خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Mon, 23 Oct 2017 10:30:29 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 23 Oct 2017 10:30:29 GMT ادبیات 60 راهیابی ۲۲۴ اثر به مرحله نهایی داوری جشنواره ملی داستان کوتاه پرراس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253166/راهیابی-۲۲۴-اثر-مرحله-نهایی-داوری-جشنواره-ملی-داستان-کوتاه-پرراس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،عبداله رییسی، دبیر علمی جشنواره ملی داستان کوتاه پرراس با اشاره به پایان یافتن مرحله اول داوری این جشنواره گفت: ۲۲۴ اثر از بین ۸۶۰ اثر انتخاب و وارد مرحله دوم داوری شد.  رئیسی همچنین با اعلام داوران مرحله‌ نهایی جشنواره افزود: علی خدایی، احمد آرام، حسن محمودی، سعید بردستانی و شیوا مقانلو داوری مرحله دوم به بعد را بر عهده دارند که ۲۲۴ اثر انتخاب شده از مرحله اول داوری هم اکنون در اختیار آنان قرار گرفته است. دبیر علمی نخستین دوره جشنواره ملی پرراس افزود: ده اثر برگزیده در مراسم پایانی که در آذرماه ۹۶ برگزار می شود معرفی خواهند شد که طبق فراخوان اولیه، به سه اثر برگزیده اول به ترتیب مبلغ ۱۵ میلیون ریال، ۱۰ میلیون ریال و ۵ میلیون ریال به همراه تندیس جشنواره تقدیم خواهد شد و با اهدای لوح تقدیر به نفرات چهارم تا دهم، ده اثر برگزیده نیز در قالب کتاب منتخب جشنواره به چاپ می رسد.  رئیسی همچنین تاکید کرد: در این مرحله، پس از بررسی داستان ها توسط داوران اصلی جشنواره، تعداد آثار انتخاب شده برای ورود به مرحله بعدی به همراه جزئیات بیشتر اعلام خواهد شد. ]]> ادبیات Mon, 23 Oct 2017 06:42:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253166/راهیابی-۲۲۴-اثر-مرحله-نهایی-داوری-جشنواره-ملی-داستان-کوتاه-پرراس برگزیدگان بخش «کتاب و سینما»ی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253161/برگزیدگان-بخش-کتاب-سینما-ی-جشنواره-بین-المللی-فیلم-کوتاه-تهران-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین اختتامیه سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران عصر امروز (یکشنبه ۳۰ مهرماه) در تالار اندیشه حوزه هنری تهران برگزار شد و علاقه‌مندان کتاب و سینما برگزیدگان سومین دوره این جایزه را شناختند. بر اساس اعلام هیات داوران جایزه نفر اول به طور مشترک به دو پویانمایی «جم‌؛شید مرثیه‌ای بر یک اسطوره» به کارگردانی معین صمدی و «داش آکل» به کارگردانی هاجر مهرانی و جایزه دوم، به فیلم داستانی «حضور» به کارگردانی آبتین سلیمی‌نساری اهدا شد. طبق اعلام مسئولان برگزاری به نفرات برتر ۱۰۰ میلیون ریال و نفر دوم ۸۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می شود. همچنین هیات داوران در این دوره از جشنواره، هیچ اثری را شایسته دریافت جایزه سوم و چهارم ندانست. آثار برگزیده از میان ۴۷ اثر و در دو مرحله داوری انتخاب شدند. این سومین سالی است که جایزه کتاب و سینما به همت موسسه خانه کتاب همراه با جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 16:49:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253161/برگزیدگان-بخش-کتاب-سینما-ی-جشنواره-بین-المللی-فیلم-کوتاه-تهران-معرفی-شدند «این ترانه بوی نان نمی‌دهد» مهدی فیروزیان رونمایی می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253153/این-ترانه-بوی-نان-نمی-دهد-مهدی-فیروزیان-رونمایی-می-شود به گزارش خبرنگار کتاب ایران(ایبنا)، قیصر امین‌پور از شاعران نامدار روزگار است که در سرودن ترانه نیز دستی توانا داشت و به پیشرفت هنر ترانه‌سرایی کمک شایان ستایشی کرد. به تازگی کتاب «این ترانه بوی نان نمی‌‌دهد» نوشته‌ی مهدی فیروزیان به همت انتشارات کتاب آبی منتشر شده که به سبک‌شناسی ترانه‌های قیصر امین‌پور پرداخته است. این کتاب تلاشی برای شناخت شیوه‌ی ترانه‌سرایی قیصر از راه ارزیابی چند سویه‌ی کارنامه‌ی اوست. برای آن‌که جایگاه امین‌پور به‌درستی در میان سرایندگان روزگار آشکار شود در آغاز کتاب پیشینه‌ی ترانه‌سرایی، کوتاه و فشرده، بررسی شده است. پس از به دست دادن گزارشی از زندگی و شعر این شاعر و نقل همه‌ی ترانه‌های او، در بخش اصلی به بررسی سبک‌شناسانه‌ی ترانه‌های وی در سه شاخه‌ی فکری، زبانی و ادبی پرداخته شده و سپس شیوه‌ی سخنوری‌اش به گستردگی با چند سراینده‌ی دیگر سنجیده شده است. در بخش پایانی کتاب از تصنیف‌ها و آوازهایی که با شعر او پدید آمده‌اند نیز یاد شده است. نشست ویژه‌ی شهر کتاب در دهمین سالگرد درگذشت قیصر امین‌پور در روز یک‌شنبه هفتم آبان ساعت ۱۶ به نقد و بررسی کتاب «این ترانه بوی نان نمی‌دهد»  اختصاص دارد که با حضور مصطفی ملکیان، مهدی ستایشگر، عبدالجبار کاکایی و مهدی فیروزیان در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 13:12:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253153/این-ترانه-بوی-نان-نمی-دهد-مهدی-فیروزیان-رونمایی-می-شود شاعران فضای مجازی وجود استاد را انکار می‌کنند/ لایک در مقابل لایک! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253137/شاعران-فضای-مجازی-وجود-استاد-انکار-می-کنند-لایک-مقابل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مرتضی امیری اسفندقه، کارشناس مجری بخش ادبیات «چشم شب روشن» میزبان سعید بیابانکی برای گفت‌وگو درباره فضای مجازی شعر بود. سعید بیابانکی در ابتدای برنامه گفت: یکی دو دهه است که جهان مجازی وارد جهان واقعی ما شده و آنقدر به ما نزدیک شده است که گاهی انگار واقعی‌تر از جهان ما است.  او ادامه داد: از زمانی که تولید متن فارسی در اینترنت میسر شد، یعنی از اوایل دهه 80 با پیدایش وبلاگ‌های فارسی، شاعران جوان هم وارد این عرصه شدند و ما با بستر و فضای مدرن روبه‌رو شدیم که به راحتی می‌شد اشعار را آنجا گذاشت و در لحظه از نظرات مخاطبان استفاده کرد. بیابانکی در توضیح میزان تاثیر فضای مجازی عنوان کرد: درباره اینکه این فضا چقدر به شعر کمک کرده است، معتقدم باز هم در حوزه شعر جهان مجازی، هنوز مجازی است؛ یعنی شعر و شاعرانی داریم که در جهان مجازی فعال هستند و دیگرانی داریم که خارج از این جهان. گویی ما با دو جهان طرف هستیم که آنچنان به هم پیوسته نیستند. شاعر مجموعه «رد پایی بر برف» با بیان اینکه فضای مجازی خدماتی به شعر ارائه کرده است و همچنین آثار سویی هم از خود برجای گذشته، گفت: نسل ما وقتی جوان بود، برای شاعر شدن باید حتما به یک انجمن ادبی و در محضر اساتید می‌رفتیم تا دو زانو بنشینیم و تلمذ کنیم. در شهر ما «خمینی شهر» اولین بار به انجمن سروش رفتم و در محضر اساتیدی چون خلیل بلدی، محمد مستقیمی، حداد و جلیلی شاگردی کردم. روزهای یکشنبه در برف و باران سوار دوچرخه می‌شدم و اشتیاق زیادی داشتم و به انجمن می‌رفتم. وی ادامه داد: متاسفانه جهان مجازی این مدارج را از شعران جوان گرفته است و این افراد احساس می‌کنند به انجمن و استاد نیازی ندارند؛ به همین دلیل هر شعری که می‌سرایند در لحظه منتشر می‌کنند. این کار بسیار بسیار غلطی است. این باعث شده شعر غلط و نابسامان در این فضا زیاد باشد و اتفاقا تحسین‌های بیش از اندازه و بی‌دلیلی هم از کسانی که شعر ناشناس هستند نثارشان شود و این موضوع فضا را مسموم کرده است. به قول صائب؛ «صائب دو چیز می‌شکند، قدر شعر را/ تحسین بی تمیز و سکوت سخن شناس.» بیابانکی با اشاره به این مصرع که «گاهی بساط عیش خودش جور می‌شود» گفت: این شعر پر از اغلاط وزنی دست به دست در فضای مجازی می‌چرخید و شاعر آن‌را هم قیصر امین‌پور معرفی کرده بودند! تا جایی که یکی از ناشران کتاب‌های آموزشی به غلط این شعر را پشت کتاب ادبیات خود چاپ کرد و باعث اعتراض خیلی‌ها شد. او ادامه داد: این اتفاقات در جهان مجازی بسیار رخ داده است و به جهان واقعی شعر هم که من معتقدم در عرصه کتاب اتفاق می‌افتد، تسری پیدا کرده است و کتاب‌های شعری با غلط‌های وزنی، دستوری و قافیه چاپ شده است و اتفاقاً فروش بالایی هم دارند! صاحب مجموعه شعر طنز «هی شعر تر انگیزد» افزود: جهان مجازی به جهانی برای تایید همدیگر تبدیل شده است و لایک در مقابل لایک قرار می‌گیرد! استثنائات سر جای‌شان؛ چراکه در جهان مجازی هم اساتید و شاعران صاحب ذوق و اندیشه هستند اما اغلب شاعران فضای مجازی وجود استاد را انکار می‌کنند. در حالی که شعر یک پروسه استاد شاگردی است و تا راهرو نباشی کی راهبر شوی. بیابانکی با اشاره به تفاوت‌های نسل‌های شعری گفت: ما که نسل استاد دیده و انجمن رفته‌ایم، حداقل کمتر غلط داریم. اگر هم شعری در فضای مجازی منتشر می‌شود و لایک زیادی می‌خورد، دلیل خوب بودنش نیست و فضای فریب دهنده‌ای ایجاد شده است. مثلا ما از حافظ، چیزی جز متن نداریم، نه او را دیده‌ایم و نه صدایش را شنیده‌ایم اما شاعر فضای مجازی علاوه بر متن، تصاویری هم از خود منتشر می‌کند و فضاهای دیگر هم ایجاد شده که همراهی مخاطب را بیشتر می‌کند. او ادامه داد: منی که در نوجوانی اشعار شفیعی کدکنی را خوانده‌ام، به او علاقمند شده‌ام و آثارش را پیگیری کرده‌ام، مخاطب او هستم اما کسی که به کتابفروشی می‌رود و یک کتاب می‌خرد مشتری است و ممکن است مخاطب نباشد. در فضای مجازی هم از طرق مختلف همچون تبلیغات افراد برای خود مشتری جمع می‌کنند. بیابانکی با اشاره به کاربران جهان مجازی گفت: جهان مجازی دارای کابر است، کاربرانی که ممکن است مشتری یا مخاطب باشند و یا هیچ کدام نباشند. مثل این می‌ماند که شما مجله‌ای تهیه می‌کنید که از خواندن آن لذت می‌برید و یک صفحه شعر هم دارد، شما که مخاطب آن یک صفحه نیستید، مخاطب همه صفحات هستید. فضای مجازی هم چنین چیزی است که کاربران آن مخاطب تمام آن هستند به اضافه شعر. این شاعر و طنزپرداز در پایان گفت: یک اتفاق خوب هم در فضای مجازی رخ داده است و آن این است که با راه‌اندازی تلفن هوشمند و فراگیر شدن اینترنت، مردم در گوشی‌هایشان هم شعر دارند. «چشم شب روشن» به تهیه‌کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود. ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 11:01:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253137/شاعران-فضای-مجازی-وجود-استاد-انکار-می-کنند-لایک-مقابل شب شاعران ایران و ترکیه در تهران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253122/شب-شاعران-ایران-ترکیه-تهران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این مراسم که از سوی مجله بخارا و با همکاری مؤسسه یونس امره ترکیه در تهران، مجله کاروان و گالری محسن پلتفرم داربست برگزار می‌شود، دو شاعر از ترکیه برای شعرخوانی حضور دارند. مطابق اعلام، عثمان اوزباغچه که در سال ۲۰۰۷ مجموعه اشعارش برنده جایزه کتاب سال اتحادیه نویسندگان ترکیه شد و خاقان شرق دمیر که مجموعه شعر او نیز «بازگشت قهرمان» از سوی  اتحادیه نویسندگان ترکیه به عنوان بهترین کتاب شعر انتخاب شد. در این شب دو شاعر از ایران: کبوتر ارشدی، شاعر و روزنامه‌نگار حوزه اندیشه و ادبیات که دو مجموعه شعر از وی منتشر شده و فرزانه قوامی، دانش اموخته ادبیات از دانشگاه علامه طباطبایی، که از وی نیز چهار مجموعه شعر منتشر شده است شعرهایشان را خواهند خواند. شب شاعران ایران و ترکیه ساعت پنج بعد از ظهر چهارشنبه سوم آبان ماه در گالری محسن پلتفرم داربست، بزرگراه مدرس شمال، خیابان ظفر شرقی، خیابان ناجی، خیابان فرزان شرقی، خیابان نوربخش، بلوار مینا، پلاک ۴۲ برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 10:08:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253122/شب-شاعران-ایران-ترکیه-تهران-برگزار-می-شود هرآنچه نیاز است درباره جایزه احمد محمود بدانید/ متکی نبودن جوایز به شخص منوط به تشکیل انجمن صنفی نویسندگان است http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/253120/هرآنچه-نیاز-درباره-جایزه-احمد-محمود-بدانید-متکی-نبودن-جوایز-شخص-منوط-تشکیل-انجمن-صنفی-نویسندگان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): اواسط تیرماه سال جاری کامران محمدی، داستان نویس با انتشار فراخوانی و در گفت‌وگو با رسانه‌های مختلف خبر از برگزاری جایزه احمد محمود داد. بر اساس صحبت‌های مطرح شده، قرار شد تا گروهی 50 نفره متشکل از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فعالان حوزه ادبیات در مرحله نخست به مجموعه داستان‌ها و رمان‌های منتشر شده در سال 95 امتیاز دهند و بعد از آن داوران نهایی از میان آثار برگزیده، نامزدها و برندگان نهایی جایزه را انتخاب کنند. بعد از اعلام اسامی راه‌یافته به مرحله نهایی، مسئولان برگزاری این جایزه نیز مانند سایر جوایز ادبی از تیررس منتقدان و مخالفان در امان نماندند و فضای مجازی و خبرگزاری ها و صفحات روزنامه ها مملو از حاشیه پردزای درباره این جایزه نوپا شد. همین موضوع بهانه‌ای شد تا ایبنا با برگزاری میزگردی به بررسی این جایزه بپردازد. این نشست به دبیری شهاب دارابیان و با حضور کامران محمدی، نویسنده و دبیر جایزه احمد محمود، حسن محمودی، نویسنده، روزنامه‌نگار و منتقد و حمید بابایی، نویسنده و روزنامه‌نگار برگزار شد.   دارابیان: بدون شک برگزاری هر جایزه با اهداف مشخصی انجام می‌شود و دلیلی محکم برای انجام آن رویداد وجود دارد. از این رو قطعا جایزه احمد محمود نیز از این قاعده مستثنی نیست. جامعه ادبی ما به دلایلی تا سال‌های سال دچار خود‌سانسوری شده بود و از آوردن نام احمد محمود پرهیز می‌کرد. این خودسانسوری به جایی رسید که حتی ما در شهر اهواز (زادگاه احمد محمود) کوچه‌ای به نام این نویسنده بزرگ معاصر نداریم. خبر برگزاری جایزه محمود اتفاق بسیار خوبی بود و حتی شرایط را برای پیگیری خبرگزاری کتاب از مسئولان استانی فراهم کرد تا سرانجام مسئولان شورای شهر و اداره فرهنگ استان خوزستان قول همکاری در این رابطه دادند و قرار شد تا ظرف روزهای آینده میدانی به نام احمد محمود نامگذاری شود. همه این‌ها مقدماتی بود تا از کامران محمدی سوال شود که چرا این نیاز را احساس کرد تا به فکر راه‌اندازی جایزه‌ای به نام احمد محمود باشد؟   محمدی: مدتی بعد از اینکه جایزه گلشیری تعطیل شد و احمد غلامی هم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات را ادامه نداد، من به این فکر افتادم که لازم است جایزه‌ی دیگری راه‌اندازی شود. وقتی فرصتش فراهم شد، یعنی حدود دو سال پیش با تعدادی از دوستان صحبت کردم که دست به دست هم دهیم و جایزه‌ای را شروع کنیم؛ چراکه شرایط بدی مهیا شده بود و عملا جز یکی دو جایزه‌ی خصوصی کوچک یا نامنظم و نیمه‌تعطیل، جایزه‌ی دیگری باقی نمانده بود. آن موقع به دلیل مسایل مالی و اجرایی موفق نشدم، ولی فکر برگزاری جایزه که از ابتدا هم با همین نام احمد محمود در ذهنم بود، هم‌چنان باقی ماند و اگرچه بحثش با دوستان دیگر پیش نیامد و عملا فراموش شد اما من موضوع را رها نکردم و سعی کردم هر طوری که هست شرایط لازم را فراهم کنم. خوشبختانه اوایل امسال این امکان فراهم شد و به سراغ دوستان یعنی «مهدی ربی»، «سارا سالار»، «محمدحسن شهسواری»، «پیمان هوشمندزاده» و «مهدی یزدانی‌خرم» رفتم و کار را شروع کردم. از ابتدا هم همین شکل برگزاری مورد نظرم بود و دلم می‌خواست جایزه‌ای با سیستمی مشابه اسکار داشته باشیم تا بازتابی از جامعه ادبی باشد. بازتابی که از خرد جمعی ادبیات می‌آید، و نه فقط از رای سه یا پنج داور مشخص. یعنی دست‌کم هیات انتخاب اول، جامعه‌ی ادبیات باشد. دارابیان: بدون شک یکی از عواملی که باعث اعتبار و ارزش یک جایزه می‌شود، تیم تشکیل دهنده آن است. طی روزهای گذشته همراه با اعلام اسامی 20 اثر انتخاب شده، اسامی داوران هر دو گروه نیز اعلام شد. چه ویژگی‌هایی باعث انتخاب این تیم شد و ملاک شما برای جمع‌آوری این گروه چه بود؟ محمدی:‌ برای انجام درست این طور کارها، لازم است آدم‌های هم‌دل و هم‌فکر کنار هم جمع شوند. بنابراین اولین نکته برای من این بود که شش نفر هم‌فکر که همدیگر را قبول دارند و می‌توانند در کنار هم کار کنند باشیم. اما بعد از این، مطمئنا لازم بود آدم‌های شناخته‌شده‌ای در دنیای ادبیات باشند. یعنی حضورشان به جایزه اعتبار و احترام اضافه کند، نه برعکس. ضمن این‌که در کارهای‌شان ثابت کرده باشند که ادبیات را می‌فهمند و نظرشان به عنوان داور هم قابل استناد و اتکاست. علاوه بر این، به کار صنفی و اجرایی اعتقاد و علاقه داشته باشند و زود خسته نشوند. حاضر باشند برای این‌طور کارها کمی وقت بگذارند و گذشته از همه‌ی این‌ها، پوست‌شان کلفت باشد. از فحش‌ها و شایعه‌ها و حرف و حدیث‌هایی که در انتظارشان است، نترسند؛ زیرا در فضای ادبیات ایران، این اولین نتیجه‌ی هر کار مهم و درستی است! به‌خصوص که معمولا آدم‌های موافق و مثبت، صدای‌شان را بلند نمی‌کنند، اما منتقدان و مخالف‌خوان‌ها، استاد عربده‌کشی‌اند. پس کسی نباید منتظر دلگرمی و تشکر و به‌به و چه‌چه باشد. فکر می‌کنم اگر به پنج داور دیگر دقت کنید، تایید می‌کنید که کم‌وزیاد این ویژگی‌ها را دارند.   دارابیان: ‌برگزاری هر جایزه معمولاً با نظرات موافق و مخالف روبه‌رو است و عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف هستند. بعد از اعلام فراخوان جایزه چه اتفاقی رخ داد؟ محمدی: آدم‌ها در زمینه‌ی اعتقاد به جایزه دو دسته هستند. بعضی معتقدند جایزه‌ها لطمه می‌زنند، خوب نیستند، عادلانه نیستند و بعضی هم معتقدند جایزه باعث می‌شود تنور ادبیات گرم شود و بحث‌های مختلف ادبی شکل گیرد. من جزء گروه دوم هستم. در این مدت که نام جایزه احمد محمود مطرح شده، بحث‌های مختلفی شکل گرفته است و همین دعواها، نقدها و بحث‌هاست که فضای ادبیات را گرم می‌کند. به‌نظرم این تحرک به‌شدت برای ادبیات ایران لازم است. البته نه برای ایران، بلکه برای همه‌جای دنیا. ما این‌جا همیشه می‌خواهیم چرخ را از ابتدا اختراع کنیم. در مورد بدیهیات بحث می‌کنیم. مثل بحثی که درباره‌ی کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی مطرح می‌شود. آیا آموزش داستان‌نویسی لازم است یا نه؟ آیا کارگاه‌ها خوب هستند یا نه؟ رشته دانشگاهی سال‌های سال است که در آمریکا و اروپا وجود دارد. نویسندگانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند، نوبل گرفته‌اند که اگر اشتباه نکنم تونی موریسون یکی از آنهاست و بعد ما تازه داریم درباره این صحبت می‌کنیم که آیا آموزش داستان‌نویسی خوب است یا نه؟ خود ایشی گورو که امسال نوبل گرفت، دوره‌ی آموزشی و دانشگاه دیده است. ما باید سر بدیهیات بحث کنیم و اگر حالا هم بخواهیم بحث کنیم من قطعا جزو آنهایی هستم که نه‌تنها معتقد است جایزه و آموزش مفید است، بلکه فکر می‌کنم ضروری است. همه جای دنیا هم همین است. منتها باید سعی کنیم این‌ها تا حد امکان مستقل از دولت، جناح، سوگیری و به صورت خصوصی برگزار شوند. محمودی: من فکر می‌کنم قبل از هر چیزی که شما به آن فکر کرده‌ باشید، احتمالا توجه داشته‌اید که این جایزه باید هویت داشته باشد تا من مخاطب بفهمم که جایزه احمد محمود در طی دو دوره و سه دوره یک اعتمادی برای من مخاطب به‌وجود می‌آورد و این جایزه بخاطر تاثیرگذاری به این نوع کتاب و ادبیات جایزه می‌دهد. موضوعی که در حال حاضر درباره جایزه احمد محمود به دلیل مطرح شدن نامش چالش‌برانگیز است. سوال من این است که اکنون احمد محمود آیا فقط یک نام است که برای یادبود روی این جایزه گذاشته شده است یا اینکه قرار است این احمد محمود در نوع هدف‌گذاری هم لحاظ شود؟   محمدی:‌ هر دو مطرح است. همان طور که عرض کردم، من از ابتدا به اسم جایزه و شکل برگزاری‌اش فکر می‌کردم. از همان ابتدا اسم احمد محمود در ذهنم آمد و فکر کردم چقدر خوب است که اسم جایزه احمد محمود باشد؛ چراکه به اعتقاد من، او بزرگترین نویسنده ایرانی است. سایر دوستان هم با این نام بسیار موافق بودند. چه نامی بهتر از نام یک نویسنده‌ی بزرگ ایرانی که به این شکل، نامش زنده شود و بزرگ داشته شود؟ اما ماجرا فقط این نیست و قطعا جهت‌گیری یا ملاک‌هایی هم برای جایزه وجود دارد که برای داوری کتاب‌های دور دوم، لحاظ خواهد شد. البته قطعا ملاک ما این نیست که اثر برگزیده، به صورت تقلیدی، شبیه به احمد محمود باشد؛ نویسنده باید شبیه خودش باشد؛ زیرا ما نمی‌خواهیم نویسندگانی را تشویق کنیم که از احمد محمود یا هرکس دیگری تقلید می‌کنند؛ بلکه قطعا از کسانی حمایت می‌کنیم که اول خودشان باشند و نوآوری‌ داشته باشند. اما در عین حال ویژگی‌های برجسته و هدایتگری که احمد محمود دارد در آثار آنها مشاهده شود. برای مثال برقراری ارتباط با مخاطب عام‌تر و گسترده یکی از ویژگی‌های آثار شاخص محمود است. به عبارتی پرهیز از فرم‌گرایی افراطی یا داستان‌های تجربی که مخاطب خاص و متخصص دارند. همین طور توجه ویژه به داستان‌پردازی و قصه‌ی جذاب به‌ویژه در بخش رمان. در سطح زبان و نثر، پرهیز از زبان پیچیده و سخت که ارتباط مخاطب گسترده را با دشواری مواجه می‌کند. رئال بودن و رویکرد رئال و به‌روز به جامعه، یعنی همان چیزی که به نام داستان‌های واقع‌گرای اجتماعی می‌شناسیم. به عبارتی، توجه نویسنده به جامعه‌اش و مسایلی که به لحاظ اجتماعی، تاریخی و سیاسی با آن‌ها مواجه است. همین طور توجه به داستان‌نویسی بومی و ایرانی، همان طور که داستان‌های محمود هستند. منظورم داستان اقلیمی نیست، بلکه مراد داستانی است که رنگ و بوی ایرانی به معنای کلی دارد. حالا خیلی از کارهای ایرانی یا در خلأ رخ می‌دهند یا می‌توانند ترجمه باشند. به طور خلاصه، معتقدم بیش‌تر ویژگی‌های آثار احمد محمود، همان چیزهایی‌اند که ادبیات ایران به آن‌ها نیاز دارد و جایزه‌ی احمد محمود هم به طور طبیعی به این ویژگی‌ها توجه ویژه دارد. بابایی: می‌شد بخشی را به عنوان جایزه ویژه احمد محمود اضافه کرد تا یک رمان اجتماعی را انتخاب کنیم. رمانی که تمام ویژگی‌هایی که می‌گوییم در آن باشد. به نظرم به این مساله حداقل برای دوره‌های بعد می‌توان فکر کرد.   محمدی: خیلی کارها می‌‌توان انجام داد. من خودم خیلی علاقه‌مندم که جایزه‌ای هم در کنار جایزه‌ی اصلی برای نویسندگان جوان وجود داشته باشد. نگفتم کار اولی، برای اینکه این دو رویکرد مختلف است؛ چراکه هم می‌تواند نویسنده‌ای جوان نباشد و کار اولی باشد و هم بالعکس. به هر حال حتما یک انتخاب ویژه در بخش رمان که با چارچوب‌های سخت‌گیرانه‌تر، رمان اجتماعی رئال باشد، پیشنهاد خوبی است. همین طور بخش نویسندگان جوان یا کار اولی و امثالهم. منتها اول باید جایزه پا بگیرد و بماند و بعدا گسترش پیدا کند. محمودی: من خیلی جا خوردم از این که همین ابتدای کار خودتان هم درباره ادامه جایزه در دوره‌های بعدی با تردید حرف می‌زنید. حداقل انتظار داشتم که جوری برنامه‌ریزی شود که این جایزه چشم‌انداز 10 ساله داشته  و با سازوکارهای مشخص شکل گرفته باشد. روی حامی مالی فکر کرده باشید تا در برگزاری دچار مشکل نشوید.  وقتی جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را پایه‌گذاری کردیم، فکر نمی‌کردیم این قدر تاثیرگذار باشد. چندنفر دور هم جمع شده‌ بودیم و مثل همین الان احساس کردیم که خلائی در ادبیات داستانی وجود دارد. ضرورت برگزاری جایزه‌ای در بخش خصوصی را احساس می‌کردیم. آن زمان تنها جایزه ادبی، کتاب سال بود که به رمان و داستان هم جایزه نمی‌داد. دوره‌ای بود که روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر می‌شدند و شادابی و نشاط ادبی به واسطه صفحه‌های ادبی روزنامه‌ها وجود داشت که از اتفاق یکی از بانیان رونق این صفحه‌ها و تازگی‌شان، احمد غلامی، دبیر جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی بود. شکل روزنامه‌ها عوض شده بود. صفحات ادب و هنر شکل گرفته بود و مجلات سنتی را از دور خارج می‌کرد. مصاحبه با چهره‌های دور از دسترسی مانند هوشنگ گلشیری، محمود دولت‌آبادی و ... مصاحبه کرده یا انتشار یادداشت و نقدهای تخصصی در حوزه ادبیات داستانی، اتفاق بکری در آن فضا بود. امری که در دهه چهل و پنجاه، رونق داشت و تاثیرگذار بود. در آن شرایط  دهه هشتاد احساس شد که حالا جای پیشنهادات خاص به جامعه ادبی از طریق جایزه ادبی خالی است. هم‌زمان هم جایزه «مهرگان ادب» با همت یک خیر و موسسه پکا برگزار شد. به دنبال آن شاهد جایزه‌های خصوصی دیگری از جمله جایزه هوشنگ گلشیری بودیم. برخی از این جایزه‌ها ادامه‌دار شد و خیلی‌ها بودند که گام‌های بلندتری هم برداشتند، یک دوره و دو دوره برگزار کردند، اما به دلایل متعددی متوقف شدند. واقعیت این است که جایزه‌ای می‌تواند تأثیرگذار باشد که ادامه پیدا کند و زود تعطیل نشود. شما که با من هم نسل هستید و خودتان هم در برخی از این جایزه‌ها دستی داشته‌اید، با من موافقید؟   محمدی: همین طور است. من هم منظورم این نبود که ما یک دوره برگزار می‌کنیم و می‌رویم. اتفاقا من برنامه‌های ویژه‌ای دارم، اما این‌جا ایران است و همه‌چیز دست ما نیست. اگر واقع‌بین باشیم، لازم است درباره‌ی آینده با احتیاط صحبت کنیم. اتفاقاتی که برای جوایز دیگر رخ داده و تعطیل شده‌اند، می‌توانند برای ما هم رخ دهد. اما ما تجربه‌های گذشته را داریم و شاید همین بتواند کمک کند که زود از میدان خارج نشویم. متاسفانه در فضای ادبیات ایران مشکلات بسیاری هست که کار را برای درازمدت بسیار سخت و فرساینده می‌کند. از مسایل مالی و اجرایی گرفته تا نقدها و فشارهای دوستان. این یک واقعیت است که وقتی کاری چرخه‌ی مالی ندارد، به‌سختی می‌تواند در چشم‌انداز خیلی گسترده و درازمدت باقی بماند. انجام کارهای شخصی و دورهمی و وابسته به یک یا چند فرد، بدون حمایت مادی و معنوی، آدم‌ها را خسته می‌کند. خلاصه اینکه اگر جایزه‌های قبلی تعطیل شده‌اند، حتما دلایلی داشته که این دلایل هنوز هم هست. ما هم از فضا نیامده‌ایم. پس نباید ادعاهای غیرمنطقی کنیم. فقط سوال این است که آیا ما باید با توجه به این مشکلات و شرایط، بنشینیم و دست روی دست بگذاریم؟ من معتقدم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که اگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم. از بحث اصلی منحرف نشویم. بله، قطعا ما دوره‌های بعدی را هم پیش‌بینی کرده‌ایم. ولی من وضعیت جامعه خودم را می‌شناسم و ممکن است پیش‌بینی‌های ما درست از آب درنیاید. آنچه از دست ما برمی‌آید انجام می‌دهیم. اما آیا همه مسائل دست ماست؟ نه، من واقعا باید ساده‌لوح باشم که بیایم با قاطعیت بگویم 10 سال دیگر هم هستیم و چنین می‌کنیم و چنان می‌کنیم. برعکس، من آنچه از دستم برمی‌آید انجام می‌دهم، حتی اگر برگزاری فقط یک دوره از جایزه‌ی احمد محمود باشد. محمودی: مهم است که چقدر جایزه سازوکارش به فرد و شخص متکی است. اگر کامران محمدی نبود، سال دیگر برگزار می‌شود یا نمی‌شود؟ باز هم از جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی مثال بزنم. احمد غلامی بعد از اتفاق‌هایی که برایش افتاد، گفت من دیگر این جایزه را برگزار نمی‌کنم. هرچه اصرار کردیم، گفت من نیستم. در صورتی که ما خیلی هم مراجعه کردیم. من و حسن شهسواری و مهدی یزدانی خرم بارها گفتیم و او گفت که دیگر نمی‌خواهد جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را برگزار کند. اصرار ما از این بابت بود که حیف است بعد از یک دهه تاثیرگذاری یک جایزه را متوقف کنیم. ضربه‌ای که آنجا به یکی از مهم‌ترین جایزه‌های ادبی در بخش خصوصی وارد شد، این بود که قائم به شخص بود. محمدی: این موضوع تا حدودی اجتناب‌ناپذیر است. متاسفانه ما نهادها و سازمان‌ها و موسساتی که جایزه در دل آن‌ها برگزار شود، نداریم که سازوکار روشن و جدا از فرد داشته باشند. دولتی‌ها هم که جایزه‌های خود را دارند و جایزه‌هایی مانند جلال را برگزار می‌کنند. وقتی جایزه خصوصی باشد، کمی وابسته به فرد می‌شود، اما گذشته از بحث داوری، یکی از دلایلی که باعث شد من پنج نفر دیگر را نیز وارد ماجرا کنم، همین بود که صددرصد وابسته به خودم نباشد. به جز این، کمی هم به پا گرفتن انجمن صنفی داستان‌نویسان امیدوارم. انجمن صنفی همان جایی است که باید پشتوانه‌ی خصوصی جوایز باشد تا از وابستگی به فرد خارج شوند. مثل جشنی که هر سال خانه‌ی سینما برگزار می‌کند. جشنواره‌ی فجر سر جای خودش و به صورت دولتی برگزار می‌شود، اما خانه‌ی سینما هم به صورت صنفی جشن خودش را برگزار می‌کند و هر چه‌قدر هم آدم‌ها عوض شوند، این جشن سر جای خودش هست و برگزار می‌شود. امیدوارم مشکلات انجمن صنفی به‌زودی حل شود و جایزه‌ی احمد محمود به شکلی به انجمن وصل شود و دیگر خطری مثل جایزه‌ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات تهدیدش نکند.   بابایی: ‌در حال حاضر نفسِ برگزاری جایزه خیلی کار خوبی است. شور و نشاطی بین نویسندگان و بین دوستان دیگر که در فضای مطبوعات و رسانه‌های ما هستند و در مورد کتاب‌ها صحبت می‌‌کنند، ایجاد می‌کند. کسانی که جوایز را مخرب می‌دانند، خیلی مباحث دیگر را اصلا توجه نمی‌کنند. اکثر کسانی که نسبت به جوایز انتقاد دارند، می‌گویند چرا من نیستم؟ چرا جزو داورها نیستم؟ چرا کارم برگزیده نشده است؟ نگاه این افراد به این شکل است. البته بعضی از انتقادها می‌تواند به حق باشد. بعضی از دوستان نویسنده انتقاد دارند به این مساله که بعضی از بررس‌های ناشرها در جایزه هستند و می‌توانند اعمال نفوذ کنند و کتاب‌هایی که از نشر خودشان است را انتخاب کنند. شما چه راهکاری برای این موضوع دارید؟ محمدی: راستش را بخواهید ما اگر بخواهیم با این بدبینی به آدم‌ها نگاه کنیم زیاد نمی‌توانیم کار را جلو ببریم. همه جوایز یک سری نقاط ضعف و یک سری نقاط قوت دارند. مثلا بعضی‌ها می‌گویند در دور اول جایزه که کتاب‌ها با رای 50 فعال ادبی بالا آمده‌اند، شاید بعضی‌ها نخوانده رای داده باشند. آیا این دوستان تضمین می‌دهند که در شکل دیگر، داوران کار را می‌خوانند؟ این موضوع به اخلاق فردی آدم‌ها برمی‌گردد. آن کسی که داور می‌شود باید به‌لحاظ اخلاقی فردی منزه باشد و این مسائل را با هم قاطی نکند و این را تنها خودش می‌تواند بفهمد، نه ما. دوم اینکه واقعیت این است که در جامعه ما ادبیات به آن شکوه و جلال و جبروت نرسیده است که ما آدم‌های خاص یک حوزه داشته باشیم. مثلا فردی که فقط کارشناس باشد یا فقط منتقد باشد و یکی هم فقط نویسنده باشد. ما همه این کارها را با هم انجام می‌دهیم. همان‌ها که نویسنده‌اند، منتقد هم هستند، کارشناس هم هستند، روزنامه‌نگار هم هستند. حسن محمودی هم منتقد است هم نویسنده، هم روزنامه‌نگار، هم کارشناس نشر. چند آدم مثل حسن محمودی هستند؟ تقریباً همه ما همین طوریم. اگر بخواهیم حسن محمودی را چون کارشناس نشر است از رای دادن حذف کنیم، کار غیرعاقلانه و غیرمنطقی انجام داده‌ایم. این ویژگی جامعه ماست. ادبیات ما همین‌ شکل است. اگر بخواهیم فقط از منتقدان رای بگیریم، چند منتقد داریم که فقط منتقد باشند؟ ‌به اعتقاد من از تعداد انگشتان یک دست هم کمترند. در سایر بخش‌ها هم وضعیت به همین شکل است. ما نمی‌توانیم آدم‌های سرشناس و آدم‌حسابی‌های ادبیات را کنار بگذاریم، چون او یک جای دیگر کارشناس است. این طوری کسی باقی نمی‌ماند. به نظرم کلا باید اعتماد کنیم و اخلاق فردی آدم‌ها را به خودشان واگذار کنیم. محمودی:‌ بله. اگر بنا بر لابی باشد، لابی غیرمحسوس است. به فرض یک نفر می‌گوید که در این داوری مهدی یزدانی‌خرم است؛ کسی که مثلا در نشر چشمه کارشناس است. به نظر من اتفاقا او کارش سخت می‌شود؛ چراکه باید خیلی با وسواس داوری کند تا حرفی پیش نیاید. اتفاقا حتی امکان دارد اجحاف در حق کتاب‌هایی باشد که در نشر چشمه منتشر شده‌اند. یا کامران محمدی همین وضعیت را دارد یا من در نشر نیماژ به همین شکل تحت فشار هستم. برای همین به نفع نشری مثل چشمه این است که مهدی یزدانی‌خرم داور نباشد تا اگر کتابی از این نشر لایق عنوان کتاب سال بود، حرف و حدیث پشت سرش نباشد.  