خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Tue, 12 Nov 2019 18:00:00 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 12 Nov 2019 18:00:00 GMT ادبيات 60 اهالی قم در حفظ و معرفی مفاخر فرهنگی و ادبی خود سهل‌انگار بوده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283174/اهالی-قم-حفظ-معرفی-مفاخر-فرهنگی-ادبی-خود-سهل-انگار-بوده-اند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، علی حیدری یساولی پژوهشگر و شاعر در این نشست با اشاره به وجود شمار چشمگیری از مفاخر علمی، ‌فرهنگی و ادبی در شهر قم، گفت: شمار چشمگیری از مفاخر علمی قم در درازنای تاریخ فعالیت داشته‌اند که امروزه نام و نشانی از آنها یا نیست و یا بسیار کم رنگ است. برای شناساندن این چهره‌ها و شخصیت‌ها که هویت معنوی و فرهنگی این خطه از سرزمینمان هستند، باید به تدوین و گردآوری آثار و مآثر و مفاخر برآمده از قم، در قالب دانشنامه اقدام‌کرد. حیدری رابطه بین معرفی مفاخر فرهنگی با پیشرفت و توسعه اجتماعی را مهم خواند و گفت: ما هر چقدر در شناساندن هویت فرهنگی قم سهل‌انگاری کنیم و مفاخر این شهر را معرفی نکنیم، پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی هم نخواهیم داشت یا بسیار بی‌هویت پیش خواهیم رفت. نویسنده کتاب «میراث ادیبان شیعه» کهن‌ترین شاعر قم را هم‌روزگار رودکی و منطقی رازی معرفی کرد و یادآور شد: ابوجعفر محمد بن علی عطار قمی شاعری است که در کتاب ارزشمند تاریخ قم نام و ذکر کوتاهی از او بر جای مانده و ضبط شده است.‌   حیدری یساولی به کتاب ترجمه تاریخ قم در پنج باب اشاره کرد و گفت: ترجمه «تاریخ قم» از آن دست آثاری است که از دستبرد روزگار در امان مانده است.‌ این کتاب قرار بوده در 20 باب نوشته شود که نویسنده به نوشتن 5 باب از آن موفق شده است.‌ مصحح نسخ خطی و و پژوهشگر متون ادبی و فلسفی افزود: اشعری قمی در نیمه دوم قرن چهارم، فهرستی از باب‌های بیست گانه‌ای را تدوین کرده است. در باب هجدهم آن که شوربختانه نویسنده‌اش به نگارش آن توفیق نیافته درباره شمار قابل توجهی از شاعرانی بوده که یا در مدح قم شعری گفته بوده‌اند و یا شاعرانی که اصلاً قمی بوده‌اند و در این سرزمین به سرمی‌برده‌اند. این پژوهشگر با ابراز تاسف از گذشته‌های دور اهالی قم نسبت به حفظ و معرفی مفاخر فرهنگی و ادبی تصریح کرد: ما نسبت به حفظ و معرفی مفاخر فرهنگی و ادبی خود سهل انگار و بی‌مبالات بوده‌ایم. مثالش در همین کتاب تاریخ قم آمده است.‌   نویسنده کتاب «فوحات القدس با بیان اینکه شهر قم در طول تاریخ مورد هجمه‌ها و حمله‌های فراوان بوده و آسیب‌های زیادی به آثار و ابنیه و مواریث فرهنگی آن خورده است، گفت:‌ از جمله این آسیب‌های جبران ناپذیر، نابودی بسیاری از یادگارها و اسناد مکتوب قم است که اگر آن اسناد اینک در دسترس بود، درمی یافتیم که این شهر چه تعداد عالم و فقیه و ادیب و شاعر و هنرمند داشته است. ]]> استان‌ها Tue, 12 Nov 2019 13:51:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283174/اهالی-قم-حفظ-معرفی-مفاخر-فرهنگی-ادبی-خود-سهل-انگار-بوده-اند داستان «افسوس» اهالی ادبیات برای آلبوم شجریان و قربانی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283217/داستان-افسوس-اهالی-ادبیات-آلبوم-شجریان-قربانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آلبوم موسیقی «افسانه چشم‌هایت»، اثر مشترک علیرضا قربانی و همایون شجریان با همکاری مهیار علیزاده و با اشعاری از احمد شاملو، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، محمدعلی بهمنی، سیمین بهبهانی و علیرضا کلیایی، بعد از چند سال تاخیر و وعده نهایتا روز یکشنبه (19 آبان‌ماه) منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.   هنوز یک روز از انتشار این آلبوم نگذشته بود، که یلدا ابتهاج، فرزند هوشنگ ابتهاج (سایه)، ضمن انتشار عکسی که در آن قطعه خوانده شده در آلبوم «افسانه چشم‌هایت» و منتسب به پدرش را عینا بازتاب می‌داد، در اینستاگرامش نوشت: «بازهم بى‌دقتى! در جايى كه كتاب شعر شاعر موجود است چرا اين همه بى‌دقتى، نمي‌دانم. اين شعر از سايه نيست! دو بيت آن هم از فريدون مشيرى است. ظاهرا در عصر ما اينترنت محل و امكان خوبى ست براى به‌دست آوردن اطلاعات، اما يقينا خيلى از اين اطلاعات درست نيست و كنترلى هم بر اين امر نيست. دوستان عزيز در مورد سايه بايد گفت او كم شعرترين شاعر دوران ماست و تنها سه كتاب از او موجود است: 1- سياه مشق (اشعار كلاسيك)، 2-تاسيان(شعر نو)، 3- بانگ نى (منظومه مثنوى) به كتاب‌ها مراجعه كنيم!»   بعد از انتشار این پست، واکنش‌های مختلفی نسبت به این اتفاق در فضای مجازی منتشر شد و کاربران زیادی نسبت به این موضوع اظهار تاسف کردند که چرا این اتفاقات در موسیقی ما تمامی ندارد و تا چه زمان قرار است که حق و حقوق شاعر در تولید یک اثر پایمال شود؛ چراکه اگر دست‌اندرکاران این آلبوم به فکر پرداخت حقوق این شاعر بودند، چنین اتفاقی رخ نمی‌داد.   مهیار علیزاده آهنگساز آلبوم «افسانه چشم‌هایت» بعد از این اتفاق با انتشار متن و یک ویدئو نسبت به حواشی پیش آمده درباره قطعه «افسوس» توضیحاتی را ارائه داد. علیزاده در این ویدئو توضیح داده است: «می‌خواستم مراتب سپاسگزاری خودم را نسبت به تمامی مهر و محبت‌هایی که در این پنج سال به من و آلبوم افسانه چشم‌هایت داشتید، اعلام کنم. دست تک تک شما عزیزان را برای انتقادهای به جایی که راجع به قطعه «افسوس» داشتید، می‌بوسم. این قطعه در اینترنت سال‌هاست که به اسم استاد ابتهاج ثبت شده و من هم بدون کوچک‌ترین شک و شبهه‌ای فکر می‌کردم که این شعر سروده ایشان است. ولی با صحبتی که با خانواده ایشان داشتم متوجه شدم که متاسفانه این شعر سروده ایشان نیست. به هر حال با ناشر اثر، علیرضا قربانی، همایون شجریان هماهنگ شده که این اشتباه در چاپ‌های بعدی اصلاح شود و من مراتب عذرخواهی خودم را نسبت به استاد ابتهاج، خانواده ایشان و تمامی هنردوستان عزیزم ابراز می‌کنم. امیدوارم از موسیقی این اثر لذت ببرید.» وی در توضیح این ویدئو نیز آورده است: «ویدیو بالا مربوط است به حواشی و البته اشتباهی که در بروشور آلبوم «افسانه چشم‌هایت» رخ داده. در ویدیو دوم نیز دو نمونه از شمار زیاد سایت‌ها و وبلاگ‌هایی ‌که این ابیات را به نام استاد ابتهاج ثبت کرده‌اند برای شما به اشتراک گذاشته‌ام... با صحبتی که با خانواده استاد داشتم، آن‌ها هم بر این امر صحه گذاشتند که این اشعار مدت‌هاست به اشتباه به اسم استاد سایه ثبت شده‌اند. بدیهی است که مسئول این بی‌دقتی شخص من هستم که انتخاب اشعار و آهنگسازی بر روی آن‌ها وظیفه من بوده و امیدوارم که به سرعت و در نسخه‌های تجدیدچاپ، این مورد و همینطور دو اشتباه تایپی در دفترچه سی‌دی اصلاح گردد. امید که از این آلبوم لذت کافی ببرید.»   بعد از انتشار این ویدیو یلدا ابتهاج این پست را منتشر کرد و نوشت: «سلام دوستان عزیز این فیلم توضیحی است از آقای مهیار علیزاده درباره استفاده اشتباه از شعری که به غلط در اینترنت منسوب به سایه بوده است. امیدوارم به حاشیه‌های اضافی نپردازیم و از تجربه‌هایمان درس بهتری بگیریم. ما همگی برای هر کار مناسب نیاز به دقت و وسواس بیشتری داریم.» البته این پایان ماجرا نبود و افراد مختلفی در رسانه‌های رسمی و فضای مجازی نسبت به این اتفاق واکنش نشان دادند.   نکته مهم در این اتفاق این است که اگر مهیار علیزاده که مسئول انتخاب شعرهای این آلبوم بوده است، اصول حرفه‌ای کار را رعایت می‌کرد و بابت استفاده از این شعر از خانواده ابتهاج اجازه می‌گرفت این اتفاق رخ نمی‌داد. البته پیش از این هم علیرضا قربانی شعر «ارغوان» را بدون اجازه سایه خوانده که باعث ناراحتی این شاعر شده بود.   این اتفاقات در شرایطی رخ می‌دهد که متاسفانه ما از اتفاقات گذشته درس نمی‌گیریم؛ همین چند روز پیش بود که تهیه‌کننده ویژه برنامه قیصر امین‌پور در رسانه ملی به دلیل استفاده از منابع اینترنتی شعرها و دکلمه‌هایی را به اشتباه در برنامه‌ خود پخش کرده بود یا چند ماه پیش خواندیم که روی در و دیوار باغ پدری سهراب سپهری شعرهایی به اشتباه از این شاعر نوشته شده است.   البته این اتفاقات مربوط به روزها و ماه‌های گذشته نیست و یادمان هست که در سال‌های گذشته خواننده‌ اهل مطالعه‌ای مثل محسن چاوشی هم دچار چنین اشتباهی شد و شعری از یک دختر جوان را اشتباهی به جای شعر شهریار خواند. همه موارد بالا،‌ این نکته را به ما یادآور می‌شود که اگر خوانندگان حرفه‌ای ما از یک مشاور ادبی در تهیه آلبوم‌های موسیقی استفاده کنند، هیچ کدام از این اتفاقات رخ نمی‌دهد و ما دیگر شاهد چنین اتفاقاتی در فضای موسیقی کشور نخواهیم بود. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 13:00:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283217/داستان-افسوس-اهالی-ادبیات-آلبوم-شجریان-قربانی آیین اختتامیه مسابقه «داستان‌نویسی افسانه‌ها» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283211/آیین-اختتامیه-مسابقه-داستان-نویسی-افسانه-ها-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در آیین اختتامیه پنجمین مسابقه «داستان‌نویسی افسانه‌ها» چهارشنبه (۲۲ آبان ۱۳۹۸) در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود، ضمن تجلیل از برگزیدگان و برنده‌های شاخه‌های اصلی و جنبی، شایستگان تقدیر در هر شاخه نیز معرفی خواهند شد. این برنامه با حضور داوران مسابقه‌ای که در شش شاخه اصلی شامل اثر کوتاه فانتزی، اثر بلند فانتزی، اثر کوتاه وحشت، اثر بلند وحشت، اثر کوتاه علمی‌تخیلی، اثر بلند علمی‌تخیلی و سه شاخه جنبی شامل تصویرگری، درام و نویسنده‌ نوجوان صورت گرفته است، برگزار می‌شود. بخش اصلی مسابقه یک سرداور داشته و در هر شاخه‌ اصلی دو داور فعالیت داشته‌اند. سرداور اصلی: احسان رضایی داوران بخش فانتزی: رویا خوشنویس و مسعود ملک‌یاری داوران بخش علمی‌تخیلی: سعید سیمرغ، ضحی کاظمی داوران بخش وحشت: سیامک گلشیری و نازنین جودت شاخه‌های جنبی مسابقه نیز داوران شناس در حیطه خود را داشتند. داوران بخش درام: امیررضا نوری‌پرتو و شرمین نادری داوران بخش تصویرگری: سلیمان رئیس‌عبداللهی، پویا ظریف و سعید فرهنگیان داوران بخش نویسنده‌ نوجوان: مصطفی رحماندوست و محمدرضا شمس در این آیین ضمن اعطای تندیس به برگزیدگان بخش‌های مختلف مسابقه، جوایزی نیز برای آن‌ها در نظر گرفته شده است‌. همچنین کانون ادبی افسانه‌ها متعهد می‌شود تا آخرین مرحله پیگیر چاپ آثار نامزدهای نهایی پنجمین دوره مسابقه داستان‌نویسی باشد. (این آثار قطعا توسط ناشری معتبر به چاپ خواهند رسید.) در ادامه شایان ذکر است کانون ادبی افسانه‌ها نفر برگزیده‌ بخش نویسنده‌ نوجوان را تا لحظه‌ به چاپ رساندن نخستین اثرش راهنمایی و همراهی خواهد کرد. آیین اختتامیه پنجمین مسابقه «داستان‌نویسی افسانه‌ها» چهارشنبه (۲۲ آبان ۱۳۹۸) در فرهنگسرای ارسباران واقع در تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، ساعت ۱۶ تا ۱۹ برگزار خواهد شد و ورود برای عموم آزاد است. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 12:41:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283211/آیین-اختتامیه-مسابقه-داستان-نویسی-افسانه-ها-برگزار-می-شود تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283215/تازه-ترین-مجموعه-شعر-حمیدرضا-شکارسری-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ مجموعه رباعیات حمیدرضا شکارسری با عنوان «تمرین سکوت می‌کنم بعد از تو» در سی و یکمین جلسه «یک ماه یک کتاب» نقد و بررسی می‌شود. در این جلسه علاوه بر حمیدرضا شکارسری خالق اثر، لیلا کردبچه و میلاد عرفان‌پور نیز به عنوان کارشناس و منتقد حضور خواهند داشت. فریبا یوسفی شاعر و منتقد ادبی نیز دبیری و اجرای این سلسله جلسات را به عهده دارد. کتاب «تمرین سکوت می‌کنم بعد از تو»‌ شامل ۹۴ رباعی با موضوعات عاشقانه و اجتماعی است که در بازه زمانی چند ساله سروده شده‌اند و توسط انتشارات سوره مهر چاپ و روانه بازار نشر شده است. گفتنی است، سی‌ویکمین برنامه «یک ماه یک کتاب» شنبه ۲۵ آبان‌ماه، ساعت ۱۶ در سالن سلمان هراتی حوزه هنری واقع در خیابان سمیه برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 12:15:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283215/تازه-ترین-مجموعه-شعر-حمیدرضا-شکارسری-نقد-می-شود پخش مستند رضا قیصریه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283210/پخش-مستند-رضا-قیصریه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم اکران فیلم مستند «پرتره رضا قیصریه؛ در ستایش 77سالگی» به کارگردانی سعید بهشتی و تهیه‌کنندگی آیسان زرفام، شب گذشته (دوشنبه 20 آبان‌ماه) در قالب برنامه‌های دوازدهمین دوره هفته زبان ایتالیایی در جهان، از سوی سفارت ایتالیا در تهران برگزار شد. این فیلم مستند در مورد رضا قیصریه، مترجم و استاد زبان ایتالیایی و نویسنده ایرانی و خالق رمان مشهور «کافه نادری» است. افرادی چون، هوشنگ گلمکانی، علی دهباشی، امیر حسین‌زادگان، مسعود کازری و چند شخصیت ادبی در این فیلم مستند حضور دارند. در ادامه این مراسم همچنین انتشارات کتاب خورشید از دو کتاب تازه رضا قیصریه به زبان‌های فارسی و ایتالیایی با عنوان «چکیده درس گفتارها، نقد ادبی از عصر باستان» و «تاریخ ادبیات ایتالیایی» رونمایی کرد. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 12:07:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283210/پخش-مستند-رضا-قیصریه میر‌فتاح از تاثیرپذیری زبان فارسی از قرآن می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283190/میر-فتاح-تاثیرپذیری-زبان-فارسی-قرآن-می-گوید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، سیدعلی میر‌فتاح، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس، فردا چهارشنبه ۲۲ آبان‌ماه در چهل و ششمین نشست «چای و داستان» مدرسه اسلامی هنر در قم حضور پیدا می‌کند. موضوع سخنرانی او در این نشست «تأثیرپذیری زبان فارسی از قرآن کریم» است.   میرفتاح در حال حاضر سردبیر روزنامه اعتماد و هفته‌نامه کرگدن است . از این روزنامه‌نگار و نویسنده معاصر رمان «شمسیه لندنیه» از سوی نشر پیدایش منتشر شده است.   داستان رمان «شمسیه لندنیه» روایتی طنز آلود از مواجه حاج سیاح محلاتی از سفرنامه‌نویسان به نام عصر قاجار را با شرلوک هولمز کاراگاه افسانه‌ای انگلیسی است که با زبان فارسی عصر قاجار تالیف شده است.   نشست «چای و داستان» روز چهارشنبه، ۲۲ آبان‌ماه، ساعت ۱۶ در مدرسه اسلامی هنر قم، واقع در خیابان هنرستان، نبش کوچه ۲۰ برگزار می‌شود. ]]> استان‌ها Tue, 12 Nov 2019 11:45:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283190/میر-فتاح-تاثیرپذیری-زبان-فارسی-قرآن-می-گوید ذهن‌های توطئه‌اندیش عمر جوایز ادبی را کوتاه می‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283199/ذهن-های-توطئه-اندیش-عمر-جوایز-ادبی-کوتاه-می-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این شاعر در گفت‌­وگو با ستاد خبری پنجمین جایزه شعر احمد شاملو، با اشاره به اینکه نباید تاثیرات شگفت‌انگیزی را از جایزه­‌ها توقع داشت، گفت: مثلا برخی می‌­گویند چرا جایزه شاملو باعث پرفروش شدن کتاب برگزیده نشده است؛ واقعیت این است که شعر در همه دنیا فروش چندانی ندارد و نباید انتظار خاصی هم از یک جایزه ادبی داشت. او افزود: کسانی براین باورند که شعر امروز و حداقل آنچه به طور رسمی منتشر می‌­شود چیزی برای عرضه ندارد و به پایان رسیده است. اگر این نگاه را بپذیریم، می‌­شود گفت که جوایز ادبی نیز حیطه عملکرد محدودی پیدا می­‌کنند. اما اگر بپذیریم که در همین شرایط هم شعرهای خوبی منتشر می­‌شود_که من براین عقیده­‌ام_ دراین‌صورت می‌­توان جوایز ادبی را مهم دانست.  برگزیده دوره چهارم جایزه شعر احمد شاملو با بیان اینکه فضای شعر امروز فضای مغشوشی است که می­‌تواند محدودیت‌­هایی برای جوایز ادبی ایجاد کند، گفت: ما از یک سو با محدودیت­‌هایی در زمینه ممیزی روبرو هستیم و از سوی دیگر با محدودیت‌­های اقتصادی. سیاست­‌های حاکمیتی جوایز را به در نظر گرفتن معیارهایی خارج از حوزه ادبیات معطوف می­‌کند و باعث می­‌شود تصویر ما از ادبیات و شعر این دوره با واقعیت آن همخوانی نداشته باشد. در زمینه اقتصادی هم ناشران استقبال زیادی از چاپ کتاب شعر نمی‌­کنند و بیشتر به سمت شبهه‌شعر گرایش دارند که خواننده تضمین شده­ای دارد. آبیز افزود: در چنین شرایط خاکستری و دشواری، اگر وارد عمل شدن و کاری کردن تنها نیازمند پذیرفتن یک سری شرایط ناگزیر و حاکم باشد بی­تردید می­تواند مفید باشد. او درخصوص سوءظن‌هایی که اغلب درباره برگزارکنندگان جایزه‌های ادبی وجود دارد، گفت: این ویژگی دورانی است که ما در آن هستیم. در سال‌های پیش از انقلاب هم اگر شاعری مثل سهراب سپهری به رخدادهای سیاسی واکنش نشان نمی‌داد، خیلی‌ها به او حمله می‌کردند. این شاعر افزود: تردید ندارم که کار کردن، به هرشکلی که باشد، بهتر از کاری نکردن است. تجربه تاریخی نشان داده کسانی که در شرایط خاکستری دست به انجام عملی زده‌اند، درنهایت نتیجه عملکردشان مفیدتر از کسانی بوده که گرایش‌های تند انقلابی داشته‌اند و فقط همه چیز را فقط نفی کرده‌اند و سیاه و سفید دیده‌اند. این شاعر گفت: معمولا این گرایش‌های رمانتیکِ رادیکال که نوعی جوان‌سری در آن هست، و الزاما منحصر به جوان‌ها نیست، توجیهی برای هیچ کاری نکردن است و هرچه که باشد، در شرایط فعلی فایده چندانی برای ادبیات ندارد. او با اشاره به اینکه بخشی از انتقادها به داوری طبیعی است و در همه جای دنیا وجود دارد، گفت:  باید این انتقادها را دسته‌بندی کرد و دید کدامشان پذیرفتنی است. آبیز افزود: برخی انتقادهای سیاسی و اجتماعی حتی اگر پذیرفتنی باشد، سودی به حال جایزه ندارد. یک سری انتقادها هم به روند داوری است. اما بخشی از انتقادات دروغین است و از سوی کسانی مطرح می‌شود که توقع دارند خودشان برنده بشوند. برخی هم عادت به نق زدن دارند و چندان از کار اثباتی و اصلاحی استقبال نمی‌کنند، بلکه فقط منتظرند یک جایی نقطه ضعفی ببیند. این انتقادات باید نادیده گرفته شود. این شاعر همچنین درباره کوتاه بودن عمر جوایز ادبی در ایران گفت: جوایز ادبی باید آزادی عمل داشته باشند. برخی جوایز ادبی ما به دلیل فشارهای بیرونی عمرشان به پایان رسیده است. دلیل دیگر هم نداشتن پشتوانه اقتصادی است.گ او افزود: توقع بالا از یک جایزه ادبی هم موجب دلسردی از این جوایز می‌شود. برخی فکر می‌کنند با گرفتن یک جایزه باید در سطح مهم و بزرگی مطرح شوند و عده‌ای هم فکر می‌کنند جایزه شعر باید به شعری داده شود که شاهکار و مورد قبول همگان باشد. آبیز حاکم بودن یک ذهن توطئه‌اندیش برهمه شئونات فکری ما و تلاش برای کشف سازوکارهای پنهان از سوی این ذهن‌ها را یکی دیگر از دلایل کوتاه بودن عمر جوایز ادبی دانست و گفت: همه این موارد روند آزاردهنده‌ای را برای برگزارکنندگان ایجاد می‌کند، اما تنها راه حل مداومت است. اگر یک جایزه عمر طولانی نداشته باشد، نمی‌تواند عیب‌های خود را رفع کند. این شاعر در ادامه صحبت‌های خود به موضوع داوری کتاب‌های شعر منتشر نشده اشاره کرد و افزود: اگر قرار باشد این کتاب‌ها در همان بخش کتاب‌های منتشر شده داوری شوند، نوعی بی‌عدالتی صورت می‌گیرد. چون کتاب‌های رسمی از صافی ممیزی گذشته‌اند و ممکن است نسخه مورد نظر شاعر نباشند. در عین اینکه ممکن است مشکلاتی هم از جمله احراز مالکیت شاعر بر اشعار به وجود بیاید. به همین دلیل فکر می‌کنم چنین کاری نه عملی است و نه عادلانه. او گفت: اگر هم قرار باشد این کتاب‌ها در بخش جداگانه‌ای داوری شوند، باید محدودیت جغرافیایی برداشته شود و هرکسی در هرجایی مجموعه شعری به زبان فارسی دارد، در جایزه شرکت داده شود که البته فکر خوبی است، اما  جایزه دیگری خواهد بود. آبیز افزود: فکر می‌کنم نگه داشتن یک جایزه مستقل ارزش آن را دارد که چنین ریسکی را نپذیرد و کاش کسانی باشند که برای آن کتاب‌ها هم جایزه‌ای راه بیندازند، چون من هر روز شعرهایی در فضای آنلاین می‌خوانم که بسیار شعرهای خوبی هستند و حیف است نادیده گرفته شوند. این شاعر همچنین به برگزارکنندگان جایزه شاملو پیشنهاد داد در ترکیب هیات داوران از افراد نامرتبط با شعر اجتناب کنند و تنوع نسلی را در میان آن‌ها در نظر بگیرند.   ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 10:29:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283199/ذهن-های-توطئه-اندیش-عمر-جوایز-ادبی-کوتاه-می-کنند «خدای چیزهای کوچک» با مقدمه جان آپدایک منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283187/خدای-چیزهای-کوچک-مقدمه-جان-آپدایک-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آرونداتی روی (1959- هند) نخستین نویسنده‌ زن هندی است که توانست با نخستین رمانش «خدای چیزهای کوچک» در کنار نویسنده‌های بزرگی چون دیکنز، جویس، فاکنر، کُنراد و مارکز قرار بگیرد، و جایزه‌ بوکر، کتاب سال تایم 1997 و دومین رمان بزرگ قرن بیستم به انتخاب خوانندگان گاردین را از آن خود کند؛ رمانی که بلافاصله پس از انتشارش، ‌عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال را از آن خود کرد و به صف کلاسیک‌ها پیوست. به تازگی ترجمه فارسی این رمان با مقدمه‌ جان آپدایک نویسنده آمریکایی و ترجمه سیروس نورآبادی از سوی نشر نقش جهان منتشر شده است. «خدای چیزهای کوچک» داستان خواهر و برادرِ دوقلویی است به ‌نام راحل و استا که مدام در زمان به گذشته (هفت سالگی راحل و استا، 1969) و حال (31 سالگی راحل و استا، 1993) کشیده می‌شوند. آن‌ها عقیده دارند مادرشان با به‌دنیانیاوردن‌شان در اتوبوس، آن‌ها را یک عمر از اتوبوس‌سواری مجانی محروم کرده. آن‌ها همیشه جملات را از آخر به اول و وارونه می‌خوانند. داستان با ورود سوفی‌مول دختردایی دوقولوها، در تعطیلات کریسمس از انگلیس به هند، وارد مرحله‌یی می‌شود که زندگی دوقولوها را برای ابد در بی‌زمانی و بی‌مکانی معلق می‌کند...   در بخشی از رمان می‌خوانیم: حشره‌یی با بدنی پر از پرز و چسبناک به آرامی روی قلب راحل فرود آمد. جایی که حشره پا گذاشته بود فورا بالا آمد و قلنبه شد. شش برآمدگی دانه‌دانه روی قلب بی‌ملاحظه‌ و بی‌فکر او. حالا آمو اندکی کم‌تر دوستش می‌داشت. و به این ترتیب از در بزرگ سینما بیرون رفتند، وارد خیابان شدند و به سمت چپ پیچیدند. تاکسی ایستاد. یک مادر رنجیده، یک راهبه‌ی اسبق، یک فرزند داغ و یک فرزند سرد. شش برآمدگی و یک حشره‌. تاکسی بوی خواب می‌داد. لباس‌های کهنه مچاله شده بود. حوله‌های نمناک. بوی زیر بغل. از ظاهر امر پیدا بود که تاکسی خانه‌ی راننده بود. او در آن زندگی می‌کرد. این تنها جایی بود که راننده می‌توانست بوهایش را روی هم تلنبار کند. تلی از بو. صندلی‌ها انگار شلیک کرده باشندشان. پاره‌پاره بود. تکه‌یی اسفنج زردِ به‌دردنخور و شل و ول، مثل کبدی که یرقان گرفته باشد روی صندلی عقب کشیده شده بود. راننده آدم را به یاد یک جانور جونده‌ی کوچک می‌انداخت. بینی خمیده‌یی مثل بینی رومی‌ها داشت و، سبیلِ لیتل ریچارد. به قدری کوتاه‌قد بود که جاده را از میان فرمان تاکسی می‌دید. از بیرون به نظر می‌آمد که تاکسی مسافر دارد، اما راننده نه. او تاکسی را با سرعت می‌راند. گویی سر جنگ داشت و مثل تیر از میان فضایی خالی پیش می‌رفت و اتومبیل‌های دیگر را مجبور می‌کرد تا از خط خودشان خارج شوند. از خط عابر پیاده شتابان می‌گذشت و بی‌توجه به چراغ قرمز دیوانه‌وار پیش می‌رفت...   «خدای چیزهای کوچک» نوشته‌ آروندای روی با مقدمه‌ جان آپدایک نویسنده شهیر آمریکایی و ترجمه سیروس نورآبادی از سوی نشر نقش جهان منتشر شده است.         ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 09:10:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283187/خدای-چیزهای-کوچک-مقدمه-جان-آپدایک-منتشر موضوع زبان، مشکل همیشگی آثار است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283182/موضوع-زبان-مشکل-همیشگی-آثار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نوزدهم آبان‌ماه، سومین دوره کتاب سال شعر جوان (جایزه قیصر امین‌پور) به همت دفتر شعر جوان در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. همچون دو دوره گذشته از کتاب سال شعر، این دوره نیز با حضور داوران، شاعران و اهالی شعر و ادبیات در سالن استاد جلیل شهناز برگزار شد و هفت مجموعه به عنوان مجموعه‌های برتر چاپ شده در سال 97 از شاعران زیر سی سال انتخاب شدند. از این هفت مجموعه، سه کتاب بدون رتبه، جزو آثار برگزیده و چهار کتاب دیگر شایسته تقدیر شناخته شدند. در این مراسم که اجرای آن را سهیل محمودی بر عهده داشت، اعضای هیئت مدیره دفتر شعر جوان و نیز مدیرعامل خانه هنرمندان ایران -جواد رجبی‌معمار- حضور داشتند. شاعرانی که آثار آنها به مرحله نهایی رسیده بودند، در فواصل برنامه نمونه‌هایی از شعرهای خود را قرائت کردند. محمود شالویی، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور پاسداشت زبان فارسی، نخستین سخنران این مراسم، در ابتدای صحبت‌های خود گفت: از حضور در چنین جمعی بسیار خوشحالم و از اشعاری که شنیدیم، بسیار لذت بردم. شالویی که پیش‌تر رایزن فرهنگی ایران بوده است، ادامه داد: هنگامی که در بلگراد بودم، جوانان زیادی را می‌دیدم که بسیار به شعر و ادبیات ایران علاقه دارند. همین امر باعث شده بود که جلسه هفتگی شعرخوانی داشته باشیم. اشعار قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی از جمله شعرهایی بودند که بسیار مورد توجه این جوانان قرار می‌گرفت. آنها برخی از این اشعار را نه تنها به زبان فارسی می‌خواندند، که بعضی را هم به زبان صربی برمی‌گرداندند و درباره آنها صحبت می‌کردند. همچنین دیوان حافظ را هم به زبان صرب برگرداندیم که با شرح و توضیح و گنجاندن سی اثر از استاد فرشچیان، به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد. او همچنین گفت: هیچ‌کسی نمی‌تواند نقش امین‌پورها و حسینی‌ها و همچنین استادان حاضر را در سرودن چنین اشعاری توسط نسل شاعران جوان انکار کند. شاعرانی که اینچنین در جمع می‌درخشند.   