خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Mon, 27 Mar 2017 10:16:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Mon, 27 Mar 2017 10:16:06 GMT ادبیات 60 یادداشتی درباره مجموعه «لشکر شکست‌‌خورده» اثر آیدا عمیدی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246182/یادداشتی-درباره-مجموعه-لشکر-شکست-خورده-اثر-آیدا-عمیدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  متن یادداشت به شرح زیر است:  در این کتاب زندگی را از دریچه جهان­بینی و هستی‌شناسی زنی ببینیم که در زمان و مکانی یگانه و ویژه ایستاده و تاریخ پست سرش و آینده پیش رویش را نظاره می کند. برای من خواندن هر کتاب از لحظه­ای آغاز می­شود که آن را در دست گرفته­ام پس پیش از ورق زدن و خواندن، یک نام مقابل من است و یک طرح جلد. «لشگر شکست­‌ خورده‌­ی کلمات» اثر آیدا عمیدی به همراه طرح جلدی که بعدا می­فهمم اثر فرزاد ادیبی­‌ست. در مورد طراحی جلد در انتها خواهم نوشت اما می‌خوام مطلبم را با پرداختن به عنوان کتاب آغار کنم.   این نام وعده مواجهه با چه دنیایی را به ما می‌دهد؟ برداشت من این است که مجموعه شعری با این نام قرار است بیش از هر چیز من را به خودِ زبان دعوت کند. جهانی که به یک تعبیر می‌تواند سنگ بنای هستی انسان باشد و حالا انگار در نگاه آیدا عمیدی چندان دورنمای روشنی نخواهد داشت. کلمات شکست‌خورده، زبان شکست‌خورده، لشکر شکست‌خورده، انسان شکست‌خورده؟    مجموعه به پنج فصل جداگانه تقسیم شده به‌همراه یک شعر که به نوعی پیش­درآمد کتاب است. «بعد از جنگ1» ، «بعد از جنگ2» ، «منوچهر آتشی» ،«نرجس بهرامی» ، «شیوه‌­های جادویی هم‌دردی». بعد از آن‌که کتاب را خواندم اولین نکته‌­ای که توجه‌­ام را جلب کرد انتخاب درست و به‌جای عنوان مجموعه بود نکته دیگر فصل‌­بندی درست کتاب و نکته بعدی که به نوعی مهم‌ترین ویژگی کتاب محسوب می­‌شود، زبان اثر است. شرایط جغرافیایی، تاریخی و اجتماعی، جنسیت و چیزهایی از این دست که در نهایت همه در کنار هم به نوعی معنایی از زندگی را می‌سازند بی­شک بر هستی‌شناسی و جهان­بینی یک شاعر تاثیر خواهند گذاشت و می‌توانند مسبب شکل­گیری یک زبان خاص باشند که اتفاق ساده­ای در شعر نیست. اینجا و در این مجموعه تا حدود بسیار زیادی ما با همین زبان خاص روبه‌رو می‌شویم، با یک شاعر که با زندگی و هستی مواجه شده و حالا به شیوه شخصی خودش می‌خواهد به این مواجهه واکنش نشان بدهد. در زبان کندوکاو می‌کند. دنبال سرزمینش، تن­اش، زخم‌هایش می‌گردد. به خواب‌­ها سرک می‌­کشد به اسطوره‌­ها و در این راه از همه واژه­‌هایی که زندگی‌­شان کرده و بومی‌­اش شده‌اند کمک می‌گیرد و در نهایت ما در مواجهه با همین کیفیت زبانی‌­ست که می‌توانیم جهانی را که شاعر ما را به آن دعوت می‌کند یا به نوعی ما را در مقابل آن قرار می‌دهد بشناسیم و بسازیم و در این کتاب زندگی را از  دریچه جهان­‌بینی و هستی‌شناسی زنی ببینیم که در زمان و مکانی یگانه و ویژه ایستاده و تاریخ پست سرش و آینده پیش رویش را نظاره می‌کند. جهانی که شاید از مشخصه­‌های اصلی‌­اش یکی تلخی باشد و دیگری پریشانی اما در عین حال و با تمام این اوصاف در رگه‌­هایی کمرنگ از امیدواری جهانی‌­ست که هنوز زنده است و دنبال زندگی می‌گردد. «من محکومم و آشوب جهان نجاتم نمی­‌دهد چاره‌­ای نیست  جز  آن‌­که از نقش چروکیده­‌ام بر سنگ بیرون بیایم عصایم را بردارم و به لشگر شکست خورده کلمات پناه ببرم» ص33   و درنهایت لازم است کوتاه در مورد طرح جلد بگویم که به نظرم از نقاط ضعف کتاب است و در آن از کیفیت زبان و جهانی که من به طور خیلی خلاصه در باره­اش حرف زدم هیچ اثری دیده نمی شود. از جناب ادیبی طرح‌های درخشانی دیده بودم که متاسفانه این طرح جزو آن­ها نیست. مجموعه شعر «لشکر شکست‌خورده کلمات» جایزه دومین دوره شعر شاملو را کسب کرد. این مجموعه سروده آیدا عمیدی، در 87 صفحه، به بهای 8000 تومان توسط نشر مرواید منتشر شده است.  ]]> ادبیات Mon, 27 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246182/یادداشتی-درباره-مجموعه-لشکر-شکست-خورده-اثر-آیدا-عمیدی ​نگاهی به مجموعه داستان «روباه شنی» اثر محمد کشاورز http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246391/نگاهی-مجموعه-داستان-روباه-شنی-اثر-محمد-کشاورز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در آیین اختتامیه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، کتاب «روباه شنی»، اثر محمد کشاورز، به عنوان اثر برگزیده بخش مجموعه داستان معرفی شد. «روباه شنی»، در 112 صفحه و به‌بهای 8 هزار تومان توسط نشرچشمه منتشر شده است. در همین راستا پیمان برومند، نویسنده به بررسی این اثر پرداخته است. یادداشت به شرح زیر است:                                                                                            مجموعه داستان «روباه شنی»، برنده جایزه کتاب سال و جشنواره جلال آل احمد، سومین کتاب مستقل محمد کشاورز پس از دو اثر «پایکوبی» و «بلبل حلبی» است که توسط نشر چشمه روانه بازار شد. مجموعه‌ای شامل نه داستان کوتاه که به لحاظ سبک و ساختار روایی، کماکان پیرو همان شیوه معهود ِداستان‌پردازی کشاورز است. اکثر داستان‌ها بر اساس ایجاد ناپایداری در موقعیت‌هایی که خود از کِشاکِشِ تقابل میان شخصیت‌ها و شرایط حاکم بر زیست  بوم آنها سر چشمه می‌گیرند، پرداخته می‌شوند. اینگونه است که آثار کشاورز، آیینه‌ای‌ از جایگاه مخاطب در جامعه است. در واقع اهمیتی که کشاورز همواره برای دو مقوله انسان و جامعه قائل است، در کنار رئالیسم آثار وی، نقد و نقبی بر عصری مدرن با تمام تناقضاتش است. تناقضاتی که در دنیای اطراف رویت و در درون شخصیت‌ها منعکس‌می‌شود. تناقضاتی که از نگاه کشاورز اغلب خود را در حس تنهایی، اضطراب، تشویش و واهمه بروز می‌دهند. و راه گریز؟ در حقیقت نویسنده که پیشتر، در اکثر داستان‌های خود میل به زیبایی‌شناسی را امید برون رفت از تنگناهای زندگی مدرن قلمداد می‌کرد، این بار «دیگری» را  ابژه میل شخصیت‌های داستانش قرار می‌دهد. «دیگری» که گاه در هییت موجود زنده‌ای چون یک روباه شنی در داستانی با همین نام ، گاه پلاک شهادت همسری غایب در داستان «غار را روشن کن»، گاه کودک‌درون در داستان «زمین بازی» و گاه همسری مهربان در داستان «گلدان آبی، میخک‌های سفید» نمود می‌یابد، که شاید، جز داستان آخر، در مابقی به پوزخندی تلخ بر لبان مخاطب بیانجامد. پوزخندی که در پایان داستان  «راه رفتن روی آب» و «آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن» نیز بر لبان خواننده می‌نشیند. از این حیث این کتاب راوی فقدان‌هاست. فقدان هر آنچه انسان امروزی را از جایگاه راستینی که شعار جامعه مدرن ماست دور کرده و نهایتا او را به سیلاب اضطراب و تشویش می‌افکند. آنگونه که در داستان «هشت شب، میدان آرژانتین» و «روز متفاوت» شاهدش هستیم. ایجاد حس نا امنی، توسط همان «دیگری»های پیرامون‌مان، فضایی ملتهب و مضطرب را منجر می‌شود. فضایی که نویسنده با نثر موجز و منقطع خود به خوبی تصویر کرده و علیرغم حرکت یکنواخت و خطی در طول روایت، خواننده را متوجه عمق فاجعه می‌سازد. با این همه کشاورز در این مجموعه نیز طنز جاری در اکثر داستان‌های پیشین خود را فراموش نکرده و نه تنها در دو داستان این کتاب، «پرنده باز» و «آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن»، مشخصا فضای طنز آلودی را به تصویر کشیده، که در داستان‌های دیگر نیز رگه‌های طنز معهود وی را می‌توان مشاهده کرد. گویی کشاورز همچنان بر این عقیده فیلسوف اگزیستانسیال، سورن کرکگور، پافشاری دارد که «‌ژرف‌ترین جدیت مدرن باید خود را از رهگذر طنز و کنایه بیان کند.»  ]]> ادبیات Mon, 27 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246391/نگاهی-مجموعه-داستان-روباه-شنی-اثر-محمد-کشاورز درباره مجموعه شعر «مسافرت از اتاق تا بیرون...و بالعکس» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246472/درباره-مجموعه-شعر-مسافرت-اتاق-بیرون-بالعکس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  متن یادداشت به شرح زیر است:   دنیای وقفی پور در «مسافرت از اتاق تا بیرون...و بالعکس» دنیای شخصی مبتنی بر تجربیات نویسنده است که البته از وسعت دید بالایی برخوردار است و انبان تجربه و ظرافت‌های زبانی‌اش از شاعران کلاسیک و معاصر مملو است. تک جمله‌ها و عبارت‌های شاعر در میانه آثارش مخاطب را به شعری از حافظ و سعدی و مولوی از یک‌سو، و نیما و دیگر شاعران معاصر از سوی دیگر متصل می‌کند.   «که در ساحل کشتی شکستگان بادی وزد بادی وزان از سر دیوی که ایستاده در سمت سوسوی خاموشی افق» یا «از این همرهان سست عناصر دلم گرفت از این زن‌هایی که عقرب است زلف سیاهشان و زهر عقرب است شب موهای زردشان» یا «آی آی اسمی که ثابت مانده‌ای این بار یک بار با باد آداب استقامت نامت مبارک باد»   به طور کلی زبان شعر وقفی پور در این مجموعه زبانی است که شاید مجموعه‌ای از شاعران و بزرگان ادبیات را به یاد مخاطب آورد اما عبارت‌سازی‌ها و ترکیب‌های شخصی شاعر بیش از هر چیز یادآور شعرهایی از رضا براهنی است. عبارت‌های طولانی با ترکیب‌هایی که شاید در نگاه اول کمی برای مخاطب نامانوس و گیج کننده باشد اما منطق درونی  و نگاه شخصی شاعر آن را معناپذیر می‌کند و از این رو خواندن دوباره شعرها برای درک مفهومی که منظور و نظر اصلی شاعر بوده می تواند راهگشا باشد. شعرهای این مجموعه دارای عنوان هستند و اغلب آنها با «شب» آغاز می‌شوند. شاعر تا پایان این دفتر هفت شب را می‌شمارد و بر هر یک به عنوان تیتر نامی انتخاب کرده که بیشتر می‌تواند شرح فضا و اتمسفر آن شعر به حساب آید.   «ای زن آیا تا خروس سه بار ناله کند با نمایش سحر در کنج این قفس، تو میمانی؟ ای زنی که توصیفت نمی‌کنم مبادا شناخته شوی»   برخی از بخش‌های شعر وقفی‌پور از منطقی پیروی می‌کند که شاعر در عبارت بالا ذکر کرده. یعنی توصیف‌هایی که به جای شناخت بیشتر به ابهام منجر می‌شود و شاید از همین باشد که شاعر در شب دوم در عنوان آن قطعه می‌نویسد: "چه سخت است شعری نوشتن".»   «مسافرت از اتاق تا بیرون...و بالعکس» سروده شهریار وقفی‌پور، در 64 صفحه، به بهای 7500 تومان توسط نشر افراز منتشر شده است. این کتاب به تازگی نامزد دریافت جایزه شعر خبرنگاران شده بود. «عادت داریم نام شهریار  وقفی‌پور را به عنوان نویسنده و مترجم بر جلد کتاب‌ها ببینیم تا آنکه دفتری شعر از او در دست بگیریم. اما او اخیرا مجموعه شعرهایی را که در زمستان سال 1392 سروده در قالب کتاب «مسافرت از اتاق تا بیرون...و بالعکس» منتشر کرده است.   وقفی‌پور با وجود آنکه از نویسندگان و مترجمان جوان کشورمان به حساب می‌آید و متولد خرداد 1356 است اما تاکنون سه رمان و ده‌ها اثر ترجمه کرده است و از این حیث به عنوان نویسنده و مترجمی فعال شمرده می‌شود. هر چند خودش این موضوع را به پای کار نکردن دیگران و تنبلی‌های مرسوم ایران می‌گذارد و تعداد آثارش را قابل توجه نمی‌داند.   پیش از این وقفی‌پور با سه رمان «دهِ مرده»، «کودتا در سه ضرب» و «کتاب اعتیاد» خود را به عنوان نویسنده به جامعه فرهنگی کشور معرفی کرد و از سوی دیگر ترجمه‌های زیادی از او منتشر شد، از جمله این ترجمه‌ها می‌توان به «در ستایش مرگ» اثر ژزه ساراماگو، نویسنده پرتغالی اشاره کرد.   همچنین «مرگ و پنگوئن» آندری کورکف نیز او را به عنوان مترجمی قابل معرفی کرد. اما حکایت شعرهای او ماجرایی دیگر است.   وقفی پور که فعالیت‌های هنری- فرهنگی خود را از دوران نشریه کارنامه و بهره‌جویی از حضور افرادی چون رضا براهنی و هشنگ گلشیری آغاز کرده بود امروز با گذشت سال‌ها رد و اثر معلمان نخست خود را در شعرش به نمایش گذاشته است. ]]> ادبیات Mon, 27 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246472/درباره-مجموعه-شعر-مسافرت-اتاق-بیرون-بالعکس رئیس جمهور درگذشت آیت‌الله ابن‌الرضا را تسلیت گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246529/رئیس-جمهور-درگذشت-آیت-الله-ابن-الرضا-تسلیت-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، حجت الاسلام حسن روحانی، رئیس جمهور در پیامی رحلت عالم ربانی حضرت آیت‌الله حاج سید مهدی ابن‌الرضا خوانساری را تسلیت گفت و از درگاه خدای سبحان برای ایشان علو درجات و برای عموم بازماندگان صبر و أجر مسألت کرد. متن پیام تسلیت حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی به این شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون  رحلت عالم ربانی حضرت آیت‌الله حاج سید مهدی ابن‌الرضا خوانساری، موجب تأثر و تألم فراوان شد. این روحانی پرهیزکار پس از سال‌ها مجاهدت، با فعالیت‌های علمی گوناگون و تأسیس حوزه علمیه خوانسار، عمر پر برکت خود را وقف تربیت طلاب و تبیین و ترویج معارف مکتب اهل بیت(ع) کرد. اینجانب این ضایعه را محضر مقام معظم رهبری، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های علمیه، شاگردان و علاقمندان، بیت مکرم آن مرحوم و به ‌ویژه مردم شریف خوانسار تسلیت می‌گویم و از درگاه خدای سبحان برای ایشان علو درجات و برای عموم بازماندگان صبر و أجر مسألت دارم.  حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران»     ]]> ادبیات Sun, 26 Mar 2017 13:28:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246529/رئیس-جمهور-درگذشت-آیت-الله-ابن-الرضا-تسلیت-گفت فروش بيش از 400هزار نسخه كتاب در «عيدانه كتاب» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246530/فروش-بيش-400هزار-نسخه-كتاب-عيدانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومي خانه كتاب، طرح «عيدانه كتاب» با شعار «امسال هم كتاب عيدي دهيم» از 15 اسفندماه با عضويت 766 كتابفروشي در سراسر كشور اجرا شد و علاقه‌مندان مي‌توانند تا 15 فروردين كتاب‌هاي عمومي را با 20 درصد تخفيف و كتاب‌هاي حوزه كودك و نوجوان را با 25 درصد تخفيف خريداري كنند. در اين طرح، استان تهران با «84245 » نسخه كتاب تاكنون در صدر پرفروش‌ترين استان بر اساس تعداد كتاب‌هاي فروخته شده قرار دارد و استان‌هاي خراسان رضوي با «50726»، اصفهان با «44363»،  قم با «‌31303»، خوزستان با «‌28888»، فارس با «‌21448»، آذربايجان شرقي با «‌21173»، گيلان با «‌18413»، مازندران با «‌17067»، يزد با «‌12643»، كرمانشاه با «11930»، كرمان با «‌10452»، همدان «‌10134» و  كردستان «9956» به ترتيب رتبه‌هاي بعدي پرفروش‌ترين استان‌ها بر اساس تعداد كتاب‌هاي به فروش رسيده در سطح كشور را از آن خود كرده‌اند.  با باقي ماندن 10 روز تا پايان طرح«عيدانه كتاب» استان‌هاي تهران با «32519» خريدار، خراسان رضوي با «18842»، اصفهان با «18548»، قم با «14846»، آذربايجان شرقي با «10190»،  گيلان با «9580»،  خوزستان با «9421»، فارس با «8587» و مازندران با «6759» جزو پُرخريدارترين استان‌ها قرار گرفته‌اند. در طرح «عيدانه كتاب» تاكنون داستان‌هاي فارسي و آمريكايي جزو موضوعات پرفروش قرار گرفته‌اند و شعر فارسي‌، داستان‌هاي انگليسي ، داستان‌هاي فرانسه، شعر كودك و نوجوان و داستان‌هاي كوتاه فارسي  در جايگاه هاي بعدي قرار دارند. تاكنون انتشارات«هوپا»، «چشمه»، «ققنوس»، «آموت»، «قدياني»، «نيلوفر»، «افق» و «نشرمركز» از جمله ناشران پرفروش طرح «عيدانه كتاب»  شناخته شده‌اند. در طرح «عيدانه كتاب» تاكنون 427هزار و 548نسخه كتاب از سوي 177 هزار و 444 نفر خريداري شده است و استان‌هاي تهران با 142 كتابفروشي، اصفهان با 92 كتابفروشي، قم با 91 كتابفروشي، خراسان رضوي با 70 كتابفروشي، فارس با 45 كتابفروشي و آذربايجان شرقي با 33 كتابفروشي  در صدر بالاترين ميزان مشاركت كتابفروشي‌ها قرار گرفته‌اند.   ]]> ادبیات Sun, 26 Mar 2017 13:26:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246530/فروش-بيش-400هزار-نسخه-كتاب-عيدانه پیکر غلامحسن اولاد سه شنبه تشییع می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246531/پیکر-غلامحسن-اولاد-سه-شنبه-تشییع-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم تشییع زنده‌یاد غلامحسن اولاد شاعر  پیش کسوت مشخص شد و قرار است ساعت 9 صبح سه‌شنبه (8 فروردین‌ماه) با حضور و همراهی اصحاب فرهنگ، ادب، هنر و رسانه از مقابل تالار حافظ اداره کل فرهنگ و ارشاد فارس برگزار شود. غلامحسن اولاد روز شنبه (5 فروردین) پس از یک دوره بیماری درگذشت. اولاد متولد سال 1329 بود و آخرین اثر وی نیز «صحرای بایزیدی» نام دارد که در سال ۹۵ رونمایی شده بود.     ]]> ادبیات Sun, 26 Mar 2017 13:26:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246531/پیکر-غلامحسن-اولاد-سه-شنبه-تشییع-می-شود بازدید سید عباس صالحی از روند آماده‌سازی شهرآفتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246532/بازدید-سید-عباس-صالحی-روند-آماده-سازی-شهرآفتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از ستاد امور رسانه‌ای و خبری سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مهدی اسماعیلی‌راد با اعلام خبر بازدید معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از روند آماده‌سازی شهر آفتاب گفت: تیم اجرایی نمایشگاه سی‌ام به جز روز نخست فروردین، در روزهای تعطیل پایان سال 95 و آغاز سال جدید مشغول انجام کارهای اجرایی نمایشگاه بود و دکتر صالحی هم برای بازدید از روند انجام امور و خسته نباشید به دست اندرکاران اجرایی، در اولین روز کاری سال 96 در شهر آفتاب حاضر شدند.   اسماعیلی‌راد ادامه داد: رئیس نمایشگاه ابتدا از بخش‌های گوناگون بازدید کرده و در جریان روند پیشرفت کار اجرایی و آماده سازی سالن‌ها قرار گرفت.   وی گفت: سپس در جلسه‌ای که علاوه بر مدیران تعدادی از کمیته‌ها، مدیر مجموعه شهر آفتاب هم حضور داشت مشکلات اجرایی بررسی شد.   معاون اجرایی نمایشگاه کتاب اظهار داشت: مساله ترافیک و بررسی موانع ترافيکي از جمله موضوعاتی بود که در این جلسه مورد تاکید قرار گرفت و مقرر شد موضوع کاهش فاصله زمانی بین حرکت قطارهاي مترو، اختصاص تعداد بیشتری اتوبوس و تاکسی از ميادين شهر و اطلاع رسانی حرکت اتوبوس و تاکسی‌ها در پايانه‌های شهری پی‌گیری شود.   اسماعیلی‌راد افزود: همچنین در نظر گرفتن اماکن رفاهی بیشتر همچون فضای استراحت و نمازخانه در نمایشگاه از دیگر موضوعات مورد تاکید در این بازدید و جلسه بود.   وی اظهار داشت: توجه به ارتقای کیفیت اسکان ناشران و دانشجویان، تقویت حمل و نقل درون نمایشگاه، افزایش تعداد پارکینگ ناشران و ارتقای ایمنی سالن‌ها و بخش‌های گوناگون نمایشگاه از دیگر موضوعاتی بود که در جلسه با معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح و بررسی شد.   به گفته اسماعیلی‌راد در این جلسه همچنین از میزان ثبت نام و ورود کتاب های ناشران خارجی و استقرار گمرک، جزئیات اختصاص غرفه‌ها به ناشران در سالن‌ها، چگونگی استقرار واحدهای اجرایی و اداری نمایشگاه در شهر آفتاب، اقدامات انجام شده در حوزه تامین و ارتقای سطح امنیت نمایشگاه و ... به رئیس نمایشگاه کتاب تهران گزارش داده شد.   گفتنی است در بازدید دکتر سید عباس صالحی و جلسه‌ی بعد از آن علاوه بر مهدی اسماعیلی راد؛ معاون اجرایی نمایشگاه کتاب تهران، دکتر سیدی، مدیر مجموعه شهر آفتاب، حسین صفري؛ مدیر کمیته اجرایی و رفاهی، محسن نصرالله؛ مدیر کمیته پشتیبانی و سید محمد طباطبائی؛ مدیر ستاد امور رسانه‌ای نمایشگاه کتاب حضور داشتند.   بر اساس این گزارش، سی‎اُمین نمایشگاه کتاب تهران از تاریخ 13 تا 23 اردیبهشت ماه در شهر آفتاب برگزار خواهد شد.  ]]> ادبیات Sun, 26 Mar 2017 13:17:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246532/بازدید-سید-عباس-صالحی-روند-آماده-سازی-شهرآفتاب نگاهی به مجموعه شعر «زندگی خانه‌ای اجاره‌ایست» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246471/نگاهی-مجموعه-شعر-زندگی-خانه-ای-اجاره-ایست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، متن یادداشت به شرح زیر است:   کتاب «زندگی خانه‌ای اجاره‌ایست» کاندیدای یازدهمین دوره کتاب سال شعر خبرنگاران بود؛ در این نوشتار؛ کتاب حاضر را در دو حوزه فرم و محتوا مورد واکاوی قرار می‌دهیم.   فرم اگر مهمترین مشخصۀ فرم شعر را رویکرد شاعر به زبان بدانیم؛ آنچه در «زندگی خانه‌ای اجاره‌ایست» رخ داده؛ تلاش برای رعایت نُرم جاری در دستور زبان است که به بیان دیگر می‌شود «حسن تألیف»؛ به همین اعتبار، رفتارهای هنجارگریز زبانی را در این اثر نمی‌بینیم؛ آنچه گریز از شکستن ساختارهای معمول دستور زبان؛ اعم از نحو دستور و صرف دستور زبان به شمار می‌رود، برای شاعر این مجموعه دغدغه محسوب نمی‌شود. او بیشتر تلاش برای آفرینش روابط تازه در حوزه معناست. به بیان دیگر، عادات ما در مواجهه با متن در این اثر رعایت شده و بیشتر تلاش شاعر در کشف مضامین و پرداختن به آن‌هاست. اغلب شعرها در ساختار عمودی، انسجامی قابل توجه دارند و روایت متشکل، عامل ارتباط سطرها با هم است؛ «ضعف تالیف» اعم از اشکالات قواعد دستور زبانی بسیار کم در این اثر دیده می‌شود.   محتوا آنچه شاعر این مجموعه به عنوان دغدغه به آن پرداخته؛ توجه به عنصر «خیال» است که به عنوان یکی از مهمترین ویژگی‌های شعر به شمار می‌رود.  در بیشتر شعرها؛ تلاش ذهنی شاعر برای یافتن تصاویر بکر و بدیع؛ آفریدن جهانی تازه آنگونه که شاعر می‌اندیشد؛ خلق ارتباط تازه بین اشیا و طبیعت و انسان به عنوان یک مشخصه بارز قابل درک و دریافت است. و البته همین وجه تمایز این مجموعه با مجموعه‌های دیگر کاندید شده در جایزه شعر خبرنگاران بود.  شاید یکی از ویژگی‌هایی که باعث شد این کتاب به عنوان کاندیدای جایزه مطرح و اعلام شود همین بکر بودن فضاهای شاعرانه‌ای است که در این مجموعه شعر خلق شده بود. به این شعر توجه کنید: «می‌ترسم یک روز باران ببارد/ رنگ سبز درخت‌ها را پاک کند/روی خیابان چروک‌های تازه بیاندازد/و ساختمان‌ها را/ مثل مقوا روی زمین پهن کند» روابطی که بین باران و درخت و خیابان و ساختمان وجود دارد، و نسبت آ‌ن‌ها با چروک و مقوا؛ از همین دست تلاش‌های‌ست که بر شمردم.   یکی دیگر از ویژه‌گی‌های این کتاب که البته باز در حوزه بازآفرینی برخی تصاویر شناخته شده برای مخاطب به حساب می‌آید؛ نگاهی رمانتیک به جهان پیرامون است؛ این نگاه غالب؛ البته در شعر ایران همیشه به عنوان یک احساس مطلق حضور داشته و امپراتوری کرده؛ «زندگی خانه‌ای اجاره‌ایست» هم از این قاعده مستثنی نبوده است. شاعر در این مجموعه وارد فضایی از زیستن با کلمات و اشیا و طبیعت می‌شود که همۀ عناصرش با هم همخوانی دارند؛ تناسب بین این عناصر، شعری را حادث می‌کند که اگرچه ممکن است چندان درخشان به نظر نیاید؛ اما یکدست و قابل دریافت است. شعرهای این کتاب، می‌تواند پیوندی عمیق با مخاطب از منظر آفرینش معنا ایجاد کند. کانون‌ معنایی در این اثر متکثر نیست؛ اغلب شعرها تک کانونی‌ است؛ روایت در آن جریان دارد و همین روایت شعر را به سمت تک‌کانونی در آفرینش معنا می‌برد.»   «زندگی خانه‌ای اجاره‌ایست» سروده علیرضا طالبی‌پور در سه دفتر تدوین شده است. دفتر اول کتاب با عنوان «زندگی خانه ای اجاره ایست» ۱۹ قطعه، دفتر دوم با عنوان «پرنده ای که بال هایی آجری داشت» ۲۷ قطعه و دفتر سوم با عنوان «تنها زمان به احترام جنگ ایستاده است» ۱۱ قطعه را در بر می گیرد. این کتاب در ۱۰۸ صفحه و قیمت 8000 تومان، توسط انتشارات بوتیمار منتشر شده است. ]]> ادبیات Sun, 26 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246471/نگاهی-مجموعه-شعر-زندگی-خانه-ای-اجاره-ایست نگاهی به رمان «لم یزرع» اثر محمدرضا بایرامی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246483/نگاهی-رمان-لم-یزرع-اثر-محمدرضا-بایرامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «لم یزرع» اثر محمدرضا بایرامی را باید موفق‌ترین کتاب سال 95 نامید چراکه موفق به دریافت جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه ادبی جلال آل‌احمد و جایزه ادبی شهید حبیب غنی‌پور شده است. این کتاب در 352 صفحه و به بهای 21 هزار تومان توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است. در ادامه این مطلب ابراهیم زاهدی‌مطلق، چهره شناخته شده ادبیات کشور به بررسی این اثر می‌پردازد.   