بابایی:‌ نه تنها این جایزه بلکه جوایز دیگر ما نیز قربانی یک مساله خیلی مهم شده است و آن هم عدم اطمینانی است که ما همه به هم داریم. این را هم نمی‌توانیم نادیده بگیریم که این عدم اطمینان برمی‌‌گردد به دوره‌هایی که واقعا بعضی از دوستان با شائبه رأی دادند. بعضی کتاب‌های خاص بالا آمدند و مطرح شدند و بعد جامعه ادبی و بعضی از مخاطبین این کارها را خواندند و دیدند که کارها آنقدر ارزشمند نیستند. محمودی: این را هم می‌توانیم بگذاریم به حساب اینکه آن جایزه معیارش این بوده است. یک جایزه در وهله اول یک پیشنهاد است. یک پیشنهاد که چند نفر آدم جمع می‌شوند و می‌گویند که این فرد بهترین اثر را نوشته است. این افراد باید با هم همفکر باشند تا بتوانند جریان‌ساز شوند. فارغ از همه این حرف‌ها که در جمع خصوصی ادبیات است و خیلی هم خاله‌زنکی است، جایزه باید بتواند تاثیرگذار باشد. تاثیرگذاری روی اعتبار است. من می‌خواهم از این حرف‌ها رد بشویم و برسیم به این که جایزه احمد محمود چه تلاشی می‌کند تا اعتبار به دست بیاورد؟ جوایز دنیا اعتبارشان را از راه ها و شیوه‌های مختلفی به دست می‌آورند. یکی اعتبارش را از وهله اول از مبلغ کلان مالی اش بدست می‌آورد. جایزه‌ای هم هست که مهم‌ترین اعتبارش را از تاثیرگذاری روی تیراژ می‌گذارد. جایزه‌ای هم هست که اعتبارش را از نام آن جایزه می‌گیرد که به نام یکی از چهره‌های مهم ادبیات است. در ایران ما این تاثیرگذاری را نداریم. نه جایزه‌های دولتی و نه خصوصی، هیچ کدام تضمیم‌کننده این مهم نیستند که بی‌تردید، در تیراژ کتاب برنده تاثیر شگرف و قابل محسوس بگذارند. مبلغ‌شان هم چندان برای یک نویسنده کارساز نیست. جایزه جلال می‌توانست این مولفه را داشته باشد که متاسفانه 110 سکه به 15 سکه تقلیل یافت. حالا می‌خواهم از کامران محمدی به عنوان دبیر جایزه احمد محمود بپرسم که پیش‌بینی می‌کند اگر کسی برنده جایزه احمد محمود شد، چه تغییراتی در زندگی‌اش رخ می‌دهد؟ محمدی: فکر می‌کنید ما می‌توانیم این کار را خودمان طراحی کنیم؟ به نظرم اعتبار زیاد طراحی شدنی نیست. البته بخش مالی را که طراحی کرده‌ایم و توانسته‌ایم برای نفرات برگزیده سه میلیون تومان جایزه و تندیس ویژه‌ای را فراهم کنیم. اما پول و جایزه‌ی مالی بزرگ، الزاما اعتبار نمی‌آورد. به نظر شما آیا جایزه جلال با 110 سکه در گام‌های اول اعتبار به دست آورد؟ جایزه‌ی مالی بزرگ، همان طور که آقای دارابیان گفتند، یک امتیاز است، نه اعتبار. می‌تواند مثل نوبل به اعتبار هم منجر شود یا نشود. خلاصه امتیاز و اعتبار فرق دارند. 110 سکه برای جایزه‌ی جلال امتیاز بزرگی بود که متاسفانه کمش کردند. اما اتفاقا در دوره‌هایی که جلال جایزه‌ی بزرگ‌تری داشت، نسبت به حالا اعتبار کم‌تری به دست آورد. شاید به علت شکل انتخاب کتاب‌ها، عملکرد داورها و سوگیری در معرفی نامزدها و چیزهایی از این قبیل. غلط یا درست، دست‌کم تصور می‌شود که این طور بوده است. نمی‌خواهم جلال را متهم کنم، اما برداشت جامعه ادبی این است. به نظر من زمانی یک جایزه ادبی می‌تواند به اعتبار برسد که آدم‌هایی که آن جایزه را برگزار می‌کنند، آدم‌هایی مستقل و منصف باشند تا آثار درستی انتخاب شوند. وقتی جایزه به آدم‌های معتبری وصل باشد و خوب کار کند، کم‌کم معتبر می‌شود. این چیزی است که در آینده باید گفت. امیدوارم عملکرد من و سایر دوستان هم طوری باشد که جایزه احمد محمود به اعتبار لازم برسد. بابایی: نفس برگزاری جایزه ادبی خوب است. هرچقدر تعداد جوایز بیشتر و متنوع‌تر باشد به برگزاری و بهتر شدن شرایط ادبی ما کمک می‌کند. من فکر می‌کنم دوستان نویسنده باید کمی سعه صدر داشته باشند با جوایزی که تازه برگزار می‌شوند و همگام و همراه باشند و خیلی از این دوستان بیایند برای کمک خیلی‌های‌شان حاضر نیستند حتا برای شمارش آراء کمک کنند چون مسئولیتش را حاضر نیستند قبول کنند. به همین دلیل به کامران محمدی و دوستانی که دارند کار می‌کنند خسته نباشید می‌گویم؛ چراکه سیبل هستند و هم برنده و هم فردی که رای ندارد به این افراد فحش می‌دهد. به نظر من برگزاری جوایز کتاب، ادبیات و اصلا فعالیت در حوزه ادبیات به‌جز فحش خوردن هیچ چیزی ندارد. منی که نزدیک به 60 نشست ادبی برگزار کردم از کسی که برگزار کردم برایش فحش خوردم تا کسی که نتوانستم برایش برگزار کنم. این کارها جز محدودیت و دردسر هیچ چیز ندارد. در چنین شرایطی بچه‌های نویسنده ابتدا باید کمی به هم اعتماد کنند و دوم اینکه فضایی را ایجاد کنند که سایر جوایز و آدم‌های که هستند جلو بیایند. امیدوارم دوستان نویسنده و ناشر از جوایز حمایت کنند. البته حمایت‌های مالی باید بدون چشم‌داشت به داورهای باشد تا داوری مستقل را شاهد باشیم. قطعا نقدهایی به این جایزه دارم اما به نظرم لیست اعلام شده، یکی از بهترین لیست‌های انتخابی در جوایز مختلف بوده است که می‌توان از تک‌تک آثار دفاع کرد. به همه دوستان خسته نباشید می‌گویم. باید واقع‌بین باشیم. لیست می‌تواند اشتباه داشته باشد اما باید به خاطر داشته باشیم که دیکته ننوشته غلط ندارد. تا نیاییم جلو هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. این نگاه‌های صرفا ایدئالیستی باعث می‌شود که ما هیچ کاری انجام ندهیم و دست روی دست بنشینیم و دیگران کار بکنند. محمدی: ‌در ادامه صحبت‌های حمید بابایی دو سه نکته باید بگویم. اول این‌که اگر لیست خوب است به من شخصاً و پنج داور دیگر ارتباطی ندارد. البته بسیار خوشحالم که لیست مورد تایید دوستان است. در دور نخست جایزه سعی کردیم از همه دوستان روزنامه‌نگار، منتقد، نویسنده با هر دیدگاهی که بودند، نماینده داشته باشیم. داوران مرحله نخست 50 نفر بودند که رای دادند و ما فقط این رای‌ها را شمردیم و بعد از تحلیل آماری، نتیجه را اعلام کردیم. یعنی در دور اول و برای مشخص شدن ده مجموعه و ده رمان دور دوم، ما هیچ اعمال نظری نکرده‌ایم و هر چه هست، حاصل آرای این 50 فعال ادبی است. نکته‌ی بعدی این‌که آنچه ما انجام داده‌ایم، صرفا شمردن و جمع‌زدن آرا نبوده است. ما برای تحلیل آماری، مانند جایزه گلشیری فقط میانگین نمره‌ها را نگرفته‌ایم. البته آن هم شیوه‌ی خوب و مرسومی است اما ما برای این کار از یک دکترای آمار مشاوره گرفتیم تا درست‌ترین، کم‌خطاترین و علمی‌ترین شیوه‌ی تحلیل امتیازها را پیدا کنیم. ایشان یک الگوی آماری مناسب برای تحلیل امتیازها به ما پیشنهاد داد و ما هم مطابق آن الگو رفتار کردیم. به طور خلاصه، امتیاز هر کتاب، صرفا حاصل جمع جبری یا میانگین امتیازها نیست، بلکه ترکیبی از تعداد رای، جمع امتیازها و میانگین امتیاز برای هر کتاب محاسبه شده است. آن چه به دست آمده، به اعتقاد من، بازتابی از خرد جمعی جامعه ادبی ایران است. به هر حال این 50 نفر که به کتاب‌ها رای داده‌اند، نمونه‌ای از جامعه ادبیات ایران هستند. روشن است که این نمونه‌گیری علمی نیست، اما به هر حال بازتابی از جامعه ادبی ماست. بنابراین فکر می‌کنم لازم است به آن‌چه در مجموع به دست آمده، احترام بگذاریم. حتی اگر با نظر شخصی ما متفاوت باشد. همان طور که آقای بابایی گفتند، دیکته‌ی ننوشته غلط ندارد. حتما هر روشی و هر جایزه‌ای، اشکالات و خطاهایی دارد. اما به این نکته توجه داشته باشیم که این جایزه کاملا خصوصی است و فایده‌ای هم برای ما ندارد. من حتی رمان خودم، یعنی «مه» را از لیست اولیه حذف کردم که شائبه‌ای پیش نیاید. همین طور رمان «میم عزیز» حسن شهسواری هم چون یکی از داورهاست، از فهرست کتاب‌ها حذف شده است. دارابیان: لطفا روش آماری را بیشتر باز کنید. برای من هنوز جای سوال است که مثلا اگر یک کتاب سه امتیاز 9 داشته باشد و یک کتاب 9 امتیاز سه داشته باشد چگونه کتاب برتر انتخاب می‌شود. محمدی: ببینید ما کتاب‌هایی را وارد رقابت و تحلیل آماری کرده‌ایم که دست‌کم 10 درصد آرا را به دست آورده باشد. یعنی چون 50 نفر رای داده‌اند، دست‌کم پنج رای داشته باشد. بعد از آن با روشی که متخصص آمارمان گفته بود، کتاب‌ها بر اساس تعداد رای، طبقه‌بندی شده‌اند که طبقه‌های بالاتر، ضریب بیش‌تری گرفته‌اند. البته این ضریب، رقم کوچکی است، اما همین رقم کوچک باعث می‌شود خطای ناشی از تعداد رای که شما هم اشاره کردید، تا حد زیادی خنثی شود. بعد از این، جمع امتیازهای هر کتاب در ترکیب با تعداد رای و میانگین امتیازش، تبدیل به یک رقم می‌شود که جایگاه کتاب‌ها را در ارتباط با یکدیگر مشخص می‌کند. به این ترتیب، 10 رمان و 10 مجموعه‌داستانی که امتیاز بالاتر گرفته‌اند مشخص شده‌اند و عینا همان‌ها را اعلام کرده‌ایم. فکر می‌کنم از این نظر عدالت کاملا رعایت شده باشد. دارابیان: اتفاقات بعد از جایزه چیزی است که من واقعا در هیچ کدام از جایزه‌های ادبی نمی‌بینم. نه در حوزه داستان و نه در حوزه شعر. یعنی واقعا دغدغه هیچ کدام از دوستان نیست و به آن فکر هم نمی‌کنند. صرف اینکه حالا اسم فلان شخص به‌عنوان برگزیده جایزه اعلام شود نمی‌تواند دردی از ادبیات امروز ما دوا کند. اگر از چند خبر ساده در رسانه‌ها و گزینه‌ای برای پر بار کردن ویکی‌پدیای دوستان شاعر و نویسنده چشم‌پوشی کنیم، واقعا چه اتفاق ویژ‌ه‌ای در راستای پیشرفت فضای ادبی برگزیدگان در کشور ما رخ می‌دهد؟ به اعتقاد من مسئولان برگزاری جوایز در کنار تفکر و ایده برگزاری باید به فکر رایزنی با نهادهای مختلف برای حمایت‌های معنوی از دوستان برگزیده باشند. حرف من این است که چه اتفاق ویژه‌ای در انتظار برگزیدگان است؟ محمدی: ببینید این کارها در حرف ساده است، در عمل وقت و انرژی و همکاری زیادی لازم است. این طور کارها نیاز به سازمان و نهاد و موسسه دارد، نه یک فرد. البته همین که نویسنده یا شاعری برگزیده‌ی جایزه‌ای می‌شود، برایش اعتبار و شهرت به بار می‌آورد. کارش دیده می‌شود و در صورتی که جایزه به اعتبار کافی رسیده باشد، فروش کارش بالا می‌رود و... مرحوم غلامرضا بروسان تا پیش از این‌که برگزیده‌ی جایزه‌ی شعر مطبوعات نشود، اصلا دیده نشده بود. اما بعد از این جایزه، به شهرت رسید. پیمان اسماعیلی خودمان هم بعد از جایزه‌ی گلشیری و منتقدان و نویسندگان به شهرت و اعتبار رسید. فروش رمان «احتمالا گم شده‌ام» سارا سالار بعد از جایزه‌ی گلشیری اتفاق افتاد. همین طور رمان «نگران نباش» مهسا محب‌علی. از این مثال‌ها زیاد است. بنابراین نباید ارزش جایزه‌ها را کاهش داد. جایزه‌ها حتی اگر صرفا به اعلام برگزیده و اهدای جایزه و تندیس اکتفا کنند، بسیار می‌توانند موثر باشند. اما البته این هم انتظار قابل قبول و درستی است که بخواهیم جایزه‌ها اقدامات دیگری به جز این‌ها را هم در نظر داشته باشند. منتها این انتظارات را باید از جایزه‌هایی داشته باشید که به امکانات و بودجه‌های دولتی وصل هستند. جایزه‌هایی که می‌توانند با نهادها ارتباط برقرار کنند و کار سازمان‌یافته انجام دهند. یک جایزه‌ی خصوصی که نه بودجه‌ای دارد و نه امکاناتی، آن هم در اولین دوره، چه طور و با چه امکاناتی باید بیفتد دنبال کارهایی که مورد نظر شماست؟ دارابیان: به نظر من می‌توان با نهادهای مختلفی مانند موسسه نمایشگاه‌ها یا انتشارات بین‌المللی صحبت شود تا شرایط حضور برگزیده‌ها در نمایشگاه‌های خارجی برای فروش حق رایت آثارشان فراهم شود. از طرفی می‌توان صحبت کرد تا کتاب این افراد توسط مترجمان خارجی ترجمه شود. سالانه چندین میلیارد پول در بنیاد سعدی خرج می‌شود تا مترجمان خارجی که بتوانند کتاب‌های فارسی را ترجمه کنند، تربیت شوند. به نظرم بعد از گذشت چندین سال وقت آن رسیده که ما از این پتانسیل استفاده کنیم و به فکر انجام یک کار اساسی در حوزه تبلیغ ادبیات فارسی به جهانیان باشیم. محمدی: ببینید باید واقع‌بین باشیم و بی‌دلیل شعار ندهیم. کاش این مطالبات را از دولت می‌داشتید که وظیفه‌ی ذاتی‌اش است. اما البته ما هم حتما با توجه به امکانات‌مان سعی می‌کنیم در دوره‌های بعدی به فکر حمایت‌های بیش‌تر هم باشیم. انشاالله دوستان کمک کنند تا با کمک هم بتوانیم کار را جلو ببریم. ما نه موسسه هستیم و نه از دولت آمده‌ایم و نه دولت از ما حمایت می‌کند. من خودم دست تنها هستم و نمی‌توانم همه این کارها را انجام دهم. همه‌ی دوستان فکر می‌کنند شاهکار نوشته‌اند و آثارشان باید برگزیده شود، ترجمه شود، جهانی شود و... و منتظرند دیگران بیایند و برای‌شان کار کنند. به نظر من حالا وقت آن رسیده که به جای حرف‌ها و اعتراض‌هایی که هیچ دردی از دردهای ما درمان نکرده‌ است، دست به دست هم دهیم و کمک کنیم. بله، کارهای زیادی می‌توان انجام داد اما این منوط به این است که همه دوستان، نویسندگان، منتقدان، روزنامه‌نگاران و ناشران همکاری و کمک کنند و ذره‌بین برندارند ببینند اینجا چنین شد و آنجا چنان شد. کدام جایزه در دنیا است که اشکالی نداشته باشد؟ کی می‌تواند ادعا کند من کارم بی‌خطاست؟ تلاش همه این است که کار بی‌خطا انجام دهند اما این به تنهایی میسر نیست. دارابیان: کامران محمدی قطعا بنیانگذار این جایزه بوده و این جایزه توسط او شکل گرفته است، اما این احتمال وجود دارد دبیر بعدی نباشد؟ محمدی: بله. همان طور که عرض کردم اتفاقا من قصدم این بود که جایزه‌ای راه‌اندازی کنم که متکی به فرد نباشد. به همین دلیل سعی‌ام را می‌کنم که جایزه‌ای را پیش ببریم که وابسته به فرد نباشد و هر جا خودم خسته شدم، تعطیلش نکنم و شخص دیگری دبیر باشد و جایزه ادامه پیدا کند. برای همین بحث انجمن صنفی را مطرح کردم. امیدوارم جایزه‌ی احمد محمود بدون توجه به من، ماندگار باشد. این قبل از هر چیز به فضای عمومی ادبیات بستگی دارد که آدم‌ها را خسته نکند. نقد منصفانه کمک می‌کند، اما به قول حسن محمودی، حرف‌های خاله‌زنکی فایده‌ای ندارد. بعد از این، موضوع حمایت مالی و اسپانسر بسیار کلیدی است. شرکت‌ها، موسسات و به‌خصوص شرکت‌های خصوصی غیرمرتبط با ادبیات اگر می‌توانند بیایند و در این حرکت فرهنگی سهیم شوند. کل بودجه جایزه احمد محمود از صفر تا صدش برای کارخانه‌ها و شرکت‌هایی که در فضاهای اقتصادی کار می‌کنند، پول خرد هم نیست. اما همه فقط در فوتبال و کشتی و والیبال و خلاصه ورزش وارد می‌شوند. ادبیات هم اسمش فرهنگ است و هزینه‌هایش بسیار ناچیز. ما دیگر عادت کرده‌ایم و انتظارمان هم ناچیز است. در حوزه سینما اگر جایزه‌ای بگذارید که رقمش فقط سه میلیون تومان باشد، قطعا کسی نمی‌گیرد و احتمالا همه آن را توهین‌آمیز تلقی می‌کنند. مایه تاسف است که ما همین سه میلیون تومان را نیز به سختی تهیه کرده‌ایم. باید گریه کرد برای فرهنگی که نویسندگانش کارشان به جایی رسیده که با جایزه سه میلیون تومانی هم خوشحال می‌شوند. ولی چاره‌ای نیست. به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل... ]]> نشست‌های کتاب Sun, 22 Oct 2017 08:40:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/253120/هرآنچه-نیاز-درباره-جایزه-احمد-محمود-بدانید-متکی-نبودن-جوایز-شخص-منوط-تشکیل-انجمن-صنفی-نویسندگان سنایی نماینده‌ی دوره‌ی گذار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253119/سنایی-نماینده-ی-دوره-ی-گذار سنایی در دوره‌ای زندگی می‌کند که شرق ایران به لحاظ فرهنگی در حال انتقال از یک پارادایم به پارادیم دیگر است. در پاردایم نخست، مولفه‌هایی نظیر خردگرایی، دنیاگرایی، ایرانی‌گرایی، اصالت و اولویت دارد و در پارادایم دوم این مولفه‌ها به حاشیه‌ می‌روند و عناصر دیگری جایگزین می‌شوند. سنایی شاعری است که بهتر از هر شاعر دیگری توانسته ویژگی‌های دوره‌ی گذار را در شعرش تبدیل به کدهای زبانی کند. بخشی از شاکله‌های معنایی پیچیده و تضادها و تناقض‌های موجود در آثار او معلول همین زیستن فکری در دوره‌ی انتقال پارادایمی است دومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی سنایی در روز چهارشنبه سوم آبان ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی و تحلیل «سنایی نماینده‌ی دوره‌ی گذار» اختصاص دارد که با سخنرانی دکتر سیدمهدی زرقانی (عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد و سنایی‌پژوه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است. ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 06:52:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253119/سنایی-نماینده-ی-دوره-ی-گذار زمانیان هم ادیب است و هم انسانی خوب http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253117/زمانیان-هم-ادیب-انسانی-خوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این مراسم که چهره هایی همچون عبدالعلی دستغیب، ابوالقاسم فقیری، امین فقیری، ابوتراب خسروی، منصور اوجی، حسن اجتهادی و جمعی از نویسندگان و پژوهشگران شیرازی حضور داشتند، از تمبر و کتاب «زمانیان در گذر زمان» نیز رونمایی شد. حدیث نفسش دغدغه‌ی دانش بود سخنران نخست این مراسم کوروش کمالی سروستانی بود. او مهدی زمانیان را «رادمردی نامی» خواند که «کوله‌بار زندگانی خویش را به باور دانستن، آموختن و آموزاندن» پرتوشه ساخته است. مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس سپس از این گفت که حدیث نفس زمانیان در طی زندگی پربارش، دغدغه دانش بوده است. به گفته‌ی کمالی «دوراندیشی» زمانیان بود که او را به «هایدلبرگ» فراخواند؛ «مبارک جایگاهی که استاد را به زیور دانش زبان آلمانی آراسته ساخت تا بعدها بر سر سفره دانش او خوشه‌چین آموزه‌های هرمان هسه، برتولت برشت، آلن رب گرییه، زیگفرید لنتس، گوته و فیتزجرالد باشیم». مدیر دانشنامه فارس در پایان سخنان خود زمانیان را «بخشي انكارناپذير از امتداد بي‌پایان دالان علم و دانش اين سرزمين» خواند که «سهم زيستن خويش را وقفِ كنكاشِ داشته‌ها و خلقِ يافته‌ها نموده تا ضمن اداي دين به ميراث نياكانمان، بازماندگان را طرحي نو دراندازد».  چراغ زبان و ادبیات آلمانی را در دانشگاه شیراز روشن کرد سخنران بعدی مراسم نکوداشت هشتادمین زادروز مهدی زمانیان، دکتر منصور رستگار فسایی بود که ابتدا از نخستین روزهای آشنایی خود با زمانیان در سالهای دهه ۵۰ خورشیدی گفت. «در این روزگار زمانیان چراغ زبان و ادبیات آلمانی را در دانشگاه شیراز روشن کرد». رستگار فسایی دوره ریاست زمانیان بر بخش زبان آلمانی دانشگاه را دوره‌ای «پربهره و پربار» خواند که در آن دوران آثار «سخن‌سرایان و بزرگان ادبیات آلمانی» در دانشگاه ترجمه شد. نویسنده کتاب «پیکرگردانی در اساطیر» در پایان با تأکید بر ضرورت نقش «تحول‌آفرین دانشگاه» گفت: دانشگاه شیراز به بزرگان فاضلی چون مهدی زمانیان می‌بالد. «مهدی زمانیان با گذشت زمان و با زمان، همیشه در یادها خواهد بود؛ به‌خاطر همه چیزهایی که دارد و به فرهنگ ما افزوده است». زمانیان؛ انسان و ادیبی خوب  عبدالعلی دستغیب هم با ستایش از مهدی زمانیان و ترجمه‌های او از سعدی و حافظ به زبان آلمانی و شناساندن این دو شاعر بزرگ فارسی‌زبان گفت: ادبیات و هنر برای آموزش اخلاق و آئین نیست و هنر گرچه با فلسفه و جامعه در پیوند است، اما خود مستقل است. دستغیب سپس بخشی از ترجمه مهدی زمانیان از گوته شاعر آلمانی را خواند و در وصف مهدی زمانیان گفت: «زمانیان هم ادیب است و هم انسانی خوب». هایکوهایی برای زمانیان حسن اجتهادی شاعر و قصیده‌سرای شهیر شیرازی هم پنج هایکوواره در وصف زمانیان خواند که یکی از آنها وصف ترجمه‌های مترجم هشتادساله‌ی شیرازی بود: «آمده‌ای/ از گوته تا حافظ/ با هولدرلین/ و هاینه/ که در آینه/ از همیشه نمایان‌تر است/ تا ریلکه/ که که که/ دل را می‌برد/ تا افق‌های آبی خلاق/ و آن فیلسوف شورشی/ که ما را رها می‌کرد/ در افسون «اکنون میان دو هیچ». در ادامه این مراسم  جعفر مؤید شیرازی استاد ادبیات دانشگاه شیراز، صدرا ذوالریاستینِ شاعر و رضا پرهیزکارِ مترجم نیز از دوران دوستی و همنشینی خود با مهد زمانیان گفتند و از آثار و اقدامات فرهنگی او قدردانی کردند.   ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 05:46:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253117/زمانیان-هم-ادیب-انسانی-خوب شب هوشنگ ابتهاج در دانشگاه کلگری کانادا برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253113/شب-هوشنگ-ابتهاج-دانشگاه-کلگری-کانادا-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دانشجویان دانشگاه کلگری شامگاه پنجشنبه ۱۹ اکتبر مراسمی در بزرگداشت هوشنگ ابتهاج برگزار کردند. این مراسم نخستین جلسه از سلسله جلسات «شب های بخارا در کلگری» است که به همت انجمن دانشجویی کتابخانه پارسی کلگری و با هماهنگي نشریه ی بخارا برگزار می‌شود. در این مراسم محمد منصوری، مسئول کتابخانه ی فارسی، ضمن تشکر از استقبال شرکت کنندگان و زحمات داوطلبان برگزاری، هدف اصلی «شب های بخارا در کلگری» را نکوداشت نام بزرگان شعر و ادب در اذهان ایرانیان ساکن شهر عنوان کرد.  در ادامه آنا امانی، دبیر کتابخانه ی پارسی به معرفی فعالیتهای این مجموعه ی دانشجویی پرداخت. شب‌های بخارا در کلگری با پخش پیام صوتی علی دهباشی سردبیر نشریه ی بخارا به شرکت کنندگان در مراسم آغاز شد. وی در این پیام از برگزاری مراسم تجلیل از شاعر بلند آوازه ی معاصر اظهار خرسندی کرد و بر عظمت اشعار و جایگاه منحصر به فرد ه.ا. سایه در ادبیات معاصر تأکید کرد. مراسم پس از مرور ادوار مختلف زندگي هوشنگ ابتهاج توسط ستاره شريفيان از داوطلبين كتابخانه پارسي، با نمایش برش هایی از فیلم بزرگداشت هوشنگ ابتهاج در شبهای بخارا، شامل سخنرانی سیمین بهبهانی، یلدا ابتهاج، پوری سلطانی و شهرام ناظری ادامه یافت. سپس گلچینی از آواز تصنیف های منسوب به سایه پخش شد. مراسم با اجرای سه تار توسط محمدرضا قلی زاده خاتمه یافت. ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 18:20:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253113/شب-هوشنگ-ابتهاج-دانشگاه-کلگری-کانادا-برگزار برگزاری چهارمین دوره اعطای جایزه گنجینه پژوهشی ایرج افشار http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253110/برگزاری-چهارمین-دوره-اعطای-جایزه-گنجینه-پژوهشی-ایرج-افشار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، چهارمین دوره اعطای جایزه گنجینه پژوهشی ایرج افشار یکشنبه سی ام مهر برگزار می شود.  هدف از اعطای جایزه گنجینه پژوهشی ایرج افشار، تداوم نیت‌های ایرج افشار در حفظ و گسترش علم و فرهنگ ایرانی عنوان شده است. در سه سال گذشته و مصادف با روز تولد آن استاد، در مراسم خاصی در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی جوایزی به پایان نامه‌های برتر به رأی هیئت داوران اعطا شده است. جایزه گنجینه پژوهشی ایرج افشار که شامل لوح تقدیر، تندیس و مبلغ چهل میلیون ریال است، در دوره نخست به دکتر عاطفه شریف فارغ‌التحصیل رشته دکتری کتابداری دانشگاه فردوسی مشهد برای رساله‌ «شناسایی و تحلیل ابعاد ساختاری و مفهومی فهرست سرعنوان‌های موضوعی فارسی در مقایسه با فهرست سر عنوان‌های موضوعی کنگره»، در دوره دوم به فریبا افکاری برای پایان نامه دکتری با موضوع «روش شناسی فهرست نگاری نسخ خطی ایرانی اسلامی» و در دوره سوم به طور مشترک به پایان‌نامه سپیده فهیمی فر و سعیده اکبری داریان با عنوان «کارکرد‌پذیری ریشه‌های مستند مارک در ایران» اهدا شد. سیدمصطفی محقق داماد، سیدکاظم موسوی بجنوردی، محمد افشین وفایی و میلاد عظیمی از سخنرانان این مراسم هستند. این مراسم امسال یکشنبه سی ام مهرماه ساعت ۱۵ در دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار می شود و ورود برای عموم آزاد است.   ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 16:46:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253110/برگزاری-چهارمین-دوره-اعطای-جایزه-گنجینه-پژوهشی-ایرج-افشار نامزدهاي بخش «كتاب و سينما»ی جشنواره فيلم كوتاه تهران معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253109/نامزدهاي-بخش-كتاب-سينما-ی-جشنواره-فيلم-كوتاه-تهران-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومي خانه كتاب، از ميان 47 اثر ارسالي به بخش «كتاب و سينما»، در سه گروه آثار مستند، داستاني و پويانمايي، پس از بررسي‌هاي اوليه، 19 فيلم به مرحله داوري راه پيدا كرد كه در نهايت هفت فيلم به عنوان نامزدهاي بخش كتاب و سينما معرفي شدند. فيلم هاي «حضور» به كارگرداني آبتين سليمي طاري، «خروس‌ها» به كارگرداني امير رضا جلاليان، «ماه سمنبر» به كارگرداني نجمه خيري، «چغوك زرد» به كارگرداني سميرا قنبريان و «مانيكور» به كارگرداني آرمان فياض مجتهدي در بخش داستاني نامزد دريافت جايزه بخش كتاب و سينما در سي و چهارمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران شدند. همچنين، در بخش پويانمايي دو اثر با عنوان هاي «جم‌شيد؛ مرثيه‌اي بر يك اسطوره» به كارگرداني معين صمدي و «داش آكل» به كارگرداني هاجر مهراني به عنوان نامزدهاي اين دوره از جشنواره انتخاب شدند. گفتني است، در بخش مستند هيچ اثري به عنوان نامزد معرفی نشد. موسسه خانه كتاب در آيين اختتاميه سي و چهارمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران از آثار برگزيده بخش «كتاب و سينما» تقدير مي كند. آيين اختتاميه اين جشنواره فردا (سي مهرماه) ساعت 18:30 با حضور جمعي از مديران و فعالان حوزه سينما در تالار انديشه حوزه هنري به نشاني خيابان حافظ، نبش سميه، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي برگزار مي شود.   ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 16:35:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253109/نامزدهاي-بخش-كتاب-سينما-ی-جشنواره-فيلم-كوتاه-تهران-معرفی-شدند بزرگداشت حافظ در سارایوو http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253107/بزرگداشت-حافظ-سارایوو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در این مراسم که با حضور علی اصغر عامری، رایزن فرهنگی ایران، دکتر الویر موسیچ، زبان شناس و استاد دانشگاه، دکترسیدکاظم موسوی، استاد اعزامی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سارایوو برگزار شد؛ غلامرضا طریقی و حمیدرضا شکارسری از شاعران نام آشنای کشور نیز به ایراد سخنرانی پرداختند. بر پایه این گزارش شاعران اعزامی از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی که برای حضور در کنگره بین المللی شعر سارایوو به این کشور اعزام شده بودند به همراه اساتید و دانشجویان زبان فارسی دانشکده فلسفه دانشگاه سارایوو، علاقه‌مندان به شعر و ادب فارسی و ایرانیان مقیم بوسنی و هرزگوین علاوه بر شرکت در نشست‌های ادبی با حضور در این رویداد، یاد شاعر نامدار ایرانی را گرامی داشتند. غلامرضا طریقی، در ابتدای این مراسم با گرامیداشت روز حافظ گفت: بیست سالی است که شعر کلاسیک و یا همان غزل می‌نویسم که میراث شاعر گرانقدر حافظ شیرازی است. غزل و شعر کلاسیک میراث شاعران بزرگی همچون حافظ، سعدی، مولانا و دیگر شعرای بزرگ ایران زمین است؛ از این رو شعر گفتن به این سبک کار آسانی نیست. سراینده مجموعه شعر «شلتاق» در خصوص شخصیت لسان‌الغیب گفت: حافظ مرکز ثقل جادوی کلمات در ایران است. آثار حافظ مثل یک ظرف میناکاری شده است، مثل یک قاب خاتمکاری بی نظیر است. طریقی سخنان خود را با خواندن یک غزل به پایان رساند که با تشویق حضار رو به رو شد. حمیدرضا شکار‌سری دیگر شاعر اعزامی از کشورمان در سخنان خود ضمن تبریک این روز گفت: غزل بر تقارن و توازن، موسیقی و ملودی متکی است. شعر سنتی زیبایی خاص خود را دارد که اصل آن بر پایه آواشناسی است. وی در پایان چند شعر نو برای حضار قرائت کرد که مورد استقبال حضار قرار گرفت. دکتر الویر موسیچ، زبان‌شناس و استاد دانشگاه نیز در این مراسم به تبیین شخصیت حافظ شیرازی و جایگاه شعرهای وی پرداخت. سخنرانی دکتر موسیج در این خصوص با خود پرسش و پاسخ به همراه داشت.  سخنران بعدی مراسم دکتر سید کاظم موسوی استاد اعزامی از سوی وزارت علوم بود. این استاد و مدرس دانشگاه سخنان خود را با عنوان ظرایف زبان فارسی در شعر حافظ ارایه کرد و پایان نیز بنا به رسم معمول، تفالی به دیوان حافظ زد که دکتر موسیچ آن غزل را برای حاضران ترجمه کرد.   نشست‌های شعرخوانی در پنجاه و ششمین دوره از برنامه شب‌های شعر سارایوو، حمیدرضا شکارسری در کنار شاعرانی از کشورهای چین، ترکیه و مقدونیه در شب نخست به شعرخوانی پرداخت که ترجمه انگلیسی و بوسنیایی شعرهای او با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد. غلامرضا طریقی نیز در شب دوم در سالن انستیتو بوسنی در کنار شاعرانی از کشورهای آلمان، ترکیه، اسلواکی و صربستان شعر خواند و شعرخوانی او در دو بخش مورد استقبال قرار گرفت. طریقی در این نشست ضمن تشریح فعالیت‌های بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان درباره شعر امروز ایران و شرایط آن برای حاضران صحبت کرد. او از مخاطبان بوسنیایی دعوت کرد که ضمن علاقمندی به ادبیات کهن ایران، ادبیات معاصر این کشور را نیز دنبال کنند. حمیدرضا شکارسری نیز درباره شعر امروز ایران و تغییر زیبایی‌شناسی شعر معاصر در قیاس با ادبیات گذشته فارسی سخن گفت و برای علاقمندان شعر خواند. در سومین برنامه از سلسله نشست‌های «شعر سارایوو» حمیدرضا شکارسری و غلامرضا طریقی مهمان «جمعیت اسلامی سارایوو» بودند. در این نشست که با تلاش مرکز فرهنگی مسلمانان در بوسنی و با اجرای اسمیر، شاعر نامدار بوسنی برگزار شد. بعد از معرفی شاعران معمر گودریچ، نویسنده و شاعر بوسنیایی به ترجمه شعرها فارسی خوانده شده در این مراسم پرداخت. پس از خواندن ده‌ها شعر توسط طریقی و شکارسری و ترجمه این اشعار از سوی گودریچ، حاضران در جلسه خواستار تداوم این ارتباط شدند. در این نشست تعدادی از معلمان و مدرسان زبان و  ادبیات فارسی ضمن ابراز گلایه از کاهش ارتباط خود و هموطنان‌شان با فرهنگ و ادبیات فارسی، خطاب به شاعران اعزامی به بوسنی گفتند: ما علاقه‌مندیم مثل پدران‌مان ادبیات سراسر معنویت ایران را بخوانیم و از بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان می‌خواهیم دعوت ما را برای حضور در مدارس بوسنی که زبان و ادبیات فارسی در آن‌ها تدریس می‌شود، بپذیرد. گفتنی است بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بنا به درخواست انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی، غلامرضا طریقی و حمیدرضا شکارسری، دو شاعر برجسته کشور را برای حضور در این جشنواره معرفی کرده است تا با مساعدت‌های دفتر رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی، در جشنواره بین المللی شعر سارایوو شرکت کنند. این رویداد ادبی بیش از نیم قرن سابقه برگزاری دارد. ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 14:38:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253107/بزرگداشت-حافظ-سارایوو ​دیدار با مترجم «غول مدفون» ایشی‌گورو http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253108/دیدار-مترجم-غول-مدفون-ایشی-گورو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دیدار با امیرمهدی حقیقت مترجم «غول مدفون» اثر کازوئو ایشی‌گورو برگزار می‌شود. کتاب غول مدفون جدیدترین اثر ترجمه شده کازوئو ایشی گورو نویسنده‌ی بنام ژاپنی است که به تازگی جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده است و در نشر جشمه منتشر شده است. «سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» اثر هاروکی موراکامی دیگر اثر ترجمه شده امیرمهدی حقیقت در این نشر است. امیرمهدی حقیقت، مترجم آثار ادبی، در سال ۱۳۵۳ در تهران به دنیا آمد. او در سال‌های دهه‌ی ۱۳۷۰ به زبان انگلیسی و ترجمه‌ی آثار ادبی علاقه‌مند شد. اولین ترجمه‌ی حقیقت را نشر ماهی در سال ۱۳۸۰ منتشر کرد؛ کتاب مترجم دردها، مجموعه داستانی از جومپا لاهیری. او تاکنون آثاری از جومپا لاهیری، کازوئو ایشی‌گورو، سام شپارد، هاروکی موراکامی و... ترجمه کرده است. همچنین در کارنامه‌اش گزینش و ترجمه‌ی داستان‌های کوتاهی از برخی نویسندگان معاصر نیز به چشم می‌خورد.  علاقه‌مندان می‌توانند روز سه‌شنبه 2 آبان‌ماه، ساعت 20 ـ 18 به نشانی خیابان نجات‌الهی (ویلا)، کوچه‌ی صارمی، پلاک 38، کافه ث مراجعه کنند. ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 14:35:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253108/دیدار-مترجم-غول-مدفون-ایشی-گورو دیدار با رهام سعیدی‌نیا و نیما قهرمانی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253104/دیدار-رهام-سعیدی-نیا-نیما-قهرمانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست دیدار با رهام سعیدی‌نیا شاعر مجموعه شعر « طنین مسی » و نیما قهرمانی نویسنده مجموعه داستان «ایستگاه بعدی» برگزار می‌شود. مجموعه «طنین مسی» و «ایستگاه بعدی» دو کتابی هستند که به تازگی از سوی نشر چشمه راهی بازار کتاب شده‌اند.   این نشست روز دوشنبه یک آبان‌ماه، ساعت 19-17 در  کتاب‌فروشی نشرچشمه‌ی کریم‌خان برپا خواهد شد.   ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 14:06:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253104/دیدار-رهام-سعیدی-نیا-نیما-قهرمانی ​محمدعلی موحد از رونمایی قریب‌الوقوع تصحیح جدید مثنوی معنوی خبر داد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253078/محمدعلی-موحد-رونمایی-قریب-الوقوع-تصحیح-جدید-مثنوی-معنوی-خبر محمدعلی موحد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با تایید انتشار قریب‌الوقوع تصحیح مثنوی گفت:‌ خوشبختانه بعد از مدت زیادی تصحیح جدید مثنوی مولانا زیر خط چاپ رفته است و به احتمال زیاد این کتاب تا دو هفته دیگر رونمایی خواهد شد. این مولاناپژوه در توضیح ویژگی‌های این اثر گفت: این کتاب قرار است با همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی و انتشارات هرمس منتشر شود اما اجازه دهید که توضیحات تکمیلی درباره این اثر را بعد از رونمایی کتاب بگویم. پیش از این غلامعلی حدادعادل در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح انتشار این اثر گفته بود:‌ استاد محمدعلی موحد چندین سال است که در فرهنگستان زبان و ادب فارسی مشغول تصحیح جدیدی از مثنوی مولاناست. این کتاب 90 سال بعد از تصحیح نیکلسون منتشر می‌شود و ادامه دهنده راهی است که نیکلسون در سال‌های قبل آن را پیموده است. جلد اول این اثر در هزار صفحه شامل مقدمه استاد موحد در ۱۲۰ صفحه و نیز دفتر اول، دوم و سوم مثنوی و جلد دوم نیز شامل سه دفتر بعدی (چهار، پنج و شش) به انضمام کشف الابیات خواهد بود و حجم جلد دوم هم ۱۰۰۰ صفحه است. هر دو جلد این کتاب در قطع وزیری و با صحافی گالینگور منتشر می‌شود. دکتر محمدعلی موحد در این تصحیح با تمام نسخه‌های کامل یا ناتمامی که تا ۱۵ سال پس از فوت مولانا، کتابت و تاکنون شناخته شده‌اند مثل نسخه قونیه و نسخه قاهره و... مطابقت داده و تمام نسخه بدل‌ها را ذکر کرده است. محمدعلی موحد که پیش از این تصحیح مقالات شمس را روانه بازار کرده بود معتقد است: «در این مدت 700 سالی که از رحلت مولانا می‌گذرد، نگارندگان همه شرح‌ها و تفسیرها بر مثنوی به بیراهه رفته‌اند. ایرانیان جز در عصر حاضر موفق نشدند تفسیری کامل از 6 دفتر مثنوی بنویسند؛ کمال‌الدین حسین خوارزمی که پیشروترین آنها در این امر بوده، تا اواخر دفتر سوم جلوتر نرفته است.» پیش از موحد مولوی پژوهانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، نیکلسون و محمد استعلامی تصحیحاتی از مثنوی معنوی منتشر کرده بودند.  محمدعلی موحد از چهره‌های مطرح  مولوی‌پژوهی در ایران است. به قلم این پژوهشگر آثار متعددی مربوط به مولانا و شمس منتشر شده است. از آن جمله می‌توان به کتاب «رساله در مناقب پروردگار» اثر فریدون بن احمد سپهسالار اشاره کرد. این اثر  با تصحیح و توضیح محمدعلی موحد و صمد موحد از سوی نشر کارنامه به چاپ رسیده است. رساله‌ی سپهسالار یکی از سه کتابی است که به اندک فاصله پس از درگذشت مولانا، درباره‌ی او نوشته شده است. همچنین کتاب‌های «شمس پرنده: چهل و هشت غزل دیوان شمس تبریزی» (تصحیح و مقدمه)، «ابتدا نامه»  اثر محمدبن محمد سلطان ولد فرزند بزرگ مولوی، (تصحیح همراه علیرضا حیدری)، «در جست‌وجوی آینه: گزیده مقالات شمس تبریزی» (گردآوری) و «تماشای خورشید؛ گزیده‌ای از مقالات شمس تبریزی» (تصحیح و مقدمه)، از دیگر تلاش‌ها و پژوهش‌های محمدعلی موحد درباره‌ مولانا و شمس است.     ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 07:59:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253078/محمدعلی-موحد-رونمایی-قریب-الوقوع-تصحیح-جدید-مثنوی-معنوی-خبر گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/253069/گفت-گو-زهرا-عبدی-نویسنده-شاعر-درباره-زندگی-زمانه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_رضا مهدوی هزاوه: زهرا عبدی لیسانس ادبیات فارسی  و نیز لیسانس ادیان و عرفان از دانشگاه تهران دارد. این نویسنده تحصیلات خود را  در مقطع  کارشناسی ارشد در رشته ی ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه می‌دهد. مجموعه شعر " تو با خرس سنگین تر از کوه رقصیده ای " را در سال 1387 توسط نشر قو چاپ می کند.  پنج سال بعد،  رمان " روزحلزون "  را توسط نشر چشمه منتشر می‌کند.  رمان " ناتمامی " را در سال 1395 ( نشر چشمه )  چاپ می کند که تاکنون استقبال زیادی از این کتاب شده است. رمان "تاریکی معلق روز" و مجموعه شعر "شهرزاد"  از آثار در دست انتشار این نویسنده و شاعر برجسته‌ی معاصر است. به مناسبت چاپ سوم "ناتمامی" گفتگویی با زهرا عبدی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:   ***مروری داشتم روی وبلاگ‌تان (نقد و نظر). دغدغه‌های‌تان درخصوص نقد و بررسی آثاری مثل طوطی و بازرگان مولانا، تحلیل چهار غزل سیمین بهبهانی، سه اثر جلال آل‌احمد، داستان شیخ صنعان عطار، به کی سلام کنم سیمین دانشور، فیلم دعوت حاتمی کیا... را خواندم. تحلیل‌های‌تان همگی برپایه مسائل علمی و نه صرفا ذوقی است. مثلا نقد آلتوسری‌تان بر داستان بچه‌ی مردم حائز اهمیت است. تحلیل‌تان درخصوص عروسک کوکی فروغ هم ناشی از همین روح طوفانی و سرکش شماست. از شهامت فروغ می‌گوئید. از عصیان نسبت به باورهای همه‌پسند و گله‌وار.  حتی مطلبی که درباره‌ی خودروی شخصی و حریم خصوصی نوشته‌اید هم از جهاتی وجوه مشترکی با مباحث ادبی‌تان دارد. در این متن نوشته‌اید اتومبیل رابطه‌ی مستحکمی با تجربه‌ی آزادی و فردگرایی دارد. در طوطی و بازرگان هم بحث رهایی و آزادی است. همین‌طور در شیخ صنعان.  حتی شما در شعر حافظ هم در جستجوی این مساله هستید. مثلا "منم که شهره‌ی شهرم به عشق ورزیدن ..." این دغدغه‌های شما درخصوص نیاز به رهایی و استقلال شخصیتی برایم جالب است. به تعبیر اخوان "منِ فردی"  شما با "منِ جمعی"تان عجین شده است.  تاکید شما به اتکای انسان به خویشتن چه ضرورتی تاریخی دارد؟ این باورهای دسته‌جمعی را چرا باید نقد کرد؟  تاکید شما بر رهایی و باطل کردن کلیشه‌های هویت جنسی آیا راه نجات ماست؟ سوال شما وجوه فراوانی دارد. من در همین ابتدا باید درباره‌ی آخرین جمله‌­ی سوال شما نکته‌ای را بگویم. نجات و راه آن را، پیش‌انگاشت­‌های هر کس، روبرویش ساخته یا خواهد ساخت. بنابراین ساکنان هر مکتب فکری، سیاسی، هنری، ادبی و...  با توجه به مبانی نظری و عملیِ ساکن در ذهنشان، راه نجات خود را دارند. مثلا اگر بنده و شما ساکن دو مکتب فکری متفاوت باشیم اگر شما بام تا شام هم برای من از راه نجاتی که گمان می‌کنید راه نجات یگانه است، بگویید، تا زمانی که آن بنیان‌ها را از اساس در ذهنم جابجا نکنم، در من هیچ اثری نخواهد داشت. ذهن، محل ریل عوض کردن است. همه‌چیز مسیرش از آنجا مشخص می‌شود و تغییر می‌­کند. بنابراین در همین ابتدا بگویم از نظر من راه نجات به تعداد مکتب‌های فکری و... متفاوت است و در واقع هیچ راه نجات یکسانی برای نوع بشر وجود ندارد. من کمتر دیده­‌ام مصاحبه‌کننده از طریق خواندنِ آثار و نوشته‌های مصاحبه‌شونده، این همه به ذهن او نزدیک شده باشد و هر سوال خودش مجموعه‌­ای از دوایر ذهنی باشد. معمولا سوالات خلاصه می­‌شود در عادات نوشتن و از چه می­‌نویسید و چطور سوژه انتخاب می­‌کنید و... اما نزدیک‌شدن به باارزش‌­ترین دارایی انسان یعنی ذهن، زمان می‌­برد و کار. بیشتر مصاحبه‌­ها به‌همین دلیل چندان ارزش خواندن ندارند. چون به محدوده‌­ی ذهن حتا نزدیک نمی‌­شوند. من سعی می­‌کنم به‌ترتیب به وجوه سوالات شما بپردازم. پرسید‌‌‌ه‌اید چرا باید باورهای جمعی را نقد کرد؟ همه‌­ی ما از خطر یکسا‌‌ن­‌سازی گله‌­وار بسیار خواند‌‌ه‌­ایم و شنیده­‌ایم. نیچه از خراشیدن قله‌­ها و ساختن تپه‌های یکسان بیشتر از هرچیز دیگری به سوز، ناله سر داده است. هر چه جامعه بیشتر به سمت امر مدرن پیش می­‌رود این سوهان‌کشیدن و قالب‌زدن و به قامت یکسان درآوردن بیشتر می­‌شود. نتیجه­‌اش را در تولیدات یکسانِ ادبی و هنری و سینما و ... می­‌بینیم. یعنی متاسفانه درست در جایی که انسان، ادعای امر خلق و آفرینش را دارد، این اتفاق افتاده است. سلیقه‌­ها به سرعت یکسان سازی می­‌شوند. حتا میزان ترشح آدرنالین و سایر غدد درون ­ریز هم در شهربازی‌­ها و بانجی جامپینگ‌­ها و... کنترل می‌­شود. هنگامی که درباره­‌ی این امور ذهنی که قطعیتی در آن نیست، حرف می­‌زنم، سعی می­‌کنم از کلماتی که سرریز احساسی دارند، خودداری کنم ولی اجازه می­‌خواهم تا از کلمه­‌ی فاجعه برای این برنامه­‌ی فردیت کُشی و یکسان­‌سازی استفاده کنم. چرا نویسنده و هنرمند نباید از این بترسد و هشدار دهد؟ ترسناک است چون ما آموزش دیده­‌ایم از هر کسی که شبیه ما نباشد، انتقام سختی بگیریم! چون تمام چارچوب‌­ها مقرر شده است و از همان گریه‌­ی اول تولد تا شیون پایان، ما را در کلیشه جای داده­‌اند و اگر کسی بیرون از این قاب باشد، به یقین گمراه است و اولین کار ما فراخواندن او به قاب مقرر است و وای به روزی که او به چارچوب برنگردد و بر همگان واجب است که به هر شکلی و با هر ابزاری!  که می‌تواند، باید به فرد بیرون از قاب افتاده، بفهماند که آن بیرون بودن، چقدر هزینه دارد. در جایی خواندم که امروزه در یک دامداریِ صنعتی تولید گوشت، گوساله را بلافاصله بعد از تولد از مادرش جدا و در قفسی بسیار تنگ، درست به اندازه­‌ی بدنش، نگه می‌­دارند. گوساله‌­ی نر که قرار است چهار ماه بعد کشته شود، تمام مدت عمرش را در همان قفس سر می‌­کند. نمی­‌تواند جُم بخورد. او هرگز هیچ سرخوشی حیوانی گاوگونه‌­ای را تجربه نخواهد کرد زیرا اولین باری که او را از قفس درمی‌­آورند و او فرصت می­‌کند سربچرخاند تا ببیند دنیا چه بوده، در واقع به سمت مسلخ می‌­رود. او باید تکان نخورد تا تارهای پروتئینی عضلاتش نازک بمانند و او در آینده  به استیک نرم و زودپختی بدل شود. گاو ماده هم به شکلی دیگر. او هم تمام عمر پنج‌ساله‌­ی پیش از سلاخی را یا باردار است یا در حال لقاح مصنوعی یا دارد شیر تولید می­‌کند. وقتی این را درباره­‌ی گاوداری­‌ها خواندم، ناگهان ته دلم تلخ شد. چیزی مثل شیر فاسد و ترشیده جوشید. دیدم آن­چه در تئوری خوانده بودم، چگونه پنهان و آشکار دارد اعمال می­‌شود. انگار سرنوشت محتوم همه­‌مان در دلم زهر شد. فهمیدم که این یک شیوه­ و ساختار ذهنی است. یکی از ده فرمان مدرنیسم است! این همان ساختار شومِ یکسان‌­ساز است. انسان این بلا را سر هر چیز و هر کسی که سر راهش قرار گرفته، آورده است و تازه برنامه ­های مفصل‌­تری هم در سر دارد. ذهن ما هم بهتر است عضلانی نشود. بهتر است نرم باشد. فرم­‌دهی راحت و در نتیجه آنان که اربابان جنگ و سرمایه و سیاست و مرزها و... هستند، راحت­‌تر می‌­توانند از جاری شدن امرشان مطمئن شوند. حکومت بر ارتش مردگان سرسپرده و فرم پذیر، بسیار راحت ­تر است. مردگان راحت­تر حمله می­‌کنند و بی هیچ سوالی می درند. برای داشتن چنین فرمانبرانی نباید ذهن عضلانی شود. نباید سفر کند و ببیند. به نظر من یکی از مهم‌­ترین کارها در ادبیات و هر امر خلاقه‌­ای ایستادن در برابر این فرم‌پذیری و مایع بودن و مظروف بودن و تن به ظرف دادن است. در روز حلزون، مادر خسرو یک سوگواری به تاخیر افتاده دارد. چرا؟ چون باید مایع ذهنت را در گفتمان موجود ریخته و خبر مرگ و مفقودالاثری فرزندت را هدیه به آرمان اعلام می­‌کردی. حالا مادر خسرو بعد از سی سال، به اتاق خسرو می­‌رود و زار زار مویه می‌کند. در ناتمامی هم امثال جعفری با گزینش و به کرنش واداشتن، عرصه را بر نافرمانان و سوال کنندگان و منتقدان، تنگ می­‌کند تا منعطفان بمانند و ظرف، خیالش از بابت مظروف راحت باشد. او در محدوده‌­ی تعیین شده و در حصار مقرر، تکان محدود و بی­‌خطری دارد تا استیک مناسبی در نان تُست اربابان باشد. این در تمام کلیشه­‌ها و یکسان‌سازی‌­ها صدق می­‌کند. کلیشه‌­ی هویت جنسی هم همین‌طور. زن بودن و زن بودگی هر دو باید طبق تعاریف از پیش تعیین شده باشد و تا جایی حق جنبیدن دارد که از هدف نهایی استیک شدن! منحرف نشود. ***تحصیل‌کرد‌ه‌ی ادبیات فارسی هستید و با راز و رمزهای ادبیات کلاسیک ایران آشنایی دارید و به باور من تاثیر مطالعه ادبیات کهن در ساختار و نه محتوای رمان "ناتمامی" هویداست. شاید محل مناقشه باشد که بگویم رمان شما علیرغم حرکت رو به جلو گاهی مکث دارد. می‌ایستیم تا نکته‌ای را بیشتر بدانیم و مزه‌ی عمیقش را حس کنیم. البته این مکث با توقف‌هایی که در مثنوی مولانا و سلامان و ابسال جامی داریم متفاوت است. شاید از نظر بعضی‌ها که نقد نوشته‌اند در تکه‌هایی از رمان زیاده‌گویی کرده‌اید اما به گمان من اثر شما از حیث ساختار فنی در امتداد ادبیات کهن و ساختار تو در توست. یک جور ساختار موزائیکی. البته منهای بعضی وجوه دیگر مثل قطبی‌اندیشی. سهم خواندن  ادبیات کهن ایران در خلق "ناتمامی"  چقدر است؟   ادبیات کلاسیک، چه ایرانی و چه غیرایرانی، رگ و ریشه‌­ی مطالعات من است. هرگز نمی‌­توانم از یاد ببرم که چطور در تابستانی که پانزده سالگی­‌ام را می‌گذراندم از بام تا شام، غزلیات شمس را بلند بلند می­‌خواندم. غوغای مفاهیم بود و از طرفی چنان ریتم و آهنگ اوزان عروضی در جانم نشست که از پاییز همان سال، دیگر غزل می­‌سرودم. همه‌ی کسانی که با متون استخوان‌دار کلاسیک فارسی هم نفسی کرده‌اند، می‌دانند آتشی که آن کلمات برپا می­‌کنند چه آتشی می‌تواند باشد. آثار عطار ابتدای راهیابی من بود. یادم نمی­‌رود وقتی مصیبت نامه­‌ی عطار را تمام کردم، برای اولین بار کشف کردم که مفاهیم چطور می­‌توانند از هر ذهنی که عبور می­‌کنند، از نو به دنیا بیایند. ذهنِ بی­‌دیوار با خواندن عطار برای من شکل گرفت. من در سیستم آموزش و پرورشی بزرگ شده بودم که به من آموخته بود که چطور و با چه ذهنیتی وارد متن شوم. این باطل­‌ترین کاری است که یک سیستم می­‌تواند در حق یک ذهن بکند. شاید تا پایان زندگی فرد نتواند از این ظرفی که ذهنش را در آن جا داد‌ه‌­اند، آزاد کند. وقتی این بسته­‌ی فکری در سرت بنشیند، هر متنی را از آن عبور می‌دهی و گاهی مطالعه فقط می شود یافتن نشانه­‌ها برای محکم کردنِ آن ساختار در ذهن. این کار بزرگ ِ درهم شکستن ساختار و آن پیش‌­انگاشت‌­ها را، عطار با به‌هم ریختن تصویر ابلیس در ذهنم، آغاز کرد. مولوی بلخی هم در داستان موسا و شبان همین را می­‌خواهد بگوید. به شیوه­‌ی خودت جهان را ببین و من حالا اگر به این رسیده­‌ام که راز نوشتن تاثیرگذار همین است که به شیو‌‌ه‌­ی یگانه­‌ی خودت، بنویس، خب معلوم می­‌شود ریشه‌­اش از کجاست. تاریخ بیهقی هم سرشار از این ذهن آزاد است که باعث می‌شود ما صدای ابوالفضل بیهقی را بعد از این همه سال و از لابلای دستگاه پرقدرت و سانسور غزنوی، واضح بشنویم. کتاب­‌هایی که مفاهیم قالب‌زده‌ای چون: خیر و شر و اهریمن  و شیطان را در ذهنم به هم ریختند و از نو ساختند و از همه مهم­‌تر این که تقابل‌های دوگانه را معنایی تازه بخشیدند. اولین شخصیت‌پردازی‌های خاکستری را در منطق­‌الطیر یاد گرفتم. عطار با هنرمندی در قالب یک سفر، مفاهیم اولیه‌ی پلات و شخصیت‌پردازی در داستان را در ذهنم شکل داد. هر پرنده یک شخصیت داستانی بود در آغاز سفر زندگی. من اولین رگه‌های تغییر و پویایی شخصیت را در منطق‌الطیر عطار دیدم و آموختم. از همان جا وارد دنیای داستان شدم. دنیایی که بعدها در قالب خواندن رمان به حد اعلایی از زیبایی و کمال رسید. رمان‌هایی چون "زمین" و "نانا" و "ژرمینال" از امیل زولا، "داستان دو شهر" دیکنز، "زنبق دره" و "چرم ساغری" از بالزاک، "جود گمنام"  و"به دور از اجتماع خشمگین" از تامس هاردی، "جنایات و مکافات" و "ابله" از داستایوفسکی، "آنا کارنینا" از تولستوی، از مهم‌ترین رمان­‌های ادبیات کلاسیک تاثیرگذار برای من بودند. ***همیشه نگاه یک‌سویه و یک‌طرفه نسبت به شخصیت‌های زن  آثار ادبی می‌شود. مثلا تهمینه. و مهم‌تر از آن سودابه در شاهنامه. این زن‌ها جسور هستند. البته در عصر حماسه ما می دانیم که این زن‌ها هستند که عشق شان را نسبت به مرد ابراز می‌کنند. مرد انگار نباید چیزی را ابراز کند. مرد منتظر است.  بر خلاف امروز. چرا تا به حال در آثار ادبی و هنری نگاه تک صدایی حاکم بوده؟ موانع رسیدن ما به جهان چند صدایی چیست؟ این عبارت تک صدایی و چند صدایی هم از عبارت های متداول گفتگوهای شماست  البته. تک­صدایی؛ حاصل تفکرِغالب و قالبی است. تفکری که وجه ندارد. تک‌بعدی است و تک بعدی می­‌پروراند. متونی که تک‌صدایی در آن حاکم است، نوعِ تفکر، غیرپویا و بسیط است. گفتگویی وجود ندارد. در این متون یا سکوت تحمیل شده و یا اگر صدایی هم هست، فقط صدای تفکر غالب و تحمیلی است. میل به حرکت در متن دیده نمی­‌شود. شخصیت هم ایستا است. سکون، ذات سرد و بی­‌روح این جهان تک­‌صداست. چیزی نباید هم تغییر کند. در این نوع تفکر اصولا حرکت و تغییر، قالب­‌شکن است پس گناه است و بخشش­‌ناپذیر. موانع ما برای رسیدن به جهان چندصدایی، اول از همه تک­‌صدایی نهادینه شده در وجود تک تک ماست. ناخودآگاه جمعی ما، سرکوبگر است و عاشق تفکر بسیط و ایستاست یعنی تفکری که سوال برنیانگیزد و چونی و چرایی را به میان نکشاند. ناخودآگاه جمعی ما تفکر ترکیبی را دوست ندارد. چرا؟ چون تفکر ترکیبی چارچوب­‌پذیر نیست. میل به حرکت دارد. از سکون بیزار است و این حرکت چون لازمه­اش تغییر است از اساس با تفکر بسته مشکل دارد. آن چارچوب باید به‌هم بریزد و ساکنان تفکر بسیط، ساکنانِ سکون هستند، پس مخالفت می­‌کنند. برای داشتن جهانِ چندصدا، باید از خودمان شروع کنیم. باید شجاعت مواجهه با دیکتاتوری و تک­‌صدایی درونمان را داشته باشیم. در برابرش بایستیم و ماشین سکون را به حرکت درآوریم. از آنجاست تغییر واقعی و نه تحمیلی و نمایشی، اتفاق می­‌افتد. وقتی از درون صاحب تفکر ترکیبی باشیم، آنگاه آثارمان صاحب چندصدایی می­شود و دیالوگ‌ها شکل می‌گیرد و اندیشه‌ورزی اتفاق خواهد افتاد. در تفکر ترکیبی است که روابط رفت و برگشتی و چرخه‌ای قابل تصور است حرکت، تفکر غیرپویا و بسیط را از بین می‌برد. سکون، انقیاد می‌آورد و حرکت، انتقاد. انقیاد ویژگی افراد با تفکر بسته است و انتقاد ویژگی افراد با تفکر باز.  رمان به این جهت متن بین­‌المللی است که متنی چندصدا و دموکرات است. از آنجایی که هر سوال شما حداقل دو سه سوال است! به سوال دیگری که در دل سوال شما بود، برمی­‌گردم و موضوع زن در ادبیات را پاسخ می­‌دهم. برای تغییر در بازنمایی شخصیت زن در ادبیات هم باید این تغییر از درون اتفاق بیفتد تا کارکرد موثر خود را داشته باشد. بنابراین زن و کنش­های قابل قبول او همواره در تقابلی از پیش تعیین شده با مرد قرار می­‌گیرد. از طرفی همیشه  سعی کرده‌­ام بر این امر آگاه باشم که رابطه­‌ی بین دال و مدلول قراردادی است و ساختارهای ذهنی فرد بر اساس قراردادها و ‌پیش‌­انگاشت‌­ها، دلالت را در پیچیده‌ترین بخشِ ذهن او رهبری می‌­کنند و منجر به برداشت و نتیجه‌گیری از پیش تعیین شده، می­‌شوند. بر اساس همین پیش‌انگاشت‌­ها، زن در ادبیات حماسی، پیشنهاد دهنده و فاعل است و بعدها منفعل و منتظر قهرمان. بنابراین تغییر باید در آنجا که رابطه­‌ی بین دال و مدلول نطفه می­‌بندد، اتفاق بیفتد تا شخصیت­‌های داستانی، نقش‌­های جدید بپذیرند و انگاشت­‌های جدید در ذهن خواننده به بار بنشیند. نقد شما بر غزل معروف حافظ " منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ...". در این غزل از تقابل‌ها حرف می‌زنید. "رنجیدن در تقابل با آسایش . که رنجیدن، از آن ِ عاشق است و آسایش حقیر زندگی  روزمره، از آن ِ زاهد ریاکار." در واقع این تقابل را خودتان در" ناتمامی"  امتداد نمی دهید ؟ تقابل بین دهخدا و جهانگیر صور اسرافیل؟ تا جهان، جهان است انگار این تقابل وجود دارد. نهایت این جدال چیست؟ آدم ِ وابسته با باورهای عمومی اصلا به این تقابل و تضاد فکر نمی کند. شما می‌خواهید تلنگر بزنید. می‌خواهید خفته را بیدار کنید. می‌دانید وجه تمایز مهم شما با بسیاری از نویسندگان دیگر به نظرم در همین است. که انگار بار عظیمی بر دوش خود دارید و برای خود رسالت قائل هستید. به همین دلیل به نظرم قدرت پیشگویی شما از یک مورخ هم بالاتر است. آیا ادبیات، یکه و تنها می تواند این مسوولیت را بر عهده بگیرد ؟ من حرف شما را قبول دارم. من از آن دسته نیستم که می­‌گویند، هنر و ادبیات وظیفه­‌ای در برابر تغییر و پویایی اندیشه ندارد و در پی رسیدن به هدفی نیست. در برابر این دسته،  برای من همه چیز در خدمت پویایی ذهن است. به نظر من همه چیزِ انسان محکوم به فناست به جز ذهنش. ذهن با آفریدن بنای اندیشه، ساکن آن عمارت خواهد بود و زندگی­‌ها و دم­ها و بازدم­‌ها خواهد آفرید. ذهن، تنها چیزی از بشر است که مرگ را پس خواهد زد. از طرفی به نظر من، اصلا  تمامِ زندگی یک حالت ذهنی است و تمام آنچه می­‌نویسیم و می­‌خوانیم و باورش داریم یا نفی­‌اش می­‌کنیم به نسبتی که  در ذهن ما صاحب اعتبار است، معتبر است. ذهن برای من مهم­‌ترین دارایی بشری است. پس در واقع همانطور که شما گفتید من رسالت عظیمی در خودم احساس می­کنم. رسالت بزرگ من، هدایت کسی به جایی نیست. خط دادن نیست. ترساندن و وعده دادن و حتا هشدار دادن نیست. رسالت بزرگ من همین رساندن ذهنم به جایی است که ممکن است حتا جایی نباشد. مهم حرکت ذهن به قدر وسع است. من تمام سعی­‌ام را می­‌کنم که ذهنم را جاری نگه دارم که بویناک نشود. برایش عمارتی از معناهایی که به آن رسیده‌­ام، بسازم. حالا هر کس دلش خواست می­‌تواند به آن عمارت بیاید و مهمان ذهن من باشد حتا اگر من دیگر نباشم، آن عمارت اگر ساخته شده باشد، مهمان خواهد داشت. رسالت بزرگ من ساختن بنای ذهن خودم به شیوه­‌ی کاملا منحصر به شیوه­‌ی مخصوص خود و یگانه­‌ا‌ی است که جهان به من هدیه داده است. دوباره حرف از تقابل است. بله همیشه حرف از تقابل خواهد بود. درست می‌­گویید؛ ناتمامی، نقاب‌ها را روبروی هم به صف کرده است و البته نشان می­دهد که ته صف هم ناتمام مانده است. در ناتمامی یکی از شخصیت­‌ها می­‌گوید:«همیشه میرزاجهانگیرخان صوراسرافیلی بوده که اعدامش کنند و دهخدایی که زنده بماند و لغتنامه‌اش را بنویسد. این منطق بی بروبرگردِ دنیاست. همه باید قبولش کنند. دهخدا بودن همیشه بهتر از صوراسرافیل بودن است. بهتر است زنده بمانی و شانس این را داشته باشی که تو برای رفیقت مسمط مرثیه ی "یاد آر زشمع مرده یاد آر"، بسرایی. خیلی بهتر است به قول قدما این دم را غنیمت بشماری و حالش را ببری تا این که به امید نواختن صور بمانی و الان بمیری.» این یکی از مهم‌­ترین تقابل­‌هاست. ماندن یا رفتن؟ تسلیم یا مقاومت؟ این تقابل در داستان باز هم خود را در قالب دیگر شخصیت­‌ها نشان می­‌دهد: پناه و جهانگیر اشراق، سولماز و لیان، پدر و مادر سولماز، جعفری و شمسایی و از همه مهم­‌تر انکیدو و گیلگمش. در پایان‌نامه‌ی ارشد خودتان به مدرنیزم پرداخته‌اید. فروغ و شاملو و سپهری. هر سه ساختارشکن. نوشته‌اید روزگار مدرن ، روزگار بحران‌هاست. و ادبیات ، بازتاب این بحران است. می‌دانم فروغ جایگاه عظیمی برای شما دارد. همین‌طور سیمین بهبهانی. به قول سیمین: " هنوز موی بسته را اگر به شانه وا کنم / بسا اسیر خسته را زحلقه‌ها رها کنم"  شعر فروغ  هم  منفعل نیست. این " نو شدن " گمان نمی کنید تبعاتی هم دارد؟  از پیله در آمدن رنج هم دارد. اسیر تا وقوف نداشته باشد اسیر است آیا می توان او را رها کرد ؟  شنیده­‌ایم که وقتی هنوز همگان آماده‌­ی بیداری نباشند، خروسی را که به بیداری بانگ برآورد، سر می‌برند . نمونه­‌اش هم در ناتمامی آمده؛ میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل. در داستان قفسِ صادق چوبک هم همین مضمون آمده است. دستی می­‌آید و تصادفی یکی را انتخاب می‌­کند و به کشتارگاه می‌­برد. تا در قفس همه به این امر وقوف نیابند، آن دست می‌­آید و می­‌برد. وقوف امر تلخی است. زهر می­‌کند روزگارت را. در حمام رگ دستت را خواهند زد. اگر زودتر بدانی و بگویی، فرخی یزدی­وار باید درد دوختن لبانت را تحمل کنی. نمی­شود به آن که در قفس است، مفهوم آزادی را در قالب سرنگی تزریق کرد، نمی­‌شود آزادی را برایش خرید. او باید خودش مفهوم قفس را وقوف کند. باید آماده­‌ی رنج باشد. بنابراین فقط می­‌شود در قفس نوا سرداد و امید به بیداری و هم‌­نوایی داشت. رضا مهدوی هزاوه در مصاحبه‌ای  گفته‌اید مخاطب دو جور واکنش در برابر شعرهای تان داشته است: آنی و احساسی، تحلیلی و به مرور زمان. اشعاری که بافت صوری  زیبایی داشته باشند، مخاطب،  آنی لذت می برد. و گفته‌اید سعی می کنید پیوندی بین این دو نوع واکنش برای مخاطب برقرار کنید. به نظرم توانایی این را دارید که مخاطب را به واکنش آنی سوق دهید. اما انگار به عمد این کار را نمی کنید و یا به تاخیر می اندازید. در واقع گویا زیبایی اثر را سعی می کنید پنهان کنید تا آرام آرام در ذهن مخاطب ته نشین شود. مثل همان مثال معروف کوه یخ ارنست همینگوی. این مساله را اگر قبول دارید می شود توضیح دهید چگونه به این ادراک رسیده اید ؟ پشتوانه مطالعاتی داشته اید و یا غریزی  فهمیده‌اید که باید برای تاثیر گذاشتن، اتفاقا نباید خواننده را فریب داد. در "عوارف المعارف"  آمده است " هر که دیدارش در تو اثر نکند گفتارش هم اثر نخواهد کرد".  به نظرم زهرا عبدی کاراکترهایی که در "ناتمامی"  خلق کرده همین‌طور هستند. دیدارشان چنان موثر است که گفتار  ( و اعمال شان هم ) تاثیر گذار هستند. این همان کاریزماست. کاریزمایی که احتمالا در خالق اثر هم وجود دارد. و بین کاریزما و پنهان‌شدگی رابطه‌ی معناداری وجود دارد. حرفتان را قبول دارم. همچنان که " درشتی و نرمی به هم در به است"، پنهان کردن و در لایه­‌ها نشاندنِ زیبایی و آشکار کردنش در کنار هم زیباست. خواننده بعد از خواندن متن باید لذت زیبایی بصری را دریابد ولی لذت عمیق را باید در لایه­‌های زیرین‌­تر بگنجانی تا در ناخودآگاه به بار بنشیند و کم­کم اثر کند. یکی از دوستانم رمان ژانر پلیسی نوشته بود. به من داد تا بخوانم و نظر بدهم. من از خواندن متن مهیج و پرتعلیقش لذت بردم. نام فامیلِ یکی از شخصیت‌ها "قربانی" بود. شب در خواب دیدم دارم به او می­گویم ای رفیق جان،  به نظرم نباید نام فامیلی شخصیت داستانی­‌ات را در یک رمان پلیسی که قتل‌ها در آن رخ داده، بگذاری "قربانی" چون موقع خواندن چنین رمانی بیشتر مفهوم قربانی به ذهن می­‌آید و در خواندن اختلال به وجود می­‌آید. از خواب بیدار شدم و حیرت کردم. موقع خواندن اصلا این به ذهن من نیامده بود. زیبایی اولیه­‌ی متن، خوداگاه را فراگرفته بود و زیبایی پنهان در لایه رفته بود به خدمت ناخودآگاه. آنجا هم به این مشکل برخورده بود! واقعیت این است که شما درست می­‌فرمایید و بین کاریزما و پنهان شدگی، حتما رابطه­‌ی زیبا و معناداری وجود دارد، جایی که قلمرو ناخودآگاه است. نقدهایی بر کتاب شما نوشته شده است. یکی از موارد مهم، بحث دانش و اطلاعات نویسنده است. در ناتمامی ما با اساطیر، موقعیت‌های جغرافیایی،  تاریخ مشروطه  و....مواجه می‌شویم. در نقدی خواندم که این اطلاعات درونی نشده است و دانش مستتر در کتاب ، گل درشت به نظر می رسد. من معتقدم اتفاقا حجم وسیع اطلاعات در کتاب غبطه‌برانگیز است. یعنی خواننده  احساس می کند با نوشته ای صرفا واگویه ی شخصی روبرو نیست. شاید این مقایسه بی‌جا باشد اما در زمینه ی تبلیغات هم ما با این مساله مواجه هستیم. که هر چه اطلاعات بیشتر به مخاطب داده شود و حجم پیام کم باشد امکان تاثیر گذاری بیشتری خواهد بود. و بر عکس هر چه حجم پیام از حجم اطلاعات بیشتر باشد ؛ کمتر روی مخاطب موثر است. آدم‌های کاریزماتیک الزاما آدم‌های با دانشی نیستند اما اگر آدمی " مطلع " باشد ولی اطلاعات را " به موقع" خرج کند به نظرم جاذبه  دارد. اطلاعات، در تارو پود کتاب شما چنان عجین شده است با رویداد،  که جزء لاینفک رمان است.  ولی سوال مشخص من این است که منابع این اطلاعات  چیست؟ مشاهده؟ کتاب؟ مصاحبه؟ و قبل از نوشتن رمان و یا در حین نوشتن ؟ به نظر من بافت یکسان  کتاب اثبات‌کننده‌ای این است که نویسنده‌ی ناتمامی انگار به تعبیر سینمایی‌ها، منشی صحنه داشته است. راکوردها  (تداوم روایتی) حفظ شده است. همین ابتدای سوال می خواهم از دو نفر تشکر کنم. از میان کسانی که برای رمان با آنها مصاحبه کردم، سهم این دو عزیز بسیار ارزشمند است. خانم دکتر لیلا سید قاسم و خانم ناهید مصرقانی . در متنی مانند رمان که متنی چند لایه است، نظارت و هشیاری و تمرکز بسیار بالایی برای حفظ ریتم و تمپو و حدِّ دل‌­انگیزِ تعلیق و باورپذیری ماجراها و خلق شخصیتِ تاثیرگذار و کلا هماهنگی همه­‌ی عناصر داستان با همدیگر می‌طلبد. مثلا خلق شخصیت که از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین عناصر رمان است، نمی‌تواند صرفاً بر مبنای ناخودآگاه و مشاهده و یا تجربه‌ی زیسته باشد. من برای شخصیت داستانم پرونده درست می­کنم. برنامه‌­ریزی زندگی هر کدامشان را با توجه به پلات طراحی می­کنم و جزئی­‌نگاری­‌های دیگر را نیز همزمان با طراحی پلات پیش می­‌برم. همه‌­ی اینها وقتی می­‌توانند از متن بیرون نزنند که با دقت به خورد قصه بروند. برای رسیدن به این هماهنگی عناصر داستانی، من معتقد به برنامه­‌ریزی هستم و از نوشتن بدون برنامه و طراحی، پرهیز می­کنم. یعنی راستش پراکندگی و اصطلاحا مدلِ دل­نوشته و ... اصلا با شیوه‌­ی ذهن من هماهنگی ندارد. من از همه­‌ی منابع برای رسیدن به این هماهنگی استفاده می­‌کنم. برای ناتمامی با این که به جهت کارم، با بافت جنوب شهر تهران کاملا آشنایی داشتم، اما مصاحبه کردم و لوکیشن­‌ها را با دقت انتخاب کردم و تمام جزییات را ثبت کردم.  پرینت مصاحبه­‌ی من با کودکان کار و معلمان و دیگر کارکنان مراکز آموزش کودکان کار، پانصد صفحه­‌ی آ.