خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تازه‌های کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/new_books Tue, 26 Mar 2019 09:27:15 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 26 Mar 2019 09:27:15 GMT تازه‌های کتاب 60 صد سال زنان جنايي نويس http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273363/صد-سال-زنان-جنايي-نويس به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) الیزابت جورج، نویسنده چهارده کتاب پرفروش نیویورک تایمز ژانر تعلیق و معمایی است و تاکنون دو مجموعه داستان کوتاه گردآوری و منتشر کرده است.  جورج موفق شد جوایز آنتونی و آگاتا را برای آثار خود به دست بیاورد و مفتخر به کسب «جایزه بزرگ ادبیات کارآگاهی» فرانسه و نیز MMI، جایزه‌ای آلمانی در ژانر ادبیات تعلیق و معمایی شده است.  این کتاب شامل ١١ داستان درخشان آمریکایی و انگلیسی به سبک آگاتا کریستی و در ژانر معمایی است که در صد سال اخیر توسط زنان داستات‌نویس به رشته تحریر درآمده‌اند.  در پشت‌ جلد کتاب آمده است: نل مایع درون فنجان را چرخاند. ته آن رسوباتی شناور بود. ناگهان به این نتیجه رسید که اهمیتی ندارد. حتی اگر کارل مسمومش هم می‌کرد، برای کسی اهمیت نداشت. فنجان را به لب برد و قبل از این‌که نظرش را عوض کند، آن را سر کشید... دنور پست اين كتاب را یک مجموعه‌ عالی و درجه یک را مي‌داند و مي‌نويسد: «این داستان‌ها نشان می‌دهند زنان چه نقش پررنگی در پیشبرد داستان‌ جنایی مدرن داشته‌اند.»   پابلیشرز ویکلی در معرفي اين كتاب نوشته است: «چند نمونه درخشان از داستان‌های آمریکایی و انگلیسی به سبک آگاتا کریستی.» در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «وقتی جمایما کم‌کم داشت با این شگفتی کنار می‌آمد، متوجه شد ظاهر خود خانم آرچر هم بسیار شگفت‌انگیز است. بعد از سازگاری سریعش از تینای سرزنده به خانه کهنه و غم‌انگیز، حالا باید با همان سرعت دوباره با ظاهر خانم آرچر سازگاری پیدا می‌کرد. با همان نگاه اول به خانم آرچر پیر که جمایما می‌دانست نزدیک هشتاد سال دارد، تمامی تصورات هاویشامی از ذهنش پاک شــد. دوشیزه ایزی پیرزنی کهنســال و تنها نبود که در لباس عروسی پوسیده پنجاه سال پیش، سرگردان در خانه‌اش بچرخد. دوشیزه ایزی آرچر یک کلاه گشاد حصیری به ســر داشت و با دستمالی آن را زیر چانه‌اش بسته بود؛ یک پیراهن مردانه گشــاد و سفید و یک شلوار جین کوتاه‌شده تا زانو هم پوشیده بود. چیزی شبیه صندل‌های بچگانه قهوه‌ای هم به پا داشت. از ظاهرش بر می‌آمد که یا با تمامی این لباس‌ها دوش گرفته یا مشــغول شنا بوده است. آب از ســر و رویش چکه می‌کرد و گودال‌های آب کوچکی روی فرش گران‌قیمت و تخته‌های تیره و صیقل خورده کف اتاق طراحی، با آن پرده‌های زربافت ارغوانی و حاشیه‌دارش درست می‌کرد. با وجود نور اندکی که از میان آفتاب‌گیرهای ســنگین قهوه‌ای و بسته روی منظره دریا داخل می‌شــد، کل این صحنه چنان بــود که نگاه آدم را روی آن میخکوب می‌کرد.» «وحشت مدام» داستان‌های کوتاه جنایی، اثر نویسندگان زن، با ویراست الیزابت جورج و ترجمه شیرین‌سادات صفوی، در ۳۰۴ صفحه، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۹ هزار تومان توسط همین نشر منتشر شده است.  ]]> تازه‌های کتاب Tue, 26 Mar 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273363/صد-سال-زنان-جنايي-نويس و چشم‌هایش کهربایی بود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273383/چشم-هایش-کهربایی به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) «و چشم‌هایش کهربایی بود» عنوان دومین رمان مهری بهرامی است که به تازگی نشر ققنوس منتشرکرده‌است. مهری بهرامی را پیشتر با مجموعه داستان «چه کسی گفت عاشقی از یادت می‌رود!؟» و رمان «بیرون از گذشته، میان ایوان» می‌شناسیم. رمان دوم این نویسنده دارای چند راوی همزمان است. راوی‌هایی موازی که هر کدام سعی دارند موضوعاتی را به مخاطب شرح دهند. زنان، مردان و عناصر گوناگونی می‌آیند و می‌روند تا درنهایت ما را با یک تحول و دگرگونی مواجه سازند. «چهارپایه را که می‌کشد سمت پسر اوس کاظم، نمی‌نشیند رویش دوباره همان طور سرپا می‌نشیند کنارجدول و زل می‌زند توی باغچه. چاقو را از جیبش درمی‌آورد دوباره فرو که می‌کند توی باغچه سوگل یک قدم عقب می‌رود. رنگش می‌پرد. چهارپایه را هل می‌دهد کنار. هول شده. می‌خواهدبرود سمت پلکان. پسر اوس کاظم صدایش می‌کند. سوگل برمی‌گردد. مرد درحالی که علف هرزی را که باچاقو از دل خاک آمده بیرون از روی چاقو پاک می‌کند از جا بلند می‌شود. «هرزه‌ها رو درنیاری همین یه نیمچه درختم فنا می‌ره.» ....سوگل چادر را از سرش بر می‌دارد، می‌اندازد روی دستش و از روی من رد می‌شود. پاهاش آرام گرفته. می‌رود سمت پلکان آهنی.» «و چشم‌هایش کهربایی بود» در مقایسه با رمان قبلی نویسنده فضای گسترش یافته‌تری دارد، با عواطف انسانی گره می‌خورد اما معطوف به شخص خاصی نمی‌شود. داستان ما را با یک دنیایی پویا و مرتب در حال تغییر روبرو می‌کند که شاید تا به حال توجهی بدان نداشتیم. در نهایت این چند صدایی در رمان با شیوه جالب توجهی  یکی می‌شود تا مخاطب تغییر را به خوبی حس کند. «بی‌قراری کهربایی وقت به وقتش فرق می‌کند. یک بی‌قراری‌ای هست که شکست می‌اندازد بین مهره‌ها، اما بی‌قراری‌هایی هم هست که مهره‌ها را پر می‌کند از حرارت، آن قدر که جلا می‌گیری و عطر کاج چندهزارساله از درونت بیرون می‌زند، به جریان می‌افتی و می‌شوی معجونی از خاک و کاج و حرارت. نرم می‌شوی دورگردن یک زن. صبر می‌خواهد همه این چیزها. صبوری هم از خوبی کهربا بودن است. حرف چند هزار سال است. حرف گذر از خاک و درخت تا سنگ‌شدگی. زمان می‌خواهد این سنگ شدن و کجا برای منتظر ماندن بهتر از شاهرگ گردن یک زن. آن‌جا حساب نبض و شریان زندگی است.» نشر «هیلا» از گروه انتشاراتی ققنوس رمان «و چشم‌هایش کهربایی بود» را با قیمت 15000تومان منتشر کرده‌است. این کتاب  151 صفحه‌ای، چهاربخش دارد. ]]> تازه‌های کتاب Tue, 19 Mar 2019 08:00:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273383/چشم-هایش-کهربایی ورود «جمع مفرد» به بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273328/ورود-جمع-مفرد-بازار-کتاب به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، کتاب «جمع مفرد» برگزیده ابیات علوی از رودکی تا شهریار است که شامل 169 تک بیت علوی از 110 شاعر تاریخ ادبیات فارسی است.   اشعار «جمع مفرد» ارتباط مستقیم با شخصیت و سیره حضرت امام علی (ع)  دارد و پرداختن به جنبه‌های مختلف زندگانی امیر مؤمنان (ع) مهمترین ویژگی این کتاب است. در پاورقی‌های این کتاب به بیش از 90 عنوان مختلف درباره ابیات از جمله آیات قرآن، روایات و حکایات مختلف ازسیره حضرت امیر مؤمنان (ع) با ذکر سند معتبر اشاره شده است.   چینش الفبایی ابیات برای استفاده در مشاعره‌ها و نظر گرفتن تنوع در انتخاب قسمت‌های مختلف کتاب از قبیل ابیات، شاعران، مضامین، آرایه‌ها، اوزان عروضی و ... از دیگر ویژگی‌های این کتاب به حساب می‌آید.   کتاب «جمع مفرد» اثر مجتبی خرسندی در 64 صفحه از سوی انتشارات عصر صادق قم با قیمت 6500 تومان منتشر شده است. ]]> استان‌ها Mon, 18 Mar 2019 08:26:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273328/ورود-جمع-مفرد-بازار-کتاب داستان‌هايي با محوريت شر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273308/داستان-هايي-محوريت-شر به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) آنتونیو تابوکی (1943-2012) از نویسندگان ضدفاشیسم و پرخواننده و صاحب‌‏سبک ادبیات ایتالیاست. او در ایران نیز بسیار شناخته‌‏شده است و رمان‌‏هایی چون «میدانِ ایتالیا» و «شب‌های هند» به ترجمه‌ سروش حبیبی باعث درکِ جدی این نویسنده شده‏‌اند. مجموعه‌داستانِ فرشته‌ی سیاه که از ایتالیایی به فارسی برگردانده شده، از جمله آثار متفاوت این نویسنده است با محوریت شر. در اکثرِ داستان‌ها شاهد یک اتفاقِ تاریخی هستیم و روایت تمثیلی تابوکی از آن‌‏ها. داستان‌های کتابِ فرشته‏‌ی سیاه درگیرند با انواعِ کاستی‌های بشری، با نشانه‌هایی که باعث می‌شود این بشر به‌‏ناچار سر بچرخاند و به گذشته نگاهی بیندازد و در همین بازگشتِ ضمنی است که رازها و رؤیاهایش بر او آشکار می‌شود. در ساختارِ داستان‌ها می‏‌توان از سویی عناصرِ بصری فراوانی دید که نشان دهنده‌ی تأثیرپذیری نویسنده‌ی ایتالیایی هستند از برخی غول‌های تاریخِ نقاشی، و از سویی دیگر این‏که نویسنده اجازه نمی‌دهد فضای داستان‌ها در بافتی یکسان رقم بخورند. مخاطبِ این اثر جهانِ عجیبی را درک خواهد کرد که طعم و تأثیرش شاید تا مدت‌ها در ذهنش بماند... آنتونیو تابوکی در توضيح نوشتن اين مجموعه مي‌نويسد: «داستان‌های پیش‌رو در دوره‌ای خاص از زندگی‌ام همراهی‌ام کردند و من هم مایلم به نوبه خود با یادداشتی همچون ره‌توشه یا وداع همراهی‌شان کنم. اکنون که کاغذ سفید محکم می‌زند، می‌بینم که از پسِ این کار برنمی‌آیم. علتش شاید خستگی است. خستگی از داستان‌ها، خستگی از خودم، خستگی از این معاشرت که چندان هم روشن و واضح نبود. فرشته‌ها موجوداتی هستند متعد، به‌خصوص فرشته‌های این کتاب. برخلاف تصور همه پرهایی نرم و لطیف ندارند، برعکس موهای‌شان زبر است و نامطبوع. سروکله‌شان ناغافل پیدا می‌شود و ناغافل هم غیب‌شان می‌زند. کارهای‌شان بی‌منطق است و هیچ پشتیبانی ندارند، مانند یادداشتی در حاشیه کلماتِ مکتوب‌اند. به‌سختی می‌توانم از یک فرشته بگویم. درست همان امری است که در داستان آخرِ این مجموعه بازتاب می‌یابد و در مردابی بزرگ در توسکان، در هیئت کاپیتانِ نمو دی‌ورنه بازآفرینی می‌شود. آخرین داستان ایده نخست رمانی است که چندسال پیش نوشتم، اما بعدها آن را دور انداختم. روزی مجله‌ای مربوط به دوره جوانی‌ام را از کشو بیرون کشیدم، دو صفحه‌ اول رمان را در آن مجله منتشر کرده بودم که از این بابت بسیار پشیمانم. آن دو صفحه احساساتم را برانگیخت و مرا واداشت این داستان را بنویسم، البته نه به شکلی که چند سال پیش آن را نوشته بودم، بلکه آن‌طور که اکنون به آن فکر می‌کنم. آن‌چه در گذشته ما بوده روزی بازمی‌گردد؛ پُرغرور و پرسشگر درِ خانه‌مان را می‌کوبد و اغلب لبخند به لب دارد، اما نباید فریبش را خورد. چندان فرق نمی‌کند که زندگی کنیم یا بنویسم، در هر حال این توهم ما را به پیش می‌راند.  عنوان کتاب را از یکی از اشعار ائوجنیو مونتاله وام گرفته‌ام که پیش از من به فرشته‌ای با بال‌های سیاه برخورده بود. این عنوان در حکم یادبود است، اما پیش از هرچیز خاطره‌ای است پُرشور.» بخشي از كتاب: در آن شهر بزرگ شمالی راحت‌تر بود و انتشار آن کتاب نتایج خوبی برایش داشت، حالا راحت‌تر می‌توانست به کارهایش سروسامان دهد. یک هفته‌نامه مدیریت معروف بخش گزارش کتابش را به او محول کرد. فکر کرد بهتر است بیش‌تر به کتاب‌هایی بپردازد که در تخصص او باشند، چون همه او را با آن تخصص می‌شناختند، یعنی شوخی و بازی. هر نوع شوخی: شوخی‌های زبانی، شوخی‌های نامتعارف، شوخی‌های گروتسک، رمان‌های اکسپرسیونیستی، ابداعات کلامی، خلاصه، در یک کلمه، باروکِ نو. و سرنوشت می‌خواست آن سال‌ها مملو از آزمون‌های ادبی مشابه باشند. باید کمی مطابق پسند روز می‌شد، به آن نیاز داشت چون تقریباً همه نویسنده‌ها به یکباره قریحه‌ای آوانگارد در خود کشف کرده و مشغول شکوفایی ابداعات فرمال، آزمون‌های ادبی یا آن‌چه «پژوهش» نامیده می‌شد بودند. یک دوره ماجراجوییِ ادبی را شروع کرد. چون مهم درست همین ماجراجویی بود و نه خود کتاب‌ها. مهم جست‌وجو و تجربه آن لحظه سرخوشانه و تقریباً هذیان‌آلود بود که همه‌چیز در آن منفجر می‌شد، دنیا، جامعه و قراردادها: کلمات هم در آن منفجر می‌شد، کلماتِ دیوانه‌وار و هذیان‌آلود. کشف سلین آن زمان یک اتفاق بود. آن کشف به تب و تاب انداختش. سلین از طریق نقدی تصادفی سر از گزارش کتاب‌هایش درآورد و از آن تاریخ همه‌چیز عوض شد. سلین که آمد کتاب‌ها دوباره اهمیت خودشان را پیدا کردند... «فرشته سياه» با ۱۳۱ صفحه، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۱۷ هزار تومان منتشر شده است. ]]> تازه‌های کتاب Sun, 17 Mar 2019 12:56:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273308/داستان-هايي-محوريت-شر رمان مهم نويسنده تاثيرگذار آمريكايي را ققنوس منتشر كرد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273262/رمان-مهم-نويسنده-تاثيرگذار-آمريكايي-ققنوس-منتشر-كرد به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،  لوییز اردریک نويسنده رمان «بلای کبوترها» یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان آمریکاست و تاكنون دوازده رمان چاپ کرده است و آثاری نيز در زمینه شعر و کتاب کودک دارد. او كه جوایز مهم فراوانی را به خود اختصاص داده است، در کنار نویسندگی کتابفروشی کوچکی را نیز می‌گرداند و بخشی از آثار اولیه‌اش را با همکاری مایکل دوریس، همسرش، نوشته که در سال 1997 خودکشی کرد. او ساکن مینه‌سوتاست. اردریک یکی از نمایندگان مهم ادبیات سرخپوستان آمریکا به شمار می‌رود. او دورگه‌ای است با پدری آمریکایی ـ آلمانی و مادری سرخپوست. میراث نژادی پدر و مادرش تأثیر فراوانی بر رمان‌های او گذاشته‌اند. او در آثارش شیوه‌های روایتی سرخپوستان را با تکنیک‌های مدرن روایت در هم می‌آمیزد. معروف است که داستان‌هایش بیشتر شنیدنی‌اند تا خواندنی. او نیز مانند دیگر نویسندگان سرخپوست با مفاهیم هویتی و فرهنگی، که از عناصر مهم داستان‌های پسااستعماری به شمار می‌روند، دست به گریبان است. شخصیت‌های داستانی‌اش معمولا عبارت‌اند از: سرخپوستان تبعیدی، مهاجران، آوارگان، غریبگان با خود و سرزمین، گرفتاران در دستان سفیدپوستان حیله‌گر و دورگه‌هایی در جستجوی هویت. هویت‌های فردی و شکاف بین هویت‌ فردی و اجتماعی چیزی است که همواره ذهن این نویسنده را به خود مشغول کرده است. اردریک شیوه‌های گوناگون روایت پیچیده را با استادی فراوان به کار می‌گیرد و ردپای نویسندگانی چون آنجلا کارتر، مارکز، ویلاکاتر، جین آستین، جین رایس، فاکنر و موریسون در آثار او کاملاً هویداست.   کتاب «بلای کبوترها» نوشته لوییز اردریک با ترجمه افشین رضاپور در 384 صفحه با شمارگان 1100 نسخه به بهای 38هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Sun, 17 Mar 2019 06:29:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273262/رمان-مهم-نويسنده-تاثيرگذار-آمريكايي-ققنوس-منتشر-كرد نخستین داستان تراژیک مدرن چه سیری داشته است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273162/نخستین-داستان-تراژیک-مدرن-سیری-داشته به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پسگفتار این کتاب تحلیل توماس مان، رمان‌نویس سرشناس آلمانی و صاحب آثاری چون «کوه جادو»، «بودنبروک‌ها» و… است. «مان» در تحلیل خود به بررسی تطبیقی رمان با زندگی واقعی گوته و ماجرای عاشقانه‌اش می‌پردازد که گویا شهرتی به اندازه خود رمان داشته است. «رنج‌های ورتر جوان» از مشهورترین آثار گوته است که مهم‌ترین موفقیت ادبی او را نیز به همراه داشت. گوته این رمان را در سال ۱۷۷۴ در  ۲۵سالگی منتشر کرد و سبک ویژه نگارشی آن باعث شد تا این رمان به عنوان نخستین داستان تراژیک مدرن در میان منتقدان سده‌های بعد مطرح شود. گوته در این رمان به روایت زندگی ورتر می‌پردازد که دانش آموخته رشته حقوق است و برای استراحت به شهری کوچک و ییلاقی می‌رود و در یک مهمانی با بانویی به نام لوته آشنا می‌شود و به او دل می‌بازد. این دلباختگی برای ورتر رنج‌هایی در پی دارد؛ رنج‌هایی که او آنها را در نامه‌هایی برای دوستش شرح می‌دهد. مخاطب از محتوای این نامه‌ها وجود درونی و عصیانگر ورتر را می‌کاود و با روحیات او آشنا می‌شود. داستان این رمان مخالفت‌های گسترده‌ای را با انتشارش در آن سال‌ها برانگیخت و موجب ممنوعیت فروش آن شد، اما کمی بعد، هیاهوی ناشی از این ممنوعیت، به فروش بیشتر آن کمک کرد. حدادی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «توفیق عظیم و انفجارآسای ورتر در آلمان و سپس سراسر اروپا و حتی جهان در قالب چاپ‌ها و ترجمه‌های پی‌درپی، حتی به زبان چینی آن هم در مدتی کوتاه خود در عرصه ادبیات رویدادی تاریخی است. نوع این رمان، یعنی جنبه نامه‌نگارانه آن، که نیاز زیادی به پرداختن به رویدادهای ظاهری و حوادث بیرونی ندارد و میدان را به ویژه برای کاوش در درون قهرمان حساس، دانا، سنت ستیز و با این حال پاکباز و آرمان‌گرای این داستان آزادتر می‌گذارد، نیز حال و هوای شورش‌گرانه و اجتماع گریز آن که از مکتب جوانانه و عصیانگرانه توفان و طغیان مایه می‌گرفت انگاری که با روح زمانه همخوانی داشت و این همه باید که زمینه این توفیق بی‌مانند را فراهم می‌کرد.» نشر ماهی، چهاردهمین چاپ از کتاب «رنج‌های ورتر جوان» اثر یوهان ولفگانگ گوته، اندیشمند آلمانی را با ترجمه محمود حدادی، در شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه، ۲۲۴ صفحه و بهای ۱۴ هزار تومان روانه بازار نشر کرد.  این رمان همچنین با ترجمه‌هایی از سیدسعید فیروزآبادی در نشر جامی، فریده مهدوی دامغانی در نشر تیر و ابوذر آهنگر در نشر نادی نیز منتشر شده است. این اثر نخستین بار در سال ۱۳۰۵ و با ترجمه‌ای از مرحوم نصرالله فلسفی، به ایرانیان معرفی شده بود. ]]> ادبيات Sat, 16 Mar 2019 07:17:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273162/نخستین-داستان-تراژیک-مدرن-سیری-داشته مرد صدساله با ​دیگر ماجراهای اتفاقی به ایران آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273198/مرد-صدساله-دیگر-ماجراهای-اتفاقی-ایران-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایارن(ایبنا) ترجمه رمان «دیگر ماجراهای اتفاقی مرد صدساله» نوشته یوناس یوناسون به تازگی در باراز کتاب ایران به یکی از پرفروش‌ها تبدیل شده است.    نویسنده درباره این رمان خود توضیح می‌دهد: «من یوناس یوناسون هستم و می‌خواهم توضیحاتی بدهم. اصلا قرار نبود قصه مرد صدساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد دنباله‌ای داشته باشد. خیلی‌ها دنباله‌اش را می‌خواستند، مخصوصا قهرمان داستان، آلن کارلسن، که مدام در مغز من رژه می‌رفت و هر وقت دلش می‌خواست توجهم را به خودش جلب می‌کرد. وقتی غرق در افکار بودم، معلوم نبود از کجا پیدایش می‌شد و می‌گفت: «آقای یوناسون، هنوز نظرتان عوض نشده آقای یوناسون؟ نمی‌خواهید قبل از اینکه جدی‌جدی پیر بشوم یک دور دیگر بزنیم؟» نه، نمی‌خواستم. قبلاً هرچیزی را که می‌خواستم، درباره قرنی که شاید مصیبت‌بارترین قرن تاریخ بود، گفته بودم. آن‌زمان ایده این بود که اگر همه نقص‌های قرن بیستم را به یکدیگر یادآوری کنیم، شاید حافظه‌مان بهبود پیدا کند و دست‌کم کمتر بخواهیم همان اشتباهات را دوباره مرتکب شویم. این پیغامم را در لحنی صمیمانه و طنز‌آمیز بسته‌بندی کردم. کتاب خیلی زود در سراسر جهان پخش شد. البته مسلم است که جهان را جای بهتری نکرد.   زمان گذشت. آلنِ درونم دیگر به سراغم نیامد. در این مدت بشر همچنان روی به جلو، یا هر مسیری که داشت، در حرکت بود. اتفاق پشت اتفاق، من را از این احساس لبریز می‌کرد که جهان ناقص‌تر از همیشه بود. در این حین، من فقط تماشاچی بودم.   به تدریج بیشتر و بیشتر احساس کردم باید دوباره بلند بلند حرف بزنم، به روش خودم یا آلن. یک روز صدای خودم را شنیدم که داشتم مستقیم از آلن می‌پرسیدم هنوز با من است یا نه.   او گفت: «بله، همین‌جا هستم. بعد از این‌همه وقت چه فکری به سرتان زده آقای یوناسون؟» گفتم: «بهت نیاز دارم.» «برای چی؟» «برای اینکه از اوضاع، همان‌طور که هست بگویی و غیرمستقیم بگویی که چطور باید باشد.» «همه‌چیز را؟» «تقریبا همه‌چیز را.» «آقای یوناسون، متوجهید که فایده‌ای ندارد؟» «بله، متوجهم.» «باشد. من هستم.» بسیار خب، فقط یک چیز دیگر: این رمان درباره اتفاقات اخیر تا حال حاضر است. من از برخی شخصیت‌های سیاسی معروف و آدم‌های اطرافشان در طرح داستان استفاده می‌کنم. بیشتر شخصیت‌های کتاب با اسامی واقعی‌شان می‌آیند. بقیه را معاف کرده‌ام. چون این رهبران بعضی اوقات نگاه بالا به پایین، به جا پایین به بالا، به مردم عادی دارند، منطقی است که کمی دستشان بیندازیم. ولی این از شأن انسانی هیچ‌کدامشان کم نمی‌کند، و آن‌ها به خودی خود در حد متعادلی شایسته احترام هستند. دوست دارم به همه این صاحبان قدرت بگویم متأسفم؛ با آن کنار بیاید. می‌توانست بدتر باشد؛ اگر باشد چه؟ یوناس یوناسون»   کتاب «دیگر ماجراهای اتفاقی مرد صدساله» اثر یوناس یوناسون با ترجمه زهرا باختری در 515 صفحه و شمارگان 1000 نسخه به بهای 59هزار تومان از سوی نشر چترنگ راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Thu, 14 Mar 2019 07:24:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273198/مرد-صدساله-دیگر-ماجراهای-اتفاقی-ایران-آمد ورود «شهنواز» به بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273154/ورود-شهنواز-بازار-کتاب به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جدیدترین اثر رضا رسولی با عنوان «شهنواز» روایتی است از جوانی بلوچ و سنی مذهب که در گیرودار انتخابی سخت قرار گرفته است؛ از یک سو سختی‌های زندگی در سیستان و بلوچستان دامنگیر اوست و وسوسه‌های ملحق شدن به مدارس علمیه سلفی و از سوی دیگر او برای بازسازی حرم امام حسین (ع) در کشور عراق دعوت به همکاری شده است. در این اثر برخی از پرسش‌های پرتکرار درباره هزینه‌های مردمی برای ساخت عتبات مقدسه، نقش بیگانگان در اختلاف افکنی بین شیعه و سنی مطرح می شود که رضا رسولی با ایجاد ماجرا‌ها و خرده روایت‌هایی به زوایای مختلف زیارت و بازسازی حرم و برادری شیعه و سنی پرداخته است.   رمان «شهنواز» از سوی انتشارات کتابستان در 210 صفحه با شمارگان 500 نسخه و 21 هزار تومان روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Wed, 13 Mar 2019 08:27:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273154/ورود-شهنواز-بازار-کتاب «سنگی که نیفتاد» به چاپ سوم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273150/سنگی-نیفتاد-چاپ-سوم-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، این رمان ماجرای مردی است که به علت مرگ همسرش و مصائب دیگر ایمان خود را از دست می‌دهد و با این مسئله تا آخر رمان دست و پنجه نرم می‌کند. «سنگی که نیفتاد» در واقع به ماجرای نذری که همسر این مرد داشته است، می‌پردازد. مرد پس از درگذشت همسرش در مسیر ادای این نذر قرار می‌گیرد. رمان «سنگی که نیفتاد» اولین رمان محمدعلی رکنی است که علاوه بر برگزیده شدن در جایزه داستان نویسی طلاب، در هفدهمین دوره جایزه شهید حبیب غنی‌پور هم برگزیده شد. محمدعلی رکنی یکی از برگزیدگان بخش «آتیه داستان ایرانی» جلال در سال 97 بود. در بخشی از این رمان آمده است: «عکس را بیرون می‌آوردم. این یکی سوزاندنش سخت است، واژه‌هایی که حبیبه انتخاب کرده و نوشته روی آن، عمق داده اند به بیابان، به خودش، به من، فندک را روشن می‌کنم، نباید تردید کنم. این عکس‌ها بماند برای که؟ دستم می‌لرزد. شعله را نزدیک می‌برم. اول جاده آتش می‌گیرد. بعد حبیبه، بعد من، بعد شعری که روی آسمان عکس است.» رمان «سنگی که نیفتاد» اثر محمدعلی رکنی با 170 صفحه و شمارگان 1000 نسخه برای سومین بار از سوی کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شد. ]]> استان‌ها Wed, 13 Mar 2019 05:38:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273150/سنگی-نیفتاد-چاپ-سوم-رسید باور کن تو فوجیکو نیستی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273144/باور-کن-فوجیکو-نیستی به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) مجموعه داستان  «باور کن تو فوجیکو نیستی»، فرم و محتوای متنوع و متفاوتی دارد و نگاهی جوان و جست جو گرا را در حوزه  ادبیات داستانی دنبال می‌کند. از زیستن در قلب تهران مدرن در «شاید اگر ویرجینیا وولف باشی»، تا شهرک‌های بی روح حاشیه شهر در «معصوم» و از بازی عاشقانه‌ای در پی بازسازی روزگار خوش رفته در «متاستاز» و «روح مسخ شده‌ی کتایون»، تا گره خوردن رویای دختری جوان به جادوی شرق دور در «باور کن تو فوجیکو نیستی» نعیمه بخشی در نخستين تجربه خود نشان داده که نمی‌خواهد در دایره بسته طرح کلیشه‌ای مسائل زنان باقی بماند و جسورانه تخیل خود را در میان راوی‌ها و فضاهای گوناگون تقسیم کرده است. در آمیختگی برخی از داستان‌های این مجموعه با اساطیر، افسانه های شرق دور و شیوه ی روایت هزار و یک شب، گواه همین تخیل ورزی بوده که طعمی راز آلود، گوتیگ و شرقی به کتاب بخشیده است.  این کتاب شامل ۱۱ داستان کوتاه است و در تعدادی از داستان‌های آن نشانه‌های نمادینی به چشم می‌خورد. بخشی درباره‌ استفاده از این نشانه‌های نمادین می‌گوید: «قصدم این بود که علاوه بر نوشتن داستان و قصه‌گویی، در سطح زیرین داستان هم مفهومی را انتقال بدهم. در داستان طهران، پسر بچه‌ای برای اینکه مادرش را به روستای محل سکونتش برگرداند به طهران سفر می‌کند. در این‌جا طهران می‌تواند مکانی کاملاً ناشناخته باشد و به همین دلیل در نوشتن اسم آن به‌جای «ت» از «ط» استفاده کردم. پسر بچه در مسیر این سفر درمی‌یابد که مادرش مُرده است و او حالا باید درد جدایی از مادر را بپذیرد و مستقل از وجود او زندگی کند.» «باور کن تو فوجیکو نیستی» نوشته نعميه بخشي در نشر روزنه با قيمت 22000 تومان منتشر شده است. ]]> تازه‌های کتاب Tue, 12 Mar 2019 14:28:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273144/باور-کن-فوجیکو-نیستی «وقت كتايون» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273143/وقت-كتايون-منتشر به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) كتاب «وقت كتايون» مجموعه‌اي از سه داستان كوتاه و مستقل پيرامون مرگ است.  