خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 17 Aug 2018 20:58:22 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 17 Aug 2018 20:58:22 GMT ادبيات 60 انتشار کتابی از محمدعلی بهارلو بعد از 60 سال http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264341/انتشار-کتابی-محمدعلی-بهارلو-بعد-60-سال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، کتاب «خودآموز ویلن و فرم‌های موسیقی» اثر استاد محمد‌علی بهارلو منتشر شد. پایگاه خبری حوزه هنری، مجموعه‌ حاضر  یکی از کتاب‌های محمدعلی بهارلو یکی از اساتید بی‌بدیل تاریخ موسیقی ایران در قرن اخیر است. این کتاب شامل یک خودآموز ویلن و پنج کتاب در ارائه‌ فرم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی است که پس از شصت سال که از چاپ اولیه‌ آن‌ها می‌گذرد، برای استفاده‌ دوستداران موسیقی، هنرآموزان ویلن، افراد علاقه‌مند به حفظ و نگهداری فرهنگ موسیقیایی ایران و ... تجدید چاپ شده است.  این کتاب‌ها در زمان خود مورد استقبال و تایید اساتیدی چو ابوالحسن صبا و موسی معروفی قرار گرفت و تا امروز، شاگردان بسیاری  طبق اصول این کتاب‌ها  به فراگیری ساز ویلن در آموزشگاه موسیقی بهارلو (تاسیس 1325) و نیز دیگر موسسات و دانشگاه‌های داخل و خارج کشور نائل شده‌اند. همین گزارش حاکی است که دختران استاد محمد بهارلو (کیمیا و ایلیا) عکس‌ها، مدارک، اسناد، دست‌نوشته‌ها و مطالب مندرج در جراید را درباره‌شان گردآوری کرده و به این مجموعه افزوده‌اند. از دیگر امتیازات این مجموعه  که به غنای این کتاب افزوده است، اجرای ویلن شش کتاب حاضر توسط دختر بزرگ استاد- پریسا- است که همراه با کتاب در قالب یک سی دی صوتی تقدیم خریداران می‌شود.  محمدعلی بهارلو به سال 1307 در تهران متولد شد. هم‌زمان با تحصیلات مدرسه‌ای، در هنرستان عالی موسیقی آن روزها که تحت نظر اساتید چکسلواک اداره می‌شد، نام ‌نویسی کرد و تحت نظر «کارل یان زوبک» به آموختن تکنیک غربی ویولن و مبانی علمی موسیقی غرب پرداخت. در عین حال در محضر اساتید و نوازندگانی چون علی‌اکبر شهنازی، ابوالحسن صبا، ابراهیم منصوری و محمد بحرینی‌پور بهره برد. دوستی وی با استاد صبا قوام یافت تا جایی که از وفادارترین یاران او شد و کار توان‌فرسای چاپ کتاب‌های او و همسرش را به عهده گرفت. سال‌های 1328 از پربارترین ادوار زندگی او شد به طوری که 6 کتاب درباره آموزش موسیقی ایرانی به وسیله ویولن نوشت و همچنین وی موفق شد با تلاشی سخت، به نیابت از طرف خانم صبا و شاگردانش (پایور و صفوت) دوره کتاب‌های سنتور - ویولن و سه تار صبا را به انضمام کتب خانم صبا به چاپ رساند. در همین سال‌ها با موسی معروفی نیز در امر گردآوری و تنظیم ردیف مکتوب موسیقی ایران همکاری داشت. روش ویولن‌نوازی بهارلو مبتنی بر اصول و مبانی تکنیک اجرایی موسیقی غرب بر پایه موسیقی ایران است. بهارلو به غیر از ویولن، به کمانچه سه تار و تنبک نیز آشنا بود. این استاد فقید سرانجام در سحرگاه روز 22 بهمن 1385  بعد از کسالت مختصری که به هیچ وجه بوی مرگ نمی‌داد، به دیار باقی شتافت. کتاب به همت انتشارات سوره‌ مهر منتشر شده است  و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه آن به فروشگاه‌های این انتشارات در کل کشور مراجعه کنند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 15:37:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264341/انتشار-کتابی-محمدعلی-بهارلو-بعد-60-سال برگزاری کارگاه داستان در شهرکتاب اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264392/برگزاری-کارگاه-داستان-شهرکتاب-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،شهرکتاب اصفهان کارگاه نویسندگی با تدریس سیامک گلشیری برگزار می‌کند. ثبت نام این کارگاه آغاز شده و تاریخ شروع کلاس‌ها از 4 شهریور 1397 خواهد بود. علاقه‌مندان به شرکت در این کارگاه می‌توانند به شهرکتاب اصفهان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 15:36:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264392/برگزاری-کارگاه-داستان-شهرکتاب-اصفهان سهم ناچیز آقای بازیگر از کتاب‌های پژوهشی تاریخ هنر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264398/سهم-ناچیز-آقای-بازیگر-کتاب-های-پژوهشی-تاریخ-هنر خبرگزرای کتاب ایران (ایبنا): عزت‌الله انتظامی، متولد 30 خرداد 1303 تهران، بازیگر صاحب‌نام تئاتر و سینمای ایران بود. او از کلاس‌های بهرام بیضایی، حمید سمندریان، مهدی نامدار، حسن ره‌آورد، عبدالحسین نوشین و بسیاری دیگر در فراگیری فنون بازیگری بهره برد. با تمام این اوصاف سهم زندگی و کار حرفه‌ای این هنرمند بزرگ و بی‌بدیل در تحقیقات و منابع مکتوب در حوزه هنر چه بوده است؟ تقریبا هیچ.  تجربیات انتظامی و امثال او  باید در اختیار جوانان قرار بگیرد و این  در حال حاضر جز با چاپ کتاب میسر نیست. به یقین انتشار خاطرات هنری و حتی خاطرات روزانه این هنرمند نیز کمک شایانی به نوآموزان بازیگری خواهد کرد، چه برسد به انتشار کتاب‌های آموزشی  و همچنین انتشار پژوهشِ پژوهشگران حوزه سینما و تئاتر درباره شیوه‌های بازیگری این هنرپیشه خاص و ماندگار در تاریخ هنر ایران. و نکته اینجاست که چگونه می‌توان کتاب‌های منتشر شده درباره هنرمندانی چون «وودی آلن»، «آنتونیی کویین»، «مارلون براندو» و «آل‌پاچینو» را با کتاب‌های منتشر شده درباره انتظامی مقایسه کرد؟  لازم به ذکر است تاکنون کتاب‌های «آقای بازیگر؛ زندگی و آثار عزت‌الله انتظامی» با تحقیق و پژوهش هوشنگ گلمکانی و «تئاتر ایران در گذر زمان 1: جادوی صحنه؛ زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» اثر اعظم کیان‌افراز و کتابی به نام شناخت‌نامه عزت‌الله انتظامی زیر عنوان «من عزتم،‌بچه سنگلج» به قلم غزاله سلطانی درباره عزت‌الله انتظامی منتشر شده‌اند. در بخش آغازین کتاب « «تئاتر ایران در گذر زمان 1: جادوی صحنه؛ زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» می‌خوانیم: «وقتي به زندگي بازيگر بزرگي چون عزت‌الله انتظامي فكر مي‌كني، به زندگي پر تب‌وتاب او، به آغاز راهش در وادي هنر، به شروع پيش‌پرده‌خواني، به بردباري و تحمل انواع سرزنش‌هاي اجتماعي كه رايج مردم آن روز و نسل قبل از او بود به قصاوت‌هاي بي‌رحمانه و بازدارنده اكثر مردمي كه آن روزها براي هنر بازيگري جز ابتذال و انحراف اخلاقي معناي ديگري قائل نبودند و به هنر به چشم ديگري جز وسيله تفريح نمي‌نگريستند و آن‌وقت نوجوان پرشوري را مي‌بيني كه يك تنه تمام ضربت‌هاي سنگين و متلاشي كننده را تحمل مي‌كند و بالاخره قدم در راهي مي‌گذارد كه او را به رشد و تعالي مي‌رساند، آن وقت احساس مي‌كني با انساني برخورد كرده‌اي كه بايد بي‌ترديد او را جزو استثناها بداني...» غزاله سلطانی در مقدمه کتاب «من عزتم بچه سنگلج» آورده است: «سلطانی در مقدمه کتاب آورده است: «همه چیز از مهر 1386 شروع شد. روزهایی زرد و نارنجی که برای فیلم مستند... و آسمان آبی در خانه قیطریه سراغ گنجه‌های کتابخانه ایشان رفتم. آنجا چیزهای بسیاری یافتم. این من بودم که تک‌تک آن‌ها را کشف می‌کردم، می‌بوییدم و پرتاب می‌شدم به روزگارانی رنگی، دور و رمزآلود. روزهای اکران فیلم اما جای کتاب را خالی دیدم و تلاش کردم اتفاقی که باید و لازم است رقم بخورد؛ یادگارهایی از عزت انتظامی برای تماشاگرانش که قدرش را می‌دانند و با چشم‌ها و خنده‌هایش زندگی‌ها کرده‌اند.»  هوشنگ گلمکاني، نويسنده و منتقد باسابقه سينما نیز 21 سال پيش کتابي به نام «آقاي بازيگر» تاليف کرد که به زندگي و آثار عزت الله انتظامي مي‌پرداخت. همين عنوان بتدريج به لقب اين بازيگر برجسته تبديل شد و جامعه سينمايي به خوبي آن را پذيرفت. تنوع نقش‌های انتظامی در فیلم‌های مختلفی چون «گاو»، «اجاره‌نشین‌ها»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما» و «مینای شهر خاموش» هم مهر تائید مناسبی برای اعطای این لقب به اوست.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:53:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264398/سهم-ناچیز-آقای-بازیگر-کتاب-های-پژوهشی-تاریخ-هنر «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» طغیان علیه نادیده‌گرفتن انسان است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264348/پرواز-فراز-آشیانه-فاخته-طغیان-علیه-نادیده-گرفتن-انسان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-فاطمه میرغیاثی: کن کیزی از داستا‌ن‌‌نویسان ایالت متحده آمریکا، سال 1962 رمانی به نام «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» نوشت که باعث شهرتش شد. این رمان از معروف‌ترین آثار اوست. در دهه 60 میلادی کرک داگلاس حق اقتباس از این رمان را خرید. داگلاس آن را به صورت نمایشنامه درآورد و در تئاتر برادوی روی صحنه برد، خود نیز در آن به ایفای نقش پرداخت. او قصد داشت فیلم اقتباسی از این رمان را نیز بسازد که این امکان برایش ایجاد نشد. اما پسرش مایکل داگلاس سرانجام آرزوی پدر را برآورده کرده و فیلم «دیوانه از قفس پرید» را ساخت. سال 1975 میلوش فورمن اقتباسی از این رمان انجام داده و فیلم «دیوانه از قفس پرید» را به تهیه‌کنندگی مایکل داگلاس ساخت. این فیلم با بازی جک نیکلسون در نقش مک مورفی بین بیست فیلم برتر سینمای جهان قرار دارد. گفتنی است رتبه پنجم منفورترین شخصیت‌های تاریخ سینما، در کنار نورمن بیتس (فیلم روانی، هیچکاک)، به بازیگر نقش اول زن این فیلم، لوئیز فیلچر در نقش پرستار رچد داده شد. این رمان را سال 1355 سعید باستانی و در سال 1397 حسین کاظمی یزدی ترجمه‌ کرده‌اند. با کاظمی یزدی درباره ترجمه این کتاب گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. فیلم «دیوانه از قفس پرید» که بر اساس رمان «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» ساخته شده است، از مهم‌ترین و پرطرفدارترین فیلم‌های تاریخ سینماست، حال که شما این کتاب را ترجمه کرده‌اید اول کمی از داستان کتاب بگویید و اینکه آیا در نسخه سینمایی کتاب تغییری در روند داستان ایجاد شده است؟  داستان این رمان در یکی از بخش‌های بیمارستان روانی می‌گذرد که مسئولیت اداره این بخش به عهده‌‌ پرستاری به نام دوشیزه رچد است. او قدرت زیادی دارد و قدرتش را مدیون روابطی است که با مسئولین بالاتر بیمارستان دارد، حتی قدرتش از پزشک بخش نیز بیشتر است. راوی این داستان یکی از بیماران همان بخش، مرد سرخ‌پوستی است به نام رئیس برومدن که مبتلا به پارانویاست و خودش را هم به کر و لالی زده است. بیماران این بیمارستان به دو دسته‌ی حادها و مزمن‌ها تقسیم می‌شود که در میان مزمن‌ها هم گروهی موسوم به گیاهان هستند که یعنی فقط زندگی گیاهی دارند. اما دسته‌ موسوم به حادها گروهی هستند که دسته‌ای از آن‌ها به اختیار خود به بیمارستان آمده‌اند و مجبور نیستند که در بیمارستان بمانند. این بخش به همین صورتی که بیان کردم اداره می‌شود تا زمانی که فرد جدیدی وارد بخش می‌شود به نام رندل پاتریک مک مورفی. حسین کاظمی یزدی این فرد ظاهری مانند ظاهر بیماران روانی ندارد ولی به دلیل ضرب‌ و شتم‌ها، بزهکاری‌ها و اعمال خشونت‌های بسیاری که داشته بعد از این که چندبار دوره‌هایی را در زندان و اردوگاه‌های کار اجباری سپری کرده او را به دادگاه می‌فرستند و به این نتیجه می‌رسند که این فرد یک بیمار روانی است. درواقع داستان از زمانی که مک مورفی به بیمارستان می‌آید شروع‌ می‌شود. مک مورفی به عنوان یک سوژه، یک انسان غیر شی‌واره وارد یک سیستم می‌شود و در کل ماجرای این رمان خللی در این سیستم ایجاد می‌کند؛ او سعی دارد سوژه بودن و انسان بودن خود را اثبات کند. ماجراهای مختلفی وجود دارد که همه آن‌ها مؤید این است که مک مورفی می‌خواهد تغییری در این نظام و ساختار ایجاد کند. مک‌مورفی سعی می‌کند به ساکنین این بیمارستان شأن انسانی خودشان را یادآوری کند  و به آن‌ها می‌قبولاند که زیر بار تحمیل‌های نظام حاکم بر بیمارستان نروند و این یک نوع اعتراض است به این سیستم؛ در نهایت هرچند که مک مورفی در این بیمارستان کشته می‌شود اما می‌تواند تاثیری در گروه حادهای این بیمارستان بگذارد. در پایان داستان برخی از افراد به خواسته خودشان از بیمارستان خارج می‌شوند و شخصیت رئیس برومدن هم فرار می‌کند.             تصویری از فیلم «دیوانه از قفس پرید» اما درباره تفاوت داستان و فیلم؛ «دیوانه از قفس پرید» فیلم مشهوری است که چندین اسکار گرفته و بازیگری حرفه‌ای به نام جک نیکلسون در آن به ایفای نقش پرداخته است. همه این موارد باعث می‌شود که این رمان تحت‌الشعاع نسخه‌ سینمایی‌اش قرار بگیرد؛ این اتفاقی است که معمولا می‌افتد، مخصوصا برای فیلم‌هایی که موفق می‌شوند. فیلم «دیوانه از قفس پرید» هم با رمان‌اش تفاوت‌های بنیادین دارد. حیفم آمد که خواننده ایرانی این کتاب را یک نسخه نوشته شده از همان فیلم و حتی ضعیف‌تر از آن بداند، بنابراین در یادداشت مترجم در ابتدای کتاب در این باره نوشته‌ام. به نظرم این اثر به عنوان یک فیلم مستقل اثر خوبی است. من در حوزه سینما متخصص نیستم ولی متخصصان عرصه سینما  اذعان دارند که این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینماست. ولی زمانی که بحث مقایسه بین اصل اثر به عنوان رمان و فیلم آن پیش می‌آید، نگاه‌مان به فیلم انتقادی‌تر می‌شود. از دید من فیلم از دو لحاظ محتوایی و صوری با رمان متفاوت است، اتفاقا این تفاوت‌ها نقطه عطف این رمان است. چشم‌پوشی کردن از این نقاط مهم در نسخه سینمایی به محتوا و فرمی که این رمان در اختیار مخاطب قرار داده ضربه زده است. این مسئله به نوعی در فیلم ذکر شده ولی نقش پررنگ رئیس برومدن در فیلم به اندازه ‌ای که راوی یک رمان هست پررنگ نیست. در فیلم راوی اول شخص نداریم و فیلم از منظر دانای کل روایت می‌شود و رئیس برمدن هم یکی از اجزای قصه است. بسیاری منتقدان این فیلم را اعتراض به شیوه درمانی بیماران روانی دانسته‌اند. نظر شما چیست؟ بله. در این بخش از شیوه غیرانسان‌گرایانه استفاده می‌کنند که از شیوه‌های ‌درمانی بیماران روانی است. درواقع در این شیوه‌های غیرانسان‌گرایانه که شیوه‌های رایجی است که هم امروزه و هم در دهه 1960 میلادی رواج داشته، نگاهی که روانپزشکی به بیمار دارد یک نگاه ماشینی است و بیمار به عنوان یک ماشین تصور می‌شود. بنابراین به بیمار به چشم ماشینی که باید تعمیر شود نگاه می‌شود.  ویژگی‌های این اثر به نظر شما در چیست؟ محتوای این اثر چند لایه دارد. در لایه اول به توصیف یک بیمارستان روانی پرداخته شده است. توصیف انتقادی از شیوه درمان و شیوه برخورد غیر انسانی کارکنان آن به ویژه پرستار رچد که مسئول اصلی بخش است که این رفتار را هم با بیماران دارد و هم با کارکنان. در مقیاس بزرگ‌تر این داستان طغیان و عصیانی است علیه یک ساختار پیچیده و قدرتمند که انسان را به مثابه انسان در نظر نمی‌گیرد و فکر می‌کنم ویژگی بنیادین این اثر همین مسئله است. درحالی‌که او نقش بسیار مهمی در رمان دارد. علاوه بر اینکه نویسنده بسیاری از حرف‌هایش را از طریق او بیان می‌کند، تمام تلاشی که مک مورفی بر ضد یک سیستم نظام‌مند انجام می‌دهد هم در آینه شخصیت رچد بازتاب پیدا می‌کند. از نظر محتوایی این فیلم و رمان چه تفاوتی دارند؟ می‌توان گفت رمان از نظر محتوایی سه ویژگی دارد. ویژگی اولی که در رمان هست و در فیلم به آن اشاره نشده است، انتقاد به نظام سرمایه‌داری است. رئیس برومدن در رمان خاطراتش را مرور می‌کند و در دل آن خاطرات دلیل اختلال روانی امروزش را می‌یابیم. مشاهده می‌کنیم نظام سرمایه‌داری ایالات متحده به چه شکلی سرخپوست‌ها را فریب داده، زمین‌هایشان را خریداری کرده و به آن‌ها مبلغی پول داده که در شهر‌ها زندگی کنند و با این کارش  به تمام معنی فرهنگ آن‌ها را نابود کرده است. این چیزی است که به هیچ‌وجه آن را در فیلم نمی‌بینیم. مسئله بعدی آن گستره ماشینیسم است که در رمان خیلی بر آن تاکید می‌شود. درواقع راوی همه چیز را به شکل ماشین و دستگاه می‌بیند و تصورش این است که داخل دیوارهای این بیمارستان یکسری دستگاه‌های شنود است و همه چیز تحت کنترل یک ماشین بزرگ است. درحالی که چنین مسئله‌ای در فیلم  نمایش داده نشده و این انتقادی است که به مدرنیته می‌شود. به این مسئله هم در  فیلم اشاره نمی‌شود.  اما سومین ویژگی محتوایی رمان که البته تا حدودی در فیلم بازنمود پیدا کرد، عصیان یک فرد در مقابل یک سیستم است. به این دلیل می‌گویم تا حدودی چون، باز هم در فیلم ما با یک سیستم روبه رو نیستیم بلکه با یک پرستار سادیست طرف هستیم، پرستاری که بیش از آن که بخواهد حوزه تحت امر خود را هدایت کند گویی می‌خواهد انسان‌ها را آزار دهد؛ یا با استفاده از نقاط ضعف‌شان می‌خواهد آن‌ها را کنترل کند.  بنا به دلایلی که ذکر شد به‌نظر من فیلم اقتباس خوبی از این رمان نیست، هرچند که مستقل از رمان اثری ارزشمند است. در ابتدای این کتاب مطرح کردید که ویژگی‌های محتوایی این رمان نمی‌تواند بازنمودی در فیلم هالیوود داشته باشد علت این امر چیست؟ این رمان در ضدیت با نظام سرمایه‌داری است که در فیلم‌های هالیوودی نمی‌بینیم. هالیوود زاده نظام سرمایه‌داری است بنابراین نمی‌تواند تیشه به ریشه‌خود بزند. هرچند که دومین ویژگی محتوایی رمان که در نسخه‌ سینمایی غایب است، یعنی نقد ماشین‌زدگی را شاید بتوان در فیلمی هالیوودی پیدا کرد، ولی این نقد صریح نظام سرمایه‌داری را نمی‌توان در قالب یک فیلم هالیوودی که بسیارهم مشهور شده باشد، دید. پیش از شما سعید باستانی این کتاب را ترجمه کرده است. چرا دوباره به سراغ ترجمه آن رفتید؟ سعید باستانی در اواخر دهه 50 شمسی این کتاب را ترجمه کرد، البته متأسفانه من آن ترجمه را ندیده‌ام. این را باید بگویم که اساسا من نه تنها مشکلی با بازترجمه ندارم که به‌نظرم کاری ضروری هم هست. من قبلا هم آثاری از کوندرا را که ترجمه شده بود دوباره ترجمه کردم و برخی از آثاری که من ترجمه کرده بودم بعدا بازترجمه شدند. به نظر من در مورد بازترجمه یک باور عمومی وجود دارد و آن این است که اثری را دوباره ترجمه می‌کنند که بد ترجمه شده باشد، البته این می‌تواند‌ یک دلیل برای این کار باشد ولی تنها دلیل‌اش نیست. به‌قول سروش حبیبی که از اساتید ترجمه‌ فارسی هستند زبان فارسی یا هر زبانی اساسا دهه به دهه تغییر می‌کند، بنابراین اثری که 40 سال پیش ترجمه شده به زبان همان زمان است، و امروز باید دوباره به زبانی امروزی ترجمه شود. دوم این که هر مترجم زبانی دارد و بنابراین آثار بزرگ در ادبیات جهان این ارزش را دارند که به زبان چند مترجم مختلف ترجمه شوند. این سنتی است که در غرب هم وجود دارد؛ شما یک اثر بزرگ را می‌بینید که چندین نفر ترجمه می‌کنند مانند آثار داستایفسکی. زمانی که آثار کوندرا را ترجمه می‌کردم برای بهتر درک کردن آن آثار که به انگلیسی ترجمه شده بودند، از چند ترجمه مختلف انگلیسی استفاده می‌کردم. بنابراین آثار بزرگ ارزش این را دارند که چندین بار ترجمه شوند؛ ولی بازهم اگر اثری آنچنان بزرگ هم نباشد، مترجم به دلایل شخصی که شاید آن اثر را دوست ‌دارد و علاقه‌ دارد آن اثر را با زبان خودش ترجمه کند، می‌تواند آن را ترجمه کند. این رمان هم اثر بسیار بزرگی است. اشارات نظری و محتوایی این اثر با توجه به مکاتب فکری آن دهه بسیار حایز اهمیت است و می‌بینیم که این اثر کم‌کم برای ما نقش اثری کلاسیک را بازی می‌کند. از نوشتن این رمان بیش از 50 سال می‌گذرد ولی برای خواننده امروز هم چه از لحاظ روایی و چه از لحاظ نظری جذاب و زنده است. همه این‌ها موید این است که این رمان اثر بسیار بزرگی است و نشان می‌دهد یک اثر ساده با تاریخ مصرف دو یا سه ساله نیست اثری است که می‌تواند سال‌ها ماندگار باشد و بارها ترجمه شود. حضور تصویر در کنار صفحات این کتاب چه تاثیری در فهم این اثر دارد؟ نسخه‌ای که به دست من رسید آخرین چاپ این رمان در انتشارات پنگوئن بود. این تصاویر در آن کتاب و در همان صفحات بود. من درباره اصالت این نقاشی‌ها و طرح‌ها اطلاعاتی ندارم ولی به نظر من با توجه به این که کن کیزی قبل از این که این رمان را بنویسد مدتی در بیمارستان روانی بستری بوده، شاید خودش این طرح‌ها را از اشخاص آن بیمارستان روانی کشیده باشد. تصویری که در ذهن  خود داشته طراحی کرده و شاید هم طراح دیگری بوده که آن‌ها را طراحی کرده. ولی در کل به‌نظر من این تصاویر روی متن نشسته و خیلی با متن تطابق دارد. آیا در این رمان می‌توان رد پای نظریه‌های اجتماعی یا فلسفی را گرفت؟ اگر این‌طور است کدام نظریه است؟ پررنگ‌ترین نظریه‌ای که می‌توانیم بگوییم قطعا کتاب از آن تاثیر گرفته است، نظریه‌های فوکو است در آثاری مثل مراقبت و تنبیه، تاریخ جنون یا پیدایش کلینیک. من البته اطلاعات تخصصی درباره‌ اندیشه‌ی فوکو ندارم و این‌ها اطلاعات کلی و عمومی در این باره است. در نظریه‌های فوکو می‌بینیم که او از پیدایش بیمارستان‌های روانی صحبت می‌کند که در قرن پانزده و شانزده میلادی آمدند بیماران روانی را در جایی دور از جامعه نگهداری کردند به این بهانه که برای مردم جامعه خطرناکند، حالا جدای از اینکه بخواهند آن‌ها را درمان کنند یا نه. ما این تم را در رمان می‌بینیم. درواقع بیماران این بیمارستان و در رأس آن‌ها خود راوی، رئیس برومدن، نه‌تنها افراد خطرناکی نیستند بلکه ویژگی‌های انسانی بارزی هم دارند، اما دلیل محصور کردن آن‌ها در تیمارستان این است که مقداری با استاندارهای رایج تفاوت دارند که در مورد برومدن این تفاوت سرخ‌پوست بودنش است. ولی پررنگ‌ترین مسئله‌ای که در نظریه‌های فوکو هست و در این رمان دیده می‌شود، مسئله‌ نظارت است. مسئله این است که قدرت یک موضوع از بالا نیست، مسئله فرد مستبدی نیست که به ما قدرتی را تحمیل بکند که با برداشتن آن فرد، بتوانیم قدرت حاکم را از بین ببریم. بلکه همه‌ افراد جامعه هم دیگران را تحت نظر دارند و با این کار قدرتشان را به دیگران اعمال می‌کنند و هم خود را تحت نظر و قدرت دیگران می‌بینند و می‌ترسند از آزادی خودشان استفاده کنند. تحت نظر بودن چیزی است که در این رمان بسیار پررنگ است. چراکه مثلا در این بخش دفتری گذاشته‌اند تا افراد مختلف تخلف‌های دیگران را در آن گزارش دهند و از این طریق امتیازی از پرستار رچد بگیرند. نظریه دیگری که در این کتاب به آن اشاره می‌شود نظریه اگزیستانسیالیستی است. در اگزیستانسیالیسم ما با اصالت فرد آزاد در برابر یک سیستم هم طرف هستیم؛ سیستمی که می‌خواهد تعریف خود از انسان را به او تحمیل کند. همان‌طور که سورن کی‌یرکگور فیلسوف دانمارکی که به پدر اگزیستانسیالیسم شهره است اصالت را به فردیت می‌دهد و در قامت یک فرد به نظام منسجم فلسفی هگل می‌تازد، در این رمان هم شخصیت مک مورفی را می‌بینیم که به عنوان یک سوژه انسانی می‌زند به دل یک ساختار بسیار قدرتمند و قصد دارد آن را تخریب کند. به بقیه سوژه‌های انسانی هم یادآوری می‌کند که شما هم مثل من یک سوژه هستید، شی نیستید، آزادی از آنِ شماست و یک ساختار و نظام نمی‌تواند آزادی شما را منکر شود. برخی در تحلیل این اثر از مک مورفی به عنوان  یک ناجی نام برده‌اند. نظر شما در این رابطه چیست؟                                                                                     مک مورفی اساسا یک ناجی به شکل کلاسیک است. مک‌مورفی وارد جمعی می‌شود و سعی می‌کند آن‌ها را نجات دهد و در نهایت خودش در این راه کشته می‌شود. خودش را قربانی این هدف می‌کند و تاثیرش را در جامعه خودش می‌گذارد. در طول رمان مشاهده می‌کنید که با برخی بیماران صحبت می‌کند و به آن‌ها یاد آور می‌شود که شما انسان هستید؛ باید آنچه را که می‌خواهید انجام دهید، آزادی و اراده تان باید دست خودتان باشد.صحنه بسیار قشنگی در این رمان وجود دارد که در فیلم نیز نمایش داده می‌شود. صحنه‌ای که مک مورفی می‌خواهد در یک رای‌گیری برای اینکه بتوانند مسابقات بیسبال را نگاه کنند همه را ترغیب ‌کند تا برای خودشان و برای آنچه که دوست دارند تصمیم بگیرند و رای بدهند، در حالی که پرستار رچد قصد دارد قواعد آن سیستم را به بیماران تحمیل کند. او به شکل قهرمان و ناجی وارد جامعه‌ای می‌شود که تمام وجوه حیات خود را از دست داده است. مک مورفی حیات را به جامعه تزریق می‌کند ولی گویی از وجود خود به این اجتماع تزریق می‌کند و جان خود را از دست می‌دهد تا بقیه را جاندار ‌کند. به نظر من مک‌مورفی به معنای واقعی کلمه بک ناجی و قهرمان است. برخیدر این رمان تیمارستان را شبیه به یک دستگاه معرفی می‌کند، دستگاهی که می‌تواند نمونه‌ای از جامعه‌ مدرن باشد این نکته درست است؟ این تیمارستان اجتماع منسجمی است که ما می‌توانیم آن را به یک جامعه تعمیم دهیم. جامعه‌ای که سعی می‌کند افرادش را از انسانیت خارج کند و آزادی را از تک تک افرادش بگیرد تا بتواند آن‌ها را کنترل کند. جامعه‌ای که ساختارهایش به صورت ماشینی پیش می‌رود، نگاهش به اعضای جامعه نگاهی ماشینی است و درواقع آن بُعد سوژه بودن انسان‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد، سعی می‌کند این بعد را در انسان‌ها بکشد و انسان‌ها را به شی تبدیل کند تا بتواند راحت‌تر کنترلشان کند و به‌جایشان تصمیم بگیرد. پرستار رچد با سو استفاده از ضعف‌های باوری و عاطفی بیماران به نوعی به درمان آنان می‌پردازد. نقش او در این بین چیست؟ پرستار رچد قصد درمان کسی را ندارد. درست است به ظاهر در حال درمان کردن آن‌هاست ولی قرار نیست افرادی که وارد این بیمارستان می‌شوند، از آن خارج شوند. جالب است که بیمارانی که از آن‌ها به عنوان حادها یاد می‌شود به‌نوعی با اختیار خود به بیمارستان آمده‌اند و بنابراین هر وقت بخواهند می‌توانند از آن خارج شوند، این‌ها بیماران زنجیری نیستند که حتما باید در این بیمارستان روانی بمانند، این‌ها با پای خودشان آمدند و هر لحظه‌ای که اراده کنند می‌توانند از بیمارستان خارج شوند. و این اتفاقی است که در پایان داستان در نتیجه‌ تأثیری که مک‌مورفی در آن‌ می‌گذارد رخ می‌دهد؛ ولی تا قبل از آن به علت شرایطی که پرستار رچد برای آن‌ها به وجود آورده این افراد خود را شایسته این نمی‌دانند که وارد جامعه شوند و فکر می‌کنند که باید خارج از جامعه و در انزوا باشند. این دقیقا همان حرفی است که فوکو می‌زند، مجانین را به بیمارستان‌ها می‌برند نه برای این‌که آن‌ها را درمان کنند بلکه به این دلیل که آن‌ها را از جامعه دور کند. آدم‌هایی که در این بیمارستان موسوم به بیماران حاد هستند کسانی هستند که اتفاقا ضرری که برای جامعه ندارند هیچ، منفعت هم دارند. خیلی‌هاشان ویژگی شخصیتی خوبی دارند. ولی پرستار رچد با پررنگ کردن ضعف‌های آن‌ها، به آن‌ها می‌قبولاند که جایی در اجتماع بیرون ندارند. به طور کلی قصد پرستار رچد و آن بیمارستان این نیست که بیماران از آن‌جا خارج شوند، آن‌ها قصد دارند بیماران در آن‌جا بمانند. پرستار رچد از ضعف‌های عاطفی آن‌ها سو استفاده می‌کند ولی این کار را برای درمان بیماران انجام نمی‌دهد. اگر این را بخواهیم تعمیم دهیم به جامعه، می‌بینیم که ساختارهای سیستماتیک و نظام‌های منسجم سعی می‌کنند که ضعف‌ها و ایرادات شما را پر رنگ کنند. شما را از عصیان دور کنند از انتخاب آزاد دور کنند به شما القا کنند که شمایی که در این سیستم هستید فقط جزئی از اجزاء سیستم هستید و فردیت خاصی ندارید که بخواهید به‌واسطه‌ی آن عرض اندام کنید.   