خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 23 Jun 2017 08:29:59 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 23 Jun 2017 08:29:59 GMT ادبیات 60 نگاهی به داستان «خانه لهستانی‌ها» مرجان شیرمحمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249363/نگاهی-داستان-خانه-لهستانی-ها-مرجان-شیرمحمدی به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان «خانه لهستانی‌ها» نوشته مرجان شیرمحمدی در نشر چشمه به قیمت هیجده هزار تومان چاپ شد.   آخرین اثر داستانی این نویسنده  چند سال پیش منتشر شده بود. داستان بلند «آذز شهدخت، پرویز و دیگران» داستانی ساده از زنی خانه‌دار بود.  بهروز افخمی، همسر شیرمحمدی بر اساس این داستان فیلم بلندی ساخت. شیر‌محمدی پیش از آن کتاب‌های داستانی «بعد از آن شب» و «یک جای امن» را منتشر کرده بود. این داستان‌نویس و بازیگر سینما برای کتاب «بعد از آن شب» جایزه هوشنگ گلشیری را برد.   در  اثر تازه‌اش هم از همان ایده‌های روایی ساده و بی‌تکلف و روایت ِ خطی استفاده کرده است. در این داستان رویداد‌های «خانه‌ای» را روایت می‌کند. داستان  «خانه لهستانی‌ها» این‌گونه آغاز می‌شود :« همه مستأجرهای خانه‌ای که ما توش زندگی می‌کردیم مثل ما ندار بودند، ولی دست‌کم بیشترشان یک مرد داشتند. توی آن خانه، مادر من بود که شوهر نداشت و خاله‌پری. مادام و نصیبه‌خانم و بانو هم که پیر بودند. بقیه‌ی زن‌ها شوهر داشتند، یعنی بهجت‌خانم، ثروت خانم که برعکسِ اسمش فقیر بود و مریم خانم، مادرِ مسعود و محمد که ما به‌ش می‌گفتیم ممل و عزت‌خانم که برعکس اسمش عزتی نداشت و مدام از شوهرش کتک می‌خورد و همدم خانم. همدم خانم هم از شوهرش کتک می‌خورد. قاسم‌آقا شوهرِ همدم خانم توی یک سلمانی کار می‌کرد و بعضی جمعه‌ها اگر هوا خوب بود، توی حیاط، موهای مردهای خانه و ما بچه‌ها را کوتاه می‌کرد. مرد بدی نبود، ولی دستِ بزن داشت. »   پیش‌تر در رمان‌نویسی فارسی غزاله علیزاده روایتی جذاب و خواندنی از یک خانه به دست داده بود، «خانه ادریسی‌ها». شیر‌محمدی در گفت‌وگویی درباره داستان‌نویسی‌اش گفته بود: «راستش به کار بردن تکنیک‌های پیچیده در داستان یا ادا درآوردن در نثر را نه می‌پسندم، نه می‌فهمم. به هر حال این شیوه من برای داستان‌گویی است. فکر می کنم در داستان گویی، اصل خود داستان است و چیزهای دیگری اگر بخواهد به آن علاوه شود شهیدش می کند. اصل همان داستانی است که باید تعریف شود به شیوه سالم، شیوا و درستش.»   «خانه لهستانی‌ها» داستانِ آدم‌هایی است ساکنِ خانه‌ای بزرگ در جنوبِ تهران، خانه‌ای بازمانده از سال‌های دور. داستان در زمانه‌ی پهلوی دوم می‌گذرد و قصه‌ی آدم‌ها و رازهایی که هرکدام در سینه‌ی خود دارد موضوعی می‌شود برای روایت‌های نویسنده. در این خانه که هرکس اتاقی اجاره‌ای دارد، عنصرِ «ندار بودن» گره خورده با گذشته‌ای وهم‌الود که باعث شده ماجراهای خاص و حتا خشنی رقم بخورد. داستانِ خواهرانی سال‌خورده، یا زنی که تنها گذاشته‌اندش. شیرمحمدی با زبانی داستان‌گو و تلاش برای بازآفرینی یک هویت مکانی و گره زدنش با وجوهِ شخصی هر یک از قهرمانانِ خود، قصه‌ای خواندنی نوشته است. خانه‌ی لهستانی‌ها مملو از تکه‌های احساسی و روایی است که در آن‌ها می‌توان ردِپای هراسِ از رهاشدن در دلِ شهر را درک کرد. قصه‌ای از زن‌هایی که این خانه دنیای شخصی‌شان است واگر کسی به این دنیا تعدی کند سرنوشتِ چندان خوبی در انتظارش نیست...»     این داستان‌‌نویس سال 1352 به دنیا آمده است. نقاشی و بازیگری آموخته است. در فیلم‌های «خانه به خانه»، به کارگردانی کیانوش عیاری، «صحنه جرم، ورود ممنوع!» کارگردانی ابراهیم شیبانی، «ملاقات با طوطی» کاگردان علیرضا داودنژاد و... بازی کرده است.      ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249363/نگاهی-داستان-خانه-لهستانی-ها-مرجان-شیرمحمدی روایت شاعرانه‌ دیگری از سیدعلی صالحی چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249369/روایت-شاعرانه-دیگری-سیدعلی-صالحی-چاپ  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه شعر «دختر ویلون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه» شعر‌های سید‌علی صالحی در سه سال اخیر است.  آخرین کتابی که از این شاعر منتشر شد سه سال پیش بود. او مدت‌ها پیش اعلام کرده بود در حمایت از شاعران جوانی که فرصت  انتشار کتاب شعر‌‌های‌شان را ندارند، تا اطلاع بعدی اثری منتشر نخواهد کرد.   شعر‌های  این مجموعه هم مایه‌هایی از آموزه‌های شعر گفتار را دارد و هم آن‌که به در آن می‌توان از دریافت‌های تازه‌ سیدعلی صالحی در شعر سراغ گرفت. او در  ادامه‌ی طرح و تبیین دیدگاه‌‌هایش در حوزه‌ شعر، اخیرا کتاب «منشور شعر حکمت» را منتشر کرده بود. این شاعر مطرح و پیش‌کسوت در این اثر به طرح دیدگاه‌‌هایش درباره‌ شعر حکمی و حکمت در شعر پرداخته است و تبار این نوع شعر در ادبیات فارسی را تا روزگار مولانا واکاوی کرده است.   در گفت‌وگو‌هایی که در این‌باره کرده است، در تبیین شعر حکمت گفته بود :« شعر حکمت، زائرِ زنده، زائرِ بی‌زمانی ضمیرِ ناخودآگاه است. جانِ جانان است، جهتِ بی‌جهات است، نه خطی است، نه مدور، چرخشِ لامکان است به دوران‌ بی‌زوال. هم به همین حرمت است که از هر گونه دخالت، آرایش، زیور‌آلات، بزک‌گردانی و پیرایشِ زبانی پرهیز می‌کند. محسوس و بیرون زبان، عقلِ زبانِ ساده و فاهمه را در اختیار شهودیِ خویش می‌گیرد. نه پریشانیِ رهاشدگی در زبان و نه زندان زبان! حضورِ انفجاری و عروجِ در آنیّت، حُکم می‌کند که شعر حکمت، به کوتاهی و در لحظه زاده شود، و نه چندان طویل و بلند و به عقل آمده! در شعرهای بلند البته دیده‌ایم پاره‌هایی که عین شعر حکمت است. از معاصرین، نیما، فروغ و شاملو بهره‌های شوق‌آوری از شعر حکمت را برای ما به ارث بازگذاشته‌اند.»   در مجموعه‌ «دختر ویلون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه» می‌توان بازتاب بخشی از این نگاهو رویکرد به شعر را جست‌وجو کرد و دید.  این اثر  چند هفته پس از انتشار در صدر فهرست پرفروش‌های شعر بود.   شعر «یک روزی، یک جایی، سرانجام...» یک نمونه از سروده‌های این مجموعه است.   «خوابِ آب خوابِ انار خوابِ آرامش. و دختری که مثلِ همان دهه‌ی شصت هنوز سی ساله مانده است. یعنی ممکن است...؟!»   همچنین شعر «روح در کوچه» از دیگر شعر‌های این کتاب هست. «بعد از تو یک شب در خواب یک عده آمدند آهسته مرا کشتند رفتند گفتند خودش مُرده بود قبل از این اتفاق که شهریور...!   عجیب نیست که من هنوز همین جا دارم برای تو مَسیج می‌زنم اعضای محترمِ فرهنگستان ادب و هنر مقصرند، بعد از تو اسم رسیده‌ی انگور چرا مرتب شبیهِ شهریور می‌شود. من هم مثل همان عده‌ی عجیب در حیرتم مگر یک نفر چندبار باید کُشته شود، تا کُشته شود!»   سید علی صالحی سال 1334 در  مرغاب به دنیا آمده است. به قلم این شاعر  ده‌‌ها اثر طی چهار دهه‌  گذشته منتشر شده است. او از سال‌‌های دهه شصت به عنوان شاعری شناخته شد و همواره سروده هایش مورد توجه مخاطب‌های ادبیات بوده است. از کتاب‌های دیگر این شاعر می‌توان به مجموعه‌‌های  «یوماآنادا»، «پیش‌گو و پیاده شطرنج»، «عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور»،‌«دیرآمدی ری‌را...»، «آسمانی‌ها»،‌ «آخرین عاشقانه‌های ری را»،‌ «دعای زنی در راه که تنها می‌رفت»،‌«چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد»،‌ «سمفونی سپیده‌دم»‌ و  «ردپای برف، تا بلوغ کامل گل سرخ» و... اشاره کرد.  ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249369/روایت-شاعرانه-دیگری-سیدعلی-صالحی-چاپ دشمنِ آینده چه کسی‌‌ست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249399/دشمن-آینده-کسی-ست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رمانِ «دشمنِ آینده»، تازه‌ترین نوشته‌ی این نویسنده داستانی‌ از روایت‌های خاص و عجیب است. رمان داستانی خطی به مفهومِ مصطلحش ندارد و درباره‌ی سکراتِ مرگ است به نوعی. گروهی از آدم‌های متفاوت و خاص که در مکانی نامتعارف و برزخ‌گونه کنار هم جمع شده‌اند و تکلیف‌شان با بودن یا نبودن‌شان مشخص نیست. در این فضا ما روایت‌هایی از هر کدام‌شان می‌خوانیم و البته تنش‌ها و حرکت‌هایی که دارند. خورشاهیان که دلبسته‌ی ادبیاتِ کلاسیک ایران است با استفاده از پاره‌ای مفاهیمِ شناخته‌شده‌ی این ساختار تلاش کرده بازخوانی‌ای مدرن انجام دهد از مفهومِ حرکت برای رسیدن به امرِ جاودان‌کننده، با استفاده از فصل‌های کوتاه که هرکدام نقشی می‌زنند و آدم‌های متفاوتش مسیر را می‌سازند. باری همین رمانِ دشمنِ آینده را می‌توان روایتی دانست از اضطرابِ مُردن و این‌که این نویسنده‌ی خراسانی تلاش کرده با حرکت رد میانه‌ی امرِ ذهنی و عینی به واقعیتی برسد که در رمانِ او تحقق پیدا می‌کند. برای مخاطبِ این رمان تعقیب این وضعیتِ روایی به نتایجی قابل تأمل می‌رسد. نتایجی که شاید پیش‌بینی نشده هم باشند.    رمان «دشمن آینده» این‌طور آغاز می‌شود: «حتا درست تا همین لحظه‌ی اکنون، واقعاً نفهمیده‌ام در آن لحظه‌ی شگفت، دهانم از ترس بازمانده بود، یا از تعجب. زیاد پیش می‌آید که در یک لحظه، آدم واقعاً نمی‌داند، الان موقع خوشبختی‌اش است، یا موقع بدبختی‌اش. خوشبختی ما، این است که خوشبختی آدم‌های خوشبخت را از نزدیک نمی‌بینیم و خیلی ناراحت نمی‌شویم که بدبخت‌ایم؛ خوشبختی ما، از زاویه‌ای دیگر، این است که آدم‌های بدبخت دقیقاً دوروبر خودمان هستند و زندگی آن‌ها را کاملاً از نزدیک می‌بینیم و خیلی دل‌مان به حال خودمان نمی‌سوزد؛ چون آن‌ها به‌راستی و بی‌رحمانه از ما بدبخت‌ترند. سرم که از دیوار آمد بالا، یکی را دیدم که با سیمونُف نشسته است روی صندلی همیشگی سرهنگ، کنار استخر خالی و انگار دقیقا پیشانی مرا نشانه گرفته است. نمی‌دانم شب چندم بود که برای سرهنگ و بقیه روزنامه‌ می‌بردم، ولی در آن لحظه‌ی شگفت، مطمئن بودم خودم را برای هر چیزی آماده کرده بوده‌ام، غیر از همین مورد. می‌دانستم باید خود را از دیوار بالا بکشم و بروم روی پشت‌بام، که اگر این کار را نمی‌کردم، حتماً پیشانی‌ام در آن لحظه‌ی دلهره‌آور سوراخ می‌شد و اگر هم سرعت عملم خوب بود و شانس هم می‌آوردم و خودم را از دیوار رها می‌کردم و کشته نمی‌شدم، حداقل آن دوازده نفر کشته می‌شدند.»   این اثر در 203 صفحه به شمارگان 1000 نسخه به قیمت 17هزار تومان  عرضه شده است.   هادی خورشاهیان متولد۱۳۵۲ در نیشابور شاعر و نویسنده داستان کوتاه است . کتاب‌های «با اجازه‌ي دبير هندسه»، این کتاب مجموعه‌ی صد و ده شعر نوجوان در قالب‌های غزل، مثنوی، چهارپاره، دوبیتی، نیمایی و آزاد است. این شعرها در دهه‌های هفتاد و هشتاد سروده شده‌اند. «سایه‌های ترس»، رمانی با چهار  راوی به نام‌های نگار، ناتالی، لیلا و ملیحه است. همچنین «من کاتالان نیستم» از دیگر آثار این نویبسنده است.  ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249399/دشمن-آینده-کسی-ست « رُژ قرمز» سیامک گلشیری در کتاب‌فروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249400/ر-ژ-قرمز-سیامک-گلشیری-کتاب-فروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  مجموعه داستان «رُژ قرمز» اثر  سیامک گلشیری در 247 صفحه به قیمت بیست و یک هزارتومان  در نشر چشمه منتشر شد.    مجموعه داستان «رُژِ قرمز» مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاهش که از نظرِ درون‌مایه و اجرا تا حدی به‌هم نزدیک هستند اما فضاهای گاه متفاوتی دارند. کتاب بیست و دو داستانِ کوتاه دارد. در این داستان‌ها می‌توان محورهای مهم جهانِ سیامک گلشیری را به خوبی دید؛ تنهایی آدم‌های او که معمولاً به دستِ یک اتفاقِ ساده یا مرموز به خطر می‌افتد و باعث می‌شود آن‌ها وجوهی دیگر از درونیاتِ خود را برای خواننده آشکار نند. زبانِ گلشیری خونسرد، روایی و البته دور از صفت‌سازی و آرایه‌پردازی است. زبانی که به داستان‌گویی و نمایشِ تصویری روایت بیش از هر چیز اهمیت می‌دهد و برای همین آدم‌های معمولی او در بافتارِ این زبان‌ بسیار ملموس به نظر می‌آیند. رُژِ قرمز انواعِ روایت‌هایی را در خود گنجانده که مخاطبِ سیامک گلشیری را درگیر می‌کند. دیداری اتفاقی، همکلامی با یک راننده ی تاکسی در دلِ شب، زوج‌های در آستانه‌ی فورپاشی و ... از موتیف‌های همیشگی این داستان‌نویس محسوب می‌شوند. این‌ها داستان‌هایی‌اند که معمولاً یک اتفاقِ عجیب مسیرشان را تغییر می‌دهد.       داستان «رویای باغ» از این مجموعه این‌گونه آغاز می‌شود:«دو سه‌باری توی خیابان‌های اطراف خانه‌مان دیده بودمش، اما نه او، نه من، هیچ‌کدا»، به روی خدمان نیاورده بودیم. از کنار هم رد شده بودیم بی‌‌آن که حتا به هم نگاه کنیم. تا این که یک بار، وقتی روزنامه خریدم و برگشتم توی ماشین، دیدم با بند انگشت به شیشه می‌زند. شیشه را کشیدم پایین. گفت: «فقط می‌خواستم یه حال و احوالی کرده باشم.» اشاره کردم سوار شود. در را باز کرد و نشست تو. وقتی حرکت کردم، احساس کردم زل زده به من. گفت: «چه‌قدر عوض شده‌ی!» «پیر شده‌م؟» «نه، یه‌جور دیگه شده‌ی.» «چه جوری؟» «نمی‌دونم. یه جور دیگه.» «تو هم همین‌طور.» پیر نشده بود، اما چهره‌اش دیگر برق آن روزها را نداشت. روی صورتش هنوز جای آب‌جوش‌ها پیدا بود و لبخندش هنوز هم به همان زیبایی. گفت:‌«نمی‌خوام مزاحمت بشم.» «مزاحم نیستی.»   از دیگر داستان‌های این مجموعه می‌توان به«لباس‌های نم‌دار»، «سنگ سیاه»، «شب آخر»، «سایه‌ای پشت پنجره»، «بوی خاک»، «خودنویس»،«موزه‌ی مادام توسو»، «ابر‌های سیاه»،«عنکبوت» و ... اشاره کرد.   سیامک گلشیری  مرداد، 1347به دنیا آمده است.  او علاوه بر نویسندگی دستی نیز بر ترجمه دارد و آثار متعددی را در حوزه ادبیات نوجوان و بزرگ‌سال به فارسی ترجمه و منتشر کرده است. از جمله‌ی آثار داستانی این نویسنده  می‌توان به کتاب‌های «همسران»،‌«با لبان بسته»،‌«من عاشق آدم‌های پول‌دارم»، «شب طولانی»،‌«مهمانی تلخ»،‌«نفرین شدگان»،‌»چهره پنهان عشق»،، «خفاش شب»،‌«آخرش می‌آن سراغم»،‌«آخرین رویای فروغ» اشاره کرد.   ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249400/ر-ژ-قرمز-سیامک-گلشیری-کتاب-فروشی-ها نخستین اثر داستانی عطیه عطار‌زاده منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249401/نخستین-اثر-داستانی-عطیه-عطار-زاده-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  داستان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» در 117 صفحه به قیمت 12هزار تومان در نشر چشمه عرضه شد.   اولین رمانِ عطیه عطارزاده یک کارِ تجربی است. «راهنمای مُردن یا گیاهانِ دارویی» داستانی خاص دارد. رمان روایتی است از یک دختر جوان که چشمانش نمی‌بینند و درخانه‌ای همراه مادرش در کارِ خشک‌کردن، ترکیب و آماده‌سازی گیاهانِ دارویی بای فروش در بازار است. او در تاریکی چشمانش توانسته با استفاده از قوای دیگر به درکِ جذابِ اشیا و ابزاری برسد که با آن‌ها کار می‌کند. همه‌چیز برایش در ساختار و وجوهِ گوناگون این گیاهان و البته رابطه با مادرش خلاصه شده، تا این که روزی برای یک مراسمِ خانوادگی از خانه پا بیرون می‌گذارد و باز که می‌گردد خیلی چیزها درونش عوض شده است... عطیه عطارزاده با استفاده از موقعیتِ خاصِ شخصیتش و فضای گوتیکی که برای او طراحی کرده، به لایه‌های پُرآشوبِ ذهنی نزدیک می‌شود که میل به خشونت و عشق در آن توأمان وجود دارد. این دوگانگی بزرگ و محوری رمان را به سمتی می‌برد که برای کمتر مخاطبی پیش‌بینی شدنی است و می‌توان گفت او را با امرِ غریبِ ذهنِ راوی و رابطه‌اش با امور بیرونی تنها می‌گذارد. راهنمای مُردن با گیاهان دارویی یک رمانِ متفاوت و قصه‌گوست. رمانی که در آن تنهایی یک مفهوم برآشوبنده است و رهایی از آن راه‌های عجیب و گاه خونینی دارد.     پیش از شروع رمان، نقلی‌ از ابن‌سینا به این شرح آمده است:«مرگ آن است که نَفس، اعضا و جوارح را رها کرد و به حال خود بگذارد. همان‌طور که یک صنعتگر هنگام استراحت ابزارِ کارِ خود را رها می‌کند؛ و این حقیقت آن زمان برای شما روشن می‌شود که نفس و چگونگی وجودش را بشناسی. انسان ترکیبی است از یک نظام تجردی و یک نظام مادی؛ نظام تجردی انسان روح و نظام مادی انسان بدن نامیده می‌شود. آن‌گاه که روح متعلق به بدن است و بدن در جهت خواسته‌های خود از آن بهره می‌برد، به آن نفس گفته می‌شود. پس روح و نفس یک حقیقت واحدند و به دو اعتبارِ متفاوت نام‌گذاری شده‌اند. نظام مادی انسان نیز دارای دو اعتبار است: آن زمان که با نفس در ارتباط است به آن بدن می‌گویند و هنگامی که این ارتباط قطع شد دیگر به آن بدن گفته نمی‌شود، بلکه از لفظ جسد استفاده می‌کنند.»     عطیه عطارزاده سال 1363 به دنیا آمده است. او فارغ‌التحصیل کارشناسی سینما از دانشگاه هنر، کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد مستندسازی از دانشگاه بریستول انگلستان است. پیش‌تر مجموعه شعر «اسب را در نیمه‌ی دیگرت برمان» و به عنوان برگزیده جایزه شعر خبرنگاران در سال 1395 معرفی شد.  ]]> ادبیات Fri, 23 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249401/نخستین-اثر-داستانی-عطیه-عطار-زاده-منتشر تحلیلی بر رمان «کتاب سیاه» اثر پاموک در بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249359/تحلیلی-رمان-کتاب-سیاه-اثر-پاموک-بازار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «اسرار کتاب سیاه» نوشته‌‌ها و گفته‌ها و طرح ها و عکس‌هایی که ارهان پاموک دربارهاین اثر ارائه کرده است به همت دارمین حاجی بگویج در زبان ترکی گردآوری شده است و به ترجمه‌ عین‌له‌غریب در نشر چشمه به فارسی منتشر شد.   رمان «کتاب سیاه» پیش‌تر با ترجمه عین‌له‌ غریب در نشر چشمه منتشر شده است.غریب شماری از رمان‌های پاموک را به فارسی ترجمه و منتشر کرده است،رمان‌های «جودت و پسران»،«شوری در سر»،«نام من سرخ» از جمله این ترجمه‌هاست   رمان «کتاب سیاه»، اثر ارهان پاموک از مهم‌ترین رمان‌های نامتعارف، متفاوت و درعین‌حال منحصربه‌فرد ادبیات مدرن ترک محسوب می‌شود. این رمان از منظر ساختار، سبک‌وسیاق و غنای محتوا، نه‌تنها در میان آثار پاموک بلکه در ادبیات ترکیه به مفهوم عام آن نیز، یکی از شگفت‌انگیزترین و بی‌نظیرترین رمان‌ها به شمار می‌آید. احساسی که از عمقِ منحصر‌به‌فرد و بهت و حیرتی مداوم نشئت می‌گیرد ـ با توجه به دقتی فراوان ـ که از خواندن این رمان به مخاطب آن دست می‌دهد، به مفهوم واقعی کلمه بی‌همتاست. تصادفی نیست که دوست‌داران این رمان، همان‌ها که این رمان را نه یک‌بار بلکه بارها و بارها می‌خوانند، پس از خوانش نخست‌شان، احساسات و عواطف خود را با هیجانی آنچنانی با یکدیگر در میان می‌گذارند. بیش‌تر اوقات آن‌هایی که برای بار نخست این رمان را خوانده‌اند، از سویی از خاص‌بودگی و متفاوت بودن آن می‌گویند و از سوی دیگر اشاره می‌کنند: «خیلی شبیه ماست، آشناست، مالِ خود ماست، بومی همین جاست...» با توجه به همین نکته به‌نظر می‌رسد که این دو منظر متناقض‌نما، برای کشف اسرار کتاب سیاه، نقطه‌ی عزیمت خوبی باشند.   در مقدمه‌ این اثر آمده است: رییس آکادمی سوئد، هوراس آنژال، که پاموک را از بابت مجموعه‌ آثارش شایسته دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات دانست، در مصاحبه‌ای که در تاریخ 12 اکتبر سال 2006 برای توضیحِ این انتخاب با جمعی از خبرنگاران داشت، کتاب سیاه را برترین اثر پاموک دانست. عمق و غنای کتاب سیاه برای مخاطبی که برای نخستین بار آن را می‌خواند، زمانی آشکار می‌شود که این مخاطب فارغ از ژرفای کم‌نظیر و دیگر ویژگی‌های فوق‌العاده‌ متن، آن را همان‌طوری  که یک رمان رئالیستی معمولی و متعارف را می‌خواند. بنیادی‌ترین ویژگی ساختاری این رمان که در عین حال به اسرار‌آمیز بودن آن نیز منجر می‌شود، در کنار تأثیرگذاری و تکان‌دهنده بودنش، و برخلاف ساختار ظاهری آن، که نظیر هر رمان پلیسی ـ جنایی معمولی و متعارف دیگری است، در این نکته نهفته که مخاطب معمولی به جرئت تا نیمی از کتاب هنوز کاملاً به موضوع اصلی رمان پی نمی‌برد. در حقیقت کتاب سیاه یک رمان پلیسی ـ‌ جنایی است که در آن «غالب»، یک وکیل‌مدافع سی‌وسه‌ساله که همراه همسرش، رؤیا، در محله نیشان‌تاشی شهر استانبول ساکن است، دنبال همسر و پسرعمومی گمشده‌اش، جلال سالک که روزنامه‌نگاری فوق‌العاده است، کلی از کوچه و خیابان‌های استانبول را زیر پا می‌گذارد. اما، این رمان برخلاف رمان‌های پلیسی ـ جنایی معمولی، به‌مسائلی می‌پردازد، به جاهایی سرک می‌کشد، و از معناهایی می‌گوید که در رمانِ کارآگاهی آن‌چنان متداول نیست.   «کتاب سیاه» از ساختاری دست‌نیافتنی برخوردار است: این رمان در ابتدا رمانی خانوادگی به‌نظر می‌رسد. کمی بعد، ضمن پرداختن به زندگی روزمره یک وکیل مدافع جوان که در کوچه‌‌پس کوچه‌های شهر استانبول دنبال همسرش می‌گردد، به رمانی پلیسی ـ جنایی شبیه شده و هنوز به نیمه نرسیده، یا به بیانی دقیق‌تر پس از صد و پنجاه صفحه‌ نخست، مخاطب را با وجوهِ عمیق یک تحقیق فلسفی، جامعه‌شناختی و مردم‌شناسانه مواجه می‌کند؛ روایتی از تضاد هویت فردی و ملی، ویژگی‌های ریز‌ودرشت و در‌عین‌حال شکننده‌ شخصیت انسانی، سبک و سیاق حیاتِ تاریخی استانبول و جنبه‌های فلسفی زندگی در یک شهر هزاران ساله اما پژمرده و افسرده ... انگار مخاطب نه با یک رمان بلکه با یک پژوهش جامعِ انسان‌شناسانه روبه‌روست.   ]]> ادبیات Thu, 22 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249359/تحلیلی-رمان-کتاب-سیاه-اثر-پاموک-بازار نگاهی به اسکارلت دهه‌ی شصت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249366/نگاهی-اسکارلت-دهه-ی-شصت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه شعر «اسکارلت دهه‌ی شصت» نخستین تجربه شاعری، سجاد افشاریان است. این کتاب را نشر چشمه  اردیبهشت‌ماه منتشر کرد و در مدت زمانی کودتا پنج‌بار تجدید چاپ شده است.     شعر‌های مجموعه «اسکارلت دهه‌ی شصت» فضایی تغزلی و عاشقانه دارند، اجرا‌ آن‌ها ساده است. بیان حسی و عاطفی عمیق و تاثیر‌گذاری دارند و مبتنی بر ایده‌های کشف‌محور پیش‌ می‌روند. شاعر این مجموعه سعی می‌کند، با بیانی روایی و بهره‌گیری از عناصر زیست روزمره‌ روایت‌های شاعرانه‌اش را سر و شکل بدهد.    سجاد افشاریان در آغاز  کتاب شعرش نوشته است «کلمات خودگویی هدیه‌ی خدا باشند که بر ما نازل می‌شوند تا در گوش سالم دلبر زمزمه کنیم. من به‌تازگی دیگر کارکردهای شعر را دریافته‌ام که مهم‌ترین‌شان امنیت است، ما همه در رگ‌های‌مان سعدی و خیام و شاملو و نصرت و اخوان و سپهری و مشیری و فروغِ درون داریم که حافظ ماست، باورم هست که من، ما و هر انسانی که ربطی به این خاک داشته باشد، در درون خود شعرهای بی شمار شخصی را خاطهر ساخته، چنان‌که یاد که یادش می‌افتد، گاهی در دل‌مان قند آب می‌شود، همین که کسی باشد که برایش دل به دریا بزنیم شعر است، امنیت است. دل آدمی با شنیدن کلماتی که باید، چنان احساس امنیت می‌کند و امن می‌شود، که هزار بنا که پیشکش کنید نمی‌شوأ، پس حتا اگر آهی در بساط دارید یا ندارید عجله کنید. این که به لحظه اعتباری نیست، جمله‌ی قصار نیست واقعیت محض زندگی است، زندگی بی‌رحمانه کوتاه است و بی‌رحمانه‌تر جدی. کافی است گمان کنیم فردایی نیست، بعد جلو آینه بیاستیم و زیرلب زمزمه کنیم لباس بی‌تفاوتی به ما نمی‌آید. حتا اگر برای من فردایی نباشد برای آن‌ها که دوست دارشان هستم، هست. مؤمنم که شعر امنیت است و پیام‌برِ امینِ خوب و دردهای بی‌صدای یک اجتماع، پس با چشمان باز خوب شعر و دیار خود را با تمام موجودات زنده‌اش ببینیم، تلفن‌ها را خاموش کنیم، هر‌ آن‌چه ناگفته در جیب دل داریم بیرون بیاوریم و به حضور چشم در چشم نام یکدیگر را صدا کنیم، گمان می‌کنم این‌گونه شاعرِ و دیار خود می‌شوید.»   