خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 20 Sep 2019 16:05:29 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 20 Sep 2019 16:05:29 GMT ادبيات 60 ​جایزه ادبی سیمین برگزیدگانش را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280944/جایزه-ادبی-سیمین-برگزیدگانش-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری این جشنواره امیرحسین افشار دبیر این جایزه ادبی در آیین پایانی این جایزه ادبی درسرای محله زعفرانیه با بیان اینکه این جایزه برای نخستین بار و با تلاش یک مجموعه خصوصی و با هدف معرفی نوآوران و خلاقان ادبی داستان‌نویس و فراگیرسازی داستان‌نویسی برگزار می‌شود تصریح کرد: باید برای رشد و تعالی فرهنگ داستان‌نویسی و شکوفایی استعدادهای علاقه مندان جوان فضای مناسب را  مهیا کرد و زمینه و میدان را برای رشد و شکوفایی و بروز و ظهور استعداد‌های نوآمدگان فراهم کرد.  وی تاکید کرد: این انجمن دغدغه فرهنگی دارد و به دنبال احیای میراث ادبی کهن و ارتقای سطح فرهنگ جامعه است. همچنین سید محمد‌حسین حسینی رئیس هیات داوران جایزه ادبی سیمین در سخنانی با اشاره به اهداف این جشنواره گفت: یکی از دغدغه های موسسه ادبی سیمین زمینه سازی برای رشد جوانان داستانویس و ایجاد نشاط و پویایی در میان نسل جدید ادبیات داستانی  با برگزاری دوره ها وکارگاه های آموزشی داستان نویسی در سطح تهران و مراکزاستان ها است.  موسس این انجمن ادبی تاکید کرد: استقبال نسل جوان از این گونه جوایز ادبی و جشنواره ها حکایت از وجود استعدادها و ظرفیت های سرشار در میان نسل جوان دارد که باید آن را به رسمیت شناخت و برایش ارزش و اهمیت قایل شد. حنیف افخمی ستوده  از اساتید دانشگاه نیز با بیان اینکه نویسندگی شغل نیست، بلکه نوعی سبک زندگی است افزود: نویسنده زندگی اش را می سوزاند و قابل درک برای بقیه نیست، لذات خاصی دارد و هرکسی نمی تواند آن را احساس کند، اماهرکسی از نویسندگی لذت ببرد ،از سایر لذت ها بی نیاز می شود. این نویسنده وعضو هیات داوران افزود: نویسنده حظ و بهره ای که در انتها از خلق آثارش می برد به همه این سختی ها می ارزد. ندا پیشیار نویسنده و دیگر عضو هیات داوران هم با بیان اینکه ادبیات داستانی در هر جامعه از بطن خواسته های مردان و زنان جامعه نشأت می گیرد گفت: کلمات درداستان باید آگاهی بخش و آزادانه و آگاهانه درخدمت روایت و واقعیت ها باشد، لذا اگر نتوانیم واقعیت ها را روایت کنیم دیگر زنده نیستیم . وی با اشاره به شرکت بیش از ۵۰۰نفر در این جایزه ادبی گفت: ۷۰ درصد کسانی که اثر ارسال کردند از بانوان بودند. تجلیل از نویسندگان سه اثر داستانی برتر نویسندگان جوان و رونمایی از فراخوان دومین جایزه ادبی و خوانش داستان های برگزیده از دیگر برنامه های این جایزه ادبی بود.      براساس اعلام رای هیات داوران از میان آثار رسیده یگانه شیخ الاسلامی، سارا فعال و مولود علیزاده فاضل به عنوان نویسندگان برتر و خلاق این جایزه ادبی معرفی  و با اهدای هدایا و تندیس از برگزیدگان تجلیل شد. ]]> ادبيات Thu, 19 Sep 2019 09:02:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280944/جایزه-ادبی-سیمین-برگزیدگانش-شناخت پیکر پرویز خائفی در دارالرحمه شیراز آرام گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280938/پیکر-پرویز-خائفی-دارالرحمه-شیراز-آرام-گرفت به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، آئین تشییع و خاکسپاری زنده‌یاد پرویز خائفی، شاعر و حافظ‌پژوه فقید، صبح امروز پنجشنبه 28 شهریورماه در شیراز برگزار شد. ابتدا اهالی فرهنگ و ادب، و دوستداران شعر و غزل با پیکر این شاعر و منقد شیرازی در مقابل تالار حافظ وداع کردند و سپس پیکر شاعر 83 ساله شیرازی در دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شد. در این آئین که خانواده پرویز خائفی و افرادی چون ابوتراب خسروی، نوید افقه، کوروش کمالی سروستانی، سیروس رومی، منصور اوجی، رضا پرهیزگار، محمد کشاورز و محمدرضا خالصی حضور داشتند، یاد و خدمات ارزشمند خائفی به فرهنگ و ادب فارس و ایران گرامی داشته شد. در این آئین مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، زنده‌یاد پرویز خائفی را «چهره ماندگار فارس» خواند و گفت: ضایعه درگذشت این شاعر و حافظ‌پژوه بزرگ قلب همه اهالی فرهنگ و هنر را اندوهناک کرد. صابر سهرابی با بیان اینکه خائفی تمام عمر خود را وقف اعتلای شعر و ادب کرد، افزود: آثار گران‌سنگ خائفی مایه مباهات فارس است. در ادامه محمد محلاتی دوست قدیمی پرویز خائفی با خواندن این بیت که «بگو به خضر که از زندگانی جاوید / چه حاصل است به جز مرگ دوستان دیدن»، گفت: امروز همه ما داغدار خائفی هستیم، او که شاعر زمانه خود بود و زحمات بسیار زیادی برای سرزمین فارس کشید. در پایان آئین تشییع پرویز خائفی، صدرا ذوالریاستین شاعر و روزنامه‌نگار شیرازی شعری را که در رثای دوست قدیمی‌ خود، پرویز خائفی سروده بود، با اندوهی فراوان برای حاضران خواند. این شعر به شرح زیر است: «به مرگِ خنده از آن بخت ما کمر بسته/ که مرغ فرخ ما را زمانه پر بسته/ امید رفتن و رستن از این گذر هیهات/ رهی که بر من و بر هرچه هم‌سفر بسته/ ز جان گذشته ز غفلت دلاور روئین/ دلی اگر ز تغافل به یک سپر بسته/ الا تو شاعر خسته، شکسته‌بالِ غریب/ چه جای رفتن و رستن، ره و گذر بسته/ نصیحتی کنم‌ات خوش به گوش جان بشنو/ که هرچه راه به ما، جز ره خطر بسته/ بهای شعر ترت را ببین و حقد حسود/ فدای طبع تو نازم که بر هنر بسته/ چه غم که سفره ما را تهی رقم زده‌اند/ که جان کاسه‌سیاهان به سیم و زر بسته/ ز «شیخ» و «خواجه» نشانی گرفته‌ای که مپرس/ تویی که چشمه طبعت به شعر تر بسته/ به چشم خسته «صدرا» خوش آمدی «پرویز»/ غمت مباد که بر ما زمانه گر بسته/ حریم اهل خرد نیست غیر عرصه راه/ گشاده می‌شود آنجا دری اگر بسته.» به گفته خانواده پرویز خائفی مراسم یادمان این شاعر فقید عصر جمعه 29 شهریورماه در ساعت 17 در هتل هما شیراز برگزار خواهد شد. ]]> استان‌ها Thu, 19 Sep 2019 07:07:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280938/پیکر-پرویز-خائفی-دارالرحمه-شیراز-آرام-گرفت در سال 1410 تعداد شاعران و نویسندگان از خریدان کتاب بیشتر خواهد شد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280920/سال-1410-تعداد-شاعران-نویسندگان-خریدان-کتاب-بیشتر-خواهد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-صابر قدیمی: کافی‌ست در نمایشگاه کتاب قدم بزنی تا ببینی به ازای هر ده خریدار کتاب، یک شاعر و یک ناشر وجود دارد. پیش‌بینی می‌شود در سال 1410 تعداد شاعران و نویسندگان از خریدان کتاب بیشتر خواهد شد! در هر غرفه تعدادی مؤلف ایستاده‌اند که با نگاه‌شان دل آدم برای خریدن به رحم می‌آید و اگر نگاه جواب نداد، قطعاً عشوه و استایل خفن راه‌گشا خواهد بود.  این روزها موجودات عجیبی می‌بینیم. از دوست هجده ساله‌ای که از تاخیر در چاپ کتاب بیستمش گلایه دارد تا فردی که کتاب اولش مجموعه شعر سی صفحه‌ای‌ست و کتاب دومش گزیده‌ی اشعار!  هرچقدر قیمت کتاب دارد بالا می‌کشد، تیراژ دارد می‌کشد پایین و می‌رسد به تعداد خویشاوندان سببی و نسبی و خانواده رجبی. بعضی‌ها که میلیون‌ها تومان در جیب ناشران حامی شِر! ریخته‌اند و رفته‌رفته بالان دید‌ه‌شده‌اند، به مقام خودچاپی(ناشر-مولف) رسیده‌اند. سپس خودشان ناشربچه می‌شوند تا دیگران را هم بچاپند. زادالله چپاولهم! روزگار غریبی‌ست نازنین. اگر روزی خواستید دایره المعارفی از فحش‌های ناموسی و بی‌ناموسی را داشته باشید، کافی‌ست کتاب یکی از سلبریتی‌های فرهیخته را نقد کنید و مثلا بگویید در هر پاراگراف داستان حضرتشان، بیشتر از تعداد کلمات، مشکلات دستوری و تالیفی و غلط‌های املایی دارد؛ آن وقت فداییان و فالوئرجاتشان شما را با بستگان و نواحی از خودتان آشنا می‌کنند که تا قبل از این نمی‌دانستید دارید!  - مگه خودت چه ... هستی عقده‌ای؟ می‌خوای دیده‌ بشی بدبخت.  - تقصیر اون... که ... نکرد و تو ..... -..... تو....... مادر..... پدر...... دختر خاله‌ی پدر...... -.............سگ......... -............ این روزها همه‌چیزمان به همه‌چیزمان می‌آید و هر اتفاقی هم بیافتد چیزی از ارزش‌های ما کم نمی‌شود. زیرا دیگر چیزی از ارزش و فرهنگمان نمانده که بخواهد کم بشود. دردا که هدر دادیم، آن دات گرامی را تیغیم و نمی‌بریم، ابریم و نمی‌باریم... زنده یاد منزوی ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 11:30:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280920/سال-1410-تعداد-شاعران-نویسندگان-خریدان-کتاب-بیشتر-خواهد برگزاری اختتامیه نخستین جشنواره ادبی شعر «نهال» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280918/برگزاری-اختتامیه-نخستین-جشنواره-ادبی-شعر-نهال  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، امیر ناصر مرادیان مدیر فرهنگی هنری منطقه نوزده و رییس فرهنگسرای مهر با اعلام این خبر گفت: جشنواره ادبی شعر نهال با هدف شناسایی و ایجاد انگیزه در شاعرانی که به تازگی قدم بر عرصه شعر و ادب فارسی گذاشته‌اند برگزار شد. در این جشنواره که در دو بخش شعر کلاسیک با موضوع آزاد و بخش ویژه با موضوع انقلاب اسلامی برگزار شد بنا داشتیم تا با نگاه ویژه به آرمانهای انقلاب اسلامی در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب  قدم‌های موثری در ترویج فرهنگ انقلابی‌گری برداریم. مرادیان در ادامه افزود: آیین  اختتامیه نخستین جشنواره شعر «نهال» با دریافت بیش از هشتصد اثر روز یکشنبه سی و یکم شهریور ماه با حضور شاعران برجسته کشور و داوران جشنواره و نفرات برگزیده برگزار خواهد شد. همچنین در این برنامه قرارداد چاپ آثار نفرات برگزیده در بخش آزاد با انتشارات نظری به انجام رسیده و جوایز و تندیس جشنواره به نفرات برگزیده تقدیم خواهد شد. رییس فرهنگسرای مهر در پایان با ابراز امیدواری نسبت به حضور فعال نوجوانان گفت: در این جشنواره تعدادی از کودکان و نوجوانان اشعار خود را به دبیرخانه ارسال کردند که آثار دریافتی شرایط حضور در بخش نهایی جشنواره را نیافتند، اما به نظر می رسد توجه به این استعدادها می‌تواند بخشی از وظایف این جشنواره در سال‌های آینده باشد. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 11:26:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280918/برگزاری-اختتامیه-نخستین-جشنواره-ادبی-شعر-نهال استاد پاکستانی: بدون فارسی، به میراث اردو پی نخواهیم برد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280909/استاد-پاکستانی-بدون-فارسی-میراث-اردو-پی-نخواهیم-برد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در ادامه سلسله نشست‌های تخصصی گروه بین‌المللی هندیران به همت علیرضا قزوه، وابسته فرهنگی ایران در در دهلی‌نو و استادان و شاعران حاضر در این گروه، نشست هم‌اندیشی وضعیت حال و آینده زبان فارسی در شبه‌قاره با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران از کشورهای ایران، هندوستان و پاکستان در محل این گروه بین‌المللی برگزار شد. اخلاق آهن، استاد دانشگاه دهلی، در ابتدای این نشست درباره وضعیت زبان فارسی در هندوستان گفت: در سال‌های گذشته به دلایل گوناگون وضع زبان فارسی در هند رو به زوال است. این در حالی است که در هزار ساله گذشته، در شبه‌قاره تقریبا تمام رشته‌های علوم انسانی مربوط به فارسی است. مثلا آثار فارسی در مورد تاریخ و ادیان‌شناسی و طب و رشته‌های دیگر فراوان است. همچنین زبان سنسکریت، زبان خواهر فارسی است و زبان‌های دیگر هند ارتباط نزدیکی با فارسی دارند. وی ادامه داد: اگرچه معمولا در اغلب دانشگاه‌های هند زبان و ادبیات فارسی توسط زبان اردو تدریس می‌شود، اما به نظر می‌رسید قبلا استادان و فارسی‌دانان، ادراک بیشتری نسبت به دقائق و ظرایف زبان و ادبیات فارسی داشتند؛ چون بیشتر اهل مطالعه و پژوهش و زحمت بودند. این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که یکی از نکاتی که هر ساله انتقادات زیادی را به استادان وارد می‌کند، گزینش استادان جوان و شیوه انتخاب آن‌هاست، به نظر شما این شیوه‌ها امروز علمی و تابع عدالت است یا خیر و آیا می‌توان کاری کرد که انتقاد کمتری به آن وارد باشد؟ گفت: این یک مسئله بزرگ است و متاسفانه در سال‌های گذشته فراوان به نظر می‌رسد. این امر یکی از دلایل اساسی افول گروه‌های زبان و ادبیات فارسی در هند به شمار می‌آید. اخلاق آهن به حذف زبان فارسی از فهرست زبان دوم در برخی از ایالت‌های هند اشاره و اضافه کرد: در حال حاضر توجه دولت‌ها بیشتر معطوف به تدریس دروس فنی و تکنیکی  است و کمتر به علوم انسانی و ادبیات توجه نشان می‌دهند. فارسی‌آموزان جهان و دغدغه‌های شغلی فلیحه‌زهرا کاظمی، استاد دانشگاه بانوان لاهور پاکستان، نیز با بیان اینکه وضعیت زبان فارسی در پاکستان نسبت به 10 سال پیش تغییر خاصی نداشته است، گفت: نکته اینجاست که امکان شغل برای دانش‌آموختگان زبان فارسی کم شده و همین امر بر میزان علاقه‌مندان تأثیر گذاشته است. دنیا به سمت آموختن زبان اقتصاد پیش می‌رود و دانشجویان دوست دارند بعد از دریافت مدرک دانشگاهی بتوانند برای خود کاری داشته باشند؛ این در حالی است که فرصت شغلی برای دانش‌آموختگان زبان و ادبیات فارسی در پاکستان کاهش یافته و به همین دلیل تعداد دانشجویانی که علاقه‌مند به یادگیری این زبان هستند، نیز در مقایسه با سال‌های گذشته کمتر شده است. وی ادامه داد: درست است که زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات هند و پاکستان است؛ اما در حال حاضر زبان کشور ایران شناخته می‌شود؛ به همین دلیل نیاز است که دولتمردان و مسئولان این امر در ایران، با گفت‌وگو با کشورهای مختلف از جمله پاکستان، بر تعداد کرسی‌های زبان و ادبیات فارسی در کشورهای مختلف بیفزایند. زبان و ادبیات فارسی زبان فرهنگی و دینی کشور پاکستان است، اما دانشجویان نیز علاقه‌مند به یافتن شغل بعد از مرحله فارغ‌التحصیلی هستند، دنیا تغییر کرده و مسائل اقتصادی در اولویت قرار دارد؛ به همین دلیل دوست دارند که در کنار رشته‌ای که در دانشگاه‌ها می‌خوانند، منفعت مالی هم داشته باشند. این استاد دانشگاه افزود: زمانی که ما آموزش زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه بانوان لاهور پاکستان آغاز کردیم، تنها دو نفر بودیم، اما در حال حاضر حدود 15 نفر دانشجو در این رشته تحصیل می‌کنند. امیدوارم که با همکاری مسئولان ایرانی بتوانیم بر تعداد دانش‌آموختگان این زبان بیفزاییم. بارقه‌های امید فارسی در هند بلرام شکلا، از بخش سانسکریت دانشگاه دهلی، نیز در ادامه این جلسه با ابراز امیدواری نسبت به بهبود وضعیت زبان فارسی در هندوستان گفت: اگرچه ما استادانی مانند سال‌های گذشته نداریم، اما جوانانی داریم که با روش‌های نوین می‌توانند فارسی را آموزش دهند. از سوی دیگر، ما در هندوستان کسانی را می‌شناسیم که این زبان را در دانشگاه‌ها و مدارس فرانگرفتند، اما قادر هستند که به این زبان صحبت کنند و یا اثر هنری مانند شعر خلق کنند. این دسته از افراد به واسطه علاقه‌ای‌ که به زبان و ادبیات فارسی دارند، خود کوشش کردند تا گوهرهای این زبان را کشف کنند. وی با بیان اینکه این دسته از افراد مایه قوت زبان فارسی در هند هستند، یادآور شد: آن‌ها از فرط محبت و عشقی که در وجود خود به زبان و فرهنگ فارسی دارند، مطالعه می‌کنند و این زبان را می‌آموزند. تأثیر مولوی بر شاعران پاکستان علی کمیل قزلباش، از پژوهشگران و اساتید پاکستانی، نیز در این جلسه هم‌اندیشی با اشاره به سابقه تدریس زبان فارسی در دانشگاه‌ها گفت: در بسیاری از دانشگاه‌های پاکستان در گروه‌های اردو یک درس اجباری برای آموزش فارسی لحاظ شده است؛ چون می‌دانند تا وقتی با فارسی آشنا نشوند، با اردو آشنا نخواهند شد. البته برخی نیز مخالف این جریان هستند. همچنین در برخی از گروه‌های تاریخ نیز فارسی تدریس می‌شود. وی به پیوند زبان فارسی و اردو اشاره و اضافه کرد: اگر بخواهیم در پاکستان ادبیات محلی را بدانیم، باید با فارسی آشنا باشیم. هر زبانی که ما در اینجا داریم، به خصوص ادبیات کلاسیک ما، پر از فارسی است. «مثنوی» کتاب بالینی برخی از شاعران بزرگ زبان اردو بوده و ما تأثیر اندیشه‌ها و آثار مولوی را در آثار شاعران اردو زبان می‌بینیم. بدون دانستن زبان فارسی، درک مفاهیم برخی از آثار کلاسیک اردو دشوار خواهد بود. توجه شاعران و سخنوران اردو زبان به زبان فارسی سابقه دیرینه دارد، شاعران بزرگ اردو در کنار اینکه به زبان اردو شعر گفتند، به زبان فارسی نیز آثاری خلق کرده‌اند. بسیاری از آن‌ها از «نی‌نامه» مولوی تأثیر پذیرفته‌اند و در شعر شاعران عرفانی پاکستانی تأثیر این بخش از مثنوی را شاهد هستیم. وی ادامه داد: بیشترین شعرای معاصر اردو تحت تأثیر زبان فارسی هستند. من در پژوهشی میزان اثرپذیری شاعران معاصر اردو را از ادبیات فارسی بررسی کردم و دیدم بسیاری از مصرع‌ها و سروده‌ها تحت تأثیر ادبیات فارسی است. شگفت‌آور است این تأثیرپذیری؛ شاعران اردو یا تحت تأثیر ادبیات هند هستند، یا متأثر از فارسی‌اند. بدون فارسی نمی‌توانیم به سرمایه‌های زبانی اردو پی ببریم. فارسی از پاکستان ریشه‌کن نمی‌شود این استاد دانشگاه به اقبال لاهوری به عنوان یکی از سرآمدان شعر اردو اشاره کرد و درباره تأثیرپذیری او از زبان و ادبیات فارسی گفت: اقبال لاهوری شاعر ملی ماست، 60 درصد سروده‌های او فارسی‌ است. اگر بخواهیم اقبال و امثال او را بشناسیم، ناچاریم که فارسی بیاموزیم. سیاست‌ها رخ دیگری دارد، در کشور ما ارباب سیاست همواره کسانی بوده‌اند که از فرهنگ و تمدن و هویت ناآشنا و بیگانه بوده‌اند. در سخنرانی‌ها ابیاتی از اقبال را گاه می‌خوانند، اما می‌توان گفت که هیچ‌کدامشان کتابی از اقبال را باز نکرده‌اند. ما تا اقبال را داریم، به فارسی نیاز داریم؛ این در حالی است که در برخی از مراکز دانشگاهی که کرسی اقبال‌شناسی داریم، فارسی‌شناس نداریم و بررسی‌های علمی محدود به ابیات اردوی این شاعر است. مسئولان ما به این موضوعات توجهی نمی‌کنند. تا زمانی که اقبال هست، فارسی از پاکستان ریشه‌کن نمی‌شود. هرچقدر فارسی را از کتاب‌های آموزشی حذف کنند، اقبال را که نمی‌توانند کمرنگ کنند. ادبیات فارسی؛ اصلی‌ترین دلیل آموختن زبان فارسی در جهان احسان‌الله شکراللهی، رییس مرکز تحقیقات زبان فارسی هند، نیز در ادامه با بیان اینکه سبب افول زبان فارسی در شبه قاره را نمی‌توان در یک دلیل و دو دلیل برشمرد، گفت: نفوذ هر زبانی در هر منطقه‌ای متأثر از مناسبات قدرت فرهنگی، اقتصادی و... است. وقتی آموختن زبان ما به ازای تشویق‌کننده‌ای برای افراد نداشته باشد، طبیعتاً افراد نیز چندان رغبت نشان نمی‌دهند. در دنیا کسانی که می‌خواهند زبان فارسی را بیاموزند، بیشتر به خاطر ادبیات فارسی و شناخت بزرگانی مانند مولانا، حافظ و ... است. علیرضا قزوه در این نشست، گفت: من یادم است برخی از استادان زبان فارسی مثل استاد اظهر دهلوی که خدایش بیامرزد چقدر از ارتباطاتش با مقامات استفاده می‌کرد و حتی به گفته خانم حسینی تا دادگاه هم رفت و طرح شکایت کرد که زبان فارسی را جزو زبان‌های اصلی و لااقل زبان دوم بپذیرند. وابسته فرهنگی ایران در در دهلی‌نو ادامه داد: معتقدم تمام کسانی که دغدغه ندارند و زبان فارسی را می‌خوانند و به رشته‌های دیگر خدمت می‌کنند، فردای روز بازنشستگی به سراغ تجارت خواهند رفت، چون از اولش هم تاجر بودند و با زبان فارسی تجارت می‌کردند. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 11:08:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280909/استاد-پاکستانی-بدون-فارسی-میراث-اردو-پی-نخواهیم-برد جست‌وجوی دست‌نوشته‌های فیتز جرالد در رمان تازه جان گریشام http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280912/جست-وجوی-دست-نوشته-های-فیتز-جرالد-رمان-تازه-جان-گریشام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جان گریشام، نویسنده 64ساله آمریکایی است که در رشته حقوق تحصیل کرده است. او پس از اخذ مدرک این رشته از دانشگاه ایالتی می‌سی‌سی‌پی، مدتی به کار وکالت در شهر آکسفورد مشغول شد. همچنین مدتی نماینده مجلس در پارلمان ایالتی بود و پس از چند سال از کار کناره گیری کرد. او سال‌هاست به عنوان نویسنده رمان‌های حقوقی پرفروش در آمریکا مطرح است. رمان‌های وی به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده‌ است و بیشتر کتاب‌هایش به فارسی نیز برگردانده شده ‌است. همچنين از اکثر کتاب‌های وی اقتباس سینمایی صورت گرفته است. «کامینو آیلند» ا تازه‌ترین آثار جان گریشام است که به سرعت پس از انتشار به صدر پرفروش‌های نیویورک‌تایمز راه یافت. در کامینو آیلند، گریشام در ژانری متفاوت هنرنمایی می‌کند و در داستان بیش از آن که با حقوق و وکالت و دزد و پلیس سر و کار داشته باشیم، سر و کارمان با ادبیات و نویسندگان و خواننده‌های حرفه‌ای کتاب است. همچنین در طول داستان، گریشام ما را به دنیای کتب کمیاب و نسخه‌های خطی و چاپ اول می‌برد که یکی از علاقه‌های شخصی خود اوست. در کامینو آیلند می‌توانیم در جمع نویسندگان و ناشران بنشینیم و خرده حکایاتی از همینگوی و فیتس جرالد و فاکنر و دیکنز بخوانیم و خیره به اقیانوس مرزهای خاکستری، خودمان را بین سیاهی و سفیدی روزگار ترسیم کنیم و در همان حال ماجرای سرقت دست نوشته‌های فیتس جرالد از کتابخانه دانشگاه پرینسون را دنبال کنیم...   انتشارات علمی رمان «کامینو آیلند» نوشته جان گریشام با ترجمه نفیسه باقرزادگان را با قیمت 35هزارتومان منتشر کرده است.     ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 11:03:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280912/جست-وجوی-دست-نوشته-های-فیتز-جرالد-رمان-تازه-جان-گریشام شعر شهریار متعلق به همه مردم جهان است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280899/شعر-شهریار-متعلق-همه-مردم-جهان  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین نکوداشت روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت مقام استاد شهریار صبح روز چهارشنبه (27 شهریورماه) با حضور سیدعباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمدجواد حق‌شناس؛ رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران و اصحاب فرهنگ و ادبیات در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار شد.   محمدجواد حق‌شناس با اشاره به زیست شهریار در تهران گفت: شاید شهریار با شورای شهر و من مرتبط نباشد اما اگر بخواهیم درباره شهریار و شهر تهران صحبت کنم می‌توانیم ادعا کنیم که نه بیشتر از تبریزی‌ها اما می‌توانیم شهریار را تهرانی بدانیم. او از 14 سالگی به تهران می‌آید و شکوفایی او در اینجا شکل می‌گیرد. او دانش‌آموخته مدرسه دارالفنون در تهران است و بعد از این هم در تهران به دانشگاه می‌رود.   وی ادامه داد: مهم‌ترین اتفاق شهریار پس از تولدش ماجرای عشق اوست و همه می‌دانیم که شهریار در تهران عاشق می‌شود. ما امروز در تهران پارکی به نام بهجت‌آباد داریم که ماجرای معروف عشق شهریار و نرسیدن به وصالش و آن شب تاریخی که به وصالش نرسید و با خدای خودش راز و نیاز کرد در این پارک اتفاق می‌افتد. امروز برای کسانی که درگیر شکست عشقی می‌شوند پارک بهجت‌آباد مکان مناسبی است.   عضو شورای شهر تهران در توضیح حضور شهریار در تهران اظهار کرد: شهریار بعد از آن‌که به خراسان می‌رود مجددا به تهران برمی‌گردد و زندگی اجتماعی خودش را در تهران شروع می‌کند و کارمند بانک کشاورزی می‌شود. بالندگی شهریار در این شهر است. او پس از بازگشتش به تبریز نیز برای مداوا به تهران می‌آید و متاسفانه در بیمارستان مهر تهران از دنیا می‌رود. همه این‌ها بیانگر آن است که می‌توانیم شهریار را تهرانی هم بدانیم.   حق‌شناس با اشاره به دو مکان فرهنگی شهر تهران گفت: اگر بخواهیم دو مکان فرهنگی از شهر تهران را نام ببریم باید به تئاتر شهر و تالار وحدت اشاره کنیم هر دوی این مکان‌ها به‌وسیله شهریار به هم پیوند می‌خورد. همچنین در تالار رودکی نام و مجسمه شهریار زینت‌بخش خیابان‌های تهران است.   در ادامه این مراسم آیت‌الله مرعشی با اشاره به زیست شهریار گفت: خداوند به شهریار عنایت ویژه داشته است مرحوم پدر بزرگوارم یک شب که حال خوبی به او دست می‌دهد از خداوند می‌خواهد که در خواب یکی از اولیای خداوند را ببیند او به خواب می‌رود و در خواب می‌بیند که در کنار مسجد کوفه نشسته است و حضرت علی (ع) در منبر هستند.   وی ادامه داد: مرحوم پدرم دیدند که بزرگان تاریخ اسلام پای منبر امیرالمومنین (ع) نشسته‌اند حضرت با صدای بلند فرمودند که شاعران عرب را بیاورید تا شعر بخوانند بعد از آن امیرالمومنین (ع) از شاعران فارسی‌زبان دعوت کردند و گفتند که محتشم بیاید و شعر معروفش را بخواند بعد از محتشم حضرت علی (ع) رو به جمعیت گفتند که شهریار کجاست تا برایمان شعر بخواند.   آیت‌الله مرعشی با اشاره به خواب پدرش گفت: بعد از صحبت امیر‌المومنین (ع) شهریار آمدند و شعر «علی ای همای رحمت» را خواندند، بعد از این شعر از چشمان حضرت اشک جاری شد بعد از این پدرم از خواب بیدار شد و از اطرافیان سوال کرد که شهریار کیست؟ به او گفتند که شهریار شاعری است در تبریز و ایشان فرمودند که او را نزد من بیاورید.   وی ادامه داد: بعد از این شهریار از تبریز به قم آمد، وقتی شهریار به منزل ما آمد متعجب بودکه چرا پدرم او را فراخوانده است. وقتی که او داستان را از زبان پدرم شنید سه مرتبه روی دست خود زد و گفت: که من یقین داشتم این شعر کار من نیست و به من الهام شده است روزی که این شعر را می‌نوشتم قلم روی کاغذ حرکت می‌کرد. بعد از این شهریار خیلی گریه کرد و گفت که من این شعر را چندروز پیش سرودم و هنوز برای کسی نخوانده‌ام.   آیت‌الله مرعشی با اشاره به این داستان گفت: متاسفانه این داستان دستمایه شد برای یک کارگردان و تهیه‌کننده که یک سریال سرتاپا دروغ بسازد که اصلا در شأن شهریار نبود ما اعتراض کردیم که چرا این موضوع را با ما هماهنگ نکردید البته سریال مفصلی به زودی از شهریار ساخته خواهد شد و در آن حقایق بیان می‌شود.   وی ادامه داد: باید دو قرن بگذرد تا همه متوجه جایگاه ویژه شهریار شوند شهریار اگر بالاتر از حافظ و سعدی نباشد کمتر از آنها هم نیست متاسفانه همیشه هیچ‌کس در زمان حیات آنطور که باید به او توجه نمی‌شود.   فاطمه راکعی، مدیرعامل خانه شاعران سخنران بعدی این نشست بود که از تلاش‌های مجلس ششم و علی‌اصغر شعردوست برای نامگذاری این روز تشکر کرد. و گفت: وقتی روزی به نام شعر و ادبیات نامگذاری می‌شود اولین چیزی که به ذهن می‌رسد این است که از سوی مسئولان باید توجه ویژه‌ای به آن روز بشود. و انتظار می‌رود که هرسال در چنین روزی شخصیت‌هایی مثل وزیر محبوب فرهنگ‌مان بیایند و گزارش دهند که در یکسال گذشته چه اتفاق‌هایی برای شعر رخ داده است.   وی ادامه داد: اینکه فقط یک نام روی یک روز بگذاریم و به مراسم‌ تکراری بپردازیم کار بزرگی نکرده‌ایم امیدواریم که در دوره‌های بعدی اتفاق‌های بزرگتری هم در شعر و ادبیات و هم در شهریارپژوهی رخ دهد.   این شاعر پیشکسوت با اشاره به نقش شهریار گفت: شهریار به دلیل شعرهایی که خارج از محدوده زمان و مکان سروده است به ما عشق‌ورزیدن را آموخته و ما تجربیات مهم زندگی خود مانند غم‌ها و شادی‌هایمان را در شعر شهریار می‌بینیم.   وی ادامه داد: شاعران بزرگ متعلق به شهرها نیستند و متعلق به جهان هستند. در واقع شعر شهریار عالی است و شعر عالی متعلق به همه مردم جهان است.   