یادداشت ابراهیم زاهدی مطلقبه شرح زیر است:  «خیلی وقت‌ها حرف زدن و بحث کردن هیچ فایده‌ای ندارد. نه تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه بدتر هم می‌کند اوضاع را؛ به‌خصوص که آدم معمولا چیزی در دل دارد و چیز دیگری بر زبان می‌آورد.»  قرارمن با مخاطب این سطور: در این جا فقط به یک فراز – البته به درخشان‌ترینش -  فرصت دارم که شما را مهمان کنم. به گمان من، لم یزرع دو فلش راهنما برای مخاطب دارد؛ اول این‌که تعصب‌های قبیله‌ای نمی‌تواند عشق ممنوعه در دل خود بپروراند. دوم، مرگ، پایانی مختوم و ناگزیر برای چنین عشق‌هایی است. در این وادی، نویسنده لم یزرع که همیشه نشان داده است داستان‌هایش ماجرا محور است، این جا هم ماجرای دیگری را ( حوادث زاییده از دل اختلافات شیعه و سنی و جنگ) دستمایه داستانش می‌کند تا این دو محور را بازگوید. بایرامی حرف زدن را بی‌فایده می‌داند؛ خصوصا در تنهایی پدر و پسر داستان که قرار است به مرگ یکی ختم شود و قبری که به دست پدر کنده می‌شود تا پسری را در آن بگذارد که می‌داند کسی دیگر را جز او نداشته است. جمله‌های آغازین این یادداشت، برای تاکید بر همین نظر بایرامی است. او پیوسته داستان‌هایش را بر شانه حادثه‌ها و ماجراها می‌نشاند؛ شخصیت‌ها را ناچار می‌کند به حادثه تمکین کنند و با آن پیش بروند. درخشان‌ترین صحنه لم یزرع و تکان‌دهنده‌ترین واقعه، فرود آمدن بیل پدر است در تاریکی شب بر شانه و گردن پسر؛ و تاثیرگذارترین گفت‌و‌گوها هم در لحظه‌های پس از فرود آمدن تیزی بیل از پشت سر بر رگ‌های گردن سعدون (پسر) است؛ جایی که پدر و پسر در آغوش هم دارند با مرگ و زندگی گفت‌وگو می‌کنند و می‌دانند پایان راه نزدیک است. همان طور که سوسوی نورهای خانه خلیل (پدر) در دورها، بلکه خیلی دور، و بلکه خیلی خیلی دور (تاکید نویسنده بر خیلی خیلی دور) دیده می‌شود. جایی که قطعا نمی‌تواند پسرش را به دوش بکشد و به آن‌جا برساند. به نظرم در این گفت‌وگوها یک جمله کوتاه از سعدون – که در حال جان کندن است – همه داستان لم یزرع را به چشم مخاطب می‌تاباند. وقتی سعدون از پدرش می‌خواهد که سرش را نزدیک‌تر بیاورد و می‌گوید: «کار تو نبود بابا... تا...تاریکی باعث شد.» گویی این نویسنده است که به مخاطبش می‌گوید سرت را پایین بیاور و خوب گوش بده تا بدانی چرا این پدر، پسرش را کشت و چه چیزی باعث آن شد. این را محمدرضا بایرامی در ایستگاه‌های پایانی دو شخصیت لم یزرع به زیبایی طراحی و اجرا می‌کند؛ او با‌دقت و ظرافت صحنه مرگ پسر را جایی که دیگر نه پدر زنده است و نه فرزند؛ یعنی در مرحله‌ای که تراژدی رخ داده و صحنه بعدی – درست مثل داستان رستم و سهراب – در آغوش هم افتادن پدر و پسر است، روایت کرده است. پدری که باور نمی‌کند فرزندش را کشته و به دیار نیستی فرستاده است. بایرامی داستان را با عشق آغاز می‌کند؛ عشق ممنوعه‌ای که نمی‌تواند دو قبیله را کنار هم ببیند. سپس با کینه ادامه‌اش می‌دهد و آتش جنگ را به جان عشق بانان داستانش می‌اندازد تا بگوید وقتی عشق ممنوعه می‌شود، از دلش تاریکی‌هایی جوانه می‌زند که سرانجام به پسر‌کشی می‌رسد. من روایت لم یزرع را سرودن آواز عشق‌های ممنوعه نمی‌دانم؛ بلکه سر به جنون زدن عشق‌های سرخورده می‌بینم. جنونی که به تراژدی می‌انجامد. عشق سعدون به دختری که قانون‌های عشیره‌ای نمی‌تواند رسمیت‌شان را تایید کند. عشق خلیل به سعدون که شرافتش اجازه نمی‌دهد پسرش را از جنگ فراری دهد. (تکمله‌: در این جا به نظرم بایرامی می‌خواهد تاکید کند که عراقی‌ها هم برای حفظ شرافت‌شان به جنگ قدم می‌گذاشتند. او با احترام گذاشتن به جبهه مقابلش که خودش در جبهه‌ها به جنگش رفته است، شرافت سربازی‌اش را به رخ می‌کشد). ]]> ادبیات Sun, 26 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246483/نگاهی-رمان-لم-یزرع-اثر-محمدرضا-بایرامی اگر سروش، سر به شورش بردارد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246486/اگر-سروش-سر-شورش-بردارد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - هادی تقی‌زاده: ناگهان، سروش چیت‌ساز، دو مجموعه داستانش را به فاصله چند ماه از هم، منتشر کرد. این کتاب‌ها عناوین جالبی داشتند: «نوبت سگ‌ها» و «بارش سفره ماهی». با داستان‌های چیت‌ساز قبل از انتشارشان آشنا شده بودم. تقریبا اکثرشان را خوانده‌ بودم. می‌دانستم داستان‌نویس خوبی‌ست و دل به شک بودم نکند این «سفره ماهی» از راهی بیاید که دیده‌ نشود. از راهی بیاید که سایه نیندازد. اما چیت‌ساز آدم سیاستمداری‌ست. آنقدر در جوایز طاق و جفت داستانی شرکت کرده بود و دستش روی تشک پاره‌ی ادبیات داستانی ما بالا رفته‌ بود که پیش از انتشار این دو کتاب همه او را می‌شناختند. هرچند بر این باورم که جوایز ادبی و سودای بردن این جوایز نویسنده را محافظه‌کار می‌کند. به سروش هم گفتم: «تو نویسنده خوبی هستی اما محافظه کاری. حیفم آمد این جمله را نگویم. واقعا نویسنده‌ای چنین توانا اگر سر به شورش بردارد چه آتشی به پا خواهد کرد؟» چیت‌ساز مهمترین خصیصه‌ی یک داستان‌نویس را دارد، داستان را خوب روایت می‌کند‌ و به خوبی آگاه است که مهم نیست داستان ماجرایی اعجاب برانگیز داشته‌ باشد یا نه. مهم این ‌است که اعجاب برانگیز روایت شود. آن‌وقت روایت بدل به پتکی می‌شود سهمگین. و می‌خورد توی ملاج آدم. او امکانات هر روایتی را به خوبی به کار می‌گیرد. می‌داند در گفت‌وگوها چه بگوید. کجا فضاسازی کند. اندازه شخصیت‌هایش را می‌شناسد. موقعیت‌ها را درک می‌کند تا ماجرای داستان مثل قوز بیرون نزند و کاری می‌کند که باور خواننده همراهی‌اش کند. وانگهی فارسی را خوب می‌‌نویسد. سالم می‌نویسد. نثر سنگین و رنگینی دارد. پیداست که در این زمینه کار کرده‌ است. اما واضح است که تحت تاثیر جریان غالب زبان و نحوی قرار دارد که از کارگاه‌های گلشیری فقید سربرآورده و احتمالا با واسطه دوم شخص. فخامت یقه سفید‌ها را دارد. نثر پاکیزه‌ای که ضربان کنترل شده‌ای دارد. درست مثل باطری کوچکی که روی قلب بیمار نصب می‌کنند. او اجازه مرگ بیمار را نمی‌دهد ولی‌ انگار عمری را نیم‌هول و با ترس از مجازاتی ثانویه به سر خواهد برد. همیشه گفته‌ام تخیل یگانه راه رسیدن به آزادی است و داستان مجالی‌ است تا امر خیالی در آن شکل گیرد. همان جست‌وجوی ناتمامی که انسان را در راه شناخت خود پیش می‌برد. بی‌دلیل نیست که مسخ، آنومی و غریب‌گردانی ماهوی آدمی، همواره از دغدغه‌های فکری او در این دو مجموعه داستان است. شخصیت‌های او ذاتا پروبلماتیک‌اند و اگر چنین نباشد هیچ شخصیتی در ساحت داستان دراماتیزه نمی‌شود. در داستان‌های چیت‌ساز این اتفاق گاهی به‌صورت تراژیک و گاهی به شکل پارودیک، نطفه می‌بندد. شاید از همین منظر است که او را به نویسندگانی همچون بهرام صادقی و ساعدی نزدیک می‌بینیم. وهم، جادو، بازی با رویاهای مذهبی و اسطوره‌ای؛ زاده‌ی این نگرش‌اند. این رویکرد به کار او عمق روشنفکرانه‌ای نمی‌دهد بلکه ریز و بم‌های تازه‌ای می‌آفریند که در سطح گسترش می‌یابند. او از هریک از این تمهیدات به گونه‌ای سود می‌برد که توانایی ارتباطی‌شان را حفظ کنند و از دیکته کردن امور می‌پرهیزد. در این نگرش، از ارتباط میان ریشه –ساقه‌هاست که مفاهیم تازه زاده می‌شوند. در این زمینه می‌توانم از داستان‌های پرواز سفره ماهی، اسفار نیلگون جبروت، وازلین پنیر و مرحوم گاسپارادزه، سرمد، شاپرک، فرخ ثریا، آستان متبرک میرزا آقا و کوچ، نام ببرم. با همه این اوصاف، همیشه فکر می‌کنم این داستان‌ها به رغم جذابیت‌شان می‌توانستند بهتر باشند. برای من مثل تیری هستند که از کمان رها شده، اما کنار قلب نشسته‌اند. هدف را زجرکش می‌کنند. یکباره دخل شکار را در نمی‌آورند. نمی‌دانم مشکل کار کجاست. در هدف‌گیری بوده، در موقعیت جوی بوده، در جنس پیکان بوده یا در فشاری که می‌باید بر زه وارد می‌شده است؟ شاید هم التزام او به آموزه‌های گذشته کار دستش داده یا تشویق تماشاچیان حواسش را پرت کرده‌ است. من به این دو تای آخری بیشتر باور دارم. کار من تذکره‌نویسی نیست اما ظاهرا باید بگویم: مجموعه داستان «نوبت سگ‌ها» در سال 94 در 136 صفحه و مجموعه داستان «بارش سفره‌ماهی» در سال 95 در 125 صفحه با قیمت 10500 تومان توسط نشر مرکز منتشر شده‌ است. اگر می‌خواهید از خواندن بیش از یک جین داستاه کوتاه خوب لذت ببرید، پیشنهاد می‌کنم این دو کتاب سروش چیت‌ساز را بخوانید. *انتشار دیدگاه نویسنده، به معنای موضع خبرگزاری کتاب نیست.   ]]> ادبیات Sat, 25 Mar 2017 08:27:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246486/اگر-سروش-سر-شورش-بردارد ​نگاهی به مجموعه داستان «مستر جیکاک» اثر احمد حسن‌زاده http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246469/نگاهی-مجموعه-داستان-مستر-جیکاک-اثر-احمد-حسن-زاده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مستر جیکاک»، اثر احمد حسن‌زاده، به عنوان نامزد بخش مجموعه داستان، جایزه ادبی هفت‌اقلیم معرفی شده است. «مستر جیکاک»، در 136 صفحه و به‌بهای 9 هزار و 500 تومان توسط نشر نیماژ منتشر شده است. در همین راستا عمار اکبرپور، کارشناس ارشد روانکاوی بالینی، نویسنده و منتقد در یادداشتی با نگاه روانکاوی به بررسی این اثر پرداخته است.   یادداشت عمار اکبرپور، به شرح زیر است: مجموعه داستان «مستر جیکاک» شامل شش داستان کوتاه به هم پیوسته است. گرچه هر داستان ماهیتی مستقل دارد، اما عناصر، شخصیت‌ها و نمادهای گوناگونی در داستان‌ها تکرار می‌شود که آنها را به هم پیوند می‌زند. در این میان نخ تسبیح و خط قدرتمند پیوند دهنده همه داستان‌ها، بر حول محور خشونت، عقب‌ماندگی و خرافات می‌چرخد. همان‌گونه که در داستان اول«مستر جیکاک» که عنوان کتاب هم از آن وام گرفته شده، سایه سنگین جاسوس انگلیسی در تک تک صفحات داستان منتشر و مستتر است. مستر به عنوان وجهی از استعمار و به‌عنوان یکی از دلایل خشونت و عقب ماندگی ما محسوب می‌شود. نکته دیگر درباره این مجموعه داستان، سیر تاریخی آن است. این کتاب تاریخی صد ساله از جدال ایرانیان با عناصری چون مدرنیته، استعمار، عقب‌ماندگی، خرافات و خشونت را در قالب داستان به تصویر می‌کشد. از اولین لحظات کشف نفت در جنوب ایران تا سال‌های پس از جنگ ایران با عراق در اوایل دهه هفتاد شمسی. نقطه ثقل همه داستان‌ها، از منظر جغرافیایی نیز مناطق جنوب غربی ایران، در امتداد رشته کوه‌های زاگرس است، مکانی که برای اولین بار در ایران، با اولین نشانه‌ها و سر برآوردن مدرنیته مواجهه شد و وارد چرخه‌ای بزرگ از تغییرات گشت که بسیاری از علائم آن، هم اکنون در زندگی تک تک ما ایرانیان مشهود است. علائمی که شاید بیش از اقتصاد و یا سایر عوامل مادی، اذهان و روان مردم را تحت تاثیر خود قرار داد. در برسی دقیق‌تر از مجموعه داستان «مسترجیکاک» باید به چند موضوع از منظر روانکاوانه توجه داشت. اولا، از نظر من این داستان‌ها به طور ملموسی، وضعیت روانی یک دوره تقریبا صدساله را به خوبی نشان می‌دهد. وضعیت روانی بخش‌هایی از جامعه و اقلیم فراموش شده ایران را که دوره‌های طولانی با استعمار و خشونت داخلی دولتی دسته و پنجه نرم می‌کرد و نیز ورود بی‌امان عناصر مدرنیته از طریق نفت به آن نواحی، هویت‌شان را به طوری جدی در معرض تهدید قرار داد. برای رسیدن به دیدی روشن‌تر، بهتر است هر داستان را به طور جداگانه مرور کرد و از دل جزئیات به حادثه هولناک فروپاشی روح‌های درمانده‌ای نگاه کرد که برای یافتن راهی برای گریز از مخمصمه‌ای که چه بسا تعریفی از آن نداشتند، درماندند. نکته جالب توجه درباره اکثر داستان‌ها، بعد روانی و شخصیتی تمامی کاراکترهاست که به خوبی به چشم می‌خورد. در داستان مسترجیکاک (داستان اول مجموعه) شخصیت اصلی داستان، «اَمونی»، سرشار از عقده‌های روانی به جا مانده از دوران کودکی و نوجوانی‌اش است. او در دوران کودکی شاهد از دست رفتن خانواده‌اش بوده است. در روند داستان درمی‌یابیم که خانواده او به طور بی‌رحمانه‌ای قتل و عام شده‌اند. جایی که در داستان می‌گوید: «ستاره‌ها آسمان را خال‌خالی کرده بودند. لحظه‌ای چشم دوختم و چشمان مادرم را در دُبّ‌اکبر دیدم که خونی زرد می‌گریست؛ گلوی بریده پدرم را در شاخ پروین دیدم که خون سیاه می‌پاشید؛ زبان برادرم را دیدم که زیر ضربه‌های بی‌رحم سم اسب‌های تفنگچی‌های خان، مابین دندان‌هایش قیچی شده بود و همچون شهابی بر پهنه آسمان تیغ می‌کشید. می‌توانستم تمبان گُل‌گُلی خواهرم را که با تمام قدرت در دست نگه داشته بود تا میرشکال عبوس و بی‌شرم ستاره‌هایش را به زیر نکشد، ببینم. می‌توانستم آن همه خشم و غضب را در وجودم احساس کنم که با نفس‌هایم از چاله دهان بیرون می‌زد و زبانه می‌کشید...» این تصویری تکان دهنده است. نویسنده با مهارتی ستودنی، زمانی که ذهن خواننده به دنبال این پاسخ است که چرا شخصیت داستان تا به این اندازه کینه به دل دارد و یا چرا با همکاری با مسترجیکاک، دست به خیانت زده، این یادآوری را در میان خودگویی«اَمونی» قرار می‌دهد. به دیگر سخن، شخصیت «اَمونی» صدای نسلی فروخورده و مورد ظلم قرار گرفته است که دست به خود ویرانگری می‌زند و آنقدر این ویرانی‌اش ادامه می‌یابد که حتی لحظه‌ای که می‌خواهد مسیر خود را عوض کند، بسیار دیر شده است. در این داستان، حسن‌زاده به زیبایی هرچه تمام‌تر مابین عشق، نفرت و انتقام ارتباطی ظریف ایجاد می‌کند. چنانکه کاملا اقلیم و یا بومی‌گرایی داستان را فراموش کرده و مسحور پرداخت مدرن و ذهن پیشرو نویسنده‌اش می‌شوید. داستان دوم مجموعه به نام «طلوع» روایتی حیرت‌انگیز، جذاب و بی‌نقص از فردی شکست خورده است که قصد دارد از دل اضمحلال خودش راه صعود بیابد. «آقابابا»، شخصیت اصلی این داستان که جنبشی مردمی به نام طلوع را رهبری می‌کند، نمونه کاملی از شخصیتی «اسکیزوتایپال» است.  از آن دسته آدم‌هایی که دیگران در روابطه‌شان با  این افراد، آنها را عجیب و غیر‌عادی تشخیص می‌دهند. آقابابای قصه طلوع صاحب تفکرات سحر آمیز، عقاید انتسابی، اشتباهات حسی و استادی چیره دست در  مسخ واقعیت است. او صحبت‌های غیر معمول می‌کند، همه چیز را شگفت‌انگیز می‌بیند و افکار عجیب و غریب دارد. همچنین به قدری به افکار خود، در عین رندی مثال زدنی‌اش باور دارد که هر فکر و عقیده خرافی را بی هیچ زحمتی به خورد مردم می‌دهد. او ادعای دست یافتن به بعد چ‍‍هارم یا حس ششم، تله‌پاتی و پیش‌گویی دارد و می‌دانیم که اسکیزوتایپال‌ها به شدت خرافی هستند و ممکن است به گروه‍‌ها و فرقه‌هایی با رفتار و آداب عجیب و غریب بپیوندند و یا خودشان دست به عملی مشابه برای راه‌اندازی چنین فرقه یا گروهی بزنند. ضمنا این افراد پس از شکست در افکار یا طریقت خودساخته و موهوم‌شان در اغلب موارد به اسکیزفرنی شدید دچار می‌شوند. اما آنچه در این مقال اهمیت دارد، زمینه ایجاد اسکیزوتایپال است. اسکیزوتایپال در واقع محصول جوامع بسته است. عموما افرادی که دارای هوش بالایی نسبت به خرد جمعی و جامعه هستند، آنچنان که آقابابا هست، در صورت عدم توفیق، به سوی این ویرانی روانی سوق پیدا می‌کنند. آنها ابتدا از گفت‌وگوهای ذهنی با خود شروع کرده و پس از آنکه به ارضای لازم نمی‌رسند، دست به طغیان و عملی کردن افکارشان می‌زنند. اگر چنین افرادی بتوانند در گام اول موفق شوند، سرعت رشدشان حیرت‌آور خواهد بود. چنانکه آقابابا به رشدی چشمگیر می‌رسد. اما واقعیت این است، که بخش اعظمی از این اختلال پی آیند فشار روانی حاصل از بی‌عدالتی و نادیده گرفتن فرد توسط جامعه است. به هر روی، آقابابا با نوعی از عرفان کاذب، افراد زیادی را گرد خود جمع کرده و انقلابی در ابعاد کوچک را شروع می‌کند. به طوری که شخصیت‌های ظالم قصه، به نوعی از تسلیم وادار شده و حیله‌گری‌ها برای براندازی آقابابا آغاز می‌شود. نویسنده با هوشمندی بالایی، آقابابایی را که معتاد به تریاک است را با توهماتش گره زده و از دل توهمات او زنجیره حوادث داستان را پی می‌برد و جذابیت این زنجیره در باورپذیر بودن آن است. مسائل در داستان بسیار باورپذیرند، چرا که ما ریشه‌های خرافه و خرافه‌پرستی در گذشته نه چندان دور و هم‌اکنون جامعه خود را دیده و هر روزه می‌بینیم. احمد حسن‌زاده در این داستان به‌خوبی نشانه‌ها و ریشه‌های عقب‌ماندگی جامعه ایرانی را به نمایش می‌گذارد. روایتی به غایت مدرن، از امری به غایت کهنه، همچون جامعه‌ای مدرن مثلا در معماری و تکنولوژی و...، اما روابطی تکامل نیافته و خرد جمعی شکل نگرفته و در نهایت تنهایی و سرخوردگی و خودویرانگری‌های فراوان. پس از این سراغ داستان منتظران می‌رویم که با داستان‌های پس از خود یعنی«کودکان در خاک»، «دالو» و قلعه در ارتباطی تنگاگ قرار دارد و برآیند جامعه گذشته داستان‌های اول است. داستان‌هایی که شاید اختلافی پنجاه ساله از منظر زمانی به نیمه دوم کتاب دارند. در این داستان‌ها نیز ما زنجیره روانشناختی آدم‌ها را می‌بینیم که به زیبایی ساخته و پرداخته شده اند. در ادامه، حسن‌زاده از آن فضای سراسر مردانه و بیرونی داستانهای اول فاصله گرفته و کم‌کم به سوی نهاد خانواده می آید. به زن‌ها و کودکانی می‌پردازد که زاییده بحران‌های گذشته‌اند. زن‌ها و کودکان درخودفرورفته و فراموش شده‌اند. آدم‌هایی بی‌اولویت برای هیچ‌کس. این زن‌ها و کودکان به شکلی به تصویر درآمده‌اند که انگار جایگاهی در هیچ کجا ندارند. به همین خاطر تلاش‌های فزاینده آنها را برای جا دادن خود در یک الگو، حالا هر الگویی که شد، می‌بینم. این تلاش بیمارگونه آنها، مسیر را برای تخیلات موهوم‌شان گشوده است. اتفاقا خرافه سرعت بیشتری به خود گرفته و جولان می‌دهد، تا جایی که در قسمت‌هایی از داستان، آدم‌های قصه به گونه کاملا غم‌انگیزی، تخیل و خرافه ذهن خود را به حقیقت ترجیح داده و حتی برای نشنیدن و ندیدن و در معرض قرار نگرفتن حقیقت، حاضرند تا پای جان بجنگند. تداوم زنجیره شکست‌های پی‌در‌پی و تاریخی آنها که از گذشتگان‌شان به آنها ارث رسیده، ناخودآگاهی جمعی را شکل داده که دیگر واقعیت را نمی‌پسندد، گرچه آنها در واقعیت جسم و مکان زیست می‌کنند و داستان‌ها کاملا رئالیستی و به دور از لفاظی‌های نامتعارف است، اما فضای ذهن داستان‌ها و آدم‌های داستان، چاه ویلی از موهوماتی است که انگار قرار است تا ابد ادامه یابد. در پایان  شاید بیراه نباشد اگر بگویم، مجموعه داستان «مسترجیکاک» می‌تواند در زمره بهترین مجموعه‌هایی که در سال‌های اخیر در ایران به چاپ رسیده است، قرار گیرد و نوید نویسنده‌ای خلاق، دقیق و روایت‌گر را می‌دهد که یقینا باید در انتظار کارهای ارزشمندی از او در آینده باشیم. توصیه من به خوانندگان این است که خواندن این کتاب را از دست ندهند، کتابی که در آینده، بیشتر و بیشتر از آن خواهید شنید. این مجموعه داستان، شامل شش داستان کوتاه به نام‌های: مستر جیکاک، طلوع، منتظران، کودکان در خاک، دالو(پیرزن)، و قلعه است.   ]]> ادبیات Sat, 25 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246469/نگاهی-مجموعه-داستان-مستر-جیکاک-اثر-احمد-حسن-زاده ​یادداشتی بر رمان «کافه‌ی خیابان گوته» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246484/یادداشتی-رمان-کافه-ی-خیابان-گوته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «کافه‌ی خیابان گوته»، نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی امسال به‌عنوان اثر برگزیده بخش آزاد جایزه ادبی شهید حبیب غنی‌پور معرفی شد. این کتاب در 256 صفحه و به بهای 13 هزار و 500 هزار تومان توسط نشر افق منتشر شده است. در این راستا رضا فکری، نویسنده در قالب یادداشتی به بررسی این اثر پرداخته است.    یادداشت رضا فکری به شرح زیر است:  «خانواده‌های خوشبخت کمابیش شبیه یکدیگرند، اما هر خانواده‌ی نگون‌بخت به نوعی نگون‌بخت است». این جمله‌ی آغازین رمان «کافه‌ی خیابان گوته» است که حمیدرضا شاه‌آبادی آن را از ابتدای رمان آنا کارنینای تولستوی وام گرفته است. آغازی که قرار خود را با مخاطبش می‌گذارد که بناست شوربختی شخصیتی به نام «کیانوش مستوفی» را به تصویر بکشد، مرد گمنامی که کافه‌ی کوچکی در خیابان گوته دارد. پس از این مقدمه‌ی کوتاه است که رمان به سرعت گشوده می‌شود و نویسنده لابه‌لای ترسیم فضایی گروتسک که با تصویر پیرمردی طناب‌پیچ و شکنجه‌شده و آش‌ولاش گره می‌خورد، مخاطب را به گذشته‌ی کیانوش پرتاب می‌کند و اوضاع گذشته‌ی ویران او را شرح می‌دهد. نویسنده رفته رفته این شخصیت را در جایگاه نمایندگی چپ‌هایی قرار می‌دهد که سرخوردگی را در همه‌ی ادوار حضور تاریخی‌شان در ایران تجربه کرده‌اند. درواقع شاه‌آبادی از منظر این شخصیتِ مغموم و از زیر و بالا کردن خاندان متصل به اوست که روایتی از شکل‌گیری جنبش‌های چپ در ایران ارائه می‌کند و به زندگی خُرده‌پاهای این گروه می‌پردازد. آن‌هایی که اغلب صادقانه برای آرمان‌هایشان ایستادگی کردند و در این راه تاوان‌های بسیار سنگینی هم دادند. او در این نور انداختن به رده‌های پایین‌تر گروه‌های چپ، وقایع و حوادثی از گذشته را به شیوه‌ی واقعیت آمیخته با خیال، بر می‌سازد. به این شیوه که نعل به نعل رویدادهای تاریخی را وارد داستان نمی‌کند و مطلقا اصراری بر انطباق تاریخی واقعه‌های داستانی‌اش ندارد. او گاهی در این دست بُردن‌های تاریخی‌اش، زمان وقوع رخدادها را جا به جا می‌کند و نام‌هایشان را تغییر می‌دهد و گاهی مکان‌های مشخص تاریخی را در مقاطع دیگری بازسازی می‌کند. نویسنده همین‌طور فصل پایانی و گره‌گشایی کتاب را هم بدل می‌کند به فصل عدم قطعیت کتاب و پرسش‌های طرح شده‌ی رمان را با پاسخی قطعی خاتمه نمی‌دهد و با طرح پرسش‌هایی دیگر باز می‌گذارد. عدم قطعیتی که مخاطب را به دوباره‌خوانی متن و به دنبال کردن رد پاها و نشانه‌هایی که نویسنده در متن قرار داده دعوت می‌کند. و اما چپ‌ها در رمان شاه‌آبادی در چند دوره و به شکلی نقیضه و طنزآمیز بررسی می‌شوند. اول چپ‌های دوره‌ی پهلوی دوم هستند. چپ‌هایی که خود از بخش‌های بورژوای جامعه سر برآورده‌اند و در سیستم حکومت دارای ارتباطات فراوانی هستند و در بزنگاه‌ها و برای فرار از تنگناها از این نفوذ استفاده می‌کنند. کسانی که عنوان کمونیست را یدک می‌کشند در حالی که خود رنجی نکشیده‌اند و شاید برای پس زدن همین پیشینه‌ی اشرافی است که شعارهای برابری سر می‌دهند و از زیربنا بودن اقتصاد حرف می‌زنند و در خانه‌ای اجاره‌ای بدون کولر و پنکه زندگی می‌کنند. آن‌ها مدام نگران این موضوع هستند که مبادا احساس بورژوازی کنند و در این راه معتقدند مهندس‌ها هم باید دوشادوش کارگرها کار کنند و حتا پا را از این هم فراتر می‌گذارند و برخی از ترجمه‌های ادبی را به دلیل زبان رومانتیک مترجم پس می‌زنند و نثر پرصلابت و انقلابی را بیشتر می‌پسندند. آن‌ها درگیر نوعی از مبارزه هستند که سر و شکلی دم دستی دارد، مثل وقتی که کودهای حیوانی را به دوشان‌تپه می‌برند تا شاه از بوی بد آن آزرده شود. بررسی این تاریخ به زمان‌هایی دورتر هم می‌رسد. به ماجرای مورگان شوستر و اولتیماتوم روس‌ها و پای حیدر عمو اوغلی (از اولین بلشویک‌های ایران) هم به میان می‌آید و حضور بلشویک‌هایی که فقط و فقط از گذر چاه‌های نفت است که خلق‌های محروم را نجات می‌دهند. نویسنده به شکل‌گیری جنبش پرولتاریای ایران هم اشاره می‌کند که قرار است با حرکت کارگران به سمت منزل امین‌الضرب شکل بگیرد و با عطسه‌ی بی‌موقع یک کارگر در نطفه خفه می‌شود و همچنین حمله‌ی چماق‌داران قوام به اعضای حزب بلشویک که آن‌ها به جای مقابله و حمله‌ی متقابل، با هم شروع به بحث نظری می‌کنند هم از جمله‌ی موارد طرح‌شده‌ی طنزآمیز در رمان است. و در نهایت دوره‌ی مهاجرت و تبعید اجباری این گروه‌ها به بلوک شرق اروپا هم از نظر نویسنده دور نمانده است. وقتی که کارگرها در آلمان شرقی جاده می‌سازند و سرود می‌خوانند. آن‌ها وقتی مصالحی برای جاده‌سازی هم ندارند باز سرود می‌خوانند و حتا وقتی دیوار برلین هم فرو می‌ریزد این‌ها باز هم به خواندن‌شان ادامه می‌دهند و این سرود خواندن آن‌قدر مهم است که کارگرها به محض گرفتگی صدایشان به آشپزخانه فرستاده می‌شوند. این‌ها چپ‌هایی هستند که اگرچه خود در مهد تمدن و مدرنیته زندگی می‌کنند اما به نوعی مکتب لیبرال دموکراسی را (که فوکویاما در سال 1989 و پس از سقوط مارکسيسم-لنينيسم ارائه کرد) به سخره می‌گیرند و چپ‌های اروپا را کسانی می‌دانند که در لجن‌زار سرمایه‌داری به دنبال سوسیالیزم هستند. همه‌ی این‌ها که گفته شد اغلب از زمینه‌ی طنزی بهره گرفته که گزندگی بسیاری در خود دارد و سرتاسر انتقاد و گلایه از رد پاهایی است که توده در تاریخ ایران به جا گذاشته است. اگرچه که کوشش بسیار نویسنده بر این است که کار در همین سطح طنز بماند و به هجو نکشد اما ناگفته پیداست که هنگام نقل تاریخ گروهی که دادن انعام به یک پیشخدمت را یک حرکتی بورژوامابانه می‌دانستند و تمام ماهیت و هویت‌شان را در ضدیت با بورژوازی می‌دیدند، نمی‌شود طنز محض را در نظر گرفت. ]]> ادبیات Sat, 25 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246484/یادداشتی-رمان-کافه-ی-خیابان-گوته نگاهی به داستان «پیاده» اثر حمید بابایی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246403/نگاهی-داستان-پیاده-اثر-حمید-بابایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «پیاده»، اثر حمید بابایی، کاندید بخش رمان جایزه ادبی هفت‌اقلیم است. «پیاده»، در 220 صفحه و به بهای 15 هزار تومان توسط انتشارات مروارید منتشر شده است. در همین راستا ملاحت نیکی، نویسنده در یادداشتی به بررسی این اثر پرداخته است.   