چهار بود. اما ناشیانه­‌ترین کار آن است که اطلاعات به دست آورده را خام و نپرداخته بریزی توی داستان. باید اطلاعات پردازش شوند و آنچه با اندیشه­ی مرکزی داستان هماهنگ است و به کار ساختن شخصیت می­‌خورد انتخاب شود و بعد از همه مهم­‌تر آن که با دیگر عناصر داستان همراه شده و تبدیل به قصه شود. وگرنه که اطلاعات، امروزه با موتورهای جستجوگر فراوان همه‌جا موجود است و این ظرفیت قصه­‌سازی است که روایت را خواندنی و پرکشش می­‌کند. برای رسیدن به بافت یکسان روایت باید مثل بافنده­‌ی قالی، بعد از طراحی نقشه و پیاده کردنِ نقشه به مرور روی دار، به امر بسیار مهم بازنویسی برسی. یعنی جایی که قالی پرداخت می­‌شود و تازه آنجاست که نقش قالی، مشخص می­‌شود. خوانده فقط باید نقش آخر را ببیند، اینکه چطور نویسنده به این طرح رسیده است و چه مراحلی را پشت سر گذاشته، چیزی است که نویسنده را جان به لب رسانده و اگر نتواند جلوی وسوسه را بگیرد و سعی کند این فرایند را به چشم خواننده بنشاند و به او نشان دهد که چه مرارتی کشیده، اطلاعات از متن بیرون می­زند و این نویسنده است که بازنده خواهد بود. باید جلوی وسوسه­‌ی مظلوم نمایی را در خودش بگیرد و به خواننده لبخند بزند و آه و ناله را فقط برای خودش نگه دارد. دنیا بی­‌رحم‌­تر از آن است که خواننده دلش به حالِ مرارتِ نویسنده بسوزد.   پرسیده­‌اید: این فرآیند قبل از نوشتن رمان است یا بعد از آن؟ باید بگویم هم قبل و هم در حین نگارش و هم بعد از اتمام و هم هنگام بازنویسی. رمان متنی است که از نظر من هرگز نمی­‌شود بگویی کارم با آن تمام شده است! فقط یک جایی دیگر چشمت را می­‌بندی و نخ­های اتصال به دار را می­‌بُری و پرداخت می­کنی و چون از نظر من، وسواسِ پرداخت، تمامی ندارد! چشمت را می­‌بندی و لوله­‌اش می­‌کنی و به ناشر تحویل می­‌دهی که برسد به بارگاه مخاطب. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. رنگ‌آمیزی کلمات‌تان فوق‌العاده است. رنگ آمیزی - قبل از شناخت کلمه - به نظرم جهان بینی وسیع و گسترده می‌طلبد. داستان نویس مبتدی شاید گمان کند با رجوع به لغت‌نامه بشود این چیدمان کلمه را پیاده کند. اما رنگ‌آمیزی ریشه در هستی‌شناسی و درک کلی جهان دارد. در این زمینه  چه توصیه‌ای به نویسنده‌های جوان دارید؟ هر کلمه رنگی دارد اما کلمه برای آنکه به رنگ خاصِ خود، بنشیند و در متن آرام بگیرد، باید آبستن تمام رنگ­‌ها باشد یعنی برسد به مفهوم طیف. همچنان که رنگ بنفش، طیفی از رنگ­‌هاست. کلمه هم در متن،  باردار دو مفهوم رنگ است. یکی رنگی که اول به چشم می‌­آید و دیگر رنگی پنهان در دلش. یعنی رنگ­‌هایی که او حامل آن‌هاست و در اثر آبستن بودن آن رنگ­ها، به این بازنمایی رسیده است. آن طیف رنگ همان جهان‌بینی است و همان جاست که نویسنده به مرحله­‌ی سرریزِ انباشت رسیده است. اگرچه دارد بنفش را می­‌نمایاند اما آنکه باید بداند، می‌داند چه آبی­ها یعنی چه دریاها و چه آسمان­‌ها در دلِ این بنفش است. شما دقیقا درست می­‌گویید، رنگ‌­آمیزی ریشه در هستی­‌شناسی و درک جهان دارد و داشتن دریچه­‌ی منحصر به فردی که نویسنده به جهان معنا گشوده است و این معنا است که طیف رنگ را می­‌سازد وگرنه هیچ زرد و نارنجی نیست که از سرخ ِ غروب و طلوع خورشید، بهره نبرده، زیبا باشد. این نگرش و جهان‌بینی است که در متن طیف را می­‌سازد و به کلمات معنای رنگارنگی هدیه می­‌کند. برای رسیدن به همنوایی ِ طیف­ها،  باید بسیار خواند و دید و نوشت تا به تولید معنا رسید و آن معنا  را پیش از دیکته کردن به کسی، اول خودت باید زیستش کنی. مهاجرت خودتان هم در راستای رسیدن به درک تازه‌ای از جهان نیست؟ انگار از پس چهره‌ی آرام و شرقی‌تان، روح جستجوگر و مکاشفه گر و عصیانگر نهفته است. گمان می کنم اگر نویسنده نبودید ، چریک می‌شدید! البته تصحیح می­‌کنم که رفتن من مهاجرت نیست و من برای همیشه نرفته­‌ام. این رفتن برای من فرصتی بود تا تجربه­‌ی زیسته­‌ی جهان­بینی‌­های متفاوت را از نزدیک ببینم و البته انبان خویش را از این گذر، پر کنم. کهن الگوی شخصیتی من آرتمیس است؛ زنی جنگجو، هدفگرای مطلق، پی­گیر، رقابت­‌جو، کله‌­شق، آرمان‌­خواه و به او لقب پیچیده‌­ترین خدای المپ را داده‌اند. بنا براین ویژگی­‌های بنیان برافکن! در تایید حرف شما می­‌گویم که خدا را شکر می­‌کنم که در خانواده­‌ی چگوارا دنیا نیامدم! چون احتمالا در رقابت با او بر سر بیشتر فداکردنِ خود و تراژیک‌­تر و سریع­تر و چریک­ وارانه ­تر مُردن، چند بار بیشتر از او مرده بودم! البته همین که الان بر این ویژگی وقوف دارم، خودش نشان می­‌دهد که الان، آرتمیس میان کمان و قلم، کدام را زمین گذاشته و کدام را محکم چسبیده است!  ]]> ادبیات Sat, 21 Oct 2017 05:57:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/253069/گفت-گو-زهرا-عبدی-نویسنده-شاعر-درباره-زندگی-زمانه شب شعر عاشورایی «رندان تشنه لب» در حوزه هنری برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253062/شب-شعر-عاشورایی-رندان-تشنه-لب-حوزه-هنری-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این شب شعر که از ساعت ۱۸ یکشنبه (۳۰ مهرماه) در سالن سوره حوزه هنری برگزار می‌شود، محمدعلی مجاهدی، علی انسانی، علیرضا قزوه، اسماعیل امینی، سعید بیابانکی، ناصر فیض، حسن شعبانی، عباس احمدی، حمیدرضا برقعی، مجتبی احمدی، امید مهدی‌نژاد، محمود حبیبی کسبی، احمد بابایی و جواد میرصفی به شعرخوانی می‌پردازند. همچنین نوحه سرایی توسط محسن عرب خالقی، مداح اهل بیت (ع)، سخنرانی حجت الاسلام سیدرضا جعفری و اجرای چند قطعه موسیقی عاشورایی از دیگر بخش‌های این محفل ادبی است. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند در زمان ذکر شده به حوزه هنری واقع در خیابان حافظ، نبش خیابان سمیه، ساختمان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کنند. ]]> ادبیات Fri, 20 Oct 2017 12:00:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253062/شب-شعر-عاشورایی-رندان-تشنه-لب-حوزه-هنری-برگزار-می-شود هوشنگ مرادی کرمانی در برنامه تلویزیونی «هزار داستان» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253065/هوشنگ-مرادی-کرمانی-برنامه-تلویزیونی-هزار-داستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی برنامه، هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده امشب (جمعه ۲۲ مهرماه) در سی‌امین برنامه از فصل دوم «هزار داستان» در مقابل محمدرضا شهیدی‌فرد می‌نشیند و هزار داستان نگفته از کودکی، ازدواج و سال‌هاخوب و بد زندگی اش را می‌گوید. فصل دوم برنامه پرمخاطب هزار داستان همچون سری پیشین آن به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی و کارگردانی محمدفواد صفاریان‌پور و با طراح و سوژه‌پردازی مریم نوابی‌نژاد در ماه محرم و صفر هر شب ساعت 23 به مدت۶۰ دقیقه روی آنتن شبکه نسیم می‌رود. این برنامه سرگرم کننده در پاسخ به نیاز مخاطبان برای شنیدن داستانهای واقعی ، نیاز به آگاهی و افزایش دانش مردم نسبت به مسایل مختلف اجتماعی طراحی شده که هر شب با میزبانی و اجرای یک چهره سرشناس که نقطه مشترکی با سوژه مطرح شده دارد و در منظر تعداد قابل توجهی تماشاچی ،اجرا و پخش می شود . به این ترتیب هر شب علاوه بر جذابیت موضوع و سوژه ، بینندگان با جذابیت مجری نیز همراه می شوند. این برنامه در ماه محرم و صفر هر شب ساعت ۲۳ به مدت۶۰ دقیقه روی آنتن شبکه نسیم می‌رود و در ساعات ۳ بامداد، ۱۱ صبح، ۱۷ عصر بازپخش می‌شود. ]]> ادبیات Fri, 20 Oct 2017 11:57:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253065/هوشنگ-مرادی-کرمانی-برنامه-تلویزیونی-هزار-داستان معارفه مدیر جدید مرکز کتابخانه ملی استان گیلان برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253066/معارفه-مدیر-جدید-مرکز-کتابخانه-ملی-استان-گیلان-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مراسم معارفه ژاله حساس خواه و تکریم از خدمات حسین عباس نژاد کارسیدانی، مدیر پیشین مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان گیلان و خلیلی چولابی سرپرست این مرکز با حضور اشرف بروجردی، مشاور رئیس جمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در سالن شهید انصاری مجتمع خاتم‌الانبیاء رشت برگزار شد. در این مراسم که با حضور نمایندگان استان، احمدی‌پور معاون سیاسی امنیتی استانداری گیلان، شفقی، فرماندار رشت و اعضای شورای اسلامی این شهرستان برگزار شد، بروجردی گفت: وابستگی و تعلق خاطر به سرزمینی که دارای فرهنگ بلند است افتخار ماست. رفتار سیاسی و مراودات اجتماعی، مبنای تولید سند برای نسل‌های آینده است و بنا به ابلاغیه و تاکید رئیس جمهوری، مکاتبات اداری می‌بایست به آرشیو ملی منتقل شوند. وی سپس با اشاره به اینکه رشت اولین کتابخانه ملی در کشور را داشته، ساختمان فعلی مرکز اسناد و کتابخانه ملی گیلان را در خور شان این استان نداست و از استاندار گیلان، شهردار و اعضای شورای شهر رشت و خیرین استان خواست برای بهبود ساختمان و جایگاه مرکز گیلان توجه و اهتمام ویژه کنند. بروجردی از مسئولان گیلان خواست یاریگر و احیاءگر سازمان اسناد و کتابخانه ملی باشند چرا که پیشینه این استان، به گونه‌ای است که قدمت کتابخانه ملی رشت با بیش از یک قرن از کتابخانه پایتخت بیشتر و دارای پیشینه غنی فرهنگی است. همچنین علی خلیلی چولابی سرپرست سابق مرکز اسناد و کتابخانه گیلان گفت: سازمان اسناد در ۵ سال اخیر جزو مدیریت‌های برتر استان بود و آزاد سازی فضای اداری، فهرست نویسی اسناد از جمله وظایفی که سعی کردم آن را انجام دهم. نشست‌های مختلفی با مدیران شهری مختلفی را در دوران مدیریت خود برگزار کردم و توانستیم در این زمینه ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار را کسب کنیم. وی افزود: از روزهای ابتدایی سازمان کار تکمیل مخزن اسناد با کمک شورای شهر و تکمیل مخزن دیجیتال در حال اتمام است که امیدوارم با تکمیل آن منابع علمی دانشجویان و دانش پژوهان شود. وی در انتها گفت: سرباز ولایت و نظام هستم و هرجا بخواهند در آن خدمت خواهم کرد. محمد احمدی پور معاون سیاسی امنیتی استانداری گیلان نیز با تبریک به مدیریت جدید سازمان اسناد و کتابخانه‌ها گفت: سازمان اسناد که برای حفظ و مکتوب نگه داشتن آثار است. مطمئنا همه بزرگان ادبی و فرهنگی که اینجا حضور دارند آگاه هستند که گیلان پرچمدار مسائل فرهنگی بوده است و اصطلاحی در میان گیلانی‌ها متدوال است که استان گیلان استان اولین‌ها است. اگر حوادث قرن گذشته را نگاه کنیم جایگاه گیلان برجسته و وِیژه است. ولی شرایط آب و هوایی حفظ بناهای تاریخی ما را کم کرده است. چون از مصالح عمومی چون چوب و ... استفاده می‌شد خیلی بناها در حال نابودی است. اما آثار تاریخی دیگری نیز داریم. در حوزه تاریخی ما باید تلاش بیشتری روی تاریخ شفاهی و اسناد خودمان داشته باشیم. معاون استاندار گیلان در ادامه گفت: ما حدود ۲۵ میلیون مسافر داریم که اگر بیش از یک شب توقف کنند اثر اقتصادی بر گیلان دارد. در منظر گردشگری با این پیشینه گرانقدر با کمک سازمان اسناد می‌توان کاری کرد که بخشی از گردشگران ما بتوانند از کتابخانه‌های تخصصی و ملی ما استفاده کنند. ما گردشگران حادثه جو و تاریخی و تحقیقی داریم و خیلی از کتابخانه‌ها این شرایط را ایجاد می‌کنند که نیاز به کار خارج از استان دیدن سازمان اسناد گیلان دارد. بر اساس این گزارش، پیش از این مراسم و با حضور بروجردی نمایشگاه توانمندی‌های صنعت ابریشم کشور در رشت افتتاح شد. ]]> ادبیات Fri, 20 Oct 2017 11:57:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253066/معارفه-مدیر-جدید-مرکز-کتابخانه-ملی-استان-گیلان-برگزار شعر جای بده و بستان نیست/این نسل ادبیات را به شوخی گرفته‌ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/253061/شعر-جای-بده-بستان-نیست-این-نسل-ادبیات-شوخی-گرفته خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: با توجه به پیگیری وضعیت شعر در روزهای گذشته در ایبنا، عده‌ی زیادی به پیگیری این موضوع واکنش نشان ‌دادند و اعتقاد داشتند که این پیگیری‌ها می‌تواند باعث شفافیت و روشن‌سازی فضای شعر امروز شود. بهزاد زرین‌پور شاعر مطرح کشورمان،‌ که یکی از پنج داور مرحله نهایی جایزه شعر قیصر امین‌پور است، نسبت به وضعیت شعر امروز معترض است و عقیده‌ دارد که شاعران دچار ساده‌انگاری شده‌اند. در ادامه گفت و گوی ایبنا با زرین پور را می خوانید. شما داور این دوره از جایزه قیصر امین‌پور هستید از وضعیت آثار مرحله نهایی بگویید. من به همراه چهار عزیز، داوران مرحله نهایی جایزه قیصر هستیم اما آثار ابتدایی توسط گروه دیگری داوری شده است و ما در جریان مرحله نخست قرار نداریم. متاسفانه با بررسی آثار رسیده به مرحله نهایی جشنواره قیصر امین‌پور متوجه شدم که بیشتر آثار ارسالی در حوزه شعر نو از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیستند و دوستان جوان، خیلی ساده و سطحی به‌شعر نگاه کرده‌اند. البته در حوزه شعر كلاسيک وضعيت آثار نسبتاً بهتر است و اگر نوآوری چندانی به چشم نمی‌خورد، دست كم قوام و استخوان‌بندی سالمی آثارشان دارد. یعنی شما مخالف جریان ساده‌نویسی هستید و این جریان را تایید نمی‌کنید؟ خیر. من مخالف جریان ساده‌نویسی نیستم. منظورم از این حرف این نیست که شاعران دچار ساده‌نویسی شده‌اند؛ چرا‌که غالباً ساده‌انگاری رخ داده است.بسياری از مدعيان پيچيده‌نويسي هم دچار ساده‌انگاری‌اند. تفاوت این دو در چیست؟ ساده‌انگاری با ساده‌نویسی تفاوت‌های بسیار زیادی دارد. در ساده‌نویسی هنرمندانه‌، متن در ظاهر بيان ساده اما در باطن عمق و زيبايی دارد و می‌توان ساعت‌ها در مورد آن صحبت كرد.برای مثال شعر سعدی در ژانر ساده محسوب می‌شود یا بیژن جلالی و فروغ ساده می‌نویسند اماهيچ يک ساده‌انگار نيستند‌. دوستان جوان تصور می‌کنند که ساده‌نویسی يا پيچيده‌نويسی با زبان غير‌ورزيده ميسر است و همين ما را در عمل با آثاری فاقد زبان متشخص و محكم مواجه می‌كند. همه آثاری که برای مرحله دوم داوری به‌دست ما رسیده است چنین نقصی دارند؛ يعنی رفتار با زبان فانتزی، آن هم از نوع كهنه است . از جریان پیچیده‌‌نویسی نیز اثری به مرحله نهایی راه پیدا کرده است؟ در میان آثار قابل بررسی در مرحله دوم از جریان پیچیده‌نویسی نماینده‌ای حضور ندارد؛ به همین دلیل من از برگزارکنندگان خواستم تا آثار مرحله اول را نیز در اختیار من قرار دهند تا در صورت امکان بتوانم کتابی را از این جریان انتخاب کنم. جریانی که شاعران بزرگی مثل علی باباچاهی و رضا براهنی را دارد. این اتفاق نیز رخ داد اما متاسفانه اثر قابل دفاعی در میان آثار مشاهده نکردم. دلیل این اتفاق چیست؟ ظاهرا از این گروه، شاعران زیر 30 سال يا کتاب قابل قبولی نداشتند یا آثارشان توسط خودشان یا ناشر غير مشهوری كه منتشر كرده به‌دست ما نرسیده است؛ زيرا به من گفته شده ناشران معروف شركت كرده‌اند. باتوجه به بررسی آثار رسیده من تصور می‌کنم که شاعران جوان شناخت کافی از زبان ندارند و به اعتقاد من تا زمانی كه فضای مناسب ادبی در جامعه برای پرورش توأم با نقد حرفه‌ای شاعران جوان وجود نداشته باشد، از دست جشنواره‌های ما كار زيادی ساخته نیست. آیا جامعه شعری ما دچار جشنواره‌زدگی نشده است؟ من تصور می‌كنم به دلايلی روشن برخی‌ از جوانانی كه فعاليت و دغدغه‌های ادبی جدی‌تری دارند‌، به تدريج باور خود را به جشنواره‌های ادبی از دست داده‌اند و در این مسابقات شرکت نمی‌کنند؛ چراکه جشنواره‌های ادبی موفق عمل نکرده‌اند و نتوانسته‌اند ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار و اعتماد همه را جلب کنند. جایزه‌های ما متاسفانه همه سلیقه‌ها را در بر نمی‌گیرند و جشنواره‌های ما نهاد‌های متزلزلی هستند كه اساسنامه درست و حسابی و سازماندهی و برنامه‌ريزی بلند مدت ندارند. حتی ترکیب هیات داوران آنها نیز ثابت نیست و هر دوره تغییر می‌کند. اغلب هم به طور پيوسته برگزار نمی‌شوند. مثل همين جشنواره كتاب سال جوان. اين موضوعات و موضوعات ديگر مثل دخالت دادن سلايق غيرحرفه‌ای و روابط خاص، مانع شكل‌گيري يک جشنواره برخوردار از نقش تعيين‌كنتده شده است. این تغییر در ترکیب هیات داوران شاید به این دلیل است که داوران با نظرات و دیدگاه‌های مختلف نظر دهند. شما مخالف تنوع نظرات هستید؟ به نظرم هر جشنواره‌ای بايد شخصيت با دوام و منحصر به فرد داشته باشد كه تركيب داوران از عوامل اصلی شكل‌دهنده به اين شخصيت است و تعويض مداوم هيأت داوران به شخصيت جشنواره آسيب می‌زند. در حال حاضر برداشتی در جامعه مد شده است که می‌گویند هرکس نظر خودش را دارد و محترم است. من این را قبول ندارم مگر می‌شود همه نظرها محترم باشد؟ به اعتقاد من نظری محترم است که پشت آن دلیل و استدلال باشد. متاسفانه این روزها کسانی كه دانش و اشراف و صلاحيت كافی ندارند، هریک گروه، ژانر، کارگاه و مکتبی راه انداخته‌اند و دنبال مريد و شاگردپروری هستند؛ البته شاگردپروری به خودی خود ایراد ندارد و زمانی مشکل‌ساز می‌شود که اعضای هر ‌گروه يا دسته بر اساس نگرش زيبايی‌شناسانه يک بعدی و غالباً اغراق و ستايش‌آميز درباره يكی از مشخصه‌های مورد علاقه خود ديگر گروه‌ها و دسته‌های به همين اندازه تک ضلعی را نفی می‌كنند. همه مدعی‌اند كه برداشت آنها از شعريت بر ديگران رجحان دارد اما به نظر من هركدام در حال تعريف «فيل در تاريكی» هستند؛ درحالی كه فقط به يكی از اعضای فيل چنگ آويخته‌اند. از سوي ديگر ما در حوزه شعر حتی یک نشریه ادبی حرفه‌ای تأثيرگذار و جريان‌ساز نداریم که بتواند همه مدعيان را پای یک میز بنشاند و نظرها و استدلال‌شان را بپرسد و به محاجه و نقد مقابل بگذارد تا شاعران جوان و پيگير بررسی و قضاوت کنند و با نگرش چند ضلعی به همه مساحت و اضلاع اين فيل (شعر) بنگرند. این روزها فضای مجازی به رسانه‌ مسلط تبدیل شده است كه در غياب مكانيزم و بستر مناسب براي ارزيابی دقيق آراء، جوان‌ترها را دچار نوعی سردرگمی آميخته به خود صائب‌انگاری کرده است! فضای مجازی در وضعیت امروز شعر ما چقدر تاثیرگذار است؟ من فضای مجازی را دنبال می‌کنم. متاسفانه وجود مخاطب غیرحرفه‌ای در این فضا باعث شده است تا ما به سمت آسان‌نویسی حرکت کنیم. جریانی که در هر دو طيف موسوم به ساده يا پيچيده‌نويسی به ظرافت‌های زبان توجهی ندارد، شتاب‌زده است و مانند ساختمان‌سازان بساز و بفروش رفتار می‌كند كه مخاطب آگاه از ظاهر و اجزای به كار رفته در ساختمان شعر متوجه بساز بفروش بودگی می‌شود. یعنی بيش از ٩٠ درصد شاعران جوان قصدشان این است که تنها کتابی منتشر کنند و به آینده آن فکر نمی‌کنند. البته در میان شاعران جوان شاعران خوبی نیز وجود دارند که بعد از نسل ما آمده‌اند؛ شاعرانی که تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد و البته تا تبديل شدن به يک شاعر استخوان‌دار صاحب سبک فاصله دارند؛ فاصله‌ای كه پر شدنش در درجه اول نيازمند رفتار شاعرانه و مقتدرانه‌تر با زبان است. باید به‌فکر این باشیم که فضایی را فراهم کنیم که شاعران پخته‌تر شوند و آثار بهتری را تحویل جامعه دهند. ناشران چقدر در این بین مقصر هستند؟ اگر به کتاب‌های حوزه شعر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بخش عمده آنها کتاب‌هایی است که با هزینه شاعر چاپ شده‌اند و خیلی از این شعرها به درد روی کاغذ نوشتن هم نمی‌‌خورد، چه برسد به آنکه به صورت كتاب چاپ شوند. در همین جشنواره‌هايی كه من داورشان بوده‌ام همواره با آثار ضعیف و متوسط روبه‌رو شده‌ام و به ناچار چون بايد كسانی انتخاب می‌شدند، تن به گزينش نسبی داده‌ام. در اين جشنواره هم من از ساير اعضای هیأت داوران خواهش کرده‌ام که هر یک اعلام کنند که اگر کتاب خوبی جامانده و داوری نشده است، ناشر بیاورد تا بخوانیم و در صورت امکان در دستور بررسی قرار دهیم. متاسفانه اغلب شاعران به اصطلاح كهنه‌كارتر كه مشاور ناشران هستند به دلایل شغلی این احساس مسئولیت را در خود نمی‌بیند که به جوانی که مجموعه‌ای را آماده کرده است، بگویند تا شاعر شدن راه بسیار زیادی دارد و حالا حالاها باید بنویسد و ویرایش کند تا به شاعر تبدیل شود. ظاهراً جاي ديگري هم نیست. كسی که بگوید هنوز برای کتاب منتشر کردن زود است. به همین دلیل شاعران جوان ما از راه نرسيده آثار ضعيف‌شان را به ناشری معرفی می‌کنند تا او مجموعه آنها را در قبال دریافت پول منتشر کند. ناشران امروز هم عمدتاً در اين بازار كساد دنبال اين هستند كه به یک سود و منفعتی مختصر برسند تا بتوانند از عهده هزينه‌های جاری برآيند! دلیل انتشار این آثار ضعیف چیست؟ دلایل زیادی دارد اما واقعا من و امثال من دیگر نسبت به این وضعيت بی‌‌تفاوت شده‌ایم؛ چراکه كاری از دست‌مان برنمی‌آيد به جز همين گفتن‌ها! متاسفانه برخی از شاعران این نسل با تأويل سطحی از هنر و ادبيات گروتسک، همه چیز را به شوخی و مسخره گرفته‌‌اند و همه را دست می‌اندازند. زبان، محتوا، ادبیات، فرهنگ، انسان و حتی خود شعر و نوشتن موضوع شوخی آنها شده است و در چنین شرایطی دل من برای درختانی که قطع می‌شوند تا تبدیل به کاغذ شود و این افراد روی آن شعر خود را منتشر کنند، می‌سوزد. به اعتقاد من فضای امروز ادبیات به تنها کسی که سود می‌رساند کاغذفروشان و ناشران غیرفرهنگی است که به دنبال سود و منفعت خود هستند. در چنین وضعیتی راهکار چیست؟ من راهكاری ندارم به جز آن‌كه هركجا شاعر قدری يافتم با صدای بلند معرفی‌اش كنم و اين اخلاق والا را رواج بدهم كه ادبيات و شعر جای بده و بستان و كاسبی نيست‌؛ چراکه به اندازه كافی در بقيه ساخت‌های زندگی اجتماعی ما كاسبان مسلط شده‌اند. كمتر شاعر و منتقدی در این نسل هست كه بی‌چشمداشت به نقد و تعریف از شاعر دیگر بپردازد و بيشتر یکدیگر را نفی می‌کنند بيی چشمداشت! به اعتقاد من جایی که نفی وجود دارد رشد نیست؛ زیرا دیالوگ باعث رشد می‌شود. ما شاعران نسل دیالوگ بودیم ما با خود و نسل قبل‌مان صحبت می‌کردیم و کسی را نفی نمی‌کردیم؛ اما امروز همه همدیگر را می‌کوبند، به همین دلیل هرکس در قالب خودش شعر می‌گوید و زیبایی‌شناسی‌های شعری تک‌بعدی شده‌ است. وقتی شاعران در یک گروه یا جریان قرار می‌گیرند و تعداد این گروه‌ها بسیار زیاد می‌شود، شاگردان شروع به خط‌کشی می‌کنند و همین موضع باعث می‌شود که جهان فکری آنها کوچک شود و هرکس به زیباشناسی خود بچسبد.   ]]> ادبیات Fri, 20 Oct 2017 09:37:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/253061/شعر-جای-بده-بستان-نیست-این-نسل-ادبیات-شوخی-گرفته داستان های ادبیات کره شمالی در هیچ جای دیگر پیدا نمی شود/داستان زن بازیگری که جاسوس شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/253024/داستان-های-ادبیات-کره-شمالی-هیچ-جای-دیگر-پیدا-نمی-شود-زن-بازیگری-جاسوس فرشاد رضایی مترجم در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: قصه‌ی«روح گریان من» درباره یک جاسوس زن کره‌ای است که بعد از اینکه در کره جنوبی دستگیر می‌شود، شروع به تعریف قصه‌ی زندگی‌اش از کودکی تا زمان حال که دستگیر و زندانی شده است، می‌کند؛ اینکه چطور ناگهان به یک ستاره سینما در کره‌ شمالی تبدیل شده، بعد وارد ارتش می‌شود و بعد با توجه به استعدادش وارد سازمان جاسوسی ارتش کره شمالی می‌شود و به عنوان جاسوس این کشور در کشورهای دیگر عمل می‌کند.   مترجم «روح گریان من» ضمن بیان اینکه ترجمه این اثر حدوداً سه ما طول کشید، افزود: این اثر تنها نوشته‌ی نویسنده است. کتاب یک جور اعتراف و یک نوع عذرخواهی از مردم کره جنوبی است و در واقع یک شرح حال و زندگی‌نامه واقعی از «کیم هیون هی» است که واقعیات زندگی او را به تصویر می‌کشد.   رضایی درباره دلیل انتخاب این اثر برای ترجمه عنوان کرد: من خیلی به ادبیات کره شمالی علاقه دارم، چون داستان‌هایی است که هیچ جای دیگر پیدا نمی‌شود و داستان خیلی قابلیت ترجمه و تعریف داشت. اولین دلیلی که یک اثر را انتخاب می‌کنم، این است که خودم از سبک، لحن و داستان خوشم بیاید.   این مترجم با اشاره به اهمیت نویسنده اثر و سبک نگارش در ترجمه‌هایش، گفت: نویسنده اثر در انتخاب ترجمه برای من قطعا مهم است. من به دنبال کتاب‌هایی می‌گردم که جای آن‌ها در آثار ترجمه ایران خالی باشد و یک نوع تنوع سبک داشته باشند. ترجیح می‌دهم که نویسنده‌هایی که آثار زیادی از آن‌ها در ایران ترجمه شده است را انتخاب نکنم. سعی می‌کنم از نویسنده‌هایی که آثاری از آن‌ها ترجمه نشده انتخاب کنم. در واقع، ترجیح من این است که یک اثر خوب و فاخر از یک نویسنده که قبلا آثار او چاپ نشده را ترجمه کنم تا اثر دست چندم از یک نویسنده مشهور که آثار زیادی از او ترجمه و چاپ شده باشد.   وی در خصوص ترجمه‌هایش، اضافه کرد: کتاب‌های زندگی‌نامه زیاد می‌خوانم که در ایران زیاد ترجمه شده و البته هنوز هم جای کار دارد ولی الان ترجیحم این است که روی داستان و رمان تمرکز داشته باشم. «روح گریان من» که نسخه اصلی آن در سال 1993 منتشر شده، دومین اثری است که از من چاپ می‌شود. اثر اول من «یک حکومت کوتاه و رعب‌آور» از جورج ساندرز است که در سال 2005 منتشر شده و از جمله کارهای منحصر به فرد ساندرز است. «نیم طبقه» اثر نیکلسون بیکر هم کتاب در دست چاپ من است که قرار است آن را هم انتشارات ققنوس به چاپ برساند.   رضایی در آخر گفت: حس می‌کنم «روح گریان من» کتابی است که برای زمانه ما و خصوصا دوره ما مناسب، درخور حال و کارآمد است. خواننده کتاب علاوه بر جذابیت داستان که او را تا انتهای قصه نگه می‌دارد، می‌تواند چیزهایی ببیند که به شرایط او نزدیک است. اینکه شرایط حاکم در کره شمالی، چقدر می‌تواند در دیگر کشورهای دنیا هم وجود داشته باشد و یک دولت چقدر می‌تواند در زندگی و انتخاب‌های مردم یک کشور تاثیر و دخالت داشته باشد. من فکر می‌کنم «روح گریان من» در ایران در زمان خوبی چاپ می‌شود. خصوصا الان که این اتفاقات خاص در کره شمالی در جریان است و سایه‌ی جنگ آن‌ها را تهدید می‌کند.   کتاب «روحِ گریان من» نوشته کیم هیون هی در 239 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و بهای 15000 تومان، به تازگی با ترجمه فرشاد رضایی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبیات Fri, 20 Oct 2017 07:30:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/253024/داستان-های-ادبیات-کره-شمالی-هیچ-جای-دیگر-پیدا-نمی-شود-زن-بازیگری-جاسوس سناپور:بسیاری از نویسندگان و ناشران مخالف ویرایش آثار داستانی هستند/حسینی:جریان نشر ما جریان حرفه‌ای نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253051/سناپور-بسیاری-نویسندگان-ناشران-مخالف-ویرایش-آثار-داستانی-هستند-حسینی-جریان-نشر-حرفه-ای-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روز چهار‌شنبه 28 مهر نشست هم‌اندیشی «ویرایش ادبیات داستانی تالیفی» از سلسله هم‌اندیشی‌های ویرایش با حضور حسین سناپور، محمدرضا جعفری و محمد حسینی برگزار شد. مجری این نشست مژده دقیقی، مترجم و ویراستار بود و جمعی از نویسندگان، ویراستاران و مترجمان از جمله فرزانه طاهری، بلقیس سلیمانی، فرشته احمدی، علی صلح جو، ارسلان فصیحی، کامران محمدی و... نیز حضور داشتند.   ویراستار نویسنده را به سوی خلاقیت بیشتر سوق می‌دهد در ابتدای جلسه مژده دقیقی با طرح سوالاتی از سخنرانان خواست نظر خود را درباره ویرایش آثار تالیفی داستانی و چگونگی رابطه و تعامل میان نویسنده و ویراستار بیان کنند. این مترجم در آغاز جلسه گفت: در ارتباط همدلانه بین نویسنده و ویراستار، ویراستار قادر است تا نویسنده را به سمت خلاقیت در بازنویسی و استفاده از این روند به صورت یک فرآیند سازنده و خلاق سوق دهد که به متن موجود ژرفا و غنا ببخشد و آن را به کمال مطلوب نزدیک کند.    این ویراستار با اشاره به رابطه نزدیک میان ویراستاران و نویسندگان بزرگ ادامه داد: به عنوان مثال مکس پرکینز، ویراستار افسانه‌ای امریکایی با کشف نویسندگانی مثل همینگوی، فیتزجرالد و توماس وولف نسل جدیدی از نویسندگان را به بازار نشر امروز امریکا و دنیا معرفی کرد. نقش رابرت گوتلیب در کشف و انتشار رمان «تبصره 22» جوزف هلر بر کسی پوشیده نیست. گوتلیب که از بزرگترین ویراستاران امریکا در نیمه دوم قرن بیستم است، آثار داستان‌نویسان بزرگ زیادی از جمله جان چیور، دوریس لسینگ و تونی موریسون را ویرایش کرده و چند سالی هم سردبیر نیویورکر بوده است.   مترجم مجموعه‌داستان «فرار» آلیس مونرو با بیان اینکه ویرایش داستان به عنوان کاری تخصصی و حرفه‌ای در ایران سابقه چندانی ندارد، افزود: شنیده‌ها حاکی از آن است که بعضی نویسندگان و ادیبان با پیشنهادات و نظرات و اصلاحات خود داستانی را دگرگون کرده و آنها را ارتقا داده‌اند. همه ما درباره تاثیر چهره‌هایی مانند ابوالحسن نجفی و هوشنگ گلشیری بر چند رمان و داستان مهم شنیده‌ایم. یا درباره محفل‌های ادبی که نقدها و پیشنهادهایشان در شکوفایی استعداد نویسندگان موثر بوده‌است، ولی کم و کیف این اصلاحات و پیشنهادها برای ما روشن نیست. رفته رفته کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی به جای جمع‌ها و محفل‌های ادبی راهنمای نویسندگان شد.   مترجم «ظلمت در نیمروز» آرتور کوستلر با تاکید بر این نکته که بیش از دو دهه است که گروهی از اساتید و داستان‌نویسان به آموزش در این کلاس‌ها مشغول‌اند و بسیاری از داستان‌نویسان جوان‌تر اصول و مبانی نوشتن را در چنین دوره‌هایی آموخته‌اند، خاطرنشان کرد: شاید بتوان کاری را که در این کارگاه‌ها انجام می‌شود نوعی تحلیل و ویرایش یا دست کم سنگ بنای ویرایش تخصصی آثار داستانی محسوب کرد. امروز چند ناشر بزرگ این ضرورت را احساس کرده‌اند که نخستین گام‌ها را برای توجه ویژه به ویرایش داستان و رمان بردارند و کارشناسانی را به طور تخصصی برای ارزیابی، تحلیل و ویرایش آثار داستانی به کار گرفته‌اند. همین ضرورت، شورای ویراستاران انتشارات فنی ایران را بر آن داشت تا این نشست را در زمینه ویرایش تخصصی آثار داستانی تالیفی برگزار کند.   دقیقی درباره سخنران اول نشست گفت: محمدرضا جعفری شاهد دوره‌های  فراز و فرود شکل گرفتن نشر در ایران بوده و از همکاری با بزرگان قلم خاطرات زیادی دارد. نام محمدرضا جعفری با نام بلند انتشارات امیرکبیر گره خورده است. او که زندگی‌اش با این موسسه بزرگ نشر عجین بوده در سال 1342 رسماً وارد امیرکبیر شد. کار خود را با تصحیح متون شروع کرد، به تدریج وارد حوزه ویرایش شد و تا سردبیری و مدیریت تولید امیرکبیر پیش رفت. در دوران کارش در این موسسه بیش از 50 جلد کتاب کودک را در مجموعه کتاب‌های طلایی ترجمه و منتشر کرد. بسیاری از آثار داستانی مهم امیرکبیر، چه ترجمه یا تالیف زیر نظر او منتشر شده و در سفارش، ارزیابی و ویرایش آنها نقش موثر داشته است.   مترجم «وقتی یتیم بودیم» کازوئو ایشی‌گورو در پایان اضافه کرد: جعفری بعد از تعطیلی اجباری امیرکبیر در سال 1360 نشر نو را بنیان گذاشت. «زمین سوخته» احمد محمود اولین کتابی بود که نشر «نو» منتشر کرد و یک روزه ده هزار نسخه از آن فروش رفت. از مهم‌ترین آثار محمدرضا جعفری در سال‌های اخیر «فرهنگ فشرده» نشر «نو» است که چاپ نخست آن در سال 1376 به بازار آمد و تا کنون سه ویراست از آن را منتشر کرده است.   