بخشي از كتاب: ابوقراضه عاقبت تعويض شد، يعني ابوقراضه به علاوه عمده پس اندازم – يا پس انداز من، زنم و بچه خاك بر سرمان. بچه اي كه تا سال ها مرا فيلم كرده بود. پر كرده بود سرم را كه خجالت مي كشد از اين كه دوستانش بفهمند باباش راننده تاكسي است و مرا با آن ها و حتي يكي از آن ها را با من روبه رو نمي كرد. تمام سال هايي كه راننده سرويس مدرسه بودم زهرمارم شد، بس كه مي ترسيدم يكي شان به طريقي به توله سگ من وصل شود و مثلا آبروي او بريزد. بعد يك وقتي داستان لو رفت كه، به! قضيه چيز ديگري است… آقا براي همه آن ها اداي اين را درمي آورد كه يك جور فلج مغزي است؛ شل مي زند و در حرف زدن مشكل دارد. مجموعه داستان «وقت كتايون» نوشته سوزان كريمي به قيمت 20000 تومان در نشر روزنه منتشر شده است. ]]> تازه‌های کتاب Tue, 12 Mar 2019 14:10:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273143/وقت-كتايون-منتشر کتابی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را مروج سکولاریسم می‌داند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273009/کتابی-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-مروج-سکولاریسم-می-داند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کاوش و پژوهش در اندیشه و آراء سیاسی دولتمردان جمهوری اسلامی ایران یکی از عرصه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی است که به اعتقاد ناشر کتاب «اندیشه سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بر مبنای همین فقدان، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با کوشش حمیدرضا اسماعیلی، تبیینی از آراء هاشمی رفسنجانی ارائه داده است. این کتاب، بخشی از «طرح تدوین تاریخ انقلاب اسلامی» در این مرکز است و از این مجموعه کتاب «اندیشه سیاسی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» نیز در سال 1397 منتشر شده است.   چنان که ناشر کتاب در مقدمه خود بر اثر نوشته است، اهمیت موضوع گردآوری، تدوین و تبیین جزئیات آراء و افکار سیاسی دولتمردان از آنجا ناشی می‌شود، که این تبیین می‌تواند: «ضمن نشان دادن نسبت اندیشه آنان با مبانی نظام اسلامی و جایگاه دین در منظومه فکری و نظام اندیشگی آنان، کاستی‌ها و خلاءهای راه پیموده شده در دوران حاکمیت نظام اسلامی را مشخص نماید و در ترسیم چشم‌انداز و افقی روشن‌تر برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، ثمربخش باشد.» (13)   نویسنده کتاب، رویکرد خود نسبت به شخصیت هاشمی رفسنجانی را تبیینی می‌داند و رویکرد تبیینی را این‌گونه تعریف می‌کند: «یکی از مهم‌ترین نواقص مطالعات سیاسی در ایران آن است که به شناخت اندیشه و آراء دولتمردان و نیروهای سیاسی آنها کمتر توجه شده است. در مواردی هم که به طور مثال سراغ یک دولتمرد رفته‌اند یا از روی مدح صرف و قهرمان‌پردازی بوده است و یا با نگاه سلبی محض در پی انکار همه مراتب فکری و وجودی او بوده‌اند. لذا نتیجه این شده که متون قلیلی مانده‌اند که رویکرد تبیینی داشته باشند و سیاسی و جهت‌دار نباشند. در حالی نیاز جامعه امروز روش‌های علمی با رویکرد تبیینی است.» (16)   وی همچنین در مقدمه خود بر کتاب، وجه تمایز مطالعه اندیشه سیاسی دولتمردان پس از انقلاب با دولتمردان پیش از انقلاب را این‌گونه ارزیابی می‌کند: «مطالعه سیاست و اندیشه سیاسی دولتمردان پس از انقلاب یک تفاوت ماهوی با دوره پیش ازآن دارد. در دوران جدید فهم سیاست جدای از فهم دین و رابطه دین و سیاست امکان‌پذیر نیست و این موضوع درباره شخصیت‌های روحانی به طور خاص صدق می‌کند. لذا سیاستمداران حاضر در جمهوری اسلامی پیش از هر چیز باید رابطه خود را با حکومت دینی و رابطه دین و سیاست تعریف کنند. در حقیقت پس از گذار از این مرحله است که می‌توانند در امور دیگر بیندیشند و سیاست‌گذاری کنند. بر همین اساس بوده که در پژوهش حاضر تلاش شده است تا اندیشه و آرای آیت‌الله هاشمی بر اساس محور نگاه او به رابطه دین و سیاست مورد بررسی قرار گیرد. به خصوص که شان روحانیت او این ضرورت را دو چندان می‌کند.» (18)   نویسنده برای بررسی آراء و اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی از روشی که نامش را «تحلیلی ترکیبی» گذاشته استفاده کرده است. این روش ترکیبی از دو روش «تحلیلی» و «تحلیل گفتمان انتقادی» است. چنان‌که نویسنده در دیباچه کتاب تبیین کرده است، رویکرد اثر این‌گونه بوده که ابتدا رابطه میان دین و سیاست بر مبنای اسناد و متون به جا مانده از هاشمی تحلیل شود و از سوی دیگر با روش تحلیل گفتمان انتقادی ایدئولوژی هاشمی مورد بررسی قرار گیرد. نویسنده درباره لزوم اتخاذ یک روش ترکیبی برای این مطالعه گفته است:‌ «روش تحلیلی به معنای آنچه که از فلسفه تحلیلی به دست می‌آید چون صرفاً مبتنی بر تحلیل منطقی مفاهیم و گزاره‌ها در خارج از متن و بافت تاریخی و اجتماعی است، به تنهایی نمی‌تواند در این پژوهش به کار آید... سیاستمداری ممکن است صبح بگوید اسلام دین آزادی است و عصر بگوید اسلام دین عبودیت است. آنچه از این معنا رمزگشایی می‌کند تنها تحلیل منطقی مفاهیم و جملات نیست بلکه شرایطی که فرد در آن سخن گفته نیز مهم است. مثلاً صبح در میان دانشجویان سخن گفته و عصر در میان ائمه جماعات.» (20)   کتاب با پیشگفتاری که شمایی کلی از زندگی هاشمی رفسنجانی ارائه می‌دهد آغاز می‌شود و سپس در فصل اول کتاب که «مواضع، آرا و اندیشه‌های سیاسی آیت‌الله هاشمی در دوران پیش از انقلاب» نام دارد ریشه‌های ایدئولوژی سیاسی او در دوران پیش از انقلاب را به سمپاتی‌ای که نسبت به فدائیان اسلام می‌رساند. در این فصل، نویسنده بن‌مایه‌های اندیشه سیاسی هاشمی را از مسیر بررسی ترجمه‌ای که او از کتاب «سرگذشت فلسطین» نوشته اکرم زعیتر ارائه داده است و نیز کتابی که او با نام «امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار» ارائه داده است مرور می‌کند و سپس به این می‌پردازد که هاشمی رفسنجانی در پی ارائه تفسیری عملگرایانه و اراده‌گرا از اسلام در جهت مبارزه با رژیم پهلوی بوده است. بر مبنای این تفسیر، او بر ضرورت اصلاح عزاداری‌های دینی در جهت مبارزه تاکید داشته است و از مقوله‌هایی نظیر باور به مهدویت و نیز صبر و دعا تفسیری در جهت مبارزه ارائه می‌داده است و با خرافات مبارزه می‌کرده است.   از دیگر بن‌مایه‌های اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی در دوران پیش از انقلاب تاکید او بر همگرایی طبقات مختلف ذیل تشکیلات و رسانه‌های انقلابی بوده است. به گفته نویسنده، «آیت‌الله هاشمی برای پیشبرد مبازه و تقویت جبهه ضدحکومت معتقد بود تا جای ممکن باید گروه‌های مختلف را در یک جبهه واحد گرد آورد و از ریزش گروه‌های مبارز جلوگیری کرد. لذا در زمانی که زمزمه تحولات ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین خلق شنیده می‌شود، وی صراحتا در مقابل آنها موضع نمی‌گیرد. او حتی زمانی که بر سر تغییر مواضع ایدئولوژیک این سازمان با بهرام آرام از رهبران آن سخن می‌گوید، با آنکه نظر علما درباره ارتداد آنها را به صراحت بیان می‌کند، اما درباره موضع خود سکوت می‌کند.» (60)   به اعتقاد نویسنده، هاشمی در دوران پیش از انقلاب در سه سطح بین‌المللی (با ایدئولوژی مبارزه با استعمار و اسرائیل»، حکومتی (در قالب مبارزه با سلطنت پهلوی) و بخشی (در قالب رقابت و مبارزه گفتمانی با برخی گروه‌های داخلی نظیر حزب توده و روحانیت محافظه‌کار) ایدئولوژی سیاسی خود را بسط و پرورش داده است. (62)   فصل دوم کتاب به بررسی اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی در دهه 60 اختصاص دارد و در این فصل ایدئولوژی سیاسی او و به ویژه فرازهایی نظیر مبارزه بین مستکبران و مستضعفان و نیز جریان‌شناسی‌هایی که در قالب سه جریان «ناکثین»، «مارقین» و «قاسطین» و نیز سه جریان کفر، نفاق و ایمان توسط هاشمی به ویژه در خطبه‌های نمازجمعه تهران تبیین می‌شدند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته‌اند. در بخش دیگری از این فصل، مقوله نظرات هاشمی رفسنجانی در مورد سیاستگذاری مبتنی بر دین مورد توجه قرار گرفته است و از جمله نقدهای او بر فقه معاملات، نظام اقتصادی در اسلام و تاکید او بر پایان انقلاب و لزوم شکل‌گیری انضباط اجتماعی در این بخش مورد توجه قرار گرفته‌اند. همچنین در این فصل ایده مشروعیت سیاسی مدنظر هاشمی رفسنجانی «روحانیت‌سالاری» معرفی می‌شود که در دو قالب حزبی و شورایی بروز می‌یابد. نویسنده مدعی است که روحانیت‌سالاری مدنظر هاشمی رفسنجانی در تقابل با اندیشه ولایت فقیه بوده است. (153) نویسنده معتقد است بر مبنای همین اندیشه، او در پی تمرکزگرایی در قوه مجریه و نیز تمرکززدایی از رهبری پس انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری انقلاب بوده است. (179) نویسنده نظریه روحانیت‌سالاری هاشمی را متضاد با روحانیت ارزیابی می‌کند و می‌نویسد: «نظریه حکومت روحانیت‌سالار دینی با تفسیر هاشمی لزوماً به تقویت روحانیت و مراجع دینی نمی‌انجامید و حتی در مواردی نیز در تقابل با روحانیت قرار می‌گرفت. زیرا به دلایل حکومتی نقش آنها را کمرنگ می‌کرد و بیشتر امور را در اختیار حکومت قرار می‌داد.» (186)   فصل پایانی کتاب به اندیشه سیاسی هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری او اختصاص دارد. به اعتقاد نویسنده در سال‌های ابتدایی این دوره رفسنجانی مدافع ایدئولوژی «بنیادگرای دین» و «ابتکار مبارزه مسلحانه» بوده است. (199) در تداوم این دوران او تاکید خود را بر سیاست تنش‌زدایی می‌گذارد و بر وحدت اسلامی با محوریت سازمان کنفرانس اسلامی توجه دارد. در همین دوره او سیاست‌هایی نظیر نگاه به شرق و اهمیت دادن به جنبش عدم تعهد را هم پیگیری می‌کند و معتقد به اندیشه جهان‌سوم‌گرایی می‌شود. در این دوره او همچنین به تقابل به چپ اسلامی و اندیشه‌های شبه سوسیالیستی دولت میرحسین موسوی نیز می‌پردازد.   به گفته نویسنده در بخش جمع‌بندی کتاب «با دقت در آراء سیاسی آیت‌الله هاشمی درباره پیوند دین و سیاست معلوم می‌شود که او بعد از انقلاب و دوران تثبیت تنها یک معنای انضمامی از این پیوند در نظر داشته که آن هم در جمهوری اسلامی عینیت یافته است.» (478) به عبارت دیگر او نه به هر نوع حکومت دینی، که تنها به جمهوری اسلامی اعتقاد داشته است. به اعتقاد نویسنده هاشمی مروج نوعی ملایم از سکولاریسم بوده است و در عین حال «مواضعی تند و هیجانی حساب شده‌ای علیه روشنفکران می‌گیرد که می‌توانست برای او که متهم به پیروی از سیاست‌های لیبرالیستی و سکولاریستی بود  مفید واقع شود و تجدیدنظرهای آشکار او در حوزه‌های دیگر را جبران سازد. به این ترتیب هاشمی نقد علیه روشنفکران را ضربه‌گیر خود تلقی می‌کرد.» (481)   به اعتقاد نویسنده دستیابی به سکولاریزاسیون و خارج کردن دین از عرصه اجتماع سه راه دارد: مبارزه با دین یا لائیسیته سکولاریسم از طریق تفسیرهای جدید دین، ضمن نهضت اصلاح دینی سکولاریسم از طریق تفسیرهای جدید دین، بدون نهضت اصلاح دینی او در انتهای کتاب خود می‌گوید: «مطابق یافته‌های پژوهش حاضر آیت‌الله هاشمی به راه سوم گرایش داشته و اتفاقا مسلط بوده و موفقیت بسیاری نیز داشته است.» (484)   مطالعه، بررسی و نقد کتاب اندیشه سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، می‌تواند مورد توجه موافقان و منتقدان ایده نویسنده درباره اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی قرار گیرد.   کتاب اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی را انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال 1397 با تیراژ 1000 نسخه و قیمت 42000 تومان در 498 صفحه منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Mar 2019 06:05:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273009/کتابی-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-مروج-سکولاریسم-می-داند دنیا در نگاه علی (ع) چگونه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273063/دنیا-نگاه-علی-ع-چگونه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جلد پنجم کتاب «علی (ع) تجلی حق»، تالیف دکتر محمد وجگانی؛ استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، در سال جاری از سوی انتشارات آراد کتاب راهی بازار نشر شد. این کتاب با محور قرار دادن کتاب شریف «نهج‌البلاغه»، در چهار بخشِ «نامه‌ها»، «حکمت‌ها»، «نامه شماره 31» و «شرح موضوعی دنیا در نهج‌البلاغه»، با ارائه مصادیق مختلف، به تشریح نگاه امیرالمومنین (ع) نسبت به دنیا می‌پردازد.   بخش نخست در قالب 6 فصل، شامل 12 نامه است. بخش دوم کتاب شامل 38 حکمت از 480 حکمت نهج‌البلاغه در موضوعات مختلف مرتبط با موضوع دنیا بوده که در هشت فصل ارائه شده است. بخش سوم به نامه 31 نهج‌البلاغه که وصیت‌نامه حضرت به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی (ع) است، اختصاص دارد. این نامه، یکی از مهمترین نامه‌های نهج‌البلاغه بوده و به‌عنوان منشور تربیتی جهان اسلام شهرت یافته و طولانی‌ترین نامه بعد از عهدنامه مالک اشتر (نامه 53) است. بخش چهارم نیز در چهار فصلِ ماهیت دنیا، فرصت‌های هدایت، دنیای ناپسند و دنیای رستگاری بوده که هریک از این فصل‌ها شامل 6 تا 10 نامه است.   در صفحه 165 کتاب مربوط به بخش حکمت‌ها، در حکمت شماره 191،‌ به بیان امیرالمومنین (ع) آمده است: «و درود خدا بر او، فرمود: همانا انسان در دنیا هدف تیرهای مرگ و سرمایه‌ای است دستخوش تاراج مصیبت‌ها؛ با هر جرعه نوشیدنی، اندوهی گلوگیر و در هر لقمه‌ای، استخوان شکسته‌ای وجود دارد و بنده نعمتی به‌دست نیاورد جز آن‌که نعمتی از دست بدهد و روزی به عمرش اضافه نمی‌گردد، جز این‌که از باقیمانده عمرش کم می‌شود. پس ما همراهان مرگیم و جان‌های ما هدف نابودی است، پس چگونه به ماندن جاودانه امیدوار باشیم. درحالی‌که گذشت شب و روز، بنایی را بالا نبرده، جز آن‌که آن‌را ویران کرده و به اطراف پراکنده می‌کند.» امام در این حکمت، به ناپایداری دنیا و فانی بودن آن اشاره داشته، انسان را به توجه بیشتر به آخرت و دوری از وابستگی به دنیا فرا می‌خواند.»   همچنین در بخش سوم کتاب که به نامه شماره 31 (وصیت امیرالمومنین (ع) به امام حسن (ع)) اختصاص دارد، درباره «پایان سفر به سراب آرزوها»، می‌خوانیم: «امیرالمومنین (ع) پس از ذکر خصال دنیاپرستان و بازی دنیا با ایشان، در این‌جا، به فرارسیدن اجل و مرگ و برباد رفتن آرزوها اشاره نموده، می‌فرماید: «کمی صبر کن (مهلت بده)، به‌زودی تاریکی برطرف می‌شود». حضرت بعد از این‌که چگونگی سرگرم شدن دنیاپرستان را به دنیا بیان داشت، اشاره می‌نماید که لختی درنگ، کمی تأمل، به‌زودی تاریکی برطرف خواهد شد! شاید مراد آنست که به‌زودی با رخ نمودن مرگ و آشکار شدن حقیقت و ارزش واقعی دنیا، همه‌چیز روشن خواهد شد.»   در قسمتی از بخش پایانی کتاب نیز به موضوع «رزق و روزی» اشاره می‌شود: «امام (ع) در نهج‌البلاغه به تناسب، به موضوه رزق و روزی اشاره فرموده، توصیه‌هایی راهگشا و ارزشمند داشته‌اند. از آن‌جمله می‌توان به نامه 31 و سه حکمت 267، 379 و 381 اشاره نمود. در این عبارات و کلمات نورانی، امام (ع) تلاش می‌کنند تا انسان را متوجه سازند که هدف از خلقت او، کسب روزی و تلاش برای ارتزاق نبوده، بلکه او برای کسب معرفت و ارتقاء معنویت آفریده شده است. لذا تلاش برای کسب روزی بیش از حد و تامین فرداها، نبایستی اولویت در صَرف سرمایه عمر و روزگارش باشد. بنابراین اصلاح سبک و روش زندگی، از نگاه دنیامحور و توسعه‌طلب، به نگاه آخرت‌محور و معنویت‌طلب، ممکن نمی‌شود، جز با تصحیح و اصلاح نگاه به زندگی و باور و یقین به قضای الهی در تامین رزق و مایحتاج انسان! بدیهی است هیچ انسان عاقلی انتظار ندارد که هر روز سبد روزی او بدون تلاش در مقابلش بیافتد. بلکه انسان عاقل و مومن، نهایت جد و تلاش خود را برای انجام تکلیف به‌کار خواهد بست. ولی انتهای کار به این باور خواهد رسید که روزی‌رسان خداست.»   نخستین چاپ جلد پنجم کتاب «علی (ع) تجلی حق» در 486 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 52 هزار تومان از سوی انتشارات آراد کتاب به بازار نشر عرضه شده است. ]]> دین‌ Mon, 11 Mar 2019 05:48:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273063/دنیا-نگاه-علی-ع-چگونه بنیان‌های اصلی سیر الملوک از قدسی سازی دور است/ تاکید بر عدالت ورزی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273058/بنیان-های-اصلی-سیر-الملوک-قدسی-سازی-دور-تاکید-عدالت-ورزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست تخصصی یادبود هزاره خواجه نظام الملک با عنوان «مساله ایرانشهر: رویکردی متفاوت به خواجه نظام الملک و سیر الملوک» عصر ديروز با حضور اسماعیل حسن زاده و نیره دلیر در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. نیره دلیر نیز در این نشست بحث خود را در ارتباط فضای اندیشگانی که در سیرالملوک در انتساب به خواجه نظام الملک وجود دارد طرح کرد. عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بحث خود را با در نظر گرفتن صحت انتساب سیرالملوک به خواجه نظام الملک آغاز کرد و گفت: از منظر تحلیلی و اندیشه‌ای اصالت با متن است و نه مؤلف. ضمن آن که این اثر، یک کار منحصر بفرد در تاریخ اندرزنامه‌های ایران است که آثار فکری و اندرزی متقدم و متاخر سنخیتی با آن ندارد و نشان دهنده مسائل عصر خواجه نظام الملک است، و با توجه به تحقیقاتی که در زمینه ظل اللهی در دوره مغول انجام داده‌ام باید اذعان کرد فضای اندیشگانی سیرالملوک به دور از فضای قدسی سازی و ظل اللهی که در سده های 8 به بعد رواج می‌یابد، نگاشته شده است و همچنین مساله و مسائلی که در این اثر بدان پرداخته شده متفاوت از مسائلی است که در آثار سده‌های 8 و 9 به بعد به نگارش درآمده است. از این منظر سیرالملوک را نمی‌توان محصول دوره مغول به بعد دانست بلکه با توجه به فضای اندیشه‌ای و مسائل مطرح شده و دغدغه‌هایی که مولف بیان می‌کند نگارش آن در همین دوره خواجه نظام الملک باید باشد و نه در سده‌های بعد. او سپس به بحث اصلی درباره بررسی سه گانه (خداوند ـ سلطان ـ مردم) و مناسباتی که به شکل دو به دو میان این سه حوزه برقرار خواهد شد پرداخت و با بررسی این مناسبات سه‌گانه در سیرالملوک اشاره کرد که در سطح نخست دوگانه خداوند ـ سلطان مطرح است و باید گفت در این سطح طبق نظرات مؤلف و از همان سطور ابتدایی کتاب برگزیدگی از سوی خداوند است.  اما به دور از قدسی سازی رایج در دوره سنت که برای حاکمان به تصویر در‌آمده است. به گفته این مدرس دانشگاه، با بررسی سطح دوم؛ یعنی دو گانه سلطان ـ مردم دلالت‌های معنایی عدم تصویر سازی قدسی برای سلطان آشکار می‌شود. خواجه نظام الملک سلطان را مسئول مردم / رعیت معرفی کرده که باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود در قبال مردم باشد. مؤلف اثر هیچگونه مصونیت و قدسیتی به سلطان نداده است از این منظر از اندیشه ایرانشهری به عنوان گفتمان شاه آرمانی فاصله می‌گیرد. البته در توضیح خود اشاره کرد، منظور از اندیشه ایرانشهری در معنای گفتمان فکری دوره باستان است و نه اطلاق معنا و عنوان در همان دوره. سطح سوم نیز رابطه سلطان ـ خداوند است که در عالم ماوراء به وقوع خواهد پیوست. از آنجا که قدرت ماهیت سلسله مراتبی دارد و قدرت اعطا شده به سلطان از سوی خداوند بوده و پس بازخواست سلطان نیز به خداوند سپرده شده است که در این مرحله نیز عقوبت‌های سخت و سنگینی برای سلطان ظالم به تصویر کشیده شده است. دلیر عنوان کرد: سیرالملوک بر اساس محور «عدالت» نگاشته شده و تا بدانجا عدالت برای مولف از اهمیت برخوردار بوده که جمله معروف «الملک یبقی مع الظلم و لایبقی مع الکفر» را برخلاف فضای اندیشه‌ایی دنیای سنت بیان می‌کند. همچنین در بخشی از سخنان خود به استناد حکایت پادشاه ساسانی و موبد موبدان به نقد این روایت و این که توزیع قدرت در این روایت چگونه صورت گرفته و در کل این اثر بحث توزیع قدرت بوده یا خیر اشاره کرد. در نتیجه گیری نهایی نیز اشاره داشت، از آنجا که خواجه نظام الملک به توزیع قدرت بنا به دلایل متعدد که ناشی از مسائل زمانه‌اش بوده است نپرداخته بنابراین به توزیع صحیح مناسبات عدالت نیز نتوانسته دست یابد از این رو در اثر مرتب گلایه خود را از ظلم و ستم بیان می‌کند. و این همان معمای بزرگ تاریخ ایران است حسن‌زاده نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه خوانش‌هایی که تاکنون درباره خواجه نظام الملک صورت گرفته ممکن است نقض شود عنوان کرد: واقعیت این است که او و تفکرش در دوران ملی گرایی افراطی که از دوره رضا شاه تا انقلاب اسلامی شکل گرفته پدید آمده و سردمدار این تکفر هم عباس اقبال بود که با کتابش این بحث را برجسته‌تر کرد و بعدها جواد طباطبایی آن را به یک نظریه بنیادی در تفکر ایرانیان مطرح کرد.   او ادامه داد: اما بحث من معطوف به اقدامات خواجه نظام الملک است تا دیدگاهیش چون سیاست‌نامه را از خواجه نمی‌دانم و معتقدم این سیاست‌نامه در دوره‌های متاخرتر قرن هفتم و هشتم نوشته شده است و برای این ادعا نیز دلایل سلبی بیشتری دارم تا ایجابی.   این مدرس دانشگاه افزود: چندماه پیش در همین پژوهشگاه بیان شد این کتاب سیاست نامه مربوط به محمد معزی است نه خواجه نظام الملک. یکی از اشتباهات بارزی که در سیر الملوک اتفاق افتاده مرتبط به تاریخ قراخانیان است. اگر بپذیریم خواجه نظام الملک با این دوره همزمان است اشتباهات مربوط به این دوره تاریخی به ایشان نیز تسری یافته است. از سوی دیگر ما بحث مبسوطی داریم درباره غرامته و خرمیه در قلمرو ایران به ویژه در قلمروهای غربی. سیر الملوک این موضوع را تهدیدی علیه سلجوقیان دانسته در حالی که ما ردپای خرمیه را در قلمروهای ماورا النهر داریم اما در قلمروهای غربی نداریم پس خلطی بین اقدامات خرمیه در شرق ایران با غرب ایران صورت گرفته و این در کتاب سیر الملوک آورده شده است. همچنین در اوایل قرن هفتم یکی از نوادگان خواجه نظام الملک کتابی درباره اخلاق و سیرت او می‌نویسد و طبق گزارشات در این منابع هیچ ذکری از سیرالملوک نمی‌کند. هیچ منبعی در دوره سلجوقی هم هیچ اشاره‌ای به این کتاب نمی‌کند.   به گفته حسن زاده، اما در دو کتاب از سیرالملوک یاد می‌شود که یکی عوفی است که در قلمرو هند نوشته شده و در اینجا هم خواجه نفوذی نداشته و حتی داستانی هم که در این کتاب هست درباره‌اش اختلاف نظر است. کتاب تجارب سلف نیز اثر دیگری است که در قرن هشتم نوشته شده و در آن یک جایی درباره خواجه نظام الملک صحبت می‌شود و فقط می‌گوید یک رساله دو صفحه‌ای از او در قالب نصیحت نامه وجود دارد. در بخش دیگری از این کتاب به سیرالملوک خواجه نظام الملک اشاره می‌شود که باز منبعش به هند بر می‌گردد.   عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: من باز تاکید می‌کنم جنبه‌های سلبی درباره اینکه خواجه نظام الملک کتابی به نام سیرالملوک داشته بیشتر است و به نظر می‌آید این کتاب از قرن هشتم یا نهم به بعد در هند است. نسخه‌های ما از قرن دهم به بعد در اختیار ما قرار گرفته است.   او افزود: اندیشه ایرانشهری که سوار بر خواجه نظام الملک در سیرالملوک کردیم دیدگاه جعلی به معنی وضعی و تفسیری است و حتی این دیدگاه مال خواجه نیست بلکه یک نوعی تحریفی از اندیشه شاهی دوران باستانی ایران است. ما در ایرانشهر، ایران زمین زیاد داریم که ناظر بر بعد جغرافیایی است اما اندیشه شاهی ایرانشهری مبتنی بر اندیشه است و احیای تفکر شاهی آرمانی است و چون با قرائت ما قابل خواندن نبود این دو با هم عجین شده و ایرانشهری را شکل داده است.   حسن زاده به برخی از اقدامات خواجه نظام الملک اشاره کرد و گفت: من مقاله‌ای با عنوان ثبات و بی ثباتی در دوره سلجوقی دارم و در آن از خواجه نظام الملک تعریف کردم. کارهای خواجه در سه مقطع قابل بررسی است که یکی از آنها نهادسازی و اصلاحات محدود از طریق تقلیل گرایی است. همچنین او اصلاحات همه جانبه‌ای داشته است. زندگی 30 ساله خواجه اصلاحات تحمیلی و مشکل زایی را هم داشته که این اصلاحات جامعه سلجوقی را دچار بی ثباتی کرد.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 11 Mar 2019 05:32:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273058/بنیان-های-اصلی-سیر-الملوک-قدسی-سازی-دور-تاکید-عدالت-ورزی روایتی هولناک از فاجعه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273042/روایتی-هولناک-فاجعه به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،«آخرین دختر» نوشته نادیا مراد با برگردان زینب کاظم‌خواه در انتشارات کتاب پارسه منتشر شد.  نادیا مراد در روستای کوجو در حریم کردستان عراق به دنیا آمد. او می‌خواست هم معلم تاریخ شود و هم آرایشگر، اما زندگی‌اش در اگوست 2014 با حمله‌ داعش به این روستا دگرگون شد. داعشی‌ها بعد از کشتار جمعی مردها، زن‌ها و دخترها را در بازار برده‌ موصل فروختند. نادیا به عنوان برده جنسی بین چندین داعشی دست‌به‌دست، ولی در نهایت موفق به فرار شد. او داستانش را برای جهان تعریف کرد به این امید که روزی داعش و حامیانش را به دادگاه بکشاند. نادیا مراد در سال 2017 برنده‌ جایزه صلح نوبل شد.  روزنامه نیویورک تایمز درباره اين كتاب نوشت: «قصه نادیا مراد روایتی است هولناک از فاجعه... خواندن این کتاب برای هرکس که می‌خواهد شناختی از گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) داشته باشد، یک ضرورت است.» کتاب منتخب سر دبیران نیویورک تایمز نيز نوشت: «امروز نادیا مرادی به عنوان شاهدی بر جنایات داعش، بازمانده ای از تجاوز و یک آواره ایزدی، داستانش را روایت می‌کند تا توجه جهانیان را به نسل کشی ایزدیان معطوف نماید. قصه نادیا مراد، غریو بلندی است برای اقدام، شاهدی است بر معجزه اراده انسان برای زنده ماندن و در عین حال نامه‌ای است عاشقانه برای وطنی که نابود شده و خانواده‌ای که جنگ آن را از هم پاشیده است.» یادداشت هفته نامه اکونومیست از سخنرانی امل کلونی در سازمان ملل نيز چنين است: «آنچه نادیا به من گفت چیزی نیست جز روایت یک نسل کشی و نسل کشی اتفاق نیست، برنامه ریزی و هدف پشت آن ایستاده است... در مدت زمانی که من نادیا را شناخته‌ام، او تنها صدای خود نبوده، بلکه پژواک فریاد تمامی ایزدیانی بوده که قربانی نسل کشی شده‌اند...