یادداشت ملاحت نیکی به شرح زیر است: «پیاده» نخستین تجربه­‌‌ی روایی داستان‌نویس جوان، حمید بابایی است که در اسفند 94 توسط نشر مروارید راهی بازار شد. رمانی در 220 صفحه که به‌عنوان اولین اثر نگارنده‌اش، معرف نویسنده‌­ای جدی و قابل اعتناست. انتخاب درست سوژه­ای مبتنی بر تجربه­‌ی زیستی نویسنده، روایت را محکم و ملموس ساخته است.   همچنین انتخاب زاویه­ دید اول شخص نیز به باورپذیری و صمیمیت لحن افزوده است. روایت معطوف به دوران متفاوت و خاص خدمت سربازی است. دورانی که تجربه‌­ آن گاهی چنان تاثیر­گذار و شگرف است که محل ارجاع خاطر‌ها و نقل قول در تمام دوران زندگی شخص می‌­شود. امید راوی جوان تحصیل کرده، درون‌گرا و از طبقه­ متوسط شهری است و تمایلات و دل‌مشغولی‌­هایی مطابق با خاستگاه و محیطش دارد. اعزام به دوره­‌ی سربازی در این برهه زمانی، برای او نه از سر اجبار بلکه انتخاب است. انتخابی برای گریز از خاطرات. خاطرات اما همراه او می­‌آیند. صحنه عوض می‌­شود ولی بازیگران ذهن او نه. رمان در حالت انتظار روایت می‌­شود. سربازان پادگان در انتظار میان دوره، روزها را سپری می‌کنند، ولی سیر گذشت زمان که ظاهرا خطی به نظر می­‌رسد، چنبره­‌وار و حلقه مانند است و امید به پایان، در طول رمان، رفته‌رفته کمرنگ­‌تر می‌­شود. رویدادهای شگرف، با آمیزه­ای از تخیل و وهم، روایت را از واقع‌گرایی دور می­کند و همین تکنیک کمک می­‌کند اثر از خاطره‌­گویی فاصله گرفته و داستانی شود.   رمان نثر روان و خوش‌خوانی دارد، همچنین زبان داستان با شخصیت راوی، مطابق بوده و زاویه ندارد و این هماهنگی به محکم بودن نثر کمک کرده است. داستان حواشی و تشویش ندارد و متمرکز و معطوف به ایده، روایت می‌شود. از نکات مثبت آن‌که نویسنده، شیفته­ قلم خودش نشده است. توصیفات و فضا‌سازی قوی و موجز است. زیاده‌­گویی ندارد. دیالوگ­‌ها نیز قوی و سالم­‌اند و خوش‌بختانه از آفات دیالوگ‌نویسی (پینگ‌پونگی شدن دیالوگ و شیرین زبانی تحمیلی) اثری نیست. در میان خوانش رمان، گاهی به نظر می­‌رسد نویسنده بسیار خون‌سرد است، همان‌طور که شیفته­ زبانش نیست، شیفته‌ روایتش نیز نیست و این موضوع کمی ریتم متن را در میانه روایت کُند می­‌کند ولی صفحه‌های پایانی و پایان‌بندی رمان این کُندی را توجیه می­‌کند. پایان‌بندی خوب اثر، لنگر و نقطه­‌ی قوت آن است. رمان در زمانی تمام می­‌شود که راوی در وصف آن (گاه و زمان) می­‌گوید: «شب روشنی است. همه چیز را می­‌شود به وضوح دید.» صفحه­‌ی 218 . تناقض شب و روشنی برای پادگانی که روزهای مه‌­آلود و تاریکی را پشت سر گذاشته، نمادی از تجربه­‌ای شگرف است و آن رسیدن به جایی است که شبیه جاهای قبل نیست و نوید یک شروع غریب را می‌دهد. گویی رمان آنجا که به پایان می‌رسد در واقع دوباره شروع می‌شود و این بار بازی‌ای را با ذهن مخاطب آغاز می‌کند. بن‌مایه فلسفی اثر و این که نویسنده کوشیده دو مفهوم مهم هستی‌شناسی، جبر و اختیار را در قالب یک داستان تصویر کند از مهمترین رویکردهای این اثر است. در واقع نویسنده سعی نکرده مفاهیم را در داستان بریزد و لباسی برای آن بپوشاند که در تن اثر زار بزند، بلکه گویی داستان با این مفاهیم آکنده است.   ]]> ادبیات Fri, 24 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246403/نگاهی-داستان-پیاده-اثر-حمید-بابایی ​یادداشتی بر رمان «برکت» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246376/یادداشتی-رمان-برکت-نوشته-ابراهیم-اکبری-دیزگاه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در آیین اختتامیه شانزدهمین دوره جایزه ادبی شهید حبیب غنی‌پور، کتاب «برکت»، اثر ابراهیم اکبری دیزگاه، به عنوان اثر شایسته تقدیر، بخش آزاد معرفی شد. «برکت» در سال 94 در 304 صفحه و به بهای 33 هزار تومان توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر شده است. در همین راستا علی‌الله سلیمی، نویسنده کشورمان به بررسی این اثر پرداخته است.   یادداشت علی‌الله سلیمی، به شرح زیر است:  کشف لحظه‌های روحانی در زندگی روزمره، آن هم در یک محیط روستایی دور از مرکز و تضادی که واقعیت‌های موجود در آن مکان پرت و دور افتاده ایجاد می‌کند، از محورهای اصلی رمان«برکت» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه است. یونس برکت، طلبه جوانی که روحیه لطیف و عارفانه‌اش با واقعیت‌های خشن زندگی شهری سازگاری چندانی ندارد، به روستایی در دل طبیعت پناه می‌برد تا هم در فضای مورد نظرش نفس بکشد و هم برای مدت کوتاهی هم که شده از واقعیت‌های ناخوشایند، دور باشد. البته او برای این سفر دلخواهش توجیه نسبتا قابل قبولی هم دارد. طلبه جوان برای تبلیغ دین به یک روستا، می‌رود و در آنجا، بر خلاف تصور قبلی‌اش  با واقعیت‌های تازه‌ای مواجه می‌شود. پیشینه این شخصیت نشان می‌دهد از گذشته خود دل خوشی ندارد. همسرش سونیا، که دیدگاه‌های اجتماعی و دینی مخالف او را دارد، تا مرز جنون این طلبه جوان را آزار داده و باعث شده ارتباط یونس با خانواده خودش هم تا حدودی تیره و تار شود. از طرفی، یونس در محل کارش در دفتر روزنامه‌ای، با مشکل مواجه شده و به نوعی شغلش را از دست داده، مدتی در دانشگاه عکاسی خوانده اما عملا به ثبات کاری در شغلش کمک نکرده و در نهایت، فعالیت مورد علاقه‌اش، طلبگی را با عشق و علاقه دنبال کرده و حالا هم در راستای تکمیل فرایند این کار عازم یک محیط روستایی شده است. به بیان دیگر، با انتخاب سفر یک ماهه در طول ماه رمضان به روستا برای تبلیغ دین، با یک تیر دو نشان را نشانه رفته است؛ دوری از سونیا و رسیدن به آرامش درونی و محک زدن خود به عنوان یک مبلغ دینی و ارزیابی توانایی‌هایش در این عرصه که به آن عشق می‌ورزد. با این حال، محیط روستا و آدم‌های ساکن در آن، رویاهای او در رسیدن به نقطه مطلوب در زندگی را برآورده نمی‌کنند و جهان نامکشوف تازه‌ای را در برابر او می‌گسرانند. واقعیتی که از ریشه دواندن جهل و خرافه در محیط‌های روستایی خبر می‌دهد و تلاش‌های طلبه جوان برای غلبه بر این واقعیت تلخ را با مشکلات جدی مواجه می‌کند. یونس برکت، قصد دارد در این محیط تازه با الهام از آموزه‌های دینی به جنگ جهل و خرافه برود اما مقاومت ساکنان روستا که در باورهای کهن آنها ریشه دوانده است، پایه‌های امید یونس برکت را مدام سست می‌کنند. نگاه‌های سطحی در میان ساکنان روستا به آموزه‌های دینی هم سرایت می‌کند و اغلب آنها مدام در پی بهره‌برداری از این آموزه‌های دینی برای منافع شخصی خود هستند. مانند شخصیت غلام که وقتی فهمیده از نظر شرعی منع چندانی برای ازدواج دوم او وجود ندارد، در پی آن است که به این نیت خود جامع عمل بپوشاند. یا سایر شخصیت‌ها در بین روستایی‌ها که وقتی از بهبودی بیماری زن حمزه مطلع می‌شوند و آن را به معجزه‌ای از جانب شیخ جوان نسبت می‌دهند. چون او برای بهبودی‌اش دعا کرده است؛ وقت و بی‌وقت به سراغ «شیخ» یا همان طلبه جوان، یونس برکت می‌آیند و از او می‌خواهند برای مشکلات شخصی آنها دعا کند و گره از کارشان بگشاید. تا جایی که برای رفع کسالت حیوانات اهلی هم به سراغ شیخ می‌آیند و او را کلافه می‌کنند. شیخ به مرور در می‌یابد که از منظر روستایی‌ها، کارکرد دین باید گره‌گشایی آنی و ملموس در زندگی روزمره آنها باشد که این مسئله از نگاه او در وهله اول با ماهیت آموزه‌های دینی منافات دارد. با این حال، او احساس می‌کند رسالتی را قبول کرده که باید برای پیشبرد آن راهکار مناسبی را هم پیدا کند و به کار گیرد. شاید از این منظر است که سعی می‌کند با برخی از خواسته‌های روستایی‌ها کنار بیاید. جنس سئوال‌ها و خواسته‌های اهالی روستا با معیارهای شخصیتی شیخ سازگاری ندارد اما برخی سئوال‌ها از جانب برخی از روستایی‌ها، شیخ جوان را به فکر فرو می‌برد. از جمله سئوالی که یکی از دختران روستا در کلاس قرآن مطرح می‌کند و می‌پرسد: «ایمان چه جوری به وجود می‌آید؟» شیخ جوان که گویی در آن لحظه آمادگی پاسخ دادن به این سئوال مهم را ندارد سخت به فکر فرو می‌رود و هر بار که با این دختر روستایی مواجه می‌شود، به نوعی از پاسخ دادن به سئوال دختر طفره می‌رود اما ذهنش درگیر آن می‌شود. در ادامه داستان، همان دختر که راوی اسم«دختر ایمانی پرس» رویش می‌گذارد، یونس را یاد سمیرا، همدوره‌اش در دانشگاه می‌اندازد که به همین اندازه متفاوت و اسرار آمیز بوده است. وجه اشتراک این دو، سوختن عکس‌هایشان در دوربین یونس است که جنبه ماورائی هم به ماجرا می‌دهد و گویی نشانه‌ای است که باید برای یونس حامل پیام خاصی باشد. با آن که رمان برکت، رویکرد رئالیستی دارد اما در جای جای آن، نشانه‌هایی از ذهنیت سورئالیستی هم دیده می‌شود. مانند نقش آفرینی بعضی از حیوانات در ماجراهای داستان که حامل پیام‌های ضمنی در ارتباط با ماجراهای جاری است. این پیش فرض‌ها، زمانی عینی‌تر می‌شود که ارتباط آنها با ذهنیت شخصیت‌های داستان را در کنار هم قرار دهیم تا به معناهای تازه‌ای در دنیای ذهنی و پیرامون آنها برسیم. البته بخشی از این ذهنیت به ناخودآگاه این شخصیت‌ها بر می‌گردد که «خواب»‌های آنها در این میان، نقش اساسی دارد. از همان ابتدای رمان، در خواب‌های برخی از روستایی‌ها، گاو زردی حضور دارد که وقتی با شیخ جوان در میان می‌گذارند، او را به فکر وا می‌دارد. در چند مرحله این خواب‌ها به اشکال مختلف تکرار می‌شود و اتفاقا در پایان داستان هم مسئله خواب و گاو زرد به شکل سمبلیک حضور دارد. این بخش از داستان، سفیدنگاری‌هایی را به همراه دارد که جای کافی برای تأویل‌های مختلف را باز می‌گذارد. موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که رفتارهای برخی از شخصیت‌ها در طول داستان را به این مسئله مرتبط بدانیم. مثل حرف‌هایی که شاه قلی، شخصیت نامتعادل داستان در جای جای رمان می‌زند و مدام با خود تکرار می‌کند: بی فایده است، بی فایده است... طنین این صدا در بخش‌های پایانی داستان هم در گوش راوی تکرار می‌شود که بی‌فایده است، سیب بی فایده است، شیخ بی فایده است، دشمن بی فایده است... اگر حرف‌های شاه قلی نیمه مجنون را صدایی از آن سوی ادراک خود فرض کنیم، آن وقت است که میدان تفسیر و تأویل‌های گوناگون برای بخش‌های نانوشته رمان برکت به مراتب بازتر می‌شود و این یکی از ویژگی‌های اصلی رمان برکت است که مخاطب را با خود به سمت نشانه‌های متعدد و قبال تأومل در اطراف خود سوق می‌دهد و او را وا می‌دارد درنگی در کنار نشانه‌های پیرامونش داشته باشد. شاید بتوان گفت عبارت «سرگشتگی شیخ جوان در میان نشانه‌ها» چکیده‌ای از روح جاری بر این رمان است که با نام روستای محل وقوع داستان، میانرود هم تناسب معنایی قابل توجهی دارد. شیخ جوان در میان انبوه نشانه‌های قابل تأومل قرار دارد و باید برای ادامه راه خود در زندگی روحانی و عارفانه‌ای که انتخاب کرده است، مسیری را متناسب با علایق و روحیات خود انتخاب کند و این سخت‌ترین بخش کار است که نویسنده سعی کرده از بیان مستقیم راهکار آن خورداری کند و داستان خود را با حضور انبوه نشانه‌ها به پایان برساند. ]]> ادبیات Thu, 23 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246376/یادداشتی-رمان-برکت-نوشته-ابراهیم-اکبری-دیزگاه نگاهی به مجموعه شعر «در اين اتاق‌ها» سروده جواد مجابی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246390/نگاهی-مجموعه-شعر-اتاق-ها-سروده-جواد-مجابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) متن یادداشت به شرح زیر است: «در ميان شاعران دهه 40 گروه «موج نو» اهميتی به سزا دارند. اين گروه كه در زمانه خود به دليل تفوق گفتمانی شعر ايدئولوژيک چندان كه بايد ديده نشد در سال‌های دهه 70 دوباره كشف شد و توانست با مخاطبان شعر ارتباط برقرار كند. جواد مجابی كه جديدترين مجموعه شعرش با نام «در اين اتاق‌ها» به‌تازگی توسط نشر چشمه به بازار عرضه شده است. از شاعران مهم و كمتر شناخته شده اين جريان شعری است. در شعر مجابی علاوه بر شهری بودن که در شعر هم‌نسلان او همچون احمدرضا احمدی و سپانلو نیز به خوبی دیدنی است، نوعی گرایش به درهم آمیختن مرز بین گونه‌های مختلف بیان ادبی و غیرادبی دیده می‌شود. از همان نخستین دفتر شعر تجربه‌های مجابی گستره‌ای وسیع از شعر نیمایی تا سپید و روایی تا تصویری را دربرمی‌گیرد. در عین حال تاثیرپذیری شاعر از هنرهای دیگر به خصوص نقاشی و موسیقی در این شعرها به خوبی دیدنی است.   در اين كتاب شاعر با نگاهی تجریدی و تصویرپردازی درخشان به سمت ابداع جهان‌های شاعرانه‌ی جدید گام بر می‌دارد که از مشخصه‌های اصلی شعر زمانه‌ی ماست و در تقابل با شعری قرار می‌گیرد که تا پیش از این تاثیرپذیری عکاسانه از جهان را تنها وظیفه و کارکرد خود قرار داده بود. مثلا در شعری با نام آفتاب را می‌خوانيم:   در آفتاب كه هستم آشكار می‌شوم به هيات كتاب ورق به ورق بر پوستم در گوشت در رگ و ريشه شعر و قصه نمايان   او در این شعر با بیانی پالوده، گویی درون فرد انسانی این روزگار را نقاشی می‌کند و در دسترس خواننده‌ی پیگیر قرار می‌دهد كه در تقابل با تلقی عينيت‌گرای گفتمان شعر متعهد است. در عين حال و به لحاظ فكری چالش‌هایی اساسی‌تر با هستی را درون خود به نمايش می‌گذارد. این ویژگی است که در کنار دیگر ویژگی‌های پیش گفته شعر مجابی را به یکی از شعرهای با اهمیت روزگار ما بدل می‌کند که پیگیری آن برای درک فرآیند تجدد در ادبیات نوین فارسی بسیار مفید است.   در عین حال فاصله گرفتن شاعر از بیانگری مستقیم و لحن حماسی غالب در سه کتاب اولش در این شعرها به گونهی بارزی به چشم می‌خورد که آن را به فهم معاصر ما از شعر نزدیک‌تر کرده است. آنجا كه در مطلع شعر درخشانی با نام «اتاق و آسمان» می‌نويسد: باران خاطرات ما را از اتاق شست باران ما را شست و خانه نمایی متروک و عريان شد   در اين شعر شعور تصويری شاعر به كمكش می‌آيد و چنان فضایی می‌آفريند كه در عين خيال‌انگيز بودن اصلی‌ترين ادراك ما از جهان پيرامون را به چالش می‌‌كشد و سوالی بزرگ در ذهن خواننده بيدار می‌كند كه چرا: از درز و دالان پچپچه‌ای می‌آيد شيرين قومی نهان‌شده با هم بر احوالی می‌خندند   طرح پرسش و محول كردن پاسخ به خواننده از ويژگی‌های مهم شعرهای مجابی در اين دفتر است كه در كنار تصويرگرايی ريزبينانه و تمايل شاعر به ارائه تعريف جديدی از جهان در قالبی شاعرانه اشعار اين كتاب را با زمانه ما معاصر می‌سازد. به این ترتیب مجابی را می‌توان در زمره‌ی شاعرانی دانست که توانسته‌اند در گذر سالیان ذهن و زبان خود را چنان متحول سازند که در زمانه ما نیز حرفی تازه برای مخاطبان داشته باشند.»   «در این اتاق‌ها» سروده جواد مجابی شامل 153 قطعه شعر، در258 صفحه و بهای 18000 تومان از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است.   ]]> ادبیات Thu, 23 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246390/نگاهی-مجموعه-شعر-اتاق-ها-سروده-جواد-مجابی ​انتشار سه کتاب جدید از امیرحسین خورشیدفر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246516/انتشار-سه-کتاب-جدید-امیرحسین-خورشیدفر امیرحسین خورشیدفر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: به زودی رمان «ولگردی با قصد قبلی»، ترجمه‌ای که با بهار احمدی فرد به‌صورت مشترک انجام داده‌ایم، توسط نشر پارسه منتشر می‌شود. این کتاب اثری از میوریل اسپارک (1918 - 2006) نویسنده و شاعر اسکاتلندی است که در سال 2008 تایمز اسپارک او را در رتبه هشتم مهم‌ترین نویسندگان بریتانیایی از سال 1954 تا آن زمان معرفی کرد. وی ادامه داد: «ولگردی با قصد قبلی» که در سال 1981 منتشر شده، موفق شد به شورت لیست جایزه بوکر راه پیدا کند. این کتاب از این لحاظ برای من قابل توجه بود که به نوعی موضوع این اثر، رمان نوشتن است. در این اثر، راوی زن جوان نویسنده‌ای به اسم فلور تالبوت است که می‌خواهد اولین رمانش را منتشر کند اما حوادثی که در محل کارش که یک انجمن عجیب و غریب که کارش تالیف شرح حال اشراف است و واقعیت و داستان در هم آمیخته می‌شود و بعد از فصول پرماجرایی به پایانی غیرمنتظره می‌انجامد. این نویسنده در توضیح موضوع رمان اظهار کرد: این رمان تصویری از زن هنرمند جوان در نیمه قرن بیستم، لندن در اوایل دهه پنجاه، ذهنیات و شرایط کاری یک نویسنده تازه کار، محافل ادبی و رابطه با ناشران را تصویر می‌کند که بدون شک برای خوانندگان و نویسندگان جوان ایرانی جالب و مفید خواهد بود.   وی افزود: ضمناً طنز و شیوه روایت اسپارک مثل بیشتر آثارش با طنز زیرپوستی همراه است. پیش از «ولگردی با قصد قبلی» دو رمان «خوابگاه دخترها» و «بهار میس جین برودی» به فارسی منتشر شده است.   خورشیدفر با اشاره به مجموعه داستان جدیدش گفت: مجموعه داستان، «شرط‌بندی روی اسب مسابقه»، نیز اثر جدیدی است که شامل 30 داستان کوتاه است که یک شخصیت مشترک و مرکزی دارند که یک معلم نقاشی کنکور است. در این کتاب توسط نشر ثالث منتتشر می‌شود، داستان‌ها عمدتا بسیار کوتاه هستند اما سه داستان مجموعه هرکدام پنجاه صفحه‌اند. نیمی از قصه‌های کتاب، ورسیون جدید و بازنویسی شده و منتخبی از 50 داستانی هستند که در سال 87 تا 88 به صورت سریالی در روزنامه اعتماد نوشتم. وی ادامه داد: فضای داستان‌ها متفاوت از مجموعه «زندگی مطابق خواسته تو پیش می‌رود» است. طنز عنصر مشترک بیشتر قصه‌هاست و می‌شود آن را از حیث مضمون و فضا متاثر از آثار مدرنیستی و نویسندگان رمان نو دانست. این نویسنده در توضیح رمان تالیفی‌ جدیدش نیز عنوان کرد: رمان «تهرانی‌ها» مهم‌ترین کتابی است که سال گذشته تمام کردم و امسال از طرف نشر مرکز منتشر می‌شود. «تهرانی‌ها» بیش از 550 صفحه است. از سال 90 مقدماتش آغاز شد اما نزدیک چهارسال نوشتنش زمان برد. رمانی که بسیار پرماجراست و ساختار شبکه‌ای دارد. این کتاب علیرغم تشابه اسم هیچ ربطی(حتی یک خط) با پاورقی تهرانی‌های من ندارد. وی افزود: همچنین این رمان به هیچ وجه به سبک آثاری که در این سال‌ها منتشر شده که با زبان ساده و عینی زندگی طبقه متوسط را بازنمایی می‌کنند یا شهر را همراه با تصویرهای زیرپوستی آن یا لایف استایل را نشان می‌دهند، نیست. به نظرم در این اثر علیرغم آنکه سعی شده بار پیچیدگی روی دوش خواننده نباشد اما تجربه جدیدی در میان آثار فارسی است داستان بین ۱۳۴۰ تا امروز در تهران، آبادان، مونیخ و جنوا روی می‌دهد. امیرحسین خورشیدفر در سال 1359 در تهران متولد شد. او فارغ‌التحصیل رشته طراحی صنعتی است و  از اواسط دهه هشتاد همکاری خود را با روزنامه اعتماد آغاز کرد. از او یادداشت‌ها، مقالات و گفت‌وگوهایی در این روزنامه چاپ شده‌است. او بعد از اعتماد، مدتی در بخش ادبیات روزنامه شرق فعالیت کرد و در حال حاضر مسئول صفحه ادبیات و کتاب روزنامه روزگار است. «داستانی از اولین روزهای زمین»، « پسری که هیچ ستاره‌ای نداشت»، « باران» و «روزی که آسمان شکست» برخی از آثار منتشر شده از این نویسنده است. ]]> ادبیات Wed, 22 Mar 2017 06:51:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246516/انتشار-سه-کتاب-جدید-امیرحسین-خورشیدفر نگاهی بر مجموعه شعر «پناه بر سكوت» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246331/نگاهی-مجموعه-شعر-پناه-سكوت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،متن یادداشت به شرح زیر است:   «چيزي در زير پوست شعرهای ماندگار تاريخ بوده است كه به آن شادابی و طراوتی هميشگی بخشيده است. همان «آن» شاعرانه كه بی‌ترديد در درونه‌ زبان جا خوش كرده و برونه‌ خوش بافت زبان تنها می‌تواند به درخشش آن بيافزايد. ساخت ناپيدایی كه نسيم يا توفان‌وار در شعر جريان می‌يابد و از دريافت آن به لذت متن تعبير می‌شود. اين لذت حتی در جريان ترجمه نابود نمی‌شود و از زبانی به زبانی و از ذهنی به ذهنی منتقل می‌شود و به همين دليل گويا بر اشتراكات فهم و حس بشر تكيه كرده است.   اين ساخت بر كشف پنهانی‌های جهان و نمايش آن در زبان متكی‌ست و شايد بتوان از منظری هايدگری، آن را «شهود» ناميد. شهادتی بر پنهانی‌هاي جهان كه تنها در لباس شعر می‌تواند «پديدار» گردد. اين ظهور همان «آن» شاعرانه است. شعر با چنين آنی در عين حال كه چيزی را كشف و پديدار كرده است، همان مكشوف را در پس شگردیی زباني دوباره پنهان می‌كند تا مخاطب را در لذت كشفی دوباره شريک كند. پس اين شعر حاصل دو كشف است: كشفی در جهان و كشفی در زبان. شاعر مخاطب را در كشف دوم شریک می‌كند ولی كشف اول بی‌ترديد تنها از آن خود شاعر و به نام او باقی می‌ماند. هرمنوتيک كلاسيک بر همين اصل متكی‌ست و درک آن كشف را تاويل می‌نامد اما در هرمنوتيک مدرن كه بر زبان و قابليت‌های آن متكی‌ست كشف در زبان، بی‌اعتنا به ذات پنهانی‌های جهان، صرفا در لايه‌های اول زبان انجام می‌شود و به همين دليل تاويل بنا بر فرامتن‌هاي متفاوت مخاطبان، متفاوت خواهد بود. از اين منظر هرمنوتيک كلاسيک و مدرن تضادی با هم ندارند و می‌توانند همراه با يكديگر به اعماق متن راه يابند. *** «درخت‌های گورستان/ در باد می‌رقصند/چيزی /باد را / به بازی گرفته است...» مضمون تا حد رقصيدن درختان در باد، مفهومی آشنا و قابل لمس است اما از آن به بعد، همان پديدار ساختن پديده‌ای ذهنی‌ست كه تا پيش از اين شعر پنهان بوده است. اين لايه‌ی زبانی، كشف گوشه‌ای از پنهانی‌های جهان در زبان است و نه تنها كشف توانايی زبانی.   شعرهای «شراره كامرانی» در مجموعه شعر «پناه بر سكوت» حاصل كشف و شهود شاعر در جهان هستند. در اين مجموعه «كامراني» با ادامه‌ی حركت در مضامين عينی به شهود و كشف پنهانی‌های جهان می‌رسد و همين شعرش را به عمق مفاهيم می‌برد. اين البته به معنای ذهنی شدن شعر او نيست بلكه ادامه‌ی شعر او در قلب تاريكی‌های جهان است. من از عكس‌های قديمی حسی نوستالژيک می‌گيرم اما «كامرانی» با ادامه‌ی همين حس معمولی به كنه مرگ و ابتذال زندگی راه می‌يابد: « براي اخم كردن / دليلی نداريم / ما عكس‌هايی هستيم / هر روز كمرنگ‌تر... لبخندی به صورت بياويز/ پيش از آن كه ظاهر شوی/ رنگ‌ها رفته‌‎‌اند/ يک وقت می‌بينی/ چشم‌هايت/ نقطه‌هایی كورند/ و جز سياهی را/ فراموش كرده‌اند»   اين تعميق در اين مجموعه فقط شامل مفاهيم مجردی چون مرگ و زندگی نمی‌شود بلكه شامل مفاهيم اجتماعی و شخصی می‌شود و همين نقطه‌ی برتری «پناه بر سكوت» بر مجموعه شعرهايی‌ست كه چه بسا از همين تعميق بهره‌مند هستند.   