دیالوگ باید بتواند در نهایت ایجاز داستان را جلو ببرد محمدرضا جعفری در آغاز سخنانش درباره تجربیات خود با نویسندگان در نشر امیرکبیر گفت: اولین کاری که در موسسه امیرکبیر خواندم یکی از داستان‌های نادر ابراهیمی بود. به آن ایراداتی گرفتم که البته آقای ابراهیمی نپذیرفتند و حتی با من قهر کردند. بعد از آن تا سال‌ها ‌آثار تالیفی زیادی نداشتیم تا اینکه ابراهیم یونسی با من تماس گرفت و از من خواست رمان دوستش احمد اعطا (احمد محمود) را بخوانم و ببینم مناسب چاپ هست یا نه. من آن رمان را که همان رمان «همسایه‌ها» بود گرفتم و خواندم. به اصطلاح کار خیلی تمیزی بود. شاید ده دوازده مورد توی جمله‌هایش دست بردم. ساختارش که اصلاً نقصی نداشت. از اینجا با آقای احمد محمود آشنا شدم.    این ناشر پیشکسوت اضافه کرد: همکاری‌ من با آقای اعطا ادامه پیدا کرد تا پایان فعالیت امیرکبیر و بعد هم که من نشر نو را راه انداختم، اولین نویسنده‌ای که پرسان پرسان آمد دفتر ما ایشان بود. رمان «زمین سوخته» را آورد. در آن زمان «داستان یک شهر» و «همسایه‌ها» را ناشرها چاپ نمی‌کردند. از من خواست من در نشر نو منتشرشان کنم. اینطور شد که همکاری ما با آقای اعطا ادامه داشت تا وقتی که پروانه نشر ما را تمدید نکردند و آقای اعطا تقریباً ممنوع‌القلم شد.   مدیر نشر نو ادامه داد: یک‌بار هم خانم شهرنوش پارسی‌پور به دفتر نشر آمدند. آن زمان ما مجله «الفبا» را هم منتشر می‌کردیم. من به عنوان ناشر، رابط بین ویراستار و مولف بودم و از آقای گلشیری خواهش کردم رمان «سگ و زمستان بلند» خانم پارسی‌پور را بخواند. ایشان این رمان را خواند و راهنمایی‌هایی کرد. خانم پارسی‌پور هم تقریباً قبول کرد و این کتاب منتشر شد.   جعفری در ادامه بیان کرد: بعد از انقلاب اسماعیل فصیح پیش من آمد. از ایشان قبلاً «شراب خام» را در موسسه فرانکلین منتشر کرده بودیم. بعد ایشان «داستان جاوید» را برای من فرستادند و چاپ کردم. در نشر نو کتاب «ثریا در اغماء» را آورد. اسم این رمان اول «پر کن پیاله را» بود؛ با الهام از شعر فریدون مشیری. من رمان را – نه به عنوان ویراستار، بلکه به عنوان خواننده – خواندم و یادداشت‌هایی برایش نوشتم. یکی از انتقاداتم به این کتاب این بود که از فضا و حال و هوای کشور جنگ‌زده‌مان در آن روزها چیزی نگفته بود.   این پیشکسوت حوزه نشر اضافه کرد: من همچنین از آقای فصیح خواستم ثریا را نکشد و در حالت اغماء نگه دارد. ایشان هم قبول کردند. بعد هم پیشنهاد عنوان «ثریا در اغماء» را برای کتاب دادم که آن را هم قبول کردند. این کتاب را آقای براهنی هم خواندند و پسندیدند. ایشان هم عنوان جدید را مناسب‌تر دانستند. بعد از انتشار کتاب بعضی‌ها عنوان این کتاب را سمبلیک دانستند. بعضی ثریا را نماد زن و بعضی نماد ایران شمردند در حالی که انتخاب این عنوان تا حدی برای به دست آوردن رضایت مشتریان کتاب بود.   جعفری با اشاره به پیشنهاد عنوان برای کتاب «زمستان 62» اسماعیل فصیح گفت: وقتی آقای فصیح این رمان را برای انتشار به من دادند اسم دیگری داشت و من پیشنهاد این نام را به ایشان دادم. من سعی می‌کردم به نثر آقای فصیح دست نزنم، جز در جایی که احساس می‌کردم لحن دارد از حالت طبیعی آن شخصیت خارج می‌شود. برای یکی دو صحنه دیگر از کتاب هم پیشنهاد تغییراتی دادم که همه را پذیرفتند. در کل کار کردن با آقای فصیح تجربه خوبی بود.   مدیر نشر نو همچنین درباره همکاری‌اش با رضا براهنی بیان کرد: با آقای براهنی هم کتابهای «آواز کشتگان» و «بعد از عروسی چه گذشت» را برای انتشار به من سپردند. نظراتی هم به ایشان دادم که در مقدمه یکی از کتاب‌ها از من با اسم مستعار الف.خوشبین تشکر کردند.   جعفری در پایان با اشاره به عدم تحقیقات میدانی به خصوص در مباحث تخصصی مانند مسائل حقوقی و حقایق تاریخی سوژه‌های داستانی اضافه کرد: در حال حاضر سعی می‌کنم از همه نوع ادبیات داخلی بخوانم؛ از نویسندگان همه‌خوان تا روشنفکر. یکی از مواردی که در این آثار من را رنج می‌دهد دیالوگ‌های کشدار آنهاست. در حالی که دیالوگ باید بتواند در نهایت ایجاز داستان را جلو ببرد. به کار بردن غلط‌های املایی و نگارشی نیز یکی دیگر از اشتباهات ناشی از جهل یا بی‌دقتی در این آثار دانست.   عقل جمعی حفره‌ها و کاستی‌های داستان را بهتر می‌بیند در بخش بعدی حسین سناپور با اشاره به سخنان محمدرضا جعفری گفت: صحبت‌های ایشان نشان می‌دهد که حتی نویسندگان معروف ما آثار خود را برای خواندن و نظر دادن یا ویرایش به دیگران می‌سپردند. من فکر می‌کنم علت برگزاری این جلسه این است که هنوز بسیاری از ناشران و نویسندگان ما مخالف ویرایش آثار داستانی هستند. در درجه اول نشر ما باید کاملاً حرفه‌ای شود. طبعاً این ناشران حرفه‌ای به ویرایش تخصصی آثارشان اهمیت بیشتری خواهند داد. معتقدم این اتفاق کم کم می‌افتد. اگر وضع کتابخوانی بهتر شود، تیراژها بالاتر رود و بالطبع درآمد نویسنده و ناشر بیشتر شود، نشر ما به سمت حرفه‌ای شدن خواهد رفت.   نویسنده رمان «نیمه غایب» ادامه داد: اغلب دوستانی که از دو سه دهه پیش درگیر مسائل نشر و نوشتن بوده‌اند، یادشان مانده که در آن زمان کارگاه‌های داستان‌نویسی خیلی کم بود. از حدود 10سال پیش که تعداد این کارگاه‌ها رو به افزایش گذاشت، خیلی از نویسندگان و منتقدان با آنها مخالفت می‌کردند. این مخالفت‌ها الان کمتر شده ولی هنوز هست و هنوز خیلی‌ها مخالف این هستند که فرد دیگری درباره داستان نویسنده نظر بدهد و معتقدند داستان باید محصول خلاقه شخص نویسنده باشد.   این مدرس داستان‌نویسی این اعتقاد را به پیشینه فرهنگی ایرانی‌ها مرتبط دانست و گفت: در سنت ادبی ما ادبیات یک کار شهودی و ناگهانی تلقی می‌شده. این موضوع تا حدی به نگاه مذهبی ما و ریشه‌ای که این نگاه دارد هم مرتبط است؛ مثلاً در به وجود آمدن متون مقدس. تصور ما این است که متون مقدس به پیامبران وحی می‌شد و آنها فقط ناقل و حمل‌کننده آن متون مقدس‌اند. در واقع متون مقدس ساخته نمی‌شوند و به همان شکل اولیه به پیروان آن دین عرضه می‌شوند.   شاعر «آداب خداحافظی» با اشاره به وجود این تصور در مورد شعر خاطرنشان کرد: طبیعتاً چون در فرهنگ ادبی ما تکیه بر شعر سابقه‌ای طولانی دارد، این اعتقاد بین شاعران هم دیده می‌شود. من به یاد نمی‌آورم شاعری درباره ویرایش شعرش صحبت کرده باشد. اغلب شاعران معتقدند شعر باید به شکل ناگهانی و در قالب کشف و شهود به ذهن شاعر برسد و او هم بی کم و کاست آن را به کاغذ منتقل کند. در نتیجه در سنت شعری ما هم به این موضوع توجه نشده که می‌شود روی شعر کار کرد، آن را بازنویسی کرد. این نوع نگاه نوعی عقل‌گریزی است. به نظرم نویسندگان و منتقدانی که مخالف این فعالیت‌های ویرایشی و آموزشی‌اند، همین نگاه را دارند. آنها معتقدند هر نوع دخالتی در این فرآیند نوعی دخالت عامل بیگانه است.   نویسنده رمان «دود» اضافه کرد: دسته‌ای دیگر از منتقدان و نویسندگان که با دخل و تصرف فرد دیگری در داستان مخالف‌اند، برای نویسنده نسبت بر متن او تقدم قائل‌اند. ممکن است این دسته از نویسندگان و منتقدان به کشف و شهودی بودن ماهیت داستان هم اعتقادی نداشته باشند و بگویند شعر هم می‌تواند طی فرآیندی ساخته شود و بارها و بارها ویرایش شود. ولی بر این باور باشند که وقتی فرد دیگری در فرآیند ساخته شدن داستان دخالت می‌کند، در واقع آن اثر دچار ناخالصی می‌شود؛ خلوصی را که مربوط به خود نویسنده است از دست می‌دهد و وقتی با آن اثر مواجه می‌شویم نمی‌توانیم مطمئن باشیم که مربوط به آن نویسنده است.   حسین سناپور نویسنده «ویران می‌آیی‌» با بیان اینکه در این صورت ردپای آن ویراستار یا استاد داستان‌نویسی در آن اثر می‌ماند و خلوصی را که منتقد در متن جست‌وجو می‌کند، پیدا نمی‌کند، تاکید کرد: مسلماً وقتی منتقد این خلوص را پیدا نکند، رد پای اندیشه‌های آن نویسنده در اثر را هم نمی‌یابد. خیلی‌ها ترجیح می‌دهند متن‌شان ضعف و کمبود داشته باشد ولی مال خودشان باشد. من فکر می‌کنم نویسنده حق دارد این‌طور فکر کند، ولی وقتی ما می‌خواهیم درباره دیگران قضاوت کنیم که چرا پیشنهاد دیگران را برای ویرایش و بهتر شدن داستان‌شان می‌پذیرند، این نگاه مسأله‌ساز خواهد شد.   سناپور در ادامه عنوان کرد: اگر به متن معتقد باشیم آن چیزی که مخاطب با آن سر و کار دارد، متن است نه نویسنده. اگر اندیشه‌ای هم هست در متن هست. در این صورت شاید این مخالفت‌ها کمتر شود و بپذیریم که نویسنده می‌تواند از کارگاه داستان‌نویسی و نظر ویراستار استفاده کند که کارش را بهتر کند. فکر می‌کنم این دو نگاه تا حدی تعدیل شده‌اند. چون ما داریم هرچه بیشتر به سمت عقل‌محوری می‌رویم و برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی مختلف نشانه همین تغییر است. ما داریم به فن و تکنیک در هر کاری به خصوص نوشتن اعتقاد بیشتری پیدا می‌کنیم و می‌پذیریم که بیشتر به آن در قالب یک کار منطقی و عقلانی نگاه کنیم و تمامش را خلاصه نکنیم به جنبه‌های کشف و شهودی.   نویسنده «لب بر تیغ» در ادامه درباره روند کارگاه‌های داستان‌نویسی‌اش بیان کرد: من پانزده شانزده سال است کلاس‌هایی برگزار می‌کنم. این کلاس‌ها خیلی متعدد و متنوع بوده‌اند. به شیوه‌های مختلف تجربه و آزمون و خطا کردم و گاهی تغییراتی در شکل برگزاری این کلاسها داده‌ام. طبیعتاً آن چیزهایی که یاد گرفته‌ام و پایه آنچه بعدها سعی کردم در کلاس‌ها به شاگردهایم یاد بدهم از جلسات و کلاس‌هایی بوده که با آقای گلشیری داشته‌ام. خود آقای گلشیری هم بخش پایه‌ای دانشش را از جنگ اصفهان و زیر نظر ابوالحسن نجفی به دست آورد. گلشیری در یک فعالیت جمعی از همکارانش و به خصوص از ابوالحسن نجفی یاد گرفت تا بعد هم تا جایی که می‌توانست و فرصت بود دانشش را به من و امثال من منتقل کند.   او ادامه داد: در این کلاس‌ها رمان‌هایی مثل «همسایه‌ها» احمد محمود و «آنا کارنینا» را تحلیل و بررسی می‌کردم. ولی بعداً کارم بیشتر متمرکز شد روی کارگاه داستان کوتاه. همان‌طور که در کارگاه‌های آقای گلشیری هربار یکی از بچه‌ها داستان کوتاهی می‌خواند، بقیه نظر می‌دادند و در آخر نظرات کارشناسی آقای گلشیری را می‌شنیدیم. البته همه اینها مربوط به کارگاه‌ها بود. در کلاس‌های آموزشی، آقای گلشیری هر بار یک داستان کوتاه را در کلاس می‌خواند و خط به خط از نظر فنی بررسی‌اش می‌کرد. خود به خود درونمایه و خیلی از جنبه‌های دیگر داستان آشکار می‌شد.   نویسنده «با گارد باز» افزود: کم کم کلاس‌هایم را دسته‌بندی کردم مثلاً داستان‌های رئالیستی و غیر رئالیستی. بعد نمونه‌هایی را سر کلاس می‌خواندیم. آقای گلشیری هیچ‌وقت به ما تمرین نمی‌داد. من سر کلاس‌هایم تمرین می‌دهم. مثلاً اگر سر کلاس یک داستان کافکایی بخوانیم از بچه‌های کلاس می‌خواهم یک داستان کافکایی برای جلسه بعد بنویسند. انتظار هم ندارم که حتماً داستان خیلی خوبی بنویسند، ولی همین که به نوع داستان و تکنیک‌هایش فکر کنند خیلی مفید است. در نهایت شاگردانم بنابر ظرفیت خودشان انواع و اقسام تکنیک‌ها را یاد می‌گیرند تا بتوانند بهتر در داستان‌هایشان استفاده کنند.   سناپور با اشاره به خراب بودن وضع نشر در یک دوره و دیر به نتیجه رسیدن نویسندگان جوان گفت: در این دوره من به این نتیجه رسیدم که باید کارگاه‌های رمان برگزار کنم. ما سر کلاس‌های گلشیری هیچ‌وقت رمان کار نکرده بودیم. خودم یک سری بحث‌ها راجع به رمان‌نویسی را تدوین کردم که بعداً در کتاب «یک شیوه برای رمان‌نویسی» منتشر شد. با این شیوه در کلاس‌های رمان با بچه‌ها کار کردم. البته قبل از اینکه بچه‌ها وارد این کلاس‌های رمان‌نویسی شوند ارزیابی‌شان می‌کنم، از این نظر که تجربه نسبتاً خوبی در داستان‌نویسی (چه رمان، چه داستان کوتاه) داشته باشند، در غیر این صورت کلاس رمان‌نویسی به دردشان نمی‌خورد.   این مدرس داستان نویسی درباره روند برگزاری این جلسات بیان کرد: بعد از انتخاب بچه‌ها، در یک دوره شش هفت جلسه‌ای فقط روی خلاصه رمان‌شان کار می‌کنیم. با نگاهی که من دارم، نویسنده حتماً باید بداند پایان داستانش چیست، روند داستان به چه صورت است، شخصیت‌ها چه کسانی هستند و بعد شروع کند به نوشتن رمان. به همین خاطر از بچه‌ها می‌خواهم قبل از شروع این دوره خلاصه حداقل دو سه صفحه‌ای از طرح رمان‌شان را داشته باشند. این طرح‌ها را سر کلاس می‌خوانیم و راجع به جنبه‌های مختلف آنها می‌زنیم تا نویسنده بتواند ایرادهای طرحش را رفع کند و طوری عناصر داستانی را بسط دهد که خط اصلی روایت پررنگ‌تر شود. در پایان این دوره یک خلاصه پخته رمان برای نویسنده به دست می‌آید تا در دوره‌های بعد رمانش را بنویسد.   سناپور در پایان خاطرنشان کرد: طبیعتاً این پروسه با آن نوع ویرایشی که وقتی نویسنده کتابش را پیش ناشر می‌برد به آن نیاز پیدا می‌کند، متفاوت است، چون از همان قدم‌های ابتدایی نوشتن رمان با نویسنده درباره اثرش گفت‌وگو می‌کنیم، معمولاً عقل جمعی خیلی از حفره‌ها و کاستی‌های داستان را بهتر می‌بیند و می‌تواند آنها را به نویسنده گوشزد کند. در نهایت هم کتابی نوشته می‌شود که وقتی به دست ناشر می‌رسد می‌تواند نمره قبولی برای انتشار کسب کند. در این شکل از ویرایش، اثر نه فقط بعد از نوشته شدن، بلکه ضمن نوشته شدن ویرایش می‌شود.   نویسنده پیشنهاد معقول ویراستار فروتن را می‌پذیرد در ادامه نشست محمد حسینی با تاکید بر این نکته که کم و بیش هرآنچه در این جلسه می‌گوید بر اساس مشاهدات و تجربه شخصی خودش است، بیان کرد: قاعدتاً کتاب را نویسنده می‌نویسد و ویراستار در بهترین حالت می‌تواند به او کمک کند که کیفیت اثر ارتقا پیدا کند. ویراستار نهایتاً می‌تواند 20 تا 25 درصد به کیفیت اثر کمک کند و اصلاً این‌طور نیست که فکر کنیم ویراستار کتاب را دگرگون می‌کند. در مصاحبه‌های بسیاری از نویسندگان بزرگ خوانده‌ام که در غرب هم ویراستاران خبره و کاربلد به نویسنده مشاوره می‌دهند ولی تصمیم‌گیرنده نهایی پدیدآورنده اثر است که آن پیشنهاد را بپذیرد یا نه.   نویسنده «آبی‌تر از گناه» در ادامه درباره وضعیت داستان‌نویسی در سه دهه اخیر عنوان کرد: در دهه 60 به ندرت کتاب داستان چاپ می‌شد، آن هم از چند اسم شناخته شده و راهی برای ورود نویسندگان جدید و تازه‌کار وجود نداشت. داستان جزو کتاب‌های بسیار دردسرساز بود و ناشرها دنبال دردسر نمی‌گشتند. این وضعیت تا اواخر دهه 70 ادامه داشت. به طور مشخص تا یکی دو سال بعد از دولت اصلاحات در سال تعداد بسیار کمی کتاب داستانی منتشر می‌شد، آن هم از چهره‌هایی که شهرتی از پیش داشتند و برای جوان‌ها همچنان راه بسته بود و کتاب چاپ کردن چیزی شبیه رویا بود. من جزو همین نسل بودم. هیچ ناشری به ما روی خوش نشان نمی‌داد.   محمد حسینی نویسنده «کنار نیا مینا» با اشاره به برگزاری پر رونق‌ترین دوره‌های داستان‌خوانی در این دوره، افزود: در این سال‌ها کلاس‌های داستان‌نویسی کم بود ولی این دورهمی‌ها خیلی زیاد بودند. در آن دوره وقتی متنی در دو مجله «آدینه» و «دنیای سخن» چاپ می‌شد همه اهالی ادبیات آن را می‌دیدند؛ ما 50،60 نفر همه از طریق این مجله‌ها همدیگر را می‌شناختیم. داستان‌هایمان را بارها و بارها برای هم می‌خواندیم و متن‌هایمان را اصلاح می‌کردیم. وظیفه خودمان می‌دانستیم که داستان‌مان را برای پیشکسوت‌ها هم بخوانیم. من متاسفانه هیچ‌وقت شاگرد آقای گلشیری نبودم ولی داستان‌هایم را هر طور شده به گلشیری، براهنی و بزرگترهای دیگر می‌رساندم و از نظراتشان استفاده می‌کردم.   نویسنده «یکی از همین روزها ماریا» با بیان اینکه نشر یک بنگاه اقتصادی است، خاطرنشان کرد: ناشرها تجربه تلخ و تاسف‌انگیز انتشارات امیرکبیر و فرانکلین را در نظر داشتند و ریسک نمی‌کردند. با گذشتن از دوران سازندگی و پایین آمدن ریسک چاپ کتاب بخش خصوصی فعال شد و کم کم کتاب‌های ما چاپ شد. هم‌زمان با این اتفاق جشنواره‌های ادبی هم شکل گرفتند. فکر می‌کنم سال 78 اولین جایزه مهم ادبی بخش خصوصی توسط موسسه پکا (پخش کتاب ایران) برگزار شد و رمان «نیمه غایب» حسین سناپور برگزیده این جایزه شد. این برنده شدن یک اتفاق بزرگ در جریان نشر ایران بود.   این مدرس ویراستاری با تاکید بر اینکه راوی اول شخص و شاهد اتفاقی است که در این زمان افتاد، گفت: کم کم نشرهای خصوصی درباره کتاب‌هایشان به روزنامه‌ها آگهی می‌دادند. این کتاب‌ها اکثراً کتاب‌های کم‌خطر مثل گلستان سعدی و حافظ و «چگونه خوشبخت شویم» بودند و طبیعتاً مبلغ گزافی هم برای انتشار این آگهی‌ها پرداخت می‌کردند. اما فردای روزی که آقای سناپور این جایزه را برنده شد، حدود 20 روزنامه اصلاح‌طلب – که اتفاقاً تنها روزنامه‌هایی بودند که خواننده داشتند –یکی دو صفحه درباره این کتاب همراه با عکس کتاب ایشان و آرم ناشر مطلب کار کردند.   حسینی خاطرنشان کرد: این موضوع خیلی روی ذهن ناشران ما اثر گذاشت. به این معنا که می‌شود کتاب داستان تالیفی چاپ کرد، تبلیغش کرد و به خوبی فروخت.آن موقع جوایز انقدر اعتبار داشتند که در عرض یکی دو هفته یک ویرایش آن کتاب تمام شد. به این ترتیب انتشار کتاب‌های داستانی تالیفی رونق گرفت و همکاران من هم توانستند در بنگاه‌های نشر صاحب کارهای دائمی شوند.   این ویراستار با اشاره به سابقه ویراستاری خود و آغاز فعالیتش در نشر ققنوس افزود: همکاری با ویراستاران خوبی مثل بهرام معلمی، ارسلان فصیحی و مسعود اولیا خیلی بیشتر از کتاب‌هایی که خوانده بودم به تجربیات من در زمینه ویراستاری اضافه کرد. به طور کلی وقتی یک متن به انتشاراتی می‌رسد سه تا گزینه پیش روی آن متن قرار می‌گیرد: یا بی قید و شرط پذیرفته می‌شود، یا رد می‌شود یا به طور مشروط پذیرفته می‌شود. اثری که بی قید و شرط پذیرفته می‌شود یک ویرایش جزئی شده و ویراستار نشر قواعد رسم‌الخطی آن نشر را برای کتاب اجرا می‌کند.   نویسنده «آنها که ما نیستیم» تصریح کرد: بر اساس تجربیات شخصی من از کل آثاری که به یک ناشر - که دارای تحریریه است و میل دارد اثر را با کیفیت بهتری منتشر کند – می‌رسد، تقریباً 95 درصدشان پذیرفته نمی‌شوند. از پنج درصد باقیمانده، حدود 30 درصدشان بدون اما و اگر پذیرفته می‌شوند و باقی مشروط می‌شوند. در حالتی که اثر مشروط قلمداد می‌شود هیئت تحریریه یا کارشناسان نشر با پدیدآورنده جلسه می‌گذارند و اگر بتوانند مشکلات کتاب را در همکاری با یکدیگر برطرف کنند، کتاب در آن نشر منتشر می‌شود. بدیهی است نویسنده می‌تواند این شروط را رد کند و کار خود را به نشر دیگری بسپارد. من به تجربه دیدم اگر ویراستار با سعه صدر، فروتنی و ادب و احترام، پیشنهاد معقولی به هر نویسنده‌ای بدهد، نویسنده آن را با روی باز می‌پذیرد.   مولف «ویرایش و اهمیت آن در آثار کودک و نوجوان» در ادامه خاطرنشان کرد: ویراستار کسی است که کسی از وجودش خبر ندارد. شاید در تمام این سال‌هایی که من کار کرده‌ام حدود ده نویسنده لطف داشته‌اند و جایی اسم مرا آورده‌اند که اثر مثبتی روی کتابشان گذاشته‌ام. بقیه اسم مرا هم نشنیده بودند؛ همان‌طور که همین الان هم خیلی از دوستان ویراستار زحمت می‌کشند و ما اسم آنها را نمی‌شنویم. محصول کار در نهایت از نظر معنوی متعلق به نویسنده و از نظر مادی متعلق به ناشر است. این وسط ویراستار فقط وقت و سوادش را صرف شهرت و ثروت دیگران می‌کند.   او اضافه کرد: در دوره‌ای که با نویسنده‌ها درباره اثرشان صحبت می‌کردیم تا کیفیتش را بهتر کنیم، کتاب‌های خیلی خوبی چاپ شد. وقفه‌ای که از سال 78 تا نیمه‌های دهه 80 برای انتشار آثار نویسندگان تازه‌کار افتاد به آنها این فرصت را داد که آثارشان را برای یکدیگر بخوانند و کتاب‌هایی منتشر شد که درخشیدند. اگر بخواهیم بهترین کتاب‌های بعد از انقلاب را نام ببریم، حتماً بخش قابل توجهی از آنها متعلق به این دوره است. این کتاب‌ها خیلی از نکات فنی و ویرایشی را رعایت کرده بودند و مورد استقبال خوانندگان هم واقع شدند.   مولف «به دنبال امیرکبیر» در ادامه درباره آشوب سال‌های اخیر در جریان نشر بیان کرد: این وضعیت این‌گونه ادامه داشت تا وقتی که بلبشو شد. این بلبشو چند تا دلیل داشت. جریان نشر ما جریان حرفه‌ای نیست. نزدیک 14000 ناشر در کشور وجود دارد و مدام پروانه‌های بیشتری برای ناشران صادر می‌شود. این در حالی است که کمتر از 2000 کتابفروشی بخش خصوصی در کشور وجود دارد. این آمار نشان می‌دهد که بخشی از این چرخه معیوب است.   حسینی همچنین از راه افتادن انواع و اقسام جوایز ادبی بعضاً بی‌کیفیت و بدون صلاحیت گلایه کرد و گفت:این امر سبب شد جوایز معتبر ادبی لطمه بخورد. ورود ناشران غیر متخصص به حوزه داستان یکی دیگر از عوامل منجر به این بلبشو بود. آزار بزرگانی که جوایز را در دوره‌های اولیه داوری می‌کردند هم یکی دیگر از این عوامل بود. در دوره‌های اولیه بزرگانی داور جوایز بودند که اتفاقاً بخش عمده‌ای‌شان قصه‌نویس نبودند، ولی انقدر حرف و حدیث برای آنها پیش آوردیم که بزرگانی مانند مژده دقیقی، صفدر تقی‌زاده و حسن میرعابدینی دیگر داوری را نپذیرفتند.   مولف «به دنبال فردوسی» ادامه داد: بازی افتاد دست خود ما. من چهار دوره داور جایزه گلشیری بودم، چون اگر این کار را نمی‌کردیم جایزه دیگر برگزار نمی‌شد. ولی به نفسه در این ماجرا فساد وجود دارد. درست است آن سالی که من داوری می‌کنم، کتاب ندارم یا کتابم را کنار گذاشته‌ام، ولی من در میدان قصه‌نویسی هستم و حتی اگر سالم هم باشم ضمیر ناخودآگاه من حواسش به این ماجرا است. این خطا است و ظاهراً گریزی هم از آن نیست.   حسینی با اشاره به نقش مخرب تولید انبوه کتاب‌های داستانی بی‌کیفیت متذکر شد: نویسنده‌ای که ریاضت و تجربه کافی در این زمینه ندارد این کتاب بی‌کیفیت را می‌خواند و با خودش فکر می‌کند می‌تواند مثل آن را بنویسد. یکی از آن 14000 ناشر بدون صلاحیت که پروانه گرفته هم این کتاب را چاپ می‌کند. یک جایزه ادبی که صلاحیت داوری ندارد به این کتاب جایزه می‌دهد و این بلبشو مدام تکرار می‌شود.   مولف «مبانی ویرایش کتاب و مقدمه زبان داستان» نویسنده‌دزدی را یکی دیگر از آسیب‌های این آشوب دانست و گفت: ناشری که کتاب اول یک نویسنده را با کمک کارشناسان هیئت تحریریه اصلاح کرده و به شکلی پخته و تاثیرگذار منتشر کرده، توسط همکاران خود در نشر تخریب می‌شود تا آن نویسنده مثلاً با درصد ناچیزی حق‌التحریر بیشتر کتاب بعدی‌اش را به آن ناشر همکار بسپارد. رقابت ناسالم بین ناشرها، تعریف و تمجید از سر نان قرض دادن‌ها و البته تخریب دولتی که از همه بدتر بود. برگزاری جوایز ادبی در جمع محدودی در فضاهای کوچک که داوران، ناشر و ویراستار، نویسنده و خانواده و دوستانش حضور دارند چه اعتباری می‌تواند داشته باشد؟   حسینی همچنین درباره علل جهانی نشدن کتاب‌های ایرانی گفت: یکی از دلایلش عملکرد غیرحرفه‌ای و ضعیف جوایز دولتی است. به کتاب ضعیف جایزه می‌دهند و بعد ترجمه‌اش می‌کنند و به عنوان نماینده و شاخص ادبیات داستانی ایران به نمایشگاه‌های کتاب خارج از کشور می‌برند. کسی که ملاک و متر ادبیات داستانی ایران را به واسطه آن کتاب بی‌کیفیت می‌سنجد مسلماً به سمت سایر کتاب‌های ایرانی تمایلی پیدا نمی‌کند.  آمارهای دروغی که ناشرها می‌دهند هم به این بلبشو کمک می‌کند. مثلاً در عرض دو سه هفته می‌گویند کتابی بی‌کیفیت به چاپ چندم رسیده. این موضوع از اعتماد مخاطبان می‌کاهد.   این ویراستار خاطرنشان کرد: البته تردید ندارم که کتاب‌های خوب نوشته می‌شوند ولی به قدری کتاب‌های بد منتشر می‌شود و به دروغ درباره این کتاب‌های بد  تبلیغ می‌کنند که همه انگیزه‌های خودشان را از دست دادند. به ندرت ناشری تمایل و انگیزه دارد که پروسه بازنویسی اثری قبل از انتشار با کمک مشاوره هیئت تحریریه صورت بگیرد، چون کتاب در هر حال فروش نمی‌رود. محمود دولت‌آبادی به درستی گفت که این فضا از نوک پا تا فرق سر فاسد است. تصور می‌کنم در این فضا چشم‌انداز خوبی برای ادبیات داستانی تالیفی وجود ندارد.   حسینی در پایان به نویسندگان و ویراستاران جوان توصیه کرد: خواهش می‌کنم هیچ‌وقت داستان کسی را بازنویسی نکنید. حتماً به او توصیه و راهنمایی بکنید ولی ویرایش اصلاً به این معنا نیست که نویسنده غایب شود و ویراستار برای او داستان بنویسد. مشکل عمده ما آدم‌هایی هستند که جایگاهی دارند که صلاحیتش را نداشته‌اند. با این کار ممکن است فردی به عنوان نویسنده مطرح شود که موضع‌گیری‌های عجیب و غریبی بکند، در حالی که سند نویسنده بودنش هم موجود است و نمی‌شود راجع به آن حرف زد.             ]]> ادبیات Thu, 19 Oct 2017 10:49:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253051/سناپور-بسیاری-نویسندگان-ناشران-مخالف-ویرایش-آثار-داستانی-هستند-حسینی-جریان-نشر-حرفه-ای-نیست بزرگداشتی برای خالق رمان «پشت درخت توت» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253044/بزرگداشتی-خالق-رمان-پشت-درخت-توت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جمعی از شاعران و نویسندگان و مترجمان، عصر جمعه 28 مهرماه در کتابفروشی دف، مراسمی در بزرگداشت احمد پوری حضور بهم خواهند رساند و درباره ی این داستان نویس، شاعر و مترجم سخن خواهند گفت. «دو قدم این ور خط» در نشر چشمه و «پشت درخت توت» در نشر نیماژ رمان های این نویسنده اند که مورد استقبال مخاطبان و منتقدان قرار گرفته اند. قرار است به زودی هم رمان و مجموعه داستانی از او در چشمه و نیماژ منتشر شود. پوری در داستان نویسی، طرفدار آثار خوش خوان است و در دفاع از استقبال مردم از این دست آثار به ایبنا گفته است: «در ایران مردم از هر رمانی که خوش‌خوان باشد، استقبال می‌کنند. برای مثال از دوستی شنیدم که رمان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» اثر زویا پیرزاد چاپ سی‌اُم را رد کرده و این بیانگر آن است که مردم چنین رمان‌هایی را دوست دارند. رمان‌های موفق در کنار پرداختن به مسائل اجتماعی و عاشقانه، فرم دلپذیری دارند و تظاهر به دشواری نمی‌کنند. برخی رمان‌ها مانند «بوف کور» صادق هدایت ذات پیچیده‌ای دارند و مخاطبی که علاقه به این‌گونه داستان‌ها داشته باشد از مطالعه آن لذت می‌برد، اما برخی دوستان به‌ ظاهر روشنفکر، علاقه بسیار زیادی به پیچیده‌سازی دارند و تلاش می‌کنند که اثر پیچیده‌تر شود و در آخر که اثر موفق نمی‌شود و مردم از آن استقبال نمی‌کنند، در بوق و کرنا می‌کنند که این یک اثر خاص است و مردم عادی نمی‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.» ترجمه های پوری از اشعار ناظم حکمت، پابلو نرودا، یانیس ریستوس، شل سیلور استاین، فدریکو گارسیا لورکا، نزار قبانی و یونا آخماتووا نیز طرفداران زیادی دارد و به چاپ های متعدد رسیده است. از پوری ترجمه چندین اثر داستانی هم منتشر شده است که از این میان چاپ جدید دشمنان، یک داستان عاشقانه اثر ایزاک بشویس سینگر در نیماژ به تازگی روانه بازار شده است.   ]]> ادبیات Thu, 19 Oct 2017 05:58:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253044/بزرگداشتی-خالق-رمان-پشت-درخت-توت شمس نخستین کسی است که از تضادهای شعری سنایی حرف زده/شعرهای سنایی دچار دگرگونی‌‌های بسیار است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253039/شمس-نخستین-کسی-تضادهای-شعری-سنایی-حرف-زده-شعرهای-دچار-دگرگونی-های-بسیار به گزارشخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی سنایی با نام «سنایی در مقالات شمس» با حضور محمدعلی موحد، مریم حسینی و علی‌اصغر محمدخانی عصر چهارشنبه (26 مهرماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   سنایی بزرگ‌ترین سراینده شعر اجتماعی در تاریخ ادبیات کلاسیک فارسی است علی‌اصغر محمدخانی؛ معاون فرهنگی موسسه شهر کتاب در ابتدای نخستین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی سنایی گفت: یک دهه است که چهارشنبه های هر هفته به بررسی آثار ادیبان فارسیی می‌پردازیم. از سال 86 برنامه‌ای 20 ساله برای این نشست‌ها برنامه‌ریزی کردیم و امروز 10 سال از شروع آن می‌گذرد. در بیش از 500 جلسه به بررسی 10 شاعر بزرگ فارسی زبان یعنی مولوی، فردوسی، سعدی، نظامی، عطار، بیهقی، حافظ، ناصرخسرو، خاقانی و خواجوی کرمانی پرداخته‌ایم.   محمدخانی با ذکر این تاریخچه از برنامه یک ساله در پیش رو خبر داد و گفت: قصد داریم که در چهارشنبه هر هفته به مدت یکسال به بررسی آثار و ویژگی‌های حکیم سنایی بپردازیم.    معاون فرهنگی موسسه شهر کتاب در معرفی سنایی گفت: حکیم سنایی غزنوی از شاعران و عارفان برجسته ادب فارسی است. او نخستین کسی است که در شعر فارسی در تبیین نظام عرفانی جهان و آنچه آن‌را نظام احسن خوانده‌اند، سخن گفته است.  محمدخانی ادامه داد: سنایی بزرگ‌ترین سراینده شعر اجتماعی در تاریخ ادبیات کلاسیک فارسی است و شعر او در ردیف بهترین شعرهای اجتماعی و سیاسی زبان فارسی است. شعر او حال و هوایی تازه وارد قصیده کرده است و جزو معدود شاعرانی است که حکیم نامیده می‌شود. علاقه‌ او به خاندان پیغمبر و نگاه تاکیدی او به شعر صوفیان از دیگر ویژگی‌های شعر اوست که می‌توان ساعت‌ها در مورد آن صحبت کرد.   سنایی از نوابغ شعر فارسی است به گزارش ایبنا، نوبت به علی محمد موحد که رسید، این مولاناپژوه، در ابتدا از پشتکار و همت علی اصغر محمدخانی تشکر کرد و گفت: ادبیات ما محتاج کار مداوم است. کار انجام نشده، بسیار زیاد است و باید تشکر کرد از علی‌اصغر محمدخانی که 10 سال به این کار پرداخته است.   این مولاناپژوه درباره صحبت‌‌های خود در جلسه امروز که باعنوان «سنایی در مقالات شمس» نامگذاری شده بود، گفت: من امروز درباره حضور شاعر در شعر خود صحبت می‌کنم، تعبیری که ما آن‌را از نظامی گنجوی داریم. باید به این نکته توجه کرد که حضور شاعر در شعر متفاوت از حضور او در زندگی شخصی است و اکثر شاعران آنچه را که در شعر خود می‌آورند در زندگی خود آنگونه نیستند.   موحد تشریح کرد: سنایی، شاعری است که شعرهای او دچار دگرگونی‌‌های بسیار است. برخی شعرهایش، محصول سال‌های جوانی است؛ چراکه این شعرها، ویژگی‌های دارد که به این سال‌ها مربوط می‌شود. اما در شعرهایی که اکثر جامعه از او شنیده‌اند، وی به پند و حکمت می‌پردازد. سنایی شاعری است که جلوه‌های مختلفی در آثارش دیده می‌شود.   موحد در توضیح ویژگی‌های شعری سنایی گفت: شعرهای او متفاوت است و تضادهای زیادی در آن دیده می‌شود. برخی از شعرهای او بسیار مستهجن است. رکیک‌ترین هجویات در آثار او دیده می‌شود؛ شعرهایی که در چنین مجالسی، حتی قابل مثال‌زدن هم نیست. اما در عین‌حال او شعرهای بسیار پندآموز دارد. عده‌ای معتقدند که او بعد از برخورد با دیوانه‌ای سرودن هجویات را کنار گذاشته، توبه کرده و به حج رفته است. البته حج‌رفتن او هیچوقت اثبات نشده است. در شعرهای او نشانه‌ای از سفر حج وجود ندارد.   او ادامه داد: محققان می‌گویند هیچ مرزی بین شعر روشن و تیره او وجود ندارد. شفیعی کدکنی در مقدمه یکی از کتاب‌هایی که درباره قصیده‌های سنایی منتشر شده است، می‌گوید که این نظریه را که بین شعر جدی و هجو او مرز وجود ندارد و او دچار تضاد است، نخستین بار احمد آتش، ایران‌شناس ترکی بیان کرده است؛ اما من معتقدم که شمس در سده‌‌های گذشته، نخستین کسی بوده است که از تضادهای شعری سنایی حرف زده است.   موحد با اشاره به دیدگاه شمس نسبت به سنایی گفت: شمس معتقد بود که سنایی، نظامی، خاقانی و عطار چهار سخنور بزرگ شعر پارسی هستند که او از آنها بهره برده است. او این چهار نفر را شیران حوزه سخنوری می‌داند. اما از میان آنها توجه ویژه‌ای به سنایی دارد. البته این حرف را زمانی می‌توان مورد توجه قرار داد که از آن سخن معروف شمس که می‌گوید «دو بیت خاقانی می‌ارزد به کل دیوان سنایی» چشم‌پوشی کنیم. پیش از شمس سیدبرهان‌الدین محقق، لالای مولانا (کسی که مراقب رفتار عرفانی مولانا بوده است) از مریدان خاص سنایی بوده است. همچنین شمس از بین پدر مولانا، سنایی و سیدبرهان‌الدین، سنایی را بیشتر پسندیده است.    