متن زیر نمونه‌ای از سروده‌های این شاعر جوان است. «برداشت آخر را از عمد سُرفه کردم تا یک‌بار دیگر بیشتر بگویم که چه‌قدرها دوستت دارم و این حجمِ بی‌قراری چشم‌ها تمامش بداهه بود برداشت بهتر بسیار داشتیم اما با تلخیِ بی‌پایان تمام شد و تمام شد»   ]]> ادبیات Thu, 22 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249366/نگاهی-اسکارلت-دهه-ی-شصت تفسیر قصه‌های عاشقانه و عارفانه مولانا از زبان عبدالجبار کاکایی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249397/تفسیر-قصه-های-عاشقانه-عارفانه-مولانا-زبان-عبدالجبار-کاکایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روزهای دوشنبه هر هفته در 10 جلسه با سرفصل‌های شرح احوال مولانا، تبیین آثار مولانا، خوانش و شرح مثنوی گزیده دفتر اول و خوانش و شرح گزیده فیه ماه فیه برگزار می‌شود. شکی نیست که مولانا تأثیر عمیقی در فرهنگ ما گذاشته است. چنانچه بسیاری از اشعار مولانا در فرهنگ زبانی و عامیانۀ ما تبدیل به ضرب‌المثل شده‌اند. در نتیجه شناخت مولانا به نوعی شناخت باورهایی است که در فرهنگ ما رایج است و ممکن است نیاز به نقد داشته باشد. به این منظور در کارگاه هم‌اندیشی با مولانا؛ از منظر فلسفی و با نگاهی نقادانه؛ زیر مایه‌های فلسفی تفکر مولانا را مورد بررسی قرار می‌دهیم و از حیث «معرفت‌شناسی» یا «شناخت‌شناسی» و سپس از حیث «وجودشناسی» یا «هستی‌‌شناسی» و در نهایت از حیث فلسفه اخلاق و بر اساس حکایت‌های مثنوی و در مقایسه افکار مولانا با افکار سایر نظریه پردازهای شرق و غرب؛ سعی خواهیم کرد که نگاهی عمیق‌تر به زیرمایه‌های داستان‌های مثنوی و زیرمایه‌های گفته‌های مولانا داشته باشیم. با توجه به ظرفیت محدود کارگاه، علاقه‌مندان برای ثبت‌نام با شماره تلفن ۲۲۶۸۶۰۶۴ تماس یا به نشانی خیابان ولی‌عصر، بالاتر از پارک وی، خیابان فیاضی (فرشته)، خیابان بوسنی هرزگوین، چهارراه دکتر حسابی، باغ موزه هنر ایرانی، دفتر آموزش مراجعه کنند. ]]> ادبیات Wed, 21 Jun 2017 12:52:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249397/تفسیر-قصه-های-عاشقانه-عارفانه-مولانا-زبان-عبدالجبار-کاکایی فراخوان همکاری با مترجم‌ان زبان‌های مختلف http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249374/فراخوان-همکاری-مترجم-ان-زبان-های-مختلف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انجمن صنفی مترجمان شهر تهران با استناد به مفاد مندرج در اساسنامه خود گام‌های موثری در راستای رونق کسب و کار ترجمه برداشته و تا کنون توانسته بالغ بر ۱۰۰ مترجم را به مراکز متقاضی معرفی کند. در حال حاضر نیز این انجمن طی فراخوانی عمومی از مترجمان زبان‌های خاص علاقه‌مند به فعالیت در عرصه فضای مجازی و تبلیغات رسانه‌ای دعوت به همکاری کرده است‌. بر این اساس کسانی که مترجمان زبان‌های چینی، کره‌ای، ژاپنی، تایی، مالایی، فیلیپینی و میانماری می‌توانند درخواست خود را برای همکاری، به ایمیل روابط عمومی انجمن به نشانی info@tiat.ir ارسال کنند.   ]]> ادبیات Wed, 21 Jun 2017 09:50:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249374/فراخوان-همکاری-مترجم-ان-زبان-های-مختلف گرگ‌هایی که تمامیت وجود انسان‌ها را تسخیر می‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/249240/گرگ-هایی-تمامیت-وجود-انسان-ها-تسخیر-می-کنند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمدرضا ذوالعلی: داستان با معمای ناپدید شدن منصور در کوهستان و مرگ ریحان آغاز می‌شود. ریحان که گرچه مدت‌هاست رفته اما نبودش تازه با سفر به سی‌سخت و رنجی که منصور می‌بایست ببرد و انگار که نمی‌برد، شناسانده می‌شود. منصور مهمترین شخصیت یک پازل دوستانه است. هم اوست که سال‌ها قبل با فراری دادن ریحان از مهلکه و خیانت به دوستانش سعی در پنهان کاری می‌کند. دروغی که بعدها می‌فهمیم با اینکه از سوی دیگران هم مکرراً - گرچه به اشکال دیگر- گفته شده، اما باعث می‌شود تعادل ظاهری و موقتی زندگی این آدم‌ها بهم نخورد و آنها بتوانند سال‌ها در کنارهم باقی بمانند. اما مرگ هراسناک ریحان این صحنه را بهم می‌زند و در نهایت به استحاله‌ی منصور منجر می‌شود. استحاله‌ای که از سال‌ها قبل شروع شده و هنوز و همچنان می‌تواند ادامه داشته باشد. ریحان با مرگ خود ماشین ایستا و راکد زندگی این چند نفر را به راه می‌اندازد. او شخصیت جالب و مرموز و در عین حال ساده و بدیهی و طبیعی زندگی است که اینجا ماندن را تاب نمی‌آورد و تا آن سوی مرزها می‌رود بلکه بتواند روح خود را دست نخورده حفظ کند. او به دور از شعارهای حماسی و آرمان‌خواهانه‌ی منصور، شوق‌آلود و سرزنده و اکتیو و آنچنان‌که منصور درباره‌اش می‌گوید: «از این دخترهایی که همه جا سرک می‌کشند» است. اما ریحان به‌راستی چه کسی یا در حقیقت چه چیزی است؟ ایمانی که از قلب‌ها گریخته؟ حقیقتی که کتمان شده؟ شور ساده‌ی زندگی‌ای که دیگر قابل درک و فهم نیست و می‌کوشد تنها از طریق مرگی خونبار خودش را از دام استحاله‌ای که دیگران را به نوعی به خود مبتلا کرده رها کند؟ گمانم هرکدام را که بپذیریم چندان به بیراهه نرفته‌ایم. ریحان همان چیزی است که شخصیت‌های رمان «شب‌نشینی بعد از مراسم تدفین» آن را کم دارند و سعی می‌کنند مثلا با کمک اقتصادی به دوستان گرفتار (شاهین) با اداهای مایوسانه‌ی روشنفکری (سعدی) با کار جسمی سخت و در حقیقت بیگاری (منصور) با سابیدن پوست زیر دوش (فروغ) و با ایستادن و خیره شدن به همسایه‌ی آپارتمان روبه‌رویی (مستانه) فقدانش را نادیده بگیرند. شروع داستان با واگویه‌های شخصیتی است که «پشت به پنجره‌ای بلند و بی‌پرده نشسته و زیر نور کم‌رنگ غروب روی سررسیدهای قدیمی که جان می‌دهند برای ساعت‌ها نوشتن بی‌وقفه» واژه‌ها را در شریان‌های حیاتی کاغذ به گردش درمی‌آورد. در ادامه با (ما)یی روبه‌رو می‌شویم که در فصول بعد یک‌به‌یک در حال روایت گوشه‌های مخفی و کتمان شده‌ی زندگی‌شان هستند. آدم‌هایی که تا چشم باز می‌کنند، گرگ را می‌بینند. نسترن مکارمی بسیار موجز و خلاصه می‌نویسد. در متن او به سختی می‌توان کلمه‌ای پیدا کرد که قابل حذف باشد. بنابراین اغلب جملات او معنا‌های دوگانه دارند و این خوانش داستان را نیازمند دقتی دو چندان می‌کند. استفاده حداقلی از کلمات و جمله‌ها باعث شده کلمات بار زیادتری بر دوش بکشند. مثل اینکه بخواهی از ستون‌های ساختمان تا حد امکان کم کنی و ستون‌های دیگر باید به ناچار بتوانند بار بیشتری بر دوش بکشند. فضا‌سازی‌ هم از این کم و گزیده‌گویی برکنار نبوده اما همان حداقل‌ها خوب و تاثیر‌گذار و در خدمت کار است. بحث دیگری که باید در بررسی این کار به آن پرداخت، بحث راوی است. مخاطب در بخش‌های مختلف این کتاب با تعدد راوی و نیز زاویه دیدهای متغیری روبه‌رو می‌شود. علاوه بر منصور و سعدی و شاهین و مستانه و فروغ که خود به صورت اول شخص روایت‌گر داستان‌های خویشند؛ راوی اول شخص جمع و نیز دانای کل محدود، راوی‌های دیگر داستان را تشکیل می‌دهند. به کارگیری راوی اول شخص جمع در خلال داستان این حس را القا می‌کند که این پنج نفر در زمینه‌ی حوادثی که رخ داده با یکدیگر توافق کامل دارند. این تکنیک انتخاب هوشمندانه‌ای است که باعث شده واقع نمایی داستان خصوصاً در فصولی که در سی‌سخت می‌گذرد مثل حضور گرگ و حوادث مربوط به جان پناه، بالا برود. سطحی نبودن جملات و داشتن دو یا چند کارکرد داستانی یکی دیگر از ویژگی‌های این رمان است. توصیف شخصیت‌های قصه حداقلی و خسیسانه است اما همین مقدار برای تفردشان در جهان داستان کافی است و در عین حال شخصیت‌ها به نحوی سامان گرفته‌اند که به آسانی می‌شود آن‌ها را آدم‌هایی شبیه به خودمان و در جهان خودمان دانست. آدم‌هایی که آنقدر معمولی هستند که به سادگی می‌شود جدی‌شان گرفت و با آنها همذات‌پنداری کرد. آدم‌هایی که هر کدام به نوعی سرشان گرم زندگی‌شان است و به‌رغم مدت‌ها با هم بودنشان، چیزی از هم نمی‌دانند و وقتی که می‌دانند هم مدام در تلاشند تا این شنیده‌ها را نادیده بگیرند و وانمود کنند چیزی رخ نداده و یا مهم نیست. آنها حتی در جهان داستان هم سعی دارند مدام به سر جاده یا همان سر خط قبل‌شان برگردند. یکی از شخصیت‌های فرعی داستان، دخترِ زمان نوجوانیِ سعدی و منصور است که بی‌توجه به پسرها پشت‌پرده‌ای نازک برهنه می‌شود و باعث می‌شود بازی پسرها بهم بخورد بی‌آنکه خودشان دقیقا بدانند به چه دلیل بازی‌شان بهم خورده است. این خصیصه‌ی تمام آدم‌های داستان است که بر یکدیگر و زندگی هم موثرند بی‌آنکه خودشان بدانند و نسبت به آن تعهدی داشته باشند. دختر پشت پرده نمی‌داند که با پسرها چه می‌کند. منصور از خیانتی که به دوستانش کرده رنج نمی‌برد. مستانه از کاری که با شوهرش و مرد آپارتمان روبه‌رو کرده خبر ندارد. مرد متجاوز از به آتش کشیدن زندگی فروغ آگاه نیست به نحوی که مدام می‌گوید: «نترس کاریت ندارم...» داستان زمان خطی و سرراستی ندارد‌. آدم‌ها و راویان مختلف در زمانی از جنس آونگ در حرکتند و نه در خطی تقویمی. هیچ کجا اشاره‌ی روشنی به زمان بیرونی‌ نمی‌شود. تنها می‌دانیم که قصه در زمانی نه چندان دور در دانشگاه شروع شده و به یک زمستان سرد منتهی می‌شود اما این سخت‌گیری در ارایه فضا، زمان و مکان؛ قابلیت تعمیم‌پذیری اثر را در پی خواهد داشت. در پایان باید گفت این داستان تعلیق و کشش کافی برای نگه‌داشتن خواننده تا پایان را، داراست. این خواننده می‌تواند طیفی از یک مخاطب غیرحرفه‌ای تا مخاطب جدی و سختگیر را در برگیرد. در انتها، داستان با غیبت منصور که او هم به گرگی در کنار جفت خویش استحاله شده به پایان می‌رسد و این حس را القا می‌کند که شاهین و سعدی هم در پی او می‌روند. هرچند شاید مایوسانه فکر می‌کنند با برگشتن به سرجاده می‌شود به گذشته بازگشت اما به خوبی معلوم است که این امر امکان ندارد و شاید زنها هم با جدا کردن مسیر خود به‌نوعی دیگر به استحاله می‌رسند و اجازه می‌دهند گرگ درون‌شان تمامیت وجودشان را تسخیر کند. از نسترن مکارمی پیش از این یک مجموعه داستان با عنوان «حال هیچکس خوب نیست» توسط نشر نصیرا و یک داستان بلند با عنوان «بن‌بست اردیبهشت» توسط نشر هیلا منتشر شده است. ]]> ادبیات Wed, 21 Jun 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/249240/گرگ-هایی-تمامیت-وجود-انسان-ها-تسخیر-می-کنند «تخیّل در قلمرو قصه‌گویی» چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249325/تخی-ل-قلمرو-قصه-گویی-چاپ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هنر قصه‌گویی، ابزاری نیرومند برای مقابله با دنیای فاقد تفکر و ابتکار، منزوی و بدون تحرک سرگرمی‌های الکترونیکی امروزی به شمار می‌رود. قصه‌گویی، شیوه‌ی علمی و خاصی است برای اینکه در اندیشه‌‌ها و احساسات یکدیگر شریک شویم. کتاب تخیّل در قلمرو قصه‌گویی، آموزش گام‌به‌گام قصه‌گویی است. بدین معنا که نویسنده نکات اصلی یک قصه خوب را شرح داده است و به ما می‌آموزد که تصورات ذهنی و تخیّل خود را در جهت کشف آنها به کار برده و برای نقل قصه‌ها فضایی اسرارآمیز خلق کنیم، همراه قصه حرکت نموده، چشم‌‌انداز آنرا مرتب کنیم و بهترین آهنگ صدا و لحن کلام را به کار ببریم. کتاب حاضر می‌تواند یاریگر شما در به‌دست آوردن دانش قصه‌گویی و آشنایی با تجارب قصه‌گویان سایر کشورها باشد؛ زیرا محتوای آن، آموزش گام‌بهگام ساخت و اجرای قصه با به کارگیری قوه تخیل است. خانم نانسی ملون، قصه‌گویی را «هنرشفابخش» می‌نامد، به عقیده وی، در همه انسان‌ها نوعی نیاز و توانایی طبیعی برای قصه‌گویی وجود دارد که با اندک آموزش می‌تواند نتایج لذت‌بخش و شگفت‌آوری در بر داشته باشد.  یکی از راه‌های کمک به رشد و تقویت تخیل در افراد (به‌ ویژه کودکان 8 تا 12 ساله) شنیدن و خواندن افسانه‌ها و داستان‌های علمی-تخیلی است. از این رو به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان با قصه‌های قومی و افسانه‌های ایرانی، در پایان هر فصل، به برخی از آنها که وجه اشتراکی با افسانه‌های یادشده در کتاب حاضر دارند، همراه با تحلیلی مختصر اشاره کرده‌ام.   این کتاب از هشت فصل به نام‌های «آغاز و پایان»، «حرکت و هدایت»، «چشم‌اندازهای قصه»، «سفر از میان عناصر طبیعی»، «فصل‌ها و حالت‌ها»، «شخصیت‌های قصه»، «قدرت و حمایت» و «چگونه می‌توان در جهت تعلیم و توسعه قصه‌گویی قدم برداشت» تشکیل شده است. در ابتدای هر فصل موضوع توضیح داده شده است؛ بعد از آن نمونه قصه‌ای بر اساس همان موضوع ساخته شده است؛ بعد از این قصه را بررسی کرده‌اند و در گام پایانی پیشنهاد طرح‌های علمی و کاربردی را بیان  کرده‌اند.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «شما مثل هر انسانی، بالقوه یک قصه‌گو هستید، بدین معنا که با مضامین نامحدود فردی و جهانی به دنیا آمده‌اید و کافی است که برای برخورداری از  سرمایه سرشار تخیلات که درون شما زندگی می‌کنند، موانع را از جلوی راه خود بردارید. آتشدانی در درون خود بسازید و اجازه دهید که به صورت حلقه حفاظتی درآید. ادراکات قلبی شما به وسیله آن روشن و گرم شده، نضج می‌گیرند.» کتاب «تخیل در قلمرو قصه‌گویی»»، اثر نانسی ملون با ترجمه زهرا مهاجری در 270 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 30 هزار تومان توسط انتشارات آرون منتشر شده است. ]]> ادبیات Wed, 21 Jun 2017 05:16:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249325/تخی-ل-قلمرو-قصه-گویی-چاپ انتشار شش مجموعه شعر جدید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249350/انتشار-شش-مجموعه-شعر-جدید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه اشعار «طنین مسی»، اثر رهام سعیدی‌نیا، «شلتاق»، اثر غلامرضا طریقی، «فرجام»، اثر محمدسعید میرزایی، «شهری که در آن مرگ از آن می‌خواند»، ایرج زبردست، «سایبان سرخ»، اثر علی عبداللهی و کتاب «این‌ها که در زیر پوست تو ایستاده‌اند»، اثر علیرضا فخرکننده توسط نشر چشمه وارد بازار نشر شده است.   «شلتاق» مجموعه غزل «شلتاق»، دهمین اثر غلامرضا طریقی از 40 غزل عاشقانه تشکیل شده است. در این کتاب محور شعرها خود شاعر است؛ چراکه غلامرضا طریقی شاعری است که بیشتر از خودش می‌نویسد و شعرهایش دقیقا شبیه زندگی‌اش است. اسم این کتاب از یک کلمه ترکی به معنی «بهانه گیری کردن و نق زدن» گرفته شده است. با توجه به مضمون شعرهای این مجموعه و کلمه «شلتاق» این طور به نظر می‌رسد که شاعر به دلیل برخی اعتراض‌ها و بهانه‌گیری‌هایی که در اشعار عاشقانه و گاه اجتماعی مجموعه دیده می‌شود، این نام را برای مجموعه شعر خود انتخاب کرده است. در یکی از آثار این کتاب می‌خوانیم: «من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد  دعای یک لب مستم که مستجاب نشد  من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد  به شکل اشک در آمد ولی گلاب نشد   نه گل که خوشه ی انگور گور خود شده ای  که روی شاخه دلش خون شد و شراب نشد   پیمبری که به شوق رسالتی ابدی  درون غار فنا گشت و انتخاب نشد  نه من که بال هزاران چو من به خون غلتید  ولی بنای قفس در جهان خراب نشد  هزار پرتو نور از هزار سو نیزه  به شب زدند و جهان غرق آفتاب نشد  به خواب رفت جهان آنچنان که تا به ابد  صدای هیچ خروسی حریف خواب نشد»   مجموعه غزل «شلتاق»، اثر غلامرضا طریقی در 89 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 9 هزار تومان توسط نشر چشمه راهی بازار نشر شده است. «سایبان سرخ» مجموعه شعر «سایبان سرخ»، اثر علی عبداللهی از 43 شعر کوتاه و بلند تشکیل شده است. «باد و درخت»، «ویرانی دنیا»، «کلاه‌خودها»، «تاریخدان عتیق»، «دریای من»، «خانه‌ی سوگوار»، «کتاب برف»، «با داریوش بزرگ»، «حباب»، «بازی»، «تاریک روشنا»، «نگاه شکسته»، «شطرنج‌باز»، «کتاب برف»، «دو دیدار»، «سهم پرندگان» و «آواز خورشید» برخی عنوان‌های این اشعار هستند.   شعرهای این اثر روی فلسفه هستی تمرکز کرده است و سروده‌های این مجموعه عمدتاً کوتاه هستند.علی عبداللهی از شاعران و مترجمان فعال ایران است که تاکنون آثار زیادی را در دسترس علاقه مندان قرار داده است. این شاعر در ماه‌های اخیر دو مجموعه دیگر با نام‌های «هندسه بلوط» و «دریاها پشت دیوار» را هم منتشر کرده است و «سایبان سرخ» آخرین کتاب از سه‌گانه‌های شاعر به حساب می‌آید.  در یکی از شعرها می‌خوانیم: «در روزهای برفی هم/ سربازان می‌جنگند/ تا بکشند و کشته شوند/ و کلاه‌خودهایی که آمال جنگاوران را از تیر و ترکش در امان می‌داشت/ اکنون برای گنجشکان پر از برفاب شده است.» مجموعه شعر «سایبان سرخ»، اثر علی عبداللهی در 78صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 7 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است.   «فرجام» مجموعه غزل «فرجام»، اثر محمدسعید میرزایی از 26 غزل تشکیل شده است که «به کافه آمدی و کافه پر مخاطب شد»، «سلام! عاشق پیر تو بانوی جنگل!»، «ای از همیشه آمده و مهربان شده»، «تو چشم های منی پس مرا نمی بینی»، «خودت قبول کن اصلا روانی ام اصلا!» و «با قلب نیم سوخته پانسمان شده»  عناوین برخی از آن ها هستند. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: « با قلبِ نیمسوختهی پانسمانشده چشمم دو ابر خونیِ بیآسمانشده قلبی شبیه یک اتوبوس تصادفی خون از تمام پنجرههایش روان شده اینبار میرسم که بگویم که عاشقم عشقی در انتهای زمان جاودان شده عشقی که مانده گوشهی دفترچهی جهان قلبِ هزار حادثهی ناگهان شده از مرزهای کهنهی دنیا گذشته است عشقی که رودخانهای از ارغوان شده عشقی که انفجار اناری به صخره است فوارهای بلندتر از آسمان شده» مجموعه غزل «فرجام»، اثر محمدسعید میرزایی در 111صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 10 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است. «طنین مسی» مجموعه شعر «طنین مسی»، اثر رهام سعیدی‌نیا از 47 شعر کوتاه و بلند تشکیل شده است. سعیدی‌نیا در این اثر با نگاهی احساسی به بیان شعرهای عاشقانه پرداخته است؛ شعرهایی که با استفاده حداکثری از کلمات به ساخت تصویرهای متنوعی برای مخاطبان پرداخته است.   در یکی از آثار این کتاب می‌خوانیم: « حبابها بیرون میآمدند از دهانت من دایرهها را فوت میکردم به جایی دور... و فکرهایم در جایی دایره میزدند که حرفهای تو به آن کوچ کرده بود.»   مجموعه شعر «طنین مسی»، اثر رهام سعیدی‌نیا در 91 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 9 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است.   «شهری که در آن مرگ از آن می‌خواند» مجموعه رباعی، «شهری که در آن مرگ از آن می‌خواند»، اثر ایرج زبردست، 75 رباعی تشکیل شده است. زبردست این مجموعه را به استاد محمدرضا شجریان تقدیم کرده است.   ایرج زبردست در مقدمه این مجموعه شعر آورده است: «رباعیاتی دوباره در این کتاب بنابر حال‌وهوای زبان، در آیینه‌ی بیان تماشا را نوشیده‌اند. همیشه حرف‌هایی هست، حرف‌هایی تبعید شده که گاهی شاعر نیز از گفتن آنها عاجز است. حرف‌هایی بر دارشده که خاکستر حلاج پیراهن آنهاست. در انتهای همین چند خط سپاس فراوان دارم از جناب مصطفی ملکیان، مهدی مظفری ساوجی و گروس عبدالملکیان که چراغ دردست، تعبیر بیداری این کتاب در بارش فکرهای به‌خواب‌رفته شدند. خاک راه منت‌پذیر این سه بزرگوار و همه‌ی مخاطبان صبور هستم.» در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «شب، از نفس سرد زمان می‏خواند از روحِ مِه‏آلود جهان می‏خواند بر سردرِ هر خانه سری آویزان شهری که در آن مرگ اذان می‏خواند»   مجموعه رباعی، «شهری که در آن مرگ از آن می‌خواند»، اثر ایرج زبردست در 91 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 9 هزار تومان توسط نشر چشمه عرضه شد.   «این‌ها که در زیر پوست تو ایستاده‌اند» مجموعه شعر «این‌ها که در زیر پوست تو ایستاده‌اند»، اثر علیرضا فخرکننده در هفده بخش به اسم‌های «صورت اول» ‌تا «صورت هفدهم» نامگذاری شده است. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «می‏دانم تو تمامِ این راه را برای تمامِ این راه آمده‏ای آسمان حافظه‏ی ما را می‏خواست و پوست تو از هر زمانی شفاف‏تر بود اما کسی شهادت نمی‏دهد... لمس‏های او بینایی مرا می‏خوردند رشته‏های نور تو را پس می‏زدند و روز دست‏هایش را با ما پاک می‏کرد...» «این‌ها که در زیر پوست تو ایستاده‌اند»، اثر علیرضا فخرکننده در 222 صفحه، شمارگان 300 نسخه و به‌بهای 20 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است. ]]> ادبیات Wed, 21 Jun 2017 05:12:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249350/انتشار-شش-مجموعه-شعر-جدید ​نخستین نشست تابستانی «عصر شعر و ترانه» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249340/نخستین-نشست-تابستانی-عصر-شعر-ترانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست تیرماه مشترک شاعران و ترانه‌سرایان تحت عنوان «عصر شعر و ترانه» از ساعت 15 روز پنجشنبه (1 تیرماه) در تالار هنر فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد.   در بخش کارگاهی این نشست، سعید بیابانکی کارشناس حوزه شعر کلاسیک، امیر ارجینی کارشناس حوزه ترانه و شعر محاوره و مجید سعدآبادی نیز کارشناس حوزه شعر آزاد خواهند بود و علاقه‌مندانی که آثارشان را به مسئولین برنامه تحویل دهند، آثارشان توسط کارشناسان محترم این نشست، نقد و بررسی خواهد شد.   مصطفی جلالی‌پور، کارشناس موسیقی ایرانی نیز در این نشست طبق روال گذشته به معرفی و آموزش یک دستگاه آوازی ایرانی خواهد پرداخت. همچنین در این نشست اجرای موسیقی سنتی نیز انجام خواهد شد.   علاقه‌مندان به شعرخوانی در این نشست باید نیم ساعت پیش از شروع برنامه در محل فرهنگسرا حضور پیدا کنند و آثارشان را به مسئولین برنامه تحویل دهند. لازم به ذکر است که ورود و شعرخوانی برای علاقه‌مندان آزاد است و علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این نشست به نشانی تهران، ضلع غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا (ارسباران)، فرهنگسرای ارسباران مراجعه کنند.   ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 13:05:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249340/نخستین-نشست-تابستانی-عصر-شعر-ترانه ​انتشار کتابی از مژده لواسانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249306/انتشار-کتابی-مژده-لواسانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مژده لواسانی، مجری مطرح رادیو و تلویزیون که پیش از این سابقه نویسندگی در رادیو و اجرای چند نمایشنامه مذهبی را در کارنامه خود دارد به‌تازگی کتاب «خون انار گردن پاییز است. . .» را منتشر کرده است.   این کتاب شامل گزیده‌ای از متن‌ها و اشعار لواسانی است که در قالب چهار موضوع طبقه‌بندی شده است. بخش اول این کتاب با عنوان «پاییزنگاری» شامل متن‌های عاشقانه لواسانی است که در مرز میان شعر و متن بودن در حال حرکت است، بخش دوم کتاب اما نوشته‌ها و متن‌های کاملا مذهبی وی را شامل می‌شود که توسط نویسنده تقدیم شده است به آستان ائمه اطهار(ع) و عنوان «مرثیه‌ای برای آب و آبرو» را بر خود دارد. بخش سوم کتاب که می‌توان از آن به تهران‌نگاری‌های نویسنده یاد کرد شامل اشعار و متن‌هایی است که او در وصف تهران سروده است و عنوان «حواس شهر پرت توست» را بر خود دارد و بخش آخر که نوشته‌های تقدیم شده از سوی لواسانی به شهداست، عنوان «روز واقعه رفته باشی» را بر خود دارد. لواسانی در این کتاب بیشتر از تمسک به قالب، نوشتن و حس‌آمیزی در متن را مد نظر و توجه قرار داده است. او به گفته خود نوشتن را یکی از مهمترین لذت‌هایی می‌داند که در زندگی کسب کرده است و به همین دلیل خود را در قید و بند قالب‌ها برای نوشتن نمی‌بیند و تنها سعی در انتقال درست و مناسب حس خود در موضوعات مختلف دارد. همچنین شعرهای این مجموعه با صدای شاعر در قالب یک لوح فشرده در داخل کتاب قرار دارد.     