خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Thu, 19 Apr 2018 16:31:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 19 Apr 2018 16:31:16 GMT ادبيات 60 «من پیش از تو» به چاپ پنجاه‌ویکم رسيد. http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259887/پیش-چاپ-پنجاه-ویکم-رسيد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چاپ پنجاه‌ویکم رمان «من پیش از تو» نوشته جوجو مویز وارد بازار کتاب شد.  مویز روزنامه‌نگاری انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمان‌های عاشقانه مشغول است. او یکی از تنها چند نویسنده‌ای است که دو بار برنده جایزه سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award) توسط  انجمن نویسندگان رمان‌های عاشقانه (Romantic Novelists' Association) گردیده و آثارش به یازده زبان مختلف دنیا ترجمه شده‌اند. من پیش از تو (به انگلیسی: Me Before You) یک رمان عاشقانه نوشته جوجو مویس است. این کتاب نخستین بار در ۵ ژانویه ۲۰۱۲ در بریتانیا چاپ شد. ادامه‌ای بر این کتاب با نام «پس از تو» نوشته شد که از طریق کتاب‌های پاملا دورمن در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۵ منتشر شد. داستان این کتاب درباره دختری است که پرستاری یک مرد جوان افلیج را بر عهده می‌گیرد و با علاقه‌ای که به مرد پیدا می‌کند درصدد است تا او را از تصمیمی که مربوط به  پایان دادن زندگی‌اش است، منصرف کند.  همچنین فیلم من پیش از تو به کارگردانی تیا شروک و بازی امیلیا کلارک و سم کلفلین در نقش‌های اصلی، دستمایه اقتباس سینمایی قرار گرفت و توسط برادران وارنر در ۳ ژوئن ۲۰۱۶ اکران شد.  چاپ پنجاه‌ویکم کتاب «من پیش از تو» با ترجمه مریم مفتاحی از سوی نشر آموت در 536 صفحه به قیمت 36000 تومان راهی بازار کتاب شده است.     ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 11:50:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259887/پیش-چاپ-پنجاه-ویکم-رسيد انتشار رمان دیگری از یوناس کارلسون http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259888/انتشار-رمان-دیگری-یوناس-کارلسون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «راز آن اتاق» نوشته یوناس کارلسون با ترجمه مائده مرتضوی از سوی نشر سده در نمایشگاه کتاب تهران عرضه خواهد شد. این رمان دومین کتابی است که از این نویسنده و هنرپیشه سوئدی در ایران منتشر می‌شود. پیش از این رمان «صورت حساب» نیز از این نویسنده به فارسی برگردانده شده است. مترجم این اثر نیز مائده مرتضوی است.   یوناسون در این کتاب نیز همانند رمان قبلی خود به تنهایی انسان‌های مدرن می‌پردازد. فضای این رمان کاملا شهری است و همانند رمان صورت حساب در اینجا هم با یک اتفاق فانتزی روبه‌رو هستیم. مشخصه اصلی این نویسنده نشان‌دادن زندگی مدرن و پیامدهای آن در کنار پرداخت روانکاوانه شخصیت‌ها و جذابیت‌های فانتزی است. «راز آن اتاق» اولین رمان یوناس کارلسون است و کارلسون با این اثر در سوئد و دیگر کشورهای اروپایی به شهرت رسید. در پشت جلد این کتاب آمده است: «کمدی یا تراژدی؟ این سوالی است که شما بعد از خواندن این کتاب باید به آن جواب بدهید. «راز آن اتاق» را باید خودتان کشف کنید. یک داستان شهری سطحی و ژرف‌انگارانه، داستانی درباره هیچ چیز و همه چیز. «راز آن اتاق» داستانی است درباره یک کارمند تازه‌وارد شرکتی اداری که با مکانی به ظاهر ساده و در عین حال اسرارآمیز در محل کارش روبه‌رو می‌شود و دست بر قضا راوی داستان هم خودش است. یک راوی ساده‌لوح که چندان هم قابل اعتماد به نظر نمی‌رسد. این کتاب اولین اثر داستانی یوناس کارلسون هنرپیشه معروف سوئدی است که در اروپا با استقبال فراوانی روبه‌رو شد» رمان «راز آن اتاق»  نوشته یوناس کارلسون با ترجمه مائده مرتضوی به قیمت 19000 تومان و با شمارگان 1000 نسخه به زودی از سوی نشر سده وارد بازار کتاب خواهد شد.   ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 11:49:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259888/انتشار-رمان-دیگری-یوناس-کارلسون «قصه اساطیر» در فرهنگسرای مس سرچشمه بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259885/قصه-اساطیر-فرهنگسرای-مس-سرچشمه-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست یک مولف، یک کتاب؛  این بار به بررسی کتاب«قصه اساطیر» اختصاص دارد. «قصه اساطير» به تازگي منتشر شده است. علومی در این کتاب به بررسی و توضیح هزارویک شب و قصه‌های ایرانی بر اساس مبانی اسطوره‌ها پرداخته است. بحث و رویکرد اصلی این کتاب، تطبیق،‌ بررسی و تحلیل افسانه‌های ایرانی با مبانی اساطیری است. از «هزار افسان» دوران هخامنشیان و اشکانیان که سپس منبع اصلی «هزارویک‌شب» قرار گرفت تا افسانه‌های رایج در فرهنگ مردم، همه مبانی اسطوره‌های قدرتمند و موثر دوران خود را بیان می‌کنند.   بخش اول این کتاب با عنوان «تحلیل و بررسی هزارویک شب» شامل هشت مقاله کامل درباره هزارویک‌شب و بخش‌هایی از مقاله‌هایی است که به طنز در هزارویک‌شب اشاره دارد.   بخش دوم این کتاب به قصه‌های اساطیری اختصاص دارد؛ قصه «دختر نارنج و ترنج»، قصه «ناگار»، قصه «مرجان»، قصه «دختر سلطان»، قصه «درخت شاه‌توت»، قصه «ابراهیم»، قصه «زیتون یا دختر کفش طلا»، قصه «گل و صنوبر» و قصه «درخت سیب» نام برخی از این قصه‌هاست.  نشست نقد و بررسي «قصه اساطير» با حضور محمدعلی علومی، مولف کتاب و  یوسف علیخانی، ناشر و امیرکاووس بابازاده برگزار خواهد شد.    علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند سه‌شنبه، ۴ اردیبهشت، ساعت۱۶:۳۰،  به فرهنگسرای مس سرچشمه مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 09:00:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259885/قصه-اساطیر-فرهنگسرای-مس-سرچشمه-بررسی-می-شود بسته پیشنهادی احمد آرام برای خرید در نمایشگاه کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259861/بسته-پیشنهادی-احمد-آرام-خرید-نمایشگاه-کتاب احمد آرام در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بسته پیشنهادی خود را برای خرید از نمایشگاه کتاب تهران ارائه کرد. وی گفت: دو کتاب «سنگ و سایه» و همچنین آخرین اثر داستانی منتشر شده از همین نویسنده به نام «با شب یکشنبه» را برای خواندن توصیه می‌کنم و پیشنهاد می‌دهم. نویسنده «بیدارنشدن در ساعت نمی‌دانم چند؟» درباره ویژگی کلی آثار محمدرضا صفدری گفت: در کتاب «سنگ وسایه» صفدری مانند دیگر آثارش اتکا به مسائل بومی دارد و به انسان‌‌های عاصی می‌پردازد که در بیشتر آثار او وجود دارند. در مجموعه داستان «با شب یکشنبه»  داستان‌هایی وجود دارند که به فضای ابزورد بکت نزدیک‌اند و این فضا در «سنگ وسایه» هم دیده می‌شود. شخصیت‌های این مجموعه به صورت پراکنده وارد داستان‌ها می‌شوند. در داستان‌های این مجموعه جزییات به درون پیچیده‌ترین رفتارهای انسانی راه باز می‌کند تا آن تصاویر ناپیدایی که ،از درون به کنترل شخصیت مشغول است ، روشن شود. کتاب دیگری که این نویسنده و نمایش‌نامه نویس پیشنهاد داد؛ «چوب نروژی» نوشته هاروکی موراکامی بود. آرام درباره این کتاب گفت: برای این کتاب ترجمه‌های زیادی وجود دارد و به نظرم ترجمه مهدی غبرایی ترجمه بسیار خوبی است چون آقای غبرایی مترجمی است موراکامی را از زوایای مختلف می‌شناسد و هر ترجمه‌ای که ایشان از موراکامی داشته باشد به فهم تازه‌ای از سوی خواننده می‌انجامد و خواننده با زوایای دیگری از ذهن نویسنده آشنا می‌شود. وی افزود: پیدا کردن زاویه دید نویسنده از طریق مترجم موضوع مهمی است که در ترجمه‌های غبرایی دیده می‌شود و با توجه به ترجمه‌هایی دیگری هم که از این اثر وجود دارد این امر اهمیت پیدا می‌کند.   ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 08:37:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259861/بسته-پیشنهادی-احمد-آرام-خرید-نمایشگاه-کتاب در ایران، فوق‌لیسانس و دکترای زبان ایتالیایی وجود ندارد/سعدی که ما در ایتالیا داریم سعدی غزل نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259877/ایران-فوق-لیسانس-دکترای-زبان-ایتالیایی-وجود-ندارد-سعدی-ایتالیا-داریم-غزل-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) رافائل مائوریلو محقق و پست دکترای دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و استاد دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی که روز سه شنبه 28 فروردین در همایش سعدی و پترارک در موسسه شهر کتاب سخنرانی می کرد، صحبت‌های خود را با خواندن غزل «بوی گل و بانگ مرغ برخاست» از سعدی شروع کرد و گفت: پترارکا هیچ‌گاه در زندگی‌اش غزل ننوشت، بلکه آن چیزی که پترارکا نوشته، سونت است که یک قالب شعری است که در ایتالیا متولد و بعد در دنیا پخش شده است. به تازگی یک کتاب درباره ادبیات جهان در ایران به چاپ رسیده که در آن مطالبی درباره پترارکا هم نوشته شده است و من برای اینکه ببینم یک کتاب آموزش دانشگاهی درباره پترارکا چه می‌گوید، به آن مراجعه کردم و در آنجا به دو جمله برخوردم. یکی اینکه: «پترارکا نه تنها نخستین اُمانیست عصر جدید است، بلکه پیشگام احیای فرهنگ کلاسیک و بنیان‌گذار تمدن عصر جدید هم به شمار می‌رود.» که من این جمله در مورد پترارکا را تایید می‌کنم. اما مشکل من در جمله دوم است که می‌گوید: «لائورا (موضوع عشق پترارکا) همانند بئاتریس دانته، نماد و راهنمای عشق الهی است، در صورتی که اصلاً و ابداً اینطور نیست. لائورا با بئاتریس کاملاً متفاوت است. شاید بتوان بئاتریس را به عنوان نماد و راهنمای عشق الهی خواند، اما لائورای پترارکا را نمی‌توانیم اینطور تعریف و معرفی کنیم؛ چون برعکس بئاتریس دانته، یک عشق دنیوی است؛ ولی می‌توان گفت که یک زن واقعی با عطر و طعم الهی است. در ادامه جمله دوم آمده است که «پترارکا مبتکر غزل نیست ولی آن را به حد کمال رسانده است» و بنابراین همان طور که گفتیم، پترارکا هیچ وقت در زندگی خود غزل ننوشت.   وی در ادامه گفت: به نظر من مشکل، مقایسه آشنایی ایران در ایتالیا با آشنایی ایتالیا در ایران است. اگر اشتباه نکنم سال هزار و هشتصد و اندی، یک کتاب درباره‌ ادبیات فارسی در ایتالیا چاپ شد که کار دانشگاهی و آکادمیک بود. یعنی کسانی که در دانشگاه درباره شعر فارسی تحقیق کرده بودند و مدرک دکتری داشتند شعرهای فارسی را ترجمه کرده و کتاب نوشته بودند، درحالی که تعریفی که از ادبیات ایتالیا داریم، اکثرا از کسی است که زبان ایتالیایی بلد نبوده و نیستند و معمولاً کارشان ترجمه ای از یک زبان دیگر است. البته همین هم کار مهمی است و کسانی در دپارتمان زبان ایتالیا در دانشگاه تهران هستند که واقعا زحمت می‌کشند تا زبان ایتالیایی را در ایران زنده نگه دارند.   این ایران‌شناس و اسلام‌شناس ایتالیایی ضمن گلایه از وضعیت ترجمه و پژوهش ادبیات ایتالیا در ایران، تصریح کرد: وقتی از بحث آموزش زبان خارج می‌شویم و بحث تحقیق پیش می‌آید، باید بگویم که در ایران، فوق‌لیسانس و دکترای زبان ایتالیایی وجود ندارد و هم اینکه، اصولاً تحقیقی درباره ادبیات ایتالیایی انجام نمی‌شود. البته در سال‌های اخیر کارهای در دپارتمان زبان دانشگاه تهران برای آموزش انجام شده، اما همان طور که می‌بینید تا به امروز پیشرفتی نداشته‌ایم. ترجمه‌ای که از پترارکا در ایران وجود دارد، ترجمه‌ای است که چند مشکل دارد، که ریشه این مشکلات می‌تواند در تفاوت آموزش باشد. آموزش در ایتالیا و ایران تفاوت‌های دارد. در ایتالیا این‌طور است که دانش‌آموزان در دبیرستان، ۵ سال زبان و ادبیات لاتین، زبان و ادبیات یونان قدیم و زبان و ادبیات ایتالیا و ... می‌خوانند که تقریباً در سطح دانشگاهی است.   سعدی که ما در ایتالیا داریم سعدی غزل نیست عضو هیات علمی دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه گفت: به اعتقاد من برای شناخت واقعی و دقیق زبان ایتالیایی به آشنایی دقیق با زبان و ادبیات لاتین احتیاج داریم که متاسفانه تا به امروز در ایران تدریس نمی‌شود. ما برای شناخت پترارکا به زبان و ادبیات لاتین و یونانی قدیم احتیاج داریم و بدون این‌ها شناخت دقیق او حاصل نمی شود. در مورد سعدی هم باید بگویم، سعدی که ما در ایتالیا داریم سعدی غزل نیست، بلکه سعدی بوستان و گلستان است. در مهم‌ترین کتاب آموزش و ادبیات زبان فارسی که در ایتالیا داریم، گلستان را به عنوان نمونه نثر کلاسیک زبان فارسی معرفی کرده است که به نظر من (به عنوان کسی که استاد زبان و ادبیات فارسی اینجاست) می‌توان پترارک و سعدی را  از این نظر مقایسه کرد، چرا که پترارک هم در زبان ایتالیا، نمونه نثر کلاسیک زبان ایتالیایی است؛ درست است که شعر می‌نویسند، اما نه شعر به زبان لاتین، بلکه به زبان ولگار که امروز به آن زبان ایتالیایی می گوییم.   رافائل مائوریلو عنوان کرد: بر خلاف دانته که نثر او بسیار سخت و سنگین است، ولی پترارکا با کمی سختی قابل خواندن است و احساس می‌کنید زبان او، تکرار همین زبان امروز ایتالیا است. بنابراین وقتی می‌خواهید نقش سعدی و پترارک در ایران و ایتالیا را مقایسه کنید، باید به عنوان نمونه ای از نثر کلاسیک دو زبان با هم مقایسه کرد، نه در غزل چون همان‌طور که گفتیم، پترارک غزل ندارد و تعریف پترارک به این صورت درست نیست.   وی در پایان گفت: مشکل دیگر زمانی است که پترارک در ایران ترجمه می‌شود. برای من جای تعجب فراوان داشت که چطور در یک فرهنگ و کشور که شعر این قدر مهم است و وقتی شعر کشورها و فرهنگ‌های دیگر را معرفی می‌کنند، زبانی دارند که بسیار راحت می‌توانند واژه‌های خارجی را قبول و مال خود کنند- ویژگی اصلی زبان فارسی است-، سونت را وارد زبان خود نمی کنند و به آن غزل می گویند، در صورتی که پترارک نتوانسته غزل بنویسد، یعنی آن موقع اصلاً امکان نداشت که چنین کاری انجام شود.    رافائل موریلو در انتهای صحبت‌های خود مهم‌ترین سونت پترارک که در مقدمه دیوان شعر او است را به زبان ایتالیایی خواند و به بحث خود را پایان داد.  لائورا در شعر پترارک مانند معشوقه‌ شاعران کلاسیک ماست در ادامه فاطمه عسگری، استاد زبان ایتالیایی در دانشگاه تهران در سخنرانی خود با عنوان «چهره و هویت معشوق در اشعار پترارک» که با نمایش موارد مهم و تصاویری از لائورا و ... همراه بود، به دو مجموعه‌ی «سرودنامه» و «پیروزی‌ها»ی پترارک درباره‌ سیمای معشوق اشاره کرد و گفت: معشوق در این مجموعه اشعار لائورا نام دارد که درباره وجود یا عدم وجود او بحث‌هایی هست، که من اینجا به قطعیت می‌گویم؛ در اینکه لائورا واقعا وجودخارجی و مادی داشته است، شکی نیست. لائورا آنطور که از ورای خواندن سونت‌های شاعر برمی‌آید، زنی زیبارو، متاهل، متعهد و پرهیزگار است که به مروز زمان سالخورده شده و طراوت جوانی را از دست می‌دهد، گاه بر اثر بیماری و یا زایمان زیبایی‌اش کم‌رنگ می‌گردد و همچنین به مانند تمام موجودات واقعی دچار حادثه مرگ در تاریخ مشخصی می‌شود. اما آنچه مهم است معانی و کاربردی است که حضور وی در سرودنامه پترارک دارد. عسکری ادامه داد: نمی‌توان باور داشت که لائورا فقط یک موجود واقعی بوده، بلکه سرچشمه‌ غنایی‌ترین درونمایه‌های شعر پترارک است اما در قیاس با معشوقه‌های اشعار عاشقانه شعرای شیرین طرز نو، زمینی‌تر، واقعی‌تر و انسانی‌تر است. هرچند که در بسیاری از سونت‌های سرودنامه گاه به یک علامت و نشانه معنایی و گاه به جانمایه‌ شعری تبدیل می‌شود. لائورا چون معشوقه‌ شعرای سنت کلاسیک ما شاعر را به تفکر در تنهایی وامی‌دارد و گاه به قول ادبا و منتقدین فقط یک احساس شخصی و درونی شاعر است. احساسی که آب و رنگی بسیار واقع‌بینانه دارد.   این استاد دانشگاه ضمن خواندن و تعریف داستان سونت 16 از دیوان شعر پترارک، از مانند کردن لائورا برای پترارک به مسیح برای پیرمرد سونت 16 سخن گفت و با اشاره به این‌که معشوق عاملی برای تفکر و تعمق شاعرانه در آثار پترارک است، افزود: برخلاف محبوب‌های شعرای شیرین طرز نو، لائورا عامل تغییر و تحول در عاشق خویش نمی‌شود. لائورا با تجربه‌ مرگ متحول شده و تغییر نقش می‌دهد. او در تمام سرودنامه استعاره‌ای است بر تمام آنچه دغدغه‌ی دل و جان شاعر است و به هیچ عنوان امکان برطرف نمودن این دغدغه وجود ندارد. لائورا محبوبی است که آرامش می‌بخشد و نابود می‌سازد و ظاهرا پترارک از بودن و نبودن او گریزی ندارد. ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 08:18:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259877/ایران-فوق-لیسانس-دکترای-زبان-ایتالیایی-وجود-ندارد-سعدی-ایتالیا-داریم-غزل-نیست «انتشارات آسیا» میراث ارزشمند پدر ماست/جمهوري دیگر ظرفیت کتابفروشي ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259884/انتشارات-آسیا-میراث-ارزشمند-پدر-ماست-جمهوري-دیگر-ظرفیت-کتابفروشي-ندارد شهرام عطایی، از شرکای انتشارات آسیا درباره گزارش ایبنا از وضعیت این کتاب‌فروشی توضيحاتي تكميلي داد. وی به خبرنگار  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا )، گفت:  چند روزی است که درگیر پاسخ‌گویی در رابطه با مکانی هستیم که سابقا در اختیار انتشارات آسیا قرار داشته است. این نکته را باید متذکر شوم که به این صورت نبوده است که ما کتابفروشی را به رستوران تبدیل کنیم. من و باقی شرکا این مکان را واگذار کرده‌ایم و طبعا بعد از واگذاری، کاربری آن هم تغییر پیدا می‌کند. دلیل این مسائل را هم عوض نشدن تابلوی مغازه بعد از واگذاری می‌دانم که البته در حال حاضر تابلو تغییر پیدا کرده است. وی افزود: خیابان جمهوري مکان مناسبی برای یک کتابفروشی نبود و به محلی پر از اغذیه و رستوران تبدیل شده است. این خیابان دیگر ظرفیت کار کتاب را ندارد و تقاضایی برای کتاب در آن وجود نداشت. طبعا جوابگوی هزینه کتابفروشی نیز نبود و به همین علت تصمیم به واگذاری و فروش آن گرفتیم. اما هرگز قصد اتمام فعالیت انتشارات آسیا را نداشتیم و نداریم. این انتشارات یادگار ارزشمند پدری ماست و برایمان ارزش زیادی دارد. عطایی درباره ادامه فعالیت انتشارات آسیا افزود: انتشارات آسیا کما‌فی‌السابق به فعالیت خود ادامه می‌دهد. برادرم؛‌ شاهرخ عطایی در آمریکا فعال هستند و عناوین مختلفی از کتاب‌های خودمان و همچنین انتشارات دیگر را به دست علاقه‌مندان فارسی زبان و خواندن کتاب‌های فارسی می‌رسانند. ما این کتاب‌ها را از طریق پست به دست هموطنانمان در آمریکا می‌رسانیم. همچنین در ایران هم کارمان را در دفتر سابق خودمان که تنها دو خیابان با کتابفروشی سابق‌مان فاصله دارد،‌ ادامه می‌دهیم و علاقه‌مندان می‌توانند برای ابتیاع کتب خود به دفتر ما مراجعه کنند. وی در خصوص شرکت و حضور انتشارات آسیا در نمایشگاه کتاب تهران گفت: امسال تنها چهار عنوان کتاب چاپ و منتشر کرده‌ایم  و طبعا در نمایشگاه حضور نداریم اما برنامه‌های تازه‌ای برای انتشار عناوین تازه داریم و مطمئنا کار نشر را ادامه خواهیم داد.   ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 07:42:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259884/انتشارات-آسیا-میراث-ارزشمند-پدر-ماست-جمهوري-دیگر-ظرفیت-کتابفروشي-ندارد نسبت تغزل پترارک به دانته چیزی مانند غزل حافظ و سعدی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259866/نسبت-تغزل-پترارک-دانته-چیزی-مانند-غزل-حافظ-سعدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ایمان منسوب بصیری، آخرین سخنران همایش سعدی و پترارک بود که به ارائه پژوهشی با عنوان « پترارکا و ادبیات روم باستان» به شرح زیر پرداخت: «پترارکا را در ایران اندک شمار آشنایان بیشتر به دیوان مختصر ایتالیایی او می شناسند، حال آن که حجم این اثر در برابر آنچه به نظم و نثر لاتین نگاشته است هیچ است. شاعر فلورانسی عشق لائورا را با توغل در فقه اللغه لاتین آمیخت و دری بدیع در عرصه سخنوری پدید آورد. او به یاری خاندان متنفذ کولونا Colonna از میراث افتخار آمیز روم که در نسخ کمیاب و گرانبها، درنهانخانه دیرها مدفون شده بود بهره‌ها برد و طبع خود را با تتبع طرز قدما آزموده‌تر ساخت. کوشش او در تصحیح و تنقیح متون کهن با تلاش و اجتهاد استادان محقق پارسی در قرن اخیر سنجیدنی است. پترارکا در والکیوزا (تلفظ فرانسوی Vaucluse) در نزدیکی آوینیون انزوا گزید و به تالیف منظومه حماسی آفریقا به سبک انئید ویرژیل دست یازید. چامه آفریقا حاوی شرح جنگاوری‌ها و کشورگشایی‌های شیپیونه (سیپیو امیلیانوسScipio Aemelianus)، سردار رومی، در قرطاجنه(کارتاژ) است و چنان که پیشتر گفته آمد پترارکا با تتبع در لاتین قدیم بر آن بوده است که آن زبان فرسوده را جدا از تحولات قرون وسطی به سیاق 1400 سال پیش از زمان خود به کار گیرد. در 1340 زعمای پاریس و رم، پترارکا را به قبول تاج سخنوری و لقب ملک‌الشعرایی فراخواندند و او از میان این دو شهر رم را برگزید؛ پس برای اثبات شایستگی خود فرمانفرمای فاضل ناپل، روبرتو دانجو Roberto d'Angiò معروف به حکیم، را به داوری خواست و پس از آزمونی سه روزه با حکم تایید و تحسین او راهی رم شد و در کامپیدولیو Campidoglio  با مجد و وقار تمام در 8 آوریل 1341 تاج ملک‌الشعرایی بر سر نهاد. این ابیات از قصیده‌ای که سال‌ها پیش در اقتفای خاقانی سروده‌ام می تواند زبان حال پترارکا باشد:   خوشا سیر قویم خط ترسا / رواق حکمت روم معلا قدم چون ملک کنستانتین دوتا شد / دلم چون دولت آگوست یکتا دومینوس هونور جویایم فضلم / نه در اینسول غفلت می کنم جا چو لار خانه از اندوه بگریخت / مرا چه والکیوزا چه راونا کلوسیوم فرو ریزد از این درد / که درتمپلوم قلبم گشت بر پا ممرد صرح یونانم به تعلیم / مصرح مرد لاتینم به دعوا سنکا در خرد با من هماهنگ / سیسرو در سخن با من هم آوا بنه دیکسیت مجیستر اوپتیماتوم / مدیوس فیدیوس آودیته ایتا!   پترارکا زان سپس گاه و بیگاه به شهرهای ایتالیا سر کشید و در هر گوشه‌ای، اندک مدتی رحل اقامت افکند. مدتی در کسوت سفیر در ناپل به سر برد و چندی بعد روانه پارما شد، پس به امید غلبه کلا د ریئنتزو (وجه مخفف Nicola Di Lorenzo) در 1347 به سوی رم رفت ولی در پی اطلاع از شکست آن سردار در حد جنوا متوقف ماند و آوای تحسر سر داد. خبر درگذشت لائورا و جمع کثیری از دوستان، از جمله جاکومو کولونا، در اثر طاعونی فراگیر یک سال بعد به پترارکا رسید. این واقعه دردناک موجب شد که بدبینی و گریز از انعام عالم خاکی در سخنش نمایان تر گردد و بارقه سرمستی رفته رفته ازآن رخت بر بندد. این تحسر و بدبینی در شعر زیر نمایان است:   Quel rosignol, che sì soave piagne, forse suoi figli, o sua cara consorte, di dolcezza empie il cielo et le campagne con tante note sì pietose et scorte, et tutta notte par che m’accompagne, et mi rammente la mia dura sorte: ch’altri che me non ò di ch’i’ mi lagne, ché ’n dee non credev’io regnasse Morte. O che lieve è inganar chi s’assecura! Que’ duo bei lumi assai più che ’l sol chiari chi pensò mai veder far terra oscura? Or cognosco io che mia fera ventura vuol che vivendo et lagrimando impari come nulla qua giu diletta, et dura.                   (Canzoniere, CCCXI)                    ابیات فوق را با این غزل از حافظ که در سوگ فرزند خود سروده است بسنجید:   بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد              باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود          ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد قره العین من آن میوه دل یادش باد                      که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد... آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ                 در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ                  چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد                          آشنایی پترارکا با بوکاچو، نویسنده نامدار فلورانسی، از 1350 آغاز شد و دوستی و مراوده آنان تا پایان عمر ادامه داشت. پترارکا بین سال های 53 و 70 نزد خاندان‌های متمکن حاکم در شهرهای گوناگون روزگار گذراند و همین امر باعث شد که عده‌ای او را به همنشینی و الفت با ظالمان متهم کنند. وی عاقبت پس از فرازونشیب‌های بسیار در 1370 در آرکوا   Arquàاقامت گزید و سال‌های واپسین عمر را فارغ از هیاهوی اولاد آدم به تحریر و تقریر گذراند تا آنکه سرانجام به سال 1374 دنیا را برای ابد وداع گفت و به عالم غیب پیوست.    در میان مکاتیب پترارکا آنچه به ظاهر بیش از همه مبین خلق و خوی اوست نامه ای به نام به آیندگان Posteritati است. شاعر نامدار ایتالیایی در این نامه از آثار و احوال خود سخن می گوید، اما نباید از یاد برد که در این قسم نوشته ها خودآگاهی بر گفتار غلبه دارد و بدین سبب سر ضمیر گاه بیش از حد تصور در پرده می‌ماند. اینک چند سطری از آن مکتوب:   من نیز از جنس شما بودم؛ انسانی خرد و فانی، نه وضیع و نه شریف... نوجوانی مرا به وهم افکند و شبابم از منهاج صواب به در برد، پس پیری به سویم شتافت و خشنودم ساخت تا به تجربت صحت آنچه را که پیشتر خوانده بودم، دریافتم و دانستم که آرزوی جوانی جمله یاوه و بیهوده است... پیوسته مال را خرد انگاشتم اما این پندار را گریز از توانگری سبب نبود، بلکه از آسیمگی‌های مقرون به خواسته می‌گریختم...تکبر را نه در نفس خود که در دیگران یافتم و چون به قیمت رخیص بودم هماره خود را کهتر انگاشتم. خشمم اغلب مایه زیان نفس بود و غیر را هرگز از آن آسیبی نرسید...از اقبال مساعد و بخت موافق به مصاحبت ملوک و بزرگان توفیق یافتم و از رفاقت شرفا آنچنان بهره بردم که محسود اقران گشتم... فراستم میانه بود و از حدت ذهن چندان طرفی برنبستم، به تحصیل فضایل مایل بودم و خاطرم به آموختن شعر و حکمت رغبت بسیار داشت...                                                  عشق لائورا محور و مرکز اکثر سروده های کانتزونیره است و به همین سبب بعضی منتقدین اشعار ایتالیایی پترارکا را به دو بخش قبل و بعد از مرگ لائورا تقسیم کرده‌اند. اما به‌رغم این محوریت گاه به نظر می‌رسد که شاعر عشق لائورا را چندان مقدس نمی‌انگارد و حتی از آن پشیمان است چنان که خود در شعری معروف می‌گوید:   I’ vo piangendo i miei passati tempi i quai posi in amar cosa mortale, senza levarmi a volo, abbiend’io l’ale... ترجمه منظوم نگارنده: بگریم چنان زار از دست بخت /  که از اشک من شاخ آرد درخت هر آن کو که دل بست بر مشت خاک / نیارد شدن از غم خاک، پاک! ز پران شدن چشم بردوختم / به پوچ و تهی جان خود سوختم!   از طرف دیگر از لحاظ ترتیب چینش اشعار به نظر می‌آید که پترارکا بر آن بوده است که کمدی دانته را در قالبی دیگر پاسخ گوید. واپسین سرود کمدی با ستایش مریم مقدس آغاز می‌شود و در حقیقت نوعی آوه ماریای مفصل است. پترارکا نیز دقیقا همین اسلوب را مد نظر دارد و در خطاب به مریم مقدس این سرواد را در پایان دیوان خود قرار داده است، توضیحا سرواد، که در دیوان‌های کهن پارسی شاهد دارد، اصطلاحی است که نگارنده همسنگ سونت در ادبیات اروپا برگزیده است: tu partoristi il fonte di pietate, et di giustitia il sol, che rasserena il secol pien d’errori oscuri et folti; tre dolci et cari nomi ài in te raccolti, madre, figliuola et sposa…                       (CCCLXVI) ترجمه منظوم نگارنده: تو زایشگر نیک بنیان مهر / که چون مهر رخشد به اوج سپهر هم او کو جهان تازه سازد ز داد / به بیداد آرد ز نیکی ضماد  خدا را سه یاری و یک گوهری / تو هم مادر و همسر و دختری!   پترارکا در استعمال صناعات ادبی بیشتر به انواع تجنیس و قرینه‌سازی و ازدواج و تضاد نظر داشته است و بازی‌های لفظی با نام لائورا در ابیات او فراوان مشاهده می‌شود. از شیوه های ویژه وی در بیان اوصاف و حالات، کاربرد جفت واژگان یا عبارات متضادی است که اغلب به یکدیگر معطوف اند. استشهاد: Pace non trovo, et non ò da far guerra; e temo, et spero; et ardo, et son un ghiaccio; et volo sopra ’l cielo, et giaccio in terra; et nulla stringo, et tutto ’l mondo abbraccio. Tal m’à in pregion, che non m’apre né serra, né per suo mi riten né scioglie il laccio; (CXXXIV) ترجمه منظوم نگارنده:   نه آرام و رام و نی ام خوی جنگ / ز بیم و ز امید جویم درنگ فسرده چنان یخ چو آتش به تاب / گهی همچو خاک و گهی آفتاب دو دستم تهی و جهانم به پای / مغاکم سرای و بر افلاک جای  هم او کو گران کرد بر من کمند/ نه آزاد سازد نه دارد به بند!   آن سان که از طرز نگارش متن ایتالیایی بالا  بر می آید، رسم الخط و شیوه نگارش پترارکا در بسیاری از موارد دارای صور نوشتاری لاتین است که در ایتالیایی تلفظ نمی شود یا به گونه ای دیگر خوانده می شود. به لحاظ فنون بلاغت باید گفت که کانتزونیره در عین فخامت و استحکام  گاه از حشو نیز خالی نیست، اما این قبیل حشوها بیشتر از باب تاکید است. برای نمونه بیت ذیل علاوه بر تکریر و واج آرایی حشو دارد:   di me medesmo meco mi vergogno... از خویشتن خویش به خویش شرمسارم از طرف دیگر بعضا استعاره های بعید در دیوان پترارکا موجود است؛ برای مثال تعبیر "زانوی ذهن" که جوزپه پارتی در یکی از نامه هایش آن را ناخوشایند خوانده است: Con le ginocchia de la mente inchine…   (V63, S366)   اگر پترارکا را حافظ ایتالیا به حساب آوریم، چینو دا پیستویا به مثابه ی خواجو یا سلمان خواهد بود؛ چرا که طرز تغزل چینو در سخن پترارکا کمال می یابد و تا قرن ها سرمشق غزلپردازی می شود. همچنین باید در نظر داشت که چینو خود به شکرین طرز نو، رنگ و بویی تازه داده و شعر را برای گداختن در ذهن پترارکا آماده کرده بود. از وجه دیگر می‌توان گفت که نسبت تغزل پترارکا به دانته چیزی مانند نسبت غزل حافظ و سعدی است. برای درک این اختلاف مقایسه دو شعر زیر می تواند کارساز باشد: Ne li occhi porta la mia donna Amore, per che si fa gentil ciò ch’ella mira; ov’ella passa, ogn’om ver lei si gira, e cui saluta fa tremar lo core, sì che, bassando il viso, tutto smore, e d’ogni suo difetto allor sospira: fugge dinanzi a lei superbia ed ira.   در شعر فوق که از زندگی نو دانته انتخاب شده است، شاعر با استحکام تمام مضامین مکرر طرز نو را در قالب کلامی آراسته و پیراسته بیان می کند. به عبارت دیگر مضمون دانته با درونمایه اشعار سایر سخنوران این طرز تفاوت عمده‌ای ندارد، لکن سیاق ترکیب الفاظ و همنشینی کلمات به گونه‌ای است که سخن را دلپذیرتر می‌نماید. شعر دانته را می‌توان با غزل ذیل از سعدی سنجید:   دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران                                                       دو خواب آلوده بربودند عقل از دست بیداران نصیحت گوی را از من بگوی ای خواجه دم درکش                                            چو سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران چه بوی است این که عقل از من ببرد و صبر و هشیاری                                            ندانم باغ فردوس است یا بازار عطاران گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن                                            نپندارم که بد باشد جزای خوب کرداران...   