مولف «خواب آشفته نفت» در توضیح نگاه شمس به هنگام مردن سنایی گفت: سنایی موقع مرگ زنار می‌خواند زنار را معمولا کسی می‌خواند که فکر می‌کند در طول عمرش اشتباهی را انجام داده است.   موحد در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: فکر نمی‌کنم درباره مقام سنایی در شعر فارسی بحثی وجود داشته باشد او از نوابغ شعر فارسی است و تردیدی نیست که او را می‌توان جزو بزرگترین شاعران ایران دانست، اما من در صحبت‌هایم می‌خواستم به معمایی بزرگ اشاره کنم و آن این است که کسی که شعر می‌نویسد دنیای شعری او با دنیای واقعی‌اش متفاوت است.   سنایی در بلاغت و فصاحت گوی سبقت را از دیگر شاعران ربوده است دکتر مریم حسینی که آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به برگزاری این سلسله نشست‌ها گفت: خوشحالم که فرصتی فراهم شد تا نام سنایی یک بار دیگر مطرح شود. در طول سال‌های گذشته همایش‌های متنوعی در سراسر جهان برای او برگزار شده است؛ اما واقعا جای چنین برنامه‌ای در شهرکتاب خالی بود و باید تشکر کنیم از علی‌اصغر محمدخانی که به برگزاری این نشست‌ها پرداخته است.   این سنایی‌پژوه در توضیح تحقیقاتش روی سنایی، شاعر بزرگ ایرانی گفت: 14 سال روی سنایی تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که او یکی از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌ است؛ چراکه عالم شعری او با دیگر شاعران متفاوت است. او در بلاغت و فصاحت گوی سبقت را از دیگر شاعران ربوده است و آغازگر دوره جدیدی در شعر فارسی است.   حسینی در توضیح آثار سنایی گفت: مثنوی «حدیقه‌الحقیقه» و «سیرالعباد الی المعاد» از آثار مهم اوست. در دیوان سنایی مجموعه‌‌ی غزل و قصیده فراوان وجود دارد. استاد شفیعی کدکنی معتقد است که دوره جدید شعر فارسی با سنایی آغاز می‌شود و به‌اعتقاد من این نظر درستی است؛ چراکه تا آن زمان هیچ شاعری جریان عرفان را به شعر فارسی وصل نکرده بود و می‌توان گفت که سنایی نه‌تنها شعر فارسی را نجات می‌دهد بلکه به احیای فرهنگ زمان خود می‌پردازد.   او ادامه داد: هنوز مرز مشخصی میان قصیده و غزل‌های او وجود ندارد؛ اما می‌توان گفت که قصیده‌های او بهترین صورت شعر اوست. همچنین او در مثنوی‌هایش به احیای شعر فارسی می‌پردازد. او شاعری است واقعی و سعی نمی‌کند انسانی مجازی باشد؛ چراکه معمولا ما از شاعران انسانی می‌سازیم که از گناه و معصیت به‌دور است.   حسینی در توضیح مدح‌های سنایی گفت: سنایی در آثارش به ستایش پادشاهان پرداخته است اما دادگری را نیز در آثارش فراموش نکرده و از پادشاهان می‌خواهد که انسان‌های عادل باشند. این بخش جایگاه اجتماعی سنایی را مشخص می‌کند. به‌جرأت می‌توانم بگویم که تا قبل از مشروطه قصیده‌های تندی که در آثار سنایی وجود دارد در هیچ‌یک از آثار شاعران ما دیده نمی‌شود و قصیده‌های اجتماعی او هویتش را نشان می‌دهد. به‌نظر من سنایی از روشنفکران و آوانگاردهای روزگار خودش بوده است.   او ادامه داد: جایگاه سنایی در شعر فارسی به شکلی تثبیت شده است که شاعران بزرگی مثل سعدی، حافظ و مولانا و صائب عاشق سنایی بوده‌اند و می‌توان گفت که شاعران زیادی ریزه‌خور سفره گسترده سنایی بوده‌اند. همچنین خاندان مولانا و شمس حافظه‌ای سرشار از سنایی داشتند و مولانا بارها در کتابش به ستایش کتاب الهی‌نامه او قسم خورده است.   این پژوهشگر ادب فارسی با اشاره به دیدگاه مولانا نسبت به سنایی گفت: به‌شکلی علاقه‌مند به سنایی بود که حتی مثنوی را به این دلیل نوشت که کتابی شبیه به الهی‌نامه سنایی باشد.   حسینی در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: سنایی یکی از مرگ‌شناسان بزرگ است و چقدر زیبا مرگ را توصیف می‌کند. شعرهای او در بسیاری از کتاب‌های شعر و غیر شعر آمده و افراد زیادی درباره او سخن گفته‌اند که همین موضوع بیانگر بزرگی سنایی‌است ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 18:39:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253039/شمس-نخستین-کسی-تضادهای-شعری-سنایی-حرف-زده-شعرهای-دچار-دگرگونی-های-بسیار سه‌شنبه‌های داستان در اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253031/سه-شنبه-های-داستان-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دبیرخانه جشنواره داستان کوتاه زاینده‌رود به همراهی کانون داستان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی واحد اصفهان اقدام به برگزاری جلسات داستان‌خوانی با عنوان سه‌شنبه‌های داستان کرده است. سه‌شنبه‌های داستان مروری بر داستان‌های کوتاه متاخر ایران انتشار یافته در سال‌های 93 تا 95 است که باحضور سیاوش گلشیری برگزار می‌شود. اولین جلسه این نشست‌ها در 16 آبان به «هرشب یکی از گله کم می‌شود» نوشته مجید قیصری و نرد و ناقوس اثر منیر‌الدین بیروتی، جلسه دوم 30 آبان به «کنار اتاقک لطیف» نوشته سروش چیت ساز و «اسم دیگر اعظم» نوشته ابراهیم دمشناس، جلسه سوم 14آذر به «در هوای گرگ و میش» نوشته محسن عباسی و «این دل» نوشته فرشته نوبخت و جلسه چهارم 28 آذربه شماره‌ ناشناس آرش آذپناه و پل‌ها لب‌های آویزان‌اند احمد ابوالفتحی اختصاص دارد. این نشست‌ها در هشت بهشت تالار دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار می‌شود.           ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 12:45:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253031/سه-شنبه-های-داستان-اصفهان حضور شاعران ایرانی در جشنواره بین‌المللی شعر سارایوو http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253018/حضور-شاعران-ایرانی-جشنواره-بین-المللی-شعر-سارایوو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، غلامرضا طریقی و حمیدرضا شکارسری به عنوان نمایندگان ایران در جشنواره شعر سارایوو شرکت خواهند کرد. این جشنواره ۲۶ تا ۳۰ مهر در تالار اصلی ساختمان وییجنیستا در سارایوو برگزار می‌شود. بر پایه این گزارش،  بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بنا به درخواست انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی، این دو شاعر برجسته کشور را برای حضور در این جشنواره معرفی کرده بود و در نهایت این شاعران با مساعدت‌های دفتر رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی، در این رویداد بین المللی شرکت خواهند کرد. جشنواره بین المللی شعر سارایوو بیش از نیم قرن سابقه برگزاری  دارد. این رویداد ادبی امسال، پنجاه و ششمین دوره خود را به همت انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی و با حضور شاعرانی از بوسنی، ایران، کراواسی، صربستان، اسلونی، سوئیس، چین و ترکیه برگزار خواهد کرد. غلامرضا طریقی سراینده مجموعه‌هایی چون «شِلتاق» و «جهان غزلی عاشقانه است» و حمیدرضا شکارسری، خالق آثاری چون: «چراغانی بی‌دلیل»، «از تمام روشنایی‌ها» و «هفتاد و دو قطره اشک عاشورایی» در نشستی به دعوت دپارتمان ادبیات فارسی دانشگاه سارایوو شرکت کرده و به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت. ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 10:23:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253018/حضور-شاعران-ایرانی-جشنواره-بین-المللی-شعر-سارایوو حرکت قابل تقدیر خانه کتاب نیاز به حمایت دارد/ سینما بدون کتاب شبیه سراب است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/253023/حرکت-قابل-تقدیر-خانه-کتاب-نیاز-حمایت-سینما-بدون-شبیه-سراب محمدمهدی حیدریان در حاشیه برگزاری مراسم روز «کتاب و سینما» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: در سی‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران سومین مراسم روز کتاب و سینما برگزار شد؛ مراسمی که با همت موسسه خانه کتاب شروع شده است. بدون شک ما قدردان این حرکت مهم و تاثیرگذار هستیم و تا جایی که توان داشته باشیم از آن حمایت خواهیم کرد؛ چراکه چنین برنامه‌هایی نیاز به حمایت همه حوزه‌های مرتبط دارد.   رئیس سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: طی صحبتی که با مجید غلامی‌جلیسه داشتم این نکته را تاکید کردم که ما متقاضی برگزاری و گسترش این اتفاق مبارک هستیم و امیدوارم که در سال‌های آینده شاهد برگزاری باشکوه‌تر این مراسم باشیم.   حیدریان که در تاسیس مراکز مهمی همچون خانه سینما نقش پررنگی داشته است با اشاره به ضرورت ارتباط سینما و ادبیات گفت: دنیای فیلم و سینما بدون کتاب بیشتر شبیه سراب است تا واقعیت. به اعتقاد من با تکیه بر کتاب و ریشه گرفتن فیلم از آن می‌توان امیدوار بود که محتوایی به بیننده منتقل شود که او را به حقیقت نزدیک کند.   نخستین مدیرعامل «سیمافیلم» افزود: استفاده سینمای جهان از اقتباس‌های ادبی و باور تاثیرگذاری ادبیات در سینما این نکته را به ما گوش‌زد می‌کند که ما نیاز به تعاملات دو طرفه برای برگزاری نشست‌های متعدد میان سینماگران و اهالی ادبیات داریم.   حیدریان در پایان عنوان کرد: سینمای ما در حوزه فیلم بلند، فیلم کوتاه و فیلم مستند به ادبیات نیاز دارد و با توجه به همتی که در این ارتباط وجود دارد، مخاطبان سینما و ادبیات می‌توانند منتظر خبرهای خوبی در این حوزه باشند. . افتتاحیه سی‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران و مراسم روز کتاب و سینما با حضور محمدمهدی حیدریان، علیرضا داد، مجید غلامی جلیسه، هوشنگ مرادی کرمانی، سیدصادق موسوی، افشین داورپناه، شهرام اقبال‌زاده و جمعی از اهالی فرهنگ و سینما عصر سه‌شنبه (25 مهرماه 1396) در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 10:06:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/253023/حرکت-قابل-تقدیر-خانه-کتاب-نیاز-حمایت-سینما-بدون-شبیه-سراب اسامی راه‌یافتگان به «جایزه قیصر امین پور» اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253012/اسامی-راه-یافتگان-جایزه-قیصر-امین-پور-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پس از  بررسی اولیه آثار رسیده به دبیرخانه کتاب سال شعر جوان  «جایزه قیصر امین پور» از بین بیش از صد اثر چاپ شده در سال ۱۳۹۵ از شاعران زیر سی سال، ۲۲ اثر به داوری مرحله نهایی راه یافتند. اسامی این مجموعه‌ها به ترتیب شامل نام اثر، شاعر و نام ناشر به شرح زیر است: ۱.اندوهان / مرتضی لطفی / شانی ۲.همسکوت / سعید سکاکی / فصل پنجم ۳.دورتر / علی سلیمانی / فصل پنجم ۴.خراب شده / بهزاد نجفی / شانی ۵.خب / میثم بهاران / فصل پنجم ۶. جمعیتی از خودم / پریسا صالحی / مایا ۷.تسکین / رسول پیره / چشمه ۸.مثلا من / رسول رضایی / مایا ۹.پیامبری شبیه تو / صدیقه مرادزاده / فصل پنجم ۱۰.اجسام / بابک زمانی / فصل پنجم ۱۱.عشق بدون عوارض جانبی / نیما باغبان / شانی ۱۲.مرگ آدم را زیباتر می کند / آریا معصومی / ماه باران ۱۳.ادامه ها / سید مهدی مرادیان / ماه باران ۱۴.پوسیدگی / میثم زردشتیان / ماه باران ۱۵.چراغخاموش / محسن نقدی / فصل پنجم ۱۶.زمزمه های گلادیاتور / پارسا چناری / فصل پنجم ۱۷.ریشه در من بدوان / علیرضا کاهد / فصل پنجم ۱۸.عالیجناب / عالی رضایی / فصل پنجم ۱۹.کلمات تنم را کبود کرده اند / نسرینا رضایی / چشمه ۲۰. خلوت / سعید صاحب علم / نیماژ ۲۱.زلف ضریح / عارفه دهقانی / جمهوری ۲۲.نارنج مویه ها/تکتم حسینی / فصل پنجم در این دوره از جایزه کتاب سال شعر جوان، ساعد باقری، بهزاد زرین پور، عبدالجبارکاکایی، علیرضا طبایی، محمدرضا محمدی نیکو و فاطمه سالاروند داوری آثار را بر عهده دارند. همچنین اسامی برگزیدگان نهایی این جایزه، طی مراسمی عصر روز هشتم آبان ماه در خانه هنرمندان (سالن جلیل شهناز) اعلام خواهد شد. ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 08:13:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/253012/اسامی-راه-یافتگان-جایزه-قیصر-امین-پور-اعلام برخی آثار که به اسم رمان منتشر می‌شوند،داستان بلند هستند/رازوارگی و معما اجزایی جدایی‌ناپذیر از رمان هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/252807/برخی-آثار-اسم-رمان-منتشر-می-شوند-داستان-بلند-هستند-رازوارگی-معما-اجزایی-جدایی-ناپذیر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آرمان امیری به تازگی رمان «بازی‌های مردانه» را توسط انتشارات چشمه منتشر کرده است. ردپای تاریخ معاصر ایران در رمان او نقش پررنگی دارد. راز روابط پیچیده بازی‌های مردانه، در سایه سنگین مجادلات نسل‌های پیشین است که از پس تاریخ بر نسل امروز سنگینی می‌کند. میراثی تاریخی که هریک از شخصیت‌های رمان به‌نوعی با آن درگیر است و به‌شیوه خود با آن مواجه می‌شود. خبرگزاری کتاب ایران درباره جهان داستانی رمان «بازی‌های مردانه» و دنیای ذهنی نویسنده‌اش، آرمان امیری گفت‌وگویی با او انجام داده است که در ادامه می‌خوانید.    این رمان بستر روایت وقایع مهم سیاسی ایران (از دهه سی تا امروز) است. به نظر شما رمان‌نویس در بازنمایی تاریخ سیاسی و اجتماعی کشورش و بازتاب تحلیل و نظرات خودش در این موارد از زبان شخصیت‌ها چقدر تعهد دارد ؟   به نظرم طرح بحث تعهد در این مورد چندان مناسب نیست. می‌توانیم بگوییم این از ظرفیت‌های رمان است. خود رمان، مخلوقی تاریخی است. محصول دوره گذاری از تمدن بشری که طبیعتاً این گذار را همواره در دل خود مستتر دارد؛ یعنی حتی شخصی‌ترین رمان‌ها که صرفاً به درونیات فردی یک انسان تمرکز می‌کنند ناگزیر از انعکاس این گذار هستند. حال اینکه نویسنده‌ای دقیقاً موضوعی تاریخی را انتخاب کند یا داستان خود را در دل حوادث تاریخی پیش ببرد ممکن است صرفاً یک انتخاب شخصی باشد که به خودی خود قابل ارزش‌گذاری نیست. آنچه قابل سنجش است و البته باید هم سنجیده شود آن است که آیا این انتخاب خدمتی به رمان کرده؟ آیا توانسته در دل یک ساختار محتوایی و البته فرمی نقش درستی ایفا کند؟ یا فقط یک بازیگوشی یا انتخاب مجرد بوده که نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد یک پیوستگی معنایی بین جزییات رمان و کلیت آن ندارد؟ به نظر خودم، برای آنچه «بازی‌های مردانه»، از همان لحظه انتخاب نامش جستجو می‌کند، هیچ ظرف دیگری به جز این ظرف تاریخی نمی‌تواند معنایی داشته باشد.  اما در مورد این سوال اشاره به یک نکته دیگر هم به نظرم ضرورت دارد. هیچ رمانی بازتاب تحلیل نویسنده در باب تاریخ و سیاست نیست. اگر نویسنده‌ای تحلیل خودش را در این مورد منتشر کند، محصول کارش هرچیزی خواهد بود به جز رمان؛ به صورت متقابل هم اگر خواننده‌ای رمان را به شکل بیانیه و تحلیل سیاسی نویسنده بخواند، نه فقط در حق رمان، که در حق وقت و زمان خودش هم اجحاف کرده است.   شخصیت‌های این کتاب از دید جامعه‌شناسانه و روانشناسانه نیز واکاوی شده‌اند. برای رسیدن به این  نگاه چه مراحلی را در شخصیت‌پردازی طی کردید؟   حتی اگر در رمانی، نویسنده قصد ورود مستقیم به درونیات شخصیت‌ها را نداشته باشد، یعنی نخواهد مستقیماً رفتار، ذهنیات و احساسات‌شان را تجزیه و تحلیل کند، باز هم یک رمان خوب نیازمند شخصیت‌پردازی عمیق و چند لایه است. برای مثال همینگوی کمترین نفوذ را در دل شخصیت‌هایش انجام می‌دهد؛ در مقابل کوندرا گاه جزیی‌ترین حرکات آن‌ها را به صورت مفصل واکاوی می‌کند؛ اما این بدان معنا نیست که شخصیت‌های کوندرا عمیق‌تر از شخصیت‌های همینگوی هستند. به صورت کلی می‌توانم بگویم، اصل، پرداخت دقیق شخصیت است. اگر شخصیت‌ها به خوبی پرداخته شده و برای خود نویسنده شناخته شوند، آن‌گاه دیگر فرقی نمی‌کند که نویسنده آن‌ها را واکاوی کند یا خواننده. هر دوی این‌ها، صرفاً گفت‌وگوهایی با شخصیت رمان هستند. گفتگویی که گاه نویسنده خودش وارد آن می‌شود و گاه نیز فقط بر عهده خواننده باقی می‌ماند. در این مورد فقط می‌توانم بگویم من در مقابل وسوسه گفت‌وگوی مداوم با شخصیت‌های رمان چندان مقاومت نکردم؛ البته این تصمیمی نیست که لزوماً از این به بعد هم بخواهم آن را تکرار کنم.   به نظر می‌رسد شخصیت‌های زن این رمان ضعیف، منفی یا منفعل هستند. می‌توان نوع نگاه این رمان را ضدزن دانست؟   گمان می‌کنم شما هم خبر برخوردی که چند وقت پیش در اینستاگرام رخ داد را شنیده باشید. برخورد یکی از مجری‌های شبکه‌های ماهواره‌ای، با داستانی که برنده جایزه بهرام صادقی شده بود. در صحنه‌ای از داستان، شخصیت اصلی با خشونتی فجیع یک سگ را به قتل می‌رساند. خانم مجری، همین صحنه را مصداق ترویج «حیوان‌آزاری» معرفی کرده و خواستار محاکمه و دست‌کم تقبیح نویسنده بیچاره شده بود. مشخصاً این شیوه نگرش سطحی به آن داستان (که از قضا داستان بسیار خوبی هم بود) بسیاری از مخاطبان دقیق‌تر و جامعه نویسندگان را آزرد، اما به نظر می‌رسد ما هنوز نتوانسته‌ایم دقیقاً توضیح بدهیم که ایراد کار خانم مجری از کجا ناشی شده و چرا خوانش او این‌قدر وارونه است؟ گمان می‌کنم تا زمانی که نتوانیم این مساله را دقیقاً برای خودمان شفاف و مستند توضیح بدهیم، به صورت مداوم در معرض این خطر قرار داریم که همان شیوه مواجهه را با دیگر آثار هنری مرتکب شویم. به نظرم شاید بهانه خوبی باشد که به این موضوع بیشتر بپردازیم. به صورت کلی می‌توانم بگویم شخصیت منفی یا مثبت در رمان وجود ندارد. شاید در فیلم‌های هندی، برخی فیلم‌فارسی‌ها، برخی سریال‌های تلویزیون و البته آثار کودک و نوجوان وجود داشته باشند، اما رمان نمی‌تواند حاوی شخصیت منفی یا مثبت باشد. اگر چنین تیپ‌هایی در اثری پیدا شوند، قطعاً آن اثر رمان نیست. در بهترین حالت می‌تواند یک پاورقی عامه‌پسند باشد. اما بحث اصلی به نظرم جای دیگری است. همان بحث نخست که من آن را بزرگ‌ترین آفت و البته تهدیدی قلمداد می‌کنم که نه تنها ادبیات داستانی، بلکه سینما و اساساً تمامی عرصه هنر ما را به شدت تهدید می‌کند. آفتی که از فضای بیمار اجتماعی - سیاسی ما آغاز شده و طبیعتاً به عرصه هنر هم کشیده شده است، و البته در صورت‌های مختلفی خودش را بروز می‌دهد. مثلاً، آن مجری مذکور، خود را «فعال حقوق حیوانات» می‌خواند و خوانش مورد اشاره را به اسم دفاع از حیوانات طرح کرده بود. اینجا من بحث را با شیوه دیگری از بروز این آفت پیش می‌برم که به نظرم گسترده‌تر و شایع‌تر است، برای همین در یادداشت مفصلی با عنوان «فمنوفاشیسم» به این موضوع پرداخته‌ام.   درباره فمنوفاشیسم بیشتر توضیح دهید.  فمنوفاشیسم، یک خوانش انحرافی، سطحی، مقلدانه و تقلیل‌گرا از فمنیسم است. اگر روایت فمنیستی، به ستیز با کلیشه‌های سنتی «مرد قهرمان / زن ضعیف» می‌رود، روایت فمنوفاشیستی، دقیقا بازتاب معکوس همان روایت مردسالار سابق را بازتولید می‌کند، البته با یک جابجایی ساده در شخصیت‌های زن و مرد. اگر در روایت‌های کلیشه‌ای که در سنت سینمایی هم شاهد آن بوده (و هنوز هم گاهی هستیم)، ما چهره ابرمردان خطاناپذیر، مستقل، صادق و قدرتمندی را می‌دیدیم که جهان و همچنین زنان ضعیف موجود در جهان را از شر شرارت‌ها نجات می‌دادند، حالا خوانش فمنوفاشیستی، تنها و تنها روایت‌هایی را تایید می‌کند که زنانی ابرقهرمان، خطاناپذیر، طغیان‌گر، تماماً مثبت و البته اراده‌ای خلل‌ناپذیر را تصویر کنند. این انحراف آشکار از تلاش ارزشمندی است که برای شکستن کلیشه‌ها و نجات روایت‌ها از پیش‌فرض‌های تثبیت شده انجام شده است. تلاش ده‌ها ساله شمار بسیاری از زنان و البته مردان مبارز که گاه با فمنیستی و یا هر عنوان برابری‌خواهانه دیگری در این راه قدم گذاشته‌اند؛ اما بحث ما اینجا صرفاً جامعه‌شناسی جریان‌های سیاسی-اجتماعی نیست. ما با یکی از اشکال بروز و بازتاب این جریانات در عرصه هنور مواجه هستیم. یعنی جایی که این دست نگرش‌ها، با شیوه خوانشی سطحی و دم‌دستی از اثر هنری تلاقی پیدا می‌کنند. این خوانش سطحی، اثر هنری را در سطح آگهی‌های بازرگانی تقلیل می‌دهد و توقع دارد هرآنچه مطلوب می‌پندارد عیناً و طابق‌النعل بالنعل در اثر هنری بازنمایی شود. کار هنر این نیست.   پس وظیفه هنر چیست؟ هنر مسئول روایت واقعیات جهان، البته با خوانش خاص خودش است. همه ما، با چماق‌هایی به بهانه «سیاه‌نمایی» آشنا هستیم که سال‌هاست بر سر انواع و اقسام آثار هنری نگاه داشته‌اند تا آن‌ها را مجبور کنند به جای روایت واقعیات، به بوقچی‌های تبلیغاتی بدل شوند. عجیب است که حالا درست به همان شیوه، تسلیم بازتولید همین بهانه‌جویی‌ها، در گفتمان فمنوفاشیستی می‌شویم که حالا نمایش هر زنی به جز در قامت آن سیمای «ابرزن» را با برچسب ضدزن سرکوب می‌کند. حالا اگر بخواهم از یک بحث انتزاعی و کلان فاصله بگیرم، در مورد رمان حاضر شاید بتوانم با این تکمله پاسخ را به پایان ببرم که اتفاقاً اولین نقدهایی که من در باب رمانم دریافت کردم، انتقاد از نقش منفی شخصیت‌های مرد رمان بود. هرچند گمان می‌کنم آن منتقد نخستین، نتوانسته بود از مشاهدات دقیق‌اش نتیجه درستی بگیرد، اما دست‌کم می‌توانم اعتراف کنم که حداقل در تشخیص نقش‌آفرینی مردان و زنان این رمان قضاوت بسیار دقیق‌تری داشت. در واقع، این رمان، از همان نام‌گذاری‌اش مشخص می‌کند که قصد دارد روایت جهان را از زاویه نگاه یا عمل مردان بازخوانی کند؛ اما این تغییر زاویه، به معنای تغییر نقش‌ها و یا بر هم خوردن توازن نقش‌آفرینی شخصیت‌ها نیست؛ حتی فراتر از آن، به معنای تایید یا تحسین هیچ یک از نقش‌ها نیست؛ هرچند به معنای تقبیح هم نیست چرا که اگر بود باز هم اثر هنری در سطح یک تحلیل یا بیانیه سیاسی تقلیل پیدا می‌کرد. هنر، تنها به این میزان اکتفا می‌کند که موضوع مورد نظر خود را پیش چشم مخاطب طرح کند، اما کار نتیجه‌گیری نهایی قطعاً بر عهده مخاطب باقی می‌ماند. مخاطبی که مثلاً در مورد رمان حاضر می‌تواند از خود بپرسد آیا این جهانی را که مردها به زعم خود خلق کرده‌اند می‌پسندد یا خیر؟   با این نظر موافقید که «بازی‌های مردانه» رمانی است دارای شاخصه‌های کلاسیک ولی با شخصیت‌هایی مدرن در زمانه معاصر؟   به شخصه به ادبیات کلاسیک و رمان‌های کلاسیک علاقه و ارادت بسیار دارم. اما تاکیدی که بر نوشتن رمان‌هایی با حجم بالا دارم، فقط محصول یک ارادت و علاقه شخصی نیست. شاید بد نباشد از خود بپرسیم که گوهری در ذات رمان وجود دارد که فیلسوفی مانند ریچارد روورتی آن را «برترین دستاورد جهان غرب» می‌خواند؟ چرا باختین اعتقاد دارد که هیچ یک از انواع هنر، به ویژه شعر یا حماسه، ابداً در سطحی نیستند که بخش کوچکی از ظرفیت‌های رمان نیز نزدیک شوند؟   پس قبول دارید که رمان شما در بازه زمانی و تنوع مکانی قابل توجهی حجم زیادی دارد؟   البته رمان نه با حجم صفحات‌اش تعریف می‌شود و نه ظرفیت‌هایش در آن خلاصه می‌شود؛ اما هیچ شکی نیست یکی از بارزترین برتری‌های رمان به دیگر انواع ادبی، از جمله داستان کوتاه، دقیقاً همین حجم رمان است که به آن اجازه پرورش، تکامل و بلوغ را می‌دهد. در ایران دکتر حاتم قادری در این باب نظریات قابل توجهی دارند که پیشنهاد می‌کنم حتما پی‌گیری کنید. در اینجا به همین میزان اکتفا می‌کنم که اتفاقاً رمان ایرانی، نه فقط امروز، بلکه به صورت تاریخی از ضعف کمبود حجم رنج برده است. این ایرادی است که روز به روز و در سایه فشارهای بازار نشر بیشتر هم می‌شود، تا حدی که برخی آثار ما که به اسم رمان منتشر می‌شود عملاً در سطح داستان‌های بلند سقوط کرده‌اند. این فقط یک کاهش قالبی و فرمی نیست. تحولی است که بلافاصله خود را به ساختار و در نتیجه ظرفیت‌های رمان نیز تحمیل کرده و به بخش عمده‌ای از کارکردهای آن آسیب می‌رساند. پس به صورت خلاصه می‌توانم بگویم، از نظر حجم رمان و البته برخی دیگر از المان‌های آن که فرصت پرداختن بدان‌ها نیست، بلی، فکر می‌کنم توصیف شما درست باشد. این رمانی است با یک ذات کلاسیک که بنابر مقتضیات روز کندی، رخوت و رکود گذشته را کنار گذاشته و ضرباهنگ و فرم مدرنی به خود گرفته است.   با توجه به تم خیانت و توطئه و ایجاد تعلیق براساس جست‌وجو برای کشف معما می‌توان ژانر این رمان را معمایی- رازآلود دانست؟   گمان می‌کنم رازوارگی و معما، اجزایی جدایی‌ناپذیر از رمان باشند. دست‌کم، در اکثر داستان‌ها این عناصر قابل تشخیص هستند؛ اما اگر منظور شما را درست متوجه شده باشم، می‌پذیرم که روی عنصر غافل‌گیری در این رمان به نسبت تاکید شده است. در این صورت باید بگویم این سبکی است که من به آن علاقه دارم. البته در زمان نگارش رمان شاید چندان به این موضوع آگاه نبودم، اما وقتی کار نگارش رمان دوم را شروع کردم و باز المان‌های مشابهی در ساخت قصه به ذهنم خطور کرد متوجه شدم که باز هم آن را تکرار خواهم کرد.   اصولاً تنوع ژانر را آن‌گونه که در ادبیات غرب وجود دارد در رمان‌های معاصر فارسی می‌بینید؟   اینکه این المان‌ها مربوط به یک ژانر است یا خیر؟ من نمی‌دانم. کما اینکه برای مقایسه تنوع ژانرهای ادبیات غرب با رمان‌های فارسی نیازمند مطالعات خیلی بیشتری هستم.       ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 07:30:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/252807/برخی-آثار-اسم-رمان-منتشر-می-شوند-داستان-بلند-هستند-رازوارگی-معما-اجزایی-جدایی-ناپذیر آخرین خبر از جایزه‌ قیصر امین‌پور/برگزیدگان 8آبان اعلام می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252942/آخرین-خبر-جایزه-قیصر-امین-پور-برگزیدگان-8آبان-اعلام-می-شوند بیوک ملکی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت:‌ بعد از اعلام فراخوان جایزه قیصر امین‌پور 103 کتاب از شاعران جوان (زیر 30 سال)‌ به دست ما رسید که 22 اثر به مرحله نهایی راه‌ پیدا کرد. در نهایت این 22 کتاب در تاریخ 28 مهرماه مورد بررسی نهایی قرار خواهند گرفت تا آثار برگزیده معرفی شوند. توضیح دیگر اینکه این تعداد عناوین، مجموعه شعرهای شاعران زیر 30 سال است و نه همه کتاب‌های شعر. مدیر دفتر شعر جوان در معرفی داوران نهایی این جایزه گفت: ساعد باقری، بهزاد زرین‌پور، علیرضا طبایی، عبدالجبار کاکایی و محمدرضا محمدی‌نیکو داوران این جایزه هستند و در نهایت نفرات برگزیده با انتخاب این افراد معرفی خواهند شد. ملکی با اشاره به جوایز این دوره از جایزه عنوان کرد: طبق برنامه‌ریزی انجام شده قرار است سه برگزیده در بخش شعر کلاسیک و سه برگزیده در بخش شعر سپید داشته باشیم که جایزه نفرات اول 2 سکه تمام و یک سکه نیم بهار آزادی، نفرات دوم، دو سکه و نفرات سوم یک سکه تمام و یک نیم سکه بهار آزادی است. وی با اشاره به راه‌اندازی مجدد این جایزه گفت: چند سال دفتر شعر جوان تعطیل و جایزه شعر قیصر نیز مانند سایر فعالیت‌های این دفتر تعطیل شده بود و پیگیری نمی‌شد اما 3 سال است که مجددا این دفتر فعالیت‌هایش را آغاز کرده است و خوشبختانه امسال توانستیم، مجددا این جایزه را راه‌اندازی کنیم. ان‌شالله این جایزه ادامه خواهد داشت و در کنار آن، برنامه‌های ویژه دیگری نیز در نظر داریم که اعلام خواهد شد. مدیر عامل دفتر شعر جوان با تاکید بر لزوم حمایت از شاعران برگزیده عنوان کرد: توان ما این است که چنین جایزه‌ای را با تمام مشکلات برگزار کنیم تا استعداد‌های شعر شناسایی شوند اما حمایت‌های بعدی مسئولان فرهنگی از این افراد هم مهم است . به نظر من نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگرموسسه ها و مراکز می تواند با پشتیبانی بیشتر از آثار برگزیده ، بسیار تاثیرگذار باشند. این شاعر پیشکسوت در توضیح مراسم اختتامیه و اعلام اسامی برگزیدگان گفت:‌ مراسم تقدیر از برگزیدگان جایزه قیصر امین‌پور از ساعت 17 روز دوشنبه (8 آبان‌ماه) در سالن استاد جلیل شهناز در خانه هنرمندان برگزار می‌شود و حضور برای علاقه‌مندان آزاد است. ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 06:11:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252942/آخرین-خبر-جایزه-قیصر-امین-پور-برگزیدگان-8آبان-اعلام-می-شوند ابراهیم گلستان 95 سال پیش در چنین روزی متولد شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253000/ابراهیم-گلستان-95-سال-پیش-چنین-روزی-متولد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) او را با بداخلاقی‌هایش می‌شناسند. معمولا از کسی تعریف نمی‌کند و تقریبا از همه هم دوره‌ای هایش بدگویی کرده است. حاشیه‌هایش همیشه زیاد بوده و معمولا کوچکترین حرف او تبدیل به یکی از جنجالی‌ترین موضوعات روز شده است. اما باید پرسید دلیل این همه توجه به او برای چیست؟ چرا با تمام این حرف و حدیث‌ها اهالی کتاب و ادبیات از یک سو و اهالی و دوست داران سینما از سوی دیگر او را در دل می‌ستایند؟ شاید جواب این سوال‌ها را بتوان در آثار او گرفت. کمتر کتاب‌خوانی هست که «آذر ماه، آخر پاییز»، «شکار سایه»، «جوی و دیوار و تشنه» و «مدومه»،«خروس» و «اسرار گنج دره جنی» را خوانده باشد و نثر و شیوه روایت او را عجیب و غریب ندانسته باشد. با اینکه گلستان را بیشتر به خاطر فیلم‌هایش می‌شناسند اما قطعا او در حوزه داستان نویسی هم حرفی برای گفتن دارد. گلستان به واسطه ترجمه‌هایی که انجام داده بود با ادبیات مدرن زمان خود آشنا بود و همین سبب تاثیرگذاری در شیوه نگارش او هم شد. نگارشی به سبک مدرن که با زندگی ایرانی تلفیق شده بود و نثری جذاب و جدید برای خواننده ایرانی به ارمغان ‌می‌آورد. نوشته‌های جذاب و جنجالی گلستان به داستان‌های او ختم نمی‌شود. حتا وقتی یکی از نامه‌های گلستان به هرکدام از آدم‌هایی که در آن دوران در استودیو گلستان رفت‌وآمد داشتند یا به هر نحوی به او مرتبط بودند، منتشر می‌شود به زودی در صدر اخبار و مباحث روشنفکری قرار می‌گیرد.  اوایل امسال مجموعه «نامه به سیمین» منتشر شد. نامه‌هایی که عباس میلانی آنها را منتشر کرده است و در مقدمه آن نوشته است: چند سال پیش، در دیداری با ابراهیم گلستان، سخن از آفت ساده‌انگاران پرمدعای گاه بی‌پروایی به میان آمد که نیم قرنی بر ذهن و زبان نسلی از ایرانیان نفوذ زیانبار داشته‌اند. از فردید و شریعتی و طبری سخن به میان آمد و طبعا پس از چندی، بحث به آل احمد هم کشید...آن شب پرسشم را تازه تمام کرده بودم که او از جا برخاست، به طرف یکی از میزهای کارش رفت و از کشویی، که امروز می‌دانم پر از دست‌نویس‌های چاپ‌نشده آثارش است، متنی بیرون کشید و به دستم داد. به تواضع گفت: «بعضی از این حرف‌ها را اینجا نوشته‌ام.»  این نامه‌‌ها نامه‌هایی است که گلستان به سیمین دانشور و در جواب او نوشته است. علاوه بر اینها کتاب‌هایی هم در در قالب گفت‌و گو با گلستان منتشر شده است. پرویز جاهد و حسن فیاد از کسانی هستند که گفت‌و گوهایی با گلستان انجام داده‌اند و آنها را در قالب کتاب منتشر کرده‌اند و این کتاب‌ها هم بلافاصلاه پس از انتشار در مرکز توجه جامعه روشنفکر قرار گرفتند. همانطور که اشاره شد، گلستان در ترجمه هم در روزگار خودش تاثیرگذار بوده است. «کشتی شکسته ها»، «زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر» نوشته ارنست همینگوی، «هاکلبری فین» نوشته مارک تواین و نمایش نامه «دون ژوان در جهنم» نوشته جورج برنارد شاور از جمله آثار به ترجمه ابراهیم گلستان هستند.  منتقدان همواره بر تاثیرگذاری ابراهیم گلستان در مقام یک فیلم ساز مولف در روند سینمای نوین ایران تاکید می‌کنند. او صاحب استودیو گلستان جنجالی‌ترین استودیوی فیلمسازی ایران بوده است که فیلم‌هایی چون  «خشت و آینه» و «اسرار گنج دره جنی» که دو فیلم داستانی و ماندگار او در تاریخ سینمای ایران هستند از آن بیرون آمدند . «از قطره تا دریا»، «چشم اندازها (اتش، آب و گرما، ...»