در بخش «پاییزنگاری» می‌خوانیم:‌ «چرا زودتر نمی‌رسی از راه؟ من تمام تابستان را بی‌تاب و منتظرم... اردی‌بهشت که تمام می‌شود، فقط خیالِ طلاییِ پاییز، باران و غزل و انار را به جانم زنده می‌کند... فصل من فصل انارهایی‌ست که با عشق، بغض‌شان می‌ترکد و من برای بغض‌هایم، تمام تابستان چشم به در دوخته‌ام بیا! بغض‌های من، یک «پاییز» کم دارد...» مجموعه اشعار مژده لواسانی با عنوان «خون انار گردن پاییز است. . .» در 118 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 10 هزار تومان توسط انتشارات نیستان راهی بازار نشر شد. ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 06:05:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249306/انتشار-کتابی-مژده-لواسانی پنج داستان و یک مقاله از ادگار آلن پو http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249311/پنج-داستان-یک-مقاله-ادگار-آلن-پو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ بیش‌ از یک قرن و نیم از مرگ پو می‌گذرد، اما او همچنان یکی از مشهورترین نویسندگان جهان است. پو، برخلاف بیشتر نویسندگان پُرآوازه، بر نویسندگان و منتقدان هم‌عصر خود تأثیر چشمگیری گذاشت. آثار او واکنش‌های بشری را نشانه می‌گیرند، همان واکنش‌هایی که در گذر زمان تن به تغییر نمی‌دهند. در مجموعه حاضر، پنج داستان و یک مقاله از این نویسنده بلند آوازه را جمع‌آوری شده است. داستان نخست، یعنی «لیجیا» که پو روزگاری آن را بهترین قصه خود خوانده بود، به منزله مورد علاقه نویسنده می‌پردازد: مرگ و بقای روح. «زوال خاندان آشر» هم به نوعی به همان مضمون اشاره می‌کند. آشر، مَردی از تبار اشراف که به سبب بیماری و مالیخولیا، منزوی شده است، تنها رفیقش را به مصاحبت می‌طلبد و در خلال این هم‌صحبتی است که ناقوس زوال آن خاندان باستانی نواخته و در پایان همه چیز در وادی عدم خاموش می‌شود. «نامه سرقت شده»، اما مضمون کاملا متفاوتی دارد. خوانندگانی که به داستان‌های پلیسی علاقه‌مندند در این داستان که از نخستین داستان‌های کارآگاهی است، رگه‌های جذّابی از استنتاج را درک می‌کنند. پو در مقاله «فلسفه انشا»، ضمن تحلیل فرایندهایی که شعر «کلاغ» در دوره چهارساله سروده شدن از سر گذراند، نشان می‌دهد که شعر هم، چون سایر آثار هنری، از مصالحی ساخته می‌شود که برای اهداف خاصی برگزیده می‌شوند. در یکی از داستان‌های این کتاب می‌خوانیم: «پس چه تلخ باید بوده باشد آن اندوه وقتی به چشم خویش دیدم انتظاراتم چه آسان پرکشیدندو رفتند! من بدون لیجیا تنها کودکی بودن گرفتار جهل و تاریکی. حضور او، تنها کتاب خواندش بسیاری از رازهای اشراق را برایم می‌گشود. مُطالبه فروغ چشمانش و حروف زرینش به تیرگی گراییدند. و حالا آن چشم‌ها کمتر و کمتر بر اوراقی که در آنها اندیشه می‌کردم می‌درخشیدند. لیجیا بیمار شد.» کتاب « از جناب پو چه خبر؟»، اثر ادگارآلن پو با ترجمه لیدا طرزی در 115 صفحه، شمارگان 1200 نسخه و به‌بهای 7هزار و 500 تومان توسط انتشارات نیستان منتشر شد. ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 05:23:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249311/پنج-داستان-یک-مقاله-ادگار-آلن-پو فضای مجازی نگاه‌های عامه‌پسند را گسترش می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249316/فضای-مجازی-نگاه-های-عامه-پسند-گسترش-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «شعر و فضای مجازی» عنوان ششمین نشست از «یکشنبه‌های شعر» بنیاد شعر و ادبیات داستانی بود که عصر یکشنبه ٢٨ خرداد با حضور عبدالجبار کاکایی، ابراهیم اسماعیلی‌اراضی و حامد عسکری، نمایندگان سه نسل از شاعران کشور و همچنین با کارشناسی و اجرای غلامرضا طریقی، ترانه‌سرا و سردبیر پایگاه «نقد شعر» برگزار شد. در این نشست غلامرضا طریقی در سخنانی عنوان کرد: به عنوان شاعر، یک دید خنثی نسبت به فضای مجازی دارم. معتقدم که فضای مجازی همچنان که تأثیر مثبتی روی رشد شعر و شاعری ندارد، عامل انحطاط شعر هم نیست؛ کما اینکه خود من هم در فضای مجازی حضور دارم و به وسیله آن با مخاطب‌هایم ارتباط می‌گیرم و مخاطب‌ هم با کارهای من آشنا می‌شوند که از حُسن‌های فضای مجازی برای شعر محسوب می‌شود. سردبیر پایگاه «نقد شعر» بنیاد شعر و ادبیات داستانی در ادامه با اشاره به آثار منفی فضای مجازی برای شعر گفت: در گذشته، برای شاعر شدن باید پروسه‌ای طولانی طی می‌شد تا شاعر بعد از شعر گفتن‌های بسیار و تأیید شدن از سوی یک شاعر پیشکسوت بتواند شعر خود را در یک نشریه منتشر کند؛ اما الان این پروسه حذف شده است و با استفاده از فضای مجازی می‌توان به سرعت شعر و متن نگارش شده را در فضای مجازی منتشر کرد. وی همچنین گفت: در فضای مجازی بسیار دیده می‌شود که مخاطب‌ها با  لایک‌ها به اشعار مختلف، سلیقه‌شان را به شاعران تحمیل می‌کنند. بر این اساس معتقدم که این رابطه تا جایی که به تحمیل سلیقه منجر نشود، خوب است و اگر ما شاعران، با این موضوع هوشمندانه برخورد نکنیم، ممکن است با آسیب‌هایی  مواجه شویم؛ ولی اگر از فضای مجازی به شکلی هوشمندانه استفاده کنیم، ممکن است که به سود ما عمل کند. کاکایی: شاید مغلوب فضای مجازی شویم عبدالجبار کاکایی، شاعر و ترانه‌سرا، دیگر سخنران این نشست بود که در سخنانش با تأکید بر اینکه مشکل عمده در ارتباط شعر و فضای مجازی، پیشی گرفتن مدرنیزاسیون از مدرنیته است، گفت: پیش از ظهور و بروز فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هم شاهد این معضل در جامعه بودیم. در خیلی از موارد، ما نسبت به پدیده‌ها عقب مانده‌ایم. شاید اگر انقلاب مشروطه آرام آرام به روند خود ادامه می‌داد و اگر مبنای فهم قانون با مبنای شرعی و سنتی ما به درستی انجام می‌شد، ما دچار این گره تاریخی نمی‌شدیم که در درک ساده‌ترین مفاهیمی که ما را وارد دنیای جدید می‌کند، دچار مشکل شویم. وی در ادامه سخنانش اظهار کرد: الان هم فضای مجازی ما را وارد دنیایی کرده که بیش از آن که فهم ما از فضای مجازی و تکنولوژی دیجیتال مفصل باشد، با آن ارتباط برقرار کرده‌ایم. با این حال، موضع نخبگان کشور این است که موضوع شبکه‌های اجتماعی را رد نکنند، آن را به عنوان یک واقعیت بپذیرند و راهکارهایی برای سالم‌سازی فضا بیابند. کاکایی در ادامه با بیان اینکه شبکه‌های اجتماعی چهره واقعی‌تری از فرهنگ و جامعه به ما می‌دهد، افزود: نگاه کسانی که در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و علوم اجتماعی کار تألیف و نگارش و تحقیق انجام می‌دهند، با استفاده از داده‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند، نسبت به موضوعات مختلف جامعه تغییر یافته است. برای نمونه در خصوص حجاب که موضوعی سیاسی ـ اجتماعی است، تا پیش از فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی، از این مقدار گرایش به بی‌حجابی مطلع نبودیم. درباره موضوع‌های دیگری همچون سواد، دانش لغوی، رفتار با زبان و آرای سیاسی و افکار عمومی، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، چهره واقعی‌تری از ایران را به ما عرضه می‌کند. این شاعر و ترانه‌سرا در ادامه سخنانش اظهار کرد: داستان ما مثل داستان فیل در «فیه ما فیه» مولاناست که وقتی او را برای خوردن آب به لب چشمه می‌بردند، با دیدن عکسش در آب رم می‌کرد. ما هم با دیدن واقعیت خودمان در فضای مجازی از خودمان واهمه می‌کنیم. به هر حال داده‌های فراوان امکان مطالعه بهتر را به ما می‌دهد که می‌توانیم با تحلیل این داده‌ها، به جمع‌بندی آرا و پیشرفت در علوم نایل شویم. کاکایی در ادامه با گفتن اینکه شبکه‌های اجتماعی همچنین سلطه رسانه‌های سنتی را محدود کرده‌اند، گفت: پیش از گسترش شبکه‌های اجتماعی در حوزه‌های تخصصی مثل فرهنگ و هنر، سلطه رسانه‌های سنتی مثل مطبوعات و نگاه آنها و غربال یک مدیر صفحه فرهنگی، مهم‌ترین مسیر برای رشد و شکوفایی یک استعداد بود. این رسانه‌های سنتی حتی در موضوع‌های فرهنگی تغییر وضعیت ایجاد می‌کردند که با ظهور شبکه‌های اجتماعی این سلطه در هم شکسته و شکل دیگری از قضاوت عمومی ایجاد شد. وی افزود: شبکه‌های اجتماعی همچنین تصویری نسبتاً شفاف از آزادی را به ما دادند. آزادی به این معنا که حکومت، حق تصمیم‌گیری برای شهروند را ندارد و قانون باید بر سرنوشت او حاکم باشد. این روند از حدود ٣٠٠ سال قبل با جنبش‌های اجتماعی در آمریکا، فرانسه و انگستان، روند خود را طی کرد و انقلاب مشروطه ایران هم در ادامه این روند، برای این بود که قانون برای ما تصمیم بگیرد و حکومت، نقش ناظر و مجری قانون را داشته باشد. پس شبکه‌های اجتماعی ابزاری مفید برای اجرایی شدن آزادی بشر یا آزادی بیان است. کاکایی رشد شبکه‌های اجتماعی و گردش اطلاعات را سبب فربه شدن طبقه متوسط جامعه دانست که در جریان‌های سیاسی و اجتماعی کشور تأثیرگذار است و این فربه شدن به رشد فرهنگی منجر خواهد شد. وی سپس بیدار شدن حس پرسشگری را از دیگر نتایج ظهور شبکه‌های اجتماعی برشمرد و گفت: برای انسان شرقی که از دیرباز درگیر فلسفه بود و ذیل این علم، علومی مانند الهیات هم تولد یافتند؛ موضوع پرسش، جزو بزنگاه‌های تاریخی فهم عمومی بشر بوده است که انسان راجع به موضوعی بیندیشد. شبکه‌های اجتماعی به روح پرسشگری دامن زده و حتی در حوزه‌های اعتقادی و مباحث دینی در گروه‌های اجتماعی مشاهده می‌شود؛ موضوع‌هایی که قبلاً مردم بلاشک آنها را می‌پذیرفتند، الان تحت تأثیر چالش اندیشیدن و پرسیدن قرار دارند. کاکایی ادامه داد: شبکه‌های اجتماعی آسیب‌هایی هم در حوزه‌های تخصصی دارند؛ از جمله این‌که گاهی منجر به جریان‌سازی می‌شوند، نگاه‌های عامه‌پسند را گسترش می‌دهند و گاهی کاربران، جریانی را تحمیل می‌کنند. سطحی‌خوانی، دیگر آسیب شبکه‌های اجتماعی است. گردش اطلاعات در فضای مجازی زیاد است و با مرور آنها و کسب اطلاعات سطحی، دیگر انگیزه‌ای برای مطالعه کتاب‌های چندصد صفحه‌ای، نمی‌ماند و این به قلم ضربه خواهد زد. وی ادامه داد: شبکه‌های اجتماعی همانطور که به گردش آزاد اطلاعات کمک می‌کنند، ممکن است عاملی برای هدایت جامعه به سمت استبداد محصول سرمایه‌داری باشند. پس این شبکه‌ها قابلیت این را دارند که تهدید محسوب شوند. این ترانه‌سرا در پایان سخنانش گفت: ما از پایه اجتماعی قوی برای استفاده مطلوب از شبکه‌های اجتماعی برخوردار نیستیم و ممکن است مغلوب آن شویم. در خصوص شعر هم ما الان امکان بهره‌گیری مناسب از این فضا را نداریم؛ با این حال نظر من نسبت به این موضوع روشن است. ما در حال حرکت هستیم و همانطور که گردش اطلاعات جامعه ایران را متحول کرده است به سمت کمال حرکت می‌کنیم و ناگزیریم که این آسیب‌ها را تحمل کنیم. انتشار شعر در فضای مجازی بدون نیاز به ناشر ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر جوان کشورمان و از نخستین شاعران فعال در بستر وبلاگ‌نویسی، دیگر سخنران این نشست تخصصی بود که طی آن نگاه ماهوی به فضای مجازی و دانستن هویت آن را مورد تأکید قرار داد. وی گفت: باید بدانیم که انتظارات ما از فضای مجازی چیست و چگونه باید از آن به عنوان یک ابزار استفاده کنیم. وی در ادامه، رسانه بودن را موضوع مهم در فضای مجازی عنوان کرد و گفت: فضای مجازی همچنین نحوه ارائه متنوع خود را دارد. ارائه آثار پیش از این تنها به وسیله کتاب و رسانه‌های محفلی مانند قهوه‌خانه‌ها و بعد مطبوعات ممکن بود. همچنین از نکته‌های نویدبخش فضای مجازی برای فعالان ادبی جوان، می‌توان به انتشار آثارشان اشاره کرد. سال‌ها پیش، رسیدن به تریبون‌های رسمی برای شاعران جوان سخت بود؛ اما فضای مجازی انتشار آسان اشعار را در دسترس آنان قرار داد. این فعال رسانه‌ای در حوزه شعر و ادبیات در بخش بعدی سخنانش گفت: اما نکته‌ای که همان زمان متوجه شدیم، این بود که ملاحظات ناشی از نقد، تأثیر خودش را در این فضا گذاشت. بر این اساس فکر می‌کنم یکی از مسایلی که حتماً باید مورد آموزش قرار بگیرد، مسأله نقد است. اسماعیلی‌اراضی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این سئوال که رسانه انتفاعی چطور می‌تواند مخاطب خود را به سمت نقد مؤثر رهنمون سازد، گفت: در حوزه نقد فکر نمی‌کنم بتوانیم چندان به فضای مجازی دل ببندیم. برای این پرسش‌ها نیازمند متولی عمومی‌تری هستیم. وی تأکید کرد: هریک از گروه‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی محدود به گروه‌های مختلف جامعه هستند و تأثیر فعالان این گروه‌ها بر همه جامعه نیست. این شاعر کشورمان افزود: فضای مجازی تنها شکل عرضه را تغییر داده و شاید در ارتقای مخاطب مؤثر بوده است. حتی باید این موضوع را مد نظر قرار دهیم که فضای مجازی در افزایش سطح پسند جامعه نسبت به فرهنگ عمومی تأثیرگذار بوده است. وی ادامه داد: فضای مجازی، البته میزان مطالعه را کاسته است. مخاطب فضای مجازی حوصله خواندن مطالب تحریریه را ندارد. بنابراین فضای مجازی عمق مطالعه را می‌کاهد. مثلاً میزان خوانده شدن شعر با میزان خوانده شدن مطالب مربوط به شعر و یا نقد شعر، به شدت بالاتر است. همچنین موضوع نگران‌کننده دیگر، تأثیر فضای مجازی روی داوری متخصصان این حوزه است. اسماعیلی اراضی در توضیح این بخش از سخنانش گفت: انتشاراتی‌هایی مانند «مروارید» همیشه معیار شناخت آثار فاخر و قابل دفاع بودند و هرگاه مجموعه‌ای را منتشر می‌کردند، به سرعت از سوی فعالان ادبی و حوزه شعر خریداری می‌شد؛ ولی الان به دلیل شکل انتخاب و تحت تأثیر فضای مجازی، مجموعه‌هایی را منتشر می‌کنند که بیشتر بروشور هستند تا کتاب و بیشتر شکل تجاری دارند تا فرهنگی. وی سپس با تأکید بر اینکه نباید گذاشت تا سنت انجمنی تعطیل شود، گفت: رسانه‌های عمومی هم باید وظایف خودشان نسبت به فرهنگ عمومی را انجام دهند تا مانع تأثیر منفی فضای مجازی در این حوزه شوند. حقیقت ترسناک و لذتبخش فضای مجازی حامد عسکری، دیگر شاعر جوان کشورمان و کارشناس این نشست هم سخنرانی خود را اینگونه آغاز کرد: حدود ٢٠ سال پیش ترجمه فارسی کتابی را از یک نویسنده آلمانی با موضوع فلسفه عکاسی خواندم که پشت جلد آن نوشته بود؛ «در سال ٢٠٢٠ جمعیت زمین به ٧ میلیارد نفر می‌رسد که از این تعداد، ٢ میلیارد نفر هر روز دوربین همراهشان خواهد بود و هر روز عکاسی خواهند کرد.» الان وقتی پارادایم‌ها را کنار هم می‌چینم و عکاسی و ابزار عکاسی ٢٠ سال قبل را یادآوری می‌کنم، خاطرم می‌آید که این پیش‌بینی برای من بسیار مضحک بود. الان در همان دنیا زندگی می‌کنیم و می‌دانیم که در اینستاگرام حدود ٧٠٠ میلیون عکس در هر روز بارگذاری می‌شود. عسکری سپس با اشاره به حضورش در شبکه‌های اجتماعی افزود: ارتباط شعر با فضای مجازی به من کمک بسیاری کرد. با خیلی‌ها آشنا شدم، اما جلوتر که آمدیم، به قول آقای کاکایی، خودمان را در آب دیدیم و رم کردیم. خیلی حقیقت ترسناکی داریم. آی دی‌های گمنام و آدم‌هایی که می‌آیند و نمی‌شناسیمشان و اینکه هیچ متر و معیار و خط قرمزی وجود ندارد. اینها بسیار خطرناک هستند. مثلاً  ١٣ آبان سال گذشته پستی را به مناسبت آن روز به اشتراک گذاشتم که در دایرکت و کامنت با مخالفت‌ها و ناسزاهای بسیاری مواجه شدم که برای من بی‌سابقه بود. وی ادامه داد: عقیده‌ای دارم در خصوص فضای مجازی که این فضا به گسترش شعر کمک کرد. غزلی که نوشته می‌شود، به سرعت و در هر کجای کره زمین قابل دسترسی است. این موضوع خیلی ترسناک و در عین حال خیلی لذتبخش است؛ اما اینکه فضای مجازی سطح ادبیات‌چی‌های مملکت ما را بالا برده است یا نه؟ من فکر نمی‌کنم که اینطور بوده باشد. این شاعر و وبلاگ‌نویس همچنین تعامل را یکی از امتیازهای فضای مجازی برشمرد و گفت: مخاطب جدی شعر اگر به سطحی برسد که خیلی جدی به نقد شعر بپردازد، با استفاده از فضای مجازی و باب تعاملی که این فضا با تولیدکننده شعر ایجاد کرده است، می‌تواند به نقد آثار شاعر مورد نظر خویش اقدام کند. پیش از این چنین امکانی وجود نداشت؛ ولی الان ارتباط‌گیری شاعر و مخاطب خیلی راحت ممکن شده است. عسکری در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: هنرمندان و شاعرانی هستند که فقط در فضای مجازی حضور دارند. کسانی که در فضای مجازی مخاطبان بسیاری دارند و لایک و کامنت و ... دریافت می‌کنند؛ ولی در دنیای واقعی، حتی یک بیت از او بر زبان مردم جاری نیست و این توهم که او هنرمند و شاعر خوبی است و این پرسش که چرا این تعداد مخاطب، کتاب او را نمی‌خرند، برای اهالی هنرمند هم یک معضل و خط قرمز است. وی افزود: با این‌حال، ناشران که تصمیم‌گیران فرهنگی محسوب می‌شوند و در بحث ارتزاق و تغذیه فکری جامعه نقش ایفا می‌کنند، متأسفانه در انتشار آثار شاعران به تعداد فالوورها و میزان لایک‌ها بسنده می‌کنند. همین موضوع نشان می‌دهد که با دنیای ترسناکی مواجه هستیم. عسکری همچنین گفت: هرچند در فضای مجازی فعال هستم؛ ولی آثار تازه نوشته خود در شعر را در فضای مجازی قرار نمی‌دهم و از همه دوستانم خواسته‌ام که این کار را در صورت صلاحدید انجام دهند. فضای مجازی را برای ارائه آثار جدیدم که برای آن از زندگی خود و خانواده‌ام هزینه کرده‌ام، انتخاب نمی‌کنم. با این کار می‌خواهم مخاطب من به کتابم رجوع کند تا همچنان عطش شعر و خواندن آن در ورق‌های کتاب را داشته باشد. معتقدم که اگر همه نیازهای مخاطبان در فضای مجازی برآورده شود، آینده روشن نخواهد بود. ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 05:20:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249316/فضای-مجازی-نگاه-های-عامه-پسند-گسترش-می-دهد ​سفر به روزهای آشوب یوگسلاوی در رمان «مرا از یاد ببر سارایوو» http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/249181/سفر-روزهای-آشوب-یوگسلاوی-رمان-مرا-یاد-ببر-سارایوو سمانه قبادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: برای نگارش این کتاب پنج سال زمان و برای ویرایش و چاپ دو سال سپری شده‌ است. این داستان درباره‌ زندگی دختری بیست و چند ساله به نام مریم کمالی است که همراه دوست خود و نامزد دوستش، در سال 1370 برای تفریح راهی یوگوسلاوی می‌شود. وی ادامه داد: مریم در طول این سفر، ماجراها، حوادث و اتفاقات خوب و بد زیادی را پشت‌سر می گذارد و حتی مدتی حافظه‌اش را از دست می‌دهد. در اثنای داستان با مرد‌هایی چون دیونلا ویتنی، نیکلاس ونستر، محمود و پسرعمویش سبحان درگیر شده و هنگام بازگشت، شعله‌های جنگ در بوسنی زبانه کشیده و مریم که در سارایوو، پایتخت بوسنی بوده است به خاطر محاصره‌ی شهر توسط نیروهای دشمن چند سال در این شهر زندگی می‌کند. این نویسنده در توضیح دلایل انتخاب این موضوع گفت: از نظر تاریخی جنگ بوسنی فجیع‌ترین نسل‌کشی پس از جنگ‌های جهانی شمرده شده و محاصره‌ی سارایوو به‌عنوان طولانی‌ترین محاصره‌ی یک شهر در طول تاریخ بشریت حساب می‌شود! این داستان بر اساس تخیل من نوشته شده اما وقایع سیاسی در طول جنگ، تمامی اخباری که از رادیو، تلوزیون و روزنامه‌ها نقل می‌شود و شرح حوادث این دوره همگی مبتنی بر حقیقت است. وی افزود: برای نگارش مستندات رمان حداقل صد کتاب، سایت، مقاله و وبلاگ متعدد را در طول این سال‌ها مطالعه کرده‌ام که مهم‌ترین آنها، خاطرات علی عزت بگوویچ (رهبر مسلمان‌های بوسنی در طول جنگ) بوده است. جنگ بوسنی جنگی مسلحانه و بین‌المللی بود که بین ۵ آوریل ۱۹۹۲ تا ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵ (1373-1370ش) بین بوسنی و صربستان جریان داشت و با امضای توافق دیتون در شهر دیتون ایالت اوهایو پایان یافت. قبادی که تنها 22 سال سن دارد در توضیح شروع فعالیت‌های ادبی‌اش اظهار کرد: دانشجوی ترم آخر دبیری ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تهران هستیم. داستان‌نویسی را از 15سالگی شروع کردم، چندین داستان کوتاه نوشته‌ام که در مسابقات دانشکده‌ای اول شد و یکی از داستان کوتاه‌هایم در نشریه دانشکده چاپ شد اما اولین اثری که برای نوشتنش دست به قلم برده‌ام همین رمان «مرا از یاد ببر سارایوو» بود. وی درباره دلایل نوشتن از کشور بوسنی گفت: دوست داشتم ازکشوری بنویسم که در قلب قاره‌ی اروپا مردمانش مسلمان هستند، مهربان وخون گرم‌اند‌ و تشابهات فرهنگی و زبانی زیادی با ما ایرانی‌ها دارند.کشوری که به محض اعلام استقلال فقط به جرم مسلمان بودن بهایی بسیار سنگینی پرداخت. در توضیح تشابهات باید بگویم که تشابهات به قدری زیاد است که حتی اسم پایتخت این کشور یعنی سارایوو هم یک اسم فارسی است!   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «تلفن را با حس بدی جایش گذاشتم و آه کشیدم. می‌خواهد بیاید اینجا که به سفر تفریحی‌مان نگاه کند و فردا برود بگذارد کف دست همه که، من که رفتم سارایوو این بدبخت‌ها داشتند از دلشوره‌ی رفتن نامزد فرشته می‌مردند. مدارکِ یک انجمن بزرگ در زیرزمین خانه‌شان بود و مریم داشت فکر می‌کرد نیکلاس ونستر را با پول بتوانند یکجوری بخرند! سبحان می‌توانست این بدبیاری‌ها را به حد کمال برساند و آدم که آب سرش بگذرد دیگر خیالش از دلشوره رها می‌شود... . چند ساعتِ دیگر یک مرد سی و چند ساله که از قضا پسرعمویم بود و تا به حال، بعد از ده سالگی‌اش فقط دو بار دیده بودمش و همه می‌گفتند او آدم فوق العاده‌ای است را قرار بود ملاقات کنم. می‌دانستم تعریف‌هایشان یک چیز شبیه همان تعریف‌های خانم ذاکاویچ از نوه‌اش هست که با آن اخلاق خوبش فقط بتواند به یکی قالبش کند و دستش را به زندگی و زن و بچه بند کند و نمی‌دانستم باید خوشحال باشم یا ناراحت...»   کتاب «مرا از یاد ببر سارایوو»، اثر سمانه قبادی در 494 صفحه، شمارگان 1000 نسخه وبه‌بهای 24 هزار تومان توسط نشر نیک مهر منتشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 05:11:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/249181/سفر-روزهای-آشوب-یوگسلاوی-رمان-مرا-یاد-ببر-سارایوو ​نگاهی با رمان جوینده‌ی طلا http://www.ibna.ir/fa/doc/note/249308/نگاهی-رمان-جوینده-ی-طلا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  «جوینده‌ی‌ طلا» اثر ژان‌ماری گوستاو لوکلزیو با ترجمه پرویز شهدی در نشر چشمه به قیمت سی هزرارتومان  منتشر شده است.   رمان در سال‌های ابتدایی قرن در مناطقِ حاره‌ای و مستعمرات فرانسه می‌گذرد. روایت نوجوانی که با دیدنِ فضای دریا و جنگل رویابافی می‌کند اما ورشکستگی دردناک پدرش او را از آن دنیای خیالی خارج می‌کند. در ادامه پدر از نقشه‌ی گنج یک دزد دریایی سخن می‌گوید که در جزیره‌ای دورافتاده در حوالی استرالیا مدفون است و یافتنِ این گنج تمام هدف پسر می‌شود.   لوکلزیو در این اثر بیانی شاعرانه و بسیط دارد و فضایی مملو از استعاره و راز. دلبستگی همیشگی‌اش به رمان‌هایی چون جزیره‌ی گنج لویی استیونسن که از کتاب‌های محبوب کودکی‌اش بوده و همین‌طور رابینسون کروزوئه‌ی دانیل دِفو و موبی دیکِ ملویل تأثیرش را بر این رمان گذاشته است. شاید بتوان رمان‌های او را اجرایی دانست امپرسیونیستی در روایت. مشاهده‌ای محص و نزدیک شدن به بافتِ طبیعت و تنهایی عمیق و البته پُرخیالی که انسانش را سرشار می‌‌کند. جوینده‌ی طلا رمانی است که در آن رازها لحظه‌ای رخ می‌نمایند و ناپدید می‌شوند. مثلِ درخشش ستاره‌ای در آسمانِ منطقه‌ای استوایی... ترکیب دریا و مردی پی گنج.   