گفتنی است انتشارات کتاب سرای‌نیک رمان «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» اثر کن کیزی را با ترجمه حسین کاظمی یزدی، در 371 صفحه، 1100 نسخه و 43000تومان منتشر کرده است.     ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:42:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264348/پرواز-فراز-آشیانه-فاخته-طغیان-علیه-نادیده-گرفتن-انسان اکران رایگان «توران خانم» در کتابخانه ملی فارس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264395/اکران-رایگان-توران-خانم-کتابخانه-ملی-فارس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی و اطلاع رسانی انجمن کتابداری شاخه فارس، به همت انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران -شاخه فارس و مساعدت ریاست محترم مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس؛ کمالی سروستانی و با همکاری  اداره کل کتابخانه های عمومی فارس، فیلم مستند «توران خانم» (زندگی نامه خانم توران میرهادی) به صورت رایگان ویژه کتابداران اکران می شود. این مستند به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد و تهیه‌کنندگی مجتبا میرطهماسب است و قرار است شنبه، ۲۷ مرداد  ۹۷ ساعت ۹:۳۰ صبح در شیراز، خیابان حافظ، مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، سالن سینما فرهنگ به نمایش درآید.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:25:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264395/اکران-رایگان-توران-خانم-کتابخانه-ملی-فارس دیدار با رضا افشارنادری در باشگاه اندیشه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264396/دیدار-رضا-افشارنادری-باشگاه-اندیشه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی باشگاه اندیشه جلسه دیدار با رضا افشار نادری برگزار می‌شود. رضا افشارنادری دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه سوربن فرانسه دارد، او در این جلسه به موضوعاتی همچون، «چطور با تبعید داخلی سر کرد؟»، «چطور در دیار غربت ریشه گرفت؟»، «چطور راه خود را یافت» و «چطور به ریشه های خود بازگشت؟» می پردازد. جلسه دیدار با رضا افشارنادری شنبه 27 مردادماه، ساعت 18 در باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، ابتدای خیابان وصال شیرازی ، کوچه شهید نایبی، پلاک 23 برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:24:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264396/دیدار-رضا-افشارنادری-باشگاه-اندیشه 🖋پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی درگذشت عزت الله انتظامی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264397/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-پی-درگذشت-عزت-الله-انتظامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیام سیدعباس صالحی آمده است: «انالله و انا الیه راجعون خبر درگذشت هنرمند پیشکسوت، «آقای بازیگر» مرحوم عزت الله انتظامی موجب تاثر و تاسف عمیق شد. این هنرمند فرهیخته و مردمی، قریب به هفت دهه از عمر پرثمر خویش را وقف ایفای نقش های گوناگون و متنوع در عرصه تئاتر و سینمای ایران نمود و  با خلق خاطراتی به یادماندنی در ذهن همه ایرانیان هنردوست، چهره ماندگار هنر این سامان شد. مردمی که با خنده های او شاد شدند و با اشک های او گریستند از عزت الله انتظامی جز ادب، وقار و احترام ندیدند و هنرمندانی که در این عرصه همنفسی با او را تجربه کردند، همواره به نیکی و بزرگی از عزت سینمای ایران یاد می کنند. بی تردید فقدان این بزرگمردضایعه ای برای هنر معاصر ایران خواهد بود. اینجانب فقدان این هنرمند مردمی را به عموم هموطنان، اصحاب  فرهنگ و هنر و اهالی تئاتر و سینما، بویژه خانواده آن مرحوم و فرزندان برومند و هنرمند وی صمیمانه تسلیت گفته و از درگاه ایزد متعال رحمت واسعه و علو درجات برای آن عزیز از دست رفته آرزومندم.»   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:23:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264397/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-پی-درگذشت-عزت-الله-انتظامی نمایشگاه آثار منتخب تصویرگری براتیسلاوا تا آخر مرداد ادامه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264394/نمایشگاه-آثار-منتخب-تصویرگری-براتیسلاوا-آخر-مرداد-ادامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، نمایشگاه آثار منتخب تصویرگری دوسالانه براتیسلاوا به مدت یک هفته از 24 مرداد 1397 صبح‌ها از ساعت ۹ تا ۱۴ و بعدازظهرها از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان پذیرای بازدیدکنندگان است. در نمایشگاه کرمان نیز ۴۲ اثر از تصویرگران ایرانی و اسلواک که تا کنون موفق به دریافت جایزه این مسابقه شده‌اند به نمایش گذاشته می‌شود که ۲۹ اثر تصویرگری بین‌المللی و ۱۳ اثر از ایران است. علاوه بر این، ۲۵ اثر تصویرگری جایزه «گرند پرایز» نیز در این نمایشگاه به نمایش گذاشته می‌شود که مربوط به تصویرگرانی است که جایزه بزرگ این مسابقه را دریافت کرده‌اند. هم‌زمان با برپایی نمایشگاه، کارگاه تصویرگری نیز با حضور نرگس محمدی برنده‌ سیب طلایی بیست و ششمین جایزه‌ تصویرگری براتیسلاوا برای علاقه‌مندان به تصویرگری کتاب کودک و نوجوان و هنرمندان این حوزه برگزار می‌شود. این کارگاه آموزشی با هدف بالا بردن سطح توانایی هنرمندان تصویرگر کرمانی از ساعت ۱۰:۳۰ صبح تا ۱۴:۳۰ روز پنجشنبه  ۲۵ مرداد در کتابخانه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان برگزار می‌شود. نرگس محمدی دانش‌آموخته رشته گرافیک از دانشگاه شاهد است که فعالیت خود را در حوزه‌ تصویرگری کتاب کودک و نوجوان از سال ۱۳۸۵ آغاز و تا کنون بیش از ۲۰ جلد کتاب تصویرسازی کرده که تعدادی از این کتاب‌ها از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. او که سابقه‌ شرکت در کارگاه آموزشی تصویرگری لیندا وولفزگروبر تصویرگر اتریشی- ایتالیایی در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ را در پرونده‌ هنری خود دارد تا کنون موفق به دریافت جوایز داخلی و خارجی متعددی شده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جایزه‌ سیب طلایی جایزه دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا ۲۰۱۷ اشاره کرد. دوسالانه‌ تصویرگری براتیسلاوا مهم‌ترین و منحصر به فردترین رویداد در زمینه‌ تصویرگری کتاب کودک و نوجوان است که با پشتیبانی یونسکو و همکاری شعبه‌های ملی دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان در کشور اسلواکی برگزار می‌شود. امسال با هماهنگی‌های صورت گرفته میان سوزانا جاروسوا مدیر اجرایی مسابقه دو سالانه تصویرگری و اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فرصتی فراهم شده است تا آثار منتخب این دوسالانه با همکاری سفارت اسلواک در قالب نمایشگاه در استان‌های مختلف ایران به نمایش گذاشته شود. این نمایشگاه پیش از این در سنندج در استان کردستان به نمایش گذاشته شد که بسیار مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت. دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا زیر نظر دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) هر دو سال یک بار در شهر براتیسلاوا در کشور اسلواک برگزار می‌شود و کانون به عنوان نماینده ایرانی این مسابقه در هر دوره با اعلام فراخوان به ناشران و جمع‌آوری آثار برگزیده تصویرگران ایرانی اقدام به برگزاری نشست داوری با حضور تصویرگران و کارشناسان برگزیده این حوزه می‌کند. دوره بعدی این مسابقه شامل بخش انتخاب آثار، سمپوزیوم و کارگاه تصویرسازی در سال ۲۰۱۹ برگزار می‌شود که فراخوان آن در حال توزیع است. تاکنون نورالدین زرین‌کلک، فرشید مثقالی، بهزاد غریب‌پور، ابوالفضل همتی‌آهویی، سیروس طاهبار، مهنوش مشیری، علی بوذری از اعضای هیأت داوران این مسابقه بوده‌اند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 09:06:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264394/نمایشگاه-آثار-منتخب-تصویرگری-براتیسلاوا-آخر-مرداد-ادامه مجموعه داستان «ماه‌نشین» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264339/مجموعه-داستان-ماه-نشین-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان کوتاه «ماه‌نشین» نوشته مجتبی نیک‌سرشت از سوی انتشارات نیستان منتشر شد. در بخشی از داستان «دکل از جنگ برگشته»  از این کتاب می‌خوانیم:  «تو اینجا چه کار می‌کنی؟ آن‌قدر از دیدنش جا خورده­ام که نمی­‌دانم تو را با استرس تلفظ کرده­‌ام یا اینجا را! وقتی توی دکل نگهبانی باشی و کارت این باشد که زل بزنی به آبی­‌های خلیج فارس و حرکت هر جنبده­ای را به مرکز گزارش بدهی، بی‌شک با دیدن این صحنه آن­قدر گیج می‌شوی که نمی­‌دانی چه کنی. حالا هر قدر هم بگویی کسی باور نمی‌ کند که وقتی زل بزنی به این آبی یک­دست، دیگر متوجه چیزی نیستی و از دستت در می‌ رود و از این دست اتفاق‌ها می‌افتد. رک و پوست­کنده­‌اش این است که زنم از دکل آمده است بالا! حالا نمی­‌دانم چه‌کار باید بکنم. اگر فرمانده بیاید برایم داستان می­ شود و باید یک هفته دیگر هم پاس بایستم و مرخصی­ام به قول بچه‌های یگان غرق می­‌شود. ـ نگرانت شدم خب! آخه تو شنا بلد نیستی. ـ یه دقیقه همون‌جا وایسا بذار چشامو بمالم ببینم واقعاً تویی! چشمانم را با انگشت شست و اشاره می­ مالم. باورش سخت است. یعنی تا حالا که سابقه نداشته همسر کسی بیاید محل پاسداری‌ش و تازه از دکل بالا بیاید و بگوید دلش برایت تنگ شده است.» مجموعه داستان «ماه‌نشین» نوشته مجتبی نیک‌سرشت در 96 صفحه به قیمت 8000 تومان در سال 1397 از سوی انتشارات نیستان منتشر شده است.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 08:55:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264339/مجموعه-داستان-ماه-نشین-منتشر سید ضیاءالدین دری درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264393/سید-ضیاءالدین-دری-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سید ضیاءالدین دری نویسنده،‌کارگردان و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون امروز 26 مرداد 1396 درگذشت. اکثر کارهای سینمایی که دری کارگردانی آن‌ها را به عهده داشته، به قلم وی بوده‌اند. فیلم‌های «من و دبورا»، «عشق ممنوع»، «لژیون»، «صاعقه» و «گرداب« از این جمله اند. معروف‌ترین اثر ضیاءالدین دری فیلم  «سینما سینماست» نام دارد. دری با وجود اینکه اغلب آثار سینمایی‌اش با استقبال چندانی مواجه نشد اما از معدود سینماگران مولف به شمار می‌رود. در میان کارگردان‌های تلویزیونی تنها معدودی از آن‌ها دارای این ویژگی هستند که بدون شک سیدضیاءالدین دری از شاخص‌ترین آن‌ها بود؛ وی 29 تیر سال 1332 در تهران به دنیا آمد و پس از تحصیلات ناتمام در رشته علوم ارتباطات جذب سینما و با کارگردانی فیلم سینمایی «صاعقه» در سال 1363 وارد این عرصه شد. پس از مدتی فعالیت در سینما  دری  به سمت تلویزیون روی آورد و موجبات تولید بهترین اثر هنری وی در تمامی این سال‌ها را فراهم کرد. «کیف انگلیسی» به عنوان یکی از بهترین و شاخص‌ترین مجموعه‌های تاریخ معاصر، از فیلمنامه‌ای جذاب و قوی مبتنی بر مستندات تاریخی برخوردار است که شخصیت‌های آن از دل جامعه بیرون آمده و مخاطب با گوشت و پوست و استخوانش آن را درک می‌کند. شخصیت «منصور ادیبان» سیاستمداری که در ابتدا دغدغه مردم و همشهری های خود را دارد، نمونه‌ای از آدم های متزلزل و دمدمی مزاجی است که مرعوب بیگانگان شده و تن به همکاری با آنها می‌دهد؛ از این منظر شخصیت یاد شده فوق العاده از کار درآمده که در دهه بیست شمسی نمونه‌های مستند بسیار دارد.  دری پس از «کیف انگلیسی» به تولید مجموعه تاریخی دیگری به نام «کلاه پهلوی» روی آورد. این سریال یکی از پربازیگرترین سریال‌های تلویزیون است که در شهرک سینمایی غزالی تصویربرداری شده است.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 08:27:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264393/سید-ضیاءالدین-دری-درگذشت رونمایی از دو کتاب با ترجمه اصغرنوری در تبریز http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264391/رونمایی-دو-کتاب-ترجمه-اصغرنوری-تبریز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جشن امضای دو کتاب از ادبیات فرانسه در باغ‌کتاب تبریز برگزار می‌شود. در این مراسم از دو کتاب «هفت درس مارسل پروست» نوشته لورانس گرونیه و « هنر مردن» نوشته پل موران رونمایی می‌شود. در این مراسم مترجم این آثار اصغر نوری نیز حضور دارد. آیین رونمایی و جشن‌امضای ای دو اثر دوشنبه 29 مرداد ماه 1397 از ساعت 18 در باغ‌کتاب تبریز واقع در خیابان امام نرسیده به چهارراه آبرسان جنب پاساژ ونک برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 08:23:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264391/رونمایی-دو-کتاب-ترجمه-اصغرنوری-تبریز صفحه امروز؛ 16 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146495/صفحه-امروز-16-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، این نویسندگان آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته‌اند.   مارگارت میچل مارگارت میچل، نویسنده آمریکایی چنین روزی در سال 1949 از دنیا رفت. وی نوامبر 1900 به دنیا آمد. «بر باد رفته» عنوان مهم ترین رمان اوست که سال ۱۹۲۶ شروع به نوشتن آن کرد. این رمان سرانجام سال ۱۹۳۶ چاپ شد و طولی نکشید که به 40 زبان ترجمه شد. این کتاب از چنان شهرتی برخوردار شد که سال 1936 جایزه کتاب ملی و سال 1937 جایزه پولیتزر را برای میچل به ارمغان آورد و تنها در 6 ماه فروش يك ميليوني را به خود اختصاص داد. پس از آن فیلم «بر باد رفته» سال 1940 جایزه اسکار را نیز به نام خود کرد. دولت آمریكا به منظور قدردانی از مارگارت میچل تمبری به یاد او چاپ و روانه بازار کرده است.  چارلز بوکوفسکی هنری چارلز بوكوفسکی شاعر و نویسنده آلمانی – آمریکایی چنین روزی در سال 1920 در آندرناخ آلمان به دنیا آمد. در سه سالگی همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و به همین دلیل نوشته هایش به شدت تحت تاثیر فضای شهر لس‌آنجلس قرار دارد. در کارنامه ادبی او هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از 50 کتاب وجود دارد و منتقدانی چون «ژان‌پل سارتر» وی را «بزرگترین شاعر آمریکا» لقب داده‌اند. وی در ۲۴ سالگی، داستان کوتاه «عواقب یک یادداشت بلند مردود» را در مجله داستان به چاپ رساند. دو سال بعد، داستان کوتاه «۲۰ تشکر از کاسلدان» را منتشر کرد و «قلب من در دست او اسیر است» را سال 1963 و «صلیب در دست مرگ» را سال ۱۹۶۵ روانه بازار کرد. پس از آن مدتی هیچ چیز ننوشت و سال‌ها به عنوان نامه‌رسان در اداره پست لس آنجلس کار کرد و روزی که دوباره نوشتن را آغاز کرد از اداره پست اخراج شد. او در سال 1969 به نوشتن حرفه‌ای تمام وقت پرداخت و کمتر از یک ماه نخستین رمانش به نام «پستخانه» را به اتمام رساند. آخرین کتاب او در سال 1994 با عنوان «موسیقی آب گرم» منتشر شد. روی سنگ قبر این شاعر تنها یک جمله نقش بسته است: تلاش نکن! آلبرت کوهن آبراهام آلبرت کوهن نویسنده سوییسی در چنین روزی از سال 1895 به دنیا آمد. او که زاده یونان بود، در سال 1919 شهروند سوییس شد. او که مدت ها به عنوان دیپلمات فعالیت می کرد، چهار رمان و چند نمایشنامه در کارنامه اش دارد که به زبان فرانسوی نوشته شده‌اند. این رمان ها در حقیقت به نوعی داستان هایی بر مبنای زندگینامه خود او هستند. سولال یکی از قهرمان هایش را همزاد خود او می دانند. رمان «زیبای ارباب» او که به عنوان «کتاب عشق» شناخته می شود سال 1968 جایزه آکادمی فرانسه را دریافت کرد و از آن زمان آثار او به عنوان کتاب های پرفروش انتشارات گالیمار همچنان منتشر می شوند. این رمان یکی از رمان هایی است که در فهرست صد کتابی که باید پیش از مرگ خواند، جای گرفته است. کوهن سال 1981 درگذشت. دایانا واین جونز دایانا واین جونز، نویسنده بریتانیایی چنین روزی در سال 1934 در لندن به دنیا آمد. شهرت وی به خاطر نگارش مجموعه داستان‌هاي فانتزي براي كودک و نوجوان است. از اين نويسنده بيش از 40 عنوان داستان و مجموعه داستان منتشر شده و کتاب های وی با کتاب های هری پاتر مقایسه می شود. اين نويسنده جوايز متعددي را در كارنامه خود ثبت كرده كه جايزه انجمن كتابخانه‌هاي آمريكا در سال 1977و 1978، جایزه گارین سال 1978، جايزه ادبيات فانتزي كارل ادوارد سال 1999و مدال كارنگي سال 1977 و همينطور جايزه كتاب سال انگليس در سال 1984 از جمله آن هاست. همچنین وی سال 2006 به خاطر نگارش داستانی که برمبنای آن يك انيميشن ژاپني ساخته شد، موفق به اخذ جايزه اسكار بهترين فيلمنامه انيميشن شد. «قصر متحرک هاول»، «داستان جادوگر» و «زندگی کریستوفر چانت» از جمله آثار اوست. وی مارس 2011 از دنیا رفت. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 07:26:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146495/صفحه-امروز-16-آگوست مریم کهنسال: سعدی پادشاه بی‌بدیل زبان فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264388/مریم-کهنسال-سعدی-پادشاه-بی-بدیل-زبان-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین نشست از سلسله نشست‌های سعدی‌شناسی برگزار شد. در این نشست که با همکاری سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری استان فارس و مرکز سعدی شناسی، توسط «انجمن فرهنگ و ادب شیراز» برگزار شد، دکتر مریم کهنسال به گلستان‌خوانی و دکتر سعید قشقایی به بوستان خوانی پرداختند. مریم کهنسال در بخشی از سخنان خود گفت: «گلستان سعدی از جمله آثاری است که با جان و دل ایرانیان آمیخته‌است؛ چنان‌که می‌توان گفت، هر کس به پارسی سخن می‌گوید، زبان و اندیشه‌اش آراسته به کلام سعدی است. ابیات و حکایاتی که در زبان مردم کوچه و بازار جاری است، خود گواه این مدعاست. گلستان سعدی، مجموعه‌ای از حکایات پند‌آموزی است که، مخاطبش را به درست اندیشیدن و داشتن صفات نیک انسانی فرامی‌خواند. نکته این‌جاست که پند و اندرز و تعلیم، در زبان سعدی چنان جامه‌ای از زیبایی و لطافت می‌پوشد که نه تنها مخاطب را آزرده نمی‌کند؛ که او را با خود هم‌داستان پیش می‌برد». وی در ادامه افزود: «در رویارویی با آثار ادبیِ برجسته‌ای چون گلستان سعدی، خوانش متن و درک مخاطبان اهمیت ویژه‌ای دارد، خوانش متن، مهارت و دانشی است که باید آن را آموخت و پرورش داد. «خواندن»، گفتگو میان مخاطب و متن است. خواندن، متن ِ نوشتار را به گفتار زنده تبدیل می‌کند. می‌توان گفت از لحظه‌ای که متن خوانده می‌شود، یک قدم از دنیای ادبیات محض فراتر می‌رود و ویژگی‌های پنهانی آن، چون جلوه‌های نمایشی، امکان بروز می‌یابند. سعدی به عنوان کسی که پادشاه بی‌بدیل زبان فارسی است، بی‌تردید کوشیده است آثاری متناسب با این سنت‌ها بیافریند؛ از این‌رو می‌توان درآثاری چون گلستان سعدی، با «خوانش هنری» یا به تعبیر دیگر، «خوانش فنی» متن به درک عمیق‌تر و لذتی ژرف‌تر دست یافت. خوانش متونی چون گلستان سعدی، اهمیت شایانی دارد.  او هم چنین گفت: حکایات گلستان به دلیل اینکه سعدی زبان و عناصر سازندۀ آن را به خوبی می‌شناسد و واژگان را به لحاظ معنایی، بلاغی، خیال‌انگیزی و ظرفیت‌های صوتی و عاطفی، درست در جای خودشان به کار می‌برد؛ جلوه‌های نمایشی چشمگیری دارند. در حکایات سعدی، گاه واژه‌ها جایگزین کنش می‌شوند و گاه توصیف صحنه و کنش‌ها، بار واژگان را به دوش می‌کشند. وانمودها، گفت‌وگوها و شخصیت‌پردازی در حکایت‌ها به گونه‌ای است که مخاطب راباخود به درون متن می‌کشاند و او خود را در کنار شخصیت‌های درونِ حکایت می‌بیند. شخصیت‌ها معمولاً تنها با یک صفت شناخته می‌شوند، ویژگی خاصی که با گره داستان ارتباط دارد. هر حکایت از نقطۀ سکون آغاز می‌شود، با یک حادثه به سمت آشفتگی پیش می‌رود و در پایان باز آرامش بر حکایت و اهالی آن سایه می‌افکند. سعدی با نکته‌ای پندآموزو امیدبخش، آرامش را به شخصیت‌ها و مخاطب درون متن برمی‌گرداند و مخاطب غرق در لذتی همچون لذت حضور در صحنۀ یک نمایش، با احساسی آمیخته به شوق، آموزه‌های اخلاقی و اندیشگانی سعدی را با خود زمزمه می‌کند». در پایان مریم کهنسال با خوانش حکایاتی از گلستان سعدی به بررسی ویژگی‌های دراماتیک این اثر ادبی هنری پرداخت. در ادامه سعید قشقایی به بوستان خوانی پرداخت و ضمن سخنان خود پیرامون یکی از ابیات سعدی درباره بیت المقدس گفت: نخستین کسی که بیت‌المقدس را بنا نهاد داود بود، پیش از آنکه کعبه قبله شود، مسلمانان بدان سوی نماز می‌گزاردند. از زیارتگاه‌های مسلمانان قبۀ صخره و مسجدالاقصی است. دیوار ندبه نزد یهودیان مقدس است که یک بار مورد هجوم و ویرانی قرار گرفت. با مسیحی شدن قسطنطین امپراطور روم بیت‌المقدس اهمیت بسیار یافت. پس از ظهور پیامبر اسلام و مسخرشدن شهربه دست مسلمانان آسیبی بدان نرسید، اما اختلاف مسلمانان و مسیحیان بر سر امکنۀ مقدسه باعث جنگ‌های صلیبی شد. سعدی در بوستان در باب سوم هنگامی که به این شهر اشاره می‌کند:  چو بیت‌المقدس درون پر قباب              رها کرده دیوار بیرون خراب مرادش از «دیوار خراب» احتمالاً، دیوار ندبه است که یهودیان در پیش آن بر ویرانی بیت‌المقدس ندبه می‌کرده‌اند. ممکن است منظور از این دیوار، با توجه به مسأله وجود قبور متبرکۀ فراوان در شهر بیت‌المقدس و ویرانی دیوارهای اطراف شهر باشد.         ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 07:16:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264388/مریم-کهنسال-سعدی-پادشاه-بی-بدیل-زبان-فارسی رونمایی از کتاب«ایرج نابغه آواز ایران» در اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264390/رونمایی-کتاب-ایرج-نابغه-آواز-ایران-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از کتاب«ایرج نابغه آواز ایران» در شهرکتاب اصفهان رونمایی می‌شود. شهرکتاب اصفهان با همکاری انتشارات طراحان هنرو انتشارات چهارحوض این مراسم را برگزار می‌کند و در این مراسم استاد ایرج و نویسندگان اثر علی‌محمد خورشیددوست و امیراعلا عدیلی با همراهی امیراحسان فدایی و موسسه موسیقی نت هشتم حضور دارند. علاقه‌مندان به شرکت در این برنامه می‌توانند عصر امروز جمعه 26مرداد ماه 1397 از ساعت 17 تا 19 به شهرکتاب اصفهان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:53:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264390/رونمایی-کتاب-ایرج-نابغه-آواز-ایران-اصفهان بازیگر نقش‌های ماندگار نمایش‌نامه‌ها و فیلم‌نامه‌های مهم ایرانی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264389/بازیگر-نقش-های-ماندگار-نمایش-نامه-ها-فیلم-نامه-های-مهم-ایرانی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عزت‌الله انتظامی آقای بازیگر سینمای ایران ساعت ۴ صبح امروز جمعه ۲۶ مرداد، در بیمارستان «باهنر تهران» درگذشت. نوه عزت‌الله انتظامی خبر درگذشت وی را تایید کرده است. انتظامی در سال 1382 به عنوان چهره ماندگار ایران انتخاب شد.  از جمله کتاب‌هایی که درباره زندگی و فعالیت هنری عزت‌الله انتظامی منتشر شده کتاب شناخت‌نامه عزت‌الله انتظامی زیر عنوان «من عزتم،‌بچه سنگلج» از سوی نشر سخن در سال 1392 است. کتاب «من عزتم بچه سنگلج» شناخت‌نامه‌ای برای «عزت‌الله ‌انتظامی» است که به قلم «غزاله سلطانی» به رشته تحریر درآمده است. سلطانی در این کتاب بخشی از زندگی هنری ‌انتظامی، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران را منعکس می‌کند. نخستین فیلمی که انتظامی بازی کرد «واریته بهاری» بود در سال 1328. او در آثار سینمایی مشهوری مثل گاو، روسری آبی، اجاره‌نشین‌ها و... به ایفای نقش پرداخت. بخشی از زندگینامه هنری آقای بازیگر سینمای ایران به ایفای نقش‌هایی بی‌بدیل روی صحنه تئاتر خلاصه شده و این میان حافظه تاریخی تئاتر سنگلج با هنر بازیگری ممتاز و متمایز ‌انتظامی گره خورده است. بخش‌هایی از کتاب «من عزتم بچه سنگلج» نیز به نمایش‌های این بازیگر متولد محله سنگلج روی صحنه این تماشاخانه قدیمی اختصاص دارد. مراسم رونمایی از کتاب شناختنامه عزت‌الله انتظامی که «من عزتم،بچه سنگلج» نام دارد، ۲۷ دی 1392 با حضور محمد ابراهیم باستانی پاریزی، رضا داوری اردکانی، مسعود کیمیایی، علی نصیریان، جواد مجابی، علی دهباشی و… در هتل هما برگزار شد. در این مراسم، عزت‌الله انتظامی گفته بود: «فکر می‌کنم هیچ کس نمی‌تواند ذوق و شوقی این لحظه من  را حس کند؛ امروز بعد از عمری طولانی، کار من در دست مردم است و خوشبختانه مردم هم از آن رضایت خواهند داشت. ما سختی‌های زیادی کشیدیم و هنوز هم می‌کشیم. خوشحالم که در دوران فعالیت هنری‌ام، مسائل سیاسی و غیرسیاسی به وارد کارم نشد. همیشه برای مردم کار کرده‌ام. این کارها توسط من و با همراهی مردم انجام شده است.» عزت‌الله انتظامی بازیگر نقش اصلی مهم‌ترین اثر اقتباسی سینمای ایران است. انتظامی با گذراندن دوره های آموزشی تئاتر به ایران بازگشت و به دلیل فضای نامناسب سینما از نظر اخلاقی، به کار دوبله فیلم، اجرای نمایش و حضور در تلویزیون روی آورد. وی در سال ۱۳۴۸ با  فیلم «گاو» ساخته  داریوش مهرجویی  وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد. انتظامی در نقش مش حسن که در فراق گاو خود می‌نالد با او همزات‌پنداری می‌کند و شرایطی را به وجود می‌آورد که بازی او در فیلم گاو نقطه عطف و تحولی شگرف در تاریخ بازیگری سینمای ایران می‌شود.  