در ادامه این مراسم سهیل محمودی، عضو هیات مدیره خانه شاعران پشت تریبون آمد و گفت: شهریار پشتوانه غنی فرهنگ ایران است مانند مولانا، حافظ و سعدی. چرا شهریار را بدون شک مردم آذربایجان در دهه‌های مختلف روشن نگه داشته‌اند اگر نام شهریار درخشان است به دلیل حسن توجه مردم آذربایجان است.   وی ادامه داد: شهریار شاعر مردم است و اگر سرتاسر ایران را بگردیم کسی را پیدا نمی‌کنیم که بگوید شعر «علی ای همای رحمت» را نشنیده است. کسی که شعرش ضرب‌المثل می‌شود شاعر بزرگی است و ما کسی را نداریم که در شعرش بگوید «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا». شهریار یک مصلح اجتماعی است و شعر کارش اصلاح جامعه است.   علی‌اصغر شعردوست بنیانگذار روز شعر و زبان فارسی دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به دلایل نامگذاری این روز در سالمرگ شهریار گفت: قریب به دو دهه از تصویب این روز گذشته است و هنوز دوستان سوال می‌کنند که چرا چنین روزی باید با نام شهریار گره بخورد. دو شب پیش در برنامه شبکه 4 حضور داشته است و مجری ـ کارشناس این برنامه با کمال تعجب گفت: که اگر شما نماینده مردم مازندران در مجلس بودید آیا نیما را پیشنهاد نمی‌دادید. این صحبت مجری برنامه یعنی پروسه تصویب این روز و دو دهه فعالیت آن تنها روی احساس بوده است و این یعنی ما مقام شهریار را درک نکردیم.   وی ادامه داد: من احساس کردم باید در تاریخ روزی به نام شعر و ادب باشد ما روز سینما و تئاتر و موسیقی داریم اما گویا مردمان شعر این موضوع را فراموش کرده بودند. بنابراین به این نتیجه رسیدم که باید چنین روزی باشد اما چه روزی؟   شعردوست با اشاره به دلیل انتخاب سالمرگ شهریار برای روز پاسداشت شعر وادب فارسی گفت: مسلما در ابتدا وقتی چنین تصمیمی گرفته می‌شود ذهن‌ها به سمت استوانه‌های شعر فارسی یعنی مولانا، حافظ، سعدی می‌رود بدون شک اگر ما هرکدام از این نام‌ها را انتخاب می‌کردیم دوستداران شاعر دیگر اعتراض می‌کردند بنابراین تصمیم گرفتیم که مناسبت این روز به شاعری از دوره خودمان ارتباط داشته باشد.   وی ادامه داد: شهریار گزینه مناسبی بود چراکه اولا او پاسدار سنت ادبی ایران بود و در کنار آن راه جدیدی گشوده است و در زمانی که دیگر همه اظهار می‌کردند دوره غزل تمام شده است او راه جدیدی باز می‌کرد. از طرفی او تنها شاعر دوزبانه است که در هر دو زبان شاهکار آفریده است. شهریار راهی را گشوده که دیگر بزرگان حتی کسی مثل سعدی از این اکسیر بهره‌مند نشده‌اند. نکته دیگر اینکه شهریار یک دهه بعد از انقلاب اسلامی زندگی کرده و در این یک دهه علاوه بر سختی‌هایی که به او تحمیل شده است او با شعرش با مردمان زندگی کرده است.   شعردوست با اشاره به خاطره‌ای از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری گفت: یک روز از دفتر رئیس جمهوری به من اطلاع دادند که باید یک امانتی به شهریار بدهیم بنابراین با مسئول دفتر رئیس‌جمهور (آیت‌الله خامنه‌ای) به خانه شهریار رفتیم و آن پاکت هدیه را به او دادیم شهریار ناراحت شد و گفت مگر نمی‌دانید که من پول و هدیه قبول نمی‌کنم من برای اینکه کمی جو آرام‌تر شود به او گفتم که استاد هدیه را که رد نمی‌کنند او بدون اینکه پاکت را باز کند و به مبلغ چک نگاه کند با خودکار روی کاغذ نوشت تقدیم به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل. خاطرم هست که مبلغ آن چک 3 میلیون تومان بود و 3 میلیون تومان در آن روز پول بسیار زیادی بود.   وی ادامه داد: البته این اتفاقات تنها مربوط به بعد از انقلاب نیست، قبل از انقلاب نیز به او پیشنهاد شد که رئیس کتابخانه سلطنتی شود و سند یک خانه در شمیران را هم به او دادند که آن را نیز نپذیرفت و رد کرد.   بنیانگذار روز شعر و ادب فارسی با اشاره به برخی انتقادهای بی‌دلیل گفت: عده‌ای می‌گویند که چرا سالمرگ شاعری که بیشتر شعرهایش ترکی است باید روز شعر و ادبیات فارسی نامگذاری شود این موضوع از بی‌اطلاعی آنهاست چرا که تنها 25درصد شعرهای شهریار به ترکی است و سایر آثار او به زبان فارسی نوشته شده است.   شعردوست در پایان گفت: با اینکه در تقویم این روز به نام روز ملی شعر و ادبیات نامگذاری شده است اما هنوز این روز ملی نیست. لوازم روز ملی این است که رئیس‌جمهور در آن حضور داشته باشد و میزبان مراسم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد.   ناظر شرابخانه‌ای از شاعران مطرح آذربایجان نیز قبل از شعرخوانی خود گفت: 13 ساله بود که با استاد شهریار آشنا شدم و از محضر وی استفاده کردم. شهریار به من شعر و عشق را آموزش داد تا همه را دوست داشته باشم. در این مراسم بحث نیما مطرح شد باید در اینجا بگویم که شهریار در شعر نو نیز مقتدرتر از نیماست. جواد وند‌نوروز رئيس بنياد مقبره‌الشعرای استاد شهريار در اين مراسم گزارشی از عملكرد سازمان متبوع خود ارائه كرد و گفت مقبرةالشعرا بيش از 8 سال است كه درباره ترويج افكار، اشعار و انديشه‌هاي شهريار فعاليت مي‌كند و تا كنون 250 عنوان كتاب تخصصي، 850 رساله‌ دكتری و بيش از 350 مقاله درباره شهريار منتشر كرده است. او از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواست كرد تا همايت‌های بيشتري را از فعاليت‌های اين بنياد و تأسيس دبيرخانه دائمی به عمل آورد. شهربانو امانی عضو شورای شهر تهران نيز در اين مراسم طی سخنانی با تأكيد بر برگزاري مراسمی شايسته برای بزرگداشت استاد شهريار گفت: من اگرچه در حوزه شعر و ادب تخصصی ندارم اما می‌دانم كه ادب ادابی دارد و اگر بخواهيم هويت فرهنگي خود را بازخواني و بازيابي كنيم بايد ميراث گذشتگان را ارزش بگذاريم او با بيان اينكه ما تنها ميراث‌خواران خوبی هستيم درحالي كه بايد ميراث‌داران خوبي باشيم. وی افزود: امروز توسعه‌يافتگی به دودكش‌های كارخانه‌جات و ذخاير زيرزمينی و روزمينی نيست بلكه عنصر سرمايه‌ انسان ابزار توسعه‌يافتگی است. از اين منظر شعر و ادب فارسی و سرمايه‌ انسانی می‌تواند ابزار ما برای رشد و توسعه باشد. چنان كه می‌بينيد كه چگونه همسايه‌ بغل‌دستي ما توانست با يك رقص سماء چه جرياني ايجاد كند. امانی ادامه داد: «اين رخداد مهم تاريخي به اندازه‌اي نيست كه فردي مثل من براي آن سخنراني كند اما بايد بيان كنم كه اندازه‌ي استاد شهريار در حدي است كه پيونددهنده‌ هويت ملي، اقوام و ارمان‌های ما است. اين عضو شورای شهر با اشاره به تصويب روز شعر و ادب فارسي در مجلس ششم گفت: چرا سالروز رحلت استاد شهريار مبناي نام‌گذاری شعر و ادب فارسي شده است. در پاسخ بايد گفت چون اين گوهر فرهنگ و هويت ايرانی از سوی كشورهای ديگر مصادره نشود و من تقاضا دارم كه در سال‌های آتي اين آيين با شكل و شمايل بهتری برگزار شود.   در پایان این مراسم شاعران حاضر در نشست به شعرخوانی پرداختند. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 10:19:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280899/شعر-شهریار-متعلق-همه-مردم-جهان راز جاودانگی و مانایی نام استاد شهریار http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280905/راز-جاودانگی-مانایی-نام-استاد-شهریار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمد طاهری‌خسروشاهی: در سال‌های اخیر برگزاری همايش و برپایی محافل سخنرانيی درباره شعر و شخصيت شهريار، كم نبوده است؛ اما همایش‌های منسجم و نظام‌مند و مقالاتی كه مبتنی بر اصول نقد ادبی و شناخت شعری باشد، بسيار كم بوده است. در عین حال، از همان سال‌های جوانی و شروع شاعری شهريار، داستان‌های برساخته درباره او، در ميان مردم، بر سر زبان‌ها افتاده و ناگزیر، حلقه‌ای از شيفتگان و بدخواهان، پيرامون او شكل گرفته است.  اگر گواهی آمار و ارقام حوزه نشر را بپذیریم، در ميان شاعران دوره بيداری، شهريار از حيث آوازه و محبوبيت، همانندي ندارد. او برخلاف بسياری از گویندگان معاصر، كه اغلب در سال‌های پايانی حيات شاعری، به شهرت رسيده‌اند، از همان دوره جوانی، همواره بلندآوازه زيسته و هرگز گستره نفوذ مردمی‌اش، در فراز و فرود رخدادها و دگرگونی‌ها، كاستی نگرفته است. بر اين موقعيت ممتاز شاعری، بايد آوازه بلند او، در آن سوی مرزها را هم اضافه كرد. نام شهريار، نه تنها در جغرافيای وسيع شعر فارسی، بلكه در ميان ترك‌زبانان جهان، به ويژه تركيه و قفقاز هم آشناست. حتی در سال‌هايی كه ديوار آهنين كمونيسم، بر قفقاز كشيده شده بود، شعر شهريار،‌ همچنان در آن ديار، طنين‌انداز بود.  آنچه شهرياری بلامنازع و بی‌همتای او را بر اريكه شعر معاصر مسلم می‌كند، تسلط و تبحر او، در هر دو زبان فارسی و تركی است. راز عمده محبوبيت شهريار، كه البته خود شگفت داستانی در طول تاريخ ادبيات این سرزمین است، درهمین نکته نهفته است، كه او در هر دو زبان فارسی و تركی شاهكار آفريده است. گذشته از غزلیات شورانگیز فارسی، با انتشار منظومه «حيدربابا» به زبان مادری شاعر، حادثه‌ای مهم در ادبيات آذربايجان رخ داد؛ شاعری كه پيش از اين توانايی خود را در سرودن انواع شعر فارسی، اثبات كرده بود، حالا كوه بی‌نام و نشان حيدربابا را ورد زبان‌ها ساخته و قله آن را بر سرفرازی سهند و سبلان برتری داده است. استقبال‌های گسترده از حيدربابا و ترجمه‌های متعدد آن به زبان‌های مختلف، گوشه‌ای از محبوبيت فرامنطقه‌ای شاعر اين منظومه است.   محمد طاهری‌خسروشاهی  در بحث پيرامون جايگاه ادبی شهريار، نبايد نقش بسيار مهم سروده‌های دينی او را انكار نمود. راز عمده موفقيت شهريار در سرودن آثار مذهبی، اين است كه وی، اين اشعار را از عمق دل و سويدای جان سروده و مشتی حرف و کلمه را به دنبال هم و در لباس نظم و قالب اصطلاحات عروض و قافيه، مرتب نكرده است. شهریار به معنای واقعی کلمه، یک شاعر مسلمان است. شهريار تا زنده بود، همچنان عشق به ايران را در جان و دل داشت و از ذكر سرافرازی‌های مام میهن و تاريخ پرشكوه و والايش، در شور و شعف می‌آمد. او آذربايجان را جزو جدايی‌ناپذير ايران می‌دانست. شهریار هيچ‌گاه، خود را بدون ايران و ايران را بدون اجزاي ارجمند آن كه همانا اقوام مختلف ايرانی است، احساس نمی‌كرد. هرگاه چكامه‌ای به نام ايران به خاطرش می‌آمد، آذربايجان را به وفاداری به ايران توصیه می‌کرد. شهريار با بازتاب اين احساس لطيف و حقيقی، علاقه وصف‌ناپذير خود به وطن را آشكار ساخته و البته ميان اين احساس لطيف، با عقايد افراطی و ناسيوناليسم، تفاوت ماهوي برقرار ساخته است. احساس ميهن‌دوستی شهريار، از نوع «حبُ الوطن من الايمان» است. به عبارتی، ستايش سرزمين، يك نمود آرمانی است و اين نمود برای شهريار دارای ارزشی ذاتی است. شهريار، هويت خود را از ايران می‌گيرد و این سرزمين نيز به سبب وجود مردم باايمان، هويت می‌يابد. استقبال عمومی از ديوان شهريار، بشارت دهنده اين حقيقت است كه پيوند ذوقی و عاطفی ايرانيان با شعر و ادب اصيل، ناگسستنی و پيمان جاويدان بين روح و شعر ايرانی، ناشكستنی است و تا زمانی كه سفينه حافظ و سعدی و شهريار را چون كاغذ زر می‌برند، می‌توان يقين داشت كه آتشی كه نميرد هميشه و همچنان فروزان است. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 10:10:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280905/راز-جاودانگی-مانایی-نام-استاد-شهریار شرکت فارسی‌آموزان ۷ تا ۷۰ ساله ترکمنی در آزمون زبان فارسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280894/شرکت-فارسی-آموزان-۷-۷۰-ساله-ترکمنی-آزمون-زبان-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این آزمون روز شنبه (23 شهریورماه) و براساس برنامه اعلام شده در محل رایزنی فرهنگی کشورمان در عشق‌آباد برگزار شد. فارسی‌آموزان در این آزمون از میزان پیشرفت خود در آموزش زبان فارسی مطلع می‌شوند. همچنین در صورت موفقیت می‌توانند در سطح و کلاس بالاتر زبان فارسی شرکت کنند. نکته جالب در این آزمون شرکت فراگیرانی از سنین مختلف از کودکان تا بزرگسالان بود. فارسی‌آموزان با حضور معلمین خود در این آزمون شرکت کردند. کلاس‌های آموزش زبان فارسی با همکاری دولت ترکمنستان به صورت منظم در چهار ترم بهار، تابستان، پائیز و زمستان در سطوح مقدماتی، متوسطه، پیشرفته و عالی در رایزنی فرهنگی ایران در عشق‌آباد برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 08:39:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280894/شرکت-فارسی-آموزان-۷-۷۰-ساله-ترکمنی-آزمون-زبان-فارسی شعر شهریار بیشتر از آن که حافظانه باشد، شهریارانه است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280892/شعر-شهریار-بیشتر-حافظانه-باشد-شهریارانه باقر صدری‌نیا، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز و شهریارپژوه که چندین مقاله درباره شعر شهریار منتشر کرده است، به مناسبت سی‌و یکمین سالروز درگذشت شهریار تبریزی و روز ملی شعر و ادب فارسی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره میزان تاثیرپذیری شهریار از شعر حافظ عنوان کرد: در اینکه شهریار دوست‌دار حافظ بوده، تردیدی نیست. خود او هم بارها گفته که از همان دوران کودکی با شعر حافظ آشنا شده و تقریبا تا پایان عمرش با حافظ و شعر او دمخور بوده است، منتهی شهریار تلقی خاص خودش را از حافظ داشته است؛ یعنی حافظی که شهریار در تصور دارد با آنچه که به طور کلی می‌توان از حافظ واقعی تصور کرد، فرق دارد.   او ادامه داد: در عین حال که دلبسته شعر حافظ بوده؛ در عین اینکه تعدادی از اشعار حافظ را استقبال کرده و گاهی وزن و قافیه و ردیف را از حافظ گرفته و شعر او به همان سیاق است، معتقدم که شعر شهریار بیشتر از آن که حافظانه باشد، شهریارانه است. یعنی چندان رنگ شعر حافظ را در شعر شهریار نمی‌بینیم. بیشتر موسیقی شعر حافظ، شهریار را جذب کرده و در شعرش انعکاس یافته است. البته محتوای عرفانی شعر حافظ هم مورد توجه شهریار بوده است، اما به طور کلی آنچه که موجب توجه و جذب شهریار شده، بیشتر موسیقی شعر حافظ است، تا ویژگی‌های جمال‌شناختی و زیبایی‌شناختی شعر حافظ. این شهریار پژوه ضمن بیان اینکه نگاهی هم خود شهریار دارد که می‌گوید شعر سایه حافظانه‌تر از شعر من است و درست هم هست؛ اضافه کرد: اگر به شعرهایی که شهریار در آن‌ها به استقبال شعر حافظ رفته، نگاه کنید؛ مثلا شعر معروفی حافظ دارد که: « بیا که قصر امل سخت سست بنیادست / بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست» وقتی که شهریار به استقبال این شعر می‌رود، فقط وزن و قافیه و ردیف را از آن می‌گیرد و خصایص شعر شهریار با حافظ در این شعر انطباق ندارد. تعابیر، کاربرد زبان و ... همه شهریارانه است؛ یعنی ویژگی شعر خود شهریار را دارد و حافظانه نیست. در مجموع می‌خواهم بگویم که شعر شهریار بیشتر شاید از حیث موسیقی شعر و مقداری از حیث محتوا؛ تحت تاثیر شعر حافظ است؛ اما خصایص شعر شهریار، همچنان شهریارانه است و برخلاف آنچه که تا به حال گفته شده، چندان رنگ شعر حافظ را در شعر شهریار نمی‌بینیم؛ که منظور از شعر شهریار اینجا غزلیات او است.   تشخص غزل شهریار در صدق عاطفی کلام او است صدری‌نیا درباره ویژگی اصلی شعر شهریار که او را از دیگران متمایز می‌کند و به شهریارانه بدل می‌کند، عنوان کرد: آنچه که به غزل شهریار تَشَخُص بخشیده، بیشتر تملک عاطفه و صدق عاطفی کلام او است، تا عناصر بلاغی و بدیهی، صورت‌های بیانی و آراستگی‌های صوری. برخلاف شعر حافظ که در آن، این صورت‌های بدیع بیانی و تعابیر و عناصر کلام به گونه‌ای در هم تنیده شده که ویژگی خاص خودش را به آن بخشیده است، در شعر شهریار تشخص عمدتا با عاطفه است، بعد با موسیقی و بعدا با تخیل. یعنی اگر بخواهیم شهریارانگی غزل شهریار را پیدا کنیم؛  در وهله اول باید در صدق عاطفی و غلیان عاطفه در شعر او جست. در واقع شهریار در غزل بیشتر به ترنم عواطف، احساسات و تجربه‌های عاطفی خودش پرداخته است. جوهره غزل هم عشق است و شهریار هم به راستی عاشق بوده و اصلا عاشق متولد شده است. به همین دلیل چیزی جز تجربه‌ها و شور و شیدایی‌های او  انعکاس پیدا نکرده است و در نتیجه تشخص  شعرش در همین نکته است.   او ادامه داد: اگر به مطلع غزل‌های شهریار دقت کنید؛ به خصوص غزل‌هایی که در ذهن‌ها رسوخ کرده؛ در بسیاری از این غزل‌ها ما از آرایش‌های بدیعی چندان چیزی نمی‌بینیم. غزل‌ها عموما مطلع ساده‌ای دارند و عاری از نقش‌ و نگارهای زیبایی‌شناختی و بلاغی  هستند. اما همین غزل‌ها به لحاظ عاطفی چنان صمیمی و سرشارند که خواننده را جلب می‌کنند. مثلا همین شعر معروف: «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟/ بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟» در ظاهر این شعر هیچ آرایه ادبی و آرایه بدیعی وجود ندارد، اما شعر، خواننده عادی و طبیعی شعر را مسحور و مجذوب می‌کند. یا مثلا در شعر: « یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز / من بیچاره همان عاشق خونین جگرم» و در بسیاری دیگر از شعرهای او روال همین است. به نظر من اغلب اشعار درخشان شهریار همین ویژگی را دارد؛ یعنی در حقیقت تملک صادقانه عواطف و سرشاری آن از صدق عاطفی را دارد و این‌هاست که شهریار را شهریار کرده است. البته شهریار تخیل فوق‌العاده‌ای هم دارد که گاهی در غزل‌های او انعکاس پیدا کرده است و تخیل بدیع شهریار را باید در شعرهای دیگر او، به ویژه در شعرهای رمانتیک او بجوییم. در غزلیاتش هم بیش و کم انعکاس یافته، اما  این انعکاس کمتر از سایر شعرهای او است.   برجستگی شهریار نسبت به دیگر شاعران دو زبانه نویسنده مقاله «رمزگشایی از شهریاری شهریار» در ادامه درباره مقایسه اشعار ترکی و فارسی شهریار بیان کرد: به سادگی نمی‌توان در این مورد داوری کرد. ما در تاریخ ادبیات فارسی، شاعر دو یا سه زبانه زیاد داشتیم؛  ولی غالبا این شاعران در یک زبان اشعار درخشانی سروده‌اند، نه در هر دو زبان. مثلا از شاعران که به زبان‌های فارسی، ترکی و عربی شعر گفته‌اند، فضولی بغدادی را داریم که شعرهای ترکی او درخشان‌تر از شعرهای فارسی او است. یا مثلا شعرهای فارسی سعدی از اشعار عربی او درخشان‌تر است و شعرهای عربی او عموما شعرهای متوسطی است؛ اما یک برجستگی که شهریار نسبت به دیگر شاعران دو یا چند زبانه دارد این است که شهریار در هر دو زبان ترکی و فارسی اشعار برجسته‌ای سروده است.   شهریار و هوشنگ ابتهاج (سایه) او ادامه داد البته این به این معنی نیست که همه سروده‌های شهریار برجسته و درخشان است. چرا که برخی معتقدند اگر شهریار به جای دیوانش -که گاهی در چهار جلد و گاهی در دو جلد یا بیشتر چاپ شده – نصف یا حتی کمتر از نصف این شعرها را نگه می‌داشت و بقیه را دور می‌ریخت، درخشش بیشتری داشت. یعنی به عبارتی اشعار متوسط شهریار جا را بر اشعار درخشان او تنگ کرده است. اما در مجموع شهریار هم در زبان ترکی آثار تراز اولی مثل «حیدربابایه سلام»، منظومه «سهندنامه» یا برخی از غزلیاتش را ساخته؛ که انصافا به لحاظ ادبی و هنری، آثار بسیار برجسته و ارزشمندی هستند و هم در حوزه زبان فارسی خوب کار کرده است. هم بخشی از غزلیات و هم بخشی از اشعار رمانتیک او جزو آثار ماندگار  و درخشان ادبیات ما هستند.   تاکید شهریار به جنبه فرهنگی زبان وی افزود: اینکه ما بگوییم اشعار ترکی او در اوج است، یا اشعار فارسی او درخشان‌تر است را نمی‌توان داوری کرد. به‌ویژه اگر مسئله را به دور از تعصبات بررسی کنیم و در دام افراط و تفریط نیفتیم. خود شهریار شاعر دو زبانه است و نگاه بسیار متفاوتی به مقوله زبان داشته است. از افراط و تفریط در این حوزه کاملا دوری کرده و بیشتر به جنبه فرهنگی زبان تاکید داشته تا به وجه قومی و نژادی آن. بیشتر سعی کرده از امکانات هر دو زبان هنرمندانه بهره بگیرد و یکی از عوامل عمده اشتهار شهریار به دلیل همین امکانات زبانی او و تسلط او بر دو زبان است؛ چون دیگر شاعران ما در دوران معاصر چنین نبودند. بنده در مقاله «رمزگشایی از شهریاری شهریار» توضیح دادم که وسعت دایره شهرت و آوازه شهریار به مراتب بیشتر از دیگر شاعران بعد از مشروطه بوده است؛ که بخشی از این را ندیون همین دو زبانه بودن خودش است و تبحری که در ادبیات فارسی دارد. شهریار؛ شبیه‌ترین شاعر معاصر به شاعران گذشته صدری‌نیا درباره انتخاب روز درگذشت شهریار به عنوان روز ملی شعر و ادب فارسی هم عنوان کرد: اگر بنا بر این بود که یکی از شاعران معاصر را برگزینند؛ شاید به یک تعبیری شهریار انتخاب مناسبی بود؛ ولی اگر در کل  تاریخ ادبیات دنبال چهر‌ای می‌گشتیم، چه بسا سعدی را برمی‌گزیدیم. اصلا اگر به انتخاب خود شهریار بود، خودش را انتخاب نمی‌کرد. اما یک نکته هم هست که در شاعران معاصر ما ، شهریار از همه بیشتر شبیه شاعران گذشته ما است و در حقیقت می‌توان او را به نوعی مثل شاعری و الگوی مثالی شاعری تلقی کرد. یعنی اگر  در دوره ما  بخواهیم کسی را به عنوان الگوی مثالی شاعری برگزینیم، که شبیه‌تر به شاعران اعصار گذشته ما باشد، بی‌گمان آن شاعر شهریار است. خود شهریار هم در جایی خطاب به سعدی می‌گوید: « ما هم از خيل شما بوديم، ليکن بي خيال/ پا به پا کرديم و بدعهدي به دوران آمديم» او در این شعر خطاب به سعدی خودش را از نوع، جنس سعدی می‌داند که در دوران بدی پا به دنیا گذاشته و در اصل باید در روزگار سعدی می‌زیسته است.   باقر صدری‌نیا وی در پایان گفت: در مجموع باید بگویم اگر بخواهیم از شاعران معاصر کسی را برای این روز برگزینیم، که بیش از دیگران بتواند شعر گذشته ما را هم نمایندگی کند، قطعا شهریار انتخاب مناسبی است. یعنی در عصر خودش الگوی مثالی شاعری و ماننده‌تر از همه شاعران دیگر معاصر به شاعران گذشته ما است. ما یک ذهنیتی از شعر و شاعری داریم، که شهریار با این ذهنیت سازگارتر است تا نیما، ملک‌الشعرای بهار، شاملو و دیگران. اما همان طور که عرض کردم اگر بنا بود کل تاریخ ادبیات را در نظر بگیریم و چهره‌ای برای این روز انتخاب کنیم، چه بسیار قله‌های ادب فارسی داشتیم، که یکی از آن‌ها برگزیده می‌شد. با اینکه هرکدام هم که برگزیده می‌شد، همچنان جای حرف و حدیث همچنان باقی بود. یعنی اگر ما سعدی را هم برمی‌گزیدیم، چه بسا عده‌ای می‌گفتند، چرا حافظ یا فردوسی یا مولانا نه؟! و این بحث تا ابد ادامه داشت. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 08:24:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280892/شعر-شهریار-بیشتر-حافظانه-باشد-شهریارانه ​زبان فارسی دژ پایداری هویت ایرانی است/شهریار یک اتفاق فاخر است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280889/زبان-فارسی-دژ-پایداری-هویت-ایرانی-شهریار-یک-اتفاق-فاخر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین نکوداشت روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت مقام استاد شهریار صبح امروز چهارشنبه (27 شهریورماه) با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار شد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ابتدای صحبت‌های خود با اشاره به نقش موثر زبان در هویت ملت‌ها گفت: زبان در ملت‌های مختلف به یک اندازه در شکل‌گیری هویت آنها نقش ندارد، زبان یکی از اجزای مهم هویت هر ملت است اما زبان در میان ملت‌‌ها به یک اندازه در هویت آن‌ها نقش ندارد در برخی ملت‌ها زبان رکن اصلی است که جایگزین ندارد در هویت ایرانیان زبان فارسی اینگونه است.   وی ادامه داد: هرچه زبان پررنگ‌تر می‌شود در تار و پود هویتی نقش مهم‌تری پیدا می‌کند. زبان فارسی به‌عنوان یک زبان دیرین و و یکی از کهن‌ترین زبان‌ها جهان در تار و پود هویت ایرانی نقش موثری دارد. زبان چندهزار ساله با زبان چندصد ساله در نقشی که در هویت ایجاد می‌کند متفاوت است.   سیدعباس صالحی در تشریح نقش زبان در حفظ هویت ایرانی اظهار کرد: ما ایرانی‌ها در چهارراه تاریخ مورد هجوم‌های مختلف بوده‌ایم. آنچه که هویت ایرانی را در برابر این هجوم‌ها حفظ کرده زبان فارسی بوده است. زبان فارسی دژ پایداری هویت ایرانی در برابر تهاجماتی است که در این چهارراه جغرافیایی داشته و دارم که می‌شود درباره آن کتاب‌ها نوشت. زبان فارسی گنجینه و ذخیره ما بوده است و ما برای معارف و علوم انسانی، اسلامی و ایرانی به آن نیازمند هستیم.   وی ادامه داد: زبان فارسی کلید معارف اسلامی ـ ایرانی است بخش وسیعی از حکمت فلسفه و عرفان جزء با زبان فارسی گشوده نمی‌شود. البته این موضوع ابعاد مختلفی دارد تا بیان کنیم که چگونه زبان فارسی زبان علم و حکمت انسانی و ایرانی است.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به نقش زبان در شعر و ادبیات هر کشور گفت: زبان بستر شعر و ادبیات است، داد و ستدی که بین زبان فارسی و شعر صورت گرفته داد و ستد یگانه‌ای است. اگر شعر فارسی از تاثیرگذارترین و مهم‌ترین در جهان نباشد جزء چند ادبیات برتر جهان شناخته می‌شود. زبان فارسی الفتی خاص و ویژه با شعر دارد.   وی ادامه داد: روح شاعرانگی ایرانی در طول تاریخ پیوستگی و توالی بی‌نظیری با زبان و ادبیات بشری دارد. شعر فارسی آیینه حکمت ایرانی است.   سیدعباس صالحی در توضیح نقش شعر فارسی در بیان پیام الهی گفت: شعر و ادب فارسی تسهیل‌کننده معارف وحی و کلام اهل‌بیت است. و این به خوبی در شعرهای فارسی نمایان است. شعر فارسی تکثر دارد هم در قالب و هم در مضامین. شعر فارسی رهاورد تکاپوی ایرانیان و فارسی‌زبانان بوده است، از این رو ما گنجینه ارزشمندی در اختیار داریم که ملک مشاء همه ایرانیان است.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به نقش مردم نقاط مختلف ایران در گسترش شعر فارسی اظهار کرد: در طول تاریخ همه مردم مناطق مختلف ایران در گسترش شعر فارسی سهیم بوده‌اند اگر ما در خراسان بزرگانی مانند فردوسی‌ها، خیام‌ها، عطارها و ابن‌ یمین‌ها را داریم در مناطق دیگر نیز که نگاه می‌کنیم غالب آثار ادبی را می‌بینیم. شاعرانی از تبریز مانند شمس‌ تبریزی‌ها، شبستری‌ها و شهریارها بیانگر همین موضوع هستند.   وی ادامه داد: زبان و ادبیات فارسی به طور عام و شعر به‌عنوان قله زبان فارسی ملک مشاء ایرانیان فرهنگ‌دوست بوده است. این مسیر ادامه پیدا کرده و تا امروز که ما به شهریار رسیده‌ایم.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به نقش شهریار در شعر فارسی گفت: شهریار یک اتفاق فاخر است، شهریار تنها یک شخص نیست بلکه یک نماد است تا نشان دهد که ایرانیان چگونه کنار هم قرار گرفته‌اند درواقع شهریار یک نقطه عطف است. ما در طول تاریخ شخصیت‌های مختلفی داشته‌ایم که به هرکدام می‌بالیم اما هرکدام از این گل‌ها بویی داشته‌اند و شهریار اتفاق ویژه‌ای را آفرید.   وی ادامه داد: ما شاعران دو زبانه که به دو زبان شعر گفته باشند زیاد داریم؛ اما شهریار شاعری است که با هر دو بال خوب پرواز کرده است و در هر دو ممتاز بوده است. این نکته اندکی نیست این کار سختی است که یک نفر بتواند در هر دو زبان متوازن و متوالی شعر بسراید.   صالحی با اشاره سال‌های فعالیت شهریار گفت: نکته مهم دیگر دوره طولانی اشتهای شهریار به شعر است. می‌دانیم که شهریار در سال 1310 و در 25 سالگی نخستین دفتر شهر خود را با مقدمه سه چهره سرشناس ادبیات فارسی یعنی ملک‌الشعرای بهار، نفیسی و پژمان بختیار منتشر می‌کند و تا وفات در قله شعر قرار می‌گیرد اینکه یک نفر در مدت طولانی شاعری بدرخشد کار کمی نیست.   وی ادامه داد: نکته دیگری که شهریار را خاص می‌کند این است که شهریار، شاعر فراسرزمینی ماست. ما شاعران زیادی داریم که خوب شعر سروده‌اند اما شعر آن‌ها از مرزها فراتر نرفته است. شعر شهریار مثل بوی خوش، مثل یک عطر خوش مرزهای را درنوردیده و به جاهایی رفته است که توانسته نام او و نام ایران را سربلند کند. شهریار مثل فردوسی‌ها، مولوی‌ها و خیام‌ها در قفس سرزمین محصور نمانده و نام خود و ایران را بلند آوازه کرده است.