دکترشالویی در پایان سخنان خود بیان کرد: مسئولیتی که ما در حوزه مدیریتی در برابر شعر و ادبیات فارسی داریم، وظیفه‌ای حمایتی است. مسئولیت جدیدی هم که من در وزارت ارشاد دارم، در بحث پاسداشت زبان فارسی است. ما بسیار نیاز داریم که از ادبیات غنی فارسی مواظبت و مراقبت کنیم. شایان ذکر است که دکترمحمود شالویی در سال‌هایی که رایزن فرهنگی ایران بود، در ترجمه ادبیات کلاسیک فارسی و معرفی آن به اروپا بسیار موفق عمل کرده است. در ادامه مراسم، ساعد باقری به عنوان نماینده داوران به بیان موضوعاتی درباره آثار رسیده به دبیرخانه دفتر شعر جوان پرداخت. او با بیان اینکه، جایزه کتاب سال همچون کنگره شعر جوان، امکانی برای رصد اشعار شاعران جوان است، گفت: گمان می‌کنم با گذشت چند دوره دیگر از سری جدید کتاب سال شعر جوان، می‌توانیم به نوعی سیر تحول و تطور شعر جوانان شاعر را ترسیم کنیم. او ادامه داد: تا آنجا که در خاطر دارم، آفتی که در اغلب آثار رسیده برای این جایزه کماکان وجود دارد، مشکل زبان است. معمولا در بیانیه‌های همه دوره‌ها تا اینجا، همواره به این امر اشاره کرده‌ایم. موضوع مشکل زبان، همیشگی است اما از دیگر سو، به تازگی گمان می‌کنم که شعر جوان، آهسته آهسته از هیجانات فاصله می‌گیرد و موج‌زدگی‌ها فروکش کرده‌اند. مدت‌ها بود که در بسیاری از آثار می‌دیدیم که شاعران در اشعار خود، حرفی برای گفتن نداشتند و شعر، نه تنها مخاطب را، که خود صاحب اثر را هم درگیر نمی‌کرد. او درباره برخی از آثار شاعران جوان شرکت‌کننده در این دوره گفت: گاهی نگاه هست، کشف هست اما توجه و مهارت دیدن و تصور کردن از طرف مخاطب یا توجه به نقش بنیادین زبان نیست. این شاعر ادامه داد: بعضی از دوستانی که به مرحله نهایی رسیدند و ما را بسیار امیدوار کردند، عادات ذهنی ما در مواجهه با اشعار دوستان را به هم زدند. مثلا ما عادت داشتیم بیتی در یک رباعی بخوانیم که بسیار خوب سروده شده اما مقدمه‌چینی لازم در بیت اول صورت نگرفته باشد. در اشعار رسیده به دفتر شعر و در برخی از رباعی‌ها، حکمت به چشم می‌خورد. در پایان ساعد باقری شعرهایی از کتاب‌های منتخب را قرائت کرد و به شرح برخی از نکات و نقاط ضعف و قوت آنها پرداخت. پیش از اعطای جوایز، عبدالجبار کاکایی بیانیه دفتر شعر جوان را قرائت  کرد. هفت اثری که از میان چهارده عنوان کتاب شعر به مرحله پایانی رسیدند، عبارتند از: برگزیدگان: ۱. «مؤنث» سروده ساجده جبارپور ۲. «دریاچه را دریا چه می‌فهمد» سروده محمد رهام ۳. «غروب مردمک‌ها» سروده بهمن میلان شایسته تقدیر: ۱. «این هم از این» سروده امیرعلی سلیمانی ۲. «زن پارچه‌ای» سروده نیّر زرین ۳. «زیر انگشت‌های تشریح» سروده رحمت‌الله رسولی‌مقدم ۴. «مویه‌هایی از استراتوسفر» سروده فواد سیاهکالی داوران مرحله اول سومین دوره کتاب سال، راضیه بهرامی و فاطمه سالاروند و در مرحله نهایی، ساعد باقری، محمدرضا محمدی‌نیکو، عبدالرضا موسوی‌طبری و محمد رمضانی‌فرخانی بودند. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 09:06:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283182/موضوع-زبان-مشکل-همیشگی-آثار از ترجمه‌‌ ترکی استانبولی کتاب «آبشوران» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283181/ترجمه-ترکی-استانبولی-کتاب-آبشوران-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) همانطور که پیش از این در این رسانه اعلام شده بود، انتشارات مانُس، «آبشوران» نوشته‌ علی‌اشرف درویشیان را با ترجمه‌ ماکبوله آراس‌عیوضی به تازگی راهی بازار نشر ترکیه کرده است. از این ترجمه در سی‌وهشتمین نمایشگاه کتاب استانبول رونمایی شد. آبشوران مجموعه‌ای‌ است از ۱۲ داستان کوتاه که نخستین بار در سال ۱۳۵۳ منتشر شد. این داستان‌ها با رویکردی واقع‌گرایانه تألیف شده‌اند و درویشیان در این اثر با تمرکز بر زندگی آدم‌های فرودست و حاشیه‌ای اجتماع، نوعی نقد سیاسی-اجتماعی را نیز در پس داستان‌های خود ارائه می‌کند و به زعم بسیاری مهمترین اثر درویشیان است.  ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 08:16:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283181/ترجمه-ترکی-استانبولی-کتاب-آبشوران-رونمایی بسامد بالای تیپ پهلوان‌بانوها در داستان‌های عامیانه ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283092/بسامد-بالای-تیپ-پهلوان-بانوها-داستان-های-عامیانه-ایرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «شهر پریان» نام شهری افسانه‌ای و بدون مرد در قله قاف و در واقع شهری آرمانی برای زنان و مختص آن‌هاست؛ که در افسانه‌های ایرانی به آن پرداخته شده است. به تازگی کتابی با همین عنوان و برگرفته از معنای شهر پریان در افسانه‌های ایرانی، به قلم آمنه ابراهیمی و از طرف نشر گل‌آذین منتشر شده است که در آن به زنان در داستان‌های عامیانه ادبیات فارسی پرداخته است.   آمنه ابراهیمی، عضو هیات علمی رشته تاریخ دانشگاه علامه‌طباطبایی در گفت‌وگو با ایبنا درباره چرایی نگارش «شهر پریان» عنوان کرد: من همیشه علاقه خاصی به روانشناسی داشتم و وقتی که وارد رشته تاریخ شدم، عاشقانه تاریخ را هم دوست داشتم؛ سعی کردم به نوعی از دریچه روانشناسانه تاریخ را بخوانم و از این طریق به دنیای ذهنیت‌ها و آرمان‌های مردم رسیدم. چون در مورد زن‌ها خوب کار نشده یا کم کار شده و اصلا زن‌ها در تاریخ‌نگاری رسمی دیده نشده‌اند؛ تصمیم بر این گرفتم که راجع به ذهنیت آرمانی زنان در تاریخ ایران کار کنم.   او ادامه داد: از آن‌جایی که منابع تاریخ‌نگاری ما هم خیلی داده‌های قابل‌توجهی راجع به زن‌ها، مخصوصا دنیای آرمانی آن‌ها ندارد؛ تمرکز اصلی‌ام را روی منابع داستانی عامیانه گذاشتم. درواقع داستان‌هایی که پدیدآور خاصی ندارند، ولی کاتبانی داشته و دارند و مسلما زن‌ها هم در پردازش این نوع آثار خیلی دخیل بوده‌اند. در واقع کاتبان این داستان‌ها مرد بودند، ولی مسلما زن‌ها هم از پردازندگان آن‌ها بوده‌اند. چون افسانه‌ها از یک منظر مختص زن‌ها است. زن‌ها در طول تاریخ ایران عموما سواد نداشتند و به همین دلیل ادبیات شفاهی را به زن‌ها مرتبط و پدیدآورنده آن را زن‌ها می‌دانند؛ چون مردها در قدیم به نسبت بیشتری از زن‌ها سواددار بودند. یک مورد از این داستان‌ها داستان «اعجوبه و محجوبه» است و حامد سرخسی در قرن هشتم نوشته است. او از مادر خودش صحبت می‌کند، ولی اسم مادرش را نمی‌آورد؛ فقط از او با عنوان «کاتبه سرخسی» یاد می‌کند و توضیح می‌دهد که ایشان برای سلطان وقت چند داستان نوشته بوده است. ما متاسفانه از زن‌ها اطلاعات کمی داریم، ولی همین‌ها ثابت می‌کند که زن‌ها در ادبیات شفاهی نقش بارزی داشتند.   نویسنده کتاب «شهر پریان» درباره روش پژوهش خود در کتاب «شهر پریان» گفت: به لحاظ روش بررسی، روش پدیدارشناسی را انتخاب کردم، چون باید لایه‌های مختلف واقعیت و ذهنیت افراد را در تاریخ کار می‌کردم و از روش پدیدارشناسی هوسرل، پدیدارشناس آلمانی استفاده کردم. بعد از این انتخاب سعی کردم هم کلیت کار و هم جزئیاتی که می‌خواستم به آن بپردازم را با همان روش پدیدارشناسی بررسی کنم؛ که اگر کار را ببینید، متوجه می‌شوید که لایه لایه واقعیت‌ها را کنار زده‌ام، تا به بُن ذهنیت و آرمان‌های زن‌ها رسیده‌ام.  آمنه ابراهیمی از«سمک عیار» در قرن ششم تا «فلک‌نازنامه» در قرن دوازدهم ابراهیمی در پاسخ به اینکه آیا داستان‌های دوره خاصی از تاریخ ادبیات شفاهی را مورد توجه قرار داده یا خیر؛ گفت: از آنجایی که ذهنیت‌ها و آرمان‌ها در زمان مشخصی زاده نشده و به‌نحوی در طول تاریخ زنده بوده و حیات داشته، بنده یک بریده شش قرنی را انتخاب کردم. یعنی از زمانی که داستان‌های عامیانه کتابت شده؛ که اولین داستان در تاریخ ما «سمک عیار» است، بنابراین از «سمک عیار» در قرن ششم شروع کردم و تا «فلک‌ناز نامه» در قرن دوازدهم ادامه پیدا کرده است.       وی درباره ساختار کتاب «شهر پریان» عنوان کرد: در این مجموعه 27 داستان انتخاب و کار شده است. این قرن‌هایی هم که بنده انتخاب کردم، اوج داستان‌سرایی ایرانیان بوده و اوج مصائب و رنج‌هایی است که جامعه ایرانی از بابت هجوم‌های مختلف دچارش شده است. در بخش‌های اول، فواصل تاریخی و اتفاقات مهم تاریخ را که بر جامعه و خصوصا روی زندگی زن‌ها تاثیرگذار بوده را ترسیم کردم و بعد به جایگاه زن‌ها در گفتمان‌های اصلی که در این شش قرن متداول بوده، رسیدم. بعد از این مورد به تیپ‌شناسی زن‌ها رسیدم؛ یعنی تیپ‌هایی که از منظر آرمانی در داخل داستان‌ها شکل گرفتند.   بسامد بالای تیپ پهلوان‌بانوها در داستان‌های عامیانه ایرانی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره اینکه کدام وجه اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی زنان را در داستان‌های مورد پژوهش خود، پررنگ‌تر دیده، عنوان کرد: وقتی که در طول کار تیپ‌شناسی کردم، دیدم مسئله و دغدغه اصلی زنان عشق، رسیدن به مرد دلخواه و به قول امروزی‌ها داشتن یک زندگی رمانتیک است. بعد از این متوجه شدم که تیپ زن پهلوان یا پهلوان‌بانوها بسامد بالایی دارد و در هر دو مورد ما در گفتمان رسمی محدودیت‌هایی برای زن‌ها داشتیم. چون سپهر زنانه و سپهر مردانه به نحوی در تاریخ ایران تحریف شده است. یعنی درواقع مرد باید کار بیرون و زن کار داخل منزل را انجام می‌داده و به نوعی باید سپهر زنانه خودش را نگه می‌داشته است؛ از این بابت باتوجه به اینکه ازدواج‌های اجباری هم در گذشته خیلی بوده و اینکه زن‌ها پوشیده‌روی هم بودند و مرد‌ها نمی‌توانستند روی آن‌ها را ببینند و انتخاب کنند؛ تمام آن چیزی که درباره عشق گفته‌ می‌شود، به نوعی پشت سر گذاشتن همه این شاکله‌های فرهنگی است.   در شهر پریان هم زن‌ها با مقوله عشق مواجه می‌شوند ابراهیمی در پایان ضمن اشاره به عنوان کتاب، درباره چرایی انتخاب این عنوان هم اظهار کرد: شهر پریان یک شهر بدون مرد است، که در قله قاف قرار داشته و در حیطه آرمان‌های زن‌ها مطرح شده است، ولی با وجود این یک مقدار وجهه واقعیت را در این شهر پریان و در دامن آن داستان‌های عامیانه‌ای که عرض کردم، می‌بینیم. در شهر پریان زن‌ها مستقل از مرد‌ها زندگی می‌کردند، اما در این داستان‌ها که سویه واقعیت آن پررنگ‌تر شده و آرمان‌هایی که به زندگی روزمره‌ هم ربط دارد، تصویر شده، می‌بینیم که در همین شهر پریان هم زن‌ها با مقوله عشق مواجه می‌شوند و تشکیل زندگی می‌دهند؛ یعنی هم به نوعی سویه زندگی عادی و روزمره را دارد و هم آن آرمان‌های دور و خارج از دسترس گذشته را.   او ادامه داد: اگر به قله قاف هم از این منظر نگاه کنیم که در بستر فرهنگ عرفانی ما نهایت عشق است، اینجا هم می‌تواند به نحوی نماد دست‌یابی به زنی باشد، که از جهات مختلف آرمانی یا دست‌یافتن به یک زندگی آرمانی و عاشقانه است.   لازم به ذکر است کتاب «شهر پریان» (دنیای آرمانی زنان در تاریخ داستان سرایی ایرانیان قرون ششم تا دوازدهم)، به قلم آمنه ابراهیمی، در 456 صفحه و بهای 79000 تومان از طرف نشر گل‌اذین چاپ و روانه بازار کتاب شده است. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 06:52:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283092/بسامد-بالای-تیپ-پهلوان-بانوها-داستان-های-عامیانه-ایرانی افزایش کمی و افت کیفی دبیران انجمن‌ها از دلایل بی‌رونقی انجمن‌های شعر http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283118/افزایش-کمی-افت-کیفی-دبیران-انجمن-ها-دلایل-بی-رونقی-انجمن-های-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رضا عبداللهی، نخستین آثارش را از اواخر دهه پنجاه شمسی نوشت و با پیروزی انقلاب، به طوری جدی کار ترانه را دنبال کرد و به سرودن غزل و مثنوی پرداخت. بیشتر ترانه‌های او با صدای خوانندگانی همچون زنده‌یادان مازیار و ناصر عبداللهی و نیز خوانندگان دیگری از جمله علیرضا عصار، بیژن خاوری، عباس بهادری، مهرداد کاظمی، محمد گلریز و قاسم افشار خوانده و منتشر شده و آهنگسازانی همچون بابک بیات، حسین واثقی، تورج شعبان‌خانی، فرید شب‌خیز، شادمهر عقیلی، فؤاد حجازی، مهرداد جویباری و حسین بهادری برای این ترانه‌ها آهنگ ساخته‌اند. او بیش از 25 سال مسئول کانون ادبی فرهنگسرای اندیشه بود، جلسه شعری که یکی از شلوغ‌ترین جلسه‌های شعری تهران بود؛ از این رو با او درباره کانون‌های ادبی صحبت کردیم.   رضا عبداللهی با اشاره به شروع فعالیت‌های کانون ادبی فرهنگسرای اندیشه گفت: من از سال 70 با حکم رجبعلی خسرو‌آبادی فعالیت ادبی خودم را شروع کردم؛ کار از خانه فرهنگ در امام زاده یحیی شروع شد و بعد به فرهنگسرای خاوران رسید. ادامه داشت تا اینکه فرهنگسرای اندیشه شروع به فعالیت کرد و تصمیم گرفته شد که آنجا به عنوان فرهنگسرای اصلی باشد؛ بنابراین به آنجا رفتم و حدود 26-27 سال در فرهنگسرای اندیشه جلسه ادبی داشتم؛ جلسه‌ای که در آن بزرگانی مثل حسین منزوی رفت‌و‌آمد داشتند. وی ادامه داد: به دلیل آنکه آن فرهنگسرا به عنوان فرهنگسرای اصلی بود اهالی ادبیاتی که در شهرستان‌ها بودند نیز از این موضوع اطلاع داشتند و برنامه خود در سفر به تهران را طوری تنظیم می‌کردند که وقتی به تهران می‌آیند در جلسه سه‌شنبه‌های اندیشه حضور داشته باشند.   این چهره ادبی با اشاره به سال‌های فعالیتش در نهاد کتابخانه‌های عمومی و راه‌اندازی انجمن‌های ادبی اظهار کرد: ما در آن زمان حدود 500 کانون ادبی راه‌اندازی کردیم. برای مثال در کانون ادبی فرهنگسرای اندیشه کارهایی مثل بزرگداشت‌ها و همایش‌های ادبی برگزار می‌شد و به مناسبت‌های مختلف شب‌های شعری را نیز در این مکان برگزار می‌کردیم. وی افزود: اتفاق جالب و منحصربه‌فردی که در آنجا برگزار می‌شد و من الان می‌خواهم در ارشاد استان تهران انجام دهم، برگزاری نمایشگاه تلفیقی شعر و خط است. در آن سال‌ها این کار با شعر اعضای کانون‌های ادبی بود، نه اینکه شعر شعرای پیشین مثل سعدی و حافظ. من این را باب کردم و این نمایشگاه‌ها خیلی مورد استقبال قرار گرفت و الان هم تصمیم دارم این نمایشگاه را در شهر تهران برگزار کنم.   عبداللهی در توضیح خروجی جلسات شعر فرهنگسرای اندیشه گفت: فرهنگسرای اندیشه مکانی بود که شعرای بسیار قابلی به آنجا می‌آمدند و ترانه‌سراهای بسیار مطرحی کار خود را از آنجا آغاز کردند. ما کارگاه‌های متعددی مثل آشنایی با وزن فارسی، شعر نیمایی و ترانه‌سرایی را در آنجا برگزار کردیم که از دل آن شاعران زیادی بیرون آمد. گزیده اشعار اعضای کانون ادبی نیز در همان سال‌ها تحت عنوان «پیوند اندیشه‌ها»، «پیوند اندیشه‌های2» و «‌فاطمه پیغمبر اندیشه‌ها»منتشر شد. وی ادامه داد: من با پنج نفر این جلسه را شروع کردم و کار به جایی رسید که تصویر جلسه در بوستان اندیشه و از طریق تلویزیون و دوربین مدار بسته برای علاقه‌مندان به شعر و ادب به نمایش گذاشته می‌شد. این جلسه سه‌شنبه‌ها ساعت چهار شروع می‌شد و مردم یکی دو ساعت زودتر از موعد جلسه حضور پیدا می‌کردند تا جلسه شروع شود. این شاعر در پاسخ به این سوال که چرا این روزها جلسات شعر شور گذشته را ندارند و آنقدر تاثیرگذار نیست گفت: یکی از دلایل آن افزایش کمی انجمن‌ها و افت کیفی دبیران انجمن‌هاست؛ چراکه تعداد این انجمن‌ها به قدری زیاد شده که به اشباع رسیده است. از این رو در حال حاضر مشغول آسیب‌شناسی انجمن‌های ادبی هستم و تا به امروز سه میزگرد برگزار کردم. البته آن زمان استقبال جامعه با امروز متفاوت بود و استقبال خوبی از انجمن‌های شعر می‌شد. در آن دوره هر کجایی که توانستم کانون ادبی زدم، حتی کار به گالری‌ها رسید و دیگر صدای همه درآمد.   عبداللهی درباره آفت‌های انجمن‌های ادبی گفت: با توجه به وضعیت کنونی انجمن‌ها به ضرورت آسیب‌شناسی آنها پی بردم و به این منظور در اداره ارشاد استان تهران به تشکیل میزگرد ادبی پرداختم. می‌خواهیم در دل این جلسات مشکلات را شناسایی کنیم؛ چراکه خیلی از این انجمن‌ها در مسیر اشتباه قرار دارند. انجمن مثل یک مدرسه می‌ماند. شما می‌توانید در مدرسه را ببندید؟ انجمن‌های ادبی بسیار زیاد است و مختص به یک جا نیست که ما آن را کنترل کنیم. انجمن‌های ادبی در حال حاضر چندین متولی دارد که باعث پراکندگی در سیاست‌گذاری و هدایت آنها شده است. فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری، کتابخانه ملی، سازمان بسیج و بسیاری از نهادهای دیگر این جلسات را برگزار می‌کنند. من با این جلسات می‌خواهم این فضا را اصلاح کنم. وی در پایان گفت: بسیار علاقه‌مند هستم که جلسات آسیب‌شناسی انجمن‌های ادبی در شهرستان‌ها نیز برگزار شود از این رو قصد دارم تا حداقل یک ماه در میان این جلسه در شهرستان‌ها برگزار شود تا مشکل به شکل اساسی و ریشه‌ای آسیب‌شناسی شود. ]]> ادبيات Tue, 12 Nov 2019 06:07:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283118/افزایش-کمی-افت-کیفی-دبیران-انجمن-ها-دلایل-بی-رونقی-انجمن-های-شعر ​محفل شعر و موسیقی فارسی و ترکمنی با تجلیل از «عبدالجبار کاکایی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283152/محفل-شعر-موسیقی-فارسی-ترکمنی-تجلیل-عبدالجبار-کاکایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این محفل شاعرانه که همزمان با هفته وحدت در استان گلستان ترتیب یافته است، شعرخوانی به زبان فارسی و محلی انجام خواهد شد. علاوه بر جمعی از شاعران دانشجو، مختار رنجیده یامچی و عبدالملک خرمالی، شاعران مدعو محلی هستند که شعرهایی به زبان فارسی و ترکمنی برای حاضران خواهند خواند.  آیین تجلیل از «عبدالجبار کاکایی» شاعر و ترانه‌سرای سرشناس اهل ایلام و مقیم تهران، از بخش‌های اصلی این مراسم است که با سخنرانی و شعرخوانی او همراه خواهد بود. همچنین برگزاری پنل تخصصی با موضوع «ترانه و تلفیق شعر و موسیقی» با حضور کاکایی، بهجت تربتی‌نژاد (عضو هیات علمی دانشگاه) و علیرضا بهرامی، از دیگر بخش‌های این رویداد شعر و موسیقی است که با اجرای گروه موسیقی ترکمن «فراغی» پایان می‌یابد. رویداد چهارم جشنواره ملی شعر دانشجویی، روز سه‌شنبه 21 آبان‌ماه از ساعت 14 در سالن اجتماعات پردیس امام خمینی (ره) دانشگاه فرهنگیان گرگان برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 12:56:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283152/محفل-شعر-موسیقی-فارسی-ترکمنی-تجلیل-عبدالجبار-کاکایی رونمایی از مجموعه‌شعر گلی به گلی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283145/رونمایی-مجموعه-شعر-گلی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این آیین، فرزاد کریمی تحلیلی از محتوای سیاسی‌ ـ اجتماعی شعرهای این مجموعه به دست خواهد داد، نسرین فقیه ملک‌مرزبان درباره‌ سبک شعری بروز گوران سخن خواهد گفت و روژان مظفری نکاتی جامعه‌شناسانه را از این دفتر شعر بررسی خواهد کرد. مهمان ویژه‌ مراسم سیدعلی صالحی، شاعر و مجری برنامه سینا بهمنش هستند. این آیین در تاریخ جمعه، ۲۴ آبان ۱۳۹۸ از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در محل نهاد مردمی سازمان توان‌افزایی سمن‌های شهر تهران واقع در خیابان سمیه، خیابان خاقانی، بعد از کوچه‌ بوربور، روبه‌روی دانشگاه خوارزمی، پلاک ۷۹ برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 11:31:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283145/رونمایی-مجموعه-شعر-گلی علی باباچاهی: نگاهم به فضای مجازی مثل مجله «آدینه» است/ همچنان ایستاده‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283140/علی-باباچاهی-نگاهم-فضای-مجازی-مثل-مجله-آدینه-همچنان-ایستاده-ام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی باباچاهی جزو نخستین شاعران مکتب شعر بوشهر محسوب می‌شود. شاعری که به اندازه کتاب‌های شعرش کتاب‌های تئوری و نظری دارد و این روزها با اینکه کمتر شعر می‌نویسد اما بیشتر از هر زمانی کتاب می‌خواند. او زاده پنجاهمین روز پاییز است و امروز شمع 77 سالگی خود را فوت می‌کند و وارد 78 سالگی می‌شود. در این روز به سراغ او رفتیم تا ببینیم که شاعر تاثیرگذار بوشهری این روزها چگونه روزگار می‌گذراند.   علی باباچاهی در 78 سالگی همچنان شعر می‌نویسد یا دیگر میلی برای شعر نوشتن و کتاب چاپ کردن ندارد؟ کار جدید را باید از آدم‌های جدید بخواهید. اتفاقا چند روز پیش نزد یکی از دوستان بودم و گفتم که مدتی است چیزی ننوشته‌ام که آن دوست در جواب من گفت «تو شعر دنیا را گفته‌ای و دیگر از چه می‌خواهی بنویسی.» این صحبت‌ها من را امیدوار می‌کند. به هر حال آخرین کتابی که از من چاپ شده مربوط به سال 97 است. کتابی که «ژوزف تو مرخصی» نام داشت و از سوی نشر مانیاهنر منتشر شد. زیر عنوان این کتاب یک گیومه باز شده که در آنجا عبارت «کنش امر اجتماعی» ذکر شده است. این عبارت در واقع پاسخی است به افرادی که به شعر شاعرانی مثل من ایراد می‌گیرند و می‌گویند که این‌ شعرها اجتماعی نیستند و شما مسائل اجتماعی را خط زده‌اید. من در این کتاب مقدمه‌ای 33 صفحه‌ای نوشته‌ام و نشان دادم که غیر از این است. البته ما در اینجا با مسائل ایدئولوژیک و مدینه فاضله و وعده‌های رهایی بخش سروکار نداریم بلکه ما مسائل را در زبان به گونه‌ای کتمان، پنهان و در نهایت آشکار می‌کنیم و به نوعی مشاهدات اصل جهان را مد نظر داریم.   کتاب جدیدی در دست انتشار دارید؟ من هیچ کتابی در دست انتشار ندارم.   علت چیست؟ این موضوع یک دلیل روحی روانی دارد و واقعیت این است که در این مقطع خیلی نگران نیستم که چرا نمی‌نویسم. انسان در مقطعی از زمان به خودش می‌گوید که چرا می‌نویسم. حال شما از من سوال می‌کنید که چرا دیگر نمی‌نویسم. به اعتقاد من شاعر متعهد نیست به اینکه تا لحظه‌ای که سنگ گور را روی سرش نگذاشته‌اند، مدام بنویسد. به ویژه من که به لحاظ کمی 23-24 مجموعه شعر منتشر شده دارم و به همین میزان هم کتاب نقد و بررسی چاپ کرده‌ام. البته من این‌ها را می‌گویم که به این شکل به خودم دلداری بدهم. بنابراین اگر امروز چیزی از طرف طبیعت به من مخابره نمی‌شود و من هم نمی‌نویسم، ایرادی ندارد.   شما چندسالی است که بازنشسته شده‌اید. در حال حاضر هم که شعر نمی‌نویسید. پس خود را چگونه سرگرم می‌کنید یا به عبارتی چگونه روزگار سپری می‌کنید؟ من از کلمه سرگرمی اصلا خوشم نمی‌آید. این روزها گشت‌وگذارهایی در همین اقلیم سرزمینم دارم. حقیقت این است که علاوه بر قدم‌ زدن‌های گران‌سالی، سخت مشغول خواندن هستم. در جلساتی هم که دوستان لطف داشته باشند و دعوتم کنند حاضر می‌شوم.   چه کتاب‌هایی بیشتر مطالعه می‌کنید؟ مثل همیشه فلسفه و رمان می‌خوانم. آنقدر کتاب می‌خوانم که گویی فردا پس فردا با آلبر کامو و ژان پل سارتر مسابقه دارم. این روزها تا جایی که چشم‌ها و نفسم یاری کند می‌خوانم. الان علاقه‌ای برای خواندن ادبیات کلاسیک ندارم اما به دوستان جوان توصیه می‌کنم که حتما آثار کلاسیک را بخوانند؛ چراکه اگر امروز و در جوانی این کار را نکنند در پیری باید پیش جوانان بنشینند و بیاموزند. برایم تفاوتی ندارد که کتاب خارجی باشد یا ایرانی اما کتاب‌هایی که بیشتر دم دست دارم، خارجی است.   آخرین کتابی که خواندید چه نام دارد؟ آخرین کتابی که خواندم چاپ هفدهم رمان «مرگ قسطی» اثر لویی فردینان سلین با ترجمه مهدی سحابی است که از سوی نشر مرکز منتشر شده است. این کتاب گرچه دشواری‌های خودش را دارد اما اگر مخاطب دل به خواندن آن بدهد می‌تواند از دشواری‌ها عبور کند و لذت ببرد. آنچه که درباره سلین وجود دارد این است که سلین درباره واقعیت‌های موجود نمی‌نویسد بلکه به گونه‌ای می‌نویسد که واقعیت‌های جدیدی را در ذهن ایجاد می‌کند. به خود من هم خیلی‌ها می‌گویند شعرهایت پیچیده است که من در جواب به آنها می‌گویم که من رونویسی از واقعیت نمی‌کنم. بنابراین سرنوشت دشوارنویسان شبیه به هم است.   در این چند وقت از میان کتاب‌هایی که خواندید با کدام کتاب ارتباط خوبی برقرار کردید؟ کتاب «موزه بی‌گناهان» از اورهان پاموک را پیش از اینکه در ایران چاپ شود، مطالعه کردم که از خواندن آن بسیار لذت بردم. نویسنده‌ای که چند سال پیش برنده جایزه نوبل شد و قلم بسیار شیوایی دارد. بعد از آن به چند کتابفروشی سر زدم اما به نتیجه نرسیدم، بنابراین در سفر به اردبیل به کتابفروشی‌های این شهر سر زدم و کتابی تحت عنوان «استانبول» را از این نویسنده خریداری کردم که آن را دوست داشتم.   