خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Sun, 21 Oct 2018 09:38:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sun, 21 Oct 2018 09:38:06 GMT ادبيات 60 به یاد محسن صبا http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266590/یاد-محسن-صبا خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غلامرضا صراف: محسن صبا، همکلاسی دبیرستان بیژن الهی و دوست دیرین او، بر اثر تصادف اتوموبیل در اهایوی آمریکا درگذشت. صبا ادیب به معنای متعارف آن نبود و سر در داروخانه و طبابت داشت اما به جرات می‌توان گفت آدمی بسیارخوانده و مسلط بر مباحث ادبی و هنری گوناگون بود. بی‌شک بخشی از این تسلط ناشی از حضور مداومش در عرصه‌های متنوع فرهنگی دهه درخشان چهل بود و دوستی با آدم‌های صاحب‌نامی چون بیژن الهی، مسعود کیمیایی، پرویز دوایی، بهمن فرسی، خجسته کیا، غزاله علیزاده و ... دلبستگی صبا به فرهنگ کهن ایران از مقاله‌ انتقادی‌اش بر تصحیح دیوان حافظ آشکار است که اول بار در شماره پنجم گاهنامه «این شماره با تاخیر» چاپ شد و به جز آن از خلال مکاتبات و گفت‌وگوهای حضوری و غیرحضوری‌اش با بیژن الهی درباره جزئی‌ترین و غریب‌ترین زوایا و نکات ادبیات ایران. نمونه‌ دیگری از نثر درخشان و استوار او را می‌توان در جستار «دوجلال» یافت که در آن با تیزبینی و دقتی مثال‌زدنی وجوه گوناگون شخصیتی جلال آل احمد و جلال مقدم را می‌کاود و به طرزی زیرپوستی و پیشگویانه قضاوت را به عهده‌ خودِ خواننده می‌گذارد. صبا در مقاله‌ «چل سال رفت و بیش...» که به یاد دوست شاعر درگذشته‌اش، بیژن الهی، نگاشته، تمامی خاطرات دور و نزدیکش را از «غریب این دنیای بی‌وفا»(1) پیش چشم خواننده می‌گذارد، با نثری تصویری و موجز و در عین حال گویا. صبا تمامی آنات و حالات الهی را از نشست و برخاستش در کلاس دبیرستان تا گردش‌هایش با او در باغ خانه زعفرانیه و کوچه پسکوچه‌های تجریش و از دو ازدواجش با غزاله علیزاده و ژاله کاظمی تا وجوه باطنی و درونی‌تر زندگی الهی و گریستن تلخ مسعود کیمیایی در سوگ دوست از دست رفته با دقتی مثال‌زدنی به تصویر می‌کشد و در عین حال ذره‌ای از احترام و دلبستگی‌اش به الهی کم نمی‌شود. اما شاید تلخ‌ترین بخش این مقاله را که حالا حالتی پیشگویانه یافته بتوان در خاطره‌ای دانست که صبا از دوران همکاری‌اش با بهمن فرسی نقل می‌کند که طی آن راننده‌ دفترشان در تصادفی دلخراش جان می‌سپارد و صبا چند روزی را در عالم اغما و بیهوشی می‌گذراند تا سرانجام با دست نوازشگر و کلمات تسلی‌بخش بیژن الهی از اندوه رها می‌شود و غم دلش تسکینی موقتی می‌یابد. با هم شعر «در زمینه‌ی پشت» (2) را که بیژن الهی به این یار وفادار مکتبش تقدیم کرده بخوانیم. یاد هر دو گرامی.   «و تنها اگر بدانی چقدر تاریک شده‌ست، می‌باید تا همه‌ی روشنای از دست رفته شوی بی که چیزی از تاریکی بر توانی داشت. ستون نمک می‌شوی: عصاره‌ی روشنا و نه روشنا؛ که بلور یعنی جگر!   روشنای جامد نتابنده می‌شوی...   پس تیز برو! تیز برو! اما بزرگترین دفینه‌یی اگر این جا در خاک کرده‌ای، کوتاه‌ترین درنگ را نمی‌توان از حقِّ تو بیرون دانست؛ پس تحمل کن- تحملِ ستون بودن را: ستونی از نور که فقط پرندگانِ کور بَرو تکیه می‌زنند.   (و زوجه‌ی لوط به عقب برگشت، وقتی تنها طرحِ بالای تپه‌ها سفید مانده بود.» منابع:  1-تعبیر بیژن الهی از خودش در وصیتنامه‌ای که به تاریخ خرداد 1388 شمسی تنظیم کرد. 2-اول بار در دفتر یک شعر دیگر چاپ شد در سال 1347 شمسی. ]]> ادبيات Sun, 21 Oct 2018 05:52:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266590/یاد-محسن-صبا «سنگ یحیا» روی میز نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266566/سنگ-یحیا-روی-میز-نقد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقدوبررسی کتاب «سنگ یحیا» در فرهنگسرای گلستان برگزار می‌شود. «سنگ یحیا» نخستین مجموعه داستان خسرو عباسی است که سه سال پس از برگزیده شدن در جشنواره ادبی داستان کوتاه دفاع مقدس، در سال 1395 از وی منتشر شد. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که با تم و موضوع دفاع مقدس نوشته شده است. مجموعه داستان «سنگ یحیا» نامزد بهترین مجموعه داستان در دهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد در سال1396 شد. در نشست نقدوبررسی این کتاب محمدرضا گودرزی و آیت دولتشاه حضور دارند و علاقه‌مندان به شرکت در این جلسه می‌توانند سه‌شنبه  اول آبان‌ماه از ساعت 17 به فرهنگسرای گلستان واقع در نارمک میدان هلال‌احمر،‌ خیابان گلستان مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Sun, 21 Oct 2018 05:18:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266566/سنگ-یحیا-روی-میز-نقد ​رونمایی از «شناسنامه دختر مسیح» در خانه شاعران ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266572/رونمایی-شناسنامه-دختر-مسیح-خانه-شاعران-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در نشست این هفته «دوشنبه‌های شعر و موسیقی» خانه شاعران قرار است تا آئین رونمایی از دو مجموعه شعر «شناسنامه دختر مسیح» و «میان این همه زن» سروده حورا نیک‌بخت برگزار خواهد شد.   در این نشست، منتقدان درباره اشعار این دو مجموعه سخنرانی می‌کنند و شعرخوانی حورا نیک‌بخت و شاعران مهمان از جمله بخش‌های دیگر برنامه خواهند بود.   این برنامه از ساعت 17 روز دوشنبه (30 مهرماه) در محل خانه شاعران به نشانی خیابان دکترشریعتی، خیابان شهیدکلاهدوز (دولت)، نبش کوچه نعمتی برگزار می‌شود و حضور علاقه‌مندان در این برنامه، آزاد و رایگان است. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 12:46:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266572/رونمایی-شناسنامه-دختر-مسیح-خانه-شاعران-ایران نشست زبان‌کاران زبان فارسی و فرصت‌های کارآفرینی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266581/نشست-زبان-کاران-زبان-فارسی-فرصت-های-کارآفرینی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این نشست با حضور و سخنرانی بنیان‌گذار شبکه مترجمین ایران، مصطفی سعیدنژاد، محمد اربابی، رئیس انجمن صنفی مترجمان، امیرحسین اکرمی، کارشناس معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری و مهدی صالحی دره بیدی و دبیر انجمن ویرایش و درست‌نویسی برگزار می‌شود. این نشست روز دوشنبه 30 مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶ تا ۲۰، به نشانی خانه اندیشمندان علوم‌انسانی، سالن فردوسی برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 12:44:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266581/نشست-زبان-کاران-زبان-فارسی-فرصت-های-کارآفرینی ​یار دبیرستانی بیژن الهی در آمریکا درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/266579/یار-دبیرستانی-بیژن-الهی-آمریکا-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غلامرضا صراف، مترجم در گفت‌وگو با ایبنا ضمن تایید این خبر اظهار کرد: مطلع شدم که متاسفانه روز گذشته محسن صبا در یک سانحه رانندگی در ایالت اوهایو فوت کرده است.   این مترجم در معرفی محسن صبا گفت: صبا از پژوهشگران و از دوستان دوران دبیرستان بیژن الهی است که چند مقاله و یک کتاب از او منتشر شده است. گفتاری درباره تصحیح دیوان حافظ و مقاله «دو جلال» که روایتی زنده و خواندنی از دو دبیر دبیرستان شاهپور تجریش، جلال آل‌احمد و جلال مقدم، است از آثار به جا مانده از این شخصیت ادبی است.                      وی ادامه داد: همچنین از این پژوهشگر کتابی به نام «دو گفتار» منتشر شده که از سوی انتشارات آوانوشت راهی بازار نشر شده است. صبا پیش از رفتن از ایران در خیابان تجریش داروخانه داشت اما آن طور که در آخرین مقاله خود آورده، تنها دلخوشی او پدر و مادرش بوده است و بعد از فوت آن‌ها ترجیح داده که به آمریکا برود و به کتاب خواندن بپردازد.   صراف در توضیح مراسم خاکسپاری زنده‌یاد محسن صبا گفت: هنوز از سوی نزدیکان و خانواده زنده‌یاد صبا خبری درباره مراسم خاکسپاری اعلام نشده است اما به احتمال زیاد پیکر او در آمریکا به خاک سپرده خواهد شد. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 12:37:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/266579/یار-دبیرستانی-بیژن-الهی-آمریکا-درگذشت پزشکی که برای بازگرداندن دیوان شعر خراسانی تا روسیه و تاجیکستان هم رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266574/پزشکی-بازگرداندن-دیوان-شعر-خراسانی-روسیه-تاجیکستان-هم-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از خراسان جنوبی؛ «محمود رفیعی» رشته تحصیلی و تخصصی‌اش پزشکی است ؛ پزشک اطفال، اما نامش در انجمن مفاخر فرهنگی کشور و به ویژه خراسان جنوبی نه به خاطر پزشک بودن بلکه به دلیل فعالیت‌های ادبی‌اش شناخته شده است. عشق به سرزمین مادری و زادگاهش او را بر آن داشته که در کنار پزشکی، درادبیات و فرهنگ هم دست به قلم برده و به ترجمه، چاپ و تالیفاتی در این زمینه روی آورد تا آن جا که تاکنون ۴۰ اثر را روی پیشخوان کتابفروشی‌ها گذاشته است . اهل فرهنگ وادب در خراسان جنوبی با نام «محمود رفیعی» غریبه نیستند. سال ۱۳۱۸ در درخش متولد شد، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و همچنین دبستان نزاری بیرجند طی کرد و دوره متوسطه را در دبیرستان‌های شوکتی بیرجند والبرز تهران گذراند. رفیعی درباره دوران تحصیلش می‌گوید: استادانی دلسوز داشتیم اما تعداد دبیران کم بود و در برخی رشته‌ها در بیرجند معلم نبود. از سویی بر تدریس معلمان تا آخر سال نظارت نبود و برخی کتاب‌ها را تا آخر سال تمام نمی‌کردند. در دبیرستان مجتهدی البرز دیدم امکانات چقدر با بیرجند تفاوت دارد ولی بازهم با همه محدودیت‌ها دوستان و دانش‌آموزانی که از بیرجند می‌آمدند و در تهران امتحان می‌دادند در رشته‌های خوب قبول می‌شدند. مردم به این نتیجه رسیده بودند که از طریق درس خواندن بچه‌هایشان به جایی می‌رسند و درس و تحصیل را برای فرزندانشان بهترین چیز می‌دیدند. مادرش ادامه تحصیل در رشته کشاورزی را به او توصیه کرد اما خودش به پزشکی علاقه‌مند بود و با نمرات بالا شرایط تحصیل در پزشکی در کشور سوئیس را احراز کرد . ۱۵ سال در خارج از کشور مشغول تحصیل بود و سال ۵۱ در دانشگاه تهران، مرکز طبی دکتر اهری استادیار شد. ۳۰ سال تدریس و پزشکی، تربیت حدود دو هزار و ۵۰۰ پزشک و پرستار و پرداختن به تالیف کتاب و مقالاتی در زمینه تخصص و حرفه‌اش از کارهای روزانه وی بود. او که دکتر قریب را نیز همراهی می‌کرد و از او انگیزه می‌گرفت خودش درباره ورودش به عرصه تالیف و ادبیات می‌گوید: سال ۵۱ برای سرکشی به ملک پدری و دیدار دوستان به منطقه آمدم و دیوان اشعار شاعران محل را درخواست کردم اما هر که می‌رسید فقط چند بیتی می‌خواند و افراد جز یکی دو کتاب از شیخ عبدالحسین آیتی منبع و کتابی نداشتند. احساس کردم درباره بزرگان فرهنگ منطقه کاری نشده است. این منابع را برای آشنا شدن با منطقه‌ام می خواستم چرا که آدمی باید با فرهنگ محلش آشنا باشد. درست نبود بیرجندی باشم و با فرهنگ محل بیگانه باشم و از نزاری یا عبدالعلی بیرجندی چیزی ندانم  .این سفر وحس خوب، بهانه و علتی برای تحقیق در فرهنگ و ادبیات خراسان جنوبی شد تا آن جا که شروع به کار درباره نزاری کردم و دیوان‌های اشعار و نسخه‌های خطی او را جمع‌آوری کردم و به چاپ رساندم. او برای این کار تا دوشنبه و سن پترزبورگ هم سفر کرده است. البته در این مسیر ذوق شعر و ادبی را که از نیاکانش به ارث برده است را نمی‌توان نادیده گرفت. مادرش حاجی بی بی از زنان شاعر واهل مکتب در درخش بود و اشعاری در مدح ائمه معصوم و به خصوص سیدالشهدا(ع) دارد. جد بزرگش محمدبن رفیع عبدالکریم درمیانی متخلص به لامع است، دیوان اشعاری دارد که توسط رفیعی به چاپ رسیده است. رفیعی به چگونگی تدوین دیوان نزاری اشاره می‌کند و ادامه می دهد: اثری از نزاری به صورت مکتوب و رسمی چاپ نشده و به همین دلیل ناشناخته مانده بود. در حالی که  این شاعر حدود ۱۰ دیوان داشت که دو نسخه اصلی ازدیوان او دردوران قاجار به قیمت ارزان خریداری و به سن پترزبورگ و دوشنبه منتقل شده بود اما به ایران پس نمی‌دادند تا زمانی که شوروی فرو پاشید، آنگاه کلیات نزاری و دیوانش را پس گرفتیم اما چون اشعارش پیچیده است و برای درک مفاهیم باید از دوران او مطلع بود به ناچار از دکتر مصفا از استادان برجسته ادبیات دانشگاه تهران برای انتشار آن‌ها کمک گرفتم که چند سال روی آن ها کار شد که «ازهر و مزهر»، سفر نامه، نامه‌های منظوم و رباعیات نزاری، ادب‌نامه و...ازجمله آن اشعار است. رفیعی در کار انتشار کتاب و جمع‌آوری منابع از جایی کمک مالی و بودجه یا کمک هزینه دریافت نمی‌کند. در این مسیر با ایده وخواسته قلبی خود اقدام و میراث پدری را هزینه می‌کند. علاوه بر این دیوان‌های شعر؛ رفیعی عبدالعلی بیرجندی را در اخترشناسی و ریاضیات را نیز به خوبی معرفی می‌کند و اینگونه درباره این مفاخر اهل خراسان جنوبی توضیح می‌دهد: چند سال قبل سراغ کتاب‌های بیرجندی را گرفتم اما چیزی نیافتم حتی در دانشگاه هم اثری چاپ یا مقالات همایش ضبط و ثبت نشده بود بنابراین با افرادی که در همایش شرکت کرده بودند دوباره تماس گرفتم و مقالاتی از تاجیکستان و هندوستان و ایران و...جمع‌آوری شد و یک سال طول کشید تا به صورت کتاب تدوین وچاپ شد. کتاب دیگری به نام «شرح عبدالعلی بیرجندی بر تذکره خواجه نصیر طوسی» را دو پروفسور در آمریکا منتشر کرده بودند که به دو زبان انگلیسی وعربی بود دکتر تهامی بخش عربی و من انگلیسی آن را ترجمه کردیم و این اثر هم منتشر و به یونسکو عرضه و باعث شد یونسکو بزرگداشتی برای عبدالعلی بیرجندی برگزارکند. این پزشک اهل فرهنگ و ادب معتقد است که ادبیات مخزنی پر از حکمت است و یک ایرانی برای رسیدن به فرهنگ متعالی خود باید از مخزن حکمت مطلع باشد.   او تاکید می‌کند: خواندن، به تنهایی کافی نیست باید آن را سرمشق خود کند . قدم اول برای تعالی، مطلع شدن است و پس از آن باید سعی کرد و دانسته را به عمل درآورد. البته منظور این نیست که همه ادیب باشیم و دائم ادبیات بخوانیم بلکه باید از منابع و ذخایر خود مطلع باشیم و اطلاعاتی از شاهنامه،مولانا و...داشته باشیم. رفیعی سپس مجدد به آثار و نوشته‌هایی در مورد حکیم نزاری در شوروی و به زبان روسی اشاره می‌کند و می‌گوید: از یکی از استادان دانشگاه تهران خواستم تا اثر او را ترجمه کند تا زندگی نزاری و بزرگی او معلوم شود . البته فکر می‌کردم دانشگاه به اندازه کافی گرفتاری دارد که به این کار نرسد بنابراین شخصا برای گرفتن این اثر به روسیه رفتم و پیگیری کردم تا این کتاب از روسی به فارسی ترجمه شد. در دوران جنگ جهانی انگلیس‌ها شرق ایران را اشغال کرده و روس‌ها هم از شمال تا بیرجند پیشروی کرده بودند دیکسون فرمانده انگلیسی خاطرات خود را از موقعیت‌های سیاسی و اجتماعی، برداشت‌ها، نظرها واتفاقات درشرق ایران نوشته است. او می‌فزاید: درشرق ایران در بیرجند، زابل و زاهدان کنسولگری بود. شرق ایران برایشان اهمیت زیادی داشت می‌ترسیدند روس‌ها، آلمان‌ها یا ترک‌ها بیایند و هندوستان را از چنگ آنان دربیاورند. می‌خواستند جلوی هر خطری برای هندوستان را بگیرند به همین دلیل کنسولگری‌ها را راه انداخته و موظف بودند هر هفته گزارشی به هندوستان، سپس به انگلیس ارسال کنند و اطلاعات کاملی از وضعیت شرق کشور منتقل می‌شد؛ گزارش‌های محرمانه و خوبی که بعد از ۳۰ سال می‌توانید به آن دسترسی داشته باشید و این اطلاعات متعلق به حدود ۱۱۰سال قبل است که هیچ ایرانی دنبالش نرفت. ما این نوشته‌ها را پیگیری و با عکس برداری و... نسخه‌هایی تهیه و ترجمه کردیم. این مجموعه حاوی، گزارش‌های کنسولگری انگلیس از منطقه سیستان و قاین است. در حالی که ما از گذشته بیرجند اطلاعات مستند تاریخی و اجتماعی نداریم و متاسفانه در ایران خودمان دست‌نوشته‌ای درباره این موضوعات ثبت نشده اما انگلیسی‌ها از نظر سیاسی و اجتماعی و... برایشان مهم بوده وهر چیز کوچکی در شرق ایران را گزارش می دادند. ​ آن‌طور که خودش می‌گوید چهار جلد از این کتاب اسنادی به چاپ رسیده و جلد پنجم زیر چاپ است. هر صفحه برای عکس گرفتن و هماهنگی بیش از یک پوند هزینه داشت، کتابی که بیش از هزار صفحه ورق داشت .حال جلد ششم آن به چاپ نزدیک شده اما رفیعی حتی حساب نکرده چقدر پول داده است و تنها در اندیشه تامین این منابع از خارج کشور و ترجمه بوده است. کتاب‌هایی که رفیعی در اندیشه فروش آن نیست بلکه هدفش احیای فرهنگ است که مغفول مانده است. رفیعی حدود ۴۰ کتاب درزمینه‌های مختلف با هزینه شخصی به چاپ رسانده است و به قول ناهید بنی‌اقبال کار یک فرهنگستان را یک نفره انجام داده است . به همین دلیل انجمن مفاخر کشور در حالی که عرف نبود که برای یک پزشک برزگداشت و مراسمی بگیرد به واسطه این کارها و روشن کردن تاریخ بیرجند در زمره مفاخر  به حساب آورد و ضمن برگزاری بزرگداشتی برای او با چاپ کتاب «زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی مورخ دانا و پزشک توانا دکتر محمود رفیعی» با مقالاتی از وی و دیگر صاحب نظران تلاش کرد گوشه‌هایی از خدمات فرهنگی محمود رفیعی به شکلی شایسته بیان شود. ]]> استان‌ها Sat, 20 Oct 2018 12:23:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266574/پزشکی-بازگرداندن-دیوان-شعر-خراسانی-روسیه-تاجیکستان-هم-رفت کتابی که درآمدش به بیماران خاص اهدا می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266569/کتابی-درآمدش-بیماران-خاص-اهدا-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محسن ناظمی، نویسنده کتاب «نبض احساس» در توضیح این اثر اظهار کرد: تا به حال دو کتاب شعر و یک کتاب متون ادبی و 6 کتاب آموزشی را به قلم خود به بازار کتاب  ارائه داده‌ام و نبض احساس جدیدترین اثرم است.   وی افزود: کتاب جدیدم با نام «نبض احساس» نوشته‌هایی از احساس من به صورت پندآمیز به عموم مردم و جوانان هدیه شده است. این کتاب نیز از سوی انتشارات ارسطو چاپ شده که محتوی این کتاب متون احساسی و ادبی است که به اعتقاد خودم هر چه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند.   این نویسنده با اشاره به انتشار چندین کتاب در حوزه‌های گوناگون بیان کرد: هدف من از نویسندگی و ارایه کتاب‌های آموزشی‌ام که شامل آموزش کارگردانی، بازیگری، موسیقی، نویسندگی، اصول خوانندگی، آهنگسازی و تنظیم موسیقی، و کتاب آینده در خصوص علم مالتی‌مدیا به بازار آمده، این بوده که تمام دانش خود را با کمترین هزینه در اختیار علاقه‌مندان به عرصه علم و هنر قراردهم و  با در نظر داشتن اینکه من از کودکی در هنر و علوم مربوطه فعالیت می‌کردم تمایل دارم سختی‌های این راه را برای علاقه‌مندان تا حدودی با تجربیات خود آسان کنم.   مدیر‌عامل مجتمع فنی و حرفه‌ای آموزشی «هنر هفتم» با اشاره به اینکه این کتاب را به تمامی هنرمندان و هنر دوستان ایرانی هدیه می‌کنم خاطر نشان کرد: کلیه درآمد این کتاب را به نیازمندان و بیماران خاص هدیه خواهم کرد؛ بنابراین علاقه‌مندان کتاب با تهیه این اثر در کنار خرید کتاب، می‌توانند به نیازمندان نیز کمک کنند. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 10:42:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266569/کتابی-درآمدش-بیماران-خاص-اهدا-می-شود شرحی بر ابیات مثنوی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266567/شرحی-ابیات-مثنوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 5، نشست ادبی مثنوی مولانا با شرحی بر ابیات مثنوی، توسط سیدمحمد حسینی پژوهشگر و کارشناس ادبیات، در مجتمع فرهنگی هنری نور برگزار می‌شود.  مثنوی معنوی از برترین کتاب‌های ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت پارسی پس از اسلام است و چون بسیاری از کتب و متون قدیمی جایگاه ویژه‌ای برای بزرگان دین و اولیا خدا قایل است و شناخت بیشتر این بزرگان از زوایای دید مولانا و دیگر عرفا و شاعران ما را به شناخت بیشتر و دقیق‌تر از شخصیت والای آن‌ها می‌رساند تا الگوی راستین زندگی جهت نیل به کمال انسانی باشند.  علاقه‌مندان برای شرکت در این برنامه می‌توانند یکشنبه 29 مهرماه از ساعت 16 به مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار آیت‌الله کاشانی، بعد از تقاطع شهید ستاری مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر نیز با شماره 44088708 تماس بگیرند.   ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 09:45:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266567/شرحی-ابیات-مثنوی گفت‌وگو با وَل مک‌درمید درباره داوری در من‌بوکر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/266443/گفت-وگو-و-ل-مک-درمید-درباره-داوری-من-بوکر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز - صبح روز ۱۶ اکتبر پنج داور در مکانی ملاقات می‌کنند تا درباره برنده امسال جایزه من‌بوکر، از مهم‌ترین جایزه‌های ادبی دنیا تصمیم بگیرند.   آن‌ها هشت ساعت وقت دارند تا برنده را از میان فهرست کوتاه قوی امسال شامل ریچل کوشنر، ریچارد پاورز، دیسی جانسون، رابین رابرتسون، آنا برنز و اسی ادوگیان انتخاب کنند. اما پنج داور، قوام آنتونی آپیا فیلسوف، وَل مک‌درمید نویسنده داستان‌های جنایی، ژاکلین رُز نویسنده فمینیست و لیان شاپتون رمان‌نویس آثار گرافیکی در طول هفت ماه گذشته ۱۷۱ کتاب خواندند تا به انتخاب خود برسند. مک‌درمید در پاسخ به این سوال که آیا برای چنین کار زمان‌گیری به آن‌ها پولی پرداخت شد، گفت «بله، به ما پول دادند. اگر همه ساعت‌ها را جمع ببندید، فکر می‌کنم حداقل دستمزد را پرداخت کردند.» چرا او پیشنهاد داور شدن را پذیرفت؟ به یک دلیل ساده: «همه گفتند باید این کار را بکنی. این یک افتخار است و از آن لذت خواهی برد؛ درست می‌گفتند.» اما داوری کردن در یک جایزه مهم واقعا چه شکلی است و خواندن این همه کتاب چه تاثیری روی شما می‌گذارد؟ وَل مک‌درمید در گفت‌وگویی به این سوالات پاسخ داد و البته هیچ اشاره‌ای به اثر مورد علاقه‌اش برای کسب جایزه نکرد.   وقتی از شما برای داوری درخواست کردند سورپرایز شدید؟ خب بله. من کسی نیستم که برای داوری یک جایزه داستانی فورا به ذهن برسم. داستان‌های عامه‌پسند می‌نویسم. گاه‌وبی‌گاه در برنامه‌های کمدی مضحک رادیو حاضر می‌شوم. مقاله‌های ۱۰ هزار کلمه‌ای در نقد کتاب‌ها نمی‌نویسم. اما این فوق‌العاده است که بوکر به دنبال طیف وسیعی از داوران است.   به طور عادی سالانه چند کتاب می‌خوانید؟ شاید ۱۰۰ تا.   پس دو بار به خواندن ۱۷۱ کتاب در هفت ماه فکر کردید؟ فکر کردم که کار سختی خواهد بود. اما فکر کردم که قادر به انجامش هستم. سریع می‌خوانم. اما خب درخواست بزرگی بود. تقریبا تمام سالم را بلعید.   همه‌شان را خواندید؟ باید بگویم که ما همه کتاب‌ها را «ارزیابی» می‌کنیم. اگر بخواهم صادق باشم بعضی از آنها هستند که وقتی هنوز خیلی پیش نرفته‌اند با خودتان فکر می‌کنید «این قرار نیست برنده بوکر باشد».   کجا کتاب‌ها را خواندید؟ کجا؟ در تخت‌خوابم، در دفتر کارم، در قطار، در اتاق‌های انتظار، در فرودگاه. در کافی‌شاپ نه چون کافی‌شاپ‌ها برایم آزاردهنده‌اند. در واقع اکثرشان را دیجیتالی خواندم پس تا جایی که می‌توانستم چشم‌بسته خواندم. تبلیغ‌ها را نخواندم و تحت تاثیر جلدها و بیوگرافی نویسنده‌ها قرار نگرفتم.   تمام کتاب‌های فهرست بلند را دوباره خواندید و باز هم کتاب‌های فهرست کوتاه را یک بار دیگر خواندید. آیا این تکرار چیزی را تغییر داد؟ بله، دیدگاهتان تغییر می‌کند، زیرا به بقیه داوران گوش داده‌اید و ناگزیر آنها چیزهایی را در کتاب می‌بینند که شاید شما جا انداخته باشید، یا شاید آن‌ها برداشتی متفاوت از شما داشته باشند. قطعا بین فهرست بلند و کوتاه، برخی کتاب‌ها در ارزیابی من ترقی کردند و برخی کتاب‌ها کمی تنزل یافتند.   به نظرتان نباید کتاب‌ها را تنها یک بار بخوانید تا هیجانی مشابه آنچه خواننده تجربه می‌کند دریافت کنید؟ در این باره بحث وجود دارد. اما کتابی که می‌ایستد تا سه بار خوانده شود، کتابی است که احتمالا این ادعا را دارد که بهترینِ سال باشد. منظورم این است که بعضی اوقات کتابی می‌خوانید و هیجان و سرعت و جذابیت ظاهری آن شما را می‌گیرد، اما چیزی که از آن می‌گیرید حقیقتا هیچ است، طوری که یک هفته بعد نمی‌توانید بگویید درباره چه بوده یا چه معنایی برایتان داشته است.   داوران چند وقت یک‌بار همدیگر را می‌بینند؟ کتاب‌ها به ترتیب تعداد ما به دستمان می‌رسیدند، درنتیجه همه آن‌ها را همزمان می‌خواندیم. سپس جلسات ماهانه داشتیم و به ۳۰ تا ۵۰ تا از آن‌ها نگاه می‌انداختیم.   آیا یک داور می‌تواند یک کتاب را به زور وارد کند؟ خیر، هر کتاب حداقل رای چهارتای ما را داشت. همه موافق بودیم که اگر یکی از ما از یک کتاب متنفر باشد، آن را جلو نخواهیم برد. اما ما آنجا بودیم تا برنده را پیدا کنیم، نه اینکه سلیقه شخصی‌مان را اعمال کنیم. همه ما در طول این راه کتاب‌هایی را که دوست داشتیم از دست دادیم –کتابی که بسیار شخصی با ما سخن گفت، شاید به خاطر تجربیاتمان در زندگی یا مکان‌هایی که بودیم. اما این چیزی نیست که ما دنبالش هستیم.   آیا نقد کتاب‌ها را خواندید؟ کاملا آگاهانه از نقدها اجتناب کرده‌ام. نقدها نظرات پیش‌پنداشته‌ای از کتاب‌ها به شما می‌دهند. وقتی به مراحل آخر رسیدیم، بعضی نقدها را خواندم تا مطمئن شوم چیزی را جا نیانداخته‌ام.   این مازوخیستی نیست؟ خب بله. اما ما انسانیم. همه می‌خواهیم قضاوتمان را تایید کنیم.   انجام این کار چطور روی نوشتن‌تان تاثیر گذاشت؟ بی‌قراری را در من ایجاد کرد. به این فکر می‌کنم که چگونه می‌توانم نوشته‌هایم را در جهات مختلف جلو ببرم و یک کار مشابه را بارها و بارها انجام ندهم. اگر نویسنده باشید هرچیزی که می‌خوانید باعث توقف‌تان می‌شود: همیشه دنبال چیزی برای دزدیدن هستید یا چیزی برای اجتناب. این کار مرا واقعا از خط سیر معمول آنچه می‌خوانم بیرون برد.   باز هم این کار را می‌کنید؟ نه. فکر می‌کنم باید یک بار این کار را امتحان کرد. ۱۷ اکتبر می‌نشینم و کتابی را می‌خوانم که هیچ اجباری برای خواندنش ندارم. ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Oct 2018 08:33:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/266443/گفت-وگو-و-ل-مک-درمید-درباره-داوری-من-بوکر کتاب صوتی خانم بازیگر بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266562/کتاب-صوتی-خانم-بازیگر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این نشست که به همت ناشر اثر، نوین کتاب گویا، برگزار خواهد شد؛ علاوه بر  زهرا سعیدی، مسعود فروتن، کارگردان تلویزیون و  پرستو ولدخان به عنوان مهمانان کارشناس برنامه حضور خواهند داشت.   «بی‌دل هوا» را می‌توان کتابی درباره‌ ناگفته‌های جنگ دانست که مهاجرت و آسیب‌های آن را از زاویه‌ای دیگری روایت کرده است. جنگ از نگاه یک زن و پیدا و‌ پنهان آنچه که بر سر زنان آمده. واقعیت‌های تلخی که در این سال‌ها آن‌‌گونه که سزاوار است به آن پرداخته نشده است.   این نشست روز دوشنبه ۳۰ مهرماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۳۰ در فرهنگسرای رسانه برگزار می‌شود و ورود برای تمام علاقه‌مندان آزاد است.       ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 08:24:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266562/کتاب-صوتی-خانم-بازیگر-بررسی-می-شود داستانی برای تمام کسانی که در زندگی گمشده‌ای دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266551/داستانی-تمام-کسانی-زندگی-گمشده-ای به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «زن جنگلی» نوشته لسلی پی‌یرس با ترجمه الهه شمس‌نژاد از سوی انتشارات مروارید منتشر شد. لسلی پی‌یرس رمان‌نویس معاصر انگلستان است و داستان‌های او اکثرا مضمون تاریخی دارد. این رمان نیز از این قاعده استثنا نیست و وقایع آن به تاریخ مشخصی اشاره می‌کند. «زن جنگلی» روایتی از نیمه جنگ جهانی دوم و بعد از آن است و به تاثیری که این واقعه بر تفکر انسان‌ها داشته می‌پردازد. در ابتدای این رمان می‌خوانیم: «میسی با شنیدن صدای جیغ ناخوشایندی از خواب پرید. با تشویش و دل‌نگرانی در تخت نشست و فکر کرد صدا را از بیرون شنیده. اما وقتی برای بار دوم صدای گریه‌وزاری را شنید، فهمید که صدا از داخل ساختمان خودشان است. صدای مادرش بود. با عجله به سمت در اتاق دوید و تا پیچ پله‌ها رفت. اما وقتی صدای پدرش را از طبقه‌ای پایین شنید، متوقف شد.» رمان‌هایی که به ادبیات جنگ تعلق دارند به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ رمان‌هایی که به طور مستقیم از سربازان و کسانی که در جنگ شرکت دارند می‌گویند و دسته دوم رمان‌هایی هستند که از حاشیه‌های جنگ و خانواده‌هایی که با فاصله از جنگ قرار دارند، روایت می‌کنند. این دسته از آثار ادبی به اصطلاح به حاشیه‌های جنگ تعلق دارند و به آثاری که جنگ بر زندگی انسان‌ها می‌گذارد می‌پردازند. در میانه این رمان می‌خوانیم: «میسی با چشم‌های قرمز پف‌کرده نگاهی به معلمش انداخت. آرزو داشت می‌توانست آنچه او می‌گوید را انجام دهد، اما قادر نبود حتی برای لحظه‌ای برادرش را از ذهنش دور کند، نه در شب، و نه در روز. چشمان خسته و ملولش گواهی از بی‌خوابی و گریه‌های بی‌امان می‌داد. کسی نمی‌توانست میزان درد او را درک کند. جست‌وجوی دانکن هفته‌های اول نبودن او را قابل‌تحمل‌تر می‌کرد. تا کیلومترها دور از خانه،‌ همه در جستجو بودند و این دلگرم‌کننده بود.»                              «زن جنگلی» از یک رابطه خواهر برادری می‌گوید. این موضوع برای رمانی که در زمان جنگ اتفاق می‌افتد انتخاب هوشمندانه‌ای است چون هنگام جنگ وابستگی‌های خونی و خانوادگی بیشتر به چشم می‌آید و افراد مدام در ترس از دست دادن یکدیگر به سر می‌برند. همبستگی‌های خانوادگی و عشق به یکدیگر به خوبی در این رمان تصویر شده است: «وقتی گریس هفده‌ساله شد، یعنی درست همان سنی که هم‌اکنون میسی دارد، پدرش او را به همان جای وحشتناک به آسایشگاه فرستاد و شاید اگر جنگ شروع نشده بود، گریس هنوز همان‌جا بود. اما جنگ او را نجات داد. پزشک روشنفکری گواهی سلامت عقلانی او را صادر کرد و توانست در سن بیست‌ونه‌سالگی یعنی بعد از دوازده‌سال به لندآر می‌پیوندد.» این رمان از سویی دیگر به مسائل نوجوانان می‌پردازد و خطراتی که ممکن است یک نوجوان را در جامعه تهدید کند به خوبی و روشنی در این رمان بیان شده است. جالب است که بیشتر این مسائل در جوامع مختلف مشترک‌اند: «سرانجام او را از صندوق‌عقب خارج کرده و مانند یک تکه‌آشغال بی‌ارزش روی زمین سیمانی و لخت آنجا انداخته بود. میسی در مورد خودش همین نظر را داشت، چرا که وقتی در صندوق عقب ماشین بوده،‌ خودش را خیس کرده بود و می‌دانست که بوی بدی می‌دهد. اما از فاصله‌ی ماشین تا جایی که بود، بوی دریا و گیاهان دریایی را حس کرده و وقتی گرینجر او را دنبال خودش می‌کشاند، ریگ و ماسه را زیر پایش تشخیص داده بود. هنوز جلوی دهانش را بسته و چیزی هم روی سرش کشیده بود. فکر می‌کرد اینجا نباید یک خانه یا ویلا باشد. یا چیزی مثل انبار یا موج‌گیری که از زمان جنگ باقی مانده شباهت داشت چرا که صدا در آن می‌پیچید.»                                                      لسلی پی‌یرس ایجاد دلهره و هیجان در مخاطب از دیگر خصوصیات این رمان است که باعث کشش و جذابیت داستان آن شده است. حضور کاراکتر پلیس نیز به این جریان دامن زده است و میل به کشف معما را در خواننده بیدار می‌کند: «جستجوی دانکن هفته‌های اول نبودن او را قابل تحمل‌تر می‌کرد. تا کیلومترها دور از خانه همه در جستجو بودند و این دلگرم‌کننده بود. امید آن که ممکن است پلیس سرنخی پیدا کند، خیال اینکه دانکن با جنجال و سروصدا پیدایش شود و داستان‌های هیجان‌انگیز تعریف کند و به او بگوید که به گروه نمایش دوره‌گرد پیوسته و با آن‌ها سوار قطار شده و رفته...»   شخصیت‌های محوری این رمان دختران و زنان جوان هستند؛‌ زنانی که به راحتی تسلیم نمی‌شوند و امید خود را از دست نمی‌دهند. این رمان توانایی‌هایی که یک دختر نوجوان می‌تواند داشته باشد را به چالش می‌کشد. رمان «زن جنگلی» نوشته لسلی پی‌یرس با ترجمه الهه شمس‌نژاد به تازگی در شمارگان 550 نسخه و 389 صفحه به قیمت 43000 تومان از سوی نشر مروارید منتشر شده است. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 08:15:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266551/داستانی-تمام-کسانی-زندگی-گمشده-ای نقدوبررسی «سه سکانس از پاییز» در فرهنگسرای فردوس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266555/نقدوبررسی-سه-سکانس-پاییز-فرهنگسرای-فردوس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 5، در نشست ادبی «با هم بخوانیم» کتابخانه فردوس، کتاب «سه سکانس از پاییز» نوشته مائده مرتضوی با حضور جعفر توزنده‌جانی به عنوان منتقد و مجری، خوانش و بررسی می‌شود.  رمان «سه سکانس از پاییز» با سه راوی روایت می‌شود و خواننده با دنبال کردن راوی‌ها به ماجرای اصلی رمان پی می‌برد، ماجرای اصلی رمان هم چیز عجیب غریبی نیست که بین یک سری آدم بی‌نام و نشان و در یک ناکجاآباد اتفاق بیفتد. قصه‌ای‌ست بس آشنا که بارها دیده‌ایم و شنیده‌ایم اما این بار از زاویه دید دیگری به آن نگاه شده است.  «سه سکانس از پاییز» یک رمان شهری است و وقایع آن مربوط به زمان حال است. داستان در بازه‌های زمانی نزدیک به هم و در شهرهای تهران، نوشهر و فرانکفورت رخ می‌دهد. رمان، قصه آدم‌های همین حوالی است، زن‌ها و مردهای متولد دهه ۶۰ که تجربه‌های مشترکی را پشت‌سر گذاشته‌اند.  علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند  فردا، یکشنبه 29 مهرماه ساعت 16 به فرهنگسرای فردوس واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار فردوس، بعد از تقاطع شهید سلیمی جهرمی مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۴۴۰۸۱۰۴۳ تماس بگیرند. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 08:01:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266555/نقدوبررسی-سه-سکانس-پاییز-فرهنگسرای-فردوس بایزید بسطامی در ایتالیا http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266556/بایزید-بسطامی-ایتالیا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس اعلام شهر کتاب، بایزید بسطامی معروف به سلطان العارفین یکی از مهم‌ترین چهره‌های عرفان ایرانی است. شطحیات وی که بسی غلیظ‌تر از سُکریات حلاج بوده، به یُمن محیطی که در آن می‌زیسته، نه تنها او را به دار نکشانده بلکه بر روحانیت و قدیسیتش افزوده است. گفتار و کردار بایزید با کوشش یاران و مدیران وی بازتاب وسیعی در متون قدیم داشته و مقام ویژه‌ی این عارف ایرانی در آثار ادبی فارسی و عربی همه‌جا مشهود است. یکی از گردآورندگان گفتار و کردار بسطامی، السهلجی (سده‌ی پنجم هجری) است که سخنان بسطامی را به زبان عربی در «کتاب النور» آورده است. ترجمه‌ کامل متن کتاب النور از السهلجی به تصحیح عبدالرحمن بدوی و ترجمه‌ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «دفتر روشنایی» در ایران منتشر شده و به تازگی ترجمه ایتالیایی این اثر با مقایسه‌ با ترجمه فارسی به قلم دکتر ناهید نوروزی در نشر اِستر در مجموعه حقایق قدسی کهن در آوریل سال ۲۰۱۸ در ایتالیا انتشار یافته است. نشست هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه اول آبان ساعت ۱۶ به بحث و گفت‌وگو درباره‌ کتاب «النور» و ترجمه‌ ایتالیایی آن اختصاص دارد که با حضور فابیو تیدیا، مریم حسینی، مریم مشرف، ناهید نوروزی و پیام تصویری کارلو سکونه (استاد دانشگاه بولونیا) در مرکز فرهنگی شهرکتاب، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست) برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 07:38:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266556/بایزید-بسطامی-ایتالیا ادبیات روی بوم؛ نگاه دموکرات به نقاشی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266548/ادبیات-روی-بوم-نگاه-دموکرات-نقاشی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-شهاب دارابیان: نقاشی و ادبیات دو هنر نزدیک به هم هستند؛ چراکه هردو تصویر خلق می‌کنند اما به دو شکل متفاوت؛ یعنی به عبارتی نقاش تصویر را می‌کشد و نویسنده و شاعر آن را در دل کلمات پنهان می‌کنند و به خورد مخاطب می‌دهند؛ از این رو در طول تاریخ نقاشان بسیار زیادی زیسته‌اند که به ادبیات کشیده شده‌اند یا شاعران و نویسندگان زیادی را می‌توان نام برد که درگیر نقاشی شده‌اند. برای مثال می‌توان به سهراب سپهری، جواد مجابی، رسول یونان، احمد آرام، آیدین آغداشلو، بیژن الهی، منوچهر شیبانی، محمدابراهیم جعفری، عباس کیارستمی، ژازه تباتبایی در میان هنرمندان وطنی و گارسیا لورکا، ماکس ارنست، دورا مار و پیکاسو در میان هنرمندان خارج اشاره کرد. از این رو همیشه می‌توان اشتراکات زیادی را میان این دو هنر پیدا کرد. با همه این تفاسیر این‌ها همه بهانه بود برای مطرح کردن یک اتفاق هنری؛ طی روزهای گذشته از طریق یکی از دوستان متوجه شدم که نقاش جوانی به نام علی پیروز دست به تصویرگری مجموعه‌ای پرتره از ادیبان ایرانی زده که مورد استقبال مخاطبان هنر قرار گرفته است. از این رو کنجکاو شدم که سری به دنیای ادبی آقای نقاش بزنم که گزارشی از این دیدار را در ادامه می‌خوانید.     علی پیروز متولد سال 1359، یعنی روزهای شروع جنگ تحمیلی است. او بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی در شهر زادگاهش، همدان، وارد هنرستان‌ می‌شود، ولی کمی بعد از خانواده جدا شده، به اصفهان می‌رود. پیروز در اصفهان، برخلاف همدان که نقاشی رئالیستی می‌آموخت، به مینیاتور می‌پردازد. در همین سال‌ها آواز را هم به‌طور جدی دنبال می‌کند، اما بعدتر به‌قصد تمرکز کامل بر نقاشی تمرین آواز را کنار می‌گذارد. نقاش جوان بعد از چند سال وارد دانشگاه هنر تهران می‌شود تا مجسمه‌سازی بخواند، اما پس از چندی انصراف داده به اصفهان باز می‌گردد و وارد دانشگاه تربیت‌معلم می‌شود. از آن پس تا به امروز، در کنار نقاشی به کار معلمی نیز اشتغال دارد. در این دوره، نقاشی وی متأثر از هنر شرق دور است و یکی از همین آثار در رویداد سالانه نقاشی اصفهان، از سوی موزه هنرهای معاصر تهران برای گنجینه این موزه انتخاب می‌شود.   این مسیر تا سال 82 ادامه می‌یابد و در این سال با ورود به رشته نقاشی دانشگاه سیستان و بلوچستان، تمرکز وی دوباره متوجه نقاشی واقع‌نما با رویکرد اکسپرسیو می‌شود. آثار این دوره را می‌توان کنکاش‌های آقای نقاش در فضاهای مختلف دانست. با گذشت زمان دو موضوع تصویر و انسان تبدیل به دغدغه غالبش می‌شوند که دستمایه مطالعه آنها پرتره است و حاصل این مطالعه در دو نمایشگاه در گالری‌های هور و طراحان آزاد به نمایش در‌آمده است. او این روند را هنگام تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه هنر ادامه می‌دهد و سرانجام در سال ۹۳ کار روی مجموعه پرتره‌های نویسندگان ایرانی را آغاز می‌کند. پیروز در سال‌های گذشته نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی بسیاری در نقاط مختلف ایران برگزار کرده و جایزه اول سومین دوره جشنواره تجسمی فجر را نیز از آن خود کرده است؛ به‌ این‌ترتیب نام او رفته‌رفته به نامی آشنا برای اهالی هنر بدل شده است.     در دو مجموعه از پرتره‌ها، گویی صفحه بوم تبدیل به شیشه‌ای نامرئی شده است؛ در بعضی از آنها سوژه نقاشی یا همان پرتره از پس لایه‌ای از بخار و قطرات ریز آب که بر شیشه نشسته‌اند دیده می‌شود و در بقیه، صورت‌ها طوری تصویر شده‌اند که گویی به سطح شیشه برخورد کرده و روی آن پهن شده‌اند؛ به‌این‌ترتیب مخاطب خودش را این طرف شیشه و سوژه را در طرف دیگر آن می‌پندارد. در مجموعه جدید، نقاش از این هم فراتر رفته است: انسانی که پس سطح بوم یا شیشه بود، این بار از صفحه بوم بیرون می‌آید، انسانی که نمی‌خواهد صرفا بازنمایی باشد و از دید دیگری نگریسته شود؛ بلکه می‌خواهد حضور قاطع‌تری از خود نشان دهد و فردیت خود را بازآفریند.     پیروز در پاسخ به این سؤال ایبنا که چرا به سراغ نقاشی پرتره شخصیت‌های ادبی رفته است، می‌گوید: «در همه دوره‌های کاری‌ام، حتی وقتی مینیاتور یا نقاشی شرقی کار می‌کردم، پرتره و فیگور دغدغه‌ام بود و هیچ‌وقت آن را رها نکردم. در مجموعه‌های قدیمی پرتره دوستانم را می‌کشیدم و می‌کوشیدم در آنها نه دغدغه‌هاشان، بلکه وضعیتی را که در آن گرفتار آمده‌ بودند نشان دهم. در پرتره‌های نویسندگان به موضوع بدن در نقاشی بیشتر توجه کرده‌ام. بازسازی بدن بیرون از بوم به من امکان درهم‌تنیدن آبستره و فیگور را می‌دهد، اما هم‌زمان جلوه‌ای خشن به نقاشی می‌بخشد. گویی بدنی که از سطح بوم بیرون می‌زند دچار خسران می‌شود؛ مانند تلاش رو به جلویی که پس زده شود. این نویسندگان برای من نمونه‌ای از جامعه‌اند، افرادی که مثل من و دوستانم زندگی عادی دارند، با این تفاوت که به‌خاطر حساسیت‌شان بیشتر در معرض وقایع بوده‌اند و زندگی بیشتر بر آنها گذشته است. می‌خواستم ادای دینی کنم به کسانی که بخشی از بار جامعه را به دوش کشیده‌اند.»     این نقاش با اشاره به تعدد رنگ‌های به‌کاررفته در نقاشی‌اش می‌گوید: «ما شاهد تلاش جامعه برای بیرون آمدن از شرایط بد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستیم. جامعه‌ای که با مدرنیته مواجه می‌شود، دوست دارد تغییر ایجاد کند و خودش را بالاتر بکشد؛ اما همیشه شرایطی سد راه است. به مرور زمان، افرادی که در این فرایند تغییر سهیم‌اند، آثار زندگی بر صورتشان حک می‌شود. رنگ‌ها، در میانه خشونتی که بر چهره‌ها رفته، چیزی شبیه امیدند.»   او پرتره‌هایش را رئالیستی می‌داند، زیرا واقعیتی را که بر بدن انسان‌هایش می‌گذرد به نمایش می‌گذارند. همچنین او رنگ‌وروغن روی بوم را به این دلیل برگزیده که این ماده به‌خاطر جسمیت و چرب‌بودن جلوه‌ای نزدیک به پوست انسان دارد و به بازآفرینی آن کمک بیشتری می‌کند.   تکنیک به‌‌کار‌رفته در نقاشی‌های پیروز در دنیای نقاشی «ایمپاستو» نام دارد. «در شیوه ایمپاستو یا رنگ‌گذاری ضخیم، قلم‌زنی به‌روشنی آشکار می‌شود و جلوه بافت پدید می‌آید» (رویین پاکباز، صفحه ۲۰۷، راهنمای مواد و سلوب‌های طراحی و نقاشی). تکنیک ایمپاستو به هنرمند کمک می‌کند احساساتی را بیان کند که در نقاشی معمولی به سختی قابل نمایش است.   مجموعه پرتره‌های علی پیروز از نویسندگان شامل‌ تصاویر این شخصیت‌هاست: عبدالله انوار، منصور اوجی، علی باباچاهی، رضا براهنی، شاپور بنیاد، بهرام بیضایی، شهرنوش پارسی‌پور، رویین پاکباز، احمد پوری، گلی ترقی، شاپور جورکش، امیرحسن چهلتن، محمد خلیلی، سیمین دانشور،‌ علی اشرف درویشیان، محمود دولت‌آبادی، خشایار دیهیمی، اکبر رادی، نصرت رحمانی، منیرو روانی‌پور، محمدعلی سپانلو، فرج سرکوهی، احمد شاملو، عمران صلاحی، فرزانه طاهری، غزاله علیزاده، محمد قاضی، مهرانگیز کار، سیما کوبان، عبدالله کوثری، منصور کوشان، لیلی گلستان، محمد محمدعلی و احمد محمود. پیروز پرتره هوشنگ ابتهاج، آیدین آغداشلو، سهراب سپهری و شخصیت‌های دیگری را نیز بیرون از این مجموعه، اما با سبک و سیاقی مشابه به تصویر کشیده است. چنان که پیداست، او به سراغ شخصیت‌هایی رفته که شاید خیلی از اهالی ادبیات هم آنها را نشناسند. از این جهت نگاه دقیق او به ادبیات جالب توجه است. وی در توضیح این انتخاب می‌افزاید: «تقریبا آثار بیشتر آنها را خوانده‌ام. من این اشخاص را براساس علاقه شخصی انتخاب نکردم و مهم نبود که شخصا به آنها تعلق خاطر دارم یا نه؛ ضمنا نمی‌خواستم مخاطب آنها را سلبریتی‌های جامعه روشنفکری بینگارد. تلاش می‌کنم کمی دموکرات‌تر به نقاشی نگاه کنم؛ به همین دلیل سوژه‌ام ممکن است هر کسی باشد و معمولا برای فردی عادی همان‌قدر وقت می‌گذارم که برای نویسنده یا شاعری مطرح.»   علی‌رغم داشتن متقاضی برای آثارش، پیروز بیشتر علاقه‌مند است پیش از فروش، این نقاشی‌ها را در قالب مجموعه‌ای کامل و در کنار هم نمایش دهد، زیرا معتقد است معنای کامل آثار در کنار هم تجلی می‌یابد. وی توضیح می‌دهد: «نقاشی‌های این مجموعه هریک به تنهایی هویت دارند و می‌توانند جداگانه به فروش برسند و از هر کجای دنیا سر دربیاورند؛ بااین‌حال تا به امروز تمایلی به فروش آنها نداشته‌ام؛ اما پرتره‌های دیگری با همین استایل کشیده‌ام‌ که جزو مجموعه نبودند و طبیعتا به فروش رفته‌اند.»     آن‌طور که علی پیروز می‌گوید چنین پروژه‌ای در قالب نقاشی در ایران بی‌سابقه است، اما در دنیا می‌توان نمونه‌هایی شبیه به آن پیدا کرد. برای مثال گرهارد ریشتر،‌ نقاش آلمانی، در سال ۱۹۷۲ در بینال ونیز مجموعه‌ای از ۴۸ پرتره مرد از شخصیت‌های برجسته به نمایش گذاشت که البته کار او از نظر تکنیک و مضمون و پشتوانه نظری کاملا متفاوت است.   در پایان باید گفت خلاقیت هنری علی پیروز نقاشی را مستقیما به شخصیت‌های ادبی پیوند زده است و ارزش کار او زمانی چندبرابر می‌شود که می‌فهمیم او این پروژه عظیم و زمان‌بر را کاملا با هزینه شخصی انجام داده و برای دل خودش کار کرده است. این نقاشی‌ها به‌زودی در نمایشگاه انفرادی علی پیروز به نمایش درخواهد آمد. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 06:43:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266548/ادبیات-روی-بوم-نگاه-دموکرات-نقاشی پرواز کتاب‌های کانون بر بال‌های «مداد آبی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266583/پرواز-کتاب-های-کانون-بال-های-مداد-آبی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی پخش مداد آبی، در سال‌های اخیر کتاب‌های این انتشارات، برای خرید یا توزیع به راحتی در دسترس خانواده‌ها و کتابفروشی‌ها قرار نمی‌گرفت. علی‌رغم برخورداری این انتشارات از بیش از 900عنوان کتاب مفید و باکیفیت برای گروه‌های سنی مختلف در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، توزیع نامناسب این کتب مانع می‌شد تا این کتاب‌ها به دست خوانندگان و مشتریان خرد و کلانش برسد.   به گفته روابط عمومی پخش مداد آبی، در روزهای آتی این پخش به عنوان تنها پخش‌کننده انحصاری کتاب‌های کودک و نوجوان توزیع کتاب‌های انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را آغاز خواهد کرد. به این ترتیب کتاب‌های کانون به راحتی در دسترس مخاطبان خود قرار خواهد گرفت. پخش مداد آبی فعالیت خود را از سال 1395 آغاز کرده است و تا امروز بیش از سی انتشارات فعال و حرفه‌ای مانند نشر افق، هوپا، پرتقال، زعفران، نردبان، پریان، زرافه و... توزیع کتاب‌های خود را به این شرکت سپرده‌اند. برخورداری از سایت، کانال و بات در شبکه‌های اجتماعی گوناگون برای فروش آنلاین یکی از مزیت‌های پخش مداد آبی است. معرفی متفاوت حداقل 4 کتاب در روز از انتشارات‌های گوناگون توسط کارشناسان زبده کتاب‌های کودک و نوجوان و تولید فیلم، پادکست، خبر، عکس و سایر قالب‌های محتوایی برای معرفی هر کتاب از دیگر فعالیت‌های مداد آبی در راستای ترویج فرهنگ کتابخوانی است.   علاقمندان به تهیه کتاب‌های انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌توانند با شماره تلفن‌های 88356076 و 88356436 تماس بگیرند.     ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 06:06:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266583/پرواز-کتاب-های-کانون-بال-های-مداد-آبی ​انتشار جدیدترین رمان الیف شافاک/ «سه‌ دختر حوا» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266561/انتشار-جدیدترین-رمان-الیف-شافاک-سه-دختر-حوا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ رمان «سه دختر حوا»،‌ نوشته‌ الیف شافاک با ترجمه‌ صابر حسینی منتشر شد. این کتاب آخرین رمان الیف شافاک است که در سال 2016 منتشر شده است.    رمان «سه دختر حوا» داستان زندگی «پَری»، شخصیت اصلی داستان است که در ترکیه، در خانواده‌ای متناقض زندگی می‌کند. پدر و مادر او در هر فرصتی بر سر مسائل دینی و اجتماعی با هم مشاجره می‌کنند. پری تصمیم می‌گیرد برای یافتن حقیقت در دانشگاه آکسفورد تحصیل کند. او در این دانشگاه با «شیرین» و «مونا» آشنا می‌شود. این سه دختر با افکار و نگرش‌های متفاوتی که در زمینه‌ مسائل دینی و اجتماعی دارند، همدیگر را به چالش می‌کشند. در این میان پروفسور آزور، استاد فلسفه‌ پری، نقش راهنما را برای او بازی می‌کند.   شیرین که یک مهاجر ایرانی است، با بحث‌های جنجالی‌اش راجع به سیاست و مسائل اجتماعی رنگ و بوی خاصی به این کتاب داده و خواننده را غافلگیر می‌کند. رابطه‌ مرید و مرادی میان پری و پروفسور آزور، باعث ایجاد عشقی میان آن دو می‌شود اما حوادث غافلگیرکننده‌ای که در ادامه‌ داستان اتفاق می‌افتد، این رابطه را متلاطم می‌کند.   رمان «سه دختر حوا» کتابی با پیرنگ اجتماعی است. حوادثی که در داستان اتفاق می‌افتد، قرابتی نزدیک با اتفاقات روز ترکیه و منطقه دارد. عاملی که به جذابیت این کتاب کمک کرده است، برداشت‌های مختلف شخصیت‌های داستان نسبت به دین، سیاست و  البته اموری همچون عشق و مردسالاری جوامع شرقی و نقش تعریف‌شده‌ زن‌ها در جوامع مردسالار است.   این اثر حکایت تضادها و تناقض‌هایی است که در نوع نگرش مردم ترکیه و منطقه نسبت به موضوع‌هایی همچون مذهب، زن و جامعه‌ مرد‌سالار وجود دارد.     در قسمتی از این رمان می‌خوانیم: «پری در طول زندگی‌اش، آن شب شوم را فراموش نخواهد کرد. هوا رفته رفته تاريک‌تر شد و تاريکی بر شانه‌هايش نشست. پدرش را تماشا می‌کرد. پدری که پیشانی‌اش را به میز کوبیده بود و مثل يک مانکن بی‌جان روی زمین افتاده بود. از آنجا به روی کاناپه حمل شده بود؛ بعد روی برانکاردی گذاشته شده و به طرف آمبولانس حمل شده بود. به اورژانس رسانده شده بود. به اتاقی پر از تجهیزات پزشکی  ـ اتاقی با دستگاه‌هايی که بیب‌بیب می‌کردند ـ برده شده بود. بچه بود و تنها چیزی که به آن فکر می‌کرد، اين بود که آيا اين يک مجازات است يا نه؟ نکند خدا به خاطر حرف‌های بدی که راجع به ساعت ديواری زده بود، پدرش را مجازات کرده بود.»   رمان «سه دختر حوا» در 440 صفحه و با شمارگان 2000نسخه و با قیمت 40هزارتومان از سوی نشر نیماژ منتشر شده است.            ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 05:40:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266561/انتشار-جدیدترین-رمان-الیف-شافاک-سه-دختر-حوا-منتشر داستان انتخاب برنده بوکر ۲۰۱۸ از زبان یکی از داوران http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/266539/داستان-انتخاب-برنده-بوکر-۲۰۱۸-زبان-یکی-داوران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - وَل مک‌درمید، نویسنده اسکاتلندی داستان‌های جنایی و از داوران جایزه بوکر امسال در یادداشتی پس از برنده شدن «مرد شیرفروش» آنا برنز، درباره روند انتخاب این رمان توضیح می‌دهد. خب، این هم یک سال دیگر. آنا برنز برنده شایسته جایزه من‌بوکر ۲۰۱۸ شد و زندگی برای همه غیر از او به روال عادی خود برگشت. دیگر خبری از گردهمایی داوران نیست، خبری از اضطراب نویسندگان فهرست بلند و کوتاه نیست و همین‌طور از انتقادهای منتقدان و ناشران. ما پنج داور روز سه شنبه برای آخرین بار ملاقات کردیم تا شش کتاب باقیمانده از ۱۷۱ کتاب را بررسی کنیم. از همان مراحل اولیه انتخاب مشخص بود که بعضی از آن یک عالمه کتاب قرار نیست برنده شوند. (تنها یک کتاب بود که من اشاره کردم حتا اگر تنها مدعی بود، برنده بوکر نمی‌شد.) بخش سخت، سر و کله زدن با آن‌هایی بود که با لذت همراه بود: رمان‌هایی که روایات‌های‌شان ما را مسحور می‌کرد؛ آن‌هایی که هنرشان ما را تحت تاثیر قرار می‌داد؛ نثرهایی که ما را مجذوب خود می‌کردند؛ و آن‌هایی که ایده‌های‌شان باعث می‌شد ما در ایده‌های خودمان تجدیدنظر کنیم. در ابتدا برای کنار گذاشتن یک کتاب که هیچ حمایتی از سوی آدم‌های دور میز نداشت محتاط بودیم. آن‌قدر همدیگر را خوب نمی‌شناختیم که بدانیم بهتر است چطور فقدان علاقه خود به رمان مورد بحث را بیان کنیم. اما در فاصله دو یا سه ملاقات، به این درک رسیدیم که چطور با همدگیر به نحو کارآمدتری کار کنیم. افسانه‌های من‌بوکر همواره با این داستان‌ها همراه بوده که داوران در حالی‌که گریه می‌کردند و می‌گفتند «مگر از روی جنازه من رد شوی» تهدید می‌کردند که خودشان را از پنجره به بیرون پرت می‌کنند. می‌دانم که شاید خواندن این جملات هر کسی را ناامید کند، اما ما از این جار و جنجال‌ها نداشتیم. نه اینکه اشتیاقی وجود نداشت –هر کدام از ما یک یا دو بار با شور و شوق از کتابی حرف زدیمکه عاشقش شده بودیم. توضیح دادیم که چه چیز آن برای‌مان قابل لمس بود و توجه مان را جلب کرد. اما هرگز کسی بدون احترام یا توجه با یک کتاب برخورد نکرد. حتا وقتی که می‌بایست برنده را انتخاب می‌کردیم، هیچ اولتیماتوم، زد و بند و قهری در کار نبود. یک به یک درباره کتاب‌های فهرست کوتاه حرف زدیم و نقاط قوت و ضعف‌شان را بررسی کردیم. بعد از چند ساعت سه تا از کتاب‌ها با نقاط قوت بیشتری نسبت به سه تای دیگر ظاهر شدند. استراحتی ده دقیقه‌ای کردیم و بعد این را در نظر گرفتیم که کدام‌یک از این سه کتاب باقیمانده را به دوستان و خانواده معرفی خواهیم کرد. دوباره به دلایلی که آن کتاب‌ها را تحسین کردیم پرداختیم و نقص‌هایی که در آن‌ها پیدا کردیم. چون هیچ کتابی کامل نیست. حتا کتاب من. و بعد از شاید یک ساعت دیگر، رمان چشم‌گیر آنا برنز به عنوان گزینه‌ای که همه در موردش تفاهم داشتیم که انتخابِ درستی است، ظاهر شد. من ۱۰ ماه عضو بهترین کلوب کتاب دنیا بودم. این بیشتر به رئیس‌مان، پروفسور قوام آنتونی آیپا برمی‌گردد. او همیشه درباره هدف‌هایمان و شیوه‌ای که مذاکرات و ملاقات‌هایمان را اداره می‌کردیم روشن رفتار می‌کرد. من چیزهای زیادی از این ملاقات‌ها یاد گرفتم، چرا که ما داوران پس‌زمینه‌ها و زندگی کاری بسیار متفاوتی داشته‌ایم.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Oct 2018 05:38:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/266539/داستان-انتخاب-برنده-بوکر-۲۰۱۸-زبان-یکی-داوران روایت داستانی مبارزه «سفیدپوستان» برای رهایی «سیاه‌پوستان» http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/266513/روایت-داستانی-مبارزه-سفیدپوستان-رهایی-سیاه-پوستان علی صنعوی (مترجم اهل مشهد) در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب «جهان بورژوازی متاخر» نوشته نادین گردیمر و چرایی انتخاب این کتاب و معرفی این نویسنده به مخاطبان ایرانی؛ گفت: این نویسنده در سال ۱۹۹۱ نوبل ادبیات را دریافت کرده و در جهان نویسنده شناخته‌شده‌ای است. منتها من جز چند داستان کوتاه رمانی از اون نخوانده بودم و آقای کریمی مدیر انتشارات ناهید به من کتاب را پیشنهاد کرد و وقتی آن را خواندم واقعا شگف‌زده شدم. این نویسنده از برخی جهات واقعا منحصر به فرد است؛ اول نگاه فمینیستی که در روایت وجود دارد و اینکه کاملا با یک دید باز مسائل را مطرح کرده که برای سال‌های ۱۹۵۰ که داستان به آن زمان مربوط می‌شود خیلی خیلی پیش‌رو محسوب می‌شود. دیگر اینکه رمان به شدت رمان سیاسی‌‌ست که برخی پاراگراف‌هایش یک حس هم‌ذات‌پنداری برای کسانی که در خاورمیانه زندکی می‌کنند به وجود می‌آورد.  او ادامه داد: این رمان در عین اینکه درباره آپارتاید صحبت می‌کند و از ضدیت آپارتاید و آزادی سیاهان می‌گوید اما به نظرم خیلی از خوانندگانی که این کتاب را می‌خوانند و در این منطقه زندگی می‌کنند به نوعی این تبعیضی که در داستان موج می‌زند را در مورد خودشان و در همین حال حاضر احساس می‌کنند. همین باعث می‌شود فضای رمان برای خیلی‌ها جذاب و گیرا باشد.                         این مترجم تاکید کرد: ضمن اینکه این رمان از زبان یک سفیدپوست روایت می‌شود که برای آزادی سیاهان مبارزه می‌کند. اساسا خود نویسنده هم در روند مبارزات آزادی سیاهان واقعا همراه بوده و نقش داشته است. در جریان ترجمه کتاب زندگی‌نامه این خانم نویسنده را می‌خواندم و متوجه شدم متن آن سخنرانی معروفی را که نلسون ماندلا در سال ۱۹۶۴ و پس از دادگاه و برای دفاعیه قرائت کرده متنش با عنوان «ما همگی آماده مرگ هستیم» ویرایش شده توسط نادین گردیمر بوده و درواقع بخش زیادی از متن را او تنظیم کرده بود. زمانی هم که ماندلا از زندان بیرون می‌آید از میان تمام آن مبارزان سیاه‌پوستی که در این مسیر با او همراه بوده‌اند اولین کسی که درخواست ملاقاتش را دارد همین زن نویسنده است.  صنعوی همچنین با اشاره به اینکه با وجود اشارات کتاب به وقایع سیاسی و اجتماعی و داشتن زیربنای فمینیستی، به مانیفست هیچ تفکر و گفتمانی تبدیل نشده و صرفا یک روایت داستانی‌ست؛ متذکر شد: شیوه روایت رمان هم منحصر به فرد است خود خانم گردیمر در مصاحبه‌هایی که از او خواندم می‌گوید تمام این داستان‌ها را زندگی کرده‌ام و این روایت‌ها حکایت تمام کسانی‌ است که در زندگی آن‌ها را دیده‌ام. یعنی خودش ابراز می‌کند که من داستان روایت نمی‌کنم بلکه واقعیت‌های زندگی خودم را به زبان دیگری و در قالب کتاب بیان می‌کنم و شرح می‌دهم. گردیمر رمان‌های خودش را داستان‌های زندگی می‌داند و به همین دلیل چون بنای افسانه‌سازی و قهرمان‌سازی ندارد و شخصیت‌های داستانی‌اش دقیقا انسان‌های عادی هستند که زندگی کرده‌اند رنگ و بوی حقیقی و واقعی دارند. همین قضیه هم باعث می‌شود که همذات پنداری که از آن صحبت کردیم ناخودآگاه شکل بگیرد.  