رام‌ترین شیر جهان/ پشت سکه‌های ما خوابیده/ که زورش به جوجه‌ای یک روزه هم نمی‌رسد کوتاه‌ترین خط جهان/ روی سکه‌های ما ایستاده/ که قدش به پیشخان نانوایی هم نمی‌رسد سبک‌ترین سکه‌های جهان/ سنگین/ در جیب‌های ما نشسته‌اند.   به همين خاطر «شراره كامرانی» را می‌توان شاعری متفكری جامعه‌گرا دانست چرا كه تفكر فراگير، به متفكر، منظر می‌بخشد. منظری كه تمام جهان را در خود خلاصه و تفسير می‌كند. انگار همه چيز از اين ديدگاه نه تفسيری يگانه بلكه تفاسيری متعدد اما در يک راستا دارند.   «كامرانی» تفكری دارد مبتنی بر باور به ابتذال روزمره‌ی جهان. ابتذالی كه به زوال هميشگی جهانيان، شكل و صورتی برگشت ناپذيرتر و در نتيجه غم‌انگيزتر می‌بخشد. «يك روز/ همه چيز خراب می‌شود/ همه چيز خراب می‌شود/ و پس از آوار/ ديوارها/ هرگز به روز اول برنمی‌گردند/ همه چيز خراب می‌شود/ و پس از آوار/ ديوارها/ پنهان كاری بلد نيستند... آن روز هر كسی می‌بيند/ زلزله‌ای كه سال‌ها تاخير كرده/ در كدام نقطه كورتر از تهران/ در كدام خراب شده/ از سرما به خود لرزيده است»   در اين شعر و شعرهایی از اين دست، شاعر با تلفيقی شاعرانه از مسائل اجتماعی و شخصی، باز هم جهان را از دريچه‌ی نگاه خويش كه همه چيز را در حال زوالی روزمره و مبتذل می‌بيند بازآفرينی‌ می‌كند و البته در اين شعر خاص با بهره‌گيری هوشمندانه از بيان قرآنی زمينه را برای تاويل دين‌مدارانه هم فراهم می‌كند.   حتی عشق با تمام ابعاد عاطفی‌اش در شعر «كامرانی» درگير زوال است و از اين رو غم و اندوه عاشقانه‌ی شاعر رنگ و بويی متفاوت از غم و اندوه عشق در اغلب اشعار عاشقانه‌ی فارسی دارد. «دوستت دارم/ دوستت دارم/ به سان قاصدكی ناگزير باد/ ناگزير زمزمه در گوش بادی منتشر در توفان...»   و اين زوال اجتناب‌ناپذير به عنوان محتوا وقتی با اين تكرارهای سمج و دخترانه همراه می‌شود مخاطب را به ياد آن دختر سمج و عاشق شعر معاصر ايران می‌اندازد: «فروغ فرخزاد» و درست مثل او اين نگاه اشراقي و درونگرايانه هرگز موجب غفلت از جامعه نشده است. *** اگر «شراره كامراني» در اولين مجموعه شعرش، «خطوط شكسته» از شهادت می‎نويسد، در آخرين مجموعه شعرش خود به شهادت می‌رسد. اگر شهيد بر عشق خويش گواهی‌ می‌دهد و به يگانگی با معشوق می‌رسد، «كامراني» با شهود در پديده‌های جهان بر زوال گريزناپذير آن گواهی می‌دهد و به شهادت می‌رسد.» مجموعه شعر «پناه بر سكوت» سروده شراره کامرانی، در 56 صفحه، به بهای 4500 تومان توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده است. این اثر در هفتمین دوره جایزه ادبی پروین نامزد دریافت جایزه برترین مجموعه شعر شده بود.   ]]> ادبیات Wed, 22 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246331/نگاهی-مجموعه-شعر-پناه-سكوت نگاهی به رمان «فیل‌ها» اثر شاهرخ گیوا http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246385/نگاهی-رمان-فیل-ها-اثر-شاهرخ-گیوا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در آیین اختتامیه دوازدهمین دوره جایزه ادبی واو، کتاب «فیل‌ها»، شاهرخ گیوا، به عنوان اثر برگزیده معرفی شد. «فیل‌ها» در 144 صفحه و به‌بهای 7 هزار تومان توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. یادداشت  محمود قلی‌پور، نویسنده و روزنامه‌نگار به شرح زیر است. «فیل‌های» شاهرخ گیوا بی‌شک یکی از بهترین و عمیق‌‎ترین رمان‌های چند سال اخیر است. داستانی عمیق با ایده‌ای ناب اما با دست‌مایه‌های امروزی. سوژه کلی رمان به حدی جذاب است که کافی‌ست خواننده فقط چند سطر به نویسنده مجال دهد تا داستان را کامل به او تحویل بدهد. بعد آن هر مخاطبی مجذوب و مرعوب ایده، سوژه و قلم گیوا خواهد شد. «فیل‌ها» در حقیقت یک انقلاب علیه مفاهیمی است که برای ما تثبیت شده‌اند، فیل‌ها تمام تلاش خود را می‌کند تا ذهن مدرن را به چالش بکشد و از این منظر باید این رمان را یک رمان روشنفکری  نامید.   همخوانی این اندیشه متفاوت با سوژه بدیع رمان فیل‌هاست که آن را به یک داستان متفاوت و جذاب تبدیل می‌کند. فردی که در چاپخانه بانک مرکزی کار می‌کند، تغییراتی در پول ایجاد می‌کند و همین کار شروع ماجرایی برای او می‌شود که بگردد پول‌های تغییرداده شده را پیدا کند اما این ماجرا سبب می‌شود تا شخصیت اصلی داستان به نوشته‌های روی پول علاقه‌مند شود و شروع به جمع کردن پول‌هایی می‌کند که دارای متن‌های جذابی هستند. از سمتی دیگر او با بی‌تفاوتی خاصی پول خرج می‌کند و گویا ارزشی برای پول قائل نیست و از طرف دیگر او پول‌هایی را جمع می‌کند که دیگر برای او ماهیت مالی ندارد. این معنازدایی از یکی از کاربردی‌ترین ابزارهای تولید بشر، انتقادی‌تری نگاهی است که در سال‌های اخیر نسبت به یک موضوع اجتماعی در ادبیات ایران با آن مواجه هستیم.   مهم‌ترین نکته درباره فیل‌ها این است که ادبیات ایران  به چنین ایده‌ها و سوژه‌هایی نیاز دارد؛ داستان‌هایی بدیع و عمیق. یکی از مسائل مهمی که باید در خوانش کتاب فیل‌ها به آن توجه داشت سویه انتقادی آن است. داستان فیل‌ها در لایه‌های غیرسطحی خود در حال صدور بیانیه است. بیانیه‌ای که این نهیب را به مخاطب می‌زند و از پذیرش مطلق چیز‌ها او را منع می‌کند. تلاش پدر در رمان برای دور شدن از کتاب‌هایی که سعی در تصحیح آن داشته در واقع بیان نوعی از تفکر سنتی است در مقابل رفتار فرزند که سعی در جدایی از حتمیت مفاهیم ایجاد شده توسط بشردارد. پدر تصحیح کتاب را امری ذاتاً غیرممکن می‌داند چرا که همه چیز به مخاطب بسته است و فرزند، مخاطب را در مقام مولف ارتقا می‌دهد و نه تنها به مخاطب یک «امر» امکان خوانش جدید می‌دهد بلکه او را به عنوان مولفی از یک معنای جدید از یک پدیده ارتقا می‌دهد. رمان فیل‌ها به دلیل نمایش بدون تقابل دو اندیشه متفاوت شایسته تقدیر و ستایش است. شاهرخ گیوا پیش از این هم نشان داده بود که نویسنده‌ای توانمند و دانا است و در فیل‌ها بار دیگر در اوج بودن خود را به نمایش گذاشت. خواندن این کتاب یقیناً لذتی ازتفریح و تفکر را توامان نصیب مخاطب خواهد کرد و این هنری نیست که هر نویسنده‌ای از آن بهره‌مند باشد. ]]> ادبیات Wed, 22 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246385/نگاهی-رمان-فیل-ها-اثر-شاهرخ-گیوا نگاهی به مجموعه شعر «جزيره شصت‌وسه متری» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246332/نگاهی-مجموعه-شعر-جزيره-شصت-وسه-متری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  متن یادداشت این شاعر و ترانه‌سرا به  شرح زیر است: «در سال‌های پر تب و تاب مشروطه شاعری به نام ميرزا علی‌اكبر طاهرزاده با تخلص صابر از اهالی قفقاز با سرودن اشعار اجتماعی در بين شاعران هم عصرش به شهرت رسيد و روی دو شاعر هم دوره‌اش ابوالقاسم لاهوتی و اشرف‌الدين قزوينی تاثير غيرقابل انكاری گذاشت. هوپ هوپ نامه‌اش معروف است جدا از يكی دو صابر طنزپرداز و غزل‌سرا صاحب مجموعه جزيره شصت‎‌وسه متری يعنی صابر كاكايی را بايد انصافا تداوم سلسله‌الذهب ذوق سليم و طبع وقاد و تعهد و مسئوليت اجتماعی دانست.   واژه‌ها در شعر تنها مبدل ديدنی‌ها و انديشيدنی‌ها به شنيدنی‌ها نيستند به‌طور معمول در زبان كاربردی واژه مبدل ديدنی به شنيدنی است. اما در شعر واژه كار نت در آهنگ را انجام می‌دهد و رنگ در نقاشی، بنابراين واژه بايد خود باد و خود باران باشد. قراردادن واژه در مركز ثقل خود مثل جان بخشيدن به اشيا است و روح دميدن در كالبدها. اغلب شاعران امروز در رفتار با زبان دچار بی‌تكليفی و تردد بين صورت و محتوا هستند. آفتی كه در مجموعه شعر «جزيره‌ی شصت‌وسه متری» به چشم نمی‌آيد. صابر به موقعيت واژه و معنا توجه ويژه‌ای دارد و در عين حال شاعری كاملا معناگراست، اين كه از منظر شعر كوتاه به جهان نگاه كنی و در استخدام لفظ و معنا تعادل را نگاه داری، خود موقعيتی ويژه است. اما عنصر معناگرای تعهد و مسئوليت نوشتن در شعر صابر تجلی دارد. اين عنصر گاهی در جدال بين سنت و مدرنيته آشكار می‌شود، گاهی نيز در نوستالوژی و يادكرد زندگی اجتماعی؛ اما قدر مسلم صابر شاعر اجتماعی‌ست و با اندوهی كه امكان تجلی در چند منظر را دارد، جز منظر فلسفی عمده‌ی افق‌های رصد شده‌ی شاعر تكوين و تكون زيست اجتماعی انسان و اصطكاک آن با مدرنيزاسيون و تجدد لجام گسيخته‌ی تمدن امروز جهان است.   جزيره شصت‌وسه متری نقد حيات اجتماعی انسان ايرانی‌ست كه تجدد توليد هويت و سنت او نيست، بلكه محصول صدور از خارج مرزهای اوست. لذا نگاه پذيرنده‌ای ندارد و لحن نقادانه‌اش باز تكرار رساله‌ی ايرادنامه و اغلب رساله‌ها و تاليفات فرهنگی در نقد زيست اجتماعی امروز ايرانيان است. ايجازی كه مخل معنا نيست شعرش را خواندنی و شنيدنی كرده است.»   «جزيره شصت‌وسه متری» سروده عبدالصابر کاکایی، در 80 صفحه، به بهای 7000 تومان توسط نشر نیماژ منتشر شده است. این اثر یکی از نامزدهای دریافت جایزه شعر خبرنگاران شده بود. ]]> ادبیات Tue, 21 Mar 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246332/نگاهی-مجموعه-شعر-جزيره-شصت-وسه-متری لوییز اردریچ و مارگارت آتوود جایزه بردند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246513/لوییز-اردریچ-مارگارت-آتوود-جایزه-بردند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، لوییز اردریچ برای رمانی با عنوان «رز» رمانی تاثیرگذار درباره یک تیراندازی اتفاقی و عواقب آن در زندگی دو خانواده آمریکایی به عنوان برنده بخش داستانی انتخاب شد و متیو دزموند با کتابی با عنوان «خلع ید کردن: فقر و منفعت در شهر آمریکایی» درباره مالکان و مستاجران در میلواکی به عنوان برنده بخش غیرداستانی انتخاب شد.   جایزه بخش شعر نیز به ایشیون هاچینسون برای «خانه ارباب‌ها و مردم عادی» رسید که مجموعه‌ای از چشم اندازهایی از خاطرات کودکی و زادگاه شاعر یعنی جاماییکا را روایت می‌کند. جایزه بخش نقد نیز به کارول اندرسون برای «خشم سفید: حقیقت ناگفته تقسیم نژادی ما» رسید که درباره مقاومت سیستماتیک سفیدهای آمریکا در برابر آفریقایی-آمریکایی‌ها است. جایزه بخش اتوبیوگرافی یا زندگینامه خودنوشت به هوپ جارن برای «دختر آزمایشگاهی» رسید که خاطرات زندگی‌اش به عنوان یک زیست شناس است. جایزه بخش بیوگرافی نیز به روت فرانکلین برای «شرلی جکسون: یک زندگی تقریبا تسخیر شده» اهدا شد که درباره نویسنده‌ای نوشته شده که خالق کتاب‌هایی چون «لاتاری» و «تسخیر خانه تپه‌ای» است و به عنوان یک زن، یک مادر و یک نویسنده در میانه قرن بیستم آمریکا شناخته شده است.   جایزه جان لئونارد برای بهترین رمان اول نیز به یا گیاسی برای رمانی با عنوان «به خانه رفتن» رسید که درباره تجربه بردگی در آمریکاست. این نویسنده در غنا متولد و در آلابامای فقیر بزرگ شده است. جایزه ایوان استنفورد برای یک عمر دستاورد ادبی نیز امسال به مارگارت آتوود اهدا شد. این نویسنده کانادایی که متولد ۱۹۳۹ در اوتاوا است به عنوان شاعر، رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، مقاله نویس و فعال محیط زیست شناخته می‌شود. وی ۱۶ رمان در کارنامه دارد، ۸ مجموعه داستان کوتاه و ۸ عنوان کتاب برای کودکان نوشته است. ۱۷ عنوان کتاب شعر و ۱۰ عنوان کتاب غیرداستانی دیگر آثار کارنامه پر وپیمان وی را تشکیل می‌دهند.  ]]> ادبیات Sun, 19 Mar 2017 10:00:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246513/لوییز-اردریچ-مارگارت-آتوود-جایزه-بردند تمدید مهلت ارسال آثار به جایزه ادبیات اقلیت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246514/تمدید-مهلت-ارسال-آثار-جایزه-ادبیات-اقلیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دبیرخانه جایزه ادبیات اقلیت اعلام کرد با توجه به درخواست‌ برخی مخاطبان و شرایط پایان سال و تعطیلات نوروزی، و همچنین افزایش شرکت در جشنواره در روزهای پایانی مهلت مقرر آن، مهلت ارسال آثار را تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۶ تمدید می‌کند.   علاقه‌مندان به شرکت در این جشنواره می‌توانند تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۶، پس از مطالعه متن فراخوان و شرایط شرکت در مسابقه، از طریق فرم شرکت در جشنواره در سایت جایزه ادبیات اقلیت (http://prize.aghalliat.com/)، با تکمیل مشخصات خود، حداکثر پنج داستان کوتاهِ کوتاهِ پانزده‌ کلمه‌ای ارسال کنند. این مهلت هرگز مجدداً تمدید نخواهد شد. پس از پایان این مهلت، آثار دریافتی برای داوران این جشنواره، محمدجواد جزینی، ابوتراب خسروی و محمدرضا یوسفی ارسال خواهد شد و برگزیدگان اولیه در اردیبهشت‌ماه اعلام خواهند شد. اعلام ۱۰ برگزیده نهایی در دو بخش اصلی، و بخش ویژه کودک و نوجوان، در خردادماه ۱۳۹۶و هم‌زمان با روز جهانی مبارزه با کارِ کودکان خواهد بود.  به ۱۰ برگزیده نهایی در بخش اصلی جشنواره، لوح تقدیر و جایزه نقدی تعلق خواهد گرفت و به ۱۰ برگزیده بخش کودک و نوجوان این جشنواره نیز که با حمایت دو مجله باغ و سلام بچه‌ها برگزار می‌شود، لوح تقدیر همراه با جوایز ویژه این دو مجله تعلق می‌گیرد. هزینه‌های این جشنواره با مشارکت مالی شرکت‌کنندگان و تمامی علاقه‌مندان و به صورت مردمی تأمین می‌شود. هر شرکت‌کننده با پرداخت هزینه پنج‌هزار تومانی، حامی و اسپانسر برگزاری این جشنواره خواهد بود و به برگزاری این جشنواره و تأمین هزینه‌های آن کمک خواهد کرد، علاوه بر آن‌که بخشی از این مبالغ از طریق جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، صرف کمک به کودکان کار خواهد شد. علاوه بر شرکت‌کنندگان در مسابقه، همه علاقه‌مندان به حمایت از این جشنواره می‌توانند با هر میزان مشارکت مالی، در برگزاری این جشنواره و حمایت از کودکان کار و امور فرهنگی نقش داشته باشند. اسامی تمامی شرکت‌کنندگان در این جشنواره مدتی پس از ارسال آثار و تأیید صحت آن، در سایت جایزۀ ادبیات اقلیت منتشر خواهد شد. دبیرخانه این جشنواره همچنین در نظر دارد که تمام یا بخشی برگزیده از آثار ارسالی به این جشنواره را در قالب کتابی منتشر کند. بر اساس این خبر، تا پایان روز جمعه ۲۷ اسفند ماه، بیش از ۷۰۰ داستانک از حدود ۲۳۰ شرکت‌کننده به دبیرخانۀ این جشنواره ارسال شده است. ]]> ادبیات Sun, 19 Mar 2017 09:55:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246514/تمدید-مهلت-ارسال-آثار-جایزه-ادبیات-اقلیت بزرگداشت افشین یداللهی درنمایشگاه کتاب پاریس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246505/بزرگداشت-افشین-یداللهی-درنمایشگاه-کتاب-پاریس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به مناسبت درگذشت افشین یداللهی مراسم بزرگداشتی درغرفه ایران برای این شاعر و ترانه سرای فقید کشورمان برگزار خواهد شد. به نقل از  روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، غرفه ایران در این دوره ۵۲ مترمربع است. علاوه بر حضور ناشرانی همچون فرهنگ معاصر، شمع و مه، شهرستان ادب و ... غرفه موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران به نمایندگی از نشرایران با حضور ناشران دانشگاه‌های منتخب به نمایش کتبی در حوزه‌های ایران‌شناسی، دفاع مقدس، دین و مذهب، ادبیات کهن و معاصر ایران، کودک و نوجوان و .‌‌.. می‌پردازد. همچنین نمایندگان دانشگاه‌ها به مذاکره با دیگر چهره‌های علمی در این نمایشگاه می‌پردازند. غرفه ایران در پنج روز برگزاری خود شاهد برنامه‌های مختلفی است. در نیم‌روز نخست و همزمان با افتتاحیه نمایشگاه که به اهالی نشر و نویسندگان اختصاص دارد به تعامل با مراجعان غرفه پرداخته می شود. در روز جمعه ۲۴ مارس که روز ایران نامیده‌شده‌است، حاضران در غرفه به گرامی‌داشت یاد افشین یداللهی، شاعر درگذشته که سال گذشته با حضور وی ترجمه کتاب اشعارش رونمایی شد، می‌پردازند و سپس برنامه‌هایی نظیر بزرگداشت فرانسیس ریشارد، ایرانشناس برجسته فرانسوی و دریافت کننده جایزه جشنواره فارابی از ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، پرداخته خواهدشد. برنامه نشست زبان فارسی در کشورهای فرانسوی زبان، رونمایی از ترجمه فرانسه کتاب« دیگر اسمت را عوض نکن» و جشن سال نو شمسی با خیرمقدم و شادباش از طرف جمال کامیاب، رایزن فرهنگی ایران در پاریس وامیر مسعود شهرام نیا، قائم‌مقام نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار خواهدشد. همچنین موسیقی سنتی ایرانی درمحل غرفه ایران اجرا خواهد شد. در روز شنبه ۲۵ مارس که به روز نشر دانشگاهی اختصاص دارد، دیدار و گفتگو با اساتید دانشگاهی ایرانی و رونمایی از آثار منتخب دانشگاهی برگزار خواهدشد. از ساعت ۱۷ تا ۱۹ نشست «نشر دانشگاهی ایران و ضرورت تعامل با ناشران دانشگاهی بین‌المللی» با مشارکت رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در فرانسه و با حضور اساتید دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، اصفهان، شیراز، مشهد و گیلان در خانه فرهنگ ایران برگزار خواهدشد. در روز یکشنبه ۲۶ مارس با نام ادبیات ایران در ادبیات جهان، ضمن دعوت از ناشران مختلف فرانسوی جهت حضور در غرفه ایران، دیدار با محمدرضا بایرامی و آرش صادق‌بیگی، نویسندگان مهمان غرفه ایران، برندگان جایزه کتاب سال و جایزه جلال آل‌احمد، برگزار خواهدشد و سپس نشست «آسیب‌شناسی نشر و ترجمه آثار ایرانی و فرانسوی» با مشارکت انتشارات فرهنگ ‌معاصر، انتشارات بل‌لتر، انتشارات دوسی و ... با حضور مدعوین در پاویون ایران در نمایشگاه کتاب پاریس برگزار می‌شود. در آخرین روز نمایشگاه که به ادبیات فارسی اختصاص دارد، رونمایی از دو اثر و نشست « داستان به روایت نویسنده» با حضور محمدرضا بایرامی، آرش صادق بیگی و مجید قیصری با مشارکت رایزنی فرهنگی در خانه فرهنگ ایران برگزار خواهدشد. همچنین برنامه‌های جانبی دیگری نظیر اجرای موسیقی ایرانی، برگزاری کارگاههای تصویرگری، خوشنویسی و نستعلیق و ... در محل غرفه ایران برگزار خواهدشد و به دعوت از ناشران فرانسوی جهت حضور در دوره‌های آتی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران پرداخته می شود. ]]> مدیریت‌کتاب Sat, 18 Mar 2017 10:33:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246505/بزرگداشت-افشین-یداللهی-درنمایشگاه-کتاب-پاریس شاعر برنده نوبل ادبیات درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246498/شاعر-برنده-نوبل-ادبیات-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از نیویورک تایمز، درک والکوت شاعر استعاره‌ها که زیبایی‌های فیزیکی کاراییب را در آثارش منعکس می‌کرد و میراث‌دار دوران استعماری و پیچیدگی زندگی و نویسندگی در دو جهان فرهنگی بود و به همین دلیل جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده بود، دیروز در منزلش در سنت لوسیا درگذشت.   این شاعر در اشعارش از سواحل سفید کاراییب و میراث چند فرهنگی خود بهره می‌برد و مجموعه آثارش الهام‌بخش شاعران ژانرهای مختلف از شعرهای کوتاه تا حماسی و اسطوره‌ای بود.   با انتشار مجموعه «در شبی سبز» در سال ۱۹۶۲ منتقدان و شاعران و از جمله رابرت لوول زبان به تحسین این صدای جدید در ادبیات کاراییب گشودند. با این حال او وقتی یک نوجوان بود، نخستین مجموعه شعری‌اش را منتشر کرده بود و بعد از فارغ التحصیلی در سطحی دیگر به سرودن شعر پرداخت. والکوت در زمینه ادبیات انگلیسی آموزش دید و نخستین شعرش را وقتی ۱۴ سال داشت در روزنامه‌ای محلی منتشر کرد. وی در دانشگاه جاماییکا در رشته ادبیات فرانسوی، لاتین و اسپانیایی تحصیل کرد و کارش را با نوشتن نمایشنامه‌ شروع کرد. نخستین نمایشنامه وی درباره رهبر انقلاب هاییتی بود که سال ۱۹۵۰ در سن لوسیا به صحنه رفت.   پس از کسب مدرک لیسانس مدتی به عنوان آموزگار کار کرد و در عین حال به نوشتن نمایشنامه و شعر ادامه داد. نمایشنامه‌های «دریا در دافین» و «یون» به صورت مسجع نوشته شدند و در سال ۱۹۵۴ در ترینیداد به صحنه رفتند. «تی-جین و برادرانش» که بازگویی ادبیات عامه ترینیدادی بود نیز سال ۱۹۵۸ به صحنه رفت.   والکوت سپس در نیویورک در رشته کارگردانی تحصیل کرد و در زادگاهش یک کمپانی تولید تئاتر به راه انداخت. «رویاپردازی در کوهستان میمون» مشهورترین نمایشنامه وی است که سال ۱۹۷۱ در برادوی به صحنه رفت.   وی در سال ۱۹۶۲ با انتشار «در شبی سبز» توجه منتقدان آمریکایی و بریتانیایی را به خود جلب کرد و پس از آن با انتشار هر مجموعه شعری همین استقبال از آثارش به عمل آمد. «اشعار منتخب» در سال ۱۹۶۴، «رانده شده» در سال ۱۹۶۹، «خلیج» در سال ۱۹۷۰ و «انگورهای دریایی» در سال ۱۹۷۶ از جمله این مجموعه‌ها هستند. ]]> ادبیات Sat, 18 Mar 2017 06:50:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246498/شاعر-برنده-نوبل-ادبیات-درگذشت اهالی فرهنگ افشین یداللهی را به خانه ابدی بدرقه کردند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246365/اهالی-فرهنگ-افشین-یداللهی-خانه-ابدی-بدرقه-کردند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم تشییع پیکر مرحوم افشین یداللهی شاعر و ترانه سرای معاصر، صبح جمعه (27 اسفند) با استقبال پرشور چهره‌های نام آشنای فرهنگ و هنر و ادب همچون عبدالجبار کاکایی، اسدالله امرایی، حامد عسگری، یغما گلرویی محمدرضا فروتن، علیرضا قربانی، خشایار اعتمادی، صابر قدیمی، عمران میری، آرین داودی، امید روزبه، امید صباغ‌نو، ناصر فیض، اصغر معاذی، ابراهیم اسماعیلی، احمد امیر خلیلی، علیرضا لبش، علی ایلیا، نیلوفر لاری‌پور و مهدی ایوبی در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم سیدعباس سجادی، مدیرعامل بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران به عنوان میزبان مراسم در سخنانی عنوان کرد: تردیدی نیست این کوچِ تلخ، داغی بر جگر ترانه نهاده است و افشین با رفتنش، ترانه را داغدار خودش کرده است. او به نظر من و بسیاری از دوستدارانش نمونه نجابت، صداقت و دوستی بود و در خاطرمان می‌ماند که در سال ۱۳۸۰ چگونه از شکل گیری خانه ترانه حمایت و تا آخرین روزهای عمر نیز در آن حضور فعال داشت. همچنین علیرضا زالی، رئیس سازمان نظام پزشکی نیز در سخنانی عنوان کرد: امسال برای مردم ما چنان سال سوگواری بود که دیگر رمقی برای سوگواری در آنها نمانده است و بی جا نیست که اگر بگوییم همه مردم ایران امسال سوگوارند. افشین یداللهی اسیر منِ بیگانه نشد. خودش همیشه می‌گفت جاده‌ها به بن بست می‌رسند و چه تلخ بود که خودش در جاده به پایان راه رسید. به نظر من اصلِ حادثه خود او بود که از دست ما رفت. در ادامه این مراسم مهدی ایوبی از ترانه سرایان جوان کشور و به نمایندگی از خانه ترانه در سخنانی عنوان کرد: من و بسیاری از هم نسلان ترانه سرا اوج گرفتن را از صندلی جلسه‌ای آموختیم که مسئولش به ما پرواز یاد داد و امروز هم نشان داد که خودش بهترین پرنده است. امروز از سقف فروریخته ای بنام افشین یداللهی صحبت می‌کنم که هر وقت به او نیاز داشتیم در بالای سرمان قرار داشت و ما مهمترین خواست او را که ادامه کار «خانه ترانه» بود با عنوان جدید خانه ترانه افشین یداللهی پیگیری خواهیم کرد. علی مرادخانی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این مراسم در سخنانی مرحوم یداللهی را شاعری خوش ذوق و تاثیرگذار و یکی از با اخلاق ترین هنرمندان ایران معرفی کرد و گفت: امروز متاسفانه در جامعه هنری مان در حوزه محتوا به‌ویژه در حوزه موسیقی پاپ مشکلات زیادی داریم و مرحوم یداللهی هم یکی از تکیه گاه های ما در این حوزه بود. ما از او جز خوبی و نیکی ندیدیم و امیدواریم که روحش در دیار باقی در آرامش کامل باقی بماند. خشایار اعتمادی، محمدرضا فروتن، علیرضا قربانی آرش یداللهی برادر مرحوم افشین یداللهی به سخنرانی پرداختند و در ادامه اقامه نماز بر پیکر آن مرحوم توسط حجت الاسلام سید محمود دعایی انجام و برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان انتقال داده شد. ]]> ادبیات Fri, 17 Mar 2017 08:10:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246365/اهالی-فرهنگ-افشین-یداللهی-خانه-ابدی-بدرقه-کردند گرد هم‌آیی ترانه‌سرایان به یاد افشین یداللهی برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246492/گرد-هم-آیی-ترانه-سرایان-یاد-افشین-یداللهی-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آخرین جلسه «خانه  ترانه» در سال 95 برگزار شد اما این بار نه از افشین یداللهی خبری بود و نه کسی حوصله ترانه خواندن داشت. همه با چشمان گریان به هم تسلیت می‌گفتند و ناگهان صدای گریه از گوشه‌ای بالا می‌گرفت. همه ترانه‌سرایان و شاعران با دیدگاه‌های مختلف به این نشست آماده بودند و انگار هیچ تفاوت دیدگاهی وجود ندارد. همه در شوک بدی بودند و فکر نمی‌کردند که آنقدر زود به فرهنگسرای ارسباران برگردنند چراکه پنجشنبه هفته پیش بود که افشین یداللهی تاکید کرد که نشست بعدی 24 فروردین ماه 96 برگزار می‌شود. از هر کی می‌پرسیدم جوابی برای اینکه برنامه چیست نداشت و همه فقط آمده بودند تا چراغ «خانه ترانه» را روشن نگه‌ دارند. سیدعباس سجادی، که کمی از سایر افراد آرام‌تر بود، مسئولیت اجرای این مراسم را به عهده گرفت و در این رابطه عنوان کرد: همه ما خاطرات زیادی با افشین یداللهی داشتیم و قبول این موضوع برای ما کار چندان ساده‌ای نیست. ما اینجا جمع شده‌ایم تا در کنار هم باشیم چراکه تحمل این ضایعه برای همه ما سخت است و در کنار هم بهتر می‌توانیم با این موضوع کنار بیاییم. همه تلاش خواهیم کرد که در سال آینده نیز این جلسه ادامه داشته باشد اما بدون شک اسم نشست از «خانه ترانه» به «خانه ترانه افشین یداللهی» تغییر خواهد کرد. نیلوفر لاری‌پور نیز در این نشست اظهار کرد: باور کردنی نیست، احساس می‌کنم که عده‌ای دارند با من شوخی می‌کنند و هر لحظه این امکان وجود دارد که افشین وارد شود و جلسه شکل رسمی به خود بگیرد و دوباره همه با شادی شروع به شعر خواندن کنیم. فکر می‌کنم امروز شلوغ‌ترین جلسه «خانه ترانه» است و همه ما جمع شده‌ایم تا از افشین به دلیل تمام پنجشنبه‌هایی که می‌توانستیم به این جلسه بیاییم اما نیامدیم، عذرخواهی کنیم. افشین عزیز، همیشه به همه احترام می‌گذاشت و همه دوستش داشتند و ارزشمندترین خصوصیت او این بود که هیچ وقت هیچ حرفی پشت سر او نبود. کسی که این جلسه را سال‌‌های سال اداره کرد و اگر برخی دوستان در ادامه کنار او نبودند تنها به دلیل اختلاف نظر بوده است زیرا هیچکس با او مشکل نداشت. خیلی از ما 20 سال از بهترین سال‌های زندگی‌مان را با او زندگی کردیم. در آخر صحبت‌هایم را با شعری از افشین تمام می‌کنم و می‌گویم، «این قرارمون نبود.» بابک صحرایی نیز در این نشست گفت: سال‌ها بود که با خودم قرار گذاشته بودم که به هیچ جلسه شعری نروم و نمی‌دانستم که به واسطه چنین دلیلی پای من مجددا به جلسه‌های شعر باز می‌شود. اگر من و عده‌ای از دوستان از «خانه ترانه» رفتیم تنها به دلیل تفاوت نظر بود و اختلافی نبود. نبود که در این سال‌ها به هر بهانه‌ای دور هم جمع می‌شدیم. اگر می‌دانستیم که زمانه با ما همچین کاری می‌کند هر هفته اینجا بودیم. افشین عزیز همه ما بود. قول می‌دهم که چراغ اینجا را روشن نگه داریم اما بشکند پای ما که بدون افشین باید به این جلسه بیاییم. در این نشست شاعران و ترانه‌سرایان زیادی حضور داشتند که از این بین می‌توان به اسامی مانند عبدالجبار کاکایی، محمد سلمانی، مهدی ایوبی، ابراهیم اسماعیلی، غلامرضا طریقی، نیلوفر لاری‌پور، بابک صحرایی، علی ایلیا، امید روزبه، امید صباغ‌نو،‌ حامد عسکری، هانا فردکریمیان، زهرا عاملی، عباس سجادی، صابر قدیمی، احسان افشاری، سابیر هاکا، سامی تحصیلداری، لیدا رشیدی، عمران میری، مسعود محمدی، امیرحسین مساح و علیرضا رییس دانایی اشاره کرد. ]]> ادبیات Fri, 17 Mar 2017 07:33:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246492/گرد-هم-آیی-ترانه-سرایان-یاد-افشین-یداللهی-برگزار کتاب تحلیل زندگی و آثار جمال‌زاده منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246482/کتاب-تحلیل-زندگی-آثار-جمال-زاده-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) حسن میرعابدینی در کتاب «شهروند شهرهای داستانی؛ تحلیل زندگی و آثار محمدعلی جمال‌زاده» روایتی جذاب و خواندنی از زندگی و آثار محجمدعلی جمال‌زاده - از نسل نخست داستان‌نویس‌های فارسی - به دست می‌دهد.  این کتاب در بخش‌هایی جداگانه داستان‌های کوتاه و رمان‌های این نویسنده ایرانی را بررسی کرده است.  کتاب حسن میرعابدینی درباره جمال‌زاده جلد نخست از این مجموعه است و مجلد‌های دیگر از این مجموعه نیز به تدریج منتشر خواهد شد.  در مقدمه کتاب آمده است: «این کتاب نخستین دفتر از «مجموعه کلاسیک‌های ادبیات معاصر» است. این مجموعه به بررسی زندگی و حاصل ادبیِ نویسندگانی اختصاص دارد که منتقدان دربارة آثارشان بسیار نوشته‌اند، به اجمالی رسیده‌اند و آنها را در صفِ اولِ آثار آفرینانِ ایران جای داده‌اند. اینان نویسندگانی‌اند که از لحاظ مضمون، زبان و شکل، چیزی به داستانِ ایرانی افزوده‌اند و آن را گامی به پیش برده‌اند. چه موافق آفریده‌هاشان باشیم و چه مخالفشان، نمی‌توانیم در برابرشان بی‌تفاوت باشیم و آنها را نادیده بگیریم. زیرا آنان نوشتن را به‌عنوان سرنوشت خود برگزیده‌اند؛ و آثاری آفریده‌اند که بسیار خوانده شده است، و برخی از آنها خواننده را به بازخوانی برانگیخته‌اند تا او در خوانش تازه، و با وجود تغییر افق معناییِ پیش روی خود، به نکته‌ای متفاوت و متناسب با آهنگ زندگیِ امروز خویش برسد. زیرا این نوع آثار، با وجود عوض شدن روزگار، همچنان حرف‌هایی برای مطرح‌کردن دارند. در تک‌نگاری‌های «مجموعه کلاسیک‌های ادبیات معاصر» به نویسندگانی می‌پردازیم که خواندن داستان‌هاشان برای کتابخوانان ایرانی و به ویژه جوانانی که سودای نوشتن در سر دارند، ضروری است. زیرا درک گذشته، چراغ راهِ آینده است؛ و این نوشته‌ها خاطره‌های ادبیات ما هستند. فقدان خاطره یا بی‌توجهی به خاطره خلأیی باقی می‌گذارد که باعث می‌شود نتوانیم باگذشته ارتباط لازم را برقرار کنیم و برای پیداکردن راه آینده دچار مشکل شویم.»  همچنین در تبیین اهداف این تک‌نگاری‌ها از زندگی نویسندگان آمده است:«تک‌نگاری‌ها، درباره زندگی و آثار نویسندگان طراز اول ایران، با این هدف نوشته می‌شود که خواننده در قالب کتابی موجز و جمع و جور، و از منظری انتقادی، با جنبه‌های گوناگونِ جهان داستانیِ نویسنده آشنا شود. در این رویکرد، به ویژه تأکید بر ابداع‌هایی است که جواز ورود هر نویسنده به تاریخ ادبی تلقی می‌شود. » اولین کتاب این مجموعه مختصِ زندگی و آثار داستانیِ سیدمحمدعلی جمال‌زاده است که در آستانه ورود به روزگار نو، در ادبیات فارسی جایگاهی رفیع یافت. هرچند قصه‌گویی سابقه دیرینه‌ای در فرهنگ ایران دارد، داستان کوتاه نوع ادبیِ تازه‌ای است که پیشینه آن به سال 1300 شمسی و زمانی برمی‌گردد که جمال‌زاده مجموعه یکی بود یکی نبود را به چاپ سپرد. او از این‌رو آغاز گر است که توانست، از طریق آمیختن هنر قصه‌سرایی شرقی و قصه‌گویی شفاهی با صناعت داستان‌نویسی غربی، طرحی نو دراندازد و داستان‌های واقع‌گرایانه‌ای پدید آورد. این کتاب در 142 صفحه به قیمت دوازده هزار‌تومان در نشر دنیای اقتصاد عرضه شده است.  ]]> ادبیات Thu, 16 Mar 2017 10:31:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246482/کتاب-تحلیل-زندگی-آثار-جمال-زاده-منتشر دلیل شهرت دُن کیشوت در ایران چیست؟! http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246480/دلیل-شهرت-د-ن-کیشوت-ایران-چیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «وسوسه‌های دُن‌کیشوت؛ از آرمان‌ تا واقعیت» اثر گرول بی. جانسون ترجمه‌ ایرج کریمی در نشر چشمه منتشر شد.    در مقدمه‌ کتاب به این پرسش، پاسخ داده شده است که چرا با وجودی که خیلی‌ها در ایران اثر معروف سروانتس را نخوانده‌اند، اما  قهرمان داستان او «دُن‌کیشوت» را می‌شناسند. در مقدمه مترجم بر این کتاب آمده است: «در ایران شاید از هر صدنفری که دن‌کیشوت را می‌شناسد یک نفر هم هیچ اقتباسی از آن را ندیده باشد چه رسد به این‌که رمانش را خوانده باشد. و با این‌حال خیلی‌ها دن‌کیشوت را می‌شناسند. اما آشنایی‌شان با او نه از جنس آشنایی با یک قهرمان رمان بلکه عمدتاً به‌عنوان قهرمان یا شمایل یک مفهوم است. او را اکثراً به عنوان قهرمان یا شمایلِ آرمان‌گرایی خیال‌پردازانه یا ایدئالیستی می‌شناسند بدون آن‌که جزئیات داستان و ماجراهای او را بدانند. مردم عموماً کسانی را که کردار یا رویکردهاشان را بی‌بهره از واقع‌بینی یا به‌کلی به دور از واقعیت می دانند به دن‌کیشوت تشبیه می‌کنند یا کار و کردارشان را دن‌کیشوت‌وار قلمداد می‌کنند. در عالمِ نظری‌تر هم ـ مثلاً از سوی مفسرانِ سیاسی یا روزنامه‌نگاران ـ سیاست‌های یک دولت را ممکن است دن‌کیشوت‌وار بخوانند به جای آن‌که آشکارا ظرفیت‌های بالفعل حاکتی را با بلندپروازی‌هاش بی‌تناسب اعلام کنند. اما هرچند که در مورد روزنامه‌نگاران چنین تشبیهی خالی از نیش‌وکنایه نیست عموماً، در میان مردم، دن‌کیشوت شمایلی همراه به معصومیت است. واقعیت‌گریزیِ دن‌کیشوت را انگار و بیشتر بر گونه‌ای بی‌خبریِ کودکانه و در نتیجه معصومانه حمل می‌کنند تا بر غفلتی ابلهانه. البته در مثال روزنامه‌نگاران نیز آنان با استفاده از تشبیه دن‌کیشوت از زهر نقد و نظر خود می‌کاهند چون بی‌خبری یا غفلت دولت از واقعیت عینی را با چاشنی معصومیت و نجابت دن‌کیشوت می‌آمیزند. و دن‌کیشوت اگر مجنون و مالیخولیازده هم باشد آرمان‌گراست و سماجتش بر سر آرمان‌های نیکو در دنیایی که همه همرنگ جماعت شده و سازش‌کارند باارزش و حتا گران‌بهاست. از این لحاظ اتفاقی نبوده که رمان دن‌کیشوت کتاب بالینی چه‌گوارا بود، مبارزی که برخی خود او را دن‌کیشوت تمام‌عیاری در عالمِ واقع می‌دانند. و شاید راز پایداری اسطوره‌ای او به‌رغم فروپاشی بلوک کمونیستی و افول ایدئولوژی مارکسیسم همین خصلت دن‌کیشوتی‌اش باشد که او را فراتر از ایدئولوژی‌های برده و رمز ماندگاری‌اش شده است.» در ادامه این مقدمه تصریح شده است:‌«اما در همین زمینه شاید یکی از جذاب‌ترین مضمون‌های تفسیرِ پیش‌رو زیر ذره‌بین بردن نجابت دن‌کیشوت و قداست‌زدایی از او باشد. راستش را بخواهید همین سویه از این تفسیر بیشتر از هر چیز دیگرش برای من هیجان‌انگیز و از انگیزه‌های اصلی‌ام برای ترجمه‌‌ی آن بوده است. اما قداست‌زدایی از دن‌کیشوت به معنای زمینی کردن اوست، با نگریستن به او به عنوان یک انسان با ضعف‌ها و نیازهای انسانی‌اش. ورگنه جانسن هم مانند بیشتر مفسرانِ چپ‌گرا با دن‌کیشوت همدلی دارد و سویه‌ی اسطوره‌ای او را تخریب یا خودش را ریشخند نمی‌کند. من از ذکر جزئیات این قداست‌زدایی در این جا چیزی نمی‌گویم تا خواننده در جای مناسبی که خودِ مفسر پیش‌بینی کرده و آن را با او در میان می‌گذارد با آن آشنا شود.» این کتاب در 141 صفحه قیمت دوازده هزارتومان عرضه شده است.  ]]> ادبیات Thu, 16 Mar 2017 10:23:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246480/دلیل-شهرت-د-ن-کیشوت-ایران-چیست ​گردهمایی شاعران به یاد افشین یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246479/گردهمایی-شاعران-یاد-افشین-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شاعران تهرانی امروز (پنجشنبه 26 اسفندماه) به یاد جلسه پنجشنبه‌های «خانه ترانه» و به احترام زنده‌یاد افشین یداللهی مراسمی را تدارک دیده‌اند و همگی ساعت 18 در فرهنگسرای ارسباران گردهم جمع مخواهند شد. جلسه «خانه ترانه» به همت زنده‌یاد افشین یداللهی پنجشنبه‌های دوم و چهارم هر ماه از ساعت 14 الی17 در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شد. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند در زمان یاد شده به فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان جلفا نرسیده به پل سید خندان  مراجعه کنند. افشین یداللهی شاعر و ترانه‌سرا در پی سانحه تصادف در 25 اسفندماه، در سن 48 سالگی درگذشت. «روزشمار یک عشق»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم»، «مشتری میکده‌ای بسته»، «جنون منطقی» و «امشب کنار غزل‌های من بخواب» از کتاب‌های منتشر شده توسط این شاعر است.   ]]> ادبیات Thu, 16 Mar 2017 09:24:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246479/گردهمایی-شاعران-یاد-افشین-یداللهی معیارهای انتخاب آثار برگزیده جایزه مهرگان ادب http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246380/معیارهای-انتخاب-آثار-برگزیده-جایزه-مهرگان-ادب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جواد اسحاقیان: «کوندرا» در «هنرِ رمان» به «چهار ندا» در رمان و با توسّعی بیشتر در «داستان» باور دارد و من می‌کوشم به برخی از نمودهای آنها در آثار برجسته‌تر راه یافته به مرحله نهایی «جایزه‌ی مهرگان ادب» اشاره کنم: 1- «ندایِ بازی»: این نویسنده و نظریه‌پرداز رمان اعتقاد دارد که رمان «تریستِرام شَندی» نوشته‌ی «اِستِرن» به این دلیل مصداق کامل «ندای بازی» است که همه‌ی هنجارهای رایج و چیره بر روزگار خود را شکسته؛ فصول کتاب را به هم ریخته یا جای چند صفحه را سفید باقی گذاشته است. در «پایان خوش ناتمام» نویسنده به دلیل آشنایی با زبان فیلم و سینما، از شیوه‌ای بهره می‌جوید که به آن «ادیت»، «کات» و «مونتاژ» می‌گویند. این گونه بازی هنری شباهت زیادی به «ندای بازی» و «جریان به اصطلاح سیال ذهن» در «خشم و هیاهو» نوشته‌ی «فاکنِر» دارد که تصور می‌رفت زیر تأثیر کتاب «اصول روان‌شناسی» نوشته‌ی «ویلیام جیمز» باشد اما برخی پژوهشگران معاصر آن را زیر تأثیر شگرد «کات» و «مونتاژ» در فیلم معروف «اعتصاب» ساخته‌ی «آیزنشتین» در دهه‌ی 1920 می‌دانند. در رمان «چیدن باد» نویسنده هم از زبان انقلابی جوان رمانتیک حرف می‌زند، هم از زبان سیاستمداران پخته ای چون «فروغی» و «ملک الشعرا بهار». نویسنده نیز اجازه می‌دهد شاهانی چون «محمد علی شاه»، «احمد شاه» و پسرش، «رضا شاه» و شاهِ سابق و ملکه در دوران تبعید و آوارگی، از زاویه ی دید اول شخص و شخصاً به طرح دقایق و ظرایفی اشاره کنند که در هیچ کتاب تاریخی نوشته نشده است و به اصطلاح رمان «چند صدایی» است. 2- «ندای رؤیا»‌: «کوندرا» این اصطلاح را به معنی کارآمد سازی بیشتر قدرت تخیل نویسنده می‌داند و از «کافکا» مثال می‌آورد که چگونه می تواند در «مسخ» میان یک واقعیت اجتماعی (دیوان سالاری) و قدرت تخیل، تلفیقی آگاهانه به وجود آورد. در «سرطان جن» خیاطی که عمری برای آدمیان سفارش کت و شلوار دامادی می‌گرفته اکنون، برای اجنه لباس سفارشی می‌دوزد و همین امر، باعث مرگ دوست راوی می‌شود اما هدف پسر خیاط از ادامه‌ی این کار، تباه کردن جنی است که باعث مرگ پدر شده است. در رمان «خوف» نویسنده می‌کوشد از وحشت نویسنده‌ی زنی با خواننده سخن بگوید که از روزگار ستم شاهی تا سالیان بعد با آن زندگی می‌کند و همه‌ی توان جسمی و روانی و خلاقیت وی را تباه کرده است. توصیف حمله و مزاحمت موش‌ها، پارس سگان و قطع آب و برق و گاز یک سرهنگ زاده‌ی دیوانه به عنوان مراقب و صاحبخانه و شکنجه‌گر تازه و پناه بردن راوی به زیرزمین یک دوست تریاکی و کوشش برای حفظ نوشته‌هایش به زبان نماد و استعاره و صحنه آفرینی‌های دلالتگر، از هراس نویسنده‌ای با خواننده می‌گوید که همه‌ی اصحاب فرهنگ با آن، مواجه و با آن مأنوس بوده و هستند. 3- «ندای اندیشه»‌: منظور «کوندرا» از این اصطلاح، رسیدن نویسنده و خواننده به شناخت عقلی و علمی و کشف هستی انسان معاصر است. او می‌گوید «هستی»، همان «واقعیت موجود» نیست؛ بلکه همه‌ی امکاناتی است که باعث تعالی انسان می‌شود. رمان «کافورپوش» درباره‌ی تباهی هویت انسانی، اجتماعی و فردی شهروند امروز است. این رمان چندان نگران «عناصر داستان» نیست اما آنچه آن را از دیگر آثار ممتاز می‌کند، برانگیختن خواننده به واکاوی درون و طرح این پرسش است که بر سر ما چه آمده است؟ آنچه در این رمان، ممتاز می‌نماید، بی‌هویت شدگی انسان معاصر ایرانی است. دیگر نه روستا و روستایی همان روستا و روستای پیشین است، نه تهران همان تهران قاجاری. آنچه باعث بی‌هویتی ما شده، روابط ناسالم اجتماعی، خودخواهی، ظاهربینی و بیگانگی از همه‌ی پدیده‌هایی است که روزگاری «ارزش» به شمار می‌رفت. نقش نوکیسه‌هایی که امروز یک شبه ره ساله می‌روند و زنانی که به اصالت دروغین تهرانی بودن می‌بالند و روستا و روستایی و شهرستانی را می‌نکوهند اما خود به هیچ یک از ارزش‌های انسانی و اجتماعی پابند نیستند، در رمان برجسته شده است. «غریبه ای زیر درخت نارنج» بر محور مرگ، نکبت، خشونت و پلشتی‌های زندگی می‌گردد. در نخستین داستان این مجموعه، شخصیت‌ها هرچند ظاهر آدم هستند، زندگی آنان بهتر از سگی نیست که پیوسته استخوان مردگان گورستان را در جایی پنهان می‌کند که سپس نمی‌تواند یافت. پدری گورکن ـ که تنها پسرش را پیوسته «توله سگ» خطاب می‌کند و همیشه بر سر دستمزد گورکنی با «آشیخ» و خانواده ی مُردگان بگومگو دارد ـ چنان عرصه را بر پسر نوجوانش تنگ می‌کند که پسر جسد یخ زده‌ی پدر را در چاله‌ای چنان کوچک دفن می‌کند که هر لحظه امکان دارد از خاک بیرون بیفتد. در داستان «واهمه‌های خاکستری» خطر وقوع زلزله در شب، امان اعضای خانواده را بریده و هرلحظه منتظر مرگ خویشند. در این حال، بزرگترین نگرانی آنان، نداشتن گوری است که پس از مرگ در آن دفن شوند و جسدشان روی زمین بماند. مرگ، هر لحظه در کمین آدمیان است و نویسنده مرگ محتوم و بیشکوه شخصیت‌ها را با ناپدید شدن پنجاه ستاره‌ی دنباله داری ممثّل می‌کند که هر شب تباه می‌شوند. 4- «ندای زمان» : «کوندرا» با نقل جمله ای از «هایده گر» از فاجعه ای برای انسان معاصر می‌گوید که «فراموشی گذشته» است. او دو گونه گذشته گرایی می‌شناسد: نخست، کاویدن گذشته‌های فردی و شخصی شخصیت داستان در روزگار کودکی مانند آنچه «پروست» به آن علاقه دارد و دوم، کوشش برای بازشناخت گذشه‌های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و اسطورای مانند آنچه در «صد سال تنهایی» یا آثار «فوئنتس» آمده است. «کوندرا» می‌گوید «روح زمان» با «روح رمان» فرق دارد. «روح زمان» همان است که قدرت سیاسی و ایده ئولوژی چیره بر زمان در تبلیغ و اشاعه‌ی آن بر مبنای احساس و رفتار کورانه می‌کوشد و ذهنیت و رفتاری قالبی برای مردم می‌آفریند. اما «روح رمان» درست بر خلاف جهت «روح زمان» حرکت می‌کند. آنچه امروز از تاریخ معاصر ما از روزگار مشروطیت تا‌کنون به عنوان درسنامه تدریس می‌شود، همان است که به آن «روح زمان» می‌گوییم اما در رمان «چیدن باد» خواننده با روندی از تاریخ مواجه و آشنا می‌شود که با آموزه‌های تاریخی موجود متفاوت است. در این رمان طیف نیروهای انقلابی اعم از نوع عقلایی و واقع بین و نیز رمانتیک ماجراجو و تروریست، اصلاح طلب و ارتجاعی، نهادهای سیاسی و فرهنگی و جامعه ی مدنی به گونه‌ای «چند صدایی» مطرح می‌شود و نشان می‌دهد که نیروهای بالنده‌ی اجتماعی در این انقلاب و رخدادهای پس از آن تا‌کنون، در بستر شرایط ذهنی و عینی، چه نقشی ایفا می‌کرده‌اند. رمان ـ که به شدت مستند و موثق است ـ مقطعی از تاریخ ما را در معرض داوری خواننده قرار می‌دهد که در کتاب‌های رسمی و رایج وجود ندارد. پس گزافه نیست اگر بگوییم امروز روندهای تاریخ راستین نه در کتاب‌های تاریخ، بلکه تنها در رمان‌هایی بازتاب یافته که نویسنده‌اش از رسالت هنری و «ندای روح رمان» آگاهی واقعی و برداشتی عمیق دارد. در «صد سال تنهایی» مقامات دولتی و نظامی، کشتار چند هزار کارگر معترض «شرکت موز» متعلق به ایالات متحد آمریکا را قویاً تکذیب می کنند اما "گارسیا مارکز" آن را به گونه ای مستند، تصویر می‌کند. به این رخداد شرم آور در کتاب های تاریخ امروز «کلمبیا» اشاره‌ای نمی‌شود. در «چیدن باد» نویسنده نشان می‌دهد آنان که به واقع در انقلاب نقش آفرین بودند، چه نیروهایی بودند و آنان که از قبل ایثار و شهادت مردم، انقلابیون، روشنفکران و طرفداران تجدد به ثروت‌های نجومی رسیدند، چه کسانی بودند. ]]> ادبیات Thu, 16 Mar 2017 08:28:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246380/معیارهای-انتخاب-آثار-برگزیده-جایزه-مهرگان-ادب جزئیات مراسم تشییع و ترحیم افشین یداللهی مشخص شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246477/جزئیات-مراسم-تشییع-ترحیم-افشین-یداللهی-مشخص صابر قدیمی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: مراسم تشییع پیکر افشین یداللهی، شاعر و ترانه‌سرای برجسته کشورمان از ساعت 8 و 30 دقیقه صبح روز جمعه (27 اسفندماه) از مقابل تالار وحدت برگزار خواهد شد. وی ادامه داد: بعد از مراسم تشییع، پیکر این شاعر برجسته برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا (س) تهران منتقل خواهد شد و شاهد برگزاری ادامه مراسم در بهشت زهرا خواهیم بود. این شاعر در توضیح مراسم یادبود زنده‌یاد افشین یداللهی، گفت:‌ مراسم ترحیم یداللهی نیز از ساعت 17 تا 18 و 30 دقیقه روز یکشنبه (29 اسفندماه) در مسجدجامع شهرک غرب برگزار می‌شود.   افشین یداللهی شاعر و ترانه‌سرا مطرح کشورمان در پی سانحه تصادف در 25 اسفندماه، در سن 48 سالگی درگذشت. «روزشمار یک عشق»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم»، «مشتری میکده‌ای بسته»، «جنون منطقی» و «امشب کنار غزل‌های من بخواب» از کتاب‌های منتشر شده توسط این شاعر است.         سیدعباس سجادی (مدیر فرهنگسرای نیاوران) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا؛ درباره زمان مراسم تشییع پیکر افشین یداللهی گفت: به گفته خانواده‌ مرحوم افشین یداللهی قرار است، پیکر این شاعر و ترانه‌سرا صبح روز جمعه ساعت ۹ از روبروی تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا (س) تشییع شود. ]]> ادبیات Thu, 16 Mar 2017 08:20:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246477/جزئیات-مراسم-تشییع-ترحیم-افشین-یداللهی-مشخص پیام تسلیت وزیر ارشاد در پی درگذشت افشین یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246478/پیام-تسلیت-وزیر-ارشاد-پی-درگذشت-افشین-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، متن پیام سیدرضا صالحی امیری به شرح زیر است: «خبر ناگوار درگذشت هنرمند گرامی و ترانه‌سرای فرهیخته، مرحوم دکتر افشین یداللهی در پی حادثه دلخراش تصادف، موجب تاثر و تاسف شد. آثار به‌جامانده از این هنرمند مردمی، زمزمه بسیاری از زنان و مردان هم‌روزگار ما و بیانگر تلخی‌ها، شیرینی‌ها و واقعیت‌های زندگی امروز است. اینجانب درگذشت این شاعر گرانقدر را به عموم هموطنان و جامعه هنری صمیمانه تسلیت می‌گویم و از قادر متعال علو درجات برای آن مرحوم و صبر و شکیبایی بازماندگان معزز را آرزومندم.»   افشین یداللهی شاعر و ترانه‌سرا در پی سانحه تصادف در 25 اسفندماه، در سن 48 سالگی درگذشت. «روزشمار یک عشق»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم»، «مشتری میکده‌ای بسته»، «جنون منطقی» و «امشب کنار غزل‌های من بخواب» از کتاب‌های منتشر شده توسط این شاعر است.   ]]> ادبیات Thu, 16 Mar 2017 08:17:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246478/پیام-تسلیت-وزیر-ارشاد-پی-درگذشت-افشین-یداللهی گزارشی از روند شکل‌گیری انجمن صنفی داستان‌نویسان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246447/گزارشی-روند-شکل-گیری-انجمن-صنفی-داستان-نویسان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به تازگی گروهی از داستان‌نویسان مجوز تشکیل انجمن صنفی داستان‌نویسان را از وزارت کار گرفته‌اند. در پی این موضوع، گزارش محمد حسینی - سخن‌گوی این انجمن ادامه می‌آید.    حسرت مدام به نظر می‌رسد نیازمند بازگویی و تاکید نیست که فقدان نهادی برآمده از دل دغدغه‌های صنفی داستان‌نویسان ایرانی، از بزرگترین حسرت‌های نویسندگان ما بوده است. در تمام این سال‌ها، در جلسات رسمی، مصاحبه‌های مطبوعاتی و گپ‌های خودمانی، همواره رشته‌ی کلام به این موضوع گره می‌خورد که؛ هم نهادهای خصوصی قدیمی و هم سازوکارهای برساخته‌ی حکومت، آن چه را در فعالیت‌های خود از یاد برده‌اند یا به دلایل متعدد نتوانسته‌اند انجام دهند، حمایت از داستان‌نویسی به عنوان یک شغل است. مواردی همچون حمایت ساختاریافته و صنفی از داستان‌نویسان، پیوستن به قانون کپی‌رایت جهانی، مشارکت با ناشران در تدوین قراردادهای نشر آثار، جلوگیری از سرقت‌های ادبی، هدایت دولت در جهت شفاف‌سازی موانع انتشار و حمایت از منافع نویسندگان در عرصه‌های دیگر که به نوعی متضمن فعالیت داستان‌نویسان در کشور است.   