فیلم گاو بر اساس داستان چهارم از مجموعه داستان «عزاداران بیل» نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است. بازی های او در دیگر آثار مهرجویی همچون «آقای هالو»، «دایره مینا»، «پستچی»، «اجاره نشین‌ها»، «هامون» و «بانو» باعث بروز توانایی‌های بسیار او شد. انتظامی علاوه بر نقش آفرینی در آثار مهرجویی، در فیلم‌های کارگردانان دیگری چون علی حاتمی و محسن مخملباف نیز بازی کرده است. انتظامی در تئاتر و صحنه نیز کارنامه درخشانی دارد. عزت الله انتظامی از حدود 14سالگی تئاتر را با پیش پرده خوانی در تماشاخانه های لاله زار آغاز کرد. در سال 1320 نخستین نمایش حرفه ای خود را با عنوان «التیماتوم» نوشته پرویز خطیبی و به کارگردانی اصغر تفکری در تئاتر پارس لاله زار اجرا کرد و تا سال 1326 توانست در بیش از 10 نمایش نقش پردازی کند. وی در دانشگاه هنرهای زیبا دانشگاه تهران نزد استادانی همچون حمید سمندریان و شنگله دانش خود را با آموخته های آکادمیک روزآمد کرد.  انتظامی در تلویزیون نیز آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت.تله‌تئاترهایی چون «مرد کوته‌فکر»، «پیک نیک»، «کبوتر جلد و معاملات» و ... از جمله فعالیت‌های این بازیگر ارزشمند در تلویزیون است. عزت‌الله انتظامی در طول فعالیت هنری خود در بیش از سی فیلم سینمایی و  بیش از 50 تله‌تئاتر و سریال در تلویزیون حضور یافت.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:24:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264389/بازیگر-نقش-های-ماندگار-نمایش-نامه-ها-فیلم-نامه-های-مهم-ایرانی-درگذشت «داستان خیاط» روایتی از عشق و نفرت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264371/داستان-خیاط-روایتی-عشق-نفرت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «داستان خیاط» نوشته رزالی هم از سوی انتشارات مروارید با ترجمه مریم سعادتمند بحری منتشر شد. رزالی هم نویسنده و فیلمنامه‌نویس رادیو و تلویزیونی استرالیایی است که این داستان نخستین اثر داستانی بلند وی به شمار می‌رود و باعث شهرت بسیاری نیز برای او شد تا جایی که تاکنون بیش از ۷۵ هزار نسخه از آثار وی در سراسر دنیا به فروش رفته است.   این رمان روایتی است از زندگی زنی با عنوان مرتل دانیج که زنی زخم‌خورده و درد کشیده است و در تمام دنیا تنها یک مادر نحیف و بیمار برایش باقی مانده است. با این همه او صاحب اراده‌ای قوی و تحسین‌برانگیز است و با تکیه بر همین مساله با تفکرات تبعیض‌گرایانه و باورهای غلط جامعه خود مبارزه و دست به هنجار شکنی می‌زند.   این رمان در سال۲۰۱۵ دستمایه ساخت اثری سینمایی با بازی کیت وینسلت نیز شد.  ماجرای این رمان در دهه 50 میلادی رخ می دهد. تیلی دانیج به زادگاه خود در استرالیا بازمی‌گردد تا از مادر پیر و مجنونش مراقبت کند. مردم این شهر سال‌ها قبل طیِ حادثه ای او را از شهر بیرون راندند. پس از گذشت سال ها، او به یک خیاط حرفه‌ای در پاریس تبدیل شده و با دوختن لباس‌های زیبا و با شکوه برای اهالی این شهر امرار معاش می‌کند. حالا او زنی زخم ‌ورده و دردکشیده است که علی‌رغم همه  سختی‌هایی که از کودکی تاکنون متحمل شده با اراده‌ای قوی و شخصیتی قابل تحسین با تکیه بر توانایی‌هایش، با تفکرات تبعیض‌گرایی و باورهای غلط جامعه رودررو می‌شود. در میان همه  این مشکلات، ناگهان عشقی متولد می‌شود، عشقی که تن رنجور و زخم‌های عمیق قلبش را التیام می‌بخشد تا بتواند درست‌ترین تصمیم زندگی‌اش را بگیرد. رمان «داستان خیاط» نوشته رزالی هم با ترجمه مریم سعادتمند بحری در 312 صفحه به قیمت 28500 تومان از سوی انتشارات مروارید در تابستان 1397 راهی بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:18:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264371/داستان-خیاط-روایتی-عشق-نفرت بازار نویسندگان باتجربه داغ است/ ناشرانی که تنها کتاب خود را می‌فروشند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264367/بازار-نویسندگان-باتجربه-داغ-ناشرانی-تنها-کتاب-خود-می-فروشند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در دهمین گزارش از سری گزارش‌های پرفروش‌های کتاب، عباس معروفی با کتاب «سمفونی مردگان» همچنان از پرفروش‌های بازار کتاب ایران است و محمود دولت آبادی با کتاب طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی نیز همچنان در صدر فهرست پرفروش‌ها قرار  دارد. از کتاب‌های تازه منتشر شده نیز باید به پارچه فروش عاشق محمد صالح علا نام برد که در ردیف پرفروش‌های این هفته قرار دارد. بر همین اساس در بخش تالیفی آثار جدید نویسندگان جوانی همچون الهام فلاح با  رمان به من نگاه کن، حافظ خیاوی با مجموعه داستان خدا مادر زیبایت را بیامرزد، ساناز زمانی با رمان خاموش خانه، عطیه عطارزاده با رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی و محمدرضا مزورقی با رمان دور زدن در خیابان یکطرفه با اقبال خوانندگان رو به رو شده‌اند.   پرفروش‌ترین آثار تالیفی رتبه نام کتاب نویسنده ناشر 1 سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس 2 پارچه‌فروش عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ 2 طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه 3 قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ 3 چرا‌غ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز همچنین در بخش ترجمه کتاب «ملت عشق»، اثر الیف شافاک با ترجمه ارسلان فصیحی در رتبه نخست قرار دارد و بعد از آن، دو کتاب «جزء از کل»، اثر استیو تولتز با ترجمه پیمان خاکسار و «مردی به نام اوه»، اثر فردریک بکمن با ترجمه فرناز تیمورازف در رتبه دوم قرار دارند. همچنین کتاب‌های «دختری که رهایش کردی» و «هنر خوب زندگی کردن» در رتبه سوم قرار دارند.   فهرست پرفروش کتاب‌های ترجمه رتبه نام کتاب نویسنده مترجم ناشر 1 ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس 2 جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه 2 مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون 3  تاریخ عشق نیکول کراوس ترانه علیدوستی مرکز 3 دختری که رهایش کردی جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان 3 هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه  ناشرانی که تنها کتاب خود را می‌فروشند! در آمار پرفروش‌های این هفته به سراغ‌ کتابفروشی‌ها نشرهای مختلف رفتیم تا ببینیم آیا این ناشران در کتابفروشی‌هایشان کتاب‌های سایر ناشران را نیز می‌فروشند یا خیر. فهرست منتشر شده در قسمت زیر، نشان می‌دهد که ناشران تمایلی به چنین کاری ندارند و اگر هم کتاب نشر دیگری در این کتابفروشی‌ها پرفروش‌ شده است به پتانسیل خود کتاب برمی‌گردد. با توجه به آمار موجود در این گزارش می‌توان فهمید که ناشران ایرانی تمایلی به فروش کتاب‌های سایر نشرها ندارند.   پرفروش‌های کتابفروشی ثالث نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر آشغالدونی علامحسین ساعدی نگاه انسان خردمند یووال نوح هراری زهرا عالی نشرنو دور زدن در خیابان یکطرفه محمدرضا مرزوقی ثالث حرمسرای قزافی آنیک کوژان بیژن اشتری ثالث خاموش خانه ساناز زمانی نیماژ هزاران فرسنگ تا آزادی یون سون کیم زینب کاظم‌خواه ثالث پارچه‌فروش عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ آمریکای زمین‌گیر دونالد ترامپ گروه ترجمه ثالث خدا مادر زیبایت را بیامرزد حافظ خیاوی ثالث حسرت نمی‌خوریم باربارا دمیک زینب کاظم‌خواه ثالث   پرفروش‌های کتابفروشی ققنوس نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر به من نگاه کن الهام فلاح ققنوس ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس درازکش در ساعت خواب زهرا شاهی هیلا جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه آن مادران این دختران بلقیس سلیمانی ققنوس من پیش از تو جوجو مویز مریم مفتاحی آموت پنهان در تاریکی فرزانه کرم‌پور آسیه مشکی حامد معصومی هیلا پس از تو جوجو مویز مریم مفتاحی آموت انگار خودم نیستم یاسمن خلیلی‌فرد ققنوس مرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد یوناس یوناسن فرزانه طاهری مروارید   پرفروش‌های کتابفروشی مرکز نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز تصرف عدوانی لنا آندرشون سعید مقدم مرکز پرنده‌ی من فریبا وفی مرکز فرمین موش کتابخوان سم سوج پونه میثاقی مرکز این خیابان سرعت‌گیر ندارد مریم جهانی مرکز در جستجوی زمان از دست رفته مارسل پروست مهدی سحابی مرکز روی ماه خداوند را ببوس مصطفی مستور مرکز شغل پدر سرژ شالاندون مهستی بحرینی نیلوفر ترلان فریبا وفی مرکز تاریخ عشق نیکول کراوس ترانه علیدوستی مرکز   پرفروش‌های کتابفروشی محام اهواز نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌‌آبادی چشم ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس بعد از ابر بابک زمانی ایجاز جنگجوی عشق گلنن دویل ملتن سمانه پرهیزکاری میلکان بازیگوش شهریار عباسی هیلا مردی به نام اووه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس مردن آرتور شنیتسلر علی اصغر حداد ماهی یک پرونده کهنه رضا جولایی آموت سیر عشق آلن دو باتن زهرا باختری چترنگ   پرفروش‌های کتابفروشی پردیس مشهد نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی  ققنوس سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس دختری که رهایش کردی جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان چشمهایش بزرگ علوی نگاه جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه سووشون سیمین دانشور خوارزمی داستان‌های خوب برای دختران بلند‌پرواز النا فاویلی و فرانچسکار فاوالو امید سهرابی‌نیک و آرزو گودرزش نشر نو   پرفروش‌های کتابفروشی چشمه کریمخان نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه راهنمای مردن با گیاهان دارویی عطیه عطارزاده چشمه هنر شفاف اندیشیدن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه هرس نسیم مرعشی چشمه ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس غاب نامه‌هایی به کرت کوبین زکریا قائمی چشمه مغازه خودکشی ژان تولی  احسان کرم‌ویسی چشمه عشق و چیزهای دیگر مصطفی مستور چشمه جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه   پرفروش‌های کتابفروشی مروارید نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس گتسبی بزرگ اسکات فیتزجرالد کریم امامی علمی و فرهنگی دیوان قیصر امین‌پور قیصر امین‌پور مروارید مردان بدون زنان هاروکی موراکامی نیلوفر شریفی مروارید برگزیده اشعار سیمین بهبهانی سیمین بهبهانی مروارید کمی قبل از خوشبختی انیس لودیگ منصوره رحیم‌زاده مروارید برگزیده اشعار فاضل نظری فاضل نظری مروارید شاهکارهای شرلوک هلمز آدریان کانن دویل رامین آذرپناه مروارید برگزیده اشعار حمید مصدق حمید مصدق مروارید چگونه با کودکم رفتار کنم استیفن گاربر محمدولی سهامی مروارید   پرفروش‌های کتابفروشی دنیا کتاب قم نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر بازگشت  گلی ترقی نیلوفر هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون پارچه‌فروش عاشق محمدصالح علاء نیماژ ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی  ققنوس مثل خون در رگ‌های من احمد شاملو چشمه عقاید یک دلقک هاینریش بل محمد اسماعیل‌زاده چشمه سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس شازده کوچولو آنتوان دوسنت اگزوپری احمد شاملو نگاه   پرفروش‌های کتابفروشی نیماژ قلهک نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر راه طولانی بود از عشق حرف زدیم رسول یونان نیماژ تنهایی هولناک من جاناتان کو اشکان غفاریان دانشمند نیماژ قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ من استادم الیف شافاک صابر حسینی نیماژ پارچه‌فروش‌ عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ سفر عجیب آقای دالدری مارک لوی نیما کیوانی نیماژ رهش رضا امیرخانی افق جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز تاریخ عشق  نیکول کراوس ترانه علیدوستی نیماژ   پرفروش‌های کتابفروشی نی نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر نبرد قدرت در ایران محمد سمیعی نی   مذاکره با اشیاء برونو لاتور رحمان شریف‌زاده نی جامعه‌شناسی محیط زیست شهروز فروتن‌نیا و عبدالرضا نواح جامعه‌شناسان گژنگریستن اسلاوی ژیژک مازیار اسلامی و صالح نجفی نی آئین و هنر در فرهنگ ایران جبار رحمانی  اندیشه احسان انسان آکادمیک پیر بوردیو علیرضا کاویانی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی مقدمه‌ای بر مددکاری اجتماعی و قضایی رسول گلجویی اندیشه احسان بلندی‌های بادگیر امیلی برونته رضا رضایی نی مهمان مامان هوشنگ مرادی کرمانی نی نظم اشیاء میشل فوکو یحیی امامی پژوهشکده مطالغات فرهنگی و اجتماعی   پرفروش‌های کتابفروشی سوره مهر نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر خاطرات سفیر نیلوفر شادمهری سوره مهر ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس یادت باشد محمدرسول ملاحسنی شهید کاظمی دختری که رهایش کردم جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان خداحافظ سالار حمید حسام انتشارات 27 مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون کتاب  فاضل نظری سوره مهر باغ آلبالو آنتوان چخوف  سیمین دانشور قطره قصه‌ی دلری محمدعلی جعفری روایت فتح خرده جنایت‌های زناشوهری اناموئل اشمیت شهلا حائری قطره این گزارش از 10 کتابفروشی پرمخاطب در سطح کشور تهیه شده است که اسامی این کتابفروشی‌ها در گزارش‌های آینده تغییر خواهد کرد. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:14:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264367/بازار-نویسندگان-باتجربه-داغ-ناشرانی-تنها-کتاب-خود-می-فروشند برنده جایزه کتاب سال، دبیر داستان سوره شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264370/برنده-جایزه-کتاب-سال-دبیر-داستان-سوره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، طی حکمی از طرف سید مسعود شجاعی طباطبایی سرپرست هنری حوزه هنری، محمدجواد شرافت و محمدرضا شرفی خبوشان به ترتیب به عنوان دبیران علمی بخش شعر و داستان شانزدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره منصوب شدند. محمدجواد شرافت (دبیر علمی بخش شعر جشنواره جوان سوره)، متولد 1360 در شهرستان شوشتر است. شرافت برگزیده جشنواره ادبی به عنوان دبیر محافل و کنگره های ادبی و دبیر انجمن شعر طلاب دوره اول میان اصحاب قلم شناخته می‌شود. وی به عنوان کارشناس در برنامه‌های ادبی صداوسیما حضور پیدا کرده است. محمدرضا شرفی خبوشان (دبیر علمی بخش داستان جشنواره جوان سوره)، نویسنده و شاعر متولد سال 1357و اهل ورامین است. وی کتاب‌های «عاشقی به سبک ون‌گوک»، مجموعه داستان «بالای سر آب‌ها» و رمان «موهای تو خانه ماهی‌هاست» را در زمینه داستانی و همچنین مجموعه‌های «از واژه‌ها تهی» و «نامت را بگذار وسط این شعر» را در زمینه شعر منتشر کرده است. وی بابت رمان بی کتابی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات و نثر معاصر در دوره سی و پنجم را به دست آورد گفتنی است که شانزدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره آبان‌ماه سال جاری به همت سپهر سوره هنر در استان گیلان برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 05:55:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264370/برنده-جایزه-کتاب-سال-دبیر-داستان-سوره خانجانی با کاراکتر منفعل کشش خاصی به رمان می­‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264082/خانجانی-کاراکتر-منفعل-کشش-خاصی-رمان-می-دهد خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-داریوش احمدی: رمان «بند محکومین»، رمانی است که به قشر خاصی از جامعه می‌پردازد که عمدتاً منفور و سرخورده هستند. قشر خاصی که زبان و اصطلاحات خاص خود را دارند. این رمان از شانزده  بخش­ به نام‌­های: حکایت زاپاتا، آزمان، بدَلَج، عمو وزیر، سیاسیاسیا، یک نفس، افغان، آخان، روباه، لیلاج، شاه دماغ، پهلوان، رفیق مهندس، درویش، گاز، و حکایت دختره، تشکیل شده است که هر کدام از آن­ها می­‌تواند به تنهایی یک داستان کوتاه باشد که به شرح داستانی از آن کاراکتر و دنیای او می­‌پردازد. رمان، سرشار از تشبیهات، استعارات، متلک­‌ها و اصطلاحات لمپنی و غیر معمولی ( slang / jargon) است. زبان خانجانی به واسطه­ تحقیقات و پژوهش‌­های میدانی، بسیار ماهرانه است. این داستان‌های­ کوتاه، که رمان «بند محکومین» را می‌­سازند، از یک تعلیق بزرگ و پیچیده که تا آخر داستان مشخص نمی­‌شود «ورود دختر به زندان»، پیروی می‌­کند. و اگر آن تعلیق در داستان وجود نداشت، رمان تا اندازه­ زیادی به یک رمان معمولی تنزل پیدا می­‌کرد. راوی که با نام «زاپاتا»، داستان زندانیانِ «لاکان» رشت را روایت می­‌کند، با اینکه سری به معقولات دارد، آنچنان در لاکِ شخصیت­‌ها و ذهنیت آنها فرو می­‌رود که نگاه و ذهنیت و حالت و رفتارش ­کمتر از آن­ها نیست. صفحات 217 تا 225، مدعای این معنا و تراژدی فجیع انسانی است. شاید بتوان گفت یکی از عوامل کشش و جذابیت داستانی این رمان، نقش دختری است که به عنوان چهره‌­ای مشکوک و مظلوم وارد زندان می­‌شود. دختر می­‌تواند در عین قهرمان بودن، یک ضد قهرمان، یک عنصر نفوذی هم باشد. چون سکوت او، باطن و شخصیت او را برملا نمی­‌کند. هر چند شفقت خواننده را به عنوان یک دختر مظلوم و معصوم بر می‌انگیزد. هرگاه این دختر که هویت و جنسیت او در داستان نامشخص است، از رمان حذف می­‌شد، داستان جذابیت و تعلیق ذاتی خود را از دست می­‌داد. اما خانجانی با این کاراکتر صامت و منفعل، که از شخصیت‌های دیگرِ رمان پررنگ­‌تر است، جذابیت و کشش خاصی به رمان می­‌دهد. او می‌­تواند روح زخم خورده­ بسیاری از دختران سرزمین ما باشد که از تیمارستان‌­ها و زندان‌­ها و خانه­‌های عفاف، فراتر نرفتند.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 05:54:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264082/خانجانی-کاراکتر-منفعل-کشش-خاصی-رمان-می-دهد اگر سنایی نبود، میراث شعر عرفانی ما آنچه که داریم نبود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264385/اگر-سنایی-نبود-میراث-شعر-عرفانی-آنچه-داریم به‌ گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌وپنجمین نشست از مجموعه درس گفتارهایی درباره سنایی با موضوع سنایی و الهیات عشق، عصر چهارشنبه (24 مردادماه) با سخنرانی دکتر محمدجواد اعتمادی، مولوی‌پژوه و مدرس زبان و ادبیات فارسی در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   محمدجواد اعتمادی در شروع سخنان خود و در مقدمه ورود به بحث سنایی و الهیات عشق، به رابطه بین زبان و شناخت اشاره کرد و گفت: زبان فقط این نیست که ما ابزار و امکانی بدست آوریم تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم، بلکه ما از کودکی که زبان می‌آموزیم، همراه با آن امکانات و اصطلاحاتی برای بدست آوردن شناخت هم یاد می‌گیریم و این زبانی که ما می‌آموزیم در بستر یک فرهنگ و میراث قرون گذشته که به تعبیری در قلمرو زبان فارسی رخ داده،به ما می‌رسد و ما آن را یاد می‌گیریم. بنابراین ما با یک زبان ویژه جهان و آدمی را می‌شناسیم و با یک زبان ویژه هم می‌آموزیم که خدا را بشناسیم. پس شناخت ما از خدا با یک زبان ویژه صورت می‌گیرد و این زبان به تعبیری تعیین کننده نوع و شکل شناختی است که ما از این مقوله داریم.   ادبیات به زبان غنا می‌بخشد اعتمادی ضمن اشاره به سخن وینکنشتاین که می‌گوید مرزهای زبان من،مرزهای جهان من است، بیان کرد: به میزانی که زبان ما وسعت پیدا می‌کند، شناخت ما هم وسیع‌تر می‌شود و به میزانی که زبان من فقیرتر می‌شود، شناخت من هم لاغرتر است. نقش مهمی که ادبیات در اینجا ایفا می‌کند این است که زبان شما را غنا می‌بخشد. زبان غنی‌تر و پربارتر می‌شود و به میزانی که زبان غنی‌تر شود، شناخت هم وسعت پیدا می‌کند.   وی در ادامه به رابطه میان زبان و شناخت پرداخت و گفت: مقوله الهیات که به معنی درک و شناخت ما از امری مقدس یا مقوله خداوند باشد، زبان نقش بسیار کلیدی ایفا می‌کند. ما با یک زبان خاص قدم به اقلیم الهیات می‌گذاریم و همه افرادی که قبل از ما در این مسیر بوده‌اند، در این زبان نقش داشته‌اند و در این میان عارفان نقش ویژه‌ای ایفا کرده‌اند که من از آن به عنوان یک خدمت بزرگ یاد می‌کنم.   اعتمادی تلطیف، هنری و زیبایی‌شناسانه کردن زبان در قلمرو الهیات را خدمت بزرگ عارفان دانست و افزود: عارفان به زبان در قلمرو الهیات وسعت و ابعاد تازه بخشیده‌اند. البته این طور نبوده که اصطلاحات از همان ابتدا به صورت خام به دست ما برسد، بلکه در طول قرن‌ها دستخوش تغییرات فراوانی شده و در انتها به ما رسیده است. نمونه آن اصطلاحاتی است که در شعر سهراب سپهری قرار دارد و ما برای بیان شاعرانه ایمان و اعتقادات خود استفاده می‌کنیم.   او ادامه داد: عارفان به زبان در الهیات توان تازه‌ای بخشیدند و به تعبیری زبان تازه‌ای خلق کردند و این زبان تازه را آموختند. زبانی که هم غنی و قوی بود و هم لطیف و شاعرانه که اساس و ساختار آن هم یک نگاه زیبایی‌شناختی و هنری بود. مفهوم اساسی و محوری و به تعبیری مهم‌ترین رکن این زبان مفهوم عشق است که نظام الهیاتی تازه‌ی را خلق کرد که در این نظام تازه صدها و بلکه هزران شعر و اثر ادبی سروده شد.   جهان بیشتر ادبیات ما را با ادبیات عرفانی می‌شناسد این مولوی‌پژوه در ادامه گفت: زبان لطیف و شاعرانه‌ تازه‌ای که عشق را وارد الهیات کرد منجر به اتفاق تازه‌ای در ادبیات ما شد که همان ادبیات عرفانی است و امروزه در شناخت جهان از ادبیات ما بیشترین سهم را دارد. این ادبیات عرفانی که زبان ویژه خود را دارد یک اتفاق در الهیات و قلمرو شناخت ما  از مقوله امر مقدس یا خداوند بود است که اصطلاحا از آن با عنوان «الهیات عشق» یاد می‌کنیم و به تعبیری گشوده شدن باب تازه‌ای برای معرفت و شناخت بوده است.   سخنران نشست در ادامه به چگونگی ورود لفظ عشق در الهیات و استفاده از تعبیراتی مثل عشق‌ الهی اشاره کرد و افزود: در قرآن و کتاب‌های نزیک به آن اند نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه لفظ عشق را نداریم و فقط واژه حب را داریم. منصور حلا اولین کسی است که به جای محبوب از واژه معشوق برای خداوند استفاده می‌کند و از عشق الهی دم می‌زند که مور غضب واقع و به بد دینی متهم می‌شد. زمان حلاج استفاده از لفظ معشوق برای خداوند به این سادگی نبود که ما الان به کار می‌بریم، بنابراین این اتفاقی است که به مرور در زبان و به موازات آن در قلمرو الهیات صورت می‌گیرد که کلمه عشق می‌تواند وارد الهیات شود وگرنه از ابتدا چیزی به نام عشق در الهیات وجود نداشت.   منصور حلاج پیش و بیش از همه از عشق الهی صحبت کرده است این مدرس زبان و ادبیات فارسی ضمن نام بردن از اولین کسانی که از تعبیر عشق استفاده کرده‌اند گفت: منصور حلاج بیش از همه از عشق الهی صحبت کرده است و مخالفان جدی هم داشته است. در هر صورت ورود عشق به الهیات مانند یک انقلاب در زبان است که به موازات آن، الهیات و ادبیات عرفانی هم دچار تغییر شگرفی شده است. در نیمه دوم قرن چهار و سراسر قرن پنجم، به ویژه در حوزه خراسان، در تمام آثار عرفانی، کتاب‌های که در قلمرو ادبیات صوفیه نوشته شده، حتما به موضوع محبت الهی و عشق در ارتباط انسان و خدا و شناخت خدا پرداخته‌اند که مهم‌ترین این‌ها در آن دوره، «کتاب المحبت» در «احیاالعلوم» امام محمد غزالی است. سنایی اولین کسی است که الهیات عشق را به تفصیل وارد شعر فارسی کرد اعتمادی در ادامه گفت: تقریبا هم‌زمان با سنایی یعنی اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم عین‌القضات همدانی است که در تمامی آثار او، اساسا همه سخن از عشق الهی و عشق انسان نسبت به خداوند است. البته در همان قرون چهار و پنج هم یک سری رباعیات وجود دارد که شاعر آن مشخص نیست و به مفهوم عشق الهی پرداخته است، اما اولین کسی که مفهوم عشق در حیطه الهیات را به شکل کاملا پرمایه، جان‌دار، به تفصیل، با بیان قوی و قوت و قدرت شاعرانگی خود به کاربرد و در این زمینه فراوان شعر گفت، سنایی است.   او ادامه داد: البته همان‌طور که گفتم این اتفاق قبل از سنایی هم افتاده است اما این سنایی بود که این را به طور کامل وارد حیطه شعر فارسی کرد و به تفصیل به آن پرداخت. بنابراین این زبان با سنایی کاملا قوت گرفت و اصول خود را یافت که بعد از آن در شعر حافظ و مولانا و دیگر شاعران، شاهد این هستیم که شعرها در این حوزه گفته شده است.   وی افزود: سنایی هم در حدیقه و هم در غزل‌هایش که به غزلیات قلندرانه معروف است، به عشق الهی و الهیات عشق پرداخته است. البته همان طور که گفته شد، این مضامین در آثار شاعران پیش از سنایی بوده است، اما شعر به این زبان و قوت و با این حجم به لحاظ کمیت و با این قدرت به لحاظ کیفیت هنر سنایی است و این همان نقش ویژه و ممتاز سنایی است. واقعا نمی‌توان تردید کرد که اگر سنایی نبود و اینگونه شاعری نمی‌کرد، میراث شعر عرفانی ما آنچه که داریم، نبود.   سخنران نشست گفت: عارفان روایتی از ماجرای آفرینش و چرایی هستی دارند که این روایت با محورت مفهوم عشق است و به تعبیری عشق منشاء آفرینش، دلیل هستی و غایت و نهایت  خلقت است. عشق یک نوع عنایت ویژه است و فقط عاشقان به این حقیقت راه یافته‌اند یا به تعبیر سنایی هدایت شده‌اند. در این روایت عشق هم صفت خداست و هم راهنما و راهبر به سوی خدا است، حتی در برخی از این سخنان، به تعبیری خود خداوند است.   