نادیا با تمامی القابی که زندگی به اجبار به او چسبانده مبارزه کرده است، القابی همچون؛ یتیم، قربانی تجاوز، برده و آواره، و برای خود عناوینی خلق کرده تا آن ها را جایگزین نماید: نجات یافته، رهبر ایزدی، حامی حقوق زنان و سفیر حسن نیت سازمان ملل.» «آخرین دختر» نوشته نادیا مراد با برگردان زینب کاظم‌خواه در انتشارات کتاب پارسه با قيمت 39000 تومان منتشر شد. ]]> تازه‌های کتاب Sun, 10 Mar 2019 13:13:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273042/روایتی-هولناک-فاجعه مردی که پا به خانه‌ای مرموز در دل کوهستان می‌گذارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272993/مردی-پا-خانه-ای-مرموز-دل-کوهستان-می-گذارد به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «اولالا» داستان بلندي از رابرت لویی استیونسن، نویسندهٔ اسکاتلندی خالق جزیره گنج و دکتر جکیل و آقای هاید است كه مخاطابن ايراني با آثار او آشنا هستند. «اولالا»،داستان مردی است که پا به خانه‌ای مرموز در دل کوهستان می‌گذارد و با خانواده‌ای مواجه می‌شود که رازآلودگی‌شان ماجرای کتاب را رقم می‌زند. قصه‌‌ عشق، وحشت، فداکاری و ایثار. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: دوست من، آیا شما عاشق من هستید؟ یا عاشق نژادی که مرا ساخته؟ عاشق دختری هستید که نمی‌داند و نمی‌تواند پاسخگوی حتا ریزترین بخش از وجود خودش باشد؟ یا عاشق جریانی هستید که من تنها گردابی گذرا در آنم؟ عاشق درختی هستید که من تنها میوه‌ای موقتی بر آنم؟ این نژاد وجود دارد، کهن است، اما همیشه جوان می‌ماند و سرنوشت ابدی‌اش را در سینه دارد. در این نژاد، هر فرد بر فردی دیگر فایق می‌آید؟ مانند امواج ازپسِ‌هم دریا، همه‌شان هم گمان می‌کنند بر خود تسلط دارند. اما این‌ها همه هیچ‌اند. ما از روح سخن می‌گوییم، اما این روح در نژاد سکنی گزیده.   «اولالا» نوشته رابرت لویی استیونسن با ترجمه احسان چادگاني در نشر کتاب پارسه با قيمت 10000 تومان منتشر شده است. ]]> تازه‌های کتاب Sat, 09 Mar 2019 15:01:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272993/مردی-پا-خانه-ای-مرموز-دل-کوهستان-می-گذارد موجودات خيالي در يك فانتزي ايراني http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272992/موجودات-خيالي-يك-فانتزي-ايراني به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در رمان«پيراهني برآب» نويسنده نگاه ويژه‌يي به افسانه‌ها و باورهاي بومي دارد كه آن را از نمونه‌هاي خارجي دور مي‌كند و به فانتزي ايراني نزديك مي‌شود. در اين رمان با شهري زير زميني، آيين‌هاي فتوت مشاغل، عروس قنات و موجودات خيالي و باستاني ايراني چون شاهباز، موسيقار، هوبره‌ اتشين‌بال، درخت تيغال و ... روبه‌روييم كه مخاطب را به درون تخيل ناب ايارني مي‌برد. ليلا باقري تجربه روزنامه‌نگاري دارد و «پيراهني برآب» نخستين رمان او مي‌باشد. اين رمان در مجموعه رمان ژانر نشر هيلا منتشر شده است. محمدحسن شهسواري دبير اين مجموعه در مقدمه‌يي كه بر كتاب نوشته است، علاوه بر برشمردن اهداف مجموعه ژانر اين رمان را نيز اشاره‌وار معرفي كرده است.  بخشی از رمان: زیاد روی بام می‌آید، حتی اگر از بوی تعفن سرگیجه بگیرد، از بوی فاضلاب‌های خشک که دم به دم آروغشان را از هر سوراخی رها می‌کنند در شهر، شهر پر از چیزهای خشک. داغی مثل هیولایی تشنه تمام ذرات رطوبت را بلعیده و همه چیز را خشک و ترک ترک کرده، مخصوصاً درختان را. تنها درخت دو ر و برش که شاخه‌ای تر دارد، درخت خانه باغ قوزی است. پری همیشه تماشایش می‌کند. مثل حالا که آمده برای خرگوش‌ها آب بگذارد که یکباره گردباد پَر هم بلند می‌شود و مجبورش می‌کند در این داغی شال را دور سر و صورت بپیچد تا پرهای ریز در دهان و بینی‌اش نرود. عادت کرده به این گردبادهای گاه به گاه. باد که می‌وزد، بیشتر از همه پر پرنده‌هایی را بلند می‌کند که خورده شده‌اند. شکار شده‌ها یا آنهایی که از تشنگی تلف شده‌اند و هنوز بدنشان کرم نگذاشته، خورده می‌شوند و ازشان می‌ماند مشتی پر. پری از تصویر خوردن گوشت پرنده و چرنده هم دلش به هم می‌خورد، چه برسد به...  رمان «پيراهني بر آب» نوشته ليلا باقري را نشر هیلا در ۲۷۹ صفحه با قیمت ۲,۵۰۰ تومان منتشر کرده است. ]]> تازه‌های کتاب Sat, 09 Mar 2019 14:32:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272992/موجودات-خيالي-يك-فانتزي-ايراني «هفت گفتار پیرامون انقلاب اسلامی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272375/هفت-گفتار-پیرامون-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، همزمان با آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی و با هدف نشر تئوریک اندیشه‌های انقلابی و تبیین نگاهی نو به نشاط انقلابی و در جهت نیل به اهداف متعالی حکمرانی خوب و توجه ویژه به مردم‌سالاری دینی، کتاب «هفت گفتار پیرامون انقلاب اسلامی» تالیف مشترک مجتبی و مرتضی اشرافی از سوی اندیشکده مطالعات راهبرادی کریمه و با همکاری انتشارات کتاب‌نما منتشر شد.   در این کتاب نویسندگان بیان می‌کنند که رابطه میان ملت و حاکمیت چه زمانی در حالت مطلوب خود قرار دارد و چگونه می‌توان این رابطه مطلوب را حفظ و از تداوم و ثبات به تعالی و پیشرفت رسید.    در این کتاب، در قالب هفت گفتار به بررسی رابطه متقابل ملت و حاکمیت در ایران می‌پردازد: در گفتار اول انقلاب و مفهوم‌شناسی مؤلفه‌های انتقال قدرت مورد بررسی قرار گرفته است.  گفتارهای دوم و سوم به بیان ریشه‌های تاریخ سیاسی و اجتماعی شکل‌گیری انقلاب اسلامی اختصاص یافته و گفتار چهارم به نظریه‌های مختلف در باب انقلاب اسلامی پرداخته است. گفتار پنجم به عنوان محوری‌ترین گفتار کتاب، نظریه مجتبی اشرافی و مرتضی اشرافی و مدل ششگانه تحول انقلاب اسلامی (مدل نشاط انقلابی) را مورد بررسی قرار داده است. گفتار ششم به گفتمان انقلاب اسلامی با تأکید بر تحول گفتمان توسعه در جمهوری اسلامی و گفتار هفتم به بررسی دست‌آوردهای انقلاب اسلامی بر مبنای نظریه سیستم‌ها و آینده پژوهی انقلاب اسلامی اختصاص یافته است. ]]> استان‌ها Sat, 09 Mar 2019 07:15:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272375/هفت-گفتار-پیرامون-انقلاب-اسلامی «گوینده اخبار سکوت کرده است!» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272884/گوینده-اخبار-سکوت-کرده-منتشر به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «گوینده اخبار سکوت کرده است!» دربرگيرنده 14 داستان كوتاه از مژگان بابا مرندي است كه به تازگي در نشر روزنه منتشر شده است. مجموعه داستان «آفتاب از من و مهتاب گذشت» در انتشارات موسسه انتشارات امیرکبیر  و «خانم شاعر و آقای بتهوون» در انتشارات پیدایش پيش از اين از بابامرندي منتشر شده است. بخشي از كتاب: از همین جا که خوابیده‌ام فقط کافی است سرم را کمی بلند کنم. پیله‌‌هایم را می‌بینم. پیله‌هایشان مثل کرم ابریشم نیست. انگار از جنس توری پنجره، اما لطیف‌تر دورش پیچیده باشند. تا چند روز پیش فقط پیله بودند. اما الآن جای بال‌هایشان هم مشخص است. انگار خوابیده‌اند. منتظرند بزرگ شوند و پیله را پاره کنند و بیندازند دور. یادش به خیر وقتی کرم بودند چقدر می‌خوردند و چقدر وَرجه وُرجه می‌کردند. همان طور که دراز کشیده‌ام فکر می‌کنم توی یک پیله‌ای به همین نازکی هستم. خب کی باید بیرون بیایم؟  «گوینده اخبار سکوت کرده است!» نوشته مژگان بابا مرندي در نشر روزنه با قيمت 7500 تومان منتشر شده است.   ]]> تازه‌های کتاب Wed, 06 Mar 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272884/گوینده-اخبار-سکوت-کرده-منتشر ترجمه‌ام از تاریخ ده جلدی «رنه گروسه» روی میز ناشر خاک می‌خورد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272757/ترجمه-ام-تاریخ-ده-جلدی-رنه-گروسه-روی-میز-ناشر-خاک-می-خورد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: مردی خوش‌لباس با موهای سفید و سبیل‌ آنکادر شده. نیم‌پالتویش را به چوب‌رخت آویخت و در همان اولین کلام نشان داد که انسانی گرم و اجتماعی است و می‌تواند با کسی که برای اولین بار ملاقاتش می‌کند ساعت‌ها سخن بگوید. سخن ما اما برای ساعت‌ها به درازا نکشید. بنا بود ترجمه تازه‌اش، «زیبایی‌شناسی و فلسفه هنر» در سرای اهل قلم رونمایی شود و پیش از آن، فرصتی پیش آمده بود تا به ایبنا بیاید و سابقه حضورش در عرصه ترجمه را شرح دهد. مترجمی که با او گفت‌وگو کردیم محمود بهفروزی نام دارد. سی و شش سال است که ترجمه می‌کند و در این مدت ده‌ها کتاب از او منتشر شده است. این شرح فراز و نشیب‌های کار او در عرصه ترجمه است:  شما یکی از مترجمان بسیار پرکار در زمینه‌های مختلف حوزه علوم انسانی از جمله تاریخ محسوب می‌شوید. از چه زمانی وارد عرصه ترجمه شدید و چگونه شد که به این مسیر گام گذاشتید؟ من از سال 61 کار ترجمه را شروع کردم. در آن زمان به تازگی از فرانسه به ایران برگشته بودم و آرمان‌هایی در سرم داشتم. به همین خاطر به سراغ ترجمه آثار کودکان رفتم. در فرانسه مجموعه‌ای را تهیه کرده بودم که آثار نویسندگان بزرگ را به صورت مختصر برای استفاده کودکان و نوجوانان فراهم کرده بود. آن کتاب را برای ترجمه انتخاب کردم و در مقدمه نخستين جلد کتاب هم نوشتم بهتر است به جای قصه‌های لولو آمد و گنجشک پرید، برای بچه‌های هشت نه ساله به بالا ویکتور هوگو بخوانیم و کودک را با شخصیت‌هایی مانند دیدرو آشنا کنیم. از این مجموعه دو کتاب را منتشر کردم.   یعنی ناشر کتاب خودتان بودید؟ بله. ناشر خودم بودم و در آن موقع هم هیچ آگاهی نسبت به صنعت نشر نداشتم. کتاب را به یک مقاطعه‌کار دادم و گفتم این نوشته‌ها را به صورت کتاب در بیاور. هم در حروفچینی مشکل داشت و هم در باقی جنبه‌ها مسئله فراوانی داشت. در پخش کتاب هم مشکل داشتیم. همان مقاطعه‌کار گفت برای پخش کتاب باید آن را به روزنامه‌فروشی‌ها بدهیم. این را هم گفت که زیر پنج هزار جلد نمی‌شود کتاب را منتشر کرد. ما کتاب را در همان تیراژ منتشر کردیم و به چند نفر از اقوام و آشنایان دادیم. آن‌ها هم گفتند که این کتاب را با این نوع حروفچینی کودکان و نوجوانان اصلاً نمی‌توانند بخوانند. این شد که به این نتیجه رسیدم باید از دست این کتاب‌ها خلاص شوم. یک روز کتاب‌ها را توی باغچه ریختم و با بچه‌هایم آتش‌شان زدیم.   جالب است که بعد از این شروع تلخ ناامید نشده‌اید و مسیر ترجمه را ادامه داده‌اید. بله. در همان زمان‌ها یکی از دوستان که قصد داشت یک دفتر انتشاراتی راه بیندازد به سراغ من آمد و چهار کتاب را برای ترجمه به من سفارش داد.   اسم آن کتاب‌ها را به خاطر دارید؟ اسم سه‌تاشان الان در ذهنم است. قلب لشکر ششم، مانور پائیزه و آخرین زندانی. همه این کتاب‌ها مربوط به جنگ جهانی دوم بود. آن زمان گویا ترجمه کتاب‌های مربوط به جنگ جهانی دوم خیلی باب بود. این بود که به من پیشنهاد شد و نخستين تجربه من در عرصه ترجمه، همین کتاب‌ها بودند. بعد از آن به سراغ کتاب‌های دیگری رفتم. کتاب‌هایی مثل فرودگاه نوشته آرتور هیلی و چند کتاب دیگر. انتشار این کتاب‌ها باعث آشنایی من با انتشارات اساطیر و آقای عبدالکریم جربزه‌دار شد و همین آشنایی باب ترجمه آثاری دیگر را گشود.   در بین آثاری که در آن دوره ترجمه کردید کدام اثر را شاخص می‌دانید؟ مجموعه‌ای بود به نام «با بزرگان ادبیات جهان آشنا شوید» که بالغ بر هشتاد جلد می‌شد. این مجموعه عالی بود و هنوز هم حسرت این موضوع که چرا این مجموعه به طور کامل به فارسی ترجمه نشد با من باقی مانده است. من دو جلد آن را ترجمه کردم. یکی‌شان مربوط به ویکتور هوگو بود و یکی مربوط به مولیر. آن کتاب مربوط به ویکتور هوگو را من خیلی دوست داشتم و به نظرم اثر بسیار شاخصی بود.   این دو کتاب منتشر شدند؟ ویکتور هوگو را ناشری به اسم نشر اهورا منتشر کرد. مولیر را هم مجانی به انتشارات قطره دادم تا همراه مجموعه آثاری که از مولیر می‌خواستند منتشر کنند عرضه شود. من توصیه‌ام به نشر قطره این بود که گزیده‌ای از نمایشنامه‌های مولیر را منتشر کند و آثار منظومش را هم ترجمه نکند. چون اصلاً قابل انتقال به فارسی نیستند. کتاب مولیر هم کتاب زیبایی بود. در این کتاب به عنوان نمونه درباره مولیر گفته شده از این آدم که به دربارهای مختلف رفت و آمد داشت و نمایش‌نامه‌های بسیاری نوشت حتی یک امضا هم باقی نمانده است. همین موضوع هم درباره هویت مولیر افسانه‌های زیادی پدید آورده است. مثلاً می‌گویند او یک دهاتی بود که با الاغی که باری از کتاب داشت به پاریس آمد و از این اداره به آن اداره رفت تا گم شد. من از مولیر ترجمه دیگری هم دارم. اثری دارم به نام شش داستان که از بالزاک و موپاسان و رابله و مولیر در آن کتاب آثاری ترجمه شده است.   بعد از این دوره شما به سراغ ترجمه آثار تاریخی آمدید. در این میان یکی از کتاب‌هایی که انتظار می‌رفت با ترجمه شما منتشر شود و منتشر نشده کتاب تاریخ رنه گروسه است. سرنوشت این کتاب به کجا کشید؟ کتاب تاریخ رنه گروسه ده جلد است و هفت هزار صفحه حجم دارد. این کتاب روی میز آقای جربزه‌دار در نشر اساطیر است و به دلیل کسادی بازار و نبود کاغذ هنوز ایشان آمادگی نشر این کتاب را به دست نیاورده‌اند. کتاب‌های ده پانزده جلدی زیادی وجود دارد ولی تفاوت این کتاب آن است که همه آن را من به تنهایی ترجمه کرده‌ام.   غیر از این کتاب شما باز هم آثار پر حجمی را ترجمه کرده‌اید. بله. به عنوان نمونه دایره‌المعارف تاریخ جهان فرهنگستان بورداس که نشر قطره منتشر کرد و اگر حالا بخواهد تجدید چاپ شود فکر نمی‌کنم کمتر از هفتصد یا هشتصد هزار تومان قیمت آن باشد. برای همین هم تجدید انتشار نمی‌شود.   ظاهراً کتاب‌های زیادی دارید که انتشارشان با مشکل مواجه شده است. آخرینش همین کتاب آخرم بود که این هم انتشارش خیلی مسائل و مشکلات داشت. ولی به جز اینها که گفتم باقی آثارم تقریباً همگی منتشر شده‌اند. این آثار شامل تعدادی رمان و کتاب روانشناسی هستند و تعدادی از آثار هم در حوزه تاریخ می‌گنجند. به عنوان نمونه یک کتاب دو جلدی درباره تاریخ مغول از من منتشر شده که یک جلدش به چنگیزیان و یکی دیگر به تیموریان می‌پردازد و رنه گروسه و لوسین بوا زیر نظر کاوینیاک آن‌ها را تالیف کرده‌اند. تاریخ پارت‌ها، ایران از آغاز تا اسلام و از آغاز تا اکنون هم از دیگر آثار تاریخی‌ای است که ترجمه کرده‌ام. تعدادی از آثار یونگ را هم ترجمه کرده‌ام.   گفتید که اثر جدیدتان یعنی زیبایی‌شناسی و فلسفه هنر هم با سختی زیادی منتشر شده. کمی بیشتر در این زمینه توضیح می‌دهید؟ ترجمه این کتاب کار بسیار مشکلی بود. در این کتاب از افلاطون تا لاکان، ایده‌های مرتبط با موضوع زیبایی‌شناسی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.   هر کدام از این فیلسوفان و اندیشمندان اصطلاحات تخصصی خاص خودشان را دارند و این مشکل بودن ترجمه کتاب را قابل درک می‌کند. بله. کار مشکلی بود ولی باید انجام می‌شد. به این دلیل که جای چنین کتابی خالی بود. همین شد که ما ترجمه کردیم و کتاب را برای انتشار در اختیار فرهنگستان هنر قرار دادیم. آن‌ها هم کتاب را دادند به ویراستار و ایشان هم هر چه که دلش خواست به سر کتاب آورد. به عنوان نمونه مثل افلاطون را به مثال‌ها تبدیل کرده بودند. یا به جای میراث گذاشته بودند ریگ‌مرد. گفتم که ریگ‌مرد لغت خیلی خوبی است ولی در خاکروبه اثر من این جواهر شما توی ذوق می‌زند. بگذارید همان میراث باقی بماند. از این مسائل با ویراستار کتاب زیاد داشتیم. بعد از آن هم کتاب را از این ناشر گرفتیم و به انتشارات دیگری دادیم و آن ناشر هم چندین سال انتشار کتاب را متوقف کرد تا در نهایت با ناشر فعلی کتاب را منتشر کردیم.   کتاب‌هایی که ترجمه می‌کنید انتخاب خودتان است یا به سفارش ناشر است؟ این کتاب آخر انتخاب خودم بوده است. کتاب را در نمایشگاه دیدم و خوشم آمد. چون در این زمینه منبعی به فارسی نداشتیم. این را به عنوان یک کتاب مرجع من کار کردم. محور نوشتن کتاب آقایی به نام پاسکال شابو بوده که خودش فیلسوف است. او دوازده نفر از اساتید را دور هم جمع کرده و تک‌تک سطور این کتاب حاصل تلاش مشترک این دوازده نفر است. یعنی این‌گونه نیست که یک فصل را یکی نوشته باشد و فصل دیگر را یک نفر دیگر. همه فصل‌ها با نظر جمعی نوشته شده‌اند و از این نظر هم این کتاب بسیار قابل توجه است. غیر از این اکثر کتاب‌هایی که ترجمه کرده‌ام به سفارش ناشر بوده.   یکی از آثار مهمی که ترجمه کرده‌اید سفرنامه دلاواله است. این کتاب را پیشتر شجاع‌الدین شفا ترجمه کرده بود. چرا دوباره به سراغ ترجمه آن رفتید؟ آنچه آقای شفا ترجمه کرده بود فقط شامل یک‌چهارم سفرنامه دلاواله و مربوط به بخش ایران آن بود. دلاواله نابغه است. من وقتی سفرنامه او را می‌خواندم سعی می‌کردم در ذهنم مسیر او را تجسم کنم. به عنوان نمونه من تخت جمشید را سه بار دیده بودم ولی آنگونه که دلاواله دیده بود من نتوانسته بودم ببینم. دقت غریبی داشته است. اولین کسی بوده که سعی کرده است خط میخی را بخواند و با دقت تمام این خطوط را ثبت کرده است. یا بر مبنای لباس‌های نقش برجسته‌ها تخمین می‌زند که فردی که در نقش برجسته تصویر شده باید شخص مهمی باشد اما نمی‌تواند شاه باشد و دلایل را هم می‌نویسد و نتیجه می‌گیرد این فرد موبد بوده است چون رو به طرف آتشگاه دارد. من تصمیم گرفتم تمام کتاب دلاواله را ترجمه کنم. به این خاطر که هم جذابیت داشت و هم اینکه امکان مقایسه میان ایران و کشورهای اطرافش را فراهم می‌کرد.   در حال حاضر مشغول به ترجمه چه اثری هستید؟ در حال حاضر هم مشغول ترجمه سفرنامه رافائل دومن با مقدمه شفر هستم. مقدمه شفر ترجمه شده و مشغول ترجمه باقی آن هستم. این سفرنامه مربوط به سال 1660 است و به میسیونرهایی که به ایران می‌آمده‌اند تعلق دارد. شاید مقدمه شفر از خود کتاب مهمتر باشد ولی این کتاب هم جذابیت فراوانی دارد. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 06 Mar 2019 04:26:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272757/ترجمه-ام-تاریخ-ده-جلدی-رنه-گروسه-روی-میز-ناشر-خاک-می-خورد "گزارش اندوه" منتشر مى شود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272836/گزارش-اندوه-منتشر-مى-شود به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين رمان روايت زندگى مردى است ميانسال كه تب و تابِ وقايعى كه پس از انتخابات سال ١٣٨٨ روى داد، دامن او را هم گرفته است. در «گزارش اندوه»نويسنده تلاش كرده است از منظر شخصيت اصلى رمان چيستى و ماهيت برخى از حوادث سياسى سه دهه نخست پس از انقلاب را به نمايش بگذارد. حوادثى كه به يك انتخابات و ماجراهاى پر حرف و حديث پس از آن ختم شد. در بخشي از رمان مى خوانيم: ‏ " ‎از تقاطع نواب تا میدان انقلاب گُله گُله نیروهای یگان ویژه ایستاده بودند با ماشین‌هايي که پشت‌شان قفس آهنی داشت. شش ماه گذشته شهر در چنین وضعیتی بود. دستکم خیابان‌هاى اصلی و مرکزی لبریز بود از نیروی انتظامی. هر روز در گوشه‌اى خبری بود؛ تجمع و درگیری و بگیر و ببند. از خودش پرسید پایان این ماجرا کجا است؟ به کجا ختم مى‌شود؟ شش ماهِ گذشته برای همه سخت گذشته بود. خیلی از رفاقت‌ها به هم خورده بود. آدم‌هايى که یک عمر از جان و دل همدیگر را دوست داشتند حالا شده بودند دشمن هم. دشمن هم اگر نبودند، دیگر از آن برادری و صفا و یکدلی خبری نبود. قهر و کینه جایش را گرفته بود ..." گزارش اندوه در ٢٥٠ صفحه و با قيمت ٣٧ هزار تومان توسط انتشارات نيستان روانه بازار خواهد شد. ]]> تازه‌های کتاب Tue, 05 Mar 2019 14:24:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272836/گزارش-اندوه-منتشر-مى-شود اصلاً علاقه‌ای ندارم برای درخت و دیوار بنویسم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272822/اصلا-علاقه-ای-ندارم-درخت-دیوار-بنویسم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مونا رستا: مصطفی انصافی متولد 1366 در تهران است. نخستین اثرش با عنوان «تو به اصفهان بازخواهی گشت» در سال ۱۳۹۵ منتشر شد. طی یکی دو روز گذشته صفحه‌ اینستاگرام انتشارات پونته ۳۳ از انتشار این رمان به زبان ایتالیایی و رونمایی از آن در جشنواره‌ بین‌المللی ادبی ونیز خبر داد. همین بهانه‌ای شد تا با نویسنده به گفت‌وگو بنشینیم. رمان دوم انصافی با عنوان «فرمان ششم یا یک روایت دست‌اول از سوم‌شخص مقتول» به‌زودی به‌همت نشر چشمه منتشر می‌شود. با این حال تا این لحظه «تو به اصفهان بازخواهی گشت» تنها اثر منتشرشده‌ی انصافی است. در نتیجه نمی‌­توان او را با ویژگی­‌هایی تثبیت‌شده معرفی کرد، اما هم رمانش و هم پاسخ­‌هایی که در این گفت‌وگو از او خواهید خواند نشان از آن دارد که خوب می­‌داند بر کدام آستانه ایستاده و مسیرش را به کدام سو ادامه خواهد داد.   یکی از محورهای اصلی رمان، محوری تاریخی است که به موضوع لهستانی‌های مهاجر می‌پردازد. چیستیِ تاریخ در ذهن تو و چراییِ حضور این مقوله در رمانت برای من جای سوال است. چون از یک سو تاریخی که تو به آن پرداختی تاریخ ایرانی‌ها نیست و تاریخ عده‌ای از لهستانی‌ها در جنگ دوم جهانی است. در واقع شاید دقیق‌تر باشد بگوییم بخشی از اشتراک این دو تاریخ است و از سوی دیگر تو نویسنده‌ جوانی هستی و بنا بر مقتضیات سن و شرایط می‌توانستی راحت‌تر به موضوعات دیگری بپردازی. چرا خودت را به چنین چالشی کشیدی؟ خب بله، گزینه‌های دیگری هم داشتم، می‌توانستم یک جوانکی را ول بدهم تو خیابان‌ها و پاساژهای شهر و این بنده‌ خدا صد و پنجاه صفحه راه برود و وراجی کند درباره‌ گذشته و حال خودش و دوست‌دخترش و آخر سر هم جایی همان وسط‌ها نقطه‌ پایان بگذارم و تمام. خیلی راحت است این شکل از رمان نوشتن. اصلاً فرار کردن از قصه گفتن کار خیلی راحتی است. اما من این شکل رمان‌ها را دوست ندارم. سوژه‌ای بود که فکر من را درگیر کرده بود... برای چند سال.... فکر می‌کردم این تاریخ خیلی دراماتیک است و می‌شود از دلش یک قصه‌ خوب کشید بیرون. فکر هم نمی‌کردم این تاریخِ عده‌ای از لهستانی‌ها در جنگ دوم جهانی است. همان‌طور که خودت گفته‌ خودت را اصلاح کردی، این فصل مشترکی از تاریخ دو ملت است. حضور لهستانی‌ها در ایران، گرچه به انتخاب خودشان یا دعوت ایرانی‌ها نبوده، اما تأثیرات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زیادی در ایران داشته است. برای اولین بار در تاریخ معاصر ما، ایرانی‌ها با حضور یک «دیگری» در متن جامعه‌شان مواجه شدند که با خودش فرهنگ و شکل دیگری از سبک زندگی را آورده. در مدارک وزارت خارجه و وزارت دادگستریِ پهلوی اسناد و مکاتباتی وجود که موضوع آن نگرانی از بابت ازدواج برخی از زنان لهستانی با مردان ایرانی است. این صندلی‌هایی که امروز به نام صندلی لهستانی می‌شناسیم، اگرچه ابداعِ نجاری آلمانی-اتریشی به نام میشائیل تونِت بوده است، اما چون احتمالاً برای اولین بار لهستانی‌ها صندلی‌هایی به آن شکل را با چوب‌های خمیده در ایران ساختند، به این نام مشهور شده‌اند. این‌ها نتیجه‌ یک دادوستد فرهنگی و اجتماعی است. خب، من درباره‌ این‌ها مطالعاتی داشتم. از اینجا به بعد تمام تلاشم را کردم که در این بستر تاریخی یک قصه‌ خوب تعریف کنم. ایده‌ «دیگری» چه در رمان و چه حالا در جوابت، حائز اهمیت است و من آن را از دلایل مؤثر بر ترجمه‌ رمانت به زبانی دیگر و برای فرهنگی دیگر می‌دانم. خودت چطور به این قضیه نگاه می­‌کنی؟ این‌که چرا ناشر ایتالیایی رمان من را برای ترجمه به زبانی دیگر و برای فرهنگی دیگر مناسب دیده واقعاً نمی‌دانم. باید از خودشان پرسید. اما در مورد مفهوم «دیگری» بد نیست حرف بزنیم. در میان پدیده‌هایی که سازنده‌ی موقعیت انسان هستند «دیگری» جایگاه ویژه‌ای دارد. او نیز انسان است و از امتیازِ «من» برخوردار است. یعنی او مثل من آگاه و کنشگر است. ما با آمدن به این دنیا در واقع پا به جهانی می‌گذاریم که ساخته‌ دیگران است، سرشار از سنت‌ها، قوانین، رفتارها و تابوها. «من» خودم را به یاری «دیگری» می‌شناسم. در واقع انسان نمی‌تواند در جهانی زندگی کند که «دیگری» حضور ندارد. برای همین از منظر باختین طردِ «دیگری» جهانِ شخص را از شکل می‌اندازد. باختین برای توضیح این وضعیت پرنس مُیشکین، قهرمان رمان ابله، را مثال می‌زند. میشکین برای مدتی طولانی در وضعیتی ایزوله و گسسته از دیگران زندگی کرده و در نتیجه انسانی نامتجانس با دیگران و شکل زندگی آن‌هاست. عشقِ همزمان به دو زن با دو جهان کاملاً متفاوت و رفتار او با رقیب عشقی‌اش نمایانگر بی‌تجربگی او در زندگی است. او همان‌قدر که دوست‌داشتنی است ابله هم هست، در نتیجه باید برگردد به تیمارستان. طردِ «دیگری» نتایج فاجعه‌باری دارد. حالا جامعه‌ ایران معاصر را به مثابه‌ یک موجود زنده ببینید که با آمدن لهستانی‌ها با یک «دیگری» مواجه شده. حضور این «دیگری» در جامعه حتماً تمرینی برای مداراست، تمرینی برای فهم «دیگری» و فرصتی برای رشد. در رمانت به برهه‌هایی بحث‌برانگیز و بلاخیز از تاریخ پرداخته‌ای. جنگ دوم جهانی، ایرانِ پس از شاه قاجاریِ تبعیدی، ترور نافرجام محمدرضا شاه و موازی با تمام این‌ها جریاناتِ پس از دهمین دوره‌ انتخابات ریاست جمهوری در ایران که مورد اشاره‌ مستقیم قرار نمی‌گیرد، ولی حال‌وهوای آن با استفاده از جریانات تاریخی موازی‌اش انتقال می‌یابد. چه نگاهی به تاریخ داشتی که برآیند آن، انتخاب این برهه‌ها و این چیدمان برای رمانت بود؟ وقتی شما جهان داستان را درست طراحی کنید، خیلی چیزها خودبه‌خود شکل می‌گیرد. من حتماً در جهان داستانی‌ای که خلق کرده‌ام نوعی نگاه داشته‌ام، اما نوع نگاه من به تاریخ به‌تنهایی، بر انتخاب آن برهه‌ها و آن چیدمان حاکم نیست. اصلاً خیلی وقت‌ها انتخاب دیگر معنی ندارد و آن چیدمان خودش خودش را به تو تحمیل می‌کند. چون باید به منطقِ تقویمِ داستانت احترام بگذاری. خب وقتی به تصمیم دولت بریتانیا اولین گروه لهستانی‌ها در اسفند 1320 وارد ایران شده‌اند، در حالی که تنها شش ماه از انتقال قدرت در ایران گذشته، من چاره‌ای ندارم جز این‌که بپردازم به بلبشویی که در نبودِ دولت مقتدر مرکزی، در حضور متفقین، بر کشور حاکم است. چون من داستانم را دارم در بستر این رخدادهای تاریخی و سیاسی روایت می‌کنم. یا وقتی دارم به سرگذشت یکی از زنان لهستانی در جامعه‌ ایران می‌پردازم نمی‌توانم از روایت بزنگاه‌های سیاسی که بر زندگی شخصیت‌های داستانم سایه انداخته و زندگی آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده فرار کنم. نمی‌توانم از فضای خفقان‌آور پس از ترور شاه یا اختناق روزهای پس از کودتا ننویسم. تاریخ مثل یک رود خروشان است، پیوستاری از امواجِ رخدادها. اما من که تاریخ‌نگار نیستم. در نتیجه وقتی در یک بستر تاریخی داستان می‌نویسم نگاهم به آن موج‌هایی است که برتخته‌سنگِ افتاده آن‌سوتر ضربه می‌زنند و ذره‌ذره در آن ترک می‌اندازند تا آن را بشکنند. این نگاه هنوز پابرجاست یا دستخوش تغییر شده؟ در واقع می‌خواهم بپرسم در رمان تازه‌ات که به‌زودی منتشر می‌شود باید منتظر گام بعدی همین رویکرد باشیم یا راه تازه‌ای را آغاز کرده‌ای؟ رمان دومم هم گزیر و امکان گریز از تاریخ نداشته. اما در شکل روایت تفاوت‌های اساسی با «تو به اصفهان بازخواهی گشت» دارد. دیگر از آن قصه‌گویی سرراست و کلاسیک خبری نیست. علتش هم ذات پیچیده و محدودکننده‌ جهان داستان بود که امکان تعریف کردن یک قصه‌ی سرراست را از من گرفته بود. اتفاقاً می­خواستم در ادامه به همین جنبه از رمانت بپردازم. در «تو به اصفهان بازخواهی گشت» با مؤلفه‌ی تکنیکی و ساختاری برجسته و منحصربه‌فردی روبه‌رو نیستیم، ولی اتفاقاً من این رمان را، از حیث تکنیک و ساختار، موفق ارزیابی می‌کنم، چون این مقولات در خدمت کلیت رمان عمل کرده‌اند. رویکرد تو به مقولات فنی داستان از اساس، همین است یا در این مورد بنا بر مقتضیات بافتار، چنین عملکردی داشتی؟ این‌طور نیست که من یک قالب داشته باشم و هر چیزی را بریزم توی آن. ای. ال. دکتروف در یکی از گفت‌وگوهایش در پاسخ به پرسشی گفته بود: «من می‌خواهم هر کتابی خودش خودش را اختراع کند.» به نظر من هر داستانی، درباره‌ ساختاری که باید ذیل آن شکل بگیرد، کدهایی به نویسنده‌اش می‌دهد، خیلی وقت‌ها نویسنده این کدها را به درستی نمی‌خواند، که اگر آن کدها به‌درستی درک و دریافت شوند اثری درخورِتوجه خلق می‌شود. هر داستان برای نوشته شدن روندِ خاصِ خودش را دارد. تنها پارامتر ثابت برای من، در طول این ده دوازده سالی که می‌نویسم، این بوده که تلاش کنم روح داستان را از داستان نگیرم. داستان‌نویس در داستانش هر چیزی که دلش می‌خواهد می‌تواند باشد، فیلسوف یا تاریخ‌نگار، روانشناس یا جامعه‌شناس، اما پیش و بیش از هر چیز باید داستان‌نویس باشد، قصه‌گو باشد، مثل شهرزاد تا آن لحظه که بلد نبود قصه بگوید لحظه‌ مرگش باشد. آن‌چه پس از انتشار نخستین اثرت شاهد بودی چه‌­قدر شبیه بود به تصور یا حتی ایدئالی که از پیش داشتی؟ و مهم­تر از این، می­‌خواهم بپرسم چه تأثیری داشت بر ادامه‌ کارت؟ در زمانه‌ی برعکسی زندگی می‌کنیم. در محافل ادبی خواننده نداشتن فخر است و فروختن ننگ. من اما اصلاً علاقه‌ای ندارم برای درخت و دیوار بنویسم. برای من خواننده داشتن مهم است. حالا چند ماهی هست که چاپ چهارم «تو به اصفهان بازخواهی گشت» در بازار است. دلخوش بودن به چاپ چهارم با شمارگان هزار جلد و پانصد جلد البته احمقانه است. اما همین هم فراتر از انتظارم بود و به لطف تک‌تک کسانی به دست آمده که در این آشفته‌بازارِ کتاب به من اعتماد کردند، پول و وقت گذاشتند و کتاب را خریدند و خواندند. تا اینجای کار تقریباً تمام بازتاب‌ها و واکنش‌ها، حداقل آن‌ها که من در سایت‌ها و مطبوعات وشبکه‌های اجتماعی دیده‌ام، مثبت بوده. شاید از خوش‌شانسی من است که آن‌ها که بدشان آمده ننوشته‌اند. مثل هر آدم سالمی از تعریف و تحسین لذت می‌برم، اما اجازه نمی‌دهم این نظرات تأثیری در کارم داشته باشد، من فقط باید صادقانه تلاش کنم درجا نزنم، مثل مرداب راکد نمانم و پیش بروم. جلد ترجمه ایتالیایی «تو به اصفهان باز خواهی گشت» یکی دو روز پیش ناشر ایتالیایی رمانت از انتشار «تو به اصفهان بازخواهی گشت» به زبان ایتالیایی خبر داد. ترجمه‌ رمان اول یک نویسنده‌ی ایرانی به یک زبان خارجی اتفاق نادری در جامعه‌ی ادبی امروز ماست. فکر می‌کنی این اتفاق چه پیامدهای مثبتی دارد؟ خب همان‌طور که خودت، عمدی یا سهوی، اشاره کردی این یک اتفاق بود. منظورم این است که کسی برای ترجمه‌ این رمان به زبان ایتالیایی و انتشارش برنامه‌ای نریخته بود. البته می‌دانم نشر چشمه با تعدادی از آژانس‌های ادبی در ارتباط است و پیشنهادهایی برای ترجمه و انتشار آثار داستانی فارسی به آن‌ها می‌دهد، اما نمی‌دانم این فعالیت چقدر گسترده است و چقدر نتیجه‌بخش بوده یا خواهد بود. در هر صورت تا جایی که من اطلاع دارم برای ترجمه‌ «تو به اصفهان بازخواهی گشت» کسی برنامه‌ای نریخته بود و این حاصل یک اتفاق بود. من در خواب هم نمی‌دیدم چنین اتفاقی برای رمان اولم بیفتد، اما افتاد. از این اتفاق بسیار خوشحالم.  اما خوشحال‌تر می‌شوم اگر ترجمه‌ آثار داستانی فارسی به زبان‌های دیگر شکل منسجم‌تری به خودش بگیرد و آثار دیگری از دیگر نویسنده‌های ایرانی هم به زبان‌های دیگر ترجمه شود تا مخاطبان ادبیات داستانی در دیگر کشورها با افق بازتری از ادبیات فارسی روبه‌رو شوند. گرچه بازار کتاب ایران مثل بسیاری از دیگر کشورهای جهان در قُرُقِ آثار بی‌ارزش و پرت‌وپلاست، اما در همین آشفته‌بازار هر سال تعداد اندکی رمان و مجموعه‌داستان خیلی خوب منتشر می‌شود، گاهی بهتر از همین خارجی‌هایی که در اغلب موارد بهترین آثار بهترین نویسندگان خارجی هستند به انتخاب مترجم‌ها. معتقدم اگر بازار کتاب در کشورهای دیگر توسط آژانس‌های ادبی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و هر سال تعدادی از آثار داستانی فارسی به‌همت مترجمان و ناشران خارجی خوب و کاربلد ترجمه و منتشر شوند اتفاقات خوبی می‌افتد. الکی خوش‌خیال نیستم و معتقد نیستم با چنین چیزی ادبیات ما جهانی می‌شود. راستش به نظرم اهمیتی هم ندارد که جهانی بشود یا نشود. معتقدم با چنین اتفاقاتی، اگر منسجم و از پیش‌ فکرشده باشد، دادوستد فرهنگی خیلی خوبی شکل می‌گیرد که فرصتی مغتنم است برای نویسنده‌ی ایرانی تا از این انزوا و مهجوریت بیرون بیاید. ]]> تازه‌های کتاب Tue, 05 Mar 2019 10:38:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272822/اصلا-علاقه-ای-ندارم-درخت-دیوار-بنویسم مهرجویی رمان می‌نویسد تا کسی جای او حرف نزند/ علاقه مهرجویی به هایدگر است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272794/مهرجویی-رمان-می-نویسد-کسی-جای-او-حرف-نزند-علاقه-هایدگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ داریوش مهرجویی از آن دست هنرمندانی است که زندگی‌اش با ادبیات گره خورده است و هر چقدر هم که تلاش کند، نمی‌تواند خودش را از کمند لذتبخش ادبیات رها سازد. فرقی نمی‌کند که او به سراغ چه کاری می‌رود؛ هرجا که برود رگه‌هایی از ادبیات در آثارش وجود دارد. او را بدون تردید باید یکی از سلاطین سینمای اقتباسی ایران دانست. مرادی‌کرمانی، هدایت، ساعدی، گلشیری، داستایوفسکی، سالینجر، هاینریش بل، هنریک ایبسن و در کل نویسنده ایرانی و خارجی برای او فرقی ندارد و هر داستانی که ذهنش را مشغول کند، می‌سازد. سخت است عاشق ادبیات باشی و ننویسی و از این رو مهرجویی را می‌توان یکی از سینماگران دست به قلم ایرانی دانست. او به تازگی رمانی به نام «برزخ ژوری»‌ را از سوی انتشارات به‌نگار راهی بازار نشر کرده که قرار است این اثر روز جمعه (17 اسفندماه) رونمایی شود. از این رو گفت‌وگویی را با شهرام اقبال‌زاده، دبیر انتشار کتاب‌های داریوش مهرجویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.    از اثر تازه داریوش مهرجویی برای ما بگویید. آیا او در اثر جدیدش نیز به سراغ‌ سوژه‌ای اجتماعی رفته است؟ حتما می‌دانید که داریوش مهرجویی در برخی از فیلم‌هایی که ساخته است، نیز دغدغه‌های اجتماعی خودش را دنبال کرده است و باید بگویم که او در این کتاب نیز به سراغ دغدغه‌های اجتماعی رفته است. او در این اثر دغدغه مرگ دارد. از طرفی یکی از فیلسوفانی که به این مقوله به صورت محوری پرداخته، هایدگر است که می‌گوید: زندگی انسان گشوده به روی مرگ است. درواقع هایدگر دغدغه‌اش این است که ما مرگ را دریابیم تا زندگی را بفهمیم. مهرجویی نیز علاقه‌ خاصی به هایدگر دارد و با توجه به اینکه در سال‌های اخیر دوستانش دچار سرطان شده‌اند و عزیزانش زیر تیغ جراحی به ناحق از بین رفته‌اند او به سراغ سوژه سرطان رفته است.   هنرمندانی که به سراغ داستان‌نویسی می‌روند، معمولا زیست خودشان را می‌نویسند و مهرجویی نیز قبلا از شخصیت کارگردان در آثارش استفاده کرده است. گویا در این اثر نیز مخاطب با چنین شخصیتی روبه‌رو است. این موضوع درست است؟ بله. در این رمان نیز مخاطب مثل رمان «آن رسید لعنتی» با یک کارگردان طرف می‌شود. این کارگردان یک چهره ملی-بین‌المللی است که درست در آستانه سفر برای یک جشنواره بین‌المللی متوجه می‌شود که دچار یک تومور مغزی شده است. در این شرایط  شوکی به او وارد می‌شود تا به دنبال این سوال برود که من در کجای این هستی ایستاده‌ام. در این کتاب مسائل یک هیئت ژوری روایت شده است. در این داستان یک کارگردان گرجی نیز حضور دارد که با کارگردان ایرانی داستان درگیر می‌شود و آنجا نشان داده می‌شود که چقدر نظرات شخصی در داوری‌ها وجود دارد، به طوری که می‌بینیم هر کجا این کارگردان ایرانی نظری می‌دهد، کارگردان گرجی نظری عکس دارد. شگفت‌انگیز است که داور گرجی بر آن است که انتقام کشتار آغا محمدخان قاجار را از کارگردان ایرانی بگیرد!!   آیا این اثر را مهرجویی تحت تاثیر نویسنده یا کتابی نوشته است؟ خیر. چنین تاثیری وجود ندارد؛ اما در اشاره به موضوع مرگ، بیشتر متاثر از نگاه هایدگر به مرگ است. درعین حال، می‌توان به کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی اشاره کرد و به رابطه‌های بینامتنی که شاعران و نویسندگان به مرگ داشته‌اند. به هر حال برای درک بهتر دغدغه‌های مهرجویی من شما را به کتاب «کارنامه چهل سال» مانی حقیقی ارجاع می‌دهم. در آنجا مهرجویی به مانی حقیقی می‌گوید که در حال حاضر دغدغه اصلی من زیبایی‌شناسی محض نیست و اینکه دوربین کجا کاشته شود و چطور رفتار کنیم که به ساخت زیبایی‌شناسانه فیلم برسیم و می‌خواهم دغدغه‌های فکری خودم را بیان کنم. اگر به آثار اقتباسی وی نیز نگاه کنید متوجه می‌شوید که ، خودش اثر نویسندگان خارجی یا ایرانی را فیلمنامه کرده است.   چه اتفاقی رخ می‌دهد که یکی مثل مهرجویی از سینمای پرمخاطب به سراغ ادبیات کم‌مخاطب می‌رود؟ مهرجویی در حال حاضر به یک نوع خودبیانگری رسیده است و می‌خواهد به شکل مستقیم دغدغه‌های خودش را بیان کند؛ به هر حال فیلم یک فعالیت جمعی است. درست است که وی به‌عنوان کارگردان عوامل را می‌چیند، انتخاب و هدایت می‌کند؛ ‌اما در داستان شرایط فرق دارد و او می‌تواند خودش با مخاطب مستقیم صحبت کند. مهرجویی در رمان دغدغه‌های نهفته‌اش را بیان می‌کند.   این یک نوع واکنش است؟ مهرجویی همیشه نسبت به اتفاقات اجتماعی پیرامونش واکنش نشان‌ داده است و اگر کسی او را دنبال کند، متوجه آن خواهد شد. این کتاب نگاه فلسفی و هستی‌شناسانه به زندگی دارد؛ اما خواه ناخواه به بازخوانی زندگی شخصیت اصلی داستان می‌پردازد. نحوه برخورد هیئت داوران، نوع نگاه آنها و بسیاری از مسائل، از جمله برخی تنگناهای موجود فرهنگی و سانسور در این اثر ،به اشاره بیان شده است.   شما به این موضوع اشاره داشتید که مهرجویی تحت‌تاثیر اتفاقات پیرامونش به سراغ این اثر رفته است. آیا این رمان داستان واقعی یکی از نزدیکان یا دوستان مهرجویی است؟ خیر. این شخصیت بر اساس انگیزه‌هایی که در ذهن او شکل گرفته ساخته شده است. شخصیت اصلی «برزخ ژوری» نه عباس کیارستمی است، نه من و نه هیچ‌کس دیگر؛ اتفاقا به خود مهرجویی شبیه‌تر است تا بقیه. من نمی‌خواستم این موضوع را مطرح کنم؛ اما سوال‌های شما من را مجبور کرد که به این موضوع اشاره کنم که وقتی من دچار سرطان شدم، هنوز کیارستمی دچار سرطان نشده بود. بعد از من بهرام فیاضی،‌ مدیر نشر قطره نیز دچار سرطان شد و اتفاق تلخ فوت خواهرش و فوت کیارستمی رخ داد. بعد از این اتفاقات انگیزه‌هایی در وی ایجاد شد که این داستان را بنویسد. در این رمان بیان شده که این کارگردان چگونه مبتلا به سرطان شده است و چه مشکلی سد راه خودش داشته است و به نوعی این موارد تا حدی تجربه زیسته خود مهرجویی است. در واقع رمان‌های مهرجویی نوعی خودبیانگری روایی هستند.   راوی در این اثر تنها آن فرد کارگردان است؟ بله در این رمان مخاطب با من‌راوی روبه‌رو است؛ یعنی روایت اول شخص.   چقدر مسائل فلسفی در این رمان مطرح است؟ انسان موجودیتش بین دو نقطه است؛ زادن و مردن. یک سر این طیف، زندگی و عشق است و از آن طرف رنج و اندوه و بیماری و مرگ است. زندگی آمیزه و سنتز این کشمکش است. انسان در این کشمکش باید به هستی خود معنی ببخشد. داریوش مهرجویی در دهه‌های اخیر به یک شوریدگی بین عرفان و فلسفه رسیده است و به گفته خودش در پی امر والا یا متعالی است،که الزاما دینی نیست و می تواند وجه مشترک گفتمان دینی و نگاه عرفی باشد. مهرجویی پیش از انقلاب تا حدی  متاثر از احمد فردید و داریوش شایگان و به میزان کمتری آل احمد بوده است؛ اما به دلیل آنکه در غرب درس فلسفه و سینما خوانده بود، نمی‌توانست آن کینه‌ورزی شرق در مقابل غرب فردید را بپذیرد. او یک تفاوت با شایگان دارد. شایگان «آسیا در برابر غرب»‌ شایگان شاگرد بلافصل فردید است و شرق را پر از معنویت می‌بیند و غرب را پر از کفر، خودخواهی و منیت می‌بیند؛ آنچه فردید «‌انانیت‌» و «‌طاغوت» می‌خواند. در ادامه شایگان، درعین حفظ دلبستگی به شعر و ادبیات و فرهنگ ایرانی، برخلاف مهرجویی یک نوع شیفتگی به غرب (مخصوصا آمریکا) پیدا می‌کند و می‌گوید آینده ما اکنون آمریکاست. مهرجویی هیچ نوع شیفتگی به غرب ندارد. البته هر دو نفر دغدغه دموکراسی و جامعه مدنی را دارند؛ اما مهرجویی منتقد شدید جامعه پر از تبعیض نژادی و جنسیتی و طبقاتی آمریکاست و شایگان جایگاهی برای آمریکا قائل است. مهرجویی در کتاب «سفر به سرزمین فرشتگان» نیز به شدت جامعه امریکا را نقد می‌کند و نشان می‌دهد که چه بلایی سر یک زوج ایرانی می‌آورد.   اگر دوستی و رفاقت را کنار بگذاریم. نظر شما درباره منتقدان رمان‌های مهرجویی چیست؟ عده‌ای انتقاد می‌کنند که اقبال‌زاده چرا آنقدر از مهرجویی دفاع می‌کند و من در جواب می‌گویم که مهرجویی، مهرجویی است و قرار نیست شکل کسی شود و شکل او بنویسد. دغدغه مهرجویی این است که چرا ما انقدر دچار ذلت شده‌ایم و زندگی را ابزورد و به قول مهرجویی جفنگ کرده‌ایم. زندگی ما فاقد معناست. ما در بزرخ هستیم و «برزخ ژوری»‌ یعنی همین. این برزخ فقط بین این دنیا و آن دنیا نیست. برزخ بین شرق و غرب، بین سنت و مدرنیته،بین مرگ و زندگی است. به عبارتی همه چیز در دنیای ما برزخی است و این رمان قصد دارد که چنین چیزی را بیان کند. در صحنه آخر این رمان، کارگردان نمی‌داند مرده یا زنده است. به نظر مهرجویی زندگی ما این روزها به مرگ نزدیک‌تر است تا عشق و بودن.   سینمای مهرجویی با ادبیات او چه تفاوتی دارد؟ مهرجویی جوان و میانسال، دغدغه‌های به شدت اجتماعی با آمیزه‌ای از فلسفه دارد؛ در آن دوران او تحت تاثیر فرانسه و سارتر و فیلم‌های گدار و امثالهم بوده است؛ اما با همه این تفاسیر، مهرجویی به شدت ایران دوست داشته است. مهرجویی دغدغه‌هایی را که در فیلم‌هایش سانسور می‌شود،‌ در رمان‌هایش می‌آورد. از طرفی می‌خواهد بگوید که این حرف‌ها را من می‌زنم انتظامی و نصیریان و شخصیت‌های زن فیلم‌‌ها مانند لیلا حاتمی و نیکی کریمی یا حتی هامون، خسرو شکیبایی، که شاید نزدیک‌ترین شخصیت از جنبه شوریدگی و سرگشتگی و جستجو‌گری مهرجویی باشد. می‌خواهد بگوید که من خودم هستم و حرف‌هایم را بیان می‌کنم و نیاز نیست که کسی جای من حرف بزند.   به عنوان آخرین سوال، به نظر شما چرا او از این رمان‌ها فیلم نمی‌سازد؟ ببینید، به گمان من مهرجویی نوعی نگاه اگزیستانسیالیستی در فیلم‌ها و داستان‌هایش و شخصیت خود را در موقعیت خاص و بحرانی قرار می‌دهد و با ایجاد چالش‌های عملی و فکری آنها را به کنش وا می‌دارد. رمان‌های مهرجویی بسیار سینمایی است؛ چراکه مهرجویی با درام بزرگ شده است. شما به رمان «آن رسید لعنتی»‌ نگاه کنید که چقدر سینمایی است. مهرجویی دغدغه دارد. او نمی‌تواند سکوت کند. وقتی فیلم «نارنجی‌پوشان»‌ را ساخت عده‌ای در بوق و کرنا کردند که سقوط مهرجویی، اما کسی از این طرف نگاه نمی‌کند  که آشغال و زباله همه زندگی ما را فراگرفته است و یک نفر باید این وسط سکوت را بشکند. همان‌طور که در بالا اشاره شد، عده‌ای دیگر هستند که می‌گویند مهرجویی نباید داستان بنویسد. من اگر بیایم و بخواهم عین خواست دیگران، روایت‌های مهرجویی را ساختارمند کنم که او دیگر مهرجویی نیست. من باید مهرجویی را منتشر کنم نه خودم را. قرار نیست مهرجویی برداشت من یا فلانی را از هایدگر و مارکس داشته باشد. به هر حال رمان‌های مهرجویی می‌فروشد و خاص و عام رمان‌های او را می‌خوانند. او سخت‌نویس نیست، آسان می‌نویسد و مخاطب به راحتی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و از طرفی قصه را گیرا تعریف می‌کند. این گیرایی را در وجه عام می‌گویم و نه رمان‌های آوانگارد و نوعی مدرنیسم کم مخاطب و پست مدرنیسم ادا اطواری. من وکیل مدافع مهرجویی نیستم اما آنچه هست را بیان می‌کنم. دغدغه‌های اجتماعی، انسانی و هستی‌شناسی در مهرجویی ثابت است و  نه او دست از سر آن‌ها بر می‌دارد و نه آن‌ها دست از سر او. انتشار آثار او را در مقام دبیر نشر به فال نیک می‌گیرم و در جایگاه منتقد و دوستدار فلسفه و جامعه‌شناسی،شاید نگاهی متفاوت داشته باشم. همین که در این وانفسای نشر آثار او را اقشار مختلف مردم در سنین مختلف می‌خوانند و آن‌ها درگیر کتاب و اندیشه می‌کند،غنیمت است. ]]> هنر Tue, 05 Mar 2019 07:35:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272794/مهرجویی-رمان-می-نویسد-کسی-جای-او-حرف-نزند-علاقه-هایدگر خودكشي منتقد كتاب در كتابفروشي http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272827/خودكشي-منتقد-كتاب-كتابفروشي به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «نيمه شب در كتاب‌فروشي افكار نوراني» يك رمان جنجالي هوشمندانه و پيچيده از متيوساليوان است كه در آن شخصيت‌هاي قانع كننده و بارو‌پذيري شكل داده است. شخصيت‌هايي كه دوستدار كتاب هستند. در اين رمان با شخصيت‌هايي باورپذير روبه‌روييم ماننده ليديا كه زندگي‌شان با كتاب و كتابفروشي و خوانندگان كتاب گره خورده است. يكي از اين آدم‌ها خودكشي مي‌كند و رمان پازلي از اتفاق‌هايي است كه اين‌ زندگي‌ها را قرار است با در كنار قرار دادن آن‌ها شكل داد. آغاز رمان با روبه‌رو شدن ليديا با يك خودكشي در كتاب‌فروشي‌اش همراه است و بتدريج كه سطرها خوانده مي‌شود، راز و رمزهاي اين خودكشي نيز به دست مي‌آيد. ليديا در پي آن است تا بفهمد كه جولي، يكي از منتقدان كتاب چرا در كتابفروشي او خودكشي مي‌كند؟ متيوساليوان تاكنون جايزه‌هاي ادبي زيادي را به‌خود اختصاص داده است و رمان «نيمه شب در كتاب‌فروشي افكار نوراني» او نيز با اقبال مخاطبان در كشورهاي مختلف روبه‌رو شده است.   بخشي از رمان: «لیدیا از کاپیتول یک‌راست به آپارتمانش برگشت تا عکس جشن تولد را بردارد و چند دانه بیسکوئیت در کیفش بگذارد. دیوید زیر دوش بود؛ و با این که یک دلش می‌گفت به او ملحق شود، دل دیگرش هشدار می‌داد که اگر بماند سفرش با ترمز گوشی خراشی به پایان خوش خواهد رسید. وانگهی، او هنوز از دیوید دلگیر بود که از سال‌ها پیش ماجرای مرد چکشی را می‌دانست اما به او نگفته بود. البته به یاد داشت که خودش هم واکنش معقولی نشان نداده بود ـ دیوید تقصیری نداشت که به گذشته او پی برده بود؛ و تازه خود لیدیا هم پنهان کاری کرده بود ـ اما احساس خیانتی که داشت واقعی بود. در حالی که صدای زمزمه دیوید از حمام می‌آمد، با عجله یادداشتی پشت یک پاکت وام دانشجویی برایش نوشت: می‌روم ریو ویستا پدرم را ببینم (اگر جا نزدم). فردا برمی‌گردم نهایت‌اش. زنگ می‌زنم. دعا کن نتیجه بگیرم. دوباره که یادداشت را خواند، خودش تعجب کرد که یک کلمه از عشق نگفته. نمی‌خواست فکرش را زیاد مشغول از قلم انداختن آن کند، ولی رفع عیب‌اش مشکل نبود. زیرش اضافه کرد: باعشق.ل. درست شد.»   کتاب «نیمه شب در کتاب‌فروشی افکار نورانی» نوشته متیو سالیوان با ترجمه حسن افشار در 352 صفحه با شمارگان 1000 نسخه به بهای 49هزار و 500 تومان توسط نشر مرکز راهی بازار کتاب شد.   ]]> تازه‌های کتاب Tue, 05 Mar 2019 07:28:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272827/خودكشي-منتقد-كتاب-كتابفروشي كتابفروشي كه دلال ازدواج ادبي است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272776/كتابفروشي-دلال-ازدواج-ادبي به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «کتاب‌فروشی سر نبش» نوشته جنی کولگن با ترجمه مرجان رضایی به تازگي درنشر مرکز منتشر شده است. كتاب با پيامي از طرف نويسنده به خوانندگان آغاز مي‌شود: « اين كتاب تقديم نامه ندارد چون كل كتاب شما، خواننده آن، تقديم شده است به تك تك خوانندگان. چرا كه اين كتاب درباره خواندن و کتاب است، و درباره این‌که این‌ها چگونه می‌توانند بر زندگی‌تان اثر بگذارند، اثری که من ادعا می‌کنم همیشه مثبت است. همچنین درباره این است که به‌راه‌افتادن و همه چیز را از نو شروع کردن (کاری که خودم در زندگی بارها انجام داده‌ام) چه حسی دارد، و این‌که جایی که برای زندگی انتخاب می‌کنیم چه اثری بر حس و حال ما می‌گذارد؛ و این‌که آیا عاشق‌شدن در زندگی واقعی مثل عاشق‌شدن در قصه‌هاست. همچنين مطالبي درباره پنير، چون اخيرا به جايي نقل مكان كرده‌ام كه پنير فراوان توليد مي‌شود و من نمي‌توانم جلوي خود را بگيرم و نخورم و درباره سگي به نام پارسلي. اما در آن مطالب زيادي هم درابره كتاب هست، چون نينا ردموند، قهرمان زن آن، روياي بازكردن يك كتاب‌فروشي را در سر دارد.» رمان با همين لحن ادامه پيدا مي‌كند تا در فصل‌هاي بعدي شخصيت‌ها جان بگيرند و ماجراهاي‌شان ساخته شود و مخاطب را با خود همراه سازد. در پشت جلد كتاب آمده است: «نينا ردموند دلال ازدواج ادبي است. رساندن خواننده به كتابي مناسب هم مايه اشتياق اوست و هم مايه اشتغالش. يا دست كم چنين بود. تا روز پيش، او كتابداري در شهر شلوغ و پلوغ بود. اما اكنون شغلي كه به آن عشق مي‌ورزيد ديگر وجود ندارد. نينا كه مصمم است زندگي جديدي براي خود دست و پا كند، به دهكده‌اي خواب‌آلود در فرسنگ‌ها دورتر نقل مكان مي‌كند. در آنجا خودروي وني ميَ‌خرد و آن را تبديل به كتابفروشي سيار مي‌كند و سوار بر آن از محله‌اي به محله‌اي ديگر مي‌رود و با استفاده از نيروي قصه‌گويي، زندگي‌هاي فراواني را تغيير مي‌دهد.» جنی کولگن، زاده 14 سپتامبر 1972، نویسنده‌ای اسکاتلندی است. کولگن دانش آموخته دانشگاه ادینبورگ است و به مدت شش سال در حوزه خدمات سلامت و درمان فعالیت می‌کرد و علاوه بر آن، به کشیدن کاریکاتور و اجرای استندآپ کمدی نیز می پرداخت. او  نخستين رمان خود را در سال 2000 به انتشار رساند. بخشي از متن رمان: مارک صرفا کتاب‌ها را کنار خط آهن گذاشته بود، جیم به نینا ایمیل زده و او را باخبر کرده بود، و او صبح رفته و کتاب‌ها را برداشته بود. سوریندر گفت: «درگیر عملیات قاچاق کتاب شده‌ای. این کار اصلا صحیح نیست. اگه پلیس ردش رو بگیره... راستی اگه راه‌آهن بفهمه که اون دائم توقف می‌کنه چی؟ اگه کارش رو از دست بده؟ اون وقت هم بازی بامزه‌ایه؟» مارک روی تک‌تک جعبه‌ها چیزی نوشته بود: لطیفه، شعر، یا حتی طرحی زیبا از یک سگ. و هر روز، پس از آن که نینا عطش اهالی مناطق مختلف را به کتاب برطرف می‌کرد باز هم از این مطالب کشف می‌کرد. او به لَنکیش‌دوان یا فِلبرایت‌واتِر یا لوویتِنس یا کاردِنبی یا برِیفوت یا توکس یا دونیبریسِل یا بالوِری می‌رفت و ون را پارک می‌کرد و داغ‌ترین داستان‌های عشقی، بی‌رحمانه‌ترین داستان‌های جنایی، و خونین‌ترین مجموعه‌های داستانی ژاپنی درباره قاتلان زنجیره‌ای را ارائه می‌کرد ( و مثل همیشه مشتری‌های این گونه کتاب‌ها ظاهری از همه موقرتر داشتند؛ تجربه نینا نشان می‌داد که فرد هرچه لباس معقول‌تری بر تن داشت، بیشتر دوست داشت داستانی که می‌خواند منحرف‌تر باشد؛ بی‌شک نوعی تعادل کیهانی در این میان وجود داشت.) او در ضمن تعداد زیادی کتاب آشپزی هملت فروخت، نوشته زنی که به جزیره کوچکی در هِبرید رفته بود و چیزی جز علف‌هایی که می‌توانست هضم کند نمی‌خورد. در کتاب همه‌اش صحبت از جوشاندن بود. اما واقعا به‌سرعت لاغر می‌شدید. سوریندر می‌توانست هرقدر که دوست داشت نچ‌نچ کند، اما نمی‌توانست منکر موفقیت تدریجی نینا شود. اِنزلی موقعی که آخرین جعبه را باز می‌کرد مثل همیشه خجالتی‌ به نظر می‌رسید، اما بعد از خوشحالی نفسش بند آمد. نینا خم شد و گفت: «چی‌شده؟» انزلی گفت: «یک جعبه پر از بالای پشت بام.» یک جعبه پر! مثل طلاست!» «چاپ اول که نیستن؟» این کتاب با ۳۶۸ صفحه، شمارگان ۹۰۰ نسخه و قیمت ۵۳ هزار و ۹۰۰ تومان منتشر شده است. ]]> تازه‌های کتاب Mon, 04 Mar 2019 13:31:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272776/كتابفروشي-دلال-ازدواج-ادبي ترجمه ديگري از «میشل اوباما شدن» در بازار كتاب ايران http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272762/ترجمه-ديگري-میشل-اوباما-شدن-بازار-كتاب-ايران به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) دومین کتاب میشل اوباما که در عرض دو هفته صدرنشین نیویورک‌تایمز شد. به‌خاطرِ عنوان عجیب و جنجالی خود توجه خیلی از مردم دنیا را به خود جلب کرد؛ به‌نظر می‌رسید این عنوان جزء دوم از عبارت دو کلمه‌ایست و احتیاج به کامل شدن دارد. میشل اوباما در یکی از مصاحبه‌های تلویزیونی خود با اپرا وینفری دلیل انتخاب خود را این‌گونه شرح داد: «در مقدمه کتابم، به سوالی اشاره کردم که بزرگ‌ترها از بچه‌ها می‌پرسند و من از آن متنفرم. به نظرم این زشت‌ترین سوال دنیاست: این‌که «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» انگار بزرگ شدن متناهی است!