، «موج و مرجان و خارا»، «تپه های مارلیک»، «گنجینه های گوهر»، «خراب آباد» و «خرمن و بذر» هم از جمله مستندهای گلستان است.  گلستان علاوه بر شخصیت روشنفکری و هنرمند خود به دلیل ارتباط با فروغ فرخزاد هم همیشه در مرکز توجه بوده است. ارتباطی که سال‌ها گلستان آن را تکذیب می‌کرد اما در نهایت با انتشار نامه‌هایی که فروغ برای او نوشته بود عملا این ارتباط را تایید کرد که البته جنجا‌ها و حرف و حدیث‌های زیادی هم درباره آن شد. به هر روی ابراهیم گلستان، امروز در آستانه 96 سالگی قرار دارد. سال‌هاست جلای وطن گفته و در کشوری بیگانه در خانه ای که بیشتر شبیه کاخ می‌دانندش زندگی می‌کند و هر از گاهی حرفی می‌زند و جنجالی به پا می‌کند. گلستان شاید یکی از جنجالی‌ترین هنرمندان تاریخ ایران باشد، معمولا همه حسی دوگانه به او دارند اما به هرحال ابراهیم گلستان کسی است که با بزرگترین هنرمندان معاصر هم دوره و همنشین بوده است، حافظه‌ای استثنایی دارد و با وجود سن بالا همچنان می‌تواند حرف‌هایی در حوزه ادبیات و سینما داشته باشد.   ]]> ادبیات Wed, 18 Oct 2017 05:15:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253000/ابراهیم-گلستان-95-سال-پیش-چنین-روزی-متولد ادبیات مکتوب نقص صنعت سینما را برطرف می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252976/ادبیات-مکتوب-نقص-صنعت-سینما-برطرف-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در افتتاحیه سی‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران مراسم روز کتاب و سینما با حضور محمدمهدی حیدریان، علیرضا داد، مجید غلامی جلیسه، هوشنگ مرادی کرمانی، سیدصادق موسوی، افشین داورپناه، شهرام اقبال‌زاده و جمعی از اهالی فرهنگ و سینما عصر سه‌شنبه (25 مهرماه 1396) در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.   محمدمهدی حیدریان، رئیس سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم اظهار امیدواری کرد: در سینمای آینده کشورمان بتوانیم بیش از گذشته از حوزه ادبیات و فرهنگ مکتوب بهره گیریم و به کمک آن نقصی که در سینما وجود دارد را برطرف کنیم.   وی افزود: داشتن نگاهی عمیق‌تر و حرکت بر مبنای حرکت‌های موردنیاز برای تبدیل یک پیام به تصویر با انس و الفت با کتاب به‌دست می‌آید و ما این مساله را در سینما دنبال می‌کنیم. حیدریان بیان کرد: یکی از این موضوعات انجام کارهای اختصاصی است تا بتوانیم از کف بالاتری شروع کنیم. ادبیات مکتوب به ما کمک می‌کند به مسایل مختلف سینمایی بهتر بپردازیم. حضور افرادی مانند هوشنگ مرادی کرمانی در این‌گونه مراسم‌ و همچنین در بنیاد فارابی به این معنی است که ما دل و چشم امید به کتاب بسته‌ایم تا کمک کند عقب ماندن در حوزه تصویر جهانی را سریعتر برطرف کنیم. سی‌و‌چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ۲۵ تا ۳۰ مهرماه سال‌جاری در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌‌شود و برنامه‌های بخش «کتاب و سینما»ی این جشنواره با همکاری موسسه خانه کتاب اجرا می‌شود. ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 16:58:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252976/ادبیات-مکتوب-نقص-صنعت-سینما-برطرف-می-کند نخستین همایش ملی «نشانه‌شناسی فرهنگی،هنروادبیات»برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252967/نخستین-همایش-ملی-نشانه-شناسی-فرهنگی-هنروادبیات-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) همایش مذکور با حضور دکتر نامورمطلق معاون صنایع دستی و هنرهای دستی، رایزن فرهنگی سفارت کشورهای فرانسه، ایتالیا و بلژیک، متخصصان خارجی از کشورهای فرانسه بلژیک و ایتالیا و اعضای حلقه نشانه‌شناسی ایران، اساتید، پژوهشگران و دانشجویان علاقه‌مند برگزار خواهد شد. این همایش به مناسبت صدمین سالگرد تولد آلژیرداس گرماس، نشانه‌شناس نامی فرانسوی لیتوانی تبار، از سوی گروه زبان و ادبیات فرانسه و همکاری معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار خواهد شد. بررسی و تحلیل ابعاد بینارشته‌ای علم نشانه‌شناسی مکتب پاریس، آشنایی با پژوهش‌های جدید در زمینه نشانه‌شناسی، روش‌شناسی، دعوت از متخصصان بین‌المللی و اساتید برجسته نشانه‌شناسی جهت تبادل نظر در حوزة پژوهش‌های جدید در این زمینه، آشنایی بیشتر با این علم نشانه‌شناسی و  پیاده‌کردن و شناساندن این علم بر فرهنگ، ادبیات و هنر جهت بومی‌سازی از اهداف اصلی این همایش دو روزه است.   رویکردهای نشانه‌شناختی، تاریخچه نشانه‌شناسی، نشانه‌شناسی فرهنگ، نشانه‌شناسی و متون ادبی، نشانه‌شناسی و هنرهای تجسمی، نشانه‌شناسی و معماری و شهرسازی، نشانه‌شناسی و آگهی‌های تبلیغاتی در صداوسیمای جمهوری اسلامی و نشانه‌شناسی فیلم و سینما محورهای اصلی همایش هستند.   این همایش روزهای شنبه و یکشنبه 29 و 30 مهرماه 1396 در تالار ابوریحان مرکز همایش‌های بین‌المللی برگزار می شود علاقمندان می توانند با شماره‌های  4ـ 29902233 تماس بگیرند.   ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 12:08:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252967/نخستین-همایش-ملی-نشانه-شناسی-فرهنگی-هنروادبیات-برگزار-می-شود فراخوان نهمین جشنواره ادبی «قند پارسی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252965/فراخوان-نهمین-جشنواره-ادبی-قند-پارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) شاعران و نویسندگان افغانستانی ساکن ایران، افغانستان و سراسر جهان می‌توانند آثار خود را با در نظر داشتن شرایط زیر به دبیرخانه‌ جشنواره بفرستند: ۱. دوره زمانی شرکت در این جشن‌واره، از ۲۰ میزان (مهر) تا ۳۰ عقرب (آبان) ۱۳۹۶ است. ۲. این جشنواره تنها در رشته‌ «شعر» (سنتی و آزاد) و «داستان کوتاه» برگزار می‌شود. ۳. تنها افراد زیر سی سال (متولدان اول حمل (فروردین) ۱۳۶۶ به بعد) می‌توانند در این جشنواره شرکت کنند. ۴. فرستادن آثار شرکت داشته در دوره‌های پیشین این جشنواره سبب حذف کامل شرکت‌کننده از فرایند داوری می‌شود. ۵. در بخش شعر، ۴ شعر پذیرفتنی است و بیش از آن حذف می‌شود. ۶. در بخش داستان، ۲ داستان پذیرفتنی است و بیش از آن حذف می‌شود. ۷. ‌همه آثار باید در قالب word و در یک فایل پیوستی (attachment)، تنها از طریق نامه الکترونیک (Email) به نشانی دبیرخانه فرستاده شود و عبارت «برای قند پارسی ۹» حتما در بخش موضوع (Subject) ثبت شود. ۸. اگر فردی در دو بخش شعر و داستان شرکت می‌کند، باید شعرها و داستان‌های خود را با رعایت مفاد بند هفتم، در قالب دو فایل پیوستی درون یک نامه الکترونیک بفرستد. ۹. مشخصات کامل صاحب اثر (شامل نام و نام‌ خانوادگی، تاریخ تولد، زادگاه، سکونت‌گاه کنونی، میزان تحصیلات، فهرست کتاب ادبی چاپ شده، نشانی پستی، تلفن تماس ثابت و تلفن همراه) در صفحه اول فایل وُرد پیوست شده آثار به صورت دقیق تایپ شود. ۱۰. اسکن دقیق و بدون خدشه از تصویر تذکره (شناسنامه) یا کارت شناسایی مهاجرت یا گذرنامه معتبر در فایلی جداگانه به همراه فایل آثار درون همان نامه الکترونیک فرستاده شود. ۱۱. هر شرکت‌کننده‌ای که یکی از شرایط یادشده را رعایت نکند و مشخصات نام‌برده، ناکامل و اسکن مدارک وی، مخدوش یا مجعول باشد، از فرایند داوری حذف می‌شود. به سه اثر برتر و سه اثر شایسته قدردانی در هر رشته، جایزه‌هایی به رسم یادبود اهدا خواهد شد. نشانی پست الکترونیک دبیرخانه‌ جشنواره به این شرح است:  qandparsi8@khane-adabiat.com https://t.me/rozshomar ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 11:55:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252965/فراخوان-نهمین-جشنواره-ادبی-قند-پارسی شعر ترکیه بعد از سال ۲۰۰۰ در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252964/شعر-ترکیه-بعد-سال-۲۰۰۰-شهر-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نوگرایی در شعر ترکیه با ناظم حکمت در سال ۱۹۲۹م. آغاز شد و انقلابی در شعر ترکیه ایجاد کرد. تاثیری که ناظم حکمت بر شعر ترکیه گذاشت مانند تاثیر نیما یوشیج بر شعر فارسی است که تاثیری بس بزرگ و به یاد‌ماندنی بود. چنان که شاعران بعدی با شجاعت بیشتری توانستند نوگرایی را ادامه بدهند. خوانندگان‌ ایرانیِ ادبیات ترکیه با نام‌های شاعرانی چون ناظم حکمت، اورهان ولی، اکتای رفعت، ملیح جودت و ... آشنایی دارند و آثار این شاعران به فارسی ترجمه و منتشر شده است. اما متاسفانه با تحولات ادبی و شعر امروز ترکیه در دو دهه‌ی گذشته آشنایی اندکی در ایران وجود دارد و ضروری است که مخاطبان و علاقه‌مندان ادبیات ایران و ترکیه با تحولات ادبی دو دهه‌ی اخیر در دو کشور بیشتر آشنا شوند. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه دوم آبان ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی و تحلیل «شعر ترکیه بعد از سال ۲۰۰۰»  اختصاص دارد که با حضور عثمان اوزباغچه و هاکان شرق‌دمیر (از شاعران امروز ترکیه)، ناصر فیض و اسماعیل امینی (از شاعران امروز ایران) در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. این نشست با همکاری موسسه‌ی یونس امره تشکیل می‌شود و قرار است که به طور پیوسته برنامه‌هایی برای معرفی ادبیات معاصر دو کشور در شهرهای ایران و ترکیه برگزار شود. ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 11:49:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252964/شعر-ترکیه-بعد-سال-۲۰۰۰-شهر-کتاب «هرابال یعنی تمام کتاب‌های خمیرشده دنیا» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252957/هرابال-یعنی-تمام-کتاب-های-خمیرشده-دنیا-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی «هرابال یعنی تمام کتاب‌های خمیرشده دنیا» نوشته نرگس مقدسیان با حضور فرحناز علیزاده، حسین ورجانی، رضا عابد و حسن اصغری در کتابخانه عمومی دکتر شریعتی نقد و بررسی می‌شود.    این کتاب در آذرماه سال 1394 از سوی انتشارات ارنواز منتشر شده است. این اثر سومین کتاب مقدسیان است. از دیگر آثار او می‌توان به «خوشه‌های اقاقیا» و «پشت تصویر مرد» اشاره کرد.   نشست نقد و بررسی «هرابال یعنی تمام کتاب‌های خمیرشده دنیا» ساعت 16 و 30 دقیقه یکشنبه 30 مهرماه 1396 برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای شرکت در این نشست می‌توانند به خیابان شریعتی بالاتر از پل سیدخندان، نرسیده به سه راه ضرابخانه، بعد از پمپ بنزین، کتابخانه عمومی دکتر شریعتی مراجعه کنند. ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 10:58:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252957/هرابال-یعنی-تمام-کتاب-های-خمیرشده-دنیا-نقد-می-شود ارسال اثر از 13 کشور دنیا برای دوسالانه نارنج http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252948/ارسال-اثر-13-کشور-دنیا-دوسالانه-نارنج به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمد بادپر مدیر اجرایی ششمین دوسالانه داستان کوتاه نارنج با اعلام اینکه اسامی نویسندگان راه‌یافته به مرحله‌ی نهایی ششمین دوسالانه داستان کوتاه نارنج دوشنبه اول آبان‌ماه منتشر خواهد شد گفت: داوری مرحله اولیه‌ی این دوسالانه چند روز دیگر به پایان خواهد رسید. وی با بیان اینکه از میان 1446 داستان 100 داستان به مرحله‌ی نهایی این دوسالانه راه پیدا خواهند کرد، افزود: اسامی تمامی شرکت‌کنندگان (822 نفر) در این دوسالانه در سایت ادبی نارنج قرار داده شده است. بادپر با اعلام اینکه اسامی برگزیدگان اول تا سوم و همچنین نفرات تقدیری در روز اختتامیه اعلام خواهد شد یادآور شد: مراسم اختتامیه این دوسالانه آخر آذرماه در تالار فردوسی شهرستان جهرم برگزار خواهد شد. مدیر اجرایی این دوسالانه درباره آمار این جایزه‌ی ادبی نیز گفت در ششمین دوسالانه‌ی نارنج 1446 اثر از 824 نفر و از 13 کشور ایران، امریکا، کانادا، افغانستان، انگلیس، آلمان، هلند، اتریش، ترکیه، امارات، بلژیک، سوئد و قطر دریافت شده است. بادپر با بیان اینکه از 160 نقطه کشور اثر به این دوسالانه ارسال شده است عنوان کرد: شهرهای  تهران با 186 نفر، شیراز با 62 نفر، مشهد با 43 نفر، اصفهان با 39 نفر، جهرم با 34 نفر، کرج با 24 نفر، استهبان با 20 نفر، تبریز با 16 نفر، کرمان با 16 نفر، همدان با 16 نفر، رشت با 13 نفر، قم با12 نفر، یزد با 12 نفر، کرمانشاه با 10 نفر و اهواز با 8 نفر، 15 شهری بودند که بیشترین شرکت‌کننده را داشتند. مدیراجرای این دوسالانه با اشاره به مشکلات این دوسالانه در دوره‌های پیشین از نظر تامین هزینه‌ها گفت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جهرم با همراهی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس تا جایی که توانسته‌اند از این دوسالانه که نام جهرم را در تمامی کشور مطرح کرده است حمایت کرده‌اند و ما از مسئولین محترم شهرستان انتظار داریم به این مسئله توجه کنند که این دوسالانه متعلق به شهرستان جهرم است و به هیچ گروهی تعلق ندارد بنابراین لازم است آنها با یک نگاه حمایت‌گردر کنار این دوسالانه قرار گیرند.   ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 09:15:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252948/ارسال-اثر-13-کشور-دنیا-دوسالانه-نارنج بخش عمده‌ اهالی سینما با کتاب بیگانه هستند/ اقتباس ادبی حاصل داشتن سینمایی کتاب‌خوان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252938/بخش-عمده-اهالی-سینما-کتاب-بیگانه-هستند-اقتباس-ادبی-حاصل-داشتن-سینمایی-کتاب-خوان علیرضا رئیسیان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ عنوان کرد:‌ بدون شک اقتباس ادبی می‌تواند کمک شایانی برای سینما باشد اما مشکلی که این وسط وجود دارد این است که بخش عمده‌ای از آثار تالیفی ما قابلیت تصویر شدن ندارند؛ چراکه یا مضمون و فضای آنها مناسب تصویر نیست، یا به قدری ویژگی‌های ادبی آنها زیاد است که نمی‌توان آن‌را نادیده گرفت و فیلم ساخت یا با نویسنده نمی‌توان به توافق رسید.   کارگردان فیلم «چهل سالگی» که این اثر را با اقتباس از یکی از آثار ناهید طباطبایی ساخته است ادامه داد: این سه مشکل اصلی‌ترین دلایلی است که باعث شده تا سینماگران کمتر به سراغ اقتباس آثار ادبی بروند. اگر شما دنبال‌کننده سینما یا ادبیات جهان باشید متوجه می‌شوید که در دنیا بعد از اینکه یک اثر ادبی مورد توجه مخاطبان کتاب قرار می‌گیرد، بلافاصله سینماگران به دنبال اقتباس از آن اثر می‌روند؛ چراکه اقتباس جایگاه ویژه‌ای در سینمای جهان دارد.   رئیسیان با اشاره به تفاوت‌های سینما و ادبیات گفت: دنیای سینما با ادبیات بسیار متفاوت است؛ بنابراین ما باید در این شرایط به یک رابطه درست و منطقی بین سینما و ادبیات برسیم؛ روابطی که در این سال‌ها کمتر شاهد برگزاری آن بوده‌ایم.این روابط بدون شک در نشست‌های مشترک میان اهالی سینما و ادبیات ایجاد می‌شود.   برگزیده جایزه ویژه هیات داوران شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فجر افزود:‌ البته این فقدان با چند سخنرانی و برگزاری دو مراسم در سال حل نمی‌شود و باید این دو قشر در قالب میزگرد و نشست‌هایی به بحث و گفت‌وگو با هم بپردازند؛ چراکه یکی از مشکلات بزرگ ما این است که بخش عمده‌ از اهالی سینما با کتاب بیگانه هستند و اقتباس ادبی حاصل، داشتن سینمایی کتاب‌خوان است.   رئیسیان با اشاره به علاقه زیادش به کتاب عنوان کرد: من اعتیاد به کتاب دارم و حتی میزان مطالعه‌ام از میزان فیلم دیدنم بیشتر است اما متاسفانه در بین سینماگران کمتر علاقه و انگیزه‌ای برای کتاب‌خوانی وجود دارد؛ چه برسد به آنکه آثار را بخوانند و به فکر ساخت فیلم از میان این همه کتاب خوب باشند. شاید جالب باشد که بدانید منبع اصلی من در سینما کتاب است و امیدوارم که این فرهنگ در سینمای ما رایج شود.       ]]> هنر Tue, 17 Oct 2017 07:02:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252938/بخش-عمده-اهالی-سینما-کتاب-بیگانه-هستند-اقتباس-ادبی-حاصل-داشتن-سینمایی-کتاب-خوان رونمایی از کتاب صوتی شعرهای خسرو سینایی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/252260/رونمایی-کتاب-صوتی-شعرهای-خسرو-سینایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب صوتی «یادگاری» شامل شعرهایی از خسرو سینایی فیلمساز باسابقه سینمای ایران است. علاوه بر شعرها، او موسیقی متن این اثر را هم نوشته و به همراه محمدرضا اسماعیلی، حسین تذهیبی و رسام لردکانی اجرا کرده است. خوانش شعرهای «یادگاری» را مهرداد اسکویی و خسرو سینایی بر عهده داشته‌اند. ۲۷ شعر انتخابی از مجموعه شعرهای سینایی در قالب ۱۳ قطعه در این مجموعه گنجانده شده است؛ شعرهایی که حاصل نیم قرن ذوق شاعرانگی این کارگردان سینماست و از سال ۱۳۳۴ آغاز می‌شود و در سال ۱۳۹۴ پایان می‌یابد. رونمایی از کتاب صوتی «یادگاری» روز شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ از ساعت ۱۷:۳۰ با حضور خسرو سینایی، مهرداد اسکویی و دیگر عوامل تولید کتاب در تماشاخانه پالیز، واقع در خیابان کریم‌خان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)،‌ خیابان سپند، پلاک ۶۹ برگزار می‌شود. کتاب صوتی «یادگاری» به همت نوین کتاب گویا منتشر و روانه بازار کتاب شده است. بنا بر اعلام، حضور در این مراسم برای همه علاقه‌مندان آزاد و رایگان است، اما به دلیل اجرای متفاوت این آیین رونمایی، حضور مخاطبان از ابتدای برنامه ضروری است.     ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 06:37:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/252260/رونمایی-کتاب-صوتی-شعرهای-خسرو-سینایی نهمین شماره مجله سیاه مشق با پرونده ادبی امین فقیری منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252936/نهمین-شماره-مجله-سیاه-مشق-پرونده-ادبی-امین-فقیری-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این شماره که با عکس روی جلدی از امین فقیری و یادداشتی از سردبیر،پیرامون بحران مخاطب آغاز می‌شود، بخش های زیر را می خوانیم:  در بخش ادبیات ایران، داستان هایی از امین فقیری، انوشه منادی، حسین رحیمی، بهاره بیات، همچنین اشعاری از علی باباچاهی، سیمین رهنمایی، احمد دریس، سولماز نراقی، م.فرجام، تارامحمدصالحی، حیاتقلی فرخ منش و منصور مرید آمده است. بخش ادبیات جهان شامل داستان هایی از ایمی لابری ( ترجمه ی جلیل جعفری)، کورت ونه گات ( ترجمه ی راضیه رحمانی )شعر و داستانی از کاترین منسفیلد( ترجمه ی پژمان طهرانیان) و اشعاری از ماریناتسوتایوا ( ترجمه ی محسن توحیدیان ) است. "درنگی در دهکده پرملال" عنوان پرونده ادبی امین فقیری در این شماره است که داریوش احمدی، مسعود هوشیار در همین بخش و محمدرضا ایوبی و مجتبا نریمان در بخش نقد به بررسی و نوشتار پیرامون شخصیت ادبی و آثار این نویسنده جنوبی پرداخته اند. در ادامه ی پرونده این شماره بخش گفت‌وگو نیز به گپ و گفت مفصلی با امین فقیری از آغاز تا کنون اختصاص یافته است که این گفت‌وگو را مصطفا راحمی و مجتبا فیلی انجام داده‌اند. عشق،شوالیه ای در برابر شر (رضا قنبری)، قصر کافکا رمانی برای خندیدن به مضحکه واقعیت(نسیم خاکسار)،تئاتر و دلالت نوشته ی رولان بارت(ترجمه محسن موحدی زاد)،گلشیری و فرمالیسم روسی(1) (ح.ج.آموزگار) لوئیس بونوئل و سیاست های ابراز وجود از جولی جونز(ترجمه ی لیلا عبدالهی اقدم)،رمانی چون موشک(ترجمه فهیمه الویریان) و روایتی متافیزیکی از جهان باقی(مجتبا گلستانی) بخش مقالات و نقد این شماره را شامل می‌شوند. در بخش میراث مقالاتی پژوهشی با عنوان  زنان در نگاره‌های دوران باستان خوزستان از مجتبا گهستونی و پیشینه تاریخی قلعه تل باغملک از قباد باقری آمده است. برداشت آزاد، عنوان بخش انتهایی مجله است که ضمن معرفی چند عنوان کتاب، یادداشت هایی آزاد از ابراهیم بهمئی،مجتبا نریمان و سروش انشان آنرا تشکیل می دهد. گفتنی است این شماره از ماهنامه ی سیاه مشق همچون گذشته به همت غلامرضا رضایی ( دبیر ادبیات ایران ) محمد حیاتی ( دبیر ادبیات جهان )، مجتبا نریمان (دبیر تئاتر و سینما)، همکاری مصطفا راحمی و مجتبا فیلی و سردبیری سیروس ممبینی ، در 160 صفحه و قیمت 7000 تومان روانه ی بازار نشر شده است .   ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 06:22:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252936/نهمین-شماره-مجله-سیاه-مشق-پرونده-ادبی-امین-فقیری-منتشر اولین رمان علمی - تخیلی ایرانی در 200 نسخه تجدید چاپ شد/ زنده شدن صنعتی‌زاده به وسیله دستگاه جانکاس http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252893/اولین-رمان-علمی-تخیلی-ایرانی-200-نسخه-تجدید-چاپ-زنده-شدن-صنعتی-زاده-وسیله-دستگاه-جانکاس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «رستم در قرن بیست و دوم» در ابتدا به تدریج و به صورت پاورقی در روزنامه‌ی «شفق شرخ» (در دوره‌ی مدیرمسئولی مایل تویسرکانی) چاپ شد. این اثر برای اولین بار به صورت کتاب در سال 1313 منتشر شد. «رستم در قرن بیست و دوم»، را اولین رمان علمی-تخیلی زبان فارسی می‌دانند. این رمان پس از 83سال فقط در 200جلد تجدید چاپ شده است.   مهدی گنجوی، ویراستار ایرانی ساکن کانادا که به همراه همسرش مهرناز منصوری کار ویراستاری این کتاب را انجام داده است در گفت‌وگو با ایبنا عنوان کرد: جمالزاده در 1316 پیش‌بینی کرده بوده که یک روز عبدالحسین صنعتی‌زاده دوباره زنده خواهد شد. او در «دیباچه»‌ای که بر کتاب «رستم در قرن بیست و دوم» (1313) نوشت با اشاره به شخصیت جانکاس و ماشین تجسم ارواح در این اثر به صنعتی‌زاده هشدار می‌دهد: «اگر از این پس کمافی‌السابق تشنگان علم و ادب را از زلال گوارای قلم شیرین خود سیراب ننمایند به وسیله همین دستگاه جانکاس در روزگاران آینده دوباره زنده شده و طرف مواخذه سخت دوستان و ارادتمندان واقع خواهند گردید». او ادامه داد: آنچه که جمالزاده به لطف و تعارف نوشت، اما در واقعیت به شکل دیگری رخ داد. حال این ما آیندگان هستیم که بعد از 83 سال با خواندن کتاب او که بیش از شش دهه نایاب بوده صنعتی‌زاده را احیا می‌کنیم. احیای صنعتی‌زاده، جالب است که بگویم درست به همان روشی ممکن شده که در کتاب «رستم در قرن بیست و دوم» دستگاه به یافتن مردگان در کیهان می‌پردازد: از طریق یافتن «صدای» مردگان. و درست همین «صدای» متمایز صنعتی‌زاده در تاریخ ادبیات فارسی است که او را در قامت یک فیگور ادبی متمایز و متنوع زنده می‌کند. ‌ این ویراستار با اشاره به نگاه تئوریک به آینده گفت: آیا ما به نگاه تئوریک به آینده نیازمندیم؟ نیما یوشیج در نقد خود بر کتاب «رستم در قرن بیست و دوم» (1313) می‌نویسد: «علما معتقدند که نطفه تشکیلات کنونی در ضمن حرکت تناقضی دوره‌ی حالی ست، بنا به این یک راه قرابت و آشنایی بین مولود اجتماعی امروزه و مولود که بعدها جای او را در نتیجه فعالیت او و خودش خواهد گرفت باز می‌شود».  بنا بر این نیما بر آن بود که آینده‌شناسی ایدئالیستی لاجرم به «فانتری» منجر می‌شود و ماتریالیسم تاریخی روش درست تخیل «آینده»‌ و در نتیجه مبنایی نظری برای رمان علمی‌تخیلی است.‌ او افزود: تخیل جهان‌نگر، متنوع و سیال صنعتی‌زاده چگونه در این دسته‌بندی قرار می‌گیرد؟ خواندن «رستم در قرن بیست و دوم»  هشت دهه بعد از اولین انتشارش هنوز سرگرم‌کننده و غافلگیرکننده است. این کتاب ظهور ادبیات علمی‌تخیلی فارسی را از دل ادبیات مشروطه و توسط یکی از میراث‌بران مستقیم تفکر مشروطه، یعنی عبدالحسین صنعتی‌زاده نشان می‌دهد. صنعتی‌زاده میراثی که از ادبیات مشروطه و به خصوص آثار و تفکرات میرزا آقا خان کرمانی برده است با تخیل سینمایی ، علم‌خوانده و جهان‌نگر خود تلفیق کرده است. این کتاب در ضمن کوشش صنعتی‌زاده در طرح‌ریزی روایتی در ترویج نظم علم‌گرا و فراملی است. این ایده‌ کمی بعد در اثر دیگر او «فتانه اصفهانی یا فرشته صلح» (۱۳۲۱) به ترویج گفتگو برای خلق نظمی خارج از چارچوب پدرسالاری و با رهبری یک زن ایرانی انجامید. من یقین دارم «رستم در قرن بیست و دوم» و عبدالحسین صنعتی‌زاده علاقه‌مندان به ادبیات ناشناخته مدرن فارسی را هیجان‌زده خواهند کرد.» انسان کاملاً نمی‌میرد محمدعلی جمال‌زاده، داستان‌نویس مطرح کشورمان در پاییز 1316 یادداشتی درباره این اثر نوشته است که در بخشی از این یادداشت می‌خوانیم: «امروز هرکسی را به زبان فارسی کتابی نوشت و منتشر ساخت باید مستحق تمجید و تحسین دانست. علی‌الخصوص که مانند مؤلف محترم این کتاب دارای قوه‌ی تصور جوال و فکر‌ازاد و زبان روان و دلپذیر و ساده‌ای نیز باشد. تالیفات متعدد آقای صنعتی‌زاده بهترین معرف ایشان است و این جوانِ تاجرِ نویسنده، یعنی محبوب خالق و محب مخلوق، محتاج به معرفی احدی نیست ولی نظر به لطف و تفقدی که در حق این بنده دارند خواستند اسم حقیر نیز در آغاز این کتاب در جنب نام نامی ایشان بیاید تا نشانه‌ای باشد از یگانگی معنوی که در بین موجود و مایه‌ی سرور و شادمانی نگارنده‌ی این سطور است. تابه‌حال بیشتر تألیفات آقای صنعتی‌زاده عبارت بوده است از داستان‌های تاریخی یعنی یکی از وقایع عمده‌ی تاریخ ایران را به یاریِ قوه‌ی تصور شگفت‌انگیزی که خداوند به ایشان عطا فرموده با حوادث دلنشینی که آفریده‌ی فکر بدیع و اندیشه‌ی ژرف خود ایشان است به هم آمیخته و از آن قصه و حکایتی می‌سازند که برای شخص خواننده هم متضمن فواید و منافع تاریخی است و هم مایه‌ی تفریح و تفنن خاطر. در «داستان رستم در قرن بیست و دوم» جنبه‌ی تاریخی داستان در مقابل جولان تصور و اندیشه‌ی مؤلف محترم تحت‌الشعاع واقع گردیده و نظر ایشان در ساختن این قصه بیشتر نشان دادن ترقیاتی است که در قرون اخیره در شئون اجتماعی نصیب نوع بشر گردیده و در پرتو آن کار به جایی رسیده که حتا رستم دستان هم که در زمان قدیم مظهر کمال بوده در برابر مردم عصر جدید خود را خوار و زبون می‌بیند. آیا آقای صنعتی‌زاده در این عقیده ذی حق هستند یا نه موضوعی است که شرح و بیان آن مفصل و از حوصله‌ی این دیباچه‌ی مختصر بیرون است ولی تا آنجای که غرض ایشان اثبات قدرت مردم امروزه‌ی دنیا است نسبت به مردمان قدیم، تصور نمی‌رود احدی با ایشان مخالف باشد. همه می‌دانیم که یک نفر آدم معمولی امروز مثلا یک نفر بقال و حتا یک نفر کارگر روزمزد فرنگی (و حتا ایرانی) در سایه‌ی ترقیات  کشفیات و اختراعاتی که در این دو سه قرنِ اخیر نصیب نوع بشر گردیده از لحاظ زندگی مادی از یک نفر آدم خیلی متمول پانصد سال قبل و حتی از پادشاهان عهد قدیم بیشتر راحتی و رفاه دارد. این مسئله به اندازه‌ای واضح و هویدا است که محتاج به دلیل و برهان زیاد نیست. هرکدام از ما اگر در خیال خودمان را فقط در ظرف یک هفته از نعمات تمدن و آثار آن و هدایای ترقیات این دو سه قرن اخیر از قبیل صابون و ساعت، کتاب و کبریت و گنه‌گنه و شیشه و پنجره و مداد و هزار چیز دیگر از همین نوع محروم ببینیم بلاشک توحش نموده و تازه متوجه قدر قیمت این اشیا و اسباب می‌گردیم. چقدر به‌جا خواهد بود که آقای صنعتی‌زاده در تکمیل کتاب «رستم در قرن بیست و دوم» حکایت دیگری نیز بنویسند در وصف حال و بنیان استیصال فلان خان یا تاجر و یا مثلا فلان عضو اداره که مدام به تمدن اروپا ایراد می‌گیرد و ی روز صبح وقتی از خواب بیدار می‌شود می‌بیند جن یا دست غیب دیگری تمام اشیاء و اسبابی را که فرنگی‌ها در اثر ترقیات و کشفیات علمی و فنی این دو سه قرن اخیر ساخته‌اند از منزل و اداره و دوروبر و معبر او ربوده و به‌جای آن‌ها چیزهایی گذاشته از قبیل سنگ چخماق و ساعت آبی و غیره که مخصوص اجداد و آباء ما بوده و به تدریج از میان رفته است. ... ... آقای صنعتی‌زاده در کتاب «رستم در قرن بیست و دوم»‌ شمه‌ای از ترقیات و کشفیاتی را که در آینده نصیب نوع انسان خواهد گردید نشان داده‌اند و دستگاه مرده‌زنده‌کنی جانکاس معلم در واقع عبارت است از همین دستگاة‌هایی که بعضی از آن‌ها از قبیل دستگاه تلویزیون رادیو و ضبط صوت و سیما و حرکات (عکاسی سینما توگراف)، دستگاه ضبط فکر و خیال (چاپخانه) امروز موجود است و بعضی دیگر هم لابد کم‌کم اختراع خواهد گردید و آن‌وقت است که می‌توان گفت انسان کاملاً نمی‌میرد و به وسیله‌ای این دستگاه‌های غریب و عجیب می‌توان دوباره او را زنده نمود. آقای صنعتی‌زاده نیز باید بدانند که اگر از این پس کما فی‌السابق تشنگان علم و ادب را از زلال گوارای قلم شیرین خود سیراب ننمایند به وسیله‌ی همین دستگاه جانکاس در روزگاران آینده دوباره زنده شده و طرف مؤاخذه‌‌ی سخت دوستان و ارادتمندان واقع خواهند گردید و ما علی‌الرسول الی البلاغ.»     فانتزی نویسنده جای تاریخ قضاوت کرده است همچنین نیما یوشیج در 20 اسفند 1314 در یادداشتی به این اثر پرداخت. در بخشی از این یادداشت آمده است: «رمان شما را خواندم. ترکیبات آن برحسب فانتزی‌های شخصی است برای مشغولیات خواننده. از طایفه‌ی افکار «مجمع دیوانگان» شماست. یعنی یک تجاوز از حدود آن چیزهایی که ما را مشغول می‌دارد و هیچ‌کدام قابل اطمینان نیستند بلکه کاملاً اجزا و مشهودات دنیایی تکمیل‌شدنی و اصلاح‌پذیر جلوه می‌کنند. جز اینکه در این رمان دو قرن جلو رفته‌اید و قدرت فکری و مادی انسان خیلی از شما دلربایی کرده است. چنان‌که در ص [4] {صفحه 11 ویرایش حاضر} خودتان می‌گویید: «مشاهده‌ی تجسم جسم و روح به‌نوعی حیرت‌انگیز بود که ثابت می‌نمود قدرت انسان بالاترین قدرت‌ها و مقررات می‌باشد.» اگر کلمات «روح در میان میلیاردها ارواح مردگان» و امثال آن بوی ایده‌آلیزم را به افکار می‌دهد اساس این نقطه‌ی مجذوبیت را متزلزل نمی‌ساخت، قدرت انسانی حائز جنبه‌ی حقیقی یعنی مادی خود واقع شده و با طرز تفکر مادی که لازمه‌ی تفکر امروزی است، آن را قابل‌قبول‌تر به میان گذاشته بودید. به عبارت آخری معنی «ارواح مردگان» مباینت کلی با اساس این عقیده دارد که قدرت انسانی می‌تواند بالاترین قدرت‌ها واقع شود. زیراکه این قدرت به این اندازه که نظر ما را جلب می‌کند حاصل توفق مادی و تصرفات در جهان مادی است و با دریافت این قدرت، ارتباط انسان با ارواحی که سال‌ها و قرن‌ها زندگانی خود را ادامه داده‌اند قابل دقت و توجه واقع می‌شود که از چه راه می‌تواند بوده باشد. به همین واسطه است که بعضی مسائل در شما قطعی جلوه کرده بدون آنکه تردید‌آمیز واقع شود، از قبیل مسئله‌ی شرکت جانکاس با دولت در ص {109} . در ضمن شرکت مزبور درخصوص ثروت، ارزش شمش‌های طلا در این دوره هنوز به حال خود باقی است و فانتزی‌های شخصی نویسنده مثل نتایج واقعی تاریخی و اجتماعی در دویست سال بعد ارائه داده شده است. در واقع به جای تاریخ، فانتزی نویسنده است که قضاوت کرده است.»     