حال سروادی را از پترارکا نقل می‌کنیم تا با سروده دانته در قیاس آید: Erano i capei d’oro a l’aura sparsi che ’n mille dolci nodi gli avolgea, e l’vago lume oltra misura ardea di quei begli occhi, ch’or ne son sì scarsi; e ’l viso di pietosi color’ farsi, non so se vero o falso, mi parea: i’ che l’ésca amorosa al petto avea, qual meraviglia se di sùbito arsi? Non era l’andar suo cosa mortale, ma d’angelica forma; et le parole sonavan altro, che pur voce humana. Uno spirito celeste, un vivo sole fu quel ch’i’vidi: et se non fosse or tale, piagha per allentar d’arco non sana.   ترجمه منظوم نگارنده:  گره در گره تاب گیسوی زر به دست نسیم است آسیمه سر دو چشمش چنان هور پرتوفشان اگر چند باشند نک خامشان به رویش توگویی که رنگین کمان فشانده ست از مهر آنی نهان مرا جان از او آن زمان درگرفت او که چشم از چشم من برگرفت خرامیدنش چون ملک یا پری سخنش آیت ناب افسونگری چو تیری سوی جان جهانی ز شست نیابم بهی گر کمان سست گشت.   پترارکا در این قطعه که بدون شک از زیباترین غزلیات ادب ایتالیا و شاید تمام اروپاست؛ پا از حد دانته فراتر نهاده و تصاویری خلق کرده است که از حیث ظرافت و لطافت راه را بر هر مقلدی می‌بندد و باب اقتفا و نظیره‌گویی را فراز می‌آورد. فضای نورانی غزل با ظل ممدود گیسوان لائورا که از شدت درخشش به زر مانند آمده است، آمیزشی غریب دارد و کلام  دل‌انگیز محبوب چونان نجوای ملائک در گوش جان شاعر طنین‌انداز است. همان‌طور که در فصول پیش دیدیم، این مضامین در اشعار سایر قافیه پردازان زمان نیز آمده است اما پترارکا در غزل سرایی شیوه ای خاص دارد و درون مایه های شعر او پرورده تر و نغز تر از گفتار دیگران است.   پترارکا به پیروی از شیوه رومیان باستان مهرورز تنهایی خردمندانه و فراغ فاضلانه است، که به لاتین otium خوانده می شود.  این واژه در اصل به معنای پرداختن از اغیار در اصطلاح ادب پارسی کهن است. تنهایی و عزلتی که قران خردورزی و به اصطلاح مشرب فلسفی تازی ماب "توغل" باشد، از برترین نواخت هایی ست که آدمی را تواند دست دارد. از نام آورترین آثار پتراراکا که خط تاثیرپذیری او را از روم باستان آشکار می دارد رسالتی به نام درباب تنهایی است. پترارکا در این رساله به عنوان مسیحی راست کیش که همه چیز خود را مدیون کلیسای کاتولیک است پس از بیان حدیثی بازخوانده به پیامبر اسلام که در آن مکه و بیت المقدس بر روم و انطاکیه برتر دانسته شده‌اند (ص497، مجموعه آثار) زبان به ناسزاگویی های پر آب و تاب به آیین شرقی می گشاید و آنگاه در ستایش تنهایی داد سخن می دهد: شگفتی نیست که گنهکاری چو من که دشمنان در حصارش آورده‌اند آرزوی تنهایی در پناهگاهی ایمن در سربپروراند، من خود بر کاستی های خود آگاهم و نه تنها از آموزگاران زمین که از پروردگار نیز درس آموخته‌ام و از میان آن آموزه‌ها یکی این است، که رهایی بخش ما مسیح نیز که نه نیازی به تنهایی و نه بیمی از مردمان داشت از بهر آن که به آیین خود سپندی ببخشد به کوه اندر می‌شد و زبان به ستایش خدا می‌گشود. در تنهایی نمازگزارد و روزه داشت و در تنهایی بر وسوسه شیطان چیره آمد...هم او آنگاه که از درگذشت یحیی معمد آگهی یافت تنهایی گزید و آرام به تنهایی یافت…من کسی را (منظور خود نویسنده) می شناسم که تنهایی گزیده است، به اندک خوراک خرسند گردد و به کار خویش سرکشد و او گر چه بهر رسیدن به شادمانی و بهروزی از بسیاری چیزها بازمانده است، اما از نعمتی برخوردارست که از آن هرگز نتوان گذشت و آن تنهایی ست. دور از مردمان و رنج و ستوه از این و آن، او سراسر سال را به شادی چنان می گذراند که گویی تنها روزی ست! (بخش یک، 8 وص 505)   اما نوآوری در اندیشه‌های پترارکا به همان اندازه اصالت نثر لاتین اوست. پیوند این سخنسرا با گیتی و رخدادهای آن کمابیش در هیچ جای مستقیم و بی‌واسطه نیست. میانجی پترارکا با جهان طبیعت میراث روم باستان و نگارندگان لاتین زبان است. برساختگی و تراش‌خوردگی سخن پترارکا چه در دیوان ایتالیایی و چه در دیگر آثار وی که جز یکی همگی به لاتین نگاشته شده‌اند گواهی بر این مدعاست.  نویسندۀ لاتین نگار ما با همۀ چیره دستی اش در آن زبان از میراث فلسفی لاتین بهرۀ چندانی نبرده بود، وی در رساله‌ای با عنوان de sui ipsus et multorum ignorantia درباره نادانی خود و بسیاری دیگران در پی توجیه بی‌دانشی خود در زمینه فلسفی مدرسی، تفاسیر ابن رشد و طبیعیات متداول در آن زمان بر آمده است. پترارکا بر مرجعیت ارسطو می تازد و بر آن است که دانش را باید بی‌واسطه از آموزگار طبیعت آموخت نه از معلم اول. این گفته شاید از جانب کسی که در اصول و فروع ادب پیرو رومیان و مقلد آنان است خنده دار به نظر آید. کسی متالهان را از ارسطو مابی برحذر می‌دارد که خود حتی در وصف طبیعت نمونه‌های کلاسیک رومی را در نظر دارد. به راستی روانی، نغزی و استواری سخن پترارکا به زبان لاتین فارغ از آنچه بزرگ نگارندگان آن زبان در سخن آورده اند معنایی ندارد. رواقیون و شیوۀ سنکا، سردمدار آنان در روم، بی‌گمان بر طرز نگارش پترارکا تاثیری شگرف داشته است، چنانکه بسیاری از رساله ها و نامه های پترارکا را می‌توان با ترسلات سنکا و رسایل او سنجید. در این جایگاه به بخشی دیگر از درباره تنهایی استشهاد می‌رود که نماینده الگوبرداری استاد فلورانسی از سنکاست: در این جای و آنجای در میدانهای شهر صف‌های ابلهان را می‌یابی که تنها بر لب فعل‌های دستوردانان را صرف می‌کنند و آن سه فعل این است: piget, tedet, poenitet به زحمت افکندن، شرم بردن، پشیمان شدن! و یا سخن ترنزیوس را مکرر می کنند که می‌گفت از بیکاری نمی‌دانم چه کنم! و من به سخن آنان سخت باورمندم چرا که اگر می دانستند چه کنند گلۀ آنان پایان می گرفت! پس تو را به خدا به من بگو، جز نادانی و ابلهی چه چیزی آنان را به ملال می‌افکند و این سخن سنکاست که می‌گوید: هر ابلهی از زحمت خویشتن در رنج است. زندگانی آنان را خوشایند نیست و حق این است، چرا که گذار عمر هیچ چیز پایدار، استوار و خوشایند ندارد، چنان که سنکا خود در همان گفتار آورده است: تنها فرزانگان را هر آنچه دارند خوشایند است....بدین قرار اغلب آدمیان به خواست خود یا مقهور سرنوشت چون چارپایان تنها سر در زمین دارند، تن می‌پرستند و روان را از یاد برده‌اند، نه خود را می‌شناسند و نه چشم به فضیلت دارند، بی فر و آیین می زیند و به رنج گرفتار می آیند...بی زاری از زندگانی و ملال و ستوه و ناآرامی روان که بدترین چیزی است که هر انسان تا دم مرگ تاب آن آورد از همین نکته برمی آیند.   میهن پرستی در دیدگاه پترارکا انگاره‌ای نغز است که او را با مرده ریگ نیاکان درمی‌پیوندد، نیاکانی که دیگر نشانی از ایشان در روان و زبان هم میهنان او برجای نمانده است؛ سخنور ما با کشوری از هم گسسته روبروست که تنها نامی از ایتالیا برخود دارد؛ کشوری که برخلاف دیگر همطرازان اروپایی خود نتوانست زیر چتر پادشاهی به یکپارچگی دست یابد؛ در هرگوشه‌اش دولت شهری پدید آمد که در بنیان آن مایه توان نداشت که با قدرت‌های بزرگ اروپا پنجه آزماید و نرد بزرگی بازد، باری از ستواری و شکوه روم باستان چیزی جز نام و شماری ساختمان که دست سرد زمان بر بنیادشان گرد فراموشی و خاموشی می‌پاشید برجای نمانده بود؛ شاید بخشی از لاتین زدگی پترارکا از سر افسوس و به گونه ای یادکرد روزگاران کهن و زمان بزرگی‌ها و سرفرازی ها و ستیهندگی‌های بی‌باکانه سگالندگان رزم‌آوری باشد که چند اقلیم را زیر درفش آوازه گستر روم گرد آورده بودند. اینک بخشی از قصیده نگارنده در اقتفای چامه نامبردار خاقانی که باردیگر نماینده یادکرد روم در ذهن و زبان است:   هان ای دل عبرت بین بر روم نگر چندان / کز دیده فروباری چون ابر شتا باران آخر به کجا رفتند آن خیره سران گرد / کز هیبتشان پر بود اقلیم دل انسان؟! ارباب زر و قدرت شاهان هراس افکن / آنان که بدر کردند از جسم خلایق جان بس کاخ به جا ماندست ز آن مکنت دیرینه / آن سان که خرد گردد از رفعتشان حیران گر نیک نظر دوزی بر آن همه بام و بر / در هر قدمی یابی صد آه و فغان پنهان ای بس نفس تفته کز سینه برون آمد / تا پیکر جباران خسبد به درون آسان خاک دژم روم است چون آب سیه سرشار / از خاطرۀ اشک چشمان تهی دستان!   در پایان سخن و در راستای آنچه گفتیم قطعه‌ای از شاهکارهای نگارش پترارکا را در لاتین یاد می کنیم که آیینه تمام نمای ستواری گفتار و اندیشه اوست که برکامه پیوندی گسست‌ناپذیر با مرده‌ریگ رومیان از پختگی و در عین حال تازگی و روانی طرز او حکایت می‌کند. پترارکا در مجموعه نامه‌های پرشمار خویش (350 نامه در بیست و چهار فصل) در بخش نامه‌های خطاب به آشنایان (برابر اصطلاح کهن ادب ایران اخوانیات) در یادکرد بالارفتن از کوه ونتوزو با گسست های دستوری که در پیچ و تاب عبارت‌پردازی لاتین ایجاد کرده است، دست به نگارگری زده و در پیش چشم خواننده دریچه ای گشوده است که در آن فزون بر حال برون نگارنده آنچه در درون او نیز می گذرد به عرصه گفتار می‌رسد. سربلندان به یکدگر برسند، گر نیارد رسید کوه به کوه. این نامه که به احتمال فراوان مخاطبی راستین نداشته است شامل شواهدی از ادبیات لاتین به ویژه لیویوس تاریخ‌نگار رمی، ویرژیل و اوید است، فزون بر آن پترارکا آشکار و نهان در جای جای این نامه به ترجمه لاتین آثار کلیسایی از جمله نگاشته‌های منتسب به قدیس پولوس و آگوستین و انجیل متی استناد می‌کند. خاتمه سخن را با برگردان بخشی از این نامه زینت می‌بخشیم که در آن کمتر نشانی از استشهادهای کهن گرایانه پترارکا می‌توان یافت. سخن نویسنده فلورانسی در این جایگاه از لاتینی شیوا و روان بهره برده است که انسجام و فراوانی سبکینه های ویژه او را به نیکی تواند گزارد.  بدان امید که این نثر خوش ساخت پارسی  اگر نه چندان ورای گفتار سخنور رومی رود، دست کم پایاپای پویش و پرداخت بسزای او گام بردارد:   درازی روز و نغزی هوا، خواست استوار، نیرو و توان اندام و بس دگران ما کوهنوردان را یاری می رساند و آنچه تنها ما را از راه باز می داشت، ناهمواری آن بود که پیش ما بالا می افراشت. در دره ای به چوپانی کهن سال برخودیم که با گفتار بسیار برآن بود که عزم ما از فراز آمدن به چکاد آن کوه برتابد؛ داد سخن می داد که چگونه پنجه سال پیش از این به اوج کوه برشده بود و از آن بیهده کار چیزی جز جامه های بردریده و تنی نزار و دلی فگار او را فرادست نیامده بود و در آن حال که چنان سخنان بر ما می خواند، بسان آن جوانان که گوش خود بر همه پند بربندند، در دل ما به شوند پرهیز آن پیر، میل به هر چه ما را از آن بازمی داشت فزونی می یافت...بلندترین چکاد این کوه را مردمان بومی این جای" فرزند دلبند" خوانند و این نامگذاری را شاید ناسازگاری با سرشت ستیهندۀ این جای سبب تواند بود... ای پدر! بدان روی که از اندیشه های خویش به گاه برشدن بر این کوه تو را آگهی رساندم، اکنون ماندۀ داستان را از آن چه بر من رفت با تو برمیگزارم و تو تنها ساعتی از روز خویش بدانچه من به یک روز تمام دیدم برگمار! چون بدان چکاد تن خویش برکشیدم، در آغاز از سبکساری هوای آن بلندجای در شگفت آمدم و سترگی چشم اندازی که برابرم بود مرا به پندار افکند؛ به زیر گام خویش درنگریستم و ابرها را بدان جا یافتم، پس آنچه از کوهساران افسانه ای یونان، آتوس و الیمپ، خوانده بودم فرایادم آمد. آنگه چشمان خویش بسوی ایتالیا گرداندم، همان اقلیمی که روان من بدان می گراید. تو را واگویم که آه سوزان خویش بر آسمان سرزمینم گسیل داشتم، همان جایی که بیش از آن که چشمم آشکارا ورا دریابد، روانم نگاه نازک خویش بر آن می گمارد؛ پس یاد یار و دیار، زمام اختیار از من در ربود!»   ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 07:02:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259866/نسبت-تغزل-پترارک-دانته-چیزی-مانند-غزل-حافظ-سعدی سعدی‌پژوهی در ایتالیا: نگاهی به چند ترجمه از گلستان http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259857/سعدی-پژوهی-ایتالیا-نگاهی-چند-ترجمه-گلستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فائزه مردانی، استاد دانشگاه بولونیای ایتالیا  در همایش سعدی و پترارک که در موسسه شهر کتاب برگزار شد به ارائه مقاله‌ای با عنوان «سعدی‌پژوهی در ایتالیا: نگاهی به چند ترجمه از گلستان» پرداخت. متن این مقاله به شرح زیر است:   «این نوشتار تلاشی‌ است مقدماتی در ارائه گزارشی از ترجمه‌های گلستان سعدی به زبان ایتالیائی و بررسی تحلیلی برخی از نکات این برگردان‌ها. ـ نزدیک به یک قرن و نیم از اولین گام در ترجمه بخشی از گلستان می‌گذرد. تلاشی که حاصل توجه ویژه‌ خاورشناس و ایرانشناس ایتالیائی، گراردو د وینچنتیس Gerardo de vincentis به سخن سعدی است. این کتاب که در سال 1873 به چاپ رسیده است و برگردان دیباچه، و حکایتی بلند از باب سوم گلستان را در برمی‌گیرد. مترجم در مقدمه‌ای کوتاه از اهمیت ترجمه سخن سعدی به زبان ایتالیایی سخن یاد می‌کند و تاکید بر این که این شاعر گرانقدر، پیش از این به زبان‌‌های دیگر اروپایی ترجمه شده و وقت آن است که خوانندگان ایتالیایی هم از این در سفته زبان و ادب فارسی بی‌بهره نمانند. وی در این مقدمه متذکر می‌شود که در ترجمه او، معانی و فرم زبانی شعر و نثر گلستان، بدون کم و کاست و تا سرحد امکان، در زبان ایتالیایی رعایت شده، تا فصاحت و ایجاز و زیبایی کلام سعدی به خواننده منتقل شود. در بررسی ویژگی‌های این برگردان می‌توان گفت که مترجم به نحوی گسترده و دقیق از پانویس‌ها، تفاسیر و حواشی، در راستای گشودن رمز و راز نثر سعدی و آیات قرآنی، اصطلاحات عرفانی، فنون ادبی، نکات عروضی و ظرائف زبانی، به خوبی سود جسته است. در شرح و تفسیری که بر هریک از واژگان کلیدی می‌نگارد، می‌توان نگاه موشکافانه و آشنایی عمیق وی را با دنیای سعدی و حکمت و جهان‌گری او ستود. این برگردان، گذشته از نقد و بررسی یک یک مفاهیم، و طرفه‌های زبانی سعدی، در دوباره‌سازی کلامی منظوم و موافق با اوزان شعر کلاسیک ایتالیایی تلاش دارد. ترجمه اشعار متن اصلی، به صورت شعر، و ترجمه نثر نیز، به سیاق نثر ادبی رایج در قرن نوزدهم، صورت گرفته است. برگردان گراردو د وینچنتیس از متنی دقیق و پربار برخوردار است و مرجعی علمی و مفید برای پژوهش‌ها و برگردان‌های پس از او به‌شمار می‌آید. جای تاسف است که این پژوهش تنها به بخش کوچکی از اثر گرانبهای سعدی می‌پردازد و برای ترجمه‌ای کامل از متن گلستان، علاقمندان سخن وی، باید نزدیک به پنج دهه دیگر در انتظار بمانند. ـ اولین ترجمه کامل کتاب گلستان در 1917 به وسیله ایرانشناس و ادیب ایتالیایی ایتالو پیتزی Italo Pizzi در دو جلد به چاپ می‌رسد. مترجم پس از پیشگفتاری نه چندان بلند در شرح حال و تجارب و تالیفات و شرایط تاریخی و اجتماعی عصر سعدی، یادآور اهمیت، و یکتایی کلام موزون و منثور وی، در طول هزار سال ادب فارسی می‌شود. هرچند این کتاب متنی کامل از گلستان به دست می‌دهد، و مترجم آن، یکی از برجسته‌ترین ایرانشناسان عصر خود، و مولف ترجمه متن کامل شاهنامه به زبان ایتالیایی نیز هست، باید اذعان کرد که در قیاس با ترجمه تحلیلی د وینچنتیس، که پیش ازین یاد شد، دچار کاستی‌هایی مفهومی و زبانی است. در این متن مترجم به برگردان متن فارسی بسنده کرده و شرح و تفسیری درباره بسیاری از نکات محتوایی و زبانی این اثر، در اختیار خواننده قرار نمی‌دهد. پانویس‌ها و حواشی، به شکلی مختصر و گذرا، به ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های متن اصلی اشاره می‌کنند. زبان برگردان، در ترجمه اشعار، از قوافی و اوزان سنتی شعر قرن نوزده ایتالیا، بهره می‌گیرد و این تلاش در حفظ و انتقال فصاحت و سلاست زبان گلستان، تا حدی موفق است. اما، به جهت سعی در ایجاد ساختاری منظوم، در انتقال برخی مفاهیم اشعار و در مقایسه با متن اصلی، گهگاه از بیشی‌ها و کاستی‌هایی برخوردار است. در این برگردان، دیباچه و همه باب‌های گلستان، به بخش‌های کوچکتری، با عناوین موضوعی تقسیم شده است. و مراجعه به موضوعات گوناگون از راه فهرست عناوین، که در پایان کتاب آمده است سهل‌تر صورت می‌گیرید.   ـ در سال 1965 دومین ترجمه کامل گلستان به اهتمام ایرانشناس دیگری بنام پیو فیلیپانی رونکونی Pio Filippani Ronconi منتشر می‌شود. در مقدمه جامع و مفصل کتاب، مترجم به شرح زندگانی سعدی در چهارچوب وقایع تاریخی و سیاسی و تاثیر این دگرگونی‌ها در آثار وی می‌پردازد، با تاکید بر این مطلب که سفرها و شناخت اقوام متفاوت، نگاه عمیقاً جهان‌بین، و انسان‌گرا، به نظم و نثر شاعر و حکیم بزرگ ایرانی بخشیده است. مولف می‌گوید: در زبان سعدی روایت این تجربه‌ها، در ساختار کلامی روان و موجز، تبدیل به حکمت و فلسفه حیات می‌شود. اثر وی آمیخته‌ای از تفکر عرفانی، اخلاقیات و طنز است که شکلی انعطاف‌پذیر از هویت انسان در مقابل ذهنیت ارتجاعی زمان خویش بدست می‌دهد. گلستان مجموعه‌ای است از حکایات و تفاسیر حکمی، که جابه‌جا، مفاهیم عرفانی، و حتی غنایی از آن سرک می‌کشند. شاعر مفهوم ناپایداری و گذرایی هستی را به تصویر می‌کشد که بیانگر نوعی تفکر اسلامی در جهان غیر عرب است». مترجم پس از بررسی تحلیلی برخی مفاهیم کلیدی گلستان، به ویژگی‌های زبانی متن می‌پردازد و اذعان می‌دارد که زبان سعدی غیرقابل ترجمه است و ساختار پیچیده نثر او، که شامل موازنه قوافی، معماری جملات موزون و مسجع، هماهنگی تصاویر، روانی و ایجاز سخن و بسیاری ظرائف دیگر است، یک پارچه در خدمت درک و انتقال متن به کار گرفته شده‌اند و در نهایت به کمال معنا و لفظ رسیده است. با از دست دادن ساختار نمادین زبان، که ما را به مفاهیم رهنمون می‌شود نیمی از بار محتوایی کلام از دست می‌رود. حتی می‌توان گفت که گاه «سهل و ممتنع» بودن زبان سعدی در ترجمه، تبدیل به نوعی کمبود و نامفهومی شده خواننده غربی را دچار سردرگمی می‌کند و گاه این مشکل به انتقال مفهومی ابتدایی و کم اهمیت می‌انجامد. پیشگفتار مترجم جامع، و روشنگر بسیاری نکات، در خوانش محتوایی و ساختاری گلستان محسوب می‌شود. در نگاهی تطبیقی به متن این ترجمه در کنار دو ترجمه پیشین، باید گفت که این بار مترجم، از زبانی نوتر و نزدیک‌تر به ذهن خواننده دهه شصت بهره گرفته است. نثر، ساده، قابل فهم و عاری از لغات فصیح ادبی قرن نوزدهمی است و مترجم در وفاداری به متن اصلی، سعی در انتقال ظرافت‌های مفهومی روایات دارد. ـ ریتا بارچیلی در سال 1976 ترجمه کامل دیگری از گلستان در اختیار علاقه‌مندان گذاشته است. این کتاب نیز مانند متونی که پیش از این ذکر شده در پیشگفتار، به معرفی آثار، شرح حیات، شرایط تاریخی سیاسی سخن سعدی می‌پردازد و اهمیت میراثی را که این حکیم شیرین‌سخن برای ادب ایران به جای گذاشته‌می‌ستاید. مترجم در آغاز فهرست جامعی از ترجمه‌های گلستان به زبان‌های اروپایی ارائه داده، نکات مثبت و منفی این برگردان‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد و در پایان به این نکته اعتراف می‌کند که تاکنون، به دلایل گوناگون، هیچ برگردان بدون غلط و بدون حذف و تحریفی از گلستان به زبان‌های اروپایی صورت نگرفته و هریک از بر گردان‌ها کمبود و نارسایی‌های بسیاری دارند. در اغلب موارد به علت ارجاع به متون از پیش ترجمه شده، این اشتباهات و تحریف‌هاتکرار شده است.   ریتا بارچیلی برای ترجمه گلستان از تصحیح محمدعلی فروغی به سال 1936 و  ترجمه روسی آن به اهتمام خاورشناس روس علی اف که در سال 1956 در مسکو به چاپ رسیده، استفاده کرده است. مترجم با اشاره به کمبودهای ترجمه، می‌گوید: بر خلاف شهرتی که زبان سعدی در سادگی و سهولت فهم دارد، این ساختار برای خواننده غربی مملو از پیچیدگی است.   به علت نزدیکی زمان ترجمه به ما و توجه خاص مترجم به وفاداری در برگردان و رساندن مفاهیم به خواننده، این متن از ساختاری مدرن و دور از تکلف ادبی برخوردار است. مترجم گذشته از بررسی و تحلیلی که در پیشگفتار آمده نکاتی در راستای توضیح واژه‌های کلیدی و اصطلاحات عرفانی در طول متن نمی‌دهد و برگردان عاری از پانویس‌ها و حواشی درون‌متنی است. این ترجمه در انتقال مفاهیم سخن سعدی موافق است اما از زیبا‌شناسی نثر شاعرانه گلستان بهره‌ای اندک دارد.   ـ آخرین ترجمه کامل از گلستان به اهتمام خاورشناس، اسلام‌شناس و ایران‌شناس ایتالیایی کروبینو ماریو گوتزتتی Cherubino Mari Guzzetti در 1991 صورت گرفته است. این برگردان که از تصحیح محمد جواد مشکور بهره گرفته، گذشته از ترجمه کامل متن گلستان با دیباچه مترجم، کتابشناسی جامعی از متون اسلامی مرتبط، فهرست ترجمه آثار سعدی به زبان‌های اروپایی و چند مرجع معتبر فارسی در سعدی‌پژوهی، همراه است. علاوه بر شرح حال شاعر، فهرست کاملی از آیات قرآن و اعلام به متن افزوده شده و پانویس‌ها توضیحات مربوط به اصطلاحات عرفانی، واژه‌های دشوار و اشارات و تلمیحات ادبی را در برمی‌گیرد. در نگاهی تحلیلی و در قیاس با برگردان‌های پیشین، باید گفت که مترجم زبانی دقیقت‌تر و معاصر‌تر اتخاذ کرده است. اشعار در ساختاری آزاد و بدون اوزان کلاسیک ترجمه شده و مترجم به اقتضای سادگی و روانی کلام از بازسازی غالب‌های شاعرانه در زبان ایتالیایی پرهیز می‌کند. اما باید یادآور شد که هرچند این گزینه به انتقال مفاهیم کمک می‌کند ولی از آنجا که سخن سعدی به لطائف و پیچیدگی‌های نثر مسجع و موزون آمیخته است، اینگونه برگردان از انعکاس چنین ویژگی‌هایی جدا سر باز می‌زند. در مجموع می‌توان گفت که آنچه در مقدمه تحلیلی، فهرست‌ها و پانویس‌ها آمده کمک بسزایی به انتقال مفاهیم عمیق و ارزشمند تفکر سعدی در گلستان می‌کند و این ترجمه را مرجعی مفید در حیطه سعدی‌پژوهی ایتالیا قرار می‌دهد.   همان‌طور که در عنوان این نوشتار آمده بخش اصلی سعدی‌پژوهی در کشور ایتالیا از آغاز تا امروز به ترجمه و تفسیر گلستان اختصاص یافته است و جای بوستان و دیگر آثار وی در زبان ایتالیایی همچنان خالیست. با کنار هم چیدن ترجمه‌ها می‌توان گفت که تلاش سخت و گرانبهای ایرانشناسان ایتالیایی در راه شناخت و شناساندن سخت دلنشین و والای سعدی نمونه‌های مفید و ارزشمندی در اختیار علاقمندان زبان و ادب فارسی قرار داده است. برگردان شعر و نثر سعدی، هرچند در نگاه نخست ساده‌تر از آثار عارفان دیگر انگاشته می‌شود ولی مترجمان سخن وی همه بر این عقیده‌اند که برگردان این «سهل و ممتنع» به زبانی دیگر، بی‌شک سعدی دیگری به کارزار می‌طلبد. ترجمه‌های گلستان، هریک به نحوی، بخشی از ژرفا و یکتایی جهان بینی دینی / فلسفی، و زیباشناختی زبان ناب شیخ شیراز را به خواننده منتقل می‌کند اما کانون اصلی آن‌ها انتقال مفاهیم است. آن‌جا که در ساختار ترجمه غالب شعر سنتی و نثر تقلیل ادبی بکار رفته، متن از خواننده معاصر فاصله می‌گیرد و آنجا که نوشتاری ساده، معاصر و قابل فهم برای ترجمه برگزیده شده ویژگی‌های زبان زیبای گلستان با ظرائف و لطائفش، نامحسوس و بیرون از متن ترجمه باقی می‌مانند. امید بر این است که بتوان، با آموختن از تجربه‌های پژوهشگران پیشین، با شناسایی و تعدیل کاستی‌ها، و به ویژه، با توجهی بیشتر به ساختار زبانی در سخن سعدی، برگردان‌هایی دیگر از این میراث جاودان ادبیات جهان بدست داد. »     ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 06:54:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259857/سعدی-پژوهی-ایتالیا-نگاهی-چند-ترجمه-گلستان «سرزدن» مجموعه­‌ای از شعرهای غریب http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259598/سرزدن-مجموعه-ای-شعرهای-غریب خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آنژیلا عطایی:«سرزدن» عنوان مجموعه شعر فریاد ناصری است که سال 1395 توسط نشر حکمت کلمه به چاپ رسیده­ است. شعرهای این مجموعه در دو دفتر « براده‌های پیشانی» و « دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» تنظیم شده‌­اند. فریاد ناصری در این مجموعه از خلق تصاویر نو و خارق­‌العاده، زبان مادری و بازخوانی اسطوره‌­ها و تاریخ به خوبی استفاده کرده است، ضمن این­که تلاش برای نوآوری در فرم و زبان - نه زبان بازی – در شعرها کاملا" مشهود است. استفاده از نشانه­‌ها در شعر، «سرزدن» را به مجموعه­‌ای از شعرهای غریب تبدیل کرده­ است که مخاطب را به کشف و شهود و تخیل وامی­‌دارند تا جایی­‌که «ب» در این کتاب، فقط یک حرف و عنوان یک شعر نیست بلکه به نشانه‌­ای تبدیل شده­ است برای بازگشت و سرزدن به گذشته، زبان مادری، تجربه­‌های عاشقانه و سروهای شهید شده در قامت کسانی که به شعر فریاد ناصری بازگشته­‌اند. «ب» واژه­‌ای است که معانی گوناگون دارد و بنا به تعبیر رولان بارت ، قادر است « متن نویسا» ایجاد کند. چنین متنی به خواننده اجازه می­‌دهد که با او در خلق اثر همراه باشد تا جایی­‌که حتی بتواند معنای دلخواه نویسنده را نادیده بگیرد. اغلب شعرهای مجموعه حاضر، در تقابل با «متن خوانا» به عنوان یک «متن نویسا» به حساب می­‌آیند و شبکه متفاوتی از مدلول­‌ها و معناهای متکثر ایجاد می­‌کنند، به این ترتیب شاعر می­‌میرد تا خواننده به دنیا بیاید. ( مقاله مرگ نویسنده، رولان بارت، 1968). اثر ادبی به دلیل ساختار خود -آنچه مولف آفریده تا موجب «مرگ نویسنده» باشد- در آن واحد چندین معنا پیدا می­‌کند و به یک اثر نمادین تبدیل می­‌شود. می­‌دانیم که آزادی نمادها در مقابل گفتمان قدرت و ایدئولوژی می­‌ایستد و از آن جا که معانی مختلف آن­ها ممکن است مورد حذف و سانسور قرار نگیرد، خواننده را همراه خود به وادی ادبیات و تخیل می­‌کشاند. شعرهای دفتر دوم این مجموعه «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی»،  «متن نویسا» به شمار می­‌آیند و  دقیقا به همین دلیل از مجموعه­‌های قبلی شاعر و نیز از دفتر اول کتاب حاضر فاصله گرفته­‌اند. استفاده از نمادها و خلق معناهای متعدد، در ذهن مخاطب جهان­‌هایی غیر واقعی از تصاویر خیالی ایجاد می­‌کند که هر کدام از آن تصاویر، وجودش را به مخاطب مدیون است( امر خیالی، ژان پل سارتر، 1948) بارت معنای واضحی از یک نویسنده ارائه می­‌دهد: « نویسنده کسی است که مساله‌­اش زبان باشد، یعنی به نظرش زبان آفریننده ژرفنا باشد و نه ابزار یا زیبایی». به نظر می­‌رسد در اغلب شعرهای«سرزدن» با چنین رویکردی به زبان مواجهیم، دقیقا" در همین شعرها، به کارگیری حروف و واژگان و رقص با آن­ها – نه بازی- ضمن کمک به ایجاد هارمونی در شعر، آن را به متنی نویسا تبدیل کرده‌­است. در مقابل، در تعداد کمی از شعرها، هرجا نگاه شاعر به زبان به سمت ابزارسازی و در نتیجه نزدیک شدن به بازی با حروف یا کلمات نزدیک شده­‌است، متن از مخاطب فاصله گرفته و او را از لذت همراهی و تخیل محروم می­‌کند. واژه­‌های آذری، عناوین شعرها که هوشمندانه انتخاب شده‌اند و حتی عنوان کتاب، راه را برای تاویل های متفاوت متن بازکرده‎اند، مثلا شاعر در شعر «تهی» از دفتر دوم کتاب که به نظر می­‌رسد وجه تسمیه عنوان مجموعه نیز باشد از واژه «سر» به خوبی استفاده کرده و در خوانش­‌های مختلف معانی متفاوتی به­‌دست می­‌دهد، هر چند متاسفانه در پایان شعر را با تاویل شخصی و با تاکید بسته است، در حالی که در نوشتن باید باورهای خودمان را در«گیومه» قرار دهیم و آنها را اصل مسلم در نظر نگیریم.   حالا ببین که سرزده زیبایی و چهره صاحب زبان شده است با دو چشم که دالان سرودهای ستایش تور که واجب است از بعضی جهات زیبایی پس دستی در کار است پس دستی در کار است  همان طور که گفته شد مخاطب در اغلب شعرهای «سرزدن»، «فریاد ناصری» را کنار می­‌گذارد و خود به دنبال معنای نشانه­‌ها و تاویلی برای «شعرنیست» می­‌گردد، «نیست» که در بسیاری از شعرهای دفتر دوم، شبیه حفره‌­ای مقابل چشم­‌های او ظاهر می­‌شود. حفره­‌ای در هر تاویل، در هر «من»، در «من» های متفاوت که به گفته پروست، هرگز وجود نداشته است، وجود ندارد و بیرون زمان زندگی می­‌کند : ب باش آن گاه در شکل الفی الاهیاتی ناجویده در سوگندنامه­‌ای آن گاه ماهی عظیمی هلاک خشکسالی آن گاه وارد می­شوم بر تو با تکرار کلماتی معوذ که شعر نیست   هندسه‌ای­ست عظیم که مدام           دو چهره دارد: پوچی و زیبایی (شعر ب، صفحه 119)    منابع فریاد ناصری، سرزدن، 1395، نشر حکمت کلمه تسلیمی علی، نقد ادبی، نظریه­‌های ادبی و کاربرد آنها در ادبیات فارسی، 1388، کتاب آمه احمدی بابک، ساختار و تاویل متن، 1392، نشر مرکز بارت رولان، نقد و حقیقت، ترجمه شیرین­‌دخت دقیقیان، 1393، نشر مرکز بارت رولان، درجه صفر نوشتار، ترجمه شیرین­‌دخت دقیقیان، 1393، انتشارات هرمس               ]]> نقد و معرفی Thu, 19 Apr 2018 06:48:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259598/سرزدن-مجموعه-ای-شعرهای-غریب برگزاری مراسم برزگداشت سعدی شیرازی د رانجمن آثار مفاخر فرهنگی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259867/برگزاری-مراسم-برزگداشت-سعدی-شیرازی-د-رانجمن-آثار-مفاخر-فرهنگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم بزرگداشت سعدی شیرازی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار می‌شود. به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، به مناسبت نامگذاری روز اول اردیبهشت‌ماه به نام شاعر بزرگ ایرانی سعدی شیرازی در تقویم ملی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مراسم بزرگداشتی را با حضور علما، استادان، فرهیختگان و دوستداران علم و دانش برگزار می‌کند. این مراسم روز ‌شنبه یکم اردیبهشت‌ماه ١٣٩٧، از ساعت ١٧:٣٠ الی ١٩:٣٠ در تالار اجتماعات شهید مطهری انجمن ‏واقع در خیابان ‏ولی‌عصر(عج)، پل امیر بهادر، خیابان سرلشکر علی‌اکبر بشیری، شماره ٧١‏‎ ‎برگزار می‌شود.‏ ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 06:41:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259867/برگزاری-مراسم-برزگداشت-سعدی-شیرازی-د-رانجمن-آثار-مفاخر-فرهنگی «دانش‌نامه متفکران معاصر عرب» در شهرکتاب نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259882/دانش-نامه-متفکران-معاصر-عرب-شهرکتاب-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقدوبررسی کتاب «دانش‌نامه متفکران معاصر عرب» با حضور کارشناسان این حوزه در شهرکتاب بهشتی برگزار می‌شود. فکر و اندیشه در جهان معاصر عرب با چه بحران‌هایی روبه‌رو است؟ تغییر و تحولات پی‌درپی و پیچیده در جامعه و اندیشه‌ عربی چه بحران‌هایی را ایجاد کرده است؟ ارتباط تحولات فکری در جهان عرب چه ارتباطی با جریان فکری غرب دارد؟ کتاب «دانش‌نامه‌ متفکران معاصر عرب» نوشته‌ عبدالله السید ولد اباه با ترجمه‌ مجید مرادی به همت دانشگاه مفید منتشر شده است که برای معرفی متفکران برجسته‌ اندیشه‌ عربی به خواننده‌ فارسی‌زبان مفید است. آشنایی اجمالی با پروژه‌ی فکری متفکران عرب و نحوه‌ نگریستن به دغدغه‌های مشترک ایرانی ـ‌عربی از ویژگی‌های برجسته‌ی این کتاب است. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «دانش‌نامه‌ی متفکران معاصر عرب» اختصاص دارد که با حضور  حمیدرضا شریعتمداری و  مجید مرادی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 06:40:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259882/دانش-نامه-متفکران-معاصر-عرب-شهرکتاب-نقد-می-شود پنج رماني كه به بروز و وقوع انقلاب اسلامی کمک کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259880/پنج-رماني-بروز-وقوع-انقلاب-اسلامی-کمک-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ نشست نقد و بررسی کتاب «ادبیات ستیزنده» اثر اصغر احمدی عصر روز چهارشنبه (29 فروردین‌ماه) با حضور نویسنده اثر، اسماعیل امینی و مصطفی مهرآیین در سرای اهل قلم موسسه خانه‌کتاب برگزار شد.   