت از پس‌اش بر نیامد. خیام منجم و ریاضیدان دربار بود و با ملکشاه رفیق بود. بعد از مرگ خیام و فردوسی، فلسفه در ایران به تقریب تعطیل شد و اگر چند شاعر خیامی چند رباعی می‌گفتند از ترس آن را منسوب می‌کردند به خیام تا مورد پیگرد دربار و خانقاه قرار نگیرند. من در این کتاب رد پای نظریات خیام را از هوراس و اپیکوریان تا امروز بررسی کرده‌ام . بیشتر دنبال این نظریه کمیت یعنی کوتاهی عمر و کیفیت و نحوه زندگی و برخورداری از باده‌های شادمانی در این جهان خراب هستم. به همین دلیل تاثیر خیام بر حافظ‌، نیما وبوف کور هدایت‌، نصرت رحمانی‌، ایرج زبردست و ایرج صف شکن را بررسی کرده‌ام.   دلایل اهمیت پرداختن به خیام و شعرش چیست؟ اصلا بازار امروز کشش کار روی چنین آثاری را دارد؟ دلیل اهمیت خیام این است که جوانان ما از بیم عقرب جراره مصائب و معضلات اجتماعی به مار غاشیه عرفان پسان و ارتجاعی پناهنده می‌شوند. اندیشه‌های خیامی می‌تواند بر آلام آنها پودر آرامش بریزد. کشش را ما در بازار ایجاد می‌کنیم.  همین حالا هم کتاب در عرض یک ماه به چاپ دوم رسیده و اکنون فقط 70 جلد از این کتاب در انتشارات نگاه وجود دارد و باید که این کتاب به چاپ سوم برود.   در ابتدای این کتاب اشاره به تاریخ رباعی و رباعی‌سرایان داشتید و از رودکی به بعد به معرفی آنها پرداختید اما درنهایت در کتاب به مقایسه خیام با چهار شاعر پرداخته‌اید. این چهار نفر به چه دلیل انتخاب شده‌اند؟ من یادم رفت که نظریات شخصیت‌های فردوسی را با نظریات خیام بررسی کنم فقط اشارتی کردم. شاعران ما یا درباری و مداح پادشاهان بوده‌اند یا عارفانی بوده‌اند که از بیم مصائب بیرونی به درون خودشان پناهنده شده‌اند. اینها برای جامعه‌ عقب‌مانده ما سم است. برای جامعه آمریکا و اروپا پودر آرامش است. آنها «ربایی یا رباعی» را جدی نمی‌گرفتند. ربایی‌های آنها یا عرفانی است یا بسیار ضعیف است. آنها این قالب را جدی نگرفته‌اند. شما به ربایی‌های عطار، مولوی، سعدی و حافظ نگاه کنید، خیلی ضعیف است. این چند نفری که من معرفی کرده‌ام هم خیامی‌اند و هم ربایی‌های زیبایی دارند. حافظ هم بیش از آن که عارف باشد خیامی است. از ترس‌اش این اندیشه را با عرفان آغشته کرده است. راستی «ربایی» به معنی «ترانه‌های سوزناک و پر تشویش» است. مخترع آن ایرانی‌ها بوده‌اند. عرب‌ها می‌گویند «ترانه‌های ایرانی» اما محققان ایرانی! می‌گویند «رباعی» یعنی چارتایی! بیت هم در اوستایی «بی» بوده. «بی» یعنی «دو تایی ».   در آخرین بخش کتاب به ایرج زبردست اشاره کردید. عده‌ای معتقدند که او جان دوباره به قالب رباعی داده است. شما با این موضوع موافق هستید؟ بله. ایرج زبردست جان تازه‌ای به این قالب داد. منتها بیشترش عرفانی یا ناسیونالیستی است که به درد ما نمی‌خورد. شعرهای اخیر او تصنعی است و نیمایی است. می‌نشیند می‌سازد. مثلا بیدل دهلوی می‌گوید «دو عالم یک در باز است و می جویم کلید این جا» و زبردست می‌گوید «در باز و به دنبال کلیدیم هنوز». او اسکیزوفرنی فلسفی دارد و زبردست سطحی. زبردست زیاد مطالعه نمی‌کند. فکر می‌کند اگر ربایی‌هایش را به هدایت، بیضایی، سایه و شجریان تقدیم می‌کند که تبلیغ کند. او اینها را به درستی نمی‌شناسد. من در کتاب «ترانه‌های پرتشویش» او را مطرح کردم. بقیه فقط تعریف‌اش کردند و خراب‌اش کردند. گمراه شد و ایزوله.   