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در توضیح علاقه شهریار به کشورش ایران گفت: عشق شهریار به وطن و تعلق او به ایران کم‌نظیر است البته این ویژگی شاعران ایرانی بوده است اما شهریار طعم دیگری دارد او توانسته ترکیبی از هویت قومی و ملی را کنار هم قرار دهد و تاکید بر یک نگاه داشته است. او به ما فهمانده که این دو با هم ناسازگاری ندارند.   صالحی افزود: شهریار در این حوزه اشعار فراوانی دارد برای نمونه می‌توان به شعر «مادر ایران ندارد چون تو فرزندی دلیر/ روز سختی چشم امید از تو دارد همچنان/ بی‌کس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو / جان به قربان تو ای جانان آذربایجان». از این نوع نگاه‌ها در شعر شهریار فراوان است.   وی با اشاره به نگاه شهریار به شعر آیینی اظهار کرد: شهریار یک شاعر آیینی است، همه ایرانیان محبت اهل‌بیت(ع) در تاروپودشان هست حتی با ادیان مختلف. اما شهریار در فضای شاعرانگی و زندگی روزمره‌اش محبت به اهل‌بیت نمایان است. شعر بلند «علی ای همای رحمت» بیانگر این موضوع است.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: شهریار شاعر انقلاب اسلامی است. اینکه یک شاعر در سطح و رده شهریار در انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس همه منیت‌های روشنفکری را کنار می‌گذارد و مانند یک بسیجی مخلص در خدمت انقلاب است کار اندکی نیست.   وی با اشاره به نگاه مقام معظم رهبری به از خودگذشتگی شهریار گفت‌: مقام معظم رهبری اشاره کردند کسانی این حضور شهریار را خوش نمی‌دانستند و از رفتار او خرده می‌گرفتند اما شهریار شأنی جزء دفاع از انقلاب و مردم نمی‌شناخت. او لازم می‌دانست پایمردانه حضور داشته باشد.   صالحی در پایان گفت: امیدواریم دبیرخانه این مراسم از امروز کار خود را نه در تهران و تبریز بلکه در تمام کشور پیگیری کنند و ما شاهد برگزاری شکوهمند این مراسم در سال‌های آینده باشیم. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 07:50:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280889/زبان-فارسی-دژ-پایداری-هویت-ایرانی-شهریار-یک-اتفاق-فاخر جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان «شکیلا» برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280886/جلسه-نقد-بررسی-مجموعه-داستان-شکیلا-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این جلسه روز دوشنبه ۲۵شهریور ماه ۱۳۹۸ با حضور نویسنده کتاب سیما رستم‌خانی  و جمعی از علاقه‌مندان داستان ایرانی در محل کانون فرهنگی چوک برگزار شد.‌ در ابتدای جلسه سیما رستم خانی داستان مرد غریبه را برای حاضرین در جلسه خواندند  در ادامه فرنوش رضایی درجی نویسنده و منتقد ادبی از منظر نقد فمنیستی به داستان مرد غریبه پرداخت و گفت که جنس یک پدیده زیست‌شناختی است و جنسیت پدیده‌ای برساخته دست انسان است. درواقع جنسیت به نقشی گفته می‌شود که جامعه و الگوواره‌های اجتماعی که حاصل گفتمان غالب بر جامعه است بر افراد تحمیل می‌کند. در ادامه فرنوش رضایی در نقد داستان کوتاه شب بارانی  از داستان‌های این مجموعه گفت: داستان شب بارانی داستان گسست رابطه‌های انسانی در جهان مدرن است، داستان طلاق عاطفی است. داستان به پیدایش ملال در زندگی زناشویی افراد می‌پردازد. ملالی که باعث سردی افراد از زندگی می‌شود‌. او در ادامه افزود سیما رستم‌خانی این ملال را با ایجاد چرخه تکرار در داستان به خوبی بیان نموده است.  وی افزود: از منظر هانا آرنت کارهایی مثل کار منزل، از قبیل پخت و پز و شست و شوی لباس ها به آن دسته از اعمال بشری مربوط می‌شوند که به آن زحمت می‌گوییم. از منظر آرنت زحمت ماندگار نیست و اگر انسان تحت تاثیر این سطح از اعمال و بشری قرار بگیرد به ملال دچارمی‌گردد. در ادامه رستم خانی افزود: شاید در جامعه امروز ما بسیاری از زنان در شرایطی بهتر زیست کنند اما متاسفانه هنوز هم زنان بسیاری در شرایطی مشابه شرایط شخصیت‌های زن داستان‌های من زندگی می‌کنند و به همین جهت من نیز سعی کردم در داستان های خودم این شرایط را به تصویر بکشم. فرنوش رضایی درجی گفت: لباس خواب نیز داستان فاصله میان انسان‌ها است انسان‌هایی که آن قدراز یکدیگر  فاصله گرفته‌اند که دیگر گویا ارتباط انسانی میان آنها گسسته شده است. نویسنده در اثر خود از تاریکی مانند رقیبی در زندگی شخصیت بهجت استفاده می‌کند گویا تاریکی همان سردی و فاصله‌ای است که بهجت را از شوهرش دور ساخته است. داستان صف گوسفندان در نقد افکار خرافی نوشته شده است ، و این مسئله را طرح می کند که رفتار خشونت آمیز می تواند در روحیات کودکان تاثیر منفی بگذارد . فرنوش رضایی درباره داستان کوتاه اضافه کاری گفت: داستان اضافه کاری دو چهره از زن را مقابل هم قرار می دهد. نخست زنی سنتی که همچنان ارزش زن را به تولید ثروت و حفظ اموال شوهرش می‌داند که ما در حمید این نقش را بر عهده دارد. دوم زن به ظاهر مدرن که برساخته ساختار اقتصادی جامعه امروز است ساختاری که از زن موجودی برای خرید کردن و تولید ثروت برای چرخه اقتصاد جهان می سازد. سیما رستم‌خانی گفت: نویسنده اثر خود را از منظر خود می‌نویسد و مخاطب نیز از نگاه خود با اثر برخورد می‌کند و در بسیاری از موارد  نظراتشان راهگشاست. در پایان فرنوش‌رضایی درجی افزود: نویسنده سعی نموده است که در اثر خود منظری جدید در برابر مخاطب بگشاید و باعث شده است که او بتواند از نگاه افراد مختلف به جهان نگاه کند. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 07:09:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280886/جلسه-نقد-بررسی-مجموعه-داستان-شکیلا-برگزار ​قهرمانان و گورها، به چاپ چهارم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280883/قهرمانان-گورها-چاپ-چهارم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ارنستو ساباتو، نویسنده آرژانتینی- از تبار ایتالیایی- یکی از مهم‌ترین رمان‌نویس‌های اسپانیایی‌زبان است. ساباتو که قبل از شروع نویسندگی حرفه‌ای‌، مبارز سیاسی عضو حزب کمونیست بوده در سال 2007 نامزد جایزه نوبل شده‌ است. قهرمانان و گورها داستان دختری زیبا به نام آلخاندراست. او از یک خانواده آرژانتینی اشرافی است و سرنوشت سه مرد با زندگی او گره می‌خورد و در سرتاسر رمان این عشق و نفرت و هنر را نشان می‌دهد. ارنستو ساباتو در بیست‌و‌شش سالگی دکتری فیزیک گرفت. او فیزیکدان موفقی هم بود. انتشارات نیلوفر، به جز کتاب قهرمانان و گورها، کتاب تونل را هم با ترجمه مهستی بحرینی به چاپ رسانده‌ است که در جاهایی از کتاب قهرمانان و گورها به آن اشاره‌ می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 06:35:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280883/قهرمانان-گورها-چاپ-چهارم-رسید نقد و بررسی «سان‌سِت» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280882/نقد-بررسی-سان-س-ت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس اعلام شهر کتاب، به تازگی کتاب «سان‌سِت» نوشته‌ کلاوس مودیک با ترجمه‌ مریم مؤیدپور و به همت نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب مهم‌ترین رمانی است که مودیک تا به امروز نوشته است. رمانی بر پایه‌ وقایع رخ داده همراه با تخیلی قدرتمند. مودیک تخصص ویژه‌ای در حوزه‌ تاریخ آلمان دارد اما این رمان او را به چهره‌ای جهانی تبدیل کرد. سان‌سِت جوایز مهمی از جمله جایزه‌ کتاب آلمان را از آن خود کرده است. این رمان درباره‌ رابطه‌ لیون فویشت‌وانگر، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد یهودی آلمانی، با برتولت برشت، نمایش‌نامه‌نویس و شاعر آلمانی است. مودیک اثرش را بر پایه‌ اطلاعات واقعی نوشته اما شخصیت‌های‌اش را خلق کرده است. این کتاب مخاطب را با خود به جهانی می‌برد که تلاش برای آزاد بود ارزش محسوب می‌شود. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه دوم مهرساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «سان‌سِت» اختصاص دارد که با حضور مریم مؤیدپور و سعید فیروزآبادی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 06:26:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280882/نقد-بررسی-سان-س-ت فراخوان دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال‌آل‌احمد منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280879/فراخوان-دوازدهمین-دوره-جایزه-ادبی-جلال-آل-احمد-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از  روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، دبیرخانه جایزه ادبی جلال‌ آل‌احمد از نویسندگان، پژوهشگران، پدیدآورندگان و ناشران دعوت کرد تا آثار خود را تا پایان 20 مهر 1398 و در چهار گروه داستان بلند و رمان، مجموعه داستان کوتاه، نقد ادبی و مستندنگاری به این دبیرخانه بفرستند. براساس این گزارش، فقط کتاب‌هایی که برای نخستین‌بار در سال 1397 منتشر شده باشند، کتاب‌هایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در داخل کشور به چاپ رسیده باشند و در یکی از چهار گروه بالا قرار گیرند، امکان حضور در بخش رقابت و داوری جایزه جلال را خواهند داشت. دبیرخانه دوازدهمین دوره جایزه جلال آل‌احمد به نشانی تهران، خیابان کریمخان‌زند، خیابان سنایی، کوچه اعرابی (پنجم)، پلاک ۶، بنیاد شعر و ادبیات داستانی با کدپستی ۱۵۸۵۶۳۴۹۷۱ آماده دریافت آثار است. این دبیرخانه همچنین با تلفن: 88318646-021 داخلی 205 پاسخگوی سوالات نویسندگان و ناشران خواهد بود.   ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 06:03:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280879/فراخوان-دوازدهمین-دوره-جایزه-ادبی-جلال-آل-احمد-منتشر آیا الیف شافاک نویسنده عامه‌پسند است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280846/آیا-الیف-شافاک-نویسنده-عامه-پسند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ با اعلام نامزدهای جایزه بوکر 2019، شش اثر به فهرست نهایی آن راه یافتند  که یکی از این آثار در ماه اکتبر، جایزه 50 هزار پوندی را با خود به خانه می‌برد. به این ترتیب  الیف شافاک، نویسنده شناخته شده ترک، با رمان « 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب» رقیب مارگارت اتوود شد که با رمان «وصیت‌ها» در فهرست نامزدهای نهایی این جایزه قرار دارد. شافاک از جمله نویسندگانی است که کتاب‌های بسیاری از او به فارسی ترجمه شده و با وجود اصل و نصبش که به کشور همسایه ما، ترکیه، می‌رسد، حضورش در یک رقابت جهانی ادبی و در جایزه‌ای معتبر نگاه‌های مختلفی را در پی داشته است. و بسیاری در ایران از کنار هم قرار گرفتن این دو نام در میان نامزدهای جایزه بوکر تعجب کردند، به همین دلیل با دو تن از مترجمان آثار شافاک در ایران به گفت‌و گو درباره کم و کیف آثار این نویسنده پرداخته‌ایم. علی سلامی، مترجم کتاب « 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب»، این کتاب را خیلی متفاوت‌تر از دیگر آثار شافاک خواند و گفت: این کتاب به لحاظ سبک نویسندگی خیلی متفاوت است. فقط هم در میان آثار خود شافاک نه، بلکه در بین آثار ادبیات جهان، متفاوت و منحصر به فرد است. هر چند که به لحاظ تفکر و دیدگاه نویسنده با دیگر آثار  شافاک، اشتراکاتی هم دارد.   این مترجم در ادامه توضیح داد؛ داستان بر اساس یک نظریه علمی شکل گرفته است که می‌گوید؛ وقتی انسان می‌میرد، مغزش 10 دقیقه و 38ثانیه به حیات خود ادامه می‌دهد و تمام زندگی‌اش در این ده دقیقه وسی و هشت ثانیه مرور می‌شود و جلوی چشم‌هایش می‌آید. الیف شافاک از این نظریه علمی، برای نوشتن رمانش استفاده کرده است.                           سلامی گفت: در رمان به طور معمول با فصل‌بندی مواجهیم، اما در این رمان دقیقه‌بندی داریم. و در هر دقیقه، بخشی از زندگی قهرمان داستان معرفی می‌شود. قهرمان داستان، زنی مرده است که جسدش را توی سطل آشغال انداخته‌اند و تمام زندگی‌اش در آن ده دقیقه و سی و هشت ثانیه مرور می‌شود. داستان‌ها به طور معمول، شروع، میانه و پایان دارد. در اینجا داستان با پایان شروع می‌شود. در فصل اول، داستان تمام می‌شود و در فصل دوم، داستان شروع می‌شود.  مترجم رمان « 10دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب» درباره شانس الیف شافاک در جایزه بوکر گفت: دقیقا نمی‌توان در این زمینه نظر داد. اما به هر حال، مارگارت اتوود هم نویسنده بزرگی است. کار جدید مارگارت اتوود ادامه داستان «سرگذشت ندیمه» است که کار موفقی بود و در جهان و حتی در ایران هم پرفروش بود. فیلم و سریال هم بر اساس آن ساخته شده و اتوود در دنیا جایگاه ویژه‌ای دارد.  اما جایگاه الیف شافاک قابل مقایسه با اتوود نیست. به لحاظ نویسندگی و قدرت نگارش مارگارت اتوود جایگاه ویژه‌ای دارد. البته هر دو نویسنده پرفروش و موفق هستند اما مارگارت اتوود جایگاه بالاتری دارد. سلامی در ادامه به جمع شدن این کتاب از بازار کتاب ایران گفت: این کتاب بعد از ترجمه، مجوز گرفت و منتشر شد. اما دو ناشر دیگر هم نسبت به انتشار این کتاب اقدام کرده بودند و ظاهرا در کتابخانه ملی ثبت شده بود.  آن دو ناشر ، اعتراضاتی کردند که چرا این کتاب یک ماهه چاپ شد، چطوری مجوز گرفت و... در حالی که در ارشاد نویسنده را می‌شناسند و مجوزش سریع‌تر صادر می‌شود. کتاب « کار انگلیسی‌هاست» هم یک ماهه چاپ شد و به چاپ چندم رسید. این کتاب هم به چاپ هشتم هم رسید. اما ناشران رقیب، گزارش‌هایی دادند که در ارشاد، نسبت به این کتاب تضاد دیدگاه به وجود آمد و در نهایت مجوزش باطل شد.  من پیش از این هم «مورد معمار» را از الیف شافاک ترجمه کرده بودم. در مور این کتاب هم ما از شش ماه پیش می‌دانستیم که چنین کتابی منتشر می‌شود و قرار بود که ترجمه و چاپ شود. آن دو ناشر فکر می‌کردند که خودشان باید این کتاب را منتشر کنند و وقتی این کتاب در عرض یک ماه منتشر شد، غافلگیر شدند. در عرض یک ماه، کار ترجمه و ویرایشش هم‌زمان انجام می‌شد. به طور کلی هنگامی که بدانم در ترجمه‌ کتابی رقیب دارم، به سرعت ترجمه می‌کنم و بیست و چهار ساعته کار می‌کنم.   در ادامه به سراغ صابر حسینی دیگر مترجم آثار الیف شافاک رفتیم. صابر حسینی که آثاری چون من و استادم، فکر نکن تنهایی، پنهان و... را ترجمه کرده است، درباره کلیت ادبیات این نویسنده گفت: ادبیات شافاک وجوه مختلفی دارد. ولی به خاطر زن بودن نویسنده، وجوه زنانه کار و کاراکترهای زن، پر‌رنگ‌تر هستند. در آثارش به طور کلی، سعی در نشان دادن هویت زنانه دارد. کارهای خانم شافاک به دو بخش عمده تقسیم می‌شود؛ بخشی از کارهای او به موضوعات عرفانی پرداخته، مانند کار معروفش «ملت عشق» و کارهایی مثل «محرم» و «پنهان»، که رابطه انسان‌ها را با عرفان شرقی در نقاط مختلف دنیا بررسی کرده است. این‌ها آثاری هستند که سال‌ها پیش نوشته شده‌اند.  او در ادامه گفت: بخش دیگر کارهای خانم شافاک به موضوعات سیاسی و اجتماعی مرتبط است. و به خلق فضای اجتماعی در رمان‌هاش پرداخته است. او در رمان «سه دختر حوا» به موضوعات روز پرداخته است. البته لابه‌لای این داستان‌ها به عشق هم پرداخته است. خانم شافاک توانسته توجه مردم را در ترکیه و کل دنیا به طرف خودش جلب کند و یکی از دلایل موفقیتش هم این است که کتاب‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نویسد. این باعث شده که کارهایش در دنیا انعکاس بهتر و بیشتری داشته باشد.  صابر حسینی تاکید کرد: الان از بین نویسندگان ترکیه، بعد از اورهان پاموک یا حتی پیش از او، شافاک را در دنیا می‌شناسند. از جمله نویسندگان پرکار هم هست که هر سه سال یک بار یک رمان خوب به دنیای ادبیات معرفی کرده است.   وی در پاسخ به این بحث که در ایران، خیلی از منتقدان، شافاک را نویسنده‌‌ای عامه‌پسند می‌دانند، گفت: به صورت غیر رسمی این سوال را بارها شنیده‌ام و به شدت با این نظر مخالفم و نکته‌ای که باعث شده، مردم به این نتیجه برسند، موفقیت رمان «ملت عشق» است.   حسینی گفت: این ذهنیت بین مردم ما هست که هر کتابی که به چاپ بالای بیستم برسد عامه پسند است. ممکن است برای جذب مخاطب بیشتر، بعضی بخش‌های رمان‌ ویا داستان‌هایش را ساده‌تر نوشته باشد. مثلا در «اسکندر» ممکن است این اتفاق افتاده باشد. ولی کتاب «مَحرَم»، کاملا سنگین و سخت‌خوان است و خواننده را به چالش می‌کشد. حتی بارها با خواننده‌هایی مواجه شدم که با پیش‌فرض «ملت عشق» به سمت «محرم» رفتند و چیزی دستگیرشان نشده است. به خاطر اینکه کتاب کاملا پیچیده و فلسفی است. به همین دلیل هم من خانم شافاک را در گروه نویسندگان عامه پسند قرار نمی‌دهم. ولی این را می‌پذیرم که همه کتاب‌های خانم شافاک در یک سطح نیستند. اما به طور کلی او از پیچیده‌نویسی سال‌های قبلش دور شده و پیچیده‌نویسی‌اش متعلق به دوره‌ای است که به زبان ترکی می‌نوشت. به هر حال، نویسندگان در دوره‌های مختلف، کتاب‌های متفاوتی می‌نویسند.   ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 05:17:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280846/آیا-الیف-شافاک-نویسنده-عامه-پسند در دو ماراتن اثر جدید اتوود شرکت نمی‌کنم/ 14 سال پیش می‌خواستم اتوود را به ایران بیاورم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280858/دو-ماراتن-اثر-جدید-اتوود-شرکت-نمی-کنم-14-سال-پیش-می-خواستم-ایران-بیاورم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جدیدترین اثر مارگارت اتوود با عنوان «وصیت‌ها» در شرایطی روز سه‌شنبه (19 شهریورماه)‌ با حضور جمعی از علاقه‌مندان این نویسنده در کتابفروشی واتراستونز لندن رونمایی شد که علاوه بر جمعیت قابل توجهی از علاقه‌مندان که از نیمه شب به خیابان این کتابفروشی‌ آمده بودند؛ عده‌ای در ایران کتاب را ترجمه کرده و عده‌ای دیگر برای آن فیپا هم گرفته‌اند!   «وصیت‌ها» یا «وصایا» جدیدترین کتاب مارگارت اتوود است که داستان آن 15 سال بعد از آخرین صفحه رمان «سرگذشت ندیمه» آغاز می‌شود. رمانی که در سال 1985 برای نخستین بار منتشر شد و بعد یک فیلم سینمایی و یک اپرا بر اساس آن ساخته و به نمایش گذاشته است. البته تنور این اتفاق زمانی گرم شد که به واسطه پخش سریال «سرگذشته ندیمه» در سال 2017 دوباره نام اتوود شنیده شد.     جدل بر سر ترجمه و چاپ جدیدترین اثر مارگارت اتوود در شرایطی در فضای مجازی اتفاق افتاده که با نگاهی گذرا به چاپ آثار این نویسنده در ایران متوجه می‌شویم که تا به امروز 18 ناشر دست به ترجمه آثار این نویسنده زده‌اند و از این میان تنها آثار نشر ققنوس مربوط به ابتدای دهه 80 است و تاریخ ثبت فیپا 17 ناشر دیگر به بعد از سال 1393 برمی‌گردد. تا به امروز واحدهای نشر ققنوس، جمهوری، کتابسرای نیک، علمی‌ فرهنگی، غنچه، نی، مروارید، سرزمین اهورایی، مشکی، پادینا، کتاب کوله‌پشتی، اسلیم رویان، ماهریس، نون، آوار، کتاب کاغذ، شورآفرین و آزرمیدخت اقدام به چاپ کتاب‌های اتوود کرده‌اند.   امیر حسین‌زادگان، مدیر انتشارات ققنوس درباره چاپ نخستین کتاب مارگارت اتوود به ایبنا اظهار کرد:‌ اولین کتابی که ما از اتوود ترجمه کردیم، «عروس فریبکار»‌ بود که در سال 1380 با اجازه ناشر و نویسنده منتشر شد؛ بعد از این اثر به سراغ «آدمکش کور» رفتیم و به مرور سایر کتاب‌های این نویسنده در انتشارات ققنوس منتشر شد. ما در همان سال‌ها با آژانس ادبی کورتیس براون قراردادی بستیم و کتاب‌های او را قانونی چاپ کردیم.   وی ادامه داد: وقتی دو یا سه عنوان از کتاب‌های اتوود را چاپ کردیم با او دیدار داشتم. فکر می‌کنم سال 84 و در فرانکفورت بود. آن سال اتوود تمام ناشران آثارش در سراسر دنیا را به فرانکفورت دعوت کرده بود که من در این جلسه با او صحبت کردم. حتی او را برای حضور در نمایشگاه کتاب تهران دعوت کردم که او گفت تا سه سال آینده برنامه‌اش پُر است و بعد از آن هم اگر بخواهد در نمایشگاه شرکت کند، علاوه بر پول بلیط و هتل، هزینه دیگری هم می‌خواهد که واقعا در توان ما نبود که چنین هزینه کنیم.   این ناشر پیشکسوت با اشاره به تاثیر فیلم و سریال «سرگذشت ندیمه» روی فروش آثار اتوود اظهار کرد: وقتی سریال «سرگذشت ندیمه» منتشر شد، به یکباره نام مارگارت اتوود دوباره سر زبان‌ها افتاد و «سرگذشت ندیمه» پرفروش شد. بنابراین می‌توانم بگویم که سریال در فروش کتاب‌های او بسیار تاثیرگذار بوده است. چاپ اول این کتاب در سال 82، چاپ دوم 83، چاپ سوم 87، چاپ چهارم 89، چاپ پنجم 91،‌ چاپ ششم 94، چاپ هفتم و هشتم در 96، چاپ نهم و دهم در 97 و چاپ یازدهم در سال 98 منتشر شده است.   وی افزود: ما تا به امروز شش عنوان کتاب به نام‌های‌ «بر امواج»، «بانوی پیشگو»، «سرگذشت ندیمه»، «آخرین انسان»، «عروس فریبکار» و «آدمکش کور»‌ را از این نویسنده منتشر کردیم. من حق رایت سه عنوان را خریدم اما سه عنوان دیگر را بدون حق رایت منتشر کردیم. البته من علاقه‌مند بودم که حق رایت آن سه اثر را نیز خریداری کنم؛ اما به دلیل مساله تحریم آنها حق رایت را به ما نفروختند.   حسین‌زادگان با بیان این نکته که شاید کتاب جدید این نویسنده را ترجمه نکند، گفت:‌ ما قصد داشتیم تا کتاب «وصیت‌ها»‌ را نیز ترجمه کنیم؛ اما فعلا پشیمان شده‌ام. کلا شرایط بدی است. با توجه به اینکه این اثر ادامه «سرگذشت ندیمه» است، دوست داریم که این کتاب را ترجمه و منتشر کنیم؛ اما از آن طرف می‌شنویم که یک ناشر فیپا گرفته، ناشر دیگری کار ترجمه را تمام کرده و حتی در خبری خواندم که ناشری کتاب را آماده چاپ دارد. وی ادامه داد: به طور معمول وقتی می‌بینیم ناشری برای کتابی فیپا گرفته است، دیگر به سراغ آن کتاب نمی‌رویم؛ اما با توجه به اینکه اثر جدید اتودد ادامه کتاب «سرگذشت ندیمه»‌ است، شاید کتاب را ترجمه و چاپ کنیم؛ البته نه به شکل رایج که بی‌کیفیت و چند تکه است.   مدیر نشر ققنوس با گلایه از مسابقه ترجمه کتاب‌های مطرح اظهار کرد: من در دو ماراتن چاپ کتاب مارگارت اتوود شرکت نمی‌کنم. نه اینکه نخواهم، نمی‌توانم به این شکل اثر منتشر کنم. من نمی‌توانم یک کتاب را تکه تکه کنم و هر تکه را به فردی بدهم تا ترجمه کند و بعد این‌ها را سرهم کنم تا یک کتاب دست مخاطب بدهم. بنابراین از دور کنار می‌روم. ناراحت این موضوع نیستم و توقعی هم ندارم. نمی‌خواهم بگویم چون 18 سال پیش من اتوود را به مخاطب ایرانی معرفی کردم، دیگر کسی حق ندارد این کتاب را منتشر کند. نه. من از آن دست افرادی ناراحتم که کتاب‌های ما را با اندکی تغییر به نام خود منتشر می‌کنند. وی افزود: بحث اخلاق دمده شده است. مشکل قاچاق یک طرف، کتابسازی مشکل نشر امروز است. هر کتابی که در بازار بگیرد؛ بلافاصله عده‌ای به آن حمله می‌کنند دست به کپی می‌زنند. برای مثال الیف شافاک اصلا کتابی به نام «ملت عشق» ندارد و ما این نام را روی کتاب او گذاشتیم. الان همه دارند این کتاب را با همان نام «ملت عشق» منتشر می‌کنند. تنها راه ما این است که کپی‌رایت را قبول کنیم. متاسفانه ما نه تنها کپی‌رایت جهانی را نمی‌پذیریم، بلکه به قوانین داخلی هم احترام نمی‌گذاریم. برای مثال، اگر قوانین داخلی اجرا می‌شد؛ هیچکس حق نداشت نام «ملت عشق» را روی کتابش بگذارد.   حسین‌زادگان با اشاره به مخاطبان کتابسازان گفت: ما یک سری کتابخوان حرفه‌ای داریم که به اعتبار نویسنده، مترجم و ناشر دست به خرید کتاب می‌زنند. این‌ مخاطبان را کسی نمی‌تواند فریب دهد؛ اما ناشرانی هستند که کتاب‌های پرفروش را کپی می‌کنند، قیمت را افزایش می‌دهند و با تخفیف بالا می‌فروشند. برای مثال «ملت عشق»‌ را ما با قیمت 55 هزار تومان عرضه می‌کنیم؛ اما آنها قیمت 80 هزار تومان می‌گذارند و با توجه به اینکه هزینه کارمند و حق‌الترجمه مترجم را پرداخت نمی‌کنند با تخفیف 40-50 درصدی در مترو، بازارچه‌ها و نمایشگاه‌های استانی می‌فروشند. این ناشر پیشکسوت در پایان گفت: معمولا فروش عمده این کتاب‌ها، نمایشگاه‌های استانی است؛ چراکه کتابفروشی باتجربه و باسابقه این کتاب‌ها را نمی‌خرد و اعتبار خودش را زیرسوال نمی‌برد. متاسفانه این غرفه‌های 50 درصدی روز به روز در حال افزایش است و این روزها در مترو، فرودگاه، ترمینال اتوبوس و قطار به وفور نمایان است. ]]> ادبيات Wed, 18 Sep 2019 04:50:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280858/دو-ماراتن-اثر-جدید-اتوود-شرکت-نمی-کنم-14-سال-پیش-می-خواستم-ایران-بیاورم رفت از این خاک تابناک، شاعر پیرار و پار http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280864/رفت-این-خاک-تابناک-شاعر-پیرار-پار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس - احسان اکبرپور: چند روزی مانده بود به زادروز پرویز خائفی که رفتم به دیدارش در طبقه پنجم آپارتمانی در دل شلوغی شهر. با رویی گشاده دعوتم کرد به اتاقی که مزین بود به انواع کتاب و مجله. آرام نشست بر صندلی چوبی و تکیه داد به مخده‌ای با طرح‌های قشقایی. برف پیری نشسته بود بر سرش، صدایش شمرده بود و حافظه‌اش بسیار دقیق. پاکت بهمن قرمز و فندک سیاه بنزینی، برِ دستش بود و هر ازچندی هاله‌ای نقره‌ای از دود در فضای اتاق به رقص درمی‌آمد. در آن گفت‌وگوی یک‌ساعته، بارها ذکر جمیل دو یار ازدست‌رفته‌اش را زنده کرد: پدر فاضلش موهبت‌الله خائفی و یار هم‌پیمانش فریدون مشیری. «اگر امروز آستان‌بوس حافظ هستم و به این آستان‌بوسی افتخار می‌کنم، نتیجه همان روزها و لحظات هم‌نشینی با پدر است. چه دقیق و بصیر بود در کار حافظ و چه بسیار دقایق و ظرایف که می‌شناخت. همت حافظ و انفاس سحرخیزان بدرقه روح و روان پدرم باد که مردی بود ناشناخته از مردان روزگار.» و وقتی از مشیری پرسیدم و سابقه الفت و دوستی‌شان، با لرزشی در کلام گفت: «او انسانی بسیار بزرگوار بود و از پاکی و صداقت و ارزش‌های اخلاقی نظیر نداشت.»   *شعر‌نگاری با فریدون مشیری نخستین شعرهای پرویز خائفی را فریدون مشیری در مجله «روشنفکر» منتشر کرد و همین موضوع سبب دوستی و الفت دو شاعر شد. «خط شعری مشیری با من کاملاً متفاوت بود. هرچند در ابتدا تحت‌تاثیر دوبیتی‌های او تعدادی چهارپاره و دوبیتی سرودم.» با این حال به سبب نزدیکی روحی و اخلاقی، دوستی‌شان «عمق» پیدا کرد و او از شیراز و مشیری از تهران شروع کردند به نامه‌نگاری با یکدیگر. «یک بار برایش نوشتم: ای فریدون! شاعر دردآشنا!/ ای جدا از ما ولی در جان ما/ ای خموش‌آزاده عزلت‌گزین!/ ای سخن‌پرداز مستی‌آفرین!/ دیرگاهی چنگ شعرت بی ‌نواست/ داروی درد نهانم، کو، کجاست؟». مشیری هم در پاسخ برایش می‌نویسد: «خائفی جان! بر تو هم از من درود/ داروی غم‌های من شعر تو بود/ ای ز جام شعر تو شیراز مست/ پیش حافظ بینمت جامی به دست/ طبع تو آنجا که پر گیرد به اوج/ می‌زند دریا در آغوش تو موج». برخی از این نامه‌نگاری‌ها در مجله روشنفکر هم منتشر می‌شد و «عده‌ای به طنز می‌گفتند روشنفکر تبدیل شده به مجله مشیری ـ خائفی.» شاعر شیرازی معتقد بود که در کنار روشنفکر، مجله فردوسی نیز نقشی مهم در تحول شعر و تثبیت شعر نو داشت؛ تحولی که معتقد بود به دست شاعران بزرگ دهه 30 و 40 و با شکستن اوزان شکل گرفت و نتیجه آن شد که «ما شاعران جوان هم تحت‌تاثیر آن‌ها شعر سرودیم.»   *همه عمر مأنوس بوده‌ام با حافظ پرویز خائفی چندی بعد در سال 1342 دفتر شعر «حصار» را منتشر کرد؛ دفتری که مورد توجه صاحب‌نظران شعر مانند مشیری، نادرپور، زهری، رؤیایی و م.