گام دوم در مردادماه سال 1395، در جمع کوچکی از نویسندگان پس از گفتگوی همیشگی در مورد نبود چنین نهادی، گام دوم برداشته شد. یعنی این که چرا که نه؟ چرا نباید به سمت ساخت چنین نهادی حرکت کرد؟ گرچه نباید از یاد برد که احتمال همراهی دولت کنونی در برابر خواسته‌ی به حق نویسندگان نیز در برداشتن گام دوم، تاثیر داشت. به خصوص که کمابیش همزمان با ما سینماگران، مترجمان، ویراستاران و نویسندگان کودک و نوجوان نیز گام‌هایی در این مسیر برداشته‌ بودند که آن جمع اولیه در ارتباط با فعالان این صنوف از تجربیات آنان نیز استفاده کردند. به هر حال این جمع به صورت جدی‌تر ماجرا را پی گرفتند.   مرجعِ مراجعه در بررسی‌های اولیه مشخص شد بهترین مرجعی که می‌شود به آن مراجعه کرد تا ذیل حمایت‌های قانونی برای دفاع از حقوق صنفی نویسندگان قرار گرفت، وزارت کار است. از این طریق علاوه بر بالاتر رفتن احتمال برخورداری از پشتیبانی قانونی مراجع قضایی داخلی، با ارتباط ارگانیک با نهادهای مشابه‌ی جهانی، حمایت از حقوق صنفی، تضمین بیشتری می‌یابد. به غیر از وزارت کار به سه وزارت‌خانه‌ی دیگر هم می‌شد مراجعه کرد. گرفتن مجوز علمی از وزارت علوم منوط به داشتن هیئت علمی است و چون داستان‌نویسی در ایران به صورت رشته و تخصص وجود ندارد، پس، به طریق اولی، هیئت علمی هم ندارد. گرفتن مجوز از وزارت کشور محدودیت‌ها و نظارت‌های دست و پاگیری دارد که اخذ آن فقط برای برخی ممکن است. ضمن آن که وزارت کشور نیز مجوز ان‌جی‌او یا همان سازمان‌های مردم‌نهاد می‌دهد که اساسنامه و شرح وظایف آنان تضمین کننده‌ی حمایت از حقوق صنفی حرفه‌های مختلف و فراگیر نیست. از وزارت ارشاد، تنها می‌توان مجوز فعالیت موسسات فرهنگی و هنری و یا کانون‌های ادبی اخذ کرد. که اولی بیشتر هدفی انتفاعی دارد و دومی کمابیش اهدافی صرفا فرهنگی. ضمن آن که مجوزهای اداره‌ی وزارت ارشاد از سوی همان وزارت‌خانه امکان ابطال دارد در حالی که مجوز انجمن صنفی از سوی وزارت کار، ضوابط جهانی دارد که تعطیلی آن به همین ساده‌گی نیست. تجربه‌ی خانه‌ی سینما و تعطیلیِ آسان آن پیش روی ماست. به همین سبب است که اهالی سینما به عنوان یکی از باتجربه‌ترین گروه‌های هنری کشور در امور صنفی، اکنون به سمت اخذ مجوز از وزارت کار حرکت کرده‌اند.   اولین مراجعه و پنجاه امضاء طبق قانون کار، زمانی صنفی می‌تواند درخواست تاسیس دهد که حداقل پنجاه نفر از فعالان آن صنف به صورت کتبی چنین درخواستی به وزارت کار ارائه دهند. در این زمان بود که جمع اولیه‌ی نویسندگانی که به صورت جدی پی‌گیر تشکیل صنف بودند، تصمیم گرفتند از پنجاه نویسنده‌ که حداقل دو کتاب به چاپ رسانده‌اند برای درخواست تشکیل چنین نهادی دعوت کنند. بدون شک شرط اساسی چنین افرادی، میزان بالای همدلی آنان برای تحقق یافتن این امر بود.    معرفی رابطین طبق قانون برای سهولت انجام کارها می‌بایست سه نفر به عنوان نماینده‌ی مجمع موسسان به وزارت کار معرفی شوند تا به صورت رسمی پی‌گیر کارها و تسریع روند اداری ثبت درخواست شوند. ضمن مشورت با برخی از دوستان مجمع موسسان، حسین سناپور، محمدحسن شهسواری و کامران محمدی پذیرفتند امور مربوط به پی‌گیری جلسات مربوط با مدیران و کارشناسان وزارت کار را به عهده گیرند.   چرا کارگری در مراجعه به وزارت کار برای ثبت درخواست تاسیس انجمن صنفی، مشخص شد صنوف یا باید ذیل عنوان حقوقی کارفرما به فعالیت بپردازند یا عنوان حقوقی کارگر. بدیهی است داستان‌نویسان جزو کارفرمایان نیستند. از سوی دیگر قبولاندن این نکته که داستان‌نویسان طبق قانون مشمول تعریف کارگر می‌شوند، مستلزم بحث و اقناع مسئولان مربوط در وزات کار بود. جلسات متعدد و نیز ارتباط‌های مخلتف با دفتر وزیر کار، مشاورانش، مدیرکل‌ها و نیز کارشناسان وزارت کار برگزار شد تا بالاخره توجیه شدند که فعالیت داستان‌نویسان، ذیل عنوان کارگری قابل تفسیر است. انجمن‌های صنفی کارگری، به سبب عنوان حقوقی «کارگری»‌شان این حسن را دارند که چون ثبت جهانی می‌شوند، دولت جز در موارد عدول از اساسنامه نمی‌تواند راسا آن‌ها را بدون مستندات قانونی تعطیل کند.   اثبات شاغل بودن اکنون باید شاغل بودن داستان‌نویسان به صورت قانونی و مستدل در این صنف برای وزارت کار مشخص می‌شد. در جلسه‌ای با مدیرکل مربوط توافق شد ارائه‌ی دو قرارداد انتشار اثرِ داستانی در حوزه‌ی بزرگسال، موید شاغل بودن افراد در این صنف است.   فعالیت در سطح استان از سوی دیگر طبق قانون، صنوف نمی‌توانند به صورت کشوری فعالیت کنند. وسیع‌ترین سطح جغرافیایی فعالیت هر صنف، استان است. به همین سبب است که نام کامل انجمن ما «انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان استان تهران» است. اما به محض آن که داستان‌نویسان دو استان دیگر تشکیل انجمن صنفی با مجوز وزارت کار دهند، می‌شود اتحادیه‌ی داستان‌نویسان کشوری را تشکیل داد.   تجمیع مدارک با تشکیل جلسات کمابیش منظم و پی‌گیری‌های جمعی، مدارک آماده و تحویل وزارت کار شد. بالاخره پس از پیگیری‌های فراوان در بهمن‌ماه مدارک پنجاه نویسنده‌ به عنوان مجمع موسسان انجمن صنفی داستان‌نویسان، مورد تایید کارشناس وزارت کار قرار گرفت و اجازه‌ی ادامه‌ی روند تشکیل انجمن صنفی کارگری داستان نویسان استان تهران داده شد.   گام نهایی در رسمیت یافتن انجمن در تاریخ یازده اسفند جلسه‌ی مجمع موسسان با حضور 28 نویسنده تشکیل یافت تا بررسی روند کار و بحث و تدقیق در مورد اساسنامه صورت گیرد. باید تاکید شود که وظیفه‌ی مجمع موسسان رساندن انجمن به مجمع عمومی و انتخابات هیات مدیره است. بعد از انتخاب هیات مدیره، اعضای مجمع موسسان شانی برابر سایر اعضای انجمن دارند. پس هدف نهایی، تشکیل مجمع عمومی و انتخاب هیات مدیره‌ی انجمن است. پس از تایید اساسنامه از سوی وزارت کار و طی زمان مشخص برای عضوگیری، مجمع عمومی باید با حضور حد نصاب قانونی و نیز نماینده‌ی وزارت کار تشکیل گردد تا هیات مدیره انتخاب شوند. در واقع پس از تایید روند انتخابات از سوی نماینده‌ی وزارت کار، انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران به صورت قانونی کار خود را آغاز خواهد کرد.   در ادامه نام 65 داستان‌نویسانی که تا تاریخ 24 اسفند 1395 به انجمن پیوسته‌اند خواهد آمد:   قباد آذرآیین/ فرخنده آقایی/ شهره احدیت/ فرشته احمدی/ افسانه احمدی/ کیوان ارزاقی/ شیوا ارسطویی/ بهاره ارشدریاحی/ مهدی اسدزاده/ کورش اسدی/ پیمان اسماعیلی/ مهدی افروزمنش/ محمدهاشم اکبریانی/ مژده الفت/ میترا الیاتی / رضیه انصاری/ آذردخت بهرامی/ منیرالدین بیروتی/ احمد پوری/ محمدجواد جزینی/ نازنین جودت/ فریبا حاج دایی/ محمد حسینی/ محمود حسینی‌زاد/ سیدامین حسینیون/ محسن حکیم‌معانی/ علی‌اکبر حیدری/ امیر خداوردی/ سینا دادخواه / مهدی ربی/ سارا سالار/ مرضیه سبزعلیان/ بلقیس سلیمانی/ حسین سناپور/ علی شروقی/ محمدحسن شهسواری/ لیلا صادقی/ ملیحه صباغیان/ محمد طلوعی/ شهریار عباسی/ عالیه عطایی/ منصور علیمرادی/ تبسم غبیشی/ الهام فلاح/ کاوه فولادی‌نسب/ مجید قیصری/ مدیا کاشیگر/ ضحی کاظمی/ فرزانه کرم‌پور/ سیامک گلشیری/ محمدرضا گودرزی/ شاهرخ گیوا/ نصرت ماسوری/ جواد ماهزاده/ کامران محمدی/ حسن محمودی/ علیرضا محمودی ایرانمهر/ ناهید مشایخی / جمال میرصادقی/ حمیدرضا نجفی/ فرشته نوبخت/ لادن نیکنام/ فریبا وفی/ پیمان هوشمندزاده/ آنیتا یارمحمدی                                                                                    بدیهی است تا زمان برگزاری مجمع عمومی همچنان عضوگیری به صورت فعال صورت خواهد گرفت.   ]]> ادبیات Wed, 15 Mar 2017 11:31:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246447/گزارشی-روند-شکل-گیری-انجمن-صنفی-داستان-نویسان ​واکنش اهالی فرهنگ به درگذشت افشین یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246444/واکنش-اهالی-فرهنگ-درگذشت-افشین-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کمتر شاعر و خواننده‌ای را می‌توان پیدا کرد که رابطه دوستی و رفاقت با زنده‌یاد افشین یداللهی نداشته باشد، شاعری که جلسه «خانه ترانه»‌ی او محل رشد و شکوفایی شاعران زیادی بوده است. در این راستا اهالی فرهنگ با درج پیام‌های مختلف نسبت به این حادثه دردناک واکنش نشان دادند که در ادامه به تعدادی از آنها می‌پردازیم.   پرویز پرستویی، بازیگر: «اتفاق بدی دیگر رقم خورد. امروز هم با خبر شدیم که دکتر افشین یداللهی شاعر و ترانه‌سرای خوب کشورمون بر اثر تصادف جان خود را از دست داد، باورم نشد و به شماره‌ای که از ایشان داشتم زنگ زدم. متاسفانه خاموش بود ... خاموش شد.»   محمدعلی بهمنی، شاعر: «از تهران به بندرعباس می‌رسم که : غمگین‌ترین خبر را می‌شنوم. غمگین‌ترین تسلیت به شما.» عبدالجبار کاکایی، شاعر: «این روزها هرچه گذشتم کبود بود/ هر سایه‌ای که دست تکان داد، دود بود این روزها ادامه‌ی نان و پنیر و چای/ اخبار منفجر شده‌ی صبح زود بود جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست/ محبوب من چقدر جهان بی وجود بود ما همچنان به سایه‌ای از عشق دلخوشیم/ عشقی که زخم و زندگی‌اش تار و پود بود پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید/ ساعت برای با تو نشست حسود بود دنیا نخواست، یا من و تو کم گذاشتیم/ با من بگو قرار من این‌ها نبود، بود؟» سالار عقیلی، خواننده: «دکتر جان تو آدم بدقولی نبودی، همه اینو می‌دونن. از این همه نامهربونی خسته شدم، زنگ بزن با هم برنامه‌ها رو هماهنگ کنیم. عزیز دلم شب‌عیدی کلی کار عقب‌مونده داریم. زنگ بزن مرد، زنگ بزن منتظرم... به سوگ من نشسته‌ای/ ولی نمرده‌ام هنوز» امیر ارجینی، ترانه سرا: «مرگ واقعیتی است که ای کاش فقط دیرتر اتفاق می‌افتاد، انسان‌ها به همین قانعند.» صابر قدیمی، طنزپرداز و ترانه‌سرا: «قرار بود عید با هم برویم ارمنستان... قرار بود در مراسم عروسیت... قرار بود امسال جشنواره را... قرار بود خانه ترانه را... قرار بود... دارم دیوانه می‌شوم...» نیلوفر لاری‌پور، ترانه‌سرا:  «خیلی زود بود رفتنت. عزیزم، رفیقم خیلی زود بود افشین» احمد امیر خلیلی، ترانه‌سرا: «امروز سر برنمه علی ضیاء یکی میخواست رکورد حبس نفس وارونه در آب رو بزنه، یهو سر سه دقیقه نفسش بالا نیومد و علی از آب کشیدش بیرون! خشکم زده بود تا بعد چند دقیقه برگشت. به بیداد که کنارم وایستاده بود گفتم: پسر چقد مرگ به آدم نزدیکه به همین راحتی که ختم به خیر شد! از ساعت 10 تا الان یه سره داره گوشیم زنگ میخوره! جواب نمیدم! مسیج میاد! تصادف! مرگ مغزی! دکتر افشین یداللهی! نفسمو حبس کردم هیچی نشنوم! هیچچچچی! کاش یک الان زنگ بزنه و بگه شایعه‌س، منم یه نفس عمیق بکشم و بگم: به خیر گذشت ولی پسر چقد مرگ نزدیکه!» حامد عسکری، شاعر: «آقای دکتر تو رو خدا جواب بده بگو زنده‌ام... بگو هستم.» شهره سلطانی، بازیگر:‌« چطوری شما رو سیاه و سپید ببینم؟ شما مثل شعرهاتون سرشار از رنگ و زندگی هستین حتی بعد از ... دلخوش به اینکه شاید خبر خوبی ببینم اینستاگرام رو باز کردم، هنوز از شوک علی معلم عزیز و خسرو شجاع‌زاده مهربان درنیومده که باید با یک غیرممکن دیگه روبه‌رو بشم! نه... نه ...هنوز صدای آرام و چهره متین شما در خاطرم هست.» ابراهیم اسماعیلی، شاعر: «چه بدعیدی شد ... این از صد عزا بدتر... عجب عیدی...» رویا ابراهیمی، شاعر و ترانه‌سرا: «چرا تو پست‌های آخرت راجع به مرگ اینجوری نوشتی، چرااااا؟ باورم نمیشه مگه میشه تو رفته باشی؟ امکان نداره. هزار بار دیگه لازم باشه شمارت رو میگیرم بلکه روشن کنی و بگی شایعه ست.» هانا بامداد، شاعر: «نود و درد... نود و عذاب... نود و مرگ... نود و زجر... نود و پنج... تموم شو... تموم شو تموم شو لعنتی...» حامد ابراهیم‌پور:‌ «دست و پایم یخ کرده بود اما مطمئن بودم که شایعه است. زنگ زدم به صابر قدیمی... پشت تلفن گریه می‌کرد، حرف‌های نامفهومش را نفهمیدم. زنگ زدم به مهدی اشرفی... پشت تلفن گریه می‌کرد. پاهایم شل شد و نشستم روی زمین... شاملو در مصاحبه‌ای می‌گفت: زندگی به طرز بی‌شرمانه‌ای کوتاه است... سال نود و پنج بدترین سال زندگی من و خیلی‌های دیگر است. بزرگ‌ترین آرزوی من تمام شدن این سال لعنتی ست. نمی‌خواهم بیشتر از این سیاه بپوشم. نمی‌توانم بیشتر از این مرگ عزیزانم را ببینم... خداحافظ ای داغ بر دل نشسته... خداحافظ مرد باشخصیت ادبیات...» احسان افشاری، شاعر: «دیگه چه برگ تازه‌ای برای رو کردن داری مرگ لعنتی. چقد بُهت طلب داری از ما که اینقدر اذیت می‌کنی؟ خداحافظ ای داغ بر دل نشسته» علیرضا آذر، شاعر: «بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق‌های باز نسبت داشت. تسلیت به جامعه شعر و پزشکی.» امید صباغ‌نو، شاعر: «سال نود و پنج لعنتی، سال نود و پنج لعنتی... کاش خبر دروغ بود. کاش خبر دروغ بود. رفیق شاعرمون دکتر افشین یداللهی پرنده شد. حال خوبی ندارم. برایش آرزوی آرامش کنید...» رستاک حلاج، خواننده و ترانه‌سرا: «دکتر جان بگو مثل همیشه داری شوخی می‌کنی، بگو سر کارمان گذاشته‌ای، لطفا سال تازه را زهرمارمان نکن» سعید بیابانکی، شاعر: «افشین عزیز! در این روزهای پایان سال چگونه مرگ ناگهانی‌ات را باور کنم؟ نه تو هرگز نمی‌میری ... با شعرها و ترانه‌هایت در دل‌های ما زنده‌ای تا زندگی زنده است و تا عشق نفس می‌کشد... گریه امانم نمی‌دهد. سفر به خیر ... دوست سال‌‌های دور و دیر...» لیلا کردبچه، شاعر: «چقدر دیگه باید منتظر بمونیم تا یکی زنگ بزنه و بگه شایعه بوده؟ چقدر منتظر بمونیم تا شایعه بیاد و مسئولیت همه حوادث تلخ امسال رو برعهده بگیره؟ چقدر؟ چقدر امسال به همدیگه تسلیت بگیم؟»   سابیر هاکا،‌ شاعر:‌ «هنوز منتظرم کسی بگه شوخی بود... باور نمی‌کنم...» علیرضا قربانی، خواننده: «افشین جان کجا رفتی برادر جان؟ به کجا چنین خیره شدی؟ تو که فکر رفتن نبودی عزیزم! فردین تو رو خدا بگو افشین برمیگرده! افشین جان قراره روز شنبه برای کنسرت چی میشه؟» محمدرضا مقدم، خواننده: «افشین جان بی‌خیال، نمیخوای تو صفحت بزنی دروغه؟» حبیب رضایی، بازیگر: «ای وای که این راه زمین به آسمان چه هموار شده این روزها... ای وای که خاکمان هر روز، چه حاصل خیزتر می‌شود از این گنجه‌ای که داغ داغ به درون می‌کشد.» احسان خواجه‌امیری، خواننده: «افشین خواهش میکنم جواب بده موبایلت رو و بگو شایعه است.» بهنوش بختیاری، بازیگر:‌« دکتر افشین یداللهی. چقدر سالم و درست و با شخصیت بودی شما... تسلیت به جامعه موسیقی و هنر و شعر ایران... ترانه‌هات عاشقی مرا جاندارتر کرد... روحت عاشق مرد بزرگ... آزادیت از حصار تن مبارک...» سیامک انصاری، خواننده: «باور کنیم؟‌ دکتر یداللهی؟‌مگه میشه؟ قرار بود با هم کار کنیم. چه سال کسیبه‌ی عجیبی. افشین یداللهی هم سفر کرد. چقدررررر تلخ.» ]]> ادبیات Wed, 15 Mar 2017 11:19:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246444/واکنش-اهالی-فرهنگ-درگذشت-افشین-یداللهی تسلیت بنیاد شعر و ادبیات داستانی برای درگذشت یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246424/تسلیت-بنیاد-شعر-ادبیات-داستانی-درگذشت-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی، متن این پیام بدین شرح است: «افشین یداللهی یکی از ترانه‌سرایانی بود که در دهه ۷۰ در جان گرفتن دوباره تصنیف و ترانه، نقش ویژه‌ای داشت. این نقش در کنار تأثیرگذاری او در تربیت نسل جوان ترانه‌سرا با برگزاری مداوم جلسات خانه ترانه وی را به یکی از مؤثرترین چهره‌های ترانه‌سرایی روزگار ما تبدیل کرده بود.درگذشت او در سال‌هایی که می‌توانست اوج شکوفایی وی و تاثیرگذاری بیشترش در جریان ترانه‌سرایی باشد، دردی فراموش‌نشدنی و ضایعه‌ای بزرگ است.بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان ضمن عرض تسلیت به جامعه ادبی و هنری کشور، برای خانواده آن مرحوم، صبر و شکیبایی آرزومند است.» دکتر افشین یداللهی، ترانه‌سرای کشورمان که با سرودن شعر تیتراژ سریال‌های پربیننده تلویزیونی مانند «شب دهم» به شهرت رسیده بود، در مسیر بازگشت از هشتگرد به سمت تهران به شدت مجروح شد و در سن 48 سالگی درگذشت. ]]> ادبیات Wed, 15 Mar 2017 09:23:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246424/تسلیت-بنیاد-شعر-ادبیات-داستانی-درگذشت-یداللهی پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت افشین یداللهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246418/پیام-تسلیت-مدیرعامل-خانه-کتاب-درگذشت-افشین-یداللهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، در متن پیام مجید غلامی جلیسه، مدیر‌عامل خانه کتاب به مناسبت درگذشت افشین یداللهی آمده است: «‌خبر درگذشت ناگهانی، شاعر و ترانه‌سرای توانمند کشورمان که عمر خود را با حضور موثر در عرصه شعر و ادبیات مزّین کرده بود موجب تاثر و تاسف شد. هنرمندی که در طول حیات هنری خویش با خلق نغمه‌های جاودانه، بارها روح و جان مشتاقان و دوستداران ناب موسیقی ایران را نوازش کرد. اینجانب ضمن عرض تسلیت فقدان این هنرمند متعهد به ملت شریف ایران، اهالی شعر و هنر، برای آن مرحوم رحمت و علو درجات و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت می کنم.» «روز شمار یک عشق»، «مشتری میکده ای بسته»، «جنون منطقی»، «حرف هایی که من باید می گفتم و تو باید می شنیدی» و... مجموعه شعرهایی هستند که از افشین یداللهی به چاپ رسیده است. ]]> ادبیات Wed, 15 Mar 2017 07:53:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246418/پیام-تسلیت-مدیرعامل-خانه-کتاب-درگذشت-افشین-یداللهی گزیده‌ای از شعرهای احمد شاملو در آلمان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/246383/گزیده-ای-شعرهای-احمد-شاملو-آلمان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایران)، شعرهای این مجموعه را بهمن نیرومند، مترجم ایرانی ساکن آلمان، انتخاب کرده و به آلمانی برگردانده است.   به نوشته‌ی آمازون، مجموعه‌ی «آن کلاغ سیاه» که در 189 صفحه منتشر شده همراه با تصویرگری لوتار بورمان است.   محمود دولت‌آبادی، نویسنده‌ی ایرانی، در مقدمه‌ی خود بر این مجموعه درباره‌ی شعرهای احمد شاملو و تأثیرگذاری او بر شعر معاصر فارسی توضیح داده است.   پیشتر نیز در دهه‌های گذشته شعرهایی از احمد شاملو به صورت پراکنده به آلمانی ترجمه شده بود.   شعرهایی که در مجموعه‌ی «آن کلاغ سیاه» منتشر شده منتخبی است از همه‌ی دفترهای شعر احمد شاملو که طی چند دهه سروده شده‌اند.   کار شاعری شاملو از سال ۱۳۲۶ با انتشار دفتری به نام «آهنگ‌های فراموش شده» که تنها دفتر شعر او در قالب سنتی و موزون است، آغاز شد.   در کتابی که اکنون به آلمانی منتشر شده مصاحبه‌ای از بهمن نیرومند با احمد شاملو نیز منتشر شده که در آن شاملو دیدگاه‌های خود را درباره‌ی ادبیات و جامعه‌ی ایرانی بیان کرده است.   بخش‌هایی از این مصاحبه پیشتر در مجله‌ی «تجربه» که در تهران منتشر می‌شود به چاپ رسیده بود.   بهمن نیرومند که چندین دهه است در آلمان زندگی می‌کند برخی از آثار نویسندگان ایرانی را طی این سال‌ها به آلمانی ترجمه کرده که از جمله‌ی انها رمان «کلنل» محمود دولت‌آبادی است. ]]> جهان‌کتاب Wed, 15 Mar 2017 07:38:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/246383/گزیده-ای-شعرهای-احمد-شاملو-آلمان-منتشر افشین یداللهی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246415/افشین-یداللهی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امید صباغ‌نو  اظهار کرد: متاسفانه شب گذشته (سه‌شنبه 24 اسفندماه) افشین یداللهی، شاعر مطرح کشورمان در  سانحه تصادف  در هشتگرد درگذشت.این تصادف بسیار شدید بود. او قبل از انتقال به بیمارستان، درگذشت.   افشین یداللهی، شاعر مطرح کشورمان در سال 1347 در اصفهان به دنیا آمد. وی پزشک متخصص اعصاب و روان و از ترانه سرایان مطرح کشورمان بود. یداللهی فعالیت‌های حرفه‌ای ترانه‌سرایی خود را در سال 1376 در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.    یداللهی برای تیتراژ بسیاری از سریال‌های خوش‌نام تلویزیونی، ترانه‌هایی سروده است. بیشترین شهرت وی در این زمینه به‌واسطه سرودن ترانه سریال غریبانه، شب دهم، میوهٔ ممنوعه و مدار صفر درجه و معماى شاه است. «روزشمار یک عشق»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم»، «مشتری میکده‌ای بسته»، «جنون منطقی» و «امشب کنار غزل‌های من بخواب» از کتاب‌های منتشر شده توسط این شاعر است.     ]]> ادبیات Wed, 15 Mar 2017 07:21:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246415/افشین-یداللهی-درگذشت حداد عادل از توطئه آمریکا برای تغییر زبان در افغانستان گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246362/حداد-عادل-توطئه-آمریکا-تغییر-زبان-افغانستان-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، غلامعلی حداد عادل در دیدار با رایزنان و ماموران فرهنگی آماده به اعزام به کشورهای جهان ضمن تشریح اهداف و فلسفه تشکیل بنیاد سعدی اظهار کرد: این بنیاد هدفی جز هم‌افزایی ظرفیت‌های موجود در کشور و داشتن متولی خاص برای زبان فارسی به خارجی‌ها نداشته و نماینده یا نمایندگانی به جز رایزنان فرهنگی و سفارتخانه‌ها در خارج از کشور نخواهد داشت. وی با اشاره به همکاری خوب و ثمربخش رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در توفیق بنیاد سعدی، گفت: بنیاد سعدی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اهداف مشترکی دارند و در حقیقت یک خانواده هستند.   عضو شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با ذکر نمونه‌هایی از شخصیت‌های بزرگ فرهنگی و علمی کشور مانند سیدمحمد محیط طباطبایی، فتح الله مجتبایی، احمد آرام،  مجتبی مینویی و تعدادی دیگر که زمانی به عنوان رایزن فرهنگی در کشورهای مختلف خدمت کرده‌اند، اظهار کرد: از شما می‌خواهم هرچه بیشتر با فرهنگ کشور هدف آشنا شده و برای ارتباطات بیشتر تلاش کنید و همچنین گزارش‌هایی از آخرین وضعیت زبان فارسی در آن کشور به بنیاد سعدی ارائه دهید تا بتوانیم تصمیم‌گیری بهتری برای آموزش و گسترش زبان فارسی داشته باشیم.   رییس بنیاد سعدی با ذکر این نکته که رفتار شما در خارج از کشور، می‌تواند تأثیر زیادی در نگاه خارجیان به ایران داشته باشد، افزود: قضاوت دیگران نسبت به فرهنگ ایرانی به رفتار و عملکرد شما بستگی خواهد داشت و انتظار می‌رود شما معرف فرهنگ معنوی و اصیل کشور ایران باشید و وقتی به کشور بازگشتید انسان دیگری شده و یکی از دستاوردهای شما تسلط به زبان آن کشور باشد.   