جوینده‌ی طلا بیشتر به یک رؤیا شبیه است تا واقعیت. سرگذشت مصیبت‌‌بار آدمی‌های زمان ما که زندگی را دنبال گنجی موهوم، بی‌حاصل و بی‌هدف هدر می‌دهند. اگرچه جوینده‌ی این گنج یک نفر بیشتر نیست، اما نمادی است از کل بشریت، از انسان‌های به اصطلاح «متمدن» و «مترقی» که هر روز از گهواره‌شان یعنی طبیعت بیشتر فاصله می‌گیرند و در نابودیِ خود و زادگاه‌شان، یعنی کره‌ی زمین می‌کوشند. در عالم خیال به‌دنبال خوشبختی و آسایش هستند، اما در عالم حقیقت رو به فنا می‌روند. لوکلِزیو عاشق طبیعت است، طبیعت بکر و دست‌نخورده که در عین خشونت بسیار زیبا و فریبنده است. شخصیت اصلی کتاب پس از تلاش‌های بی‌شمار و رنج‌ها و مرارت‌های فراوان به این نتیجه می‌رسد که خوشبختی در بی‌نیاز بودن و دوری از زیاده‌خواهی است و انسان موقعی به آسایش واقعی می‌رسد که آزمندی را در خود بکُشد و به آن‌چه لازمه‌ی زنده‌بودن و زندگی کردن است بسنده کند.   رمانِ جوینده‌ی طلا از مشهورترین رمان‌های اوست که در سالِ 1985 منتشر شد. رمانی درباره‌ی یکی شدنِ انسان‌ِ تنهای او با طبیعتی بکر در میانه‌ی تاریخی پُرفراز و نشیب و مملو از خطر، رمان داستانِ پسری داشت که در ملکِ مستعمراتی‌شان روزگارِ خوشی دارد تا این که پدرش ورشکست می‌شود.  لوکلزیو نویسنده‌ی فرانسوی به خاطر علاقه‌اش به فضاهای گرم‌سیر و مردمان بومی بسیار مشهور است. او سال‌های زیادی از عمرش را در سفر گذرانده است و بسیاری از این سال‌ها را در مکزیک زندگی کرده است.      ژان ماری گوستاو لوکلِزیو در سیزدهم آوریل 1940 در شهر ساحلی نیس به دنیا آمد. تحصیلاتش را در نیس، اکس آن پرووانس و سپس در لندن و بریستول ادامه داد. در بیست‌وسه‌ سالگی اولین اثرش صورت‌جلسه که بسیاری آن را الهام گرفته از آثار کامو و نویسندگان رمان نو می‌دانند مورد استقبال قرار می‌گیرد و برنده‌ی جایزه‌ی رنودو می‌شود، جایزه‌ای که از جایزه‌های ادبیِ معتبر فرانسه است. سال 1967 برای انجام خدمت نظام‌وظیفه به تایلند فرستاده می‌شود. اما به علت اعتراض‌های شدیدش علیه سوء‌استفاده‌های جنسی از کودکان از آن ‌جا اخراج و به مکزیک فرستاده می‌شود. از سال 1970 تا 1974 برای زندگی به بومیان پاناما می‌پیوندد که بسیار با آن‌چه تا آن زمان می‌شناخته متفاوت بوده است. تجربه‌ای که از این راه به دست می‌آورد، بعدها به گفته‌ی خودش «منقلب‌کننده» است. در پایان دهه‌ی 70، سبک نوشتاری‌اش تغییر می‌کند و آثاری ملایم‌تر درباره‌ی دوران کودکی خودش، اقلیت‌ها و سفرها منتشر می‌کند. این روشِ جدید، مورد استقبال فراوان خواننده‌هایش قرار می‌گیرد. در سال 1980، لوکلِزیو اولین شخصی است که جایزه‌ی ادبی بزرگ پل موران را از فرهنگستان فرانسه به خاطر رمان صحرا دریافت می‌کند. علاقه‌اش نسبت به فرهنگ‌های خاور دور در سال 2008، همزمان با انتشار داستان همیشگی ویژگی‌های اخلاقیِ مادرش الهام گرفته، جایزه‌ی ادبی نوبل را نصیبش می‌کند. اولین واکنشش نسبت به این افتخار بزرگ اعلام این نکته بود که روش و سبک نوشتنش «تغییر نخواهد کرد.» در سال 2010 نشان عقاب آزتِکِ مکزیک به عنوان «کارشناس تمدن‌های باستانی مکزیک» از سوی رییس‌جمهور این کشور به او اعطا می‌شود. اوکلِزیو در حال حاضر، یکی از بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین نویسندگان فرانسه و دنیاست. از سال 1963 تا 2010 ده‌ها جایزه‌ی بزرگ ادبی و فرهنگی به‌خاطر نوشته‌ها و فعالیت‌های ادبی و اجتماعی‌اش به او اعطا شده است. طی دهه‌ی 60 با انتشار آثاری مانند صورت جلسه، تب و باران سیل‌آسا به سبک نوشتاری جنبش رمان نو به‌ویژه ناتالی ساروت، ژرژ پرک و میشل بوتور می‌پیودد که در جهان‌شان مسئله ی درد، اضطراب و زجر کشیدنِ انسان‌های شهرنشین مطرح است و او را به نحوی دنباله‌روِ مکتب اگزیستانسیالیسم و به ویژه آلبرکامو می‌کند. صورت‌جلسه به طرز آشکاری یادآور بیگانه‌ی آلبرکامو است.   آثار متعددی از این نویسنده به فارسی ترجمه و منتشر شده است که از آن جمله می‌توان  به این آثار شاره کرد. «ماهی طلا» ترجمه فرزانه شهفر، نشر افق، «دگرگونی‌ها»  ترجمهمرتضی عسگری، نشر نیلوفر، «خلسه مادی» ترجمه ماندانا صدرزاده نشر ثالث، «آوای گرسنگی» ترجمه مهتاب صبوری نشر افراز و...  ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/249308/نگاهی-رمان-جوینده-ی-طلا نگاهی به رمان مالون می‌میرد اثر بکت http://www.ibna.ir/fa/doc/note/249310/نگاهی-رمان-مالون-می-میرد-اثر-بکت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رمان «مالون می‌میرد» اثر ساموئل بکت ترجمه‌ی مهدی نوید از سوی نشر چشمه به قیمت  بیست و سه هزار تومان  منتشر شد.   نسخه‌ انگلیسی رمان «مالون می‌میرد» را انتشارات گروو در 1956 ، در تیراژ 500 نسخه منتشر کرد. نخستین ترجمه فارسی  آثار بکت به چهل سال پیش باز می‌گردد. رمان‌ها و نمایش‌نامه‌های  بکت به قلم مترجم‌های متعددی به فارسی ترجمه و منتشر شده است. به قلم  مترجم این کتاب،  دیگر آثار بکت نیز در نشر چشمه ترجمه و منتشر شده است. از آن جمله «ننامیدنی» و «دست‌آخر» از ترجمه‌های مهدی نوید است. انتشارات پنگوئن بیست هزار نسخه  از  این کتاب را سال‌ها پس از چاپ توانست بفروشد. به گفته‌ی مترجم، «مالون می‌میرد» تداعی‌کننده‌ی ترانه‌ای عامیانه در فرانسه است. رمان انزوا و پایان مُلوی، موران و مالون را به تصویر می‌کشد. راوی اول شخص‌ داستان به فلج و مرگ نزدیک می‌شود و به تختی در یک موسسه مخصوص فقرا بسته شده، وضعیت رقت‌انگیزش را توصیف می‌کند و همچون راوی داستان آن شخصیت هم تقریباً ملال‌آور است و این شخصیت ملال‌آور  درباره خانواده‌ای تهی‌دست و یک پناهگاه قصه می‌گوید. این‌ها با قصه اصلیِ احتضار مالون در هم می‌آمیزد. رمان به نظر ایستا و گه‌گاه تقریبا متعارف می‌رسد؛ رمان با وجود این شاید در میان بهترین تلاش‌های پارودیک بکت باشد، چرا که ادبیات و قواعد قصه‌گویی را به استهزاء می‌گیرد. بکت علی‌رغم تمام نوآوری‌هایش قلباً یک پارودیست بود و علاقمند به پریشان‌گویی‌های زیگزاگی جسورانه استرن است. راوی اول شخص، که تا اواسط راه بی‌نام است، امیدوار است از روز یحیای تعمید‌دهنده جان به در ببرد و تا روز عید تجلی و شاید روز عید عروج حضرت مریم نفس‌ نفس‌زنان ادامه دهد. زندگی را تشریفات شرعی قاعده‌مند کرده و هر آینه، روایت در عید پاک پایان می‌پذیرد. اما زندگی او فوراً به مجموعه‌ای از دودلی‌ها و بازبینی‌ها بدل می‌شود. او درباره‌ی مرگ قریب‌الوقوعش و نقشه‌های فی‌مابین بحث می‌کند تا قصه بگوید: «چهار قصه، هرکدام با موضوعی متفاوت. یکی درباره‌ی یک مرد دیگری درباره‌ی یک زن. سومی درباره‌ی یک شیء و سرانجام یکی درباره‌ی یک حیوان، احتمالاً یک پرنده.» فکر می‌کند که دوتای اولی می‌توانند ترکیب شوند و او قادر نیست بدون داشتن یک سیاهه بمیرد.   رمان وقفه‌ای بین مُلوی و ننامیدنی است، درست همان‌طور که در انتظار گودو وقفه‌ای بین رنج تمام کردن مالون می‌میرد و آغاز کردن ننامیدنی بود.     او در یک اتاق است، ظاهراً‌ اتاق خودش، اما این‌که چه‌طور به آنجا رسیده، چه‌قدر آن‌جا بوده و چه کسی به او می‌رسد همه رازند. به‌نظر می‌رسد او در جایی مثل پناهگاه باشد. او مانند راوی داستان «مسکن» حدس می‌زند که بی‌‌هوش شده یا «ضربه‌ای» به او وارد شده و به اینجا آورده شده است، اما مطمئن نیست زنده باشد. به آمبولانسی اشاره می‌کند، شاید همانی که مُلوی صدایش را شنیده است. ممکن است مرده باشد: «تقاص گناهانم را پس می‌دهم یا در یکی از عمارت‌های بهشت.» هر روز در باز می‌شود و...   خرده روایتی از این رمان، درباره زندگی ساپوسکات در میان دهقانان است، اما با وقفه‌های بسیار سیاهه، جکسن و طوطی، وقفه‌هایی  درون‌نگرانه،  تفسیر روایی  و صداها. نوشتن بستر تداوم را فراهم می‌کند: «وقتی با همان مداد و در همان دفترچه درباره او می‌نویسم، درباره‌ی خودم هم می‌نویسم». او از لمبرت‌ها، رسیدن ساپو، آشپزخانه و مرغ خاکستری می‌گوید. همنان که تابستان به پایان می‌رسد، قصه روی امتحانات ساپو، دفن کردن قاطر، عدس‌ها، خرگوش سفید و تمرکز می‌کند. راوی درون یک جمجمه است. در بخشی از این روایت آمده است: «بله، روزگاری بود که بی‌درنگ شب می‌شد و با جست‌وجوی گرما و تکه‌های تقریباً خوردنی به‌خوبی می‌گذشت. و تصور می‌کنی که این وضع تا آخر همین‌طور باقی می‌ماند. اما ناگهان همه‌چیز دوباره شروع به خشم و خروش می‌کند، در جنگل‌هایی از سرخس‌های بزرگ گُم می‌شود یا در زمین‌های بایرِ در معرض بادهای شدید می‌چرخی، تا این‌که کنجکاو می‌شود که آیا بی‌خبر مرده‌ای و به دوزخ رفته‌ای یا باری دیگر در جایی حتا بدتر از جای قبلی به دنیا آمده‌ای.» ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/249310/نگاهی-رمان-مالون-می-میرد-اثر-بکت اثری دیگر از النا فرانته به فارسی چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249313/اثری-دیگر-النا-فرانته-فارسی-چاپ  به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  «روزی که رهایم کردی» داستان زنی‌ست خانه‌دار که شوهرش تصمیم به ترک او دارد. در یکی از روز‌های ماه آپریل مانند دیگر  روز‌ها مشغول جمع کردن میز ناهارخوری بود، اما مثل همه‌ی روز‌ها نبود و شوهرش می‌گوید، دیگر دلش با این زندگی نیست و صدای دعوا و داد و بیداد بچه‌‌های‌شان از اتاق کناری بلند شده است، شخصیت اصلی داستان مانده است به ادامه‌ی زندگی که نمی‌داند چه کند و...     این نویسنده، کار نوشتن را از سال 2011  آغاز کرد و با چهار رمان «دوست نابغه من»، «داستان نام جدید» ، «آنهایی که می‌روند و آنهایی که می‌مانند» و «داستان فرزند گمشده» بر سر زبان‌ها افتاد و برنده جایزه‌های ادبی متعددی شد. شخصیت‌های اصلی داستان‌های این نویسنده زن‌ها و دغدغه‌های آن‌ها در مناسبات پیپچیده‌ جامعه‌ غربی است.  رمان  «دوست بی مانند من»با ترجمه  بهرام بهرامی به فارسی منتشر شده است.   النا فرانته نام اصلی این نویسنده نیست. آثارش به زبان‌های متعددی ترجمه و منتشر شده است. مجله تایم در سال 2016 را در فهرست یکصد  شخصیت تاثیرگذار دنیا معرفی کرد.   ناشر در معرفی این اثر و نویسنده آورده است: روزی که رهایم کردی از بهترین رمان‌های فرانته است. داستانی سرشار از لحظات ناب و غافل‌گیرکننده و فراز و نشیب‌های عشق‌هایی که قدرشان را نمی‌دانیم و رهایشان می‌کنیم... از این رمان اقتباسی سینمایی شده و فرانته برای این کتاب جزو نامزدهای نهایی جایزه‌ی ویارجو بوده است. فرانته همچنین نامزد جایزه بوکر و برنده‌ی مدال طلای جایزه‌ی ناشر مستقل نیز شده است.   ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249313/اثری-دیگر-النا-فرانته-فارسی-چاپ اثری دیگر از فردریک بکمن در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249317/اثری-دیگر-فردریک-بکمن-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فردریک بکمن در رمان «مادر بزرگ سلام رساند و گفت متأسف است»، زندگی سه نسل از زن‌های یک خانواده را روایت می‌کند. او در این روایت هم مانند دیگر آثارش با طنز روایت‌اش را پیش می‌برد.   پیش‌تر این کتاب با ترجمه حسین تهرانی در نشر کوله‌پشتی عرضه شده است. از این نویسنده کتاب‌های دیگری به فارسی ترجمه و منتشر شده است. رمان «مردی به نام اوه» با ترجمه‌‌های حسین تهرانی، فرناز تیمور‌ازف و سارا بحری منتشر شده است. بکمن با این رمان شهرتی جهانی یافت.   در پشت جلد این اثر آمده است: اغراق نیست اگر فردریک بکمن را از پدیده‌های این سال‌های بازار کتاب در جهان بدانیم. این نویسنده جوان سوئدی با رمان مردی به نام اوه شهرت و محبوبیت بسیاری به دست آورد. میلیون‌ها نفر این شاهکار فراموش‌نشدنی را خواندند و عاشق شیوه داستان‌گویی بکمن شدند، به‌طوری که همه آثار او در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های در بازار آمریکا و اروپا قرار گرفت. «مادربزرگ سلام رساند و گفت متأسف است» رمان جذاب دیگری است از نویسنده‌ای خلاق، خوش‌طبع و نکته‌سنج. داستان زندگی و مرگ و داستان یکی از مهم‌ترین حقوق انسان: حق متفاوت بودن.   این اثر بکمن داستان السا دختری خردسال است که بسیار باهوش است. در این روایت اتفاق‌هایی برای السا و مادربزرگ و مادرش رخ می‌دهد و هر یک از این‌ها نماینده یک نوع شخصیت هستند.     ]]> ادبیات Tue, 20 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249317/اثری-دیگر-فردریک-بکمن-ایران دوره های دانش افزایی زبان فارسی اهمیت بسیار در وجهه بین المللی ایران دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249315/دوره-های-دانش-افزایی-زبان-فارسی-اهمیت-بسیار-وجهه-بین-المللی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، غلامعلی حداد عادل در نشست همکاران بنیاد سعدی برای برگزاری هشتادوچهارمین دوره دانش‌افزایی زبان فارسی اظهار کرد: دوره‌های دانش‌افزایی بلند مدت، سنگین‌ترین وظیفه بنیاد سعدی در طی سال است بنابراین همانطور که پیش از نوروز، نیروی راهنمایی و رانندگی به حالت آماده باش در‌می‌آید تا مردم با خیال راحت سفر داشته باشند، ما نیز امروز در اینجا جمع شدیم تا برای شروع یک کار سنگین، فشرده، مهم و حساس آماده شویم. وی با بیان اینکه برگزاری موثر این دوره‌ها از لحاظ حیثیتی برای کشور و بنیاد سعدی اهمیت ویژه‌ای دارد، ادامه داد: نحوه برگزاری این دوره‌ها تصور فارسی‌آموزان در مورد کشور ایران را شکل می‌دهد بنابراین دوره‌های دانش‌افزایی از نظر وجهه بین‌المللی بسیار مهم است. همچنین این فارسی آموزان معلمان زبان فارسی آینده در کشور خودشان خواهند بود و کیفیت و محتوای دوره دانش‌افزایی اهمیت زیادی خواهد داشت. حداد عادل در ادامه گفت: از دو سال گذشته تصمیم گرفتیم دوره‌های دانش‌افزایی را در یکی از دانشگاه‌های تهران برگزار کنیم، چراکه از طریق اقامت در تهران، زبان‌آموزان شناخت بهتری از ایران خواهند داشت و همچنین برنامه‌ریزی بهتری می‌توان برای برنامه‌های فوق برنامه فرهنگی داشت و با توجه به تجربه‌های برگزاری دوره‌های دانش‌افزایی در سال‌های گذشته، هر سال تحولاتی را برای هرچه بهتر و موثرتر برگزار شدن این دوره‌ها ایجاد کرده‌ایم. وی ادامه داد: امسال با توجه به تجربه موفق سال گذشته، دوره دانش‌افزایی را مجدد با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌کنیم با این تفاوت که در تفاهم‌نامه امسال بنیاد سعدی با این دانشگاه، وظایف بیشتری بر عهده ما قرار دارد و بنیاد فعال‌تر از گذشته عمل خواهد کرد.  کاهش کمیت و تمرکز بیشتر بر کیفیت رئیس بنیاد سعدی، با بیان آنکه در این دوره، با توجه به هزینه‌های بالای دوره‌های دانش افزایی، پذیرش فارسی آموزانی که در سطح‌های بالاتری از زبان قرار دارند را مناسب‌تر یافتیم، گفت: ما به این جمع‌بندی رسیدیم که دوره دانش افزایی باید به‌‌عنوان پاداشی برای فارسی آموزانی که در کشور خود تلاش کرده‌اند و زبان فارسی را تا سطح متوسط و پیشرفته یادگرفته‌اند، در نظر گرفته شود. در نتیجه تعداد فارسی‌آموزان این دوره کمتر از گذشته است و امسال میزبان حدود 140 نفر خواهیم بود. دکتر حداد عادل در ادامه با تاکید برآنکه با کاهش کمیت زبان آموزان، بر کیفیت کلاس‌ها تمرکز بیشتری خواهیم داشت، گفت: البته در مورد برخی کشورها به دلایل خاص انعطاف بیشتری نشان دادیم و بنابراین حداقلی از کلاس‌های مبتدی را خواهیم داشت اما این تعداد بیش از یک یا دو کلاس نخواهد بود. رئیس بنیاد سعدی با بیان اینکه مدیریت خوب، ترکیبی از عقل و تفکر به همراه کار گروهی است، از همه همکاران خود خواست تا در برگزاری این دوره، احساس مسئولیت، همفکری، تدبیر و همکاری بیشتری داشته باشند تا با صرفه‌جویی هزینه‌ها، دوره با کیفیت بهتری نسبت به سال‌های قبل برگزار شود و هر یک از فارسی‌آموزان با خاطراتی خوش به کشورشان بازگردند. دراین نشست همچنین دکتر رضامراد صحرایی، معاون آموزش و پژوهش بنیاد سعدی به همراه عباس نجار، مدیر آموزشی و مسول برگزاری هشتادوچهارمین دوره دانش افزایی زبان فارسی، توضیحاتی را درباره نحوه برگزاری و وظایف هرکدام از کمیته های در نظرگرفته شده ارائه کردند. ]]> ادبیات Mon, 19 Jun 2017 13:32:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249315/دوره-های-دانش-افزایی-زبان-فارسی-اهمیت-بسیار-وجهه-بین-المللی-ایران حسن میرعابدینی با مخاطب‌هایش دیدار و گفت‌وگو می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249278/حسن-میرعابدینی-مخاطب-هایش-دیدار-گفت-وگو-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست دیدار و گفت‌وگو با حسن میر عابدینی، ساعت ۹ صبح پنجشنبه یکم تیر ماه برگزار می‌شود. این نشست در کتاب‌فروشی آینده به همت سردبیر مجله بخارا برگزار می‌شود. تاکنون علی دهباشی قریب نود برنامه دیدار و گفت‌وگو با چهره‌های فرهنگی و نویسندگان و مترجم‌ها و پژوهشگر‌ها و... برگزار کرده است. در این گفت‌وگو‌ها مهمان‌ها با پاسخ‌های علی دهباشی درباره زندگی حرفه‌ای‌شان و علائق یا خاطره‌‌های‌َان از کتاب و کتاب‌خوانی پاسخ می‌دهد. در این دیدار حسن میرعابدینی از ادبیات داستانی و پژوهش‌هایش در این حوزع سخن خواهد گفت.   کتابفروشی آینده در خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، پلاک  ۱۲ (بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار) واقع شده است.  حسن میرعابدینی، منتقد و مورخ ادبیات داستانی ایران است.کتاب‌های  «صدسال داستان‌نویسیِ ایران»،نشر چشمه،«فرهنگ داستان‌نویسان ایران»، «هشتاد سال داستان کوتاه ایرانی»، «سیر تحول ادبیات داستانی و نمایشی» از آثار این نویسنده است.  ]]> ادبیات Mon, 19 Jun 2017 07:48:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249278/حسن-میرعابدینی-مخاطب-هایش-دیدار-گفت-وگو-می-کند حمایت ناشران از طرح‌های کتابی وزارت ارشاد اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249281/حمایت-ناشران-طرح-های-کتابی-وزارت-ارشاد-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  متن بیانیه به این شرح است:   بیش از یک‌سال است که طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه خانه کتاب، غبار از قفسه‌ کتابفروشی‌‌ها زدوده و باعث آشتی مردم با این فروشگاه‌ها شده است.   این طرح‌ها تاکنون باعث‌ شده: 1ـ میلیون‌ها نسخه کتاب، بدون صرف هزینه‌های سنگین تبلیغات و برپایی نمایشگاه، توسط کتابفروشان، به فروش رود که در تاریخ نشر ایران بی‌سابقه بوده است. 2ـ یارانه کتاب، بدون اقدامات دست و پاگیر و هزینه‌های اضافی و باکمترین امکان سواستفاده، در مسیر صحیح خود و توزیع مناسب در سطح کشور قرار گیرد. 3ـ کتاب در چرخه صحیح ناشر، پخش و کتابفروش قرار گیرد و شبکه پخش و کتابفروشی‌ها که مدت‌هاست مغفول مانده‌اند احیا شوند. 4ـ بخش خصوصی تمایل به سرمایه‌گذاری در کتابفروشی‌های مدرن پیدا کند و کتابفروشی‌های سنتی و قدیمی به سوی مکانیزه‌شدن بروند. 5ـ شمارگان کتاب و سرانه مطالعه افزایش یابد و فرهنگ خرید و هدیه‌دادن کتاب احیا شود. 6ـ تمام مردم ایران در هر شهری که حتی یک کتابفروشی دارد بتواند بدون رنج سفر از این یارانه و مزیت استفاده کنند. ما ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با امضا این بیانیه، ضمن تشکر و حمایت از طرح‌های فوق به دلایل بسیاری که برخی از آنها در بیانیه آمده، خواستار تداوم این طرح‌ها و حمایت بیشتر مسئولین، تخصیص اعتبارات بیشتر و تسهیل در روند اجرای آن هستیم.  ]]> ادبیات Mon, 19 Jun 2017 07:35:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249281/حمایت-ناشران-طرح-های-کتابی-وزارت-ارشاد-اسلامی ​فراخوان هفتمین دوره‌ی جایزه ادبی هفت اقلیم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249274/فراخوان-هفتمین-دوره-ی-جایزه-ادبی-هفت-اقلیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نویسندگان و ناشران جهت شرکت در هفتمین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم تا بیست و پنجم تیرماه سال 1396 فرصت دارند سه نسخه از کتاب‌های منتشر شده (شامل مجموعه داستان و رمان) در سال 1395 را به دبیرخانه‌ی جایزه ارسال کنند. در ششمین دوره این جایزه که در فروردین‌ماه سال جاری برگزار شد، در حوزه مجموعه داستان کوتاه کتاب «مستر جیکاک» اثر احمد زاده برگزیده شده و تندیس جایزه هفت اقلیم، لوح تقدیر و جایزه نقدی این جایزه را از آن خود کرد. «گچ» و «چای سبز» از آتوسا افشین نوید و «سی و سه پل چهار و نیم اکتاو» از سلمان باهنر به عنوان آثار جایزه تقدیر این بخش معرفی شدند. در بخش رمان، «گلوگاه» نوشته طیبه گوهری عنوان اثر برگزیده و سه رمان «نامه نانوشته» اثر ابراهیم دمشناس، «روز اول مهر هرگز نیامد» اثر جمشید ملک پور و «برف سوزی» از ناهید فرامرزی به عنوان آثار شایسته تقدیر معرفی شده‌اند. . علاقه‌مندان برای شرکت در این جایزه می‌توانند، آثار خود را به دبیرخانه این جایزه به نشانی تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان ملک، بعد از خیابان کشواد، پلاک ۵۶۹، موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم ارسال کنند و یا برای اطلاع بیشتر با شماره‌های ۸۸۴۵۷۸۲۵ و۸۸۱۴۶۴۹۰ تماس بگیرند.   ]]> ادبیات Mon, 19 Jun 2017 06:56:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249274/فراخوان-هفتمین-دوره-ی-جایزه-ادبی-هفت-اقلیم «مارگاک» با ترجمه‌ی جواد عاطفه منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249276/مارگاک-ترجمه-ی-جواد-عاطفه-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «مارگاک» نوشته اگوست استریندبرگ به تازگی با ترجمه‌ جواد عاطفه توسط انتشارات افراز منتشر شده است. ویرایش کتاب را عاطفه پاکبازنیا انجام داده و طراحی جلد آن توسط حسام حاجی‌پور انجام شده است. مارگاک یکی از مهمترین نمایشنامه‌های‌ ‌استریندبرگ؛ نمایشنامه‌ای که در سال 1888 و زمانی که آقای نویسنده در دانمارک اقامت داشت، نوشته شد. «مارگاک» یکی از قوام‌یافته‌ترین آثار این نمایشنامه‌نویس است که به دلیل ابزار صحنه کم و داشتن تنها سه بازیگر، توانسته بیش‌ترین اجرا را در دنیا به خود اختصاص دهد. گفته شده ایبسن نمایشنامه «هدا گابلر» را در جواب این نمایشنامه نوشته است؛ دلیل آن هم دعوای همیشگی بین ایبسن و استریندبرگ و تفاوت دیدگاهی که همیشه بین این دو وجود داشت، بود. نمایشنامه «مارگاک» در قرن بیستم بیش‌تر از زمانی که خود استریندبرگ زنده بود، مورد توجه قرار گرفت. در این نمایشنامه به نوعی استریندبرگ توانست برای اولین‌بار در تئاتر نگاه خودش را به هنر و تاریخ هنر در قالب دیالوگ افراد نمایش مطرح کند و با این روش نقد خود را به فضای هنری سوئد و اروپای آن زمان وارد سازد. از طرف دیگر در این نمایشنامه نگاه بدبینانه‌اش به مسئله خانواده و زنان مطرح می‌شود؛ نگاهی که در آن در جنگ همیشگی زن و مرد، این مرد است که در نهایت قربانی می‌شود. تا کنون نمایشنامه‌های «سونات اشباح»، «پدر»، «پاریا»، «قوی‌تر»، «پلیکان» و «نمایش یک رویا» از اگوست استریندبرگ با ترجمه‌ جواد عاطفه توسط انتشارات افراز منتشر شده است. نمایشنامه‌های «دوشیزه جولی»، «به‌سوی دمشق» «رقص مرگ»، «شاهراه بزرگ»، «یاغی»، «جرم داریم تا جرم»، «جنایت و جنایت»، «عید پاک» و... به مرور با ترجمه‌ همین مترجم منتشر خواهد شد. این نمایشنامه در 88 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 7 هزار تومان توسط نشر افراز منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. ]]> ادبیات Mon, 19 Jun 2017 06:33:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249276/مارگاک-ترجمه-ی-جواد-عاطفه-منتشر نگاهی به کتاب «تصرف عدوانی» نوشته «لنا اندرشون» http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/249270/نگاهی-کتاب-تصرف-عدوانی-نوشته-لنا-اندرشون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- «تصرف عدوانی» نوشته «لنا کریستین آندرشون» نویسنده و خبرنگار سوئدی است. وی کتاب را در سال 2013 نوشت و همان سال برنده جایزه مهم‌ترین جایزه ادبی سوئد شد. این کتاب جایزه ادبی روزنامه‌های سوئدی را نیز برد. از دیگر آثار این نویسنده نیز می‌توان به «بازی نهایی» و «بدون مسئولیت شخصی» اشاره کرد.   «تصرف عدوانی» با توضیح روی جلد با عنوان «داستانی درباره عشق» منتشر شد اما بهتر است کتاب را قصه‌ای درباره «قدرت امید» بدانیم، وقتی کتاب را بخوانیم، متوجه می‌شویم شخصیت اصلی داستان گرفتار   امیدی واهی است. «تصرف عدوانی»  داستان عشق زنی منتقد به مردی هنرمند است.    شخصیت زن خواننده را به یاد شخصیت «ماریان» در کتاب «عقل و احساس» اثر «جین آستن» می‌اندازد. شخصیتی که آقای «ویلوبی» را از قصد در داستان پس می‌زند و در تعجب است که چرا او عکس‌العملی نشان نمی‌دهد! همیشه می‌گویند «عشق کور است». انسان‌های عاشق توانایی انتقاد را از دست می‌دهند و خود را به راحتی فریب می‌دهند و بی‌شک  «تصرف عدوانی» این موضوع را به خوبی بیان می‌کند.   وقتی «استر نیلسون»، شاعر و مقاله‌نویس 31 ساله به سخنرانی درباره «هوگو راسک»، هنرمند شناخته‌شده دعوت شد، عاشق او می‌شود و احساس می‌کند هیچ‌کس مانند او تاکنون در زندگی‌اش او را درک نکرده است.   صحبت‌های طولانی بین آنان منجر به تصمیمی مهم در زندگی «استر» می‌شود. او گذشته‌اش را رها می‌کند و قلبش را به روی «راسک» باز می‌کند اما انتظارش از عشق برآورده نمی‌شود. مردِ داستان توانایی دل سپردن را ندارد. «استر» را رها نمی‌کند، او را ترک نمی‌کند و از او نمی‌خواهد از زندگی‌اش بیرون برود اما از رویارویی با او اجتناب می‌کند. همین موضوع سبب می‌شود «استر» همچنان احساس کند بارقه امیدی به این رابطه می‌تابد که ارزش ماندن دارد. هر بار تصمیم می‌گیرد او را ترک کند با اشاره‌ای ماندنی می‌شود. در بخشی از کتاب این حس چنین توضیح داده شده است: «وقتی آدم عاشق است و عشقش پذیرفته شده، تنش احساس راحتی می‌کند. برعکس وقتی عشق بی‌پاسخ می‌ماند، تَن احساس می‌کند وزنش سه برابر شده است. عشق نوپا روی لبه باریکی می‌رقصد. ممکن است آدم دوباره وزن واقعیش را احساس نکند، که این خود می‌تواند در آدم‌های مضطرب، باتجربه، و آینده‌نگر، یا در آن‌هایی که مثل «استر» این قدر امیدوار و خوش‌باور نیستند، میزانی از تردید پدید آورد.»   «آندرشون» دوست ندارد کتابی صرفاً عاشقانه بنویسد و از خلال نوشته‌اش جریان‌های روشنفکری معاصر را نیز به خواننده ارائه کند. شخصیت اصلی داستان وی زنی روزنامه‌نگار و مقاله‌نویس است و مرد اصلی داستان مستندساز است و دیدگاه‌های فکری متفاوت از اطرافیان‌اش دارد. او در کتاب به موضوع‌های مختلفی چون سیاست، اقتصاد، فلسفه، تروریسم، انقلاب  می‌پردازد.   علاوه بر این، نویسنده قصد دارد به موضوع روانشناسی زبان نیز بپردازد. رابطه بین واقعیت، زبان، و پیچیدگی ذهن انسان برای او بسیار اهمیت دارد. خود «آندرشون» در این باره می‌گوید: «از نظر من موضوع اصلی کتاب من همین است. در بقیه کتاب‌ها و حتی در مقاله‌هایم در روزنامه نیز به این موضوع پرداخته‌ام. موضوع مهمی که مدت‌هاست فلاسفه با آن درگیر بوده‌اند. من معتقدم انسان توانایی درک بخش‌های از خودآگاه را که زندگی‌اش به آن وابسته است دارد. اگر جهان را همان‌طور که خودش را به ما ارائه می‌دهد درک نمی‌کردیم توان ادامه حیات نداشتیم. ساختار زبان پدیده‌ای است که با آن به دنیا می‌آییم اما زبان یک مدل از دنیا است و خودِ دنیا نیست. زبان قابل‌اعتماد نیست. درست مانند نظریه تکامل عمل می‌کند. کلمه‌ها و جمله‌‌ها  لزوماً نقش ساختار را دارند و تفسیر واقعیت هستند، نه آینه آن! اگر رابطه بین زبان و واقعیت عینی می‌شد هیچ کدام از مفاهیم شوخی، پوچی، دروغ و حتی عقاید مختلف حول یک محور و در نتیجه ادبیات شکل نمی‌گرفت. این چالش زبان‌شناسی و روانشناسی انسان را وامی‌دارد به این موضوع فکر کند که این شکاف عمیق بین واقعیت و زبان چه بر سر نظر و عقیده ما درباره واقعیت می‌آورد.»   در بخشی از کتاب نیز درباره کلمه‌‌ها  و نقش زبان می‌نویسد: «کلمه‌ها  می‌توانند مثل خاکستر سبک و سوخته باشند؛ مثل خاکستر راحت و سبک پراکنده شوند، بی‌هدف بچرخند و هر جایی سقوط کنند. کلمه‌ها سنگ بنای ماندگار و نقطه ثِقل حقایق و معانی نیستند، آ‌ن‌ها می‌توانند فقط صداهایی باشند که مردم با آن‌ها سکوت را پر می‌کنند.»   به طور کل نویسنده در تلاش است نشان دهد ذهن انسان تا چه حد درگیر زبان است. شخصیت زن داستان درگیر برداشت نادرستِ خود از زبان است و واقعیت را بر اساس کلمه‌ها  تفسیر می‌کند و در نتیجه در عشق شکست می‌خورد. نویسنده قصد ندارد مردِ داستان را محکوم کند بلکه به طور مستقیم اعلام می‌کند این زن داستان است که درگیر تفسیرهای غلط  از واقعیت شده است.   «تصرف عدوانی» توسط «سعید مقدم»، مترجمی، ایرانی مقیم شهر «گوتنبرگ»  سوئد، ترجمه در نشر «مرکز» منتشر شده است.  این اثر تاکنون چندبار تجدید چاپ شده است.  ]]> ادبیات Mon, 19 Jun 2017 06:26:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/249270/نگاهی-کتاب-تصرف-عدوانی-نوشته-لنا-اندرشون روایتی از غمی عمیق و شوخ‌طبعی جذاب http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/249243/روایتی-غمی-عمیق-شوخ-طبعی-جذاب  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «خابیر ماریاس»، (1951) نویسنده، مترجم، و مقاله‌نویس اسپانیایی آثاری چون «قلبی به این سپیدی»، «شیفتگی‌ها»، «وقتی میرا بودم»، «مرد بااحساس»، «پشت پرده تاریک زمان»، و «بد آغاز می‌شود» است.وی در «مادرید» به دنیا آمده است و در کودکی علاقه زیادی به خواندن آثار نویسندگان انگلیسی‌زبان داشت. در دانشگاه در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرد.  چاپ سوم رمان «قلبی به این سپیدی» با ترجمه مهساملک مرزبان در نشر چشمه چاپ شده است. این مترجم و نویسنده کتاب  دیگری از خابیر ماریاس را در دست ترجمه دارد.  توضیح قصه کتاب «قلبی به این سپیدی» کمی دشوار است. ناشر ایرانی در توضیح کتاب می‌نویسد: «قلبی به این سپیدی» شاهکار «خابیر ماریاس» است. رمان با یک صحنه‌ی بی‌نهایت تکان‌دهنده و بدیع آغاز می‌شود به نحوی که خواننده‌ی خود را شوکه می‌کند. قصه‌ی متن درباره‌ی مردی ا‌ست مترجم که در سازمان‌های رده‌بالای بین‌المللی کار ترجمه‌ همزمان می‌کند و همان‌‌جا با زنی همکار آشنا می‌شود و ازدواج می‌کند و این تازه آغاز ماجراست. قهرمانِ ماریاس در این فرایند دچارِ بازخوانی گذشته‌ی مه‌آلودش می‌شود… گذشته‌ای پُررازورمز که جایِ پای ماجراهایی در آن‌ها باقی مانده و او را عذاب می‌دهد؛ تا ناگهان با شنیدن اتفاقیِ صدای زنی در اتاق کناری هتلِ ماه‌عسلش به گذشته‌ی خود بازمی‌گردد. صدای زنی که از مردی می‌خواهد اگر دوستش دارد زنش را به خاطرِ او بکشد… «خابیر ماریاس» در همه‌ی بخش‌های رمانش به تغییرِ جهانِ انسانی توجه می‌کند که از چیزی در دوردست‌ها می‌ترسد. رمان ریتمِ  پرکششی دارد و در آن می‌توان تلفیقی از خشونت، عشق و ماجراجویی را دید. «قلبی به این سپیدی» روایتی‌ است که غیرمنتظرانه مخاطبش را تسخیر می‌کند»   البته این تمام ماجرا نیست و اگر آثار این نویسنده را صرفاً از روی خلاصه داستان قضاوت کنیم احساس می‌کنیم وی داستان‌هایی احساسی، حتی بسیار پست‌مدرن می‌نویسد. اما چنین نیست و داستان «قلبی به این سپیدی»، که نام خود را از جمله‌ای در نمایشنامه «مکبث» نوشته «ویلیام شکسپیر» وام گرفته است، ترکیبی از غمی عمیق و شوخ‌طبعی جذاب است که در نویسندگان معاصر «ماریاس» به ندرت دیده می‌شود.  «مادرید» محل اصلی رخدادهای داستان‌های «ماریاس» است اما در این کتاب و دیگر آثارش به «نیویورک»، «آکسفورد»، «هاوانا»، و «ونیز» نیز می‌رود. زمان حضور فعالی در داستان‌هایش دارند و پدیده‌ای ملموس است.   راوی داستان‌های وی قصه اصلی را تشکیل می‌دهند. در کتاب «قلبی به این سپیدی» شخصیت اصلی بسیار کنجکاو و تاحدی مطیع است و از پدرش، «ران» می‌ترسد. او درمی‌یابد پدرش قبل از ازدواج با مادرش برای مدت کوتاهی با خاله‌اش ازدواج کرده و خاله پس از عروسی خود را به قتل رسانده بود. همین مرگ است که به زندگی راوی داستان اوج می‌دهد. برای حل معمای این خودکشی باید از همسرش کمک بگیرد. همسری که رابطه خوبی با پدرشوهر دارد و می‌تواند اطلاعات خوبی از او بگیرد.   راوی داستان «قلبی به این سپیدی» همسرش را بسیار دوست دارد اما بیش‌تر درباره علاقه خود به دیگران سخن می‌گوید. او زندگی را  از دریچه یک پنجره یا قاب دوست دارد. خواه این دریچه پنجره اتاق او در «هاوانا» هنگام ماه عسل‌اش باشد، خواه نگاه به پنجره معشوقه‌اش در «نیویورک»! و این موضوع مخصوص همه شخصیت‌های «خابیر ماریاس» است. اما این تصویر هم درباره راوی داستان وی درست نیست.   شخصیت اصلی داستان وی بسیار به انسان‌هایی که توصیف می‌کند و حتی خوانندگان قصه نزدیک است. جملات داستان درست مانند جملات بلند «مارسل پروست» و «هنری جیمز» که به خواننده می‌فهمانند به اندازه نگارنده‌شان ظریف و باهوش هستند، است. البته این موضوع را نمی‌توان فقط مدیون مترجم انگلیسی این اثر دانست بلکه باید به خاطر داشت خود «ماریاس» مترجم بسیاری از آثار «توماس هاردی»، «ویلیام فاکنر»، «روبرت استیونسون»، «ولادیمیر ناباکوف»، «جوزف کنراد»، «جان آپدایک»، «رودیارد کیپلینگ»، و «ویلیام شکسپیر» به اسپانیایی است و بخشی از این جملات بلند و ظریف مدیون یادگیری این تکنیک در زبان نویسندگان انگلیسی و آمریکایی است. خود وی نیز معتقد است ترجمه کتاب بهترین تمرین برای نویسندگی ادبیات داستانی است.   از نگاه منتقدان «قلبی به این سپیدی» بهترین کتاب «خابیر ماریاس» است. وی برای این کتاب برنده جایزه بین‌المللی «ایمپک دوبلین» نیز شده است. جایزه‌ای که ارزش بالایی در دنیای ادبیات داستانی دارد.   او در داستان «قلبی به این سپیدی» به اوج قدرت نویسندگی‌اش می‌رسد. زندگی در قرنی که چنین نویسنده بااستعدادی در آن می‌زِید هدیه‌ای کم‌یاب است. نویسنده‌ای که در زمان حال زندگی می‌کند اما با هنرمندی بسیار درباره اتفاقات گذشته سخن می‌گوید و فرهنگ درونی انسان‌ها را بهتر از هر کس دیگر می‌شناسد. جای تعجب بسیار است که این نویسنده به اندازه اهمیت و ارزش‌اش در دنیا شناخته نشده است. وقت آن رسیده است این نویسنده را قبل از مرگش بشناسیم و بخوانیم.     ]]> ادبیات Sun, 18 Jun 2017 08:33:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/249243/روایتی-غمی-عمیق-شوخ-طبعی-جذاب نگاه تازه‌ای به فاوست در رمان «بیدار شدن به وقت وین» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249191/نگاه-تازه-ای-فاوست-رمان-بیدار-شدن-وقت-وین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ساحل رحیمی‌پور در اولین رمان خود، روایتگر زندگی مرد جوانی به نام آرش است که در اثر خشونت‌های فیزیکی و استعاری جامعه‌اش، به فکر مهاجرت تحصیلی می‌افتد. در رمان «بیدارشدن به‌وقت‌ وین»، شاهد نگاه تازه‌ای به شخصیت مشهورِ گوته، فاوست هستیم. در این کتاب، فاوست دیگر نماد انسانی مدرن نیست که روحش را به شیطان می‌فروشد بلکه او بخشی از شخصیت آرش، قهرمان اصلی داستان است. جزئی از هستی و وجود این آدم که طی سال‌ها از سوی خودش و دیگران انکار شده است. فاوست، درنهایت زاده می‌شود، تجسد می‌یابد و در جایگاهی قرار می‌گیرد که شایسته‌ی اوست و همین نکته، کار را به فضایی سوررئال می‌کشاند. اگرچه رمان بر بستری رئال جاگرفته، اما می‌توان فضاهای ذهنی و فراواقعیِ بسیاری را در متن کتاب یافت. ذهن آرش به نوعی میان حقیقت و رؤیا می‌چرخد و حرکتی پاندول‌مانند دارد. او با مهاجرت به وین و خواندن رشته‌ی فلسفه، با شرایط و آدم‌های جدیدی روبه‌رو می‌شود و تحت تأثیر همین شرایط تازه، انفعال را کنار می‌گذارد و دست به کنش می‌زند. رمان «بیدارشدن به‌وقت وین»، لحظه به لحظه با قهرمان داستان پیش می‌رود و همراه ِاو، ذهن آرش را واکاوی می‌کند و می‌شکافد. در بخشی از رمان می‌خوانیم: «دیگر می‌دانم که پیش‌تر، آدم‌های دور و برم را چون دشمنی فرضی می‌دیدم و ساعت‌ها قبل از رویارویی با آن‌ها و آغاز نبرد، تیغه‌ی شمشیرم را با انتخاب کلمه‌های درستی که باید می‌گفتم تیز می‌کردم. از کنارهم چیدن کلمه‌ها، فقط یک هدف داشتم: زخمِ زبانم کاری‌تر شود. اما هیچ‌‌موقع موفق به جنگیدن نمی‌شدم و غایتِ مبارزه‌ام به حرف‌هایی می‌رسید که گفته نمی‌شد. آن‌وقت خسته از نجنگیدن، به کنجی که بیشتر اوقات اتاقم بود پناه می‎بردم و شمشیر در غلاف مانده‌ام را بیرون می‌کشیدم و در هوا تکان می‌دادم. جنگ من علیه هوا بود و بس. همیشه دُن‌کیشوت‌وار جنگیده بودم.» رمان «بیدار شدن به وقت وین»، اثر ساحل رحیمی‌پور در 296 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 23 هزار تومان توسط انتشارات نون منتشر شده است. ساحل رحیمی‌پور، متولد 1365، در شهر شیراز است. او فعالیت ادبی‌اش را با شعر آغاز کرد. در شانزده‌سالگی تعدادی از اشعارش در روزنامه‌ی خبرجنوب منتشر شد. او همچنین موفق به شرکت در جشنواره‌ی خوارزمی(بخش ادبی) شد و توانست جزء پنج نفر برتر استان فارس شود. سپس به نوشتن متن‌های طنز و داستان کوتاه روآورد. بعد از نوشتن داستان کوتاه و نقد شدن از سوی نویسندگانی مانند محمد کشاورز، محمودحسینی‌زاد، علیرضا ایرانمهر، محسن‌حکیم‌معانی و... نوشتن نخستین رمانش را آغاز کرد که «بیدارشدن به‌وقت وین»، نتیجه‌ی 16 ماه کار این نویسنده است. ]]> ادبیات Sun, 18 Jun 2017 07:27:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249191/نگاه-تازه-ای-فاوست-رمان-بیدار-شدن-وقت-وین ​رکورد «ساندی تایمز» با ایده‌ای از مادرشوهر! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249229/رکورد-ساندی-تایمز-ایده-ای-مادرشوهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «همسر چای‌کار»، اثر دایناجفریز، توسط نشر نفیر راهی بازار نشر شد. این کتاب شانزده هفته‌ متوالی پرفروش‌ترین کتاب به انتخاب ساندی تایمز بود و از این بابت رکورددار است. انتشارات نفیر حق انحصاری چاپ و ترجمه این اثر در ایران را خریداری کرده است.   «همسر چای‌کار» که دارای 35 فصل است، دومین رمان داینا جفریز است که راز عشق، اندوه و شادی را بیان می‌کند. این رمان در سیلان دهه‌های 1920 و 1930 می‌گذرد. شخصیت‌های داستان لحظه‌به‌لحظه جان می‌گیرند و رازها برملا می‌شود. مزرعه‌ چای، پس‌زمینه‌ای است که عشق و فقدان در آن در هم می‌تنند. از آغاز تا پایان کتاب، پر از پیچ‌وخم‌هایی است که مخاطب مسحورشان می‌کند.   داینا جفریز در یاداشتی درباره این کتاب آورده است: «ایده‎ی این داستان زمانی به ذهنم رسید که مادرشوهرم، جُون جفریز،  به یاد دوران کودکی‎اش افتاد که در دهه‎های ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۳۰ در هندوستان و برمه سپری شده بود. وقتی از چای‎کاران سیلان و هند، داستان‎هایی تعریف می‎کرد که سینه‎به‎سینه از خانواده‎اش به او رسیده بود، به فکر نقطه‎نظرهای مختلف درباره‎ی مسئله‎ی نژاد افتادم، به‎ویژه تعصبات خاص آن زمان. ایستگاه بعدی من، گرد‎آوری صدا در مرکز مطالعات جنوب آسیا در دانشگاه کمبریج بود، جایی که صداهای ضبط‎شده‎ی فوق‎العاده‎ای یافتم که آن دوران را از نو زنده کرد. بعد از آنکه نخستین پیش‎نویس کتاب را نوشتم، به سری‎لانکا رفتم. بااینکه هاتون، دیکویا و نووارا الیا مکان‎هایی واقعی هستند، مزرعه‎ی هوپر، ملغمه‎ای از مکان‎های متعدد است و در مقایسه با موقعیت حقیقی هاتون یا دیکویا، در ارتفاع بالاتری قرار دارد. و بااینکه در سیلان‎تی‎ترِیلز و در خانه‎ی ییلاقی کشاورزی در کنار یک دریاچه اقامت کردم، آن دریاچه، همان دریاچه‎ی داستان نیست. در تپه‎های خیال‎انگیز و مِه‎گرفته‎ی مزارع چای، «همسر چای‎کار» من، لابد باید زندگی ممتاز و فوق‎العاده‎ای می‎داشت، ولی من برایش تنگنایی آفریدم که تمامی فرضیات او درمورد تفاوت‎های نژادی را به بوته‎ی آزمایش می‎کشید، و کاوشی بود در نقطه‎نظرات مستعمراتی که چگونه چنین فاجعه‎ای را برای او رقم زدند. از لحاظ پزشکی امکان‎پذیر است که دوقلوهای غیرهمسان، دو پدر مجزا داشته باشند، ولی در رابطه با تولد یک نوزاد کاملاً تیره از زوجی کاملاً سفید، بهترین مورد ثبت شده، مورد ساندرا لِینگ  است که در دهه‎ی ۱۹۵۰، از پدر و مادر آفریقایی سفیدپوستی در آفریقای جنوبی متولد شد و از پوستی کاملاً سیاه، موهایی به‎شدت مجعد و سایر بارزه‎های نژاد سیاه برخوردار بود. برای مطالعه‎ی بیشتر درباره‎ی ساندرا، به وقتی سفید بود: داستان واقعی خانواده‎ای دوپاره بر سر نژاد  به قلم جودیت اِستون  یا به صفحه‎های ۷۰ تا ۷۳ از کیستیم و آیا در قرن ۲۱ اهمیتی دارد؟  اثر گَری یانگ  مراجعه کنید. در روزهای نخست، کاملاً عادی بود که مردان بریتانیایی که در هندوستان و سیلان کار می‎کردند، عروس «بومی» بگیرند، زیرا حس می‎شد به‌این‌ترتیب، مردان راحت‎تر جا می‎افتند و با جمعیت محلی بهتر کنار می‎آيند. با‌این‌حال، به‎ویژه با باز شدن کانال سوئز در سال ۱۸۶۹، این وضع تغییر کرد. وقتی زنان سفیدپوست و مجرد بیشتری برای «شکار» شوهری ثروتمند، تن به سفر دادند، دیگر جامعه به اندازه‎ی قبل، تاب پذیرش نوزادانی با نژادهای آمیخته را نداشت؛ و نیز باور عمومی بر این بود که شاید چنین فرزندانی، وفاداری کمتری به تاج‌وتخت داشته باشند. کسانی که با تاریخ سری‎لانکا آشنایی دارند، متوجه خواهند شد که زمانِ تعدادی از اتفاقات را در راستای اهداف روایی داستان، جابه‎جا کرده‎ام. یکی از این اتفاقات، شورشی است که بر سر اینکه کدام زبان در مدارس تدریس شود به راه افتاد، و دیگری جدال بر سر گل‎ها است.»   در پشت جلد این کتاب آمده است: «به نظرش می‎رسید که اشباح تیره‎ای در دو سوی جاده پدیدار و ناپدید می‎شوند. دستش را دراز کرد تا آن‎ها را از خود دور کند. پرنده‎ای جیغی کشید، صدای گوش‎خراشی به گوش رسید و شاخه‎های درختی در هم شکست. دلش می‎خواست دخترش را دوباره ببیند: می‎خواست بداند چه شکلی شده، می‎خواست در چشم‎های او خیره شود و لبخندش را ببیند، می‎خواست دستش را بگیرد، گونه‎اش را دوباره ببوسد و او را بچرخاند و بچرخاند. چنان غمی در وجودش افتاده بود که از شدت درد به خود می‎پیچید. اشک‎هایش را پاک کرد، نفسی آهسته و عمیق کشید و اطرافش را از نظر گذراند. گیج از دویدن خون در سرش، زیر باران روی تخته‎سنگی نشست و بازوهایش را به دور خود حلقه کرد و کوشید باور کند دخترش را در آغوش گرفته است.»   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌ «گوئندولین در سیلان از کشتی بخار پایین می‎آید، نوزده‎ساله است و مشتاق پیوستن به شوهرش. ولی مردی که در مزرعه‌ی چای به او خوشامد می‌گوید، دیگر آن مردی نیست که او در لندن عاشقش شده بود. لورنس، سرد و تودار است و روزهای طولانی، عروس جوانش را تنها می‎گذارد و او به کندوکاو در مزرعه می‎پردازد، جایی که پُر است از سؤالات بی‎جواب، پُر از رازهای سربه‎مُهر. گوئن به‎زودی باردار می‎شود ولی شادی‎اش به طول نمی‎انجامد، چراکه در معرض انتخابی وحشتناک قرار می‎گیرد، انتخابی که ناچار است آن را همچون رازی در قلب ازدواج خود مدفون کند. وقتی زمانش فرا برسد، آیا شوهرش هیچ درکی از کاری که کرده است خواهد داشت‌.»   درباره نویسنده داينا جفريز در سال ١٩٤٨ در مالزى به دنيا آمد و در نه سالگى به انگلستان نقل مكان كرد. وى در كالج هنرى بيرمنگام و پس از آن در دانشگاه آلستر در رشته‌ی ادبيات انگليسى تحصيل كرد. جفریز امروز یکی از مشهورترين نويسندگان داستان‌هاى بلند و كوتاه و از چيره‌دست‌ترين مقاله‌نويسان انگلستان و جهان است. از میان معروف‌ترين داستان‌هاى كوتاه او مي‌توان به «رايحه‌ى گل‌هاى سرخ» و «سايه‌اى در باد» و از مقاله‌های مهم او مي‌توان به «گويى آخرين لحظه‌هاى با هم بودنمان را از من ربوده‌اند» اشاره كرد.   رمان «همسر چای‌کار»، اثر داینا جفریز در 500 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 28 هزار تومان توسط نشر نفیر منتشر شده است. ]]> ادبیات Sun, 18 Jun 2017 07:20:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249229/رکورد-ساندی-تایمز-ایده-ای-مادرشوهر ​داستان نویسنده‌ای که می‌خواست صادق هدایت شود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249183/داستان-نویسنده-ای-می-خواست-صادق-هدایت-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قاسم شکری یکی از تجربی‏‌نویس‌ترین و در عین‌حال قصه‌گوترین نویسندگان ادبیات ایران است. او تاکنون برای رمان‌هایش جوایزی از جمله جایزه‌ بهترین رمانِ متفاوت را از آن خود کرده است. آخرین رمانِ او «همزاد»، به سیاقِ جهان پُراتفاق و مملو از کشفِ او نوشته شده است. رمان داستانِ یک داستان‌نویس است؛ مردی که قصه‌اش از روزهای نوجوانی او در شیراز آغاز می‌شود. نوجوانی که می‌خواهد صادق هدایت باشد، چند دوست صمیمی دارد و ابایی ندارد از بد بودن و تندروی. او که شاهد تصاویرِ تند و تلخی ا‌ست از پرسه ‌زدن در خیابان‌های شهر و همین‌طور دیدنِ آدم‌های متفاوت. شکری قهرمانِ خود را مدام در مواجهه با مرگ و تلخی‌اش قرار می‌دهد. درعین‌حال ذهنِ این قهرمان خیال‌باف است. قهرمانی که هم نویسنده است، هم در زندان کار می‌کند. رمان مملو از این تناقض‌های جذاب است که باعث می‌شوند جهانِ قاسم شکری سرشار باشد از رئالیسم و البته خیره ‌شدن به زشتی‌هایی که پیرامونِ آدم‌های او وجود دارند و نفس می‌کشند. رمانِ همزاد قصه‌ی پُراتفاقی، ریتمی تند و سریع دارد و مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند و به او اجازه می‌دهد در مسیری که نویسنده آن را مملو از حادثه کرده، قدم بردارد و غافلگیر شود. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «‌کم‌کم رضا شروع کرد به لودگی. می‌گفتم چوب هم جای تو بود تا حالا ماهی گرفته بود. حرف‌های رضا تمام نشده بود که یکباره دیدم ته آب، میان سیاهی، چیزی وول می‌خورد. ناخواسته صدایی توأم با ترس و خوشحالی از ته گلویم بیرون آمد. نخ قرقره کم‌کم داشت تکان می‌خورد. صدا زدم «بچه‌ها بیاید کمک، این یکی خیلی بزرگه.» و بعد ولوله‌ای میان آب افتاد. هر دو نفرشان قلاب‌هایشان را رها کرده، خیز کردند به طرف من. محکم نخ قلاب را چسبیده بودم. ماهی بزرگی آن پایین سوزن قلاب را این طرف و آن‌طرف می‌کشید. خال سیاه و بزرگی روی پشت ماهی به چشم می‌خورد. می‌توانستم قلاب را رها کنم اما نکردم. باید به آن دو نفر ثابت می‌کردم بی‌عرضه نیستم. رضا گفت «چه‌قدر بزرگه! به گمونم یکی دو کیلویی وزن داشته باشه.» صادق گفت «رنگش هم انگاری با ماهی‌های دیگه فرق داره.» خواستم برای آن دو نفر جا باز کنم که پایم لیز خورد و دنیا پیش چشمم سیاه شد. رفتم زیر آب و بالا آمدم. آب‌قنات به جنب‌وجوش افتاده بود. دوباره رفتم زیر‌آب. دست‌وپا زدن بی‌فایده بود. آن بیرون، صادق و رضا انگار هیچ‌کدام‌شان نه تقلایم را می‌دیدند و نه صدایم را می‌شنیدند. آن‌چیزی که سوزن قلابم را میان دهانش فرو کرده بود، ماهی نبود. مار آبی بزرگ و سیاهی بود که دور بدنم پیچ و تاب می‌خورد و اندام ده‌ساله‌ام را در هم می‌فشرد. چشمانم را بستم و میان سیاهی و پیچ‌وتاب و آب ته‌نشین شدم. » رمان «همزاد»، اثر قاسم شکری در 192 صفحه، شمارگان 700 نسخه و به‌بهای 16 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است.   