آزاد قرار گرفت. با این حال اما او در طبع‌آزمایی در شعر، به غزل و شعر کلاسیک بسنده نکرد و در قالب‌های نیمایی و سپید هم شعر سرود. «وقتی جریان شعر ما با مضامین جدید روبه‌رو شد، به‌سبب این تغییر و تحول شعر من هم دچار دگرگونی شد.» با این حال شاعر «آخرین آغاز» علاقه‌ای ویژه به غزل و تغرل داشت. «زیرا با حافظ بسیار مأنوس بودم. به‌ویژه آنکه پدرم حافظ‌شناس بزرگی بودند و من از ایشان بسیار بهره بردم.» بی‌دلیل نیست که سایه ایهام شعر خواجه اهل راز در غزل‌های خائفی مشهود است. «تو عطر تازه یاسی رها به خانه من/ تو دست ابر بهاری در آشیانه من/ کهن شد آن همه افسانه، قصه قصه توست/ بیا بی که حدیث تو شد فسانه من....»   *سعدی زبان شعر را تغییر داد و حافظ غزل را به اوج رساند سخن به میانه رسیده بود و خائفی سیگار دوم را هم کشیده بود. با اشاره‌ای به کتاب «مجمع پریشانی» که در آن نوشته است: غزل‌ترین نوع غزل در زمینه تغزل و عرفان، غزل سعدی است؛ از شاعر «پیرار و پار» درباره غزل سعدی پرسیدم. نخ سوم بهمن را از پاکت باریک قرمز بیرون آورد و مهیای سیگار سوم شد. «سعدی همچون یک حادثه زبان شعر را تغییر داد و شعرش تبدیل شد به محاوره، ترصیع و تزئین؛ و اندیشه شعر کاملاً عاشقانه در زبان فارسی متولد شد.» سپس از این گفت که سعدی پایه شعر حافظ را بنا نهاد و اگر سعدی نبود، حافظ ظهور نمی‌کرد؛ و اگر حافظ ظهور نمی‌کرد، سعدی پایان شعر فارسی در اوج خود بود. معتقد بود انگار حافظ برای آنکه ثابت کند شاعری بهتر از سعدی است، اندیشه‌ها و دغدغه‌های بشری را هم در غزل عاشقانه‌اش مطرح کرد و «غزل استخوان‌دار پرمعنی» در همان قرن هشتم به اوج خود رسید و تمام شد. با این حال سایه و منزوی را در غزل معاصر ستایش می‌کرد و این دو را بهترین غزل‌سرایان معاصر می‌دانست. معتقد بود «حافظ به سعی سایه» بهترین نسخه حافظ است و سایه به سبب دانش و آگاهی کافی از حافظ، «از نسخه‌های حافظ غنی و قزوینی»، یک حافظ «خوب و شسته‌رفته» عرضه کرد.   *شعر اصلی روزگار ما شعر نیمایی است پس از آنکه چای صبحگاهی آذرماه را نوشیدیم، از پرویز خائفی پرسیدم چرا به شعر نیمایی رو آورد؟ تأملی کرد و گفت: «غزل تفنن زیبایی است که می‌توان در آن جنبه‌های تغزلی و مضامین عاشقانه مطرح کرد. شعر فارسی از زمان رودکی تا به امروز، ریشه در غزل داشته و دارد، اما به نظرم شعر اصلی روزگار ما شعر نیمایی است و زبان و اندیشه زمانه ما در شعر نیمایی تجلی پیدا کرده است.» معتقد بود «راه همان راه نیماست» و از نیما یوشیج و احمد شاملو به سبب کاری که در شعر معاصر ایران انجام دادند، ستایش می‌کرد.   *حافظ به سعی پدر صحبت به پایان رسیده بود که شاعر «این خاک تابناک» از روی صندلی بلند شد و از کتابخانه پشت سر، یک دیوان حافظ با جلد قرمزرنگ بیرون آورد. «این دیوان حافظ که در سال 1325 چاپ شده، نخستین کتابی است که در مجالست پدرم می‌خواندم. پدرم از حافظ‌شناسان بسیار برجسته و درعین‌حال کمتر شناخته‌شده بودند و من از اوان نوجوانی به حافظ‌خوانی و تفسیر ایشان از حافظ گوش فرامی‌دادم.» کتاب قرمزرنگ را به یاد پدر در کتابخانه‌اش نگه داشته بود. زمانی که جلد کتاب آسیب دیده بود، آن را با صحافی حاج عبدالرحیم نعمتی و با جلدی فاخر ترمیم کرد. صفحه نخست کتاب را نشانم داد که روی آن به خط زیبای خود از پدر نوشته بود و احترام به او. «بعد از صحافی این کتاب، بر آن بودم تا خطی به یادگار بنویسم تا هیئت جدید رخساره پیراسته آن موجبی نباشد تا خدمت آن و خاطرات مربوط به پدر از لوح دل‌وجان برود.» چند روزی مانده بود به زادروزش؛ او که شامگاه گذشته به مجلس بزم حافظ و مشیری و پدر دعوت شد از این خاک. جسارت کردم و گفتم: به مناسبت زادروزتان تفألی بزنید به همین حافظ هفتاد و اندی‌ساله. لبخندی پهنای صورتش را پوشاند و جلد قرمزرنگ را گشود. «خدا چو صورت ابروی دل‌گشای تو بست/ گشاد کار من اندر کرشمه‌های تو بست/ مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند/ زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست... / ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت/ به خنده گفت که حافظ برو، که پای تو بست؟». ]]> استان‌ها Wed, 18 Sep 2019 03:57:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280864/رفت-این-خاک-تابناک-شاعر-پیرار-پار روایتی از داستان‌های بی‌مقصد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280826/روایتی-داستان-های-بی-مقصد خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-فریبا چلبی‌یانی: بی‌مقصد در ۱۵۰ صفحه، شامل ۱۱ داستان کوتاه است. داستان‌هایی که با تنوع سوژه با زاویه دید و فضاهای متفاوت روایت شده‌اند. داستان‌ها از بی‌مقصد شروع شده و در زمین آبستن پایان می‌یابند. موضوعات داستانی نویسنده با زندگی مردم عادی عجین هستند. مثلا از راوی‌ مرده‌ای که زندگیش را برای خواننده روایت می‌کند، فرض کنید تا روایت دختری که عاشق روبا‌ن‌های بسته‌ مادرش بر موهای بافته شده‌اش است و همیشه منتظر خبرهای خوش است که روزی می‌شنود... داستان اول کتاب «بی‌مقصد» نام دارد و داستان سفر است. داستان زنی حین سفر با قطار، او دیالوگ‌های مسافرانی را می‌شنود که هرکدام گمشده‌ای دارند. اکثر داستان‌های این مجموعه بر مفاهیم‌ گمشدگی و گم گشتگی، مرگ و فقدان، حسرت‌، انتظار و اندوه اشاره دارد. از جمله به داستان‌های «بی‌مقصد»، «من یکبار چیده شده‌ام»، «روبان»، «از فیروز تا فیروزه»، «به رنگ سفال» و «خط مبهم درختان تبریزی» و... می‌توان اشاره کرد.  داستان «من یکبار چیده شده‌ام.» یکی از داستان‌هایی است که راوی با مرگ خویش به جبر و سرنوشتی که نمی‌تواند قبول یا تحملش کند، پایان‌ می‌بخشد. داستانی که‌ مولفه‌های ناتورالیستی را درخود دارد. «به رنگ سفال» اشاره به عشقی بی‌فرجام و دروغین و حتی می‌توان گفت تا‌حدی ذهنی راویت‌گر است که در قالب نامه خطاب به عزیزه جان‌ می‌نویسد. داستان «از فیروز تا فیروزه» اشاره به موضوع جانبازان (دوران جنگ ایران و عراق) است که بعد سال‌ها عواقبی که بر جای می‌گذارد؛ دارد و بر عشق دو فرد به همدیگر، عشق فرزند به پدر و پدر به فرزند می‌پردازد.   داستان «روبان» که اشاره‌ا‌ی است به عشق دوران اواخر نوجوانی و پنهان‌کاری و دروغ. داستان‌ «خط مبهم‌ درختان تبریزی» از ذهن آشفته زنی روایت‌ می‌شود که‌ منتظر آیت و مادرش است.  چیزی که در داستان‌های آرزو اسلامی بیشتر می‌توان دید و خواند این است که انگار داستان‌ها با نقاشی در هم‌آمیخته‌اند. وهم و خیال و تصاویر رئال را گویی با جادوی کلمات برای خواننده نقاشی می‌کند. برخی داستان‌ها پر از رنگ‌ و بو هستند. (ملافه‌های گِلی و سفید، روبان‌های رنگی، روسری سفید و موهای سفید و... بوی گل محمدی، بنزین، بوی خون و...)  در خاتمه مجموعه داستان بی‌مقصد، درواقع مقصد و خانه دل خوانندگانی است‌ که علاقه‌مند به داستان، قصه‌گویی و داستان‌نویسی هستند. ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 11:53:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280826/روایتی-داستان-های-بی-مقصد ​بررسی کتاب و اقتباس‌های سینمایی در رادیو فرهنگ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280852/بررسی-کتاب-اقتباس-های-سینمایی-رادیو-فرهنگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی رادیو فرهنگ؛ برنامه رادیو کتاب سه‌شنبه 26 شهریور میزبان رامتین شهبازی و سید جواد میرهاشمی است و محمدجواد احمدی‌نیا کارشناس برنامه با میهمانان در خصوص کتاب و اقتباس های سینمایی بحث و گفت‌وگو می‌کند. در بخش دیگر برنامه مریم احمدی گزارشگر برنامه از مردم درباره آثار سینمایی که با اقتباس ساخته شده‌اند و کدامیک را بیشتر می‌پسندند می‌پرسد. رادیو کتاب امشب به تهیه کنندگی  زهرا نصرالهی و با اجرای فاطمه اسحاق تبار ساعت 19:30  برروی موج اف ام ردیف 106 مگاهرتز از رادیو فرهنگ پخش می شود. ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 10:33:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280852/بررسی-کتاب-اقتباس-های-سینمایی-رادیو-فرهنگ برگزاری آزمون جامع زبان فارسی در مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی فردوسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280789/برگزاری-آزمون-جامع-زبان-فارسی-مرکز-بین-المللی-آموزش-فردوسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از وب‌گاه مرکز فردوسی، آزمون جامع زبان فارسی در مرکز مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان فردوسی مشهد، روز دوشنبه (25 شهریورماه) سال جاری با حضور 110 فارسی‌آموز از 4 کشور برگزار شد. در این آزمون داوطلبانی از کشورهای عراق، لبنان، بحرین و چین شرکت کردند و آزمون در دو مرحله کتبی و شفاهی برگزار شد. داوطلبان در بخش کتبی به سوالات مرتبط با مهارت‌های خوانداری، شنیداری، نوشتاری و در بخش دوم به سوالات شفاهی پاسخ دادند. اغلب این داوطلبان پس از کسب موفقیت در آزمون جامع زبان فارسی، برای ادامه تحصیل به دانشکده‌های دانشگاه فردوسی معرفی خواهند شد. ضمناً نتایج این آزمون در وب‌گاه مرکز فردوسی متعاقبا اعلام خواهد شد.   ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 10:25:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280789/برگزاری-آزمون-جامع-زبان-فارسی-مرکز-بین-المللی-آموزش-فردوسی ترجمه «قصه‌های مجید» با حضور نویسنده در نمایشگاه کتاب بلگراد رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280793/ترجمه-قصه-های-مجید-حضور-نویسنده-نمایشگاه-کتاب-بلگراد-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در دیدار مهدی شیرازی، رایزن فرهنگی کشورمان در صربستان با یلنا تریوان، رییس انتشارات دولتی اسلوژبنی گلاسنیک (Službeni Glasnik) تفاهمنامه ترجمه و نشر آثار فارسی به زبان صربی در قالب طرح تاپ امضاء شد و طرفین بر اهمیت فعالیت‌های فرهنگی در حوزه نشر کتاب تأکید کردند. یلنا تریوان با استقبال از همکاری این انتشارات با رایزنی فرهنگی ایران و انعقاد این تفاهمنامه، به سابقه تاریخی و فرهنگی و تمدن کهن ایران اشاره و اظهار امیدواری کرد تا با استمرار همکاری‌های دوجانبه در حوزه کتاب و انتشار آثار منتخب ادبیات کلاسیک و معاصر ایران، امکان معرفی فرهنگ غنی و ادبیات ایران به جامعه فرهیختگان صربستان فراهم آید.   وی با اشاره به حضور خود و پتار آربوتینا، مدیر بخش انتشارت در نمایشگاه بین‌‎المللی کتاب تهران، آن را یکی از رویدادهای بزرگ فرهنگی خواند و خواستار تداوم همکارهای فرهنگی و انتشاراتی برای استحکام فرهنگی و ادبی بین دو کشور ایران و صربستان شد. شیرازی، رایزن فرهنگی کشورمان هم در سخنانی، ضمن تشکر از حسن توجه این انتشارات پرسابقه برای ترجمه و انتشار آثار ارزشمند فارسی به صربی، به فرهنگ و تمدن ایران و ابراز خرسندی از امضای این تفاهمنامه، گزارشی از وضعیت کتاب‌های چاپ شده توسط رایزنی فرهنگی ایران به زبان صربی ارائه داد و به تشریح طرح تاپ و همکاری‌های حوزه چاپ و نشر پرداخت. وی به سابقه حضور رایزنی فرهنگی ایران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب بلگراد اشاره کرد و گفت: در طی این سال‌ها سعی شده تا هر ساله آثار جدیدی از فارسی به صربی در نمایشگاه ارائه شود و امیدواریم علاوه بر انتشار آثار فارسی، حضور ناشران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی در این نمایشگاه فرصت بسیار خوبی برای ارتباط بین ناشران و نویسندگان دو کشور باشد. گفتنی است؛ به تازگی کتاب «قصه‏‌های مجید» نوشته هوشنگ مرادی‌کرمانی به زبان صربی ترجمه شده و در چارچوب این تفاهمنامه توسط انتشارات اسیوژبنی گلاسنیک به چاپ خواهد رسید. این کتاب با حضور صاحب این اثر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب بلگراد که در تاریخ 28 مهرماه آغاز می‌شود، رونمایی خواهد شد. ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 10:18:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280793/ترجمه-قصه-های-مجید-حضور-نویسنده-نمایشگاه-کتاب-بلگراد-رونمایی-می-شود ​بار گران «به وقت بی‌نامی» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280829/بار-گران-وقت-بی-نامی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-فریبا حاج‌دایی: گذشته ما را ول نمی‌‏کند انگار ماده ببری باشد در جست‌وجوی خوراک برای ببر کوچولوهایش و چه سخت است اگر خوراک او باقی بمانیم و نتوانیم جان به در بریم. به زمین گذاشتن کوله‏‌بار گران گذشته که بر دوش هر فرد، قوم و ملتی سنگینی می‏‌کند کار گران‌‏باری است به‌خصوص برای نسلی که دیگر باوری بر شعار رنگ‌‏باخته‏‌ «گذشته چراغ راه آینده» ندارد. متن بزرگ داستان جهان ملغمه‌‏ای است از عشق‏‌ها و خیانت‌‏ها، دوستی‏‌ها و دشمنی‏‌ها، شورها و شرها و جنگ‌‏‏ها و صلح‌‏ها. دهشتناک آن که همه را می‌‏شود زیر بیرق کلمه مو به تن سیخ‏ کنِ تجاوز گرد آورد. به باور من و شاید به باور نازنین جودت نویسنده کتاب «به وقت بی‏‌نامی» زورمندترین جان‏مایه‏، به عبارتی تمِ اصلیِ، داستان بزرگ جهان تجاوز است، تجاوز به حریم هر حریمی خواه باشد: جسمی، روحی، فرهنگی، خانوادگی، ملیتی و الخ. تجاوزگر در بند پایانی کتاب وقت بی‏نامی دستش را روی شانه‏‌های دخترکِ راویِ کتاب می‏‌گذارد. تکانش می‌‏دهد. فشارش می‏‌دهد به نرده‏‌های سرد و در همان حال از حفره سیاه و بزرگ دهانش بخاری غلیظ و حتما متعفن بیرون می‏‌زند. نه صدایی به صدایی می‌‏رسد و نه کسی به یاری دختر قصه ما می‏‌آید. صدای خوش اذان پیچیده وقتی آژیر قرمز به صدا درمی‌‏آید. دختر به کمک فریاد برمی‌‏آورد ولی کو داد و دادرسی! صدای آژیر و آن صدای دیگر صدایش را بلعیده. دست متجاوز روی شانه دخترک است. همچنان فشارش می‌‏دهد. چادرنماز از سرش فرومی‏‌غلتد و چشمش پر از سیاهی می‌‏شود. مادر کجاست! چرا به فریادش نمی‌‏رسد! مادر در همان لحظه در طبقه نهم ساختمان مسکونی خود است و دارد کشان کشان دو دختر دیگرش را می‏‌برد تا از پله پایین بروند و در زیرزمین پناه گیرند. پدر کو؟ او چرا نمی‌‏آید! او در جبهه است. در جبهه است و خبر ندارد دخترکش که برای خریدن شربت‏‌سینه برای خواهر کوچکتر از خانه بیرون زده محکم و محکم‌‏تر به نرده‏‌های سرد فشرده می‏‌شود. باید دید آیا تمامی داستان تجاوز به این آخرین بند و شرح تجاوز جسمی برمی‏‌گردد؟ و یا نه، این خود نمادی است از آنچه در طولِ داستان تاریخ، چه می‏‌گویم، داستان کتاب وقت بی‏نامی بر راوی و راوی‏‌های دیگر رفته است و بر هریک به نوعی. چیزها را خارج از ‏موقع نباید برای بچه‏‌ها تعریف کرد. حرف من نیست. «واسکونسلوس» نویسنده پرتغالی این را گفته و درست هم گفته است. با بیان کردن بی‌موقع بعضی مطالب برای کودکان درواقع به روح نازک‏شان خش وارد می‏‌آوریم و آن را چون تنه‏‌ درختی خط‏خطی می‏‌کنیم. هنگامی که چون پدر دخترک بار خوب یا بدِ گذشته خود و خاندان‏‌مان را بر کول نوجوان یا جوان‌‏مان سوار می‌‏کنیم متوجه باشیم یا نباشیم متجاوزیم. وقتی باورهایِ به باور خود درست‏‌مان را راهی ذهن نازک و خیال‌‏پرورِ بچه‌‏ها می‌‏کنیم و تمامی خیال‌‏ها و انگیزه‏‌های نوباوه‏‌گانه‌‏شان را می‏‌خشکانیم از چنگیز خان مغول هم چنگیزتریم. زمانی که عقده‏‌های فروخوده خود از نسل قبل را واگویه می‌‏کنیم و با آن مستقیم قلب و ذهن و روح کودک‌‏مان را هدف قرار می‏‌دهیم هیتلر هم پیش ما لنگ می‌‏اندازد. وقتی خود را در مقام تصمیم‌‏گیرنده فرض می‌‏کنیم و برای آینده و حالِ نسلی تصمیم می‌‏گیریم و جوانی را به جان جوانی دیگر می‌‏اندازیم، آن هم جوانانی که شاید در جای دیگری از جهان و یا مقام و موقعیتی دیگر می‏‌توانستند همدیگر را به مهر در آغوش بکشند و مصافحه کنند، دیگر چه فرقی داریم با مردکِ گنده‏‌بکی که به جانِ دخترکی شش هفت ساله می‏‌افتد و بدن نرم و نازک او را زیر بدنِ پر از خواهش نفس خود له و لورده می‏‌کند!   نازنین جودت جنگ را سوژه کتابش کرده اما با به کار بردن به جای عبارت‌‏ها و جمله‌‏هایش چنان طوفانی به پا کرده است که موج‌‏های آن طوفان بستر ساحل سوژه‏‌اش را درنوردیده است. او از معناهای گریزان از هم، مرتبط و نامرتبط، رشته زنجیری ساخته که هر حلقه‌‏اش مفهوم جدیدی از تجاوز را پیش چشم می‏‌آورد تا ما بدانیم تجاوز فقط تحمیل جسمی بر جسم دیگر نیست که آن شاید کم‌ترین باشد. در داستان‌‏نویسی با شگردها و نمودهای متعددی سروکار داریم. واقعیت داستان بین دو طیف واقعی و تخیلی در نوسان است. داستانگو حین بازگویی رد پای روشنی برای خواننده به جا گذاشته تا آنچه را او نگفته خواننده به مدد خیال و عقل سلیم دریابد. درواقع نویسنده به برکت فضاسازی و به لطف ساختارسازی و استفاده از کلمه‏‌های محوری تخیل خود را به واقعیتی ملموس بدل کرده و خواننده را در آن غوطه‌‏ور ساخته است. واقعیتی واقعی که شاید تا قبل از این کتاب با این عینیت وجود خارجی نداشت. با این کتاب از بستر امروز به گذشته خاطرات آن فرد و نسل سفر کرده‏‌ای و از اعماق قدیم‌‏ها به فرداهای هنوز نرسیده و نشنیده کشانده شده‏‌ای. در این کتاب قصه اصلی دستمایه اول است اما قصه‌‏های فرعی همه از جنس قصه اول هستند و همین است که کتاب چون مادرش زمین لایه در لایه در لایه است. امیدوارم باز هم از این دست نوشته‏‌ها از نازنین جودت بخوانیم. ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 08:16:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/280829/بار-گران-وقت-بی-نامی پیر مقدس با ترجمه محمود حدادی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280832/پیر-مقدس-ترجمه-محمود-حدادی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کنراد فردیناند مایر، نویسنده کتاب پیر مقدس، شاعر و نویسنده شاخص ادبیات آلمانی زبانِ سوییس در قرن نوزدهم است. مایر در مقام نویسنده‌ای جهان‌وطن از کوته‌بینیی ناشی از تعصب ملی و نژادی دور است و با آن که توماس بکت را بیشتر برخوردار از خون و خصلتی بیگانه می‌داند و او را آسیایی و حتی دگرکیش نشان‌می‌دهد، همه جا برتری هوشی و اخلاقی او را در قبال هانری دوم، شاه انگلیس، تاکید می‌کند. نرمان‌ها جزیره انگلیس را در قرن دوازدهم، اشغال و ملت آن را اسیرکردند. از میان این ساکسُنی‌های شکست‌خورده، مردی برخاست که در پرتو دانایی و درایت خود وزیر حکومت اربابان شد. توماس بکت در جامعه روحانی به دفاع از هموطنانش و حقوق آنان پرداخت. اما سرانجام به دست اشرافیت متفرعن فرانسوی به قتل رسید. کنراد فردیناند مایر در رمان پیرمقدس با حسی عدالت‌جو و نگاهی نهان‌بین، به ترسیم سیمای توماس بکت، وزیرِ از سوی مادرشرقی‌تبار، هانری دوم شاه انگلیس در قرن دوازدهم می‌پردازد. این رمان را کنراد فردیناند مایر در سال 1880 در سال‌های پیری و پختگی نوشت. گرچه بیست‌وپنج سال پیش از نوشتن پیر مقدس، در گاهنامه فتح انگلیس به دست نُرمان‌ها، اثر آگوستین تی‌یری، آشنا بود. رمان تاریخی پیر مقدس را محمود حدادی ترجمه کرده و انتشارات نیلوفر آن را در 183 صفحه و با قیمت 28000 تومان به بازار کتاب عرضه‌کرده‌ است.       ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 07:53:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280832/پیر-مقدس-ترجمه-محمود-حدادی-منتشر تندیس سیمین به داستان‌نویسان جوان اهدا می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280827/تندیس-سیمین-داستان-نویسان-جوان-اهدا-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از ستاد خبری این جشنواره، امیرحسین افشار دبیر این جایزه ادبی با بیان اینکه این جایزه برای نخستین بار و با تلاش یک مجموعه غیردولتی و با هدف معرفی نوآوران ادبی وچهره‌های جوان داستان‌نویس و فراگیرسازی داستان‌نویسی برگزار می‌شود تصریح کرد: باید برای داستان‌نویسان جوان فضای مناسب را برای عرضه خلاقیت‌ها و توانمندی‌های ادبی‌شان مهیا کرد تا میدانی برای رشد و شکوفایی و بروز و ظهور استعدادهای‌شان  فراهم شود. همچنین سید محمد‌حسین حسینی، رئیس هیات داوران جایزه ادبی سیمین درباره این جشنواره گفت: در آیین پا‍‌یانی این جایزه علاوه بر تجلیل از نویسندگان سه اثر داستانی برتر نویسندگان جوان، فراخوان دومین جشنواره هم با حضور بزرگان شعر، ادب و موسیقی ایران رونمایی خواهد شد. وی از حضور چهره‌های ادبی و فرهنگی در این مراسم خبر داد و افزود: حسام‌الدین سراج، محسن چینی‌فروشان، مسلم نادعلی‌زاده، خسرو دهقان، رضا بهزادیان و حنیف افخمی ستوده از جمله میهمانان و مدعوین این جشنواره‌اند. موسس انجمن ادبی سیمین با اشاره به نتیجه داوری این دوره از مسابقات در رشته داستان‌نویسی گفت: هیات داوران از میان آثار رسیده یگانه شیخ الاسلامی، سارا فعال و مولود علیزاده فاضل را به‌عنوان نویسندگان برتر وخلاق این جایزه ادبی معرفی کرده که در آیین اختتامیه از برگزیدگان تجلیل خواهد شد.                      حسینی همچنین اشاره کرد: در این مراسم دبیر جدید انجمن ادبی سیمین معرفی و برنامه‌های پژوهشی و آموزشی آتی اعلام خواهد شد. این مراسم از ساعت ۱۷ تا ۱۹ چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه در سرای محله زعفرانیه برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 07:45:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280827/تندیس-سیمین-داستان-نویسان-جوان-اهدا-می-شود نوع روایتم را از اهل بیت الهام گرفتم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280818/نوع-روایتم-اهل-بیت-الهام-گرفتم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دومین عصرانه کتاب،‌ اختصاص به کتاب «پدر، عشق، پسر» نوشته سیدمهدی شجاعی، نویسنده نام‌آشنای کشور داشت. در این برنامه که اختتامیه و اعلام برگزیدگان مسابقه بود، سیدمهدی شجاعی حضور پیدا کرد و در مورد کتاب خود توضیحاتی داد. او در ابتدای صحبت‌های خود ضمن اشاره به برگزاری برنامه «عصرانه کتاب» توسط معاونت اجتماعی فرهنگی مترو تهران گفت: از همان دقایق ابتدایی که شنیدم این طرح توسط معاونت اجتماعی فرهنگی مترو در حال اجرا شدن است، به اخوی عرض کردم که باید همراه این عزیزان باشیم و هر کاری که از دستمان برمی‌آید انجام بدهیم. نویسنده کتاب «پدر، عشق، پسر» در مورد شیوه روایت خاص این رمان توضیح داد و گفت: از خیلی‌ سال‌ها پیش آرزو داشتم که کتابی در مورد امام حسین علیه‌السلام بنویسم و از این طریق عرض ادب به ایشان کرده و قطره‌ای از این دریا را به مخاطبان انتقال بدهم. با این حال احساس کردم که نزدیک شدن به خورشید امام حسین کار ساده‌ای نیست و هرچقدر که نزدیک‌تر شویم، به ذوب شدن خودمان می‌انجامد. بنابراین احساس کردم که شاید بهتر باشد در گام اول از آینه‌ها و کسانی که به نوعی جلوه‌گر ابعادی از ایشان هستند، آغاز کنیم. بر همین اساس، اولین آینه حضرت علی اکبر بود. ایشان به دلیل انطباق وجوه عدیده‌ای با امام حسین (ع) و پیامبر اکرم انتخاب خوبی بودند. در حقیقت، نیت ابتدایی بر همین مبنا شکل گرفت اما مابقی چیزها کرامات خودشان است و چیزی نیست که هنر بنده باشد. به عبارت بهتر، تمام اتفاقات، قالب‌ها، تاثیرگذاری و ... عنایت خودشان است و به طرف دیگری ارتباط دارد. شجاعی تاکید کرد: حتی باید بگویم که الهام نوع روایت این کتاب نیز از خود اهل بیت سلام‌الله علیها بود. بارها عرض کرده‌ام که گاهی وقت‌ها خود من هم خواننده این داستان‌ها می‌شوم و خودم را در این‌ها نمی‌بینیم. یعنی این‌گونه نیست که اراده کنم بنویسم و بتوانم. این کتاب فکر می‌کنم که برای بیش از 20 سال پیش باشد. سید مهدی شجاعی افزود: یک زمان هست که نویسنده به دنبال کار تحقیقاتی، ادبیاتی، هنری و ... است. مطمئنا چنین کاری خروجی خودش را دارد. اما در مقابل، یک زمانی هست که شما حقیقتی را می‌دانید و آن را با جان، گوشت و پوست خود لمس کرده‌اید و حالا می‌خواهید با چنین حق‌الیقینی بنویسید؛ در این زمان، آن چیزی که از شما تراوش می‌کند در اراده خودتان نیست. دقت کنید که در چنین حالتی کار پژوهشی نداریم بلکه شما حقیقتی که دریافت کرده‌اید را به دیگران منتقل می‌کنید و مطمئنا خود صاحب آن کمک می‌کند که این موضوع به بهترین وجه رخ دهد. معتقدم که این اتفاق برای هر کسی ممکن است رخ بدهد چرا که لطف اهل بیت بر همه ما جاری و ساری است. مهم این است که این اتفاق برای شما رخ بدهد. برای خود من در مقاطعی رخ داده است؛ مثلا در آفتاب در حجاب به گونه‌ای متفاوت رخ داد یا در کتاب سقای آب و ادب و ... خیلی زمان‌ها هم پیش آمده است که در یک فاصله زمانی چیزی نمی‌نوشتم چرا که مطالبی از آسمان نمی‌رسید. به نظرم این تاثیر و اتفاقی که شما مطرح کردید، وابسته به صاحب اصلی این کتاب است. وقتی می‌گوییم «ذکر علیٌ عبادت» یعنی روح عبادت در خود آن است. این نویسنده در پاسخ به سوالی مبنی بر روایت مستندات تاریخی در رمان‌های خود گفت: سوال بسیار خوبی است؛ از همان زمان که نوشتن رمان برای اهل بیت مطرح شد، این سوال به وجود آمد. از یک طرف توجه داشته باشید که نویسندگی مبتنی بر تخیل است و شعر و نثر اگر فاقد تخیل باشد، ارزش چندانی ندارد. حال سوال این جا است که مرز تخیل و مقید بودن به مستندات در کجا است؟ آن‌چه که در طی سال‌ها بدان رسیده‌ایم این است که در مورد معصوم، هیچ سخن، رفتار و کرداری نباید خلاف واقع و غیر مستند باشد. در حقیقت، هر آن چه که در این دست کتاب‌ها، نوشته یا به معصوم نسبت داده می‌شود نباید کمترین کم و زیادی داشته باشد. در پایان کتاب پدر، عشق، پسر هم می‌بینید که مستندات آورده شود؛ حتی تاکید داشتم که شماره صفحه آن منبع نیز آورده شود. این موضوع هم یک وجه دیگر ماجرا است. اگر دقت کنید می‌بینید که در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیون، سعی می‌کنند به حواشی بپردازند چرا که اگر بخواهند به اصل ماجرا بپردازند، کار سخت می‌شود. البته باید اشاره کنم که آن چه بین امام حسین (ع) و حضرت علی اکبر (ع) گذشته و نقل است، مستند است. وی تاکید کرد: من در جستجوی این بودم که دوربینی را پیدا کنم که از ابتدا تا زمان شهادت با حضرت علی اکبر بوده باشد. هیچ موجودی جز این اسب وجود ندارد که این همراهی را داشته باشد. علاوه بر این، مستندات تاریخی وجود دارد که لیلا به دلیل بیماری به کربلا نیامده و اسب حضرت نیز خود را به مدینه و منزل لیلا رسانده است. بنابراین پایه و اساس این روایت مستند است. البته در آخر کار متوجه می‌شویم که این اسب نیست که حرف می‌زند بلکه لیلا است که حرف‌ها را از چشم اسب می‌خواند. برای این موضوع نیز مستندات وجود دارد و تخیل و فانتزی نیست. نویسنده نام آشنای کشور در مورد صوتی کردن بسیاری از کتاب‌های انتشارات نیستان گفت: البته این کتاب به روایت خود من است که مخاطبان می‌توانند آن را از سایت نیستان خریداری کنند. اما جالب است که به موسیقی این اثر نیز اشاره کنم؛ این موسیقی نیز موهبتی برای آهنگساز آن شد؛ آقای زارع، موسیقی‌ساز این کتاب برایم تعریف می‌کرد که بعد از کلی تلاش، این ملودی در خوابی به ایشان الهام شده است. این موضوع نیز از کرامات اهل بیت (ع) است. در مورد اشاره شما مبنی بر این که رمز این داستان چیست باید بگویم که رمز ماندگاری آثار خلوص است. در ارادت به اهل بیت باید به این نکته توجه کنیم که وقتی بحث محبت، کرامات و عنایت اهل بیت می‌شود، مردم تا چه اندازه پای کار هستند اما یک زمانی اگر کسی بخواهد اهل بیت را وسیله‌ای برای اهداف خود قرار بدهد، سخت می‌شود. این همان اتفاق وحشتناکی است که در جامعه ما خیلی رخ می‌دهد و ضربات زیادی از این ناحیه می‌خوریم. نام امام حسین و حضرت عباس وجود دارد اما عموما در جهت بهره‌برداری از آنان است؛ چه منِ مداح که می‌خواهم از امام حسین پول دربیاورم، چه مجری، چه نویسنده، فیلم‌ساز، مدیر، سیاست‌گذار و... اگر قرار باشد که اهل بیت را خرج خودمان کنیم هم نامردی و بی‌معرفتی است و هم دقیقا خلاف آن چیزی است که قرار است در این آثار اتفاق بیفتد و صدمات و ضربه‌های سنگینی خواهد داشت. این که کاری ماندگار شود، خیلی مهم نیست باید به این توجه کنیم که کرامات اهل بیت و بزرگی آنان زمانی محقق می‌شود که ما با اخلاص در این راستا کار کنیم اما اگر قرار باشد که برای چهار روز مدیریت بیش‌تر از آنان استفاده کنیم و به نوعی پوشش برای اهداف مادی ما تبدیل شوند، به همان اندازه که در یک طرف اثرات مثبت‌ می‌بینیم، در طرف دیگر اثرات منفی می‌بینیم و پیامدهای اخروی و دنیوی آن غیر قابل بیان است. خالق کتاب «آفتاب در حجاب» در پاسخ به سوالی مبنی بر استعدادیابی از علاقه‌مندان به نویسندگی گفت: یکی از خلاهای جدی در کشور ما این است که استعدادسنجی در هیچ زمینه‌ای صورت نمی‌گیرد. این موضوع در حالی است که استعدادیابی در تمام کشورهای دنیا انجام می‌شود. از 7-8 سالگی مراکزی وجود دارد که بچه‌ها بدان‌جا مراجعه کرده و علایق و استعدادشان شناسایی شده و همین مسیر برای آینده‌شان طی می‌شود. در زمینه ادبیات مانند بقیه زمینه‌ها، هیچ جایی وجود ندارد که استعدادیابی کرده و توانمندی‌های بالقوه نوجوانان را شناسایی کند. وقتی کسی علاقه به نویسندگی دارد، باید تمرکز اصلی خود را در همین زمینه قرار بدهد و شاید لزومی نداشته باشد که بعضی دیگر از مفاهیم را بخواند. من سال‌ها است که دغدغه این موضوع را دارم. در نشست‌های ماهانه داستان که برگزار می‌شود، اعلام کردم که هر کس اثری دارد برایمان بفرستد. این قدمی است که قطعا در جهت شناسایی این استعدادها برداشته می‌شود. مطمئنا راهی جز این وجود ندارد که هر کدام از استعدادها به یک مجموعه که به آنان کمک کند، وصل شوند. حتما باید تحت نظر کسی باشند تا پیشرفت کنند. سال‌ها پیش، یک مراسمی در شیراز به نام شب‌های شعر عاشورا برگزار می‌شد که اکنون نیز برقرار است. به طبع آن، دوستان ما در کانون پرورش، شعر و ادب کودک را در کرمان به راه انداختند؛ خاطرم هست که در آن‌جا شاهد استعدادهای عجیب و غریبی بودم که 7-8 سال داشتند و کارهای زیادی را برای امام حسین ارائه می‌دادند. وقتی شروع کار با امام حسین پیوند بخورد، آن داستان با هر داستان دیگری فرق می‌کند. واقعا دلم می‌سوزد که این استعدادهای بالقوه وجود دارد اما جایی نیست که آنان را شناسایی و هدایت کند. ما به اندازه بضاعت خودمان تلاش کردیم تا این‌جا را فراهم کنیم. جالب است که در همین فراخوان اخیر، بچه‌های 7-8 ساله شرکت کردند و آثار خوبی ارائه دادند. وقتی که آنان به این مجموعه‌ها وصل شوند، می‌توان استادی را در کنارشان قرار داد تا پرورش پیدا کنند. او ادامه داد: جلسات کوتاه با داستان در اولین یکشنبه هر ماه برگزار می‌شود که هم در سایت نیستان و هم در سایت آکادمی داستان ارائه می‌شود. آکادمی داستان نیز با همین هدف تشکیل شده تا استعدادها را شناسایی کند. ما کلاس‌هایی برگزار کردیم و اساتیدی در 2-3 ترم گذشته، به صورت حضوری و اخیرا در فضای مجازی، آموزش‌هایی را برای استعدادها و کسانی که آثارشان به حد نصاب خوبی رسیده است، انجام می‌دهند. این کلاس‌ها در زمینه داستان‌نویسی، نمایش‌نامه‌نویسی، فیلمنامه‌نویسی، ادبیات کودک و ... است. برای مثال، ادبیات کودک را آقای رحماندوست ارائه دادند و نویسندگی عمومی را خودم تدریس کردم. در مجموع محصول خوبی داشت و این کار هر ترم ادامه دارد. من مسیر سایت نیستان و آکادمی داستان را برای استعدادها معرفی می‌کنم. سیدمهدی شجاعی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: همه کارها و ادبیات و کتاب، یک هدفی را دنبال می‌کند و آن هم این است که ما به امام حسین (ع) نزدیک شویم و اخلاق و سجایای ایشان را بیش‌تر در خودمان بنیان نهیم. ادبیات مستقلا موضوعیت ندارد و همه این‌ها وسیله است که بتوانیم به این آفتاب و نقطه اوج نزدیک‌تر شویم. اگر قرار باشد که دم از عشق به امام حسین بزنیم و خلاف مسیر ایشان حرکت کنیم و به نوعی در مسیری حرکت کنیم که دقیقا در مقابل امام حسین می‌ایستد، هیچ ارزشی ندارد. امام حسین فقط برای ماه محرم و صفر نیست. ایشان به عنوان بزرگ‌ترین الگویی است که شما می‌توانید خوبی‌ها را در ایشان متجلی ببینید. اگر ما به عنوان شیعه و محب امام حسین، اولین قدم‌ها را برنداریم، ادعایمان باطل است. مطمئنا اولین قدم ادعای محبت، تبعیت از امام حسین است و از آن مقدم‌تر معرفت نسبت به ایشان است. در حقیقت، ‌اگر ادعا می‌کنیم که ایشان را دوست داریم، باید او را بشناسیم و از ایشان تبعیت کنیم. اگر خلاف آن‌چه که خواسته است، حرکت کنیم،‌ هر چه قدر هم که دست و پا بزنیم، مسیر باطل است. من فکر می‌کنم که باید از این فرصت‌ها استفاده کنیم که به عنوان شیعه و محب اهل بیت، اسباب زینت‌شان باشیم نه اسباب عار و ننگ. داستان ما در ابتدا به معرفت و سپس به تبعیت می‌رود. اگر ما واقعا ملت حسینی باشیم، این ظلم‌ها در کشور ما رخ نمی‌دهد. همان‌طور که می‌دانید، امام حسین قصد جنگیدن نداشتند و عرصه را بر او تنگ کردند. ایشان بارها و بارها تلاش کردند تا لشگریان روبه‌رو را نصیحت کنند. بعضی از مقاتل نوشته‌اند که ایشان از صبح تا ظهر عاشورا 7 بار جامه جنگ را درآوردند، لباس پیامبر را بر تن کردند و موعظه کردند. نصیحتی که به بیدار شدن خود آنان و رستگاری‌شان کمک می‌کرد. حضرت می‌فرمایند که این نصیحت‌های من اثر نمی‌کند چرا که شکم‌های شما از لقمه حرام پر شده است. اگر این جمله به عنوان یکی از رمزهای تولی و تبری امام حسین در ذهن داشته باشیم، وضع‌مان دگرگون می‌شود. این که نان حرام با زندگی‌مان چه می‌کند. شاید بتوان گفت که بزرگ‌ترین تعزیت که برای اهل بیت وجود داشت این بود که کارهای زشتی با نام اسلام و مسلمان انجام می‌شد. امام سجاد در یکی از سخنان خود بعد از عاشورا می‌فرمایند که «این‌ها ادعا می‌کردند که قربه‌ الی الله آمده‌اند تا پدرم را بکشند». دقت کنید که این موضوع خیلی حرف است. یعنی اگر دقت کنید، از بین تمام ظلم‌هایی که در دل تاریخ انجام شده است، آن‌هایی تلخ‌تر بوده است که ادعای قداست در دل آن وجود داشته است؛ از فرعون بگیرید که به جای خدا می‌نشیند تا جایی که یزید و معاویه خود را به عنوان امیرالمومنین معرفی می‌کنند. این حیله‌ای است که به راحتی قابل گذشت نیست و لعنت اهل بیت را تا آخر عمر پشت سر دارند. دلیل آن هم تقلبی است که صورت گرفت. تمام لشگر مقابل امام حسین در شب عاشورا نماز خواندند؛ آنان با نماز و روزه مشکلی نداشتند. وقتی عمر بن سعد در ابتدای جنگ می‌گوید به پیش روید که بهشت در انتظار شما است، جهالتی را نشان می‌دهد که انتهای آن در مقابل امام حسین ایستادن است. در بخش دیگر این برنامه از دو برگزیده عصرانه کتاب در حضور سید مهدی شجاعی و احسان بیسادی، معاون اجتماعی فرهنگی مترو تهران تقدیر به عمل آمد. نفر اول این مسابقه، مهدیه شاهدی و نفر دوم محمد شاه‌باغی بود. بیسادی پس از اهدای جوایز در سخنانی کوتاه گفت:‌ برنامه عصرانه‌های کتاب با برنامه‌ریزی‌های متعدد در ایستگاه‌های مترو برگزار خواهد شد. امسال تمرکز جدی بر مساله کتاب گذاشته‌ایم و مجموعه‌ای از برنامه‌ها را پیرامون کتاب‌خوانی قرار داده‌ایم. برای مثال، طرحی را داشتیم که مسافران می‌توانستند کتاب‌هایی را در مترو بخوانند. علاوه بر این، احداث 5 کتابخانه عمومی در مترو را همزمان با روز کتاب یعنی در 24 آبان مدنظر داریم. هم‌چنین کتاب مترو، اقدام دیگری است که در ایستگاه‌های مترو خواهیم داشت. سعی می‌کنیم مترو تهران را به سمت درگیر شدن با کتاب و فرهنگ مطالعه ببریم. انشاالله الگویی برای سایر مراکز عمومی شهر تهران باشد. شجاعی در پایان برنامه تاکید کرد: بزرگ‌ترین مصیبت جامعه ما دوری از کتاب است و جدی‌ترین رمز رستگاری به اعتقاد بنده کتاب است. هیچ چیز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد. این روزها کتاب هووی‌هایی پیدا کرده و خیلی‌ چیزها وجود دارد که مانع می‌شود به کتاب برسیم. با این حال، آن تاثیر عمیق و ماندگار فقط با کتاب اتفاق می‌افتد. وقتی به بنده گفتند که دوستان در مترو با چنین هدفی،‌ این کار را آغاز کردند، وظیفه خود دانستم که برای عرض تشکر به خدمت دوستان برسم و به سهم خودم تشکر می‌کنم که قدمی جدی برای در دسترس قرار دادن کتاب برای عموم مردم برداشتید. این کار بزرگی است؛ در زمانی که می‌توان با انجام دادن کارهای دیگر، تبلیغات زیادی به راه انداخت، توجه به فرهنگ مردم کار عظیمی است. بنده به سهم خودم دعاگویشان هستم.   ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 06:33:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280818/نوع-روایتم-اهل-بیت-الهام-گرفتم در دوره‌ صفویه پاکستان در ادبیات فارسی مرکز قوی‌تری از ایران بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280334/دوره-صفویه-پاکستان-ادبیات-فارسی-مرکز-قوی-تری-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این‌طور که تاریخ نشان می‌دهد، از قرن چهارم هجری، زبان فارسی در بین مردم شبه قاره، به خصوص پاکستان رواج پیدا کرده و گسترش زبان و ادبیات فارسی تا نیمه قرن نوزدهم میلادی، ادامه داشته است؛ ولی با تسلط انگلیسی‌ها، زبان فارسی در این منطقه غیررسمی شده است؛ با تمام این احوال، با توجه به همان پیشینه قوی، زبان و ادب فارسی هنوز هم در کشوری مثل پاکستان مورد توجه و استقبال است و در بسیاری از دانشگاه‌های پاکستان دارای کرسی رسمی است؛ برای مثال در ایالت پنجاب پاکستان بیشتر از سه‌هزار استاد زبان و ادبیات فارسی وجود دارد و بیشتر از 60هزار دانشجو در مقطع  لیسانس تحصیل می‌کنند.   شهر لاهور، مرکز ایالت پنجاب و مرکز فرهنگی و تاریخی کشور پاکستان محسوب می‌شود و بزرگترین و با سابقه‌ترین دانشگاه‌های پاکستان در این شهر قرار دارد. یکی از دانشگاه‌های بزرگ و شناخته‌شده در این شهر و در پاکستان، دانشگاه جی‌سی (GCU) است که گروه زبان و ادب فارسی آن، یکی از مراکز مهم و فعال آموزش زبان و ادبیات فارسی در پاکستان است. این گروه همزمان با تاسیس دانشگاه فعال شده و استادان بزرگی چون ظهیر احمد صدیقی، محمود حسین آزاد، ظهورالدین احمد و امثال آن‌ها بار زبان و ادب فارسی را در این دانشگاه به دوش کشیده‌اند.   حضور محمد اقبال شاهد مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی و رئیس دانشگاه جی‌سی لاهور، به همراه هیاتی از استادان و دانشجویان دکتری این دانشگاه، برای شرکت در دوره دانش‌افزایی مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین، فرصتی شد تا با وی به گفت‌وگو بنشینیم و از وضعیت زبان فارسی در پاکستان و نحوه آموزش و پردازش این دانشگاه به زبان و ادبیات فارسی اطلاع پیدا کنیم که مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:   این‌طور که ما اطلاع یافتیم، شما سابقه تحصیل در ایران و دانشگاه تهران دارید، ابتدا اشاره کوتاهی به همین مسئله داشته باشید و بفرمایید همکاری شما با گروه زبان و ادب فارسی دانشگاه جی‌سی چگونه شروع شد؟ محمد اقبال شاهد هستم. فوق‌لیسانسم را از دانشگاه پنجاب لاهور پاکستان گرفتم. بعد از گذراندن دوره فوق‌لیسانس، در یک دانشگاه به نام دانشگاه اسلامی «بهاولپور» مربی شدم. در همین دانشگاه بودم که در دوره دکتری پذیرفته شدم و برای گذراندن دوره دکتری به دانشگاه تهران در ایران آمدم و از سال 1995 تا 1998 میلادی اینجا بودم. بعد از اینکه دکترایم را از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گرفتم، مجددا به دانشگاه اسلامی بهاولپور و سر کار خودم برگشتم. در سال 2004 در مصاحبه دانشگاه پنجاب پذیرفته شدم و به عنوان استادیار انتخاب شدم و بعدا در همان دانشگاه دانشیار شدم. از سال 2012 با عنوان استاد تمام به دانشگاه جی‌سی آمدم و از همان زمان رئیس گروه زبان و ادبیات فارسی شدم و مدتی بعد به عنوان رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه جی‌سی لاهور انتخاب شدم.   اقبال شاهد و گروهی از استادان و دانشجویان دکتری دانشگاه جی‌سی در ایران   آموزش زبان فارسی در دانشگاه جی سی از چه زمانی شروع شده و اینکه یک مرکز و کرسی جداگانه دارد یا اینکه به عنوان یک واحد درسی تحت عناوین دیگر آموزش داده می‌شود؟ دانشگاه جی‌سی لاهور که بیشتر به دانشکده دولتی جی‌سی معروف بوده،پیشینه طولانی دارد. حتی این دانشگاه اولین مرکز یا سازمانی بود، که انگلیسی‌ها در سال 1864 بنا کردند. بنابراین اولین دانشگاه در لاهور بوده که بعد از این خود دانشگاه پنجاب از این دانشگاه منشعب و از دانشگاه جی‌سی جدا شده است. دانشگاه جی سی از همان ابتدا و از زمان تاسیس، گروه زبان فارسی را داشته است و دپارتمان زبان فارسی پیشگام همه دپارتمان‌های دیگر بوده است. گروه زبان فارسی از همان ابتدا به عنوان یک گروه مستقل در دانشگاه جی سی فعال بوده که استادان خیلی بزرگ و شناخته‌شده در شبه‌قاره مثل محمود حسین آزاد، صوفی تبسم، مرحوم ظهیر صدیقی و استاد ظهورالدین احمد در این دانشگاه حضور داشته‌اند و کارهای بزرگی انجام داده‌اند. یعنی این گروه مال امروز و دیروز نیست و به قول حضرت حافظ‌: «عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست/ دیرگاه است کز این جام هلالی مستم». پاکستان پیشینه بزرگی برای زبان فارسی دارد.   شاید ادعا باشد، اما اگر به تاریخ ادبیات فارسی نگاه کنید، در دوره صفویه پاکستان و هند، مرکز قوی‌تری از ایران بودند؛ امروز هم در پاکستان زبان فارسی ثروتمند است و خزینه‌های بیش بها دارد که در هیچ‌جای دنیا، حتی در ایران هم فکر نمی‌کنم مانند آن باشد. ما نسخه‌های خطی فارسی زیادی در جاهای مختلف، در کتابخانه‌های شخصی یا کتابخانه‌های دولتی در پاکستان نگه‌داری می‌کنیم، که فقط فهرست این نسخه‌های 15جلد کتاب است، که بیش از 15 هزار صفحه دارد و این فقط معرفی نسخه‌های خطی است، چه برسد که خود نسخه‌ها چاپ شود؛ این نسخه‌ها شامل دیوان‌ها، مثنوی‌ها و کتاب‌های نثر خوبی است؛ که اگر یک روز به پاکستان رفتید، یا فهرست استاد منزوی را دیدید، متوجه می‌شوید چه خزینه و بلکه خزینه‌های فارسی ما داریم و در پاکستان نگهداری می‌کنیم. همین‌طور دانشگاه جی‌سی از همان زمان که تاسیس شده، خدمات فارسی را انجام می‌دهد.   در حال حاضر در دانشگاه جی‌سی، زبان فارسی در چه مقاطعی تدریس و تحصیل می‌شود؟ ما در گروه زبان فارسی دانشگاه جی‌سی، از دیپلم تا دکتری دانشجو می‌پذیریم و تمامی این مقاطع را پوشش می‌دهیم. الان حدود یک سال است که استاد اعزامی از ایران در دانشگاه جی‌سی نیست، و الا همیشه یک استاد ایرانی در گروه زبان و ادبیات فارسی داشته‌ایم. البته بعضی مواقع پیش آمده که استادان ایرانی در ایران تایید و انتخاب نشده‌اند و یک مدت کوتاه استاد ایرانی نداشته‌ایم؛ ولی در حالت کلی، همیشه یک استاد ایرانی در دانشگاه پنجاب و دانشگاه جی‌سی تدریس می‌کنند. آخرین استاد ایرانی که به دانشگاه جی‌سی اعزام شد، دکتر عمرانی بود، که دانشجوها هم خیلی از او راضی بودند، اما حدود یک سال است که به ایران برگشته است و دیگر استادی از طرف ایران به دانشگاه ما اعزام نشده است، که دقیق نمی‌دانم دلیل آن چیست ولی شنیده‌ام به خاطر مسائل مالی و این قبیل مسائل است.   با توجه به سابقه طولانی دانشگاه جی‌سی در زمینه زبان و ادبیات فارسی و تجربه شما در این حوزه، استقبال دانشجوهای پاکستانی از رشته زبان و ادبیات فارسی چگونه می‌بینید و چقدر به این درس علاقه نشان می‌دهند؟ اگر شنیده باشید، لاهور یک مرکز بزرگ ادبیات است و به عنوان یکی از شهرهای علمی و فرهنگی پاکستان در کل دنیا شناخته شده است؛ چنان که یک ضرب‌المثل مشهور هم داریم که می‌گوید: «کسی که لاهور را ندیده، متولد نشده است». بنابراین می‌توان گفت که لاهور مرکز بزرگ همه ادبیات، زبان اردو، فارسی، انگلیسی و عربی است و استادهای بزرگی در همه مضمون‌های ادبیات در این شهر بوده‌اند. فارسی شاید بیشتر از دیگر زبان‌ها استقبال شده است. از همان اول که دانشگاه ما تاسیس شده، زبان و ادبیات فارسی مورد استقبال بوده است. مثلا اقبال لاهوری درس‌خوانده دانشگاه جی‌سی لاهور است و فوق‌لیسانس فلسفه‌اش را همین‌جا گرفته است. در همین دانشگاه پروفسور توماس آرنولد را دیده و برای تحصیلات عالیه به اروپا رفته است. همین الان هم در دوره دیپلم تعداد دانشجویان ما خیلی خوب است. ما در دانشگاه جی‌سی، فوق‌لیسانس تخصصی ادبیات فارسی داریم، که در آنجا هم بیش از 90 دانشجو داریم. همچنین در مقطع دانشوری و دکتری هم 20دانشجو در حال تحصیل داریم. در ماه گذشته 50 مقاله دکتری و چندین رساله با راهنمایی خود بنده دفاع شده است.   این‌طور که ما اطلاع یافتیم، در دانشگاه‌های پاکستان برای آموزش زبان و ادبیات فارسی، بیشتر از آثار ادبیات کلاسیک فارسی استفاده می‌شود. با این حساب آیا در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جی‌سی، فقط ادبیات کلاسیک فارسی مورد توجه و نظر است یا اینکه به ادبیات معاصر ایران هم پرداخته می‌شود؟ این‌طور نیست که فقط ادبیات کلاسیک فارسی مورد توجه است، ادبیات کلاسیک هم در پاکستان رایج است. حتی کتاب‌های جدیدی که در ایران منتشر می‌شود، خیلی سریع به پاکستان می‌رسد. مثلا ما در دانشگاه تهران و دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی (ره) دانشجو داریم که وقتی به دانشگاه جی‌سی و پیش ما می‌آیند، کتاب‌های چاپ تازه را برای ما می‌آورند. بنابراین این طور نیست که ما به ادبیات معاصر نظری نداریم؛ حتی به تازگی چند تن از دانشجویان دانشگاه‌های پنجاب روی ادبیات معاصر کار کرده‌اند و رساله‌های آن‌ها در ایران هم چاپ می‌شود. البته ادبیات کلاسیک همه‌جا، چه در پاکستان، چه در هند و افغانستان و دیگر کشورها بیشتر رایج و مورد توجه است؛ چون ادبیات کلاسیک بسیار کاربرد دارد. مثلا مثنوی‌، شاهنامه و حافظ همه جا خوانده می‌شود و مردم به این بخش ادبیات بیشتر علاقه و توجه دارند. مواد درسی ما شامل کتاب‌های مختلف است. هم از آثار کلاسیک فارسی استفاده می‌کنیم و هم کتاب آموزشی داریم. لیسانس هشت ترم است که با آموزش زبان و دستور زبان ابتدایی شروع می‌کنیم تا سطح پیشرفته پیش می‌رویم. ادبیات کلاسیک را هم از آغاز شروع می‌کنیم تا دوره مشروطه ادامه می‌دهیم. در ادبیات معاصر هم از دوره مشروطه شروع می‌کنیم، تا زمان حاضر، چه شعر نو، چه اشعار دیگر و چه ادبیات داستانی و داستان کوتاه، همه را در نظر داریم و جزو واحدهای درسی دانشگاه ما هست.   در ادبیات معاصر آثار کدام شاعرها یا نویسنده‌ها به عنوان منبع درسی شما است و برای آموزش و معرفی استفاده می‌شود؟ شعرهای شهریار، پروین اعتصامی، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، احمد شاملو، شفیعی‌کدکنی و... در دانشگاه ما مورد توجه و استفاده است؛ حتی آثار شاعرهای جدیدتر هم معرفی و استفاده می‌شود؛ مثلا اشعار قیصر امین‌پور که من یک شعر از ایشان را به خاطر دارم که می‌گوید: «شهیدان را به نوری ناب شوییم درون چشمه مهتاب شوییم شهیدان همچو آب چشمه پاکند چه حاجت آب را با آب شوییم» یکی از استادهای ما، دکتر ظهیر احمد صدیقی که حدود یک سال قبل درگذشت؛ نسبت به ایرانی‌ها خیلی محبت داشت، حتی با رهبر ایران هم ملاقات داشت و در حضور ایشان یک شعر خوانده بود. صدیقی یک منظومه به نام «ای شما ایرانیان» دارد که می‌گوید: «ای فروغ فکر و فن از نور افکار شما رونق گلزار ما از رنگ رخسار شما ثابت و قایم مثال کوه کردار شما همچو برگ گل لطیف و نرم، گفتار شما ای عزیزان عجم، ای صاحبان دین و دل دیدن خضر و مسیحا هست، دیدار شما من ز پاکستان بیاوردم درود پرخلوص صد دعای دوستان پاک نثار شما شاد بادا شهر یزد و مشهد و شیراز و قم زنده بادا مردم جانباز و سالار شما جان تازه دردمیده در تن ما میبدی قلب ما را کرد روشن «کشف اسرار» شما راه شعر و حکمت و عرفان به ما بنموده‌اند مولوی و حافظ و خیام و عطار شما همچو یک جان در دو تن اسلام ما را ساخته‌ست دشمن تان دشمن ما، یار ما یار شما خانه‌های ما همه پیوسته چون دل‌های ما محکم از دیوار ما گردید دیوار شما دشمنان پاک و ایران دوست با هم گشته‌اند این حقیقت را ببیند چشم بیدار شما اتحاد قوم مسلم مقتضای دقت است اتحاد قوم مسلم، کار ما کار شما دوستی پاک و ایران تا ابد پاینده باد پر بهاران باد باغ ما و گلزار شما»   البته اقبال لاهوری خیلی قبل‌تر این‌ها بر همین وزن گفته بود که: «چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما/ ای جوانان عجم جان من و جان شما» این خیلی ادعای بزرگی است که اقبال لاهوری آن زمان گفته بود. جالب است که اقبال در همین شعر درباره انقلاب اسلامی ایران هم گفته بود که: «می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند/ دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما»     همکاری دانشگاه جی‌سی با دانشگاه‌های ایران چگونه است؟ با کدام دانشگاه‌های ایران ارتباط دارید و این ارتباط در چه سطحی است؟   با دانشگاه‌های ایران هم ارتباط داریم، مخصوصا با دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)؛ اما عموما برای همکاری تفاهم‌نامه‌هایی می‌نویسیم و امضا می‌کنیم و بعد می‌گذاریم روی طاقچه. یعنی معمولا روی کاغذ می‌ماند و اجرایی نمی‌شود. اما یک تفاهم‌نامه خیلی بزرگ ما با دانشگاه قزوین داریم که اولین تفاهم‌نامه‌ای است که به اجرا درآمده است. این تفاهم‌نامه حدود سه سال قبل امضا شده است. آن زمان پنج نفر از استادان دانشگاه قزوین به دانشگاه جی‌سی لاهور آمدند و در یک کنگره بین‌المللی شرکت کردند؛ همان زمان یک تفاهم‌نامه امضا شد که اجازه می‌داد دانشجویان پاکستانی مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌ (ره) به صورت مشترک از دو استاد راهنما و مشاور از استادان دانشگاه قزوین و دانشگاه جی‌سی و پنجاب در پاکستان استفاده کنند، که این برای اولین بار اتفاق افتاد و نتیجه خوبی هم داشته است.     پیشنهاد این قرار و تفاهم‌نامه از طرف چه کسی بود و در چه مقطعی (ارشد یا دکتری) لازم به اجراست؟ این لطف و بزرگواری از طرف دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین و پیشنهاد دکتر طاهری و دکتر املشی از اساتید دانشگاه قزوین بود؛ که به دانشجویان دکتری ما که در گروه آموزش زبان فارسی دانشگاه قزوین مشغول تحصیل هستند و رساله می‌نویسند این امکان را می‌دهد که یک موضوع مشترک بین ادبیات ایران و پاکستان به صورت ادبیات تطبیقی انتخاب کنند و از اساتید هر دو کشور هم، برای راهنمایی و پیشبرد رساله خود بهره ببرند که واقعا فوق‌العاده است.   ما با اساتید دانشگاه‌های تاجیکستان، هندوستان و دیگر دانشگاه‌های پاکستان که صحبت می‌کردیم، گروه‌ها و کرسی‌های آموزش زبان فارسی، علاوه بر آموزش، برنامه‌های جنبی دیگری هم دارند. آیا در دانشگاه جی‌سی این فعالیت‌های جنبی به چه صورت است؟ برنامه‌های ما در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جی‌سی بیشتر علمی و تحقیقی است. مثلا طی چند سال اخیر کنگره اقبال لاهوری، کنگره مولانای رومی، کنگره حافظ و این قبیل برنامه‌ها را اجرا کرده‌ایم که استقبال خوبی هم شده است. البته در پاکستان خانه فرهنگ داریم که برنامه‌های فرهنگی اینچنینی را بیشتر آن‌ها اجرا می‌کنند.   در گفت‌وگویی که با فلیحه‌زهرا کاظمی، مدیر گروه زبان فارسی دانشگاه بانوان لاهور داشتیم، اظهار کردند که کرسی‌های زبان فارسی در پاکستان طی دهه اخیر تقریبا نصف شده و تعداد زیادی از آن‌ها تعطیل شده است. آیا شما این مسئله را تایید می‌کنید؟ اگر بله، به نظر شما چه چیزی باعث تعطیلی کرسی‌های زبان فارسی در پاکستان شده است؟ به نظر من که هیچ کرسی زبان و ادبیات فارسی در پاکستان تعطیل نشده است. البته ممکن است بعضی مواقع انتخاب استادها مقداری زمان بگیرد. یعنی مثلا دانشگاه پنجاب هم کرسی فردوسی و هم کرسی مولانا رومی دارد که این کرسی‌ها همیشه دایر است و از بین نمی‌رود، فقط بعضی مواقع انتخاب استاد مشکل می‌شود و چند وقتی کرسی بدون استاد می‌ماند. البته باید در نظر داشت که در سال‌های گذشته ادبیات در کل جهان لطمه دیده است. حتی اگر به خود ایران هم نگاه کنید، علوم کامپیوتری و علوم پایه زیاد شده است و مردم کمتر به ادبیات توجه دارند. مدتی شاهد این بودیم که دانشجویان ادبیات را، چه اردو، چه فارسی، چه فرانسه و... را کمتر انتخاب می‌کردند، که خوشبختانه در دهه اخیر رجوع به ادبیات دوباره شروع شده است. در پاکستان هم در مدارس و هم در دانشگاه‌ها آموزش زبان فارسی رایج است. ما در کل پاکستان بیش از 3000 استاد زبان فارسی داریم که در دانشگاه‌های مختلف در حال تدریس هستند. البته فرمایش خانم کاظمی هم صحیح است و زبان فارسی در پاکستان کمرنگ شده است، که این مختص زبان و ادبیات فارسی نیست، بلکه کل ادبیات در سال‌های گذشته لطمه خورده است.   در گزارشی خواندم که محمد اقبال ثاقب، رئیس پیشین گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جی‌سی یک فرهنگ‌لغت پنج جلدی فارسی به اردو  تهیه کرده‌اند. شما هم در جریان این کار هستید؟ شیوه کار چگونه است و آیا کار به پایان رسیده است؟ مرحوم اقبال ثاقب قبل از بنده رئیس گروه فارسی دانشگاه جی‌سی بود؛ که حدود 9 ماه پیش از دنیا رفت. پروژه فرهنگ‌لغت جی‌سی که اشاره کردید، یک مجموعه پنج جلدی است که از 2003 میلادی شروع شده و تا به حال سه جلد آن به چاپ رسیده و جلد چهارم آن هم در چاپخانه و در حال چاپ است. جلد پنجم آن هم در دست کار است و احتمالا تا سال آینده آماده چاپ و پروژه آن کامل می‌شود. بنده از همان ابتدا در جریان این مجموعه بودم و جلدهایی هم که به چاپ رسیده زیر نظر بنده بوده است؛ یعنی از زمان شروع چاپ لغت‌نامه، بنده رئیس گروه زبان و ادبیات فارسی بودم و کارهای چاپ آن بر عهده خود بنده بود. ]]> ادبيات Tue, 17 Sep 2019 05:59:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280334/دوره-صفویه-پاکستان-ادبیات-فارسی-مرکز-قوی-تری-ایران ​برگزاری روز ملی شعر و ادب فارسی با حضور وزیر ارشاد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280800/برگزاری-روز-ملی-شعر-ادب-فارسی-حضور-وزیر-ارشاد علی‌اصغر شعردوست در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: مراسم روز شعر و ادبیات فارسی از ساعت 17 الی 19 و 30 دقیقه شب سی‌امین سالگرد استاد شهریار (فردا سه‌شنبه 26 شهریورماه)‌ در مقبره‌الشعرای تبریز برگزار می‌شود. در این مراسم که با حضور آیت‌الله سیدمحمدعلی آل‌هاشم، امام جمعه تبریز برگزار می‌شود، پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرائت خواهد شد و بعد از آن شاهد گلباران مزار استاد شهریار خواهیم بود. وی ادامه داد: همچنین مراسمی صبح روز چهارشنبه (27 شهریورماه) از ساعت 9 صبح و با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار می‌شود. طراح روز بزرگداشت شعر و ادب فارسی در توضیح برگزارکنندگان این مراسم گفت: شاکله اصلی این مراسم را انجمن‌های ادبی استان‌های مختلف کشور تشکیل می‌دهند که در راس آنها استان‌های تهران، البرز، آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان قرار دارند. وی در پایان اظهار کرد: ‌امیدوارم که از سال آینده همزمان با برگزاری این مراسم، شاهد برگزاری جایزه ادبی استاد شهریار باشیم و شرایطی فراهم شود تا شعرهای این چهره‌ مهم ادبی در کتاب‌های درسی دانش‌‌آموزان گنجانده شود. با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز بیست و هفتم شهریورماه، سالروز درگذشت استاد شهریار در تقویم رسمی کشورمان روز ملی شعر و ادب فارسی نامیده شده است. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 11:09:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280800/برگزاری-روز-ملی-شعر-ادب-فارسی-حضور-وزیر-ارشاد بزرگداشت شهریار در برنامه «شب شعر» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280798/بزرگداشت-شهریار-برنامه-شب-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی شبکه چهار سیما، در این برنامه که امشب 25 شهریور ساعت 23 به صورت زنده به روی آنتن می‌رود، محمود اکرامی‌فر، مجری کارشناس برنامه، میزبان علی‌اصغر شعردوست پژوهشگر، مدرس دانشگاه و از دوستان نزدیک استاد شهریار است و با وی در خصوص زندگی ادبی و اشعار استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی گفت‌وگو می‌کند. پخش شعرخوانی با صدای شهریار به همراه «نقد هفته» با اجرای علیرضا بهرامی شاعر و روزنامه‌نگار از دیگر بخش‌های برنامه امشب «شب شعر» است. روز بيست و هفتم شهريور ماه، سالروز درگذشت شهريار، شاعر ايرانی، با تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی، ناميده شده است. سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی داشت. از شعرهای معروف او می‌توان از «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. «شب شعر» به تهیه کنندگی کوروش انصاری محصول گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما است که دوشنبه‌ها ساعت ۲۳ به صورت زنده از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 10:58:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280798/بزرگداشت-شهریار-برنامه-شب-شعر ​ادبیات و روزنامه‌نگاری http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280797/ادبیات-روزنامه-نگاری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست ​ادبیات و روزنامه‌نگاری؛ موضوع کلام و مفاهیم کلامی ابزاری برای نویسندگی و روزنامه‌نگاری برگزار می‌شود.   این نشست با حضور علی‌اکبر قاضی‌زاده، زینب کاظم‌خواه و مهدی یزادنی‌خرم در جلسه سه‌شنبه‌های هنوز برپا می‌شود.   علاقه‌مندان برای حضور در این نشست روز سه‌شنبه 26 شهریور  ساعت 18 به کتابفروشی نشر هنوز واقع در خیابان کریم‌خان زند، بین‌ ایرانشهر و ماهشهر، شماره 134، طبقه دوم مراجعه کنند. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 10:28:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280797/ادبیات-روزنامه-نگاری جشن 30 سالگی دفتر شعرجوان در روز شعر و ادبیات http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280791/جشن-30-سالگی-دفتر-شعرجوان-روز-شعر-ادبیات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دفتر شعر جوان طی 30 سال فعالیت، بیش از هزار شاعر جوان را به عضویت پذیرفته و امروز، تعداد زیادی از فعالان حوزه شعر و ادبیات (و نیز حوزه‌هایی همچون رسانه و...)، از اعضای سابق این دفتر به شمار می‌آیند. علاوه بر این، برنامه‌های متعدد و متنوعی همچون مهمان ماه، کتاب سال شعر جوان، تا قله‌های شعر و ... از جمله فعالیت‌های اثرگذار دفتر شعر جوان در این سال‌ها بوده است‌.  امسال و همزمان با 30سالگی این دفتر، کنگره شعرجوان به مرور برنامه‌های سال‌های قبل (با پخش سه مستند) و نیز شعرخوانی اعضای دوره‌های گذشته اختصاص خواهد داشت. پلاک 30 در روزهای بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم شهریورماه از ساعت 17 تا 21 در خانه هنرمندان ایران به نشانی خیابان کریمخان، خیابان ایرانشهر، باغ هنرمندان، خانه هنرمندان ایران، سالن استاد جلیل شهناز برگزار می‌شود و حضور در این برنامه، برای علاقه‌مندان آزاد است. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 09:46:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280791/جشن-30-سالگی-دفتر-شعرجوان-روز-شعر-ادبیات شروع درس‌گفتارهایی درباره‌ شمس تبریزی از مهرماه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280788/شروع-درس-گفتارهایی-درباره-شمس-تبریزی-مهرماه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب، شمس تبریزی کیست که دیدارش با مولانا، سرفصل تاریخ زندگانی مولوی شد و مبدا زندگانی تازه‌ای برای او فراهم آورد؟ مولانا او را «خسرو اعظم»، «خداوند خداوندان اسرار»، «سلطان سلطانان جان»، «نور مطلق»، «جان‌ جان جان»، «شمع نه فلک»، «بحر رحمت»، «مفخر آفاق»، «خورشید لطف»، «روح مصور»، «بخت مکرر» و... می‌خواند. ورود شمس به قونیه و ملاقاتش با او طوفانی را در محیط آرام این شاعر و به‌ویژه‌ در حلقه‌ی ارادتمندان خاندان مولانا برانگیخت. شمس و مولانا از مفاخر تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم‌اند، که شایسته است شخصیت، زندگی و آثارشان بیشتر تحلیل و بررسی شود. زندگی شمس و مقالات او نیاز به واکاوی دارد، تا جایگاه او در تاریخ و فرهنگ ایران‌زمین و فرهنگ عرفان اسلامی روشن‌تر شود. مرکز فرهنگی شهر کتاب پس از برگزاری درس‌گفتارهایی درباره‌ مولوی، فردوسی، سعدی، عطار، حافظ، نظامی، خاقانی، ناصرخسرو، بیهقی، خواجوی کرمانی، سنایی و عبید زاکانی از روز چهارشنبه (سوم مهرماه) و در آستانه‌ روز بزرگداشت شمس، درس‌گفتارهایی درباره‌ شمس تبریزی را در یک سال آینده در روزهای چهارشنبه با حضور صاحب‌نظران و استادان و شمس‌پژوهان برگزار می‌کند. نخستین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی شمس تبریزی، در روز چهارشنبه سوم مهر ماه ساعت ۱۶:۳۰ به تحلیل و بررسی کارنامه‌ی شمس‌پژوهی و جایگاه شمس در ادب فارسی و عرفان اسلامی اختصاص دارد، که با حضور ایرج شهبازی و مهدی محبتی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان هم آزاد است. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 08:36:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280788/شروع-درس-گفتارهایی-درباره-شمس-تبریزی-مهرماه انجمن‌های ادبی کشور رتبه‌بندی می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280770/انجمن-های-ادبی-کشور-رتبه-بندی-می-شوند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، «مهرناز آزاد» دبیر مجمع انجمن‌های ادبی کشور در راستای بررسی مشکلات و ارائه راهکار در زمینه رفع مجامع ادبی، با سیدموسی حسینی کاشانی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، دیدار و گفت‌وگو کرد. در این دیدار که روح اله کریمی معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، قدسیه خان‌بابایی نماینده منتخب انجمن‌های ادبی این استان، مرضیه نفری مدیر کتابخانه عمومی آیت‌الله خامنه‌ای و دبیر انجمن ادبی داستان‌نویسان قم و دبیران مجامع ادبی این استان قم هم در آن حضور داشتند، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم ضمن اظهار خرسندی از پیگیری دبیر مجمع انجمن‌های ادبی کشور و شکل‌گیری اولین نشست انجمن‌های ادبی در اداره‌کل متبوعش، گفت: مجموعه اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکنون هرگونه فعالیتی که انجام داده است، در راستای باز کردن مسیر هنرمندان بوده و پس از این نیز حمایت‌های این اداره‌کل گسترده‌تر در اختیار شعر و ادبیات استان قرار خواهد گرفت.   حسینی کاشانی با اشاره به اختصاص مکانی برای دفتر مجمع انجمن‌های ادبی استان قم گفت: دفتر مجمع انجمن‌های ادبی استان قم به‌زودی افتتاح خواهد شد و علاوه بر آن اهداء کتاب به کتابخانه‌های مجامع ادبی روستاها نیز از سوی این اداره حمایت خواهد شد.   روح اله کریمی رئیس اداره کتاب و معاون فرهنگی اداره کل ارشاد استان قم نیز در این نشست با حمایت از برگزاری جلسات ادبی در استان گفت: تمام تلاش خود را برای برگزاری هرچه بهتر جلسات انجمن‌ها در اداره‌ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم انجام خواهیم داد.   معاونت فرهنگی اداره کل ارشاد استان تصریح کرد: درخواست تسهیل شرایط برای ایاب ذهاب شاعران و نویسندگانی که تدریس و آموزش در روستاها را پذیرفته‌اند، بررسی می‌کنیم و تلاش خود را برای انجام این حرکت به کار خواهیم گرفت.   در ادامه مهرناز آزاد دبیر مجمع انجمن‌های ادبی کشور هم با بیان اینکه مایل به برگزاری اینگونه جلسات در استان‌ها است، با ارائه گزارشی از عملکرد مجمع در چند ماه اخیر،< گفت: بهترین کاری که درحال حاضر و در شرایط فعلی می‌توان انجام داد، ایجاد ارتباط موثر و پویا بین ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هر استان با مجمع انجمن‌های ادبی کشور و دبیران انجمن‌های استانی آن است.   وی افزود: همین ارتباط سبب آشنایی و شناخت توانمندی‌های هر استان با ادارات کل و همچنین نحوه تعامل با مجمع انجمن‌های ادبی کشوری خواهد شد و این یعنی یک گام رو به جلو است.   وی با یادآوری ده‌ها نشست تخصصی با ادارات و مراکز فرهنگی یادآور شد: نتایج این نشست‌ها پیوستن صدها دبیر آموزش و پرورش و مدرسین دانشگاه‌ها و پژوهشگران در حوزه ادبیات به صورت افتخاری با هدف فعال کردن بخش‌های پژوهش و آموزش مجامع ادبی به صورت کاملاً علمی و کاربردی بوده است که نتایج و نحوه فعالیت آنها بزودی اعلام می‌شود.   آزاد با تاکید بر اینکه انجمن‌های ادبی کشور زمانی بازتاب ملی و جهانی پیدا خواهند کرد که خروجی‌های آموزشی و پژوهشی خوبی داشته باشند، گفت: هر استانی باید کمیته‌های آموزش و پژوهش را فعال کند و این مسئولیت به دوش دبیر استانی خواهد بود.   دبیر مجمع انجمن‌های ادبی کشور با توضیح درباره اجرایی شدن متمم الحاقی شیوه‌نامه اجرایی انجمن‌های ادبی، در مورد رتبه بندی انجمن‌ها گفت: در این متمم انجمن‌های شناسه‌دار به چهار گروه غیرفعال، عادی ، اثرگذار و ممتاز تقسیم می‌شوند که به‌زودی نحوه ارسال مدارک و مستندات و اطلاعات لازم درخصوص این طرح در سامانه بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان اعلام خواهد شد.   وی ضمن سپاسگزاری از قدسیه خان‌بابایی نماینده منتخب انجمن‌های ادبی استان قم به خاطر تمام تلاش‌ها و پیگیری‌هایش، خواست تا جلسات ماهیانه بین انجمن‌ها به صورت مستمر برگزار و نتایج آن مکتوب و گزارش شود.   بر اساس این گزارش، دبیر مجمع انجمن‌های ادبی کشور پس از این جلسه در کتابخانه عمومی آیت‌الله خامنه‌ای حضور یافت و از بخش‌های مرجع و اطلاع‌رسانی، کودکان و نوجوانان، نابینایان و ناشنوایان کتابخانه بازدید کرد.   مرضیه نفری مدیر کتابخانه عمومی آیت‌الله خامنه‌ای و دبیر انجمن ادبی داستان‌نویسان قم گفت: بیش از شش انجمن ادبی فعالیت‌های خود را در این کتابخانه و با حمایت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم انجام می‌دهند. همچنین کانون ادبی دانا بیش از سه سال است فعالیت خود را آغاز کرده و بیش از پنجاه نوجوان دختر و پسر در این کانون آموزش دیده‌اند.   وی در رابطه با تنها انجمن ثبت شده نابینایان کشور یادآور شد: انجمن ادبی صبح اشراق به عنوان تنها انجمن ثبت شده نابینایان کشور به مدت هفت سال مداوم فعالیت مستمر داشته و توانسته دوستان نابینا را به ادبیات علاقه‌مند کند و کتاب‌های زیادی را در این جلسه‌ها به نقد و بررسی بگذارد.   نفری در مورد نحوه حمایت از سایر انجمن ‌های ادبی استان گفت: سال ۹۳ ساماندهی انجمن‌های ادبی در استان قم به‌صورت یک حرکت خودجوش از طرف نهاد کتابخانه‌های عمومی صورت گرفت و بیش از 10 نویسنده در کتابخانه‌های عمومی به برگزاری کانون‌های ادبی با محوریت شعر و داستان پرداختند.   مهرناز آزاد، ضمن تشکر از تلاش‌های مدیریت این کتابخانه اظهار کرد: حوزه ادبیات به عنوان منبع ارتباطات قوی از طریق شعر و داستان می‌تواند جهان را به هم پیوند بزند و فرهنگ‌ها را با هم آشنا کند، به همین دلیل کتابخانه‌های غنی به‌خصوص اگر در اختیار فعالان این حوزه قرار بگیرد، ثمرات خوبی خواهد داشت و همکاری کتابخانه‌های عمومی استان قم با مجامع ادبی استان گام بسیار ارزنده و تأثیرگذار در این مسیر است. ]]> استان‌ها Mon, 16 Sep 2019 06:58:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280770/انجمن-های-ادبی-کشور-رتبه-بندی-می-شوند ویکی‌ادبیات تا هفت سالگی نیاز به مراقبت دارد/ نگران آینده ویکی‌ادبیات بعد از تجمیع موسسات هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280776/ویکی-ادبیات-هفت-سالگی-نیاز-مراقبت-نگران-آینده-بعد-تجمیع-موسسات-هستم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در پاییز 97 و در مراسم اختتامیه یازدهمین جایزه ادبی جلال آل‌احمد، از دانشنامه اینترنتی ویکی‌ادبیات رونمایی شد. محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم رونمایی از این سایت گفت: «امیدوارم از این لحظه که ویکی‌ادبیات شروع به فعالیت می‌کند راه را بر تحریف تاریخ ادبیات ایران که دغدغه جلال بود، ببندد و زمینه مشارکت و حضور همه ادب دوستان این سرزمین را در نگارش تاریخ ادبیات ایران فراهم کند.» از این رو بعد از گذشت چند ماه از شروع فعالیت این سایت به سراغ میثم امیری، سردبیر این سایت رفتیم تا با او درباره اتفاقات رخ داده در چند ماه اخیر صحبت کنیم. میثم امیری در توضیح شروع فعالیت‌های ویکی‌ادبیات به ایبنا گفت: کار مقدماتی ویکی‌ادبیات از یک سال و نیم پیش آغاز شد و در اختتامیه جایزه جلال از این سایت رونمایی شد و اکنون 171 مدخل بارگذاری شده که از این میان 100 مدخل کامل است. البته کامل درباره ویکی بی‌معنی است؛ چراکه ویکی دائم در حال به‌روزرسانی است و اطلاعات جدید می‌آید؛ بنابراین بهتر است بگویم که حدود 100 مدخل سروشکل گرفته و به‌روز است.   وی ادامه داد: ایده ویکی‌ادبیات در زمان فعالیت سایت «الف‌یا» شکل گرفت؛ چراکه در «الف‌یا» پرونده کار می‌شد و از آنجا این ایده شکل گرفت که بیاییم و این مطالب را در جایی مشخص ذخیره کنیم تا تبدیل به مدخل شود و در قالب ویکی‌ادبیات باقی بماند. هدف ما این است که بعد از مدتی که تعداد مدخل‌ها زیاد شد، این سایت محل رجوع علاقه‌مندان ادبیات باشد. این داستان‌نویس با اشاره به سازوکار ویکی‌ادبیات اظهار کرد: در بنیاد شعر و ادبیات داستانی سه نفر هستیم که در این حوزه کار می‌کنیم. کاری شبیه آنچه در یک تحریریه اتفاق می‌افتد. از آن طرف حدود 85 نفر مدخل‌نویس هم هستند که با ما همکاری دارند. در توضیح مدخل‌های نوشته شده باید بگویم که حدود پنج مدخل را ما برای نمونه نوشتیم و بقیه را پژوهشگران و علاقه‌مندان ادبیات نوشته‌اند. البته همه این 85 نفر به بنیاد آمده‌اند، آموزش دیده‌ و بعد مشغول کار شده‌اند. وی افزود:‌ برخی از این افراد فقط متن می‌نویسند و گروهی دیگر که دست‌شان تندتر است کار ویکی‌سازی را انجام می‌دهند. پشتیبانی فنی سایت نیز توسط گروهی در خارج از مجموعه انجام می‌شود. در مجموع می‌توان گفت که یک چرخه حدودا 100 نفری این کار را انجام می‌دهند. من به همراه دو همکار دیگر که در بنیاد فعالیت می‌کنیم، سفارش متن‌ها، آموزش به نفرات جدید و نوشتن نوشتار را انجام می‌دهیم؛ گاهی هم غلط‌گیری می‌کنیم؛ چراکه ما در بنیاد همه مدخل‌ها را دیده و منابع آنها را چک می‌کنیم.   امیری در تشریح تفاوت‌های ویکی‌ادبیات و ویکی‌پدیا گفت:‌ نظر من این است که ویکی‌ادبیات و ویکی‌پدیا در افق به هم می‌رسند؛ یعنی ویکی‌ادبیات باید بتواند ویکی‌پدیا را تحت تاثیر قرار دهد؛ اگر شما همین الان مدخل‌های این دو را کنار هم بگذارید متوجه تفاوت‌ها می‌شوید. ویکی‌پدیا یک دانشنامه آزاد است و هرکسی تحت یک شرایط و قواعدی می‌تواند متن بنویسد. از آن طرف ما در قبال ادبیات معاصر، شخصیت‌ها و موضوعات و کنش‌های مختلف مسئولیم، بنابراین احساس کردیم که خیلی از اطلاعات منظم نیست یا ضد و نقیض است. با توجه به اینکه مدیریت، نظارت و دیوان‌سالاری ویکی‌پدیا دست ما نیست و خودش فرآیند پیچیده‌ای دارد تا یک نفر سرویراستار یا دیوان‌سالار بشود، تصمیم گرفتیم بتوانیم این فضا را ایجاد کنیم تا در آینده این اطلاعات جایگزین شود.   وی ادامه داد: ما امکان بامزه‌ای در ویکی‌ادبیات داریم که ویکی‌پدیا ندارد. البته در حال حاضر این ویژگی وجه تمایز است و نه وجه برتری. اگر درست کار شود، این وجه تمایز می‌تواند به وجه برتری نیز تبدیل شود. داستانک‌ها بخش متمایز ماست. داستانک‌ها یعنی خاطره‌ها، یادها و همه آن نکات بامزه‌ای که حول محور یک موضوع وجود دارد؛ البته فضای ویکی‌پدیا به شکلی است که بعدا می‌توانیم این اطلاعات را به آن منتقل کنیم. ما روی این داستانک‌ها خیلی تایید داریم؛ چراکه هم به فضای ادبیات می‌خورد و هم خیلی از موضوعاتی که باید گفته شود، در ویکی‌پدیا نیست.   سردبیر ویکی‌ادبیات با اشاره به آینده این سایت گفت: در حال حاضر من نگران آینده ویکی‌ادبیات هستم و امیدوارم که در تجمیع موسسات معاونت فرهنگی این زحمات از بین نرود. وابسته بودن این سایت به بنیاد تنها یک معنا دارد و آن هم وابستگی مالی است. واقعیت این است که ما داریم به مسیرمان ادامه‌ می‌دهیم؛ ‌اما هیچ چیز درباره آینده ویکی‌ادبیات نمی‌دانیم و واقعا مشخص نیست که ویکی‌ادبیات در این تغییر و تحولات چه اتفاقی برایش رخ می‌دهد. چیزی که مشخص است، برای این سایت خیلی زحمت کشیده شده و تا به امروز نزدیک به یک میلیون کلمه در این سایت نوشته شده است.   وی ادامه داد: نکته مهم این است که باید روی سئو سایت کار کنیم؛ چراکه براساس آخرین سرچ من 21 مدخل اصلی ما در گوگل نیامده و تیم پشتیبانی ما در تلاش است تا همه مدخل‌ها به صفحه نخست جست‌وجوی گوگل راه پیدا کند. البته این کار نیاز به زمان دارد و امیدوارم که تا یک سالگی ویکی‌ادبیات این اتفاق رخ دهد.   امیری در توضیح فعالیت‌های ویکی‌ادبیات در شبکه اجتماعی اینستاگرام اظهار کرد:‌ ما همزمان با یادمان‌ها و یادبودها مطالبی را در شبکه اجتماعی این سایت می‌گذاریم. واقعیت این است که ما برای فعالیت‌های گسترده در این حوزه بودجه مناسبی نداریم و این در شرایطی است که ایده‌های زیادی برای پادکست و برنامه‌های تصویری داریم؛ اما فعلا نمی‌توانیم در این حوزه‌ها ورود کنیم.   وی افزود: این سایت خیلی جای کار دارد و هنوز نباید به آمارهای بازدید توجه کرد؛ چراکه آمار الکسا به ما نشان می‌دهد که هنوز کار داریم و بازدیدها و رتبه سایت قابل توجه نیست. این نویسنده جوان با اشاره به مسیر آینده ویکی‌ادبیات گفت: چند ماهی است که ویکی‌ادبیات به دنیا آمده است؛ اما تا هفت سالگی نیاز به مراقبت دارد تا بتواند به چند هزار مدخل برسد و به یک دانشنامه معتبر تبدیل شود. این سایت تا آن زمان به شش، هفت میلیارد بودجه نیاز دارد. امیدوارم یک راهبردی باشد تا این سایت به مسیر خودش ادامه دهد و به ادبیات خدمت کند. امیری معتقد است که این سایت نگاه سیاسی به ادبیات ندارد و ادامه داد:‌ ما در این سایت تنها به ادبیات نگاه کردیم و هیچ فرقی بین افراد نگذاشتیم. محمود دولت‌آبادی، مرتضی سرهنگی، امیرحسین فردی، فروغ و شاملو برای ما هیچ تفاوتی ندارند؛ چراکه همه این‌ها اهالی ادبیات هستند و باید اطلاعات درست و دقیق آنها در فضای مجازی باشد. بنابراین همه باید کمک کنیم تا این مسیر طی شود.   وی در پایان گفت: هرکس به عملکرد ما نقد دارد، بیان کند. ما دوست داریم این فضا نیمه آزاد شود و هرکسی بتواند متن بگذارد؛ از آن طرف هر کسی که متنش منبع درست داشت، هیچ‌کس حق حذف آن را نداشته باشد. هر متنی با هر دیدگاهی برای تاریخ ادبیات باید باشد؛ چراکه دولت‌ها می‌آیند و می‌روند و ادبیات است که می‌ماند. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 06:56:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280776/ویکی-ادبیات-هفت-سالگی-نیاز-مراقبت-نگران-آینده-بعد-تجمیع-موسسات-هستم تئوری دردی از شاعران جوان دوا نمی‌کند/ شعرهای مجموعه جدیدم زبان ساده‌‌تری دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280724/تئوری-دردی-شاعران-جوان-دوا-نمی-کند-شعرهای-مجموعه-جدیدم-زبان-ساده-تری بهزاد خواجات در گفت‌‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: کتاب شعر «خالکوبی پروانه بر اژدها»، مجموعه‌ای از شعرهای اغلب کوتاهم است که بیشتر کارهای این کتاب فضایی عاشقانه دارد. زبان شعرهایم در این مجموعه نسبت به کارهای قبلی کمی ساده‌تر شده است.   وی ادامه داد: به طور کلی اشعار من به کشف و شهود در کلمات و معنای آن می‌پردازد؛ یعنی دغدغه‌ اصلی من همیشه پرداختن به موضوعات بکر و مضامینی است که کمتر کسی به سراغ آنها رفته است؛ از این رو انتخاب زوایایی غیرمتعارف برای نگاه کردن به مسائل همیشه دغدغه من در شعر بوده است.   این مدرس دانشگاه در توضیح دلایل تغییر زبان شعرهایش گفت: رفتن به سمت زبان ساده‌تر خودخواسته نبوده است. شعرهای این مجموعه دوره‌ای را شامل می‌شود که شروع به نوشتن شعرهای کوتاه کردم و به همین دلیل امکان مانور زبانی در آن نبود. به همین دلیل در این شعرها بیشتر دغدغه‌های عاطفی و عاشقانه غلظت بیشتری پیدا کرده است. این مجموعه شعرهایی را شامل می‌شود که در سال‌های 95-96 سروده‌ام.     خواجات که حضوری فعالی در فضای مجازی دارد، با اشاره به استفاده شاعران از این فضا اظهار کرد: در سال‌های اخیر استفاده شاعران از فضای مجازی خیلی فراگیر شده است. البته استفاده از این فضا معایب و مزایایی داشته و دارد. یکی از فواید فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی این است که ارتباط بی‌واسطه بین مخاطب و شعر پدید آمده است. وی افزود: به خاطر دارم در دوره‌ای که جوان بودم این ارتباط بسیار سخت بود و چند مجله بیشتر نبود و کار کردن با این مجله‌ها نیز خیلی سخت بود؛ خصوصا اگر شاعر در پایتخت حضور نداشت و شهرستانی بود. در نتیجه این حسن فضای مجازی است که ارتباط سهل‌الوصول‌تر شده است. در عین حال همین امکان پاشنه آشیل خیلی از شاعران هم هست. مثلا فلان شاعر جوان با چهارمین یا پنجمین شعری که می‌گوید، آن را به مخاطبان عرضه می‌کند و در همین حین ممکن است اقبالی هم به آن شعر بشود و این می‌تواند شاعر را متوهم کند. این شاعر در توضیح زمان‌بر بودن پروسه شکل‌گیری شعر و شاعری گفت: شعر از هنرهایی است که زمان می‌برد تا شاعر و شعرش قوام پیدا کند و این طور نیست که شاعر یک دفعه دچار جهشی فوق‌العاده شود. حتی کسانی که در تاریخ شعر و ادبیات دچار چنین جهش‌هایی شدند، در زبان شعری چنین اتفاقی برای آنها رخ نداده است. از نظر زبانی، زمان را نمی‌شود میانبر زد و باید حتما زمان بگذرد تا بتوان از پیچ و تاب‌های زبانی عبور کرد و به زبانی پالوده و ویژه دست پیدا کرد.   خواجات با گلایه از مطالعه کم شاعران جوان اظهار کرد: همان‌طور که در جامعه همه چیز فست‌فودی شده، مطالعات جامعه هم فست‌فودی شده است. من متوجه برخی رفتارها نمی‌شوم. پی‌دی‌اف خوانی روی موبایل اصلا معنی ندارد و من این را مطالعه نمی‌دانم. به یادم دارم که در سال‌های نوجوانی و جوانی کتاب برای خواندن کم می‌آوردیم و با اینکه تکنولوژی آنقدر پیشرفت نکرده بود اما می‌دانستیم که کتاب فلان نویسنده چه تاریخی منتشر می‌شود. وی ادامه داد: علاوه بر این موارد متون کلاسیک را هم می‌خواندیم؛ اما امروز شاعران جوان ما به جای خواندن کتاب، تئوری‌خوان شده‌اند و این دردی از آنها دوا نمی‌کند. یعنی چهارتا اسم و تئوری یاد می‌گیرند تا بتوانند گلیم خودشان را در بحث‌ها بیرون بکشند. موضوع دیگر اینکه اصل قضیه شعر است؛ یعنی فرد در ابتدا باید برادری خودش را ثابت کند. شعر خوب لزوما نیاز به تئوری ندارد ولی نیاز به خواندن شعر دارد. یعنی امکان دارد که شما شاعر خوبی باشید اما تئوری نخوانده باشید و فقط به واسطه خواندن شعرهای خوب در ذهن شاکله‌ای به وجود آمده باشد که بتواند شما را به سوی شعرهای خوب رهنمود کند. شاعر مجموعه‌ شعر «خالکوبی پروانه بر اژدها» با اشاره به تغییرات شعر امروز نسبت به دهه‌ها قبل گفت: ادبیات وابسته به جامعه است و هرچه گفتمان‌ها جسارت داشته باشند در ادبیات هم ما این جسارت‌ها را می‌بینیم. دهه 70 دهه خاصی بود، به همین دلیل گفتمان‌های ادبی آن هم توفنده‌تر بود. البته همه شاعران دهه 70 آدم‌های باسوادی نبودند. بعضی‌ها با شاعران توانمند این دوره بُر خورده بودند و حساب این افراد از کسانی که می‌دانستند چه کاری انجام می‌دهند، فرق می‌کند. وی افزود: غالبا شاعرانی که از دهه 70 باقی مانده‌اند، شاعران مولف هستند؛ یعنی شاعرانی که دیدگاه و تئوری داشتند و درباره شعرشان مولفه‌نگاری می‌کردند. شما اگر دقت کنید می‌بینید که ما شاعرانی از این جنس کم داریم. جسارت یک نقطه زمانی بود که به المان‌های مختلفی برمی‌گشت؛ در آن زمان جامعه جسارت‌آمیز بود و شاعران را نیز جسارت‌آمیز کرده بود. من یادم می‌آید در آن دوره به قدری روزنامه و مجله بود که ما شعر برای عرضه کم می‌آوردیم. یعنی از ما شعر می‌خواستند و ما نداشتیم. امروزه روزنامه‌ها که چندان محلی برای ارائه شعر ندارند. مجلات ادبی هم همین‌طور. شما نگاه کنید که در گذشته مجلات ادبی ما از سوی چه کسانی اداره می‌شد و امروز این مسئولیت را چه کسانی به عهده گرفته‌اند. این‌ها تاثیرگذار هستند.   خواجوات در توضیح وضعیت این روزهای بازار کتاب‌های شعر اظهار کرد: اصولا بعد از هر پرش و جهش ادبی، یک دوره فترت داریم. یعنی ما به تاریخ ادبیات هم که نگاه کنیم، می‌بینیم، همیشه چنین اتفاقاتی رخ داده است. باید توجه داشته باشیم که دوره آرامش لزوما دوره سستی نیست. شاید دوره بازبینی نسبت به آن جهش و بازیابی معماری تازه آن باشد که من گمان می‌کنم، دهه 80 این اتفاق رخ داد و آن کوشش‌های دهه 70 درونی‌تر و آرام‌تر شد.   این شاعر خوزستانی در پایان گفت: به طور کلی و جدا از مساله اقتصادی، خواننده شعر در دنیای امروز کم شده است. جامعه ما بعد از انقلاب از شعر فاصله گرفت. یک زمانی شعر حرف اول هنر ما بود؛ در حال حاضر من گمان می‌کنم بازار سینما، موسیقی و تئاتر گوی سبقت را از شعر ربوده و آن هم دلایل متعددی دارد. امروز حتی داستان‌نویسی وضعیت بهتری از شعر دارد.   مجموعه شعر «خالکوبی پروانه بر اژدها»، اثر بهزاد خواجات در 130 صفحه و به‌بهای 20هزار تومان از سوی انتشارات فصل پنجم ارائه شده است. ]]> ادبيات Mon, 16 Sep 2019 06:05:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280724/تئوری-دردی-شاعران-جوان-دوا-نمی-کند-شعرهای-مجموعه-جدیدم-زبان-ساده-تری ​محمد حاجی‌حسینی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280744/محمد-حاجی-حسینی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمد حاجی‌حسینی شب گذشته (شنبه ۲۳ شهریورماه) به دلیل بیماری ناشی از کهولت سن در منزل شخصی خود از دنیا رفت. مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد حاجی‌حسینی ساعت ۱۵ امروز (۲۴ شهریورماه) در امام‌زاده جعفر کن برگزار می‌شود. محمد حاجی‌حسینی، شاعر طنزپرداز متولد سال ۱۳۰۸ در کن بود. او بیش از ۴۰ سال در رادیو خصوصا در برنامه‌های طنزی مثل «صبح جمعه با شما»، «قند و نمک» و «جمعه ایرانی» همکاری داشت. همچنین شعرهایش در مجلاتی مثل «گل‌آقا» و «توفیق» چاپ می‌شد. از حاجی‌حسینی سه مجموعه شعر به نام‌های «بحر طویل»، «بهارستان طنز» و «فال حافظ» منتشر شده است.   ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 09:05:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280744/محمد-حاجی-حسینی-درگذشت علاقه‌مندیم معماران ایرانی آرامگاه پدرم را طراحی کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280726/علاقه-مندیم-معماران-ایرانی-آرامگاه-پدرم-طراحی-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این دیدار مسعود خلیلی اظهار داشت: این منزل خلیل الله خلیلی است که قدمت آن بیشتر از 60 سال است و در این منزل استاد زندگی می‌کرد و بزرگان زیادی از جمله استاد بدیع الزمان فروزانفر و بسیاری از ادبا و بزرگان به اینجا آمدند. در ادامه خلیلی درخصوص مرمت منزل خلیل‌الله خلیلی که از میراث فرهنگی افغانستان محسوب می‌شود، اظهار داشت: این مکان برای اهالی فرهنگ و ادب، به عنوان میراث فرهنگی است. پیشنهاد کردیم سازمان یونسکو این محل را زیر پوشش بگیرد؛ و از سوی جمهوری اسلامی ایران این کار مهم مد نظر قرار گیرد. وی در ادامه با اشاره به تعمیر و طراحی آرامگاه خلیل‌الله خلیلی در دانشگاه کابل اشاره کرد و افزود: علاقه‌مندیم مهندسان و معماران میراث فرهنگی از جمهوری اسلامی ایران برای یادبود آرامگاه ایشان، طرح و معماری مانند آرامگاه سعدی شیرازی، تحت عنوان «از سعدی تا خلیلی» طراحی کنند. درادامه رضا ملکی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کابل درسخنانی اظهار کرد: خرسندم که در منزل استاد گرانقدر، مرحوم خلیل‌الله خلیلی حضور یافتم؛ مکانی که محل حضور بسیاری از شعرا و ادبا و محل توسعه ترویج فرهنگ و ادب و هنر فارسی بوده است.   رضا ملکی ضمن تجلیل از خدمات علمی، فرهنگی و ادبی خلیل‌الله خلیلی و نقش وی در توسعه و ترویج زبان و ادبیات فارسی گفت: از طریق سازمان یونسکو به پیگیری شما کمک خواهیم کرد و در خصوص طراحی آرامگاه استاد خلیلی، گزارش جداگانه‌ای به فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی ارسال خواهم کرد. گفتنی است؛ منزل خلیل‌الله خلیلی که سابقه قدمت بیشتر از 60 سال را دارد، اکنون به عنوان کتابخانه و محل نگه‌داری آثار استاد و بازدید علاقه‌مندان به فرهنگ و زبان فارسی است. خلیل‌الله خلیلی در سال 1286 هجری شمسی در کابل متولد شد و از ادبا و شعرای بزرگ معاصر افغانستان بود. در سال 1335 و 1340 دوبار به ایران سفر کرد؛ مورد استقبال حلقه‌های فرهنگی قرار گرفت و تقریظ‌هایی از سوی رضا زادشفق و بدیع‌الزمان فروزانفر بر دیوان اشعار او گذاشته شد. خلیلی در دهه 20 خورشیدی معاون دانشگاه کابل و در سال 1330 ریاست مستقل مطبوعات بود. وی در سال 1333 به عنوان مشاور عالی سلطنتی در حکومت ظاهرشاه انتخاب شد. مدتی نماینده مجلس و در دهه 1350 سفیر افغانستان در عربستان و عراق بود. وی در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصه‌های مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان دارد، که اکثر آن‌ها به چاپ رسیده‌است. «هرات»، «سلطنت غزنویان»، «فیض قدس»، «احوال و آثار حکیم سنایی»، «از بلخ تا قونیه»، «یمگان»، «نی‌نامه» و «عیاری از خراسان»، از جمله آثار پژوهشی او هستند. خلیل‌الله خلیلی در بهار ۱۳۶۶ خورشیدی در شهر اسلام‌‌آباد پاکستان درگذشت. جسد وی پس از ۲۵ سال از پاکستان به کابل منتقل و در محوطه دانشگاه کابل و در کنار آرامگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی به خاک سپرده شد. ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 09:04:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280726/علاقه-مندیم-معماران-ایرانی-آرامگاه-پدرم-طراحی-کنند شهاب حسینی بازیگر نقش شمس تبریزی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280734/شهاب-حسینی-بازیگر-نقش-شمس-تبریزی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلمبرداری فیلم سینمایی به کارگردانی حسن فتحی که تولید مشترکی میان ایران و ترکیه است، به زودی آغاز می‌شود. «مست عشق» برشی از زندگی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی و شمس تبریزی را روایت می‌کند و فیلمنامه این فیلم را فرهاد توحیدی و حسن فتحی نوشته‌اند. شهاب حسینی به عنوان نخستین بازیگر ایرانی فیلم، نقش شمس تبریزی را بازی خواهد کرد. سایر بازیگران و عوامل فیلم نیز ترکیبی از سینماگران سرشناس ترکیه‌ای و ایرانی خواهد بود. تمامی صحنه‌های فیلم در ترکیه فیلمبرداری می‌شود و شهر قونیه در زمانه حیات مولانا بازسازی خواهد شد. لازم به ذکر است که تهیه‌کننده «مست عشق»، مهران برومند است و فیلم از ۲ سرمایه‌گذار ایرانی و ترکیه‌ای بهره می‌برد. گفتنی است مجوزهای لازم از کشور ترکیه گرفته شده و «مست عشق» پس از اخذ پروانه ساخت از ایران، کلید خواهد خورد. ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 08:13:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280734/شهاب-حسینی-بازیگر-نقش-شمس-تبریزی-می-شود سوگواره شعر «بر آستان اشک» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280727/سوگواره-شعر-آستان-اشک-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اندیشه، همچون پنج سال گذشته، ششمین سوگواره شعر آئینی «برآستان اشک» روز دوشنبه 25 شهریورماه برگزار خواهد شد و فرهنگ سرای اندیشه شاهد شعرخوانی شاعران آیینی و مداحی مداحان اهل بیت (ع) خواهد بود. در این خصوص محمدمیثم میثمی رییس فرهنگ سرای اندیشه با تشریح اهداف برگزاری مراسم و تاکید بر جایگاه ویژه ادبیات آیینی افزود: «بر آستان اشک» یکی از منحصر به فرد‌ترین برنامه‌های آیینی در حوزه ادبیات است که در پنج سال گذشته با برگزاری بیش از 35 شب شعر مورد استقبال چشمگیر شاعران و علاقه‌مندان به ادبیات آیینی مواجه شده است و هدف آن پاسداشت مبانی دینی و ملی ادبیات آیینی است. وی با تشریح جزئیات برگزاری این مراسم افزود: سوگواره شعر «بر آستان اشک» طی روزهای دوشنبه 25 شهریورماه، دوشنبه یکم و 8 مهرماه و پنجشنبه 2 آبان ماه از ساعت 17 با حضور شاعرانی همچون حاج غلامرضا سازگار، محمدعلی بهمنی، یوسفعلی میرشکاک، حاج علی انسانی، مرتضی امیری اسفندقه، قاسم صرافان، سیدحمیدرضا برقعی، ناصر فیض، احمد بابایی، نادر بختیاری، سعید حدادیان و ... با اجرای سید حسین متولیان برگزار خواهد شد. بنا بر اعلام روابط عمومی فرهنگ سرای اندیشه، علاقه¬مندان برای حضور در سوگواره ی شعر آئینی «برآستان اشک» می توانند روز دوشنبه25 شهریورماه به آمفی تئاتر فرهنگ سرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفرد نیاکی(اندیشه) مراجعه کنند و ورود برای عموم علاقمندان آزاد است. ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 07:37:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280727/سوگواره-شعر-آستان-اشک-برگزار-می-شود ماجرای قاتل 16ساله سیاه‌پوست در رمان «دیو» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280402/ماجرای-قاتل-16ساله-سیاه-پوست-رمان-دیو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رمان «دیو» اثر والتر دین مایرز داستان سیاه‌پوستی، 16ساله است که به جرم مشارکت در سرقت از داروخانه و قتل صاحب آن بازداشت شده و تا ابلاغ حکمش در زندان می‌ماند. او خود را بی‌گناه می‌داند و فشارهای روحی زیادی را متحمل می‌شود و دوست ندارد باقی عمرش را در زندان سپری کند، زیرا خود و ذهن خود را متعلق به این مکان نمی‌داند و معتقد است که چندان در زندان دوام نمی‌آورد. استیو تا پیش از دستگیر شدنش در مدرسه فیلمسازی تحصیل می‌کرد، و حال برای کم کردن این فشارها و تحمل آسان روزهای زندان به نوشتن فیلمنامه‌ای از جریان این قتل، سرقت، اتفاق‌هایی که در دادگاه می‌گذرد و گفت‌وگوهایی که با وکیل خود دارد روی می‌آورد. مخاطب داستان این رویدادها را در قالب فیلمنامه و یاداشت‌های استیو در دفترچه یاداشتش می‌خواند و با فلش‌بک‌هایی به گذشته ذره ذره با داستان قتل و سرقت از داروخانه، از آشنایی او با سارقین و زندگی استیو هارمون،‌ این نوجوان متهم، آشنا می‌شود. نویسنده به خوبی ماجرای برهه‌ای از زندگی استیو را با تلفیقی از قالب فیلمنامه و خاطره‌نویسی روایت می‌کند و به قضاوت درباره او و زندگی‌اش نمی‌پردازد و این کار را برعهده خواننده به عنوان هیات منصفه قرار می‌دهد تا مخاطب تصمیم بگیرد؛ تا آخرین صفحه کتاب این شک در وجود خواننده باقی می‌ماند که حق طرف کدام یک از متهمین است. در قسمتی از رمان می‌خوانیم: «وقتی او رفت، من باید به سلولم بر می‌گشتم، احساس کردم افسرده‌تر از همیشه هستم. کاش جری اینجا بود. نه این که توی زندان باشد، فقط با من بود. آن وقت به او چی‌ می گفتم؟ می گفتم به فکر فردای خودش باشد. آره، همین را می‌گفتم. می‌گفتم به فکر فردای خودش باشد. وقتی چراغ‌ها را خاموش کردند،‌ فکر کنم صدای یکی را شنیدم که گریه می‌کرد. صحنه کم‌کم روشن می‌شود. داخلی: سالن دادگاه. دورتی مور در جایگاه شهود نشسته است. زنی گندم‌گون و خوش چهره است و با حالتی صمیمانه به بریگز نگاه می‌کند. بریگز: یادتون می‌یاد اون روز بعد از ظهر چه ساعتی آقای کینگ به خونه شما اومد؟ مور: سه و نیم. بریگز: کاملا مطمئنید؟ مور (با اطمینان): بله آقا! کاملا مطمعنم. بریگز: سوال دیگه‌ای ندارم. » (صفحه 158-157) نسخه اصلی این ‌رمان در سال ۱۹۹۹ چاپ شد؛ «دیو» نامزد بخش نهایی جایزه کتاب ملی، برنده جایزه مایکل الپرینتز و دیپلم افتخار جایزه کاتاکینگ شده است.   نشر پیدایش رمان «دیو» اثر والتر دین‌مایرز با ترجمه شیدا رنجبر را در 1000 نسخه،‌ در 228 صفحه و با قیمت 36000 تومان منتشر شده است.       ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 06:37:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280402/ماجرای-قاتل-16ساله-سیاه-پوست-رمان-دیو انتشار سفرنامه ترکان پارسی‌گو در ازبکستان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280722/انتشار-سفرنامه-ترکان-پارسی-گو-ازبکستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یاداشت‌های سفر اساتید و دانشجویان زبان فارسی دانشگاه‌های ازبکستان شرکت‌کننده در دوره دانش‌افزایی دانشگاه علامه طباطبایی (20 مرداد لغایت 10 شهریور 98) در روزنامه «آواز تاجیک» ازبکستان منتشر می‌شود. «سفر کردن جهان دیدن؛ ایران کشور معجزه آسا»، «برج میلاد؛ جاذبه شهر تهران»، «شنیدن کی بود مانند دیدن»، «زبان فارسی زبان شعر و غزل است» و «اصفهان نصف جهان» از جمله عناوین یاداشت‌های سفر اساتید و دانشجویان زبان فارسی دانشگاه‌های ازبکستان به ایران است. ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 06:26:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280722/انتشار-سفرنامه-ترکان-پارسی-گو-ازبکستان تکه‌های خاطرات یک زن مصلوب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280707/تکه-های-خاطرات-یک-زن-مصلوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اصغر نوری، مترجم زبان فرانسوی به تازگی دست به ترجمه مجموعه اشعار آگوتا کریستوف به نام «میخ‌ها» زده است؛ او پیش از این کتاب‌های «دفتر بزرگ»، «مدرک»،‌ «دروغ سوم»، «دیروز» و «بی‌سواد و فرقی نمی‌کند»‌ را از این نویسنده مجارستانی ترجمه کرده بود. این کتاب از دو بخش تشکیل شده است که بخش نخست «شعرهای مجاری» و بخش دوم «شعرهای فرانسوی» نام دارد که بخش اول از 57 شعر و بخش دوم از 8 شعر تشکیل شده است. آگوتا کریستوف در «میخ‌ها» تکه‌های خاطرات یک زن مصلوب را گرد هم آورده است. شعرهای مجاری بر اساس خاطره بازنویسی شده‌اند یا در ابتدای تبعید او به سوئیس، اواسط دهه 60 بازآفرینی شده‌اند. آن موقع کریستوف 31سال داشت و هنوز به زبان فرانسه مسلط نبود. شعرهایی که در بخش دوم این کتاب چاپ شده است، از دست‌نوشته‌های مجاری و فرانسوی می‌آیند که روی کاغذهای شطرنجی و سوراخ شده نوشته شده‌اند. در پشت جلد این کتاب آمده است: «شعرهای آگوتا کریستوف با موج‌ها و توفان‌های قصه‌های کوچک تیز و برنده شده‌اند. ریتم و جنبه‌های موسیقیایی این شعرها وقتی ظاهر می‌شود که آن‌ها را با صدای بلند می‌خوانیم. در این کتاب، خواننده با سبکی بی‌زینت و مستقیم مواجه می‌شود و مضمون‌هایی را می‌بیند که ویژگی همه آثار کریستوف هستند: گم‌گشتگی، دوری و مرگ و همین‌طور، طبیعت و عشق. از ریتم اثر شگفت‌زده می‌شود و از بازیافتن لحن برنده و سیاهی که در «دفتر بزرگ» و دیگر رمان‌ها و داستان‌های کریستوف دیده است، حیرت می‌کند.»   همچنین در یکی از شعرهای این کتاب که از زبان فرانسوی ترجمه شده است می‌خوانیم: «بچه که می‌خوابد می‌روند دوست‌شان دارد، بیدار می‌شود. از اتاقی به اتاق دیگر می‌رود، هیچ‌کس هیچ‌کجا. کمی می‌ترسد، دوباره می‌خوابد، دلش می‌خواهد کسی را صدا بزند اما خانه خالی است می‌داند، سکوت می‌کند.» مجموعه شعر «میخ‌ها»، اثر آگوتا کریستوف با ترجمه اصغر نوری در 162صفحه، شمارگان 550نسخه و به‌بهای 26هزارتومان از سوی انتشارات مروارید راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280707/تکه-های-خاطرات-یک-زن-مصلوب سپهری زودتر از من و شاملو به سراغ هایکو رفت/ هایکو خیال‌ورزی نیست، واقعیت است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280277/سپهری-زودتر-شاملو-سراغ-هایکو-رفت-خیال-ورزی-نیست-واقعیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کوتاه‌ترین شیوه شعر رایج در جهان هایکو نام دارد. البته شیوه رایج. این گونه شعر تصویر است، شعری که از حدود دو هزار سال پیش در ژاپن کارش را آغاز و از قرن شانزدهم میلادی به تدریج با نام «هایکو» مطرح شد. این روزها این گونه شعر سرودن میان شاعران جهان خیلی رواج یافته و مخاطبان خاص خودش را هم دارد. عسگر پاشایی (ع. پاشایی)‌ از نخستین افرادی بود که با توصیه احمد شاملو از حدود 50 سال پیش شروع به ترجمه این گونه شعری و معرفی آن به ایرانیان کرد. پاشایی به تازگی شروع به انتشار مجموعه‌ای پنج جلدی از پنج هایکونویس مطرح ژاپنی کرده است که تا به امروز چند کتاب از این مجموعه از سوی انتشارات اتفاق راهی بازار نشر شده است. از این رو گفت‌وگویی با وی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   کمی از کتاب «برگ موز در تندباد/ زندگی و شعر شاعر ژاپنی: ماتسوئو باشو» و مجموعه‌ای که در دست انتشار دارید، برای ما بگویید. از مدتی پیش تصمیم گرفتم که پنج کتاب از شاعران هایکوسرای مطرح ژاپنی آماده و راهی بازار کنم. در این کتاب‌ها در ابتدا درباره شاعر اثر توضیحاتی داده‌ام و در ادامه گزیده‌ای از اشعار شاعر را آورده‌ام. در توضیح مجموعه «برگ موز در تندباد»‌ باید بگویم که این نام را خودم انتخاب کردم و دلیل آن لقب این شاعر ژاپنی است؛ چراکه لقب او باشو است و باشو در ژاپنی به معنی «درخت موز» است. کتاب دوم «بوسون» نام دارد. بوسون تابلوهایی دارد به نام «بید گریان». در ژاپن وقتی آب به بیدمجنون می‌خورد و چکه می‌کند، به آن بید گریان می‌گویند و از آنجایی که این شاعر، نقاش بسیار مطرحی نیز است و تابلوهای او بسیار مطرح است، اسم کتاب او را «بید گریان» گذاشتم. سومی «یک فنجان چای» است که این کتاب هم منتشر شده است. این کتاب درباره کوبایاشی ایسا، دیگر شاعر مطرح ژاپنی است. ایسا در ژاپنی به معنی «یک چای» است. به همین دلیل اسم مجموعه را «یک فنجان چای» گذاشتم. چهارمین کتاب از ماسائوکا شیکی است. اسم این مجموعه «کوکو خونین‌گلو» است؛ شیکی به ژاپنی به معنی پرنده کوکوست. از آنجا که شیکی سل گرفت و در 32 سالگی خون بالا آورد و مرد، این اسم را انتخاب کردم. پنجمین مجموعه که منتشر نشده برای ریوکان است. ریوکان یعنی «خل و چل گنده». برای همین اسم این کتاب را «شیفتگانه بزرگ» گذاشتم.   حجم این کتاب‌ها اندک و با توجه به معرفی ابتدایی تصور می‌شود که برخلاف کارهای پژوهشی شما، این مجموعه برای مخاطب عام علاقه‌مند تهیه و منتشر شده است. این برداشت درست است؟ بله دقیقا. در این مجموعه پنج جلدی سعی کردم، کتاب‌هایی عمومی تهیه کنم و از آن طرف با توجه به گرانی کاغذ و کتاب تلاش کردم این آثار در حجم کمی آماده شود تا خرید کتاب برای مخاطبان سخت نباشد. خواندن هر کدام از این‌ کتاب‌ها کمتر از یک ساعت زمان می‌برد.     علاوه بر این مجموعه شما مجموعه شعرهای پاشو را نیز در حال انتشار دارید. آیا در آن کتاب دست به انتشار تمامی شعرهای باشو زده‌اید؟ نه. این کتاب گزیده‌ای از آثار باشو است که مجوز انتشارش صادر شده و به زودی منتشر خواهد شد. این کتاب نیمی از شعرهای باشو است؛ چراکه شاید همه شعرهای او در ترجمه و در بستر زبان فارسی چندان جذابیتی نداشته باشد. البته باید این نکته را هم بگویم که باشو شاعر کم‌شعری است؛ درست مثل احمد شاملو. احمد شاملو در مجموع 453 شعر و باشو 1208 شعر دارد که نصف آن در کتاب جدید آمده است.   باشو بعد از فعالیت‌هایش مکتب باشو را راه‌‌اندازی کرد و پیروان زیادی هم داشت. شما در بخش توضیحی کتاب «برگ موز در تندباد» درباره مکتب باشو توضیح داده‌اید؟ توضیح مختصری در کتاب آورده‌ام؛ اما آن مکتب به درد ما نمی‌خورد و روی زبان ژاپنی و شرایطی که شعر در زبان ژاپنی دارد، قابل بیان است. به نظرم آوردن این نکته در این کتاب و توضیح مفصل درباره آن، نمی‌تواند کار چندان درستی باشد.   شما سال‌هاست که در این حوزه فعالیت می‌کنید. از طرفی توجه شما به هایکو باعث شده که عده‌ای به این شعر بپردازند. حتی هنرمندان مطرح یا به اصطلاح سلبریتی‌ها نیز در این حوزه بخت‌آزمایی کرده‌اند. به اعتقاد شما بستر زبان فارسی برای این گونه شعر مناسب است؟ آن هم در شرایطی که ما قالب‌هایی مثل تک بیتی، دوبیتی، رباعی و ذکر داریم. ممکن است ما قالب‌هایی داشته باشیم که از نظر ظاهری کوتاه و شبیه به هایکو باشند؛ اما این دلیل خوبی برای نپرداختن به این قالب جهانی و عدم شناخت آن نیست و ما باید با این قالب نیز آشنا شویم. هایکو با قالب‌هایی که اسم بردید فرق می‌کند و خاص فرهنگ ژاپن است. یک فرهنگ از مردم جزیره‌ای و دورافتاده. نمی‌توان درباره هایکو نظر قطعی داد و گفت که این در بستر زبانی ما جواب می‌دهد یا خیر. این اتفاق را باید به مرور بررسی کرد.   با همه این تفاسیر اتفاق ماندگاری رقم خورده است؟ اگر حرف داشته باشند، اتفاقاتی رخ می‌دهد. برای مثال، امروز علی‌اصغر بیک‌وردی را داریم که خوب کار کرده است. او مجموعه‌ای به نام «ماه، بالای سر مجنون!»‌ را منتشر کرد که ویرایش آن را کاوه گوهرین انجام داده است. من چند هایکو این شاعر را برای ژاپنی‌ها خواندم و آنها پسندیدند.   هایکو مانند همه قالب‌های شعری قواعد خاص خودش را دارد که این قواعد در برخی از نمونه‌های وطنی رعایت نمی‌شود. شما چندی پیش کتاب «هایکو برای بچه‌های خلاق»، اثر پاتریشیا دانیگن را ترجمه کردید که بسیاری از قواعد هایکو برای کودکان بیان شده است. کمی از این قواعد را برای بزرگسالان توضیح دهید. همان‌طور که گفتید هایکو ویژگی‌های مختص به خودش را دارد. یک از این ویژگی‌ها این است که شما جزئی از یک تصویر را نشان می‌دهید و خواننده باید کل تصویر را ببیند. نکته دیگر فصل‌واژه‌هاست که خواننده ژاپنی از این فصل‌واژه‌ها آگاهی کامل دارد. در هایکو شاعر نباید از تخیل استفاده کند؛ در واقع می‌توان از حافظه استفاده کرد اما تخیل نه. هایکو خیال‌ورزی نیست، واقعیت است. ممکن است دو عنصر به یاد شما بیاید یا حتی دست به ساخت بزنید؛ اما آن ساختار هم باید در واقعیت باشد. هایکو شعر کودکان است؛ حتی اگر بزرگ‌ترها بگویند. باید کار شود و ببینیم که چه چیزی از دل این اتفاق بیرون می‌آید. من آن کتاب را برای بچه‌ها کار کردم اما بیشتر اصرارم روی آن بوده که بزرگ‌ترها آن را بخوانند. بچه ژاپنی با کانسپت‌ها آشناست؛ اما در ایران بزرگسال‌ها نیز چندان با کانسپت‌ها آشنا نیستند.   دلیل این اتفاق چیست؟‌ یا به عبارت ساده‌تر چه چیزی مانع می‌شود. مشکل اساسی ما این است که ما یک زبان در ایران نداریم و این در تاریخ همین بوده است. یعنی زبانی که در همه جا با آن صحبت کنند، نداشتیم و مردم هر اقلیم با زبان خودشان حرف می‌زنند. شما به مازندران، گیلان، آذربایجان، کردستان، بلوچستان و خوزستانی توجه کنید؛ هر کس با یک زبان صحبت می‌کند. ما یک زبان رسمی داریم که از قرن دوم هجری رایج شد. این یک زبان رسمی است؛ یعنی با آن می‌نویسند اما امکان دارد به آن زبان صحبت نکنند. شک نکنید فردوسی هیچ وقت به زبان شاهنامه حرف نزده و مشهدی حرف می‌زده. سعدی شیرازی است و شعر شیرازی هم دارد. شک نکنید سعدی و حافظ با زبان شعرهای خود با پدرومادرشان حرف نمی‌زدند؛ آنها با لهجه شیرازی حرف می‌زدند که ممکن است امروز من مازندرانی یا تهرانی متوجه آن نشوم. در ژاپن یک زبان وجود دارد. لهجه دارند، اما زبان یکی است. ایتالیا، انگستان، فرانسه و آلمان هم شرایط به همین شکل است و فقط لهجه فرق دارد. ما در ایران یک زبان نداریم. یعنی ممکن یک نفر در ایران در تمام عمر به فارسی حرف نزند؛ گیرم که از رو بخواند. از این رو آن چیزی که باید رخ دهد، اتفاق نمی‌افتد.   چه چیزی نظر شما را به هایکو جلب کرد؟ بانی این کار احمد بود. من که نمی‌خواستم شعر ترجمه کنم. یک روز یقه من را چسبید که اینجاها از هایکو حرف می‌زنند. در آن زمان هفت، هشت شعر بیشتر به فارسی ترجمه نشده بود. چندتایی سهراب سپهری ترجمه کرده بود که تازه وزن هم به آنها داده بود. او جزو اولین نفرها بود. به‌جز سپهری چندتا هایکو هم در کتاب هفته ترجمه شده بود. در آن زمان من و شاملو با هم هایکو می‌خواندیم و این قالب را دنبال می‌کردیم؛ از این رو شاملو به من گفت که تو این آثار را ترجمه کن. به او گفتم نمی‌شود. اول اینکه معتقدم هایکو احتیاج به زبان ادبی ندارد؛ چراکه تصویر است. وقتی شما روبه‌رو یک تصویر می‌بینید، آیا این تصویر ادبی است؟ یا روبه‌رو شما سگ واق‌واق می‌کند یا قورباغه به این طرف و آن طرف می‌پرد یا برگ از درخت می افتد. این ادبیات نیست؛ تصویر است. شما اگر بخواهید این را بکشید، قورباغه را غوک و کلاغ را غراب می‌کشید؟ این زبان‌های متنوع ما کار را سخت می‌کند. ما در این انگلیسی یک  crow داریم که در همه جا به عنوان کلاغ استفاده می‌شود. همه مترجمان Frog را قورباغه می‌نویسند؛ اما ما غوک، وزغ، وک و قورباغه داریم، یعنی چهار کلمه برای یک حیوان. بابا این قورباغه است. من گفتم بگذاریم قورباغه اما شاملو گفت که ایرانی شعر را در زبان می‌فهمد، به دلیل اینکه حق با شاملو بود، او گفت که از کلمه غوک برای قورباغه و از کلمه غراب برای غوک استفاده کنیم، چون زبان ادبی است. بنابراین من نشستم و ترجمه کردم و شاملو هم آنها را فارسی کرد؛ آن فارسی‌ای که خودش دوست داشت. من 4000 هایکو ترجمه کردم و به شاملو دادم و وی به تدریج 1400 هایکویی را که فارسی می‌شد، منتشر کرد. منبع شما برای ترجمه چه بود؟ من بین 10 هزار هایکو این 4000 هزار هایکو را ترجمه کردم. ما 50 سال پیش هایکو را شروع کردیم و آن موقع کتاب هایکو معروف، مجموعه شش جلدی بلایت بود.   شما با نظر شاملو دست به ترجمه هایکو زدید؛ نظر او درباره هایکو چه بود؟ او در مقدمه کتاب نظرش را به عنوان خواننده بیان کرده است. او نمی‌خواست به عنوان شاعر از هایکو تقلید کند. زبان فارسی شرایط خودش را دارد. ما در آن زمان اصلا به این موضوع فکر نمی‌کردیم که آیا در زبان فارسی می‌شود، هایکو نوشت یا نه. ما هدف‌مان آشنایی مردم با هایکو بود و قصد نداشتیم عده‌ای را تحریک یا تشویق کنیم. آن سال‌ها هایکو در غرب خیلی رواج داشت؛ اگر بخواهم سال به شما بگویم، از سال  1945 هایکو در غرب رونق پیدا کرد. با این حال ما 50 سال پیش شروع کردیم؛ 50 سال پیش می‌شود سال 1970 یعنی حدود 25 سال بعد از رواج هایکو در غرب ما تازه به فکر ترجمه آن افتادیم.   در شعرهای ژاپنی قالب‌های دیگری مثل سنریو و واکا نیز وجود دارد. آیا فرق این قالب‌ها به خوبی برای مخاطب ایرانی شرح داده شده است؟ توضیح داده شده اما بعید می‌دانم که برخی این تفاوت‌ها را بدانند. سنریو شبیه به هایکوست اما کمی کوتاه‌تر است و نگاه طنز دارد. شاعری که به این شکل شعر گفته سنریو نام داشت و به همین دلیل نام او روی این گونه از شعر باقی مانده است. واکا 31 هجایی است و تقریبا دو برابر هایکوست. البته آنها شعر زنجیره‌ای نیز دارند. به این شکل که یکی پنج هجا می‌گوید و دیگری هفت هجا و همین طور ادامه پیدا می‌کند و می‌توانند صدتا از این‌ها بگویند. به این شعر کُسن به معنی «صدتا» می‌گویند.   یعنی شعر دسته‌جمعی؟ بله. معمولا بین 6 الی 8 شاعر دور هم جمع می‌شدند، از آن طرف داور وجود داشت و شعر می‌گفتند. این کار در گذشته مد بود، بعد مردمی که شد، سوژه‌های دم‌دستی نیز به این شعر راه پیدا کرد. یعنی نگاه سرگرمی به شعر داشتند؟ دقیقا. شعر در ژاپن خیلی جدی گرفته نمی‌شد و اغلب این‌ها برای سرگرمی بوده است. البته این را هم بگویم که ما ایرانی‌ها کمی قمپز درمی‌کنیم اما همین ژاپنی‌ها که قمپز در نمی‌کنند قدیمی‌ترین تذکره را دارند. آنها سال 720 میلادی که تازه 70 سال از اسلام گذشته، مجموعه شعر و جُنگ داشتند. آنها چون قالب‌های مختلف دارند، لازم نبوده هر حرفی را هر جا بزنند. برای مثال لازم نبوده شاعر در هایکو از عشق و عاشقی صحبت کند؛ چراکه می‌توانسته واکا بگوید.   شما از قدرت رواج این شعر در اروپا صحبت کردید و نمونه موفقی هم از هایکوسرایان ایرانی آوردید. با این تفاسیر هایکو در ایران چه آینده‌ای دارد؟ من قضاوتی درباره هایکو نمی‌کنم؛ چراکه ربطی به من ندارد. من شعر ترجمه نمی‌کنم و تنها از روی علاقه دست به این کار زدم. یک زمانی هایکو مد شد و همه رفتند سمتش بدان آنکه با آن آشنا باشند. باید آدم این شعر پیدا شود. برای مثال هرکسی هایکو می‌نویسد، شعر را زیر هم و به صورت سه بخش می‌نویسد. همه فکر می‌کنند، اصول این کار است، در صورتی که در ژاپنی به این شکل هایکو نمی‌نویسند و همه شعر در یک سطر است. فقط اروپایی‌ها برای آنکه راحت‌تر باشد، پنج، هفت و پنج می‌نویسند و ما هم از روی آنها تقلید کرده‌ایم. ]]> ادبيات Sun, 15 Sep 2019 04:40:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280277/سپهری-زودتر-شاملو-سراغ-هایکو-رفت-خیال-ورزی-نیست-واقعیت بهترین کتابی که ارسلان فصیحی ترجمه کرده کدام است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280698/بهترین-کتابی-ارسلان-فصیحی-ترجمه-کرده-کدام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ارسلان فصیحی در صفحه اینستاگرامش نوشت: در زندگی با نویسنده‌های زیادی نشست و برخاست داشته‌ام، معاشرت کرده‌ام. هیچ کدامشان انیس باتور نشده برایم. از بس این آدم فروتن و فاضل و آگاه و از همه مهم‌تر، انسان است. در زندگی کتاب‌های زیادی خوانده‌ام، ترجمه کرده‌ام. هیچ کدامشان معرفتتلخ نشده برایم. از بس این کتاب شیرین و جذاب و اندیشه‌ورزانه و فاضلانه است. وقتی رمان معرفت_تلخ منتشر شد، در یکی از صفحه‌های همین دنیا نوشتم: چونکه صد آمد، نود هم پیش ماست. هنوز روی همان حرفم هستم. معرفت تلخ را بیشتر از همه ترجمه‌هایم دوست دارم و معتقدم اگر هیچ کتاب دیگری ترجمه نکرده بودم و در کارنامه حرفه‌ای‌ام همین یک کتاب بود مرا بس بود.                             ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 08:28:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280698/بهترین-کتابی-ارسلان-فصیحی-ترجمه-کرده-کدام «خفاش» تلفیقی از کارآگاهی کلاسیک و واقع‌گرایی پلیسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280444/خفاش-تلفیقی-کارآگاهی-کلاسیک-واقع-گرایی-پلیسی عباس کریمی‌عباسی، مترجم و شاعر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره انتشار تازه‌ترین ترجمه‌اش گفت: رمان «خفاش» اولین سری از مجموعه «هری هوله» اثر یونسبو است که من ترجمه کرده‌ام و به زودی از سوی نشر چترنگ روانه بازار کتاب می‌شود. این مجموعه شامل 12 کتاب در حوزه ادبیات جنایی است و یک کارآگاه باهوش دارد. اولین کتاب این مجموعه «خفاش» است و با رمان «کارد»‌ تمام می‌شود. وی درباره رمان «خفاش» اظهار کرد: داستان درباره کارآگاه افسرده نروژی است که برای تحقیق قتل دختری نروژی در استرالیا به این کشور می‌رود و درگیر یکسری معما‌ها و قتل‌های سریالی می‌شود. این کارآگاه یک تنه می‌ایستد تا حقیقت را دریابد؛ در این بین نیز چند داستان‌ عاشقانه پیش می‌آید. کتاب «خفاش» مملو از افسانه‌ها و اسطوره‌های استرالیایی است که بین کاراکترها درباره آن صحبت می‌شود و ارجاعات بین متنی به افسانه‌های استرالیایی دارد.   