خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Thu, 23 May 2019 22:02:24 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 23 May 2019 22:02:24 GMT ادبيات 60 یک فنجان چای با علی دهباشی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276119/یک-فنجان-چای-علی-دهباشی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست دیدار و گفت‌وگو با علی دهباشی در ادامه سلسله نشست‌های یک فنجان چای کتابفروشی نشر چهل کلاغ در کافه کتاب این کتابفروشی برگزار می‌شود. این نشست در ادامه سری نشست‌های گذشته کافه کتاب چهل کلاغ برگزار می‌شود و مهمان هفته گذشته این کتابفروشی محمود دولت آبادی بود. علاقه‌مندان برای شرکت در این نشست می‌توانند روز شنبه 4خرداد ساعت 19 به نشانی میدان تجریش، مرکز خرید ارگ، طبقه منفی یک، کافه کتاب چهل کلاغ مراجعه کنند. ]]> ادبيات Thu, 23 May 2019 17:03:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276119/یک-فنجان-چای-علی-دهباشی جای خالی دایرة‌المعارف مضمون‌آفرینی در ادبیات فارسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276117/جای-خالی-دایرة-المعارف-مضمون-آفرینی-ادبیات-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شانزدهمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره عبید زاکانی با عنوان «زیبایی آفرینی در غزل‌های عبید» و با سخنرانی احمد تمیم‌داری، پژوهشگر، نویسنده، استاد ادبیات و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، عصر روز چهارشنبه(یک خردادماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   احمد تمیم‌داری در شروع بحث خود گفت: مباحث زیبایی‌آفرینی از صنایع ادبی متفاوت است؛ برای مثال، تشبیه انواع زیادی دارد، ولی اصول تشبیه، یعنی مشبه، مشبه‌به و ادات تشبیه یکسان است؛ ولی آیا همیشه تشبیه‌ها از نظر زیبایی و پذیرش مخاطب یکسان هستند؟ مطمئناً خیر! تشبیهات در طول موج‌های مختلف گفته می‌شوند و شدت و ضعف زیبایی آن‌ها متفاوت است.   جای دایرة‌المعارف مضمون‌آفرینی در ادبیات فارسی خالی است او ادامه داد: متاسفانه روی این بخش خیلی بحث نشده و جای یک دایرة‌المعارف از مضمون‌آفرینی یا تم‌هایی که در ادبیات فارسی وجود دارد؛ بسیار خالی است. یعنی جا دارد که ما یک دایرة‌المعارف به وجود بیاوریم، که مضمون‌هایی که در ادبیات ما برای زیبایی‌آفرینی، آفریده شده را به صورت موضوعی یا الفبایی گردآوری کند. آن وقت است که می‌توانیم روی ادبیاتمان بحث کنیم. اینکه صرفا یک عده حافظ یا سعدی یا دیگری را دوست دارند، پاسخگوی این مسئله نیست؛ بلکه مسئله اساسی این است که تا آنجا که می‌توانیم و امکانات داریم، سعی کنیم از مواد و مصالحی که برای آفرینش زیبایی به‌کاررفته استفاده کنیم. یعنی حداکثر اطلاعات را به دست بیاوریم، آن وقت درباره اینکه کدام شاعر بالاتر یا پایین‌تر است، اظهارنظر کنیم. در این صورت تجزیه و تحلیل و نقدهای ما صورت مستدلی به خود خواهد گرفت.   عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه بحث خود عنوان کرد: یکی از بحث‌های خیلی مهم ارتباط شعر و موسیقی است. بعضی از غزل‌های عبید زاکانی را در دستگاه‌های موسیقی ایران، مثلا در دستگاه همایون خوانده‌اند. مطمئنا ارتباط شعر و موسیقی خیلی به زیبایی شعر اضافه می‌کند؛ چرا که آنچه که از نظر بیان، احساس و ادراک در کلمات کم می‌آید و فاصله بین کلمات، با موسیقی پر می‌شود. در واقع موسیقی ملات کلمات است و کلمات را به هم متصل می‌کند و اساسا آنجا که کلام جواب نمی‌دهد موسیقی وارد کار می‌شود.    وی ضمن تأکید بر اینکه ما یک مقدار در تحقیق درباره زیبایی‌شناسی کوتاهی کرده‌ایم، درباره اصل زیبایی‌شناسی گفت: زیبایی در طبیعت و وجود انسان هم هست، اما آنچه که برای ما مهم است، زیبایی در هنر، یعنی هنر به عنوان یک آفرینش ثانوی در روی زمین است. چون یک خلقت به دست خداوند و یک خلقت به دست انسان، به عنوان خلیفه‌الله روی زمین است، که هدف ما هنر به نعنی خلقت به دست انسان است. موسیقی و ادبیات جایگزین ندارند  تمیم‌داری در ادامه ضمن اشاره به منابع و آثاری که درباره زیبایی‌شناسی نوشته شده، بیان کرد: گفته می‌شود که هنر عکاسی می‌تواند جانشین نقاشی، یا سینما می‌تواند تا حدودی جانشین تئاتر شود؛ اما موسیقی هیچ نایب و نیابتی ندارد که جای او باشد؛ در ادبیات هم همین‌طور است و ادبیات هم جایگزینی ندارد. یعنی هیچ راهی جز  مطالعه متن‌ها نداریم.    وی افزود: تمام زیبایی در هنرها به عنوان مقوله دوم به حساب می‌آید، یا در ادبیات به عنوان معنای دوم از واژه‌ها دست می‌آید. من در زیبایی‌شناسی حافظ، عبید و سعدی کار کرده‌ام، در این آثار معمولاً یک سلسله عنصر است که برای زیبایی انتخاب می‌شوند؛ مثلاً از ابزار کار مثل رنده، تیشه و اره برای بیان ویژگی برخی انسان‌ها استفاده می‌کنند، که در اینجا معنای اولیه این ابزار شغلی مطرح نیست، بلکه معنای دوم آنها مورد نظر است. در شعر حافظ نزدیک به ۴۰ حوزه آفرینش وجود دارد؛ یعنی حافظ برای آفرینش زیبایی از ۴۰ حوزه استفاده کرده است. آفرینش زیبایی مربوط به حوزه خیال است و با حوزه عمل فرق دارد، اضافه کرد: یعنی با علوم تجربی و فیزیکی قابل سنجش نیست.   سخنران نشست ضمن نام بردن حوزه‌های مختلف مورد استفاده در آفرینش زیبایی ادبی گفت: آفرینش زیبایی زمینه‌های های ذهنی قبلی و یک‌سری زمینه‌های اجتماعی، تاریخی و فرهنگی هم دارد. یعنی بیهوده به‌وجود نمی‌آید. ولی به هر حال در معنی دوم به کار می‌رود. البته معنی دوم است که دارای ارزش است و جنبه هنری مانا و پایا است که در ادامه ارزش مادی بسیار زیادی هم پیدا می‌کند.   تمیم‌داری در ادامه به چند تا از حوزه‌هایی که برای عبید در آفرینش زیبایی معین شده، اشاره و عنوان کرد: این عناصر زیبایی بین حافظ، سعدی، خواجو و عبید در یک دوره تقریبا سه قرنه مشترک است و خیلی دیر تغییر پیدا می‌کند. در ایران البته از دوره ادیب‌الممالک فراهانی و دوره‌ای که فتحعلی آخوندزاده، زین‌العابدین مراغه‌ای و میرزا آقاخان کرمانی به عنوان روشنفکران عالم ادبیات روی کار آمدند، تا دوره مشروطه و بعد از آن، اصلاً این سیستم مضمون و زیبایی‌آفرینی به کل تغییر پیدا کرد. یعنی از آن به بعد است که سیستم زیبایی‌آفرینی در زیبایی‌شناسی به کلی تغییر پیدا می‌کند.   عشق، حزن و حُسن؛ سه محور در اشعار شاعران دوره عبید عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: شاعران دوره عبید، سه کلمه عشق، حزن و حُسن را به عنوان سه محور در اشعار خود به کار می‌برند. که سهروردی در انیس‌العشاق یا فی حقیقة العشق که بهترین توجیه و تفسیر، پشتوانه و زمینه برای تمام متون ادبی است که به عشق، غم و حسن، یعنی زیبایی پرداخته‌اند؛ سه نشانه دیگر، یعنی زیبایی، مهر و اندوه را هم به این محورها اضافه می‌کند. که این بیان سهروردی در تمام متون ادبی از جمله عبید به کار می‌رود.   سخنران نشست در ادامه گفت: خوشبختانه عبید ۱۰۰ غزل بیشتر ندارد؛ بنابراین راحت می‌توان ۱۰۰ غزل را شناسایی و آمار گیری کرد، که بیشتر از چه مضامینی استفاده کرده است. تا آنجا که من دیدم، در غزل‌های عبید بیشتر از مضامین عشق، عاشق، ظلم معشوق و مصیبت کشیدن عاشق صحبت شده است. به طور کلی در شعر شاعران آن دوره لوازم عشق، لوازم شراب و هجران بیشتر از سایر مضامین برای زیبایی‌آفرینی به کار رفته است. ولی در عین حال ما نیازمند آمار دقیق هستیم. سهم بالای فرهنگی و ادبی ایران در تدوین فرهنگ غرب تمیم‌داری در پایان ضمن اشاره به استقبال از ادبیات کلاسیک ما، به‌خصوص شعر کلاسیک فارسی و ترجمه‌هایی که از آن‌ها صورت گرفته است، عنوان کرد: سهم فرهنگی و ادبی ما در تدوین فرهنگ غرب، سهم بسیار زیادی است. منتهی ما فکر می‌کنیم خبری نیست؛ ولی واقعا خبرهای بسیار زیادی است.   ]]> ادبيات Thu, 23 May 2019 12:34:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276117/جای-خالی-دایرة-المعارف-مضمون-آفرینی-ادبیات-فارسی ​فراخوان دومین دوره جایزه ادبی «الوند» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276063/فراخوان-دومین-دوره-جایزه-ادبی-الوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس اعلام دبیرخانه این جشنواره، در این فراخوان از تمام شاعران و ناشرانی که در زمینه انتشار کتاب شعر فعالیت دارند، خواسته شده است که ۳ نسخه از کتاب‌های چاپ اول خود را (که در سال ۱۳۹۷ خورشیدی در ایران منتشر شده)، برای دبیرخانه این جایزه بفرستند. دبیرخانه همچنین اعلام کرده که فرستادن کتاب را به منزله علاقه‌مندی به شرکت در رقابت جایزه ادبی «الوند» تلقی کرده و البته تنها کتاب‌های فرستاده‌شده در این رقابت شرکت داده خواهند شد. طبق این فراخوان، جایزه ادبی «الوند» با شرایط و قواعد زیر فعالیت می‌کند: ۱- جایزه ادبی الوند به صورت خصوصی برگزار می‌شود و با نهادهای فرهنگی همکاری می‌کند. ۳ – جایزه ادبی الوند در بخش قالب، سن، جنسیت، موضوع و … محدودیتی ندارد. ۴ - مهلت فرستادن آثار تا پایان تیرماه ۱۳۹۸ خواهد بود. ۵ – پس از داوری‌ها، یک مجموعه شعر در جایزه ادبی الوند به‌عنوان برگزیده معرفی و تندیس «کتاب سال شعر الوند» به شاعر آن اهدا خواهد شد. ۶ – دومین تندیس جایزه ادبی الوند، مانند دوره نخست از سوی «انجمن علمی نقد ادبی ایران» به یکی از آثار رسیده - به انتخاب داوران انجمن - اهدا خواهد شد. ۷ – برای مشارکت بیشتر و سهولت در ارسال، فقط شاعران (نه ناشران) در صورت تمایل می‌توانند فایل PDF کتاب را به صورت کامل (شناسنامه کتاب و جلد) به نشانی تلگرام Jayezehadabiealvand@ جایزه یا ایمیل jayezeyeadabiealvand@gmail.com بفرستند؛ با این شرط که اگر کتاب جزو نامزدها قرار گرفت، فرستادن نسخه کاغذی الزامی است. ۸ - در صورت ایجاد هرگونه پرسش و برای رفع ابهام می‌توانید از طریق تلگرام با آدرس Jayezehadabiealvand@ طرح موضوع کنید. ۹ - اخبار از طریق کانال تلگرامی جایزه به آدرس @jayezeyeadabiealvand اطلاع‌رسانی خواهد شد. نشانی دبیرخانه: تهران - خیابان آزادی- خیابان اسکندری جنوبی – تقاطع کلهر – پلاک ۴۲۵ – طبقه ۴ واحد ۱۹ ]]> ادبيات Wed, 22 May 2019 08:15:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276063/فراخوان-دومین-دوره-جایزه-ادبی-الوند سخت‌گیری‌ها بر کاربرد زبان فارسی در صداوسیما تشدید می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276058/سخت-گیری-ها-کاربرد-زبان-فارسی-صداوسیما-تشدید-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ به نقل از روابط عمومی صداوسیما، عبدالعلی علی‌عسکری در این دستور به ابلاغیه چندماهپیش خود برای ارزیابی روزانه مجریان و برنامه‌های تلویزیونی از منظر رعایت زبان فارسی اشاره کرده و افزوده است: علاوه‌ بر مرکز نظارت و ارزیابی سازمان که پیش از این مقرر شده بود به صورت روزانه گزارشی از عملکرد مجریان در رعایت زبان فارسی تدوین و به مسئولان شبکه‌ها ابلاغ کند، شورای تخصصی مجریان باید بر مبنای این گزارش، نظام تشویقی و تنبیهی دقیقی برای مجریان در این زمینه طراحی و به فوریت آن را اجرا کند. رئیس صداوسیما با اشاره به بیانات دیشب رهبر معظم انقلاب در انتقاد از برخی شعرهایی که در موسیقی پایانی بعضی سریال‌ها استفاده می‌شود، خطاب به دفتر موسیقی و سرود دستور داد تا با تشکیل شورای جدیدی، شعرهای پیشنهادی در این زمینه را علاوه‌بر بررسی معمول، یک‌بار دیگر با حساسیت و سخت‌گیری بیشتر بررسی کند و آن را با اصول زبان و ادبیات فارسی اصیل تطبیق دهد. علی‌عسکری در این دستور به دفتر موسیقی و سرود تأکید کرده است: به‌رغم این‌که پیش از این اشعار ارائه شده برای تولید موسیقی پایانی مجموعه‌های تلویزیونی در آن دفتر بررسی می‌شده است اما با توجه به بیانات اخیر رهبر انقلاب ضروری است با بازمهندسی نظام بررسی این اشعار، شورای جدیدی تشکیل دهید و با نظارتی ویژه شعر و ادب فارسی را پاس بدارید. به گزارش ایبنا، در شب ولادت با سعادت کریم اهل‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) جمعی از استادان زبان و ادب پارسی و شاعران جوان و پیشکسوت با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. مقام معظم رهبری در بخشی از صحبت‌های خود در این دیدار فرمودند: «من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است. من از صداوسیما گله‌مندم، به دلیل اینکه به جای ترویج زبان صحیح و معیار و زبان صیقل‌خورده و درست، گاهی زبان بی‌هویت و تعابیر غلط و بدتر از همه تعابیر خارجی را ترویج می‌کند. انتشار فلان لغت فرنگی یک مترجم یا نویسنده از تلویزیون، موجب عمومی شدن آن لغت و آلوده شدن زبان به زوائد مضرّ می‌شود.» ]]> ادبيات Wed, 22 May 2019 06:57:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276058/سخت-گیری-ها-کاربرد-زبان-فارسی-صداوسیما-تشدید-می-شود ​چه باید کرد که زبان فارسی از این حال و روز ناخوش به ‌درآید؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276055/چه-باید-زبان-فارسی-این-حال-روز-ناخوش-درآید خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-میلاد عظیمی: حال زبان فارسی خوش نیست. این داستانی است که بر هر سر بازاری هست. چه باید کرد که زبان فارسی از این حال و روز ناخوش به ‌درآید؟ کارهای زیادی باید بشود. در آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها و... اما به نظر من در وهلۀ اول باید تمهیداتی اندیشید که نهادهای فرهنگی حکومتی به‌خصوص صداوسیما، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و رسانه‌های مجازی وابسته به حکومت که از بودجۀ دولت و بیت‌المال استفاده می‌کنند، ترویج‌دهنده زبان فارسیِ درست و پدرومادردار باشند یا دست‌کم اگر یار شاطر نیستند بار خاطر نباشند و زبان فارسی را ویران نکند. این کار هم از رهگذر اعمال «ممیزی» سخت‌گیرانه و عالمانه میسر است. من علی‌الاصول‌ با ممیزی مخالف هستم اما اعتقاد دارم محصولات دستگاه‌های فرهنگی که از بیت‌المال ارتزاق می‌کنند، باید از حیث درستی زبان فارسی، ممیزی و بررسی شود. فیلم و ترانه و خبر و کتاب و مکتوبی که زبان فارسی نادرست و نامرتبی دارد نباید به دست نهادهای حکومتی تولید و منتشر شود. چطور از حیث محتوا آن‌همه سخت‌گیری‌های بی‌وجه و با وجه می‌شود اما از منظر زبان فارسی نه. این بدیهی است که نباید با بودجه دولت و بیت‌المال برنامه ساخت و کتاب و نشریه منتشر کرد و زبان فارسی را تخریب کرد. جایگاه زبان فارسی در قانون اساسی مشخص است. مقامات عالی‌رتبه کشور هم سخنان صریحی در لزوم حفاظت و تقویت زبان فارسی گفته‌اند. ای دریغا که نهادهای فرهنگی کشور درک و دریافت درستی از اهمیت کلیدی زبان فارسی ندارند. برای اعمال ممیزی و بررسیِ زبانیِ آثار و منشورات نهادهای فرهنگی حکومتی باید متخصصان و ویراستاران کارآزموده، مراقب درستی زبان فارسی در آنها باشند. در صداوسیما هرچه برنامه‌ای پرمخاطب‌تر باشد، باید در قبال زبان فارسی مسئول‌تر و سنجیده‌کارتر باشد. مجریان بی‌سواد پرمدعا نباید زبان مردم را تخریب کنند. خبرگزاری‌های پرمخاطب کشور قبل از نشر هر خبر باید آن را به ویراستاران آزموده بسپارند تا اخبار با زبان فارسیِ درست و پاکیزه پراکنده شود. فیلم‌ها و سریال‌ها معمولاً مشاور مذهبی و حقوقی و انتظامی دارد اما مشاور زبانی و ادبی ندارد. در برنامه‌های ادبی رادیو و تلویزیون اشعار بزرگان زبان فارسی غلط خوانده می‌شود. در زیرنویس‌های برنامه‌های پربینندۀ صداوسیما زبان فارسی گفتاری به کار می‌رود. گزارشگران فوتبال اسراف‌کارانه لغات و اصطلاحات فرنگی به کار می‌برند. زبان روزنامه‌ها نابسامان است. در فضای مجازی که وضع آشفته‌تر است. این ناسازی‌ها و بی‌اندامی‌ها را باید ویراستاران بصیر ببینند و تذکر دهند و رفع کنند. نهادهای فرهنگی حکومتی و رسانه‌های دولتی ابزار کارآمد دفاع از زبان فارسی هستند یا فی‌الواقع از آنها انتظار می‌رود ابزار کارساز ترویج و تقویت زبان فارسی باشند لاجرم باید هرچه زودتر مجهز شوند به حضور ویراستاران بادانش و آموزش‌دیده و آزمون‌پس‌داده. ویراستار باید جزء جدانشدنی و سازمانی این دستگاه‌ها و رسانه‌ها باشد. درنتیجه باید هرچه زودتر ویراستار کاربلد تربیت شود. گروه‌های ادبیات فارسی دانشگاه‌ها و فرهنگستان زبان و ادب فارسی و آموزشگاه‌های خصوصی معتبر باید برای نهادهای دولتی ویراستار تربیت کنند. در مملکت پول هست و این‌همه دانشجو و فارغ‌التحصیل درس‌خوانده کوشای جوینده کار هست. چرا از این توانایی بالقوه برای این موضوع مهم استفاده نشود‌؟ از بذل مال و عمر برای زبان فارسیِ نباید دریغ داشت. بنابه قاعدۀ الاهم فالاهم هزینه‌کرد برای زبان فارسی مقدّم است بر اعم اغلب هزینه‌های فرهنگی. این را هم بگویم که بررسی و اعمال ممیزی زبانی را فقط درباره محصولات دستگاه‌های فرهنگی حکومتی و رسانه‌های دولتی که از بودجه کشور استفاده می‌کنند، ضروری می‌دانم. مردم و رسانه‌های خصوصی باید آزاد باشند که فارسی را هرطور که دوست دارند بنویسند. به هر شیوه‌ای که تمایل دارند شعر و ترانه و تصنیف بسازند. گیرم غلط بنویسند و زبانشان زبان یأجوج و مأجوج باشد. مردم را برای درست‌نوشتن باید قانع کرد. باید آموزش داد. باید درست‌نویسی تبدیل به فرهنگ شود. اجبار و الزام جواب نمی‌دهد و نقض غرض است. باید آهسته و پیوسته به جایی رسید که جامعه خود به خود آثاری را که زبان فارسی سست و ناتندرست دارد٬پس بزند. نهادهای فرهنگی حکومتی که از ثروت ملی بهره می‌برند باید وظیفه خود را در قبال ترویج و تعمیم و تقویت زبان فارسیِ صحیح و معیار انجام بدهند. برای همین موظفند و مکلفند که در مرحله اول، خودشان، زبان فارسی را درست به کار ببرند. ]]> ادبيات Wed, 22 May 2019 06:16:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276055/چه-باید-زبان-فارسی-این-حال-روز-ناخوش-درآید نیازکار: از دیدگاه سعدی «محبت به خدا» از «خوف از خدا» پیشی می‌گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276032/نیازکار-دیدگاه-سعدی-محبت-خدا-خوف-پیشی-می-گیرد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، سی‌وچهارمین نشست از سلسله نشست‌های «بر خوان سعدی» توسط انجمن فرهنگ و ادب شیراز و با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و مرکز سعدی‌شناسی در سرای سخن این مرکز در شیراز برگزار شد. در این نشست فرح نیازکار، اطلس اثنی‌عشری و مرتضی جعفری، استاد دانشگاه و سعدی‌پژوه، ضمن خوانش باب دهم از بوستان سعدی «در مناجات کتاب و ختم آن»، به ارائه سخنانی پیرامون این موضوع پرداختند.   مفهوم دعا نیازکار در بخشی از سخنان خود پیرامون مکالمه با خداوند و مفهوم دعا گفت: باید یادآور شد که پیش از هر چیز، دعا یک شیوه رویارویی بشر با مشکلات هستی است و در گام دوم؛ روش ارتباط با خدایی است متعالی و قدسی؛ تجربه‌ای معنوی برای کسب معرفت. این پژوهشگر حوزه ادبیات و عرفان افزود: درواقع مهم‌ترین نکته‌ای که در دعا کردن وجود دارد، توسعه رابطه آدمی با خداوند است. ما هنگامی‌که با خدا سخن می‌گوییم، وارد همین دیالوگ و ارتباط زبانی می‌شویم؛ یعنی علاوه بر رابطه علّی ـ معلولی و خالقی ـ مخلوقی، رابطه دیگری با خداوند برقرار می‌کنیم و خداوند را به نحوی مطبوع‌تر و دل‌پذیرتر در عقل و ضمیر و وجدان خود می‌یابیم، با او احساس نزدیکی می‌کنیم و از طریق زبان که انسانی‌ترین و اعتباری‌ترین ساخته‌ها و دستاوردهای خود ماست، خود را به او پیوند می‌دهیم و او را ثنا می‌گوییم، احوال انسانی خود را با زبان انسانی خود، با و در میان می‌نهیم. آنگاه پاسخ او را می‌شنویم و از این طریق او را کشف می‌کنیم و هر چه در این دیالوگ، ژرف‌تر و پیش‌تر می‌رویم، او را بهتر کشف می‌کنیم.   دعا راه خداشناسی است این استاد دانشگاه در ادامه افزود: درست است که خداوند در همه پدیده‌ها تجلّی کرده و همه‌چیز مظهر اوست، اما در کلام خود و در جواب‌های خود، بهتر از هر جای دیگری می‌تواند برای ما تجلّی کند. به همین دلیل است که باید دعا کرد و او خود اذن به دعا و وعده اجابت دعا را نیز به ما داده است. او در ادامه افزود: دعا کردن نه‌تنها راه روا شدن حاجات، که راه آشنا شدن با قاضی‌الحاجات است؛ راه خداشناسی است، با خداوندی که می‌توان با او مصاحب و معاشرت و گفت‌وگو کرد. به گفته نیازکار، ازاین‌روست که برخی آیه «کل یوم هو فی شأن» را گاه بر این ارتباط پیوسته و فعالانه و نه منفعلانه حمل کرده‌اند. «بی‌شک متصرف بودن خداوند در جهان و دیدن دست او و نظارت و کارگردانی او، راهی نزدیک‌تر هم دارد و آن پیوند دادن خود با اوست از طریق اجابت و استجابت.» این سعدی‌پژوه در ادامه افزود: حتی به قرآن هم که بنگریم؛ قرآن روایت سخن گفتن دوسویه پیامبران و خدا یا فرشتگان و خداست. مثلاً هنگامی‌که زکرّیا از خداوند طلب فرزند کرد و خداوند به او بشارت فرزند داد، آن‌هم در هنگام پیری زکرّیا و نازایی همسرش؛ زکریا بسیار متعجب شد و از خداوند نشانه خواست و خداوند هم به او فرمود که نشانه اجابت دعوت تو اینکه تو دچار وهم و خیال نشده‌ای. به گفته فرح نیازکار، درواقع مکالمات خداوند و رسولان در قرآن از بخش‌های بسیار خواندنی این کتاب مبارک است و در مورد پیامبر اسلام (ص) نیز این مکالمه امری مستمر بوده؛ چراکه قرآن به‌یک‌باره بر ایشان نازل نشده است.   سعدی معتقد است محبت و رحمت خدا، بر خوف از او پیشی می‌گیرد نیازکار در خصوص ربط علّی و معلولی میان پدیده‌ها گفت: ارتباط علّی و معلولی، صمیمیت و دوستی نمی‌آورد. آن ارتباط زبانی با مخاطب است که بنده و خدا را با هم صمیمی می‌کند. آدمی برای آنکه آرامش قلبی بیابد و خود را با خدای خود نزدیک حس کند، باید بر دعا استمرار ورزد. به اعتقاد نیازکار، دعا تنها برای این نیست که پاسخ بشنویم، هرکس از طریق دلش روزنی را به‌سوی خدا گشاده می‌بیند و گمان می‌کند روزن اختصاصی اوست و حق هم همین است. «درواقع به تعداد دل‌هایی که خداوند آفریده، راه ارتباط را هم آفریده است. هر دلی، زبانی برای گفتن و شیوه‌ای برای گفتگو با خداوند دارد. چنانکه حافظ اشاره می‌کند: راه خلوتگه خاصم بنما تا پس‌ازاین/ می‌خورم با تو و دیگر غم دنیا نخورم؛ رحمت خداوند در چهره عامش بر همه مخلوقات جاری و شامل است، ولی در چهره خاصش از مجاری و در مواقع ویژه‌ای به دست می‌آید و این مجاری و مواقع ویژه فقط برای کسانی که به عالم بالا راهی دارند، آشکار می‌شود و تنها در اثر تعلیم آن‌هاست که دیگران هم می‌توانند به آن مواقع راه یابند و بهره ببرند.» وی در پایان سخنان خود با اشاره به اینکه خواندن خدا برای ما ابزاری برای زندگی نیست، بلکه ابزار بندگی است، گفت: سعدی در باب دهم از بوستان سعدی «در مناجات کتاب و ختم آن»، نیز با همین رویکرد به مناجات می‌پردازد. سعدی در این باب گوهر دیانت را مبتنی بر دو امر می‌داند؛ یکی محبت به خدا و دیگری خوف از او که هر دو این‌ها نیز ثمره معرفت‌اند، اما از دیدگاه وی، محبت و رحمت خدا بر خوف از او پیشی می‌گیرد و از همین روست که می‌سراید: بضاعت نیاوردم الا امید/ خدایا ز عفوم مکن ناامید». در ادامه این نشست، مرتضی جعفری به تبیین مفهمو دعا و توکل پرداخت و اطلس اثنی‌عشری نیز ضمن ارائه توضیحاتی، به متن‌خوانی ابیات باب دهم از بوستان سعدی پرداخت. ]]> استان‌ها Wed, 22 May 2019 05:05:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276032/نیازکار-دیدگاه-سعدی-محبت-خدا-خوف-پیشی-می-گیرد فلاکت ما آنجاست که بچه‌های‌مان «شبکه جم» را جایگزین «شاهنامه» کردند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275985/فلاکت-آنجاست-بچه-های-مان-شبکه-جم-جایگزین-شاهنامه-کردند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چندی پیش خبری با این موضوع منتشر شد که شرحي از گلستان سعدی در تاجیکستان موفق به دریافت جايزه «بارگاه سخن» در سال ٢٠١٨ در بخش ادبيات شد. در شرح این خبر توضیح داده شده بود، که این اثر با حمایت مالی اصغر دادبه و سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان به چاپ رسیده است. آگاهی از کم و کیف ماجرا و اینکه چرا یک کتاب ملی باید با حمایت شخصی به چاپ برسد، سبب شد از طریق علی‌اصغر دادبه پیگیر این ماجرا باشیم. پس از مدت‌ها پیگیری، مجال گفت‌وگو با ایشان فراهم شد که در ادامه شرح این گفت‌وگو را می‌خوانیم.   لطفا درباره شرح گلستان سعدی که در سال 2018 موفق به دریافت جايزه «بارگاه سخن» در تاجیکستان شد بفرمایید؛ نقش شما در چاپ این کتاب چه بود؟ دوستانی که در تاجیکستان بودند، با همه مشکلاتی که بود، طی سال‌های گذشته، مخصوصا حسن قریبی که رئیس پژوهشگاه فارسی-تاجیکی است؛ کوشیدند تا آنجایی که ممکن است، گزیده‌های متون درجه اول را به دو خط نیاکان و سیریلیک منتشر کند؛ چنین هم کرد. گلستان سعدی کتابی است که در آموزش زبان، ادبیات، اخلاق و همه این‌ها بسیار اهمیت دارد؛ اما متاسفانه در تاجیکستان یک گلستان کامل وجود نداشت؛ در نتیجه تصمیم به چاپ آن گرفته شد، اما چون حجم زیاد می‌شد، نخست بار گلستان به خط سریلیک، به طور کامل آماده شد و زمانی که می‌خواستند آن را چاپ کنند، پول کم داشتند-ما همیشه برای این کارها پول نداریم- قریبی این مشکل را به من گفت. بنده قبلا هم مقدار پولی برای این کار به ایشان داده بودم. مقدار دیگری هم که داشتم، در اختیارشان گذاشتم تا این کتاب به چاپ برسد. همین‌طور هم شد و این کتاب منتشر شد.   به نظر شما چه چیزی باعث اهمیت گلستان سعدی در نزد تاجیکان و اختصاص این جایزه ادبی برای آن شده است؟ بعد از آن که نسخه سیریلیک شرح گلستان منتشر شد، رئیس جمهور تاجیکستان از کتاب خوشش آمد و دستور داد که به دو خط منتشر شود؛ که این کار زیر نظر حسن قریبی انجام شد. خود سعدی مثل همه حرف‌های گهربار دیگرش، یک بیت در یک غزل دارد، که می‌گوید: «دو دوست قدر شناسند اهل صحبت را/ که مدتی ببریدند و باز پیوستند». یعنی تاجیکستان و همه آن جمهوری‌ها که هفتاد سال زیر یوغ آن جریان ایدئولوژیک بودند؛ -و یکی از کارهای آن‌ها هم دشمنی علیه زبان فارسی بوده و هست- مدت‌ها از زبان فارسی محروم بودند و حالا که می‌بینند نیاکانشان چه آثار ارجمندی پدید آورده‌اند؛ قدر می‌شناسند. دقیقا مثل همان دو تا دوست که سعدی می‌گوید. بعد از اینکه این کتاب منتشر شد، قریبی نقل می‌کرد که کسانی از مردم عادی آمدند و تشکر کردند؛ از جمله یکی آمده و گفته بود: «قبلا نادان بودم؛ چیزی نمی‌دانستم. این کتاب را که خواندم، آدم شدم.» یعنی چنین تاثیری داشته است. اما ما در اینجا چون این گنج‌های بادآورده در اختیارمان هست؛ آن‌طور که آن‌ها قدر می‌دانند، قدر نمی‌دانیم. البته خوشبختانه هنوز از این گنجینه‌ها به معنی کامل نبریده‌ایم و امیدوارم آن روز هرگز فرا نرسد. در هر حال خوشبختانه آن کتاب منتشر شد، خواندند و تشخیص دادند و قدر دانستند. من هم سعی کردم چه در حوزه معنوی و چه در حوزه مادی، تا آنجا که به عنوان یک معلم توان دارم، کمک کنم.     نشان جايزه «بارگاه سخن» در صحبت‌های خود اشاره داشتید ما آنچنان که باید قدر گنجینه‌های ادبی خود را نمی‌دانیم، اما خوشبختانه هنوز به طور کامل از آن نبریده‌ایم. به نظر شما راه‌حل برای حفظ و تقویت ارتباط ما با این گنجینه‌ها و جهان ادبیات فارسی چیست؟ بزرگان گذشته و معلمان خوب ما همیشه یک تعبیر را داشتند و می‌گفتند آب را باید از سرچشمه نوشید. مقصودشان هم این بود که در هر حوزه‌ و زمینه‌ای، سرچشمه‌هایی وجود دارد که باید به سراغ آن‌ها رفت. در ادبیات ما هم همین‌طور؛ سرچشمه‌ها بزرگان ادب، چون فردوسی، نظامی، سعدی، حافظ، مولوی و همه این بزرگان هستند و در این میان بعضی به لحاظ آموزشی، نقش ویژه‌تری داشتند؛ مثل خود سعدی که بسیار اهمیت داشته و در گذشته بوستان و گلستان او، کتاب‌های درسی بوده است که هم نتیجه زبان‌آموزی داشته و هم نتیجه ادب آموزی و اخلاق آموزی. بگذارید قصه‌ای را برایتان بگویم. می‌گویند حزین لاهیجی که به هند رفت و آمد داشت، به هندی‌ها اُشتُلُم کرده بود که زبان فارسی زبان مادری شما نیست. بزرگان آن‌جا هم به او جواب داده بودند که معلم فارسی شما مادربزرگ‌های شما و پیرزن‌ها بودند؛ ولی معلم فارسی ما فردوسی، نظامی، سعدی و حافظ بودند. یعنی بر خلاف ادعایی که می‌کنند، هم زبان و هم ادب با این آثار آموخته می‌شد. آقای ذوالفقاری که هم در فرهنگستان هستند و هم در تالیف کتاب‌های درسی نقش دارند؛ بررسی انجام داده بود که از سال 1300 تا حالا، حضور سعدی در کتاب‌های درسی چقدر بوده است؟ نتیجه بررسی آمار جالبی است که نشان می‌دهد در آن دوره‌های بد طاغوت، تا 80 درصد هم بوده است؛ ولی در این دوره خوب 8 درصد است. حالا سوال این است که با این کتاب‌های درسی که ما درست کرده‌ایم؛ جوانان ما چگونه باید آب از سرچشمه بنوشند. از چه راهی باید تشخیص دهند که ادبیات چیست؟ و مطمئنا تشخیص از این راه حاصل نمی‌شود که شما یک سلسله قراردادهای بشر درست کرده در نقد ادبی را به خورد او بدهید. چون او اصلا نمی‌فهمد. بلکه باید متن خوب و آثار درجه یک بخواند –همان کاری که ما در مدرسه‌ها می‌کردیم- البته ممکن است تکه‌هایی از آن را هم نفهمد؛ اما در نهایت تاثیرگذار است.   یعنی خواندن آثار کلاسیک فارسی را راه‌حل کار می‌دانید؟ آیا این خواندن صرف پاسخ‌گو است، یا باید مکمل‌های دیگری هم داشته باشد؟ حکایتی است که می‌گوید از یک عارف پرسیدند که کسی که قرآن را می‌خواند و معنی آن را نمی‌داند، آیا برای او مفید است؟ پاسخ شنید که آیا کسی که دارو می‌خورد و-به تعبیر امروز- ترکیباتش را نمی‌شناسد، برای او مفید هست؟ این جواب بود. وقتی که ما هم آن متون سرچشمه را می‌خواندیم، یک مقدار آن را می‌فهمیدیم و یک مقدار را نه؛ اما به تدریج که جلو می‌رفتیم، آن را می‌فهمیدیم. جوانان ما باید از طریق بزرگان ادب، چه در نثر و چه در نظم، آموخته و مجرب شوند؛ بعد از این است که نقد ادبی برای آن‌ها معنی دارد. در گذشته ما مفاهیمی مثل استعاره را حفظ نمی‌کردیم؛ بلکه اینقدر شعر می‌خواندیم که استعاره را تشخیص دهیم. بعد وقتی که کتاب‌های نظری می‌خواندیم و تعریف‌ها را می‌دیدیم، برایمان معنی داشت. الان شما آن را ندارید؛ بنابراین فقط یک مشت الفاظ آنجا ریخته و دانشجو کمتر از آثار درجه اول یاد می‌گیرد. خیلی خوب هم یک مشت از تئوری‌ها را حفظ می‌کند که به دردی نمی‌خورد. بعد همین آدم می‌آید دوره دکتری، یک غزل حافظ را از رو با ده‌تا غلط می‌خواند و آخر هم نمی‌فهمد. بنابراین جواب شما به طور خلاصه این است که باید از سرچشمه آب نوشید؛ یعنی باید نسل جدید و جوانان را با آثار بزرگان ادب، از فردوسی گرفته تا سعدی و حافظ و... آشنا کرد؛ مخصوصا سعدی؛ وقتی که از این طریق آموزش دید، آن وقت می‌تواند نقد یاد بگیرد و بد و خوب را تشخیص دهد. ما که شعر حفظ می‌کردیم، مردیم؟ یا کتاب‌های درسی حجیم را که می‌خواندیم، کشته شدیم؟ الان بیشتر صبح تا شب دنبال این هستند که حجم این آثار زیاد است. خب اصلا نخوانید! به چه دردی می‌خورد این نحوه خواندن بی‌ربط؛ آن هم با آن محتوای بی‌ربط‌تر. در نتیجه اگر آن راه طی نشود و از این طریق آموزش صورت نگیرد. همین وضع نامربوطی که می‌بینید، هست.   در رابطه با ادبیات معاصر چطور؟ ادبیات معاصر هم وقتی معنی دارد که شما از سرچشمه شروع کنید؛ یعنی کسی می‌تواند ادبیات معاصر را بفهمد که ادبیات کلاسیک را بلد باشد؛ همین‌طوری نمی‌شود خواند. من مخالف خواندن ادبیات معاصر نیستم، خیلی هم خوب است و باید هم خوانده شود؛ اما نمی‌شود صرفا معاصر را خواند و کلاسیک را نفهمید. این‌ها به هم پیوسته است؛ بنابراین تا این راه طی نشود، آن نتیجه‌ای که می‌گویید به بار نمی‌آید.   حال اگر روال گرایش به ادبیات کلاسیک و در ادامه آن ادبیات معاصر همان‌گونه که شما اشاره داشتید، بخواهد پیش برود، از کجا باید شروع شود؟ مسلما این کار باید از خانواده شروع شود. یادم هست زمانی که بچه‌بودم -حدود پنج سالگی- در کوچه‌های یزد بدو بدو می‌کردم. پدربزرگ پیری داشتم که خیلی شکل سعدی بود. روحانی نبود، اما ریش تیز و عبا و عمامه داشت. به من می‌گفت بابا جونم چرا مثل اسب چاپار دور خونه می‌گردی؟ به جای آن بیا مشاعره کنیم. از همان‌جا شعر می‌گفت و به من القا می‌کرد. در صورتی که آن موقع من هنوز نه خواندن می‌دانستم و نه نوشتن. بنابراین مهم‌ترین کار این است که از اول در خانواده شعر و قصه خوب برای بچه خوانده شود. به قول فرنگی ماب‌ها این بیس و بنیان کار است. در ادامه وقتی که بچه وارد مدرسه شد، این مسئله دنبال می‌شود و در نتیجه چیزی که با شیر اندرون شده، با جان به در شود. یعنی باید باید با شیر اندرون شود، وگرنه اینکه بچه‌ها صبح تا شب در خانه شبکه «جم» ببینند؛ نتیجه‌اش همین ویرانی و بدبختی و فلاکتی است که می‌بینید. مرگ بر تلویزیون و تلویزیون ساز. چون وقتی که تلویزیون نبود، مردم شب‌ها از شاهنامه گرفته تا قصه حسین‌کرد شبستری که همه خوب بود را در خانه می‌خواندند. در نتیجه ذهن پرورده و ساخته می‌شد. اما حالا با دیدن این مزخرفات که کار به جایی نمی‌رسد. خانه، مدرسه، تشویق به خواندن کتاب و مطالعه آزاد، همه این‌ها می‌تواند در این زمینه مفید و کارساز باشد. فیلم و این دست هنرها هم با توجه به روزگار حال، نقش ویژه‌ای دارد؛ به شرط اینکه درست انتخاب و عمل شود.   در پایان اگرحرف یا نکته‌ای باقی‌مانده، بفرماید. سخن آخرم تاکید همین نکته‌ است که اولین قدم باید در خانواده برداشته شود؛ پدر و مادر باید حداقل روزی بیست دقیقه تا نیم ساعت دل به این‌کارها برای بچه‌ها بدهند. بعد مدرسه است؛ که کتاب‌های حاضر کتاب مناسبی برای این کار نیست و باید عوض شود. من این مسایل و نکته‌ها را نوشته‌ام و به حداد‌عادل هم داده‌ام. بحث هم کرده‌ام و گفته‌ام که حتی کتاب‌هایی که قبلا نوشته بودید، از این کتاب‌هایی که بعدا نوشته‌اید، بهتر بوده است. همه این کارها را کرده‌ام؛ امیدوارم گوش شنوایی باشد. دعا می‌کنیم این حرف‌ها را آن‌هایی که باید، بشنوند. به قول خواجه شیراز: «گفتند وصالش به دعا بازتوان یافت/ عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت» ]]> ادبيات Wed, 22 May 2019 04:53:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275985/فلاکت-آنجاست-بچه-های-مان-شبکه-جم-جایگزین-شاهنامه-کردند «این هم از این» تازه‌ترین کتاب امیرعلی سلیمانی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276025/این-هم-تازه-ترین-کتاب-امیرعلی-سلیمانی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این کتاب شعرهای سال 1395 تا 1397 امیرعلی سلیمانی در قالب غزل است که در آن مفاهیمی چون مرگ، عشق و اجتماع مورد توجه بوده است. در معرفی این کتاب از سوی نشر چشمه می‌خوانیم: «این هم از این غزل‌هایی ساده با زبانی ساده و کلمه‌هایی که قرار نیست نشانی از پیچیدگی در آنها باشد. همه چیز به ساده‌ترین و روان‌ترین شکل ممکن پیش می‌رود؛ مثل همه‌ی غزل‌هایی که زیرمجموعه‌ی غزل نو جای می‌گیرند. اولین عرضه‌ی این کتاب در روزهای نمایشگاه کتاب تهران بود و بناست به زودی جشن رونمایی این مجموعه برگزار شود.» پیش از این در حوزه شعر مجموعه‌های «باد موافق»، «نزدیک‌تر» و «دورتر» از امیرعلی سلیمانی منتشر شده بود و البته دو کتاب ترجمه نیز در کارنامه امیرعلی سلیمانی به چشم می‌خورد.   در شعر دو از این کتاب می‌خوانیم:   «در قفس تنها بمان وقتی هوایی نیستی با اسارت زنده‌ای، مرد رهایی نیستی   من که می‌بینم اتاق کوچکت دنیای توست بیش از این دلبسته‌ی کشورگشایی نیستی   پادشاهی غمزده با رعیتی ماتم زده مثل سابق تشنه‌ی فرمانروایی نیستی   چون سراب دلپذیری در کویری گمشده هستی اما در حقیقت هیچ جایی نیستی   طبق تعریف جدید عاشقان از عاشقی بی وفایی چون که اهل بی وفایی نیستی   در جواب چشم تو آیینه می گوید: سلام شادی غمگین مردانه! کجایی؟ نیستی» مجموعه شعر «این هم از این»، اثر امیرعلی سلیمانی در 82 صفحه و به‌بهای 15 هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 10:19:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276025/این-هم-تازه-ترین-کتاب-امیرعلی-سلیمانی-منتشر دغدغه‌های رهبری تبدیل به نگرانی شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276021/دغدغه-های-رهبری-تبدیل-نگرانی-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ در شب ولادت با سعادت کریم اهل‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) جمعی از استادان زبان و ادب پارسی و شاعران جوان و پیشکسوت با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. مقام معظم رهبری در بخشی از صحبت‌های خود در این دیدار فرمودند: «من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است. من از صداوسیما گله‌مندم، به دلیل اینکه به جای ترویج زبان صحیح و معیار و زبان صیقل‌خورده و درست، گاهی زبان بی‌هویت و تعابیر غلط و بدتر از همه تعابیر خارجی را ترویج می‌کند. انتشار فلان لغت فرنگی یک مترجم یا نویسنده از تلویزیون، موجب عمومی شدن آن لغت و آلوده شدن زبان به زوائد مضرّ می‌شود.» ایشان با تقبیح استفاده فراوان از لغات بیگانه در رسانه‌ها، خطاب به مسئولان تأکید کردند: «نگذارید زبان فارسی دچار فرسودگی و ویرانی شود.» با توجه به دغدغه‌های مقام معظم رهبری، گپ‌وگفت کوتاهی را با مصطفی محدثی‌خراسانی،‌ یکی از شاعران حاضر در جلسه انجام دادیم تا از کم‌کیف این جلسه بیشتر‌آگاه شویم.   مصطفی محدثی خراسانی در گفت‌وگو با ایبنا اظهار کرد: صحبت‌های مقام معظم رهبری در رابطه با اهمیت زبان فارسی و خطرهایی که آن را تهدید می‌کند، برای ایشان تازگی ندارد و دغدغه‌ای است که آقا بارها درباره آن صحبت کرده‌اند؛ اما این بار و با توجه به صحبت‌های مطرح شده، برداشت من این است که این دغدغه تبدیل به یک نگرانی جدی شده است.   وی ادامه داد: متاسفانه عملکرد نهادهای مختلف فرهنگی کار را به اینجا رسانده است؛ نهادهایی که مقام معظم رهبری در صحبت‌های خودشان به چند نمونه نیز اشاره کردند. البته تاکید ویژه رهبری روی صداوسیما و تیتراژ‌های بی‌محتوایی بود که این روزها شاهد و شنونده آن هستیم. بدون شک برنامه‌های صداوسیما روی جامعه تاثیرگذار است؛ چراکه رسانه‌ها هستند که برخی اصطلاح‌ها و کارهای غلط را در جامعه باب می‌کنند. این شاعر پیشکسوت با اشاره به نگرانی‌های مقام معظم رهبری در حوزه ترانه گفت: شعر همیشه در خدمت زبان فارسی بوده و این حوزه زبان را تا امروز نگه داشته است؛ با این حال، وضعیت این روزهای بازار ترانه شباهتی به عملکرد حوزه شعر ندارد و این روزها حوزه ترانه به قدری بی‌در و پیکر شده است که هر آدم بی‌سوادی وارد این حوزه می‌شود و مفاهیم بی‌ارزش و دور از هویت ملی و مذهبی ما را در قالب یک قطعه موسیقی به خورد مخاطب می‌دهد. از طرفی متاسفانه نهادهای فرهنگی نیز با پول بیت‌المال مروج آنها می‌شوند. وی افزود: عدم نظارت کافی در این حوزه باعث شده که ذائقه مردم تغییر کند و این افراد محصول نازلی را از نظر فرهنگی به مردم ارائه دهند و به این ترتیب باعث آسیب رساندن به زبان فارسی شوند. این‌ها هشدارهایی است که نیاز به تصمیمات جدی دارد تا جلو ادامه روند تخریبی را بگیریم. البته مقام معظم رهبری در فرمایشات خود به چند مورد از این راهکارها اشاره کردند. محدثی‌خراسانی با گلایه از نبود حمایت لازم از شاعران گفت: مشکل ما این است که حوزه ادبیات و زبان فارسی یک نهاد مسئول و متولی توانمندی به لحاظ سیاستگذاری ندارد و در همه این سال‌ها نیز بخش عمده‌ای از کارهایی که انجام شده است با عشق و علاقه شاعران بوده است. شاعرانی که بدون حمایت و بدون برنامه‌های کلان راهبردی مسیر خود را ادامه می‌دهند. وی ادامه داد: در طول سال‌های گذشته تنها نقطه روشن حوزه شعر،‌ همین دیدارهای رهبری بوده است. این دیدارها بیانگر آن است که قطعا ایشان ضرورت توجه به حوزه شعر را احساس کرده‌اند؛ بنابراین سایر نهادها نیز باید از توجه ویژه مقام معظم رهبری درس بگیرند و توجه خودشان را به این حوزه جلب کنند. وقتی رهبری با این همه دغدغه در حوزهای مختلف هر سال این جلسه را برگزار می‌کنند، سایر افراد و نهادها نباید بهانه‌ای برای توجه به حوزه شعر داشته باشند. این شاعر انقلاب با اشاره به راهکارهای جلوگیری از تخریب زبان فارسی گفت: به نظر من وزارت ارشاد یا یک شورای عالی مرکب از وزارت ارشاد، صداوسیما، فرهنگستان، وزارت علوم، آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات و نهادهایی از این طیف می‌توانند یک نهضت فرهنگی در سطح ملی برگزار کنند تا خطرهایی که زبان فارسی را تهدید می‌کند، کمی کاهش بیابد و ما شاهد بهبود اوضاع باشیم.   محدثی در تشریح جلسه روز گذشته رهبر انقلاب با شاعران گفت:‌ به نظرم شب گذشته یکی از بهترین جلسات سال‌های اخیر را تجربه کردیم؛ چراکه هم جلسه نظم خوبی داشت، هم تعداد زیادی شعر خوانده و از طرفی شعرهایی که خوانده شد، شعرهای خوب و قابل درکی بود و حضرت آقا هم اشاره کردند که همه شعرهای امشب خوب بود. یکی از نکات درخشان این جلسه اجرای خوب مرتضی امیری‌اسفندقه بود که در نخستین اجرای خود در جلسات شعرخوانی رهبر معظم انقلاب، عالی حاضر شد.   این شاعر مشهدی در پایان گفت: در سال‌های گذشته بدون هیچ توضیحی اسم شاعر را برای شعرخوانی می‌‌آوردند؛ اما مرتضی امیری‌اسفندفه با توجه به شناخت کاملی که به این حوزه دارد با احترام، معرفی و دعوت مناسب از شاعر او را برای شعرخوانی آماده می‌کرد. وی کمک کرد که فضای جلسه صمیمی و دوستانه باشد و به نظرم در اجرای مراسم بسیار موفق بود. ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 09:28:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276021/دغدغه-های-رهبری-تبدیل-نگرانی-شده وظیفه امروز نویسنده، روایتگری مطلوب از مفاهیم دینی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276001/وظیفه-امروز-نویسنده-روایتگری-مطلوب-مفاهیم-دینی زهرا عبدی نویسنده کتاب «امام رضا علیه السلام» که کتابش در نهمین جشنواره کتابخوانی رضوی حضور دارد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، با بیان اینکه مطالعه کتاب‌های مذهبی از علایق فردی اوست، بیان کرد: من بر این باورم دین مبین اسلام همه زیبایی‌ها دنیوی و اخروی را در خود جای داده است، ولی روایتگریِ این زیبایی باید با شیوه‌ای مطلوب همراه باشد. وی افزود: این تصویرسازی از وظایف هنرمندان و نویسندگان است تا با تلفیق ادبیات داستانی و دین، نسل امروز را به سمت توحید و معرفت هرچه بیشتر نسبت به معصومین علیهم السلام سوق دهد. عبدی گفت: با مطالعه مقاله‌های متعدد و صحبت با اساتید مختلف حوزه و دانشگاه در قم و تهران به این نتیجه رسیدم که ادبیات داستانی با محوریت دین می‌تواند پاسخگوی نیاز مخاطبان باشد و در این مسیر با توکل بر خدا در این حوزه گام برداشتم و با بازخورد خوب کودکان و نوجوانان و استقبال خانواده‌ها مواجهه بودم که این پیامی مثبت و تاثیرگذار برای خلق آثار بعدی من را به همراه داشت. نویسنده کتاب «امام رضا علیه السلام»، با اشاره به قدرت فضای مجازی و استفاده درست از آن یادآور شد: فضای مجازی برای مخاطبان بسیار جذاب و مهیج است به گونه‌ای که جدیدترین رخداداها را از طریق شبکه‌ها و صفحات مجازی دنبال می‌کنند، از این رو نقش این نوع رسانه‌ها برای دعوت از مردم و تشویق آنان برای شرکت در نهمین جشنواره کتابخوانی رضوی بسیار موثر و چشمگیر است. عبدی در ادامه ابراز امیدواری کرد در سال‌های آینده شاهد بخش‌های هنری دیگری همانند اجرای نمایش و نمایشنامه خوانی در جشنواره رضوی باشیم تا روز به روز نظاره گر خلاقیت و نوآوری در این مسابقه ملی باشیم. ]]> استان‌ها Tue, 21 May 2019 07:54:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276001/وظیفه-امروز-نویسنده-روایتگری-مطلوب-مفاهیم-دینی اولین تلاش‌­های زنان در ایران برای بازیابی هویت اجتماعی‌شان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/276009/اولین-تلاش-های-زنان-ایران-بازیابی-هویت-اجتماعی-شان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «مندر» روایت یک زنی است در عصر قجر، که شوهرش را دوست دارد. اما از خشونت­‌های رفتارهای او آسیب جسمی و روحی دیده است. مستاصل از همه جا با بدن زخمی به گرمابه می­‌رود. زنی در گرمابه راه حل را به او می­‌گوید اما این راه حل چندان راه حل معقولی به نظر نمی‌­رسد.   از نظر زمان اثر در زمانی حدود اواخر قاجار و اوایل پهلوی روایت می­‌شود زمانی که برای نخستین بار زنان مایل به داشتن هویت اجتماعی و حضور در جامعه شدند اما این شکل حضور همچنان زیر سایه­ سیاه نظام مردسالاری بود، زنان ابتدا باید حقوق انسانی خود را پیدا می­‌کردند این روایت بازگشتی به اولین تلاش‌­های زنان است با نگاهی روان­شناختی به مردان و گذشته­ آنان. بازه­ زمانی در داستان محدود همراه با پرش­‌های ذهنی به گذشته است. گذشته‌­ای که ریشه­‌های خشونت را در مردان به­ وجود آورده است. از نظر مکان مکان­ اصلی روایت، خانه است اما این خانه جایگاه امنی برای آسیه شخصیت اصلی داستان نیست زیرا در آغاز داستان او ترسیده، برهنه و زخمی از خانه به خیابان پناه می‌برد. مکان دومی که در داستان با آن روبه‌­رو می­‌شویم گرمابه است که همواره در فرهنگ ایرانی مکانی مناسب است برای اتفاقات ماوراءالطبیعه اما از مکان‌­های دیگر داستان خانه­ ننه­ دعاست که سقف ندارد و هول و ولای داستان را بیش­تر می­‌کند. در پایان داستان زیرزمین خانه مکانی است که مجتبی با آن به ضمیر ناخودآگاه خود و کودکی از دست رفته‌­اش برمی‌­گردد و خشم فروخورده­ خود را پیدا می­‌کند و آن را درمان می­‌کند. از نظر شخصیت و شخصیت­‌پردازی کاراکترهای داستان همگی تیپ هستند و نویسنده قصد تبدیل کردن به شخصیت را نداشته است. این را می‌­شود از خصوصیات کاراکترها  آسیه، مجتبی، ننه دعا، مادر آسیه و زن دندان طلا که بعدها مادر شوهر آسیه می‌شود فهمید. ملیحه وفامهر آگاهانه و یا ناآگاهانه از لایه­ رویی آدم‌­ها رد نمی‌­شود و حتی در شخصیت مجتبی که به کودکی­‌اش باز می­‌گردد صرفا خاطره‌­ای از یک آرزوی ناکام را می­‌بینیم.   از نظر درونمایه بیش­ترین اهمیت اثر در موضوعی است که به آن پرداخته. زن آسیب دیده نه به انتقام فکر می‌­کند نه به جدایی او هدفی جز آرامش ندارد و تمام خواسته‌­اش همین است ننه‌ ­دعا اسیر کردن و کشتن کبوتر سیاه را به او یاد می‌­دهد که به ­وسیله آن شوهرش می­‌تواند به خاطراتش برگردد کودکی از دست رفته‌­اش را پیدا کند. مجتبی به گذشته می­‌رود و مرور مردسالاری پدرش او را با خودش روبه­‌رو می­‌کند او خودش را می‌­بیند که در آستانه­ یک مسیر تکراری است. درون­مایه­ دیگر در داستان نمایش زنانی است که در جایگاه مظلوم قرارگرفته‌­اند و بستر خشونت را خودشان مهیا می­‌کنند و افرادی که سرکشی می­‌کنند را به تمسخر می‌­گیرند درمقابل خودشان برای فرار از این شرایط به خرافه و جادو پناه می‌برند و خشم و نفرت خود را با انتقام ارضا می‌­کنند.   مندر اثر ملیحه وفامهر روایتی زنانه است با نگاه به مردسالاری و ریشه­‌های آن در عین ­حال توجه به جامعه­ زنان که حمایتی از هم ندارند، حجم کم و سرعت پیش­رفت داستان کتاب را برای خواننده لذت­بخش می­‌کند و نمایی کلی‌ست از زندگی افرادی که عموما بخشی از زندگی آنان را در جامعه دیده‌­ایم. ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 07:43:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/276009/اولین-تلاش-های-زنان-ایران-بازیابی-هویت-اجتماعی-شان حضور پررنگ شاعران قمی در دیدار شاعران با رهبر انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276010/حضور-پررنگ-شاعران-قمی-دیدار-رهبر-انقلاب به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، هر ساله در شب ولادت امام حسن مجتبی (ع) جمعی از اهالی فرهنگ، شعر و ادب فارسی با مقام معظم رهبری، دیدار می‌کنند و به سرون اشعار خود می‌پردازند. امسال در این دیدار که شب گذشته برگزار شد، حضور شاعران قمی چشمگیر بود.   در این مراسم شاعران قمی، شامل استاد محمدعلی مجاهدی، سیدمحمدجواد شرافت، سیدحمیدرضا برقعی، عباس احمدی، حامد حجتی، سیدجواد میرصفی، امیرعباس بختیاری، عباس جواهری، حامد طونی، سیداحمد حسینی، زهرا جودکی، راضیه مظفری، سمانه خلف‌زاده، عاطفه جوشقانیان، رضا یزدانی، محمدمهدی خانمحمدی و اعظم سعادتمند حضور داشتند. از این میان، سه شاعر اخیر (یزدانی، خانمحمدی و سعادتمند) اشعار خود را قرائت کردند که در زیر می‌خوانید:   متن شعر رضا یزدانی: (از تقاطع شهید احمد رسولیان که بگذری می‌رسی درست روبروی یادمان کربلای پنج انتهای بولوار حاج حیدر تراب کوچه‌ی شهید فاطمی نسب: خانه‌ی من است) حیرت آور است؛ نیست؟ اینکه این همه شهید بر سر تمام کوچه‌ها ی شهر ایستاده‌اند تا نشانی مسیر خانه‌های ما شوند اینکه این همه شهید رفته‌اند تا بهانه‌ی ترانه‌های ما شوند حیرت آور است؛ نیست؟   متن شعر محمدمهدی خانمحمدی: ای خنجرِ آب دیده، ما تشنه‌ی کارزاریم لب‌بسته زخمیم اما در خنده، خون‌گریه داریم تا سر زند آفتابی، هرگز ندیدیم خوابی از چشم سرخ شرابی، پیداست شب‌زنده داریم با سمِّ اسبان تکاندیم از کوه‌ها خستگی را ماییم از نسل خورشید، برقله‌ها تک سواریم تا کاروانِ پس از ما، پیدا کند راه از چاه یا رد پا یا که پایی در جاده جا می‌گذاریم هرچند حالا خموشیم، وقتش رسد می‌خروشیم یک روز خرما فروشیم ، یک روز بالای داریم «امشوا الی الموت مشیا…» این است جانبازی ما یعنی که فرزندِ حیدر لب تر کند ذوالفقاریم   متن شعر اعظم سعادتمند: ای دهانت لانه گنجشک‌های شاد پر چانه کودک من ای تمام حرف‌هایت فیلسوفانه  صد گره وا می‌شود از بغض‌ها و اخم‌های من می‌زنم هر بار بر موهای تا سرشانه‌ات شانه  تازگی‌ها اولین دندان پیشین تو افتاده‌ست رفته یعنی از زمان مستی ما هفت پیمانه  با تو بازی می‌کنم دیوانه بازی می‌شوم هروقت از نبایدها و بایدهای عقل خویش دیوانه  تا شبیه کودکی‌هایم بفهمی حرف گل‌ها را بسته‌ام روبان موهای تو را هم مثل پروانه ]]> استان‌ها Tue, 21 May 2019 06:58:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276010/حضور-پررنگ-شاعران-قمی-دیدار-رهبر-انقلاب رهبری، از آلودگی و ویرانی زبان فارسی بیم دادند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276012/رهبری-آلودگی-ویرانی-زبان-فارسی-بیم-دادند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سید عباس صالحی در حساب توئیتری خود نوشت:  «رهبری، از آلودگی و ویرانی زبان فارسی بیم دادند. این که قرن‌ها شاعران پاسدار این گنج بودند و اکنون رسانه‌ها در تاراج آنند. این هشدار از اعماق جان‌شان بود. هم در سخنان قبل از نماز، هم در جلسه عام و هم در گفت‌وگوی خصوصی پس از آن. این دغدغه را جدی بگیریم.»   ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 06:43:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276012/رهبری-آلودگی-ویرانی-زبان-فارسی-بیم-دادند راجع به زبان فارسی نگرانم نگذارید زبان فارسی فرسوده و ویران شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275999/راجع-زبان-فارسی-نگرانم-نگذارید-فرسوده-ویران-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار، حرکت و پیشرفت جریان شعر انقلاب را امیدوارکننده دانستند و گفتند: البته جریان‌های شعری دیگری نیز وجود دارد اما این جریان شعر انقلاب است که از لحاظ مضمون، نوآوری در مضامین و صیقل‌یافتگیِ الفاظ پیشرفت بسیار چشمگیری داشته است. رهبر انقلاب اسلامی، بیان و پدیده شعر را از معجزات آفرینش خواندند و افزودند: شعر از جنبه‌ جمال و زیبایی برخوردار است و این امتیاز، شعر را به یک رسانه اثرگذار و مسئولیت‌آور تبدیل می‌کند که باید این تعهد را در خدمت جریان روشنگری و هدایت قرار داد. ایشان با اشاره به یک مغالطه ناشیانه که شعر را به «شعر هنری» و «شعر متعهد» تقسیم می‌کند و می‌کوشد با شعار قلمداد کردن شعر متعهد، از آن ارزش‌زدایی کند، خاطرنشان کردند: اشعار بزرگان و قله‌های شعر فارسی همچون حافظ، سعدی، فردوسی و مولوی آکنده از اخلاق، تعلیم، تعهد، حکمت، عرفان، معنویت و اسلام ناب است، بنابراین تفکیک جنبه هنری و زیباشناختی شعر از جنبه رسالت و تعهد آن، مغالطه‌ای واضح و ناشی از غفلت یا کم‌سوادی است. حضرت آیت الله خامنه‌ای قرار دادن شعر در خدمت معارف توحیدی، فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام، انقلاب و حوادث مهم کشور و مسائل گوناگون دنیای اسلام را موجب اعتلاء شعر دانستند و افزودند: در اشعار خود زیبایی‌های رفتاری ملت همانند حماسه زیبا و پر شکوه حضور فداکارانه مردم در کمک‌رسانی به سیل‌زدگان را به تصویر بکشید، زیرا این کار، شعر شما را به پرچم هویت ملت تبدیل می‌کند. ایشان تأکید کردند: حفظ هویت ملت بسیار مهم است، چرا که ملتی که هویت خود را گم کند، در مشت بیگانگان آب می‌شود و از بین می‌رود. حضرت آیت الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان‌شان، در خصوص زبان فارسی ابراز نگرانی کردند و گفتند: من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است. رهبر انقلاب اسلامی افزودند: من از صداوسیما گله‌مندم، به دلیل اینکه به جای ترویج زبان صحیح و معیار و زبان صیقل‌خورده و درست، گاهی زبان بی‌هویت و تعابیر غلط و بدتر از همه تعابیر خارجی را ترویج می‌کند. انتشار فلان لغت فرنگی یک مترجم یا نویسنده از تلویزیون، موجب عمومی شدن آن لغت و آلوده شدن زبان به زوائد مضرّ می‌شود. ایشان با تقبیح استفاده فراوان از لغات بیگانه در رسانه‌ها، خطاب به مسئولان تأکید کردند: نگذارید زبان فارسی دچار فرسودگی و ویرانی شود. حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین از ولنگاری زبانی و ساخت لفظی بسیار نازل برخی ترانه‌ها و پخش آنها از صداوسیما در سریالها نیز انتقاد کردند و گفتند: زبان فارسی قرن‌های متمادی است که عمدتاً بوسیله شاعران بزرگ حفظ شده و اینگونه سالم و فصیح به دست ما رسیده است، بنابراین ما باید حرمت زبان را حفظ کنیم و اجازه نداریم با بی‌مبالاتی آن را به دست فلان ترانه‌سرای بی‌هنر بدهیم که الفاظ را خراب کند و بعد نیز با پول بیت‌المال در صداوسیما و دستگاه‌های دولتی و غیردولتی پخش شود. در این دیدار ۲۹ تن از شاعران جوان و پیشکسوت اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب اسلامی قرائت کردند. پیش از نماز مغرب و عشاء نیز تعدادی از شاعران از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار و گفت‌وگو و آثار خود را به ایشان تقدیم کردند. ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 04:54:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275999/راجع-زبان-فارسی-نگرانم-نگذارید-فرسوده-ویران-شود پرونده‌ای برای سبیلوهای هنر، ادبیات و سیاست در جدیدترین چلچراغ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275933/پرونده-ای-سبیلوهای-هنر-ادبیات-سیاست-جدیدترین-چلچراغ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شماره هفتصدوپنجاه‌وششم هفته‌نامه فرهنگی، هنری، اجتماعی، سینمایی و طنز چلچراغ با پرونده ویژه برای سبیلوهای هنر، ادبیات و سیاست منتشر شد.   تصویر روی جلد این شماره از هفته‌نامه چلچراغ، قابی از محمود دولت‌آبادی و کیهان کلهر در جشن چله سال 96 نشریه چلچراغ است که در آن دولت‌آبادی کیهان کلهر را هدایت می‌کند تا پشت تریبون بایستد و نشان موسیقی چلچراغ را به انتخاب مخاطبان مجله بگیرد. کلید پرونده برای سبیلوهای مشهور هم در همان جلسه می‌خورد که محمد بحرانی در جایی به شوخی می‌گوید: «کیهان کلهر صاحب بهترین سبیل خاورمیانه هم هست.»   «کیهان کلهر»، «بهرام بیضایی»، «صادق هدایت»، «بهرام صادقی»، «هوشنگ گلشیری» و «محمود دولت‌آبادی» از جمله چهره‌های فرهنگی و ادبی ایران هستند که به عنوان سبیلوهای خاص و مشهور به‌طور مختصر به آن‌ها پرداخته شده است. علاوه بر آن‌ها چهره‌های ورزشی مثل «علی دایی»، «دیوید سیمن»، دروازه‌بان سابق آرسنال و تیم ملی انگلستان، یا شخصیت‌های سیاسی مثل «هیتلر» و «استالین» هم مورد توجه این پرونده قرار گرفته‌اند.   از دیگر بخش‌های مورد توجه این شماره از هفته‌نامه چلچراغ گزارش مفصلی است که درباره «تئاتر نصر»، دوران اوج آن و مرمت و بازسازی آن منتشر شده است.   بخش گزارش محرمانه شماره هفتصدوپنجاه‌وششم نشریه چلچراغ هم به سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران اختصاص دارد که از بخش‌‌های مهم و مورد توجه این  قسمت، گزارشی با عنوان «مثل شلوار جین» است که از راز پرفروش شدن برخی کتاب‌ها پرده برداشته و علت اقبال زیاد به آن‌ها را تشریح کرده است.   «گزارش یک جشن» یکی دیگر از گزارش‌های این شماره از مجله چلچراغ است، که یک روز در نمایشگاه بین‌الملی کتاب تهران را از زوایای گوناگون به توضیح و تصویر کشیده است.   هفتصد و پنجاه و ششمین شماره از دوهفته‌نامه اجتماعی، فرهنگی و هنری چلچراغ، به صاحب‌امتیازی و مدیر مسئولی فریدون عموزاده‌خلیلی در 66 صفحه و با بهای 9000 تومان منتشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 04:41:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275933/پرونده-ای-سبیلوهای-هنر-ادبیات-سیاست-جدیدترین-چلچراغ دنیای اساطیر، تمامی ندارد/امید نداشتم این کتاب منتشر شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275929/دنیای-اساطیر-تمامی-ندارد-امید-نداشتم-این-کتاب-منتشر-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  داستان بلند «گور سفید» جدید‌ترین کتاب مجید قیصری است که در نشر افق منتشر شده است. «گور سفید» روایت دو برادر است؛ یکی رهبر گروهی افراطی که به هر وسیله‌ای می‌خواهد ناپاکی را از روی زمین حذف کند و دیگری برادری  که دچار عشق و دلدادگی می‌شود و سودایی دیگر در سر دارد. قیصری در این کتاب نه به ورطه رمان معمایی افتاده و نه داستانی عاشقانه، خود وضعیت و این تضارب آراء از هر چیزی مهم‌تر بوده است. هر چند که این نگاه شاید منجر به کمرنگ‌شدن پرداخت داستانی شده باشد. با مجید قیصری درباره این کتاب گفت‌و‌گویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: شما در «گور سفید» روی یکی از کلیدی‌ترین مسائل اجتماعی ما دست گذاشته‌اید. می‌توان گفت تفاوت این دو برادر، کلی‌ترین جناح‌بندی سیاسی جامعه ما را شامل می‌شود. چرا برای نوشتن داستانی بلند به سراغ این موضوع رفتید؟ وقتی موضوعی به این حساسی هست، چطور یک نویسنده می‌تواند موضوع به این مهمی را نادیده بگیرد.   شما تجربیاتی در زمینه فیلمنامه‌نویسی هم داشته‌اید. رویکرد سینمای ایران به مسائل اجتماعی با ادبیات داستانی متفاوت است. امکانات این دو رسانه هم متفاوت است. چرا ادبیات داستانی؟ فکر نمی‌کنم این دو منافاتی با هم داشته باشند. اگر این اثر قابلیت تبدیل شدن به فیلم را داشته باشد، بعد از انتشار در قالب کتاب، می‌تواند اقتباس سینمایی هم شود. اما فارغ از این مبحث، تفاوتی بین ادبیات و سینما هست و آن هم بحث زبان است. زبان در داستان با زبانی که در سینما به کار می‌رود، خیلی متفاوت است. مساله بعدی این که شما فکر کنید که من الان این فیلمنامه را نوشته‌ام، گیرم که مجوز ساخت هم می‌گرفت. بعد باید به دنبال تهیه کننده و قصه‌های بعدی می‌رفت. آیا می‌شد، آیا نمی‌شد...   پس همچنان به نظر می‌رسد که فضای ادبیات به نسبت فیلمنامه، فضای امن‌تری است. بی‌تردید. در بسیاری از موارد،  ادبیات جلوتر از سینمای ما است. اما چون در شرایط فعلی، کتاب مخاطب کمتری دارد، این فاصله بین سینما و ادبیات دیده نمی‌شود. در ادبیات، کتاب خوانده می‌شود و از آن عبور می‌کنند اما در سینما، شکل و فرم دیگری به خودش می‌گیرد.   در کلیت داستان، بیان مفهومی و موضوع بر پرداخت داستانی می‌چربد. بیشتر ما با تحلیل وضعیت مواجهیم و قصه خیلی کند و دیر شروع می‌شود. در چهار پنج فصل اول، شما با یک راوی‌ طرف هستید که ایران نیست و ترس دارد که اصلا خودش را لو بدهد یا نه! روایت از لحظه‌ای شروع می‌شود که راوی خودش را آماده می‌کند که وارد نوعی خودزنی شود و اعتراف کند. اولش هم می‌گوید؛ چون احساس می‌کنم که فضای سیاسی باز شده، می‌توانم حرف بزنم. همین ترس، باعث می‌شود که مخاطب ذره ذره با شخصیت او و سپس با خانواده‌اش آشنا شود.                        اسامی شخصیت‌های داستان، اسامی پیامبران است؛ صالح، شیث، هارون و... چرا این اسامی را انتخاب کردید و به این ترتیب، آیا ما با جهانی مثالی  از کهن‌الگوها مواجه هستیم؟ درست می‌گویید. انتخاب تمام این اسامی برای ساخت این جهان است. هارون برادر موسی است و وقتی که خداوند موسی را به پیامبری برگزید، موسی گفت: من زبانم ناقص است. خداوند گفت: برادرت را هم به کمکت بیاور. پس موسی پیامبر بعدی است. و بعد از صالح، دقیقا این هارون است که ادامه دهنده ماجرا است. شیث هم که یکی از برادرهای هابیل و قابیل است. در نتیجه، با این اسامی سعی کردم که برای خواننده فضا بسازم. این اسامی به معنای این است که ما وارد یک فضای اساطیری می‌شویم و این فضای اساطیری هنوز هم با ما هست؛ دنیای اساطیر که تمامی ندارد.   اما به لحاظ زمانی، در این کار ما با رویکرد اساطیری مواجه نیستیم. می‌دانید عمر حضرت آدم در کتاب مقدس چقدر است و فاصله زمانی شیث با هابیل و قابیل؟ بستگی دارد که شما اسطوره را چطور ببینید. ژیلبرت می‌گوید که؛ اسطوره‌ها الگوهای تکرار شونده هستند.   منظور من این است که آیا به قصه‌های این اسامی هم منطبق با روایت‌های کهن پرداخته‌اید یا فقط از نام آنها استفاده کرده‌اید؟ نه. اصلا از روایت‌های آنها استفاده نشده. همین حالا در خیابان که راه بروید با این اسامی مواجه می‌شوید؛ نام بازیکن فوتبال؛ شیث است. اما چون در زندگی روزمره زیاد به روایت اساطیری پشت اسامی توجه نداریم، به سادگی از این اسامی عبور می‌کنیم. اما در این داستان، با توجه به مضمونی که انتخاب کرده‌ام، خواننده به همان نتیجه‌ای می‌رسد که شما رسیده‌اید. یعنی انتظار دارید که نویسنده از روایت این شخصیت‌ها هم در پس‌زمینه کارش استفاده کند. اما اینجا فقط از اسامی استفاده شده، در حالی که کارکرد متن شما را به آن کهن‌الگوها ارجاع می‌دهد. به آن الگویی که تکرار شونده است و به این ترتیب، این ذهن شماست که فعال می‌شود. اما اگر من یک داستان آپارتمانی با اسامی معمولی می‌نوشتم، هیچ وقت اسم شما را به آن فضا نمی‌‌برد. چیزی که باعث شده شما بین اسامی و داستان، به دنبال یک رابطه کهن‌الگویی باشید، مضمونی است که زیر این داستان خوابیده است.   زبان کار، خیلی سرراست و بدون حس‌آمیزی و تزئینات است. استراتژی شما برای انتخاب چنین زبانی چه بوده است؟ این کاراکتر قرار بود اعتراف کند. خیلی قرار نبود، احساسات مخاطب را تحت تاثیر قرار دهم یا فضای عاشقانه بین قلیچ و لیلا را بسط دهم. چیزی مهم‌تر از عشق در این داستان وجود داشت. عشق در این ماجرا دیده می‌شود، اما ما درگیر آن نمی‌شویم. به خاطر این که چیزی بزرگتر از آن عشق وجود دارد؛ دعوایی که بین دو برادر جریان دارد و ایده پاکسازی‌ای که به نوعی صالح به آن مشغول است. به همین دلیل هم سعی کردم وارد فضاهای احساسی نشوم. چون راوی خودزنی می‌کند و دست به اعترافی هولناک زده است. امیدوارم اشتباه نکرده باشم.   به لحاظ ساختاری نمی‌شد این کار را با رویکردی پلیسی یا معمایی نوشت؟ با توجه به موضوع سیاسی کار و فرهنگ غیر شفاف ما که در حوزه‌های سیاسی این فضا، غیر شفاف‌تر هم می‌شود، امکان پرداخت معمایی هم برای این کار وجود داشت.  من این کار را بیشتر نزدیک به فضاهای معمایی می‌دانم تا پلیسی. در داستان پلیسی ما وارد فضای کارآگاهی می‌شویم. اما در ایران، اصلا کارآگاه نداریم. من هم قصد داشتم یک داستان رئالیستی بنویسم.   اگر خودتان هم به کارهای معمایی توجه داشتید، میزان تعلیق در این کار، به حد رمان‌های معمایی هست؟ آن هم یک رویکرد است. اما من رمان معمایی هم نمی‌خواستم بنویسم. یک جریانی در این مملکت اتفاق افتاده که در طول تاریخ با ما جلو می‌آید؛ از قبل از حسن صباح بوده تا مشروطه و پهلوی اول و دوم، و الان هم هست که عده‌ای خودشان را فراتر از قانون می‌دانند و می‌گویند؛ قانون ما هستیم. و در هر زمانی که تصمیم بگیرند، یک سری آدمی را که آنها تشخیص می‌دهند که نباید باشند، حذف می‌کنند. من دلم نمی‌خواست این موضوع و مساله در حاشیه موارد دیگر مطرح شود. حتی نمی‌خواستم قتل صالح را به یک معما تبدیل کنم. به همین دلیل هم از همان اولین جمله، قصه را رو می‌کنم و می‌گویم که به دنبال صالح نگردید بدانید که صالح مرده است. در این داستان، چرایی کشته شدن صالح برای من مهم بود. امکان دارد اگر کسی بخواهد از این فیلمنامه‌ای تهیه کند با رویکردی کاملا معمایی به طرف آن برود.  چون در آوردن این لایه‌های متعددی که در متن در ادبیات درآمده، در سینما کمی بعید به نظر می‌رسد.   در عین حال که عشق در این داستان قربانی می‌شود، به کاراکتر خواهر هم خیلی کم پرداخته شده است. گذرا. بله. همان اول فقط کمی از افسر می‌گوید که کی بوده و... می‌تواند به نوعی این نشانه را داده باشد که شاید اولین قربانی ماجرا توسط صالح، خود خواهر -افسر- باشد. این شک را ایجاد می‌کند که شاید قتل افسر دست‌گرمی بوده است. یعنی نگاهی که صالح در آن فضا به افسر دارد می‌تواند این شک را دامن بزند که احتمالا او هم توسط صالح از بین رفته است. به طور کلی، زن‌ها وقتی می‌آیند، به غیر از مادر که به عنوان یک رکن اساسی از ابتدا تا انتهای داستان باقی می‌ماند، بقیه با نگاه صالح قربانی می‌شوند.   به طور کلی تحلیل موضوع داستان و وضعیت سیاسی به پرداخت داستانی کار می‌چربد. واقعیت این است که من اصلا شک داشتم که این کار بتواند منتشر شود. نگاه هم که کنید من این کار را سال 1392 نوشتم و کنار گذاشتم. سال 97 ناشر از من خواست که کاری به آنها ارائه دهم، من هم این کار را فرستادم. اما امیدی به انتشارش نداشتم. گفتم می‌رود و به دیوار می‌خورد و در نمی‌آید.   اتفاقا این کار، تمام ویژگی‌های نسخه اول رمان را دارد. فصل‌های کوتاه و فشرده که انگار نویسنده ایده‌های خودش را به صورت فشرده نوشته تا بعدا آن را گسترش دهد. بیشترین چیزی که من را آزار می‌داد و باعث شد که خودسانسوری کنم این بود که موضوع کار، یک موضوع لب تیغ است. خودتان را بگذارید جای من، ببینید چه اتفاقی برای‌تان می‌افتد. و سخن آخر؟ دلم  می‌خواهد کار خوانده شود و بازتاب کتاب را ببینم. تا الان که نظرات خیلی به هم نزدیک بوده و نظر متفاوتی نگرفته‌ام. ]]> ادبيات Tue, 21 May 2019 04:24:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275929/دنیای-اساطیر-تمامی-ندارد-امید-نداشتم-این-کتاب-منتشر-شود دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب با رهبر انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275991/دیدار-جمعی-شاعران-اهالی-فرهنگ-ادب-رهبر-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در شب ولادت کریم اهل‌بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام، جمعی از اهالی فرهنگ، شعر و ادب فارسی با رهبر انقلاب اسلامی دیدار می‌کنند. در این دیدار، شاعران، اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب اسلامی قرائت می‌کنند. همچنین پیش از مراسم، شاعران از نزدیک با ایشان گفت‌وگو خواهند داشت و  آثار خود را به ایشان تقدیم می‌‌کنند. در این دیدار صمیمانه، نماز مغرب و عشاء به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه می‌شود و حاضران روزه خود را به همراه ایشان افطار می‌کنند. ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 12:43:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275991/دیدار-جمعی-شاعران-اهالی-فرهنگ-ادب-رهبر-انقلاب فراخوان جايزه ادبي صادق هدايت منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275975/فراخوان-جايزه-ادبي-صادق-هدايت-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس اعلام دبیرخانه این جایزه، هجدهمين دوره اين مسابقه توسط دفتر هدايت برگزار می‌شود. شرايط شركت در اين رقابت ادبی به شرح زير است:   شرايط شركت در مسابقه: _ هر نويسنده می‌تواند فقط يك داستان كوتاه منتشر نشده خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند. _ داستان ارسالي نبايد از هزار كلمه كمتر و از چهار هزار كلمه بيشتر باشد و به 2 روش قابل ارسال است: الف) ارسال به ايميل دفتر هدايت jahangirhedayat@gmail.com ب) ارسال به صندوق پستي 365-19585  به نام دفتر هدايت. داستان‌هايي كه به طريق پستي ارسال می‌شوند لازم است بر يك روي صفحه به صورت تايپ شده و در چهار نسخه فرستاده شوند. _ نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت می‌كنند لازم است توجه فرمايند تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستان‌ها براي چاپ در مجموعه آثار برگزيده از درج داستان ارسالي خود در كتاب‌ها، نشريات و سايت‌هاي اينترنتي و يا ارسال براي مسابقه داستان نويسي ديگر خودداري فرمايند. در غير اين صورت داستان فرستاده شده در مسابقه شركت داده نمي‌شود. لطفا به این مهم توجه خاص مبذول بفرمائید که از شرکت در مسابقه محروم نشوید. _ نويسندگان داستان‌ها لازم است شماره تلفن تماس، آدرس كامل پستي، تلفن همراه وEmail  خود را همراه داستان ارسالي به صندوق پستي يا ايميل دفتر هدايت اعلام دارند و در صورت تغيير مراتب را به دفتر هدايت اطلاع فرماييد. داستان‌هائي كه فاقد اطلاعات ياد شده باشند در مسابقه شركت نخواهند داشت. _ ارسال داستان براي اين مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعه داستان‌‎هاي برگزيده اعلام داشته است. و دفتر هدايت مجاز به ويرايش داستان‌ها مي‌باشد. داستان‌هاي ارسالي مسترد نخواهد شد. _ داستانك‌، داستان بدون عنوان يا نام نويسنده و يا با نام مستعار نويسنده مطلقا پذيرفته نمي‌شود. _ مهلت ارسال آثار تا اول مهرماه 1398 است. داستان‌هاي برتر و اسامي برندگان و اهداي جوائز در مراسم بهمن ماه 1398 اعلام مي‌شود. جوايز برندگان خارج از كشور به نماينده آن‌ها اهداء خواهد شد. _ كليه علاقه‌مندان و فارسي زبانان از كشورهاي همسايه و ديگر كشورها مي‌توانند در اين مسابقه شركت كنند. گزينش آثار و جوائز نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد.  به داستان‌هاي برگزيده به انتخاب هيئت داوران تنديس صادق هدايت يا لوح تقدير اهداء مي‌شود. چاپ و انتشار آثار برگزيده دفتر صادق هدايت با همكاري مؤسسات ادبي خارج یا داخل كشور مجموعه بهترين داستان‌هاي مسابقه را چاپ و منتشر مي‌كند. در صورت نياز به اطلاعات بيشتر به يكي از روش‌هاي زير تماس حاصل فرماييد: دفتر هدايت: 22556607 صبح‌ها -  ايميل: jahangirhedayat@gmail.com      ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 08:51:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275975/فراخوان-جايزه-ادبي-صادق-هدايت-منتشر فراخوان هشتمین دوره آموزشی شعر جوان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275960/فراخوان-هشتمین-دوره-آموزشی-شعر-جوان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی انتشارات شهرستان ادب، واجدان شرایط باید دست‌کم ۱۰ شعر را به دفتر شعر مؤسسه فرهنگی هنری «شهرستان ادب» ارسال دارند. هیچ محدودیتی از نظر قالب و موضوع وجود ندارد اما در صورت ارسال اشعار در قالب‌های کوتاه مانند رباعی، لازم است تعداد ۲۰ شعر بفرستند. کارشناسان دفتر شعر از این میان بخشی از شرکت‌کنندگان در فراخوان را گزینش کرده و برای شرکت در مرحله دوم به صورت مصاحبه تلفنی دعوت می‌کنند و از آنان پرسش‌هایی درباره دانش و سوابق ادبی می‌پرسند. شرکت در این دوره‌ها رایگان است و شرکت‌کنندگان از امتیازاتی برخوردار خواهند شد که از جمله آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: شرکت در اردوهای چندروزه آموزشی با حضور شاعران و استادان برجسته، مشاوره و نقد شعر اعضا توسط شاعران و کارشناسان مطرح به صورت تلفنی و حضوری در طول دوره، نقد مکتوب شعر اعضا به قلم منتقدان و شاعران سرشناس، ارائۀ سیر مطالعاتی و اهدای هدفمند بیش از بیست عنوان کتاب شاخص، زمینه‌سازی ارتباط با شاعران صاحب‌قلم امروز و شرکت در محافل ممتاز ادبی. متقاضیان پس از ثبت‌نام تا نیمه تیر ۱۳۹۸ فرصت دارند تا آثار خود را به دفتر شعر شهرستان ادب تحویل دهند. این مهلت تمدید نخواهد شد. نیمه مرداد نتایج مرحله اول و پایان شهریور نتایج مرحله دوم اعلام خواهد شد و در ابتدای آبان ۱۳۹۸ دوره به صورت رسمی آغاز به کار خواهد کرد. برنامه‌هایی همچون نقد تلفنی و حضوری آثار، دوره‌های مطالعاتی تخصصی، نقد مکتوب در کارگاه‌ها توسط استادان سرشناس و اردوهای چندروزه آموزشی از جمله برنامه‌های این دوره آموزشی است. علاقه‌مندان به شرکت در این دوره‌ها می‌توانند به نشانی اینترنتی دو سایت شهرستان ادب (shahrestanadab.com) و همچنین آفتابگردان‌ها(aftabgardanha.com) مراجعه کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر نیز می‌توانند با شماره ۰۲۱۷۷۵۱۷۸۳۰ داخلی ۱۳۰ تا ۱۳۳ تماس بگیرند یا با نشانی تلگرامی دفتر شعر https://t.me/office۴poem مکاتبه کنند. همچنین کانال اطلاع‌رسانی فراخوان دوره هفتم آفتابگردان‌ها به نشانی https://t.me/farakhan_aftabgardanha_۸ راهنمای علاقه‌مندان است. دوره‌های آموزشی آفتابگردان‌ها را دفتر شعر مؤسسه فرهنگی هنری «شهرستان ادب» در تابستان ۱۳۹۰ راه‌اندازی کرده است و از آن زمان به صورت سالانه برگزار می‌کند. هدف از برگزاری این دوره‌های آموزشی، کمک به پویایی شعر جوان کشور، کشف و پرورش استعدادها و زمینه‌سازی برای رویش نسل جدید شاعران انقلاب اسلامی است. بدین ترتیب، هر ساله، در قالب این دوره آموزشی، ده‌ها شاعر جوان و مستعد از سراسر کشور و به ویژه شهرستان‌ها، شناسایی شده و به عضویت دوره در می‌آیند. ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 08:42:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275960/فراخوان-هشتمین-دوره-آموزشی-شعر-جوان-منتشر درد حریف دغدغه‌هایم نمی‌شود/ داستانِ شعر در تمام دنیا تمام شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275946/درد-حریف-دغدغه-هایم-نمی-شود-داستان-شعر-تمام-دنیا-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیش از سال‌های عمرش کتاب نوشته است و با وجود بیماری‌های متعدد، هنوز بهانه‌ای برای کار نکردن ندارد. خودش می‌گوید بیکاری کلافه‌اش می‌کند. هنر برای او چهارچوبی ندارد و خودش را متعهد به کار کردن در یک شاخه نمی‌داند و اصرار ندارد تا دغدغه‌هایش را در ظرف شعر به مخاطبانش تحویل دهد. این یعنی گاهی دغدغه‌هایش را شعر می‌کند، گاهی داستان، حس و حالش را داشته باشد، کودک درونش فعال می‌شود و برای کودکان می‌نویسد؛ با این حال دغدغه این روزهای شاعر شمعدانی‌ها نقاشی است و اندیشه‌هایش را روی کاغذ و بوم نقاشی می‌کشد. از این رو در زادروز 79 سالگی احمدرضا احمدی به سراغ او رفتیم و با او درباره فعالیت‌های این روزهایش گفت‌وگو کردیم.   احمدرضا احمدی در توضیح وضعیت این روزهایش به ایبنا گفت: به تازگی مراحل نهایی دو مجموعه شعر جدیدم به پایان رسیده است که یکی از آن‌ها را به نشر چشمه و دیگری به نشر کارگاه‌اتفاق تحویل داده‌ام. به احتمال زیاد این دو کتاب امسال منتشر خواهد شد؛ اما هنوز هیچ کدام از آن‌ها نامی ندارند و بعد از حروف‌چینی و در مرحله آخر نام‌شان را انتخاب خواهم کرد.    وی ادامه داد: یک کتاب کودکان هم دارم که نامش «دخترک، آیینه‌ها، مادر» است و آن هم از سوی نشر کارگاه‌اتفاق منتشر خواهد شد. درباره آثار داستانی بزرگسال هم باید بگویم که رمانی نیمه‌تمام دارم که امیدوارم بتوانم هرچه سریع‌تر تمامش کنم. البته این روزها بیشتر مشغول نقاشی هستم و خودم را برای نمایشگاه جدید آماده می‌کنم.     این شاعر که نخستین نمایشگاه نقاشی‌هایش با استقبال خوب مخاطبان در اردیبهشت‌ماه پارسال برگزار شد، گفت: نمایشگاه جدیدم 17 مهرماه سال جاری در گالری کاما برگزار خواهد شد. این روزها به شدت مشغول نقاشی هستم؛ نقاشی‌هایی که در سه دسته آبرنگ، گواش و رنگ روغن تقسیم می‌شوند. يادتان باشد در نمایشگاه قبلی همه کارها در روز نخست به فروش رسید و امیدوارم که در این دوره نیز شاهد استقبال علاقه‌مندان باشم.   وی افزود: در این دوره کارم سخت‌تر شده است و همین موضوع من را نگران می‌کند؛ چراکه توقعم بالا رفته؛ اما از آن طرف کمردرد بسیار اذیتم می‌کند. این روزها بعد از کمی کار کردن، کمردرد می‌گیرم و مجبور می‌شوم دراز بکشم. البته با همه این شرایط، کمردرد حریف دغدغه‌هایم نمی‌شود، کار را رها نمی‌کنم. شاعر شمعدانی‌ها در توضیح تغییر سبک نقاشی‌های خود گفت: من هر بار به دنبال تجربه‌ای جدید هستم؛ از این رو در ابتدا به سراغ آبرنگ رفتم، بعد کار را با گواش ادامه دادم و این روزها نقاشی‌هایم را با رنگ روغن روی بوم می‌کشم. به نظرم کار روی بوم گسترده‌تر و سخت‌تر است؛ چراکه اندازه بوم بزرگ بوده و نقاشی روی آن زمان بیشتری از آدم می‌گیرد. احمدی با اشاره به ساعت‌های کاری‌اش در 79سالگی گفت: صبح‌ها معمولا ساعت 6 از خواب بیدار می‌شوم و بعد از خوردن صبحانه کمی دراز می‌کشم. ساعت 8 مجددا بیدار می‌شوم و کارم را آغاز می‌کنم که تا ساعت 12 ادامه دارد. بعد از 12 تا سه نهار می‌خورم و کمی استراحت می‌کنم و از ساعت سه تا هفت مشغول کار می‌شوم و به شکلی برنامه‌ریزی می‌کنم تا شام را قبل از ساعت هشت بخورم و بعد بخوابم تا بتوانم صبح زود از خواب بیدار شوم. شاید برای عده‌ای عجیب باشد که من هر روز ساعت 6 از خواب بیدار می‌شوم؛ اما این برنامه هر روز من است و بعد از گذشت 78 سال به این شیوه از زندگی عادت کرده‌ام.   وی ادامه داد: البته در همین فاصله نیز علاوه بر شعر، داستان و نقاشی، فیلم‌های سینمایی مهم دنیا را دنبال می‌کنم. برای مثال دیشب فیلم «پرنده‌باز» جان فرانکن هایمر با بازی برت لنکستر را دیدم. این روزها به دلیل آنکه دائم در خانه هستم زیاد به سینما نمی‌روم و سینمای ایران را خیلی دنبال نمی‌کنم. مگر اینکه سی‌دی آن به دستم برسد. چند سال پیش یک بار به سینما رفتم و ذات‌الریه گرفتم و دیگر سعی می‌کنم از خانه بیرون نروم. باید قبول کنیم که پیر شدیم، من امروز 79 ساله می‌شوم.   نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن در توضیح ویژگی‌های آثار جدیدش اظهار کرد: در کتاب‌های جدید همان مسیر آثار قبلی را ادامه داده‌ام و طبیعی است که بعد از دهه‌ها فعالیت در حوزه شعر مسیرم را پیدا کرده باشم. یک بار از پل سزان پرسیدند که «این روزها چکار می‌کنی؟» او گفت: «من یک عمر است که سیب می‌کشم.» من هم همان مسیر گذشته را ادامه می‌دهم و تغییری در آن نداده‌ام. در این مجموعه‌ نیز همان دغدغه‌های گذشته را دنبال کرده‌ام؛ درست مانند «تابستان و غم».      احمدرضا احمدی با اشاره به بازار این روزهای کتاب‌های شعر می‌گوید: کتاب «تابستان و غم» پارسال منتشر شد اما زیاد فروش نرفت. به نظرم داستانِ شعر در تمام دنیا تمام شده است و در فرانسه هم که مهد شعر است دیگر کتاب شعر فروشی ندارد. این روزها و با توجه به گسترش چاپ دیجیتال هر کسی با چاپ دو نسخه‌ای از مطالبی شاعر می‌شود و متاسفانه این بد است. وی ادامه داد: به اعتقاد من هر نسل با نسل گذشته خود فرق می‌کند. من با دخترم 40سال اختلاف دارم و معنی خیلی از این اصطلاح‌‌ها و حرف‌هایی را که می‌زنند، نمی‌دانم. شما اگر به دهه‌های گذشته توجه کنید، متوجه می‌شوید که در یک دهه جوانان علاقه زیادی به داستان، نسلی به شعر، نسلی به فلسفه و نسلی هم به کتاب‌های روانشناسی داشته‌اند. این را گفتم تا بگویم شاید سلیقه نسلی تغییر کرده است. البته با همه این تفاسیر وضعیت شعر در ایران هنوز هم خوب است و هنوز هم مردم کتاب شعر می‌خرند و می‌خوانند. باور کنید که وضعیت ما از خیلی کشورهای دنیا بهتر است.   بنیانگذار جریان «شعر موج نو» فضای مجازی را حیرت‌آور توصیف می‌کند و می‌گوید: در سال‌های گذشته مدیاهای جدیدی مثل سینما، تلویزیون و فضای مجازی به زندگی مردم اضافه شده‌اند و ما نباید جذب مخاطب فضای مجازی را دست کم بگیریم. بعد از گسترش فضای مجازی دنیا وارد یک مرحله جدیدی شده که از نظر من حیرت‌آور است. احمدرضا احمدی در پایان صحبت‌هایش گفت: با این تفاسیر اصلا در فضای مجازی حضور ندارم. دو صفحه‌ای هم که از من در فضای مجازی فعال است از سوی دیگران اداره می‌شود و این کارها را من انجام نمی‌دهم؛ چراکه بلد نیستم و جالب است که به شما بگویم که حتی وقتی موبایلم زنگ می‌خورد، پتو روی آن می‌اندازم تا صدایش درنیاید! ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 06:15:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275946/درد-حریف-دغدغه-هایم-نمی-شود-داستان-شعر-تمام-دنیا-شده ​شاعران به دیدار رهبر معظم انقلاب می‌روند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275900/شاعران-دیدار-رهبر-معظم-انقلاب-می-روند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  دیدار جمعی از شاعران با رهبر معظم انقلاب مطابق سنت چند ساله،‌ امسال نیز همزمان با میلاد مبارک امام حسن مجتبی (ع)، (دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه) با حضور شاعرانی از استان‌های مختلف ایران و دیگر کشورهای فارسی‌زبان برگزار می‌شود.   در این دیدار، شاعران، اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب اسلامی قرائت می‌کنند. همچنین پیش از مراسم، شاعران از نزدیک با ایشان گفت‌وگو خواهند داشت و  آثار خود را به ایشان تقدیم می‌‌کنند. در این دیدار صمیمانه، نماز مغرب و عشاء به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه می‌شود و حاضران روزه خود را به همراه ایشان افطار می‌کنند. ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 05:21:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275900/شاعران-دیدار-رهبر-معظم-انقلاب-می-روند زبان فارسی در هند در حال کمرنگ شدن است/دانشجویان فارسی‌آموز هیچ‌وقت در هند بیکار نمی‌مانند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275612/زبان-فارسی-هند-حال-کمرنگ-شدن-دانشجویان-فارسی-آموز-هیچ-وقت-بیکار-نمی-مانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) زبان فارسی از زبان‌های زنده در هند است که قدمت هزار ساله دارد. از سال 400 هجری و از زمان ورود سلطان محمود غزنوی به هند، تا حدود 250 سال پیش، زبان فارسی، زبان درباری و رسمی سرزمین هندوستان بوده است. تا جایی که متون تاریخی به جا مانده از برخی ادوار تاریخی کشور هندوستان، به زبان فارسی بوده و مطالعه تاریخی این دوره‌ها، ملزم به یادگیری این زبان است. از همین رو انتظار می‌رود که زبان فارسی و به تبع آن ادبیات فارسی، جایگاه خوبی در هندوستان و به خصوص محیط آکادمیک آن داشته باشد، اما اینکه آیا چنین است و اگر چنین نیست، چه موانعی بر سر راه دارد؟ سوالاتی است که بهانه گفت‌وگو با شیخ اشتیاق احمد، مدرس گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهر لعل‌نهرو دهلی، در حاشیه سفرش به ایران شد. در ادامه این گفت‌وگو را می‌خوانید:   ابتدا مختصری از پیشینه زبان فارسی در هند بفرمایید و اینکه وضعیت آن در حال حاضر در هند چگونه است؟ زبان فارسی یکی از مهم‌ترین زبان‌های هند بوده است، یعنی در هندوستان خیلی زبان‌ها تدریس می‌شود و درواقع هندوستان چندین کشور و فرهنگ در یک کشور است. یعنی یک کشور خیلی بزرگ است، فرهنگ‌ها بسیار زیاد است و زبان‌های زیادی هم وجود دارد، که زبان فارسی یکی از این زبان‌ها است. ما در هند تقریبا 30 ایالت داریم، که 15 ایالت آن زبان محلی دارند. از این لحاظ در هندوستان چند زبان مهم بوده، یا سهم آن زبان‌ها نسبت به سایر زیاد بوده است. یکی از این زبان‌ها، زبان انگلیسی است که انگلیسی‌ها پس از آمدن به هند، آن را مستحکم کردند. زبان اردو هم یکی از مهم‌ترین زبان‌های رایج هندوستان است؛ یکی دیگر از این زبان‌ها، زبان هندی است. در میان این زبان‌ها، انگلیسی خیلی زیاد استفاده می‌شود. زبان فارسی در هند تاریخچه تقریبا هزارساله دارد؛ یعنی از زمانی که محمود غزنوی وارد هند شد تا به امروز، فارسی در یک شکل روان است. فارسی از آن زمان در هند شروع شد، لاهور زمانی مرکز زبان و ادبیات فارسی بوده است. بعد از آن دهلی پایتخت آن‌ها شد و در آنجا حکمرانی کردند- که ما از آن‌ها با عنوان سلاطین دهلی یاد می‌کنیم- در مجموع اگر بخواهیم به لحاظ تاریخی بگوییم، از زمان غزنویان فارسی رواج یافت، اما وقتی مغول، یا گورکانیان یا تیموریان هند به سلطنت رسیدند، در زمان آن‌ها روابط هند و ایران بسیار فعال شد. یعنی از زمان پادشاه همایون. در زمان صفویان پادشاه همایون به ایران سفر کرده بود و از صفویان کمک خواسته بود که آن‌ها هم به او کمک کرده بودند. بعد از اینکه همایون به هند برگشت؛ یعنی در زمان پادشاه اول، روابط هند و ایران مخصوصا روابط فرهنگی و علمی بین آن‌ها خیلی مستحکم شد و بعدا هم نویسندگان و شعرای ایرانی از ایران به هند مهاجرت کردند و زبان فارسی به قدری مستحکم شد، که زبان رسمی هندوستان شد. که این نشان از اهمیت آن دارد. در آن زمان همه اسناد و کتب به زبان فارسی نوشته شده، که امروزه به شکل نسخه خطی موجود است. تقریبا از حدود صد یا دویست سال پیش هم اسناد موجود مربوط به کارهای مهم به زبان فارسی است. وقتی انگلیس‌ها به هند آمدند و در آنجا حکمرانی کردند، کم کم رواج زبان فارسی را کاهش دادند و سعی کردند زبان انگلیسی را مستحکم کنند و یک سیاست عجیب علیه رواج زبان فارسی یا اردو ایجاد شد؛ ولی می‌توان گفت که بعد از استقلال هند، مخصوصا مردم سعی کردند که زبان هندی را به عنوان زبان رسمی اعلام کنند، امروزه ما دو زبان هندی و انگلیسی را بیشتر از هر زبان دیگری استفاده می‌کنیم؛ الان فارسی به آن شکل اولیه نیست.   در گفت‌وگویی که با فلیحه‌زهرا کاظمی، مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بانوان لاهور پاکستان داشتیم، اظهار ناراحتی و گلایه داشت که کرسی‌های زبان فارسی در پاکستان رو به کاهش است و تعدادی از آن‌ها تعطیل شده است. در هند وضعیت چگونه است؟ همان‌طور که خانم کاظمی از پاکستان گفتند که کرسی‌های آموزش زبان در پاکستان در حال کم شدن است، در هندوستان هم شاهد این هستیم. یعنی در هندوستان هم زبان فارسی و آموزش آن در حال کمرنگ شدن است، که من به آن هم اعتراض می‌کنم؛ ولی الحمدلله امروز هم در دانشگاه‌های مهم هندوستان، دپارتمان‌های زبان فارسی داریم و دانشجویان زبان فارسی را می‌خوانند و درباره آن تحقیق و پژوهش می‌کنند. یعنی این درست است که تعداد دانشجویان و استادان زبان فارسی و کرسی‌های زبان کم شده است؛ اما مخصوصا در دهلی و دانشگاه جواهر لعل نهرو، کرسی‌های زبان و ادبیات فارسی بسیار فعال و مستحکم است. ما در حال حاضر بیش از 200 دانشجو زبان و ادب فارسی داریم که در مقاطع لیسانس، فوق‌لیسانس، پیش دکتری و دکتری در حال تحصیل هستند. یعنی در همه مقاطع از دانشجویان ثبت‌نام به عمل می‌آید و دوره‌ها را به اتمام می‌رسانند.   زبان فارسی در کشورهای دیگر، مخصوصا کشورهای اروپایی از طریق ادبیات کلاسیک معرفی و آموزش داده می‌شود، اما چند سالی است که ادبیات معاصر ایران هم به کمک این کار آمده است. در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو شیوه آموزش زبان فارسی به چه صورت است؟ بیشتر از ادبیات کلاسیک برای آموزش استفاده می‌شود، یا ادبیات معاصر فارسی هم استفاده و تدریس می‌شود؟ ما سعی می‌کنیم زبان فارسی نه فقط کلاسیک باشد، بلکه زبان جدید هم باشد. البته چگونگی ورود و استفاده از این زبان در مارکت یا در جهان امروز، نکته بسیار مهمی است. به همین علت ما ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی را در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو مورد توجه قرار دادیم. چون دانشجویان اگر توانایی و صلاحیت ترجمه داشته باشند، هیچ وقت بدون شغل باقی نمی‌مانند و به محض اتمام تحصیلات خود می‌توانند در شرکت‌های بین‌المللی یا چند ملیتی مشغول به کار شوند.  همچنین شرکت‌هایی مثل گوگل، فیس‌بوک، اینستاگرام، یو تیوب و امثال این‌ها در برخی شهرهای هندوستان مثل دهلی، بنگلور و ... مرکز دارند، که به کارمندانی از زبان‌های مختلف برای پردازش اطلاعات خود نیاز دارند، بنابراین دانشجویان زبان فارسی هم می‌توانند پس از تمام کردن لیسانس یا فوق لیسانس در این مراکز مشغول به کار شوند.  اگر ما فقط ادبیات کلاسیک بخوانیم و درس بدهیم، به درد ما نمی‌خورد؛ اقتضای امروز است که این زبان با مارکت و بازار ربط داشته باشد. یعنی فقط ادبیات یا زبان مهم نیست، بلکه باید این نکته را در نظر داشت که امروزه نیاز چیست و اگر آن صلاحیت را دانشجویان ما داشته باشند، موفق می‌شوند و زمانی هم که موفق شوند و نتیجه بگیرند، دیگران هم تشویق می‌شوند که زبان بخوانند و اگر موفق نشوند، مردم از خواندن این زبان زده می‌شوند. الان مثل بیست سال پیش نیست که فقط از روی علاقه یک زبان یا ادبیات را بخوانند. بلکه امروز مردم قبل از انتخاب یک زبان برای تحصیل، اول حساب می‌کنند که خواندن این زبان چه فایده‌ای دارد و بازار کار و شغل در آن چگونه است و در نهایت چقدر می‌توان از طریق آن پول درآورد. بنابراین معیارها تغییر کرده است یعنی درس دادن زبان فارسی هم در این قالب مهم است. ما دانشجویان زبان فارسی را برای این کار تربیت و آماده می‌کنیم تا حتما موفق شوند؛ و به نظر من آن موفقیت باعث حفظ زبان فارسی در هندوستان یا در جاهای دیگر می‌شود.   به غیر از دانشگاه جواهر لعل نهرو، چند دانشگاه دیگر در هند کرسی یا دپارتمان آموزش زبان فارسی دارند و شیوه کار آن‌ها چگونه است؟ در هندوستان هم دانشگاه‌ها، هم دانشکده‌های فراوانی وجود دارد، دانشگاه لکنو، حیدرآباد، دانشگاه کلکته در این دانشگاه‌ها تعداد زیادی دانشکده وجود دارد، دانشگاه جواهر لعل نهرو بیرون از دهلی شعبه ای ندارد، که مثل این در هند زیاد داریم. اگر دانشکده‌ها را حساب کنیم که بیشتر از صد دانشکده‌ و اگر دانشگاه‌ها را حساب کنیم، بیشتر از 50 دانشگاه داریم که در آنجا زبان فارسی آموزش داده می‌شود، ولی مهم این است که آن کرس زبان فارسی چطور است. کرس زبان فارسی در بیشتر دانشگاه‌ها ادبیات کلاسیک است؛ یعنی فردوسی، حافظ، مثنوی مولانا و این‌ها را می‌خوانند؛ ولی جدیدا استادان این منابع درسی را کمی تغییر داده‌اند و ادبیات معاصر فارسی و همچنین ترجمه را هم به آموزش زبان فارسی اضافه کرده‌اند که این تغییرات به نفع دانشجویان است. چون اگر دانشجویان ادبیات معاصر و جدید را ندانند و آموزش آن‌ها در رابطه مستقیم با تکنولوژی‌های جدید و به‌روز نباشد، دچار مشکل می‌شوند. ما سعی می‌کنیم دانشجویان ما در رشته زبان و ادبیات فارسی با همه چیز آشنایی پیدا کنند. در هندوستان دانشجویانی که در شهرهای بزرگ مثل دهلی، حیدرآباد، کلکته و این قبیل شهرها درس می‌خوانند، با دانشجویانی که در یک شهر کوچک درس می‌خوانند؛ فرق دارند و اوضاع برای آن‌ها متفاوت است. در دانشگاه‌های شهرهای بزرگ لازم است که برای تدریس زبان با همه چیز آشنایی داشته باشید؛ مثلا ما در دانشگاه جواهرلعل‌نهرو از تکنولوژی برای آموزش زبان استفاده می‌کنیم. مثلا لابراتور زبان‌ها و خیلی از تکنولوژی‌های جدید آموزشی برقرار است و از این طریق دانشجویان را آشنا و آماده ورود به کار می‌کنیم که در این کار تقریبا موفق بوده‌ایم و از این طریق خیلی‌ها به این رشته جذب شده‌اند و الحمدلله استقبال خوب است. ما در گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو برای آموزش هم از متون کلاسیک ادبیات فارسی و هم از متون ادبیات معاصر استفاده می‌کنیم. مثلا در دوره فوق لیسانس شعر ملک‌الشعرای بهار، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، و آثار محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت و این چهره‌های مهم و جدید ادبیات معاصر درس داده می‌شود و دانشجویان برای پژوهش‌های خود از آثار و رمان‌های این نویسندگان استفاده می‌کنند و مطالعه تحلیلی و تطبیقی انجام می‌دهند. مثلا یکی از دانشجوهای خانم من، یک مطالعه تطبیقی با عنوان «شعرای زن ایرانی و هندی در قرن بیستم میلادی» کار کرده است. یا مثلا یکی دیگر از دانشجوهایم تحقیقی با عنوان «افسانه‌های هوشنگ گلشیری؛ جست‌وجو برای هویت فرهنگی»  انجام داده است. «سفرنامه‌نویسی جدید در ایران از زین‌العابدین مراغه‌ای تا محمد اسلامی‌ندوشن»، «سهم اَوَد در گسترش زبان و ادب فارسی در هند»، «فرهنگ‌نویسی فارسی در هند»، «مطالعه تطبیقی رمان‌های محمود دولت‌آبادی و منشی پریم‌چند»، «شعر مقاومت در ایران با توجه ویژه به فرخی یزدی»، «داستان‌نویسی کوتاه به زبان فارسی و اردو در نیمه اول قرن بیستم میلادی»، «مطالعه تطبیقی آثار داستانی صادق چوبک و سادات حسن‌مانتو» و «بازنگری اندیشه‌های سنتی شهریار تحت تاثیر حافظ» از دیگر موضوعات و عناوینی است که دانشجویان ما در گروه زبان فارسی در دانشگاه جواهرلعل‌نهرو به تحقیق پرداخته‌اند. البته مثل این‌ها موضوعات فراوان است، من این چند موضوع را به عنوان نمونه بیان کردم که نشان دهم دانشجویان ما چطور تحت راهنمایی ما کار می‌کنند. بنابراین در گروه ما هم ادبیات کلاسیک، هم معاصر، هم مدرن، هم آثار تحلیلی و هم تطبیقی هست و ما سعی می‌کنیم که دانشجویان نه فقط دنبال ادبیات کلاسیک بلکه ادبیات را با چشم تحلیلی مطالعه کنند.   منابع  این تحقیقاتی که اشاره کردید از کجا تامین می‌شود، آیا این منایع در هند قابل دسترس است؟ برای این تحقیقات یک سری منبع در هند هست که دانشجویان از آن‌ها استفاده می‌کنند؛ منابعی هم که در ایران است را از طریق رفت‌ و آمد دانشجویان به ایران، از طریق اساتید و سفرهایی که خود بنده دارم، برای دانشجویان تهیه می‌کنیم. بعضی از کتاب‌ها هم از طریق اینترنت یا سایت‌هایی مثل آمازون قابل خرید و دریافت هستند. یا وقتی دوستان و استادان ایرانی برای شرکت در سمینارهای بین‌المللی به هند می‌آیند، ما از آن‌ها تقاضا می‌کنیم این منابع را برای ما می‌آورند بنابراین تقریبا همه این منابعی که در ایران است، به راحتی به دست دانشجویان می‌رسد.   باخبر شدیم که با کمک یک استاد ایرانی، کتاب تحقیقی با نام «زبان فارسی در هند» نگاشته‌اید؛ مختصری هم درباره این کتاب و همکاری‌تان با خانم نرگس جابری‌نسب بفرمایید. ایده نوشتن این کتاب را ما مانند یک پروژه گرفتیم. خانم نرگس جابری‌نسب پنج سال پیش پیشنهاد دادند که در این مورد تحقیق مشترکی انجام دهیم. بنابراین ما یک تیم پژوهشگران تشکیل دادیم و تصمیم گرفتیم  با نوشتن مقاله‌هایی  در این باره حاصل آن را به شکل یک کتاب چاپ کنیم؛ در این کتاب ابتدا زبان فارسی در عصر گورکانیان (تیموریان) هند را معرفی کردیم؛ یعنی یک تاریخچه مفصل از گورکانیان هند ارائه دادیم. بعد از آن در پنج مقاله به نمونه‌هایی از زبان فارسی در هند پرداختیم. بعد از مقاله زبان فارسی در هند، اولین مقاله درباره شیخ شرف‌الدین احمد یحیی منیری، از صوفیه است. در هندوستان سهم صوفیه خیلی زیاد است. در دهلی یک صوفی بسیار معروف به نام حضرت نظام‌الدین اولیا است که به او «محبوب الهی» می‌گویند. استاد او حضرت خواجه معین‌الدین چشتی که به او «غریب‌نواز» می‌گویند. منیری در ایالت «بیهار» بوده و سهم او در گسترش زبان فارسی زیاد بوده است. او نه تنها در گسترش یا تبلیغات دین اسلام، بلکه در گسترش و ترویج زبان فارسی در هند هم سهم زیادی داشته است. ایشان نه تنها صوفی بودند، بلکه کارهای بزرگی انجام داده‌اند و شکل یک نهاد به زبان و ادبیات فارسی در هند داده است. مقاله بعدی این کتاب درباره سراج‌الدین علی خان‌آرزو، یکی از بزرگ‌ترین پژوهشگران در زمینه فرهنگ و لغت است. بعد از آن به «نواب صدیق‌حسن خان» پرداخته‌ایم، که از شهر بوپال بوده و در دو زبان عربی و فارسی مهارت داشته و کارهای او هم در زمینه زبان فارسی خیلی مهم است که در این کتاب ذکر شده است. مقاله بعدی درباره «منشی نولکشور» از چهره‌های بسیار معروف چاپخانه‌های هند است. او چاپخانه‌ای را در هند تاسیس کرده که رسم‌الخط فارسی و اردو داشته است و از آنجا کار چاپ کتاب‌های اردو، فارسی و عربی در هند شروع شد. او چاپ سنگی را به هند آورد و کتاب‌های فارسی و اردو که در شکل نسخه خطی، رامایانا و مهابهاراتا که مهم‌ترین کتاب‌ها در هندوستان است، قرآن کریم و بسیاری کتاب دیگر را به چاپ رسانده است. سهم او در احیای زبان و ادبیات فارسی، اردو و عربی در هندوستان بسیار زیاد است؛ به طوری که بدون ایشان شاید چاپ این کتاب‌هایی که الان در اختیار ماست، ممکن نبود.   سخن یا نکته پایانی هم اگر دارید، بفرماید. کتاب «زبان فارسی در هند» بارها توسط خانم جابری‌نسب تصحیح و ویرایش علمی شد. الحمدلله که قبول شد و خوشحالم که در سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد. من برای چاپ این کتاب از خانم جابری‌نسب تشکر می‌کنم، چون او پیشنهاد نگارش چنین کتابی را داد و پیگیری کرد. این کتاب پنج سال طول کشید و این تازه اول راه است و پروژه‌های دیگری برای بهبود روابط فرهنگی و علمی بین ایران و هند در دست داریم و از شما می‌خواهیم که اخبار این کارها را پیش دوستان نقل کنید، تا آن‌ها را ستایش کنند. در ادامه با نرگس جابری‌نسب، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، که سابقه حضور در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو را داشته و به کمک شیخ اشتیاق احمد کار تالیف کتاب «زبان فارسی در هند» را انجام داده، هم گپ‌وگفت کوتاهی داشتیم و از او درباره وضعیت زبان و ادبیات فارسی در هند، به خصوص دانشگاه جواهر لعل‌نهرو پرسش کردیم.   از وضعیت زبان فارسی در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو و شیوه تدریس آن در این دانشگاه از منظر یک ایرانی برایمان بگویید. دانشگاه‌ جواهر لعل‌نهرو یکی از دانشگاه‌های ممتاز در هند است و در فهرست‌بندی وزارت علوم ایران هم رتبه ممتاز دارد. این دانشگاه جزو دانشگاه‌هایی است که علاوه بر رشته‌هایی که دارد، یک دانشکده عریض و طویل هم برای زبان‌ها دارد که در این دانشکده حدود 14 زبان مختلف تدریس می‌شود. علاوه بر این زبان‌ها، بخش بسیار مفصلی هم برای زبان فارسی دارند. در بخش زبان فارسی بعضی از درس‌ها به زبان انگلیسی تدریس می‌شود، اما درس‌هایی که مربوط به زبان فارسی است، مشخصا به زبان فارسی تدریس می‌شود؛ به طور مثال درسی با عنوان «نمایشنامه» دارند که سر کلاس این درس، نمایشنامه‌های غلامحسین ساعدی به فارسی خوانده و تدریس می‌شود. در کنار این درس‌هایی هم دارند که به پیشینه‌های زبان انگلیسی نیاز دارد و از  زبان انگلیسی هم  استفاده می‌کنند. من چون خودم مدتی در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو به مطالعه و تحقیق مشغول بودم و از سال 82 تا 86 حدود چهار سال آنجا بودم، به جرات می‌توانم بگویم که استادان گروه زبان فارسی این دانشگاه، ضمن تسلط کامل بر زبان انگلیسی، خیلی خوب و روان به زبان فارسی صحبت می‌کنند. در این بخش دو استاد با نام‌های سید عین‌الحسن و احمد اخلاق انصار متخلص به «آهن» هستند که به زبان فارسی شعر می‌گویند. بخش فارسی دانشگاه جواهر لعل‌نهرو، این بخش دارای دانشجویانی علاقه‌مند به زبان فارسی است.   آیا از ایران هم استاد برای تدریس در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهر لعل‌نهرو  اعزام می‌شود؟ خیر، هیچ استاد ایرانی در گروه زبان فارسی دانشگاه جواهر لعل‌نهرو نیست. در حال حاضر هر از گاهی فقط برای دانشگاه دهلی از ایران استاد اعزام‌ می‌شود. برای دانشگاه جواهر لعل‌نهرو از افغانستان استاد زبان فارسی فرستاده می‌شود و در حال حاضر دکتر انوار خیری از کشور افغانستان در این دانشگاه استاد است، که اگر نیاز به استاد اعزامی به گروه زبان فارسی باشد، ایشان کمک می‌کند. این برای ما که ایرانی هستیم و سال‌هاست زبان فارسی در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو تدریس می‌شود، خیلی وجهه خوبی ندارد‌.    استقبال از زبان و ادبیات فارسی در هند را چطور دیدید؟ من در مدت اقامتم در هند و دانشگاه‌ جواهر لعل‌نهرو با استادان، دانشجویان و مردم عادی برخورد فراوان داشتم؛ چیزی که من متوجه شدم، این بود که قشر مسلمان کشور هند، به جهت اینکه دین اسلام توسط ایرانی‌ها به این منطقه وارد شده بود؛ به زبان فارسی و اساسا ایرانی‌ها خیلی علاقه داشتند. حتی در آنجا یک ضرب‌المثل هم شنیدم که برایم خیلی جالب بود اینکه می‌گفتند زبان فارسی، زبان اهل جنت است. از آن‌ها پرسیدم که چرا می‌گویید زبان فارسی، زبان اهل بهشت است، این‌طور پاسخ می‌دانند برای اینکه که دین اسلام توسط ایرانی‌ها وارد سرزمین ما شده است. از این نظر زبان فارسی برای آن‌ها اهمیت دارد. درضمن یک دوره تقریبا هزارساله، یعنی از زمان سلطان محمود تا حدود 250 سال پیش، زبان فارسی در سرزمین هند، زبان درباری بوده است. البته در سال‌های پایانی از این قدرت درباری کاسته شده بود و زبان فارسی به زبانی ویژه علم تبدیل شده بود و خیلی کسی به آن صورت گذشته، با آن صحبت نمی‌کرد. اما دقیقا تا سال 1823 میلادی زبان فارسی در سرزمین هند وجود داشته است. خود من سنگ قبری از یک لرد انگلیسی در شهر بنارس را دیدم که مربوط به یکی از سربازان انگلیسی بود و روی آن به زبان فارسی نوشته شده بود. بنابراین زبانی که چنین پیشینه طولانی در هند داشته باشد، قابل توجه است و طبیعی است که علاقه آن‌ها را به خود جذب کند.     علاوه بر مسلمانان، هندوها هم علاقه‌مند به آموختن زبان فارسی بوده‌اند، چرا که با آموختن این زبان، می‌توانستند وارد دربارهای مسلمان شوند و این برای آن‌ها راه‌هایی را باز می‌کرد. مثلا «منشی نولکشور» که یک هندو است، یک چاپخانه بسیار بزرگ در ایالت لکنو تاسیس کرد و این چاپخانه در یک بخش خود، تمام کتاب‌های فارسی را چاپ می‌کرد. این نشان می‌دهد که علاوه بر اینکه مسلمان‌های هند به زبان فارسی علاقه‌مند بودند، هندوها هم این علاقه‌مندی را داشته‌اند. که این نقطه قوتی برای زبان فارسی در خارج از مرزهای ایران است. اما به نظرم می‌رسد که امروزه این توجه روز به روز کمتر می‌شود. شما اگر بخواهید به تاریخ کشور هند در فاصله سال‌های دوره گورکانیان هند پی ببرید، ملزم به یادگیری زبان فارسی هستید. یعنی تا زبان فارسی بلد نباشید، نمی‌توانید اطلاع پیدا کنید که در دوره گورکانیان اوضاع و احوال چطور بوده است. هرکس در هند بخواهد درباره تاریخ گورکانیان هند تحقیق کند، باید زبان فارسی را بداند؛ چرا که تمام متون این دوره به زبان فارسی است. این نکته باعث شده که زبان فارسی در هند محل توجه باشد. اگر دولت ایران توجه بیشتری به این نکته داشته باشد؛ جا برای ترویج و گسترش بیشتر زبان فارسی در هند دارد.   با این تفاسیر باید استقبال دانشجویان هندی از رشته زبان فارسی خوب باشد. درست است؟ خیر. متاسفم که این را باید بگویم که تعداد دانشجویان زبان فارسی در هند در حال کم شدن است. شاید به این دلیل باشد که ما در داخل کشور ایران هم دچار این مشکل؛ یعنی ریزش دانشجویان زبان فارسی شده‌ایم. این مشکل در واقع یک زنگ خطر خیلی بزرگ برای ماست که تعداد دانشجوی زبان فارسی در کشور ایران که مهد زبان فارسی است، روز به روز کمتر می‌شود. اگر این تعداد در ایران کم شود، چطور می‌توانیم انتظار داشته باشیم که زبان فارسی در خارج از ایران پیشرفت داشته باشد. من استدعا می‌کنم این زنگ خطر را شما به صدا درآورید و بزرگان زبان فارسی را متوجه کنید که اتفاقی در حوزه ادبیات فارسی در حال افتادن است که شاید عواقب بد این داستان را 50 سال آینده متوجه شویم. زمانی که بچه‌های ما هم نمی‌توانند فارسی صحبت کنند، آن موقع دیگر راه خیلی سخت و ناهموار می‌شود و باید از الان باید به فکر باشیم.   به نظ شما اشکال کار از کجاست و برای برون رفت از این وضعیت چه باید کرد؟ مشکل اصلی این است که بنیاد سعدی فقط به بعضی دانشگاه‌ها توجه می‌کند؛ بنابراین دیگر دانشگاه‌ها از توجه دولت ایران محروم هستند. در تمام دانشگاه‌هایی که بخش فارسی دارد، استادان خیلی تلاش می‌کنند. بنیاد سعدی، خانه فرهنگ، سفارت ایران و... به یک گروه خاص توجه می‌کنند و به همین خاطر گروه‌هایی هستند که اصلاً از عنایات این نهادها هیچ دریافتی ندارند. مثلاً دانشگاه جواهر لعل نهرو جشن نوروز می‌گیرد؛ اما برای برگزاری این جشن در دانشگاه، افرادی از کشور افغانستان و تاجیکستان در آن شرکت می‌کنند، که این مسئله شاید برای ما خوب نیاشد؛ اما باید تلاش بیشتری کنیم. ما اگر می‌خواهیم زبان فارسی جای گسترش پیدا کند، باید این مکان‌ها را پوشش دهیم. اگر نمی‌توانیم پوشش دهیم باید به جای دیگری واگذار کنیم یا اصلاً این کار را رها کنیم، چون نمی‌شود که ترویج زبان فارسی باشد، ولی مثلا در دانشگاه جامعه ملی اسلامی هیچ برنامه‌ای نباشد. این دانشگاه هم بخش زبان فارسی دارد، چرا نباید از امکانات آن استفاده کند. یا مثلا در دانشگاه جواهر لعل نهرو بخش فارسی دارد؛ اما چرا به حال خود رها شده است، من در تمام این دانشگاه‌ها بوده‌ام و استادان آن‌ها را می‌شناسم، مباحث و کلاس‌های آن‌ها را شرکت کرده‌ام. بنابراین این را به صراحت می‌گویم که به بعضی دانشگاه‌ها آنگونه که باید توجه نمی‌شود. اگر ما انتظار گسترش زبان فارسی را داریم، باید به همه این دانشگاه‌ها توجه کنیم.  نکته دیگر اینکه هندوستان مهد زبان فارسی بوده است. اگر قرار باشد زبان فارسی ماندگار شود، باید این‌جا باشد. البته این خوب است که ما در کنیا، موزامبیک، اوگاندا و این قبیل کشورها برای ترویج زبان فارسی سرمایه‌گذاری کنیم، اما اگر سرمایه‌گذاری ما برای گسترش زبان فارسی در این کشورها، منجر شود که زبان فارسی به طور کامل از ترکیه، هند، پاکستان، بنگلادش و... برود؛ آیا ارزش دارد؟! این به آن معنا نیست که این کشورها را رها کنید، بلکه حرف من این است که، کشورهایی که زبان فارسی قدمت طولانی‌تری داشته را نباید از دست داد. من از روی تجربه این را با اطمینان به شما می‌گویم که استادانی در هند دنبال کار برای زبان فارسی هستند که هیچ عنایتی از جانب دولت ایران نمی‌بینند، ولی باز هم کار می‌کنند؛ حتی بعضی از این اساتید بعد از بازنشستگی هم دست از کار و تلاش بر‌نمی‌دارند. اگر ما برای زبان فارسی کار نکنیم، جوانانی که در حال حاضر در این رشته هستند و کار می‌کنند، جذب جاهای دیگری می‌شوند. بنابراین خواهشم این است که به این مسئله توجه کنید.             ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 04:33:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275612/زبان-فارسی-هند-حال-کمرنگ-شدن-دانشجویان-فارسی-آموز-هیچ-وقت-بیکار-نمی-مانند «زبان‌کاران» در دانشگاه صنعتی شریف http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275926/زبان-کاران-دانشگاه-صنعتی-شریف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انجمن ویرایش و درست‌نویسی با همکاری مرکز زبان‌ها و زبانشناسی دانشگاه صنعتی شریف، نشست «زبان‌کاران؛ اقتصاد زبان محور» را با هدف بررسی ارزش‌ آفرینی و کارآفرینی با زبان فارسی برگزار می‌کند. این نشست با سخنرانی مهدی صالحی، دبیر انجمن ویرایش و درست‌نویسی و بنیان‌گذار موسسه ویراستاران، روز چهارشنبه 1 خردادماه از ساعت 10 تا 12 در سالن سمعی و بصری مرکز زبان‌ها و زبانشناسی دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 20 May 2019 04:12:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275926/زبان-کاران-دانشگاه-صنعتی-شریف جشنواره داخلی فلسطین فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275906/جشنواره-داخلی-فلسطین-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روابط عمومی انجمن قلم با اشاره به جمله «اصولاً اين تكليف همه مسلمين است كه قدس را آزاد كنند و شر اين جرثومه فساد را از سر بلاد اسلامی قطع كنند.» از امام خمینی (ره) و در معرفی این جایزه آورده است: فلسطین، قبله اول مسلمین جهان و نماد وحدت، عزت و مقاومت اسلامی است. آرمان آزادسازی قدس نیز آرمانی اسلامی، انسانی و جهانی است. از همین رو رسالت امروز ما و همه آزادی خواهان جهان هم صدایی و هم نوایی با ملت مظلوم فلسطین در راه آزادسازی قدس شریف است. همصدایی و همسنگری با ملت راست قامتی که با قدرت ایمان، هفتاد سال در برابر رژیم نژادپرست و متجاوز صهیونیستی مقاومت کرده‌اند. تاسیس «جشنواره داخلی فلسطین» که یک جشنواره مردمی و غیردولتی و از زیرشاخه‌های جایزه جهانی فلسطین است، راهکاری فرهنگی برای تحقق این مهم است. هدف غایی و نهایی از برگزاری این جشنواره شناسایی و معرفی برترین و جدیدترین‌ آثار ادبی منتشرشده شاعران، نویسندگان و ناشران ایرانی با موضوع فلسطین، مقاومت و آزادی قدس شریف است. موضوع: در نخستین دوره جشنواره داخلی فلسطین، برترین آثار تولید شده با موضوع فلسطین، مقاومت و آرمان آزادی سازی قدس شریف که پیش از این چاپ و منتشر نشده‌اند، بررسی و انتخاب خواهند شد. در این جایزه، آثار در شاخه‌های زیر بررسی و داوری می‌شوند: 1 - داستان و شعر بزرگسال 2 – داستان و شعر کودک 3 - داستان‌های کوتاه(داستانک) 4 - رمان 5 – نثر ادبی(قطعات ادبی) مهلت و نحوه ارسال آثار: علاقه‌مندان به شرکت در «جشنواره داخلی فلسطین» می‌توانند آثار خود را حداکثر تا پایان شهریورماه سال جاری با ذکر مشخصات کامل (شامل: نام، نام‌خانوادگی، کدملی، سن، تحصیلات، نشانی کامل پستی، ایمیل، تلفن منزل و همراه) به نشانی الکترونیکی anjomanghalam1393@gmail.com  ارسال کنند.   ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 12:09:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275906/جشنواره-داخلی-فلسطین-فراخوان در کشاکش انتخاب عشق و جنگ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275918/کشاکش-انتخاب-عشق-جنگ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-اکبر صحرایی: قهوه ریخته‌ام برای خودم، نه از آن عربی‌‌هایی که نمی‌خوردی، تلخ‌تر از آن‌ها. یک معجون تلخ و گس تیره که بوی تندش تمام اتاق را پر کرده. قطرات پشت شیشه‌ پنجره حالا همگی جوری به هم وصل شده‌اند. هرچه سعی می‌کنم نمی‌توانم قطره‌ای و خطی حتی، جدای خط‌های دیگر بیابم. پیوستگی این خط‌ها چه می‌خواهند بگویند؟ «سطرهایی از رمان نقل گیتی که در پشت جلد آمده» «نقل گیتی» یک رمان با صفحات کم اما با تصاویر و خرده‌داستان‌های زیاد است که در پستوی هرکدام تجربه‌های شخصی و انسانی خانه کرده است. خوشخوان و پرکشش و البته معناگرا و پر محتوا و عمیق. «سهیل» که در جمع سربازان صدام به عنوان نیروی احتیاط فراخوان شده و در خط مقدم قرار است با ایرانی‌ها بجنگد، با برخی آدم‌ها ارتباط می‌گیرد و فضا را مهیا می‌کند تا از جمع نیروهای صدام فرار کند و به ایرانی‌ها بپیوندد. حضور سهیل در جمع ایرانی‌ها و پس از آن در سپاه بدر به هشت سال جنگ ایران و عراق ختم نمی‌شود و پس از جنگ هم در شهر مشهد زندگی می‌کند. زندگی آرام و عاشقانه با یک همسر ایرانی به نام «گیتی». درست زمانی که زندگی به این زوج سخت‌کوش که ایام زیادی از جوانی‌شان در جنگ گذشته است، روی خوش نشان می‌دهد، آمریکایی‌ها به عراق حمله می‌کنند و در اندک زمانی دیکتاتوری صدام و حزب بعث فرو می‌ریزد و با شکل‌گیری عراقی جدید، سهیل فیلش یاد هندوستان می‌کند و فضا را برای خود و دوستانش مناسب رشد و پیشرفت می‌بیند. سهیل به گیتی پیشنهاد می‌دهد به کربلا بروند و آن‌جا زندگی کنند و گیتی اگرچه عاشق زیارت است اما ترجیح می‌دهد در شهر و کشور خود زندگی کند. و این آغاز کشمکشی است داستانی که رمان نقل گیتی را شکل می‌دهد و داستان‌هایش را می‌سازد. رمان در قالب نامه‌هایی که گیتی و سهیل به هم می‌نویسند روایت می‌شود. نامه‌هایی که انگار قرار است آدم‌های داستان را در کشاکش یک دو راهی میان عشق و وطن قرار دهد و این وضعیت نسبتا بغرنج، لحظه‌هایی از سرگشتگی، استیصال، غرور، عشق و حماسه‌ آدمیزاد را به تصویر بکشد. سهیل سعی می‌کند در نامه‌های خود گیتی را متقاعد کند که به عراق برود و زندگی را کنار هم ادامه دهند و با نقل چند داستان از جمله عشق پیرمرد و پیرزن ایرانی به سرزمین‌شان و همینطور از شرایطی که برای او در عراق پیش آمده و مقام و پست‌هایی که در انتظار اوست بگوید و گیتی نیز پاسخ‌هایی از جنس یک زن شرقی دارای درک بلند و عاطفه سرشار را برای سهیل ارسال می‌کند. خسروی‌راد، از آن دسته نویسنده‌های کم‌گو و البته پرکاری است که نزدیک به سی‌سال است می‌نویسد. ویژگی اولین مجموعه داستان‌های خسروی که اوایل دهه هفتاد توسط انتشارات سوره‌ مهر چاپ شد، کوتاه بودن آن‌ها بود. و همین موضوع، چه خوب و چه بد، در رمان نقل گیتی نیز به چشم می‌خورد. رمان کوتاه، کم گو و اما پر داستان. این کوتاه‌نویسی را در کارهای غیرداستانی خسروی هم می توان یافت. از مجموعه کتاب هایش در زمینه‌ خاطرات دفاع مقدس و تاریخ شفاهی گرفته تا یادداشت‌ها و مقاله‌هایش در روزنامه‌ها و مجلات در دهه 70 و 80. اگرچه کوتاه و موجز نوشتن یک حُسن است اما در برخی از لحظه‌ها و صحنه‌های رمان «نقل گیتی» آدم میان یک دوراهی می‌ماند؛ این‌که نویسنده دغدغه مهمی به نام موجز نوشتن دارد یا کمی تنبلی هم چاشنی کارش بوده؟ مثل دوراهی و بلاتکلیفی شخصیت‌های داستان بین انتخاب عشق یا وطن! از دیگر ویژگی‌های نقل گیتی نثر روان و پرکشش کار است. طوری‌ که در حالت عادی اگر به مطالعه مشغول شوی و کار چندان مهمی برایت پیش نیاید کمتر احتمال دارد کتاب را کنار بگذاری تا بعدا بخوانی. و شاید بخشی از این کشش هم به همان کوتاه‌نویسی خسروی راد مربوط باشد که به فکر مخاطب‌های کم‌حوصله احتمالی بوده و و با آن‌ها همدردی کرده‌است! در هر حال نقل گیتی یک رمان تازه و بکر است که نگاهی کاملا متفاوت به موضوع جنگ و عشق و وطن دارد. عشقی که جذاب و پرکشش و داغ است اما لطیف و نجیب است و به ورطه اروتیک نمی‌افتد و جنگی که مملو از لحظات انسانی است که خشم و غضب و مهربانی و حماسه در خود جای داده و وطنی که فقط خشت و گل و کوه و دشت و بیابان نیست و چیزهای دیگری با خاک در می‌آمیزد که به آن وطن می‌گویند که شرحش به صورت داستان در «نقل گیتی» آمده‌ است. نقل گیتی را انتشارات شهرستان ادب منتشر کرده‌ است. ناشری که چند سالی است در حوزه تخصصی داستان، رمان و شعر پر تلاش و فعال ظاهر شده است. «نقل گیتی» اما اگرچه یک رمان خوب و انتخابی زیباست، اما انگار در مرحله انتشار، دچار یک عجله مفرط یا بی‌دقتی شده‌ است. جلد نقل گیتی جذابیت‌های آثار دیگر منتشر شده توسط شهرستان ادب را ندارد و در شناسنامه اثر، اشتباه فاحش و غیرحرفه‌ای به چشم می‌زند: «رمان نوجوان!» حتم دارم این‌گونه اشکالات غیرحرفه‌ای و جدی در پروسه انتشار یک رمان، برای همیشه توسط یک نشر حرفه‌ای مثل انتشارات شهرستان ادب پیش نمی‌آید. کلام آخر این‌که «نقل گیتی» خواندن دارد. امیدوارم رمان‌های بعدی محمد خسروی راد، این قصه‌نویس بی‌حاشیه و کم‌حضور و ساکت خراسانی، هم نوشته و منتشر شوند تا ثابت شود او در حوزه رمان هم مثل داستان‌های کوتاه و کتاب‌های تاریخ شفاهی خواهد درخشید و نقل گیتی تنها یک اتفاق نبوده و استمرار دارد.‌  ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 09:21:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/275918/کشاکش-انتخاب-عشق-جنگ برگزاری کارگاه آموزشی دستور خط برای دانشجویان و استادان دانشگاه فرهنگیان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275811/برگزاری-کارگاه-آموزشی-دستور-خط-دانشجویان-استادان-دانشگاه-فرهنگیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از سایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در ابتدای این کارگاه آموزشی حسن ذوالفقاری، مدیر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، گروه‌های فرهنگستان را معرفی کرد و اهداف گروه‌ آموزش و فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی را برشمرد. پس از آن مریم دانشگر، معاون گروه آموزش، گزارشی از طرح ارزشیابی مهارت‌های چهارگانه ارائه داد و سپس علی‌اکبر کمالی‌نهاد، استاد دانشگاه فرهنگیان، دربارۀ نقش املا و صورت‌های کاربردی آن در آموزش‌های مدرسه‌ای سخن گفت و اهمیت رسم‌الخط و املا را در کتاب‌های جدید تشریح کرد.   در ادامه این برنامه زهرا زندی‌مقدم، عضو هیات علمی و پژوهشگر گروه دستور و رسم‌الخط فرهنگستان، ضمن معرفی این گروه، به‌ تفصیل در باب تاریخچه و سیر تدوین دستور خط فارسی از آغاز تاکنون سخن گفت و در ادامه به بازنگری‌های انجام‌یافته در دوره جدید اشاره کرد. در پایان این کارگاه آموزشی که روز چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه برگزار شد؛ پس از برگزاری جلسه پرسش و پاسخ، دانشجویان با عبدالرحمان صفارپور، مؤلف کتاب‌های درسی اول ابتدایی، آشنا شدند. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 08:29:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275811/برگزاری-کارگاه-آموزشی-دستور-خط-دانشجویان-استادان-دانشگاه-فرهنگیان افتتاح رسمی کلاس‌های آموزش زبان فارسی در دانشگاه کامپالا http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275907/افتتاح-رسمی-کلاس-های-آموزش-زبان-فارسی-دانشگاه-کامپالا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بوکولو مالووا، معاون دپارتمان زبان‌های خارجی و استاد زبان آلمانی در سخنان خود در آیین افتتاحیه این کلاس‌ها، گفت: کلاس‌های آموزش زبان فارسی در دانشگاه کامپالا فرصت طلایی برای فارسی‌آموزان و دانشجویان جهت آشنایی با بزرگترین و موفق‌ترین انقلاب‌های جهان تحت عنوان «انقلاب اسلامی ایران» است. انقلابی که به حقوق همه ملت‌ها و پیروان ادیان مختلف احترام قائل است. سبیالا، از اساتید اوگاندا با بیان اینکه کلید آشنایی مواریث فرهنگی و علمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهد تمدن‌ها و انقلاب اسلامی، زبان فارسی است گفت: آشنايی با زبان فارسی راه‌های شناخت فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی را هموار می‌کند. محمدرضا قزلسفلی، رایزن فرهنگی کشورمان نیز در بخشی دیگر از این مراسم، با اشاره به جایگاه فردوسی به عنوان احیاگر زبان و ادبیات فارسی گفت: زبان فارسی آن قدر اهمیت دارد که در جمهوری اسلامی ایران 25 اردیبهشت «روز پاسداشت زبان فارسی» نامیده شده است. وی بابیان اینکه فارسی زبان دوستی و صلح است، گفت: زبان فارسی در طول تاريخ با رساندن پيام دوستی و مهرورزی ايرانيان به ملل جهان به نيکی درخشيده‌ است. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 08:19:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275907/افتتاح-رسمی-کلاس-های-آموزش-زبان-فارسی-دانشگاه-کامپالا از کتاب‌ «باب اسرار» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275927/کتاب-باب-اسرار-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) خانه کتاب جم با همکاری انتشارات ققنوس مراسم رونمایی از کتاب‌ «باب اسرار» را برگزار می‌کند. رونمایی از کتاب‌ «باب اسرار» با حضور مترجم و همراه با اجرای مراسم سماع، مثنوی‌خوانی و نی‌نوازی و سخنرانی علیرضا پورامید در مجتمع جم‌سنتر برگزار می‌شود. کتاب‌ «باب اسرار» اثر احمد امید و ترجمه ارسلان‌ فصیحی است. رونمایی از کتاب‌ «باب اسرار» با حضور مترجم روز سه‌شنبه سی‌ویکم ادیبهشت‌ماه ساعت 20:30 در مجتمع جم‌سنتر طبقه دوم واقع در خیابان باهنر، خیابان جماران برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 08:09:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275927/کتاب-باب-اسرار-رونمایی-می-شود نشست «ادبیات ایران» در استانبول برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275909/نشست-ادبیات-ایران-استانبول-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این نشست که به همت وابستگی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در استانبول و با همکاری مرکز فرهنگی شهرداری کادیکوی برگزار شد؛ ناجی توکماک، استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی ترکیه با اشاره به ادبیات ایران در دوران سامانیان، خاندان آل‌بویه، غزنویان، سلجوقیان، تیموریان و صفویان و همچنین، حوزه ادبیات کلاسیک ایران گفت: سیر تاریخی زبان و ادبیات ایران پیش از اسلام و پس از اسلام گسترده است. علی گوزیوز، رییس گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه استانبول دیگر سخنران این نشست در سخنانی به بررسی سیر ادبیات معاصر ایران در بعد از دوره مشروطیت پرداخت و گفت: بعد از مشروطیت ادبیات ایران از کلاسیک به مدرن تغییر کرد. وی در ادامه افزود: سیدجمال اسدآبادی، امیرکبیر و زین‌العابدین مراغه‌ای نقش مهمی در ادبیات مدرن داشته‌اند. در این دوران نوشتن رساله جای خود را به نوشتن مقاله‌ها داد. دوره داستان سرایی از جمال‌زاده با «یکی بود و یکی نبود» شروع شد و بزرگ علوی یکی از نویسندگان برجسته این دوره است، که در داستان‌سرایی مهارت داشته است. در حاشیه این نشست، آثاری از زبان و  ادبیات فارسی ترجمه شده به زبان ترکی ـ استانبولی به نمایش گذاشته شد که مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 08:03:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275909/نشست-ادبیات-ایران-استانبول-برگزار «نشست شاهنامه‌خوانی و نقالی» در دانشگاه دولتی آکاکی تسرتلی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275916/نشست-شاهنامه-خوانی-نقالی-دانشگاه-دولتی-آکاکی-تسرتلی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی،«نشست شاهنامه‌خوانی و نقالی» به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، با حضور شاهنامه‌خوان و نقال ایرانی، ابوالفضل ورمزیار و شماری از ایرانشناسان، اساتید و دانشجویان علاقه‌مند به فرهنگ و ادبیات ایران و با حضور رئیس کرسی ایرانشناسی دانشگاه آکاکی تسرتلی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در گرجستان و تعدادی از دانشجویان رشته ایرانشناسی برگزار شد. در مراسم افتتاحیه نشست ابتدا پرفسور نمادی گفت: پیوند‌های تاریخی و فرهنگی فراوانی بین گرجیان با ایرانیان وجود دارد، یکی از این پیوندها از کانال ارتباطات تأثیرگذار فرهنگی و ادبی ایران از طریق زبان فارسی بر ادبیات و فرهنگ گرجی ایجاد شده است. وی افزود: تشابهات فرهنگ و سنن دو ملت می‌تواند دوستی و نزدیکی دو کشور را ارتقاء بخشد و در این میان نقش دانشجویان و محققان برای بازشناسی و تقویت این مشترکات بسیار مهم است. رئیس کرسی ایرانشناسی دانشگاه با اشاره به نقش دانشمندان و شاعران بزرگ گرجی مانند «نیکولاری مارر» از بنیانگذاران ایرانشناسی درگرجستان، که اولین تحقیقات علمی خود را به شاهنامه فردوسی و ادبیات کلاسیک فارسی اختصاص داد و شاگرادن وی مانند «ایوانه جاواجویشویلی»، بنیانگذار دانشگاه تفلیس و «یوری مارر»، «واخوشتی کوته‌تیشویلی»، «یوستین آبولادزه»، «داویت کوبیدزه»، «آمباکوچلدیزه»، «الکساندر گواخاریا»، «ماگالی تودوا» رئیس این دانشگاه و بنیان گذار کرسی ایرانشناسی در دانشگاه کوتایسی و دیگر اساتید و دانشمندان امروزین گرجی اشاره کرد و گفت: امروز ما دانشگاهیان‌، راه این بزرگان را در برقراری و تحکیم روابط فرهنگی و ادبی بین دو کشور گرجستان و ایران ادامه می‌دهیم. وی در پایان افزود: هنر شاهنامه‌خوانی و نقالی در گرجستان در قرن 19 در گرجستان وجود داشته و برگزاری این نشست و اجرای مرشد ابوالفضل ورمزیار می‌تواند برای دانشجویان رشته زبان فارسی و ایرانشاسی بسیار آموزنده و مفید باشد. حمید مصطفوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ضمن تبریک مناسبت فرخنده بزرگداشت حکیم بزرگ پارسی زبان ابوالقاسم فردوسی گفت: در فرهنگ چند هزار ساله ایران،آثار منظوم و منثور بزرگی پدید آمده که هر‌کدام می‌تواند منظری از منشور چندوجهی این فرهنگ را به نمایش بگذارد، ولی در این میان، شاهنامه فردوسی، حکایتی دیگر دارد و در سرنوشت این کشور، اثرات پایدارتری برجای گذاشته است. رایزن فرهنگی با اشاره به اینکه آثار ادبی هر ملتی بازتاب اندیشه، تفکر، فرهنگ، مذهب و آرمان‌های آن ملت است؛ اظهار داشت: حکیم ابوالقاسم فردوسی به عنوان بزرگترین شاعر حماسه سرای ایران، اثر عظیم و بزرگ شاهنامه را خلق کرد، که سرشار از خردورزی، میهن دوستی و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است و لذا شاهنامه فردوسی گنجینه‌ای از خرد و دانایی بوده و از ارزشمندترین ذخایر فرهنگی در حوزه تمدنی ایران بشمار می‌رود.  در ادامه نشست ابوالفضل ورمزیار به شاهنامه‌خوانی و نقالی پرداخت که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. وی همچنین درخصوص هنر نقال‌خوانی و شاهنامه‌خوانی اطلاعات مفیدی را به دانشجویان و حاضران در نشست ارائه داد و گفت: روایت شاهنامه و شاهنامه‌خوانی یک سنت فرهنگی است که ریشه در باورهای آیینی و سنتی ایران دارد و شاهنامه فردوسی شناسنامه فرهنگی ایران و ایرانیان است. وی افزود: نقالی وشاهنامه‌خوانی در ایران دارای آداب و اصول ویژه‌ای است و بعضی از این آداب را مانند: طرز شاهنامه خواندن نقالان، طرز خواندن زورخانه‌ای، طرز رجزخوانی توضیح داد و با اشاره به برخی از پیام‌های شاهنامه فردوسی مانند ایمان به خدا، میهن‌دوستی، شجاعت و دلیری، محترم شمردن پیمان، عفت و پاکدامنی، پرهیز از دروغ به سخنان و اجرای داستان جمشید و نوروز پایان داد؛ که با تشویق و تشکر دانشجویان و اساتید رشته ایرانشناسی همراه بود. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 07:44:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275916/نشست-شاهنامه-خوانی-نقالی-دانشگاه-دولتی-آکاکی-تسرتلی بزرگداشت خیام نیشابوری در تاشکند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275920/بزرگداشت-خیام-نیشابوری-تاشکند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، در نشست ادبی که به مناسبت بزرگداشت خیام نیشابوری و با همکاری مرکز تاجیکان ازبکستان برگزار شد، ابتدا «جعفر محمد ترمذی»، شاعر و رییس مرکز تاجیکان به اهداف برگزاری نشست‌های ادبی در مرکز دوستی ملل پرداخت و نکاتی درباره‌ شخصیت و اندیشه‌های کلامی و فلسفی خیام بیان کرد. در ادامه دو سخنران اصلی این نشست، یعنی پورمحسنی و «ارگش آچیل‌اف»، پژوهشگر ادبیات ازبکی و فارسی، مطالب خود را در قالب سخنرانی ارائه دادند. در این نشست پورمحسنی، رایزن فرهنگی ج .ا .ا در تاشکند درباره تصویر خیام در آیینه تاریخ سخنرانی و در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: اگر با گذشت مدت کوتاهی از مرگ خیام، «نجم‌الدین رازی»، عارف و صوفی بزرگ و صاحب کتاب «مرصاد‌العباد» بر گمراهی خیام تاکید ورزید، ولی در زمان حیات خیام، شاهد ثبت نامه‎ای درتاریخ هستیم که حکیم سنایی غزنوی به خیام نوشته و در آن نامه از ایشان به عنوان «نگاهبان جوهر نبوت» نام می‌برد. وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به این پرسش که مشرب واقعی خیام چه بوده است، اظهار کرد: بسیاری از پژوهشگران و خیام‌شناسان خیام را صوفی و عارف می‌دانند و خود خیام هم در بخشی از رساله «در علم کلیات وجود» در بیان انواع طالبان شناخت خداوند می‌گوید در بین سه گروه متکلمان‌، فیلسوفان و عارفان‌، طریق عرفانی را برطریق متکلمان و فیلسوفان ترجیح می‌دهد و تاکید می‌کند که «بی هیچ شبهی این طریقه از همه بهتر است». در ادامه با حضور صاحب‌نظران حاضر در این نشست ادبی، برنامه‌ها به صورت میزگرد ادامه پیدا کرد و تعدادی از صاحب‌نظران به بیان دیدگاه‌های خود درباره خیام پرداختند. در بخش پایانی یکی از شرکت‌کنندگان رباعیات خیام را به دو زبان فارسی و روسی قرائت و یکی از هنرمندان موسیقی چند تصنیف فارسی را اجرا کرد. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 07:40:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275920/بزرگداشت-خیام-نیشابوری-تاشکند «طریق بسمل شدن» یعنی راه شهادت! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275911/طریق-بسمل-شدن-یعنی-راه-شهادت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): برای بار اول بود که به این کتابفروشی می‌رفتم و برایم جالب بود که ببینم چهل کلاغ چه جور جایی است. اسمش برایم عجیب بود و کنجکاوی‌ام را دو چندان می‌کرد. وقتی وارد کتاب‌فروشی شدم دکور و رنگ متفاوتش نظرم را جلب کرد، ترکیب مشکی و زرد گیرایی بالایی دارد، رنگ زرد در چرخه رنگ در دسته رنگ‌های گرم قرار می‌گیرد. وجود این دورنگ کنار هم کلاغی با پرهای زرد را در ذهنم تداعی می‌کرد. از نظر روانشناسی زرد نماد خلاقیت و مثبت‌گرایی و نوعی تشویق به برقراری ارتباط است. رنگ مشکی هم نماد سادگی است و معنی قدرت می‌دهد و خلاقیت را بالا می‌برد. به نظرم این رنگ‌ها و اهداف کافه کتاب چهل کلاغ، که یکی همان برقراری ارتباط مستقیم بین خواننده و نویسنده یا مترجم است رابطه تنگاتنگی داشته باشد. در این کتابفروشی میزها و قفسه‌های کتاب، فضا را پر کرده و هر قفسه پر از کتاب‌های مختلف از نویسنده‌های متفاوت بود. قفسه‌ای هم به کتاب‌ها و بازی‌های کودکان اختصاص داده شده بود. البته گوشه این کتابفروشی کافه‌ای بود و میز و صندلی تا هم بشود کتاب خواند، هم کتاب خرید و هم کافه‌ای رفت. این کتابفروشی علاوه بر فروش کتاب، امکاناتی نظیر گفت‌وگو با مولفان و مترجمان فراهم کرده است؛‌ در مراسم افتتاحیه این کتابفروشی جواد مجابی به عنوان مهمان ویژه دعوت شده بود. حضور اهالی قلم در چهل کلاغ فقط به اولین روز کاری‌اش مربوط نبود و بعد از آن نیز افرادی مانند مژده دقیقی، بیژن اشتری، جمال میرصادقی و احمد پوری در این کتابفروش حاضر شدند و به گفت‌وگو با مخاطب پرداختند حال نوبت به محمود دولت‌آبادی رسیده بود.    از پایتخت تا بام ایران برای دیدار با دولت‌آبادی پیش از حضور دولت آبادی در مراسم، کتابفروشی پر بود از زنان و مردانی که مشتاقانه منتظر بودند تا از نزدیک این نویسنده را ببینند و گپ و گفتی با او داشته باشند. کتاب‌های دولت‌آبادی مخصوص تیپ، جنس یا سن خاصی نیست و در یک فنجان چای این هفته کافه کتاب چهل کلاغ، مردم از هر سن و قوم و قبیله‌ای آمده بودند تا نویسنده محبوبشان را از نزدیک ببینند و عکس و امضایی به یادگار بگیرند. یکی از پایتخت آمده بود، دیگری از بام ایران و شخص دیگر از همدان. جا به جا در کتابفروشی چند نفری ایستاده و نشسته از کتاب‌های این نویسنده حرف می‌زدند. از اینکه کدامشان کدام یکی را خوانده و کدام را نخوانده است، از این می‌گفتند که اگر اثری از دولت‌آبادی از زیر دست و بالشان در رفته و نخوانده‌اند از هم قرض بگیرند و بده بستان آثار او را داشته باشند. یا اگر اثری را ندارند از همین جا تهیه کنند.   یکی می‌گفت از دوازده سال پیش که «کلیدر» را خوانده و با زیور آشنا شده، مشتاق دیدار و منتظر است تا وصف شخصیت اول این داستان، زیور را از زبان محمود دولت‌آبادی بشنود. دیگری می‌گفت آمده تا دولت‌آبادی او را به شاگردی بپذیرد. مخاطب دیگری هم آمده بود تا بداند چطور می‌تواند نویسنده شود و نثری نزدیک به نثر دولت‌آبادی داشته باشد. برخی هم کتابی را دست گرفته و می‌خوانند تا دولت‌آبادی بیاید. میزی وسط کتابفروشی بود و تقریبا همه آثار دولت‌آبادی، از «سلوک»، «عقیل عقیل» و «کلیدر» گرفته تا «طریق بسمل شدن» و «بیرون از خود» را چیده‌ بودند برای تورق، خرید و حتی معرفی آن‌ها به مخاطبان جدید. به اندازه باش... پس از کمی انتظار دولت‌آبادی سر وقت آمد و برنامه هم بدون هیچ تاخیری شروع شد. سلام و احوال‌پرسی با مخاطبان کرد و محمد حسینی، نویسنده و از میزبانان این برنامه «یک فنجان چای» کلید اولین سوال را زد و گفت می‌خواهم از تلفظ نام محبوب ترین رمان شما بپرسم و اگر ممکن است برای علاقه‌مندان، «کلیدر» را تلفظ کنید. دولت‌آبادی هم گفت مانند کلید در، و می‌شود «کِلیدَر» گفتش. نام کوهی در خراسان است. وقتی هم از شرایط جامعه پرسید و این که در این اوضاع چه باید کرد؟ دولت‌آبادی گفت: به رغم همه آثار جسمی و روانی به جز کار کردن راه دیگری برای گذر از این شرایط سراغ ندارم. سعدی می‌گوید به «اندازه باش»، می‌دانید که پیش از شاعر بزرگی بودن سعدی معلم ادبیات ماست. این اندازه را پیدا کردن کار آسانی نیست و شرایطی که جامعه ما به آن دچار است بی اندازه‌گی یا از اندازه گذر کردن است.      «طریق بسمل شدن» یعنی راه شهادت!  با تقضای حضاری که لحظه به لحظه تعدادشان بیشتر می‌شد  بنا شد تا دولت‌آبادی بخشی از کتاب «طریق بسمل شدن» را بخواند. پیش از آن که شروع به خواند کند در پاسخ به سوال یکی از افراد، نام این کتاب را این گونه تفسیر کرد: «طریق بسمل شدن» یعنی راه شهادت! بسمل درباره پرنده به کار می‌رود و وقتی می‌خواهیم هر حیوانی را ذبح کنیم ذکر بسم‌الله الرحمن‌الرحیم را می‌گوییم. ولی سر پرنده انقدر زود از تنش جدا می‌شود که بسم‌الله الرحمن الرحیم تمام نمی‌شود؛ پس گفته می‌شود که بسمل شد. من در حکایات قدیم بسمل شدن را درباره انسان هم دیده‌ام ولی این درست در نمی‌آید و بسمل شدن مخصوص پرنده است که به سرعت بیان می‌شود.    بعد از توضیحات این نویسنده درباره اسم «طریق بسمل شدن» سکوت تمام کتابفروشی را فراگرفت و تنها صدای دولت‌آبادی بود که در کتابفروشی می‌پیچید و تک تک کلمات در فضا پر می‌شد، به گوش حضار می‌رسید و در کنه وجودشان می‌نشت. عده‌ای زیر لب و از بَر، همراه با دولت‌آبادی این صفحات را زمزمه می‌کردند. بعد از این که نویسنده «جای خالی سلوچ» یکی دو صفحه‌ای خواند، نوبت به مخاطبان رسید تا سوال‌هایشان را بپرسند. اگر خردمند نباشید یاد نمی‌گیرید؛ دولت‌آبادی در پاسخ به سوال یکی از حضار که از نامزدی کتاب «کلیدر» در جایزه نوبل می‌پرسید، گفت: من هم به اندازه شما می‌دانم و شنیده‌ام که آثارم نامزد جایزه نوبل شدند، برخی، افرادی اطرافشان هست که کارهایی را برایشان هماهنگ می‌کند یا تشویقشان می‌کند ولی من به جز خدا کسی را ندارم. یکی دیگر از حضار هم  از تیمور در رمان «عقیل عقیل» پرسید و اینکه آیا واقعیت است یا توهم و خیال؟ دولت‌آبادی هم چنین پاسخ داد: باور کنید من هم مثل شما هستم و آن زمانی که این کتاب را نوشتم چیزی به من الهام شد و حال نمی‌دانم که دقیقا کدام است،‌ من این کتاب را سال 1353 نوشتم درحالی که برادران امنیتی آن زمان در پیکان قرمز جوانان ماه‌ها بود که روبه‌روی خانه ما بودند و من فکر می‌کردم که روزی آن‌ها به سراغ من می‌آیند؛ من رمان «عقیل عقیل»، «روز و شب یوسف» و «دیدار بلوچ» را در کمتر از سه ماه نوشتم و ممکن است آن توهمی که من در آن زمان دچارش شده بودم با این‌ رمان قاطی شده بود. دولت‌آبادی در پاسخ به این که دانشگاه، خواندن کتاب، کلاس نویسندگی یا تئاتر، کدام یک می‌تواند برای نویسنده شدن به ما کمک کند گفت: همه این‌ها راهی برای یادگیری و آموزش است؛ ابتدا بیشتر کتاب بخوانید. یادگیری برای هنرورز امری الزامی است؛‌ سعدی می‌گوید اگر می‌خواهید کسی را برای یادگیری بفرستید خردمند یادگیر بفرستید؛ یعنی آدم خردمند یاد می‌گیرد و اگر خردمند نباشید چیزی یاد نمی‌گیرید. آمریکایی‌ها نویسنده‌ای به نام دکتروف داشتند که نجف دریابندری دو کتاب از او ترجمه کرده است در مقدمه کتاب نوشته که این نویسنده می‌گوید از کلاس‌های ادبیات دانشگاه معلم ادبیات بیرون می‌آید و آمده. هیچ نویسنده‌ای از دانشگاه‌های آمریکا بیرون نیامده است. جک لندن هم دانشگاه نرفته است. بنابراین یادگیری مربوط به همه جا و از طریق همه چیز است.   در تمام مدت دولت‌آبادی با طنز و طنازی به مخاطبان پاسخ می‌داد و فضای کافه کتاب در دقایقی پر از صدای قهقه می‌‌شد و دوباره سکوت همه جا را فرا می‌گرفت تا نفر بعدی سوالش را بپرسد و او پاسخ دهد.   در پایان هم حضار کتاب‌های خود را برای امضا نزد محمود دولت‌آبادی بردند. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 07:03:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275911/طریق-بسمل-شدن-یعنی-راه-شهادت ​اسامی راه‌یافتگان به مرحله نهایی «جايزه فرشته» در بخش عكس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275904/اسامی-راه-یافتگان-مرحله-نهایی-جايزه-فرشته-بخش-عكس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی جايزه فرشته؛ بعد از برگزاری چهارمين دوره جایزه فرشته كه سال گذشته در بخش داستان كوتاه و عكس برگزار شد؛ پنجمين دوره این جایزه با موضوع «جاده» روز يكم دی‌ماه سال 97 كار خود را آغاز كرد. رعنا جوادی، آرش خاموشي و شادي قديريان، داوران این بخش بودند که آثار 197 شرکت کننده را داوری کردند. در این دوره در بخش عكس 197 نفر شركت كردند و هئیت داوران متشكل از رعنا جوادي، آرش خاموشي و شادي قديريان به بررسی آثار پرداختند. بیشتر تمركز هیات داوران راجع به موضوع این دوره «جاده» بود. اسامی منتخبان راه یافته به مرحله نهایی بدین شرح است: پژمان طاهرخاني- حمیدرضا پشت کوهی- محمدعلي نجيب- عليرضا مليحي- سعيد نيك پور- نادر بستانی نصرآبادی- عطا رنجبر- محمد آهنگری- مهدي خندان- ميثم منيعي- داود ايزدپناه- راضيه كرمي- علی اسدالهی سوته- هادي دهقان پور- احمد فیاض محمدآبادی- عليرضا فاتحي- کاوس حسین پور- جاويد خدمتي- حسين اميني- سيدعلي صالح- ميلاد رنداني- حمید عزیزی خانقاهی- فاطمه شریفی فرزانه- امين رحماني- محسن كابلي- مرتضی امین الرعایایی- هادي دهقان پور- اميد آرمات- صبا شامبیاتی- اميرمحمد اميري- مجید خالقی مقدم- محمد مهيمني و حمیدرضا امیری متین. گفتنی است؛ پیش از این جوایز بخش مسابقه عکس «جایزه فرشته» اینطور اعلام شده بود؛ چاپ آثار ۱۰ نفر اول در كتاب به زبان فارسي و انگليسي، لوح تقدیر، بن خرید شهركتاب و  برگزاری نمایشگاه عكس 39 برگزیده در تهران و شهرستان‌ها. همچنین جایزه منتخب هیأت داوران برای نفر اول: تندیس جایزه فرشته، لوح تقدیر، بن خرید شهركتاب و جایزه نقدی. اختتامیه پنجمين دوره جایزه فرشته به دبيري پژمان موسوي، خردادماه در تهران برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 05:41:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275904/اسامی-راه-یافتگان-مرحله-نهایی-جايزه-فرشته-بخش-عكس «وزن دنیا» مجله همه گروه‌های شعری است/ هر ماه به شعر 10استان خواهیم پرداخت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275889/وزن-دنیا-مجله-همه-گروه-های-شعری-ماه-شعر-10استان-خواهیم-پرداخت مدیرمسئول ماهنامه «وزن دنیا» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: داستان ماهنامه «وزن دنیا» به یک ایده قدیمی و 12 ساله برمی‌گردد؛ روزهایی که من در قالب یک خبرنگار حوزه ادبیات صفحه‌ای به نام «چاپ اول» را در روزنامه فرهیختگان منتشر می‌کردم و شنبه هر هفته ستونی در آن می‌نوشتم که «وزن دنیا» نام داشت. وی ادامه داد: آن صفحه‌ که مسئولیتش با من بود، حدود 100 هفته در روزنامه فرهیختگان منتشر شد و خلاصه‌ای بود از آنچه که قرار است در مجله «وزن دنیا» منتشر شود. در آن دوره صفحه «چاپ اول» فضایی بود که ما هر هفته اشعاری را در آن منتشر می‌کردیم و ستون «وزن دنیا»، ستونی بود که من در آن به وضعیت شعر در آن هفته و اتفاقاتی که افتاده بود، می‌پرداختم.   