خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين انقلاب و دفاع مقدس :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/holy_defense_revolution Sat, 20 Oct 2018 17:49:45 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 20 Oct 2018 17:49:45 GMT انقلاب و دفاع مقدس 60 کتاب «در مکتب مصطفی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266584/کتاب-مکتب-مصطفی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در سومین سالگرد شهید مدافع حرم «مصطفی صدرزاده»، کتاب «در مکتب مصطفی»؛ الگوی تربیت نیروی انسانی در تشکل‌های مردمی منتشر شد. بنابرین گزارش، کتاب «در مکتب مصطفی»؛ جستارى علمى درباره سيره تربيتى شهيد مدافع حرم مصطفى صدرزاده، به‌عنوان الگوی تربیت نیروی انسانی در تشکل‌های مردمی است که در واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهیه شده است. مصاحبه‌های این کتاب توسط محمدمهدی رحیمی و تحقیق و تالیف آن توسط جمال یزدانی صورت گرفته است. در مقدمه این کتاب آمده است: «مسجد در مکتب روح الله همیشه در این ۴ دهه منشا اتفاقات بزرگ بوده است. حالا سربازان روح الله در مساجد خود صاحب مکتب شده‌اند. هرکدامشان نیازهای به روز انقلاب و نظام را می‌شناسند و پاسخی درخور و فعال ارائه می‌کنند. کارهای روزی زمین مانده نظام را به دوش می‌گیرند و گمنامانه و در غربت، نهضت خمینی را به پیش می‌برند. نمونه آخرینش مکتب مصطفی صدرزاده در مسجدامیرالمومنین(ع) است.  مکتب مصطفی در مسجدش، نمونه کوچکی از مکتب حضرت مصطفی(ص) در مسجدالنبی است. مصطفی زندگی‌اش وقف مسجد و کار با مردم بود. از کار عملی تا کار امنیتی در محله‌اش و در آخر تربیت و اعزام نیرو برای مبارزه با لشکر اسلام آمریکایی در این مسیر خود جلودار و در خط مقدم است. مکتب مصطفی در میانه میدان تقابل جبهه حق و باطل است نه صرفا در داخل مرزها که اکنون در پشت مرزهای اسرائیل -نماد جهان مستکبرین در قرن معاصر- هماورد می‌طلبد. مکتب مصطفی(ص) زنده و پویا به پیش می‌رود تا پرچم «لا اله الا الله» بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآید.» علاقمندان جهت این کتاب که توسط انتشارات «مجله راه» منتشر شده است علاوه بر کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند به واحد فروش دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی واقع در میدان انقلاب، خیابان 16آذر، روبروی پورسینا، پلاک 60، حسینیه هنر مراجعه و یا نام کتاب را به شماره 09199038270 پیامک کنند. گفتنی است شهید مصطفی صدرزاده، آبان سال 94 در حلب سوریه در مقابله با گروه‌های تروریستی تکفیری به شهادت رسید. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 20 Oct 2018 14:06:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266584/کتاب-مکتب-مصطفی-منتشر ناگفته‌هایی درباره صدام از زبان پزشک مخصوصش http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266514/ناگفته-هایی-درباره-صدام-زبان-پزشک-مخصوصش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» نوشته علاء بشیر، پزشک مخصوص صدام حسین، به دو زبان نروژی و عربی از سوی انتشارات دارالشروق قاهره منتشر شد که 17 انتشارات دیگر در دنیا نیز به دلیل اهمیت محتوای این اثر، آن‌ را ترجمه و منتشر می‌کنند. کتاب حاضر به همت احسان بالانی به فارسی ترجمه شده است.  علاء بشیر در کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» در 15 بخش قصد داشته تصویری نزدیک‌تر به واقعیت از برهه اسف‌بار تاریخ عراق را به نسل آینده منتقل کند با این امیدواری که روایت این رویدادها بتواند مانع تکرار فاجعه‌ای شود که یک فرد بیمار و شکاک رقم زد. بشیر، بخشی از مسئولیت به قدرت رسیدن صدام و تداوم آن‌ به مدت سه دهه را بر دوش ملت عراق می‌افکند، اما اعتراف می‌کند که او پس از پُر کردن ده‌ها برگه و پاسخ دادن به صدها سوال، دیگر نمی‌توانسته از پُست خود کناره‌گیری کند. آخرین ملاقات پزشک با صدام، شش هفته پیش از جنگ و برای معاینه کمرش بوده است. در این نوشتار، برش‌هایی از کتاب حاضر پیش‌روی علاقه‌مندان قرار گرفته است. آغاز جنگ «خبرگزاری‌های رسمی اعلام کردند که تجاوزات پی در پی مرزی، حمله به ایران را به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرده است؛ ولی ما تصور می‌کردیم که عوامل پنهان دیگری برای این آغاز غافلگیرانه جنگ وجود داشته باشد. با تاملی عمیق می‌توان به آسانی فهمید خمینی و پیروانش، باعث هراس و وحشت صدام و اندک سنیان پیرامون او بودند؛ چون هرچه نباشد، بیشتر عراقیان شیعه بودند. مانند بنیادگرایانی که قدرت را در ایران به‌دست گرفتند و هیچ‌کس نمی‌دانست که انقلاب اسلامی ممکن است به عراق لائیک هم سرایت کند یا خیر. نزار خزرجی یکی از مهم‌ترین فرماندهان نظامی صدام بود و در پایان جنگ با ایران که هشت سال به طول انجامید، به ریاست ستاد جنگ منصوب شد. نزار هرگز از من پنهان نمی‌کرد که رئیس‌جمهور، حمله به ایران را امری ضروری می‌داند برای اینکه از حمله ایران در آینده پیشگیری کند. «پیش از آنکه آیت‌الله و طرفدارانش بتوانند توان رزمی عظیم ایران را که به دلیل هرج و مرج پس از سقوط شاه و پاکسازی‌های افسران میان یکدیگر، به شدت تضعیف شده بود، دوباره به‌دست بیاورند، باید دست به حمله زد.» توصیه سازمان اطلاعات جنگی عراق به صدام، روشن بود.» جنگ باخته «صدام مرتبا به جبهه می‌رفت؛ نه به این معنا که لزوما پایش به جبهه می‌رسید. صدام همچون خویشاوندان نزدیکش بدبین بود. اگر گربه سیاهی را ناگهان در راه می‌دید، ممکن بود مسیر کاروان خودروهایش را تغییر دهد و دستور بازگشت به بغداد بدهد. حتی کیسه‌ای پلاستیکی که در وسط خیابان صدا ایجاد می‌کرد، برای او بدشگون بود و باعث می‌شد بدون آنکه کاری را که قصد انجامش را داشت، عملی کند، از راهی که آمده بود برگردد.»  توصیه خزرجی مبنی بر عقب‌نشینی «رئیس ستاد مشترک ارتش، نزار خزرجی نخستین سخنگو بود. او برای رئیس‌جمهور روشن ساخت که بهترین کار برای عراق، بیرون کشیدن فوری نیروهاست. گفت: «ما به کویت درس خوبی دادیم و ضرورتی ندارد که بیشتر از این در آنجا بمانیم. اوضاع روشن است. آن‌ها حتی از نظر فنی نیز برتری قابل‌توجهی بر ما دارند. به‌علاوه، راه‌های کمک و امدادرسانی به ما بسیار طولانی هستند. اگر در کویت بمانیم، تلفات سنگینی خواهیم داد.» صدام از دست سپهبد خزرجی دیوانه شد. «یعنی تو نمی‌خواهی بجنگی؟» «نه جناب رئیس‌جمهور! من سربازم و اوامر شما را اطاعت می‌کنم.» رئیس‌جمهور برخاست و بدون آنکه حرفی بزند، آنجا را ترک کرد. در صبح روز بعد، یکی از افسران، نامه‌ای به او داد. صدام در نامه نوشته بود: «متاسفانه به اطلاع شما می‌رسانم که شما دیگر در سمت رئیس ستاد مشترک ارتش، عنصر نامطلوبی هستید. از تلاش‌هایی که در طول خدمت داشتید، سپاسگزارم. در آینده، به‌عنوان مشاور در دفترم خواهید بود.» خزرجی اصلا از ماهیت پُست مشاور که قرار بود در آن خدمت کند، آگاه نبود. به همین خاطر، با رئیس دفتر رئیس‌جمهور تماس گرفت. «یعنی شما خانه‌نشین خواهید شد و هرگاه به توصیه شما نیاز داشتیم، با شما تماس می‌گیریم.» نخستین چاپ کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» در 264 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 32 هزار تومان از سوی انتشارات الماس پارسیان روانه بازار نشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 18 Oct 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266514/ناگفته-هایی-درباره-صدام-زبان-پزشک-مخصوصش کتاب «نبرد امام مهدی (عج)» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266512/کتاب-نبرد-امام-مهدی-عج-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، مهدی حاجی خداوردی خان؛ نویسنده کتاب «نبرد امام مهدی (عج)» با اشاره به اینکه این کتاب درباره وقایع سوسنگرد بوده، گفت: محورهای اصلی این کتاب پاسخ به چند پرسش مهم است از قبیل اینکه چرا عراق در بدو حمله به ایران و در راستای پیشروی به سمت اهواز، مسیر سوسنگرد را انتخاب کرد؟ اندیشه و تفکر عملیاتی فرماندهی عراق برای انتخاب این مسیر چه بود؟ این مسیر و این جبهه از حیث راهبرد نظامی و جنبه‌های تاکتیکی چه اهمیتی داشت؟   وی افزود: از دیگر پرسش‌های محوری کتاب این است که واکنش نیروهای ارتش و سپاه در بدو تجاوز عراق به این جبهه و شهر سوسنگرد چگونه بود؟ چرا عراق پس از ناکامی اولیه، مجددا تلاش کرد در آبان ماه 59 این شهر را به اشغال خود درآورد؟ چه عواملی باعث ناکامی عراق در تحقق این هدفش شد؟ تأثیرات مدیریت و فرماندهی سپاه سوسنگرد در دفع تجاوز عراق، چه دستاوردهایی برای جبهه سوسنگرد به ارمغان آورد؟ در پویایی و اقدامات تأثیرگذار این جبهه، چه افراد یا گروه‌هایی فعال بودند و طراح اصلی این عملیات چه کسی بود؟ در چه شرایطی انجام شد و نتیجه عملیات چه شد؟   نویسنده کتاب «نبرد امام مهدی (عج)»، چگونگی نقش شورای عالی سپاه اهواز و سپاه سوسنگرد در دفع تجاوزات عراق را ازجمله پرسش موردتوجه این کتاب برشمرد و ادامه داد: با مطالعه این کتاب خواننده متوجه خواهد شد که سپاه چگونه با فعالیت در این جبهه در مسیر تحول قرار گرفت تا حدی که تلاش‌ها و فعالیت‌هایش موجب ایجاد ترس و وحشت در اردوگاه دشمن شد.   حاجی خداوردی خان، اظهار کرد: بر پایه پرسش‌های اشاره‌ شده، ساختار کتاب «نبرد امام مهدی (عج)» در چهار فصل و یک ضمیمه طرح‌ریزی شده است. در فصل نخست به سه واقعه مهم اشاره دارد که در نوع و زمان خود واقعه بسیار مهم بودند تا جایی که شاید بتوان ادعا کرد این وقایع توانسته‌اند تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای درروند جنگ در جبهه‌های جنوب بگذارند. فصل دوم کتاب به تلاش مجدد عراق برای محاصره و اشغال سوسنگرد، تقابل سپاه با اقدامات عراق، اجرای عملیات‌های نافرجام ارتش در هویزه و جاده ماهشهر – آبادان منتهی می‌شود. فصل سوم معطوف به این است که سپاه چگونه در مسیر تحول قرار می‌گیرد. البته عوامل متعددی در این تحول تأثیرگذار بوده‌اند که در این فصل به آن‌ها پرداخته‌شده و همچنین اشاره به دعوت سپاه از ارتش برای انجام عملیات مشترک دارد.   وی با اشاره به دو فصل دیگر کتاب گفت: در این فصل به تشریح جزئیات عملیات امام مهدی (عج) پرداخته می‌شود و فصل پنجم که به‌عنوان ضمیمه درنظر گرفته‌شده شامل عکس، کالک و سندهای مرتبط با جبهه سوسنگرد است.   این نویسنده در ادامه تصریح کرد: عملیات امام مهدی (عج) نقطه عطفی بر آزادسازی شهر سوسنگرد تلقی می‌شود. این عملیات آزمونی مهم در جهت قدرت و تفکر تهاجمی در جبهه‌ها تلقی می‌شود و اعتبار و قدرت نظامی نیروهای مردمی و سپاه در آن به نمایش گذاشته‌ شده است.   حاجی خداوردی خان افزود: این عملیات بیانگر قابلیت و ارتقا سطح تفکر نظامی فرماندهان جوان سپاه بود که با وجود آنکه فقط شش ماه از جنگ می‌گذشت در مقایسه با نیروهای کلاسیک مستقر در منطقه، طرح‌های بدیع و خلاقانه‌ای را در نبرد با دشمن به منصه ظهور رساندند.   وی درباره منابع مورد استفاده برای تدوین کتاب «نبرد امام مهدی (عج)» نیز گفت: به دلیل کمبود منابع اطلاعاتی، تلاش کردم با مصاحبه میدانی با رزمندگانی که در این جبهه و عملیات امام مهدی (عج) حضور فعالی را داشته‌اند و نیز اسنادی که از آن مقطع جمع‌آوری کردم، پژوهش را به انجام برسانم.   نویسنده کتاب «نبرد امام مهدی (عج)» بیان کرد: درباره حوادث و رویدادهای این جبهه تا حدی که بررسی و مطالعه کردم، کتابی که در آن وقایع شش‌ماهه سال اول جنگ را به‌صورت تجمیع شده، جمع‌آوری کرده باشد، مشاهده نکردم. گرچه برخی کتاب‌ها و نشریات صرفا به انتشار خاطراتی کوتاه مدت مبادرت کرده‌اند، لیکن از انسجام کافی برخوردار نبوده‌اند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 17 Oct 2018 11:09:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266512/کتاب-نبرد-امام-مهدی-عج-منتشر ​داستان شهیدی که ستاره سهیل بود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266504/داستان-شهیدی-ستاره-سهیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سردار شهید محمد اسلام‌نسب متولد روستای لایزنگان از توابع شهرستان داراب استان فارس بوده که در هنگام شهادت در تاریخ چهارم دی‌ماه 1365 در منطقه شلمچه و در جریان عملیات کربلای 4، فرماندهی گردان امام رضا (ع) را برعهده داشت. همچون ستاره سهیل که پرنورترین ستاره صور فلکی است و تنها در زمان‌ها و مکان‌های خاصی دیده می‌شود و به همین دلیل بسیار کم‌پیدا است، این سردار شهید نیز برخلاف حضور تاثیرگذار در جبهه دفاع مقدس، همچون ستاره سهیل کمتر دیده شده است.   فصل‌‌بندی کتاب حاضر براساس چهار فصل‌ طبیعت بوده، اما با زمستان شروع می‌شود؛ «فصل زمستان: اسفند 33 تا بهمن 57»، «فصل بهار: فروردین 58 تا خرداد 61»، «فصل تابستان: تیر 61 تا تیر 64» و «فصل پاییز: مهر 64 تا دی 65». در بخش پایانی کتاب نیز فهرست راویان، نام برخی از شهدایی که در کتاب آمده و تصاویری از آن روزها ارائه شده است.   یکی از روایت‌ها مربوط به دوران پیش از پیروزی انقلاب از زبان حاج رسول قائد شرفی، این‌گونه بیان شده است: «مدتی بود حس کنجکاوی مرا به سمت انجمن حجتیه کشیده بود. شنیده بودم هدف آن‌ها مبارزه با بهائیت است. چند دوست داشتم که عضو انجمن بودند. چندین‌بار از آن‌‌ها در مورد فعالیت‌های انجمن پرس‌وجو کردم اما جواب درستی به من ندادند. هر وقت به آن‌ها نزدیک می‌شدم صحبتشان را عوض می‌کردند، همین باعث حساسیت بیشتر من نسبت به کارها و فعالیت‌های آن‌ها شده بود. با محمد که حالا می‌دانستم از انقلابی‌های دوآتشه هست، موضوع را مطح کردم، قرار شد یک روز با هم در یکی از جلسات آن‌ها شرکت کنیم و سر از کار آن‌ها دربیاوریم. با دوستانم هماهنگ کردم و آنت‌ها تاریخ و محل یکی از جلسه‌های انجمن را به ما اطلاع دادند. به اتفاق محمد به آن جلسه رفتیم. بیشتر بحث‌ها و صحبت‌های آن‌ها بحث‌های اعتقادی در مورد امام زمان (عج) بود. بعد از جلسه به مسئول آن جلسه گفتیم: شما از مراج هم برای فعالیت مجوز دارید؟ با اطمینان گفت: بله، از فلانی و فلانی ... . می‌دانست من و محمد از طرفداران امام خمینی (ره) هستیم. گفت: راستی از آیت‌الله خمینی هم مجوز داریم! محمد گفت: خیلی هم خوب، شما مجوزی را که از حضرت آقا دارید به ما نشان بدهید ما هم قول همکاری به شما می‌دهیم! گفت: هفته دیگر برای شما می‌آورم. بعد از جلسه محمد گفت: اگر اینها واقعا برای فعالیت‌هایشان از حضرت آقا مجوز داشته باشند، ما هم که پیرو ایشان هستیم می‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم. یک‌ هفته گذشت و ما مجددا به جلسه آن‌ها رفتیم. اما خبری از مجوز فعالیت از آیت‌الله خمینی نبود. دو سه هفته بعد هم همین‌طور. آن‌قدر این دست و آن‌دست کردند که ما هم قید انجمن را زدیم و برگشتیم سراغ فعالیت‌های انقلابی خودمان.»   در شرح کوتاهی از ماجرای والفجر مقدماتی از زبان محسن کشاورز نیز می‌خوانیم: «عملیات والفجر مقدماتی بود. محمد همیشه اصرار داشت که در زمان عملیات بچه‌های آموزش در عملیات شرکت کنند، حتی اگر شده به‌صورت نیروی تک‌ور. در این عملیات هم به اتفاق محمد با یک گردان شرکت کردیم. گردان ما باید در منطقه چیلات، مهران عمل می‌کرد. منطقه رملی و حرکت در آن بسیار سخت بود. یگان‌های راست و چپ ما وارد عمل شده بودند. ما گردان را پشت یک تپه مستقر کردیم و منتظر دستور برای حرکت شدیم. محمد گفت: محسن برو بالای این تپه سروگوشی آب بده بیا. از شب پیش غذا نخورده بودم. یک لقمه نان و دوپیازه آلو، در دست گرفتم و در حالی‌که دندان می‌زدم، خودم را بالای تپه رساندم. تا رسیدم بالا، دیدم یک گلوله خمپاره 80 مستقیم روی سر من می‌آید! کنارم یک سنگر گود بود، معطل نکردم و خودم را درون آن انداختم و خمپاره دقیقا جایی که ایستاده بودم نشست و منفجر شد. گیج بودم که صدای محمد بلند شد: یا زهرا ... محسن شهید شد! بلند فریاد زدم: کسی بالا نیاد، خودم می‌آیم! همان موقع بی‌سیم زدند که برگردید! محمد به سرعت شروع به تخلیه گردان و برگرداندن آن‌ها کرد. هم‌زمان دیده‌بان‌های عراقی که با دیدن من، متوجه حضور نیرو پشت این تپه شده بودند، شروع ریختن آتش خمپاره روی خط کردند. گلوله خمپاره 60 و 80 بود که پشت در پشت هم کنار گردان ما به زمین نشست. چند دقیقه نگذشته زمین با خمپاره 60 شخم زده شد. اما محمد با درایتی که داشت به نحوی نیروها را از بین تپه ماهورها عبور داد که نه کسی شهید شد نه مجروح.»   نخستین چاپ کتاب «ستاره سهیل» در 496 صفحه با شمارگان یک‌هزار و 250 نسخه به بهای 45هزارتومان از سوی انتشارات سوره مهر راهی بازار کتاب شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 17 Oct 2018 09:15:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266504/داستان-شهیدی-ستاره-سهیل مضمون شعر دفاع مقدس در قامت جهانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266463/مضمون-شعر-دفاع-مقدس-قامت-جهانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، نشست تخصصی «چهل شاهد» با موضوع «بررسی ۴۰ سال شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»، دوشنبه 23 مهرماه با سخنرانی ‌عبدالجبارکاکایی از شاعران پیشکسوت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در تالار فرماندهان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.   در این نشست عبدالجبارکاکایی با اشاره به زمینه‌های شکل‌گیری شعر انقلاب، بیان کرد: تحلیل شعر انقلاب نیازمند بررسی پایه‌ها و زمینه‌های شکل گیری شعرانقلاب از سال‌های پیش از انقلاب است. همزمان با روی کار آمدن پهلوی دوم، حوزه فرهنگ و هنر به‌ویژه حوزه ادبیات رو به افول نهاد، اما طرح اندیشه‌های انسان‌های بزرگی چون علامه اقبال لاهوری و دکتر علی شریعتی، زمینه‌ساز احیای سنت‌ها و فرهنگ ملی شد و در بیشتر شاخه‌های هنری مثل سینما‌، تئاتر و موسیقی طبل بازگشت به هویت جمعی به آرامی نواخته‌ شد و در چنین شرایطی شعر زمینه و بستری به‌وجود آمد که بعضی از منتقدان در تحلیل آن شعر متعهد یاد می‌‌کنند‌.   این شاعر افزود: گویندگان این شبکه ذهنی و زبانی که در اواخر دهه 40 و اوایل 50 تشکیل شد، عموما جبهه چپ بودند و شاعرانی که گرایش به بلوک شرق و انقلاب‌های آمریکای جنوبی و نوعی نظام نشانه‌شناسی و سمبلیکی که بیان مخالف‌خوانی نسبت به وضع موجود بود، داشتند و تعابیری چون آفتاب‌، شرق‌، جنگل ستاره دریا و تعابیری که نظام نشانه‌شناسی خاصی را در شعر رفته رفته ایجاد می‌‌کرد، زمینه‌ساز جنبش‌هایی شد که به انقلاب سال 57 رسید‌.   وی با اشاره به این‌که یکی از مولفه‌های اصلی شعر انقلاب بازگشت به قالب‌های سنتی بود، گفت: نهضت بازگشت به خویش، شعر انقلاب را به احیای قالب‌های سنتی به‌عنوان مولفه اصلی در حوزه تکنیک شعر انقلاب دعوت کرد. در احیای قالب‌های سنتی یک اتفاق تکنیکی جدید افتاد که وجه ممیز ادبیات دوره انقلاب از ادبیات دوره بازگشت ادبی بود. گاهی عمدی و از سر عناد شعر انقلاب را بازگشت ادبی مقایسه می‌کنند و آن را یک بازگشت ادبی می‌خوانند و آن‌را تحقیر می‌کنند. در شعر انقلاب در نهضت بازگشت به خویش، قالب‌های سنتی زبانی به استخدام شاعر درآمد و زبان نو شده و تجدید حیات یافته پس از نیما در آثار هوشنگ ابتهاج‌، منوچهر نیستانی‌، حسین منزوی و سیمین بهبهانی کم کم شکل متعدلی از ممزوج کردن زبان نوین و جهان جدید در قالب‌های سنتی اتفاق افتاد و انقلاب اسلامی  این اتفاق را تشدید کرد و توسعه داد.   کاکایی اظهار کرد: کسانی که پایه‌گذاران دوبیتی و رباعی بعد از انقلاب بودند و غزل را به‌طور گسترده‌ای در سراسر کشور گسترش دادند، غالبا معلمانشان همین چهره‌ها بودند. شاعران انقلاب مضامین جدید را در قالب‌های سنتی تلفیق کردند و آن را  توسعه دادند و تبدیل به یک شبکه ذهنی و زبانی کردند. مولفه اصلی تکنیکی شعر انقلاب تلفیق زبان نو با قالب سنتی بود. اما مولفه دوم که می توان گفت از نظر اهمیت بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته است مولفه محتوایی بود‌. ارجاع به تاریخ دین و مذهب ‌، سمبل‌سازی و استفاده از تلمیحات مذهبی و دینی و میراث ادعیه‌،زیارت عتبات و مجموعه دستاورد‌های محتوایی از شعر مذهبی ما و به علاوه نیم نگاهی به عرفان بخش محتوایی شعر انقلاب را تشکیل می‌دادند که این عرفان کابردی و عملی تدریجا با آغاز جنگ گسترش یافت و شاخه اصلی شعر انقلاب ما شد مانند نگاه به شهادت و این اتفاقی بود که بیش از اینکه در شعر انقلاب افتاده باشد در شعر عرفانی ما رخ داده است‌. شعر انقلاب با گرایش به عرفان این مضامین را به خدمت گرفت.   این شاعر ادامه داد: نظام نشانه‌شناسی زبان و شعر پیش از اینکه بوسیله بچه‌های انقلاب فراهم شود و در کنار هم قرار بگیرد در شعر‌ها و سرود‌ها شکل گرفته بود. شعر انقلاب به بهترین وجه به وظیفه خود عمل کرد و نیاز‌های عمومی جامعه را پاسخ داد. الهامات واستخدام کلمات و بکار گرفتن مفاهیم از سپهر  واژگان زمانی بود که به آن دهه شصت اتلاق می‌شود. نوحه‌ها و شعر‌ها و سرود‌ها چنان اثر بر فرهنگ مردم در دهه شصت گذاشت که در وصیت‌نامه‌ها ماندگار شد و در حافظه مردم شکل گرفت. ما در قد و قواره هشت سال دفاع مقدس شعر گفتیم.   وی گفت: باید بپذیریم همه دوره‌های ادبیات اجتماعی یک آغاز و یک پایان دارند.  این مسئله مهمی است که من فکر می‌کنم مدیران فرهنگی ما باید  بپذیرند با قطور کردن جُنگ‌های جنگ و برگزاری جشنواره‌ها و سفارش دادن نمی‌توان مانع پایان یک دوره ادبی شد. برای سرود نمی‌توان سفارش داد. سرود را طبیعت جامعه به آن شکل می‌دهد‌. سرودی معنای واقعی سرود دارد که حتی اگر مخاطب سراینده را نشناسد، کلامش روی لبش جاری باشد، بارها بخواند و نفهمد که آنچه که می‌خواند چه کسی خوانده است یا آهنگسازش که بوده است. سرود در دل اتفاقات اجتماعی شکل می‌گیرد آنچه تکلیف می‌شود و بخشنامه می‌شود دیگر سرود نیست.   کاکایی در ادامه بیان کرد: به‌جای تحلیل و تشریح ادبیاتی که باعث افتخار و میراث فرهنگی و معنوی جامعه ایرانی است به حدی در تداوم وتکرارش به جُنگ‌های نازل و سطحی رسیدیم که همین جُنگ‌های نازل اسباب تمسخر ادبیات جنگ شده است‌. محققی از دانشگاه‌ هاروارد که فارسی‌زبان است با توسل به یکی از این جُنگ‌ها که سراینده آن شعرها اغلب بیست و یکی دو ساله بودند به تمسخر شعر‌ها و نگاهشان به جنگ پرداخته بود وآن‌ها را ادبیات نازل و بی معنایی در مقابل آثار دهه چهل دانسته بود.   این شاعر پیشکسوت انقلاب افزود: توسعه دادن اجباری ادبیات جنگ به دوره‌های بعد به جایی رسیده که  در سبک غزل پست مدرن و غزل فرم در کنگره‌های شعر جنگ، شعر عرضه می‌شود و شاعر با کلمه شهید و قداست و معنویت شهید بازی زبانی می‌کند و بیش از اینکه مخاطب در معنویت اثر غرق بشود این آثار روح را آزار می‌دهند. آوردن مضامین شعر انقلاب به زمان جدید و خارج کردن آن از پروسه زمانی به‌نظر من خیانت به موضوع مقدسی است که در لباس خودش به بهترین شکل ممکن عرضه شده است. امروز زمان تشریح و بررسی علمی این اتفاق است کم‌نظیر در دنیا است.   وی احساسات انسانی را جزو واقعیت‌های جنگ دانست و گفت: امروز مدیران فرهنگی  ما از این فراز‌های احساسات انسانی دفاع مقدس می‌گریزند. اگر بخواهیم تعریف جامعه‌شناسانه و انسان‌شناسانه از انسان ایرانی عرضه کنیم، انسان ایرانی توامان سوگ و حماسه است و شعر انقلاب و دفاع مقدس به تمامی پاسخ گوی احساسات مردم بود.   کاکایی با اشاره به ویژگی‌‌های مکاتب شعر، ادامه داد: دستاورد‌های تکنیکی شعر انقلاب آنقدر زیاد و قابل اعتنا نبود که ما قائل به ایجاد مکتب ادبی باشیم‌. یک مکتب ادبی هم تاثیر محتوایی و هم تاثیر تکنیکی فوق‌العاده ای داشته و شاخص‌ها و مولفه‌های فراوانی دارد که شعر انقلاب دارای این ویژگی نیست که از آن به عنان مکتب شعری یاد کنیم. این امر چیزی از ارزش‌های شعر انقلاب کم نمی‌کند چون به رسالت خود با بهره گیری از در قالب‌های پیش از خود عمل کرده است.   این شاعر تصریح کرد: شعر امروز وارد دنیای قرائت‌های جدید متناسب با نسل‌های جدید شده است‌. نمی‌توان گفت نسل امروز نباید از جنگ بگوید باید به جنگ اما با قرائت جدید پرداخته شود. نسل امروز نباید از منظری که نسل جنگ را دید جنگ را ببیند. به قول دکتر عبدالحسین زرین‌کوب «اگر گذشتگان ما غول باشند و ما کوتوله باشم؛ ما بر دوش آن‌ها سوار شدیم و هم آنچه آنها دیده اند می‌بینیم و هم بیشتر از آن‌ها»‌. این نسل بر خلاف آنچه القا می‌شودکه تنها  آن‌هایی جنگ را می‌فهمند که در جنگ حضور داشته اند فرصت و امکان دیدنش نسبت به جنگ بیش از ماست‌. اجازه بدهیم این نسل قضاوت کند و با پتک این که تو نبودی و حق نداری حرف بزنی و چون ما در آن فضای هیجانی که  فرصت تعقل کمتری هم داشت بودیم، می‌توانیم بگوییم. مدیران فرهنگی ما اجازه بدهند با حفظ حرمت‌ها قرائت‌های جدید خود را از جنگ ارائه دهند.   وی در پایان با بیان این‌که سه قرائت از شعر انقلاب وجود دارد، گفت:  یکی قرائت طبیعی است و دریافت طبیعی مولدین آثار فرهنگی و هنری که توسط کسانی رخ داده که در آن دوران حضور داشتند و  قرائتی است که از اصل ماجرا دریافت می‌شود. این قرائت طبیعی با حذف، اضافه وگزینش تبدیل به قرائت رسمی شد و فقط به جنبه حماسی و تهییج و تحریک آن می‌پردازد و جنبه انسانی برای آن مهم نیست و این قرائت دوم است که در پوستر‌ها می‌نویسد که در مورد این موضوعات باید شعر گفت و قرائت سوم قرائت نسلی است که تاریخ جنگ را مطالعه می‌کند، نقد و نظر‌ها را می‌شنود و آن‌را تحلیل می‌کند. قرائت طبیعی قابل احترام است و باید در فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس حفظ شود. باید به قرائت سوم که قرائت نسل‌های بعد از جنگ اعتنا شود است و این شاعران مورد توجه قرار گیرند. قرائت رسمی کیفیت و اعتباری نخواهد داشت و بیشتر به دو قرائت دیگر لطمه وارد می‌کند.   نشست‌های تخصصی «چهل شاهد» که به همت موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و  با حضور سرامدان حوزه هنر و ادبیات کشور برگزار می‌شود، به بررسی چهل سال هنر و ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌پردازد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 16 Oct 2018 08:39:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266463/مضمون-شعر-دفاع-مقدس-قامت-جهانی «شناسنامه لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266458/شناسنامه-لشکر-31-عاشورا-دوران-دفاع-مقدس-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، سیدمحمد طباطبائی، کارشناس بخش یگانی گروه مطالعات نظامی این مرکز، با اشاره به انتشار این اثر، گفت: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در بخش مطالعات نظامی در سال 1392، کار تدوین شناسنامه یگانی را با یگان‌های 31 عاشورا، 41 ثارالله، 25 کربلا، 14 امام حسین (ع)، 8 نجف اشرف، 17 علی‌بن‌ابیطالب (ع)، 10 سیدالشهداء (ع) و 27 محمد رسول‌الله (ص)، آغاز کرد. درواقع مجموعه شناسنامه‌های یگانی، به دنبال معرفی اجمالی یگان و بررسی عملکرد کلی یگان و واحدهای آن در عملیات‌های دوران دفاع مقدس است.   وی ادامه داد: پس از پنج سال کارِ دقیق و مستمر و نظارت فرماندهان یگانی، اولین نمونه شناسنامه یگانی که مربوط به لشکر 31 عاشورا است، به اهتمام مصطفی عابدی قشلاقی در مرکز منتشر شد. این کتاب شامل سه بخش و 25 فصل است که در بخش نخست با عنوان «پیشینۀ یگان»، به مشخصات کلی یگان شامل تاریخ تأسیس، دلایل انتخاب نام یگان و خاستگاه استانی یگان پرداخته ‌شده است.   طباطبائی افزود: در بخش دوم، عملیات‌های آفندی و پدافندی یگان در دوران دفاع مقدس، به تفکیک، اطلاعات مربوط به هر عملیات شامل مراحل عملیات، محورهای عملیات، مشخصات فرماندهی و مسئولین واحدها و تیپ‌ها و گردان‌های یگان در آن عملیات و همچنین لیست تجهیزات یگان و آمار تلفات و خسارات و غنائم در قالب جداولی ارائه ‌شده است.   کارشناس بخش یگانی گروه مطالعات نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، با اشاره به به بخش سوم این کتاب، اظهار کرد: در این بخش، نویسنده به کمک اسناد و مدارک موجود در مرکز و همچنین اسناد خود یگان، به شرح اجمالی عملیات یگان می‌پردازد. در این بخش به مواردی همچون ابلاغ مأموریت، آماده‌سازی واحدها قبل از عملیات، طرح مانور عملیات یگان و وضعیت یگان در آستانه عملیات و حرکت به سمت نقطه رهایی و شرح عملکرد یگان در حین عملیات و پاتک‌های دشمن و چگونگی مقابله با آن و درنهایت تثبیت منطقه عملیاتی و نتایج عملیات پرداخته می‌شود. در بخش چهارم و آخرین مرحله، نویسنده به فراخور هر عملیات در قالب بخش ضمائم، اسناد، نقشه‌ها، کالک و عکس‌هایی که به هر عملیات مربوط است، ارائه کرده است.   وی از شناسنامه یگانی لشکر 31 عاشورا به‌عنوان یکی از پژوهش‌های اساسی جنگ در مرکز یاد کرد و ادامه داد: این کتاب، بستری برای بسط و گسترش پژوهش‌های یگانی و به‌ویژه پرداختن به نبردهای هر یگان که سراسر درس و حماسه و معرفت بوده، است.   طباطبائی درباره برخی از محدودیت‌هایی که در مسیر نگارش شناسنامه‌ها کار را دشوار می‌کند، گفت: در نگارش شناسنامه هر یگان، گاها چون افراد مختلفی در دوره‌های مختلف، در یگان مذکور مسئولیت داشتند، روایت‌های مختلفی از یک رویداد وجود دارد. از طرفی می‌بینیم در اسناد مطالبی ثبت‌شده، ولی درصحنه عملیات اتفاق دیگری افتاده، به همین علت پایه و سند قرار دادن اسناد و یا راویان و فرماندهان کار کارشناسانه و سختی است.   کارشناس بخش یگانی گروه مطالعات نظامی مرکز، افزود: گاهی نیز در بعضی از یگان‌ها با کمبود اسناد و مدارک مواجهیم و اسناد بعضا نابود شده‌اند؛ بنابراین پرداختن و جست‌وجو کردن همه اسناد و پیدا کردن همه سوژه‌ها و پرداختن به آن، کار سخت و زمان‌بری می‌شود.   وی با اشاره به اینکه این کتاب آغازی برای پرداختن به حوزه‌های دیگر دفاع مقدس در یگان 31 عاشوراست، بیان کرد: درواقع شناسنامه پایلوت شروع ورود مجری به پژوهش‌های دیگر است. پژوهش‌های دیگر می‌تواند اطلس یا نبردنگاری و پرداختن به جزئیات هر نبرد که شامل حماسه‌ها، تصاویر حماسی و معرفتی از جنگ است که در شناسنامه مدنظرمان نیست، ولی مجری یا پژوهشگر بعد از ورود به شناسنامه در مراحل بعدی می‌تواند نبرد آن یگان را هم بنویسد.   