از شاعران که فاصله بگیریم، صادق هدایت توجه ویژه‌ای به خیام داشته است، به نظر شما نگاه خیامی در آثار او و ادبیات داستانی وارد شده است؟ بله! صادق هدایت یکی از بزرگ‌ترین محققان آثار خیام است. خیلی دقیق بود. کاش بعد از «بوف کور» نقد می‌نوشت. او عکس روی جلد بوف کور را از تصاویری که نقاشان از ربایی‌های خیامی کشیده‌اند، گذاشته است. در یک نقد تطبیقی میان خیام و هدایت رد پای این رمان را در ربایی‌ها پیدا کرده‌ام. منتها هدایت نگاه خیر و شری ندارد؛ خیام دارد. «بوف کور» مانیفست ادبیات معاصر ایران است.   در کتاب اشاره‌ای به قالب خیامی در اروپا داشتید. کمی برای مخاطبان ما درباره این قالب صحبت می‌کنید؟ در اروپا یک نوع قالب وجود دارد به نام «ربایی‌های خیامی». فیتزجرالد با ترجمه سروده‌های خیام به شکل آزاد، فلسفه خیامی را در فرانسه و اروپا رواج داد تا جایی که حدود 200 ربایی خیام که در 4 صفحه می‌توانید آن را بنویسید به تیراژ بالا در اروپا فروش رفت و می‌رود. بعضی‌ها می‌گویند فیتزجرالد رایحه‌ای از اندیشه‌های خیام آورده است. بیشتر شعرهای خود اوست. این هم از آن حرف‌هاست که شاعر فرانسوی بیاید شعرهای خود را به نام خیام سند بزند!   با همه این تفاسیر در حال حاضر وضعیت رباعی در کشور ما به چه شکل است؟ مستطیل ربایی جای مانور زیاد به شاعر نمی‌دهد. ربایی‌های صف شکن، شکوفه اسفندیاری، محمد حسین شهریاری، اشرف کمانی، محمد قائدی، شاپور پساوند، جمال پیمان، اسماعیل خوئی، جلیل صفربیگی، شیون فومنی، تا آن جایی زیباتر می‌شوند که خیامی باشند. یعنی باید 4 عنصر زبان، خیال، عاطفه و موسیقی هنرمندانه همراه با سه سازه توصیف، سفارش و تعلیل در آن وجود داشته باشد. در مجموع وضع هیچ قالبی مناسب نیست، شاید اوضاع ربایی بهتر باشد.   به‌عنوان آخرین سوال چرا در ایران تفاوت بین رباعی و دوبیتی چندان رعایت نمی‌شود و ما می‌بینیم که دوبیتی به جای رباعی منتشر می‌شود؟ وزن غالب ربایی «مستفعل مستفعل مستفعل فع» و وزن دوبیتی «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» است. ربایی معمولن فلسفی است ولی دوبیتی عاشقانه و صمیمانه است. وقتی می‌خواهید فوتبال بازی کنید باید قوانین آن را رعایت کنیم؛ آنهایی که رعایت نکنند از بازی اخراج می‌شوند. ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 06:29:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262105/حافظ-بیش-عارف-باشد-خیامی-رد-پای-ربایی-های-خیام-بوف-کور-پیدا-کردم «مارش رادتسکی» تحسین یوسا را هم برانگیخت/جایزه ابوالحسن نجفی یوزف روت را به ایرانیان شناساند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262104/مارش-رادتسکی-تحسین-یوسا-هم-برانگیخت-جایزه-ابوالحسن-نجفی-یوزف-روت-ایرانیان-شناساند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دو سال است که جایزه ابوالحسن نجفی برگزار می‌شود و هدف از برگزاری آن معرفی بهترین ترجمه در زمینه ادبیات داستانی است. کتابی که امسال توانست این عنوان را به خود اختصاص دهد، رمانی بود به نام «مارش رادتسکی» نوشته یوزف روت. این کتاب را محمد همتی به فارسی برگردانده و توانست عنوان بهترین مترجم را برای ترجمه اثر این نویسنده اتریشی به خود اختصاص دهد. این رمان اخیرا از سوی نشر نو تجدیدچاپ شده است. با محمد همتی درباره چگونگی انتخاب این اثر برای ترجمه و مشکلات ترجمه آن و همچنین تاثیر جایزه ابوالحسن نجفی بر موفقیت و دیده شدن این کتاب گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.   