علی باباچاهی در 78 سالگی حضور بسیار فعالی در فضای مجازی دارد؛ کمی درباره فعالیت‌هایی که در فضای مجازی دارید، توضیح دهید. برای اینکه ارتباطم با نسل جوان قطع نشود، در فضای مجازی فعال هستم. از طرفی با توجه به اینکه سال‌های سال کارگاه داشته‌ام و شغلم معلمی بوده است از این نوع مشغله‌ها خوشم می‌آید. من دو کانال در تلگرام دارم. برخلاف رویه معمول که فرد از خودش شعر می‌گذارد در این کانال‌ها شعر از دیگران می‌گذارم. درست مثل زمانی که مسئول صفحه شعر مجله «آدینه» بودم. خوشبختانه گاهی بچه‌ها مثل زمان مجله آدینه اعتراض می‌کنند که این شعر ضعیف را چرا منتشر کردی که من خیلی خوشم می‌آید.   پس نگاه شما به تلگرام مثل همان نگاهی است که به مجله «آدینه» داشتید؟ شاید به لحاظ صوری تا حدودی همان باشد اما وقتی عمر آدم می‌گذرد و مسیر نسبتا طولانی را سپری می‌کند طبیعتا در زیست خود تجربه‌هایی می‌آموزد که خود به خود روی انتخاب‌هایش تاثیر می‌گذارد. در مجله «آدینه» همیشه این آمادگی وجود داشت که مجله تعطیل شود که تعطیل هم شد اما اینجا فضا کمی بهتر است. «آدینه» تاثیرگذار بود و شاعران بسیاری در آن مطرح شدند. امیدوارم که شعرها در این فضا هم دیده شوند. علاوه بر این دو کانال، یک کانال دیگر هم وجود دارد که توسط عبدالله سلیمانی، فارغ‌التحصیل مقطع دکتری ادبیات دایر شده و در آن مطالبی که من نوشته‌ام، منتشر می‌شود.   به عنوان آخرین سوال؛ علی باباچاهی در 78 سالگی به دنیا چگونه نگاه می‌کند؟ نگاه خوبی ندارم. البته فکر نمی‌کنم که در گذشته هم نگاه خوبی به دنیا داشته‌ام. الان هم همان‌طور نگاه می‌کنم. این که فکر کنید صبح که بیدار می‌شوم له‌له می‌زنم برای خورشید عالم‌تاب، همچنین چیزی نیست. این هم نه به این دلیل نیست که مرگ در چند فرسخی من است؛ بلکه به نظرم آدم وقتی زیاد زندگی می‌کند، تکرارش هم زیاد می‌شود؛ با این حال این را یک امر مطلق نکنید. شاید این حس زاییده شرایط من، محیط بندر که در آن رشد کردم، اخراج‌های شغلی و فشارهای زندگی باشد. با همه این تفاسیر من همچنان ایستاده‌ام. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 11:08:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283140/علی-باباچاهی-نگاهم-فضای-مجازی-مثل-مجله-آدینه-همچنان-ایستاده-ام «رسوايي قرن و دیگر نوشته‌های مطبوعاتی» مارکز منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283142/رسوايي-قرن-دیگر-نوشته-های-مطبوعاتی-مارکز-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این کتاب شامل ۴۲ نوشته‌ مطبوعاتی گابريل گارسيا ماركز است كه بين سال‌هاي دهه‌ ۵۰ تا ۸۰ ميلادي در نشريات مختلف به چاپ رسانده.   از دل اين یادداشت‌ها و گاهي تك‌نگاري‌ها مي‌توان پشت صحنه‌ رمان‌هاي مشهور او را تماشا كرد. اينكه كدام اتفاق و دغدغه‌ روزمره زمينه‌ساز خلق «صد سال تنهايي»، «پاييز پدرسالار» و... شده است. يادداشت‌هاي مطبوعاتي ماركز دست و دل او را براي خلق شاهكارهايش گرم مي‌كرده‌اند. با اين حال، خود آنها هيچ كم از داستان‌هاي درخشانش ندارند و به خوبي گواهي مي‌دهند كه چرا ماركز يكي از غول‌هاي جاودان ادبيات دنياست و چرا هماي نوبل ادبيات بر شانه‌هايش نشسته است.  درباره اهميت كتاب «رسوايي قرن» همين بس كه خود ماركز گفته است: «نه دلم مي‌خواهد مرا با صدسال تنهايي به ياد بياورند، نه با جايزه‌ي نوبل. دوست دارم با نوشته‌هاي مطبوعاتي‌ام از من ياد كنند.» او در جايي ديگر هم عنوان كرده است: «من اساسا يك روزنامه‌نگارم. سراسر زندگي‌ام هم روزنامه‌نگار بوده‌ام. آثارم، كتاب‌هاي يك روزنامه‌نگار است. حتي اگر در آنها به‌وضوح اين موضوع ديده نشود.» كتاب «رسوايي قرن» در ۲۸۰ صفحه و با بهای ۴۵هزار تومان از سوی نشر خزه به بازار کتاب راه یافته است. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 10:43:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283142/رسوايي-قرن-دیگر-نوشته-های-مطبوعاتی-مارکز-منتشر ​تجلیل از قاسمعلی فراست در سومین روز هفته کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283139/تجلیل-قاسمعلی-فراست-سومین-روز-هفته-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری بیست و هفتیمن هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، مراسم بزرگداشت قاسمعلی فراست روز شنبه (25 آبان ماه) در سرای اهل قلم برگزار می‌شود و در آن مصطفی رحماندوست، رضا امیرخانی، مجید قیصری، قاسمعلی فراست و نیکنام حسینی‌پور سخنرانی خواهند کرد. قاسمعلی فراست متولد 1338 و دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. فراست از سال 1356 به طور جدی داستان‌نویسی را آغاز کرد. او یکی از نویسندگان پیشگام در حوزه داستان‌نویسی دفاع مقدس است و مهم‌ترین اثر او به نام «نخل‌های بی سر» تاکنون بارها تجدید چاپ شده است. بر اساس این گزارش، موسسه خانه کتاب در سلسله برنامه‌های «عصر کتاب» با هدف گرامی‌داشت پیشکسوتان عرصه کتاب و پژوهش در 20 دوره عصر کتاب و سه دوره عصر کتاب استانی در راستای تحقق شعار «ایران فقط تهران نیست» از افرادی همچون جمال میرصادقی، زهره زرشناس، آذرتاش آذرنوش، ضیا موحد، سیداحمد وکیلیان، زنده‌یاد اسمعیل دمیرچی، محمدعلی مهدوی امیری، زنده‌یاد غلامحسین صدری افشار، عبدالله کوثری، الریش مارزلف، نوش‌آفرین انصاری، منصوره اتحادیه، علی صدرایی خویی، جواد صفی‌نژاد، ولی‌الله محرابی، مهدی حجوانی، محمد زهرایی، حجت الاسلام والمسلمین حسین واثقی، اسفندیار آهنجیده، مرید محمدی، علیرحم شایان، محمودرضا اکرامی فر، داراب بدخشان و احمد عضدی تجلیل کرده است. بیست و هفتمین دوره هفته‌ کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار «حال خوش خواندن» از تاریخ 23 تا 30 آبان ماه در سراسر کشور برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 10:33:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283139/تجلیل-قاسمعلی-فراست-سومین-روز-هفته-کتاب بزرگداشت حافظ شیرازی در اراک و یزد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283136/بزرگداشت-حافظ-شیرازی-اراک-یزد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو-ایران، در راستای ترویج و گسترش آموزه‌ها و دستاوردهای مشاهیر بزرگ ایران زمین و با رویکرد توسعه گردشگری ادبی_ فرهنگی، مراسم نکوداشت لسان الغیب حافظ شیرازی، ۲۲ و ۲۳ آبان با مشارکت کمیسیون ملی یونسکو_ایران در شهرهای اراک و یزد برگزار می‌شود. براساس این گزارش آئین بزرگداشت حضرت حافظ در اراک با عنوان «جناب عشق» با سخنرانی عبدالمهدی مستکین، مدیر گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو_ ایران و رییس انجمن دوستداران حافظ تهران برگزار می‌شود.     این برنامه که با شعرخوانی و اجرای موسیقی همراه است، ساعت 16 روز چهارشنبه (22 آبان‌ماه) در مجتمع فرهنگی هنری آفتاب شهر اراک برگزار خواهد شد. آئین بزرگداشت حافظ در یزد هم ساعت 18 روز پنج‌شنبه (23 آبان‌ماه) با سخنرانی مصطفی ملکیان، اصغر دادبه و عبدالمهدی مستکین، در دانشکده حضرت رقیه (س)ف واقع در فلکه دوم ازادشهر یزد برگزار می‌شود.     لازم به ذکر است که انجمن دوستداران حافظ در طول ۱۵ سال که از تاسیس آن می‌گذرد، طی سال‌های اخیر برنامه‌های گسترده و موثری را با رویکرد حفاظت و پاسداری از هویت ملی و فرهنگی، ترویج آموزه‌های مشاهیر جهانی ایران و آشناسازی خانواده‌ها، به‌ویژه نوجوانان و جوانان و دانشگاهیان با عناصر هویت‌ساز فرهنگی، در عرصه ملی و بین المللی برگزار کرده است. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 09:54:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283136/بزرگداشت-حافظ-شیرازی-اراک-یزد دم‌شناس: استعاره‌هایی در این کتاب آن را به شعر عطار پیوند می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283122/دم-شناس-استعاره-هایی-این-کتاب-شعر-عطار-پیوند-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ابراهیم دم‌شناس، رمان‌نویس و منتقد ادبی عنوان کرد: «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» مجموعه داستانی است که یک‌سری وضعیت‌ها، تصاویر و استعاره‌ها دارد، که یک پیوستگی را نشان می‌دهد. همچنین نشانه‌هایی از یک سیر و سلوک در آن وجود دارد، که یک وجه آن شخصی و یک وجه آن ریشه در سنتی دارد که ما در ادبیات کلاسیک خود داشته‌ایم و  تصویرهای این سیر و سلوک، مکرر در جاهای مختلف داستان‌های این مجموعه تکرار می‌شود. دمشناس این صحبت‌ها را در نشست نقد و بررسی مجموعه داستان کوتاه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» مطرح کرد که با حضور او، رضا فکری، شهلا آبنوس(به عنوان دبیر جلسه) و میترا معینی (نویسنده کتاب) و با همکاری انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران، بعدازظهر یکشنبه (۱۹ آبان‌ماه) در سرای اهل قلم برگزار شد.    ابراهیم دم‌شناس‌ در ادامه صحبت‌هایش عنوان کرد: این مجموعه داستان، برخلاف شکل غالب که در فضای شهری می‌گذرد، از خروج از شهر شروع می‌شود. مثلا در داستان اول از شیراز بیرون می‌آییم و در داستان‌های دیگر هم باز به همین شکل به دل طبیعتی می‌رویم، که در آنجا با کسی مواجه نمی‌شویم. عنوان کتاب هم یک نوع گویایی در رابطه با این وضعیت دارد. یعنی بیرون رفتن از یک جماعت انسانی و انبوه و پیوستن به طبیعت که در همه داستان‌ها مکرر می‌بینیم.   عنوان کتاب نوعی گفت‌وگو با طبیعت است نویسنده «آتش زندان» اضافه کرد: خود عنوان داستان یک گفت‌وگو با طبیعت است. خیلی جاها داستان‌ها به این سمت می‌رود که این گفت‌وگو یک‌طرفه می‌شود، در واقع یک گفت‌وگوی تنهایی یا واگویه یا گفت‌وگو با طبیعت و اشخاص غایب است.     دم‌شناس در بخش دیگر سخنان خود عنوان کرد: با اینکه داستان فضاهای معاصری دارد و خیلی امروزی است، ولی مرتب استعاره‌هایی به کار می‌گیرد، که ما را به یک روایت دیگر پیوند می‌دهد؛ مانند اشاره به فراق و وصال؛ یعنی داستان از یک فراق شروع می‌شود و در نهایت، در داستان آخر به یک وصال ختم می‌شود. همچنین در داستان‌های مختلف این مجموعه، اشاراتی به حافظ، محل چله‌نشینی او و اشاراتی به حلاج است، که مجموعه را سوای تک داستان یا مجموعه بودن داستان‌ها، به سمت یک روایت واحد می‌برد.   مسئله مرگ و زندگی در «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» وی در ادامه به صورت موردی به داستان «دشت خاموش» از مجموعه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» پرداخت و گفت: داستان «دشت خاموش»، گشت و گذار دو دلداده است، که از شهر بیرون می‌روند و در مناطق حومه شیراز گردش می‌کنند؛ که در ادامه مرد فاش می‌کند قرار است بمیرد و در موقعیتی است که در یک فرصت تنگ، مرگ دنبال او است. همین‌طور زن داستان هم از مادرش وداع می‌کند. بنابراین این گشت و گذار یک توجهی هم به موضوع مرگ دارد‌. در واقع مسئله مرگ و زندگی و اندیشیدن به مرگ، در همه داستان‌های این مجموعه به شکل‌های مختلف تکرار می‌شود.   نویسنده «نامه نانوشته» در ادامه گفت: داستان‌های مجموعه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» داستان‌هایی است که روابط آن‌ها بر اساس منطق درونی خود آن داستان‌ها است و نویسنده در هر داستان قصه‌ای را برای ما روایت می‌کند؛ ولی جاهایی هم هست که از این وضعیت سمت و سوی دیگری نشان می‌دهد، که می‌گوید یک روایت دیگر هم می‌توان از داستان‌ها دست داد. توجه من هم روی روایت دوم است، که پشت روایت اول قرار می‌گیرد.   پیوند داستان «دشت خاموش» با شعر عطار او در ادامه صحبت خود درباره داستان «دشت خاموش» اظهار کرد: «دشت خاموش» گزارش یک سیر و سفر از صبح تا بعد از ظهر است، که برخلاف داستان‌های دیگر این مجموعه وجه و حافظه تاریخی و اشارات به داستان‌ها و روایت‌های دیگر را دارد. از این لحاظ با یک سنتی از ادبیات ایران پیوند می‌خورد که ما در داستان‌های متنوعی در تاریخ ایران با آن روبه‌رو هستیم. استعاره‌هایی که ما در شخصیت‌های داستان تحت عنوان «نگار نامسلمان» یا «کافر» می‌بینیم، یک چهره از معشوق هستند که این روایت‌ها را در شعر عطار و داستان شیخ صنعان و روایتی که شاعرانی چون حافظ از این داستان دارند، تا شاعران محلی مثل فایز دشتستانی می‌بینیم. تا حتی در داستان‌های ما، از «بوف کور» گرفته تا داستانی از گلشیری و رمانی از ابوتراب خسروی، ما این معشوق نامسلمان را می‌بینیم و مکرر در داستان‌های ما تکرار شده است؛ که «دشت خاموش» را از این لحاظ هم می‌توان بررسی کرد.     او ادامه داد: در این داستان به نظر می‌رسد که نویسنده این رابطه عاشقانه را معکوس کرده و یک پارادایم از روایت‌های پیشین دست داده است. اینجا معشوق مسلمان است، هرچند که مسلمان بودن او تصریح نمی‌شود.   دم‌شناس ضمن اشاره به سویه‌های مذهبی و عرفانی داستان «دشت خاموش» گفت: جغرافیایی که داستان در آن روایت می‌شود، از جغرافیای تاریخی که ما امروز در نقشه داریم فراتر می‌رود. همچنین روایتی که ما در داستان‌های عشقی داریم، معمولا روایت‌های مردانه هستند و کمتر روایت را به زن واگذار می‌کنند؛ ولی در این داستان راوی زن است. البته هر چه در داستان پیش می‌رویم، تغییراتی در روایت پیش می‌آید، که روایت زن به سمتی مانند سکوت می‌رود، و می‌توان گفت طرف دیگری رشته سخن را به دست می‌گیرد و او را به موضع سکوت می‌برد. البته چون لازمه روایت کردن دانستن است؛ بنابراین این حرکت و راندن به سمت سکوت، خیلی جاها تحت دوگانه دانستن و ندانستن است.   دم‌شناس در پایان گفت: رابطه زن و مرد داستان «دشت خاموش» در آغاز یک رابطه استاد و شاگردی بوده و بر اساس همان رابطه شاگرد_ استادی است که روایت به زن منتقل می‌شود؛ در واقع استاد به شاگردش اجازه روایت می‌دهد؛ ولی این اجازه در جاهایی مشروط است و در ادامه شک در دانستن راوی زن، روایت را مردانه می‌کند؛ که این تغییر راوی را در نقاط مختلف داستان شاهد هستیم.   زبان نویسنده «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» رمانتیک است رضا فکری، نویسنده و منتقد دیگر سخنران این نشست بود که در شروع صحبت‌های خود گفت: با چند سرفصل می‌توان به مجموعه داستان «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» وارد شد. زبان اولین چیزی است که در هر متن داستانی نظر مخاطب را جذب می‌کند و معنا بر آن سوار است. زبان یک وجه آرکائیک دارد که ریشه در ادبیات کهن دارد و نمونه افراطی آن را در «معصوم پنجم» گلشیری می‌بینیم؛ یا اینکه بر پایه ادبیات فولکلور بوده و این دو زبان را مقداری فراتر از آنچه که مخاطب توقع داشت، ارتقا می‌داد. اما مواجهه نویسنده این کتاب، بیشتر بر پایه مدل رمانتیک است؛ یعنی یک شاعرانگی به زبان داده، که علاوه بر این که از آن فرهنگ عامه چیزهایی به دست می‌آوریم و در واقع زبان یک وجه مطالعات فرهنگی دارد؛ یک وجه زیبایی‌شناسی هم دارد.   او ادامه داد: این شاعرانگی چیزی است که معمولا کسانی که وارد حوزه داستان‌نویسی می‌شوند، به شدت از آن منع می‌شوند و گفته می‌شود که زبان شما باید وجه افتراقی بین شعر و داستان داشته باشد؛ یعنی هرچه شاعرانگی پررنگ‌تر شود، به نوعی اثر متعلق به دوره رمانتیست‌ها، در اوایل قرن نوزدهم می‌شود. داستان‌های معینی در این مجموعه، خیلی روی زبان کارکرد شاعرانه دارد. وقتی هم که وارد فضای شاعرانه می‌شویم، قاعدتا باید از صنعت‌های ادبی مثل سجع، قافیه، واژگان موزون و این قبیل موارد استفاده کنیم؛ یا اینکه از حواس به شکلی که خود شاعر ها استفاده می‌کنند، بهره ببریم. مثل ترکیب «خبر تلخ» که قضاوت ایجاد می‌کند و این قضاوت را به کرات در داستان‌های معینی می‌بینیم؛ که مطمئنا به آن وجه عاطفی که مدنظر اوست، متصل است.     اقلیت‌های ناشناخته در «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» فکری در ادامه به وجه اقلیمی در داستان‌های مجموعه داستان «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» اشاره کرد و گفت: در داستان‌های این مجموعه با اقلیم‌هایی سروکار داریم، که تقریبا برای ما ناشناخته هستند. مدلی که نویسنده از اقلیم استفاده می‌کند، خیلی مستعد این است که فضای داستان به سمت داستان‌های فراواقعی برود، یا اینکه یک وجه وهمی به آن داده شود؛ اما در حقیقت داستان‌ها خیلی بر مبنای رئالیسم پیش می‌رود و هیچ وجه وهمی در آن وجود ندارد.    ارادت به طبیعت از وجوه برجسته این مجموعه داستان است نویسنده رمان «ما جای بدی ایستاده بودیم» ارادت به طبیعت را از وجوه برجسته داستان‌های مجموعه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» خواند و افزود: طبیعت در داستان‌ها بسیار برجسته است و آدم‌ها و شخصیت‌هایی که در داستان‌ها داریم، به شدت به طبیعت و وجود آن علاقه‌مند هستند و توصیف طبیعت بسیار است. حتی در داستانی که اسم کتاب هم از آن گرفته شده، طبیعت واجد جان هم می‌شود، به آن معنی که انگار روح در آن حلول می‌کند؛ که این فقط مختص نویسنده نیست، بلکه دین‌ها و آئین‌هایی به قدمت تاریخ داریم، که در آن پرستش‌ها بر همین مبنا بوده است. یعنی اشیا یا طبیعت دارای روح فرض می‌شده و گاه مورد پرستش هم قرار می‌گرفته است.   او ادامه داد: طبیعت برای راوی نوعی مامن است، که از فرط تنهایی به آن روی آورده و شروع به صحبت کردن با وجوه طبیعت می‌کند؛ که این در داستان ما مسبوق به سابقه است و مثلا در داستان‌های بیژن نجدی، مخصوصا در مجموعه «یوزپلنگ‌هایی که با من دویده‌اند»، این نوع برخورد با اشیا و طبیعت را می‌بینیم.   شباهت «آقای چنار با من از ادواج می‌کنی؟» با شعر سهراب سپهری فکری در ادامه گفت این وضعیت ارتباط با طبیعی در داستان‌های مجموعه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» به نوعی به عرفان شرقی هم پهلو می‌زند شبیه همان چیزی که سهراب سپهری در شعرهایش اشاره می‌کند. یعنی شما همه اجزای طبیعت را دارای روح و ارزش می‌بینید و هیچ کدام هم بر دیگری برتری ندارد. علاوه بر این معمولا راوی‌های داستان‌هایی که در جنوب اتفاق می‌افتند خیلی به طبیعت ارادت دارند و با دیدن مختصر سبزه و زیبایی آن را تشبیه می‌کنند.   نویسنده مجموعه داستان «چیزی را به هم نریز» وارد شدن به سفر را از نکات دیگر داستان‌های مجموعه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» خواند و اضافه کرد: در این داستان‌ها وارد راهی می‌شوید که وجه معرفتی دارد و در طول آن خود را پیدا می‌کنید. سفر در این داستان‌ها به معنای معمول آن نیست، بلکه به معنای جست‌وجو است و در آن جست‌وجویی را آغاز می‌کنید، که وجهه خود‌شناسانه دارد و در انتها شما با انسان ابتدای راه یکی نیستید، یا چیزهایی یافتید، که در ابتدای راه نداشته‌اید.   وی افزود: سخصیت‌های داستان‌های این مجموعه گذشته‌گرا هستند، که بر خلاف معمول که گذشته‌ها معمولا تلخ هستند؛ گذشته‌ این آدم‌ها خیلی شیرین است و با گذشته به شکل خیلی نوستالژیکی برخورد می‌کند. در واقع گذشته یک هویت امروزی برای شخصیت‌های داستان‌ها درست می‌کند که از قضا هویت یا زیست بدی نیست؛ یعنی گذشته آن‌ها به زیست کنونی نابهنجاری نینجامیده است.       مرگ‌اندیشی در «آقای چنار با من ازدواج میکنی؟» زیاد است فکری در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: شخصیت‌های داستان‌های مجموعه «آقای چنار با من ازدواج میکنی؟» خیلی مرگ‌اندیش و به دنبال آینده و دنیای پس از مرگ هستند. بنابراین می‌توان گفت مطلقا دیدگاه نیهلیستی ندارند و درون‌گرا نیستند. به همین دلیل هم دنبال مکان‌هایی برای آرامگاه خود هستند، که به نوعی قدسیتی داشته باشند. در واقع یک جور مرگ زیبا را طلب می‌کنند و می‌خواهند مرگ خوبی داشته باشند؛ چون مرگ هم بخشی از طبیعت است. در واقع همه آن‌ها تن به همان چیزی می‌دهند که طبیعت برای آن‌ها درنظر گرفته است، که بیماری و مرگ هم جزو آن است.   وی در پایان گفت: در نهایت انگار تنهایی‌ها، و بیماری‌ها، حسرت‌ها و فقدان‌هایی که اشخاص این داستان‌ها درگیر آن هستند، یک راه حل بیشتر ندارد و آن هم پناه آوردن به طبیعت است. یعنی تنها مامنی که برای گریز از این شرایط پیدا می‌کنند، پناه بردن به همان طبیعت است. شاید به گذشته برمی‌گشتم، کتاب را طور دیگری می‌نوشتم در پایان نشست هم میترا معینی، نویسنده کتاب ضمن تشکر از منتقدین اثر گفت: در این جلسه به وجوهی از داستان‌های مجموعه «آقای چنار با من ازدواج میکنی؟» اشاره شد که شاید خودم به این دقت به آن‌ها توجه نداشتم. در هر صورت من دیگر از این کتاب عبور کرده‌ام و روی کارهای بعدی‌ام متمرکز شده‌ام؛ اما شاید اگر به گذشته برمی‌گشتم، این کتاب را طور دیگری می‌نوشتم. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 09:05:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283122/دم-شناس-استعاره-هایی-این-کتاب-شعر-عطار-پیوند-می-دهد اعلام نامزدهای بخش نقد ادبی جایزه جلال آل‌احمد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283127/اعلام-نامزدهای-بخش-نقد-ادبی-جایزه-جلال-آل-احمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هیئت داوران بخش نقد ادبی دوازدهمین دوره‌ جایزه‌ ادبی جلال آل‌احمد، اسامی شش نامزد راه‌یافته به مرحله نهایی این بخش را اعلام کرد. اسامی نامزدها به ترتیب الفبا به شرح زیر است: «بومی‌سازی رئاليسم جادويی در ايران» به قلم محمد حنيف و محسن حنيف از انتشارات علمی فرهنگی «تحليل سوژه در ادبيات داستانی فرامدرن» به قلم فرزاد كريمی از انتشارات روزنه «درباره مانايی و ميرايی» به قلم احمد شاكری از انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی «دوره‌بندی در تاريخ ادبی» به قلم ناصرقلی سارلی از نشرخاموش «رمان اسطوره‌ای، نقد و تحلیل جریان اسطوره‌گرایی در رمان فارسی» به قلم سیدعلی قاسم‌زاده و سعید بزرگ بیگدلی از نشر چشمه «نظريه و نقد ادبی درسنامه ميان رشته‌ای» به قلم حسین پاينده از انتشارات سمت   این پنج اثر به داوری مریم حسینی، محمدرضا سنگری و ابوالفضل حری به مرحله نهایی داوری دوازدهمین دوره‌ جایزه‌ ادبی جلال آل‌احمد راه پیدا کرده‌اند. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 08:39:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283127/اعلام-نامزدهای-بخش-نقد-ادبی-جایزه-جلال-آل-احمد «یک روز سر فرصت» در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283058/یک-روز-سر-فرصت-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «یک روز سر فرصت» سومین کتاب داستانی مهین بنی‌طالبی دهکردی، داستان‌نویس شهرکردی، است که بعد از «قاش»، «غربتی» و «از وقتی گم شد» منتشر شده است. او داستان را چند سال پیش نوشته و پاییز سال ۹۷ آن را بازنویسی کرده و از سوی نشر پوینده راهی کتابفروشی‌ها شده است.   داستان این کتاب در شهرکرد یعنی زادگاه نویسنده می‌گذرد. داستان زنی به نام طلعت که از زبان مادربزرگ زیور برای نوه‌اش روایت می‌شود. نوه‌ای که از کودکی در دامان مادربزرگ قد کشیده و عاشق قصه‌های اوست. اما مادربزرگ همیشه از گفتن قصه طلعت سر باز می‌زند و می‌گوید که قصه‌ای طولانی و کسل کننده دارد، اما دخترک بی‌صبرانه تشنه شنیدن این قصه است که در سال‌های قبل از 1300 هجری شمسی در شهرکرد اتفاق افتاده است.   مادربزرگ قصه طلعت را این‌گونه آغاز می‌کند: «ما خانواده فقیر و عیالواری بودیم. پدرم مقنی بود. چاه می‌کند. بیشتر عمرش را زیر زمین گذراند. گاهی اتفاق می‌افتاد که ته چاه دم می‌گرفتش. بالایش می‌کشیدند. بی‌حال می‌شد و روی دست می‌آوردندش خانه. دو سه روزی طول می‌کشید تا حالش خوب می‌شد و دوباره می‌رفت سر کار. چه کار می‌توانست بکند؟ کار دیگری بلد نبود. مادرم می‌گفت: «چاه‌کن همیشه ته چاهه. آخرش یه روز همون‌جا می‌میری.» پدرم ته چاه نمرد اما یک روز که برای لایروبی قنات روستا رفته بودند سقف قنات ریزش کرد و پدرم با دو نفر دیگر مردند. وضع ما که بد بود، با مردن او بدتر هم شد. سه روز طول کشید تا از شهر بولدوزر آوردند و جسدهاشان را بیرون کشیدند.»   پیش از شروع متن داستان، این جمله از توماس کارلایل فیلسوف انگلیسی، ابتدای کتاب درج شده است: «کار اصلی ما این نیست که ببینیم آن دورها چه چیز مبهمی به چشم ما می‌خورد، بلکه وظیفه داریم ببینیم آنچه واضح و در دسترس ماست چیست.»   نشر پوینده، کتاب «یک روز سر فرصت»  را در قالب ۱۱۸ صفحه، با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸هزار تومان منتشر کرده است.   ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 06:31:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283058/یک-روز-سر-فرصت-کتابفروشی-ها با فشار ساواک از ایران فرار کردم/ اجازه نداشتیم عاشقانه بنویسیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283035/فشار-ساواک-ایران-فرار-کردم-اجازه-نداشتیم-عاشقانه-بنویسیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بوشهر سرزمین شعر و داستان یا به عبارت بهتر سرزمین ادبیات است. اگر بخواهیم به سراغ نویسندگان و شاعران بوشهری برویم ساعت‌ها و حتی روزها می‌توان درباره مشاهیر این شهر صحبت کرد. با همه این تفاسیر این روزها کمتر از شاعران و نویسندگان جوان بوشهری می‌شنویم و شاید همین موضوع باعث شده تا ابوالقاسم ایرانی، شاعر نسل اول مکتب شعر بوشهر به سراغ شاعران سپیدسرای این شهرستان برود و مجموعه‌ای تحت عنوان «سپیدی‌های دریای جنوب» را از سوی انتشارات بیدگل منتشر کند. بدون شک ابوالقاسم ایرانی و علی باباچاهی تنها بازماندگان نسل اول سپیدسرایان بوشهر هستند که توانسته‌اند هنوز نام خود را زنده نگه دارند. این در حالی است که ایرانی در همه سال‌های فعالیت‌اش تنها یک کتاب منتشر کرده است. از این رو به سراغ این شاعر پیشکسوت رفتیم و با او درباره شعر بوشهر و آثار خودش صحبت کردیم.   