رزمندگان لشکر 31 عاشورا در طول هشت سال دفاع مقدس، در بیش از 18 عملیات آفندی و 20 مأموریت پدافندی با ایثار و فداکاری، نقش قابل‌توجهی در حماسه‌سازی‌ها ایفا کردند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 16 Oct 2018 07:40:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266458/شناسنامه-لشکر-31-عاشورا-دوران-دفاع-مقدس-منتشر مواضع نظامی امام خمینی (ره) در جنگ ایران و عراق چه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266424/مواضع-نظامی-امام-خمینی-ره-جنگ-ایران-عراق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «بررسی مواضع نظامی امام خمینی (ره) در جنگ ایران و عراق از دیدگاه صاحبنظران داخلی» به‌طور مشترک به قلم رسول افضلی و امیر محسن‌زادگان تالیف و از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است.   یافته‌های کتاب حاضر نشان می‌دهد که مدیریت نظامی امام خمینی (ره) در جنگ عراق علیه ایران، دارای دو بُعد کاریزماتیک و نظام‌مند بوده است. بُعد کاریزماتیک این مدیریت معطوف به تاثیر جنبه‌های شخصیتی و علاقه درونی جامعه نسبت به امام و بُعد نظام‌مند مربوط به جنبه‌های مدیریت مستقیم و حرف‌های ایشان در پیشبرد امور جنگ بوده است. مدیریت کاریزماتیک و نظام‌مند امام در جنگ به لحاظ زمانی روند معکوسی داشته‌اند. مدیریت کاریزماتیک ایشان بیشتر در سال‌های اول تا اواسط جنگ و مدیریت نظام‌مند امام خمینی (ره) در نیمه دوم جنگ پررنگ‌تر بوده است.   براساس نتایج پژوهش حاضر، بُعد کاریزماتیک مدیریت نظامی امام در جنگ عراق علیه ایران پنج حوزه اصلی مشروعیت و مقبولیت عمومی جنگ با عراق، روحیه جنگاوری، روحیه مقاومت و استقامت، نظام سازمانی جنگ و نیروی انسانی جنگ را تامین می‌کرد. بُعد نظام‌مند نیز ابعاد عملی و واقع‌گرایانه مدیریت نظامی امام را در جنگ در دوره‌های مختلف مدیریتی و با توجه به معیارهای حاصل از شاخص‌های مطالعاتی در سه سطح استراتژی سیاسی، جنگ استراتژی نظامی و تاکتیک نظامی نشان می‌دهد.   کلیات، مواضع نظامی امام خمینی از آغاز جنگ تا فتح خرمشهر،‌ مواضع نظامی امام خمینی از فتح خرمشهر تا پایان جنگ، شخصیت و اندیشه سیاسی نظامی امام از نگاه صاحب‌نظران، دیدگاه صاحب‌نظران درباره مواضع نظامی امام از آغاز جنگ تا فتح خرمشهر، دیدگاه صاحب‌نظران درباره مواضع نظامی امام در مقطع پایانی جنگ و رویکرد رسانه‌های خارجی به مواضع نظامی امام خمینی در جنگ، هفت فصل کتاب را شامل می‌شوند.   در بخشی از فصل دوم کتاب در صفحه 73 آمده است: «بی‌شک مهم‌ترین جنبه موضع‌گیری نظامی امام در بحران خلع بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، آثار این رخداد بر عملکرد ارتش در عرصه داخلی و همچنین جبهه‌ها بود. بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی و نظامی، بروز این بحران را پایان حیات نظام جمهوری اسلامی اعلام کرده بودن. (بیل، 1367: 121) بروز یک کودتای نظامی در داخل یا دلسردی ارتش از ادامه جنگ در جبهه‌ها در هرحال می‌توانست شرایط وخیمی را برای نظام نوپای جمهوری اسلامی در پی داشته باشد. مدیریت مرحله به مرحله امام در کسب اعتماد ارتش و بسیج عمومی علیه بنی‌صدر، جنگ را از بحران اساسی نجات داد.»   همچنین درباره مساله «اتخاذ موضع مناسب در قبال فشارهای نظام بین‌الملل» در صفحات 121 و 122 کتاب می‌خوانیم: «امام معتقد بود که به دلیل شرایط وخیم داخلی و نیز فشارهای نظام بین‌الملل، ایران باید اراده معطوف به جنگ خود را تعدیل کند و در عین‌حال با تحمل فشارها به‌صورت کوتاه‌مدت محتوای قطعنامه را به نفع خود تغییر دهد. از همین‌رو ایستادگی در برابر قدرت‌های بزرگ و به‌ویژه قدرت‌نمایی آمریکا در خلیج‌فارس به‌صورت یک تاکتیک کوتاه‌مدت در پیش گرفته شد. براساس این تاکتیک، ایران می‌بایست با پیروزی‌های نسبی و درهم شکستن خطوط دفاعی عراق و نیز درگیری مستقیم با آمریکا در خلیج‌فارس به‌صورت کوتاه مدت، به تدریج حامیان عراق را متقاعد کند که برای پایان دادن به جنگ باید خواسته‌های ایران را تامین کنند و بدون تحقق این مهم، خاتمه دادن به جنگ ممکن نیست. به گفته هاشمی‌رفسنجانی این تدبیر امام در سال پایانی جنگ که در قالب یک استراتژی کوتاه مدت انجام گرفت، سبب شد که سازمان ملل در نهایت حق را به ما بدهد. (مصاحبه روزنامه ایران، 7/11/1378، ص 6)» نخستین چاپ کتاب «بررسی مواضع نظامی امام خمینی (ره) در جنگ ایران و عراق از دیدگاه صاحبنظران داخلی» در 356 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 20 هزار تومان از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس راهی بازار نشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 16 Oct 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266424/مواضع-نظامی-امام-خمینی-ره-جنگ-ایران-عراق شهسواری: مرگ ادبیات‌مان از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است/قیصری: جاده ارتباط ادبی ما با جهان در حال دوطرفه‌شدن است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266352/شهسواری-مرگ-ادبیات-مان-رگ-گردن-نزدیک-تر-قیصری-جاده-ارتباط-ادبی-جهان-حال-دوطرفه-شدن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «بررسی داستان‌نویسی ایران از سال 1357 تا 1397» به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در سرای اهل قلم با حضور مجید قیصری، داستان‌نویس و محمدحسن شهسواری، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی برگزار شد. در این نشست به دستاوردهای ادبیات داستانی پس از انقلاب و همچنین آسیب‌هایی پرداخته شد که ادبیات دچار آن بوده است. در ابتدای نشست مجید قیصری از اینکه چرا در این نشست از منتقدان و پژوهشگران این حوزه دعوت به عمل نیامده انتقاد کرد و این بحث را نیازمند ارائه ارقام و آماری دانست که از تحقیقات پژوهشگران برمی‌آید نه تجربیات داستان‌نویسان که هر یک سویه مخصوص به خود را دارند و طبعا در جهت‌گیری‌هایشان تاثیر سوء می‌گذارد. این نویسنده در ادامه صحبت‌های خود گفت: متاسفانه ما هنوز پس از گذشت چهل سال ژانری به نام ادبیات انقلاب نداریم و آثار این حوزه به لحاظ سیاسی و اجتماعی بررسی می‌شوند. از آفت‌هایی که داستان انقلاب نیز دچار آن می‌شود همین است که آثاری مانند «مدار صفردرجه» از احمد محمود و «رازهای سرزمین من» نوشته رضا براهنی در دسته آثار انقلابی قرار نمی‌گیرند چون برخی معتقدند اینگونه آثار باید به رویکرد دینی مردم ختم شوند؛ در صورتی که باید باور کنیم داستان بازتاب شرایط اجتماعی امروز و صدای طیف‌های مختلف است. اما این طرز نگاه باعث می‌شود که بسیاری از داستان‌ها و آثار از این دایره حذف شوند چون با آن قرائت رسمی مطابقت ندارند. وی افزود: اگر پژوهشگری آماری از آثار تولیدشده طی این سال‌ها بر مبنای فراوانی تکرار مضامین، سیر تحول آن‌ها، مضامینی که بعدها وارد ادبیات شدند و ... ارائه می‌داد باعث می‌شد که بتوانیم به ارزیابی دقیقی از این چهل سال برسیم.                            مجید قیصری نویسنده «جشن همگانی» دلیل فقدان چنین پژوهش‌هایی را نبود پل ارتباطی بین خواننده و نویسنده از قبیل نشریات تخصصی داستان عنوان کرد. در ادامه نشست محمدحسن شهسواری، نویسنده و فیلمنامه‌نویس صحبت‌های خود را در سه بخش؛ آسیب‌های بیرونی که به ادبیات وارد می‌شود، ویژگی‌ ادبیات این چهل سال و آسیب‌های درونی ادبیات که مربوط به نویسندگان و فضای ادبی است تقسیم‌بندی کرد و گفت: مهم‌ترین چیزی که از بیرون به ادبیات آسیب وارد می‌کند، مساله ممیزی است. ممیزی در حوزه فرهنگ به مثابه نقص عضو عمل می‌کند. البته بحث من این نیست که اگر ممیزی نبود تابه حال شش نوبل گرفته بودیم و ادبیات ما جهانی شده بود اما بدون در نظرگرفتن ممیزی آسیب‌شناسی ادبیات ممکن نیست. در تمام انواع ادبیات از عامه‌پسند تا نخبه‌گرا باید به لبه‌های ملتهب جامعه بپردازیم تا اثر شاخصی خلق شود و ممیزی به طور مشخص دست روی همین نقاط ملتهب می‌گذارد و از نیمه‌های دهه 60 اوضاع روز به روز بدتر شد. تا زمان دولت احمدی‌نژاد وضعیت ممیزی در سه حوزه سینما و تلویزیون و ادبیات به همین نحو بود و بعد از آن نهادهایی موازی خارج از کنترل دولت شکل گرفتند و باعث اتفاق تازه‌ای شدند که در حکومت‌هایی مانند ما که ممیزی قبل از چاپ دارند- و تعدادشان بسیار نادر است- اتفاق کمیابی است. آن اتفاق این است که اگر نویسنده‌ای پرمخاطب باشد و بیم مرجعیت او برود کتاب‌های قبلی او هم دستخوش ممیزی یا لغو مجوز می‌شوند. من مطمئنم اگر مخاطبان من از 10000 تا بالاتر برود این امر در مورد من هم اعمال خواهد شد و نمونه‌های آن آثار خانم سالار و آقای سناپور است. وجود این نهادهای موازی آسیب‌های زیادی به ادبیات ما زده است. به زعم من نویسندگانی که با این نهادها همکاری می‌کنند نویسندگان شکست‌خورده و کم‌مخاطبی هستند. در اواخر دهه هفتاد دو مرجع ادبی – گلشیری و براهنی- از ادبیات ما خارج شدند و سیاست این بود که مرجع دیگری وارد ادبیات ما نشود.                                محمدحسن شهسواری مجید قیصری در ادامه صحبت‌های محمدحسن شهسواری توضیح داد: بحث ممیزی را از منظر دیگری هم می‌شود بیان کرد. در سال 1357 تیراژ کتاب 3000 نسخه است و ناشر مطمئن است که مخاطب چاپ اولش همین تعداد است و امروز در سال 1397 با جمعیتی بالای 80 میلیون این تعداد به 1000 رسیده است. اولین تاثیری که سانسور بر ادبیات گذاشته،‌ میزان مخاطب است و از دلایل بی‌میلی مخاطبان به متون معاصر مثله‌شدن متن قبل از چاپ است و این مساله با برداشتن ممیزی از همین امروز حل نمی‌شود و زمان لازم است تا بتوانیم ذهن مخاطب را اصلاح کنیم. محمدحسن شهسواری در ادامه بحث مثالی زد و گفت: به طور مثال «آواز کشتگان» از براهنی بعد از سال‌ها از سوی نشر نگاه چاپ شده است؛‌ بدون یک کلمه حذف اما مخاطب باز هم ترجیح می‌دهد آن را از کنار خیابان بخرد چون اعتمادش از میان رفته است. سپس این مدرس داستان به بررسی ویژگی‌های ادبیات این چهل سال پرداخت و گفت: برخی از این ویژگی‌ها جبر زمانه است و برخی هم مختص این ادبیات است. تا اواسط دهه 60 که مصادف با دوران جنگ است، دوران آشوب و استقرار که چیز خاصی هم شکل نمی‌گیرد و نتیجه‌ای که سال 70 شاهد آن هستیم را رقم می‌زند یعنی انقطاع نسل‌ها. نوینسدگان هر نسل به دلیل مهاجرت نویسندگان نسل قبل که نمونه‌های آن مندنی‌پور و روانی‌پور هستند، دسترسی به میراث تجربیات آن‌ها ندارند و افراد تاثیرگذاری به مانند معروفی که صاحب مجله بوده‌اند در دسترس‌شان نیستند. در حالی که این اتفاق در سینما نمی‌افتد و مستقیم یا غیرمستقیم میراث تجربه منتقل می‌شود. افرادی مانند بیضایی در دسترس تازه‌کارها بوده‌اند و این تجربیات به راحتی انتقال پیدا کرده است. حرکت فرهنگی در هر جامعه‌ای با انتقال میراث اتفاق می‌افتد. وی افزود: مهم‌ترین مساله‌ای که در ادبیات ما شکل گرفت به دلیل تاثیرگذاری دو نفر بود که نرفتند؛ گلشیری  و براهنی. فعالیت در فضای هنری به دو شکل ممکن است؛ برخی از هنرمندان رسالت خود را در گسترش فرم هنر می‌دانند مانند گسترش عنصر داستانی زبان که نماینده آن در دهه 60 و 70 گلشیری بود. برخی هم گسترش حوزه روایت را رسالت خود می‌دانستند که نمونه آن براهنی است اما این شکل نگاه به هنر در همه جای دنیا در اقلیت است چون باید برای آن آموزش دید.               شکل دیگری از فعالیت هنرمندان که همیشه در اکثریت است این است که به ذات هنر وفادارند و صاحبان صدای اصلی ادبیات همین افرادند. اما اساس شروع ادبیات ما نعل وارونه بود و آن شکلی از ادبیات که در همه جای دنیا در اقلیت است اینجا در اکثریت واقع شد و تعریف هنر در ادبیات داستانی این شد که تو باید فرم هنری خود را گسترش بدهی. وی ادامه داد: گلشیری و براهنی هنر را از خدمت به ایدئولوژی نجات دادند اما آسیب‌هایی که این نگاه به دنبال داشت سیر آوانگاردشدن بود که میراث گلشیری را به سمت زبان بازی و میراث براهنی را به چیز مجهولی از پست مدرن رساند. مجید قیصری در میانه بحث خود گفت: اتفاق مثبتی که انقلاب اسلامی در آن نقش داشت،‌ افزایش تعداد نویسندگان به ویژه تعداد نویسندگان زن است. تا قبل از انقلاب فضای ادبیات بیشتر معطوف به فضای روشنفکری است و ادبیات دینی به ادبیاتی متحجرانه اطلاق می‌شود و بعد از انقلاب است که این نوع ادبیات فرصت تنفس می‌یابد. وی افزود: نگاه اسطوره‌ای ما باعث می‌شود که هر حاکمیتی با استفاده از یکی از این نوع نگاه‌ها به کار خود ادامه بدهد. اسطوره‌ها هیچ‌گاه با هم در تضاد نیستند اما در دوره پهلوی اسطوره‌های ایرانی بر اسلامی غلبه داشتند و در زمان بعد از انقلاب این رویه برعکس می‌شود و درنهایت منجر به بروز تخاصم می‌شود. جوزف کمبل می‌گوید: کسی دارای بهداشت روانی سالمی است که بتواند با اسطوره‌های خودش کنار بیاید. در بعد از انقلاب به دلیل تحقیر اسطوره‌های دینی در فضای قبلی تقویت آن‌ها شروع شد. شهسواری در ادامه توضیحات قیصری افزود: در نیمه دهه هفتاد مهر غلبه داستان بر شعر زده می‌شود و زمان غلبه رمان بر شعر است و بهترین نمونه‌های موفق رمان هم «من چراغ‌ها را خاموش می‌کنم» و «نیمه غایب» هستند و ادبیات زنان کل دهه هشتاد را تحت تاثیر خود قرار داد. اتفاق دیگری که خاص این دوران است و امتیاز مثبت ادبیات در دوران بعد از انقلاب است تولد ادبیات جنگ است. نکته مثبت ورود نهادهای موازی تربیت خواننده دینی است. این نهادها درواقع رمان را به داخل خانواده‌های دین دار بردند و این کار نتیجه‌اش شد تربیت خواننده برای ادبیات دینی. ادبیات قبل از انقلاب در بهترین حالت آن ادبیات لاییکی بوده است و بسیاری ذات رمان را دین در تضاد می‌بینند در صورتی‌که ذات رمان با ایدئولوژی در تضاد است نه با دین. و مثال آن هم تولستوی و داستایفسکی‌اند که در عین دینداری همیشه با کلیسا مشکل داشته‌اند. در نهایت تربیت خواننده دینی باعث شد که نویسندگان این ادبیات خواننده داشته باشند. مجید قیصری در انتهای بحث خود گفت: ادبیات جنگ نویسندگان جنگ خودش را هم تربیت کرد و همان‌طور که سرباز  به جنگ رفت- و خودم هم یکی از آن‌ها هستم-این واقعه هم باعث تربیت من نویسنده شد. ما تا قبل از دهه 80 نویسنده‌ای از سمت طلاب نداشتیم اما با برنامه‌ریزی‌های مدرسه هنرهای اسلامی قم، تعدادی نویسنده از طلاب داریم که به شخصه به آن‌ها خیلی امیدوارم. ما از زندگی روحانیت اطلاعی نداریم و این به نظرم از دستاوردهای انقلاب اسلامی است که باید در کنار افزایش تعداد نویسندگان و حضور زنان ذکر شود.                نویسنده «جشن همگانی» در پایان بحث خود گفت: در کنار اینها امیدوارم مدیریت ادبیات به دست متولیان فرهنگ بیفتد. محمدحسن شهسواری در انتهای جلسه عنوان کرد: به رغم تمام این خیزش‌ها مانند تولد ادبیات دینداری،‌ پایداری و حضور زنان و ادبیات جنگ، ادبیات ما هر لحظه ممکن است بمیرد. مرگ ادبیات‌مان از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. ادبیات روسیه با آن غول‌های ادبی مرد و این مساله‌ای نیست که غیرممکن باشد. در مقابل با همان قاطعیت می‌گویم که ادبیات ما می‌تواند جهانی شود چون سینمای ما که هنری کمتر ریشه‌دار است،‌ جهانی شده و اگر چه ادبیات ما در زندان زبان محصور است و کار سختی در رساندن آن به دنیا در پیش است اما به هر حال این امکان وجود دارد. البته سنگ‌اندازی دولت در سینما نسبت به ادبیات کمتر است. قیصری در انتهای جلسه به ذکر یکی دیگر از اقدامات مثبت بعد از انقلاب پرداخت و گفت: طرح گرنت که از ترجمه آثار ایرانی به زبان‌های دیگر حمایت می‌کند از اتفاقات خوب است و جاده یک طرفه ارتباط ادبی ما با جهان در حال دوطرفه شدن است.   ]]> ادبيات Mon, 15 Oct 2018 05:30:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266352/شهسواری-مرگ-ادبیات-مان-رگ-گردن-نزدیک-تر-قیصری-جاده-ارتباط-ادبی-جهان-حال-دوطرفه-شدن خاطرات پیشکسوتان صنعت نفت در 8 سال دفاع مقدس http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266353/خاطرات-پیشکسوتان-صنعت-نفت-8-سال-دفاع-مقدس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «همسفران ققنوس؛ خاطرات پیشکسوتان صنعت نفت در 8 سال دفاع مقدس»، دفتر نخست از مجموعه «تاریخ شفاهی مدیران ارشد صنعت نفت»، به همت ستاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس وزارت نفت به چاپ رسیده است. تنظیم محتوای این اثر به قلم فاطمه ترک‌چی صورت گرفته و مدیریت و نظارت بر محتوا نیز برعهده سید هاشم هوشی سادات بوده است.   ستاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس وزارت نفت، به عنوان متولی تدوین تاریخ شفاهی صنعت نفت در طول هشت سال جنگ تحمیلی،‌ درنظر دارد با ثبت و انتشار خاطرات، دیدگاه‌ها و گفته‌های مدیران ارشد و پیشکسوت صنعت نفت، بخش مهمی از تجربیات مدیریتی آنان را در دوران حساس و بحرانی دفاع مقدس که یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین فرازهای تاریخ صنعت نفت بوده را به نسل امروز و آینده و علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران منتقل کند.   در این کتاب پس از یک مقدمه، خاطرات 15 تن از مدیران ارشد صنعت نفت در دوران دفاع مقدس به نام‌های حشمت‌الله ابراهیمی فرسنگی، حسین افتخاری، بهروز بوشهری، حیدر بهمنی، داود پورضیایی، محمدحسن تولایی،‌محمدجواد خوشنویس انصاری، بهمن سروشی، مظفر سهرابی، محمود شریفیان، اسدالله صالحی‌فروز، محمود صراف‌پور، محمدجواد عاصمی‌پور، سیدرضا کسایی‌زاده و جعفر مدنی‌زادگان در قالب گفت‌وگویی ارائه شده است.   مقاومت پالایشگاه اصفهان زیر آتش حملات دشمن   بخش اول کتاب به بیان خاطرات حشمت‌الله ابراهیمی فرسنگی؛ مدیر پالایشگاه اصفهان در دوران دفاع مقدس می‌پردازد. در بخشی از این خاطرات درباره تعداد حملات دشمن به پالایشگاه و خسارات ناشی از آن، آمده است: «در مجموع پالایشگاه اصفهان، نه بار مورد حمله دشمن واقع شد که پنج مورد از این حملات بسیار شدید بودند. در یکی از این حمله‌ها، واحد شماره 1 تقطیر را زدند، این حمله از فاصله بسیار دور صورت گرفت، به نحوی که اصلا هواپیما را ندیدیم. با دقت وسط برج را زد و کل برج و قسمت‌های آن از بین رفت. به یاد می‌آورم که در سال 1366، دشمن واحد تقطیر را مورد حمله قرار داد و موشک وسط برج اصابت کرد و موجب خسارت شد. البته واحدهای سرویس‌دهنده، دیگ‌های بخار، تهیه آب و ... همیشه مورد حمله دشمن واقع می‌شدند. در پی این حملات، یکی از بویلرهای بخار (استیم درام) مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مجبور به جوشکاری آن شدیم؛ این‌کار بسیار حساس بود و با همکاری وزارت نیرو انجام شد. همچنین یکی از بویلرها نیز از میان رفته بود که نیروهای پالایشگاه توانستند جایگزین آن‌را بسازند.»   حمله به پالایشگاه آبادان در روزهای ابتدایی جنگ   بهمن سروشی؛ رئیس ستاد و معاون مدیر مناطق نفت‌خیز جنوب، از دیگر افرادی است که خاطراتش در این کتاب ثبت شده است. در بخشی از این خاطرات درباره حمله به پالایشگاه آبادان در روزهای ابتدایی جنگ، می‌خوانیم: «شهید تندگویان به اتفاق مهندس ابوترابی مدیر شرکت مهندسی ساختمان شرکت نفت، مهندس معین‌فر وزیر سابق نفت و مهندس سادات مدیر وقت شرکت ملی گاز، برای بازدید از مناطق آسیب‌دیده به اهواز آمدند. در دفتر مهندس گرانمایه مدیر پالایشگاه آبادان و با حضور این افراد، جلسه‌ای تشکیل شد؛ پس از مشخص شدن خسارت دو میلیارد دلاری وارد شده به پالایشگاه، در مورد بازسازی آن نیز صحبت شد. پس از جلسه همراه با شهید تندگویان، مهندس بوشهری، مهندس یحیوی و مهندس سادات برای بررسی اوضاع، رهسپار منطقه شدیم. البته شهید تندگویان از من و مهندس سادات خواست که در آبادان بمانیم. با توجه به اینکه خانواده‌ام را به یزد فرستاده بودم و پدرم در بیمارستان بستری بود، از شهید تندگویان درخواست کردم برای رسیدگی به پدرم، یک‌روزه به یزد بروم. او موافقت کرد و من به سمت یزد حرکت کردم. لحظه‌ای که به یزد رسیدم، از وزارتخانه اطلاع دادند که سریع باید بازگردم به اهواز که حادثه‌ای ناگوار رخ داده است! چند ساعت بعد از دیدار با خانواده، به سرعت به سمت اهواز حرکت کردم و متوجه شدم متاسفانه شهید تندگویان و مهندس بوشهری و مهندس یحیوی و دو نفر از همراهانشان توسط متجاوزان بعثی اسیر شده‌اند.»   نخستین چاپ از کتاب «همسفران ققنوس؛ خاطرات پیشکسوتان صنعت نفت در 8 سال دفاع مقدس» در 214 صفحه از به همت ستاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس وزارت نفت منتشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 14 Oct 2018 09:58:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266353/خاطرات-پیشکسوتان-صنعت-نفت-8-سال-دفاع-مقدس اولین رمان جنگی ایرانی کدام بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266324/اولین-رمان-جنگی-ایرانی-کدام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «نوشتن در سایه جنگ» اثر محمد حنیف و محسن حنیف، 10 سال پیش برای بررسی وضعیت ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس و بیان ثبت نظرات مختلف به منظور ارتقای سطح ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس انجام گرفت. پس از یک دهه این کتاب برای دومین بار با ویراست جدید از سوی یک ناشر دیگر (شهرستان ادب) روانه بازار نشر شد.   در ویراست دوم، پنج سوال به شش سوال اولیه تحقیق اضافه شد و برای رسیدن به پاسخ سوال‌های جدید، مطالبات تازه‌ای انجام گرفت. همچنین سه مصاحبه عمیق دیگر نیز با حمیدرضا شاه‌آبادی، حسن شهسواری و مایکل کدنم انجام شد. در نهایت سه فصل به کتاب افزوده شد و آنقدر کتاب دستخوش تغییر شده که می‌توان گفت اثر تازه‌ای پدید آمده است.   تعریف ادبیات داستانی جنگ، داستان جنگ یا داستان دفاع مقدس؟، پژوهش‌های پایه‌ای داستان جنگ و دفاع مقدس در ایران، آغاز داستان جنگ و دفاع مقدس، ‌تعریف داستان جنگ و دفاع مقدس، جنگ و ادبیات غیر جنگ، داستان جنگ و دانشگاه، جایگاه ادبیات جنگ و دفاع مقدس در ادبیات معاصر، نویسندگان و داستان‌های برجسته جنگ در ایران و جهان، نقد ادبی و داستان‌های جنگ و دفاع مقدس، اقتباس از داستان جنگ و دفاع مقدس، الگوهای داستان‌های دفاع مقدس، داستان جنگ و دیگر گونه‌های ادبی، داستان جنگ و استناد تاریخی، آسیب‌شناسی داستان‌های جنگ، سیر تحول ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس، زمینه‌های جهانی شدن داستان دفاع مقدس، داستان جنگ و دفاع مقدس کودک و نوجوان و جایگاه آن در ادبیات داستانی و سیر تحول داستان بلند و رمان نوجوان با موضوع جنگ و دفاع مقدس در ایران، ازجمله مهم‌ترین سرفصل‌های کتاب حاضر است.   «شمس و طغرا» اولین رمان جنگی ایرانی درباره موضوع «آغاز داستان جنگ و دفاع مقدس» در صفحه 79 کتاب آمده است: «نکته اصلی درباره آغاز داستان جنگ و دفاع مقدس،‌ به حساب آوردن یا نیاوردن قصه‌های حماسی، افسانه‌های رزمی و به‌طور کلی ادبیات عامه و کهن رزمی به‌عنوان داستان جنگ است، زیرا با درنظر گرفتن ادبیات حماسی و رزمی، سابقه این‌‌گونه به اعصار دور می‌رسد. بر این اساس، شاید بتوان ساتیریکون پترونیوس را از نخستین داستان‌های مکتوبی دانست که در آن از جنگ یاد شده است. این داستان که در قرن اول میلادی و در روم نگاشته شده است، قصه جوانی است که آزاد متولد می‌شود، اسیر می‌شود و پس از فرار از دست دشمنانش دچار سقوط اخلاقی می‌گردد. اما اگر حماسه‌ها و رزم‌نامه‌ها درنظر گرفته نشود، باید از قرن هجدهم و با آغاز داستان‌نویسی نوین به سابقه جهانی داستان جنگ نگریست. در گونه ملی نیز اگر رمان‌های تاریخی را در زمره ادبیات داستانی جنگ محسوب کنیم، باید از رمان تاریخی شمس و طغرا (1284 ش) به‌عنوان اولین رمان جنگی نام ببریم. داستان این رمان بین سال‌های 667 تا 691 ق می‌گذرد و با سبک واقع‌گرایانه، درگیری میان ایرانیان و مغولان و مسلمانان و غیرمسلمانان را نشان می‌دهد.»   تاثیرات شگرف جنگ بر ادبیات داستانی  «تاثیر و تاثر جنگ و آثار ادبی» از دیگر سرفصل‌های کتاب است که در صفحه 373 درباره آن می‌خوانیم: «دفاع مقدس بی‌شک در ادبیات داستانی معاصر و به‌ویژه بر زبان و نوع ارائه شخصیت‌های تازه و ناب داستانی تاثیری عمیق گذاشته است. ابعاد این تاثیرگذاری امروزه به روشنی مشخص نیست، اما با گذشت زمان و خلق آثار متنوع‌تری با موضوع جنگ تحمیلی، تاثیرات شگرف جنگ بر ادبیات داستانی ایران نیز روشن خواهد شد. مقایسه آثار داستانی بعد از جنگ غرب با آثار داستانی بعد از جنگ ایران، بیانگر شباهت‌ها و تفاوت‌ها در تاثیرگذاری جنگ است. ادبیات داستانی بعد از جنگ غرب سرشار از موتیف‌های عزلت‌گزینی، بدبینی به جامعه، نابودی نخبگان، دل کندن از خانه و کاشانه، تنفر از صنعت و پیشرفت‌های بشری و روی آوردن به فضاهای تازه و طبیعت بکر است. برخی از موتیف‌ها را به‌صورت بومی آن در ادبیات داستانی بعد از جنگ ایران نیز می‌توان مشاهد کرد و البته در پاره‌ای موارد،‌خواننده شاهد تفاوت‌های فاحشی خواهد بود.»   دومین چاپ کتاب «نوشتن در سایه جنگ» با ویراست جدید در 608 صفحه با شمارگان یک‌هزار و 100 نسخه به بهای 38 هزار تومان از سوی انتشارات شهرستان ادب راهی بازار نشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 13 Oct 2018 12:36:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266324/اولین-رمان-جنگی-ایرانی-کدام 16 اپیزود از زندگی شهید حججی در «صد روز کُما» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266286/16-اپیزود-زندگی-شهید-حججی-صد-روز-ک-ما به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «صد روز کُما (با نگاهی به زندگینامه شهید محسن حججی)» مشتمل بر 16 روایت داستانی و در پایان زندگینامه یکی از مدافعان حرم به نام محسن حججی است که نوع دستگیری و شهادتش و تصاویری که از آن لحظات منتشر شد، صحنه‌هایی از عاشورای 61 هجری را تداعی می‌کند.   «ذوزنقه»، «برخورد»، «کما»، «ابر و توفان»، «عکس یادگاری»، «انگشتر یادگاری»، «ابرام سیا»، «آقا ضیا»، «تعلیق»، «آشنایی»، «الف،ب»، «شهرک امید»، «جمله کلیدی»، «دفترچه تانک»، «مَخاله» و «کافه 78» عنوان‌های 16 داستان این کتاب است.   کُما «کُما» سومین داستان کتاب است که نویسنده آن‌را اینگونه نوشته است: «آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. مثل مسافران یک ایستگاه. گاهی شادند و گاه پریشان. خیلی‌های دیگر هم انگار خسته‌اند. این‌جا هم مثل همان کافه‌ای ست که من با شتاب از آن‌جا آمدم بیرون. اما نورش خیلی خیلی زیاد است. خودم را می‌بینم که زیر یک دستگاه، به زورِ کپسول اکسیژن نفس می‌کشم. خیلی‌‌ها آمده‌اند. کاش بتوانم به نازنین بگویم دنیال کیفم بگردد. کاش نادر اقلا بتواند حرف‌هایم را بفهمد. می‌گویند دوقلوها مثل یک روح توی دو تا جسم‌اند. اما نادر انگار فقط توی خودش است نه به اطراف نگاه‌ می‌کند نه با کسی حرف می‌زند. حس کسی را دارم که در حال خداحافظی در فرودگاه باشد و برای عزیزانش پشت شیشه‌های گیت پرواز دست تکان بدهد و آن‌ها فقط اشک بریزند. چهره‌هایشان در غم سنگینی فرور فته. انگار هریک برای خودشان رازی دارند. شاید به خاطراتشان با من فکر می‌کنند. شاید در ناامیدی عمیقی فرو رفته‌‌اند. حالا به سبکی رسیده‌ام. دلم می‌خواهد بار سنگین هستی را روی همین تخت جا بگذارم. همه‌چیز در سفیدی و مه فرو می‌رود. حتی آن‌ها که پشت شیشه‌های مات به بدرقه مسافر آمده‌اند.» انگشتر یادگاری «انگشتر یادگاری» یکی دیگر روایت‌های داستانی کتاب است که در بخشی از آن لحظه اسارت محسن به تصویر کشیده شده است: «پنج مرد به او نزدیک شدند. یکی‌شان داشت فیلم می‌گرفت. محسن روی خاک نشسته بود اما توان نداشت بلند شود. زانوانش بی‌حس بود. موج انفجار اندام‌هایش را کرخت کرده بود. درست مثل خوابی که در آن یارای حرکت کردن نداشته باشد. زیر لب شروع کرد به ذکر کردن: انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم... یادش می‌آمد که از هفت سالگی یاد گرفته بود این دعا را بخواند. حالا دشمنان داشتند از راه می‌رسیدند. محسن بوسه‌اس بر انگشتر زد و سعی کرد روی دو پایش بایستد. یکی از آن‌ها سلاحش را روی سر محسن گذاشت و با تحکم گفت: لاتحرک!! بعد با یک دست بدن او را بازرسی کرد. اسلحه را به سمتش گرفت و داد زد: امشی ...محسن راه افتاد. مرد با اسلحه زیر بازویش زد. محسن دست‌ها را روی سر گذاشت. یکی از مهاجمان دست‌های محسن را از پشت بست و بازوهایش را هم. محسن به روبه‌رو خیره شد. مرد از محسن خواست بایستد. محسن به چهره‌اش نگاه کرد. صورت تپلی داشت و کمی ریش بر چهره‌اش. رنگ پوستش به سرخی می‌زد انگار التهاب پوستی داشته باشد. مرد اتیکت محسن را که خواند شروع کرد به خندیدن دیوانه‌وار. انظروا... عبارت روی اتیکت را به دوستانش نشان داد: جون، خادم‌المهدی... کمی مکث کرد و با قنداق اسلحه‌اش محکم به شانه راست محسن کوبید. محسن سکندی خورد و اما تعادلش را حفظ کرد و روی دو پایش ایستاد. مرد حدود 8-27 سال سن داشت و به‌نظر می‌آمد اسمش عمران باشد. یا اسم مستعارش شاید این بود. گونه‌ی راستش زخمی شده بود و خون از آن جاری بود. یک نفر از مهاجمان با گوشی‌اش فیلم می‌گرفت. محسن بی‌توجه از کنار او گذشت. یکی دیگر جلو دوربین با حرارت صحبت می‌کرد. مثل یک خطابه یا رجزخوانی دیوانه‌وار. آسمان نیمه‌ابری بود و نور در پس ابرها به رنگ زرد و نارنجی تجزیه می‌شد. او را به زور سوار وانت تویوتای دوکابینه کردند. پشت وانت یک تیربار دوشکا بود و مسیر خیلی طولانی به‌نظر می‌رسید. آفتاب بالا آمده بود و خیمه‌ها در دوردست در آتش می‌سوخت.» نخستین چاپ کتاب «صد روز کُما (با نگاهی به زندگینامه شهید محسن حججی)» در 104 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 12 هزار به‌تازگی از سوی انتشارات مدرسه راهی بازار نشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 13 Oct 2018 05:54:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266286/16-اپیزود-زندگی-شهید-حججی-صد-روز-ک-ما روایت یک فرمانده از روزهای پرالتهاب انقلاب و دفاع مقدس http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266176/روایت-یک-فرمانده-روزهای-پرالتهاب-انقلاب-دفاع-مقدس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «روزهای پرالتهاب» خاطرات خودنگاشت سردار محمد کرمی‌راد، فرمانده سابق اهل کرمانشاهِ لشکر 11 امیرالمومنین (ع)، با بازنویسی جواد کامور بخشایش از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس راهی بازار نشر شده است. به بیان نویسنده، انگیزه نگارش این کتاب پس از سفری که مقام معظم رهبری در پاییز 1390 به کرمانشاه داشتند، در وی به‌وجود آمد.   