او اضافه کرد: خواننده در کتاب‌های این نویسنده به دنبال قهرمان نمی‌گردد و حتی می‌گوید قهرمان‌ها همین آدم‌های عادی‌ای هستند که شاید آن‌ها را مسخره هم می‌کنیم. شخصیت‌های داستانی کارهای گردیمر همه خاکستری هستند و کاراکتر اول قصه‌اش بخشی از وجود خود اوست چراکه او هم تجربه مشابهی با همسرش داشته است و این  باعث شده که همه چیز را طبیعی بنویسد. متاسفانه در ادبیات ایران هنوز چنین لحن و روایتی را نمی‌بینیم. البته شرقی‌‌ها چون روح آرمان‌گرایانه‌ای دارند و مدام به دنبال قهرمان می‌گردند ادبیات‌مان هم پر از قهرمان‌سازی‌ست.                       این مترجم سپس به تعریف خاص نویسنده از خیانت و عشق به مردم در رمان گریزی زد و گفت: گردیمر ظرفیت‌های انسانی را به زیبایی در این رمان به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند این انسان تا جایی که توانش را داشته مبارزه کرده است. او در یکی از قسمت‌های کتاب درباره یکی از قهرمان‌های داستان می‌نویسند: «مکس هرچیزی را که داشت برای به دست آوردن عشق مردم از دست داد ولی همین مردم هم دیگر او را پذیرا نشدند و همه چیزش را سر این قضیه باخت و خائن شناخته شد.» این مسئله خیلی مهم است که بفهمیم انسان‌ها در حد ظرفیت و توانشان مبارزه می‌کنند و اگر روزی به اصطلاح بریدند دلیل بر خیانت و حتی کوچک بودن شخصیت‌شان نیست و هر انسانی گنجایش مختص به خودش را در برابر مسائل مختلف دارد. حتی در جمله‌ای اشاره می‌شود که مشخص نیست چه چیزی از دورن مکس بیرون کشیده شده و در برابر چشمانش گذاشته شده که او راضی به همکاری به قدرت شده و خودش را باخته است. شاید هر انسانی بخش‌های ظلمانی در درون خودش دارد که اگر احیانا با آن روبه‌رو شود بشکند حالا هرچقدر مبارز.  صنعوی درباره نگاه خاص کتاب به مسئله ایجاد تغییرات تدریجی در یک سیستم تبعیض‌آمیز نیز تاکید کرد: باید توجه داشته باشیم که این رمان در سال ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ نوشته شده یعنی در اوج مبارزات چریکی و مسلحانه در سطح جهان و عصر چگوآراها و قهرمانی فیدل کاستروها. خب شیوه معمول مبارزه در آن زمان اینچنین بوده و با توجه به اینکه نادین گردیمر هم یکی از اعضای کنگره ملی آفریقا بوده و برای این انجمن فعالیت می‌کرده نوع نگاهش در زمانی که این رمان را نوشته به همان گروه گرایش داشته و بعضا سمت و سوی مسلحانه هم دارد. به همین دلیل هم هست که به کسانی که خودشان آزادی و حق رای دارند اعتراض می‌کند و به آن‌هایی که این حقوق را ندارند راهکار مبارزه  مسالمت‌آمیز و در چارچوب قانون را نشان می‌دهد. این رمان زاده همان زمان و شرایط است. البته خود گردیمر بعدها که پا به سن می‌گذارد تغییر می‌کند و رویکردش تعدیل می‌شود و از این نگاه فاصله می‌گیرد و به منش نلسون ماندلا نزدیک می‌شود. بعد از شکست خوردن آپارتاید هم به بیشتر کشورهای دنیا سفر می‌کند و از اندیشه‌های مبارزاتی ماندلا می‌گوید.  کتاب «جهان بورژوازی متاخر» نوشته نادین گردیمر با ترجمه علی صنعوی در ۱۷۴ صفحه و به قیمت ۲۲۰۰۰ تومان به تازگی از سوی نشر ناهید منتشر شده است. ]]> ادبيات Sat, 20 Oct 2018 05:12:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/266513/روایت-داستانی-مبارزه-سفیدپوستان-رهایی-سیاه-پوستان «نوستالژی معکوس» یا «یکی رفت/ یکی ماند...» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266400/نوستالژی-معکوس-یا-یکی-رفت-ماند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فریبا حاج‌دایی: این بار قصد دارم از دو کتاب، یکی نوباوه و دیگری سال‏خورده، بنویسم. نوباوه «بازگشت» نام دارد و اثر دست «گلی ترقی» است و از سوی نشر نیلوفر در تابستان ۹۷ به طبع رسیده است و سالخورده «آداب زیارت» به قلم «دکتر تقی مدرسی» است که پاییز ۶۸ از سوی نشر نیلوفر به چاپ رسیده و سنی از سالش می‏‌گذرد گرچه دل باید جوان باشد که دل  کتاب سالخورده ما چنین است و از آنجایی‏ که حق تقدم با بزرگان است نوشتارم را با آداب زیارت آغاز می‏‌کنم. آداب زیارت شرح سفر به دل تاریخ است و دیدن آنچه بین ایران و عراق، به عنوان یکی از چند جنگ ایران با میان‏‌رودان(بین‏‌النهرین)، آشور و آکد و سومر، و حاکمی چون آشوربانی‏پال گذشته است. بانی‏پال کسی است که صدام حسین با او همزادپنداری می‏‌کرد. از دوران صدام حسین عکس‏‌های متعددی موجود است که او را در کنار تمثال آشوربانی‏پال نشانده‌‏اند و زیر پای او کوه‌ه‏ایی از کلاه‏خودهای سربازان ایرانی قرار دارد. تاریخ این منطقه خون‏چکان است و البته باید گفت کجای دنیا نیست. جنگ سرچشمه یادگیری‏‌ها و انتقال علم و فن‏آوری‏‌های بشری هم بوده است.                                    اگر جنگ‏‌های صلیبی نبود اروپای مسیحی از علم خاور نزدیک(نامی که در آن زمان به خاور میانه اطلاق می‏‌شده) بی‏‌خبر می‏‌ماند و ما هم از آن سامان چیزی نمی‌‏آموختیم. مهرداد، آدم داستانی کتاب آداب زیارت، به قصد یافتن آثار باستانی و زیارت آثار به جا مانده از مانی و آن اعصار از یاد رفته به جبهه می‏‌رود. برای او این جبهه رفتن سفر به گذشته تاریخی و کشف خود است. جنگ اهداف رسمی اعلام شده دارد که به ضرورت، برآیند خواسته‌‏های افراد شرکت‏‌کننده در جنگ نیست و انگیزه‏‌های فردی معمولا در روزنامه‏‌های رسمی دیده نمی‏‌شود. نویسنده رمان آداب زیارت انگیزه‏‌های منحصربه‏‌فرد و یگانه برای شرکت آدم داستانی‌ا‏ش، مهرداد، در جنگ می‏‌آفریند که کنجکاوی تاریخی خود نویسنده را هم ارضا می‏‌کند. برای «پرفسور هادی بشارت»، دیگر آدم داستانی این کتاب، هیچ چیز مهم‌تر از مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ و زبان‌های باستانی نیست. تنها دلخوشی او تربیت و پرورش دانشجوی خصوصی‏‌اش «مهرداد رازی» بوده است که او هم که برای دیدن رودخانه فرات به جبهه رفته و شهید شده است. یادمان باشد دکترتقی مدرسی نویسنده رمان «یکلیا و تنهایی او» است رمانی  که با نوعی نگاه اسطوره‌وار و برداشتی از داستان‌های عهد عتیق و زبانی وام گرفته از کتاب مقدس و با روایتی منظم و منسجم نوشته شده و نام نویسنده‏‌اش را در تاریخ صدساله داستان‌نویسی ایران تا به امروز تثبیت کرده است.                               نه در غربت دلم شاد است / نه رویی در وطن دارم/  شاید این شعر چکیده‏‏‌ خوبی از کتاب بازگشت باشد. در بخشی از پیشانی کتاب آمده است «رویا حقیقت است.» و در شروع مقدمه کتاب از قول نویسنده می‏‌خوانیم: «بمانم یا برگردم؟ این سوالی است که ماه‏سیما شایان (آدم داستانی کتاب) از خودش و از من می‏‌کند.» و در سطرهای پایانی مقدمه دوباره از قول نویسنده می‏‌خوانیم: «بدجنسی می‏‌کنم. ماه‏سیما را جلوتر از خودم می‏‌فرستم تا ببینم چه بر سرش می‏‌آید. راضی‏ست یا از بازگشت پشیمان است؟... این ماه‏سیماست که سرنوشت من را تعیین می‏‌کند. ... من تماشاگرم. نگاه می‏‌کنم و می‏‌نویسم. و شمای خواننده هم کاری از دست‏تان ساخته نیست.» گلی ترقی زندگی مدرنیته از نوع ایرانی را روایت می‏‌کند، وضعیت انسان ایرانی که در برزخ دو دنیا قرار دارد. ماه‏سیمایِ پنجاه‌‏وپنج ساله‏‌ کتاب او که زمانی زندگی  قبیله‏‌ای را طرد کرد و رفت تا زندگی مدرن و فردی را در دیاری دیگر با دو پسر و همسرش تجربه کند امروز که همسرش نیست شده و دو پسرش دور از او زندگی می‏‌کنند بار دیگر به یاد قبیله و وطن افتاده و می‏‌آید تا در آغوش وطن گرمای قبیله گم‏شده را حس کند: «کلمه ولو را قاپید. در تمام این مدت دوری یک بار هم به خواص بهشتی این کلمه فکر نکرده بود – کلمه‌‏ای که ریشه در زبان و فرهنگ او داشت و به آسانی قابل ترجمه نبود... یک جور مرخصی از زمان بود، فراغتی موقت، حالتی افیونی که فرنگی‏‌ها، با همه عطش و آرزویشان... آن را نمی‏‌شناختند.» این افکاری است که از ذهن ماه‏سیما در مسیر فرودگاه تا خانه دخترخاله می‏‌گذرد. فرنگیس وارد خانه دخترخاله، به عنوان عضوی از خانواده و قبیله بزرگ‏شان می‏‌شود ولی دیگر نه قبیله آن قبیله است و نه وطن آن وطن: «ما هر روز یه حرفی می‏‌زنیم. خودمون هم نمی‏‌دونیم چی می‏‌گیم یا چی می‏‌خوایم. یه روز امیدواریم، یه روز ناامید. یه روز به فکر مهاجرتیم، یه روز به فکر موندن.» در یک کلام بگویم کتاب بازگشت گلی ترقی «نوستالژی معکوس» است و برای من یادآور این شعر فولکلور و قدیمی است: «یکی رفت/ یکی ماند/ یکی به حسرت سر جنباند.»     ]]> ادبيات Fri, 19 Oct 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266400/نوستالژی-معکوس-یا-یکی-رفت-ماند داستان‌هایی مختصر و مفید از برلین http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266519/داستان-هایی-مختصر-مفید-برلین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یودیت هرمان از نویسندگان نسل جدید ادبیات آلمان است. این نویسنده معاصر آلمانی نخستین متون ادبی خود را زمانی که در آمریکا بود منتشر کرد و تجربیات روزنامه‌نگاری نیز دارد. هرمان از همان آغاز نوشتن شیفته داستان کوتاه شد و درنهایت خود را بیش از آنکه رمان‌نویس بداند نویسنده‌ داستان‌های کوتاه می‌داند که با سبکی مینی‌مال خلق می‌شوند. ایجاز از ویژگی‌های بارز آثار اوست. هرمان نخستین مجموعه داستان خود به نام «خانه‌ی تابستانی» را در سال 1998 منتشر می‌کند که با استقبال روبه‌رو می‌شود.  خوشبختانه این نویسنده خوش‌قلم در ایران ناشناخته نمانده و آثاری چون مجموعه «این سوی رودخانه اُدر»، «آلیس» و «خانه تابستانی» و چند داستان کوتاه دیگر به فارسی ترجمه شده است. آخرین اثری که از هرمان به فارسی برگردانده شده،‌ آخرین مجموعه داستان منتشر شده از این نویسنده است که در سال 1397 با ترجمه مترجم همیشگی آثار او محمود حسینی‌زاد از سوی نشر افق راهی بازار کتاب شد. محمود حسینی‌زاد، مترجم آثار هرمان در ایران درباره سبک و سیاق نویسندگی او در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) می‌گوید: « هرمان درباره آدم‌های امروز و روابط‌شان می‌نویسد. داستان‌های اول درباره جوان‌ها بود و با گذشت زمان که سن خودش بالا رفت سن کاراکترهای داستان‌هایش هم بیشتر شد و  این اواخر بیشتر  درباره آدم‌های همسن و سال خودش می‌نویسد. عمده داستان‌های اول هرمان در برلین می‌گذشت چون او برلینی‌الاصل است اما به مرور زمان جهانی‌تر نوشت و اکنون داستانهایش در اقصی نقاط دنیا رخ می‌دهند.»                            کتاب «آلیس» در سال 1388 در ایران منتشر شد و هنوز هم یکی از پرطرفدارترین آثاری است که از این نویسنده به فارسی برگردانده شده است. این اقبال را می‌توان به رمان‌پسندی مخاطبان ایرانی نسبت داد. البته به گفته خود نویسنده؛ «این کتاب رمان نیست و پنج داستان است با یک شخصیت مشترک به نام آلیس.» اما پیوستگی غیرمستقیم داستان‌ها به یکدیگر و همچنین تِم مشترک آن‌ها این ذهنیت را در خواننده به وجود می‌آورد که گویی با رمانی کوتاه مواجه است. این کتاب مجموعه‌ای‌ست شامل پنج داستان که یک شخصیت محوری به نام آلیس دارد و در هر پنج داستان «مرگ» مضمون اصلی است. شخصیت اصلی کتاب زنی میانسال به نام آلیس است و این کتاب درباره ماجراهایی از مرگ دوستان و اقوام آلیس  و روایت افرادی است که در هنگام احتضار، آلیس به دیدن‌شان می‌رود. این رمان تا کنون شش بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از کتاب «آلیس» می‌خوانیم: «وقتي كسي كه دوستش داري، كسي كه در زندگي‌ات نقشي داشته، مي‌رود، مي‌ميرد و ديگر نيست، همه‌چيز دگرگون مي‌شود؛ چه بخواهي و چه نخواهي. آن‌چه به جا مي‌ماند، كتاب‌ها هستند و نامه‌ها و عكس‌ها.  يادها و اندوهي چاره‌ناپذير و گاهي هم در گوشه‌اي، خياباني، كسي را اشتباهي به جاي او كه مرده مي‌گيري و به دنبالش مي‌دوي...» کتاب «آن سوی رودخانه ادر» اولین کتابی است که از یودیت هرمان به فارسی ترجمه می‌شود. این کتاب  در سال 1386 وارد بازار کتاب ایران شد و مجموعه‌ای است انتخابی  از دو کتاب نخست یودیت هرمان به نام‌های «خانه تابستانی» و «هیچ چیز جز ارواح». هرمان در اين داستان به زندگي مردماني بي‌خيال و در عين حال آسيب‌پذير، به فرصت‌هاي از دست رفته و تنهايي گاه خود خواسته‌شان مي‌پردازد. نگاه و زبان او خونسرد اما مؤثر است و حسرتي نهفته در آن موج مي‌زند. هرمان در این داستان ها از نشانه‌ها مدد گرفته تا لایه زیرین اثر خود را بسازد و خواننده در این کتاب تنها با داستان و قصه مواجه نیست. بلكه  در مواجهه با چيزي است كه در اثر تقابل‌هاي عناصر تشكيل دهنده داستان آن شكل مي‌گيرد، و  در نتیجه با دو سطح روبه رو می‌شود؛ يكي سطح روساخت و دیگر آنکه با كشف دلالت هاي ضمني و تقابل‌ها در اين سطح  به سطح ژرفساختي داستان می‌رسد.                           این کتاب تا به حال سه بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از داستان «مرجان سرخ» می‌خوانیم: « ... اولين و تنها باري كه پيش روان‌شناس رفتم. به قيمت از دست دادن دستبند مرجان سرخ‌رنگم تمام شد و او ده سالي از من بزرگ‌تر بود و به ماهي مرده شباهت داشت، سرد و بي‌صدا. حالش خيلي بد بود. روي تخت مي‌افتاد و تنها جمله اي كه مي‌گفت... اگر اصلاً حرفي مي‌زد... اين بود: «حتي از خودم هم خوشم نمي‌آد.» اين همان داستاني است كه مي‌خواهم تعريف كنم؟ مطمئن نيستم. واقعاً نيستم.» پس از این دو کتاب که با استقبال خوبی در بازار کتاب روبه‌رو می‌شود،‌ محمود حسینی‌زاد،‌ مترجم و معرف آثار هرمان در ایران، به سراغ ترجمه رمانی از این نویسنده به نام «اول عاشقی» می‌رود.  این کتاب رمانی است که روانشناسی را با ادبیات پیوند می‌زند. در لایه نخست، خواننده با ماجرایی روبه روست که  خلل و شکافی را در زندگی مشترک یک زن و شوهر روایت می‌کند. رمان «اول عاشقی» از نظرگاه  کاراکتری به نام «استلا» روایت می‌شود. استلا در همه صحنه‌های رمان حضوری پر رنگ دارد. «استلا» در صفحه نخست کتاب در هواپیما نشسته است و با مردی آشنا می‌شود که دست‌های کثیفی دارد. این مرد که «جیسون» نام دارد دست «استلا» را می‌گیرد و به او دلداری می‌دهد. استلا اندکی آرامش می‌یابد. در ادامه این سفر هوایی، جیسون خوابش می‌برد اما همچنان دستان کوچک استلا را در دست دارد. یودیت هرمان در واقع در رمان «اول عاشقی» زنی را توصیف کرده که به هر موضوع و ابژه سطحی نگاه می‌کند. هرمان با این رمانش همه نقدها را متوجه استلا می‌داند. این نویسنده زن آلمانی، در تازه‌ترین رمانش استلا را عصبی توصیف می‌کند.  زبان یودیت هرمان در این رمان زبانی است که دیالوگ در آن نقش تعیین کننده‌ای ایفا می‌کند. در ترجمه محمود حسینی‌زاد دیالوگ‌های داستان در گیومه قرار نگرفته است اما با مهارت مترجم در انتقال لحن و اقتضای کلام نویسنده، دیالوگ‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند و مانعی بر سر راه فهم خواننده نیست. در واقع مترجم توانسته است زبان مختص به خود هرمان را در فارسی بازتولید کند.                                    محمود حسینی‌زاد محمود حسینی‌زاد درباره نثر و زبان هرمان در آثارش می‌گوید: « نثر ملانکولیکی دارد و سعی دارد به آن ملانکولی اهمیتی ندهد و نگاه بیطرفانه‌ای داشته باشد.» داستان «اول عاشقی» داستان هراس و اندوه نیست. داستان سکوت و روزهای جدایی یک زن و شوهر نیست. داستان روایتی منطقی از یک زندگی به ظاهر ساده است. زندگی به قدری ساده و سرراست است که وجود معضلی به راحتی آن را تکان می‌دهد و همه این‌ها به استلا ربط پیدا می‌کند. استلایی که گویی خود دچار تردیدی درونی است و این تردید تا پایان یافتن رمان و تا آخرین سطر ادامه دارد و استلا در اعماق وجودش نمی‌تواند به این تردید غلبه کند. این رمان مدت کوتاهی پس از انتشار در سال 1394 به چاپ دوم رسید. در بخشی از «اول عاشقی» می‌خوانیم: «کاش می‌شد همیشه همدیگر را می‌شناختیم ، تو پیرتر می‌شوی ، ما دیگر چندان وقتی نداریم . نگاهم که می‌کنی ، لبخند خواهی زد، امکان ندارد طور دیگری باشد.»                         مجموعه داستان «لتی پارک» آخرین اثری است که از این نویسنده آلمانی به فارسی ترجمه شده است. نسخه اصلی «لتی پارک» در سال ۲۰۱۶ چاپ شده و یودیت هرمان در آن،  به نوشتن داستان‌های خیلی کوتاه و موجز روی آورده است. هرمان در داستان های این کتاب، به وضعیت فعلی کاراکترهایش توجه کرده تا احساس آن‌ها را به خواننده منتقل کند. در این داستان‌ها، آدم‌ها به درون خود رفته اند و به مسائل شخصی و بیشتر دو راهی‌های عاطفی شان می‌اندیشند که پیش‌تر، جور دیگری درباره آن‌ها فکر می‌کردند. در این مجموعه 16 داستان به نام‌های «ذغال‌سنگ»، « طلسم»، «سولاریس»، « شعرها»، «لتی پارک»، « شاهدها»، «بادبادک»، « جزیره‌ها»، « گرده درختان صنوبر»، « بعضی یادها»، «مغز»، «نامه»، «رویاها»،« بازگشت»، « برخوردها» و «مادر» آمده است.                          هرمان در این داستان‌ها به همان درون‌مایه همیشگی خود یعنی روابط بین انسان‌ها پرداخته است. محمود حسینی‌زاد درباره درون‌مایه این اثر و رویکرد هرمان در «لتی‌پارک» می‌گوید: به نظر من موجزترین داستان‌های یودیت هرمان در مجموعه «لتی پارک» هستند. درونمایه کلی داستان‌های هرمان در این کتاب همان درون‌مایه همیشگی آدم‌ها و روابط‌شان است. هرمان در این کتاب آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که که قادر به ایجاد رابطه نیستند و انسان‌هایی هستند که به نقطه‌ای بحرانی رسیده‌اند و در حال بازنگری زندگی گذشته خود هستند.»   در بیشتر داستان‌های این کتاب با کاراکتری روبه رو هستیم که یکی از نزدیکانش ترکش کرده است. اغلب داستان‌ها ماجرای مواجهه کاراکتر اصلی با این هجران است. در ابتدای داستان «جزیره‌ها» می‌خوانیم: « در این عکس نشسته‌ایم جلوی ساختمانی که یادم نیست کجا بود، خانه‌ی زک که به هر حال نیست. سمت چپی من‌ام، سمت راستی مارتا. به طرز غریبی حالت بدن‌هایمان درست مثل هم است، فقط انگار که توی آینه، برعکس هم، پاها ضربدری و دست چپم روی ساعد راستم، دست مارتا روی ساعد چپش، دلیلش باید این باشد که ما مدت زیادی با هم بودیم.» یودیت هرمان در این مجموعه در به تصویر کشیدن تنهایی آدم‌ها بسیار موفق عمل کرده است. او این کار را با توصیف جزبه‌جز اشیا انجام می‌دهد. در بخشی از داستان «سولاریس» می‌خوانیم: «آدا همه جا ردی از زندگی مشترکشان می‌بیند. عکسی-نگاه زمستانی از پنجره  اتاق سوفی به خیابان دلگیر. بلوزی که رویش اسبی کوچک گلدوزی شده آویزان به میله لباس‌ها. سنجاق سری صدفی. پیپ حشیش‌کشی. چاقوییی. آدا دراز می‌کشد روی کانا په ای در اتاقی که جز این کاملا خالی است، آن قدر آرام است که حس می‌کند دارد در هوا محو می‌شود، دارد فراموش می‌کند که کی است.» محمود حسینی‌زاد درباره تاثیرپذیری یودیت هرمان از دیگر نویسندگان معاصر خود می‌گوید: «هرمان در چندین مصاحبه از جمله در مصاحبه ای که اخیرا با علیرضا غلامی برای مجله تجربه داشت گفته از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته و  از نویسندگانی مانند آلیس مونرو به عنوان نویسنده مورد علاقه اش  نام می‌برد.»   مجموعه داستان «لتی‌پارک»  آخرین اثر این نویسنده است که در سال 1397 از سوی نشر افق منتشر شد و گفتنی است که مترجم تمامی آثار یودیت هرمان در ایران محمود حسینی‌‌زاد است. ]]> ادبيات Fri, 19 Oct 2018 06:26:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266519/داستان-هایی-مختصر-مفید-برلین گوته یک فرد نیست یک گفتمان است/ گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266535/گوته-یک-فرد-نیست-گفتمان-جسارت-تابو-ها-پرداخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست هفتگی شهر کتاب که عصر پنجشنبه(۲۶ مهرماه) برگزار شد به نقد و بررسی کتاب «پنج اثر از گوته» اختصاص داشت و محمود حسینی‌زاد، علی عبداللهی و سعید پیرمرادی در این نشست سخنرانی کردند. کتاب «پنج اثر از گوته» با ترجمه‌ سعید پیرمرادی به تازگی به همت نشر چشمه منتشر شده و در آن دو نمایشنامه‌ شورانگیز و متفکرانه، یک دیالوگ جمعی روشنفکرانه با موضوع زنان و دو افسانه‌ معروف از گوته، شاعر و ادیب نامدار آلمانی برگزیده و ترجمه شده‌اند.   رابطه‌ام با گوته حالت شیدایی به خود گرفته است سعید پیرمرادی، مترجم اثر، در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره علاقه و آشنایی‌اش با گوته پرداخت و گفت: رابطه من با گوته حالت شیدایی به خود گرفته است و حدود هشت سال است با گوته زندگی می‌کنم و هرجا سخنی از گوته باشد در آنجا حضور دارم. زمانی‌که آثار گوته را ترجمه می‌کنم سعی می‌کنم به متن وفادار بمانم و به گونه‌ای ترجمه می‌کنم که گویی گوته زنده است و این اثر را می‌بیند.   وی که علاوه بر این کتاب، ترجمه آثار دیگری از گوته مانند «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی»، «اشتیاق» و «خویشاوندهای اختیاری» را در کارنامه‌اش دارد، درباره اینکه چرا و چگونه آثار گوته را برای ترجمه انتخاب کرده است، گفت: به صورت کاملا اتفاقی کتاب‌هایی که ترجمه کرده بودم به دست یکی از استادان دانشگاه هایدلبرگ و مولف کتاب «اشتیاق» رسید. او در این کتاب از زاویه دید روانشناسانه زندگی گوته را بررسی و تحلیل کرده و باورها، رنج‌ها، دردها و خلاقیت گوته را در این تحلیل به خوبی نشان داده بود.   این روانشناس در ادامه بیان کرد: من در آن زمان کم و بیش با گوته آشنایی داشتم اما به تدریج این علاقه دیرین در من تبدیل به شوق شد و تصمیم گرفتم بیشتر به گوته بپردازم. چراکه هیچ کدام از شاعران و نویسندگان غربی به اندازه گوته در مطرح کردن ادبیات ایران در جهان نقش نداشته‌اند. گوته با شوق و عشقی که به ادبیات ایران داشت با نگارش «دیوان غربی شرقی» به جهانی شدن ادبیات ایران کمک زیادی کرد و ما باید دِین او را ادا کنیم.   گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت وی افزود: بعد از ترجمه کتاب «اشتیاق» با کارهای گوته بیشتر آشنا شدم و خودم تعدادی از آثار او را برای ترجمه انتخاب کردم. «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی» نخستین ترجمه من بود. مطالب این کتاب مرا تحت تاثیر قرار داد چون خودم نیمی از عمرم را در مهاجرت بسر بردم. مطالب این کتاب به گونه‌ای است که گویی گوته در عصر کنونی زندگی می‌کند. همچنین دیالوگ 30 صفحه‌ای جذابی در آغاز این کتاب وجود دارد که گوته در آن انقلابیون و ضدانقلابیون را مقابل هم قرار می‌دهد. در این کتاب چند داستان کوتاه و نیمه بلند آورده شده است. گوته جسارت طرح موضوعاتی که در جامعه تبدیل به یک تابو شده است، را دارد. پیرمرادی در ادامه به کتاب بعدی که از گوته ترجمه کرده اشاره کرد و درباره آن توضیح داد: بعد از آن کتاب «خویشاوندی‌های اختیاری» را که یکی از اساسی‌ترین موضوعات نوع بشر و جدال بین خرد و احساس را به تصویر می‌کشد، ترجمه کردم. این کتاب توانست برای نخستین بار روابط موازی و سیر تشکیل و فرجام آن‌ها را بیان کند و نسبت به سایر ترجمه‌های انجام شده، بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است چون دارای موضوعی ملموس و حاد است و گاهی من این کتاب را برای درمان به مراجعه‌کنندگانم معرفی می‌کنم.   گوته خالق مفهوم ادبیات جهانی بود این مترجم آثار آلمانی افزود: بعد از این کتاب تصمیم گرفتم مخاطبان را با سبک‌های نگارش دیگر گوته آشنا کنم. «پنج اثر از گوته» مجموعه‌ای است متنوع که شخصیت و اندیشه‌های گوته را از زوایای گوناگون نشان می‌دهد. دو نمایشنامه «کلاویگو و استلا» را انتخاب کردم. کلاویگو برداشتی روانشناسانه و هستی‌شناسانه از انسان و درگیری‌ها و تضادهایش مطرح می‌کند و شخصیت مردی خواهان ترقی اجتماعی و عاطفی اما گرفتار در کشاکش سهمگین میان پیشرفت اجتماعی و دلبستگی عاطفی را به تصویر می‌کشد، نمایشنامه استلا نیز عشقی بدفرجام میان مردی متاهل و پریشان و معشوقه‌ جوانش را با ظرافتی کم‌نظیر به تصویر می‌کشد. به گفت پیرمرادی کلاویگو نیز مانند استلا و نمایشنامه‌های دیگر عنوان توبه ادبی گوته را به خود اختصاص داده است و گوته توانسته جفاهایی که در حق معشوقه‌هایش انجام داده در قالب این نمایشنامه‌ها به تصویر بکشد. همچنین پاریس نو و ملوزین نو، دو افسانه‌ شگفت‌انگیز گوته‌اند که قوه‌ تخیل خواننده را به پرواز درمی‌آورند.   تالیف بیش از 80 هزار مقاله علمی درباره گوته وی در ادامه با بیان اینکه گوته خالق مفهوم ادبیات جهانی بود، گفت: نمی‌توانیم به اثری از گوته برسیم که اثری از فرهنگ‌های دیگر در آن نباشد. و تا به حال بیش از 80 هزار مقاله علمی درباره آثار گوته به زبان‌های مختلف انجام شده که بسیار شگفت‌آور است.   پیرمرادی همچنین ‌از ترجمه دیگر آثار گوته خبر داد و گفت: تا پایان ماه آینده ترجمه کتاب «دیوان غربی شرقی» را به پایان رسانده و به نشر چشمه تحویل می‌دهم بعد از آن هم به ترجمه دو رمان مربوط به دوران سالمندی گوته که حجم زیادی در حدود دو هزار صفحه فارسی دارند، می‌پردازم.   وقتی سراغ گوته می‌روید با یک غول دست و پنجه نرم می‌کنید محمود حسینی‌زاد، سخنران دیگر این نشست درباره اینکه چگونه یک مترجم جرات می‌کند، به ترجمه آثار گوته بپردازد، گفت: در آلمان، گوته شخصیتی کاملا استثنایی دارد چون شرایط متفاوتی داشته است. او در خانواده اشرافی رشد کرده و تا 85 سالگی زندگی می‌کند و با دربار ارتباط دارد. گوته در آلمان مقام بالایی دارد و در همه شهر می‌توان نامی از گوته شنید. براین اساس وقتی سراغ گوته می‌روید باید بدانید که با یک غول دست و پنجه نرم می‌کنید.   این مترجم آثار آلمانی و داستان‌نویس در ادامه به توان سعید پیرمرادی در ترجمه آثار گوته اشاره کرد و گفت: من از سال‌ها پیش، زمانی که پیرمرادی در آلمان زندگی، تحصیل و کار می‌کرد وی را می‌شناسم و می‌دانم که او کاملا با گوته و شخصیت و مقامش در آلمان آشنایی دارد. او بر ترجمه آثار گوته متمرکز شده و به نویسنده دیگری نمی‌پردازد و گوته را از جهات مختلف بررسی می‌کند و خودش را محدود به آثاری همچون «دیوان غربی شرقی» نکرده است و برای ما گوشه‌هایی از گوته را نمایان کرده که خیلی درباره‌اش اطلاعات نداشتیم.   گوته مخاطب را بین دو فرهنگ غرب و شرق می‌گذارد این منتقد ادبی و مولف مجموعه داستان «سیاهی چسبناک شب» گوته را فردی چندوجهی عنوان کرد که به حوزه‌های مختلف پرداخته است و گفت: گوته در اصل نمایشنامه نویس است و پیرمرادی در این کتاب نمایشنامه‌هایی از گوته ترجمه کرده است. گوته مخاطب را بین دو فرهنگ غرب و شرق می‌گذارد و نوعی تصمیم‌گیری در همه آثار گوته به چشم می‌خورد.   زبان پیرمرادی هم بوی امروزی دارد هم بوی کلاسیک مولف مجموعه داستان «آسمان، کیپ ابر» در ادامه به آثار ترجمه شده از سوی پیرمرادی اشاره کرد و گفت: او در آغاز «اشتیاق» را ترجمه کرد و با این کتاب ابتدا شناختی از گوته به مخاطب ارائه داد سپس سراغ کارهای کمتر شناخته شده گوته رفت و داستان‌های کوتاهی از او ترجمه کرد که ما کمتر با آن آشنا بودیم.   به اعتقاد مترجم «قاضی و جلادش» کار مهم پیرمرادی، زبانی است که او برای ترجمه این آثار انتخاب کرده و خواندن این کتاب‌ها را برای مخاطبان روان کرده، زبانی که هم بوی امروزی دارد و هم بوی کلاسیک. او جمله‌بندی‌ها را نمی‌شکند ولی با انتخاب واژگان مناسب، حس امروزی بودن را به مخاطب منتقل می‌کند.     گوته یک فرد نیست یک گفتمان است علی عبدالهی، شاعر و مترجم آثار آلمانی، نیز در این نشست به فقدان مجموعه منسجم از ترجمه کتاب‌های گوته اشاره کرد و گفت: ما ترجمه‌های پراکنده‌ای از آثار گوته داریم و باید توجه بیشتری در زمینه تولید یک مجموعه منسجم در این زمینه صورت گیرد و تلاش‌های پیرمرادی در این زمینه ارزشمند است. گوته شاعر، درام‌پرداز، افسانه‌پرداز، قصه‌گو، نمایشنامه‌نویس، نظریه‌پرداز، مشاور و دستیار حاکمان، محقق در حوزه علوم طبیعی و فیزیک، سفرنامه‌نویس و فیلسوف است. گوته یک فرد نیست یک گفتمان است؛ مانند حافظ و سعدی و فردوسی و تحلیل او اهمیت زیادی دارد.   مترجم «سکوت آینده من است، مجموعه شعرهای عاشقانه اریش فرید» با بیان اینکه وقتی کسی می‌خواهد درباره گوته صحبت کند، نمی‌داند درباره کدام جنبه‌اش حرف بزند، افزود: گوته بازتابنده کامل و روح دوران خودش بود و تبیین‌گر انسان اروپایی، انسان کنجکاو، بررسی کننده تمام ابعاد علوم و واکاونده عوالم درون انسان، انسان ابزارساز و انسان هوشمندی است که می‌تواند خرد ابزاری را به خدمت ساخت نهادهای اجتماعی درآورد و انسان مدنی که ما می‌شناسیم از دل فاوست درمی‌آید و این کار بزرگ گوته است. بااینکه گوته همه این کارها را انجام داده به طرز عجیبی علایق پراکنده‌ای داشته و امروزه برخی اندیشه‌هایش در زمینه‌هایی مانند رنگ‌شناسی چندان مطرح نیست چون علم پیشرفت‌های زیادی داشته است.   