رمان «مارش رادتسکی» بهترین اثر یوزف روت است که آثار چندانی از وی به فارسی برگردانده نشده. پیشنهاد ترجمه رمان مارش رادتسکی از سوی چه کسی به شما داده شد؟ «مارش رادتسکی» را خودم انتخاب کردم یا بهتر است بگویم «مارش رادتسکی» مرا انتخاب کرد. البته قبلا اثر دیگری از یوزف روت را به پیشنهاد استاد عزیزم علی عبداللهی ترجمه کرده بودم و با نویسنده غریبه نبودم. چه خصوصیت ویژه‌ای در سبک و نثر این رمان بود که شما را به ترجمه آن ترغیب کرد؟ طنز سیاسی عمیق. شما تصور کنید رعیت‌زاده‌ای دست بر قضا ناجی جان قیصر اتریش‌مجارستان می‌شود و زندگی‌اش از این رو به آن رو می‌شود و حتی رابطه پدر و فرزندی‌اش هم دگرگون می‌شود. جرقه اولیه را همین طنز جاری در نثر یوزف روت زد. هرچه پیش‌تر رفتم، لایه‌های عمیق‌تری از رمان را کشف کردم و خود را با نویسنده‌ای مواجه دیدم که در عین این که ادعای روشنفکری ندارد، تحلیل بسیار عمیقی از شرایط روزگار پیش از خود داده است، همان شرایطی که منجر به ظهور هیتلر شد. در خلال ترجمه این اثر با چه موانع و مشکلاتی برخورد کردید و برای رفع آن از چه منابع تاریخی و ادبی و یا شخصی کمک گرفتید. به نظر شما برای ترجمه آثار این چنینی که ریشه در تاریخ یک ملت دارند یک مترجم باید واجد چه نوع اطلاعات پیش‌زمینه‌ای باشد؟ باید بگویم نثر روت زیبا و ساده‌نما و فریبنده است و کم مانده بود گمراهم کند. این را زمانی متوجه شدم که تفسیرهای منتقدان را در مورد اثر خواندم. با نویسندگانی که کتاب یا مقاله‌ای درباره یوزف روت و مارش رادتسکی نوشته بودند، مکاتبه کردم. همه با گشاده‌دستی تمام منابع‌شان را در اختیارم قرار دادند. برگشتم و در ترجمه بازنگری اساسی کردم و این بار با چشم مسلح به سراغ اثر رفتم. اگر چنین نمی‌شد؛ حق این اثر تا همین اندازه هم ادا نمی‌شد. در این مورد خاص، به نظرم مترجم رمان تاریخی و سیاسی ناگزیر است که مطالعه تاریخی داشته باشد و «مارش رادتسکی» هم که خب از رمان‌های خوب سیاسی دنیاست و از جمله ستایش ماریو بارگاس یوسا را هم برانگیخته است. به عنوان یک مترجم بیشتر دوست دارید به ترجمه دوباره و سه‌باره آثار کلاسیک بپردازید یا معرفی و ترجمه آثار نویسندگان جدید دنیا را ترجیح می‌دهید؟ ترجیح من معرفی صداهای نو از ادبیات آلمانی است، صداهایی که تاکنون شنیده نشده است، فارغ از این که در زمره ادبیات کلاسیک آلمان باشند یا نباشند، فارغ از این که معاصر باشند یا نباشند. تردیدی ندارم که همکارانم هم ترجیح می‌دهند که وقت‌شان را صرف ترجمه دوباره نکنند. در میان مترجمان آلمانی دست کم من سراغ ندارم که بی حکمت به سراغ ترجمه دوباره اثری رفته باشند. گاهی هم لازم است. در خودم رغبتی به ترجمه دوباره هیچ اثری نمی‌بینم. معیار کلی شما برای انتخاب و ترجمه یک اثر چیست و چه عواملی برای انتخاب و ترجمه کتاب در نظر می‌گیرید؟ مترجم ادبیات، ماشین ترجمه نیست و در ترجمه اثری که با جان و دلم ارتباط برقرار نکند، قطعاً موفق نخواهم بود. ملاک دیگرم توانایی‌ام است. اثری که ترجمه‌اش مافوق توانایی من باشد، فقط موجب سرشکستگی من و ناشرم خواهد شد و خواننده را نیز فراری خواهد داد. و اگر ببینم سانسور آسیب غیرقابل جبران به اثر می‌زند، به سراغ اثرنمی‌روم. ترجمه اثری که حرفی برای مردمان امروز سرزمینم نداشته باشد هم چنگی به دلم نمی‌زند و فکر نمی کنم با این شرایط صنعت نشر به زحمتش هم بیارزد. آیا مانند برخی از مترجمان خط فکری خاصی را دنبال می‌کنید به عنوان مثال برخی از مترجمان از یک نویسنده خاص یا مثلا جغرافیای خاص مانند آمریکای لاتین ترجمه می‌کنند. این خط فکری درباره شما هم وجود دارد یا خیر؟ در ملاک‌هایم برای انتخاب اثر این نکته را گفتم. همه دلخوشی‌ام این است که اثر حرفی برای مردم روزگارم داشته باشد. گاه این حرف دغدغه‌ای فلسفی است و گاه درون‌مایه تاریخی اثر. تاکنون بیشتر ترجمه‌هایم رمان‌های تاریخی بوده است. ترجمه بعدی‌ام هم رمانی تاریخی است که به فروپاشی آلمان شرقی می‌پردازد. کتاب‌هایی که برنده جوایز مختلف مانند ، نوبل و بوکر و ... می‌شوند معمولا به سرعت زیادی توسط مترجمان شکار و به بازار کتاب راه می‌یابند. این روند ترجمه به نحوی سریع است که گاه چند ترجمه به طور موازی انجام می‌شود و از یک کتاب چند ترجمه به بازار راه می‌یابد. این پدیده ترجمه‌های موازی چه آسیب‌هایی به دنبال دارد و برنده شدن یک کتاب تا چه اندازه روی انتخاب آن برای ترجمه برایتان مهم است؟ می‌دانید، فضای نشر ایران کمی پیچیده است و همکاران من از همه‌نظر در تنگنای عجیبی کار می‌کنند که برازنده تاریخ معاصر ایران نیست، اما اجازه می‌خواهم تحلیل خودم را عرض کنم. به نظرم این کار چند آفت دارد. یکی نقض کپی‌رایت همکاران هموطن است. به نظرم ملت‌های بزرگ دنیا از احترام به حقوق هم به بزرگی رسیده‌اند و این آئین بزرگی نیست. از جاهایی که مسألة کپی‌رایت خیلی پررنگ خودش را نشان می‌دهد همین جاست. دیگر این که این فضای رقابتی و این دست آثار اصلاً مترجم‌ساز نیست و بیشتر منافع مالی ناشر تأمین می‌شود. مترجمان کارکشته را استثنا بگیرید، مترجمی را تصور کنید که ترجمة شتابزده‌اش صرفاً به اعتبار شهرت نویسنده یا فلان جایزه خارجی یا قرار گرفتن کتاب در فهرست پرفروش‌های فلان نشریه، ظرف چند ماه به چاپ چندم رسیده است. ناشر البته خوشحال است، اما مترجم سنگ بنای دیوار کجی را گذاشته است که تا ثریا کج می‌رود و معلوم هم نیست که فقط بر سر خودش خراب شود. تا به حال پیش نیامده که کتابی را به صرف این که آن سوی دنیا برنده جایزه شده یا پرفروش بوده، برای ترجمه انتخاب کنم و اولویتم نبوده. این شکل انتخاب اثر را نمی‌پسندم.   شما با ترجمه رمان «مارش رادتسکی» توانستید برنده دومین دوره جایزه ابوالحسن نجفی شوید. این جایزه چه تاثیری روی فروش و دیده‌شدن کتاب و شناخته شدن شما به عنوان مترجمی دقیق داشت؟ جایزه استاد ابوالحسن نجفی از جوایز معتبر ما در حوزه ترجمه است و پشتوانه اعتبارش هم حضور اساتید صاحب‌نام ترجمه در هیأت داوران است. این جایزه به خواننده این دلگرمی را می‌دهد که کتابی که در دست گرفته از عیار بالایی برخوردار است. به همین دلیل هم است که خوشبختانه از طرف خوانندگان با اقبال مواجه شده است. این جایزه حسن بزرگتری هم داشت و آن این بود که یوزف روت را به ایرانیان شناساند. تا پیش از این جایزه خوانندگان فارسی زبان شناخت چندانی از این نویسنده بزرگ نداشتند و خوشحالم که ترجمه من این انگیزه را به خوانندگان داده تا یوزف روت را بیشتر بشناسند. سعید فیروزآبادی، مژده دقیقی، محمد همتی، ضیاء موحد و حسین معصومی‌همدانی   دوست دارید باز هم اثری از روت ترجمه کنید حتا آثاری که قبلا توسط مترجمان دیگری به فارسی برگردانده شده است؟ اغلب همکاران من در حوزه ادبیات آلمانی به راستی مترجمان ورزیده‌ای هستند و به سراغ کاری نمی‌روم که می‌دانم همکار دیگری زحمت ترجمه‌اش را کشیده است. از ویژگی‌های مترجمان ادبیات آلمانی رعایت همین اخلاق حرفه‌ای است. بله، مایلم اثر دیگری را از یوزف روت ترجمه کنم و البته فقط یک اثر دیگر که از مدت‌ها پیش در نظر دارم.   در حال حاضر مشغول ترجمه چه کتابی هستید؟ در حال حاضر مشغول ترجمه رمانی هستم که روایتی متفاوت از تاریخ آلمان نازی است. شب و روزم را پر کرده است. اجازه بدهید اسم نبرم تا غافلگیری کامل شود.    چاپ دوم رمان «مارش رادتسکی» نوشته یوزف روت با ترجمه محمد همتی در 486 صفحه به قیمت 44000 تومان در قطع رقعی به تازگی از سوی نشر نو منتشر شده است.   ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 05:59:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262104/مارش-رادتسکی-تحسین-یوسا-هم-برانگیخت-جایزه-ابوالحسن-نجفی-یوزف-روت-ایرانیان-شناساند تلقی سنایی از دین و دینداری با سخنرانی ایرج شهبازی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262096/تلقی-سنایی-دین-دینداری-سخنرانی-ایرج-شهبازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در این دو جلسه نظریات سنایی درباره‌ حقیقت دین و دین‌داری، نقش‌های فردی و اجتماعی دین، ویژگی‌های دینداران راستین، آثار و نتایج دینداری و نکته‌های مربوط به این حوزه بررسی می‌شود. افزون بر مطالب مذکور، نقدهای سنایی بر اصناف دینداران زمانه‌ خود بررسی و تلاش می‌شود تصویری حتی‌الامکان جامع و دقیق از تلقی سنایی از دین به مخاطبان ارائه شود.   بررسی سخنان حکیم سنایی غزنوی نشان می‌دهد که ذهن او عمیقا درگیر مساله‌ دین و دین‌داری بوده و از چشم‌اندازهای گوناگون به این موضوع مهم نگریسته است. بخش قابل ملاحظه‌ای از اشعار سنایی در باب دین است به گونه‌ای که می‌توان او را اندیشمندی دین‌شناس به شمار آورد. بسیاری از تاملات سنایی در زمینه‌ دین‌شناسی برای انسان زمانه ما همچنان درس‌آموز و سودمند است.  بیست‌وششمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ سنایی به «تلقی سنایی از دین و دینداری» اختصاص دارد که در روز چهارشنبه ۲۳ و ۳۰ خرداد ساعت ۱۶:۳۰ با سخنرانی ایرج شهبازی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 13 Jun 2018 05:27:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262096/تلقی-سنایی-دین-دینداری-سخنرانی-ایرج-شهبازی