این شاعر در پاسخ به این سوال که با توجه به این که پیش از این مجموعه «هری هوله» منتشر شده است، چرا دوباره سراغ ترجمه آن رفته است بیان کرد: تعدادی از کتاب‌ها ارزش ادبی بالایی دارند، مخاطب شمول‌تر هستند و معمولا از آن‌ جهت که این کتاب‌ها مورد استقبال قرار می‌گیرند ممکن است که با دو یا چند ترجمه منتشر شوند. دلیل دیگر این است که مجوز انتشار آن کتاب به برخی از ناشران نسبت به نشر دیگر دیرتر می‌رسد در حالی که شاید هر دو همزمان ترجمه آن کار را شروع کرده باشند. وی در ادامه افزود: البته مخاطب و خواننده خود باید ببیند که کدام یک از این ترجمه‌ها برایش مناسب است و آن را انتخاب کند. هرچند نظر شخصی من این است که اگر کتابی خوب ترجمه شده باشد، ترجمه کردن دوباره آن در این شرایط، وضع کاغذ، گرانی کتاب و غیره کار درستی نیست به شرط آن که ترجمه‌های بهتری از آن دیده شده باشد. در ترجمه این کتاب قصدم نداشتم که با کسی رقابت کنم؛ شهرام جهانگیری مدیر نشر چترنگ ترجمه آن را پیشنهاد کرد، از متن کتاب خوشم آمد پیشنهادشان را پذیرفتم. کریمی درباره تفاوت آثار یونسبو با سایر آثار جنایی موجود اظهار کرد: رمان «خفاش» یو نسبو 14 میلیون نسخه در سطح جهانی به فروش رفته است، اما داستان‌هایی با همین پیرنگ‌ یک میلیون هم نمی‌فروشد. آثار نسبو چند شاخصه دارد، یک این که رمانش تلفیقی از رمان کارآگاهی کلاسیک و رمان واقع‌گرای پلیسی است که دشیل همت پدر این سبک به شمارمی‌رود و کتاب «شاهین مالت» را هم نوشته است. ریموند چندلر نیز پس از او این مسیر را ادامه داد. او در ادامه بیان کرد: این نویسنده یک کاراکتر واقع‌گرایی به وجود آورده که قهرمانی خاکستری است. بزن بهادر نیست ولی تعلیماتی دیده که می‌تواند از خودش دفاع کند. کتک هم می‌خورد و آسیب‌پذیر است، همچنین دارای جراحات روحی شدید است که ممکن است به خودکشی‌اش منجر شود. این کاراگاه فردی الکلی است و گاهی ممکن است از روی فشار روحی به الکل روی‌ آورد و حتی نتواند وظیفه‌اش را درست انجام دهد. این شخصیت فرد ملموسی است. نویسنده قصد ندارد قهرمان شوالیه‌ای درست کند که با اسبی می‌آید و همه را نجات می‌دهد.   یو نسبو این مترجم همچنین بیان کرد: ویژگی‌ دوم نسبو این است که قلم به شدت ادبی و قوی دارد. چون خودش سینما خوانده و یکی از مشهورترین ستاره‌های راک نروژ است، هنر را به خوبی می‌شناسد؛ قلمش تصویری است و هنگام خواندن کتاب گویی در حال تماشای فیلم هستید. یعنی تا این حد ملموس است و می‌تواند فضاسازی خوبی ارائه کند. وی افزود: دلیل دیگرش این است که روانشناسی کاراکترها را بسیار خوب انجام می‌دهد و حتی کاراکترهای فرعی را رها نمی‌کند؛ شما نه فقط برای قهرمان و ضد قهرمان بلکه برای تک‌تک اشخاص داستان نگرانید که قرار است چه اتفاقی برایشان رخ دهد. نسبو حتی ضد قهرمانی که قاتل سریالی باشد را نیز قضاوت نمی‌کند و فقط در داستانش اطلاعاتی که درباره او وجود دارد را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید این فرد استعداد بزرگی بود که اگر اجتماع او را در مسیر درست قرار می‌داد به اینجا نمی‌رسید و ممکن بود به یک قهرمان تبدیل شود؛ ولی این فرد به دلیل تبعیض نژادی که در آن اجتماع وجود دارد و به دلیل معضلات اجتماعی و فقری که ممکن است وجود داشته باشد به این نقطه رسیده است. او همچنین اظهار کرد: در واقع داستان‌های او واقع گرایانه است و همین امر سبب می‌شود مخاطب نه تنها یک کتاب بلکه این مجموعه را به طور کامل بخواند. در اینجا هویت قاتل و معما مهم نیست؛ این که پایان داستان چه می‌شود و چه بر سر اشخاص داستان می‌آید برای خواننده اهمیت پیدا می‌کند. عباس کریمی‌ در پایان درباره سایر آثار ترجمه شده یو نسبو گفت: او کتاب‌های دیگری غیر از مجموعه «هری هوله» دارد. اولین کتابش در ایران «خورشید نیمه شب» بود؛ «خون بر برف» او نیز ترجمه شده که قهرمان به نوعی ضد قهرمان است و یک قاتل داستان را روایت می‌کند و می‌بینیم که چه اتفاقی رخ داد که این فرد قاتل شد. در آثار این نویسنده نقد اجتماعی خاصی وجود دارد. بعد از آن رمان‌های «پسر» و «آدم برفی» او نیز در ایران منتشر شد.   ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 07:37:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280444/خفاش-تلفیقی-کارآگاهی-کلاسیک-واقع-گرایی-پلیسی فراخوان چهاردهمین جایزه کتاب سال شعر «خبرنگاران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280683/فراخوان-چهاردهمین-جایزه-کتاب-سال-شعر-خبرنگاران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهاردهمین دوره‌ جایزه‌ کتاب سال شعر به انتخاب «خبرنگاران»، همچون دوره‌های گذشته، در سه بخش «کتاب سال»، «ویژه» (شاعران بدون کتاب) و «تجلیل» (یک عمر فعالیت شعری)، با داوری جمعی از شاعران خبرنگار و فعال رسانه‌ در حوزه فرهنگ و ادبیات، برگزار می‌شود. دبیرخانه‌ این دوره از جایزه‌ کتاب سال شعر خبرنگاران نیز با دبیری علیرضا بهرامی، از شاعران و ناشرانی که در سال 1397 مجموعه شعر منتشر کرده‌اند، دعوت کرده است تا با توجه به این شرایط، در بخش کتاب سال جایزه شرکت کنند: - کتاب در سال 1397 منتشر و در شناسنامه‌ آن درج شده باشد. - چاپ اول و به زبان فارسی در ایران منتشر شده باشد. - برگزیده‌ اشعار یا مجموعه‌ گروهی نباشد. علاقه‌مندان به شرکت در این بخش، باید چهار نسخه از اثر خود را تا تاریخ 15 مهر‌ماه 1398 به نشانی تهران، صندوق پستی 187 - 13355 ، دبیرخانه‌ جایزه‌ کتاب سال شعر خبرنگاران، بفرستند. در بخش ویژه هم که برای کشف استعدادهای شعری برگزار می‌شود، آن دسته از شاعرانی که در هر سنی، تاکنون مجموعه‌ شعر منتشر نکرده‌اند، آثار خود را با توجه به شرایط زیر - تنها - از طریق نشانی پست الکترونیکی و نه پرینت‌شده، می‌توانند بفرستند: ‌- شرکت‌کنندگان در این بخش نباید تاکنون (چه در سال‌های گذشته و چه در سال جاری) کتاب مجموعه‌ شعر در ایران منتشر کرده یا در نوبت نشر داشته باشند. - شرکت علاقه‌مندانی که قبلا کتابی غیر از «مجموعه شعر» منتشر کرده‌اند، یا در دست انتشار دارند، در این بخش، منعی ندارد. - مجموعه‌ شعرها باید به زبان فارسی باشد. - تعداد شعرها دست‌کم بین ‌40 تا ‌50 قطعه بوده، یا تعداد صفحه‌های مجموعه‌ی شعرها دست‌کم بین 80 تا ‌100 صفحه باشد. - شعرها همگی در قالب یک فایل وُرد (قلم بی‌میترا 12) باشد. از فرستادن اثر در قالب فایل پی‌دی‌اف یا پرینت کاغذی از طریق پُست، جدا پرهیز شود. - در این بخش تنها آثاری در گردونه‌ رقابت قرار داده می‌شوند که کلیه‌ ویژگی‌های بالا را رعایت کرده باشند. - حضور در این بخش برای تمامی شاعران فارسی‌زبان داخل و خارج کشور، با هر ملیتی، آزاد است. در این بخش علاقه‌مندان تا 24 مهر‌ماه 1398 فرصت دارند که شعرهای خود را به نشانی پست الکترونیکی جایزه sher.khabarnegar@gmail.com بفرستند. سال گذشته در سیزدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر به انتخاب «خبرنگاران»، مجموعه شعر مهدی مظفری ساوجی در بخش کتاب سال، سیده محبوبه بصری از بوشهر در بخش ویژه شاعران بدون کتاب و «فرزانه خجندی» از تاجیکستان نیز در بخش تجلیل از یک عمر فعالیت و دستاورد شعری، ازسوی هیات داوران این جایزه انتخاب و تقدیر و تجلیل شدند. ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 06:33:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280683/فراخوان-چهاردهمین-جایزه-کتاب-سال-شعر-خبرنگاران واکاوی شعر آئینی رونمايی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280685/واکاوی-شعر-آئینی-رونمايی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «وصال عاشقانه» نام اثری از سعيد ناظمی نويسنده، شاعر و منتقد ادبی است كه از سوی انتشارات لمپا منتشر شده است. اين كتاب حاوی گزیده‌ای از واکاوی شعر آئینی در ادبیات پارسی در ادوار مختلف تاريخی ايران همراه با تركيب‌بندی عاشورايی در 16 بند است كه ناظمی اين اثر عاشورايی را طی سال‌های 1376 تا 1397 به تدريج كامل كرده است.  این نشست به دبیری علی سرمدی برگزار می‌شود. شاعر «رقص باد صبا» در خصوص اين اثر منظوم مذهبی به ایبنا گفت: اولين جرقه‌های خلق اين اثر مربوط به اواسط دهه 70 است كه به طور شگفت‌آوری غرق در مرثيه جاودانه محتشم كاشانی بودم از همين رو اين شانزده بند را هم در همان وزن عروضی سرودم. وی افزود: هر كدام از اين بندها را به صورت گفتمانی عاشقانه تصوير كردم و سعی داشتم با استفاده از دريای عظيم كلمات جنبه‌های زيبايی شناختی اين حادثه سترگ را به مخاطب نشان بدهم. تصاويری عاشقانه كه نشان از زيبايی‌های بی‌تفسير آخرين ساعات حيات حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) دارد. اين شاعر آئينی ضمن تشكر از كسانی كه او را در انتشار اين اثر ياری كرده‌اند تصريح كرد: اكنون زمان انديشيدنی جديد در زوايای قيام عاشورا است. مسيری كه نه به عقل كه بايد با دل رفت. فقط از همين مسير است كه می‌توان زيبايی‌های معنوی قيام تاريخی امام حسين عليه السلام را به نسل‌های آينده منتقل كرد. از سعيد ناظمی پيشتر كتاب‌هایی در حوزه نقد ادبی، داستان كوتاه و شعر منتشر شده است كه از آنها می‌توان به «رنگ‌ها با آدم حرف می‌زنند»، «كتيبه‌ها»، «روايت دوم»، «خط چهارم» و «رقص باد صبا» اشاره كرد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 17 الی 19 روز سه‌شنبه (26 شهریورماه)‌ به فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی واقع در تهران، ابتدای خیابان پاسداران، خیابان شهید گل‌نبی، خیابان شهید ناطق‌نوری، میدان قبا مراجعه کنند. ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 06:29:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/280685/واکاوی-شعر-آئینی-رونمايی-می-شود ۳۱ شهریورماه آخرین مهلت ارسال اثر به دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280681/۳۱-شهریورماه-آخرین-مهلت-ارسال-اثر-دوسالانه-داستان-کوتاه-نارنج به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس اعلام دبیرخانه این جایزه، محمد بادپر با بیان اینکه خوشبختانه تاکنون با استقبال بسیار خوب اهالی داستان از این دوسالانه روبه‌رو بوده‌ایم افزود: تاکنون علاوه بر دریافت داستان از بیشتر استان‌های کشور، فارسی‌زبانان مقیم در کشورهایی چون ایتالیا، مالزی، هلند، امارات، سوئد، افعانستان و کانادا نیز برای ما داستان ارسال کردند. وی ادامه داد: با اینکه انتظار داریم دوستان عزیز ارسال داستان را به روز آخر موکول نکنند اما باید اذعان کرد حجم بسیاری از داستان‌ها در روزهای آخر برای ما ارسال می‌شود که همین کار را برای دوستان در گروه اجرایی مشکل می‌کند.   بادپر با اعلام اینکه آمار دقیق و اسامی افراد شرکت کننده در هفتمین دوره در اولین فرصت بلافاصله پس از پایان مهلت ارسال آثار منتشر خواهد شد یادآور شد: اسامی راه‌یافتگان به مرحله نهایی هم در نیمه‌ دوم مهرماه اعلام خواهد شد. هفتمین دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج به وسیله‌ انجمن اهل قلم، موسسه‌ی فرهنگی هنری نارنج، و با همیاری و حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، اداره‌ فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جهرم و همراهی مجموعه‌ نهادها و ادارات شهرستان برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 06:01:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280681/۳۱-شهریورماه-آخرین-مهلت-ارسال-اثر-دوسالانه-داستان-کوتاه-نارنج برپایی بزرگداشتی برای «جلال آل‌احمد» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280651/برپایی-بزرگداشتی-جلال-آل-احمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این مراسم با همکاری انجمن دوستداران سیمین و جلال روز دوشنبه ۲۵ شهریور ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در فرهنگسرای سرو به نشانی ولیعصر، بالاتر از پارک ساعی، خیابان ساعی ۲ برگزار می‌شود. یحیی یثربی،‌ فریدون مجلسی، محسن محبی، عبدالحسین خسروپناه، محمدحسین دانایی و شهین اوجاق علیزاده، سخنرانان این برنامه خواهند بود. همچنین قسمت‌هایی از مستند «جلال آل احمد» ساخته پریسا عشقی نیز ضمن سخنرانی‌ها پخش خواهد شد. در خبر برگزاری این مراسم آمده است: «جلال آل احمد یکی از نویسندگان و اندیشمندان معاصر است که نقش بسزایی در کشمکش‌های فکری و نظری دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی داشته و بر رویدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی معاصر ایران اثر گذاشته است. او  همچنین از جمله نویسندگان پرکار و صاحب سبکی است که به خوبی شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عصر خود را در آثارش منعکس کرده و به نقد آن‌ها پرداخته است.» ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 04:44:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/280651/برپایی-بزرگداشتی-جلال-آل-احمد تازه از حالا باید ادبیات جنگ را بنویسیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280389/تازه-حالا-باید-ادبیات-جنگ-بنویسیم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-حمید بابایی: حامد جلالی در رمان اول خود به سراغ جنگ رفته و آن را در دل روایتی عاشقانه بیان کرده است. او سال‌ها در حوزه تئاتر فعالیت داشته و دغدغه‌هایی در حوزه ادبیات و نمایش دارد. رمان اول او «وضعیت بی‌عاری» واکنش‌های مختلفی را دربرداشته که به واسطه این مباحث گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید: پیش از پرداختن به رمان‌تان برای من جالب است که شما بیشتر در عرصه تئاتر و بازیگری و کارگردانی فعالید چطور شد رو به نوشتن و چاپ رمان آوردید؟ بازیگر و کارگردان انتخاب می‌شوند یا لااقل اندیشه و متن دیگری را انتخاب می‌کنند، اما من دوست داشتم اندیشه‌های خودم را کارگردانی کنم؛ به همین‌ دلیل ابتدا شروع کردم به نمایش‌نامه‌نویسی. برای دست‌ورزی با نمایش‌نامه‌های خوب دنیا دست و پنچه نرم کردم و خواستم نمایش‌نامه‌های اقتباسی بنویسم که حاصلش چندین نمایش‌نامه شد که دوتای آن را به صحنه بردم. بعد از آن نوبت این شد که خودم بنویسم. قالب داستان کوتاه برای اندیشه‌ورزی برایم جذاب‌تر بود و این هنر را پیش اساتید یاد گرفتم و داستان‌هایی هم نوشتم که در مجموعه‌های مشترکی چاپ شدند. اما از یک جا به بعد دیدم که طرح‌هایی که دارم به اسم داستان کوتاه کار می‌کنم و اتفاقا منتشر هم می‌شوند و جایزه هم می‌گیرند، اصلا داستان کوتاه نیستند و طرح رمان هستند. به توصیه دوستان، تنبلی را کنار گذاشتم و یکی از این طرح‌ها را به رمان تبدیل کردم که حاصلش شد: «وضعیت بی‌عاری». این دو فضا تاثیری روی هم داشته‌اند؟ بله بی‌نهایت تأثیرگذار هستند. اولین و مهم‌ترین تأثیر به نظرم بعد کارکردی و معنایی است. هر دو هنر، بی‌پرده، صریح و انتقادی هستند. هر دو سعی دارند بدون هیچ حجابی جامعه را مشاهده کنند و آن را برای مردم به صورت عریان بیان کنند. کسی که روی صحنه تئاتر رفته باشد، شاید صریح‌تر و بی‌تکلف‌تر بتواند اندیشه‌اش را بیان کند و بنابر تجربیات تئاتری‌اش که نفس در نفس مخاطب داشته است، می‌تواند به مخاطبش فکر کند و برای او و برای به فکر واداشتن و اصلاح وضع جامعه بنویسد. البته در تئاتر هم نوعی نگاه به اصطلاح روشنفکری با نشخوار «ایسم»‌های مختلف و تقلیدهای کورکورانه که هنر را فقط برای هنر می‌دانند، هست که روی صحبت من این‌گونه تئاترها نیست و از تئاتری صحبت می‌کنم که تکنیک را در خدمت مردم بداند و به واقع آمده باشد دردی را دوا کند. از این تجربه حتما می‌شود در نویسندگی استفاده کرد و بلعکس.                   پس دیالوگ‌نویسی خوب رمان از همین فضا می‌آید؟ بله، در مورد عناصر و تکنیک‌های این دو هنر هم می‌شود صحبت کرد که چگونه بر هم تأثیر دارند، مثلا در «وضعیت بی‌عاری» اگر به عقیده بعضی از دوستان و شما اشاره کردید که دیالوگ‌نویسی‌اش خوب از کار درآمده است، شک نکنید که متأثر از هنر تئاتر است. بعضی از فصول اگر توجه بفرمایید به شیوه نمایشی روایت می‌شود یا کاملا دیالوگ بین دو نفر است بدون این که حتی گوینده آن ذکر شود و خواننده می‌تواند دقیقا تصاویر آن را در ذهنش ببیند؛ چون از تکنیک نمایش‌نامه‌نویسی استفاده شده است. حتی در مورد لهجه‌ها و گونه‌های زبانی، حین نوشتن، نویسنده بازیگر، به نوعی بازی می‌کند آن‌ها را و بعد روی صفحه مانیتور کلمات و جملات ردیف می‌شوند. در شروع کار نویسندگی هم با توجه به سابقه تئاتری، خیلی زود می‌تواند کلاس‌ها را دوتا یکی بگذراند؛ چون عناصر، تکنیک‌ها، واژه‌ها و کارگاه‌ها خیلی آشنا هستند و با تکیه بر تجربه تئاتری، زودتر به هدف نویسندگی می‌رسد. شما کارتان را با داستان کوتاه شروع کردید و به واقع منتظر چاپ مجموعه داستان کوتاه از شما بودیم چطور شد سراغ رمان رفتید؟ راستش داستان کوتاه‌هایم در بعضی از مجلات یا کتاب‌های مشترک و کتاب‌های جشنواره‌ها منتشر شده بودند؛ حتی یک بار جمع‌آوری‌شان کردم تا منتشر کنم و ناشری هم برایشان پیدا کردم؛ اما به‌عنوان مجموعه داستان کنار هم زیبا نبودند، چون هنوز همنشینی خوبی برای مجموعه‌شدن در آن‌ها نمی‌دیدم. رمان هم راستش نمی‌خواستم بنویسم، وقتی به مدرسه رمان شهرستان ادب هم رفتم، فکر نمی‌کردم از من این حجم کتاب دربیاید، اما طرح این رمان و فضای تحقیقاتی آن، آن قدر برایم جذاب بود که کم‌کم شروع به نوشتن کردم و البته صبوری و لطف سرکار خانم بلقیس سلیمانی هم بی‌تأثیر نبود. راستش وقتی چیزی در ذهنم می‌چرخد، تا آن را پیاده نکنم نمی‌توانم آرام بگیرم و این داستان و اندیشه‌های شخصی من و مسائلی که سال‌ها توی ذهنم می‌چرخیدند، کاری کردند که نه تنها رمان نوشتم که حجمش هم بیشتر از تصور دوستان شد. بالاخره بعد از چهل سال مشاهده و تجربه و لمس کردن انقلاب و جنگ و مهم‌تر از همه لمس کردن عشق، آدم حس می‌کند باید جایی این همه فکر پریشان و این همه سؤال بی‌پاسخ را تخلیه کند و در قالب اثری هنری ارائه کند و داد بزند و بگوید که آهای مردم! من در این چهل سال این قدر توانستم بفهمم، اگر اشتباه فهمیدم به من تذکر دهید و اگر درست فهمیدم نمی‌خواهد آفرین بگویید، کمی تأمل کنید. رمان شما اثری است که به جنگ می‌پردازد اما حال و هوای عاشقانه دارد، چطور به این قصه رسیدید؟ طبق تجربه ادبیات جنگ در دنیا، فکر می‌کنم تازه ادبیات جنگ به معنای واقعی در ایران باید شروع شود. هیجانات فروکش می‌کند و می‌توانیم در این مقوله مهم تفکر کنیم و داستان‌هایی معقول‌تر بنویسیم. اتفاقا در این زمان است که می‌توانیم به نسل بعد که جنگ را ندیده است، با اصول درست و منطقی بفهمانیم که ما درگیر جنگی شده بودیم که تحمیلی بود، پس مجبور شدیم دفاع کنیم و چون دفاع ما پشتوانه اعتقادی و ملی و سرزمینی داشت، دفاعی مقدس بود. دیگر وقت آن شده که کلمه مستقیم «دفاع مقدس» را نه در لفظ که در معنا به نسل بعد منتقل کنیم؛ یعنی با ادبیات درست، به جوانان و نسل‌های بعد بفهمانیم که جنگ ما دفاع‌مقدس بود. کاری که در تمام دنیا اتفاق افتاد و بزرگان ادبیات قلم زدند و با قدرت از کشورشان نوشتند و به همه دنیا ثابت کردند که جنگ‌شان مقدس بود. خیلی‌ها به دروغ اما هنرمندانه دارند با رسانه‌های قوی به دنیا ثابت می‌کنند که جنگ‌شان مقدس بوده است و ما که راست می‌گوییم و حق هم داریم، اما چون به سلاح هنر ناب مجهز نیستیم، نمی‌توانیم ثابت کنیم که حرف‌مان راست است! همین ادبیات هولوکاست را ببینید که با بزرگ‌نمایی و بعضا دروغ دارد دنیا را به زانو درمی‌آورد، می‌دانید چرا این طور موفق است؟ چون بین نویسندگانش دسته‌بندی نمی‌کند و اجازه می‌دهد هر کسی با قدرت در این زمینه قلم بزند، چون نمی‌خواهد فلان نویسنده را به دلیل این که مشکلی شخصی یا اعتقادی یا غیره دارد از صفحه روزگار حذف کند و به همه میدان می‌دهند تا کار کنند و در انتها می‌داند که چطور روی آثاری که با ارزش‌هایشان هم‌خوانی دارد، مانور بدهد تا دنیا را تحت تأثیر قرار بدهد؛ اما ما در ایران نویسنده را و تک‌تک افکارش را و حتی تک‌تک دیالوگ‌های رمانش را می‌خواهیم تفتیش کنیم، ما سریع دسته‌بندی می‌کنیم و از یک نویسنده متعهد و دلسوز، سریع یک دشمن می‌سازیم و خودمان او را به دسته معاندین راهنمایی می‌کنیم! اگر کمی صبور باشیم و اگر خودمان را تنها نماینده خدا ندانیم، آن وقت می‌بینیم که همین نویسنده‌هایی که فکر می‌کنیم با انقلاب و ایران مشکل دارند، روزی باعث افتخارمان می‌شوند و ادبیات جنگ و انقلاب را جهانی خواهند کرد... پس برای همین کمی رمان‌تان با سایر آثار جنگی متفاوت است؟ و عشق این همه رنگ و بوی خاص پیدا می‌­کند؟ من هم دوست داشتم ادبیات جنگ را متفاوت بنویسم، البته نمی‌دانم موفق بوده‌ام یا نه، اما نیتم این بوده و هست. برای این که به دیگران بگویم جنگ ما «مقدس» بود و به تعبیر بنیان‌گذار انقلاب، «نعمت» بود، آن را به موازات یک عشق افلاطونی پیش بردم. به نظر من جنگی این چنین که انسان‌هایی از همه چیزشان می‌گذرند و به خاطر انقلاب و مردم و اسلام جانشان را می‌دهند، تنها یک جنگ نیست، بلکه یک «عشق‌بازی» است. و همین طور در عشق هم اگر نگاه کنید، برای این که عاشق و معشوق به هم برسند و برای این که بتوانند همه را متقاعد کنند که می‌توانند با هم زندگی کنند و برای رسیدن به تفاهم، جنگی درمی‌گیرد که شاید کشته نداشته باشد، اما از روح و روان مایه می‌گذارند و چه بسا انسان‌هایی در این راه روحشان شهید شود. دوست داشتم این تجربه را روایت کنم گرچه تجربه نویی نبود، اما از منظری که من نگاه کردم و با آدم‌ها و راویانی که استفاده کردم، سعی کردم نو و بدیع باشد و راستش خودم هم در مسیر نوشتن در جنگ بودم با شخصیت‌هایم و از طرفی عاشقانه دوستشان داشتم. از طرفی عشق بین دو نفر از دو دین متفاوت – اسلام و صابئین مندائی-  با خصوصیات خاص هر کدام، خیلی برایم جذاب بود. آن هم دینی که پیروانش نزدیک به دوهزار سال در ایران هستند، اما کسی نمی‌شناسدشان، آن هم دینی که چندین بار در قرآن از آنها یاد شده و حتی رهبر انقلاب هم در مورد ایشان فتوا داده‌اند و ایشان را اهل کتاب می‌شناسند، اما هنوز مردمی در خوزستان هستند که ایشان را نجس می‌دانند. آن هم دینی که اگر کسی به دیگری به غیر از خودشان عاشق شود و ازدواج کند از دین خارج است! این عشق برایم آن قدر جذاب بود و آن قدر جنگ و کشمکش داشت که بهترین بستر برای روایتش را بحبوحه انقلاب و جنگ دیدم. یعنی شما عشق را هم نوعی جنگ می‌دانید؟ بله. عشق همان‌طور که در بالا توضیح دادم جنگ است که شاید شهید جسمی نداشته باشد، اما بسیار انسان‌ها که روح و روانشان شهید یا مجروح شد و یا بسیاری روانشان مفقودالاثر شد. اما بهتر است بپرسی که جنگ را عشق می‌دانم یا نه؟! جنگی که آدم‌هایی را از نو می‌سازد، جبهه‌ای که می‌شود «دانشگاه»، جنگی که برای ملتی می‌شود «نعمت»، و این همه ایثار و فداکاری و این همه خاطره‌سازی و ...، به غیر از عشق آیا نام دیگری می‌تواند داشته باشد؟! همان‌طور که گفتم عشق نام دیگر جنگ است و برای عشق‌ورزی حتما باید جنگید. بالاخره ما رمانی عاشقانه می‌خوانیم با تمی جنگی یا اثری جنگی می‌خوانیم با تمی عاشقانه؟ به نظر من داستانی عاشقانه می‌خوانید با تمی عشقی، یا داستانی جنگی می‌خوانید که خرده جنگ‌هایی را در خود دارد. اگر جنگ را عشق بدانید، با رمانی با پیرنگ اصلی عشق و خرده پیرنگ‌های عاشقانه روبرو هستید. راستش نمی‌خواهم خیلی از کارم تعریف کنم، این جمله آخر که می‌گویم منظورم جنگ ایران و عراق است و رشادت‌های رزمندگان ایرانی که حتما من نتوانسته‌ام به خوبی حق مطلب را ادا کنم، اما جمله این است که در مورد جنگ ما هم باید گفت: «ما رأیت الا جمیلا». البته من دوست نداشتم این‌طور مستقیم بگویم و فقط تعریف کنم و به‌به چه‌چه بگویم به این جنگ؛ پس نگاه انسان‌های مختلف را روایت کردم. اگر واقعیت‌ها را بخواهیم بنویسیم، بسیاری نگاه‌ها بوده و هستند که جنگ را آن گونه که ما دوست داریم نمی‌بینند. این نگاه‌ها هموطنان ما بوده و هستند و حق زندگی دارند و حق اظهار نظر. این نگاه‌ها حق دارند در ادبیات جنگ وارد شوند و ما به عنوان نویسنده باید بدانیم این نگاه‌ها را در کجای داستان بنشانیم که اصل حرفمان پایمال نشود و در عین حال به این نگاه‌ها هم پرداخته باشیم. من دوست داشتم از این نگاه‌ها در رمانم استفاده کنم، اما می‌دانستم که هنوز ادبیات جنگ در ایران به آن بلوغ نرسیده است که بشود به راحتی هر زاویه دیدی را در دل رمان گنجاند، پس خیلی خفیف به بعضی از این نگاه‌ها پرداختم؛ تازه نگاه مغرضان و معاندان را ننوشتم و فقط نگاه یک زن ساده مرزنشین که نمی‌خواهد شوهر و بچه‌هایش را برای ایران قربانی کند و برایش کانون خانواده‌اش مهم‌تر است از میهنش، را روایت کردم. ولی همین نگاه را هم با کنار هم گذاشتن عقاید مختلف، به تحول رساندم و به نظر خودم خواننده در انتهای رمان کشف می‌کند که این جنگ یک دفاع است آن هم دفاعی مقدس. پس کلا دغدغه نوشتنتان در مورد عشق است؟ البته در مورد عشق هم حرف داشتم، نمی‌دانم از کجا کلمه عشق در ایران تبدیل شد به تابویی که نباید از آن حرف زد و اگر هم حرف می‌زنیم با برخوردهای مختلف روبرو می‌شویم. یادم می‌آید اولین بار که نامه‌های پر از مهر و عاشقانه امام‌خمینی به همسرشان منتشر شد، بسیاری از انسان‌های خاص!! که همیشه دلواپس هستند و حتی از خدا هم دلواپس‌تر هستند، داد و بیداد راه انداختند که امام خمینی از این حرف‌ها نمی‌زده است!! این‌ها اگر می‌توانستند سوره یوسف را از قرآن حذف می‌کردند. همان‌طور که عشق را از داستان زندگی ائمه حذف کردند و فقط درد و رنج و عذاب ایشان را نشان مردم می‌دهند. اگر کسی بگوید که حضرت علی عاشق حضرت فاطمه شد این‌ها فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و همین‌ها از این که ولنتاین در ایران رواج پیدا کرده است، دلواپس می‌شوند. فکر نمی‌کنند که اگر عشق عمیق حضرت علی را به حضرت فاطمه و به عکس، که در طول زمان کوتاهی پنج فرزند محصولش بوده است را به خوبی به مردم نشان می‌دادند، حالا ما برای خودمان بهترین نمونه عاشقانه و بهترین و بزرگترین «روز عشق» را داشتیم. وقتی ما الگوها را از حافظه مردم حذف می‌کنیم باید منتظر باشیم که غرب الگوهای کاذبش را جایگزین کند. این همه حدیث داریم راجع به عشق زن و مرد و این همه روایت داریم راجع‌به آمیزش این دو که عبادت است و تعالی است و عروج است، آن وقت اگر کسی یکی از اینها را بخواهد بیان کند حضرات نگران می‌شوند. من دوست داشتم این تابوی غلط را بشکنم و البته بر اساس شرعی و قانونی به مقوله عشق بپردازم و اگر هم شخصیتی از رمانم خطا کرد و عشق را از راه درست به دست نیاورد، عقوبتش را هم به خواننده نشان دهم. البته که راه سختی بود و من خیلی ناتوان بودم در این مسیر؛ اما خداوند هم در کتاب آسمانی‌اش می‌فرماید که بیش از وسع کسی از او تکلیف نمی‌خواهد و من هم به اندازه وسعم به این مهم پرداختم. درباره عشق خیلی حرف دارم اما از حوصله این مصاحبه خارج است... ]]> ادبيات Sat, 14 Sep 2019 04:30:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/280389/تازه-حالا-باید-ادبیات-جنگ-بنویسیم