خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تازه‌های کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/new_books Thu, 17 Jan 2019 16:46:19 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 17 Jan 2019 16:46:19 GMT تازه‌های کتاب 60 آشنایی با «اسطوره‌های صهیونیستی سینما» / نگاهی به «مبانی فراماسونری» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270603/آشنایی-اسطوره-های-صهیونیستی-سینما-نگاهی-مبانی-فراماسونری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «کتابخانه معرفتی مربی» به همت معاونت پژوهش موسسه مصباح‌الهدی با بازنویسی مرتضی رجائی، از سوی انتشارات شفق راهی بازار نشر شد.      کتاب حاضر در 10 بخشِ «اخلاق»، «اندیشه امام و رهبری»،‌ «انقلاب اسلامی»، «تاریخ»، «غرب‌شناسی»، «فرق و ادیان»، «کلام اسلامی»، «متون دینی»، «مهدویت» و «هنر و ادبیات» به معرفی کتاب‌های مناسب برای نیازمندی‌های معرفتی مربیان می‌پردازد. در پایان نیز فهرست اطلاعات کتاب‌شناختی ارائه شده است.   در مقدمه کتاب درباره ضرورت تالیف آن آمده است: «فردی که به ضرورت تربیت پی برده است، هنگامی می‌تواند داعیه‌دار حرکت در مسیر تربیت اسلامی باشد و خود را مربی بداند که علاوه بر آگاهی از نظام تربیتی اسلام در سایر نظام‌ها و علوم مرتبط دیگر (تاریخ، سیاست، فرهنگ، هنر و ...) آگاهی و معرفت کافی داشته باشد... مربی یکی از عناصر اصلی اثرگذار در تربیت است و هدف اصلی این کتاب، معرفی کتاب‌های مناسب برای تقویت و توانمندسازی مربیان است.»   «انسان‌سازی در قرآن»، «رهایی از تکبر نهان»، «از تهاجم فرهنگی تا جنگ نرم»، «تا ثریا راهی نیست»، «جنگ و دفاع در اندیشه امام خمینی (ره)»، «منشور فرهنگ از دیدگاه امام خمینی (ره)»، «مبانی حکومت اسلامی»، «آمریکا در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی»، «حزب‌الله لبنان؛ خط‌مشی، گذشته و آینده»، «تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم»،‌ «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه»، «ارتجاع روشن‌فکری بعد از انقلاب اسلامی»، «آسمان به زمین الصاق شد»، «جهان در سراشیبی سقوط»، «جریان‌شناسی انجمن حجتیه»، «بهائیت در ایران»، «دیدار با تاریکی»، «آفتاب و سایه‌ها»، «اسطوره‌های صهیونیستی سینما»، «وهابیت؛ مبانی فکری و کارنامه عملی»، «مبانی فراماسونری»، «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه»، «آیین زندگی»، «شناختنامه نهج‌البلاغه»، «تو می‌آیی»، «نگین آفرینش (پژوهشی در زندگی حضرت ولی عصر)»، «رستاخیزان» و «ذهنیت و زاویه دید»، ازجمله کتاب‌هایی است که در موضوعات مختلف به علاقه‌مندان معرفی شده‌اند.   در صفحه 256، درباره یکی از منابع معرفی شده در بخش ششم کتاب با عنوان «مبانی فراماسونری»، می‌خوانیم: «دو ویژگی مهم در این کتاب هست که سبب می‌شود با وجود برخی ضعف‌هایش،‌ بتوان آن‌را به‌عنوان یک کتاب قابل مطالعه برای آشنایی با فراماسونری معرفی کرد. نخست اینکه، تمرکز آن بر تبیین تضاد فراماسونری است و کوشیده تا راهکارهای مختلف آنها برای نفی دین را توضیح دهد. دیگر آنکه، جزئیات فراوانی در ارتباط با فراماسونری آورده شده و به اسامی اشخاص ماسون نیز اشاره شده است.» نخستین چاپ کتاب «کتابخانه معرفتی مربی» در 355 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 26 هزار تومان از سوی انتشارات شفق به بازار نشر عرضه شده است. ]]> دین‌ Mon, 14 Jan 2019 10:34:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270603/آشنایی-اسطوره-های-صهیونیستی-سینما-نگاهی-مبانی-فراماسونری سفری به مغز؛ کمربند‌های خود را ببندید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270587/سفری-مغز-کمربند-های-خود-ببندید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آیا تاکنون فکر کرده‌اید چگونه راه می‌روید؟ چگونه حرف می‌زنید؟ یا اینکه آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا از خود دفاع می‌کنید؟ چرا عاشق می‌شوید و چرا به آینده امیدوارید؟ کمربند‌های خود را برای یک سفر هیجان‌انگیز به دنیای درون خود ببندید دنیایی بی‌کران از میلیاردها سلول درهم‌تنیده مغزی همراه با تریلیون‌ها ارتباط پیچیده میان آن‌ها.   دیوید ایگلمن نویسنده کتاب «مغز، زندگی ما چگونه شکل می‌گیرد» تلاش کرده است تا در این کتاب ارتباطی میان مطالعات دانشگاهی و زندگی انسان به عنوان صاحبان اصلی این عضو شگفت‌انگیز ایجاد کند. جالب است بدانید برای خواندن این کتاب هیچ پیش‌زمینه علمی و تخصصی لازم نیست. کافیست مخاطبان کمی کنجکاوی و اشتیاق برای شناخت خود داشته باشند.   مغز. این عضو ناشناخته درون جمجمه ما که ماده‌ای ژله مانند است و وزنش را در هر انسان بالغ یک و نیم کیلوگرم می‌توان تخمین زد. ما انسان‌ها در بدو تولد بسیار ناتوانیم. دو سال طول می‌کشد تا بتوانیم شمرده و کامل صحبت کنیم و تا سال‌ها نمی‌توانیم در برابر خطرات محیطی از خود دفاع کنیم. در حقیقت ما برای بقا تا چند سال اول زندگی به اطرافیان خود وابسته‌ایم. اما دنیای حیوانات کمی سریع‌تر از ما جلو می‌رود برای مثال یک نوزاد گورخر تنها بعد از چهل‌وپنج دقیقه می‌توانند بدود و زرافه‌ها فقط چند ساعت بعد از تولد به راحتی می‌توانند راه بروند.   شاید در ابتدا فکر کنید رشد سریع حیوانات مزیتی برای آن‌ها به حساب می‌آید اما حیوانات انعطاف‌پذیری زیادی در برابر محیط غیرقابل پیش‌بینی ندارند و سریع از بین می‌روند در واقع سیستم مغزی و عصبی آن‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده است که از قبل برنامه‌ریزی شده است. در مقابل انسان می‌تواند در بسیاری از محیط‌های متنوع زندگی کند و خود را با هر شرایط اقلیمی در کره‌زمین وقف دهد. شما به راحتی مهاجرت می‌کنید و بدنتان در شرایط سالم بودن بدون اینکه شوکی را تجربه کند، خود را با محیط وفق می‌دهد که شاید انسان متوجه آن نشود. برای مثال اگر در محیط زندگی خود عادت به خوردن غذاهای تند یا دریایی ندارید اگر چند روزی در مکانی باشید که مردم بومی چنین غذاهایی را استفاده می‌کنند شما هم در صورت ماندگاری قطعا به رژیم غذایی آن منطقه عادت می‌کنید.   اگر بدانید که انسان بی‌ثبات‌ترین موجود خلق شده است شاید در ابتدا باورکردنش برایتان دشوار باشد؛ اما ایگلمن در فصل اول کتاب معتقد است تمام تجربیات انسان در طول زندگی از یک مطالعه ساده گرفته تا مراودات گسترده فرهنگی ساختار میکروسکوپی مغز را تشکیل می‌دهند و اینکه شما چه کسی هستید بستگی به این دارد که کجا زندگی کرده‌اید. مغز شما بی وقفه در حال بازنویسی مدارهای عصبی خود است از آنجا که الگوهای شبکه‌های عصبی شما همیشه در حال تغییر است هویت شما کاملا متغیر است و هیچ نقطه پایانی برای آن وجود ندارد.   نوجوانی؛ مقطع حساس زندگی برخی دانشمندان معتقدند تغییر و تحول در مغز به آرامی شکل می‌گیرد. تا پیش از این تصور می‌شد که تکامل مغز به کلی در دوران کودکی پایان می‌یابد. ولی اکنون می‌دانیم که این تکامل می‌تواند تا بیست‌وپنج سالگی به طول بینجامد. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که سیستم عصبی در دوران نوجوانی شکل جدیدی به خود می‌گیرد و تغییرات در آن منجر به تغییر در شخصیت انسان می‌شود بنابراین نوجوانی مقطح حساسی برای انسان به شمار می‌رود.   ایگلمن در کتاب «مغز؛ زندگی ما چگونه شکل می‌گیرد» صحبت از تحقیقات اثبات شده می‌کند. وی در هر داستانی که از اهمیت تربیت و پرورش در مغز یاد می‌کند نمونه موردی آن را ذکر می‌کند وی معتقد است اگر مغز کودک در یک محیط نامناسب و غیرمنتظره رشد کند با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد نیکولا چائوشسکو سیاست‌مدار کمونیست رومانیایی که در سال 1966 رئیس‌جمهور این کشور بود به بهانه افزایش جمعیت و نیروی کار در کشورش روش‌های پیشگیری از بارداری را غیرقانونی اعلام کرد در آن سال و سال‌های بعد‌تر نرخ تولد سر به فلک کشید و اغلب خانواده‌های فقیر توانایی نگهداری فرزندانشان را نداشتند و آن‌ها را به یتیم‌خانه‌ها سپردند در نتیجه دولت مجبور شد تعداد یتیم‌هانه‌های خود را افزایش دهد پس از سرنگونی دولین این رئیس‌جمهور بیش از 170 هزار کودک بی‌سرپرست در یتیم‌خانه ها تربیت می‌شدند.   در ادامه دانشمندان عواقب ناشی از تربیت سازمانی را در توسعه و تکامل مغز نشان دادند. آن‌ها فهمیدند در دوران کودکی محیط اطراف انسان مغز را مدام اصلاح می‌کند. بدین ترتیب مغز در برابر انبوهی از احتمالات قرار می‌گیرد و آن‌ را در جهات پاسخ مناسب به آن‌چه  با آن مواجه می‌شود آماده می‌کند. پس از آن این مطالعات در نهایت روی سیاست‌های پرورشی دولت رومانی تاثیر گذاشت و در طول چند سال اکثر کودکان به خانواده هایشان بازگردانده شدند. «مغز؛ زندگی ما چگونه شکل می‌گیرد» در 240 صفحه، به قیمت 22هزارتومان، با ترجمه یاشار مجتهدزاده، از سوی انتشارات سبزان در قفسه کتاب‌های علمی جای گرفته است.   ]]> دانش‌ Mon, 14 Jan 2019 05:45:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270587/سفری-مغز-کمربند-های-خود-ببندید روشنفکران سطحی، ذهن مردم را به فساد می‌کشند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270383/روشنفکران-سطحی-ذهن-مردم-فساد-می-کشند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم منصوری: کتاب «روشنفکران و دولت در ایران؛ سیاست، گفتار و تنگنای اصالت» نوشته نگین نبوی، با ترجمه حسن فشارکی از سوی نشر شیرازه منتشر شده است. این کتاب در سال 1388 در نشر پردیس دانش منتشر شده بود. روایت تغییری مهم و اساسی در اندیشه روشنفکران ایران در فاصله دهه 1320 تا سال‌هایی که به انقلاب 1357 انجامید در این کتاب بررسی شده است. چگونگی این تغییر و نتایج آن بر فضای فکری و سیاسی کشور با رجوع به نوشته‌هایی بررسی شده است که در سال‌های اخیر کمتر مورد توجه تاریخ‌نگاران قرار گرفته‌اند. با حسن فشارکی، مترجم، درباره این کتاب و دوره تاریخی مورد بحث آن گفت‌وگویی داشته‌ایم که در پی می‌‌آید:   در ابتدا درباره نویسنده کتاب بگویید. نگین نبوی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از کودکی با رشته‌ای از مجلات قدیمی که احتمالا پدرش می‌خرید، آشنا بود. بعدها به مسائل تاریخی علاقه‌مند شده به انگلستان می‌رود و رساله دکتری‌اش را در آکسفورد کمی بسط و گسترش داده که به کتاب «روشنفکران و دولت ایران؛ سیاست، گفتار و تنگنای اصالت» تبدیل شده است. البته اکنون ده‌ها کتاب درباره مسائل اخیر ایران به زبان‌های مختلف و عمدتا به زبان انگلیسی نوشته شده که برخی از آن‌ها به زبان فارسی هم ترجمه شده است. خود من، مشغول ترجمه یکی دیگر از آن‌ها هستم. در این کتاب‌ها اغلب به وضعیت فعلی ایران و به حوادث بعد از مشروطه پرداخته شده است. نویسنده در این کتاب از نشریه نگین، کاوه، سپید و سیاه نوشته و جملاتی از شریعتی و آل احمد را به انگلیسی ترجمه کرده است که من این نقل‌قول‌ها را به فارسی ترجمه نکردم. بلکه کوشیدم عین جملات شریعتی، آل احمد، خلیل ملکی و تقی ارانی را پیدا کنم و همین باعث شده سبک‌های مختلف گفتار و نوشتار آن‌ها در کتاب هم رعایت شود. این سبک‌های مختلف به ترجمه تعلق ندارد بلکه سبک نویسنده‌های مختلف یا سخنرانی‌های آنها است. تمام این‌ها را در کتاب‌خانه‌ها یا نشریات قدیمی پیدا کرده‌ایم و عین آن عبارات را در کتاب آورده‌ام. می‌شد معادل فارسی آن جملات را آورد، اما دیگر حرف آن نویسنده نبود. شاید به دلیل وجود اصل همین جملات است که ترجمه هم اصالت پیدا کرده است.   چه چیزی این کتاب را از دیگر کتاب‌های داخلی تاریخ‌نگاری جریان روشنفکری ایران متمایز کرده و منجر به این شد که شما این کتاب را به فارسی ترجمه کنید یا این کتاب چه حفره‌ای را در تاریخ‌نگاری روشنفکری ما پر می‌کند؟ کتاب از سوی آقای ثقفی- ناشر- برای ترجمه پیشنهاد داده شد. ترجمه هم متعلق به هجده سال پیش است. من نمی‌دانم چه حفره‌ای را پر می‌کند اما بعد از ترجمه پی بردم که مطالبی را مطرح می‌کند که خود من به آن‌ها آگاه نبودم. این کتاب بر محور بحث گفتاری پیش می‌رود. کتاب‌هایی که پیش از این نوشته شده‌اند، قبل از تِز میشل فوکو بود که تاریخ را بر اساس گفتار بررسی می‌کند. آن کتاب‌ها تاریخ را بر اساس وقایع بررسی می‌کردند یا مارکسیست‌ها که بر اساس بحران‌ها بررسی می‌کردند. گفتار یعنی افرادی می‌آیند و در جامعه نظریاتی را مطرح می‌کنند و حرف‌هایی می‌زنند که این حرف‌ها گفتارسازی یا به عبارتی گفتمان‌سازی می‌کنند. این گفتارها به دل مردم می‌رود و مردم به آن‌ها اعتقاد پیدا می‌کنند. به دنبال آن می‌روند و به آن‌ها عمل می‌کنند. جان و هستی‌شان را به خاطرش می‌دهند. این کتاب از این منظر، تاریخ ایران را بین دو ماجرای 1320 و 1357 بررسی می‌کند. در سال 1320 متفقین وارد کشور شدند و رضا شاه را از کشور بیرون کردند. در آن فضای باز، حزب توده شروع به بالیدن کرد و جبهه ملی هم پیدا شد. سال 1332 کودتا شد و سال 1357 هم که انقلاب اسلامی روی داد. کتاب آقای آبراهامیان، از مشروطه تا انقلاب 57 را در برمی‌گیرد. این کتاب از 1320 تا 57 را پوشش می‌دهد و این برهه را به لحاظ گفتارها بررسی می‌کند. آبراهامیان، اتفاق‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. نکته دیگر این که نگین نبوی به سراغ روشنفکران دست دوم می‌رود. در آن زمان کسی فکر نمی‌کرد که روشنفکران درجه دو، مثل علیرضا میبدی نقشی داشته باشند و همه فکر می‌کردند که این‌ها آدم‌های بی‌مایه‌ای هستند. اما این‌ها روی مردم تاثیرگذار بودند. این‌ها به نوعی گفتارسازی می‌کردند و جوانان افکار این‌ها را می‌خواندند. مورخان دیگر به سراغ، افرادی از این دست نرفته‌اند. آن‌ها به سراغ افراد درجه یک رفته‌اند؛ مثل شریعتی، تقی ارانی و ... اما کتاب «روشنفکران و دولت در ایران» به سراغ دست دومی‌ها و دست سومی‌ها رفته‌ و تاثیر این‌ها را بر جامعه بررسی کرده‌ است.   تقسیم‌بندی روشنفکر سنتی و روشنفکر عرفی که در این کتاب آمده بر چه اساسی است و آیا پیش از این و یا در جاهای دیگر جهان هم این تقسیم‌بندی سابقه داشته است؟ عرفی در ترجمه سکولار آمده است. من در ترجمه «سکولار» همان «سکولار» را می‌نویسم. چون هیچ کلمه دیگری آن را نمی‌رساند و به قول یکی از دوستان زهرش را می‌گیرد. شما می‌دانید که ما درون سنت پرورش پیدا کردیم. بعد روشنفکرانی در درون همین سنت‌ها پیدا شدند و حرف‌هایی زدند که عمدتا از دین برآمده بود. در اروپا هم به این شکل بود که روشنفکرانی از دل کلیسا بیرون می‌آمدند یا اصلا مذهب را کنار می‌گذاشتند و حرف‌شان برون دینی بود. در فرانسه می‌توان به ولتر، دیدرو و... اشاره کرد. در حوزه سنت با عبارت منورالفکر مواجهیم که متعلق به دوره مشروطه است. لغت روشنفکر هم ترجمه از آلمانی و انگلیسی و فرانسه است. در مشروطه و حتی قبل از آن، افرادی نظیر میرزا ملکم خان، طالبوف، آخوندزاده و دیگران از طریق رمان و کتاب و فلسفه با افکار غرب آشنا شده بودند و خودشان را منورالفکر معرفی می‌کردند که تحت تاثیر غرب بودند. از سال 1320 به بعد، همان منورالفکر به فارسی ترجمه و شد؛ روشنفکر. اما محتواش هم تغییر پیدا کرد. یعنی دیگر به غرب توجهی نداشتند و به سراغ شرق و شوروی رفتند و حزب توده در راس این‌ها بود. از سال 1320 تا 32 که کودتا شد، توده‌ای معادل روشنفکر بود و روشنفکر معادل توده‌ای. یعنی خارج از حزب توده کمتر کسی را می‌دیدی که می‌توانست نام روشنفکر را روی خودش بگذارد. حتی کسانی که از حزب توده خارج شدند؛ مثل هدایت و آل احمد و... این‌ها قبلا توده‌ای بودند یا در جلسات توده‌ای‌ها شرکت می‌کردند. حزب توده در حوزه فرهنگ کارهای مهمی کرد. موسیقی کلاسیک را برای اولین بار آنها آوردند. نوشین، علاوه بر کار تئاتر، به تصحیح شاهنامه پرداخت و... به این‌ها روشنفکر می‌گفتند. در کتاب « پدران و پسران» تورگنیف، جمله‌ای است که می‌گوید؛ پسر من روشنفکر شده و تازگی‌ها خدا را قبول ندارد. توده‌ای‌ها هم که کمونیست بودند به جای خدا انسان را گذاشتند و در مقابل انسان مسئول شدند اما امثال علی شریعتی، خودشان را روشنفکر مذهبی می‌نامیدند. این‌ها بر مردم و در شکل‌گیری انقلاب 57 بسیار تاثیرگذار بودند. چرا روشنفکران عرفی از جنبش مذهبی بر علیه رژیم پهلوی حمایت کردند؟ چه روشنفکران دینی و چه روشنفکران سکولار، از همان اول و بعد از شکست در حزب توده و حتی در دهه 1320 که تا حدودی دموکراسی در ایران بود، رادیکال و مخالف شاه نبودند. آن‌ها مشروطه‌خواه بودند و شاه از نظر مشروطه، دارای وجاهت بود. روشنفکران دینی هم همین‌طور؛ آن‌ها خواهان برکناری شاه نبودند. آن‌ها می‌خواستند که شاه رفتارش را عوض کند. زمانی که بازرگان را محاکمه کردند، بازرگان گفت: ما آخرین کسانی هستیم که به این زبان با شما حرف می‌زنیم. چپ‌ها هم از زمانی که رژیم شاه به اعدام توده‌ای‌ها پرداخت، خواهان رفتن شاه شدند. به همین خاطر، هنگامی که آقای خمینی گفت که؛ شاه باید برود، دیگر هم روشنفکر دینی، هم روشنفکر عرفی و هم مردم، همه می‌گفتند؛ مرگ بر شاه. پس علت اتحاد این‌ها، در واقع رادیکال شدن جنبش بود که دیگر می‌خواستند تا مساله را ریشه‌ای حل کنند. مساله اصلی هم شاه و آمریکا بود. عده‌ای می‌گفتند؛ طاغوت، مستکبر، امپریالیست و... واژه‌ها عوض می‌شد. اما حرف یکی بود؛ شاه باید برود و سپس؛ قدرت‌های جهانی. یعنی در نتیجه رادیکال شدن جنبش باعث شد که این‌ها به هم نزدیک شوند. از شروع فعالیت‌های حزب توده در دهه 20 تا پیروزی انقلاب اسلامی، مفهوم «روشنفکر» دچار چه تغییراتی شد؟ روشنفکر در دهه 20، توده‌ای و مارکسیست بود. کتاب هم می‌گوید که در آن زمان، لغت روشنفکر به توده‌ای اتلاق می‌شد. افراد بی‌خدایی که چپ بودند و طرفدار مردم بودند و در مبارزات شرکت می‌کردند و فرق‌شان با منورالفکرها این بود که آن‌ها فقط برای آگاه کردن بیشتر مردم تلاش می‌کردند اما روشنفکرها، وارد مبارزه سیاسی می‌شدند. چون یکی از تزهای یازده‌گانه مارکس که به تزهای فوئرباخ معروف بودند، این بود که «فلاسفه تا کنون جهان را به انحاء گوناگون تفسیر کرده‌اند. کار خطیر اما تغییر آن است.» یعنی فیلسوف نباید کناری بنشیند. باید بیاید توی صحنه. مثل خود مارکس. روشنفکران دهه 20 هم بر این باور بودند. موسیقی کلاسیک گوش می‌دادند، رمان می‌خواندند، اما پیش دهقان‌ها هم می‌رفتند. آن زمان بین عامی و عالم یک فاصله‌ای بود. اما در سال 1332 که کودتا شد، تعدادی از توده‌ای‌ها شروع کردند به تواب شدن و باقی هم بالکل ناامید شدند. که یک فصل کتاب هم به این‌ها اختصاص یافته که کناره‌گیری و گوشه‌گیری کردند. شاه و دار و دسته‌اش هم که اصلا به این‌ها نیازی نداشتند. اما در دهه 40، شاه تحت تاثیر کِنِدی و دار و دسته آن طرف بود که می‌گفتند باید به روشنفکران برسیم؛ هم حقوقی برای آن‌ها قائل باشیم و هم از فکرشان استفاده کنیم. تعدادی از آنها با شاه همکاری می‌کردند. تعدادی هم بودند که کتاب‌شان چاپ می‌شد اما مخالفت هم می‌کردند. مثل آل‌احمد یا ساعدی و... اما از مارکسیست مقداری عدول کرده و گرایشاتی به جهان سوم پیدا کرده بودند. شریعتی هنگامی که در پاریس درس می‌خواند با فرانتس فانون آشنا شده بود و مقداری از کتاب «دوزخیان» را ترجمه کرده بود. او می‌گوید؛ « انقلاب این روزگار، انقلاب جهان سوم بر علیه غرب است.» فرانتس فانون، شریعتی و... جهان سوم‌گرا بودند. این‌ها معتقد بودند که غربی‌ها هویت ما را از ما گرفته‌ و مخدوش کرده‌اند و اسلام علوی را به اسلام صفوی تبدیل کرده‌اند. آل‌احمد و این‌ها هم علاقه‌مند شده بودند و به روستاها می‌رفتند و نوعی بازگشت به خویشتن مطرح شده بود. این مسائل بین روشنفکران رواج پیدا کرد و آن روشنفکران کلاسیک مارکسیستی کم‌کم فراموش شدند. یک طرف، جهان سوم بود و طرف دیگر؛ امپریالیسم. این قضیه، فقط در ایران هم نبود. در کل جهان سوم و آمریکای لاتین، مبارزه با آمریکا و بینش جهان‌سوم‌گرایی مطرح شده بود. به همین دلیل هم مذهبی‌های سنتی و هم مارکسیست‌ها از شریعتی بدشان می‌آمد؛ به دلیل همین نگاه جهان سوم‌گرایی. اما در دهه پنجاه، این طور نبود که بین این‌ها شکاف باشد. این‌ها به هم وصل شده بودند. عرفان‌گرایی به نحوی از انحاء به هویت ملی، و مبارزه با امپریالیسم به توجه به توده‌های مردم، رفتن به روستاها و... وصل شده بود. علاوه بر این، در دهه پنجاه، مقداری جنگ چریکی رواج پیدا کرد. چه مسلمانان به شکل مجاهدین خلق که بعدها منافقین نامیده شدند و چه چپ‌ها که به صورت چریک‌های فدایی قدرت عظیمی پیدا کردند و در بین روشنفکران هم طرفدارانی داشتند. شاه هم این میان گیج شده بود. انقلاب 57 در چنین شرایطی روی داد. دیگر فقط می‌خواستند شر شاه را بکنند.   در این کتاب، عمدتا نشریه‌های روشنفکری به عنوان منبع قرار گرفته و همان‌طور که نویسنده در مقدمه اشاره کرده، بیشتر به دیدگاه‌های قشر وسیعی از روشنفکران نه چندان اصیل، شامل نویسندگان، مقاله‌نویسان و روزنامه‌نگاران توجه شده است. چرا؟ به خاطر گفتارسازی این‌ها. چون این‌ها دست‌شان باز بود. آن زمان حتی در دانشگاه هم نمی‌شد راجع به علوم سیاسی حرف زد. اما راجع به ادبیات و هنر و نقاشی، جلسات متعددی برگزار می‌شد. این قبیل افراد هم اهل هنر و شعر و نقد هنری بودند. حرف‌های اصلی را نظام پهلوی و ساواک نمی‌گذاشت که بزنند و به محض این که کسی حرف می‌زد او را می‌گرفتند. خلیل ملکی در زندان بود. اما محمود عنایت و کسانی که دور فرح پهلوی را گرفته بودند و کانون پرورش فکری را راه انداخته بودند، اجازه فعالیت داشتند. کسانی هم مثل دانشیان و گل سرخی بودند که ابتدا به آن‌ها میدان می‌دادند و بعد که تندروی کردند، حذف شدند. اما روشنفکران برجسته‌ای مثل حمید عنایت که هگل‌شناس بود، کسی به آن‌ها توجه نمی‌کرد. چون کارشان مشکل بود. اگر هم کسی راجع به کارهای مارکس حرف می‌زد که بلافاصله می‌گرفتندش و جایش در زندان بود. اما این گروه روشنفکران نه چندان اصیل، مقداری هم راه را هموار کردند و شکاف روشنفکران سطح بالا و مردم را پر کردند.   در این کتاب به «هویت‌گیری روشنفکران از موضع‌گیری علیه رژیم» اشاره شده است. این مساله از چه زمانی مطرح شد؟ شاید علتش این بود که مردم کم‌کم از رژیم می‌بریدند و کسی را می‌پسندیدند که بر ضد رژیم باشد. اگر کسی بسیار فرهیخته بود، به محض این که در تلویزیون حرف می‌زد یا تواب می‌شد، مردم نمی‌پسندیدند. امروز بعضی‌ها یادشان رفته که در دوره پهلوی چه تبعیض‌هایی بود و چه ظلم‌هایی می‌شد. به همین دلیل هم مردم از کسی خوش‌شان می‌آمد که بر ضد رژیم حرف بزند. روشنفکران دینی، امثال شریعتی هم از منظر خودشان حرف داشتند. هر چند امروز به آن‌ها انتقادهایی هست. اما روشنفکران غیر دینی، حرف‌شان را در حوزه فرهنگ و هنر مطرح می‌کردند. تاریخ قدیم را بررسی می‌کردند. در مورد کشورهای دیگر حرف می‌زدند و در آن میان، دو تا فحش هم به شاه می‌دادند. اگر فحش نمی‌دادند، می‌گفتند اینها هم ساواکی هستند. او را شاه فرستاده است. این طور هم بود. شاه این کار را می‌کرد تا روشنفکران و مردم را با جامعه سلطنتی آشتی دهد. روشنفکران هویت‌شان را از مبارزه با رژیم کسب می‌کردند. حتی دکتر مصدق هم هویت خودش را از مخالفت با نظام می‌گرفت. این حرفی که زده که هویت‌شان را از مخالفت با شاه می‌گرفتند، حرف خوبی نبود. اما به هر حال یک کنش بود دیگر. در فلسفه و علوم اجتماعی ما بحثی داریم که گاهی حرفی می‌زنند تا کنشی در جامعه ایجاد کنند. کنشی بر ضد نظام 2500 ساله‌ای که بر کشور حکومت می‌کرد و چندبار هم با کودتا آمده بود. این حرف‌ها از منظر عملی و کنشگری بد نبود. اما از زاویه نظری، بحث را سطحی می‌کرد. اگر کسی حرف‌های استادانه‌‌ای می‌زد، می‌گفتیم او می‌خواهد ما را بپیچاند و از واقعیات دور کند. نتیجه‌اش را هم بعدها دیدیم که این‌ها آگاهی مردم را بالا نبردند و آنها را در سطح نگاه داشتند. این‌ها هویت‌شان را از معرفت و آگاهی نمی‌گرفتند. هویت روشنفکر باید از آگاهی و دانستن باشد. نه این که از حرف زدن بر ضد نظامی، کسب هویت کنند. البته آنها دستاوردی هم داشتند که یک نظام پوسیده دو هزار و پانصد ساله را از بین بردند و خیلی هم خوب کاری کردند. اما مارکس در مورد ایدئولوژی می‌گوید؛ «ایدئولوژی گاهی کاذب است.» یعنی گاهی دروغ و راه‌گم‌کن است و دانش از نقاب این آگاهی کاذب پرده برمی‌دارد. و ذهن مردم را روشن می‌کند. اما روشنفکران سطحی، ذهن مردم را به فساد می‌کشند.   انقلاب ایران به چه میزان تحت تاثیر حرکت‌های غرب‌ستیزی جهان سوم بود؟ علاوه بر مباحثی که مطرح شد، در اواخر دوره شاه، نفت گران شد و پول هنگفتی روانه کشور شد و این پول، موجب بحران‌هایی شد و زمین و مسکن، فوق‌العاده گران شد. بحران دیگر؛ به وجود آمدن پاساژ‌ و مال و... بود. پیش از آن، مغازه داشتیم. وقتی سرمایه‌داری بزرگ سلطه پیدا کرد، سرمایه‌داری کوچک آسیب دید و ناراحت شد. اینها مواردی بود که در آن زمان هم سفرای انگلیس و آمریکا به شاه گفته بودند که؛ در مدرن کردن جامعه، تندروی کردی! در این روش، اقشار زیادی از گردونه مدرنیته خارج می‌شوند. همان‌طور که الان هم، با این بحران اقتصادی، افراد زیادی از طبقه متوسط می‌ریزند. این زمینه اقتصادی، به آن گفتار زمینه بیشتری داد. افرادی بودند که در آن زمان به آن شعارهای ضدغربی و ضد شاهنشاهی توجهی نداشتند. اما وقتی گرفتار ورشکستگی شدند، دیگر آن گفتارها بر آنها تاثیر گذاشت. و این بود که زمینه برای انقلاب 57 آماده شد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 13 Jan 2019 06:25:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270383/روشنفکران-سطحی-ذهن-مردم-فساد-می-کشند مروری بر سیره و سیمای بانوی قهرمان کربلا http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270502/مروری-سیره-سیمای-بانوی-قهرمان-کربلا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حضرت زینب (س) در 5 جمادی‌الاول سال پنجم هجری قمری در مدینه متولد شد، اما ولادت ایشان در سال 6 هجری نیز گزارش شده است. (ابوالحسن العلوی، اخبار الزینبیات، ۱۴۱۰ق، ص۲۳). بر اساس روایات متعدد، نام‌گذاری حضرت زینب (س)، توسط پیامبر (ص) صورت گرفت و گفته شده که جبرئیل از سوی خداوند این نام را به پیامبر (ص) رسانده است. در کتاب «الخصائص الزینبیة» آمده: پیامبر(ص) او را بوسید و فرمود: «حاضران امّتم، غایبان را از کرامت این دخترم زینب آگاه کنند؛ همانا او مانند جده‌اش خدیجه است.»   درباره زندگانی، شخصیت و جایگاه و نقش آن حضرت به‌ویژه در زمینه نهضت عاشورا، کتاب‌های بسیاری در طول تاریخ نوشته شده که هریک از جنبه‌هایی به زوایای وجودی و شخصیتی این بانوی مکرم پرداخته‌اند. به مناسبت سالروز تولد آن حضرت، در گزارش پیش‌رو دو عنوان از تازه‌های نشر درباره حضرت زینب (س) معرفی شده است.    «بانوی نینوا» / بهاء‌الدین قهرمانی‌نژاد شائق کتاب «بانوی نینوا» نوشته بهاء‌الدین قهرمانی‌نژاد شائق؛ عضو هیات علمی دانشگاه تهران، زندگینامه حضرت زینب (س) و نقش ایشان در کربلا و پیام‌رسانی نهضت عاشورا را روایت می‌کند.   در این کتاب پس از مقدمه آیت‌الله سیدهاشم رسولی محلاتی، مطالب کتاب در سرفصل‌های همچون زینت پدر، مونس مادر، ماجرای مباهله، اولین مصیبت، آموختن شیوه دفاع از حریم ولایت، راوی خطبه مادر، غم هجران، ازدواج با عبدالله بن جعفر، با امیرالمومنین (ع) در کوفه، بازگشت به مدینه، شهادت امام مجتبی (ع)، در پرتو امامت حسین (ع)، از مکه تا کربلا،‌ حدیث شیدایی، از شهادت نزدیکان تا فراق فرزندان، داغ عباس (ع)، ساعت وداع، سخت‌ترین شب زینب (ع)، کوچ اسرا، شیرزن زهرایی در کوفه، به سوی شام، در شام بلا، خطابه‌ای تاریخی، بازگشت از شام ویران، باز هم کربلا و غروب صبر، تدوین شده است.   در بخشی از مقدمه این کتاب به قلم آیت‌الله سیدهاشم رسولی محلاتی می‌خوانیم: «درباره عقیله بنی‌هاشم، بانوی قهرمان و شجاع کربلا، حضرت زینب (ع)، قلم و بیان عاجز و قاصر است که بتواند حتی شمه‌ای از عظمت و یا فضیلت آن بزرگ‌بانوی اسلام بگوید یا بنویسد؛‌ تنها یک سخن عارفانه و پرمعنای او که در پاسخ آن نابکار زمان و جنایتکار بی‌اصل و نسب زمان، یعنی پسر زیاد بر زبان آورد و آن حیوان رذل و بی‌شرمی که زبان هرزه خود را به شماتت دخت والای امیرمومنان (ع) باز کرده و می‌خواست داغی بر دل پر از درد، ولی لبریز از ایمان او بگذارد، کافی است که رو به آن بانوی بزرگوار کرد و بی‌شرمانه گفت: «کَیفَ رَأیتِ صُنعَ اللهِ بِأَخیکِ و أَهلِ بَیتِک؟» و آن بانوی باعظمت در پاسخش فرمود: «مَا رَأیتُ اِلا جَمیلا!» آری، همین یک جمله کوتاه در عظمت شأن و جلالت قدر و معرفی بانوی باعظمت کربلا کافی است، سخنی در چنین صحنه‌های پر از ترس و خفقان و به دنبال آن همه بلا و مصیبت سنگینی که مردان شیرافکن را به تزلزل و اضطراب وا می‌دارد و از سخن گفتن باز می‌دارد. کدام عارف خودساخته یا حکیم فرزانه‌ای می‌تواند با این شهامت و شجاعت و ایمان، این جمله زیبا را در چنین فضا و محیطی بر زبان آورد و صولت و شوکت پوشالی آن درنده لجام گسیخته را درهم بشکند؟»   نویسنده این کتاب در صفحه 150، سخت‌ترین شب زینب (ع) را اینگونه روایت کرده است: «آن شب که به حقیقت شام غریبان بود، سخت‌ترین شب زینب (ع) محسوب می‌شد. از یک‌سو، باید به امام سجاد (ع) می‌رسید و از یک‌سو، از اهل‌ خیام محافظت می‌کرد. سبحان‌الله العظیم از این صبر و شکیبایی زینب (ع)! آیا سخت‌تر از آن می‌توان دید که در مقابل دیدگانش بر بدن عزیزش، حسین (ع)، ده نفر ناپاک‌زاده، نعل‌های اسب خود را تازه کرده و بتازند و آن کنند که قلم از شرحش عاجز است.»   نخستین چاپ کتاب «بانوی نینوا» در 232 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 18 هزار تومان از سوی شرکت چاپ و نشر بین‌الملل راهی بازار نشر شده است.   «چهل منبر زینبی» / حسن بابایی کتاب «چهل منبر زینبی»، پانزدهمین جلد از «سلسله منابر اهل‌بیت (ع)» است که به قلم حجت‌الاسلام حسن بابایی در سال جاری از سوی انتشارات سیمای افق منتشر شد.   این کتاب در چهل منبر تنظیم شده که «دانای نیاموخته»، «قبله رنجها»، «خردمند بانوان»، «خردمند پرده‌نشینان رسالت»، «سخنور رسا»، «بانوی مورد اطمینان»، «بانوی با فضیلت»، «پارسای خاندان علی»، «ستاره آسمان شرف و کرامت»، «همدم و همراه ناگواری‌ها»، «نور چشم حضرت علی (ع)»، «دروازه آمرزش گناهان» و «مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص)» برخی از آن‌هاست. در بخشی از منبر هشتم این کتاب می‌خوانیم: «حضرت زینب (ع) پس از واقعه عاشورا در خطبه‌ای مردم کوفه را به‌خاطر یاری نکردن امام حسین (ع) گناهکار خواندند: جنایتی که سرآغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته، سیاه، تاریک و جبران‌ناپذیر بوده، تمام سطح زمین و وسعت آسمان را پر کرده است. آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی‌که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوارکننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد. پس مهلت‌هایی که خدای متعال به شما می‌دهد موجب خوشی شما نگردد، چراکه خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی‌کند، چون ترسی از پایمال شدن خون و از دست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که خدای شما همیشه در کمین است.» نخستین چاپ کتاب «چهل منبر زینبی» در 184 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 13 هزار تومان از سوی انتشارات سیمای افق راهی بازار نشر شده است. ]]> دین‌ Sat, 12 Jan 2019 09:51:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270502/مروری-سیره-سیمای-بانوی-قهرمان-کربلا روایت نویسنده پرکار فرانسوی از قربانیان سیاسی رژیمی مخوف http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270350/روایت-نویسنده-پرکار-فرانسوی-قربانیان-سیاسی-رژیمی-مخوف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اریک فَی روزنامه‌نگار و جستار نویس فرانسوی در کارنامه خود تجربیات قابل تاملی برای تحلیل و توضیح برخی از نویسندگان و کتاب‌های داستانی مورد علاقه خود دارد که از این جمله می‌‌توان به گفت‌وگو او با اسماعیل کاداره نویسنده مشهور ترک و نوشتن مقاله‌یی درباره آثار او اشاره کرد. همچنین کافکا شناس قابلی نیز هست و مقالات و تاملاتی درباب این نویسنده مشهور دارد. اریک فَی در ایران چندان نامی آشنا نیست و باید گفت که رمان گمشدگان ژاپنی او جدی‌ترین گام برای آشنایی خواننده فارسی زبان با جهان داستانی اوست. رمان گمشدگان ژاپنی از تازه‌ترین آثار اریک فَی است که در سال (2016) منتشر شده است و به فاصله نه چندان زیادی به دست خوننده فارسی زبان می‌رسد. اریک فَی، متولد 1963 و روزنامه‌نگار و نویسنده‌یی پرکار است. او در قالب روایت‌هایی موازی، با ضرباهنگی متناسب و فکر شدة، سرنوشت مشترک و اسرار‌آمیز آدم‌هایش را در شرق آسیا به تصویر می‌کشد، قربانیان سیاسی رژیمی منزوی اما مخوف در دهه هشتاد میلادی، ماجرای چندین فقره آدم‌ربایی. محمود گودرزی این رمان را از زبان اصلی (فرانسوی) به فارسی برگردانده است. بخشی از متن: از لحظه‌ای که روزنامه‌نگار نوار ویدئویی را روی صحنه یک ساک ورزشی نگه داشته بود، زندگی تازه‌ای برای مادر نائوکو تانابه آغاز شده بود. کانال‌های تلویزیونی چندین بار با او مصاحبه کردند. هر دفعه هم شوهر با ظاهری بی‌حال و تأییدکننده، لبخند به لب، اما بیشتر اوقات ساکت، کنارش می‌ایستاد. مادر در آستانه گریستن پرحرف بود. هرگز درخواست‌های مطبوعات را رد نمی‌کرد. به خاطر دخترشان بود. زیرورو کردن زمین و زمان و جابه‌جا کردن کوه‌ها کارهایی عادی به نظرش می‌رسید. حد و حدودی برای خود قائل نبود. حجب و حیایی که در زندگی آزارش داده بود حالا خاطره‌ای فراموش‌شده بود. دخترش زنده بود و احساس مادرانه‌اش به این موضوع گواهی می‌داد.   کتاب «گمشدگان ژاپنی» نوشته اریک فَی با ترجمه محمود گودرزی در 216 صفحه با شمارگان 1100 نسخه به بهای 25هزار تومان از سوی نشر افق راهی بازار کتاب شد.   ]]> تازه‌های کتاب Tue, 08 Jan 2019 15:26:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270350/روایت-نویسنده-پرکار-فرانسوی-قربانیان-سیاسی-رژیمی-مخوف عاملی که باعث انقراض دایناسورها شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270070/عاملی-باعث-انقراض-دایناسورها خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مهتاب دمیرچی: آیا ما تنها هستیم؟ آیا زمین تنها سیاره‌ این کیهان بزرگ است؟ پاسخ این سوال روشن است. قرن‌ها پیش انسان فهمید که در فضای کیهانی تنها نیست. صبح‌هنگام با طلوع خورشید و شب‌‌ها با سوسوی ستارگان این را به انسان فهماند که در فضای کیهانی نمی‌تواند تنها باشد و از این‌ مرحله به بعد اکتشافات خود را در ورای سیاره زمین آغاز کرد.   66 میلیون سال پیش شهاب‌سنگی به کره زمین برخورد می‌کند شاید برای شما هم جالب باشد که حیات کره ‌زمین مدیون این اتفاق است. پس از برخود اجرام سماوی در یک دوره مشخص کیهانی، دایناسورها منقرض شدند و حیات و زیست سیاره زمین شکل کنونی‌تری به خود گرفت. بسیاری از دانشمندان امروزه معتقدند برخورد این اجرام به سیاره زمین اتفاقی و به صورت تصادفی نبوده، درست برعکس تحت‌تاثیر یک دوره زمانی مشخص اتفاق افتاده است. شاید ماده تاریک در این برخوردها نقش بیشتری داشته باشد. لیزا رندال لیزا رندال، فیزیکدان مشهور آمریکایی که تحقیقات گسترده‌ای در زمینه ذرات و ماده تاریک انجام داده است، در سال‌های اخیر نظریه قابل توجهی درباره ماهیت این ماده بیان کرده است، از آثار بنام رندال کتاب‌های «Higgs Discovery» به فارسی «کشف هیگز» و «Knocking on Heaven's Door» به فارسی «در بهشت را زدن» است که هیچکدام به فارسی ترجمه نشده. وی در اثر جدیدش به نام «ماده تاریک و دایناسورها» به ارتباط اسرار‌گونه دایناسورها با ماده تاریک در فضای کیهانی پرداخته و این کتاب اولین اثر از رندال است که به زبان فارسی ترجمه شده است. «ماده تاریک و دایناسورها» کتابی است که ابتدا به مدل‌های متفاوتی می‌پردازد که از سوی دانشمندان درباره ماده تاریک بیان شده است و خوانندگان با هر سطح اطلاعاتی می‌توانند بدانند که دانشمندان فیزیک نظری امروزه درباره چه چیزی بحث می‌کنند. اما ماده تاریک چیست و ما چگونه باید وجود آن را حس کنیم؟ تنها پاسخ فیزیکدانان به این سوال این است: «ماده‌ای پنهان در گیتی که نور را جذب یا گسیل نمی‌کند» درواقع ما ماده تاریک را حس نمی‌کنیم و حتی نمی‌توانیم آن را اندازه‌گیری کنیم به نوعی ما به دنیای بیرون خود چندان آگاه نیستیم؛ اما می‌دانیم که هست و این تاثیرگذاری به حدی بوده که دانشمندان را مجبور به پذیرش آن می‌کند. امیرنظام امیری مترجم کتاب «ماده تاریک و دایناسورها» و پژوهشگر در عرصه اختر‌فیزیک درباره موجودیت این ماده به ایبنا می‌گوید: «نخستین نکته‌ای که وجود دارد این است که بار اول موجودیت ماده تاریک را محققان از رصد کهکشان‌های مختلف اثبات کردند. آن‌ها توانستند بفهمند که در حقیقت چنین ماده‌ای در فضای کیهانی وجود دارد.»   