کتاب حاضر در 11 بخش با عنوان‌های «از تولد تا جوانی»، «کرمانشاه در مسیر انقلاب»، «جریان‌های مربوط به انقلاب»، «فعالیت‌های انقلابی پس از پیروزی»، «فعالیت در واحد اطلاعات سپاه»، «حمایت از انقلاب دوم»، «وضعیت مناطق و شهرهای مرزی قبل و بعد از شروع جنگ»، «عملیات مطلع‌الفجر، مسلم‌بن عقیل، والفجر 3 و 5»، «اقدامات در تیپ 114 امیرالمومنین (ع)»،‌ «عملیات کربلای 1 و 4، والفجر 9، نصر 4 و 8» و «عملیات والفجر 10 و مرصاد» تدوین شده است. در صفحات پایانی کتاب نیز آلبوم تصاویر و تعدادی سند و نقشه ارائه شده است.   در بخش سوم کتاب یکی از خاطرات مربوط به موضوع غنیمت اسلحه از کاخ استانداری است که در این زمینه می‌خوانیم: «وارد کاخ شدیم و درِ کاخ را باز کردیم. هجوم مردم به داخل کاخ، کاملا اوضاع آنجا را به‌هم زد. من با استفاده از کلت کمری کوچکی که داشتم می‌خواستم به سمت یکی از نیروهای امنیتی بروم، چون خیلی مقاومت می‌کرد و نعره می‌زد و دستور شلیک می‌داد و می‌گفت رحم نکنید. پلیس تنومند و قدبلندی بود؛ خیلی ادعا می‌کرد؛ به گمانم رئیس نیروهای امنیتی استانداری بود. نمی‌خواستم کسی در حال شلیک کردن، اسلحه مرا ببیند یا شناسایی کند. آرام اسلحه را از زیر لباسم درآوردم که ناگهان عبدالرضا شهلایی با نگاهی حیرت‌آور و هیجان‌زده و با کلماتی بریده‌بریده گفت: ک ... کل ... کلت؟! با تندی و اخم به او گفتم: ساکت! از یک‌سو توجهم به آن پلیس بود و از سویی آقای شهلایی برایم دردسر تازه‌ای شده بود. در یک موقعیت مناسب به سمت پلیس نشانه‌گیری و شلیک کردم و سریع خودم را از آن محیط دور کردم. گلوله که کالیبر کوچکی داشت، آن هیکل تنومند را فقط کمی زخمی کرد! یک دفعه اوضاع داخلی محوطه کاخ استانداری به‌هم ریخت. هجوم عده زیادی از مردم به داخل محوطه که توانستند سربازها را تسلیم و خلع سلاح کنند، شادی وصف‌ناپذیری بین آنها ایجاد کرد. در آن وضعیت، مسئولان به داخل ساختمان فرار کردند و درها را از پشت بستند. سربازان داخل محوطه دیدند که آنها چگونه پا به فرار گذاشتند و اینها را رها کردند و به دست مردم خشمگین سپردند.»   هفتمین بخش کتاب به وضعیت مناطق و شهرهای مرزی قبل از آغاز جنگ تحمیلی، اختصاص دارد. در ذیل یکی از موضوعات مورد بحث در این بخش با عنوان «غائله دموکرات در کامیاران»، آمده است: «اواخر آذر 1358 بود که پس از بازگشت به کرمانشاه و یک روز استراحت، بلافاصله به سپاه رفتیم و باخبر شدیم نیروهای ضد انقلاب حزب منحل‌شده دموکرات، با مردم مسلمان کُرد و بچه‌های سپاه در کامیاران درگیر شده‌اند. من به سرعت به منزل رفتم تا لباس‌های رزم بپوشم و آماده رفتن به کامیاران شوم... حدود بیست یا سی نفر می‌شدیم. حاج حمید احمدی‌پور، فرماندهی مرکز عملیات غرب و فرماندهی و هدایت عملیات کامیاران را برعهده داشت. فرمانده سپاه کامیاران شفیعی بود. در چهار یا پنج کیلومتری شهرستان کامیاران به ایشان پیوستیم... نزدیک شهر که رسیدیم، بچه‌ها جلوتر درگیر بودند. طبق برنامه از سمت راست جاده منتهی به شهر، درگیری را شروع کردیم. دموکرات‌ها بعضی از خانه‌ها را اشغال کرده بودند و از آنجا به سوی ما تیراندازی می‌کردند؛ ما هم به آتش آنها پاسخ می‌دادیم. درگیری بی‌شباهت به جنگ شهری نبود؛ یک جنگ تمام‌عیار بود. ضد انقلاب مردم بی‌گناه را سپر قرار داده بود و از پوشش آنها استفاده می‌کرد... خوشبختانه تا ظهر رروز بعد توانستیم کامیاران را از وجود ضد انقلاب دموکرات و کومله پاک‌سازی کنیم.»   نخستین چاپ کتاب «روزهای پرالتهاب» در 455 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 24 هزار تومان از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 12 Oct 2018 13:55:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266176/روایت-یک-فرمانده-روزهای-پرالتهاب-انقلاب-دفاع-مقدس 50 ساعت گفت‌وگو با مسئول حفاظت بیت امام خمینی‌(ره) http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266205/50-ساعت-گفت-وگو-مسئول-حفاظت-بیت-امام-خمینی-ره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «دارساوین» شامل یادداشت‌های روزانه فتح‌الله جعفری مربوط به سال‌های 52 تا 59 همراه با توضیحات تکمیلی و شرح وقایع است. کار انجام مصاحبه‌ها و تدوین این کتاب را سعید علامیان انجام داده و سوره مهر آن‌را منتشر کرده است.   سردار فتح‌الله جعفری در حوادث جاده بانه - سردشت در سال 1359 به‌عنوان مسئول نیروهای سپاه حضور داشته و از 30 مهر 1358 تا اول خرداد 1359 نیز مسئولیت حفاظت از بیت امام خمینی (ره) را برعهده داشته است. او تمام یادداشت‌های خود را در سررسیدی با جلد سرمه‌ای رنگ می‌نوشت؛ نخستین یادداشت سال 1352 و متعلق به زمانی است که 15 سال داشته و آخرین یادداشت مربوط به دوم آبان 1359 و روزی است که از کردستان به اراک و سپس به جبهه جنوب عزیمت می‌کند.   دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌ها عموما نیاز به توضیح و گویاسازی دارند که با ارجاع به پانوشت‌ها و پی‌نوشت‌ها صورت می‌گیرد. در کتاب حاضر، این‌کار به‌وسیله خاطرات شفاهی انجام شده و در متن قرار گرفته است. به بیان نویسنده کتاب، گفت‌وگوها با فتح‌الله جعفری درباره یادداشت‌هایی که 33 سال پیش نوشته است، مشخص کرد این یادداشت‌ها نشانه‌هایی هستند که راوی را به وقایع نانوشته و حواشی خبرهای زمان خود دلالت می‌دهد.   در بین یادداشت‌ها به مقاطعی برمی‌خوریم که ازنظر تاریخی قابل اهمیت هستند. امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب، دهم اسفند 1357 از تهران به قم عزیمت کردند و تا زمان ابتلا به بیماری قلبی (دو بهمن 1358) در این شهر اقامت داشتند. ایشان پس از 39 روز مداوا در بیمارستان قلب تهران، در منزلی واقع در دربند تهران ساکن شدند و روز 28 اردیبهشت 1359 به محله جماران نقل مکان کردند. اقامت 11 ماهه حضرت امام در قم،‌ وقایع 39 روز بستری شدن در بیمارستان قلب و سکونت 77 روزه ایشان در منزل دربند از ایامی است که ناگفته یا کمتر گفته شده است. این زمانی است که فتح‌الله جعفری مسئولیت حفاظت بیت امام را برعهده داشته است. خاطرات شفاهی او به مدد یادآوری و اشارات یادداشت‌های روزانه‌اش از آن روزگار، ناگفته‌های بسیاری را تحویل خوانندگان مشتاق می‌دهد.   همچنین حوادث سال 1359 در کردستان برهه دیگری از تاریخ پر فراز و نشیب ابتدای انقلاب است که کمتر به آن پرداخته شده است. در این زمینه نیز یادداشت‌های روزانه فتح‌الله جعفری نقش نقطه‌نشانه‌های بی‌نظیری را برای بیان خاطرات شفاهی او از این حادثه ایفا می‌کند که شاید برای نخستین‌بار به تفصیل و مستند بازگو شده است.   کتاب حاضر حاصل 50 ساعت گفت‌وگو با فتح‌الله جعفری است که از فروردین 1386 تا فروردین 1392، به انجام رسیده است. کتاب براساس توالی تاریخ نگارش روزنوشت‌ها تدوین شده و خاطرات شفاهی برای توضیح آن‌ها نیز از توالی پیروی می‌کند.   «خانه‌ای در قاب خاطره»، «شور انقلاب»، «درنگ در لحظه‌های بی‌قراری»، «زمانی برای دل کندن»،‌ «چله‌نشینان میدان عمل» و «روز رهایی» فصل‌های شش‌گانه کتاب است. در پایان نیز پس از ضمائم و عکس‌ها، اسامی پاسداران اعزامی اراک به کردستان درج شده است.   یکی از یادداشت‌های کتاب مربوط به چهارشنبه 28 آذر 58، به این‌گونه است: «صبح از بیت خبر دادند که امام امروز در تشییع شهید دکتر محمد مفتح شرکت می‌کنند. ما هم آماده شدیم و پیکر مطهر شهید را آوردند. امام هم با ماشین رنجرور خودشان از درب مخفی در ضلع جنوبی خارج شدند. از همان اول چون شمال بیت جمعیت زیادی بود، دور ماشین ریختند. من هم روی کاپوت جلول ماشین نشستم تا مردم زیر ماشین نروند و تعدادی از نیروهایم را در طرفین ماشین قرار دادم. جمعیت که در تشییع بودند دور ماشین امام متراکم شده بودند. امام از حاشیه رودخانه تا حرم در تشییع شرکت کردند و از فشار جمعیت دیگر به حرم نرفتند. نیروهایمان یکی از مردم را هل داد و امام مکدر شدند و او از صحنه بیرون رفت. امام به مردم عشق می‌ورزند. یکی از نیروهای سپاه قم که روی پشت‌بام سپاه بود، موقع پریدن به پشت‌بام دیگر، به پایین افتاد؛ او هم تشییع شد.»    از دیگر یادداشت‌های درج شده در کتاب، مربوط به 19 شهریور 1359 و درباره ماجرای شهادت پاسدار کاظم ثامنی در جبهه سردشت - بانه بوده که اینطور روایت شده است: «جای بسی تعجب است، هر وقتی که ضربه‌ای می‌خوریم و صدمه‌ای می‌بینیم، به فکر این می‌افتیم که چاره‌ای اندیشیم و قبل از اینکه حادثه‌ای اتفاق افتد، هیچ‌گاه به فکر چاره نبوده‌ایم. یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌هایی که دامنگیر ما می‌شود این است که برادر کاظم ثامنی شهید می‌شود؛ آن‌هم با چه وضعی. فکر می‌کنم ضربه‌ای آن‌چنانی به روحیه افراد می‌خورد که دیگر جانشینی ندارد. چگونه تحمل این درد را نماییم و چگونه بدون ثامنی به اراک برگردیم؛ دلسوزترین و بهترین پاسدار اراک. اگر سپاه اراک یک پاسدار خوب و باتقوا داشت، ثامنی بود. درد ثامنی کمر پاسداران را شکست. چطور تحمل کنیم؟ خدایا روحش را شاد، بازماندگانش را تسلی و دوستانش را صبر عنایت فرما.»   نخستین چاپ کتاب «دارساوین» در 542 صفحه با شمارگان دو هزار و 500 نسخه به بهای 24 هزار تومان از سوی انتشارات سوره مهر راهی بازار نشر شده است.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 11 Oct 2018 10:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266205/50-ساعت-گفت-وگو-مسئول-حفاظت-بیت-امام-خمینی-ره شرح عملیات محمد رسول الله (ص) و تشکیل لشکر 27 http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266216/شرح-عملیات-محمد-رسول-الله-ص-تشکیل-لشکر-27 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، حجت شیری، نویسنده «اطلس لشکر 27 محمد رسول الله (ص)»، گفت: این اطلس مجموعه‌ای از جلوه‌های گرافیکی تشکیل شده از نمودار، نقشه، تصاویر به علاوه متنی که به آن اضافه شده و یکسری اسناد که دست نوشته یا دستوری از یک فرمانده است.   وی با اشاره به محتوای این اطلس بیان کرد: این اطلس، شرح عملیات محمد رسول الله (ص) و تشکیل لشکر 27 و ماموریت برون مرزی تیپ 27 و دستگیر شدن احمد متوسلیان توسط فالانژها و اشاره به زنده بودن جاویدالاثر متوسلیان توسط همرزمان اصلی ایشان و عملیات‌هایی که در جبهه جنوبی و شمالی و جبهه میانی، لشکر حضور داشته و حماسه‌آفرینی کرده را روایت می‌کند. در جاهایی هم به بعضی از اتفاقات خاصی که در بعضی از عملیات‌ها مثل عملیات الی بیت‌المقدس یا حماسه گردان کمیل در والفجر مقدماتی رخ داده، اشاره کرده‌ایم. ولی حدودا 50 درصد از کتاب مشتمل از عکس، نقشه، کالک و نمودار است.   نویسنده کتاب «اطلس لشکر 27 محمد رسول الله (ص)» افزود: قالب این اطلس یک کارنامه عملیاتی خلاصه بوده و 23 عملیات به‌صورت فشرده معرفی شده است. در این اطلس به کلیات عملیات در قالب یک نگاه راهبردی پرداختیم و بعد وارد لشکر شدیم.   شیری درباره منابع مورد استفاده در این اطلس، گفت: منابع این کتاب را از خود مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس ازجمله دفتر گزارش عملیات، گزینه اسناد، کالک‌های قرارگاه ها، لشکر و یگان‌های مختلفی که مرتبط است، به اضافه نوارهایی که راویان در زمان جنگ تحمیلی از جلسات فرماندهان تا فرمانده و جانشین گردان و حتی نیروها و رزمندگان ضبط می کردند، بدست‌ آوردیم.   وی با بیان اینکه از شاخص‌های این اطلس نسبت به اطلس‌های دیگر، پرداختن به گردان‌ها است، توضیح داد: در این کتاب، نحوه پوشش‌ها و ترتیب چینش گردان‌ها و نوع عملکردها نشان داده شده، هرچند که استخراج‌شان سخت بود، مخصوصا در عملیات‌هایی که تعداد گردان‌ها زیاد بود. حتی در دو عملیات، نقشه گروهانی را هم داریم مثل عملیات الی بیت‌المقدس و والفجر مقدماتی درحالی‌که بقیه اطلس‌ها از سطح تیپ پایین‌تر نرفتند و به‌صورت کلی با فلش‌ها نمایش داده شده ولی ما شرح عملیات را هم مطرح کردیم که هر گردان چه کاری را انجام داده است.   نویسنده کتاب «اطلس لشکر 27 محمد رسول الله (ص)»، اظهار کرد: این کتاب 272 صفحه‌ای مشتمل بر 6 فصل است. در ابتدا به تشکیل تیپ 27 و پشتیبانی تیپ 27 که پادگان ولیعصر سپاه تهران بوده، اشاره دارد و سپس به عملیات‌های آزادسازی خرمشهر و مقطع ابتدایی جنگ می پردازد، در ادامه به تنبیه متجاوز و بعد از عملیات رمضان ورود می کنیم.   شیری گفت: فصل بعدی عملیات‌های آبی و خاکی خیبر، بدر و والفجر 8 را به تصویر کشیده و در آخر هم عملیات‌های سرنوشت‌ساز از کربلای 5 تا انتهای جنگ را به‌طور خلاصه شرح داده است. همچنین لشکر 27 حضرت رسول (ص) یکسری عملیات‌های کوهستانی هم دارد که جابه‌جایی‌هایش از جنوب به غرب یکی از فصول کتاب است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 10 Oct 2018 07:46:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266216/شرح-عملیات-محمد-رسول-الله-ص-تشکیل-لشکر-27 پاشا: هنوز ناگفته‌های زیادی از جنگ برای گفتن وجود دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266179/پاشا-هنوز-ناگفته-های-زیادی-جنگ-گفتن-وجود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، آئین نقد و بررسی کتاب «چشم لشکر» از سلسله‌نشست‌های سه‌شنبه‌های کتاب، از ساعت 10 تا 12 سه‌شنبه 17 مهرماه با حضور سردار علی‌اکبر پاشا، جواد کامور بخشایش، غلامرضا عزیزی و ابکایی، مصاحبه‌گر در سالن قصر شیرین موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.   ابکایی با اشاره به اهمیت روایت کامل حوادث در این کتاب، گفت: با توجه به فعالیت بنده در ارتباط با تاریخ شفاهی و خاطرات شفاهی در بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس سپاه، ترجیح داده شد که مصاحبه این اثر را شخصا انجام دهم. سردار پاشا ویژگی‌های بارز خیلی خوبی داشت و یکی از دلایل انتخاب ایشان این بود که در واحد اطلاعات عملیات لشکر 25 کربلا، به‌عنوان یک فرمانده میدانی فعالیت می‌کرد.   وی ادامه داد: تقریبا می‌توان گفت که شناسنامه اطلاعات عملیات لشکر 25 کربلا سردار پاشا بوده است. وی بسیار صبورانه و دلسوزانه در مدت 2 ماه، ما را در بحث مصاحبه یاری کرد. روش اصلی مصاحبه این اثر به اینگونه بود که سوالات از پیش تعیین‌شده را مطرح می‌کردم و علاوه بر این‌ها اگر سوالی به‌صورت بداهه در ذهن ایجاد می‌شد نیز می‌پرسیدم. تمام مطالبی که ارائه شده، مستقیم از سوی سردار بیان شده و صداقت در کار در چنین موضوعی اهمیت داشته است.   سه ماه محرمانه بدون هیچ نیرویی، کار عملیاتی انجام دادیم   سردار پاشا  نیز در جلسه نقد و بررسی کتاب «چشم لشکر»، بیان کرد: فعالیت‌های عملیاتی لشکر 25 کربلا باعث شد تا برخی از دوستان تصمیم بگیرند به‌عنوان تاریخ شفاهی این کتاب را تالیف کنند. با توجه به گذشت زمان، برخی مطالب از ذهن پاک شده بود، اما با توجه به نوع فعالیت ما در بخش اطلاعات عملیات و دفترچه‌های یادداشت شده مربوط به آن دوران، خوشبختانه توانستیم در ماه مبارک رمضان اطلاعات کاملی را ارائه کنیم. به‌عنوان نمونه در عملیات والفجر در حدود سه ماه، محرمانه بدون حضور هیچگونه نیرویی، کار عملیاتی انجام دادیم. تمام این کارها برای رضای خدا بدون هیچ چشمداشتی انجام شد و هنوز بسیاری از ناگفتنی‌ها است که باید گفته شود.   باید بیشتر در نگارش برخی گویش‌ها دقت می‌شد   غلامرضا عزیزی به‌عنوان یکی از منتقدان حاضر در این نشست، گفت: در مصاحبه تاریخ شفاهی باید خاطره از مونولوگ به دیالوگ تغییر کند و اینجاست که باید برخی چیزها را به مصاحبه شونده یادآور شد. برخی از اطلاعات مانند تعداد جلسات و مدت زمان مصاحبه‌های انجام شده در کتاب آورده نشده است و این اولین بحث در مستندنگاری است که متاسفانه در اینجا رعایت نشده است. در برخی از آثار ما می‌نویسیم «مصاحبه تاریخ شفاهی» که این باعث می‌شود بتوان از این مصاحبه برای تولید سایر آثار به‌عنوان منبع استفاده کرد. از لحاظ ویراستاری باید بیشتر در نگارش برخی گویش‌ها دقت می‌شد که با توجه به گویش سردار جایگزین‌های مناسب استفاده نشده بود.   این کتاب اهمیت لشکرنویسی را نشان می‌دهد   کامور بخشایش دیگر منتقد این نشست نیز اظهار کرد: تشکر می‌کنم از پدیدآورندگان این کتاب که باعث شدند چنین اثری منتشر شود. دکتر عزیزی در ارتباط با نقد کتاب نکات بسیار مهم و کاملی را اشاره کردند و من همیشه در برنامه‌ها می‌گویم که هر کتابی ارزش نقد را ندارد و این کتاب آنقدر ارزشمند است که ما در حال حاضر برای نقد و بررسی آن، دور هم جمع شده‌ایم. این کتاب حسنی که دارد، اهمیت لشکرنویسی را نشان می‌دهد و همه این‌ها برای هویت یابی ماست.   وی افزود: تاریخ شفاهی دو ویژگی اصلی دارد که یکی از آن‌ها همین هویت‌یابی و دومی بیان تجربه است. مقدمه برای شناساندن اثر به خواننده است که متاسفانه خواننده با این بخش، میل به خواندن یک اثر پیدا می‌کند که متاسفانه ما در این اثر با یک مقدمه مناسب روبه‌رو نیستیم. از لحاظ اندازه فونت‌ها نیز در این کتاب مشکل بزرگی دارد و متن نیز با ابهامات بسیار زیادی روبه‌رو است و از نگاه یک ویراستار بسیار بهم ریخته است.   در پایان این جلسه، پدیدآورندگان کتاب به بیان توضیحات خود در ارتباط با نقدهای بیان شده پرداختند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 10 Oct 2018 06:35:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266179/پاشا-هنوز-ناگفته-های-زیادی-جنگ-گفتن-وجود دو مقوله دفاع مقدس و ادبیات جنگ را از یکدیگر جدا کنید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266115/دو-مقوله-دفاع-مقدس-ادبیات-جنگ-یکدیگر-جدا-کنید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «منشور هدایت؛ مطالبات رهبری در حوزه دفاع مقدس» با تحقیق و پژوهش حسن علایی فعال، همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، راهی بازار نشر کتاب شده است. نویسنده در کتاب حاضر ضمن ارائه پیشگفتاری درباره «منشور تبیین ماهیت و ابعاد جنگ تحمیلی»، در قالب ده فصل با عنوان‌های «بزرگداشت یاد و نام هشت سال دفاع مقدس»، «بزرگداشت یاد و نام شهدا»، «کنگره و یادواره بزرگداشت شهدا»، «راهیان نور»، «رزمندگان و جانبازان»، «آزادگان»، «خاطرات»، «خانواده شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران»، «جوانان و دفاع مقدس» و «استان‌ها و دفاع مقدس» مطالبات رهبر معظم انقلاب در حوزه دفاع مقدس را دسته‌بندی کرده است. این بیانات شامل عرصه‌ها، ابعاد و شئون گوناگون جامعه اسلامی با موضوعات متنوع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، تربیتی و ... ناظر بر مسائل داخلی و خارجی بوده است. مخاطب این بیانات، مردم و مسئولان، گروه‌ها و احزاب، سازمان‌ها و دوایر دولتی، نهادهای انقلابی، اقشار مختلف جامعه، دوستان و دشمنان انقلاب و نظام در داخل و خارج از کشور، عوام و خواص، شهری و روستایی، زن و مرد، پیر و جوان، تحصیل‌کرده و غیرتحصیل‌کرده و ... بوده و هستند.  ویژگی بارز این بیانات، جامعیت، آینده‌نگری، واقع‌گرایی، استدلالی، قابل‌فهم، روشن، صریح، شجاعانه، آرمانی، انقلابی، به‌هنگام و برخاسته از ضمیری روشن است. این بیانات نتیجه و ثمره نزدیک به هفت دهه مجاهدت در مسیر علم و فقاهت و اجتهاد و تلمذ در محضر اساتید برجسته و شخصیت‌هایی همچون امام خمینی (ره)، مبارزه و انقلابی‌گری، زندان و شکنجه و تبعید، تهذیب نفس و مجاهدت، عهده‌داری سال‌ها مسئولیت در عرصه‌های مختلف حکومتی، مرجعیت و زعامت مسلمین است. این ویژگی‌ها موجب شده که بیانات ایراد شده همواره موثر و تعیین‌کننده باشد تا جایی که برخی سیاستمداران تراز اول جهانی و صاحبان فکر و اندیشه بین‌المللی، بدون هرگونه تعصب خاصی، این بیانات را راهگشا و به‌عنوان چهارچوب فکری و نظری خود تلقی می‌کنند.   به بیان نویسنده اثر، سعی بر این است در قالب دفترهایی، مجموعه مطالبات و انتظارات رهبری درباره موضوعات مختلف و مورد نیاز ارائه شود. در دفتر پیش‌رو، موضوع دفاع مقدس مورد ملاحظه و توجه قرار گرفته و تلاش شده مهم‌ترین و بیشترین انتظارات و مطالبات رهبری در حوزه دفاع مقدس جمع‌آوری، دسته‌بندی و ارائه شود. مبنای گردآوری مطالب این کتاب از حیث زمانی، منحصر به دوره زعامت و رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، از سال 1368 تا اواخر سال 1396 است.  لزوم تفکیک دو مقوله دفاع مقدس و ادبیات جنگ در صفحه 161 کتاب در ذیل سرفصلی با عنوان «دو مقوله دفاع مقدس و ادبیات جنگ را از یکدیگر جدا کنید» که مربوط به بیانات رهبری برای اصحاب و هنر در تاریخ 29 مهر 1385 است، می‌خوانیم: «دو مقوله را از هم جدا کنید؛ هرکدام از اینها حرف و گفت فراوانی می‌طلبد. یک مقوله، مقوله مربوط به مسئله دفاع مقدس است؛ این دفاع مقدس و دوران هشت‌ساله، مثل جنگ‌های معمولی و بقیه جنگ‌های دنیا نیست؛ بلکه خصوصیاتی دارد. این، یکی از آن دو مقوله است که باید درباره‌اش بحث بشود؛ نه اینجا و به وسیله من، بلکه در فضای کلی جامعه باید مورد مداقه و تأمل قرار بگیرد. یکی هم یک مقوله فرعی نسبت به این مقوله است که آن هم به نوبه خود، خیلی مهم است و آن، خاطرات جنگ، تاریخ جنگ و ادبیات جنگ و هنری است که در شعبه‌ها و شاخه‌های مختلف، مصروف این ادبیات خواهد شد. هر کدام از این دو مقوله مهم است.»  توجه به جزئیات در خاطرات رزمندگان در بخش دیگری از بیانات رهبری مربوط به 31 شهریور 1386 در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، با این عنوان که «خاطرات رزمندگان باید جزء به جزء نوشته شود»، آمده است: «من یک کتابی را اخیرا خواندم که شرح چند روز در حول‌وحوش یکی از حملات ماست؛ از زبان افراد باقیمانده از یک دسته، نه از یک لشکر یا از یک تیپ یا از یک گردان یا از یک گروهان حتی. تعدادی از این دسته باقی ماندند و گزارش کردند. این نویسنده و محقق بسیار باذوق - که حقا و انصافا این‌جور کارها بسیار باارزش است- رفته جزء جزء مطالب را از زبان آن افراد گرفته، یک کتاب ششصد، هفتصد صفحه‌ای شده. ما فقط می‌شنویم عملیات فاو. خیلی از کارهای مهمی هم که در این عملیات انجام گرفته، اینها را همین‌طور از رو می‌دانیم: از اروند عبور کردند، فاو را گرفتند، کارخانه نمک را فتح کردند، فلان کار را کردند. ما کلیات را می‌دانیم؛ اما اینکه در این قدم به قدم چه گذشته، دیگر اینها را نمی‌دانیم. یک صفحه عظیم مینیاتور با نهایت استادی و زیبائی جلوی ما گذاشته‌اند، ما هم از دور ایستاده‌ایم نگاه می‌کنیم و می‌گوییم: به به! نمی‌رویم نزدیک تا ببینیم در هر گوشه‌ای از این مینیاتور، چقدر هنر به‌کار رفته تا ساخته شده. این کار را بعضیها می‌کنند؛ کرده‌اند. حالا این نمونه‌ای که بنده دیده‌ام، یکی از آن‌ کارهاست. امیدواریم این کارها ادامه پیدا کند.  نخستین چاپ کتاب «منشور هدایت؛ مطالبات رهبری در حوزه دفاع مقدس» در 728 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 50 هزار تومان به‌تازگی از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 09 Oct 2018 04:50:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266115/دو-مقوله-دفاع-مقدس-ادبیات-جنگ-یکدیگر-جدا-کنید سرنوشت 41 کتاب دفاع مقدسی که رهبری بر آن‌ها تقریظ نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265890/سرنوشت-41-کتاب-دفاع-مقدسی-رهبری-آن-ها-تقریظ-نوشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: به فاصله یک هفته از انتشار تقریظ رهبری بر کتاب «فرنگیس» نوشته مهناز فتاحی، چهار نوبت دیگر از آن منتشر شد. این کتاب نخستین‌بار در سال 94 به‌ چاپ رسید و اکنون تعداد چاپ‌های آن به عدد 10 رسیده است. پس از انتشار متن تقریظ رهبری، سید عباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در یک پیام توئیتری نوشت: «فرنگیس چون کتاب «دا» روایت ویژه از روز‌های نخست جنگ است. «دا» از خرمشهر و «فرنگیس» از روستایی مرزنشین از استان کرمانشاه. دفاع مقدس در تابلوی زنانه تصویری دگر دارد. تلخی و ترشی جنگ را ملس می‌کند. فرنگیس با تقریظ رهبری فرصت خواندن‌های جدید یافت. به خانم فتاحی تبریک می‌گویم.» بیشتر کتاب‌هایی که رهبر معظم انقلاب بر آن‌ها تقریظ نوشته‌اند در حوزه دفاع مقدس بوده که این موضوع نشان از اهمیت و نگاه ویژه رهبری نسبت به این حوزه دارد. در ادامه این گزارش در قالب یک جدول، 41 عنوان کتاب دفاع مقدسی که آیت‌الله خامنه‌ای بر آن‌ها تقریظ نوشته‌اند به ترتیب بیشترین نوبت چاپ آمده است. براساس اطلاعات به‌دست آمده، تقریبا تمامی این کتاب‌ها با شمارگان دو هزار و 500 نسخه‌ای منتشر شده‌اند که با کمی حساب و کتاب می‌توان به تعداد نسخه‌های منتشر شده از هر کتاب رسید. در جدول، بیشترین نوبت چاپ، کتاب «دا» با 157 نوبت چاپ در صدر قرار دارد. با احتساب شمارگان دو هزار و 500 نسخه برای هر نوبت چاپ، تاکنون 392 هزار و 500 نسخه از این کتاب راهی بازار نشر شده است. همچنین در 90 چاپ کتاب «دختر شینا» که دومین رده این جدول را به خود اختصاص داده، تاکنون 225 هزار نسخه منتشر شده است. در این جدول کتاب‌های «فرمانده من»، «نورالدین پسر ایران»، «پایی که جا ماند» و «آن بیست و سه نفر» در جایگاه‌های بعدی قرار گرفته‌اند.   از دیگر آثاری که در این جدول به آن اشاره شده، کتاب «سرباز کوچک امام؛ خاطرات آزاده مهدی طحانیان» است که به قلم فاطمه‌ دوست‌کامی تدوین و در سال 93 نخستین‌بار از سوی موسسه فرهنگی پیام آزادگان چاپ شد و تعداد چاپ‌های آن تا سال 96 به پنج رسید. اما پس از انتشار تقریظ رهبری بر این کتاب در اسفندماه 96، این کتاب در مدت هفت ماه 15 نوبت دیگر به چاپ رسید و امروز تعداد چاپ‌های آن به عدد 20 رسیده است. در مجموع تاکنون 46 هزار نسخه از این کتاب راهی بازار نشر شده است. 41 کتاب دفاع مقدسی که رهبری بر آن‌ها تقریظ نوشت   ردیف عنوان کتاب پدیدآورنده ناشر نوبت چاپ 1 دا؛ خاطرات سیده زهرا حسینی  سیده اعظم حسینی سوره مهر 157 2 دختر شینا؛ خاطرات قدم خیر محمدی کنعان  بهناز ضرابی‌زاده سوره مهر 90 3 فرمانده من  رحیم مخدومی،‌ احمد کاوری، داوود امیریان،‌ علی‌اکبر خاوری‌نژاد،‌ حسن گلچین،‌ هادی جمشیدیان و عباس پاسیار و… سوره مهر 67 4 نورالدین پسر ایران؛ خاطرات نورالدین عافی  معصومه سپهری سوره مهر 66 5 پایی که جا ماند؛ یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور سید ناصر حسینی‌پور سوره مهر 62 6 آن بیست و سه نفر؛ خاطرات خودنوشت احمد یوسف‌زاده احمد یوسف‌زاده سوره مهر 60 7 بابانظر؛ خاطرات سردار شهید محمدحسن نظرنژاد مصطفی رحیمی  سوره مهر 52 8 لشکر خوبان؛ خاطرات مهدیقلی رضایی معصومه سپهری سوره مهر 45 9 آب هرگز نمی‌میرد حمید حسام صریر -27 بعثت 41 10 وقتی مهتاب گم شد؛ خاطرات علی خوش لفظ  حمید حسام سوره مهر 31 11 گلستان یازدهم؛ خاطرات زهرا پناهی روا همسر سردار شهید علی چیت‌سازیان  بهناز ضرابی‌زاده سوره مهر 27 12 پا به پای باران مرتضی سرهنگی سوره مهر 22 13 سرباز کوچک امام؛ خاطرات آزاده مهدی طحانیان فاطمه دوست‌کامی پیام آزادگان 20 14 هم‌پای صاعقه گلعلی بابایی سوره مهر 20 15 زنده‌باد کمیل محسن مطلق سوره مهر 17 16 دسته یک  اصغر کاظمی سوره مهر 17 17 جنگ پا برهنه‌ها رحیم مخدومی سوره مهر 15 18 مدال و مرخصی هدایت‌الله بهبودی سوره مهر 15 19 ضربت متقابل  گلعلی بابایی سوره مهر 15 20 جشن حنابندان محمدحسین قدمی سوره مهر 13 21 نونی صفر سیدحسن شکری مرکز مطالعات پژوهشی 27 بعثت (نشر 27) 12 22 فرنگیس مهناز فتاحی سوره مهر 10 23 خط فکه؛ خاطرات شهید سید محمد شکری سید محمد شکری سوره مهر 7 24 عبور از آخرین خاکریز  نوشته احمد عبدالرحمن مترجم محمدحسین زوار کعبه سوره مهر 7 25 نجیب محمدجواد جزینی سوره مهر 6 26 خداحافظ کرخه  داوود امیریان سوره مهر 6 27 پنجره‌های تشنه  مهدی قزلی سوره مهر 5 28 یاداشت‌های ناتمام زهرا يزدی‌نژاد سوره مهر 5 29 سفر به قله‌ها هدایت‌الله بهبودی سوره مهر 4 30 جنگ خیابانی    سيدنظام مولا هويزه   سوره مهر 1 31 گزارش یک بازجویی   مرتضی بشیری   سوره مهر 1 32 هنگ سوم مجتبی الحسینی سوره مهر 1 33 شانه‌های زخمی خاکریز  صباح پیری سوره مهر 1 34 اردوگاه عنبر حسین فرهنگ غلامحسین کهن مهدی گلابی سوره مهر 1 35 پرواز شماره 22  عصام عبدالوهاب الزبیدی سوره مهر 1 36 پیشانی شیشه‌ای نوشته محمد طیب سوره مهر 1 37 تیپ 83  سيدمحمدعلی ديباجی سوره مهر 1 38 تپه‌های لاله سرخ غلامرضا نباتی سوره مهر 1 39 جدال در زیویه  محمدتقی مشکوری، عباس پاسیار، ولی صابری و حمید حسینی سوره مهر 1 40 یاد یاران  حمید داوودآبادی سوره مهر 1 41 یادداشت‌های خرمشهر؛ یادداشت‌ها و نامه‌های شهید بهروز مرادی دفتر ادبيات و هنر مقاومت سوره مهر 1   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 09 Oct 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265890/سرنوشت-41-کتاب-دفاع-مقدسی-رهبری-آن-ها-تقریظ-نوشت «هندسه‌ی انقلاب» برگرفته از بیانات بنیانگذار انقلاب اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266080/هندسه-ی-انقلاب-برگرفته-بیانات-بنیانگذار-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی انتشارات انقلاب اسلامی، رهبر معظّم انقلاب اسلامی با ارجاع مخاطبان خود به بیانات و سیره‌ حضرت امام خمینی (قدس‌سره) آنان را به استخراج اصول انقلاب اسلامی دعوت می‌کنند، زیرا امام عظیم‌الشأن، نقطه‌ مشترک بین تمامی احزاب و گروه‌ها و آحاد ملّت انقلابی ایران است.   آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار دبیر و کارشناسان دبیرخانه‌ شورای عالی امنیت ملی در تاریخ 14/بهمن/1394 واژه‌ای جدید را به فرهنگنامه‌ انقلاب اسلامی اضافه کردند و آن تعبیر «هندسه‌ی انقلاب» بود. ایشان راهکاری را برای استنباط ارکان هندسه‌ انقلاب معرفی کردند، این‌که مخاطب با مراجعه‌ مستقیم به کتاب صحیفه‌ امام (قدس‌سره) و استخراج کلمات پرتکرار می‌تواند به اصول انقلاب دست یابد.   ایشان می‌فرمایند: «براساس سخنان امام، موضوع «مردم»، «استقلال کشور»، «تدین و پایبندی به مبانی اسلامی»، «مبارزه با استکبار و زورگویی»، «مسأله‌ فلسطین»، «موضوع معیشت مردم»، «توجه به مستضعفین و رفع فقر»، خطوط اصلی انقلاب هستند که از ترکیب آن‌ها «هندسه‌ی انقلاب» به‌دست می‌آید».   این کتاب 520 صفحه‌ای در هفت سرفصلی که معظّمٌ‌له براساس بیانات امام خمینی (قدس‌سره) مطرح کردند، تنظیم شده و از کلمات و مطالب دیگری که نسبت به سایر کلمات، بسامد بیشتری داشتند و به لحاظ ارتباط موضوعی تحت عناوین اصلی قرار می‌گرفتند، نیز ذیل آن‌ها استفاده شده است.   