‌ انگار آدم هر کاره‌ای هم که بشود، همین بس است و دیگر والسلام و نامه تمام! اما حقیقت این است که ممکن است انسان در زندگی چندین و چند کاره شود؛ مثلِ خود من که چندکاره شدم: وکیل، نائب‌رئیس بیمارستان، همسر، مادر و در نهایت بانوی اول آمریکا. انسان پیوسته در مسیر شکل گرفتن است؛ مسیری که هیچ وقت کامل نمی‌شود و انتهایی ندارد، چون اگر انتهایی داشته باشد و آدم از شدن دست بکشد، دیگر چه چیزی باقی می‌مانَد؟» سپيده حبيبي مترجم اين كتاب در مقدمه مي‌نويسد: «من مترجم به‌عنوان یک زن، از خواندن و ترجمه این کتاب نهایت لذت را بردم؛ با آن خندیدم، گریه کردم، نگران شدم و فهمیدم که زنان در تمام نقاط دنیا چه وجه اشتراک‌هایی دارند. امیدوارم شما خوانندگان عزیز نیز، مرد و زن و به عبارتی دیگر «انسان»، از خواندن آن لذت ببرید و داستان زندگی خود را مثل میشل اوباما، با افتخار فریاد بزنید.»    «شدن» با مقدمه‌ای تاثیرگذار شروع می‌شود که در آن میشل اوباما با زبانی گرم، جوری که خواننده احساس می‌کند این خودِ نویسنده است که با او سخن می‌گوید، از پایان دوران ریاست جمهوری همسرش، نقل مکان از کاخ سفید و دادن قدرت به خانواده ترامپ صحبت می‌کند. او در پاراگراف اول این مقدمه به سوالی "به درد نخور" اشاره می‌کند که بزرگ‌ترها از بچه‌ها می‌پرسند: «وقتی بزرگ شدی می‌خوای چه کاره بشی؟» و می‌گوید انگار بزرگ شدن متناهی است! انگار در آخر هر کاره‌ای هم که بشوی، همین بس است و دیگر بعد از آن چیزی وجود نخواهد داشت!   میشل اوباما فصل اول این قصه را با دوران کودکی خود شروع می‌کند و خواننده را از روحیه شکست ناپذیر و بلندپرواز خود باخبر می‌نماید. پدر و مادر او، فِریزر و ماریان رابینسون در پرورش شخصیت او و برادرش کرگ نقشی اساسی دارند و از همان دوران کودکی آن‌ها را مسئولیت پذیر و دارای قدرت انتخاب بار می‌آورند. مادر میشل همیشه می‌گوید: «صدای خودتو به گوش برسون و نترس.» میشل اوباما پس از باموفقیت پشت سرگذاشتن دوران کودکی و نوجوانی، وارد کالج و دانشگاه می‌شود و پس از اخذ دکترای خود در رشته حقوق و قرار گرفتن در معرض تبعیض‌های نژادی و جنسی حاضر در جامعه، موفق به کارکردن در یکی از بهترین شرکت‌های حقوقی ایالت ایلینوی می‌گردد. در همین اثنا با باراک اوباما که به عنوان کارآموز به این شرکت آمده است، آشنا می‌شود و پس از علاقه‌مند شدن به او و دیدن استانداردها و ارزش‌های او، به این پی می‌برد که شاید مسیری اشتباه را در زندگی طی کرده است و به جستجوی دوربرگردان می‌پردازد. شاید انتظار این را نداشته باشید، اما میشل با ورود همسرش به دنیای سیاست شدیداً مخالف بوده است. او به خاطر ناعدالتی‌هایی که گریبان گیر خودش و خانواده‌اش شده بود، هیچ دل خوشی از دولت نداشت و ترجیح می‌داد شوهرش از این تصمیم خود برگردد. اما باراک که خیال تبدیل کردن این دنیا به جایی بهتر را در سرش می‌پرورانَد، کارش را با نمایندگی در مجلس آغاز می‌کند. باراک همیشه می‌گوید: «شما می‌توانید در دنیایی که وجود دارد زندگی کنید؛ اما باز هم می‌توانید برای تبدیل آن به دنیایی که باید وجود داشته باشد، تلاشتان را به کار بگیرید.» همچنین یکی از محورهای اصلی این داستان، قدرتی است که از زنان سلب شده است. میشل از تبعیض‌های جنسیتی‌ای می‌گوید که مانع بالا رفتن زنان اقصی نقاط جهان از نردبان موفقیت گردیده و اعتقاد دارد که زنان باید صدایشان را به گوش برسانند و قبل از این که جامعه برای آن‌ها هویت‌سازی کند و آن‌ها را مورد قضاوت قرار دهد، باید بیرون بروند و هویت واقعی خودشان را نشان دهند. او که یکی از مُهره‌های اساسی کمپین ریاست جمهوری شوهرش بود، به دفعات مورد انتقاد و قضاوت قرار گرفت و همین باعث شد روحیه شکست‌ناپذیر او به تزلزل بیفتد. میشل در این قسمت از داستان می‌گوید: «من زنی سیاهپوست و قوی بودم و این برای بعضی از مردم کوته فکر در یک کلمه خلاصه می‌شد: "عصبانی". این هم یکی از همان کلیشه‌های مخرب جامعه بود؛ کلیشه‌ای که همیشه با هدف کنار زدن زنان به گوشه اتاق به کار برده می‌شود. مثل پیامی که می‌خواهد به‌طور غیرمستقیم مردم را ترغیب کند که حرف زنان را جدی نگیرند.» میشل پس از بانوی اول شدن، چهار کمپین راه می‌اندازد که نقشی اساسی در بهبود وضعیت غذایی، شغلی و تحصیلی آمریکا دارند. به یاری زحمات او، مدرسه‌ها از سرو کردن غذاهای چرب و پر از قند دست می‌کشند، کارخانه‌ها و شرکت‌‌های بزرگ شروع به استخدام کهنه سربازان و خانواده‌های ارتشی می‌کنند و زمینه مناسبی برای زنان اقصی نقاط جهان در زمینه تحصیلی فراهم می‌شود. این کمپین‌های او هنوز هم ادامه دارند. و در آخر، میشل از قلدری‌ها و ویژگی‌های بد دانلد ترامپ یاد می‌کند و از انتخاب شدن او به عنوان رئیس‌جمهور جدید آمریکا ابراز ناراحتی می‌نماید. به خاطر قضاوت‌ها و دروغ‌های ترامپ، خانواده‌ میشل در معرض خطر جانی قرار می‌گیرند و اینجاست که میشل به طور مستقیم در کتاب خود می‌گوید: «هیچ‌وقت دانلد ترامپ را نخواهم بخشید.» این داستان پندها و اندرزهای زیادی را در خود جای داده است، اما یادی کنیم از سخنِ آخر میشل: «با هر دری که به روی من باز شد، من نیز سعی کردم درهایی را به روی دیگران باز کنم.‌ این حرفی است که می‌‌خواهم به عنوان سخن آخر به شما بزنم: بیایید دل‌‌هایمان را به همدیگر نزدیک کنیم؛ شاید فقط آن‌‌موقع بتوانیم ترس خود را از بین ببریم؛ قضاوت‌‌های اشتباه خود را کاهش دهیم و دست از تبعیض و کلیشه‌‌هایی بکشیم که بیهوده بین ما تفرقه انداخته‌‌اند. شاید این‌‌گونه بهتر بتوانیم وجه‌‌ تشابه‌‌هایمان را به آغوش بکشیم. مهم نیست که کامل نیستید، مهم نیست که درنهایت به کجا می‌‌رسید. قدرت یعنی این‌‌که به خودتان اجازه بدهید شناخته و شنیده شوید. با افتخار داستان منحصربه‌‌فرد خود را تعریف کنید و صدای واقعی خود را فریاد بزنید.‌ بزرگواری یعنی این‌‌که برای آشنا شدن با دیگران و شنیدن داستان‌‌های آن‌‌ها مشتاق باشید. از نظر من، این‌‌گونه است که ما، ما می‌‌شویم.»   کتاب "میشل اوباما شدن"، نوشته میشل اوباما، ترجمه سپیده حبیبی در 552 صفحه و شمارگان 3000 نسخه به بهای 75هزار تومان توسط انتشارات ماناکتاب (موسسه نگارش الکترونیک کتاب) به چاپ رسید. ]]> تازه‌های کتاب Mon, 04 Mar 2019 10:02:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272762/ترجمه-ديگري-میشل-اوباما-شدن-بازار-كتاب-ايران روایت اسارت و مبارزه یک دختر علیه داعش http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272742/روایت-اسارت-مبارزه-یک-دختر-علیه-داعش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «آخرین دختر» نوشته نادیا مراد با ترجمه محبوبه حسین‌زاده است که به‌تازگی از سوی انتشارات کتاب کوچه به بازار نشر عرضه شده است.   این کتاب، ماجرای زندگی دختری ایزدی است که در سال 2014 در پی حمله داعش به روستایشان کوجو در سنجار واقع در استان موصلِ عراق، مادر و برادرانش کشته و خودش اسیر داعش شد و در مدت اسارت، بارها مورد شکنجه جسمی و روحی و آزار و اذیت‌های جنسی قرار گرفت. نادیا بعد از مدتی توانست از چنگ داعش فرار کرده و خود را به یک مکان امن برساند. سپس به آلمان منتقل و تحت معالجه قرار گرفت.   او در سال 2018 و به دلیل مبارزاتش علیه خشونت جنسی و استفاه از آن در جنگ‌ها به‌عنوان سلاح، به همراه دنیس موکویگی، برنده جایزه صلح نوبل شد. نادیا همچنین در سال 2016 همراه هموطنش، لمیا حجی بشار که او هم یکی از دختران ایزدی ربوده شده توسط داعش بود، جایزه «ساخاروف» را برای آزادی اندیشه، دریافت کرد.   در بخشی از مقدمه کتاب به قلم آمل کلونی؛ وکیل سرشناس نادیا مُراد، می‌خوانیم: «وقتی نادیا در لندن داستانش را برایم تعریف کرد، تقریبا دو سال از نسل‌کشی داعش علیه ایزدی‌ها گذشته بود. هزاران زن و کودک ایزدی همچنان در اسارت داعش بودند، ولی هیچکدام از اعضای داعش در هیچ دادگاهی در هیچ‌جایی از دنیا به خاطر این جنایت‌ها، تحت پیگرد قانونی قرار نگرفته است. شواهد گم یا نابود شده بودند و دورنمای اجرای عدالت ناامیدکننده به‌نظر می‌رسید. البته من پرونده را قبول کردم. من و نادیا بیشتر از یک سال برای دستیابی به عدالت مبارزه کردیم. بارها با دولت عراق، فرستادگان سازمان ملل، اعضای شورای امنیت سازمان ملل و قربانیان داعش دیدار کردیم. من گزارش‌هایی آماده، پیش‌نویس‌ها و تحلیل‌های قانونی تهیه و سخنرانی‌هایی کردم و از سازمان ملل خواستم تا اقدامی کنند. بسیاری از کسانی که طرف صحبت ما بودند، گفتند این‌کار غیرممکن است: شورای امنیت سال‌هاست برای عدالت بین‌المللی اقدامی نکرده است. ولی حالا که این مقدمه را می‌نویسم، شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه بسیار مهمی تصویب کرده است که براساس آن، یک تیم تحقیق تشکیل می‌شود تا شواهد جنایت‌های انجام شده توسط داعش را در عراق جمع‌آوری کند. این یک پیروزی بزرگ برای نادیا و همه قربانیان داعش است؛ چون به این معناست که شواهد محافظت می‌شوند و افراد داعش محاکمه خواهند شد. وقتی این قطعنامه با اکثریت آرا به تصویب رسید، من در شورای امنیت کنار نادیا نشسته بودم. وقتی دیدیم پانزده دست بالا رفت، من و نادیا با لبخند به هم نگاه کردیم.»   نخستین چاپ کتاب «آخرین دختر» در 408 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 45 هزار تومان از سوی انتشارات کتاب کوچه راهی بازار نشر شده است.  ]]> تازه‌های کتاب Mon, 04 Mar 2019 07:27:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272742/روایت-اسارت-مبارزه-یک-دختر-علیه-داعش ایرانیانی که در دوره قاجار یک‌بار در مقابل دوربین عکاسان خارجی قرار گرفتند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272750/ایرانیانی-دوره-قاجار-یک-بار-مقابل-دوربین-عکاسان-خارجی-قرار-گرفتند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین رونمایی کتاب گزیده عکس‌های تاریخی دوره قاجار همراه نشست تخصصی از سوی معاونت اجرایی و اسناد وزارت امور خارجه ۱۲ اسفند ۱۲۹۷ برگزار شد. در این نشست مرتضی دامن پاک جامی، محمدحسن سمسار، دکتر محمد ستاری، نسرین ترابی حضور یافتند و به ایراد سخنانی پیرامون نمادها و نشانه‌ها و تاثیر عکس‌ها در دوران قاجار پرداختند. کتاب «عکس‌های تاریخی دوره قاجار» در ۴۲۲ صفحه مصور در سال ۱۳۹۶ به همت نسرین ترابی و با حمایت مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه منتشر شده است. یکی از نتایج طرح ساماندهی کتاب «گزیده عکس‌های دوره قاجار» است که از میان عکس‌های دوره قاجار تعداد 194 قطعه عکس برای انتشار انتخاب شده است. معیارهایی که در این گزینش مورد نظر قرار گرفته عبارتند از در اولویت قرار دادن نسخه‌های منحصر بفرد و مرتبط با موضوع این آرشیو و استفاده از نسخه‌های اصلی و توجه به عدم انتشار در سطح گسترده از سوی سایر مراکز عکسی. گستره وسیع مکانی وقوع عکس‌ها و عکاسان غیر ایرانی از ویژگی‌های عکس‌های این کتاب است که با در کنار هم گذاشتن آن‌ها، سایه روشن تاریخی ویژه‌ای پدید آمده است. در این کتاب، عکس‌هایی از ایرانیانی که در مقابل دوربین عکاسان حرفه‌ای غیر ایرانی در خارج از کشور قرار گرفته‌اند، عکس‌هایی که نشان دهنده شیوه‌های ترکیب‌بندی، کادربندی، نورپردازی، ژست دهی، نوع چاپ، کاغذ و تزیینات اطراف قرن نوزدهم در کشورهای دیگر است. از جمله عکاسان حرفه‌ای غیر ایرانی می‌توان به پوکرنی Ropert Pokerni، فلادر Friedrich Pfluder وین، بورنه و شفرد در هند ShepherdBorne& ، 76 قطعه عکس چاپ اصل از عکاسان عثمانی در این مجموعه وجود دارد. کوکولیس E.K.KACOLIS=E.C.Cacoulis فبوس Phébus و عبدالله فریر Abdullah Frères اشاره داشت که با توجه به اثر مهر درج شده در رو و پشت عکس‌ها، شناسایی شده‌اند.   عکس‌ها به دلایل متفاوتی سفر می‌کنند از جمله خریداری توسط کلکسیونرها، به عنوان سند همراه با نامه برای ابراز ادعا، ارسال کارت پستال در سفرها برای دوستان و اقوام و… عکس هر چه گویا باشد باز نیاز به کلمات و جملات برای تکمیل دارد، هر چند واقعی است اما نه همه واقعیت و این عکس‌ها اگر نوشتارهایی از سیر ورود خود به این آرشیو را داشتند از سندیت قطعی برخوردار بودند و نکات ابهام فعلی از بین می‌رفت. اهمیت انتشار آنها در یافتن توضیحاتی جدید از سوی منابع دیگر است. ایرانیانی که در قرن نوزدهم به خارج از ایران سفر می‌کردند حداقل یک بار در مقابل دوربین عکاسان خارجی قرار می‌گرفتند. بخشی از این افراد را، نمایندگان دیپلماسی ایران تشکیل می‌دادند. این عکس‌ها در شکل‌گیری پز‌ها و پوشش افراد، الگوهای نورپردازی، ابزارهای صحنه و پرده‌های پس زمینه در عکاسی پرتره ایران آن زمان، بسیار موثر بود.   با ورود عکس‌هایی با صحنه پردازی‌های اروپایی، عکاسخانه سلطنتی و سایر عکاسان داخلی سعی در ارائه عکس‌هایی با همان پزها و پوشش‌ها داشتند که ابتدا میان رجال طراز اول و سپس با گسترش عکاسی، میان عامه مردم نیز راه یافت. این حرکت باعث ایجاد مدهای تازه لباس و مو و صورت (به خصوص میان مردان) شد و به تدریج ،تغییر شکل ظاهری جامعه را سبب شد. هرچند با توجه به خصوصیات ظاهری چهره و اندام و امکانات در دسترس نورپردازی، عکس‌ها، رنگ و بوی بومی به‌خود می‌گرفت. عکس‌هایی که طی دو قرن اخیر ثبت شده‌اند، به عنوان سند تصویری و مانند سایر اسناد، به درک درست‌تر ما از هویت جامعه و تاریخ کمک می‌کند. در ایران هم چون سایر کشورها عکس‌های بسیاری گرفته شده که در مراکز مختلف دولتی و غیر دولتی جمع آوری، ساماندهی و نگهداری می‌شوند. هر مجموعه با توجه به فرایند تاریخی که گذرانده، ویژگی‌های خاص خود را دارد.   مجموعه عکس‌های اداره اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت خارجه، بر اساس نحوه پیدایی و شکل‌گیری، روایت گر وجهی دیگر از تاریخ ملی و روابط خارجی ما است. رفتن به راه های دور؛ حضورهای پر معنای دور از وطن، نماینده ملتی در فراز و نشیب‌های بسیار و باز آمدن با دست‌های پر. هر سفر تجربه‌ای، هر راه حادثه‌ای و هر عکس داستانی از لحظه ی اتفاق دارند و رسیدن به امروز، رنگ رفته و شکسته، اما هنوز گویا و حکایتی از داستان طولانی این سفر دارند.   تابستان 1393 کار ساماندهی عکس‌ها، به تدریج با فراهم کردن امکانات اولیه، شروع شد. ابتدا با شناسایی حدود ده هزار عکس، کار تفکیک و مجموعه سازی بر اساس زمان، مکان و عکاس، شروع و عکس‌ها مورد بررسی قرار گرفت. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 04 Mar 2019 05:49:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272750/ایرانیانی-دوره-قاجار-یک-بار-مقابل-دوربین-عکاسان-خارجی-قرار-گرفتند زندگی با همه زیبایی‌هایش جریان دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272709/زندگی-همه-زیبایی-هایش-جریان به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،«بلچلی پارک» مرکز سری گشودن رمزهای گوناگون ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم است. در این مرکز سرّی‌ واقع در دهکده‌ای در شمال لندن، دختران خانواده‌های اشراف بریتانیا، کارگران کارخانه‌ها، دانشجویان دانشگاه‌های طراز اول کشور، و زنان نیروی هوایی، همه و همه در کنار بااستعداد‌ترین نخبگان و استادان بریتانیایی گرد هم می‌آمدند تا در اتحادی سری و تلاشی بی‌وقفه پیام‌های ارتش آلمان نازی را رمزگشایی کنند و کشور خود را از خطر استیلای دشمن خونریز و بی‌رحم نجات دهند. سینکلر مک‌کی در این کتاب از تلاش مخفیانه جوانانی که با کار خود سرنوشت جنگ را رقم زدند پرده برمی‌دارد. همچنین نشان می‌دهد که ورای این تلاش مستمر و جانکاه برای شکستن رمز پیام‌های نازی‌ها، زندگی با همه زیبایی‌هایش جریان دارد؛ برگزاری کنسرت‌های بسیار ممتاز با حضور موسیقیدانان برجسته، تئاترهای غیرحرفه‌ای، اسکیت‌بازی روی دریاچه یخ‌زده پارک در زمستان‌ها، و دوستی‌هایی که به ازدواج منجر شد. اسرار بلچلی پارک چه در پیش از جنگ جهانی دوم، چه در طی جنگ، و حتی تا سال‌های دهه هفتاد قرن بیستم، مکتوم و ناگفته باقی ماند؛ چیزی که تصور آن هم در دنیای امروز محال است. وینستون چرچیل، بزرگ‌ترین حامی و مشوق بلچلی پارک، کارمندان این مرکز را به غازهایی تشبیه کرد که بی‌سروصدا تخم طلا می‌گذاشتند. امروز پس از گذشت هفتاد سال بلچلی پارک موزه‌ای شده است برای نسل جوان تا بداند که چگونه باهوش‌ترین و با استعدادترین افراد کشور در تلاشی شبانه‌روزی موفق به گشودن رمز ماشین انیگمای آلمانی‌ها شدند. دستگاهی که سازمان اطلاعات ارتش نازی آن را شکست‌ناپذیر می‌دانست. بخشي از متن رمان: فشار برای دستیابی به موفقیت همچنان رو به افزایش بود. گوردن ولچمن از همان مراحل ابتدایی متوجه شد بلچلی پارک باید به چیزی شبیه «تولید انبوه» برسد. پس از اولین موفقیت در گشودن پی در پی رمز دستگاه انیگما حالا مساله مهم بررسی هزاران پیامی بود که هر روز شنود و به بلچلی ارسال می‌شد. لازم بود نیروی انسانی پارک شدیداً افزایش یابد. باز هم ولچمن بود که مسئله را با دنیستون و معاون او، ادوارد تراویس، مطرح کرد و ناکس کهنه‌کار نقشی در آن به‌عهده نگرفت. ولچمن در همان زمان مشغول همکاری با تورینگ برای ساخت ماشین بمب نیز بود. او بدون تردید جوانی سرشار از انرژی و علاقه‌ای وصف‌ناپذیر بود. ماه‌های اول جنگ برای اپراتورهای بلچلی فرصت خوبی بود. هر چند که نبرد زمینی هنوز شروع نشده بود، اما درگیری‌های دریایی آغاز شده بودند و این به مرز گشایان مجال آن را می‌داد تا مهارت خود را در برخورد با پیام‌های ارسالی دشمن تقویت کنند. یکی از رمزشناسان می‌گوید: «این تمرین‌ها فرصت بی‌نظیری برای ایجاد مهارت بود و باعث شد مجموعه‌ای از کریبز یا سرنخ به دستمان بیفتد که موقع شروع جنگ واقعا به دردمان خوردند.»   کتاب «بلچلی پارک» اثر سینکلر مک‌کی با ترجمه فروزان صلواتیان در 399 صفحه و شمارگان 1000 نسخه و به بهای 25هزار تومان از سوی انتشارات علمی و فرهنگی راهی بازار کتاب شد ]]> تازه‌های کتاب Sun, 03 Mar 2019 14:28:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272709/زندگی-همه-زیبایی-هایش-جریان كمدي يك واقعيت چاق http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272720/كمدي-يك-واقعيت-چاق به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) «گیلاس‌های زرد» نوشته امیررضا مافی در نشر روزنه منتشر شده است. امیررضا مافی دانش آموخته  فلسفه غرب و مدرس دانشگاه است. رمان وضعیت بنفش اين نويسنده در نخستین جایزه داستان ایرانی،توسط نویسندگان و منتقدان ادبیات،مورد تقدیر قرار گرفت و از طرف جایزه واو به عنوان یکی از رمان های متفاوت سال 94 معرفی شد. مافی با دستمایه قرار دادن دغدغه‌های فلسفی اش،سعی در ساخت یک جهان سیال و نوین در ذهن مخاطب دارد و همواره می‌کوشد با به خدمت گرفتن فرم و محتوا در شکلی کمتر تجربه شده،دغدغه‌اش را در دل داستان‌هایش بنشاند و آن را در اندیشه دیگران تعمیم بخشد. مخاطب آثار او با چالش‌های عمیق فلسفی مواجه خواهد شد و فرم متفاوت داستان‌هایش، خواننده  فعال‌تری را می‌طلبد. در پشت جلد اين كتاب آمده است: ممکن‌اســـت کسی از شما بپرسدتلخ‌ترین حادثه دنیا برایتان چـــه بــــوده اســــت؟ شما هم یکـــی از خاطرات تلختان را تعریف کنید، بعد او به شما بگوید: امــا تلخ‌ترین حادثه دنیا برای من، دیدن صحنه‌ای است که در آن یک نفر با چماقی که سرش را پر از میخ کرده بود، به کله یک دختر جوان کوبید، تکه‌ای از جمجمه‌اش پرت شد و خـــون  فواره زد. گیلاس‌های زرد ماجرای همین چماق است که در‌یک روایت تو در تو از زبان راویان مختلف گسترش پیدا می‌کند و خود زیر ضربه‌های یک چماق چاق دیگر دچار استحاله می‌شود. آنجا  کـــه واقعیـــت در استیلای تکثر و نشر مکرر «تصویر» از بین می‌رود، حاد می‌شود و سپس چاق. واقعیت چاقی که امر جاری را می‌بلعد و می‌تواند گیلاس‌های قرمز را زرد کند، زودتر از تیتر صفحات پر از لایک. در بخشی از فصل نخست این کتاب می‌خوانیم:«گل درشت یعنی مفاهیمی که خیلی رو باشد؛ به نحو باسمه‌ای و بی‌خود. اما وضعیت گل‌درشت یعنی وضعیت کمدی احمقانه‌ای که همه چیز در آن خیلی گل‌درشت است و همه آدم‌ها به گل درشت بودن آن عادت کرده باشند.» نشر روزنه این کتاب را در ۱۴۳ صفحه منتشر کرده است. ]]> تازه‌های کتاب Sun, 03 Mar 2019 14:02:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272720/كمدي-يك-واقعيت-چاق ​قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272648/قم-رو-بیشتر-دوست-داری-یا-نیویورک به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)  «قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟» نوشته راضیه مهدی‌زاده به تازگي از نشر هيلا روانه بازار شده است. این مجموعه در برگيرنده ۱۴داستان كوتاه است. بی‌مکانی و نداشتن قرار، موضوع اصلی این داستان‌هاست. یکی را برای یافتن شهری آرمانی به سقراط و خرابه‌های یونان می‌کشاند و دیگری را به کشتن مادربزرگ و فرستادنش به بهشت. یکی دیگر را به خانه‌ای در شهر نیویورک امید می‌دهد و آن یکی فکر می‌کند در چشم‌های مادرش چیزی تغییر کرده و باید از بوستون بلیط اتوبوس بگیرد و راهی شود تا نگاهی دوباره به مادر بیندازد. دیگری می‌گردد و مرده‌های کشور و سرزمینش را در مرزهای دور شهری دیگر زنده می‌کند و یکی دیگر در قطاری با یک سرباز آمریکایی رو در رو می‌شود و...   عناوین داستان‌هاي اين مجموعه به ترتیب عبارت‌اند از:«چشماتو ببند، بعدش بهشته»، «کافه‌های بی‌قرار قاره‌های دور»، «خانه نیستم، برگشتم تماس می‌گیرم»، «قم رو بیشتر دوست‌داری یا نیویورک؟»، «بوی کتلت در عید شکرگزاری»، «پوریا و پریا»، «چشم‌های مامی»، «زن در میدان زمان»، «راز بهار نارنج»، «رودخانه هادسون و ماهی‌های نورانی‌اش»، «قطار لرزان»، «دودنیایی‌ها»، «راز فارسی من و مام هالیما» و «بگو دلت هوای نان تازه کرده».    بخشي از كتاب: «به اتاقم می‌روم. پیراهن کوتاه را درمی‌آورم و پیراهن بلند گلدار مادر را که انگار منشأ همه عطر کتلت است می‌پوشم. وارد آشپزخانه می‌شوم، سیب‌زمینی را رنده می‌کنم و یخ گوشت چرخ‌کرده را باز می‌کنم. نمک و فلفل و دو تخم‌مرغ به مواد اضافه می‌کنم و همش می‌زنم. مایه کتلت را در دستم گرد می‌کنم و داخل ماهیتابه می‌گذارم. با طلایی‌شدن سیب‌زمینی‌ها و صدای روغن داغ، مادر در من زنده می‌شود. بوی کتلت و خاطره‌های تا ابد آشنا و زنده در سلول‌های بدنم می‌پیچد. کتلت‌ها را که برمی‌گردانم، ادامه مادر می‌شوم، ادامه آن روزهایی می‌شوم که هیچ‌کس گم نشده بود، ادامه خانه‌ای می‌شوم که معنایش در کنار هم بودن بود. زیر گاز را کم می‌کنم تا کتلت‌ها آرام‌ آرام بپزند. با پیراهن بلند و گلدار مادر که در تارو پودش بوی کتلت‌های سال‌های دور پیچیده است به سمت کفش‌ها می‌روم و کفش اسپرتم را از کنار کفش پاشنه بلند برمی‌دارم. موقع خارج شدن از خانه و بستن در، نگاهی به تمام اضلاع خانه و اتاق‌ها و دیوارها و پنجره‌ها می‌اندازم. در خانه را می‌بندم و به سمت درخت دوردست کنار درایچه می‌دوم.» راضيه مهدي‌زاده، لیسانس فلسفه از دانشگاه تهران و فوق لیسانس مطالعات سینمایی از دانشگاه هنر تهران گرفته است و دوره‌های نوشتن خلاقانه و آموزش‌های هنری مرتبط را در نيويورك می‌گذراند. مجموعه داستان كوتاه «موخوره» و «یک کیلو ماه» از اين نويسنده منتشر شده است.   کتاب «قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟» اثر راضیه مهدی‌زاده در 150 صفحه با شمارگان 660 نسخه به بهای 15هزار تومان از سوی انتشارات هیلا راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Sun, 03 Mar 2019 07:44:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272648/قم-رو-بیشتر-دوست-داری-یا-نیویورک هفتمين رمان ضحي كاظمي منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272702/هفتمين-رمان-ضحي-كاظمي-منتشر به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) «آدم‌نما» هفتمین رمان ضحی کاظمی است که نشر هیلا به تازگی آن را منتشر کرده است. بیش از دو سده از انقلاب سلول‌های بنیادی (اسب) گذشته است. انسان‌های آرمان‌شهرِ پس از «اسب»، تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا شهروندانی مفید و موفق باشند، جراحی‌های بهبودشان به موقع انجام شود و از مرگ دور بمانند. آن‌ها در حرفه‌های چهل‌ساله‌ خود با جدیت فعالیت می‌کنند و به قوانین منطقه‌ی زندگی خود پایبندند. اتوود که در دوره‌ی حرفه‌ا‌ی اخیر خود نویسنده بوده، برای دومین بار زیر تیغ جراحی سلول‌های خاکستری مغز می‌رود و بخش‌های زیادی از حافظه‌ی خود را از دست می‌دهد. تلاش اتوود برای پر کردن بخش‌های حذف شده‌ی خاطراتش، با چند اتفاق بیرونی بزرگ همراه می‌شود، راکتورهای هسته‌ای مناطق چندگانه‌ دنیا منفجر می‌شوند و بانک‌های سلول‌های بنیادی از کار می‌افتند. اتوود به مرور متوجه می‌شود نویسندگی او و پاک شدن حافظه‌اش به اتفاقات بزرگی که دنیا را به آشوب کشانده، بی‌ارتباط نیست... این رمان علمی‌تخیلی-پادآرمانشهری در آینده‌ای می‌گذرد که انسان‌ها به واسطه‌ بازسازی مدام اندام‌های بدنشان از سلول‌های بنیادی، بر بیماری غلبه کرده و مرگ را به تعویق انداخته‌اند. در آرمانشهر دنیای بعد از انقلاب سلول‌های بنیادی انسان‌های عقیم شده برای بقای خود و انجام به موقع جراحی‌های بهبودشان به قوانین جامعه پایبندند و به زندگی یکنواخت روزمره، خوردن و خوابیدن و کار کردن و تبعیت از مد، دلخوش‌اند. اما در این جامعه افرادی هم هستند که به زندگی روبات‌وار راضی نیستند و دلشان می‌خواهد نقشی بیشتر از یک روبات آدم‌نما را بازی کنند. بهای این نافرمانی‌ها و سرپیچی‌ها در این دنیا، تعویق جراحی‌های بهبود و دستکاری مغز برای حذف بخش‌هایی از حافظه‌ی انسان است که او را به شهروندی ناراضی تبدیل کرده. اتوود، قهرمان داستان، نویسنده‌ای است که برای دومین زیر تیغ جراحی سلول‌های خاکستری مغز می‌رود. اتفاقات نامترقبه و همزمان مانند انفجار راکتورهای هسته‌ای و از کار افتادن بانک‌های سلول‌های بنیادی اتوود را به جستجو برای یافتن بخش‌های پاک شده‌ی مغزش ترغیب می‌کند. تلاش اتوود برای بازیابی حافظه‌اش او را با سوال عجیبی مواجه می‌کند: آیا او در اجرای نقشه‌ی انفجارها دست داشته است؟ «آدم‌نما» از دید اول شخص و از زبان اتوود قهرمان داستان روایت می‌شود. خواننده در جست و جو و حل معمای گذشته‌ی اتوود با قهرمان داستان همراه می‌شود. بریده ای از کتاب: من می‌مانم و سه صندلی خالی. تا روبات بیاید روی تخت دراز می‌کشم. تصویر آرین از ذهنم دور نمی‌شود. می‌دانم که دوستش داشته‌ام و می‌دانم که از دستش داده‌ام. بیشتر از این چیزی نمی‌دانم و این ندانستن آزارم می‌دهد. چطور ممکن است؟ مگر قرار نبوده با پاک شدن خاطرات منفی، حالم بهتر شود و با حذف شدن این خاطرات، دیگر آزرده نشوم؟ اما دلم سنگین است. یک چیزی مثل بغض هنوز توی گلویم باقی مانده. می‌دانم این احساس بی‌دلیل نیست. از عوارض عمل نیست که با خوردن کپسول بنفش‌رنگ از بین برود. از آن دست احساساتیست که در جان آدم رسوخ می‌کند و تا ابد باقی می‌ماند. از جنس لکه‌های ماندگار و حفره‌های خالی وجود آدم که پر شدنی نیست. مثل جای زخمی که روی بدن باقی می‌ماند، حتی اگر از یاد برده باشی این زخم چطور بر پوستت نقش بسته بوده. اما کار بهبود همین است. خاطره‌ دردناک زخم‌ها را از ذهن و جای باقی مانده‌ی آن را از روی بدن پاک می‌کنند. نمی‌دانند بعضی زخم‌ها رد عینی به جا نمی‌گذارند. بعضی زخم‌ها فقط یک تصویر یا یک خاطره نیستند که با جراحی‌ بتوانند حذف‌شان کنند. دیدن تصویر آرین سوزش دوباره‌ زخمی بود که نمی‌دانم چرا بر دلم نشسته. «آدم‌نما» چهارمین اثر کاظمی در ژانر علمی‌تخیلی و فانتزی است. او پیش از این رمان علمی‌تخیلی کاج‌زدگی، مجموعه علمی‌تخیلی نوجوان دنیای آدم‌نباتی‌ها و رمان فانتزی خاک‌ آدم‌پوش را منتشر کرده است.   ]]> تازه‌های کتاب Sun, 03 Mar 2019 05:14:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272702/هفتمين-رمان-ضحي-كاظمي-منتشر زندگی یک شیرزن از روستای قِینرجه تا مادری دو شهید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272626/زندگی-یک-شیرزن-روستای-ق-ینرجه-مادری-دو-شهید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «پسران من»، براساس زندگی شهیدان عبدالوهاب و محمدولی جعفری به قلم فاطمه شکوری به رشته تحریر درآمده و با حمایت سازمان بسیج کارگری از سوی انتشارات غواص منتشر شده است.   بخش عمده این کتاب، روایتی داستانی از مادری فداکار است که فرزندان دلبندش را برای دفاع از میهن، راهی جبهه می‌کند و دو پسرش در این راه به فیض شهادت نائل می‌شوند.   در مقدمه کتاب به قلم فاطمه شکوری آمده است: «چند دقیقه بعد کنار مادر شهیدان عبدالوهاب و محمدولی جعفری نشسته بودم و زل زده بودم به چشم‌هایش؛ نجیب بود. نجیب و روشن. اخمی کرد و گفت: زن‌ها به چشم کسی زل نمی‌زنند! خندیدم و گفتم: حتی اگر چشم‌های دریا باشد!؟ خندید و جواب داد: حتی اگر چشم‌های دریا باشد! خواهر و برادران شهیدان قصه‌ام هم بودند. صمیمی‌تر از تعریفی که درباره‌شان از سرهنگ رسول اکبری شنیده بودم. فضای اتاق به قدری ساده بود که سادگی‌اش در این روزگار رنگ‌ها و نیرنگ‌ها، آدم‌ها را مبهوت می‌کرد. تا به حال این‌همه سادگی و صمیمیت را یکجا ندیده بودم. سقف خانه بلندتر از سقف خانه‌های معمولی بود. برادر شهید که متوجه نگاهم شده بود، گفت: سقف اینجا با تیرچه‌های چوبی ساخته شده، رویش سقف کاذب کشیده‌ایم. لبخند زدم و چیزی نگفت. ولی راستش ته دلم به آن‌هایی که فکر می‌کنند خانواده شهدا سهم هنگفتی از سفره انقلاب گرفته‌اند و می‌گیرند، خندیدم...»   بخش دوم کتاب، روایت‌هایی از 6 دوست و همرزم شهید عبدالوهاب جعفری نقل می‌شود و بخش پایانی کتاب نیز به تصاویر و اسناد اختصاص دارد.   در بخشی از این کتاب از زبان مادر شهید، می‌خوانیم: «سربازی‌اش که تمام شد، گفتم: وهاب یه کاری پیدا کن تا برات زن بگیرم! خندید و گفت: کار هم پیدا می‌کنم، زن هم می‌گیرم! او بعد از شهادت محمدولی، مهربان‌تر شده بود. سعی می‌کرد بیشتر از قبل در کارها کمکم کند. چند دختر خوب برایش درنظر گرفته بودم. یکی از آن‌ها همسایه‌مان بود، یک کوچه بالاتر. دختر خوبی هم بود؛ اما عبدالوهاب قبول نکرد برای خواستگاری برویم. گفت: هنوز وقتش نیست! یک مغازه اجاره کرد. مکانیک ماهری بود. حتی می‌توانست ماشین‌های سنگین را هم تعمیر کند. برای تمیز کردن مغازه، سه روز تمام به سختی کار کرد. دست‌هایش تاول زده بود. خواهرش هم آن موقع در زنجان بود. به دست‌هایش نگاه می‌کرد و گریه می‌کرد که چرا دست برادر من باید به این روز افتاده باشد. عبدالوهاب هم به شوخی دانه دانه تاول‌های دستش را به او نشان می‌داد و می‌گفت: این هم هست، ببین! خیلی درد دارد. بعد خودش می‌نشست و به گریه کلثوم می‌خندید. یک‌بار من داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم. برنامه‌اش درباره رزمنده‌ها بود. رزمنده‌ها وقتی از مقابل دوربین رد می‌شدند، انگشتشان را به نشانه پیروزی بالا می‌بردند. همه‌شان شبیه هم بودند. ما یک تلویزیون سیاه و سفید 14 اینچ داشتیم. من با دقت به چهره‌هایشان نگاه می‌کردم. از عبدالوهاب پرسیدم: اینجا کجاست؟ عبدالوهاب چشم دوخت به صفحه تلویزیون و شروع کرد به توضیح دادن درباره خاکریز و انواع اسلحه و مهمات به من و برادرهایش. آن‌ها هم با دقت گوش می‌دادند. چند روز بعد آمد و گفت: مغازه را پس دادم! خیلی خوشحال بود. انگار روی پایش بند نباشد. از وقتی محمدولی شهید شده بود، این‌قدر خوشحال ندیده بودمش. رفت انباری و ساک کوچکش را آورد و گذاشت کنار گنجه لباس‌ها. پرسیدم: چرا مغازه را پس دادی؟! چرا ساک جمع می‌کنی؟ قرار جایی بری؟ فکر کردم می‌خواهد به مشهد برود. خیلی وقت بود می‌گفت: هوس زیارت حرم امام رضا (ع) را کرده‌ام. می‌گفتم: خب برو، می‌گفت: نه، می‌خواهم با شما بروم. همگی با هم! بدون اینکه نگاهم کند، گفت: آره ننه. اگه خدا بخواد، فردا میرم جبهه!»   نخستین چاپ کتاب «پسران من» در 163 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 10 هزار تومان از سوی انتشارات غواص روانه بازار نشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 02 Mar 2019 10:40:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272626/زندگی-یک-شیرزن-روستای-ق-ینرجه-مادری-دو-شهید وقتي گيسيا خاطراتش با مردان زندگي‌اش را مرور مي‌كند. http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272317/وقتي-گيسيا-خاطراتش-مردان-زندگي-اش-مرور-مي-كند به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) «گیسیا» نوشته غنچه وزیری، چهار فصل دارد كه گيسيا با سفر به درون، خاطراتش با سه مرد تاثيرگذار زندگي‌اش را روايت مي‌كند. رمان «گیسیا» درباره زنی با همین نام است که علاقه‌مند فرهنگ و ادب سرزمین مادری‌اش است اما بین او و ریشه‌هایش فاصله‌ای به اندازه سال‌های زیاد افتاده است. گیسیا دچار روزمرگی شده و با رسیدن آخرین شب تابستان، با تغییر غیرقابل‌انتظاری در زندگی‌اش روبرو می‌شود. گیسیا که تلاش دارد زندگی‌اش را به وضعیت پیشین برگرداند، سفری به درون خود می‌کند. غنچه وزیری دانش‌آموخته رشته ادبیات فارسی و مدرن داستان‌نویسی است. از او پيش از اين مجموعه‌داستان «هیاهوی سکوت» در سال ۸۴ توسط نشر واج و مجموعه‌داستان «آهسته گفت یادم نیست» در سال ۹۱ توسط انتشارات تیرگان منتشر شده است. بخشی از متن کتاب که در پشت‌ جلد آمده است: گیسیا به‌آرامی از پله‌ها پایین رفت و زمزمه کرد: «ازش متنفرم… ازش متنفرم.» حالا می‌دانست که فاتیشا شاگرد آموزشگاه بوده و شاید هم شاگرد شهداد. زمزمه کرد: «لعنتی، عوضی، ازش بدم می‌آد.» این امکان وجود داشت که هنوز هم شاگرد خصوصی شهداد باشد. پایین رفتن از پله‌ها راحت بود و گیسیا کمی بر سرعتش افزود: «ازش متنفرم… متنفر.» صدای فاتیشا نه خوش‌آهنگ بود نه بدآهنگ؛ نه گرم بود نه سرد. پله‌ها را تندتر پایین رفت. نمی‌دانست کدام طبقه بود. صدای فاتیشا فقط صدایی زنانه بود و مثل موهایش هیچ شناختی از او به گیسیا نمی‌داد. زمزمه کرد: «شهداد، شهداد! کاش از تو متنفر می‌شدم.» به‌سرعت می‌دوید و چیزی بجز پله نمی‌دید. زمزمه کرد: «چقدر دیگه باید دروغ بگم تا بفهمم فاتیشا کیه؟» بدنش داغ شده بود و پاهایش درد گرفته بود. ایستاد. طبقه اول بود. باید شش طبقه بالا می‌رفت و نمی‌توانست، نه از راه‌پله و نه با آسانسور. روی پله‌ای نشست. زمزمه کرد: «چقدر دیگه باید صبر کنم تا بفهمم شهداد چه مرگشه؟»عرق کرده بود و موهایش به هم چسبیده بود. درِ یکی از آپارتمان‌ها باز شد. مردی بیرون آمد. گیسیا به او نگاه نکرد، ولی حس کرد مرد منتظر آسانسور ایستاده است. مرد وارد آسانسور شد و گیسیا سرش را روی پاهایش گذاشت. خوابش می‌آمد و نمی‌توانست بلند شود. چشمانش را بست: موهای بلند و مواجش در باد می‌رقصید و او به دنبال مردی می‌دوید. موهایش توی صورتش می‌خورد و او نمی‌توانست مرد را ببیند. مرد دور بود، خیلی دور! گیسیا موهایش را جمع کرد. می‌خواست آن‌ها را با کش ببندد، ولی موها از دستش سر می‌خوردند و صورتش را می‌پوشاندند. از دور صدایی می‌آمد: «زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم…» چشمانش را باز کرد. صدا نزدیک شد: «ناز بنیاد نکن تا نکنی بنیادم…» گیسیا سرش را بلند کرد. جوانی رو به رویش ایستاده بود. صدای جوان با صدای آواز آمیخت: «خانم، مشکلی پیش اومده؟» «گیسیا» نوشته غنچه وزیری در ۲۳۱ صفحه، با شمارگان ۶۶۰ صفحه و قیمت ۲۱ هزار تومان توسط همین نشر منتشر شده است.  ]]> تازه‌های کتاب Sat, 02 Mar 2019 05:07:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272317/وقتي-گيسيا-خاطراتش-مردان-زندگي-اش-مرور-مي-كند مردي كه خودش را بالا آورد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272617/مردي-خودش-بالا-آورد به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،‌شهرزاد رحمتي منتقد و كارشناس سينمايي است و در كارنامه خود ترجمه سينمايي نيز دارد. رمان «سايه‌هاي پرچ شده» او را به تازگي نشر روزنه به قيمت 21500 تومان منتشر كرده است. شهرزاد رحمتي درباره اين رمان مي‌گويد: «سایه‌های پرچ‌شده (مردی که خودش را بالا آورد) در واقع بیشتر نوولا است تا رمان. و راستش به لطف بررسان عزیز، «نوولاتر» هم شده؛ حدودأ 9 صفحه نوولاتر. طنز سیاه و بفهمی نفهمی جنون‌آمیز کتاب برای کسانی که به خصوص داستان‌های کوتاه بنده را خوانده باشند نباید چندان عجیب و غریب باشد. و البته تعبیر «بفهمی نفهمی» را در اینجا بر اساس واحد «وزنی» خودم آورده‌ام. بنابراین امکانش هست که بر مبنای واحدهای وزنی خیلی‌های دیگر، این کتاب کاملأ جنون‌‌آمیز به حساب بیاید.» در پشت جلد اين كتاب در معرفي آن آمده است: «جناب فیاز شخصیت اصلی رمان،آدم پریشانی است.در واقع آدم «غلط»ی است و این عازضه در وجود او چنان حاد است که حتی نامش هم آن را به رخ می کشد. او البته بر خلاف اغلب آدم های غلط دیگر،با پذیرش صدقانه ی واقعیت،سال ها برا ریشه یابی و درمان این عارضه تلاش کرده است و به عبارت دیگر برای تصحیح این غلط بزرگ،اما طبعا از آدمی تا این حد غلط نمی‌توان انتظار داشت کاری را درست انجام بدهد. او سال‌ها به روانپزشک‌ها و روانشناسان جوروا جور مراجعه کرده بی نتیجه اما اخرین نفر در این صف طولانی متخصصان که روان پزشکی قلابی از کار در می‌آید. توصیه بسیار مفیدی به فیاز می‌کند: نوشتن گزارش‌هایی درباره عوامل مختلفی که ممکن است باعث و بانی غلط از کار در آمدن او باشند. حاصل هفت گزارش آسیب شناسانه بی تعارف است فیاز با احساس تعهدی مثال زدنی نوشته درباره زادگاهش،خانواده اش،اجدادش،حتی نامش و ...» بخش از رمان:   «دو روز گشتم تا بالاخره “دكتر” را در زندان قصر پیدا كردم. می‌گفت از بچگی آرزو داشته ساكن قصر شود. راضی‌اش كردم تا پس از آن همچنان به همان روال سابق ولی در زندان یا به قول خودش “قصرش” هفته‌ای دو جلسه مرا “ویزیت” كند. پس از آن دیگر هرگز به روی همدیگر نیاوردیم كه اوضاع كوچك‌ترین فرقی كرده. حتی همچنان او را دكتر كاردرست صدا می‌زدم. انگار نه انگار. فقط این كه گرچه قبلاً هم گاهی چیزهایی مثل سیگار و كمپوت و تخمه ژاپنی برای او به مطب‌اش می‌بردم حالا برای اولین بار چیزهایی مثل شورت و جوراب و از این قبیل را هم باید برایش تأمین می‌كردم. جلسه‌های درمانی او با من به‌زودی جلب توجه كرد، طوری كه هر دفعه یك عالم زندانی با علاقه‌ی تمام دورمان جمع می‌شدند و به خصوصی‌ترین اعترافات من گوش می‌دادند و اغلب مسخره­ام می­کردند ولی گاهی حتی اشك هم می‌ریختند. در واقع میزان هم‌دلی و همدردی‌شان با مشكلات من در حدی بود كه حتی به سرم زد كاری دست خودم بدهم تا مرا هم زندانی بكنند. احساس می‌كردم سرانجام خانه و خانواده‌ی آرمانی‌ام و جایگاه راستین خودم در اجتماع را یافته‌ام. خوش‌بختانه دكتر كاردرست به موقع مرا سر عقل آورد و حالی‌ام كرد كه تا وقتی این ور میله‌ها باشم و به دردشان بخورم احترام دارم و به محض این كه پایم به آن طرف برسد قبل از هر كاری خصوصی‌ترین اعترافات شرم‌آورم را یك‌جا به رخ‌ام می‌كشند. نمی‌دانم چرا دكتر در برابر كنجكاوی طبیعی من كه خیلی دلم می‌خواست بدانم بعدش چه‌كار می‌كنند، نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت و گفت: «بعدش رو بهتره درز بگیریم. گرچه درز نگیریم هم سانسور می­شه به هر حال.»   زندانی‌ها كه بهبود تدریجی حال مرا به چشم خودشان می‌دیدند از دكتر كاردرست تقاضا كردند تا آن‌ها را هم “ویزیت” كند. اما دكتر شروع كرد به بهانه آوردن و طفره رفتن. البته راستش به نظر من رفتارش تصنعی می‌آمد و بیش‌تر حالت بازارگرمی داشت. یك ربع تمام اصرار كردند ولی دكتر نپذیرفت. در نتیجه از راه تهدید و ارعاب درآمدند و سی ثانیه نشده دكتر با مهربانی پذیرفت تا فعلاً عده‌ی “محدود"ی از زندانی‌ها، حدود دویست نفر، را ویزیت كند. به­زودی آوازه‌ی او به عنوان روان‌پزشكی قلابی و برجسته در كل زندان پیچید و تا جایی كه می‌دانم ظرف سه سالی كه در زندان بود نه تنها صدها تن از زندانی‌ها را برای همیشه متحول كرد بلكه زندگی رییس زندان را هم دگرگون كرد و حتی دو شورش فراگیر و خشن زندانی‌ها را هم صرفاً با نصیحت خاتمه داد، طوری كه شهرت‌اش جهان‌گیر شد و حداقل در شش هفت مورد شورش خشونت‌بار، از مخوف‌ترین و معروف‌ترین زندان‌های آمریكا مثل سینگ‌سینگ و ابوغریب و سن كوئنتین و كشورهای دیگر دنبال‌اش فرستادند تا برای نصیحت كردن شورشی‌ها برود. همیشه هم كاملاً موفق بود.   در این میان، رییس همان زندان سینگ سینگ حكایتی داشت بس غریب كه در زمان خودش خیلی سروصدا كرد و حتی هالیوود هم فیلمی بر اساس ماجرای او ساخت. این رییس زندان كه از دیرباز با خودش درگیر بود یا به عبارت علمی­ترش خوددرگیری داشت به لطف آموزه‌های دكتر كاردرست، مسیر واقعی‌اش در زندگی را پیدا كرد: شغل ریاست زندان را كه با لطافت روح او در تضاد بود كنار گذاشت و یكهو پاشد رفت تبت و در معبدی شش هفت سال‌ به مراقبه نشست و به عنوان كاهنی پرهیزگار، شأن و منزلتی برای خودش پیدا كرد، طوری كه برخی از او حتی به عنوان دالایی لامای بعدی كه نه،‌ ولی دالایی لامای بعد از دالایی لامای بعدی، اسم می‌بردند. در نهایت بزرگان قوم در تبت برای بزرگداشت او تكلیفی خاص را كه فقط به بزرگ‌ترین كاهن سپرده می‌شد به او پیشنهاد كردند: ریاست معبدی خاص موسوم به یینگ یینگ كه در خفا زندانی بزرگ و طبق برخی شایعه‌ها بسیار خشن برای كاهنان متخلف بود. طبق آیین كهن، اگر كاهنی از پذیرفتن این تكلیف امتناع می‌كرد تا آخر عمر مأموری در كنار او می‌ایستاد و هر بار به محض این كه كاهن مراقبه‌اش را شروع می‌كرد با كارهایی مثل قلقلك دادن یا تعریف كردن جوك‌های مستهجن یا نیش‌گون گرفتن و كشیدن گوش و اگر كارگر نبود با هر ترفند دیگری مانع مراقبه‌ی او می‌شد یا وقتی خواب بود با ماژیك مشكی كلفت برایش سبیل می‌كشید و… رییس سابق زندان با دریافت این پیشنهاد یكهو اختیار از كف بداد و با حالی شبیه به جنون‌ دوان‌دوان راه بیابان را در پیش گرفت و دیگر هرگز دیده نشد. برخی گفتند از فرط عبادت به سرش زده و برخی حتی می‌گفتند كه آلوده به كرم روده شده است. ولی رایج‌ترین تعبیر كه در نهایت به عنوان تعبیر رسمی پذیرفته شد این بود كه به واسطه‌ی مراتب والای زهد و تواضع، از بیم تسلیم به خواسته‌های نفسانی‌اش گریخته و از آن روز در غاری در میان تلی از مارها و عقرب‌ها مشغول مراقبه است تا نشان بدهد كه خطر خواسته‌های نفسانی حتی از مار و عقرب هم بیش‌تر است.   به هر حال دكتر كاردرست در زندان چنان تأثیر عمیق و مثبتی روی بیماران و نیز نگهبانان گذاشت كه ظرف كم‌تر از یك سال، سكوت و آرامش حاكم بر زندان و متانت و وقار ساكنان‌اش آن را بیش‌تر به همان معابد تبت شبیه كرده بود.» رمان «سايه‌هاي پرچ شده» نوشته شهرزاد رحمتي را به تازگي نشر روزنه به قيمت 21500 تومان منتشر كرده است. ]]> تازه‌های کتاب Sat, 02 Mar 2019 04:49:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272617/مردي-خودش-بالا-آورد شهر فرنگی از زندگي آدم‌هاي امروز در «گورخواب» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272613/شهر-فرنگی-زندگي-آدم-هاي-امروز-گورخواب به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «گورخواب» نوشته بابك تبرايي، درباره انواع و اقسام گورخوابیِ ما ایرانی‌ها است. اين رمان درباره دانشجویی است که پوست از سر استادش می‌کند. رد پاي داریوش مهرجوییِ فیلمساز نيز در اين رمان هست که شرایط زمانه اعصابش را به هم ریخته است. ماجراي چند جوانِ کتاب‌دزد هم روايت مي‌شود که با افسردگی و سرخوردگی می‌جنگند. گورخواب‌، خرده روايت‌هايي دارد از آدم‌هاي مختلف روزگار نويسنده. از اين جمله‌اند: زن و شوهری در شش و بش دزدی از موزه هنرهای معاصر تهران، دانشجویانِ مهاجرت‌کرده به آمریکا، کلنجار نویسنده‌ای با سانسورهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و در نهایت روند تبدیل‌شدنِ آدمی بدبخت به یک خون‌آشام. کتاب پر است از موسیقی و نقاشی و مجسمه و شعر و قصه و فیلم. شهر فرنگی است برای خودش که می‌کوشد تعریف صادقانه و بی‌تعارفی از زندگی تحویل مخاطبش بدهد. این کتاب قصه‌‌هایی دارد برای بازگویی جزئیاتِ از قرار فراموش‌شدنی زندگی آدم‌هایی که در صف‌های دراز گورهایی از پیش مقرر آرام به پیش می‌رفتند و اما همین مسیر اجباری‌شان را هم با دست‌اندازها و کلوخ‌هایی ناگزیر روبه‌رو دیدند. آدم‌هایی که ایرانی بودند. آدم‌هایی که...  در پشت جلد كتاب آمده است: گورخواب کتاب داستانی است با پایی در واقعیت و پایی در خیال. داستان اصلی «درست یک روز پس از نامه سرگاشده اصغر فرهادی، کارگردان سینما، به حسن روحانی، رییس جمهور ایران، درباره وضعیت گروه خواب‌های نصیرآباد» شروع می‌شود و با انفجاری آشنا وسط شهر به پایان می‌رسد. این میان، پنج داستان و پنج میان داستان دیگر هم هست؛ سرگذشت آدم‌هایی که فنر وجودشان فشرده شده و معلوم نیست جهش نهایی به کدام سو پرتاب‌شان خواهد کرد. نتیجه، شاید کشکول همزمان خنده‌دار و تأسف‌باری از وضعیت خودمان باشد. قصه‌هایی «برای بازگویی جزئیات از قرار فراموش‌شدنی زندگی آدم‌هایی کوچک، آدم‌هایی که این‌جا بودند. آدم‌هایی که در صف‌های دراز گورهایی از پیش مقرر آرام به پیش می‌رفتند و اما همین مسیر اجباری‌شان را هم با دست‌اندازها و کلوخ‌هایی ناگزیر روبه‌رو دیدند. آدم‌هایی که ایرانی بودند، آدم‌هایی که ما بودیم.»   پاره‌يي از متن رمان:   دکتر پدرام صمدی مالک و مدیر آزمایشگاهی خصوصی در یوسف‌آباد بود. از همان آزمایشگاه‌هایی که نمونه خون و ادرار و مدفوع‌تان را می‌گیرند و بعد کاغذی در ازایش تحویلتان می‌دهند. دسترسیِ آسان او به خونِ سالم، کمکش کرد تا کل خونِ آلوده توی بدن گورخواب را با انواع متناسبی از خونِ آلوده جایش را به خون‌های جدید می‌داد، و سم رفته رفته از تنش به در می‌شد. هر وقت اختلالی در بدنش پدید می‌آمد، دکتر صمدی به‌موقع سرمی‌رسد و جلوِ تمامی خطرات احتمالی را می‌گرفت. پس از سه بار تعویض کامل خون، سرانجام رژیم غذایی خاصی هم برایش در نظر گرفتند که صرفا شامل گوشت و چری و استخوان بود. نه از سبزیجات خبری بود و نه از میوه، غلات، یا حتی آب. گوشت‌ها را از همان ابتدا آبدار انتخاب می‌کردند. انواع استیک و چکر و دل و دنده و دنبه بود که نیم‌پخته، بی‌آب و نان و نمک، آماده بلعِ مردِ همواره گرسنه می‌شد. رژیم تمام‌گوشت اوایل به دهانش بدمزه بود. بعد، به آن عادت کرد. دستِ آخر، به نظرش مطبوع آمد. کتاب «گورخواب» اثر بابک تبرایی در 144 صفحه با شمارگان 660 نسخه به بهای 15هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب شد.   ]]> تازه‌های کتاب Tue, 05 Mar 2019 15:07:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272613/شهر-فرنگی-زندگي-آدم-هاي-امروز-گورخواب ​همه تابستان بدون فیسبوک http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272556/همه-تابستان-بدون-فیسبوک به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ابوالفضل الله دادي كه در جايزه ابوالحسن نجفي و جايزه كتاب سال نامزد دريافت جايزه بود، اين بار دست به ترجمه رمان «همه تابستان بدون فیسبوک» نوشته رومَن پوئرتولاس زده است.   در مقدمه اين كتاب در وصف رمان و نويسنده‌اش مي‌خوانيم: «آگاتاکریستی کریسپی کارآگاه اداره پلیس بر اثر خطایی که مرتکب شده به منطقه‌ای تبعید می‌شود که همه چیزی عجیب است: جایی به نام نیویورک اما نه آن نیویورک مشهور، 98 فلکه دارد و فقط یک چراغ قرمز؛ تنها پرونده همیشگی اداره پلیس گم شدن گربه ایرانی یکی از اهالی است و مهم‌تر از همه، تلفن همراه در این منطقه خط نمی‌دهد و اهالی به شبکه‌های اجتماعی دسترسی ندارند. به همین دلیل مأموران پلیس هرکدام برای سرگرم کردن خود به کاری روی می‌آورند: عده‌ای بافتنی می‌بافند، برخی دارت پرتاب می‌کنند، رئیس اداره به ماهیگیری می‌رود و آگاتا که شیفته ادبیات است باشگاه کتابخوانی‌اش را می‌گرداند. در چنین روزهای یکنواخت و بی‌هیاهویی است که چند قتل به فاصله کوتاهی اتفاق می‌افتد... چهارمین رمان رومن پوئرتولاس بیش از آنکه داستانی جنایی باشد ادای دینی است به تاریخ ادبیات جهان و شاهکارهای بزرگی که نویسنده‌های محبوبمان برای ما نوشته‌اند. او در این کتاب رمان‌های بزرگی را که احتمالا همه ما آن‌ها را خوانده‌ایم از زاویه دیگری به تصویر می‌کشد و البته در این راه از شوخی با نویسندگان بزرگ ابایی ندارد. تا جایی که قاتل را یکی از همین نویسنده‌ها معرفی می‌کنند: جیمز جویس. اما آیا واقعاً جویس کبیر قاتل سریالی همه تابستان بدون فیسبوک است؟   مارگارت میچل فقط یک بار در زندگی‌اش نوشت. تنها یک کتاب. وقتی آدم با چنین موفقیتی روبه‌رو می‌شود، وقتی هیجانِ خلقِ جزئیاتی از شخصیت‌ها را تجربه می‌کند که از روی کاغذ فراتر می‌رود تا روی نگاتیو فیلمی چاپ شود که به بخشی از میراث سینمایی جهان تبدیل شده، چطور می‌تواند چنین تجربه‌ای را تکرار نکند؟ فیلمی که باعث ریختن چندین تُن اشک در تقریبا سراسر دنیا شده و در پیشرفت کارخانه‌های تولید دستمال کاغذی سهیم بوده. چطور در همین نقطه متوقف می‌شود و این منگی و تحیر را دوباره تجربه نمی‌کند؟ مارگارت میچل فقط یک کتاب نوشت، بله، درست است، اما او در کل دنیا مشهور شد. ویلیام سامرست موآم بیست و دو رمان، سی و یک نمایشنامه و بیش از صدها داستان کوتاه نوشت و آثارش موضوعات سیزده اقتباس سینمایی بودند و با این حال چه کسی او را می‌شناسد؟ هیچ‌کس. دیکتاتوریِ بی‌رحم شهرتی ناپایدار.»   کتاب «همه تابستان بدون فیسبوک» نوشته رومن پوئرتولاس با ترجمه ابوالفضل الله‌دادی در 447صفحه با شمارگان 1100 صفحه به بهای 42هزار از سوی انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Sat, 02 Mar 2019 03:45:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272556/همه-تابستان-بدون-فیسبوک انتشار مجموعه 9 جلدی «فرهنگنامه فاطمی» در قم http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272571/انتشار-مجموعه-9-جلدی-فرهنگنامه-فاطمی-قم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، «فرهنگنامه فاطمی» که از سوی نشر‌ هاجر در 9 جلد به چاپ رسیده است، دارای دو بخش است؛ بخش اول این در 21 مدخل با موضوعات تولد و حیات زمینی، سیما و صفات و شخصیت، آیات، روایات، مناقب و فضایل معنوی، ازدواج و سیره خانوادگی، سیره اعتقادی، اخلاق و رفتار، تربیت و پرورش فرزندان، سیره عبادی و قرآنی، علمی، فرهنگی و هنری، سیره اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی، اذکار، ادعیه و تسبیحات، توسلات و نمازها، وصایا و توصیه‌ها، مظلومیت‌ها و مصیبت‌ها و شهادت و حیات آسمانی حضرت فاطمه زهرا (س) تدوین شده است.   بخش دوم شامل بازخوانی، تحليل محتوا و شرحِ خطبه‌ها، دعاها، وصایا، زيارات و تعقيبات، سخنان کوتاه، نگاه دیگران، منزلت­ شناسی، اشعار، مدايح و مراثی است که ضمن بررسی محتوای آن‌ها دریچه‌ای به سوی شعر، مثل‌ها، تعقیبات و زیارات دخت پیامبر گرامی اسلام (ص) گشوده شده است. در این بخش شخصیت فاطمه زهرا (س) از منظر علما و اندیشمندان اهل سنت، خواص، مستشرقین و غربیان مورد بررسی قرار می‌گیرد و در پایان آن، اشعار عربی و فارسی در مدح آن حضرت ذکر شده است.   