این روزنامه‌نگار با اشاره به استقبال از صفحه شعرش در روزنامه فرهیختگان گفت: آن صفحه در روزنامه‌ فرهیختگان، خوب دیده شد و هر هفته مخاطبان زیادی درباره آن صحبت می‌کردند و به آن می‌پرداختند. در آن دوران عمده شاعرانی که در ایران فعالیت داشتند با صفحه ما در ارتباط بودند. وی افزود: در آن دوره استقبال از آن صفحه به قدری خوب بود که مدیرمسئول وقت روزنامه فرهیختگان از من برای افزایش فروش روزنامه تقدیر کرد؛ چراکه روزهایی که ستون «وزن دنیا» و صفحه شعر منتشر می‌شد، فروش روزنامه حدود 1000 نسخه افزایش پیدا می‌کرد امروز بعید می‌دانم فروش کل برخی روزنامه‌های حرفه‌ای ما به 1000 نسخه برسد.     سوری در توضیح ایده راه‌اندازی نشریه اظهار کرد: از همان زمان و با توجه به استقبال مخاطبان دائم به این موضوع فکر می‌کردم که چطور می‌توان این صفحه را گسترش داد. در این سال‌ها بارها به آن فکر کردم و با دوستانی که همدل بودم مشورت کردم و سرانجام به طرح نهایی رسیدم و در سال 96 تصمیم گرفتم که کار را آغاز کنم؛ بنابراین درخواست راه‌اندازی مجله در حوزه تخصصی شعر را دادم و خوشبختانه بعد از مدتی مجوز گرفتم.   وی ادامه داد: کار مجله و جمع‌آوری مطالب از آذرماه سال گذشته شروع شد و به این ترتیب با دوستان و همکارانم تلاش کردیم تا برای شعر ایران رسانه تشکیل دهیم؛ چراکه فکر می‌کنم این روزها به قدیمی‌ترین هنر ایران چندان توجه نمی‌شود و این در حالی است که شعر قرن‌ها کلام حکمت ایرانیان بوده و اگر دنیا ایران را می‌شناسد به واسطه شعر و شاعرانش است. بنابراین باید گفت که اگر چه مدیوم‌های جدیدی مثل سینما و تئاتر در سال‌های اخیر بسیار مطرح است؛ اما هنوز هم شعر شاعران ما خریدار دارد و این هنری است که به نام ایرانیان نوشته شده است.   این شاعر با گلایه از وضعیت شعر امروز گفت: متاسفانه شرایط به گونه‌ای است که ما هر ساله شاهد کاهش اعتبار حوزه شعر هستیم. شاید یکی از دلایل این باشد که شاعران دوران درخشان و طلایی ما یکی یکی فوت شده‌اند و هنوز جایگزینی برای این افراد پیدا نشده است. از طرف دیگر مدیوم جدیدی مثل موسیقی، سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی به قدری رشد کرده‌ که جای شعر را گرفته‌اند.   سوری در توضیح وضعیت مجله‌های شعر گفت: در شرایط فعلی «وزن دنیا» ادعای خیلی بزرگی ندارد و تنها قرار است رسانه همه شعر ایران باشد؛ چراکه این روزها رسانه‌ای وجود ندارد که به شعر بپردازد و فقط هرازگاهی مجلاتی آمده‌اند و یکی دو شماره منتشر کرده و بعد تعطیل شده‌اند. اگر بخواهیم منصفانه با این قضیه برخورد کنیم، باید بگوییم که این مجلات به دلیل آنکه تداوم نداشتند، نتوانسته‌ا‌ند اثرگذار باشند.   وی ادامه داد: از طرفی بیشتر نشریاتی که در این سال‌ها شروع به فعالیت کردند، به تبلیغ یک جریان خاص فکری پرداختند، در حالی که «وزن دنیا» این ادعا را دارد که قرار است رسانه همه جریان‌های شعر ایران باشد. ما در «وزن دنیا» از قالب‌های کلاسیک مثل رباعی، غزل و مثنوی گرفته تا قالب‌های آوانگارد که این روزها نوشته می‌شود، از شعر سپید و نیمایی تا ترانه را پوشش خواهیم داد. ما رسانه یک جریان خاص شعری نیستیم و قرار نیست تا عده‌ای را حذف کنیم؛ ما قرار است که در این رسانه آنچه را که در شعر ایران اتفاق می‌افتد مطرح کنیم.   این شاعر که این روزها در سمت سرپرست مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران فعالیت می‌کند، «وزن دنیا» را نشریه‌ای خصوصی خواند و اظهار کرد: با توجه به حضور من در شهرداری تهران شاید شائبه‌هایی ایجاد شود که این نشریه دولتی است؛ اما باید از همین تریبون اعلام کنم که این نشریه 100 درصد خصوصی است و ریالی از جایی دریافت نمی‌کند.   سوری با اشاره به محتوای مجله «وزن دنیا»‌ گفت: «وزن دنیا» به صورت کاغذی و فیزیکی منتشر می‌شود و همزمان سایت، توئیتر، اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی آن نیز فعال است و بدون شک سرریز مجله در سایت منتشر خواهد شد. شماره نخست «وزن دنیا» حدود 210 صفحه است و برخلاف سایر نشریه‌ها که داعیه ادبی دارند و 80 درصد مطالب آن درباره شعر است، تمرکز خاصی روی شعر دارد؛ به عبارتی 80 درصد مجله «وزن دنیا»‌ شعر است و 20 درصد نیز به پرونده‌های هدفمند می‌پردازد؛ یعنی هر مطلبی در این نشریه منتشر نمی‌شود؛ چراکه ما «جُنگ» نیستیم که هر مطلب ارسالی را منتشر کنیم.   مدیرمسئول مجله «وزن دنیا» در پایان گفت: در 150 صفحه‌ای که به شعر می‌پردازد از فرمول خاصی پیروی می‌کنیم. ما در هر شماره 12 قسمت داریم که یک قسمت به شعر استان تهران و یک قسمت به شعر مهاجران اختصاص دارد و بخش‌های ثابت هستند. 10قسمت دیگر نیز به شعر استان‌های دیگر می‌پردازد و در هر شماره متغیر است. یعنی برنامه ما این است که در هر فصل سال، شعر 30 استان به همراه شعر تهران و شعر مهاجرت را پوشش دهیم. مجله «وزن دنیا» به مدیرمسئولی پوریا سوری از اول خردادماه در 208 صفحه و به‌بهای 30هزارتومان عرضه خواهد شد. ]]> ادبيات Sun, 19 May 2019 04:17:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275889/وزن-دنیا-مجله-همه-گروه-های-شعری-ماه-شعر-10استان-خواهیم-پرداخت جهان غرب، مشرق ایرانی و عربی را از لابه‌لای آثار عمر خیام شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275880/جهان-غرب-مشرق-ایرانی-عربی-لابه-لای-آثار-عمر-خیام-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) امروز بیست‌وهشتم اردیبهشت ماه روز بزرگداشت حکیم عمرخیام است. نویسندگان بسیاری از خیام الهام گرفته و دست به خلق اثر زده‌اند؛‌ امین معلوف نویسنده لبنانی رمان «سمرقند» را با تکیه بر زندگی این شاعر پرآوازه نوشته است. در ادامه با هادی نظری‌منظم عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس که مقالاتی نوشته درباره تاثیر خیام بر این نویسنده، در این رابطه گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. هادی نظری‌منظم در گفت‌وگو با ایبنا در این باره گفت: در این که خیام یکی از بزرگترین شاعران ایران زمین است و مشهورترین شاعر ایرانی در دنیای غرب،‌ تردیدی وجود ندارد. حتی در کشورهای عربی نیز ما بیش از 70 ترجمه از این شاعر داریم و این نشان می‌دهد که اندیشه و فکر خیام تا چه مقدار در دنیای غرب و دنیای عرب تاثیرگذار بود. وی درباره شهرت خیام در جهان غرب بیان کرد: صرف‌نظر از این که مدت‌ها در ایران به غیر از شاعری و دانش ریاضی و کیهان‌شناسی اعتبار داشت اما زمانی که ترجمه انگلیسی از رباعیات خیام انجام شد در دنیای غرب هیاهوی عظیمی به راه انداخت و از آن زمان اغلب روشنفکران و خوانندگان غربی با فکر و اندیشه خیام آشنا شدند، از او الهام گرفتند، اقتباس کردند، تاثیر پذیرفتند و تلاش کردند مشرق زمین،‌ یعنی مشرق ایرانی و عربی را از لابه‌لای آثار عمر خیام و هزارو یک شب بشناسند. هادی نظری‌منظم وی درباره پرداخت به عمر خیام در ادبیات داستانی اظهار کرد: یکی از نویسندگان مطرح دنیای عرب و لبنانی‌الاصل که از کودکی ساکن فرانسه بود و اکنون جزو اتحادیه نویسندگان فرانسه است، و در اینجا باید بگویم که اتحادیه فرانسه در طول پانصدسال تقریبا فقط پانصد عضو گرفته،‌ امین معلوف است. او نویسنده معتبر جهانی است و آثار مختلفی دارد. معلوف به ایران علاقه وافری دارد، مانند کتاب «باغ‌های روشنایی»‌او که به ایران اختصاص دارد و اثر ارزشمند او «سمرقند» که به خیام اشاره دارد. ما در خصوص رمان «سمرقند» مقاله‌ای نوشتیم که در مجله پژوهش‌های ادبیات تطبیقی دانشگاه تربیت مدرس با عنوان «تصویر ایران در رمان سمرقند امین معلوف» چاپ شده است. این مدرس درباره رمان «سمرقند» گفت: رمان «سمرقند» از زمان خیام شروع شده و به بیان زندگی خیام،‌ خواجه ‌نظام‌الملک و حسن صباح پرداخته است. بر اساس روایتی که نویسنده می‌گوید این‌ها با یکدیگر هم‌کلاسی بودند و بعدها در طول مسیر زندگی راهشان از هم جدا شد و هرکس به سمتی رفت؛ خواجه ‌نظام‌الملک وزیر معتبر شد و کارهای بزرگی در جهان اسلام انجام داد. حسن صباح نیز چهره تروریستی از خود در دنیای اسلام نشان داد و خیام هم اعتبار و اندیشه بزرگ و رباعیات فاخرش را از خود به یادگار گذاشت. وی افزود:‌ امین معلوف شیفته خیام است قهرمان اصلی رمان «سمرقند» خیام است و از سیر زندگی خیام در گذشته شروع و تا زمان مشروطه ادامه پیدا می‌کند. امین معلوف بارها با خیام همذات‌پنداری کرده و علاقه‌مندی خود را نسبت به رباعیات و فکر و اندیشه خیام نشان داده و در مقابل از شخصیتی مانند حسن صباح بیزار است. نویسنده به تعبیر خودش در مرز چند قاره ایستاده،‌ از یک طرف قاره آسیا و از طرفی قاره اروپا. او می‌گوید هم شرقی و لبنانی‌ام و هم اروپایی و فرانسوی‌ هستم. معلوف خیام را بهترین محمل برای بیان افکار و عقاید خودش دیده است؛ گویا در ادبیات کهن ایران شخصیتی را همپای خیام ندیده که بتواند شرح‌حال واقعی خودش باشد. عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس همچنین گفت: در این رمان شاهد ابراز شیفتگی امین معلوف نسبت به فرهنگ ایرانی هستیم. با توجه به تاثیر سفرنامه‌های غربی که درباره ایران و شرق نوشته شده و در آنجا ایران و ایرانی را با الفاظ مختلف، توصیفات ناپسند و مبتنی بر تعلیم‌های نادرست توصیف کردند اما در این رمان می‌بینیم که دفاعیات خوبی از ایران،‌ ایرانی و حکیم عمر خیام دارد. تصاویر این کتاب در دفاع از ایران روشن است و البته نویسنده به دنبال وارونه کردن وقایع تاریخی نیست. به گونه‌ای صحبت می‌کند که گویا تسلط وافر و ژرفی به مسائل تاریخی و کهن ایران و جهان اسلام دارد. وی ادامه داد: در رمان شما متوجه می‌شوید تصاویری که امین معلوف از ایران ارائه می‌کند دقیقا نقطه مقابل تصاویری است که از ترکان عثمانی ارائه می‌شود؛ تا جایی که این کتاب را در کشور ترکیه تحریم کردند و علیه نویسنده آن دادگاهی تشکیل داده و حکم غیابی صادر شد. این نشان می‌دهد بر اساس ذهنیتی که نسبت به ترکان عثمانی در اروپا وجود دارد و آن‌ها را با اوصافی مانند خون‌خوار و دیکتاتور توصیف کردند یکسان است. نظری منظم درباره ترجمه رمان «سمرقند» گفت: تا جایی که من می‌دانم رمان «سمرقند» سه بار به زبان فارسی ترجمه شده است و حقیقتا یکی از شاهکارهای رمان تاریخی است که درباره ایران نوشته شده است و ترجمه محمد قاضی که از زبان فرانسه انجام شده از برجسته‌ترین ترجمه‌های این اثر است. او درباره منابع مورد استفاده معلوف اظهار کرد: نکته‌ای که وجود دارد این است که منابع الهام بخش اندیشه و فکر امین معلوف به تعبیری دو دسته است یکی آثاری که درباره ایران و فرهنگ مشرق‌زمین خوانده و اطلاعاتی بسیار ارزشمندی دارد و دیگری آن شنیده‌ها و متون مکتوبی است که نسبت به جهان اسلام به ویژه ایران وجود دارد. این متون قطعا جانبدارانه نیست و بسیاری علیه ایران است اما نویسنده تقریبا با ظرافت و دقت‌نظر تلاش کرده که نه جانبدارانه از ایران طرفداری کند و نه مغرضانه بخواهد نسبت به ایران اظهار نظر کند. تلاش کرده واقع‌بین باشد و در مواردی حتی به توجیه پرداخته است. این مدرس درباره مستند بودن این رمان گفت: هیچ اثر ادبی را نمی‌توان گفت که کاملا منطبق با رویدادهای تاریخی باشد؛‌ یعنی جنس ادبیات این نیست که ببینیم میزان انطباق‌پذیری آن با مسائل تاریخی چه مقدار است. شاعران و نویسندگان و فرهیختگان ما به این مسئله اعتقاد داشتند. به عنوان مثال نظامی می‌گوید:                              در شعر مپیچ و در فن او           چون اکذب اوست احسن او در این جا این سوال پیش می‌آید که آیا ما باید از رمان و داستان این انتظار را داشته باشیم که بازنمایی واقعیات باشند؟ چون یک اثر به هیچ وجه نمی‌تواند صد درصد بازگوکننده واقعیت‌های جامعه باشد به ویژه اثری که از دوران‌ کهن شروع می‌شود. این استاد ادبیات عرب افزود:‌ درواقع ردپای نویسنده، هنر و خیال او و دخل و تصرفی که در شخصیت‌ها و حوادث انجام می‌دهد جز اختیارات هر نویسنده است. ما در ابتدای این رمان می‌بینیم که شخصی هنگام سفر با کشتی تایتانیک رباعیات خیام را همراه دارد و این دو با هم در اعماق دریا غرق می‌شوند؛ روایتی وجود داد و امین معلوف به این روایت بسنده کرده است که نسخه اصلی رباعیات خیام در اعماق دریا فرو رفت. هرچقدر اثر واقع‌بینانه باشد باز هم شخصیت دنیای واقعی با شخصیت داستانی متفاوت است. منتها تا جایی که من اطلاع دارم نویسنده نسبت به ایران اطلاعات خوبی دارد. مثلا آداب و رسوم ایرانیان در آن دوران را می‌شناسد. همچنین نگاه دقیق و زیبایی به حوادث و تفسیر مسائل از نگاه ادیبانه و فرهنگی دارد. نظری‌منظم بیان کرد: نویسنده دیگر به نام طاها ندا می‌گوید که سعدی نماینده فرهنگ و تمدن اسلامی است چون هم به فارسی و هم عربی تسلط دارد، به آیین اسلام اشراف دارد و تمام این‌ها را برای خدمت به فرهنگ و تمدن اسلامی پیش گرفته و من اعتقاد دارم نویسنده در رمان «سمرقند» شخصیتی اینچنینی است یعنی شخصیتی که اهل تسامح و تساهل است و با روحیات غربی‌ها همخوانی دارد. وی در ادامه افزود: چون می‌دانید که در اروپا از برخی رباعیات خیام تفسیر مادی صرف کرده‌اند از طرفی هم عده‌ای اعتقاد دارند که رباعیات خیام مضامین مادی صرف نیست بلکه مضامین معنوی و الهی هم دارد به هر حال چون با فکر و خوانش غربی و افق انتظار خواننده غربی همخوانی دارد غربی‌ها خیام را بهترین شخصیت دانستند که با آن همذات‌پنداری کنند و فرهنگ شرق را از منظر خیام ببینند. او همچنین بیان کرد: این که نویسنده چه مقدار به وقایع تاریخی پایبند است سوالی نیست که به ویژه در پژوهش‌های تطبیقی به دنبال پاسخ‌اش باشیم. به هرحال این که در طول تاریخ شخصیتی به نام خیام و ‌حسن صباح وجود داشت اما نویسنده زندگی این‌ها را رصد کرده است اما از جزئیات دقیق آن چیزی در دست نیست. اطلاعاتی که نویسنده ارائه می‌کند اطلاعاتی است از علم، ‌اسناد و مدارک معتبر تاریخی و بخش عمده‌ای از خیال گسترده نویسنده؛‌ از یک اثر ادبی هم چنین انتظاری می‌رود، یعنی یک اثر ادبی باید ترکیبی باشد از خیال  نویسنده، هنر خلاقی، ابداع نویسنده، وقایع و اسناد تاریخی و همچنین دخل و تصرفی که نویسنده هنرمندانه در این امور انجام می‌دهد. هادی نظری منظم در پایان گفت:‌ این اثر می‌تواند چشم‌انداز قابل قبول، جذاب و گیرا از تحولات فکر و فرهنگ ایرانی در طی قرون مختلف و همچنین از خیام ارائه دهد که قطعا در برخی قسمت‌ها با دخل و تصرف نویسنده همراه است. چون او رمان تاریخی نوشته است نه یک کتاب تاریخی. تفاوت اثر تاریخی با رمان تاریخی در همین است که نویسنده باید اثرش را به سمت ادبیت پیش ببرد و هرقدر به خیال و خیال‌انگیزی نزدیک باشد اثر جذاب‌تر است.          ]]> ادبيات Sat, 18 May 2019 10:32:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275880/جهان-غرب-مشرق-ایرانی-عربی-لابه-لای-آثار-عمر-خیام-شناخت ​زیبایی‌آفرینی در غزل‌های عبید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275877/زیبایی-آفرینی-غزل-های-عبید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) غزل فارسی مهم‌ترین نوع ادبی شعر است و شاعران غزل‌سرا بیشترین هنر خود را در غزل به نمایش می‌گذارند. زیبایی‌شناسی یا علم‌الجمال در زندگانی اجتماعی بیشترین تلطیف و تهذیب را پدید می‌آورد. عبید زاکانی، شاعر قرن هشتم بیش از صد غزل سروده است که تحلیل زیبایی‌آفرینی او در علوم ادبی امری ضروری و شایسته به نظر می‌رسد. آشنایی با عناصر زیبایی‌آفرینی در غزل‌های این شاعر طنزپرداز حس کنجکاوی را برمی‌انگیزد و خشنود می‌کند. عبید در عصر حافظ می‌زیست و طبعا زیبایی‌آفرینی او در غزل با حافظ اشتراکاتی دارد و آشنایی با زیبایی‌آفرینی عبید در غزل، سلیقه‌ زمانه‌ او را نیز منعکس می‌کند. شانزدهمین و هفدهمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ عبید زاکانی در روز چهارشنبه اول و هشتم خرداد ساعت ۱۶:۳۰ با سخنرانی احمد تمیم‌داری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، به «زیبایی‌آفرینی در غزل‌های عبید» اختصاص دارد. این نشست در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود و ورود برای همگان آزاد است ]]> ادبيات Sat, 18 May 2019 09:33:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275877/زیبایی-آفرینی-غزل-های-عبید شب رونمایی از هزار بیشه ملانصرالدین برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275861/شب-رونمایی-هزار-بیشه-ملانصرالدین-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی؛ ملانصرالدین شخصیت محبوب و مورد اقبال عام در بسیاری از کشورها و ممالک و در بین اقوام و ملل مختلف جهان است و با آنکه بیش از هزار سال از عمر او گذشته اما حکایت‌ها و لطیفه و بذله‌ها و طنزهای شیرین و شکر بار او با گذشت قرن های متمادی و سال‌های بسیار همواره طرفداران بسیاری را به خود جلب کرده است و در زمره آثاری قرار گرفته است که نه گذشت زمان و نه بعد مکان و جغرافیایی ارزش های آن را کاسته است. از ارزش های این هنرمند هم می‌توان به جایگاه تکرارناپذیر طنز و مطایبات اجتماعی که همان پیرنگ اوست، اشاره کرد که با قلمی هوشمند و توانا که در عین حال که توان قصه گویی و بیان رواییِ سلیس و روان و به اصطلاح همه فهم دارد، قلمش از قدرت تند و تیزی برخوردار است که تمام سستی‌ها و کژی‌ها و کج‌روی‌های موجود در طبقات مختلف اجتماع را بی‌محابا و رک و راست از زوایای دید مختلف بیان می‌کند و هنجارهای اجتماعی را به تصویر می‌کشد. گاهی خود اول شخص است و راوی خودش را به صورت نمادین مورد طنز قرار می‌دهد و قهرمان اصلی خود اوست و در بعضی مواقع هم به صورت دانای کل به ارائه روایت‌ها می‌پردازد، در اصل آنچه که باعث توجه به ذهن و زبان و مجموعه روحیات این شخصیت تاریخی فرا زمانی و فرامکانی شده است، همان ادبیات عامیانه یا فولکلور است که هم سوژه‌ها از میان رفتارها و کنش‌های مردم برخاسته است و هم برای مردم قصه‌گونه و جذاب گفته و بیان شده است و شاید دلیل دوام و اقبال و استقبال این اثر تا این پایه را باید در همین عامل جُست‌وجو کرد. از زمان اولین نسخه چاپ سنگی ملانصرالدین نزدیک به یک قرن می‌گذرد، و از همین زمان چاپ و ویرایش‌های مختلف و متفاوتی عرضه و ارائه شده است اما چاپ جدید «هزار بیشه ملانصرالدین؛ دیدنی ها و شنیدنی‌ها» (تهران،نشر کارنامه،۲۲۷صفحه) با تصحیح و تشریح منوچهر انور و با تصویرسازی و تصویرگری نورالدین زرین کلک، همچنان که در مقدمه این اثر منوچهر انور با استناد به مواردی ملانصرالدین را یک ایرانی و متفاوت از دیگر کشورهای همسایه معرفی و قلمداد می‌کند، اثری متفاوت به دست داده است. بماند که این اثر در کارگاه تولید نشر کارنامه و با رعایت چه ظرافت ها و دقت نظرهای هنری و ارزشمندی رسیده و به زیور طبع آراسته است و کتاب از جنبه نمایشگاه یا گالری‌ای متحرک از رنگ‌ها و جلوه‌های زیبا و درخشان برخوردار شده است. از تصاویر جلوه‌گر زرنگاری شده و کیمیاگری‌هایی از نوع خطوط به کار رفته متناسب با نظام نشانه‌شناسی متنی در خور و شایسته حکایت های ملانصرالدین تا جلد و قابی ممتاز و باسایر امتیازاتی متمایز. و در هیات اثری فاخر پیش روی عموم علاقه‌مندان قرار گرفته است این کتاب اولین کتاب از مجموعه کارنامه داستان های عامیانه ساعت ۵ عصر امروز شنبه ۲۷اردیبهشت ماه و در کانون زبان فارسی بنیاد موقوفات دکتر  محمود افشار به نشانی خیابان ولی عصر،سه راه زعفرانیه،خیابان عارف نسب، پلاک ۱۲ با حضور پدیدآورندگان و صاحب نظران از سلسله شب‌های بخارا، رونمایی می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 18 May 2019 06:19:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275861/شب-رونمایی-هزار-بیشه-ملانصرالدین-برگزار-می-شود رونمایی از دست خط احمد شاملو در خانه موزه بتهوون http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275855/رونمایی-دست-خط-احمد-شاملو-خانه-موزه-بتهوون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی خانه موزه بتهوون، همزمان با روزجهانی موزه و میراث فرهنگی خانه موزه بتهوون با همکاری خانه شاملو از دست خط شعر «وصل» احمد شاملو رونمایی می‌کند. این دست خط به مدت دو هفته از خانه-موزه شاملو به صورت امانی و همکاری بین موزه‌ها؛ در اختیار خانه-موزه بتهوون قرار گرفته است. مراسم رونمایی و آغاز نمایش این دست خط روز شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه در خانه موزه بتهوون انجام می‌شود و به مدت دو هفته این دست خط در معرض بازدید عموم قرار می‌گیرد. خانه موزه بتهوون واقع در خیابان میرزای شیرازی نبش کوچه یازدهم پلاک ۶۹ وساعت کاری آن ۹ تا ۲۲ است. ]]> ادبيات Sat, 18 May 2019 05:57:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275855/رونمایی-دست-خط-احمد-شاملو-خانه-موزه-بتهوون «خیاط مایه‌دار و کف‌بین» کسی را قضاوت نمی‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275757/خیاط-مایه-دار-کف-بین-کسی-قضاوت-نمی-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان «خیاط مایه‌دار و کف‌بین»، اثر فاضل اسکندر با ترجمه بابک شهاب از سوی نشر حکمت کلمه راهی بازار نشر شده است.   بابک شهاب در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح این اثر گفت: این کتاب از هفت داستان تشکیل شده است و ویژگی اصلی داستان‌ها زبان بسیار ساده و روشن آن‌هاست. نکته قابل توجه این است که نویسنده در این کتاب نمی‌خواهد چیزی را به کسی یاد دهد و نمی‌خواهد کسی را قضاوت کند. وی ادامه داد: در این کتاب داستان‌های شیرین و دلنشینی را شاهد هستیم؛ داستان‌هایی که تا حدودی طنزآمیز هستند و از دید یک کودک به دنیای بزرگسالان است. دنیایی که گاهی مضحک و گاهی خنده‌دار به نظر می‌رسد.   این مترجم در توضیح نگاه این بچه به دنیای بزرگسالان اظهار کرد: این بچه در بررسی زندگی بزرگ‌ترها متوجه می‌شود که بزرگسالان هم بازی‌های خودشان را دارند و فقط اسباب‌بازی‌ها تغییر می‌کند.   وی با اشاره به فاضل اسکندر و در معرفی او گفت: پدر اسکندر، ایرانی و صاحب کارخانه آجرپزی در سوخومی بود که در سال 1983 میلادی از شوروی اخراج شد. پس از آن، فاضل دیگر پدر خود را ندید. اسکندر تمام آثار خود  را به زبان روسی می‌نوشت و هر چند آثارش برگرفته از  افسانه‌های قفقازی بود و حال و هوای قفقازی داشت؛ اما نثر او کاملا روسی بود، چنان نثری که به دشواری می‌توان نویسنده این آثار را نه نویسنده کلاسیک روسی، بلکه نویسنده نیمه دوم قرن 20 نامید. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌ «سرزمین کودکی برای من ساحلی است که پس از جزر خیس و اسرارآمیز شده است؛ ساحلی که می‌توان غیرمنتظره‌ترین اشیا را در آن پیدا کرد. من تمام مدت مشغول جست‌وجو بودم و شاید همین کار من را در زندگی مقداری پریشان‌حواس کرد. بعد هم که بزرگ شدم -یعنی زمانی که چیزی برای گم کردن داشتم- دریافتم که یافته‌های مسرت‌بخش کودکی وام‌های سرنوشت هستند. وام هایی که در زمان بزرگسالی باید ادا کرد و این بسیار منصفانه است.  به یک نکته دیگر نیز عمیقاً پی بردم: به اینکه هر گم شده‌ای را می‌توان یافت حتی عشق، حتی جوانی تنها چیزی که هیچ‌کس تا به حال نتوانسته است پیدا کند، وجدان گم شده است.»   خیاط مایه‌دار و کف‌بین»، اثر فاضل اسکندر با ترجمه بابک شهاب در 318 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 36هزار تومان از سوی انتشارات حکمت کلمه منتشر شده است.   ]]> ادبيات Sat, 18 May 2019 05:54:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275757/خیاط-مایه-دار-کف-بین-کسی-قضاوت-نمی-کند دوبوآ درباره آدم‌های تنها و مسائل حاشیه‌ای اجتماع می‌نویسد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275803/دوبوآ-درباره-آدم-های-تنها-مسائل-حاشیه-ای-اجتماع-می-نویسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (یبنا)،‌ کتاب «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند»، اثر ژان‌پل دوبوآ با ترجمه اصغر نوری در نشر افق تجديد چاپ شد. این کتاب را پيش از اين  انتشارات کتاب کوله‌پشتی منتشر كرده بود.   اصغر نوری در توضیح دلایل جابه‌جایی ناشر این کتاب گفت: «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند» در سال 95 در انتشارات کتاب کوله پشتی منتشر شد اما به دلیل آنکه در آن نشر فروش نداشت و باب سلیقه مخاطبان این نشر نبود، کتاب را از این نشر پس‌گرفتم و چاپ جدید آن را به نشر افق سپردم.   این مترجم زبان فرانسوی با اشاره به داستان رمان «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند» اظهار کرد: این کتاب داستان یک خبرنگار ورزشی تنهاست که سال‌های سال از پدرش خبری ندارد و حتی فکر می‌کند که پدرش مرده است؛ اما بعد از 10 سال پدر او برمی‌گردد و زندگی این خبرنگار را نابود می‌کند.   وی ادامه داد: ما در این کتاب شاهد یک رمان طنز سیاه هستیم. پدر الکلی به زندگی پسر برمی‌گردد و همه چیز را بهم می‌ریزد؛ اما همه این‌ها را نویسنده به شکلی بیان کرده که ما با خواندن آن‌ها می‌خندیم. به عبارتی رمان تلخ است اما نویسنده زبان شوخ و شنگی دارد و همه چیز را به زبان طنز بیان می‌کند.   نوری در توضیح ویژگی‌های قلم ژان‌پل دوبوآ گفت:‌ بدون شک ژان‌پل دوبوآ یکی از معروف‌ترین نویسندگان فرانسوی است که متاسفانه پیش از این اثر، کتابی از او ترجمه نشده بود و این نخستین ترجمه آثار او به زبان فارسی است. اگر بخواهم به ویژگی‌های نوشتاری دوبوآ اشاره کنم باید بگویم که او درباره آدم‌های تنها و مسائل حاشیه‌ای اجتماع می‌نویسد و دغدغه مشکلات زندگی مدرن را دارد و داستان‌هایی که تعریف می‌کند فضای به شدت شهری دارند. رمان «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند»، اثر ژان‌پل دوبوآ با ترجمه اصغر نوری در 168صفحه، شمارگان 1100تیراژ و به بهای 25هزارتومان از سوی نشر افق منتشر شده است. ]]> ادبيات Fri, 17 May 2019 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/275803/دوبوآ-درباره-آدم-های-تنها-مسائل-حاشیه-ای-اجتماع-می-نویسد زبان عربی مترجم‌های کم‌‌جراتی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275718/زبان-عربی-مترجم-های-کم-جراتی ستار جلیل‌زاده، مترجم ادبیات عرب که ترجمه آثاری از آدونیس، نزار قبانی، غاده السمان را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ترجمه آثار ادبیات عرب به فارسی را در سال‌های اخیر قابل توجه خواند و گفت: خوشبختانه رویکرد ترجمه ادبیات عرب در این سال‌ها روند صعودی داشته است؛ یعنی به نسبت یک دهه قبل، اصلا قابل مقایسه نیست.   