امید است این کتاب گامی هر چند اندک در راستای تبیین خطوط اساسی انقلاب اسلامی و مقابله با تحریف مکتب و شخصیت امام خمینی (ره) و سرانجام، ممانعت از به انحراف کشاندن انقلاب عظیم اسلامی‌مان باشد.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 08 Oct 2018 08:55:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266080/هندسه-ی-انقلاب-برگرفته-بیانات-بنیانگذار-اسلامی جشنواره‌های شعر و داستان انقلاب ادغام شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266111/جشنواره-های-شعر-داستان-انقلاب-ادغام-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، به منظور گسترش و ارتقای کیفی روند برگزاری، بازدهی هرچه بیشتر و هم‌افزایی تلاش‌های شاعران و نویسندگان جوان و باتجربه، در یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان، دو بخش اصلی یاد شده به‌طور همزمان پذیرای آثار شرکت‌کنندگان این رقابت ادبی هستند. جشنواره بین‌المللی شعر انقلاب پیش از این، دی‌ماه هر سال و جشنواره بین‌المللی داستان انقلاب (جایزه امیرحسین فردی) فروردین‌ماه برگزار می‌شدند که با ادغام دو بخش، این رویداد ادبی همزمان با هفته هنر انقلاب اسلامی در فروردین‌ماه سال 98 برگزار خواهد شد. برگزاری این رویداد را موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر با همکاری مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برعهده دارد.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 08 Oct 2018 07:23:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266111/جشنواره-های-شعر-داستان-انقلاب-ادغام-شدند خلاف عقیده بسیاری بر این باورم نوشتن خاطرات دفاع مقدس کار خلاقانه‌ای است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266032/خلاف-عقیده-بسیاری-این-باورم-نوشتن-خاطرات-دفاع-مقدس-کار-خلاقانه-ای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: هشت سال دفاع مقدس، جدا از صدمات و لطمات بسیاری که به مردم ایران و این آب و خاک وارد کرد، به ظرفیت بالقوه‌ای برای خلق آثار در قالب‌های مختلف هنری و ادبی تبدیل شد. شاید بسیاری از این آثار نیز به ماندگاری و بازنمایی بهتر و درست‌تر از این برهه از تاریخ ایران نیز کمک شایانی داشته‌اند. ازجمله قالب‌های ادبی که به‌ویژه در سال‌های اخیر در زمینه خلق آثار مرتبط با حوزه دفاع مقدس، رواج پیدا کرده، ثبت خاطرات رزمندگان، فرماندهان، آزادگان و ... است. نهادهای مختلفی در این عرصه فعالیت داشته و دارند و نویسندگان بسیاری در این زمینه دست به قلم برده و از زوایای مختلف جنگ را بازنمایی کرده‌اند.   کتاب «سربازان نیار» که براساس خاطرات کلام‌اله اکبرزاده به قلم ساسان ناطق به رشته تحریر درآمده، سال گذشته از سوی انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری راهی بازار نشر شد. در این نوشتار، با مصاحبه‌گر و نویسنده این کتاب درباره چگونگی خلق این اثر و فضای شکل‌گیری چنین آثاری در کشور به گفت‌وگو نشستیم.   چطور شد این سوژه را برای خلق یک اثر دفاع مقدسی انتخاب کردید؟   زمان تدوین این کتاب به‌عنوان رئیس حوزه هنری اردبیل فعالیت می‌کردم. روزی گفتند مهمان دارید. آقایی آمد و گفت دوست دارم خاطراتم را بگویم و شما آن‌را بنویسید، از نوع کارهایی که شما در این زمینه انجام داده‌اید. کلام‌اله اکبرزاده اهل روستای نیار در حاشیه شهر اردبیل است که عنوان کتاب نیز به همین روستا بازمی‌گردد. کلام‌اله زمان اعزام به جبهه 15 سال سن با ذهنی شفاف و روشن و بسیار راغب داشت. بدون آموزش همراه اعزامی‌های اردبیل، عازم منطقه کردستان می‌شود و این شروع ماجرا است.   نوع کار من و کلام‌اله اکبرزاده به این‌صورت بود که سعی کردیم چیزی را بگوییم که در آن اتفاق و موقعیت هست تا بتوانیم فضا و مکان را بشناسیم و وقتی خواننده هم کار را می‌خواند به چیزی متفاوت برسد. مهم‌ترین وظیفه من در این‌کار، نشان دادن جغرافیای نیار بود. در این روستا همه بچه‌های همسن‌وسال کلام‌اله، بزرگترها و حتی پیرمردها به جبهه رفتند. شاید نصف جمعیت آن زمان روستای نیار به جبهه اعزام شدند که در بین آن‌ها عده‌ای شهید و جانباز هم شدند و حتی یک خانواده چهار شهید هم داشت. در یک خانواده پدر و دو پسر شهید شدند و مردی در خانواده آن‌ها باقی نمانده بود. تمام تلاش و جدیت ما در این کار این بود که در فاز اول جغرافیای روستای نیار و در فاز دوم جغرافیای پشت خاکریزها، درست و منطقی و خارج از بعضی از گفتمان‌ها و شعار بیان شود. بیانی که خارج از شعار و کلیشه باشد.   آیا داستان کتاب فقط روزهای جنگ را شامل می‌شود، یا پیشینه افراد روستا نیز مطرح می‌شود؟   وقتی گفت‌وگوهای افراد و شخصیت‌های کتاب را می‌خوانیم، به تناسب اتفاقات و مناسبت‌ها،‌ فلاش‌بک‌هایی به گذشته به مطالب کتاب چفت و بست شده و اینکار برای تکمیل وقایع انجام شد نه پر کردن صفحات کتاب. یکی از رزمنده‌ها کشتی‌گیر بود که مدال خود را هم به جبهه برده بود، کلام‌اله دیگر او را ندید تا زمانی که در میدان مین وقتی او بر زمین افتاده بود، کلام‌اله از روی مدال او را شناسایی کرد. در اینجا فلاش‌بکی به گذشته و خانواده این فرد زده می‌شود. چند برادر بودند که یکی در میدان مین شهید و یکی از آن‌ها در نقطه‌ای دیگر و یکی هم جانباز می‌شود. این‌گونه موارد هر زمان که موقعیت‌های داستانی اجازه می‌داد، صورت می‌گرفت. راوی کتاب بیشتر از آنکه از خودش بگوید، از نیاری‌هایی می‌گوید که هم‌رزمش و در کنار او بودند. خیلی راحت می‌توانستیم اجازه دهیم خود راوی این موارد را به‌صورت گزارشی بیان کند، ولی حق مطلب این بود که خود شخصیت‌ها در دل داستان حرف بزنند. عنصر گفت‌وگو می‌تواند به‌جای توصیف بنشیند، اطلاعات ارائه کند و صحنه را به مخاطب نشان دهد. من از این روش استفاده کردم. باورم این بود که شخصیت‌ها باید با هم حرف بزنند، در غیر این‌صورت کار خسته‌کننده و کلیشه‌ای می‌شود و این چیزی نیست که ما از ادبیات انتظار داریم. برای نوشتن این کتاب 77 ساعت مصاحبه انجام داده‌اید. تبدیل مصاحبه شفاهی به یک قالب داستانی کار سختی نبود؟   شکل داستان‌واره را در این اثر رعایت کردم. ما ایرانی‌ها پیش از آنکه قصه‌نویس باشیم، ذاتا قصه‌گو هستیم. هر چیزی که در خود عنصر قصه را داشته باشد، قطعا مخاطب را جذب می‌کند. در این‌کار قراردادی را با راوی و مخاطب می‌گذاریم که شکل کار ما به چه صورت است. شاید عده‌ای این اشکال را وارد کنند که این مدل کار، از شکل و مولفه‌های خاطره‌نویسی خارج شده است، در حالی‌که من در عین فضای قصه‌گویی، تمام وقایع و مستندات بیرونی کتاب را حفظ کردم. جزئیات داستان و توصیف آن مکان و موقعیت را از همان 77 ساعت مصاحبه می‌گرفتم. وقتی کلام‌اله صحبت می کرد، نام دوستانش را یادداشت می‌کردم و فقط به گفته‌های او اکتفا نکرده و آن تعداد از دوستانش را که زنده بودند یا جانباز شده بودند را پیدا کردم و می‌گفتم اکبرزاده راوی کتاب می‌گوید این صحنه اینگونه اتفاق افتاده، شما آن زمان کجا بودید و از آن‌ها می‌خواستم که آن وضعیت را برای من توصیف کنند. فکر می‌کنم بیشترین و بهترین توانمندی یا هنرمندی یک خاطره‌نگار، نویسنده یا مصاحبه‌گر، گرفتن مصاحبه درست است. مصاحبه درست، یک گفت‌وگوی دوطرفه است و قرار نیست که فقط یک نفر صحبت کند و مصاحبه‌گر فقط تماشا کند و بشنود. بلکه می‌توانیم مصاحبه‌شونده را به موضوعاتی که برای مخاطب مهم است، هدایت کنیم، چون دیدن آن موقعیت و اتفاق برای خواننده‌ای که صحنه جنگ را ندیده، می‌تواند جذاب باشد. در این صحنه‌ها راوی‌ها تصویرهای ذهنی دارند، هنر من مکتوب کردن آن تصویرهای ذهنی به شکلی است که خواننده هم وقتی کتاب را می‌خواند، بتواند تصویرسازی کند. وقتی تصویرسازی کند، قطعا همزادپنداری هم خواهد کرد. تمام تلاش ما در این کتاب این بوده، البته قطعا برخی افت‌وخیزها و بالا و پایین‌ها نیز در آن دیده می‌شود. کار بدون افت‌وخیز خیلی کم می‌توان پیدا کرد.   یکی از مشخصه‌های آذری‌زبان‌ها، طنازی است و خواهی نخواهی طنز در کلام و رفتار آن‌ها وجود دارد. در چند جلسه نخست، از صحبت‌های اکبرزاده فهمیدم که شاید در این کتاب طنز یک جاهایی پررنگ باشد که در طی مصاحبه متوجه شدم برداشتم دقیقا درست است. کلام‌اله در سن 15 سالگی، شناخت کافی از جبهه و جنگ و اسلحه و ابزارآلات نداشت. او 15 ساله رفت و 23 ساله برگشت و به قول خودش پشت خاکریزها بزرگ شد. این شناختی که در آن مدت از محیط و دوستانش پیدا می‌کرد، به من کمک می‌کرد کع بتوانم افراد بیشتری را نشان بدهم. در هر خاطره‌ای تعداد زیادی آدم می‌بینیم و باور ما این است که همه این آدم‌ها به درد کتاب نمی‌خورند و نمی‌توان همه را وارد متن کرد و انتظار داشته باشیم خواننده از خواندن این مطالب لذت ببرد، مگر اینکه به شخصیت‌سازی بپردازیم. در خاطره عنصری به نام شخصیت‌پردازی نداریم و تاکید ما معرفی افراد دخیل در خاطره است. ولی من از عناصر داستانی کمک گرفتم که حداقل بتوانم افرادی که دوروبر اکبرزاده هستند را بهتر به خواننده معرفی کنم، حال این اتفاق افتاده یا نیافتاده را باید از کسی که کتاب را خوانده بپرسیم.   بیشتر کتاب‌های مربوط به خاطرات دفاع مقدس، متعلق به رزمندگان و جانبازان و آزادگان در سنین نوجوانی و جوانی و بیشتر هم از شهرهای مختلف ایران است. شاید برخی مخاطبان معتقد به این فکر بیافتند که اینها یک تعداد کتاب شبیه هم درباره چند نوجوان و نوجوانی است که به جبهه رفته، اسیر و جانباز شده‌اند. چه لزومی دارد که بازهم یک نویسنده به موضوعی اینچنین بپردازد. برای کسی که این کتاب را نخوانده، چه عامل و وجه تمایزی می‌تواند موجب شود که او به خواندن کتاب راغب شود؟   هر راوی جنگ از منظر و دید خود آن‌را روایت می‌کند. یک فرمانده کلان‌نگر درباره اهداف کلی عملیات‌ها و به‌صورت آماری و برآوردی صحبت می‌کند، ولی راوی‌هایی که تبلیغاتی نبوده و خودشان پشت‌ خاکریز بودند، خیلی جزئی‌تر صحبت می‌کنند. در ضمن اتفاقی که برای من افتاده با اتفاقی که برای شما افتاده، زمین تا آسمان فرق می‌کند و این اتفاق است که هیجان‌انگیز بودن و زیبایی کار را به مخاطب نشان می‌دهد و همین می‌تواند عامل انگیزشی برای خواندن کتاب باشد.   خاطرات اسارت خیلی هم زیباتر است؛ شما از پشت خاکریز به دشمن نگاه می‌کنید، یک دفعه شما را اسیر کرده و می‌برند به آن سمت خاکریز و در حصار اسارت بلاواسطه با دشمن خود رودررو می‌شوید. یک رزمنده تا اسیر نشود نمی‌تواند خوب یا بد بودن حزب بعث و حتی حال و روحیه سربازانی را که به اجبار به جنگ آمده‌اند را تصویر کند. این جذابیت‌ها است که نشان می‌دهد، کار هنوز باید ادامه پیدا کند. حتی درباره نوع دسترسی و موقعیت رزمندگان نیز آثار متفاوتی می‌توان نشست. جنس خاطرات یک فرمانده با جنس خاطرات رزمنده مثلا تک‌تیرانداز، زمین تا آسمان فرق می‌کند. همچنین جغرافیایی که رزمندگان از آنجا به جبهه آمده‌اند نیز تفاوت‌های زیادی ایجاد می‌کند. وقتی یک روستازاده که در کودکی چوپان بوده و در یک فضای کاملا طبیعی و کوه و دشت بزرگ می‌شود و در جبهه زخمی برمی‌دارد و اتفاقی برای او می‌افتد، محکم‌تر است و باور ایمانی او خاص‌تر است. حتی نوع مبارزه و ایستادن افراد از قومیت‌های مختلف جلوی دشمن متفاوت است. در پد خندق، لُرها پس از تمام شدن مهمات، با دست خالی و با سنگ و کلوخ جلوی دشمن می‌ایستند. بزرگ شدن در طبیعت برای آن‌ها نوعی شناسنامه است.   اکبرزاده در طبیعت بزرگ شده و استقامت بیشتری پیدا کرده و حتی وقایع جنگ را از منظر طنزآلود خود نگاه می‌کند و به ما نشان می‌دهد. در کتاب می‌بینیم صحنه‌های طنزی که برای او اتفاق می‌افتد، به احتمال زیاد برای رزمنده دیگر رخ نمی‌هد. بزرگ شدن در دل طبیعت او را جسور بار آورده و در صحنه‌ای او از کنار رودخانه تعدادی مین جمع می‌کند. چند مین سوسکی، مین ضد نفر و مین ضد تانک برمی‌دارد و پشت خاکریز می‌آورد و می‌گوید غنیمت جنگی آورده‌ام، چون شنیده بود زمان پیامبر (ص) در جنگ‌ها غنیمت جمع می‌کردند. مین‌ها را جلوی چند نفر از رزمنده‌ها به زمین می‌ریزد و کلی تلفات به نیروهای خودی وارد می‌کند. او گفت برای اولین بار در این کتاب اعتراف می‌کنم که مقصر تخلیه چشم برادرم من بودم. تا زمانی که مادرشان زنده بود و خانواده دوروبرشان بودند، دو برادر این موضوع را به هیچ‌کس نگفتند. جذابیت این واقعه‌ای که رخ داده می‌تواند فرد را به موقعیت کتاب نزدیک‌تر کند و او را به خواندن ترغیب کند. بعد خواندن کتاب مخاطب می‌تواند بگوید این اثر شبیه بقیه کتاب‌های این وزه است یا نه.   از دیگر مولفه‌هایی که موجب می‌شود مولف سراغ چنین کتاب‌هایی بیاید،‌ عنوان و طرح جلد کتاب است. چون شروع کار من از داستان و رمان بوده و این فضا را می‌شناختم، سعی کردم این جذابیت برای عنوان کتاب هم اتفاق بیافتد. عنوان کتاب باید مثل آهن‌ربا بتواند مخاطب را جذب کند. همیشه سعی می‌کنم با یافتن عنوان‌های داستانی، کمک کنم مخاطب با عنوان کتاب بازی کند و لذت ببرد. اگر نتوانم هیچ بالانسی در ذهن مخاطب ایجاد کنم، چه هنری دارم. روی طرح جلد کتاب هم موارد مختلف بررسی شد و در نهایت به این طرح جلد رسیدیم. همه این مولفه‌ها مشخص می‌کند که این کتاب به‌درد خواننده می‌خورد یا نه.   از وضعیت تبلیغ و شعارگونه سال‌های نخست جنگ‌نویسی فاصله گرفته‌ایم و اگر ما به بلوغ فکری خواننده احترام نگذاریم، خیلی کار خلاقانه‌ای انجام نداده‌ایم. بسیاری معتقدند خاطرات دفاع مقدس کار خلاقانه‌ای نیست، ولی من باور که کار خلاقانه‌ای است و خواننده باید از خواندن اثر لذت ببرد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد، چراکه سعی کردیم همه مشخصه‌ها را رعایت کنیم. معتقدم این کتاب خیلی شبیه دیگر کتاب‌های این حوزه نیست، چون بیشتر کسانی که خاطرات آن‌ها نوشته شده یا از فرماندهان جنگ بودند یا به دلیلی شهرتی به‌دست آورده بودند. ولی این کتاب درباره نوجوانی ساده و روستایی و بی‌نشان است.   وقتی قصه زندگی این فرد را بخوانید، دلتان می‌خواهد بدانید که سرنوشت او در ادامه چه شد. سروکار ما با خاطرات رزمنده‌هایی است که زحمات زیادی کشیده و ایثارگری کرده‌اند. برای این خاطرات فی نفسه قابلیت تبدیل شدن به داستان از ذهن خلق یک نویسنده هم فراهم است. تلاش من این بوده که در کارهایم چندصدایی را رعایت کنم و اجازه دهم آن‌های دیگر هم حرف بزنند. وقتی خاطرات کلام‌الله اکبرزاده را می‌خوانید به‌ شکل غیرمستقیم با چند نفر دیگر هم آشنا می‌شوید. این افراد با شخصیت اصلی داستان همراه هستند. رزمنده‌ در جبهه که همواره در فکر مبارزه با دشمن نبوده، بلکه نماز و عبادت، عشق،‌نفرت، زندگی و خیلی چیزهای دیگر هم در جبهه وجود داشت.   هنر مصاحبه‌گر این است که این موارد را از زیر زبان راوی بیرون بکشد. او در جبهه سبزی و سیفی‌جات کاشته بود. در کارهای من ردپای حیوانات، پرنده‌ها و گل و گیاه را می‌بینید. من به‌عنوان مصاحبه‌گر فعال و باهوش باید از راوی بپرسم تا چیزهای دیگری را نیز به یاد او بیاورم. نویسنده دو کار انجام می‌دهد؛ تکمیل اطلاعات و کنکاش برای یافتن و طرح اطلاعات و داشته‌های جدید. خاطرات مستند دفاع مقدس می‌تواند برای منِ نویسنده بسیار کمک‌کننده باشد. منِ مصاحبه‌گر و راوی نباید به هر چیزی راضی باشیم. تِم داستان‌واره‌ای که در این کار است، مطمئنا به ماندگاری آن کمک می‌کند. اگر از ادبیات وام بگیریم، قطعا ماندگاری آن بیشتر هم می‌شود.      کار نوشتن این کتاب چقدر طول کشید؟   نوشتن کتاب چهار سال زمان برد. با استفاده از شگردهای مصاحبه سعی کردم هر روز مصاحبه‌ها به‌طور پیوسته انجام شود و با دسته‌بندی‌های زمانی سعی کردم جلوی پراکندگی ذهن او را بگیرم. در جلسات دو تا سه ساعته هر روز مصاحبه‌ها انجام می‌شد. چیزهایی را گاهی فراموش می‌کرد که همانجا زنگ می‌زد و از دوستانش می‌پرسید. چیزهایی را نیز یادداشت می‌کردم. مواردی نیز برایم نامفهوم بود که کاغذی جلوی رویش می‌گذاشتم و از او می‌خواستم موقعیت را برایم بکشد. اگر من تصویر درستی از واقعیت در ذهن خودم نداشته باشم، خواننده هم قطعا نمی‌تواند آن‌را درک  تصویرسازی درستی انجام دهد. وقتی به حوزه هنری تهران منتقل شده، کار پیاده‌سازی مصاحبه را انجام دادم و با وسواس کم‌کم تنظیم نهایی کار را انجام دادم و بعد کار را به مرتضی سرهنگی دادم که کار را بخواند و مثل همیشه راهنمایی‌هایی نیز داشت. وی در انتخاب عنوان کتاب نیز به من کمک کردند.   نکته دیگر اینکه در حین کار مصاحبه‌هایی نیز با مردم روستا برای تکمیل اطلاعات داشتم. مردمی بسیار ساده و صمیمی که برای گفت‌وگو بدون استثناء آدرس مسجد جامع نیار را می‌دادند. جزئیاتی از این طریق به محتوای کتاب اضافه شد.   در بخش پایانی کتاب، تعدادی عکس و نامه مربوط به وقایع ذکر شده در داستان، ارائه شده است.     وضعیت مستندنگاری جنگ را در بخش خاطره‌نویسی چطور می‌بینید؟   نهادهای مختلفی در کشور این کار را انجام می‌دهند، ولی هیچ هم‌صدایی با هم ندارند. هم‌صدایی در وحدت رویه باید وجود داشته باشد که به هرکار نازلی تن ندهیم و قد و بالای دفاع مقدسمان را حفظ کنیم. ناشران خصوصی زحمات زیادی می‌کشند و از روی عشق و شوق و علاقه کار می‌کنند، در نهادها هم یک جدیت خاصی در این زمینه وجود دارد، ولی خیلی کم از کار یکدیگر اطلاع دارند.   یک نکته هم اینکه برخی آثار به دلایلی با سلایق و اندیشه بعضی دوستان همخوانی ندارد و به سادگی جلوی انتشار آن گرفته می‌شود. اگر قرار باشد همه کارهایمان تعریف و تمجید از گذشته باشد، هیچ چیز جذابی به مخاطب ارائه نداده‌ایم. اگر طیف جدیدی از افراد و اندیشه‌ها وارد این حوزه نشود، داستان رشد نمی‌کند. عادت کردن به خواندن متون ساده از یک عده خاص، شاید اسمش درجا زدن باشد. در دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری، این اتفاق در حال شکل گرفتن است. وقتی سوژه متفاوت شود، خواننده به سمت آن می‌آید. من حتی تبلیغی را دوست دارم که خواننده را جذب کند. یکی از کارهای خوب در حوزه هنری، چاپ‌های بعدی آثار است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 08 Oct 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/266032/خلاف-عقیده-بسیاری-این-باورم-نوشتن-خاطرات-دفاع-مقدس-کار-خلاقانه-ای کتابی که در کمتر از هفت ماه به چاپ بیست و سوم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266056/کتابی-کمتر-هفت-ماه-چاپ-بیست-سوم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جشن امضای چاپ بیست و سوم کتاب «یادت باشد...» درباره شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی که از سوی همسر شهید روایت شده، عصر امروز (یکشنبه 15 مهرماه) با حضور محمدرسول ملاحسنی، نویسنده کتاب و با استقبال خوب مخاطبان در فروشگاه ترنجستان سروش برگزار شد.   ملاحسنی در این برنامه بیان کرد: توصیه من به جامعه ایران این است که این کتاب را به‌عنوان یک حرکت فرهنگی و درس زندگی نگاه کنند. تأکید منِ نویسنده و راوی کتاب این بوده که در انتها به درس زندگی برسیم. از بازخورد نظرات مخاطبان نیز به این نتیجه رسیدیم که این کتاب علاوه بر یک اثر عاشقانه و درام امروزی، درس زندگی است.   وی ادامه داد: زندگی شهدای مدافع حرم خیلی نزدیک به زندگی ما است و به بیان رهبری آن‌ها متعلق به 100 یا 200 سال پیش نیستند. به اعتقاد من «یادت باشد» داستان و قصه رباب‌های سرزمین ما است. امیدوارم شرمنده شهدا، همسرانشان و خانواده‌های شهدا و ایثارگری آنها نشویم. امیدوارم طوری رفتار کنیم که مدیون شهدا به‌ویژه شهدای مدافع حرم نباشیم و بتوانیم ادامه‌دهنده راه آن‌ها باشیم.   این نویسنده با اشاره به اینکه یک سری آدم‌ها در اوج گمناهی، بالاترین درجه ایثار را نشان دادند، گفت: برخی مثل شهید سیاهکالی اسمشان هم پررنگ می‌شود و ما آن‌ها را می‌بینیم و برخی از آن‌ها حتی دیده هم نمی‌شوند. در همان شب شهادت شهید سیاهکالی، دو شهید دیگر هم داشتیم که حتی پیکرشان هم بازنگشت. این اوج ایثار و ازخودگذشتگی است و یک درس بزرگ برای ما دارد که در کنار همه روزمرگی‌هایمان، این نگاه متعالی را در زندگیمان دنبال کنیم و روزی برسد که ما هم بتوانیم مثل این شهدا نگاه کنیم.   ملاحسنی افزود: این نوع نگاه شهدا به زندگی در عین اینکه یک زندگی عادی داشتند، مانند داستان زندگی شهید سیاهکالی در این کتاب، ولی بسیاری ارزش‌ها مانند بیت‌المال و حق همسایه را رعایت می‌کردند. از همین مراقبه است که شهدا به اینجا می‌رسند و اصل این مراقبه است که می‌تواند ما را به راه این شهدا برساند و ان‌شاءالله روزی برسد که جامعه ما درک و توان پیاده شدن این منش را داشته باشد. فکر می‌کنم اگر این منش پیاده شود، ما در آرامش کامل یک زندگی خوب و بانشاط و شاد در عین حال با خدا داشته باشیم. نخستین چاپ این کتاب اسفندماه 96 با شمارگان یک‌هزار و 500 نسخه از سوی نشر شهید کاظمی راهی بازار نشر شد و در مدت کمتر از هفت ماه به چاپ بیست و سوم رسید. شمارگان چاپ‌های بعدی این کتاب بین دو یا دو هزار و 500 نسخه بوده و آخرین چاپ کتاب نیز با شمارگان دو هزار و 500 نسخه راهی منتشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 07 Oct 2018 14:45:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266056/کتابی-کمتر-هفت-ماه-چاپ-بیست-سوم-رسید کتاب «از دشت لیلی تا جزیره مجنون»؛ خاطرات رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266025/کتاب-دشت-لیلی-جزیره-مجنون-خاطرات-رزمندگان-افغانستانی-دفاع-مقدس-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «از دشت لیلی تا جزیره مجنون» تازه‌ترین اثر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به قلم محمدسرور رجایی، نویسنده و شاعر افغانستانی منتشر شد. «از دشت لیلی تا جزیره مجنون» در 528 صفحه و با ارائه مستندات تصویری، خاطرات رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس را روایت می‌کند و به گفته نویسنده آن، تحقیق و پژوهش آن، 10 سال طول کشیده است. محمدسرور رجایی، پیش از این، کتاب «در آغوش قلب‌ها» را درباره اشعار و خاطرات مردم افغانستان درباره امام خمینی«ره» منتشر کرده بود اما کتاب «از دشت لیلی تا جزیره مجنون» را می‌توان اولین اثر پژوهشی جدی درباره حضور رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس دانست که براساس آمار منتشر شده، بیش از دو هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرد‌ه‌اند. در پشت جلد این کتاب آمده است: «برای همدلی‌های بیشتر ملت‌های ما، ضروری است که بدانیم مجاهدان افغانستانی چگونه از ولایات مرکزی و شمالی افغانستان، از دشت لیلی جوزجان عبور کرده و در مسیر یافتن عشق، دوکوهه اندیمشک را هم پشت سر گذاشته‌اند تا به جزیره مجنون برسند. چگونه بهسود ولایت میدان افغانستان را رها کرده و به جبهه‌های نبرد ایران در نوسود رسیده‌اند.» علاقه‌مندان برای سفارش و تهیه این کتاب‌ها که توسط دفتر نشر معارف و به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شده است، علاوه بر مراجعه به کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند نام کتاب را به شماره ۰۹۱۹۹۰۳۸۲۷۰ ارسال و یا به واحد فروش دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب واقع در تهران، خیابان 16آذر، پلاک 60، حسینیه هنر مراجعه کنند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 07 Oct 2018 06:00:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/266025/کتاب-دشت-لیلی-جزیره-مجنون-خاطرات-رزمندگان-افغانستانی-دفاع-مقدس-منتشر کتاب «دستاوردهای علمی انقلاب اسلامی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266007/کتاب-دستاوردهای-علمی-انقلاب-اسلامی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در مقدمه این کتاب که در پنج فصل به قلم ساره جمالی زواره به تشریح دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه علم و فناوری پرداخته، آمده است: «این نوشتار به بررسی توسعه علمی و جایگاه آن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری، دانش‌های استراتژیک در ایران، رشد علمی، سند چشم‌انداز بیست ساله پرداخته است.»   در فصل نخست این کتاب به موضوع تولید دانش و شاخص‌های تولید علم در حوزه توسعه علمی اشاره شده و موضوعاتی همچون تولید نظریات علمی، شاخص اختراع، مقالات چاپ شده در مجلات معتبر بین‌المللی بررسی شده‌اند. از جمله مهم‌ترین مسائل در دیدگاه امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب، توسعه علمی و تولید دانش است که در فصل دوم این مباحث دنبال خواهند شد.   در حوزه دانش‌های استراتژیک ایران در فصل سوم کتاب به بررسی فناوری هسته‌ای، تاریخچه آن و بخش‌هایی چون رآکتورها، نیروگاه‌ها و کاربردهای فناوری هسته‌ای در حوزه‌های مختلف بررسی شده است. در بخشی دیگر از این فصل از نیروگاه‌های هسته‌ای ایران ازجمله بوشهر، اصفهان و اراک نام برده شده است. تکنولوژی نانو و کاربردها و بررسی سطح توانمندی ایران در این حوزه از دیگر مباحث فصل سوم است که در کنار آن به توانمندی‌های ایران در زمینه سلول‌های بنیادین و دستاوردها و کاربردهای این حوزه می‌پردازد. در پایان فصل سوم نیز به حوزه فناوری ارتباطات اختصاص دارد که ایران در این حوزه جزء سی کشور برتر دنیا در حوزه (آی دی آی) می‌باشد. فصل چهارم به موضو ع بسیار مهم رشد علمی ایران و شاخص‌های ارزیابی رشد علمی اشاره نموده و همچنین در رابطه با سهم ایران در تولید علم جهان مطالب وآمارهای جهانی طرح شده است. در فصل پایانی کتاب به جایگاه تولید علم در سند چشم‌انداز بیست ساله و حوزه‌های مطالعاتی این بخش وچالش‌های مدیریت تولید علم پرداخته شده است.   نخستین چاپ کتاب «دستاوردهای علمی انقلاب اسلامی» در 472 صفحه به همت موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 06 Oct 2018 13:34:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266007/کتاب-دستاوردهای-علمی-انقلاب-اسلامی-منتشر روایت پرواز روح الله از بغداد به پاریس در «الف لام خمینی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265903/روایت-پرواز-روح-الله-بغداد-پاریس-الف-لام-خمینی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با گذشت چهار دهه از سالروز هجرت تاریخی بنیانگذار انقلاب اسلامی از عراق به قلب اروپا در پاریس، هنوز یاد آن آخرین سفر پیش از بازگشت به وطن در حافظه تاریخ زنده است و طنین پرتپش آن به گوش می رسد. برگ هایی از این دفتر به روایت کتاب «الف لام خمینی» را در ادامه می خوانیم.  «امام خمینی در اندک زمان درنگ در بغداد پیامی به مردم ایران نوشته، از ماجرای رفته بر او در مرز کویت خبر داده بود؛ و این که راهی فرانسه است تا از آن‌جا به کشوری اسلامی برود. او نوشته بود که دست مرا در عراق برای خدمت به شما ملت بستند و از ورود به کویت بازداشتند، اما برای من مکان معینی مطرح نیست. مهم «عمل به تکلیف الهی» و «مصالح عالیه» اسلام و مسلمین» است. آیت‌الله به ایرانیان یادآوری کرده بود که از سختی‌ها و مشکلات اخیرشان، چون کشتار مردم در کرمانشاه، آگاه است. «من وقتی مطالعه روحیه مردان و زنان جوان از دست داده را می‌کنم که شجاعانه در مقابل مصائب ایستادگی کرده و می‌کنند، برای خود احساس شرمندگی می‌کنم. من می‌بایست با مصیبت‌های شما قدم به قدم همراه و آن‌چه شما دیده‌اید، دیده باشم. مع‌الاسف نتوانستم در بین شما باشم و آن‌چه شما لمس کردید بکنم؛ لکن از این راه دور، چشم‌ام به شما روشن و قلبم برای امت اسلامی می‌تپد». آرزوی پایانی و همیشگی او کوتاهی دست بیگانگان و وابستگان آنها از سر ملت ایران بود. این پیام چون اطلاعیه‌های پیشین امام در چند ماه اخیر به ایران تلفنگرام شد. کسی این طرف خواند و کسی آن طرف نوشت و خیلی زود در ایران منتشر گردید. اهمیت این پیام به خبر نهفته در آن بود؛ بیرون شدن از عراق و رفتن به فرانسه. جراید همه این خبرها را برخط منتشر می‌کردند. این پیام موج عاطفی پنهانی داشت که پس از رسیدن به ایران می‌توانست اشکار گردد. کوشندگان تکثیر و پخش این اطلاعیه، عناوین «رسالت اسلام» و «ندای اسلام» را پای آن درج کرده بودند. امام در فرودگاه ژنو، در طبقه دوم جمبوجت، نماز شکسته ظهر و عصرش را خواند. شاید پس از نماز بود که آبگوشت فرستاده شده از نجف را آوردند. آقا خمینی بعد از آن صبحانه، نان و پنیر و گردویی که در سایه آن قهوه‌خانه کهنه نزدیک بصره، خورده بود، غذای درستی به دهان نرسانده بود. آبگوشت، دست‌پخت بانو قدس ایران بود که با هماهنگی، پیش از رسیدن کاروان به بغداد، به دست مهاجران رسیده بود. سیدمحمود دعایی آن را به دست مهماندار داده بود و خواسه بود هنگام ظهر، گرم کرده به دست آقا برساند. آن بالا، در طبقه دوم جمبوجت غیر از آیت‌الله، همراهش و سه مأمو عراقی مراقب، کس دیگری نبود. هرچند ممنوع بود، اما یزدی با ترفند سیداحمد از هواپیما پیاده شده، به تالار فرودگاه ژنو رفته بود با حسن حبیبی تماس گرفته بود. سیداحمد نگران بود آنان را روانه دیاری دیگر کنند. یزدی از حبیبی خواسته بود همه دوستان را در فرودگاه پاریس گردآورده که اگر مسافران ایرانی این پرواز پیاده نشدند، نگذارند هواپیما حرکت کند. آیت‌الله بی‌توجه به این دلواپسی، به آن‌چه بیرون از شیشه کنار دست‌اش می‌گذشت نگاه می‌کرد، وقتی ماجرا را از زبان پسرش شنید، گفت: دیوانه شدید؟ صادق قطب‌زاده پیش از نشستن هواپیما در پاریس با مراجعه به پلیس خواسته بود چند مأمور برای محافظت از آیت‌الله در اختیارش بگذارند. پنج پلیس را با او روانه کرده بودند. ابوالحسن بنی‌صدر پی‌جوی کاشانه‌ای برای اقامت امام بود. او خانه احمد غضنفرپور را مناسب دید. غضنفرپور و همسرش، سودابه سدیفی، بی‌فرزند بودند. پذیرفتند که به خانه بنی‌صدر، در آن نزدیکی، رفته، کاشانه‌شان را در اختیار امام خمینی و همراهانش بگذارند. هواپیما ساعت 50: 16 به وقت تهران در فرودگان اورلی پاریس به زمین نشست. به پیشنهاد ابراهیم یزدی برای این‌که حضور ناگهانی چهار عمامه بسر، هنگام فرود از هواپیما و ورود به تالار تشریفات و انتظار جلب توجه نکند، اما پیاده شد، با اندکی فاصله سیداحمد و با فاصله‌ای فردوسی‌پور و املایی. به گزارش ساواک، مأموران دولتی در فرودگاه از امام خمینی پریش‌هایی کردند که قطب‌زاده، مترجمن سوال‌ها و جواب‌ها بود. دارندگان گذرنامه ایرانی در آن زمان بدون روادید می‌توانستند وارد فرانسه شده و با مهر ورود به آن کشور، سه ماه اقامت کنند. خودروهای سیاه‌رنگ مأموران فرانسوی از لحظه نشستن هواپیما در فرودگاه تا رسیدن آیت‌الله به خانه یادشده، در محله کشان، مراقب اوضاع بودند. کاشانه سه خوابه غضنفرپور در طبقه چهارم بود. آن شب دوبار زنگ خانه به صدا درآمد. نخست پلیس در زد و گفت که به آیت‌الله بگویید کنار پنجره نایستد؛ ممکن است از دور نشانه‌گیری کرده، به سمت او شلیک کنند. بار دوم از کاخ الیزه آمده زنگ زدند. با این که گفته بود خسته‌ام؛ نشست و ملاقات و مصاحبه‌ای نخواهم داشت، گفتند که مأمور به دیدار هستیم و بیش از چند پرسش کار دیگری نداریم. آن چه اسماعیل فردوسی‌پور از این دیدار گفته چنین است: «ما به شما خیرمقدم عرض می‌کنیم، اما فعالیت سیاسی در این جا ممنوع است، اما فرمودند: من نمی‌دانم شما می‌ترسید من سخنرانی کنم، اعلامیه بدهم یا مصاحبه بکنم، مردم فرانسه هم متوجه بشوند، مثل مردم ایران علیه دولت فرانسه قیام بکنند؛‌ ولی من به شما اطمینان می‌دهد سخنرانی، نوار و پیام من فارسی است. به مصاحبه که رسید، آنها گفتند: خیلی خب؛ پس شما سخرانی کنید، نورا به ایران بفرستید، پیام هم به ایران بدهید، اما مصاحبه نکنید؛ برای اینکه در مصاحبه قهراً خبرنگاران خاری با زبان خارجی مصاحبه می‌کنند و بیانات شما ترجمه می‌شود و مردم متوجه می‌شوند. امام فرمودند: فعلا مصاحبه نمی‌کنم.» آیت‌الله خوابید و نیمه‌شب بیدار شد. رفت وضو گرفت و آمد به نماز شب ایستاد پس از آن نافله شبانه، چشم با افق دوخست تا نشانی از سپیده را برای خواندن نماز صبح ببیند. ندید. صبح، روشن شد که عقربه‌های ساعت او همچنان به وقت نجف می‌چرخد. ساعت‌اش را به وقت پاریس تنظیم کردند. دیشب یا امروز آقای خمینی با برادرش، آیت‌الله پسندیده، تلفنی حرف زد و خبر ورودش را به پاریس داد. گفته شده این اولین و احتمالاً آخرین باری بود که آیت‌الله در پاریس شخصاً با تلفن حرف زد.» ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 05 Oct 2018 11:46:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265903/روایت-پرواز-روح-الله-بغداد-پاریس-الف-لام-خمینی اثرات شگرف انتشار خاطرات دفاع مقدس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265960/اثرات-شگرف-انتشار-خاطرات-دفاع-مقدس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای؛ برای پرسش از ماهیت مطالبه ی رهبر انقلاب در بیان و ثبت و ضبط خاطرات دفاع مقدس پای صحبت‌های سعید عاکف، نویسنده  کتاب پرتیراژ «خاک‌های نرم کوشک» نشستیم. عاکف در صحبت‌هایش از آن روزی گفت که به توصیه  عمومی رهبر انقلاب به این حوزه وارد شده است و در آن روز اثرات کار خود را این گونه پیش بینی نمی‌کرده است. همچون خونی تازه در رگ‌های جامعه جمع آوری خاطرات شخصی افراد و علی‌الخصوص رزمندگان دفاع مقدس، مثل خونی است که می‌شود به رگ‌های یک جامعه تزریق کرد. یعنی به یک جامعه حیات می‌دهد؛ حیات به معنی حقیقی‌اش. در دوران جنگ، تمام همّ و غم دنیای استکبار ازبین بردن تاریخ ما بود. در دهه‌های اخیر تلاش دشمن این بوده که تا می‌تواند دو عنصر «معنویت» و «ارزش» را از بین ببرد. این نه تنها شامل جنگ و فضای انقلاب ما، بلکه از قبل آن بوده است. از صد سال پیش به صورت هدفمند در عربستان، بعضی آثار اسلامی و آثار اهل بیت علیهم السلام را از بین بردند. همچنین است بعضی کارهایی که صهیونیست‌ها در فلسطین و دیگر نقاط دنیا انجام دادند. از اصلی‌ترین هدف‌های دشمنان ما این بود که چنین ارزش‌هایی را نابود کنند و هیچ چیزی از آن باقی نگذارند. در قضیه  دفاع مقدس و جنگ ما نیز همین بود. متأسفانه یکی از کارهایی که عده‌ای پس از جنگ شاید از روی جهل انجام دادند، این بود که مظاهر جنگ را از بین بردند! به عنوان نمونه در یک شهری پادگانی بود که رزمندگان حدود دو ماه آن جا مقاومت کردند. در این دو ماه در محاصره بودند و در همان پادگان شاهد معجزاتی بودند. از جمله این که چون در این مکان آب نداشتند و در مضیقه افتاده بودند، یک چشمه  آبی از زیرزمین این محل جوشید. من چند سال قبل رفته بودم به این پادگان و دیدم این چشمه  آب پر شده و رویش هم سیمان شده است! رهبری در همان سال‌های نخست پرچم حفظ آثار، خاطرات و اسناد دفاع مقدس را به دست گرفتند. من همیشه گفته‌ام که ندیدم کسی به اندازه ایشان به این مسأله اهمیت بدهد و در این زمینه تشویق کند. طبیعتاً وقتی یک عده‌ای رفتند به دنبال این قضایا و شروع کردند به جمع‌آوری خاطرات و اسناد، از دل این‌ها آثار مستند و ارزشمندی درآمد و آن فرهنگ دفاع مقدس به نحو بی‌حد و حصری منتقل شد.  شخصیت این شهید من را زیر و رو کرد! نکته  مهم‌تر، تأثیرات اجتماعی فراوان این خاطرات است. این خاطرات در همه زمینه‌ها -در مباحث اقتصادی، مدیریتی، سیاسی، خانواده و حتی در آموزش و پرورش- که وارد شد، تأثیر خودش را گذاشت. برای نمونه به یک نامه‌ای که در کتاب خاک‌های نرم کوشک آورده شده است اشاره می‌کنم؛ یکی از معلم‌های پرورشی ورامین به من می‌گفت: من یک دانش آموزی داشتم که ظاهرش مناسب نبود و یک ناهنجاری‌های خاصی داشت؛ لباس‌های آن چنانی، مدل موی آن چنانی و کارهای خلافی از او سر می‌زد. می‌گفت نهایتاً مدرسه تصمیم گرفت او را اخراج کند. در همان بحبوحه او تصمیم می‌گیرد که این کتاب خاک‌های نرم کوشک را به او بدهد. بعد می‌گفت او را مدتی ندیدم. بعد از یک ماه که دیدمش، ظاهرش عوض شده بود! از آن حالت بیرون آمده بود و یک وضعیت ساده و جالبی پیدا کرده بود. می‌گفت برای من خیلی عجیب بود که این گونه او را دیدم. با او صحبت کردم؛ به من گفت این تأثیر آن کتابی بود که به من دادید. تا به حال بیشتر از پنجاه مشاور با من صحبت کرده بودند، من درست نشدم، ولی شخصیت این شهید من را زیر و رو کرد. رهبر انقلاب اسلامی هم چند بار تاکنون در مورد این کتاب و شخص شهید برونسی صحبت کرده‌اند. به نظرم شخصیت این شهید تداعی مفهوم «کأنّهُم بُنیانٌ مَرصُوص» را برای انسان به وجود می‌آورد. از این جهت وقتی کسی در مسیر حق و در راه شهدا قدم بردارد، یکی از برکاتی که این شهدا به او می‌دهند، ثبات قدم است.  اثرات شگرف انتشار خاطرات دفاع مقدس من یک وقت خدمت خود رهبری این جمله را گفتم. گفتم یک زمانی شما توصیه می‌کردید که هرکس می‌تواند، برود در این زمینه‌ها کار کند. حدود سال های 68-69 ایشان تکلیف کردند که کسانی که از دست‌شان برمی‌آید، وارد این کار بشوند. ما آن موقع اثرات این کار را نمی‌دانستیم. می‌دانستیم که به هر حال این کار، کار ارزشمندی است، ولی نمی‌دانستیم چه اثراتی دارد. این که می‌گویند آن چه پیر در خشت خام می‌بیند، جوان در آینه می‌بیند، قصه همین است. بعد که کم کم جلو رفتیم، با چه سختی‌هایی این کتاب «خاک‌های نرم کوشک» را کار کردیم، چقدر اذیت شدیم، چقدر موانع وجود داشت، ولی وقتی کار چاپ شد، آثار خودش را نشان داد. آن اوایل کار من خودم متحیر می‌شدم. باورم نمی‌شد یک کتاب این قدر بتواند تأثیر بگذارد. من اثراتی از این کتاب در کشورهای دیگر دیدم؛ از همین کشورهای پیرامون خودمان بگیرید تا کشورهایی مثل لبنان و حتی کشورهای اروپایی و آمریکا. ما کسانی را داشته‌ایم که از قصه  شهید برونسی و شهید کاوه تأثیر گرفته‌اند. تنها در لبنان ظرف یک سال، «خاک‌های نرم کوشک» به زبان عربی یک میلیون نسخه فروش داشت. من که به لبنان رفته بودم، اقبال ویژه‌ای نشان می‌دادند. ما را که می‌دیدند، بسیار خوشحال می‌شدند و راجع به شهید برونسی سؤال می‌کردند. حتی تأثیرات شگرفی در همین جنگ 33 روزه و کیفیت جنگ و حال و هوای معنوی آن‌ها داشت که مدارک آن هم جمع شده است. این‌ها از دیگر برکاتی است که قابل احصاء نیست. من در دیداری که خدمت رهبر انقلاب اسلامی رفته بودم، که غیر از کتاب خاک‌های نرم کوشک، برخی کتاب‌های ما را اسم آوردند، فرمودند: من کتاب‌های شما را خواندم، مثل این کتاب «حکایت زمستان» یا بعضی از این کتاب‌های دیگر. اهمیتی که ایشان به این بحث تاریخ شفاهی و خاطرات دفاع مقدس می‌دهند، در کنار اشرافی که ایشان در این موضوع دارند، خیلی جالب توجه است. من خیلی جاها گفته‌ام، در مقدمه  یکی از کتاب‌ها هم آورده‌ام که واقعاً اشراف ایشان بی‌نظیر است. حالا شما رهبری و مشغله‌های ایشان و این مسائل جهانی را در نظر بگیرید؛ این اهتمام و تسلط ایشان به بحث ادبیات دفاع مقدس، هیچ دلیلی جز اهمیت ویژه  آن ندارد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 04 Oct 2018 17:42:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265960/اثرات-شگرف-انتشار-خاطرات-دفاع-مقدس کتاب "اندیشه سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی" خواندنی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265946/کتاب-اندیشه-سیاسی-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-خواندنی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کتاب "اندیشه سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی" از سوی این موسسه روانه بازار نشر شد.   چنانچه در مقدمه کتاب آمده، این اثر که از کلیشه‌های رایج و مشهور درباره اندیشه و آراء آیت‌الله هاشمی رفسنجانی عبور کرده، با ترسیم چارچوب اندیشه سیاسی وی و بحث در نسبت اندیشه و عملکرد او با مبانی دینی نظام اسلامی اثری به دور از اغراض سیاسی و در خور فهم همگان ارائه کرده است. کتاب فوق به قلم دکتر حمیدرضا اسماعیلی، در قالب سه فصل به بررسی اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی در سه برهه تاریخی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، دهه 60 و دوران ریاست جمهوری پرداخته است. فصل اول که به بررسی مواضع،آراء و اندیشه‌های سیاسی هاشمی رفسنجانی در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص دارد، در 4 بخش تدوین شده است. تحلیل ایدئولوژی سیاسی، اندیشه حکومت دینی، قانون و سیاست‌گذاری مبتنی بر دین و روحانیت و حکومت اسلامی عناوین فصل اول است. فصل دوم به بررسی مواضع ، آراء و اندیشه سیاسی مرحوم هاشمی در دهه 1360 می‌پردازد. این فصل در 3 بخش اصلی، مسائل مهم دهه 60 و مواجهه ایدئولوژیک هاشمی رفسنجانی با آن مسائل را مورد واکاوی قرار می‌دهد. موضوعاتی چون مقایسه ایدئولوژی اسلام و مارکسیست، تبیین مبارزه بین مستکبران و مستضعفان، اعلام موضع مواجهه با گروه‌هایی چون حزب توده، نهضت آزادی و... و ایدئولوژی ضد استکباری از جمله مفاهیم مورد بحث در فصل دوم این کتاب است. فصل سوم کتاب درباره مواضع و اندیشه‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری وی است. این فصل نیز از سه بخش کلی تشکیل شده است. در این فصل اندیشه‌های سیاسی هاشمی در سه حوزه سیاسی، حکومت دینی و قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری دینی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد. موضوعاتی چون اسلام‌گرایی و هویت مکتبی، دفاع از ایدئولوژی بنیادگرای دینی و ابتکار مبارزه مسلحانه، جمع سه هویت تمدن ایرانی، اسلامی و مدرنیستی، تقابل با جریان چپ اسلامی، دفاع عمل‌گرایانه از ولایت فقیه و ... از جمله مباحث مورد بحث در فصل سوم این کتاب است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 04 Oct 2018 15:09:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265946/کتاب-اندیشه-سیاسی-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-خواندنی جلد اول تاریخ تحولات جمهوری اسلامی ایران منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265945/جلد-اول-تاریخ-تحولات-جمهوری-اسلامی-ایران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب تاریخ تحولا جمهوری اسلامی ایران با بررسي شرايط و علل وقوع رويدادهاي سياسي و اجتماعي کشور از تاريخ 22 بهمن ماه 1357 تا 13 آبان 1358 نشان مي‌دهد مجموعه تحوّلات نُه ماه آغازين حاكميت نظام جمهوري اسلامي، علي‌رغم مشکلاتي که به کشور تحميل کرد، در مجموع به پالايش نظام و تقويت خط انقلابي امام(ره) منجر شد. اگرچه برخي رويدادهاي مقطع تاريخي مذکور به‌طور مجزا مورد بررسي قرار گرفته، اما در اين مجموعه براي تبيين نظام‌مند و تحليلي اين رويدادها در کنار هم و به‌صورت يک مجموعه مستقلْ اقدام شده است. روايت و تحليل تاريخيِ صحيح و منطبق بر واقعيتِ اين رويدادها، براي جلوگيري از تحريف پيشينه‌ي انقلاب اسلامي و مقابله با تبليغات گسترده‌ي رسانه‌هاي مغرض و ضدانقلاب حائز اهميت فراوان‌ است. تاریخ تحولات جمهوری اسلامی ایران(جلد اول) تالیف دکتر علیرضا شاه علی و احسان موحدیان به تازگی در نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی  در 1000 نسخه و قیمت 550000 ریال  در 656 صفحه منتشر شده است.     ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 04 Oct 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265945/جلد-اول-تاریخ-تحولات-جمهوری-اسلامی-ایران-منتشر نشست نقد و بررسی «از نیمه خرداد» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265918/نشست-نقد-بررسی-نیمه-خرداد-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی به‌نشر، حسین سعیدی با بیان اینکه این مراسم با همکاری موسسه علمی پژوهشی انقلاب اسلامی برپا می‌شود، اظهار کرد: نقد و بررسی کتاب «از نیمه خرداد» ساعت 16 شنبه،(14 مهرماه) با حضور مصطفی غفاری؛ نویسنده در فروشگاه مرکزی کتاب و محصولات فرهنگی به‌نشر واقع در خیابان امام خمینی(ره)، مقابل باغ ملی برگزار می‌شود. وی ادامه داد: حجت‌الاسلام جواهری و حجت‌الاسلام مظفری از اعضای هیئت علمی دانشگاه فردوسی به‌عنوان میهمان و منتقد کتاب و مهدی لسانی نیز به‌عنوان کارشناس مجری در این نشست حضور خواهند داشت. مدیرعامل به‌نشر تصریح کرد: چاپ سوم کتاب «از نیمه خرداد» به همت نشر نهضت نرم‌افزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی با شمارگان 2000 نسخه در دست عموم قرار دارد. کتاب«از نیمه خرداد» طرحی از اندیشه و رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است که در چهار بخش«طرحی از شخصیت حضرت آیت الله خامنه‌ای»، «طرحی از اندیشه حضرت آیت الله خامنه ای»، «طرحی از کنش‌های رهبری آیت‌الله خامنه‌ای» و «طرحی فرامتنی» تلاش کرده تا با گذر از تصویر رهبری به‌عنوان یک سخنران زبردست، فشرده، نمایی روشن و سرراست از خطوط کلی زندگی، شخصیت، اندیشه و رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ارائه کند. « از نیمه خرداد» را می‌توان نخستین نمونه در مطالعات رهبری‌پژوهی مبتنی بر تجربه انقلاب اسلامی دانست که نه‌تنها به اندیشه، بلکه به الگوی کنش و سازوکارهای رهبری آیت‌الله خامنه‌ای نیز می‌پردازد.   ]]> دین‌ Wed, 03 Oct 2018 08:10:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265918/نشست-نقد-بررسی-نیمه-خرداد-برگزار-می-شود نتیجه کار افراد غیرمتخصص، تولید غیر حرفه‌ای است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265901/نتیجه-کار-افراد-غیرمتخصص-تولید-غیر-حرفه-ای به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «انگشتر فیروزه» نوشته عزت‌الله الوندی با حضور نویسنده کتاب، مصطفی خرامان و جعفر توزنده‌جانی، عصر سه‌شنبه (10 مهرماه 1397) در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   عزت‌الله الوندی در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره کتاب «انگشتر فیروزه» پرداخت و گفت: انتشارات فاتحان چند سال پیش روی پروژه‌ای درباره ورزشکارانی که شهید شده بودند، کار می‌کرد و قرار بود بسیج ورزشکاران این کتاب‌ها را تولید کند. در این زمینه تالیف دو کتاب به من سپرده شد، که یکی از آن‌ها درباره شهدای فوتبالیست ایلام به نام «دقیقه 55» بود و دیگری درباره زندگی شهید فرارویی که به نام «انگشتر فیروزه» چاپ شد.   این نویسنده درباره چگونگی نوشتن این کتاب توضیح داد: من اطلاعات زیادی در زمینه زندگی شهید فرارویی نداشتم و لازم بود تحقیقات و پژوهش‌هایی در این زمینه انجام دهم. براین اساس به شیراز رفتم تا بتوانم در گفت‌وگو با بستگان شهید، اطلاعات و خاطراتی درباره‌اش به‌دست بیاورم. اما وقتی با مادر و برادر شهید صحبت می‌کردم با فوران خاطرات مواجه شدم و دیدم که خوشبختانه شهید فرارویی تنها نیست و کوهی از خاطرات درباره او وجود دارد و من توانستم از خاطراتی که به دست آوردم این کتاب را جمع‌آوری کنم.   وی افزود: قرار نیست برای فردی که زندگی‌نامه داستانی‌اش را می‌نویسیم هاله‌ای از مقدسات ببافیم چون قرار است در این کتاب، در کنار بخشی از فضاسازی و تخیل، حقایق را بنویسیم. و معمولا اتفاقات دراماتیک زندگی شهید را از بین همه اتفاقاتی که برایش رخ داده در قالب رشته‌ داستانی می‌آوریم.   الوندی در ادامه به کمک مصطفی خرامان به عنوان مسئول این پروژه، در روند نوشتن زندگی‌نامه شهید فرارویی اشاره کرد و گفت: طرح اولیه این کتاب را ابتدا به آقای خرامان نشان دادم و او در تالیف این کتاب به من کمک کرد. زندگی‌نامه داستانی وسیله‌ای برای نویسنده شدن عده‌ای شده است  مصطفی خرامان، نیز در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره زندگی‌نامه داستانی پرداخت و گفت: متاسفانه چیزی که انسان را اذیت می‌کند این است که نوشتن زندگی‌نامه داستانی وسیله‌ای برای نویسنده شدن عده‌ای شده است. قطعا نوشتن رمان درباره زندگی یک شهید، کار سختی است و براین اساس به نوشتن زندگی‌نامه داستانی اکتفا کرده‌ایم اما در این روند هیچ اثری از زندگی‌نامه داستانی دیده نمی‌شود، فقط زندگی‌نامه است با یک روند تاریخی و مشخص نیست که داستانش کجاست و خواندن آن چقدر برای مخاطب جذاب است.   این نویسنده در ادامه بیان کرد: الان که دوره طولانی از جنگ گذشته است، وقتی با خانواده‌های شهدا صحبت می‌کنیم موضعی درباره شهیدشان دارند که بعضی حرف‌ها درباره‌اش بیان نشود و محدودیتی ایجاد می‌شود که نشان داده شود شهیدی که به شهادت رسیده، فردی استثنایی بوده است درحالی‌که همه این‌ها آدم‌های معمولی و از بندگان خدا بوده‌اند و خصوصیات مختلفی داشته‌اند اما در کتاب‌هایی که ما به عنوان زندگی‌نامه داستانی می‌خوانیم هیچ کدام از این جنبه‌ها وجود ندارد و داستان بی‌مزه‌ای روایت می‌شود.   «انگشتر فیروزه» زندگی‌نامه داستانی به معنای واقعی است به گفته خرامان، اگر فردی داستان‌نویس باشد می‌تواند زندگی‌نامه را با داستان تلفیق کند و اثر جذابی ارائه دهد، اما چون بلد نیست آثاری تولید می‌شود که نشان می‌دهد ناشر، نویسنده و ویراستار هیچ شناختی از جنگ و جبهه و ... ندارد. اما کتاب «انگشتر فیروزه» با این آثار تفاوت دارد و یک زندگی‌نامه داستانی به معنای واقعی است.   وی مدل نوشتن زندگی‌نامه داستانی در کتاب «انگشتر فیروزه» را مناسب‌ترین مدل نوشتن زندگی‌نامه داستانی دانست و گفت: مدل‌های دیگر فقط زندگی‌نامه‌اند. خود من هم زندگی‌نامه داستانی درباره شهید ابراهیم هادی نوشته‌ام و معتقدم در زندگی‌نامه داستانی حتما باید داستان امروزی بسازیم و داستان را پیش ببریم. هرچه داستان پیش برود قضایا برای مخاطب پیچیده‌تر می‌شود و به تدریج با زندگی‌نامه شهید پیوند می‌خورد و آن‌جا علاوه بر اینکه داستان را می‌خواند، از آشنا شدن با زندگی‌نامه شهید مورد نظر لذت می‌برد.   خرامان توضیح داد: در کتاب «انگشتر فیروزه» ابتدا نشانی از شهید فرارویی وجود ندارد و ما با داستانی امروزی در شیراز روبه‌روایم وقتی جلوتر می‌رویم می‌بینیم این داستان ارتباطی با زندگی شهید فرارویی دارد. در این کتاب هیچ شعاری درباره شهید فرارویی نمی‌بینیم و نویسنده درباره اینکه او فردی جذاب بوده شعار نمی‌دهد و این مساله خودبه‌خود در روند داستانی بیان می‌شود.   کتاب‌های حوزه دفاع مقدس از غیرحرفه‌ای بودن عوامل کار رنج می‌برد  این نویسنده ادامه داد: وقتی این کتاب را با کتاب‌های دیگر مقایسه می‌کنیم می‌بینیم اغلب با کتاب‌هایی مواجه‌‌ایم که داستان، صرفا یک سیر تاریخی از زندگی را روایت می‌کنند و اغلب از سوی افرادی که نویسنده حرفه‌ای نیستند، نوشته شده‌اند و در این زمینه، هم مسئولان فرهنگی ادبیات دفاع مقدس مقصرند و هم افرادی که نویسنده نیستند ولی اقدام به تولید اثر در این حوزه می‌کنند. باید نویسندگانی بیایند که بتوانند آثار قابل استناد و قابل اعتنایی تولید کنند.   خرامان در ادامه یکی از مشکلات کتاب‌های دفاع مقدس را غیرحرفه‌ای بودن عوامل کار عنوان کرد و گفت: یکی از دلایلی که کتاب «انگشتر فیروزه» از نظر ویرایش مشکل پیدا کرده، این است که فردی این کار را انجام داده که متخصص این حوزه نبوده است. درواقع ناشران دفاع مقدس، توجه زیادی به ویراستاری کتاب‌هایشان نمی‌کنند و وقتی افراد غیرمتخصص کاری را انجام دهند، نتیجه‌اش تولید آثار غیرحرفه‌ای می‌شود.     شخصیت شهید فرارویی در «انگشتر فیروزه» کاملا ملموس است جعفر توزنده‌جانی نیز در این نشست به بیان ویژگی‌های زندگی‌نامه داستانی پرداخت و گفت: وقتی می‌گوییم زندگی‌نامه داستانی دو وجه زندگی‌نامه و داستانی بودن آن برایمان مطرح است. وقتی بحث ادبیات داستانی پیش می‌آید برای من چگونه گفتن از چه گفتن مقدم است. در زندگی‌نامه داستانی هم چگونه گفتن اهمیت زیادی دارد. زندگی‌نامه گاهی از سوی خود فرد و گاهی از سوی فرد دیگری بر اساس گفته‌های آن فرد یا اطرافیانش نوشته می‌شود که یک نوع وقایع‌نگاری است.   این منتقد ادبی با اشاره به اینکه نویسنده با شگردهای داستانی روی احساسات خواننده تاثیر می‌گذارد و کاری می‌کند که آن شخصیت در ذهن مخاطب ماندگار شود، گفت: مثلا تولستوی در کتاب «جنگ و صلح» این کار را به خوبی انجام داده و «شاهزاده آندره» در ذهن ما ماندگار شده است. در کتاب «انگشتر فیروزه» نیز زندگی شخصیت مورد نظر از زبان افراد گوناگون روایت شده است و از زوایای مختلف به آن پرداخته شده.   وی افزود: در مرکز داستان شخصیتی به نام کاظم فرارویی داریم که ورزشکار بوده و جودو کار می‌کرده است. در صحنه اولیه‌ای که نویسنده خلق کرده است، یعنی صحنه تصادف با پیرمرد، زمینه‌ای در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که او را به‌ یافتن ماجرای پیرمرد و دوچرخه سوق می‌دهد. درواقع نویسنده از آغاز با شیوه داستانی‌اش قلاب را به ذهن خواننده می‌اندازد تا او را با خود همراه کند. تا اینکه بالاخره از روی دفتر خاطرات شهید، وارد زندگی او می‌شویم. نویسنده از زوایای مختلف به این شخصیت می‌پردازد و داستان راویان مختلفی دارد. نباید شخصیت‌های مذهبی و شهدا را از مردم عادی جدا کنیم به گفته توزنده‌جانی، این کتاب روایت جذابی دارد و شخصیت شهید فرارویی را کاملا ملموس و واقعی پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. «انگشتر فیروزه» برخلاف بسیاری از زندگی‌نامه‌هایی که نوشته می‌شود چیز زیادی درباره شخصیت مورد نظر به مخاطب نمی‌گوید اما او را تشویق می‌کند تا به پژوهش درباره کسب اطلاعات بیشتر درباره شهید فرارویی بپردازد.   این نویسنده و منتقد ادبی با بیان اینکه نباید شخصیت‌های مذهبی و شهدا را از مردم عادی جدا کنیم و به ویژگی‌های اخلاقی مختلف و درد و رنج‌های آن‌ها نپردازیم، افزود: زندگی‌نامه‌های داستانی را باید به گونه‌ای بنویسیم که افراد نسبت به کسب اطلاعات بیشتر کنجکاو شوند. الوندی در این کتاب از شگردهای داستانی به خوبی استفاده کرده است و زندگی این شهید را کاملا انسانی و واقعی برای مخاطب بیان کرده و برخلاف بسیاری از کتاب‌های این‌ حوزه، اصلا شعاری نیست.   توزنده‌جانی در ادامه به نظام نشانه‌شناسی داستان اشاره کرد و گفت: اساس ادبیات این است که نشانه‌ها و علائمی داشته باشد که مخاطب با یافتن آن‌ها از داستان لذت ببرد. دوچرخه و سوار شدن کاظم بر دوچرخه هم در این کتاب ازجمله همین نمادهاست نماد آدمی که به اطرافش اهمیت زیادی می‌دهد و این نمادها مخاطب را به سمت شناسایی صفات کاظم سوق می‌دهد و مخاطب، هم جذب داستان می‌شود و هم با شخصیت مورد نظر آشنا می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 03 Oct 2018 05:34:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265901/نتیجه-کار-افراد-غیرمتخصص-تولید-غیر-حرفه-ای کتاب و کتابخانه‌های مرتبط با گفتمان انقلاب اسلامی را حمایت می‌کنیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265865/کتاب-کتابخانه-های-مرتبط-گفتمان-انقلاب-اسلامی-حمایت-می-کنیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد آقامیری، معاون پژوهشی و آموزشی بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی، در حاشیه نشست ستاد هماهنگی هفته کتاب، بیان کرد: یکی از محورهای فعالیت در بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی که نوپا هم هست، کمک به ترویج فرهنگ کتابخوانی است. محلی برای کتاب مطالعه در این مجموعه درنظر گرفته شد. به دلیل نزدیک بودن مراکز آموزشی در منطقه سرچشمه، با تلاش دوستان چه در زمان مدیریت حجت‌الاسلام زائری و چه در دوره سعید گلشناس، مدیریت فعلی مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی، این کتابخانه تجهیز شد.   وی ادامه داد: چون نزدیک به هفته کتاب و کتابخوانی بودیم، در این راستا از نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور کمک گرفتیم. کتاب‌هایی را که موردنیاز اقشار آن منطقه که بیشتر قشر جوان محصل و دانشگاهی هستند، به‌روزرسانی کردیم تا بدرد این نسل بخورد. با توجه به نیازها و ظرفیت‌های موجود کتابخانه تجهیز شد و امروز کتاب‌های خوبی هم در آن وجود دارد و تعدادی کتابدار حرفه‌ای با اضافه شدن به مجموعه، نظم خاصی برای استفاده درست و راحت‌تر از منابع ایجاد کردند.   تاکید رهبری بر عنصر جذابیت در کتاب‌ها آقامیری با اشاره به محورهای مطرح شده در نشست ستاد هماهنکی هفته کتاب نیز به خبرنگار ایبنا گفت: مضمون بیشتر صحبت‌ها در این جلسه،‌ حول محور چاپ و نشر، کمبود بودجه در این بخش و درخواست همیاری و هم‌افزایی در حوزه چاپ و نشر و برگزاری نمایشگاه کتاب بین نهادهای مختلف بود. البته بنده نقدهایی هم به صحبت‌ها و درخواست‌های مطرح شده داشتم مبنی بر اینکه در جلسه‌ای که تحت عنوان هفته کتاب و موضوع کتاب و کتابخوانی برگزار می‌کنیم، باید به مبانی ریشه‌ای بپردازیم. مبنا این است که کتاب و کتابت متعلق و نشات گرفته از علم است، باید ببینیم چه علمی را می‌خواهیم به مخاطب ارائه دهیم.   معاون پژوهشی و آموزشی بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی، تصریح کرد: در همین جلسه مطرح کردم که مقام معظم رهبری در دیداری که سال 72 با مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشتند، محور صحبت ایشان ایجاد جذابیت بود. متاسفانه امروز نگاه اقشار و مسئولان فرهنگی ما این است که چگونه محصول را ارائه و بودجه آن‌را تامین کنیم. در حالی‌که معتقدم باید ابتدا جذابیت ایجاد کنیم، در این‌حالت وقتی نیاز ایجاد شود، خودبخود بودجه هم تامین می‌شود و چرخه چاپ و نشر هم روبه‌جلو حرکت می‌کند. این نقد را دوستان حاضر در جلسه تاحدودی پذیرفتند و امیدوارم جلسات آینده هم به همین سمت و سو حرکت کند.   کتابخانه‌ دیجیتال با 4500 کتاب علوی وی با اشاره به برنامه‌های ویژه این مجموعه برای هفته کتاب و کتابخوانی، افزود: ما پیش از این نیز برنامه‌های رونمایی کتاب در حوزه گفتمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس داشتیم و برای هفته کتاب نیز برنامه‌هایی برای رونمایی از کتاب‌های مرتبط با حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی خواهیم داشت. در این زمینه امکانات سخت‌افزاری خوبی مانند سالن همایش و سالن‌هایی برای نشست‌های تخصصی در اختیار داریم. در دست بررسی داریم تا در آینده بسیار نزدیک، حدود چهار هزار و 500 عنوان کتاب با موضوع نهج‌البلاغه و امیرمومنان (ع) را به‌صورت دیجیتال در قالب یک کتابخانه دیجیتال ایجاد و در دسترس علاقه‌مندان قرار دهیم که بی‌سابقه است. دیگر نیاز نیست برای در دسترس قرار دادن این تعداد کتاب، فضای زیادی را اختصاص دهیم. در یک فضای یک در یک می‌توان یه دستگاه قرار داد که در آن گنجینه‌ای ارزشمند بارگزاری شده و حتی از لحاظ سخت‌افزاری نیز این دستگاه شباهت با کتاب دارد و پژوهشگر می‌تواند آن‌را ورق بزند، همچنین طوری طراحی شده که چشم را نمی‌آزارد.   آقامیری در این زمینه ادامه داد: شاید بسیاری از این منابع حتی در نرم‌افزارهای پیشرفته تخصصی که موسسه نور برای حوزویان پیش‌بینی کرده هم وجود نداشته باشد. امیدواریم بتوانیم برای مشتاقان نهج‌البلاغه و علاقه‌مندان به حضرت امیرالمومنین (ع) این مدل از کتابخانه دیجیتال را به‌زودی ارائه کنیم. این کار نیاز به یک سری سخت‌افزار و طراحی برای جانمایی دارد که سعی داریم برای ایام هفته کتاب این طرح را عملیاتی کنیم، ولی همین که این حرکت به بهانه ترویج فرهنگ کتابخوانی کلید خورده و در هفته کتاب سرعت می‌گیرد هم ارزشمند و قابل‌‌قبول است.   این پژوهشگر گفت: یک سری کتاب‌ها جمع‌آوری شده و ممکن است کتاب‌های دیگری نیز در این زمینه وجود داشته باشد که باید گردآوری شود. در حوزه کودک و نوجوان نیز تعدادی اثر در اختیار ما قرار گرفته که به منابع کتابخانه‌ای ما افزوده خواهد شد. امیدوارم به‌زودی و تا هفته کتاب این کار پایان یابد و مشتاقان کتابخوانی در بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی از این منابع بهره‌مند شوند.   همکاری با خانه کتاب برای هدایت سیاستگزاری‌‌ها معاون پژوهشی و آموزشی بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی، در زمینه تعامل بین این مجموعه و موسسه خانه کتاب نیز بیان کرد: فکر می‌کنم بزرگترین تعامل بین دو مجموعه این است که سیاستگزاری‌هایی که در این حوزه صورت می‌گیرد را به خوبی هدایت و راهبری کنیم. محور اصلی فعالیت خانه کتاب این است که در زمینه کتاب و کتابخوانی سیاستگزاری انجام دهد و محور کار ما این است که گفتمان انقلاب اسلامی را ترویج کنیم، بنابراین وجه اشتراک ما با خانه کتاب این می‌شود که از هر کتاب یا کتابخانه‌‌ای که در حوزه ترویج گفتمان انقلاب اسلامی باشد، حمایت و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنیم تا با همکاری خانه کتاب، به برنامه‌های موفقی دست پیدا کنیم. وی درباره فعالیت‌ بنیاد فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی در زمینه انتشار کتاب نیز افزود: اعتقاد دارم کار کیفی ارزشمندتر و بهتر از کار کمی است، به‌ویژه اینکه ما در زمینه‌های مختلف مرتبط با گفتمان انقلاب اسلامی کار می‌کنیم. سه سال در این مجموعه زحمات زیادی کشیده شد و با صرف بودجه فراوان، کار تاریخ‌نگاری زندگی شهید بهشتی انجام گرفت و نتیجه آن ارائه کتابی بود که هم از لحاظ شکلی و هم از لحاظ محتوایی کار نویی بود. اسنادی در این کتاب ارائه شده که قبلا نبوده و پس از سه سال تلاش کتاب توسط بنیاد چاپ و استقبال خوبی نیز از سوی مخاطبان و رسانه‌ها صورت گرفت. هدف بنیاد اینگونه حرکت‌ها است که در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شود. کار کمی چندانی نداریم، ولی کارهای کیفی اینچنینی داریم و در آینده هم خواهیم داشت. امیدوارم از لحاظ بودجه‌ای و زمانی به این کارها برسیم.   