فرهنگنامه فاطمه زهرا (س) با بهره‌گیری از 1500 منبع فریقین به صورت موضوعی - الفبایی در بیش از 3300 صفحه در 9 جلد به قیمت 480 هزار تومان از سوی نشر‌ هاجر به چاپ رسیده است و در حال حاضر با 50 درصد تخفیف و به قیمت 240 هزار تومان از سوی این ناشر‌ عرضه می‌شود. ]]> استان‌ها Sat, 02 Mar 2019 03:40:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272571/انتشار-مجموعه-9-جلدی-فرهنگنامه-فاطمی-قم وقتی دموکراسی‌ها، دموکراسی را تضعیف می‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272477/وقتی-دموکراسی-ها-دموکراسی-تضعیف-می-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «نیکوکاران بدطینت: اسراری از گناهکاری ملل ثروتمند و تهدیدی برای جهانی شدن» نوشته ها ـ جون‌چانگ هرچند با مشهورات کلاس‌های درس انتزاعی اقتصاد همخوانی ندارد اما پرده از واقعیت‌های علمی و تاریخی بسیاری برمی‌دارد. چانگ استاد اقتصاد توسعه کمبریج انگلستان در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه اقتصادهای موفق جهانی، حمایت‌گرایی دولتی و درون‌زایی اقتصادی را بر خلاف تبلیغاتشان در کتاب‌های درسی، به جد سر لوحه سیاست‌های خود قرار داده و راهی که خود پیموده‌اند، غیر از راهی است که امروزه به کشورهای در حال توسعه یا فقیر پیشنهاد می‌دهند. چانگ استدلال می‌کند که هرچند به لحاظ نظری و در ظاهر، گویی کشورهای ثروتمند و موسسات عمده، مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، می‌خواهند که تمام ملل، جوامع مدرن و موفق شده باشند، در عمل، کشورهایی که در رده‌های بالاتری هستند، نردبامی را که خود آن‌ها برای رسیدن به ثروت از آن بالا رفته‌اند را از جلوی پای دیگر کشورها برداشته‌اند! او در مسیر افشاگری‌ خود، استانداردهای دوگانه‌ای را آشکار می‌کند که در همه جا وجود دارند: در فهم سیاست‌گذاران از تاریخ، در نگرش‌های آن‌ها به مباحث مهمی چون تجارت آزاد، سرمایه‌گذاری خارجی و در پیش‌داوری‌های گیج‌کننده خود در مورد کلیشه‌های ملی و هنجارهای «آرمانی» نسبت به دولت. نویسنده دقیقا نشان می‌دهد که چرا این استانداردهای دوگانه از سوی کشورهای موفق چنین تعبیع شده‌اند و چطور به جهان در حال توسعه صدمه زده‌اند ـ و به این صدمه زدن ادامه می‌دهند ـ و به شکل قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد که تنها اگر نیکوکاران بدکار شواهدی را که واقعا در مقابل آن‌ها می‌درخشند، بپذیرند، می‌توان اقتصاد جهانی بسیار منصفانه‌تر و پیشرفته‌تری را ایجاد کرد. بخشی از سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: اسطوره‌ها و واقعیت‌های جهانی‌سازی، نئولیبرال‌ها در برابر سبک‌های مغزی؟، چه کسانی اقتصاد جهان را اداره می‌کنند؟، بریتانیا به مصاف جهان می‌رود، آمریکا وارد این نزاع می‌شود، اسرار گناهکاری سایر کشورها، آیا تجارت آزاد همیشه راه‌گشا است؟، نظام تجاری بین‌المللی و نارضایتی‌ها از آن، تجارت بیشتر، ایدئولوژی‌های کمتر، مادر ترزای سرمایه خارجی، جهان بدون مرز؟، خطرناک‌تر از قدرت نظامی، مالکیت خصوصی خوب، مالکیت عمومی، مالکیت دولتی در جایگاه متهم، تورم داریم تا تورم، بهای ثبات قیمت، دموکراسی و بازار آزاد، وقتی دموکراسی‌ها، دموکراسی را تضعیف می‌کنند، آیا فرهنگ بر توسعه اقتصادی تاثیر می‌گذارد؟ و آیا برخی از فرهنگ‌ها فاقد توانایی توسعه اقتصادی هستند؟ چانگ در پاسخ به پرسش مهم چه «کسانی اقتصاد جهانی را اداره می‌کنند؟» می‌نویسد: بیشتر آنچه در اقتصاد جهانی رخ می‌دهد به وسیله کشورهای ثروتمند، بدون اینکه حتی تلاش کنند، تعیین می‌شوند. ۸۰ درصد از محصولات جهان به آن‌ها اختصاص دارد، ۷۰ درصد تجارت بین‌المللی را اداره می‌کنند و ۷۰ تا ۹۰ درصد (بسته به سال مورد نظر) تمام سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی را انجام می‌دهند. این بدان معنی است که سیاست‌های ملی آن‌ها می‌تواند به شدت بر اقتصاد جهانی تاثیر بگذارد. او سپس با ارائه مثال‌های از هند، شیلی و ... تشریح می‌کند که تمایل کشورهای ثروتمند به استفاده از این وزن سنگین در شکل دادن به قواعد اقتصاد جهانی مهم‌تر از وزن خالص آن‌هاست. برای نمونه، کشورهای توسعه‌یافته با مشروط کردن کمک‌های خارجی خود و یا با ارائه توافق‌های تجاری ترجیحی خود در ازای «رفتار خوب» (اتخاذ سیاست‌های نئولیبرالی)، کشورهای ضعیف‌تر را ترغیب می‌کنند تا سیاست‌های خاصی را اتخاذ کنند. اما حتی آنچه از شکل‌دهی به گزینه‌های پیش روی کشورهای در حال توسعه مهم‌تر است، چیزی است که چانگ آن را «تثلیث نامقدس» سازمان‌های چند ملیتی  ـ یعنی صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی ـ می‌نامد. هرچند این نهادها دست‌نشانده کشورهای ثروتمند نیستند، اما تا حدود زیادی تحت کنترل این کشورها هستند، بنابراین سیاست‌های نیکوکاری خبیثانه‌ای که آن کشورها می‌خواهند را توصیه و اجرا می‌کنند. درواقع در ابتدا، صندوق بین‌المللی پول تنها شرایطی را اعمال می‌کرد که با مدیریت کشور وام‌گیرنده بر تراز پرداخت‌های خود، مانند کاستن از ارزش پول، ارتباط نزدیکی داشت. اما بعدها با این استدلال که کسری بودجه علت اصلی مشکلات مروبوط به تراز پرداخت‌هاست، شروع به گذاشتن شروطی بر بودجه‌های دولتی کرد. این مسئله یه تحمیل شرایطی چون خصوصی‌سازی شرکت‌های تحت تملک دولت انجامید؛ چراکه استدلال می‌شد زیان‌های ناشی از این شرکت‌ها منبع مهمی از کسری بودجه‌ها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. به عبارت دیگر ملل ثروتمند، یا به قول چانگ این نیکوکاران بدطینت اغلب به عنوان شرطی برای مشارکت‌ مالی خود در بسته‌های صندوق بین‌المللی پول، برای بدتر کردن وضعیت تقاضا می‌کنند که کشور وام‌گیرنده مجبور به اتخاذ سیاست‌های شود که با سروسامان دادن به اقتصاد آن ارتباط چندانی ندارد جز اینکه منافع کشورهای ثروتمند وام‌دهنده این پول را تامین می‌کند.  نویسنده سپس در فصل مالکیت دولتی در جایگاه متهم به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا این نیکوکاران بدطینت فکر می‌کنند که شرکت‌های دولتی باید خصوصی شوند؟ در کانون استدلال علیه شرکت‌های دولتی، ایده‌ای ساده اما جذاب نهفته استو آن ایده این است که مردم از چیزهایی که به آن‌ها تعلق ندارند، درست مراقبت نمی‌کنند. یعنی به نظر می‌رسد که سرشت انسانی مردم چنین است که برای مراقبت از اموال شخصی خویش تمام تلش خود را انجام می‌دهند، درحالیکه برای مراقبت از اموال غیرشخصی چنین نمی‌کنند. بنابراین مخالفان مالکیت دولتی استدلال می‌کنند که اگر از مردم بخواهید تا به کارآمدترین شکل از اموال استفاده کنند؛ باید مالکیت یا حقوق مالکیت اموال (از جمله شرکت‌ها) را به آن‌ها بدهید. او سپس از دو حقی که مفهوم مالکیت برای مالک به وجود می‌آورد می‌گوید.حق اول، حق دخل و تصرف در اموال است. حق دوم، حق مطالبه سودهای ناشی از استفاده از آن است. چون بنا به تعریف، سود چیزی است که پس از پرداخت هزینه تمام نهاده‌هایی (مانند مواد خام، نیروی کار و دیگر نهاده‌های استفاده شده در کارخانه) که برای استفاده تولیدی از اموال خریداری شده است، برای مالک دارایی باقی می‌ماند، حق مطالبه این سودها به عنوان «مطالبه ماترک» شناخته می‌شود. مشکل این است که اگر مالک مطالبه ماترک داشته باشد، مقدار سود به آن دسته از تامین‌کنندگان نهادهایی که دربافتی ثابت دارند، ارتباطی ندارد. استدلال دیگری هم علیه شرکت‌های دولتی وجود دارد که به مسئله «قید بودجه نرم یا انعطاف‌پذیر» معروف است. این استدلال می‌گوید که شرکت‌های دولتی چون بخشی از دولت هستند، اگر ضرر کنند یا در خطر ورشکستگی قرار گیرند، اغلب می‌توانند از دولت منابع مالی اضافی دریافت کنند. استدلال می‌شود که شرکت‌ها از این طریق می‌توانند به گونه‌ای عمل کنند که گویی محدودیت‌های بودجه‌ای آن‌ها انعطاف‌پذیر یا نیم‌بند هستند و بدون اینکه مورد بازخواست قرار بگیرند، سهل‌انگارانه به مدیریت خود ادامه دهند.   و نهایتا در فصل «وقتی دموکراسی‌ها، دموکراسی را تضعیف می‌کنند» چانگ صراحتا اشاره می‌کند که سیاست‌های بازار آزاد ترویج‌شده از سوی نیکوکاران خبیث، حوزه‌های بیشتری از زندگی ما را تحت اصل «یک دلار، یک رای» آورده است. اما تا زمانی که بین بازارهای آزاد و دموکراسی تنش طبیعی وجود دارد، این بدان معنی است که دموکراسی با چنین سیاست‌هایی محدود می‌شود، حتی اگر این اتفاق عمدی نباشد. اما چیزهای دیگری هم هست، نیکوکاران بدطینت سیاست‌هایی را توصیه کرده‌اند که فعالانه بنیان دموکراسی در کشورهای در حال توسعه را تضعیف می‌کند (هرچند آن‌ها هرگز این سیاست‌ها را با چنین کلماتی بیان نمی‌کنند.) به بیان چانگ  اقتصاددانان نئولیبرال نگران هستند که سیاست، فرصت انحراف از عقلانیت بازار را فراهم کند: ممکن است بنگاه‌ها یا کشاورزان ناکارآمد برای دریافت تعرفه‌ها و یارانه‌ها با نمایندگان مجلس لابی کنند و بر بقیه جامعه که مجبور هستند محصولات داخلی گران را بخرند، هزینه‌هایی را تحمیل کنند؛ ممکن است سیاست‌مداران عوام‌گرا، بانک مرکزی را برای «چاپ پول» در زمان مبارزات انتخاباتی تحت فشار قرار دهند؛ که باعث تورم می‌شود و در بازه زمانی طولانی‌تر به مردم لطمه می‌زند. تا اینجا همه چیز درست است. کتاب همچنین توضیح می‌دهد که راه‌حل نئولیبرالی برای این مشکل «سیاست‌زدایی» از اقتصاد است. آن‌ها استدلال می‌کنند که دامنه فعالیت دولت باید ـ از طریق خصوصی‌سازی و آزادسازی ـ به حدالاقل کاسته شود. در معدود حوزه‌هایی هم که دولت هنوز اجازه فعالیت دارد، فضا باید برای مصلحت‌اندیشی سیاستی به حداقل برسد. استدلال می‌شود که چنین محدودیت‌هایی به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه که رهبران آن‌ها شایستگی کمتری دارند و فاسدتر هستند، لازم هستند. چنین محدودیت‌هایی را می‌توان با قوانین سفت و سختی که انتخاب‌های دولت را محدود می‌کند مانند قانونی که یک بودجه متوازن را الزامی می‌کند یا ایجاد موسسه‌های سیاستی مستقل از لحاظ سیاسی مثل بانک مرکزی مستقل؛ موسسات نظارتی مستقل و حتی اداره مالیاتی مستقل (که به مقام درآمدی خودفرما معروف هستند و در اوگاندا و پرو آزمایش شده‌اند) ایجاد کرد. پیوستن به توافق‌نامه‌های بین‌المللی مانند توافق‌نامه‌های سازمان تجارت جهانی، موافقت‌نامه‌های تجارت آزاد دو جانبه یا منطقه‌ای یا موافقت‌نامه‌های سرمایه‌گذاری برای کشورهای در حال توسعه بسیار مهم تلقی می‌شود چراکه رهبران این کشورها مسئولیت‌پذیری کمتری دارند و در نتیجه منحرف شدن آن‌ها از مسیر درست سیاست نئولیبرالی محتمل‌تر است. چانگ اما به روشنی از مشکل منطقی این فرضیه تاکید می‌کند: اولین مشکل این استدلال برای سیاست‌زدایی از اقتصاد این فرض غلط است که ما قادریم به روشنی بفهمیم که علم اقتصاد باید در کجا خاتمه یاید و علم سیاست باید از کجا آغاز شود. اما این ممکن نیست، زیرا بازارها یعنی دامنه علم اقتصاد خود مفاهیم سیاسی هستند. بازارها مفاهیم سیاسی هستند تا آنجا که تمام حقوق مالکیت و دیگر حقوق که زیربنای آن‌ها هستند ریشه‌های سیاسی دارند.  کتاب «نیکوکاران بدطینت: اسراری از گناهکاری ملل ثروتمند و تهدیدی برای جهانی شدن» نوشته ها ـ جون‌چانگ با ترجمه عادل پیغامی، امیر عزیزی و زهرا ایجی با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در ۴۱۸ صفحه و به قیمت ۲۳۰۰۰ تومان از سوی انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Fri, 01 Mar 2019 10:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272477/وقتی-دموکراسی-ها-دموکراسی-تضعیف-می-کنند كتابي كه مرزهای داستان ادبی را از نو تعریف مي‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272554/كتابي-مرزهای-داستان-ادبی-نو-تعریف-مي-کند به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، فلوبر براي اهالي داستان در ايران نويسنده‌يي مهم و شناخته شده است. كتاب «طوطي فلوبر»، علاوه بر آن‌كه اثري خوش خوان است، منبع خوبي براي درك جهان داستان اين نويسنده و خود اوست. اين كتاب براي مخاطب علاقه‌مند به فلوبر در ايران نيز چندان غريب نست و پيش از اين در نشر ماهي منتشر شده است. عرفان مجيب مقدمه‌يي بر اين كتاب دارد كه در ادامه آن را مي‌خوانيد: «مواجهه با رمانِ پیش‌رو برای دل‌باخته ادبیاتی که دست بر قضا عاشق پرنده‌های سخن‌گوست تصادف چندان چشم‌گیری به شمار نمی‌آید. در عین حال، طوطی فلوبر ظاهراً از آن طوطی‌هایی نیست که به راحتی پر بکشد و روی شانه انسان فرود بیاید. مسبب آشنایی من با این رمان مقاله‌ جذاب آنتونی گات لیب، منتقد بریتانیایی نیویورک تایمز، در باب طوطی‌های مشهور عالم ادبیات بود. گات‌لیب در این مقاله، ضمن کنکاش در نقش پرنده‌های سخن‌گو در فرهنگ غرب، پرونده‌ طوطی‌های داستانی متعددی را، از طوطی قرن شانزدهمی جان اسکلتون تا طوطی‌های متأخر رمان‌های مارکز و آتوود، مرور می‌کند. اما شاید جذاب‌ترین پرنده در فهرست گات‌لیب طوطی داستان ساده‌دل فلوبر باشد که به گواه منتقدان یکی از مشهورترین طوطی‌های ادبیات قرن نوزدهم نیز به شمار می‌آید: پرنده‌ خارق‌العاده‌ای که تجسم روح‌القدس پنداشته می‌شود و با حضو در بستر مرگِ صاحبش، فلیسیته، او را به دروازه بهشت مشایعت می‌کند. از این‌جا به بعد مسیر آشنایی با رمان جولیان بارنز سرراست است، چراکه جست‌وجویی مختصر در احوال‌ پرنده فلوبر خواننده را مستقیما به «طوطی» بارنز می‌رساند. اتفاقا رمان بارنز نیز از یک جست‌وجوی به‌ظاهر پیش‌ پاافتاده در پیشینه همین پرنده آغاز می‌شود. راوی که یک پزشک انگلیسی بازنشسته است در بازدید از موزه فلوبر با دو طوطی خشک‌شده مواجه می‌شود. او که بنابه شواهد و قرائن از وسواسی بیمارگونه رنج می‌برد سعی دارد بفهمد کدام یک از این دو طوطی منبع الهام فلوبر برای نوشتن داستان ساده‌دل بوده‌اند. این پرسش بی‌اهمیت در نهایت به کنکاشی ژرف در زندگی و آثار فلوبر منجر می‌شود و بستری را فراهم می‌آورد تا نویسنده موضوعات متعددی را مورد واکاوی قرار دهد و در نهایت رمان پرمغزی خلق کند که به باور گراهام گرین‌ قبل از هر چیز «خوراک اندیشیدن» است. همان‌طور که از چنین طرحی برمی‌آید، اثر بارنز قرار نیست رمان متعارفی باشد. در حالی که منتقدان آن را در رسته رمان‌های پست مدرن طبقه‌بندی می‌کنند، طوطی فلوبر، برخلاف بسیاری از نمونه‌های این‌گونه ادبی، خواننده را با زبان پریشی و زمان گسستگی سردرگم نمی‌کند. در عوض، طنازی هوشمندانه و زبان کنایه‌آمیز بارنز باعث می‌شود تا در سراسر داستان حضور توانمند منتقدی سودایی، جزئی‌نگر و نکته‌سنج را حس کنیم که زمین و زمان را به باد انتقاد می‌گیرد و در این میان حتی فلوبر را نیز از تیغ تیز انتقاداتش بی‌نصیب نمی‌گذارد. بارنز، در این رهگذر، با کنار هم گذاشتن بریده‌هایی از یادداشت‌ها و مکاتبات مفرح فلوبر، کلاژ باشکوهی می‌سازد که حتی منتقدان سخت‌گیر فرانسوی را نیز به تحسین وامی‌دارد. شگفت آن‌که، به رغم وفور اشارات و ارجاعات به زندگی و آثار فلوبر، خواننده برای لذت بردن از داستان نیازی به مطالعه رمان‌های فلوبر نخواهد داشت. با این حال بارنز چنان شخصیت جذابی از فلوبر ارائه می‌دهد که پس از خواندن رمان سراغ گرفتن از شاهکارهای جاودان این نابغه ملول اتفاق دور از ذهنی به نظر نمی‌رسد. نثر پویای جولیان بارنز در طوطی فلوبر با حجم گسترده‌ای از تلمیحات، اشارات فرامتنی و کنایه‌های زیرپوستی غنای دوچندان یافته است. هرچند چنین ویژگی‌هایی بر دشواری ترجمه کتاب می‌افزاید، در ترجمه کوشیده‌ام تا ضمن پرهیز از ساده‌سازی متن با انتخاب معادل گویا و ترجمه عبارت‌های فرانسوی لابه‌لای متن کم‌ترین وقفه را در لذت خوانش رمانی ایجاد کنم که به گواه جان اروینگ به طرز بی‌شرمانه‌ای ادبی است و در عین حال از سرگرم کردن خواننده هیچ ابایی ندارد. طوطی فلوبر که منتقد ساندی تایمز ترکیبی نامحسوس از زندگی‌نامه، رمان و نقد ادبی می‌خواندش اثری است که می‌تواند ذهنیت شما را از رمان تغییر دهد و مرزهای داستان ادبی را از نو تعریف کند. پس همه پیش‌فرض‌هایی را که احیاناً با خواندن سایر رمان‌های بارنز در سر دارید کنار بگذارید و خودتان را برای داستانی آماده کنید که بی‌شک شگفت‌زده‌تان خواهد کرد.»   پشت‌جلد: رمان طوطی فلوبر یکی از مشهورترین و پرخواننده‌ترین آثارِ جولین بارنز (1946)، نویسنده انگلیسی، است. او این کتاب را در میانه‌های دهه هشتاد میلادی نوشت که نامزد جایزه «من بوکر» شد. رمان داستانی است خاص و عجیب از روزگارِ گوستاو فلوبر، نویسنده فرانسوی ساختارشکن، منتها نه یک زندگی‌نامه، بلکه روایت است با دخالتِ یک راوی مشکوک که سعی دارد رازهای را کشف کند که در نامه‌ها و یادداشت‌های دیگران درباره فلوبر خوانده و درک کرده است. طوطی فلوبر مخاطب را با نویسنده‌ای روبه‌رو می‌کند که انگار در جهانِ خود نمی‌گنجد، قهرمانی که راوی بارنز می‌کوشد به ذهنش نفوذ کند اما درمی‌یابد که فلوبر چنان تکثیر شده که باید در دل زمان راه بیفتد تا او را بیابد. بارنز در این رمانِ درخشان خواننده‌اش را به سفری می‌برد که درباره رهایی است، و البته غمِ نبوغ. رمانی که راوی نبوغی است گم‌شده در دلِ زمان. نشر چشمه پیش از این رمان هیاهوی زمان را نیز از این نویسنده منتشر کرده است.»   کتاب «طوطی فلوبر» اثر جولین بارنز و ترجمه عرفان مجیب در 249 صفحه و شمارگان 700 نسخه به بهای 27هزار تومان از سوی نشر چشمه راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Thu, 28 Feb 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272554/كتابي-مرزهای-داستان-ادبی-نو-تعریف-مي-کند يك رمان موسيقايي از اريك امانوئل اشميت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272552/يك-رمان-موسيقايي-اريك-امانوئل-اشميت به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اریک امانوئل اشمیت جوان، که در جست‌وجوی راز هفته در جادوی موسیقی شوپن است، به کلاس‌های پیانوی مادام پیلینسکای بدخلق و سختگیر می‌رود. مادام پیلینسکا استادی معمولی نیست و اریک را وادار می‌کند که تمرین‌های عجیبی انجام دهد: دیگر پیانو نزند و صبح زود برود به باغ لوکزامبورگ و سعی کند بی‌آنکه شبنم از روی گل بیفتد، آن را بچیند یا به وزش باد در برگ‌ها خیره شود. اریک امانوئل پس از دوره مادام پیلینسکا، مستبدانه، به دنبال درک رمز و راز موسیقی شوپن است. زن لهستانی روش‌های شگفت انگیزی برای توضیح نابغه نوازنده دارد و درس پیانو به تدریج یادگیری زندگی و عشق می‌شود. در چارچوب "چرخه نامرئی"، داستان آغازین پر از احساسات، هوش و طنز است. اريك اشميت روايت جذاب و خواندني از تجربه موسيقايي خود در دوره جواني به دست مي‌دهد و مخاطب را به ناگهان از همان ابتداي رمان با خود همراه مي‌كند. پاره‌يي از متن كتاب:  «در بیست و هشت‌سالگی، نزدیک به صد کیلوگرم بود و دیگر رهبر ارکستر را در جایگاه زیرین ارکستر در جلوی صحنه نمی‌دید. برای همین هم فوق‌العاده می‌خواند. وقتی نت‌هایش را رو به تاریکی ـ یعنی برای تمام دنیا ـ اجرا می‌کرد، مثل آدم چاقی که می‌خواست با صدایش دیگران را مسحور کند، می‌درخشید. بعد، وقتی که لاغر شد، فوق‌العاده شد. انگار نهنگی ونوس را پشت خودش پنهان کرده بود. حیف، فاجعه از همین‌جا شروع شد، سراشیبی کشنده...» «رژیم صدایش را خراب کرد؟» «روحش را خراب کرد. لاغر، کشیده و خوش‌نقش شد و توانست دیگران را به شکل دیگری اغوا کند. رقیب بهترین مانکن‌ها شده بود. از خواننده دیگری خبری نبود، چون دیگر لازم نبود. کالاسِ زشت فوق‌العاده آواز می‌خواند، کالاس بی‌نقص روز به‌روز بدتر می‌خواند. حالا دیگر کمبود همیشگی‌اش را نداشت.»   کتاب «مادام پیلینسکا و راز شوپن» اثر اریک امانوئل اشمیت با ترجمه عاطفه حبیبی در 71 صفحه با شمارگان 1000 نسخه به بهای 12 هزار و 500 از سوی نشر چترنگ راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Wed, 27 Feb 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272552/يك-رمان-موسيقايي-اريك-امانوئل-اشميت جلیل صفربیگی با «دمعشقیات» به بازار کتاب آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272220/جلیل-صفربیگی-دمعشقیات-بازار-کتاب-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه «دمعشقیات» عنوان آخرین اثر جلیل صفربیگی است که  از سوی انتشارات «سیب سرخ» منتشر شده است. «دمعشقیات» شامل 3 دفتر شعر با عناوین «داعشق»، «لن‌ترانه» و «آلبرکاموا» است. این اثر در مجموع شامل ۱۶۰ رباعی است که همه آن‌ها برای نخستین بار منتشر می‌شود. در یکی از شعرهای دفتر اول با عنوان «داعشق» می‌خوانیم: برخیز که جنگ را فراموش کنیم موسیقی عاشقانه‌ای گوش کنیم با هم وسط ترکش و دود و آتش یک قهوه تلخ عربی نوش کنیم  در بخشی از دفتر دوم این مجموعه رباعی با عنوان «لن‌ترانه» می‌خوانیم: تا روسری‌ات ز روی سر می‌افتد یک گوشه ز ماه تو به در می‌افتد شق‌القمر موی تو را می‌بینند اسلام نه کفر در خطر می‌افتد دفتر سوم این مجموعه که با نام «آلبر کاموا» است و به رباعی‌هایی درباره «مادر» اختصاص دارد که  یکی از رباعی‌های آن به شرح زیر است: هر بار که بال و پر او می‌ریزد فورا به خودش دو بال می‌اویزد ققنوس پرنده نیست! مادر ماست می‌سوزد و باز زنده برمی‌خیزد لازم به ذکر است از جلیل صفربیگی پیش از این کتاب‌هایی چون؛ چرا پرنده نباشم (مجموعه شعر سپید)، شکلکی برای مرگ(مجموعه رباعی)، انجیل به روایت جلیل، کم‌کم کلمه می‌شوم، عاشقانه‌های یک زنبور کارگر(شعر سپید)، شترها از فینیقیه شیشه آورده‌اند(شعر سپید) گاوصندوق بر پشت مورچه کارگر، نت‌های تنهایی، اپرای گوسفندی(شعر طنز) و چند مجموعه شعر دیگر منتشر شده است. مجموعه رباعی «دمعشقیات»، سروده جلیل صفربیگی، در 86 صفحه، با شمارگان 700 نسخه و بهای 12000 تومان از طرف انتشارات «سیب سرخ» چاپ و روانه بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Wed, 27 Feb 2019 12:12:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272220/جلیل-صفربیگی-دمعشقیات-بازار-کتاب-آمد مصائب دختري به نام مريم http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272427/مصائب-دختري-نام-مريم به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نخستين رمان ندا كاووسي‌فر، داستان نويس شيرازي، تجربه‌يي قابل تامل است كه نويسنده تلاش مي‌كند در آن گزارشي از زندگي انسان ايراني در عصر خود بدهد و گوشه‌هايي به يادماندني در ذهن مخاطب خود باقي بگذارد.  در پشت جلد كتاب آمده است: «پیراهن بی درز مریم» تجربه‌ نسلی‌ست آرمان‌گرا و درگیر بهبود جهان و آفرینش حماسه‌های بزرگ که به‌دست فرومایگان مثله شدند. این رمان درباره زندگی و روابط عاطفی و اجتماعی دختری به‌نام مریم است که در بستر برخی مسائل سیاسی‌اجتماعی روایت می‌شود. ندا کاووسی‌فر در کارنامه‌ کاری خود رمان نوجوان «سه‌ترکه بر دوچرخه، من، میمون و پدر» را دارد که برنده‌ جایزه گام اول شده و همچنین مجموعه‌ داستان «خواب با چشمان باز» کاووسی‌فر سال ۱۳۸۸ جایزه هفت‌اقلیم را از آن خود کرده است. اين مجموعه همچنين جایزه گلشیری را بدست آورد و در جايزه مهرگان ادب نيز تقدير شد. رمان «پيراهن بي درز مريم» نيز مانند داستان‌های مجموعه‌ «خواب با چشمان باز» در فضاهای فرا واقعی در مرز میان خواب و رویا، در سایه‌روشن عقل و جنون رخ می‌دهد و نویسنده با قرار دادن شخصیت‌هایی متفاوت در فضایی فراواقعی، متکی بر عناصر بومی و محلی، جهان معنایی ویژه‌ را پایه‌ریزی کند. در بخشی از این رمان می‌خوانیم: این یعنی فرق داریم. یعنی آینده‌مان روشن است؟ نبود، واقعا نبود. حالا که به باغچه‌ی خشک خانه، به اتاق‌های متروک، به یک قبر جوان‌مرگ نگاه می‌کنم، می‌بینم چقدر خاله‌ها و دایی‌هایم خوشبخت بودند که بچه‌هایشان یک‌طوری نبودند، که نمره‌های ریاضیاتشان خوب بود، که تالاپی از درخت می‌افتادند، که نقاشی‌هایشان گه بود، چشم‌چشم دو ابرو بود. حالا همه‌شان استاد دانشگاه، دبیر و مهندس و معمار و کوفت و هزار چیز دیگرند…  و پاره‌يي ديگر از همين رمان: مرجان گفته بود اوضاعمان بهتر شده و از آمدن میثم نامی گفت.   با مادر رفته ایم. من موهایم را بافته ام و تونیک چهارخانه قهوه ای و قرمز پوشیده ام. مادر شیرینی عید آورده با جعبه ی آبرنگ و نگذاشته اند به دست بچه ها برسد. از پارکینگ به دفترمرکزی هدایت شده ایم. چفیه برگردن دارد. نگاهم می کند. مادر مشکل شیرینی و جعبه ی رنگ را توضیح می دهد. و او با مِهر سر تکان می دهد.   بعد می گوید:" برای این آبجی ما هم یک لچک بلندتر تهیه بشه، برای دفعه ی بعد، بد نیس حاج خانم؟ یا بهتره با چادربیاریدش."   بوی گلاب ترحلوا می دهد فضا. می بارد برمن نگاهش. قلبم می لرزد. بخوانید فعل استمرارش را.   می گوید :"شما هم نگران نباشین اینا به دستشون می رسه، حاج خانوم ."   یک شیرینی برمی دارد و در دهان می گذارد. لحنش جاهل مآب و مهربان است. نگاهش اما. «پيراهن بي درز مريم» نوشته ندا كاووسي‌فر را نشر نيماژ منتشر كرده است ]]> تازه‌های کتاب Mon, 25 Feb 2019 14:14:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272427/مصائب-دختري-نام-مريم «مارمولک شهر آز» گوشت را به بدن بچه‌ها آب می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272399/مارمولک-شهر-آز-گوشت-بدن-بچه-ها-آب-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آر ال استاین نویسنده‌ای است که با فروش بیش از ۳۰۰ میلیون نسخه از کتاب‌هایش در سراسر جهان پرفروش‌ترین نویسنده تاریخ است. او نویسنده ۳۰۰ کتاب ترسناک و خنده‌دار مانند مجموعه داستان‌های ترس و لرز، مجموعه خیابان وحشت، مجموعه تالار وحشت و مجموعه مدرسه روتن است. داستان‌های ترسناک او در ایران نیز با استقبال بسیار کودکان روبه‌رو شده است. استاین بعد از این مجموعه‌ها، مجموعه «تحت تعقیب» را برای نوجوانان نوشته است تا گوشت را به بدن نوجوانان علاقه‌مند به ترس و لرز، آب کند.   در این مجموعه آقای استاین، در نقش پلیسی دلسوز به دنبال خبیث‌ترین و خطرناک‌ترین تحت تعقیب‌هاست. پیش از این 8 عنوان از مجموعه «تحت تعقیب» با ترجمه شهره نورصالحی از سوی انتشارات پیدایش منتشر شده بود و به تازگی نهمین جلد این مجموعه با عنوان «مارمولک شهر آز» برای نوجوانان منتشر شده است.   «سیاره‌ کوتوله‌های چمنی، پسر اسلپی، دیدار من با هیولا، مطب دکتر میم، امتحان نهایی مرگبار، کابوس خیابان دلقک‌ها، آدم های عروسکی و شگیدی می‌آید» عنوان‌های کتاب‌های قبلی این مجموعه‌اند.   نورصالحی درباره مجموعه «تحت تعقیب» می‌گوید: آر ال استاین در این مجموعه علاوه براینکه برخی از قهرمان‌های داستان‌های قدیمی‌اش را به کار گرفته، قهرمان‌های جدیدی را هم وارد داستان می‌کند. البته ویژگی کلی کارهای استاین این است که در همه کتاب‌ها موجودات خبیثی هستند که تحت تعقیب‌اند. در «مارمولک شهر اوز» هم داستان همین است. آز، به کشور استرالیا گفته می‌شود و معنای دیگر این واژه، محل جادویی و عجیب و غریب است.   این مترجم در ادامه می‌افزاید: در این کتاب در قالب 38 فصل، داستان خانواده‌ای بیان می‌شود که وقتی به سن 12 سالگی می‌رسند هم می‌توانند انسان باشند و هم مارمولک و این ویژگی است که فرزندان خانواده از آن بی‌خبرند و طی ماجراهایی که رخ می‌دهد متوجه این مساله می‌شوند. در این داستان خانواده‌ کِیت لیپتون ایده‌های عجیب و غریبی دارند. پدر خانواده علاقه زیادی به تشکیل مزرعه حیوانات دارد و مزرعه‌ای برای پرورش اسب‌ها درست می‌کند ولی موفق نمی‌شود و این‌بار تصمیم می‌گیرد مزرعه‌ای برای پرورش مارمولک‌ها درست کند و راهی استرالیا می‌شود تا جالب‌ترین و کمیاب‌ترین گونه‌های مارمولک را پیدا کنند و با یک تخم مارمولک مرموز به آمریکا برمی‌گردد.   