قاسم شکری متولد 1351 در شیراز است. از دیگر رمان‌های او می‌توان به «گانگستری از دیار حافظ» (ققنوس، 92)، «بوی خوش تاریکی» (مرکز، 1386)، «مارمولکی که ماه را بلعید» (ققنوس، 1388)، «زخمی روزگار» (بامداد نو 93)، «آواز داوود» (چشمه 94) و «نقص فنی» (شروع، 81)  اشاره کرد. ]]> ادبیات Sun, 18 Jun 2017 06:45:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249183/داستان-نویسنده-ای-می-خواست-صادق-هدایت-شود بررسی «شعر و فضای مجازی» توسط شاعران سه نسل http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249232/بررسی-شعر-فضای-مجازی-توسط-شاعران-سه-نسل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، ششمین نشست یکشنبه‌های شعر، فردا به موضوع «شعر و فضای مجازی» اختصاص دارد که با کارشناسی و اجرای غلامرضا طریقی، ترانه‌سرا و سردبیر پایگاه نقد شعر در تالار جلال آل‌احمد برگزار خواهد شد. در این نشست، چه آنان که معتقدند فضای مجازی به شعر کشور کمک کرده و چه آنان که عقیده دارند فضای مجازی به شعر آسیب زده است، نظرات خود را به صورت جدی و مباحثه‌ای مطرح خواهند کرد. بنیاد شعر و ادبیات داستانی از عموم علاقه‌مندان دعوت کرده تا در این بحث مهم مشارکت داشته باشند. نشست «شعر و فضای مجازی» فردا 28 خرداد از ساعت 16 و 30 دقیقه در تالار جلال آل‌احمد، واقع در خیابان کریمخان زند، خیابان سنایی، کوچه اعرابی پنج، پلاک 6 برگزار می‌شود. سلسله نشست‌های «یکشنبه‌های شعر» هر هفته به یکی از موضوعات شعری اختصاص دارد. این جلسات به ترتیب در ماه به «مبانی نظری شعر» با حضور دکتر اسماعیل امینی، «شعرخوانی و نقد شعر» با حضور استاد محمدعلی بهمنی، «ادبیات آهنگین» با حضور و اجرای ابراهیم اسماعیلی اراضی و «داستان شعر» با اجرای غلامرضا طریقی پیش می‌رود. ]]> ادبیات Sat, 17 Jun 2017 10:52:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249232/بررسی-شعر-فضای-مجازی-توسط-شاعران-سه-نسل وجه تمثیلی و اسطوره‌ای «برکت» جامعه بدوی و ناکجاآباد است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249056/وجه-تمثیلی-اسطوره-ای-برکت-جامعه-بدوی-ناکجاآباد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «برکت» با حضور ابراهیم اکبری دیزگاه، محمدرضا گودرزی داستان‌نویس و منتقد و مجید اسطیری در محل فرهنگسرای گلستان فدک برگزار شد.   گودرزی گفت: اگر رمان برکت را از دیدگاه روایت‌شناسی نگاه کنیم اولین مسئله ژانر است و اینکه در چه گروهی قرار می‌گیرد که ژانر نه مثبت است و نه منفی بلکه واسطه خواننده و متن است و این رمان در ژانر تمثیلی و اسطوره‌ای است. وجه واقع‌گرایانه آن ریزنگاری جامعه میان رود، روابط افراد و مشکلاتی که مردم دارند است که خواننده بخشی از آن را محسوس می‌یابد و در جایی که زندگی می‌کند مقداری از این مشکلات برای او هم وجود دارد. وجه تمثیلی و اسطوره‌ای آن جامعه بدوی و در ناکجاآباد است که هزار کیلومتر با محل زندگی راوی فاصله دارد که یک روستای تمثیلی است. پس داستان در عین واقع‌گرایانه تمثیلی هم هست. یعنی قصه‌ برکت در واقع داستان یونس پیامبر در یک جامعه امروزی است که در اینجا نهنگ روستای میان‌رود است که در یک فضای امروزی اتفاق می‌افتد.   وی افزود: بعضی اساطیرها و باورها را عینا تکرار می‌کنند اما هنر این است که اسطوره یا بحث دینی را از بافت خود خارج کرد و در یک بافت و موقعیت دیگر قرار داد که لذت متن بیشتری برای خواننده ایجاد می‌کند. در این رمان جامعه روابط و باورهای خاص خود را دارد، خواب در زندگی مردم اینجا نقش ساختاری دارد و به نوعی نمود واقعیت است و کارکرد و نقش پیامبرگونه راوی که یک ماه صبر می‌کند و ناملایمات را تحمل می‌کند و در پایان هم خود متحول می شود و هم باعث تحول می‌شود از ویژگی‌های اساطیری این اثر است.   گودرزی بیان کرد: مهم‌ترین تکنیک داستان طنز آن است که شاهد یک طنز زیر پوستی و موقعیتی عالی در داستان هستیم. از دیگر وجوه تمثیلی و اسطوره‌ای رمان که برآمده از باورهاست و من آن را شگفت دینی می‌گویم و همچنین عکاس بودن راوی که به معنی ثبت کننده و بازتاب دهنده واقعیات است؛ خیلی معنا دارد.   این منتقد داستان‌نویس اضافه کرد: شگرد روایت یادداشت روزانه است و به صورت یک پیش رمان است که بعدها می‌تواند تبدیل به یک رمان خوب شود همچنین تکنیک تاخیر هم در جاهای مختلف در رمان دیده می‌شود که به اعتقاد من باعث می‌شود که مخاطب به دنبال اینکه بعد چی می‌شود، می‌رود و یک پرسش خیلی مهم که پرسش کلیدی این رمان است و به صورت موتیف و تکرار شونده در رمان می‌آید که اگر بر همین سوال اتکا شود، می‌توان گفت رمان کار خود را به خوبی انجام داده است و آن هم این است که ایمان چطور به وجود می‌آید؟ متن هم آن را پاسخ نمی‌دهد و اتفاقا کار درستی هم می‌کند چون هر کدام از اعضای داستان برای آن یک پاسخ دارد و برای هر کدام یک طور به وجود می‌آید.   گودرزی بیان کرد: از دیگر عناصر، استفاده از دیوانه در روایت است که نگاه بهلولی و ملانصرالدینی در روایت دارد و گاهی حرف درست از زبان او گفته می‌شود که به خوبی پرداخته شده است. به طور کلی شخصیت‌پردازی رمان خوب است و شخصیت‌پردازی راوی بسیار عالی است. همچنین نحو و لحن خنثی راوی داستان هم عالی است و داستان از جهاتی ارزش مطالعات فرهنگی هم دارد.   یونس برکت مثل امام موسی صدر است اسطیری دیگر کارشناس نشست گفت: کتاب برکت از زمان چاپ، انعکاس خوبی بین نویسندگان، فضای ادبی کشور از هر قشر، دسته‌بندی و گروهی داشته و همه به آن واکنش نشان داده‌اند و عمدتا این کتاب را اثر جدی و درخور توجهی ارزیابی کرده‌اند. من تقریبا اکثر این اظهار نظرها را دیده‌ام و سعی کرده‌ام از دریچه‌ای وارد شوم که کمتر کسی به آن پرداخته و امیدوارم که موفق بوده باشم.   وی گفت: در این اثر می‌توانیم یک سیر برای شخصیت یونس برکت که شخصیت اصلی و راوی اثر است، قائل شویم و یونس برکت که در ابتدای ماه رمضان وارد روستا شده با یونسی که در انتها از اثر خارج می‌شود فرق دارد و یک سیر و سلوک برای او اتفاق افتاده که تلقی من این است که این سیر خیلی آهسته و کند است و نویسنده تلاش و تمهید خاصی در نظر نگرفته است تا ما این سیر را در او ببینیم. در این اثر موارد زیادی از برخورد خوب یونس با حیوانات، قائل شدن شان برای آنها در حد خودشان و پرهیز دادن مردم از برخورد بد با حیوانات می‌بینید که این حائز اهمیت است و یک نوع ارتباط فرد با طبیعت و هستی است.   اسطیری در ادامه ضمن تشریح موارد دیگری از داستان مثل کم‌رنگ شدن مشکلات راوی با همسرش در سیر آهسته داستان گفت: رفتار یونس برکت مثل امام موسی صدر بر پایه‌ تساهل و تصامح است و بارها در رمان از او یاد می‌شود و همچنین در داستان نویسنده یک دریچه برای برداشت اینکه یونس دارای کرامات معنوی هم هست، باز می‌گذارد. بریدن یونس از قشر متدینین رسمی و اینکه خود را صرفا نماینده شریعت معرفی نمی‌کند و فقط به مسائل شرعی نمی‌پردازد و نماینده اخلاق و مدارا هم هست، از نکات مهم و قابل توجه این داستان است.   کارشناس نشست افزود: رمان یک سری نقدهای اجتماعی دارد و مساله دروغگویی، جهل و دزدی، بدبینی را به عنوان معضلات این جامعه مطرح می‌کند و اوضاع مدیریت مبلغان مذهبی را به خوبی نقل می‌کند. نکته‌ ساختاری که در اثر وجود دارد این است که رمان نقطه‌ اوج ندارد و به طبع آن پلات و پی‌رنگ اثر خیلی انسجام خاصی ندارد که البته اساسا قصه‌های قرآن هم پلات منسجم ندارند. همچنین احساس می‌شود  نویسنده در جستجوی اینکه بعد چه خواهد شد نیست، شخصیت‌ها لحن ندارند، شکل روایت را نمی‌توان تشخیص داد و چیزی بین یادداشت روزانه و من راوی است. با اینکه شرایط اولیه گفتگوها چالش است، در این اثر عموما گفتگوها کوتاه و بدون چالش است.   وی گفت: چیزی که در اثر خیلی پیداست این است که اثر بسیار خوشخوان است و ساده و روان بیان شده که شیوه‌ یادداشت روزانه می‌تواند باعث این امر شده باشد. نهایتا اینکه بهترین شخصیت ساخته و پرداخته شده در اثر خود یونس برکت است و بنده به طور کلی از خواندن اثر لذت بسیاری بردم.    مخالفت دین دارهای برج عاج نشین ابراهیم اکبری، نویسنده داستان هم ضمن تشکر از کارشناسان و شرکت کنندگان در نشست گفت: بازخوردی که طی این دو سال از این کتاب گرفتیم این بود که عده‌ای خیلی با این کتاب مخالف بودند و اثر را کوبیدند، عده‌ای رفتار متوسطی داشتند و عده‌ای هم برخورد محترمانه‌ای داشتند که اگر بخواهیم ژانرشناسی کنیم، حزب‌الهی‌ها یا دین‌دارهای برج عاج نشین که فکر می‌کنند دین در نزد آنهاست به شدت با این کتاب مخالف بودند و نقدهای تندی به آن وارد کردند. اما آدم‌ها یا طلبه‌هایی که تبلیغ رفته و با مردم تعامل دارند، رفتار محترمانه‌ای داشتند و طیف سوم که قرائت غیر رسمی از مذهب دارند، رفتار کریمانه‌ای با برکت داشتند. من از تمام کسانی که در مورد برکت حرف زده‌اند، چه موافق و چه مخالف؛ از همگی تشکر می‌کنم.   انتهای این نشست با خوانش بخشی از کتاب توسط نویسنده همراه بود. جلسه با پرسش و پاسخ شرکت‌کننده‌ها به پایان رسید. ]]> ادبیات Sat, 17 Jun 2017 08:13:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249056/وجه-تمثیلی-اسطوره-ای-برکت-جامعه-بدوی-ناکجاآباد ​انتشار رمانی با دغدغه تاثیر اقتصاد و سیاست بر فرهنگ جامعه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249215/انتشار-رمانی-دغدغه-تاثیر-اقتصاد-سیاست-فرهنگ-جامعه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «دوباره لیلا شو» نوشته مرجان عالیشاهی، دومین رمان چاپ شده از این نویسنده است که توسط نشر نون در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد. این رمان 288 صفحه‌ای قصه زندگی دو شخصیت اصلی‌اش را به صورت موازی روایت می‌کند و با نگاهی دقیق بخشی از جامعه ایران را از دهه چهل تا دهه هشتاد بررسی می‌کند و تاثیر اقتصاد و سیاست را بر فرهنگ جامعه و شیوۀ زندگی شخصیت‌ها روایت می‌کند. دو شخصیت اصلی به نام «لیلا» و «بهمن» با دو نگرش کاملا متفاوت به زندگی، قصه‌‌هایی خاص و ناب در محیط زندگی خودشان را روایت می‌کنند. در بخش لیلا رمان بیشتر حادثه‌ محور و در بخش بهمن، شخصیت‌ محوراست. در این رمان به حوادث نادری پرداخته می‌شود که تحت‌تاثیر مسائل فرهنگی، سیاست و اقتصاد به‌وجود آمده‌اند. بخشی از رمان در استان کرمان اتفاق می‌افتد و بخشی هم در تهران و شمال ایران. اقلیم و فضای بومی  با جذابیت‌های جغرافیایی در این رمان کاملا، داستان را پشتیبانی می‌کند.   سه دورۀ کودکی، جوانی و بزرگسالی دو شخصیت اصلی به شکل مستقل و موازی به تصویر کشیده شده است. نویسنده در این رمان سعی کرده است که انسان را با نگاهی فلسفی، اجتماعی مورد آزمون و خطا قرار دهد. این انسان مورد نظر، انسانی از سطح معمولی جامعه است اما عکس‌العمل‌های نادر و خاصی نشان می‌دهد و حوادثی را رقم می‌زند که جالب و خواندنی است. در این رمان شیوۀ کسب‌و‌درآمد، اعتقادات و باورهای مذهبی، سیاسی و آرمانی افراد با نگاهی بی‌طرفانه بیان می‌شود وتاثیر آن‌ها را در زندگی شخصیت‌ها به شکل قصه بیان می‌کند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌ « پرنده‌های مهاجر باید بالاخره یک روزی یاد بگیرند که ساخت آشیانه بر چنار پیر یا دودکش گرمابه قدیمی که هنوز هیچ تصمیمی بر آن گرفته نشده که برود در لیست میراث فرهنگی یا نه، خیلی بهتر از ساختن آشیانه روی اشخه‌های تروتازه دخرت توتی است که مورد هجوم مردم است هنگام اردیبهشت و خرداد، حتی بهتر است از ساختن آشیانه توی بالکن آپارتمان‌ها. اگر آشیانه روی شاخه‌های یک درخت گلابی مغرور باشد که خود را به دست بادهای فصلی سپرده، یا توی کانال کولر خانه‌ای که به مستأجر اجاره داده می‌شود یا زیر سایه‌بان پارکینگ عمومی اداره‌ای، پرنده که برمی‌گردد هیچ نشانی از زندگی گذشته خود آن‌جا نمی‌یابد و باید برود... »   از این نویسنده در سال 1394 رمان «یک کاسه گل سرخ» در نشر نون منتشر شده که به چاپ دوم رسیده است. با نگاهی اجمالی به این دو رمان درمی‌یابیم که انسان و حضورش در هستی، نقطۀ مورد توجه این نویسنده است. کنکاش در زندگی انسان‌ها و پرداختن به دغدغۀ آن‌ها در روابط بشری، دست‌مایۀ مرجان عالیشاهی برای نوشتن است.   رمان «دوباره لیلا شو»، در 288 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 23 هزار تومان توسط انتشارات نون عرضه شد. ]]> ادبیات Sat, 17 Jun 2017 07:42:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249215/انتشار-رمانی-دغدغه-تاثیر-اقتصاد-سیاست-فرهنگ-جامعه ​انتشار تازه‌ترین اثر نویسنده «دختری در قطار» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249219/انتشار-تازه-ترین-اثر-نویسنده-دختری-قطار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پائولا هاوکینز که پیش‌تر از او کتاب «دختری در قطار» را خوانده بودیم، متولد و بزرگ شده زیمبابوه است و در سال 1989 راهی لندن شد و به‌عنوان روزنامه نگار 15 سال کار کرد و بعد به نوشتن داستان روی آورد. او ابتدا کتاب‌هایش را با نام مستعار امی سیلور منتشر می‌کرد و با نوشتن اولین تریلر روانشناختی خود یعنی «دختری در قطار» از نام پائولا هاوکینز استفاده کرد. این رمان جنایی تحسین شده، موفق شد تا در مدت سه ماه به فروش سه میلیون نسخه‌ای در دو سوی اقیانوس اطلس دست یابد. در کتاب «درونِ آب»، هاوکینز به شهرِ آرام و کوچکِ بکفورد پرداخته که در کنار رودخانه‌ای کوچک قرار دارد. مردمِ شهر زمانی زنانِ متهم به جادوگری را در این رودخانه می‌انداختند و حالا هم زنانی خود را در آن به آب می‌سپردند. نل آبوت مشغولِ نوشتنِ کتابی است درباره‌ی رودخانه‌ی بکفورد و کسانی که خود را در آن کشته‌اند. نل در حاشیه‌ی دست‌نویسِ کتابش نوشته: «بکفورد محلِ خودکشی نیست. جایی است برای خلاص‌شدن از شرّ زن‌های دردسرساز.» مدتی بعد جسدِ خودش را در آب پیدا می‌کنند. خواهرِ نل مجبور است به بکفورد برگردد تا مراقبِ دخترِ نوجوانِ او باشد؛ اما او هم قسم خورده بود که هرگز به این مکان پا نگذارد. دخترِ نل معتقد است مادرش خودکشی کرده، اما حاضر نیست بگوید چرا. کارآگاه پلیسی که تازه به این شهر آمده به همه چیز و همه کسِ شهر مشکوک است. زن و شوهری از شنیدنِ خبرِ مرگِ نل غرقِ شادی می‌شوند و پسرشان مشکوک است که نکند مادرش قاتل باشد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «دیگر با تو حرف نزدم، ولی باعث نشد تو به من زنگ نزنی. پیغام‌های کوتاهِ عجیب‌غریب برایم می‌گذاشتی و از کارهایت حرف می‌زدی و از دخترت، از جایزه‌ای که برده‌ای و افتخاری که نصیبت شده. هیچ‌وقت نگفتی کجا هستی و نگفتی با چه کسی هستی، هرچند گاهی صداهایی در پس‌زمینه می‌شنیدم، موسیقی یا رفت‌وآمدِ ماشین، گاهی هم صدای آدم. گاهی پیغام‌ها را پاک می‌کردم و گاهی ذخیره می‌کردم. گاهی بارها و بارها به‌شان گوش می‌دادم، آن‌قدر زیاد که حتا بعد از سال‌ها کلماتِ دقیقش یادم هست. گاهی مرموز بودی، گاهی هم خشمگین؛ ناسزاهای قدیمی‌ات را تکرار می‌کردی، خرمنِ اختلافاتِ قدیمی را باد می‌دادی، به توهین‌ها و بد و بیراه‌های قدیمی بند می‌کردی. آن آرزوی مرگ! یک بار، در اوجِ دعوا که از دغدغه‌های افسردگی‌آورت خسته شده بودم، به تو اتهام زدم که آرزوی مرگ داری و آخ که ول‌کنِ این حرفم نبودی!» «درونِ آب» داستانِ ده شخصیت است و ده روایت درباره‌ی زنانی که در این رودخانه مرده‌اند. در حال حاضر آخرین اثر پائولا هاوکینز با نام «درونِ آب» با ترجمه مهرآیین اخوت در 456 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌‌بهای 28 هزار تومان توسط نشر هیرمند روانه بازار کتاب شده است. کتاب «دختری در قطار»، اثر دیگر این نویسنده در سال‌های اخیر در زمره پرفروش‌ترین کتاب‌های بازارهای جهانی در حوزه ادبیات بوده است. سه زن شخصیت‌های اصلی رمان «دختری در قطار» هستند. هر کدام از این سه شخصیت تنها بخشی از حقیقت را در دست دارند و همان را از زوایه دید خود روایت می‌کنند تا خواننده وارد جهانی پر از تعلیق و ترس از روبه‌رو شدن با حقیقت شود. ]]> ادبیات Sat, 17 Jun 2017 07:30:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249219/انتشار-تازه-ترین-اثر-نویسنده-دختری-قطار جلد آخر از سه‌گانه علی چنگیزی چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249155/جلد-آخر-سه-گانه-علی-چنگیزی-چاپ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «آدوری‌ها»، اثر علی چنگیزی طی روزهای گذشته توسط نشر چشمه منتشر شد. این مجموعه با رمان‌ «پرسه زیر درختان تاغ» شروع شد، با «پنجاه درجه بالای صفر» به میانه رسید و با «آدوری‌ها» به پایان رسید. خواننده در این سه‌گانه به تنهایی و برای خود زیستن دعوت شده است. آدوری‌ها در  مکان و  زمانی دور از هیاهو روایت می‌شود. این رمان زندگی خانواده‌ «آدوری» را روایت می‌کند،آن‌ها مجبور می‌شوند از  شهر به محیطی بیابانی مهاجرت کنند و آن‌جا  زندگی کنند. فضای بیابان «آدوری‌ها» را وا می‌دارد برای زنده ماندن به هر کاری دست بزنند. «آدوری‌ها»، روایت پا گرفتن و زوال یک خانواده است. در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «آفتاب داشت غروب می‌کرد که آدوری‌ها به‌بنای نیمه‌مخروبه‌ای رسیدند که به کاروان‌سرا می‌برد. بنا مثل جوشی ناجور وسط کویر سرباز کرده بود و به مرور زمان به رنگ بیابان درآمده بود. آسمان سرخ شده بود، پنداری شاهرگ آسمان ترکیده و خون پخش آسمان شده است. پاهای مسافرها توی گالش‌های‌شان زُق‌زُق می‌کرد. عرق تن‌شان را سوزانده بود. باد بی‌جانی که می‌وزید بوی عفن ترشی را از روی تن‌های‌شان برمی‌داشت و توی دشت پخش می‌کرد، نصرالله با پشت دست عرق روی پیشانی‌اش را گرفت، گفت: «می‌تونیم شب رو این جا بمونیم. پناه همین ساختمون.»» رمان «آدوری‌ها»، اثر علی چنگیزی در 284 صفحه، شمارگان 1000نسخه، وبه بهای 23 هزار تومان توسط نشر چشمه راهی بازار نشر شد.  «پرسه زیر درختان تاغ» روایتی‌ست که از چند شخصیت روستایی کویری زنگی‌آباد  که راه سفری  برای یافتن گنج در دشت دقیانوس می‌شوند و ماجرا‌ةای متعددی برای آن‌ها رقم می‌خورد. «پنجاه درجه بالای صفر» هم سه خط روای کنار هم پیش می‌رود. یکی روایت سرقت از بانک، دیگر روایت احوال سربازی که می‌خواهد از یگان خدمتی‌اش فرار کند و  روایت دیگر هم، یافتن  هویت اجساد متلاشی شده‌ در یکی خرابه‌‌های بیابانی  است. علی چنگیزی، نویسنده و منتقد ادبی در مهرماه 1356 در آبادان متولد شد. اولین کتاب او «پرسه زیر درختان تاغ» نام دارد که انتشارات ثالث آن‌را در سال 1388 چاپ کرد، چاپ دوم این کتاب توسط نشر چشمه و در سال 1392 منتشر شده است. دومین کتاب او «پنجاه درجه بالای صفر» را نشر چشمه در سال 1390 به بازار عرضه کرد. این رمان در جایزه ادبی هفت اقلیم شایسته تقدیر شناخته شد. مجموعه داستان «کاج‌های مورب» اولین مجموعه داستان او است که در سال 1391 توسط نشر چشمه منتشر شد. این مجموعه داستان برنده سیزدهمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری شده است. «بزهایی از بلور» دومین مجموعه داستان او در سال 1393 منتشر شد که کاندیدای بهترین مجموعه داستان در هشتمین دوره جایزه جلال آل احمد شد. ]]> ادبیات Sat, 17 Jun 2017 06:32:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249155/جلد-آخر-سه-گانه-علی-چنگیزی-چاپ ​دیدار و گفت‌وگو با استاد فتح الله مجتبائی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249196/دیدار-گفت-وگو-استاد-فتح-الله-مجتبائی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست این پنجشنبه صبح کتابفروشی آینده (بیست و پنجم خرداد) به دکتر فتح الله مجتبائی اختصاص یافته است. استاد بیش از شش دهه است که در تاریخ ادیان و ادبیات و فلسفه بخصوص زمینه‌های فرهنگی ایران و هند تحقیق و تدریس می‌کنند. در نشست کتابفروشی آینده با استاد مجتبائی، از جدیدترین کتاب وی به نام «قال ومقال عالمی» که مجموعه جستارها و گفتارهای استاد درباره ادبیات، زبان‌شناسی و بحث‌های واژگانی، منطق، حکمت، اخلاق، عرفان و تاریخ ادیان است و به کوشش مهران افشاری و شهریار شاهین دژی توسط انتشارات سخن به طبع رسیده، رونمایی خواهد شد. دیدار و گفت‌وگو با دکتر مجتبائی ساعت نه صبح پنجشنبه 25خرداد در کتابفروشی آینده (بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار) به نشانی خیابان ولیعصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب پلاک12 برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Wed, 14 Jun 2017 12:31:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249196/دیدار-گفت-وگو-استاد-فتح-الله-مجتبائی فروش «آهن قراضه، نان خشک، دمپایی کهنه!» در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249165/فروش-آهن-قراضه-نان-خشک-دمپایی-کهنه-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «آهن‌قراضه»‌ها، داستان‌های طنزند، «نان‌خشک»ها، قصه‌های فولکلور امروزی و طنز که به سفارش گروه فرهنگ و ادب شبکه فرهنگ رادیو و برای برنامه‌ی «تلخند» نوشته شده‌اند. «دمپایی‌کهنه»ها هم نثرهای کوتاه هستند. یک مصاحبه نیز در این کتاب مشاهده می‌شود. در کل این کتاب جمع آوری آثاری از نویسنده است که طی حدود بیست سال در نشریات مختلف به چاپ رسیده و در مواردی برنده جوایز مختلف ادبی شده‌ است. نویسنده در این کتاب با نگاهی طنز به اشیای دور و اطراف نگاه کرده و به توصیف آن برای مخاطب پرداخته است. در بخش قصه‌های فولکلور نیز بهرامی با دیدی طنز به سراغ قصه‌های قدیمی رفته و آنها را به روز کرده است.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «در روزگاران قدیم مردی بود که بنابه دلایلی همه «یونی» صداش می‌کردند. یونی مثل همه‌ی مردم دیگه‌ی اون دوره‌و‌زمونه، شیفته و شیدای پول بود و برخلاف خیلی از مردم این دوره‌وزمونه، طولی نکشید که پول و پله‌‌ای به هم زد و روزبه‌روز کسب‌وکارش بیشتر رونق گرفت و چیزی نگذشت که ثروتمندترین مردِ شهر شد. حالا این‌که از چه راهی به این پول و پله رسید، بماند!... اما به جای این که ثروت براش آسایش بیاره، براش غم‌وغصه به بار آورد. چون طفلِ معصوم تنها غمی که تو این دنیا داشت، این بود که نمی‌دونست با او همه مال و منال، باید چی کار کنه! یونی تصمیم گرفت به سفر بره و راه و رسم خوش گذروندن رو از مردم دنیا یاد بگیره. این شد که هاورکرافتی خرید و با ساسمونیتی پُر از طلا و جواهرات گران‌بها، و نُت‌بوک و موبایل و یه مسواک برقی و یه حوله‌ی سفریِ تاشو و بقیه وسایل شخصیش، سر به بیابون گذاشت.»   کتاب «آهن قراضه، نان خشک، دمپایی کهنه!»، اثر آذردخت بهرامی در 183 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای16 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است. آذردخت بهرامي، سال 1345 به دنیا آمده است. او شاگرد هوشنگگلشیری بوده است. کتاب‌های داستانی «سوتيكده سعادت»، «شب‌هاي چهارشنبه»، «آب، آسمان» را منتشر کرده است.    ]]> ادبیات Wed, 14 Jun 2017 07:54:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249165/فروش-آهن-قراضه-نان-خشک-دمپایی-کهنه-کتابفروشی-ها ​گشت‌وگذار در پاریس با کتاب «مرگ آقای سعدی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249156/گشت-وگذار-پاریس-کتاب-مرگ-آقای-سعدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ با اطمینان می‌توان گفت این کتاب، در میان آثار تاکنون منتشر شده‌ نویسنده که غالباً دارای درون‌مایه‌ تحلیلی هستند، یک نقطه‌عطف محسوب می‌شود. او که تاکنون چندبار به پاریس سفر کرده، این‌بار با شنیدن «صدا» و «قصه‌‌ی» سعید، دوست قدیم دوران دانشجویی‌، امکان ورود داستانی به هزارتوهای این شهر غریب و روایت آن را می‌یابد. روایت جزءنگار، خلاق و واقع‌نمای نویسنده، نه‌‏تنها سعی در فهم فضای شهر پاریس دارد، بلکه به همان اندازه خواهان درک رنج، عشق، تنهایی و ملال سعید است و شاید او در قامت یک استاد علوم سیاسی، احوال سعید را می‌نویسد تا نسبت «ما» را با ‌«آن‌ها» در سایه‌ی مناسبات جهانی بفهمد. گوشه‌های پاریسی در خرده‌روایات متعدد کتاب، بدل به پازلی رنگارنگ می‌شوند و آرام‌آرام «نقشه»‌ای دیگر را برای کشف راز جهان در اختیار چشم‌ها، پاها و حواس ما قرار می‌دهند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «این خیابان‌های پاریس، انسان‌‌اند، هرکدام شخصیت دارند، این سن‌ـ ژرمن اما آدم عجیبی است، مغرور، پُرکافه و یک‌جورهایی مبهم، و حالا که سعید نشسته درون کافه لوییز، چون کافه فلور، آشپزخانه‌اش را بسته، بولوار سن‌ـ ژرمن دارد جلوِ چشمانش می‌رقصد، سعید نشسته درون لحظه، می خواهد همه‌ی رنج‌هایش را بریزد بیرون، می‌خواهد مثل یک بادکنک سفید سبک شود، خیابان که مقابلش می‌رقصد، سعید خمار می‌شود، آدم سبک‌سری است این سن‌ـ ژرمن، یک لحن عجیبی دارد خیابان، و سعید می‌خواهد بفهمد این لحن چیست؟ سعید مرد سختی‌هاست، مرد رنج؛ هرچند قیافه‌اش حکایت از رنج نکند، و حالاکه سن‌ـ ژرمن می‌رقصد، می‌خواهد او هم سبک شود.» اوپیش‌تر کتاب «هاروارد مک دونالد» را در نشر افق منتشر کرده بود. این کتاب شرح سفر این نویسنده به هشت ایالت کشور آمریکاست. اودر این کتاب تجربه سفرش را در چهل‌ و یک فریم از ایالات شرقی آمریکا و در دو فریم از کشور کانادا مکتوب کرده است  کتاب «مرگ آقای سعدی در پاریس»، نوشته سیدمجید حسینی در 119 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 16 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است.   کتاب «اعترافات شهر خدا»، دیگر اثر این نویسنده، روایت  سه پسر است. این استاد علوم سیاسی دانشگاه کتاب، «تن‌دال»،در نشر رخداد نو منتشر کرد.     ]]> ادبیات Wed, 14 Jun 2017 07:49:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249156/گشت-وگذار-پاریس-کتاب-مرگ-آقای-سعدی نجیب محفوظ درباره‌ ماه رمضان چه می‌گوید؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245350/نجیب-محفوظ-درباره-ماه-رمضان-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ماه رمضان با همه‌ِ‌ عادت‌ها، سنت‌ها و معنویاتش جایگاه بزرگی در وجدان شعری شاعران کلاسیک و شاعران معاصر عرب داشته است. شاعران مصری همواره تلاش بسیاری برای بازنمایاندن سنت‌ها و شعایر دینی مصری‌ها، سبک زندگی و شیوه‌ی استقبال آن‌ها از ماه رمضان و همین‌طور سبک زندگی‌شان در این ماه کرده‌اند.   این امر باعث شده منتقدان بسیاری به تحلیل و نقد آثار شعری شاعران عربی بپردازند که زندگی مصری‌ها را به انحای مختلف در آثارشان روایت کرده‌اند.  علاوه بر مجموعه‌شعرها، تعداد قابل توجهی از رمان‌های عربی نیز به موضوع زندگی مصری‌ها در ماه مبارک رمضان پرداخته‌اند.هرچند تعداد رمان‌ها و داستان‌ها با این موضوع به مراتب از شعرها و مجموعه‌شعرها کمتر است با این همه هستند رمان‌های بسیاری که به خوبی توانسته‌اند در زندگی مصری‌ها نفود کنند و از ظرایف و نکته‌های زندگی‌شان در ماه رمضان پرده بردارند.   شکی نیست که نجیب محفوظ، نویسنده‌ بزرگ معاصر، در راس این رمان‌نویس‌ها قرار دارد و مهارتش  در توصیف زندگی اجتماعی مصریان خصوصاً طبقه‌های متوسط و همین‌طور زندگی عامه زبانزد است. او برای چند دهه یکی از مشتریان ثابت‌قدم قهوه‌خانه‌های قدیمی قاهره و مشخصاً قهوه‌خانه‌های اطراف میدان معروف التحریر در قاهره بود و اساساً قهوه‌خانه‌ها که یکی از مکان‌های پر رفت‌وآمد در مصر است در رمان‌ها و داستان‌های او نقش پررنگی دارند. روزنامه‌ی الاهرام، چاپ قاهره، در گزارشی به بررسی چند مورد از آثار محفوظ پرداخته و نوشته او در بیشتر آثارش که تعداد آنها بسیار زیاد است به ماه رمضان پرداخته است.   یک نمونه‌اش سه‌گانه‌ی «قاهره» است که شامل رمان‌های «گذر قصر»، «خیابان شکرریز» و «قصر لذت» می‌شود و از بین اینها رمان «گذر قصر» در اواخر دهه‌ی هفتاد با ترجمه‌ محمدحسین پرندیان توسط انتشارات روزنه منتشر شد.   محفوظ در این رمان زندگی خانواده‌ای نسبتاً مرفه را که در محله‌های مرکزی قاهره زندگی می‌کنند تا سه نسل و در واقع تا روی کار آمدن جمال عبدالناصر روایت می‌کند.نسل اول از خانواده‌ای که محفوظ روایت می‌کند؛ پدری سخت‌گیر  دارند که به زن‌های  خانه اجازه‌ خروج حتی برای زیارت نمی‌دهد و پسرها هم  جرات تمرد ندارند.    اما محفوظ در سه‌گانه‌ی قاهره از آداب و عادت‌های طبقات بورژوازی در ماه رمضان از طریق برگزاری جشن­‌های ظاهری بدون پایبندی به رسوم دینی و اعمال مرسوم آن حرف می‌زند.در گفت‌وگویی بین کمال و دوست ثروتمندش حسین شداد و خواهرش عایده، نجیب محفوظ داستان را با نگاه آنها نسبت به ماه رمضان روایت می‌کند.برخی از شخصیت‌های او که از طبقه‌ی بورژوا به شمار می‌روند بیش از آن‌که عمل به شریعت کنند از معنویتی صحبت می‌کنند که در این ماه جریان دارد.   محفوظ در جایی از این سه‌گانه داستان را این‌طور روایت می‌کند: «کمال لبخندی از روی شرم زد. سپس به باقیمانده‌ ساندویچ‌ها و ماء‌الشعیر اشاره‌ای کرد و گفت، گذشته از این‌ها جشن شما در ماه رمضان در توصیف نمی‌گنجد. همه‌جا روشن و درخشان است. قرآن در سالن پذیرایی تلاوت می‌شود و مؤذن‌ها در تالار اذان می‌گویند.»   این برنده‌ی نوبل ادبیات آداب و رسوم مردمی مربوط به ماه رمضان را در برخی از رمان‌­های دیگرش نیز بازتاب داده و با دقت و زبان ادبی جذاب توصیف کرده است. رمان‌های «آینه‌ها و «خان‌خلیلی» از جمله رمان‌هایی هستند که بخش‌هایی از آنها در ماه رمضان می‌گذرند و محفوظ از این فرصت استفاده می‌کند تا قاهره‌ای را روایت کند که مردمانش به روزه‌داری و مناسک مربوط به آن می‌پردازند. این دو رمان هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند.   از بین انبوه رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌هایی که محفوظ نوشته تعداد محدودی به فارسی ترجمه شده‌اند که برخی از آنها عبارتند از: «کوچه‌ی مدق» با ترجمه‌ محمدرضا مرعشی‌پور، «دزد و سگ‌ها» با ترجمه‌ بهمن رازانی، «گدا» با ترجمه‌ محمد دهقان، «قهوه‌خانه‌ی اشباح» با ترجمه‌ مصیب قبادی و مهدی پورآذر.   نجیب محفوظ یازده سال پیش پس از عمل جراحی ناموفق روی سرش برای مدتی تحت مراقبت‌های ویژه‌ پزشکی بود که این مراقبت‌ها جواب نداد و او در سال ۲۰۰۶ میلادی درگذشت.  او سال 1988 میلادی برنده‌ی نوبل ادبیات شد و تنها نویسنده‌ی عربی بود که توانست این جایزه‌ی جهانی را به دست بیاورد.محفوظ حدود 40 رمان در دوران فعالیت ادبی‌اش نوشت که بسیاری از آنها بعد از دریافت جایزه‌ نوبل ادبیات به زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه و منتشر شدند.  این نویسنده‌ی مصری در سال‌های دهه‌ی هشتاد و نود میلادی همواره نسبت به اتفاقات مهمی که در صحنه‌ی سیاسی جهان روی می‌دادند واکنش نشان می‌داد و طرفدار آزادی‌خواهان بود.   زمانی که محفوظ 82 سالگی خود را می‌گذراند عده‌ای از تندرویان قاهره تصمیم به کشتنش گرفتند و او را بیرون از خانه‌اش با چاقو از ناحیه‌ گردن مجروح کردند. او اگرچه زنده ماند اما تا پایان عمر از شدت جراحت ناشی از این حمله رنج برد و پس از آن نیز همیشه همراه محافظانش در معابر و محافل عمومی شرکت می‌کرد.   ]]> ادبیات Wed, 14 Jun 2017 06:54:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245350/نجیب-محفوظ-درباره-ماه-رمضان-می-گوید شب شعر ملکوت کلمات در فرهنگسرای نیاوران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249137/شب-شعر-ملکوت-کلمات-فرهنگسرای-نیاوران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران در این برنامه جمعی از شاعران پیشکسوت در کنار شاعران جوان به شعرخوانی خواهند پرداخت. گفتنی است در سال‌های جاری کانون ادبی بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران چندین ویژه برنامه مناسبتی مذهبی برگزار کرده است که همواره با استقبال قابل توجهی از سوی کارشناسان و علاقه‌مندان به ادبیات قرار گرفته است. نشست ادبی «سه‌شنبه‌های شعر نیاوران» سه‌شنبه (٢٣ خردادماه) مصادف با اولین شب از شب‌های قدر ساعت ١٨در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود و حضور کلیه علاقه‌مندان در این برنامه آزاد است. ]]> ادبیات Tue, 13 Jun 2017 11:49:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/249137/شب-شعر-ملکوت-کلمات-فرهنگسرای-نیاوران دو رمان ایرانی دیگر منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249131/دو-رمان-ایرانی-دیگر-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشر چشمه در روزهای گذشته دو رمان «قصه سعید و مریم»، اثر آرش سالاری و « نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است»، اثر سعید محسنی را راهی کتابفروشی‌ها کرده است.   «قصه‌ی سعید و مریم»، رمانی است از اثر آرش سالاری جوان که موقعیت و جبر بودن در یک مکان خاص را به عاملی تبدیل می‌کند که طی آن شخصیت‌هایش را به هم نزدیک کند. رمان روایتی است از داستان دو جوان. سعید پسری است که به قم آمده و در خانه‌ مادربزرگش ساکن شده و مخفیانه در حوزه‌ علمیه درس می‌خواند. مادربزرگ مدیر یک مهدکودک است و به خاطر پاره‌ای نگاه‌های سیاسی‌اش، در شغلش با مشکلاتی روبه‌رو شده است.   شخصیت دیگر رمان مریم است. دختری که به دلایلی پنهانی تهران، دانشگاه و خانواده‌اش را رها کرده و برای گذراندن آخرین سال رشته‌ حقوق به قم آمده و برای تثبیت روحی‌اش در مهدکودکی به‌عنوان مربی استخدام شده است. او از چیزی می‌گریزد؛ سیاست؟ دانشگاه؟ خانواده؟ این گره‌ها به تدریج در مان گشوده می‌شوند و انگار سرنوشت این دو به‌هم پیچیده می‌شود.   آرش سالاری در این رمان از فضای شهر قم به‌عنوان یک مکان روایی استفاده‌‌ای بسیار بدیع کرده و خواسته تا در دل این شهر قصه‌ای عاشقانه بنویسد و امروزی. رمان از فصل‌های کوتاه تشکیل شده است و سیر آدم‌ها و ماجراها به اندازه‌ای‌اند که بتوان گفت با رمانی روبه‌رو هستیم که مدام برای مخاطبش ماجرایی تازه در آستین دارد.«قصه سعید و مریم» یک عاشقانه سیاسی است.   در بخشی از این رمان و از زبان مریم می‌خوانیم: «با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار می‌شوم. خیلی لازم نیست تکرار بشود تا بتواند بیدارم کند. خواب همیشه سبکم که سبک‌تر هم شده. زنگ را خاموش می‌کنم و سرجایم می‌نشینم. نگاهی به ساعتش می‌اندازم. شش و نیم است. برنامه‌ام را مرور می‌کنم تا هوشیاری‌ام زودتر برگردد... ...از جایم بلند می‌شوم و به طرف آشپزخانه می‌روم تا آبی به صورتم بزنم. هنوز ترجیحش می‌دهم به دست‌شویی. شاید چون می‌ترسم از اضافه کردن نقاط دیگری از این خانه به زندگی‌ام. همین نقاط محدودش را هم نمی‌توانم کامل پر کنم. یک نفره. مقابل سینک که می‌ایستم لحظه‌ای در آینه صورتم را نگاه می‌کنم. نگاه کردنی که یک زن به صورتش می‌کند. چیزی تغییر نکرده. همان شبح رنگ‌پریده‌ی آرام.»   «قصه سعید و مریم»، اثر آرش سالاری در 228 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 18 هزار و 500 توسط نشر چشمه منتشر شده است. همچنین تازه‌ترین رمانِ سعید محسنی نامی عجیب دارد، «نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است.» این عجیب ‌بودن در بافت رمان نیز چنان جا گرفته که ما را با رمانی متفاوت روبه‌رو می‌کند.  محسنی که کتابِ قبلی‌اش، «دختری که خودش را خورد»، با اقبالِ خوبی روبه‌رو شد؛ در این رمان زبانِی طنز درباره مردی می‌نویسد که جهان بر او تنگ‌ آمده است. او در یک کتابخانه‌ عمومی کار می‌کند؛ کتابخانه‌ای فقیر، کم مراجع، خاک‌گرفته و در عین حال در حالِ پوسیدن. او باید فرمایشتِ‌همکاری را هم که مدام در حالِ تنگ‌تر کردنِ این فضاست تحمل کند. در کنار خاکِ پارکی که حوالی کتابخانه است، تنهایی و بی‌کتابی کتابخانه و از آن مهم‌تر، جهانی که مملو از جنون شده است او را اذیت می‌کند. در این فضا روزی دختری برای گرفتنِ کتاب وارد این کتابخانه می‌شود اما ماجرا آن‌جوری که احتمالاً فکر می‌کنید پیش نمی‌رود!   محسنی در رمانش موقعیتی ساخته طنز‌آلود و مملو از احساسِ زجر و تک‌افتادگی برای کسی که چنبره‌ی مفهوم این کتابخانه‌ نفرین‌شده در حالِ بلعیدنش است، مثلِ یک نهنگ است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «سی‌وسه‌سالگی، مبهم‌ترین سال زندگی آدم است. سنی که برای شروع خیلی از کارها، دیگر دیرشده و برای تمام شدن خیلی چیزها، انگار هنوز وقت بسیار است. مثل ساعتی که کوکش کنده شده است. نمی‌شود عقربه‌هایش را پس‌وپیش کرد. نه آن‌قدر عقب‌وجلو می‌رود تا به زمان که نشان می‌دهد بی‌اعتماد باشی و نه خیلی دقیق است که بشود با آن قول‌وقراری را تنظیم کرد.مثل ساعتی که سال‌هاست به این دویار چسبیده و حدود زمان را نشان می‌دهد. تنها کاری که به‌نظر درست می‌رسد، حفظ همه چیز به همین صورتی است که هست. نه می‌شود تلاشی برای بهترشدنش کرد و نه چندان می‌توان بدتر شدنش را تاب آورد. مهم این است که همه‌چیز طبق روالی مشخص و معلوم پیش برود. این است که تمام سعی‌ام را می‌کنم تا چیزی از جایش درنرود: قبل از طلوع بیدار می‌شوم. نماز می‌خوانم. دو سه صفحه‌ای قران می‌خوانم. جانمازم را جمع می‌کنم. کتری را روی اجاق می‌گذارم. لگن مادر را آماده می‌کنم. به باغچه آبی می‌پاشم. چای دم می‌کنم. برای مادر لگن می‌برم. صبحانه مادر را توی سینی برایش می‌برم. لگنش را به دست‌شویی می‌برم. خالی می‌کنم. برمی‌گردم. سفره‌ای کوچک می‌اندازم. صبحانه می‌خوریم. در می‌زنند. در ربا باز می‌کنم.»   رمان «نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است»، اثر سعید محسنی، در 170 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 14 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 13 Jun 2017 10:08:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249131/دو-رمان-ایرانی-دیگر-منتشر چاپ ماجرا‌های انجمن تالیف شرح‌حال ! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249124/چاپ-ماجرا-های-انجمن-تالیف-شرح-حال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «ولگردی با قصد قبلی»، داستان، فلور تالبوت ـ نویسنده‌‌ای جوان است ـ که برای امرار معاش، در انجمنی به اسم «تالیف شرح‌حال» استخدام می‌شود. این انجمن را مردی به‌نام بارون سرکوئنتین راه‌انداخته و در تلاش است تا چند اشراف‌زاده را به نوشتن بیوگرافی‌شان ترغیب کند. فلور در این‌جا شروع به کار می‌کند و همزمان درصدد است که از سرگذشت آن افراد به‌عنوان منبعی برای رمان تازه‌اش بهره بگیرد. اما کم‌کم به سرکوئنتین ظنین می‌شود و بوی تقلب و اخاذی به دماغش می‌خورد...   ولگردی با قصد قبلی از موفق‌ترین کتاب‌های میوریل اسپارک است که به فهرست نهایی جایزه من‌بوکر نیز راه یافته بود. این کتاب در زمان انتشارش با استقبال منتقدان روبرود شد. نقدهای مثبتی در نیویورک‌تامیز و گاردین‌ و بسیاری دیگر از نشریه‌ها بر آن نوشته شد.       میوریل اسپارک نویسنده اسکاتلندی است. او سال 2006 از دنیا رفت. طنزنویسی، داشتن نثر منعطف، خلق شخصیت‌های زن مبارزه‌جو و سبک غیراحساساتی از ویژگی‌های آثار این نویسنده است. او جوایز مختلفی را برد  و همین رمان نیز به فهرست نهایی جایزه من‌بوکر راه یافت. کتاب «بهار زندگی میس جین برودی»، «دختران نحیف» از دیگر کتاب‌های این نویسنده است.  این نویسنده سال 1918 به دنیا آمد و در رده‌بندی مجله تایم در فاصله سال‌های 1945 تا 2005 در رتبه هشتم از فهرست پنجاه نویسنده برتر بریتانیایی قرار گرفت.   اسپارک به‌دلیل طنز سرد و زیر پوستی، نثر منعطف جالب، شخصیت‌های زن ویژه و مبارزه‌جو و سبک غیراحساساتی نوشتنش معروف است. او جایزه‌های مختلفی مانند ماندلبام گیت، دوید کوهن، مدال ادبی امپراتوری بریتانیا، جایزه قلم زرین انجمن پن و دو دکترای افتخاری از دانشگاه پاریس و دانشگاه هریوت وات را دریافت کرد. همچنین دو رمان او به فهرست نهایی جایزه من‌بوکر رسید؛ یکی تصویر عمومی در سال 1969 و دیگر ولگردی با قصد قبلی در 1981، سالی که کتاب سلمان رشدی، بچه‌های نیمه شب برنده جایزه شد.   معروف‌ترین اثر اسپارک «بهار زندگی میس جین برودی» نام دارد. عمده  دلیل شهرت این اثر هم اقتباس فیلم سینمایی بر اساس این رمان بود که سال 1969 بازیگر زن اصلی این فیلم برنده اسکار شد. این رمان با ترجمه الهام نظری و از سوی نشر افراز منتشر شده است. رمان، «دختران نحیف» اسپارک هم با ترجمه شهریار وقفی‌پور از طرف نشر نگاه منتشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 13 Jun 2017 07:03:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249124/چاپ-ماجرا-های-انجمن-تالیف-شرح-حال اثری دیگر از کریستین بوبن منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249122/اثری-دیگر-کریستین-بوبن-منتشر  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کریستین بوبن در روایت «بهت» با نگاهی تمثیلی در پانزده خرده‌روایت از  «برخوردهای تصادفی»، «شخصیت‌های رازآلود»، «الهامات‌» می‌گوید، از نامه‌ای طولانی به معشوقه از‌دست‌رفته‌اش‌حرف می‌زند. لابه‌لای این روایت‌ها، افکار موجز بوبن را در پاراگراف‌هایی کوتاه می‌خوانیم که از تلألویی عمیق و انسانی برخوردارند. خطی باریک این متن‌ها را به هم پیوند می‌دهد؛ و آن صدای بوبن است که به هیچ چیز دیگری شبیه نیست، و دید شاعرانه او که به زندگی روزمره رنگ بویی دیگر می‌بخشد.   کریستین بوبن درباره این اثرش می‌گوید:«رویای کتابی را در سر داشتم که وقتی بازش می‌کنی، احساس کنی در حال باز کردنِ در آهنی باغی متروک هستی...» همچنین در نشریه لوموند درباره این اثر عنوان شده  است:«بوبن یکراست می‌رود سر اصل مطلب؛ از مسیر که به روح می‌رسد»   مترجم هم در مقدمه‌ای کوتاه از پی‌نوشت‌هایی که در کتاب داده گفته است و ‌توضیح داد که « بوبن در این کتاب بیش از همیشه به زبان سمبولیک سخن گفته است. در هرحال، امیدوارم خوانندگان عزیز هم مانند من از خواندن این کتاب لذت ببرند. »   کریستین بوبن، آوریل ۱۹۵۱ در فرانسه به دنیا آمده است. این نویسنده فلسفه خوانده است و سال‌هاست داستان می‌نویسد، روایت‌های عموما تمثیلی  را پیش می‌کشد. ده‌ها  کتاب به قلم او در فرانسه منتشر شده است و ترجمه‌های این آثار بار‌ها به فارسی  عرضه و منتشر شده است. پیش‌تر نشر کتاب پارسه، کتاب‌های متعددی از این نویسنده را منتشر کرده بود که از آن جمله می‌توان  اشاره کرده به « جشنی بر بلندی‌ها» و « بانوی سپید» ترجمه دلارا قهرمان. ناشران دیگری هم آثار این نویسنده را ترجمه کرده‌اند. دیوانه‌بازی از معروف‌ترین  کتاب‌های این نویسنده است که  از سوی مترجم‌های متعددی عرضه شده است.   ]]> ادبیات Tue, 13 Jun 2017 06:29:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249122/اثری-دیگر-کریستین-بوبن-منتشر نگاهی به مجموعه داستان آه ای مامان اثر احمد حسن زاده http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249079/نگاهی-مجموعه-داستان-آه-مامان-اثر-احمد-حسن-زاده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ همزمان با نمایشگاه کتاب امسال، انتشارات نون دومین مجموعه داستان احمد حسن‌زاده را منتشر کرد. این نویسنده سال گذشته با مجموعه داستان «مِستر جیکاک» موفق به دریافت جایزه بهترین مجموعه داستان سال ایران از سوی جایزه «هفت اقلیم» شده بود. در مجموعه جدید حسن‌زاده، تفاوتی نسبت به  کتاب قبلی او  دیده می‌شود. داستان‌هایش  قبلا بر بستر جغرافیای جنوب غربی ایران و فولکلور آن مناطق و وقایع تاریخی صدسال گذشته استوار بود، اما در مجموعه جدید، داستان‌هایش همگی در بستری شهری و امروزی می‌گذرند. فضای داستان‌ها، عموما فضای شهرهای جنوب و نفتی ایران است. او با خلق رابطه‌ای خاص بین یک مادر و فرزند آسیب دیده توانسته فضای بکری از زندگی شهری جنوب  ارائه دهد.  در برخی از داستان‌های مجموعه، از این مادر و فرزند فاصله گرفته و داستان‌هایی در فضایی کاملا متفاوتر از منظر روابط ایجاد می‌کند. به عنوان مثال در داستان «ژنرال» به رابطه  سگ و صاحبش می‌پردازد. در داستان «آه ای رفیق» او ماجرای هولناک عاشقانه‌ای را می‌کاود که سال‌هاست در جریان است اما همیشه در هاله‌ای از ابهام و بحران درجا زده است و یا در داستان «لکه» از زاویه دید پسری هفت  ساله، به موضوع پرچالش و همیشگی نفت در شهرهای جنوبی می‌پردازد. نکته قابل تامل در اثر جدید احمد حسن‌زاده، خلق فضای بکری از جنوب در قالب داستان‌هاست. این کتاب دبرگیرنده یازده  داستان کوتاه به نام‌های «مامان‌خانه»، «هملت مامان»، «شیارها»، «آمریکا»، «آه ای مامان»، «وقتی مادر تنهایم گذاشت مرگ بابا را فراموش کرد و...»، « ژنرال»، «نوک سبیل»، «پناهگاه»، «آه ای رفیق» و «لکه» است.   در پشت جلد این کتاب و از متن یکی از داستان‌ها آمده است:‌ «... این زن، توی این سن، همینطور الکی الکی شروع می‌کند به بازی کردن مثل بچه‌ها. اصلا هم کاری ندارد کسی باشد یا نه. وقتی می‌خواهد بازی کند، خودم برایش موسیقی می‌گذارم و می‌نشینم تماشایش می‌کنم و بغض گلویم را می‌گیرد. جوری می‌رود توی کوک موسیقی که نگو. اول دست‌هاش را مثل بال‌های پروانه  بالا و پایین می‌کند. درست مثل بچه‌های کوچک. خیلی معصومانه. بعد هم شروع می‌کند و با انگشت‌های هر دو دست شکلک می‌سازد. مثلا قلب می‌سازد یا یک جور حشره خیالی یا چهارپایی که در حال دویدن است و یا دو انگشت دستش را راه می‌برد روی پایش، مثل بچه‌ها، وقتی راه رفتن آدمیزاد را تقلید می‌کنند. من هم می‌نشینم نگاهش می‌کنم. اصلا کاری به کارش ندارم. این طور مواقع است که حالت چشم‌هایش مثل چند سال قبل، وقتی بابا و آبجی زنده بودند و تو هم بودی می‌شود. وقتی سرحال بود. خیلی این نگاهش را دوست دارم. این کار خوشحالش می‌کند. باید ببینی‌اش...»   مجموعه داستان «آه ای مامان» نوشته احمد حسن‌زاده در 112 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 10 هزار تومان توسط نشر نون منتشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 13 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249079/نگاهی-مجموعه-داستان-آه-مامان-اثر-احمد-حسن-زاده آمازون آثار غلامحسین ساعدی را می‌فروشد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249099/آمازون-آثار-غلامحسین-ساعدی-می-فروشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در تارنمای فروشگاه آمازون نوشته شده که ناشر نسخه‌های جدید آثار غلامحسین ساعدی انتشارات «CreateSpace» است.   قرار است کتاب‌های «عزاداران بیل»، «واهمه‌های بی‌نام و نشان»، «ترس و لرز»، «دندیل»، «غریبه در شهر» «تاتار خندان» و «توپ» از فردا در دسترس مخاطب‌ها قرار گیرد.   مؤسسه‌ای که به عنوان ناشر کتاب‌های ساعدی از آن نام برده شده در سایتش نوشته که از آغاز سال 2000 فعالیتش را شروع کرده و تمرکز بیشتر بر کتاب‌هایی است که به صورت ناشرمؤلف بخواهند منتشر شوند.   روی نسخه‌هایی که در فروشگاه آنلاین آمازون قرار گرفته‌اند تنها عنوان کتاب و نام غلامحسین ساعدی و لوگوی «آلفا» به چشم می‌خورد.   تاریخ انتشار این کتاب‌ها ماه می سال جاری میلادی ذکر شده ولی تاریخ پخش و فروش آن‌ها سه‌شنبه 13 ژوئن اعلام شده است. در سال‌های اخیر اغلب آثار غلامحسین ساعدی را انتشارات نگاه در ایران با صفحه‌آرایی و حروفچینی جدید منتشر کرده است. سال‌ها بود که آثار این نویسنده‌ی ایرانی منتشر نمی‌شد.  انتشارات نگاه در سایتش نوشته است که این مؤسسه‌ی انتشاراتی «در حال حاضر ناشر انحصاری تمام آثار ساعدی است.» این مؤسسه‌ی انتشاراتی که در تهران فعالیت می‌کند هنوز واکنشی نسبت به تصمیم آمازون برای فروش آثار ساعدی نشان نداده است.   