حال تصور کنید روزی در یکی از خیابان‌های تهران قدم می‌زنید، به یک‌باره حدس می‌زنید فرد مشهوری در نزدیکی شماست. حتی اگر آن فرد مشهور را نبینید از اجتماع مردم و دوربین‌های عکاسی‌شان متوجه می‌شوید که حتما فرد مشهوری در همین حوالی است هرچند آن را با چشمان خود ندیده‌اید. با این مثال می‌توانید بفهمید که دانشمندان چگونه فهمیدند که ماده تاریک وجود دارد. وقتی مقدار قابل توجهی از ماده تاریک در یک مکان مشخص جمع شود، نیروی گرانشی آن‌ها روی اجرام سماوی و کهکشان‌ها اثر می‌گذارد. در حقیقت ماده تاریک بر انبساط کیهان و مسیر پرتو‌های نوری اثرگذار بوده است، بنابراین آن‌ها با اینکه این ماده را ندیدند یا اندازه‌گیری نکرده‌اند اما می‌دانند که وجود دارد.   امیرنظام امیری امیری این‌گونه توضیح می‌دهد: «دانشمندان وقتی فهمیدند منحنی سرعت جرمی که در رصد خود مشاهده کرده بودند؛ با آن جرم دینامیکی واقعی که در محاسبات‌شان اندازه‌گیری می‌کنند یکی نیست پی بردند یک حلقه گمشده در این میان وجود دارد. اگرچه بعد از سال‌ها این موضوع کمی به فراموشی سپرده شد، اما بعدها به دلایل دیگر مطرح شد و امروزه ماده تاریک موضوع مهمی در شکل‌گیری کیهان به حساب می‌آید.»   طرف دیگر این داستان در این کتاب دایناسورها هستند همه ما می‌دانیم که 66 میلیون سال پیش جرمی فضایی به بزرگی 10کیلومتر با زمین برخورد می‌کند و موجب انقراض این موجودات عظیم‌الجسته می‌شود. سوال اینجاست آیا ماده تاریک تاثیری در برخورد این جرم 10کیلومتری داشته یا خیر؟   امیری در پاسخ این سوال می‌گوید: «دو پدیده جذاب دایناسورها و ماده تاریک ممکن است در ذهن کمی با یکدیگر مجزا باشند. حال برای اینکه بتوان ماده تاریک و ارتباط آن با دایناسورها را توضیح داد باید دلایل بیشتر دانشمندان را برای اثبات این ماده بدانیم. آن‌ها علت‌های متفاوتی را برای اثبات ماده تاریک بیان کردند. همچنین تاکنون تئوریِ‌های متفاوتی درمورد خصوصیات ماده تاریک مطرح شده است‌‌. در نهایت چیزی که اهمیت دارد این است که ماده تاریک چیزی است که دیده نمی‌شود و تابش الکترومغناطیسی هم ندارد به همین دلیل ابتدا باید دید ماهیت آن‌ چیست. دانشمندان انواع مدل‌هایی که مبنای علمی دقیقی داشته‌اند را بررسی کردند؛ یکی‌از این مدل‌‌ها ماده تاریک سرد است که درواقع مهم‌ترین مدل‌هاست. در همین‌راستا دیگر پژوهشگران که اتفاقا فیزیکدانان خیلی بزرگی هم هستند مدل‌های دیگری هم در این مورد شرح‌ می‌دهند.»     وی معتقد است: «اینکه نویسنده توانسته ماده تاریک‌ را به دایناسورها ربط دهد در درجه اول خلاقیت بالای خود را نشان داده. رندال فردی مشهور در حوزه فیزیک نظری است، روزی فردی به وی پیشنهاد می‌دهد که اگر ماده تاریک ویژگی‌ به جز سرد بودن داشته باشد می‌توان نشانه‌هایی از آن‌ را یافت‌‌. همانگونه‌ که پیش‌تر گفتم تا پیش از این مدل‌های گوناگونی برای اثبات ماده تاریک مطرح شد. یکی از این مدل‌ها مدل ماده تاریک سرد بود که نشان می‌داد ماده تاریک فقط ماده‌ای است که دانشمندان توانستند نشانه‌های آن را بفهمند، این مدل بیان می‌کرد که ماده تاریک تاثیری بر فضای کیهانی ندارد اما لیزا رندال مدل دیگری از ماده کیهان ارائه می‌دهد.»   امیری از مدلی که این دانشمند در باب ماده تاریک ارائه داده است می‌گوید: «این نویسنده با دیگر ‌‌پژوهشگران مدلی را برای ماده تاریک ارائه دادند که به عنوان مدل ماده تاریک‌ برهم‌ کنشی شناخته می‌شود. در این مطالعات دانشمندان متوجه می‌شوند که سیاره زمین در دوره‌های متفاوتی شاهد بارش شدید اجرام آسمانی مانند شهاب‌سنگ‌ها و... به صورت دوره‌ای بوده است که اتفاقا زمین‌شناسان هم‌ به یافته‌های مشابه این رسیده‌اند.»   امیری درباره پیوندی که رندال میان انقراض دایناسورها و ماده تاریک برقرار کرده است می‌گوید: «لیزا رندال در مدلش درباره ماده تاریک آن را با انقراض دایناسورها ربط داد و یکی از بزرگترین ردپاها و نشانه‌هایی که می‌تواند انقراض آن‌ها را توضیح دهد این است که در اواخر دوره انقراض دایناسورها، برخورد بسیار شدید و سنگین اجرام آسمانی به زمین گزارش شد. پس می‌توان گفت انقراض دایناسورها به برخورد اجرام آسمانی به زمین ربط داشته است.»   دایناسورها موجودات جذابی هستند. امروزه فیلم‌های زیادی درباره آن‌ها ساخته شده و پارک‌های ژوراسیک در اغلب شهرهای بزرگ دنیا وجود دارد که توجه بازدیدکنندگان را به خود جذب می‌کند. کتاب‌ها و داستان‌های بسیاری از دایناسورها وجود دارند که هرکدام برگرفته از قوه تخیل نویسنده و فقط بر اساس یافته‌های فسیلی آن‌ها نوشته شده است. سوال اینجاست؛ دقیقا چه بر سر این موجودات آمد که تقریبا 100 میلیون سال پیش بر زمین حکمرانی می‌کردند؟   توضیحی که این پژوهشگر می‌دهد این است: «در مدل برهم‌کنشی ماده تاریک لیزا رندال، اتفاقی که می‌افتد این است که کهکشان دارای یک هاله ماده تاریک بزرگ است. در این مدل علاوه بر هاله ماده تاریک دیسکی ثانویه از ماده تاریک نیز وجود دارد. به این معنی است که اگر کهکشان راه‌شیری را بررسی کنید خیلی ساده متوجه می‌شوید که از طرفی منظومه شمسی کهکشان راه‌شیری را دور می‌زند. این فرآیند به این معنی است که کل منظومه شمسی در دوره‌های زمانی بسیار مشخصی باید از داخل این دیسک رد شود تا بتواند کهکشان راه‌شیری را دور بزند. حال چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر این مدل درست باشد در دوره مشخصی که منظومه شمسی کهکشان راه شیری را دور می‌زند، باید این دیسک را ببیند یا به عبارتی از داخل آن عبور کند. در نهایت لیزا رندال و همکارانش تمام این دوره‌های برخورد تناوبی یعنی چرخش منظومه شمسی به دور کهکشان راه شیری و همزمان با آن عبور از دیسک ثانویه را اندازه‌گیری کردند.»    امیری در این ارتباط نتایج زمین‌شناسان را هم بسیار تاثیرگذار دانست وی می‌گوید: «با توجه به نتایج آمار زمین‌شناسان، اعضای تیم تحقیقاتی لیزا رندال پیش‌بینی می‌کنند زمانی‌که انقراض دایناسورها رخ داده در همان موقع منظومه شمسی از دل دیسک ثانویه فضای کیهانی عبور کرده و باعث برهم‌کنش و اختلال‌هایی می‌شود که اجرام داخل ابر اوورت و یا اجرام خارجی منظومه شمسی قید گرانشی خود را از دست می‌دهند و به سمت ناحیه داخلی منظومه شمسی پرتاب می‌شوند و در نهایت منجر به برخورد به سیاره زمین، شروع عصر یخبندان و انقراض دایناسورها شده است.»   این‌گونه است که دو بحث جذاب علمی یعنی ماده تاریک و دایناسورها به هم ربط پیدا می‌کنند. در این کتاب به صورت بسیار منظم و سلسله‌ مراتبی ابتدا به شکل‌گیری منظومه شمسی و کیهان می‌پردازد و بعد مدل ماده تاریک و انواع آن را به وضوح بیان می‌کند و در آخر به صورت کاملا منطقی به ارتباط مدل برهمکنشی ماده تاریک با انقراض دایناسورها می‌پردازد.   امیری محاسبات لیزا رندال را در این مدل شاهکاری در علم نجوم دانست و گفت: «در کتاب «ماده تاریک و دایناسورها» تحقیقات لیزا رندال از نظر محاسباتی پژوهشی شاهکار است، اما مدل برهم‌کنشی که درباره ماده تاریک عرضه کرده است ممکن است مشکلات بسیار بزرگ‌تری داشته باشد که شاید تصویری که ما از فضای کیهانی در نظر داریم به هم بخورد. درنهایت این مدل پذیرفته شده نیست و تنها به عنوان یک کاندیدای مدل‌های مطرح در ماده تاریک بیان شده است؛ اما در کنار همه این‌ها جذاب‌ترین مدلی است که در بحث ماده تاریک بیان شده است.»   نویسنده با مقدمه‌ای اختصاصی برای ایرانیان و فارسی‌زبانان از ترجمه کتابش به زبان فارسی ابراز خرسندی کرد و ادامه داد: «مطالب جالب زیادی درباره فعالیت‌های علمی در ایران شنیده‌ام. بسیاری از دوستان و همکاران من برای شرکت در کنفرانس‌های متفاوتی به ایران سفر کرده‌اند. آن‌ها از شور و اشتیاق دانشمندان ایرانی برای کشف مطالب جدید و همچنین مکان‌های بسیار زیبا و دیدنی و مردمان بسیار خوب آن‌جا به من گفته‌اند.»     کتاب «ماده تاریک و دایناسورها» در 456صفحه به قیمت 42هزارتومان از سوی انتشارات سبزان در سال جاری روانه بازار کتاب‌های علمی شد. ]]> دانش‌ Tue, 08 Jan 2019 05:14:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270070/عاملی-باعث-انقراض-دایناسورها هیچ برخورد و رفتاری در برابر افغانستانی‌ها ضد اخلاق تفسیر نمی‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270244/هیچ-برخورد-رفتاری-برابر-افغانستانی-ها-ضد-اخلاق-تفسیر-نمی-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ کتاب «درخانه برادر: پناهندگان افغانستانی در ایران» نوشته آرش نصراصفهانی درباره افغانستانی ـ ایرانی‌ها است که جمعیتی نوظهور در جامعه ایران‌اند. نسل جوانی که هر چند تبارش به افغانستان برمی‌گردد اما عموما در طول حیات خویش جایی را جز شهرها و روستاهای ایران ندیده‌اند. واقعیت زندگی این نسل جوان از پیوند عمیق آن‌ها با جامعه ایران حکایت می‌کند. ایران برای‌شان خانه برادر نیست. خانه خود آن‌هاست اگرچه قوانین امروز ایران آن‌ها را کماکان افغانستانی می‌داند و تفاوتی میان آن‌ها و پدران‌شان قائل نیست.  آرش نصراصفهانی در گفت‌وگو با ایبنا از تاثیر تعریف افغانستانی‌ها به عنوان «پناهنده» یا «مهاجر» و لزوم تغیییر وضعیت‌شان به «شهروند» گفته و اینکه چگونه رقابت اقتصادی به عنوان مانعی بر سر انطباق اجتماعی آن‌ها با شهروندان ایرانی عمل می‌کند. او همچنین به این پرسش پاسخ داده که هم‌پوشانی هویت‌زدایی و انسانیت‌زدایی چه تاثیری بر تبدیل افغانستانی‌های مقیم ایران به گروهی قومی و نژادی که «دیگری» هستند و هیچ‌گاه هم قرار نیست جزئی از ما باشند داشته است. در ابتدای کتاب به توضیح تفاوت مفاهیم مهاجر و پناهنده از منظرهای مختلف از جمله اجتماعی و حقوقی پرداخته‌اید؛ اساسا نگاه ما در ایران به حضور افغانستانی‌ها نگاه به یک مهاجر است یا پناهنده؟ و کدام نگاه باید در اولویت باشد که یک سیاست‌گذاری درست‌تر و اخلاقی‌تر و انسانی‌تری در قبال آن‌ها داشته باشیم؟ تفاوت مهاجر و پناهنده یک بحث حقوقی‌ست. منتها اگر بخواهیم بنا بر نگاه دولت ایران تقسیم‌بندی کنیم بخشی از جمعیت افغانستانی‌هایی که ساکن کشور هستند پناهنده هستند و ما بر اساس توافق با کمیساریای عالی پناهندگان آن‌ها را پناهنده محسوب می‌کنیم و بر اساس آمار نیز حدود یک میلیون نفر جمعیت این‌هاست که اتفاقا سابقه طولانی هم در زندگی در ایران دارند. منتها همه افغانستانی‌های ساکن ایران در این دسته جای نگرفته‌اند و بخش دیگری از جمعیت آن‌ها که نزدیک به ۱.۵ میلیون تا ۲ میلیون نفر تخمین زده می‌شود یا به صورت قانونی در ایران زندگی می‌کنند و پاسپورت و ویزا دارند یا اصلا مدارک قانونی ندارند. این گروه دوم که رسما به عنوان پناهنده شاخته نمی‌شوند در گروه مهاجران طبقه‌بندی می‌شوند.  با این حال اگر ما پناهنده را به معنای مرسوم کلمه در نظر بگیریم و کسی بدانیم که به هر دلیلی در موطن اصلی خودش زندگی نمی‌کند و آنجا برایش خطرناک است؛ آن‌وقت ممکن است بتوانیم این بخش از جمعیت مهاجران را هم در قالب پناهنده جای دهیم. البته چون در این صورت یک سری تکالیف قانونی و حقوقی بین‌المللی برای خدمات‌دهی به پناهنده‌ها وجود دارد که باید اجرا شود؛ دولت ایران تلاش می‌کند که حتی از تعداد همان پناهنده‌هایی که ثبت رسمی شده‌اند هم کم کند تا اینکه بخواهد گروه جدیدی را به عنوان پناهنده بپذیرد. مسئله از این جهت پیچیده است اما اگر بخواهیم راه حلی برای این مسئله وجود داشته باشد تبدیل کردن پناهنده به شهروند است که تا امروز هم نادیده گرفته شده است. ما جمعیت پناهنده‌مان را هم همین‌طور به شکل پناهنده نگاه می‌داریم و مهاجر قانونی و غیرقانونی را به همین صورت مهاجر قانونی و غیرقانونی نگاه می‌داریم و عملا مسیری پیش پای این‌ها نیست که بتوانند به یک وضعیت قانونی بهتری ارتقاء پیدا کنند. برای تبدیل پناهنده یا مهاجر به شهروند پیش‌نیازهایی لازم است؛ مثل ادغام اجتماعی و انطباق‌پذیری و ... به دلیل هم‌زبانی و دین و تاریخ و فرهنگ مشترک طبعا نباید مشکلی از نظر ادغام اجتماعی و انطباق‌پذیری داشته باشیم. اما مسئله کجاست که تا این حد چالش و تبعیض بین شهروند ایرانی و افغانستانی وجود دارد؟ آیا این رقابت اقتصادی که در کتاب هم اشاره کردید مانع انطباق اجتماعی افغانستانی‌ها از منظر پذیرش توسط ایرانی‌ها می‌شود؟ یعنی می‌توان گفت شرایط نا‌به‌هنجار و متزلزل شغلی و اقتصادی باعث شده  عموم به ویژه طبقات پایین‌تر احساس تهدید نسبت به مهاجران داشته باشند؟ دقیقا همین است. ما در بحث ادغام اجتماعی مهاجران خارجی در خیلی کشورها با این مسائل مواجه هستیم که زبان را نمی‌شناسند؛ فرهنگ کاملا متفاوتی دارند و ... ما و افغانستانی‌ها تا حدود بسیار زیادی چنین مسائلی را نداریم. موانع اصلی برای ما این است که گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی هرکدام در جست‌وجوی چه منافعی هستند که تداوم این وضعیت را در پی دارد. این مسئله به اینجا برمی‌گردد که طبقات پایین جامعه خودشان را در رقابت شغلی و اقتصادی با این مهاجران و پناهنده‌ها می‌بینند و برایشان تهدید محسوب می‌شوند و در نتیجه هم دولت در زمینه امتیازدهی به آن‌ها بسیار مراعات می‌کند و دست به عصا راه می‌رود چون برای گروه فرودست ایرانی معنای این امتیازات نادیده گرفتن شدن خودشان است. پس دولت هم مثلا ترجیح می‌دهد در دعوای میان کارگر ایرانی و افغانستانی طرف کارگر ایرانی را بگیرد. و مثلا در راهپیمایی  روز جهانی کارگر شاهد هستیم کارگر ایرانی پلاکارد علیه کارگر افغانستانی در دست می‌گیرد. چون ما تشکیلات و سازمان‌دهی کارگران برای رسیدگی به همین خواست‌های صنفی نداریم و شرایط اقتصادی هم آشفته و سخت می‌شود نتیجه‌اش می‌شود همین که ایده‌های مهاجرستیز حتی نژادپرستانه تقویت می‌شود. در این وضعیت گفتمان سیاسی که آن ایده‌ها را برجسته کردن مورد توجه قرار می‌گیرند و این اتفاق اصلا هم عجیب نیست و در بسیاری از کشورهای دیگر دنیا هم وجود دارد. مسئله همین است که گروهی که واقعا حامی و به دنبال رسیدن به منافع واقعی طبقه کارگر باشد امکان بروز و ظهور ندارد و در غیاب چنین گروهی عجیب نیست که این نگرش‌های افراطی ضد مهاجر تقویت شود. زیاد می‌شنویم که ما خودمان افراد بسیاری از طبقه‌ای با اقتصاد ضعیف داریم و انقدر ایرانی نیازمند به رسیدگی وجود دارد که رسیدگی به افغانستانی‌ها محلی از اعراب ندارد؛ این یعنی همان‌طور که در کتاب هم مطرح کرده‌اید افغانستانی‌ها به یک گروه قومی و نژادی تحت عنوان دیگری بدل شده‌اند که حتی در در کارهای خیریه و امدادی نیز نادیده گرفته می‌شوند. از سوی دیگر شدت این دیگری‌سازی در کنار سازوکار بروکراتیک نادرست مثلا باعث شده که یک جانباز اعصاب و روان ایرانی به صرف شباهت ظاهری با یک افغانستانی از کشور اخراج شود. آیا از همه این‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که ما با رویکردی نژادپرستانه با افغانستانی‌ها برخورد می‌کنیم؟ جریانی از اواخر دهه ۷۰ در کشور شکل گرفته و منطقی را برای حضور افغانستانی‌ها در ایران تعریف کرده‌اند که می‌گوید هزینه‌های حضور این‌ها باید تا جایی که ممکن است کاهش پیدا کند؛ در عین اینکه از منافع حضورشان به صورت حداکثری استفاده شود. یعنی دولت دیگر باید هزینه‌های یارانه،‌ آموزش و درمان و ... در کل هزینه تمام خدمات اجتماعی و رفاهی به افغانستانی‌ها را حذف کند و از آن طرف شرایط کاری‌شان هم به شکلی باشد که بیمه و بازنشستگی نداشته باشند و نیروی کارشان هم هیچ هزینه‌ای نداشته باشد. با این منطق و برای اینکه تا جایی که می‌شود هزینه حضور افغانستانی‌ها در ایران را کاهش بدهیم و بهره از آن‌ها افزایش بدهیم آن‌ها در سیستم رفاهی ایران از همه خدمات محروم شده‌اند و هر خدماتی هم که تا مقطعی در ایران دریافت می‌کرده‌اند به تدریج از دست داده‌اند.  پس عجیب نیست اگر در هر حوزه‌ای طرحی نوشته می‌شود و لایحه‌ای به مجلس می‌رود تا گروه‌های اجتماعی با اقتصاد ضعیف‌تر تحت حمایت قرار بگیرند کاملا نسبت به افغانستانی‌ها سکوت می‌شود و ابدا مورد توجه قانون مذکور نیستند. این رویه هم به آن نگرش کلی بازمی‌گردد که افغانستانی‌ها بخشی از جمعیت ایران نیستند و متعلق به جایی دیگر هستند که به طور موقت اینجا ساکنند. منتها باز اگر بحث استفاده از منافع حضور آن‌ها باشد برنامه استفاده حداکثری از این منافع است.  درواقع ما در این سال‌ها برای اینکه بهره بردن از این نیروی کار ارزان و قرار گرفتنش در موقعیتی ضعیف را توجیه کنیم؛ همیشه یک تبلیغاتی داشته‌ایم که مدام گفته‌ایم این‌ها عامل بیکاری و بیماری و جرم هستند. نتیجه این فرآیند به نظرم شکلی از انسانیت‌زدایی از افغانستانی‌ها بوده است. نتیجه این انسایت‌زدایی هم این است که هرجایی هر بلایی سر فرد یا گروهی از افغانستانی‌ها بیاید برای افکار عمومی این تصور است که حقشان بوده آن اتفاق افتاده است.  مثلا در مورد همین جانباز اعصاب و روان ایرانی؛ شما بگویید او واقعا افغانستانی بوده است؛ خارج کردن فردی با این شرایط حافظه از کشور چیزی نیست که برای کسی منجر به مسئله اخلاقی شود و گویا هیچ برخورد و رفتاری در برابر افغانستانی‌ها ضد اخلاق تفسیر نمی‌شود و آن‌ها اساسا خارج از حوزه اخلاق تعریف شده‌اند. این آن چیزی‌ست که خطرناک است و در نحوه برخورد ماموران مرزی و ... به شدت خودش را نشان می‌دهد و حتی در در کوچه و خیابان و رفتار مردم هم دیده می‌شود. بله دقیقا در همین چند ماه اخیر میان تیترهای روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها شاهد بودیم که در تیتر اخبار مرتبط با احتکار کالا و دلالی ... نژاد فرد خاطی پررنگ‌ شده است؛ درصورتی که دلال ایرانی هم داریم که نتیجه علت و معلولی سیستم اقتصادی بیمار دلال‌پرور است و این مسئله ارتباطی به اینکه فرد ایرانی باشد یا افغانستانی یا عراقی ندارد. نقش رسانه‌ها در این دیگری‌سازی تا چه میزان است؟ در این مورد پژوهش مجزایی نداشته‌ام ولی اگر بازنمایی افغانستانی‌ها را در رسانه‌ها دنبال کنیم یک روند کلی را مشاهد می‌کنیم. هرجایی که یک اتهامی متوجه یک افغانستانی است در تیتر خبر ملیت و نژاد متهم را برجسته می‌بینید؛ ولی اگر قربانی یک افغانستانی باشد در مورد ملیت او سکوت می‌شود.  در کتاب هم مثال زدیم و خود افغانستانی‌‌ها هم مدام نقلش می‌کنند؛ بیجه است. هیچکس اصلا حرفی نمی‌زد که بسیاری از این کودکانی که قربانی تجاور این فرد شدند به قتل رسیدند افغانستانی بودند. اما اگر مرتکب این جنایت یک افغانستانی بود این اتفاق به واسطه همین نوع پرداخت رسانه‌ای تبدیل به بحرانی جدی می‌شد. در نتیجه برای یک افغانستانی یکی از هراس‌های روزمره همین ورق زدن روزنامه‌ها و خواندن سایت‌های خبری‌‌ست و هرلحظه منتظر است که در تیتری یک بزهی به افغانستانی‌ها نسبت داده و به ملیت او تاکید شود. علاوه بر این بازنمایی‌های تحقیرآمیز در فیلم و سریال و ... هم هست که واقعا برای یک افغانستانی آزاردهنده است.   این انسانیت‌زدایی که اشاره کردید به طور روشن و واضحی با هویت‌زدایی گره خورده است؛ یعنی مثلا ما کودکان بی‌شناسنامه‌ای داریم که نه تنها حق تحصیل و درمان در صورت بیماری را دارند بلکه وقتی مثلا گم می‌شوند؛ گویی که از ابتدا وجود نداشته‌اند لزومی هم به جستجو برای آن‌ها احساس نمی‌شود. اگر ممنوعیت ساختاری مثل عدم اجازه داشتن مالکیت خانه و حتی سیم‌کارت را هم اضافه کنیم به یک هویت‌زدایی گسترده از مهاجر افغانستانی می‌رسیم. آیا این هویت‌زدایی با انسایت‌زدایی مد نظر شما هم‌پوشانی دارند؟ و می‌توان گفت دلیل اجرای این قوانین که ذکر شد اعمال انسانیت‌زدایی‌ست؟ عملا نتیجه همین بوده است. بخش زیادی از بچه‌هایی که اینجا به دنیا می‌آیند؛ چه از پدر و مادری افغانستانی و چه از مادری ایرانی و پدر افغانستانی به همین دلیل که ابتدایی‌ترین سند که یک برگ هویت است را ندارند از بخش عمده‌ای از امکانات و خدمات اجتماعی و رفاهی محروم هستند و اصطلاحا فاقد دولت هستند. این عده در عمل شهروند هیچ دولتی نیستند و از امکانات حداقلی که یک پناهنده افغانستانی در اختیار دارد هم برخوردار نیستند. این وضعیت وخیم در جاهایی مثل سیستان و بلوچستان دیگر واقعا با یک فاجعه مواجه می‌شود. چرا که بخش زیادی از جمعیت آنجا تبار افغانستانی دارند یا به هر دلیلی فاقد شناسنامه‌اند و از کوچکترین خدماتی بهره‌ای ندارند. تصور کنید در جایی که محرومیت وجود دارد و حتی ایرانی‌ها هم دچار سختی هستند؛ چنین گروهی چه‌طور از دایره نظام رفاه کنار گذاشته شده‌اند. در بخش‌هایی از کتاب به تجربه‌های مهاجران افغانستانی از زندگی در ایران پرداخته‌اید که بهترین‌شان احساس نگاه از بالا و ترحم از سوی ایرانیان است؛ ما تجربه حضور شهروندانی از دیگر کشورها چه به عنوان توریست چه غیره را هم داریم؛ و در جنگ جهانی دوم هم میزبان مهاجران لهستانی بودیم و آن‌ها هنوز از این میزبانی به نیکی یاد می‌کنند؛  از این رویکردهای متفاوت به گروه‌های متفاوت نژادی چه برداشت و نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟ می‌توان گفت که نشانه‌ای از اعمال دست‌کم سطحی از نگاه نژادی به مهاجران افغانستانی‌ست؟  به نظر من این مقایسه واقعا درست است و بخش زیادی از افغانستانی‌ها هم همین سوال را مطرح می‌کنند که ایرانی‌ها چه‌طور با اتباع کشورهای دیگر نگاه می‌کنند و چه‌طور به اتباع کشور افغانستان. در کل به نظر می‌رسد برای ما یک مقوله تعریف شده به نام «خارجی» و یک مقوله جداگانه به نام «افغانی» و این فرد افغانستانی خارجی محسوب نمی‌شود و انگار یک دسته بندی جداست. درواقع بخش زیادی از تجریبات این آدم‌ها نشان می‌دهد که در کل ایرانی‌ها نگاه احترام‌آمیزی به خارجی‌ها دارند و از آن طرف افغانستانی‌ها را پایین‌تر از خودشان می‌بینند. این هیچ چیزی غیر از نگاه نژادپرستانه نیست. علی‌رغم اصراری که بخش زیادی از آدم‌ها دارند و فقط از تفاوت صحبت می‌کنند و می‌گویند ما با افغانستانی‌ها متفاوت هستیم؛ در بسیاری از جاها همین قائل بودن تفاوت به شکلی از رویکرد برتری نژادی منجر شده و می‌شود و یک نگاه سلسله‌مراتبی را باعث می‌شود که جایگاه ایرانی و افغانستانی را متفاوت تعریف می‌کند.  چه خوشمان بیاید چه نه همین اعمال نگاه متفاوت و سلسله‌مراتبی در همه جای دنیا مشخص‌ای از نژاد‌پرستی‌ست؛ چه نسبت به یهودی‌ها باشد؛ چه سیاه‌پوستان؛ مسلمانان یا افغانستانی‌ها. درواقع تعریف این تفاوت این است که گروهی متفاوت از ما وجود دارد که هیچ‌گاه نمی‌تواند یکی از ما باشد و در سلسله مراتب اجتماعی پایین‌تر از ماست. بر اساس تجربه افغانستانی‌ها و مقایسه‌ای که خودشان از وضعیتشان نسبت به بقیه خارجی‌ها و نوع نگاه ایرانی‌ها به آن‌ها دارند؛ شاهد خوبی‌ست که نشان بدهد به افغانستانی‌ها به دید همین دیگری که نمی‌تواند جرئی از ما باشد و از ما پایین‌تر است هستند و شاید حتی بتوان گفت قربانی نژادپرستی هستند. یکی از نتایج تغییر وضعیت مهاجر یا پناهنده به شهروند فراهم شدن امکان رسیدن او به مناسب بالای مدیریتی؛ اجرایی و .... است که در تمام دنیا به ویژه کشورهای مهاجرپذیری همچون کانادا؛ آمریکا و بعضا اروپا شاهدش هستیم. ما در ایران برای رسیدن به چنین درجه‌ای از پذیرش یک مهاجر مخصوصا مهاجر افغانستانی به عنوان شهروند چه موانعی داریم؟ ما کماکان افغانستانی‌ها را یک گروه مهاجر می‌دانیم که به یک دلیلی مثلا جنگ به ایران مهاجرت کرده‌اند و به طور موقت اینجا ساکن هستند و روزی باید به کشورشان بازگردند. این نگاه رویکرد کلی هم در سیاست‌گذاری‌های ما دارد که باید جایی تغییر کند. خیلی از کشورها دربرابر مهاجران چنین مقاومتی داشته‌اند و سعی داشته‌اند همیشه آن‌ها در موقعیت یک خارجی موقت نگاه دارند؛ ولی وقتی طرف چهل سال است در ایران زندگی کرده و اصلا نسل دوم و سومش اینجا به دنیا آمده؛ رفتنش از کشور معنی ندارد. حالا ممکن است به طور موردی برخی انتخاب کنند در کشور دیگری ساکن شوند ولی باید پذیرفت این‌ها دیگر بخشی از جمعیت ایران هستند.  شرط اول پذیریش چنین چیزی این است که کمی درباره قوانین تابعیت‌مان بازنگری و تجدید نظر کنیم و بپذیریم که مثل خیلی از کشورهای دیگر به غیر از شهروند ایرانی می‌توانیم شهروند ایرانی ـ افغانستانی, ایرانی ـ پاکستانی و ... داشته باشیم. این نگرش جدید به مسئله  تابعیت خودبه‌خود می‌تواند خیلی از مسائلی که درباره‌شان حرف زدیم را حل کند. وقتی کسی از وضعیت پناهنده به شهروند دوتابعیتی می‌رسد می‌توان قوانین مشخصی تعریف کرد که مثل همه کشورهای دنیا بالاخره به فرآیندی برای داغام اجتماعی حتی تا سطوح بالای اجتماعی منجر شود.    ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Mon, 07 Jan 2019 09:12:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270244/هیچ-برخورد-رفتاری-برابر-افغانستانی-ها-ضد-اخلاق-تفسیر-نمی-شود ​365 قصه کودکانه برای هر روز سال http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270206/365-قصه-کودکانه-روز-سال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شعر و قصه از موضوعات مورد علاقه اغلب بچه‌ها است، به همین دلیل معمولا بزرگترها هنگام خواب قصه‌ای برای بچه‌ها می‌خوانند‌. اما بسیاری از کودکان دوست دارند در طول روز هم شعر و قصه بخوانند و قصه‌خواندن فقط به برخی شب‌ها محدود نشود. از این رو یک کتاب را مجبورند بارها و بارها بخوانند تا پدر ومادر برایشان کتاب جدید بخرد و شنیدن شعرها و قصه‌های تکراری آن‌ها را خسته و دلزده می‌کند. مجموعه‌ای 12جلدی «قصه‌های روز» اثر جمعی از نویسندگان است که با دبیری سیدنوید سیدعلی‌اکبر از سوی انتشارات شهرقلم منتشر شده است.   این مجموعه شامل 12 بخش و هر جلد شامل 30 تا 31 قصه بسته به ماه‌های سال است و این امکان را برای کودکان 8 تا 12 ساله فراهم کرده که در هر روز از سال شعر و قصه جدیدی را بخوانند و از خواندن شعرهای تکراری رها شوند. قصه‌های هرماه در فضا و سرزمین خاصی با تعدادی شخصیت ثابت اتفاق می‌افتد. تم برخی از این قصه‌ها ترسناک است اما قصه‌های اکثر ماه‌ها فضای طنز و فانتزی دارند.   در توضیح این کتاب آمده است: «این بار به جای هرشب یک قصه، هر روز یک داستان بخوانید. مجموعه 12 جلدی «قصه‌های روز» قصه‌های خواب نیستند، قصه‌های پرهیجان بیداری‌اند. نویسندگان مختلف درهر کتاب از این مجموعه داستان‌های خود را در فضایی مشترک نوشته‌اند، فضایی که تجربه تازه به آن‌ها بخشیده است.»   مریم فیاضی، راحیل ذبیحی، سولماز خواجه‌وند، اعظم مهدوی، روناک ربیعی، امیر عباسیان، سپیده صریحی، پیام ابراهیمی و سیدنوید سیدعلی‌اکبر از نویسندگان این مجموعه هستند و هرجلد آن از سوی یک تصویرساز تصویرگری شده است.   نام هر کتاب با توجه به فصل آن عبارت است از فروردین: «جنگل رازآلود»، اردیبهشت: «سیاره شگفت‌انگیز»، خرداد: «رودخانه سرزمین دور»، تیر: «قصر گمشده»، مرداد: «سیرک قوطی‌های پرنده»، شهریور: «سرزمین خوراکی‌های خوشمزه»، مهر: «مدرسه هیچ تا پوچ»، آبان: «قلعه جادوگران چهل گیس»، آذر: «شهر آدم‌های عجیب و غریب»، دی: «کوه تک و چندتا گنده‌بک»، بهمن: «هتل پرستاره جزیره پلیکان» و اسفند: «موزه عروسک‌ها».   مجموعه «قصه‌های روز» با شمارگان هزار نسخه و قیمت 520 هزار ریال برای هرجلد از سوی انتشارات شهر قلم منتشر شده است.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 06 Jan 2019 12:20:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270206/365-قصه-کودکانه-روز-سال شعرهای خوب برای بچه‌ها خوب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270209/شعرهای-خوب-بچه-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات قدیانی به تازگی 25 کتاب خود را در یک کتاب، یکجا در دسترس کودکان و نوجوانان قرار داده است که شامل 184 شعر از شاعران شناخته‌شده و مطرح ادبیات کودک و نوجوان ازجمله شکوه قاسم‌نیا، اسدالله شعبانی، ناصر کشاورز، جعفر ابراهیمی (شاهد)، حسن احمدی و افشین علاء است.   اشعار ساده و کودکانه این مجموعه که در کتابنامه رشد آموزش و پرورش نیز معرفی شده است، مانند داستان‌های کوتاهی هستند که با کلمات آهنگین و تصاویر شاد همراه شده‌اند. برخی از این شعرها با الهام از شخصیت‌های قصه‌ها و حکایت‌های قدیمی سروده شده است مانند خاله ریزه، خاله سوسکه و آقا موشه که به شکل امروزی بازآفرینی شده است. مثلا در یکی از این شعرها که ازسوی شکوه قاسم نیا سروده شده است و به داستان معروف خاله سوسکه اشاره دارد، می‌خوانیم: «خوابیده خاله سوسکه تو رختخواب، پا دیوار یک کمی حال نداره چون که شده بچه‌دار بچه خاله سوسکه سوسکی قشنگ و نازه دست و پاهاش کوتاهه شاخکاشم درازه خوشحاله آقا موشه چون شده امروز بابا دلش می‌خواد از خوشی بپره توی هوا»   برخی دیگر از این اشعار به موضوعات روزمره، وسایلی که کودکان با آن سروکار دارند و محیط اطرافشان می‌پردازد و ضمن شعر، اطلاعات مفیدی را به آن‌ها ارائه می‌دهد و سبب آشنایی بیشترشان با محیط اطرافشان می‌شود. مثلا در شعر «مثل یک مرغابی» سروده ناصر کشاورز می‌خوانیم: «در کنار ده ما دیده می‌شد یک رود رود ما دوروبرش پر مرغابی بود من خودم می‌رفتم در کنار آن رود توی آب خنکش چند تا ماهی بود تک و تنها لب آب می‌نشستم گاهی در خیالم با دست می‌گرفتم ماهی...»   افشین علا در شعرهایش در این مجموعه بیشتر به دغدغه‌های کودکان، مانند نگهداری حیوانات و پرندگان، گم شدن کودکان، ارتباطشان با موجودات اطرافشان مانند مورچه‌ها و پروانه‌ها و بازی‌های مورد علاقه‌شان مانند فوتبال می‌پردازد. در یکی از شعرهای علاء با عنوان «گزارشگر» می‌خوانیم: «یه توپ داریم قلقلیه زمین بازی گلیه صاف شده عین سرسره هرکی بیاد سر می‌خوره»     از موضوعات جالب دیگری که در این مجموعه چشمگیر است، توجه به موضوعات دینی و مذهبی در شعرهاست. بیان این موضوعات برای کودکان به دلیل اینکه جنبه روحانی و عرفانی دارد باید با ظرافت خاصی صورت گیرد تا برای بچه‌ها جذاب باشد. در این کتاب موضوعاتی مانند لطف خدا، نمازخواندن، شکرگزاری، قرآن خواندن، روزه‌داری، روضه‌خوانی، شهادت ائمه (ع)، مهربانی پیامبر اسلام (ص) و ... با استفاده از کلمات ساده در قالب شعر به گونه‌ای جذاب برای بچه‌ها بیان شده است. در یکی از شعرهای این مجموعه با عنوان «او برادر من است» سروده جعفر ابراهیمی شاهد می‌خوانیم: «مکه پر از ستم بود مکه پر از سیاهی! می‌سوخت قلب کعبه هر روز در گناهی! پیغمبر خدا بود غمگین از این ستم‌ها می‌خواند روز و شب او در قلب خود خدا را می‌ریخت روزها، غم از آسمان مکه! در فکر حیله بودند شب‌ها سران مکه ...»   شعرهای این مجموعه پیش از این در قالب 25 جلد جداگانه با عنوان‌هایی مانند «ماهی کوچولو کلاغ شد»، «یک بوس محکم»، «ماه و ماهی»، «مرا یک دایناسور درسته قورت داده»، «خاله ریزه و صندوق جادویی»، «خاله ریزه و قاشق سحرآمیز»، «آسمان دریا شد»، «قطار قطار مورچه»، «علی کوچولو کلاغ شد»، «هادی و گله آبادی» و «مهمان‌های زمستانی» از سوی انتشارات قدیانی منتشر شده است.   انتشارات قدیانی، مجموعه «شعرهای شیرین برای بچه‌ها» را با شمارگان دو هزار و 200 نسخه و قیمت 480 هزار ریال منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Sun, 06 Jan 2019 12:10:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270209/شعرهای-خوب-بچه-ها توسعه روستایی در کشورمان متولی واحدی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270221/توسعه-روستایی-کشورمان-متولی-واحدی-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «گفتمان توسعه روستایی و کشاورزی در ایران» نوشته مصطفی شریف و وحید اسلام‌زاده به تازگی منتشر شده است. با مطالعه این کتاب مطلع می‌شویم که توسعه روستایی در کشورمان متولی واحدی ندارد. در نتیجه بهره‌برداری مطلوبی از ظرفیت‌ها و انرژی‌های روستا و روستاییان در مواردی که امکان ظهور و بروز دارند، نمی‌شود. آنچنان که نویسندگان در این کتاب اشاره می‌کنند، توسعه روستایی به فعلیت درآوردن استعدادهای بالقوه روستاییان، ضمن تأمین شاخص‌های توسعه‌ای است. از آنجاکه زندگی قواعد و قوانین خود را دارد، مشکل توسعه روستایی فقط سنتی یا مدرن بودن نیست. ابزارآلات روستاییان مدرن شده است، اما شیوه زندگی و تفکرات مورد نیاز آنها به هیچ وجه مدرن و متناسب نشده است. در کشاورزی نیز نیازمند تغییرات ساختاری زیادی هستیم. در این صورت است که از همه استعدادهای موجود کشور استفاده مطلوب به عمل خواهد آمد. توسعه روستایی وظیفه دارد ناشناخته‌ها را بشناسد و برای آنها راه‌حل ارایه دهد. یکی از ناشناخته‌های روستاها همان انرژی و استعدادهای بالقوه است که باید بالفعل شوند.  برنامه‎‌های توسعه روستایی باید براساس مطالعه و تحقیق از روستاها باشد. این کار فقط با به کارگیری علوم مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی مرتبط با روستا و روستاییان امکان‌پذیر است. آنچه در همه این موارد اهمیت دارد، پایداری و ماندگاری آنها است که فقط و فقط در سایه مطالعات عمیق در زمینه‌های اشاره شده امکان‌پذیر است و نویسندگان در تلاشند در این کتاب تا حدودی به بیان ابعاد بسیار گسترده آن در زمینه‌های گوناگون بپردازند. در پاسخ به اینکه شیوه کار در این کتاب چگونه بوده است، باید اشاره کرد که راه گفتمان با اندیشمندانی انتخاب شده که عمر گرانمایه خود را سالیان سال در مسیر مطالعات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مانند آن گذرانده‌اند تا برای جامعه و کشور عزیزمان قدمی برداشته باشند. به گفته مولفان کتاب، بی‌شک، موضوع مصاحبه، گفت‌وگو و گفتمان پرکاربردترین تکنیک برای انجام مطالعات و پژوهش‌های نظام‌مند اجتماعی است. استفاده از این روش به منزله پنجره‌ای رو به جهان تلقی می‌شود. در یک گفتمان، به ویژه در علوم انسانی و هنر، این امکان فراهم می‌شود تا از دانش، ایران‌شناسی، تجربه‌های علمی و شخصی اشخاص صاحب‌نظر تا اندازه ممکن استفاده شود. در این شیوه، آنان هر آنچه در طول زندگی علمی خود تجربه کرده‌اند، چگونگی عمل و رفتار آن را جزء به جزء تشریح  بیان می‌کنند. شیوه کار این‌گونه بوده که با استادان مصاحبه شده و پس از پیاده‌سازی گفت‌وگوها، متن در اختیار استادان قرار گرفته تا چنانچه نظری و اصلاحی درباره متن داشته‌اند اعمال کنند. سپس با ویرایشی مختصر که به اصل مطلب ایرادی وارد نشده باشد مطالب در فصل‌های مختلف که نزدیکی و شباهت بیشتری داشته‌اند، دسته‌بندی شده است. کتاب «گفتمان توسعه روستایی و کشاورزی در ایران» نوشته مصطفی شریف و وحید اسلام‌زاده به تازگی در 562 صفحه به قیمت 45 هزار تومان از سوی انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sun, 06 Jan 2019 09:46:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270221/توسعه-روستایی-کشورمان-متولی-واحدی-ندارد ​روایت زندگی فرمانده لشکر ده سیدالشهداء (ع) http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270195/روایت-زندگی-فرمانده-لشکر-ده-سیدالشهداء-ع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، کتاب «رستگاری در جزیره» زندگی شهید کاظم نجفی ‌رستگار؛ فرمانده لشکر ده سیدالشهداء (ع)» است که 25 اسفند 1363 در عملیات «بدر» در شرق دجله (منطقه هورالهویزه) در حال شناسایی منطقه، همراه چند نفر از فرماندهان تیپ سیدالشهدا (ع) به درجه رفیع شهادت نائل آمد.   کتاب حاضر در 13 فصل تدوین شده و در پایان صفحاتی از کتاب به اشعار، فهرست راویان، ‌اسناد و عکس‌ها اختصاص داده شده است.   «رویش مرد بهاری»، «پیوند با جنگ»، «تبعه کربلایی دوباره»، «به سوی فتح‌المبین»، «به سوی شهر خون»، «سفر به سوریه و لبنان»، «تشکیل تیپ سیدالشهدا»،‌ «در فضای والفجرها»، «در والفجر 2»، «والفجر 4»،‌ «خیبرشکن»، «بعد از خیبر» و «یک مرد یک اعتراض»، فصل‌های سیزده‌گانه کتاب ارا شامل می‌شوند.   در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «نگارش زندگی شهید کاظم نجفی رستگار، نخستین‌بار در سال 1391 به‌طور جدی به من پیشنهاد گردید. شخصیت رستگار برایم دارای جذابیت ویژه‌ای بود. ابهامات و قضاوت‌های مختلفی که در مورد اعتراض‌هایش وجود داشت، کنجکاوی‌ام را برای واکاوی شخصیت او دوچندان کرد. پیش از آن، در مورد اختلاف‌های او با سیستم فرماندهی سپاه شنیده بودم. در روزنامه هم چند باری از او نوشته و کلیاتی در موردش می‌دانستم. برایم خیلی مهم بود که رستگار بعد از این همه هیاهو، در نهایت به‌عنوان یک رزمنده عادی به جبهه رفت و حاضر نشد که به بهانه بی‌مهری برخی افراد سپاه به جنگ پشت کند. در حقیقت او با شهادت، حقانیت خود را به اثبات رساند. بدون ادعا، بی‌شعار و گزافه‌گویی، با نثار خون، سند خیرخواهی‌اش را نسبت به جنگ و رزمندگان امضا کرد. درست مثل علی موحد دانش؛ رفیق صمیمی‌اش، نخستین فرمانده تیپ 10 سیدالشهدا (ع) که مثل یک نیروی عادی در عملیات والفجر 2 تحت فرماندهی کاظم، شهید شد.»   نخستین چاپ کتاب «رستگاری در جزیره» در 436 صفحه با شمارگان یک‌هزار و 100 نسخه به بهای 20 هزار تومان از سوی نشر شاهد راهی بازار نشر شد.