عارفان عشق را چیزی فراتر از کفر و ایمان می‌دانند وی ضمن قرائت نمونه‌هایی از شعر سنایی و شاعرانی چون مولانا و حافظ و ... درباره عشق الهی، بیان کرد: از اشعار چنان برمی‌آید که عارفان عشق را چیزی فراتر از کفر و ایمان می‌دانند. اینکه برای توصیف رابطه انسان و خدا می‌توان از الفاظ و ترکیبات عاشقانه استفاده کرد و می‌توان خداوند را به مثابه یک معشوق خطاب کرد، از اتفاقاتی بود که در مسیر همین انقلاب در زبان و الهیات افتاد که نمونه‌های اعلای آن را در شعر سنایی می‌بینید، ترکیبات و تعبیراتی مثل بنده عشق که بعدها در شعر حافظ و مولانا هم دیده می‌شود و در این زمینه حافظ میراث‌بر سنایی است.   اعتمادی در ادامه با خواندن اشعاری از سنایی، مولانا و حافظ که از ترکیبات و تعبیرات الهیات عشق استفاده کرده‌اند، گفت: همان طور که یک کودک در مدرسه زبان می‌آموزد، حافظ و مولانا و شاعرانی که بعد از سنایی بوده‌اند، در این مدرسه، این زبان را از سنایی یاد گرفته‌اند ومهم‌تر از آن شناختی است که بعد از این مقوله از خداوند برای ما رخ داد.     وی در ادامه به دینداری از نگاه عارفان اشاره کرد و گفت: عارفان رابطه انسان و خدا را یک رابطه داد و ستدی نمی‌بینند بلکه یک راه دیگری برای رابطه انسان و خدا توصیف می‌کردند که در آن راه انسان می‌رود که ببازد و از آن به پاکبازی تعبیر می‌کردند که این مقوله عشق و پاکبازی هم در شعر سنایی و دیگر شاعران فراوان وجود دارد.   این نشست با خواندن شعری از سنایی توسط سخنران و پرسش و پاسخ شرکت کنندگان در نشست به پایان رسید ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 17:03:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264385/اگر-سنایی-نبود-میراث-شعر-عرفانی-آنچه-داریم نویسنده‌ای آزاده و وارسته http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264384/نویسنده-ای-آزاده-وارسته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-الهام فلاح:جمال میرصادقی حالا هشتاد و پنج ساله است. حضوری ارزشمند در سال‌های متمادی ادبیات و داستان ایران که به آسانی نمی‌توان از کنارش عبور کرد. کارنامه پر و پیمان میرصادقی از سال‌های جوانی و مجله سخن سال 1337 تا به امروز عرصه وسیعی از ادبیات را در سایه نوشتار و آموزه‌های خویش در کسوت آموزگار و استاد و مدرس پناه داده؛ در حوزه‌های مختلفی چون مدارس و دانشگاه و فرهنگسراها و کارگاه‌های داستان‌نویسی. بیش‌از شصت عنوان کتاب داستانی و زندگینامه و کتب آموزش اسلوب نوشتن و شناخت عناصر و فنون داستان، کارنامه او را از بسیاری از هم‌نسلانش متفاوت کرده‌است. مسلماً نقش جمال میرصادقی را در تربیت نویسندگان نسل متأخر او نمی‌توان نادیده گرفت. میرصادقی نویسنده بی‌هیاهوی تک‌رویی که به دور از هر مسأله و درگیری تنها با نوشتن و کلمه سر و کار دارد و با اینکه بر خلاف هوشنگ گلشیری قائل به فردیت در نوشتن نیست و نویسنده را بخشی از اجتماع پیرامونش می‌داند هرگز آلوده بازی‌ها و رفتارهای پر سر و صدا و بی‌حاصل فضای ادبی نشده است. نگاه جمال میر صادقی به آکادمیک و مهارتی بودن نوشتن بر خلاف نظر بسیاری دیگر که نویسندگی را امری فطری و ذاتی می‌دانند او را مدرس متمایزی کرده که در این زمینه از کتاب فاخر و ارزشمند ادبیات داستانی‌اش به‌سادگی نمی‌توان عبور کرد. این اثر دربردارنده آموزه‌های اصولی و صحیح نویسندگی و تجاربش در آموزش داستان‌نویسی است. جمال میرصادقی از معدود نویسندگانی است که آثارش به‌زبان‌های متعددی ترجمه شده و در بازار کتاب‌های آن سوی مرزها هم مخاطب دارد. در آشفته بازار ادبیات امروز ایران که نه تنها در داخل راه به جایی نمی‌برد که خارج شدن از مرزها برایش رؤیای دست نایافتنی‌ست، دردانه‌هایی چون میرصادقی را قدر باید نهاد که برای هویت ادبی امروز ایران آبرو می‌خرند. جمال میرصادقی را تنها یک بار دیدم. بنا به قاعده اجتناب‌ناپذیر پیری و سالخوردگی سختش بود زیاد حرف بزند و جملات را بلند بسازد و صدایش را زیاده بالا ببرد. از نوشتن گفت که مبتلا اگر شدی خلاصی ندارید و خدا نکند که بشود طاعون. وقتی در نوشتن خودت را در قالب ایدئولوژی و خواست قدرت بگنجانی و بر مدار خواست بیرونی بنویسید، آنوقت نوشتن طاعون می‌شود. همان‌قدر ترسناک و کشنده و دردناک است که آزادگی نویسنده و پرواز فکرش از هرچیزی مهم‌تر است. هر جا قدرت‌های حکام نویسنده و نوشتارش را به خود وابسته کرده چیزی از ادبیات نمانده است. خوب حرف می‌زد. و از هر کلامش سال‌ها دیدن و چشیدن فضاهای رنگ به رنگ ادبی پیدا بود که می‌خواست راه درست را نشان بدهد. آزادگی در نوشتن و ریشه دار کردن داستان در امر انسانی و ذات اوست. منبع: روزنامه ایران ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 12:05:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264384/نویسنده-ای-آزاده-وارسته میرزا سعید آیا همان فردوسی است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264135/میرزا-سعید-آیا-همان-فردوسی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهدی افشارنیک: من به تازگی رمان سال سی ابوالفتحی را تمام کردم. این رمان به مجموعه داستان «پل‌ها»  نویسنده شبیه است؛ زبان، فرم روایی، ساختار و شاید از همه پررنگ‌تر و اساسی‌تر بینامتنیتی که ابوالفتحی از آن برای شکل‌دهی به مضامینش استفاده می‌کند وجه اشتراک‌های اساسی این دو اثرند. تفاوت شاید تنها در مصداق‌ها باشد. اگر در داستان «مرگ و زندگی ولادیمیر ایلیچ» روابط عاشقانه‌ لنین بود که با شخصیت‌های قصه ارتباط معنایی و روایی پیدا می‌کرد و در قصه‌ کوتاه «گرفتگی» روی زندگی میرعماد خطاط دست گذاشته شده بود، در رمان «سال سی» ابوالفتحی به گفت‌و‌گو با فردوسی و شاهنامه‌اش می‌نشیند. میرزا سعید رمان سال سی همچون ابوالقاسم فردوسی در دوران پرالتهابی از نظر سیاسی و البته شکوفایی به لحاظ فرهنگی زندگی می‌کند.  اینجا هم فردوسی بخشی از عمر خود را در دوران سامانیان سپری کرده که مصادف بوده با غلیان احساسات ملی‌گرایانه و استقلال‌طلبانه. در چنین زمانه‌ای بوده که فردوسی دست از هرکاری کشیده تا بتواند روایت‌گر قصه‌ها و افسانه‌های کهن ایرانی باشد و از قهرمان‌ها و مبارزه‌های ایران و ایرانی بگوید. میرزا سعید رمان سال سی هم در زمانه‌ای زندگی می‌کند که احساسات هویت‌طلبانه دوباره به اوج خود رسیده‌اند پس او هم دست از هرکاری می‌کشد تا بتواند روایت‌گر قهرمانی‌ها و مبارزه‌های زمانه‌ی خود باشد؛ یعنی از سال سی‌و‌دو، برخی از حوادثی که در همان سال‌ها در محل زندگانی میرزا سعید یعنی نهاوند افتاده بگوید و از همه‌ مهم‌تر روایت‌گر مبارزه‌ و شکست قهرمان ملی آن سال‌ها یعنی مصدق باشد. پیوند  معنایی تاریخی دو متن دست‌کم در ظاهر از همین نقطه آغاز می‌شود.   هرچند قرار نیست این پیوند تمام و کمال باشد؛ سال سی یک روایت معاصر از شاهنامه نیست و قاعدتا اتفاق‌ها و حوادث نعل‌به‌نعل تکرار زندگانی فردوسی و شاهنامه‌اش نیستند. اگرچه نام دو پسر میرزا سعید، سهراب و سیاوش است، ولی زندگی این دو شخصیت رمان ربط چندانی به شاهنامه ندارد. نام دخترش هم که سحر است و به شاهنامه بی‌ربط است کاملا. از همین رهگذر است که سال سی رفته رفته به معانی تازه و متفاوت خود سر و شکلی می‌دهد. ابوالفتحی ابتدا به تاریخ و متن مشخصی ارجاع می‌دهد و بعد هر اتفاقی که در طول رمان بیافتد، چه عین‌به‌عین، چه بی‌ربط، از هر دو حالت برای رسیدن به معنایی به خصوص سود می‌جوید.    گاه با شباهت و گاه از سر تضاد. گفت‌و‌گویی دوسویه و البته بی‌پایان شکل می‌گیرد. برای نمونه همین‌که سحر، برخلاف برادرانش نامش ارجاعی به شاهنامه ندارد و حتی در جایی از رمان به این مطلب اشاره می‌کند که هیچ علاقه‌ای به اسمش ندارد و اساسا وضعیت دوگانه‌ی او که به خواست و میل او ربطی ندارد، همه‌ این‌ها می‌تواند تبعیض علیه زنان در زمانه‌ی زیست میرزا سعید را تداعی کند. یا سهراب رمان بر خلاف سهراب شاهنامه نتنها سرانجامش کشته‌شدن به دست پدر نیست، بلکه به او وظیفه‌ ادامه دادن راه پدر محول می‌شود. یا در دریافتی تمثیلی می‌توان سیاوش را نماد جوان‌های منفعت‌طلب زمانه دانست که ربطی به سیاوش شاهنامه ندارد.   ولی شاید مهم‌ترین ارجاع رمان سال سی ، در عنوان آن نهفته باشد. سال سی، اشاره دارد به بیتی منتسب به فردوسی: «بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی.» هدف فردوسی از سُرایش شاهنامه در این بیت، زنده نگه‌داشتن فارسی به مدد روایت‌گری عنوان شده. فردوسی با دست گذاشتن روی قهرمان‌های ملی، افسانه‌ها و اسطوره‌های تاریخی تلاش کرده تا هویت ایرانی را در لابه‌لای کلمه‌هایش، در نوشته‌هایش زنده نگه دارد . آیا «سال سی»  هم می‌خواهد به کمک کلمه‌ها، با دست گذاشتن روی قهرمان‌های زمانه‌اش، از هویت ملی و ایرانی بگوید؟ موتیف‌هایی چون خانواده، زمین‌ (زمین‌های با ارزشی که به فرزندان میرزا ارث می‌رسند)، شهر(در این‌جا نهاوند)، مهاجرت و ... مدام در طول رمان تکرار می‌شوند. موتیف‌هایی که در کنار یکدیگر و با هم به ملیت (ایرانی) ارجاع می‌دهند و این برداشت را که میرزا سعید، فردوسی و نویسنده هر سه یک هدف را پی گرفته‌اند تقویت می‌کند.     ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 11:40:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264135/میرزا-سعید-آیا-همان-فردوسی اعتبار مکان برگزاری نشست‌ها در جلب اعتماد مخاطب موثر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264361/اعتبار-مکان-برگزاری-نشست-ها-جلب-اعتماد-مخاطب-موثر فرشته نوبخت نویسنده و پژوهشگر در آستانه برگزاری هزارو صدمین نشست هفتگی شهر کتاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره تاثیر این نشست‌ها بیان کرد:  بهترین نشست‌هایی که در حال حاضر برگزار می‌شود متعلق به شهرکتاب است چون نگاه آکادمیک‌تری نسبت به باقی نشست‌ها دارد. فضای نقد این نشست‌ها به مانند اکثر جلسات نقدو بررسی تعارف‌آمیز نیست.  اما متاسفانه تعداد نشست‌های شهرکتاب کم است و باید بیشتر و منظم‌تر برگزار شود.  وی افزود: به دلیل حمایت نشدن از این جلسات و کم‌بودن نشست‌های تخصصی ادبیات،‌ باید به فضاهای کافه‌ای تن داد. من خودم  باید برای رونمایی کتابم  فعالیت کنم و هیچ حمایت بیرونی برای برگزاری این جلسات صورت نمی‌گیرد. نویسنده «زمستان فصل مردن نیست» درباره تفاوت‌ نشست‌های هفتگی شهرکتاب با دیگر جلسات نقد توضیح داد: در شهرکتاب از افراد کارشناس و متخصص برای نقدوبررسی دعوت می‌شود که کارنامه قابل قبولی در تحقیق و پژوهش دارند و آقای محمدخانی همیشه انتخاب‌های خوبی در این زمینه داشته‌اند. در فضاهای غیررسمی مانند کافه افرادی که به عنوان منتقد دعوت می‌شوند اطلاعات کافی درباره کتاب ندارند و رویکرد درستی نمی‌توانند داشته باشند. مخاطب هم این‌ها را می‌فهمد و تعارفات معمول را متوجه می‌شود و آن را به چشم دورهمی نویسندگان می‌بیند اما در شهر کتاب یک رویکرد کاملا علمی و پژوهشی به ادبیات وجود دارد. نوبخت برای ارتقای نشست‌های ادبی پیشنهادات خود را ارائه کرد و گفت: این نشست‌ها در صورتی می‌تواند در ارتقا ادبیات موثر باشد که تعداد جلسات بیشتر و منظم‌تر باشد . در این صورت بهتر می‌توان جذب مخاطب کرد. من همیشه به علاقه‌مندان شرکت در جلسات نقد کتاب،  نشست‌های هفتگی شهرکتاب را معرفی می‌کنم. در این جلسات ارتباط مستقیم‌تری با مخاطب برقرار می‌شود و کسانی که با این فضاها زیاد آشنا نیستند به خواندن کتاب و شرکت در این نشست‌ها علاقه‌مند می‌شوند. به طور کلی راهکار اصلی در  جذب مخاطب با افزایش تعداد جلسات و برنامه منظم برای برگزاری ‌آن‌ها و همچنین تبلیغات بیشتر است.  بیشتر نشست‌های شهرکتاب به بررسی آثار کلاسیک اختصاص دارد و می‌توان با افزایش تنوع موضوعی این نشست‌ها به افزایش مخاطب رسید. به دلیل وجود کتابفروشی در مکان برگزاری نشست‌های هفتگی شهرکتاب این مکان پتانسیل بسیار خوبی برای جذب مخاطب دارد و می‌توان با اندکی حمایت و تبلیغات طیف مخاطبان آن را گسترش داد. نویسنده «کمی مایل به سرخ» درباره مشکل اصلی برگزاری نشست‌های هدفمند و با کیفیت عنوان کرد: مشکل اصلی این است که ما منتقدان کارآمد کمی داریم. به غیر از دکتر نجومیان که بسیار در حوزه ادبیات فعال هستند کمتر کسی را داریم که اشراف لازم را در این حوزه داشته باشد. باید در حوزه دانشگاهی افراد بیشتری را جذب کرد که  بتوان این نشست‌ها را از این حالت که اسامی مشخصی در آن تکرار می‌شود،‌خارج کرد.  می‌توان افرادی را که به نظریه‌های ادبی اشراف کامل دارند برای فعالیت در این نشست‌ها جذب کرد. ما کمتر کسی را داریم که در جلسات نقد به عنوان منتقد حضور یابد و به نظریه‌های ادبی اشراف داشته باشد. اگر این امر تحقق یابد آگاهی مخاطبان و شرکت‌کنندگان در این نشست‌ها نیز افزایش می‌یابد. و این دلزدگی که در این فضا وجود دارد کاهش پیدا می‌کند. نویسنده «سیب ترش» درباره تاثیر نشست‌های نقدوبررسی کتاب در فروش و دیده شدن کتاب‌های یک نویسنده گفت: به شخصه خودم چنین چیزی را تجربه نکرده‌ام. نشست‌هایی که برای کتاب‌های من برگزار شده در مکان‌هایی نبوده که بتواند اعتماد مخاطب را جذب کند. به نظرم مخاطب به نگاه‌های دانشگاهی بیشتر اعتماد می‌کند تا نگاه‌های تجربی.  اعتبار مکانی که نشست نقدوبررسی در آن برگزار می‌شود و همچنین نقدهایی که در مجلات معتبر چاپ می‌شود در جلب اعتماد مخاطب موثر است. برای یکی از کتاب‌های من 60 تا 70 نقد نوشته شد و نشست‌هایی هم در همان فضاهای کافه‌ای برایش برگزار شد اما درنهایت کتاب به چاپ دوم رسید. پس مهم این است که چه کسی و از چه منظری وارد نقدوبررسی کتاب شود. این نویسنده در انتها گفت: کمبودهایی که در برگزاری نشست‌های موفق داریم مربوط به دو مساله است؛ یکی  کمبود مکان معتبر برگزاری جلسات و دیگر محدود بودن افراد متخصص و آگاه. منِ نویسنده هم نمی‌توانم در این باره موثر باشم و باید این حمایت و بهبود به دست افراد و نهادهای آگاه صورت گیرد. ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 11:39:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264361/اعتبار-مکان-برگزاری-نشست-ها-جلب-اعتماد-مخاطب-موثر رمان‌های گمشده در لابه‌لای صفحات مطبوعات http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264138/رمان-های-گمشده-لابه-لای-صفحات-مطبوعات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-حسن میرعابدینی: رمان به‌عنوان یک نوع ادبی مدرن، مهاجری است که بیش از صدسال از اقامتش در این سرزمین نمی‌گذرد؛ و به مثابه گفتمان روائیِ جدید، از محصولات مدرنیته به‎شمار می‎رود. در سنت فرهنگی ما، شاید به سبب استبداد شرقی دیرپا و چیرگی تک‎سخن‎گویی، فرم‎های ادبیِ مکالمه‎ای مانند رمان و نمایشنامه، امکان رشد پیدا نکرده‎اند. در سال‎های بیداری مشروطیت، بر اثر تحولات چشمگیر در اجتماع و فرهنگ، و برخورد جلوه‎های تجدد اروپا بر پیکر جامعه‎ای سنّت‎زده، انواع جدید رمان و نمایشنامه سر برآوردند؛ و در گذر زمان، نوع رمان ایرانی پدید آمد که دو خاستگاه عمده دارد:   الف- ادبیات کلاسیک فارسی و رمانس‎هایی مانند سمک عیّار و داراب‎نامه و نقّالی‎های شفاهی؛ ب- رمان‎های ترجمه‎ شده اروپایی و روسی به زبان فارسی. بیشتر از راه این ترجمه‌‏ها بود که نویسندگان ایرانی با قالب و فرم رمان آشنا شدند و کوشیدند نمونه‎های فارسیِ آنها را پدید آورند. هرچند، شکل‎گیریِ رمان ایرانی، صرفاً نتیجۀ ترجمۀ رمان‎های غربی نیس، بلکه در ارتباط است با روند تجربۀ تاریخیِ مدرنیته در این سرزمین.   جنبش فرهنگیِ منتج به پیدایش رمان، حاصل تحولات اجتماعی- فرهنگیِ درونی و دیرینۀ جامعۀ ایرانی و فزونی یافتن رابطۀ ایران با فرنگستان بوده است. این جنبش، گذشته از تحول خودپوی جامعه، حاصل عواملی از قبیل اعزام محصل به فرنگستان و شکل‎گیریِ نهضت ترجمه بود که از زمان عباس‎میرزا قاجار و به سعی مصلحانی همچون قائم‎مقام فراهانی شروع شد؛ با تلاش‎های میرزاتقی‎خان امیرکبیر و میرزاحسین‏خان سپهسالار تداوم یافت و در اواخر دورۀ ناصری به بار نشست و نظم و سرعت بیشتری پیدا کرد. البته نمی‎توان نقش روشنفکران خارج از کشور را در گسترش افکار تجدددطلبانه و نشر فکر آزادی نادیده گرفت، به‎طوری‎که نخستین رمان‎واره‎های جدید را هم طالبوف و مراغه‎ای، از دگراندیشان هجرت‎کرده، نوشتند.     شکل‎گیری رمان فارسی، بستگی به دو عامل فنّی صنعت چاپ و انتشار مطبوعات هم دارد. چاپ، پیدایش مطبوعات و نشر کتاب را امکان‎پذیر می‎کند. و اهمیت مطبوعات در نقشی است که آنها به عنوان پایگاه ادبیات جدید ایفا می‎کنند. اولین رمان‎ها به نفقۀ مطبوعات منتشر شدند: روزنامۀ اخترِ استانبول کتاب احمد یا سفینۀ طالبی اثر عبدالرحیم طالبوف و سیاحت‎نامۀ ابراهیم‎بیک اثر زین‎العابدین مراغه‎ای را چاپ و نشر کرد و روزنامۀ حبل‎المتینِ کلکته کتاب سرگذشت حاجی‎بابای اصفهانی اقتباس هوشمندانۀ میرزاحبیب اصفهانی از رمان جیمز موریه را. مطبوعات فضایی برای نویسندگانی پدید آوردند که می‎خواستند دست به تجربه‎های تازۀ ادبی بزنند، مانند چرندپرندهای میرزاعلی‎اکبر دهخدا در صور اسرافیل (1286ش) و «فارسی شکر است» اثر سیدمحمدعلی جمال‎زاده در کاوه (برلین 1300ش). به‎طور کلی، مطبوعات با پیشنهاد الگوهای تازۀ ادبی، در تحول نظام ادبی تأثیری بسزا نهادند.   جز رساله‎هایی که گاه‎گاه به صورت مستقل چاپ می‎شد «روزنامه مدت هفتاد و پنج سال یگانه وسیلۀ مکتوب ارتباط علمی و فکریِ افراد جامعۀ ایرانی بود»[1]. از این رو، مطبوعات فارسی گنجینه‎ای از مطالب ادبی و تاریخی به‎شمار می‎آیند و جستجوگرِ آنها می‎تواند مطالب مفیدی برای نگارش تاریخ ادبیِ دورۀ معاصر به‎دست آورد.   مطبوعات عصر ناصری، که تحت سانسور بودند و از پرداختن به مسایل سیاسی روز اِبا داشتند، به ناگزیر اغلب صفحات خود را با پاورقی پر می‎کردند. پاورقی از ترجمۀ متون علمی و تاریخی شروع شد و به چاپ ترجمۀ رمان و رمان‎های تألیفی کشید. نشریاتِ پیش از انقلاب مشروطه، رمان‎های ترجمه‎شده را به‎طور مسلسل چاپ می‎کردند. در دورۀ انقلاب، مطبوعات بیشتر به چاپ اخبار و انتقادهای سیاسی رغبت نشان می‎دادند. اما با فرونشستن شور و شوق‎های سیاسیِ عصر مشروطه، اغلب روزنامه‏های دهۀ 1290 شمسی به چاپ رمان روی آوردند.   در واقع، نویسندگان نخستین رمان‎های فارسی، به سبب دشواری‎های چاپ و نشر و فروش رمان به صورت کتاب، آثار خود را در پاصفحۀ مطبوعات منتشر می‎کردند. به عنوان نمونه می‎توان اشاره کرد به:  شهرناز نوشتۀ یحیی دولت‎آبادی در روزنامۀ ستارۀ شرق؛ تهران مخوف اثر مرتضی مشفق‎کاظمی، و سیاحت‎نامۀ دکتر ژاکِ آمریکایی از عبدالحسین آیتی در روزنامۀ ستارۀ ایران؛ گل‎آقا و گل‎تاج، و غیاثِ خشت‎مال در نشریۀ ناهید. روزنامۀ شفق سرخ به مدیریت علی دشتی، از مهم‎ترین پایگاه‎های رمان فارسی در سال‎های 1300 تا 1310 شمسی به‎شمار می‎رود.   اثرآفرینان این دوره، کم‏توجه به ویژگی‎های نوع (ژانر) ادبی، تمام نثرهای تازۀ روایی‎شده را تحت پوشش واژۀ رمان قرار می‎دادند. آنان تفاوت چندانی بین نثر رمانی و دیگر انواع منثور مانند تاریخ و خاطرات قایل نمی‎شدند و بیش از خصایص ادبی، به جنبۀ تعلیمی و آموزشی اثر می‎اندیشیدند. در دورۀ مشروطه، با نمونه‎های پیشارمانی در قالب سفرنامۀ تخیلی، خوابنامه، و نوشته‎های مکالمه‎ای مواجه می‎شویم. سال‎های پس از جنگ جهانی اول، دهۀ 1290ش، را می‎توان آغاز دورۀ جدائیِ رمان از زمینه‎های صرفاً سیاسی، و استقلال نسبی آن، به‎عنوان تصویرگرِ تجربه‎ای فردی در قالب سرگذشتی خیالی، دانست.      در دوره‎های گذار- دوره‎های دگرگونی در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی- ارزش‎های کهن متزلزل می‎شود در حالی که آداب و باورهای جدید هنوز استوار نشده است. در نتیجه، سیر تاریخ ادبیات دچار بحرانی می‎گردد که در تغییر ذوق ادبی و نشستنِ انواع تازه به جای انواعی که کارائیِ ادبی خود را از دست داده‏اند، نمود می‎یابد.   دورۀ ناصری- مظفری در تاریخ ادبیِ معاصر، دورۀ گذار از قصۀ بلندِ سنتی (رمانس) به رمان است. از انواع تخیلی - روائیِ خاص این دوره می‎توان اشاره کرد به:    الف- آثاری چون منشئاتِ قائم‎مقام که سنت حکایت‎نویسیِ ادبای گذشته را تداوم بخشیده‎اند و، بانثری ادیبانه، آثاری همچون گلستانِ سعدی را سرمشق قرار داده‎اند؛    ب- قصه‎های بلند عامیانه‎ای که با رشد صنعت چاپ در ایران و هند منتشر شده است.    پ- ترجمۀ رمان‎های اروپایی که شیوۀ ادبی تازه‎ای را پیش روی مؤلفانی قرار داد که در طلب بدیل‎هایی برای انواع سنتی بودند؛    ت- آثار روائیِ بینابینِ قصۀ سنتی و رمان اروپایی، مثل مسالک‏المحسنینِ طالبوف و سیاحت‎نامۀ ابراهیم‎بیک از مراغه‎ای.   مسعود کوهستانی‎نژاد در اثری پنج جلدی، گزیده‎ای از رمان‎های تألیف‏شده در فضای فرهنگی مشروطه را گِرد آورده است. او دورۀ زمانی مورد نظر خود - «انقلاب فرهنگی مشروطیت»- را از اواخر عصر ناصری تا 1306 شمسی، سال تثبیت سلطنت رضاشاه، در نظر می‎گیرد. ارزش کار او در نقل آثاری است که در لابه‎لای صفحات نشریات زمان‎های به‎تاریخ‎پیوسته، از یادها رفته‎اند. او، همچنین، با نقل فرازهایی از بررسی‎های ادبیِ نوشته شده در مطبوعات آن سال‎ها، بر ارزش پژوهشیِ کار خود می‎افزاید. اما وی به قراری که، به‎طور ضمنی، گذاشته – چاپ رمان‎های تألیفیِ درج شده در پاورقی مطبوعات – پای‎بند نمی‎ماند: جلد اول شامل داستان شگفت یا سرگذشت یتیمان اثر میرزااسمعیل آصف، مکتوب قصه‎نما و افکار پریشان یا حکایت خیالی- هر دو از مؤلفی ناشناس، مصاحبه اثر علی‏محمد کاشانی، مکتوبات یک انگلیسی نوشتۀ غلام‎رضا، و بختیارنامه است. از بین این آثار، بختیارنامه یک رمانس‏ کهن ایرانی است و نه نمونه‎ای از مشق‎های ایرانیان در رمان جدید، یا رمانی «با کلیه خصوصیات رمان‎نویسی عصر مشروطیت». هرچند مؤلف، چاپ بختیارنامه را نوعی «پشتوانه‎سازیِ» نهضت رمان‎نویسی تلقی می‎کند، این متن در چارچوب کتاب حاضر قرار نمی‎گیرد. مهمترین خصیصه‎ای که آثار رمان‎نویسان معاصر را از قصه‎های کهن متمایز می‎سازد، جنبۀ واقع‎گرایانۀ آنهاست- یعنی آنچه که در این رمانس غایب است.  مصاحبه اثر علی‏محمد کاشانی نیز بیش از آنکه رمان به حساب آید، متنی است ژورنالیستی که، به شیوۀ رواج‎یافته در مطبوعات دورۀ انقلاب مشروطه، روالی گفت‎وگویی دارد.   در جلد دوم نیز معلوم نیست چرا در کنار رمان‏های جالب توجهِ عروسی مهرانگیز اثر یحیی‎میرزا اسکندری و گل‎آقا و گل‎تاج از ابوالقاسم سروش، ترجمۀ سفرنامۀ افسری روسی به ایران نقل شده است.  جلد سوم به رمان غیاث خشت‎مال اثر عیسی سروش اختصاص یافته است. معلوم نیست چرا در مقدمۀ این جلد، چندبار به جای عیسی سروش، نام عیسی صدیق آمده است.   نکتۀ قابل ذکر اینکه محیط طباطبایی[2] داستان گل آقا و گلتاج را اثر طبع میرزاعیسی سروش، و نه ابوالقاسم سروش،  می‎داند و بر آن است که چون ع. سروش برای حفظ کار اداریِ خود، مطالب ژورنالیستی‎اش را با حرف "ع" امضا می‎کرد، محققان تاریخ مطبوعات در شناسائیِ او به اشتباه افتاده‎اند.کوهستانی‎نژاد رمان غیاث خشت‎مال را اثر طبععیسی سروش قلمداد می‎کند، در حالی‎که این اثر نوشتۀ میرزاابراهیم شیرازی «ناهید» نگارندۀ روزنامۀ ناهید است[3]. این رمان که به مدت یک سال در پاصفحۀ ناهید چاپ می‎شد، به صورت نمایشنامه نیز درآمد و به روی صحنه رفت.   ارزشمندترین متن نقل شده در جلد چهارم، رمان نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید اثر ملک‎الشعرا بهار است. متن‎های دیگرِ این جلد، پهلوان زند از شیرازپور پرتو و ایام محبس اثر علی دشتی، قبلاً به صورت کتاب چاپ شده‎اند و دسترسی به آنها دشوار نیست. این نکته دربارۀ رمان‎های گردآمده در جلد پنجم، از عباس خلیلی و عبدالحسین آیتی (یک جلد از اثری سه‎جلدی) و حسین‎علی گلشن نیز صادق است. به این ترتیب جلدهای اول تا چهارم حاوی متن‎های ارزشمندی هستند که- به سبب گم‎شدن در لابه‎لای صفحات مطبوعات و نه، چنان که مؤلف می‎گوید، «غرض منتقدان ادبی»- در بررسی‎های مربوط به تاریخ رمان‎نویسی ایران مغفول مانده‎اند. و حالا، با سعی کوهستانی‎نژاد، به عرصۀ رمان‎نویسی فارسی بازگشته‌اند. وی، از این نظر حفره‎هایی از تاریخ ادبیات معاصر را پر کرده است.   البته می‏شد به جای آثاری که جایشان در این کتاب نیست، نمونه‎های دیگری را – اگر مؤلف به آنها دسترسی می‎یافت- گذاشت، مانند: حقیقت‎الامر (1286ش) از احمدمیرزا مدیر نشریۀ بلدیه تبریز، خواب و خیال (1286ش) از حاجی‎میرزاحسین خان [به نقل از هما ناطق]، روزنامۀ غیبی رؤیای صادقه (1279ش) نوشتۀ سیدجمال‎الدین اصفهانی و یاران او، خلسه (1271ش) اثر اعتمادالسلطنه (که به همت محمود کتیرایی به صورت کتاب هم منتشر شده است) و....   در چنین مجموعه‎ای، به جهت رعایت جنبۀ استنادی تحقیق، ذکر نام نشریاتی که رمان‎ها از آنها نقل شده‎اند، ضروری است. مؤلف گاه این امر را رعایت کرده و در موارد متعدد به ذکر «یکی از روزنامه‎ها» اکتفا کرده است.   مسعود کوهستانی‎نژاد در «مقدمۀ» جلد اول، با اشاره به فضای فرهنگی چیره بر دربار ناصرالدین شاه، عزم این شاهِ سفرکرده به فرنگ را در آشنائیِ ایرانیان با فرهنگ و تمدن اروپا مؤثر می‎داند. شاه می‎کوشید با ایجاد دارالترجمه برای برگرداندن رمان‎های فرنگی به زبان فارسی، سفرنامه‎نویسی، علاقه به روزنامه‎های فرنگی، در عین توجه به نقالی‏های سنتی، بین سنت و تجدد تعادلی برقرار کند.   در دورۀ سلطنت او، ایرانیان مهاجر و مترجمان داخل کشور، با الگو قرار دادن رمان‎های ترجمه شده شروع به نگارش رمان‎واره‎هایی کردند که با چاپ «در روزنامه‎های دولتی و نیز اندک اندک از طریق چاپ و انتشار به شکل کتاب، در میان تحصیل‎کردگان و فرهنگ‎دوستان نفوذ پیدا کرده و رواج یافتند». مؤلف شرحی می‎دهد از  کتاب احمد اثر طالبوف، به عنوان رمانی آموزشی. و از آن به عنوان «نخستین تجربۀ رمان‎نویسی مدرن ایرانی» یاد می‎کند. آنگاه ردّ شیوۀ مکالمه‎ای این اثر را در مکالمۀ سیاح ایرانی و هندی نوشتۀ مؤیدالاسلام، و مصاحبه از محمدعلی کاشانی می‎گیرد. این آثار به فرم گفت‎وگو نوشته شده‎اند که در دورۀ مشروطیت، با تَرَک برداشتن ساختار استبداد، به وجه ادبیِ تازه‌ای در گفتار سیاسی و ادبی بدل شده بود.      مؤلف، متعاقباً، شرحی می‎دهد از متن‎هایی که گردآوری کرده است و سرنوشت نویسندگان آنها. و خبرهای مطبوعات آن سال‎ها دربارۀ آن متن‎ها را نقل می‎کند.   پس از 1285ش و پیروزی انقلاب مشروطه، رمان‎های بیشتری نوشته شد و در آنها «طرح مباحث اجتماعی... به سرعت به مسائل سیاسی گسترش یافت». در رمان‎های یحیی‎میرزا اسکندری، ابوالقاسم سروش و ملک‎الشعرا بهار با رویکرد سیاسیِ متفاوتی مواجه می‎شویم. این نویسندگان، به‎خلاف رمان‎نویسان پیشین، انتقاد اجتماعی خود را در عین تفاهم و همراهی با دولت برآمده از مشروطه، انجام می‎دهند. زیرا دولت وثوق‎الدوله (1297- 1299ش) می‏خواست «نظم و نسقی به کشور بحران‎زده و در آستانۀ فروپاشیِ کاملِ ایران بدهد».   