بسیاری از آثار داستانی و نمایشی ساعدی در سال‌های قبل از انقلاب در سینما و تئاتر به تصویر درامدند یا روی صحنه‌ی نمایش رفتند.   فیلم‌ «گاو» ساخته‌ی داریوش مهرجویی از جمله‌ آنها بود که سال 1348 ساخته شد و در جشنواره‌های کن، برلین، مسکو، لندن و لس‌آنجلس به نمایش درآمد.ساعدی با نمایشنامه‌هایی مانند «چوب به دست‌های ورزیل»، «بهترین بابای دنیا»، «پرواربندان»، «دیکته و زاویه» و «آی باکلاه! آی بی‌کلاه» وارد دنیای تئاتر شد و در ارتقای هنر نمایشی ایران تأثیر گذاشت.   او سال ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد و هنگامی که در دبیرستان مشغول تحصیل بود اولین داستان‌هایش در هفته‌نامه‌ی دانش‌آموز چاپ شد. داستان بلندی نیز در همان سال‌ها به نام «از پانیفتاده‌ها» نوشت که مجله کبوتر صلح آن را چاپ کرد.   ساعدی سال 1361 در فرانسه درگذشت و در گورستان پرلاشز این شهر کنار صادق هدایت، نویسنده‌ی ایرانی به خاک سپرده شد. ]]> ادبیات Tue, 13 Jun 2017 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/249099/آمازون-آثار-غلامحسین-ساعدی-می-فروشد داستان آلیس داستان گریز ناپذیری از مرگ است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249113/داستان-آلیس-گریز-ناپذیری-مرگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیزدهمین نشست اندیشه و قلم از سری نشست‌های کتاب و اندیشه درباره اندیشه‌نگاری ادبی درباره رمان «آلیس در سرزمین عجایب»، اثر لوییس کارول اختصاص داشت. عصر دیروز این نشست با حضور امیرعلی نجومیان و علاقه‌مندان در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. نجومیان ابتدا صحبت‌های خود را با معرفی نویسنده کتاب یعنی لوییس کارول آغاز کرد و همچنین ویژگی‌های متمایز کننده این کتاب را برشمرد و گفت: آلیس در سرزمین عجایب جذابیت‌های خیلی خاصی دارد. کار بسیار لذت بخشی برای خواندن است و در عین حال یک معماست. حالا درباره اینکه چرا این اثر به عنوان اثری با مفاهیم عمیق اندیشه‌ای انتخاب شده باید بگویم این اثر نقش بسیار مهمی در ادبیات انگلیسی داشته و به تمام زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده است. این کتاب ۲تایی است. نام داستان دیگر از میان آینده یا آن سوی آینده ترجمه شده که متاسفانه کتاب دوم فقط یک ترجمه به فارسی شده است. زویا پیرزاد کتاب آلیس را به فارسی ترجمه کرده است. من از روی این ترجمه ارجاع خواهم داد. باید دانست که این دو داستان خیلی ترجمه‌اش سخت است چون بخش مهمی از آن بازی با زبان است که تبدیل به زبان دیگر در نمی‌آید. وی ادامه داد: آلیس در سال ۱۸۶۴ به چاپ می‌رسد‌. نویسنده کتاب یعنی لوییس کارول در سال ۱۸۳۲ به دنیا می‌آید و ۱۸۹۸ از دنیا می‌رود. او در خانواده‌ای مذهبی رشد می‌کند و در عصر ویکتوریا یعنی قرن ۱۹ زندگی می‌کرده است. درکنار علایق مذهبی‌اش یک ریاضی‌دان نیز بوده است. سرگرمی اصلی‌اش عکاسی (نوعی نگاه جدید به جهان) بوده است. با خانواده‌ای رابطه نزدیک داشته که دختری به اسم آلیس داشتند. روزی با هم سوار قایق هستند که بچه‌ها از او می‌خواهند داستانی بسازد. او داستان آلیس را می‌گوید و نهایتا کارول با این داستان روی قایق شناخته می‌شود. پس از آنکه داستان را می‌نویسد از نقاش مجله پانچ که به حالت کارتونی نقاشی‌ می‌کرد و کارهایش نوعی نقد اجتماعی داشت، می‌خواهد طرح آلیس را بکشد. نجومیان نسبت به بیان دیگر علایق کارول افزود: او کشیش و ریاضی‌دان بوده و علاقه زیادی به بازی با کلمات داشت. آدم عجیبی بود که در زندگی‌اش عدم تفاوت و وارونگی وجود داشت. همینطور چپ دست بود، یک گوشش کر بود و یکی از شانه‌هایش افتاده‌تر بود و با لکنت زبان حرف می‌زد. وی درباره تاریخ چاپ کتاب دوم گفت: ۴سال بعد لوییس کارول داستان دوم را می‌نویسد. سه سال نقاشی‌های کتاب دوم طول می‌کشد تا کتاب دوم چاپ می‌شود. این منتقد در معرفی داستان آلیس توضیح داد: آلیس در روز تابستانی کنار خواهرش نشسته بود و می‌گوید چرا این کتابی که می‌خوانی نقاشی ندارد. من حوصله‌ام سر رفته است. پس نگاه می‌کند خرگوش سفیدی با لباس مرتب و با ساعت زنجیری رد می‌شود و توی سوراخی می‌رود. آلیس هم بدون هیچ‌گونه فکری دنبال خرگوش می‌رود و داستان شروع می‌شود. دنیای آلیس منطق دنیای واقعی ما را ندارد. مجموعه‌ای از ماجراها در این کتاب رخ می‌دهد که در ۱۲ فصل است. نهایتا در داستان آلیس با مجموعه رویدادها مواجه می‌شود و برایش سوال است که چرا این دنیا دنیای عجیب و غریبی است. در فصل آخر دادگاهی اتفاق می‌افتد که احمقانه است. راجع به اینکه چه کسی کیک بی بی را خورده؟! می‌گویند سربازی این کار را کرده است. در این لحظات آلیس بزرگ می‌شود و در طول داستان هم کوچک و بزرگ می‌شده است. نجومیان درباره ماجرای داستان دوم بیان کرد: چند وقت بعد آلیس در خانه‌اش دارد بازی می‌کند که آینه‌ای را می‌بیند و فکر می‌کند پشت آن دنیای دیگری باشد. این ایده اصلی داستان دوم است. در این دنیا همه چیز برعکس است و محل وقوع اتفاقات در بازی شطرنج است. داستان اول در تابستان و داستان دوم در زمستان است. همچنین داستان دوم تاریک است و مقداری شور و نشاط داستان اول را ندارد چون رابطه‌اش با آن خانواده قطع شده است. تمام دو داستان از زاویه دید آلیس روایت می‌شود. داستان، داستان ادراک یک کودک از دنیای اطرافش است. در واقع این داستان مفهوم نوینی از کودکی ارائه می‌دهد. در دوره ویکتوریا کودکان موجودات متمایزی از بزرگسالان شناخته نمی‌شدند. وی درباره دیگر ویژگی‌های داستان آلیس افزود: آلیس اولین اثری است که به طور مشخص کودکی را نوع جدیدی تعریف می‌کند. تفاوت‌های جدی با دنیای بزرگسال دارد. در دوره رمانتیک کودک به عنوان یک انسان کامل است‌. شاعران رمانتیک می‌گویند کودک پیامبر انسانی است که پرداختن به امور اجتماعی او را خراب می‌کند و در نهایت تبدیل به یک آدم بزرگسال می‌شود. اما لوییس کارول کودک را پیامبر نمی‌داند و در عین حال هم کودک را هم‌سطح بزرگسال نمی‌آورد و هر دوی تعاریف را به گونه جدیدی نگاه می‌کند. رفتن به پایین از سوراخ خرگوش یکی از استعاره‌های مهمی است که می‌تواند به معنای بازگشت به کودکی گم شده تعریف شود. دنیای سرزمین عجایب دنیای ذهن یک کودک است. حرف اصلی کارول این است که دنیای شگفتی کودکی بسیار زیباست و کودک نباید بزرگ شود. داستان آلیس مرثیه‌ای درباره بزرگ شدن است و بزرگ شدن می‌تواند تراژیک باشد. این نظریه‌پرداز درباره دیگر جذابیت‌های اثر لوییس کارول گفت: در کتاب جایی هامتی یکی از شخصیت‌های داستان از آلیس می‌پرسد چند سالت است؟ می‌گوید هفت سال و نیم. هامتی می‌گوید کاش توی همان هفت سالگی می‌ماندی یا بیرون نمی‌آمدی که می‌تواند معنای مردن بدهد. آلیس هم در جواب می‌گوید اما من چاره‌ای ندارم. بزرگ شدن چیزی است که من نمی‌توانم جلویش را بگیرم. در واقع برای کارول کودک همواره مورد تهدید قرار دارد. اولین تهدید در دنیای بزرگسالان است. کودکان در آلیس همیشه مورد تهدید بزرگسالان هستند. در داستان آلیس این تهدید و وضعیت شکننده کودکی همه جانبه است. از نظر منطق و فکر و اندیشه هم مورد تهدید دنیای بزرگسالان است. کودک تمام تلاشش را باید سال‌ها به خرج دهد تا منطق دنیای بزرگسال را درک کند تا بتواند در این دنیا بقایش را حفظ کند. تلاش مستمر یک کودک از کودکی در این دنیای پوچ عجیب و غریب تا بتواند زنده بماند. نویسنده کتاب «نشانه‌شناسی» کتاب‌های آلیس را درباره کودکی  دانست که می‌خواهد بزرگ شود و توضیح داد: کودک هویت خود و عزت نفس خود را باید حفظ کند. داستان آلیس داستان تطابق با شرایط نوین است که در آغاز داستان این تطابق را ندارد. در واقع داستان لوییس کارول داستان بزرگ شدن و کوچک شدن است. این تغییر اندازه‌ها زاویه دید آلیس را به نسبت اتفاقات اطراف تغییر می‌دهد. در اول داستان باغی را می‌بینیم که آلیس آن را می‌بیند اما نمی‌تواند به آن برود. آنجا تبدیل به یک اتوپیا یا مدینه فاضله برای آلیس می‌شود. نجویمان در ادامه برخی از ویژگی‌های کتاب دوم را نیز برشمرد و گفت: در کتاب دوم شعری درباره شیر ماهی و نجار داریم که میگوها در آب‌اند. بچه میگوها بیرون می‌آیند. ناگهان میگوها ناپدید می‌شوند. معلوم می‌شود شیرماهی میگوها را خورده است. از این تمثیل‌ها به تعداد زیادی در داستان است. در کتاب اول نیز ورق بازی تمثیل است و در داستان دوم مهره‌های شطرنج. کارول نظام پادشاهی دوره خودش را با جرات و شجاعت به سخره می‌گیرد. آلیس داستان دختری است که با شجاعت در برابر جامعه مرد سالار می‌ایستد و جلوی بی‌خردی و پوچی را می‌گیرد. داستان آلیس داستان بچه‌ای است که می‌خواهد قواعد دنیای جدید را یاد بگیرد. داستان آلیس داستان قواعد دنیای بزرگسال است. کتاب پر است از بازی و مسابقه. بازی بخشی از زندگی ماست اما ما بیشتر بخشی از این بازی هستیم. بزرگ شدن برای کارول تبدیل شدن به یک مهره در یک بازی است. نجومیان درباره دیگر ابعاد کتاب آلیس بیان کرد: کتاب درباره قانون و عدالت است. در فصل آخر درباره دادگاه سرباز دل است که دادگاهی احمقانه و فرمایشی است. موضوع بعدی در این داستان این است که دنیای کودک از دید کارول بسیار ترسناک است و این تهدید او را نگران می‌کند. در آلیس اشارات و جک‌هایی نسبت به مرگ وجود دارد. لابه‌لای خطوط مرگ جریان دارد که آلیس به اشاره می‌گوید اگر بگویم امکان دارد اتفاق بیافتد. واقعیت پشت سر زبان می‌آید. در واقع پشت هر ماجرایی در داستان خطر مرگ را می‌بینیم. داستان آلیس داستان گریز ناپذیر مرگ است. مرگ همان تغییر و از یک وضعیت به وضعیت دیگر رفتن است. مرگ آخرین مرحله بزرگ شدن است. مرگ و بزرگ شدن معادل همدیگر قرار می‌گیرند. وی افزود: داستان آلیس داستان ترسناک و خشنی است. یکی دیگر از تم‌های مهم کتاب مسئله زمان است که اشاره‌های زیادی به ساعت و زمان دارد. شوخی که در آلیس با زمان می‌شود شوخی بسیار مهمی است. چندین سال بعد از کارول نظریه‌ای مطرح می‌شود باعنوان زمان روان‌شناختی. زمان آن چیزی است که من و شما احساس و تجربه می‌کنیم. آلیس یکی از داستان‌های مهمی است که راجع به زمان روانشناختی نوشته شده است. نویسنده «نشانه‌شناسی فرهنگی» درباره دیگر تم‌های داستان آلیس در سرزمین عجایب گفت: آلیس داستانی درباره هویت است. که من کی هستم؟! آلیس مرتب خودش از خودش می‌پرسد من کی هستم؟! در جایی می‌گوید که آلیس هویت خود را از دیگری اخذ می‌کند. مسئله هویت به چند دلیل در آلیس مهم است. چون یک نسبت مستقیم با زمان دارد و هرلحظه هویت من را تغییر می‌دهد و دیگر اینکه هویت در نسبت با حافظه و خاطره است. وی گفت: آلیس در سرزمین عجایب کتابی درباره ادبیات است. به این معنی که از زمانی که کتاب نوشته شده در بسیاری از کتاب‌هایی که درباره فلسفه ادبیات نوشته شده گفته شده که ورود به ادبیات رفتن از سوراخ است. با خط‌کش دنیای واقعی هیچ وقت سراغ دنیای ادبیات نمی‌توان رفت. ادبیات در شرایط خود اتفاق می‌افتد و مفهوم فانتزی شکل می‌گیرد. داستان آلیس تمثیلی از فرایند خواندن متن ادبی است که آلیس خواننده‌ای است که وارد سرزمین داستان می‌شود و باید خودش را با این دنیای نا‌آشنا وفق دهد. نجویمان در صحبت‌های خود را با یکی سوال اساسی درباره موضوع کتاب پایان داد و گفت: آلیس نوید بخش یک ادبیات نوین است که در آن کودکی با ویژگی‌های نو متولد می‌شود. درباره کودکی است که دغدغه‌ها و نگرانی‌ها و لذت‌های کودکی را به یاد می‌آورد. اثری است که در آن این پرسش پشت هر جمله پنهان شده آیا در نهایت بزرگ شدن و گذار از کودکی به بزرگسالی ارزش این همه تلاش و کوشش را داشت؟ ]]> ادبیات Mon, 12 Jun 2017 11:40:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249113/داستان-آلیس-گریز-ناپذیری-مرگ اثر برگزیده جایزه پولیتزر به فارسی عرضه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249085/اثر-برگزیده-جایزه-پولیتزر-فارسی-عرضه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این اثر در نود دو صفحه به قیمت  هشت هزار تومان عرضه شده است و «پیالا مُرد»، «خستگی»، «خاکستر»،‌«سالِ نو»،‌«سکوت»، «در بازگشت»، «لَکَنو»،‌«بی‌خداحافظی»‌،«زیرِ برف» عنوان داستان‌های این مجموعه است.   داستان‌های این مجموعه  با روایتی نزدیک به هم جهانی می‌سازند که در عین استقلال وحدت دارند. در واقع کاری که آدام در این کتاب انجام داده است استفاده از فرمِ داستان کوتاه بوده بری نوشتنِ رمانی مقطع. اکثرِ داستان‌ها درباره‌ی فقدان، زندگی گذشته، آدم‌هایی که از دست رفته‌اند، مرگ و فردیت‌اند. هرکدام از روایت‌های آدام رابطه‌ای دارند با یک گذشته‌ی دور و برای همین طعمی از نگاهِ مارسل پروست را می‌توان در ذهنِ این نویسنده‌ی جوانِ فرانسوی دید. عنصرِ برف در بیشتر داستان‌ها حضوری ثابت دارد و همین‌طور مواجهه‌ی قهرمان‌های او با امری که در این میانه آن‌ها را ناچار می‌کند به بازخوانی گذشته و طبیعتِ اطراف شان. در اهمیت این کتاب همین بس که اصولاً در سنت فرانسه داستانِ کوتاه چندان اهمیتی ندارد و این نویسنده توانسته با این داستان کوتاه‌های به‌هم پیوسته به جایزه‌ی گُنکور   اولیویه آدام از چهره‌های جوان و پُرکار ادبیاتِ امروز فرانسه است. او در سالِ 1974 به دنیا آمده و تاکنون اثار متعددی منتشر کرده که شاید یکی از مشهورترین‌های‌شان همین کتابی است که در دست دارید؛ مجموعه‌ داستانِ گذر از زمستان که سال 2004 جایزه‌ی معتبرِ گُنکور را از آن خود کرد. برسد.   پیش‌تر از این نویسنده کتاب داستانی «در پناه هیچ» با ترجمه راحله فاضلی در نشر هیرمند منتشر شده است.   ]]> ادبیات Mon, 12 Jun 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249085/اثر-برگزیده-جایزه-پولیتزر-فارسی-عرضه «عصر من» اوسیپ ماندلشتام منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249088/عصر-اوسیپ-ماندلشتام-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «عصر من» گزیده‌ای از اشعار اوسیپ ماندلشتام، شاعر روسی، با ترجمه فرید قدمی به تازگی از سوی انتشارات مانیا هنر چاپ و منتشر شد. این اثر شامل بیست و چهار شعر این شاعر بلندآوازه روسی است که زندگی او نیز، همچون تلاطم و عصیان آثارش، سراسر شعری عاصی است. فرید قدمی، سراغ ترجمه اشعار شاعر روسی رفته است. شاعری که آیزیا برلین از او این‌گونه یاد می‌کند: «ماندلشتام برای حفظ صفات انسانی خود بهای تصورناپذیری پرداخت. از انقلاب استقبال کرد، اما در دههٔ ۱۹۳۰ از قرار معلوم کمتر از هر کس دیگری با تبعات ناگزیر انقلاب کنار آمد. من هیچ شاعر دیگری را نمی‌شناسم که بیش از او در برابر دشمن مقاومت کرده باشد.» شاعر مقاوم و متعهدی که زندگی‌اش به‌سبب هجویه‌ای درباره استالین، دستخوش بدترین عواقب و رویدادها شد. همان شعری که قدمی آن را در سرآغاز کتابش آورده است.   فرید قدمی در مقدمه کتاب، که به زندگی و شعر ماندلشتام اختصاص دارد، نوشته است: «اوسیپ ماندلشتام، شاعر روس، در سوم ژانویه‌ی 1891 در ورشو به دنیا آمد. در دانشگاه‌های سن‌پترزبورگ روسیه، سوربون فرانسه و هایدلبرگ آلمان ادبیات و فلسفه خواند و نخستین شعرهایش در نوزده سالگی در مجله‌ی آپولون منتشر شد و نخستین کتابش، «سنگ»، در 1913. ماندلشتام در مارس 1911 با آنا آخماتوا، دیگر شاعر بزرگ هم‌عصرش، آشنا شد. آن‌ها هر دو به شاخص‌ترین چهره‌های آکمه‌ایسم روسی بدل می‌شوند؛ جنبشی پیشرو در شعر روسیه که عینیت و صراحت را شعار خود قرار داد و طرحی نو در شعر مدرن روسیه افکند. «آکمه» در یونانی به معنای «اوج» است. گل سرخی که برای سمبولیست‌ها نمادی از هر چیز می‌توانست باشد جز گل سرخ، نزد آکمه‌ایست‌ها فقط گل سرخ بود. کلامی که نزد سمبولیست‌ها به انتزاع محض بدل شده بود، نزد آکمه‌ایست‌ها عینیت خود را بازیافت و جانی دوباره گرفت.» در پیشگفتار کتاب می‌خوانیم: «انقلاب سوسیالیستی در فوریه‌ی 1917 پیروز می‌شود. اما کابوس تزار هنوز از خاطر روسیه زدوده نشده، که بولشویک‌ها به رهبری لنین، در اُکتبر همان سال ماشین آدم‌کشی‌شان را روشن می‌کنند. بسیاری از منشویک‌ها، آنارشیست‌ها و روشنفکران منتقد بولشویسم اعدام، زندانی و یا تبعید می‌شوند. فیلم زیبای رهایی، با سکانسی با هنرنمایی عوام‌فریبانه‌ی لنین، تمام می‌شود! و «خورشید سیاه»، آنگونه که یک سال پیش ماندلشتام در شعری نوشته بود،  بر آسمان روسیه می‌درخشد.»   اوسیپ ماندلشتام، همراه با یار دیرینش آنا آخماتوا، برجسته‌ترین چهره‌های جنبش ادبی پیشرو و انقلابی آکمه‌ایسم روسی محسوب می‌شوند. جنبشی که مفهوم تعهد، پایندگى و ماندگارى‏ آفرینش‏هاى انسانى را سرلوحه خود قرار داد و افق‌های تازه‌ای پیش‌روی ادبیات جهان گشود؛ و این‌همه خود بستری شد برای سرکوب، آوارگی و ارعاب دستگاه استالین و تا زمان مرگ ماندلشتام دستان دستگاه سرکوب و خفقان، دست از گلوی او برنداشت. شاعری که بی‌گمان می‌توان او را تواناترین و برجسته‌ترین شاعر آکمه‌ایست دانست. شاعر اشعاری بسیار قوی، آهنگین، پیچیده و دشوار و آکنده از ارجاعات سیاسی و در تضاد با نظام حاکم.   سرگذشت زندگی ماندلشتام آکنده از رنج و آوارگی است. و چه غم‌آنگیز که او سرآخر در سال 1938 در اردوگاه کار اجباری جان سپرد. شاعری که از نظر سوزان سانتاگ، نویسنده و منتقد ادبی آمریکایی، «نه الزاماً به خاطر پاسخی که به رویدادهای سیاسی زمانه‌اش می‌دهد، بلکه به دلیل چگونگی این پاسخگویی ستودنی است.»   فرید قدمی در کارنامه کاری‌اش ترجمه آثاری از جک کرواک، آلن گینزبرگ، ریچارد براتیگان، امیری باراکا، ویلیام باروز، والت ویتمن، دی.اچ لارنس، آنائیس نین، ویلیام باتلرییتس، هنری میلر، محمود درویش، نزار قبانی و... دارد، پیش از این نیز مجموعه شعری با عنوان «آب‌های سیاه نِوا» از اوسیپ ماندلشتام ترجمه و منتشر کرده بود. قدمی در «عصر من» دو شعر «لنین‌گراد» و «عصر من» را همراه با شعری از آناآخماتوا، که برای ماندلشتام نوشته شده، را بر کتاب قبلی افزوده است. وی برای ترجمه اشعار این کتاب، به‌استثنای سه شعر، از کتاب‌های ای.اس.کلاین، مشهور به تونی کلاین، شاعر و مترجم انگلیسی زبان سود برده است. پیش از این، نعیم بزاز عطایی نیز «برگزیده اشعار اوسیپ ماندلشتام» را ترجمه و منتشر کرده بود. همچنین کتاب «امید علیه امید؛ روشنفکران روسیه در دوره وحشت استالین» نوشته نادژدا ماندلشتام نیز با ترجمه بیژن اشتری از سوی نشر ثالث منتشر شده است. این کتاب را همسر ماندلشتام نوشته است و در آن وضعیت زندگی و آثار شاعران، نویسندگان و روشنفکران شوروی، به ویژه اوسیپ ماندلشتام، در دوران استالین روایت می‌کند. همچنین علاوه بر ترجمه‌های اشعاری از این شاعر تراز اول روسی در گزیده اشعار شاعران روسیه و مجلات مختلف توسط مترجمانی چون رضا سیدحسینی، حمیدرضا آتش برآب، غلام‌حسین میرزاصالح و... شماره 49 مجله بخارا به «ویژه‌نامه اوسیپ ماندلشتام» اختصاص یافته است. از سوی دیگر، رضا رضایی، ضمن ترجمه اشعاری از این شاعر، کتاب «ذهن روسی در نظام شوروی» اثر آیزایا برلین را نیز ترجمه کرده  که برلین در بخش‌هایی از آن به زندگی، آثار و اندیشه‌های ماندلشتام پرداخته است. در این میان، برای آشنایی با افکار و آثار این شاعر آکمه‌ایست، نباید از کتاب وزین و جامع 1500 صفحه‌ای «تاریخ ادبیات روس» ترجمه علی بهبهانی به سادگی گذشت.   کتاب «عصر من»، گزیده شعرهای اوسیپ ماندلشتام، با ترجمه فرید قدمی در 64 صفحه و شمارگان هزار نسخه و با بهای 8500تومان، از سوی انتشارات مانیا هنر منتشر و راهی بازار کتاب شده است. ]]> ادبیات Mon, 12 Jun 2017 04:57:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249088/عصر-اوسیپ-ماندلشتام-منتشر چاپ روایتی طنز از مجارستان دوره کمونیست‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249084/چاپ-روایتی-طنز-مجارستان-دوره-کمونیست-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این اثر دربرگیرنده  طرح و قطعه‌‌هایی به نام «مار»، «فیل»، «عقاب»، «میلیونر ـ حیوان»، «سگ»، «مورچه»، «خرس»، «اسب‌آبی»، «لک‌لک» و... است.   از این اثر به عنوان یکی  از نمونه‌های کلاسیک طنزِ اروپای مرکزی و شرقی یاد می‌شود. نویسنده پس از شکست انقلاب‌های 1918 ـ 1919 مجارستان، در سرخوردگی و تلخ‌کامی عمیق‌اش، تنها به نوشتن طرح‌ها و قطعه‌هایی کوتاهی پرداخته است. در این اثر با طنز بکر و تیره، در قالب پرتره‌های بدیع و با روح حیوانات، نابه‌هنجاری‌ مناسبات اجتماعی و رفتار و کردار عجیبِ انسان‌هایی را بیان می‌کند که در میان آن‌ها زندگی کرده است. بیش‌تر این طرح‌ها و قطعه‌ها با لحنی به‌ظاهر جدی و علمی، بر پایه‌ی بازی‌های زبانی، «مهمل‌گویی»های بکر، طنز و طعن و تمسخر نوشته شده است. در عین حال دیدگاه‌ها و پیش‌داوری‌های مأنوس و تنگ‌نظرانه‌ی کتاب‌های درسی زیست‌شناسی را به سخره می‌گیرد.در فضایی که هنوز سوراخ‌‌سنبه‌ها بسته نشده بود. تئوری‌های گذشته‌گرا و بی‌پروپای سیاسی رژیم نیمه‌فاشیستی آن روزگار را به چالش می‌کشد.   همچنین اسب، گربه، مرغ، ببر، کُلیبری، لولهنگ غواص، گرگ، گاو،‌ مار، ماهی، مگس، شیر، خوک، قناری، طوطی، غاز، خرگوش، چکاوک، قورباغه، خارپشت، خفاش،‌ شترمرغ، حشره، شتر، کانگورو، ساس، زرافه، فُک، میمون، پشه، تراموا ـ حیوان، لاک‌پشت، لاک‌پشت، پرستو، یهودی‌از دیگر عنوان‌های این طرح و قطعه‌‌های طنز است.   لایوش ناگ در سال 1883 در روستایی اطراف آپوشتاگ مجارستان به‌دنیا آمد. مادرش در خانه‌ای در بوداپشت خدمتکار بود از این‌رو لایوش کوچک تا شش‌سالگی پیش والدین بزرگش در روستا زندگی کرد. با رسیدن به سن مدرسه مادرش او ار نزد خود به بوداپست برد و آن‌جا به مدرسه گذاشت. لایوش در سال 1901 تحصیلات متوسطه را با نمرات عالی پشت‌سر گذاشت و در همان سال وارد دانشکده‌ی حقوق شد، اما فقر و نداری نگذاشت آن را به پایان برساند، تحصیل را رها کرد و اول معلم سرخانة، بعد کارمند دفاتر حقوقی، و سپس بخش‌دار شهرک کوچکی شد.   نخستین رمان او سال 1907 در روزنامه‌ی نپ‌ساوا ارگان حزب سوسیال دموکرات به چاپ رسید و آغازی شد برای آن‌که هرازگاهی مجموعه‌ی تازه‌ای از رمان‌هایش منتشر شود. ناگ گرچه دلش می‌خواست آثار بلندتری بنویسد، اما تنگ‌دستی بی‌امان که تا پایان زندگی رهایش نکرد مجالی برای «نشستن» و نوشتن نمی‌داد. او با شور بسیار از انقلاب‌های 1919 ـ 1918 مجارستان استقبال کرد و پس از شکست آن سرخورده و تلخ‌کام مدت‌ها چیزی ننوشت. در سال‌های بیست به محافل نویسندگان چپ و کمونیست پیوست. این دوره دوره‌ی شکفتگی هنری اوست. نوشته‌هایش لحن تازه‌ای یافت و تحت تأثیر هنر آوانگارد و به‌ویژه اکسپرسیونیسم آثار کوتاه و بلند بسیار نوشت، در سال 1940 برای امرار معاش کتاب‌فروشی کوچکی باز کرد، اما در اکتبر 1944 به دلیل یهودی بودنِ همسرش ناگزیر شد زندگی مخفی در پیش بگیرد. پس از پایان جنگ، در سال 1945 به حزب کمونیست پیوست. ناگ جزء نخستین نویسندگانی بود که جایزه‌ی ادبی کوشوت، بزرگ‌ترین جایزه‌ی ادبی مجارستان را دریافت کردند. اما اوضاع سیاسی و اجتماعی پیش‌آمده باب میل او نبود و به دلیل لحن انتقادی نوشته‌هایش به‌تدریج از سوی حکومت در حاشیه قرار گرفت و سرانجام در سال 1954 به بیماری قلبی درگذشت.   ناگ از سال 1920، پس از وقفه‌ای خودخواسته، یک چند به نوشتن قطعات و طرح‌های کوتاه ساتیریک پرداخت که مشهورترین آن‌ها، که امروزه مشهورترین اثر او نیز هست، مجموعه‌ای است به نام زیست‌شناسی آبسورد، کتاب حاضر ترجمه‌ی بخش بزرگی از این مجموعه است.   ]]> ادبیات Mon, 12 Jun 2017 03:40:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/249084/چاپ-روایتی-طنز-مجارستان-دوره-کمونیست-ها