گوته تلاش زیادی برای معرفی فرهنگی‌های دیگر انجام داد مترجم «اکنون میان دو هیچ، مجموعه شعرهای نیچه» یادآور شد: گوته تلاش زیادی برای معرفی فرهنگی‌های دیگر انجام داد. این جست‌وجو از آشنایی کامل با فرهنگ یونان باستان و روم باستان شروع شد و با اساطیر و کتاب‌های مقدس و آشنایی با فرهنگ فرانسوی و اسپانیایی و سفرهایی که به ایتالیا داشت ادامه یافت و به سروده‌های رومی که عاشقانه است و نگاه گوته به تاریخ ایتالیا رسید و در سال‌های بعدی عمرش به آشنایی با فرهنگ شرق و حافظ و سعدی رسید و در خلال مطالعه‌های ترجمه‌های موجود توانست حافظ را بشناسد.   مترجم «عاشقانه‌های هرمان هسه» شیلر، را شبیه‌ترین شخص به گوته از میان هم زبانانش نامید و گفت: آن‌ها دو دوست جدانشدنی و کاملا متضاد بودند. گوته شاعری خوشبخت بود اما شیلر برعکس او بود و جوانمرگ شد و بعد از مرگش احوالاتش در آثار گوته دیده می‌شود. به گفته عبداللهی در «پنج اثر از گوته» می‌توانیم گوته درام‌پرداز و گوته افسانه‌پرداز را ‌بینیم. گفت‌وگوهای ادبی ایران و آلمان علی‌اصغرمحمدخانی نیز در این نشست ضمن بیان اهمیت گوته و آثارش به دویستمین سال انتشار «دیوان غربی شرقی» گوته در سال 2018 اشاره کرد و گفت: به این مناسبت سال آینده میلادی به گفت‌وگوهای ادبی ایران و آلمان می‌پردازیم که به نوعی گفت‌وگوی شرق و غرب هم محسوب می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Fri, 19 Oct 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266535/گوته-یک-فرد-نیست-گفتمان-جسارت-تابو-ها-پرداخت سنایی طراح بوطیقای غزل عرفانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266532/سنایی-طراح-بوطیقای-غزل-عرفانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، چهل‌ودومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ سنایی با موضوع تحلیل و بررسی «جایگاه استاد محمدتقی مدرس‌رضوی در تصحیح و تفسیر آثار سنایی» و رونمایی از تصحیح جدید حدیقه‌الحقیقه با حضور محمدجعفر یاحقی، مهدی محبتی، سیدمهدی زرقانی و علی‌اصغر محمدخانی روز چهارشنبه (25 مهرماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   نقش مهم مدرس‌رضوی در معرفی دو شخصیت سنایی و خواجه نصیر در ابتدای نشست علی‌اصغرمحمدخانی ضمن گرامی داشتن یاد محمد دبیرسیاقی و اشاره به تصحیح جدید حدیقه‌الحقیقه، به معرفی مختصری از مرحوم مدرس‌رضوی‌ به عنوان اولین مصحح حدیقه پرداخت و گفت: مرحوم مدرس رضوی درباره سنایی چندین اثر دارد. اولین کسی است که در روزگار ما تصحیح حدیقه را انجام داده و در کنار سنایی، یک‌سری کار هم درباره خواجه نصیرالدین‌طوسی دارد، بنابراین مرحوم مدرس‌رضوی نقش مهمی در معرفی دو شخصیت سنایی و خواجه نصیر به مخاطبان و جامعه علمی و فرهنگی کشور داشته و دارد.   معاون فرهنگی و بین‌الملل موسسه شهرکتاب ضمن اشاره به تصحیحاتی که از حدیقه در فاصله تصحیح مدرس‌رضوی در سال ۱۳۲۸ تا تصحیحی که این هفته از حدیقه منتشر شده، بیان کرد: اساس کار محمدجعفر یاحقی و مهدی زرقانی در تصحیح جدید، نسخه منچستر و ۵ نسخه دیگر از حدیقه است. مولفان مقدمه مبسوطی نزدیک به ۸۰ صفحه راجع به سنایی در این تصحیح نوشته‌اند و بحثی دارند درباره اینکه سنایی نقطه عطف شعر فارسی است و همچنین به اینکه حدیقه مهم‌ترین اثر سنایی است، اشاره شده و نگاهی هم به زندگی، آثار و سویه‌های شعر سنایی دارد.   او ادامه داد: مسئله دیگری که در مقدمه اشاره شده، مسئله تضادهای مفهومی است. خدای سنایی و دو مفهوم کلیدی زهد و معرفت در آثار سنایی از دیگر مسائلی است که در مقدمه حدیقه به آن پرداخته شده است. همچنین به مسئله اخلاق و بلاغت در حدیقه و اینکه چرا سنایی ذهن داستان‌پردازی ندارد اشاره شده است. بحث دیگری که خیلی هم مهم است، مسئله حضور سنایی در آثار دیگران بعد از خودش است، که چه در میان فیلسوفان و چه در میان شاعران خیلی گسترده مطرح بوده و از آن طرف هم این مطرح شده که چه کسانی قبل از سنایی بر او اثر گذاشته‌اند. در مجموع این‌ها موضوعاتی است که در مقدمه تصحیح جدید از حدیقه به آن پرداخته شده است.   محمدخانی در پایان صحبت‌های خود گفت: در این یک سال که درباره سنایی مطالعه و بحث می‌کردیم، با وجود اینکه درس‌گفتارهایی درباره سنایی را یک سال ادامه دادیم، باز احساس می‌کنم که باید ده سال دیگر آثار سنایی را بخوانیم تا بتوانیم او را بشناسیم. یعنی آثار سنایی، تاثیرگذاری و جایگاه او در ادب فارسی جای بحث بیشتری دارد.   محمدجعفر یاحقی که به همراه مهدی زرقانی تصحیح جدید حدیقه‌الحقیقه سنایی را انجام داده، در شروع صحبت‌های خود گفت: بحث سنایی در ادبیات بسیار مهم است؛ به خصوص که به نظر ما نقطه عطفی در مطالعات ادبی است و در حوزه عرفانی، تحول غزل، شعر و قصیده فارسی نقش بسیار اساسی داشته است. حدیقه او همیشه مورد توجه اهل ادب بوده و یکی از مهمترین کتابهای سنایی و نظم و شعر فارسی است، که تاثیرات خاص خود را در فضای فرهنگی ایران و اندیشه‌ ادبیات ما گذاشته است؛ چنان که تأثیرش هم بر عطار، هم بر مولوی و هم بر دیگران مشهود است.   استشهاد فراوان به آثار سنایی در لغت‌نامه دهخدا او ادامه داد: در لغت‌نامه دهخدا استشهادهای فراوانی بر آثار سنایی به طور عام و حدیقه به طور خاص شده است. حدیقه از همان آغاز و زمان حیات سنایی، مورد توجه بوده و از شاعران خیلی نزدیک به زمان سنایی آثاری داریم که به نظر می‌رسد تحت تأثیر حدیقه است. مثلاً در کشف‌‍الاسرار میبدی که تقریبا هم‌زمان با سنایی است، ابیاتی از حدیقه آمده است؛ یا مثلا احمد غزالی هم تقریبا همزمان با حدیقه سنایی است، اما ردپای سنایی در احمد غزالی دیده می‌شود.   یاحقی حدیقه را واپسین اثر سنایی خواند که سال‌های آخر عمر با آن درگیر بوده و افزود: طبق بعضی روایات موجود، سنایی تا آخرین لحظات عمر خود حدیقه را سروده است و شاید به همین جهت بعضی‌ها بر این باورند که حدیقه ناتمام است و اگر سنایی وقت داشت و حیاتش اجازه می‌داد، می‌توانست آن را ادامه دهد و تکمیل کند. اگر این فرض درست باشد، طبیعی است که این کتاب در زمان حیات سنایی تنظیم نشده یا به عبارت دیگر صورت منقح آن به تأیید شاعر نرسیده است.   صورت نهایی حدیقه تدوین و تنظیم محمد‌بن علی‌بن‌رفاع است عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد به تنظیم سنایی توسط دیگران و بعد از مرگ اشاره کرد و گفت: به طور مشخص، شخصی به نام محمد‌بن علی‌بن‌رفاع، که از دوستان نزدیک و از شاگردان سنایی بوده، حدیقه را تنظیم و به سلطان غزنوی عرضه می‌کند. در واقع صورت نهایی حدیقه تدوین و تنظیم محمد‌بن علی‌بن‌رفاع است. مسئله تنوع نسخه‌ها و اختلافاتی که در نسخه‌های خطی حدیقه هست هم ناشی از تغییر و تبدیل‌هایی است که در آن‌ها صورت گرفته و اینکه خود سنایی نتوانسته در آخر عمر، صورت منقح از کار خودش ارائه کند. همچنین به نظر می‌رسد که بعداً تحریرهای مختلفی از سنایی مورد استفاده کاتبان و ناسخان قرار گرفته و ما امروز نسخه‌های متفاوت و گوناگونی با تعداد ابیات مختلف و متنوع و حتی گزیده یا کوتاه شده از آثار سنایی روبه‌رو هستیم. به همین دلیل نسخه‌های حدیقه با هم اختلاف دارند.   کتاب پروفسور دوبروین مهم‌ترین منابع سنایی‌شناسی  یاحقی در ادامه به کارهایی که پروفسور دوبروین درباره سنایی انجام داده، اشاره کرد و افزود: کتاب او درباره سنایی یکی از مهم‌ترین منابع سنایی‌شناسی و به‌خصوص راجع ‌به حدیقه است. در این کتاب درباره حدیقه، راجع به نسخه‌های آن‌‌‌‌، چاپ‌های گوناگون آن، تاثیرات و ابعاد مختلف آن خیلی خوب کار شده و همچنین نظریه‌هایی که دوبروین در این کتاب داده، بسیار مهم است. بنابراین در کنار استاد مدرس‌رضوی باید از استاد دوبروین هم به عنوان سنایی‌شناس خارج از کشور یاد، تقدیر و تجلیل کنیم.   یاحقی در ادامه به نسخه‌هایی که برای تصحیح حدیقه استفاده کرده بودند، به خصوص نسخه‌هایی که پروفسور دوبروین، جمع‌آوری و پیشنهاد کرده بود، اشاره کرد و گفت: البته ما همه نسخه‌های حدیقه را جمع‌آوری کردیم و از بین آن‌ها، ۷ نسخه را انتخاب کرده و در این تصحیح استفاده کردیم. هندوستان در امر چاپ و نشر نسخه‌های فارسی پیشتاز است وی به چاپ‌های هندی حدیقه هم اشاره کرد و افزود: قبل از این چاپ‌هایی که در ایران صحبت آن است، حدیقه در هند چاپ شده است. به نظر من هندوستان در امر چاپ و نشر کتاب‌های فارسی پیشتاز است و بسیاری از کتاب‌های ما اولین بار در هندوستان چاپ شده است. زمانی که انگلیس‌ها به هند رفتند، با گنجینه عظیم نسخ خطی فارسی مواجه شده‌اند و شاید یکی از دلایلی که انگلیسی‌ها، بعدا آن‌قدر به ایرانشناسی و فرهنگ ایران توجه کردند، همین گنجینه‌ای بود که در هندوستان از نسخ فارسی می‌دیدند و بعداً بسیاری از این نسخ را به انگلستان منتقل و در آنجا آرشیو کردند.   اولین چاپ مهم حدیقه در ایران تصحیح مدرس‌رضوی است مصحح حدیقة‌الحقیقه در ادامه به چاپ‌های حدیقه در ایران پرداخت و عنوان کرد: در ایران اولین چاپ مهم حدیقه، همان چاپ مرحوم مدرس‌رضوی است که در سال ۱۳۲۸ منتشر شده و مدت‌ها در اختیار سنایی‌پژوهان و محققان بوده است. این کتاب در سال ۱۳۵۹ توسط انتشارات دانشگاه تهران دوباره به چاپ رسید که شادروان مدرس‌رضوی در مقدمه آن از کمبودهای اثر گفته بود که به علت ضعف بینایی و ... موفق به رفع آن ضعف‌ها نشده است؛ همین دغدغه‌ای که مدرس‌رضوی داشت، سبب شد که فکر کنیم از نظر او هم این کتاب کامل نبوده و نیاز به تجدید نظر دارد، در نتیجه همین امر ما را گستاخ‌تر کرد که قدم در این راه بگذاریم و این کار را انجام دهیم که حاصل کار را انتشارات سخن چاپ کرده است.   اگر قدمی برداشته‌ایم جای پای مدرس‌رضوی است یاحقی در پایان به برخی از آثار مدرس‎رضوی اشاره کرد و گفت: سر تعظیم فرود می‌آورم بر آستان استاد بزرگ شادروان مدرس‌رضوی که سنگ بنای بزرگی را گذاشت؛ هم سنایی‌شناس و هم خواجه‌نصیرشناس بزرگی بود و شاگردان زیادی را در دانشگاه تهران تربیت کرد که همه مدیون او هستند. روانش شاد که راه درستی را آغاز کرده و ما اگر قدمی برداشته‌ایم جای پای اوست و هیچ کار تازه‌ای نسبت به کار او نکرده‌ایم.   مهدی زرقانی از دیگر مصححان حدیقه سخنان خود را با ادای احترام به ساحت مرحوم مدرس‌رضوی پروفسوردوبروین و همچنین استاد شفیعی‌کدکنی که در حوزه سنایی کتاب‌هایی نوشته‌اند، شروع کرد و گفت: به نظر ما حدیقه دو تحریر متفاوت دارد، یک تحریر مفصل و یک تحریر مختصر و هر کدام از این‌ها خانواده‌ای از نسخه دارند. تحریر مختصر حدود ۵ هزار بیت است که مریم حسینیان آن را چاپ کرده و تحریر مفصل حدود ۱۱ هزار بیت است که ما به آن پرداخته‌ایم. اما جالب است که حتی در تحریر مفصل هیچ دو نسخه‌ای را پیدا نکردیم که نظم ابواب آن مثل هم باشد.   رتوریک حدیقه مناسب حال واعظان است زرقانی درباره تفاوت نسخه‌های حدیقه از نظر نظم مطالب به نکته پروفسور دوبروین که در جامعه عصر سنایی دو طبقه اجتماعی قاضیان و واعظان خیلی مورد احترام بودند، اشاره کرد و گفت: رتوریک حدیقه کاملا مناسب حال واعظان است، یعنی برتر بودن طبقه اجتماعی واعظان در جامعه، خودآگاه یا ناخودآگاه سنایی را متوجه این نکته کرده که رتوریک حاکم بر حدیقه را از نوع متناسب با ژانر وعظ انتخاب کند و باز به همین خاطر است که در حدیقه حکایت‌های طولانی که نیازمند بحث‌های طولانی است، را نمی‌بینید. اساساً حدیقه ژانری نیست که حکایت در آن غلبه داشته باشد، بلکه برعکس بیشتر تمثیل و مثل در آن غلبه دارد. زمینه غالب حدیقه، تمثیل است؛ نه داستان و حکایت، چنان‌که در عطار و بعد از آن در مثنوی مشاهده می‌کنیم. می‌توان گفت علت این تمثیل‌گرایی سنایی هم به این خاطر است که متناسب با ژانر وعظ است و واعظان منبری می‌توانند از این اثر بیشترین بهره را ببرند.   او ادامه داد: در پژوهشی که تاثیر سنایی در آثار بعدی او بررسی شده هم این نکته مشاهده می‌شود که آن بافت‌هایی که بیت‌های سنایی را از حدیقه استشهاد کرده بودند، بیشتر بافت‌هایی است که متناسب با ساختار وعظ است. یعنی وقتی یک شاعر یا نویسنده، آن جا که می‌خواهد وعظ کند به حدیقه سنایی متصل می‌شود؛ بنابراین می‌توانیم بگوییم حدیقه اثری است که با رتوریک وعظ سروده و تدوین شده است، و جالبی کار سنایی این است که این موضوع هیچ صدمه‌ای به ماهیت و هویت معنایی متن وارد نمی‌کند، اگر هم در نسخه‌های مختلف حدیقه جابه‌جایی مطالب را می‌بینیم، این جابه‌جایی خصلت ژانری است که سنایی در آن می سراید.   سنایی تنها عارفی است که به او حکیم می‌گویند مصحح کتاب حدیقه الحقیقه در تفاوت روایت نسخه مختصر و مفصل حدیقه بیان کرد: ورودی حدیقه، ورودی عرفانی نیست و بحث کلام است؛ درست برعکس مثنوی که ورود آن با عرفان است. سنایی تنها عارفی است که به او حکیم می‌گویند و به نظر می‌رسد بیشتر به حکیم معروف است تا عارف. در حدیقه با کمال تعجب مدخل‌ها و فصل‌های می‌بینید که در هیچ اثر عرفانی دیگر به این شکل نمی‌بینید. مثلاً حدیقه بابی درباره بیماری‌های مختلف دارد و در باب بعدی دارو برای آن بیماری‌ها که وقتی وارد این باب‌ها می‌شوید، اصلاً فضای عرفانی ندارد. همچنین در ادامه بابی به نجوم اختصاص داده و بابی هم درباره تعبیر خواب دارد که به کلی به عرفان مربوط نمی‌شود.   او ادامه داد: وقتی سنایی که لقب حکیم دارد را با سنایی که حدیقه را با کلام شروع می‌کند و سنایی که در اثر خودش به موضوعات مختلفی پرداخته را کنار هم می‌گذاریم، به نتیجه می‌رسیم که سنایی قصد داشته یک دایره المعارف از دانش‌هایی که داشته و در زمان او رایج بوده در حدیقه بیاورد، بنابراین حدیقه سنایی خصلت دایرة‌المعارفی پیدا کرده است و اولین اثر منظوم هم هست که این خصلت را دارد. به این ترتیب من سنایی را در حدیقه در درجه اول یک عارف نمی بینم، بلکه او یک حکیم است.   سنایی در حدیقه یک شخصیت شیشه‌ای دارد عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: سنایی به قدری شاعر دوره گذار است و به قدری ویژگی‌های دوره گذار را درونی خودش کرده که به هیچ ایدئولوژی و گفتمان خاصی تن نمی‌دهد و تسلیم هیچکدام نمی‌شود. اساساً بر فراز همه ایدئولوژی‌ها حرکت می‌کند و از همه آن‌ها بهره می‌برد، لذا در حدیقه هم صدای ابن‌سینا را می‌شنوید و هم صدای غزالی. به تعبیر یکی از استادان، سنایی در حدیقه اساساً یک شخصیت شیشه‌ای دارد، یعنی کاملاً خودش را به نمایش گذاشته و اصلا خودش را سانسور نمی‌کند، عظمت و بزرگی سنایی به این است که هیچ ایدئولوژی نتوانسته او را در خودش زندانی کند.   سنایی طراح بوطیقای غزل عرفانی زرقانی درباره اینکه خدای سنایی در حدیقه بیشتر خدای جبار است، گفت: در حدیقه خدای متکلمان را مشاهده می‌کنیم. اگر کسی خواست تصویر خدای عارفان را در سنایی ببیند، باید سراغ غزل‌های او برود، چرا که در غزل خدای عارفانه مطرح شده است. اینکه استاد ما گفته سنایی شاعر دوران ساز است، یک تعارف و تعریف نیست، چرا که سنایی واقعاً طراح بوطیقای غزل عرفانی است و به راحتی می‌توان دید که پایه‌ای که سنایی در غزل گذاشت، در عطار و مولوی گسترش یافت و در حافظ به اوج رسید. بنابراین سنایی در غزل‌هایش بوطیقای غزل عرفانی را طراحی می‌کند و واقعا فوق العاده هم طراحی می‌کند.   وی ضمن آوردن توضیحاتی درباره ساختار تصحیح جدید حدیقه الحقیقه گفت: نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که ما نباید نقش و عمل لهجه یا گویش را در تصحیح نادیده بگیریم. یکی از خوش اقبالی‌هایی که ما داشتیم، این بود که در بسیاری از مواقعی که به همراه دکتر یاحقی در حال تصحیح حدیقه بودیم، دانشجویان دکتری افغانستانی ما هم همراهمان بودند و بسیاری از گره‌های متن را حل کردند.   کمتر کتابی در زبان فارسی داریم که به اندازه حدیقه زود تاثیر گذاشته باشد مهدی محبتی آخرین سخنران نشست بود که ضمن خواندن ابیاتی از حدیقه، تصحیح جدید حدیقه توسط یاحقی و زرقانی را فرزند جدیدی خواند که به ادبیات هدیه داده‌اند و در اهمیت حدیقه گفت: عجیب است که حدیقه از همان بدو پیدایش تاثیر فراوانی داشته و ما کمتر کتابی در زبان فارسی داریم که به اندازه حدیقه زود تاثیر گذاشته باشد. حتی بر کسانی جوان‌تر از خود سنایی، مثل احمد غزالی موثر بوده که در سوانح بیتی از حدیقه آورده است. همچنین در یکی از معروف‌ترین نسخه‌های کلیله و دمنه هم تاثیر سنایی و حدیقه را می‌بینیم؛ یعنی در کلیله و دمنه که کلاسیک‌ترین و معتبرترین متن ادبیات فارسی است، از حدیقه نه یک بیت که یک حکایت داریم و از این می‌توان میزان تأثیر سنایی را نتیجه گرفت.   او در ادامه به تأثیر سنایی در متون مختلف ادبی و غیرادبی در ادوار مختلف تا جامی و عصر معاصر اشاره کرد و گفت: اولین اظهار نظر عجیب و غریب نسبت به حدیقه را در افلاکی می‌بینیم که داستانی روایت می‌کند و در آن حکایت می‌بینیم که تصور اصحاب مولانا این است که حدیقه سنایی عصاره و چکیده قرآن است. در همان زمان شمس تبریزی است که در مقالات خود ۱۸ بار از سنایی یاد می‌کند که چهار بار آن ابیات حدیقه را می‌آوردف ولی باید توجه داشت که نگاه شمس مثل مولانا سرسپردگی محض نیست و دارای طیف مختلفی است. مثلا در جایی دو بیت از خاقانی را از کل حدیقه و دیوان سنایی برتر می‌داند. حدیقه، کتابی فوق العاده مهم و بسیار تاثیرگذار محبتی ضمن قرائت ابیات حدیقه که در مقالات شمس آورده شده، به اظهارنظر مدرس‌رضوی درباره حدیقه به عنوان یکی از معاصران اشاره کرد و افزود: مدرس‌رضوی معتقد است که حدیقه در منتهای درجه زیبایی و معناست و در جایی نکته ظریفی دارد که می‌گوید تاکسی چندین بار مثنوی مولوی را که در واقع تفسیر و شرح ابیات حدیقه است، نخواند و تامل ننماید، بر حقیقت حدیقه مطلع نشود. یعنی اگر کسی می‌خواهد حدیقه را بفهمد از مولانا وارد شود بعد سراغ عطار برود و در نهایت به حدیقه برسد.   وی ضمن آوردن نمونه‌های دیگری از اظهار نظر شاعرانی چون سعدی درباره حدیقه سنایی، عنوان کرد: همه این اظهارات، ما را به اینجا می‌رساند که در واقع حدیقه چه موافق و چه مخالف آن باشیم، کتابی فوق العاده مهم و بسیار تاثیرگذار است. مثلا وقتی که حدیقه به وجود می‌آید، مخزن الاسرار نظامی و بعد اسرارنامه عطار برانگاره حدیقه به وجود می‌آیند. درواقع تاثیرگذاری آن، آنقدر زیاد است که می‌توان در این زمینه کتابی نوشت. ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 12:48:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266532/سنایی-طراح-بوطیقای-غزل-عرفانی روایتی از یک زندگی کاملا سپید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266480/روایتی-یک-زندگی-کاملا-سپید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان بلند «خاطره‌های سپید» نوشته یغما کیهان منتشر شد. همان‌طور که از نام کتاب برمی‌آید، کتاب به‌مانند خاطره‌هایی به هم پیوسته است. این خاطره‌داستان‌ها در فصل‌های مختلفی نوشته‌ شده‌اند و هر فصل نامی مخصوص به خود را دارد. بیشتر فصل‌ها به نام افراد خانواده است مانند فصل‌های؛ خودش، مادرش، پدرش، مادربزرگش و ... برخی فصل‌ها هم به نام مقاطع تحصیلی مانند دبستان نامگذاری شده است. در ابتدای فصل «مادرش» می‌خوانیم: «لاله بعد از بحث با کریم درباره قورباغه دست در دست مادر راه را ادامه داد. گاهی ناخن خود را به دیواری چینه‌ای می‌کشید. تا رسیدن به مقصد دقایقی طولانی گذشت. هنوز پاهایش خسته نشد بود. دست خود را رها کرد. کمی دوید. به آفتاب می‌رفت و گرم می‌شد. صورتش را رو به خورشید می‌گرفت و چشم‌ها را سفت می‌بست و شکل دماغ و دهنش عوض می‌شد.» راوی این رمان دانای کلی است که بر جریان اشراف دارد و خواننده تمام ماجرا را از زبان او دنبال می‌کند. این دانای کل به مثابه دوربینی همه چیز و همه‌کس را توصیف می‌کند و به خواننده اطلاعات می‌دهد: «دور از این عالم عمو محمد نجمی را به پارک و سینما و گردش می‌برد و برای او اسباب‌بازی و بستنی‌های گلاب و آلاسکایی و پوپ و کانادافراست و الدورادو می‌خرید. بیشتر همراه با دوستش باقر کاظمی که هنرمند است. نجمی آن زمان روی حروف الفبای روزنامه‌ها و کاریکاتورهای نشریه توفیق و سرووضع ظاهری مردم تا قالپاق ماشین‌ها و شاید چیزهای دیگری از این قبیل حساس بود.» زبان این کتاب روان است و با وجود این روانی خبری از جملات محاوره نیست. این داستان را می‌توان در گروه داستان‌های شهری نیز طبقه‌بندی کرد چرا که در این رمان خانه،‌ محله،‌ همسایه و فضاهای شهری نقش مهمی دارند. این داستان یک روایت تصویری است از ارتباط آدم‌ها با دوستان، همسایگان و افراد خانواده. خواننده با خواندن فصل‌های مختلف این کتاب احساس می‌کند که در حال دیدن سریالی خانوادگی از  یکی از شبکه‌های تلویزیونی سیماست: «از مدرسه به خانه رسید و دید که مادربزرگ از علی‌آباد آمده. سماور به شدت دیژدیژ دارام می‌خواند. مادربزرگ نشسته بود و برای طلا قصه می‌گفت تا سرش گرم شود. و طلا بی‌آنکه همه چیز را بفهمد غش‌غش می‌خندید. مادربزرگ نجمی را بوسید و حسابی فشار داد. ربع ساعتی نگذشت که طلا او را دامن‌کشان به دنباله قصه کشاند...طلا از ته دل خندید. و قبل از خنده او مادربزرگ درنگی برای این خنده کرد.» «خاطره‌های سپید» خاطرات آدم‌هایی است که در زندگی خود به چیزهایی چسبیده‌اند و از گذشته خود رهایی ندارند. خواننده با شخصیت‌های این کتاب که اکثرا به تیپ‌های شناخته‌شده ادبی نزدیک‌اند به راحتی همذات‌پنداری می‌کند. در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم: «فضای آسوده و امن و مقبول و زیبای زندگی را چگونه می توان طرح و وصف و اجرا کرد؟ برای نوشتن کتاب زندگی چقدر مادیات صرف می شود؟ آن را چطور حساب می‌کنند؟ صفحه‌ای یا خطی؟ عنوانش چیست؟ مسیری به نام زندگی پر از خیر و شر؟ خاطره‌های سپید نجمی؟ سپید رنگ؟ چقدر سپید؟ سپید پررنگ؟ آدم فکر مبدا و مسیر و مقصد را از کجا می آورد؟ از همان جا که فیلسوفان آورده‌اند؟ مسیر چگونه طی می‌شود؟ خوشبینانه؟ یا مثل آغاز شدن و پایان یافتن شعری به سبک سپید؟ آیا این‌ها هم نشانه ای طبیعی برای آن است که رویارویی با مرگ دیگران آدم را به هم می‌ریزد؟» داستان بلند «خاطره‌های سپید» نوشته یغما کیهان در 128 صفحه و به قیمت 9000 تومان از سوی انتشارات آرما منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 07:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266480/روایتی-یک-زندگی-کاملا-سپید با جایزه جمالزاده به استقبال صدمین سال داستان‌نویسی ایران می‌رویم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266500/جایزه-جمالزاده-استقبال-صدمین-سال-داستان-نویسی-ایران-می-رویم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قرار است نخستین دوره جایزه جمالزاده با دبیری علی خدایی و با حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری اصفهان در زمستان امسال برگزار شود. این جایزه که به نام «محمدعلی جمالزاده» نام‌گذاری شده است در دو بخش داستان کوتاه و زندگی‌نگاره‌های اصفهان برگزار می‌شود. به همین بهانه گفت‌وگویی داشتیم با علی خدایی دبیر این جایزه ادبی و نویسنده ساکن اصفهان «کتاب آذر» و از جرئیات برگزاری این جایزه پرسیدیم.  آقای خدایی حلقه اصلی تصمیم‌گیری برنامه‌ریزی برای برگزاری جایزه محمدعلی جمالزاده چه کسانی بودند؟ نباید در جوابتان بگویم «من» چون «ما» در اصفهان حلقه‌های متفاوت ادبی و فرهنگی و داستان‌نویسان زیادی بودیم که مدت‌ها مشتاق برگزاری یک جایزه ادبی در اصفهان بودیم. در همه شهرهای مهم حداقل یک جایزه ادبی برگزار می‌شود و حتی این جایزه‌ها در شهرهای کوچک‌تر هم در حال برگزاری است. همین‌طور می‌بینیم مسابقه‌های داستان‌نویسی زیادی در شهرهای کشور طبق تقویم‌هایی که نهادها و اداره‌ها دارند با موضوعات و تم‌های خاص برگزار می‌شود و سهم اصفهان از جریان‌های ادبی کم و گذرا بود. همه ما این ایده و فکر مشترک را داشتیم که کاش در شهر اصفهان هم جایره ادبی  و فرهنگی‌ای برگزار شود.                            علی خدایی درواقع  همه ما هنرمندان اصفهانی به نوعی منتظر روشن شدن چراغی بودیم. با این حال چندسالی بود که برگزاری چنین جایزه‌ای به نقطه مشترک و اولویت نمی‌رسید. خوشبختی این بود که همزمان با برپایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان و همنشینی ما در بخش داوری فیلم «زاون قوکاسیان» این ایده مطرح شد و در شهرداری اصفهان هم از آن استقبال شد و این جایزه ادبی شکل گرفت. نقش علی خدایی به عنوان نویسنده در شکل‌گیری جایزه‌ای به نام «محمدعلی جمالزاده» و فضای پر روح ادبی این روزهای اصفهان چیست؟ من اصفهان را بسیار دوست دارم و خیلی از زندگی‌نگاری‌هایم هم درباره اصفهان است. هرچیزی که به داستان اصفهان کمک کند از آن استقبال و با آن همکاری می‌کنم. شاید نقش من در این جایزه ادبی هم همکاری و همفکری برای برگزاری‌اش بوده است. چرا جایره محمدعلی جمالزاده چرا کس دیگری نه مثلا بهرام صادقی یا گلشیری یا بزرگان دیگر اصفهان البته نام گلشیری را به عنوان مثالی از نویسندگان آوردم... بعضی از این جایزه‌های ادبی اکنون متوقف شده‌اند بعضی هنوز وجود دارند. ولی در ورودی آن جایزه‌ها هرگز بسته نشده است. جایزه گلشیری و صادقی هست و هیچ کدام از ما به عنوان تمام شده به آن جوایز و نام‌های بزرگ نگاه نکردیم. دلیل اصلی انتخاب جمالزاده هم این بود که جمالزاده شخصیتی چندوجهی است. معتقدیم که او اولین داستان ایرانی امروزی را نوشته،کتاب ترجمه کرده، درباره اقتصاد نوشته است، خاطره‌نویسی دارد و... همه خاطرات‌اش از کارهایش است و یکجورهایی اصفهان در همه کارهایش وجود دارد. نقش اصفهان در جایزه جمالزاده چیست؟ این جایزه چون در اصفهان است ما از نام مبارک جمالزاده برای اصفهان استفاده می‌کنیم که سابقه ادبی و تاریخی طولانی دارد و در جهان مشهور است. از همه جای دنیا برای دیدن جمالزاده می‌آیند و در نقطه نقطه اصفهان عکس و خاطره دارند و همچنین مهم‌ترین دلیل اینکه جمالزاده اصفهانی است. اصفهان شهری است که هم دیروز را دارد و هم امروز را و افق‌های فردا در آن پیداست و نام جمالزاده نامی در حد بزرگی نام اصفهان است. ما چند سال دیگر به صدمین سال داستان‌نویسی در تاریخ ادبیات ایران می‌رسیم که با جمالزاده اصفهانی آغاز شده است. همچنین من فکر می‌کنم که اصفهان به شدت درحال تغییر است نسبت به زمانی که شاردن،تاورنیه و ریچاردز و خانم دیالافوا به اصفهان آمدند. ما باید درباره این اصفهان، اصفهان خودمان بنویسیم و به یادگار بگذاریم. داوران این جایزه چطورانتخاب می‌شوند؟ نگاه ما این بود که داوران فقط اصفهانی نباشند و از شهرهای محتلف داوران متفاوتی را انتخاب کردیم. داوری‌ها در دو مرحله است و بخش‌های جداگانه دارد اما تمام گروه‌های داستان‌نویسی اصفهان در داوری ما شرکت می‌کنند و داستان‌های منتخب را برای مرحله بعدی انتخاب می‌کنند. اینکه اغلب انجمن‌های داستان‌نویسی که در زمینه داستان فعالیت می‌کنند در برنامه باشند ایده اولیه ما بود. بحث اصلی بحث داستان است. ما نویسندگان خوبی داریم که داوری‌های درخشانی دارند. تمایز جایزه جمالزاده با دیگر جایزه‌های ادبی که درحال برگزاری است، چیست؟ جایزه‌های ادبی که در حال حاضر برگزار می‌شوند بیشتر به کتاب‌های چاپ شده جایزه می‌دهند اما ما به داستان‌نویس‌های آماتور و حرفه‌ای و همه کسانی که به زبان فارسی می‌نویسند جایزه می‌دهیم. چرا اسم جایزه «جمالزاده» است و «جایزه ادبی جمالزاده» نیست؟ این جایزه برای همه فارسی‌زبانان و در بخش‌های مختلف با توجه به چندوجهی بودن شخصیت جمالزاده برگزار می‌شود. درواقع شعار ما این است که برای همه کسانی که به زبان فارسی داستان می‌نویسند جایزه‌ای برگزار کنیم. این جایزه امسال در دو بخش داستان و زندگی‌نگاره برگزار می‌شود. سال بعد بخش‌های دیگری هم به آن اضافه می‌شود. برای همین نامش را نگذاشتیم جایزه ادبی جمالزاده و نام جایزه جمالزاده است. در حال حاضر چه کتابی می‌خوانید یا دقیق‌تر بپرسم علی خدایی از چه کتاب‌هایی لذت می‌برد؟ اخیرا فقط جمالزاده می‌خوانم و فکر می‌کنم حالا که جمالزاده می‌خوانم باید دوباره به عقب برگردم و داستان‌های ایرانی را از نو بخوانم. به این فکر می‌کنم که چه نویسنده‌هایی را در طول عمری که گذشت ندیدم و باید تا فرصت باقی است فقط کتاب خواند. با توجه به اعلامیه اعلام وجود جایزه جمالزاده، این جایزه در بخش داستان کوتاه دو بخش اصفهان و آزاد در نظر گرفته شده است. در بخش اصفهان داستان‌ها می‌بایست با عناصر مرتبط با اصفهان پیوند داشته باشد و از ویژگی‌های تاریخی، جغرافیایی اماکن، نمادهای شهری، زیارتی، سبک زندگی مردم اصفهان و ... استفاده داستانی کرده باشد. در بخش آزاد نیز آثار باید محصول کار خلاق نویسندگان به شمار بیاید. همچنین در بهخش زندگی‌نگاره‌های اصفهان نیز آثاری داوری خواهد شد که شامل روایت‌های واقعی از تجربه‌ زندگی در اصفهان یا سفر به اصفهان که در قالب ادبی ناداستان نوشته شده باشند. براساس فراخوان این رویداد ادبی برای شرکت در آن آثار ارسالی نباید در هیچ کتاب، مجله، رسانه مکتوب، فضای مجازی منتشر و یا در مسابقه‌ای برگزیده شده باشد و باید حداکثر تا ۵۰۰۰ کلمه حجم داشته باشند. همچنین هر نویسنده می‌تواند در هر بخش حداکثر با یک اثر شرکت کند. آثار برای شرکت در این جشنواره می‌بایست تا تاریخ ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۷ در قالب فایل Word و قلم Nazanin ۱۴ در فرم ثبت‌نام بارگزاری شود. این رویداد همچنین برای برنده اول هر بخش ۸۰ میلیون ریال، به برنده دوم هر بخش ۵۰ میلیون ریال، برای برنده سوم هر بخش ۳۰ میلیون ریال اهدا می‌کند و جایزه ویژه هیئت داوران نیز۳۰ میلیون ریال تعیین شده است. ]]> ادبيات Thu, 18 Oct 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266500/جایزه-جمالزاده-استقبال-صدمین-سال-داستان-نویسی-ایران-می-رویم بزرگداشت دبیرسیاقی برگزار می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266524/بزرگداشت-دبیرسیاقی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران،  آیین یادبود روانشاد «سیدمحمد دبیرسیاقی»؛ آخرین شاگرد علامه دهخدا با عنوان «دبیرِ لغت»، باحضور علی اشرف صادقی، میرهاشم محدث، فرهاد طاهری، محمدعلی حضرتی، غلامرضا امیرخانی، آویشن دبیرسیاقی و مازیار دبیرسیاقی، شنبه 28 مهر ساعت 16 در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به نشانی تهران_ بزرگراه حقانی(غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مرکز همایش‌ها، تالار فرهنگ برگزار می‌شود. همچنین در پایان، مستند پرتره‌ او با عنوان «نادره‌کار» ساخته منوچهر مشیری، نیز به نمایش درمی‌آید. ]]> ادبيات Wed, 17 Oct 2018 14:40:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266524/بزرگداشت-دبیرسیاقی-برگزار-می-شود انتشار کتاب تازه سیدمحمد بهشتی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266510/انتشار-کتاب-تازه-سیدمحمد-بهشتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «کوچه پس‌کوچه‌های روزمرگی» نوشته سیدمحمد بهشتی منتشر شد. این کتاب مجموعه ۶۰ یادداشت کوتاه است که بین سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۶ و به بهانه‌های مختلف از جمله: وقوع رخدادی، گرامی‌داشت شخصی، مقدمه‌ برای کتابی و... نوشته شده است. بهشتی درباره‌ این کتاب نوشته است: «گاهی بعضی دوستان مشفق بر من خرده می‌گیرند که چرا به هر مناسبتی و راجع به هر موضوعی مطلبی می‌نویسم یا سخنی می‌گویم. آنان این سخنان و یادداشت‌ها را پراکنده و غیرمرتبط می‌شمرند و بهتر می‌دانند که در حیطه تخصصم بیاندیشم و بنویسم. پیش از توصیه ایشان من همواره در یک حوزه ثبات قدم داشته‌ام و هیچگاه از پشت یک پنجره کنار نرفته‌ام و آن پنجره فرهنگ است. همیشه تلاش کرده‌ام از منظر و از ارتفاع فرهنگ در هر موضوع تأملی کنم، چراکه به تجربه آزموده‌ام تنها از این نظرگاه، منظره‌ای تمام‌قد از هر چیز مشاهده می‌شود. آنچه در این مجموعه گردآمده نیز کوششی است در این راه. نگاه فرهنگی یعنی «به جا آوردن»، یعنی گل را با ریشه دیدن، یعنی هر چیزی را به مثابه پاره‌ای از جهانی معنادار درک کردن. امیدوارم این کتاب منظری تازه بر کوچه پس‌کوچه‌های مسیر هرروزتان بگشاید و برایتان تجربه‌های شیرین رقم زند.» کتاب «کوچه پس‌کوچه‌های روزمرگی» در ۳۶۰ صفحه و با قیمت ۳۹۵۰۰ تومان از سوی انتشارات روزنه منتشر شده است. ]]> ادبيات Wed, 17 Oct 2018 08:45:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266510/انتشار-کتاب-تازه-سیدمحمد-بهشتی دوست دارم مرتب به ایران بیایم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266507/دوست-دارم-مرتب-ایران-بیایم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هر سال در هفته آخر مهرماه، هفته کتاب اتریش با عنوان «اتریش می‌خواند» در شهرهای مختلف اتریش و دیگر کشورها با برنامه‌های کتاب‌خوانی برگزار می‌شود، در همین راستا مرکز فرهنگی شهر کتاب در این هفته، میزبان آلویس هوتشنیگ نویسنده‌ معاصر اتریشی بود و نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۴ مهر با عنوان برنامه «اتریش می‌خواند» با حضور آلویس هوتشنیگ، نویسنده اتریشی، علی‌اصغر حداد و علی‌اصغر محمدخانی و با داستان‌خوانی آلویس هوتشنیگ و ترجمه علی‌اصغر حداد در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   سابقه روابط ایران و اتریش تقریبا 400 ساله است علی‌اصغرمحمدخانی ضمن خوش‌آمدگویی به آلویس هوتشنیگ و قدردانی از او به خاطر حضور در این نشست، گفت: سال 2018، سال دوستی ایران و اتریش است. شش سال است که انجمن فرهنگی اتریش در ایران تاسیس شده و در سال‌های گذشته یکی از فعال‌ترین مراکز فرهنگی کشورهای غربی در ایران بوده است. ایران و اتریش همیشه ارتباطات خوب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داشته‌اند و سابقه روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و اتریش تقریبا 400 ساله است و به اوایل قرن 16 میلادی، یعنی آغاز سلطنت صفویه در ایران و حکومت خاندان هاسبورگ در اتریش برمی‌گردد.   او ادامه داد: سفارت اتریش در تهران که در سال 1873 میلادی افتتاح شد، یکی از قدیمی‌ترین سفارتخانه‌های اروپایی در ایران به شمار می‌رود. روابط فرهنگی بین ایران و اتریش نیز به زمان صفویان بازمی‌گردد. در آن زمان تعدادی از ایرانیان در اتریش و عده‌ زیادی از اتریش‌ها در ایران و به ویژه در جلفای اصفهان اقامت داشتند. کتاب «چهل‌ستون» که «پیتر بریک» به زبان لاتین نوشته و سال 1678 در وین به چاپ رسیده، از نخستین سفرنامه‌هایی است که مقدمه آن در اتریش به زبان فارسی منتشر شده و از نسخه‌های نادر موجود در آرشیو کتابخانه ملی وین است. جالب است که در آرشیو کتابخانه ملی وین، نزدیک به 200 نسخه خطی فارسی از شاعران و دانشمندان ایرانی وجود دارد.   محمدخانی همچنین به ایرانشناسان و ادبای اتریشی که از 200 سال پیش ادبیات فارسی را به آلمانی ترجمه کرده‌اند، اشاره کرد و افزود: هامر پورگشتال و فریدریش روکرت از برجسته‌ترین ایران‌شناسان اروپا و جهان هستند که در اتریش در معرفی ادبیات فارسی و ایرانشناسی نقش مهمی داشته‌اند. پورکشتال در ایرانشناسی پیشتاز است و ترجمه دیوان حافظ او منبع الهام گوته در سرودن «دیوان شرقی-غربی» است. همچنین ترجمه خسرو و شیرین نظامی، گلشن‌راز، تذکره‌الشعرای دولتشاه سمرقندی و تاریخ وصاف به زبان آلمانی از دیگر آثار او است. روکرت هم اشعار حافظ، شاهنامه فردوسی، سعدی و جامی را به زبان آلمانی ترجمه کرده است.   او ادامه داد: ادبیات آلمانی‌زبان نیز در سه دهه گذشته بسیار به فارسی ترجمه شده است و آثار نویسندگان برجسته آلمان، اتریش و سوییس به فارسی منتشر شده است. هشت سال هم هست که ما در اردیبهشت‌ماه برنامه‌ای را با اتریش، آلمان و سوییس به نام «سه سرزمین در یک زبان» داریم که نویسندگان و شاعران این سه کشور گرد هم می‌آیند و درباره ادبیات امروز این سه کشور و ادبیات آلمانی‌زبان بحث و گفت‌وگو می‌شود که طی این هشت سال نزدیک به 30 نویسنده و شاعر در حوزه ادبیات آلمانی‌زبان برنامه داشته‌اند.   معاون فرهنگی موسسه شهر کتاب ضمن بیان اینکه در سال آینده همایش سعدی و شیلر در تهران، شیراز، برلین و بایمار برگزار خواهد شد، اضافه کرد: سال گذشته هم برگزیده دومین دوره جایزه ادبی ابوالحسن نجفی که در شهر کتاب برگزار می‌شود، یک نویسنده اتریشی به نام «یوزف روت» بود که کتاب «مارش رادتسکی» او به عنوان ترجمه برگزیده شد.   موضوعاتی که هوتشنیگ می‌نویسد شبیه موضوعات وینکلر است در ادامه ضمن معرفی مختصر آلویس هوتشینگ توسط محمدخانی، علی‌اصغر حداد گفت: آلویس هوتشنیگ در یکی از ایالت‌های اتریش نزدیک به محل زندگی «یوزف وینکلر» زندگی می‌کند. وینکلر که دو سال پیش روی همین صندلی‌های شهر کتاب نشسته و صحبت کرده است، بیش‌تر راجع به دوران فاشیست، مرگ و برخورد آدم‌ها با گذشته، به خصوص نقد دوران فاشیست می‌نویسد. با توجه به صحبتی که با هوتشینگ داشتم او با چند کیلومتر فاصله، همسایه وینکلر است و موضوعاتی هم که می‌نویسد شبیه موضوعات وینکلر است.   حداد عنوان کرد: تنهایی و گذشته خیلی برای هوتشنیگ مهم است؛ مثلا یکی از داستان‌هایش درباره اتاقی است که قهرمان داستان را یاد گذشته و دوران فاشیست و جنگ می‌اندازد. به‌هرحال اینها موضوعاتی است که در حال حاضر برای او مطرح است همان‌طور که برای وینکلر و خیلی از نویسنده‌های اتریش این نقد گذشته‌ای که داشته‌اند مطرح است. از خوشبختی‌های هوتشنیگ این است که چندین جایزه ادبی برده است. همچنین مجموعه داستان‌های او هم فراوان است که از قرار معلوم یکی از آثار وی توسط محمود حسینی‌زاد در حال ترجمه به فارسی و به زودی یک اثر از او به زبان فارسی خواهیم داشت.   علی‌اصغر حداد هرگز از نوشتن دست نخواهم کشید چون دوست دارم مرتب به ایران بیایم آلویس هوتشنیگ ضمن از تشکر از حاضران در جلسه گفت: زمانی که این داستان را می‌نوشتم هرگز فکر نمی‌کردم این داستان و رمان «اتاق لودویگ» من را به تهران بکشاند و به خاطر آنها به ایران بیاید. به این ترتیب من هرگز از نوشتن دست نخواهم کشید چون دوست دارم مرتب به ایران بیایم.   در ادامه هوتشنیگ داستان «شاید این‌بار، شاید حالا» از کتاب خود به نام «این خیال بچه‌ها را راحت نمی‌کند» خواند و در پاسخ به سوال محمدخانی درباره نام کتاب او که این چه خیالی است که بچه‌ها را راحت نمی‌کند و اینکه کتاب در نهایت چه می‌خواهد بگوید گفت: این عنوان، تیتر کتاب دیگر و غیر از کتابی است که بخشی از آن را خواندم. در آن نوشته دیگر موضوع این است که در یک خانواده معمولی از طبقه متوسط، مشکلی پیش بیاید که بزرگترها یا راجع‌به آن حرف نمی‌زنند یا اگر حرف می‌زنند تصاویر مختلفی از آن به دست می‌دهند، ولی بچه‌ها حس می‌کنند موضوعی در جریان است که دقیقات مطرح نمی‌شود. بزرگترها و پدر و مادر برای بچه‌ها توضیح می‌دهند که برای فهم این مطلب کوچک هستند و زمانی که بزرگ شده خواهند فهمید یا توضیحاتی می‌دهند که واقعیت ندارد ولی بچه‌ها در ذهنیت کودکانه خودشان کاملا حس می‌کنند که موضوعی در جریان است ولی به‌طور دقیق به آنها گفته نمی‌شود.   در نویسندگی درست مثل یک پزشک رفتار می‌کنم وی در ادامه درباره رواج تنهایی در ادبیات امروز اتریش و ریشه آن گفت: جمله‌ای هست که می‌گوید «ما به دنیا می‌آییم و تنها هستیم» که دقیقا به خاطر نمی‌آورم از چه کسی است ولی به نظر من هم ما به دنیا می‌آییم و تنها هستیم بنابراین شروع می‌کنیم به جست‌وجوی اینکه از کجا آمده‌ایم، به کجا می‌رویم و احیانا با چه کسی آشنا می‌شویم. احساس تنهایی موضوعی نیست که فقط در اتریش وجود داشته باشد و منحصر به آن باشد. بلکه در تمام دنیا وجود دارد. به نظر من یکی از وظایف ادبیات این است که این جست‌وجوی دیگری و اینکه چطور آن دیگری را پیدا کنیم که تنها نباشیم را به ما نشان دهد. در نویسندگی درست مثل یک پزشک رفتار می‌کنم این نویسنده اتریشی در ادامه گفت: اغلب در مورد نویسنده‌ها به‌خصوص نویسنده‌های اتریشی گفته می‌شود که دید منفی به زندگی دارد و بیشتر متوجه مرگ و چیزهای منفی هستند تا مثبت، چون ما اغلب یا بیشتر درباره مرگ، بیماری و تنهایی می‌نویسیم گمان می‌کنم که همه شما «زیگموند فروید» و «آرتویش نیسلر» که او هم پزشک بود و هردو راجع به تنهایی و جست‌وجوی دیگری فراوان مطلب نوشته‌اند. من به شخصه وظیفه نویسندگی و نوشتنم را این می‌دانم که در مورد وضعیت اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم یک شرح و نسخه تجویز کنم ولی هنوز مسئول این نیستم که بگویم انسان تنها و محکوم به مرگ است بلکه درست مثل یک پزشک سعی می‌کنم درباره یک بیماری حدس بزنم و با این حدس جست‌وجو را برای یافتن راه‌حل شروع کنم و در نهایت دارویی برای این بیماری و تنهایی پیدا کنم.   حمایت دولت اتریش بیشتر شامل حال نویسنده‌های جوان می‌شود هوتشنیگ همچنین به وضعیت مالی نویسندگان در اتریش اشاره کرد و گفت: در اتریش این واقعیت وجود دارد که دولت از هنر به طور عام، موسیقی، تئاتر و به خصوص ادبیات حمایت می‌کند و این حمایت بیشتر شامل حال نویسنده‌های جوان می‌شود که این حمایت به صور مختلف صورت می‌گیرد. مثلا یکی از حمایت‌ها به این صورت است که در اتریش شهرداری‌های شهرهای مختلف، یک نویسنده را دعوت می‌کنند و در قبال اینکه 6ماه یا یک سال امکانات رایگان زندگی در آن شهر و همچنین حقوق ماهیانه به او می دهند، از او می خواهند که در داستان بعدی که می‌نویسد، موضوع داستان را در آن شهر یا ایالت پرورش بدهد و ماجرا در آن شهر اتفاق بیفتد. همچنین دولت به هیچ وجه در این موضوع که نویسنده چه چیزی و چگونه بنویسد، دخالت نمی‌کند.   وی درباره کتاب «این خیال بچه‌ها را راحت نمی‌کند» هم گفت: کتاب من به دو صورت جلد سخت و به صورت کتاب جیبی و توسط یک ناشر آلمانی چاپ شده که از این کتاب حاضر که بخشی از آن را خواندیم 10 هزار جلد به چاپ رسیده و از کتاب‌های جلد سخت 12 درصد و از کتاب‌های جیبی هم کمتر از آن، سهم من است. کتاب من به دوازده زبان دنیا ترجمه شده، علاوه بر این از برخی از کتاب‌هایم برای نوشتن یک نمایشنامه رادیویی و یک متن تئاتری استفاده شده که برای هر کدام هم هزینه جداگانه‌ای پرداخت شده است.   در پایان با اهدای هدیه‌ای به رسم یادبود به هوتشنیگ از او تشکر و قدردانی شد. لازم به ذکر است که آلویس هوتشنیگ در سال ۱۹۵۹ در شهر برگ در دراوتال اتریش به‌دنیا آمد و به عنوان نویسنده آزاد هم اکنون در شهر اینسبروک زندگی می‌کند. در سال ۱۹۸۹ کتاب داستانی «خاتمه» را نوشت که برایش جایزه استان کرنتن را به ارمغان آورد. در سال ۱۹۹۰ داستان «نوعی از خوشبختی» منتشر شد. وی در سال ۱۹۹۲ در مسابقه «اینگه بورگ باخمن» جایزه استان کرنتن را در شهر کلاگن فورت به خود اختصاص داد و در همان سال رمان «دستان لئونارد» را ارائه کرد. در سال ۱۹۹۴ نمایشنامه «بخشایش» وی در شهر وین به اجرا در آمد. در سال ۲۰۰۰ دومین رمان او «اتاق لودویگ» به بازار عرضه شد. در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه «ایتالو سوه‌وو» شد و در سال ۲۰۰۸ جایزه «اریش فرید» و در سال ۲۰۱۱ جایزه «گرت یونکه» را دریافت کرد. در سال ۲۰۰۶ مجموعه داستان «بچه‌ها آرام نمی‌گیرند» و در پاییز ۲۰۰۹ مجموعه داستان «در حال نشسته می‌شود بهتر فرار کرد» از او منتشر شد. تعدادی از آثار این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، سوئدی، اسلوونیایی، کرواتی و ترکی ترجمه شده است. ]]> ادبيات Wed, 17 Oct 2018 08:23:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266507/دوست-دارم-مرتب-ایران-بیایم یکی از بهترین نویسندگان شهرمان شاگرد مغازه شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266403/یکی-بهترین-نویسندگان-شهرمان-شاگرد-مغازه-شده مظفر سالاری نویسنده و مولف یزدی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آخرین داستان‌ها و کتاب‌هایش گفت: امسال رمان «دعبل و زلفا» را به‌نشر چاپ کرد و به مسابقه گذاشت که به چاپ سی‌ام رسید. مجموعه‌ داستانی دیگری را در یزد به چاپ رساندم که «گوهر شب چراغ یزد» نام داشت و روایتی از زندگی یک روحانی تراز و الگوی یزدی به نام آشیخ غلام‌رضا که شصت سال از درگذشت‌ش می‌گذرد و یاد و نامش هنوز حضوری پررنگ در این شهر دارد است. این کتاب به سفارش کنگره بزرگداشت این عالم ربانی نوشته شد. آشیخ غلامرضا علاوه بر جنبه‌های علمی و عرفانی، بسیار مردمی و ساده‌زیست بوده است. همچنین مجموعه داستان دیگری کار کردم به نام «قصه‌های من و ننه‌آغا» که جلد اولش پارسال توسط کتابستان چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت. جلد دوم را تحویل ناشر داده‌ام و جلد سوم را مشغولم. افسوس که به علت گرانی کاغذ و مشکلات دیگر نشر، جلد دوم چاپ نشده و جلد اول نیز با توقف چاپ مواجه شده است. کتابستان همان ناشر موفقی است که رمان «رؤیای نیمه شب» مرا چاپ کرد و به چاپ هفتادم رسید. «قصه‌های من و ننه‌آغا» در باره یزد و ارزش‌هایی بومی و فرهنگی است که سبک‌های زندگی غیر بومی و وارداتی در حال تخریب آن است. این نویسنده سپس در پاسخ به این پرسش که حالا که مدتی است از قم به شهرتان یزد برگشته‌اید. وضعیت کتاب و اهل‌قلم در یزد را چگونه ارزیابی می‌کنید؛ بیان کرد: ناخوش‌ احوال است. ما از این گله می‌کردیم که شغل نویسندگی به رسمیت شناخته نشده و حقوق نویسندگان مراعات نمی‌شود که به گرانی‌های اخیر خوردیم و وضع کتاب و تولید کتاب به بدترین وضع ممکن رسید. در وضعیت‌های بحرانی، اولین ضربه‌ها به فرهنگ وارد می‌آید؛ فرهنگی که در حالت عادی هم اوضاعش نابسامان است. من یک سالی است بیکارم و بیمه‌ام قطع است. اگر هم بمیرم کسی خم به ابرو نمی‌آورد. وضعیت بقیه هم همین است. یکی از بهترین نویسندگان شهرمان شاگرد مغازه شده است. من هم اگر یک آسیاب‌برقی داشتم شروع می‌کردم به تولید قاووت. این در حالی است که یزد، هنرمندان، نویسندگان و شاعران خوبی دارد. وضعیت کتاب و اهل‌قلم در شهرستان‌ها آسیب‌پذیرتر از وضعیت در تهران و قم است. وقتی سر همه به مشاجرات سیاسی و باندبازی و تکاثر گرم است، اگر بدتر از این هم به سر اهل‌قلم بیاید، جای تعجب ندارد. فرهنگ گرچه بستر و زمینه‌ساز و زیربنای فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی است، اما وقتی نبضش در دست سیاست و اقتصاد قرار می‌گیرد، به این حال و روز می‌افتد. باید کاری می‌کردیم که فرهنگ و هنر، خودکفا، خودگردان و بیرون از دایره پس‌لرزه‌های اقتصادی و سیاسی قرار گیرد که چنین نکردیم و چوبش را می‌خوریم. سالاری که به عنوان یک داستان‌نویس دینی شناخته می‌شود و غالب آثارش در حوزه دینی است. در ارزیابی‌اش از تولیدات در این حوزه و میزان استقبال مخاطبان اظهار کرد: هنر دینی از نظر من هنری است که هنرمند دین‌باور آن را پدید آورده باشد؛ هرچند موضوعش الزاماً گزاره‌ای دینی نباشد. هنر ضددینی یا غیردینی آن است که فردی غیرباورمند آن را پدید آورده باشد؛ هرچند موضوعش درباره پیامبر باشد. نمونه افراطی‌اش «آیات شیطانی» است. زمانی که با نگاهی برون‌دینی به سراغ گزاره‌های درون‌دینی می‌رویم، کارمان دینی نخواهد بود. من با این نگاه که اثر دینی یعنی اثری که تنها موضوعش دینی است، مخالفم و چنین تولیداتی را با تردید ارزیابی می‌کنم. مردم جهان دوست دارند ببینند نگاه، بینش، جهان‌بینی و باور یک نویسنده یا شخصیت داستانی چگونه است. صِرف دم زدن از مفاهیم و موضوعات و نشانه‌های دینی کارساز نیست. باید کاری کنیم که مخاطب بگوید من این نگاه را دوست دارم.  وی تصریح کرد: اکثر کارهای دینی ما از آن نوع است که نمی‌پسندم و مصرف درون‌دینی دارد. نوعی را که من دوست دارم و توصیه می‌کنم هم مصرف درون‌دینی دارد و هم برون‌دینی. او افزود: پس از انقلاب، آثار داستانی فراوانی نوشته شد که صرفا موضوعشان دینی بود و از سایر مؤلفه‌ها بی‌بهره بودند و لذا مخاطب، تأثیر و ماندگاری نداشتند. یکی از مولفه‌های لازم این است که داستان دینی اولا و بالذات باید داستان باشد و جذاب. شاید امثال مولوی معتقد بودند که داستان، تنها محملی است برای بیان گزاره‌های دینی یا اخلاقی یا فلسفی. به نظر من داستان خودش موضوعیت دارد؛ یعنی نوعی نگاه است. داستان نوعی نگاه زیبایی‌شناسانه است به جهان با چاشنی احساس، خیال و جذابیت قصه و روایت. من تلاش دارم خودم را از داستان ـ محملی جدا کنم و بروم سراغ داستان ـ نگاهی. لازمه این رویکرد، شناخت درست داستان است و مهارت در کاربرد آن. به نظرم اگر به این سمت حرکت کنیم، مخاطبان جهانی نیز خواهیم داشت. خالق رمان «دعبل و زلفا» سپس با اشاره به اوضاع کتاب و داستان کودک و نوجوان نیز متذکر شد: یادم است سال ۷۲ که برای مجله سلام‌بچه‌ها سیاست‌گذاری می‌شد، این سؤال مطرح بود که مجله برای بچه‌های خانواده‌های متدین کار شود یا برای عموم بچه‌ها. قرار بر این شد که مجله مطالب معارفی داشته باشد؛ اما بیشتر حجم مجله طوری عمومی باشد که همه استقبال و استفاده کنند. قسمت معارفی دارای مطالب صرفا دینی بود شامل تاریخ اسلام، سیره معصومین، موضوعات قرانی، احکام و ... قسمت غیر معارفی، درباره آیات آفاقی و انفسی بود بدون آنکه بر جنبه‌های دینی‌اش تأکید شود. تجربه موفقی بود و ما در آن مقطع از هر قشری مخاطب داشتیم. من طوری داستان می‌نوشتم که وقتی عکسی از من با لباس روحانی در مجله چاپ شد، خوانندگان تعجب کردند که من طلبه‌ام؛ در عین حال که هرچه نوشته بودم سالم و سازنده و بدون تخریب بود. کتاب‌هایی داستانی نوشته می‌شود که می‌خواهد موضوعی اخلاقی را به بچه‌ها تزریق کند. بچه‌ها معمولا این نوع آثار را پس می‌زنند. به گونه‌ای نوشته نشده که مخاطب، موضوع یا درون‌مایه را بپذیرد و جذب کند. این نویسنده تاکید کرد: آیه‌های ۱۱۱ سوره یوسف و ۱۲۰ سوره هود به عبرت‌آموزی و موعظه‌گری داستان اشاره دارد. عبرت یعنی سرگذشتی که مخاطب بتواند از ظاهرش عبور کنند و به باطنش برسد، تا سرگذشتی عمقی و لایه‌هایی نداشته باشد، عبرت‌انگیز نیست. موعظه یعنی سرگذشت یا کلامی که دل‌ها را برای پذیرش حق، نرم و آماده کند. داستانی موعظه است که بتواند مخاطب را با خود همراه کند و بر او تأثیر بگذارد. در همان آیه ۱۲۰ سوره هود به دو ویژگی دیگر سرگذشت‌های قرآنی اشاره کرده که آرامش‌بخش و یادآور است. داستان باید مخاطب را از دریای اضطراب و تشویش عبور دهد و به ساحل آرامش و استواری برساند. انسان ممکن است چیزی را بداند؛ اما درباره آن دچار نسیان یا غفلت شده باشد. داستان یادآوری هنرمندانه حقایقی است که در گذر زندگی ممکن است در ذهن و دلمان کمرنگ شده باشد. اگر چنین داستان‌هایی بنویسیم، علاوه بر مخاطبان داخلی، دیگران نیز با داستان‌هایمان ارتباط برقرار خواهند کرد. خودشان می‌آیند داستان‌هایمان را برای ترجمه می‌برند و منتظر نمی‌مانند که ما آن‌ها را برایشان ترجمه کنیم. سالاری اظهار کرد: در این اوضاع بحرانی اقتصادی باید جلوی کتابسازی دینی را گرفت و تنها به داستان‌هایی اجازه چاپ داد که اولا داستان باشند و جذاب و ثانیا به نیازهای واقعی مخاطبان کودک و نوجوان پاسخ دهند؛ نیازهای عاطفی، زیباشناسی، معرفتی، اخلاقی و هیجانی. معنی حرفم این است که هنوز از آنچه گفتم فاصله داریم و به علت نارضایی مخاطبان، گرایش به ترجمه زیاد است. او در پایان درباره تجربه‌اش به عنوان یک روحانی که در حوزه داستان‌نویسی نیز مشغول است گفت: شاید تحت‌تأثیر قصه‌های ننه‌آغام به داستان علاقه‌مند شدم. از دبستان عضو کانون پرورش فکری شدم و توانستم به فراوانی داستان بخوانم. بعدها شروع کردم به محاکات و نوشتن چیزهایی که خوانده بودم. دفترهای داستان نوشتم و به دوستانم هدیه دادم. بعد نوبت رسید به روزنامه دیواری و تهیه بولتن و شرکت در مسابقات و فرستادن کار برای مجلاتی مثل پیام شادی و کیهان بچه‌ها. پس از پایان دبیرستان، دانشگاه‌ها بسته بود و به دلیل علاقه، به حوزه رفتم و پس از چهار سال راهی قم شدم و سال ۶۸ و ۶۹ در برخی کلاس‌های ادبی و هنری دفتر تبلیغات شرکت کردم و کتابدار کتابخانه ادبی هنری آن‌جا شدم. سال ۷۱ همکاری با سلام‌بچه‌ها را شروع کردم و این‌جا بود که داستان‌نویسی را جدی گرفتم. ابتدا برای مجله می‌نوشتم و چندی بعد به کتاب هم فکر کردم. ]]> استان‌ها Wed, 17 Oct 2018 07:18:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266403/یکی-بهترین-نویسندگان-شهرمان-شاگرد-مغازه-شده نقدوبررسی «سالتو» در خانه فرهنگ گلها http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266497/نقدوبررسی-سالتو-خانه-فرهنگ-گلها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه شش، فرهنگسرای سرو؛ رمان «سالتو» نوشته مهدی افروزمنش نقد می‌شود. این برنامه روز چهارشنبه 25 مهرماه، از ساعت 16تا 18 با حضور نویسنده کتاب مهدی افروزمنش، منتقدان و علاقه‌مندان به حوزه کتاب رمان برگزار می‌شود. رمان «سالتو» روایتی از یک قهرمان کشتی در یکی از محلات تهران است که با یک ایده محوری اجتماعی و روانشناختی توسط مهدی افروزمنش نوشته شده و درواقع دومین اثر داستانی این نویسنده است. مهدی افروزمنش که نخستین رمانش یعنی «تاول» جایزه هفت اقلیم را از آن خود کرده بود، در دومین رمانش به زندگی یک جوان قهرمان از اعماق شهر و از حوالی میدان مشهور فلاح تهران پرداخته است. این رمان در سال ۱۳۹۵ توسط نشر چشمه چاپ شد و پس از آن در سال ۹۶ برای دومین‌بار تجدید چاپ شد. علاقه‌مندان جهت شرکت در برنامه می‌توانند به خانه فرهنگ گلها واقع در خیابان کارگر شمالی، بالاتر ازخیابان فاطمی، کوچه دیدگاه، پلاک 28 مراجعه و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر از برنامه‌های فرهنگی با شماره 88983603 تماس حاصل فرمائید.   ]]> ادبيات Wed, 17 Oct 2018 05:27:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266497/نقدوبررسی-سالتو-خانه-فرهنگ-گلها ویراژدادن در خیابان‌های تهران با داستانی از دل شهر http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266452/ویراژدادن-خیابان-های-تهران-داستانی-دل-شهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،رمان «جوکس» نوشته محمد پروین از سوی انتشارات روزنه منتشر شد. «جوکس» در یازده فصل نوشته شده و یک رمان شهری است. ماجراهای این رمان در محله‌های تهران از جنوب شهر تا شمال شهر اتفاق می‌افتد و بافت‌های مختلف محله‌های تهران را می‌توان در آن مشاهده کرد. در ابتدای این رمان می‌خوانیم: «حالا فکر کن یک اتفاقی هم بیفتد می‌خواهی مدام بالا و پایین را بهم بدوزی که روی خوش داستان سمتت بچرخد! غافل از اینکه اینجانب هم آرزوهایی داشت که به تخم‌‌های اسب‌های وحشی بود که در رود می‌دویدند. گوشی توی جیبم ویبره زد. خیری تندتند جلوی تخته می‌رفت و می‌آمد. «هفته بعد در مورد روی سیاه بازاریابی مطلب بیارید.» انگار حرف‌هایش برایم مفهومی نداشت. مگر چیزی روی روشن هم دارد؟! آن هم الان! بالای صفحه دور بازارسازی نیازآفرین دایره کشیدم و بعد خودکار را لای کلاسور انداختم.» این رمان زبانی نزدیک به زبان گفتار دارد اما کاملا به صورت محاوره نوشته نشده است. محمد پروین درباره چرایی و چگونگی انتخاب این زبان برای شخصیت‌های محوری رمانش به ایبنا می‌گوید: «برای نزدیک‌شدن به زبان این شخصیت‌ها به خیابان‌ها و بازارها می‌رفتم و برای دانستن این اصطلاحات با بچه‌های ماشین‌باز خیابان نیلوفر معاشرت کردم تا به زبان خیابانی اشراف بیشتری پیدا کنم.»   همان‌طور که اشاره شد در این رمان برخی از کاراکترها زبان خاص خودشان را دارند و اصطلاحاتی را به کار می‌برند که مختص حاشیه‌نشین‌ها و خیابانگردهاست: «تو فکر می‌کنی با کی دعوا کرده؟ نگاهش را انداخت آن طرف خیابان و : این چت خداییه! یادش نمی‌آید چی به چی بوده. بعید میدونم راس بگه. تویوتا کمری آرام‌آرام از در نمایشگاه بیرون آمد و جلوی ویترین نگه داشت. صاحب هیگلی و سبیل کلفتش ازش پیاده شد و به سینا گفت:  داداش آتیش داری؟ ... صدای غریبی در آسمان پیچید و بعدش باران گرفت. سینا یقه کاپشنش را بالا کشید. خبری شد تماسکاریش کن با ما.» نویسنده همچنین درباره نام کتاب که در ابتدا کمی نامانوس به نظر می‌رسد، توضیح می‌دهد: «نام جوکس همان‌طوری که در کتاب هم به طور غیرمستقیم به آن اشاره کرده‌ام از اصطلاحاتی است که بچه‌های کف خیابان به کار می‌برند و به حالت پریشان و اضطرابی که در فرد وجود دارد گفته می‌شود با خواندن داستان مخاطب متوجه معنای این کلمه می‌شود و حتا در متن پشت جلد کتاب هم این کلمه آمده است.»                            محمد پروین محمد پروین درباره فضای این رمان به ایبنا می‌گوید: «این رمان یک رمان اجتماعی- شهری است که در یازده ساعت اتفاق می‌افتد و داستان گم شدن جوانی است که دوستانش در پی یافتن او هستند به همین بهانه به جاهای مختلف شهر و محله‌های مختلف سرک می‌کشند تا او را پیدا کنند و در این بین با آدم‌های دیگری از دیگر طبقات اجتماعی و دغدغه‌های مختلفی مانند مهاجرت و ... آشنا می‌شوند.»    رمان «جوکس» رمانی از زمان حال است. ارجاعات به گذشته خیلی دور در این رمان به ندرت به چشم می‌خورد. المان‌های زندگی شهری امروز به کرات در این رمان به چشم می‌خورد و همچنین زندگی اجتماعی طبقه متوسط به خوبی در این رمان نشان داده شده است. نویسنده با توصیف اسباب و وسایلی که کاراکترهای محوری رمان مانند مسعود،‌سینا و ... به دست می‌گیرند و حتا با توصیف و نام بردن مستقیم از اتومبیل‌ها سعی در ساختن این فضا داشته است: « ... از پرشیا پیاده شد. اومد به دوری زد و با لهجه اصفهونی گفت سیگار دارید؟ یه نخ بهش دادیم رفت یه دور دیگه زد گفت: فندک دارید؟ سیگار رو که روشن کرد نرفت دیگه. وایساد و شروع کرد حرف زدن. چمیدونم از ماهواره گفت و سیاست و اینکه یه مشت خواننده که خوب می‌خونن و اینا. وسط‌های حرفش گفت آره من ایتالیا بودم. چه پسرهای خوشگل و مامانی داشتند. تازه آخرش فهمیدیم نصف اون کانال هایی که داشت می‌گفت چی بودند!» به لحاظ ماجرایی که در این رمان روایت می‌شود و همچنین تعدد کاراکترهای مذکر می‌توان این رمان را یک رمان مردانه نامید. پروین دغدغه اصلی خود را از نوشتن ای رمان اینگونه بیان می‌کند: «دغدغه من نوشتن زندگی شخصی تک تک جوانان نسل خودم بود. بیان اهداف خودمان از زندگی و کارهایی که می‌توانستیم بکنیم و نکردیم.» دغدغه‌ها و مسائل اجتماعی مطرح شده در این رمان اغلب به مسائل پسران جوان اشاره دارد و نویسنده سعی داشته چهره‌ای واقعی از جامعه امروز نسل خود ارائه دهد: «ممد خنده کوتاهی کرد و سفیدی دندان‌هایش معلوم شد. گفت: دیگه اون روزها گذشت. به خودم گفتم نمی‌خوام اون آدم سابق باشم. می‌خوام برنامه داشته باشم. کم‌کم پیشرفت کنم و به اون زندگی ایده‌آلی که تو ذهنمه برسم. می‌خواستم خودم آینده خودم رو بسازم. توی این راه یکی رو می‌خوای که هم‌پات بیاد. کمکت کنه. درکت کنه. بهت انگیزه بده! تا کی می‌خوای بی‌هدف بچرخی؟» نکته دیگری که در رمان «جوکس» جلب توجه می‌کند استفاده از فضاهای بیرونی به عنوان مکان اصلی روایت به جای فضاهای آپارتمانی و کافه‌ای در خیابان، محله‌های مختلف،‌ بیمارستان و سایر فضاهای شهری روایت می‌شود و نویسنده از پتانسیل شهر برای روایت به خوبی بهره برده است. نویسنده درباره چگونگی انتخاب این فضاها برای روایت داستانش می‌گوید: « برای نوشتن این رمان و نزدیک شدن به کاراکترها نزدیک به دوسال مشعول تحقیقات میدانی و سرک کشیدن به محله‌های مختلف و مکان‌های دیگر مانند بیمارستان روانی بودم تا بتوانم به خوبی آن‌ها را توصیف کنم.» در پشت جلد این رمان می‌خوانیم: «... مدام فکر می‌کنی و نمی‌شود. مدام فکر می‌کنی تکه‌ای ازت جدا می‌شود، به اتفاق‌های قبل... یا ... شانه بالا می‌اندازی. نمی‌دانی و می‌دانی که قرار نیست. آدمی که قرارش نباشد کجا گیر کرده است؟ نگاهت بین آفتاب کم‌رنگ عصر و دیوارهای سایه‌گرفته می‌رود و برمی‌گردد. مدام فکر می‌کنی در دلت هزاران آدم غمگین رخت می‌شویند. گریه می‌کنند. می‌دانی و نمی‌دانی که نور آدم را بلاتکلیف می‌کندیا تنهایی آینه‌ای که روبه‌رویت هست؟ دست به صورتت می‌کشی. کلافه نفست را بیرون می‌دهی. مدام فکر می کنی و نمی کنی که می‌دانی و نمی‌دانی. خسته‌ای گلو بریده ای. خیره‌ای. ناامیدی. و این... جوکس زده‌ای!» از محمد پروین پیش از این رمانی به نام «برای مرگ نام دیگری انتخاب کن» از سوی انتشارات علم منتشر شده است. رمان «جوکس» اثر جدید وی در 184 صفحه به قیمت 26000 تومان در سال 1397 از سوی انتشارات روزنه منتشر شده است.       ]]> ادبيات Wed, 17 Oct 2018 05:20:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266452/ویراژدادن-خیابان-های-تهران-داستانی-دل-شهر یک عمر مبارزه و زندان برای وطن/شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266484/یک-عمر-مبارزه-زندان-وطن-شرح-این-قصه-شنو-دو-لب-دوخته-ام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نامش محمد فرخی‌یزدی بود و لقبش شاعر زندانی و لب‌دوخته. او یکی از شاعران نسل انقلاب مشروطه بود که سال‌های زیادی با شعر‌هایش به مقابله با حکومت‌های زمانه پرداخت و سال‌های زیادی را در زندان‌های مختلف گذراند، در ‌‌نهایت نیز در روز ۲۵ مهر ۱۳۱۸در ۵۱سالگی، این شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه به طرز مشکوکی در زندان قصر و به روایتی به دست پزشک احمدی کشته شد. در هفتاد و نهمین سالروز درگذشت فرخی‌یزدی به سراغ حسین مسرت، نویسنده و پژوهشگر همشهری او که نزدیک به 30 کتاب در حوزه‌های مختلف دارد، چندین کتاب درباره فرخی نوشته است و گردآوری دیوان او را هم در کارنامه خود دارد، به گفت‌وگو نشستیم تا حرف‌های بیشتری درباره سبک شعری فرخی و ابهاماتی که درباره دهان دوختن و مرگ او است بشنویم.   فرخی یزدی که بود و چه شد؟ حسین مسرت در گفت‌وگو با ایبنا به شرح مختصری از زندگی فرخی‌یزدی اشاره کرد و گفت: فرخی‌یزدی به سال 1264 شمسی در شهر یزد به دنیا آمد و از کودکی با رنج و ستم آشنا بود و از همان کودکی به کار پادویی در نانوایی پرداخت. مختصر تحصیلاتی داشت، به مدرسه مرسلین انگلیسی‌ها در یزد می‌رفت، ولی آنجا شعری در نکوهش مسئولین و سرپرستان مدرسه گفت، اخراج شد و دوباره به نانوایی بازگشت. در نوروز 1289 شمسی هم شعری علیه حاکم یزد، ضیغم‌الدوله قشقایی گفت، به زندان افتاد و دهانش را دوختند که از همان وقت لقب «لسان المله» را گرفت. بعد از دو ماه از زندان یزد فرار کرد و در انجمن ولایت یزد متحصن شد و به واسطه فشارهایی که بر او بود، در سال 1290 ناچار شد که به تهران بگریزد که در آنجا هم با آزادی‌خواهان تهران همراه شد و فعالیت‌ها و مبارزات مطبوعاتی خود را ادامه داد. در سال 1298 در مخالفت با قرارداد 1919 چند ماهی به زندان افتاد. هم‌زمان با جنگ جهانی نخست، همراه با ملیون به غرب و سپس عراق رفت و آنجا هم برای فرار از دست انگلیس‌ها، به ناچار با پای پیاده به تهران بازگشت، توسط قشون تزاری مورد سوءقصد نافرجام قرار گرفت، یعنی مهاجرین قفقازی به او سوءقصد کردند که نافرجام بود.   حسین مسرت او ادامه داد: فرخی‌یزدی دوم شهریور 1300 نخستین شماره روزنامه «طوفان» را چاپ کرد؛ یعنی تا قبل از آن با مطبوعات همکاری داشت ولی از 2 شهریور 1300 خودش مستقلا روزنامه طوفان را گرفت، روزنامه‌ای که بنا بر گفته مرحوم حسین مکی بیش از 15 بار توقیف شد. بارها به زندان افتاد و یک بار هم حتی به شهر «بم» تبعید شد. البته زمانی که روزنامه‌اش توقیف می‌شد، با امتیاز روزنامه‌های «آیینه افکار»، «پیکار» و «قیام» چند شماره روزنامه منتشر می‌کرد تا دوباره طوفان از توقیف بیرون بیاید. فرخی در مرداد 1307 نماینده مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورا شد و به همراه نماینده لاهیجان جزو گروه اقلیتی بود که علیه رضا پهلوی مبارزه می‌کردند، به همین دلیل بارها در مجلس کتک خورد و در بهمن 1307 ناچار شد که هم مجله طوفان هفتگی و هم روزنامه طوفان که امتیاز هر دو آن‌ها به نام خودش بود را تعطیل کند، همچنین تقریبا در اواخر دوره هفتم مجلس شورا از او سلب مسئولیت نمایندگی شد و او هم به ناچار در مجلس متحصن شد -چون پی‌ برده بودند که فراکسیون اقلیت با ملیون خارج از مجلس ارتباط داشته و چون او به همراه نماینده لاهیجان جزو فراکسیون اقلیت بود، به ناچار آنجا بست نشست- و در نهایت در روز 15 آبان 1309 از مجلس فرار کرد و به روسیه رفت که به خاطر اعلام نارضایتی خود در روسیه هم مجبور شد به برلین برود. در برلین در دادگاهی که علیه رضاشاه تشکیل شده بود، به عنوان شاهد شرکت کرد، همچنین روزنامه «نهضت» را بنیان گذاشت که آن هم علیه رضاشاه بود که رضا شاه آلمان را به قطع روابط تجاری و اقتصادی تهدید کرد و به همین سبب فرخی از برلین هم اخراج شد و به دانمارک و کشورهای دیگر رفت.   مسرت در ادامه زندگی‌نامه فرخی یزدی و درباره دوره آخر عمر او گفت: در مرداد 1311، عبدالحسین تیمورتاش که وزیر دربار بود به فرخی اطمینان داد که اگر به ایران بیایی در امان هستی، چون با تیمورتاش دوست بود، پذیرفت و برگشت. بعد از چند وقت که به ایران بازگشت، در تیرماه 1315 به بهانه طلب آقا رضا کاغذفروش به زندان افتاد. در زندان هم دست از مبارزه برنداشت، اولین بار به سه سال زندان محکوم و بارها در زندان شکنجه شد، حتی یک بار در غذایش سم ریختند که البته فهمید و غذا را نخورد. یک بار هم خودش دست به خودکشی زد، زندانبان‌ها فهمیدند و نجاتش دادند که در حین مداوا مطالبی علیه شاه گفت. بارها به او پیشنهادهای مختلفی مثل پیشنهاد وزارت دادند ولی او رام نشد و سرانجام حکم مرگش صادر شد و در سحرگاه 24 مهر 1318 با تزریق آمپول هوا از سوی شخصی به نام پزشک احمدی و با همکاری چند زندانبان، به زندگی فرخی پایان داده شد. البته تاریخ مرگ او را بعضی‌جا‌ها 24 و برخی جاها هم 25 مهر نوشته‌اند، ولی به هر حال علت مرگ او را دیفتری اعلام کردند.   تصویر از صحنه مرگ فرخی که شبیه‌سازی شده فرخی به اشعار سعدی و مسعود سعدسلمان توجه داشت این نویسنده و پژوهشگر به آثار خود درباره فرخی یزدی اشاره و عنوان کرد: من تا به حال چندین کتاب درباره فرخی کار کرده‌ام و در سال 78 سه کتاب به نام‌های «فرخی لب‌دوخته»، «کتابشناسی فرخی» و «دیوان فرخی» چاپ شد. سال 81 دیوان فرخی را با اشعار جدید ویرایش مجدد کردم که نشر قطره آن را چاپ کرد و در سال 1391 ویرایش سوم این دیوان با اشعار جدید توسط نشر مولی چاپ شد. همچنین سال 84 کتاب فرخی لب‌دوخته را با اطلاعات جدید ویرایش کردم که تحت عنوان «پیشوای آزادی» چاپ شد و در سال 96 هم چاپ دوم همین کتاب «پیشوای آزادی» چاپ شد که قرار است در مراسمی در روز درگذشت او رونمایی شود.   مسرت درباره سبک شعری فرخی گفت: فرخی بسیار به اشعار سعدی و مسعود سعدسلمان توجه داشت؛ به خصوص نسبت به مسعود سعدسلمان ارادت داشت که گرفتار زندان شده بود و حبسیه‌های معروفی دارد، و از بین شعرای یزدی شاگرد «شاهرخ یزدی» بوده است. شاهرخ یزدی جزو اولین شاعرانی است که در یزد شعر و قصیده سیاسی گفته است. فرخی یزدی در همه زمینه‌ای شعر دارد ولی شعر او دو ویژگی دارد؛ یکی به قول دکتر شفیعی کدکنی است که می‌گوید او از سرآمدان غزل‌سرایان سیاسی ایران است، البته تعداد شاعر دیگری هم در این زمینه داریم، ولی شفیعی کدکنی فرخی را سرآمد غزل‌سرایان سیاسی می‌داند. ویژگی دیگر هم رباعیات سیاسی او است.   سلول فرخی‌یزدی در زندان قصر سفرنامه ناتمام فرخی یزدی نویسنده کتاب «شاعر لب ‌دوخته» با بیان اینکه آثار فرخی یزدی محدود به دیوان او نیست، اظهار کرد: فرخی یک منظومه به نام «فتح‌نامه» در شرح رشادت‌های سردار جنگ، حاکم بختیاری یزد دارد که در قالب مثنوی است و زمانی که یزد بوده و قبل از اینکه به تهران بیاید، آن را سروده است. یک کتاب هم با عنوان «سفرنامه شوروی» دارد که بخشی از این سفرنامه در نشریه طوفان چاپ شد و بقیه آن گم شده است، چون به هر حال هر بار که او را می‌گرفتند، به خانه‌اش حمله می‌کردند، هر چه در خانه‌اش بود را غارت می‌کردند یا اینکه ضمیمه پرونده‌اش می‌شد. بنابراین از سفرنامه او همان بخشی که در نشریه طوفان چاپ شده، موجود است. در مورد آثار او می‌توان گفت که بیشترین چیزی که گویای نظم و نثر فرخی است، دوره روزنامه طوفان و مجله طوفان است.   مسرت ضمن بیان اینکه شعر فرخی‌یزدی فقط شعر سیاسی نیست، بیان کرد: فرخی در زمینه‌های دیگر هم شعر دارد، مثلا در سروده‌های دوره جوانی او غزلیات عاشقانه هم هست، ولی وقتی که وارد مبارزات سیاسی می‌شود، به خصوص از سال 1290 به این طرف که به تهران می‌آید، دیگر اشعار او سیاسی است. اشعار او را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد-همچنان که من در دیوان گذاشته‌ام- اشعار دوره جوانی و اشعار پس از آن. البته شعری که در 15 سالگی در نکوهش اولیا مدرسه مرسلین گفته هم شعر سیاسی است. در مجموع می‌شود گفت که تقریبا 80 درصد اشعار فرخی در هر زمینه‌ای مثل قصیده، مسمط، مثنوی و... سیاسی است. تمام کسانی که فرخی را از نزدیک دیده‌اند بر دهان دوختن او صحه گذاشته‌اند وی در ضمن رد این مطلب که برخی دهان‌دوختن فرخی‌یزدی را واقعی نمی‌دانند و معتقدند که بیشتر مفهوم استعاری از ساکت کردن فرخی دارد، عنوان کرد: من یک مصاحبه با آقایی به نام ابوالقاسم مرتاضی-زمانی که زنده بود- در حدود سال‌های 64 و 65 داشتم، می‌گفت که خودش شاهد این موضوع بوده یا حتی آقای جلالی که در آلمان بوده، گفته است که زمانی فرخی را ملاقات کردم، آثار لب دوختن او پیدا بود. من در کتابم هم اشاره کرده‌ام که اصلا به همین دلیل به مجلس اعلام می‌شود که فهمیدیم در یزد، لب‌های فردی را به دلیل نکوهش حاکم دوخته‌اند. خود فرخی هم می‌گوید: «شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام/ تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته‌ام» تنها یک نویسنده درباری که در حال حاضر اسمش را به خاطر ندارم و خیلی مخالف فرخی بود این مسئله را رد می‌کند، وگرنه تمام کسانی که فرخی را از نزدیک ملاقات کرده‌اند، بر دهان دوختن او صحه گذاشته‌اند.   مسرت در پایان گفت: در مورد مرگ فرخی هم همین‌طور است و دو دسته اظهار نظر داریم. یک دسته کسانی هستند که طرفدار دربار پهلوی هستند که مانند خود زندان اعلام می‌کنند که مرگ فرخی به علت دیفتری بوده است؛ ولی بعد از شهریور 1320 که رضاشاه می‌رود، پزشک احمدی هم محاکمه می‌شود و پاسبانی که همراه او بوده اقرار می‌کند که افرادی که برای قتل فرخی گماشته شده بودند، شبانه او را به حمام زندان می‌برند که در آنجا جلسات محاکمه است، روی شیشه حمام گچ می‌کشند. بعد او را به سلولی دور از زندانیان دیگر می‌برند، شبانه چهار نفر به سلول او می‌روند، به او آمپول هوا می‌زنند که کم‌کم صورتش کبود و سیاه می‌شود و می‌میرد. اما آن یکی دو نفری هم که قتل او را رد می‌کنند، از طرفداران دولت رضا شاه بودند که من در کتابم به آن‌ها اشاره کرده‌ام. البته باید گفت آن‌هایی که مخالف  قتل فرخی هستند، به کل مخالف او هستند، یعنی فرخی را یک عنصر جاسوس وابسته به روسیه می‌دانند و مرگش را هم بر اثر ابتلا به دیفتری اعلام می‌کنند. چون مرگ اکثر زندانیان زمان رضا شاه را به مرض‌هایی مثل دیفتری و  این‌ قبیل بیماری‌ها نسبت می‌دهند. مثلا تیمورتاش را هم با بالش خفه می‌کنند. در هر صورت عمال و طرفداران رضا شاه که نمی‌گویند این کار به دستور شاه بوده است.     لازم به ذکر است حسين مسرت دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تاجيكستان است که تاكنون قریب به 30 عنوان كتاب و 400 عنوان مقاله از وي به چاپ رسيده است. او همچنین در زمينه‌هاي فرهنگی مسئوليت‌های مختلفی را بر عهده داشته است، از جمله همكاری با بسياری از نشريات كشور همچون آينده، نشر دانش، كيهان فرهنگی، هستی و ... ، همكاری با سازمان ميراث فرهنگي يزد، همكاری با اسناد دانشگاه معماری يزد، مديريت بنياد ريحانه، عضو هيات منصفه مطبوعات استان يزد، مديرعامل كانون يزد تباران، هيات موسس انجمن اهل قلم، عضو هيات علمي كنگره ميبدي، عضو هيات علمي كنگره فرخي‌يزدي و عضو انجمن ميراث فرهنگي شهرستان يزد. ]]> ادبيات Wed, 17 Oct 2018 05:08:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266484/یک-عمر-مبارزه-زندان-وطن-شرح-این-قصه-شنو-دو-لب-دوخته-ام ​«زندگی در پیش رو» در شهرکتاب پاسداران نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266475/زندگی-پیش-رو-شهرکتاب-پاسداران-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی در این مراسم، مهدی یزدانی‌خرم -منتقد، نویسنده و سردبیر مجله تجربه- درباره اهمیت این رمان گفت‌وگو خواهد کرد و لیلی گلستان نیز درباره چرایی انتخاب این کتاب برای ترجمه صحبت می‌کند. «زندگی در پیش رو» اخیرا پس از ۱۳ سال ممنوعیت، از سوی نشر ثالث منتشر شده و علاقه‌مندان برای حضور در جلسه گپ‌وگفت درباره این کتاب می‌توانند ساعت ۱۸ روز پنجشنبه ۲۶ مهر به شهرکتاب پاسداران واقع در پاسداران، بوستان دوم(اخوان)، پلاک ۹ مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 11:35:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266475/زندگی-پیش-رو-شهرکتاب-پاسداران-نقد-می-شود رونمایی از دانشنامه حافظ در دانشگاه شهید بهشتی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266473/رونمایی-دانشنامه-حافظ-دانشگاه-شهید-بهشتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم بزرگداشت یادروز حافظ و رونمایی از دانشنامه حافظ و حافظ‌پژوهی روز پنجشنبه ۲۶ مهر در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شود.   این برنامه توسط انجمن دوستداران حافظ در تهران، با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در ایران، دانشگاه شهید بهشتی، انجمن نجوم ایران، موسسه سروش مولانا و پژوهشگاه علوم انسانی برگزارمی‌شود. بهاالدین خرمشاهی، میرجلال‌الدین کزازی، مصطفی ملکیان، احمد کتابی، سعدالله نصیری قیداری، بمهن نامور مطلق و عبدالمحمود رضوانی افرادی هستند که در این مراسم سخنرانی خواهند داشت. دبیری این همایش نیز به عهده عبدالمهدی مستکین است. حجت‌الله ایوبی دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو نیز در این مراسم حضور داشته و قرار است از دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی نیز رونمایی به عمل آید. این همایش یک روزه، پنجشنبه ۲۶مهر از ساعت ۱۴ تا ۱۸ در تالار مولوی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی واقع در تهران، ولنجک برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 11:31:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266473/رونمایی-دانشنامه-حافظ-دانشگاه-شهید-بهشتی تنها گناه ترانه‌های من سادگی بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266468/تنها-گناه-ترانه-های-سادگی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_شهاب دارابیان: در اواخر دهه هشتاد نوار کاستی به نام «مثل هیچ کس» با صدای خشایار اعتمادی و دکلمه مریم حیدرزاده راهی بازار موسیقی ایران شد و همین اتفاق شروع انفجاری بود که باعث شد نام مریم حیدرزاده مثل بمب در این بازاری که تازه داشت جان می‌گرفت بترکد و نامش سر زبان‌ها بیفتد. البته او پیش از این آلبوم هم فعالیت‌هایی را در صداوسیما انجام داده بود؛ اما این آلبوم کاتالیزور شهرت مریم حیدرزاده بود. حیدرزاده به سرعت برق‌وباد مطرح شد و همین موضوع باعث شد تا همکاری او با خوانندگان داخلی و خارجی شروع شود. با بررسی موسیقی دهه 70 و 80 متوجه می‌شویم که در آن سال‌ها کمتر خواننده‌ای را می‌توان پیدا کرد که شرایط همکاری مالی با حیدرزاده را داشته اما با او همکاری نکرده باشد و شاید همین شهرت فراگیر و فعالیت‌های گسترده او باعث شد تا هشت سال ممنوع‌الکار شود و بهترین روزهایش را در خانه بگذراند؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از ترانه‌سرایان داخلی بدون هیچ مشکلی با خوانندگان این طرف آب و آن طرف آب فعالیت می‌کردند. به هر حال دوران ممنوع‌الکاری او چند سالی است که تمام شده و او این روزها در تلاش است تا دوباره بتواند فعالیت‌های خود را با قدرت ادامه دهد. حیدرزاده در روزهای گذشته جلسه‌ای را نیز با سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار کرد و همین موضوع باعث شد تا به سراغ او برویم و گفت‌وگویی را با این شاعر و ترانه‌سرا داشته باشیم و از حال و روز کارهایش باخبر شویم.       شما طی روزهای گذشته به دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد رفتید. در آن جلسه چه صحبت‌هایی مطرح شد و آیا مجددا مشکلی برای فعالیت‌های مریم حیدرزاده به وجود آمده است؟ نه. خدا را شکر چند سال پیش ممنوع‌الکاری من برطرف شد و مشکلی از این بابت وجود ندارد. در همین راستا سال پیش (سال 96) نیز آلبوم موسیقی و سال 93 کتابم منتشر شد و از این بابت دیگر مشکلی وجود ندارد. من در این جلسه با وزیر فرهنگ درباره مشکلات هنرمندان و وضعیت فعلی خودم صحبت کردم؛ چراکه بسیاری فکر می‌کنند که من ممنوع‌الکار هستم و در خارج از ایران زندگی می‌کنم. در این نشست همچنین درباره برگزاری یک سری همایش‌های انگیزشی و برگزاری نمایشگاه نقاشی‌ام با وزیر فرهنگ صحبت کردم. در همین راستا با دکتر حسینی معاون هنری وزیر هم صحبتی داشتم تا شرایط برای حضورم در کنسرت‌های خواننده‌هایی که با آنها همکاری دارم فراهم شود تا بتوانم همکاری مشترکی را در سالن‌های کنسرت با این عزیزان داشته باشم و بخشی از شعرها را دکلمه کنم.   پس برای کسب برخی مجوزها نزد جناب وزیر رفتید؟ نه این طور نبود؛ درواقع من مشکلی برای اجرا چه در حوزه موسیقی و چه در حوزه نقاشی ندارم و این جلسه تنها به این دلیل انجام شد تا بتوانم مشورتی با وزیر داشته باشم؛ چراکه می‌خواهم فعالیت‌هایم را در سال جدید جدی‌تر دنبال کنم. خوشبختانه این دیدار خیلی زود هم انجام شد و از این بابت خیلی خوشحال هستم که چنین برخوردی با هنرمندان می‌شود.   مریم حیدرزاده در سال‌های اخیر کم کار شده است. فکر کنم خود شما هم این موضوع را قبول داشته باشید. من کم کار نشدم اما متاسفانه بسیاری از رسانه‌ها فکر می‌کنند که من خط قرمزی هستم و در خارج از ایران زندگی می‌کنم، به همین دلیل آن طور که باید و شاید کارهای من اطلاع‌رسانی نمی‌شود و شاید همین موضوع باعث شده تا برخی تصور کنند که من کم کار شده‌ام. برای مثال من در شهریورماه سال گذشته آلبوم «آبرنگ»‌ را منتشر کردم که متاسفانه اطلاع‌رسانی خوبی انجام نشد. همچنین من ترانه‌هایی را به خوانندگان خوب و مطرحی مانند علیرضا عصار، فریدون آسرایی و سینا سرلک واگذار کرده‌ام که هنوز منتشر نشده‌اند؛ اما به زودی در بازار موسیقی منتشر خواهند شد. روزگاری که جشن امضاء چندان در ایران رایج نبود، مریم حیدرزاده با انتشار کتاب‌هایش صف‌های طولانی جلوی کتابفروشی‌ها ایجاد می‌کرد. آیا هنوز هم به کتاب فکر می‌کنید و کتابی در دست انتشار دارید؟ بله. من این روزها در حال ویرایش یک مجموعه شعر کلاسیک به نام «سه‌شنبه به سه‌شنبه نقاشی» هستم که بیشتر کارهایش غزل است؛ اما چند قصیده، مثنوی، چهارپاره و دوبیتی نیز در آن وجود دارد که در حال ویرایش آن هستم و به زودی نسخه نهایی را به نشر معین تحویل خواهم داد. همچنین در حال راه‌اندازی نمایشگاه نقاشی‌ام هستم که به زودی برگزار خواهد شد اما هنوز مکان برگزاری آن مشخص نشده است.   بدون شک شاید شناخته‌ترین شاعر و ترانه‌سرای حال حاضر مریم حیدرزاده باشد به شکلی که اگر امروز به خیابان انقلاب که خیابان فرهنگی ماست برویم و جلوی 100 نفر را بگیریم؛ به احتمال زیاد 90 نفر از آن 100 نفر، پنج شعر هم از شاملوی بزرگ حفظ نیستند و حتی این امکان وجود دارد که برخی شاملو را از روی عکس نشناسند اما بدون شک همه آن 100 نفر نام مریم حیدرزاده را شنیده‌اند و قطع به یقین بخش قابل توجهی از آنها برخی ترانه‌های او را حفظ هستند. با این حال همیشه معروفیت دلیلی بر کیفیت نیست و با توجه به همین موضوع در همه این سال‌ها دوستان شاعر از هر فرصتی برای تخریب مریم حیدرزاده استفاده کردند و هر جا بحث شعر ضعیف مطرح شد، دست به تخریب مریم حیدرزاده زدند. دلیل این برخورد‌های نامناسب چیست؟ حق با شماست. متاسفانه دوستانی که خودشان تحمل شنیدن کوچک‌ترین انتقادی را ندارند در همه این سال‌ها از هر فرصتی استفاده کردند تا من را تخریب کنند و شاید این به آن دلیل بود که من همیشه در برابر این رفتارها سکوت کرده‌ و به آن اهمیت نداده‌ام؛ اما سوال من از همان دوستانی که در همه این سال‌ها به من انتقاد داشتند این است که به همین ترانه‌هایی که این روزها مجوز می‌گیرند و در سالن‌های کنسرت مردم آنها را زمزمه می‌کنند، کمی گوش دهند و به من پاسخ دهند که بین ترانه‌های من که همه اصولی بودند و هیچ ایرادی نداشتند با این ترانه‌ها اختلاف چقدر فاحش است؟ تنها گناه ترانه‌های من سادگی بود و دوستان اصلا توجه نکردند که مریم حیدرزاده غزل و مثنوی هم می‌نویسد و حواسش هست که وقتی به سراغ موسیقی پاپ می‌آید خودش می‌خواهد ساده بنویسد تا مردم با آن ارتباط برقرار کنند. من ساده نوشتم و مردم با ترانه‌هایم ارتباط برقرار کردند و این برای برخی دوستان جرمی نابخشودنی بود؛ چراکه آنها معتقد بودند که نباید ساده حرف زد و دوستان همین اعتقادها را داشتند که کار ترانه به اینجا رسیده‌ است و امروز گوش ما از ترانه‌ها مبتذل پر شده است. کاش در شرایط فعلی به جای تمرکز روی چند کلمه و اسم ما در شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی به دانش شاعر و ترانه‌سرا نگاه می‌کردیم و به هر کار مبتذلی مجوز نمی‌دادیم. وقتی اساتید و دوستان به سادگی شعرهای من ایراد می‌گرفتند فراموش کردند که ممکن است تاکید بیش از حدشان کار را به سمتی ببرد که ما امروز شاهد آن هستیم. شرایطی که من نام آن را ابتذال می‌گذارم.   چرا منتقدان فقط ترانه‌های مریم حیدرزاده را دیدند و به سراغ غزل‌ها و مثنوی‌هایش نرفتند؟ جالب‌ است بدانید که من شعر را با غزل آغاز کردم و قطعا با دید علمی و با مطالعه به سمت شعر آمدم؛ اما همان‌طور که شما گفتید، دوستان توجه جدی به این موضوع نداشتند. امروز از تریبون شما به دوستان منتقد می‌گویم که دغدغه اصلی من شعر کلاسیک، بوده، هست و خواهد بود؛ اما پاپ نوشتن متفاوت از آن چیزی است که به‌عنوان شعر کلاسیک در دل کتاب می‌آید. برای من چندان اهمیتی ندارد و در حال حاضر هم به دلیل سوال شما این پاسخ را می‌دهم؛ اگر نه برای من هیچ اهمیتی ندارد و بگذارید اصلا من را نبینند و نادیده بگیرند. دغدغه من این است که دوستان اتفاقی را که برای ادبیات در حال رخ دادن است، مشاهده کنند و ببینند که با صحبت‌های غیرکارشناسی و از روی حسادت چه به روز ادبیات، ترانه و موسیقی ما آوردند.   حرف شما درست است و همیشه حسادت در ادبیات وجود داشته، دارد و خواهد داشت. این حسادت‌ها چطور سد راه شما نشد و به آن توجهی نکردید؟ حسادت نه تنها در ادبیات بلکه در زندگی جامعه ما هم دیده می‌شود؛ عنصری که تخریب‌کننده است و باعث شده تا ما را از هم دور کند. بنابراین ما باید سعی کنیم که از این عنصر فاصله بگیریم. من هیچ وقت سعی نکردم مقابله کنم و به جنگ این افراد بروم. همیشه سعی کردم آرامش خودم را حفظ کنم و این اجازه را به دوستان دادم که اگر با تخریب من و شعرهایم به آرامش می‌رسند، این کار را انجام دهند؛ چراکه تخریب و تشویق این افراد روی من تاثیر نمی‌گذارد. من همیشه آرامش و خلوتم را با هیچ چیز عوض نکرده‌ام. هر کسی حق نظر و رای دارد و من مانعی نمی‌بینم و دوست ندارم جواب کسی را بدهم. علاقه شخصی من این است که از کنار حاشیه‌ها عبور کنم و کار خودم را انجام دهم. پس شما هم از منتقدان فضای امروز ترانه و موسیقی هستید و معتقدید که موسیقی از مسیر مناسب خود خارج شده است؟  متاسفانه شرایط مناسب نیست و در وضعیت فعلی بخش قابل توجهی از دوستان خواننده به ترانه توجه کافی ندارند و شاید تنها 20 تا 30 درصد خواننده‌ها روی شعر یا ترانه‌هایی که می‌خوانند دقت داشته باشند و به سراغ ادبیات فاخر یا ترانه‌های صحیح و سالم بروند. من نمی‌گویم که خواننده‌ها باید شعرهای خاقانی، رودکی و سنایی را بخوانند اما حداقل چیزی را بخوانند که صحیح باشد و ساده‌ترین اصول ترانه را رعایت کرده باشد. به جرات می‌گویم که 80 درصد ترانه‌هایی که امروز منتشر می‌شوند شرایط اولیه و ساده ترانه را هم ندارند.   در وضعیت امروز ترانه خواننده‌ها چقدر مقصر هستند؟ خواننده تقصیری ندارد و مقصر اصلی ترانه‌سراست؛ چراکه نباید زیر بار نوشتن ترانه‌ای برود که وزن و قافیه ندارد و از هیچ اصولی پیروی نمی‌کند. من تا به امروز زیر بار چنین چیزی نرفته‌ام، با این تفکر مبارزه کرده‌ام و از این به بعد هم نخواهم رفت. این موضوع شاید باعث شود که متقاضی کمتری داشته‌ باشم اما باید توجه داشته باشیم که اعتبار از متقاضی مهم‌تر است.   زبان بیشتر کارهای شما محاوره است اما در صحبت‌های خود مطرح کردید که دغدغه شعر کلاسیک دارید. مریم حیدرزاده چه نگاهی به زبان محوره دارد؟ من سعی کردم آنچه را که آموخته‌ام با زبان مردم در ترانه‌هایم بیاورم. به نظر من زبان محاوره خیلی هم زیبا و قابل احترام است اما این زیبایی و قابل احترام بودن تا زمانی است که از اصول و چهارچوب‌ها خارج نشود.   همان‌طور که در بالا مطرح کردم، مریم حیدرزاده شاعر و ترانه‌‌سرای شناخته شده‌ای در میان مردم است. او با دکلمه چند شعر و انتشار یک آلبوم خیلی سریع توانست جایگاهی ویژه‌ای میان مردم ایجاد کند و به سرعت مطرح شود. عوامل جانبی و غیر شعری مانند تابوشکنی در آن سال‌ها برای انتشار یک آلبوم با صدای یک زن یا صدای زیبا چقدر در مطرح شدن مریم حیدرزاده تاثیرگذار بوده است؟ من نمی‌توانم درباره خودم نظر بدهم و صاحب‌نظر باشم اما بدون شک در آن سال‌ها من نخستین خانمی بودم که بعد از انقلاب یک آلبوم موسیقی مجوزدار منتشر می‌کرد و از طرفی شاید نخستین بار بود که یک خانم شعرهایش را دکلمه و در قابل یک پکیج ارائه می‌داد. همه این‌ها می‌تواند عواملی باشند که در معرفی من به جامعه تاثیرگذار بوده است. از طرفی شاید مدت‌ها بود که ترانه به این شکل شنیده نشده بود و معمولا ترانه با استفاده از کلمه‌های سنگین‌تری منتشر می‌شد. من در آن سال‌ها خودم را رعایت کردم و شخصیت حقیقی‌ام را روی کاغذ آوردم و بخشی از زندگی کردنم را بدون تصویر به تصویر کشیدم. مردم در همه این سال‌ها وقتی من را می‌بینند، می‌گویند که از تو بابت به تصویر کشیدن زندگی‌مان سپاسگزاریم. من توانستم احساسات بخش قابل توجهی از مردم را بیان کنم و این موضوع باعث شد تا مخاطب با من ارتباط برقرار کند. در همین روزها دایرکت‌های بسیار زیادی در اینستاگرام دریافت می‌کنم که خیلی‌ها در آن می‌گویند با ترانه‌ها و دکلمه‌های من عاشق شده‌اند، گریه‌ کرده‌اند، خندیدند و حتی ازدواج کرده‌اند. مریم حیدرزاده با شرکت در کلاس و به شکل آکادمیک به سراغ شعر آمد یا ذوقی بود؟ هر دو با هم. من ذوق داشتم اما شعر را با مطالعه آموختم. من دوم دبستان بودم که یک انشاء‌ نوشتم و بعد از آن انشاء معلم به من گفت که به مادرم بگویم که فردا به مدرسه بیاید. من خیلی نگران شدم و دلیلش را پرسیدم که معلم گفت تو بجای انشاء یک غزل نوشته‌ای و از آن زمان مطالعاتم را زیاد و سعی کردم با خواندن کتاب‌های آموزشی و شعر شاعران دیگر بیاموزم. من هیچ وقت اهل کلاس‌‌های آموزشی نبودم و هیچ وقت هم به سراغ کلاس‌های آموزشی شعر نرفتم؛ اما تمام کتاب‌هایی را که نیاز بود، خواندم.   چقدر در روز مطالعه دارید و بیشتر شعر کدام شاعران را می‌خوانید. به عبارت بهتر شاعر مورد علاقه شما کیست؟ من معمولا هر روز مطالعه دارم. از طرفی هم مثل همه ایرانیان از میان شاعران کلاسیک علاقه بسیار زیادی به حافظ دارم و از میان شاعران معاصر نیز به هوشنگ ابتهاج علاقه‌مند هستم اما شعرهای نیما و سهراب را هم می‌خوانم.   ​من فکر می‌کنم که از نظر فکری نیز شباهت‌های زیادی به سهراب دارید؛ او را به دلیل سادگی زبان دوست دارید؟ بله دوست دارم اما دغدغه‌ام نیست که شبیه کسی باشم و همان‌طور که گفتم من از تمام لحظه‌های تلخ و شیرین عبور می‌کنم و وابسته چیزی نمی‌شوم.     شما در کنار شعر نقاشی هم می‌کنید. چه شد که به سمت نقاشی رفتید؟ من سه سال و نیم داشتم که آخرین عمل جراحی را انجام دادم و بینایی‌ام را به شکل صددرصد از دست دادم؛ اما باتوجه به آن سال‌ها تعریفی از رنگ‌ها دارم و بر اساس آن تصویری که در ذهن است نقاشی می‌کشم. من در نقاشی‌هایم سعی کرده‌ام تا همه اصول را رعایت کنم و نقاشی‌هایم تفاوتی با دیگران نداشته باشد. شاید جالب باشد که بدانید خیلی از دوستانی که به نمایشگاه من آمده‌اند از نقاشی‌هایم بسیار استقبال کردند و معتقد بودند که نقاشی‌های من شبیه به سهراب است. اگر این موضوع درصدی هم درست باشد، باعث افتخار من است.   چرا شاعر‌ها به سمت نقاشی می‌روند؟ من فکر می‌کنم که رابطه تنگاتنگی وجود دارد و این دو هنر خیلی به هم نزدیک هستند. به نظر من کلمات را می‌توان نقاشی کرد و نقاشی را نیز می‌توان نوشت. به همین دلیل قطعا یک اتصال درونی بین این دو وجود دارد. این موضوع بدون شک خیلی دلنشین و لذتبخش است.   رابطه مریم حیدرزاده با فضای مجازی به چه شکلی است؟ همه از من این سوال را می‌کنند که اینستاگرام را چطور اداره می‌کنم و آیا این اینستاگرام متعلق به خودم است یا خیر. بله من در فضای مجازی و اینستاگرام فعال هستم و آن پیج متعلق به خودم است و توسط خواهرم اداره می‌شود. من در این فضا فعال هستم؛ چراکه فکر می‌کنم این امکانات به شاعر و هنرمند کمک می‌کند تا جهانش به جهان مخاطبانش نزدیک‌تر باشد. من سعی می‌کنم که هر شب پاسخگوی سوالات دوستان باشم به همین دلیل ارتباط خوبی با این فضا گرفته‌ام و معمولا بخشی از نوشته‌های تازه‌ام را در این فضا منتشر می‌کنم.   به عنوان سوال آخر؛ شما در سال‌های دهه 70 بدون اینستاگرام و فضای مجازی و اینترنت، کاست به کاست در میان مردم منتشر شدید و نام خود را سر زبان‌ها انداختید. اگر این فضای مجازی در دهه 70 وجود داشت به نفع مریم حیدرزاده بود یا به ضرر او؟ به نظر من قطعا فضازی مجازی کمک می‌کرد و تعاملات بیشتر می‌شد اما باید قبول کنیم که هر دوره‌ای ویژگی‌های خاص خودش را دارد و نمی‌توان گفت که اگر فلان بود چه می‌شد. ما باید توجه داشته باشیم که اگر در آن سال‌ها امکانی مانند فضای مجازی وجود نداشته برای همه بوده و اگر امروز وجود دارد باز هم برای همه است. آن دوره، عصر نامه و ذوق رسیدن نامه بود. در همان دوره هم هر روز نامه‌های زیادی برای من می‌‌آمد که همه آنها را پیش خودم نگهداری کردم. ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 11:03:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266468/تنها-گناه-ترانه-های-سادگی ​«مانیا» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266469/مانیا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مجموعه داستان «مانیا» شامل ۹ داستان کوتاه اجتماعی و عاشقانه است. «مارگریتا و جیغ‌هایی که مامان می‌کشید»، «ساقه آفتابگردان»، «شیوا، آذین، نعیمه»، «سر قبر ننه‌فهیمه»، «فردا زودتر می‌آید»، «ته کوچه یازدهم»، «زیر نور هالوژن»، «من غلامعلی‌ام، غلامعلی احمدی کلاته» و «تو که غریبه نیستی» عنوان 9 داستان کوتاهی است که آرزو امیرخانی آن‌ها را با نثری ساده و بی‌آلایش به نگارش درآورده. موضوع اغلب این داستان‌های اجتماعی،‌ معضلات و دردهایی است که در جامعه حس می‌کنیم؛‌ به دور از اضافه‌‌گویی‌های معمول. در بخشی از داستان «مارگریتا و جیغ‌هایی که مامان می‌کشید» می‌خوانیم: «اولین فرار من از مدرسه وقتی بود که مطمئن شدم مامان تصمیمش برای رفتن به هند قطعی شده. می‌خواستم شک و تردید را از او بگیرم و زندگی را از آن چیزی که هست آشفته‌تر کنم. اما مامان با اولین تلفن فلاح‌زاده خودش را به مدرسه رساند و شب تمام حرف‌های بی ‌سر‌وته فلاح‌زاده و مشاور تربیتی را تحویل بابا داد...» «مانیا» در۱۱۲ صفحه، قطع رقعی و به قیمت 12 هزار تومان منتشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 10:06:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266469/مانیا-منتشر مضمون شعر دفاع مقدس در قامت جهانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266463/مضمون-شعر-دفاع-مقدس-قامت-جهانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، نشست تخصصی «چهل شاهد» با موضوع «بررسی ۴۰ سال شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»، دوشنبه 23 مهرماه با سخنرانی ‌عبدالجبارکاکایی از شاعران پیشکسوت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در تالار فرماندهان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.   در این نشست عبدالجبارکاکایی با اشاره به زمینه‌های شکل‌گیری شعر انقلاب، بیان کرد: تحلیل شعر انقلاب نیازمند بررسی پایه‌ها و زمینه‌های شکل گیری شعرانقلاب از سال‌های پیش از انقلاب است. همزمان با روی کار آمدن پهلوی دوم، حوزه فرهنگ و هنر به‌ویژه حوزه ادبیات رو به افول نهاد، اما طرح اندیشه‌های انسان‌های بزرگی چون علامه اقبال لاهوری و دکتر علی شریعتی، زمینه‌ساز احیای سنت‌ها و فرهنگ ملی شد و در بیشتر شاخه‌های هنری مثل سینما‌، تئاتر و موسیقی طبل بازگشت به هویت جمعی به آرامی نواخته‌ شد و در چنین شرایطی شعر زمینه و بستری به‌وجود آمد که بعضی از منتقدان در تحلیل آن شعر متعهد یاد می‌‌کنند‌.   این شاعر افزود: گویندگان این شبکه ذهنی و زبانی که در اواخر دهه 40 و اوایل 50 تشکیل شد، عموما جبهه چپ بودند و شاعرانی که گرایش به بلوک شرق و انقلاب‌های آمریکای جنوبی و نوعی نظام نشانه‌شناسی و سمبلیکی که بیان مخالف‌خوانی نسبت به وضع موجود بود، داشتند و تعابیری چون آفتاب‌، شرق‌، جنگل ستاره دریا و تعابیری که نظام نشانه‌شناسی خاصی را در شعر رفته رفته ایجاد می‌‌کرد، زمینه‌ساز جنبش‌هایی شد که به انقلاب سال 57 رسید‌.   وی با اشاره به این‌که یکی از مولفه‌های اصلی شعر انقلاب بازگشت به قالب‌های سنتی بود، گفت: نهضت بازگشت به خویش، شعر انقلاب را به احیای قالب‌های سنتی به‌عنوان مولفه اصلی در حوزه تکنیک شعر انقلاب دعوت کرد. در احیای قالب‌های سنتی یک اتفاق تکنیکی جدید افتاد که وجه ممیز ادبیات دوره انقلاب از ادبیات دوره بازگشت ادبی بود. گاهی عمدی و از سر عناد شعر انقلاب را بازگشت ادبی مقایسه می‌کنند و آن را یک بازگشت ادبی می‌خوانند و آن‌را تحقیر می‌کنند. در شعر انقلاب در نهضت بازگشت به خویش، قالب‌های سنتی زبانی به استخدام شاعر درآمد و زبان نو شده و تجدید حیات یافته پس از نیما در آثار هوشنگ ابتهاج‌، منوچهر نیستانی‌، حسین منزوی و سیمین بهبهانی کم کم شکل متعدلی از ممزوج کردن زبان نوین و جهان جدید در قالب‌های سنتی اتفاق افتاد و انقلاب اسلامی  این اتفاق را تشدید کرد و توسعه داد.   کاکایی اظهار کرد: کسانی که پایه‌گذاران دوبیتی و رباعی بعد از انقلاب بودند و غزل را به‌طور گسترده‌ای در سراسر کشور گسترش دادند، غالبا معلمانشان همین چهره‌ها بودند. شاعران انقلاب مضامین جدید را در قالب‌های سنتی تلفیق کردند و آن را  توسعه دادند و تبدیل به یک شبکه ذهنی و زبانی کردند. مولفه اصلی تکنیکی شعر انقلاب تلفیق زبان نو با قالب سنتی بود. اما مولفه دوم که می توان گفت از نظر اهمیت بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته است مولفه محتوایی بود‌. ارجاع به تاریخ دین و مذهب ‌، سمبل‌سازی و استفاده از تلمیحات مذهبی و دینی و میراث ادعیه‌،زیارت عتبات و مجموعه دستاورد‌های محتوایی از شعر مذهبی ما و به علاوه نیم نگاهی به عرفان بخش محتوایی شعر انقلاب را تشکیل می‌دادند که این عرفان کابردی و عملی تدریجا با آغاز جنگ گسترش یافت و شاخه اصلی شعر انقلاب ما شد مانند نگاه به شهادت و این اتفاقی بود که بیش از اینکه در شعر انقلاب افتاده باشد در شعر عرفانی ما رخ داده است‌. شعر انقلاب با گرایش به عرفان این مضامین را به خدمت گرفت.   این شاعر ادامه داد: نظام نشانه‌شناسی زبان و شعر پیش از اینکه بوسیله بچه‌های انقلاب فراهم شود و در کنار هم قرار بگیرد در شعر‌ها و سرود‌ها شکل گرفته بود. شعر انقلاب به بهترین وجه به وظیفه خود عمل کرد و نیاز‌های عمومی جامعه را پاسخ داد. الهامات واستخدام کلمات و بکار گرفتن مفاهیم از سپهر  واژگان زمانی بود که به آن دهه شصت اتلاق می‌شود. نوحه‌ها و شعر‌ها و سرود‌ها چنان اثر بر فرهنگ مردم در دهه شصت گذاشت که در وصیت‌نامه‌ها ماندگار شد و در حافظه مردم شکل گرفت. ما در قد و قواره هشت سال دفاع مقدس شعر گفتیم.   وی گفت: باید بپذیریم همه دوره‌های ادبیات اجتماعی یک آغاز و یک پایان دارند.  این مسئله مهمی است که من فکر می‌کنم مدیران فرهنگی ما باید  بپذیرند با قطور کردن جُنگ‌های جنگ و برگزاری جشنواره‌ها و سفارش دادن نمی‌توان مانع پایان یک دوره ادبی شد. برای سرود نمی‌توان سفارش داد. سرود را طبیعت جامعه به آن شکل می‌دهد‌. سرودی معنای واقعی سرود دارد که حتی اگر مخاطب سراینده را نشناسد، کلامش روی لبش جاری باشد، بارها بخواند و نفهمد که آنچه که می‌خواند چه کسی خوانده است یا آهنگسازش که بوده است. سرود در دل اتفاقات اجتماعی شکل می‌گیرد آنچه تکلیف می‌شود و بخشنامه می‌شود دیگر سرود نیست.   کاکایی در ادامه بیان کرد: به‌جای تحلیل و تشریح ادبیاتی که باعث افتخار و میراث فرهنگی و معنوی جامعه ایرانی است به حدی در تداوم وتکرارش به جُنگ‌های نازل و سطحی رسیدیم که همین جُنگ‌های نازل اسباب تمسخر ادبیات جنگ شده است‌. محققی از دانشگاه‌ هاروارد که فارسی‌زبان است با توسل به یکی از این جُنگ‌ها که سراینده آن شعرها اغلب بیست و یکی دو ساله بودند به تمسخر شعر‌ها و نگاهشان به جنگ پرداخته بود وآن‌ها را ادبیات نازل و بی معنایی در مقابل آثار دهه چهل دانسته بود.   این شاعر پیشکسوت انقلاب افزود: توسعه دادن اجباری ادبیات جنگ به دوره‌های بعد به جایی رسیده که  در سبک غزل پست مدرن و غزل فرم در کنگره‌های شعر جنگ، شعر عرضه می‌شود و شاعر با کلمه شهید و قداست و معنویت شهید بازی زبانی می‌کند و بیش از اینکه مخاطب در معنویت اثر غرق بشود این آثار روح را آزار می‌دهند. آوردن مضامین شعر انقلاب به زمان جدید و خارج کردن آن از پروسه زمانی به‌نظر من خیانت به موضوع مقدسی است که در لباس خودش به بهترین شکل ممکن عرضه شده است. امروز زمان تشریح و بررسی علمی این اتفاق است کم‌نظیر در دنیا است.   وی احساسات انسانی را جزو واقعیت‌های جنگ دانست و گفت: امروز مدیران فرهنگی  ما از این فراز‌های احساسات انسانی دفاع مقدس می‌گریزند. اگر بخواهیم تعریف جامعه‌شناسانه و انسان‌شناسانه از انسان ایرانی عرضه کنیم، انسان ایرانی توامان سوگ و حماسه است و شعر انقلاب و دفاع مقدس به تمامی پاسخ گوی احساسات مردم بود.   کاکایی با اشاره به ویژگی‌‌های مکاتب شعر، ادامه داد: دستاورد‌های تکنیکی شعر انقلاب آنقدر زیاد و قابل اعتنا نبود که ما قائل به ایجاد مکتب ادبی باشیم‌. یک مکتب ادبی هم تاثیر محتوایی و هم تاثیر تکنیکی فوق‌العاده ای داشته و شاخص‌ها و مولفه‌های فراوانی دارد که شعر انقلاب دارای این ویژگی نیست که از آن به عنان مکتب شعری یاد کنیم. این امر چیزی از ارزش‌های شعر انقلاب کم نمی‌کند چون به رسالت خود با بهره گیری از در قالب‌های پیش از خود عمل کرده است.   این شاعر تصریح کرد: شعر امروز وارد دنیای قرائت‌های جدید متناسب با نسل‌های جدید شده است‌. نمی‌توان گفت نسل امروز نباید از جنگ بگوید باید به جنگ اما با قرائت جدید پرداخته شود. نسل امروز نباید از منظری که نسل جنگ را دید جنگ را ببیند. به قول دکتر عبدالحسین زرین‌کوب «اگر گذشتگان ما غول باشند و ما کوتوله باشم؛ ما بر دوش آن‌ها سوار شدیم و هم آنچه آنها دیده اند می‌بینیم و هم بیشتر از آن‌ها»‌. این نسل بر خلاف آنچه القا می‌شودکه تنها  آن‌هایی جنگ را می‌فهمند که در جنگ حضور داشته اند فرصت و امکان دیدنش نسبت به جنگ بیش از ماست‌. اجازه بدهیم این نسل قضاوت کند و با پتک این که تو نبودی و حق نداری حرف بزنی و چون ما در آن فضای هیجانی که  فرصت تعقل کمتری هم داشت بودیم، می‌توانیم بگوییم. مدیران فرهنگی ما اجازه بدهند با حفظ حرمت‌ها قرائت‌های جدید خود را از جنگ ارائه دهند.   وی در پایان با بیان این‌که سه قرائت از شعر انقلاب وجود دارد، گفت:  یکی قرائت طبیعی است و دریافت طبیعی مولدین آثار فرهنگی و هنری که توسط کسانی رخ داده که در آن دوران حضور داشتند و  قرائتی است که از اصل ماجرا دریافت می‌شود. این قرائت طبیعی با حذف، اضافه وگزینش تبدیل به قرائت رسمی شد و فقط به جنبه حماسی و تهییج و تحریک آن می‌پردازد و جنبه انسانی برای آن مهم نیست و این قرائت دوم است که در پوستر‌ها می‌نویسد که در مورد این موضوعات باید شعر گفت و قرائت سوم قرائت نسلی است که تاریخ جنگ را مطالعه می‌کند، نقد و نظر‌ها را می‌شنود و آن‌را تحلیل می‌کند. قرائت طبیعی قابل احترام است و باید در فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس حفظ شود. باید به قرائت سوم که قرائت نسل‌های بعد از جنگ اعتنا شود است و این شاعران مورد توجه قرار گیرند. قرائت رسمی کیفیت و اعتباری نخواهد داشت و بیشتر به دو قرائت دیگر لطمه وارد می‌کند.   نشست‌های تخصصی «چهل شاهد» که به همت موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و  با حضور سرامدان حوزه هنر و ادبیات کشور برگزار می‌شود، به بررسی چهل سال هنر و ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌پردازد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 16 Oct 2018 08:39:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266463/مضمون-شعر-دفاع-مقدس-قامت-جهانی اثنی‌عشری: دیباچه گلستان، فرهنگ ایرانی را به ما یادآوری می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266461/اثنی-عشری-دیباچه-گلستان-فرهنگ-ایرانی-یادآوری-می-کند  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشتمین نشست از سلسله نشست‌های سعدی‌شناسی با عنوان «برخوان سعدی» برگزار شد. در این نشست که توسط «انجمن فرهنگ و ادب شیراز» با همکاری «سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس» و «مرکز سعدی‌شناسی» در «سرای سخن» سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد،  اطلس اثنی‌عشری و  مرتضی جعفری، پژوهشگر و از اساتید دانشگاه سخنرانی کردند. در ابتدای این نشست، اطلس اثنی‌عشری ضمن خواندن بخشی از دیباچه گلستان سعدی در این‌باره گفت: سعدی در دیباچه گلستان، بنا به سنت ادب پارسی و بر طبق مؤلفه خداشناسی در فرهنگ ایرانی، با حمد و ستایش خداوند، این کتاب ارزشمند را آغاز می‌کند. کتابی که سالیان بسیار، فرزندان زبان فارسی با آن نوشتن و خواندن، یاد می‌گرفته‌اند، سخنان آن را به یاد می‌سپردند و در زندگی بر مبنای همان آموزه‌ها و راهکارها، رفتار می‌کرده‌اند. دیباچه گلستان سعدی، یادآوری شکر بر نعمت‌های بودن است. هر اندازه آگاه‌تر باشیم به آنچه داریم، بیشتر شکر می‌کنیم، هرچه بیشتر شکر کنیم، شادی درونی‌مان نسبت به آنچه داریم، افزون می‌شود و جهان و هر چه در آن است، گسترده‌تر می‌شود. وی در ادامه افزود: دیباچه گلستان، فرهنگ ایرانی را، به ما یادآوری می‌کند. «ابر و باد و مه و خورشید و فلک، در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»، گستره‌ای عظیم از آفرینش و ابدیت طبیعت است. هر چیز که روزی جان داشته، خاک شده، از دل آن گلی، گیاهی بر آمده و قوت ما از آن است، چشم‌انداز دوری است از این واقعیت که ما نیز به خاک و به گردش طبیعت، باز می‌گردیم و بخشی از تن یک هستی دیگر... اثنی عشری افزود: این ابدیتی است که خیام نیز به آن اشاره می‌کند: «ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست/ بی‌باده گلرنگ نمی‌شاید زیست/ این سبزه که امروز، تماشاگه ماست/ تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست...». این درست در ابر و باد و مه و خورشید و فلک... نیز هست. آن‌ها در گردشند تا تو، روزی بخوری و روزی هم‌چنان در ادامه این سیر و گردش، این تویی که نان به کف آمده دگران خواهی شد.             در ادامه  مرتضی جعفری ضمن پرداختن به مفهوم قضا و قدر و جبر و اختیار در بخشی از سخنان خود گفت: مسأله قضا و قدر الهی و در پی آن جبر و اختیار از پرچالش‌ترین موضوعاتی است که در طول تاریخ، ذهن بشر را به خود معطوف نموده و حاصل آن نگاه‌های متفاوت و گاه متناقض به این موضوع است؛ چنان‌که گاه سبب برداشت‌های نادرست از آن شده؛ این امر در آثار بسیاری از شاعران چون سعدی مشهور است. در غزلیات سعدی با سه رویکرد نسبت به موضوع قضا و قدر الهی روبه‌رو می‌شویم: رویکرد ادبی؛ رویکرد فلسفی؛ رویکرد عامیانه. در رویکرد نخست، سعدی موضوع قضا و قدر الهی را دست‌مایه‌ای برای مضمون‌سازی و بیان هنری در شعر خود قرار داده، در قالب حسن تعلیل، برای توجیه حالات عاشقانه و عارفانه از آن استفاده می‌کند. در رویکرد دوم، سعدی با نسبت دادن جبر حاصل از قضا و قدر الهی به عناصری همچون بخت و اقبال و طبیعت، امکان سرزنش و نکوهش قضا و قدر و سرنوشت محتوم را فراهم می‌کند و در رویکرد سوم که حاصل برداشت غلط از موضوع قضا و قدر الهی است، به موضوعاتی چون اعتقاد به رزق معین و دست کشیدن از تلاش برای کسب روزی، تسلیم در برابر قضای محتوم الهی و عدم تلاش برای تغییر سرنوشت، نادیده گرفتن سلسله اسباب در حصول نتیجه و موفقیت، اعتقاد به زمان معین مرگ و عدم تلاش برای حفظ سلامتی، بی‌توجهی به تدبیر و نقش آن در تعیین سرنوشت، باور داشتن به جبر مطلق و بی‌توجهی به قدرت اختیار انسان و در نهایت کنار گذاشتن جهد و کوشش و فرو رفتن در اوهام و تخیلات، پرداخته است. جعفری در ادامه افزود: تقدیر الهی با اسباب دنیوی قابل تغییر است، چه بسا افعالی مانند دعا، صدقه و نیکی به مردم باعث می‌شود قسمتی از مقررات ما دگرگونی یابد و همین تغییر نیز در حکم و تقدیر الهی است. همین خدا که در آغاز تقدیر معین کرده است با روی آوردن به دعا و تمهیدات یک سری افعال و اعمال سرنوشتی دیگر را جایگزین تقدیرات اولیه می‌نماید. چنان‌که سعدی می‌سراید: «مکن که روز جمالت سرآید ار سعدی/ شبی به دست دعا دامن سحر گیرد»، وی هم‌چنین گفت: سعدی با استفاده از آرایۀ حسن تعلیل به موضوع قضا و قدر می‌پردازد. حسن تعلیل در واقع آوردن دلیل ادبی و اقناعی برای یک موضوع کاملاً عقلی و واقعی است: «ای که گفتی دیده از دیدار بت‌رویان بدوز/ هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را» یعنی خداوند این‌گونه تقدیر کرده است که من عاشق نظرباز باشم. جعفری در ادامه گفت: در غزلیات سعدی همواره عاشق به صید و معشوق به صیاد تشبیه شده است. مراد از این تشبیه آن است که عاشق در هر یک از مراتب عشق چه زمینی و چه آسمانی اختیاری از خود ندارد بلکه باید توسط معشوق انتخاب شود: «صید بیابان سر از کمند بپیچد/ ما همه پیچیده در کمند تو عمداً/ طایر مسکین که مهر بست به جایی/ گر بکشندش نمی‌رود به دگر جا». در ادامه افزود: یکی دیگر از موضوعاتی که به قضا و قدر الهی و از سوی دیگر با جبر و اختیار در پیوند است، موضوع راضی بودن عاشق بر جور معشوق است: «با جور و جفای تو نسازیم چه سازیم؟/ چون زهره و یارا نبود چاره مداراست/ تسلیم تو سعدی نتواند که نباشد/ گر سر بنهد ور ننهد، دست تو بالاست». وی هم‌چنین اشاره کرد: یکی دیگر از موضوعاتی که در مذهب عشق گزیر و گریزی از آن نیست، رسوایی عاشق است. عاشق هر قدر تلاش کند که راز عشق خود را بپوشاند، در مذهب عشق این‌گونه تقدیر شده است که باید راز عشق او بر سر زبان‌ها بیفتد: «هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم/ نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم».   ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 08:32:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266461/اثنی-عشری-دیباچه-گلستان-فرهنگ-ایرانی-یادآوری-می-کند دبیر بخش دانشجویی نخستین جشنواره ادبیات سلامت معرفی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266313/دبیر-بخش-دانشجویی-نخستین-جشنواره-ادبیات-سلامت-معرفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی جشنواره ادبیات سلامت، در راستای همکاری‌های بین‌بخشی، موسسه آوای هنر سلامت از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری اداره‌کل فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری، بخش دانشجویی نخستین جشنواره ادبیات سلامت را برگزار می‌کنند. در همین راستا سیدبهیاد نجفی، کارگردان تئاتر، به‌عنوان دبیر بخش دانشجویی معرفی شده است. در این بخش که آثار ارسالی آن، خارج از بخش‌های اصلی جشنواره داوری می‌شوند اعضای کانون‌های شعر و ادب، هنرهای نمایشی و فیلم و عکس دانشگاه‌های سراسر کشور مجاز به شرکت در این بخش هستند. دانشجویان با تایید دانشگاه مبنی بر عضویت در یکی از این کانون‌ها می‌توانند در این بخش شرکت کنند.   در این بخش نیز دانشجویان می‌توانند در سه بخش داستان کوتاه، فیلمنامه کوتاه و نمایشنامه یک اثر را برای داوری ارسال کنند. دانشجویان برای آگاهی از چگونگی ثبت‌نام و شرایط شرکت در جشنواره باید به سایت جشنواره به آدرس adabiatsalamat.ir مراجعه کنند. اختتامیه این جشنواره در دی ماه برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 07:56:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266313/دبیر-بخش-دانشجویی-نخستین-جشنواره-ادبیات-سلامت-معرفی تمدید مهلت شرکت در جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266395/تمدید-مهلت-شرکت-جایزه-کتاب-سال-شعر-خبرنگاران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیزدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر ایران به انتخاب «خبرنگاران»، همچون دوره‌های گذشته، در سه بخش «کتاب سال»، «ویژه» (شاعران بدون کتاب) و «تجلیل» (یک عمر فعالیت شعری)، با داوری جمعی از شاعران خبرنگار و فعال رسانه در حوزه فرهنگ و ادبیات، برگزار می‌شود. دبیرخانه‌ این دوره از جایزه‌ کتاب سال شعر ایران به انتخاب خبرنگاران نیز با دبیری علیرضا بهرامی، از تمامی شاعران و ناشرانی که در سال 1396 مجموعه شعر منتشر کرده‌اند، دعوت کرده است تا با توجه به این شرایط، در بخش کتاب سال جایزه شرکت کنند: - کتاب در سال 1396 منتشر و در شناسنامه‌ آن درج شده باشد. - چاپ اول و به زبان فارسی در ایران منتشر شده باشد. - برگزیده اشعار یا مجموعه‌ گروهی نباشد.   علاقه‌مندان به شرکت در این بخش، باید چهار نسخه از اثر خود را تا تاریخ 27 مهر‌ماه 1397 به نشانی تهران، صندوق پستی 187 - 13355 ، دبیرخانه‌ جایزه‌ کتاب سال شعر خبرنگاران، بفرستند. در بخش ویژه هم که برای کشف استعدادهای شعری برگزار می‌شود، آن دسته از شاعرانی که در هر سنی، تاکنون مجموعه‌ شعر منتشر نکرده‌اند، آثار خود را با توجه به شرایط زیر - تنها - از طریق نشانی پست الکترونیکی و نه پرینت‌شده، می‌توانند بفرستند: ‌ - شرکت‌کنندگان در این بخش نباید تاکنون (چه در سال‌های گذشته و چه در سال جاری) کتاب مجموعه‌ شعر در ایران منتشر کرده یا در نوبت نشر داشته باشند. - شرکت علاقه‌مندانی که قبلا کتابی غیر از مجموعه شعر منتشر کرده‌اند، یا در دست انتشار دارند، در این بخش، منعی ندارد. - مجموعه‌ شعرها باید به زبان فارسی باشد. - تعداد شعرها دست‌کم بین ‌40 تا ‌50 قطعه بوده، یا تعداد صفحه‌های مجموعه‌ی شعرها دست‌کم بین 80 تا ‌100 صفحه باشد. - شعرها همگی در قالب یک فایل وُرد (قلم بی‌میترا 12) باشد. از فرستادن اثر در قالب فایل پی‌دی‌اف یا پرینت کاغذی از طریق پُست، جدا پرهیز شود. - حضور در این بخش برای تمامی شاعران فارسی‌زبان داخل و خارج کشور، با هر ملیتی، آزاد است. در این بخش نیز علاقه‌مندان تا 27 مهر‌ماه 1397 فرصت دارند که شعرهای خود را به نشانی پست الکترونیکی جایزه بفرستند: sher.khabarnegar@gmail.com ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 07:56:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266395/تمدید-مهلت-شرکت-جایزه-کتاب-سال-شعر-خبرنگاران انتشار شماره دوازدم فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266460/انتشار-شماره-دوازدم-فصلنامه-نقد-کتاب-ادبیات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اعلام روابط عمومی خانه کتاب، دوازدهمین شماره فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» منتشر شد. شماره دوازدهم فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» ویژه زمستان 1396 به سردبیری مصطفی موسوی در شش بخش «نقد شفاهی»، «نقد مکتوب»، «نقد آثار پیشین»، «نقد پژوهی»، «شایسته خواندن» و «نقدِ نقد» منتشر شد. در سخن سردبیر این شماره از فصلنامه که به قلم مصطفی موسوی نوشته شده، آمده است: «در شماره بهار و تابستان نوشتم که نخستین تبعات سیاست‌های اقتصادی انقباضی شامل حال فرهنگ و دانش می شود و یادآور شدم که علاوه بر تصمیم نادرست مدیرانی که با حوزه فرهنگ و دانش بیگانه یا دست کم به آن بی توجه‌اند، عملکرد ضعیف اصحاب فرهنگ و دانش نیز در این امر بسیار موثر است. بر این نقیصه باید نبود سیاست فرهنگی پایدار- در سطوح مختلف- در کشور را افزود که عامل موثر دیگری در ایجاد  اختلال در برنامه‌های فرهنگی و علمی کشور است. غالبا  به دنبال  تغییر دولت، وزیر، مدیر کل و... شاهد تغییرات جدی و اساسی سیاست‌های اجرایی  در حوزه فرهنگ و دانش هستیم. این روال باعث شده است که در حاشیه بودن  فرهنگ و دانش در جامعه ما نهادینه شود. در نتیجه، تعطیلی مراکز فرهنگی و علمی در مقایسه با مثلا تعطیلی مراکز تفریحی مشابه آن چندان بازتابی در جامعه ندارد و اعتراضی بر نمی‌انگیزد. تعطیلی مطبوعات نیز وضع مشابهی دارد. علاوه بر این‌ها، در ایران در عالم مطبوعات، خصوصا در مورد نشریات ادواری اعم از دولتی و غیر دولتی، دانشگاهی و غیر دانشگاهی، یک ویژگی  خاص و شاید منحصر به چشم می‌خورد و آن عدم پیوستگی انتشار یک نشریه است....» در شماره دوازدهم فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» آثاری از مهدی ابراهیمی لامع، حسین اتحادی، زهره احمد پور اناری، یاسین اسمعیلی، زینب افضلی، رقیه بایرام حقیقی، حسین پاینده، عظیم جباره ناصرو، محمد جعفری قنواتی و... به چشم می‌خورد. در بخش «نقد شفاهی» این شماره از فصلنامه، نشست نقد و بررسی کتاب «کیک عروسی» که دوشنبه (نهم بهمن ماه) با حضور مژده دقیقی، مریم بیانی، حسین پاینده و حسن میرعابدینی در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شده، ارائه شده است. در بخش « نقد مکتوب» ۹ اثر از سوی پژوهشگران ادبیات به چاپ رسیده که از آن میان می‌توان به «ستایش‌نامه آفتاب، نقدی بر کتاب شفای غمگنان»، «نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش  باشد، نقد  و بررسی کتاب نقد صوفی از تصوف تا پایان قرن پنجم»، «معرفی و بررسی کتاب حقیقت و حیرت»، «تا حقیقت شود مجاز همه، تاملی انتقادی بر کتاب صد سال عشق مجازی»، «هدایت در هندوستان: مولف هرگز نمی‌میرد» و... اشاره کرد.   «نقد شروح داستان پادشاهی کی کاووس»، « تلفظ واو عطف در شاهنامه فردوسی، در نگاهی به دو تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق»، « نقد و بررسی کتاب تاریخ شعر زنان از آغاز تا سده هشتم هجری قمری»، «درباره نحو هندی و نحو عربی» و...عناوین مقالات ارائه شده در بخش «نقد آثار پیشین» این شماره از فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» است. همچنین بخش «شایسته خواندن» این فصلنامه مطالب «بلاغت ساختارهای نحوی در تاریخ بیهقی»، «مولوی و تفسیر عرفانی»، «مقامات تایبادی» و «ده سال تلاش برای کارنامه توصیفی نیما پژوهی» و... را در خود جا داده است. «نقد نقد» این شماره از فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» به اثری با عنوان «گفت و گوی انتقادی،(گفت و گو با دو مقاله در نقد تاریخ ادبیات ایران، جلدهای اول و چهارم)» پرداخته است. دوازدهمین شماره فصلنامه «نقد کتاب ادبیات» ویژه زمستان ۱۳۹۶ با سردبیری مصطفی موسوی در 320صفحه و بهای ۱۰۰هزارریال از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شده است.   ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 07:53:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266460/انتشار-شماره-دوازدم-فصلنامه-نقد-کتاب-ادبیات «سه‌شنبه‌های داستان اصفهان» یادآور دوران طلایی داستان‌نویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266457/سه-شنبه-های-داستان-اصفهان-یادآور-دوران-طلایی-داستان-نویسی سیاوش گلشیری، سرپرست کارگاه «سه‌شنبه‌های داستان اصفهان» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آخرین وضعیت برگزاری این رویداد ادبی گفت: برنامه شش ماهه دوم سال ۱۳۹۷ «سه‌شنبه‌های داستان اصفهان» که توسط سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی و در مرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان برگزار می‌شود مشخص شده و از نخستین سه‌شنبه آبانماه این کارگاه ادبی شروع به کار می‌کند. این داستان‌نویس در ادامه افزود: این کارگاه‌ها حدود چهارسال سابقه دارد و تا چندسال پیش هم در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و اکنون درمرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان برگزار می‌شود. داور جایزه ادبی مهرگان تصریح کرد: در شش ماهه اول امسال به تک داستان‌های ایرانی پرداختیم و آنها را نقد کردیم و از شش ماهه دوم به داستان‌های کوتاهی خواهیم پرداخت که به تازگی به فارسی ترجمه شده‌اند. نویسنده زمان «تمام بندها را بریده‌ام» گفت: در نیمه دوم کارگاه «سه شنبه‌های داستان اصفهان» نیز داستان‌نویسان اصفهانی داستان‌های منتخبشان را برای علاقمندان می‌خوانند. نویسندگان نیز در هرجلسه مهمان این کارگاه‌ها می‌شوند و تاکنون کسانی مانند کیهان خانجانی، مهدی یزدانی‌خرم، محمدکلباسی، احمد آرام، فرهاد کشوری و ... در این کارگاه‌ها حضور داشته‌اند. وی در پایان گفت: استقبال از سه‌شنبه‌های داستان اصفهان بسیار خوب است و به نوعی این روز روزی آشنا برای علاقمندان به ادبیات داستانی در اصفهان و یادآور دوران طلایی داستان‌نویسی اصفهان است. ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 07:08:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266457/سه-شنبه-های-داستان-اصفهان-یادآور-دوران-طلایی-داستان-نویسی شلیک به دل تاریخ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266455/شلیک-دل-تاریخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اثر تازه محسن هجری منتشر شد. محسن هجری، نویسنده این رمان با اشاره به محتوای اثر، آن را برشی از رویدادهای سیاسی و  اجتماعی سال‌های 49 تا 52 ایران می‌داند. سال‌هایی که اوج فعالیت علی شریعتی در حسینیه ارشاد و همزمان با اوج‌گیری مبارزه مسلحانه برخی گروه‌های سیاسی علیه رژیم شاه بود. حوادث این رمان در تهران و سبزوار شکل می‌گیرند و به نوعی منعکس‌کننده  فضای مبارزات سیاسی دانشجویان در آن دوران است. اما در پس زمینه  این حوادث، فضای عمومی جامعه  ایران از کودتای 28 مرداد به بعد بازخوانی می‌شود. به گفته نویسنده ساختار روایت این رمان متکی به دانای کل محدود است و به همین خاطر شخصیت‌های موجود دراین رمان مجال می‌یابند تا از زاویه نگاه خود، روایت خود را از رویدادها و حوادث ارائه دهند. پیش از این از محسن هجری چند عنوان رمان از جمله «چشم عقاب» و «اقلیم هشتم» برای مخاطب نوجوان منتشر شده بود، اما این نخستین رمان او برای مخاطب بزرگسال است. رمان «سایه‌های باغ ملی» که در ژانر رمان‌های سیاسی و تاریخی قرار دارد، در 350صفحه با جلد شومیز از سوی انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 06:53:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266455/شلیک-دل-تاریخ جهانی با آسمان خاکستری http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265984/جهانی-آسمان-خاکستری خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فرشته نوبخت: «دیدار با افلاتون در کافه ویونا»، برش‌هایی از مقاطع زندگی چندین زن است در قالب هجده داستان کوتاه. می‌شود گفت داستان‌ها، روایت‌هایی مدرن از هزارتوی ارواح زنان هستند. زنانی که غالبا ضربه‌ دردناکی را تجربه کرده‌اند و به مرحله‌ای از پذیرش و تسلیم رسیده‌اند. در مجموعه داستان دیدار با افلاتون در کافه ویونا، بیش از آن‌که با پیچیدگی‌های یک روایت خاص مواجه باشیم با اندیشه و نگاه نویسنده به مضامین انسانی روبرو هستیم. فرزانه سکوتی، چندان در پی طراحی الگوهای متداول که همراه با اوج و فرودهای جذاب برای پرداخت یک واقعه‌ داستانی باشد، نیست. او داستان‌ها را اغلب با یک بن‌مایه که تفکری مشخص را ساخته و پرداخته می‌کند، شکل می‌دهد و از این رو مخاطب را با ترسیم موقعیت در بن‌بستی غیرقابل گریز قرار می‌دهد تا با داستان‌ها همراه شود. در واقع، برای پیش‌برد داستان‌ها از تخیل و بینش مخاطب وام می‌گیرد و برای حفظ و مراقبت از او به ایجاز رو می‌آورد. در داستان‌های مجموعه‌ «دیدار با افلاتون در کافه ویونا»، زنان قهرمانان اصلی زندگی‌های کوچک خود هستند. آن‌ها با شکیبایی غیر قابل وصفی «درد»ها را تاب می‌آورند و با توجه به شرایط بهترین گزینه‌ها را برای ادامه دادن به زندگی انتخاب می‌کنند تا کمتر در معرض آسیب قرار بگیرند. این میزان از تنهایی و در عین حال شجاعت مواجهه با روی سخت زندگی قابل ستایش است، اگرچه قابل تعمیم به کل جامعه‌ زنان امروز نیست. دیدار با افلاتون... تجربه‌های قابل توجهی در عرصه‌ داستان‌کوتاه‌نویسی مدرن هستند، آینه‌ای که بخشی از زندگی زنان طبقه‌ متوسط شهری را بازنمایی و بازتولید می‌کنند. فرزانه سکوتی در اولین تجربه‌ خود در داستان‌نویسی تلاش کرده از زاویه‌ نگاه چنین زنانی، با ویژگی‌هایی به شدت شرقی و کلاسیک به جهان بنگرد. جهانی با آسمان خاکستری و خورشیدی که هرازگاه سر از پشت ابرها بیرون می‌آورد. اما آنچه در روایت‌های سکوتی دلنشین است، تنها توانایی او در بازنمایی و خلق این تصاویر از زندگی زنان در طبقه‌ متوسط نیست، بلکه حضور دائمی امید و گرمایی است که سرمای مایل به خاکستری را قابل تحمل می‌کند.   ]]> ادبيات Tue, 16 Oct 2018 05:50:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265984/جهانی-آسمان-خاکستری من بوکر 2018 در گام نهایی/نظر گاردین درباره برنده امسال http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/266441/بوکر-2018-گام-نهایی-نظر-گاردین-درباره-برنده-امسال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، امسال شش کتاب راه یافته به مرحله نهایی دریافت جایزه من بوکر ادبی بر خلاف سال‌های گذشته تقریباً در یک سطح قرار دارند و پیش‌بینی‌ها تا کنون نتوانسته شانسی بیشتر برای یکی از این کتاب‌ها قائل شوند. جایزه من بوکر امسال سه‌شنبه 16 اکتبر (24 مهر) طی مراسمی اعلام خواهد شد. «همه چیز آن زیر» دیزی جانسون از انگلیس، «مرد شیری» نوشته آنا برنز از ایرلند شمالی، «واشنگتن سیاه» نوشته اسی ادوگیان از کانادا، «اتاق مارس» یا «اتاق مریخی» نوشته ریچل کوشنر از آمریکا، «فراداستان» نوشته ریچارد پاورز از آمریکا، و «برداشت طولانی» نوشته رابین رابرتسون از انگلیس نامزدهای نهایی جایزه من بوکر امسال هستند. مایکل اونداتیه در سالی که بیمار انگلیسی‌اش توانست جایزه پنجاه سالگی من بوکر را دریافت کند از راه یافتن به مرحله نهایی بازماند و جوان‌ترهای لیست اولیه نیز به همین سرنوشت دچار شدند. یکی از اتفاقات جالب جایزه امسال این بود که پنج کتاب پرفروش لیست اولیه نتوانستند به مرحله نهایی راه یابند. حالا گفته می‌شود اگر هیئت داوران بخواهند مردم را به داستان علاقمند نگه دارند بهتر است کتابی انتخاب کنند که حداقل در بین مردم محبوبیت خاصی داشته باشد. ریچارد پاورز پیش از این به خاطر نوشتن رمان موج ساز در سال 2006 توانست جایزه کتاب ملی آمریکا را کسب کند ولی همانقدر که در آمریکا شهرت دارد در اروپا چندان شناخته شده نیست. فراداستان دوازدهمین تجربه او در رمان نویسی است که به صورت سمبلیک از زندگی درختان کمک می گیرد تا نگاه تازه ای به داستان نویسی باز کند.  واشنگتن سیاه به طور حتم قوی ترین اثر ادوگیان نیست چون در کارنامه ادبی این نویسنده رمانی مثل آبیهای دورگه به چشم می خورد که البته در سال 2011 به خاطر این رمان توانسته بود در لیست نهایی دریافت جایزه من بوکر قرار بگیرد. قدرت ادوگیان در روایت داستانهایی در طول قاره ها و تعریف زندگی در مهاجرت و فرار است. قهرمان داستان اخیر وی برده سیاه پوستی است که از مزرعه به مقصد نامعلوم فرار می کند.  کتاب دیسی جانسون یکی از تاثیرگذارترین مجموعه داستانهای کوتاه در سالهای اخیر است. او در رمان همه چیز آن زیر اولین اثر بلند داستانی خود را تجربه می کند و ممکن است شانس بیشتری نسبت به رقبای خود داشته باشد. در صورتی که جانسون بتواند این جایزه را کسب کند رکورد جوان ترین نویسنده دریافت کننده جایزه من بوکر را خواهد شکست.  برداشت طولانی رابین رابرتسون ترکیبی از شعر و نشر شانس زیادی برای دریافت جایزه من بوکر امسال دارد. رابرتسون یکی از شاعران موفق معاصر کشور اسکاتلند در این رمان روایتی از دوران جنگ جهانی دوم دارد. واکر شخصیت اصلی این داستان در شهرهای مختلف آمریکا سفر می کند.  مرد شیری آنا برنز چهارمین داستان بلند نویسنده معاصر کشور ایرلند شمالی است و مثل رمانهای قبلی اش فضایی اجتماعی و مشکلات مربوط به آن را بیان می کند. اولین رمان برنز با عنوان بدون استخوان توانسته بود در جمع نامزدهای نهایی جایزه اورنج قرار بگیرد.  اتاق مارس ریچل کوشنر داستان مادری جوان را روایت می کند که در زندان ایالتی کالیفرنیا مجبور است با دنیای اطراف خود کنار بیاید.  در ساعتهای آینده جایزه من بوکر برنده اش را خواهد شناخت و به نظر روزنامه گاردین همه کتابها تقریباً شانس برنده شدن را دارند. این روزنامه می نویسد رویه سالهای گذشته تصمیم گیری هیئت داوران من بوکر نشان می دهد که علاقه خاصی به نویسندگان مرد آمریکایی وجود دارد و تنها پنج سال پیش یک زن توانست این جایزه را کسب کند. (کاتن) ولی خب هیچ کدام از اینها دلیلی برای زن یا مرد بودن برنده امسال نمی شود. البته روزنامه گاردین خودش شانس بیشتری برای رمان همه چیز آن  زیر قائل است.    ]]> جهان‌کتاب Mon, 15 Oct 2018 16:15:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/266441/بوکر-2018-گام-نهایی-نظر-گاردین-درباره-برنده-امسال ​یادی از بهرام صادقی با رونمایی از «جرگه و باغ جمعه» در اصفهان/ داستان‌هایی که در گعده‌های ادبی خوانده شده http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266397/یادی-بهرام-صادقی-رونمایی-جرگه-باغ-جمعه-اصفهان-داستان-هایی-گعده-های-ادبی-خوانده-شده سلمان باهنر یکی از بیست نویسنده این کتاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: نجف‌آباد اصفهان یک نشست ادبی با قدمت سی‌ساله به نام «جمعه» داشت که کسانی مثل احمد بیگدلی، بهرام صادقی و ابوالقاسم پاینده در آن نشست و برخاست داشته‌اند. پس از حضور نسل سوم اسم این انجمن به «جرگه داستان‌نویسان» تغییر پیدا کرد. وی افزود: ما تصمیم گرفتیم کتابی به یادگار از داستان‌های خوانده شده در این انجمن چاپ کنیم و نام کتاب هم به انتخاب نویسندگان «جرگه و باغ جمعه» در نظر گرفته شد. این برگزیده کتاب سال ۹۴ تصریح کرد: ۴نفر از داستان‌نویسان مشهور نسل اول این مجموعه مثل احمد بیگدلی، بهرام صادقی و پاینده دیگر در قید حیات نیستند. عده‌ای از نویسندگان نسل دوم و سوم هم در شهرهایی مثل تهران ساکن هستند. در این کتاب ۲۶۵صفحه‌ای در کنار آثار نویسندگان نسل اول نجف‌آباد داستان‌نویسانی مانند علی یزدانی، سید رضی آیت و مریم معینی هم داستان منتشر کرده‌اند. باهنر درباره محل فعالیت این انجمن نیز خاطرنشان کرد: قبلا در یک کتابخانه جلسات ما تشکیل می‌شد و در حال حاضر در گالری امروز نجف‌آباد جلسات انجمن جرگه و باغ جمعه برگزار می‌شود. وی همچنین در توضیح نحوه برگزیدن آثار منتخب برای چاپ در این کتاب گفت: ما سعی کردیم از هر نویسنده آن اثری که بیشتر نشان‌دهنده سبک و نوع کاری اوست را برای چاپ انتخاب کنیم. سلمان باهنر همچنین مجموعه داستان «سی و سه پل، چهارمین اکتاو» را چاپ کرده است که برگزیده کتاب سال تهران شد و همچنین نامزد جایزه هفت اقلیم تهران هم بوده است. کتاب «جرگه و باغ جمعه» با شمارگان سه هزار نسخه توسط انتشارات مهر الزهرا راهی بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Mon, 15 Oct 2018 12:39:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266397/یادی-بهرام-صادقی-رونمایی-جرگه-باغ-جمعه-اصفهان-داستان-هایی-گعده-های-ادبی-خوانده-شده ارتقای 15 پله‌ای زبان فارسی در جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266321/ارتقای-15-پله-ای-زبان-فارسی-جهان ‌به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، محمدجواد دهقانی گفت: بررسی نقشه جامع علمی کشور از یک سو و تأکیدات رهبری انقلاب در دیدارهای مختلف با اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و متخصصان زبان فارسی بیش از پیش اهمیت این زبان را به عنوان زبان علمی بین‌المللی آشکار می‌کند.   او گفت: برای نیل به این مهم، سیاست‌گذاران عرصه پژوهش و همچنین پژوهشگران توجه بیشتری به انتشار آخرین دستاوردهای دانشمندان به زبان فارسی کرده‌اند و پژوهشگران نیز در سال‏‌های اخیر با انتشار مقالات بیشتری در مجلات معتبر نمایه شده فارسی در پایگاه بین المللی اسکوپوس توانسته‌اند جایگاه و اهمیت زبان فارسی را پررنگ‌تر نشان دهند.   او گفت: با نگاهی جامع و تحلیلی وضعیت زبان فارسی از سال 1997 تا انتهای سال 2017 در پایگاه بین المللی اسکوپوس نشان می‏‌دهد که انتشار مدارک علمی به زبان فارسی در دو دهه گذشته بیش از 40 برابر و رتبه جهانی زبان فارسی نیز با 15 پله ارتقاء، از رتبه سی ام به پانزدهم رسیده است‌.   دهقانی ادامه داد: با بررسی مدارک ثبت شده از نظر تعداد انتشارات زبان فارسی در سالهای 2017-1997، در پایگاه اسکوپوس رشد چشمگیری مشاهده می شود. در بازه زمانی 1997 تا 2000 مدرکی به زبان فارسی در پایگاه اسکوپوس نمایه نشده؛ در واقع از سال 2001 ظهور زبان فارسی بعنوان زبان علم در پایگاه استنادی فوق بوده و تعداد 42 مدرک به زبان فارسی در سال 2001 نمایه شده و روند افزایشی آن در طول سال‌ها ادامه یافته و عملا تعداد مدارک فوق از سال 2012 به بیش از 1000 رسیده است‌.   سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام با بیان اینکه در حال حاضر تعداد مدارک نمایه شده به زبان فارسی در سال 2017 به میزان 1834 مدرک افزایش یافته است، گفت: مقایسه تعداد مدارک ثبت شده نشان می‌دهد که در بازه زمانی یاد شده تعداد انتشارات فارسی بیش از 40 برابر افزایش یافته است؛ بنابراین میزان رشد متوسط سالانه کمیت تولید علم به زبان فارسی در دو دهه اخیر برابر با 25 درصد بوده است‌.   دهقانی خاطرنشان کرد: مقایسه رتبه زبان فارسی در میان سایر زبان های دنیا از نظر تعداد مدارک نمایه شده در پایگاه استنادی اسکوپوس نشان می دهد که زبان فارسی از نظر تعداد مدارک نمایه شده در پایگاه اسکوپوس در میان سایر زبان ها در سال 2001 دارای رتبه سی ام بوده و در گذر زمان همواره رو به رشد بوده است چنانچه در پایان سال 2017 زبان فارسی رتبه پانزدهم در میان تمامی زبان ها را کسب کرده است. پیشرفت قابل ملاحظه زبان فارسی از نظر افزایش تعداد انتشارات حاکی از توجه درست پژوهشگران به اهمیت این زبان به عنوان زبان علمی در سطح بین المللی است‌.   وی افزود: پایگاه استنادی اسکوپوس با در نظر گرفتن مجموعه ای از قوانین و مقررات؛ مجلاتی به 58 زبان گوناگون در دنیا نمایه می کند. سهم (درصد) انتشارات به زبان های مختلف در بازه زمانی 2017-1997 حاکی از آن است که نزدیک 89.4 درصد انتشارات نمایه شده در این پایگاه به زبان انگلیسی است. او اضافه کرد: از درصد باقی مانده برای سایر زبان‌ها، زبان‌های چینی، آلمانی، فرانسه و اسپانیایی رتبه های دوم تا پنجم را به خود اختصاص داده‌اند. از 58 زبانی که مجلات شان در اسکوپوس نمایه می شود، زبان فارسی در سال‌های 2016 و 2017 رتبه 15 داشته و در دو دهه گذشته در مجموع رتبه 22 را از نظر تعداد مقالات نمایه شده به خود اختصاص داده است‌.   سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام گفت: براساس داده های مستخرج از پایگاه " Scimago " تعداد 171 مجله به نام جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و مقالات آنها در حوزه های موضوعی مختلف و به زبان‌های فارسی و انگلیسی در پایگاه اسکوپوس نمایه شده است.   دهقانی گفت: از این تعداد نشریه، حدود 67 نشریه در حوزه های مختلف علمی مقالات خود را به زبان فارسی منتشر می‌کنند، بررسی ها حاکی از آن است که در پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی 2017-1997 در مجموع‌ 12 هزار و 946 مقاله به زبان فارسی در 67 مجله نمایه شده در این پایگاه منتشر شده است. سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام گفت: بررسی مجلاتی که بیشترین مقالات به زبان فارسی در پایگاه استنادی اسکوپوس دارند نشان می دهد که مجله دانشکده پزشکی اصفهان با 1933 مقاله رتبه نخست، مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران با 1704 مقاله رتبه دوم و مجله زنان، مامایی و نازایی ایران با 708 رتبه سوم را داشته‌اند.   دهقانی همچنین گفت: به‌رغم رشد زبان فارسی به عنوان زبان علم بین‌الملل، لازم است گام‏‌های بزرگی در این زمینه برداشته شود. یکی از مناسب‌ترین راه‌های عملی برای گسترش زبان فارسی سرمایه‌گذاری در صنعت نشر حرفه‌ای و تشویق نشریات و کنفرانس‌های علمی فارسی به عنوان زبان علم است.   سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام افزود: بازار نشر علم دنیا یک بازار انحصاری محسوب می‌شود به گونه‌ای که تنها هفت ناشر بین‌المللی بیش از 50 درصد مقالات دنیا را منتشر می کنند، بنابراین توسعه زبان فارسی به عنوان زبان علم بین المللی نیازمند سرمایه گذاری، برنامه ریزی، آموزش و تشویق مؤلفه‏ های اثرگذار در نشر علم است.     ]]> ادبيات Mon, 15 Oct 2018 11:48:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266321/ارتقای-15-پله-ای-زبان-فارسی-جهان بررسی اثری از هنینگ مانکل در نشست ادبیات ملل http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266414/بررسی-اثری-هنینگ-مانکل-نشست-ادبیات-ملل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست بازخوانی رمان ادبیات ملل به خوانش رمان «پنجمین زن» اختصاص دارد. این نشست از سلسله نشست‌های ادبیات ملل است که در آن هر فصل به ادبیات یک ملت می‌پردازد. این فصل از این نشست‌ها به بررسی ادبیات اروپای شمالی اختصاص دارد که پیش از این آثاری را از یو نسبو هدف قرار داده بود.   این نشست به بررسی رمان «پنجمین زن» اثر هنینگ مانکل، نویسنده و نمایشنامه‌نویس سوئدی است. بیشترین شهرت مانکل در دنیا برای خلق کارآگاه کورت والاندر در رمان‌های پلیسی و جنایی‌اش است. نشست بازخوانی این رمان با حضور فرشته شایان، مترجم رمان «پنجمین زن» و مرتضی تقدسی برگزار می‌شود. علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند پنج‌شنبه 26 مهرماه 1396 از ساعت 15 به خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات‌اللهی، نبش ورشو سالن حافظ مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Mon, 15 Oct 2018 10:58:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266414/بررسی-اثری-هنینگ-مانکل-نشست-ادبیات-ملل «زن کاغذی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266422/زن-کاغذی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان زهره مسکنی در خانه اندیشمندان علوم انسانی معرفی و رونمایی می‌شود. این کتاب 16 داستان کوتاه این نویسنده را در بر می‌گیرد که در فاصله‌های مختلف زمانی طی سال‌های دهه 90 نوشته شده‌اند. اغلب داستان‌های این مجموعه دارای مفاهیمی چون انتظار، تنهایی، روزمرگی و دغدغه‌های زندگی امروز انسان‌ها به ویژه زنان است. زهره مسکنی انتشار دو داستان در مجموعه داستان گروهی از نویسندگان با عنوان «دوشنبه‌های داستان» و همچنین 15 اثر شعر و داستان با عناوین «ماجراهای شهر مورچه‌ای»، «ماجراهای قندون» و «دانی‌لوها» برای کودکان را در کارنامه ادبی خود دارد. در نشست رونمایی از مجموعه داستان «زن کاغذی» رضا رفیع، طنزپرداز، نازنین جودت، نویسنده و مصطفی علیزاده، داستان‌نویس و پژوهشگر حضور دارند و به معرفی اثر خواهند پرداخت. ]]> ادبيات Mon, 15 Oct 2018 10:53:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266422/زن-کاغذی-رونمایی-می-شود ابراهیم زاهدی‌مطلق از جایزه جلال انصراف داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266421/ابراهیم-زاهدی-مطلق-جایزه-جلال-انصراف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ابراهیم زاهدی‌مطلق نویسنده کتاب «شلیک به آسمان» طی نامه‌ای خطاب به دبیر ان علمی و اجرایی یازدهمین جایزه ادبی جلال آل احمد، دلیل درخواست برای کنار گذاشتن کتاب یاد شده از روند داوری را عضویت خود در هیات‌علمی این جایزه اعلام کرد و گفت: از آن جا که بنده به عنوان یکی از اعضای هیات علمی این دوره جایزه جلال آل احمد، دارای حق رای در انتخاب داوران محترم این رویداد ادبی هستم؛ برای مصون ماندن شآن و جایگاه جایزه از هرگونه جانب‌داری به سود مرتبطین و مجریان، تقاضا دارم کتاب «شلیک به آسمان» که در سال 1396 به نگارش این جانب منتشر شده است را از روند داوری خارج کنند. «شلیک به آسمان» شرح خاطرات محمد مصطفوی‌فر،‌ سروان پدافند نیروی هوایی و مسئول پرتاب موشک‌های زمین به هوای «هاگ» در دوران جنگ تحمیلی بوده که موفق به سرنگونی بیش از یکصد فروند هواپیمای نیروهای بعثی شده است. این اثر پس از 15 سال انتظار، سال 96 از سوی انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار شد.   ]]> ادبيات Mon, 15 Oct 2018 10:07:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266421/ابراهیم-زاهدی-مطلق-جایزه-جلال-انصراف داور جایزه شاملو باید شعرشناس باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266419/داور-جایزه-شاملو-باید-شعرشناس-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این پژوهشگر عرصه شعر در گفت‌وگو با ستاد خبری چهارمین دوره جایزه شعر شاملو درباره معیارهای داوری در یک جایزه ادبی گفت: من در جریان داوری‌های جایزه شعر شاملو نبوده‌ام، اما برخی کتاب‌های برگزیده دوره‌های قبل را خوانده‌ام و به نظرم انتخاب‌های خوبی بوده‌اند. این نشان می‌دهد که داوران جایزه شاملو در کار خود در حد مقدورات خوب کار کرده و از معیارهای ادبی دور نشده‌اند. اما اگر بخواهیم به طور کلی درباره معیارهای داوری صحبت کنیم، معتقدم که در هر جایزه ادبی حوزه شعر باید داورانی انتخاب شوند که نسبت به کارشان بسیار متعهد باشند؛ یعنی به تورق کتاب‌های شعری که برای بررسی به آنها سپرده می‌شود، اکتفا نکنند و با علاقه و رغبت همه‌ شعرهای کتاب را بخوانند و نسبت به کارشان احساس مسئولیت ادبی و فکری عمیقی داشته باشند. وی افزود: در دیگر جوایز ادبی نیز داوری کردن باید از حالت افتخاری خارج شود و جنبه حرفه‌ای پیدا کند. یعنی به داوران حق‌الزحمه‌ای پرداخت شود تا کارشان را جدی‌تر انجام دهند. این پژوهشگر عنوان کرد: داوران باید در نقدهای کتبی و شفاهی خود به بوطیقا و معیاری قابل قبول در حوزه شعر دست پیدا کرده باشند و داوری‌هایشان هم علمی و هم براساس یک ذوق پخته باشد نه مبتنی بر داوری لحظه‌ای. عابدی با اشاره به اینکه داور جایزه شعر می‌باید شعرشناس و شعرپژوه باشد و یا به طور تخصصی در حوزه شعر کار کرده باشد، افزود: البته او می‌تواند ضمنا بازیگر سینما هم باشد، اما باید در این زمینه، یعنی شعر، کار کرده و مقاله و کتاب نوشته باشد. اگر از کسی صرفا به خاطر اینکه شخصیتی سرشناس در حوزه سینما و هنر و ضمنا خواننده علاقه‌مند شعر است، برای داوری دعوت کنیم، نه تنها به صلاح یک جایزه ادبی معتبر نیست، بلکه رفتاری کاملا غیرحرفه‌ای و غیرتخصصی است. وی یکی دیگر از ویژگی‌های داوران را داشتن نگاهی غیرایدئولوژیک به شعرها دانست و گفت: داوران باید دیدگاه سیاسی اجتماعی خودشان را کنار بگذارند. البته نگاه انسانی در شعر خیلی مهم است، اما علاوه بر آن باید به خود متن نگاه شود که آیا پاسخگوی معیارهای زیبایی‌شناسی هست یا نه؟ برای این منظور نیازمند معیارهای ادبی دقیقی در داوری هستیم. بنابراین هرچه روی مبانی و اساس این معیارها بیشتر کار کنیم، در درازمدت جایزه اعتبار و نفوذ بیشتری در میان اهل شعر و ادب پیدا می‌کند. این منتقد ادبی حوزه شعر افزود: باید سازوکار دقیقی در این حوزه داشت و براساس منابع و موادی که از دهه ۱۳۲۰ به بعد به قلم شاعران نیمایی، و همچنین منتقدان و محققان حوزه شعر نوشته شده، معیارهای دقیق نقد ادبی را استخراج و دسته‌بندی و اساسی‌ترین آن‌ها را به عنوان معیارهای سنجش در جایزه استفاده کنیم. عابدی همچنین درباره معایب انتخاب یک کتاب شعر به عنوان برگزیده هر دوره از جایزه گفت: در سال‌های اخیر در حوزه شعر مدرن هر سال بی‌اغراق ده‌ها دفتر شعر منتشر می‌شود که از نظر رتبه، موقعیت و توانایی شاعر و فضایی که آفریده‌ است، نسبتا به هم نزدیکند و برتری دادن یکی از این‌ها بر دیگری کاری‌ست دشوار. در این شرایط، داوری حالتی نسبی پیدا می‌کند و بهتر است تا حد امکان از مطلق کردن یک کتاب در یک دوره از جایزه بپرهیزیم تا هم برنسبیت در داوری تاکید کرده باشیم و هم از بروز حاشیه‌پردازی برای جایزه جلوگیری شود. وی تصریح کرد: مثلا ممکن است ده کتاب شعر به مرحله نهایی رسیده باشند. اگر این ده کتاب را به خود من بدهند، احتمالا نمی‌توانم یک کتاب را به طور مطلق انتخاب کنم. بنابراین بهتر است که از ده اثر به انتخاب پنج یا سه اثر بپردازیم و ببینیم که مثلا از نظر تصویرپردازی کدام کتاب برتر، از نظر فضاسازی و فرم شعری کدام کتاب منسجم‌تر و از نظر زبان کدام دفتر شاخص‌تر است. در صورت وجود این ویژگی‌ها می‌شود به هرکدام از این کتاب‌ها از یک جنبه جایزه اعطا کرد و این نوع نگاه نسبی‌گرایانه هم به نفع جایزه و هم به نفع شعر ماست. عابدی با تاکید بر لزوم جداسازی شعر پیشگامان و شاعران تثبیت‌شده از شاعران جوان گفت: نباید کتاب‌های این شاعران در این رقابت شرکت داده بشود، چون آن‌ها نیازی به این جایزه‌ها ندارند. این جایزه‌ها برای آن است که شاعران جوانی را که هنوز تثبیت‌نشده‌اند، به جامعه ادبی معرفی کند. اما شاعر تثبیت شده‌ای که سال‌هاست مخاطب خودش را پیداکرده نیازی به این جایزه ندارد. او هرجا برود بر صدر می‌نشنید و قدرمی‌بیند و به او احترام می‌گذارند. اما جایزه به شاعر تازه‌کار یا با سابقه کمتر اعتماد به نفس می‌دهد و نیز او را به جامعه ادبی معرفی می‌کند. وی افزود: البته تجلیل از شاعران تثبیت‌شده‌ و دست‌آوردهایشان می‌تواند یکی از برنامه‌های جایزه‌ای مانند شاملو باشد که در آینده در جوار معرفی بهترین دفترهای شاعران غیرتثبیت‌شده به آن بیندیشد. عابدی با تاکید بر اینکه شاملو گذشته از توانمندی در حوزه شعر، یکی از نمادهای برجسته شعر نو در ایران و از کسانی بود که با پافشاری بر روی شعر سپید، این نوع شعر را در جامعه رواج داد، وجود جایزه‌ای به نام او را برای انتخاب شاعران سپید مثبت ارزیابی کرد. ]]> ادبيات Mon, 15 Oct 2018 09:09:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266419/داور-جایزه-شاملو-باید-شعرشناس-باشد