اما در اغلب رمان‎های دهۀ 1290-1300ش. مشکلات سیاسی- اجتماعی به صورت دیگری مطرح می‎شوند. مؤلف در انتقاد اجتماعیِ نگارندگان این رمان‎ها انگیزۀ سیاسیِ مشخصی می‏بیند و می‏گوید، برخلاف ملک‎الشعرا بهار، تأکید کسانی همچون مشفق کاظمی نویسندۀ تهران مخوف و شیرازپور پرتو مؤلف پهلوان زند، «برای تخریب وجهۀ سلطنت قاجار به نفع جناح سیاسی‎ای بود که در پی برانداختن قاجاریه و سلطنت سردارسپه» بود.   کوهستانی‎نژاد، بر اساس چنین تبیینی از وضع رمان ایرانی، عدم چاپ رمان نیرنگ سیاه به صورت کتاب و مطرح نشدن آن در تاریخ‎های ادبی دورۀ معاصر را ناشی از مخالفت ملک الشعرا با حکومت رضاشاه می‎بیند. در حالی که بهار، اگر می‎خواست، می‎توانست طی سال‎های 1298 تا 1306 متن خود را به صورت کتاب منتشر کند. شاید او نوع ادبیِ تازۀ رمان را چندان جدی نمی‎گرفت و از این‎رو در پی چاپ اثر خود به صورت کتاب نبود. و یا شاید چون، به قول افشار، «روزنامه مدت هفتاد و پنج سال یگانه وسیلۀ مکتوب ارتباط علمی و فکریِ افراد جامعۀ ایرانی بود»، ملک‎الشعرا به چاپ رمانش در روزنامه اکتفا کرده بود، همان‎طور که مقالاتش سال‎ها بعد به سعی محمد گلبن به صورت کتابی مدوّن درآمد.   اما مؤلفِ مشروطیت ایران و رمان فارسی بر آن است که «رمان نیرنگ سیاه و دیگر رمان‎های عصر مشروطیت، قربانی برخورد کاملاً سیاسی- فکری حاکم بر فضای فرهنگی- هنری ایران با آنها شدند... به دلیل حمایت آشکاری که در رمان نیرنگ سیاه از اصلاحات وثوق‎الدوله در سال‎های 1297 و 1298 شده است، رمان مزبور به فراموشی سپرده شده و حتی با توهین و تهمت مانع از طرح آن رمان در ادبیات معاصر ایران می شود...[که] حکایت از لحاظ کردن گرایش‎های سیاسی در نقد ادبی و بررسی تاریخ ادبیات معاصر ایران دارد» (ص41). تاریخ‎های ادبیِ معاصر، مانند از صبا تا نیما (1350)، در زمانی نوشته شده‎اند که دعوای قاجار و پهلوی تمام شده بود. و یحیی آرین‎پور کسی نبود که در جهت دفاع از پهلوی، رمان ملک‏الشعرا بهار را نادیده بگیرد. به گمانم فرضیۀ مؤلف، تا زمانی که مستند به اظهار نظری از بهار یا نگارندۀ دیگری از عصر مشروطه در این باب نباشد، قابل دفاع نیست.   هر تحقیقی، روایت محقق است از موضوعی که برگزیده؛ و مانند هر روایت دیگری، فرایند نظم‎بخشیِ دوبارۀ آن‌چیزی است که رخ داده یا گمان می‎رود که رخ داده باشد؛ و در آن افق تاریخیِ روزگار محقق با افق تاریخیِ زمانۀ رویدادها درهم می‎آمیزد؛ نوعی ساختمند کردن وقایع است در قالب یک طرح و پیرنگ، تا ما را قادر به درک دقیق‎تر آن بسازد؛ و- بنا بر شیوۀ ربط دادن حادثه‎ها به یکدیگر یا مهمتر جلوه دادن شخصیتی از شخصیت دیگر و تعیین علت و معلول‎ها و ... - از تأویل و تفسیر محقق متأثر است. تبیین تاریخ ادبیات نیز عمدتاً از منطقی روائی پیروی می‎کند. گزینش واقعیت ها و شیوۀ مفهومی کردن آنها - نحوۀ چیدن وقایع کنار هم، برای ایجاد طرح و پیرنگ- شبیه کارِ داستان‎نویس است. البته توفیق محقق بسته به آن است که قصۀ تحقیق خود را در قالب طرحی تا حد امکان باورپذیر پیش ببرد.   لنگربه گمانم، تقیّد مؤلف بر غرض‎ورزیِ مورخان تاریخ ادبی معاصر در کم‎توجهی به رمان ملک‎الشعرا، بازنمائیِ تاریخی او را محدود ساخته و سبب کم‎توجهی به نقش تعیین‎کنندۀ عوامل دیگر شده است.   صاحب این قلم، به عنوان محقق تاریخ داستان‎نویسی ایران، قدردانِ تلاش مسعود کوهستانی‎نژاد است. زیرا وی موفق به گِردآوردن برخی از رمان‎های دور از دسترس در کتاب پنج جلدی خود شده است.   [1].ایرج افشار، «جریان‎های ادبی در مجلات فارسی»، راهنمای کتاب، سال 20، 1356. [2]. محیط طباطبایی: تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، انتشارات بعثت، تهران 1366، ص 263 و 264. [3]. ابوالقاسم حالت: «ناهید، شیرین‎زبانی»، مجلۀ تلاش، شمارۀ 37، مهر آبان 1351. ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 08:05:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264138/رمان-های-گمشده-لابه-لای-صفحات-مطبوعات «نامه‌های شفاهی» محمد صالح‌ علا منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264324/نامه-های-شفاهی-محمد-صالح-علا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمد صالح‌‌ علا از افرادی است که توانسته لحن خاص صحبت کردن خود را برای همگان جا بیاندازد و بسیاری از تکیه کلام‌‌های او چون «دو قدم مانده به صبح» از برنامه پرمخاطب چشم شب روشن در اذهان مانده است. صالح‌ علا را دقیقا نمی‌شود در یک دسته و گروه جای داد. او نویسنده، شاعر، فیلمساز و مجری تلویزیونی است. و با اینکه برنامه‌های تخصصی در حوزه ادبیات و فرهنگ اجرا می‌کند نوع خاص صحبت کردن و بیان ویژه‌اش سبب شده مخاطبان عام‌تری هم جذب برنامه او شوند. حالا کتاب نامه‌های شفاهی با عنوان فرعی نوشته‌های پراکنده از او منتشر شده است. نوشته‌هایی که هرکدام بیشتر از یک یا نهایتا دو صفحه نیستند، یادداشت‌هایی که شبیه دلنوشته‌های محمد صالح علا هستند اما داستان دارند. این نوسنده با همان روایت و لحن شیرین و جذاب و آشنای خود، به نقل یک خاطره یا حسی زودگذر که او را تحت تاثیر قرار داده می‌پردازد و آنقدر صمیمی این کلمات را به نگارش درآورده که خواننده گاهی حس می‌کند نویسنده از میان حروف کتاب سربرآورده و در حال گفت‌وگوی رودررو با اوست. مثلا در  بخشی از کتاب اینگونه می‌نویسد: «بقال سرکوچه ما انسان فرهمندی است. می‌گفت یکی هرروز می‌آید از بقالی من خرید می‌کند. او چیزی را از میان چیزها انتخاب می‌کند.سیب زمینی های لک‌زده، پیازهای پلاسیده، را در دستمالش می‌ریزد. می‌گویم چرا تازه‌ها را بر نمی‌دارید می‌گوید پس همسایه‌هایم چه کنند پلاسیده‌ها را بگذارم برای آنها؟...» حال‌وهوای نوشته های این کتاب حول و حوش تهران و مصائب و مشکلات زندگی در پایتخت است اما در عین حال طنز صالح علا سبب می‌شود این مشکلات به زبانی جذاب برای شما روایت شود. کتاب «نامه‌های شفاهی» نوشته محمد صالح‌ علا به تازگی در هزار نسخه و با قیمت 40000تومان از سوی نشر پوینده منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 05:58:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264324/نامه-های-شفاهی-محمد-صالح-علا-منتشر نشست هم‌اندیشی انجمن‌های ادبی تهران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264353/نشست-هم-اندیشی-انجمن-های-ادبی-تهران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، ابراهیم اسماعیلی اراضی که در انتخابات اردیبهشت‌ امسال به عنوان دبیر انجمن‌های شهرِ تهران انتخاب و معرفی شد از برگزاری این نشست خبر داد و گفت: در راستای برگزاری نشست‌های هم‌اندیشی دبیرانِ انجمن‌های ادبیِ استان‌ها و با هدف هماهنگی هر چه بیشتر انجمن‌ها، نشست هم‌اندیشی دبیران انجمن‌های ادبی شهر تهران با حضور اعضای «کارگروه اجرای آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی» برگزار خواهد شد. اسماعیلی اراضی در این باره افزود: از کلیه دبیرانِ انجمن‌های ادبی شهر تهران که در سامانه امور انجمن‌های ادبی به نشانی hlclubs.ir ثبت‌نام کرده‌اند؛ برای شرکت در این نشست، دعوت شده است. دبیر انجمن‌های شهر تهران در ادامه خاطر نشان کرد: در این نشست قرار است درباره مسائل مربوط به آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی، دریافتِ شناسه‌ ملی و هم‌اندیشی و هم‌گرایی در برنامه‌ریزی بین دبیران انجمن‌های ادبی گفت‌و‌گو شود. گفتنی‌ است نشست هم‌اندیشیِ دبیرانِ انجمن‌های ادبی استان‌ها پیش از این در دو استان زنجان و خوزستان با حضور دبیر و اعضای «کارگروه اجرای آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی» برگزار شده است. ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 10:59:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264353/نشست-هم-اندیشی-انجمن-های-ادبی-تهران-برگزار-می-شود بزرگداشت جمال میرصادقی در سرای کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264345/بزرگداشت-جمال-میرصادقی-سرای-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،بزرگداشت جمال میرصادقی در سرای کتاب برگزار می‌شود.    شانزدهمین دوره عصر کتاب به گرامیداشت جمال میرصادقی،‌ نویسنده و مدرس ادبیات داستانی اختصاص دارد که روز یکشنبه ۲۸مردادماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در سرای کتاب به نشانی خیابان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفر جنوبی، پلاک ۱۰۸۰ برپا می‌شود.   ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 06:47:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264345/بزرگداشت-جمال-میرصادقی-سرای-کتاب نقدوبررسی «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» در کرج http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264340/نقدوبررسی-ساندویچ-حیدر-نعمت-زاده-کرج به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان نوجوان «ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده» در موسسه فانوس ادب نقدوبررسی می‌شود.   نویسنده این کتاب منصور علیمرادی داستان‌‌نویس و پژوهشگر است و منتقدان این جلسه علیرضا مجابی و طلا نژادحسن و اجرای این مراسم بر عهده ایرج خواجه پور است. علاقه‌مندان به شرکت در این جلسه می‌توانند پنج‌شنبه 25 مرداد 1397 از ساعت 17 تا 18:30 به موسسه فانوس ادب واقع در کرج،‌ مهرویلا،‌ میدان معلم مراجعه کنند.       ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 06:30:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264340/نقدوبررسی-ساندویچ-حیدر-نعمت-زاده-کرج غرویان: می‌توان دلیل زندگی کردن را با خواندن آثار الیاده فهمید/نوری: با یک رساله اسطوره‌شناسی در قالب رمان طرف هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/264323/غرویان-می-توان-دلیل-زندگی-کردن-خواندن-آثار-الیاده-فهمید-نوری-یک-رساله-اسطوره-شناسی-قالب-رمان-طرف-هستیم میزگرد بررسی آثار میرچا الیاده، اسطوره‌شناس و دین‌شناس رومانیایی با هدف بررسی چگونگی به کارگیری اندیشه‌های وی در رمان «جوانی بدون جوانی» در محل خبرگزاری کتاب ایران(ايبنا) برگزار شد. در این میزگرد مینا غرویان، سرویراستار و مترجم آثار الیاده،‌ اصغر نوری،‌ مترجم و نمایشنامه‌نویس، به همراه فرهاد بیگدلو مترجم حضور داشتند. مشروح این میزگرد را در ادامه می‌خوانید. میزگرد ما دو بخش دارد در بخش اول درباره تعریف اسطوره از نظر الیاده و اینکه با تمرکز بر اسطوره‌شناسی در پی پاسخ به چه چیزهایی است و در بخش دوم میزگرد به بحث درباره چگونگی به کارگیری اندیشه‌های الیاده در رمان «جوانی بدون جوانی» خواهیم پرداخت. مینا غرویان:  در ابتدای این میزگرد بسیار مشتاقم تا دلیل انتخاب این کتاب و همچنین نحوه آشنایی دبیر ترجمه نشر را با این کتاب و نویسنده‌اش بدانم. اصغر نوری: رمان از ادبیات فرانسه نیست و طبعا برای من که از فرانسه ترجمه می‌کنم حوزه تخصصی به شمار نمی‌آید و همان‌طور که فرمودید به عنوان دبیر انتشارات و یک خواننده در این میزگرد شرکت کرده‌ام. علاقه من به فوردکاپولا و میرچا الیاده دلیل اصلی من برای انتخاب این کتاب جهت انتشار بود و به عنوان خواننده‌ و علاقه‌مند به اسطوره تقریبا هر چه از الیاده ترجمه شده را خوانده‌ام. من در دانشگاه  هنر سوره تئاتر تدریس می‌کنم و برخی از درس‌های غیرتخصصی هم برای تدریس به من تحمیل می‌شود مانند داستان‌نویسی، تاریخ هنر و اخیرا واحدهای تمثیل‌شناسی و اسطوره‌شناسی  هم تدریس کرده‌ام و  در این راستا کتاب «هنر اسرارآمیز» از الیاده را به دانشجویان برای مطالعه پیشنهاد دادم و همین‌جا از خانم غرویان برای ترجمه این کتاب تشکر می‌کنم. علاقه الیاده بیشتر به تشریح تبیین و  پیدا کردن خاستگاه هر چیزی  از آیین تا مذهب گرفته و خاستگاه خود انسان است. در کنار همه اینها الیاده دغدغه زمان هم دارد و  مساله زمان رکن اصلی رمان «جوانی بدون جوانی» هم هست و اینکه ما با زمان‌مان چه کار می‌کنیم. فورد کاپولا هم اساس فیلم خود را بر همین مساله زمان گذاشته است. من سال‌ها پیش وقتی این فیلم را دیدم، وقتی در تیتراژ خواندم که این فیلم بر اساس رمانی از میرچا الیاده ساخته شده،‌ بسیار تعجب کردم و تا آن زمان نمی‌دانستم که الیاده رمان هم دارد. آثار پژوهشی او را خوانده بودم اما از اثر داستانی او بی‌اطلاع بودم. زمان گذشت تا اینکه ترجمه این کتاب را آقای بیگدلو پیشنهاد دادند. درباره رمان چیزی که برایم به لحاظ ادبی بسیار جالب بود این است که پیش فرض بر این است که رمانی به قلم  یک فیلسوف یا پژوهشگر  رمانی کسل‌کننده با جنبه ادبی پایین است. اما وقتی خواندم متوجه شدم که به هیچ وجه اینطور نیست و حتا به لحاظ روایت برایم جذاب‌تر از فیلم کاپولا بود. تک‌گویی درونی راوی و روایت بیرونی که به‌صورت موازی جلو می‌رفت و همچنین دلیل این تک گویی هم که الیاده به هنرمندی آن را در رمان درآورده بود،‌ دلیل علاقه من به این رمان است. الیاده در این رمان به خوبی موقعیت را می‌سازد و خواننده را همراه خود با دنیای دورنی و بیرونی خود جلو می‌برد. کنار انسان و زمان از نازی‌ها به عنوان المان قدرت استفاده می‌کند تا قدرت تاثیرگذار روی زندگی انسان و تمام چیزهایی که بر زندگی یک انسان تاثیر می‌گذارد را به خوبی نشان بدهد. مینا غرویان: با خواندن آثار الیاده می‌توان دلیل زندگی کردن را فهمید. الیاده روزنامه‌نگار، داستان‌نویس و پژوهشگری بوده که در دوران سخت تاریخ مانند ظهور کمونیسم و جنگ‌های جهانی و ظهور نازیسم زیسته است. از طرف دیگر  الیاده با آدم‌های مهمی چون  فروید و انیشتین و  از نظر ادبیات، شرق‌شناسی، جنبه‌های عرفان و فلسفی هم هم‌دوره هانری کربن بوده است. الیاده از بچگی جوایز مهمی در نویسندگی و پژوهش برده است و به زبان‌های مختلفی هم آشنایی داشته است. تاریخ روان‌شناسی و فلسفه از دیگر حوزه‌های تخصصی الیاده هستند. بعد از الیاده و یونگ تولید افکار عمیق به آن شکل وجود نداشته است. الیاده خود رامورخ ادیان می‌داند اما در حقیقت او انسان همو ساپینس را هم بررسی می‌کند. نقطه شروع تحقیقات الیاده از زمانی است که این انسان روی دو پا می‌ایستد و چشمش به آسمان می‌افتد. نگاه به آسمان سرآغاز تمامی مسائل است و انسان را با افقی بی‌پایان روبه رو می‌کند. الیاده خودش را جای این انسان می‌گذارد. حسن الیاده همین است که به چرایی آغاز اسطوره می‌پردازد. الیاده معتقد است انسان در ابتدای امر برای ساختن سابقه برای خود به اسطوره روی آورده است. این قصه شروع اسطوره‌شناسی است. اصغر نوری: الیاده در کتاب «اسطوره و واقعیت» می‌گوید: پیرهای قبایل قصه‌هایی که برای انسان ساخته‌اند را از بدو تولد به فرزندانشان آموزش می‌دادند و معتقد بودند که انسان بدون این قصه‌ها قادر به زندگی‌کردن نیست. مینا غرویان:  این در حقیقت همان سرآغاز اسطوره‌پردازی است. هر گروهی متناسب با نحوه زیست و نوع معیشت و اقلیم خود برای خودش یک خاستگاه انسان‌زایی تعریف می‌کند تا نقطه اتکایی به لحاظ تاریخی داشته باشد تا به سوال مهم من از کجا آمده‌ام پاسخ داده باشند. به عنوان مثال  قبایل سیاهپوستان برای دلیل رنگ پوست خود قصه‌ها و روایت‌هایی دارند. همینطور که در تاریخ جلوتر می‌آییم با اسطوره‌های هند،‌چین،‌ مصر و ایران روبه‌رو می‌شویم که به شکل تدوین‌شده‌ای درمی‌آیند. انسان در این اسطوره‌ها همواره خودش را غالب دیده و این مساله بسیار مهم است.  ارزش کارهای الیاده در این است که به زبانی قابل فهم اسطوره‌ها را بیان کرده است. مباحثی که الیاده در آیین‌ها مطرح می‌کند؛ مانند نقش اسطوره‌ها  در آیین‌هایی مانند جشن سال نو،‌ برداشت محصول و کارکردن در معدن، طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. از آیین‌هایی که الیاده به آن اشاره می‌کند آیین نوزایی است و مبحث نوزایی آتش که به خوبی از آن در رمان «جوانی بدون جوانی» بهره برده است. در کنارهمه این‌ها بحث زمان هم مطرح می‌شود. مینا غرویان: من مشتاقم تا آقای بیگدلو به عنوان مترجم اثر برداشت خود را از رمان مطرح کنند و همچنین درباره زمان و چرخه حلول صحبت کنند. فرهادبیگدلو: من بیشتر سینمایی هستم تا ادبی. به دلیل علاقه‌ای که به کاپولا داشتم سراغ این کتاب رفتم و دلیلش صحبت خود کاپولا بود که این فیلم را شخصی‌ترین فیلم خود می‌داند. کاپولا در زمان ساخت این فیلم مشغول پروژه‌ای دیگر بود و گمان می‌کرد که آن بهترین اثرش خواهد بود اما بعد از آشنایی با این رمان و قهرمان داستان که همسن و سال خود کاپولا بوده به ساخت این فیلم روی می‌آورد و پروژه قبلی را رها می‌کند. مینا غرویان: قبل از توضیح دلیل شکل‌گیری آیین‌ها باید به این بپردازیم که انسان در بدو امر در حال شناسایی زمان، و فصول است. انسان به تدریج  تغییر زمان را از روز به شب درک می‌کند و حرکاتی برای آن می‌آفریند تا زمان فعالیت‌های مادی وجودی‌اش را با آرامش و مراقبه‌اش در شب جدا کند و این جداسازی، زمان مقدس و نامقدس را به وجود می‌آورد. انسان زمانی را به وجود می‌آورد که دور از دسترس خودش است و  همین اولین برخوردهای او را با زمان مقدس و نامقدس شکل می‌دهد. زمان نامقدس با فعالیت‌های بدنی و فیزیکی او سروکار دارد و از طرف دیگر انسان در زمان مقدس  برای خود آیین‌های عبادی ایجاد کرده است. اصغر نوری: به نظرم این آیین‌ها برای این انسان‌ها کاربردی بوده‌اند. اگر با نگاه امروزی به آیین نگاه کنیم شاید در مقدس‌ترین و غیرمادی‌ترین حالتش فکر کنیم که این مساله برای به آرامش رسیدن بوده است. ولی من با دو مساله مشکل دارم یکی اینکه انسان نخستین درکی از زمان ندارد و دلیل تغییر فصل‌ها را نمی‌فهمیده است.  به عنوان مثال در  یک قبیله استرالیایی آیینی وجود دارد که یاد طبیعت بیندازند که بایدبهار بشود و طبیعت باروری یادش بیاید. آیین با معنایی که ما امروز درک می‌کنیم یعنی در کنار زندگی اجتماعی ثابت خود می‌خواهیم به یک سری آیین عمل کنیم . بشر در ادامه به این مساله می‌رسد اما قبلا این رویکرد وجود نداشته است و با این مراسم به مانند آیین‌های امروزی برخورد نمی‌کرده  و آن را به مثابه یک نیاز می‌دیده است و  در نتیجه آن جزئی از زندگی اش را تشکیل می‌داده است. این همان چیزی است که الیاده در  کتاب «اسطوره و واقعیت» به آن اشاره می‌کند و می‌گوید تمام چیزهایی که ما امروز اسم اسطوره بر آن می‌گذاریم برای انسان دیروز به مثابه واقعیت بوده است. مینا غرویان: خود الیاده معتقد است که این مساله به عصر آهن برمی‌گردد. عصر آهن مرزی بین زندگی درون اسطوره و بیرون آن است. اسطوره در زمانی به مانند تنفس برای انسان بوده است. از عصر آهن به بعد اسطوره‌زدایی و تقدس‌زدایی آغاز می‌شود و آیین را به نمایش تبدیل می‌کند. در بدو امر آیین به مثابه نیازی است که انسان باید آن را انجام بدهد و الیاده آن را «نحوه وجودی» نام می‌نهد. ما یعنی انسان متمدن واژه‌ای به نام زمان ساختیم و خودمان را در آن اسیر کردیم و از این چارچوب بسته همه چیز را رصد می‌کنیم. جوزف کمبل معتقد است که جهان از میان ایران به دو نیم تقسیم می‌شود. از زرتشت به بعد زمان از حالت چرخشی به خطی بی‌انتها تبدیل می‌شود اما اسطوره‌ها و آیین‌ها به زمان چرخشی برمی‌گردد. الیاده یک غربی بود که دوست داشت خودش را به چشم یک انسان شرقی ببیند. چون در شرق انتهای زمان به زمانی دیگر و انتهای یک مرگ به زندگی در قالبی دیگر ختم می‌شود و این همان زمان چرخشی است که آیین‌هایی مختص خودش به وجود می‌آورد و درست نقطه مقابل  تقویم زمانی غرب قرار می‌گیرد که انتهای زمان را یک کشتار بزرگ و مرگ پیش بینی کرده است. به همین دلیل است که زمان در کارهای الیاده مبحث بسیار مهمی است. در کنار بحث زمان که الیاده در رمان مطرح می‌کند بحث  انسان مدرن و قیاسی که الیاده بین انسان مدرن و انسان باستانی می‌کند هم ریشه در همین نگاه دارد. فرهاد بیگدلو: اتفاقا الیاده در رابطه با این موضوع بحث ابرانسان را هم مطرح می‌کند و در این رمان به خوبی یک ابرانسان را به تصویر می‌کشد. مینا غرویان:  مساله اصلی این است که اساسا لزوم شکل‌گیری روایت چیست. در قبایل ابتدایی مانند قبایل سرخپوستی و به عنوان مثال افریقایی‌ها روایت‌هایی وجود داشته که با توجه به مصادیق نحوه وجودی آن‌ها شکل گرفته و نقش این روایت‌ها در تکمیل آگاهی بشر است.  متمایزترین مثال در این باره ادیان است. خاستگاه آفرینش جهان برای ادیان سامی مانند یهودیت، اسلام و مسحیت آدم و حوا هستند و  به عنوان برای چینی‌ها، پانگو ( نام نخستین موجود زنده و خالق و آفرینش‌گر تمامی اساطیر چین است). و این‌ها هم بخشی از روایت است. چرا روایت می‌کند؟ در درجه اول اینکه برای خود سابقه درست کند. اصغر نوری: و به نحوی جواب دادن به سوال‌هایی است که انسان در لحظه با آن‌ها روبه‌رو می‌شده است. انسانی که دلیل شب و روز را نمی‌داند در ذهن خود،‌ خدای شب و روز می‌سازد. پس از فهمیدن این مساله انسان دیگر نیازی به قصه‌های خدای روز و شب ندارد و نیازهایش تغییر می‌کند. مینا غرویان: و قصه‌ها و اسطوره‌های دنیای مدرن مانند ساینس فیکشن را خلق می‌کنیم. وجه مهم‌تر این روایت این است که من انسان را از زمان فشرده پیرکننده خارج می‌کند و تا حدی از اسارت زمان می‌رهاند. هسته اصلی خلق هنر هم همین است. برای فرا رفتن از اسارت وجودی و زندان زمانی و مکانی خلق شکل می‌گیرد. اقوام ابتدای این روایت‌ها را مرتب نقل می‌کردند و نه مکتوب. چون خود و شنونده را به همین شکل وارد یک زمان مقدس می کردند و نقل این داستان‌های ساخته و پرداخته شده تبدیل به یک قاعده سفت و سخت می‌شود و این همان رسم القای زمان تاریخی است. به عنوان مثال رسمی در دوره میترایی وجود داشته که ده روز از زمان رها می‌شدند و  به کلی در ده روز هیچ زمانی وجود نداشته و وارد زمان مقدس می‌شدند که با شکل‌گیری دوباره کیهان و زمان آفرینشی نو همراه بوده است. هر جامعه‌ای برای خودش در روزهای پایانی سال به القای زمانی روی می‌آورده است. به عنوان مثال برای درمان بیمارهای خود مریض را می خواباندند، دور آن حلقه‌ای می کشیدند،‌ داستان‌های پیدایش قوم خود را تعریف می کردند و او را به لحظه آغازین زمان می‌بردند و مریض به نحوی دوباره متولد می‌شد و دوباره شفا پیدا می کرد. این تعریفی بوده که انسان باستانی از زمان داشته است. انسان‌های نخستین رویا نمی‌دیده‌اند چون زندگی‌شان به نحوی با رویا گره خورده بوده و انسان متمدن اسیر زمان خطی است که رویا می‌بیند. از این روست که انسان مدرن ساینس فیکشن خلق می‌کند  و برای خلق آن از ناخوداگاه خود کمک می‌گیرد. الیاده معتقد است یکی از دلایل تولید بیش ازحد قصه در غرب فقدان پیوند با گذشته است. آگاهی انسان مدام در حال خلق است و از این جهت است که قصه خلق می‌شود تا از گرداب آگاهی خود برهد. در کتاب «اسطوره و واقعیت» آمده است سیاهپوستانی که توسط سفیدپوستان قتل عام و اذیت شده‌اند مدام در حال قصه گویی و رقص و آواز بودند تا از آن درد و رنج رها شوند. موضوع زمان و قصه همین است. میرچا الیاده مثالی درباره اردوگاه‌هایی شوروی می‌زند و می گوید که مرگ‌ومیر در اردوگاهی که یک پیرزن قصه‌گو در آن وجود داشته کمتر بوده است و حتا کسانی مایل بودند که جیره غذایی خود را برای یک قصه در اختیار پیرزن بگذارند. بحث شفادادن که در مراسم آیینی و بازگشتن به بدو تولد مطرح کردید به نحو جالبی در رمان «جوانی بدون جوانی» مطرح شده است. در رمان، قهرمان داستان وقتی دوباره جوان می‌شود به علمی دست می‌یابد و زبان‌هایی را صحبت می‌کند که متعلق به دوران باستان است یعنی حافظه انسان مدرن به نوعی به آن حافظه ازلی بازمی‌گردد.  بازگشت به گذشته و زمان آغازین نقشی شفادهنده و ارتقا دهنده در رمان ایفا می‌کند و این همان چیزی است که الیاده در آثار پژوهشی خود هم به کرات بیان کرده است و همین جاست که ما متوجه نگاه انتقادی الیاده به انسان مدرن می‌شویم. اصغر نوری: چیزی که مسیر این رمان را مشخص می‌کند این است که شخصیت اصلی رمان مانند خود الیاده انسانی دین شناس و اسطوره شناس است و الیاده این شخصیت را انتخاب کرده چون می‌دانسته چه می‌خواهد بگوید. نکته جالب این است که این آدم هنگامی که جوان می‌شود همان آدم دین‌پژوه است و به طور مثال حافظه‌اش تغییر نمی‌کند و تنها کالبدش در زمان به عقب برمی‌گردد و اینجا جایی است که با بحثی که خود الیاده مطرح می‌کند که من با زمانم چه کار می‌کنم دچار تناقض می‌شود. اما الیاده از این قضیه می‌گذرد. ما تنها با یک رمان طرف نیستیم چون فرق اساسی ادبیات با هر علم دیگری این است که نویسنده خودش هم نمی‌داند در نهایت چه خواهد نوشت. نویسنده تنها ایده و دغدغه‌ای دارد که قرار است فرم پیدا کند تا محتوا شکل بگیرد اما در رمان الیاده همان‌طور که گفتم همه چیز از ابتدا مشخص و مهندسی‌شده است و ما با یک رساله اسطوره‌شناسی،‌ تاریخ پژوهی در قالب رمان طرف هستیم و الیاده چون با مدیوم رمان آشناست آن را طوری نوشته که ما از آن لذت ببریم. تقابل انسان مدرن و انسان گذشته در این رمان بسیار جالب است و کسانی که از قبل آثار پژوهشی الیاده را خوانده باشند بهتر با این رمان ارتباط برقرار می کنند. مینا غرویان: من سال هاست که آثار الیاده را می‌خوانم. آثار داستانی الیاده مربوط به زمان‌های فراغت اوست. نکته‌ای که خود الیاده هم در کتاب «هنر اسرارآمیز» به آن اشاره می‌کند این است که غربی‌ها چه جور انسان مدرنی هستند. ما ایرانی‌ها درکی انتزاعی از انسان مدرن داریم و به لحاظ وجودی و ناخودآگاه نمی‌توانیم مدرن باشیم. مدرن بودن در واقع یک موقعیت وجودی هستی است که برای غربی‌ها مفاهیم خاصی دارد و از مذکرسالاری رنسانس، اسطوره‌زدایی،‌ تقدس‌زدایی و مسیحیت‌زدایی می‌آید. الیاده معتقد است که ما هرگز نمی‌توانیم با این دید، شرق و چرخه زمان گردشی آن را بشناسیم و این تناقض در این رمان کاملا خودش را نشان می‌دهد چرا چون این داستان در انتهای پژوهش‌های الیاده نوشته نشده و به زمان قبل‌تری بازمی‌گردد. الیاده در هنگام َآشنایی با اندیشه‌های زمان وداعی یا زمان بودایی و مقوله مایا که اصل جهان را توهمی می‌داند،‌ این رمان را نوشته است. در مقوله مایا،‌ ویشنو که کلیت آفرینش است برای تکثیر عالم بدنش را باد می‌کند و ظهورات عالم نتیجه انفجار و حباب‌های به جا مانده از آن است. در سنی که الیاده این رمان را نوشته، بسیار تحت تاثیر زمان چرخشی بوده است. الیاده یک انسان مدرن غربی بوده که در دوران کمونیسم و سرمایه داری زندگی می‌کرده و این تناقض را تجربه کرده است. ورونیکا و خودش و تمام اتفاقاتی که در رمان می‌افتد این تناقض را به خوبی بیان می‌کند. الیاده تبدیل کالبدها به هم را با مثال پروانه به زیبایی در رمان می‌آورد. پروانه مرز بین آگاهی و واقعیتی است که خودش به آن پایبند است و از آن به عنوان تمثیل بهره برده است اما نتوانسته برای منِ خواننده روشن کند که اوست که خواب پروانه می‌بیند یا خودش در خواب پروانه‌ای است و هر صفحه به ما این تعلیق زمانی را یادآوری می‌کند. این رمان نتیجه شناخت اولیه الیاده از سیکل زمان است. الیاده در این رمان زمان را القا کرده و من خواننده را هم با خودش وارد یک سیکل تعلیقی می‌کند. الیاده علاقه عجیبی به کیمیاگری قرون وسطایی داشت و در این کتاب خودش را به مثابه موجودی گرفته که در این کوره به موجودی دیگر تبدیل می‌شود. اما در این کوره روحش است که تغییر می‌کند و نه صرفا عنصر مادی وجودش. کیمیاگری الیاده در پی  ساخت یک نوع ابرانسان است اما هیچ مکتب کیمیاگری نتواسته به این مهم دست پیدا کند. در این رمان الیاده وارد کوره گدازانی شده که مرتب عمل آمده و در ماتریکسی دستخوش جابه جایی شده و درنهایت به همان بدن پیر و فرسوده می‌رسد. الیاده در رمان «جوانی بدون جوانی» در واقع صاعقه‌ای را که با برخورد به کالبد قهرمان داستان موجب بازگشت او به دوران جوانی‌اش می‌شود به مثابه آتش آورده و قهرمان را به مثابه فلزی که باید طلا شود. کیمیاگری که الیاده به دنبال آن می‌گردد کسی است که بتواند یک ابر انسان خلق کند با تمام ویژگی‌های انسان مدرن و انسان باستانی. فرهاد بیگدلو: در رمان «جوانی بدون جوانی» الیاده بحثی هم به عنوان جادوی سیاه مطرح می کند و علاقه‌مندم که بدانم اشاره الیاده از این منظر تاریخی دقیقا به چه چیزی است؟ مینا غرویان: در ابتدای رمان به جیمز جورج فریزر انسان‌شناس انگلیسی اشاره شده که مساله جادوی سیاه هم به آن برمی‌گردد. تفکر غربی به هیچ اسطوره‌ای پایبند نیست و این چیزی است که خاستگاه همان انسان اگزیستانسیال است و در نهایت به موج فزاینده تولید داستان علمی تخیلی ختم می‌شود. اینها به قول الیاده همان تناقض انسان است. فریزر به عنوان یکی از انسان‌شناسان مهم قرن نوزدهم تمامی این مسائل را در کتابی جمع‌آوری می‌کند و در کتاب «شاخه زرین» از جادوی سیاه و جادوی سفید تعاریفی  ارائه می‌دهد. جادوی سیاه به مانندکشتن روح است. به عنوان مثال اگر من بخواهم کسی را در آن ور دنیا بکشم،‌ مجسمه او را در اینجا می‌سازم و سوزنی در آن فرو می‌کنم. در واقع روح او را می‌کشم و یا اسم او را از میان می‌برم چون طبق باورهای بدوی اسم همان روح است و این به همان دلیل است که معتقدند اسم باید درست انتخاب شود. اصغر نوری: مساله‌هایی که فریزر می‌گوید را به نوعی در زندگی‌مان به آن‌ها اعتقاد داریم و به کار می‌بریم به عنوان مثال قاب کردن عکس‌های کسانی که دوستشان داریم به نوعی به همان باورها بازمی‌گردد. به عنوان مثال سبیل کشیدن و خط خطی کردن عکس‌های کسانی که دوستشان نداریم از ناخودآگاه ما و همان باورها سرچشمه می‌گیرد. مینا غرویان: این همان انسان ابتدایی است و تفکر شما همان مرزجداسازی است که الیاده هم به آن اشاره می‌کند. هزاران سال مردم معتقد بودند که از یک انسان نروماده به وجود آمده‌اند و خورشید و ماه ارواح قهرمانان زمین هستند که بعد از مرگ به آسمانها می‌روند. و این باورها هزاران سال آدم‌ را در تعادل با طبیعت نگه داشت. اما امروزه این تعادل به هم خورده است. اصغر نوری: درواقع این توهم انسان مدرن بود که گمان می‌کرد می‌تواند به همه سوال‌ها جواب بدهد اما اواسط قرن بیستم به این نتیجه رسید که هر چقدر یک ماهی کوچک در ته اقیانوس دنیا را می‌شناسد انسان هم به همان اندازه به دنیا مسلط است.  شاید این بن بستی که مدرنیسم به آن رسید انسان مدرن ر ا به بازگشت به ادیان و آیین‌های گذشته- چه مذهب های سامی و چه مذاهبی که در کهن وجود داشته است- سوق داد. همه این‌ها در تمام جوامع مدرن در حال رخ دادن است. این مساله گویای لزوم روایت و قصه است که پیشتر درباره آن بحث شد و لزوم همان زمان مقدسی که در زمان خطی انسان مدرن امروز نیاز به آن به شدت احساس می‌شود. مینا غرویان: قصه از جنس اسطوره است و در مقوله ادبیات نمی‌گنجد. قصه یک جور برانگیختن ناخودآگاه است و به همین دلیل است که از انتهای آن بی‌خبریم. الیاده هدفش از داستان‌سرایی یافتن فراغتی از این تفکرات طبقه‌بندی است. «شب‌های بنگال»،‌«ایزابلا» و «جنگل ممنوعه» از دیگر داستان‌های اوست. اصغر نوری: من شاید اولین باری که اولین چیزی درباره الیاده خواندم دوره‌ای بود که دانشجوی زبان فرانسه بودم و در یک مجله فرانسوی دیدم که با او مصاحبه شده و از آنجا بود که به او علاقه‌مند شدم. مینا غرویان: الیاده،‌ یونگ و هانری کربن گروهی بودند که همکاری‌های قابل ستایشی داشتند. سال‌ها انجمنی داشتند بهنام ارانوس که نتیجه تحقیقاتشان را با یکدیگر در میان می‌گذاشتند و متاسفانه قرن جدید خالی از تفکر و کسانی مانند الیاده است که مرتب تولید سوال و اندیشه می‌کرده‌اند. این بحث را می‌توان به لزوم مطالعه آثار الیاده پیوند داد و از تاثیری که مطالعه این آثار می تواند در نحوه اندیشیدن و تولید اندیشه و تفکر داشته باشد. مینا غرویان: یکی از چیزهای جالبی که برای پرداختن به آثار الیاده و یونگ وجود دارد اینگونه داستان‌ها هستند و داستان هایی مانند هزارویکشب که پر از تاریخ و نماد و سیکل‌های زمانی است. من شخصا فکر می‌کنم مهم‌ترین سوالی که در پی پاسخ به آنم این است که اول هر چیزی چه بوده است کارهای الیاده این حسن را دارد که ما را به جایی می‌برد که بفهمیم ماهیت اصلی دین چیست. ما باید به دین این نگاه را داشته باشیم که چون جهان مکانی مقدسی است پس تمام کارهای بشر را می توان در حوزه دین تعریف کرد و نه فقط مراسم و آیین‌های مذهبی. اصغر نوری: نظر شخصی من این است که هنر قبل از هر چیزی برای لذت آفریده شده و درست نقطه عکس علوم است که آگاهی بر لذت ترجیح دارد. به عنوان مثال نفس خواندن فلسفه لذت بخش نیست و آن آگاهی که فلسفه به من می‌دهد لذت‌بخش است اما نفس خواندن رمان لذت بخش است. و شاید آگاهی به من بدهد شاید هم ندهد و این تفاوت ادبیات با علم است. من اگر شعری یا کتابی بخوانم اگر بفهمم که نویسنده می‌خواهد چیزی به من یاد بدهد دیگر آن ر ا نمی‌خوانم. ادبیات با فرم خود روی ما تاثیر می‌گذارد برخلاف فلسفه که تاثیرش روی منطق ماست. ادبیات با احساس ما بازی می‌کند. هر کسی اگر کتابخوان حرفه‌ای باشد اسم الیاده را شنیده و خوشبختانه الیاده چون فرم رمان را خوب می‌شناسد و نویسنده‌ای معمولی نیست که تنها بخواهد یک رمان را تعریف کند و  در نتیجه خواندن این رمان جدای از لذت ادبی باعث می‌شود که خوانندگان آن علاقه‌مند بشوند تا دیگر آثار الیاده را نیز بخوانند و با اندیشه‌های او آشنا بشوند که به نظرم قصه‌های اصلی آنجاست. مینا غرویان: در کتاب «هزارتوی آزمون‌های دشوار» الیاده به بسیاری از سوال‌ها پاسخ داده و نگاه این آدم کاملا معنوی است که با صرفا دینی بودن تفاوت دارد. الیاده معتقد است که ما در حال نابود کردن چیزهایی هستیم که قبل از ما خلق شده‌اند و از این غافلیم که آن‌ها تمام زندگی ما را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال اسطوره چیزی غیر از برگزاری مراسم ازدواج،‌ ختنه و ... نیست و یک گذر از شرایط کاملا زیستی و ورود به شرایط اجتماعی است. در حالی که انسان باستان با این ها به مثابه یک قاعده طبیعت زندگی می‌کرده است. من در انتها می‌خواهم از کسی که زحمات زیادی برای معرفی و ترجمه آثار الیاده به زبانی که بسیار نزدیک به لحن خود الیاده است،‌ تشکر کنم و کسی نیست جز جلال ستاری و به نحوی لازم می‌دانم که به او ادای دین کنم.  در حقیقت معرف الیاده در ایران جلال ستاری است و رمان «جوانی بدون جوانی» بعد انقلاب هم ترجمه‌‌ای داشته که در بازار موجود نیست. فرهاد بیگدلو: مهم‌ترین مساله برای هر آدمی این است که زمان محدودی در اختیار دارد و همیشه از کمبود آن در رنج است و آرزو می‌کند که ای کاش تا زمان بیشتری در اختیار داشته باشد و بحث دیگری که مطرح می‌شود این است که حال با این زمان چه کارهای انجام دهم. این همان چیزی است که در این کتاب به آن پرداخته شده و این کتاب را برای کسانی که با دیگر آثار الیاده هم آشنایی ندارند،‌ جذاب و خواندنی می کند.  سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که میرچا الیاده به عنوان رمان‌نویس هم مطرح بوده است یا خیر؟ مینا غرویان: بله میرچا الیاده برای داستانی که در نوجوانی می‌نویسد،‌ برنده جایزه‌ای می‌شود و سال‌ها فعالیت روزنامه‌نگاری داشته است. الیاده نویسنده خوبی است و دایره واژگانی خاص خودش را داشته است. در ایران پژوهشگران کمتر به سمت رمان‌نویسی می‌روند و برخی آن را امری سخیف می‌دانند و سطح آن را تقلیل می‌دهند و با آن‌ها که صحبت می‌کنی آن را امر بیهوده‌ای می‌دانند اما رضا براهنی در این‌باره نظر جالبی دارد و می‌گوید که رمان به مثابه فلسفه هست و بسیاری از نظرات فلسفی در قالب رمان مطرح شده است. اما در دوران مشروطه می‌بینیم که رمان به صورت پاورقی در روزنامه چاپ می‌شود و به صورت کتاب درنمی‌آید. اصغر نوری: قضیه این است که همان‌قدر در اروپا سنت فلسفه جا می‌افتد سنت ادبی و رمان هم جا می‌افتد. و رمان و فلسفه با هم جلو می‌روند. اما در ایران نگاه به رمان به مانند حکیم‌های قدیم است.                         ]]> ادبيات Wed, 15 Aug 2018 06:10:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/264323/غرویان-می-توان-دلیل-زندگی-کردن-خواندن-آثار-الیاده-فهمید-نوری-یک-رساله-اسطوره-شناسی-قالب-رمان-طرف-هستیم صفحه امروز؛ 14 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146219/صفحه-امروز-14-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برتولت برشت، جان گالزورتی، دانیل استیل، رنه گوسینی، چسلاو میلوش ، الیاس کانتی و جی. بی پریستلی هنوز از جایگاه ویژه‌ای در میان ادب دوستان برخوردارند.  برتولت برشت برتولت برشت، نمایشنامه نویس، کارگردان و شاعر آلمانی چنین روزی در سال 1956 در برلین شرقی از دنیا رفت. وی که فوریه 1898 در باواریا به دنیا آمد از بزرگترین شاعران سیاسی و اجتماعی آلمانی زبان پس از هاینریش هاینه به شمار می رود. او بیشتر برای نمایشنامه ها و تئاترهای روایی برجسته‌اش شهرت دارد اما در کنار نمایشنامه نویسی اشعار بسیار زیبایی نیز سروده است. وی نخستین سروده‌هایش را بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ یعنی زمانی که تنها 15 سال داشت سرود و آن ها را در نشریات محلی به چاپ رساند. نخستین نمایشنامه وی با نام «بعل» سال 1918 نوشته و سال 1923 منتشر شد. «آوای طبل در شب» نمایشنامه دوم اوست. «مادر»، «دایره گچی قفقازی»، «زن نیک ایالت سچوان»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «کله گردها و کله تیزها»، «استثنا و قاعده»، «آن که گفت آری و آن که گفت نه» و «آدم آدم است» شماری از مهم‌ترین نمایشنامه های وی هستند. جان گالزورتی جان گالزورتی، نویسنده و نمایشنامه نویس انگلیسی چنین روزی در سال 1867 به دنیا آمد. وی با نوشتن آثار برجسته نام خود را به عنوان یکی از برترین نویسندگان انگلیسی ثبت کرد و در سال 1932 موفق شد تا جایزه نوبل را از آن خود کند. وی نخستین مجموعه داستان کوتاهش را با عنوان «از چهار نفس» در سال 1897 منتشر کرد و پس از آن «جاسلین» را سال 1898 به چاپ رساند. «جزیره ریاکاران»، «خانه روستایی»، «برادری»، «گل تیره»، «مزد ناچیز»، «سرزمین های آزاد»، «آن طرف»، «پنج داستان»، «یک مرد مقدس»، «پابرهنه»، «دنیای کاخ» و «اجاره داده می شود» از دیگر آثار ارزشمند اوست. وی ژانویه 1933 از دنیا رفت.  دانیل استیل دانیل استیل، رمان نویس آمریکایی چنین روزی در سال 1947 به دنیا آمد. او بیشتر برای رمان های رمانتیک و عامه پسندش شهرت دارد که به بیش از 28 زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیش از 800 میلیون نسخه از کتاب هایش در سرتاسر جهان به فروش رسیده است. وی چهارمین نویسنده پرفروش لقب گرفته و از 22 کتاب وی اقتباس سینمایی شده است. او نوشتن را از 19 سالگی آغاز کرد و نخستین رمانش با عنوان «رفتن به خانه » را سال 1973 منتشر کرد . «به افتخار خود»، «یک روز در یک زمان»، «سانست در خیابان ترونر»، «قول»، «گمشده»، «دان عزیز»، «پیمان عشق» و «حالا و همیشه» از جمله آثار اوست. او با جدیدترین اثرش با عنوان «دوستان ادبی» مثل همیشه در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز جای دارد. رنه گوسینی رنه گوسینی، نویسنده فرانسوی چنین روزی در سال 1926 در جنوب پاریس به دنیا آمد. وی که یکی از نویسندگان معروف داستان های کمیک استریپ است با «لوک خوش شانس» و «ماجراهای نیکولا کوچولو» به شهرت رسید. او فعالیت داستان‌نویسی خود را صرفاً به ماجراهای لوك خوش شانس، محدود نكرد و علاوه بر داستان‌نویسی مدتی نیز سردبیری مجله‌ «پیلوت» را بر عهده داشت. وی همچنین فیلمنامه تعدادی از انیمیشن‌های سینمایی و تلویزیونی را نیز در کارنامه ادبی خود دارد. از سال 1996 جایزه رنه گوسنی به یاد وی راه اندازی شد که به برترین اثر ادبی طنز تعلق می گیرد. وی نوامبر 1977 در حالی که تنها 51 سال داشت، از دنیا رفت.   چسلاو میلوش چسلاو میلوش، شاعر و نویسنده لهستانی چنین روزی در سال 2004 برای همیشه آرمید. وی که در سال 1911 در لیتوانی دیده به جهان گشود، در سال 1951 با حاکمیت استالین در افتاد و به فرانسه و پس از آن به آمریکا تبعید شد. وی با نگارش کتاب «ذهن اسیر» در سال 1953، به شهرت بین المللی دست یافت. وی در این کتاب با روشنفکران چپ گرا که خود را درگیر کمونیسم کردند تسویه حساب کرده است. آثار این نویسنده بزرگ لهستانی متاثر از همبستگی یا همان جنبش های آزادی خواهانه لهستان است. او سال 1978 جایزه نیوستات را دریافت کرد و سال 1980 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد و بیش از پیش مورد توجه ادب دوستان قرار گرفت. «سه زمستان»، «نجات» و «سرود مروارید» از جمله آثار اوست.  الیاس کانتی الیاس کانتی، رمان نویس و نمایشنامه‌نویس بلغاری چنین روزی در سال 1994 از دنیا رفت. وی سال 1905 در شهر «روزه» بلغارستان دیده به جهان گشود. او به زبان‌های بلغاری، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی تسلط داشت اما همه آثارش را به آلمانی نوشت و به همین دلیل برای قدردانی از زحماتش در حوزه فرهنگ و تاريخ به عنوان نويسنده آلماني انتخاب شد و موفق شد تا در سال 1981 جایزه نوبل را از آن خود کند. خاندان كانتي بازرگانان يهودي اسپانيايي‌‏الاصل بودند كه مدام نقل ‏مكان مي‏كردند. كانتي و خانواده‌‏‏اش سال 19141 به انگلستان رفتند اما پدرش يك سال بعد فوت کرد و مادرش آن ها را به وين برد. او سال 1924 رشته شیمی را در دانشگاه انتخاب کرد اما پس از مدتی آن را ترک و به ادبیات روی آورد. او «کمدی خودپسندی» را سال 1934، «برج بابل» را سال 1935 و شاهکارش «مردم و قدرت» را سال 1962به رشته تحرير درآورد. كانتي سال 1952 شهروند افتخاري انگلستان شد اما با اين حال در سال 1970 به زوريخ رفت و در سوييس مستقر شد. «عروسی»، «نابینایی»، «اپرای میمون ها»، «مشعل در گوش» و «فیروزها» از دیگر آثار اوست.  جی. بی پریستلی جان بویتون پریستلی، رمان نویس و نمایشنامه نویس انگلیسی چنین روزی در سال 1984 از دنیا رفت. وی که سپتامبر 1894 به دنیا آمد 26 رمان در کارنامه ادبی خود دارد. او از سال 1927 فعالیت ادبی اش را با انتشار نخستین کتابش آغاز کرد و در سال 1929 موفق ترین رمانش با عنوان «هم نشینان خوب» را منتشر کرد که جایزه تیت بلک را برایش به ارمغان آورد و او را در ردیف چهره های ملی قرار داد. وی رمان بعدی اش را سال 1930 با عنوان «مالک پیاده رو» منتشر کرد. «گنج خطرناک»، «آخر بهشت»، «قبل از این هم اینجا بوده ام»، «کورنیلوس»، «مردم سرگردان»، «رویای روز تابستانی» و «وطن فرداست» از آثار وی هستند.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Aug 2018 05:00:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146219/صفحه-امروز-14-آگوست ​هرمز علیپور: رویایی جنون کلمه و شعر دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264321/هرمز-علیپور-رویایی-جنون-کلمه-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل روابط عمومی خانه شاعران ایران، در ابتدای برنامه سهیل محمودی مختصری از پیشینه شعر حجم گفت و از یدالله رویایی به عنوان سکان‌دار این نوع شعر یاد کرد. او، رویایی را از معدود شاعرانی دانست که به‌رغم دوری از سرزمین مادری و زبان اندیشه خود، هرگز از شعر و مخاطبانش جدا نبوده است. در ادامه هرمز علیپور دقایقی درباره یدالله رویایی صحبت و خاطراتی از او نقل کرد. علیپور در بخشی از سخنان خود گفت که رویایی جنون کلمه و شعر دارد و اگر قرار بود جای شخص دیگری باشم، او یدالله رویایی است. ساعد باقری در بخش بعدی برنامه، اشعاری از یدالله رویایی قرائت و درباره اشعار و اندیشه او مطالبی بیان کرد. منصور خورشیدی، طلایه رویایی، هوشنگ رئوف، آسیه حیدری و علی مومنی در این برنامه به شعرخوانی و مجید عبدالهی و فرزاد حیدری به اجرای موسیقی پرداختند. در پایان، حنیف خورشیدی به عنوان گردآورنده کتاب «از قبیله حرف» ضمن تشکر از برگزاری عصر حجم در خانه شاعران ایران و انتشارات «سیب سرخ» برای چاپ کتاب، از حمایت معنوی یدالله رویایی برای گردآوری «از قبیله حرف» تقدیر کرد. از قبیله حرف مجموعه گفتگوهایی با یدالله رویایی است. یدالله رؤیایی متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ در دامغان، مطرح‌ترین و پرچم‌دار نحله شعر حجم است. رویایی مدتی بعد از کودتای 28 مرداد به زندان افتاد و پس از خروج از زندان اولین شعرهای خود را در ۲۲ سالگی نوشت. او همزمان به تحصیل در رشته حقوق سیاسی در دانشگاه تهران تا درجه دکترای حقوق بین‌الملل عمومی پرداخت. پس از فراغت از تحصیل، در وزارت دارایی استخدام و به عنوان ذی‌حساب و سرپرست امور مالی در ادارات و دیگر مراکز دولتی مشغول به کار شد. از جمله کتاب‌های او می‌توان به هلاک عقل به وقت اندیشیدن، سکوی سرخ و چهره پنهان حرف اشاره کرد. رویایی هم‌اکنون ساکن پاریس است. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 11:26:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264321/هرمز-علیپور-رویایی-جنون-کلمه-شعر ​بزرگداشت «حسن توفیق» و پنجاه سال طنز مطبوعاتی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264320/بزرگداشت-حسن-توفیق-پنجاه-سال-طنز-مطبوعاتی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این برنامه که دوشنبه 29 مرداد ساعت 17 در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران واقع در بزرگراه حقانی (غرب به شرق)، بعد از ایستگاه مترو، خروجی کتابخانه ملی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مرکز همایش‌ها، تالار حکمت برگزار می‌شود، کامبیز درم‌بخش، احمد عربانی، احمد مسجدجامعی، هادی خانیکی، سیدفرید قاسمی، غلامرضا کیانی رشید و هادی حیدری سخنرانی می‌کنند. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 10:57:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264320/بزرگداشت-حسن-توفیق-پنجاه-سال-طنز-مطبوعاتی-ایران ادامه همکاری بیمه پاسارگاد با داستان‌نویسان منوط به افزایش متقاضیان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264310/ادامه-همکاری-بیمه-پاسارگاد-داستان-نویسان-منوط-افزایش-متقاضیان علی حیدری؛ مدیر توسعه بیمه پاسارگارد در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره توافق با انجمن صنفی داستان‌نویسان تهران بیان کرد: بعد از رایزنی با نمایندگان انجمن،‌ مقرر شد تا اعضای انجمن با همان کیفیت مفاد قرار‌داد کارمندان بانک مرکزی و علوم‌پزشکی استان تهران از خدمات بیمه پاسارگارد بهره‌مند شوند و سه ماه گذشته این قرار‌داد بین بیمه پاسار‌گارد و انجمن منعقد شد.           وی درباره خدمات بیمه‌ای شرکت بیمه پاسارگارد برای اعضای این انجمن ادامه داد: بیمه‌نامه‌های صادر شده، بیمه‌نامه‌های مربوط به طرح مکمل بازنشستنگی است. بیمه بازنشستگی مکفی که دو تا سه برابر بیمه تامین اجتماعی است و تامین هزینه‌های درمانی، دو خدمت مهم این بیمه به حساب می‌آید. نکته قابل توجه این بیمه‌نامه پرداخت بیمه بازنشستگی به صورت یک‌جا با رقم قابل توجه 500 میلیون تومان است.   وی با اشاره به دو قرار‌ بزرگ بین بیمه پاسارگارد با بانک مرکزی و علوم‌پزشکی استان تهران گفت: قرار‌داد بین بیمه پاسارگارد و علوم پزشکی تهران با جمعیت آماری 3 هزار نفری و با بانک مرکزی با جمعیت 70 هزار نفری منعقد شد. دلیل اصلی مذاکره بیمه پاسارگارد با انجمن داستان‌نویسان با 360 عضو با توجه به اینکه چندان برای شرکت نیز سود‌آور نیست، علاقه‌ شخصی و برخورداری این جامعه مظلوم و محروم از انواع خدمات بیمه‌ای است.        به گفته وی، ادامه همکاری بیمه پاساردگارد با انجمن داستان‌نویسان منوط به افزایش تعداد متقاضیان است.   مدیر توسعه بیمه پاسارگارد بیان کرد: ماهانه بین 12 تا 15 هزار بیمه‌نامه از سوی  بیمه‌ پاسارگارد صادر می‌شود و گروه 907 نیز پرفروش‌ترین بیمه در استان تهران به شمار می‌رود.   حیدری ادامه داد: مدیرکل بیمه‌های اشخاص، بعد از موافقت عقد قرار‌داد با انجمن داستان‌نویسان، رضایتمندی خود برای الحاق تبصره با هدف تعمیم و گسترش این جامعه آماری در آینده را نیز اعلام کرده بود.        وی با اشاره به مهلت ثبت‌نام اعضای انجمن برای استفاده از خدمات بیمه افزود: بیمه پاسارگارد بیش از بازه زمانی تعیین شده نمی‌تواند برای دریافت تقاضای اعضای انجمن صبر کند. تا کنون نزدیک به 20 نفر از اعضای انجمن متقاضی دریافت خدمات شده‌اند.   مدیر توسعه بیمه پاسارگارد تاکید کرد: برای ارائه خدمات بیمه مکمل بازنشستگی جامعه آماری باید افزایش پیدا کند. اما اگر تعداد قابل ملاحطه‌ای تقاضای خود را اعلام کنند شرکت مجاز به تدوین بیمه‌‌نامه‌‌ زیر نظر بانک مرکزی و بیمه مرکزی با حق‌بیمه بسیار نا‌چیز 100 هزار تومان است.   وی تاکید کرد: برای تدوین این بیمه‌نامه که زمینه آسودگی خیال بیمه شده را برای بازنشستگی تامین می‌کند، تعامل دوسویه ضروری است. تاکید دارم حق شرکت است که تعداد متقاضیان دریافت خدمات قابل‌ملاحظه باشد.     به گفته این مقام مسئول در بیمه پاسارگارد، بیمه شده اگر از خدمات بیمه‌ای استفاده کند و یا نکند با مجوز بیمه مرکزی می‌تواند بازنشستگی یکجا دریافت کند. یکی دیگر از بزرگترین محاسن این بیمه استفاده از خمات بیمارستان‌های خصوصی و دولتی است.     حیدری گفت: بعد از مذاکره با نمایندگان انجمن تصور می‌کردم با حجم تقاضای نویسندگان مواجه خواهیم شد به‌طوری که گروه 907 توان پاسخگویی به بیمه‌شدگان را نداشته باشد. اما به نظر می‌‌رسد که جامعه ادبی چندان به آینده و بیمه توجه ندارد.   وی ادامه داد: اعلام کردم برای دریافت مجوز ارائه خدمات طرح مکمل بازنشستگی به نویسندگان می‌جنگم و سر عهد خودم نیز ایستادم. هر چند که بسیاری تصور نمی‌کردند، اما به نتیجه رسیدم. طی مذاکره با نماینده انجمن توافق شد تا نشست‌های مشاوره در زمینه خدمات این بیمه برای اعضای انجمن برگزار شود همچنین درباره اطلاع‌رسانی بیشتر نیز صحبت‌هایی انجام شد اما احساس می‌کنم انجمن با گروه 907 همکاری لازم را ندارد. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 10:30:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264310/ادامه-همکاری-بیمه-پاسارگاد-داستان-نویسان-منوط-افزایش-متقاضیان شورای نقالی و پرده‌خوانی حوزه هنری تشکیل شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264317/شورای-نقالی-پرده-خوانی-حوزه-هنری-تشکیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری که با جشنواره نقالان علوی یا همان جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر به دبیری «حسین عالم‌بخش» علاوه بر فعالیت‌های پیشین خود جای خالی دیگر سازمان‌های فرهنگی و هنری در پردازش و احیای هنرهای نمایشی سنتی ایران پر کرده است، شورای تخصصی نقالی و پرده‌خوانی را نیز با هدف جان دادن به چراغ نیمه روشن هنرهای سنتی نقالی و پرده خوانی در زوایا و ابعاد گوناگون حماسی، ملی و مذهبی راه اندازی کرد. این شورا متشکل از اساتید و پیشکسوتان نقالی، پرده‌خوانی و شبیه‌خوانی با چاشنی هنرمندان جوان و توانمند است. به این ترتیب هنرمندان جوان این شورا شامل محسن میرزاعلی، مهدی دریایی و حسن مجتبی‌بیگی در کنار اساتید ارزشمندی همانند دکتر امیر صادقی، مرشد ابولفضل ورمزیار و مرشد مهدی چایانی گروه قدرتمندی را برای حفظ، احیا و تربیت هنرمندان این عرصه مهم هنرهای سنتی تشکیل داده‌اند.   کوروش زارعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، در اولین جلسه این شورا که به معرفی اعضای شورا، اهدا حکم آن‌ها و بیان اهداف این فعالیت فرهنگی و هنری حوزه هنری گذشت ضمن قدردانی از پذیرش این دوستان از دعوت وی گفت: هنرهای سنتی ایران دارای سبقه و ریشه‌ای ملی و مذهبی است که سال‌ها مورد غفلت قرار گرفته است. در حالی که هنرهای سنتی ما بیش از هر هنر دیگری باید مورد توجه قرار گیرد. ما در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری خواهان روشن نگه داشتن چراغ کم‌فروغ هنرهای نمایشی سنتی خودمان هستیم و می‌خواهیم به یاری و همفکری شما اساتید و صاحب‌نظران هنر نقالی، پرده‌خوانی و شبیه‌خوانی جان دوباره‌ای به این مهم هنری بدهیم. زارعی در ادامه افزود: در پی رسیدگی به موضوعات گوناگون نقالی و پرده‌خوانی از جمله شاهنامه‌خوانی هستیم. به این ترتیب آنچه باید مد نظر این شورا در هنر نقالی باشد پرداخت گسترده و همه‌جانبه به هنر نقالی است. وی با اشاره به برگزاری محافل و گعده‌های تخصصی و صمیمی در حوزه هنری گفت: فعالیتی ارزشمند در حوزه هنری مرسوم است که هر ماه جمعی از اهالی یکی از هنرهای تخصصی این سازمان دور هم جمع می‌شوند و ضمن ملاقات چهره‌های مختلف هنری در فضای کاری خود به بحث و مبادله نظرات تخصصی می‌پردازند. ما نیز در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در نظر داریم تا جمعی از نقالان متخصص شاهنامه‌خوانی را به همین شیوه دعوت کنیم و از دانش و تجربیات‌شان بهره ببریم. مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با بیان انتظارات خود از این شورا گفت: با برگزاری منظم شورای نقالی و پرده‌خوانی این مرکز انتظار می‌رود مشکلات، بایدها و نبایدها، ظرفیت‌ها و قبلیت‌های داخلی و بین‌المللی این هنر کهن ایرانی کشف و برای رسیدگی به آن‌ها اقدام کنیم. باید این مسائل را درست شناسایی و برای تربیت نیروهای جوان و نسل آینده هنر نقالی تلاش کنیم. تمامی فعالیت‌های ما در مورد نقالی و پرده‌خوانی آنجایی نتیجه خواهد داد که بتوانیم نسل آینده این هنر را برای احیا و زنده نگه داشتن فرهنگ و هنرهای ملی و حماسی خود تربیت کنیم. وی در پایان گفت: ما در این شورا دور هم جمع شده‌ایم تا راهکارهای حرکت درست در این مسیر را تعیین کرده و برای دستیابی به اهداف بلندمدت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در این زمینه گام برداریم. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 10:16:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264317/شورای-نقالی-پرده-خوانی-حوزه-هنری-تشکیل رونمایی از کتاب «گزیده غزلیات مولوی به زبان هندی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264316/رونمایی-کتاب-گزیده-غزلیات-مولوی-زبان-هندی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، مراسم رونمایی از کتاب «گزیده غزلیات مولوی به زبان هندی» ترجمه بلرام شکلا، استاد زبان سانسکریت دانشگاه دهلی هند و شاعر پارسی‌گو ساعت 14 شنبه 27 مرداد ماه در حوزه هنری رونمایی می‌شود.   علاقه مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند در زمان یاد شده به سالن سلمان هراتی حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ مراجعه کنند. کتاب «گزیده غزلیات مولوی به زبان هندی» از تازه ترین آثاری است که در ادامه فعالیت های مرکز ترجمه حوزه هنری به چاپ رسیده است. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 10:02:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264316/رونمایی-کتاب-گزیده-غزلیات-مولوی-زبان-هندی گزارش یک مرگ در سطرهای زندگی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264281/گزارش-یک-مرگ-سطرهای-زندگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «پنهانی» نوشته نسترن خالصی از سوی انتشارات مروارید منتشر شد.  این رمان ماجرای زوج جوانی را روایت می‌کند که درگیر یک زندگی معمول و بدون حاشیه‌اند اما به ناگاه درگیر یک ماجرای جنایی می‌شوند. راوی این رمان زن جوانی است که در خلال گفته‌هایش می‌توان به رابطه او با همسرش و مشکلات عاطفی آن‌ها پی برد. خواننده از طریق فلاش‌بک‌هایی که ذهن زن جوان به گذشته می‌زند به سابقه رابطه آن‌ها و همچنین مشکلاتشان پی می‌برد. شروع داستان غافلگیرکننده است و خواننده از همان ابتدا می‌فهمد که با یک ماجرای جنایی و معمایی روبه‌روست: «داشتم در خانه را می‌بستم که یک لحظه فکر کردم چیزی را دیده‌ام. برای اینکه مطمئن شوم، سرم را برگرداندم و به یقه پیراهن پدرام نگاه کردم. نمی‌دانم چطور داشتم یقه‌اش را نگاه می‌کردم که خودش سریع دستش را روی آن گذاشت. به گمانم داشت زبری چیزی را احساس می‌کرد. دستش را به طرف گردنش برد و گردنش را خاراند. احساس می‌کردم چهره‌اش دارد جمع می‌شود. آهسته به طرفش رفتم و گفتم: چرا یقه‌ات خونیه؟»  این رمان پر از توصیفات ریز و جزءبه‌جزء است. راوی از توصیف اسباب خانه، لباس و حالات چهره هم نمی‌گذرد و خواننده را با درگیرکردن در این جزئیات به ناگاه با ذکر حادثه‌ای غافلگیر می‌کند. اما چیزی که خواننده را همراه راوی سطر به سطر جلو می‌برد روایت‌هایی است که از ذهنیت راوی می‌گذرد. تفکرات و نقطه نظرهای راوی درباره زندگی و رابطه زناشویی‌اش در خلال این روایات روشن می‌‌شود: «وقتی در شرایط جدید و نامطمئنی قرار می‌گیری، مدام حرف‌های بقیه در گوشت و کارهایشان جلوی چشمانت ظاهر می‌شود. وارد دنیای بسته‌ای می‌شوی که مدام همه چیز را با هم مقایسه می‌کنی. چیزهایی را در یک وزنه قرار می‌دهی که اصلا از جنس هم نیستند.» همچنین در اوایل این رمان می‌خوانیم: «در زندگی لحظات نادری وجود دارد که آدم به هیچ چیز فکر نمی‌کند. اگر این لحظات طولانی شوند هوس می‌کنی که دیگر به واقعیت برنگردی و همین‌طور در خلا شناور باشی، در فضای سبکی که احساس بی‌وزنی کنی. من در همین فضا بودم. به هیچ چیز فکر نمی‌کردم نه به قبل نه به بعد.» در این رمان با توجه به اینکه لوکیشن‌های محدودی وجود دارد اما نویسنده از پتانسیل فضاهای محدودی که در اختیار داشته به خوبی استفاده کرده است. توصیفات جز‌به‌جز صحنه، فضا و جایی که محل وقوع کنش‌های داستانی است توانسته تا حد زیادی از خسته‌کننده‌شدن رمان با وجود فضاهای محدود بکاهد: «چند کابینت نیمه‌باز رها شده بود و به جز مقداری زغال و تکه روزنامه‌های قدیمی و چند ظرف و بشقاب طرح‌دار چیزی در آن نبود. سرم را بالا گرفتم و کنار ظرفشویی دو سه لیوان نشسته دیدم. انگار کسی با دستان چرب آن‌ها را برداشته بود. شیر آب را باز کردم و لیوان ها را زیر آن گرفتم. بعد اسکاچ کهنه را روی آن کشیدم و دماغم را جمع کردم. چاه بو می‌داد و آب به سختی در آن فرو می‌رفت. دلم نمی‌آمد در آن لیوان‌ها چای بخورم. دسته کتری را گرفتم و بلافاصله آن را رها کردم...» زبان رمان ساده و خوش‌خوان است. درست است که اثری از تشبیهات، استعارات و بازی‌های زبانی معمولی که در رمان‌نویسی رایج است در این کتاب به چشم نمی‌خورد اما زبان روان است و خواننده رشته داستان را از دست نمی‌دهد. از شخصیت‌های پیچیده‌ای که در رمان‌های جنایی معمول است در این کتاب اثری نیست و جرم و جنایتی که در رمان رخ می دهد تنها بهانه‌ای است برای روایت آنچه در زندگی زناشویی این زن و شوهر قرار است رخ بدهد. رمان «پنهانی» نوشته نسترن خالصی در تابستان 1397 در 550 نسخه به قیمت 24000 تومان از سوی نشر مروارید راهی بازار کتاب شده است.               ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 08:51:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264281/گزارش-یک-مرگ-سطرهای-زندگی مشهد؛ سومین ایستگاه کارگاه «طنز خلاق» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264306/مشهد-سومین-ایستگاه-کارگاه-طنز-خلاق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این کارگاه عبدالله مقدمی شاعر و طنزنویس به همراه قاسم رفیعا، مجید رحمانی صانع، علی‌اصغر دلیلی صالح، ایمان مرصعی، ارژنگ حاتمی، مصطفی حسن‌زاده، علیرضا پاکروان از طنزپردازان استان خراسان رضوی، در مورد شگرد‌ها، ظرایف و نکات خاص و تخصصی شعر و نثر طنز صحبت خواهند کرد. این برنامه به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و با مشارکت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، فرهنگسرای بهشت و انجمن ادبی وقت شعر برگزار می‌شود. علاقمندان می‌توانند برای حضور در این برنامه، روز چهارشنبه ساعت 16 به نشانی مشهد، بلوار مدرس، خیابان جنت، جنب بنیاد شهید، فرهنگسرای بهشت مراجعه کنند. گفتنی است، کارگاه «طنز خلاق» پیش از این در شهرهای شیراز و ارومیه برگزار شده است.         ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:44:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264306/مشهد-سومین-ایستگاه-کارگاه-طنز-خلاق نقد و بررسی مجموعه شعر پاییز رحیمی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264300/نقد-بررسی-مجموعه-شعر-پاییز-رحیمی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نوزدهمین جلسه «نقد و بررسی کتاب شعر زنان» به بررسی کتاب «دریا در آبکش» اختصاص دارد که با حضور مریم جعفری آذرمانی، بهمن بنی‌هاشمی و فریبا یوسفی برگزار خواهد شد. در این جلسه علاوه بر نقد و بررسی این مجموعه شاهد شعرخوانی شاعران حاضر در جلسه خواهیم بود. مجموعه شعر «دریا در آبکش» دومین مجموعه شعری پاییز رحیمی است. این مجموعه شعر در دو بخش کلاسیک و نیمایی و در سه موضوع عاشقانه، آئینی و اجتماعی سروده شده است. ویراستاری صوری این اثر از سوی محبوبه قاسمی ایمچه و طراحی جلد آن به وسیله محمود حسینی انجام گرفته و در تیراژ 2500 جلد در 120 صفحه از سوی انتشارات سوره مهر به بازار کتاب عرضه شده است .   پاییز رحیمی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، مدرس ادبیات، مسئول انجمن ادبی شهرستان دلیجان و مدرس کارگاه‌های ادبی دلیجان و کارگاه شعر امروز اراک و همچنین مدیر انجمن دوستداران حافظ دفتر دلیجان است. کتاب‌های شعر «طوفان بی‌ملاحظه» و «این همه گنجشگ» از آثار این شاعر دلیجانی است .وی حضور، کسب عناوین برتر و داوری در همایش‌ها و جشنواره‌های متعدد ادبی را در کارنامه هنری خود دارد‌.   در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «پرنده فکر نمی‌کرد بی‌ثمر بشود شبیه کاسه و بشقاب و میز و در بشود‌! که رفته رفته اسیر نشستگی باشد دچار منطق پوچ قضا قدر بشود پرنده می‌اندیشید که شب چه طولانی ست و او چه کار کند زودتر سحر بشود و او چه کار کند این خطوط صاف و دقیق به هم بریزد و دنیا وسیع‌تر بشود نمی‌شود که قفس آرزو کند یک بار پرنده باشد و با باد همسفر بشود» علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 16 روز شنبه (۲۷ مردادماه)، ساعت ۱۶ در حوزه هنری، سالن سلمان هراتی برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:11:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264300/نقد-بررسی-مجموعه-شعر-پاییز-رحیمی مراسم یادبود اصغر فردی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264302/مراسم-یادبود-اصغر-فردی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این مراسم، خانواده وی و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب حضور خواهند داشت. استاد اصغر فردی از شاگردان استاد شهریار، بامداد ۱۵ مرداد در ۵۵ سالگی بر اثر ایست قلبی چشم از جهان فرو بست و با حضور جمع کثیری از ادبا، شعرا، هنرمندان، مسئولان و مردم ادب پرور تبریز تشییع و در مقبره‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی که سال گذشته و در اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر به‌عنوان برگزیده «ده سال شعر و ادب ترکی ایران» تقدیر شده بود، بیشتر عمر خود را برای معرفی استاد شهریار و تصحیح و تالیف آثار او صرف کرد. این مراسم از ساعت 18 الی 19:30 در میدان صنعت، ابتدای بلوار فرحزادی، خیابان شهید حسن سیف برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:10:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264302/مراسم-یادبود-اصغر-فردی-برگزار-می-شود رونمایی از رمان «کمی مایل به سرخ» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264307/رونمایی-رمان-کمی-مایل-سرخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جشن امضای رمان « کمی مایل به سرخ» در کتابفروشی درخت بخشنده برگزار می‌شود. این رمان جدیدترین اثر فرشته نوبخت نویسنده و پژوهشگر است که به تازگی از سوی انتشارات چشمه منتشر شده است. رونمایی و جشن امضای رمان «کمی مایل به سرخ» نوشته فرشته نوبخت جمعه 26 مرداد 1397 از ساعت 18 تا 20 در کتابفروشی درخت بخشنده واقع در ونک، خیابان خدامی، مرکز خرید آفتاب،‌واحد هفت برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:07:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264307/رونمایی-رمان-کمی-مایل-سرخ ​جشنواره ادبیات سلامت در سه بخش برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264308/جشنواره-ادبیات-سلامت-سه-بخش-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت اجتماعی وزارت بهداشت، سیدمحمدهادی ایازی گفت: در راستای ارتقای فرهنگ سلامت، وزارت بهداشت جشنواره‌های مختلفی را برگزار می‌کند که جشنواره ادبیات سلامت یکی از این جشنواره‌هاست. او به تجربه موفق برگزاری جشنواره «فیلم سلامت» اشاره کرد و افزود: امسال سومین دوره جشنواره فیلم سلامت را برگزار می‌کنیم. جشنواره‌ای که توانست در طول این سه دوره اعتماد فیلمسازان و اهالی سینما را به خود جلب کند. بر پایه تجربه موفق برگزاری این جشنواره، شورای فرهنگ سلامت در وزارت بهداشت، برگزاری جشنواره‌ای در زمینه ادبیات را تصویب کرد.  ایازی با اشاره به اهمیت ایجاد دغدغه سلامت به ویژه سلامت همگانی در میان هنرمندان عرصه‌های مختلف افزود: جشنواره ادبیات سلامت قرار است در سه زمینه داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلمنامه کوتاه پذیرای آثار نویسندگان باشد تا از طریق این عرصه‌ها بتواند اهداف وزارت بهداشت را در راستای اجتماعی شدن سلامت دنبال کند. گفتنی است نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» از سوی موسسه فرهنگی-هنری آوای هنر سلامت در زمستان ۱۳۹۷ برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 07:03:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264308/جشنواره-ادبیات-سلامت-سه-بخش-برگزار-می-شود برگزاری نشست به تنهایی نمی‌تواند کیفیت نقد ادبی را ترقی دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264280/برگزاری-نشست-تنهایی-نمی-تواند-کیفیت-نقد-ادبی-ترقی-دهد امیر علی نجومیان، استاد دانشگاه، مترجم و منتقد ادبی، در آستانه برگزاری هزارو صدمین نشست هفتگی شهر کتاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره تاثیر این نشست‌ها بیان کرد: پیش از هر چیز باید گفت که برگزاری نشست‌های شهر کتاب، نوعی رکورد ملی است. شهرکتاب نشست‌هایی با تداوم، بدون وقفه و هر هفته در طی بیش از یک دهه برگزار می‌کند؛ این خودش فی‌نفسه در کشوری که همه چیز کوتاه مدت است، اتفاق مبارکی است.  وی افزود: در کنار این، اهمیت دیگر این نشست‌ها در این است که موضوعات مورد بحث، کتاب‌های انتخاب شده و مباحث طرح شده از تنوع بسیار بالایی برخوردار است و معمولا به ادبیات، نظریه‌های ادبی، نقد ادبی، زبان‌شناسی، فلسفه، حوزه‌های مختلف هنر و علوم اجتماعی و تاریخ می‌پردازند. به گمان من، تعداد بسیار زیادی از محققان برجسته این کشور به واسطه نشست‌های شهر کتاب توانسته‌اند دیدگاه‌های خود را با مخاطبان در میان بگذارند. نکته مهم‌تر اینکه این نشست‌ها چند سالی است که به صورت لوح ویدیویی هم به فروش می‌رسد و تا جایی که من اطلاع دارم به ویژه در شهرستان‌ها که معمولا چنین نشست‌هایی برگزار نمی‌شود، بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. همه این‌‌ها باعث شده نشست‌های شهر کتاب به یک اتفاق یکه و مبارک در فضای فرهنگی ایران تبدیل شود. فراموش نکنیم که توسعه فرهنگی در یک کشور در گرو توسعه رسانه‌ها، ارتباط میان اندیشمندان و مخاطبان، تشویق به کتاب‌خوانی و ایجاد فضای نقد تحقق پیدا می‌کند.   نجومیان درباره نقش برگزاری نشست‌های نقد و برسی کتاب‌ها و نظریات به طور کلی در توسعه نقد ادبی در ایران گفت: مسلما نقد ادبی در ایران نیازمند برنامه‌ریزی‌های همه جانبه است و برگزاری نشست به تنهایی نمی‌تواند فضای نقد ادبی یا کیفیت نقد ادبی در ایران را ترقی دهد. ایجاد رشته نقد ادبی در دانشگاه‌ها، پرداختن جدی رسانه‌ها به مسئله نقد به جای نقد ژورنالیستی و مهم‌تر از همه این‌ها، توسعه فضای نقد‌پذیری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در جامعه‌ای که افراد هیچ نوع نقدی از خود را برنمی‌تابند، انتظار نقد منصفانه و عالمانه نباید داشت. پس از دید فرهنگی هم باید افراد تحمل خود را نسبت به نقد بالا ببرند. مسلما در جلسات نقد ادبی یا نقد کتاب ممکن است که تعارفاتی رد و بدل شود ولی در کنار این، به گمان من این آستانه تحمل به مرور بالا خواهد رفت. بنابراین برگزاری این نشست‌ها در جای خود موثر و مفید بوده ولی مسلما باید در کنار عوامل دیگر در نظر گرفته شده است.   وی اضافه کرد: کار نشر، تالیف و ترجمه کاری بی اجر و مزد است، هیچ ارزش مالی ندارد و در هیچ جایی به آن اهمیت داده نمی‌شود. من در طی این سال‌ها مولفین، مترجمین و نویسنده‌هایی را دیدم که حضورشان در جلسه‌ای که کتاب یا اثرشان مورد توجه و برسی قرار گرفته، خودش فی‌نفسه آن‌ها را تشویق کرده که کارشان را تداوم ببخشند، آن هم در کشوری که هیچ گونه تشویقی از این جهت انجام نمی‌گیرد. این نشست‌ها اگر همین تشویق را انجام داده باشد، کار مهمی کرده است. این منتقد ادبی همچنین در پیشنهاد برای بهتر برگزار شدن نشست‌های نقد و بررسی عنوان کرد: به نظر من اولین نکته این است که به مرور باید فضای تعارفات معمول میان منتقدان و خالقان آثار برداشته شود تا آثار بدون رودربایستی مورد ارزشیابی، تحلیل و بررسی قرار گیرند. نکته دوم اینکه اینگونه نشست‌ها باید توسط مراجع فرهنگی کشور، مورد حمایت مالی و معنوی قرار گیرند. چرا که برگزاری اینگونه نشست‌ها نیازمند هزینه، تبلیغ و اشاعه آن‌ها در رسانه‌هاست که فعلا تمام این کارها را شهر کتاب به صورت یک تنه انجام می‌دهد و به نظر من این کافی نیست. باید این نهادها بخشی از این مسئولیت و هزینه‌ها را تقبل کنند و در واقع از چنین برنامه‌هایی حمایت کنند. به عنوان نمونه، بخشی از بودجه پژوهشی دانشگاه‌ها می‌تواند در این راستا مصرف شود. این باعث می‌شود که هم نویسنده‌ها و هم منتقدین مورد تشویق قرار گیرند و هم اینکه دیدگاه‌هایشان به صورت گسترده‌تر در جامعه فرهنگی مطرح شود.   ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 06:58:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264280/برگزاری-نشست-تنهایی-نمی-تواند-کیفیت-نقد-ادبی-ترقی-دهد آرام‌ترین طنزنویس از نظر باستانی پاریزی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264278/آرام-ترین-طنزنویس-نظر-باستانی-پاریزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ محمد صالحی‌آرام متخلص به «آمیرزا صالح»، «دادای همدانی» و «صالح الشعرا» که بیش از 50 سال سابقه فعالیت در مطبوعات را دارد به تازگی دست به انتشار مجموعه شعر طنزی به نام «مشکل حکایتی‌ست» زده که این اثر از سوی انتشارات مروارید راهی بازار نشر شده است.  این مجموعه از 71 شعر کوتاه و بلند تشکیل شده است که این شعرها در قالب رباعی، دوبیتی، غزل، نیمایی و سپید سروده شده‌اند. آمیرزا صالح در این مجموعه موضوعات مختلف اجتماعی را دستمایه طنز خود قرار داده است. موضوع یارانه، خرید و فروش فیش حج، مشکلات کارمندان، ترامپ، کم‌آبی، داعش و چند موضوع دیگر سوژه‌های شعرهای طنز دادای همدانی بوده است. زنده‌یاد محمدابراهیم باستانی پاریزی که علاقه بسیار زیادی به طنزهای آمیرزا صالح داشت پیش از مرگ در مقدمه یکی از مجموعه‌های صالحی‌آرام به نام «همچو شرر خندیدن» نوشته است: «محمد صالحی آرام «آمیرزا صالح» که من -ظاهر او را- آرام‌ترین طنزنویس معاصر می‌توانم خطاب کنم - از همکاران قدیم مطبوعاتی است و در جرایدی که دیگر تنها نامی از آنها می‌توان یافت- مثل تهران مصور و کشکیات و کاریکاتور و فردوسی و فکاهیون و گل آقا- شعر و یادداشت می‌نوشته است- و اینک بسیاری از آن یادداشت‌ها و در این‌جا شعرها را گرد آورده و به صورت کتابی درآورده است. اما درباره‌ اثر کتاب صالحی‌آرام باید گفت: نه، آن‌قدرها زودگذر هم نیست که بگوییم: شرری بود و در هوا افسرد/ در تو زاد این زمان و در من مرد بلکه سال‌های سال باقی خواهد ماند، تسکین‌دهنده است، همان آب آتش‌سوزی‌ست که مستی می‌‌آورد بدون آن‌که آدم را به هشتاد تازیانه محتسب آشنا کند.» در پایان این کتاب متن دو نامه گل‌آقا و محمدابراهیم باستانی پاریزی به محمد صالحی‌آرام آمده است. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «من ریش خویش را نه از آن کرده‌ام بلند تا شیخ شهر خصلت من را کند پسند دستم در این زمانه، به جایی چو بند نیست خواهم به موی ریش کنم دست خویش بند!» مجموعه شعر طنز «مشکل حکایتی‌ست»، اثر محمد صالحی‌آرام در 118 صفحه، شمارگان 330 نسخه و به‌بهای 13 هزارتومان از سوی انتشارات مروارید راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 05:20:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264278/آرام-ترین-طنزنویس-نظر-باستانی-پاریزی استقبال از زبان فارسی در ازبکستان عالی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263738/استقبال-زبان-فارسی-ازبکستان-عالی ذاکر عارف‌جان‌اُف، استاد زبان فارسی دانشگاه دولتی شرق‌شناسی تاشکند ازبکستان، که چهار سال سابقه تدریس زبان فارسی در این دانشگاه را دارد، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره وضعیت زبان فارسی در کشور ازبکستان گفت: آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان در قالب یک گروه آموزشی رسمی و به عنوان یک دپارتمان از صد سال پیش آغاز شده است. البته در این میان، طی سال‌های جنگ جهانی دوم متوقف شده، اما پس از آن، دوباره دایر و تا به حال ادامه داشته است، به طوری که خیلی از دانشمندان و عالمانی که در جهان هم شناخته شده‌اند، فارغ‌التحصیل دپارتمان ما هستند.   عارف‌جان‌اُف درباره پیشینه فارسی آموزی خود و اینکه چگونه به این سمت کشیده شده بیان کرد: من برای گذراندن مقطع پیش‌دانشگاهی به مرکز پیش‌دانشگاهی شرق شناسی، وابسته به دانشگاه شرق‌شناسی تاشکند مراجعه کردم، سه سال تحصیل کردم و زبان فارسی را یاد گرفتم. آنجا به زبان فارسی علاقه‌مند شده و حتی می‌توانم بگویم عاشق زبان فارسی شدم، به همین دلیل در دانشگاه هم همین رشته را برگزیدم. تحصیلات خودم را در مقطع لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری ادامه دادم و در حال حاضر هم در حال نگارش رساله دکتری خودم هستم تا سال آینده دفاع کنم و مدرک PHD خود را در این رشته اخذ کنم.   هر سال تعداد دانشجویان علاقه‌مند به زبان فارسی بیشتر می‌شود استان زبان‌فارسی دانشگاه دولتی شرق‌شناسی تاشکند از اهمیت فراوان زبان فارسی و آموزش آن در کشورش خبر داد و افزود: در کشور ازبکستان برای آموزش زبان فارسی اهمیت زیادی قائل هستند. چون بیشتر آثار دانشمندانی چون ابن‌سینا، خوارزمی و دیگر دانشمندان بزرگ به زبان فارسی نوشته شده و خیلی نسخ خطی منسوب به ابوریحان بیرونی داریم که در مخازن دانشگاهی نگهداری می‌شود و هنوز روی آن کار نشده و تحقیقی صورت نگرفته است؛ به همین سبب در کشور ما اهمیت زیادی داده می‌شود که حتما زبان فارسی تقویت شود، بنابراین شاهد این هستیم که سال به سال تعداد دانشجویانی که به زبان فارسی علاقه‌مند هستند، زیاد می‌شود.   عارف‌جان‌اُف در پاسخ به اینکه استقبال از زبان فارسی در ازبکستان به چه صورت است؟ اظهار کرد: استقبال از زبان فارسی در کشور ازبکستان بسیار عالی است. مثلا گروه زبان فارسی به همراه زبان عربی جزو اولین دپارتمان‌هایی است که در دانشگاه‌های ازبکستان تشکیل شده و دپارتمان‌هایی مثل چین و کره و ... خیلی بعد از زبان فارسی دایره شده است.   مراکز فعال آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان وی در ادامه به مراکز فعال آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان اشاره کرد و گفت: در حال حاضر در دانشگاه‌های شرق‌شناسی تاشکند، تربیت مدرس، دانشگاه زبان و ادبیات ازبکی و دانشگاه موسیقی زبان فارسی دارای کرسی است و آموزش داده می‌شود. همچنین در دو تا از مراکز پیش‌دانشگاهی وابسته به دانشگاه شرق‌شناسی هم زبان فارسی تدریس می‌شود. حتی قبلا چند دبیرستان هم داشتیم که زبان فارسی در آنجا تدریس می‌شد ولی متاسفانه الان چند سالی می‌شود که متوقف شده یعنی آمورزش زبان فارسی از آنجا برداشته شده است. دلیل آن را واقعا نمی‌دانم اما با ابتکار رئیس جمهور ما، آقای شوکت میرضیایف قرار است دوباره این‌ها راه‌اندازی شود. چون امروزه آموزش به‌ویژه آموزش زبان خارجی اهمیت زیادی پیدا کرده است.   استاد ازبکستانی زبان فارسی به همکاری ایران با کشور ازبکستان در زمینه آموزش زبان فارسی اشاره کرد و افزود: چند ماه قبل از طرف رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کمک‌هایی صورت گرفته است، مثلا یکی از کلاس‌های آموزش زبان فارسی را با وسایل آموزشی جدید کاملا تجهیز کرده‌اند و قرار شده که این کمک‌ها و همکاری‌ها ادامه داشته باشد. برنامه دیگری که داریم این است که قصد داریم تفاهم‌نامه‌ای با دانشگاه تهران و بنیاد سعدی امضا کنیم که اگر این مورد هم عملی شود، کارمان پیشرفت قابل توجهی خواهد داشت.   در مکالمه محاوره فارسی مشکل داریم عارف‌جان‌اُف در ادامه نبود اساتید ازبک که در ایران تحصیل کرده باشند در دپارتمان آموزش فارسی ازبکستان را یک نقطه ضعف دانست و اضافه کرد: نسبت به کشورهای دیگر، دانشجویان ما راحت‌تر و بدون لهجه می‌توانند فارسی را صحبت کنند. ولی مشکلی که ما داریم، مشکل مکالمه است. چرا که همه استادهای ما کاملا ازبک هستند و در کشور ما استادی نیست که به ایران آمده و در دانشگاه‌های ایران تحصیل کرده باشد. چون در ازبکستان کسی را نداریم که با او فارسی صحبت کردن را تمرین و او محاوره‌مان را تقویت کنیم، بنابراین مشکل مکالمه داریم.   اصفهان برای من فوق‌العاده بود، حس می‌کردم در کشور خودم هستم وی از تجربه سفر خود به ایران سخن گفت و افزود: خوشبختانه از سال گذشته و به ابتکار رئیس‌جمهور تازه ازبکستان موفق شدم که برای اولین بار و برای گردهمایی به ایران بیایم. همچنین از سال گذشته تا به حال دو بار برای شرکت در دوره‌هایی که بنیاد سعدی برگزار می‌کند، به ایران آمده‌ام و در مجموع سه بار به ایران سفر کرده‌ام. از شهرهای ایران به شیراز، اصفهان، کاشان و روستای تاریخی ابیانه سفر کرده‌ام که اصفهان برای من فوق‌العاده بود، خیلی به سمرقند و بخارا شبیه بود و حس می‌کردم در کشور خودم هستم. در کل از تماشای همه آن شهرها لذت بردم.   استاد زبان‌فارسی دانشگاه دولتی شرق‌شناسی که تقریبا زبان فارسی را به راحتی صحبت می‌کند، به آشنایی خود با شاعران کلاسیک و معاصر ایران اشاره کرد و گفت: از شاعران کلاسیک ایران سعدی و حافظ شیرازی و عمر خیام را بیشتر از دیگران می‌شناسم و می‌خوانم. از شاعران معاصر هم با نیما یوشیج، ایرج‌میرزا، فروخ فرخزاد، مهدی اخوان‌ثالث و خیلی شاعران دیگر آشنا هستم که الان نام همه‌شان را به یاد نمی‌آورم.   