ابوالقاسم ایرانی در تمام سال‌های فعالیت‌اش علاقه چندانی به کتاب چاپ کردن نداشته است و با وجود همه امکاناتی که در اختیار داشته تنها یک بار اقدام به چاپ کتاب کرده، با این حال این روزها در تلاش است تا گزیده‌ای از شاعران سپیدسرای ایران منتشر کند. چه شد که به سراغ جمع‌آوری و انتشار این کتاب رفتید؟ نمی‌دانم که چه علتی دارد و دلیلش چیست، اما بوشهر اقلیم شعر و ادبیات است؛ با این حال متاسفانه هیچ‌ کدام از این‌ بچه‌ها به جایی نرسیده‌اند. ما همین چند ماه پیش حسین جلال‌پور را از دست دادیم که با وجود طی کردن مدارج علمی عالی و توانایی بالا در خلق اثر خودش را وقف گناوه و بوشهر کرده بود و شاید آن‌طور که باید و شاید دیده نشد و به حق خودش نرسید. متاسفانه از شاعران شهرستانی حمایت نمی‌شود و حتی شرایطی مهیا نیست تا این افراد از طریق رسانه‌ها به اهالی ادبیات معرفی شوند. قصد من از آماده‌سازی این کتاب این بود تا این شاعران بااستعداد را به واسطه رسانه‌ها به جامعه معرفی کنم. من این افراد را غربال کرده‌ام و نتیجه این شد که آثار 72 شاعر سپیدسرای بوشهری در این کتاب آمده است.   بوشهر شاعران کلاسیک خوبی هم دارد؛ چرا از آنها شعری نیاورده‌اید؟ مجال این کار در این اثر نبود. البته این بدین معنا نیست که بوشهر تنها شاعران سپیدسرای خوبی دارد و باید توجه داشته باشید که ما در بوشهر شاعران بسیار توانمندی داریم که شعر نیمایی یا کلاسیک می‌سرایند که آن هم مجال متفاوتی می‌خواهد تا در اثری دیگر به معرفی آنها بپردازیم.  ایرج زبردست، دوست عزیز و نازنین من است اما در همین بوشهر شاعرانی داریم که رباعیات آنها با آثار ایرج زبردست برابری می‌کند یا شاعرانی را می‌شناسم که غزل‌هایشان با غزل‌های دوست 50 ساله خودم، محمدعلی بهمنی برابری می‌کند.     خود شما هم شعر را با غزل شروع کردید؛ درست است؟ من در ابتدا غزل می‌گفتم. 15 سالم که بود شعر برای مجلات تهران می‌فرستادم و مجلاتی مانند «آسیای جوان» و «سپید و سیاه» غزل‌های من را چاپ می‌کردند. البته بعدها بودن آتشی و نعمت‌زاده در بوشهر سبب شد که به نیما و شعر نو معطوف شوم. با راهنمایی‌های این دو استاد احساس کردم که در شعر سپید بهتر می‌توانم حرف بزنم و به همین دلیل به سمت این شعر رفتم.   شما در سال‌های جوانی در مطبوعات پایتخت حضوری فعال داشتید. آیا در آن دوره هم چنین نگاهی به شاعران شهرستانی داشتید؟ همیشه همین طور بوده است. زمانی که در تهران دانشجو بودم، چند روزنامه و مجله ادبی را دنبال می‌کردم و از این رو وقتی به بوشهر می‌آمدم شعر و داستان‌های بچه‌ها را می‌گرفتم و در تهران چاپ می‌کردم تا این استعدادهایی که به امکانات دسترسی ندارند، بتوانند دیده شوند. با این حال برخی تنگ‌نظری‌ها اجازه نداد تا بچه‌های آن دوره دیده‌ شوند. بچه‌های امروز بوشهر هم چنین وضعیتی دارند.   ملاک برای انتخاب این شاعران چه بوده است؟ من در وهله اول به سراغ شاعرانی رفتم که آثار قابل قبولی سروده‌اند؛ اما دیده نشده‌اند. در این کتاب به هر شاعر سه صفحه اختصاص داده‌ام و گاهی در این سه صفحه سه شعر کوتاه و گاه یک یا دو شعر بلند آمده است.   به نظر می‌رسد با چاپ این مجموعه می‌خواهید بگویید که مکتب شعر بوشهر همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌دهد؛ آیا واقعیت هم همین است؟ قطعا چنین است. شروع کار شعر نیمایی در بوشهر با محمدرضا نعمتی‌زاده بود و بعد از او آتشی آمد. بعد از نعمتی‌زاده و آتشی ما عبدالرحمان کریمی، عبدالمجید زنگویی، جعفر حمیدی، پرویز پروین، محمد آذری، محمد بیابانی، علی باباچاهی، عبدالباقی دشتی‌نژاد، من و چند نفر دیگر را داشتیم. بعد به دلیل انقلاب و جنگ وقفه‌ای پیش آمد که طبیعی هم بود؛ اما بعدها بچه‌ها دوباره کار را دنبال کردند و ما شاهد نام‌هایی مثل پیمان ریشهری‌زاده، محسن موسوی، مسیر سعید مهیمنی، احمد فریدمند، علی قنبری و مانا آقایی بودیم که مسیر را ادامه دادند و امروز نیز مسیر شعر بوشهر به دست شاعران جوانی مثل روجا چمنکار، زری شاه‌حسینی و آیدا عمیدی رسیده‌ است.   آیا تاسیس روزنامه «صدای بوشهر»‌ در روزهای ابتدای انقلاب هم به همین دلیل بود؟ ما هیچ تریبونی در بوشهر نداشتیم. اگر تاریخ مطبوعات را مطالعه کنید، متوجه می‌شوید که بوشهر از نخستین شهرهایی بود که بعد از مشروطیت صاحب چاپخانه شد، آن هم نه چاپ سنگی، بلکه چاپ مدرن. از این رو ما در بوشهر مطبوعات را داشتیم. این رسانه‌ها تا جریان 28 مرداد هم در بوشهر فعالیت می‌کردند اما به یکباره توقیف شدند و همین باعث شده بود تا من احساس کنم که ما به یک رسانه نیاز داریم. موقعی که من نخستین شماره «صدای بوشهر» را بیرون آوردم فکر می‌کنم 32 سال بود که بوشهر هیچ نشریه‌ای نداشت.   اولین نسخه چه زمانی منتشر شد؟ ما در روز رفراندوم جمهوری اسلامی نخستین شماره را منتشر کردیم. یادم هست که در آن زمان امام خمینی فرموده بودند که من به جمهوری اسلامی رای می‌دهم و عکسی بود که در آن روی یک پارچه با خط زیبا این صحبت امام نوشته شده بود؛ ما همان عکس را عکس صفحه نخست روزنامه کردیم و 12 فرودین 58 نخستین شماره بیرون آمد.   شما پیش از انقلاب و قبل از «صدای بوشهر»‌ نیز چند رسانه کوچک در تهران داشتید؛ برای آن‌ها چه اتفاقی رخ داد؟ من قبل از انقلاب دو نشریه دیگر به نام «پیکار اندیشه» و «از شعر تا قصه» را نیز راه‌اندازی کردم که همه کار آن را از صفر تا صد را خودم می‌کردم که با یورش ساواک تعطیل شد.   همان‌طور که در ابتدای صحبت‌ها بیان کردم؛ شما جزو شاعران دهه 40 بوشهر بودید با این حال نخستین کتاب شما با عنوان «جاده تا آنجا که ایستاده‌ای می‌آید» در سال 1393 منتشر می‌شود. دلیل این تاخیر چند ساله چه بود؟ من کار چاپ نشده خیلی دارم اما گرفتاری‌هایی عجیب و غریب برای من پیش آمد و خانه‌نشین شدم و بعد از آن هم انگیزه‌های لازم برای چاپ کتاب را از دست دادم. شاید این مهم‌ترین دلیلی باشد که باعث شده تا امروز تنها یک مجموعه منتشر کنم.     چه اتفاقاتی؟ مشکلات شخصی یا مشکلات ادبی؟ من حدود 12 سال پیش ضامن فردی شدم که او به تعهداتش عمل نکرد و من در آن سال‌ها مجبور شدم که 500 میلیون برای ضمانتم پرداخت کنم که این موضوع مشکلات فراوانی را برایم به وجود آورد. همچنین فشارهای زیادی در تمام این سال‌ها به من وارد شد که اجازه چاپ کتاب شعر را به من نداد. البته با همه این سختی‌ها شعر دست از سر من برنمی‌دارد و در حالتی به سراغم می‌آید. با این حال خیلی از این شعرها تا به امروز فرصت و مجال انتشار پیدا نکرده‌اند. همین الان علی باباچاهی یک رسانه خوبی در فضای مجازی راه‌اندازی کرده و دائم با هم در تماس هستیم و فکر کنم هفته‌ای یکی یا دو اثر منتشر نشده از من در این رسانه منتشر می‌کند. این‌ها را گفتم که بگویم دلیل کتاب چاپ نکردن کم‌کاری نبوده‌ است و من بسیار شعر منتشر نشده دارم.   مشکلی که به آن اشاره کردید مربوط به 12 سال پیش است. سوال من این است که چرا دهه 40 و 50 کتاب چاپ نکردید؟ شما در آن زمان ارتباط خوبی با منوچهر آتشی داشتید و او نیز ارتباط خوبی با رسانه‌ها داشت. از طرفی خودتان هم با همه ارتباط داشتید. من در آن سال‌ها کتابی به نام «زنجیر تا ابد» را آماده انتشار کردم که آرش استادمحمد (برادر محمود استادمحمد) جلد آن را طراحی کرد و قرار بود که منتشر شود؛ اتفاقا چاپ هم شد اما جلوی پخش آن را گرفتند و کتاب خیلی دیده نشد. بعد از آن مجبور شدم از کشور بروم.   چه اتفاقاتی رخ داد که شما مجبور به ترک خاک و خانه خود شدید؟ آیا فشارهای سیاسی این سرنوشت را رقم زد؟  در آن سال‌ها (سال 47-48) خیلی از بچه‌ها را گرفتند. ساواک همه را می‌گرفت. بنابراین حس کردم که اگر بمانم دردسر می‌شود به همین دلیل رفت و از ایران فرار کردم. از ایران رفتم بحرین، آنجا توانستم یک پاسپورت برای خودم دست و پا کنم و از آنجا به هند رفتم و بعد دنیا را گشتم. بعد از چند سال دوباره به بحرین برگشتم و همان‌جا ازدواج کردم.   شما به دلیل مسائل سیاسی از ایران خارج شدید؛ چه شد که دوباره برگشتید؟ بعد از ازدواج مدتی در بحرین بودیم تا همسرم بورس دانشگاه تهران قبول شد. شما شاید ندانید اما در زمان شاه به خارجی‌ها بورسیه می‌دادند تا به ایران بیایند. معمولا هم به رشته‌های علوم انسانی می‌دادند. خلاصه ما هم با ترس و لرز به ایران آمدیم و متوجه شدم که شرایط به کلی تغییر کرده و کسی دنبال ما نیست.   سال چند به ایران بازگشتید؟ درست خاطرم نیست اما سال 47 یا 48 از ایران رفتم و در سال 53، دو سه ماه پیش از بازی‌های آسیایی 1974 تهران به کشور بازگشتم. آن سال ایران در مجموع مدال‌ها دوم آسیا شد و مردم و مسئولان خیلی خوشحال بودند.   در آن زمان کار مشخصی داشتید؟ وقتی برگشتم به روزنامه «آیندگان»‌ رفتم و در آنجا مشغول شدم. همان روزها همراه با همه ورزشکاران ایرانی شرکت‌کننده در بازی‌ها، به دعوت هواپیمایی هما یک روز صبح رفتیم مشهد و شب به تهران برگشتیم. به نظر می‌رسد که وضعیت مالی خوبی داشتید که توانستید در آن سال‌ها از کشور خارج شوید و به قول خودتان دنیا را بگردید؟ بله. اما برای خارج شدن از کشور پول لازم نبود، همه در بوشهر آشنا بودند و به راحتی ما را با لنچ و قایق رد می‌کردند. در آن زمان هم که ساحل‌ها مثل امروز انقدر بگیر و ببند نداشت و راحت آدم‌ها به این طرف و آن طرف آب می‌رفتند.   شما چندین بار به دانشگاه رفتید و نیمه کاره رها کردید و در آخر و در سال‌های بعد از انقلاب حقوق دریایی خواندید. چه شد که چنین تصمیماتی گرفتید؟ من سال 42 در رشته معماری دانشگاه تهران قبول شدم؛ اما بعد از مدتی انصراف دادم و به تحصیل در رشته زبان انگلیسی مشغول شدم که آن اتفاقات رخ داد و از ایران رفتم. بعد از انقلاب در رسانه‌ها اعلام کردند که دانشجویان اخراجی به دانشگاه برگردند. من هم برگشتم و به رشته حقوق پرداختم اما بعد از آن تغییر رشته دادم و به سراغ رشته حقوق دریایی رفتم و آن را تا مقطع کارشناسی‌ارشد ادامه دادم. خوشبختانه بعد از من دو تا از دخترانم نیز به تحصیل در رشته حقوق پرداختند و الان مشغول به کار هستند و من نیز پیش آنها کار می‌کنم.   پس از سهمیه استفاده کردید؟ نه! اتفاقا یکی از جرم‌های بزرگ من این بود که نمی‌خواستم حق کسی پایمال شود. وقتی که اعلام کردند دانشجویان اخراجی بیایند و در دانشگاه ثبت‌نام کنند من از سهمیه استفاده نکردم و دوباره کنکور دادم. پیش خودم گفتم اگر قبول شدم که می‌روم و اگر قبول نشدم هم از سهمیه استفاده نمی‌کنم. در اولین کنکور بعد از انقلاب قبول شدم و از هیچ امتیازی هم استفاده نکردم.    من هنوز هم جواب سوالم را نگرفتم. چرا چاپ نخستین کتاب شاعری که در دهه 40 فعالیت می‌کرده باید در دهه 90 انجام شود؟ چرا بعد از انقلاب و در دهه 60 و70 کتاب چاپ نکردید؟ در چند سال قبل و بعد از انقلاب همه جا صحبت از مسائل سیاسی بود و گویی اجازه نداشتیم عاشقانه بنویسیم. جوان بودیم و کله‌مان بوی قرمه‌سبزی می‌داد. از طرفی چندسالی که من ایران نبودم شرایط عوض شد. نمی‌خواهم بگویم با رفتن از ایران فراموش شدم اما واقعا از قافله عقب افتادم و دیگر مایل به چاپ کتاب نبودم. من زده شدم. شما می‌توانید از حافظ موسوی بپرسید که منوچهر آتشی از روزی که برگشت تهران صد بار به من تلفن کرد که کارهایت را بفرست تا اینجا کتاب کنم؛ اما از همه چیز زده شده بودم. غیر از «سپیدی‌های دریای جنوب» کتاب دیگری در دست انتشار دارید؟ می‌دانم که کتاب شعر این روزها خریدار ندارد؛ با این حال دوستان لطف دارند و دائم پیشنهاد می‌دهند که این آثار را چاپ کنم. از این رو تا یکی دو ماه آینده بخشی از شعرهایم را آماده می‌کنم تا منتشر شود.   شما در جوانی در محافل ادبی حضور داشتید و حتی مدتی در کانون نویسندگان بودید. در آن دوران با چه اشخاصی بیشتر ارتباط داشتید؟ من جزو 60-70 نفر کانون نویسندگان بودم. بچه‌های کانون هم چند تا پاتوق داشتند که آنجا جمع می‌شدیم. در آن محافل هم همه بودند. از نصرت رحمانی بگیر تا جواد مجابی، ژاله وحدت، خسرو گلسروخی، علیرضا نوری‌زاده، غلامحسین سالمی، احمد اللهیاری، محمدعلی سپانلو و نوری‌علا، همه اینجا بودند.   این روزها ابوالقاسم ایرانی در بوشهر زندگی می‌کند؛ چه شد که تصمیم به بازگشت به بوشهر را گرفتید؟ در دهه 40 و 50 بوشهر اسکله نداشت و کشتی‌های بزرگ در دریا می‌ایستادند و با قایق‌های بزرگ بارها را به ساحل می‌آوردند. سال 55-56 بوشهر را لایروبی کردند و کشتی می‌آمد کنار اسکله و کار و بار شروع شده بود. پدربزرگ پدری من نیز نخستین کسی بود که کشتی بخاری یا به اصطلاح کشتی دودی خریده بود و حاجی‌ها را از آنجا به مکه می‌برد یا مسافران را از بوشهر به بصره می‌برد. به هر حال به بوشهر آمدم و به کار کشتی و کشتیرانی و نمایندگی کشتی مشغول شدم. از آن طرف درس همسرم هم تمام شده بود؛ همه این‌ها باعث شد تا به بوشهر بیاییم و در اینجا ماندگار شویم. خدا رحمت کند منوچهر آتشی را؛ وقتی برگشتم بوشهر گفت مال بد بیخ ریش صاحبش، خوش آمدی. ]]> ادبيات Mon, 11 Nov 2019 05:47:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/283035/فشار-ساواک-ایران-فرار-کردم-اجازه-نداشتیم-عاشقانه-بنویسیم برگزیدگان جایزه قیصر امین پور معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283096/برگزیدگان-جایزه-قیصر-امین-پور-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم پایانی کتاب سال دفتر شعر جوان، (جایزه قیصر امین‌پور) از ساعت ۱۷ امروز (یکشنبه نوزدهم آبان‌ماه) در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در این دوره، از میان 60 عنوان کتاب رسیده به دبیرخانه کتاب سال، چهارده عنوان توسط هیئت انتخاب، برگزیده شد و برای بررسی در اختیار داوران نهایی قرار گرفت. از میان این چهارده عنوان کتاب شعر، هفت اثر به عنوان آثار برگزیده اعلام شد که از این میان، سه کتاب شعر بدون رتبه، جزو برگزیدگان و چهار اثر شایسته تقدیر بودند. اسامی این آثار به شرح زیر است: برگزیدگان: ۱. کتاب «مونث»سروده ساجده جبارپور ۲. کتاب «دریاچه را دریاچه می‌فهمد"»سروده محمد رهام ۳. کتاب «غروب مردمک‌ها»سروده بهمن میلان شایسته تقدیر: ۱. کتاب «این هم از این» سروده امیرعلی سلیمانی ۲. کتاب «زن پارچه‌ای»سروده نیّر زرین ۳. کتاب «زیر انگشت‌های تشریح»سروده رحمت‌الله رسولی‌مقدم ۴. کتاب «مویه‌هایی از استراتوسفر» سروده فواد سیاهکالی همچنین داوران مرحله اول سومین دوره کتاب سال، راضیه بهرامی و فاطمه سالاروند و در مرحله نهایی، ساعد باقری، محمدرضا محمدی‌نیکو، عبدالرضا موسوی‌طبری و محمد رمضانی‌فرخانی بودند. نامزدهای این دوره به شرح زیر بود: ۱.  «آپارتمان عمر» (اردوان انوشه/ انتشارات نگاه) ۲. «این هم از این» (امیرعلی سلیمانی/ چشمه) ۳. «حاشا» (رضا یزدانی/ شهرستان ادب) ۴. «از هم ریخته» (داوود جمالی/  ایهام) ۵. «دریاچه را دریاچه می‌فهمد» (محمد رهام/ فصل پنجم) ۶. «زن پارچه‌ای» (نیّر فرزین/ آنیما) ۷. «زنگار» (مریم حسینی‌تکیه‌ای/ سیب سرخ) ۸. «زیر انگشت‌های تشریح» (رحمت‌الله رسولی‌مقدم/ ایهام) ۹. «مونث» (ساجده جبارپور ماسوله/ نزدیک‌تر) ۱۰. «غروب مردمک‌ها» (بهمن میلان/ ایهام) ۱۱. «فاتحه» (امیر تیموری/ نزدیک‌تر) ۱۲. «کودتآه» (میثم داوودی/ سیب سرخ) ۱۳. «مویه‌هایی از استراتوسفر» (فواد سیاهکالی/ آنیما) ۱۴. «هیاهو (مهدی خانمحمدی»/ شهرستان ادب) ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 16:50:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283096/برگزیدگان-جایزه-قیصر-امین-پور-معرفی-شدند «شب اندیشه‌های مولانا» با حضور مصطفی ملکیان در کتابخانه ملی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283094/شب-اندیشه-های-مولانا-حضور-مصطفی-ملکیان-کتابخانه-ملی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجله بخارا با همکاری موسسه سروش مولانا و کتابخانه ملی ایران «شب اندیشه‌های مولانا» را با سخنرانی مصطفی ملکیان درباره «تصور مولانا از خداوند» و امیر اکرمی درباره «کفر و ایمان از دیدگاه مولانا» برگزار می‌کند.  این نشست از ساعت 17 امروز (یکشنبه؛ 19 آبان‌ماه) در تالار حکمت کتابخانه ملی شروع می‌شود و در بخشی از این نشست، هنرمند موسیقی خراسان، عبدالله عبدی از تربت‌جام قطعاتی از مثنوی معنوی را با آواز و ساز تنبور اجرا می‌کند. لازم به ذکر است که ورود علاقمندان به این نشست آزاد و رایگان است و نشست یادشده در بزرگراه شهید حقانی .(از غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی، مرکز همایش های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، تالار حکمت برپا می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 12:18:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283094/شب-اندیشه-های-مولانا-حضور-مصطفی-ملکیان-کتابخانه-ملی بیانیه هیات داوران سومین دوره کتاب سال شعر جوان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283087/بیانیه-هیات-داوران-سومین-دوره-کتاب-سال-شعر-جوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، متن بیانیه هیات داوران سومین دوره کتاب سال شعر جوان (قیصر امین‌پور)‌ به شرح زیر است: «جایزه قیصر امین‌پور / آبان ماه ۱۳۹۸  به نام خداوند جان و خرد هیات داوران نمی‌تواند رونق نسبی اندیشه‌ورزی و تاملات هستی‌شناسانه از یک سو و نیز دغدغه‌مندی اجتماعی فرهنگی و سیاسی شاعران این دوره جایزه‌ کتاب سال قیصر امین‌پور را به فال نیک نگیرد و یادآوری این مزیت را ناگفته بگذارد و بگذرد در عین حال در آسیب‌شناسی تجربه‌ی شعر جوان امروز با توجه به آثاری که در سومین دوره کتاب سال شعر جوان بررسی شده‌اند، هیات داوران تذکر موارد زیر را بر خود فرض می‌داند: یک: هنوز هم مشکل پایه‌ای دفترهای شاعران جوان چه آفرینشگران شعر در فرم‌های جدید و چه پدیدآورندگان شعر در قالب‌های کهن فارسی بیش از هر چیزی متوجه یک کاستی آشکار و آن کم توجهی غیر قابل گذشت و غیر قابل کتمان به عنصر اساسی شعر یعنی زبان است و اینجاست که یادآوری بخشی از بیانه‌ی دوره‌ی نخست این جایزه کماکان محل تامل و توجهی دوباره است:  «مشکلات نه از شعر ِ دفترهای چاپ شده، که از شتابزدگی شاعران جوان برای چاپ دفترهای شعر آغاز می‌شود و پس از آن می‌توان به وضوح آثار فقر مطالعه‌ی هدف‌مند، نقادانه و حرفه‌ای سنت و میراث شگفت‌انگیز شعر فارسی از آغاز تا اکنون توسط شاعران جوان را دید و دریافت.» بارزترین نمود این کاستی را می‌توان در یک ساحتی شدن زبان بیشتر دفترهای شعر و هم پوشانی کم و بیش آن با «زبان گفتار» دانست. چنانچه همین تجربه‌ی سی ساله‌ی بسیاری از شاعران جوان و حتی گاه مطرح را مد نظر قرار دهیم، تجربه‌ی نزدیک‌تر شدن شعر به زبان گفتار علیرغم مزیت اصلی آن که همانا ملموس‌تر بودن و باورپذیری تجربه‌ی شعری است، هنگامی که با نادیده گرفتن و قربانی کردن بسیاری از ظرفیت‌های زبان فارسی توام شود به ناگزیر و خواه ناخواه نتیجه‌ی دیگری را نیز به دنبال خواهد داشت که نه خوشایند است و نه محدود به جغرافیای شعر و آن واقعیت دردناک چیزی نیست جز لاغر شدن زبان تنومند و پربار فارسی. دو: نکته‌ی قابل اشاره دیگر همانا بهره‌گیری ابزاری از نام‌های جغرافیایی اصطلاحات فلسفی و عرفانی و ارجاع‌های بیشمار به مقولاتی مانند تاریخ، اسطوره و روانشناسی است که در بیشتر موارد فقط در قواره‌ی یادآوری اطلاعات عمومی شاعر خودی نشان می‌دهند و نه بیش از آن.  با همین رویکرد تقریبا عمده‌ی تعریض‌ها و نقد‌های اجتماعی و سیاسی که در شعر شاعران جوان جا خوش کرده و حضور پررنگی نیز دارند، گذشته از برخی موارد نادر‌، معمولا در سطح گزارش یک اعتراض و یا تیتر روزنامه و نهایتا عقده گشایی‌های شخصی می‌مانند و جایی بسامان در پیکره‌ی شعر نمی‌یابند‌. سه: سی سالگی سن کمی برای شاعران نیست اگر نه در همه احوال، اما برای بسیاری از شاعران سی سالگی سن به بار نشستن و جا افتادگی سلوک و سبک شعری است. از یاد نبریم که کتاب‌های گرامی و ماندگار «زمستان»، «تولدی دیگر» و  «در کوچه باغ‌های نشابور» محصول سی سالگی شاعران بزرگ آن‌هاست. در پایان هیات داوران برای همه‌ی شاعران جوان این دوره، که وارثان حقیقی زبان شکوهمند فارسی‌اند سربلندی،  تندرستی و بهروزی را آرزومند است.» مراسم اهدای جوایز برگزیدگان کتاب سال، به همت دفتر شعر جوان، روز نوزدهم آبان‌ماه ساعت 17 در خانه هنرمندان ایران به نشانی خیابان کریمخان زند، خیابان ایرانشهر، باغ هنرمندان، خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 11:17:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283087/بیانیه-هیات-داوران-سومین-دوره-کتاب-سال-شعر-جوان آتشفشانی شاعرانه با گدازه‌هایی از کلمات http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282339/آتشفشانی-شاعرانه-گدازه-هایی-کلمات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مانا آقایی و رباب محب به تازگی دست به ترجمه اشعار کوئون، شاعر مطرح کره‌جنوبی زده‌اند که این کتاب با عنوان «گل‌های یک روزه»‌ از سوی انتشارات سیب سرخ راهی بازار نشر شده است. اشعار این کتاب از زبان سوئدی به فارسی برگردانده شده که منتخبی‌ست از مجموعه‌های «پروانه‌ی سفید»، «راه را از نور ماه بپرس» و «گل وقت» که پیش از این با ترجمه سون کیونگ چوی، بیونگ اِئون چوی، گونار بری‌ستروم، اینجا هان و تومی اولفسون به سوئدی برگردانده شده بودند. او در سال‌های جوانی جنگ را تجربه کرده است و مثل خیلی از افرادی که مزه جنگ زیر زبان‌شان رفته، دچار آشفتگی‌های روحی است. آشفتگی‌هایی که در شعرها دست از سر او برنمی‌دارند و این حس تنفر از جنگ به خوبی در آثارش نمایان است. همین حس باعث شده که حس اعتماد در او کمرنگ و کمرنگ‌تر شود. «دوستی بیاب تا دشمنی را بشناسی دشمنی بیاب تا دوستی را بشناسی این دیگر چه حقه‌ای‌ست»   کوئون را باید استاد بدبینی بنامیم. او به همه چیز و همه‌کس بدبین است و این بدبینی به وضوح در شعرهایش نمایان است. به نظر می‌رسد که این بدبینی به دلیل فراز و فرودهایی است که او در زندگی دیده است. «این دنیا چیست؟ اینجا پروانه‌ای رقصان از مقابلت می‌گذرد و آن گوشه تار عنکبوتی آویزان»   یا «بهتر است آدمی شمردن را تا ده بیاموزد چون به یازده و دوازده که رسید دیگر فقط فاجعه ...»   کوئون در شعرهایش بی‌ثباتی را به تصویر می‌کشد و این بی‌ثباتی به خوبی در اثر نمایان است. او معتقد است که هیچ چیز ثابت نیست و به چشم برهم زدنی همه چیز تغییر می‌کند و فرصت برای ما اندک است. البته او در جوانی مدتی به سمت نیهیلیسم رفت و به همین دلیل گاه پوچ‌گرایی و بی‌ثباتی دنیا را در کنار هم می‌گذارد و از یک پنجره به آن نگاه می‌کند. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «چشم که می‌گشایم گل‌ها می‌شکفند/ چشم که می‌بندم باران می‌بارد/ نفس که می‌کشم پرندگان چهچه می‌زنند/ چون می‌میرم برف می‌بارد/ خدانگهدار.» پاییز نماد میانسالی است و معمولا انسان در میانسالی به ثبات می‌رسد؛ اما او اصرار دارد که ثبات وجود ندارد. «نسیم پاییزی جهت عوض می‌کند بی‌رمق به هر سوی می‌جنبد به‌سان پوست ریخته‌ی ماری» یا در جایی دیگر می‌خوانیم: «هزار سال پیش من تو بودم هزار سال دیگر تو منی» یا «آن گل که هنگام پایین آمدن دیدم ندیدم هنگام صعود»   یکی از موضوعاتی که در شعر امروز به وضوح به آن پرداخته می‌شود، موضوع تنهایی انسان معاصر است. تنهایی انسان معاصر دیگر مضمونی است که کوئون به خوبی به آن پرداخته است و به خوبی می‌توان این گونه شعرها را در این اثر مشاهده کرد. «چرا آسمان این همه پهناور است؟ وقتی که من تنهای تنهایم؟» یا  «کاش خرسی بودم بی‌خبر از عالم و آدم آرام خوابیده در دل کوه برف یکریز می‌بارد و می‌بارد» او در شعری دیگر می‌آورد: «با تک پارویی قایق می‌راندم پارو از دستم افتاد آن وقت وسعت دریا را دیدم.»     ویکتور مالم، منتقد سوئدی درباره کوئون می‌گوید:‌ «خطا نگفته‌ایم اگر کوئون را شاعر خرد و حکمت بنامیم.» باید این سخن را نیز تایید کرد که شعر کوئون با همه ویژگی‌هایی که دارد، گاه مخاطب را مجبور می‌کند که به سطرهای ابتدایی برگردد و شعر را دوباره بخواند یا دفتر را ببندد و برای مدتی به شعر فکر کند. «نگاه کن پروانه‌ای سفید شبح خرد بر فراز دریای دیوانه بال بال می‌زند کتاب‌های جهان جملگی بسته» «از کودکی پرسیدم می‌خواهی گدا شوی یا دزد؟ پرسید: کار دیگری در جهان نیست؟»   نکته دیگری که در این کتاب قابل توجه است؛ ترجمه روان و شاعرانه مانا آقایی و رباب محب است که باعث دیده شدن مجموعه می‌شود. همه ما به خوبی می‌دانیم که در معرفی یک شاعر به جامعه‌ای که پیش از آن کتابی از اشعارش را نخوانده‌اند، کیفیت نخستین ترجمه اهمیت زیادی دارد و خوشبختانه شعرهای ترجمه شده در این اثر نشان می‌دهد که هر دو مترجم به خوبی از پس کار برآمده‌اند. با این حال باتوجه به اینکه ترجمه این کار از سوی دو شخص انجام شده است، بهتر بود که در انتهای کتاب مترجم هر شعر مشخص می‌شد تا کارشناسان بهتر بتوانند کارنامه افراد را بررسی کنند.   