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 06 Jan 2019 08:58:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270195/روایت-زندگی-فرمانده-لشکر-ده-سیدالشهداء-ع بررسی «درآمدی بر شناخت نسخه‌های نهج‌البلاغه» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270213/بررسی-درآمدی-شناخت-نسخه-های-نهج-البلاغه-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «درآمدی بر شناخت نسخه‌های نهج‌البلاغه» اثر محمدکاظم رحمتی، سه‌شنبه 18 دی‌ماه با حضور نویسنده کتاب و سخنرانی رسول جزینی، سید محمدحسین حکیم و سعید طاووسی در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. این کتاب که در سال جاری از سوی دانشگاه مذاهب اسلامی چاپ و منتشر شده، تلاشی مقدماتی در جهت یافتن معیاری برای شناخت نسخه‌های نهج‌البلاغه و یافتن نسخه‌های اصلی براساس بررسی نسخه‌ها و اطلاعات موجود در کتاب‌های تراجم است. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 16 تا 18 سه‌شنبه 18 دی‌ماه به سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی،‌ کوچه خواجه‌نصیر، پلاک 2 مراجعه کنند. ]]> دین‌ Sun, 06 Jan 2019 08:45:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270213/بررسی-درآمدی-شناخت-نسخه-های-نهج-البلاغه-سرای-اهل-قلم نگاه ویراستاری به شعر، نباید فردیت شاعر را از بین ببرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270187/نگاه-ویراستاری-شعر-نباید-فردیت-شاعر-بین-ببرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» با حضور سایه اقتصادنیا، پژوهشگر و منتقد ادبی و علی عبدالهی، شاعر، منتقد و مترجم برگزار شد. در این جلسه که عصر چهارشنبه ۱۲دی ماه در خانه گفتمان شر تهران (خانه وارطان) با اجرای سپیده نیک‌رو، شاعر برگزار شد، ابتدا سایه اقتصادنیا به بررسی شعرهای کتاب پورمحسن پرداخت. سایه اقتصادنیا: شعر تماتیک، شاعر را محدود می‌کند سایه اقتصادنیا در ابتدا درباره لزوم برگزاری جلسه نقد و بررسی شعرهای مجتبا پورمحسن گفت: من همیشه یکی از نکاتی که برایم به عنوان یک دنبال‌کننده جریان‌های ادبی مهم بوده این است که ببینم یک شاعر یا نویسنده چقدر در کارش تداوم دارد و مجتبا پورمحسن جزو کسانی است که متداوم و مستمر در بخش ادبی حضور متداوم و پویا داشته‌، چه در مقام یک نویسنده چه منتقد و چه شاعر. به نظر من آن کسی که بیش از 10سال در این کار مستمر حضور دارد باید در جلسه‌ای به بررسی کارهای او در این چندسال پرداخت. وقتش رسیده که برای آقای پورمحسن جلسه جمع و مجموعی برگزار کرد. او در ادامه با اشاره به اینکه در بررسی شعرهای این کتاب نگاهی جزیی‌نگرانه داشته، گفت: من کارهای دیگری از آقای پورمحسن نیز خوانده‌ام، اما بیشتر روی آثار شعری ایشان و کتاب «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» تمرکز کردم و در این حوزه صحبت خواهم کرد. من در این جلسه بیشتر سعی می‌کنم در مورد جزییات شعر صحبت کنم. ممکن است اینگونه برداشت شود که بیشتر در مورد شاعر یا یک شعر به صورت منحصر نقد خواهم کرد که این‌گونه نیست. درست است جزییات هر شعر با شعر دیگر متفاوت است ولی نگاهم قابل تعمیم به تمامی آثار به این شکل خواهد بود. اقتصادنیا گفت: در دفتر اول این کتاب، ۶۲  قطعه شعر با تم استخوان آمده است. شاید بتوان گفت این دفتر یک دفتر تماتیک است یعنی با یک تم واحد شعر سروده شده است. درست‌کردن مجموعه شعر تماتیک، معایب و محاسنی دارد. حسن مجموعه شعر تماتیک این است که شاعر می‌تواند برنامه‌ریزی شده ذهن مخاطب را با کانال ذهن خود همراه کند. درواقع شاعر می‌تواند یک کانالی تدارک ببیند (که در این دفتر استخوان است) و مخاطبان در این بستر حرکت کنند و از این طریق امکان برقراری ارتباط بین مخاطبان با شعرهایش را برقرار کند. یعنی وقتی یک یا دو شعر از مجموعه استخوان می‌خوانید وارد هاله‌های معنایی که پیرامون معنای استخوان ممکن است تنیده شود، آشنا شده و وارد این فضا شوید و به این شکل خود به خود به کانالی که شاعر خواسته وارد آن شوید. او با اشاره به عیب‌های شعر تماتیک گفت: اما عیب مجموعه شعر تماتیک این است که دایره خیال شاعر را محدود می‌کند. نمی‌گویم که شاعر را ملزم می کند که تنها در شعرهایش درباره استخوان بگوید ولی وقتی فضای ذهن خود را  به این کلمه و تصاویری که این کلمه به دنبال می‌آورد و تعابیری که از این کلمه می‌تواند منتج کند محدود می‌کند، دایره خیالش محدود می‌شود. نمی‌گویم این اشکال دارد بلکه به نوع اجرای آن بستگی دارد. در شعر سنتی فارسی نیز ردیف شعر را محدود می‌کرد سایه اقتصادنیا افزود: در شعر سنتی همین اشکال با ردیف وجود داشت خصوصا وقتی شاعر ردیف اسمی انتخاب می‌کرد. اصولا ردیف تا حدی برای شاعر سنتی محدودیت‌آور بود برای اینکه خود را ملزم می‌کرد تا به آن کلمه برسد. در واقع شعر از ردیف شروع می‌شد و هدف معنایی باید در ردیف تکمیل می‌شد و شاعر بیت را می‌چید تا به آن کلمه برسد که تا حدی محدودیت‌آور بود. ردیف های اسمی بیشتر از ردیف‌های فعلی برای شاعر محدودیت ایجاد می‌کرد. مثلا در غزل حافظ «در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع/ شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع» شاعر باید طوری خیال کند که به شمع برسد. این پژوهشگر و منتقد ادبی ادامه داد: همچنین در مواردی دایره لغات را محدود می‌کند. وقتی آنچه می‌شنوید حول واژه استخوان است، حول واژه شمع است، یعنی در واقع حول یک کلمه باید شعر تنیده شود بنابراین یک سری محدودیت‌ها برای خود شاعر و شعر ایجاد می‌کند و تا حدودی برای مخاطب نیز مقداری دلزدگی و تکرار را ایجاد می‌کند. وقتی ۶۲ قطعه شعر درباره استخوان می‌خوانید تا چه حد باید منتظر نوآوری در قطعه بعد باشید؟ در شعرهایی که هر قطعه به قطعه دیگر راه دارد چه قدر باید منتظر بمانید تا یک کشف شاعرانه اتفاق بیفتد. یک ذره محدودیت در دایره لذت مخاطب و شاعر ایجاد می‌شود  و در دایره صورخیالی و دایره واژگان شاعر آسیب پیدا می‌شود که به نظرم این آسیب را در استخوان‌ها می‌توان دید یعنی دایره واژگانی محدود شده است. این عیب محدود به این دفتر نیست بلکه عیب عمومی بر فضای شعر ماست. یک نوع دست اندازی به اقصای لغات وجود دارد که در بیشتر شعرهایی که می‌خوانیم دیده می‌شود. انتخاب واژه‌ها از واژه‌های مختلف از سرزمین‌های مختلف و آوردن و نشاندن آن در شعر خیلی محدود است. حذف واژگانی یکی از آسیب‌های مهم شعر امروز است و در دفتر استخوان‌ها به دلیل اینکه تماتیک است یک مقدار پیدا شده است. ولی آن حسن هم هست که مخاطب خیلی سریع به بستری که شاعر دوست دارد وارد می‌شود. سایه اقتصادنیا تاکید کرد: در استخوان‌ها با اینکه دایره واژگانی محدود است دایره معانی خیلی محدود نیست. مثلا استخوان برای شاعر هم زخم آورده و هم لبخند است. آورده هم اندوه‌ و هم عشق آورده، هم عشق و هم بیماری آورده است. یکی از ویژگی‌های دیگر این دفتر برای من ظنز خاصی بوده که وقتی آثار دیگرشان را خواندم دیدم آقای پورمحسن جایی اشاره کردند که «‌من دنیا را به مضحکه می‌گیرم» لغت مضحکه را برای آثار خود انتخاب کردند که به نظرم درست است. نوع طنزی که ایشان استفاده می‌کنند از نوع ریشخند است. لبخند زدن به دنیا و جدیت دنیا‌ست. ویرایش شعر در سنت شعر فارسی وجود داشته است او افزود: نکته اصلی که در مورد شعر پورمحسن می‌خواهم بگویم مساله ویرایش است. من از آن به عنوان ویرایش نام می‌برم و نمیدانم دیگران چه اسمی بر روی آن خواهند گذاشت. ویرایش می‌گویم چون فکر می‌کنم این کار، ویراستاری شعر باشد. شاید عجیب به نظر برسد ولی خیلی‌ها معتقدند نمی‌توان شعر را دست زد و ویرایش کرد و از خواست شاعر نباید دور شد ولی اولا این کاری است که در سنت ادبی داشته‌ایم و حالا هم به شکل‌های غیر‌رسمی این کار انجام می‌شود یعنی در فضای شعری خودمان وقتی شاعر شعری را به طور کامل تحریر می‌کند احتمالا از چند نفر از دوستان صاحب نظر که به آنها ایمان دارد می‌خواهد که در مورد شعرش نظر بدهند و به ترتیبی در مفردات، ترکیبات و خود شعر دستی ببرند و این کار به صورت غیر‌رسمی انجام می‌شود، ولی در شعر سنتی ما این کار به طور رسمی انجام می‌شد و در حلقه‌ها و نشست‌های شعری، شاعر شعر خود را می‌خواند و افراد حاضر حق اظهارنظر و تغییرات در محتوای شعر را داشتند و این حد از اختیارات که در آن زمان در شعر سنتی ایران وجود داشته و حلقه معتمد داشتند که در‌باره شعر اظهار نظر کند به نظرم در دوره ما این حد از اختیارات کم شده است و همه خیال می‌کنند نباید در باره شعر دیگری صحبت کنند ولی من معتقدم باید این کار در انتشارات به طور رسمی انجام شود. باید یک نفر شعر‌شناس در انتشارات حضور داشته باشد و وقتی دفتر شعر را می‌گیرد در مورد آن ویرایش انجام دهد. او در توضیح رویکرد ویراستاری به شعرهای پورمحسن گفت: منظور من از ویرایش این نیست که چیزی به شعر اضافه کنیم‌ یا چیزی از آن را کم کنیم منظورم آن است که همان پیام و خبر اصلی که شاعر می‌خواهد به مخاطب برساند مانند یک مجسمه بتراشیم و بهتر و مناسب‌تر به مخاطبان بنمایانیم و در واقع نمایاندن واضح‌تر و رساندن همان نیت شاعر است. شعر استخوان-۹را مثال می‌زنم: کبریت می‌کشم خانه‌ات را به آتش می‌کشم خانه‌ات می‌سوزد، خودت ‌می‌سوزی از خانه یک مشت تل و خاک می‌ماند از تو یک ‌دنیا استخوان چه‌ کسی باور خواهد کرد شاعری خانه معشوقش را به‌ آتش کشیده‌ باشد کسی از داستان من و تو خبر ندارد نقشه خوبی است کبریت می‌کشم شعر با آتش شروع می‌شود و می‌خواهد که با آتش تمام شود. کبریت می‌کشد فضای شعر را با شعله‌ای روشن می‌کند و می‌خواهد با همین شعله شعر به پایان برسد. این قالبی است که شاعر آن را ستون قرار داده و می‌خواهد در آن برای ما شعر بگوید. ما هم نمی‌خواهیم از این قالب خارج شویم و همین آتش را در کل قالب داشته باشیم. اما در فاصله دو کبریت چه اتفاقی می‌افتد؟ خانه معشوقی توسط شاعر به آتش کشیده شده است. این اصل شعر است، یعنی هسته‌ای که شاعر از آن را شعر را شروع کرده است همین است. خانه آتش بگیرد‌، همه چیز بسوزد و خانه باقی بماند. اقتصادنیا ادامه داد: اما می‌توانست دریافت‌هایی که در این شعر خبر اضافه به ما می‌دهد حذف شود و از طرفی مقصود شاعر که باقی‌ماندن استخوان است را به ما بدهد. اگر قرار است شعر را ویرایش کنیم باید قسمت‌هایی را که نه تولید زیبایی می‌کنند و نه تولید خبر می‌کنند و نه کمک می‌کنند نیت شاعر به ما برسد را باید کنار بگذاریم. به نظر من این شعر را می‌توان پالوده کرد بدون اینکه لغتی از آنچه شاعر می‌خواسته به ما برساند کم یا زیاد شود. بهترین اشعار پورمحسن، شعرهایش درباره مترسک است او به یکی دیگر از شاخصه‌های شعر پورمحسن اشاره کرد و گفت: پورمحسن در دفتر استخوان‌ها شعری درباره مترسک دارد. کتاب دفتر تماتیکی درباره مترسک ندارد، اما مترسک در شعرهای این کتاب شاعر دایم تکرار می‌شود. خود مترسک یک نماد سمبلیک در شعر معاصر ما دارد، درواقع استعاره‌ای از انسان بی‌درد و قالب بی‌پرواست. قالبی که روح ندارد و انسانی پوشالی است. بنابراین خود مترسک یک وجود استعاری در شعر است. اقتصادنیا افزود: آنچه به عنوان مترسک امروز بر سر جالیزها و شالیزار استفاده می‌شود این‌گونه نبوده و یک چیز  بسیار ترسناک‌تری بود. چوبی بوده که در کنگره قلعه‌ها گذاشته می‌شد و وقتی دشمن حمله می‌کرد آن را به شکل سپاهی ترسناک می‌دیده تا از حمله بترسد و بعد از آن به شالیزارها منتقل شد. از کلمه آن نیز مشخص است که یک چیز ترسناک برای ترس جنگ‌آوران بوده است نه فقط ترساندن کلاغ‌ها بر سر جالیز. او با اشار به تکرار مترسک در شعرهای پورمحسن گفت: در دفتر استخوان‌ها یک شعر و در دفترهای دیگر کتاب، ۵ شعر در‌باره مترسک در دفترهای کتاب دیگر وجود دارد و به نظرم بهترین اشعار پورمحسن شعرهایی است که در‌باره مترسک نوشته است. «او عاشق دویدن بود»، «ناموجود‌ترین» و «قربانی فصل برداشت»؛ که در تمام این‌ها مترسک پرسوناژ اصلی شعرهاست. شعرهای دیگر او در باره مترسک نشان می‌دهد که موجود بی‌قلب و بی‌روح را به پرسوناژی تبدیل کرده است که در یک فضای اجتماعی یعنی آن کشتزار و جالیزار همان اجتماع است و آن مترسک منتزع شده به طور کلی از هر چیز، و پوشال خالی است. سایه اقتصادنیا درباره یکی از شعرهای درخشان کتاب «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» گفت: یکی از بهترین شعرهای کتاب، شعر «سلسه جبال شیدایی» است که در شاعر وسط شعر زاویه دید را بسیار هوشمندانه تغییر می‌دهد. نکته مهم در این شعر این است که دو زاویه دید متفاوت به زیبایی اجرا شده آن هم براساس منطق شعری نه از سر تفنن. علی عبداللهی‌: نگاه جزیی‌نگر و موضوع‌محور در شعرهای استخوان‌ها، مدرن است علی عبداللهی، شاعر، منتقد و مترجم و دیگر منتقد برنامه، درباره بحث ویراستاری در شعر گفت: نگاه ویراستارانه به آثار ادبی تا حدی جواب می‌دهد، چون در این صورت خود تبدیل به یک نوع ایدئولوژی می‌شود و نوعی تحلیلگری را ایجاد می‌کند. در ادبیات خلاقه تحلیلگری نمی‌تواند در همه جا جواب دهد. چون در بعضی مواقع هم باعث از بین رفتن فردیت شاعر و نویسنده می‌شود و هم لحن نویسنده و شاعر را ماشینی کند. او ادامه داد: من سال‌ها پیش در آلمان در جمعی از ایرانیان بودم، یک آقایی به من گفت که فکر می‌کنم رمان کلیدر آقای دولت آبادی باید در ۳۰۰ صفحه نوشته می‌شد. پرسیدم چرا؟ گفت چون با نگاه داستان‌نویسی مدرن باید این انداز می‌شد. من گفتم که آقای دولت آبادی قرار نبود داستان مدرن یا هر چیز مدرن بنویسد. این کتاب به همین شکل نوشته شده و خوانندگان خودش را هم پیدا کرده است. یا در نمونه‌های ادبیات جهان هم چنین چیزی می‌بینیم. مثلا «در جستجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست را اگر با نگاه امروز ببینیم می‌بایست دو سومش را بریزیم دور. چون به درد نمی‌خورد. یا روبر موزیل رمانی دارد به نام «مرد بی‌خاصیت» که دو هزار صفحه است و به فارسی ترجمه نشده. شما صد صفحه اول این رمان را می‌خوانید می‌بینید هیچ اتفاقی در آن نیفتاده. اما اگر شما با آثار و اندیشه‌های موزیل آشنا شوید متوجه می‌شوید اصلا موزیل نمی‌خواهد داستان بگوید، او می‌خواهد با همین جزییات و تکرارها ما را به حال و هوایی که می‌خواهد ببرد. نمی‌توان با ویراستاری شعر، فردیت شاعر را از بین برد علی عبداللهی همچنین گفت: وقتی کسی فردیتی یافته، نمی‌توان آن را تغییر داد. مثلا اینکه یک نفر بگوید در شعرهای شاملو کلمات «یکی»ها را برداریم شعر او مدرن‌تر و امروزی‌تر می‌شود. نمی‌توان اینگونه فردیت شاعر را از بین برد. ضمن اینکه نمونه‌های موفقی از ویراستاری هم در ادبیات جهان وجود دارد که یکی از مشهورترین‌هایش همان شعر «سرزمین هرز» تی‌.اس.الیوت است که استادش ازرا پاوند آن را ویراستاری کرد. وقتی الیوت شعر را به پاوند داد، پاوند دو سوم آن را حذف کرد. الیوت خودش اولین بار که متن را دید شوکه شد اما حرف پاوند را پذیرفت. او به مساله موضع‌نگری در دفتر شعر «استخوان‌ها» اشاره کرد و گفت: نکته دیگر این است که ادبیات مدرن بعد از قرن نوزدهم و بعد از انقلاب صنعتی و پیدایش علوم و فنون به پرداخت عینیت‌ها و مسایل عینی و موضوع نگری مثل اشیا و انسان‌ها معطوف شد. این دستاورد ادبیات مدرن بود. این موضوع‌پردازی در کتاب استخوان‌های مجتبا پورمحسن وجود دارد‌. در ادبیات فارسی کمتر شاعری داریم که به یک موضوع گیر بدهد و تمام حول و حوش و حوالی آن موضوع را بنویسد و در‌باره آن دقیق شود. این یک نگاه عینی و جزیی‌نگر است که در شعر کلی‌نگر متافیزیکی خودمان تا دوران مشروطه نداشته‌ایم. عبداللهی افزود: با اینکه بیشتر میراث شعر فارسی شعر غنایی است ولی این شعر تبدیل به یک معشوقه کلی شده است و برای هرکسی در هر جایی می‌شود به کار برد و ما یک فرد را نمی‌توانیم در آن پیدا کنیم. نهایتا به یک انسان اثیری می‌رسیم، مثلا ای صنم! در ادبیات مدرن اما ما مثلا پابلو نرودا را داریم که یکی از کتاب‌هایش درباره «سنگ‌ها» است یا محمد الماهور کتابی دارد به نام «درها» که در آن فقط درباره درها می‌نویسد. این یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب «استخوان‌ها..» است. در کتاب استخوان‌ها پرداختن به یک موضوع و شکافتن و فکرکردن در مورد ترکیب‌هایی که از آن داده می‌شود از نظر باستان‌شناسی، تاریخ و کالبد‌شناسی یک نکته مثبت است. کمتر شاعران به یک موضوع خاص می‌پردازند و تا آخر آن پیش می‌روند. راینر ماریا ریلکه در یک دوره شاعری‌اش چهارده سال شعر ننوشت. بعد ترسید که نکند طبع شعرش خشک شده باشد. بنابراین رفت پیش یک مجسمه‌ساز معروف که در واقع استاد طراحی همسرش بود. او به ریلکه گفت نیازی نیست که منتظر الهام شاعرانه بمانی بلکه می‌توانی بروی در یک باغ و به یک درخت یا هر چیز دیگر آنقدر دقیق شوی تا جهان را از نگاه او ببینی. در واقع از آنجا بود که شعر عینیت‌گرا و موضوعی ریلکه که دوره مهمی از شاعری‌اش بود، شکل گرفت. تنها در شعر تعلیمی، رومانس نداریم علی عبداللهی گفت: این نگاه در بعضی شعرهای کتاب «استخوان‌ها» بیشتر موفق بوده و در بعضی از شعرها کمتر موفق بوده است. ‌این نوع شعرها را می‌توان شعرهای موضوع‌مدار عاشقانه دانست که یک توی غنایی در آن‌ها وجود دارد. در نهایت در گرانیگاه شعر در زمانی که شاعر همه چیز را توصیف می‌کند به یک تویی می‌رسد که توی غنایی شاعر می‌تواند معشوقه شاعر باشد یا انسان مورد نظر او باشد. باید دید تلفیق این دو نگاه موضوع‌نگر و غنایی تا کجا می‌تواند موفق باشد. ادبیات بدون رمانس معنی ندارد. فقط در شعر تعلیمی رمانس نداریم و حتی در قطعه‌های مثنوی‌های روایی با قطعه‌های رمانس است که به آن جذابیت می‌دهد که این مستلزم نگرش دقیق به یک موضوع به یک قالب غنایی می‌‌تواند موضوعی باشد که در ادبیات به آن بپردازیم. اینکه تا چه حد می‌توانیم یک نگاه غنایی کلی داشته باشیم و در عین حال بتوانیم جزییات را هم فدای آن نگاه غنایی کلی نکنیم. این موضوع شاید نکته منفی در برخی شعرها شود این نگاه جزیی‌نگر یک گریزگاهی شده است که در یک جایی در کلیت مبحث تو تمام شود. شعر غنایی در واقع خود یک شعر فرد‌گراست چون احساس غنایی یک احساس فردی است. شعر حماسی یک شعر جمع‌گراست. وجه روایی شعرهای کتاب، رویکردی مدرن دارد او ادامه داد: آنچه در این شعرهای کتاب «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» برجسته است و فکر می‌کنم به دلیل داستان‌نویس بودن پورمحسن است وجه روایی شعر است و باز هم روایت به معنای عمودی در شعر یک دستاورد مدرن است که دست کم در شعر غنایی ما وجود ندارد و در غزل ما وجود ندارد و دستاوردی است که از شعر غرب گرفته شده. کلیت در یک ساختار عمودی در یک حالت شاید اثیری و در حالت ذهنی پیش برود ولی در حالت عینی نتوانیم آن را پیدا کنیم. علی عبداللهی در پایان گفت: نکته دیگر این است که به شعری که تاریخیت و مکان در آن نباشد که مثلا نتوانیم بگوییم که این شعر در ایران گفته شده شاید بتوان خرده گرفت. اشاره به وقایع تاریخی که در همین دوران ما اتفاق افتاده و اشارات بینامتنی که به اتفاقات وجود دارد و اشاراتی مبنی بر تلقی ما از مذهب در سال‌ها و گروتسکی که در‌ شعرهای این کتاب وجود دارد از دستاوردهای کتاب شعر اخیر پورمحسن است.   ]]> ادبيات Sun, 06 Jan 2019 06:39:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270187/نگاه-ویراستاری-شعر-نباید-فردیت-شاعر-بین-ببرد بررسی و سنجش اندیشه‌های زمینه ساز جنبش سیاسی ملت‌های عرب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270146/بررسی-سنجش-اندیشه-های-زمینه-ساز-جنبش-سیاسی-ملت-های-عرب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «سیری در اندیشه سیاسی عرب» نوشته حمید عنایت برای بار چهارم توسط موسسه انتشارات امیرکبیر تجدید چاپ شده است. موضوع این کتاب بررسی و سنجش اندیشه‌هایی است که زمینه جنبش سیاسی ملت‌های عرب را در زمان ما فراهم کرده است. پیدایی و باروری این اندیشه‌ها نزدیک به یک قرن‌و‌نیم ـ از حمله ناپلئون به مصر تا حدود جنگ جهانی دوم ـ زمان گرفت و چارچوب زمانی پژوهش کتاب نیز همین دوره است. هدف نویسنده در این کتاب، ضمن اشاره‌هایی به زمینه اجتماعی و اقتصادی مسائل، بررسی اندیشه‌هاست نه نقد آن‌ها، و این روش را از آن رو ضروری می‌داند که بسیاری از اندیشه‌های‌گرانی که از آنها سخن گفته شده در ایران ناشناخته یا کم شناخته بوده‌اند. با این حال، هرگاه عقایدی که موضوع بحث بوده و با تاریخ اندیشه اجتماعی و سیاسی ایران مناسبتی داشته است، به اجمال به نقد گذاشته شده‌اند. از دید عنایت یکی از کمبودهای اساسی محیط فکری ما در ظرف نیم قرن اخیر، بی‌خبری از جریان‌های فکری در کشورهای مسلمان است. این بی‌خبری گذشته از علل سیاسی، ریشه‌های فرهنگی نیز دارد. او همچنین در بیان دلایل این بی‌خبری و بی‌توجهی به جریان‌های فکری کشورهای مسلمان می‌گوید: «شیفتگی سطحی بیشتر باسوادان ما به اندیشه‌های غربی و بیزاری آنان از هرآنچه بوی کهنگی و دیرینه‌دوستی بدهد، بی‌گمان یک علن آن است، ولی از تعصب‌های مذهبی نیز که بر پراکندگی و چند دستگی ملت‌های این منطقه افزوده است غافل نباید بود.» همان‌طور که خود عنایت نیز متذکر شده نام عرب ملت‌های بسیاری را دربر می‌گیرد او در کتابش، بیشتر به مصر و آن بخش از شام (یا به اصطلاح نویسندگان اروپایی «سوریه جغرافیایی») که امروزه به نام سوریه و لبنان شناخته شده است پرداخته است.  کتاب در تشریح چگونگی شکل‌گیری زمینه جنبش سیاسی ملت‌های عرب آورده است: «تنها تازیانه بیگانگان نبود که ملت‌های عرب را بیدار کرد. بحران‌های درونی مملکت عثمانی نیز که باسستی یا گسستی نهادهای سیاسی و اجتماعی کهن همراه بود انگیزه دیگری برای این بیداری شد.» آن‌طور که عنایت و بنا بر اسناد تاریخی نوشته است؛ عربان از زمان که به یوغ عثمانی گردن نهادند ترکان را به پاس همکیشی؛ بیگانه از خود نمی‌دانستند و اتباع فرمان‌برداری برای سلطان بودند. ترکان نیز به طور کلی خاطر ایشان را گرامی می‌داشتند خاصه که فرهنگ و زبان عرب را نشانه فضل می‌شمردند و آن را از فرهنگ و زبان ترک برتر می نهادند. حتی سلطانی چون عبدالحمید، مشاوران عربی چون ابوالهدی و عزت پاشا در دستگاه خود داشت.  ولی چون مملکت عثمانی رو به ناتوانی و تباهی نهاد، احساس نا امینی، فرمانروایان ترک را همچون خودکامگان دیگر تاریخ به زورگویی و ستمگری بیشتر در حق مردمان زیردست واداشت. تا یک چند برخی از اندیشه‌گران ترک و عرب کوشیدند تا یگانیگی مملکت عثمانی را استوار دارند و با اصطلاحات سیاسی و خاصه به کار بستن اصوب «لیبرالیسم» غربی و نظام پارلمانی، آن را از خطر پراکندگی برهانند. با این همه همکاری ترک و عرب به‌رغم رنجش‌ها و دشمنی‌ها تا سال‌های ده نخست قرن بیستم دوام یافت و در انقلاب ترکان جوان، در سال ۱۹۰۸، بر ضد عبدالحمید نیز دست‌کم دو افسر عرب‌، عزیزعلی مصری و محمود شوکت پاشا در شما رهبران بودند. ولی پس از آنکه ترکان جوان به سیاست تورانی‌گری یعنی اعتقاد به خلوص و برتری نژاد عرب گرویدند واپسین پیوند‌های دوستی گسست و دشمنی و کینه جای آن را گرفت.  کم‌کم ترکان سیاست‌های ضد عرب را آغاز کردند و انجمن‌های فرهنگی یا سیاسی عرب را برچیدندو و همزمان با جنگ جهانی اول جنبش‌های عرب شکل زیرزمینی به خود گرفتند. و تمامی این گذار تاریخی به پا گرفتن جنبش سیاسی ملت‌های عرب انجامید که نویسنده یکی از نتایج مهم این واکنش جهان عرب در برابر بیگانگان، خواه ترک و خواه غربی، را تجدد فکر دینی می‌داند.  پیش‌درآمد روزگارنو، پیروی از تمدن غرب، تجدد فکر دینی، وطن‌پرستی مصری و فرجام راه، آیین یگانگی آرا و اندیشه‌های متفکرانی همچون مصطفی کامل، یعقوب صنوع، طه حسین، شیخ محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی، محمدرشید رضا، علی عبدالرزاق، عبدالرحمن البزاز و ساطع‌الحصری را بررسی کرده است.  مفهوم وطن و ملیت، رابطه دین و ناسیونالیسم، دین و اصلاح اجتماعی و مفهوم ام‌القری برخی از مهمترین موضوعاتی‌ست که کتاب به آن‌ها پرداخته است. چاپ چهارم کتاب «سیری در اندیشه سیاسی عرب» نوشته حمید عنایت در ۳۰۹ صفحه و به قیمت ۳۰۰۰۰ تومان توسط موسسه انتشارات امیرکبیر تجدید چاپ شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 05 Jan 2019 10:47:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270146/بررسی-سنجش-اندیشه-های-زمینه-ساز-جنبش-سیاسی-ملت-های-عرب اولین مجموعه داستان ریچارد فورد به فارسی ترجمه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/270049/اولین-مجموعه-داستان-ریچارد-فورد-فارسی-ترجمه امیرمهدی حقیقت در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از انتشار مجموعه داستان «آتش بازی» با ترجمه خود خبر داد و گفت: این مجموعه گزیده‌ای از نخستین مجموعه داستان کوتاه ریچارد فورد به نام «راک اسپرینگز» است که بلافاصله پس از انتشارش، منتقدان ادبی، او را به عنوان یکی از بهترین نویسندگان نسل خودش در کنار نام‌هایی مانند ریموند کارور، جان آپدایک،‌ توبیاس ولف و آن بیتی قرار دادند.  این مترجم که پیشتر داستان‌هایی از نویسندگان شاخص امروز از جمله جان آپدایک، ریموند کارور و توبیاس ولف را در مجموعه‌های «خوبی خدا» و «خریدن لنین» ترجمه کرده افزود: پس از انتشار داستان‌های ریچارد فورد، برخی منتقدان گفتند او جا پای رئالیست‌های بزرگی مانند فرانک اوکانر و شروود اندرسون گذاشته است. داستان‌های این مجموعه بارها در گلچین‌های ادبیات آمریکای شمالی چند دهه اخیر برگزیده و منتشر شده‌اند و این خود، دلیلی بر قوت و ماندگاری این داستان‌هاست. مثلا ریموند کارور یکی از داستان‌های این مجموعه را در مجموعه «بهترین داستان‌های کوتاه امریکایی» در سال 1986 و داستانی دیگر  به نام «راک اسپرینگز» را در گزیده داستان های محبوبش در سال 1989 جا داده است. مترجم «کفش‌های خدمتکار» درباره زندگی ریچارد فورد توضیح داد:‌ فورد در سال 1944 در می‌سی‌سی‌پی آمریکا به دنیا آمد. او برای رمان «روز استقلال» در 1995 برنده جایزه ادبی پولیتزر شد و تابه حال،‌ علاوه بر چند رمان و یک شرح حال، 5 مجموعه داستان نیز نوشته است. فورد برنده جوایز دیگری مانند جایزه قلم برنارد مالامود و جایزه قلم فاکنر و فیتزجرالد و پرنسس آستوریاس نیز هست که عمده این جوایز به دلیل یک عمر فعالیت هنری در زمینه داستان کوتاه بوده است.                                                    ریچارد فورد مترجم مجموعه داستان «خریدن لنین» درباره وضعیت انتشار آثار ریچارد فورد در ایران توضیح داد: داستا‌ن‌های کوتاه این نویسنده به صورت منسجم به فارسی منتشر نشده است، شاید در برخی از مجموعه‌های داستان کوتاه به صورت پراکنده داستانی از فورد ترجمه شده باشد اما این اولین باری است که مجموعه داستان‌های کوتاه او در قالب یک کتاب در ایران منتشر می‌شود. حقیقت در ادامه گفت:‌ در 1983 سردبیر مجله «گرانتا» فورد را در کنار توبیاس ولف و کارور خالقان جریان ادبی موسوم به رئالیسم کثیف معرفی کرد و گفت قصه‌های این نویسندگان مبتنی بر واقعیت‌های تلخ زندگی روزمره طبقه متوسط جامعه است و این نویسندگان با خونسردی و خویشتنداری و با لحنی عاری از  از اغراق در این باره می‌نویسند. اما فورد در پاسخ به این اظهارنظر در مصاحبه‌ای گفت که این سردبیر با این کلک بازاریابی خواسته تا مجله‌اش را بفروشد. امیرمهدی حقیقت درباره درون‌مایه و مضمون داستان‌های مجموعه «آتش‌بازی» عنوان کرد: داستان‌های این مجموعه حکایت پدران و مادران بدحال و بدآورده است و اثری که حال و روزشان بر زندگی فرزندانشان یا بهتر بگویم پسرانشان می‌گذارد. این مجموعه تحت عنوان «آتش بازی» و از سوی نشر ماهی منتشر می شود. ترجمه این داستان‌ها را از سال 2009 آغاز کردم.                                      امیرمهدی حقیقت پیش از این، نیز گزیده‌هایی از داستان‌های کوتاه برنارد مالامود («کفش‌های خدمتکار»)، سام شپارد («خواب خوب بهشت»)، و دن چاون («در میان گمشدگان») را نیز ترجمه کرده است. همچنین حقیقت، مترجم و معرف آثار جومپا لاهیری در ایران است و مجموعه داستان های «مترجم دردها» و «خاک غریب» و رمان‌های «همنام» و «گودی» و نیز کتابی در زمینه یادگیری زبانی تازه با عنوان «به عبارت دیگر» به قلم این نویسنده را به فارسی برگردانده است. ترجمه «رمان‌های سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» نوشته هاروکی موراکامی و «غول مدفون» نوشته کازوئو ایشی گورو از دیگر آثار امیرمهدی حقیقت در حوزه رمان است.     ]]> ادبيات Sat, 05 Jan 2019 08:07:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/270049/اولین-مجموعه-داستان-ریچارد-فورد-فارسی-ترجمه روش نگارشی ماخونیک شرح غنی تصاویر جامعه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270128/روش-نگارشی-ماخونیک-شرح-غنی-تصاویر-جامعه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) جلسه نقد و بررسی جامعه‌شناختی رمان ماخونیک نوشته محسن فاتحی عصر روز گذشته از سوی خانه فرهنگ ایران با همکاری نشر آماره در محل خانه فرهنگ ایران برگزار شد. در این مراسم مرتضی قلیچ با تفکیک اجتماعیات در ادبیات با جامعه‌شناسی ادبیات گفت: هنگامی که از اجتماعیات در ادبیات سخن می‌گوییم در واقع باید به سراغ توضیح و تبیین مفاهیم جامعه‌شناختی در ادبیات رفت اما موضوع جامعه‌‌شناسی ادبیات کشف ضمیر نویسنده و نشان دادن عناصر اجتماعی رمان است. عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی قزوین افزود: ما باید باور داشته باشیم که ادبیات صور خیال صرف نیست بلکه خود متن جامعه است. در واقع رمان محصول دوران مدرن است، دورانی که دگرگونی‌های اجتماعی شتاب بیشتری گرفته بودند. رمان ماخونیک از این زاویه رمانی با مضامین اجتماعی محسوب می‌شود. در این رمان ما پیوسته با تجربه‌های شخصی یا جمعی شکست‌خورده روبرو می‌شویم. ماخونیک را می‌توان آینه شکست انسان ایرانی دانست. به تعبیر جان فوران، مقاومت شکننده در این رمان موج می‌خورد. از این رو ماخونیک آینه تمام قد دگرگونی‌های تاریخ معاصر ایران است. تاریخی که تجربه‌های شکست‌خورده زیادی به خود دیده است. مرتضی قلیچ در بخشی دیگری از صحبت‌های خود گفت: ما در رمان ماخونیک همچنین با دوگانه‌های زیادی روبرو هستیم. در این رمان مدام مفاهیم انقلابی / محافظه‌کار، آگاهی / از خودبیگانگی، نسل قدیم / نسل جدید و ... پیش روی مخاطب گشوده می‌شود. او با تفکیک جامعه‌شناسی سرد از جامعه‌شناسی گرم گفت: در جامعه‌شناسی سرد حوزه مفهومی مورد بررسی پس از چند سال فراموش می‌شود یا در گوشه‌ کتابخانه‌ها خاک می‌خورد اما مفاهیم مورد کنکاش در جامعه‌شناسی گرم سال‌ها در ذهن و خاطره‌ها باقی می‌مانند. همچنین در جامعه‌شناسی سرد بیشتر با آمار و داده‌های آماری سر و کار داریم اما در جامعه‌شناسی گرم سوژه بدون میانجی سخن می‌گوید. درواقع سوژه‌ها خود نماینده نسل‌ها و گروه‌های اجتماعی هستند. از این منظر رمان ماخونیک را در حوزه جامعه‌شناسی گرم قرار دارد. این استاد دانشگاه با تفکیک رمان مقلدانه از رمان محققانه عنوان کرد: رمان‌های مقلدانه بیشتر روی ترکیب واژگان و عبارات تأکید می‌شود و ژرفایی پشت این عبارت‌ها وجود ندارد اما در رمان‌‌های محققانه که ماخونیک در این نوع قرار می‌گیرد نویسنده به شدت درگیر موضوع می‌شود و برای نوشتن هر فصل و هر سطر و هر واژه مدت‌‌ها کنکاش و تحقیق می‌کند. درواقع رمان‌‌های محققانه را می‌توان نوعی آفرینش ادبی و جامعه‌شناختی به حساب آورد. این جامعه‌شناس با نقل قولی از مارگارت مید، روش نگارشی ماخونیک را در حوزه شرح غنی تصاویر جامعه قرار داد و افزود: یکی از نقاط درخشان ماخونیک تصویرنگاری‌ها و بومی‌نوشته‌هایی است که در کتاب وجود دارد. شما می‌توانید در جای جای این رمان این تصویرسازی‌ها را ببینید. قلیچ دیگر ویژگی‌ جامعه‌شناختی رمان ماخونیک را پرداختن به مفاهیم اصیل جامعه‌شناختی مانند از خودبیگانگی، همبستگی، گروه‌های اجتماعی، طبقات اجتماعی، کشکمش‌های طبقاتی و اجتماعی و مفاهیم کاربرد دیگری همچون بیکاری برشمرد. او با ذکر چند مثال وضعیت‌های اگزیستانسیالیستی این رمان را یکی از نقاط قوت آن دانست و گفت: موقعیت‌های مرزی یا وضعیت‌های رهایی‌بخش در ماخونیک وجود دارد و چهره‌ای انسانی به رمان بخشیده است. این جامعه‌شناس از همین منظر به موضوع بحران هویت در ایران پرداخت و گفت: از جمله نشانه‌های بازنمایی بحران هویت در رمان ماخونیک باید در اسامی شخصیت‌های این رمان دید. اسم‌هایی که ناآشنا و نامأموس هستند. اما برجسته‌‌ترین وجه بحران هویت رمان ماخونیک، تجربه‌ها و پروژه‌های شکست‌خورده‌ای است که در این داستان به آن پرداخته شده است.   مرتضی قلیچ در پایان سه نقد اساسی خود را به این رمان بدین گونه برشمرد: نخست اینکه با اینکه شخصیت اصلی رمان، دختری به نام ماخونیک است اما این شخصیت در هیچ کجا سخن نمی‌گوید و سکوت کرده است. به عقیده من این شخصیت نمی‌تواند بازنمایی زن ایرانی مورد نظر نویسنده باشد. دوم متن رمان یک دست نیست و بالا و پایین می‌شود. در جاهایی نیز نثر حالت توهین‌آمیز به دیگر فرهنگ‌ها مانند فرهنگ هندی به خود می‌گیرد. و نقد آخر اینکه اگر رمان ماخونیک را در رده رمان‌های مدرنیستی قرار دهیم، آیا در یک رمان مدرن می‌توان سراغ ادبیات کلاسیک رفت و از آن شاهد مثا‌ل آورد. محسن فاتحی در پاسخ به نقدهای مطرح شده گفت: نخست در مورد این موضوع که چرا ماخونیک به عنوان شخصیت اصلی زن رمان حرفی نمی‌زند یا کمتر حرف می‌زند، باید گفت که این امر تعمداً صورت گرفته است. سکوت ماخونیک به معنای بی‌عملی و بی‌تحرکی این شخصیت نیست، بلکه نوعی سکوت معنایی است که در پایان داستان شکسته می‌شود و به شکل واگویه‌ای غریب خودش را نشان می‌دهد. درواقع این خود ماخونیک بود که سکوت کرده بود، من صرفاً شخصیت‌اش را ترسیم کردم و نشان دادم. نویسنده رمان ماخونیک در مورد نقد دوم نیز گفت: اینکه نثر فراز و فرود دارد، حرف درستی است. واقعیت این است که داستان از زبان و از منظر دید شخصیت‌های زیادی به پیش می‌رود، به همین خاطر نمی‌توان همه شخصیت‌ها را ناگزیر کرد که یک نوع و با یک حال‌وهوا سخن بگویند. مشخصاً در مورد تحقیر دیگر فرهنگ‌ها به خصوص فرهنگ هند که آقای دکتر اشاره کردند باید بگویم، این من نویسنده داستان نیستم که به قضاوت و ارزش‌گذاری دیگران نشسته‌ام بلکه این نقد و روایت از زبان یکی از شخصیت‌های فرودست داستان صورت می‌‌گیرد و اوست که مشاهدات خودش از آداب و رسوم و فرهنگ هند را برای دیگران شرح می‌دهد. در مورد آن تصویر خاصی که در مورد مارگیر هندی نوشته‌ام بخشی به روایت ابن بطوطه از هند بازمی‌گردد که مشاهداتش را با اندکی تغییر آورده‌ام و بخشی به مشاهدات خود من از این تصویر در میسور هند و همانگونه که می‌دانیم هر رویدادی دوبار تکرار می‌شود، بار نخست به شکل تراژیک و باردوم به صورت کمیک. تراژیک‌اش برای ابن بطوطه رخ داده بود و کمیکش نصیب من شد. من ترکیبی از این دو را از زبان یکی از شخصیت‌ها در داستان گنجاندم. محسن فاتحی در پاسخ به نقد سوم گفت: اینکه ماخونیک در رده رمان‌های مدرنیستی قرار می‌گیرد البته نکته درستی است. مهم‌ترین شاخصه رمان‌‌های مدرن، زاویه دید و روای داستان است که بیشتر از زبان خود نویسنده بیان می‌شود. اما اینکه آیا می‌شود در رمان مدرن از عناصر و وجوه کهن داستانی بهره برد، باید گفت مطمئناً می‌شود. رمان مدرن، رمانی نیست که در آن عناصر کلاسیک استفاده نشده باشد، بلکه در مقابل رمان‌های رئالیستی، رمانی است که راوی صرفاً برداشت خودش را از واقعیت بیرونی و ابژه‌ها به تصویر می‌کشد. واقعیتی که ممکن است برای دیگران شکل و معنای دیگری داشته باشد. و مشخصه دوم این موضوع است که در این رمان‌ها، بازنمایی واقعیت بیشتر در ذهن سوژه اتفاق می‌افتد. به همین خاطر می‌شود رمانی مدرن نوشت و در آن عناصر ادبیات کلاسیک را گنجاند.            ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Sat, 05 Jan 2019 06:15:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270128/روش-نگارشی-ماخونیک-شرح-غنی-تصاویر-جامعه چاپ جدید «دامغان؛ تاریخ شش هزارساله» عرضه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270078/چاپ-جدید-دامغان-تاریخ-شش-هزارساله-عرضه به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در سمنان، چاپ جدید این کتاب با تلاش رضا هوشمند مدیر انتشارات مشق شب و عضو هیأت مؤسس خانه تسنیم دامغان و همکاری خانم طاهریا، فرزند مرحوم محمدعلی طاهریا و مساعدت رحمت‌الله نجاتی و حمایت بنیاد منوچهری به ثمر نشسته است. این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۷ هجری شمسی چاپ شده است. از جمله آثار مرحوم محمدعلی طاهریا، می‌توان به «ترانه‌ها و فلکلور دامغان»، «تذکره شعرای دامغان»، «شجاع لشگر دامغانی» اشاره کرد. دامغان یکی از شهرستان‎های استان سمنان، در ٣٤٠ کیلومتری تهران واقع شده و روزگاری پایتخت امپراطوری اشکانی با نام صددروازه بوده‌ است در متون یونانی از این شهر با نام «هکاتوم پولیس» یاد می‌شود. این شهرستان با موقعیت ممتاز جغرافیایی از شمال به رشته کوه البرز تکیه داده و در جنوب، ایوانی رو به گستردگی کویر دارد. دامغان با تاریخی ٧ هزار ساله و جاذبه‌های بی‌نظیر طبیعی و تاریخی، توانی بالقوه برای انتخاب به‌عنوان یکی از مقاصد گردشگری را داراست. کتاب «تاریخ شش هزار ساله دامغان» به خودی خود اثری جامع و کامل در زمینه تاریخ محلی است. طرح روی جلد کتاب تصویر مسجد تاریخانه دامغان است. مسجد «تاریخانه» در جنوب شرقی دامغان در استان سمنان، یکی از نخستین مساجد ایران و جزو قدیمی‌ترین بناهای پس از اسلام است که قدمت آن را بین سال 130 تا 170 هجری قمری دانسته‌اند. در وجه تسمیه این بنا گفته‌‌اند که تاری به معنای خداست و تاریخانه یعنی خدای خانه و عده‌ای بر این باورند که این مسجد قبلاً آتشکده بوده و پس از تسلط اعراب‌، آن را ناریخانه خوانده‌‌اند و سپس به تاریخانه معروف شده است. مسجد تاریخانه دامغان‌، جزء نخستین مساجد ایران است که در آنها مناره ساخته شده است. این مناره که در کنار مسجد بوده‌، 6٫5 مترمربع وسعت داشته است. در کنار این مناره‌، در دوره سلجوقی‌، مناره دایره‌ شکل دیگری ساخته و به این مجموعه اضافه شده است که دارای کتیبه‌ ای به خط کوفی مشتمل بر آیات قرآنی‌ بوده که به نام بانی آن، بختیار، فرزند محمد در تاریخ 420 هجری نام‌گذاری شده است. ارتفاع کنونی این مناره‌، 26 متر است و 86 پله دارد. محیط آن در پایین 13 متر است که کم کم از آن کاسته می‌شود و در بالا به 6٫8 متر می‌رسد. تاریخانه دامغان‌، یکی از کهن‌ترین ساختمان‌‌ها در شیوه خراسانی است. بار بنا به شدت تحت تأثیر معماری ساسانی و شبیه ساختمان‌‌ها و کاخ‌های سروستان و فیروزآباد است. مرحوم طاهریا مولف این اثر، آن را در سال ١٣٤٦ هجری شمسی در هفت فصل در قطع وزیری با تیراژ ١٠٠٠ نسخه در چاپخانه گیلان به چاپ رساند. وی در این کتاب علاوه بر تاریخ گذشته دامغان به تاریخ معاصر نیز پرداخته است. همچنین پایان کتاب نیز به ذکر مشاهیر دامغان اختصاص یافته است. این کتاب منبع مناسبی برای استفاده نویسندگان پس از وی بوده است. ]]> استان‌ها Sat, 05 Jan 2019 05:43:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270078/چاپ-جدید-دامغان-تاریخ-شش-هزارساله-عرضه ملتی که دستاوردهایش را ثبت نکند فراموش می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270110/ملتی-دستاوردهایش-ثبت-نکند-فراموش-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، کتاب «دانشنامه هزاره» طی مراسمی با مشارکت بنیاد دانشنامه هزاره، کانون ادبی کلمه، خانه کتاب صبح امید و با حضور علما، اندیشمندان و فرهنگیان مهاجر افغانستانی در سرای مجتمع ناشران قم رونمایی شد.   در ابتدای این نشست شوکت علی محمدی شاری یکی از اعضای تهیه کننده این دانشنامه به ذکر اهمیت تهیه دانشنامه پرداخت و گفت: هر ملتی با دستاوردهای تمدنی خود شناخته می‌شود و ملتی که این دستاوردها را ثبت نکند، به فراموشی سپرده خواهد شد.   وی ادامه داد: استخراج بیش از 20 هزار مدخل که هر مدخل هم دارای چندین منبع است کار علمی بزرگی است که حاصل آن در دسترس محققان و اندیشمندان قرار می‌گیرد.   محمدی شاری از رونویسی ساده به عنوان یک خطر در این حوزه نام برده و تحقیقات میدانی را کاری سخت و پرهزینه اما امری ضروری در این حوزه برشمرد.   در بخش دوم برنامه، حجت الاسلام دکتر عبدالحمید ناصری تدوین این کتاب را به دست اندرکاران و همچنین جامعه هزاره تبریک گفت و توانمندی علمی، دردمندی و دلسوزی آن‌‌ها را در تهیه این دانشنامه بااهمیت ارزیابی کرد.   وی همچنین به اهمیت زمانی عرضه دانشنامه هزاره اشاره کرد و گفت: شرایط فعلی جامعه افغانستان نیازمند چنین تحقیقاتی است.   ناصری ضعف استفاده از تجارب اندیشمندان این حوزه را جزو چالش‌‌های تهیه دانشنامه برشمرد و بیان کرد: باید در مراحل بعدی تجارب اندیشمندان مورد توجه قرار گیرد؛ اما استفاده از انگیزه محققان جوان جزو نکات مثبت این فعالیت است.   ابوطالب مظفری رئیس شورای علمی دانشنامه هزاره هم در سخنانی ضمن بیان مراحل تهیه این اثر گفت: قرار است بعد از ارائه جلد اول این دانشنامه مدتی سکوت داشته باشیم تا نظرات اهل نقد و نظر را دریافت کنیم؛ بدون اینکه با دادن پاسخ و یا توجیه، سد بیان ارائه نظرات شویم.   رئیس شورای علمی دانشنامه جریانات سه دهه گذشته برای قوم هزاره را شامل دو جریان دانست و یادآور شد: جریان اول توسط تشکل‌‌های نظامی و سیاسی دنبال شد و هدفش تلاش برای بقا بود و سعی کردند در سخت‌ترین شرایط این موجودیت حفظ شود. جریان دوم که در کنار جریان اول به آهستگی و آرام حرکت کرد، برای اثبات هویت تلاش کرد که توسط آثار نوشتاری، داستان، شعر و برنامه‌‌های فرهنگی جریان داشت. وی افزود: در مورد نتایج جریان اول قضاوتی نمی‌کنم، اما در مورد جریان دوم تلاش‌‌ها بسیار پراکنده بود. مثلاً آقایان غرجستانی، یزدانی، آیت الله صمدی، مرحوم آریانپور و دیگران کارهای خوبی در این زمینه انجام دادند و مواد خوبی هم آماده کردند، اما نیاز بود این فعالیت‌‌ها تدوین و در قالب ماندگارتری عرضه شود تا حاصل این تلاش‌‌ها در اختیار جامعه قرار گیرد. ابوطالب مظفری در ادامه به اهمیت شکل ارائه چنین آثاری برای ماندگاری اشاره کرد و از شاهنامه فردوسی به عنوان یک نمونه عالی نام برد و گفت: شاهنامه یک کار ارزشمند برای حفظ فرهنگ ایران باستان بود که در قالب هنر انجام گرفت و ماندگار شد. در زمان حاضر این کار با علمی ساختن آثار امکانپذیر است و مشروعیت آن از علم به دست می‌آید.   وی در پایان به مشکلات توافق بر سر معیارها در تدوین دانشنامه اشاره کرد و گفت: دغدغه‌‌های فرهنگی، قومی، زبانی، سیاسی و منطقه‌ای از مشکلات مهم بر سر راه تهیه این دانشنامه بوده است.   آخرین سخنران این نشست حجت الاسلام سیدغلامحسین موسوی بود که به مقایسه امکانات و شرایط تهیه دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه هزاره پرداخت و گفت: تهیه دانشنامه هزاره با توجه به کمبود امکانات مادی و معنوی، کاری ارزشمند و ستودنی است. به تهیه کنندگان این دانشنامه پیشنهاد می‌کنم به تفکیک اسامی جعلی و اصلی دقت کنند، زیرا هدف، بیان حقایق مستدل است.   در پایان نشست با حضور مهمانان، از کتاب دانشنامه هزاره رونمایی و یک جلد از آن از طرف خانه کتاب صبح امید به شرکت کنندگان نشست عرضه شد. خانه کتاب صبح امید، مرکزی تخصصی برای عرضه کتاب‌‌های مرتبط با افغانستان است که آخرین سه‌شنبه هر ماه نیز نشستی با عنوان «سه‌شنبه‌‌ها با کتاب افغانستان» برگزار می‌کند.   جلد اول دانشنامه هزاره زیر نظر شورای علمی از طرف بنیاد دانشنامه هزاره با ویرایش محمدکاظم کاظمی در سال 1397 با شمارگان 3500 نسخه روانه بازار شده است. ]]> استان‌ها Sat, 05 Jan 2019 05:41:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270110/ملتی-دستاوردهایش-ثبت-نکند-فراموش-می-شود کتابی که در نماز جمعه رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270112/کتابی-نماز-جمعه-رونمایی به گزراش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، کتاب «شانزده سال بعد» بعد از نماز جمعه قم با حضور آیت‌الله اعرافی مدیر حوزه‌های علمیه کشور، آیت‌الله سید‌هاشم حسینی بوشهری دبیر حوزه‌های علمیه کشور، آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب، آیت‌الله عباس کعبی، آیت‌الله محسن حیدری عضو مجلس خبرگان رهبری و تنی چند از شخصیت‌های برجسته حوزه علمیه در مصلای قدس قم رونمایی شد.   این کتاب درباره شهید محمدرضا شفیعی از رزمندگان تخریب لشکر 17 است که در سال 1365 در عملیات کربلای 4 مجروح شد و به اسارت نیروهای بعثی درآمد و پس از 10 روز اسارت در عراق، به دلیل عدم رسیدگی به جراحات به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید در عراق به عنوان یک اسیر ایرانی به خاک سپرده شد و سرانجام پس از 16 سال، در سال 1381 کاملا سالم از خاک خارج و به ایران بازگردانده شد.   کتاب «شانزده سال بعد» در 16 فصل و 212 صفحه نوشته شده و با شمارگان 2000 نسخه به قیمت 15 هزار تومان از طرف موسسه حماسه 17 و انتشارات حماسه یاران به چاپ رسیده ‌است.   ]]> استان‌ها Sat, 05 Jan 2019 05:38:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270112/کتابی-نماز-جمعه-رونمایی اولین رمان رافائل ژیوردانو به فارسی ترجمه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270114/اولین-رمان-رافائل-ژیوردانو-فارسی-ترجمه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «زندگی دومت زمانی آغاز می‌شود که می‌فهمی یک زندگی بیشتر نداری» نوشته رافائل ژیوردانو، نویسنده، نقاش و مربی خلاقیت است. همین خلاقیت را شاید بتوان کلیدی‌ترین واژه برای این هنرمند به کار برد. ژیوردانو در تمامی آثارش رویکردی خلاقانه به زندگی و مسائلش دارد. او در تمام آثارش به رفتارهای درونی و بیرونی فرد توجه ویژه‌ای دارد. کتاب‌های «من می‌خواهم ذن شوم»، «زارهای دکتر کولزن»، «دفتر مربی‌گری صددرصد خوشبختی من» از این جمله‌اند. کتاب «زندگی دومت زمانی آغاز می‌شود...» اولین رمان این نویسنده فرانسوی است. این رمان اینگونه آغاز می‌شود: « قطره‌های باران درشت و درشت‌تر می‌شد و شیشه جلو ماشینم را لگدمال می‌کرد. برف‌پاک کن می‌رفت و می‌آمد و من که دست‌هایم روی فرمان خشک شده بود، یکسر خودخوری می‌کردم. کمی بعد باران چنان شدید شد که بی‌اختیار پایم را از روی پدال برداشتم. چیزی نمانده بود تصادف کنم! آیا طبیعت علیه من متحد شده؟ نکنه من رو با نوح اشتباه گرفته؟ این دیگه چه بارون سیل آساییه؟»                                      این کتاب، که پرفروش‌ترین رمان فرانسه در سال ۲۰۱۷ است، درمورد زنی است که ماموریتش برای درمان «روال معمول» و «روزمرگی»، او را به شادی مضاعف می‌رساند. کامیلِ ۳۸ ساله همه‌چیز را برای شاد بودن دارد؛ شغل خوب، همسر دوست‌داشتنی و پسری بی‌نظیر. با وجود این، احساس می‌کند شادی از میان انگشتانش لیز می‌خورد. همه آنچه که او می‌خواهد، راهی برای رسیدن به شادی است. او سفر را آغاز می‌کند؛ سفری شگفت‌انگیز، خلاقانه و عمیق. قصد دارد زندگی‌اش را تغییر دهد و رویاهای خود را به واقعیت تبدیل کند. بنگاه ترجمه و نشر پارسه این رمان را با ترجمه زیور ایزدپناه در 248 صفحه و شمارگان 1000 نسخه به قیمت 25000 تومان منتشر کرده است. ]]> ادبيات Fri, 04 Jan 2019 15:27:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270114/اولین-رمان-رافائل-ژیوردانو-فارسی-ترجمه فمینیسم به شیوه یونان باستان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/270108/فمینیسم-شیوه-یونان-باستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «اسب‌ها هنوز در من شیهه می‌کشند» نوشته محمدرضا آریان‌فر است؛ نویسنده‌ای که بیشتر با عنوان نمایشنامه‌نویس شناخته می‌شود. البته این مساله را می‌توان در فصل‌بندی‌های این رمان به خوبی مشاهده کرد چرا که فصل‌های رمان به عنوان پرده یکم و دوم و ... نوشته‌ شده‌اند. رمان «اسب‌ها هنوز در من شیهه می‌کشند!» دو فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به ترتیب عبارت است از: «پاییز قبل از خاکسترشدن من می‌آید!» و «تنها باد از آتشِ چشم‌های تو خبر دارد!». نویسنده در این رمان برای بیان ماجرای خویش از بینامتنیتی قوی برگفته از تئاتر استفاده کرده است. داستان این رمان درباره دختری به نام مائده است  که به دلیل مسائل خانوادگی با همسرش سالور که هنرمند و نقاش است، به مشکل بر می‌خورد. این مشکلات باعث زنده‌شدن دردهای دوران کودکی مائده می‌شوند. در پارکینگ محل سکونت او و همسرش یک گروه تئاتر مشغول تمرین نمایش «مده‌آ» که دربرگیرنده یکی از افسانه‌های یونانی است، هستند. مائده با دنبال کردن تمرین‌های این گروه متوجه شباهت‌های زندگی‌اش با مده‌آ می‌شود. استفاده از بینامتنیت تکنیک ویژه‌ای برای بسط هر چه بهتر مفاهیم است. این تکنیک در سینما و تئاتر و ادبیات جایگاه ویژه‌ای دارد و استفاده از آن اشراف ویژه‌ای می‌طلبد. ارجاعات پررنگ ادبی به فضاهای تئاتر و نمایش‌نامه راهی برای بیان موازی مسائل قهرمانان رمان یا فیلم یا هر اثر هنری دیگری است که هنرمند برای بیان و توضیح غیرمستقیم قهرمان خویش از آن بهره می‌گیرد. دم‌دست‌ترین نمونه این کاربرد را می‌توان در فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی مشاهد کرد. این برنده اسکار با آوردن روایت‌های موازی از تئاتری که در حال اجراست بخش پرمخاطره و دراماتیک شخصیت‌های کلیدی خود را می‌سازد و تماشاگر را از تکرار مکررات بی‌نیاز می‌کند. اما مساله‌ای که این کارگردان هوشمند به آن توجه داشته انتخاب اثری است که قرار بوده این بینامتنیت بر اساس آن انجام گیرد؛ نمایشنامه‌ای که برای مردم چه در سطح داخلی و چه برون‌مرز اثری نام‌آشناست. آریان‌فر از نمایشنامه «مده‌آ» برای پرداخت قهرمانش کمک می‌گیرد. مده‌آ شاهزاده‌خانمی یونانی بود که برای به سلطنت‌رسیدن همسرش تلاش زیادی کرد و از خودگذشتگی‌های مختلفی نشان داد اما همسرش عاشق دختر شاهِ کرئون شد و با او ازدواج کرد. مده‌آ هم برای انتقام لباس و تاجی آغشته به مواد آتش‌زا را برای عروس که کرئوسا نام داشت، فرستاد. کرئوسا نیز به محض به تن کردن لباس و به‌سر گذاشتن تاج، سوخت و کشته شد. مده‌آ سپس دو پسری را که حاصل ازدواجش با همسرش یاسون بودند، کشته و فرار کرد... «مده آ» اثر قدرتمند نویسنده  کلاسیک هم عصر سوفوکل و آشیل، اوریپید است که در بستر اجتماعی ساختارشکنی شکل می‌گیرد. پرداختن به مسئله زنان در بن‌مایه داستانی که وام‌دار اسطوره است و در بطن خود، اسطوره را نقض می‌کند. شکی در درخشان بودن «مده‌آ» به عنوان یک اثر کلاسیک نیست اما باید دید مردم جامعه ما تا چه حد با این اثر و اسطوره آن آشنا هستند و قادر به همذات‌پنداری. آریان‌فر در این رمان به خوبی توانسته از پس روایت موازی قهرمان خود با این اسطوره کلاسیک یونان باستان بربیاید اما با انتخابی که برای بینامتنیت خود داشته طیف بسیار محدود و خاصی از خوانندگان را مخاطب هدف خود قرار داده است. رمان «اسب‌ها هنوز در  من شیهه می‌کشند» نوشته محمدرضا آریان‌فر به تازگی در 216 صفحه و شمارگان 550 نسخه به قیمت 21000 تومان از سوی نشر هیلا منتشر شده است. گفتنی است؛ مجموعه‌نمایشنامه‌های «مکث روی ریشتر هفتم» و «دل و دشنه»، و همچنین کتاب‌های داستانی چون «زهور»، «‌نقل آخر»، «رقص با طوفان»، «خودم را در کوچه های اصفهان گم کرده ام» و «بانوی مه» از دیگر آثار آریان فر است.     ]]> ادبيات Fri, 04 Jan 2019 12:45:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/270108/فمینیسم-شیوه-یونان-باستان «زُوهر کتاب روشنایی» شرحی عرفانی-رمزی و تاویلی بر تورات http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270048/ز-وهر-کتاب-روشنایی-شرحی-عرفانی-رمزی-تاویلی-تورات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، زوهر نام مجموعه‌ای از کتب بنیادین و کلاسیک عرفان یهود، قبالا است. این اثر شاهکارهای در زمینه ادبیات عرفانی به‌شمار می‌رود و از منابع کهنی همچون تلمود، میدراش‌ها و آثار عرفانی و فلسفی یهود سود جسته است. زوهر شرحی عرفانی-رمزی و تاویلی بر تورات است. فحوای کتاب زوهر در باب ذات خداوند، منشا و ساختار جهان، ذات و سرشت روح، رستکاری و نجات، ارتباط بین نفس و تاریکی و خویشتن حقیقی با نور خداوند است و بیان می‌دارد که چگونه خداوند، که قبالاییان آن را ان سوف می‌نامند جهان را به وسیله ده سفیروت اداره می‌کند. زوهر قرن‌هاست که بخشی از ادعیه یهودیان به‌شمار می‌رود و قداست آن همپایه تلمود و میدراش‌ها است و این قداست تا به امروز نیز ادامه یافته است. واژه زُوهر که نام بنیادی‌ترین کتاب ادبیات تفکر عرفانی قبالاست در کتاب مقدس و در رویای یِحزقِل(حزقیال)، بخش هشتم و آیه دوم آمده و به معنای نور و روشنایی است. این اثر خود مجموعه‌ای از کتاب‌هایی است که تفاسیری بر جنبه‌های عرفانی تُورا هستند. قبالایی‌ها معتقدند که کلمات کتاب مقدس نه تنها دربردارنده پیامی الهی است که پیامی فراتر از آن را نیز نشان می‌دهد. این کتاب پس از مقدمه مترجم به سیر تاریخی زوهر و تمثیل‌گرایی زوهر می‌پردازد. برشیت (سفر پیدایش)، شموث (سفر خروج) و اسفار قهلت (لاویان)، بمیدبار (اعداد)، دواریم (تثنیه) از فصل‌های اصلی کتاب است. آغاز، جهان: پوسته و مغز، نور نخستین، آفرینش انسان، زن و مرد، آتش بلعنده، رحلت، سه لایه روح، بالاترین مرتبه ایمان، نیمه شب، برکت یعقوو (یعقوب نبی)، بهتر از یوسف، ضیافت باشکوه، مرگ یعقوو، خاتمی بر دل، ده سفیروت، فراتر از اعماق، دو بعد، شبات، عاشقان تورا، سرنوشت روح، مصائب کودکان بی‌گناه، سه بعد روح، با شادمانی به خداوند خدمت کردن، ستاره‌ها، شرح تمثیلی داستان یونا (یونس)، تبعید و رستگاری، چگونه در محضر خداوند بودن، سرودخوانی در آسمان، جامعه مقدس، عشق خداوند، نرگس شارون، درخت زندگی، معنای پنهان تورا از زیربخش‌های کتاب است. پی‌نوشت‌ها، ماخذ پی‌نوشت‌ها، اصطلاحات عبری پایان‌بخش کتاب است. تفسیر کتاب مقدسی زوهر شکلی رازورزانه از ادبیات حاخامی است و به زبان آرامی والا به نگارش درآمده است. زبان آرامی زبان دوره معبد دوم و زبان اصلی بخش‌های وسیعی از کتاب‌های دانیئل (دانیال) و عزرا در کتاب مقدس و زبان اصلی تلمود بوده است. زوهر نخستین‌بار در اسپانیا پدیدار گردید اما حقیقت این است که کتاب زوهر را یک عارف یهودی اسپانیایی به نام مُشه لئونی به رشته تحریر درآورد. این‌که او نویسنده واقعی زوهر است بعدها اثبات شد، زیرا او در دوره‌ای که این کتاب را به منصه ظهور درآورد ادعا کرد صرفا از کتاب کهن حاخام شیمعون بن یوحای، حاخام قرن دوم میلادی، رونویسی کرده است. بر طبق اساطیر یهود، حاخام شیمعون برای فرار از آزار و ایذای رومیان سیزده سال در غاری در ییسرائیل پنهان شد. در این مدت او به مطالعه تورا اشتغال داشت و الیاهو (الیاس) زوهر را به او تعلیم داد. زوهر از بخش‌های گوناگون تشکیل شده است. مُشه لئونی میدراش هَنعلام یا میدراش پنهان را که نخستین بخش زوهر است به زبان‌های آرامی و عبری تحریر کرد. این کتاب تفسیری بر بخش‌های تورا و کتاب روت است. مشه لئونی، بین سال‌های 1280 تا 1286 بخش‌های اصلی زوهر را تالیف کرد. این تالیف تفسیر عرفانی مغشوشی بر تورا بود که از شماری از آثار ادبی مجزا تشکیل شده بود. بخش آغازین مجلد حاضر با ظهور اِن سوف و تجلی سفیرُوت آغاز می‌شود. ان سوف همان شعله تیره‌ای است که از رنگ‌های مختلف جریان می‌یابد. زوهر در بخش ده سفروت به تمثیل از کارکرد دیهیم (کِتِر) سخن می‌گوید و ده سفیروت را در قالب دریا، ظرف، حوضچه، مجرا و لوله توضیح می‌دهد و نام‌های آن‌ها را برمی‌شمرد: علت‌العلل (آب) دریا را به هفت ظرف ارزشمند هدایت می‌کند و آن‌ها را شکوه، قدرت، جلال، ظفر، عظمت، شالوده و اقتدار می‌نامد. در اینجاست که به یِسُود اشاره می‌کند و آن را ستون عالم می‌نامد و این آیه از تورا را مبنایی برای ده سفیروت می‌داند: «مرد عادل بنیاد جاودانی است.» در فصل «خاتمی بر دل» از بسط‌ها سخن می‌گوید و اشاره به پیوندهای سفیروتی دارد. زوهر در بخش «عاشقان تورا» و «معنای پنهان تورا» باز هم از استعاره استفاده می‌کند. در این استعاره تورا دوشیزه‌ای است روی خود را به تدریج بر عاشق نمایان می‌سازد و صرفا بیان کننده مسائل روزمره نیست و بواطنی دارد. تورا نیز درونی‌ترین اسرارش را برای کسانی آشکار می‌کند که عاشق او باشند. حتی تورا کتابی است که معنای ظاهری آن منظور نیست و معنایی ژرف‌تر را مدنظر دارد: «وای بر کسی که تورا را کتابی بداند که صرفا روایات و مسائل روزمره را مطرح می‌کند.» زوهر از لحاظ ساختار ادبی ظاهری اثری یکپارچه نیست و نمی‌توان آن را همانند غالب آثار دوران شکل‌گیری قبالا از همان زمان و حتی پیش‌تر به ما رسیده است نوعی تفسیری نظام‌مند از جهان‌بینی قبالا دانست. زوهر یعنی اثر طبع‌شده‌ای که اکنون پیش روی ماست، مجموعه‌ای از رسائل و نوشته‌هایی که از لحاظ صورت ظاهری با یکدیگر بسیا متفاوت‌اند. ظاهرا اغلب بخش‌های کتاب که به زبان آرامی است از تفسیرهایی بر عبارات کتاب مقدس، مثل‌های کوتاه و وعظ‌های طولانی تشکیل شده‌اند و حتی سلسله شروح منثور و هنرمندانه حاخام‌بن یوحای، استاد پرآوازه قرن دوم میلادی، دوستان و شاگردانش را نیز دربرمی‌گیرد. این شروح بر کتاب مقدس بوده و مطابق با معنای پنهان آن نگاشته شده‌اند. سایه روشن مداوم زبان آرامی خاص زوهر درخشندگی پرارزش و شوکت افکار اشتیاق‌برانگیز را پوشانده است. افکاری که اگر به زبان عبری خشک قرن سیزدهم، و به آن شکلی که فرض می‌شدند، سبک منحصر به فرد ذاتی خود را می‌یافتند و خود از خود می‌گفتند. نگرش زیرکانه نشان می‌دهد که این دستاورد زبان‌شناسی که در زبان عبری قرون وسطا تحسین برانگیز است. از طریق زبان آرامی صفحه به صفحه و با نظم کلمات، نحو و واژگان نشان داده شده است. عجیب‌تر آن است که توجه به دایره لغات آرامی نویسنده قلت غیرعادی و بی‌تکلفی او نسبت به این زبان را نشان می‌دهد. «زُوهر کتاب روشنایی» در 153 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و بهای 12 هزار تومان از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 04 Jan 2019 08:17:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/270048/ز-وهر-کتاب-روشنایی-شرحی-عرفانی-رمزی-تاویلی-تورات دل هم دلایلی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270034/دل-هم-دلایلی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دل هم دلایلی دارد» با عنوان فرعی بر مبنای «اصالت ایمان» و «استقلال معرفت شناسی دین» نوشته بهاءالدین خرمشاهی منتشر شد. این کتاب از سلسله «دین پژوهی» نشر ناهید است و اثری است در روانشناسی دین که یکی از پیشگامان آن ویلیام جیمز است که نظریه و کتابی به نام «اراده معطوف به ایمان» دارد. ایمان از اقناع دل پدید می‌آید. مراد از دل، آنگونه که در تمام زبان‌های بشری سابقه دارد، قوامی دراکه است. البته با عقل هم پیوند دارد و امید و عشق و ایمان حاصل تاملات آن است به تعبیر دیگر به طرح دلایل دل در ایمان آوردن می‌پردازد. عنوان این کتاب از جمله معروف پاسکال متفکر و دانشور بزرگ قرن هفدهم فرانسه که در کتاب اندیشه‌های او آمده گرفته شده است: «دل هم دلایلی دارد که عقل از آن خبر ندارد.» بر محور و مدار این نگاه و نگرش مکتبی به نام «اصالت ایمان» فیدئیسم پدید آمده است که فیلسفوان و متفکران اگزیستانسیالیست(اصالت وجودی) دیندار طرفدار آن هستند. مانند اوگوستین، کی‌یرکگور، کابریل مارسل و اونامونو(متکفر والا مقام اسپانیایی که شاهکارش تحت عنوان درد جاودانگی (سرشت سوگناک زندگی) و نیز مجموعه‌ای از داستان‌ها او به نام «هابیل و چند داستان دیگر» جز همین سلسله دین پژوهی از سوی همین ناشر انتشار یافته) و از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی خودمان بزرگانی چون سنایی، عطار، خیام، مولانا، سعدی و حافظ و در عصر جدید سهراب سپهری.     محور این رساله بر نقد اصالت فلسفه و مخالفت با سیره فکری فسلفی بر اندیشه دینی است. ممکن است این تصور برای بعضی از خوانندگان پیش آید که فروگذاردن و دست کم گرفتن جانب فلسفه تا بدین حد و قول اصالت امیان به نحوی شبیه عاشق شدن و نیز پرچم استقلال معرفت شناسی دین را بر افراشتن، در نهایت تضعیف سنت عقل و عقل ورزی سنتی شیعی است. اما مراد نگارنده این نبوده است. امروز بسیار کسان، گویی به شعر ابولاعلا معری دل سپرده‌اند که می‌گوید: مردم دو گروهند؛ گروهی عاقل بی‌ دین و گروهی دیندار بی عقل. نگارنده با سیطره جویی و تطاول فلسفه و تحکم آن و به چشم حقارت نگریستن فیلسوفان یا اهل فلسفه به اهل دیانت مخالف است و خواسته است عملا به این مغالطه مشهور و مضمر که عقل ورزی را عین فلسفه ورزی می‌گیرند کمابیش پایان دهد. عقل شریف ترین گوهری است که خداوند، جل و علاء آفریده است. اگر عبارات و جملات، و در نهایت مقالات این رساله بوی عقل ورزی بدهد، اما فیلسوفانه نباشد، نگارنده به هدف خود رسیده است. خرمشاهی در بخشی از مقدمه خواندنی که بر این کتاب نوشته می‌گوید: «اما ایمان گوهری است به همان درجه از شرافت و به تعبیری می‌توان گفت ساخته انسان یا بهتر از آن، خواسته انسان و پرداخته خداوند است. مطلق العنان و فعال ما یشا شدن فلسفه، مطمئنا به نفع اردوی دین ودین ورزان تمام نخواهد شد، مگر آنکه فلسفه از حریم خود خارج نشود.    ما وظیفه داریم مومن باشیم اما الزام نشده است که فیلسوف باشیم و گاه با خواندن یک دوره تاریخ فلسفه یا طی مقدمات در این رشته، فرشته و وحی و همه جهان غیب جهان را به استیضاح بکشیم و در ترازوی عقل ابزاری خویش بسنجیم و تاویلات من عندی که در قرآن کریم (آل عمران، آیه 7) از آن نهی شده است؛ یعنی تاویل در خدمت اهواء از جمله اهواء و آرای فلسفی عرضه بداریم. از سوی دیگر به قول معروف نقد فلسفه نیز خود نوعی فلسفه انتقادی است. پس چه جای نگرانی است. این رساله موضوعا در حوزه فلسفه دین جای می‌گیرد و می‌خواهد اندکی در فعال ما یشا بودن فلسفه و وعده رنگین حل هر مشکل دادن را که فلسفه می‌دهد، یا این گونه وانمود می‌شود شک کند.   چیزی شبیه به غیرت دینی در نهاد نا آرام من به تلاطم در می‌آید که می‌بینم در عصر جدید به صرف استشمام رایحه‌ای از فلسفه، دین و دین ورزی را دست کم می‌گیرند و ایمان اصیل و پاک توده‌های مومن را «دینداری عامیانه بی ارزش» تلقی می‌کنند و از همین رهگذر است که نغمه ظاهر الصلاح معنویت منهای دین یا سخن گفتن از مردم و مکتب معنویت و خاموش نهادن چراغ ظلمت شکن دیانت سر می‌دهند و از منظر دیگر نگارش و نگرشی است بر مبنای اصالت ایمان: اینکه ایمان بر ارکانی چند بند است و تکیه به عقل خداداد و خداجو دارد، نه عقل استکباری گزافه اندیش فلسفی.»   کتاب «دل هم دلایلی دارد» با عنوان فرعی بر مبنای «اصالت ایمان» و «استقلال معرفت شناسی دین» نوشته بهاءالدین خرمشاهی با شمارگان 550 نسخه در 172 صفحه به بهای 22 هزار تومان از سوی نشرناهید در اختیار علاقه‌‌مندان قرار گرفته است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Thu, 03 Jan 2019 07:23:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270034/دل-هم-دلایلی قاب‌هایی از زندگی فرمانده اطلاعات و قائم مقام لشکر نجف اشرف http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270023/قاب-هایی-زندگی-فرمانده-اطلاعات-قائم-مقام-لشکر-نجف-اشرف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «ح مثل حسین: روایت‌هایی کوتاه از زندگانی سردار روحانی شهید حاج حسین صنعتکار» نوشته مشترک روح‌الله صنعتکار و صدیقه هوشیار، در هفته گذشته از سوی انتشارات مرسل راهی بازار نشر شد. وی در دوران دفاع مقدس فرمانده اطلاعات و قائم مقام لشکر ۸ زرهی نجف اشرف، همچنین طراح و موسس یگان دریایی کوثر لشکر 8 نجف اشرف بوده که در ۲۵ مرداد ۱۳۶۵ بر اثر انفجار مین در منطقه عملیاتی باختران به شهادت رسید. این کتاب در دو بخش با عنوان‌های «مثل حسین (ع) (روایت‌های ادیبانه)» و «راه حسین (ع) (روایت‌های ماندگار)» تدوین شده است.   از جمله سرفصل‌های کتاب می‌توان به انقلاب نور، گل‌های قالی، موسیقی بهشت، غوغای دل، قصه یک مرد، دفاع شخصی، لبیک یا خمینی، من ایرانی‌ام آرمان شهادت، حوریان بهشتی، همسایه با آیینه‌ها، همین فردا برو، صلابت نخل‌ها، فرمانده یا روحانی لشکر، آرامش خاطر، معلم اخلاق، مردان بی‌ادعا، نگاه نکن، گره نی، سود و زیان، 20 سال انتظار و سجاده‌ای به وسعت نور، اشاره کرد.   در مقدمه کتاب می‌خوانیم: «اکنون که چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی عظیم‌الشأن گذشته، بر همه فرض است که براساس فرمایشات رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای عزیز، یاد و خاطره شهیدان را زنده نگه داریم. قطعا دفاع مقدس نورانی‌ترین و قدسی‌ترین عصرهای تاریخ این کشور است و در این عرصه خون و شهادت، روحانیت با بصیرت پیشتاز بوده است. به راستی سردار روحانی شهید حاج حسین صنعتکار در سطوح بالای فرماندهی لشکرها مانند سرداران شهید حجج اسلام میثمی و ردانی‌پور، طی مراحل نموده و به آرزوی خود نائل آمده است.»   نخستین چاپ کتاب «ح مثل حسین: روایت‌هایی کوتاه از زندگانی سردار روحانی شهید حاج حسین صنعتکار» در 158 صفحه با شمارگان دو هزار نسخه به بهای 10 هزار تومان از سوی انتشارات مرسل به بازار نشر عرضه شده است.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 03 Jan 2019 07:15:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270023/قاب-هایی-زندگی-فرمانده-اطلاعات-قائم-مقام-لشکر-نجف-اشرف کتاب «مقتل الزهرا فی مصائب انسیه الحورا» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270076/کتاب-مقتل-الزهرا-فی-مصائب-انسیه-الحورا-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزرای کتاب (ایبنا) از قم، این نشست با حضور آیت الله علوی بروجردی، آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی و جمعی از فضلا و فرهیختگان و خطبای قم، امروز در کتابخانه مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی برگزار شد. حجت الاسلام و المسلمین علیرضا صادقی واعظ در رابطه با کتاب گفت: در خصوص مصائب حضرت صدیقه کبری (س) مطالب فراوانی در کتب قدیم و حال حاضر آمده است اما بنده به اندازه وُسعم این کتاب را تدوین کردم.   این نویسنده هدف از تدوین کتاب را در کنار ذکر مصائب حضرت زهرا (س) و اثبات آن در اسناد اهل سنت ترویج فرهنگ مقتل خوانی معرفی کرد و گفت: فرهنگ مقتل خوانی سابق بر این رواج بیشتری داشته اما متاسفانه به تازگی کم رنگ شده است.   نویسنده کتاب «مقتل الزهراء فی مصائب انسیه الحوراء» در مورد منابع و اسنادی که برای تالیف کتاب استفاده کرده است، بیان کرد: در این مقتل به دلیل انکار دشمنان نسبت به مصائب حضرت صدیقه کبری (س) سعی کردم از ۴۶ سند معتبر منابع سنی و شیعه استفاده کنم و یک روایت مدون از هجوم به بیت وحی تا لحظات دفن حضرت زهرا (س) و وداع امیرالمومنین (ع) با آن حضرت داشته باشم.   کتاب «مقتل الزهراء فی مصائب انسیه الحوراء» بعد از کتاب «صبر علی نجات اسلام» و «نهضت حسینی، جامعه مهدوی» سومین اثر حجت الاسلام علی رضا صادقی واعظ است. ]]> استان‌ها Wed, 02 Jan 2019 18:33:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270076/کتاب-مقتل-الزهرا-فی-مصائب-انسیه-الحورا-رونمایی چاپ شصتم «تاریخ تحلیلی صدر اسلام» با شمارگان 10 هزار نسخه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270022/چاپ-شصتم-تاریخ-تحلیلی-صدر-اسلام-شمارگان-10-هزار-نسخه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «تاریخ تحلیلی صدر اسلام» نوشته محمد نصیری که یک کتاب دانشگاهی است، در روزهای اخیر برای شصتمین بار از سوی دفتر نشر معارف، چاپ و روانه بازار نشر شد.   «مباحث مقدماتی تاریخ»، «جهان در آستانه بعثت»، «تاریخ پیامبر اسلام ولادت بعثت و دعوت»، «تاریخ پیامبر اسلام هجرت و حکومت»، «از سقیفه تا قتل عثمان»، «نگاهی به حکومت امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» و «امام حسن و امام حسین و مقتضیات زمان»، هفت فصل این کتاب است.   در بخشی از مقدمه کتاب آمده است: «سخن از اعتبار و ارزش تاریخ و میزان تاثیر آن بر زندگی فردی و جهت‌گیری‌های اجتماعی و نیز امکان بهره‌گیری از آن در سامان بخشیدن به زندگی حال و آینده انسان، سخن تازه‌ای نیست، چنانکه نقش فرازمند دانستنی‌های تاریخی در فهم و دریافت بسیاری از علوم و معارف دیگر نیز نیازمند گفت‌وگوی فراوان نمی‌باشد. آنچه در این میان اهمیت فراوان دارد از یک‌سو توجه به برخی برهه‌های تاریخی، جریانات و پدیده‌های خاص است که در بستر زمان‌های بسیار دور پدید آمده، اما همواره و تاکنون بر شکل‌گیری حوادث بعدی، برآمدن اندیشه‌ها، ساخت‌وساز فرهنگ‌ها و آداب و سنن و پیدایش فرق و مذاهب و جنبش‌های فکری و نظریه‌ها تاثیر گذاشته است. از سوی دیگر توجه به اسلام و تاریخ آن، رکن اصلی هویت 1400 ساله ایرانی است. تاریخ صدر اسلام با چنین نگاهی، اهمیت دوچندان می‌یابد و به هر میزان که بتوان به سرچشمه نزدیک شد و منابع و متون اصلی را بررسی کرد، زلالی و سودمندی بیشتری می‌توان امید داشت.»   شصتمین چاپ کتاب «تاریخ تحلیلی صدر اسلام» در 312 صفحه با شمارگان 10 هزار نسخه به بهای 14 هزار تومان از سوی دفتر نشر معارف راهی بازار نشر شده است.     ]]> دین‌ Wed, 02 Jan 2019 06:10:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270022/چاپ-شصتم-تاریخ-تحلیلی-صدر-اسلام-شمارگان-10-هزار-نسخه «علم برای همه» از ریاضیات تا تکامل بدن انسان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/269794/علم-همه-ریاضیات-تکامل-بدن-انسان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از سایت علمی The planets کتاب «Sciencia» نوشته مت توید؛ متیو واتکینز؛ موف بتز؛ بورکارد پولستر برگرفته از شش کتاب کوچک‌تر در شش رشته علمی ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و نجوم برای همه است. نویسندگان در این کتاب علاوه بر محتوا از نقشه‌های اصلی و نمودارهای مهم برای نشان دادن نکته‌ها و دستاوردهای علمی استفاده کرده‌اند.   در این اثر فرمول‌های پایه ریاضیات و فیزیک که ابعاد وسیعی از جهان ما را  اداره می‌کنند، انعکاس داده شده است. از ساختار کیهان تا بدن انسان؛ همچنین مولفان در کتاب «دانش برای همه» کشفیات دانشمندان طی هزاره گذشته را به وضوح آورده‌اند.     در این کتاب فرمول‌های جذاب و کارآمد ریاضی و فیزیک جمع‌آوری شده است. یعنی Q E D ، عناصر ضروری در شیمی، سیر تکاملی بدن انسان در علم زیست‌شناسی و فضاپیماهای کیهانی در علم نجوم. نویسندگان در این اثر در حوزه‌های ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی تکامل و نجوم، به ارائه اطلاعات ارزشمند به خوانندگان امروز می‌پردازند. «Sciencia» خوانندگان در رده‌های سنی متفاوت را به علوم شگفت‌انگیز علاقه‌مند می‌کند.   ]]> دانش‌ Wed, 02 Jan 2019 05:20:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/269794/علم-همه-ریاضیات-تکامل-بدن-انسان وقتی کتاب نوشته شد دیگر نیازی به نویسنده‌اش ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269881/وقتی-کتاب-نوشته-دیگر-نیازی-نویسنده-اش-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) النا فرانته از نویسندگانی است که آثار او با استقبال مخاطبان در کشور موطن خود ایتالیا و همینطور خارج از آن روبه‌رو شده است. از موضوعات جالبی که درباره این نویسنده وجود دارد این است که هویت او برکسی علنی نیست. النا فرانته با اسم مستعار می‌‌نویسد و حتا گاه در این که او یک زن است یا یک مرد نیز شک و شبهه وجود دارد. برخی دلیل این پنهان‌کاری را محله و شهر تولد این نویسنده یعنی ناپل می‌دانند و صداقت بی‌تزویر و روایت تکان‌دهنده او از اتفاقات و مناسباتی که در این شهر وجود دارد. فرانته در آثارش موضوعات مشترکی را دنبال می‌کند؛ سردرگمی و حس طردشدن در کاراکترهای اصلی آثار او به روشنی به چشم می‌آید. چهارگانه ناپلی این نویسنده به نام‌های «دوست اعجوبه من»، «داستان یک نام جدید»، « آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند» و «داستان کودک گمشده» از مهم‌ترین رمان‌های فرانته هستند. به تازگی دو کتاب از این چهارگانه در نشر لگا به فارسی ترجمه و منتشر شده است، با توجه به اینکه «داستان یک نام جدید» به تازگی منتشر شده است، درباره ویژگی شخصیت‌های اصلی این چهارگانه و همچنین سبک و سیاق کلی فرانته در پرداخت آثارش با مترجم این چهارگانه، فریده گوینده گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید: دلیل اینکه برای ترجمه آثار النا فرانته و این چهارگانه معروف را انتخاب کرده‌اید چیست؟ آیا معروف بودن برای یک نویسنده خاص شما را ترغیب به ترجمه چهارگانه این نویسنده کرد؟ علت این انتخاب به اسم قسمت اول این چهارگانه به نام «دوست اعجوبه من» گره خورده است. دوستی داشتم که بسیار از او تاثیر گرفتم و سال‌های اول دانشگاه بودیم که این دوستی شکل گرفت. این دوست اعجوبه من اکنون در هلند زندگی می‌کند.  مدتی پیش این کتاب را برای خواندن به من معرفی کرد و من هم به قصد خواندن و لذت بردن آن را مطالعه کردم و بعد آنقدر این رمان من را  تحت تاثیر قرار داد که تصمیم به ترجمه آن گرفتم. بعد هم مشغول ترجمه سه جلد بعدی شدم که در حال طی مراحل چاپ هستند. در چهارگانه‌ها معمولا شخصیت‌هایی تکرار می‌شوند. تمرکز این چهارگانه بر دو شخصیت به نام لی‌لا و النا است. تحول شخصیتی این دو کاراکتر را به عنوان مترجم چگونه دیدید و این چهارگانه در واقع در پی گفتن چه چیزی است؛ صرفا داستان زندگی دو دوست است یا پای چیزهای دیگری هم در میان است؟ این چهار جلد درواقع چهار دوره عمر این دو دختر است که از دوره دبستان با هم دوست هستند. جلد اول دوره نوجوانی،‌ جلد دوم دوره جوانی، جلد سوم به دوره میانسالی و جلد چهارم به دوره کهن‌سالی این دو می‌پردازد. از این جهت می‌توانیم بگوییم که این چهارگانه داستان زندگی این دو شخصیت یعنی النا و لی‌لا است اما این تنها ظاهر قضیه است.                                              این کتاب پر از جزئیات است و من خودم هنگامی که در مقام خواننده آن را مطالعه می‌کردم فکر می‌کردم این دو دختر دو وجه یک شخصیت هستند. من به شخصه با این دو کاراکتر همذات پنداری می‌کردم و گاه خودم را لی‌لا و گاه النا می‌دیدم. تقریبا  به عنوان خواننده در پایان هر جلد به این نتیجه می‌رسیم که رشته دوستی این دو در حال گسستن است اما باز هم اتفاقات بیرونی رخ می‌دهد که باعث پیوند دوباره این دوستی می‌شود و از این افت وخیزها در این چهارگانه کم نیست. همزمان با بزرگ شدن این دو شخصیت و همچنین شخصیت‌های فرعی که در این چهارگانه هستند، خواننده متوجه تحولات محله و شهر بعد از جنگ جهانی دوم هم می‌شود. افراد این چهارگانه ساکن محله‌ای فقیرنشین در ناپل هستند.                                                                                