آموزش ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی در دپارتمان ادبیات ازبکستان عارف‌جان‌اُف در انتها به تدریس ادبیات فارسی در کشورش اشاره کرد و افزود: ادبیات فارسی هم در ازبکستان آموزش داده می‌شود اما دپارتمان آن از دپارتمان آموزش زبان فارسی جداست. دپارتمان ما اختصاصا به آموزش زبان فارسی می‌پردازد و دپارتمان ادبیات به صورت جداگانه ادبیات فارسی را آموزش می‌دهد که تا آنجا که بنده خبر دارم هم ادبیات کلاسیک و هم ادبیات معاصر فارسی را در برنامه خود قرار داده‌اند. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 05:02:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263738/استقبال-زبان-فارسی-ازبکستان-عالی مسئولان ظرفیت پذیرش نمایش‌های انتقادی نسبت به جنگ را نداشته‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263798/مسئولان-ظرفیت-پذیرش-نمایش-های-انتقادی-نسبت-جنگ-نداشته-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) علی موذنی به معنای واقعی اهل قلم است. او سابقه نوشتن داستان، فیلمنامه و نمایشنامه را دارد و کارگردانی هم انجام داده است. آثار او با درونمایه مذهبی یا دفاع مقدس بوده و می‌توان گفت از کسانی است که آثار او جزو آثار شاخص این حوزه است. رمان‌های «نه آبی نه خاکی»، «ظهور»، «ارتباط ایرانی»، «مأمور»، «دوازدهم» و مجموعه داستان‌های «کلاهی از گیسوی من» و «دلاویزتر از سبز» و «کیسه بکس» و «هاقیل» از جمله نمایشنامه‌های علی موذنی است. به دنبال سلسله گفت‌گوهای‌مان با نویسندگانی که در حوزه نمایشنامه‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی هم فعالیت دارند درباره تالیف و ترجمه نمایشنامه‌ها، گفت‌وگویی با او انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. عده‌ای بر این باورند که می‌توان نمایشنامه را به عنوان یک داستان مطالعه کرد و برخی دیگر به این امر معتقد نیستند و نمایشنامه‌ها را صرافا کتابی برای کسانی که می‌خواهند تئاتری به صحنه ببرند می‌دانند، نظر شما در بارۀ چاپ و انتشار نمایشنامه به عنوان کتابی برای مطالعه چیست؟  اصولا نمایشنامه متنی است که برای اجرا نوشته می‌شود، هرچند اگر نمایشنامه‌های معدودی هم با هدف فقط خوانده شدن و نه اجرا نوشته شده باشند، البته آن قدر کم‌اند که قابل بحث نیستند. نمایشنامه‌ای که چاپ می‌شود، هدف اصلی‌اش این است که توسط کارگردان‌های مختلف در طول زمان اجرا شود. بنابراین نمایشنامه‌های چاپ شده مخاطبان خاص دارد که عموما اهالی تئاترند که شامل نویسندگان و کارگردانان و دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته است. نمایشنامه برای خوانده شدن عمومیت پیدا نمی‌کند، چون متنی آسانخوان برای جامعۀ غیر تئاتری نیست و طبیعی هم هست که نتواند مثل داستان و رمان چاپ‌های متعدد داشته باشد. شاید از صدها نمایشنامه‌ای که نوشته می‌شوند، معدودی از آن‌ها که به تعداد انگشتان دست نمی‌رسند، به خواست و پیگیری نویسنده به چاپ برسند. جدا از موارد فوق، ناشرهای معدودی هم هستند که حاضرند سرمایه‌شان را صرف چاپ نمایشنامه کنند، چون امید به چاپ‌های متعدد و سودبری از آن را ندارند.  بسیاری بر این باورند که در ایران استقبال از نمایشنامه‌های خارجی بیشتر است و فروش نمایشنامه‌های ایرانی در مقایسه با آن‌ها کمتر است. نظر شما در این باره چیست؟ این‌ها بیشتر ادعاست تا اینکه واقعیت داشته باشد. عرض کردم. نمایشنامه متنی نیست که جز برای افرادی که دستی در تئاتر دارند، جذابیت داشته باشد. استقبالی که می‌فرمایید، در محدوده اهالی تئاتر و علاقه‌مندان به تئاتر است. بعد هم باید آمارگیری شود که مثلا در سال چند تا نمایشنامۀ خارجی و چند تا ایرانی چاپ می‌شود و بعد هم پی‌گیر شویم که مثلا آیا نمایشنامه‌های خارجی به چاپ‌های متعدد رسیده‌اند یا چه خارجی چه ایرانی همچنان در همان چاپ اول متوقف مانده‌اند؟   شاید بهتر باشد منظورم را این طور بیان کنم که کارگردان‌ها برای کارکردن بیشتر گرایش به متون ترجمه دارند. به نظر شما این طور است؟  این سوال هم نیاز به تحقیق میدانی دارد. مثلا اجراهای یک سال چهار تا سالن تئاتر شهر را ملاک قرار دهیم و ببینیم که چنین ادعایی چقدر نزدیک به واقعیت است. اگر واقعیت داشت، آن وقت مفروضاتی از این دست را مطرح کنیم که چرا چنین است؟ چرا کارگردان‌ها متون ترجمه را ترجیح می‌دهند؟ آیا این ترجیح به لحاظ کیفی است؟  آن طرفی‌ها خوب می‌نویسند و ما بد می‌نویسیم؟ آیا آن‌ها بدون این که در جامعه ما زندگی کنند، از نویسندگان ما به مشکلات جامعۀ ما آگاه‌ترند و آن‌ها را بهتر از ما در قالب نمایشنامه مطرح می‌کنند؟ بحث علمی نیاز به آمار دارد که ما نداریم.  به نظر شما درست است که نمایشنامه‌های خارجی به دلیل تفاوت مکان، امکان بیشتری در مطرح کردن مسائل سیاسی و اجتماعی دارند و به همین دلیل ممکن است مورد استقبال کارگردانان باشند؟ قطعا همین طور است. مسائل مشابهی در جوامع مختلف وجود داشته و دارد که می‌تواند بیانگر وضع موجود ِ جامعه‌ای دیگر در مقطعی دیگر باشد. این شباهت می‌تواند به وضعیت کلی انسان در جهان اشاره داشته باشد. می‌تواند یک مشکل فرهنگی مشابه باشد. می‌تواند اوضاع سیاسی مشابه باشد. به خاطر همین شباهت‌ها هم هست که آثار انسانی قابلیت ترجمه پیدا می‌‌کنند تا دردهای مشترک به وسعت انسان در جوامع مختلف بازیابی شوند. در شکل اجرایی این گونه آثار ترجمه‌ای، کارگردان پشت یک متن خارجی پنهان می‌شود و حرف‌های مورد نظر خود را در قالب اندیشۀ نمایشنامه‌نویسی دیگر بیان می‌کند. این راهکاری است که وقتی ممیزی به شدت فعال است و مانع از مستقیم گویی مسائل جامعۀ خودی می‌شود، کاربرد پیدا می‌کند.    این درست است که به دلیل جریان زندگی مدرن بیشتر روی نمایش‌های دو شخصیتی کار می‌شود؟ و نمایشنامه‌ها بیشتر به سمت دیالوگ و گاهی مونولوگ رفته‌اند؟   این حرف‌ها بیشتر خرافه‌اند تا این‌که واقعیت داشته باشند. هرچند از طریق دو تا انسان بر روی صحنه می‌شود کل تاریخ انسان را ساخت، اما لزوما وجود دو پرسوناژ در نمایشنامه به این معنی نیست که لازمه پرداخت مدرن از زندگی مدرن چنین ویژگی‌ای را می‌طلبد. نمایشنامه‌ای با دو پرسوناژ بستگی به نیاز موضوع و زیبایی‌شناسی مورد نظر نویسنده یا حتی کارگردان دارد. سوای نیاز موضوع و دیدگاه نمایشنامه‌نویس، وجود دو پرسوناژ برای تولید و اجرا بسیار راحت‌تر است تا کاری با چندین پرسوناژ که می‌تواند بار سنگینی را بر دوش کارگردان بگذارد. اجازه بدهید پاسخم را به سوال شما این طور جمع‌بندی کنم: نمایشنامه‌نویس فارغ از فکر تولید، موضوعی به نظرش می‌رسد که با دو کاراکتر قابل جمع است. در واقع دو کاراکتر به راحتی از پسِ پرداخت موضوع مورد نظر نمایشنامه‌نویس برمی‌آیند. نمایشنامه نوشته و چاپ می‌شود. کارگردانی که دغدغه اجرا دارد اما امکانات ندارد و مثلا برای تمرین روی نمایشنامه حتی پول برای اجاره مکانی جهت تمرین ندارد، لزوما ترجیح می‌دهد به سراغ نمایشنامه‌هایی از این دست برود که کم پرسوناژ و کم هزینه‌اند. ابراهیم مکی دو تا مجموعه نمایشنامه دارد که همه شان دو پرسوناژه‌اند و در دهۀ چهل و پنجاه نوشته و همه‌شان هم در تلویزیون قبل از انقلاب اجرا شده‌اند. منظورم این است که نمی‌توان با این برچسب به چنین تحلیلی رسید که جریان زندگی مدرن عامل به وجود آمدن نمایشنامه‌هایی با دو پرسوناژ است. ضمن این که دیالوگ اساس کار نمایشنامه است، بر خلاف فیلم که به تصویر متکی است. مونولوگ هم یک تکنیک نمایشی است برای بیان درونیات پرسوناژ که اگر درست به کار گرفته شود، بر بار نمایشی اجرا اضافه می‌کند. مونولوگ در نمایشنامه‌های یونان هم کاربرد داشته...  از دید شما ظرفیت فضای جنگی برای نوشتن نمایشنامه تا چه حد است ؟ از نظر من موضوع‌های جنگی هم مثل موضوع‌های دیگرند و تفاوتی در پرداخت‌شان وجود ندارد. اصل قضیه این است که ظرفیت‌های دراماتیک مورد نظر، چه جنگی چه غیر جنگی باید بالا باشد و بتواند مخاطب را جذب کند. اما نکتۀ مهم در مورد موضوع‌های جنگی که به سادگی از آن نمی توان گذشت، این است که در دوران جنگ هشت ساله، با موضوع‌های جنگی چگونه برخورد شد و تولیدکنندگان اعم از نویسنده و کارگردان و مسئولان فرهنگی با عملکرد خود، چه تاثیری روی مخاطب گذاشتند. مسئولان تئاتر با نوع ممیزی‌ای که درخصوص این آثار به کار گرفتند، باعث شدند فقط نویسندگان و کارگردانانی سراغ موضوع جنگ بروند که جنگ را قبول داشته‌اند و از آن دفاع می‌کردند. مسئولان موثر در تئاترِ آن دوران اصلا ظرفیت پذیرش نمایش‌های انتقادی نسبت به جنگ را نداشته‌اند و اجازه اجرا نمی‌داده‌اند، چون چنین اجراهایی را مغایر با اصول امنیت ملی می‌دانسته‌اند که جنگ را در راس همه امور قرار داده بوده. نویسندگان و کارگردانانی هم که اجراهایشان را روی صحنه می‌برده‌اند، قطعا رویکردی شعاری داشته‌اند و کمترین ضعفی را در پرداخت شخصیت رزمنده‌های خودی بر نمی‌تافته‌اند همچنان که پرداختی معقول از نیروی دشمن را نیز تحمل نمی‌کرده‌اند. رزمنده خودی باید قهرمان معرفی می‌شده و دشمن ضعیف و پلید و ابله. بنابراین آنچه به عنوان اجرا به مخاطب عرضه شده، عموما اجراهایی شعاری و به دور از واقع بوده که به جای جذب مخاطب، آن‌ها را رانده. از این نظر به موضوع‌های جنگی جفا شده، چرا که صحنۀ تئاتر مکانی است برای آنالیز بشر و موقعیت او در جهان هستی نه مکانی برای شعار. شعار چه در پرداخت شخصیت و چه در پیشبرد موضوع آفت است و نتیجه‌ای غم‌انگیز دارد. آنچه عرض کردم، در همۀ قالب‌های هنری اعم از شعر وداستان و نمایش و فیلم مصداق دارد.  آیا داستان‌های جنگی که این روزها نوشته می‌شود ظرفیت اقتباس شدن برای نمایشنامه را دارند ؟ بستگی به جذابیت و استعداد و قابلیت‌های موضوع دارد. معنی اقتباس این نیست که داستانی را طوری تبدیل به نمایشنامه کنیم که همه وجوه آن در نمایشنامه لحاظ شود. در مورد فیلمنامه هم همین طور است. آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد، حاقِ داستان است، چون نوع روایت در داستان با نمایشنامه و فیلمنامه از اساس متفاوت است. یک اقتباس خوب نیاز به نویسنده‌ای دارد که هم قالب ِمبدأ را خوب بشناسد هم قالب مقصد را. در این صورت است که می‌تواند موضوع مورد اقتباس را خوب مهندسی کند.  چقدر از داستان‌های جنگی در حوزه نمایش اقتباس شده است؟  اطلاعی ندارم. نظر شما درباره اقتباس از قصه‌های کهن برای نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه چیست؟  اقتباس به دو صورت می‌تواند اتفاق بیفتد. یکی مستقیم به سراغ موضوع رفتن است که این یکی به نظرم کاری ملال آور است. بیشتر بازنویسی است تا اقتباس. صورت دیگر همان طور که عرض کردم، جانمایه قصه‌های کهن را دریافتن و معاصر کردن آن است. مثلا اقتباس از اسطورۀ رستم و سهراب در این دوران وقتی موثر و هیجان انگیز است که انسان معاصر وجوه مختلف این دو اسطوره را در وجود خود بازیابی کند. هم موقعیت پیشین آن‌ها را دریابد هم از طریق سیر درونی در لایه‌های وجودی آن‌ها موقعیت فعلی خود را در دوران معاصر درک کند و عمق ببخشد. به نظرم چنین اقتباسی موفق و بالنده خواهد بود.        به نظر شما بزرگ‌ترین معضل در حوزۀ نمایشنامه‌نویسی ایران چیست؟  من بزرگ‌ترین مسئله نویسندگی در ایران را تفننی بودن آن می‌دانم، چه در نمایشنامه‌نویسی چه در داستان. منظورم از تفنن بازیگوشی نیست، بلکه اجبار نویسنده در تامین هزینه‌های زندگی‌اش از راهی غیر از نویسندگی است. او مجبور است برای ارتزاق به کارهای دیگر روی بیاورد و اگر وقت و حوصله‌ای برایش ماند، داستان یا نمایشنامه بنویسد. یعنی چه داستان‌نویس و چه نمایشنامه‌نویس بهترین امکان وجودی خودش را که خلاقیت اوست، به کار می‌گیرد بی آن که به منافع مادی حاصل از عرق ریزی روحش دست پیدا کند. در مورد فیلمنامه کمی متفاوت‌تر است. اگر بنویسد و بتواند به فروش برساند، از نظر مالی وضع بهتری دارد. خلاصه کنم: حرفه‌ای نبودن مشکل بزرگ نویسندگان ماست. ممکن است بعضی از حرفه‌ای‌گری برداشت سفارشی کارکردن را در یابند، در صورتی که حرفه‌ای‌گری یعنی جامعه تو را به این استعداد بشناسد و فضا را برای آن‌که بتواند از استعدادت بهره ببرد، طوری فراهم کند که دغدغه‌های مالی مانع از اتلاف انرژی تو برای کارهایی نشود که در انجام آن‌ها استعداد نداری...         ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 04:48:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263798/مسئولان-ظرفیت-پذیرش-نمایش-های-انتقادی-نسبت-جنگ-نداشته-اند ماییم و دو چشم و یک تماشا http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264156/ماییم-دو-چشم-یک-تماشا خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-سیدعلی‌سینا رخشنده‌مند: قدمعلی سرامی،استاد دانشگاه، شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات فارسی و عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی است. او از پرکارترین پژوهشگران ما در حوزه ادبیات است که هم در حوزه کودک و نوجوان و هم بزرگسال آثار درخور توجهی دارد. در ادامه سری گفت‌وگوهایمان با پیشکسوتان این حوزه به سراغ قدمعلی سرامی رفتیم که در ادامه این گفت‌وگو را می‌خوانید. لطفا ابتدا مختصری درباره خود بفرمایید. بچه رامهرمز هستم، در 8 بهمن 1322، 74 سال و چندماه پیش در آن ولایت به‌دنیا آمدم، بر اثر بی‌سوادی پدر و مادرم و کم و کسر و کمبود امکانات بهداشتی در شهر ما، پزشکی اسید در چشم من ریخت و آبش کرد. این است که من الان بینایی‌ام کم است. بعد از اینکه در سال اول ابتدایی مردود شدم، دیگر تا دوره دکتری همیشه شاگرد اول کلاس‌ها و دوره‌ها بودم، دیپلم را با نمره 19/2 در اهواز گرفتم. دوران لیسانس و فوق‌لیسانس و دکتری را در دانشگاه تهران خواندم. در کنکور سراسری نفر اول شدم.   چرا ادبیات را انتخاب کردید؟ من در کودکی این توان را در خودم می‌دیدم، شعر و شاعری جزو سرشت من است، اولین باری که شعر را علنی کردم، اولین انشایی که نوشتم، معلمی داشتیم به‌نام محمدشاه نیکبخت که ما به او می‌گفتیم کل محشاه، یعنی کربلایی محمدشاه، موضوع انشایی به ما داده بود که نظافت و پاکیزگی را توضیح دهید، من انشایی که در این مورد نوشتم، این دو بیت از من تراویده بود که آنجا خواندم در سال 1336 : پیشه پاکیزگی مرا باشد غیر  غیر از پاکیزگی بلا باشد گفت پیغمبر جوان                که نظافت بود من الایمان آقای نیکبخت گفتند این شعر از کیست؟ گفتم از خودم، گفت تو که عربی بلد نیستی؟ گفتم بله من عربی بلد نیستم، ولی شنیدم که پیامبر گفتند «النظافت من الایمان». قبول نکردند، رفتم از خانه یک دفتر شعری داشتم که شعرهایی دیگر من بود، یادم می‌آید یک دفتر 60 برگ جلد سبز بود؛ بعد رام شد و پذیرفت، یادم است که یک بیت را خیلی پسندید؛  جز مگس گرد نجاست ننشیند احدی         گیر سرمشق ز زنبور که شهد دارد پاک گفت این بیت دیگر از خودت نیست، از سعدی است، گفتم نه از خودم است.   چه سالی ازدواج کردید؟  من در سال 1348 در 26سالگی ازدواج کردم، 5 فرزند دارم، اولین فرزند دختر و نامش پگاه، متولد 1350 است، آخرینشان هم دختری است به نام مولیان، متولد 68 است. من و مولیان روز 8 بهمن به‌دنیا آمده‌ایم، 3 پسر دارم به نام‌های چکاد، نیایش و رهاد. هر سه هم تحصیل‌کرده و زحمت‌کش هستند.   آثارتان را معرفی بفرمایید.   در مجموع 30 و چند کتاب از من منتشر شده که 15-16 از آن‌ها را برای بچه‌ها نوشتم، که معروف‌ترین آن‌ها کتابی است باعنوان شیرین‌تر از پرواز که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده است. این کتاب اثر برگزیده سال 1367 شناخته شد و جوایزی را هم دریافت کردم. کتاب دیگری باعنوان قصه دوستی که اصل داستان را از مادرم شنیدم و آن را بازآفرینی کردم. آثار دیگری همچون «قالیچه سلیمون»، «رنگین‌کمان سال‌های کودکی» و «قلمکار»، این 3 کتاب را انتشارات علمی فرهنگی چاپ کرده است. من و جام و شب‌تاب‌ها که خیلی مطبوع افتاد و خانم مرضیه محبوب آن را به یک نمایش عروسکی تبدیل کرد و آقای فریبرز لاچینی برای آن آهنگ ساخت و در تئاتر شهر به اجرا درآمد. یک کتاب هم به اسم 5 مقاله درباره ادبیات کودک که شامل مقالات تئوریک خوبی است، یک مقاله درباره لالایی است یک مقاله درباره بازی و دیگری درباره شعر کودک است و دیگری درباره سهم کودکان در ادبیات گذشته ایران است و دیگری درباره این است که آموزش و پرورش را نباید از همدیگر جدا کرد، باعنوان «ماییم و دو چشم و یک تماشا».   کتاب دیگری باعنوان «کودکان عارفان راستین» و کتاب دیگری باعنوان از «زنگ گل تا زنج خار» است که برای فهم شاهنامه بسیار کارساز است. کتاب دیگری باعنوان «برستیغ‌های حماسه»، کتاب «عرفان در آیینه ذهن انسان» که مولاناشناسی و شناخت عرفان است، کتاب عرفانی دیگری باعنوان از خاک تا افلاک که درباره رباعیات مولانا و غزلیات شمس است. کتاب دیگری باعنوان از هرگز تا همیشه که درباره شاعران بزرگ ادبیات معاصر و کلاسیک ایران است.  کتابی باعنوان «آینده پاینده باد»، در این کتاب ثابت می‌کنم که گرانبهاترین ثروتی که به ما آدمیان داده‌اند، عمر است، کتاب دیگری باعنوان «عشق نقش و نگار بوقلمون»، کتابی درباره شعر من منتشر شده باعنوان عشق است اگر حقیقتی هست از مهری تلخابی که خودم خوشم آمد و پسندیدم درباره فهم ناقد عزیز. عنوان کتاب برگرفته از یکی از غزل‌های من است با مطلع:  اینجا که منم ستاره‌ای نیست        ماهی نه و ماه پاره‌ای نیست .... در ادامه این بیت: عشق است اگر حقیقتی هست          باقی به جز استعاره‌ای نیست.  چندین مجموعه شعر (حدود 7- 8 مجموعه شعر) دارم، یکی از آنها با عنوان چهار فصل دوستت دارم. که 530 صفحه است و همه هم اشعار خودم است. مجموعه دیگری باعنوان تا زادن بامداد باید خواند. مجموعه دیگری باعنوان صاف و ساده مثل آب که تمام اشعارش را برای دختر آخری‌ام سروده‌ام. مجموعه دیگری با عنوان از دو نقطه تا همه‌چیز و ... و دیگر مجموعه‌های شعری... و آثار دیگری هست که الان به این سرعت ذهنم یاری نمی‌دهد علاقه‌مندان می‌توانند از اینترنت جست‌و‌جو کنند. به جز این آثار؛ نزدیک به 200مقاله علمی پژوهشی و علمی ترویجی و... هم دارم. همچنین حدود 5-6 سال (سال 1351تا 1356) روزنامه‌نگاری کردم و مقالات ژورنالیستی دارم که در حدود چند صد مقاله هستند. شمار سخنرانی‌هایم را نمی‌دانم ولی فکر کنم هزارهاست. نزدیک به 80-90 سخنرانی خارج از کشور داشته‌ام. از جمله در کشورهای ایالت متحده، آتن، آلماتی، قزاقستان، تاجیکستان، نپال و... کاری که جایی بیان نمی‌کنم ولی حالا به شما می‌گویم، تصنیف‌سازی است. بیش از 100 تصنیف از بنده منتشر شده است که یکی از آن‌ها را نادر گلچین خوانده است، بعدها معین بدون اجازه من، در آمریکا خوانده است. باعنوان کوچه باغ راز، تصنیف دیگری که ایرج خواننده معروف خوانده است: دوباره آفتاب داره مهربون می‌شه، بهار میاد دنیای ما جوون میشه اما بهار با همه قشنگی، کم نداره هیچی بجز یه رنگی مثل تو بهار قشنگ نمیشه، این همه خوش آب و رنگ نمیشه، تو یه رنگی همیشه تو یه رنگی همیشه و... یکی دیگر از کارهایی که خیلی علاقه دارم چیستان‌سازی است. پس به موسیقی هم علاقه دارید؟ من خودم موسیقی‌شناس هستم و چندین سال عضو شورای موسیقی صدا و سیما بودم، در دوره دانشجویی، شاگرد استاد محمود ذوالفنون بودم، تار می‌زدم، خانواده‌ام به موسیقی علاقه دارند، یکی از پسرانم که ساکن ایالات متحده است. موزیسین و ساز اصلی او ویولن است و سازهای دیگری هم می‌نوازد و یک گروهی به اسم مولیان دارد. همکلاسی‌ها و دوستانتان چه کسانی بودند؟ دکتر سعید حمیدیان، بهاءالدین خرمشاهی، و... آدم سختگیری در دوستی نبوده و نیستم دوستان زیادی داشته و دارم. با همه می‌شود سلوک کرد، از همه می‌شود آموخت.   اگر به مکانی تبعید بشوید و مجبور باشید فقط یک کتاب با خودتان ببرید کدام کتاب را انتخاب می‌کنید؟ دیوان کبیر مولانا را انتخاب می کنم.   استاد چه توصیه‌ای به دانشجویان ادبیات فارسی و کلا محققان و پژوهشگران دارید؟ من توصیه‌های زیادی می‌توانم داشته باشم، اما بزرگ‌ترینش این است که می‌گوید:     روح پدرم شاد که فرمود به استاد         فرزند مرا عشق بیآموز و دگر هیچ با زبان مادری‌شان، با فرهنگشان عاشقانه برخورد کنند و همه متعلمانی که توقع دارند چیزی از‌ آن‌ها یاد بگیرند، نشان بدهند که آن‌ها را دوست دارند، این سخن نظیری نیشابوری بزرگ‌ترین درس به همه معلمین، آموزگاران، دبیران، استادان است:  درس معلم ار بود زمزمه محبتی           جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را این عاطفه را فراموش نکنند، عشق را به متعلمین خود، هرچه بیشتر و بیشتر یاد بدهند. ]]> ادبيات Tue, 14 Aug 2018 04:23:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264156/ماییم-دو-چشم-یک-تماشا صفحه امروز؛ 13 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146072/صفحه-امروز-13-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این نویسندگان با آثار برجسته شان نام خود را در دنیای ادبیات برای همیشه درخشان کرده‌اند.  اچ . جی ولز هربرت جورج ولز، نویسنده انگلیسی چنین روزی در سال 1946 از دنیا رفت. وی که خالق رمان های علمی – تخیلی است سپتامبر 1866 در کنت به دنیا آمد. او از کودکی با طعم فقر آشنا شد و از این رو از سن کم به کار مشغول شد. مدتی به عنوان شاگرد یک پارچه فروشی کار کرد، ولی به زودی دست از این کار کشید و برای تحصیل به دانشگاه رفت. او از سال 1901 به نوشتن روی آورد و رمان‌های زیادی نوشت که به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه و آثار سینمایی مختلفی از این کتاب‌ها اقتباس شد. برخی از منتقدان آثار او را با ژول ورن نویسنده فرانسوی مقایسه می‌کنند. «ماشین زمان»، «مرد نامرئی»، «جنگ دنیاها»، «نخستین انسان‌ بر ماه»، «تونو بانگی» و «سرگذشت آقای پولی» از آثار این نویسنده‌اند.    ژولین گرین ژولین گرین ،نویسنده آمریکایی چنین روزی در سال 1998 از دنیا رفت. وی سپتامبر 1900 از پدر و مادری آمریکایی در پاریس به دنیا آمد. او به زبان فرانسوی می نوشت و 30 رمان و مجموعه داستان كوتاه در کارنامه ادبی خود دارد. او نخستین کتابش را سال 1924 با نام مستعار «تئوفیل دو لاپورت» با عنوان «هجویه بر ضد کاتولیک های فرانسه» منتشر کرد. سال 1926 نخستین رمان وی با عنوان «مون سی نر» و نخستین مجموعه داستانش با نام «مسافر روی زمین» منتشر شد. وی جايزه ادبي آكادمي فرانسه را در کارنامه اش دارد و «روياگر»، «سفرسياه»، «روزگار خوش»، «موئيرا» و «هر مردی در شب خویش» از رمان‌هاي شاخص وی هستند. املی نوتومب املی نوتومب ،نویسنده بلژیکی چنین روزی در سال 1967 در ژاپن به دنیا آمد. وی که به فرانسوی می نویسد و بیش از 20 رمان در کارنامه ادبی اش دارد، نخستین رمانش را با عنوان «بهداشت و آدمکش» سال 1992 منتشر کرد و از آن پس هر سال یک رمان نوشت و منتشر کرد. «خرابکاری های عاشقانه» دومین رمان اوست که سال 1993 به بازار آمد. او در اين مدت توانست به شهرت بسیار دست يابد و نام خود را بر سر زبان ها بیندازد و منتقدان را وادارد از وی به عنوان نویسنده ای قدر یاد کنند. او جوایز متعدد ادبی از جمله جایزه بزرگ رمان آکادمي فرانسه سال 1999، جایزه رنه فاله و جايزه آلن فورنيه را از آن خود کرده است. «كشتن پدر»، «ترس و لرز»، «اسید سولفوریک» و «سفر زمستاني» از دیگر آثار وی به شمار می رود. او عضو دایمي جايزه برجسته ادبي دسامبر فرانسه نیز هست.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 14 Aug 2018 04:11:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146072/صفحه-امروز-13-آگوست نقد «سایه عقاب روی پیاده‌رو» در عصری با کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264275/نقد-سایه-عقاب-روی-پیاده-رو-عصری-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «سایه عقاب روی پیاده‌رو» نوشته فاطمه قدرتی در فرهنگسرای فردوس برگزار می‌شود. در این نشست شهلا آبنوس، رمان‌نویس و رضا فکری،‌ داستان‌نویس و روزنامه‌نگار به عنوان منتقد حضور خواهند داشت.  نشست نقدوبررسی این کتاب سه‌شنبه 23 مرداد 1397 از ساعت 17 تا 19 در فرهنگسرای فردوس واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار فردوس، بعد از چهارراه شهید سلیمی جهرمی برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 13 Aug 2018 12:05:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264275/نقد-سایه-عقاب-روی-پیاده-رو-عصری-کتاب قند و نمک با اجرای سعید بیابانکی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264272/قند-نمک-اجرای-سعید-بیابانکی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ هفتادوهفتمین نشست از سلسله نشست‌های «قند و نمک» با اجرای سعید بیابانکی سه‌شنبه (23 مردادماه) در فرهنگسرای فردوس برگزار می‌شود. در این برنامه علاوه بر شعرخوانی شاعران طنزپرداز، مسابقه ذوق‌آزمایی و پخش کلیپ‌های طنز و چند برنامه طنز برگزار خواهد شد. همچنین در این برنامه بسیاری از طنزپردازان مطرح حضور خواهند داشت. علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند از ساعت 18 و 30 دقیقه روز سه‌شنبه (23 مردادماه) به فرهنگسرای فردوس واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار فردوس شرق، بعد از چهارراه شهید سلیمی جهرمی مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Mon, 13 Aug 2018 11:13:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264272/قند-نمک-اجرای-سعید-بیابانکی «از ماست که بر ماست» و حکایاتی پندآموز http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264273/ماست-حکایاتی-پندآموز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «از ماست که بر ماست» حاوی 201نکته علمی، اخلاقی، معنوی و تاریخی است که در قالب «نظر» همراه با نقد منتشر شده است. حکایت‌های این مجموعه با هم پیوستگی ندارند و درواقع بخش‌هایی از ستون نکته و نظر در نشریه صبح صادق هستند. «از ماست که بر ماست» نوشته رضا نظریان و علی اسماعیلی در 218 صفحه در سال 1396 در 1000نسخه و در قطع رقعی منتشر شده است. ]]> ادبيات Mon, 13 Aug 2018 11:11:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264273/ماست-حکایاتی-پندآموز