اگر جست‌وجوی کوتاهی درباره کوئون در فضای اینترنت داشته باشید، به خوبی متوجه می‌شوید که مطلب قابل توجهی از این شاعر به زبان فارسی وجود ندارد؛ شاعری که شعرهایش به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده است و بیش از 81 کتاب شعر دارد و تعداد آثارش به بیش از 150 کتاب می‌رسد. همین توضیح مختصر کافی‌ست که متوجه ارزش ادبی این کتاب شویم و به اهمیت خوانش آن پی ببریم.   در مقدمه کتاب به نظر منتقدان درباره قلم کوئون اشاره شده و آمده است که منتقدان کوئون را به یک «انفجار بزرگ شاعرانه» و نیروی تولیدش را به «آتشفشان» تشبیه کرده‌اند. با خوانش این کتاب می‌توان به جرات گفت که کوئون آتشفشانی است و کلمات گدازه‌هایی هستند که از این آتشفشان فوران کرده است.   گزیده شعر «گل‌های یک روزه» اثر کوئون با ترجمه مانا آقایی و رباب محب در 100 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 22 هزار و 500 هزار تومان از سوی نشر سیب‌سرخ منتشر شده است. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 11:15:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282339/آتشفشانی-شاعرانه-گدازه-هایی-کلمات جنگ و صلح در رمان «دایی جان ناپلئون» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283073/جنگ-صلح-رمان-دایی-جان-ناپلئون-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هفتمین نشست از سلسله نشست‌های صلح و ادبیات با موضوع جنگ و صلح در رمان «دایی جان ناپلئون» برگزار می‌‌شود. در این نشست علی اکبر امینی، نسرین مرادی و جواد رنجبر درخشی‌لر حضور خواهند داشت. نشست «جنگ و صلح در رمان دایی جان ناپلئون» عصر روز سه شنبه بیست‌ویکم آبان ماه از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب،‌ خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک دو برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 09:57:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283073/جنگ-صلح-رمان-دایی-جان-ناپلئون-بررسی-می-شود آغاز دوره‌های آموزش زبان فارسی در اتاق بازرگانی لاهور http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283065/آغاز-دوره-های-آموزش-زبان-فارسی-اتاق-بازرگانی-لاهور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مراسم افتتاحیه دوره‌های آموزش زبان فارسی گفتاری برای نخستین‌بار و زبان چینی با حضور دانشجویان زبان و ادبیات فارسی و چینی به همت خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور و با مشارکت اتاق بازرگانی لاهور در این اتاق بازرگانی، برگزار شد. در این مراسم محمدرضا ناظری، سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در لاهور، لانگ دینگ بین، سرکنسول چین در لاهور، عرفان اقبال شیخ، رییس اتاق بازرگانی لاهور، میان زاهد جاوید احمد، معاون رییس اتاق بازرگانی لاهور، خانم یزدان‌منش، استاد زبان اردوی دانشگاه تهران، علی حصام اصغر، معاون ارشد رییس اتاق بازرگانی لاهور، عبدالوحید، استاد زبان چینی و تعدادی از اعضای اتاق بازرگانی لاهور شرکت کردند. عرفان اقبال شیخ در سخنانی، گفت: جای بسی افتخار و خوشحالی است که امروز ما موفق به راه‌اندازی کلاس‌های آموزشی زبان فارسی و چینی در اتاق بازرگانی لاهور شده‌ایم. دو کشور جمهوری اسلامی ایران و چین از کشورهای همسایه و برادر کشور پاکستان هستند. رییس اتاق بازرگانی لاهور خطاب به دانشجویان تأکید کرد: این دو زبان را به درستی و به صورت کامل یاد بگیرید، تا بتوانیم روابط تجاری و فرهنگی را با دو کشور بیش از پیش گسترش دهیم. ایران در هفت شهر بزرگ پاکستان خانه فرهنگ دارد میان زاهد جاوید احمد هم در سخنانی، بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری بود که پاکستان را به عنوان یک حکومت اسلامی به رسمیت شناخت. علاوه بر این در بسیاری از بخش‌های مختلفی چون تجاری، فرهنگی، هنری، علمی و ... همیشه با کشور پاکستان همکاری کرده، که باعث شده روابط دو کشور روز به روز مستحکم‌تر شوند. معاون رییس اتاق بازرگانی لاهور افزود: کشور پاکستان تنها کشوری است که جمهوری اسلامی ایران در هفت شهر بزرگ آن خانه‌های فرهنگ خود را تأسیس کرده و این امر بیانگر دوستی و اخوت دو کشور ایران و پاکستان است. لانگ دینگ بین در این مراسم، گفت: چین کشوری است که با وجود سختی‌های فراوان، با سعی و تلاش در جهان خود را به نقطه اوج رسانده است. ما همیشه سعی بر این داشتم که روابط دو کشور دوست و برادر چین و پاکستان رو به تقویت باشند و یادگیری زبان چینی این موقعیت را فراهم می‌سازد که شما با فرهنگ چینی بیشتر آشنا شوید. محمدرضا ناظری هم با اشاره به روابط دوستانه ایران و پاکستان گفت: جمهوری اسلامی ایران همیشه به تقویت و گسترش روابط خود را با کشورهای همسایه اهمیت داده است و دو کشور همسایه، دوست و برادر ایران و پاکستان روابط بسیار خوب و مستحکمی دارند. سرکنسول کشورمان اظهار کرد: زبان فارسی در حقیقت زبان خود این منطقه بوده است و بسیاری از بزرگان این منطقه گنجینه‌های گرانبهایی از خود را به زبان فارسی برجای گذاشته‌اند. آموزش زبان و ادبیات فارسی برای گسترش بیش از پیش روابط دو کشور بسیار مهم و ضروری است. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 08:41:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283065/آغاز-دوره-های-آموزش-زبان-فارسی-اتاق-بازرگانی-لاهور دعوت به خود راستین از نگاه شمس بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283063/دعوت-خود-راستین-نگاه-شمس-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در معرفی این نشست آمده است: من عرف نفسه، فقد عرف ربه. شمس آینه‌دار است؛ با آینه‌ای شش سو آمده تا ما را با «خود» آشنا کند. همان خودی که اسطرلاب حق است. اگر عمیقی هست، اوست و اگر مبارکی هست، از اوست. او ما را به خود اصیل‌مان دعوت می‌کند. آن خودی که از همه‌ کلیشه‌ها، قالب‌ها و شرطی‌شدگی‌ها فارغ است.   یکی از مهم‌ترین عواملی که از ما یک «منِ» دروغین می‌سازد، تقلید است. ما در تقلید، «دیگری» می‌شویم. حرف او را می‌زنیم، کار او را می‌کنیم و به باور و نظر او التزام داریم. هفتمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ شمس تبریزی در روز چهارشنبه ۲۲آبان ساعت ۱۶:۳۰ به « شمس و دعوت به خود راستین» اختصاص دارد، که با سخنرانی سودابه کریمی، در مرکز فرهنگی شهرکتاب، واقع در خیابان شهیدبهشتی، خیابان شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. لازم به ذکر است که در این درس‌گفتار به تبیین تفاوت تقلید و متابعت و حقیقت وجود آدمی پرداخته می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 08:24:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283063/دعوت-خود-راستین-نگاه-شمس-بررسی-می-شود معرفی برگزیدگان پنجمین جشنواره سراسری شعر نیاوران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283062/معرفی-برگزیدگان-پنجمین-جشنواره-سراسری-شعر-نیاوران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران، به گفته محمد سلمانی، دبیر پنجمین جشنواره سراسری شعر نیاوران، پس از انتشار فراخوان این جشنواره در ۲۷ فروردین سال جاری و با گذشت ۱۰۰ روز از انتشار این فراخوان ۱۰۸۷ نفر در دو بخش آزاد و ویژه آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کردند. تعداد کل آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره نیز ۴۲۸۷ قطعه شعر بوده است. دبیر پنجمین جشنواره سراسری شعر نیاوران همچنین افزود در بخش آزاد ۷۵۲ شاعر با ۳۳۱۱ قطعه شعر و در بخش ویژه ۳۳۵ شاعر با ۹۷۶ قطعه شعر در این جشنواره شرکت کردند. همچنین تعداد شرکت‎کنندگان در بخش آزاد-کلاسیک ۳۶۳ نفر با ۱۶۷۰ قطعه شعر، در بخش آزاد سپید ۲۹۶ نفر با ۱۳۰۱ قطعه شعر، در بخش آزاد طنز ۲۵ نفر با ۹۸ قطعه شعر و در بخش آزاد ترانه ۶۸ نفر با ۲۴۲ قطعه شعر آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کردند. در بخش ویژه کلاسیک نیز ۱۲۱ نفر با ۲۹۱قطعه، در بخش ویژه سپید ۱۷۸ نفر با ۵۳۶ قطعه شعر، در بخش ویژه طنز ۳ نفر با ۱۳ قطعه شعر، و در بخش ویژه ترانه ۳۳ نفر با ۱۳۶ قطعه شعر آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کردند. شایان ذکر است در این برنامه از پنجمین مجلد کتاب (پایتخت شعر) حاوی منتخبی از اشعار ارسال شده به جشنواره شعر نیاوران نیز رونمایی خواهد شد. آیین اختتامیه پنجمین جشنواره  سراسری شعر نیاوران، پنجشنبه ۲۳ آبان ماه ساعت ۱۷ با حضور شاعران، شرکت‎کنندگان و علاقمندان شعر و ادب در فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 07:42:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283062/معرفی-برگزیدگان-پنجمین-جشنواره-سراسری-شعر-نیاوران معرفی نامزدهای جایزه «صادق هدایت» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283061/معرفی-نامزدهای-جایزه-صادق-هدایت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به گفته جهانگیر هدایت، دبیر جایزه، امسال در هجدهمین دوره مسابقه ادبی «صادق هدایت» ۹۱۳ داستان از ایران و خارج از ایران به دبیرخانه رسیده که پس از داوری نخستین تعداد ۲۶ داستان برتر شناخته شده است. داورانی که در این مرحله به دفتر هدایت یاری دادند عبارت‌اند از: حسین ابراهیمی- مریم ایلخان- آزیتا برج‌خانی- آذر جبارزاده- اشکان حسین‌زاده- مهران حسینی‌نیا- عشرت رحمانپور- علی رحیمی- نجمه سجادی- فروزنده فرخی- نسرین قربانی- سیمین گودرزی- سپیده محمودپور- نگار مسعودی- فرزاد منفرد- مهدی منگلی- دکتر شیلا نورپوری- رضا یاراحمدی داستان‌های برتر نیز عبارت‌اند از: بیست‌وپنج کیلومتر بعد از پل چینود/ مهدی ابراهیمی لامع چهل سال و یک ثانیه/ محمدرضا ادیب‌زاده تصویر، نفر دوم از راست/ مهسا اسدپور تقلب/ راضیه امینی پوشیده در برگ‌ها/ متینه ایقایی سایه خاکستری/ محسن ایوبی آوایِ رایکا/ مهدی پورفرد شانسی/ ماندانا جعفریان روده / حسن جنت‌مکان مرثیه و رویا/ سعیده خداوردیان شاید این بار شانس با من یار شود… / دلارام دلنواز استاکر / سیدمیثم رمضانی نظریه تخمک اسپرم / مهسا شیروانی از میان پرده‌های سپید / سامان صباغ‌پور مدت‌ها از زمان غلطاندن شبانه‌ام می‌گذرد / افسانه عظیم‌زاده هیچ از پرده مخمل خونی خوشم نمی‌آید! / فاضله فراهانی پارسیفال و آقای میم / فاطمه فرهاد رضا قاسمی مُرده / رضا قاسمی                                                                                                  خون‌مُـردگی / معصومه قدردان بهترین قورمه‌سبزی دنیا/ علی کاکاوند انتخابِ مصنوعی/ ساسان کنی ساق‌ها و شِن‌ها / علی لشنی زند خراب‌آباد / مسعود محمدی به خدا ما فاحشه نیستیم / آرش محمودی سرداری زندگی جای دیگری ست/ راضیه مهدی‌زاده در محضرِ اهلِ هوا / بهنام مومنی داوران مرحله دوم از میان این داستان‌ها هر یک ۱۰ عدد از بهترین داستان‌ها را انتخاب می‌کنند که چهار نفر برندگان نهایی از میان آن‌ها انتخاب می‌شوند. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 07:35:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283061/معرفی-نامزدهای-جایزه-صادق-هدایت «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283057/آقای-چنار-ازدواج-می-کنی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جلسه نقد و بررسی رمان «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی» نوشته میترا معینی برگزار می‌شود. در این جلسه ابراهیم دم‌شناس، رضا فکری و میترا معینی حضور خواهند داشت.  جلسه نقد و بررسی رمان «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی» امروز یکشنبه 19 آبان، ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم خانه کتاب به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 07:16:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283057/آقای-چنار-ازدواج-می-کنی-بررسی-می-شود عبدالله کوثری «سالومه» را به طور افراطی بومی‌ کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283043/عبدالله-کوثری-سالومه-طور-افراطی-بومی-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عصر دیروز هجدهم آبان ماه، چهاردهمین نشست از سلسله نشست‌های زیر چتر نقد دو ترجمه از کتاب «سالومه» اثر اسکار وایلد با قلم عبدالله کوثری و ابوالحسن تهامی نقد وبررسی شد. در این نشست، ابوالحسن تهامی مترجم و گوینده، عباس مهرپویا دکترای مطالعات ترجمه و پژوهشگر و محمدرضا اربابی رئیس انجمن صنفی مترجمان تهران حضور داشتند. جدی‌ترین ترجمه از «سالومه» اثر عبدالله کوثری است در ابتدای نشست محمدرضا اربابی درباره نمایشنامه «سالومه» اظهار کرد: این نمایشنامه اثر معروفی از اسکاروایلد ایرلندی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بارزترین و شاید جدی‌ترین ترجمه‌ای که از این اثر شد، ترجمه عبدالله کوثری است. البته طی این سال‌ها ترجمه‌های دیگری از این کتاب ارائه شده و سال ۹۷ یک مجموعه که شامل پنج نمایشنامه که یکی از آن‌ها «سالومه» است با ترجمه ابوالحسن تهامی منتشر شده است. وی در ادامه بیان کرد: اخیرا جمله‌ای خواندم مبنی بر این که بهترین نقد ترجمه، ترجمه مجدد یک اثر است. منظور این جمله این است که گر تو بهتر میزنی بستان بزن. جالب این است که عباس مهرپویا به واسطه این نقد «سالومه» را دوباه ترجمه کرد. در «سالومه» چند و چونی دیداری وجود دارد عباس مهرپویا درباره دلیل ترجمه دوباره این اثر اظهار کرد: به نظرم آمد اگر بخواهم با رادمردی در مورد این دو اثر نقدی ارائه کنم باید «سالومه» را از نو ترجمه کنم تا چم و خم کار دستم بیاید و پس از آن با نگره‌هایی که در ذهن دارم این کار را بررسی کنم.   او درباره این اثر اسکار وایلد گفت: نویسنده ابتدا «سالومه» را در سال 1891 به فرانسه نوشته و دو سال پس از آن منتشر شد. لرد الفرد داگلاس نیز اثر را به انگلیسی ترجمه کرد. ویژگی خوب ترجمه انگلیسی این اثر این است که تحت نظر اسکار وایلد بود پس این ترجمه به همان اندازه دارای روایی است که اثر اصلی است.    وی درباره نویسنده «سالومه» بیان کرد: اسکار وایلد زاده ایرلند و بزرگ شده انگلستان و مسیحی بوده و به دلیل این دو رگه بودن جغرافیایی، یکجور بیگانگی زبانشناختی ادبی و فرهنگی برمی‌انگیخته و دیگران را به این راه گرایش می‌داد و شاهد همین امر در آثار او نیز هستیم.              مترجم کتاب «اطلس ژئوتوریسم قشم» همچنین گفت: «سالومه» نشانگر آن فرهوشی ناتمام اسکاروایلد است، و برخی معتقدند او این اثر را کپی برداری کرده است، و برخی می‌گویند به غیر از واژه «یوحنا» الگوبرداری دیگری نشده است. یکی از ادیبان درباره «سالومه» اسکار وایلد می‌گوید که نتنها یک چند و چونی موسیقایی در این اثر وجود دارد که چند و چونی نگارشی و تصویری یا دیداری نیز موجود است. آثاری ماندگار می‌شوند که کسی نتواند زبان‌ آن‌ها را باز آفرینی کند این مترجم اظهار کرد: ارسطو در زمان خود ایده‌ای را مطرح می‌کند به عنوان یگانگی کنش، کار یا نمایش. می‌گوید آنقدر بخش‌های یک نمایش به  هم پیوسته است که نمی‌توانیم یک بخش را جا به جا کنیم یا یک بخشی را برداریم، البته من هم می‌گویم نمی‌توانیم یک بخشی را بیفزاییم، همانی که هست باید اجرا شود. وی در ادامه افزود: در نمایشنامه، هر کسی باید جای خودش صحبت کند؛ یعنی شاه باید در جایگاه شاه سخن بگوید و شهربانو نیز مانند خودش. هرنقشی در نمایش باید زبان خودش را داشته باشد و ما نمی‌توانیم آنها را با یکدیگر بیامیزیم. مهرپویا در توضیح نگره‌های ترجمه بیان کرد: والتر بنیامین می‌گوید هیچ نویسنده‌ای برای خواننده، هیچ سینماگری برای بیننده و هیچ آهنگسازی برای شنونده نمی‌آفریند. چیزی که مخاطب را در نظر بگیرد از همان ابتدا از هنر جدا شده ا‌ست. زیرا تحت شرایط نوشته شده است. وقتی من می‌خواهم هنر بیافرینم باید درونیات خود را بیرون بریزم؛ در نقاشی تا حدودی به این موضوع رسیده‌اند اما در ترجمه به این امر نرسیده‌ایم و به دنبال فروش بیشتر هستیم. وی در ادامه گفت: کار مترجم این است که خواننده زبان انجام را به نویسنده زبان آغاز نزدیک کند؛ منظور همان زبان مبدا و مقصد است. و از طرف دیگر باید مراقب باشد آن اندیشه و حساسیت ناب نویسنده را بتواند بیان کند و باید همه این‌ها را با زبان خود بگوید. این منتقد درباره ترجمه اظهار کرد: کار ترجمه هستی خود را وامدار کار اصلی است اما نکته‌ای در این میان وجود دارد که وقتی متولد شد دیگر هست و زندگی خود را ادامه می‌دهد اگر توانسته باشد آن هستی را بدون کم و کاستی در فرم و معنا برساند خوب است. همچنین اگر زبانی را هزار نفر بتوانند باز آفرینی کنند آن زبان ماندگار نیست. اگر دقت کنید متوجه می‌شوید آثاری ماندگار شدند که کسی نتوانسته زبان‌ آن‌ها را باز آفرینی کند و کسی می‌تواند این فعل را انجام دهد که به دمی تازه در آن زبان برسد. تنها کارهایی شایستگی ماندن دارند که این ویژگی را داشته باشند. وی افزود: کار دیگر نویسنده و مترجم این است که توانایی اندیشیدن و پرداختن داشته باشد و بتواند کار را صورتگری کند و از نو بیافریند. لازمه این امر این است که زبان بخواند و تاریخ بداند و پیرامتن بخواند. ترجمه جدید باید چیزی به ترجمه قبلی اضافه کند مترجم کتاب «زمزمه‌های بی پایان» ضمن بیان نظری از شلایر ماخر گفت: ماخر معتقد است ما در کار ترجمه دو راه داریم، یک این که خواننده را به سوی نویسنده ببریم و راه دوم این است که به خواننده بگوییم شما آسوده باش من نویسنده را نزد تو می‌آورم. کدام راه درست؟ آیا خواننده باید خود را در تراز نویسنده قرار دهد یا نویسنده را در تراز خواننده ببریم؟ راه نخست درست است.   مهرپویا درباره ترجمه عبدالله کوثری از کتاب «سالومه» اظهار کرد: رگه‌هایی از ادبیات در ترجمه کوثری دیده می‌شود و این مترجم در سراسر ترجمه خود تلاش کرده است تا کار را بومی کند؛ یعنی کار را به سمت خواننده نزدیک کرده است. او بومی‌سازی را از طریق دست‌کاری در متن انجام داده است. نکته‌ای که در این ترجمه دیده نمی‌شود نبود پانویس است به قول ناباکوف یک ترجمه خوب ترجمه‌ای است که پانویس‌های فراوان داشته باشد به گونه‌ای که متن مانند آسمان‌خراش خود را از میان پانویس‌‌ها بیرون بکشد. این مترجم در ادامه نمونه‌هایی از ترجمه دو اثر مطرح و آن‌ها را بررسی کرد. در ادامه نشست محمدرضا اربابی با اشاره به این که علت برگزاری نشست‌های زیر چتر نقد بررسی ترجمه‌های مکرر است گفت: قطعا ترجمه جدید باید چیزی به ترجمه قبلی اضافه کند. وی درباره مترجم اول گفت: کوثری را یکی از مترجمان زبردست در استفاده از زبان فارسی می‌شناسند؛ یعنی جزو معدود مترجمانی است که زبان فارسی همانند موم در دستانش است، این تسلط در بسیاری از آثارش دیده می‌شود اما در این ترجمه خاص طبق نقدی که انجام شد چنین است که در قسمتی‌هایی بومی‌سازی افراطی را شاهد هستیم و قسمت‌هایی نیز شاهد به هم خوردن تعادل نقشی از منظر نحوی هستیم که بر بار عاطفی و معنایی اثر تاثیر گذاشته است.         هنوز ترجمه کوثری را نخواندم! ابوالحسن تهامی در پایان نشست اظهار کرد: هنوز هم ترجمه کوثری را نخوانده‎‌ام. من بیشتر کارهای اسکار وایلد را ترجمه کردم؛ مانند اثری که شامل سیزده داستان کوتاه بود به نام «ماهیگیر و روحش»؛ همچنین تمام نمایشنامه‌های اسکار وایلد را نیز ترجمه کردم که ناشر همه آن را دوست نداشت چون تعداد صفحاتش خیلی زیاد می‌شد. اکنون نیز درحال ترجمه تمام اشعار او هستم. در نتیجه این که چرا این اثر ترجمه کردم زیرا در ردیف کارهای دیگرش بود. وی در پایان گفت: از آنجا که من خودم از تئاتر می‌آیم و در تئاتر پرورش پیدا کردم به نمایشنامه بسیار علاقه دارم. اگر این نمایشنامه‌ها را مطالعه کرده باشید متوجه می‌شوید همان‌طور که آقای مهرپویا در صحبت‌هایشان گفتند که هرکسی را سر جای خود قرار دهیم، من در این کار چنین کردم یعنی گویش پادشاه با گویش سرباز متفاوت است. ]]> ادبيات Sun, 10 Nov 2019 05:50:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283043/عبدالله-کوثری-سالومه-طور-افراطی-بومی-کرده اعزام فارسی‌آموزان مدرسه‌های گرجستان به ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283031/اعزام-فارسی-آموزان-مدرسه-های-گرجستان-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تفلیس گرجستان با همکاری بنیاد سعدی، تعداد ۲۲ نفر از فارسی‌آموزان ممتاز مدرسه‌های شماره (۱)، (۵۱)، (۵۵) و (۱۹۵) تفلیس گرجستان را به همراه سه نفر از معلمان زبان فارسی این مدرسه‌ها برای شرکت در یک اردوی آموزشی و فرهنگی روز گذشته (۱۷ آبان‌ماه) به کشورمان اعزام کردند.   دانش‌آموزان گرجی زبان فارسی را در مدرسه‌ها از مقطع ابتدایی تا پایان متوسطه به عنوان زبان دوم یاد می‌گیرند و برای ادامه تحصیل در دانشگاه‌های گرجستان، رشته‌های زبان و ادبیات فارسی و ایران‌شناسی را انتخاب می‌کنند. در این راستا، معلمان و فارسی‌آموزان مدرسه‌های گرجستان در آستانه عزیمت به ایران با حمید مصطفوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفت‌وگو کردند. مصطفوی با تأکید بر لزوم ارتقای سطح دانش و مهارت‌های فارسی‌آموزان و شناخت ایران گفت: برگزاری این‌گونه اردوها تأثیر مهم و اساسی در یادگیری زبان فارسی و شناخت واقعی از پیشرفت‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی و ایران امروز، برای بازدیدکنندگان از ایران ایجاد خواهد کرد. او در ادامه، مهمترین هدف از برگزاری این اردوها را بهبود و تقویت فراگیری زبان فارسی دانش‌آموزان و آشنایی هرچه بیشتر فارسی‌آموزان با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و تشویق آنان به فراگیری زبان فارسی در مدرسه‌ها و دانشگاه‌های گرجستان بیان کرد. نماینده بنیاد سعدی در تفلیس افزود: شرکت در این اردوها فرصت مناسبی است تا دانش‌آموزان فراتر از مناسباتی که در کلاس درس و مدرسه با دیگران دارند، با ظرفیت‌های آموزشی بنیاد سعدی آشنا شوند و از برنامه‌های آموزشی، فرهنگی و تفریحی متنوعی که این بنیاد برای فارسی‌آموزان و معلمان تدارک دیده لذت ببرند. او افزود: در این اردو، دانش‌آموزان در طول یک هفته علاوه بر گذراندن دوره آموزشی از مراکز علمی، آموزشی، هنری، موزه‌ها و کتابخانه‌ها و جاهای دیدنی تهران به همراه معلمان و استادان ایران‌شناس بازدید می‌کنند. رایزن فرهنگی کشورمان در گرجستان یادآور شد: دانش‌آموزان در یک برنامه رادیویی و تلویزیونی شرکت خواهند کرد و همچنین معلمان زبان فارسی نیز دوره آموزشی نحوه تدریس کتاب‌های آموزشی استاندارد بنیاد سعدی را آموزش می‌بینند. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 13:02:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283031/اعزام-فارسی-آموزان-مدرسه-های-گرجستان-ایران بررسی ادبیات در کتاب‌های درسی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283032/بررسی-ادبیات-کتاب-های-درسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همزمان با خبرهای برخی رسانه‌ها و کنش‌های سیاسی یا غیرسیاسی آن‌ها درباره حذف آثار برخی شاعران و نویسندگان از کتاب‌های درسی، سایت شهرستان ادب در تازه‌ترین پرونده تخصصی و موضوعی خود، به نقد، تحلیل و بررسی محتوایی کتاب‌های فارسی مدرسه‌ها پرداخته است. هیات تحریریه این سایت به تحلیل و مقایسه تالیفات امروز درس فارسی با کتاب‌های گذشته پرداخته و به‌طور جداگانه از شاعران، نویسندگان، معلمان و دبیران نیز درباره محتوای آموزشی این کتاب‌ها در هر پایه نظرخواهی کرده است. همچنین با توجه به اهمیت این موضوع، برای بهبود کیفیت کتاب‌های فارسی پیشنهادهایی نیز ارائه شده است. مطالب این پرونده به صورت روزانه از هجدهم آبان‌ماه در سایت شهرستان ادب منتشر می‌شود.   در بخشی از دیباچه این پرونده آمده است: «هیات تحریریه سایت شهرستان ادب از چندی پیش با پژوهشی دقیق و دشوار بر آن شد که محتوای ادبی کتاب‌های مدارس را مورد نقد، تحلیل و بررسی قرار دهد و ویژگی‌های مثبت یا منفی شعرها و داستان‌های موجود در این کتاب‌ها و تناسب آثار با گروه سنی دانش‌آموزان را بررسی کند.» همچنین در پایان این دیباچه، پرونده با یک تقدیم‌نامه همراه شده است: «تحریریه سایت شهرستان ادب این پرونده را تقدیم می‌کند به تمام پدران، مادران، دانش‌آموزان، آموزگاران و دست‌اندرکاران آموزش کشور، به ویژه تدوین‌کنندگان ارجمند کتاب‌های درسی و مسئولان محترم وزارت آموزش و پرورش که بار اصلی آموزش را برعهده دارند. امیدواریم این تلاش پژوهشگرانه و خیرخواهانه یک نهاد ادبی بتواند  برای سازوکار آموزشی کشور مفید فایده باشد.» علاقه‌مندان برای مطالعه مطالب پرونده تخصصی کتاب‌های درسی که از روز شنبه هجدهم آبان به‌مرور منتشر خواهند شد می‌توانند به صفحه ثابت این پرونده در سایت شهرستان ادب مراجعه کنند. پیش‌تر در سایت شهرستان ادب پرونده‌های موضوعی دیگری چون «ادبیات و فوتبال»، «رمان فانتزی»، «رمان معناگرا»، «پرونده ادبیات کودک و نوجوان» و پرونده‌های پرتره‌ای مثل «پرونده پرتره فردوسی»، «پرونده پرتره شهریار»، «پرونده پرتره نادر ابراهیمی»، «پرونده پرتره طاهره صفارزاده»، «پرونده پرتره قیصر امین‌پور» و «پرونده پرتره حمیدرضا شاه‌آبادی» منتشر شده بود. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 13:00:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283032/بررسی-ادبیات-کتاب-های-درسی ​طنز و طنازی و یادی از ابوالقاسم حالت http://www.ibna.ir/fa/doc/note/283017/طنز-طنازی-یادی-ابوالقاسم-حالت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-نصرالله حدادی: در دو هفته‌ای که تعداد روزهای تعطیل آن زیاد بود ـ از جمعه سوم آبان تا چهارشنبه 15 همین ماه ـ گذرم بالاجبار به شمال کشور افتاد و از هوای فرح‌فزای آن و باران همیشه لطیفش استفاده کردم و به هنگام بازگشت، آن هم از جاده زیبای چالوس، شاهد هجوم ده‌ها هزار خودرو از تهران به سمت شمال بودم و صف طویل خودروهای در ترافیک مانده و ازدحام جاده چالوس، از سیاه‌بیشه، 85 کیلومتری کرج ـ تا اتوبان تهران ـ کرج ادامه داشت و این خیل عظیم، برای تمدد اعصاب و استفاده بهینه از تعطیلات آخر هفته، راهی شهرهای شمالی کشور شده بودند و یقینا مسافت چهار پنج ساعته بین تهران تا چالوس را می‌باید دو تا سه برابر این زمان، صبر و طاقت می‌داشتند، تا به مقصد و مقصود برسند، حال چقدر اعصاب و روان در طول این سفر و بازگشت آن، خُرد و خمیر و له و لورده می‌شود، خدا عالم است؟! اما هرچه باشد، نشان‌دهنده این امر است که مردم ما، از کوچک‌ترین فرصت استفاده کرده و برای گردش و تفریح، به کوه و دشت و دَمَن می‌زنند و اسباب نشاط خود، خانواده و جامعه را فراهم می‌آورند و بدیهی است که، جامعه شاد، مُولّد است و مبتکر، اما گفته می‌شود، جامعه ما عبوس است و کمتر خبری از شادی را می‌توانیم در میان مردم بیابیم و فشارهای اقتصادی باعث شده است، مردم در چنبره گرفتاری‌ها، خنده و شادی را فراموش کنند. فردوسی بزرگ، درباره کاهش شادی در میان مردم، چنین گفته است: هر آن کس که گشت ایمن، او شاد شد          غم و رنج با ایمنی، باد شد توانگرتر آن کو دلی، راد داشت                     دِرَم گِرد کردن به دل باد داشت چو خشنود باشی تن آسای شوی                   وگر آز ورزی هراسان شوی نه کوشیدنی کان برآرد به رنج                       روان را به پیچاند از آز گنج ز کار زمانه میانه‌ گزین                                 چو خواهی که یابی بداد آفرین همه ایمنی باید و راستی                  نباید به داد اندرون کاستی چو شادی بکاهی، بکاهد روان          خِرَد گردد اندر میان، ناتوان شکل‌گیری شبکه نسیم (نشاط، سرگرمی، یادها و مسابقه) در میان خیل شبکه‌های سراسری و استانی، به منظور ایجاد شادی و نشاط در جامعه، نمی‌دانم تا چه حدی تاثیرگذار بوده و باعث شعف و شادی در میان مردم ما شده است؟ ولی می‌دانم آنچه که رضا رفیع و دوستانش تحت عنوان «قند پهلو» اجرا می‌کنند، برای امثال من جذاب بوده و هست، اما برای نسل کم حوصله امروز، آیا این‌گونه دستکاری در اشعار و یا طنازی، مثل نسل ما، خاطرخواه و جاذبه دارد؟ در میان خیل جراید و مطبوعات، کمتر شاهد طنز و طنازی هستیم و نسل «گل آقا» که اندکی از آنها باقی مانده است، به علت تغییرات عمیق در جامعه، توانایی آن را ندارد که قلم را نمکین ساخته و خواننده را جذب کند. سوم آبان، بیست و هفتمین سالگشت درگذشت یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان طنز ایران بود که در سال‌های قبل و بعد از انقلاب و با قلم خود، آثار ماندگاری را پدید آورد و هنوز هم اسامی مستعاری که او برای خود انتخاب می‌کرد، جذابیت خاصی دارند: خروس لاری، ابوالعینک، شوخ، فاضل مآب، هدهد میرزا و ...؛ نگارنده در طول عمرم، تنها یک بار موفق به دیدار با مرحوم ابوالقاسم حالت شدم و آن هم مربوط به سال 1368 بود که به دفتر انتشارات رسا ـ که در آنجا مشغول به کار بودم و با جناب آقای ناجیان، دوست خوبم، سال‌های سال همکاری داشتم ـ آمد و معترض و متعرض به قیمت کتاب دوجلدی دکتر جلال عبده ـ چهل سال در صحنه ـ بود و می‌گفت: قدرت خرید ندارد و حتی آن را در کیهان فرهنگی آن زمان، درج کرده بود. می‌دانستم او ابوالقاسم حالت است و وقتی فهمید او را شناخته‌ام، گفت: آمده‌ام بگویم کتاب شما گران است، و وقتی گفتم: با تخفیف خوب آن را در اختیارش خواهم گذاشت، گفت: نیامده‌ام کتاب بخرم، آمده‌ام بگویم: کتاب‌تان گران است و راهش را کشید و رفت! توفیق و کاکا توفیق؛ دکتر فریده توفیق؛ نشر آبی، 1383، وزیری، 308 صفحه، تهران. نکته جالب توجه شمارگان این کتاب در آن زمان است: 3300 نسخه، آن هم با قیمت سه‌هزار تومان. مرحوم ابوالقاسم حالت در سال 1292 شمسی (در برخی از منابع 1298 ذکر شده است) در تهران پا به عرصه وجود گذارد. هوشنگ اتحاد درباره او، می‌نویسد: «طنزپرداز، شاعر، مترجم، نویسنده، پژوهشگر. وی را ملک‌الشعرا، سیدالشعرا و امیرالشعرا لقب داده‌اند. حالت در انواع شعر طبع‌آزمایی کرده، به مرحله کمال و استادی رسید. در نثرنویسی و ترجمه نیز توانا و صاحب ذوق بود. بحر طویل را او ابداع کرد* که در مطبوعات طنز کشور جایگاهی خاص دارد. حالت در سرودن شعر از مضامین تازه و بدیع استفاده می‌نمود و از استعارات و تشبیهات دور از ذهن اجتناب داشت. به طوری که مطالب انتقادی را ساده و روان به شعر در می‌آورد. زمانی کسی به او گفته بود: تو خوب روی دردها انگشت می‌گذاری... او جواب داده بود: این هنر من نیست، خصوصیت دردهاست که از بس برجسته هستند. خود به خود زیر انگشت می‌آیند... حالت، طبع روانی داشت، ولی از فرط پرداختن به مسائل اجتماعی و قضایای مضحک روزمره بر آن نبود که اثری جدی با شور و حال حقیقی شاعرانه و نمونه‌ای از شعر ناب به معنی درست و جدی کلمه پدید آورد... وی در [سال] 1317 [شمسی] در هفته‌نامه فکاهی توفیق با حسین توفیق مدیر آن شروع به همکاری کرد و اشعار فکاهی خود را بیشتر در آن هفته‌نامه منتشر می‌ساخت و این همکاری را تا آخرین شماره روزنامه توفیق ادامه داد. در سراسر این مدت که بالغ بر بیست و دو سال می‌شد، بحر طویل‌های او به امضای «هُدهُد میرزا» و اشعارش به امضاهای «خروس لاری، شوخ، فاضل‌مأب و ابوالعینک» مرتباً در توفیق به چاپ می‌رسید. پس از شهریور 1320، آثار فکاهی خود را به نظم و نثر در هفته‌نامه‌های امید، تهران مصور، و قیام ایران منتشر می‌ساخت. ولی اشعاری که برای درج در هفته‌نامه آیین اسلام می‌ساخت همه جدی (غیرفکاهی) بود. به طوری که از اوایل 1323، هر هفته پنج رباعی از وی در آن هفته‌نامه دیده می‌شود. بیشتر قصاید دیوان حالت طی همکاری با هفته‌نامه مذکور سروده شده است. ترانه‌سازی نیز یکی دیگر از کارهای ذوقی حالت بود و با ترانه‌های فکاهی از اوضاع سیاسی و اجتماعی آن زمان انتقاد می‌کرد. این ترانه‌ها به‌عنوان «پیش‌پرده» در تماشاخانه تهران به وسیله مجید محسنی [عمقلی صمد معروف رادیوی آن روز] حمید قنبری و جمشید شیبانی و در تماشاخانه گهر به وسیله [روان‌شاد] عزت‌الله انتظامی اجرا می‌شد. جامعه باربد نیز که به مدیریت اسماعیل مهرتاش اداره می‌شد. ترانه‌های ادبی و عشقی را ... حکمت شعار و ترانه‌های فکاهی را برادرش عباس حکمت شعار اجرا می‌کرد. در بهار 1325، حالت، فکاهیات خود را در دو جلد باعنوان فکاهیات حالت منتشر کرد. رهی معیری [که همین روزها، سالگشت درگذشت اوست] درباره او، این شعر را ساخت: به شعر اکثر گویندگان نیابی حال                   زهی ترانه حالت که حالتی دارد و حالت آن را به پیشنهاد خودِ رهی، در روی جلد کتاب چاپ کرد. در تیرماه 1325 به نخستین کنگره نویسندگان ایران، که به ریاست ملک‌الشعرا بهار قرار گرفت و این امر او را بیش از پیش به سرودن اشعار جدی راغب ساخت و، بعدها قطعات ادبی بسیار ساخت...» (پژوهشگران معاصر ایران، جلد اول، فرهنگ معاصر 1378، صص 327 ـ 325.   توفیق چگونه توفیق شد؛ عباس توفیق؛ فرهنگ نشر نو، با همکاری نشر آسیم، وزیری، 566 صفحه، 1397، تهران. بسیاری از نام‌آوران عرصه طنز و طنزنویسی، با هفته‌نامه توفیق همکاری داشتند: محمدصادق تفکری (تفکری پرچانه)، قاسم رفقا (رفیق الشعرا)، حسن زارع (زارع‌الشعرا)، کریم فکور (ک.ف، ارادتمند)، اسدالله شهریاری (شبکور)، محمدحسن رهی معیری (حق‌گو، رک‌گو، زاغچه)، پرویز خطیبی، ابوتراب جلی، عباس توفیق، حسن و حسین توفیق، محمدعلی توفیق، محمد پورثانی، ابراهیم صهبا، اسدالله شهریاری، فریدون مشیری، اسماعیل نواب صفا، کیومرث صابری فومنی، منوچهر احترامی، خسرو شاهانی، کامبیز درم‌بخش، ناصر پاکشیر، احمد سخاورز، احمد عربانی، باستانی پاریزی، احمد گلچین معانی، غلامرضا روحانی (اجنه) و ... از جمله نویسندگان و کاریکاتوریست‌های هفته‌نامه توفیق بودند. طنز جاندار و گزنده توفیق، سال‌های سال، حکومت پهلوی را آزار می‌داد و سرانجام در سال 1350، حکم به توقیف دائمی آن دادند. قطعه شعر زیر، گویای وضعیت کامل انتخاب نمایندگان مجلس است که به صورت مخمس مستزاد سروده شده است: ای منتظر الوکاله برخیز                   بشتاب به جانب هدف تیز هر نوع وسیله‌ای برانگیز                  تا باز، دهند نان و آبت شاید بکنند انتخابت! غافل منشین ز چاپلوسی                 تعظیم و چاخان و دست بوسی چون گربه برو به موس موسی                     این شیوه بود ره صوابت شاید بکنند انتخابت! لازم نبود سواد و تحصیل                            اینها همه نیست جز اباطیل احسنت و صحیح، گو به تعجیل                    کان هست سواد و هم کتابت شاید بکنند انتخابت با رهبر حزب مهربان باش                «آماده خدمتش به جان باش» آرام و مطیع و بی‌زبان باش              تا پای نهند در رکابت شاید بکنند انتخابت! گر قول دهی که مثل آدم                هرگز نزنی ز نیک و بد دم گشته است وکالتت مُسلم                لبخند زند حقوق نابت شاید بکنند انتخابت! مرحوم ابوالقاسم حالت به زبان‌های انگلیسی، عربی، فرانسوی مسلط بود و با رادیو نیز همکاری می‌کرد و در سال‌های بعد از انقلاب، با مرحوم کیومرث صابری، همقدم شد و در هفته‌نامه گل‌آقا (که فصل تازه‌ای از طنز را در ادبیات ایران گشود) قلم می‌زد. «علی اکبر کسمایی در سوگ حالت می‌نویسد: مرگ حالت را باور نمی‌کنم و به نظرم می‌رسد که او با رفتن نابهنگام و ناگهانی و نامنتظر خود (چون هیچگونه بیماری و حتی ملال‌خاطری نداشت و پیوسته شاد و خندان بود)، نوعی دهن‌کجی به مرگ کرده است! وقتی پیکر بی‌جان او را یارانش در برابر تالار وحدت، در آن بامداد تابان پاییزی، بر سر دست می‌بردند، سیمای خندان او را، با چشمک طعنه‌آمیز، بار دیگر در نظر مجسم می‌کردم و به نظرم رسید که به دوستان گریانش می‌گوید: در غمِ مرگم نیز بخندید، زیرا این واپسین نیشخند و آخرین مطایبه جدی زندگی من است!» (اتحاد، ص 326). در میان آثار متعدد ابوالقاسم حالت، کلمات قصار، علی(ع)، تاریخ بزرگ اسلام و ایران (مجلدات 18 تا 27) تاریخ کامل وقایع قبل از اسلام (شش جلد)، ناپلئون در تبعید، شاهان شاعر، و ... به چشم می‌خورد و وی نخستین سراینده سرود ملی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که با مطلع: شد جمهوری اسلامی به پا، آغاز می‌شد. *بحر طویل: «یکی از قالب‌های شعری که از توالی اختیاری یک رکن عروض سالم پدید می‌آید و در آن شاعر مجاز است در یک بند (در بحر طویل، مصراع را بند می‌گویند) شانزده تا چهل بار، یا حتی بیشتر آن رکن را تکرار کند. یکی از انواع گزینه‌ها در بحر طویل، تکرار شانزده فَعَلاتُن در هر بیت (هشت بار در هر بند) است،‌ اما غالباً نظم عددی خاصی در میان ارکان هر بند رعایت نمی‌شود، مانند این نمونه از عصمت بخاری: رنگ رخسار و در و گوش و خط و قد و خد و عارض و خال لبت ای سرو پری روی سمن، پرشفق و کوکب و شام و سحر و طوبی گلزار بهشت است و هلال و طرَفّ چشمه کوثر... بحر طویل از قالب‌های عامیانه به شمار می‌آید و به سبب سادگی و روانی‌اش، برآورنده نیاز عوام در مناقب‌خوانی، نقالی، تعزیه‌خوانی، طنز و هزل و جز اینهاست. این بحرطویل را نباید با بحرطویل، که یکی از بحور عروض شعر فارسی است اشتباه گرفت. در اصطلاح عروض، بحری است از بحور مختلف الارکان که از تکرار چهار فَعولُن مَفاعیلُن و یا زحاف‌های آن در هر بیت پدید می‌آید. (شریفی، محمد؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص 7-266، نشر نو، معین، 1378، تهران).       ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 12:53:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/283017/طنز-طنازی-یادی-ابوالقاسم-حالت داستان مردی که در 60 سالگی اوردوز کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283022/داستان-مردی-60-سالگی-اوردوز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «اِروسیا» دومین رمان این نویسنده پس از «آفتابِ‌دار» است. «اِروسیا» با نگاهی طنز به موضوع روابط عاطفی آدم‌ها می‌پردازد.  این داستان با مرگ جمال آقا آغاز می‌شود. «جمال آقا در شصت سالگی بر اثر کهولت سن اوردوز کرد و مرد. در روزی که در عراق سیصد نفر بر اثر یک حمله انتحاری تلف شدند. این خبر را همه اهالی کوچه اَرس باور کردند، اما مرگ جمال آقا خبری نبود که به‌راحتی باور کنند، حتی با وجود شایعه پخش مواد مخدر ناخالص و کشنده در شهر. از جمال آقا بعید بود نفهمیده باشد چه جنسی مصرف می‌کند. آن مرحوم خودش یک آزمایشگاه سیار بود. هر ماده‌ای را که بو می‌کشید، میزان خلوصش را با آنالیز تحویل می‌داد...» پس از مرگ جمال تحقیقات اهالی محل آغاز می‌شود و نشانه‌ها خبر از این می‌دهند که احتمالاً او به طور کامل نمرده است یا دست‌کم خودش کاملاً قانع نشده که مرده است. به هر حال تشییع آبرومندی انجام می‌شود و راوی که کارمند موسسه همسریابی «بهینه‌گستر بستر فردا» است به سراغ زندگی خود می‌رود که این آغاز ماجراهایی عجیب است. در بخشی از متن پشت جلد این کتاب می‌خوانیم:  «آدم‌هایی هم هستند که پس از مرگ عاشق می‌شوند و ازقضا جمال آقا آخرینشان نیست. گناه جمال آقا صبوری‌اش است. می‌خواهد اوضاع دنیا کمی آرام شود و آنگاه شروع کند به زندگی کردن. از بخت بد او و مریخی و نگار و رحیم و اقدس، حال روزگار همیشه همین‌قدر ناخوش بوده و انگار انگیزه‌ای هم برای روبه‌راه شدن ندارد. قاسمی به همه می‌گوید تنها راه رهایی این است که آدم‌ها همدیگر را دوست داشته باشند، برای همین بنگاه همسریابی راه می‌اندازد، ولی در این میان خودش هم ناخواسته در کمیّت دوست داشتن دچار زیاده‌روی می‌شود و همه می‌دانیم که توجه به کمیّت چقدر از کیفیت کار می‌کاهد. آدم‌های کمی هستند که در عاشقی دچار افراط و تفریط نمی‌شوند. این داستان درباره آن تعداد انگشت‌شمار نیست. اِروسیا هم مانند همه امور جدی دنیا طنز است.» «اِروسیا»، اثر احمد هاشمی  در 198 صفحه و به قیمت 39هزار و 500تومان از سوی نشر روزنه منتشر شده است. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 11:44:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/283022/داستان-مردی-60-سالگی-اوردوز گفت‌وگو با «مهرداد کریم خاوری» به بهانه چاپ «ده قطعه برای دف» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283024/گفت-وگو-مهرداد-کریم-خاوری-بهانه-چاپ-ده-قطعه-دف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی رادیو فرهنگ؛ در برنامه «چاپ اول» شنبه 18 آبان ماه «سیدرضا مهدوی» کارشناس مجری این برنامه درباره کتاب ده قطعه برای دف با استاد  مهرداد کریم خاوری گفت‌وگو می‌کند. پیش از این کتاب دوجلدی «ده قطعه برای دف» مهرداد کریم خاوری کتاب‌های «آیین دف‌نوازی» و «نوای دف» را نیز در در کارنامه خود داشته است. برنامه چاپ اول با اجرای صادق وفایی و تهیه‌کنندگی پرویز جمالی با موضوع معرفی تازه‌های نشر روزهای شنبه تا چهارشنبه ساعت 12:45 روی موج اف ام ردیف 106مگاهرتز از رادیو فرهنگ پخش می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 11:28:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283024/گفت-وگو-مهرداد-کریم-خاوری-بهانه-چاپ-ده-قطعه-دف اقبال هرچه دارد از مولوی دارد/ تا اقبال در پاکستان هست، فارسی هم هست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282999/اقبال-هرچه-مولوی-پاکستان-هست-فارسی-هم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هجدهم آبان‌ماه زادروز علامه محمد اقبال لاهوری است. شاعر، فیلسوف و متفکر پاکستانی و از تاثیرگذارترین چهره‌های سیاسی معاصر پاکستان و نخستین کسی بود که ایده تشکیل یک کشور مستقل برای مسلمانان هند را مطرح کرد. اقبال که شاعر ملی پاکستان خوانده می‌شود؛ در ایران هم بیش از هر وجهه دیگر، شاعر شناخته می‌شود. شاعری که اگرچه در شبه قاره زیسته است، اما بیش از نیمی از اشعار خود را به زبان فارسی سروده و میراثی از شعر برجای گذاشته، که امروزه سبب پیوست بیشتر دو ملت ایران و پاکستان شده است. چنان که یکی از دلایل مهم ماندن زبان فارسی در پاکستان، به رغم توطئه‌های فراوان برای حذف آن، همین اقبال و شعر اوست که با زبان و ادب فارسی درهم تنیده است.   علی کمیل قزلباش، اقبال‌شناس، استاد زبان و ادبیات فارسی، دری و پشتو در دانشگاه‌های علامه اقبال، دانشگاه بانوان فاطمه‌جان‌های اسلام‌آباد و استاد سابق دانشگاه بلوچستان پاکستان در گفت‌وگو با ایبنا به مناسبت زادروز شاعر ملی پاکستان، درباره اقبال لاهوری عنوان کرد: تاثیرپذیری اقبال از فارسی جای پرسش ندارد، چون عمده شعر اقبال فارسی است. از لحاظ تعداد، اقبال در مجموع ۱۵ هزار بیت دارد، که ۹۰ هزار بیت آن فارسی و ۶هزار بیت آن به زبان اردو است. در مورد آثار او هم می‌توان گفت که بهترین کتاب‌های اقبال، یعنی «اسرار خودی»،  «رموز بیخودی»، «پیام مشرق»، «جاویدنام» و چند اثر دیگر او، به زبان فارسی است.    قزلباش در ادامه و درباره تاثیر فارسی در شعر اقبال اظهار کرد: از یک طرف که خود اقبال به فارسی شعر گفته است و دیگر اینکه شعر اردوی اقبال مملو از کلمات، اصطلاحات و ترکیبات فارسی است؛ یعنی اگر کسی بخواهد شعر اردوی اقبال را هم بخواند و بفهمد، باید تا حدی با فارسی آشنایی داشته باشد وگرنه دچار مشکل می‌شود.   بعضی ابیات اقبال با یک کلمه فارسی می‌شوند  او ادامه داد: در دیوان‌ها و کتاب‌های اردوی اقبال، که اشعار اردو را خود نوشته، زیاد می‌بینیم که یک‌باره به سراغ فارسی رفته و در میان ابیات اردو، یک بیت یا مصرع فارسی آورده است و یک‌طور فضای فارسی در آنجا داریم؛ یا ابیاتی دارد که اگر یک یا دو کلمه آن را عوض کنیم؛ آن بیت کاملا از اردو به فارسی تبدیل می‌شود. مثلا یک بیت از اقبال هست که:  «حدیث بی‌خبران هه، تو با زمانه بساز / زمانه با تو نسازد، تو با زمانه ستیز»                                         علی کمیل قزلباش  مصراع دوم آن که کاملا فارسی است، اما در مصراع اول واژه «هه» یک کلمه اردو و به معنای «است» در زبان فارسی است؛ بنابراین با جایگزین کردن «است» به‌جای «هه»، این بیت اقبال که جزو ابیات اردوی او است، کاملاً به فارسی تبدیل می‌شود. خود اقبال هم به شعر فارسی‌اش می‌بالد که: «گرچه هندی در عذوبت شکر است / طرز گفتار دری شیرین‌تر است»  البته این تنها شعر اقبال در ستایش شعر فارسی نیست؛ او خیلی ابیات دیگر دارد، که در آن راجع به فارسی و تاریخ فارسی سخن گفته و این زبان را ستایش کرده است؛ بنابراین اقبال کاملا تحت تاثیر شعر فارسی بوده است.   اقبال هرچه دارد از مولوی دارد  مدرس ادبیات دانشگاه علامه اقبال پاکستان درباره تاثیر مولانا بر اقبال لاهوری گفت: اقبال اگر اقبال شده، به خاطر این است که مرید مولوی است. او اگر شاگردی و مریدی مولوی را نپذیرفته بود، اصلا این اقبال بزرگ نمی‌شد. اقبال هرچه دارد، از مولوی دارد؛ یعنی ریشه و اساس شعر، فکر و فلسفه اقبال، مدیون مولوی است؛ بنابراین معلوم است که وقتی کسی از مولوی تاثیر می‌گیرد، بدون زبان فارسی نمی‌تواند جلو برود.    قزلباش در ادامه گفت: در پاکستان زبان فارسی براساس نفرت‌های سیاسی ریشه‌کن شد. ابتدا انگلیسی‌ها سعی کردند فارسی را از پاکستان ریشه‌کن کنند، تا ما از اصل خود جدا شویم، بعد از آن، وقتی که پاکستان استقلال یافت، یک دیکتاتور به نام «ضیاءحق» در اینجا حاکم شد، که این کشور را بدبخت کرد. یکی از دلایل این بدبختی هم این بود که فارسی را از مدارس و دانشگاه‌ها ریشه‌کن و بیرون کرد؛ اما فارسی از دل‌های مردم بیرون نشده است و هنوز هم مردم دوست دارند فارسی را یاد بگیرند.   تا اقبال در پاکستان هست، فارسی هم هست  وی افزود: البته در دانشگاه‌ها هنوز هم رشته‌های زبان و ادبیات فارسی وجود دارد، اما خیلی ضعیف شده است. صحبت من این است که اگر ما می‌خواهیم بگوییم اقبال شاعر ما است _چون ما اقبال را شاعر ملی پاکستان می‌دانیم _ باید فارسی بدانیم؛ چون چه‌طور می‌شود که ما با زبان شاعر ملی خود ناآشنا باشیم. در واقع اگر می‌خواهیم فارسی را از پاکستان بیرون کنیم، باید اقبال را هم از پاکستان بیرون کنیم. تا اقبال هست، فارسی هم هست. اگر می‌خواهیم فارسی نباشد، باید اقبال را هم از کشور بیرون کنیم و نگوییم که اقبال شاعر ملی ما است؛ چون همان‌طور که اشاره کردم، ۶۰ درصد شعر اقبال به زبان فارسی است و خود شعر اردوی او هم پر از فارسی است. بنابراین اگر بخواهیم اقبال را بفهمیم و بشناسیم، ناچاریم با فارسی رابطه داشته باشیم. اقبال و فارسی لازم و ملزوم یکدیگر هستند؛ یعنی از طرفی بدون اقبال نمی‌شود فارسی در پاکستان ادامه داشته باشد؛ چون گروه‌ها و رشته‌های زبان فارسی را در دانشگاه‌های پاکستان بستند که آن را بیرون کنند، ولی چون اقبال را داریم به زبان فارسی هم نیاز داریم. از طرف دیگر اگر می‌خواهیم اقبال را حفظ کنیم، باید زبان فارسی را هم حفظ کنیم؛ چون اگر فارسی را از بین ببریم، ۶۰ درصد شعر اقبال را هم از بین می‌بریم؛ که ممکن نیست. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 11:14:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282999/اقبال-هرچه-مولوی-پاکستان-هست-فارسی-هم مهدی سحابی مترجمی پرکار با ذهنی خلاق بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283023/مهدی-سحابی-مترجمی-پرکار-ذهنی-خلاق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز هجدهم آبان‌ماه مصادف با دهمین سال درگذشت مهدی سحابی، مترجم، نویسنده، نقاش، مجسمه‌ساز و عکاس ایرانی است. نخستین ترجمه او کتابی نوشته ماریو دمیکلی به نام «نقاشی دیواری و انقلاب مکزیک» در سال ۱۳۵۲ بود و با ترجمه مجموعه هشت جلدی «در جست‌وجوی زمان از دست ‌رفته» نوشته مارسل پروست شناخته شد. سحابی در سال ۱۳۶۶ با ترجمه رمان «شرم» جایزه بهترین کتاب سال جمهوری اسلامی را به دست آورد.   سحابی در طول 65 سال زندگی‌اش به دلیل تسلط به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی آثاری را نه تنها به فارسی برگردانده ‌است بلکه از فارسی به این سه زبان نیز ترجمه می‌کرد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «دور دنیا در هشتاد روز» نوشته ژول ورن،‌ «مرگ وزیر مختار» نوشته یوری نیکالایویچ تینیانوف،‌ «دانه زیر برف» و «خروج اضطراری» نوشته اینیاتسیو سیلونه، «دیوید کاپرفیلد»، «آرزوهای بزرگ» و «داستان دو شهر» اثر چارلز دیکنز،‌ «خوشی‌ها و روزها» اثر مایکل پروست، «مرگ قسطی»، «دسته دلقک‌ها» و «قصر به قصر» اثر لویی فردینان سلین و «مادام بواری» و «تربیت احساسات» اثر گوستاو فلوبر اشاره کرد.   هنر نقاشی و برپایی چند دوره نمایشگاه متعدد در ایران و جهان با مضمون صورتک‌های متعدد انسانی از دیگر فعالیت‌های مهدی سحابی به شمار می‌روند.   فیروزه مهاجر؛ مترجم باسابقه، مؤلف، استاد دانشگاه، نویسنده مقاله‌های اجتماعی و نقد هنری درباره مهدی سحابی به ایبنا می‌گوید: سحابی مترجم خیلی خوبی بود و ترجمه‌های خواندنی از نویسنده‌هایی که آثارشان را ترجمه می‌کرد برجای گذاشت. حیف شد که خیلی زود دنیای ترجمه را ترک کرد و رفت.   او در ادامه بیان می‌کند: بعد از نسل سحابی کمتر کتاب ترجمه می‌خوانم اما همیشه با عشق و علاقه کتاب‌هایی که مهدی سحابی به فارسی ترجمه می‌کرد را می‌خواندم مانند کتاب «مادام بواری» نوشته گوستاو فلوبر، البته ارتباط زیادی با ادبیات فرانسه ندارم. از بین ترجمه‌هایی که از مهدی سحابی خواندم کتاب «بچه‌های نیمه‌شب» را خیلی دوست داشتم.   مهاجر می‌گوید: مهدی سحابی مترجم بسیار پرکاری بود و از انگلیسی، ایتالیایی و فرانسه آثار زیادی را با زبان فارسی دلنشین و روان ترجمه کرد. علاوه براین نقاشی هم می‌کرد در همه زمینه‌ها فعال بود و ذهن خلاقی داشت.   مترجم «الفبای خانواده» می‌افزاید: درگذشت مهدی سحابی خیلی غم‌انگیز بود و همیشه جایش در حوزه ترجمه خالی است. کتاب‌هایی که او ترجمه می‌کرد با استقبال زیادی روبه‌رو می‌شد و ناشران هم با علاقه کتاب‌های او را چاپ می‌کردند و کار کردن با سحابی برای ناشران خیلی مهم بود و به همین دلیل او با ناشران زیادی کار کرده است. البته آن زمان هم وضع نشر خوب بود هم وضع خریداران و از کتاب‌ها خیلی استقبال می‌شد و فروش می‌رفت.   او در پایان درباره فعالیت‌های این روزهایش توضیح می‌دهد: این روزها مشغول درگیر تصحیحات ترجمه فرهنگ معاصر ایتالیایی فارسی و مدام درحال خواندن هستم ولی ترجمه نمی‌کنم. چون فکر می‌کنم سلیقه من در انتخاب کتاب، با سلیقه مشتری تفاوت دارد. امروزه نسل جوان چیزهایی می‌خوانند که در آن‌ها توجهی به زبان فارسی نشده است و کتابی که به‌نظر من نمی‌توان آن را ورق زد 15 بار چاپ می‌شود.   به گفته مهاجر، مترجم باید برای ترجمه شوق داشته باشد و مطمئن باشد کتابی را که ترجمه می‌کند مخاطب دارد و اگر فکر کند مخاطب ندارد، انگیزه‌ای برای ترجمه ندارد.   ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 11:00:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/283023/مهدی-سحابی-مترجمی-پرکار-ذهنی-خلاق نهادهای ادبی نحیف و موقت هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/283012/نهادهای-ادبی-نحیف-موقت-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کامیار عابدی در گفت‌وگو با ستاد خبری پنجمین جایزه شعر احمد شاملو با بیان اینکه از شعر و ادبیات در دوره‌های گذار نمی‌توان انتظار زیادی داشت، گفت: با این‌همه باید رو به سوی آینده داشت و نباید به ناامیدی دل سپرد. او افزود: باید کار کرد و از وضعیت دشوار نهراسید. اما تکیه و تاکید بر عقل سلیم (که با محافظه‌کاری فرق دارد) در ذوق ادبی نکته‌ای نیست که بتوان آن را فراموش کرد. این منتقد ادبی با تاکید براینکه جایزه‌های ادبی نیازمند گروهی علمی هستند که هم داوران را انتخاب کنند و هم در زمینه موازین ادبی با داوران هم‌اندیشی داشته باشند، گفت: نمی‌توانیم با تصمیم‌های ناگهانی انتظار داشته باشیم که به خرد جمعی در انتخاب شاعر و شعر موفق برسیم. عابدی همچنین درباره کوتاه بودن عمر جوایز ادبی افزود: جایزه ادبی برای استمرار باید تبدیل به نهاد شود، ولی ما در کشوری زندگی می‌کنیم که نهاد‌های فرهنگی و ادبی به دلایل مختلف نحیف، گذرا و موقت هستند و اگر هم استمرار داشته باشند چنان تغییر شکل و هدف می‌دهند که قابل شناسایی با شکل و هدف اولیه‌شان نیستند. وی ادامه داد: جایزه‌های ادبی هم همین‌طورند. اداره جایزه‌های ادبی نیاز به مدیران کاردانی دارد که از پی هم بیایند و کار را دور از سلیقه فردی و کار زودگذر با حضور کارشناسان واقعی پیش ببرند. نمی‌گویم چنین اشخاصی نیستند. البته هستند اما اندک هستند و همان گروه اندک هم غالبا از بیم کارشکنی گروه‌های دیگر حاضر نیستند به میدان بیایند. این منتقد ادبی تلاش دست‌اندرکاران جایزه‌ شاملو برای تمرکززدایی از پایتخت در انتخاب داور و هممچنین تمرکززدایی از انتخاب نام‌های معروف‌تر و شناخته‌شده در انتخاب مجموعه‌ شعرها را در خور سپاس دانست و گفت: هر جایزه‌ای که به شعر در معنای راستین کلمه توجه داشته باشد و خود را از قید و بند پایتخت‌نشینی و هم‌استانی بودن و همشهری‌گری بیرون نگه دارد، در خور احترام است. این پژوهشگر ادبی درباره معیارهای داوری شعرنیز افزود: ما طرز فکرهای مختلفی در حوزه ادبی داریم که طیف‌های وسیعی از سنت‌گرایان تا آوانگاردها را دربرمی‌گیرد. این نکته خودش مشکل ایجاد می‌کند. داوران باید از کدام گروه باشند؟ طبعا نه از این، نه از آن. اما پیدا کردن حد تعادل در داوری و داوران یکی از مشکلات است و غالبا سبب اعتراض و انتقاد صاحب‌نظران می‌شود. عابدی داوری کتاب‌های رسمی را به نسبت کتاب‌های چاپ نشده دقیق‌تر دانست و گفت: البته  اگر کتابی به دلیل کمی بودجه یا ممیزی یا هر دلیل دیگر به صورت رسمی منتشر نشده، و تعداد این کتاب‌ها زیاد باشد، می‌توان آن‌ها را در طبقه‌بندی دیگری داوری و ارزیابی کرد یا در بخش شعرهای منتشر نشده برای آن‌ها جایزه خاصی در نظر گرفت. او در پایان صحبت‌های خود با تاکید براینکه اعطای جایزه به یک دفتر شعر کار صحیحی نیست، گفت: تعداد شاعرانی که از نظر معیارهای ادبی هر سال در یک سطح یا نزدیک به هم هستند زیاد است و همچنان که پیش‌تر هم در چند گفت‌وگو اشاره کرده‌ام اگر جایزه‌های شعر هر سال سه یا حتی پنج دفتر شعر را به عنوان دفترهای برگزیده اعلام کنند، به حقیقتِ وضعیت شعر دوره ما نزدیک‌تر است. چون ممکن است گاهی دفتر شعری برگزیده شود که مدت کوتاهی پس از دریافت جایزه به سرعت از یادها برود. آیا چنین دفترهایی را به یاد ندارید؟ ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 10:28:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/283012/نهادهای-ادبی-نحیف-موقت-هستند معرفی نامزدهای بخش مستندنگاری جایزه ادبی جلال http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283011/معرفی-نامزدهای-بخش-مستندنگاری-جایزه-ادبی-جلال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هیئت داوران بخش «مستندنگاری» دوازدهمین دوره‌ جایزه‌ ادبی جلال آل‌احمد، اسامی پنج نامزد راه‌یافته به مرحله نهایی این بخش را اعلام کردند. اسامی نامزدهای این بخش به ترتیب الفبای نام آثار به شرح زیر است: «اردوگاه اطفال» به قلم «احمد یوسف‌زاده» از انتشارات سوره مهر «دست نیافتنی» به قلم «علی‌رضا حیدری» و «طاها صفری» از نشر گلگشت «سرزمین خارج از نقشه» خاطرات عجیب یک معلم بر اساس زندگی عزیز محمدی‌منش، به قلم «علی نورآبادی» از موسسه انتشارات قدیانی «قطارباز، ماجرای یک خط» به قلم «احسان نوروزی» از نشر چشمه «نقاشی قهوه‌خانه؛ خاطرات کاظم دارابی متهم دادگاه میکونوس» به قلم «محسن کاظمی» از انتشارات سوره مهر   این پنج اثر به داوری «مرتضی سرهنگی»، «ساسان ناطق» و «میثم امیری» به مرحله نهایی دوازدهمین دوره‌ جایزه‌ ادبی جلال آل‌احمد راه پیدا کردند. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 10:21:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283011/معرفی-نامزدهای-بخش-مستندنگاری-جایزه-ادبی-جلال برگزاری مراسم اختتامیه سومین دوره کتاب سال دفتر شعر جوان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283003/برگزاری-مراسم-اختتامیه-سومین-دوره-کتاب-سال-دفتر-شعر-جوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عصر روز یکشنبه، نوزدهم آبان‌ماه، مراسم سومین دوره کتاب سال (جایزه قیصر امین‌پور)، با اهدای جوایز به منتخبین و برگزیدگان نهایی برگزار خواهد شد. در این دوره، از میان 60 عنوان کتاب رسیده به دبیرخانه کتاب سال، 14 عنوان توسط هیئت انتخاب، برگزیده شد و برای بررسی در اختیار داوران نهایی قرار گرفت. این کتاب‌ها عبارتند از: 1.  آپارتمان عمر (اردوان انوشه/ انتشارات نگاه) 2. این هم از این (امیرعلی سلیمانی/ چشمه) 3. حاشا (رضا یزدانی/ شهرستان ادب) 4. از هم ریخته (داوود جمالی/  ایهام) 5. دریاچه را دریاچه می‌فهمد (محمد رهام/ فصل پنجم) 6. زن پارچه‌ای (نیّر فرزین/ آنیما) 7. زنگار (مریم حسینی‌تکیه‌ای/ سیب سرخ) 8. زیر انگشت‌های تشریح (رحمت‌الله رسولی‌مقدم/ ایهام) 9. مونث (ساجده جبارپور ماسوله/ نزدیک‌تر) 10. غروب مردمک‌ها (بهمن میلان/ ایهام) 11. فاتحه (امیر تیموری/ نزدیک‌تر) 12. کودتآه (میثم داوودی/ سیب سرخ) 13. مویه‌هایی از استراتوسفر (فواد سیاهکالی/ آنیما) 14. هیاهو (مهدی خانمحمدی/ شهرستان ادب)   مراسم اهدای جوایز برگزیدگان کتاب سال، به همت دفتر شعر جوان، روز نوزدهم آبان‌ماه ساعت 17 در خانه هنرمندان ایران به نشانی خیابان کریمخان زند، خیابان ایرانشهر، باغ هنرمندان، خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 08:10:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/283003/برگزاری-مراسم-اختتامیه-سومین-دوره-کتاب-سال-دفتر-شعر-جوان ​محسن چاوشی باز هم به سراغ مولانا و سعدی رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283000/محسن-چاوشی-باز-هم-سراغ-مولانا-سعدی-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دهمین آلبوم محسن چاوشی با نام «بی‌نام» که پیش از این قرار بود با نام «قمار باز»‌ منتشر شود، پنجم آذرماه با تهیه‌کنندگی سیدهادی حسینی منتشر خواهد شد.   در ابتدا این آلبوم قرار بود با نام «قمارباز» منتشر شود، اما پس از حواشی به وجود آمده، نام آن به «بی‌نام» تغییر پیدا کرد.   «قمارباز»، «بازآمدم» و «ای قوم به حج رفته» با اشعاری از «مولانا» از قطعات آلبوم «بی‌نام» هستند. بر اساس اعلام سید هادی حسینی،‌ تهیه‌کننده این آلبوم، محسن چاوشی روی دو شعر سعدی نیز آهنگسازی کرده که این دو قطعه در آلبوم «بی‌نام» منتشر خواهد شد.     بر اساس گفته‌های محسن چاوشی در صفحه اینستاگرامش قرار بود که قطعه‌ای با شعر حافظ نیز در این آلبوم باشد که گویا به دلایلی این قطعه حذف شده است. البته با همه این تفاسیر هنوز حرفی از شاعر سایر قطعه‌های آلبوم اعلام نشده است اما با توجه به اعلام پخش 11 ترک در این آلبوم به نظر می‌رسد که در کنار خوانش شعرهایی از مولانا و سعدی باید منتظر حضور حسین صفا نیز در این آلبوم باشیم، شاعری که به احتمال زیاد مجموعه غزل‌ جدیدش پیش از نمایشگاه کتاب تهران منتشر خواهد شد.     ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 07:40:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/283000/محسن-چاوشی-باز-هم-سراغ-مولانا-سعدی-رفت نگاه غرب‌محور کمکی به درک ما از ادبیات جهان نمی‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282892/نگاه-غرب-محور-کمکی-درک-ادبیات-جهان-نمی-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دیوید دمراش، مدرس دانشگاه هاروارد و از نظریه‌پردازان مهم ادبیات تطبیقی در عصر ماست و نظریه «ادبیات جهان» او تاکنون مورد استقبال شخصیت‌های علمی بسیاری قرار گرفته‌ است.  کتاب «چگونه ادبیات جهان را بخوانیم» که به تازگی از سوی انتشارات سمت منتشر شده،‌ تا حدودی قصد دارد به مخاطب خود اطلاعاتی درباره چگونگی خواندن ادبیات بدهد تا خواننده با درکی بهتر سراغ کتب جدید برود. دید دمراش در این کتاب معتقد است با فهم و درک آثار هر محدوده جغرافیایی می‌توان آثار دیگر نویسندگان همان محدوده را به خوبی درک کرد و شناخت. نویسنده بیان می‌کند که باید بین ژانر و نیت نویسنده تفکیک قائل شد در غیر این صورت دچار سرگشتگی می‌شویم و این گونه مثال می‌زند که «زمانی که اورسن ولز خوانشی دراماتیک از کتاب «نبرد دنیاها» را در رادیو پخش کرد و بعضی از شنوندگان به دلیل این که فکر می‌کردند آن خوانش، یک گزارش خبری واقعی درباره حمله موجودات فضایی است، دچار هراس ناگهانی شدند.» نویسنده چگونگی خواندن ادبیات جهان را در شش فصل توضیح می‌دهد و از تعریف واژه «ادبیات» شروع می‌کند تا سفر به خارج ادامه می‌دهد و بحث خود را با جهانی شدن به پایان می‌رساند. دمراش در آخرین سخنان خود بهترین راه برای انتخاب کتابی مناسب برای مطالعه را سر نخ گرفتن از نویسنده مورد علاقه خود می‌داند و معتقد است هر نویسنده در اثر خود به نحوی اشاراتی به نویسنده دیگری می‌کند که شباهت‌هایی با خودش دارد و از تاثیر و اقتباس سخن می‌گوید. و اینطور موضوع را روشن می‌کند که «پریمو لوی یا جیمز جویس می‌توانند ما را به سوی دانته راهنمایی کنند و دانته ما را به سوی ویرژیل و ویرژیل ما را به سوی هومر راهنمایی می‌کند.» گفتنی است دید دمراش سال 1390 سفری هم به ایران داشته است. با مجتبی ابراهیمیان مترجم این اثر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:   اگر ممکن است بحث را از نویسنده کتاب «چگونه ادبیات جهان را بخوانیم» شروع کنیم،‌ کمی درباره دیوید دمراش توضیح دهید. «دیوید دمراش استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه هاروارد و از معدود استادان ادبیات تطبیقی در آمریکاست که به ادبیات خاورمیانه و جهان عرب علاقمند است و در این زمینه کتاب‌هایی نیز تهیه کرده است. برای مثال دکتر دمراش سر ویراستار کتاب Longman Anthology of World Literature (2004)  و مجموعه کتاب‌های  The Routledge Companion to World Literature (2011) است. او همچنین کتاب‌های قابل توجهی درباره نظریه ادبیات جهان و ادبیات تطبیقی تالیف کرده است.به عنوان مثال کتاب‌های What is World Literature (2003), How to Read World Literature (2009), است.   چرا شما سراغ ترجمه این کتاب رفتید؟ با توجه به تجربه و برداشتی که به عنوان دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در ایران و دانشجوی ادبیات خاورمیانه در مقطع دکتری در آمریکا داشته‌ام، فهم بنده این است که هنوز در میان دانشجوها و اساتید گروه‌های ادبیات انگلیسی و فرانسه و حتی ادبیات فارسی هم در ایران و هم در آمریکا نوعی طرز فکر غرب‌محور وجود دارد.  بعضی از دانشجویان و اساتید ادبیات‌های اروپائی به نوعی به علت دانستن نظریه ادبی خود را بالاتر از همکاران خود در گروه‌های ادبیات فارسی می‌بینند و  بعضی از دانشجویان گروه ادبیات فارسی هم به شدت علاقه به یادگیری تئوری‌ها و نظریه‌های ادبی غربی دارند. در نظر بنده این طرز فکر درستی نیست چرا که در سنت ادبیات فارسی افراد مشهوری بوده‌اند که تئوری‌های ادبی اجتماعی داشته‌اند و متاسفانه تا کنون کمتر طرف توجه قرار گرفته‌اند. همچنین اتکا به تئوری‌‌های غربی باعث می‌شود که بسیاری از آثار ارزشمند ادبیات فارسی که تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، به علت این که با تئوری‌های غربی نمی‌توان آنها را توضیح داد، همچنان مهجور بمانند. کتاب دمراش و معرفی سایر آثار او از طریق این کتاب، به نظر بنده، گامی هر چند کوچک در جهت سوق دادن دانشجویان به سمت جهان محوری شدن در مطالعات ادبی است. فهمیدن شیوه مطالعه و بررسی ادبیات غیر غربی بدون اتکا به تئوری‌های افرادی چون باختین یا لوکاچ گامی مهم در بررسی ادبیات فارسی است.   می‌خواهم کمی وارد فضای کتاب شویم، ابتدا هم از نام آن شروع کنیم، به نظرم می‌آید در «چگونه ادبیات جهان را بخوانیم» نویسنده چگونگی خواندن ادبیات ترجمه را به چالش می‌کشد،‌ درست است؟ دیدگاه شما در این زمینه چیست؟ در فصلی که درباره خواندن ترجمه است، دمراش به چنین چالشی می‌پردازد. به نظر من از مهمترین ادعاهای کتاب این است که باید به ترجمه آثار کمتر شناخته شده هم پرداخت یا باید در هنگام ترجمه به معانی واژگان هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد توجه کرد. همچنین پیشنهاد دمراش برای خواندن ترجمه‌های مختلف یک اثر به عنوان مدرک یا مدارکی برای درک دوران ادبی و اجتماعی مترجم برای دانشجویان ادبیات قابل توجه است. در این جا بنده به ترجمه میرزا حبیب اصفهانی از «سفرنامه حاجی بابا» جیمز موریه می‌توانم اشاره کنم. موریه یک شرق‌شناس و کاملا در خدمت سیاست‌های استعماری انگلیس در آسیا و ایران بود. کتاب عاشقانه ماجراجویانه او به زبان انگلیسی ایرانیان را افرادی عقب مانده و هوس‌ران نشان می‌دهد و او را فردی با سواد و متمدن از غرب که ماجراهای عجیبی در ایران داشته است نشان می‌دهد. در مقابل، ترجمه استادانه میرزا حبیب اصفهانی بازتاب و نقدی منصفانه از اوضاع سیاسی اجتماعی ایران در اواخر دوره قاجار است. دمراش در این کتاب چه ارتباطی بین آثار ادبیات جهان مشخص می‌کند؟ ادبیات جهات تمام آثار مکتوب و شفاهی به جا مانده از تمام فرهنگ‌های جهان است. به دید دمراش نگاه غرب‌محور کمک شایانی به درک و فهم ما از گستره نامحدود ادبیات جهان نمی‌کند. چگونه می‌توان با خواندن آثار هر نویسنده، آثار نویسنده دیگر را درک کنیم؟ مگر هر شاعر یا نویسنده با توجه به زبان و فرهنگ خودش متفاوت از دیگری نمی‌نویسد؟ پس چطور می‌توان با خواندن و درک هرکدام به درک دیگری رسید؟ به دید دمراش هر نویسنده درباره موضوعات، مسائل و حتی شهرها یا انسان‌های خاصی می‌نویسد. بسیار اتفاق می‌افتد که این‌ها در آثار نویسنگان مختلف تکرار می‌شوند. به عنوان مثال اگر در شعر حافظ ما با مفهوم عشق زمینی آشنا بشویم، این آشنایی به ما کمک می‌کند که دیدگاه و نظری درباره عشق در آثار معاصران حافظ و نویسندگان بعد از او داشته باشیم. یا با خواندن توصیفات پاریس در آثار ویکتور هوگو می‌توانیم نوعی نقطه مقایسه و فهم برای خواندن پاریس در آثار چارلز دیکنز داشته باشیم. زیبایی ادبیات در این است که هر نویسنده برداشت خاص خودش از موضوعات، مکان ها، و اشخاص را دارد اما با مقایسه برداشت‌های مختلف نویسندگان مختلف از یک موضوع، مکان، یا شخص مشترک می‌توانیم به درکی بهتر از آن و همچنین از کار نویسنده برسیم. مثال‌هایی که دمراش در کتاب برای فهم بهتر می‌آورد بیشتر از ادبیات کلاسیک است. کمتر سراغ ادبیات معاصر می‌رود. دمراش برای نشان دادن ارتباط موضوعی بین ادبیات کلاسیک و معاصر مثال‌های زیادی از ادبیات کلاسیک می‌آورد. با این حال، بخش قابل توجهی از کتاب به ادبیات معاصر می‌پردازد.   دیوید دمراش چه شیوه‌هایی را برای درست خواندن ارائه می‌دهد؟ توجه به درگیری ترجمه در مسائل سیاسی اجتماعی، توجه به تغییرات مفاهیم و موضوعات در زمان‌ها و مکان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون، و همچنین مسافرت کردن به مکان‌های تولید آثار ادبی از شیوه‌هایی است که دمراش ارائه می‌دهد. در مقدمه کتاب نویسنده مطرح می‌کند که «اگر متنی خارجی را بدون در نظر گرفتن تصورات و ارزش‌های نویسنده‌اش بخوانیم این خطر وجود دارد که متن را به نسخه‌ای رنگ و رو باخته‌ از فرمی ادبی که از قبل با آن آشنایی داریم تقلیل بدهیم»، شناخت نویسنده و ارزش‌های آن چه کمکی به ما می‌کند؟ شناختن اوضاع و زمانه نویسنده به ما کمک می‌کند که موضوعات اساسی در اثرش را بهتر بفهمیم. به عنوان مثال، بدون دانستن درباره اوضاع خفقان سیاسی ایران در زمان سروده شدن شعر «زمستان» اخوان ثالث درک ما از شعر بسیار متفاوت از درک کنونی ما می‌بود. یا اگر درباره اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران دوره مشروطه ندانیم، داستان‌های کوتاه جمالزاده مانند «رجل سیاسی» برای ما کاملا قابل فهم نخواهند بود.   در قسمتی از کتاب نویسنده بیان می‌کند که «داستان‌ها و افسانه‌ها در طی قرن‌ها و در زبان‌های درون یک سنت چندگونه اما پیوسته تکامل پیدا می‌کنند» این تکامل از طریق تغییر ایجاد می‌شود؟ پاسخ دادن به این پرسش کمی مشکل است. دلایل زیادی می‌توانند در این تکامل نقش داشته باشند. به عنوان مثال مسائل سیاسی، مذهبی، و فرهنگی. برای نمونه در عصر صفوی که حکومت شیعه سختی با حکومت سنی در  امپراطوری عثمانی دشمنی داشته است، رستم را برگرفته از امام علی (ع) و نماد شیعه می‌گفته‌اند و در زمان حکومت پهلوی و شکل‌گیری ملی‌گرایی ضد عرب، رستم را نماد دلاوری و مقاومت ایرانیان در برابر اعراب و اسلام می‌دانسته‌اند. با توجه به مثالی که نویسنده از آثار لوی می‌زند، «اگر معلوم می‌شد که آشویتز هیچ وقت وجود نداشته است یا پریمو لوی در آنجا اسیر نبوده است،‌ کتاب فراموش نشدنی لوی، بقا در آشویتز، بخش عمده‌ای از جذابیتش را از دست می‌داد؛» آیا منظور نویسنده این است که با پیش فرض‌ها و اطلاعاتی که ما از صاحب اثر داشته باشیم مخاطب ارتباط بهتری با آن اثر پیدا می‌کنیم؟ خب این اطلاعات در سریع‌ترین حالت باید در مقدمه کتاب باشد و ممکن است برخی کتب مقدمه نداشته باشند یا مخاطب دنبال شرایط نوشتن یا گذشته نویسنده نباشد، مخصوصا اگر اولین کتاب از آن نویسنده را در دست گرفته باشد، یا نویسنده ناشناخته‌ای باشد. نکته شما درست است. اما در عصر تکنولوژی خواننده می‌تواند به آسانی اطلاعاتی درباره نویسنده هر کتاب پیدا کند. همچنین، کتاب‌های ادبی به زبان انگلیسی و حتی ترجمه انگلیسی آثار فارسی، روسی، فرانسه و عربی امروزه همیشه با مقدمه‌ای مفصل همراه هستند که نویسنده و کتاب را برای خواننده معرفی می‌کنند و خواننده را به خواندن اثر تشویق می‌کنند.» گفتنی است پیش از این شبنم بزرگی کتاب «چگونه ادبیات جهان را بخوانیم» را ترجمه و نشر چشمه آن را منتشر کرده بود.   انتشارات سمت کتاب «چگونه ادبیات جهان را بخوانیم» اثر دیوید دمراش با ترجمه مجتبی ابراهیمیان را در 180 صفحه، 500 نسخه و با قیمت 13000 تومان منتشر کرده است. ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 07:06:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282892/نگاه-غرب-محور-کمکی-درک-ادبیات-جهان-نمی-کند اینجا نیروی جاذبه کمتر است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282982/اینجا-نیروی-جاذبه-کمتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ در این کتاب مهم‌ترین شعرهای جمالی گنجانده شده‌اند. جمالی متولد ۱۳۵۶ در تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است. از او تاکنون پنج مجموعه شعر، یک نمایشنامه، تعداد بسیاری مقاله و ترجمه منتشر شده است.مقالات او در نشریاتی نظیر جهان کتاب، آدینه، کارنامه، عصرپنجشنبه، بیدار، بررسی کتاب، معیار، دنیای سخن و... نشریافته‌اند. از مختصات شعر رُزا جمالی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: بازی‌های زبانی، تصویرسازی خلاق، خلق استعارات نو، آشنایی زدایی از زبان متداول، دوری از کلیشه‌های بیانی، به وجود آوردن نشانه‌شناسی تازه‌ای از کلمات، چندصدایی، چندزبانی، استفاده از لحن و زبان محاوره، بی‌واسطه‌نویسی، عرفان اشیاء، بازآفرینی مضامین شعر کلاسیک فارسی... مجموعه‌ای از شعرهای او به زبان انگلیسی در دهلی منتشر شده و بسیاری از این شعرها توسط خود او به زبان انگلیسی برگردانده شده‌اند. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «تک نوری ست که بر مخفی‌ترین سمت می‌تابد    در عصب‌ها گسیل می‌شود    کافی‌ست    به اندازه‌ای ست که بر عنصرِ تازه‌ای دلالت می‌کند.                  یاخته‌های کور را به کناری گذاشته‌ام                 تا در اجسامِ کِدِر نفوذ کنند                ورقه‌هایی که بار گرفته‌اند در تاریکی ادامه می‌یابند.     با کَسری از من متناسب است چنانچه جِرمی سنگین که از شاخه هایِ درخت آویزان است  به رنگِ سردِ جسمِ تُست  تقلای من. چیزی‌ست که در بطنِ خود منجمد است یک قطعه‌یِ تاریک است شعاعِ نازکی‌ست که در انسدادِ در محبوس است.               بلوری که به دست آمده            در سیالات نقش می‌گیرد            انتهایِ این مسیرکجاست؟   طرحی از عصب‌ها بر کاغذهایِ سیاه افتاده است.   رسوب می‌کنم شماری از اجسام ضخیم‌اند ظرف‌ها را بُرده‌ام  قدری آب تهِ لیوان هست.» گزیده اشعار رُزا جمالی با عنوان «اینجا نیروی جاذبه کمتر است» در ۶۸ صفحه و قیمت ۱۵۰۰۰ تومان از سوی نشر «مهر و دل» در پاییز ۱۳۹۸ منتشر شده است.  ]]> ادبيات Sat, 09 Nov 2019 06:12:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282982/اینجا-نیروی-جاذبه-کمتر جمالزاده گفتارنویسی را وارد نوشتار ما و هدایت آن را تمام کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282956/جمالزاده-گفتارنویسی-وارد-نوشتار-هدایت-تمام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «فارسی شکسته» با حضور غلامعلی حدادعادل، امید طبیب‌زاده، نویسنده کتاب فارسی شکسته، احمد سمیعی‌گیلانی، علی صلح‌جو، آبتین گلکار و علی‌اصغر محمدخانی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. جمالزاده گفتارنویسی را وارد نوشتار ما کرد امید طبیب‌زاده، نویسنده کتاب «فارسی شکسته» در شروع صحبت‌های خود گفت: بحث گفتارنویسی در زبان فارسی، به حدود صد سال پیش برمی‌کردد. مقدمات آن را از زمان مشروطه داریم، که مردم مورد خطاب نویسندگان قرار می‌گیرند. جمالزاده کسی است که گفتارنویسی را در نوشتار ما وارد کرد. البته جمالزاده صرف و نحو و واژگان را وارد زبان کرد، اما تلفظ که یکی دیگر از بخش‌های گفتار نویسی است، را وارد نکرد، که صادق هدایت این کار را کرد. در واقع هدایت کار گفتاری‌نویسی را تمام کرد و بخش شکسته‌نویسی را به بخشی که جمالزاده آورده بود، اضافه کرد. هرچند که قبل از هدایت هم شکسته‌نویسی بوده، منتهی سبک مشخصی نداشته، که هدایت آن را به صورت یک سبک وارد کرد. بنابراین گفتارنویسی در زبان ما با رمان مدرن شروع شد.   دوزبان‌گونگی؛ دلیل وجود دو گونه نوشتار در زبان فارسی وی در ادامه دوزبان‌گونگی را دلیل وجود دو گونه نوشتار در زبان ما دانست و افزود: دوزبان‌گونگی یعنی یک زبان دارای دو گونه معیار باشد، که این پدیده مثبتی نیست. این پدیده در زبان عربی بسیار قوی و به‌گونه‌ای است که زبان گفتار و نوشتار با هم تفاوت زیادی دارند. در زبان فارسی این تفاوت کمتر و در زبان انگلیسی خیلی کمتر است. دوزبان‌گونگی در تمام زبان‌ها دیده می‌شود، اما گاه هر دو گونه، تثبیت و معیار می‌شوند؛ بنابراین علت بروز دو گونه گفتاری و رسمی زبان در رمان‌های ما، همین‌ دوزبان‌گونگی است که در زبان فارسی است؛ که مشابه آن را با شدت بیشتر در زبان عربی شاهد هستیم.   وی ضمن اشاره به قدرت گرفتن گونه گفتاری زبان در فضای مجازی گفت: برخی معتقدند که گونه گفتاری زبان فارسی، گونه زبان تهرانی است و اهمیت دادن به آن، اجحاف در حق بقیه مردم ایران است؛ در صورتی که این گونه، گونه تهرانی نیست، بلکه گونه‌ای از فارسی است که در تهران، به منزله پایتخت ایران شکل گرفته و با گونه تهرانی اصل متفاوت است. البته قطعا تحت تاثیر فارسی تهرانی اصیل هم بوده، اما بهتر است آن را فارسی گفتاری معیار بنامیم، نه فارسی تهرانی. اگر هم فارسی تهرانی گفته می‌شود، منظور فارسی پایتخت است.   مخالفان شکسته‌نویسی نمی‌توانند وجود فارسی گفتاری را رد کنند طبیب‌زاده در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به شکسته‌نویسی در نوشتار، گفت: مخالفان شکسته‌نویسی هرگز نمی‌توانند وجود فارسی گفتاری را رد کنند، چون شکسته‌نویسی در ادبیات و آثار ما هست و سر سفره زبان نوشتار غذا می‌خورد؛ اتفاقا سر سفره فضای مجازی، فقط او نشسته است؛ ما هم نه می‌توانیم منکر او شویم و نه می‌توانیم او را بیرون کنیم. تنها کاری که می‌توانیم انجام بدهیم،  این است که آداب سفره را به او بیاموزیم و کاری کنیم که یکدست شود. همان کاری که فرهنگستان با تدوین رسم‌الخط و دستورخط انجام داده است.   