از یادداشت بزرگان که بگذریم فصل سی‌ و دوم کتاب «روزگاری که گذشت»، اتوبیوگرافی به قلم صنعتی‌زاده کرمانی (نشر ابن سینا/ صفحه 320 تا 322) پرداخته است. در بخشی از این اتوبیوگرافی درباره داستان نگارش این اثر می‌خوانیم: «معمولاً رمان‌هایی را که گاهی نوشته و می‌نویسم از صد و پنجاه صفحه کمتر نمی‌شود. روزی تصمیم‌گرفتم برای امتحان داستان‌های کوچکی را که بیشتر از چند صفحه نشود بنویسم و پهلوانان داستان را رستم و جانکاس تعیین کرده، ده دوازده صفحه را نوشته بودم که آقای مایل تویسرکانی که آن اوقات سردبیر روزنامه‌ی «شفق سرخ»‌ بود از راه رسید. آنچه نوشته بودم به دستش دادم. پس از مطالعه گفت: «اجازه می‌دهید این را بدهم در روزنامه چاپ نمایند؟» گفتم:‌ «مختار هستید.» روز بعد تصادفا چشمم به پاورقی روزنامه «شفق سرخ» افتاد. آنچه روز پیش نوشته بودم آقای مایل چاپ کرده و در مقدمه آن نوشته بود اخیرا صنعتی‌زاده کرمانی اثر جاویدانی به نام «رستم در قرن بیست و دوم» نگاشته از خود به یادگار باقی گذارده، ما این اثر و کتاب را در پاورقی روزنامه «شفق سرخ» به‌تدریج چاپ می‌نماییم. بسیار تعجب کردم که چگونه این آقا با آنکه می‌دانست بیشتر از شش هفت صفحه از این داستان نوشته نشد چنین مطالبی را از پیش خود درج کرده است. در همان اثنا آقای مایل رسید و روی همان عدل‌های قالی نشست پرسید: «روزنامه امروز ما را دیدی؟» با حیرت گفتم: «بلی. اما آقا این چه کاری بود! بنده که چین اثر جاویدانی ننوشته‌ام.» شروع به خندیدن کرده و گفت: «من تو را می‌شناسم. خیلی هم خوب خواهی نوشت. حالا بگو دیگر هیچ چیزی نوشته و موجود داری؟» از تشویق آن مرحوم تشکر کرده، وعده دادم دنباله‌ی آنچه چاپ کرده‌اند ادامه داده بنویسم و همان روز ساعت هفت بعدازظهر آنچه نوشته بودم برای آقای مایل فرستادم. در روزهای بعد نیز به اندازه‌ی پاورقی روزنامه باقی کتاب را نوشته می‌فرستادم و چاپ می‌شد. بیشتر تعجبم در این بود که مطالب کتاب را قبلاً در دماغ خود حاضر و آماده کرده‌ام. نمی‌دانم چه چیز سبب می‌شد هر مطلبی به این سهل و آسانی به قلمم جاری می‌گردید. ... عاقبت کار نویسندگی و این پاورقی روزنامه به اینجا کشیده صبح‌ها که به بازار می‌امدم در جلو حجره‌ام آقای مایل را منتظر می‌یافتم و به اتفاق درب حجره را بازکرده و او روی عدل‌های بازنشده قالی می‌نشست و سیگار می‌کشید و من قلم و کاغذ برداشته آنچه از روز قبل تا آن ساعت فکر کرده بودم می‌نوشتم و به دستش می‌دادم. یک روز گفت شب قبل در توی رختخواب به یاد کتاب تو و شیرین کاری‌هایی که در آن به کار می‌بری افتادم و قسمتی از این داستان در نظرم مجسم گردید. به نوعی خنده‌ام گرفت که از قاه قاه خندیدنم خانواده‌ام در تعجب ماندند. از ان موقع هم برایم عادتی شد، هر موقع کتابی را نوشته‌ام معمولم این است که شانزده هفده صفحه را نوشته به چاپخاه بدهم، پس از تصحیح و چاپ شدن آن صفحات باز شازنده صفحه‌ی دیگر را می‌نویسم و به این کار چنان عادت کرده‌ام که اگر چاپ شده آنچه روز قبل نوشته‌ام مشاهده نکنم خوب از عهده ادا مقصود برنمی‌آیم.»   رمان «رستم در قرن 22»، اثر عبدالحسین صنعتی‌زاده که 83 سال پیش منتشر شده بود، با ویراستاری مهدی گنجوی و مهرناز منصوری در 160 صفحه، شمارگان 200 جلد و به‌بهای 12 هزار تومان توسط انتشارات نفیر راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 06:02:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252893/اولین-رمان-علمی-تخیلی-ایرانی-200-نسخه-تجدید-چاپ-زنده-شدن-صنعتی-زاده-وسیله-دستگاه-جانکاس هم‌اندیشی با موضوع ویرایش با حضور حسین سناپور http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252928/هم-اندیشی-موضوع-ویرایش-حضور-حسین-سناپور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست هم‌اندیشی «ویرایش ادبیات داستانی تالیفی» از سلسله هم‌اندیشی‌های ویرایش با حضور حسین سناپور، رضا جعفری و محمد حسینی در انتشارات فنی ایران برگزار می‌شود. موضوع این جلسه ویرایش در صنعت نشر ایران است که سابقۀ چندانی ندارد و ویرایش آثار داستانی به عنوان تخصصی در این حوزه به مراتب کمتر جا افتاده و پذیرفته شده است. این گونه از ویرایش در نشرهای پویا و توسعه‌یافته فرایندی سازنده است که به بازاندیشی و بازآفرینی اثر داستانی می‌انجامد و خلاقیت نویسنده را پرورش می‌دهد. در این هم‌اندیشی ضرورت و ویژگی‌های ویرایش تخصصی آثار داستانی بررسی شده و موانع و مشکلاتی که در روند شکل گرفتن رابطه‌ای خلاق میان داستان‌نویس و ویراستار وجود دارد، مورد بحث قرار می‌گیرد. این نشست، روز چهارشنبه 26 مهرماه ساعت 16:30 در انتشارات فنی ایران واقع در خیابان میرعماد برگزار می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این نشست با شمارۀ 88505055 داخلی‌های 1200، 1121 و 1129 تماس بگیرند. ]]> ادبیات Tue, 17 Oct 2017 05:44:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252928/هم-اندیشی-موضوع-ویرایش-حضور-حسین-سناپور هوشنگ مرادی‌کرمانی مهمان ویژه جشنواره فیلم کوتاه تهران شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252911/هوشنگ-مرادی-کرمانی-مهمان-ویژه-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هوشنگ مرادی کرمانی به عنوان مهمان ویژه بخش «کتاب و سینما»ی سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم کوتاه تهران فردا در افتتاحیه این جشنواره حضور خواهد داشت. بر اساس این خبر این بخش از جشنواره که به اقتباس‌های ادبی و سینما اختصاص دارد، با همکاری موسسه خانه کتاب اجرا می‌شود و هوشنگ‌مرادی کرمانی به عنوان کسی که«قصه‌های مجید» را در یاد همه ایرانیان حک کرده است و یکی از معروف ترین اقتباس‌ها از اثر او صورت گرفته، در این مراسم حضور خواهد داشت. همچنین در این مراسم از سه کتاب «جستارهایی دربارۀ فیلم کوتاه»، «ساختن یک فیلم کوتاه» و «دربارۀعکاسی»که هرسه کتاب درسنامه‌هایی برای آموزش تهیه  فیلم کوتاه و عکاسی است و به شیوه‌‌ای خلاقانه وکاربردی نگاشته شده‌ است، رونمایی می‌شود. سی‌و‌چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ۲۵ تا ۳۰ مهرماه سال‌جاری برابر با ۱۷ تا ۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ به دبیری سیدصادق موسوی در پردیس سینمایی ملت برگزار خواهد شد. ]]> ادبیات Mon, 16 Oct 2017 13:39:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252911/هوشنگ-مرادی-کرمانی-مهمان-ویژه-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران موضوعات دم‌دستی جای آثار ارزشمند اقتباسی را گرفته است/ادبیات ما پتانسیل‌های بسیار خوبی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252915/موضوعات-دم-دستی-جای-آثار-ارزشمند-اقتباسی-گرفته-ادبیات-پتانسیل-های-بسیار-خوبی یدالله صمدی به مناسبت روز «کتاب و سینما» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عنوان کرد: آخرین تجربه کاری من اثری اقتباسی به نام «پدر آن دیگری»‌ بود که اقتباسی از رمانی با همین عنوان اثر پرینوش صنیعی است. به اعتقاد من این اثر کار بسیار ارزشمندی بود که متاسفانه مورد حمایت بهزیستی و دیگر نهادها قرار نگرفت و تنها 50 درصد از هزینه‌های آن توسط موسسه فارابی پرداخت شد. او ادامه داد: من این اثر را 12 سال پیش از نویسنده خریداری کردم و با اینکه اثر ممتاز ادبی بود اما هیچ کدام از تهیه‌کنندگان خصوصی حاضر نشدند در این پروژه سرمایه‌گذاری کنند و همین قضیه باعث شد که تا به امروز به عوامل این کار بدهکار باشم.   این کارگردان مطرح سینمای ایران با گلایه از عدم حمایت مسئولان گفت: متاسفانه دوستان به دنبال محتوا نیستند و برای کارهایی که سال‌ها روی آن تمرکز شده است، وقت نمی‌گذارند و حمایت نمی‌کنند. این فیلم در سال 94 همراه با فیلم «محمد رسول الله» اکران شد اما به دلیل توجه بسیار به آن فیلم، «پدر آن دیگری»‌ در اکران موفق نبود، در حالی که کار قابل قبولی بود. او ادامه داد: ادبیات ما پتانسیل‌های بسیار خوبی دارد و ما نیز کارهای قابلی قبولی مانند «گاو»، «خاک»، «تنگسیر» و «خواهران غریب» را به وسیله آن راهی سینماها کرده‌ایم اما متاسفانه از کارهای ارشمند حمایت نمی‌شود و نمونه بارز آن همین کار «پدر آن دیگری»‌  که واسطه آن من بدهکار و بیکار شده‌ام.   صمدی با اشاره به آثار قابل قبول ادبیات داستانی گفت: ما کارهای قابل قبول در ادبیات داستانی داریم اما این روزها همه دنبال کارهای بازاری هستند. بارها پیشنهاداتی به من شده است اما من خودم را به دلیل فیلم ساختن نمی‌فروشم و دوست ندارم که به عشق‌های پسر و دختری و تلخ‌گویی از شرایط کشور بپردازم. خوشبختانه پرداختن به موضوعات نه در سلیقه و نه در توان من است. این کارگردان کشورمان با اشاره به سلیقه تهیه‌کنندگان خصوصی و مسئولان هنری عنوان کرد:‌ این روزها موضوعات دم‌دستی جای آثار اقتباسی و ادبی را گرفته است و من دنبال کارهای ارزشمند هستم و نمونه آن را می‌توانید در کارهای آذربایجانی من مشاهده کنید اما متاسفانه شرایط طوری است که کار ارزشمند و متن قوی جایگاهی برای حمایت ندارد.  عنوان روز «کتاب و سینما»، نامی است که بر روز نخست جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، نهاده‌شده‌است؛ نکوداشت روز «کتاب و سینما»، روز سه‌شنبه 25 مهرماه از ساعت 21-15 در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌شود.  ]]> ادبیات Mon, 16 Oct 2017 11:59:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252915/موضوعات-دم-دستی-جای-آثار-ارزشمند-اقتباسی-گرفته-ادبیات-پتانسیل-های-بسیار-خوبی اصلاحیه‌ای بر نامزدهای جایزه احمد محمود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252914/اصلاحیه-ای-نامزدهای-جایزه-احمد-محمود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از دبیرخانه‌ جایزه‌ احمد محمود، کتاب «اندوهان اژدر» که پیش‌تر به عنوان یکی از 10 مجموعه‌ی راه‌یافته به مرحله‌ دوم این جایزه اعلام شده بود، در سال ۱۳۹۴ منتشر شده است و از آن‌جایی که این دوره از جایزه، به کتاب‌های سال ۹۵ اختصاص دارد، از رقابت کنار گذاشته شد. از نظر امتیازبندی کتاب‌ها در دور نخست، مجموعه‌ «لب‌خوانی» نوشته‌ ابوذر قاسمیان از انتشارات نگاه، نسبت به سایر مجموعه‌ها بالاترین امتیاز را کسب کرده است و به طور طبیعی جایگزین «اندوهان اژدر» می‌شود. دیگر نامزدهای بخش مجموعه داستان جایزه ادبی احمد محمود به این شرح اعلام شده است: افشاربندان. محسن حکیم‌معانی. ثالث        بارش سفره‌ماهی. سروش چیت‌ساز. مرکز        بگو یک. مجید دانش‌آراسته. سمام        بی‌باد و بی‌پارو. فریبا وفی . چشمه        جغرافیای اموات. محسن فرجی. آموت        خانه‌ کوچک ما. داریوش احمدی. نیماژ        گربه‌ ساکن چنار. محمد بکایی. ثالث        همین امشب برمی‌گردیم. پیمان اسماعیلی. چشمه        هیولاهای خانگی. فرشته احمدی. ثالث   همچنین فهرست الفبایی ۱۰ رمان راه‌یافته به مرحله‌ دوم این جایزه به این شرح است:  آداب دنیا.  یعقوب یادعلی نشر چشمه،        آناتومی افسردگی. محمدطلوعی. افق        بهشت و دوزخ. جعفر مدرس صادقی. مرکز        بیست زخم کاری. محمود حسینی‌زاد .چشمه        تپه‌ خرگوش. علی‌اکبر حیدری. روزنه        سوگواری برای شوالیه‌ها. مرتضی کربلایی‌لو. ققنوس        کوچه‌ ابرهای گمشده. کورش اسدی. نیماژ        گاوهای برنزی. محمدآصف سلطان‌زاده. چشمه        ناتمامی. زهرا عبدی. چشمه        یک پرونده‌ کهنه. رضا جولایی. آموت     ]]> ادبیات Mon, 16 Oct 2017 11:42:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252914/اصلاحیه-ای-نامزدهای-جایزه-احمد-محمود نمایشگاه بین‌المللی با امکانات محلی/ تهران دربست! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252849/نمایشگاه-بین-المللی-امکانات-محلی-تهران-دربست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - شهاب دارابیان: خبر برگزاری نخستین نمایشگاه بین‌المللی تخصصی چاپ و بسته‌بندی با همکاری نمایشگاه دوسلدورف آلمان و مشارکت و حضور نمایشگاه interpack بزرگ‌ترین نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی دنیا و drupa بزرگ‌ترین نمایشگاه صنعت چاپ جهان به‌عنوان نمایشگاه‌های پیشرو و قدرتمند در زمینه صنعت چاپ و بسته‌بندی در محل نمایشگاه شهر آفتاب آن هم تنها دو ماه مانده به برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی چاپ، بسته‌بندی و ماشین آلات وابسته، خبر خوبی بود که در عین حال سوالات مختلفی را در ذهن ایجاد می‌کرد. اینکه چه لزومی دارد برای یک صنعت غیرفعال در فصل پاییز دو نمایشگاه آن هم در یک شهر برگزار شود؟ آیا این امکان وجود نداشت که برگزارکنندگان این نمایشگاه با تعامل با مسئولان نمایشگاه بین‌المللی (آذرماه) شرایط آمدن شرکت‌های بزرگ برگزارکننده را در نمایشگاه آذرماه برگزار کنند؟  بهترین راه رسیدن به نمایشگاه شهر آفتاب وقتی امکان استفاده از وسیله شخصی نیست، مترو است. وقتی به ایستگاه مترو رسیدم، قطار چند دقیقه پیش به سمت شهر آفتاب حرکت کرده بود و اگر قصد رفتن به شهر آفتاب را داشتم باید حداقل 2 ساعت دیگر صبر می‌کردم؛ چراکه طبق اعلام مسئولان، قطار هر دو ساعت یک بار به سمت شهر ‌آفتاب حرکت می‌کند و هیچگونه توافقی برای خدمات بهتر، حداقل در روزهای تعطیل انجام نشده است. با توجه به مشکل پیش آمده و پرس‌وجو از دوستان متوجه شدم که تنها راه رفت و آمد به نمایشگاه چاپ استفاده از خودرو شخصی یا آژانس است به همین دلیل به ناچار با استفاده از آژانس راهی شهر آفتاب شدم. در راه متوجه شدم دوستان چاپی که برای عالم و آدم بنر چاپ می‌کنند و به تبلیغ می‌پردازند، هیچگونه تبلیغاتی را برای این نمایشگاه انجام نداده‌اند.                           به در ورودی بعد از حرم حضرت امام (ره) در اتوبان آزادگان رسیدیم، علی‌رغم ارائه کارت خبرنگاری اجازه ورود ماشین را ندادند و از من خواستند که پیاده بقیه مسیر را طی کنم. چیزی که بیش از همه در این موقعیت معلوم بود نبود کوچک‌ترین تابلوی راهنما، افراد راهنما یا حداقل یک بنر اطلاع‌رسانی بود تا به سمت سالن‌ها راهی شوم. سایر بازدیدکنندگان هم به همین شکل دچار سردرگمی شده بودند اما از آنجایی که من در گذشته برای نمایشگاه کتاب به شهر آفتاب آمده بودم، دوستان را به سمت سالن‌های سه‌قلو راهنمایی کردم. وقتی به درهای پشت سالن رسیدیم متوجه شدیم که راه را اشتباه آمده‌ایم و دوستان اجازه ورود از درب‌های پشتی را به ما نمی‌دهند و به ناچار باید کل محوطه را دور بزنیم تا به درب اصلی برسیم.                  بعد از دور زدن و طی کردن مسافت زیادی به در ورودی رسیدم. خوشبختانه در این قسمت همه چیز به شکل خیلی عالی برنامه‌ریزی شده بود و دوستان ضمن خوش‌آمدگویی و پذیرایی با آب ‌معدنی و سیب، از بازدیدکنندگان می‌خواستند تا فرم‌های ثبت‌نام را تکمیل کنند تا بر اساس حرفه آنها، کارت ورود به سالن داده شود و غرفه‌داران بدانند که با چه بازدیدکننده‌ای مواجه هستند. کاری که در بسیاری از نمایشگاه بزرگ دنیا انجام می‌شود تا فرق بین بازدیدکننده عادی، تخصصی، خبرنگار و عکاس مشخص شود. بدون شک تفکیک مخاطب می‌توانست گام موثری در نخستین سال برگزاری این نمایشگاه باشد اما در هنگام ثبت‌نام متوجه شدم که همه بازدیدکنندگان کارت بازدیدکننده تخصصی می‌گیرند! چراکه کارت خبرنگار و عکاس کلا طراحی نشده است و مسئولان برگزاری از نیروی ثبت‌نام کننده خواسته‌اند کارت عادی نیز صادر نکنند. وقتی علت را از مسئول این بخش جویا شدم وی دلیل این اتفاق را حفظ احترام برای همه بازدیدکنندگان دانست! حال این سوال ایجاد می‌شد که وقتی قرار است همه بازدیدکنندگان با کارت بازدیدکننده متخصص وارد نمایشگاه شوند چه لزومی به صرف هزینه برای این کار بود.                 با عبور از این قسمت و قبل از ورود به نمایشگاه با عده‌ای از دختران و پسران جوان روبه‌رو شدم که قصد فروش بروشور نمایشگاه را داشتند. بروشوری حدودا 200 صفحه‌ای که نیمی از آن را تبلیغات تشکیل می‌داد و هر فردی که علاقه‌مند بود این تبلیغات را مشاهده کند باید برای خرید آن 40 هزار تومان هزینه می‌کرد!                                 واگذاری رایگان غرفه‌ها وارد نمایشگاه شدیم. با توجه به مشکلات رفت‌وآمد می‌شد حدس زد که مخاطبان زیادی در نمایشگاه حضور نداشته باشند اما به هر حال با توجه به مشکلات موجود به مسئولان نمایشگاه برای آوردن همین تعداد افراد نیز باید تبریک گفت.                        در صحبت با غرفه‌داران و مسئولان متوجه شدم که همگی باتوجه به استقبال نامناسب از برگزاری نمایشگاه رضایت دارند؛ موضوعی که کمی عجیب به نظر می‌رسید. اما با کمی پرس‌وجو متوجه شدیم که برخلاف تمامی نمایشگاه‌‌های بین‌المللی، مسئولان برگزاری این نمایشگاه برای اثبات خود و جذب شرکت‌ها اقدام به فروش غرفه‌ها به صورت ریالی کرده‌اند و حتی بسیاری از غرفه‌ها به صورت رایگان به شرکت‌ها داده شده است و همین امر باعث شده که بسیاری از شرکت‌ها در نمایشگاه غرفه داشته اما حضور نداشته باشند. با نگاهی به دو سالن برگزاری متوجه شدم که حدود 20 شرکت در نمایشگاه، مکانی برای غرفه دارند اما در نمایشگاه حاضر نشده‌اند.                                                 با وجود حضور برخی شرکت‌های خوب و معتبر در این نمایشگاه اما نکته دیگری که جلب توجه می‌کرد. جانمایی نامناسب غرفه‌ها بود. برای مثال در سالن دوم یک شرکت کارتن‌سازی در محاصره چهار غرفه‌ای بود که یکی از آنها دستگاه روغن‌گیری می‌فروخت - و اگر شما علاقه‌مند به روغن کنجد یا بادام داشتید، می‌توانستید از همان نمایشگاه تهیه کنید- دیگری فروش تورهای مسافرتی بود، غرفه بالاتر انتشارات بود و غرفه روبه‌رو به یک نشریه صنعت چاپی اختصاص داشت. حال باتوجه به غرفه نمایی موجود مخاطب مجبور بود که تمام غرفه‌ها را بازدید کند تا به نتیجه مورد نظر برسد.                                نکته دیگری که به شدت در این بین خودنمایی می‌کرد وجود غرفه‌های غیر چاپی در نمایشگاه بود. برای مثال انتشارات، آژانس‌های مسافرتی و غرفه فروش کتاب‌های شعر نفیس از جمله غرفه‌هایی بودند که در نمایشگاه حضور داشتند و این انتظار می‌رفت که مسئولان نمایشگاه حداقل به آژانس‌های هواپیمایی در بین غرفه‌های تخصصی صنعت چاپ، مکانی اختصاص نمی‌دادند و مکانی خارج از نمایشگاه برای آن در نظر می‌گرفتند. البته اگر مسئولان در برگزاری نمایشگاه کمی سلیقه به خرج می‌دادند و متوجه عدم حضور 20 غرفه در نمایشگاه می‌شدند به سادگی این امکان وجود داشت که تمام برنامه‌ها در یک سالن اجرا شود.                   نشست‌ها و میزگردها متاسفانه میزگرد‌ها و نشست‌های این نمایشگاه نیز مانند بسیاری از این برنامه‌ها در نمایشگاه‌های دیگر با حضور یک عکاس، دو نیروی خدماتی و دو سه بازدید کننده برگزار می‌شد به طوری که می توان گفت تعداد سخنرانان (سه نفر)‌ با تعداد مخاطبان واقعی نشست (3 نفر)‌ برابری می‌کرد.                   پذیرایی از خبرنگاران با صندلی با عبور از راهروی دوم متوجه تابلو غرفه بزرگی با عنوان «محل پذیرایی از خبرنگاران» شدم. در غرفه فقط چهار صندلی خالی وجود داشت باتوجه به مشاهدات متوجه شدم که دوستان در این مکان چهار صندلی آماده کرده‌اند که اگر مسیر خبرنگار بیکاری به اینجا رسید بتواند استراحت کند.                   تهران دربست! گرم صحبت با یکی از غرفه‌داران بودم که بلندگوی داخل سالن اعلام کرد که مترو تا ده دقیقه دیگر حرکت می‌کند و من هر چه تلاش کردم به مترو نرسیدم و مجبور شدم خودم را به هر زحمتی است به کنار جاده برسانم و داد بزنم تهران دربست... حرف آخر... با تمامی این تفاسیر و ایراد‌های موجود به نظر می‌رسد که اگر مسئولان برگزاری عجله نمی‌کردند تا نمایشگاه را قبل از نمایشگاه اصلی (بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی چاپ و بسته‌بندی) برگزار کنند، باتوجه به تعداد محدود غرفه‌ها (صرف نظر از آژانس‌های هواپیمایی و نشریات و ماهنامه‌های صنعت چاپ) این امکان وجود داشت که نمایشگاه در مکان بهتری با امکانات بهتری برگزار شود؛ چراکه بدون شک مجتمع نمایشگاهی شهر آفتاب برای برگزاری نمایشگاه‌های بزرگ مانند نمایشگاه کتاب طراحی شده است و شهرداری نمی‌تواند برای چند بازدیدکننده محدود، امکاناتی شبیه نمایشگاه کتاب را فراهم کند. ]]> ادبیات Mon, 16 Oct 2017 07:23:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252849/نمایشگاه-بین-المللی-امکانات-محلی-تهران-دربست برخی شاعران دغدغه لايک و فالوور دارند/معدودند شاعرانى كه جهان خود را در شعر رقم زده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252868/برخی-شاعران-دغدغه-لايک-فالوور-معدودند-شاعرانى-جهان-خود-شعر-رقم-زده-اند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ - شهاب دارابیان: وضعیت نامناسب کتاب شعر در کتابفروشی‌ها و عدم استقبال از کتاب‌های شعر بهانه‌ای شد تا به سراغ گروس عبدالملکیان، شاعر و دبیر بخش شعر نشرچشمه برویم و درباره این موضوع با او گفت‌وگو کنیم.    به نظر شما وضعیت شعر در سال‌های اخیر چطور بوده است؟ به هر حال شعر امروز با تمام فراز و فرودهايش صداهاى متنوعى را شامل مى‌شود و همين حضور صداهاى متنوع نكته مثبتى است كه فضاى شعر را زنده نگه مى‌دارد. هر چند كه بى‌ترديد آسيب‌هايى را در شعر امروز مى‌توان مشاهده كرد كه از جمله آن‌ها كپى‌كارى گسترده در درون هر يک از اين صداهاست.   این کپی‌کاری به چه شکل است؟ معدودند شاعرانى كه به واقع جهان خاص خود را در شعر رقم زده‌اند. چند جريان هستند كه سرآمدانى دارند كه صاحب صداى مستقل هستند و ديگر در بدنه ميانى آنها كپى‌كارى غوغا مى‌كند. البته اين نكته از نگاه سختگيرانه‌اى پديد مى‌آيد كه همذات شعر مدرن است. يعنى شعرى و شاعرى كه قرار است در هر اثر، جهان خاص آن اثر را به واسطه ويژگى‌هاى منحصر به فردش رقم بزند. البته اين مسئله در دوره‌هاى ديگر هم به چشم مى‌آيد و همواره معدود بوده‌اند شاعرانى كه جهان يكتاى خود را ساخته‌اند.   شعر امروز چه تغییراتی کرده است؟ مسئله مهم ديگر كه از ويژگى‌هاى خاص و جديد فضاى شعر امروز است و با مقوله نشر هم كه شما درباره‌اش پرسيديد ربط پررنگى دارد، حضور گسترده شعر در فضاهاى مجازى است كه با ويژگى‌هاى مثبت و منفى خود همراه است. ويژگى‌هايى كه همانطور كه گفتم بر جهان نشر كاغذى هم تاثير گسترده‌اى داشته است.   تاثیرات فضای مجازی به چه شکلی بوده است؟ در اين رابطه مى‌توان به چند نكته اشاره كرد. اول اينكه چون مخاطبان احساس مى‌كنند بخش عمده‌اى از نياز آنها براى خواندن شعر از طريق همين فضاهاى مجازى تامين مى‌شود، متاسفانه كمتر به خواندن كتاب رغبت دارند و همين امر بر فروش بخش عمده‌اى از كتاب‌هاى شعر تاثيرى منفى گذاشته است و يكى از دلايلى است كه سبب شده تيراژ عمومى كتاب‌هاى شعر تا حدود ٥٠٠ نسخه پايين بيايد.   آیا این حرف درباره شاعران مطرح نیز صدق می‌کند؟ خیر. كتاب‌هاى شاعران مطرح همچنان فروش خوبى دارد اما بخش عمده‌اى از بدنه ميانى شعر و مخصوصا شاعران جوانى كه تازه پا به عرصه نشر كتاب گذاشته‌اند، متاسفانه با همان مشكلى كه گفتم مواجه‌اند. مگر آنكه انتشار كتاب‌هايشان از طريق ناشران شناخته شده‌اى چون نشر چشمه، مرواريد، نگاه و غيره كه معرفى گسترده‌ترى از آثارشان دارند و اعتماد بالنسبه خوب مخاطبين را در دهه‌هاى اخير كسب كرده‌اند، اتفاق بيافتد.   شما دبیر بخش شعر نشر چشمه هستید. آیا ارتباط و همکاری با ناشران مطرح کار آسانی است؟ همكارى با اين نشرها هم سختى‌هاى خاص خودش را دارد. حجم درخواست‌ها براى انتشار كتاب در چنين نشرهايى بالاست و اين انتشاراتى‌ها هم نهايتا با محدوديتى كه دارند مى‌توانند هر سال 20 - 30 كتاب منتشر كنند كه معمولا نيمى از اين‌ها هم به شاعران شناخته شده اختصاص دارد.   آیا فضای مجازی تنها به حوزه شعر ضرر رسانده است و هیچ سودی نداشته است؟ به هر حال در ادامه بحث قبلى بايد بگويم كه فضاى مجازى، مسائل متعدد ديگرى را نيز ايجاد كرده است كه برخى از آنها چون اطلاع‌رسانىِ اتفاقات جدى ادبى، چون كارگاه‌هاى شعر يا جلسات نقد يا كتاب‌هاى تازه منتشر شده مثبت است و برخى ديگر از آنها چون سطحى‌نويسى و صرفا كوتاه‌نويسى تنها با اين هدف كه براى اينستاگرام يا فيس‌بوک چيزى بنويسى؛ يعنى به خدمت فضاى مجازى درآمدن، طبيعتا منفى است. آسيب بزرگى كه اين روزها با دغدغه لايک گرفتن و فالوور جمع كردن دارد خود را نشان مى‌دهد. متاسفانه از برخى دوستان بايد پرسيد اينستاگرام مال شماست يا شما مال اينستاگرام هستيد. يعنى شاعرى كه بايد شعرش را بنويسد و سپس روزها و يا شايد ماه‌ها روى آن اثر كار كند تا به پختگى لازم برسد؛ مى‌آيد و اساسا شعرش را در همان فضاى اينستاگرام تاليف مى‌كند و همان وقت هم منتشرش مى‌كند. بعد مى‌خواهد همين‌ها يا چيزهايى با كيفيتِ حدودى همين‌ها را هم به صورت كتاب دربياورد؛ خب معلوم است كه اين كتاب مشترى ندارد. حالا بگذريم از چند نفرى كه چند روزى در اين فضاها به اسم شاعر و ترانه‌سرا مطرح مى‌شوند، ديده هم مى‌شوند و كم و بيش مشترى هم پيدا مى‌كنند.   راهکار چیست؟ اين خاصيت اين فضاست و كارى هم براى آن نمى‌شود كرد و البته زياد هم نگران كننده نيست. اين كسانى كه با حواشى ادبيات رو مى‌آيند، چند صباحى هستند و مى‌روند. كما اينكه مثلا اسم‌هايى به نام شاعر دو يا سه سال پيش مطرح شدند كه امروزه ديگر نامى از آنها نمى‌شنویم. خب شعر جدىِ استخوان‌دار اين طور نيست. بارها خوانده و شنيده خواهد شد و كم كم تبديل به بخشى از حافظه ادبى يك ملت مى‌شود و آن وقت به اين راحتى‌ها پاك نخواهد شد. اكثر شعرها و شاعران جدى دنيا هم داستان‌شان همين بوده است.     ]]> ادبیات Mon, 16 Oct 2017 05:55:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/252868/برخی-شاعران-دغدغه-لايک-فالوور-معدودند-شاعرانى-جهان-خود-شعر-رقم-زده-اند از جنگ و دیگر چیزها http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252885/جنگ-دیگر-چیزها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه شرق،«خانواده موسکات» رمانی است مفصل با تعدد و تنوع شخصیت. در بخشی از توضیح پشت جلد ترجمه فارسی این رمان، درباره آن چنین می‌خوانیم: «این کتاب روایت زندگی تعداد زیادی کاراکتر است و بازه زمانی تقریبا سی‌ساله‌ای را از ١٩١١ تا شروع حمله آلمان به لهستان در جنگ جهانی دوم دربر می‌گیرد. در این تصویر پانورامیک، سینگر به یهودیان حسیدی و ارتدکس، برآمدن سکولاریسم، فروپاشی سنت‌های قرن نوزدهم، و... می‌پردازد. سینگر در این رمان ضمن روایت سرگذشت کاراکترهای خود روش زندگی و سنت‌های یهودیان ورشو پیش از جنگ جهانی دوم را روایت کرده است، روایتی که نخواسته موضوع خود را بستاید یا درباره‌اش گزافه‌گویی کند. بنابراین سینگر هم‌کیشان و هم‌وطنان خود را با تمام سایه‌-روشن‌های اخلاقی ایشان تصویر کرده است.» سینگر نویسنده‌ای بود که آثار خود را به زبان ییدیش که زبان مادری‌اش بود می‌نوشت. این آثار تحت نظارت خود او به زبان انگلیسی ترجمه می‌شدند. ترجمه فارسی «خانواده موسکات»، چنانکه در توضیح پشت جلد این ترجمه آمده است، از متن انگلیسی این رمان انجام شده است. «خانواده موسکات» رمانی است در ده بخش. آن‌چه در ادامه می‌خوانید سطرهایی است از فصل دوم از بخش پنجم این رمان: «اغلب یهودیان مرفه ورشو که در حومه اتوتسک خانه ییلاقی داشتند تا آغاز تعطیلات روش هشانا در خانه‌های تابستانی‌شان می‌ماندند. بقیه صبر می‌کردند تا تعطیلات به پایان برسد. اما امسال همه زودتر به ورشو برگشتند. جنگ بود. مواد غذایی کمیاب بود، و کمبود ساعت به ساعت بیشتر می‌شد. ارتش آلمان پیروزمندانه پیش می‌رفت؛ روس‌ها مرتب عقب‌نشینی می‌کردند؛ جنگ داشت نزدیک‌تر می‌شد. در چنین روزهایی کی حوصله داشت در ییلاق لم بدهد؟ به روال سال‌های گذشته، زن‌های خانواده موسکات وزن اضافه کرده بودند و مردها آفتاب‌سوخته شده بودند. وقتی برگشتند دیدند که آپارتمان‌هایشان نیاز به نقاشی و تعمیرات دارد، اما فعلا وقت انجام این کارها نبود. زن‌ها فوری به بازار رفتند تا مواد غذایی بخرند و ذخیره کنند، اما پیدا‌کردن فروشنده‌ای که موجودی زیادی داشته باشد دشوار بود. درها و پنجره‌های اغلب مغازه‌ها بسته بود، و مغازه‌داران با کت‌های بلندشان جلوی مغازه‌ها ایستاده بودند. آنها با مشتریان دائمی‌شان درگوشی حرف می‌زدند و آنها را از در پشتی به مغازه می‌بردند. برخی از مغازه‌داران از قبول پول کاغذی خودداری می‌کردند و اصرار داشتند پولشان را با سکه نقره یا طلا بگیرند. مستاجران خانه‌های موسکات، انگار دست‌به‌یکی کرده باشند، پرداخت اجاره را متوقف کردند. خانواده موسکات به‌خود آمد و دید که درآمدی ندارد. ناتان، پینی و نیونی برای دیدن کوپِل به دفتر رفتند، اما از دست کوپِل کاری برنمی‌آمد. توقیف اثاثه، یا اقدام برای گرفتن حکم تخلیه ناممکن بود. اعزام مردان جوان آغاز شده بود. هنوز دارایی‌های مشولام بین وارثانش تقسیم نشده بود. ناتان، که معمولا در تیره‌وتارترین روزها از همه خوش‌بین‌تر بود، مصرانه می‌گفت که جنگ مدت زیادی طول نخواهد کشید.» ]]> ادبیات Mon, 16 Oct 2017 05:31:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252885/جنگ-دیگر-چیزها علاقه‌مندان به مبادله کتاب به حسینیه ارشاد بیایند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252329/علاقه-مندان-مبادله-کتاب-حسینیه-ارشاد-بیایند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد سی و سومین طرح مبادله کتاب را با ارائه‌ی بیش از 600 جلد کتاب برگزار می‌کند. این طرح هر شش ماه یکبار برپا می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند برای شرکت در این طرح کتاب‌های بدون استفاده خود را که از نظر محتوایی و کیفی مناسب باشند، با کتاب‌های کتابخانه که بدین منظور فراهم شده، مبادله کنند. لیست منابع کتابخانه که در طرح مبادله قرار دارند در سایت کتابخانه به نشانی www.hepl.ir قابل مشاهده است. برای ششمین بار کودکان علاوه بر مبادله کتاب‌های خود با کتاب‌های کتابخانه، می‌توانند کتاب‌هایشان را با یکدیگر مبادله نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند شنبه 22 لغایت جمعه 28 مهر 96، ساعت 9 تا 14 به  حسینیه ارشاد مراجعه کنند. علاقه‌مندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره‌های 7-22894004 داخلی 25 تماس بگیرند. کتابخانه از پذیرش کتاب‌های مستعمل، کهنه و ناقص و در این هفته از پذیرش کتاب‌های اهدایی معذور است. شرکت در این طرح برای عموم آزاد است. ]]> ادبیات Sun, 15 Oct 2017 11:49:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252329/علاقه-مندان-مبادله-کتاب-حسینیه-ارشاد-بیایند همایش بین‌المللی شمس و مولانا به روایت‌گری «بوم گرد» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252863/همایش-بین-المللی-شمس-مولانا-روایت-گری-بوم-گرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی شبکه چهار سیما، سومین همایش بین‌المللی شمس و مولانا با حضور شمس‌پژوهان و مولانا‌شناسان طی دو روز به تاریخ ۱۵ و ۱۶ مهر در شهرستان خوی برگزار شده است، به همین مناسبت دوربین برنامه «بوم گرد» به سراغ این همایش رفته و در دو برنامه بخش‌هایی از این همایش و صحبت‌های کارشناسان حاضر در آن را به تصویر کشیده است. بنا بر این گزارش علاقه‌مندان فرهنگ، ادب و عرفان اسلامی امشب 23 مهر ماه و هفته آینده 30 مهر ماه می‌توانند شاهد پخش بخش‌هایی از این همایش باشند. برنامه «بوم گرد» به تهیه‌کنندگی رسول تسلیمی به صورت هفتگی به مسائل مربوط به گردشگری می‌پردازد. این برنامه در قالب ترکیبی در 26 قسمت 45 دقیقه‌ای تهیه و تولید شده است و اجرای آن را دکتر عبدالمهدی مستکین که مدیر بخش فرهنگ یونسکو در ایران است، بر عهده دارد. «بوم گرد» کاری از گروه اجتماعی شبکه چهار سیما است و به صورت هفتگی یکشنبه‌ها ساعت 21 از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. ]]> ادبیات Sun, 15 Oct 2017 11:25:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/252863/همایش-بین-المللی-شمس-مولانا-روایت-گری-بوم-گرد