کتابی که آموزندگی نداشته باشد، هدررفت سرمایه و وقت است آقامیری در پایان گفت: همه هم و غم ما در حوزه کتاب و کتابخوانی باید برای رسیدن به علم باشد. امام صادق (ع) درباره کتابت فرموده‌اند بنویسید که فراموش نکنید. این فرموده برای کسب علم است. هرچه در حوزه کتاب کار شود و غیر از علم و علم‌آموزی در آن خواسته شود، ارزش چندانی ندارد. آن کتاب و کتابخوانی ارزشمند است که موجب افزایش علم و دانش شود. کتابی که صرفا سرگرم‌کننده باشد و آموزندگی نداشته باشد، هدررفت سرمایه و وقت است. امیدوارم سیاستگزاری کتاب در کشور ما بیش از پیش به این سمت برود. توجه به این نکته اهمیت دارد که صرف چاپ کتاب برای فرستادن به بازار عمل نکنیم، بلکه باید برای کتاب جذابیت ایجاد کرده و آن‌را به مخاطب معرفی کنیم. گاهی در نمایشگاه‌های کتاب با کتاب‌هایی مواجه می‌شویم که از وجود آن‌ها بی‌اطلاع بودیم، چراکه به مخاطب معرفی نشده بودند. همگرایی و هم‌افزایی رسانه‌ها با خانه کتاب، نویسندگان و اهالی کتاب خیلی موثر است و در نهایت می‌تواند این جاذبه را ایجاد کرده و بازار کتاب نیز رونق می‌گیرد و حق اثر نیز ادا می‌شود و نویسنده و ناشر تشویق می‌شوند که کتاب‌های باکیفیت‌تری ارائه کنند.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 02 Oct 2018 09:18:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265865/کتاب-کتابخانه-های-مرتبط-گفتمان-انقلاب-اسلامی-حمایت-می-کنیم تعداد تولیدات کتاب را تا پایان سال به 100 عنوان می‌رسانیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265842/تعداد-تولیدات-کتاب-پایان-سال-100-عنوان-می-رسانیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین معرفی 21 عنوان از تازه‌های نشر موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس،‌ عصر امروز (دوشنبه 9 مهر) در این موزه برگزار شد.   ساسان والی‌زاده، معاون فرهنگی و هنری موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در این آئین گفت: در زمانه‌ای هستیم که فرهنگ مابه‌ازای همه فعالیت‌های ما نیست، در زمانه‌ای هستیم که آمارهای ناامیدکننده‌ای از سرانه مطالعه منتشر می‌شود، در زمانه‌ای هستیم که چرخه صنعت چاپ و نشر کشور حال خوبی ندارد که بخشی از آن به شرایط اقتصادی بازمی‌گردد و بخشی دیگر مربوط به این است که مطالعه و خواندن دغدغه خانواده‌ها نیست و کتاب در سبد خانوار جایی ندارد.   وی افزود: در شرایطی که تولید کتاب در حوزه‌های ارزشی و معنوی که بخشی از شکوه و عظمت و تاریخ معاصر ما متاثر از آن است، وضعیت خوبی ندارد، چاپ کتاب در حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، تحفه و کار ارزشمندی است. این کتاب‌های حاصل زحمت نویسندگانی است که وقت گذاشته و کتاب فاخر خلق کرده‌اند.   والی‌زاده به اشاره به تازه‌های نشر موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس،‌ بیان کرد: امروز 21 عنوان کتاب جدید در 28 جلد رونمایی و معرفی می‌شود. در بین این آثار پنج عنوان تاریخ شفاهی دفاع مقدس ازجمله تاریخ شفاهی جانباز صفایی، چند مجموعه ارزشمند در حیطه ادبیات دفاع مقدس مانند «سمند سرخ صاعقه» و کار پژوهشی ارزشمند دکتر محمد حنیف دیده می‌شود.   معاون فرهنگی و هنری موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ادامه داد: موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس طی 6 سال گذشته مجموعا 20 جلد کتاب چاپ کرده و در کمتر از 6 ماه اخیر توانسته 26 جلد کتاب به چاپ برساند که نشان از تحرک انتشارات این مجموعه و توجه ویژه به امر تولید کتاب دارد. بسیاری از کتاب‌ها در دست تدوین یا در مرحله ویرایش هستند که تا پایان سال این عدد را به 100 خواهیم رساند. یکی از ناشران معتبر کشور در 6 ماه گذشته تنها 2 عنوان کتاب منتشر کرده که نمونه‌هایی از این‌دست ارزش کار موزه را بیشتر نشان می‌دهد.   وی در پایان گفت: امیدوارم همه ما کتابخوانی و فرهنگ مطالعه به‌ویژه کتاب‌هایی که مابه‌ازای همه ایثارگری‌‌ها است را بیشتر مورد توجه قرار دهیم. خوشحالیم از اینکه چشم‌اندازی که در موزه دیده شده، به مرور عملیاتی می‌شود.   محمد حنیف،‌ جواد کامور بخشایش، همچنین تعدادی از نویسندگان و پژوهشگرانی که در تولید این آثار سهمی داشتند نیز در این آئین حاضر بودند. در ادامه چند تن از نویسندگان و تولیدکنندگان آثار به بیان توضیحاتی درباره کتاب‌ها پرداختند. فهرست 21 عنوان کتاب معرفی شده  «مجموعه مقالات برگزیده همایش مبانی طراحی موزه‌های دفاع مقدس (2 جلد)» «مجموعه مقالات برگزیده موزه‌های دفاع مقدس و گردشگری» «سمند سرخ صاعقه: تحلیل اشعار انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» اثر علی اربابی «شعر و نمادهای مقاومت: بررسی تطبیقی شاعران ایران و عرب» نوشته امیر حاج علیزاده «سکوت جهانی: مواضع سازمان‌های بین‌المللی در دفاع مقدس» اثر سفیر زمانی «امنیت ملی ایران در سایه پیوندهای مذهبی با عراق» تالیف امیرمسعود شمس «آرام نگیریم: خاطرات خودنوشت جانباز غلامحسین صفایی» به قلم گلستان جعفریان «روزهای به یاد ماندنی: براساس خاطراتی از سال‌های رزم‌ جمشید وظیفه دوست خلج» اثر محبوبه زارع «انقلاب، جنگ و تحولات اجتماعی در ادبیات داستانی ایران» نوشته محمد حنیف «خورشید مهر: خاطرات سردار شهید عباس مهری» تالیف مشترک حسین یاقوتی و بهرام مرادی «مهماتی که در سینه‌ها نشست: خاطرات سرهنگ علی ‌اکبری‌پور» «روزگار سورکوه بانه: تاریخ شفاهی سرهنگ فتح‌الله صالحی» نوشته علی حسن توفیقیان‌فر «سناریوسازی: شیوه تدوین سناریو برای طراحی موزه‌ها» اثر محمدرضا جواهری «خم می نی: اشعار بهروز ساقی»، «5+1 درمیان: خاطرات جانباز آزاده محمدنقی ولایتی» با ویراستاری و بازنویسی امید طاهرنژاد «دروغ قرن 21: مجموعه آثار جشنواره حقوق بشر آمریکایی (3 جلدی)» «زنان و زمانه: دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه زنان (سخنرانی حسن رحیم‌پور ازغدی)» «پرواز از فاو: زندگینامه شهید فرهنگ حاج قربانی» نوشته مهری صادقی «ایثار و شهادت از نگاه مقام معظم رهبری» اثر علی فلاحی «رزم یاران (5 جلدی)» شاعر: کریم کاظمی، «مرد من» به اهتمام محسن محمدی ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 01 Oct 2018 15:24:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265842/تعداد-تولیدات-کتاب-پایان-سال-100-عنوان-می-رسانیم فرنگیس با تقریظ رهبری فرصت خواندن‌های جدید یافت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265808/فرنگیس-تقریظ-رهبری-فرصت-خواندن-های-جدید-یافت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید‌عباس صالحی، در پایم توئیتری درباره انتشار تقریظ رهبری برای کتاب فرنگیس نوشت:   «فرنگیس چون کتاب «دا» روایت ویژه از روز‌های نخست جنگ است. «دا» از خرمشهر و «فرنگیس» از روستایی مرزنشین از استان کرمانشاه. دفاع مقدس در تابلوی زنانه تصویری دگر دارد. تلخی و ترشی جنگ را ملس می‌کند. فرنگیس با تقریظ رهبری فرصت خواندن‌های جدید یافت. به خانم فتاحی تبریک می‌گویم.» متن تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب نیز به شرح زیر است: بسم الله الرّحمن الرّحیم بخش ناگفته و بااهمّیّتی از حوادث دوران دفاع را به مناسبت شرح حال این بانوی شجاع و فداکار، در این کتاب میتوان دید. بانو فرنگیس دلاور با همان روحیّه‌ی استوار و پُرقدرت، و با زبان صادق و صمیمی یک روستایی، و با عواطف و احساسات رقیق و لطیف یک زن، با ما سخن گفته و منطقه‌ی ناشناخته و مهمّی از جغرافیای جنگ تحمیلی را با جزئیّاتش به ما نشان داده است. ما از روستاهای مرزی در دوران جنگ و مصائب فراوان آنان و آوارگی‌ها و گرسنگی‌ها و خسارتهای مادّی و ویرانی‌ها و داغ عزیزان آنها، هرگز به این وضوح و تفصیلی که در این روایت صادقانه آمده است، خبر نداشتیم؛ و نیز از فداکاری جوانان آنان که در شمار اوّلین شتابندگان به مقابله با دشمن مهاجم بودند. ماجرای قتل و اسارت دشمن به دست این بانوی دلاور هم که خود یک داستان مستقل و استثنائی است که نظیر آن فقط در سوسنگرد، در همان اوان، اتّفاق افتاده بود. بانو فرنگیس را باید بزرگ داشت و از نویسنده‌ی کتاب -خانم فتّاحی- به‌خاطر قلم روان و شیوا و هنر مصاحبه‌گیری و خاطره‌نویسی، باید بسیار تشکّر کرد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 01 Oct 2018 06:27:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265808/فرنگیس-تقریظ-رهبری-فرصت-خواندن-های-جدید-یافت سقوط در سکوت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265766/سقوط-سکوت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در حادثه سقوط هواپیمای c130 ارتش پس از عملیات بزرگ ثامن‌الائمه (ع) علاوه بر تعدادی از نیروهای نظامی و مجروحان، کشته شدن پنج تن از فرماندهان ارشد جنگ شوک بزرگی بعد از یک پیروزی حماسه‌ساز بود. تیمسار سرتیپ ولی‌الله فلاحی، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش، سرهنگ موسی نامجو، وزیر دفاع و نماینده امام در شورای عالی دفاع، سرهنگ جواد فکوری، مشاور ستاد مشترک ارتش و فرمانده پیشین نیروی هوایی ارتش، یوسف کلاهدوز، قائم‌مقام فرمانده کل سپاه پاسداران و محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر فرماندهان در این اتفاق شهید شدند.   درباره هریک از این فرماندهان کتاب‌های زیادی به رشته تحریر درآمده که گویای زوایا و برش‌های مختلفی از زندگی آن‌هاست. نویسندگان این آثار هر کدام بنا بر رسالتی که احساس می‌کردند، آثاری قابل تامل نوشتند تا کتاب‌های‌‌شان یادی باشد از فرماندهان مهم دفاع مقدس. با چند تن از نویسندگان این آثار گفت‌وهایی درباره چگونگی تالیف اثر و به‌ویژه سرنوشت آن‌ها پس از چاپ صورت گرفت. پرسش اصلی این است که آیا در ماندگاری و خوانده‌ شدن این آثار آن‌طور که باید و شاید تلاش کرده‌ایم؟​   سقوط در سکوت / ابراهیم زاهدی مطلق کتاب «سقوط در سكوت: زندگينامه‌ داستانی شهيد جواد فكوری» در سال 1385 به قلم ابراهیم زاهدی مطلق به رشته تحریر درآمد که نشر شاهد آن را در سه هزار نسخه راهی بازار نشر کرد.   این نویسنده و منتقد ادبی درباره سرنوشت این اثر پس از چاپ، بیان کرد: متاسفانه کتاب‌هایی که از سوی مراکزی همچون بنیاد شهید و بیشتر مراکز و ناشران دولتی به چاپ می‌رسند، دچار غم‌انگیزترین سرنوشت‌ها می‌شوند، چون مسئولان آن‌ها دغدغه و تعهد چندانی نسبت به سرنوشت کتاب پس از چاپ ندارند. مجموعه‌های دولتی معمولا برای دریافت بودجه و ارائه بیلان کاری، کتاب‌ها را چاپ کرده و پس از آن دغدغه‌ای برای تبلیغات، توزیع، جذب مخاطب و خوانده شدن و چاپ مجدد کتاب ندارند، در حالی‌که ناشر خصوصی چون از جیب خود هزینه کرده، برای دیده شدن اثر و فروش بیشتر تلاش می‌کند. به این دلیل بسیاری از نویسندگان تمایلی برای همکاری با چنین مراکزی ندارند.   وی ادامه داد: برای این کتاب و کتاب دیگرم که درباره شهید رضا دستواره نوشتم، زحمات زیادی کشیدم ولی عملا به‌دست مخاطب نرسید و دیده نشد. اگر علاقه شخصی خودم به شهید فکوری نبود، تالیف این اثر را از سوی ناشر نمی‌پذیرفتم.   زاهدی مطلق با اشاره به روند تالیف اثر نیز گفت: حدود 13 سال پیش از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران، درباره مجموعه کتاب‌هایی با موضوع وزرای شهید پیشنهادی به من ارائه شد که ابتدا به دلایلی آن‌را نپذیرفتم ولی هنگامی که اسامی فرماندهان مطرح شد در میان آن‌ها به نام شهید جواد فکوری برخوردم و موضوع برایم رنگ دیگری گرفت. پس از آن به چند دلیل کار را پذیرفتم؛ نخست اینکه خودم سرباز نیروی هوایی بودم و درباره نیروی هوایی اطلاعاتی داشتم، دوم اینکه شهید فکوری فرمانده نیروی هوایی بوده و دلیل دیگر اینکه خودم در شب حادثه در همان محدوده سقوط هواپیما کشیک بودم.   نویسنده «سقوط در سکوت» با تاکید بر اینکه کتاب را بسیار با علاقه نوشتم، افزود: سال‌ها بعد که کار خبرنگاری می‌کردم، در سال 75 یا 76 با خبرنگار صدا و سیما که از آن حادثه جان سالم به‌در برده بود، گفت‌وگویی انجام دادم که بسیاری از اطلاعات موجود در داستان مربوط به داخل پرواز و آن لحظات را از همان خبرنگار دریافت کردم. او می‌گفت یک‌دفعه برق هواپیما قطع شد و هر چهار موتور آن خاموش شده و سکوتی مطلق حکمفرما شد. شهید فکوری با چراغ قوه پس از سرزدن به کابین خلبان و بررسی وضعیت، بازگشت و آرام سرجای خود نشست و مشغول خواندن قرآن و ذکر شهادتین شد؛ گویی پذیرفته بود که دیگر نمی‌توان کاری کرد. وی بیان کرد در بیمارستان چند خلبان متخصص به عیادتم آمدند و وقتی شرح مشکوک خاموش شدن برق هواپیما و موتورها را برایشان توضیح دادم، به اتفاق گفتند چنین چیزی از لحاظ فنی غیرممکن است.   وی اظهار کرد: برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز، علاوه بر خبرنگار بازمانده از سانحه، نزدیک‌ترین دوست شهید فکوری را پیدا کردم و از طریق خانواده و نزدیکانش نیز اطلاعاتی بدست آوردم. کار نوشتن کتاب حدود 6 ماه طول کشید و پس از تنظیم و ویرایش نهایی و طی کردن مراحل چاپ، سال 1385 روانه بازار نشر شد.   زاهدی مطلق ادامه داد: در این کتاب داستان زندگی جواد فکوری از کودکی و دوران دبستان و دبیرستان و در ادامه ورود به نیروی هوایی و خلبانی و سفر به آمریکا برای گذراندن دوره خلبانی و بازگشت به ایران و وقوع انقلاب و نقش او در ماجرای کودتای نوژه  که در آن زمان فرمانده پایگاه هوایی تبریز بوده و ماجرای حزب خلق مسلمان و در ادامه دوران جنگ تحمیلی آمده است. در این داستان جلوه‌های مختلفی از رفتار و منش او در خانواده و تخصص‌های برجسته خلبانی‌اش ذکر می‌شود. شهید فکوری مثل دیگر فرماندهان نیروی هوایی خودش هم پروازهای عملیاتی انجام می‌داد. به بیان دوستان و همکاران، او بسیار فنی و باهوش بوده است.      این نویسنده و منتقد ادبی در پایان گفت: شاید این جمله شعاری باشد ولی برای پابرجایی و اقتدار این انقلاب، خون‌های محترم بسیاری ریخته شده ولی ما امروز کاملا این موضوع را فراموش کرده‌ایم. امروز روی زمینی قدم برمی‌داریم که آدم‌هایی دیگر آن‌را حفظ کرده‌اند و امروز نیستند و ما امروز آن‌را خراب می‌کنیم. تاسف‌آور است اینکه یادمان رفته باید به آن‌ها افتخار کنیم.   آواز نخلستان / علی‌الله سلیمی کتاب «آواز نخلستان: داستان‌های كوتاه از زندگی شهيد محمد جهان‌آرا» نوشته علی‌الله سليمی در سال 90 از سوی انتشارات هزاره ققنوس راهی بازار نشر شده است.   سلیمی درباره این کتاب بیان کرد: این اثر مجموعه‌ای از داستان‌هایی کوتاه با موضوعی بهم پیوسته درباره زندگی شهید محمد جهان‌آرا برای نوجوانان است. این داستان‌ها که حکایت‌هایی کوتاه از زندگی شهید بوده، ابتدا به‌صورت پاورقی در نشریات منتشر شد که در ادامه در قالب کتاب به چاپ رسید. نحوه تنظیم مطالب به این‌صورت است که در حکایت اول، شمه‌ای کلی درباره شهید ارائه شده و در حکایت‌های بعدی، برش‌هایی از مقاطع مخالف زندگی شهید در توالی زمانی، بیان می‌شود. هر حکایت تقریبا در پنج یا 6 صفحه تدوین شده که با کنار هم قرار گرفتن حکایت‌ها، به یک تصویر کلی از شخصیت می‌رسیم.   وی با اشاره به نثر و زبان ساده و ملموس این کتاب برای نوجوانان، افزود: این حکایت‌ها از کودکی، نوجوانی، جوانی، قبل از جبهه و دوران جنگ انتخاب شده‌اند. بیشتر اطلاعات مربوط به شهدای دفاع مقدس به‌ویژه فرماندهان، مربوط به بعد از مشهور شدن آنها به دلایل مختلف است و دسترسی به اطلاعات پیش از آن سخت است، لذا برای تدوین کتاب، سعی کردم هر کتابی اعم از روایت و خاطرات همسر و مادر شهید جهان‌آرا را نیز مطالعه کنم.   این نویسنده در ادامه درباره سرنوشت نافرجام این کتاب و کتاب‌هایی از این‌دست پس از چاپ، گفت: متاسفانه اینگونه کتاب‌ها مخاطبان خاصی دارند و مخاطبان از کانال ناشران دولتی سراغ اینگونه کتاب‌ها می‌روند و ناشران خصوصی چندان در عرضه اینگونه آثار موفق نیستند. این آثار در حوزه کتاب‌های مورد علاقه ناشران خصوصی قرار نمی‌گیرد و به حاشیه رانده می‌شوند. کتاب «آواز نخلستان» نیز به همین دلیل تجدیدچاپ نشد.   سلیمی اظهار کرد: البته برخی ناشران خصوصی در حوزه دفاع مقدس کارهای موفقی نیز انجام داده‌اند، ولی برای چاپ و موفقیت رمان دفاع مقدس باید حتما پشت آن جنبه حمایتی وجود داشته باشد. حتی طراحی جلد کتاب نیز در جذب مخاطب موثر است که متاسفانه طراحی جلد کتاب «آواز نخلستان» بسیار ابتدایی بودو جذابیت گرافیکی نداشت.   «آبی، مثل آسمان» / علی آقاغفار کتاب «آبی، مثل آسمان» براساس خاطره‌ای از دوران نوجوانی سردار لشکر شهید یوسف کلاهدوز، به قلم علی آقاغفار تدوین شده است.   این نویسنده با اشاره به نحوه تدوین کتاب، گفت: سال 1376، ک‍ن‍گ‍ره‌ «ب‍زرگ‍داش‍ت‌ س‍رداران‌ ش‍ه‍ی‍د س‍پ‍اه‌ و ۳۶ ه‍زار ش‍ه‍ی‍د اس‍ت‍ان‌ ت‍ه‍ران‌» برگزار شد و در ک‍م‍ی‍ت‍ه‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ آن تصویب شد که با استفاده از اطلاعات گردآوری شده از طریق مصاحبه با خانواده، آشنایان و دوستان سرداران و فرماندهان، سه کتاب داستانی برای رده‌های سنی کودک، نوجوان و بزرگسال و یک کتاب شعر برای هر شهید نوشته شود. کتاب‌هایی که در حوزه کودک به چاپ رسید کاملا براساس زندگی واقعی شهیدان بود.   وی افزود: همان زمان این کتاب‌ها چند نوبت با شمارگان پنج و 10 هزار نسخه‌ای از سوی کمیته داستان سپاه چاپ و در سطح خوبی توزیع و به فروش رسیدند، ولی بعد رها و فراموش شده و دیگر عملا چاپ نشدند. با وجود امکانات امروز و تکنیک‌های نوشتن و ... ولی خیلی از کتاب‌های آن دوران از بسیاری کتاب‌های امروز دفاع مقدس بهتر هستند. جابه‌جایی مسئولان و متولیان، تغییرات سازمانی و بسیاری عوامل دیگر موجب شد که بسیاری کتاب‌های خوب منزوی شوند.   آقاغفار بیان کرد: در آن مقطع تنها چیزی که به ذهن کسانی که از جنگ می‌نوشتند خطور نمی‌کرد، مسائل مادی بود، بلکه هرکس فقط می‌خواست کاری انجام دهد. در آن دوره علاوه بر فضای احساسی، همه یک سری اتفاقات را با گوشت و پوست خود درک کرده و به واقعه بسیار نزدیک بودند و فداکاری‌های افراد بر قلم نویسندگان تاثیر داشت.   «تیک تاک، زندگی» / گلستان جعفریان کتاب «تیک تاک، زندگی» براساس زندگی شهید یوسف کلاهدوز به قلم گلستان جعفریان به رشته تحریر درآمده و سوره مهر آ‌ن‌را منتشر کرده است.   جعفریان با اشاره به تدوین این کتاب، گفت: در مجله سوره داستانی، صفحه‌ای داشتم که درباره هنرمندان شهید می‌نوشتم. دو صفحه از یک شماره مجله را به یوسف کلاهدوز اختصاص دادیم. ایشان یک انسان کتابخوان، هنرمند و تهیه‌کننده فیلم سینمایی «سفیر» بود و نگاه من به این شهید نگاه به وجهه‌های هنری بود نه یک فرمانده جنگ. شاید این اثر از این جهت هم متفاوت باشد که اثر کمرنگی از شهید کلاهدوز به‌عنوان یک سردار جنگ می‌بینیم.  وی درباره سرنوشت این کتاب پس از چاپ نیز بیان کرد: حقوق انتشار کتاب همان زمان از من خریداری شد و اطلاعی از چاپ مجدد اثر ندارم. به‌خاطر دارم آن زمان داوود غفارزادگان که مسئول تائید این کتاب‌ها بود، در یادداشتی به مرتضی سرهنگی، کتاب را مورد تمجید قرار داد و آن‌را خاص و متفاوت دانست، ولی بعد از آن بازخورد دیگری ندیدم. این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: نشر خصوصی چندان رغبتی به حوزه ادبیات پایداری ندارد مگر در آثاری که خودشان سفارش دهند و دست نویسنده را باز نمی‌گذارند. در نشر دولتی هم وضعیت تقریبا به اینگونه است. شاید در کار با ناشر دولتی هم ناچار شویم، خیلی چیزها را درباره آدم‌های جنگ نبینیم. ناشر دولتی بیشتر نگاه آرمان‌گرایانه به آدم‌های جنگ دارد و از آن‌طرف ناشر خصوصی هم گاهی می‌خواهد به جنبه ویرانگری و روی زشت جنگ توجه کند. ولی ما می‌دانیم که جنگ همه این‌ها وجوه را در کنار هم داشت. من دوست داشتم موضوع فرماندهان جنگ را به گونه‌ای متفاوت ببینم و در این کتاب هم کلاهدوز را یک انسان هنرمند با روحیه‌ای لطیف دیدم که در باران منقلب می‌شود و در عین‌حال در جبهه بسیار شجاع و جسور است.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 01 Oct 2018 06:06:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265766/سقوط-سکوت دیدار راوی و نویسنده «فرنگیس» با رهبر معظم انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265798/دیدار-راوی-نویسنده-فرنگیس-رهبر-معظم-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ظهر امروز و پس از برگزاری مراسم هفتمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت که در آن تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «فرنگیس» منتشر شد، خانم‌ها فرنگیس حیدرپور، راوی و مهناز فتاحی، نویسنده‌ کتاب «فرنگیس» با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. هفتمین آئین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با موضوع «بررسی نقش بانوان در دوران دفاع مقدس» و رونمایی از تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «فرنگیس»، صبح امروز (یکشنبه 8 مهر) در مؤسسه‌ پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در یادداشتی بر کتاب «فرنگیس» خاطرات فرنگیس حیدرپور، بانوی کرمانشاهی که به قلم مهناز فتاحی تدوین شده، بر بزرگ‌داشتن این بانوی شجاع و فداکار تاکید و قلم روان و شیوای مهناز فتاحی نویسنده کتاب را ستودند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 30 Sep 2018 14:15:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265798/دیدار-راوی-نویسنده-فرنگیس-رهبر-معظم-انقلاب متن تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «فرنگیس» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265785/متن-تقریظ-مقام-معظم-رهبری-کتاب-فرنگیس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در یادداشتی بر کتاب «فرنگیس» خاطرات فرنگیس حیدرپور، بانوی کرمانشاهی که به قلم مهناز فتاحی تدوین شده، بر بزرگ‌داشتن این بانوی شجاع و فداکار تاکید و قلم روان و شیوای مهناز فتاحی نویسنده کتاب را ستودند. متن تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «فرنگیس» به شرح زیر است:   «بسم الله الرّحمن الرّحیم بخش ناگفته و بااهمّیّتی از حوادث دوران دفاع را به مناسبت شرح حال این بانوی شجاع و فداکار، در این کتاب میتوان دید. بانو فرنگیس دلاور با همان روحیّه‌ی استوار و پُرقدرت، و با زبان صادق و صمیمی یک روستایی، و با عواطف و احساسات رقیق و لطیف یک زن، با ما سخن گفته و منطقه‌ی ناشناخته و مهمّی از جغرافیای جنگ تحمیلی را با جزئیّاتش به ما نشان داده است. ما از روستاهای مرزی در دوران جنگ و مصائب فراوان آنان و آوارگی‌ها و گرسنگی‌ها و خسارتهای مادّی و ویرانی‌ها و داغ عزیزان آنها، هرگز به این وضوح و تفصیلی که در این روایت صادقانه آمده است، خبر نداشتیم؛ و نیز از فداکاری جوانان آنان که در شمار اوّلین شتابندگان به مقابله با دشمن مهاجم بودند. ماجرای قتل و اسارت دشمن به دست این بانوی دلاور هم که خود یک داستان مستقل و استثنائی است که نظیر آن فقط در سوسنگرد، در همان اوان، اتّفاق افتاده بود. بانو فرنگیس را باید بزرگ داشت و از نویسنده‌ی کتاب -خانم فتّاحی- به‌خاطر قلم روان و شیوا و هنر مصاحبه‌گیری و خاطره‌نویسی، باید بسیار تشکّر کرد.» ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 30 Sep 2018 10:44:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265785/متن-تقریظ-مقام-معظم-رهبری-کتاب-فرنگیس سپهری: دریایی از گنجینه‌های غنی در دل امثال فرنگیس نهفته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265780/سپهری-دریایی-گنجینه-های-غنی-دل-امثال-فرنگیس-نهفته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هفتمین آئین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با موضوع «بررسی نقش بانوان در دوران دفاع مقدس» و رونمایی از تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «فرنگیس»، صبح امروز (یکشنبه 8 مهر) در مؤسسه‌ پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد. علیرضا مختارپور، مدیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، این برنامه را هدایت می‌کرد. آثاری مثل فرنگیس عیار زن ایرانی را بالا می‌برد   معصومه آباد، راوی و نویسنده کتاب «من زنده‌ام» در این آئین در سخنانی کوتاه گفت: آدم‌ها و دسته‌بندی ناکسین و مارقین که در این کتاب می‌بینیم، در طول تاریخ وجود داشته تا بتوانند بین ما فاصله بیاندازند و شک و تردید ایجاد کنند. هربار داستانی از زنان این مرز و بوم به‌ویژه در حوزه دفاع مقدس می‌خوانم، فکر می‌کنم هرکدام می‌تواند عیار زن ایرانی را بالا ببرد و ستاره درخشانی برای جامعه امروز ما باشد. به شرط اینکه بتوانیم در پاسداشت این بزرگان آنچنان هنرمندانه قدم برداریم که بتوانیم آن‌ها را جهان که علیه ما تبلیغات سوء می‌کنند، نشان دهیم.   در جنگ‌های دفاعی همه سرباز می‌شوند   مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری به‌عنوان سخنران بعدی این برنامه، اظهار کرد: در جنگ‌های دفاعی، کسی زن و مرد و پیر وجوان نیست، در این جنگ‌ها همه سرباز می‌شوند. محاسبه دنیا برای حمله به ایران درست بود؛ ارتش ما پس از انقلاب هنوز سامان نیافته بود و در ضعیف‌ترین حالت خود بودیم و عراق با توجه به این شرایط به ایران حمله کرد. اما آن‌ها روی ناگهان سرباز شدن مردم ایران حساب نکرده بودند. فرنگیس در دورترین روستاها و همه ایران از مملکت دفاع کردند.   وی افزود: نوشتن پس از جنگ در همه دنیا یک سنت است. می‌نویسند تا بگویند مردمشان چه روزهایی را گذرانده‌اند و چه اسطوره‌هایی وجود داشته و حماسه آفریده‌اند. ادبیات جنگ تا به روستاها نرود، اصالت خود را پیدا نمی‌کند. بسیاری از فرماندهان و آزادگان مه که بسیار برای مملکت فداکاری کردند، در روستاها هستند و کسی آن‌ها را نمی‌شناسد.   سرهنگی با اشاره به اینکه جنگ ما با عراق، در واقع یک جنگ جهانی سوم در یک گستره جغرافیایی محدود بود، گفت: زمانی که خبرنگار بودم با یک پزشک اسیر عراقی صحبت می‌کردم که بیان می‌کرد سال 58، سه میلیون مصری به جمعیت عراق افزوده شد تا در جنگ و هنگامی که عراقی‌ها به جنگ می‌روند، کشورشان خالی از نیروی کار نشود. ما در جنگ، از 15 کشور دنیا اسیر داشتیم که  بیشتر آن‌ها سودانی و مصری بودند.   مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، بیان کرد: امیدوارم تولید این اثر، آغازی بر این باشد که به کرمانشاه به‌عنوان یکی از پنج استان درگیر جنگ، توجه بیشتری نشان دهیم. امیدوارم این کار گشایشی در کار کرمانشاه ایجاد کند و با فعال شدن دستگاه‌ها اتفاقات خوبی در این استان رخ دهد، چراکه کارهای زیادی باید در آنجا صورت گیرد. نقش‌آفرینی زنان در جنگ نظامی و جنگ فرهنگی حجت‌الاسلام والمسلمین علی شیرازی، نماینده رهبری در سپاه قدس نیز در سخنانی گفت: به تمامی بانوان ارزشمند ایرانی درود می‌فرستم که در طول جنگ هشت‌ساله و تاریخ ایران، حماسه‌های فراوانی را آفریدند و سختی‌های زیادی را تحمل کردند. بانوان ایرانی در طول هشت سال جنگ تحمیلی یک نقش را برعهده داشتند و بعد از جنگ هم در عرصه‌ای دیگر نقش‌آفرینی کردند که همچنان ادامه دارد.   وی ادامه داد: شیرزنانی که ادامه‌دهنده راه حضرت زینب (س) هستند، در جنگ هشت‌ساله، حماسه‌های فراوانی آفریدند که یکی از این شیرزنان، فرنگیس حیدرپور است. نمایی از ایثار و دلاوری ایشان و زنان تاریخ ما، در این کتاب منعکس شده است. هرچند ما نمی‌توانیم لحظه لحظه‌های حماسه‌هایی که این شیرزنان در طول جنگ حس کردند را درک کنیم. این نمونه‌ای از حماسه زنان ما در آن دوران است که باید هم در ایران و هم در جهان، تبیین شود. هم جوانان ایرانی و هم دنیا باید بدانند زنان ما در تاریخ جنگ و جمهوری اسلامی، چه عظمتی را آفریدند.   حجت‌الاسلام والمسلمین شیرازی، تصریح کرد: این نقش تنها در جنگ نظامی نیست، بلکه در جنگ فرهنگی هم زنان ما حماسه‌آفرینی می‌کنند که نمونه‌هایی از آن را در خلق آثاری درباره جنگ هشت‌ساله می‌بینیم. همه کسانی که حماسه آفریدند و حماسه‌ها را ثبت کردند باید تقدیر شوند. شاید حدود سه دهه قبل که رهبری از اینگونه کتاب‌ها حمایت می‌کرد، حتی حوزه هنری هم متوجه نبود چه گنجینه‌های خلق می‌شود. نویسندگان این کتاب‌ها مطمئن باشند، در آینده حقیقت این جنگ و حماسه‌ها برای ملت ایران و جهان روشن خواهد شد. با این کتاب‌ها می‌توانیم آدم‌های بهتری باشیم   معصومه سپهری، نویسنده کتاب‌های «نورالدین پسر ایران» و «لشکر خوبان» دیگر سخنران این آئین بود که گفت: در تمام غم‌ها، شادی‌ها، رنج‌ها، اضطراب‌ها و تمام قدم‌هایی تلخ فرنگیس،‌ همه شریک هستیم. گرچه نمی‌توانیم ذره‌ای از آلام این خانواده کرمانشاهی را تکه تکه شدن عزیزانشان را دیده‌‌اند، درک کنیم. گذشت روزگار نشان خواهد داد که این کتاب‌ها چه کردند و چه بار سنگینی از هویت این کشور را به دوش کشیدند. با این کتاب‌ها می‌توانیم آدم‌های بهتری باشیم.   وی افزود: فرنگیس حیدرپور و مهناز فتاحی نویسنده کتاب، نشانه‌ هستند. تا فتاحی‌ها نباشند، امثال فرنگیس در خلوت خود فراموش می‌شوند. کاش با این کتاب‌ها درست برخورد و کاری کنیم نویسندگان آن‌ها پررنگ‌تر شوند و بدانند که جایگاه حقوقی‌شان رعایت و حفظ می‌شود. کسانی که با این حقیقت دفاع مقدس گره خورده‌اند، نمی‌توانند از دفاع مقدس ننویسند. اگر فضا را برای آن‌ها مطمئن‌تر کنیم، ان‌ها متکثر می‌شوند. متاسفانه در سال‌های اخیر تمرکزمان را از کار در این حوزه از دست داده‌ایم ولی واقعا دوست داریم به این امر بپردازیم.   سپهری، اظهار کرد: مطمئنا این کتاب ترجمه خواهد شد و از روی آن فیلم هم ساخته می‌شود، امیدوارم از راه درست و با رعایت همه حقوق مادی و معنوی راوی و نویسنده کتاب این کار صورت گیرد تا الگویی برای ادامه مسیر نوقلمان باشد. امیدوارم سرنوشت فرنگیس برای هم ما تلنگری باشد. در صفحات آخر کتاب، احساسی جز شرم نداشتم. هر ایرانی این کتاب را بخواند، احساس می‌کند که چقدر مدیون این خانواده است. امیدوارم جامعه ما این نقیصه را جبران کند. اگر روحیه غیرت، ایمان و سختکوشی فرنگیس را به زنان و مردان خود نشان ندهیم، دچار خسران خواهیم شد.   