دو سال از عمرم را پای این کتاب گذاشتم اصغر احمدی در ابتدای این نشست در توضیح این کتاب گفت: ایده اصلی این کتاب آنجا شکل گرفت که من به این موضوع فکر کردم که چرا و چگونه ادبیاتی که ما می‌شناختیم و در خدمت حکومت بود، در دوره‌ای از تاریخ ایران نقش متفاوت و متضاد ایفا می‌کند و در برابر قدرت قرار می‌گیرد. این چرخشی بود که در ادبیات شکل گرفت و ذهن من را درگیر کرده بود.   وی ادامه داد: این سئوال باعث شد تا دو سال برای این موضوع وقت بگذارم و تمامی ادبیات را در این زمان و با توجه به تغییرات شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بررسی کنم. تقریبا این تغییرات و چرخش از انقلاب مشروطه شروع شد و نقطه اوج  آن در دهه 40 و 50 بوده است.   این نویسنده در توضیح محتوای این اثر گفت: من در این اثر با توجه به آنکه هم به تولید و هم به بررسی و تحقیق محتوا پرداخته‌ام از دو مدل تبیینی استفاده کردم. رویکرد اصلی این کتاب جامعه‌شناختی است اما من صرفا کار جامعه‌شناختی انجام نداده‌ام و به بخشی از ادبیات برجسته نیز پرداخته‌ام. به‌هرحال من فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی سیاسی هستم و باید در این تحقیق ادبی نگاه‌های سیاسی خودم را وارد می‌کردم.   وی افزود: من این اثر را به‌عنوان یک گفتمان مطرح کردم و باید از نظریه‌ها درست استفاده می‌کردم و وارد زبان‌شناسی می‌شدم. من در این اثر به اهمیت «دوره تاریخی» پرداخته‌ام و گفته‌ام که بدون دوره تاریخی چه مشکلاتی پیش می‌آمد و نمی‌توانستیم به ادامه تحقیق بپردازیم. همچنین توضیح داده‌ام که چرا و به چه دلیل از آثار انتخابی استفاده کرده‌ام و به بخش‌های مهم این دوره پرداخته‌ام. برای مثال به کانون نویسندگان که می‌تواند بخش مهمی از این اتفاقات را به دوش بکشد پرداختم و نشان دادم که با توجه به اینکه این کانون وضعیت معلقی داشت، به چه شکل در تغییر و چرخش ادبیات تاثیرگذار بوده است.   این جامعه‌شناس با اشاره به ادامه این تحقیق اظهار کرد: اگر این کار ادامه پیدا کند من مایل هستم تا نشان دهم که به چه شکل ادبیات سیاسی به بروز و وقوع انقلاب اسلامی کمک کرده است. من در این اثر روی 5 اثر مهم آن دوره یعنی «نفرین زمین»، «سووشون»، «اسرار گنج دره جنی»، «همسایه‌ها» و «تنگسیر» پرداخته‌‌ام.   اصغر احمدی با اشاره به شکل کتاب گفت: اینکه کتاب به شکل دانشگاهی منتشر شده است به عواملی مثل نشر و دانشگاه مربوط می‌شود اما باید اینجا این نکته را بگویم که ناشر بسیار تلاش کرد که کتاب از شکل دانشگاهی خارج شود اما من اصرار داشتم که به همین شکل منتشر شود؛ چراکه من این موقعیت را داشتم که برای نگارش این کتاب به رساله دکتر مهرآیین مراجعه کنم اما شاید خیلی‌‌ها این موقعیت را نداشته باشند، بنابراین خواستم این الگویی باشد تا از آن استفاده کنند.   ادبیات نیاز دارد تا در سایر حوزه‌ها بررسی شود اسماعیل امینی دیگر سخنران این نشست با اشاره به نشست امروز گفت: حوزه مورد علاقه و تخصصی من ادبیات است و در حال حاضر نمی‌دانم که چرا در این نشست بین دو جامعه‌شناس قرار دارم. قطعا جامعه‌شناسان به کشف مهمی در ادبیات رسیده‌اند که سراغ آن آمده‌‌اند و این کتاب نشان دادند که می‌توان مطالب ادبی را از زاویه‌های جدیدی جست‌وجو کرد و به نتایج جدید و مهمی رسید.   وی ادامه داد: این کتاب نشان داد که ادبیات خیلی جدی‌تر از آن است که برای خلوت‌های شخصی و آرامش استفاده شود. در دوره‌ای که بیشتر پروژه‌های دانشگاهی و مقاله‌ها بازاری نوشته می‌شوند و هیچ نیازی را برطرف نمی‌کنند، بدون شک یافتن چنین نوشته‌هایی که گره از کار باز می‌کنند و به درد مخاطب می‌خورند، بسیار ارزشمند است.   این مدرس دانشگاه با اشاره به فواید این اثر گفت: وقتی این کتاب را خواندم خوشحال شدم که چنین اثری در دل دانشگاه تولید شده است که هم به درد اهل ادبیات و هم جامعه‌شناسان و هم اهل تحقیق می‌خورد. بسیاری از آثار تولیدشده در دانشگاه زبان پیچیده و غیرقابل فهمی دارند اما خوشبختانه این اثر با استفاده از یک زبان علمی به بیان مطالب پرداخته است؛ همچنین زبان عاطفی، هیجانی و داوری که بسیار رایج شده است در این اثر دیده نمی‌شود.   وی ادامه داد: کاری که احمدی با این کتاب شروع کرده است، بسیار مهم است و به اعتقاد من، این یک آغاز باشکوه است؛ چراکه این نکته را یادآور می‌شود که ما در حوزه ادبیات در کنار بحث درباره مباحث و نظریه‌های ادبی، می‌توانیم به تحقیق این حوزه توسط حوزه‌های دیگر بپردازیم. در واقع ادبیات نیاز دارد تا در سایر حوزه‌ها بررسی شود.   امینی با اشاره به مبحث اصلی این اثر گفت: پرداختن به این موضوع که در گذشته کل ادبیات در خدمت قدرت حاکم بوده است نیز به بحث بیشتری نیاز دارد و باید دلیل مستحکم و قوی‌ای داشته باشیم. شاید در آن دوره که دولت و حکومت آنچنان فراگیر نبوده است شخصی به ادبیات می‌پرداخته و هیچ نیازی به دولت نداشته است. من متوجه استفاده برخی الفاظ مانند نویسنده مستقل از دولت و قدرت نمی‌شوم در حالیکه کار نویسنده تولید فرهنگ است و نباید انتظار یک اسطوره را از او داشته باشیم.   وی ادامه داد: سازش‌ناپذیر بودن همه‌جا خوب نیست و گاهی وقت‌ها نشان بی‌عقلی است. من با این خط‌کشی‌‌ها مخالفم؛ چراکه مجموع این تفکرات فرهنگ امروز ما را شکل داده است و خوشحالم که این کتاب می‌تواند این ذهنیت را از بین ببرد.   این شاعر در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: اگر بخواهیم تکرار نکنیم ناگزیر هستیم که اینگونه به سراغ گذشته برویم؛ اگرنه همین می‌شود که در دهه‌های گذشته بر ما گذشته و ده‌ها بار به سراغ آن می‌رویم تا دوباره دوچرخه را اختراع کنیم. فرهنگ یعنی کالای نمادین معنا‌دار مصطفی مهرآیین، دیگر سخنران این نشست با اشاره به موضوع گفتمان‌ها اظهار کرد: به نظر من گفتمان‌ها تحت تاثیر جامعه نیستند و اگر شما به این شکل نگاه کنید با دو سوال روبه‌رو می‌شوید. سوال اول این است که چرا شرایط اجتماعی باعث شکل‌گیری یک گفتمان می‌شود و سوال بعدی این است که چرا شرایط اجتماعی جهت‌گیری گفتمان را شکل می‌دهد.   وی ادامه داد: نویسنده در این کتاب بر اساس همان پارادایم‌های دوره سیاسی اجتماعی 40 و 50  و گفتمان ادبیات سیاسی، بحث را جلو برده است. خوشحالم که این کتاب چاپ شده است، چراکه احمدی تلاش کرد تا این کتاب را چاپ کند و بزرگ‌ترین ایراد کار هم همین است که پایان‌نامه دکتری را خیلی خوب به کتاب تبدیل نکرده و هنوز شکل رساله است.   این استاد دانشگاه در توضیح پارادایم فکری کتاب گفت: بنیان ادبی این کتاب مکتب تولید فرهنگ است، مکتب آن هم فقط در آمریکا بالیده و در جاهای دیگر رشد نکرده است. متفکر اصلی مکتب رشد فرهنگ روبرت وسنو است. وسنو سعی کرده تا چیزی‌هایی که در جامعه‌شناسی قاره‌ای وجود دارد را با جامعه‌شناسی تحلیلی ترکیب کند و مکتب جدید بسازد.    وی افزود: وسنو در کتاب «اجتماعات گفتمانی، رابطه ایدئولوژی و ساختار اجتماعی در رنسانس، اصلاح دینی، روشنگری و سوسالیسم اروپایی» قصد داشت تا بفهماند که این سه جنبش فرهنگی بزرگ غربی چگونه شکل گرفته است. برای فهم بهتر این موضوع بد نیست که بگویم در یکی از این جنبش‌های فرهنگی در طول 23 سال، 600 هزار عنوان کتاب در 600 میلیون نسخه چاپ می‌شود. وسنو می‌گوید که این جنبش‌ها چطور شکل گرفته و محتوای آنها از کجا آمده است. درست کاری که در این کتاب انجام شده است. در واقع سوال وسنو این است که محتواها چطور شکل می‌گیرند.   مهرآیین با اشاره به تفکرات وسنو گفت: مشکل وسنو با تفکرات کلاسیک این است که نگاه این افراد به فرهنگ ذهن‌گراست به همین دلیل نمی‌توانند در جامعه‌شناسی فرهنگ تحول جدی ایجاد کنند. ما هم این را تایید می‌کنیم و می‌گوییم طرف چیزی بلد نیست و به جامعه‌شنایی فرهنگ پرداخته است. وسنو به جد معتقد است که فرهنگ یک عنصر کاملا عینی است و فرهنگ یعنی کتاب، فیلم و شعری که نوشته می‌شود. به عبارت ساده‌تر فرهنگ یعنی کالای نمادین معنا‌دار. وی ادامه داد: اگر فرهنگ کالاست، بنابراین تولیدگر می‌خواهد، به همین دلیل او بسیار به نقش شاعر، نویسنده و فیلمساز می‌پردازد. او می‌گوید همه باید آزادانه نظرات خود را بیان کنند تا از دل آن فرهنگ بیرون بیاید و ما مدیریت فرهنگ نداریم و فرهنگ خودش را مدیریت می‌کند.   این مدرس دانشگاه در توضیح چگونگی تولید فرهنگ اظهار کرد: در هر کشوری دوره‌هایی را می‌بینیم که فرهنگ راحت تولید می‌شود؛ برای مثال مشروطه یکی از این دوره‌ها بوده است. البته این احتمال وجود دارد که منابع به سمت دیگری برود و فرهنگ تولید نشود. بنابراین ما یک سری نهاد واسط می‌خواهیم که منابع را به فرهنگ ببرند. وی ادامه داد: یکی از این نهادها دولت‌ها هستند. بنابراین باید قبول کنیم که در جهان سوم دولت‌ها مهم هستند. حالا این که این منابع از کجا می‌آیند، به بحث گفتمان مربوط می‌شود. در کل می‌گویم که قطعا مشکلاتی در جامعه و فضای سیاسی آن دوره بوده است که شخصیت‌های کتاب‌های مورد بحث به جنگ مسائل مربوط می‌روند. اگر ما می‌خواهیم درباره هر موضوعی صحبت‌کنیم باید با گفتمان‌های متفاوت روبه‌رو شویم. مهرآیین با اشاره به پژوهش‌ها و تحقیق احمدی گفت: احمدی با این چارچوب نظری و با این ادبیات و بر اساس مکتب وسنو دوره پهلوی را با بحران‌هایش بررسی کرده است. به اعتقاد من بحران برای رشد فرهنگی بسیار خوب است و بحران‌های آن دوره نیز باعث شد تا شاهد اتفاقات ویژه باشیم. اتفاقات متنوعی مثل ورود به دنیای مدرنیته و تشکیل دانشگاه شرایطی را فراهم کرد تا فرهنگ رشد کند و از جایی شکاف ایجاد شود تا ادبیات رشد کند. وی افزود: در اینجا سوال این است که چرا این ادبیات سیاسی شد؟ به نظر من تنوع بین گفتمان‌ها یکی از دلایل می‌تواند باشد؛ چراکه بدون شک نویسنده تحت تاثیر این گفتمان‌ها قرار گرفته و واکنش آن را در رمان‌هایی که در این کتاب بررسی شده است، می‌بینیم.   این مدرس دانشگاه در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: این کتاب همه مسائل را توضیح داده است اما نقطه ضعف آن این است که مکانیکی است و مخاطب شاید به راحتی نتواند با آن ارتباط برقرار کند. احمدی قلم ادبی خوبی دارد، داستان می‌نویسد، به همین دلیل می‌توانست به راحتی متن قابل درک‌تری ارائه دهد. البته با همه این تفاسیر این اثر، یک کتاب آموزشی و الگویی نیز هست که دانشجویان می‌توانند از آن درس‌های زیادی یاد بگیرند. ]]> ادبيات Thu, 19 Apr 2018 06:25:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259880/پنج-رماني-بروز-وقوع-انقلاب-اسلامی-کمک-کرده «طریق بسمل شدن» پس از 10 سال مجوز انتشار گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259875/طریق-بسمل-شدن-10-سال-مجوز-انتشار-گرفت محمود دولت‌آبادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: رمان «طریق بسمل شدن» را 10 سال پیش در دولت قبلی برای مجوز ارسال کردم که مجوز نگرفت؛ اما خوشبختانه این اثر بعد از گذشت 10 سال و با تغییراتی که روی آن انجام شد، بالاخره مجوز گرفت. خالق «کلیدر» با اشاره به زمان انتشار این اثر گفت: «طریق بسمل شدن» از سوی نشر چشمه منتشر می‌شود و قرار است که در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شود. «طریق بسمل شدن» رمان کوتاهی است و فکر می‌کنم که تعداد صفحاتش کمتر از 150 صفحه باشد. دولت آبادی در توضیح موضوع این اثر گفت: با توجه به اصلاحیه‌ها، رمان دوباره بازخوانی و تغییرات داده شده است. درباره موضوع کتاب توضیح نمی‌دهم؛ چرا که عادت به چنین کاری ندارم و ترجیح می‌دهم که مخاطب کتاب را بخواند اما در مجموع می‌توانم بگویم که رمان سکانسی از جنگ است.   ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 12:46:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259875/طریق-بسمل-شدن-10-سال-مجوز-انتشار-گرفت بئاتریس دانته را نمی‌توان با دلدار غزل پارسی سنجید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259871/بئاتریس-دانته-نمی-توان-دلدار-غزل-پارسی-سنجید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) میر جلال‌الدین کزازی قبل از شروع سخنرانی خود با عنوان «چالش سعدی و سنایی» به تفاوت دلدار در ادب فارسی و دانته پرداخت و گفت: با آن شناختی که من از ادب ایتالیایی دارم، بئاتریس دانته را نمی‌توان با دلدار غزل پارسی به یکبارگی سنجید و برابر نهاد. درست است که پاره‌ای از دلداران ادب رامشی ایران از زیبارویان زمینی‌اند. به ویژه در آغاز ادب رامشی ایران در ایران پس از اسلام، در غزلواره‌هایی که در بخش آغازین چامه یا قصیده آورده می‌شود ما با دلداری روبه‌رو هستیم که زمینی است، اما اندک اندک این دلدار از زمین به آسمان و از گیتی به مینو می‌رود و سرانجام یکسره مینوی می‌شود.   وی ادامه داد: در سروده‌های سخنورانی مانند سعدی، حافظ و حتی مولانا که مرد مینوی ادب پارسی است، با چهره‌ای از یار و دلدار غزل پارسی روبه‌رو هستیم که در میان زمین و آسمان سرگردان است. یعنی هم زمینی و هم آسمانی، یا در غزلی زمینی و در غزل دیگر آسمانی است. گاه ویژگی‌های این دلدار در غزل به گونه‌ای آورده شده و گیتی و مینو در این ویژگی‌ها چنان درتنیده‌اند که سرانجام ما نمی‌توانیم به شیوه‌ای برّا و بی‌چند و چون داوری کنیم که این دلدار کدامین است. اگر چهره یار را به ژرفی و به گونه‌ای گوهرگرایانه، با نگاهی پدیدار شناختی بکاویم و پیشینه‌های کهن آن را بیابیم، می‌توانم گفت که دلداران غزل پارسی از نگاهی بسیار فراخ، به راستی بغ دختان و ایزد بانوان باستانی ایرانند.   این پژوهشگر ادبیات کلاسیک ایران اضافه کرد: هنگامی که اسطوره به حماسه دگرگون می‌شود، از آسمان به زمین و از مینو به گیتی می‌آید، ایزدان و بغان به پهلوانان و پادشاهان دگرگونی می‌یابند و بغ دختان و ایزد بانوان هم به یاران و دلداران ادب پارسی دیگر می‌شوند. بسیاری از ویژگی‌هایی که غزل‌سرایان پارسی‌زبان برای دلدار خویش برشمرده‌اند، در بن و بیخ ویژگی‌های بغ دختان و ایزد بانوان است. نمونه را ویژگی‌های آناهیتاست که سرانجام به دلدار ادب پارسی داده شده است. اما بئاتریس دانته، دوشیزه‌ای بوده است که در سالیان جوانی این سخنور، دل از او ربود. این دلبستگی ناکام و نا فرجام ماند اما همواره در دل سخنور، پرشور زنده بود.   کزازی که به تازگی ترجمه‌ای جدید از کمدی الهی دانته را به بازار کتاب عرضه کرده، تصریح کرد: یکی از ویژگی‌های دانته در خندستان خدایی یا کمدی الهی این است که کسانی را که دوست می‌دارد و در چشم او گرامی‌اند، در بهشت جای می‌دهد و کسانی که خار می‌شمارد و مردمانی پلید، پلشت و نابکار می‌داند را در ژرفای دوزخ آشیانه می‌دهد. از همین روی است که شاید بتوان گفت، برترین چهره این شاهکار دانته، بئاتریس است که او را در فرازنای بهشت برین، هم‌تراز و هم زانوی مریم و حتی گاهی فراتر از او می‌نهد. بنابراین می‌توان پیوندهایی دورادور میان بئاتریس و دلدار غزل پارسی یافت، اما جدایی‌ها و گسست‌ها بیش از پیوستگی‌ها و همانندی‌هاست.   این استاد ادبیات در ادامه به موضوع اصلی سخنرانی خود پرداخت و گفت: بزرگ ادب پارسی، بی‌گمان یکی سنایی و دیگری سعدی است. باورها، اندیشه‌ها و دیدگاه‎‌های بسیار را می‌توانیم یافت که این دو سخنور سخته‌‌گوی نامدار در آن‌ها با یکدیگر همانند هستند، اما من امروز می‌خواهم زمینه‌ای را بکاوم که مایه ناسازی در میان سعدی و سنایی شده است. من همواره سعدی را  فرزانه روزگار و یگانه آموزگار برمی‌نامم و بدین برنام از بن جان باورمندم. درست از همین روی بود که چالش سعدی بر سنایی بر من بسیار شگفت نمود. از سعدی چشم نمی‌داشتم که با زبانی درشت، سرد و ستیزجویانه، گفته‌ای از سنایی را فرو بشکند.   کزازی با خواندن ابیاتی از سعدی که به بیت « باطل است آنچه مدعی گوید/ خفته را خفته کی کند بیدار»، منتهی می‌شود، گفت: خرده‌ای که سعدی بر سنایی گرفته و من به پاس آن به سعدی خرده می‌گیرم این بیت است: «باطل است آنچه مدعی گوید/ خفته را خفته کی کند بیدار؟» که مقصود سعدی از مدعی در این‌جا، سنایی است. واژه‌ای که سعدی به کار می‌برد تا دیدگاه و اندیشه‌ سنایی را خوار بدارد و بی‌ارج بشمارد. واژه‌ای که درخور، سزاوار و به‌آیین نیست. جایی برای چند و چون و کندوکاو نمی‌نهد. وی در ادامه با خواندن اشعاری از سنایی افزود: لخت دوم برگرفته از سنایی است. از یکی از برترین و نام‌بردارترین چامه‌های این سخنور بزرگ است که من آن را نازنین غزنین برمی‌نامم. آن کس که خود خفته است و به‌هوش نیست چگونه می‌تواند خفته‌ای دیگر را از خواب برخیزاند و بیدار کند. کدام‌یک از این دو رای و اندیشه درست و روا و پذیرفتنی است؟ پاسخ سنجیده و خردورزانه به این پرسش این است که هر دو دید رواست. اما در قلمرو ویژه‌ خویش. این دو را نمی‌توان درآمیخت. اگر ما یکی را می‌پذیریم نمی‌توانیم دیگری را فرو بنهیم اما اگر سرانجام بخواهیم این دو دید را به هر روی و رای با هم بسنجیم در ارزش و ژرفا و گرانمایگی، به ‌گمان من که دیدگاه سنایی برتر است. سخن از آموختن نیست. سخن از افروختن است. سخن از بیگاری است. گفته‌ سعدی درست است اگر قلمرو آن قلمرو تنگ آموزش باشد آنچه سنایی می‌گوید رهنمود و سخنی است که دل را آماج می‌گیرد. آموزه نیست، انگیزه است. اگر کسی خود به بیداری و هوشیاری راستین نرسیده باشد هرگز نمی‌تواند دیگری را به هوشیاری و بیداری برساند. کزازی با اشاره به تفاوت دیدگاه سنایی و سعدی در به کارگیری شیوه‌ آموزش‌گرای و آموزگار گرای افزود: از نگاهی بسیار کلان و فراخ و فراگیر ما در آموختن به دیگران دو شیوه را در کار می‌آوریم: شیوه‌ آموزش‌گرای همان شیوه‌ای که سعدی از آن سخن می‌گوید و دو دیگر شیوه‌ی آموزگارگرای، شیوه‌ای که سنایی در چامه‌ بلند خود از آن یاد می‌کند. یکی از پرسمان‌های بزرگ و گره‌های کور و دشواری‌های دیرینه در آموزش و فرهنگ ما، این است که کمابیش همه‌ تلاش‌ها و کارکردها و نیروهایی که از آن‌ها بهره می‌بریم، آموزش‌گرای است. سر را می‌پرورد و رای را نیز اما راه به دل و نهاد نمی‌برد. سعدی سخن از آموزش سر می‌گوید و سنایی از افروزش دل. این دو با یکدیگر چندان پیوندی ندارد.   نسرین فقیه ملک‌مرزبان دیگر سخنران همایش سعدی و پترارک بود که سخنرانی خود را با عنوان «تفاوت گفتمان عشق در ادبیات فارسی و ادبیات ایتالیایی با مطالعه‌ی موردی غزل‌های حافظ، سعدی و حافظ با لئوپاردی و پترارک» را ارائه کرد.   فقیه ملک‌مرزبان با اشاره به مضامین عاشقانه در ایران و ایتالیا گفت: سیر مضامین عاشقانه‌ ادبیات فارسی پس از قرن پنجم دارای پیچیدگی‌هایی می‌شود که میزان ابهام را زیاد می‌کند. ورود عرفان اسلامی و امتزاج عشق انسانی و الهی در قالب کلمات و الفاظ استعاری همراه می‌شود با جبری‌نگری و حملات و جنگ‌هایی که صراحت را از زبان شاعر می‌زداید. سعدی در عشقی گسترده از دنیایی مادی تا جهانی آسمانی، حافظ در منشوری چند لایه از ابهام عاشقانه ـ عارفانه و مولوی در بیان استعاری از عشقی کاملا عارفانه، نماینده‌های خوبی برای بیان این پیچیدگی‌اند.   وی ادامه داد: در ایتالیا نیز اشعار بسیاری در عشق به راستی، درستکاری، وطن، زندگی، طبیعت به همراه عشق به زنان و مردان می‌خوانیم. کارکرد اسطوره‌ها گاهی فاصله‌ زمین تا آسمان را در ذهن شاعر طی می‌کند و فضایی خیالی به برخی از اشعار می‌دهد. اما نکته درخور توجه صراحتی است که در مضامین اشعار عاشقانه وجود دارد. پترارک ضمن شرافتی که به عشق لائورا می‌بخشد به راحتی از ذکر صریح عشق خود به یک زن با نامی مشخص یاد می‌کند و لئوپاردی نیز با این‌که نام معشوق خود را به شکلی استعاری سیلویا یا نرینا می‌گذارد، مشخصا از خواهش عاشقانه‌ی خود نسبت به یک زن سخن می‌گوید. استاد ادبیات دانشگاه‌الزهرا با اشاره به باورهای فرهنگی، اجتماعی و دینی در شناخت اشعار فارسی و ایتالیایی درخصوص وجوه اشتراک و افتراق این اشعار  عنوان کرد: شعر فارسی سنتی، برخلاف شعرهای ایتالیایی، گرایش شدیدی به ابهام و چندمعنایی دارد و ناشی از فضای اجتماعی و دینی و حکومتی هرگز طالب صراحت و عریانی نیست. شاعر حتا در پنهانی‌ترین لایه‌های درونی خود نیز این دوایر متعدد معنایی را دوست دارد و می‌خواهد تا از این رویه هم خود و هم خواننده را به لذت برساند. شعر غنایی پترارک و لئوپاردی هرچند طیف وسیعی از معنای صریح تا استعاری و حتا فلسفی و دینی را دربرمی‌گیرد اما به هر روی خواننده را در هزارتوی معانی مبهم نمی‌گذارد و ترس‌خورده و معلق نیست. بی‌پروا و راحت از آنچه می‌اندیشد و حس می‌کند سخن می‌گوید و در رابطه‌ عاشقانه خود به راحتی از معشوق می‌نویسد.   او در ادامه اضافه کرد: زن بودن در اشعار سعدی و حافظ و مولوی لزوما معشوق بودن نیست و معشوق نیز لزوما زن نیست و بلکه در اکثر  اشعار فارسی معشوق مذکر است. این تذکر هم فقط در مرد بودن خلاصه نمی‌شود. گویی از موجودی با کمال در زمین شروع می‌شود و تا کامل‌ترین وجود هستی پیش‌ می‌رود. در حالی‌ که در شعر پترارک و لئوپاردی رابطه‌ عاشقانه مطابق طبیعت بشری میان زن و مرد دیده می‌شود و هیچ ابایی از این رابطه نیست.   ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 11:49:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259871/بئاتریس-دانته-نمی-توان-دلدار-غزل-پارسی-سنجید ​پیکر زنده‌یاد غلامحسین صدری‌افشار تشییع شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259873/پیکر-زنده-یاد-غلامحسین-صدری-افشار-تشییع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین تشییع زنده‌یاد غلامحسین صدری‌افشار، نویسنده، مترجم و فرهنگ‌نویس، با حضور حدود 40 نفر از بستگان، دوستان نزدیک و جمعی از اهالی فرهنگ و ادبیات، پیش از ظهر امروز چهارشنبه ۲۹ فروردین1397 در بهشت سکینه کرج، برگزار و پیکر وی در قطعه هفتم این آرامستان به خاک سپرده شد. بنا به وصیت زنده‌یاد صدری‌افشار این مراسم به صورت کاملا خصوصی و با حضور اعضای خانواده و  دوستان نزدیک برگزار شد. از جمله چهره‌های حاضر در این مراسم علاوه بر خانواده زنده‌یاد صدری افشار، می‌توان به محمدباقری،  حسن عشایری، حبیب‌الله قاسم‌زاده، لطیف کاشیگر، داوود موسایی، بهروز وحدت، شیوا دولت‌آبادی، ، محمد اهری، نسرین، نسترن، شیرین و فرزاد حکمی و بهروز فتاحی اشاره کرد.   بر اساس این گزارش مراسم یادبودی برای زنده‌یاد غلامحسین صدری‌افشار، ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ جمعه ۳۱ فروردین‌ماه 1397 در فرهنگسرای ابن‌سینا واقع در تهران، شهرک غرب، مقابل بیمارستان بهمن برگزار خواهد شد.   همچنین به گفته داوود موسایی، مراسم بزرگداشتی نیز از سوی دفتر نشر فرهنگ معاصر برای زنده‌یاد صدری افشار برگزار خواهد شد که تاریخ آن متعاقبا اعلام می‌شود.   غلامحسین صدری‌افشار، نویسنده، فرهنگ‌نویس، مترجم و پژوهشگر کشورمان در 24 اسفندماه 1313 در ارومیه متولد شد. کتاب «فرهنگ معاصر فارسی» تألیف صدری‌افشار یکی از آثار قابل توجه و معتبر در زمینه فرهنگ نویسی زبان فارسی است. غلامحسین صدری‌افشار انتشار آثارش را از سال ۱۳۲۷ در تبریز آغاز کرد. شغل‌های متنوعی برای گذران زندگی داشت. دوازده سالی برروی تاریخ علم مطالعه کرد. کار فرهنگ‌نویسی را از سال ۱۳۴۵ در بنیاد فرهنگ ایران با فیش‌نویسی کتاب مخزن‌الادویه آغاز کرد که تا قبل از فوتش ادامه داشت. «تاریخ در ایران»، «‌سرگذشت سازمان‌ها و نهادهای علمی و آموزشی در ایران»، «‌فرهنگ زبانزدها»، «‌فرهنگ مشاغل سنتی»، «فرهنگ معاصر فارسی» برخی از تالیفات این نویسنده و پژوهشگر است.   این پژوهشگر و فرهنگنامه‌نویس صبح سه‌شنبه 28فروردین ساعت 8صبح پس از یک دوره بیماری درگذشت.     ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 11:43:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259873/پیکر-زنده-یاد-غلامحسین-صدری-افشار-تشییع نویسنده کسی است که اطرافیانش حتما از او رنجیده خاطرند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259872/نویسنده-کسی-اطرافیانش-حتما-او-رنجیده-خاطرند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کارگاه «تجربه‌ها و‌تمهیده‌های داستان‌نویسی» با حضور «امیر‌حسین خورشیدفر» و با کمک «ساحل رحیمی‌پور»، نویسنده‌ رمان «بیدار شدن به وقت وین» و نویسندگان جهرمی چون ندا چهارگانه، احسان عبدلی، مهران فانی، رضا خدایی و ... و با استقبال بسیار خوب علاقه‌مندان داستان‌نویسی در محل کارگاه داستان باران واقع در اداره‌ فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جهرم برگزار شد.  امیرحسین خورشید‌فر درباره‌ این کار گفت: در این کارگاه در بخش تئوریک؛ موضوع کارگاه تبار و ویژگی‌های قصه کوتاه یا شورت‌استوری است. یعنی همان فرمی که آنتوان چخوف را به عنوان مبدا آن می‌شناسیم اما تاریخ تطور آن عموما در ایالت متحده رقم خورده است.  وی با بیان اینکه فرم قصه کوتاه از حیث نسبت با زمان، برخلاف انواع دیگر داستان مدرن مثل نوولت و نوول به امر واقع نزدیک است ادامه داد: این یعنی زمان روایت و زمان امر واقع با هم مماس هستند و این محوری است که یک سوی آن به تلخیص میل دارد که شاخصه عمومی روایت‌هاست و سمت دیگر آن به بزرگی متن در برابر زمان امر واقع که گرچه از لارنس استرن تا امروز تاریخ طولانی در روایت مدرن دارد اما عموما درمتون نظری با «در جست وجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست نشان‌دار شده است.  نویسنده‌ی رمان تهرانی یادآور‌ شد: در کارگاه تجربه‌ها و تمهیدهای داستان‌نویسی در جه‍رم به این نیز پرداخته شد که قصه کوتاه به زمان نظیر به نظیر با واقعیت، جزیی‌پردازی، پرداخت مود و حالت به جای شخصیت‌پردازی و همچنین تحقق عناصری چون اشتراک عینی، ویگنت و ....متکی است.  خورشیدفر با بیان اینکه اما در ایران من کمتر دیده‌ام که در کارگاه و متون آموزش قصه‎نویسی تبار فرمال قصه کوتاه به طور دقیق معرفی و آموزش داده شود افزود: آنچه در ایران بر آن تاکید می‌شود، عناصر منسوخی مثل زاویه دید بر مبنای صرف فعل و شخصیت‌پردازی به اصطلاح خاکستری است که مثل درس کلاس اول است و بیشتر برای شناخت ابتدایی و عمومی قصه مدرن کارآیی دارد. که آن را هم ندارد. به همین دلیل است که هرجا قرار است فضای ادبیات مدرن بر سینما یا تئاتر اثرگذار باشد با سوءتفاهمات و اشتباهات فرمی روبه رو هستیم. وی ادامه داد: نمونه‎اش ده‌ها فیلم موسوم به معناگراست که به تأسی از جریان سینمای روشنفکری اروپا در دهه هشتاد و نود میلادی در ایران ساخته شد اما بدون توجه به شاخصه‌های فرمی این آثار نوعی نمادپردازی سطحی و آبکی جاگزین استتیک متکی بر لحن و تجلی جویسی شد. در نتیجه با آثاری روبه رو شدیم که تکلیفشان با خودشان معلوم نیست.   خورشیدفر در بخش دوم کارگاه خود در جهرم به این بحث پرداخت که نویسنده چه کسی است. اولا کسی است که بازنویسی می‌کند. بازنویسی به جز اعمال قواعد ویراستاران بر متن است. چون آن قواعد هرجا به افراط نزدیک شود (مثل وضع امروز ادبیات ایران) نتیحه‌ای جز نثری سترون و بی‌خاصیت ندارد. نویسنده زندگی مطابق خواسته‌ تو پیش می‌رود متذکر شد: بازنویسی یعنی خودآگاهی نسبت به فرم در فرآیند نوشتن. همچنین نویسنده کسی است که اطرافیانش حتما از او رنجیده خاطرند. می‌دانید چرا؟ چون شما نمی‌توانید نویسنده باشید اما در جمع و محفل دوستان خود حاضر شوید، سفر بروید، ورزش بکنید همه از شما راضی باشند و بعد وقت برای نوشتن هم داشته باشید. نویسندگی به انزوا و فاصله گرفتن از دیگران نیازمند است. مقصودم آن نیست که به لحاظ شخصیتی لازم است منزوی باشید. اما باید جسارت فاصله گرفتن از جمع را به ضرورت کارتان داشته باشید. در حقیقت استعداد و توان نویسندگی جزو حساس‌ترین و زودرنج‌ترین استعدادهای انسان است. مادام اینکه برای این توان خود وقت نگذارید و آن را پرورش ندهید همانطور دیم باقی می‌ماند و باید چشم انتظار الهامات غیبی باشید که به اقوی احتمال آن چشمه بدون فعل انفعال خاصی خواهد خشکید. گفتنی است کارگاه داستان باران جهرم با برگزاری ۵۴۰ جلسه‌ هفتگی یکی از قدیمی‌ترین کارگاه‌های داستان کشور و خاستگاه اصلی دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج است و علاوه بر اینکه تاکنون میزبان نویسنده‌های سرشناس زیادی بوده در برنامه‌های آتی خود نیز قرار است از حضور دیگر چهره‌های مطرح کشور استفاده کند. ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 11:17:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259872/نویسنده-کسی-اطرافیانش-حتما-او-رنجیده-خاطرند خانه انجمن‌های ادبی مثل خانه سینما و خانه موسیقی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259863/خانه-انجمن-های-ادبی-مثل-سینما-موسیقی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست خبری «ساماندهی انجمن‌های ادبی» صبح امروز چهارشنبه (29 فروردین‌ماه) با حضور مهدی قزلی، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و اصحاب رسانه در ساختمان بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد.   مهدی قزلی در ابتدای این نشست گفت: هرچند در سال‌های گذشته وظیفه پیگیری انجمن‌های ادبی با بنیاد شعر و ادبیات داستانی بوده است اما این پیگیری در سال جدید شکلی نو به خود می‌گیرد و با ابلاغ آئین‌نامه جدید توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای نخستین بار قرار است که انجمن‌های ادبی در کشور ساماندهی شوند.   وی ادامه داد: در گذشته این کار برای سایر انجمن‌هایی مثل انجمن‌های هنری انجام شده اما چنین اتفاقی برای انجمن‌های ادبی رخ نداده بود. از طرفی سال‌هاست که انجمن‌های ادبی مشغول فعالیت هستند و برخی در قالب نشر، برخی در قالب اِن.جی.اُ ها و برخی در قالب گروه‌های دورهمی به فعالیت می‌پرداختند و هرکدام مجوز را از یک نهاد یا سازمان دریافت می‌کردند.   مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در توضیح دلایل این کار گفت: ما قرار است که در این طرح و بر اساس این آئین‌نامه انجمن‌های ادبی را ساماندهی و سازماندهی کنیم؛ البته این به آن معنا نیست که دولت می‌خواهد به فعالیت‌های انجمن‌های ادبی ورود کند و آن‌ها را زیرنظر داشته باشد بلکه هدف از این کار این است که ما اطلاعات دقیقی از انجمن‌ها داشته باشیم تا بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم و براساس آمار منابع را به‌شکل معقول‌تری تقسیم‌بندی کنیم.   وی افزود: در این آئین‌نامه از الفاظی مانند مجوز صحبت نشده است و تنها قرار است که انجمن‌ها «شناسه» دریافت کنند و شناسایی این انجمن‌ها مهم‌ترین فاکتور اجرایی است. از هفته پیش که کار ثبت‌نام آغاز شده است تا به امروز حدود 180 انجمن ثبت‌نام کرده‌اند. در ادامه و پس از اتمام ثبت‌نام‌ها باید این کارها پیگیری شود و براساس بند 8 آئین‌نامه باید کارگروهی برای رسیدگی به این موضوع تشکیل شود که این کارگروه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی شکل خواهد گرفت و مدیریت آن طبق آئین‌نامه با مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی خواهد بود.   قزلی در توضیح افراد حاضر در کارگروه انجمن‌های ادبی گفت: علاوه بر مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی، معاون امور استان‌های بنیاد، مدیر امور موسسات فرهنگی در وزارت ارشاد و سه‌نفر از فعالان این حوزه به‌علاوه یک نماینده که توسط انجمن‌های ادبی انتخاب می‌شود حضور خواهند داشت تا کار شناسه را پیگیری کنند.    دبیر اجرایی جایزه جلال با اشاره به میزان توان حمایت بنیاد از انجمن‌های ادبی اظهار کرد: میزان بودجه و توان دولت در ادبیات آنقدر نیست که بتواند همه انجمن‌ها را پوشش دهد اما امیدواریم که این انجمن‌های ادبی بتواند حلقه وصلی بین دولت، ادبیات و مردم باشد. بنابراین لازم است که ما به‌فکر اجرای این طرح باشیم.   