شکسته‌نویسی در فضای فرهنگی ما عمومیت پیدا کرده احمد سمیعی‌گیلانی هم در شروع صحبت‌های خود، درباره کتاب «فارسی شکسته» گفت: طبیب‌زاده در این کتاب در زمینه گفتارپذیری خیلی پیش رفته و مسائلی را مطرح کرده، که در آراء دیگران هنوز مطرح نشده است. البته هنوز هم مسائلی هست که در این کتاب مطرح نشده است. یکی از این مسائل، مسئله تاریخچه شکسته‌نویسی در زبان فارسی است، که در جایی به آن پرداخته نشده است.   او ادامه داد: مسئله دیگری که به آن پرداخته نشده این است که خط فارسی تمام عناصر گفتاری، مخصوصا برخی مصوت‌ها یا نواهای گفتار را منعکس نمی‌کند و لازم است که به مسئله رابطه بین خط فارسی و شکسته‌نویسی بیشتر دقت کنیم؛ بنابراین هنوز مسائلی در شکسته‌نویسی هست، که بایستی بررسی و پاسخ داده شود.   سمیعی‌گیلانی در ادامه به ورود شکسته‌گویی در فضای فرهنگی اشاره کرد و گفت: متاسفانه در فضای فرهنگی ما شکسته‌گویی تقریبا عمومیت پیدا کرده و به نوعی جزو طبیعت ما شده است. سخنران‌های کنفرانس‌ها، استادان ما در دانشگاه‌ها، حتی وزرا و رئیس‌جمهور ما هم در جلسات رسمی شکسته صحبت می‌کنند.   وی در ادامه ضمن اشاره به تفاوت بین زبان محاوره و زبان شکسته، درباره چرایی شکسته‌گویی گفت: در مورد گویش‌ها ما اصلا نمی‌دانیم آنچه که می‌گویند، شکسته است یا خیر؛ چون شکل درست آن را نمی‌دانیم. یعنی به ضرس قاطع نمی‌توانیم بگوییم این تلفظی که ما به‌کار می‌بریم، صورت شکسته یا سالم تلفظ آن است.   سمیعی درباره مظاهر شکسته‌نویسی هم عنوان کرد: شکسته‌نویسی گرایش به کوتاه کردن عناصر زبانی دارد، برای همین هم بیشتر متوجه عناصر پربسامد و معمولا عوامل دستوری به معنای عام آن است. عناصری در زبان هستند که خودشان کوتاهند، بنابراین نه می‌توان آن‌ها را شکست و نه لزومی دارد که شکسته‌شوند.   وی در ادامه ضمن بیان اینکه شکستگی جلوه‌های متعددی دارد و باعث تغییر الگوهای هجایی می‌شود؛ درباره بایدها و نبایدها در شکسته‌نویسی بیان کرد: طبیب‌زاده در کتاب "فارسی شکسته" درباره اینکه کجا باید شکسته نوشت و کجا نبتید نوشت، گفته ادبیات کودک بهتر است شکسته نوشته شود؛ اما من معتقدم این کار هنوز زود است؛ یعنی ما هنوز هزاران خواننده داریم که شکسته‌خوانی برای آن‌ها راحت نیست؛ چون زبان فارسی را از راه تعلیم یا رسانه‌ها یاد گرفته‌اند و خیلی با زبان شکسته آشنایی ندارند. البته به صورت قطعی نمی‌توان حکم داد که ادبیات کودک باید به صورت شکسته نوشته شود یا باید شکسته نوشته نشود؛ چون این به موقعیت، نوع کتاب، مخاطب و خیلی عوامل دیگر بستگی دارد.   اصل زبان گفتار است علی‌ صلح‌جو، دیگر سخنران نشست هم صحبت‌های خود را با مقایسه زبان گفتار و نوشتار شروع کرد و گفت: عمر گفتار قابل مقایسه با عمر نوشتار نیست، چون قدمت گفتار به پیدایش انسان برمی‌گردد، اما نوشتار عمر متاخری در حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش دارد. بنابراین در اهمیت گفتار اصلا شکی نیست و درواقع  نوشتار ابزاری برای نشان دادن گفتار بوده و اصل زبان همان گفتار است.   او در ادامه ضمن اشاره به بحث دوزبانگی مطرح‌شده در کتاب«فارسی شکسته»، گفت: زبان دو شقه است، که یکی شکل کتابت یا زبان نوشتار و دیگری گونه گفتاری است. آن‌هایی که به دوزبانگی معتقدند، زبان را در دو دسته فراگونه و فروگونه تقسیم‌بندی می‌کنند. در فراگونه به صورت نوشتار قاعلند و فروگونه هم همین زبان گفتاری معمولی است، که شکستگی هم بخشی از آن محسوب می‌شود. طبیب‌زاده معتقد است که زبان فارسی در موقعیت دوزبان‌گونگی است؛ من شخصا این را قبول ندارم و این فاصله را چنان که در زبان عربی است، بین زبان گفتار و نوشتار فارسی نمی‌بینم. البته قبول دارم که نسبت به فرانسه و انگلیسی تفاوت گفتار و نوشتار ما خیلی بالاتر است، ولی شاید نتوان آن را در حد دوزبان‌گونگی دانست.   نویسنده کتاب «فارسی شکسته» می‌ترسد نوشتار توسط گفتار بلعیده شود او ادامه داد: صرف‌نظر از اینکه ما دوزبان‌گونه هستیم یا نه، در کتاب «فارسی شکسته» یک نوع هراس دیده می‌شود و نویسنده به گونه‌ای هشدار می‌دهد که اگر فروگونه را سامان ندهیم و مختصات شکسته‌نویسی را برای همه روشن نکنیم، این خطر وجود دارد که فروگونه، فراگونه را ببلعد؛ که من فکر نمی‌کنم این اتفاق برای زبان ما بیفتد؛ چون از هزاران سال پیش این دو گونه به موازات هم بوده‌اند و فروگونه نتوانسته کاری با فراگونه کند. در ادامه هم کاری نخواهد کرد.   وی در ادامه گفت: بحث شکسته‌نویسی مربوط به حوزه محدودی در حوزه دیالوگ‌نویسی در داستان است، که همان هم شامل همه داستان‌ها نمی‌شود و بیش از این ما مسئله‌ای با شکسته‌نویسی نداریم. بنابراین نباید از شکسته‌نویسی خیلی هراس داشت، چون اولا بیش از هزار سال است که بین این دو همزیستی وجود دارد؛ ثانیا حوزه آن محدود است و بخش کوچکی درگیر آن است؛ ثانیا حتی اگر فرض کنیم که فروگونه، فراگونه را نابود کرد، که به اعتقاد من فروگونه حقانیت دارد. این اتفاق درپهلوی افتاد و نتوانست خودش را نگه دارد و یک زبان که زبان توده مردم و گفتاری بود، خودش را بالا کشید و فارسی دری شد، که حقانیت هم دارد؛ بنابراین اگر این اتفاق هم بیفتد، هیچ‌اتفاقی نخواهد افتاد ؛ حتی به نظر من اگر تمام کلمات فارسی در همین لحظه، به صورت معجزه‌آسایی بشکنند، باز زبان فارسی سر جای خودش است و هیچ اتفاقی نمی‌افتد.   صلح‌جو در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: به طور کلی معتقدم مسئله شکسته‌نویسی یک برجستگی نابسزایی به خود گرفته و آنقدر بزرگ و با اهمیت نیست که ما نگران این موضوع باشیم.  از طرفی زبان گفتار اهمیت فراوانی دارد و نزدیک شدن زبان نوشتار به زبان گفتار، از هر جهت، یکی از علائم سلامت زبان است.   لزوم تدریس دستورالعمل شکسته‌نویسی در مدارس  آبتین گلکار، مترجم و آخرین سخنران این نشست هم در شروع صحبت‌های خود اظهار داشت: گفتارنویسی از بحث‌ ‌های مهم برای زبان فارسی است. به علت گسترش استفاده از زبان گفتار در فضای مجازی، شکسته‌نویسی واقعا تبدیل به مسئله شده و در بعضی موارد، احتیاج به تجویز دارد، که قاعدتا فرهنگستان باید این کار را انجام دهد و برای برخی صورت‌های مسئله‌ساز، دستورالعمل ارائه دهد.   وی در ادامه ضمن اشاره به ارائه دستور برای تمایز ماضی نقلی و ماضی ساده در کتاب در کتاب فارسی شکسته، به عنوان یک نمونه خوب، عنوان کرد: تلاش طبیب‌زاده برای اینکه چنین دستورالعملی تهیه شود، قابل ستایش است و حتی می‌تواند در مدارس تدریس شود؛ چون با وجود گسترش شکسته‌نویسی و گفتارنویسی در فضای مجازی، لازم است که دستورالخط واحدی، حداقل برای صورت‌های مشکل‌ساز برای دانش‌آموزان ما وجود داشته باشد.   شکسته‌نویشی بخشی از گفتارنویسی است نه همه آن این مترجم در ادامه درباره اختلاف شکسته‌نویسی و گفتارنویسی عنوان کرد: شکسته‌نویسی بخشی از گفتارنویسی است‌؛ یعنی صرف شکسته‌نویسی، بدون رعایت صورت‌های صرفی، نحوی و واژگانی، که فقط در گفتار به کار می‌رود، نمی‌تواند متن ما را به یک متن گفتاری تبدیل کند.   گلکار در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر فرهنگستان یا طبیب‌زاده بخواهند دستورالعملی شبیه به دستو خط فارسی که فرهنگستان تهیه کرده، برای شکسته‌نویسی هم تهیه کنند، بد نیست چند نکته در آن لحاظ شود. مثلا اینکه قواعد نحوی و شکل‌های صرفی شکسته‌نویسی بررسی، قواعد آن استخراج و دستورالعمل آن نوشته شود. شاید بشود فرهنگ صورت‌های شکسته را هم تدوین کرد.   وی در ادامه ضمن تفکیک شکسته‌نویسی به انواع و صورت‌های مختلف، مانند شکسته‌نویسی اسامی خاص، سبکی و... و آوردن مثال‌هایی برای هر کدام، گفت: بهتر است که این گونه‌ها و انواع، از مواردی که فقط مسئله شکسته‌نویسی است، جدا شوند و تلاشی که در کتاب فارسی شکسته انجام شده، می‌تواند قدم خوبی برای اینکه یک دستورالعمل پیراسته و علمی برای شکسته‌نویسی زبان فارسی تحریر شود. ]]> ادبيات Thu, 07 Nov 2019 11:30:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282956/جمالزاده-گفتارنویسی-وارد-نوشتار-هدایت-تمام پیشنهاد پائولو کوئیلو به فیلمسازان ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282913/پیشنهاد-پائولو-کوئیلو-فیلمسازان-ایرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمد قاسم‌زاده به تازگی دست به انتشار کتاب «این‌سو واقعیت، آن‌سو خیال‌: گزیده داستان‌های کوتاه فارسی برای اقتباس» زده که این کتاب دو جلدی از سوی کانون فیلم‌سازان جوان منتشر شده و قرار است که در ایام برگزاری سی و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران رونمایی شود.   محمد قاسم‌زاده در معرفی این کتاب به ایبنا گفت: این کتاب از 50 داستان نویسندگان معاصر ایرانی تشکیل شده است و بیشتر داستان‌هایی است که پس از انقلاب نوشته شده است. نگاه من به داستان‌های این مجموعه به این صورت بوده که زمینه یا قابلیت اقتباس سینمایی در آنها وجود داشته باشد.   وی ادامه داد: من این کتاب را برای آشنایی جوانانی که سینما می‌خوانند، آماده کردم تا به وسیله این کتاب با ادبیات ایران آشنا شوند؛ چراکه متاسفانه جوانان سینمایی ما اصلا کتاب نمی‌خوانند که بخواهند اقتباس کنند. این‌ها اصولا در بند ذهنیات خودشان هستند؛ بنابراین می‌نشینند، فکر می‌کنند و طرحی می‌ریزند. بعد این طرح را کسی قبول نمی‌کند، خودشان هم بودجه‌ای برای ساخت آن ندارند، آرام آرام مایوس می‌شوند و همه چیز را کنار می‌گذارند.   این نویسنده پیشکسوت معتقد است که این کتاب نقش حل‌المسائل را برای کتاب نخواندن سینماگران ایفا نمی‌کند با این حال ادامه داد: من نمی‌خواهم به واسطه این اثر، کتاب نخواندن این دوستان را جبران کنم؛ چراکه در تمام دنیا چنین کاری انجام می‌دهند. با چنین کتاب‌هایی مخاطب سینمایی با احمد محمود آشنا می‌شود و می‌فهمد که ادبیات او این قابلیت را دارد تا به سینما تبدیل شود. این کتاب کمک می کند که سینماگران این شخصیت‌های ادبی و قلم آنها را بشناسند و دیگر به سمت پیاده‌سازی ذهنیت خودشان نروند.   وی افزود: در همه جای دنیا این آثار را در کتاب‌های درسی قرار می‌دهند تا دانش‌‌آموز با این شخصیت‌ها آشنا شوند؛ من در هیچ کجای دنیا ندیده‌ام که به بچه دبستانی شکسپیر آموزش دهند. از نویسندگان معاصر شروع می‌کنند که درک آنها آسان‌تر است.   قاسم‌زاده با اشاره به ملاک‌های انتخاب این داستان‌ها اظهار کرد: ملاک من برای انتخاب داستان‌ها قابلیت تصویری‌ آنها بوده است. یعنی داستان‌های بسیاری را نگاه کردم و آنهایی را که قابلیت تصویری داشتند، انتخاب کردم. من تم خاصی برای انتخاب داستان‌های این کتاب در نظر نگرفتم. از مسائل شخصی تا مسائل جنگی در این کتاب داستان داریم. البته ما خیلی از ژانرها را در سینمای ایران نداریم؛ بدبختی سینمای ما این است که پول ندارد و تهیه‌کننده می‌خواهد با کم‌ترین هزینه بیشترین سود را ببرد.   وی ادامه داد: انتخاب داستان‌های این کتاب کار خیلی سختی بود. برای مثال داستان‌نویس‌های بسیار معروفی در کشور ما هستند که در این کتاب داستانی از آنها نیامده است. علت این انتخاب این است که قابلیت تصویری نداشته‌اند. ما باید این‌ها را از هم تفکیک کنیم؛ چرا که ما نویسندگانی بزرگی داریم که داستان‌های بسیار خوبی هم نوشته‌اند اما داستان‌هاشان قابلیت تصویری ندارد. اگر از نویسنده معروفی داستان در این کتاب نیامده است به این معنا نیست که آن فرد داستان‌نویس خوبی نیست و کارش بی‌ارزش است. نگاه من نزدیکی به سینما بوده و در این بین هیچ نگاهی حذف نشده است؛ مگر اینکه به سینما ارتباطی نداشته باشد.   این عضو بازنشسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به شخصیت‌های مطرحی که در این کتاب از آنها داستان آمده است گفت: از نویسندگان متولدین 1310 تا 1360 در این کتاب داستان آمده است. در این کتاب از شخصیت‌های مطرحی مثل احمد محمود، جمال میرصادقی، پرویز دوایی، جواد مجابی، شیوا ارسطویی، گلی ترقی، فرهاد کشوری، بیژن نجدی، ناصر تقوایی و دیگر نویسندگان مطرح ایرانی داستان آمده است. ترتیب قرارگیری داستان‌ها نیز به ترتیب تاریخ تولد نویسنده است.   قاسم‌زاده در توضیح رایج بودن این گونه کتاب‌ها در تمام دنیا گفت: کارگردان‌های غربی هم که نمی‌نشینند همه رمان‌ها و کتاب‌های ادبی را بخوانند؛ در واقع آنها مشاور دارند و این مشاوران هستند که کتاب‌ها را بررسی می‌کنند؛ اما واقعیت این است که آنها نگاه قابل توجهی به اقتباس دارند و همین است که در اسکار هم بخشی به نام فیلم‌های اقتباسی می‌بینیم؛ اما آیا در مهم‌ترین جایزه سینمایی ما که جشنواره فیلم فجر است، بخشی به نام سینمای اقتباسی داریم؟ وی افزود: بعد از انقلاب سینماگران ادبیات را رها کردند؛ چراکه می‌گفتند ادبیات مشکل دارد و اگر از این‌ها استفاده کنیم، دولت بودجه نمی‌دهد. این دیدگاه آرام آرام به یک سنت در سینمای ما تبدیل شد و ادبیات را ول کردند. همین شد که وقتی برای نویسندگان مشکل پیش می‌آمد و همه بیانیه می‌دادند، سینماگران خودشان را کنار می‌کشیدند.  سینماگران ادبیات را رها کردند. یکی از داستان‌هایی که ما در این کتاب انتخاب کردیم، داستانی از ناصر تقوایی است. باور کنید خیلی از سینماگران جوان ما نمی‌دانند که ناصر تقوایی داستان‌نویس هم هست. ناصر تقوایی با ادبیات رابطه داشت و کنار گذاشته شد؛ به همین راحتی. این پژوهشگر ادبی با انتقاد از فضای سینمایی ایران اظهار کرد: فراوان رمان در امریکا و انگلیس تبدیل به فیلم و تئاتر می‌شود؛ اما سینمای ما سینمای دلقک مآبی شده است و تنها فیلم‌هایی که به این گونه موضوعات می‌پردازد، فروش دارد. البته باید توجه داشته باشید که این فیلم‌ها را با طنز اشتباه نگیرید.   این نویسنده با تعریف خاطره‌ای از یک همکاری تلویزیونی ناموفق گفت: چند سال پیش یک تهیه‌کننده و کارگردان پیش من آمدند تا سریال 360 قسمتی بسازیم. بعد من یک طرح 40 صفحه‌ای برای آنها نوشتم. در دیدار بعدی کارگردان و تهیه‌کننده به من گفتند که ما نتوانستیم این 40 صفحه را بخوانیم و تو برای ما بخوان. شما از این سینما چه انتظاری دارید؟ کارگردانی که حال خواندن 40 صفحه متن را ندارد می‌خواهد سریال 360 قسمتی بسازد! این خنده‌دار نیست؟ وی ادامه داد: یکی از علل بی‌باری سینمای ما این است که سینما رابطه خودش را با ادبیات قطع کرده است. حال در امریکا به محض اینکه کتابی مطرح می‌شود، مشاوران کمپانی‌های سینمایی کتاب را بررسی می‌کنند و اگر از آن خوششان بیاید رایت آن را می‌خرند. قاسم زاده در پایان به خرید حق رایت کتاب «کیمیاگر» اشاره کرد و گفت: حدود 20 سال پیش کمپانی برادران وارنر آمدند و حق رایت کتاب «کیمیاگر» پائولو کوئیلو را به مبلغ 250 هزار دلار خریداری کردند و هنوز هم آن را نساخته‌اند. چند سال پیش که پائولو کوئیلو به ایران آمده بود گفت که رفتم و به شرکت برادران وارنر گفتم که حاضرم 500 هزار دلار به شما بدهم و حق رایت کتاب را به من برگردانید که قبول نکردند. حتی به فیلمسازان ایرانی پیشنهاد داد تا با توجه به اینکه ما قانون کپی‌رایت را قبول نکرده‌ایم یک نفر بیاید و این کتاب را فیلم کند تا آنها نسازند که کسی قبول نکرد. ]]> ادبيات Thu, 07 Nov 2019 06:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282913/پیشنهاد-پائولو-کوئیلو-فیلمسازان-ایرانی تنها دیوان بهار در اختیار ماست/ هیچ‌کس برای انتشار کتاب‌های بهار اجازه نمی‌گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282907/تنها-دیوان-بهار-اختیار-ماست-هیچ-کس-انتشار-کتاب-های-اجازه-نمی-گیرد چهرزاد بهار، فرزند آخر ملک‌الشعرای بهار در آستانه زادروز این شاعر، ادیب، نویسنده، و روزنامه‌نگار در 16 آبان‌ماه، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره وضعیت چاپ آثار بهار گفت: از آثار بهار تنها چیزی که در اختیار ما است؛ دیوان کامل بهار است؛ که انتشارات توس چاپ می‌کند و آخرین چاپ آن هم دو سال پیش منتشر شد. ولی بقیه آثار متاسفانه در اختیار ما نیست. مثلا دو تا از این آثار دست انتشارات امیرکبیر بوده که آن‌ها هم هر کار دلشان بخواهد می‌کنند. یا مثلا یک ناشر در مشهد یک سری از مطالبی که از استاد فرخ بوده را بدون اجازه چاپ کرده‌ است؛ از این کارها زیاد می‌کنند.   او ادامه داد: من پیگیری نمی‌کنم؛ چون ما در اینجا اختیاری نداریم و کسی از ما اجازه نمی‌گیرد. کجا بروم و به چه‌کسی شکایت کنم. من در حد توان خودم فقط توانستم دیوان را در اختیار بگیرم؛ که مقدمه دو چاپ آخر آن را هم خودم نوشته‌ام. من دیگر پیر شده‌ام و توان دوندگی و پیگیری این که کجا و چرا کتاب‌های پدرم را چاپ کرده‌اند، ندارم. از آن طرف هم هیچ‌کس برای انتشار کتاب‌های بهار اجازه نمی‌گیرد؛ هر کس هر کاری که دلش بخواهد، می‌کند.   چاپ کتاب نیمه‌کاره بهار به اسم فردی دیگر فرزند ملک‌الشعرای بهار درباره «سبک‌شناسی» او گفت: کتاب «سبک‌شناسی» بهار دست انتشارات امیرکبیر است که آن را به طور مرتب چاپ می‌کند، چون برای دانشگاه و تا مقاطع دکتری، این کتاب ارزش دارد. بعد از بهار هم خیلی‌ها سبک‌شناسی کردند، اما سبک‌شناسی نشد؛ یعنی سبک‌شناسی بهار نیست. حتی قرار بود سبک‌شناسی شعر به‌وجود بیاید؛ حتی مقداری از آن را هم پدرم نوشت، اما به بیماری افتاد و نتوانست کار را ادامه دهد؛ بعدها یکی از استادان دنباله همان را نوشت و به چاپ رساند؛ حتی آن نیمه‌ای هم که بهار نوشته بود را هم به نام خودش منتشر کرد. تنها کسی که به درستی و علمی دست به کار سبک‌شناسی زد، بهار است؛ که هنوز هم در دانشگاه و در مقطع دکتری تدریس می‌شود. همان‌طور که عرض کردم، بعد از بهار هم دیگرانی سبک‌شناسی نوشتند، اما هنوز هم سبک‌شناسی بهار مرجع است و در خیلی موارد به آن استناد می‌شود. دلیل آن هم درست بودن حرف بهار است که محصول دوران آرامش او است.     او ادامه داد: پدرم بعد از تبعیدها، زندان‌ها و دردورنج‌هایی که کشید، تقریبا از سال‌های 1314 تا حدود 1320 یک دوران آرامش داشت که بنده هم در همین دوره به دنیا آمدم. شاهکار سبک‌شناسی او هم همان زمان نوشته شد. پس از آنچه که من در این حوزه دیده‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام، هرگز به استادی سبک‌شناسی و نوشته بهار نبوده است. البته شاید بعدها اثری اینچنینی نوشته شود؛ که بنده خیلی امیدوار نیستم، چون دیگر کسانی مثل بهار به‌وجود نمی‌آیند که بخواهند چنین اثری پدید آورند.   چهرزاد بهار در ادامه درباره دیدگاه های سیاسی بهار عنوان کرد: اگر زندگی‌نامه، آثار و مقدمه‌هایی که خود بهار نوشته را بخوانید. می‌بینید که او از همان اول و از 18 سالگی پا در راه مبارزه یا پاسداری از آن گذاشته است. در مشهد حزب دموکرات را به‌وجود آورد. عشق و علاقه‌اش به مشروطه و جریان آزادی‌خواه مشهود و مشهور است.   شعرهای بهار در وصف رضاشاه برای حفظ خانواده‌اش بود او ادامه داد: در جریان تبعید بهار در سال 1311، شب عید او را در خانه دستگیر کرده، کشان‌کشان او را روی زمین کشیده و برده و یک مدت در زندان نگه داشته بودند؛ که این‌ها را خواهرم، پروانه بهار در خاطراتش در کتابی به اسم «مرغ سحر» نوشته است. در این جریان پدرم مدت‌ها در زندان بوده و بعد او را به اصفهان تبعید کردند که خیلی روزگار وحشت‌آوری برای بهار ایجاد شده و از همان زمان زندگی ما به هم ریخت. حالا اینکه گاهی شعر از او می‌آورند و می‌گویند برای رضاشاه سروده، برای حفظ خانواده و زندگی‌اش است؛ چون بهار تنها نبوده؛ بلکه یک خانواده و پنج فرزند داشته و یک عده‌ دیگر که به این خانواده وابسته بودند. پدرم زجر فراوان کشید و اگر گاهی می‌بینید که برای رضا شاه شعری گفته، به منظور پشتیبانی از او نبوده، بلکه می‌خواسته خانواده خودش را حفظ کند.     چهرزاد بهار در ادامه گفت: در جریان جشن هزاره فردوسی، فروغی به رضاخان می‌گوید بزرگانی که از کشورهای دیگر به این هزاره می‌آیند، می‌پرسند که ملک‌الشعرای بهار کجاست؛ چون همه او را می‌شناسند و ما نمی‌توانیم بگوییم که او در تبعید و زندان است. رضاخان هم در مقابل از فروغی می‌خواهد که به ملک‌الشعرای بهار بگویید یک شعر برای من بگوید و بعد او را آزاد کنید. در هر حال بهار هم انسان است، یک خانواده بزرگ داشته، به خاطر زجر و عذابی که این خانواده در اصفهان کشیده بودند؛ مجبور شد که برای رضاشاه شعری بگوید؛ که تمام آن شعر هم نصیحت به رضاشاه است و مثلا می‌گوید فلان کارها را نکن. حتی بعدها و از سال 1320 به بعد که محمدرضا بر سر کار آمد، برای او شعر گفته با این مضمون که تو کارهای پدرت و آن همه بلایی که سر مملکت آورده را تکرار نکن. البته رضا شاه ممکن است کارهای خوبی هم کرده باشد، که بهار در کتاب «احزاب سیاسی» کارهای خوب او را هم گفته است. یعنی بهار در زندگی‌اش یک آدم منصف بوده، که هم کارهای خوب طرف را می‌دیده و هم کارهای بد او را. زجرهایی هم که کشیده به این دلیل بوده که حاضر نبوده نوکری کسی را کند و زیر اراده دیگران باشد.   برگزاری هزاره فردوسی پیشنهاد ملک‌الشعرای بهار بود وی اضافه کرد: البته آن هزاره فردوسی هم پیشنهاد خود پدرم به رضاشاه بود، یعنی پدرم قبل از آن به رضا شاه گفته بود، فردوسی بزرگترین شاعر پارسی‌گو است و لازم است مقبره آن ساخته شود. که او هم دستور ساخت را می‌دهد و بعد هم هزاره فردوسی را برگزار می‌کنند. پدرم هم شعر معروفی به نام «فردوسی‌نامه» برای هزاره فردوسی است.   چهرزاد بهار درباره فعالیت بنیاد ملک‌الشعرا عنوان کرد: در ایران یک بنیاد به اسم ملک‌الشعرای بهار است که دقیق نمی‌دانم کدام سازمان، ولی از طرف همین نهادهای فرهنگی دولتی پایه‌گذاری شده است و به انجمن‌های ادبی برتر در سراسر ایران و فارسی‌زبان‌های خارج از ایران جایزه می‌دهد. برای اینکه پدرم دومین کسی است که انجمن ادبی و مجله ادبی را به وجود آورده است.  به وجود می‌اورد و حتی یک بار که من به آنجا دعوت شدم، وزیر فرهنگ هم حضور داشت و برای تقدیر و یادگاری لوحی به بنده داد. این تنها مرکز یا انجمنی است که در ایران است و تا حالا هم مرتب کارش را انجام داده است.     وی در پایان درباره انتشار اسناد و عکس‌های به جا مانده از بهار گفت: حدود ده پانزده سال پیش، من تمام آثار بهار، آنچه که بعد از مادرم در اختیارم بود، یعنی نامه‌ها، عکس‌ها و نوشته‌هایش را به سازمان اسناد ملی ایران هدیه دادم. که خود سازمان این‌ها نامه‌ها و اسناد مربوط به بهار را توسط علی میرانصاری چاپ کرده است؛ اما متاسفانه انتشارات بیرون آن‌ها را منتشر نکرده که پخش شود، بنابراین هیچ‌وقت پخش نشد. البته آن‌هایی که می‌دانستند، به سازمان مراجعه می‌کردند و  از این اسناد استفاده می‌کردند؛ یا اینکه سازمان به من می‌داد و من در اختیار افراد مختلف می‌گذاشتم.  ]]> ادبيات Thu, 07 Nov 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282907/تنها-دیوان-بهار-اختیار-ماست-هیچ-کس-انتشار-کتاب-های-اجازه-نمی-گیرد رمانی که منبع الهام «دزدان دریایی کارائیب» شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282954/رمانی-منبع-الهام-دزدان-دریایی-کارائیب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات علمی، تیم پاورز، نویسنده آمریکایی است که در ژانرهای فانتری و علمی-تخیلی رمان های متعددی نوشته است. او تا به حال توانسته سه بار برنده جایزه جهانی داستان های فانتزی شود. جایزه ای که هر سال از سوی دنیای فانتزی کنوانسیون به بهترین داستان فانتزی منتشر شده به زبان انگلیسی اهدا می شود. او همچنین دوبار جایزه یادبود فیلیپ.کی دیک را از آن خود کرده است. تیم پاورز در سال 1952 در نیویورک به دنیا آمده است و فارغ التحصیل رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست. در رمان های تیم پاورز معمولا رویدادهای واقعی مستند و تاریخی به نمایش زوایای دیگری از شخصیت های معروف می پردازند. به این صورت که عوامل فراطبیعی و مخفی اعمال شخصیت ها را تحت تاثیر قرار می دهد. رمان «سوار بر امواج ناشناخته» در سال 1987 نوشته شد. در فرآیند نوشتن این کتاب او تحقیقات و مطالعات بسیاری در زمینه تاریخچه سحر و جادو و همینطور زندگی دزدان دریایی انجام داد. تیم پاورز در مصاحبه های خود گفته است پیش از نوشتن این رمان چیزی حدود پانزده کتاب در مورد دزدان دریایی که در سال 1817 در کارائیب به سر می بردند خوانده است. برخی از کاراکترهای این رمان شخصیت های واقعی هستند که در آن سال ها در کارائیب زندگی می کردند. شخصیت ها و داستان فیلم سینمایی «دزدان دریایی کارائیب» از این رمان الهام گرفته شده است.  در قسمتی از این رمان آمده است: «شندی نگاهش را به اطراف دوخت. چشمان پرآبش از دود مشعل می سوخت و تنها آنقدر توانست آنها را باز کند که به دنبال هیولایی که به آ«ها نزدیک می شود بگردد. در ابتدا خیالش راحت شد که صدای زمزمه از سوراخ خای آویزان و قارچ مانند داخل آب که شاخه شاخه بودند و در قسمت های اسفنجی کنار رودخانه ضخیم تر می شدند صادر می شود. تلاش کرد تا برای این پدیده توضیحی بیابد... اما وقتی قایق ها در مرداب به جلو هل داده شدند در قسمتی که توپ های قارچی بیشتر و بزرگتر بودند متوجه برآمدگی ها و فرورفتگی هایی شبیه چشم و بینی شد که بر روی لبه های آویزان این سوراخ های قارچی بودند...» رمان «سوار بر امواج ناشناخته» نوشته تیم پاورز با ترجمه الهام میرمحمدی از سوی انتشارات علمی با قیمت 65هزارتومان و در 352 صفحه منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 07 Nov 2019 04:22:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282954/رمانی-منبع-الهام-دزدان-دریایی-کارائیب