شاهد سیر سعودی ترجمه ادبیات عرب هستیم او ادامه داد: در یک دهه قبل خود من که به آثار عرب علاقه‌مند بودم و دنبال رمان عرب می‌گشتم، دو یا سه رمان بیشتر پیدا نمی‌کردم؛ ولی الان به جرات می‌توان گفت که 50 رمان عربی و حدود 50 مجموعه شعر عربی چاپ شده است؛ که این تعداد جدا از مجموعه شعرهایی است که بعضا متاسفانه بدون ویراستاری و نمونه‌خوانی به بازار کتاب عرضه می‌شوند و گاهی اوقات ترجمه را دچار آسیب می‌کنند. بنابراین شاهد سیر سعودی ترجمه ادبیات عرب هستیم؛ ولی با این حال متاسفانه قابل قیاس با ترجمه‌هایی که از زبان‌های دیگر می‌شود؛ نیست. چند دلیل هم برای آن می‌توان آورد.     جلیل‌زاده در ادامه دلایل کم بودن ترجمه عربی نسبت به زبان‌های دیگر در ایران را برشمرد و گفت: سال‌های قبل مترجمان خیلی به خود جرات ورود به این حوزه را نمی‌دادند و کمتر به حوزه عربی وارد می‌شدند. چون خیلی‌ها دنبال زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، حتی زبان‌های دیگر مثل روسی، ایتالیایی و ... می‌رفتند و جرات خوبی هم برای ترجمه کتاب داشتند؛ طبیعتا ترجمه در این زبان‌ها خیلی بالاتر است. زبان عربی یک مقدار مترجم‌های کم‌جراتی دارد و سه یا چهار مترجم با جرات در شروع این کار می‌بینید و می‌توان نام‌های بزرگی که اولین راه را باز کردند هم نام برد؛ مثل شفیعی‌کدکنی که ما بسیار مدیون او هستیم یا دکتر آیتی که اسوه‌های ترجمه از زبان عربی به فارسی هستند و آن‌ها این راه را برای جوان‌ها باز کردند. خوشبختانه این راه سیر صعودی دارد و من جوان‌هایی را در این مسیر می‌بینم که بسیار خوب کار می‌کنند. به آن‌ها امیدوارم و تبریک هم می‌گویم؛ چون جدا از اینکه خودم در این حوزه کار می‌کنم، دوست دارم این حوزه را پربار ببینم، حتی چند برابر شود. البته کم کم استقبال خوبی هم از ادبیات عرب می‌شود؛ بنابراین نمی‌توان آن را سیاه دید. من آن را خاکستری رو به سفید می‌بینم.   ادبیات عرب از عراق تا مصر گستره دارد مترجم کتاب «از حروف الفبایم باش» درباره گستره ادبیات عرب در کشورهای مختلف عربی‌زبان اظهار کرد: عرب‌ها یک ضرب‌المثل خیلی خوب دارند که می‌گوید: «الشعر یولد فی العراق و یموت فی المصر؛ الروایه تولد فی المصر و تموت فی العراق». یعنی این ادبیات بالنده از عراق تا مصر گستره دارد. یعنی پنج کشور عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و مصر سال‌های سال است که در حوزه ادبیات فعالند؛ به‌خصوص اگر ادبیات شعر را نگاه کنید، عراق از قدیم فعال بوده و «متنبی»، «ابونواس» و خیلی از شاعران دیگر داریم که در عراق رشد کرده‌اند و تا همین اوایل قرن بیستم هم ادامه داشته و با محمد جواهری به اوج می‌رسد. بعد از آن شعر نو هم از عراق شکل می‌گیرد. هرچند که در لبنان، «جبران خلیل جبران» اولین جرقه‌های شعر رمانتیک به شیوه غربی را در ادبیات عرب برجسته کرد؛ اما بعد از آن کار جدی را «نازک‌الملائکه»، «عبدالوهاب بیاتی» و «بدر شاکر السیاب» انجام دادند. بعد از آن دوباره موج جدیدی در لبنان به راه افتاد و به همین منوال شعر عرب سال به سال شکوفاتر شد و موج بسیار خوبی از شعر معاصر را در کشورهای عربی می‌بینیم.     او ادامه داد: بعدها این گستره از دهه‌های پنجاه و شصت و بعد از جنگ جهانی دوم، کلا شکل می‌گیرد؛ ولی به سمت کشورهای غرب عربی، یعنی تونس، مراکش، مغرب، لیبی، الجزایر می‌رود و آنجا به علت اینکه زبان فرانسوی در بسیاری از این کشورها مسلط بوده و ادبیات فرانسه را خوب می‌شناختند. امروزه در تمام حوزه‌ها، از رمان و شعر گرفته تا فلسفه اسلامی، خوب کار می‌کنند. چون به دلیل نزدیکی آن‌ها به اروپا و تحصیل در دانشگاه‌های اروپایی، یک مقدار مجال یا مکان خوبی برای پژوهش در همه آثار دارند؛ بازخورد آن را به زبان عربی به جامعه عربی معرفی می‌کنند و خوشبختانه تا به حال آثار خوبی به جامعه عرب و جهان معرفی و ارائه کرده‌اند.   جلیل‌زاده درباره ادبیات کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیان کرد: حوزه شرق عربی هم که شامل کشورهای حاشیه خلیج فارس مثل امارات، یمن، عمان، کویت و شبه جزیره عربستان می‌شود؛ تقریبا از دهه هفتاد بالندگی رمان‌نویسی و داستان‌نویسی را در خیلی از این کشورها شاهد هستیم؛ که بیشتر در عربستان سعودی، بعد یمن و... بوده است. خود کویت هم نویسندگان و شاعران خوبی دارد، که شاخص‌ترین آن‌ها «سعاد الصباح» است. در هر حال کم کم شعر و ادبیات و رمان هم در این کشورها شکل گرفت. به خصوص بحرین شاعران بسیار خوبی دارد. «قاسم حداد» شاعر بسیار خوب بحرین است که من روی یکی از کتاب‌های او کار می‌کنم. این است که این‌ها هم به تبع جهان امروزی، به خصوص با وجود فضای مجازی که خیلی کشورها را به هم نزدیک کرده است؛ رشد کرده‌اند.   نویسنده عرب کمتر با سانسور مواجه است او اضافه کرد: مهم این است که در بسیاری از این کشورها یک نویسنده عرب، کمتر با سانسور مواجه است. این عدم وجود ممیزی‌ها باعث بالندگی و شکوفایی می‌شود. سال‌های سال است که ما آرزو داریم در ایران ما هم این امکان به نویسنده داده شود. درست است که برخی مسائل مقدس خط قرمز است ولی در خیلی موارد دیگر نیاز به این همه ممیزی نیست. وقتی که امروز فضای مجازی این همه فضا برای ابراز عقیده، نظر و نوشتن دارد؛ چه نیازی است که ما دچار یک‌سری ممیزی‌های بیخودی، سلیقه‌ای و کج سلیقگی شویم.     جلیل‌زاده در پایان ضمن بیان اینکه حدود یک دهه فعالیت ترجمه آثار و ادبیات عرب دارم و 13 کار ترجمه از من به چاپ رسیده است؛ به کارنامه ترجمه خود اشاره کرد و گفت: اولین کار من کتابی با نام «نبوغ جنون» و مجموعه مقالاتی از «هاشم صادق» بود که انتشارات نیلوفر آن را چاپ کرد. بعد از آن رمان «نور آبی» «جمیل برغوثی» را توسط همین انتشارات چاپ کردم. بعد ازآن نشر «گل‌آذین» دو کتاب «دوران عاشقی» گزیده اشعار «غاده السمان» و «از حروف الفبایم باش» گزیده اشعار «نزار قبانی» را چاپ کرد. در نمایشگاه کتاب امسال هم کتاب «جنگ دوم سگ» رونمایی شد که از «ابراهیم نصرالله، رمان‌نویس و شاعر فلسطینی است، که جایزه بوکر عرب 2018 را از آن خودش کرد. خوشبختانه این کتاب مورد استقبال خوبی هم قرار گرفت.   او ادامه داد: نشر سولار هم سه ترجمه از من کار کرده است. یکی از این کتاب‌ها آنتولوژی شعر معاصر عرب است که با نام «جهان از چشم‌های منتظر خالی است» در 950 صفحه در نمایشگاه کتاب امسال عرضه شد. این کتاب مجموعه آنتولوژی 104 شاعر عرب از 17 کشور عربی است و برای اولین بار در این مجموعه 50 زن شاعر عرب معرفی شده‌اند. کتاب «خاکستر روی زخم» مجموعه 50 داستان کوتاه از 50 نویسنده عرب از 9 کشور عربی است که سال گذشته ان را به چاپ رساند. «و انکار انجیل من است» گزیده اشعار آدونیس، سومین کتاب من است که در این نشر به چاپ رسیده است.     وی در پایان به رمان‌هایی که ترجمه کرده هم اشاره کرد و افزود: ترجمه‌ام از کتاب «اعترافات ابونواس» را سال گذشته انتشارات بوتیمار چاپ کرد، که از رمان‌نویس مصری «کامل شناوی» است. این کتاب که یک رمان تاریخی درباره زندگی «ابونواس» است؛ در نوع خودش اولین کتابی است که درباره زندگی ابونواس با این رویکرد چاپ می‌شود.  کتاب «داعشی خاطرخواه» را هم انتشارات «کتاب کوله‌پشتی» چاپ کرده که اولین کتاب رمان داعشی و از نویسنده جوان و مستعد مصری «هاجر عبدالصمد» است و به چاپ دوم رسیده است. غیر از این پروژه‌های دیگری هم با همکاری ناشرها در دست ترجمه و چاپ دارم. ]]> ادبيات Fri, 17 May 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275718/زبان-عربی-مترجم-های-کم-جراتی غزل عبید انسان را به حیرت وا می‌دارد/ رباعیات عبید بن‌مایه خاصی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275821/غزل-عبید-انسان-حیرت-وا-می-دارد-رباعیات-بن-مایه-خاصی-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پانزدهمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره عبید زاکانی با عنوان «عبید زاکانی، شاعر زبان و زمان» و با سخنرانی علی‌اصغر ارجی، کارشناس و منتقد ادبیات و مدرس دانشگاه قزوین، عصر روز چهارشنبه(25 اردیبهشت ماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در ابتدای این نشست علی‌اصغر محمدخانی، معاون بین‌الملل موسسه شهر کتاب، ضمن اشاره به روز بزرگداشت فردوسی و گرامیداشت آن، گفت: فردوسی شاعری است که هم در ایران و هم در کشورهای دیگر تاثیرگذار بوده، بازتاب داشته و شاهنامه او به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. در دو سه سال اخیر هم در ایران رویکرد تازه‌ای راجع به فردوسی شده و دوباره فردوسی مورد توجه بیشتری برای مخاطبان است.    او ادامه داد: آمار کتاب‌های منتشر شده در یک سال گذشته در باره فردوسی نشان می‌دهد که در سال گذشته ۵۷۷ عنوان کتاب در باره فردوسی و شاهنامه منتشر شده و ۶۰۰ هزار تیراژ داشته است. این نشان‌دهنده این است که مردم ما هم توجه دارند و هم قدردان هستند.   درک ما از هستی به زبان بستگی دارد در ادامه علی‌اصغر ارجی، در مقدمه صحبت‌های خود به نکاتی درباره زبان اشاره کرد و گفت: زبان یک مفهوم پیچیده و در عین حال بخشی از زندگی روزمره و کاربردی در ارتباطات امروز است، که واجد خصیصه‌های چندگانه است. زبان یک مقوله کیفی و امری فردی و نسبی است. درک ما از هستی به زبان بستگی دارد؛ یعنی هر کدام از ما انسان‌ها به اندازه درکی که از زبان داریم، آن را تعریف می‌کنیم، بنابراین زبان مقوله‌ای فردی است و از فردی به فرد دیگر، از زمانی به زمان دیگر و از جهانی به جهان دیگر متفاوت است.    او ادامه داد: زبان امری نسبی است؛ از این نظر که در درون زبان هیچ مرکز، امر مسلم و قطعی و جوهره‌ای وجود ندارد که ما بگوییم زبان از این زمان آغاز شده است. موضوع دیگر گستردگی زبان است؛ یعنی زبان امپراطور هستی است و همه چیز زیر ذره‌بین آن قرار دارد. همچنین میتوان گفت اساساً زبان در ساحت کلی خود استعاری است؛ یعنی با واقعیت و پدیده‌های عینی پیرامون، ارتباط استعاری و قراردادی دارد؛ بنابراین زبان‌ شفاف نیست، از واقعیت حرف نمی‌زند، بلکه ترجمان و عکس واقعیت است.   معانی که عبید آفریده، معنا و کارکرد ثانویه یافته است  وی ضمن بیان اینکه زبان خود‌بسنده است، یعنی خودش، خود را تعریف می‌کند، اضافه کرد: ما در زبان دخالتی نداریم و نمی‌توانیم در شالوده آن تغییر ایجاد کنیم،اما زبان می‌تواند هر معنا و مفهومی که ما می‌سازیم را نابود کند و آن را به واسطه یک معنای دیگر از بین ببرد. اینکه حافظ زنده است، به این خاطر است که همیشه معناهای فراوان از حافظ زاده شده است؛ یا اگر عبید زنده است و بعد از هشت قرن او را می‌شناسیم، یک دلیل آشکار دارد، آن هم این است که نشانه‌ها و معانی که عبید آفریده، معنا و کارکرد ثانویه یافته است.   ارجی در ادامه به ساحت ادبی زبان اشاره کرد و افزود: زبان در ساحت ادبی شکل، فرم و بافتی دارد، که منحصر به فرد و تازه است. آنچه که فرم ادبی در زبان به وجود می‌آورد، در حقیقت کشفی شگفت از درون ساختار پنهان زبان و به اندازه یک اختراع بزرگ است. از این نظر سخن عبید ای‌بسا در آنجا که رکاکت دارد هم به نوعی آفریدن یک جهان است. زبان در ساحت ادبی خاصیت ضد عادت و ابهام‌آفرینی دارد؛ یعنی عادت‌ها را می‌شکند. از این نظر هم عبید به ساحت ادبی زبان نزدیک شده است. زبان ادبی در چرخه بی‌پایان دال‌ها است و این چرخه است که زیباشناسی را به وجود می‌آورد.   عبید ساختار زبان را مانند موم در دست دارد سخنران نشست در ادامه به عبید و آثار او پرداخت و گفت: عبید زاکانی فردی است که شغل و منصب وزارت و دیوانی داشته و از دوران کودکی اهل مطالعه بوده است؛ بنابراین او بیش از هر کسی می‌تواند زبان را در اختیار خود بگیرد و در آن تصرف کند. عبید به ساختار زبان مسلط است و آن را مثل موم در دست دارد؛ یعنی با اینکه عربی زبان است، اما در ساحت نحو فارسی خیلی طبیعی و روان سخن می‌گوید.      وی ادامه داد: طبیعی بودن سخن عبید به این خاطر است که او شاعر مضمون‌پرداز یا تصویرساز و ترکیب‌ساز نیست؛ او زبان روان، طبیعی و بی‌تصنع دارد؛ اصلاً اهل مغلق‌گویی و پیچیده گویی نیست و شاید بتوان گفت بخشی از معنا و هدف در ذهن او ترسیم شده است.   استاد دانشگاه قزوین ضمن تاکید به تسلط عبید بر زبان، عنوان کرد: وقتی عبید از قالبی به قالب دیگر می‌رود، انگار فرد دیگری است و اینقدر این قدرت را دارد که می‌تواند در نثر در عین استواری و مطنطن و مسجع‌گویی، مسیر دیگری در ذهن خود انتخاب کند، که این لفظ دنبال آن معنا حرکت کند. از این نظر عبید در زبان‌آوری توانا است.   ارجی ضمن خواندن بخشی از قصاید عبید در توانایی زبان‌آوری او گفت: دوره‌ای که عبید از قصیده استفاده می‌کند، دوره‌ای است که ارزش و اعتبار قصیده آنچنان نیست و نقش تاریخی آن کمرنگ است. مضافاً اینکه عبید در قصیده تا حدودی راه گذشتگان را می‌رود؛ اما باز هم رد پای زبان طبیعی و زبان خود شاعر در قصیده او دیده می‌شود؛ یعنی ممکن است مضمون‌ها و بن‌مایه‌ها از شاعران قبل باشد، اما ترتیب و چینش کلمات در کنار هم، زبان‌آوری عبید در قصیده را نشان می‌دهد.   زبان عبید از قالبی به قالب دیگر متفاوت می‌شود او ادامه داد: زبان عبید، زمانی که از یک قالب به قالب دیگر می‌رود، بسیار متفاوت می‌شود؛ یعنی راه رفتن و شکل بیان او تغییر می‌یابد. در ترکیب‌بندها و ترجیع‌بندها زبان عبید خیلی طبیعی‌تر و ساده‌تر می‌شود. مضافاً اینکه در اینجا شاعر از رسمی حرف زدن خارج شده و زبانش تا حدود زیادی حالت طنز به خود گرفته است؛ ای بسا که عبید در ترکیب‌بندها و ترجیع‌بندها به رکاکت غلیظ هم می‌رسد.   ارجی در ادامه به ویژگی زبان در غزل عبید اشاره کرد و گفت: غزل عبید انسان را به حیرت وا می‌دارد، که چطور کسی که شعر طنز و هزل می‌گوید، اینقدر غزلیات استوار، روان و برآمده از یک حس عارفانه و ناب، با پیوستگی شگفت در ساختار و بافت دارد. در غزلیات عبید ظرافتی است که در بخش تخلص و اشعار پایانی، شاعر خود را دو تکه می‌کند و یک حالت دگردیسی بین من و عبید ایجاد می‌کند.   رباعیات عبید بن‌مایه خاصی ندارد  او ادامه داد: در رباعیات هم می‌شود گفت که عبید طنازی و ظرافت‌هایی دارد؛ اما گویا هیچ قدمی از زمان یا گذشته جلو نیامده است و خیلی هم متاثر از خیام است. واقعیت این است که بنده در رباعیات عبید ظرافت، مضمون‌سازی و بن‌مایه خاصی ندیدم؛ البته رباعیاتی هم دارد که در این شکل رسمی قرار نمی‌گیرد و در جای دیگری می‌توان از آن‌ها به عنوان طنز یاد کرد.   سخنران نشست در بخش دیگری از سخنان خود به نثر عبید اشاره و اظهار کرد: در نثر، عبید کارهای شگفت انجام می‌دهد. در اخلاق‌الاشراف این‌قدر زبان فاخر و مطنطن است، که مخاطب فکر می‌کند شاعر قصد دارد از یک جنبه رسمی و متعالی حرف بزند، در صورتی که اثر جنبه طنز دارد؛ یعنی عبید در اخلاق‌الاشراف این قدرت را دارد که از یک زبان فاخر و استوار برای طنز بهره ببرد و این تناقض و تناسب خود گاهی اوقات موجب برجسته شدن متن و طنازی اثر می‌شود. می‌توان گفت اخلاق‌الاشراف یکی از آثار ناب و ارزشمند زبانی عبید است، که هم زمان خود را به خوبی در آن انعکاس می‌دهد و هم زبان آن موزون با مغز و معنای ژرف است.   این پژوهشگر و منتقد ادبیات یادآور شد: عبید دررساله صد پند سطروار پندهای آورده که پندهای اول منطقی و خوب است، اما در لابه‌لای این پندها، وارد طنز می‌شود، یعنی در حقیقت آن شالوده و منطق را به هم می‌زند، که اساس کار عبید در طنز همین است، که منطق متعارف زمانه را با الگوی دیگری بشکند.    او ادامه داد عبید در رساله دلگشا هم که دو بخش عربی و فارسی دارد، حکایت‌های طنز دارد، اما این حکایت‌ها فوق‌العاده تراش‌خورده و صیقل‌یافته است؛ به این صورت که حکایت‌ها کوتاه، بدون مقدمه و موخره، فضاسازی و توصیف است و کلمات اضافی ندارد، بلکه چند گزاره معمولی می‌آورد و با یک گزاره پایانی فوق العاده به حکایت پایان می‌دهد، که با آن انفجار خنده هم رخ می‌دهد. همه کار عبید هم این است که به این نقطه اوج برسد.   «موش و گربه» عبید از تمثیل‌های شاهکار در ادبیات فارسی است ارجی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به داستان «موش و گربه» عبید گفت: این داستان یکی از تمثیل‌های شاهکار در ادبیات فارسی است، که نمی‌توان آن را در سلسله مراتبی مثل تمثیل منطق‌الطیر عطار قیاس کرد، ولی آنقدر قدرت زبانی و زمانه در این منظومه وجود دارد که در هر دوره و زمانه برای آن شاهد مثال  موجود است.   وی در پایان گفت: عبید رسالت خود را در زبان و شعر و نثر فارسی به خوبی انجام داده است. نام او تاکنون مانده و به خاطر دغدغه‌های بلند و دردهای جانکاهی که در سینه داشته و به خاطر نکات ژرفی که در شعر سیده، شعر و طنازی‌های او برای آیندگان هم خواهد ماند ]]> ادبيات Thu, 16 May 2019 12:13:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275821/غزل-عبید-انسان-حیرت-وا-می-دارد-رباعیات-بن-مایه-خاصی-ندارد تازه‌ترین نوشته محمدمهدی رسولی در دست انتشار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275813/تازه-ترین-نوشته-محمدمهدی-رسولی-دست-انتشار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی نشر جام جم، محمدمهدی رسولی، جدیدترین اثر خود را در حوزه نوجوانان، به نام «مناجات الغافلین» توسط نشر جام جم منتشر می‌کند. بنابر این گزارش،‌ رسولی در «مناجات‌الغافلین»، سعی کرده در راز و نیازی عامیانه با خدا، از بین رفتن 20 خصلت اخلاقی و ویژگی‌ ناپسند را از خدا درخواست نماید. ترس‌، حسد، دورویی و ... از جمله خصیصه‌هایی است که رسولی دراین کتاب با ادبیاتی طنز گونه و به شکل یک مناجات با پروردگار، در کنار تصاویری نگارگری شده توسط وی، به نگارش دراورده است.  نویسنده این کتاب، در توضیح «مناجات‌الغافلین» آورده است: اگر می‌خواهی با خدا صحبت کنی، این کتاب را نخوان! اگر می‌خواهی صادقانه،‌ بی کلک و بی‌ریا با خدا صحبت کنی، این کتاب را نخوان! اگر می‌خواهی وقتی با خدا صحبت می‌کنی، خودخواه، متکبر و عبوس نباشی، این کتاب را نخوان! حالا اگر خیلی اصرار داری این کتاب را بخوانی، هرچه می‌توانی کمتر بخوان؛ پنج صفحه، یا حتی یک صفحه، اگر فقط یک جمله‌اش را خواندی که چه بهتر. اگر ناگهان همه‌اش را خواندی، بدان که آدم‌های این کتاب هنوز ادب و آداب نیایش را نمی‌دانند. از خدا برای آن‌ها بخواه که موقع، مناجات، صادقانه، بی‌کلک و بی‌ریا با او صحبت کنند. لازم به ذکر است که سید مهدی شجاعی، بر این کتاب مقدمه نوشته است و مراسم رونمایی از آن در ماه مبارک رمضان توسط نشر جام جم برگزار خواهد شد.  «مناجات‌الغافلین» در 48 صفحه، هم‌اکنون مراحل چاپ را طی می‌کند و پس از صحافی و آماده سازی جهت بهره‌برداری علاقمندان توسط نشر جام‌جم عرضه خواهد شد.   ]]> ادبيات Thu, 16 May 2019 06:25:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275813/تازه-ترین-نوشته-محمدمهدی-رسولی-دست-انتشار «سقوط» در بازار شعر آزاد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275805/سقوط-بازار-شعر-آزاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «سقوط» عنوان مجموعه شعر جدید مجتبی یاوری‌راد است و پیش از این کتاب مجموعه شعر «راوی» به چاپ سوم و کتاب «جار» از سوی انتشارات شب چله به چاپ دوم رسیده است.  در کتاب «سقوط» 74شعر دیده می‌شود که عمداتا کوتاه هستند و به مضامین عاشقانه و ضد جنگ که مدافع صلح هستند، می‌پردازد. دغدغه‌ انسان و پرداختن به این موضوع از چهارچوب‌های فکری یاوری است و باورهای حقوق بشری اوست. او می‌خواهد با انسان معاصر که درها را به روی خود بسته و با دیوارها ارتباط پیدا می‌کند روبه‌رو شود؛ چرا که انسان معاصر با گیجی و گنگی مبهم و در محاصره ابرقدرت‌های فاسد، پل‌های پشت سر را شکسته و از ارتباط‌های شفاف و روشن و همینطور پاک فاصله گرفته است. انسان امروز که اسیر جنگ‌های بیهوده و بی‌ثمر شده باید راهی پیدا کند که به صلح و امنیت جهانی برسد و اینها دغدغه‌ شاعر این مجموعه است و می‌خواهد به آن دست یابد. در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «غمگین بود انسان با درهایی که بسته بود و دیوار که ارتباطی با تو نداشت چرا که ما پل‌های پشت سر را شکستیم و دور شدیم» از دیگر موضوع‌هایی که در کتاب «سقوط» به آن اشاره شده، شعرهای ضد جنگ است که بعضی از آنها نگاه عاشقانه و مهربانانه‌ای به این مقوله داشته و خواسته که با ورود کردن به موضوع خشونت مثل جنگ، برابری و برادری را برای جهانی که پر از پلیدی است به ارمغان بیاورد. در یکی دیگر از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «جنگ تن به تن خوب است وقتی دشمن را پشت خاکریز بغل کردم چراکه هر دو به یک زبان خندیدیم و آغوش‌مان نیازی به ترجمه نداشت» در این مجموعه شاعر سعی کرده از تاریکی به روشنایی و از خواب به هوشیاری دست پیدا کند و شعرها از آگهی به آگاهی برسد و همه‌ اینها دغدغه شاعر کتاب بود مجموعه شعر «سقوط» مجتبی یاوری‌راد در سال 97 با شمارگان 1100 نسخه در 80 صفحه و به‌بهای قیمت 9000 تومان از سوی انتشارات اقلیما منتشر شده است. ]]> ادبيات Thu, 16 May 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/275805/سقوط-بازار-شعر-آزاد کازرون نامزد عنوان پایتخت کتاب ایران شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275807/کازرون-نامزد-عنوان-پایتخت-کتاب-ایران به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، این خبر را معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس اعلام کرد و گفت: هر سال یک شهر یا شهرستان و حتی بخش و یا روستایی که فعالیت‌ها و شاخص‌های خوبی در زمینه کتاب و کتاب‌خوانی دارد به‌عنوان پایتخت کتاب ایران معرفی می‌شود. مهدی امیدبخش با اشاره به اینکه شهرستان کازرون به‌سبب برخورداری از مؤلفه‌های یادشده، به‌عنوان نامزد پایتختی کتاب ایران معرفی شده است، افزود: شاخص‌های لازم برای نامزدی یک منطقه به‌عنوان پایتخت کتاب شامل، تلاش در زمینه ترویج کتاب‌خوانی در سطح گسترده، ارائه طرح‌های ابتکاری برای افزایش میزان مطالعه کتاب در بین اقشار مختلف مردم و سرمایه‌گذاری در ترویج کتاب است.   تشکیل کارگروه برای کسب عنوان پایتختی کتاب فرماندار شهرستان کازرون نیز در این نشست گفت: این شهرستان، یک شهرستان علاقه‌مند به کتاب و کتاب‌خوانی است به همین سبب برای کسب عنوان پایتختی کتاب ایران تلاش خواهیم کرد. داریوش دهقان سپس خبر داد که از هم‌اکنون با مشارکت اداره‌های ذی‌ربط و تشکیل کارگروه‌های مختلف در این شهرستان برای کسب تمام شاخص‌های لازم در این زمینه تلاش می‌کنیم و در بخش سرمایه‌گذاری که از شاخص‌های عمده معرفی شهرستان به‌عنوان پایتخت کتاب ایران است، کوتاهی نخواهیم کرد. حجت‌الاسلام محمدجواد جلالی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کازرون هم در این نشست گفت: این شهرستان در زمینه فعالیت‌های کتاب و کتاب‌خوانی عملکرد خوبی دارد ازاین‌رو پیشنهاد شد که برای معرفی آن به‌عنوان نامزد پایتخت کتاب ایران هماهنگی‌های لازم صورت گیرد.   رکورد مناسب فارس در کسب عناوین روستاهای دوستدار کتاب لقب پایتخت کتاب ایران به شهری اعطا می‌شود که برای تقویت جایگاه کتاب و کتابخوانی تلاش‌هایی درخور توجه داشته است. استان فارس در زمینه کسب عناوینی مانند روستای برگزیده کتاب‌خوان و روستای دوستدار کتاب، از سابقه‌ای خوب برخوردار است. به‌عنوان‌مثال پیش‌تر و در نخستین دوره جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب، روستای لایزنگان از شهرستان داراب در گروه روستاهای برگزیده کتاب‌خوان قرار گرفت. در دوره گذشته این جشنواره نیز روستای فهلیان شهرستان ممسنی و روستای خواجه جمالی شهرستان نی‌ریز عنوان روستای برگزیده را کسب کردند و روستای امامزاده بزم شهرستان بوانات نیز در جمع برگزیدگان مرحله پایانی روستاهای دوستدار کتاب ایران قرار گرفت. همچنین در چهارمین جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب در سال 96، روستای فهلیان شهرستان ممسنی فارس به‌عنوان برگزیده برگزیدگان انتخاب شد و شهر صدرای نیز شیراز از میان نامزدهای پایتختی کتاب ایران عنوان شهر خلاق را به دست آورد. ]]> استان‌ها Wed, 15 May 2019 17:17:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275807/کازرون-نامزد-عنوان-پایتخت-کتاب-ایران سعدی مضامین عرفانی را در خدمت آموزه‌های اخلاقی قرار داد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275806/سعدی-مضامین-عرفانی-خدمت-آموزه-های-اخلاقی-قرار به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، سی و سومین نشست از سلسله نشست‌های بر خوان سعدی، با موضوع عرفان در اندیشه سعدی توسط انجمن فرهنگ و ادب شیراز و با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و مرکز سعدی شناسی، در سرای سخن این مرکز در شیراز برگزار شد. در این نشست فرح نیازکار، استاد دانشگاه، محقق و سعدی‌پژوه، پیرامون عرفان‌پژوهی سعدی سخن گفت. وی در بخشی از سخنان خود ضمن تبیین رویکرد اعتقادی و انتقادی سعدی، گفت: عرفان و معرفت در معنای کلی، به معنای شناخت و آگاهی است که انسان از رهگذر حواس پنج‌گانه به دست می‌آورد، اما در اصطلاح، عرفان به معنای علم به اسرار حقایق دینی است. در این اصطلاح، عارف کسی است که به‌ظاهر حقیقت دینی قانع نیست، بلکه در باطن حقایق دینی ژرف‌کاوی می‌کند. به گفته این سعدی‌پژوه، در فرهنگ عرفانی، عارف در اندیشه ارتباط با مردم و مرهم نهادن بر زخم‌های جامعه و مردم است. او ضمن آنکه عیوب نفس خویش را کشف می‌کند، نگاهی درمانگرانه به آلام اجتماعی دارد و می‌کوشد علاوه بر درمان خود، به درمان دیگران نیز بپردازد تا همگی به قله رفیع زندگی معنوی برسند.   عرفان عملی در اندیشه سعدی وی در ادامه افزود: در نگرش عرفانی اسلامی، انسان کامل، فردی برون‌گراست. او ضمن برخورداری از کمال عقلی و سیر و سلوک معنوی و تهذیب نفس، برون‌گرا و جامعه‌گراست و در متن و عینیت جامعه حضور دارد؛ زیرا رسالت ارتقای آحاد پیروان را از ساحت فرودین و برآمدن به ساحت تحقق به حقایق به دوش دارد. فرح نیازکار در ادامه افزود: مباحث عرفان نظری، در نگاهی کلی، ناظر به عوالم وجودی و تجلیات اسمایی و صفاتی حق است، اما عرفان عملی، ناظر به حرکت تکاملی سالک است. بنابراین می‌توان گفت که عرفان نظری مربوط به تفسیر هستی یعنی تفسیر خدا و جهان و انسان است و در این بخش مانند فلسفه است و می‌خواهد هستی را تفسیر کند؛ اما عرفان عملی روابط و وظایف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بیان می‌کند و توضیح می‌دهد. عرفان در این بخش مانند اخلاق است با تفاوت‌هایی نسبت به آن؛ یعنی یک علم عملی است. این بخش از عرفان علم (سیر و سلوک) نامیده می‌شود. نیازکار در ادامه افزود: وقتی سالک به شهود حقایق نظام هستی رسید، در درجه اول معرفتی برای خویش فراهم کرده است که از آن به معرفت شهودی و تجربه عارفانه تعبیر می‌شود؛ اما اگر همین عارف مشاهدات خود در زمینه هستی‌شناسی عرفانی را ترجمه کرده، بازتاب زبانی دهد و به تقریر و توضیح و تبیین آن دست یازد، عرفان نظری یا علم عرفان نظری شکل می‌گیرد. به کار جستن این معرفت در عمل؛ عرفان عملی را پدید می‌آورد؛ چنانکه سعدی می‌گوید: «به معنی توان کرد دعوی درست/ دم بی‌قدم، تکیه‌گاهی است سست»، و یا: «به صدق و ارادت میان‌بسته دار/ ز طامات و دعوی زبان‌بسته دار/ قدم باید اندر طریقت، نه دم/ که اصلی ندارد دم بی‌قدم».   