فریده گوینده پس این چهارگانه آنقدرها که در ظاهر به نظر می‌رسد هم خانوادگی نیست؟ خیر. فرانته همه جا بحث ریشه‌ها را مطرح می‌کند و روی هویتی تاکید دارد که هیچگاه نمی‌تواند از ریشه جدا شود. النا با دستمایه قرار دادن دو دختر بچه و رساندن آن‌ها به بلوغ و اتفاقاتی که برای آن‌ها رقم می‌زند آن‌ها را وارد دنیای دیگری می‌کند. در خلال این روایت‌ها خشونت و فقری که در این محل و شهر وجود دارد را به تصویر می کشد. در دو قسمت اول یکی از این دخترها موفق می‌شود از این وضعیت یعنی محله‌ای که در آن به دنیا آمده فرار کند و دیگری نمی‌تواند. این دوگانه آزادی و اسارت برای هر دو این‌ها وجود دارد حتا برای کسی که فرار کرده نیز این اسارت وجود دارد به طوری که از وابستگی به این محل هیچ‌گاه آزاد نمی‌شود. به نظر می‌رسد فرانته به توضیح شخصیت‌ها و ریشه‌های آن‌ها علاقه زیادی دارد چون در ابتدای رمان «داستان یک نام جدید» در چند صفحه به معرفی کامل کاراکترهای اصلی و نسبت آن‌ها با شخصیت‌های فرعی پرداخته است،‌ یعنی دقیقا کاری که نمایشنامه‌نویس در ابتدای ps خود انجام می‌دهد. کارکرد این معرفی‌نامه شخصیتی را به عنوان مترجم در کجا می‌بینید؟ من فکر می‌کنم برای عده‌ای از خوانندگان که به خواندن چندگانه‌ها عادت ندارند تعدد شخصیت‌ها باعث سردرگمی بشود و به ویژه اینکه این اسامی بسیار به هم شبیه‌اند. البته من برای چه برای ترجمه و چه برای مطالعه نیازی به مراجعه به این معرفی‌نامه ندیدم. اما فکر می‌کنم کارکرد آن در حد همین راهنمایی است.                                         النا فرانته نامی مستعار است و حتا گاهی مطرح می‌شود که این نویسنده ممکن است زن هم نباشد و در ایتالیا هم که کشور خود نویسنده است،‌ این راز هنوز فاش نشده، به عنوان یک مترجم چقدر در این باره تحقیق کردید؟ اتفاقا یکی از دلایل فرعی دیگر برای انتخاب این کتاب همین بود. من درباره این نویسنده تحقیق زیادی کردم و به جز مصاحبه‌ها، نقدها و نظرهایی که مربوط به او و آثارش بود را نیز مطالعه کردم. شخصیت او برایم در نهایت بسیار جذاب شد و انگیزه مرا برای ترجمه بیشتر کرد. این نویسنده روی ناشناخته‌ماندن تاکید بسیاری دارد و در مصاحبه‌هایش که همگی به صورت ایمیل و نوشتاری است به این موضوع اشاره کرده است. او معتقد است: «در این دنیایی که همه خود را به آب و آتش می‌زنند که شناخته شوند و نمی‌دانم که از این شناخته شدن چه سودی می‌برند من ترجیح می‌دهم ناشناخته بمانم.»                                در نهایت این نویسنده خودش را محو کرده و این دقیقا همان مضمونی است که در آثارش شدیدا به آن اشاره دارد، محو شدن، خودمحوکردگی و طرد شدن. فرانته معتقد است کتاب وقتی نوشته شد به نویسنده‌اش دیگر نیازی ندارد و اگر حرفی برای گفتن داشته باشد خوانندگانش را پیدا می‌کند و خود کتاب برای ادبیات کافیست. درباره نام و جنسیت هم بگویم که من نمی‌توانم بپذیریم که این کتاب را یک مرد نوشته است. این آثار کاملا شبیه اعترافاتی زنانه است و برای من مترجم قابل قبول نیست که این‌ها نوشته یک مرد باشد.   فرانته در روند شخصیت‌پردازی  و سیر تکاملی که از یک خاندان ارائه می‌دهد به نظر شما تا چه حد در بیان تحول یک خاندان موفق بوده و هدف نهایی فرانته از انتخاب یک بازه زمانی طولانی برای روایت یک داستان را تا چه حد می‌توان به گریزهایی که به شرایط اقتصادی و اجتماعی و حتا جنگ‌های جهانی می‌زند، توجیه کرد؟ بعد از جنگ جهانی دوم و مسائلی که به آن اشاره کردید، فرانته در کنار این‌ها حتا توسعه سرمایه‌‌داری را در این چهارگانه و مخصوصا این کتاب «داستان یک نام جدید» به صورت قطع درختان و ساخت مراکز خرید و پاساژ و برج‌های بلند ... می‌آورد. بارها هم اشاره می‌شود که این ساخت‌و‌سازها بی‌ثمر است و نه به بهبود شرایط محله کمک می‌کند نه به برطرف کردن خشونت و بهبود مناسبات. به زدوبندهای سیاسی هم بسیار خوب در این کتاب اشاره می‌شود.                      وضعیت چاپ و انتشار قسمت‌های بعدی این چهارگانه به چه صورت است؟ دو کتاب دیگر به نام‌های «آن‌ها که رفتند و آن‌ها که ماندند» و « داستان کودک گمشده» از این چهارگانه باقی مانده که در دست انتشار است.   رمان «داستان یک نام جدید» اثر النا فرانته و با ترجمه فریده گوینده در 1000نسخه و با قیمت 39000تومان از سوی نشر لگا منتشر شده است.                     ]]> ادبيات Wed, 02 Jan 2019 05:13:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269881/وقتی-کتاب-نوشته-دیگر-نیازی-نویسنده-اش-ندارد ​صندوقچه‌ای از 252 ضرب‌المثل‌ مصور برای نوجوانان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269936/صندوقچه-ای-252-ضرب-المثل-مصور-نوجوانان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ضرب‌المثل‌ها از عناصر مهم ادبیات شفاهی هر زبانی محسوب می‌شود که فراوانی کاربرد آن نقشی مهم در فرهنگ‌سازی داشته و دانستن و به کاربردن درست و به موقع آن‌ها کمک زیادی در رساندن مفهوم و منظور انسان دارد. مَثَل‌ها آینه فرهنگ، هنجارهای اجتماعی، اندیشه‌ها، باور و زبان هر ملت است. در این میان کودکان و نوجوانان علی‌رغم علاقه زیادی که به دانستن ضرب‌المثل‌های مختلف دارند، کمتر از همه آن‌ها اطلاع دارند. «صندوقچه مثل‌های تصویری» کتابی است مشتمل بر 252 ضرب‌المثل‌ مصور برای نوجوانان که ضمن بیان ضرب‌المثل‌های مختلف زبان فارسی معنا و مفهوم آن‌ها را نیز بیان می‌کند.   حامد خدادادی در این کتاب که از سوی نشر ندای سینا منتشر شده، کوشیده است با ارائه تصاویری معنا و مفهوم ضرب‌المثل‌ها را بهتر بیان کند.   در بخشی از مقدمه این کتاب نوشته شده است: «ضرب‌المثل‌های رایج در هر جامعه نشانگر برخی از آداب و سنن و فرهنگ آن جامعه است. مهم‌تر این‌که در طول سال‌ها زندگی و کسب تجارب بزرگان هر قوم، اتفاقاتی در طول زندگی آن‌ها به وقوع پیوسته که درنهایت تبدیل به ضرب‌المثل شده است و هرکدام بیانگر حوادثی است که برای نوع بشر پیش آمده است. از نوع مثل‌ها می‌توان به آداب‌ورسوم و فرهنگ آن جامعه پی برد و آشنا شد! مطالعه ضرب‌المثل‌های هر ملت به‌خوبی می‌تواند خلقیات، عادات خوب و بد، فکر و اندیشه، حساسیت‌ها و یا علایق مردمان را نشان دهد. مثل‌ها نشان‌دهنده رفتارهای بهنجار و نابهنجار و ارزش‌ها و ضد ارزش‌های اجتماعی هستند که مردم آن‌ها را پذیرفته‌ یا رد کرده‌اند؛ از این حیث امثال و حکم بیش از ادب مکتوب و شعر و نثر تجلی‌گاه اندیشه‌های اجتماعی است، چه آنکه شعر و ادبیات دارای نویسندگان مشخص و معلوم است اما مثل‌ها از بطن جامعه درآمده‌اند.   در این کتاب، تصویرگر تلاش کرده تا بهترین ضرب‌المثل‌های معروف فارسی را انتخاب و به‌صورت مصور (ترکیب عبارت و تصویر به‌صورت کاریکاتور) تهیه کند که مخاطب با اشتیاق بیشتری به دنبال ریشه و جذابیت‌های هر ضرب‌المثل برود و از مفهوم آن‌ها در زندگی خود به بهترین شکل استفاده کند. چینش مثل‌ها به ترتیب حروف الفباست و نویسنده کوشیده‌است مثل‌های معروف را گردآورد.»   این کتاب به عنوان کتاب مناسب در حوزه زبان و ادبیات فارسی دوره دوم متوسطه از سوی دفتر انتشارات و تکنولوژی آموزشی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وابسته به وزارت آموزش و پرورش، معرفی شده است.   نشر ندای سینا کتاب «صندوقچه ضرب‌المثل‌های مصور» را به صورت چهاررنگ در 264 صفحه با شمارگان 500 نسخه و قیمت 450 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 01 Jan 2019 14:11:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269936/صندوقچه-ای-252-ضرب-المثل-مصور-نوجوانان احمد اخوت سراغ داستان‌های کارآگاهی فاکنر رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270009/احمد-اخوت-سراغ-داستان-های-کارآگاهی-فاکنر-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، احمد اخوت این بار به سراغ 6 داستان از ویلیام فاکنر رفته است که این داستان‌ها در ژانر کارآگاهی است و در مجموعه ترفند شوالیه منتشر شده است. این داستان‌ها گرچه به هم پیوسته‌اند و یک رمان را شکل می‌دهند، اما هر یک به تنهایی هویت مستقل خود را دارند. شخصیت اصلی داستان ها گاوین استیونز، وکیل - کارآگاهی است که فاکنر او را بر اساس زندگی و شخصیت دوست صمیمی‌اش فیل استون خلق کرد، وکیل دعاویِ فرهیخته‌ای که بر زندگی فاکنر تاثیر بسیار گذاشت. احمد اخوت درباره علاقه و دغدغه‌اش از ترجمه آثار فاکنر به ایبنا می‌گوید: «من با ترجمه بهمن شعله‌ور از فاکنر به این نویسنده علاقه‌مند شدم و این علاقه از نوجوانی شکل گرفت. ترجمه شعله‌ور یکی از درخشان‌ترین ترجمه‌ها از آثار فاکنر است که آن را در دوران دبیرستان خواندم. آقای حقوقی دو سال معلم فارسی ما در دبیرستان بود و تاثیر زیادی در زندگی من و دانش‌آموزانی که با او درس داشتند،‌ از جمله مجید نفیسی و محمود نیکبخت داشت. البته آن‌ها دانش‌آموز حقوقی نبودند اما من دوسال دانش‌آموز ایشان بودم. آقای حقوقی هر جلسه درباره یک فیلم یا یک کتاب بحث می‌کرد و تعیین می‌کرد که جلسه آینده درباره آن کنفرانس بدهیم. این نحوه تدریس در نوع خودش بی‌نظیر بود و من هنوز یادداشت‌های مربوط به آن جلسات را نگه داشته‌ام. در همان دوران بود که با رمان «خشم وهیاهو» آشنا شدم. این رمان جزو معرفی‌های آقای حقوقی بود. بعدها هم به صورت جدی‌تر علاقه‌ام را به فاکنر دنبال کردم و همیشه دوست داشتم که از فاکنر کار ترجمه کنم.» اخوت درباره کارآگاه دهکده در پیشگفتار کتاب می‌نویسد: « کارآگاه دهکده شامل شش داستان به قلم ویلیام فاکنر در ژانر داستان کارآگاهی است. پنج داستان از این شش داستان را از مجموعه‌ ترفند شوالیه (Knight’s Gambit) برگرفتم که خود این کتاب اصلا متشکل از شش داستان است، آثاری که هرچند با هم یک رمان را تشکیل می‌دهند، هریک هویت مستقل خود را دارند (ابتدا هم به صورت جداگانه طی چند سال منتشر شدند.) و به یکدیگر وابسته نیستند. به همین علت، خود داستان ترفند شوالیه را که یک رمان کوتاه است در مجموعه کارآگاه دهکده نمی‌بینید و امیدوارم به‌زودی ترجمه‌اش را به‌طور مستقل در اختیار علاقه‌مندان فاکنر بگذارم. به جای این اثر حذفی، داستان مو (Hair) را از نویسنده‌ محبوبم ترجمه کردم، اولین داستانی که گاوین استیونز وکیل ـ کارآگاه (وکیل قتل) در داستان‌های فاکنر حضور یافته است. این به سال 1930 مربوط می‌شود و فعالیت‌های کارآگاهی گاوین استیونز تا سی‌سال بعد ادامه دارد، یعنی دقیقا تا 1959 و انتشار کتاب خانه‌ی اربابی، استیونزی که از بیست و هشت سالگی (در داستان فردا) تا پنجاه‌سالگی (در داستان ترفند شوالیه) برای فاکنر نقش بازی کرده است. اگر ریزِ فعالیت‌های کارآگاهی گاوین استیونز را می‌خواهید به بخش «آثاری که گاوین استیونز در آن‌ها حضور دارد» به همین کتاب مراجعه کنید.» مترجم توضیح می‌دهد: «فاکنر گاوین استیونز را براساس زندگی و شخصیت دوست عزیزش فیل استون خلق کرد و در حقیقت استیونز همتای داستانیِ فیل استون است. این وکیل دعاوی انسانی فرهیخته و چند ساحتی بود و بر زندگی فاکنر تأثیر بسیار گذاشت. من البته آن ساحتش که به فاکنر مربوط می‌شود بیشتر برایم اهمیت دارد و به همین دلیل عنوان مقاله‌ام را درباره‌ او «فیل استونِ فاکنر» گذاشتم. نویسنده ما گاوین استیونز را به چنان مرتبه‌ای رساند که دارای سالشمار زندگی شد. کارل سینگلتون در تز دکترایش درباره استیونز، سالشمار زندگی او را پیوستِ پژوهشِ خواندنی و درس‌آموز خود کرده است که ترجمه آن را در همین کتاب به خوانندگان تقدیم کرده است.» کارآگاه دهکده چهارمین مجموعه از داستان‌های کوتاه فاکنر است که با ترجمه‌ی احمد اخوت توسط نشر افق منتشر شده است. ]]> تازه‌های کتاب Tue, 01 Jan 2019 14:03:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/270009/احمد-اخوت-سراغ-داستان-های-کارآگاهی-فاکنر-رفت یک تریلر پرتب‌وتاب و جذاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269957/یک-تریلر-پرتب-وتاب-جذاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «فداکاری مظنون X» نوشته کیگو هیگاشینو با ترجمه محمد عباس‌آبادی به تازگی در نشر چترنگ منتشر و روانه بازار شده است.    از کیگو هیگاشینو به عنوان یکی از مهم‌ترین رمان نویسان جنایی ژاپن نام می‌برند. این نویسنده ژاپنی در شهر اوساکا متولد شد و تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق به پایان رساند. او همزمان با تحصیل نیز سرگرم نوشتن رمان‌های جنایی و معمایی شد. آثار او در ژاپن با استقبال منتقدان و مخاطبان رو به رو شد و این اقبال خیلی زود از مرزهای کشورش فراتر رفت و علاوه ب رمخاطبان بسیار برای او جایزه‌های مهمی را نیز همراه آورد.    هیگاشینو جدای از این که رمان‌های جنایی و کارآگاهی می‌نویسد و گاهی نیز در حوزه ادبیات کودکان فعالیت می‌کند. تا به امروز از او هفتاد و هشت عنوان کتاب به زبان ژاپنی به چاپ رسیده است و می‌توان هیگاشینو را از مهم‌ترین نویسندگان حوزه جنایی ژاپن و اساسا از نویسندگان مشهور دهه‌های اخیر در این کشور دانست. او در سال 1985 جایزه ادوگاوا رانپو را دریافت کرد و از سال 2009 تا 2013 به‌عنوان سیزدهمین رئیس سازمان معمایی‌نویسان ژاپن فعالیت داشت. از میان آثار متعدد او، هشت عنوان به زبان انگلیسی ترجمه شده‌اند که از این میان، سه‌عنوان متعلق به مجموعه کارآگاه گالیله بوده‌اند و اولین و مهم‌ترین رمان این مجموعه یعنی فداکاری مظنون x تحسین‌شده‌ترین رمان هیگاشینوست که در سال 2005 در ژاپن چاپ و از آن‌زمان برنده چهار جایزه ادبی در ژاپن، نامزد جایزه ادبی ادگار، نامزد جایزه ادبی بَری شده و نیز از طرف انجمن کتابخانه‌های آمریکا به‌عنوان بهترین رمان معمایی سال 2012 برگزیده شده است. همچنین سه اثر سینمایی از این رمان به زبان‌های ژاپنی، کره‌ای و چینی اقتباس شده و گفته می‌شود قرار است اقتباسی هم به زبان انگلیسی از روی آن ساخته شود.   فداکاری مظنون X اثر کیگاشینو، نویسنده ژاپنی، توانست با دریافت جوایز متعدد ادبی تبدیل به اثری مطرح از او شود. یاسکو مادری مهربان است و با تنها دخترش زندگی آرامی دارد تا اینکه سروکله همسر سابقش پیدا می‌شود و آرامش آن‌ها را برهم می‌زند. بعد از دقایق هولناکی که بر یاسکو و دخترش می‌گذرد، کمکی ناخوانده از همسایه ریاضی‌دانشان، ایشیگامی، به آن‌ها می‌شود که پای کارآگاه کوساناگی را به ماجرا باز می‌کند. وقتی کارآگاه در تلاش است تا تکه‌های پازل اتفاقات آن شب را کنار هم بچیند با پیچیده‌ترین و مرموزترین پرونده عمرش مواجه می‌شود. هیچ‌یک از اتفاقات با هم جور در نمی‌آیند تا اینکه... قسمتی از متن: اسمش ایشیگامی بود. یاسکو شبی که اسباب‌کشی کرده بود برای معرفی خودش به آپارتمان او رفته بود. همان‌موقع بود که فهمید معلم است. مرد درشت‌هیکلی بود، با صورتی بزرگ و گرد که چشمان ریزش را مثل نخ باریک نشان می‌داد. موهای کوتاه و کم‌پشتی داشت که او را حدوداً پنجا‌ه‌ساله نشان می‌داد، هرچند ممکن بود خیلی جوان‌تر باشد زیاد توجهی به مُد نداشت و همیشه یک‌جور لباس می‌پوشید. زمستان امسال، وقتی برای خرید ناهارش آمده بود، همان پالتو را روی پلیوری قهوه‌ای به تن داشت. با این حال آن‌طور که از وجود گه‌گاه یک جارختی در بالکن کوچکش معلوم بود، خودش لباس‌هایش را می‌شست. مجرد بود و طبق حدسِ یاسکو نه طلاق گرفته بود، نه زنش مرده بود. به گذشته اندیشید و سعی کرد به خاطر بیاورد که چه چیزی ممکن بوده ایشیگامی را به او علاقه‌مند کرده باشد، ولی چیزی به ذهنش نرسید. او برایش حکم تَرَک دیوار آپارتمانش را داشت. می‌دانست که وجود دارد، ولی هیچ‌وقت توجه زیادی به آن نکرده بود. ارزش توجه کردن را نداشت.   کتاب «فداکاری مظنون X» نوشته کیگو هیگاشینو با ترجمه محمد عباس‌آبادی در 376 صفحه با شمارگان 1000 نسخه به بهای 44هزار تومان از سوی نشر چترنگ راهی بازار کتاب شد.   ]]> تازه‌های کتاب Tue, 01 Jan 2019 12:29:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269957/یک-تریلر-پرتب-وتاب-جذاب آیا سلفی‌گری در ذات خود جریان منحرف و منفی است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269926/آیا-سلفی-گری-ذات-خود-جریان-منحرف-منفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نخستین چاپ کتاب «بازشناسی سلفی‌گری در تاریخ جهان اسلام» اثر مشترک بهزاد قاسمی و محمد مبینی، استادیاران دانشگاه جامع امام حسین (ع)، در سال جاری از سوی انتشارات سخنوران راهی بازار نشر شد.   مطالب این کتاب در پنج فصل و یک جمع‌بندی تنظیم شده است. «خوانشی از مشرب‌های سلفی‌گری»، «رویکردهای سلفی نوگرای اصلاحی قرون 19 و 20»، «رویکردهای تحولی سلفی نوگرای اصلاحی در قرن 21»، «رویکردهای سلفی افراط‌گرای تکفیری از صدر اسلام تا عصر جدید» و «رویکردهای تحریفی سلفی افراط‌گرای تکفیری کنونی» عنوان‌های پنج فصل کتاب است.   نویسنده در فصل نخست کتاب،‌ گونه‌ها و اندیشه سلفی اصلاحی تکفیری را بررسی کرده و فصل دوم را به بررسی رویکردهای سلفی نوگرای اصلاحی قرن‌های نوزدهم اختصاص داده است. سید جمال‌الدین اسدآبادی، محمدعبده، عبدالرحمن کواکبی، اقبال لاهوری، حسن البنا و سید قطب افرادی هستند که آرا و رویکردهایشان در این فصل واکاوی شده است.   فصل سوم کتاب، ضمن بیان رویکردهای تحولی سلفی نوگرای اصلاحی در قرن 21، به شکل‌گیری جریان اسلام‌گرای میانه‌رو و نو تفسیری دینی در دهه 1990 و تسلط عقیدتی آن‌ها بر ساختار ایدئولوژیک حزب در دهه اول قرن بیست و یک اشاره می‌کند. نویسنده در فصل چهارم نیز رویکردهای سلفی افراط‌گرای تکفیری از صدر اسلام تا عصر جدید پرداخته و تحولات تاریخی تکفیری از خوارج تا القاعده را واکاوی می کند.   در فصل پایانی نیز محور زمینه بحث در قرن 21 و موضوع بحث رویکردهای تحولی سلفی افراطگرای تکفیری در این قرن است. از تشکیل القاعده تا شکل‌گیری داعش، بستر سیاسی تاریخی پیدایش جریان القاعده عراق، داعش و گفتمان سیاسی و تبیین اندیشه و عملکرد داعش تبیین شده است.   در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است: «سلفی‌گری در ذات خود جریان منحرف و منفی نیست؛ بلکه از صدر اسلام وجود داشته و در برهه‌ای از حیات رسول خدا (ص) به این موضوع نیز اشاره شده است؛ ولی تمیز ندادن این دو گروه فکری - سیاسی در جهان اسلام به مشکلات مطالعاتی در عرصه آکادمیک افزوده است. در تفاوت اساسی سلفی‌گری باید گفت که تمام جریان‌های فکری که برای اصلاح و بازسازی به گذشته رجوع می‌کنند و به دنبال تجدید و احیاء هستند؛ سلفی (سلف‌گرا) نامیده می‌شوند. هر سلفی و سلف‌گرا، تکفیری و افراطی نیست؛ ولی تمام گروه‌های افراطی و تکفیری سلفی هستند که منحرف شده و یا اندیشه سلفی را تحریف کرده‌اند. براین اساس، سوال اساسی پژوهش به این صورت طراحی می‌شود که اندیشه و رویکرد سلفی‌گری در تاریخ سیاسی اسلام چه فرایند تحولی را طی کرده است؟»   در ابتدای فصل پنجم کتاب نیز می‌خوانیم: «هرچند احمد بن حنبل؛ پیشوای عقاید سنتی سلفی بود، اما در اواخر قرن هفتم، احمد بن تیمیه و سپس شاگردان وی ابن قیم الجوزیه و بربهاری، عقاید حنابله را به‌گونه‌ای افراطی‌تر احیا کردند. پس از وی، سلفی‌گری تا قرن دوازدهم تا حد زیادی به فراموشی سپرده شد. سپس محمد بن عبدالوهاب نجدی با طرح مجدد ادعای بازگشت به اسلام اصیل ظهور کرد و به‌رغم سرکوب توسط خدیو مصر، بر نجد و حجاز تسلط یافت و دولت سعودی کنونی را تشکیل داد. البته در میان وهابیان دو جریان مقابل هم وجود دارد: وهابیان درباری که برمبنای عبدالوهاب باقی مانده‌اند و وهابیت انقلابی یا جهادی که اندیشه و عمل رادیکال دارند (حقیقت، 1393: 85). باید پیروان سلفیه از احمد بن حنبل تا محمد بن عبدالوهاب را مربوط به دوران سلفیان قدیم دانست. همچنین تجزیه امپراتوری عثمانی، آغازی بر پیدایش زمینه‌های شکل‌گیری سلفیان جدید است. مهم‌ترین جنبه اجتماعی سلفیه افراطی آن است که فقط پیروان خود را قوم برحق می‌داند و سایر گروه‌های مسلمان را گمراه، کافر و مشرک برمی‌شمارند. سلفیان قدیم و جدید در بسیاری از مواضع نظری مشترک‌اند، اما مهم‌ترین وجه تمایز سلفیان جدید، کاربرد خشونت و اعتقاد راسخ به اندیشه تکفیر است (عدالت‌نژاد، 1390: 167).»   نخستین چاپ کتاب «بازشناسی سلفی‌گری در تاریخ جهان اسلام» در 234 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 25 هزار تومان از سوی انتشارات سخنوران منتشر شده ست. ]]> دین‌ Tue, 01 Jan 2019 12:00:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269926/آیا-سلفی-گری-ذات-خود-جریان-منحرف-منفی محمودآبادی از نسل استادان همه‌چیزدان است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269963/محمودآبادی-نسل-استادان-همه-چیزدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «حضور ایران در جهان باستان» نوشته سید اصغر محمودآبادی دوشنبه 10 دی‌ماه در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب رونمایی و نقد و بررسی شد. این مراسم با همکاری هفته‌نامه اَمُرداد (بابک سلامتی، مدیرمسئول) و نشر بَرسَم (دیناز دهنادی، ناشر) برگزار شد. در این نشست روزبه زرین‌کوب، آرزو رسولی، سیروس نصرالله‌زاده، عسکر بهرامی و سیداصغر محمودآبادی درباره این کتاب سخن گفتند. در این مراسم اسفندیار اختیاری، نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای اسلامی، سعید تقوی، نماینده‌ امور فرهنگی اقلیت‌های دینی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب نیز حضور داشتند. تاریخ باستان دلیل مانایی ایران در میان تمدن‌های همجوار فرشید خدادادیان که مدیریت نشست را بر عهده داشت با خواندن مقدمه کتاب برای حاضران در نشست به نقد کتاب نیز اشاره کرد و گفت: عرصه نقد آکادمیک در سطح روشنفکری جامعه در برزخ بین تخریب و تعارف مانده است و باعث می‌شود که نقد واقعی انجام نشود. کتاب «حضور ایران درجهان باستان» در 26 فصل زیر نظر دکتر ناصر تکمیل همایون سامان یافته و به بررسی تاریخ باستانی ایران از فرهنگ و تمدن عیلام تا روزگار ساسانیان می‌پردازد. وی افزود: مطالب کتاب نشان می‌دهد که در قرن نوزدهم و بیستم میلادی، محققان، مردم‌شناسان، مورخان و صاحبان خرد و اندیشه در ایران و غرب، نسبت به تاریخ گذشته‌ ایران، مردم و فرهنگ آن، بسیار اندیشه‌اند و در پی رسیدن به حقایق و وقایع تاریخ ایران‌زمین، نکته‌ها و گفته‌های تازه‌ای را کشف کرده‌اند. در این راستا مردم این سرزمین به گذشته‌ ارزشی خویش- که بی‌گفت‌وگو سبب بقای قوم ایرانی در پهنه ملتهب تاریخ شده است- واقف شده‌اند. همین مساله دلیل مانایی و پایایی ایران در میان تمدن‌های همجوار شده است. پیشرفت ماندگار نیازمند آگاهی تاریخی است   بابک سلامتی، مدیرمسئول و سردبیر هفته‌نامه امرداد گفت: توسعه هر کشوری به دانش‌هایی همچون مدیریت، اقتصاد و مهندسی واقعی نیاز دارد اما اگر بخواهیم توسعه پایدار و پیشرفت ماندگار را شاهد باشیم نیازمند این هستیم مردم هر کشوری تاریخ و اسطوره‌های سرزمین خود را بشناسند و آن را بتوانند تحلیل و نقد کنند تا اتفاقات بد گذشته را تجربه کنند و شکست‌ها را شاهد باشند. در ایران آگاهی از تاریخ آن‌چنان نیست گاهی یک دیپلمات آمریکایی از یک دیپلمات ایرانی بیشتر آگاهی از تاریخ سرزمین ما دارد و چرا به این روز افتادیم و چرا این سطح از آگاهی تاریخی را به دست آوردیم این مساله دلایل متعددی دارد. وی افزود: مهمترین دلیل شاید این باشد که کتاب‌های خوب تاریخی نداریم که روان و جذاب باشند و خواننده وقتی کتاب را در دست می‌گیرد به راحتی نتواند آن را زمین بگذارد. اکثر کتاب‌ها به‌‌قدری دشوار هستند خواننده باید چندین بار یک پاراگراف را بخواند تا منظور نویسنده را درک کند امیدوارم استادان تاریخ نقش داشته باشند که دانشجویان رشته تاریخ از دانش و فن ترجمه و برگردان از یک سو و نویسندگی از دیگر سو چیره شوند و کتاب‌هایی را شاهد باشیم که مردم را با تاریخ و گذشته خود آشتی و پیوند دهد.        روزبه زرین‌کوب محمودآبادی از نسل استادان همه‌چیزدان است روزبه زرین‌کوب، استادیار و مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران در ابتدای سخنان خود درباره مقام علمی مولف کتاب حضور ایران در جهان باستان اظهار کرد: دکتر محمودآبادی از نسل استادان همه‌چیزدان است. او حوزه معلومات وسیعی دارد و در این حوزه وسیع سال‌ها کار کرده است. محمودآبادی بعد از 35 سال تدریس و تحقیق به سراغ بخش خاصی از تاریخ ایران یعنی تاریخ ایران باستان رفت. این‌که او بعد از سال‌ها تحقیق در حوزه‌های مختلف، نتیجه و ماحصل کارش را در حوزه ایران باستان به خواننده نشان می‌دهد در بین اهل علم امر بی‌سابقه‌ای نیست. البته این کار هرکسی نیست، بلکه کار کسی است که در حوزه‌های مختلف کار کرده و در نهایت روی موضوعی که به نظرش برای کشور و مردمش مفیدتر است، کار کند. وی افزود: استاد محمودآبادی مثل ما نیست که گوشه کوچکی از تاریخ را بیشتر خوانده باشد تا فایده‌ای به دیگران برساند. بلکه ایشان از نسلی است که حوزه معلوماتشان بسیار وسیع است و سال‌ها در این حوزه فعالیت و مطالعه می‌کنند. وی استاد تاریخ اسلام بوده و همچنان خواهد بود. وقتی به دانشگاه نگاه می‌کنیم شخصیت‌های علمی مانند استاد محمودآبادی نمی‌بینیم یا دیگر مانند آنها ظهور نمی‌کنند. محمودآبادی ادامه نسل‌هایی همچون عباس اقبال آشتیانی، نصرالله فلسفی، استاد زرین کوب و... است صرفا استاد تاریخ نیستند بلکه در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کنند. وی ادامه داد: کتاب‌های بسیاری که ابتدا از سوی ایرانشناسان فرنگی و سپس توسط پژوهشگران ایرانی نوشته شد، مجمل است. این کتاب‌ها اطلاعات مختلف را از منابع گردآوری و در قالب یک کتاب ارائه می‌دهند. البته اگر این کار با استفاده از منابع کهن و مأخذ جدید صورت گیرد، کار خوبی است اما بیشتر گردآوری اطلاعات است بدون این‌که تفکر و تعقل تاریخی در آن باشد و هدف مشخصی را دنبال کند. آنچه در تاریخ‌نگاری اهمیت دارد، تعقلی است که پشت آن وجود دارد. در واقع این‌که فکر و اندیشه‌ای مشخص پشت تألیف یک کتاب تاریخی قرار گیرد بسیار اهمیت دارد. مولف کتاب سقوط ساسانیان با بیان این‌که ویژگی تاریخ سرزمین ما این است که جزئی از تاریخ جهانی است، گفت: بسیاری از کشورهای بزرگ عالم از این ویژگی خاص محروم هستند. جلب توجه خوانندگان به این نکته، موضوع قابل اهمیتی است و از این بابت باید کتاب دکتر را قدر شناخت.  زرین‌کوب با بیان اینکه تاریخ ایران جزئی از تاریخ جهانی است، گفت: بسیاری از کشورهای بزرگ از این ویژگی محروم هستند. نویسنده در این کتاب سعی کرده این نکته را به مخاطبان نشان دهند و باید قدر آن را دانست. تاملاتی که در این کتاب گنجانده شده، حاصل کشتی گرفتن‌های شبانه‌روزی با تاریخ است و صرفا مطالعه تاریخ مد نظر نیست بلکه تامل و اندیشه نسبت به آن اهمیت دارد. رسیدن به این امر مهم در صورتی محقق شده که نویسنده از زندگی روزمره خود و خانواده اش گذشته است. این نشان می دهد نویسنده برای مردم و  تاریخ ایران ارزش قائل است. این استاد تاریخ افزود: کتاب حضور ایران در جهان باستان حاصل زندگی کردن مولف با تاریخ است. برای خلق چنین اثری باید زندگی روزمره را فراموش کرد و از خود گذشت، کسی می‌تواند این کار را انجام دهد که برای مردم و سرزمینش ارزش قائل است و محمودآبادی این کار را کرده است. البته کتاب ایراداتی دارد که امیدوارم در چاپ دوم اصلاح شود. «حضور ایران در جهان باستان» روان و خواندنی است دکتر آزاده رسولی یکی دیگر از سخنرانان این نشست بود. او درباره ویژگی‌های کتاب حضور ایران در جهان باستان اظهار کرد: متن کتاب بسیار روان و خواندنی است. می‌توانم بگویم جای چنین کتابی واقعا خالی بود. گاهی اوقات خیلی از علاقه‌مندان به تاریخ از ما می‌خواهند کتابی جامع در حوزه تاریخ ایران باستان به آنها معرفی کنیم، اما ما همواره برای معرفی چنین کتابی با مشکل روبه‌رو بودیم. انتشار کتاب حضور ایران در جهان باستان این خلأ را پر کرد.  وی ادامه داد: فصل‌های کتاب کوتاه و خواندن آن بسیار راحت است. همچنین تحلیل‌های بسیار خوبی در کتاب ارائه شده است. در واقع این اثر گردآوری صرف نیست و مولف تحلیل خود از مسائل را ارائه می‌دهد. آنچه در تاریخ ایران باستان اهمیت دارد این است که ابتدا اروپاییان در این زمینه کار کردند، در نتیجه پژوهشگران ما تحت تأثیر نظرات آنها هستند. این‌که بتوانیم فارغ از نظرات اروپاییان تحلیل خود از موضوعات مختلف تاریخ ایران باستان را ارائه دهیم بسیار مهم است. این موضوع درباره کتاب استاد محمودآبادی صادق است. استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی و عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی در ادامه به بیان ایرادات کتاب حضور ایران در جهان باستان پرداخت و عنوان کرد: تفکیک خط عیلامی در این کتاب ایراداتی دارد و همین موضوع خواننده را سردرگم می‌کند. موضوع دیگر به فهرست اعلام مربوط می‌شود که معتقدم این فهرست باید به‌صورت یک‌دست ارائه می‌شد. درباره ارجاعات نیز بهتر بود برای راحتی خواننده ارجاعات هر صفحه در پایین همان صفحه می‌آمد.‌ کتابی که نتیجه سال‌ها مطالعه و پژوهش است عسکر بهرامی، عضو هیأت علمی دایره‌المعارف اسلامی و خالق آثاری همچون جشن‌های ایرانی و تاریخ اساطیری ایران نیز در این نشست به بیان اهمیت انتشار آثاری چون حضور ایران در جهان باستان پرداخت و گفت: وضعیت نشر به تبع اوضاع اقتصادی کشور خوب نیست. این مشکلات موجب شده تا انگیزه فعالان حوزه نشر کم شود. در چنین فضایی وقتی مولفی سال‌ها بر روی یک کتاب کار می‌کند و یا ناشری بر روی اثری سرمایه‌گذاری می‌کند که در درازمدت سود کمی برای او به بار می‌آورد، باید قدرشان را دانست. وی افزود: در این شرایط عده‌ای به دنبال پخته خواری هستند و می‌خواهند کتاب‌ها را در سریع‌ترین زمان ممکن چاپ و از مزایای آن بهره‌مند شوند. این کار به فضای علمی کشور ضربه می‌زند. در کنار آن، مولفانی داریم که سال‌ها بدون هیچ منفعت مالی کار می‌کنند. به طوری که اگر ناشران روی موضوعی دیگر سرمایه‌گذاری کنند با سودهای کلانی روبه‌رو می‌شوند. این نویسنده درباره کتاب حضور ایران در جهان باستان اظهار کرد: کتاب حجم زیادی دارد و طبیعتا کتابی با این حجم نتیجه سال‌ها مطالعه و پژوهش است. این موضوع از یک طرف انتظارات و حساسیت‌ها بر روی کتاب را بالا می‌برد و از طرف دیگر باید شرایط آن را درک کرد. چون این کتاب در دوره‌های مختلف نوشته شده و گستره وسیعی را دربرمی‌گیرد. درنتیجه بعضی از اطلاعاتی که در کتاب آمده تازه نیست. منابع جدیدتری نوشته شده که اگر این منابع هم در کتاب می‌آمد بهتر بود. بهرامی افزود: مولف می‌توانست درباره خط عیلامی دسته‌بندی بهتری ارائه دهد. نکته دیگر ناهماهنگی‌هایی است که در اعلام دیده می‌شود. امیدوارم این موضوعات در چاپ بعدی کتاب مورد توجه قرار گیرد.           سیروس نصرالله‌‌زاده حضور ایران در جهان باستان حاصل تجربه 30 ساله مولف است سیروس نصرالله‌‌زاده، عضو هیات علمی پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره کتاب حضور ایران در جهان باستان اظهار کرد: این کتاب حاصل یک تجربه 30 ساله و همچنین تجربه معلمی مولف است. همین امر باعث شده تا مولف از قید و بندهای پژوهشی رها شود و کتاب را با نثری روان و خوانا بنویسد. سختی کار مولف در این بوده که یک دوره بلند تاریخی را مورد بررسی قرار می‌دهد. یکی از مزیت‌های کتاب این است که با تاریخ عیلام آغاز می‌شود. درباره عیلام کارهای خوبی ترجمه شده است. معتقدم اگر تقسیم‌بندی‌های این آثار در کتاب محمودآبادی استفاده می‌شد بهتر بود. فصل دهم که به داریوش پرداخته و فصلی که به مزدک اختصاص یافته از دیگر فصل‌های جذاب کتاب است. وی ضمن بیان اینکه بهتر بود مولف درباره ویژگی‌های تاریخ‌نگاری ایران مطالبی بیان می‌کرد، گفت: یکی از بحث‌های کتاب تمرکز دین و دولت در عهد ساسانیان است. منابع جدید این موضوع را در بستر تاریخی مورد توجه قرار می‌دهد. جای آن است که این موضوعات مورد توجه مولف قرار گیرد. همچنین از ناشر کتاب قدردانی می‌کنم که چنین کتابی را با این کیفیت خوب به چاپ رساندند. تاریخ ایران باستان را با عشق نوشتم سید اصغر محمودآبادی، مولف کتاب حضور ایران در جهان باستان در این نشست گفت: این کتاب 14 سال در انتظار چاپ بود، اغلب ناشران نگاه بازاری به کتاب داشتند و در نهایت نشر برسم چاپ آن را برعهده گرفتند و از این بابت از دیناز دهنادی، مدیرمسئول این انتشارات تشکر می‌کنم.  وی درباره انگیزه‌ای تالیف این کتاب اظهار کرد: آنچه مرا وادار به تالیف این اثر کرد حس کنجکاوی بود که هیچ‌گاه تسکین نیافت. همیشه دوست داشتم بدانم نیاکان ما چگونه می‌زیستند. تاریخ ایران باستان برای ما ایرانیان موضوع جدیدی است و معتقدم آیندگاه راه‌های جذاب‌تری را در این مسیر طی خواهند کرد. این نویسنده ادامه داد: منابع این کتاب تا پایان قرن بیستم را دربرمی‌گیرند. علت آن هم این بود که من فرزند این قرن هستم و کتاب هم در همین قرن نوشته شد. می‌توانستم منابع جدید را از قرن بیست و یکم اضافه کنم اما ترجیح دادم بگویم من همان سنت‌گرای قدیمی هستم و کار قرن 21 را به فرزندان این قرن بسپارم. این کتاب را با دلم نوشتم و همین باعث شده تا به نظر مخاطبان دلنشین باشد. هر مورخی حق دارد از نگاه خودش به تاریخ بنگرد و من هم سعی کردم همین کار را انجام دهم. وی افزود: این کتاب با نگاه و تجربیاتی که به مسائل مختلف تاریخی داشتم، نوشتم. من به تاریخ عشق ورزیدم و با آن کشتی نگرفتم چرا که عشق ورزیدن زیباتر است. تاریخ ایرانی زیبایی‌های خاص خودش را دارد و هر مورخی اگر مورخ باشد حق دارد تاریخ خود را بنویسد. این نوع نگاه به تاریخ حق است بنابراین من تجربه تاریخی خودم را نوشتم. مردم ما کتاب‌های تاریخی را کمتر می‌خوانند اما به رمان علاقه زیادی دارند. تاریخ به ویژه تاریخ قبل از اسلام در کشور ما جایگاه خود را پیدا نکرده است.  محمودآبادی با اشاره به ایراداتی که منتقدان بر کتاب او گرفتند، عنوان کرد: قبول دارم که ترتیب منابع و مأخذ ایراداتی دارد، همچنین بی‌نظمی که در دسته‌بندی خط عیلامی به آن اشاره شد باید در چاپ جدید رفع شود. درباره ارجاعات نیز براساس شیوه دانشگاه پیش رفتم و نظر خودم هم این بود که ارجاعات هر صفحه را در پایین همان صفحه بیاورم تا خواننده راحت‌تر باشد. امیدوارم بتوانم اشکالاتی که بر کتاب وارد است در چاپ دوم رفع کنیم.  چاپ کتاب، سرمایه ملی است دیناز دهنادی، مدیر مسئول انتشارات برسم نیز در این نشست گفت: عقیده‌ام بر این است که کتاب یک سرمایه ملی است و باید برای آن سرمایه‌گذاری کنیم و ارزش قائل شویم. این کتاب قرار است واقعیت‌هایی را که در گذشته اتفاق افتاده برای آیندگان حفظ کند، پس ما نیز باید سرمایه خود را در این راه خرج کنیم. امیدوارم در ثبت کردن درست تاریخ کوشا باشیم چون ارثیه‌ای است که به آیندگان می‌رسد. آیین پایانی این نشست کتاب «حضور ایران در جهان باستان» رونمایی شد و برگزارکنندگان از سخنرانان با اهدای جوایزی قدردانی کردند.  ]]> تاریخ و سیاست Tue, 01 Jan 2019 11:14:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269963/محمودآبادی-نسل-استادان-همه-چیزدان سیاست‌های عدالت‌محور در ایران به حذف فقرا از شهر دامن زده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269868/سیاست-های-عدالت-محور-ایران-حذف-فقرا-شهر-دامن-زده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیمون پارکر در کتاب «نظریه شهری و تجربه شهری» در بحثی به نام «چشم‌انداز بورژوازی شهری و نزاع برای فضای زندگی» به اصطلاح اعیانی‌شدن اشاره و بیان می‌کند: «تا دهه ۱۹۷۰، جامعه‌شناسان شهری و جغرافی‌دانان شهری از اصطلاح اعیانی‌شدن که ابتدا از سوی روت گاس مطرح شد برای توصیف «هجوم» طبقه متوسط فقیر و محله‌های شهری اقلیت در بسیاری از نقاط جهان استفاده می‌کردند. اعیانی شدن اشکال مختلفی به خود می‌گیرد و گروه‌های جمعیتی مختلفی را در مکان‌های مختلف شهری در برمی‌گیرد. در این فرآیند آن‌گونه که اسمیت به‌هنگام بیرون کردن بی‌خانمان‌های پارک تامپین به آن اشاره می‌کند، نیازی به خشونت در جایگزینی فقرای شهری نیست.»  کتاب همچنین با تشریح بورژوازی شدن محیط‌ شهری با ارائه آمارهایی از دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ میلادی پدیده بورژوازی شدن محیط‌ شهری را به جهانی‌شدن و بازساخت چشم‌انداز شهری مربوط می‌داند و تشریح می‌کند که چگونه این روند از طریق جابه‌جایی سرمایه، به توسعه نامتوازن منجر می‌شود. از دید او وقتی سرمایه از هسته شهر به سمت بیرون شهر پخش و به حومه‌ها کشانده می‌شود, یک نوع شکاف اجاره‌ای» در هسته‌های قدیمی‌تر شهر اتفاق می‌افتد که با خروج سرمایه، ارزش آن از دست می‌رود. حمیدرضا تلخابی (مترجم و دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری) در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از چگونگی این توسعه‌شهری بورژواری و اینکه چگونه در این مسیر حتی پدیده‌ مسکن اجتماعی در قالب پروژه مسکن مهر روندی می‌شود برای حاشیه‌ای کردن فقر و دور کردن اقتصاد ضعیف‌تر از مراکز شهری گفته است. نظریه‌پردازان شهری می‌گویند واقعیت این است که توسعه شهری همواره پدیده‌ای طبقاتی بوده است؛ سیمون پارکر در نگاهش به نظریه‌های شهری به مسئله توسعه چگونه پرداخته است؟ آیا واقعاً توسعه و شکل‌گیری طبقات اجتماعی لازم و ملزوم همدیگر و امری تفکیک‌نشدنی هستند؟ با توجه به اینکه شخصاً با جناب پرفسور سیمون پارکر مکاتبه ایمیلی داشتم و ایشان با آغوشی باز پذیرفتند که برای ترجمه فارسی کتاب مقدمه‌ای بنویسند، با نگاه و نگرش ایشان در مورد نظریاتی که در حوزه شهری جمع‌آوری و در کتاب «نظریه شهری و تجربه شهری» ارائه کرده‌اند، آشنایی دارم. پارکر از دریچه منطق نئومارکسیستی کتاب را نوشته و کسی که بر اساس یک نگاه و منطقی اثری را می‌نویسد، قطعاً آن نگاه تا آخر کتاب هم بر اثر مذکور حاکم است.  پارکر در این کتاب ضمن تأکید بر اهمیت نظریه در مطالعات شهری، نظریات تأثیرگذار از ۱۵۰ سال پیش را به‌عنوان مبنای کار خود انتخاب کرده است؛ یعنی دوره‌ای که شهرها تحت تأثیر دگرگونی‌های ناشی از مدرنیته و مدرنیزاسیون با چندگانگی و تضادهایی نسبت با دوره‌های قبل مواجه می‌شوند. سعی ایشان بر این بوده است که نظریات گرد هم آمده در این کتاب بر مبنای همین رویکردها باشد. همچنین چهار منطق حاکم بر تجربه شهری شامل فرهنگ، مصرف، ستیز و اجتماع را در تحلیل‌های خود به بکار می‌گیرد. اگر بخواهیم بحث توسعه و شهری شدن را تحلیل کنیم که آیا از اساس یک پدیده طبقاتی محسوب می‌شود یا خیر، ابتدا لازم است که مرور تاریخی به این پدیده داشته باشیم. توسعه در مفهوم سنتی آن‌که مربوط به دوره قبل از نوگرایی و نوسازی بوده است، به دنبال ایجاد مدینه فاضله است. بنابراین در این مفهوم نمی‌توان توسعه را مترادف با تضاد و واگرایی اجتماعی نامید. اما از دوره‌ای که نوگرایی بستری برای کاربست الگوهای نوسازی می‌شود، پیامدهایی چون تشدید تمایزات طبقاتی در جامعه را به همراه دارد. این واقعیت ابتدا در جهان پیشرفته و طی یک قرن اخیر در بسیاری از کشورهای به‌اصطلاح درحال‌توسعه با شدت و سرعت بالایی حیات اجتماعی و سکونت‌گاهی را دگرگون ساخته است. بنابراین می‌توان گفت که توسعه‌ای که متأثر از رویکرد مدرنیزاسیون شکل‌گرفته، با تضاد طبقاتی همراه است، چراکه این انقطاع از گذشته و ایجاد همگونی‌های جدید که با مکانیزم‌های خاص خود صورت می‌گیرد، در سرشت خود با تضاد پیوند دارد. به همین خاطر است که نظریات کلاسیک و نوین جامعه‌شناسی در راستای تفسیر ماهیت گذار از جامعه سنتی به مدرن و تضادها و درگیری‌های طبقاتی صورت گرفته‌اند. در روندی تاریخی با شکل‌گیری نظم نوین اقتصادی دنیا حتی مقوله مسکن و سرپناه به ابزاری برای تولید بازده مالی مبدل شده و اساساً یک ساختمان دیگر چیزی نه برای استفاده (مصرف)، بلکه کالایی برای مالکیت است که مالک به افزایش ارزش دارایی، به‌جای ارزش مصرفی آن امید بسته است. سیمون پارکر نیز در کتاب «نظریه شهری و تجربه شهری» به مفهوم اعیان‌سازی اشاره می‌کند و با ارائه داده‌های آماری از بیرون راندن طبقات به اقتصاد ضعیف‌تر از مراکز شهرها صحبت می‌کند. ما نیز در جامعه خود در همین دو دهه اخیر با پدیده خانه‌های ده ونک و حتی نمونه‌هایی مثل گورخوابی مواجه بوده‌ایم؛ آیا در جامعه ما هم مسکن بعد مصرفی خود را از دست داده و به کالایی سودآور تبدیل شده است؟ اساساً چه چیزی این روند را در جامعه ما باعث شده و تشدید می‌کند؟ متأسفانه این واقعیت تلخ که مسکن کارکرد اجتماعی خودش را از دست‌داده و در جامعه سرمایه‌داری مدرن و همچنین در کلان‌شهرها به یک کالا و دارایی مادی تبدیل شده است، به‌وفور دیده می‌شود و طبق آمارهای رسمی بیش از دو  و نیم میلیون مسکن خالی در سطح کشور و قریب نیم میلیون مسکن خالی در پایتخت وجود دارد. این پدیده در بین محققان منتقد ایرانی نیز تحت عنوان سرمایه‌داری مستغلات معرفی می‌شود. یعنی مسکن تولید می‌شود و از رانت‌های مختلفی هم برای تولید مسکن استفاده می‌شود، اما برای انباشت بیشتر سرمایه. این سرمایه نیز مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، چراکه مالک به این آگاهی دست یافته است که حتی در حالت رکود و خالی بودن مسکن، مجدداً خیزش قیمت و رونق بازار مسکن رخ می‌دهد و رشد قیمت ملک مذکور می‌تواند سودی چندین برابر را رقم بزند. این انباشت سرمایه هم توسط کسانی که این چرخه را در دست گرفته‌اند روزبه‌روز تقویت می‌شود و درعین‌حال مدیریت شهری نیز به این مسئله و جریان دامن می‌زند. درواقع ازآنجایی‌که نظام مدیریت شهری ما متکی بر درآمدهای ناپایدار ازجمله فروش فضا است، در یک چرخه خود تقویت‌کننده ازیک‌طرف فضا و امکاناتی را برای آن‌هایی که در چرخه ساخت‌وساز هستند فراهم می‌کند و نهایتاً این جریان بازگشت سود و انباشت سرمایه مستغلات را تسهیل می‌کند. هرچند در دوره‌هایی نیز مازاد مسکن در شهر و واژگونی در این بازار نابرابر منجر به رکودهای طولانی در کل اقتصاد می‌شود.  این وضعیت در تهران نیز حاکم است و بسیاری از ساختمان‌سازی‌های درون شهر با لگدمال کردن ضوابط شهرسازی شکل می‌گیرند. همچنین بسیاری از ساختمان‌های شهری ما که قدیمی و اصطلاحاً بافت فرسوده هستند، توسط همین گروه‌های ساخت‌وساز خریداری می‌شود و به‌جای اینکه در اندیشه تأمین مسکن و بالا بردن کیفیت ساختمان‌ها باشند، از این شرایط نابسامان برای ساخت‌وساز و همچنین بیرون راندن گروه‌های فقیر استفاده می‌کنند. متأسفانه چرخه نابرابری از ورود اعیان‌سازان و خروج بومیان بی‌بضاعت در شهرهای ما وجود دارد. در این خصوص، جغرافیدان شهری، جان رنی شورت در کتاب اخیر خود تحت عنوان «شهر نابرابر» که در سال ۲۰۱۸ منتشرشده، به‌تفصیل بر روی این موضوع تمرکز کرده است که این اثر نیز توسط من و فریدون گازرانی ترجمه‌شده و امید است در آینده‌ای نزدیک توسط انتشارات تیسا روانه بازار شود. به عقیده رنی شورت، سرمایه‌داری نوین با شعار ایجاد رفاه برای شهروندان، خود را عیان می‌سازد و طی فرایندهایی نظیر نوسازی مسکن، ایجاد پاساژها، ترویج مدهای توده پسند و... نه‌تنها کمکی به انسان شهری نمی‌کند، بلکه حومه‌ای‌شدن شهرها را سرعت می‌بخشند و فقرا و حتی طبقه متوسط به حاشیه شهرها می‌شوند و این‌گونه است که امروزه با پدیده حومه‌ای‌شدن فقر در مناطق کلان‌شهری مواجه هستیم.  در این کتاب همچنین به مقولاتی نظیر سیاست، مردم و قدرت پرداخته‌شده است. نظریاتی در باب حکمروایی، تکثرگرایی قدرت، شکل‌گیری دیدگاه‌های نهادی و جنبش‌های شهری، در آینده می‌توانند مسئله شهری را به افق‌های دیگری سوق دهند. امروزه ما با جریان وسیع و سریع اطلاعات در سطح جهان مواجه هستیم که شهرها و مرزها را درنوردیده و به طبع آن خواست‌ها و آگاهی‌های طبقاتی بالا رفته و همین مسئله بستری را فراهم می‌کند که به حاشیه‌رانده‌شدگان که با برچسب «دیگری» شناخته می‌شوند، خودشان را به عاملان قدرت که بر شهر استیلا دارند، نشان بدهند و صدایشان شنیده شود. اینجا پای مقوله‌ای به نام مسکن اجتماعی و مسئولیت دولت در تأمین حق سرپناه برای اقشار ضعیف‌تر جامعه به میان می‌آید که ما نمونه مشابهش را بانام پروژه «مسکن مهر» در کشور خودمان شاهد هستیم. ولی همین پروژه مسکن اجتماعی نیز به‌گونه‌ای پیش رفته که به حاشیه‌راندن افرادی با اقتصاد ضعیف‌تر از شهرها و حتی حاشیه‌ای کردن فقری که اشاره کردید منجر شده است. واقعاً کارکرد مفهوم مسکن اجتماعی در روند توسعه شهری مدرن چه جایگاهی می‌تواند و باید داشته باشد؟ اگر ما بخواهیم به شهر از منظر شهر انسانی و جایگاه حقیقی‌اش نگاه کنیم، شهر برای همه گروه‌ها و طبقات اجتماعی است و هرکسی در هرکجای شهر فارغ از اینکه عضو کدام گروه و نژاد و طبقه‌ای باشد، حق دارد که از طبیعت، هوا، امکانات و خدمات شهری بهره‌مند شود. اما آنچه امروز در واقعیت تحت عنوان مسکن اجتماعی با آن مواجه هستیم با چیزی که سیاست‌مداران و تصمیم گیران ما در پس ذهن خود دارند، متفاوت است، چراکه قشر به حاشیه‌رانده شده و ساکنان گتوهای فقر بیش‌ازپیش به حاشیه‌ها رانده می‌شوند.  به‌عبارت‌دیگر مکانیسم‌های ایجاد مسکن اجتماعی و طرح‌های اجرایی آن‌ها ازآنجایی‌که تحت تأثیر تفکرات سرمایه‌داری عمل می‌کنند و همچنین به خاطر حاکم بودن نظام سرمایه‌داری بر جریان اقتصاد و روابط تولید شهرها، به‌طور اجتناب‌ناپذیر باعث انتخاب مکان‌هایی برای تأمین مسکن اجتماعی می‌شوند که دور از شهر و در حاشیه شهرها قرار دارند. در تجربه اخیر سیاست‌های عدالت‌خواهانه دولت‌ها برای ساخت مسکن مهر و تأمین سرپناه برای همه اقشار، نتیجه‌ای که حاصل شد، تشدید حومه‌ای‌شدن و شکل‌گیری گتوهای شهری و انزوای اجتماعی گروه‌های فقر بود.  همان‌طور که در تهران نیز شاهد آن هستیم، مسکن اجتماعی که باید در راستای تأمین مسکن برای گروه‌های فقر اجرایی شود، تحت تأثیر سازوکاری معیوب شکل‌گرفته و درنتیجه به تشدید حومه‌ای‌شدن فقرا دامن زده است. پیامد مستقیم این تصمیمات، ترددهای روزانه از حومه به شهر مرکزی و برعکس است که افراد ساکن در این شهرک‌های اقماری به‌منظور کار و تأمین حداقل معیشت ناگزیر باید بپیمایند.   در جامعه سرمایه‌داری و طبقاتی شهرهای جهان سوم، نهادهای مدنی، غیرانتفاعی، احزاب و سندیکاها به‌ندرت دیده می‌شود و به همین دلیل سیاست‌هایی که در ظاهر و به‌منظور تأمین عدالت در برخورداری از فضا، شکل می‌گیرند، سیاست‌‌های برخاسته از بطن جامعه نیست، بلکه سیاست‌هایی برآمده از خواست قشر سرمایه‌دار است. درنتیجه سیاست‌های اجتماعی و فضایی که در این جوامع و حتی به‌طور خاص در جامعه خودمان شاهد آن هستیم، سیاست‌هایی نیستند که در راستای زدودن فقر باشند، بلکه به حذف و جابجایی فقرا از شهر مرکزی و حاشیه‌‌ای کردن آن‌ها منجر می‌شوند و مفهوم مسکن اجتماعی تنها در حد شعار و نوشته باقی می‌ماند. تجربه‌های جهانی در سال‌های اخیر نیز به این واقعیت جدید صحه می‌گذارد. و خب شاهد بودیم که این مسکن‌ها هم درنهایت در جریان یک حادثه و واقعه‌ای مثل زلزله بر سر ساکنانشان آوار می‌شوند. بله همین‌طور است. این واقعیت در زلزله اخیر غرب کشور برای همگان عیان شد. با عنایت به مطالبی که شرح آن‌ها رفت، امروزه با مساکنی مواجه هستیم که افزون بر دوری از شهر اصلی، فاقد کیفیت، خدمات، اشتغال و امنیت هستند. فقدان شغل در این اجتماعات حاشیه‌ای، ساکنان آن‌ها را بیش از بیش به شهر اصلی وابسته می‌سازد. فقدان کیفیت در ساخت، باعث بروز انواع حوادث منجر به فوت در این شهرها می‌شود. همزمان با این فرآیند که اجتماع و اقتصاد برتری که قدرت خرید بیشتری دارد، طبقه پایین‌تر را از مکان‌های اصلی و مرکزی شهرها اخراج و روانه حاشیه می‌کند انواع مگامال و کافی شاپ و برندشاپ‌های جای مسکن آن‌ها قد می‌کشند؛ که خود به چالشی برای کسب‌وکار محلی  تبدیل‌شده‌اند و یک اقتصاد شهری معیوب را رقم می‌زنند. از دید پارکر نقش کسب‌وکارهای محلی در اقتصاد شهری چگونه تعریف می‌شود و اساساً آیا با حذف کسب‌وکارهای خرد و محلی یک اقتصاد شهری سالم رقم می‌خورد؟ در تجربه شهرسازی سنتی و بومی خدمات و سکونت همیشه در کنار همدیگر و در پیوند باهم شکل‌گرفته و این خدمات محلی در درون بافت هر محله وجود داشته است. همچنین کسب‌وکارهای محلی هم این امکان را داشته‌اند که برای سالیان طولانی تداوم و بقاء داشته باشند.  اما این حیات و هویت محله‌ای با ظهور جریان شبه نوسازی در کشور دچار چالش می‌شود. عملاً از اوایل  قرن حاضر که شروع اقدامات شبه مدرنیزاسیونی پهلوی اول بوده، شکل‌گیری بازارها و پاساژها را در شهرها شاهد هستیم. بازارهای سنتی که خدمات فرا محله‌ای و ناحیه‌ای و شهری را تأمین می‌کردند کم‌کم جای خودشان را به پاساژها می‌دهند. بدین ترتیب بازاری که متناسب با هویت جامعه و بر اساس نیاز آن شکل‌گرفته بود، با شروع این دوره رنگ می‌بازد و کسب‌وکارها به خیابان‌ها و بلوارها کشیده می‌شوند و امروزه شاهد پاساژهای مدرن، مال‌ها، مگامال‌ها، مراکز فروشگاهی و... هستیم؛ مراکزی که از جنس جامعه نیستند.  پیامد بعدی رونق مراکز کسب‌وکار جدید، افول بازار و محلات پیرامون آن‌هاست. این پدیده از نیم‌قرن اخیر در مرکز شهر تهران هویدا گشته است و این محلات با زوال جمعیت و در مقابل مهاجرت ساکنان غیربومی، رونق فعالیت‌های کارگاهی و ناسازگار با زیست شهری مواجه هستند.  اخیراً مگامال‌ها، مال‌ها و پاساژهای بزرگ چندطبقه را در شهرهای بزرگ اروپایی و حتی تهران مشاهده می‌کنیم. فروشگاه‌هایی که نه در راستای تأمین خدمات و نیازهای جامعه محلی بلکه در راستای رشد سرمایه عمل می‌کنند. این رشد سرمایه در بسیاری از موارد بانفوذ و ترویج فرهنگ و اندیشه‌ها و انگاره‌های غیر هم‌سنخ باروح و بطن جامه همراه است و نه‌تنها فرهنگ جامعه را تغییر می‌دهند؛ درعین‌حال در یک چرخه علت و معلولی کسب‌وکارها و خدمات محلی و خرد را از بین می‌برد. مسئله فقط همین نیست؛ این فضاهای تجاری نوین ازآنجایی‌که در راستای نیازهای جامعه نیستند قطعاً به طبقاتی شدن فرهنگ دامن می‌زنند و فرهنگ توده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ به‌نحوی‌که افراد طبقه متوسط و حتی فقیری که فی‌السابق از بازارچه یا فضاهای تجاری محلی کالاهای موردنیاز خودش را تأمین می‌کردند، امروزه مسیر طولانی را طی می‌کنند که با خریدش از فلان برند و فلان مگامال فخرفروشی کند و از فرهنگ جدید عقب نمانند. تبعات این مسئله جدا از اینکه به افول فرهنگ و هویت محلی شهرها منجر می‌شود، به تولید سفرهای کاذب داخل‌شهری، ترافیک بیشتر و آلودگی هوا دامن می‌زند. مگامال‌ها نه‌تنها با لحاظ ساختارهای جامعه محلی ایجاد نشده‌اند، بلکه حتی فضای آسمان‌ها را نیز در اختیار خود گرفته‌اند و برخورداری از نور، هوا و محرمیت که حق طبیعی هر مسکنی است، به خاطر سایه‌اندازی و تجاوز به حریم پیرامون از بین رفته است. مسئله دیگری که کتاب به آن پرداخته مقوله جنسیت و شهر و مواجه شهری مردانه با حضور زنان است و پارکر در این بخش‌ها مطرح می‌کند که شهر همیشه از دید مردان به تصویر کشیده می‌شوند و عملاً مفهومی به نام زن پرسه‌زن نداریم و... در کنار این مباحث چگونگی شکل‌گیری فضاهای شهری و قلمروی خصوصی را نیز میان می‌کشد. از این منظر آیا می‌توان ساخت قلمروهای خصوصی برای زنان مثل آنچه تحت عناوینی مثل پارک بانوان، کافه بانوان و ... اتفاق می‌افتد را واقعاً تلاشی برای تأمین قلمرو خصوصی در فضای شهری برای آنان دانست یا این پدیده‌ها در عمل حذف زنان از فضاهای عمومی شهر را به دنبال می‌آورند؟ از منظر حق به شهر، مقوله جنسیت و شهر یکی از مصادیق بارز اختصاص فضا به ساکنان شهر فارغ از نوع جنسیت است. امروزه حضور زنان در عرصه عمومی از خواسته‌های صرفاً منتقدانه فراتر رفته است و در سیاست‌گذاری‌های دولتی به رقم کشمکش‌های طولانی، جایگاه مهمی را به خود اختصاص می‌دهد. اکنون حضور زنان در فضاهای عمومی حتی در بسیاری از شهرهای کوچک نیز قابل‌مشاهده است. اما اینکه آیا اختصاص فضاهای جدید به زنان در عرصه‌های عمومی به معنی حذف آنان از صحنه شهری است یا خیر، به نظر من در جوامعی که گذار فرهنگی را طی می‌کنند، شاید در ابتدای امر ذهنیت‌هایی در خصوص حذف زنان از فضاهای شهری مطرح شود، اما در طولانی‌مدت نمی‌تواند صحیح باشد.    ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 01 Jan 2019 07:49:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269868/سیاست-های-عدالت-محور-ایران-حذف-فقرا-شهر-دامن-زده ​گوشه‌هایی از خاطرات تلخ و شیرینِ یک زنِ ایثارگر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269969/گوشه-هایی-خاطرات-تلخ-شیرین-یک-زن-ایثارگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «آوای ساغر» نوشته پروین‌ کاشانی‌زاده با موضوع مشارکت زنان در جنگ ایران و عراق، به‌تازگی از سوی انتشارات گلگشت منتشر شده است.   من و خانواده‌ام، بهترین اتفاق، فعالیت‌های پنهانی، علنی شدن فعالیت‌ها، آتش زیر خاکستر، من هم می‌مانم، باز هم پرواز عزیزان، حضور در بیمارستان، تلخ و شیرین، جنگ و دار قالی، دومین خبر خوش، بوی زندگی، چشم به‌راه و بازگشت به آبادان، از سرفصل‌های کتاب است.   کاشانی‌زاده در مقدمه کتابش با عنوان «حرف اول» می‌نویسد: «خیلی دلم می‌خواست خاطرات کسانی را که به نوعی مستقیم با جنگ درگیر بودند، جمع‌آوری و ثبت کنم. خاطراتی که هرکدام گوشه‌ای از حماسه‌های هشت سال دفاع مقدس بود و در سینه‌های این افراد محبوس شده است... تاریخ شفاهی از خلال سخنان راویانی که هنوز در بین ما هستند باید جمع‌آوری و نوشته می‌شد. تصمیم گرفتم حرکتی را شروع کنم. خام و غیرحرفه‌ای،‌ راه و چاه را بلد نبودم و بضاعت اندکی داشتم. در ابتدا از اطرافیان شروع کردم و دوستانی که می‌دانستم سال‌ها خود و خانواده‌شان به‌طور مستقیم با جنگ درگیر بودند. کتاب حاضر حاصل گفت‌وگو با سرکار خانم ساغر کریمی، از ایثارگران هشت سال دفاع مقدس است. خانم کریمی،‌ زنی خودساخته، مومن و شیفته انقلاب اسلامی که بخشی از زندگی خود را عاشقانه وقف آرمان‌های جمهوری اسلامی کرده است. امیدوارم که بازنویسی و تدوین گوشه‌هایی از خاطرات او، توانسته باشد عظمت، سربلندی و نقش انکارناپذیر زنان ایثارگر را بازتاب داده باشد.»   نخستین چاپ کتاب «آوای ساغر» در 132 صفحه با شمارگان 300 نسخه به بهای 13 هزار تومان از سوی انتشارات گلگشت راهی بازار نشر شده است.         ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 01 Jan 2019 06:01:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269969/گوشه-هایی-خاطرات-تلخ-شیرین-یک-زن-ایثارگر آشنایی با «محلات قدیم قم» در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269964/آشنایی-محلات-قدیم-قم-کتابفروشی-ها به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، در فصل اول این کتاب نویسنده به وجه تسمیه قم، بنای شهر، ورود اعراب اشعری، ورود حضرت معصومه (س)، مکان شهر باستانی قم، مکان شهر اسلامی قم و تشکیل محلات این شهر پرداخته است.   در ادامه همین فصل، تشکیل محلات قم از جمله آستانه و دولت خانه مورد بررسی قرار گرفته و محلات و گذرهای آن معرفی شده‌اند. نویسنده در فصول بعدی کتاب، هر کدام از محلات را با مشخصات، حدود جغرافیایی و افراد قدیمی ساکن در هر محله با ذکر جزئیات و عکس مورد بررسی قرار داده است.   کوچه‌های مسیر خیابان آستانه در دوره پهلوی، خانواده حرم پناهی، کوچه شریعت، ساکنین کوچه آقازاده، مسجد خانم، خانه امین‌السلطان، ساکنین کوچه‌های سه راهی گذر خان تا ابتدای خیابان چهارمردان، مدرسه مهدی قلی‌خان، کوچه‌های کنار علی ابن بابویه، خیابان بالا، افراد اولیه خاندان بیگدلی که وارد قم شده‌اند، دیگر محلات، افراد و مکان‌های قدیمی از دیگر بخش‌های این کتاب هستند.   «محلات قدیم قم» در ۶۱۹ صفحه با قیمت 60 هزار تومان از طرف انتشارات نصایح در قم منتشر شده است. ]]> استان‌ها Tue, 01 Jan 2019 05:16:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269964/آشنایی-محلات-قدیم-قم-کتابفروشی-ها شاعری که در شعرهایش قصه تعریف می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269902/شاعری-شعرهایش-قصه-تعریف-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به تازگی نشر ماهریس اقدام به انتشار مجموعه اشعار ژاک پره‌ور، شاعر، نمایشنامه‌ و فیلم‌نامه‌نویس مطرح فرانسوی با ترجمه جواد فرید کرده است. شاعری که دیوانه‌وار عاشق سینما بود و عاشقانه شعر می‌نوشت. شاعری که شعرهایش هنوز هم در برخی از مدارس فرانسه تدریس می‌شود و با گذشت چهار دهه از مرگش همچنان پرفروش است و گاهی در صدر فهرست فروش قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم کمی دقیق‌تر به معرفی پره‌ور بپردازیم باید او را در زمره مردمی‌ترین و معروف‌ترین شاعران فرانسوی قرار دهیم. پره‌ور (1900-1977) چهار دهه از عمرش گذشته بود که تازه شعر سرودن به شکل حرفه‌ای را آغاز و نامش را در میان علاقه‌مندان به شعر مطرح کرد. جواد فرید در توضیح این اتفاق به ایبنا می‌گوید: «پره‌ور شعر گفتن را خیلی دیر شروع کرد؛ اما به دلیل آنکه پیش از شعر گفتن برای فیلم‌ها دیالوگ و سناریو می‌نوشت به نوعی با سخن گفتن، تئاتر، نمایشنامه‌‌نویسی و نوشتن آشنا بود. البته روشی که پره‌ور برای شعر گفتن انتخاب می‌کند، کمی با روش‌های شاعران هم‌نسل خود مثل پل الوار، لویی آراگون و آندره برتون متفاوت بود. کلمات و واژه‌هایی که پره‌ور استفاده می‌کرد، بسیار عامیانه بودند؛ همچنین او برای شعر سرودن دست روی موضوعات روزمره می‌گذاشت. با این حال شعرهای او نه تنها در میان عامه مردم بلکه در جوامع روشنفکری نیز جایگاه ویژه‌ای داشته و دارد.»   باید طرفدار این شاعر فرانسوی باشید تا متوجه وجه تمایز او شوید؛ اما فرید به زبان ساده در توضیح این موضوع می‌گوید: «هنر ویژه‌ای که پره‌ور در اشعارش دارد، بازی با کلمات است که در ترجمه فارسی نمی‌توان آن را به خوبی بیان کرد. همه این‌ها و شخصیت فردی پره‌ور باعث شد که یکی از مشهورترین و مردمی‌ترین شاعران فرانسه باقی بماند و هنوز هم بعد از گذشت چهار دهه از مرگش جایگاه خود را حفظ کرده است.»     وضعیت کتاب‌های ژاک پره‌ور بسیار عجیب و غریب است و اگر نسخه اصلی کتاب‌های او را در دست بگیرید، نباید انتظار داشته باشید که فقط شعر بخوانید. با این حال جواد فرید در این کتاب تنها دست به ترجمه شعرهای او زده است و در توضیح چگونگی شیوه انتخاب اشعار می‌گوید: «پره‌ور 11 کتاب دارد. یکی از کتاب‌های او به نام «ایماژینه» یا «تصورات» یا «خیالات»‌ شعر نیست و نوشتار است. ترجمه آن به زبان فارسی کار خیلی سختی است؛ بنابراین من آن اثر را کنار گذاشتم و از 10 کتاب باقی مانده تنها شعرها را انتخاب و منتشر کردم. در واقع در برخی از این 10 کتاب در کنار شعر نمایشنامه‌های نیز آمده است که من برای ترجمه نمایشنامه‌ها را درآوردم.»   عده‌ای معتقدند که ترجمه شعر کار بسیار سختی است و حتی گروهی می‌گویند که شعر ترجمه‌پذیر نیست. اگر شما نظری غیر از این دارید کافی است که نگاهی به این کتاب بیندازید. البته باید به این موضوع نیز توجه داشته باشید که پره‌ور از آن دست شاعرانی است که اگر قبول کنیم، شعر ترجمه‌پذیر است، باز هم آثار او در دسته شعرهای ترجمه‌ ناپذیر قرار می‌گیرد. به همین دلیل شاید تا پیش از این کتاب کسی برای ترجمه تمامی آثار او تلاش نکرده بود. مترجم کتاب «مجموعه اشعار ژاک پره‌ور» در توضیح این ویژگی می‌گوید: «خیلی از شعرهایی که داخل کتاب آمده است؛‌ شبیه نمایشنامه می‌ماند و حتی می‌شود آنها را اجرا کرد. پره‌ور به تصویر خیلی علاقه داشت، بنابراین خیلی از شعرهایش تصویرهای متوالی است که او آنها را شرح می‌دهد. وقتی با دقت برخی از شعرهای پره‌ور را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که خیلی از این شعرها قصه هستند و او قصد دارد تا در شعر قصه تعریف کند. این قدرت شعری و قصه گفتن به دلیل دیالوگ‌نویسی و کار با کارگردان‌های معروف فرانسه مانند آلن رنه است.»     همین ویژگی‌ قصه‌گویی در شعر باعث شده که بسیاری از شعرهای او دچار اطناب شوند که جواد فرید آن را این طور توضیح می‌دهد: «بعضی از شعرهای پره‌ور طولانی است، خصوصا شعرهایی که در کتاب‌های اول او آمده است. البته او شعرهای بسیار طولانی‌تر از این هم دارد که من آنها را کنار گذاشته‌ام؛ چراکه ترجمه آنها بسیار سخت بود و این احتمال وجود داشت که حوصله مخاطب سر برود. پره‌ور شعری را شروع می‌کند و جایی آن را ول می‌کند و در ادامه نثر می‌نویسد و ما شاهد شعر منثور هستیم. سعی کردم نمونه‌های مختلفی از شعرهای او را در این کتاب بیاوریم.»   رضا سیدحسینی، نادر نادرپور، لیلی گلستان، حسن هنرمندی، مهدی روشن‌ضمیر، احمد پوری، محمدتقی غیاثی، سودابه فضایلی، خشایار دیهیمی و احمد شاملو کسانی هستند که در سال‌های گذشته به شکل تک و توک دست به ترجمه آثار ژاک پره‌ور زده بودند؛ اما نخستین کتابی که به‌طور مستقل اشعار پره‌ور را در خود گرد آورده، کتاب «آواز در خون» به ترجمه همایون نوراحمر است که در سال 1348 منتشر شده است. بعد از این کتاب محمدرضا پارسایار در سال 1381 کتاب دو زبانه مشتمل بر 56 شعر از پره‌ور ترجمه و منتشر کرد. نفر سومی که در قالب یک مجموعه مجزا دست به ترجمه اشعار پره‌ور زده، اصغر عسگری‌خانقاه است که در سال 1383 کتابش وارد بازار می‌شود و در نهایت آخرین کتاب متعلق به مریم رییس‌دانا با عنوان «زمان گمشده» است که در سال 1387 در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. آمدن تنها یکی دو اسم از اسامی بالا کافی است تا فضا به قدری سنگین شود که ترجمه اثر برای مترجم به کاری سخت تبدیل شود؛ اما جواد فرید شجاعت کافی برای رفتن به سمت این شاعر را داشته است و توضیح می‌دهد: «دوستانی که پیش از من دست به ترجمه آثار پره‌ور زده‌اند، چند شعر یا نهایتا بخشی از شعرهای یک کتاب را برای ترجمه انتخاب کرده‌اند، اما در کتاب جدید ما شاهد بخش قابل توجهی از شعرهای این شاعر هستیم و تقریبا تمام شعرهای ژاک پره‌ور آمده است. پروژه ترجمه آثار ژاک پره‌ور را از سال‌ها پیش آغاز کردم و کار زمان‌بری بود. شاید اگر بخواهم زمان کل پروژه را تخمین بزنم، باید بگویم که این کتاب حدود 10 ماه از من وقت گرفت. خوشبختانه پره‌ور در جامعه کتابخوان ایرانی جایگاه مناسبی دارد و مردم و مخاطبان شعر او را می‌شناسند و همین موضوع من را امیدوار می‌کند که تلاش‌هایم بی‌ثمر نخواهد بود.» این مترجم صحبت‌هایش را با مثالی از ترجمه نادرپور ادامه می‌دهد: «پره‌ور یک شعر به نام «باغ» دارد که این اثر را نادر نادرپور ترجمه کرده و بسیار شعر خوبی است و باعث شد تا خیلی‌ها به واسطه آن ژاک پره‌ور را بشناسند. درست است که من شغلم در حوزه مهندسی است؛ اما علاقه‌ام ادبیات است. ترسی از ترجمه این کتاب نداشتم؛ چراکه همان‌طور که گفته شد، مترجم‌های مطرح تنها چند شعر او را ترجمه کرده‌‌اند و دست به ترجمه کلی آثار او نزده‌‌اند.»     شاید یک از آفت‌های عدم توجه شعر در جامعه امروز ما حذف تدریجی شعر ژورنالیستی باشد؛ شعری که شاید تاریخ مصرف داشته باشد؛ اما می‌تواند مسائل را در فضای بازتری مطرح کند. به هر حال در برخورد با شعر ژاک پره‌ور متوجه می‌شویم که مسائل روز فرانسه از چشمان ریزبین او پناه نمانده است؛ شعرهایی که به مسائل روز اشاره می‌کنند؛ اما تاریخ‌مصرف ندارند. فرید در توضیح این شعرها می‌گو‌ید: «فرانسه بین دو جنگ جهانی اول و دوم و سال‌های بعد از جنگ جهانی مشکلات زیادی در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داشت و پره‌ور کسی بود که این‌ مشکلات را در شعرها‌یش آورده است و شاید دلیل استقبال فرانسوی‌ها از شعرهای او به همین موضوع ربط داشته باشد. پره‌ور مسائل را به شکلی که همه دوست داشتند، بیان می‌کرد و این هنر او بود.»   این مترجم ادامه می‌دهد: «پره‌ور به جزئیات زندگی خیلی توجه می‌کرد و زندگی را خیلی دوست داشت. یعنی در عین حال که مرگ را می‌پذیرفت، به زندگی نیز نگاه ویژه‌‌ای داشت. او به جزئیات زندگی علاقه‌مند بود و شاید به همین دلیل شورش و پشتیبانی او از نیروهای زحمتکش با آن چیزی که از سوی احزاب و گروه‌های سیاسی به جامعه القا می‌شد، خیلی فرق داشت. بنابراین می‌توان گفت که بخشی از مقبولیت پره‌ور به دلیل نگرش او به زندگی و وقایع روزانه بوده است.»   ژاک پره‌ور در طول جنگ جهانی اول به دلیل گذراندن خدمت سربازی به ترکیه می‌رود و در آنجا با ایو تانگی، نقاش سرشناس و مارسل دوهامل، ادیب، نویسنده و ناشر آشنا می‌شود و به همراه این دو نفر در سال 1925 به گروه شاعران سوررئالیست فرانسوی به سرکردگی آندره بروتن می‌پیوندند، اما بسیار زود ناخرسند از رفتار ارباب‌مابانه پاپ اعظم سوررئالیسم، از آن دل می‌کند؛ با این حال رگه‌هایی از سوررئالیست در آثار او همیشه نمایان است، فرید در توضیح این موضوع می‌گوید: «در بیشتر مواقع نشانه‌های سوررئالیستی در شعرهای پره‌ور دیده می‌شود. او به همراه افراد دیگری بعد از جنگ جهانی دوم جذب شروشور سوررئالیست شدند؛ اما روش آندره بروتن به شکلی بود که آنها را دلزده کرد. شعرهای کوتاه پره‌ور نشانه‌های سوررئالیستی دارد و من پشت جلد یکی از آنها را آورده‌ام. بنابراین باید گفت که اگر چه او سوررئالیست را کنار گذاشت اما نشانه‌های این دیدگاه تا آخر عمر در آثار پره‌ور دیده می‌شود. البته باید گفت که سوررئالیست پره‌ور چیزی متفاوت از هم نسلان خودش بود و به آنها شبیه نیست.» فرید، مترجم این اثر نیز در بخش پایان صحبت‌های خود می‌گوید: «پره‌ور شاعر شناخته شده‌ای است و اگر این کتاب پشت ویترین کتابفروشی‌ها بیاید و به علاقه‌مندان شعر اطلاع داده شود که این کتاب منتشر شده، فکر می‌کنم که از آن استقبال شود.» در پایان باید گفت که جواد فرید با ترجمه و انتشار مجموعه اشعار ژاک پره‌ور دریچه جدیدی را به سوی این شاعر فرانسوی و در کل شعر فرانسه باز کرده است که می‌تواند در آینده مسائل جدیدی درباره تاثیرپذیری شاعران‌ دهه 40 و 50 کشورمان را نمایان کند؛ شاعرانی که در آن زمان به شدت شعر کشورهای غربی مانند فرانسه را پیگیری می‌کردند. بهترین جمله برای توصیف این کتاب، سطری است که در صفحه 255 کتاب آمده؛ آنجا که پره‌ور می‌گوید: «بهشتی عمومی که در آن شبانه‌روز می‌توان شنید.» در پشت جلد این کتاب آمده است: «وقتی می‌خوابم من با پرندگانی سرشار از چشم می‌خوابم و در رویایم باغی را می‌بینم اما اگر چشمانت دور از چشمان من باشند آنگاه با اشک‌هایی پر از چشم می‌خوابم و اندوه نام رویای من است» کتاب «مجموعه اشعار ژاک پره‌ور» با ترجمه جواد فرید با قیمت 59000تومان در 478صفحه و در شمارگان 1000نسخه منتشر شده است.   ]]> ادبيات Tue, 01 Jan 2019 04:54:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/269902/شاعری-شعرهایش-قصه-تعریف-می-کند هزار بازی‌ برای آموزش دیکته‌نویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/269720/هزار-بازی-آموزش-دیکته-نویسی اسماعیل جمالی، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب «بازی‌های دیکته‌نویسی» گفت: این کتاب مشتمل بر حدود هزار بازی است و هر بازی قابلیت تبدیل به چندین بازی دیگر دارد. این کتاب به عنوان یک کتاب مرجع به ارائه انواع روش‌ها و راهکارها می‌پردازد و به معلم‌ها انواع روش‌ها را می‌آموزد که بتوانند با استفاده از آن روش‌ها، دانش‌آموزان را دیکته‌نویسی آموزند و آن‌ها را برای این مهم بر سر ذوق آورند. درواقع این کتاب دیکته‌نویسی را لذت‌بخش می‌کند و دانش‌آموز را شوق نوشتن در سر می‌آورد.   این نویسنده درباره چگونگی نوشتن این کتاب توضیح داد: کار من تدوین بازی‌های آموزشی در موارد مختلفی مانند بازی‌های مربوط به زیرساخت‌های آموزشی، محتواهای درسی و بازی‌های رفتاری است. سال‌ها بود که می‌دیدم انگیزه نوشتاری در افراد ضعیف شده و نوشتن صحیح کلمات از یاد رفته است. بر این اساس بر آن شدم که در این زمینه برای والدین، معلمان و دانش‌آموزان روش‌ها و بازی‌هایی را تدوین کنم و مبادرت به چنین فعالیتی شد و این کتاب به همت دفتر نشر ندای سینا منتشر شد و اکنون به چاپ دوم رسیده است. البته مدتی قبل به همت انجمن زنان ناشر و همکاری سازمان اکو و با حضور آرزو ریانی و تعدادی از فرهنگ دوستان جلسه نقد و بررسی کتاب «بازی‌های دیکته‌نویسی» برگزار شد و در نهایت به منظور استفاده راحت‌تر و وسعت بخشیدن به جامعه مخاطبان پیشنهادهایی مطرح شد که در چاپ‌های بعدی کتاب لحاظ شود. تقویت سرعت انتقال ذهن و حافظه‌های دیداری و شنیداری  جمالی با اشاره به اینکه این کتاب فقط مهارت دیکته‌نویسی را تقویت نمی‌کند، افزود: این کتاب به ارائه انواع بازی‌ها در زمینه‌های مختلف یادگیری می‌پردازد و موجب تقویت سرعت انتقال ذهن، تقویت حافظه‌های دیداری و شنیداری، سرعت عمل، افزایش گنجینه واژگان، تقویت سیرمنطقی گفتار و حدود ۴۰ مورد از موارد زیر ساخت آموزشی می‌شود. از سوی دیگر هدف من این بوده که بازی‌های دیکته‌نویسی به شکلی مؤثر در بازی‌ها و در مناسبات خصوصی و مهمانی‌ها راه باز کند. بدین لحاظ بازی‌های مختلفی برای شب‌نشینی‌ها و مناسبت‌های گروهی دارد که ضمن ایجاد فضای شاد، دیکته‌نویسی را هم تقویت می‌کند.   این نویسنده در ادامه بیان کرد: همچنین برای ایجاد علاقه در زمینه دیکته نویسی لازم است که از جمیع امکانات و ابزار موجود استفاده کنیم. در واقع در این کتاب سعی بر آن بوده است که ضمن استفاده از امکان شعر و داستان و نمایش و جدول و نظیر این‌ها برای تقویت دیکته نویسی، در دانش‌آموز نسبت به تمام این مقاصد و تکنیک‌ها علاقه ایجاد شود که دانش‌آموز به این فعالیت‌ها روی آورد یا میل و رغبتی در او به این موارد ایجاد شود.   جمالی درباره نیاز به فضای خاص یا امکانات و ابزار ویژه برای انجام بازی‌های این کتاب گفت: از جمله مهارت‌های به کار رفته در این کتاب این است که انجام بازی‌های این کتاب نیاز به هیچ ابزار و تشریفات خاصی ندارد. در هر فضایی و با هر امکانی قابل استفاده و انجام است. در حقیقت این کتاب از جمیع فرصت‌های واقعی زندگی چه در محیط منزل و چه در کلاس درس استفاده کرده و همه فرصت‌های واقعی را در قالب بازی تدوین کرده و لحظه‌های زندگی را تبدیل به بازی و موقعیتی آموزشی کرده است.   او در پاسخ به این سوال که آیا این کتاب به بررسی دلایل و درمان اختلالات دیکته نویسی نیز پرداخته است، توضیح داد: این کتاب فقط کتابی مرجع برای تقویت دیکته نویسی است و صرفا ارائه راهکار می‌کند تا با کمک روش‌های مندرج در آن دیکته نویسی مسیری هموار و دلنشین به خود گیرد.     جمالی، دانش‌آموزان، معلم‌ها، خانواده‌ها و همه افرادی که به امر آموزش علاقه‌مند هستند را از مخاطبان این کتاب برشمرد و گفت: تمام دانش‌آموزان در تمامی پایه‌های تحصیلی و در هر سطح توانایی علمی و درسی می‌توانند از این کتاب استفاده کنند زیرا این کتاب به عنوان یک کتاب کمک درسی برای دانش‌آموزان ضعیف مطرح نمی‌شود بلکه کار این کتاب تقویت، ممارست و ایجاد انگیزه است.   اسماعیل جمالی سال ۱۳۳۹ در برازجان متولد شد و حدود ۴۰ سال است که در زمینه‌های نویسندگی، تدریس، تنظیم محتواهای آموزشی، مشاوره، انجام بازی‌های هدفمند آموزشی، جلسات آموزشی مربیان، برپایی کارگاه‌ها و سمینارها فعالیت دارد و تا به حال 25 عنوان کتاب برای کودکان منتشر کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به «دایره‌المعارف بازی‌های کودکان» اشاره کرد.   انتشارات ندای سینا، چاپ دوم دایره‌المعارف «بازی‌های دیکته‌نویسی» را در قالب 560 صفحه با شمارگان 500 نسخه و قیمت 400 هزار ریال منتشر کرده است.     ]]> کودک و نوجوان Mon, 31 Dec 2018 15:01:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/269720/هزار-بازی-آموزش-دیکته-نویسی ترجمه علی اصغر بهرامی از شاهکار برونته تجدید چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269955/ترجمه-علی-اصغر-بهرامی-شاهکار-برونته-تجدید-چاپ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «بلندی‌های بادگیر» یکی از عجیب‌ترین و شورانگیزترین آثار ادبیات انگلیس است. داستان بر زمینه‌ای شاعرانه استوار است و به این دلیل، بجاست آن را بیشتر شعر بدانیم تا رمان. در این رمان ساده‌دلی‌ها و درون‌بینی روان‌شناختی فوق‌العاده‌ای به توالی دیده می‌شود، به‌گونه‌ای که آن را در شمار آثار کلاسیک آورده است. قدرت بی همتای این اثر رئالیستی دارد که آن را در ردیف شاهکارهای رمان نویسی قرار داده است. Wuthering Heights عنوان اصلی شاهکار ماندگار امیلی برونته است که در سال ۱۸۴۷ منتشر شد و برای نویسنده‌اش شهرت جهانی همراه آورد و بیش از 150 سال است که خواندگان بی‌شماری دارد. اما در سال انتشارش با استقبال چندانی روبه رو نشد و نویسنده‌اش نیز زنده نماند تا موفقعیت اثرش را مشاهده کند. تنها کتاب امیلی برونته که او را در تاریخ ادبیات دنیا جاودانه کرد زیرا چنان هنرمندانه و متفاوت قصه عشق یتیمی ظالم به نام هیت‌کلیف به دختر ارباب، کاترین ارنشاو را نشان می‌دهد که سبب ماندگاری‌اش در تاریخ ادبیات می‌شود.  عشق هیت‌کلیف به تمسخر گرفته می‌شود و حس انتقام‌جویی را در هیت‌کلیف به وجود می‌آورد. با وجود همه خشم و نفرتی که در هیت‌کلیف ریشه می‌دواند عشقش به کاترین از بین نمی‌رود اما فضای گوتیک و تلخ داستان خواننده را آزار داده و سبب شد هیچ‌گاه این داستان را از بین نبرد. «بلندی‌های بادگیر» نوشته امیلی برونته برای نخستین بار در سال 1335 با عنوان «عشق هرگزار نمی‌میرد» در انتشارات فرانکلین منتشر شد. بلندی‌های بادخیز عنوان دیگری است که با آن رمان به فارسی برگردانده شده است. ترجمه علی‌اصغر بهرام‌بیگی از ترجمه‌های قابل اعتمادی است که از شاهکار امیلی برونته انجام شده است.   