وی با بیان اینکه در عصر حاضر، زبان جزء لاینفک دیپلماسی عمومی است، گفت: هرچقدر که زبان ما گسترش پیدا کند، روابط‌مان با دیگر کشورها متفاوت خواهد شد. این را کشورهای دیگر و دشمنان ما هم می‌دانند و بر همین اساس هم امروز آمریکایی‌ها در افغانستان تلاش می‌کند همان بلایی که بر سر هند و پاکستان آوردند و زبان اداری و مدرسه‌هایشان انگلیسی شده است، را در این کشور هم پیاده کنند. در ابتدای این دیدار، سیدمحمدرضا دربندی ضمن تشریح وضعیت زبان فارسی در جهان، مخاطبان، تعداد دانشگاه‌ها، کرسی‌ها، مدارس و موسسه‌های فعال در امر آموزش زبان فارسی، گفت: توجه به اشتغال فارسی آموزان برای گسترش زبان فارسی بسیار اهمیت دارد، در این راستا می‌توانید با وزیر آموزش کشورهای خود به همراه سفیر ایران جلسه‌ای داشته باشید و از آنها بخواهید که در مدرسه و دبیرستان‌هایشان درس زبان فارسی را قرار دهند. وی با بیان اینکه این کار دو هدف و نتیجه خوب به همراه دارد، گفت: یکی آنکه برای این مدارس معلم می‌خواهند که از فارغ‌التحصیلان زبان فارسی استفاده می‌شود و دیگر آنکه دانش آموزان در آینده به احتمال زیاد زبان فارسی و یا رشته‌های مرتبط همچون شرق‌شناسی را انتخاب خواهند کرد. وی با اشاره به تجربیات موفق برای آشنایی بیشتر مردم کشورها با زبان فارسی همچون برگزاری شب شعر و مناسبت‌های ایرانی، گفت: استفاده از فارسی آموزان برای حضور در غرفه‌های نمایشگاهی و اینگونه فعالیت‌ها بسیار موثر مفید خواهد بود. دکتر رضامراد صحرایی، معاون آموزش و پژوهش بنیاد سعدی نیز در گزارشی به اقدامات انجام شده در امر تولید کتاب‌های آموزش زبان فارسی اشاره کرد و گفت: تدوین استاندارد آموزش زبان فارسی، آزمون سازی برای تعیین سطح فارسی آموزان و تصویب آزمون آمفا مانند آزمون تافل و آیلس یکی از کارهای بسیار مهم در امر آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبان بوده است که انجام شد. وی به تولید کتاب‌های «‌ایرانشناسی»، «‌لذت خواندن»، «‌کاربرد واژه»، «‌مینا»،«‌فارسی پایه»، «‌گلستان سعدی گویا»، «‌روش های ساده آموزش زبان فارسی»، «‌آموزش ادبیات» اشاره کرد و گفت: این کتاب‌ها اکثرا چاپ و یا در مرحله چاپ بسر می‌برند و در کنار این ما 13 دوره دانش افزایی کوتاه مدت و هشت دوره تربیت مدرس زبان فارسی برگزار کرده‌ایم. ]]> ادبیات Tue, 14 Mar 2017 08:42:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246362/حداد-عادل-توطئه-آمریکا-تغییر-زبان-افغانستان-گفت ​رئیس بنیاد سعدی درگذشت دکتر الکک را تسلیت گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246351/رئیس-بنیاد-سعدی-درگذشت-دکتر-الکک-تسلیت-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، دکتر غلامعلی حداد عادل، رییس بنیاد سعدی در پیامی، درگذشت دکتر الکک، استاد برجسته و گرانقدر زبان و ادبیات فارسی را به خانواده وی،‌ جامعه علمی، ادبی و فرهنگی لبنان به‌ویژه استادان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی، تسلیت گفت. متن پیام تسلیت رئیس بنیاد سعدی به شرح زیر است: «انا لله وانا الیه راجعون درگذشت استاد برجسته و گرانقدر  زبان و ادبیات فارسی جناب آقای دکتر الکک موجب اندوه و تاسف عمیق شد. آن استاد والامقام در زمینه‌های مختلف از تدریس زبان و ادبیات فارسی تا تحقیق و ترجمه آثار ادبی و از حوزه ادبیات تطبیقی تا سرودن اشعار نغز و پرمایه منشأ خدمات ارزشمندی به عالم ادب عربی و ادب فارسی گردید. اینجانب به نمایندگی از بنیاد سعدی و فرهنگستان زبان و ادب فارسی و اساتید زبان و ادب فارسی در ایران فقدان آن دانشمند دلسوز و سختکوش را به خانواده محترم ایشان،‌ جامعه علمی، ادبی و فرهنگی لبنان بویژه استادان  و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی تسلیت می‌گویم و از درگاه خداوند متعال برای بازماندگان صبر و اجر  و برای آن عالم فرزانه علّو درجات و رحمت واسعه طلب می‌کنم.» ]]> ادبیات Tue, 14 Mar 2017 07:18:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/246351/رئیس-بنیاد-سعدی-درگذشت-دکتر-الکک-تسلیت-گفت مراثی شاعران برای آتش‌نشان‌ها منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246340/مراثی-شاعران-آتش-نشان-ها-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات فصل پنجم در یک حرکت زیبای فرهنگی، مجموعه اشعاری که شاعران برای حادثه پلاسکو سروده بودند را جمع‌آوری و با نام «اندوه سیاوشان» و به صورت رایگان در بازار عرضه کرده است. در این مجموعه  اشعار 167 شاعر آمده که از این بین می‌توان به نام‌هایی مانند روح‌الله احمدی، سعید بیابانکی، سارا جلوداریان، هادی خورشاهیان، شهاب دارابیان، آرین داوودی، بابک زمانی، مجید سعدآبادی،حمیدرضا شکارسری، قاسم صرافان، میلاد عرفان‌پور، حامد عسکری، صابر قدیمی،علیرضا قزوه، سید حسین متولیان،‌ مصطفی محدثی خراسانی، محمد مرادی و علی‌محمد مودب اشاره کرد. شعرهای این کتاب از زاویه‌های مختلف به این حادثه نگاه کرده است و در بین شعرها گاه با شعری از زبان خانواده شهدا، تهران خسته از شلوغی، ناهنجاری‌های اجتماعی مانند عکس گرفتن در زمان وقوع حادثه، نبود امکانات، فداکاری و ایثار آتش‌نشانان روبه‌رو می‌شویم. پرویز بیگی، مدیر انتشارات فصل پنجم در معرفی این کتاب گفت: آنچه در این کتاب پیش روی شماست، حکایت مردمی‌ است که آب، باد، آتش و خاک را با هنر سرشته‌اند و سرنوشت‌شان با شعر گره خورده است. حکایت مردمی که اشک‌ها و لبخند‌ها، پیروزی‌ها و شکست‌ها، گشایش‌ها و بن‌بست‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی خویش را در شعر جستجو می‌کنند و با شعر پیوند می‌زنند. وی ادامه داد: وقتی ققنوس‌ها در آتش، سماع دیگری آغاز کردند با خود گفتم بگذار این دفتر فراهم آید تا برگ دیگری بر تاریخ این سرزمین پهناور بیفزاید و آیندگان را از امروز خبر دهد. در پشت جلد این کتاب آمده است: «آنچه در این دفتر پیش روی شماست حکایت و قال نیست، زبان حال همیشه‌ی ماست و شاید بتواند تنها پرتوی از حماسه‌ی بشکوه دیگری را بازگو کند حماسه‌ای که این بار در آتش رقم خورد. حماسه‌ای که در آن مردانی از سد آتش و آهن گذشتند و به خاطره‌ها پیوستند.» کتاب «اندوه سیاوشان»، مجموعه اشعار سوگ شهیدان آتش‌نشان مربوط به حادثه پلاسکو، در 240 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به صورت رایگان منتشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 14 Mar 2017 06:39:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246340/مراثی-شاعران-آتش-نشان-ها-منتشر ​تشییع پیکر ادیب برومند در زادگاهش برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246342/تشییع-پیکر-ادیب-برومند-زادگاهش-برگزار-می-شود شهریار برومند در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: پیکر زنده‌یاد ادیب برومند از ساعت 9 صبح فردا (چهارشنبه 25 اسفندماه) و به شکل خصوصی از منزل وی تشییع و برای خاک سپاری به اصفهان منتقل خواهد شد . وی ادامه داد: همچنین مراسم خاکسپاری از ساعت 9 صبح روز پنجشنبه (26 اسفندماه) در فرهنگسرای ادیب برومند واقع در شهرستان گز برخوار اصفهان و با حضور اهالی فرهنگ و ادب برگزار خواهد شد. فرزند زنده‌یاد ادیب برومند در توضیح مراسم ختم نیز گفت: زمان و مکان دقیق مراسم ختم مشخص نیست اما چیزی که معلوم است مراسم اصفهان و گز قبل از سال جدید و مراسم تهران بعد از شروع سال 1396 برگزار خواهد شد.   عبدالعلی ادیب برومند شاعر مطرح کشورمان روز گذشته (24 اسفندماه) در سن 92 سالگی و به علت کهولت سن از دنیا رفت.   عبدالعلی ادیب برومند شاعر دفترهای شعر نامه‌های وطن، روزگار دژم، پیام آزادی، حاصل هستی، گلهای موسمی و راز پرواز است. تصحیح دیوان حافظ، تصحیح و بازنویسی داستان‌های رستم و اسفندیار، سیاوش و سودابه، به پیشگاه فردوسی، هنر قلمدان و تراز سخن از دیگر آثار اوست. ادیب برومند متولد سال 1303 در شهر گز برخوار اصفهان و از فعالان سیاسی جبهه ملی بود. ]]> ادبیات Tue, 14 Mar 2017 05:47:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246342/تشییع-پیکر-ادیب-برومند-زادگاهش-برگزار-می-شود داستان عامه‌پسند خارجی بازار کتاب را در اختیار داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246043/داستان-عامه-پسند-خارجی-بازار-کتاب-اختیار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طبق آمار موسسه خانه کتاب از 1 فروردین‌ماه تا 13 اسفند‌‌ماه  سال جاری، شش هزار 258 عنوان کتاب چاپ اولی منتشر شده است. چند هزار  کتاب داستان ایرانی و خارجی، در سالی که رفت منتشر شد و بر اساس آمار ها میزان آثار ایرانی و ترجمه شده با هم برابری می‌کند، اما سهم آن‌ها از بازار کتاب  یک اندازه نیست. امسال هم  داستان‌های عامه‌پسند خارجی بازار کتاب را در اختیار داشتند. جوجو مویز، الیف شافاک بار‌ها تجدید چاپ شدند و ناشر‌های متعددی ترجمه‌  و انتشار آن‌ها را دست گرفتند و قاچاق‌چی‌ها هم دست به کار شدند تا  منفعت‌شان را ببرند.   در حالی عامه‌پسندهای خارجی بازار را در اختیار داشتند، داستان‌های ایرانی بسیار زیادی را هم در یکی دو سال اخیر منتشر شدند. آثاری که متاثر از سیاست‌های انقباضی و بسته دولت محمود احمدی‌نژاد در محاق مانده بودند. در این سال‌ها کتاب‌ «ملک آسیاب» غزاله علیزاده بعد سال‌ها منتشر شد و همچنین کتاب «هما» اثر کاظم رضا نویسنده فراموش شده در اختیار مخاطب‌هایش قرار گرفت. همچنین  کتاب «آداب دنیا» یعقوب یادعلی بعد یک دهه  منتشر شد. کتاب‌‌های «ای کاش آفتاب از چهارسو بتابد»، اثر بهزاد زرین‌پور، «نفرین خاکستری»، اثر مهسا محب‌علی هم توجه مخاطب‌ها را برانگیخت. داستان‌نویس‌های جوان هم آثار تازه‌ای را منتشر کردند، پیمان اسماعیلی و مرتضی کربلایی‌لو، علی‌اکبر حیدری و... هر یک به نوعی با آثار‌شان توجه فضای ادبی و مخاطب‌ها را جلب کرذند.  به شمار سینمایی‌ها شیفته عنوان نویسندگی چهره‌های دیگری هم در این سال  اضافه شد و  ایرج طهماسب  قصه‌هایش را که سال‌های دهه شصت نوشته بود همین اواخر منتشر کرد و هم‌چنین از  فلامک جنیدی، امیر آقایی، بهاره رهنما، بهنوش بختیاری و رستاک حلاج  دیگر چهره‌های سینمایی کتاب‌های تازه داستانی  منتشر کردند. ترجمه ترانه علیدوستی  با عنوان «تاریخ عشق» نیز  امسال منتشر شد.  براساس اطلاعات موسسه خانه کتاب از 1 فروردین‌ماه تا 13 اسفند‌‌ماه سال جاری، 11 هزار و 891 عنوان کتاب در حوزه داستان منتشر شده است که شش هزار 258 عنوان چاپ اول و پنج هزار 633 عنوان چاپ مجدد بوده است. از این میان شش هزار و 458 عنوان تالیف و پنج هزار و 433 عنوان ترجمه است که نه هزار و 651 کتاب سهم ناشران پایتخت‌نشین و دو هزار و 240 اثر سهم ناشران شهرستانی بوده است. بررسی آمار موجود نشان می‌دهد که تعداد عناوین تالیفی با ترجمه در شرایط مساوی به سر می‌‌برد اما اگر در همین آمار ریز شویم، متوجه خواهیم شد که تعداد شمارگان این دو حوزه به هیچ عنوان نزدیک به هم نیست و استقبال از کتاب‌های ترجمه بسیار بیشتر از آثار تالیفی است.   در این بین نباید منکر تاثیر جایزه‌های ادبی در فروش برخی کتاب‌ها شد. البته درست است که جایزه‌های ادبی، کتاب‌های سال قبل را بررسی می‌کنند اما بدون شک در دیدن برخی از عنوان‌ها موثر بوده‌اند. همچنین امسال در کنار جایزه‌های ادبی که به آثار تالیفی می‌پردازد، شاهد برگزاری نخستین جایزه ادبی ابوالحسن نجفی بودیم که به کتاب‌های ترجمه می‌پردازد. در ادامه به آمار کتاب‌های منتشر شده در حوزه ادبیات به تفکیک ماه می‌پردازیم. فروردین در فروردین ‌ماه امسال، ‌430 عنوان کتاب چاپ شده که 259 عنوان کتاب چاپ اولی و 171 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 232 کتاب تالیف و 198 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان  394عنوان و سهم ناشران شهرستانی 36 عنوان بوده است.   اردیبهشت در اردیبهشت ‌ماه امسال، ‌965 عنوان کتاب چاپ شده که 657 عنوان کتاب چاپ اولی و 308 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 563 کتاب تالیف و 402 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 737 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 228 عنوان بوده است.   خرداد در خرداد ‌ماه امسال، ‌978 عنوان کتاب چاپ شده که 626 عنوان چاپ اولی و 352 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 549 کتاب تالیف و 429 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 832 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 146 عنوان بوده است.   تیر در تیتر‌ماه امسال، ‌918 عنوان کتاب چاپ شده که 414 عنوان چاپ اولی و 504 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 516 کتاب تالیف و 402 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 795 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 123 عنوان بوده است.   مرداد در مرداد‌ماه امسال، ‌881 عنوان کتاب چاپ شده که 483 عنوان چاپ اولی و 398 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 485 کتاب تالیف و 396 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 675 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 206 عنوان بوده است.   شهریور در شهریور‌ماه امسال، ‌789 عنوان کتاب چاپ شده که 418 عنوان چاپ اولی و 371 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 441 کتاب تالیف و 348 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 639 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 150 عنوان بوده است.   مهر در مهر‌ماه امسال، ‌803 عنوان کتاب چاپ شده که 331 عنوان چاپ اولی و 472 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 466 کتاب تالیف و 337 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 597 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 206 عنوان بوده است.   آبان در آبان‌ماه امسال، ‌972 عنوان کتاب چاپ شده که 525 عنوان چاپ اولی و 447 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 509 کتاب تالیف و 463 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 785 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 187 عنوان بوده است.   آذر در آذر‌ماه امسال، ‌یک هزار و 95 عنوان کتاب چاپ شده که 575 عنوان چاپ اولی و 520 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 689 کتاب تالیف و 406 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 821 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 274 عنوان بوده است.   دی در دی‌‌ماه امسال، ‌یک هزار و 442 عنوان کتاب چاپ شده که 712 عنوان چاپ اولی و 730 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 716 کتاب تالیف و 726 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان یک هزار و 194 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 248 عنوان بوده است.   بهمن در بهمن‌ماه امسال، ‌یک هزار و 629 عنوان کتاب چاپ شده که 789 عنوان چاپ اولی و 840 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 811 کتاب تالیف و 818 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان یک هزار و 330 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 299 عنوان بوده است.   اسفند از یکم تا سیزدهم اسفندماه امسال نیز، ‌989 عنوان کتاب چاپ شده که 469 عنوان چاپ اولی و 520 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 481 کتاب تالیف و 508 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 852 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 137 عنوان بوده است.   طبق آمار منتشر شده پررونق‌ترین ماه‌های انتشار کتاب، سه ماه پایانی سال است که می‌توان دلیل این اتفاق را به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران مرتبط دانست. این آمار نشان می‌دهد که ناشران برنامه‌ ویژه‌ای برای نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران دارند و سعی می‌کنند هرطور که شده کتاب‌هایشان را برای این نمایشگاه آماده کنند. انتشار نه هزار و 651 کتاب در تهران و دو هزار و 240 اثر در سایر شهرهای کشور نشان می‌‌دهد که نویسندگان برای چاپ کتاب‌های داستان بهتر است به سراغ ناشران تهرانی بروند چراکه تعداد عنوان کتاب داستان منتشر شده در سراسر کشور نسبت به تهران اختلاف زیادی دارد که در نمودار زیر به شکل واضحی مشخص است.   ]]> ادبیات Tue, 14 Mar 2017 05:36:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246043/داستان-عامه-پسند-خارجی-بازار-کتاب-اختیار برای نگارش «آیه‌های آه» از فروغ بت نساخته‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246255/نگارش-آیه-های-آه-فروغ-بت-نساخته-ام ناصر صفاریان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد:‌ جرقه شروع تحقیق درباره فروغ از یک کنجکاوی کودکانه شروع شد؛ زمانی که در نه سالگی به دنبال معنی یکی از شعرهای فروغ رفتم و معلم به جای گفتن معنی شعر، فروغ را فرد کثیفی معرفی کرد، همین موضوع کافی بود تا ذهن نه ساله من کنجکاو شود. بعدها این کنجکاوی تبدیل به یک تحقیق شد و به آنجا رسید که ما به منابع بسیار خوبی رسیدیم و تصمیم گرفتیم که از این منابع استفاده کنیم و شروع به ساختن فیلم‌های «سرد سبز»، «جام جان» و «اوج موج» کردیم. وی ادامه داد: بعد از انتشار فیلم‌ها به این نتیجه رسیدیم که ما در فیلم تنها بخش کوتاهی از مصاحبه‌ها را آورده‌ایم و شاید کسی علاقه‌مند باشد که به متن کامل این مصاحبه‌ها دسترسی پیدا کند، به همین دلیل تصمیم گرفتیم که متن مصاحبه‌ها را به شکل کامل در قالب کتابی منتشر کنیم.   این پژوهشگر ادبی با اشاره به اهداف انتشار این کتاب گفت: اگر بخواهم این کتاب را معرفی کنم باید بگویم که این اثر تلاشی برای شناساندن آدم است که از نظر من بُت نیست. در واقع هدف این بوده که به شکل غیراسطوره‌ای به معرفی فروغ بپردازیم. صفاریان در توضیح دلایل برخی برخوردهای نامناسب با شعر و هنر فروغ اظهار کرد:‌ دلیل این برخوردهای ناصحیح به دلیل شخصیت و روحیه فروغ است چراکه او همیشه دوست داشت از دایره‌ها و چهارچوب‌های جامعه ایرانی خارج شود و به همین دلیل جامعه آن سال‌های ایران با او مشکل داشت. وی افزود: البته باید توجه کرد که برخی از برخوردهای فروغ به گسترش این حاشیه‌ها دامن می‌زد اما بیشتر این حرف و حدیث‌ها به دلیل برخورد او با جامعه سنتی ایران است. این فیلمساز اعتقاد دارد که نباید مشکلی برای انتشار زندگینامه افراد مطرح وجود داشته باشد و در این رابطه اظهار کرد:‌ باید قبول کنیم که همیشه زندگی خصوصی چهر‌ه‌های مطرح برای مردم جذاب بوده است به همین دلیل ما نمی‌توانیم زندگی خصوصی فروغ را از شعرهایش جدا کنیم. وی ادامه داد: جالب است که بدانید، ما در نقد ادبی، بخشی به نام نقد زندگینامه‌ای داریم اما اینکه به چه میزان مسائل را شخصی بدانیم، بحث‌های مختلفی را پدید می‌آورد. در کل ما نمی‌توانیم در تحقیق‌ها راه را بر زندگی هنرمندان ببندیم اما باید اخلاق را رعایت کنیم تا زندگی افراد دچار مشکل نشود. برای مثال ما در تحقیقات‌مان به افرادی رسیده‌ایم که اگر نام آنها را فاش می‌کردیم بدون شک زندگی آنها دچار مشکل می‌شد، بنابراین از آوردن نام این افراد صرف‌نظر کردیم. صفاریان در توضیح دلایل فاصله 13 ساله چاپ دوم و سوم این اثر گفت: چاپ نخست این کتاب در سال 81 و چاپ دوم آن در سال 82 توسط انتشارات روزنگار منتشر شد اما کتاب به دلایلی نامشخص دیگر مجوز نگرفت و امسال چاپ سوم این کتاب بعد از گذشت 13 سال توسط انتشارات نشرنو راهی بازار نشر شد. این پژوهشگر با اشاره به بی‌طرف بودنش در این تحقیقات اظهار کرد: سعی کردم در این اثر قضاوتی انجام ندهم تا مخاطب خودش درباره فروغ تصمیم بگیرد و حتی من با وجود علاقه زیاد به فروغ نکات منفی درباره او را در فیلم و کتاب آورده‌ام چراکه دوست نداشتم ستایش‌نامه‌ای از او بنویسم و بُتی جدید برای جامعه ادبی بسازم. وی افزود: در کل باید بگویم که در این اثر مصلحت‌اندیشی درباره خوب و بد بودن فروغ نشده است و سعی کردم در کنار معرفی زندگی فروغ به این موضوع بپردازم که فروغ در دوره هنری خود چه کارهایی انجام داده است. صفاریان در توضیح کشف‌های انجام شده در این تحقیقات گفت: ما در این تحقیق‌ها برای نخستین بار توانستیم فیلم‌هایی از فروغ را به دست بیاوریم و جالب است بدانید قبل از این تحقیقات، تنها عکس و صوت از او موجود بود. همچنین در این پروژه متوجه شدیم که فروغ فعالیت‌های سیاسی داشته است، اعلامیه پخش می‌کرده و چند باری نیز دستگیر شده و به زندان رفته است. وی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: درباره رابطه فروغ و ابراهیم گلستان کسی تا به حال تحقیقی انجام نداده بود و این تحقیقات بهانه‌ای شد تا این موضوع در جامعه مطرح شود. همچنین تا قبل از این تحقیقات همه فکر می‌کردند که اصل فیلم «خانه سیاه است» را دیده‌اند اما اصل فیلم چیز دیگری است.   چاپ سوم کتاب «آیه‌های آه»، اثر ناصر صفاریان بعد از گذشت 13 سال در 376 صفحه، شمارگان 1100 نسخه و به‌بهای 38 هزار تومان توسط انتشارات نشرنو منتشر شده است. ]]> ادبیات Tue, 14 Mar 2017 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246255/نگارش-آیه-های-آه-فروغ-بت-نساخته-ام ادیب برومند درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246330/ادیب-برومند-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عبدالعلی ادیب برومند عصر امروز (دوشنبه 23 اسفندماه)   در سن  نود و دوسالگی  درگذشت.     این شاعر و حقوق‌دان سال ۱۳۰۳ شهر گز استان اصفهان به دنیا آمد. وی دانش‌آموخته‌ حقوق در دانشگاه تهران بود. او به سبک قدمایی شعر می‌سرود و آثار متعددی از وی منتشر شده است. از جمله می‌توان به کتاب‌های «حاصل هستی»، «ناله‌های وطن» ، «پیام آزادی»، «درد آشنا» ، «سرود رهایی» ، «راز پرواز»، «روزگار دژم»، «گل‌های موسمی» اشاره کرد.   ]]> ادبیات Mon, 13 Mar 2017 16:51:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246330/ادیب-برومند-درگذشت انتشار رمانی درباره ماجراهای دختران دانشجو http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246292/انتشار-رمانی-درباره-ماجراهای-دختران-دانشجو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ در آخرین روزهای فصل سرما، بازار نشر حسابی گرم است و شاهد انتشار کتاب‌های متعددی هستیم. در این راستا و طی روزهای گذشته رمان «پانسیون»، اثر زهره الحمدی و مجموعه داستان «پرسه در حوالی سایه‌ها» با گردآوری اصغر شاهروئی توسط انتشارات اریش و مایا منتشر شده است.   «پانسیون» رمان «پانسیون»، اثر زهره الحمدی برشی از زندگی چند دختر جوان است که برای ادامه تحصیل و کار، زندگی در پایتخت را با تمام شلوغی و مشکلاتش به شهر و دیار خودشان ترجیح داده‌اند. قصه دخترانی که امید و آرزوهایشان را در انتظار مرد زندگی‌شان معطل نمی‌کنند. دخترانی از جنس شوق و شور، از جنس عشق به زندگی. در این داستان شخصیت‌های اصلی سارا، الهام و پرستو هر کدام به دلیلی و هر سه بر خلاف میل‌شان باید مدتی را در پانسیون دخترانه‌ای در مرکز شهر تهران بگذرانند. هر کدام از این سه، با فرهنگ و تربیت خانوادگی ویژه خود، ناچارند در کنار 15، 16 نفر دیگر، با فرهنگ‌های مختلف زندگی کنند و همین موضوع باعث می‌شود به مرور تغییراتی در خلق و خوی آنها و تصمیماتشان ایجاد شود. روایت داستان به صورت اول شخص است و هر کدام از پرسوناژهای اصلی، بخشی از خاطرات و داستان زندگی‌اش را در کنار دیگران، از دید خودش بیان می‌کند و فرد بعدی همین کار را ادامه می‌دهد تا در نهایت شاهد یک سال و نیم زندگی آنها در پانسیون باشیم. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌«دانشجوی شهرستانی سال اول دلتنگ خانواده و شهرش است. سال دوم با این دلتنگی کنار می‌آید و به آن عادت می‌کند، سال سوم راهکارها را پیدا کرده و در سال چهارم تصمیم نهایی را برای سکونت دائمی در تهران می‌گیرد.» رمان «پانسیون»، اثر زهره الحمدی در 152 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 10 هزار تومان منتشر شده است.   «پرسه در حوالی سایه‌ها» «پرسه در حوالی سایه‌ها» با گردآوری اصغر شاهروئی عنوان مجموعه‌ای از شش داستان‌نویس ایرانی است که طی روزهای گذشته توسط نشر مایا راهی بازار نشر شده است. ژیلا اویسی، با داستان‌های «آرامش روح»، «پا»، «خواب بیداری» و «نامه»، عاطفه محمودی با داستان‌های «انتظار»، «پل»، «زیارت» و «روشنایی»، رضا قاسمی با داستان‌های «از این رسم‌ها نداشتیم»، «رتیل»، «رضا قاسمی مرده»، «پرسه در حوالی سایه‌ها»، «صحرا» و «در تاریکی»، ابوالفضل بیات با داستان‌های «جستجو»، «تیرهای چوبی» و «روتوش»، زهرا محمدی با داستان‌های «داستانی از جنگ» و «هلیا» و مریم نجفی با داستان‌های «سارهای مهاجر»‌و «همیشه ساعت یک بود» در این کتاب حضور دارند. در پشت جلد این کتاب آمده است: «زمان کند می‌گذرد دقایقی بعد آدلف با کف دست روی میز می‌کوبد. سکوت حاکم می‌شود، اشک‌های پنهان زن را می‌بینم به خود می‌گویم:  بعدها خواهد گریست.» «پرسه در حوالی سایه‌ها» با گردآوری اصغر شاهروئی در 158 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 14 هزار تومان توسط نشر مایا منتشر شده است. ]]> ادبیات Mon, 13 Mar 2017 11:24:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246292/انتشار-رمانی-درباره-ماجراهای-دختران-دانشجو اختتامیه جایزه هفت‌اقلیم به تعویق افتاد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246303/اختتامیه-جایزه-هفت-اقلیم-تعویق-افتاد آیت دولتشاه در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: مراسم اختتامیه جایزه ادبی هفت‌اقلیم که قرار بود در نیمه دوم اسفندماه برگزار شود، به دلیل مسافرت تعدادی از داوران به خارج از کشور و تعدد برگزاری جایزه‌های ادبی در اسفندماه، به نیمه دوم فروردین‌ماه موکول شد. وی ادامه داد:‌ کار داوری‌ها تمام شده است و در حال حاضر برگزیدگان مشخص شده‌اند و این تعویق ارتباطی به داوری‌ها ندارد و تنها به دلیل عدم حضور داوران در تهران، اختتامیه این جایزه یک ماهی عقب افتاده است. مدیرمسئول جایزه ادبی هفت‌اقلیم با اشاره به خصوصی برگزار شدن اختتامیه این دوره گفت: در مراسم امسال، برخلاف سال‌های گذشته که اختتامیه به شکل عمومی و با حضور علاقه‌مندان برگزار می‌شد، مهمان‌ها از قبل دعوت خواهند شد و این جایزه به احتمال زیاد با حضور داوران، عوامل اجرایی، کاندیدا، نویسندگان مطرح و برخی از اصحاب رسانه به شکل خصوصی برگزار خواهد شد.       ]]> ادبیات Mon, 13 Mar 2017 10:24:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/246303/اختتامیه-جایزه-هفت-اقلیم-تعویق-افتاد «کلاغ»‌ از «گذشته» آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246264/کلاغ-گذشته-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در روزهای گرم بازار کتاب که همه ناشران خود را برای حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آماده می‌کنند، مجموعه شعر «کلاغ و اشعار دیگر»، اثر ادگار آلن‌پو با ترجمه محمدصادق رئیسی و مجموعه ترانه «گذشته» اثر زهره زمانی منتشر شده است.    «کلاغ و اشعار دیگر» مجموعه شعر «کلاغ و اشعار دیگر»، اثر ادگار آلن‌پو با ترجمه محمدصادق رئیسی است که از روی نسخه «کلاغ و اشعار دیگر- 1845» ترجمه شده است. این شعرها به ترتیب توالی تاریخ سرایش و چاپ آنها و به انتخاب «کیلیس کمبل» بوده است، کمبل تلاش داشته تا شعرهای روایی‌تر و بلندتر را در این دفتر نیاورد تا شعرهای یکدست‌تر را ارائه دهد. در ترجمه مجموعه فارسی هم تمامی همان ترتیب حفظ شده است. برای بررسی آثار ادگار آلن پو باید دو جهان متفاوت یعنی «جهان داستانی»‌ و «جهان شاعرانه» را بررسی کرد. در جهان شاعرانه این شخصیت برجسته ادبی اگرچه ملتقای این دو جهان شکست و ناامیدی است اما روحیه موجود در روایت شعرها از یک نوع شورانگیزی و جذبه سرشار است. در داستان‌های ادگار آلن‌پو هراس، دلهره و وحشت درون‌مایه هستند اما در شعر جذبه، نزدیک به نوعی عرفان –به‌ویژه عرفان شرق- نگاه هستی‌شناسانه و اسطوره‌ای، انسان دلباخته و در عین حال هیچ‌انگار حضور دارد. ادگار آلن‌پو آثار زیادی منتشر کرد اما با شعر «کلاغ» خود به شهرت رسید. این شعر – که نخستین بار در ژانویه 1845 منتشر شد- اوج خلاقیت شاعر چه در حوزه ساختمان و فرم اثر ادبی و چه در محتواست. «کلاغ» شعری است روایی، روایت کلاغی که سخن می‌گوید و به شکل راز‌آمیزی با دلباخته‌ای پریشان‌احوال دیدار می‌کند و شاهد درغلتیدن آرام مرد جوان به جنون است. در معرفی این شخصیت ادبی باید گفت که ادگار آلن‌پو (1809-1849) نویسنده، شاعر و منتقد ادبی، که از وی به‌عنوان پایه‌گذار جنبش رمانتیک آمریکا یاد می‌شود، در زمره نخستین نویسندگان داستان کوتاه به حساب می‌آید که از او به‌عنوان مبدع داستان‌های کارآگاهی نیز نام برده می‌شود. پو اولین نویسنده مشهور آمریکایی بود که سعی کرد تنها از راه نویسندگی مخارج زندگی‌اش را تامین کند و به همین خاطر، چه در کار و چه در زندگی شخصی، دچار مشکلات مالی فراوانی شد.   مجموعه شعر «کلاغ و اشعار دیگر»، اثر ادگار آلن‌پو با ترجمه محمدصادق رئیسی در 174 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 13 هزار تومان توسط نشر پیام امروز منتشر شده است.   «گذشته» مجموعه ترانه «گذشته»، اثر زهره زمانی در روزهای گذشته توسط نشر آناپنا منتشر شده است. این کتاب از 72 ترانه تشکیل شده است که «کی هستی»، «صخره»، «دلخوشی»، «شب شده»، «راحت برو»، «شب شده»، «قدیمی»، «عکس»، «وقتی که می‌ری»،‌ »رد پا»، «هفت سال»، «محروم»، «معجزه»، «آدما»، «نقاشی» و «بی‌واسطه» نام تعدادی از این ترانه‌هاست. در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم: «گفتی اکنون در عاشقیتم، چه چیزی بالاتر از این؟! می‌خواستم بگویم گذشتن، آری گذشتن از عشق بالاتر است، و ما می‌دانیم و به میل خود هنوز در برهوت این کویر به تماشا نشسته‌ایم.»   زمانی پیش از چاپ این اثر سابقه همکاری با خوانندگان و آهنگسازانی مانند حمید عسکری، مازیار فلاحی، مجید اخشابی، امید حجت، محمدرضا عیوضی، علیرضا افکاری، حامد حنیفی و انوشیروان تقوی را در کارنامه خود دارد. از زهره زمانی دو آلبوم دکلمه با نام های «آدم شیشه ای» و «عکس» منتشر و وارد بازار موسیقی شده است.   مجموعه ترانه «گذشته»، اثر زهره زمانی در 152 صفحه، شمارگان 1100 نسخه و به‌بهای 14 هزار تومان توسط نشر آناپنا منتشر شده است. ]]> ادبیات Mon, 13 Mar 2017 05:34:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/246264/کلاغ-گذشته-آمد داستان‌های منتخب ایرانی از نگاه کتابفروشان معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245837/داستان-های-منتخب-ایرانی-نگاه-کتابفروشان-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) حمید بهشتی: یازده کتاب‌فروش در تهران، پنج رمان ایرانی مورد پسندشان را بر اساس امتیاز یک تا پنج معرفی کردند و پس از ارزیابی اطلاعات، سه رمان برگزیده ایرانی به انتخاب کتاب‌فروش‌ها به شرح ذیل معرفی می‌شود. از کتاب‌فروش‌ها خواسته شد، آثار منتشر شده در سال 1395 در اولویت انتخاب‌ها و معرفی‌های‌شان باشد. در این نظرخواهی بیش از چهل عنوان کتاب قابل اعتنا از ادبیات ایران از سوی کتاب‌فروش‌ها انتخاب و معرفی شده است.    یک: «گود» نوشته مهدی افشار نیک، نشر چشمه 17 امتیاز دو: «هُما» نوشته کاظم رضا، نشر رشدیه 14 امتیاز سه: «سرخ سفید» نوشته مهدی یزدانی خُرم، نشر چشمه 13 امتیاز رمان «گود» نوشته مهدی افشار نیک برشی از تاریخ سیاسی ایران است که داستان آن از محله آب منگل و بازارچه نایب السلطنه و بافت سنتی آن شروع می‌شود و به همان بازارچه برمی‌گردد. این رمان روایت زندگی سه نسل است که از قبل از کودتای 28 مرداد سخن می‌گوید تا سال‌های امروزی و دوران معاصر. بخش مرکزی داستان زندگی چهار دختر و چریک مجاهد است که تحولات سیاسی و مبارزاتی، اتفاقات تکان دهنده‌ای بین آنها رقم می‌زند. گوشه چشم روایت، به مکان بازارچه و آب منگل و خیابان ادیب و تحولاتی که از پس نوسازی تهران بر این‌ها می‌رود نیز هست و این را می‌توان یکی از تهران‌نویسی‌های داستان ایرانی دانست. این اثر که از سوی انتشارات چشمه روانه بازار کتاب شده است، به رغم ارزش‌های ادبی و تاریخی خود و به رغم توجه خاص کتابفروشان به این اثر، طی ماه‌های اخیر جایی در میان پرفروش‌های بازار کتاب تهران (که البته در تخسیر رمان‌های خارجی قرار دارد) نداشته است.   رضا نویسنده رمان «هُما» در سال‌های پیش از انقلاب، جُنگ «لوح» را که مجموعه‌ای از آثار داستان‌نویسان ایرانی بود، منتشر کرد. تلاش او در زمینه ادبیات داستانی و جمع‌آوری آثاری از نویسندگان ایرانی، «لوح» را به مرجعی برای این حوزه بدل کرد. رضا در طی این سال‌ها آثار داستانی‌ای را نیز تالیف کرد که هیچ اثر کامل و مستقلی از وی مجوز و مجال انتشار نیافت. تنها در روزهای آخر و در شرایطی که این نویسنده فقید در بیمارستان بستری بود داستان «هما» او موفق به کسب مجوزِ انتشار شد و به‌چاپ رسید. رمان «هما» شرح عاشقانه‌ایست که طی آن راوی در گذر زمان به توصیف و ستایش عشق خود می‌پردازد. مخاطب در این نوشتار که رگه هایی از داستان‌های پست مدرنیستی را در خود مستتر دارد، با دغدغه جدی کاظم رضا در امر زبان مواجه می‌شود. همچنین وجود اسطوره‌هایی همچون بردیا، داستی و... در این اثر باعث می‌شود تا ارجاعاتی برون متنی علاوه بر ایجاد لایه‌هایی دیگر از داستان مخاطب را با چالشی برای خوانش دقیق تر اثر مواجه کند. این اثر همچون بسیاری از آثار دیگر در این سطح، به رغم اینکه در میان خوانندگان حرفه‌ای رمان شناخته شده است، اما طی ماه‌های اخیر جایی در فهرست پرفروش‌های بازار کتاب تهران پیدا نکرده است. از این نویسنده رمان دیگری با عنوان «سفر نجف‌آباد» از سوی نشر پیکان نیز منتشر شده است.   رمان «سرخ سفید» نوشته مهدی یزدانی خرم روایتی‌ از درهم تنیدگی تاریخ و شخصیت‌های مختلف است، که از یک باشگاهِ ورزشی در خیابان شانزده آذر آغاز می‌شود و به یک روز برفی در دی‌ماهِ سالِ 1358 می‌رود. در این رمان شخصیت‌های مختلفی از جنازه‌ امیرعباس هویدا، استالین، بازیکنِ تیم تاجِ سابق، یک کشیش یونانی، استخوان‌های رضاخان و انبوهی شخصیت‌های دیگر و... حضور دارند. محور رمان یک مبارز رزمی‌کار است که برای گرفتنِ کمربند مشکی باید 15 مبارزه بکند که هر یک از این مبارزه‌ها منشأ داستان‌هایی می‌شوند. این رمان که در بستر و نحوه روایت تاریخی نقاط اشتراکی با رمان «گود» دارد، طی ماه‌های گذشته در فهرست پرفروش‌های بازار کتاب قرار داشته و نسبت به دو رمان پیشین، بیشتر مورد توجه خریداران کتاب بوده است.   جدول امتیازبندی رمان‌های ایرانی برتر از نگاه کتابفروشان کتابفروشی «5»امتیاز «4»امتیاز «3»امتیاز «2»امتیاز «1»امتیاز سید صالح بهشتی شهر کتاب فرشته «پاییز فصل آخر سال است» نسیم مرعشی نشر چشمه   «مارون» بلقیس سلیمانی نشر چشمه   «پستچی» چیستا یثربی قنشر طره «سرخ سفید» مهدی یزدانی خُرم نشر چشمه «لذتی که حرفش بود» پیمان هوشمندزاده نشر چشمه علی اصغر طباطبایی لارستان «ققنوس پرده‌های خاموش» پارسا حسینی نشر هیلا   «دو کوچه بالاتر» مریم سمیع‌زادگان نشر کتابسرای تندیس «این خیابان سرعت‌گیر ندارد» مریم جهانی نشر مرکز «سالتو» مهدی افروز منش نشر چشمه «این هیولا تو را دوست دارد» لیلی مجیدی نشر چشمه کاوه کیائیان چشمه «سالتو» مهدی افروز منش نشر چشمه «پشت درخت توت» احمد پوری نشر نیماژ «پشت ابرهای گمشده» کورش اسدی نشر نیماژ «آداب دنیا» یعقوب یادعلی نشر چشمه «مه» کامران محمدی نشر چشمه مسعود اعرابی فرهنگان رازی «گود» مهدی افشار نیک نشر چشمه «همه دختران دریا» الهام فلاح نشر ققنوس «جشن همگانی» مجید قیصری نشر افق «سرخ سفید» مهدیث یزدانی خرم نشر چشمه «بهترین شکل ممکن» مصطفی مستور مشر چشمه مهدی مشهدی شهر کتاب بهشتی «سرخ سفید» مهدی یزدانی خُرم نشر چشمه «گود» مهدی افشار نیک نشر چشمه «بهترین شکل ممکن» مصطفی مستور نشر چشمه «سمت آبی آتش» امیرحسین کامیار نشر هیرمند «پستچی» چیستا یثربی نشر قطره  شهاب زمانیان مرکز «این خیابان سرعت‌گیر ندارد» مریم جهانی نشر مرکز «بهشت و دوزخ» جعفر مدرس صادقی نشر مرکز «سکوت ها» محبوبه موسوی نشر مرکز   «گود» مهدی افشار نیک نشر چشمه «آسمان ارغوانی بود» ناصر یوسفی نشر مرکز   فرشته سنگری افرا کتاب «بهشت و دوزخ» جعفر مدرس صادقی نشر مرکز «آداب دنیا» یعقوب یادعلی نشر چشمه «گود» مهدی افشار نیک نشر چشمه «دال دوست داشتن» حسین وحدانی نشر ویدا «نیمه غایب» حسین ثناپور نشر چشمه محمدی چتر «هما» کاظم رضا نشر رشدیه «سرخ سفید» مهدی یزدانی خُرم نشر چشمه «گود» مهدی افشار نیک نشر چشمه «آداب دنیا» یعقوب یادعلی نشر چشمه «بهشت و دوزخ» جعفر مدرس صادقی نشر مرکز کاظم میرانزاده امیرکبیر «سمفونی مردگان» عباس معروفی نشر ققنوس «پاییز فصل آخر سال است» نسیم مرعشی نشر چشمه «سووشون» سیمین دانشور نشر خوارزمی «بیوه کُشی» یوسف غلیخانی» نشر آموت «شرق بنفشه» شهریار مندنی پور نشر مرکز رامین شعبانپور افق «کافه‌ای کنار آب» جعفر مدرس صادقی نشر مرکز «هما» کاظم رضا نشر رشدیه «سرطان جن» رامبد خانلری نشر آگه «از شیطان آموخت و سوزاند» فرخنده آقایی نشر ققنوس «فیل‌ها» شاهرخ گیوا نشر ققنوس مجید شهرابی بوک لند «هما» کاظم رضا نشر رشدیه «مرد ناتمام» جواد پویان نشر نیلوفر «چیدن باد» محمد قاسم زاده نشر روزبهان «سرطان جن» رامبد خانلری نشر آگه «غریبه ای زیر درخت نارنج» کرم رضا تاج مهر نشر ثالث حمیدرضا شعبانی خانه کتاب نشر دف «بی ترسی» محمدرضا کاتب نشر ثالث «این خانه پلاک ندارد» فرزانه کرم پور و لادن نیکنام نشر ققنوس «روزنامه‌نویس» جعفر مدرس صادقی نشر مرکز «دود» حسین ثناپور نشر چشمه «خوف» شیوا ارسطویی نشر روزنه   ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 13 Mar 2017 04:41:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245837/داستان-های-منتخب-ایرانی-نگاه-کتابفروشان-معرفی-شدند سنگری: نثر احمد عزیزی باغ هزار باغچه‌ است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246283/سنگری-نثر-احمد-عزیزی-باغ-هزار-باغچه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) سی‌و‌پنجمین «شب شاعر» به یاد شاعر فقید احمد عزیزی یکشنبه (22 اسفندماه) در نخلستان سازمان هنری رسانه‌ای اوج برگزار شد. «شب شاعر» با هدف پاسداشت شاعران انقلاب اسلامی برگزار می‌‌شود و در همین چارچوب تا‌کنون سی و چهار آیین «شب شاعر» برپا شده است.   سنگری با اشاره به بُعد نویسندگی احمد عزیزی گفت: تعداد نویسندگان و شعرایی که نثر آن‌ها هم‌وزن شعر آن‌هاست اندک‌ هستند. طرازمندترین و فرازمندترین این نویسندگان احمد عزیزی است. نثر وی پاشان و به‌عبارت دیگر در روساخت گسسته اما در ژرفا عمیق است.   وی ادامه داد: خصوصیات نثر احمد عزیزی که در شعر او نیز مشاهده می‌شود تکرار‌های فوق‌العاده که در واقع تکراری نیستند جلوه‌گری می‌کند. هرکدام از این تکرارها در جایگاه خود، نو محسوب می‌شوند. نثر عزیزی در فضای مضمون‌ها جریان دارد. نبوغ جمله‌های حکیمانه، خلق شبکه‌‌های مضمونی، و شگفت‌انگیزی در کشف مضمون‌ها از ویژگی‌های بارز نثر احمد عزیزی است. در حالی که بسیاری از شاعران امروز در مجموعه‌های دوم و سوم خود دچار تکرار مضمونی می‌شوند.   سنگری افزود: در نثر احمد عزیزی مفاهیمی از‌ جمله  ژفلسفه، سیاست، عرفان و اصطلاحات فقهی وجود دارد؛ در واقع نثر وی باغ هزار باغچه‌ است. نثر احمد عزیزی برابر یا برادر شعر اوست. بی‌راه نیست اگر بگوییم جبران خلیل جبران شبیه احمد عزیزی است. تلفیق واژه‌های دم‌دستی با واژه‌های عمیق از دیگر ویژگی‌های نثر این شاعر فقید انقلاب است. عزیزی زلزله زبانی ایجاد کرد علیرضا قزوه ادامه داد: نباید شک کرد که بعد از اتفاقات زبانی در شعر فروغ و سپهری هیچ زلزله زبانی به اندازه کار احمد عزیزی و علی معلم تکان‌دهنده نبود؛ به‌ویژه در مثنوی احمد عزیزی شاهد این اتفاق هستیم. احمد عزیزی کاری کرد که در گذشته ادبی موجود نبود، اما کار اصلی علی معلم حرف‌های تازه در عرصه محتواست. علی معلم، زبانِ شعری را ارتقا داده اما عزیزی در فُرم یگانه‌تر از علی معلم است و بی‌تردید علی معلم از نظر اندیشه برتر است.   قزوه با اشاره به علاقه احمد عزیزی به انقلاب اسلامی و اهل بیت(ع) گفت: احمد، شاعری آرام، بزرگ با جنسی متفاوت بود. 25 سال داشت که شیخ‌محمود شبستری می‌خواند و پای درس فردید می‌نشست، پُرکار بود. من نگران شاعرانی هستند که وی را نشناختند بنابراین کتاب‌های او باید بازنشر شوند.   این مدرس دانشگاه اظهار کرد: احمد عزیزی در عرصه طنز فردی بی‌نظیر بود به‌طوری که دنیا را به رقص می‌انداخت. با همه عالم شوخی می‌کرد و رُس واژه‌ها را می‌کشید. احمد عزیزی از بزرگانی مانند عین‌القضات و عبید زاکانی کم نداشت. احمد عزیزی، سبکش را تحمیل کرد. بازخوانی آثار احمد عزیزی ضروری است بیش از 60 رساله دانشگاهی درباره آثار این شاعر فقید انقلاب تدوین شده، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که عزیزی مورد توجه منتقدان و دانشگاهیان قرار دارد.   اسرافیلی سخنران بعدی نشست بود، وی گفت: آثار احمد عزیزی سرشار از صمیمیت است. وی به‌عنوان یک شاعر متفکر به‌شدت اهل مطالعه در حوزه‌های فلسفه اسلامی و غربی بود. بسیار عاشقانه حرف می‌زد و در معرفی خود نیز به همین شکل عمل می‌کرد. از شاعران جوان می‌خواهم مجموعه‌های نظم و نثر احمد عزیزی را که سرشار از ابداعات و ترکیبات تازه است بازخوانی کنند. احمد عزیزی برعمق زبان و ادب فارسی افزود. موج عزیزی‌گرایی   علی داوودی گفت: این روزها جوان‌ها خیلی راحت شعر می‌گویند شعر گفتن ساده شده است و برخلاف دهه‌های گذشته شاعران کمتر به اصطلاح دچار «صفر شاعری» هستند؛ به‌عبارت دیگر در گذشته، شاعر مستعد آنقدر به خود سخت می‌گرفت که در طول یک دهه فقط چند دفتر شعر منتشر می‌کرد. به نظر می‌رسد که تاثیرات احمد عزیزی موجی از «عزیزی‌گرایی» ایجاد کرد و این موج تمرین مناسبی برای افراد علاقه‌مند بود. شاعران جوان سعی دارند از زبان کهن فاصله گرفته خود را با معیارهای نو تطبیق دهند و عزیزی برای رسیدن به این هدف نمونه‌ قابل توجهی است.   وی اظهار کرد: عزیزی یک جریان یا اسم نیست بلکه نوعی نگاه و مواجهه با شعر است. در هم ریختن ساختار شعر با هدف ایجاد بنایی نو از جمله نقش‌های احمد عزیزی در عرصه ادبیات است. در شعرهای عزیزی با حجم عظیم ساختارشکنی و خیال آزاد مواجه هستیم. عزیزی با توجه به عالم معنا تحول بزرگی در عرصه ادبیات و شعر ایجاد کرد؛ بنابراین وی فصلی از شعر معاصر است.   این شاعر ادامه داد: خِیر او به همه ادبیات معاصر رسید نه صرفا به ادبیات انقلاب اسلامی. مرحوم آقاسی از جمله شعرایی است که از عزیزی تاثیرگرفته است. جسارت زبانی وی بیشتر برای شاعران برکت و الگوست و در واقع او نوع مواجهه آزاد با شعر را پیشنهاد می‌کند.  ]]> انقلاب و دفاع‌مقدس Mon, 13 Mar 2017 04:40:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/246283/سنگری-نثر-احمد-عزیزی-باغ-هزار-باغچه شاعران هفت برابر مخاطب‌های شعر هستند! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245961/شاعران-هفت-برابر-مخاطب-های-شعر-هستند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- هر سال تعداد کتاب‌های شعر بیشتر از سال قبل می‌شود. بر اساس بانک اطلاعات موسسه خانه کتاب قریب به چهار هزار کتاب شعر در سال جاری منتشر شده و کار به جایی رسیده که شمار شاعران چند برابر مخاطب‌های شعر شده است. بر اساس شمارگان پانصد نسخه‌ای کتاب‌های شعر، شاعران تقریبا هفت برابر مخاطب‌های شعر است. از میان هزاران کتاب منتشر شده تنها چند عنوان کتاب و چند شاعر مطرح شانس دیده شدن دارند و بی‌شمار کتاب نادیده گرفته شده و راه به جامعه مخاطب‌ها باز نمی‌کنند. براساس اطلاعات موسسه خانه کتاب از یکم فروردین 1395 تا 10 اسفند‌‌ماه این سال پنج هزار و 156 عنوان کتاب در حوزه شعر منتشر شده است که سه هزار و 880 عنوان چاپ اول و یک هزار 276 عنوان چاپ مجدد بوده است. از این میان چهار هزار و 910 عنوان کتاب تالیفی و 246 عنوان ترجمه است که سه هزار و 145 کتاب سهم ناشران پایتخت‌نشین و دو هزار و 11 اثر سهم ناشران شهرستانی بوده است. این آمار در ادامه به تفکیک ماه بیان شده است. فروردین در فروردین ‌ماه امسال، ‌171 عنوان کتاب چاپ شده که 129 عنوان کتاب چاپ اولی و 42 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 159 عنوان کتاب تالیف و 12 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 160 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 11 کتاب بوده است.   اردیبهشت در اردیبهشت ‌ماه امسال، ‌562 عنوان کتاب چاپ شده که 461 عنوان کتاب چاپ اولی و 101 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 537 کتاب تالیف و 25 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 292 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 270 عنوان بوده است.   خرداد در خردادماه امسال، ‌444 عنوان کتاب چاپ شده که 343 عنوان چاپ اولی و 101 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 423 کتاب تالیف و 21 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 334 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 110 عنوان بوده است.   تیر در تیر‌ماه امسال، ‌539 عنوان کتاب چاپ شده که 337 عنوان چاپ اولی و 202 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 523 کتاب تالیف و 16 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 400 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 139 عنوان بوده است.   مرداد در مرداد‌ماه امسال، ‌510 عنوان کتاب چاپ شده که 362 عنوان چاپ اولی و 148 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 489 کتاب تالیف و 21 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 283 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 227 عنوان بوده است.   شهریور در شهریور‌ماه امسال، ‌320 عنوان کتاب چاپ شده که 267 عنوان چاپ اولی و 53 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 312 کتاب تالیف و 8 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 188 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 132 عنوان بوده است.   مهر در مهر‌ماه امسال، ‌318 عنوان کتاب چاپ شده که 235 عنوان چاپ اولی و 83 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 301 کتاب تالیف و 17 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 173 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 145 عنوان بوده است.   آبان در آبان‌ماه امسال، ‌438 عنوان کتاب چاپ شده که 317 عنوان چاپ اولی و 121 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 410 کتاب تالیف و 28 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 227 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 211 عنوان بوده است.   آذر در آذر‌ماه امسال، ‌455 عنوان کتاب چاپ شده که 342 عنوان چاپ اولی و 113 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 437 کتاب تالیف و 18 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 261 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 194 عنوان بوده است.   دی در دی‌‌ماه امسال، ‌571 عنوان کتاب چاپ شده که 448 عنوان چاپ اولی و 123 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 533 کتاب تالیف و 38 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 377 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 194 عنوان بوده است.   بهمن در بهمن‌ماه امسال، ‌703 عنوان کتاب چاپ شده که 536 عنوان چاپ اولی و 167 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 668 کتاب تالیف و 35 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 388 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 315 عنوان بوده است.   اسفند از یکم تا دهم اسفندماه امسال نیز، ‌125 عنوان کتاب چاپ شده که 103 عنوان چاپ اولی و 22 عنوان چاپ مجدد بوده است. در این بین 118 کتاب تالیف و 7 عنوان ترجمه است که سهم پایتخت‌نشینان 62 عنوان و سهم ناشران شهرستانی 63 عنوان بوده است.   رونق روز‌های کتاب عموما در اردیبهشت‌ماه فصل برگزاری نمایشگاه کتاب است. در بخش شعر عمده توجه نشر آثار  فارسی است و ناشران کمتر توجهی به شعر ترجمه دارند.    انتشار سه هزار و 145 عنوان کتاب در تهران و دو هزار و 11 عنوان در سایر شهرها نشان می‌‌دهد که شاعران برای چاپ کتاب‌های شعر بهتر است به سراغ ناشران تهرانی بروند چراکه تعداد عنوان کتاب شعر منتشر شده در سراسر کشور نسبت به تهران اختلاف زیادی دارد.   ]]> ادبیات Mon, 13 Mar 2017 04:30:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/245961/شاعران-هفت-برابر-مخاطب-های-شعر-هستند