سعدی شاعری برون‌گراست این سعدی‌پژوه در ادامه گفت: عارفان ما برای رسیدن به حقیقت، دو روش دارند؛ یکی روش خلوت‌گزینی و خانقاه‌نشینی و تهذیب نفس در خلوت است که عرفان این دسته، انفسی است و آن‌ها در درون خود سیر و سلوک می‌کنند تا به نتیجه دلخواه برسند. اما گروه دوم، عرفان آفاقی دارند و سیر و سلوک آن‌ها در جمع اتفاق می‌افتد. سعدی عارفی ازاین‌دست است. آن‌ها (عارففان خلوت‌گزین) به خلوت پناه می‌برند؛ اما سعدی به جَلوَت روی می‌آورد. سعدی با سیر در هستی، سعی می‌کند که حقیقت را کشف کند. به همین دلیل است که سعدی را مجذوبِ سالک دانسته‌اند نه سالکِ مجذوب. سعدی حقیقت را با عقل درک می‌کند و سپس به سیر و سلوک می‌پردازد. بر این اساس شاعران عارف نیز یا درون‌گرا هستند یا برونگرا؛ شاعران درون‌گرا می‌گویند که هرچه خلق از دامان آفاق می‌جویند، آن‌ها با درون‌گرایی به آن دست یافته‌اند. پس داستان‌هایشان یک گفتمان تک‌گویی است.   نیازکار سپس یادآور شد: شاعر از تجربه ذهنی خود سخن می‌گوید و تمام اتفاقات در خلوت و انزوای او روی می‌دهد؛ اما شاعران برونگرا همچون سعدی، عرفان عاشقانه را با حضور در جمع و دوری از تصوف زاهدانه، پذیرفته‌اند.   سعدی مضامین عرفانی را در خدمت آموزه‌های اخلاقی قرار داد این استاد دانشگاه در ادامه گفت: بنابراین با رویکرد شناخت‌شناسی نسبت به پدیده‌های عالم و به کار گرفتن آن در زندگی، می‌توان سعدی را عارف پنداشت؛ اما نباید انتظار داشت که افکار و آثارش همچون رساله‌القشریه و یا عوارف‌المعارف و سایر کتب موضوعه در تبیین عرفان نظری و به همان شیوه نگاشته شده باشد. سعدی به این معنا عارف است که حقایق عرفانی را بخوبی درک کرده و به جذبه عشق او را در ربوده و به‌عنوان شیخ به دستگیری پرداخته، یعنی در زمره مجذوبین جمال محبوب ازلی درآمده است. به گفته نیازکار، آثار و افکار سعدی شاهد این مدعاست که او نمی‌تواند به عرفان که نگاه هنرمندانه به شریعت است، بی‌توجه بماند؛ بلکه مضامین عرفانی را در خدمت آموزه‌های اخلاقی قرار داده و عرفان سعدی، تابع فرایندِ هم‌زمان نگریستن بر آفاق و در انفس شده است. بسیاری از حکایات و اشعار وی در مورد موضوعات و شخصیت‌های عرفانی است؛ یا به ذکر نام عُرفا و بزرگان صوفیه و بیان احوال آن‌ها می‌پردازد مانند بایزید بسطامی، حاتم اصم، ذوالنون، مصری، جنید و... یا از القاب و اصطلاحات صوفیانه، مانند پیر، صاحبدل، پارسا، عارف، شب‌زنده‌داری، رضا، تواضع، شکر، احسان و... استفاده می‌کند و اصلاً عنوان باب‌های خود در گلستان و بوستان بر همین مبنا برمی‌گزیند.   رویکرد سعدی در قبال عرفان نیازکار در ادامه افزود: اما نکته در خور توجه آن است که سعدی با دو رویکرد با این مقوله روبه‌رو می‌شود: رویکرد اعتقادی و رویکرد انتقادی. رویکرد اعتقادی به معنای باورداشت اوست به این مبانی و مفاهیم؛ عمل به آن و توصیه به آن. «چه شب‌ها نشستم در این سیر گم/ که دهشت گرفت آستینم که قُم/ که خاصان در این ره فرس رانده‌اند/ به لا احصی از تک فرو مانده‌اند... .» توصیه به داشتن پیر و مرشد و راهنما هم به همین دلیل است: «تو هم طفل راهی به سعی‌ای فقیر/ برو دامن راه‌دانان بگیر...». اما برای سعدی شخصیت عارف، تعریف خاصی دارد؛ در نظر سعدی، عارفان همانان‌اند که: «مرد میدان رضای‌اند و تسلیم تیر قضا، نه اینان که خرقه ابرار پوشند و لقمه ادرار فروشند»؛ و در مقابل عارف‌نمایان را چنین معرفی می‌کند: «صورت حال عارفان دلق است/ این قَدَر بس چو روی در خلق است/ در عمل کوش و هرچه خواهی پوش/ تاج بر سر نِهْ و عَلَم بر دوش...». در این نوع نگاه، نه شوق بهشت و نه خوف جهنّم که تنها وصلِ یار، غایتِ آمال عارفان و عاشقان است: «غوغای عارفان و تمنّای عاشقان/ حرص بهشت نیست که شوق لقای توست.»   نگاه آسیب‌شناسانه‌ سعدی به تصوّف زمانه‌اش فرح نیازکار در ادامه گفت: اما رویکرد انتقادی بیانگر مبارزه آشکارای سعدی است با کسانی که در کسوت و جامه پارسایی به تزویر و ریا می‌پردازند؛ که در این حالت عملکرد آنان نه‌تنها در خور ارزش نیست که شایسته ذم است و تقبیح: «چه زنّار مغ در میانت چه دلق/ که درپوشی از بهر پندار خلق»؛ و یا «به نزدیک من شبرو راهزن/ بِه از فاسق پارسا پیرهن» و نیز »گنه‌کار اندیشناک از خدای/ بِه از پارسای عبادت نمای...». به باور سعدی، سرانجام این ریاکاری‌ها به دست آوردن کلید در دوزخ است: «کلید درِ دوزخ است آن نماز/ که در چشم مردم گذاری دراز»؛ به همین جهت است که برای رهایی از این دوزخ خودساخته، به بانگ بلند می‌گوید: «برخیز تا یکسو نهیم این دلق ازرق‌فام را/ بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوانام را/ هر ساعت از نو قبله‌ای با بت‌پرستی می‌رود/ توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را». به گفته نیازکار، این همان نگاهِ آسیب‌شناسانه‌ای است که سعدی به تصوّف زمانه‌اش دارد و در مقابل نفاق آن به مبارزه می‌ایستد.   نگرش عرفانی و معرفتی سعدی حوزه اجتماع را در برمی‌گیرد وی در ادامه افزود: معرفت پیش از آنکه در جهان بیرونی عارف جلوه‌گر شود، در درون وجودِ او اثر می‌گذارد و سبب تحوّلاتی ژرف در او می‌شود. بسته به نوع و سطحِ معرفت حاصل‌شده و تفاوت‌های ساحتِ وجودی عارف، تجلی آن متفاوت است. هر عارفی نیز آنگاه‌که لب به سخن می‌گشاید، از دنیای منحصربه‌فرد درونِ خود رمزگشایی می‌کند. به گفته نیازکار، در مبحث رویکرد اعتقادی سعدی به عرفان نیز باید گفت که نگرش عرفانی و معرفتی سعدی حوزه اجتماع را در برمی‌گیرد؛ یعنی همان کاربردی کردن مفاهیم عرفان نظری در عرفان عملی؛ یعنی در پی نجات جامعه خویش بودن: «صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه/ بشکست عهد صحبت اهل طریق را/ گفتم: میان عالم و عابد چه فرق بود/ تا اختیار کردی از آن این فریق را؟/ گفت: آن گلیم خویش به درمی‌برد ز موج/ وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را»؛ به همین دلیل است که در ماجرای تکله می‌آورد: «طریقت به جز خدمت خلق نیست/ به تسبیح و سجّاده و دلق نیست/ تو بر تخت سلطانی خویش باش/ به اخلاقِ پاکیزه درویش باش». این سعدی‌پژوه تاکید کرد: در نگاه شیخ اجل، اگر عرفان و تعالیم صوفیانه جنبه کارکردی و تربیتی برای آحاد جامعه نداشته باشد، اساساً ناصواب و بیهوده است. به همین دلیل است که در منظر وی، عرفان نه از جنس گزاره‌های خشک که از دید بلند عاشقانه معنا می‌یابد. به نظر او تنها از همین جایگاه است که می‌توان گام‌به‌گام، به مقام متعالی و وارسته از تعلّقات دنیایی رهنمون شد. نیازکار در ادامه افزود: با این توصیفات، سعدی عارفی است که بیش از همه‌چیز دغدغه اصلاحِ اخلاقیِ اجتماع و جامعه نابسامان خود را دارد و در این راه، تصوّف خود را با این دغدغه وفق می‌دهد و آن را به کار می‌گیرد.   باورداشت سعدی به روزه این استاد ادبیات سپس گفت: در مباحث اعتقادی که رکن اصلی شریعت است و سعدی هم بسیار بدان‌ها پایبند؛ با هر دو رویکرد اعتقادی و انتقادی روبه‌رو می‌شود؛ مثلاً در باورداشت به روزه و تأکید و توصیه بدان در حکایت‌های مختلف موضوعاتی را طرح می‌کند: «اندرون از طعام خالی دار/ تا در او نور معرفت بینی/ تهی از حکمتی به علّت آن / که پُری از طعام تا بینی». این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه سعدی حتی در مورد وداع با رمضان نیز ابیات زیبایی دارد، نمونه‌ای از این ابیات را برای حضار خواند؛ از جمله شعری با این مطلع که: «برگ تحویل می‌کند رمضان/ بار تودیع بر دل اخوان...» و سخن خود را اینگونه ازسرگرفت: اما همین روزه که برای او در چنین جایگاه باارزشی نمود می‌کند، اگر محصول اجتماعی نداشته باشد، به نظر او ارزش حقیقی را ندارد. همانند ماجرای «شنیدم که نابالغی روزه داشت/ به صد محنت آورد روزی به چاشت...». در باب هشتم گلستان نیز می‌گوید: «جوانمرد که بخورد و بدهد، بِهْ از عابد که روزه دارد و بنهد»، «عابد که نه از بهرِ خدا گوشه نشیند/ بیچاره در آیینه تاریک چه بیند»   عرفان سعدی، عرفانی پویا و ستیزنده است نیازکار در بخش پایانی سخنان خود عنوان کرد: سعدی شاعری برون‌گرا و جمع‌گراست، می‌کوشد تا از منظر عشق به حقیقت راه یابد. عرفانش از نوع عرفان پویا و دیالکتیک است؛ عرفانی که در ارتباط و گفتمان با دیگران روی می‌دهد و به‌گونه‌ای در این نوع ادب عرفانی و تعلیمی خویش پایه‌های روشنفکری را نیز پی می‌ریزد. به گفته این استاد دانشگاه، عرفان سعدی، عرفانی پویا و ستیزنده است؛ عرفانی که از خانقاه‌نشینی و گوشه‌گیری و عزلت، آن‌هم به‌عنوان منفی آن روی‌گردان است. سعدی دیدگاه و مشرب عرفانی خاص خود را دارد و به تصوّف رسمی قرن هفتم که بین متصوّفه آن زمان معمول بوده، نمی‌اندیشد، میان حکمت واقعی و عرفان حقیقی تفاوت قائل نیست و غرض هر دو را در وصول به کمال حقیقت یکی می‌داند. فرح نیازکار تاکید کرد: سعدی نمود این باورمندی را در انواع صفات متعالی؛ در باب اخلاص، قناعت، شکرگزاری، راستی، خدمت به خلق و... دانسته و آن را به درون اجتماع برده و کاربردی ساخته؛ یعنی او به تعریف مفاهیم و مقامات عرفانی نپرداخته؛ بلکه این مفاهیم را به صورت طبیعی در بافت سخن خود به کار برده است: «عبادت به اخلاص نیت نکوست/ وگرنه چه آید ز بی‌مغز پوست»؛ و نیز: «به احسانی آسوده کردن دلی/ بِه از الف رکعت به هر منزلی...». نیازکار در پایان افزود: به‌طورکلی خطوط اصلی اندیشه سعدی در جهان‌شناسی عرفانی، ناظر بر دیدگاه عاشقانه و عارفانه اوست که در این دیدگاه، او با عشق به جهان می‌نگرد و جهان را مظهر خداوند می‌داند و به همین دلیل نیز در معنای طریقت، اصلی جز افتادگی نمی‌شناسد: «ز خاک آفریدت خداوند پاک/پس ای بنده افتادگی کن چو خاک» ]]> استان‌ها Wed, 15 May 2019 17:14:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275806/سعدی-مضامین-عرفانی-خدمت-آموزه-های-اخلاقی-قرار یک فنجان چای با محمود دولت آبادی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275812/یک-فنجان-چای-محمود-دولت-آبادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست دیدار و گفت‌وگو با محمود دولت آبادی در ادامه سلسله نشست‌های یک فنجان چای کتابفروشی در کافه کتاب چهل کلاغ برگزار می‌شود. این نشست در ادامه سری نشست‌های گذشته کافه کتاب چهل کلاغ برگزار می‌شود و مهمان هفته گذشته این کتابفروشی مژده دقیقی بود. علاقه‌مندان برای شرکت در این نشست می‌توانند روز شنبه 28اردیبهشت ساعت 19/30 به نشانی میدان تجریش، مرکز خرید ارگ، طبقه منفی یک، کافه کتاب چهل کلاغ مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Wed, 15 May 2019 12:47:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/275812/یک-فنجان-چای-محمود-دولت-آبادی شاهنامه؛ بیشترین نسخه تصویر شده در تاریخ ایران است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275810/شاهنامه-بیشترین-نسخه-تصویر-شده-تاریخ-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ؛ نشست تخصصی «پژوهشی در شاهنامه‌نگاری» و رونمایی از کتاب «شاهنامه ابراهیم سلطان» با حضور و سخنرانی آیدین آغداشلو، مهدی حسینی، بهمن نامورمطلق، اکرم احمدی(مترجم کتاب) و جمعی از فرهنگ‌دوستان همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در فرهنگستان هنر ایران برگزار شد.   نسخه‌های مصور مربوط به بعد از اسلام است آیدین آغداشلو در مقدمه صحبت‌های خود در این نشست گفت: از شنیدن انتشار کتاب «شاهنامه ابراهیم سلطان» توسط فرهنگستان بسیار خوشحال شدم. قبل از آن هم شاهنامه شاه‌طهماسبی را منتشر کرده بودند، که نشان می‌دهد فرهنگستان هنر که مدت‌ها تبدیل به یک اسم شده بود، کم‌کم به عمل تبدیل شده است.   او ادامه داد: دوره تیموریان و چند شاهنامه محمد جوکی، بایسنقری و ابراهیم سلطان، در حقیقت تکه‌هایی از یک مجموعه درخشان هستند که بیگانگان بیشتر روی آن‌ها کار کرده‌اند و جاهای خالی مانده را تا حدودی پر کرده‌اند؛ مخصوصا که مخازن آن‌ها سرشار از عالی‌ترین نمونه‌هاست، که هرکدام را از جایی خریداری کرده‌اند. فقط شاهنامه بایسنقری است که متعلق به ماست و شاهنامه شاه‌طهماسب هم بعدا به ما تعلق گرفت. در نتیجه کاری که دیگران در حق فرهنگ ما کرده‌اند را کم‌کم داریم برعهده می‌گیریم، که خیلی کار خوب و درستی است. هرچند اگر هنوز اول راه باشیم و چاپ خیلی مطلوب نباشد، یا جاهایی با کم و کسری مواجه باشیم؛ قابل اغماض و درک است. مخصوصا در شرایط فعلی که چاپ هر اثری یک کار شگفت‌انگیزاست. این اتفاق در حال افتادن است و خیلی اتفاق مبارکی هم است. بنده هم از هر اقدامی که از فراموش‌شدن نقاط اوج فرهنگ ایران جلوگیری کند؛ استقبال می‌کنم.   آغداشلو در ادامه به تصویرگری در شاهنامه‌های خطی اشاره کرد و افزود: نسخه‌های مصور معمولا مربوط به بعد از اسلام است. البته بحث‌هایی بوده که پیش از اسلام هم نسخه‌های مصور وجود داشته، ولی این‌ها قصه است. نمونه‌هایی که روی کاغذ باشد، از دوره قبل از اسلام موجود نیست، بنابراین آن بخش اول مصور کردن نسخه‌های خطی بیشتر به قصه‌ها و روایت‌های شفاهی و کتبی برمی‌گردد و کمتر نمونه واقعی در دسترس است.     او ادامه داد: نمونه‌های واقعی که در دست است، از حدود قرن ششم و هفتم است و خیلی طول می‌کشد تا کتاب‌های خطی و تصویرگری برسد. در آن زمان کتاب‌های خطی نوشته می‌شده؛ چون بار انتقال فرهنگ و معنایی یک ملت با کلام و کتبی بوده است. از همان آغاز اسلام متن‌های مکتوب با خطوط مختلف نوشته می‌شده است.   سفارش نسخه‌های خطی توسط دستگاه‌های تمرکز قدرت آغداشلو در ادامه درباره چگونگی ورود تصویر به متن‌های مکتوب اظهار کرد: در بعضی جاها مثل نسخه‌های علمی ناگزیر از تصویرگری بوده است. معمولا متن را می‌نوشتند، بعد نقاش صفحاتی از آن را که لازم بود مصور می‌کرد. بعضی از نسخه‌ها آرام آرام آنقدر مجلل و نفیس می‌شود که روی بعضی از کتاب‌های خطی مثلا در شاهنامه طهماسبی رد 10 هنرمند مختلف دیده می‌شود. دستگاه‌های تمرکز و توزیع قدرت سفارش نسخه‌های خطی را جزو وظایف خود قرار داده بودند، که نتیجه‌اش همان کتابخانه‌های سلطنتی است. این کار تبدیل به سنت شد و بعدها ادامه پیدا کرد. مثلا در دستگاه سلطان محمود که آدم فرهیخته‌ای هم نبود، بزرگ‌ترین شعرای دوران جمع می‌شدند که فردوسی هم شاهنامه خود را در آنجا عرضه می‌کند.   او ادامه داد: اینکه سلطان محمود چقدر به ظرایف و جوهر شاهنامه توجه داشته و آن‌ را درک می‌کرده جای شک است اما این دستگاه باید کار خود را انجام می‌داده است. بنابراین اگر این دستگاه، امکانات و فواید آن را بشناسیم، می‌فهمیم در حقیقت مراکزی به وجود می‌آید تا سنت فرهنگ‌مداری را در خود شکل دهد و آدم‌های مختلفی از شاعر گرفته تا نقاش، خطاط، خوشنویس و ... هم در آن کار می‌کنند. و هر کس که کارش به درجه‌ای از اهمیت و اعتبار می‌رسد، کار خود را به مهم‌ترین مرکز تجمیع قدرت و توزیع ثروت عرضه می‌کند.   این نقاش و گرافیست در ادامه گفت: نسخه‌های خطی مصور نفیس بسته‌بندی می‌شده و در کتابخانه‌ها نگهداری می‌شد و مصرف عمومی نداشته است. البته کتاب‌هایی که در مراکز فرهنگی نگهداری می‌شد، مصرف گسترده‌تری داشته‌اند. بیشترین استفاده‌کننده‌های نسخه‌های نفیس خطی، کسانی بودند که در این دستگاه‌ها کار می‌کردند و به این صورت بوده که آن‌ها را ورق می‌زدند، نگاه می‌کردند، یاد می‌گرفتند بعد معلومات خود را در اختیار همدیگر می‌گذاشتند و به این ترتیب سبک‌های جدید به وجود می‌آمد و سبک‌ها رو به کمال می‌رفت.     آغداشلو درباره نقش نقاش‌ها در نسخه‌های قدیم خطی گفت: در آن زمان احتمالا نقاش‌ها مورد توجه و علاقه نبودند، اما به هرحال در جاهای مختلف نقاشی می‌کردند. کار اصلی آن‌ها تصویرگری برای نسخه‌های خطی در کارگاه‌های مخصوص بوده، که البته شعب و شاخه‌هایی پیدا می‌کرد و عمده‌ترین راه سلیقه‌سازی کتابخانه‌های بزرگ و سلطنتی بود. البته آن زمان کتابخانه به‌عنوان یک آکادمی یا مرکز هنری مطرح بوده است بنابراین اگر از این زاویه به قضیه نگاه کنیم، درمی‌یابیم که اولا نقاش با سفارش کار می‌کند، ثانیا هر نسخه مصور بعد از خوشنویسی نقاشی می‌شده و مساله اصلی این است که نقاش تصویرگر است و همه عوامل و امکانات یک تصویرگر معاصر امروز را هم دارد. با این تفاوت که در قرن معاصر هر سفارش اینچنینی در اختیار عموم قرار می‌گیرد اما در قدیم چنین نبود.   شاهنامه؛ بیشترین نسخه تصویر شده در تاریخ ایران وی ضمن بیان اینکه شاهنامه یکی از بیشترین نسخه‌های تصویر شده در تاریخ فرهنگی ایران است، اضافه کرد: دلیل آن هم این است که شاهنامه یک کتاب قصه، پر از داستان‌ها و اتفاقات بی‌نظیر و امکاناتی است که متن ادبی در اختیار یک تصویرگر می‌گذارد. قدیمی‌ترین نسخه‌های مصور شاهنامه هم به قرن هشتم برمی‌گردد و قبل از آن کمتر موردی پیدا می‌شود. شاهنامه پر از صحنه‌های جذاب، پر از تصویر و موجودات عجیب و غریب و اساطیری است که این زمینه مناسبی برای شاهزاده‌های تیموری یا ایلخان‌های مغول -که اولین سفارش‌دهندگان مهم شاهنامه‌های مصور خطی بودند- است که این تصاویر را ببینند، لذت ببرند و وقتی که متن را می‌خوانند با تصاویر به متن شدت دهند.   آغداشلو ضمن اشاره به اینکه قصه‌های شاهنامه در واقع شرح جنگ ایرانیان و تورانیان بوده، اضافه کرد: جالب است که ایلخانان مغول که خود از تورانیان هستند، به این کتاب که ضد آنهاست علاقه نشان می‌دهند و اولین سفارش‌دهندگان شاهنامه‌های مصور خطی هستند. این کار در دوره تیموریان تکرار می‌شود و این سنت ادامه پیدا می‌کند و نسل به نسل به تاریخ فرهنگی ایران سپرده می‌شود. اوج آن قطعا در شاهنامه طهماسبی است یعنی این شاهنامه نه تنها عالی‌ترین شاهنامه مصور است بلکه عالی‌ترین کتاب خطی مصوری است که در طول تاریخ ایران باقی مانده است. هیچ کتابی قابل قیاس با آن نیست، بنابراین اگر کسی بخواهد کل مسأله را خلاصه کند و به یک کتاب بسنده کند آن کتاب شاهنامه شاه طهماسبی نه شاهنامه بایسنقری.   تحکیم قدرت و مشروعیت سلطنت از طریق توجه به شاهنامه مهدی حسینی دیگر سخنران این نشست در شروع صحبت‌های خود گفت: ما ایرانی‌ها در دوره‌های مختلف مورد تهاجم اقوام بیابانگرد، کوچ‌رو و چادرنشین قرار گرفته‌ایم که همیشه فرهنگ ما قوم مهاجم خود را تغییر داده و آن‌ها را فرهنگ دوست بار‌ آورده است مثلاً تیموریان و ایلخانیان که به‌عنوان مهاجم وارد کشور ما شده‌اند مردم سعی کردند آن‌ها را با فرهنگ خودشان آرام کنند و از آن‌ها انسان‌هایی تربیت کنند که همراه با دانش و فرهنگ باشند.   او ادامه داد: مثلا بایسنقری میرزا علاوه بر اینکه شاهنامه بایسنقری، خمسه بایسنقری و کلیله و دمنه را سفارش داده بود، خودش هنرمند تراز اول و خطاط برجسته‌ای بود و قرآن بزرگی به خط او به جای مانده که واقعا یک استثنا است. همانطور برادرش ابراهیم سلطان علاوه بر این کتاب شاهنامه که امروز رونمایی می‌شود را سفارش داده، خودش خوشنویس درجه یکی بود. قرآنی به خط ثلث نوشته که امروزه در موزه فارس نگهداری می‌شود و خوشبختانه اخیرا بخش‌هایی از آن چاپ شده است. یکی دیگر از آن‌ها محمد جوکی است که علاوه بر خودش همسر با فرهنگی به اسم عصمت‌الدنیا داشت که یک خمسه سفارش داده است.     این سخنران نشست در ادامه گفت: موضوع این است که وقتی این قبایل بیابانگرد و چادر نشین با فرهنگ ایرانی امتزاج پیدا می‌کنند، خودشان را تربیت می‌کنند و به این مرحله از رشد می‌رسند. اما چه می‌شود که سه برادر در دوره ایلخانیان روی شاهنامه کار می‌کنند به نظر بنده دو علت داشت. یکی تحکیم قدرت و مشروعیت سلطنت خودشان، که از حکومت‌های بیگانه بود. در نتیجه در هر دوره شاهد این هستیم که روی شاهنامه دست گذاشته می‌شود.   وی در ادامه ضمن اشاره به شاهنامه سه برادر جوکی، ابراهیم‌سلطان و بایسنقری، گفت: نمی‌توان گفت که کدام یک از این شاهنامه‌ها بر دیگری افضل است. وقتی این‌ها را کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، می‌بینیم بدون اینکه یک برنامه‌ریزی مشخص و مسجل، سه نگاه، سه بیان و سه تفاوت مشخص را در این سه شاهنامه می‌بینیم.   حسینی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: از نظر بیانی هم این سه شاهنامه متفاوت‌اند. بیشتر صحنه‌ها و ترکیب‌بندی‌های شاهنامه محمد جوکی، یک دید دور به فلسفه، زندگی و داستان دارد و در مقابل وقتی به تصاویر شاهنامه ابراهیم سلطان نگاه می‌کنیم، به طور اغراق‌آمیزی تمام نگاه هنرمند، به اصل صحنه‌ها و ماجرا نزدیک شده است. جالب است که شاهنامه بایسنقری حدود وسط این دو را دارد؛ یعنی نه آنچنان از دور به داستان نگاه کرده و نه خیلی نزدیک شده‌است؛ بلکه حالت متعادل بین این دو است. این شاهنامه‌ها با یک برنامه‌ریزی مشخص نبوده و بیشتر در رقابت با هم نوشته شده است. فردوسی؛ اسطوره‌پردازی که اسطوره ها را زنده کرد و خود اسطوره شد بهمن نامورمطلق،عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، آخرین سخنران این نشست که موضوع سخنرانی وی «مدیریت هنری ابراهیم سلطان» بود، در شروع بحث خود گفت: فردوسی اسطوره‌پردازی است، که اسطوره ها را زنده کرد و خودش هم اسطوره شد. او کسی است که هویت ما را به ما برگرداند، به همین علت جایگاه بی نظیری را در فرهنگ ایران دارد. بهمن نامورمطلق   وی ادامه داد: یکی از علت‌های توجه به شاهنامه، مدنیت آن است. مهاجمان به ایران به واسطه شاهنامه مدنیت پیدا کردند و شاهنامه آن‌ها را تربیت کرد؛ به طوری که با دو نسل فاصله، افرادی مثل ابراهیم‌سلطان به اشاعه فرهنگ پرداختند، که امروز به عنوان یکی از الگوهای مدیریتی و قابل بازسازی است. حال هنر و هنرمند در شرایط فعلی خوب نیست نامورمطلق ضمن بیان اینکه متاسفانه حال هنر و هنرمند در شرایط فعلی خوب نیست، اضافه کرد: یکی از علت‌های مهم آن عدم کارایی مدیریت فعلی است؛ که یکی از کارها برای اصلاح این عدم کارایی، بازگشت به الگوهای خودمان، به روز کردن آن‌ها و استفاده از الگوهای موفق جهانی است. امروز در حوزه مدیریت فرهنگی دچار آسیب و مصیبتی بزرگ هستیم؛ ما نیازمند این هستیم که الگوهای بومی خود را احیا کنیم و برای این کار باید در جست‌وجوی ‌مدیریت مولد و خلاق باشیم؛ یعنی مدیریتی که بتواند آثار تازه، فاخر و ماندگاری به یادگار بگذارد. عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در ادامه ضمن اشاره به شاهنامه‌های مختلف، گفت: هرکدام از شاهنامه‌ها پارادایم دوران خود و منطقه‌ای که در آن شکل گرفته‌اند را به تصویر می‌کشند. دوره‌ای که فاقد شاهنامه باشد، فاقد آن پارادایم منسجم است. تاریخ ما ثابت کرده، هر جا انسجام و همبستگی و نگاه تازه و زیباشناسی بوده، شاهنامه و آثار دیگر خودنمایی کرده‌اند. وقتی هم شاهنامه‌نگاری نمی‌شود، یعنی ما آن انسجام لازم را نداریم و امروز به دلایل زیاد، ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند شاهنامه‌نگاری هستیم. نامور‌مطلق در ادامه ضمن اشاره به مکتب شیراز در قرن نهم؛ به‌ویژه دوره ابراهیم‌سلطان و آثار آن دوره، ویژگی‌های مدیریتی آن را برشمرد و گفت: اولین ویژگی که این کارگاه داشته، درونی کردن هنر نزد متولیان بوده است. دومین شاخص هم نهادسازی است. امروزه بیشتر مدیریت‌ها رویدادی است، اما مدیریتی که بخواهد کار اساسی، پایدار و بنیادین کند، باید دست به ساختارسازی و نهادسازی بزند. ابراهیم سلطان در شرایط جنگ و التهاب دست به نهادسازی می‌زند و در کنار آن مکتب شیراز را هم راه‌اندازی می‌کند. بخت خفته هنر فقط با مدیریت مولد و خلاق بیدار می‌شود  وی ادامه داد یکی دیگر از ویژگی‌های بسیار مهم این مدیریت را روابط بینامکتبی، یا درزمانی و هم‌زمانی خواند و گفت: سلطان ابراهیم هم از بهترین مکاتب قبلی و بومی استفاده می‌کند، هم از مکاتب هم‌دوره خود به خوبی بهره می‌برد؛ که این روابط بینامکتبی موجب غنای آن‌ها شده است. آن‌ها بیش از هر چیزی به هنرمندان می‌بالند و آثاری که در هنرستان آنها خلق شده است؛ یعنی بیش از طلا و جواهر، به وجود یک شاهنامه در کتابخانه یا دربار خود افتخار  می‌کردند.  نامور مطلق ضمن بر شمردن تنوع‌گرایی و چند رشته‌گرایی به عنوان دیگر ویژگی‌های مدیریت مولد و خلاق در پایان گفت: مدیریت و مدیران هنری و فرهنگی نقش کلیدی در پویایی و شکوفایی هنر دارند. الگوهایی نیز در این خصوص در میراث فرهنگی خود داریم. مدیران خسته و بی‌برنامه نمی‌توانند استعدادهای بی‌کران و نهفته هنر کشور را تحریک و فعال کنند؛ بلکه بخت خفته هنر فقط با مدیریت مولد و خلاق بیدار می‌شود. البته در یک سطح بالاتر، نیاز به گفتمان مولد و خلاق است، که در آن همه، به‌خصوص هنرمندان فعالانه حضور تاثیرگذار داشته باشد.     در پایان این نشست کتاب «شاهنامه ابراهیم سلطان» نوشته فیروزه عبدالله یوا و چارلز ملویل با ترجمه اکرم احمدی که موسسه نشر فرهنگستان هنر به تازگی منتشر شده، رونمایی شد.   ]]> ادبيات Wed, 15 May 2019 12:14:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/275810/شاهنامه-بیشترین-نسخه-تصویر-شده-تاریخ-ایران رونمایی از هشت کتاب محمدرضا تقوی‌فرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275798/رونمایی-هشت-کتاب-محمدرضا-تقوی-فرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشت کتاب شعر با عناوین «فریاد واژه‌ها»، «گفتنی‌ها را نزنید»، «بچه‌های محله زمین»، «فرمانروای روا»، «سقوط ثانیه‌ها»، «خط پایان تقلید»، «صد سال ماه‌گرفتگی» و «صبحتان به عشق»، اشعار محمدرضا تقوی فرد طی دهه 80 و 90 را در برمی‌گیرد و در قالب شعر نو سروده شده است. پیش از این نیز مجموعه اشعار دیگری نظیر «شکوه شب»، «رقص قلم»، «مرزهای سکوت» و «دختر خورشید و پسر ماه» از این شاعر منتشر شده بود و این بار پس از 16 سال آثار این نویسنده توسط انتشارات هم قلم وارد بازار کتاب شد. محمدرضا تقوی‌فرد متولد 22 اردیبهشت 1347 در تهران است و بنابر آنچه که در مراسم رونمایی از هشت کتاب وی در هتل انقلاب تهران اعلام شد، آثار دیگری از این استاد دانشگاه تهران در سال جاری منتشر خواهد شد. ]]> ادبيات Wed, 15 May 2019 10:38:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275798/رونمایی-هشت-کتاب-محمدرضا-تقوی-فرد اعلام اسامی نسخ شبیه‌خوانی پذیرفته شده در نوزدهمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275784/اعلام-اسامی-نسخ-شبیه-خوانی-پذیرفته-شده-نوزدهمین-جشنواره-نمایش-های-آیینی-سنتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، دبیرخانه نوزدهمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی، اسامی ۸ نسخه شبیه‌خوانی پذیرفته شده قطعی و مشروط در بخش «مجالس شبیه‌خوانی (یادواره استاد هاشم فیاض)» را اعلام کرد. اعضای هیئت انتخاب این بخش متشکل از سیدعظیم موسوی، مهدی لطفی و سیدمحسن هاشمی بودند. اسامی این آثار به شرح زیر است: ۱- «اسکندر و فغفور»، به شبیه‌گردانی امیر سلیمانی‌مقدم از تهران ۲- «آزمون سیاوش»، به شبیه‌نامه‌نویسی داود فتحعلی‌بیگی و شبیه‌گردانی سیدمحسن طباطبایی از تهران         ۳- «آزمون فریدون و شهادت ایرج»، به شبیه‌نامه‌نویسی و شبیه‌گردانی علی عزیزی از گرمسار         ۴- «دادخواهی مردم یمن از انوشیروان»، به شبیه‌نامه‌نویسی و شبیه‌گردانی عنایت‌اله قاسمی از تهران (مشروط)  ۵- «رکیب ابن ابرهه»، به شبیه‌نامه‌نویسی ابوالفضل منبت‌کار و شبیه‌گردانی احمد عزیزی از تهران   ۶- «شاه شکار»، به شبیه‌نامه‌نویسی میرزا رضا و شبیه‌گردانی مهدی دریایی از اراک  ۷- «مجلس شبیه‌خوانی بئرالعلم»، به شبیه‌نامه‌نویسی رضا نعمتی و شبیه‌گردانی علاءالدین قاسمی از تهران     ۸- «مجلس طوفان نوح»، به شبیه‌گردانی علی‌اکبر قدوسیان از تهران   ارزیابی این آثار از نیمه اول تیر ۹۸ شروع خواهد شد. نوزدهمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی مرداد ۹۸ به دبیری داود فتحعلی‌بیگی برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 15 May 2019 10:32:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/275784/اعلام-اسامی-نسخ-شبیه-خوانی-پذیرفته-شده-نوزدهمین-جشنواره-نمایش-های-آیینی-سنتی