بخشی از متن: وقتی به درون عمارت رسیدیم، کمک کردم تا کاترین مانتوی بلندش را درآورد و متوجه شدم که در زیر آن بلوز ابریشمی چهارخانه‌ بسیار زیبایی پوشیده است و شلوار سفید و کفش‌های مشکی براق به پا دارد. در آن موقع، چشمان زیبای کاترین از شادی برق می‌زد و وقتی سگ‌های خانه گردش جمع شدند و به علامت استقبال و ابراز خوشحالی شروع به واق واق و دم تکان دادن کردند، وی به هیچ کدام از آن‌ها دست نزد، از ترس آنکه مبادا به لباسش درآویزند و آن را کثیف کنند، در این موقع کاترین مرا به آرامی بوسید و سپس به اطراف خود نگریست و سراغ هیت کلیف را گرفت.   کتاب «بلندی‌های بادگیر» نوشته امیلی برونته با ترجمه علی‌اصغر بهرام‌بیگی با شمارگان 1000 نسخه به بهای 20 هزار تومان از سوی انتشارات علمی و فرهنگی راهی بازار کتاب شد.     ]]> تازه‌های کتاب Mon, 31 Dec 2018 14:36:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269955/ترجمه-علی-اصغر-بهرامی-شاهکار-برونته-تجدید-چاپ اجازه ندهیم حقوق کودکان پایمال شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269944/اجازه-ندهیم-حقوق-کودکان-پایمال-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کودکان، آسیب‌پذیرین قشر جامعه هستند که با حقوق خود آشنایی ندارند و اغلب اوقات توجهی به حقوق آن‌ها نمی‌شود. هرچند امروزه در مجامع جهانی صحبت درباره کودکا نو حقوق آن‌ها رواج بیشتری یافته ولی کماکان کودکان زیادی در کشورهای گوناگون مورد سوءاستفاده‌های مختلف قرار می‌گیرند و حقوق آن‌ها پایمال می‌شود. ابراهیم شکا در کتاب «سواد حقوقی کودک» کوشیده به همراه نکات آموزشی حقوق دانش‌آموزان از پیش‌دبستانی تا دبیرستان، قوانین مربوطه را به آن‌ها بیاموزد.   این کتاب در قالب سه بخش به بیان اصول و مبانی حقوق کودک از دیدگاه اسلام و اعلامیه‌های جهانی، پودمان‌های آموزشی حقوق کودک در دوره شش ساله اول و دوم نظام آموزشی و قوانین و مقررات حمایت از حقوق کودک می‌پردازد.   در بخشی از مقدمه این کتاب نوشته شده است: «درباره حقوق کودک مطالب زیادی به صورت مقالات، قوانین و مقررات داخلی و پیمان‌نامه‌های بین‌المللی با تشریفات خاص خود به قلم قانون گذاران، حقوق‌دانان، روشنفکران و علما و بالاتر از همه با زبان الهی به رشته تحریر درآمده است. حال این سوال مطرح می‌شود که باتوجه به متون حقوقی فراوان و تکالیف قانونی و همچنین آمار رسمی منتشر شده در خصوص تعهد کشورها به رعایت این حقوق  چرا همچنان شاهد نقض حقوق کودک در جوامع بشری هستیم؟ برای پاسخ به این سوال و بررسی و بازخوانی وقایع دهه اخیر در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد. طی سال‌های 2017 تا 2003 در جنگ‌هایی که در کشورهای عراق، سوریه، یمن و سودان و ... به وجود آمده است، شاهد وقایع انسانی و نقض تمامی حقوق بشر و حقوق کودک هستیم. این وقایع دقیقا همان عامل و مسبب ایجابی اعلامیه حقوق کودک در سال 1924 میلادی پس از جنگ جهانی اول است. در آن زمان به علت آسیب‌های حاصل از جنگ به کودکان سازمان‌های حقوق بشر خواستار تغذیه، بهداشت و سرپناه برای کودکان آواره شدند و همین امر، منجر به تاسیس صندوق بین‌المللی کودکان در سال 1946 میلادی شد.»   انتشارات مدرسه، کتاب «سواد حقوقی کودک» را در208 صفحه با شمارگان 200 نسخه و قیمت 350 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 31 Dec 2018 13:26:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269944/اجازه-ندهیم-حقوق-کودکان-پایمال-شود «نان و گل سرخ» به 35 هزار نسخه رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269946/نان-گل-سرخ-35-هزار-نسخه-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «نان و گل سرخ» اثر کاترین پاترسون با ترجمه حسین ابراهیمی (الوند) است که در سال 1386 از سوی کانون پرورش فکری منتشر و یک سال بعد برنده جشنواره کتاب سال شد  این کتاب به نقل داستان زندگی کارگران در دوره انقلاب صنعتی می‌‍پردازد و دو قهرمان دارد که یکی از آنها با نام «رزا» همیشه نگران حضور مادر و خواهر خود در اعتصاب‌های کارگری است. از سوی دیگر در این کتاب داستان پسری به نام «جیک» روایت می‌شود که پدری الکلی دارد. در میانه این اعتصاب رزا و جیک به شهری دیگر فرستاده می‌شوند و تحت سرپرستی خانواده‌ای قرار می‌گیرند. از این جای داستان است که رزا و جیک به عنوان خواهر و برادر شناخته می‌شوند و زندگی آن‌ها با چالش‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شود. کتاب به نقل شرایط دشوار مبارزه، تبعیض، اتحاد، تاثیرات عدم همراهی و... می‌پردازد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «جیک برای عشای ربانی ظهر به کلیسا رفت. داخل کلیسا گرم بود و کسی توجهی به او نمی‌کرد. کمی بعد، همین که خادم کلیسا به جست‌وجوی بیکاره‌ها به پایین راهروی میان نیمکت‌ها، راه افتاد، جیک آهسته زیر نیمکت سر خورد و بی آن‌که بخواهد همان جا به خواب سنگینی فرو رفت. او آخرین باری را که خواب شبانه راحتی کرده بود، به یاد نمی‌آورد. کلیسا، گرچه بادگیر بود، اما در مقایسه با تل زباله‌ها کم و بیش گرم و راحت می‌نمود.» چاپ چهارم «نان و گل سرخ» در  ۲۸۶ صفحه، با شمارگان 5 هزار نسخه به قیمت 17هزار و 500 تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. براساس خبر روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، شمارگان این کتاب که از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است در مجموع به 35هزار نسخه رسیده است. ]]> کودک و نوجوان Mon, 31 Dec 2018 13:13:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269946/نان-گل-سرخ-35-هزار-نسخه-رسید رونمایی از اولین کتاب گروه انتشاراتی خزه‌وسنگ با حضور غبرائی و پوری http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269354/رونمایی-اولین-کتاب-گروه-انتشاراتی-خزه-وسنگ-حضور-غبرائی-پوری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گروه انتشاراتی خزه‌وسنگ، نخستین کتاب خود با عنوان «وقتی که او رفت»، اثر لیزا جوئل، با ترجمه علی شاهمرادی را با حضور مهدی غبرائی و احمد پوری در کتابفروشی کورش چشمه رونمایی خواهد کرد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 17 روز سه‌شنبه (11 دی‌ماه) به کتابفروشی کورش نشر چشمه واقع در بزرگراه ستاری شمال، خیابان پیامبر مرکزی، مجتمع تجاری کورش، طبقه ۵، واحد ۴ مراجعه کنند. به گفته ناشر عواید فروش این رمان در این مراسم، برای کودکان بیمار تحت حمایت بنیاد همدلان کودک‌ونوجوان هزینه می‌شود.   «وقتي كه او رفت» رمانی است تريلر با آدم‌هايی كه عشق و نفرت را همزمان به نمايش می‌گذارند. آدم‌هايی رازآلود در فضايی آميخته با غم و حسرت و عشق، و تلاش برای دوباره ساختن زندگی. ديلی ميل درباره‌ رمان‌های ليزا جوئل می‌نويسد: «احساساتی عميق و به طرزی غيرقابل باور، هوشمندانه. جوئل از فضای داستان‌های زنانه به سمت داستان‌های جنايی و روان‌شناسانه رفته، ولی فوق‌العاده بودن و درخشيدن را از دست نداده است.» درباره موضوع این رمان باید گفت که الی، دختر نوجوان خانواده‌ای گرم و صمیمی، ناگهان گم می‌شود و هیچ  رد و اثری از او به دست نمی‌آید. همین اتفاق، سرآغاز ویرانی خانواده و سر برآوردن بحران‌هاست. ده سال بعد، پای مرد مرموزی به زندگی مادر الی باز می‌شود. همزمان پلیس تماس می‌گیرد و خبر می‌دهد که نشانه‌هایی از الی پیدا کرده است. این رمان در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های وال‌استریت‌ژورنال، یواس‌ای‌ تودی و نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۸ بوده است. همچنین از ریل ریدرز امتیاز پنج را دریافت کرده است. این رمان در بین نامزدهای نهایی گودریدز 2018 نیز قرار دارد. لیزا جوئل که پیش از این با رمان «خانه‌ای که در آن بزرگ شدیم» به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده در 11 دی‌ماه آینده با رمان جدیدش در بازار نشر ایران حضوری دوباره می‌یابد. کتاب «وقتی که او رفت»، اثر لیزا جوئل با ترجمه علی شاهمرادی در 352 صفحه و با بهای 35 هزار تومان از سوی نشر «خزه» (وابسته به گروه انتشاراتی خزه‌ و سنگ) راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Mon, 31 Dec 2018 10:40:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269354/رونمایی-اولین-کتاب-گروه-انتشاراتی-خزه-وسنگ-حضور-غبرائی-پوری ترامپ از تمام راهبردها برای خودکامگی بهره می‌برد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/269486/ترامپ-تمام-راهبردها-خودکامگی-بهره-می-برد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سایت انتشارات پنگوئن- رندم هاوس، کتاب «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند؛ آنچه تاریخ در مورد آینده می‌گوید» نوشته دو تن از اساتید شناخته شده علوم سیاسی دانشگاه هاروارد است. استیون لویتسکی تا پیش از انتشار کتاب «دموکراسی‌ها...» تمرکز خود را بر روند دموکراتیک‌سازی آمریکای لاتین معطوف کرده بوده است و عمده کتاب‌های دانیل زیبلات دیگر نویسنده این کتاب، بر تغییر ماهیت دموکراسی‌ها در میانه دو جنگ جهانی تمرکز دارد. با این سابقه حالا این دو نویسنده به همراهی هم کتابی درباره روند دموکراسی آمریکایی در این روزها نوشته‌اند. روندی که از منظر آنان خطیر است. لازم به ذکر است که کتاب «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند» به تازگی با ترجمه سیامک دل‌آرا و اعظم ورشوچی‌فرد از سوی نشر پارسه به فارسی منتشر شده است. شما حدود بیست‌سال از فرآیند پژوهشتان را در مطالعه فرآیند مرگ دموکراسی در کشورهایی غیر از آمریکا گذرانده‌اید، چه شد که حس کردید نیاز دارید توجه خود را معطوف به ایالات متحده کنید؟ سال 2015، وقتی رقابت‌های اولیه انتخابات ریاست‌جمهوری (در آمریکا) آغاز شد هر دوی ما احساس کردیم که این قصه را پیشتر شنیده‌ایم. ماجرا ابتدا چندان بالا نگرفته بود. فقط گاهی نامزدها متهم به رعایت نکردن قوانین و مقابله با رسانه‌ها می‌شدند یا با تشویق خشونت مردم را به دیوانگی دعوت می‌کردند. در طول رقابت‌های اولیه انتخاباتی که در فاصله سال‌های 2015 و 2016 برگزار شد، اما ماجرا بالا گرفت و ما اندک اندک نگران شدیم. نقطه عطف بزرگ برای هر دوی ما زمانی بود که دونالد ترامپ توانست پیروز رقابت درونی حزب جمهوری‌خواه شود و نامزدی این حزب برای انتخابات ریاست‌جمهوری را اخذ کند. این از نظر ما فاجعه بود. همان سازوکاری بود که بین دو جنگ جهانی در اروپا رخ داد. زمانی که عوام‌فریب‌ها احزاب سیاسی را تسخیر کردند. همین امر در آمریکای لاتین هم رخ داده است. زمانی که سیاستمداران مستقر با این ایده که می‌توانند با شریک کردن شورشیان در قدرت آنها را کنترل کنند، معامله‌ای را ترتیب دادند و البته تبعات این معامله چندان خوب نبود. ما می‌دانیم این‌گونه از رفع خصومت، علاوه بر آنکه به فرصت‌طلبی و بزدلی اجازه عرض اندام می‌دهد، نوعی استقبال از اتفاقات بد هم محسوب می‌شود. در نهایت وقتی در‌ آخرین روزهای سال 2016، کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ از تایید این موضوع که او نتیجه انتخابات را به هر شکل که باشد خواهد پذیرفت سر باز زد، ما فهمیدیم که وارد زمین بازی خطرناکی شده‌ایم.   شما در مورد چالش ناگزیر دموکراسی‌ها در مواجهه با دوگانه انتخاب یک نامزد محبوب و در عین حال جلوگیری از قدرت‌گرفتن عوام‌گرایان افراطی می‌نویسید. احزاب آمریکایی چگونه می‌توانند در مواجهه با این دوگانه تعادل خود را از دست ندهند؟ این مسئله مهمی است. ما حامی مشتاق دموکراسی هستیم، اما فکر نمی‌کنیم که احزاب برای دموکراتیک بودن باید نامزدهای خود را به شیوه دموکراتیک انتخاب کنند. در بسیاری از دموکراسی‌های مستقر در سطح جهانی، از جمله در بخش وسیعی از تاریخ ایالات متحده، نیروهای داخل احزاب نقش مهمی در انتخاب نامزد انتخاباتی داشته‌اند. آنچه که در قرن گذشته «اتاق پر از دود» خوانده می‌شد و به نشست‌های خصوصی سیاستمداران برای انتخاب نامزدها اشاره داشت، در حالی که در ابتدا به نظر می‌رسد در جهت نقض اصول دموکراتیک بوده است، اما فضیلت‌هایی هم داشت: این شیوه در جهت دور نگه‌داشتن افراط‌گرایان از به دست گرفتن سرنوشت حزب موثر بود. هم در گذشته آمریکا و هم دیگر دموکراسی‌های باثبات رهبران حزبی ریسک‌گریز هستند. آنها به دنبال نامزدهایی هستند که احتمال موفقیت‌شان بیشتر است و این به طور معمول به معنای دورنگه‌داشتن عوام‌فریبان از قدرت است. البته، اتاق پر از دود، همواره دلیلی برای نکوهش عملکرد نخبگان بوده است ولی این یک تنش تکراری در قلب دموکراسی است: حفظ یک دموکراسی ممكن است این امر را الزامی کند که انتخاب نامزدها قبل از شروع رقابت‌های دموكراتیك بر عهده رهبران حزبی قرار بگیرد. این دیدگاه ممکن است چالش‌برانگیز باشد، اما ما اعتقاد داریم که پایداری درازمدت دموکراسی نیازمند ترکیب علائق مردم و دروازه‌بانی رهبران حزبی به هنگام انتخاب نامزدهای حزبی است.   در «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند»، شما در مورد راه‌های مختلفی که خودکامگان برآمده از انتخابات برای تحکیم قدرت خود اتخاذ می‌کنند بحث کرده‌اید. ترامپ از کدامیک از آن شیوه‌ها بهره‌برداری کرده است؟ با نگاهی به اطراف جهان، می‌توانیم سه راهبرد را بیابیم که خودکامگان برآمده از انتخابات عموماً از آنها بهره می‌برند. این ناامیدکننده است اما ترامپ از هر سه آنها استفاده کرده است. اولین راهبرد تسخیر قوه داوری است. به این معنا که کنترل دادگاه‌ها و دیگر مراجع کلیدی تحقیق و نظارت و قانونگذاری به دست فرد خودکامه بیفتد. دومین راهبرد از معرکه خارج کردن بازیگران کلیدی مانند صاحبان رسانه‌ها، بازرگانان ثروتمند، سیاستمداران مخالف، و یا شخصیت‌های برجسته فرهنگی که می‌توانند مخالفت‌های خود را به صورت  عمومی ابراز کنند است. این کار از طریق خرید آنها یا تلاش برای ساکت کردن آنها با استفاده از اقدامات قانونی مانند حسابرسی مالیاتی یا تحقیقات درباره فساد صورت می‌گیرد. سومین راهبرد تلاش برای بازنویسی قوانین بازی از قبیل قانون اساسی و یا قوانین انتخابات به ضرر مخالفان و رقبا است. ترامپ تمام این راهبردها را اجرا کرده است: اخراج جیمز کومی (رئیس سابق اف.بی.آی) نمونه بهره‌برداری از راهبرد اول است. حملات او به رسانه‌ها نمونه استفاده از راهبرد دوم است. شکل دادن به کمپین برای اعمال محدودیت‌های شدید در ثبت نام رأی‌دهندگان نمونه بهره‌برداری از راهبرد سوم است. اما تا کنون اکثر تهدیدات او عملی نشده است و او توسط دادگاه‌ها یا دولت‌های محلی متوقف شده است. استیون لویتسکی آیا رهبری از میان رهبران حال یا گذشته دنیا سراغ دارید که شباهت‌های ویژه‌ای با دونالد ترامپ داشته باشد؟ هیچ کس کاملا مثل ترامپ نیست. او منحصر به فرد است و سه ویژگی مهم را با هم ترکیب کرده است: اول اینکه او یک سیاستمدار غیرحرفه‌ای ثروتمند مانند برلوسکونی در ایتالیا و تاکسین شیناواترا در تایلند است. دوم اینکه او میل روشنی به خودکامگی دارد. مانند رافائل کوئرا در اکوادور یا رجب طیب اردوغان در ترکیه و سوم اینکه، از لحاظ خصوصیات شخصی، او عمیقا نامناسب برای اداره امور است. تعداد کمی از دیگر رهبران جهان این سه ویژگی را همزمان با هم دارند.   ابتکار عمل ضددموکراتیک  بعدی دولت ترامپ چه چیزی خواهد بود؟ احتمالا ایجاد کمیسیون مشورتی ریاست جمهوری در مورد شفافیت انتخاباتی. این کمیسیون بر اساس یک افسانه شکل گرفته است: تقلب انتخاباتی در ایالات متحده گسترده است. فعالیت‌های اولیه این کمیسیون نشان می‌دهد که هدف آن محو آرا به وسیله محو رأی دهندگان با مشکل کردن قوانین انتخاباتی است. این رویکرد بازگشت به روزهایی است که آزمون‌های سواد آموزی و سایر اقدامات برای از بین بردن رای میلیون‌ها آمریکایی‌آفریقایی در سراسر ایالات جنوبی استفاده می‌شد. هدف این قوانین تحت تاثیر قرار دادن رای کم‌درآمدها و اقلیت‌هاست که اکثرا به حزب دموکرات رای می‌دهند. با این روش‌ها می‌خواهند بازی را به نفع حزب جمهوری‌خواه تمام کنند. این یک ابتکار خطرناک است. دانیل زیبلات   آمریکایی‌های عادی برای کمک به حل بحران دموکراتیک چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟ پیشنهاد برخی از تحلیل‌گران این است که دموکرات‌ها هم باید از شیوه‌های جمهوری‌خواهان استفاده کنند اما به گمان ما این پاسخ مناسبی برای چنین پرسشی نیست. این شیوه تنها به کاهش روزافزون هنجارهای دموکراتیک منجر می‌شود. مخالفان ترامپ باید با شدت مبارزه کنند، اما مبارزه‌شان باید در جهت دفاع از حقوق و نهادهای دموکراتیک. اعتراضات صلح‌آمیز مفید است، اما در نهایت، موثرترین شیوه مبارزه  احتمالا نهادی است. یعنی از طریق دادگاه‌ها، دولت‌های ایالتی  و مهمتر از همه انتخابات. بنابراین بسیج آرا در انتخابات‌های پیش رو ضروری است. اما آمریکایی‌های عادی اقدام دیگری هم باید انجام دهند: سعی کنند ائتلاف‌های گسترده‌تری در دفاع از دموکراسی ایجاد کنند. برای حصول اطمینان از بقای دموکراسی، ما باید اتحادهایی را بسازیم که فراتر از خطوط حزبی سنتی باشد. برای لیبرال‌ها، این به معنی ساختن اتحادیه‌های نامعمول است اتحاد با بازرگانان راست‌گرا، مسیحیان انجیلی و محافظه کاران مخالف وضع موجود. شکل دادن به چنین ائتلافی سخت است و باید بر سر برخی از اصول مصالحه کرد اما تن ندادن به آن بسیار خطرناک است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 31 Dec 2018 06:38:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/269486/ترامپ-تمام-راهبردها-خودکامگی-بهره-می-برد آرایش واژگانی زبان فارسی منجمد و انعطاف‌ناپذیر شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269734/آرایش-واژگانی-زبان-فارسی-منجمد-انعطاف-ناپذیر-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) تاریخ بیهقی، به اعتراف بزرگان بسیاری در طول قرن‌ها نه تنها یک کتاب تاریخی حاوی اطلاعات ناب و منحصر به فرد از حوادث حکومت غزنویان است بلکه اثری شاخص و نادر از جهت ویژگی‌های ادبی است، تا جایی که این اثر که درواقع در نظر مولف آن ابوالفضل بیهقی اثری برای بیان تاریخ برهه‌ای از حکومت غزنوی بوده است، ماهیتی ادبی پیدا کرده و این دلیلی ندارد جز نبوغ نویسنده آن ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی دبیر دیوان رسالت و شاگرد بونصر مشکان صاحب دیوان رسالت در زمان سلطان مسعود. نثر بیهقی آنگونه که بارها و بارها ذکر آن رفته است، نثری مانند کتاب‌های دیگر تاریخ نیست، به عبارتی بیهقی به دلیل مطالعات فراوانی که داشته و نبوغ ذاتی‌اش نثری خلق کرده که علاوه بر اهمیت تاریخی بر وزن ادبیات و نثر فارسی افزوده است که هر خواننده کمی مانوس با ادبیات متوجه آن خواهد شد. اما روی کاغذ چطور می‌توان مزایای نثر بیهقی را ثابت کرد؟ این کار جنبه‌های مختلف دارد و متن بیهقی را مانند هر متن دیگر می‌توان از منظرهای مختلف بررسی کرد. کتاب «بلاغت ساختارهای نحوی در تاریخ بیهقی» کتابی است که متن تاریخ بیهقی را از جنبه «بلاغت» بررسی کرده است، یعنی با تحلیل خط‌به‌خط این کتاب با روشی علمی ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که تاریخ بیهقی را ممتاز از دیگر متون و ابوالفضل بیهقی را نویسنده‌ای نخبه معرفی می‌کند. این کتاب که پایان‌نامه مولف بوده در جایزه فتح‌الله مجتبایی سال گذشته رتبه اول را کسب کرد و پس از انتشار در آخرین دوره جایزه جلال آل‌احمد به عنوان اثر شایسته تقدیر در بخش نقد ادبی معرفی شد. لیلا سیدقاسم مولف این کتاب فارغ‌التحصیل دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است و این روزها به آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان مشغول است. به همین بهانه از او دعوت کردیم با حضور در خبرگزاری ایبنا درباره چندوچون روش تحقیق و کار عملی او در این کتاب گفت‌وگو کنیم.  کتاب «بلاغت ساختارهای نحوی در تاریخ بیهقی» اولین اثر جدی شماست که در اصل رساله دوره دکتری‌تان بوده و از نظر من شما برای این کتاب زحمت بسیاری کشیده‌اید. خیلی برایم جالب بود که اصل متن بیهقی را مورد بررسی دقیق قرار داده‌اید و با جدول و آمار و ارقام و شیوه‌ای علمی ساختار نثر بیهقی را واکاوی کرده‌اید. در ابتدا بگویید که در این جدول‌ها چگونه این محاسبات را انجام داده‌اید آیا تمام متن بیهقی را در این جداول برده و کار کرده‌اید؟ کار من در این کتاب درواقع یک کار ذره‌بینی و یک کار کلی است. کار ذره‌بینی را روی 40 صفحه از متن بیهقی انجام دادم؛ خب اگر می‌خواستم خط به خط متن را تحلیل جزئی کنم خیلی زیاد می‌شد. از همین 40صفحه ساخت‌هایی را پیدا کردم که ارزش کارکردن داشتند. پس دوباره بیهقی را خواندم و نمونه‌های دیگری برای آن ساخت‌ها پیدا کردم. یعنی با 40 صفحه شروع کردم بعد برای ساخت‌هایی که در این صفحات نشان‌دار و ارزشمند بودند و جای کار داشتند تمام متن را دیدم و تک به تک گشتم. من از فضای اکسل استفاده کردم و این روشی بود که به کمک یکی از دوستانم به آن رسیدیم، قرار بود دوست من حمیده نوح‌پیشه به سفارش دکتر شفیعی‌کدکنی روی سعدی کار کند و من هم بیهقی. مدت زیادی باهم کار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در ابتدا او بیت‌ها و من جملات را وارد اکسل کنیم. این کار را انجام دادم و بعد از آن جملات را نصف کرده و به واحدهای کوچک‌تری تبدیل کردم و همه آن‌ها را نوشتم و شروع کردم به آمار گرفتن که زمان زیادی برد و مهم‌ترین سوالی که در آن‌جا مطرح می‌شد این بود که من ساخت جمله‌ها را از کجا د می‌آورم یعنی بر چه اساسی؟! اولین کاری که کردیم این بود که پنج کتاب دستوری را خلاصه کردیم که از آن‌ها استفاده کنیم در بعضی قسمت‌ها نیز نمی‌دانستیم که ساخت برخی جملات چیست؟ نه دستور سنتی جواب می‌داد نه دستور مدرن. سال‌هاست که درباره این موضوع حرف زده می‌شود و از نبود یک دستور زبان جامع و مانع گلایه دارند. نمی‌دانم چرا هیچ اتفاقی برای دستور زبان نمی‌افتد، خب همه این‌ها را جمع کنند و چیزی مونتاژ کنند و آن را به عنوان دستور رسمی اعلام کنند. ‌دستورهایی که آمده برخی نیاز‌ها را برطرف می‌کند ولی این‌ها پاسخگوی متن کلاسیک نیستند. در متن کلاسیک هزار مدل «را» داریم و دیگر «را» صرفا «را»ی مفعولی نیست. «را» در آن‌جا بعد از نهاد، بعد از مفعول و به جای حرف اضافه می‌آید. دستورهایی امروزه هست که روی متن‌های الان جواب می‌دهند و بچه‌ها با آن یاد می‌گیرند چون دستور ساختاری است، با آن می‌توانند جمله بسازند و جملات قبلی را تحلیل کنند و آن مقداری که در مدارس کار می‌شود پاسخگوی متون معاصر هست، اما پاسخگوی متون کلاسیک نیست، اگر بخواهد جوابگوی متون قدیم باشد باید دوباره نوشته شود. درواقع با توجه به متون قدیمی نوشته شود.   پس شما از چند دستور استفاده کردید. ما مجبورشدیم که یک دیدگاه تلفیقی داشته باشیم که جواب بگیریم و در بعضی قسمت‌ها نیز سخت بود،  اینکه آیا باید همین جمله را در نظر بگیریم یا به زیرساخت آن تبدیل کنیم. هم من و هم حمیده نوح‌پیشه با این سختی‌ها مواجه شدیم. غزلیات سعدی و نثر بیهقی هردوی این ویژگی‌ها را داشتند ولی بازهم نتیجه‌بخش بود. از خطاهایی که من قبول دارم داشتم یا او داشت و در جاهایی که متوجه نمی‌شدیم می‌توان چشم‌پوشی کرد‌، یعنی به اندازه‌ای نبود که روی کار تاثیر بگذارد.                      خانم سیدقاسم دانشجو در رساله خود درس پس می‌دهد و در آن به مخاطب ثابت می‌کند که از دانش کافی برخوردار است اما ماهیت کتاب با رساله متفاوت است و رساله‌ها و پایان‌نامه‌هایی هم که کتاب می‌شوند باید تغییر ماهوی داشته باشند. چرا مقدمه شما انقدر طولانی است 92صفحه فقط درباره چیستی وچرایی بلاغت توضیح داده‌اید. به نظرم نسبت به حجم کتاب زیاد نیست ولی این ایراد از این نظر ممکن است وارد باشد که شاید ارتباط بخش نظری و بخش عملی می‌توانست قوی‌تر باشد و چون به آن قوت نیست می‌توانست خلاصه‌تر از این باشد. طبق همان چیزی که در مقدمه توضیح دادم خواستم آن راهی که در رساله رفتم،‌ آن راه و مدل دانشجویی که رفتم و رسیدم را حذف نکنم، ‌یعنی مخاطب ببیند که حرکت فکری من چگونه بوده یعنی من شروع کردم روی بلاغت و آن چهارچوبی که جرجانی به من می‌داد کار کردم و در قسمت‌هایی متوجه شدم که جواب کار من را نمی‌دهد و بعد رفتم تئوری‌های زبانشناسی امروز را دیدم و سعی کردم بعضی از شکاف‌ها را بپوشانم و سپس به سراغ مباحث رفتم.  بنابراین بعضی از مطالبی که در متن رساله بود در پاورقی قرار دادم و بعضی از پاورقی‌ها را حذف کردم. البته نمی‌توانم این را رد کنم که خلاصه‌تر از این هم می‌توانست باشد. همه حرف‌ها درباره بیهقی زده شده است و من سعی کردم کوتاه صحبت کنم. ولی در بعضی از مباحث برایم چالش بود. ارتباط بلاغت و سبک‌شناسی و بحثی درباره دانش معانی که در مقدمه به آنها پرداخته شده قسمت‌هایی بود که برای خود من سوال بود. به نظر من مخاطب این کتاب خیلی خاص است.  برای من هم جالب بود که در جایزه جلال آل‌احمد به چنین کتابی پرداخته شد و این اتفاق خوبی است. به نظر خودتان اثرتان چه ویژگی داشت که در بین آثار دیگر انتخاب شد؟ تنها دلیلی که می‌توانم حدس بزنم به خاطر کار با متن است. مشکلی که نقد ادبی ما دارد این است که بسیار تئوری زده است به همین دلیل احترام به کار عملی فکر می‌کنم کارم انتخاب شد. به نظر من شاید این داورها نگرش‌شان این بوده به کاری که با متن درگیر شده و سعی کرده از متن بپرسد و جواب بگیرد جایزه دهند هرچند این پرسش‌هایی که کرده پیچیده بوده یا جواب‌هایی که گرفته جواب‌های موثری نبوده اما سعی کردند این نگرش را داشته باشند و به کارکردن با متن احترام بگذارند. به نکته خیلی مهمی اشاره کردید و آن برخورد با متن است که بین منتقدان ما خیلی کم اتفاق می‌افتد و به قول شما اکثرا نظریه‌های مختلف را جمع می‌کنند و نتیجه می‌گیرند،‌ خیلی کمتر دیده شده که با متن برخورد شود. شما از جنبه فنون بلاغی به بیهقی پرداختید و از هزار جنبه دیگر هم می‌توان به آن پرداخت با همین حجم و کیفیت و در متون کلاسیک دیگر موارد زیادی وجود دارد که بتوان به آن پرداخت، اما منتقدان ما به سراغ کارهای ساده‌تر که همان تجمیع نظریات است می‌روند. امیدوارم که در آینده متون کلاسیک ما بیشتر دیده شوند. ببینید من این کار را در پایان‌نامه ارشدم هم انجام دادم اما نتیجه نگرفتم. راهی که در کارشناسی ارشد طی کردم به این شکل بود که تئوری سبک شناسی نقش‌گرای هلیدی را انتخاب کردم و بعد از آن روی متن شاملو کار کردم و وقت زیادی را صرف این کار کردم. چون اولین بارم بود که تئوری انگلیسی را در ادبیات فارسی پیاده می‌کردم و باید گفته‌ها و دستور نقش‌گرای هلیدی را می‌خواندم و بعد می‌دیدم که با سبک‌شناسی چه کاری می‌توان روی آن انجام داد و تازه آن را در آثار شاملو به کار می‌بردم و سعی  می‌کردم به کمک این دستور زیبایی‌شناسی شعر شاملو را نشان دهم. راستش از آن کاری که در کارشناسی ارشد انجام دادم هیچ مقاله‌ای ندارم و خوشحالم از این بابت، چون نتیجه‌ای نداد یعنی دفاع کردم ولی بعد از آن از کارم راضی نبودم. یعنی این که در هر شعری می‌توان زیر برخی کلمات خط کشید و برچسب‌هایی به آن زد و با این برچسب‌ها حرف‌هایی بزنی ولی هیچ قدمی‌ به جلو برنداشتی و هیچ حرفی در رابطه با شاملو نزدی که پیش از آن نزده باشند یا این که می‌توانی حرف تکراری بزنی ولی با یک راه جدید. حتی این هم اتفاق نیفتاد و اگر حرفی زدم و به این نتیجه رسیدم با مبناهای قبلی آن‌ها را بیان کردم با حرف‌های جدید و مبنای جدید کاری انجام ندادم. پایان‌نامه کارشناسی ارشد برای من آزمون و خطا بود. من نتوانستم ولی قطعا خیلی‌ها این راه را رفتند و جواب گرفتند این‌ها حرف‌های نسبی است. من نتوانستم با یک نظریه زبان‌شناسی امروز روی متن معاصر کارکنم و سعی خودم را کردم که درست عمل کنم. شاملو را برای این انتخاب کردم که او خیلی در قید وزن و قافیه نیست بنابراین تصور کردم باید شعریتش از جای دیگر بیاید پس می‌توانم برای کشف آن منبع از چیزی به جز قراردهای سنتی خودمان در وزن و قافیه کمک بگیرم بنابراین می‌توان آن را سبک شناسی مدرن امروز ما دانست.                    این جواب خوبی است و نمی‌دانم که شما چرا راضی نیستید، درواقع به صورت عملی نشان می‌دهد که شاملو چه کار کرده و چه کار نکرده و چگونه این شعر تا این اندازه تاثیرگذار بود. شبیه کاری که بر روی بیهقی انجام دادید. تفاوت این دو کار در این بود که کاری که من در کارشناسی ارشد انجام دادم این بود که نظریه هلیدی و ‌دستور نقش‌گرای او را روی شعر شاملو پیاده کردم سعی کردم به کمک دستور نقشگرای هلیدی نشان دهم که چرا شعر شاملو شعر است. ولی خیلی جواب نگرفتم بنابراین فکر کردم که شاید روش درست این است که باید یک قدم به عقب برگردم، گاهی تو از یک جهان دیگر وارد آن جا شدی و برای تعریف خودت نمی‌توانی از این ابزارها استفاده کنی و باید به عقب برگردی. برای اینکه خودت را تعریف کنی باید پل بزنی باید به عقب برگردی و این شکاف را پر کنی و پله‌هایی که رفتی را نشان‌ بدهی. فکر کردم که یکباره من پرشی به دنیای دیگر داشتم و نمی‌توانم آن را به دنیای شاملو وصل کنم و نمی‌توانم جواب بگیرم.   یکی از دانشجویان آموزش زبان فارسی من که در دانشگاه آکسفورد فیزیک و ریاضی می‌خواند یکبار به من گفت پروژه من در دکتری درباره این بود که به کمک مدل‌های ریاضی مدل ذهنی آدم‌هایی که آلزایمر می گیرند را به دست بیاورم. برایم جالب بود و گفت من هم به نتیجه نرسیدم همانند ده‌ها دانشجوی دکترای دیگر که همزمان با من در آکسفورد دکترا می‌گرفتند دانشجوی ریاضی و فیزیک و آن‌ها هم تصمیم گرفتند ریاضی و فیزیک را به زندگی واقعی متصل کنند و نتوانستند و دانشگاه خیلی ما را تشویق می‌کند چون این خودش یک نتیجه است که نفر بعدی می‌داند که دیگر این راه را طی نکند. اگر از این نظر نگاه کنم در پروژه کارشناسی ارشد نتیجه گرفتم و نفرات بعد از من این را می‌دانند. بعد تصمیم گرفتم که برگردم و دکتر شفیعی من را تشویق کرد و به من گفت پایت را از نظریه جرجانی فراتر نگذار با همین می‌توانی به نتیجه برسی. بعد از آن به من گفت هرکاری می‌خواهی انجام بده ولی باید چهارچوب اولیه‌ای داشته باشی و آن چهارچوب جرجانی است و اگر می‌خواهی اجازه داری به هرکس دیگر که می‌خواهی پل بزنی. در ابتدا آن حس سرکشی دانشجویی و عصبانیتم مانع می‌شد اما در هرصورت الان خوشحالم که جرجانی خواندم یعنی احساس کردم که این کار بهتری است، من به سراغ جرجانی رفتم و هلیدی را در کنار خود داشتم و حس می‌کنم اگر الان به سراغ شاملو بروم بهتر آن را درک کنم.  به طور مثال جرجانی روی انسجام متن کار می‌کند و می‌گوید یک متن چگونه متن شده است، ‌حروف ربط چه کمکی کرده است؟ ارتباط جمله‌ها با هم یعنی جمله‌های پیوسته و جمله‌های مرکب چه کمکی کردند. روی این مقولات کار می‌کند هلیدی هم به همین شکل. جرجانی مشکلی دارد و از سطح جمله فراتر نمی‌رود ولی هلیدی کلیت متن را می‌بیند و به نظر من این کمکی است که هلیدی می‌تواند به جرجانی کند. به نظرم رمز موفقیت کتاب شما هم همین است و این تلفیق خوب اتفاق افتاده است. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد من خواستم که این راه را بروم و اگر خوب نرفتم به معنای اشتباه نیست و دوست دارم بعد از من افرادی این راه را طی کنند و در حال حاضر دنیا متوجه این تلفیق شده است. اینکه دکتر شفیعی تاکید داشته‌اند که با روش جرجانی کاملا موفق می‌شوید و اینکه بخش اعظم کار شما بر اساس نظریه‌ جرجانی بوده به نظرم نکته بسیار روشنی است. این روزها اکثر محققان ما به دنبال نظریات غربی هستند و کار بر اساس متد غربی را ترجیح می‌دهند اما شما بر اساس نظریات یک ایرانی کار با این درجه علمی و فنی ارائه داده‌اید.  من در اردیبهشت ماه در بیروت در کنفرانسی با موضوع بلاغت فرا اروپایی یا به تعبیر دیگر تئوری ادبیات فرا اروپایی شرکت کردم ؛ ‌جریان‌های پسا استعماری در حال حاضر متوجه این شده‌اند که وقتی از ادبیات و بلاغت حرف می‌زنند فکر می‌کنند  میراث ادبی جهان منحصر به یونان بوده که همه اش به اروپا منتقل شده است و هرچه که دارند همین است یعنی اصلا جهان اسلام و جهان غیر اروپا را نمی‌بینند و خیلی از اساتیدشان متوجه این موضوع شده‌اند و موضوع کنفرانس این بود. نمایندگانی از زبان ترکی، عرب و من از ایران بودم اروپاییان تازه متوجه شده‌اند که خیلی از حرف‌هایی که می‌زنند دست کم جدید نیست. یعنی تئوری‌های غیر اروپایی می‌تواند به توسعه تئوری‌های ادبیات در اروپا کمک کند یا دست کم چشم آن‌ها را بازتر کند. غربی‌ها در طول قرن‌ها از ادبیات و صنایع ادبی و نظریات بزرگان ما استفاده کرده‌اند و بر پایه آنها نظریات امروزی‌شان را پایه‌ریزی کرده‌اند اما گویا الان خیلی خوش ندارند به آن اعتراف کنند! آن‌ها به این شکل خودشان را اثبات می‌کنند به عنوان مثال کتاب‌هایی مانند ادبیات چیست یا تئوری ادبیات در دنیا، زمانی که آن‌ها از تئوری ادبیات نام می‌برند گزارشی است از کتاب‌هایشان. یک نفر که نقد نوشته بود گزارشی از کتاب‌های این‌ها داد که مثلا در کتاب فلانی که هزاران مدخل دارد درباره شکل‌گیری ادبیات و تئوری ادبیات در دنیا هیچ مدخلی به خاورمیانه اختصاص ندارد یا فقط دو مدخل کوچک دارد که درباره خاورمیانه حرف می‌زند که مثلا در آن جرجانی را یک معرفی اجمالی کرده یا ادبیات عربی را یک معرفی کوتاه کرده است. برای آن‌ها الان خیلی جالب است که کتاب ترجمان البلاغه‌ای را که به زبان فارسی نوشته شده را بشناسند و مقاله‌های علمی‌پژوهشی در این رابطه می‌نویسند. در حالی که در دانشگاه به ما می‌گفتند بلاغت فارسی کاملا ترجمه از بلاغت عربی است و ما هیچ چیزی نداریم! درحالی که دنیا دیگر چنین فکر نمی‌کند ترجمان‌البلاغه ما را می‌خوانند یا کتاب‌های رشید وطواط را می‌خوانند تا بدانند چه گفته یا چه چیزی به بلاغت عربی اضافه کرده است در ترجمه خودش یا رادویانی زمانی که ترجمه ترجمان بلاغه را می‌نوشت چه تغییر کرده است یعنی زمانی که بلاغت عربی به فارسی ترجمه می‌شود چه تغییری در این به وجود می‌آید آیا دیدگاهی عوض می‌شود؟ این چیزی که است که برای ما موضوعیت ندارد. چون از یک طرف از سنت‌ها خسته‌ایم که البته حق‌ هم داریم چون بی‌نتیجه و بدون روش بدون اینکه بدانیم کجاییم در آن فرو رفته‌ایم بنابراین دیگر حوصله‌اش را نداریم. و از طرفی باور نداریم که خودمان چیزی داشته باشیم ولی من بسیار دیدم که آن‌ها متون بلاغی ما را کار می‌کنند و می‌خوانند.                     شما در کتاب اشاره کردید که بلاغت و زیبایی‌شناسی بیهقی با رویکرد سیاسی و اجتماعی او در هم آمیخته است. درباره این صحبت کنیم که چطور یک امر محسوس به کمک پررنگ کردن یک امر نامحسوس می‌آید؟ این از آن نتایجی است که من در این کار گرفتم و نتیجه آن خیلی ریز است یعنی یافته‌های خیلی کوچکی است که در کنار هم این را نشان می‌دهد. در این کتاب فصلی به اسم محافظه کاری در نحو وجود دارد که در آن نشان می‌دهم که چطور نحو بیهقی نحوی محافظه‌کارانه است. مهیندخت صدیقیان می‌گوید که ما قبل از بیهقی خیلی کم داشتیم که در آثارشان جمله مجهول معلوم باشد یعنی از طرفی جمله را دارد و از طرفی فعل مجهول است. به عنوان مثال جمله «کتاب را خوانده شود» این جمله از نظر ما مشکل دارد. ما یا می‌گوییم «کتاب را می‌خوانیم» یا «کتاب خوانده شود» این «را» این وسط مجهول است. این جملات، جملات ترس خورده هستند یعنی در جاهایی به کار می‌روند که نه بیهقی می‌خواهد اشاره کند به این که چه کسی می‌خواهد عمل را انجام دهد نه می‌خواهد جمله را کاملا در خلأ بگوید گویی می‌خواهد فقط به ما یک نخ بدهد. یا در خیلی از قسمت‌ها می‌بینیم که از نهاد سوم شخص به جای اول شخص استفاده می‌کند این چیزهایی است که در حال حاضر ما نیز در زبان داریم و یعنی خودمان را در زمان حرف زدن پنهان می‌کنیم به ویژه زمانی که در مقابل یک مقام عالی رتبه صحبت می‌کنیم. این امر در متن بیهقی بسیار است. به جای این که بگوید من عاقبت کار فلانی را به او نشان می‌دهم می‌گوید عاقبت کار فلانی نشان داده شود یا عاقبت را نشان خواهند داد همه جملات پیشین اول شخص بوده و به یکباره یک جمله را مجهول یا سوم شخص می‌کند یعنی نهاد جمع نامعلوم به کار می‌برد اگر در این مدل حرف زدن فقط به ضمیر و نهادها توجه کنیم می‌توانیم نظام سلسله مراتبی را خارج کنیم یعنی به این توجه کنیم که تا چه اندازه متن بیهقی با نحو،‌ نظام سلسله مراتبی نشان داده می‌شود و ما متوجه می‌شویم که چه کسی از چه کسی می‌ترسد یا جرئت حرف زدن ندارد، چه کسی مقام بالاتری دارد به عنوان مثال زمانی که بونصر مشکان با خواجه احمد حسن حرف می‌زند یکی رئیس دیوان رسالت است و دیگری وزیر است. در چه مرتبه‌ای با  یکدیگر حرف می‌زنند چگونه با هم حرف می‌زنند گویی نظام سلسله‌مراتبی و روابط باز نمایی می‌شود.                                     بنا براین ما می‌توانیم ادعا کنیم تغییرات خودخواسته بیهقی در نحو جملات نه تنها عیب نیست بلکه از مزایای این متن است و بر فنون بلاغی این اثر افزوده است. به نظر من هیچ‌کدام از این‌ها عیب نیست بلکه نشانگر هستند. در حال حاضر ما یکدیگر را تشویق می‌کنیم که زبان مستقیم را ترجیح دهیم، ولی هیچ‌کدام از این‌ها عیب نیست این‌ها ساختارهای نحوی رایج در تاریخ بیهقی است که می‌تواند برای ما راهنمایی باشد در شناخت ساختارهای سیاسی و روابط سلسله مراتبی در دربار غزنوی یا بین غزنویان. نکته دیگر این که در تاریخ بیهقی حروف ربط وابسته ساز که معنی چرا می‌دهد خیلی زیاد به کار رفته است ولی در مقایسه با دو کتاب تاریخی سلجوق‌نامه و تاریخ گردیزی، بیهقی به شدت از حروف ربط وابسته‌سازی استفاده می‌کند، «که» ای که معنی چون می‌دهد. این ساختار نحوی جمله است آیا به ما نشان نمی‌دهد که بیهقی مورخی است که سعی می‌کند استدلال‌گرا باشد؟ یعنی نشان می‌دهد که بیهقی مورخی است که به دلایل اهمیت می‌دهد در تاریخ گردیزی جمله‌هایی که پیوسته پشت هم می‌آیند با واو بهم ربط پیدا می‌کنند یعنی اتفاقاتی که پشت هم می‌افتند برای مورخ رابطه علی و معلولی مهم نیست برای بیهقی این مهمترین چیز است و خودش نیز می‌گوید مورخ‌های دیگر اطلاعات تاریخی می‌دهند مثلا در فلان تاریخ فلان کس به فلان جا لشکر کشید. تحقیقی که من انجام دادم این جمله بیهقی را اثبات می‌کند: «تاریخ راندن کار من است» یعنی می‌خواهم تاریخی بنویسم که دست کم از نظر خود روابط علی و معلولی را نشان بدهم ممکن است در بعضی قسمت‌ها خیلی ظرف باشد ولی این را نشان می‌دهد. من نشانه‌های نحوی بسیاری در اثر او با دیدگاه تارخ‌نگارانه‌اش پیدا کردم. خب با این همه در مقدمه اشاره کرده‌اید که هنوز در متن بیهقی مجهولاتی وجود دارد. این مجهولات کجا و به چه نحو است؟ مجهولاتی که از نظر من در نثر بیهقی وجود دارد به نظرم مربوط به پیچدگی جملاتش است. بیهقی جملات پیچیده بسیاری دارد،‌ جملاتی که مجبوریم آن‌ها را تاویل کنیم. مسئله نسخه نیز وجود دارد و نمی‌توانیم چشم‌مان را ببندیم. بعضی از این مسائل حل نمی‌شوند چون ما فکر می‌کنیم در نسخه دیگر به شکل دیگری بود این فقط مشکل نسخه است چون قدیمی‌ترین نسخه‌های بیهقی خیلی بعد از او پیدا شدند بنابراین ما نسخه خیلی قدیمی از بیهقی نداریم، بعضی از این مشکلات ممکن است هیچ وقت حل نشود به این دلیل که ما فکر می‌کنیم این‌ها خطاست، اگر واقعا باورمان شود که این جمله جمله بیهقی است ممکن است بنشینیم و آن را حل و تاویل کنیم و بگوییم این ساختار جملات وجود داشته یعنی مثلا بیهقی جمله‌ای را شروع می‌کند و به زعم ما آن را نصفه رها می‌کند و چند جمله دیگر آن میان می‌گنجاند و بعد جمله را کامل می‌کند گاهی نیز چنین است که فکر می‌کنیم جمله را نبسته یعنی فعلی در کار نیست. من فکر می‌کنم که ارزش بررسی دارد البته جمله‌های زیادی نیستند. چون بعد از این که کار جزئی انجام دادم و در کل متن را بررسی کردم. فصلی نیز دارم که خیلی تازه است یعنی ادامه فصل نخست آرایش واژگانی،‌ قسمتی دارد به اسم نقد نسخ تاریخ بیهقی با تکیه بر آرایش واژگانی و اقتضای حال این کار جدید است و خودم این را دوست دارم و از آن لذت بردم در صورتی که جزء اهداف اصلی من نبوده است. زمانی که آرایش واژگانی بیهقی را بررسی کردم از بعضی از آرایش‌های واژگانی به معنا رسیدم. به عنوان مثال متوجه شدم که بیهقی هرگاه می‌خواهد تاکید کند مفعول را کجای جمله قرار می‌دهد و این‌ها را در کارم گزارش دادم. پس از آن چاپ‌ها را که مقایسه می‌کردم و می‌دیدم در جایی چاپ دکتر فیاض با چاپ دکتر یاحقی تفاوت دارد، می‌دانستم زمانی که بیهقی می‌خواهد تاکید کند چه کاری انجام می‌دهد و اقتضای حال را متوجه می‌شدم و براساس این اقتضای حال‌ها متوجه می‌شدم کدام چاپ انتخاب درستی انجام داده است. از آن بخش‌هایی بود که از نوشتنش لذت بردم چون به نظر من یک شیوه تحقیق جدید را معرفی می‌کند. این که ما می‌توانیم به کمک اقتضای حال و ساختار نحوی درستی جملات را تشخیص دهیم، حتی در نسخه‌شناسی می‌تواند برای ما مفید باشد. افراد کمی هستند که به فکر چاپ رساله یا پایان‌نامه‌شان میوفتند و معمولا بعد از دفاع آن را رها می‌کنند، شما چه شد که به فکر انتشار آن افتادید؟  من اصلا به فکر انتشار آن نبودم بعد که جایزه فتح‌الله مجتبایی را برنده شد،‌ جایزه معنوی آن انتشار کتاب بود یعنی به من گفتند این کتاب در نشر هرمس چاپ خواهد شد و از من خواستند که آن را برای چاپ آماده کنم که دو سال زمان برد. رساله‌ام را برای خرداد آماده کرده بودم که دفاع کنم و به شدت از کار خسته شده بودم یک روز به خانه استاد رفتم و گفتم دیگر کار تمام است گذاشتم روی میز او باز کرد و گفت مطمئنی؟ واقعا می‌خواهی دفاع کنی؟ گفتم بله و بعد یک جمله‌ای پیدا کرد و گفت شک دارم، این را دقیق نوشته‌ای؟ در جا صفحه‌ای که در آن آمده بود را گفتم، دکتر شفیعی گفت تو دفاع نکن،‌ تو که تا الان تا این اندازه زحمت کشیده‌ای دفاع نکن، سه ماه دیگر زمان داری،‌ این تسلطی که الان داری را دوماه بعد از پایان نامهنخواهی داشت، الان بنشین و به گونه‌ای این را بنویس که بعد از این که دفاع کردی آماده چاپ باشد یعنی لازم نباشد که یک راه دیگر طی کنی. بنابراین سه ماه دیگر وقت گذاشتم که البته نتوانستم کار زیادی انجام دهم اما یکسری اصلاحات انجام دادم که خوب بود و حوشحالم که آن سه ماه را کارکردم. شما در جایی از کتاب به زبان شاعرانه بیهقی اشاره کردید و با این که در پی پس و پیش کردن کلمات به دست می‌آید؛ ‌درباره زبان شاعرانه بیهقیصحبت شده اما اختلاف نظر وجود دارد که آیا نثر بیهقی می‌تواند شاعرانه باشد آیا بهم ریختن و درواقع آن پس و پیش کردن کلمات باعث می‌شود متنی شاعرانه باشد یا باید حتما آن روح شاعرانه در نثر باشد. شما در جایی از کتاب به زبان شاعرانه بیهقی اشاره کرده‌اید، زبانی که به دنبال پس و پیش کردن کلمات و به هم ریختن‌شان به دست می‌آید. درباره زبان شاعرانه بیهقی صحبت شده اما اختلاف نظرات زیادی وجود دارد، اینکه آیا نثر بیهقی را می‌توان در جاهایی شعر دانست؟ اگر اینطور است این زبان از چه به دست آمده آیا این پس‌وپیش کردن کلمات و جملات هستند که لحن شاعرانه به تاریخ بیهقی داده‌اند؟  پس و پیش کردن کلمات به تنهایی کافی نیست به این دلیل که یک عنصر صوری در متن است و هرکسی می‌تواند به تصادف این کلمات را جابه‌جا کند ولی کارش تبدیل به شعر نمی‌شود ولی به هر حال یکی از عناصر تاثیرگذار است، یکی از عناصری که زبان را ویژه‌تر می‌کند. من از این صحبت کردم که بیهقی نزدیک به زبان گفتاری مردم می‌نوشت و زبان گفتاری مردم زبان شاعرانه‌ای است بنابراین من در تعریف خیلی عام گفتم شاعرانه. منظورم این است که زبان فارسی در گذشته شاعرانه‌تر بود چون از قید و بندها آزادتر بود و زبان نوشتار به زبان گفتار نزدیک‌تر بود بنابراین به همان میزان از قید و بندها آزاد بود. مثلا این که آرایش واژگانی آزاد بود،‌ برای تاکید دادن می‌شد کلمات را جابه‌جا کرد،‌ این که ما چگونه کلمات را به هم متصل می‌کنیم زبان گفتار با زبان نوشتار فرق دارد در زبان گفتار خیلی آزادانه‌تر عمل می‌کنیم همه این‌ها امکاناتی بود که بیهقی در نثر خود از آن استفاده می‌کرده است. خیلی از منتقدانی که بیهقی‌پژوه هستند این را به این ربط دادند که این زبان آزاد در نثر بیهقی متاثر از زبان ترجمه عربی است. چون زمانی که ما در عربی ترجمه می‌کنیم فعل در آغاز قرار می‌گیرد و بیهقی در خیلی از قسمت‌ها یا ترجمه می‌کرد یا متاثر از زبان عربی بود من در این جا بحث کردم این دیدگاه تا حدی دیدگاه ملک‌الشعرای بهار نیز هست مثال‌هایی هم که می‌زنند درست است ولی نقدی که من وارد می‌کنم این است که نمی‌توانیم این را خیلی درست بدانیم به این دلیل که بعد از بیهقی ارتباط زبان فارسی و عربی بیشتر هم می‌شود یعنی به اوج می‌رسد. ولی نثری این چنین شکل نمی‌گیرد و اتفاقا نثر به سمت این می‌رود که نظم بیشتری بگیرد و خشک می‌شود. این چیزی که من از او ذکر کردم شاعرانگی زبان بیهقی بیشتر از زبان گفتار نشات می‌گیرد و این‌که بیهقی به زبان گفتار نزدیک‌تر بود،‌ طبیعی‌ترین نوع زبان،‌ زبان گفتار، زبانی که آدم‌ها توسط آن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند بنابراین برخی از نوشته‌های بیهقی را که می‌خوانیم گویی که او حرف می‌زند یعنی تا این اندازه آزادانه می‌نویسد. ولی هرچقدر که از عمر زبان فارسی گذشت انگار که زبان به سمت کلیشه‌های ساختی رفت یعنی آن آزادی‌های نحوی و آزادی‌هایی که بیهقی برای خودش قائل است برای مخاطب ترسناک است و نمی‌تواند جمله را بفهمد به این دلیل که بیهقی ساخت‌هایی که می‌سازد ساخت‌هایی عجیب و غریب است در زبان گفتار این مشکل پیش نمی‌آید چون ما با هم حرف می‌زنیم و همه چیز به فهمیده شدن آن کمک می‌کند ولی گاهی در نوشتار مشکل ایجاد می‌کند و این یکی از مشکلاتی است که به خاطر آن خواندن بیهقی سخت است. بیشتر مردم حسنک وزیر را می‌شناسند و عامه مردم نمی‌توانند لذت ببرند. خیلی از بخش‌های بیهقی به همین صورت است این که زبان او از زبان مردم دور شده است و مردم برای فهم بیهقی باید انرژی صرف کنند.                    البته جالب است من نمونه‌هایی از مثال‌هایی که شما در بلاغت نثر بیهقی ذکر کرده‌اید را در زبان خودمان هم سراغ دارم. مثلا می‌گوییم: هستند کسانی که... و برای تغییر معنای جمله ساختار نحوی آن را تغییر می دهیم. بله. زبان گفتار به من کمک می‌کند که این جمله را بفهمم و به من کمک می‌کند که متوجه شوم چه زمانی از این جمله استفاده می‌کنیم یعنی برای زمانی است که می‌خواهیم بگوییم هستند ولی کم هستند: «هستند آدم‌هایی که به نان شب خود محتاج‌اند ولی از کسی کمک نمی‌گیرند». زبان گفتار این معنای ضمنی را در دل خود دارد و بیهقی از این امکان و ظرفیت زبانی استفاده کرده است ولی نویسنده‌های بعد از بیهقی از آن استفاده نمی‌کنند. در نهایت شما معتقدید نثر و زبان فارسی در طول این سال‌ها پس از بیهقی افت کرده کرده و محدودتر شده است؟ در فصل آخر که نتیجه گیری بود این سوال را طرح کردم که من باید بتوانم به این سوال پاسخ دهم که چه اتفاقی برای ساختارهای نحوی زبان از گذشته تا امروز افتاده است؟ جواب من این است که ساختارهای نحوی در نثر خیلی دچار جمود، خشکی و انعطاف‌ناپذیر شدند. موضوعی که گوگل ترنسلیت از ما برای آن تشکر می‌کند چون می‌تواند به راحتی آن را ترجمه کند. می‌دانیم هرچیزی کجا می‌نشیند و این ترجمه را راحت می‌کند،‌ برای ترجمه ماشینی خیلی خوب است ولی از نظر شاعرانگی و آزادی زبان خیلی از امکانات از دست رفته است و این است که شاید نثر ما به اندازه شعر ما خوب رشد نکرده و نویسنده‌های خیلی قابلی در نثر به اندازه شعر نداشتیم. فکر می‌کنم به همین دلیل است که در بین نویسندگان معاصر هم کسی مانند محمود دولت‌آبادی که نثری شبیه بیهقی در آزادی نوشتن دارد، اینگونه مورد استقبال قرار می‌گیرد. بله دقیقا. او بیهقی را خوانده و این آزادی را بلد است و می‌تواند زبان را از بعضی قیدها آزاد کند. اگر ما بخواهیم با متن‌های امروزی ادبیات بیاموزیم و بعد بخواهیم بنویسیم و نویسنده شویم،‌ متن‌های امروزی همه در قید و بندهای ساختار نحوی خشکی هستند که دیکته می‌کنند به این شکل باید بنویسیم. یعنی جای نهاد و فعل فاعل و مفعول و صفت مشخص است. جای هرچیزی تعیین شده است و ما نمی‌توانیم حرکت کنیم. هم آرایش واژگانی است و هم اتصالات و روابط بین کلمات و جملات است،‌ همه این‌ها در گذشته آزادی‌هایی داشته که الان ندارد. من واقفم که این کتاب برای من مانند یک پله یا یک دریچه است. پنجره جدید که مشکلات خودش را دارد. چون ایده‌ای که شفیعی داد این بود که ما تئوری خیلی محکمی نداریم و چیزی که از عربی گرفتیم و ترجمه کردیم پاسخگوی زیبایی متون ما نیست یعنی کسی نمی‌تواند بگوید این متن چرا زیباست و برای این که بفهمیم ما باید بلاغت خودمان را خلق کنیم بلاغتی که مبتنی بر زبان فارسی باشد و برای این که خلق کنیم چه چاره‌ای داریم؟ باید شاهکارهایمان را بخوانیم و بعد از دل این شاهکارها تئوری را خارج کنیم. زمانی که بیهقی،‌ سعدی،‌ غزلیات شمس و حافظ خوانده شود از دل این‌ها می‌توانیم بفهمیم که شعر و نثر فارسی از این امکانات چگونه استفاده می‌کنند بنابراین بلاغت ما این است. یعنی تازه می‌توانیم پیدا کنیم که متون ما چه می‌گویند.  در ادامه راه قرار است چکار کنید؟ من دوست دارم همچنان روی بلاغت فارسی کار کنم یعنی این راهی که رفتم ادامه پیدا کند. ولی این کار بلند مدتی است. می‌دانم که درحال حاضر در زندگی سر پیچی ایستاده‌ام که باید تصمیم بگیرم چه کاری انجام دهم. وقتی کسی در دانشگاه نیست کار سخت‌تر است. دانشجو‌های دکتری که دکتری گرفتند که نشده یا نمی‌خواهند در دانشگاه ادامه دهند آیا باید سراغ مجلاتی که مخاطب‌های عام‌تر دارند بروند و حرف‌هایشان را به صورت عام‌تر بزنند برای این که بتوانند تاثیرگذار‌تر باشند؟ این‌ها سوالاتی است که جوابشان را نمی‌دانم و می‌بینم که همه دوستانم مانند من می‌جنگند که جواب بگیرند این که باید چه کنند. ولی به طور خاص من دوست دارم که روی متون دیگر یا روی میراث بلاغت فارسی کارکنم.   ]]> ادبيات Mon, 31 Dec 2018 05:53:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269734/آرایش-واژگانی-زبان-فارسی-منجمد-انعطاف-ناپذیر-شده ​صحن و سرای رضوی در گذر تاریخ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269897/صحن-سرای-رضوی-گذر-تاریخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «حریم و حرم رضوی: پیشینه، هنر و معماری» اثر بهزاد نعمتی در روزهای اخیر از سوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی راهی بازار نشر شد.   حرم مطهر رضوی و رویدادهای مهم آن؛ ضریح مطهر امام رضا (ع) و پیشینه آن؛ ضریح شاه‌تهماسبی؛ گنبد حاتم‌خانی؛ قتلگاه، غسلگاه، قدمگاه و سجده‌گاه امام رضا (ع)؛ تاریخچه بست و بست‌نشینی در مشهد؛ مسجد گوهرشاد مشهد پس از ششصد سال؛ ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد؛ گزارشی فشرده از مدرسه علمیه خیراتخان؛‌ قبر سبز، مدفن سید نظام‌الدین علیشاه موسوی؛ کاشی‌های زرین‌فام حرم امام رضا (ع) سندی از هویت تاریخی شهر مشهد؛ درآمدی بر ساخت کتیبه‌های دوره صفوی حرم امام رضا (ع)؛ کتیبه‌های سنگی آستان قدس رضوی؛ سنگ یادمان واقعه به توپ بستن حرم امام رضا (ع) و برگی از تاریخ آستان قدس رضوی بر روی یک دوستکامی، عنوان فصل‌های مختلف کتاب است.   در پیشگفتار کتاب آمده است: «این مجموعه بزرگ مذهبی، بازتابی از جلوه‌ها و ویژگی‌های ایران و همچنین اسلام در جهان است. بزرگ‌ترین بارگاه دینیِ جهان تشیع، دوازده سده قدمت دارد و پیشینه تشکیلات اداری و دیوانی آن، دست‌کم به ششصد سال می‌رسد کع اکنون در مرکز شهر مشهد، گستره یکصد هکتاری از بناهای تاریخی، تالارها، آرامگاه‌ها،‌ صحن‌ها، مساجد، مدارس و نهادهای خدماتی پرشماری را که سالانه پذیرای میلیون‌ها زائر از سراسر ایران و جهان است، دربرمی‌گیرد... دوره صفوی، روزگارِ توسعه کمی و کیفی مجموعه آستان مبارک حضرت و تثبیت جایگاه آن در تحولات آتی تاریخ ایران بود. در این دوره، تشکیلات اداری حرم توسعه یافت و به پهنه آن افزوده شد. صحن کهنه بازسازی و گسترده شد و رواق‌هایی اضافه گردید.»   نخستین چاپ کتاب «حریم و حرم رضوی: پیشینه، هنر و معماری» در 228 صفحه با شمارگان 300 نسخه به بهای 25 هزار تومان از سوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی به بازار نشر عرضه شده است.     ]]> دین‌ Sun, 30 Dec 2018 17:55:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269897/صحن-سرای-رضوی-گذر-تاریخ انتشار سخنان منتشر نشده رهبری در «فتنه تغلّب» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269872/انتشار-سخنان-منتشر-نشده-رهبری-فتنه-تغل-ب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی انتشارات انقلاب اسلامی، فتنه‌ ۸۸ یک رخداد دوران‌ساز در تاریخ انقلاب اسلامی است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. از این‌رو دست یافتن به جزئیات بیشتر یا مرور تجربه‌های آن به شکل مستند و روایی، برای غنی‌سازی تحلیل‌ها نیز اهمیت فراوان دارد. از سوی دیگر، مسائل مربوط به فتنه‌ ۸۸ در ذهن برخی اقشار و لایه‌های اجتماعی رسوب کرده و همچنان زنده است که باید به آن پاسخ داده شود؛ ضمن آنکه نسل‌های جوان‌تر بدون آنکه خود با بلوغ سیاسی در آن تجربه حضور داشته باشند، تحت هجوم القائات دشمنان دراین‌باره هستند. در چنین شرایطی است که هر چندوقت یک‌بار رهبر معظم انقلاب براساس اقتضاء به موضوع فتنه‌ ۸۸ می‌پردازند و اجازه نمی‌دهند به‌کلی فراموش شود یا جای شاکی و متهم در رابطه با این امر، عوض شود.   اکنون با گذشت حدود یک دهه از برگزاری حماسه‌ ۴۰ میلیونی انتخابات دوره‌ دهم ریاست جمهوری و رخدادهایی که به علت ایستادگی در برابر نتیجه‌ آراء و روندهای قانونی، کام مردم را تلخ کرد، انتشارات مؤسسه‌ پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، کتاب «فتنه تغلّب» را که به روایت‌هایی از متن و فرامتن فتنه‌ ۸۸ اختصاص دارد، منتشر کرده است. این کتاب شامل روایت‌هایی است از بیانات و اقدامات رهبر انقلاب در جریان فتنه‌ ۸۸ که می‌تواند لایه‌هایی تازه از واقعیت را نمایان کرده و رسوبات ابهام و تردید دراین‌باره را از ذهن‌ها بزداید.   «فتنه تغلب» شامل برخی سخنان منتشرنشده‌ رهبر انقلاب اسلامی است؛ از جمله در طلیعه‌ کتاب که دیدگاهی کلان به موقعیت نظام اسلامی در برابر نظام سلطه عرضه می‌کند. همچنین روایت‌هایی از برخی سخنان و کنش‌های ایشان را دربرمی‌گیرد که دیگران آن‌ها را بیان کرده‌اند؛ از جمله حجت‌الاسلام حمید پارسانیا شرحی از جلسه‌ صمیمانه و گفت‌وگوهای صریح تعدادی از فضلای حوزه‌ علمیه با رهبر انقلاب در اواخر تیرماه ۸۸ را ارائه نموده است.   حسن رحیم‌پور ازغدی، خطبه‌ ۲۰ شهریور ۸۸ آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه‌ تهران را که به دسته‌بندی مخالفان سیاسی و روش برخورد با آن‌ها مطابق سیره‌ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) اختصاص داشته، تحلیل کرده است.   علاوه بر این دو مصاحبه، کتاب حاوی بخشی از خاطرات منتشرنشده‌ دکتر علی آقامحمدی است که همراه با گروهی از دوستانش که همگی مورد اعتماد مهندس موسوی بوده‌اند، در دو مقطع از سال ۸۸ به رایزنی برای رفع ابهامات و حل مناقشات پرداخته است؛ روندی که هم مورد توافق ارکان نظام مانند رهبر انقلاب و شورای نگهبان و هم مورد حمایت کسانی همچون مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی بوده است.   آقایان محسنی اژه‌ای و سیدمهدی خاموشی نیز که گفت‌وگوهایی نزدیک و فشرده در چند برهه از سال ۸۸ با نامزدهای انتخابات داشتند، مذاکرات خود را در این کتاب تشریح کرده‌اند. روایت مذاکرات این دو تن که از دو موضع مختلف با سران معترض انجام شده، هم نشانگر زاویه‌ دید آقایان موسوی و کروبی و هم نشانگر ریشه‌های تردیدها و تصمیم‌های ایشان است.   یادداشتی بلند با عنوان «چرا؟» در ۱۶ بند به قلم آقای علیرضا شمیرانی، از دیگر مطالب این کتاب است. وی تلاش می‌کند تا با کنار هم قرار دادن سطور گفته و ناگفته‌ای از رخدادها و کنش - واکنش‌های سال ۸۸ که دربرگیرنده‌ بیانات رهبر انقلاب در کنار اظهارات دیگرانی همچون مقامات مسئول کشور، برخی اعضای دفتر رهبری و چهره‌های سیاسی هوادار نامزدها است، مخاطب را با تبیینی استفهامی به تأمل درباره‌ آنچه رخ داده، برانگیزد.   بازخوانی زمینه‌ها و پیامدهای خطبه‌ ۲۹ خرداد ۸۸ و روایت‌هایی از چند گفت‌وگوی رودرروی رهبر انقلاب اسلامی با برخی منتقدان عملکرد نظام در جریان فتنه‌ ۸۸، بخش‌های دیگری از این کتاب به قلم مشترک مصطفی غفاری و حسین شهسواری است.   بخش پیوست «فتنه تغلب» شامل پنج خرده‌روایت است که بیانات و مواضع رهبر انقلاب اسلامی درباره‌ این موضوع را از یکم فروردین ۱۳۸۸ تاکنون تلخیص و تنظیم کرده و می‌تواند راهنمایی برای علاقه‌مندان به فهم دقیق‌تر منظومه‌ی فکری و عملکردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ فتنه باشد.   یکی از مهم‌ترین بخش‌های این کتاب، بازنشر متن کامل نشست رهبر معظم انقلاب با نمایندگان ستادهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ است که این روزها برخی رسانه‌ها آن را که احتمالاً از نسخه‌ی پیش‌نویس کتاب برداشت شده، منتشر کرده‌اند. این موضوع با واکنش دستپاچه‌ی رسانه‌های بیگانه و حامی فتنه مواجه شد. آن‌ها نه‌فقط به تفسیر بلکه به روایت متن و حاشیه‌ی آن به‌زعم خود پرداختند؛ درحالی‌که با فرض صحت، هیچ کدام نفی‌کننده‌ی آنچه از مضامین صریح این دیدار منتشر شده، نیست.   نخستین چاپ کتاب «فتنه تغلب» به همت مصطفی غفاری گردآوری و تنظیم شده و انتشارات انقلاب اسلامی (وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) آن را در ۴۶۰ صفحه به بهای ۳۲ هزار تومان روانه‌ بازار نشر کرده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 30 Dec 2018 06:36:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/269872/انتشار-سخنان-منتشر-نشده-رهبری-فتنه-تغل-ب ماجرای دیدار الن اوده با سهراب سپهری، فروغ‌ فرخ‌زاد و شاملو http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269413/ماجرای-دیدار-الن-اوده-سهراب-سپهری-فروغ-فرخ-زاد-شاملو خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: نامش الن اوده (Elaine Audet) است. شاعری اهل کِبِکِ (Québec) کانادا، که زبان مادری‌اش فرانسه و زبان دومش انگلیسی است؛ اما به زبان فرانسه می‌سراید و می‌نویسد. اوده در جهان فرانسه‌زبان، شاعری شناخته شده است. هشت دفتر شعر او در فرانسه و کبک کانادا و چهار جلد کتاب از او، در زمینه پژوهش‌های مربوط به زنان، در کانادا به چاپ رسیده است. تا به اینجای کار همه چیز عادی است، اما چیزی که ماجرا را جالب و توجه ما را به اوده جلب می‌کند، شعرهایی است که به فارسی سروده و با همان تلفظ فارسی به فرانسه نوشته است و نام «معجزه عشق» را هم بر آن‌ها گذاشته است. جالب‌تر این که اوده با زبان فارسی آشناست، اما نه آنچنان که بتواند به این زبان سخن بگوید، بخواند و بنویسد.   شکوفه شهیدی، مدیر مسئول «انتشارات دانه»، که به تازگی شعرهای فارسی الن اوده را تحت عنوان «معجزه عشق»، با دستخط خودش به چاپ رسانده به ایبنا می‌گوید: «اوده با زبان فارسی فقط آشناست و آشنایی با شناخت خیلی فرق دارد. اینکه شما با یکی در حد سلام‌‌وعلیک ارتباط داشته باشید، یعنی مثلا من فقط شما را در جایی دیده‌ام و می‌توانم به شما سلام کنم، به این «آشنایی» می‌گویند. ولی وقتی به یک زبان شناخت پیدا می‌کنید، یعنی می‌توانید به آن زبان صحبت کنید، حرف بزنید و بخوانید. اوده این توانایی را در زبان فارسی ندارد، آشنایی‌اش با زبان فارسی بسیار کم است و نمی‌تواند بخواند، بنویسد یا صحبت کند؛ حتی وقتی هم که شما به فارسی صحبت کنید، خیلی راحت متوجه نمی‌شود. برای همین است که نام کتابش «معجزه عشق» است.»                                  مسئله دیگری که درمورد اوده ایجاد سوال می‌کند، این است که اوده اهل یکی از شهرهای کاناداست ولی به زبان فرانسه شعر می‌گوید و کتاب‌هایش را هم به زبان فرانسه می‌نویسد، شهر کبک که اوده اهل آن است، از قدیمی‌ترین شهرهای آمریکای شمالی است که در قدیم مستعمره فرانسه بوده است. کبک تنها استان کانادا با جمعیت غالبا فرانسوی‌زبان و تنها استان این کشور است که تنها زبان رسمی آن در سطح استانی فرانسوی است.   مدیر مسئول انتشارات دانه می‌گوید: «اوده اهل کبک کاناداست ولی در فرانسه و کشورهای فرانسوی‌زبان اصولا او را می‌شناسند. یعنی در کانادا همه او و شعرش را می‌شناسند اما در فرانسه هم شعرای فرانسوی و کسانی که اهل ادب، فرهنگ، هنر و شعر هستند، حتما با او آشنایی دارند. متاسفانه هیچ کتابی از اوده در ایران چاپ و ترجمه نشده است. بنابراین فکر نمی‌کنم خواننده‌های فارسی زبان و ایرانی با آثار او اشنایی داشته باشند. البته کتاب‌هایش به انگلیسی ترجمه شده، چون اوده معمولا به فرانسه می‌نویسد. تنها چیزی که از اوده در ایران ترجمه یا چاپ شده، شاید قطعه‌ای باشد که خودش برای فریدون رهنما گفته بود و ما به مناسبت شب فریدون رهنما ترجمه و در مجله بخارا چاپ کرده‌ایم.»                                                          برشی از متن کتاب «معجزه عشق»_ قطعه‌ای به نام «من یادم» اوده بیش از هر جنبه دیگری، با موسیقی زبان فارسی آشنایی دارد. اشعار مولانا، عطار، فردوسی، نظامی، حافظ و خیام و از معاصرها هم فروغ‌فرخزاد را به فرانسه یا انگلیسی خوانده و البته به فارسی شنیده است. اما اینکه چه می‌شود فردی با این اطلاعات کم بتواند به زبانی ناشناخته شعر بگوید. شکوفه شهیدی معتقد است: «اوده با شعر فارسی از طریق ترجمه‌هایی که به زبان انگلیسی یا فرانسه خوانده آشنا شده، یا اینکه برایش ترجمه شده، یعنی شعر فارسی را به گوش شنیده و بعد ترجمه آن را به او گفته‌اند. مثل اینکه کسی شعری به زبان چینی برای شما بخواند و بعد ترجمه آن را بگوید. وقتی که زبان چینی ندانید، فقط آهنگ شعر و زیر و بم اصوات را می‌گیرید و بیشتر از آن چیزی متوجه نمی‌شوید، مگر اینکه تک واژه‌هایی بدانید. آشنایی اوده با زبان فارسی هم در همین حد است. دلیل اینکه اسم کتابش را معجزه عشق گذاشته، هم همین است. واقعا هم اتفاقی که برای او افتاده، اعجاز است. این‌طور که خود اوده می‌گوید، یک هفته تمام فقط زبان فارسی در سرش جریان داشته، آن هم به همین اصوات و شکلی که در کتاب ثبت شده و با حروف لاتین هم شعرها را نوشته؛ چون همان‌طور که گفتم، فارسی را اصلا نمی‌داند. ولی چیزی که خیلی عجیب و جالب است، این است که تقریبا بدون غلط‌های گرامری است که به نظر من حتی از نظر زبان‌شناسی هم واقعا باید بررسی شود که چه اتفاقی ممکن است افتاده باشد.»   چیزی که در شعرهای فارسی اوده مشهود است، این است که در شعرهایش دستور زبان فارسی خیلی رعایت نشده است. شاید همین ناآشنایی با دستور زبان فارسی که در برخی از سطرهای شعر او معلوم است، در چشم خواننده فارسی‌زبان، به عنوان عیب کار او برجسته شود، اما باید توجه داشت که او یک غیرفارسی‌زبان است و نباید از او توقع شعری در سطح شاعران فارسی‌زبان داشت.                                               شکوفه شهیدی مدیر انتشارات دانه در این‌باره می‌گوید: «این چیز طبیعی است. حتی این مسئله را در بین شاعران خودمان هم داریم. البته قصد مقایسه ندارم ولی مثلا «احوال‌ها» که سعدی به صورت جمع به کار می‌برد. که البته با وجود اشتباه بودن، الان رایج هم شده است. یعنی ما صورت جمعی را از عربی در فارسی آورده‌ایم و باز جمع بسته‌ایم. چیزی که رایج نبوده و فکر می‌کنم این جواز را سعدی شاعر صادر کرده و بعد از آن دیگران هم استفاده کرده‌اند. ما در شعر ساخت زبان را می‌شکنیم. چیزی که در شاعران خودمان هم اتفاق می‌افتد. مثلا اگر به شعر نیما نگاه کنید، ممکن است خیلی از ساختارهای رایج فارسی را نبینید. اتفاقا  همان‌هاست که زبان را از حالت عادی به شعر نزدیک می‌کند. این در زبان‌های دیگر هم اتفاق افتاده است. من در مقدمه همین کتاب «معجزه عشق» جمله‌ای از لویی آراگون، شاعر بزرگ فرانسوی آورده‌ام که می‌گوید اصلا شعر با یک اشتباه دستور زبان شروع شد و این اتفاق در این کتاب هم افتاده است. البته در بعضی ‌جاها این مسئله هست و در بعضی شعرهای کوتاهش می‌بینید که هیچ اشکال زبانی ندارد و تصویرهای شعری آن، برای خود ماها هم چیزهای عجیب و نویی است.» الن اوده در فرانسه و دوران دانشجویی با یک دانشجوی ایرانی دوست می‌شود و همین آشنایی زمینه‌ای برای علاقه‌مندی او به زبان شیرین فارسی شده است. این دانشجوی ایرانی فریده رهنماست که به واسطه او، اوده با فریدون رهنما آشنا می‌شود که مانند اوده شاعر است و این آشنایی بحث‌های ادبی فراوانی بین این دو شکل می‌دهد.   شهیدی درباره دوستی اوده و فریده رهنما می‌گوید: «در جوانی که فریده رهنما در پاریس تحصیل می‌کرده، با یکدیگر آشنا شده‌اند. بنابراین آشنایی آن‌ها از دوره جوانی و حدود 60 سال است که با هم دوست هستند. با مرحوم فریدون رهنما هم که مانند خود اوده شاعر بود، مباحثات شعری فراوانی داشته‌اند. حتی فریدون رهنما در مقدمه یکی از کتاب‌هایش می‌گوید که شعرهای این کتاب را فقط به خواست الن اوده برای چاپ دوباره فرستادم؛ و واقعا هم پافشاری الن کمکی شد که آن کمک از فریدون رهنما برای ما بماند.»                                               برشی از متن کتاب «معجزه عشق»_ قطعه‌ای به نام «درچشمای تو» این طور که از نوشته‌های خود اوده برمی‌آید، این شاعر فرانسوی دو بار در سال‌های 1959 و 1961 میلادی، سفری به ایران داشته و در همین سفرها با سهراب سپهری، فروغ‌فرخ‌زاد، شاملو و تعداد دیگری از شاعران آن دوره، از نزدیک آشنا می‌شود.   این مترجم درباره سفر اوده به ایران و اینکه آیا با فروغ و سپهری دوستی داشته یا خیر، می‌گوید: «اوده در زمان فروغ و سپهری و شاملو یک بار به ایران آمده‌ است. در یادداشتی از او که ترجمه آن را در کتاب «معجزه عشق» چاپ کرده‌ایم، هم از سپهری و هم از فروغ نام می‌برد. با سپهری و فروغ دیدار داشته ولی چون فروغ و سپهری فرانسه نمی‌دانسته‌اند و اوده هم فارسی، بنابراین احتمالا با همدیگر دیالوگی نداشته‌اند و گفت‌وگوهایشان از طریق ترجمه بوده است. در همین بحث‌ها و نشست‌های شاعرانه‌ای هم که شرکت داشته، یا فقط مستمع بوده یا از طریقی ترجمه می‌کرده است. من هم آن‌جا نبودم، ولی خیلی دلم می‌خواست بدانم که این ارتباط چگونه بوده. به هر حال این دیدارها برای اوده به زبان فارسی انجام نمی‌شده است. شعر فروغ را خیلی دوست دارد، ترجمه‌های آن را خوانده و در یکی از نوشته‌‌هایش که در همین کتاب هم چاپ شده، ترجمه‌ای از شعر فروغ را آورده و نوشته‌اش را با آن تمام کرده است.»                                               نمایی از شهر کِبِک کانادا- محل زندگی الن اوده به گفته شهیدی: «الن اوده هشت کتاب شعر به فرانسه دارد. 5 یا 6 کتاب او هم پژوهش‌هایی است که در حوزه زنان انجام داده است. شعرهایی که الان تحت کتاب «معجزه عشق» در اختیار ما است را در سال 1989 سروده که البته آن را جایی چاپ نکرده است. من دستخط او را پیش فریده رهنما دیدم و چون خودم خیلی به این شعرها علاقه‌مند بودم، دوست داشتم که حتما چاپ شود. بنابراین اجازه کار را از ایشان گرفتم که خیلی هم استقبال کردند که ما این کار را در ایران انجام دهیم.» ]]> ادبيات Sun, 30 Dec 2018 05:15:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/269413/ماجرای-دیدار-الن-اوده-سهراب-سپهری-فروغ-فرخ-زاد-شاملو رمان «یادت نرود که ...» به چاپ هفتم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269799/رمان-یادت-نرود-چاپ-هفتم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ کتاب «یادت نرود که ...» که در میان کتاب‌های قفسه آبی نشر چشمه جا دارد، داستان زندگی مرد میانسالی به نام کیوان کامیاب را روایت می‌کند که پس از 15 سال، از پاریس به تهران بازمی‌گردد تا به مرور گذشته خود بپردازد. او در این سفر رازی را با خود به همراه دارد و رو‌به‌رو شدنش با دکتر فروغ شکیبا، زندگی او را در مسیر تازه‌ای قرار می‌دهد. این کتاب از چاپ پنجم به بعد، با جلد تازه‌ای منتشر شده است. رمان دوم خلیلی‌فرد، تحت عنوان «انگار خودم نیستم» نیز چاپ چهارمش را پشت سر گذاشته و کتاب صوتی آن به تازگی وارد بازار شده است. یاسمن خلیلی‌فرد، کارشناس ارشد کارگردانی سینما از دانشگاه هنر تهران است و علاوه بر ادبیات در عرصه سینما نیز به فعالیت مشغول است. او کتاب جدیدش را مدتی‌ست به ناشر تحویل داده است و به احتمال زیاد این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران منتشر خواهد شد. کتاب «یادت نرود که ...» در 451 صفحه و به‌بهای 50 هزار تومان از سوی نشرچشمه راهی بازار نشر شده است.   ]]> ادبيات Sat, 29 Dec 2018 12:43:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269799/رمان-یادت-نرود-چاپ-هفتم-رسید ​مصادیق حق و باطل در نهج‌البلاغه چیست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269807/مصادیق-حق-باطل-نهج-البلاغه-چیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «مصادیق حق و باطل در نهج‌البلاغه» تالیف ناهید زندیه، هفته گذشته از سوی انتشارات قلم اعظم در قم روانه بازار نشر شد. این کتاب در چهار فصل به بیان «کلیات و مفاهیم»، «معیارهای شاخص حق و باطل»، «مصادیق حق در قرآن و نهج‌البلاغه»، «مصادیق باطل در قرآن و نهج‌البلاغه» پرداخته و فصل پایانی را به نتیجه‌گیری و پیشنهادها اختصاص داده است.   ازجمله سرفصل‌های کتاب می‌توان به مواردی همچون معنای حق و باطل در قرآن کریم، معنای حق و باطل در نهج‌البلاغه، ظریف بودن مرز بین حق و باطل، موانع شناخت حق، معیارهای شناخت حق و باطل از نظر قرآن، معیارهای شناخت حق و باطل در نهج‌البلاغه، ابزار تشخیص حق از باطل در قرآن، مصادیق حق در قرآن کریم، مصادیق حق در نهج‌البلاغه، مصادیق اعتقادی حق در نهج‌البلاغه، پیامبر (ص)، فضائل امیرالمومنین علی (ع)، اهل‌بیت پیامبر (ص)، مصادیق اخلاقی حق در نهج البلاغه، مصادیق اجتماعی حق در نهج‌البلاغه، مصادیق اقتصادی حق در نهج‌البلاغه، مصادیق نظامی حق در نهج‌البلاغه، مصادیق عبادی حق در نهج‌البلاغه، مصادیق باطل در قرآن، مصادیق اعتقادی باطل در نهج‌البلاغه، مصادیق اخلاقی باطل در نهج‌البلاغه، مصادیق سیاسی باطل در نهج‌البلاغه، مصادیق اجتماعی باطل در نهج‌البلاغه، مصادیق اقتصادی باطل در نهج‌البلاغه و مصادیق نظامی باطل در نهج‌البلاغه اشاره کرد.   در چکیده کتاب می‌خوانیم: «جهان آمیزه‌ای از حق و باطل است و باطل به سبب فریب‌کاری و نیرنگ‌بازی، همواره خود را حق مطلق و محض نشان می‌دهد و از این جهت مردم در شناخت حق و باطل در حیرت می‌مانند و دچار اشتباه می‌شوند. آنچه در این مسیر ضروری می‌نماید،‌ شناخت حق و باطل است، زیرا درگیری میان حق و باطل خواه در حوزه حیات فردی و خواه در حوزه حیات اجتماعی انسان، از همان آغاز موجودیت او برقرار بوده است. از این‌رو لازم است معیارهایی در اختیار او گذاشته شود تا به کمک آن‌ها بتواند به‌راحتی حق را بشناسد و باطل حق‌نما را نیز تمیز دهد. حق و باطل از موضوعات اساسی است که در قرآن کریم و سخنان ائمه اطهار (ع) به‌ویژه در نهج‌البلاغه امیرالمومنین علی (ع) به آن پرداخته شده است. شناخت معیارها و مصداق‌های حق و رابطه آن با باطل، مواردی هستند که به آشکار شدن حق کمک می‌کنند.» نخستین چاپ کتاب «مصادیق حق و باطل در نهج‌البلاغه» در 306 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 20 هزار تومان از سوی انتشارات قلم اعظم در قم راهی بازار کتاب شده است.     ]]> دین‌ Sat, 29 Dec 2018 08:23:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/269807/مصادیق-حق-باطل-نهج-البلاغه-چیست «مسافر جمعه» دوباره به کتابفروشی‌ها آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269776/مسافر-جمعه-دوباره-کتابفروشی-ها-آمد به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در قم، «مسافر جمعه» رمانی به قلم سمیه عالمی است. داستان این کتاب صرفاً عاشقانه نیست و در عین حال جنبه‌های سیاسی‌-تاریخی اثر هم آنقدر غلیظ نیست که تبدیل به یک بیانیه سیاسی شود. «مسافر جمعه» روایت انسانی است که با کمک دیگران از جهل به آگاهی می‌رسد.   رسول، پسری اهل یکی از روستاهای سبزوار است که پدرش را مدت‌ها پیش از دست ‌داده و حالا تصمیم گرفته است به خواستگاری دخترخاله‌اش برود و با او ازدواج کند؛ اما درست یک روز قبل از رفتن به قم، سالارِ طالب‌خان در خانه خود با او مشاجره می‌کند؛ فرمان اصلاحات ارضی آمده است و همه، اعم از رعیت و ارباب می‌خواهند این ماجرا را به‌نفع خود تمام کنند.   سالار رسول را به مرگ تهدید می‌کند و رسول برای نجات جان خودش سالار را هُل می‌دهد و ناخواسته قاتل سالار می‌شود و ترسیده، از خانه سالار فرار می‌کند. به خانه‌شان که می‌رسد، بدون افشای ماجرا، همراه مادرش به قم می‌رود. روز خواستگاری، شوهرخاله‌اش هم به او جواب نه می‌دهد. رسول که می‌داند اگر به روستا برگردد، او را می‌گیرند، در قم می‌ماند. این سرآغاز ماجراهایی می‌شود متفاوت‌تر از آنچه رسول با خودش فکر می‌کرد.   حال و هوای این رمان در دوره اصلاحات ارضی و سال‌های ۴۱ و ۴۲ می‌گذرد و نویسنده اطلاعات تاریخی کاملاً غیرمستقیمی به مخاطب می‌دهد.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:   برای چندمین بار چشم چرخاند و ته کوچه را نگاه کرد. هیچ‌چیز به چشم رسول آشنا نمی‌آمد. انگار کوچه را خراب کرده باشند و خاکش را به سرند کشیده و از نو ساخته باشند. اگر خرابه را پیدا می‌کرد، بقیه راه را بلد بود. دهمین باری بود که تا ته کوچه می‌رفت و بی‌نتیجه برمی‌گشت. چشم‌هایش را بست. دوباره حرف‌ها و صداهای آن روز، همه چیزهایی را که به چشمش خورده بود، در ذهن دوره کرد. دوباره به مغزش فشار آورد شاید نشانه تازه‌ای یادش بیایید. دری، پیکری که از آن روز جایی از ذهنش باقی مانده باشد؛ هیچ اثری از آن‌همه نبود. مردی که از پنجره راه‌پله خانه‌اش، رسول را می‌پایید، صدایش را بلند کرد: پی چی می‌گردی؟ رسول وانمود کرد متوجه مرد نبوده، سرش را بالا گرفت و بلندتر گفت: خرابه! ...   «مسافر جمعه» به قلم سمیه عالمی در ۲۳۴ صفحه و از طرف انتشارات کتابستان معرفت در قم منتشر شده و چاپ دوم آن به تازگی وارد بازار شده است. ]]> استان‌ها Sat, 29 Dec 2018 08:18:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/269776/مسافر-جمعه-دوباره-کتابفروشی-ها-آمد