وی ادامه داد: پیگیری‌ها باعث شد که امسال در بودجه مبلغی را برای انجمن‌های ادبی در نظر بگیرند. مبلغ زیاد نیست اما همین‌که اسم ادبیات در بودجه آمده است خوشحالیم و می‌دانیم که از این سر پل می‌توان استفاده کرد و در سال‌های آینده بودجه را افزایش داد.    قزلی با اشاره به مبلغ بودجه انجمن‌های ادبی گفت: در حال حاضر بودجه درنظر گرفته شده 800 میلیون تومان است که این رقم بیشتر شبیه طنز است اما بالاخره باید از یک جایی شروع کرد و همه می‌دانیم که اگر کارهای خوب و مورد قبول انجام شود تبدیل بودجه 800 میلیون تومانی به 8 میلیارد تومانی کار سختی نیست.   دبیر اجرایی جشنواره شعر فجر با اشاره به ضرورت تشکیل «خانه انجمن‌های ادبی» اظهار کرد: خانه انجمن‌های ادبی موسسه‌ای خواهد شد مثل خانه سینما و خانه موسیقی. قاعدتا باید جمعی از پیشکسوتان و ریش‌سفیدان وسط بیایند و این کار را آغاز کنند؛ چراکه به دلیل خصوصی‌بودن این موسسه ما در آن دخالت نمی‌کنیم مگر آنکه ریش‌سفیدان از ما بخواهند تا در این خانه حضور داشته باشیم.   وی افزود: ما طرح راه‌اندازی خانه انجمن‌ها ادبی را داده‌ایم و تا جایی که بتوانیم حمایت می‌کنیم اما همه این اتفاقات در شرایطی رخ می‌دهد که انجمن‌ها مایل به راه‌اندازی چنین خانه‌ای باشند. بدون شک اگر آن‌ها تمایلی به این کار نداشته باشند هرچقدر هم که ما حمایت کنیم اتفاق خاصی رخ نخواهد داد.   قزلی با اشاره به روند فعالیت‌های «خانه انجمن‌های ادبی» گفت: بدون شک من با سیاسی‌کاری و استفاده ابزاری از خانه انجمن‌های ادبی مخالفم اما باید این انجمن تاثیرگذار هم باشد و خودی نشان دهد. از طرفی ادبیات هیچ‌وقت از سیاست جدا نبوده است و نمی‌توان این خانه را محدود کرد.   مدیرعامل بنیاد با اشاره به نحوه شکل‌گیری آئین‌نامه گفت: برای تنظیم آئین‌نامه حدود 15 مصاحبه عمیق داشتیم که در این مصاحبه‌ها با افراد سرشناسی مانند آقای ابوتراب خسروی، فاطمه راکعی، راضیه تجار، فریدون عموزاده خلیلی، در شهرهای مختلف مصاحبه انجام دادیم و نظرات این افراد را جمع‌آوری کردیم تا بتوانیم از دل این گفت‌وگوها آئین‌نامه را تنظیم کنیم. در آینده نیز جمعی از این افراد انشاالله در مورد این موضوع صحبت خواهند کرد تا بتوانیم سنگ بنای انجمن‌های ادبی را بگذاریم تا از طریق آن مطالبات را پیگیری کنند.   وی ادامه داد: جزئیات تشکیل انجمن‌های ادبی در آئین‌نامه ذکر شده است برای مثال کف تعداد اعضا باید 10نفر باشد و انجمن‌های هر سه‌ماه یکبار حداقل جلسه‌ای را برگزار کنند و تایید اداره ارشاد شهر یا تایید سه‌نفر از افراد شناخته‌شده ادبیات منطقه خود را داشته باشند. ما به‌عنوان مجری ابلاغیه جدید علاقه‌ای نداریم که انجمن‌ها از حالت عادی خودشان یعنی مردمی‌بودن خارج شوند و نمی‌خواهیم هم مجوزی به مجوزهای وزارت ارشاد اضافه کنیم؛ این شناسه برای آن است که مدیریت بودجه برای ما ساده‌تر شود و بتوانیم برنامه‌های حمایتی برای این انجمن‌ها داشته باشیم.   قزلی ثبت در سامانه را الزام نمی‌داند و در این رابطه گفت: هیچ اجباری برای شناسه‌گرفتن و ثبت در سامانه وجود ندارد اما انجمن‌هایی که شناسه دریافت نکنند طبیعتاً از حمایت‌های مادی و معنوی بنیاد بهره‌مند نخواهند بود و قاعدتا اگر در شهرستانی سالنی در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد قرار دارد اولویت استفاده برای انجمن‌هایی است که شناسه دریافت کرده‌اند. به نظر من کمترین اتفاق مثبت این رخداد این است که دیگر نهاد یا سازمانی نمی‌تواند هویت انجمن ادبی را زیرسئوال ببرد و به زبان ساده‌تر پشتیبانی هویتی حداقل کار ماست. وی افزود: یکی از فواید دیگر این تشکل توجه به پراکندگی جغرافیایی است؛ چراکه اگر این سامانه شکل نمی‌گرفت شاید هیچ‌وقت به فکر آن نبودیم که انجمنی در شهر نقده در حال فعالیت است و ما باید از آن حمایت کنیم.   مسئول کارگروه انجمن‌های ادبی با اشاره به آمار گفت: طبق آمار روزهای گذشته (سه‌روز پیش) 538 انجمن در کشور شناسایی شدند که 116 انجمن ثبت‌نام کرده‌اند. بیشترین ثبت از استان‌های تهران، اصفهان و خوزستان بوده است و استان‌های کرمانشاه، کهگیلویه و بویر‌احمد و کرمان جنوبی تنها استان‌هایی هستند که انجمنی از آن‌ها ثبت نشده است و همچنین نسبت به بافت جمعیت همدان و گلستان پرانجمن‌ترین استان‌های کشور هستند. در پایان، طبق آمار سه‌روز گذشته 88 شهر از 25 استان تا به امروز ثبت‌نام کرده‌اند.   قزلی در پایان با اشاره به برگزاری جایزه «بهار» اظهار کرد: همچنین امسال دومین جایزه بهار را در اردیبهشت‌ماه برگزار خواهیم کرد و من فکر می‌کنم که تا آن روز کار شناسه‌ها به پایان برسد و بتوانیم رأی‌گیری را برای انتخاب نماینده انجمن‌ها داشته باشیم. سال گذشته در کنار برگزاری جایزه بهار توانستیم از انجمن‌های مختلفی که در این جایزه شرکت کرده بودند حمایت کنیم و خوشبختانه بالغ بر 50 برنامه توسط بنیاد حمایت شد. ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 09:54:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259863/خانه-انجمن-های-ادبی-مثل-سینما-موسیقی-می-شود «زندگی چنین است» با لحن مردم تاجیکستان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259854/زندگی-چنین-لحن-مردم-تاجیکستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  بر اساس خبر دریافتی،‌ دهقان از جمله نویسندگان جنوبی ساکن بندرعباس است. داستان «زندگی چنین است» بلندترین داستان این مجموعه به شمار می‌رود که نویسنده در آن از لحن و ساختار زبان تاجیکی بهره برده است. بخشی از این داستان را از نظر می گذرانید:  نازنين اما دختري بود كه يك روز از راه اينترنت به من پيام داده بود كه مي‌خواهم با شما شناس شوم. من نخست باور نكرده با خود انديشيده بودم كه شايد كلكي در كار است. ولي هنگامي كه جلوتر رفتم و پيام‌هاي او را پاسخ دادم، دريافتم كه دختر بسيار راستگو و خوبي است. از من تلفن خواست كه زنگ بزند و همان دم، زنگ زد. اين بود كه من نيز از او شماره گرفتم و چند بار خودم از ايران با او تماس گرفتم. همچنين چون روي‌هم‌رفته امسال برنامه رهنوردي (سفر) به تاجيكستان را داشتم، اينك كار به اينجا رسيده است كه اكنون من در خانه¬ي آنها هستم. نازنين آن زمان در كولاب بود، و روزهاي آخر دانشجويي خود را مي‌گذراند در رشته‌ي پرستاري. ولي پس از آن به چكالوسك پيش خانواده‌اش بازگشت. به هر روي ديشب كه در آشپزخانه نزد او بودم، نازنين چگونگي آشنايي خودش با من را اين گونه برايم بازگو كرد. «زندگی چنین است» عنوان مجموعه داستانی از «فرهاد دهقان» است که توسط انتشارات دوات معاصر در سال 1397 به قیمت 8000تومان منتشر شد. ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 08:26:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259854/زندگی-چنین-لحن-مردم-تاجیکستان رونمایی از چهار مجموعه شعر در مکتب تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259842/رونمایی-چهار-مجموعه-شعر-مکتب-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات روزنه به تازگی چهار مجموعه شعر روانه بازار کرده است. «غزل برای غزل»، سروده احمد ابومحبوب، «زیبایی‌ات به وقت محلی»، سروده مرتضی بخشایش، «معجزه در ساعت ۵ عصر»، سروده سجاد روشنی و «رگباد»، سروده سپیده نیک‌رو چهار مجموعه‌ای هستند که روز جمعه ۳۱ فرودین ۹۷ در مکتب تهران رونمایی می‌شوند. به گفته فاضل ترکمن دبیر نشر، انتشارات روزنه در نظر دارد پس از این نیز انتشار مجموعه‌های شعر را با در نظرگرفتن تمام گرایش‌های فعال در حوزه شعر پی ‌بگیرد. حضور در این مراسم برای عموم آزاد و رایگان است و علاقه‌مندان می‌توانند از ساعت 17 و 30 دقیقه تا 19 روز جمعه 31 فروردین به مکتب تهران واقع در خیابان آبان جنوبی، کوچه کیوان، پلاک ۸ مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 07:42:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259842/رونمایی-چهار-مجموعه-شعر-مکتب-تهران وجه تشابه سعدی و پترارک بازتاب زبان رایج زمان به صورت فاخر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259779/وجه-تشابه-سعدی-پترارک-بازتاب-زبان-رایج-زمان-صورت-فاخر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اولین روز از همایش «سعدی و پترارک»، با حضور جمعی از استادان ادبیات، سعدی‌شناسان و پترارک‌شناسان، روز گذشته (سه‌شنبه ۲۸فروردین) در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی برگزار شد. این همایش به همت مرکز فرهنگی شهر کتاب، مرکز سعدی‌شناسی، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا، دانشگاه ساپینزای رم و دانشگاه بولونیا در ایران و ایتالیا برگزار می‌شود.   در این نشست علی‌اصغر محمدخانی(معاون فرهنگی موسسه شهر کتاب)، مائورو کنچاتوری(سفیر ایتالیا در ایران)، رافائل موریللو (نویسنده و عضو هیات علمی دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی)، کورش کمالی‌سروستانی( استاد ادبیات و رئیس بنیاد سعدی)، میرجلال‌الدین کزازی(پژوهشگر، نویسنده و استاد دانشگاه)، فائزه مردانی (استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بولنیا)، نسرین فقیه‌ملک‌مرزبان (عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا)، فاطمه عسگری (استاد زبان ایتالیایی دانشگاه تهران)، و ایمان منسوب‌بصیری (پژوهشگر و استاد دانشگاه) به ایراد سخنرانی درباره سعدی و پتراگ پرداختند.   علی‌اصغر محمدخانی در ابتدای این نشست با اشاره‌ای کوتاه به پیشینه برگزاری همایش سعدی در روز بزرگداشت او گفت: مرکز فرهنگی شهر کتاب با همکاری مرکز سعدی‌شناسی و دانشگاه و مراکز ادبی چند کشور دیگر از سال ۱۳۹۱ در روز بزرگداشت سعدی در تهران و شیراز و دیگر شهرهای جهان، همایش‌هایی برگزار کرده است و در سال‌های آتی نیز ادامه خواهد داشت. ما هر سال در روز سعدی، همایشی تطبیقی با یکی از کشورهای جهان در باب سعدی و یکی از شاعران یا نویسندگان جهان که شباهت‌هایی با سعدی دارد، برگزار می‌کنیم و تاکنون همایش سعدی و پوشکین، در ایران و روسیه، سعدی و یونس امره، در ایران و ترکیه، سعدی و سروانتس، در ایران و اسپانیا، سعدی و متنبی، در ایران و جهان عرب، سعدی و کنفوسیوس، در ایران و چین، سعدی و ویکتور هوگو را در تهران، شیراز، پاریس و بزانسون برگزار کرده‌ایم. امسال همایش ما به سعدی و پترارک اختصاص دارد و سال آینده هم همایش سعدی و شیلر را با کشور آلمان خواهیم داشت.   وی درباره دلیل انتخاب سعدی و پترارک برای این همایش اظهار کرد: در فرهنگ و ادبیات غرب ترابادورها بسیار مشهور هستند که از اسپانیا آمده‌اند. ترابادورها به رغم جفا دیدن و ملامت کشیدن از معشوق، با حشمت پرهیبت، بی کم‌ترین سستی و کاستی در عشق وفادار و فرمانبردارند و بر این نکته تاکید می‌کنند. درباره ترابادورها و اینکه چگونه بر دانته، پترارک و ادبیات غرب تاثیر گذاشته‌اند در آثار ادبی غرب بسیار بحث شده است. نوع ارتباطی که ترابادورها با معشوق داشته‌اند را در آثار پترارک می‌بینیم که بزرگداشت و ستایش بانو در دل ترابادور به نوعی نیایش بدل می‌شود، یا چاشنی و سبقه‌ای مذهبی و عرفانی پیدا می‌کنند، چنان که گویی از نوعی شیوه زاهدانه یا تصوف برخوردارند. ترابادورها در افکار دانته و پترارک بسیار تاثیر گذاشتند. مهم‌ترین نکته‌ای که از دیدگاه ترابادورها می‌بینیم، این است که عشق انگیزه اعتلای نفسانی و تکامل اخلاقی است. معاون فرهنگی موسسه شهر کتاب در ادامه افزود: عشق در نگاه ترابادورها و پترارک به عشق در ادبیات کلاسیک فارسی و به ویژه سعدی بسیار نزدیک است. ترابادور هرچه که می‌کند به خاطر بانوی دیر آشناست و داستان عشق پترارک به لائورا از این نوع است. لائورا معشوقی بود که پترارک بیشتر سانِت‌هایش را به خاطر او سروده که در ادبیات پترارک و ایتالیایی همه با آن آشنایی دارند. به غیر از لائورا که معشوق پترارک بوده، بئاتریس در شعر دانته هم این حکم را دارد و هم بئاتریس معشوق دانته و هم لائورا محبوب پترارک مظاهر سعادت و کمال‌اند و در این عشق یک نوع پیوند بین مسیحیت و حکمت نوافلاطونی را می‌بینیم. در نزد دانته و پترارک، معشوق مظهر فرزانگی، ایمان و دیانت بوده و این عشق راستین هم طریق سعدی است. معشوق از بسیاری جهات در توصیفات سعدی، مانند توصیفی است که پترارک در سانِت‌هایش دارد. سعدی در غزل عاشقانه در ادب کلاسیک فارسی استاد مسلم است.   محمدخانی عنوان کرد: مهم‌ترین ویژگی اشتراک سعدی و پترارک مسئله عشق و معشوق است که درباره آن بیشتر توضیح داده خواهد شد. غزل سعدی را از این جهت که غزل سعدی همه حالت‌‌ها و عواطف گوناگون و متنوع عشق و انواع نمودهای زیبایی را دارد، می‌توان به پترارک نزدیک دانست. غزل‌های شورانگیز سعدی، سال‌هاست که با دل و جان ما ایرانی‌ها و دیگر کشورها بازی می‌کند و پس از قرن‌ها ما را به عوالم خودش می‌برد. پترارک هم با سیصد و اندی غزلی که دارد مانند سعدی است. سروده‌های پترارک به عنوان یکی از مهم‌ترین و ارزشمندترین دیوان شعر در کل ادبیات غرب است. او یک شاعر غزل‌سرای بسیارچیره‌دست و هنرمند، مردی فیلسوف و متفکری انسان‌گرا و اخلاق‌گراست. پترارک را منشاء اومانیسم در غرب می‌دانند که بر دیگران هم تاثیر گذاشته است. داستان عشق او و مصائب آن در عالم عشق، داستانی است که همه خواننده‌ها با آن سروکار دارند، مانند خوانندگان فارسی‌زبان که با داستان‌ها و شعرهای عاشقانه سعدی سروکار دارند. سعدی و پترارک، هر دو در آثار خود از طنز و هجوگویی هم برخوردارند که این هم یکی از نکات و شباهت‌های این دو شاعر است.   وی در ادامه گفت: سعدی در زبان ایتالیایی چندین ترجمه دارد. شش ترجمه از گلستان دارد، بعضی غزل‌های او ترجمه شده و بوستان هم در حال ترجمه است. در ایران و طی این صد سال؛ یک کتاب ترجمه از غزل‌های پترارک، بیشتر وجود ندارد. شناخت او برخلاف دانته در ایران کم است و امیدواریم نویسندگان فارسی زبان هم با پترارک بیشتر آشنا شوند و در مقام مقایسه با سعدی، زیبایی‌ها و جلوه‌ای که این دو در غزل عاشقانه داشته‌اند را دریابند و بیشتر مطالعه کنند.   مائورو کنچاتوری، سفیر ایتالیا در ایران هم که حضوری کوتاه در همایش داشت، ضمن قدردانی از مسولان برگزاری همایش، گفت: برای من باعث افتخار است که در آئین گشایش این سمینار با ارزش شرکت کنم و از مجموعه شهر کتاب، مخصوصا آقای فیروزان تشکر می‌کنم. این اولین باری نیست که شهر کتاب برای ارتقای فرهنگ ایتالیایی در ایران با سفارت همکاری می‌کند. ما امسال مجددا در جریان نمایشگاه بین‌المللی کتاب که طی هفته‌های آینده در تهران برگزار می‌شود، از همکاری شهر کتاب برخوردار خواهیم شد. می‌توانم بگویم که هم موضوعی که برای این سمینار انتخاب شده و هم حضور اساتید و پژوهشگرانی که درباره این موضوع قرار است صحبت کنند، قابل تقدیر است و فکر می‌کنم موضوع این سمینار دو روزه که درباره وجه تشابه این دو شخصیت و شاعر بزرگ ادبیات ایران و ایتالیاست، با یک برنامه فرهنگی بسیار مهمی که وزارت امور خارجه و همکاری‌های بین‌المللی ایتالیا در کشورهای حوزه مدیترانه و همچنین خاورمیانه با عنوان «ایتالیا، فرهنگ‌ها- مدیترانه 2018» برگزار می‌کند، همخوانی فراوانی دارد.   وی ادامه داد: فکر می‌کنم قصد این برنامه فرهنگی که یکسری ابتکار عمل‌هایی را با خود به همراه دارد، این است که تمام پیوندها و تاثیرات متقابلی که فرهنگ ایتالیا و سایر کشورهای حوزه مدیترانه روی هم دارند را تحلیل کند. ما می‌دانیم یک سبقه چند هزار ساله بین کشورهای این حوزه وجود دارد و این سابقه و گذشته با فراز و نشیب و پستی و بلندی‌های زیادی روبه‌رو بوده است. همه ما به خوبی می‌دانیم که ایران از نظر جغرافیایی در حوزه مدیترانه نیست، اما من به وزارت خارجه بسیار اصرار کردم که ایران را هم جزو این برنامه قرار دهند. شاید ما همیشه به این موضوع فکر نمی‌کنیم اما این خیلی خوب است که گاهی به یاد بیاوریم که فرهنگ و روحیه ایرانی و نوع رویکرد و نگاهی که فرهنگ ایرانی به جهان دارد، همیشه طی قرن‌ها تاثیرات زیادی روی فرهنگ کشورهای حوزه مدیترانه گداشته و به نحوی به آن‌ها غنا بخشیده است. در واقع می‌توانیم بگوییم که برای مدت زمان زیادی، چه از نقطه نظر کشف و شهود روحانی و فرهنگی و چه از نقطه نظر علوم و فنون مختلف، تمام این دانش‌ها از طرف شرق به غرب رسیده‌اند که در این مسیر می‌توان گفت که ایران یک نقطه عطف و یک هسته مرکزی و ایتالیا هم یک مقصد بود. حوزه مدیترانه برای مدت زیادی به نحوی مانند یک آزمایشگاه و محل تجانس و پردازش آن اطلاعات و علومی بود که از سمت شرق به غرب می‌رسید، که می‌توان گفت در طی این مسیر و پروسه، ایتالیا و ایران نقش خیلی اساسی و مهم در حوزه مدیترانه ایفا می‌کردند، چون به نوعی واسطه‌های فرهنگی بودند و به خاطر سنت‌های چند هزار ساله و باستانی و آن دیدگاه جهان وطنی که هر دو کشور داشتند، هر دو کمک کردند که این گفتمان با خودشان و با کشورهای دیگر در این مسیر برقرار شود.   سفیر ایتالیا در ایران در ادامه افزود: قطعا درباره سعدی و پترارک سخنرانان برجسته دیگری که امروز در اینجا قرار دارند، خیلی بهتر از من صحبت می‌کنند، فقط می‌خواهم این نکته را خاطر نشان کنم که پترارک تمام آن متون و افکار و اندیشه‌هایی که از یونان و رم باستان به او رسید و را در دورانی که تازه از قرون وسطی خارج می‌شد، یک بار دیگر زنده کرد و تمام این مفاهیم را بازیافت کرد، آثار جامعه ایرانی آن زمان بسیار شناخته شده بودند و اکثرا هم نسخ و رونوشت‌هایی بودند که از شرق و مشرق زمین به دست پترارک رسیده بودند. در واقع می‌توانیم بگوییم آن علاقه وافری که پترارک به دنیای باستان نشان می‌داد و احترامی که برای گذشته قائل بود که در آثار او هم قابل مشاهده است و این احترام و علاقه را در اروپای آن زمان زنده کرد، موضوعی بود که در فرهنگ ایران آن زمان بسیار رایج بود. این نگاهی که پترارک به آثار گذشتگان و باستان داشت که به خوبی هم در نوشته‌ها و آثار او به زبان لاتین مشهود است در اروپایی بود که در حال گذار از باستان به دنیای مدرنیته و جدید بود. اما آن چیزی که در ذهن عامه مردم ایتالیا از پترارک مانده، خیلی آثار فاخر او نیست، بلکه بیشتر آثاری در ذهن آن‌ها مانده که خود پترارک از آن‌ها به عنوان آثار جزئی‌تر و سطح پایین‌تر یاد می‌کرد و آن هم آثاری است که به زبان ایتالیایی ولگار نوشته شده است.   مائورو کنچاتوری در پایان عنوان کرد: همه مادر طول مدت تحصیل با یکی از شاهکارهای پترارک آشنا شده‌ایم و آن را خوانده‌ایم که این شاهکار پترارک یا همان دیوان اشعاری است که از طریق آن، زبان ایتالیایی آن زمان که در شبه جزیره ایتالیا رواج داشت را به صورت فاخر و متعالی در نوشته‌ها و اشعار خودش بازتاب داده و فکر می‌کنم این هم یک وجه تشابه سعدی و پترارک باشد؛ چون فکر می‌کنم سعدی هم در زبان فارسی همین نقش را داشت.   ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 07:13:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259779/وجه-تشابه-سعدی-پترارک-بازتاب-زبان-رایج-زمان-صورت-فاخر مردم با کار متفاوتی روبه‌رو خواهند شد/ نخواستم در این اثر جایگزین افشین یداللهی باشم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259841/مردم-کار-متفاوتی-روبه-رو-خواهند-نخواستم-این-اثر-جایگزین-افشین-یداللهی-باشم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عصر روز دوشنبه (27 فروردین‌ماه) توافقنامه‌ای میان فدراسیون فوتبال و بنیاد رودکی به منظور تهیه سرود تیم ملی در جام جهانی امضاء شد. یکی از این کارها با خوانندگی سالار عقیلی و آهنگسازی بابک زرین و شعری از احسان افشاری است.   احسان افشاری شاعر این اثر در گفت‌وگو با ایبنا درباره این سرود، گفت:‌ قبل از شروع سال 97 طی گفت‌وگویی با بابک زرین (آهنگساز) و سپس سالار عقیلی توافقی ضمنی برای همکاری در ارتباط با سرود تیم ملی شکل گرفت. من یک شبه با تمام وجود کار را نوشتم و تحویل دادم که کار پس از طی مراحل نظارت و بررسی به تصویب رسید.   وی ادامه داد:‌ تمام انرژی خودم را برای این کار گذاشتم اما به انتخاب شدن یا نشدن فکر نمی‌کردم؛ خوشحالم که شعرم برای این اثر انتخاب شد؛ زیرا این یک کار ملی است و طبیعتا با سایر آثاری که از من منتشر شده متفاوت است.   این شاعر و ترانه‌سرا در توضیح وضعیت تایید اثرش گفت: فوتبال ورزش مورد علاقه من است و همانطور که گفتم تمام انرژی‌ام را برای این اثر گذاشتم. بعد از اتمام کار، ته دلم می‌دانستم که کارم انتخاب خواهد شد. به هرحال به احتمال قوی کار در 26 اردیبهشت‌ماه به رهبری شهرداد روحانی و ارکستر سمفونیک تهران در حضور بازیکنان و کادر فنی تیم ملی و علاقه‌مندان اجرا خواهد شد.   افشاری در پاسخ به این سوال که متن این شعر چقدر به تفکراتش نزدیک است، پاسخ داد: به دلیل آنکه لجوجانه با شعرم برخورد می‌کنم، پذیرش این نکته که سفارش بپذیرم برایم سخت است اما در سفارش‌های کوچک‌تر از این هم، دائما در تلاشم تا سفارشات را تبدیل به پیشنهادهای تالیفی خودم کنم وی افزود: المان‌ها مواردی نبود که من را محدود کند، به همین دلیل خیلی ساده به موضوع پرداختم اما بالاخره با توجه به ملی بودن اثر، باید المان‌هایی مانند صلح، فوتبال، عناصر باستانی و اشارات ملی و تاریخی را مد نظر می‌داشتم قالب سرود چهارپاره است.   شاعر مجموعه شعر «سایه» در توضیح دلایل استفاده از زبان فاخر برای این اثر گفت: با توجه به اینکه این کار یک کار ملی است و یک خواننده کلاسیک آن را اجرا می‌کند و قطعه‌ای ارکسترال است، طبیعتا زبان من نمی‌توانست محاوره باشد، این جنس زبان دشواری‌های خاص خودش را دارد و حفظ تعادل بین این نگاه تاریخ‌نگارانه و مغرور و منطبق‌کردن آن با دغدغه‌های یک ورزش پرهیجان مثل فوتبال، سختی کار را دوچندان می‌کند.   وی ادامه داد: بدون شک اگر من در این اثر به سراغ زبان محاوره‌ای می‌رفتم، کار به شدت برای من راحت‌تر می‌شد. به همین دلایل من سعی کردم تا عناصر ملی را با عناصر فوتبال همراه کنم و از کلیشه‌های این ورزش فاصله بگیرم تا آسیبی متوجه زبان کار نشود. با این حال فکر می‌کنم که مخاطب با کار قابل اعتنایی روبه‌رو باشد.   شاعر مجموعه شعر «دندانه های سین احسانم» با اشاره به مثلث مطرح موسیقی ایران، یعنی مثلث سالار عقیلی، بابک زرین و زنده‌یاد افشین یداللهی اظهار کرد: بدون شک در سال‌های گذشته یکی از قوی‌ترین مثلث‌های موسیقی ایران، مثلث سالار عقیلی، بابک زرین و زنده‌یاد افشین یداللهی بوده است و همکاری با مثلثی که یکی از ضلع‌های مهم خودش را از دست داده، مسوولیت من را دوچندان می‌کرد. البته من تلاش کردم تا به این موضوع فکر نکنم؛ چراکه اگر می‌خواستم ذهنم را درگیر این موضوع کنم، دائم باید به این فکر می‌کردم که آیا در این اثر جانشین مناسبی برای زنده یاد دکتر افشین یداللهی هستم یا نه؟ وی ادامه داد: ضمن احترام بسیار زیادی که برای زنده یاد دکتر یداللهی قائل هستم اما به دلایل گفته شده خودم را در جایگاه یک جایگزین ندیدم و سعی کردم کار خودم را انجام دهم. هر خواننده‌ای رنگ و زنگ خودش را دارد و مردم با آن صدا برای خود سابقه ذهنی ایجاد می‌کنند. بنابراین من سعی کردم در فضای شعرم متوجه ویژگی‌های هنری و منحصر به فرد آهنگساز و خواننده باشم.   این شاعر و ترانه‌سرا که این روزها آماده اجرای یکی از نمایشنامه‌هایش در تالار حافظ است، در توضیح این اثر نیز گفت: ما کنسرت نمایشی به اسم «شط رنج» را از امروز (29 فروردین‌ماه) روی صحنه می‌بریم. من دنبال این بودم که در این اثر روایتی ایده‌گرا و تمثیلی را از در موقعیت شطرنج مطرح کنم. بازی شطرنج شرایط پرموقعیتی را به وجود می‌آورد تا بتوانم دریافت‌گری‌های تمثیلی خود را به شکلی شاعرانه ارائه دهم. افشاری در توضیح موضوع اثر گفت: داستان به این شکل است که سرباز داستان در خانه یکی مانده به آخر شطرنج تنهاست، در واقع هیچ مهره‌ای در بازی نیست. بنابراین اگر در خانه آخر تبدیل به وزیر هم بشود فرق چندانی نمی‌کند. بنابراین هویت آن مهره زمانی مشخص می‌شود که در تقابل با مهره‌‌های مخالف باشد.   وی ادامه داد: حال که سرباز در تقابل با کسی نیست در این وضعیت دراماتیک تلاش می‌کند تا درباره خودش کنکاش کند و خودش را با پرسش‌های فلسفی و تاریخی همراه کند. او با خودش فکر می‌کند که وقتی ما در داخل جعبه شطرنج بودیم، اصلا نمی‌دانستیم که سفید هستیم یا سیاه و مشکلات درست از زمانی شروع شد که ما از صندوق خارج شدیم. من در اینجا با یک نگاه انتقادی به سرگذشت و سرنوشت مهره‌ها نگاه کرده‌ام.   شاعر مجموعه شعر «از کتیبه تا کوبلن» در توضیح بخش‌های دیگر این نمایش گفت: بخش دیگر نمایش بازی یک زن و مرد است که در فقدان محض ارتباط به سر می‌برند‌. بازی شطرنج برای این دو بهانه‌ای است که از طریق آن ناکامی‌های خود را از زندگی مشترک وارد یک بازی مشترک کنند. بخش دیگر نیز دلباختگی یک سرباز سیاه به اسب سفید است که به‌صورت منظوم دیالوگ محور و نیمایی آن‌را نوشته‌ام.   افشاری با اشاره به نتیجه آمدن این تصاویر در کنار هم اظهار کرد: این تصویرها در کنار هم کلاژهای به هم پیوسته‌ای هستند که وقتی در یک وحدت ساختاری قرار می‌گیرند، معانی زیرلایه های خود را افشا می‌کنند. در این نمایش علی قمصری به عنوان آهنگساز و صاحب اثر، من به عنوان شاعر و نویسنده کار، سارا رسول‌زاده و حامد شفیعی‌خواه به عنوان بازیگر و علی ساسانی‌نژاد و حامد شفیعی‌خواه نیز به عنوان کارگردان حضور دارند.   این شاعر در بخش پایانی صحبت‌هایش و با اشاره به اجرای ویژه این اثر برای عکاسان و خبرنگاران گفت: نخستین اجرای این اثر از امروز یعنی 29 فروردین ماه آغاز می‌شود که مختص عکاسان و خبرنگاران است. پیش‌بینی می‌کنم که با توجه به استقبال علاقه‌مندان تا اینجای کار حدود یک ماه اجرا داشته باشد. ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 06:43:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259841/مردم-کار-متفاوتی-روبه-رو-خواهند-نخواستم-این-اثر-جایگزین-افشین-یداللهی-باشم «کتاب چهار خطی» سیدعلی میرافضلی در راه نمایشگاه کتاب تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259838/کتاب-چهار-خطی-سیدعلی-میرافضلی-راه-نمایشگاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این یادداشت‌ها، صورت پیراسته مطالبی است که طی دو سال گذشته در کانال «چهار خطی» انتشار یافته و از نقد و نظر صاحب‌نظران بهره‌مندی یافته است. تنظیم بسیاری از یادداشت‌های کتاب، به اقتضای بستر انتشار اولیه آن‌ها در فضای مجازی، و محدودیت حجم حروف قابل انتشار در هر مطلب، صورت اجمال دارد. در نسخه چاپی، ساختار اولیه یادداشت‌های کانال «چهار خطی»، به‌جای مانده و نکات تکمیلی بدان‌ها افزوده شده است. در یادداشت پشت جلد کتاب آمده است: تاریخ رباعی فارسی، سرشار از اُفت و خیز و فراز و فرود است و مرور این تاریخ پُر برگ و بار، رنج و لذّتی توأمان دارد؛ رنج سفر در سنگلاخ تجربه‌های ناشناخته و راه‌های ناپیموده و لذّت مجاورت روح با پاره‌ای از بهترین آفریده‌های ذهن بشر که در قالب چهار سطر موجز عرضه شده است. کتاب چهار خطی، مجموعۀ ۱۰۱ یادداشت کوتاه است که طیف متنوعی از موضوعات را در حوزه رباعی فارسی در بر می‌گیرد و دامنه‌ای هزارساله را از طلیعه تاریخ رباعی تا رباعی دهه نود شمسی پوشش می‌دهد؛ از سیر تحول و پیشینه مضامین و روش پردازش موضوعات شعری و نحوه تأثیرپذیری شعرا از یکدیگر و ترجمۀ رباعیات از فارسی به عربی و بالعکس گرفته تا شیوه‌ها و شگردهای رباعی نویسی و تحول تشبیهات و استعارات و توجه رباعی‌سرایان به موضوعات تفننی و حاشیه‌های تاریخی. در کنار این‌ها، تحلیل مقاطعی از تاریخ رباعی فارسی و بررسی موضوعاتی همچون رباعیات سرگردان و سرقات شعری و تبیین وجوه ساختاری رباعی، معرفی شاعران گمنام و سیر تحول واژگان و اصطلاحات و امثال و کنایات نیز مورد توجه قرار گرفته است. سعی شده است در این نوشتارها، بررسی سایه روشن تاریخ رباعی با نگاهی تازه صورت گیرد، و نکات و یافته‌های جدید به گونه‌ای عرضه شود که هم برای اهل فن جذابیت داشته باشد و هم علاقه‌مندان شعر فارسی آن‌ها را خوش دارند. این کتاب، تاریخ رباعی فارسی یا دربارۀ رباعی نیست. بلکه اندوخته‌ای است که از رهگذر بررسی رباعیات کهن و جدید فراهم آمده است و مطالعه آن‌ها، چشم انداز متفاوتی از تاریخ دراز دامن و پر مسئله رباعی به دست می‌دهد.  این کتاب، مجموعه ۱۰۱ یادداشت کوتاه در مورد رباعیات قدیم و جدید فارسی است که در ۴۱۲ صفحه توسط انتشارات سخن منتشر شده و قرار است در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شود.   ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 05:38:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259838/کتاب-چهار-خطی-سیدعلی-میرافضلی-راه-نمایشگاه-تهران میرعباسی: مضمون مشترک «سه رمان کوتاه» مرگ است/«پدرو پارامو» در راه نمایشگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259611/میرعباسی-مضمون-مشترک-سه-رمان-کوتاه-مرگ-پدرو-پارامو-راه-نمایشگاه کاوه میرعباسی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره سومین ترجمه خود از آثار مارکز گفت: کتاب «سه رمان کوتاه» نوشته گابریل گارسیا مارکز مشتمل بر سه رمان کوتاه است که در انگلیسی به آن نوولا می‌گویند. البته این سه رمان را پیش از من هم مترجمانی به فارسی برگردانده‌اند اما به این‌ صورت یکجا و در یک مجموعه آورده نشده است. این سه رمان که «برگ باد»، «کسی نیست به سرهنگ نامه بنویسد» و «وقایع‌نگاری مرگی اعلام شده» نام دارند، پیش از این به صورت جداگانه و پراکنده تحت عناوین دیگری منتشر شده‌اند. مترجم «نازارین» درباره چرایی کنار هم آوردن این سه رمان توضیح داد: پروژه‌ای که چندی است پیش رو دارم،‌ ترجمه تمامی آثار مارکز است و چون قرار است که این آثار تحت عنوان یک مجموعه منتشر شوند بنابراین ظاهر کتاب‌ها نیز مهم است. معمولا مجموعه‌ها از شکل و حجم یکسانی برخوردارند و باید شکل یکدستی داشته باشند. نمی‌شود کتاب‌ها را کم حجم درآورد تا ظاهر یکسانی نداشته باشند. به عنوان مثال مجموعه داستان‌های مارکز را که به طور معمول در 4 جلد است، در دو جلد درآورده‌ایم چون همان‌طور که اشاره کردم،‌ شکل ظاهری کتاب‌های مجموعه هم بسیار مهم است. وی افزود: من این سه رمان را از زبان اسپانیایی ترجمه کرده‌ام. اما ناشر انگلیسی این رمان‌ها را تحت عنوان نوولا در یک جلد آورده است. هنگام خواندن این سه رمان متوجه شدم که بین این رمان‌ها وحدت مضمونی وجود دارد. مضمون مشترک این سه رمان‌، مرگ است. هر سه رمان پیوند مستقیمی با مرگ دارند و دارای انسجام مفهومی‌اند. مترجم «خاطره دلبرکان غمگین من» درباره نحوه ترجمه اسامی رمان‌ها عنوان کرد: تا جایی که من اطلاع دارم این سه رمان پیش از این از اسپانیایی ترجمه نشده‌اند و اسامی‌ای که برای آن‌ها انتخاب شده از ترجمه انگلیسی آن‌هاست و تا جایی که می‌دانم با عناوین خود مارکز منتشر نشده‌اند. وی افزود: اولین رمان کتاب «سه رمان کوتاه» را «برگ باد» ترجمه کرده‌ام که پیش از این بر اساس ترجمه انگلیسی به نام «توفان برگ» منتشر شده است، اما در عنوان اسپانیایی اسم این رمان یک کلمه است. من در این فکر بودم که یک واژه انتخاب کنم. در همین فکرها بودم که واژه گردباد به ذهنم رسید. در متون کهن فارسی چنین واژگانی زیاد داریم. گردباد به معنای بادی است که باعث ایجاد گردوغبار می‌شود و واژه «برگ‌باد» هم بادی است که با خودش برگ می‌آورد. با اتکا بر همین سنتی که در فارسی وجود داشته و با توجه به تک‌واژه‌ای بودن نام اسپانیایی رمان، واژه «برگ‌باد» را برای نام در نظر گرفتم که در عین نزدیک بودن به نام اصلی،‌ واژه‌ای فارسی و اصیل و ریشه‌دار است. کاوه میرعباسی درباره کارهای در دست انتشار خود گفت: قرار است رمان «پدرو پارامو» با ترجمه من در نمایشگاه کتاب تهران منتشر شود. ناشر این کتاب  هم نشر ماهی است. گفتنی است؛ کتاب «سه رمان کوتاه» نوشته گابریل گارسیا مارکز به تازگی با ترجمه کاوه میرعباسی از سوی انتشارات کتابسرای نیک در ۳۰۸ صفحه، در شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۲۹هزار و ۵۰۰ تومان، منتشر و روانه کتابفروشی‌ها شده است.     ]]> ادبيات Wed, 18 Apr 2018 05:00:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259611/میرعباسی-مضمون-مشترک-سه-رمان-کوتاه-مرگ-پدرو-پارامو-راه-نمایشگاه اولین مرکز مستقل آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های اسپانیا تاسیس شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259817/اولین-مرکز-مستقل-آموزش-زبان-فارسی-دانشگاه-های-اسپانیا-تاسیس نجمه شبیری، پژوهشگر و استاد زبان اسپانیایی در دانشگاه علامه‌طباطبایی که این روزها در مادرید به سر می‌برد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: دانشگاه علامه طباطبایی از دو سال پیش مذاکراتی را با دانشگاه نبریخا مادرید آغاز کرده بود که سرانجام در پی تفاهم‌نامه‌ای که در تاریخ 16 آوریل (دوشنبه 27 فروردین‌ماه 97) میان دو دانشگاه امضا شد، مرکز آموزش زبان فارسی خیام در مادرید افتتاح شد. در مراسم علاوه بر مسئولان دو دانشگاه، سفیر ایران و اساتید دانشگاه‌های کمپلوتنسه، اتونوما و کارلوس سوم به صورت مهمان ویژه حضور داشتند.   وی ادامه داد: در ابتدای این مراسم خواکین اسپایراگاس، معاون دانشگاه نبریخا بعد از خوش‌آمدگویی و ابراز خوشحالی از تشکیل این دپارتمان صحبت‌های خودش را با یک شعر از گروس عبدالملکیان تمام کرد. در ادامه این مراسم  حسین سلیمی، رییس دانشگاه علامه طباطبایی، داوود اسپرهم مدیر دپارتمان فارسی و من به عنوان مدیر دپارتمان اسپانیایی، سخنرانی کردیم. مدیر دپارتمان زبان فارسی با اشاره به صحبت‌های انجام شده گفت: حسین سلیمی در این مراسم ابراز خوشحالی کردند که اولین مرکز آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های اسپانیا تاسیس شده است و می‌تواند گام بلندی برای همکاری‌های آتی باشد. من نیز در سخنرانی خودم اعلام کردم که تاسیس این مرکز آرزوی ما بود که بالاخره تاسیس شد.   وی در پایان با اشاره به تاثیرات تاسیس این مرکز اظهار کرد: ما هیچ زمانی در اسپانیا دپارتمان مستقل برای زبان فارسی نداشته‌ایم و همیشه زیرمجموعه دپارتمان‌های زبان عربی بوده‌ایم. بنابراین می‌توان به آینده زبان فارسی در این کشور و اتفاقات ویژه بسیار امیدوار بود. ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 11:54:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259817/اولین-مرکز-مستقل-آموزش-زبان-فارسی-دانشگاه-های-اسپانیا-تاسیس ​موسایی: جامعه فرهنگی ما آن طور که باید حق صدری افشار را ادا نکرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259814/موسایی-جامعه-فرهنگی-طور-باید-حق-صدری-افشار-ادا-نکرد داود موسایی، مدیر نشر فرهنگ معاصر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با ابراز تاسف از درگذشت غلامحسین صدری‌افشار، نویسنده، مترجم و فرهنگ‌نویس معاصر، گفت: غلامحسین صدری افشار از مسئول‌ترین افرادی بود که در طول مدت کاری دیده‌ام. بیش از 30 سال با او همکار بودم. او در کارش بسیار باوجدان بود و سلامت رفتار داشت. بسیار بادقت بود. صدری‌افشار در همه امور دلسوز بود و درباره آثاری که می‌خواستیم در موسسه منتشر کنیم ما را راهنمایی می‌کرد.   این ناشر افزود: صدری افشار همه خصایص خوب اخلاقی را داشت و انسانی والا و بزرگ‌منش بود که جامعه فرهنگی ما آن طور که باید او را نشناخت و حقش را ادا نکرد. او 30 سال آخر عمرش را با نهایت جدیت به تالیف «فرهنگ معاصر فارسی» پرداخت و آن را در سطح کم‌نظیری به ثمر رساند و یادگاری برای سالیان متمادی از خود بر جای گذاشت.   وی «فرهنگ معاصر فارسی» را حرکت نو و تازه‌ای در حوزه فرهنگنامه‌نویسی عنوان کرد و گفت: او در «فرهنگ معاصر فارسی» شیوه نوینی را به کار برد که قدما به شیوه او نرفته بودند، او برای همه موارد توصیف می‌نوشت و ارجاع نمی‌داد.   موسایی افزود: همچنین حرکت صدری افشار در فرهنگ‌نامه‌نویسی روی نگاه فرهنگنامه‌نویسان نیز بسیار تاثیرگذار بود و افرادی که به طور جدی کار فرهنگنامه‌نویسی را دنبال می‌کردند توانستند با توجه به این فرهنگ کارشان را ساماندهی کنند چون «فرهنگ معاصر فارسی» اولین فرهنگنامه‌ای بود که براساس تعریف فارسی منتشر شد و باید خیلی سال قبل منتشر می‌شد.   این ناشر درباره سایر فعالیت‌های زنده‌یاد صدری‌افشار نیز گفت: باید توجه داشت که غلامحسین صدری‌افشار علاوه بر تالیف فرهنگنامه در حوزه ترجمه هم فعالیت داشت و «فرهنگ مترجم» را منتشر کرد. او انتشار آثارش را از سال ۱۳۲۷ در تبریز آغاز کرد و دوازده سال روی تاریخ علم مطالعه کرد. «تاریخ در ایران»، «‌سرگذشت سازمان‌ها و نهادهای علمی و آموزشی در ایران»، «‌فرهنگ زبانزدها»، «‌فرهنگ مشاغل سنتی» و «فرهنگ معاصر فارسی» برخی از تالیفات او است. گفتنی است غلامحسین صدری‌افشار پژوهشگر و فرهنگنامه‌نویس صبح امروز 28فروردین ساعت 8صبح پس از یک دوره بیماری درگذشت.   ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 11:33:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259814/موسایی-جامعه-فرهنگی-طور-باید-حق-صدری-افشار-ادا-نکرد ​غلامحسین صدری افشار درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259807/غلامحسین-صدری-افشار-درگذشت داوود موسایی در گفت‌‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: متاسفانه  شب یکشنبه (26 فروردین‌ماه) غلامحسین صدری‌افشار دچار ناراحتی می‌شود و بعد از آن به بیمارستان رسول اکرم منتقل شد. وی ادامه داد: وی که از پیچیدگی روده رنج می‌برد، صبح امروز مورد عمل جراحی قرار گرفت که متاسفانه عمل ناموفق بود و این فرهنگ‌نویس بزرگ ساعت 8 صبح امروز در گذشت. غلامحسین صدری‌افشار، نویسنده، فرهنگ‌نویس، مترجم و پژوهشگر کشورمان در 24 اسفندماه 1313 در ارومیه متولد شد. کتاب «فرهنگ معاصر فارسی» تألیف صدری‌افشار یکی از آثار قابل توجه و معتبر در زمینه فرهنگ نویسی زبان فارسی است. غلامحسین صدری‌افشار انتشار آثارش را از سال ۱۳۲۷ در تبریز آغاز کرد. شغل‌های متنوعی برای گذران زندگی داشت. دوازده سالی برروی تاریخ علم مطالعه کرد. کار فرهنگ‌نویسی را از سال ۱۳۴۵ در بنیاد فرهنگ ایران با فیش‌نویسی کتاب مخزن‌الادویه آغاز کرد که تا قبل از فوتش ادامه داشت. «تاریخ در ایران»، «‌سرگذشت سازمان‌ها و نهادهای علمی و آموزشی در ایران»، «‌فرهنگ زبانزدها»، «‌فرهنگ مشاغل سنتی»، «فرهنگ معاصر فارسی» برخی از تالیفات این نویسنده و پژوهشگر است. مراسم یادبود این فرهیخته فقید روز جمعه 31 فروردین از ساعت 14 تا 15:30 در فرهنگسرای ابن سینا واقع در شهرک غرب، خیابان ایران زمین روبه‌روی بیمارستان بهمن برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 09:39:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259807/غلامحسین-صدری-افشار-درگذشت پیمان شیخی با «قصه‌های آقاجان» به بازار کتاب آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259803/پیمان-شیخی-قصه-های-آقاجان-بازار-کتاب-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «قصه‌های آقاجان»، نخستین اثر داستانی پیمان شیخی به چاپ رسید. پس از دو کتاب پژوهشی؛ نخستین اثر داستانی پیمان شیخی با عنوان «قصه‌های آقاجان» و شامل داستانک‌های حقیقی او پس از انتشار دو اثر پژوهشی به چاپ رسید. بنابر این گزارش،کتاب «قصه‌های آقاجان»، شامل بیست داستان کوتاه واقعی به نویسندگی پیمان شیخی توسط نشر هنر پارسینه به چاپ رسید. شیخی پیش از این کتاب، دو اثر پژوهشی با نام‌های «تماشاخونه‌های طهرون» و «خاطره‌بازی پیشکسوتان تئاتر» نیز روانه بازار نشر کرده بود. کتاب‌های «خاطره‌بازی پیشکسوتان تئاتر» و «تماشاخونه‌های طهرون»،که توسط نشر غنچه منتشر شدند، مربوط به حوزه هنر تئاتر کشور است که گفت‌وگوها و پژوهش‌های شیخی را درباره هنر تئاتر در خود گنجانده. آثار نام‌برده، از اسفندماه 95 تاکنون به چاپ دوم رسیده‌اند. شیخی در یادداشت آغازین کتاب «قصه‌های آقاجان» آورده است:«به نام او که مهربان‌ترین است.کتابی که پیش رو دارید، شامل بخشی از خاطرات آقاجانم، مادربانو، خودم و بخشی از خاطرات دوستان گاه و بی‌گاهم است که خداوند مهربان در مسیر زندگی زمینی‌ام قرار داده و بی‌شک افسوس می‌خوردم اگر امکان انتقال این خاطرات به سایرین فراهم نمی شد. نقطه‌ مشترک این خاطرات، حضور بی‌چون و چرای مهربانی همیشگی خداوند است و بس؛ مهربانی که در بسیاری مواقع از نظر ما پوشیده باقی می‌ماند و گاه از پشت پرده‌ افکار مادی ما رخ‌نمایی می‌کند و چه خوشبخت است کسی که دیدن و درک این مهرورزی را از خود دریغ نمی‌کند». همچنین در بخشی از نخستین داستان کتاب «قصه‌های آقاجان» می‌خوانید: «مرد می‌گفت: شیش سالم بود که پدرم مرد، بهش می‌گفتن کریم‌مومن، خیلی مومن بود، واسه خاطر همینم این لقبو روش گذاشته بودن. مرد می‌گفت:کریم‌مومن فرش‌فروش بود/ وقتی هم که مُرد سروکله یه عده پیدا شد که طلبکار بودن/ نازی‌خانم مادرم بود که بهش می‌گفتیم آبا / آبا از حساب‌کتاب سر درنمی‌آورد/ آخه زن خونه بود/ اون‌وقتا مث الان نبود/ بعد مشروطه بود و اوایل حکومت رضاخان/ خلاصه هرکی هرچی گیرش اومد جای طلبش برد و من و آبا و رحیم، داداش‌کوچیکم و رقیه‌سلطان خواهر بزرگم که بهش می‌گفتیم خان‌باجی، موندیمو یه عالمه مسئولیت. آبا از طریق یکی از آشناها منو گذاشت توی بازار کفاشای خیابون تربیت تا شاگردی کنم/ شاگرد خوبی بودم/ با هوش و فرز/ خرجی بخور و نمیری درمی‌آوردم/ آبا هم با آبرو زندگی رو می‌چرخوند. مرد می‌گفت: یه روز صبح زود توی راه بازار کفاشا بودم که دیدم مردم خلاف جهت من دارن میان و هراسانن/ به راهم ادامه دادم که یه دفعه دیدم یکی از مردم با عجله و کمی هم غیض اومد طرفم که: بچه کجا داری می‌ری؟ گفتم دارم می‌رم بازار/گفت نمی‌تونی بری، خیابونو سیل برداشته/گفتم باید برم/ آخه اگه دیر کنم اوستام باهام دعوا می‌کنه...». پیمان شیخی سال53 در شهرری به دنیا آمده و دارای مدرک دیپلم برق و فوق‌دیپلم خبرنگاری از دانشگاه علمی‌کاربردی است. او سال75 دوره تصویربرداری را در انجمن سینمای جوانان ایران گذرانده است و طی سال‌های 80 تا 82 تحت عنوان نویسنده و کارگردان، دو فیلم کوتاه «قصه تکراری» و «معجزه» را برای انجمن سینمای جوانان ایران و فیلم مستند «آسمان آبی، آسمان سیاه» را پیرامون آلودگی هوا، برای باشگاه خبرنگاران جوان به منظور پخش از تلویزیون ساخت. شیخی از سال80 با گذراندن دوره خبرنگاری در صداوسیما به خبرنگاری پرداخت و تا کنون با باشگاه خبرنگاران جوان، روزنامه‌های اعتماد،کار و کارگر، شرق، وطن امروز، ایران، بانی‌فیلم، مردم‌سالاری، مجلات هنر زندگی، دنیای جوانان، اطلاعات هفتگی، فروزش، موسیقی قرن21 و سایت‌های ایران‌تئاتر و جشنواره تئاتر فجر همکاری داشته است. همچنین این نویسنده و هنرمند، در زمینه عکاسی تئاتر در 21 اثر نمایشی به عنوان عکاس گروه فعالیت داشته و برگزاری چند نمایشگاه انفرادی را در اداره برنامه‌های تئاتر و شرکت در نمایشگاه گروهی جشن هفته تئاتر خانه تئاتر در کارنامه هنری خود دارد. نویسنده کتاب «قصه‌های آقاجان»، پیش از این در زمینه انتشار کتاب، در سال87 مسئولیت بخش عکس نخستین جلد کتاب طرح جامع اطلاعات آمار تئاتر شهرستان‌ها را،که با مسئولیت  مجید امرایی در نشر نمایش منتشر شد، و در سال90 نیز مسئولیت گردآوری کتاب «چهل سالگی» تئاترشهر را بر عهده داشت. شیخی که از مجریان رادیو و تلویزیون کشور است، فعالیت رادیویی‌اش را از سال85 با شبکه رادیویی صدای آشنا تحت عنوان کارشناس تئاتر آغاز کرد و تاکنون به عنوان مجری کارشناس،گوینده، سردبیر، تهیه‌کننده، نویسنده و پژوهشگر در شبکه‌های رادیویی تهران،گفت‌وگو، فرهنگ، جوان، فصلی و نمایش فعالیت داشته است. او از سال88 با اجرای ویژه‌برنامه جشنواره تئاتر فجر و برنامه «در شهر» به عنوان مجری تلویزیون کار خود را آغاز کرد و تاکنون در مقام مجری برنامه‌های فرهنگی، هنری، علمی و آموزشی شبکه‌های تلویزیونی پنج (تهران)، چهار (فرهیختگان)، شبکه استانی «شما» و هفت سیما (آموزش) فعالیت داشته و هم‌اکنون اجرای برنامه علمی‌آموزشی «فرصت برابر» در شبکه هفت سیما بر عهده پیمان شیخی است. گفتنی است مجموعه‌داستان «قصه‌های آقاجان» در تیراژ پانصد نسخه با طراحی جلد فرشاد محمدپور و صفحه‌آرایی یاسر عزآباد روانه بازار نشر شده و علاقه‌مندان می‌توانند این اثر داستانی را از کتابفروشی‌های معتبر تهیه و مطالعه بکنند.   ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 09:05:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259803/پیمان-شیخی-قصه-های-آقاجان-بازار-کتاب-آمد انتشار شعرهای زنده‌یاد اکبر حیدری http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259795/انتشار-شعرهای-زنده-یاد-اکبر-حیدری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات آرادمان به تازگی دست به انتشار مجموعه اشعار زنده‌یاد اکبر حیدری به نام «رفتن در اتفاق» زده است، که این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران عرضه خواهد شد. حسن گوهرپور – شاعر، روزنامه‌نگار و پژوهشگر فلسفه – در مقدمه‌ی این کتاب نوشته است: «...داشت تصویر دیگری را از خودش روی کاغذِ روزها می‌کشید؛ تصویری که جامانده از سال‌های دور بود؛ تصویری که با روزگار امروزش در هم آمیخته و کم‌کم شعرهایی شده بود حدیثِ ‌نفس‌گونه، که جایی از آن، راوی روزها و سال‌های دهه‌ی 60 بود و جایی دیگر، روزهای رنگ‌پریده و بی‌حال معاصر را نقش می‌کرد؛ شرح‌ حالی از اجتماع؛ از انسان و از عشق. کم‌کم تصمیم بر ثبت و نشر کلمات شد؛ نخست، دفتری که حاصل شعرهای تمام سال‌ها بود، به انتخاب اکبر تهیه و سپس شعرها با تأمل و وسواس شاعرانه‌ای بازخوانی و از میان آن‌ها تعدادی به‌گزین شد؛ کتاب داشت مراحل حروف‌چینی و مقدماتی‌ را طی می‌کرد که «بی‌نشاط بهاری» از راه رسید. بی‌نشاط بهاری که وقتی چشم باز کردیم، دیدیم راوی کلمات رفته و ما مانده‌ایم تنها، با کاغذهایی که پر از خاطره‌اند. اکبر رفته بود؛ شاعر شعرهای جاودانگیِ انسان و عشق رفته بود و فقط کلماتی از او مانده بودند که به خودش شباهت بی‌پایانی داشتند. شباهتی که تکرار تاریخ زیستن او بود؛ تکرار آرزوهای یک نسل از سویی و نگاهِ عاشقانه‌ی اجتماعی یک نسل از طرف دیگر. چند سال از فروردینِ تلخِ فقدان گذشت؛ و زمان فراوانی برد تا همسر گرانقدر و فرزندان خردمند اکبر بر این باور استوار شدند که زمان تولد کلمات پدر فرا رسیده است. حالا این کلمات نزد شماست. پاسش بدارید و بداریم؛ مهربانش بدارید و بداریم؛ این کلمات، دغدغه‌های دوستی‌ست که آنچه از او به یاد داریم، سلامت نفس و انسانیت بود؛ دوستی که هماره پویان زیست.» ​در این مجموعه که از سوی انتشارات آرادمان منتشر شده، 65 شعر در قالب آزاد (سپید) از این شاعر فقید، در 75 صفحه، با طرح جلدی از بابک گِرمچی، هنرمند گرافیست و از دوستان او، عرضه شده است.   ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 08:56:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259795/انتشار-شعرهای-زنده-یاد-اکبر-حیدری مایکل هلیدی زبان‌شناس استرالیایی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259798/مایکل-هلیدی-زبان-شناس-استرالیایی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مایکل هَلیدی، زبان‌شناس نامدار بریتانیایی، در ۹۳سالگی درگذشت. «مایکل الکساندر کرکوود هالیدی» متولد 13 آوریل 1925 زبان‌شناس استرالیایی الاصل و متولد و بزرگ‌شده انگلستان است. هالیدی در 1942، داوطلب شرکت در طرح ملی دوره‌های آموزش زبان‌های خارجی شد که در آن، برای تحصیل در رشته «زبان چینی» انتخاب شد. پس از 18 ماه تحصیل زبان چینی، او یک سال در هند با یک سازمان اطلاعاتی کشور چین در زمینه فعالیت‌های ضدجاسوسی مشغول به همکاری شد. وی پس از بازگشت از چین، دکترای خود را در رشته زبان‌شناسی چینی از دانشگاه کمبریج زیر نظر استاد «گوستاو هالام» اخذ کرد. پس از 13 سال تدریس زبان، وی تخصص خود را به «زبا‌ن‌شناسی» تغییر داد و به طور تخصصی‌تر بر «توسعه دستور زبان نقش‌گرای نظام‌مند» متمرکز شد. نخستین موقعیت دانشگاهی هالیدی، دستیاری استاد در رشته زبان چینی، در دانشگاه کمبریج بود. سپس به مدت دو سال به ادینبورگ برای تدریس زبانشناسی عمومی نقل مکان کرد. 6 سال هم در دانشگاه UCL تدریس کرد. سپس به مدت یک سال با مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری دانشگاه استنفورد همکاری داشت. در سال 1974 به بریتانیا بازگشت و به عنوان استاد زبانشناسی دانشگاه مشغول به کار شد. در سال 1976 برای تدریس به دانشگاه سیدنی استرالیا رفت و تا سال 1987 که بازنشسته شد، در آنجا ماند. نکته قابل توجه در زندگی علمی هلیدی این است که او با استفاده از درک اصول اولیه زبان به طرح «نظریه‌ها و شیوه‌های آموزش زبان» پرداخت. رقیه حسن و مایکل هلیدی از جمله تالیفات هلیدی که به فارسی نیز ترجمه شده است،‌ می‌توان به «آمار در علوم تربیتی و تربیت بدنی» و « زبان، بافت و متن» اشاره کرد.   ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 08:25:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259798/مایکل-هلیدی-زبان-شناس-استرالیایی-درگذشت ابیات عطار بیان حال کسی است که در عشق سوخته و حقیقت آن را تجربه کرده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259791/ابیات-عطار-بیان-حال-کسی-عشق-سوخته-حقیقت-تجربه-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سومین و آخرین روز از همایش بین‌المللی عطار نیشابوری، زندگی، آثار و افکار با همکاری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل– دانشگاه تهران و با حضور  استادان، فرهیختگان و دوستداران عطار و ادبیات فارسی، روز دوشنبه 27 فروردین‌ماه 1397 در دو پنل علمی در تالار اجتماعات شهید مطهری انجمن برگزار شد. در این مراسم شخصیت‌های علمی و فرهنگی داخلی و خارجی همچون  محمدباقر نوبخت، علیرضا حاجیان‌نژاد، محمدجواد شریعت باقری،  علی‌محمد موذنی، ابوالکلام سرکار از کشور بنگلادش و خانم ملک دیکمن از کشور ترکیه و هیأتی از برگزار کنندگان همایش بین‌المللی عطار نیشابوری در نیشابور همچون محمد نجفی، شهردار نیشابور؛ عباس کرخی، مدیر اداره فرهنگ و ارشاد نیشابور؛ مهندس غلامحسین علی‌پور، مسئول دبیرخانه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نیشابور و خانم  چنارانی، نماینده مردم نیشابور در مجلس شورای اسلامی، حسن بلخاری، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، توفیق سبحانی، محمود براتی، استاد دانشگاه اصفهان جبهاد شکری رشید، استاد دانشگاه صلاح‌الدین اربیل(عراق)؛ شیرزاد طایفی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی،بهرام گرامی، سیدعلی‌اصغر میرباقری‌فرد، استاد دانشگاه اصفهان؛ محمود جعفری‌دهقی، استاد دانشگاه تهران؛ کامله چتین، استاد دانشگاه سلیمان دیمرال(ترکیه)؛ علیرضا حاجیان‌نژاد، استاد دانشگاه تهران؛ محمد سیلاوی، استاد دانشگاه بغداد(عراق) و  مهدی محقق، ریاست عالیه همایش و مدیر مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران- دانشگاه مک‌گیل به ارائه مقاله و ایراد سخنرانی پرداختند.   در ابتدای این نشست، حسن بلخاری، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ضمن قرائت پیام ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران درخصوص نخستین همایش بین‌المللی عطار نیشابوری، سخنرانی کوتاهی درباره عطار داشت و گفت: یکی از سوالات مهم در باب حیات و احوال عطار این است که آیا عطار صرفاً یک تذکره‌نویس بوده یا خود در قلمرو عرفان و سلوک، مواجهات عرفانی داشته است؟ ما در حوزه رویت‌ها و مشاهدات یک مشاهده مبتنی بر حس داریم که آن را تجربه می‌نامیم و دیگری مشاهده بر بنیاد رویت درونی و معنوی است که آن را مواجهه می‌دانیم.   وی ادامه داد: عرفا تجربه ندارند، بلکه مواجهه دارند و مواجهات برخلاف تجربه نه قابل تکرارند و نه همگانی. عرفا دارای مواجهاتند. حال عطار آیا مواجهه عرفانی داشته یا ناقل مواجهات دیگر عرفا بوده است؟ حقیقت این است که هر کس در آثار عطار کوچکترین تأملی داشته باشد با نکات نغز و ابیاتی صریح و روشن روبه رو می شود که آشکارا بیان مواجهات شهودی و عرفانی اوست.   بلخاری ضمن خواندن ابیاتی ازالهی‌نامه، افزود: عطار در این اشعار بالصراحه از نوعی رویت باطنی سخن می‌گوید و به صورت روشن از عطیه‌ای الهی بر جان و روح خود سخن می‌گوید و مهم‌تر از آن ادراک و دریافت این عطیه الهی است. در الهی‌نامه، باز هم، مفاهیم روشن‌تری در اثبات مواجهات عرفانی عطار داریم، اما دلیل دیگر غزل زیبایی است که در دیوان غزلیات او آمده و خود بیانگر آن است که به ویژه در مسئله عشق مواجهاتی عارفانه داشته و این مسیری بوده که برای خود برگزیده است. این غزل امر دیگری را نیز نشان می‌دهد و آن تردید و تشکیک در باب داستان مشهوری است که در باب آغاز گرایشات عرفانی او گفته می‌شود. این غزل نشان می‌دهد او امثال حلاج را در طریقت خود برگزیده و نهایت روایت حیرت انگیزی که در پاسخ می‌دهد به منکران عشق گفته می‌شود. این ابیات در بیان عشق چنان شورانگیز و متعالی است که قطعاً نمی‌توان گفت صرفاً تذکره یا تعبیری عبارت‌گون از عشق الهی است بدون مواجهه شهودی و تجربه عینی آن. می‌دانید هر که به حقیقت از عشق گفت باید عاشق باشد و عاشقی را تجربه کرده باشد ورنه کاذب است. این ابیات نشان می‌دهد که چگونه عطار عاشقی معنوی را تجربه کرده است به ویژه که در بیتی می‌فرماید: «ساقیا خون جگر در جام کن/ گر نداری درد از ما وام کن» رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ضمن خواندن ابیات عطار در جواب هدهد، گفت: قطعاً این ابیات نمی‌تواند از جان و دلی برخیزد که عشق را تعلیم یافته باشد. این ابیات بیان کسی است که در عشق سوخته و حقیقت آن را تجربه کرده است. این همایش در دو نشست دو و نیم ساعته و با عنوان «زبان فارسی و اندیشه ایرانی اسلامی عطار نیشابوری» به کار خود ادامه داد. در نشست اول محمود جعفری‌دهقی، علیرضا حاجیان نشاد و  ابوالکلام سرکار از بنگلادش به عنوان هیات رئیسه نشست در جایگاه حضور پیدا کردند و توفیق سبحانی عرفان‌پژوه به ارائه مقاله‌ای با عنوان «درباره آثار عطار»،  محمود براتی، استاد دانشگاه اصفهان، مقاله‌ای با عنوان «ویژگی‌های حکمت ذوقی عطار»،  جهباد شکری رشید، استاد دانشگاه صلاح‌الدین اربیل عراق، مقاله‌ای با عنوان «نمادینه‌های کهن الگویی در مصیبت‌نامه عطار»، شیرزاد طایفی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، مقاله‌ای با عنوان «نقد شخصیت‌پردازی در منطق‌الطیر بر اساس نظریه اریک برن» و بهرام گرامی به ارائه مقاله‌ای با عنوان «گل و گیاه در آثار عطار» پرداختند. نشست دوم با حضور توفیق سبحانی، علی‌محمد موذنی و خانم ملک‌دیکمن، استاد دانشگاه سلیمان دیمرال ترکیه در جایگاه به عنوان اعضای هیات رئیسه نشست شروع شد و سید علی‌اصغر میرباقری، استاد دانشگاه اصفهان، مقاله‌ای با عنوان «عطارپژوهی، فرصت‌ها و چالش‌ها، محمود جعفری دهقی، مقاله‌ای با عنوان «عطار و ایران‌شناسان» و  محمد سیلاوی از دانشگاه بغداد عراق، مقاله‌ای با عنوان «بررسی مضامین و ابعاد عرفانی در حدیقه‌الحقیقه و منطق‌الطیر» ارائه کردند. همچنین خانم کامله چتین از دانشگاه سلیمان دیمرال ترکیه به ارائه انگلیسی مقاله‌ای با عنوان «آیا داستان سروده شیخ غالب برگرفته از عطار است؟» پرداخت و علیرضا حاجیان‌نژاد، استاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه چکیده مقالات همایش موجود و در دسترس دوست‌داران قرار دارد از ارائه مقاله صرف‌نظر کرد و به جای آن به بیان اهمیت بزرگداشت مفاخر ادبی و فرهنگی و کارهایی که باید در این زمینه صورت گیرد، پرداخت.  در این نشست همچنین  محمد نجفی، شهردار نیشابور و خانم چنارانی، نماینده مردم نیشابور در مجلس شورای اسلامی که به عنوان نمایندگان مردم و شهر نیشابور و متولیان برگزاری دو روز اول همایش بین‌المللی عطار در شهر نیشابور، در جلسه حضور داشتند، به دعوت توفیق سبحانی، در جایگاه حضور پیدا کردند و ضمن تشکر از برگزار کنندگان این همایش، اساتید داخلی و خارجی که برای همایش مقاله ارسال کردند، اساتید و حاضران در نشست، برای برگزاری هر چه بهتر این سری نشست‌ها، قول همکاری دادند و برای دایر کردن مرکز عطار‌شناسی در نیشابور اعلام آمادگی کردند.   مهدی محقق، ریاست عالیه نخستین همایش بین‌المللی عطار نیشابوری و مدیر موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران_مک‌گیل، به عنوان آخرین سخنران این نشست در جایگاه حضور یافت و ضمن بیان مختصری درباره عطار و لزوم بزرگداشت مفاخر فرهنگی و شاعران فارسی، پیرو سخن مقام معظم رهبری، از شرکت‌کنندگان و حامیان برگزاری این همایش تقدیر کرد.   وی هدف از برگزاری این قبیل همایش‌ها را آشنایی نسل جوان با مفاخر فرهنگی و ادبی کشور دانست، قول ادامه این قبیل همایش‌ها برای شخصیت‌های شعر فارسی در سال‌های بعد را داد و سنایی را به عنوان دومین شخصیتی که قرار است سال آینده این همایش به نام او برگزار شود، معرفی کرد. در پایان همایش هم، بیانیه این همایش توسط ساغر سلمانی‌نژاد، دبیر علمی این همایش به شرح زیر قرائت شد که در ادامه می‌خوانید:                           به نام خداوند جان آفرین                           حکیم سخن در زبان آفرین اکنون که به لطف پروردگار و همت و شرکت پژوهشگران ایرانی و خارجی نخستین همایش بین‌المللی اندیشه ایرانی اسلامی (شیخ فریدالدین عطار نیشابوری) در روزهای ۲۵ و ۲۷ فروردین در نیشابور و تهران برگزار گردید. شرکت کنندگان در این همایش ضمن سپاس و قدردانی از مسئولان محترم موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران دانشگاه مک گیل، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ستاد ملی روز عطار در استان خراسان و شهرستان نیشابور، استادان حاضر در این همایش و ارائه دهندگان محترم مقالات و سخنرانی‌ها و دیگر حامیان علمی و معنوی این همایش همچنین ضمن سپاس از ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و نیز وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی به واسطه پیامی که به همایش ارسال نمودند بر این موارد تاکید و توجه دارند: 1: ضرورت برگزاری همایش‌هایی علمی و با کیفیت برای معرفی سرمایه‌های بزرگ فرهنگی و ادبی کشور در جهت شناخت ابعاد شخصیت ارزشمند، آرا، افکار، آثار مهم آنها و استفاده از ظرفیت های موجود در آرا و آثارشان برای اعتلای فرهنگی جامعه. ۲. ضرورت توجه بیشتر در برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و حمایت از ادبیات عرفانی به عنوان اصلی‌ترین و پرمایه‌ترین بخش ادبیات پارسی با هدف معرفی ظرفیت‌های این حوزه ادبی در داخل و خارج کشور. ٣. با توجه به شخصیت جهانی شیخ فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری و وجود روز ملی عطار در تقویم کشور از این ظرفیت برای برنامه‌ریزی و حمایت‌های همه جانبه در جهت معرفی این سرمایه بزرگ فرهنگی_ادبی کشور استفاده شود. 4: برای ساماندهی پژوهش‌های مربوط به عطار از محققان، استادان و پژوهشگران حوزه عطارپژوهی در داخل و خارج کشور، شبکه عطار‌پژوهان تشکیل شود تا با تبیین وضعیت موجود پژوهش‌های مربوط به عطار و شناسایی چالش‌ها و ضعف‌ها و آسيب‌ها سامان یابد و با اولویت‌بندی موضوعات، ظرفیت‌های پژوهشی نظیر رساله‌ها و پایان‌نامه‌ها، مقالات، تالیفات و طرحهای پژوهشی جهت دهی شود. ۵: انتظار می‌رود دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی در دوره‌های تحصیلات تکمیلی، قطب‌های علمی، نشریات علمی- پژوهشی و انجمن‌های علمی رشته زبان و ادبیات فارسی و حوزه‌های مربوط، پایان‌نامه‌ها و مقالات مستخرج از رساله‌ها را در قالب اولویت‌های حوزه عطار‌پژوهی هدایت کنند. 6: از اولیای وزارت آموزش و پرورش و برنامه‌ریزان این گستره بزرگ علمی درخواست می‌شود متناسب با میزان ظرفیت دانش‌آموزان مقاطع مختلف در برنامه‌های درسی، پیش‌بینی کنند، از آثار عطار و دیگر سرمایه‌های فکری کشور استفاده کنند. ۷: از نهادها، وزارت‌خانه‌ها و مراکز فرهنگی و هنری کشور درخواست می‌شود برای اعتلای فرهنگ جامعه، زمینه مطالعات میان‌رشته‌ای در زبان و ادبیات فارسی و ادبیات عرفانی با حوزه‌های مختلفی چون هنر، در شاخه‌های مختلف ادبیات نمایشی، نگارگری و موسیقی، همچنین حوزه‌های روان جامعه، سیاسی و ... فراهم آورند تا به صورت کاربردی از ظرفیت‌های عطار و همه سرمایه‌های فرهنگی و علمی کشور استفاده کامل شود. ۸: ما شرکت‌کنندگان در نخستین همایش بین‌المللی اندیشه ایرانی- اسلامی (شیخ فریدالدین عطار نیشابوری) پیشنهاد می‌کنیم که در سال‌های بعد، برگزاری این سلسله همایش‌ها تداوم یابد و ضمن پیگیری این بیانیه از تجربه برگزاری این همایش و همچنین زیرساخت‌های فراهم آمده در دومین همایش به صورت مطلوب استفاده شود. شرکت کنندگان در نخستین همایش بین المللی اندیشه ایرانی- اسلامی (شیخ فریدالدین عطار نیشابوری) نیشابور - تهران ۲۵ و ۲۷ فروردین ۱۳۹۷» ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 08:14:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259791/ابیات-عطار-بیان-حال-کسی-عشق-سوخته-حقیقت-تجربه-کرده بسته پیشنهادی فرزانه کرم‌پور برای خرید در نمایشگاه کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259749/بسته-پیشنهادی-فرزانه-کرم-پور-خرید-نمایشگاه-کتاب فرزانه کرم‌پور در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پیشنهادات خود برای مخاطبان نمایشگاه کتاب را عنوان کرد و گفت: اولین کتابی که پیشنهاد خواندنش را می‌دهم؛ کتابی با عنوان «باهم بودن» نوشته آنا گاوالدا با ترجمه بسیار خوب خجسته کیهان است. ترجمه این کتاب بسیار خوب و روان است. کتاب با آن که حجم زیادی دارد و کتابی قطور است اما پرکشش و جذاب است. این رمان درباره زندگی معاصر آدم‌هاست و رمان خوش‌خوانی است. ناشر این کتاب بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه است. دومین کتابی که این نویسنده پیشنهاد خرید و خواندنش را داد، کتاب «گفتن در عین نگفتن» نوشته جواد مجابی است. کرم‌پور درباره این کتاب توضیح داد: این کتاب حرف‌های قابل‌تامل زیادی دارد و از جهاتی می‌توان گفت که فلسفی است، اما در عین حال بسیار روان و خوشخوان و پرکشش است. این رمان از زبان یک راوی سالمند که سنی بیش از90سال دارد،‌ روایت می‌شود و راوی زندگی خود را می‌گوید و در این روایت به زندگی معاصر نیز می‌رسد. حرف‌های راوی درست به مانند نام کتاب «گفتن در عین نگفتن» است. در این رمان یک لایه طنز قوی نیز وجود دارد و به تمام رمان‌خوان‌ها خواندن این رمان را پیشنهاد می‌دهم. سومین کتابی که نویسنده «نقطه گریز» برای خواندن پیشنهاد داد،‌ کتابی با ترجمه محمد قاضی بود. وی درباره این کتاب توضیح داد: کتاب «بی‌ریشه» از سوی نشرکتاب پنجره منتشر شده و مجموعه داستانی است از نویسندگان مختلف با ترجمه محمد قاضی. وی افزود: این کتاب با ترجمه آقای قاضی اولین بار است که چاپ می‌شود و شامل کارهایی از قاضی است که تا به حال خوانده نشده است. داستان‌هایی از میگل آنخل آستوریاس ، آندره موروا و ... در این کتاب آمده است که خواندن آن را به همه توصیه می‌کنم.     ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 07:33:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259749/بسته-پیشنهادی-فرزانه-کرم-پور-خرید-نمایشگاه-کتاب گفت‌وگوی نویسندگان ایرانی و چینی در پکن http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259097/گفت-وگوی-نویسندگان-ایرانی-چینی-پکن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  به نقل از رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، نشست نویسندگان ایران و چین با هدف تبادل فرهنگی و ادبی نویسندگان و برگزاری سمینارهای ادبی-فرهنگی در آکادمی لوشون برگزار شد. هیات سه نفره نویسندگان کشورمان را  اسماعیل پورمطلق استاد دانشگاه شهید بهشتی ،جمشید خانیان نویسنده ادبیات کودک و  مریم برادران مستند نویس دفاع مقدس تشکیل داده بودند که به همراه  محمد رسول الماسیه رایزن فرهنگی ایران در چین و عادل خانی معاون رایزنی در این نشست حضور یافتند. هیات ایرانی در بدو ورود به آکادمی لوشون مورد استقبال چیو هوادنگ معاون اکادمی ادبیات معاصر چین و  گو یان معاون آموزشی آکادمی  قرار گرفت و درباره همکاری‌های اخیر دو کشور در زمینه تبادل نویسندگان و برگزاری سمینارها گفتگوی مختصری انجام شد.  رایزن فرهنگی با ابراز تشکر و با بیان اینکه  پنجمین بار است که درطول ماموریت در انجمن نویسندگان چین حضور پیدا می‌کند به  بازدیدی که  به اتفاق علی‌اصغر محمدخانی معاون بین الملل موسسه شهر کتاب انجام شد اشاره کرد که طرفین برای انجام سه  فعالیت  توافق کردند. رایزن فرهنگی توضیح داد :قرار شد در مدت یک سال تبادل هیات نویسندگان دو کشور صورت گیرد که خوشبختانه سال گذشته هیات شش نفره هیات انجمن نویسندگان به ایران سفر کردند و امروز هم هیات نویسندگان ایران در چین  دارند. دوم اینکه طرفین در یکی از نشریات ادبی معتبر خود ویژه نامه‌ای را به معرفی ادبیات معاصر کشور مقابل اختصاص دهند. خوشبختانه توافق در ایران عملی شده و به همت  اسماعیل پور یکی از شماره‌های اخیر مجله کاغذ به معرفی  ادبیات معاصر چین اختصاص یافته است.امیدواریم اقدام مشابه در چین نیز انجام شود. سوم اینکه برنامه‌ریزی برای مهمان ویژه نمایشگاه‌های بین المللی کتاب پکن و تهران در جریان بود و قرار شد در سالی که هر کدام مهمان ویژه می‌شوند سلسله نشست‌های ادبی معرفی آن کشور قبل از نمایشگاه و در طول نمایشگاه برگزار گردد.اکنون که قرار است چین مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران در سال 2019 باشد شهر کتاب امادگی برگزاری نشست‌های ادبی را دارد.  هوادونگ با تشکر از رایزنی فرهنگی و با معرفی فعالیت‌های انجمن نویسندگان چین و هم چنین آکادمی لوشون که مهم‌ترین مرکز آموزشی برای ادیبان و نویسندگان چینی است ،سفر نویسندگان چینی به ایران را مفید و پر ثمر دانست و اظهار امیدواری کرد نویسندگان مهمان ایرانی نیز  سفر  رضایت بخشی داشته باشند. در ادامه  ،نشست ادبی نویسندگان دو کشور برگزار گردید.  چیو هوا دونگ بعنوان مجری نشست،  با اشاره به فعالیت مشترک اخیر، در باره مبادله هیات‌ها توضیحاتی ارائه کرد و افزود: روابط فرهنگی و آشنایی دو کشور با یکدیگر پیشینه طولانی دارد ولی آشنایی با ادبیات معاصر دو کشور نیازمند تلاش‌های زیادی است تا نویسندگان دو کشور بیشتر با یکدیگر آشنا شوند. او در ادامه نویسندگان چینی را معرفی کرد و گفت :  گو یان نویسنده رمان و ادبیات کودک و معاون آموزشی دانشگاه ادبیات معاصر،  قو بای نی استاد دانشگاه چونگ چینگ و نویسنده رمان،  لی هائو شاعر و نویسنده ،  لین یائو نویسنده و بازیگر، جانگ دون رمان‌نویس از استان خه بی و  منگ جائو وانگ شاعر و نویسنده در نشست امروز حضور دارند. در ادامه  لی جین چی معاون امور بین الملل انجمن نویسندگان سخنرانی کرد و گفت : خوشبختانه با حمایت و پشتیبانی رایزنی فرهنگی تبادل هیات های نویسندگان دو کشور انجام شده است و امیدواریم  تداوم داشته باشد. در مورد چاپ و انتشار معرفی ادبیات معاصر ایران، با توجه به اینکه ما خودمان نشریه‌ای در این زمینه نداریم ولی با آکادمی علوم اجتماعی چین هماهنگی می‌کنیم تا از مجله ادبیات جهان بدین منظور استفاده شود. در مورد برگزاری سلسله نشست‌های ادبی به مناسبت نمایشگاه کتاب پکن انجمن نویسندگان علاقمند است اما مجری نمایشگاه ها در خارج از کشور شرکت های خاصی زیر نظر شورای تبلیغات هستند که باید با انها هماهنگی کنیم.  ابوالقاسم اسماعیل پور نویسنده و استاد دانشگاه شهید بهشتی بعنوان رئیس هیات ایرانی اولین سخنران  ایرانی بود که در باره شکل‌گیری شعر و نثر معاصر فارسی مطالب خود را بیان کرد .او گفت: ادبیات مدرن ایران حدود صد سال پیش با انقلاب مشروطه آغاز شده است. همانطور که لو شون نماینده ادبیات مدرن چین است، نیما یوشیج هم نماینده ادبیات مدرن ایران است. نیما تحت تاثیر ادبیات مدرن فرانسه، قالب‌های شعر کلاسیک را تغییر داد و قالب شعر را به صورت خلاقانه‌ای وارد ادبیات فارسی کرد. شاگردان نیما یوشیج سبک های جدیدتری را ایجاد کردند که به قالب شعر های سفید معروف است. در عرصه نویسندگی و داستان نویسی، داستان‌نویس بزرگی به نام صادق هدایت نو آوری و ایجاد کننده  سبک‌های جدید نویسندگی است. بعد از انقلاب اسلامی ایران، نسل‌های جدیدی از نویسندگان، سبک‌های جدیدتری را ابداع کرده‌اند و  تعداد زنان نویسنده بیشتر شده است.  لی هائو شاعر و نویسنده جوان چینی سخنانش را به بیان زمینه‌های آشنایی خود با ادبیات فارسی اختصاص داد و گفت: آشنایی و خاطرات من با ادبیات فارسی در دوره‌های مختلف با خواندن چند کتاب بوده است. منتخب شاهنامه فردوسی اولین کتابی بود که در مورد ادبیات ایران خواندم و  ارتباط و نزدیکی  داستان‌های آن با افسانه ها و داستان‌های چینی را احساس کردم. با خواندن کتاب سعدی به این فکر رفتم که یک شاعر چگونه می‌تواند هنر و دانش و حکمت را این قدر عالی بیان کند. با خواندن کتاب مولوی فهمیدم که چگونه داستان‌های مردمی و فولکلوریک مثل داستان‌های هزار و یک شب می‌توانند در جامعه فراگیر و تاثیر گذار باشند. در مورد ادبیات معاصر ایران کتابی از عمران صلاحی  خواندم که خیلی جالب است و شعرهای آن با ادبیات معاصر چین خیلی شباهت و نزدیکی دارد. امیدوارم تداوم این نشست ها باعث آشنایی بیشتر با ادبیات معاصر دو کشور شود.  جانگ دون  نویسنده جوان چینی در باره فیلم ایران سخن گفت : من با ادبیات ایران آشنایی ندارم ولی از ده سال پیش که یک فیلم ایرانی دیدم علاقه‌مند به ایران و سینمای ایران شدم. بعدها فیلم‌های  دختری با کفش‌های کتانی، بچه‌های آسمان، خانه دوست کجاست؟، طعم گیلاس، فروشنده و ....را دیدم. فیلم های ایرانی خیلی جذاب هستند زیرا  واقعیت‌های اجتماعی را نمایش می‌دهند .برای همین  من فیلم‌های ایرانی  دوبار نگاه می‌کنم. عباس کیارستمی را به عنوان کارگردان اندیشمند و متفاوت می‌دانم.  جمشید خانیان نویسنده ادبیات کودک در این نشست گفت: ادبیات کودک شرایط خاصی دارد چون نسل کودک امروزی بسیار باهوش، خلاق و متفاوت است  لذا خلق آثار ادبی برای کودکان فرایندی دارد که باید آثار خلاقانه باشند و نویسنده باید  خود را وقف زندگی بچه‌ها کند. این بخشی از زندگی من شده است و من از آن لذت می‌برم. در مورد سینمای ایران و  کیارستمی من یک نکته‌ای بیان کنم: نویسنده چینی  چائو ون شوان که برنده جایزه هانس کریستین آندرسن شده است، می‌گوید که من تنها برای کودکان نمی‌نویسم بلکه ساختارهای زیبایی شناختی را تغییر می‌دهم. به این خاطر در آثار ایشان معیار فلسفی خیلی زیاد است. سینمای ایران به ویژه افرادی مثل کیارستمی کارشان مانند چائو ون شوان است  که ادبیات و سینمای تکه تکه شده را جمع می‌کنند و همین باعث تولد هنر و ادبیات می‌شود.  مریم برادران مستندنویس و استاد دانشگاه امام صادق (ع) اخرین سخنران این نشست بود و گفت: اگر بخواهیم ادبیات را در چند کلمه خلاصه کنیم عبارت است از عشق، جنگ و مرگ. او گفت رشته نویسندگی من ارتباط تنگاتنگی با موضوع این نشست دارد که "حفظ فرهنگی "نامیده شده است.من بعنوان مستند نویس سعی می‌کنم با استفاده از پتانسیل نو آوری و خلاقیت ادبی ،برای  حفظ ارزش‌ها ، با نگاه متفاوت به موضوعات نگاه کنم. نگاه من به موضوع جنگ از زاویه  انسانی و با زبانی متفاوت و با عرضه  برش خاصی از روایت و زندگی انسان‌ها ست .ایشان گفت من تاثیرات جنگ را نه در میادین نبرد که در شهرها و خانواده می‌جویم و سرنوشت زنان را دنبال می‌کنم که باعث نگاه به جنگ با پس زمینه نگاه زنانه است . هیات ایرانی پس از اتمام نشست، برای شام مهمان  دی جی ماجیا معاون انجمن نویسندگان چین و رئیس اکادمی ادبیات معاصر لو شون بودند. دی جی ما جیا  در سال 2014 سفری به ایران داشته و ابراز امیدواری کرد که ایران در نشست‌های اموزش ادبی یک ماهه که با حضور نویسندگان سراسر جهان هر سال دو بار در اکادمی برگزار خواهد شد شرکت کند.او از اسماعیل پور که تعدادی از اثار او را به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده است تشکر کرد.   ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 06:26:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259097/گفت-وگوی-نویسندگان-ایرانی-چینی-پکن رونمایی از مجموعه شعر بازیکن پرسپولیس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259782/رونمایی-مجموعه-شعر-بازیکن-پرسپولیس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شایان مصلح فوتبالیستی است که سال‌هاست که در حوزه شعر فعالیت دارد. او در ماه‌های گذشته در کنار فعالیت‌های ورزشی در تلاش بود تا مجموعه شعرش را نیز برای سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آماده کند؛ از این رو نخستین مجموعه شعر این شاعر و فوتبالیست جوان طی روزهای گذشته از سوی انتشارات نزدیک‌تر راهی بازار نشر شد. این اثر که «پرواز 69» نام دارد، شامل سروده‌هایی از این فوتبالیست در موضوعات آیینی و آزاد است. مراسم رونمایی از مجموعه شعر شایان مصلح از ساعت 15 تا 19 روز جمعه 31 فروردین‌ماه، در مرکز تبادل کتاب برگزار می‌شود.     علاقه‌مندان برای شرکت در این مراسم می‌توانند در زمان یاد شده به مرکز تبادل کتاب واقع در خیابان انقلاب، چهارراه ولیعصر (عج)، خیابان برادران مظفر شمالی مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 05:52:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259782/رونمایی-مجموعه-شعر-بازیکن-پرسپولیس گلستان سعدی کتاب درسی آموزش دین اسلام در چین است/ تدریس آثار سعدی در چین قدمت 500 ساله دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259720/گلستان-سعدی-کتاب-درسی-آموزش-دین-اسلام-چین-تدریس-آثار-قدمت-500-ساله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سعدی شیرازی شاعر سخنور فارسی که به استاد سخن معروف است، شهرتش، بیش و پیش از دیگر شاعران ایرانی به آن سوی مرزهای ایران رسید. حتی در هندوستان، آسیای صغیر و آسیای میانه نیز او را می‌شناختند و اشعارش را می‌خواندند. بوستان و گلستان و حتی غزلیات سعدی در جای جای جهان مورد توجه پژوهشگران ادبیات و اخلاق قرار گرفته است، به همین دلیل در آستانه اول اردیبهشت که به عنوان روز بزرگداشت سعدی در تقویم ملی ما ثبت شده، به سراغ خانم یوگویلی، استاد دانشگاه، موسس و مدیر گروه زبان وادبیات فارسی در دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن رفتیم که خود را یک ایران‌شناس از طریق کلیات سعدی می‌داند . سکونت او در چین، سختی‌هایی برای برقراری ارتباط و گفت‌وگو با او به همراه داشت اما نتیجه کار که یک بحث مفصل و جالب درباره جایگاه سعدی و آثار او در چین است، سختی‌ها را به شیرینی مبدل کرد. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.   ابتدا به صورت مختصر خود را معرفی کنید و بفرمایید که مشغول چه کاری هستید؟  «یوگویلی » اهل «خی لون جیان» در شمال چین هستم. «یو» فامیل من و «گویلی » اسم کوچک من است، چون در چین ابتدا فامیل و سپس اسم کوچک می‌آید. از سال 1997 میلادی به ایران سفر کردم و به مدت 10 سال در مقاطع لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری در دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه تهران تحصیل کردم. مدرک دکتری خود را در سال 2006 دریافت کردم . پایان‌نامه‌ام را با عنوان «جلوه‌های نقاشی چینی در ادبیات فارسی» با راهنمایی استاد دکتر زنجانی و دکتر ستوده، با نمره 20 دفاع کردم و در سال 2009 به عنوان مدرس زبان فارسی در دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن انتخاب شدم و گروه زبان و ادبیات فارسی را در آنجا تاسیس کردم.  از سال 2009 تا امسال که حدود 9 سال است، دو گروه دانشجوی لیسانس از گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن فارغ‌التحصیل شده‌اند و الان در سومین دوره گروه زبان وادبیات فارسی، 22 دانشجو در حال تحصیل هستند. در سال پیش یعنی سال ۲۰۱۷ کتاب آموزش زبان فارسی ابتدائی با همکاران چینی را چاپ کرده‌ام.  کتاب دستور چینی (SHK) برای چینی‌آموزان ایرانی در سطح عالی را با خانم دکتر آزاده چاپ کرده‌ام. همچنین یک کتاب با عنوان «گام اول» با همکاری اساتید بنیاد سعدی نوشته‌ام، که در مرحله چاپ است. کتاب «گزیده ادبیات فارسی» را هم که در سال 20۱6 در انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی به چاپ رساندم، الان به چاپ دوم رسیده است. برگردان کتاب ادبیات چینی را هم با همکاری خانم دکتر باقری در سال 20۱6 به چاپ رساندیم. دو کتاب «برنامه درسی بین‌المللی آموزش زبان چینی » و « ۸۰۰ هیروگلیف کاربردی زبان چینی» در سال 2010  در انتشارات دانشگاه خودمان به چاپ رسید و کتاب «آشنایی با فرهنگ ایران پژوهش و نگارش یک ایران شناس چینی » که مثل یک سفرنامه است را هم در دایره‌المعارف ایران‌شناسی در سال ۲۰۱۲ به چاپ رساندم. همچنین طی این 9 سال بیش از 10مقاله از من در مجلات ایرانی مثل حافظ و مجلات بخارا و مجلات چینی مثل گزارش توسعه ایران از انتشارات اسناد علوم جامعه به چاپ رسید. به جز پژوهش علمی تبادل و به جز تالیف و ترجمه کتاب، در در زمینه جاده ابریشم هم فعالیت می‌کنم. مثلا در حال حاضر در حال ترجمه کتاب «کنفوسیوس» به زبان فارسی هستم. همچنین در کنار این فعالیت‌ها یک سری خدمات اجتماعی هم دارم، مثلا  طی این 9 سال همیشه در برنامه‌های ملاقات مقامات ایران و چین، کنفرانس‌ها و سمینارها به عنوان مترجم همزمان حضور داشته و دارم.   سعدی را چقدر می‌شناسید و به نظر شما ویژگی‌های شعر سعدی چیست؟  سعدی دو کتاب بوستان و گلستان دارد که این دو از لحاظ ارزش هنری دارای سه ویژگی برجسته هستند. خیال‌پردازی، شکل دادن و زبان شعر سعدی که بسیار زیبا است و این ویژگی‌ها با اخلاق اسلامی هماهنگ شده است. اگر از زاویه شکل آثار ادبی به این دو کتاب نگاه کنیم، پدیدار شدن این دو اثر ابتدا نوآوری به حساب می‌آید، یعنی هر چند که شاعران پیشین سعدی آثاری دارند ولی شعری مانند شعر سعدی در گلستان پدید نیامده است. چنان که از تاریخ نثر فارسی برمی‌آید، پیش از روزگار سعدی و هم در زمان وی دو سبک در نگارش نثر فارسی مرسوم بوده است. یکی ساده‌نویسی که شیوه نوشتن کتاب‌های علمی بوده است. از دیرگاه نثر مرسل در بیان مقصد علمی به کار می‌رفته و تا امروز نیز همین شیوه به کار می‌رود و دیگری نثر فنی است که خود دارای چند شیوه است. باید دانست که سعدی در نگارش گلستان اگرچه به شیوه پیشین هم پرداخته، ولی آغاز تا انجام اثر، بر تازگی سخن و نوآفرینی و چیره‌دستی نویسنده گواهی می‌دهد. سعدی با ژرف‌اندیشی در آثار پیشینیان، اثری بدیع در نثر فارسی و شاهکاری در مقامه‌نویسی پدید آورده است که هرگز زمان دست تطاول در آن نمی‌گشاید و هنوز هم پس از 700 سال تروتازگی و زیبایی دیرینه‌ای را نگاه داشته است. پس از سعدی هیچ یک از شاگردان مکتبش به پای وی نرسیدند. یعنی تا به امروز افراد زیادی آثاری تولید کرده‌اند، اما به آثار سعدی نمی‌رسند و تاکنون کسی به درستی نتوانسته همه این لطیفه‌ها را دریابد. شیوه سعدی که به قول یکی از محققان باید آن را شعر منثور نام داد، در نثر فارسی تاثیری شگفت برجای گذاشت و باعث شد که نویسندگان دیگر هم بکوشند تا به پیروی از این نویسنده بزرگ از نثر فنی پیروی کنند. سعدی شیرازی یکی از بزرگ‌ترین شاعران و نویسندگان ایران است. معروف است که زندگی او سه بخش داشته است. یک سوم اول عمر او به آموزش دانش‌های زمان گذشته است. یک سوم میانی عمرش به گردش و سیاحت در کشورهای مختلف از بغداد و شام گذشته است، که این دوره تقریبا سی سال به طول انجامیده و حتی به چین هم رسیده است. سعدی ثلث آخر عمر خود را در وطن اصلی‌اش، شهر شیراز گذرانده و در آنجا به خلق آثار ارزشمندش به نظم و نثر مشغول شده است. آنچه که از زندگی سعدی معلوم است، این است که وی به خاندان روحانی تعلق داشته است، چنان که خود گفته است همه قبیله من عالمان دین بودند. سعدی در کودکی یتیم شده، او پس از اتمام  تحصیلات ابتدایی در شیراز، برای ادامه تحصیل به بغداد رفته و در مدرسه نظامی آن شهر که یادگار نظام‌الملک طوسی است، به تحصیل علوم شرعی پرداخته است. سعدی در روزگار خویش شهره آفاق بوده است. آثار سعدی از همان زمان زندگی خود او در سرتاسر مناطق پارسی زبان شهرت یافته بود، اما معلوم است که شهرت او پس از مرگش به مراتب بیشتر شده است، چنان که یک جهانگرد معروف عرب به نام «ابن بطوطه» گزارش کرده است که چون به چین رسید  و همراه پسر امیر بزرگ چین به ساحل دریا رفت، خنیاگران به دستور او به آوازخوانی پرداختند و ترانه ایشان این غزل سعدی بود که:«تا دل به مهرت داده‌ام در بحر فکر افتاده‌ام/ چون در نماز استاده‌ام گویی به محرابم دری». امروز کتاب بوستان و گلستان سعدی برای مسلمانان چین تدریس می‌شود، یعنی مسلمانان چین 13کتاب تعلیم دینی دارند که یکی از این کتاب‌ها بوستان و گلستان سعدی است.   ماجرای آشنایی شما با شعر سعدی چیست و چه چیزی باعث شد که شما به سراغ شعر سعدی بروید و به مطالعه و تحقیق درباره آن علاقه نشان دهید؟ من از سال 1997 میلادی وارد ایران شدم. 9 ماه در موسسه دهخدا زبان فارسی خواندم. بعد وارد دانشگاه تهران شدم و در دانشکده ادبیات فارسی، با دانشجویان ایرانی شروع به تحصیل کردم. یادم است که اولین کلاس من با استاد زنجانی که صاحب تصحیح گلستان است، بود و به بچه‌ها گلستان سعدی درس می‌داد. جلسه اول من از کلاس ایشان هیچ چیز نفهمیدم ولی از خواندن متن سعدی بسیار لذت بردم و هنوز در ذهنم است: «منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت...». درست است که  آن زمان تمام بیت‌ها را نفهمیدم ولی از خواندن این نوع متن فارسی سلیس سعدی لذت بردم و از همان روز اول بود که تصمیم گرفتم که در آینده بیت به بیت این کتاب را خوب مطالعه کنم. به خوابگاه برگشتم و به کمک بچه‌های ایرانی و  طی چهار سال لیسانس، کتاب گلستان و بوستان سعدی را یک دور به صورت بیت به بیت و مو به مو خواندم.   سال 2006 مدرک دکترا از دانشگاه تهران دریافت کردم و تا سال 2009 قرار شد که من برای تاسیس زبان فارسی به دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن بروم، در طول این سه سال مشغول جمع‌آوری کتاب‌های آموزشی برای دانشجویان دانشگاه خودم شدم. خوشبختانه در همین مدت با استاد مصباح آشنا شدم که ایشان، گوینده آثار مولوی، حافظ، سعدی و بزرگان ادبیات فارسی هم بود و خودش بعضی مواقع به عنوان مجری برنامه ادبی هم در کانون‌های مختلف ادبی، فعالیت می‌کرد. ما اشعار بوستان سعدی را ضبط کردیم که حاصل کار هم خیلی خوب شد. در زمان ضبط این آثار من بیشتر به سعدی علاقه‌مند شدم. یک سری این کتاب‌ها هنوز چاپ نشده ولی در دانشگاه چین مورد استفاده بچه‌ها قرار گرفت. همچنین سال 2017 در همایش بین‌المللی «کنفوسیوس و سعدی در دوران معاصر؛ بزرگان فرهنگی و تاثیرات آن‌ها» شرکت کردم و در آنجا مقاله‌ای در بررسی و مقایسه آموزش سعدی و کنفوسیوس را ارائه و تحویل دادم. در چین سعدی و شعر او چقدر شناخته شده است و چه کارهایی در جهت معرفی او انجام شده ست؟ در چین بازتاب‌‌هایی از اشعار سعدی وجود داشته است، ولی در این زمینه، افراد ادبیاتی و نویسنده بیشتر به اشعار سعدی می‌پردازند. یک سری از این افراد، کسانی هستند که فارسی می‌دانند، مثل مدرسان و اساتیدی که زبان فارسی را در دانشگاه‌های چین تدریس می‌کنند و می‌توانند از کتاب فارسی استفاده کنند. یک سری هم افرادی هستند که زبان انگلیسی را خوب می‌دانند، چون بعضی کتاب‌های سعدی به زبان انگلیسی هم وجود دارد و یک سری افراد هم می‌توانند کتاب سعدی را که به زبان چینی ترجمه شده را بخوانند و آن را بفهمند. ولی این افراد خیلی محدود‌اند، چون کمتر پیش می‌آید که افراد عادی با کتاب سعدی آشنا شوند، چون او را نمی‌شناسند. ولی مثلا شعر معروف «بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند» چون در سازمان ملل آویخته شده، به زبان چینی هم ترجمه شده است که این شعر را بیشتر در آثار ادبی و نوشته‌هایی می‌بینیم و مورد علاقه قرار گرفته است. هر دو کتاب بوستان و گلستان، یعنی هم آثار نظم و هم آثار نثر، چه در زبان فارسی، چه انگلیسی و چه به زبان چینی را همه دوست دارند ولی مشکل اینجاست که تعداد نسبتا کمی با این آثار آشنا هستند. چند روز پیش یک همایش با عنوان «گردهمایی نویسندگان چین و ایران؛ حفظ و نوآوری فرهنگی» با همکاری شهر کتاب ایران، آکادمی ادبیات لوسون، انجمن نویسندگان چین با حضور سه نویسنده معروف ایرانی  ابوالقاسم اسماعیل‌پور، جمشید خانیان و  مریم برادران حقیر، به دعوت انجمن نویسندگان چین و انجمن نویسندگان شانگهای برگزار شد که این سه شاعر با رایزن فرهنگی دکتر الماسیه و نویسندگان معروف چینی دو گردهمایی برگزار کردند. در این همایش من دریافتم که شاعران یا نویسندگان چین نسبت به شناختن آثار سعدی که در کدام سطح قرار گرفته، علاقه‌مند هستند. بعضی نویسندگان چینی که فارسی نمی‌دانند، خودشان به خواندن آثار سعدی که به زبان چینی ترجمه شده است، می‌پردازند که این خود نشان دهنده علاقه آن‌ها به شعر سعدی است و خودشان هم گفتند که بسیار تحت تاثیر اندیشه و زبان سعدی قرار گرفته‌اند و لذت‌شان از این آثار را برای ما بازگو کردند. بنابراین من فهمیدم که برای خواندن بوستان و گلستان نه فقط از آثار فارسی، بلکه حتی می‌توان از آثار به زبان دیگر مثل زبان انگلیسی و چینی هم با روح بلند سعدی آشنا شویم و لذت ببریم. با برگزاری این دو همایش در پکن و شانگهای، برای دومین بار بعد از انقلاب اسلامی ایران بود که تبادل فرهنگی و ادبیات معاصر بین چین و ایران صورت گرفت. این تبادل، اولین بار سال پیش در شهر کتاب برگزار شد که پل ادبی ایران و چین را به همت علی اصغر محمد خانی به عهده گرفت و از شش نویسنده چینی دعوت شد، به ایران سفر کردند و در آن همایش شرکت کردند. خود من هم در آن همایش شرکت کردم. در این همایش‌ها هم از شاعران بزرگ ایران، مثل سعدی، حافظ، مولانا یا فردوسی، هم از معاصر و رمان‌نویسی امروز ایران و هم از آثار قدیمی تا معاصر ادبیات چین سخن گفته شده است. از این همایش‌ها دریافتیم که تبادل فرهنگی و ادبی ایران و چین چقدر مفید بود و لازم است که دو کشور آثار یکدیگر را بشناسند. امیدواریم که آثار سعدی از این به بعد بیشتر و با شیوه بهتر در کشور چین شناسانده شود، چون بعد از همایش کنفوسیوس و سعدی مشخص شد که باید همایش یا کنفرانس‌های بیشتری برگزار شود تا چینی‌ها بیشتر با این آثار عظیم آشنا شوند.   در کشور چین چه ترجمه‌هایی از شعر سعدی صورت گرفته است؟ از چه سالی شروع به ترجمه اشعار سعدی به زبان چینی شده و چه کسی ترجمه کرده است؟ گلستان سعدی در سال 2000 میلادی از سوی استاد «جانگ هونگ نین» (متولد ۱۹۳۱ میلادی ) ترجمه شده است. ایشان استاد دانشکده زبان شرقی دانشگاه پکن و همچنین عضو انجمن تحقیقات و پژوهش ادبیات زبان‌های خارجی چین و مدیر پژوهشگاه فرهنگ ایران در دانشکده زبان‌های شرقی بوده است که یکی از دیکشنری‌های فارسی به چینی از تالیفات این استاد است. البته آثار ایشان زیاد است و به جز گلستان، تاریخ ادبیات فارسی، ادبیات معاصر ایران، مجموعه داستان ادبیات فارسی، لیلی و مجنون، گزیده کتاب فارسی و سالنامه تاریخ چین را نیز در کارنامه خود دارد. ایشان در سال 1992 جایزه ادبیات از طریق پژوهش بین‌المللی زبان فارسی دانشگاه تهران، در سال 1998 جایزه ادبیات و تاریخ بنیاد افشار ایران و در سال 2000 جایزه خدمت برجسته از طرف جمهوری اسلامی ایران را دریافت کرد و سرانجام در سال 2015 به علت بیماری سرطان از دنیا رفت. من در زندگی فقط دو بار استاد «جانگ هونگ نین» را دیدم. در سال 2009 که ایران را به قصد چین ترک کردم و  برای تاسیس گروه فارسی به دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن پیوستم، در یک سمینار در دانشگاه پکن شرکت کردم و آنجا برای اولین بار استاد «جانگ هونگ نین» را ملاقات کردم و آنجا ایشان دو کتاب به من هدیه کرده، یکی گزیده داستان شاهنامه فردوسی و دومی گلستان سعدی بود و به من به خاطر تاسیس گروه زبان فارسی در دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن تبریک گفت، از این کار خیلی خوشحال شد و این کار را به فال نیک گرفت.   بار دوم در سال 2013 یا 2014 با استاد سابقی، رایزن فرهنگی سابق سفارت ایران در پکن و به دعوت ایشان به منزل استاد «جانگ هونگ نین» رفتم که آن موقع ایشان بیمار بود ولی باز مشغول ترجمه کتابی از زبان فارسی بود. آن روز استاد تمام کتاب‌هایی که تا به حال تالیف کرده بود را آورد که استاد سابقی آن‌ها را در کاغذی یادداشت کردند و به مصاحبه و گفت‌وگو پرداختند و من هم به ایشان کمک کردم. یادم است که آن روز استاد «جانگ هونگ نین» در عین صحبت گفت که کتاب فردوسی مثل چراغی است که راهنمای زندگی مردم ایران است و بوستان و گلستان سعدی مثل یک معیار اصول اخلاقی برای ایرانیان است و کتاب حافظ عشق را مثل آتشی در درون قلب ایرانیان روشن کرده است. استاد عاشق فرهنگ ایرانی بود. وقتی که خبر مرگ ایشان به من رسید بسیار نارحت شدم و چقدر افسوس خوردم که چرا در طول این سال‌ها که می‌توانستم از ایشان استفاده کنم، این کار را از خودم دریغ کردم و از وجود و علم‌شان بهره نبردم.   کتاب بوستان را استاد «جانگ هوی» به زبان چینی ترجمه کرده است. آشنایی با استاد جانگ هوی در سال 2009 بود . من بعد از 10 سال تحصیل در دانشگاه تهران به پکن برگشتم. در دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن گروه زبان و ادبیات فارسی در سال 2009 میلادی تاسیس شد و در سال 2011میلادی آقای جانگ هوی به عنوان استاد مدعو با این گروه همکاری داشت و این مدت همکاری نه فقط دانشجویان گروه فارسی از ایشان دانش فارسی را یاد گرفتند، بلکه خودم بیشتر از وجود استاد جانگ هوی درس زندگی یاد گرفتم.   آقای جانگ هوی در 29 آوریل 1938 در شهر پکن متولد شد. وی در سال 1956-1958 در انستیتوی زبان‌های خارجی پکن زبان انگلیسی را و درسال 1958–196 در دانشگاه پکن زبان و ادبیات فارسی آموخت. وی عضو اداره نشریات زبان‌های خارجی جمهوری خلق چین و از ایران شناسان و علاقه مندان به نام فرهنگ فارسی به شمار می‌رود. وی در دو کورس ده‌ها شاگرد آشنا به زبان و ادبیات فارسی را تربیت کرد. وی در سال 1983 -1980 دبیر اول فرهنگی در سفارت جمهوری خلق چین در ایران بود. ایشان از سال1980 کار بررسی و ترجمه ادبیات فارسی به زبان چینی را آغاز کرد. و تاکنون چندین کتاب ادبی فارسی را به زبان چینی ترجمه کرده است. عمده ترین آثار ترجمه ایشان عبارتند از: 1-دیوان رودکی چاپ اول فوریه 1982 چاپ دوم 1984، چاپ سوم 2001 2-منتخبات نظامی گنجوی چاپ اول مارس 1988 3-غزلیات ایران : آثار 14 شاعر مشهور ایرانی را در بر دارد. منجمله حافظ، سعدی ، نظامی ، مولوی، سنائی، عطار چاپ اول 1988. 4-رباعیات ایران، آثار 47 شاعر مشهور ایرانی را در بر دارد، چاپ اول 1991. 5-رباعیات عمر خیام: چاپ اول 1988. 6-قابوس نامه چاپ اول 1990، چاپ چهارم 2001 7-مثنوی مولوی چاپ اول 2001(جلد پنجم از طرف ایشان ترجمه گردید) 8-فرهنگ ادبای جهان که در آن 13 نویسنده و شاعر ایرانی معروف شده اند . چاپ  اول 1988 9-فرهنگ شعر جهان که در آن ده ها شاعر ایرانی همراه آثار آنها معرفی شده اند. چاپ اول 1994 وی همچنین ده‌ها مقاله راجع به ادب و فرهنگ فارسی در روزنامه ها و مجلات چین منتشر کرده است. رئیس جمهوری ایران آقای دکتر خاتمی در سال 2000 در موقع سفر به چین به آقای جانگ هوی تقدیر نامه "دانشمند برجسته" اعطا کرد. یک نفر دیگر هم به نام «یانک ون باو» که مسلمان هم هست، گلستان سعدی را به زبان چینی ترجمه کرده که این کتاب در سال 2012 به چاپ رسیده است. همچنین یک استاد به نام «سیو جین فو.»، گلستان سعدی را از زبان انگلیسی به زبان چینی ترجمه کرده و انتشارات «ادبیات مردمی» آن را به چاپ رسانده است. یادآوری می‌شود که گلستان سعدی هم به عنوان یکی از کتاب‌های معروف ادبیات فارسی در جهان و هم به عنوان یک کتاب درسی آموزش دین اسلام در چین به حساب می‌آید؛ یعنی مسلمانان چین اگر بخواهند درس بخوانند، باید حتما این کتاب را بخوانند. گلستان را در مساجد چین تدریس می‌کنند و قدمت تدریس آن در چین بیش از 500 سال است. ایران و چین همیشه اشتراکات فرهنگی و ادبی زیادی داشته‌اند، یک مقدار به این اشتراکات اشاره کنید. چین و ایران هر دو تاریخ و تمدن غنی هستند. چین و ایران  دارای تمدني غنی هستند كه هردو در مسیر جاده  ابریشم قرار دارند. تاریخ تبادلات این دو کشور از پیش از دو هزار سال پيش آغاز شده است. در اين زمينه براي اولين بار فرستاده‌اي به نام جانگ چین و گن ینگ به سرزمین «سی یو» يا «منطقه غربي» که ایران هم شامل آن بود، رفتند. و این به نوعي پايه‌گذار روابط پیشرفته دو کشور به حساب می‌آید. همفكري و همدلي مردم دو كشور، نیازمند شناخت كامل‌تر تفکر فرهنگی متقابل دو کشور است.    