آر.ال. استاین، پیش از شروع داستان، صحبتش با مخاطبان را این‌گونه آغاز می‌کند: «سلام. من آر ال. استاین هسنم. می‌بینم که دفتر ترس و لرز پیدا کردی. بذار یه چیزی ازت بپرسم. تا حالا یه گودال شن روان دیدی؟ هه، حدس بزن چی شده؟ الان توی یکی از اون گودال‌ها وایسادی! یکمرتبه حس کردی داری فرو می‌ری؟ حتی این مثل قدیمی رو می‌شنوی که «یا شنا کن، یا غرق شو»؟ گمانم به زودی همی‌طورم می‌شه! هاهاها. غصه نخور. خودم یه طناب می‌یارم و می‌کشمت بیرون. ناهارمو که خوردم حتما این کارو می‌کنم. هی، تا اون موقع جایی نری ها، خب؟ شوخی کردم. بذار کمکت کنم. بیا تو دفتر من. می‌بینم که رفتی تو نخ پوسترهای روی دیوار و خوب حال می‌کنی. اون پوسترها، ترسناک‌ترین، چندش‌آورترین و خشن‌ترین شخصیت‌های مجموعه ترس و لرزو معرفی می‌کنن. این شخصیت‌هایی که عکسشونو توی پوسترها می‌بینی، تحت تعقیب‌ترین شرورها، در خواستنی‌ترین کتاب‌ها هستن. اون پوستری که بهش زل زدی، مال یه جوونک بدترکیبه، یه مارمولک استرالیایی که ما اسمشو گذاشتیم «مارمولک شهر آز». اگه این خزنده خوش‌دندون یه گاز مهمونت کنه، سرنوشتت تا ابد عوض می‌شه. می‌گی نه، از کیت لیپتون بپرس. این دختر یه روز زیادی بهش نزدیک شد و ... کیت بهت می‌گه که یه گاز مارمولک چه کارهایی می‌تونه بکنه. وقتی ماجرا رو از دهنش شنیدی، خودت خیلی زود می‌فهمی چرا مارمولک شهر آز تحت تعقیبه.»     انتشارات پیدایش، کتاب «مارمولک شهر آز» را با ۱۷۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر کرده است.     ]]> کودک و نوجوان Mon, 25 Feb 2019 10:49:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272399/مارمولک-شهر-آز-گوشت-بدن-بچه-ها-آب-می-کند «اربعین طوبی» به چاپ چهارم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272376/اربعین-طوبی-چاپ-چهارم-رسید به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، کتاب «اربعین طوبی» را سیدمحسن امامیان بر اساس واقعیت نوشته است و در آن درباره دختری نوجوان به نام طوبی که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پدرش را از دست می‌دهد و به ازدواج تاجری عراقی در می‌آید، روایتی داستانی ارائه می‌شود. اوضاع زندگی طوبی بر وفق مراد نیست اما او تصمیم می‌گیرد به جای فرار، بماند و فرزندانی تربیت کند. روایت این زندگی از زبان پیرزنی در مسیر پیاده روی اربعین از بصره تا کربلا برای نوه‌هایش تعریف می‌شود.   متن داستان این کتاب ۴۰ گام دارد و در هر گام با دستمایه قرار دادن داستان زمان حال طوبی و پیاده‌روی او به سمت کربلا با رجوع به گذشته، بخش‌هایی از تاریخ معاصر ایران و عراق است روایت می‌شود.   در بخشی از داستان می‌خوانیم: هر چهل‌روز، یک گره باید بیفتد توی زندگی ما؛ که اگر نیفتد شک می‌کنم به ایمانم و می‌ترسم از اینکه نکند به حال خودمان رهایمان کرده باشد. منتظرم که همین روزها یک بلای کوچک در حد و اندازه من گیس‌سپید، سرم بیاید تا یک‌بار دیگر دست به زانویم بزنم و عبا سرم بگیرم و یک یاعلی بگویم و یک پله بالاتر بروم.   «اربعین طوبی» اثر سیدمحسن امامیان از سوی انتشارات کتاب جمکران با 296 صفحه و قیمت 10 هزار تومان روانه بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Mon, 25 Feb 2019 04:13:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272376/اربعین-طوبی-چاپ-چهارم-رسید حکایت یک عشق http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272304/حکایت-یک-عشق به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «مردی از ژلاری» با عنوان فرعي (حکایت یک عشق) نوشته کویِتا لگاتووا با ترجمه فرناز تیمورازف داستان پزشكي جوان را روايت مي‌كند كه درگير حكايتي عاشقانه شده است.    داستان در زمان جنگ جهانی دوم می‌گذرد، وقتی که نازی‌ها کشور چک را اشغال کرده‌اند. زن جوانی که در پراگ پزشکی تازه‌کار است، از سر دلبستگی به استاد میان‌سالش، عضو گروه کوچک پارتیزانی آن‌ها شده و برایشان نامه و اعلامیه جابه‌جا می‌کند. در مقدمه كتاب در معرفي نويسنده آمده است: «وییِرا هوفمانووا، 3 نوامبر 1919 تا 22 دسامبر 2012، نویسنده سرشناس چک که با نام مستعار کویِتا لگوتووا چندین رمان نوشته است. پدرش در روستایی معلم بود. خودش در دانشگاه ماساریک در شهر برنو به تحصیل زبان‌های چک و آلمانی و همچنین فیزیک و ریاضی پرداخت و سپس مشغول تدریس شد. اواخر دهه 1940 او را برای تدریس به نووی هروزنکوو، ناحیه‌ای بی مرز اسلواکی و منطقه موراویا، فرستادند. آن زن جوان متکی‌به‌نفس هرگز وارد حزبی نشد، اما سیاست‌های رژیم کمونیستی در نظرش غیرقابل اعتماد بودند. لگوتووا کار نگارش را در سال 1957 با نام مستعار وییراپودهورنا آغاز کرد و کتاب بت‌ها را نوشت. سپس بیش از بیست سال در کارش وقفه انداخت و علتش را چنین گفت: «نمی‌توانستم همه چیز را بنویسم، فشار سیاسی خیلی زیاد بود.» سپس در سال 2001 ژلاری را نوشت که برنده جایزه ادبی چک شد. رمان حاضر، مردی از ژلاری، باعنوان اصلی یوزووا هانوله، در سال 2002 منتشر شد. در سال 2003 فیلمی براساس این رمان با نام ژلاری ساخته شد که در سال 2004 نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد.» داستان در سال‌های 1942 تا 1943 در سرزمین‌های بوهم و موراویا می‌گذرد. زن جوانی که به تازگی پزشک شده و درگیر یک رابطه عشقی است، وارد بازی‌های سیاسی یک گروه کوچک مخالف می‌شود و زندگی‌اش به خطر می‌افتد. گشتاپو به دنبال افراد این گروه است و پزشک جوان مجبور می‌شود پس از تغییر هویتش همراه یکی از بیماران بیمارستان به روستای ژلاری بگریزد. در آنجا تن به ازدواجی ناخواسته می‌دهد... ژلاری در واقع روستایی خیالی است که نویسنده از خود ساخته، Zel (ژل) در زبان چک به معنی محزونانه است، در واقع روستایی که از آن اندوه می‌بارد. اهالی‌اش درگیر فقر و بدبختی‌اند و سپس جنگ به آنجا می‌رسد و در نهایت آچه از ژلاری باقی می‌ماند اندوهی ابدی است و عشقی اندوه‌بار.   «ژلاری، آن آشیان کوچک، زیستگاه میگسارها و برادران آشوبگر و قاچاقچی‌ها، مغلوب شور و احساسات شده؛ چراکه ثابت شد تاریخش از دل جنگل‌ها و شکاف صخره‌هایش بیرون می‌آید؛ تاریخ طویلی ـ طویل دست‌کم برای آن مکان ـ که بوی اجساد متعفن از آن ساطع می‌شد.»   کتاب «مردی از ژلاری»(حکایت یک عشق) اثر کویتا لگاتووا با ترجمه فرناز تیمورازف در 163 صفحه با شمارگان 1000 نسخه به بهای 22هزار تومان توسط نشر چترنگ راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Sat, 23 Feb 2019 10:50:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272304/حکایت-یک-عشق 41 فصل از زندگی یک پرستار اسیر در چنگال آل سعود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272152/41-فصل-زندگی-یک-پرستار-اسیر-چنگال-آل-سعود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «راهی برای رفتن» خاطرات بتول خورشاهی است که مریم عرفانیان آن‌را تدوین کرده و از سوی انتشارات سوره مهر راهی بازار نشر شده است. دردانه پدر، محله ما، کسی که جانشین پدر شد، معلم ده‌ساله، محله رضوان، به امام رضا (ع) پناه بردم، باشگاه افسران، عشق به پرستاری، نامه‌ای به شاه خائن، آن روز شبیه هیچ روزی نبود، آن سال‌های خفقان، بورسیه تحصیلی،‌ صدای انقلاب، کربلای خیبر، وقتی شیمیایی شدم، لبیک به ندای حق، برائت از مشرکین، اسارت، منا و عرفات، این روزهای زندگی و تصاویری که ماندگار شدند، برخی از فصل‌های این کتاب است.   در بخشی از پیشگفتار کتاب آمده است: «این کتاب حاصل ساعت‌ها مصاحبه، روزها همدلی و هفته‌ها و ماه‌ها شنیدن خاطراتی تاثیرگذار است؛ شنیدن و تأمل کردن، شنیدن و نوشتن، شنیدن و همراه شدن، شنیدن و به خاطر سپردن، شنیدن و خندیدن، شنیدن و گریستن،‌ شنیدن و ... این دفتر قصه پرستاری مبارز است که سرنوشتش را برایم بازگفت تا سندی واقعی باشد برای آیندگان. اسامی تمامی اشخاص، مکان‌ها و تاریخ‌ها حقیقی است. همه اتفاق‌ها واقعیت محض است. این دفتر مستندی واقعی از زندگی شیرزنی است که به عشق حضرت زینب (س) در پی هدف خویش تلاش و مبارزه کرد و در راه رسیدن به هدفش،‌ تمام سختی‌ها را به جان خرید. مستندی حقیقی که انگار سال‌های سال در خاطرات تودرتوی زمان گم شده بود. در آغاز، به خیال اینکه سرنوشت او نیز چون خیلی‌ها پر از روزمرگی و تکرار است، به سراغش رفتم. اما وقتی به حرف‌هایش گوش سپردم، دیگر دل کندن از وی به این آسانی‌ها نبود. حتی قلمم نیز ساکت ننشست. پس تو نیز به آوای قلمم گوش سپار. می‌دانم آنگاه مثل من می‌اندیشی و دل کندن برای تو نیز به این آسانی‌ها نخواهد بود.» باشگاه افسران «ترسیده بودم. قلبم تند می‌تپید. با این‌حال کنجکاو بودم که بدانم کجا هستم. اطراف را پاییدم. نور ضعیفی از پنجره کوچکی که کمی بالاتر از قد من بود، دورن اتاق می تابید. تعجب کردم؛ چون پنجره چفت و بست حسابی نداشت. چادرم را به گردنم بستم، لبه آجری پنجره را چنگ زدم، پایم را روی برآمدگی دیوار گذاشتم و به هر سختی که بود خودم را از پنجره بالا کشیدم. انگشت‌هایم سورشی عجیب گرفته بودند، اما تحمل کردم و خودم را به سختی از پنجره بیرون کشیدم و روی خاک غلتیدم. هیچ صدایی جز نفس‌های خسته و کش‌دار خودم نمی‌شنیدم. وقتی پاورچین پاورچین از پله‌ها پایین رفتم، چشمم به پنجره‌هایی بزرگ افتاد و از چیزی که دیدم بهت‌زده شدم. در سالن بسیار وسیع و مجللی که دارای مبلمان زرشکی قشنگی بود، زن‌ها و مردهای بسیاری دور میزهای بزرگی نشسته بودند و ورق‌بازی می‌کردند. بعدا فهمیدم قمار می‌کردند. فضای سالن دودآلود بود. روی میزها هم از قلیان، بسته‌های سیگار، شیشه‌های زهرماری و چیزهای دیگر پر بود.»   اسارت دو سه روزی گذشت. از درد چیزی نخورده بودم. دیگر به هیچ چیز اهمیتی نمی‌دادم. چون پرستار بودم، کمی انگلیسی می‌دانستم و چون قرآن‌خوان بودم کمی هم عربی. سعی می‌کردم با سربازان مصری عربی یا انگلیسی حرف بزنم و از آن‌ها چیزی بپرسم و جوابی بگیرم تا بالاخره بفهمم کجا هستم. تنها نکته‌ای که به ذهنم رسید این بود که هیچ‌وقت اسم واقعی‌ام را به کسی نگویم. یک بار در باز شد و نور شدیدی به اتاق دوید. یکی از شرطه‌ها با لحن زننده‌ای همه ما را به صف و بازجویی کرد. تا اینکه نوبت به من رسید. بازجو که درون اتاق آمد، کاغذی در دست داشت. به نشانه اعتراض آن‌را جلوی صورتم تکان داد و با صدای دورگه‌ای گفت: «ما هذا؟» آن وقت ساک چهارخانه پارچه‌ای را روی میز پرت کرد. قلبم تند می‌تپید. یادم آمد که بند بلند ساک را دور مچ دستم محکم گره زده بودم و بند به دستم گیر کرده بود! تا آخرین لحظات با آن‌حال وخیم هرچه تقلا کردم، نتوانستم ساک را از خود جدا کنم. با اینکه خیلی از اعلامیه‌ها را تقسیم کرده و خیلی را هم حین فرار خورده بودم، به گمانم چندتایی درون ساک باقی مانده بود! فریاد بازجو که اعلامیه را تا چند سانتی‌متری صورتم گرفته بود تا با چشم سالمم خوب ببینم، دلم را لرزاند. بلندتر از قبل فریاد زد: «ما هذا؟» برای لحظه‌ای نیرویی تمام وجودم را فراگرفت. با دو دست اعلامیه را از دست او چنگ زدم، به دهان بردم و شروع به جویدن کردم. طبق معمول، فحش و کتکی بود که نثارم شد!»   نخستین چاپ کتاب «راهی برای رفتن» در 380 صفحه با شمارگان یک‌هزار و 250 نسخه به بهای 40 هزار تومان از سوی انتشارات سوره مهر به بازار نشر عرضه شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 21 Feb 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272152/41-فصل-زندگی-یک-پرستار-اسیر-چنگال-آل-سعود آنجا که حافظه سکوت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272041/آنجا-حافظه-سکوت-می-کند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_حسن محمودی: تاریخ صد ساله‌ معاصر کاشان بستر اتفاقات رمان «تاخون» است. سید حسین طبسی بدون آن‌که بخواهد به این شهر نگاهی توریستی داشته باشد، از بافت تاریخی و جغرافیای آن و خوی و خلق مردمان کویرنشین، بخوبی در جهت پیشبرد ماجراهای نخستین رمانش بهره بسیار خوبی می‌برد و  شجره‌نامه و هویت شخصیت‌ها را رقم می‌زند. برخی از وقایع تاریخی و مستند مربوط به تاریخ کاشان از جمله ماجرای قتل سلیمان برجیس(ادریس) و ترور شاه به دست یک کاشانی و دفع این ترور باز هم به دست یک کاشانی دیگر و مخفی شدن نواب صفوی در کاشان و جریان فداییان اسلام از جمله مواردی است که در «تاخون» به آن‌ها پرداخته می‌شود و دستمایه روایتی داستانی قرار می‌گیرد. نکته مهم این است که نویسنده به خوبی از عهده‌اش برمی‌آید تا این ماجراهای رخ داده در تاریخ را در جهان داستانش نیز بسازد. از سید حسین طبسی پیش از این مجموعه داستانی با عنوان «گریستگان» در نشر ثالث منتشر شده است. «گریستگن»، توجه منتقدان را به خود جلب کرده است و دلیل مهمی است که با نویسنده توانایی در داستان کوتاه روبه‌رو هستیم. «تاخون» پر از خرده داستان‌‌هایی به یاد ماندنی، حول و حوش شخصیت‌های موثر رمان است. این خرده روایت‌ها در برخی جاها در قد و قواره ظاهر می‌شود که دستکمی از یک داستان کوتاه ندارند. بخش عمده‌یی از نقاط قوت «تاخون»، مربوط به همین خرده روایت‌هاست. رمان شبکه‌یی درهم تنیده از خرده روایت‌هاست و هویت و  از چگونگی کنار هم قرار گرفتن همین خرده روایت‌ها است که ساختار  آن شکل می‌گیرد. آنجا که  خرده  روایت‌ها بسط و گسترش می‌یابند، شخصیت‌ها هم مجال بیشتری برای معرفی شدن پیدا می‌کنند. رمان «تاخون»، فاقد شخصیت محوری است و همین مسئله آن را تبدیل به اثری می‌کند که گرانیگاه و هسته مرکزی ندارد. سیدحسین طبسی روایت‌های کلان‌تر را پاره پاره می‌کند و در فصل‌های مختلف آن‌ها را جاسازی می‌کند. در جاهایی نیز چندین خرده روایت را در هم می‌تند تا ساختار مدنظرش برای رسیدن به یک رمان را به پیش ببرد. اما درجاهایی دچار تکرار می‌شود و یا جزییاتی از یک خرده روایت را آن‌قدر که باید نمی‌نویسد. در بخش‌هایی نیز ایجاز بیش از حد و کد دادن‌ها بجای توضیح بیشتری دادن، «تاخون» را از نفس می‌اندازد و مخاطب را درگیر گشتن به دنبال نشانه‌ها برای تکمیل پازل‌های ناتمام می‌کند. سید حسین طبیسی در «تاخون» آدم‌های زیادی را وارد داستان خود می‌کند و مراقب است تا هیچ کدام از آن‌ها  ناقص رها نشود. او به میزانی که نیاز هست، این آدم‌ها را از خلال رویدادها و روایت‌ها معرفی می‌کند. اما مسئله این است که آن‌ها برخی جاها ماجرای‌شان فقط روایت می‌شود. به عبارتی امکان زندگی بیشتر و درگیرکردن خواننده را به دست نمی‌آورند و در واقع، مجالی برای مخاطب وجود ندارد تا با آدم‌های شناسنامه‌دار رمان پرسه بزند و با خلق و خوی‌شان بیشتر آشنا شود. به حتم این آشنایی بیشتر در جاهایی ماجراهای اصلی را از پرداخت بیشتری بهره‌مند می‌کند.  بجز حمید فرشچی و پرستو صادقی که زن و شوهرند، با بیشتر آدم‌های «تاخون» نه از طریق خودشان، بلکه از دانای کل محدود به ذهن شخصیت‌ها آشنا می‌شویم. برخی از این آدم‌ها مانند ادریس، آشناتر به نظر می‌رسند. دلیلش هم این است که درباره او زیادتر توضیح داده می‌شود. ادریس نسبت به آدم‌های دیگر به این جهت بهتر پرداخت می‌شود که ماجراهای زیادی از رمان مربوط به اوست. خیلی از سرنوشت‌های آدم‌ها و گسترش خرده روایت‌های ریزو درشت نیز به نوعی ریشه در همین قتل ادریس دارد. خون ریخته شده ادریس، به مبدایی از تاریخ در رمان تبدیل می‌شود. ماجرای آتش سوزی بازار کاشان هم که خود مبدا تاریخ دیگری است، بی‌ارتباط با این خون ریزی نیست. نام رمان یعنی «تاخون» معنای تاوان را دارد. یکی از تاوان‌ها  قتل ادریس است. خونی که حاج نجف و همدستانش با ضربات چاقو می‌ریزد، بعدها گردن فرزندان و نوادگان او و مردمان دیگر شهر را می‌گیرد. اتفاقات زیادی هست که از خلال همین قتل دسته جمعی ادریس شکل می‌گیرد. بخشی از رمان روایتی از علت تصمیم به ریختن خون ادریس است. حاج نجف و دیگران دنبال دلیل موجه و محکمی هستند تا خاطرجمع شوند که دست به کار درستی می‌زنند و خطا نمی‌کنند. بخش دیگری از رمان هم برآمده از حادثه قتل است. خونی ریخته شده است و قاتلان با دست‌های خونی و پیروزمند، ریختن خون ادریس را در شهر جار می‌زنند و بی‌هیچ واهمه‌یی، خاطرجمع از تصمیم درست‌شان، خود را به قانون معرفی می‌کنند. ماجرای قتل ادریس و برخی دیگر از وقایع اشاره شده در رمان، از اسناد اداره امنیت و گزارش‌های مامور کاشفی بازخوانی می‌شود. قتل ادریس، می‌توانست محور اصلی «تاخون» قرار بگیرد، اما به یکی از محورهای فرعی بدل می‌شود. ادریس، اتهام‌های زیادی متوجه‌اش است. بی‌آنکه پزشکی رسمی باشد، طبابت می‌کند و شک و تردیدی در طبابتش وجود دارد. جرمش هم یهودی بودن و طبابت بی‌مدرک  نیست، بلکه کارش جایی بیخ پیدا می‌کند که گمان می‌رود با بیوه‌ها رابطه دارد و از همه مهم‌تر این‌که تبلیغ بهاییت می‌کند. خون او از این بابت ریخته می‌شود که با بیوه‌ها سر و سری دارد. ادریس متهم است که با داروهای تقلبی و از سر قصد، برای بهره‌بری جنسی از زنان زیبا، مردان بیمارشان را می‌کشد. حاج نجف جدای از این‌که زاغ سیاه ادریس را چوب می‌زند، دنبال اجازه هم برای کشتن هست. در تصمیمی که می‌گیرد، دنبال پنهان کاری نیست. ماجرای قتل ادریس از طریق ور کاشفی، کارمند با تجربه و کاربلد اداره امنیت، مکتوب می‌کند. قتل ادریس، در تاریخ کاشان مابه ازار بیرونی دارد و از آن به عنوان یکی از نقاط عطف قیام مردم این شهرعلیه رژیم پهلوی یاد می‌کنند. حاج نجف و همدستانش با فشارهای افکار عمومی و تمهیداتی از سوی گروه‌های حامی در دادگاه تبرئه می‌گردد. اما فرزندان و نوادگان او گویی قرار است که تاوان پس بدهند. البته که رمان تنها بر این مورد استوار نمی‌شود و آدم‌ها و اتفاق‌های دیگری نیز قاطی ماجرا می‌شوند. گرچه سید حسین طبسی از عهده پرداخت اغلب خرده روایت‌ها در «تاخون» برمی‌آید، اما به نظر می‌رسد مشکل جایی ایجاد می‌شود که این خرده روایت‌ها بخوبی در هم تنیده نمی‌شوند. «تاخون» در شروع و پایان دچار نقطه ضعف است. حمید فرشچی را که راوی اول شخص  است، صداهایی او را عذاب می‌دهد. حمید فرشچی راوی رنج خود بابت صداهایی است که مدت‌هاست از در و دیوار و زمین و رمان او را ناراحت می‌کنند. پرستو صادقی، زن حمید فرشچی نیز از این آشفتگی او در رنج است. مخاطب با تغییر مدام زاویه دید و رفت و آمدهایی کوتاه در لابلای ماجراهای اصلی و فرعی، در فصل آغازین دچار سردرگمی می‌شود. هویت و لحن و نگاه حمید فرشچی نیز آن‌چنان که باید شکل نمی‌گیرد. «تاخون» قرار است مفهوم کلی‌اش را از نگاه حمید فرشچی به زندگی‌اش و مرور گذشته و سرانجام خود بگیرد. این مشکل در مورد آدم‌های دیگر چندان وجود ندارد. پرستو جدای از شکل گرفتن از نگاه حمید فرشچی و دانای کل، از طریق روزنگاری‌های کوتاهش معرفی می‌شود. مامور کاشفی نیز از هویت لازم برخوردار است. گزارش‌های مکتوب و توضیح او از طریق راوی دانای کل، تکلیف  این شخصیت را معلوم و مشخص  می‌کند. مامور کاشفی که از اتفاق دغدغه‌های ادبیاتی و روشنفکری در زمانه خود دارد، به یکی از شخصیت‌های به یادماندنی «تاخون» تبدیل می‌شود. او کارمند اداره امنیت است و در کارش بسیار حرفه‌یی و نخبه است. دغدغه ادبیات هم دارد. این دغدغه را هم پنهان نمی‌کند. در لابلای پرونده‌های حساسی که به او واگذار می‌شود، از شخصیت‌هایی مثل دهخدا هم بازجویی فنی کرده است و اشعارش را هم برای پرویزناتل خانلری خوانده است. علاقه زیادی به صادق هدایت و زندگی و افکار او بخصوص در «سه قطره خون» دارد و متاسف است که خیلی‌ها نه نام صادق هدایت را شنیده‌اند و نه سه قطره خون را خوانده‌اند. به مانند مامور کاشفی، آدم‌های دیگری هم هستند که از پرداخت کافی برخوردارند. نمونه دیگرش نوغانی کله‌پز است. نوغانی‌ کله‌پز در جوانی در یکی از عملیات‌های جنگ ایران و عراق قطع نخاع می‌شود. از کار افتادگی پایین تنه‌ او را دچار مشکل می‌کند. زن جوان نوغانی کله‌پز به جهت آن‌که مادر شدن را به عشق خالی ترجیح می‌دهد، از او جدا می‌شود. نوغانی کله‌پزیکی دیگر از شخصیت‌های به یاد ماندنی «تاخون» است. این مجروح جنگی، به لحاظ حافظه نیز دچار مشکل است و یادآوری اتفاق‌ها به دلخواه او نیست. پدربزرگ او را جایی در دل تاریخ، پسر نایب حسین می‌کشد. نایب‌ها در حمله به طبس، بازار این شهر را در دوره‌یی خیلی قبل‌تر به آتش می‌کشند و حالا یک طبسی که کاشانی اصل است، بازار کاشان را به آتش می‌کشد. «تاخون» مملو از این ارجاعات و اتفاق‌ها در گذشته و حال است. منتها جاهایی این ارجاعات و کدگذاری‌ها و نشانه‌ها همراه دریغ است که در فصل‌های رمان بسط پیدا نمی‌کند و گسترده نمی‌شود. رمان «تاخون» را نشر هیلا منتشر کرده است. ]]> تازه‌های کتاب Thu, 21 Feb 2019 05:33:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272041/آنجا-حافظه-سکوت-می-کند رمان «من پناهنده نیستم» نوشتۀ «رضوی عاشور» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272241/رمان-پناهنده-نیستم-نوشتۀ-رضوی-عاشور-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رمان «من پناهنده نیستم»، زندگی یک خانواده فلسطینی اهل طنطوره - روستایی ساحلی است که در 49 کیلومتری حیفا در جنوب فلسطین واقع شده - را به تصویر می‌ءکشد که به علت حمله اسرائیلی ها از سرزمین خود کوچ می‌کنند. شخصیت اصلی و قهرمان داستان زنی به نام رقیه است. او به اصرار پسرش حسن داستان زندگی خود را تعریف می‌کند. این رمان روایت پناهندگی فلسطینیان و جنگ داخلی لبنان و حمله اسراییل به این کشور است، رنج هجرت و قتل عام و وقایع بزرگی که بعد از پیمان اوسلو بر سر فلسطین آمده است؛ همه این روایات چنان با جزییات دقیقی بیان می شود که یکی از مهمترین رمان‌های مربوط به واقعه ی 1948 فلسطین در ادبیات روایی عرب را رقم می‌زند. حکایتی از مصیبت ملت فلسطین و اجبار آنان برای خروج از سرزمین و وطن‌شان و زندگی تلخ در نقاط مختلف جهان به امید بازگشت به وطن. «من پناهنده نیستم» به ما نشان می‌دهد فلسطینی بودن یعنی چه؟ از دست دادن ارزشمندترین دارایی انسان یعنی چه؟ زندگی کردن در خاطرات یعنی چه؟ روایت رقیه، روایت از دست دادن و آوارگی و غصه و دلتنگی و نزدیک شدن و خوشبختی و عشق است. جمع کردن اضداد در کنار هم برای بافتن تار وپود قصه ی زنی فلسطینی که با عشق به وطن زندگی کرده و با عشق به وطن خواهد مرد؛ وطنی از دست رفته که به اذن خدا بازخواهد گشت. رضوی عاشور (1946 - 2014) داستان نویس و رمان نویس و منتقد ادبی و استاد دانشگاه مصری است. برخی آثار این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی و اندونزیایی ترجمه شده و چند کتاب او برنده جایزه‌های متعدد ادبی از جمله بهترین کتاب نمایشگاه بین المللی کتاب قاهره و جایزه ادبی کنستانتین کاوافی شده‌اند. رضوی عاشور مادر تمیم برغوثی (شاعر) و همسر مرید برغوثی، ادیب و شاعر فلسطینی است. رضوی عاشور در سال 2014، در سن 68 سالگی و در پی بیماری در قاهره درگذشت. این کتاب در 462 صفحه و با قیمت 52 هزار تومان به چاپ رسیده است.  ]]> تازه‌های کتاب Thu, 21 Feb 2019 05:23:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272241/رمان-پناهنده-نیستم-نوشتۀ-رضوی-عاشور-منتشر پرده‌برداری از سرقتی مخوف در «راز گنجینه برج» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272083/پرده-برداری-سرقتی-مخوف-راز-گنجینه-برج به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «راز گنجینه برج» نخستین جلد از مجموعه پر رمز و راز و پلیسی «پسران هاردی» نوشته فرانکلین دیکسون است که با ترجمه رعنا کامیار از سوی انتشارات محراب قلم برای نوجوانان علاقه‌مند به ژانر کارآگاهی و پلیسی حرفی منتشر شده است. مجموعه «پسران هاردی» از پرفروش‌ترین مجموعه‌های پلیسی برای نوجوانان است که با نام مستعار فرانکلین دبلیو. دیکسون، به عنوان نویسنده منتشر شده است. خالق اصلی این عنوان چارلزلسلی مک فارلین (1902-1977) است که تعداد زیادی از عنوان‌های این مجموعه را نوشته است. 38 عنوان اول این مجموعه بعدها ازسوی هریت اس.آدامز بازنویسی و تغییراتی در آن‌ها داده شده است. فرانکلین دیکسون در این مجموعه داستان دو پسر نوجوان به نام‌های فرانک و جو هاردی، پسران کارآگاه معروف، فنتون هاردی، را بیان می‌کند که ناخواسته درگیر ماجرایی می‌شوند که آن‌ها را وارد دنیای کارآگاهی می‌کند. به تدریج علاقه زیادی به کشف رازها و معماها پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند با کمک پدرشان سر از رازهایی که پیش رویشان قرار می‌گیرد، دربیاورند.   در نخستین جلد این مجموعه، گنجینه‌ای از عمارت آقای اپل‌گیت به سرقت رفته و آقای اپل‌گیت به باغبانش شک دارد و او را متهم کرده است. اما فرانک و جو هاردی، که دوست و همکلاسی پسر باغبان هستند، به بی‌گناهی پدر دوستشان ایمان دارند و در پی راهی هستند تا بی‌گناهی او را ثابت کنند.   داستان این کتاب در 20 فصل کوتاه به هم پیوسته روایت شده و کوتاهی فصل‌ها و نحوه شروع شدن هرفصل‌ سبب می‌شود مخاطب نوجوان از خواندن کتاب خسته نشود و با علاقه بیشتری داستان را دنبال کند. مثلا در آغاز فصل شانزدهم می‌خوانیم: «جو هاردی فورا جلوتر از بقیه راه افتاد. پسرها به دنبال او در زمینی باتلاقی و لجن‌زار پیش می‌رفتند. همه با هم حرف می‌زدند تا به نقطه مورد نظر رسیدند. چت لاستیک ماشین را بررسی کرد و هیجان‌زده گفت: «اشتباهی در این مورد وجود ندارد! این یکی از همان چرخ‌هاست! سارق وقتی لاستیک را عوض کرده، لاستیک قدیمی را این‌جا انداخته.» فرانک بلافاصله گفت: «پس شاید کویین هنوز همین اطراف باشد. احتمالا طرف مخصوصا این جاده را انتخاب کرده چون تا پیدا کردن راهی برای فرار اینجا محل خوبی برای مخفی کردن ماشین است.»   «راز گنجینه برج» از سوی انتشارات محراب قلم در قالب ۲۰۴ صفحه با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت ۲۴۰ هزار ریال منتشر شده است. ]]> کودک و نوجوان Mon, 18 Feb 2019 10:32:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272083/پرده-برداری-سرقتی-مخوف-راز-گنجینه-برج