به عنوان سخن پایانی هم اگر نکته‌ای دارید، بفرمایید. من در راه یادگیری ادبیات فارسی سعی کردم از کلیات ذو معنا و ارزش آثار شروع کنم و شخصیت‌های نامدار دوره‌های مختلف ایران را با هم دوره‌های خود در چین مقایسه کنم. چون تمیز و دریافت ذهن از دوگانگی و چندگانگی پدید می‌آید، برای من در هم آمیختن دو فرهنگ ایرانی و چینی، به اندازه همین کوشش کم، تمیز فرهنگی مناسبی پدید آمد، و پیشنهاد و درخواست می‌نمایم که با هماهنگی بیشتر بین فرهنگ دو کشور و ترجمان آثار چینی به ایرانی و ایرانی به چینی و نیز هماهنگی هر دو کشور در دیگر پدیده‌ها فرهنگی، خدمات شایانی به خواستاران فرهنگ، ادب و انسانیت جهانی در راستای عشق و کمال نموده باشیم. ]]> ادبيات Tue, 17 Apr 2018 05:20:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259720/گلستان-سعدی-کتاب-درسی-آموزش-دین-اسلام-چین-تدریس-آثار-قدمت-500-ساله پیام دکتر حسن روحانی رئیس‌جمهور به همایش عطار نیشابوری http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259754/پیام-دکتر-حسن-روحانی-رئیس-جمهور-همایش-عطار-نیشابوری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) همایش بین‌المللی زبان فارسی و اندیشه ایرانی و اسلامی با موضوع عطار نیشابوری از دقایقی پیش در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی آغاز شده است. حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ابتدای این همایش پیام رئیس‌جمهوری به این همایش را قرائت کرد که در ادامه می‌آید: بسم الله الرحمن الرحيم  تقارن روز بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار را با برگزاری همایش بین‌المللی زبان فارسی و اندیشه ایرانی و اسلامی در نیشابور به فال نیک می‌گیرم و به همه استادان و محققان و مشارکت کنندگان و دست اندرکاران دست مریزاد می‌گویم. زبان فارسی و اندیشه ایرانی و اسلامی سرشار از منابع و عناصر علمی و فرهنگی زنده و زایایی است که نه تنها بر میراث گذشته ما پرتو می افکنند، بلکه برای اکنون و آینده ما نیز چراغ روشن می کنند و راه می‌نمایانند. زبان فارسی هم پاره ای از وجود و پیوست تاریخی ایران و هم بخشی از فرهنگ و تمدن جهان اسلام است. فارسی زبان دانش و دین و هنر و ادب در گستره بزرگی از جهان اندیشه بوده و هست، چنانکه تامل در منظومه عرفانی و زبانی عطار بزرگ گواه این مدعاست. نظم و نثر عطار زبان گفت و گوست و به این اعتبار دریای نوعی معرفت، اخلاق، سلوک و زیبایی‌شناسی است که ایرانیان، مسلمانان و حتی همه انسان های جویای زندگی اخلاقی به آن نیازمندند. امیدوارم با همت و پشتکار همه نهادهای علمی و فرهنگی و پژوهشی فرصتها و زمینه های جدیدی به وجود آید که اندیشه و میراث مفاخر و  اندیشمندان ما به زبانی روزآمد و جهانی ارائه گردد و نسل جوان نیز با احساس تعلق بیشتر به این منافع و ذخائر بتوانند قدرت نوآوری و رویارویی خود را با تحولات جهانی افزون تر کنند. چیرگی بر گسستها و شکاف هایی که میان دیروز و امروز ما فاصله انداخته است، با تدبیر و تلاش همه متفکران در همه جای جهان و استمرار بخشیدن و نهادمند کردن تلاش های عمیق فرهنگی میسر است و انتظار دارم، نام حیات بخش عطار و شهر نیشابور زمینه و بهانه ای برای انجام این مهم باشد. از خداوند بزرگ توفيق همگان را مسئلت دارم. حسن روحانی  رئیس جمهوری اسلامی ایران ]]> ادبيات Mon, 16 Apr 2018 10:57:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259754/پیام-دکتر-حسن-روحانی-رئیس-جمهور-همایش-عطار-نیشابوری ​«سلطان قلب‌ها» همچنان در بیمارستان بستری است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259734/سلطان-قلب-ها-همچنان-بیمارستان-بستری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، وضعیت محمدعلی شیرازی، شاعر و ترانه‌سرای پیشکسوت کشورمان که از 20 فروردین‌ماه در بیمارستان بستری است، چندان تغییر نکرده و همچنان باید در بیمارستان بستری باشد.   محمدعلی شیرازی در گفت‌وگوی کوتاهی که با ایبنا داشت در توضیح وضعیت جسمانی خود گفت: چند وقتی‌ است که از مشکلات ریوی رنج می‌برم و با کمک کپسول اکسیژن تنفس می‌کنم اما در اوایل سال جدید سرما خوردم و همین موضوع باعث شد تا ریه‌‌ام دچار عفونت شود و در بیمارستان بستری شوم.   وی ادامه داد: حدود هفت روز است که در بیمارستان بستری هستم و خودم احساس می‌کنم که وضعیتم نسبت به روزهای گذشته بهتر شده است اما دکترها چنین اعتقادی ندارند؛ بنابراین تا مشخص شدن جواب آزمایش‌ها همچنان باید در بیمارستان بمانم. ترانه‌سرای قطعه معروف «سلطان قلب‌ها» با اشاره به وضعیتش در بیمارستان گفت: مشکلات جسمی به کنار، بیش از همه چیز از فضای بیمارستان خسته شده‌ام و امیدوارم که هر چه زودتر از بیمارستان مرخص شوم.   محمدعلی حافظ الکتب معروف به شیرازی متولد 1319 شهر شیراز است. او ترانه‌های زیادی را خلق کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به ترانه‌های «روزی تو خواهی آمد» با صدای محمد اصفهانی، «زیر آسمان شهر» با صدای امیر تاجیک، «وقف پرنده‌ها» با صدای قاسم افشار، «گمشده» با صدای مسعود خادم و «ایران» با صدای فریدون بیگدلی اشاره کرد. ]]> ادبيات Mon, 16 Apr 2018 07:15:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259734/سلطان-قلب-ها-همچنان-بیمارستان-بستری برگزاری بزرگداشت احمد گرگین در رودسر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259723/برگزاری-بزرگداشت-احمد-گرگین-رودسر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ستاد بزرگداشت زنده‌یاد احمد گرگین رودسری که به همت گروهی از هنرمندان منطقه تشکیل شده است پس از بحث و بررسی درباره چگونگی همکاری گروه‌های هنری گوناگون به منظور برپایی بزرگداشتی برای این شاعر و ترانه‌سرا روز ششم اردیبهشت را برای اجرای این برنامه تعیین کرد. براساس هماهنگی‌های صورت‌گرفته، این بزرگداشت با عنوان «بشکسه دیل» از ساعت ۱۶ تا ۱۹ ششم اردیبهشت در سالن آمفی‌تئاتر شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رودسر با حضور چهره‌هایی همچون حسین مهدوی (م.موید)، بیوک ملکی و سیدضیاءالدین شفیعی و همچنین شاعران استانی از جمله محمد فارسی و محمد بشرا برگزار خواهد شد. این مراسم با اجرای موسیقی و برپایی میز طراحی و خوشنویسی به صورت زنده همراه خواهد بود. احمد گرگین، شاعر و ترانه سرای رودسری، ۱۳ اسفند ۹۶ بر اثر بیماری دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت. این شاعر گیلانی ‌کار ادبی خود را با شعر فارسی آغاز کرد و عمدتا در قالب کلاسیک شعر می‌سرود، اما بعدها به گویش گیلکی روی آورد و در حوزه دوبیتی‌های گیلکی آثاری از خود به جای گذاشت. بخشی از آثار او مذهبی و آیینی است. همچنین تعدادی از ترانه‌هایش در صدای مرکز گیلان تولید شده و گهگاهی از این رسانه پخش می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 16 Apr 2018 06:15:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259723/برگزاری-بزرگداشت-احمد-گرگین-رودسر حداد عادل به «چشم شب روشن» می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259726/حداد-عادل-چشم-شب-روشن-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غلامعلی حداد عادل، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی امشب (27 فروردین‌ماه) در برنامه «چشم شب روشن» سیما حضور پیدا خواهد کرد. حدادعادل در این برنامه درباره زبان فارسی، چالش‌های امروز و راهکارهای حفظ و حمایت از آن و همچنین فرآیند واژه گزینی به گفت‌وگو خواهد پرداخت. برنامه «چشم شب روشن» با اجرای محمد صالح‌علا هر شب ساعت ۲۳ به صورت زنده از شبکه ۴ پخش می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 16 Apr 2018 05:51:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259726/حداد-عادل-چشم-شب-روشن-می-رود معتقد به زبان ادبی برای هایکو نیستم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259562/معتقد-زبان-ادبی-هایکو-نیستم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ترجمه هر متن بسته به اینکه از نوع علمی باشد یا ادبی با دیگری متفاوت است. در این بین ترجمه شعر با ترجمه دیگر متون ادبی هم تفاوت بسیاری دارد و گاه مترجم در انتقال معنا و مفاهیم اصلی با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شود و این امر تا به آنجا پیش می‌رود که برخی از کارشناسان ترجمه شعر را کاری غیرممکن می‌دانند. در  همین رابطه با ع.پاشایی نویسنده، مترجم و شاعر که به تازگی کتابی از رابیندرانات تاگور به نام «گیتانجلی» ترجمه کرده است، گفت‌وگو کرده‌ایم. این کتاب مجموعه‌ای از مهم‌ترین سروده‌های تاگور است که از سوی نشر اتفاق منتشر شده است.  بعضی اعتقاد دارند شعر قابل ترجمه نیست و دریافت‌های مستقل مترجم در آن وارد می‌شود. نظر شما در این باره چیست؟ کسانی که این بحث را پیش می‌کشند تا حدی حق دارند از قبل هم گفته‌اند که ترجمه کار ناممکنی است وقتی شما می‌گویید آب، به لحاظ اینکه اهل کویر باشید یا اهل خطه‌ای مانند مازندران، آب یک معنا برایتان ندارد. آب در کویر یک معنا دارد و در مازندران یک معنای دیگر. عملا هرکدام از آن‌ها بار معنایی مختلفی از این کلمه برداشت می‌کند. حتی کلمه «water» هم با کلمه آب ما تفاوت زیادی دارد. کلماتی مانند برگ، درخت، آب و ... در حد کلمه قابل انتقال‌اند و در حد مفهوم و نقش و تصویرذهنی قابل انتقال نیستند. به‌همین دلایل است که می‌گویند ترجمه ممکن نیست البته من با نظرات افراطی در این باره مخالفم. یک جا هم هست که مترجم دخالت می‌کند و دریافت خود را در متن می‌آورد. مسئله زبان نیست اما چیزی این میان است که کمی فرق می‌کند. بار کلمات در هر زبانی با زبان دیگر متفاوت است. در عین‌حال نمی‌شود که ترجمه هم نکرد چون ارتباط آدم‌ها با یکدیگر از همین طریق است.     در زمینه ترجمه شعر باید قرابت معنایی شعر مبدا را با فرهنگ ملت مقصد در نظر گرفت تا بتوان ترجمه‌ای کارآمدتر انجام داد. شعر تاگور چقدر به فرهنگ ما نزدیک و قابل ترجمه است؟ شعر تاگور به شعر ما بسیار نزدیک است من فقط از تاگور شعر ترجمه کرده‌ام. اولین کتابم در سال 1343 به‌نام «نیلوفر عشق» از انتشارات مرحوم طهوری چاپ شد.  این مجموعه از اشعار تاگور بود که نصف آن کتاب را در کتاب «گیتانجلی» نیز آورده‌ام. قبل از آن هم «هایکو»های ژاپنی بود که به دلیل آشنایی‌ام با احمد شاملو این اتفاق افتاد. من معتقد به زبان ادبی برای هایکو نیستم و به همین علت آن‌ها را ترجمه کرده‌ام. معتقدم زبان ادبی هایکو به شیوه شعر فارسی نیست و بیشتر تصویر است. نهایتا از آقای شاملو خواهش کردم که آن‌ها را به صورت فارسی شاعرانه درآورد. کتاب هایکوی من و شاملو بار اول قبل از انقلاب به چاپ رسید و بعدها توسط نشر چشمه بازنشر شد و به چاپ نهم و دهم رسید. من در همین دو زمینه شعری کار کرده‌ام. چون با فرهنگ این دو کشور یعنی هند و ژاپن آشنا بوده‌ام وگرنه به خودم اجازه چنین کاری را نمی‌دادم. مثلا من هیچ‌وقت از آلمانی یا انگلیسی شعر ترجمه نمی‌کنم.   لزوم پیش‌زمینه‌ای از فرهنگ کشور مبدا را برای مترجم شعر  در چه حد می‌بینید؟ عرض کردم به این دلیل که کلمات به ظاهر همان است ولی به واقع آن نیست آن باری که هر کلمه با خودش حمل می‌کند در هر زبانی متفاوت است. به‌عنوان مثال نسل ما در مازندران در حدود 70 سال پیش کلمه آبی به‌عنوان رنگ نداشتیم این موضوع را در یکی از کتاب‌هایم هم آورده‌ام. آبی صفت از کلمه آب است اما چرا به آن آبی می‌گویند. آبی که رنگ آب نیست. دلیل آن این است که نقاط کویری خشک ایران آسمان دائما در آب منعکس است و آب آبی است چون آسمان در آن است. اما در مازندران تمام وقت باران است و آسمان آبی کم می‌بینیم و حتی دریا هم آبی نیست و آسمان در آب منعکس نمی‌شود. به همین دلیل ما کلمه کبود را برای رنگ به‌کار می‌بردیم و از آبی صفت برای برنج ساخته بودیم. برنج‌های خشک و آبی. در نتیجه در سرزمین‌های متفاوت مفهوم کلمات فرق می‌کند مثلا در مازندران و گیلان باغ به‌معنای معمول به کار نمی‌رود چون مناطقی هستند که روی آسفالت خیابان هم درخت سبز می‌شود اما در کویر و واحه‌ها باغ وجود دارد. در باغ‌های آنجا فضا و تفکر خاصی جریان دارد. باغ گفتن من مازندرانی با باغ گفتن یک طبسی فرق دارد. این را به کشورهای دیگر نیز می‌توان تعمیم داد. باغ یک ژاپنی با باغ یک ایرانی فرق دارد. یک مثال دیگر هم در این زمینه می‌زنم. در کویر دعای باران می‌خوانند اما در مازندران دعای قطع باران وجود دارد. بارانی که در تهران می‌آید با باران بی‌موقعی که بر سر شالیزار فرود می‌آید فرق دارد. برهمین اساس است که برخی می‌گویند ترجمه ناممکن است.   خب به کتاب شما بازمی گردیم، باتوجه به اینکه تاگور یک عارف بنگالی است برای ترجمه آثار عارفان دیگر کشورها از منابع خودمان که مشهورترین‌شان مولاناست بهره می‌بریم. در این موارد و در مورد شاعری مانند تاگور خود شاعر هم این ذهنیت را نسبت به مولانا داشته یا صرفا این برداشتی است که مترجم به‌شخصه و بر اساس دریافت‌های خود در ترجمه اعمال می‌کند؟ قطعا خانواده تاگور و وابستگان آنها با مفاهیم عرفانی آشنا بوده‌اند. هیچ متفکر هندی در آن زمان نبوده که با مفاهیم اسلامی آشنا نباشد به این دلیل که زبان فارسی در هند وسعت فراوانی داشت آثاری که در آن زمان در هند به زبان فارسی نوشته می‌شد چند برابر آثار فارسی نوشته شده در ایران بود. بنابراین اینها به این زبان آشنا بوده‌اند. حال گیریم که نمی‌توانستند به فارسی صحبت کنند. معروف‌ترین شاعر این منطقه اقبال لاهوری است که اشعار فارسی درجه یکی دارد. در دربارهای ایران نیز شاعران بزرگ هندی نظیر امیرخسرو دهلوی بوده‌اند که به فارسی شعر می‌گفتند. بنابراین با فرهنگ ایرانی در زبان شعر کاملا آشنا هستند البته عرفان تاگور به معنای عرفان اسلامی نیست.   در ترجمه معمولا این اتفاق می‌افتد که مترجم به‌خصوص در ترجمه شعر دریافت‌های شخصی خود را هم وارد ترجمه می‌کند. این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ مترجم کلمه را برمی‌گرداند به‌هرحال کلمه بار متفاوتی دارد و قطعاً صفاتی که بعد از آن نیز استفاده می‌شود بر این تفاوت می‌افزاید مثلا سرمایی که در کویر حس می‌شود با سرمای کوهپایه متفاوت است. چیزی که من به آن کوه می‌گویم به نظر دوست اصفهانی‌ام جنگل است. او کوه را چیزی می‌داند از سنگ و در نتیجه به این سادگی‌ها نمی‌توان صفات، کلمات و افعال را ترجمه کرد. البته این مسئله نباید به میزولوژی یا بیزاری از زبان تبدیل شود. البته بحث مترجمی که آگاهانه یا ناآگاهانه چیزی به من بیفزاید، چیز دیگری است.   پانویس هم می‌تواند به عنوان راهکاری در این موارد مطرح شود، اینطور نیست؟ بله می‌توان برای کلماتی که معادل آن در زبان مقصد وجود ندارد توضیحاتی آورد. مثلا ورزشی که در یک منطقه خاص مرسوم است.   شعر جهان تا چه اندازه می‌تواند روی شعر شاعران معاصر ما تاثیر بگذارد؟ می‌توان انتظار همان تاثیری را که داستان ترجمه بر ادبیات داستانی معاصر ما می‌گذارد برای شعر هم پیش‌بینی کرد یا خیر؟ خواندن این کتاب‌ها ضروری است مخصوصا تاگور که به ایران هم سفر کرده و شاعری شناخته شده است. وی همچنین جزء اولین آسیایی‌هایی است که جایزه نوبل برده‌اند.    به عنوان مترجمی که هم آثار ادبی ترجمه کرده‌اید هم آثار فلسفی به نظرتان تفاوت فاحش بین ترجمه متون فلسفی که در آن تبحر دارید با متون ادبی مانند شعر چیست؟ من مترجم شعر و داستان نیستم و هایکو و  تاگور را به نیاز و ضرورت آن ترجمه کرده‌ام. من اهل فلسفه‌‌ام و روی فرهنگ شرقی کار می‌کنم. زبان شاعرانه‌ای هم ندارم. در فلسفه شما متعهد به کلمه هستید لفظ کلمه هم مهم نیست و بار کلمه باید منتقل شود. آن هم با تمام اشارات و حاشیه‌ها و توضیحاتش. کلمه فقط راهنماست. کلمات قدیمی فلسفی مانند جوهر، عوض، شیء و ... این‌ها همه کلمه‌اند اما توضیح فنی دارند که هر روز عوض می‌شود و یک لغت خشک و خالی نیستند و تعریف و توضیح دارند، جهان‌نگری یا نگرش به مفاهیم و رویدادها در شعر خیلی متفاوت است در نتیجه از برخی لحاظ ترجمه متون فلسفی راحت‌تر است و می‌توان برخی لغات را در فرهنگ فلسفی جست‌وجو کرد اما فرهنگ شعری وجود ندارد و کلماتی مانند «گرم»، «سرد» و «عشق» تعریف معینی ندارد. به نظر من نمی‌شود ترجمه این متون را با هم مقایسه کرد و این متون هم به دلیل همین تفاوت‌ها به وجود آمده‌اند. رابطه‌هایی که در حوزه شعر قرار می‌گیرند همان رابطه‌هایی نیستند که در حوزه فلسفه‌اند.    چه کارهای جدیدی در دست انتشار و نوشتن دارید؟ حدودا 16 الی 17 کتاب با چند ناشر دارم که در حال تجدید چاپ هستند. در چندسال گذشته «دانشنامه هنر ژاپن» و «دانشنامه آئین بودا» را گردآوری کرده‌ام که به دلیل حجم بالای کار (چیزی حدود 700 صفحه) سرمایه زیادی لازم دارد و هیچ ناشری حاضر به چاپ آن نمی‌شود. در چند سال اخیر هم  محتوای وب‌سایت «موما» یعنی موزه هنرهای مدرن نیویورک را با دو نفر دیگر ترجمه کرده‌ایم که قرار است از سوی نشر اتفاق هم به صورت چاپ و هم به‌صورت اپلیکیشن منتشر شود. مجموعه «باشو» شاعر هایکو مشهور ژاپن است که 1012 شعر دارد که 600 تا از آن را انتخاب و در یک کتاب آورده‌ام. مجموعه صدصفحه‌ای از شاعران مشهور ژاپنی هم دارم که از شاعرانی مانند باشو، بوسون، ایسا، شیکی و ... کار کرده‌ام. به این صورت که شعرها را می‌خوانم و آن‌ها را که به فارسی قابل برگرداندن هستند، ترجمه می‌کنم.     ]]> ادبيات Mon, 16 Apr 2018 05:22:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259562/معتقد-زبان-ادبی-هایکو-نیستم دو اثر جدید درباره صادق هدایت در دست انتشار http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259532/دو-اثر-جدید-درباره-صادق-هدایت-دست-انتشار جهانگیر هدایت،‌ رئیس بنیاد آثار صادق هدایت در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از ترجمه آثار هدایت به زبان‌های دیگر خبر داد و گفت: ترجمه آلمانی «بوف کور» مدت زمان کوتاهی است که در آلمان منتشر شده است. این ترجمه با اجازه رسمی از بنیاد صادق هدایت بوده است. جهانگیر هدایت درباره دیگر ترجمه‌های در حال انجام توضیح داد: ترجمه به زبان چک در دست انجام است. همچنین از ترکیه با من تماس گرفته‌اند برای ترجمه تمام آثار هدایت. فعلا برای ترجمه این آثار با ترکیه در حال مذاکره هستیم. من با ترجمه آثار هدایت به زبان‌های دیگر مشکلی ندارم و مشتاقم که در سرزمین‌های مختلف آثار او خوانده شود. وی افزود: همچنین «بوف کور» به زبان اردو هم ترجمه و حدودا 20 روزی است که در هند و پاکستان منتشر شده است. همچنین از ده سال پیش تمام آثار هدایت به زبان فارسی در انگلستان به چاپ رسیده است. جهانگیر هدایت هدایت درباره آخرین وضعیت چاپ و نشر آثار صادق هدایت تصریح کرد: در حال حاضر با مشکل خاصی برای چاپ آثار هدایت – البته آن‌هایی که مجوز چاپ دارد- مواجه نیستیم. دو کتاب در برنامه انتشار دارم که قرار است توسط انتشاراتی که بنیاد هدایت با آن‌ها همکاری دارد،‌ منتشر شود. ما با نشرهای ورجاوند، چشمه،‌ نظر، پوینده،‌ امرود و برخی انتشارات دیگر برای چاپ آثار هدایت همکاری داریم. کتاب « آلبوم عکس‌های صادق هدایت» و «نیشگویه‌های صادق هدایت» کتاب‌هایی است که قرار است به زودی منتشر شود. کتاب «نیشگویه‌های صادق هدایت» جملات پرمعنای هدایت در آثار مختلف‌اش است که معنای مستقل دارد و من نام نیشگویه را برای آن‌ها برگزیده‌ام. به عنوان مثال یکی از این جمله‌ها این است که: «مرگ است که هیچ وقت دروغ نمی‌گوید» قرار است برای هر جمله و نیشگویه طرحی هم کشیده شود و کتاب به صورت مصور عرضه شود. وی درباره مشکلاتی که در زمینه انتشار آثار هدایت وجود دارد،‌ عنوان کرد: معمولا در رونمایی‌هایی که برای این کتاب‌ها برگزار می‌شود، شرکت می‌کنم و کتاب‌ها را برای علاقه‌مندان امضا می‌کنم. مشکل این است که برای برگزاری این مراسم و رونمایی ها در خانه هنرمندان و فرهنگسراها با مشکل مواجه بوده‌ایم. وقتی صحبت از صادق هدایت می‌شود،‌ اجازه نمی‌دهند که مراسم را در آنجا اجرا کنیم. به نظر من این عمل بسیار مبتذلی است چون وقتی اسم محلی فرهنگی است،‌ باید آثار نویسندگان بزرگ مملکت در آن مطرح شود. هدایت معروف‌ترین و بزرگ‌ترین نویسنده معاصر ماست و آثارش به 31 زبان و در متجاوز از 70 کشور منتشر شده است.    ]]> ادبيات Mon, 16 Apr 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259532/دو-اثر-جدید-درباره-صادق-هدایت-دست-انتشار 14 کاندید جایزه مهرگان ادب را بهتر بشناسید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259717/14-کاندید-جایزه-مهرگان-ادب-بهتر-بشناسید خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: فهرست کاندیداهای نهایی جایزه دوسالانه مهرگان ادب، امروز اعلام شد و در این فهرست هفت کتاب در بخش مجموعه داستان و هفت کتاب در بخش رمان قرار داشتند. در ادامه به معرفی این 14 کتاب پرداخته‌ایم تا مخاطبان ادبیات بهتر با این آثار آشنا شوند.   بخش اول – مجموعه داستان‌های راه‌یافته به مرحله نهایی جایزه مهرگان ادب «افشاربندان» اثر محسن حکیم معانی «افشاربندان» عنوان تازه‌ترین اثر محسن حکیم‌معانی است که در سری آثار داستان‌های کوتاه فارسی نشر ثالث وارد بازار کتاب شده است. این مجموعه 13 داستان کوتاه دارد که هیچ‌کدام با دیگری محور موضوعی مشترک ندارد و هرکدام را می‌توان مستقل از دیگری مورد بررسی و توجه قرار داد. «روزه سکوت»، «نذر جمعه‌ی تنهایی»، «تو نمی‌فهمی اینارو»، «شرجی متروک»، «ما»، «مهتاب‌های سنگی»، «تابستان کابوس‌های داغ»، «مسئولیت تک‌نفره‌ی آقای نویسنده یا به کسی برنخورد این فقط یک داستان است»، «کوچه‌ای که شاهد عشق سال‌هاست»، «مثل یک بچه‌ی خوشبخت»، «وقتی که نیستی می‌شود»، «افشاربندان» و «یادبود باستانی نیایش» عنوان داستان‌های این کتاب است. داستان‌های این کتاب از لحاظ سبک نوشتن، فرم روایت ، درون‌مایه‌ و پلا‌ت‌ متنوع هستند؛ اما با این حال می‌توان نگاه اجتماعی‌گرایانه حکیم‌معانی در خلق داستان‌هایی با فضای شهری معاصر را یکی از ویژگی‌های داستانی‌های موفق این مجموعه محسوب کرد. در معرفی نویسنده این اثر باید گفت که محسن حکیم‌معانی نام آشنایی برای علاقه‌مندان به حوزه فرهنگ است؛ چراکه اگر حتی کسی داستان‌های جذاب او را نخوانده باشد، یا نقدهای او را در مطبوعات ندیده باشد، حتما صدای او را در برنامه‌های مختلف رادیویی شنیده است؛ برنامه‌هایی که او در همه این سال‌ها تلاش‌ کرده است تا نویسندگان و شاعران جوان را به وسیله آن به جامعه معرفی کند.   «بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم چند» اثر احمد آرام کتاب «بیدار نشدن در ساعت نمی دانم چند»، اثر احمد آرام مجموعه‌اي از هفت داستان كوتاه است كه از سوی نشر نيماژ منتشر شده است. این کتاب شامل هفت داستان کوتاه به نام‌های «قبرستان دریایی»، «آرسا»، «اگه تکونم بدی بیدار می‌شم»، «وازریک مرده است»، «نقل سفید»، «من، مارلا و راسپوتین» و «بیدار شدن در ساعت نمی‌دانم چند» است. احمد آرام از آن دست نویسندگانی است که نگاه بومی و جنوبی در آثارش موج می‌زند. به قدری این موج‌ها در داستان‌های او نمایان است که گاهی، شرجی جنوب را در کلمه به کلمه‌ آثار او می‌توان احساس کرد. مجموعه داستان «بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم چند» نیز یکی از آثار که از سوی نشر نیماژ راهی بازار نشر شده است و نگاه بومی او به خوبی در آثارش مشخص است.  زبان روان و محاوره احمد آرام در این‌ داستان به همذات‌پنداری بیشتر خواننده کمک می‌کند؛ گویی نشسته‌ای کنار شخصیت‌ها و داری به درد و دلشان گوش می‌دهی. با اینکه شخصیت‌های برخی داستان‌ها زن هستند اما احمد آرام به خوبی از پس دنیای زنانه‌شان بر‌آمده‌ است و خواننده حس نمی‌کند که تراوشات ذهن یک مرد توی دهان شخصیت‌های زن داستان گذاشته شده‌است. هم چنین تفاوت لحن شخصیت‌ها به خوبی قابل تشخیص است. همان‌طور که در بالا گفته شد، داستان‌ها در فضای بوشهر اتفاق می‌افتند که زیستگاه خود نویسنده هم هست و از این جهت خالی از لطف نیست که با فضای شهری جز تهران مواجه هستیم. خیابان‌ها، کافه‌ها و کلن فضای داستان، به خودی خود جذابیت لازم را دارد.   «خانه‌ی کوچک ما»، اثر داریوش احمدی مجموعه «خانه‌ی کوچک ما» از دوازده داستان تشکیل شده که داریوش احمدی طی 10 سال گذشته آن را نوشته است. این کتاب سال 95 در نشر نیماژ منتشر شد و کمتر جایزه‌ای را می‌توان پیدا کرد که این کتاب در آن کاندید یا برگزیده نشده باشد. فضای داستان‌ها مانند اثر احمد آرام بیشتر جنوب ایران، به‌خصوص شهر زادگاهش مسجدسلیمان است. وی از نظر دیدگاه‌های داستان‌نویسی همان‌طور که خودش می‌گوید، بیشتر مدیون کارهای غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری و بهرام حیدری است. رویکرد نویسنده، توجه جدی به عنصر قصه‌گویی در داستان است که باعث شده معمولا روایت‌های خطی با توالی زمانی مشخص برای پیرنگ داستان‌ها انتخاب شود. شخصیت‌های محوری داستان‌ها، معمولا راویان اول شخص هستند که سرگذشت اغلب رازآلود خود را با چاشنی ترس و وهم روایت می‌کنند. استان‌ها، روایت عشق و مرارت انسان‌هایی است که بیشتر با خاطرات‌شان زندگی می‌کنند و چه‌بسا همه در رؤیاهای خود مرده باشند. با یک کنکاش اینترنتی به‌راحتی می‌توان فهمید که این مجموعه اولین کار این نویسنده جنوبی است که با حوصله و وسواس زیاد به فُرم و زبان و فضاهای داستانی‌اش توجه می‌کند. احمدی در داستان‌هایش، به‌خصوص داستان «خانه کوچک ما»، نشان می‌دهد که ارزش‌های مطلق و حقایق غایی در تاریخ وجود ندارد و زندگی چیزی نیست جز مسئولیت دردناک انتخاب. این کتاب در جایزه ادبی سیلک به‌عنوان اثر برگزیده انتخاب شد اما در اتفاق عجیب و غریب و به دلیل نبود خبرنگاران، کتاب دیگری به عنوان اثر برگزیده معرفی شد. همچنین «خانه کوچک ما»، کاندید جایزه «احمد محمود»، جایزه «هفت اقلیم» و جایزه «جلال آل‌احمد» و برگزیده نخست جایزه شیراز بوده است. همچنین در حاشیه جایزه جلال آل‌احمد از وی به‌عنوان نویسنده‌ای متعهد تقدیر و تجلیل شد. ابوتراب خسروی، نویسنده مطرح کشورمان این کتاب را یکی از بهترین مجموعه‌ داستان‌های معاصر می‌داند.   «گنبد کبود»، اثر کورش اسدی کتاب «گنبد کبود» مجموعه‌ای از هشت داستان از زنده‌یاد کورش اسدی، نویسنده و منتقد ادبیات داستانی است که نشر نیماژ آن را در سال ۱۳۹۴ منتشر کرده است. «گوشه‌ی غراب»، ««گنبد کبود»، «پیاده»، «برج»، «خیابان کهنه»، «شهرزاد»، «فرشته نیستم ـ آدم‌ام» و «وادی وهم» عناوین داستان‌های این مجموعه است. از میان این هشت داستان، سه داستان مربوط به سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ هستند و پنج داستان دیگر بدون ذکر تاریخ نگارش منتشر شده‌اند: «گوشۀ غراب: ۱۳۸۱»، «گنبد کبود: ۱۳۸۲» و «شهرزاد: پاییز ۱۳۸۱.» اسدی در این مجموعه، داستان ‌هایی طرح می‌‌کند که هیچ ‌وقت از ذهن مخاطب حذف نمی‌‌شود، داستان‌‌های او از زاویه‌‌ای دیگر به جهان می‌نگرد، زاویه‌‌ای که سعی می‌کند جهان واقعی را به داخل مرزهای خیال بکشاند. داستان‌های این مجموعه هر کدام زبان، فضا و موقعیت‌هایی خاص خود دارند و در عین‌حال سایه‌ای از یکدیگرند. از میان این داستان‌ها، داستان «گنبد کبود» شاید بیشتر از دیگر داستان‌ها خصیصه‌های روایی مجموعه را در خود جای داده است و بعد از آن هم داستان «وادی وهم»، که روایتِ خیال یا وهمی است که در قامت واقعیت ظاهر می‌شود. زنده‌یاد کورش اسدی، تنها نویسنده‌ای است که در این دوره هم در بخش مجموعه داستان و هم بخش رمان کاندید است.   «لب‌خوانی»، اثر ابوذر قاسمیان «لب‌خوانی» مجموعه داستانی متشکل از ۹ داستان کوتاه از ابوذر قاسمیان داستان‌نویسی جوان است که اثرش از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است. بیشتر داستان‌های این کتاب روایت دوران سربازی از راوی یا دیگر همقطاران دوره‌ خدمت است؛ سایر داستان‌ها به ظاهر مضمونی دیگر دارند اما با نگاهی دقیق‌تر درمی‌یابیم که پیوستگی خاصی از ابتدا تا به آخر در میان داستان‌ها وجود دارد و مخاطب نیز فضایی یکپارچه را در ‌‌نهایت تجربه می‌کند. چینش عالی داستان‌ها، دستیابی به این فضا را امکان پذیر کرده است. «لب‌خوانی»، اولین مجموعه داستان این نویسنده‌ جوان است که پیش‌تر تعدادی از داستان‌هایش در مجله‌ همشهری داستان منتشر شده و مورد توجه علاقه‌مندان به ادبیات قرار گرفته بود. او همچنین با داستان «پروانه‌ای در موهای توست» موفق به دریافت جایزه‌ ادبی تبریز و با داستان «نسخه‌پیچ» از همین مجموعه برنده‌ سوم جایزه‌ بهرام صادقی شده است. استفاده از شیوه‌های روایی مختلف، فضاسازی‌های بکر و زبان پیراسته از ویژگی‌های داستانی اوست. «لندن شهر چیزهای قرمز»، اثر  نوید حمزوی کتاب «لندن، شهر چیزهای قرمز» اثر نوید حمزوی که در سال ۲۰۱۵ موفق شد برنده دوم داستان‌نویسی جشنواره تیرگان کانادا شود، از سوی نشر نیماژ وارد بازار نشر شد. این کتاب از ۱۲ داستان کوتاه تشکیل شده که «یکی شدگی در جامعه یونایتد کینگ دام»، «حلزون و اولین جنگ خلیج فارس»، «بنگ بنگ»، «تاریخ کوتاه ادبیات انگلیسی»، «لندن، شهر چیزهای قرمز»، «مایند د گپ»، «رویال ودینگ»، «سنگ توالت مارسل دوشان و موزه‌ی هنرهای معاصر تهران»، «الاغ به وریدان»، «بررسی ساختار یک آینه»، «چند بعدی» و «گروهان»‌ نام این داستان‌هاست. همان‌طور که از نام کتاب معلوم است، لندن نقش مهمی در بیشتر داستان‌های این کتاب دارد، اما در عین حال این شهر همیشه در رابطه با تهران (هر دو به مثابه یا نشانه دو فرهنگ) معنا و حضور پیدا می‌کند. در عین حال داستان‌ها تلاش می‌کنند در دام باینری (دوگانگی سنتی شرق-غرب) گرفتار نشوند. با توجه به تمام توضیحات داده شده اما در واقع لندن یک نشانه است و شاید یکی از کاربردهای هنر ایجاد گفت‌وگویی تازه میان نشانه(sign)  و دال از پیش تعیین شده (trapped signifier ) باشد. کتاب کشکولی از داستان‌های مختلف است که با لنزهای مختلف بر هستی و زندگی زیسته شخصیت‌های داستان نظاره می‌کند. شخصیت‌های داستان گاهی با واقعیت ماهویی بیرونی بشریت در ارتباط نیستند یا به عبارتی نمود یک بر یک شخصیت مشخصی نیستند و اینکه دغدغه‌هایشان چیست، موضوعی است که خواننده خودش باید تصمیم بگیرد چراکه من تنها در ساختن فضا و شخصیت نقش داشته‌ام! «نوبت سگ‌ها»، اثر سروش چیت‌ساز کتاب «‌نوبت سگ‌ها‌»، نوشته سروش چیت‌ساز، مجموعه‌ای از 13 داستان کوتاه فارسی است. خلق فضا و قصه‌گویی از نقاط برجسته «نوبت سگ‌ها» است. داستان نثر ساده و روانی دارد و دغدغه اصلی‌اش بازگفتن داستان است. داستان‌های این کتاب به‌شدت لايه‌بندي شده است و در عين پيچيدگي‌هاي موضوعي، سهل‌خوان است. «نوبت سگ‌ها» نخستين مجموعه داستان چیت‌ساز است و برخلاف بسياري از مجموعه‌هاي اول كه در اين سال‌ها منتشر شده‌اند، از پختگي و متانت زيادي برخوردار است. اين البته اصلا به اين معني نيست كه چيت‌ساز با تكنيك‌هاي معاصر آشنا نيست و راه مدرن نوشتن را نمي‌داند. اتفاقا شكل روايت و نحوه پيش بردن داستان يكي از چيره دستي‌هاي او به حساب مي‌آيد. او اهل جنوب است مثل اكثر جنوبي‌ها قصه‌گويي به بخشي از وجودش بدل شده است و داستان‌ها نشان می‌دهد که او مانند اهالی قلم جنوب، خوب می‌تواند قصه بنویسد. «نوبت سگ ها» مجموعه‌اي است كه فضايي واقع‌گرايانه را دنبال مي‌كنند. در اكثر آنها راوي شخصيت اول با تناقضي بنيادين با جهان درون و برونش روبه رو است؛ تناقضي كه دست مايه پيش‌برد داستان‌هاست. کار سروش چیت‌ساز در این مجموعه، احضار حال در زمان گذشته و یا احضار گذشته آدم‌هایش در زمان حال است. این امر به او کمک می‌کند داستان‌هایی ژرف‌تر و قابل‌تامل‌تر بنویسد.   بخش دوم - رمان راه‌یافته به مرحله نهایی جایزه مهرگان ادب «افغانی ‌کِشى»، اثر محمدرضا ذوالعلى رمان «افغانی کِشی» که درون مایه‌ای اجتماعی و عاشقانه دارد، داستان جوانی به نام رسول است که همسرش بدون هیچ دلیلی مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است. او مدتی را در زندان بوده و در نهایت با فروش خانه‌پدری و پرداخت مهریه از زندان آزاد و در یک تاکسی تلفنی مشغول به کار می‌شود. حالا رسول قرار است دختری افغانی به اسم « فیروزه» که متولد ایران است را به زاهدان ببرد تا به کشورش بازگردد؛ اما فیروزه خودش را ایرانی می‌داند و به هیچ وجه تصمیم ندارد ایران را ترک کند و این شروع ماجراست. این رمان تلاشی است برای درک زندگی، رنج و عشق افغان‌های نسل دوم و سوم که جز ایران جایی را ندیده‌اند. افرادی که ایران را کشور خود می‌دانند و با این حال از هیچ گونه حقوق شهروندی برخوردار نیستند. این کتاب را می‌توان در ژانر عاشقانه اجتماعی طبقه‌بندی کرد. این اثر لحظات پر از درد و سختی را برای مخاطب تداعی می‌کند و بدون شک مخاطب به راحتی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. این اثر از سوی انتشارات پیداش منتشر شده است.تا پیش از این جایزه این کتاب در هیچ جایزه‌ای حضور نداشت.   «این سگ مى‌خواهد رکسانا را بخورد»، اثر قاسم کشکولى «این سگ مى‌خواهد رکسانا را بخورد»، اثر قاسم کشکولى از سوی انتشارات بوتیمار راهی بازار نشر شده است. این اثر روایت جذابی دارد و ذهن مخاطب را به چالش می‌کشد و مخاطب را در روایت شرکت می‌دهد تا بتواند حقیقت پنهان در این رمان را درک کند. «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» با سقوط شخصیتی به نام رکسانا از طبقه پنجم ساختمانی که محل زندگی او و همسرش کاوه است، آغاز می‌شود. کاوه، راوی اول‌شخص رمان، که در نجات او ناکام می‌ماند، درصدد پنهان کردن جسد رکسانا برای فرار از قضاوت مردمی است که می‌داند او را متهم خواهند کرد. سقوط رکسانا، سقوط آدمی به ورطه تنهایی است. راوی شاعری تنهاست که تنهایی خود و خلایی را که از نبود مادر در دوران کودکی‌اش نشات می‌گیرد، به وسیله زنان دیگر پر می‌کند. او به دنبال آغوشی مادرانه، همواره مغلوب زنان بوده است. «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد»، موقعیت انسان شهری امروز ایران را به‌صورتی بیان می‌کند که بیش از آن‌که مصداق بیرونی داشته باشد، مصداق درونی دارد. روحیات شخصیتِ داستان، توصیف و حتی بازتولیدِ روحیات انسان مدرن شهری است که در آپارتمانی زندگی می‌کند و زیر نگاه‌های بی‌معنای دیگران (که حضور دارند و ندارند) درگیر همان روزمرگی‌هایی‌ست که برای همه این انسان‌های مدرن آشناست.   «روز اول ماه مهر هرگز نیامد»، اثر جمشید ملک‌پور رمان «روز اول ماه مهر هرگز نیامد» نوشته جمشید ملک‌پور از سوی انتشارات افراز به چاپ رسیده است. این رمان، داستان شهری است که ویران و مردمانش را  آواره‌ کردند. داستان عشق‌های سوخته است، سینه‌های سوخته، صداهای خفه‌شده، گورهای بی‌نام و نشان، پلاک‌های افتاده برزمین، هویت‌های دزدیده‌شده، شناسنامه‌های باطل‌شده، «روز اول ماه مهر هرگز نیامد»، سند زندگی گم‌شده آبادانی‌هاست که درواقع شهر زادگاه نویسنده است. و دردرواقع داستان کتاب هم بر اساس رؤیاها و خاطراتی است که در سر نویسنده جا خوش کرده است. البته در این داستان هم مخاطب مانند کتاب «کاشف رؤیا» با یک ماجرای عاشقانه روبه‌رو می‌شود.   «سمت کالسکه»، اثر مرتضى کربلایى‌لو «سمت کالسکه» رمانی از مرتضا کربلایی‌لوست که انتشارات روزنه آن را برای نخستین بار در سال ۱۳۹۴ منتشر کرده است. نویسنده در پشت جلد کتاب، سمت کالسکه را یک «رمان-دیوانه» خوانده است. این کتاب ستایشی است از ادبیات داستانی روسیه در قرن نوزدهم ! راوی دانای کل رمان آشکارا نظر به قرن نوزدهم روسیه دارد و از ناکامی­‌های معاصر تبریز رنج می‌برد. او با کاوه، شخصیت روشنفکر رمان درصدد ویران کردن اوضاع بر‌می­‌آید اما به نتیجه نمی­‌رسد. درنهایت و از مجرای داوود، دیگر شخصیت رمان، از واقع ­گرایی که بازتاب ‌دهنده­ چیزی جز تبریز و تلخی‌ها و ناکامی‌هایش نیست به اکسپرسیونیسم گذر می­‌کند تا بتواند با تجسم آرزوی درونش در جهان روسیه گام بردارد و نفس بکشد. «سمت کالسکه» در عنوان رمان اشاره به اتاقکی اسرارآمیز در یک صبح برفی دارد که هوای قرن نوزدهم روسیه در آن حبس شده و از پنجره­‌اش ویرانه­ آباد دیده می‌شود و منتظر است تا داوود و معشوقش را سوار کرده با خود ببرد. در این رمان یک رویداد همچون راز تا پایان رمان باقی می‌ماند و برای خواننده هرگز گشوده نمی‌‌شود. «فراموشى»، اثر جواد پویان کتاب «فراموشی» رمانی از جواد پویان است که از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده است. «فراموشی» داستان پناهندگی و مهاجرت است. جوانی به اسم فرید در ایستگاه مرکزی شهرمالمو، دچار فراموشی مقطعی می‌شود، پلیس که به او مشکوک شده از او بازجویی می‌کند و شب را در زندان قرارگاه پلیس راه‌آهن مالمو سر می‌کند. صبح در مرز دریایی سوئد و دانمارک تحویل پلیس دانمارک داده می‌شود و ماجرا شروع می‌شود. نویسنده این رمان از شاگردان گلشیری است اما مانند اکثر شاگردان این نویسنده توانمند، ادبیات را با همه پیچیدگی‌هایش در زبان خلاصه نکرده و مسیر دیگری را پیموده است. فراموشی از نثری روان و بی‌خدشه برخوردار است، نویسنده در روند شکل‌گیری رمان، گذشته از یکی دو توضیح نه چندان ضروری، با نگاهی دوربین‌وار فضای زندگی اروپایی و ایرانی را، متناسب با دنباله‌گیری رویدادها، به زیبایی بازسازی می‌کند. درست مثل اینکه در حال دیدن فیلمی هستیم. نویسنده این اثر از کلی‌گویی‌های مرسوم دوری کرده و کتاب پر از نکته‌های ملموس از روابط بین آدم‌ها در شرایط متفاوت است، که از توجه نویسنده به جزیی‌ترین پدیده‌ها حکایت می‌کند.   «کوچه ابرهاى گمشده»، اثر کورش اسدى همانطور که در بالا گفته شد کورش اسدی نویسنده، ویراستار و مدرس داستان‌نویسی تنها نویسنده‌ای که دو کتاب از او در این جایزه کاندید شده است. وی نگاهی جدی به داستان کوتاه داشت و در اغلب داستان‌هایش فضای بکری را تجربه می‌کرد. او از جمله نویسندگانی است که توجه به زبان و چگونگی قصه‌گویی، او را از نویسندگان هم نسل خود متمایز می‌کند. اسدی در مجموعه «باغ ملی» اغلب به خلق فضاهایی نامعلوم می‌پردازد که مشخصه جغرافیایی شهر خاصی را در خود آشکار ندارد. علاوه بر آن آدم‌ها نیز اغلب بی‌نام‌اند. نامشخص بودن مکان‌ها و نام آدم‌ها با درون‌مایه آثار همخوان و متناسب است. گویی نویسنده تعمد دارد تا ضمن بهره بردن از فضاهای زندگی شهری انسان امروز، قصه معاصر را در حالتی ازلی و ابدی بازگو کند. اسدی آدم‌های داستان‌هایش را در موقعیتی قرار می‌دهد که بازیگر نخست آن، سکوت است. مکثی که آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف نسبت به رفتار و کردار دیگری انجام می‌دهند، به مهم‌ترین مؤلفه ساختاری آثار او تبدیل شده است. شخصیت‌های او کنش و واکنش‌های سردی نسبت به همدیگر دارند که فضایی بی‌روح و هراس‌انگیز را پدید می‌آورد.  این کتاب داستان فردی به نام کارون است. کارون شخصیتِ محوریِ رمانِ «کوچه‌ ابرهای گم‌شده» که از یک سو در کار خریدوفروش کتاب‌های دست‌دوم، نایاب، و ممنوعه است و از سوی دیگر مدام با چیزهای دورریز، آدم‌های مطرود و رابطه‌های فراموش‌شده سروکار دارد، انگار همیشه در حال گردگیری از کتاب‌ها، چیزها، آدم‌ها و رابطه‌های همه اینها با یکدیگر است. این کتاب که توسط نشر نیماژ منتشر شده است، در بسیاری از جوایز کاندید بوده و در جایزه شیراز به‌عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   «گلوگاه»، اثر طیبه گوهرى رمان «گلوگاه»، اثر طیبه گوهری که از سوی انتشارات صداى معاصر منتشر شده، روایت دزدیده‌شدن شخصیتی به نام «حسام» است. حسام نویسنده و روزنامه‌نگاری بوده و به مسائل روز جامعه حساس است؛ درنتیجه نمی‌تواند به‌راحتی از کنار اتفاق‌های سیاسی‌اجتماعی جامعه بگذرد و به آن‌ها واکنش نشان ندهد؛ به‌همین‌علت بازتاب این رویدادها در صفحه اختصاصی‌ روزنامه برایش دردسر می‌سازد. همین‌نکته سبب می‌شود که بعد از چندی عده‌ای ناشناس او را بریایند و سپس ناهید و دانیال، همسر و فرزندش، با ‌مشکلات بسیاری دست وپنجه نرم کنند. زاویه دید داستان به‌شیوه اول‌شخص گزینش شده است، در نتیجه فصل اول را ناهید روایت می‌کند؛ اما در بخش‌هایی که قرار است داستان ربوده‌شدن حسام و درگیری با بازجوهای سیاسی تعریف شود، نویسنده به‌خوبی از چرخش زاویه‌دید (از ناهید به حسام) استفاده می‌کند و با انتخاب «زاویه‌دید نمایشی» به داستانش جان می‌بخشد. «گلوگاه» رمانی است مسئله محور؛ رمانی که نمی­‌تواند نسبت به مسائل اجتماعی بی­‌اعتنا باشد و دغدغه­‌ اصلیش بازگو کردن همین آسیب­‌های ریز و درشت اجتماعی است. اتفاقات ویژه این دوره *زنده‌یاد کورش اسدی اسدی تنها نویسنده‌ای است که در هر دو بخش جایزه کاندید شده است. *بیشتر آثار برگزیده شده، نگاهی بومی به قصه دارند و در جنوب کشور اتفاق می‌افتند. *در کنار توجه به نویسندگان مطرح در این دوره به نویسندگان جوان و کتاب اولی نیز توجه شده است. ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 14:21:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/259717/14-کاندید-جایزه-مهرگان-ادب-بهتر-بشناسید «سعد محمد رحیم» رمان‌نویس سرشناس عراقی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259719/سعد-محمد-رحیم-رمان-نویس-سرشناس-عراقی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «سعد محمد رحیم» رمان‌نویس و داستان‌نویس سرشناس عراقی روز دوشنبه 9 آوریل 2018 بر اثر سکته قلبی در بیمارستان قلب در شهر سلیمانیه در اقلیم کردستان عراق درگذشت. این نویسنده و ادیب مطرح جهان عرب، میهمان بیست و یکمین دوره جشنواره بین‌المللی ادبی «گلاویژ» بود و در روز دوم فعالیت‌های این جشنواره فرهنگی، در پنلی با موضوع «ترجمه دیگری بر اساس روشنگری» (ترجمه الاخر ثقافیا) و با حضور نویسندگان و مترجیمن سرشناس عرب، با مقاله‌ای تحت عنوان «ترجمه دیگری و لحظه حضور روشنگری» (ترجمه الاخر و لحظه التنویر الغائبه) حضور پیدا کرد.     وی بعد از اتمام برگزاری بیست و یکمین دوره جشنواره بین‌المللی ادبی «گلاویژ»؛ روز یکشنبه 8 آوریل 2018 از طریق فرودگاه بین‌المللی سلیمانیه قرار بود به شهر بغداد سفر کند که بر اثر سکته قلبی وضعیت جسمانی‌‌اش به هم می‌خورد و در نهایت، روز دوشنبه 9 آوریل 2018 در بیمارستان قلب در شهر سلیمانیه درگذشت. پیکر «سعد محمد رحیم» در مراسمی با حضور مرکز فرهنگی و روشنگری «گلاویژ»، تعدادی از نویسندگان و همچنین خانواده آن مرحوم تشییع شد و به زادگاهش منتقل شد. وی چندی قبل در بغداد مورد عمل جراحی قلب قرارگرفته بود.   «سعد محمد رحیم» در سال 1975 در شهر بعقوبه عراق متولد شد، در سال 1980 از دانشکده مدیریت و اقتصاد فارغ التحصیل شد و به امر معلمی دروس اقتصاد در دبیرستان مشغول شد؛ ولی دغدغه اصلی وی ادبیات و رمان و روزنامه‌نگاری بود. به همین دلیل کتاب‌هایی با موضوع داستان، رمان، تحقیق و نقد ادبی منتشر کرد. در سال گذشته، بیشتر با رمان «کشتن مرد کتاب فروش» (مقتل بائع الکتب) به شهرت رسید و در مدت یک سال، 10 با تجدید چاپ شد و به چندین زبان ترجمه شد، از جمله با ترجمه ماهرانه «صباح اسماعیل» به زبان کُردی منتشر شد. مهمترین کتابهای این نویسنده فقید عراقی عبارتند از: «صعود به سمت برج‌های دو قلو»، داستان، در سال 1989، «سایه درخت توت قرمز»، مجموعه داستان، در سال 1993، «او و دریا»، مجموعه داستان، در سال 2000، «صدای لک لک‌ها»، رمان، در سال 2000، «ایستگاه‌های دور»، مجموعه داستان، در سال 2004، «تحریک»، داستان، در سال 2004، «گُل شکفته»، مجموعه داستان، «سایه بدن»، رمان، در سال 2015، «آن روشنفکری که در همه چیز دخالت می‌کند»، تحقیق، در سال 2016، «کشتن مرد کتاب فروش»، رمان، در سال 2017، «ترجمه با گذشت زمان، خود را نشان می‌دهد»، تحقیق، در سال 2017 و همچنین «بستری برای دیوانگی»، رمان، در سال 2018. ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 14:19:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259719/سعد-محمد-رحیم-رمان-نویس-سرشناس-عراقی-درگذشت انتشار مجموعه شعر جدیدی از مهرداد ضیایی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259706/انتشار-مجموعه-شعر-جدیدی-مهرداد-ضیایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه شعر «مرا به پیراهنت بسپار» تازه‌ترین مجموعه شعر سید مهرداد ضیایی هنرمند سینما و تلویزیون است که به تازگی از سوی نشر چلچله منتشر شده است. مجموعه شعر« مرا به پیراهنت بسپار» سروده سید مهرداد ضیایی٬شاعر٬ نویسنده و بازیگر از سوی نشر چلچله به چاپ رسید و راهی بازار کتاب شد. این هنرمند، مجموعه شعر «ابرهایی به شکل هیچ» و کتاب‌هایی مانند «داستان عینک»٬ «قصه  ظرف‌ها و آدم‌ها»- برای کودکان و نوجوانان - و نیز «تاریخ و اسناد نمایش در ایران» همچنین پژوهش و تالیف در دایره المعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه  ادب فارسی و... را در کارنامه خود دارد. او سال‌هاست که به نمایشنامه‌نویسی برای رادیو و تئاتر و نیز فیلمنامه‌نویسی برای سینما و تلویزیون و فیلم‌های مستند مشغول است.   ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 11:21:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259706/انتشار-مجموعه-شعر-جدیدی-مهرداد-ضیایی دیدار و گفت‌وگو با نویسندگان پیشکسوت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259704/دیدار-گفت-وگو-نویسندگان-پیشکسوت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «شب نویسندگان ایرانی» شامل دیدار و گفت‌وگو با ۱۲نویسنده پیشکسوت با عنوان فرعی «گفتن از نوشتن و تجربه‌های دیگر...» در موسسه ادبی هنری هفت اقلیم برگزار می‌شود. موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم اعلام کرده در نظر دارد به منظور ایجاد بستری برای انتقال تجربه‌های خاص نویسندگی از نویسندگان پیشکسوت به جوان‌ترها، با دعوت از نویسندگان پیشکسوت، فضایی گفتمانی بین نسل‌های مختلف نویسنده ایجاد کند. به همین منظور در گام اول با دعوت از ۱۲ نویسنده پیشکسوت و نامگذاری هر شب به نام یکی از این نویسندگان، این امکان را برای اهالی قلم و نویسندگی و علاقه‌مندان به ادبیات فراهم آورده که طبق زمان‌بندی به‌عمل‌آمده، هر چهارشنبه با یکی از نویسندگان پیشکسوت رودررو نشسته و درباره تجربه‌های خاص نوشتن و رویکرد و دیدگاه‌شان به ادبیات گفت‌وگو کنند. این سلسله نشست‌ها در گام‌های بعدی با نویسندگانی از نسل‌های مختلف پیگیری خواهد شد. اولین جلسه این سلسله نشست‌ها روز چهارشنبه ۵ اردیبهشت‌ماه با حضور اولین مهمان برنامه «محمد محمدعلی» آغاز خواهد شد. به منظور ارتباط بیشتر بین نسل‌های نویسنده برای هر شب یک نفر از نویسندگان جوان‌تر به عنوان میزبان و پیش‌برنده جلسه انتخاب شده است. اسامی میزبان هر جلسه متعاقبا اعلام خواهد شد. حضور در این جلسات برای عموم آزاد است. اسامی نویسندگان اولین دوره دیدار با نویسندگان: محمد محمدعلی ۲ اردیبهشت ۹۷ محمود حسینی‌زاد  ۱۹ اردیبهشت رضا جولایی ۲۶ اردیبهشت حسین سناپور ۲ خرداد علی خدایی ۹ خرداد ابوتراب خسروی ۲۳ خرداد ناهید طباطبایی ۳۰ خرداد منیرالدین بیروتی ۶ تیرماه امیرحسین چهلتن ۱۳ تیرماه فرخنده آقایی ۲۰ تیرماه شیوا ارسطویی ۲۷ تیرماه یارعلی پورمقدم ۳ مردادماه علاقه‌مندان به شرکت در این جلسات می‌توانند در تاریخ‌های یادشده به موسسه هفت‌اقلیم واقع در خیابان شریعتی،بالاتر از ملک، نبش کشواد پلاک 569 مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 11:08:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259704/دیدار-گفت-وگو-نویسندگان-پیشکسوت «یکی از ما دو نفر» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259694/یکی-دو-نفر-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از  روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی، مراسم رونمایی از این کتاب روز دوشنبه ۲۷ فرودین‌ماه از ساعت ۱۷ تا ۲۰ با حضور سجاد سامانی، مجید سعدآبادی،  علی صفری، حسین زحمت‌کش، حسن رزوان، بهمن زدوار و رویا باقری، در این فرهنگسرا برگزار می‌شود. فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی در خیابان شهید گل‌نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا واقع است. ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 09:10:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259694/یکی-دو-نفر-رونمایی-می-شود یادداشتی بر مجموعه شعر «دارم می‌گذارم به زندگی‌ام ادامه دهم» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259684/یادداشتی-مجموعه-شعر-دارم-می-گذارم-زندگی-ام-ادامه-دهم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- على شفيع‌آبادى: مجموعه شعر «دارم می‌گذارم به زندگی‌ام ادامه دهم» نوشته محسن مرادی است که از 50 قطعه سپید تشکیل شده و گرچه در اندازه قطعات متنوع است اما همگی به لحاظ فرم از شکلی واحد تبعیت می‌کنند که این شکل، همان دنیای شاعر است. دنیایی که انگار متعلق به کودکی است که سالخورده و دنیا دیده است و یا مردی که هنوز کودک است. فرم اشعار تحقیقا این را به ذهن مخاطب متبادر می‌کند که دنیای کودکانه شاعر دستخوش احساسات و دنیای نه چندان پاک بیرون از ذهنش قرار گرفته و این ملغمه تقابل معصومیت ذهن شاعر با دنیای بیرون و گویی ترس از بزرگ شدن را به تصویر می‌کشد. تصاویری که شاعر ارائه می‌دهد و لکنتی عمدی که در بعضی اشعار موج می‌زند و همین طور عدم رعایت قوانین قراردادی که حتی در شعر سپید هم رعایت می‌شود، همه و همه سرکشی و طغیان شاعر را از اعماق چاهی که در سرش زده بیرون می‌کشد و در سطلی پر از آب یخ می‌ریزد و بعد همه را بر سر مخاطب می‌ریزد و گه گاه مخاطب به خود می‌آید و همه عناصر این-دنیایی را فراموش می‌کند و تا بالای ابرها به دنبال شاعر می‌رود. عصیان ذهن شاعر چیزی فراتر از اعتراض است و انگار دارد فلسفه اعتراض را به چالش می‌کشد. بازی‌های زبانی شاعر خود به تنهایی نوعی اعتراض به تمام قواعد و قراردادهاست و گویی شاعر حتی به شکل کلمات هم اعتراض دارد و این کمابیش فرمی نو و غیرمحافظه کارانه است. حیف است که تمامی این 50 قطعه را در چارچوب قالب یا فرمی که از پیش رایج بوده خلاصه کرد، چون شاعر به معنای واقعی مؤلف است و هرگز نخواسته و یا اصلا نمی‌توانسته پیرو قالبی باشد و این در اکثر قطعات به وضوح پیداست. شاعر، دقیقا همان چیزهایی را به روی کاغذ آورده که باید باشند، یعنی در مسیر مغز به قلم هیچ تغییری صورت نگرفته و قلمش همان کلمات را به روی کاغذ آورده. بدون اینکه آن‌ها را ترجمه یا سانسور کند و از این روست که هرگز شبیه کسی نیست و این رومانتیک بودن در بیان فوران احساسات لحظه‌ای، از شاعر، شعری ناب و دست نخورده بر جای گذاشته که فقط شبیه خودش است. شعر محسن مرادی، هستی‌شناسی و جهان‌بینی خود را دارد ولی به این معنا نیست که اشعار شخصی است و اتفاقا این نوع نوشتار مخاطب خاص و عام خودش را دارد چون شاعر درهای ادراک و تفسیر را هرگز نبسته و این، همانا عصیان او در برابر زبان، زمان، مکان و در نهایت در برابر رابطه خودش با دنیاست. دنیایی پر از نشانه و معنا که شاعر اسیر آن نشده و هر آن چه لازم بوده تلاش کرده تا آزادانه در آن پرسه بزند. تلاشی که به نظر حتی عمدی هم نیست و ناخودآگاه است و این روح آزاد شاعر را نمایان می‌کند. روحی که همواره در پنجاه اثر مخلوقش جاری و ساری است.   ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 09:00:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/259684/یادداشتی-مجموعه-شعر-دارم-می-گذارم-زندگی-ام-ادامه-دهم تبیین نقش شعر در ارتقای ادبیات و هنر انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259688/تبیین-نقش-شعر-ارتقای-ادبیات-هنر-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر؛ در پنجمین برنامه «سوره هنر» که به پوشش چهارمین هفته هنر انقلاب اسلامی اختصاص دارد، جایگاه و نقش شعر در ارتقای ادبیات و هنر انقلاب بررسی و تبیین می‌شود. مهمان این قسمت از برنامه، مرتضی امیری‌اسفندقه است. وی پیش از این دبیری جشنواره بین‌المللی شعر انقلاب را نیز برعهده داشته است. گفتنی است اجرای برنامه تلویزیونی «سوره هنر» را که به همت موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر تولید شده است، رسالت بوذری برعهده دارد. این قسمت از برنامه عصر امروز-یکشنبه 26 فروردین- در آستانه برگزاری آیین اختتامیه هفته هنر انقلاب اسلامی در حوزه هنری، از ساعت 15:42 دقیقه از شبکه سه سیما پخش می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 08:45:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259688/تبیین-نقش-شعر-ارتقای-ادبیات-هنر-انقلاب سعدی و پترارک هر دو به عشق و دوستی روی آوردند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259682/سعدی-پترارک-دو-عشق-دوستی-روی-آوردند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) چندسالی است که در موسسه شهر کتاب همایش‌هایی با موضوع اشتراکات فرهنگی سعدی و شعرا و نویسندگان بزرگ دنیا برگزار می‌شود. چند روز پیش در خبری از سوی این موسسه اعلام شد که این همایش امسال به موضوع «سعدی و پترارک» اختصاص دارد. به همین مناسبت و برای اطلاع از کم‌وکیف دقیق این همایش با علی‌اصغر محمدخانی پژوهشگر و معاون فرهنگی موسسه شهر کتاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.  پترارک شاعری است که اولین نوشته‌ها با مضامین اومانیستی را از او می‌دانند، از طرف دیگر سعدی از شاعرانی است که شاید در میان قدما، او را بیش از همه بتوان اومانیست دانست، سعدی چون حافظ و مولانا عارف نیست و به زندگی اجتماعی و روانی انسان می‌پردازد، آیا این می‌تواند از وجوه تشابه این دو شاعر بزرگ باشد و اگر هست شباهت‌ها و تفاوت‌های هرکدام به نظر شما چیست؟ در ابتدا لازم است که اشاره کنم به برنامه‌ای که مرکز فرهنگی شهر کتاب با همکاری مرکز سعدی‌شناسی و دانشگاه و مراکز ادبی در جهان از سال ۱۳۹۱ در روز بزرگداشت سعدی در تهران و شیراز و دیگر شهرهای جهان برگزار کرده است و در سال‌های آتی نیز ادامه خواهد داشت. از سال ۱۳۹۱ ما هر سال در روز سعدی، همایشی تطبیقی با یکی از کشورهای جهان در باب سعدی و یکی از شاعران یا نویسندگان جهان که شباهت‌هایی با سعدی دارد، برگزار می‌کنیم و تاکنون همایش سعدی و پوشکین، سعدی و یونس امره، سعدی و سروانتس، سعدی و متنبی، سعدی و کنفوسیوس، سعدی و ویکتور هوگو در ایران، روسیه، ترکیه، اسپانیا، جهان عرب، چین و فرانسه برگزار شده است و امسال همایش سعدی و پترارک در تهران، شیراز، رم و بولونیا برگزار می‌شود.  سعدی نماینده‌ شاخص سنت‌های عاشقانه‌ غزل فارسی و پترارک شاعر برجسته‌ ایتالیایی، پایه‌گذار سنت‌های عاشقانه‌ شعر ایتالیایی است. شباهت‌های بسیاری می‌توان در اشعار و آثار سعدی و پترارک یافت و به چرایی محبوبیت سعدی در اروپا پی برد. گلستان سعدی نخستین کتاب فارسی بود که به یک زبان اروپایی ترجمه شد و سعدی شاعر محبوب فیلسوفان عصر روشنگری بود که اندیشه‌های او را می‌ستودند و شیفته‌ زیبایی سخن او می‌شدند. همچنین در سیاست‌نامه‌نویسی و اخلاق‌نویسی نظریه‌ انسان‌گرایی سعدی در اروپا مورد اقبال قرار گرفت که ناظر به دیدگاه مبتنی بر تساهل، اعتدال، دفاع از ضعیفان و نقد توانگران است. پترارک یک قرن بعد از درگذشت سعدی، شروع به نوشتن اشعارش کرد و تاثیر ادبی‌اش از بعضی جهات شبیه نقش ادبی سعدی در ادبیات ایران است. سعدی و پترارک دو شاعر انسان‌گرا در ادبیات جهان هستند و پترارک در پیدایش رنسانس در تمدن غرب بسیار تاثیرگذار بوده است و متاسفانه در ایران به خوبی شناخته نشده است و در طول یک‌صد سال اخیر فقط یک کتاب از ترجمه‌های اشعار پترارک به فارسی منتشر شده است. همان‌طور که در ایران سعدی سراینده‌ طراز اول نوعی از شعر غنایی است پترارک نیز از مهم‌ترین غزل‌سرایان در تاریخ غزل‌سرایی در جهان است. در بین آثار شعرای ایتالیایی و فارسی زبان، از نظر عنصر عاطفه و همچنین تصاویر مندرج در اشعار، قرابتی چشمگیر دیده می‌شود و غزل‌های سعدی و وصف معشوق در اشعار او بسیار با سانت‌های پترارک نزدیک است و سانت‌ ایتالیایی که نخستین ژانر غنایی اروپا در آستانه‌ رنسانس است در دست پترارک به کمال رسید. معیار انتخاب شما برای گزینش پترارک چه بود؟ آیا اینطور نیست که در میان قدما سعدی زبانی جهانی دارد و دغدغه‌های او می‌تواند نه فقط به انسان ایرانی بلکه به همه مردم دنیا در هر تاریخی مربوط باشد؟ معیار ما برای انتخاب پترارک و مقایسه‌ با سعدی این بود که اگر ادبیات کلاسیک ایتالیایی را بررسی کنید از میان شاعران برجسته به دانته، لئوپاردی و پترارک برمی‌خورید. به غیر از مواردی که در پرسش قبلی اشاره کردم به این‌ نکته می‌توان توجه کرد که سعدی و پترارک هر دو به عشق و دوستی با جوهر انسانی روی آوردند و به عبارتی با گرایش به آیین عشق آرمانی، ستایش کمال و جمال دنیایی را با توجه به جنبه‌ی معنوی آن وصف کردند و نیز هر دو، یکی از جنبه‌های سنت شعر غنایی پیش از خود را رها کردند: پترارک روش تمثیل‌گرای دانته را که از مطالب مذهبی مایه‌ گرفته بود ترک کرد و سعدی طرز توصیف عرفانی جمال و کمال را کنار گذاشت و در نتیجه هر دو از تصویرهای تمثیلی و ابهام مطالب دوری کردند. البته در میان غزل‌های سعدی، غزل‌های عارفانه هم هست ولی غالب غزل‌های او وصف معشوق زمینی است. دانشگاه بلونیا و کشور ایتالیا چه همکاری‌‌‌هایی در برگزاری این همایش داشته‌اند؟ معمولا در هر سال همایش‌هایی که درباره‌ سعدی برگزار می‌کنیم به این شکل است که شهر کتاب و مرکز سعدی‌شناسی با یک دانشگاه و مرکز ادبی در کشور مقصد تفاهم‌نامه دارد که بعد از برگزاری همایش در ایران در آن کشور ادامه یابد. درباره‌ همایش سعدی و پترارک هم بدین گونه است که با همکاری دانشگاه بولونیا و رم و رایزن‌های فرهنگی دو کشور، این همایش در ماه نوامبر در کشور ایتالیا ادامه می‌یابد. همچنین به دلیل این‌که امسال، سال ۲۰۱۸، سال ایتالیا، فرهنگ‌ها و مدیترانه است، به غیر از برگزاری همایش سعدی و پترارک، چندین نشست و برنامه در شهر کتاب درباره  این موضوع داریم و گفت‌وگوهایی درباره‌ نزدیکی فرهنگ ایتالیایی با فرهنگ ایران و خاورمیانه.  بسیاری بر این باورند که درباره شعرای کلاسیک ما چون سعدی، حافظ، مولانا در طول سالیان بسیار بحث شده و دیگر حرف تازه‌ای وجود ندار، نظر شما در این باره چیست؟ در باب شاعران بزرگ فارسی و جهان و کلا در باب ادبیات مطرح جهان این‌گونه نمی‌توان سخن گفت. همیشه با تغییر شرایط تاریخی و فرهنگی و با پیشرفت‌هایی که انسان در زمانه پیدا می‌کند و نظریه‌ها و آراء جدید فلسفی و اجتماعی و ادبی مطرح می‌شود باید نگاه جدید به آثار کلاسیک کرد و دریافت‌های نویی داشت. به ویژه شاعرانی چون حافظ و مولانا و خیام و سعدی و عطار که هر بار که به شعرشان نگاه عمیق داشته باشیم با مطالب نوین روبه رو می‌شویم یا این‌گونه بگویم که دریافت جدید داریم. به نظر شما چرا در سه دهه مولوی این گونه در جهان مخاطب پیدا کرده است؟ چون نگاه‌های جدید مطرح شده و دریافت‌های جدید از شعر او در حوزه‌ی عرفان، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، علوم دینی، ادبیات برای مخاطب فراهم آمده است. وانگهی بسیاری از درون‌مایه‌ها و اشعار و آثار این بزرگان تاکنون واکاوی جدی نشده است مثل سعدی که هنوز پژوهش‌های جدی در باب قصائد، رساله‌ها و غزل‌های او گسترده نیست. همچنین در حوزه‌ تطبیق اشعار این شاعران با شاعران سرزمین‌ها و فرهنگ‌های دیگر نیز لازم است بیشتر شود. اگر از وضعیت ترجمه  آثار سعدی به زبان‌های دیگر اطلاعات جدیدی دارید بفرمایید. همان‌طور که اشاره کردم، سعدی در چهار سده‌ گذشته در اروپا و جهان شناخته شده است و آثارش به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده و شرح و تفسیرهای خوبی درباره‌ آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و شرح و تفسیرهای خوبی درباره‌ آثارش به زبان‌های مختلف نوشته شده است، هرچند که در بعضی از سده‌ها گاهی شهرت و توجه به او افزون شده و گاهی کمتر. اوج شهرت سعدی در قرن هجدهم و نیمه‌ اول قرن نوزدهم میلادی بود که کم‌کم خیام در نیمه‌ دوم این قرن در مقام شاعر متفکر جای سعدی را گرفت و در قرن بیستم هم جای خود را به مولانا و اندیشه‌های عرفانی او سپرد اما در قلمرو عثمانی، شبه‌قاره و اروپا و آسیای مرکزی و چین و ژاپن و کره در دو دهه‌ گذشته آثار سعدی ترجمه شده و می‌شود. مثلا در ایتالیا شش ترجمه از گلستان سعدی منتشر شده است ولی غزلیات کمتر ترجمه شده و بوستان سعدی به ایتالیایی ترجمه نشده است و یکی از ایران‌شناسان ایتالیایی مشغول ترجمه و تحقیق در باب بوستان سعدی است. برگزاری این همایش‌ها موجب می‌شود که ترجمه‌ی آثار سعدی، چشمگیرتر و کارنامه‌ سعدی‌پژوهی پربرگ و بارتر شود. سال گذشته کتاب عاشقانه های سعدی منتشر شد که در آن همایون کاتوزیان تعدادی از غزلیات سعدی را به انگلیسی ترجمه کرده‌ است، ایشان بر این باور است که آنقدر که به بوستان و گلستان پرداخته شده به غزلیات سعدی پرداخته نشده است نظر شما در این باره چیست؟ فکر می‌کنید دلیل آن چیست؟ بله در میان‌ آثار سعدی به گلستان بیشتر توجه شده است هم در داخل ایران و هم در کشورهای دیگر. علت اصلی این است که گلستان کتاب درسی بوده است در گذشته و وقتی که درباره‌ی سعدی صحبت می‌شود همه گلستان را به یاد می‌آورند و بعد غزلیات و قصاید و رساله‌ها و بوستان را.   ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 08:40:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259682/سعدی-پترارک-دو-عشق-دوستی-روی-آوردند ​جشن امضای جدیدترین اثر نیلوفر لاری‌پور http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259686/جشن-امضای-جدیدترین-اثر-نیلوفر-لاری-پور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جدیدترین مجموعه ترانه نیلوفر لاری‌پور به اسم «هزارویک شب من» کتابی است که در سال 96 از سوی انتشارات فصل پنجم راهی بازار نشر شد.  جشن امضای این کتاب با حضور اهالی قلم و هنرمندان، عصر روز دوشنبه (27 فروردین‌ماه) در خانه شاعران برگزار خواهد شد.   کتاب «هزارویک شب من» مجموعه کاملی از ترانه‌هایی است که لاری‌پور از سال 77 تا به امروز نوشته است؛ ترانه‌هایی که فضای عاشقانه دارند و مخاطب با بسیاری از ترانه‌های این مجموعه خاطره دارد.   علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 17 و 30 دقیقه تا 20 روز دوشنبه به خانه شاعران به نشانی، خیابان شهید کلاهدوز، نبش کوچه نعمتی، پلاک 1 مراجعه کنند. ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 08:35:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259686/جشن-امضای-جدیدترین-اثر-نیلوفر-لاری-پور دو اثر جدید از محسن ناظمی وارد بازار کتاب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259685/دو-اثر-جدید-محسن-ناظمی-وارد-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «بهانه دل» و  «آروم آروم» به نویسندگی محسن ناظمی وارد بازار کتاب شد. محسن ناظمی مدیر عامل مجتمع آموزشی سینمایی هنر هفتم نویسنده و کتاب‌های «آروم آروم» و «بهانه دل» گفت: کتاب شعر و ترانه «بهانه دل» توسط انتشارات ارسطو  چاپ شده و اشعار این کتاب مربوط به یک دهه گذشته است که به تازگی چاپ شده است. وی افزود: اسم کتاب برگرفته از نام یکی از ترانه‌های کتاب بوده و تمامی سنین از نوجوانان تا بزرگسالان می‌توانند از سروده‌های این کتاب استفاده کنند.  وی بیان کرد: بعضی از این اشعار را برای ترانه موسیقی‌های آلبوم‌ام به نام بهانه دل سروده‌ام که به امید خدا در سال 97 با صدای خودم به بازار خواهد آمد. عنوان کتاب از شعرهای داخل کتاب است ولی شعرها و ترانه‌ها هرکدام حرفی جدا برای گفتن دارند. این شاعر درخصوص قالب‌های شعری مجموعه «بهانه دل» بیان کرد: کتاب «بهانه دل» مجموعه شعرهایم را در قالب شعر نو،  ترانه ،مثنوی و غزل در برمی‌گیرد. این شعرها در موضوعاتی چون عاشقانه، پند، نصیحت و اجتماعی سروده شده‌اند.  گفتنی است محسن ناظمی نویسنده و شاعر ،کارگردان و آهنگسازی است که تمام زندگیش در هنر خلاصه می شود وی 9 کتاب شعر , آموزشی و هنری و رمان  را به قلم تحریر در آورده است. رمان هایی «زخم اعتماد» و «سارکوما» آثاری هستند که از این مولف به زودی منتشر خواهند شد. فیلمنامه سارکوما نیز توسط محسن ناظمی نوشته شده که قصد کارگردانی و ساخت آن را نیز دراد.  ]]> ادبيات Sun, 15 Apr 2018 08:19:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259685/دو-اثر-جدید-محسن-ناظمی-وارد-بازار-کتاب