نویسنده کتاب‌ «نورالدین پسر ایران»، در پایان گفت: دریایی از گنجینه‌های غنی در دل امثال فرنگیس و رزمندگان و جانبازان و خانواده‌های آن‌ها نهفته است که خبرنگاران و نویسندگان ما می‌توانند به آن‌ها بپردازند. چه دنیا ادبیات ما را به رسمیت بشناسد یا نه، اگر این خاطرات و حماسه‌ها مکتوب شوند، روزی وجدان تاریخ متوجه خواهد شد که ملت ایران برای دفاع از میهن و هویت خود، چه سختی‌هایی را متحمل شده است. روح و فضای جنگ و یاد آن افتخارآفرینی‌ها، در جامعه ملتهب امروز می‌تواند کمک کند با عزت و سربلندی از این دوره سخت هم عبور کنیم. زنان ایرانی به‌صورت ویژه‌تر حمایت می‌خواهند   مهناز فتاحی، نویسنده کتاب «فرنگیس» با اشاره به اینکه این کتاب به همه ایران تعلق دارد، بیان کرد: در طول این سال‌ها هرگاه با فرنگیس حرف زدم همراه با اشک و آه و غصه بود، ولی وقتی خبر چاپ و بعد تقریظ رهبری بر این کتاب را به او اطلاع دادم، از ته دل خندید.   وی ادامه داد: در این اثر، قلم من و تبر فرنگیس یکی هستند. اگر روزی فرنگیس توانست با تبر سرباز بعثی را بکشد، امروز قلم من هم همان نقش را دارد. فرنگیس ابتدا مایل نبود خاطراتش را بیان کند تا اینکه از پدرم که نظامی و دردکشیده بود و از خودم برایش گفتم و پذیرفت که سفره دلش را باز کند. خوشحالم این کتاب ما را به هم پیوند زد.   این نویسنده گفت: هنوز در کشور ما، مین‌ها قربانی می‌گیرند و مردم نجیب و دردکشیده کرمانشاه هنوز پرونده ایثار و جانبازی ندارند. بانوانی که در گوشه گوشه ایران قلم می‌زنند، شاید به لحاظ مسافت از هم دور باشند، ولی دلهایشان به‌هم نزدیک است. در این کتاب حتی فرزندان من هم سهیم هستند چون پذیرفتند مادرشان گاهی نباشد و بنویسد. زنان ایرانی به‌صورت ویژه‌تر حمایت می‌خواهند. می‌طلبد زنان با داشتن یک انجمن ویژه، حمایت شوند و در این صورت مطمئن باشید که بهتر از قبل قدم برمی‌دارند. فرنگیسی که یک روز مایل به بیان خاطراتش نبود، امروز برای کتاب و مطالعه در نشست‌های کتابخوانی، تبلیغ می‌کند.   آرزو دارم رهبری را ببینم   فرنگیس حیدرپور راوی کتاب «فرنگیس» نیز در سخنانی کوتاه با لهجه زیبای کرمانشاهی خود، اظهار کرد: سال 59 زمانی که نیروهای بعثی به ایران و شهرها و روستاهای مرزی حمله کردند، در روستای ما هشت نفر از خانواده و بستگان رفتند تا جلوی آن‌ها را بگیرند که نیروهای بعثی ماشین آن‌ها را مورد حمله قرار داده و هر هشت نفر شهید شدند و ما داغدار شدیم. بعد عده‌ای دیگر رفتند تا جنازه‌ها را بیاورند. همزمان با بمباران، از یک طرف داغدار بودیم و باید هشت شهید را دفن می‌کردیم و از سوی دیگر بقیه مردها هم برای ایستادن جلوی تجاوز دشمن رفته بودند. عزادار، سیاهپوش و ناراحت بودیم.   وی افزود: وقتی نیروهای بعثی به روستا آمدند، مردم همه در کنار یک تپه جمع شدند و بچه‌ها گرسنه و تشنه بودند. با مشورتی که انجام شد من و پدرم داوطلب شدیم که به روستا برویم و آذوقه و وسایل موردنیاز بیاوریم. دو نیروی دشمن نزدیک چشمه بودند که با تبر یکی از آن‌ها را کشتم و در یک کشمکش نفر دوم را هم اسیر کردیم و نزد بقیه مردم روستا بردیم.   فرنگیس حیدرپور گفت: از چاپ کتابم خیلی خوشحالم و از مهناز فتاحی و همه کسانی که برای چاپ آن زحمت کشیدند، سپاسگزارم. بسیار خوشحالم که رهبری بر کتاب تقریظ نوشته و این موضوع خیلی مرا دلخوش می‌کند. با وجود همه مصیبت‌ها و رنج‌هایی که دیده‌ام، آنقدر از این حال و هوا خوشحالم که غصه‌هایم را فراموش کردم. فقط آرزو دارم رهبر را ببینم. بهناز ضرابی‌زاده، نویسنده کتاب‌های «دختر شینا» و «گلستان یازدهم» نیز در این آئین با ابراز خرسندی از چاپ این اثر به خاطره‌گویی پرداخت و احساس خود را درباره آثاری از این‌دست بیان کرد. در این برنامه همچنین پونه نکویی و افشاریان دو تن از بانوان شاعر جوان کشور، به شعرخوانی پرداختند. در بخش پایانی این آئین، یک نسخه از تقریظ رهبری بر کتاب «فرنگیس» به فرنگیس حیدرپور و یک نسخه از تقریظ به حوزه هنری اهدا شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 30 Sep 2018 10:08:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265780/سپهری-دریایی-گنجینه-های-غنی-دل-امثال-فرنگیس-نهفته تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «فرنگیس» منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265751/تقریظ-رهبر-انقلاب-کتاب-فرنگیس-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هفتمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با موضوع بررسی نقش بانوان در دوران دفاع مقدس، فردا (یکشنبه‌ هشتم مهرماه) همراه با انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «فرنگیس» خاطرات بانوی کرُد کرمانشاهی از روزهای مقاومت در برابر نیروهای متجاوز بعثی از سوی مؤسسه‌ پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار خواهد شد. پیش از این، مؤسسه‌ انقلاب اسلامی در شش ویژه‌برنامه‌ پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت، ضمن انتشار یادداشت‌های رهبر انقلاب بر کتاب‌هایی در موضوع فرهنگ جهاد و مقاومت، به تجلیل از راویان، نویسندگان و دست‌اندرکاران این آثار پرداخته است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 29 Sep 2018 11:22:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265751/تقریظ-رهبر-انقلاب-کتاب-فرنگیس-منتشر-می-شود ​سقوط c130؛ رازی سربه مهر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265725/سقوط-c130-رازی-سربه-مهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ​سقوط هواپیمای c130 بعد از عملیات موفقیت‌آمیز  ثامن‌الائمه به یکی از حادثه‌های تلخ جنگ تحمیلی تبدیل شد. در اخبار اولیه، اسامی 4 فرمانده ارشد نظامی به‌عنوان شهدای این سانحه اعلام شد، اما بعداً مشخص شد که محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر نیز در این پرواز حضور داشته و از جمله شهیدان است. با آنکه در سخنان اولیه برخی مقامات، خرابکاری در هواپیما محتمل دانسته شده بود، هاشمی رفسنجانی در یادداشت‌های خود در روز بعد از حادثه نوشته است: «تحقیقات نشان می‌دهد که سقوط هواپیما به احتمال قوی خرابکاری نبوده است.» (اکبر هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران (کارنامه و خاطرات سال 1360)، به اهتمام یاسر هاشمی، تهران: نشر معارف انقلاب، چاپ نهم 1386، ص 254)». در جلد پانزدهم از مجموعه «روزشمار جنگ ایران و عراق» با عنوان «شکستن محاصره آبادان» سقوط هواپیمای c130 چنین آمده است:  «هواپیمای نظامی سی 130 که حامل 40 سرنشین از جمله 5 فرمانده ارشد نظامی سپاه و ارتش، 27 نفر از مجروحان عملیات ثامن‌الائمه (ع) و پیکر 32 تن از شهیدان این عملیات بود در مسیر پرواز اهواز ـ تهران در منطقه کهریزک در جنوب تهران سقوط کرد.   در این حادثه که ساعت 59: 19 امروز در 17 مایلی فرودگاه مهرآباد و در جنوب غربی کهریزک اتفاق افتاد، یکباره هر 4 موتور هواپیما به‌دلیل نامشخص و مشکوک خاموش شدند. خلبان کوشید هواپیما را در همان منطقه به زمین بنشاند. چرخ‌‌های هواپیما به‌وسیله دستگیره دستی باز شد و هواپیما در زمین ناهموار فرود آمد، اما پس از مسافتی حدود 270 متر، به دلیل ناهمواری زمین، نداشتن تعادل و برخورد بال چپ به زمین، هواپیما متلاشی شد و آتش گرفت. در این سانحه، تیمسار سرتیپ ولی‌الله فلاحی، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش، سرهنگ موسی نامجو، وزیر دفاع و نماینده امام در شورای عالی دفاع، سرهنگ جواد فکوری، مشاور ستاد مشترک ارتش و فرمانده پیشین نیروی هوایی ارتش، یوسف کلاهدوز، قائم‌مقام فرمانده کل سپاه پاسداران و محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و تعدادی دیگر از سرنشینان هواپیما شهید شدند و 27 نفر از آنان با کمک اهالی محل و مأموران نجات یافتند.»   «روزشمار جنگ ایران و عراق» مجموعه‌ای است که از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در 57 جلد کتاب پیش‌بینی شده و بازه زمانی 23 بهمن‌ 57 تا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه را شامل می‌شود. کتاب پانزدهم از این مجموعه با عنوان «شکستن محاصره آبادان» به قلم یدالله ایزدی، راوی و تاریخ‌نگار جنگ و مسئول تاریخ شفاهی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس تدوین شده که برهه‌ای حساس و تاثیرگذار از تاریخ دفاع مقدس (1 مرداد تا 14 مهر 1360) را دربر می‌گیرد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 29 Sep 2018 08:46:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265725/سقوط-c130-رازی-سربه-مهر کتابشناسی سردار سرلشکر شهيد يوسف کلاهدوز http://www.ibna.ir/fa/doc/report/22178/کتابشناسی-سردار-سرلشکر-شهيد-يوسف-کلاهدوز به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، يوسف كلاهدوز سال 1325 در شهر قوچان به دنيا آمد. وي وارد دانشکده افسری و نظامي شد. در دانشکده، بيشترين تلاش خود را صرف جذب نيروهای مذهبی و مستعد ارتش كرد.  يوسف كلاهدوز با چند واسطه با امام خميني(ره) ارتباط برقرار کرد و از رهنمودهای ايشان در مبارزه با رژيم پهلوي بهره برد. شب 21 بهمن ماه سال 1357 رژيم شاه،‌ توطئه‌ای را برای کشتار مردم طراحی کرد. برای اين منظور، تعدادی تانک را برای استقرار در خيابان‌ها و چند نقطه حساس، از جمله محل اقامت امام در تهران آماده کردند. کلاهدوز که از اين نقشه با خبر بود، با کمک همفکران خود، تانک‌ها را از کار انداخته و رژيم را خلع سلاح کردند.  يوسف كلاهدوز پس از پيروزی انقلاب اسلامی‌ همراه شهيدان محمد منتظری، موسی نامجو و حسن اقارب پرست در اقامتگاه امام در مدرسه علوی کميته نظامی تشکيل دادند. پس از فرمان امام مبنی بر تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کلاهدوز از همان ابتدا در راه‌اندازی واحدهای آموزشی تلاش و در تدوين "اساسنامه سپاه" نقش اساسی ايفا کرد.  وي در سپاه پاسداران مسووليت‌های حساسي داشت كه آخرين آن‌ها قائم مقامی فرماندهی سپاه بود. با شروع جنگ تحميلی، يوسف کلاهدوز همت و تلاش خود را بيشتر بر سازماندهی رزمندگان متمركز کرد و در عمليات شکست حصر آبادان (ثامن‌الائمه) نقش اساسی ايفا کرد.  يوسف کلاهدوز سرانجام در هفتم مهرماه سال 1360 و در بازگشت از سفر به مناطق آزاد شده در عمليات ثامن‌الائمه بر اثر سقوط هواپيما به شهادت رسيد.  مهم‌ترين كتاب‌هايي كه تاكنون درباره سردار شهيد يوسف كلاهدوز منتشر شده‌، عبارتند از: ـ سيرت سرداران 4/ علی اصغر نصرتی / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واحد تبليغات و انتشارات‏ / 1369. ـ آبی، مثل آسمان‏ / علی آقاغفار؛ تصویرگر محمدحسين کارگر شریف‏ / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران‏ / 1376. ـ اين همه يوسف‏ / عليرضا قزوه‏ / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران‏ / 1376. ـ دامی برای گل ميخک / محمدرضا محمدی پاشاک / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران‏ / 1376. ـ هاله‏ای از نور / بازنويس متن محمدعلی قربانی / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت امور مطبوعاتی و تبليغاتی / 1376. ـ همدم ياد شما / بازنويسی محمدرضا محمدی پاشاک / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران‏ / 1376. ـ حماسه‏ سازان عصر امام خمينی(ره) / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد سپاه استان تهران؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مؤسسه حفظ و نشر آثار سرداران شهيد / 1377. ـ کلاهدوز به روايت همسر شهيد / زهره شريعتی / روايت فتح‏ / 1383.  ـ تيک تاک، زندگی / گلستان جعفريان / دفتر ادبيات و هنر مقاومت و نشر شاهد / 1385. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 29 Sep 2018 05:55:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/22178/کتابشناسی-سردار-سرلشکر-شهيد-يوسف-کلاهدوز رونمایی از ۶ عنوان کتاب در حوزه پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265702/رونمایی-۶-عنوان-کتاب-حوزه-پشتیبانی-مهندسی-جنگ-جهاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی اداره‌کل ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی، سی‌اُمین گردهمایی فرماندهان مهندسی رزمی جنگ جهاد، پنجشنبه ۵ مهر همزمان با هفته دفاع مقدس و سالروز عملیات ثامن‌الائمه در سالن همایش خوشه وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد.   رونمایی از شش عنوان کتاب با موضوع دفاع مقدس در حوزه پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد از بخش‌های این برنامه بود.   «سنگرسازان شاهد (روایتی از شهدای پشتیبانی مهندسی یزد)»، «شور شیدای وصل (براساس زندگی جهادگر شهید رضاقلی شاکریان از جهادگران خراسان شمالی)»، «شهابی بر مدار آزادی (براساس زندگی جهادگر شهید محمدنجاتی از جهادگران خراسان شمالی)»، «بر دستان آب (براساس زندگی جهادگر شهیدغلامحسین قرایی از جهادگران خراسان جنوبی)»، «جلوتر از تانک (خاطرات جانبازان پشتیبانی مهندسی از جهادگران خراسان جنوبی)» و «حال خونین دلان۱ (درباره جهادگران کاشان» 6 عنوان کتابی است که به همت انتشارات اداره‌کل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی چاپ و در این آئین رونمایی شد.   سردار باقری، وزیر جهاد کشاورزی، تعدادی از مقامات لشکری و کشوری، خانواده معظم شهدا، فرماندهان و پیشکسوتان پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد از حاضران در این برنامه بودند.     ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 29 Sep 2018 05:29:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265702/رونمایی-۶-عنوان-کتاب-حوزه-پشتیبانی-مهندسی-جنگ-جهاد جشنواره یوسف آثار برگزیده شعاری انتخاب نمی‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265491/جشنواره-یوسف-آثار-برگزیده-شعاری-انتخاب-نمی-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: جایزه ادبی «یوسف» مختص داستان‌های کوتاه چاپ نشده در حوزه دفاع مقدس است که از سال 1385 کلید خورده و تا سال گذشته، هفت دوره آن برگزار شده است. امسال هشتمین دوره این جایزه ادبی با تغییراتی ساختاری و محتوایی برگزار می‌شود. جشنواره «یوسف» در این مدت توانسته استعدادهای نویسندگی در حوزه دفاع مقدس را در حتی در دورترین نقاط کشور شناسایی کند که برخی از آن‌ها امروز جزو نویسندگان این عرصه محسوب می‌شوند.   در جریان برگزاری هشتمین دوره این جشنواره، مسعود امیرخانی، دبیر هشتمین دوره جایزه ادبی «یوسف» چندی پیش مهمان ایبنا بود و در این دیدار درباره چگونگی شکل‌گیری، ویژگی‌های هفت دوره برگزار شده و تغییرات ساختاری و محتوایی دوره هشتم و افق‌های پیش‌روی این جایزه سخن گفت.   برای کسانی که شاید چندان با جایزه «یوسف» که در واقع جشنواره داستان کوتاه در حوزه دفاع مقدس است، آشنا نباشند، درباره ساختار و سازوکار این جایزه از شروع تا امروز بگویید.   جايزه ادبی «یوسف» جشنواره‌ای با موضوع دفاع مقدس در قالب ادبی داستان کوتاه است. این جایزه در سال 1385 در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس کلید خورد. در جریان برگزاری دوره‌های نهم تا سیزدهم جشنواره کتاب سال دفاع مقدس، خلأهای کمی و کیفی بسیاری را در حوزه داستان شاهد بودیم. جدای از نویسندگان شاخصی که براساس دغدغه خود کتاب می‌نوشتند، استقبال چندانی از این حوزه صورت نمی‌گرفت. همین باعث شد به این نتیجه برسیم که جشنواره‌ای برای آثار داستانی چاپ‌نشده برگزار کنیم. در جشنواره کتاب سال دفاع مقدس، آثار مکتوب و منتشرشده نویسندگان  مورد ارزیابی قرار می‌گرفت، بنابراین درصدد برآمدیم با انتشار فراخوان، ذوق‌ها را در سراسر کشور به حركت درآوريم و به‌گونه‌ای بتوانیم خلأ موجود را پُر کنیم.   تصمیم گرفتیم با داستان کوتاه شروع کنیم. همه می‌دانيم كه رمان و داستان پدیده‌ای وارداتی در ایران و محصول 150 سال اخیر است، ولی با نگاهی به پیشینه داستان کوتاه در ادبیات ما، متوجه می‌شويم كه اين ژانر ادبی از موفقيت بيشتری - ازجنبه‌های مختلف - برخوردار بوده است. در همان دوره‌های ابتدایی جشنواره کتاب سال دفاع مقدس هم مجموعه داستان چندانی نوشته نمی‌شد. در نهایت، این جایزه با هدف‌گذاری بر آثار چاپ نشده، آغاز به‌كار كرد. از همان ابتدا با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد که همه را شگفت‌زده کرد. در اولين دوره، جايزی مادی خوبي درنظر گرفته شد. در دوره نخست، هزار داستان به دبیرخانه ارسال شد كه قطعاً در ميان‌شان، خاطره و دل‌نوشته و مقاله هم دیده می‌شد، ولی نَفس اين استقبال و دريافت حداقل 500 داستان و شنيدن و ديدن نام‌های تازه از سراسر كشور كه ذوق خود را در زمينه موضوع جنگ آزموده بودند، جای اميدواری داشت و همانا با هدف اصلی شکل‌گیری‌اش، يعنی شناخت استعدادهای جوان و کمک به خلق داستان در زمینه جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هم‌راستا بود.   جايزه ادبی يوسف محصول بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در دوره مدیریت حميد حسام بود و هيچ‌يک از بزرگان و نويسندگان بيرون از مجموعه بنياد در ايده‌پردازی و اجرای اوليه آن نقشی نداشت؛ البته بنياد برای اجرای بهينه آن در زمينه مسائل علمی، از بهترين و برجسته‌ترين چهره‌های ادبی كشور بهره جسته و همچنان می‌جويد. اما همان‌طور كه پيش‌تر گفتم، اين استقبال موجب حيرت گروه داوری اولين دوره، خصوصاً استاد زنده‌ياد اميرحسين فردی شد و من به‌شخصه بر اين باورم كه برگزاری موفق جايزه يوسف در شكل‌گيری جشنواره داستان انقلاب در حوزه هنری بی‌تاثير نبود.   فکر می‌کنم چهار دوره به‌صورت سالانه و دو دوره بعدی به‌صورت دوسالانه برگزار شد که پس از یک وقفه سه ساله، دوره هفتم برگزار شد. من از دوره اول تا سوم در این جشنواره مسئوليت داشتم. ساختار این جایزه به این‌صورت بود ما یک دبیرخانه اجرایی و یک مسئول اجرایی داشتیم؛ دبیر علمی هم بخش‌های علمی جايزه، يعنی داوری و انتخاب آثار را مدیریت می‌کرد. این جشنواره تا دوره هفتم به‌صورت سراسری با مرکزیت تهران و با فراخوان عمومی انجام شد. در دوره‌های مختلف، چهره‌های شاخصی دبیر این جشنواره بوده‌اند كه هر كدام به سهم خود در پيشبرد جايزه تلاش كرده‌اند؛ از زنده‌یاد امیرحسین فردی در نخستین دوره تا حسین فتاحی، خسروباباخانی، کامران پارسی‌نژاد، عباس جعفری‌مقدم و رحیم مخدومی. از دوره هفتم بنیاد تغییر رویکردی داشت مبنی بر اینکه بدون تفکیک دبیر علمی و اجرایی، یک مسئول برگزاری برای جایزه انتخاب كند كه علاوه‌بر اجرا بر مسائل علمي هم مديريت كند، در این دوره، قرعه مسئولیت کار به نام من افتاد. مسئولين سازمان ادبيات و تاريخ اعتماد كردند و قرار شد با ساختار جديد، اين جايزه را برگزار كنيم. ساختار جديد نيازمند تغييراتی در شيوه برگزاری و اجرا بود و البته سازمان ادبيات و تاريخ هم از نظر منابع در مضيقه بود؛ صِرف برگزاری اين جايزه پس از سه سال، هنر مديران اين سازمان و همت‌شان و خلوص نيت‌شان بود. با تمام محدوديت‌ها دوره هفتم برگزار شد و باز هم شاهد رويش‌ها و ديده شدن چهره‌های تازه و خلق آثار نسبتاً خوبی در اين عرصه بوديم. دوره هشتم جایزه «یوسف» ازنظر ساختار و نحوه برگزاری چه تفاوتی با دوره‌های قبل دارد؟   در اين دوره، هدف رئيس بنياد و مديران سازمان ادبيات و تاريخ، هویت‌بخشی بيشتر به استان‌ها بود. به اين معنا كه استان‌ها در برگزاری جشنواره‌های ملی به قدر خودشان سهم داشته باشند و از ظرفيت نهفته خود بيش از گذشته استفاده کنند. طبيعی است كه نتيجه اين هدف‌گذاری، مشارکت پُربارتر استان‌ها باشد. بنابراين رویکردی استانی برای تمام فعالیت‌ها درنظر گرفته شد، به اين معنا كه تمامی امور از طراحی پوستر، درج و توزيع فراخوان، تشكيل دبيرخانه،‌ جمع‌آوری و داوری آثار با استفاده از كارشناسان استان و انتخاب برگزیدگان و برگزاری مراسم پايانی در استان تمشيت می‌شود. در نهایت، آثار برگزیده هر استان به دبيرخانه مركزی ارسال و از ميان‌شان، بهترين‌های كشور انتخاب خواهد شد. كار بنده و همكارانم در مركز نظارت و هدايت فعاليت‌های استاني خواهد بود و در داوری مرحله سراسری هم با تشكيل هيات داوران، به انتخاب بهترين‌ها خواهيم پرداخت. در جشنواره‌های استانی، در بخش عمومی که موضوع آن دفاع مقدس، مدافعان حرم و مقاومت و بیداری است، سه جایزه اهدا می‌کنیم. یک بخش ویژه خرمشهر هم داريم که در این بخش هم یک اثر را برگزیده و از یک اثر تقدیر می‌كنیم. در بخش عمومی جایزه‌های اول تا سوم به ترتیب سه، دو و یک میلیون تومان خواهد بود و در بخش خرمشهر هم جایزه برگزیده 2 میلیون و جایزه تقدیری 1/5 میلیون تومان است.   این روش برگزاری برای نخستین‌بار در این دوره اجرایی می‌شود. آنچه در طول این مدت ظهور و بروز داشته، حکایت از استقبال بسیار خوب در استان‌ها دارد. به‌عنوان مثال، سال گذشته بچه‌های داستان‌نويس سيستان و بلوچستان هیچ اثری در جایزه یوسف نداشتند، ولی امسال 80 اثر از این استان ارسال شده است. همان‌طور كه گفتم،‌ قطعاً در دلِ اين 80 اثر ممکن است دل‌نوشته و خاطره و حتی انشای یک نوجوان هم وجود داشته باشد، ولی قطعاً 50 اثر خوب و حاصل طبع‌آزمايی و ذوق‌ورزی جوانان آن سرزمين را شاهد خواهيم بود. يا سال گذشته از استان خوزستان حدود 80 اثر به دبيرخانه مركزی ارسال شد، ولی امسال که خودشان فراخوان داده‌اند، تاکنون 300 داستان به دبیرخانه استانی رسیده است.   اين اتفاق، اتفاق خیلی خوبی است. تمام شهرهای هر استان فعال و انجمن‌های ادبی استان‌ها شناسایی شده‌اند. در برخی استان‌ها نیز کارگاه‌های آموزشی نوشتن داستان برگزار شده که نشان می‌دهد این تصمیم اشتباه نبوده است.   متاسفانه مهم‌ترین مشکل جوایزی از اين‌دست که بنیاد و نهادهای مشابه برگزار می‌کنند این است که وقتی جایزه تمام شد، پرونده آن بسته می‌شود. علی‌رغم اینکه گفته می‌شود دبیرخانه دائمی کتاب سال و...، این دبیرخانه در طول سال فعالیتی ندارد. در جشنواره یوسف هم به همین‌گونه است. سال گذشته 15 برگزیده داشتیم و امسال به بیش از 150 نفر خواهد رسید و پشت سر آن‌ها نیز 300 نفر دیگر هستند که مستعد بوده و در صورت برنامه‌ريزی خوب و در طول سال می‌توان از این ظرفيت استفاده كرد. از ابتدا هم قرار بر این بود که اهدای جایزه بهانه‌ای باشد برای شناسایی استعدادها و پرورش این استعدادها. خیلی‌ها به من گفتند که این جوان‌ها را رها نکنید. شناسایی این تعداد نویسنده جوان از سراسر کشور، پتانسیل بسیار خوبی است. سال گذشته تلاش شد در رایزنی با بنیاد شعر و ادبیات داستانی، این استعدادها در اختیار بنیاد ادبیات داستانی قرار گیرند. ولی شكل اجرايی به خود نگرفت. البته اين را هم هميشه شنيده‌ايم كه متاسفانه در کشور ما نهادهای فرهنگی به‌صورت جزیره‌ای کار می‌کند و كلاً كار گروهی‌مان ضعيف است، ولی اميدوارم امسال اين اتفاق نيفتد.   از ديگر مزایای فراخوان استانی علاوه‌بر دریافت آثار خوب، استفاده از کارشناسان و نخبگان و داستان‌نویسان پیشکسوت هر استان است. درست است که ما دو یا سه داور داریم، ولی همین که در سراسر کشور حدود 153 نفر وارد جرگه داوری می‌شوند، مرکزیت‌زدایی صورت می‌گیرد. انتقاد هميشگی و درست استان‌ها هميشه اين بوده است كه داوری‌ها معمولاً توسط گروهی خاص و مركزنشين صورت می‌گيرد. در اين دوره، هر استان کارشناس بومی خود را دارد و در فهرست داوران بسیاری از استان‌ها ديدم كه از استادان دانشگاه در حوزه ادبیات نیز در داوری استفاده شده است.   شايد ديگر ويژگی اين دوره، توجه خاص با داستان‌هايی با رنگ و بوی بومی است. ما شاخصه‌هایی برای استان‌ها مطرح و برای استفاده از رنگ و زبان بومی و ویژگی‌ها و سوژه‌های آن مناطق و بهره‌گیری از فضای جنگی آن مناطق در دوره دفاع مقدس، امتیازهای ویژه‌ای درنظر گرفته‌ایم. البته ارزش ادبی اثر سر جای خود مهم است. احساس كرديم این مساله می‌تواند به غنای ادبیات بومی كمک كند. البته آگاهیم كه با دستورالعمل و سفارش و... نمی‌توانيم به خلق آثار خوب كمک كنيم، ولی به‌هرحال نويسندگان را تشويق كرديم كه به موضوعات و سوژه‌ها و رخدادهای خاص شهر و روستا و استان خود توجه بيشتری داشته باشند.   آیا در افق آینده این جشنواره درنظر دارید که داستان بلند و رمان را نیز به آن اضافه کنید؟   قبل از شکل‌گیری این جشنواره، ما در کتاب سال دفاع مقدس، خلأ داستان و رمان را در این حوزه احساس کردیم. لذا ابتدا کار را با داستان کوتاه شروع کردیم. به گمانم تجربه موفق برگزاری جشنواره داستان کوتاه دفاع مقدس، منجر به راه‌اندازی جایزه داستان انقلاب شد كه دوستان حوزه هنری بخش رمان نوجوان و بزرگسال را هم اضافه كردند و حالا بنیاد می‌تواند از این تجربه موفق داستان انقلاب الگو بگیرد. تصمیم‌گیری درباره این موارد در اختیار مدیران سازمان و بنياد است. نویسندگان مطرح معمولاً از چنین جشنواره‌‌هایی استقبال نمی‌کنند. درباره جایزه یوسف وضع چگونه است؟   این نظر کاملاً درست است. معمولا به دلایلی نویسندگان شاخص و مطرح در این جشنواره‌ها شرکت نمی‌کنند. یادم می‌آید که فقط در دوره نخست جشنواره، داوود امیریان شرکت کرده بود که جایزه هم گرفت. به‌نظرم این جشنواره، جایزه‌ای برای غیرحرفه‌ای‌ها و داستان‌نویسان گمنام است و می‌تواند مقدمه‌ای باشد بر ورود آن‌ها به دنيای حرفه‌‌ای. البته صِرف برگزيده شدن در جايزه يا جشنواره‌ای نمی‌تواند به تولد يک نويسنده حرفه‌ای بينجامد، ولی تشويق و ديده شدن در استمرار فعاليت‌های ادبی بی‌تاثير نخواهد بود.   در جشنواره‌هایی از این‌دست حضور بانوان نویسنده پررنگ است. در جشنواره ادبی یوسف، میزان استقبال زنان و مردان نویسنده چقدر بود؟   سال گذشته آمار نشان می‌داد که نسبت حضور آقایان به خانم‌ها 60 به 40 بوده و در برگزیدگان هم فکرمی‌کنم از 13 برگزیده، هفت نفر از خانم‌های نویسنده بودند. دو برگزیده نخست ما هم خانم‌ بودند و آثار نیز از کیفیت خوبی برخوردار بودند.   چه باید کرد که نویسندگان این حوزه انگیزه‌های خود را از دست ندهند و سراغ دیگر حوزه‌ها نروند؟   اوضاع فرهنگی آنقدر نامساعد است که کار کمی سخت می‌شود، ولی به‌هرحال اولین انگیزه، همین برگزیده شدن در جشنواره‌های مختلفی که از سوی نهادهای دولتی یا به‌صورت خصوصی برگزار می‌شوند. هرکدام از این جشنواره‌ها ممکن است یک سری نقاط قوت یا نقاط ضعف داشته باشند و همه هم این ادعا را دارند که بهترین کار را با کمترین آسیب‌ها انجام می‌دهند. اگر نویسندگان شاخص را کنار بگذاریم که جوایز مختلف داخلی و شاید جوایز جهانی دریافت کرده‌اند و ممکن است برگزیده شدن در کتاب سال هم برایشان خیلی تازگی و ذوق نداشته باشد، ولی همه برگزیدگان نویسندگان شاخص نیستند. حداقل در دوره قبل جایزه کتاب سال دفاع مقدس، شاید 10 درصد نویسندگان شاخص بودند و بقیه چهره‌های جدیدی بودند. به‌نظرم اولین انگیزه و مشوق همین برگزیده شدن است که در جایزه داستان کوتاه یوسف، بارزتر نیز هست. این اولین گام در خود جایزه اتفاق می‌افتد و دیده‌ایم که بعد از آن به‌ویژه گمنام‌ها با چه ذوق و شوقی کارشان را ادامه می‌دهند.   متاسفانه بنیاد یک سری مقدورات دارد که در دوره‌های مختلف نیز وجود داشته است. اگر یک سیستم درستی حداقل در پژوهشکده‌های مرتبط با بنیاد وجود داشت، قطعا در بخش‌های ادبی، مستندنگاری و پژوهشی از اين نویسندگان حمایت می‌شد. حداقل کار این است که دربارة کتاب‌ها جلساتی برگزار شود و به نویسنده تشویق‌ها و انگیزه‌هایی می‌دادند تا کار بعدی را بهتر انجام دهد. یا اینکه نویسندگان جوان را به گونه‌های مختلف تحت حمایت قرار می‌دادند. این اتفاقات متاسفانه به دلیل چم و خم‌های اداری و بودجه‌ای معمولا رخ نمی‌دهد. به‌عنوان مثال، چه می‌شود اگر نهاد کتابخانه‌های عمومی، تعداد قابل‌توجهی از نسخه‌های آثار برگزیدة كتاب سال را خریداری کند. برای ناشر اتفاق بزرگی است و نویسنده هم حق‌‌التالیف می‌گیرد و کتابش به کتابخانه‌های سراسر کشور می‌رود. نهادهای دیگری همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز می‌توانند در جایگاه خود کمک کنند.   در همین جایزه یوسف، مثلاً بنیاد ادبیات داستانی که خیلی هم خوب در زمینه آموزش و پرورش استعدادها کار می‌کند، می‌تواند از اين ظرفيت موجود در جايزه يوسف استفاده كند. اينها و برخی فعاليت‌ها كه عمدتاً بايد از سوی نهادها صورت گيرد می‌تواند در تشويق نويسندگان موثر باشد. باز هم می‌گويم همه اين حمايت‌ها به اين معنا نيست كه اگر رخ ندهد، نويسنده خوب نخواهيم داشت. نويسنده برای استمرار فعاليت ادبی خود به اين چيزها بی‌نياز است و بايد كارهای ديگری انجام دهد كه عمدتاً شخصی است و به خودش برمی‌گردد، ولی در پاسخ به پرسش شما، معتقدم كه نقش نهادها می‌تواند در ترغيب و تشويق نويسندگان موثر باشد نه در خلق آثار خوب. آیا قید دفاع مقدس روی جشنواره‌‌ای همچون یوسف، به نوعی آثار را دچار شعارزدگی نمی‌کند؟   هر سازمان و نهاد خصوصی و دولتی كه جايزه‌ای برگزار می‌كند، قطعاً براساس اهداف و چشم‌اندازی كه برای خود تعريف كرده است، اقدام به دريافت و داوری آثار می‌كند. در جایزه‌هایی ‌كه بنیاد برگزار می‌كند، پسوند دفاع مقدس وجود دارد، ولی بدین معنا نیست كه آثار شعاری انتخاب شوند. حداقل در داستان‌های منتشره در كتاب يوسف، این مسئله به‌خوبی قابل مشاهده است. پسوند دفاع مقدس به این معنا نیست که آثار شعاری و عاری از ارزش‌های ادبی و هنری انتخاب شود. البته ما قطعاً آثاری را که در ضدیت با فرهنگ دفاع مقدس نوشته شده باشند، انتخاب نمی‌کنیم. البته در جنگ فقط زیبايی‌ها نبوده و زشتی‌هایی نیز داشته است. پرداخت بیش از اندازه به جنبه‌های منفی جنگ و ازطرف ديگر نگارش داستان‌های شعاری و عاری از ارزش‌های ادبی مورد قبول ما نيست؛ كلاً افراط و تفریط خوب نیست. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 28 Sep 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265491/جشنواره-یوسف-آثار-برگزیده-شعاری-انتخاب-نمی-کند ادبیات ما حق مطلب را درباره دفاع مقدس ادا نکرده‌ است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/208086/ادبیات-حق-مطلب-درباره-دفاع-مقدس-ادا-نکرده  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) حسین فتاحی: باید به جنگ به عنوان یک پدیده اجتماعی نگاه کرد، زیرا جنگی همانند جنگ تحمیلی هشت ساله ایران که میلیون‌ها انسان را درگیر خود می‌کند، ناخودآگاه میلیون‌ها فرصت را به وجود می‌آورد. می‌توان از این فرصت‌ها به خوبی استفاده کرد. جامعه باید این فرصت را در اختیار نویسنده قرار دهد تا حرف خود را بزند، نویسنده متعهد است و نباید نسبت به حوادث بی تفاوت باشد، باید حوادث را دیده و برای نسل فعلی و نسل آینده آنها را به تصویر بکشد. از سوی دیگر جامعه باید به نویسنده امکان دهد و او را محدود نکند. ما در برابر حماسه دفاع مقدس کار بزرگی انجام نداده‌ایم و هنوز حق مطلب را ادا نکرده‌ایم. ادبیاتی در دنیا شناخته می‌شود که دارای زمینه‌های متفاوتی باشد و ما باید سعی کنیم ادبیات دفاع مقدس را به گونه‌ای خلق کنیم که این تنوع را برای خواننده به وجود بیاورد. رمان و داستان بسترهای متفاوت دارند که یکی از آنها همین جنگ است؛ ما بزرگترین رمان‌های دنیا را در ادبیات روسیه می‌خوانیم. این رمان‌ها به گونه‌ای دقیق و ماهرانه نوشته شده‌اند که مخاطب با خواندن آن دیگر نیازی به مراجعه به کتاب‌های تاریخی ندارد، بلکه می‌تواند با خواندن آن به حقایق دست یابد. نمونه‌ای از این رمان‌ها جنگ و صلح است که با تهاجم ناپلئون به روسیه به وجود آمد. نویسنده در این زمان به گونه‌ای داستان پردازی کرده است که دیکر نیازی به مراجعه به تاریخ نیست. ما باید از این الگوها استفاده و سعی کنیم تا داستان‌هایی خلق کنیم که گویای همه چیز در آن زمان باشد. گلایه از وضعیت بد نشر آثار متاسفانه مشکلی که در حال حاضر در کشور ما وجود دارد و آسیب به ادبیات دفاع مقدس می‌زند، وضعیت بد نشر است. مشکل نشر در کشور و عدم حمایت مناسب از نویسنده سبب شده تا نویسنده توانمند به جای این‌که سال‌ها برای نوشتن کتاب وقت بگذارد، یک داستان را در چند ماه تمام کند و یا حتی گاهی نویسنده مجبور به سفارشی نویسی شود که این موضع خود ضربه زیادی به ادبیات کشور زده و می‌زند. ما باید زمینه‌ای را فراهم کنیم تا نویسندگان به تولید کتاب با فراغت کامل و آسایش بپردازند. مشکل بعدی ما در زمینه سیستم پخش است. هر جا آثار ادبیات دفاع مقدس با تبلیغ خوب و به موقع عرضه شده، با استقبال مواجه شده است اما در وضعیتی که از یک کتاب به طور مثال دو هزار نسخه منتشر می‌شود و چاپ دوم کتاب هم انجام نمی‌شود، مخاطبان با این اثر آشنایی پیدا نمی‌کنند. بسیاری از کتاب‌های مربوط به هشت سال دفاع مقدس که از حمایت دولتی برخوردار نیستند، با وجود این‌که قابلیت تجدید چاپ دارند، هیچگاه به چاپ دوم نمی‌رسند که این خود یک معضل است. معضل چند شغله بودن نویسندگان متاسفانه اکنون شاهدیم که نویسنده‌های ما عمدتا دو یا چند شغله‌اند و دیگر فرصتی برای تولید آثار مناسب و باکیفیت ندارند و اگر هم اثری تولید می‌شود، آن دقت را به‌ویژه در بازنگری نهایی ندارد. ما باید ادبیات دفاع مقدس را پرورش دهیم. همان طور که درخت احتیاج به نور، آب و خاک مناسب دارد، ادبیات دفاع مقدس نیز احتیاج به مراقبت و رسیدگی دارد و این میسر نمی‌شود مگر به دست مسئولان. برای بهبود وضع موجود به نظر من شاید بهتر باشد دولت به خصوص نظام فرهنگی نقش بیشتری داشته باشند. توجه به نویسندگان و معاش آن‌ها، اصلاح وضعیت نشر و پخش کتاب، توجه به آثار کیفی و... باعث رونق نویسندگی در ایران و تولید آثار ماندگار خواهد شد که به دلیل اهمیت موضوع دولت باید ورودی جدی به این حوزه داشته باشد.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 27 Sep 2018 08:25:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/208086/ادبیات-حق-مطلب-درباره-دفاع-مقدس-ادا-نکرده مراسم شب خاطره دفاع مقدس با حضور رهبر انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265700/مراسم-شب-خاطره-دفاع-مقدس-حضور-رهبر-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری هم‌زمان با هفته‌ دفاع مقدس و در آستانه‌ سالروز شکست حصر آبادان، جمعی از فرماندهان، رزمندگان و ایثارگران و هنرمندان با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. در ابتدای این برنامه، تعدادی از پیشکسوتان جنگ تحمیلی، خاطراتی از «ایستادگی و مقاومت»، «شجاعت و ایمان» و «ایثار و شهادت» دوران دفاع مقدس بیان کردند. در ادامه‌ این مراسم رهبر انقلاب اسلامی در سخنانی، ضمن قدردانی صمیمانه از همه‌ کسانی که متعهدانه پرچم احیای خاطرات و ارزش‌های دفاع مقدس را برافراشته نگه داشته‌اند، تأکید کردند: باید با ایجاد یک نهضت ترجمه، آثار مکتوب و صدور آثار هنری و فیلم‌های دفاع مقدس، پیام روح ایمان و مجاهدت و پیام شکست‌ناپذیری ملت ایران را به جهانیان برسانیم. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس و خانواده‌های آنها را گنجینه‌های بی‌بدیل و سرمایه‌ی ملت ایران خواندند و افزودند: باید با احیای این گنجینه‌ها، از ضایعات ناشی از روایت نادرست تاریخ دفاع مقدس جلوگیری کرد. ایشان دوران دفاع مقدس را ترسیم‌کننده‌ی وضعیت معادلات قدرت در دنیای حاکمیت سلطه دانستند و گفتند: رزمندگان دفاع مقدس با عمل خود، تصویری واقعی از دنیای وحشی و ظالم و به دور از معنویت و انصاف آن زمان، ثبت کردند که این تصویر باید به مردم دنیا نیز ارائه شود. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نمونه‌هایی از شرایط نابرابر ملت ایران در مقابل دشمن متجاوز بعثی خاطرنشان کردند: در دوران دفاع مقدس درحالی‌که به ملت ایران اجازه‌ی استفاده از حداقل امکانات و تجهیزات و حتی سیم‌خاردار داده نمی‌شد اما به طرف مقابل، مدرن‌ترین تجهیزات جنگ و حتی سلاح شیمیایی می‌دادند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: درحالی‌که امروز برای تهمت سلاح شیمیایی جاروجنجال به راه می‌افتد، اما همین کشورهای غربی در دوران جنگ تحمیلی به رژیم صدام سلاح شیمیایی دادند تا نه‌فقط در جبهه‌های جنگ بلکه در شهرهایی همچون سردشت نیز از آن استفاده کند. ایشان تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران در آن دوران نه‌تنها تحریم اقتصادی و سیاسی بود بلکه از لحاظ تبلیغاتی نیز تحریم بود و صدای ملت ایران شنیده نمی‌شد و رسانه‌های دنیا که تحت سلطه‌ی صهیونیست‌ها بودند، هر آنچه می‌توانستند بر ضد این ملت تبلیغ می‌کردند. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به کمک‌های تسلیحاتی فرانسه و آلمان به رژیم صدام افزودند: چرا مردم فرانسه و آلمان نباید بدانند که دولت‌های آنها در آن هشت سال، با ملت ایران چه کردند؟ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه دنیا اکنون تصویر شفاف و رسواکننده‌ای را که از نظام سلطه در نزد ملت ایران وجود دارد، نمی‌بیند، خاطرنشان کردند: این کوتاهی ما است زیرا بسیاری از کارهایی را که باید درخصوص دوران دفاع مقدس در عرصه‌ی ادبیات، سینما، تئاتر، تلویزیون، روزنامه‌نگاری و فضای مجازی انجام می‌دادیم، انجام نداده‌ایم. ایشان افزودند: البته در مواردی که کارهای متعهدانه‌ای انجام گرفته، به‌رغم حجم کم آن، اما تأثیرگذار بوده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اهمیت و عمق مسائل دوران دفاع مقدس، افزودند: در جشنواره‌های غربی، برخی فیلم‌های ایرانی با کیفیت حرفه‌ای پایین‌تر از فیلم‌های دفاع مقدس نشان داده می‌شود اما از نشان دادن فیلم‌های دفاع مقدس هراس دارند زیرا این فیلم‌ها تصویر افشاگرانه از معادلات قدرت در دنیای حاکمیت سلطه‌گری است. ایشان با تأکید بر اینکه آثار ادبی و هنری دفاع مقدس، سلاح کارآمد و بزرگی است، خاطرنشان کردند: باید آثار خوب ادبی در زمینه‌ی دفاع مقدس به زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شود تا مردم دنیا بدانند که در آبادان و خرمشهر و در عملیات‌های ما و در شهرها و روستاها، چه گذشته و بدانند که ملت ایران چه ملتی است. ایشان افزودند: اگر امروز به جمع‌آوری و افزودن سرمایه‌ی خاطرات دوران دفاع مقدس روی آورده نشود، قطعاً دشمن جنگ را آن‌گونه که باب میل او است، روایت خواهد کرد و این، یک خطر است که همه باید با احساس وظیفه، این خطر را جدی بگیرند. رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در روایت دفاع مقدس، باید روح ایمان، ایثار، دلدادگی و مجاهدت و همچنین پیام شکست‌ناپذیری ملت ایران که با شوق و ذوق به میدان جنگ می‌رفتند، متبلور باشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: امروز نیز اگر پیام شهیدان و دوران جنگ هشت‌ساله را به گوش جان و به‌درستی بشنویم، دچار ترس و اندوه نخواهیم شد و از آن، پیامِ بهجت و شجاعت و اقدام برای ما به ارمغان خواهد آمد. ایشان با تأکید بر اینکه دستگاه‌های مسئول باید به‌طور جدی پیگیر افزایش صدبرابری آثار ادبی و هنری دفاع مقدس شوند، افزودند: اگر این کار به‌درستی انجام شود، نقشه‌ی جامع استکبار بر هم خواهد خورد. رهبر انقلاب اسلامی در پایان تأکید کردند: همان‌گونه که در اوایل انقلاب و در دوران دفاع مقدس، نقشه‌ی استکبار برای ریشه‌کن کردن نهال انقلاب شکست خورد و مجبور به عقب‌نشینی شد، اکنون نیز می‌توان با توکل بر خدا و با همت و اقدام، این نقشه را باطل کرد. در این برنامه حجت‌الاسلام قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، پیراهن شهید محمدطاها اقدامی کوچک‌ترین شهید حادثه‌ی تروریستی اهواز را که خانواده‌ی آن کودک چهارساله به رهبر انقلاب اسلامی اهدا کرده بودند، به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تقدیم کرد. رهبر انقلاب نیز با ادای احترام به این هدیه‌ی ارزشمند، از رئیس سازمان تبلیغات خواستند سلام و تشکر صمیمانه‌ی ایشان را به خانواده‌ی آن کودک شهید و مردم اهواز ابلاغ کند. در این دیدار ۱۱ تن از رزمندگان دوران دفاع مقدس، آقایان: - مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری - مرتضی بابایی خراسانی، رزمنده‌ی دفاع مقدس و مبتکر طراحی پل بر رودخانه‌ی اروند - امیردریادار عبدالله معنوی، فرمانده ناوشکن سبلان و نویسنده‌ی دفاع مقدس - موسوی، رزمنده‌ی دوران دفاع مقدس - سردار رهامبخش حبیبی، رزمنده و جانباز دفاع مقدس - سیدمسعود شجاعی، رزمنده و هنرمند انقلاب - سرهنگ خلبان امیرعلی میلان، رزمنده‌ی دوران دفاع مقدس - سردار حمید سرخیلی، معاون سپاه آبادان در زمان حصر آبادان - امیر سرتیپ سعید پورداراب، فرمانده لشکر ۲۱ حمزه - سردار سرتیپ نبی‌الله رودکی، فرمانده لشکر ۱۹ فجر فارس - و خانم فاطمه جوشی، جانباز و نویسنده‌ی دفاع مقدس به بیان نکات و خاطرات خود از دوران دفاع مقدس پرداختند. همچنین تعدادی از رزمندگان و نویسندگان دفاع مقدس، آثار خود را به رهبر انقلاب اسلامی تقدیم کردند. در این برنامه، سرلشکر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز گزارشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های انجام‌گرفته در زمینه‌ی حفظ و ترویج فرهنگ و ارزش‌های دفاع مقدس بیان کرد. در این مراسم نماز مغرب و عشا به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 27 Sep 2018 06:00:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265700/مراسم-شب-خاطره-دفاع-مقدس-حضور-رهبر-انقلاب بهترین کتاب و نویسنده دفاع مقدسی با رأی مردم انتخاب می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265678/بهترین-کتاب-نویسنده-دفاع-مقدسی-رأی-مردم-انتخاب-می-شود عبدالحمید قره‌داغی، مدیر انتشارات سوره مهر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در تشریح جزئیات پویش مردمی «انتخاب بهترین‌های دفاع مقدس»، بیان کرد: این پویش برای نخستین‌بار به همت انتشارات سوره مهر در سطح گسترده‌ای برگزار می‌شود. در قالب این طرح مردم می‌توانند خودشان بهترین اثر حوزه دفاع مقدس و بهترین نویسندگان مرد و زن این حوزه را که با سوره مهر همکاری داشته‌اند،انتخاب کنند.   وی با اشاره به مهلت باقیمانده برای شرکت در این پویش، افزود: پویش مردمی «انتخاب بهترین‌های دفاع مقدس»، از 31 شهریور همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس آغاز شده و تا پایان مهرماه ادامه دارد. از بین آثار پرتعدادی که سوره مهر در حوزه دفاع مقدس منتشر کرده، 15 اثر که حداقل 20 بار تجدیدچاپ شده و استقبال و فروش خوبی داشته‌اند، انتخاب شده و مردم می‌توانند از بین این آثار با هر شماره تلفن همراه، یک‌ اثر را انتخاب کنند.   قره‌داغی گفت: همچنین از بین نویسندگان زن و مردی که با حوزه هنری همکاری داشته‌ و آثار شاخصی خلق کرده‌اند،‌ در هر بخش پنج نویسنده معرفی شده که مردم می‌توانند نویسنده مورد علاقه خود را انتخاب کنند. شاید نویسندگان بهتری نیز در این حوزه در کشور وجود داشته باشند که آثار ارزشمندی نیز نوشته باشند، ولی ملاک ما نویسندگانی بود که برخی از آثار آن‌ها در انتشارات سوره مهر منتشر شده باشد. عبدالحمید قره‌داغی مدیر انتشارات سوره مهر درباره زمان برگزاری آئین اختتامیه نیز اظهار کرد: اثر و نویسندگان زن و مردی که بیشتری رای مردمی را به خود اختصاص دهند در آئینی ویژه که همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی در آبان‌ماه برگزار خواهد شد، تجلیل می‌شوند. همچنین از بین شرکت‌کنندگان در این پویش، در هر بخش به قید قرعه به سه نفر جوایزی شامل یک سال کتاب چاپی رایگان، یک سال کتاب الکترونیک رایگان و یک سال کتاب گویای رایگان، اهدا خواهد شد.     وی با اشاره به هدف راه‌اندازی این پویش، افزود: این پویش با هدف انتخاب بهترین آثار و نویسندگان دفاع مقدس از نگاه مردم برگزار می‌شود و ما امانت‌دار رأی مردم هستیم و قطعا همان اثر و نویسندگانی تجلیل می‌شوند که از سوی مردم بیشترین رأی را کسب کرده باشند و هیچگونه دخالتی در انتخاب برگزیده‌ها نخواهیم داشت.   قره‌داغی در پایان گفت: تاکنون با تبلیغات گسترده و پوشش رسانه‌ای مناسب، استقبال از این پویش بسیار خوب بوده و امیدواریم تا 20 مهرماه بتوانیم آمار اولیه را از میزان شرکت در پویش ارائه دهیم.     15 کتاب دفاع مقدسی که مردم می‌توانند از بین آن‌ها به یک اثر رأی دهند   5 نویسنده مرد که مردم می‌توانند به یکی از آن‌ها رأی دهند    5 نویسنده زن که مردم می‌توانند به یکی از آن‌ها رأی دهند  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 27 Sep 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265678/بهترین-کتاب-نویسنده-دفاع-مقدسی-رأی-مردم-انتخاب-می-شود دهقان با دور شدن از کلیشه‌ها صداقت را وارد زبان داستانی کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265639/دهقان-دور-شدن-کلیشه-ها-صداقت-وارد-زبان-داستانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: احمد دهقان متولد 1345 در کرج، از داستان‌نویسان معاصر ایرانی است که بیش از 10 داستان و رمان در حوزه‌های بزرگسال و کودک و نوجوان و چندین مقاله پژوهشی تالیف کرده است. ازجمله آثار شاخص او، کتاب‌هایی است که با موضوع دفاع مقدس به رشته تحریر درآورده است. دهقان برای رمان «سفر به گرای 270 درجه» جایزه جشنواره بیست سال ادبیات داستانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جایزه بیست سال ادبیات پایداری را از آن خود کرد. پال اسپراکمن، نایب رئیس مرکز مطالعات دانشگاهی خاورمیانه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی آمریکا این رمان را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. در حال حاضر دانشگاه جرج واشینگتن دی سی، دانشگاه هاروارد (کتابخانه دانشکده هاروارد) MA، کتابخانه کنگره واشینگتن دی سی، کتابخانه UCLA لس آنجلس، دانشگاه برکلی کالیفرنیا، دانشگاه ماریلند (دانشکده پارک کالج) و دانشگاه ورمونت (کتابخانه بیلی هوو برلینگتن) از جمله مراکزی هستند که این کتاب را در دسترس علاقه‌مندان قرار داده‌اند. از دیگر آثار این نویسنده می‌توان به «ماموریت تمام»، «لحظه‌های اضطراب»، «ستاره‌های شلمچه»، «گردان چهار نفره»، «هجوم»، «من قاتل پسرتان هستم»، «دشت‌بان»، «پرسه در خاک غریبه»، «روزهای آخر» و «بچه‌های کارون» اشاره کرد.  محمدرضا شرفی خبوشان، نویسنده، شاعر و مدرس ادبیات فارسی که برای رمان «بی‌کتابی» جایزه سی و پنجمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات و نثر معاصر را دریافت کرده، در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا، ضمن معرفی ویژگی‌های قلم و شخصیت نویسندگی احمد دهقان، برخی از آثار شاخص وی را از زوایای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد.   احمد دهقان را چطور باید معرفی کرد؛ یک نویسنده شاخص حوزه دفاع مقدس یا نویسند‌ای که به جهاتی بر روند ادبیات داستانی ما تاثیرگذار بوده است؟   او به‌خاطر خصوصیات بارزی که دارد به جهت ابعاد فعالیت‌هایش در ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی، فردی است که در تاریخ ادبیات ما قابل توجه و بررسی است، به‌ویژه در زمینه ادبیات داستانی و نه صرفا ادبیات داستانی پس از انقلاب. اگر بخواهیم یک دورنمایی تا امروز از داستان، رمان و داستان کوتاه ایران ارائه دهیم، احمد دهقان نقش انکارناپذیر و به‌سزایی دارد، علتش هم این است که امثال احمد دهقان در حوزه ادبیات داستانی ما مجاهدت کردند. خودشان را وقف این کردند که یک جریانی را به‌وجود بیاورند؛ جریان به معنی پرداختن به زبان روایی در حیطه نوشتن داستان.   ما تا پیش از احمد دهقان به‌خصوص در حوزه داستان جنگ یک زبان کاملا رسمی، قاعده‌مند و خشک داشتیم که به‌طور کلی با زبان روایی و جنس داستان بیگانه بود. این کاری است که احمد دهقان انجام داده و اگر بخواهیم درباره تاثیرگذاری او صحبت کنیم، به‌نظرم این نکته قابل‌توجه است. چیزی که امروز هم ما به آن احتیاج داریم و تلاش می‌کنیم در این بخش جلوتر برویم. دریچه آن‌را احمد دهقان در ادبیات داستانی ما و بخشی که پیشنهاد دادن زبان روایی در آن به آسانی ممکن نبود، گشود. چون زبان رسمی یک زبان کلیشه‌پسند است که شعار دادن، تیپ ساختن، سیاه و سفید کردن آدم‌ها، قطعیت و برمبنای یک چیز از پیش پذیرفته شده قضاوت کردن را دوست دارد. زبان رسمی، زبان نقش بازی کردن است،‌ زبانی که در هر حوزه‌ای فعالیت می‌کنیم، قبای همان حوزه را به تن کنیم و به رنگ آن حوزه دربیاییم. مثل نقشی که خود آدم‌های عادی در جامعه به‌عهده می‌گیرند. مثلا من اینجا در نقش کسی هستم که می‌خواهد با یک زبان رسمی درباره احمد دهقان حرف بزند و یا سر کلاس زبان رسمی یک معلم را دارم.   زبان روایی موردنظر شما چه معنایی دارد و چگونه در آثار احمد دهقان ظهور و بروز داشته است؟   منظور از زبان روایی، کنار گذاشتن تمامی این نقش‌هاست. یعنی رسیدن به یک صداقت خاص و بی‌پیرایه که داستان تشنه آن است، یعنی رسیدن به یک اعتراف، برملا کردن وجدان، درون و روحی که زیر بار ریاکاری و از خود چیز دیگر نشان دادن نمی‌رود. زبان روایی به این خاطر زبان داستان است که در داستان همه مخاطبان دوست دارند آدم‌ها را آنطوری که هستند ببینند نه آنگونه که نشان می‌دهند و نه آنگونه که قرار است باشند یا تکلیف و وظیفه‌شان است، نشان بدهند. بلکه بی‌پیرایه همان چیزی هستند که وجود دارند. این دلیل علاقه‌مندی ما به خواندن داستان است. ما داستان می‌خوانیم که آدم‌ها را اینگونه عریان و بی‌نقاب ببینیم. آدم‌ها را با همان احساس‌های متضاد و مختلف و متناقض ببینیم؛ این چشم‌انداز داستان است. آدم‌ها را حتی با فرومایگی و صفت‌های نکوهیده‌شان ببینیم و لذت ببریم از اینکه روایتی می‌خوانیم که این روایت، به شدت صادقانه و صمیمانه است. ضمن اینکه می‌دانیم این داستان برساخته تخیل نویسنده است، اما مبنای ما این است که می‌خواهیم آن‌را باور کنیم. این یک پارادوکس است اما اگر این مبنا نباشد، اصلا داستان نمی‌خوانیم. پذیرفتن آن هم در گرو این است که آن چیزی که می خوانیم بدور از قرائت و زبان رسمی، یک زبان روایی داشته باشد.   جنگ تا پیش از احمد دهقان با زبان رسمی بیان می‌شد تا آن چیزهایی را که لازم است بگوید. شاید در بخش‌هایی به وجود این لازم‌ها نیاز داشتیم، بخصوص هنگامی که مشغول جنگ هستیم احتیاج به یک زبان حماسی و ترغیب‌کننده داریم که بتواند منافع ملی و ملت ما را در برابر دشمن حفظ کند. اصلا آنجا خود نویسنده آستین بالا می‌زند تا با ادبیات و توانایی خودش کمک کند که کشور، ملت و مردم در برابر دشمن پیروز شوند. اینجا لازم بودن و تکلیف زبان رسمی را تا حد زیادی می‌توان توجیه کرد و پذیرفت. اما وقتی جنگ تمام می‌شود، اینجا نویسنده است و اشتیاقش برای استفاده از زبان روایی. اینجا دیگر نویسنده آن اجبارها و محدودیت‌های زمان جنگ را ندارد و می‌خواهد جهان روایی خود را خلق کند و چیزی را که زیسته و چیزی را که حس می‌کند باید نشان دهد. احمد دهقان کسی است که از وقتی به جبهه رفت، تقریبا تا پایان جنگ آن‌را رها نکرد. از فروردین 1361 در سن 16 سالگی به جبهه رفته و تقریبا در بیشتر عملیات‌های مهم ازجمله فتح‌المبین و بیت‌المقدس شرکت کرده و چند بار مجروح شده، اما شاید در آن دوران مشغول نوشتن خاطرات و یادداشت‌هایش بوده، ولی هیچ کاری از او ندیدیم که چاپ شود. نخستین آثار او چه زمانی منتشر شده و دارای چه بُن‌مایه‌ها و ویژگی‌هایی است؟   اولین کاری که دهقان چاپ می‌کند، درست پس از جنگ است. کتاب «ستاره‌های شلمچه» در سال 1369 منتشر شد که کتاب شامل خاطرات احمد دهقان از عملیات کربلای 5 است. آن زمان او 24 سال داشت، یعنی جنگ تمام می شود و دهقان خاطرات خود را چاپ می‌کند که به شدت همان زبان روایی است. می‌توانم بگویم او جزو نویسندگانی است که از همان ابتدا به زبان روایی معتقد بود. وقتی می‌گویم خاطرات به زبان روایی است چون تمام آن مولفه‌ها در خاطرات وجود دارد. خاطراتی که ما به دنبالش هستیم و برای ما جذاب است، آن خاطراتی است که اعتراف‌گونه باشد و نویسنده منعی در آن ندیده باشد و ملاحظه‌ای نکرده باشد. صادقانه آن چیزی را که دیده، گفته و به آن پرداخته است.   آن‌دسته از نویسندگان که دوره جنگ و پس از جنگ هم می‌نوشتند، ممکن است جزو دسته‌ای باشند که به این نتیجه رسیده باشند که به زبان روایی نزدیک‌تر شوند. البته برخی هنوز هم همان زبان رسمی را دارند و شاید آنچنان این قضیه برایشان اهمیت نداشته که چه رویکردی به زبان روایی مورد بحث ما داشته باشند. دهقان پیش از نوشتن اولین رمانش «سفر به گرای 270 درجه»، دو کتاب خاطرات «ستاره‌های شلمچه» در سال 1369 و «روزهای آخر» را اواخر 1370 منتشر کرد. البته پس از نوشتن رمان، بازهم روند تدوین و پرداختن به خاطرات و هدایت مجموعه‌های مرتبط با خاطرات جنگ را برعهده داشته چون معتقد است خاطرات بخش مهمی از زبان روایی است که یک نویسنده به آن نیاز دارد. یک نویسنده ادبیات داستانی از فرایند و تکنیک‌های خاطره‌نویسی و جهان خاطره‌پردازی می‌تواند در جهان داستانی خود استفاده کند. خاطره و داستان با هم فرق دارند، ولی بسیار به‌هم کمک می‌کنند.   بسیاری از آثار درخشان ما آنچنان آثار غنی، محکم و قابل‌اعتنایی بوده که به‌خاطر فرم بسیار بالا و غنی، به خاطره پهلو می‌زند. این تکنیک بالای یک نویسنده را نشان می‌دهد که بتواند جهان داستانی خود را به زبان روایی نزدیک کند. خاطره اول شخصی است که بی‌پیرایه و بدون ملاحظه آن چیزی را که حس کرده، می‌گوید، صمیمانه حرف می‌زند و حتی ملاحظه نمی‌کند که مخاطبش کیست. شاید برخی با هدف خاطره می‌نویسند، ولی منظور ما از خاطره این است که هر آدمی قلم به‌دست می‌‌گیرد و قصدش خالی کردن وجود خودش و بر ملا کردن آنچه دیده و حس کرده است. به همین خاطر است که دهقان کتاب آموزشی «خاک و خاطره» را نوشته که کتابی خوب و موثر برای کسانی است که می‌خواهند خاطره بنویسند و یا به جمع‌آوری خاطرات می‌پردازند. این کتاب یک نوع راهنمای خاطره‌نویسی است که در سال 1386 چاپ شد و جایگاه و نگاه احمد دهقان را مشخص می‌‌کند. او در حوزه خاطره‌نویسی کتاب‌های شاخص زیادی ازجمله همین دو کتابی که نام بردیم، دارد. این دو کتاب‌ پس از انتشار در دومین دوره کتاب سال دفاع مقدس در بخش خاطره‌نویسی تقدیر شدند. دغدغه اصلی احمد دهقان در جهان داستانی‌اش چه بود؟   در زندگی هر نویسنده‌ای، حوزه کاری، علاقه‌مندی‌ها و آثاری که خلق کرده نشان می‌دهد که دغدغه‌های این نویسنده چیست، در چه جهانی قدم برمی دارد و می‌خواهد به چه چیزی برسد و به دنبال اثبات چیست. می‌خواهد نشان بدهد جهانی که من شکل می‌دهم جهانی است که با تماشا و درک آن، زندگی ما امکان‌های وسیع‌تری را پیدا می‌کند تا ما به شکل زیباتر و بهتر و مهربانانه‌تری زندگی کنیم، دلهایمان بهم نزدیک‌تر و جهان جای بهتری برای زندگی شود. دهقان کسی است که در سیر آثارش و کارهایی که کرده و قدم‌هایی که برداشته این را نشان می‌دهد که تلاش می‌کند تا جهان جای بهتری برای زندگی باشد. او بسیار علاقه‌مند است که این سیر خاطره‌نویسی را گسترش دهد و همرزمان، جوانان و همه کسانی را می‌توانند خاطره بنویسند را به اینکار دعوت کند. چون از ثبت خاطره است که ما به یک جهان داستانی می‌رسیم که فراتر از مرزهای ما و فراتر از تاریخ ما است، چون هدفش این است که جهان را جای بهتری برای زندگی کند.   توجه دهقان و کارهایی که پیرامون آموزش و توسعه خاطره‌نویسی انجام داده، شاید بتوان گفت کتاب‌هایی که در حوزه تدوین خاطره، پرداخت و جمع‌آوری و گردآوری خاطره و زیرنظر داشتن مجموعه‌هایی که به خاطره‌نویسی می‌پردازند، خیلی بیشتر از رمان‌ها و داستان‌های کوتاهی است احمد دهقان منتشر کرده است. این نشان می‌دهد که این مساله چقدر برای او مهم است، چنانکه ادبیات داستانی نوجوان برای دهقان مهم است. سه رمان نوجوان خلق کرده و برایش خیلی اهمیت دارد که در این حوزه حتما آثار تالیفی تولید شود. پژوهشی که او در حوزه تاریخ جنگ کرده که آنهم باز سمت و سوی پرداختن به خاطره دارد، همین مجلدات خیلی ارزشمند و تاثیرگذاری که گردآوری یادداشت‌ها و روزنوشت‌های شهید باقری است، به نوعی می‌توان گفت احمد دهقان در یک بخشی عهده‌دار بوجود آوردن کتاب‌های مرجع در زمینه پژوهش و خاطرات و تاریخ جنگ هم است.   مجموعه کارهای این نویسنده او را به سمت زبان روایی‌اش می‌برد. چون او خودش جنگ را تجربه کرده و نویسنده‌ای است که از تجربیات و عینیاتش نوشته، جزو آن‌دسته از نویسندگان بزرگ دنیاست که این حالت را تجربه کرده‌اند. در دنیا چند نویسنده بزرگ مانند همینگوی و تولستوی داریم که خودش به جنگ رفته و آن‌را دیده‌اند و با دانش روایی خود آن‌را تبدیل به یک اثر شاخص حوزه ادبیات داستانی کرده‌اند. دهقان ضمن اینکه خودش اینگونه می‌نویسند، ولی از آن‌طرف به دیگرانی هم که جنگ را ندیده‌اند توصیه می‌کند که می‌توانند حتی خیلی بهتر و عالی‌تر بنویسند، چون می‌داند با پیدا کردن زبان روایی از دل همین خاطرات با وارد شدن به یک جهانی داستانی، نویسندگان می‌توانند از آن‌چیزی هم که به‌طور مستقیم با آن روبه‌رو نبودند، آثار خیلی فاخر و قابل‌تاملی خلق کنند؛ از این‌دست آثار هم در دنیا زیاد است.   احمد دهقان در این زمینه شاخص است. هر چیزی که نوشته به نوعی به یک جایی از تجربیاتش در زندگی وصل می‌شود و ردپای جهان داستانی و رمان را در تجربیات شخصی، زندگی و حوادثی که از سر گذرانده می‌بینیم و به این خاطر است که شدت و حدت و قدرت و تاثیرگذاری جهان زبان روایی در آثار او خیلی مشهود است. خیلی‌های دیگر هم به جنگ رفتند و این زبان روایی را انکار کردند و احمد دهقان هم می‌توانست این زبان روایی را انکار کند، ولی او به این زبان رسید، چراکه به ارزش آن واقف بود و تصمیم گرفته بود آن‌چیزی را که رخ داده به‌عینه تماشایی کند، تصمیم گرفته بود صداقت را در زبان داستانی ما وارد کند و به این دلیل از کلیشه‌ها دور شد و این کار آسانی نیست. کسانی که به کلیشه‌ها خو کرده‌اند و کلیشه‌ها را دوست دارند و برای آنها نوعی نماد و حضور پررنگ‌تر از واقعیت شده و به نوعی آرمان‌های خود را در این کلیشه‌ها می‌بینند، قطعا برایشان دشوار است که ببینند کسی سعی در شکستن آن کلیشه‌ها دارد. لازمه یک زبان روایی، شکستن کلیشه‌هاست. لازمه زبان داستانی این است که ما کلیشه‌گریز باشیم. به اعتقاد شما دلیل انتقادهایی که به برخی نوشته‌های احمد دهقان به‌ویژه اثر شاخص او «سفر به گرای 270 درجه» وارد می‌شود، چیست؟ آیا شکستن کلیشه‌ها می‌تواند یکی از دلایل باشد؟   وقتی کلیشه‌ها را کنار می‌گذاریم تا با زبان روایی سراغ ماجرا برویم، طبیعتا متهم می‌شویم. اگر احمد دهقان به‌خصوص پس از رمان «سفر به گرای 270 درجه» و داستان «من قاتل پسرتان هستم» متهم شده و مورد انتقاد قرار گرفت، به این دلیل بود که او یکباره کلیشه‌ها را کنار گذاشت و برای روایت کردن زبان روایی صادقانه را در دست گرفت. این تعبیر غلط ضدجنگ را کسانی بوجود می‌آورند که به کلیشه ها خو گرفته‌اند و شاید جنس زبان رسمی برای آن پذیرفتنی‌تر باشد و به همین خاطر دسته‌بندی انجام می‌دهند. من این‌را نمی‌پذیرم چون ما دسته‌بندی به نام داستان جنگ و داستان ضد جنگ نداریم. زمانی ما داستان ضد جنگ داریم که داستان جنگ داشته باشیم. کدام نویسنده‌ای را سراغ دارید که از جنگ تعریف کرده و همه را به جنگیدن با همه آدم‌ها دعوت و یا جنگ را ستایش کرده باشد. موقعی ضد جنگ وجود دارد که آثاری در ستایش جنگ به معنای ویرانی و تباهی و از بین بردن داشته‌‌های انسانی وجود داشته باشد.   به‌نظر من این دسته‌بندی جنگ و ضد جنگ اشتباه است. هر نویسنده‌ای که قلم به‌دست می‌گیرد برای این می‌نویسد که دنیا را جای بهتری برای زیستن کند، کاری که احمد دهقان با زبان روایی و صادقانه خود می‌کند. آن‌چیزی را طرفداران زبان رسمی به دنبال آن هستند و خشک و قاعده‌مند می‌خواهند آن‌را ثابت کنند، دهقان با زبان روایی خود بهتر، دقیق‌تر و تاثیرگذارتر انتقال داده است. در آرمان‌های کلی، تفاوت عمده‌ای بین احمد دهقان و دیگرانی که از او انتقاد می کنند وجود ندارد، بلکه اینجا روش‌ها و نگاه به زبان رسمی یا زبان روایی است که باعث این انتقادهای تند و تیز می‌شود و شاید گاهی اوقات شکل انتظارات از جهان داستان و خلق اثر این چیزها را پدید می‌آورد، وگرنه با خواندن هر اثری از احمد دهقان به‌ویژه «سفر به گرای 270 درجه» همان چیزهایی را می‌بینیم که در جنگ وجود داشته و حتی مدافعین زبان رسمی هم به دنبال این هستند که این چیزها باشد؛ اینکه بسیج مردمی، حضور جوانان ما در جبهه‌ها خیلی پررنگ بود. داوطلبانی که خودخواسته به جنگ رفتند و اینکه ایمان، اعتقاد و باورهای دینی از دیگر دلایل پررنگ‌تر و دلیل اصلی رفتن به جنگ بود. این باورها را در آثار او می‌بینیم. هم جوانان را می‌بینیم که خودخواسته و با شور و عشق می‌خواهند به جنگ بروند، هم اینکه باورهای دینی آنها را وامی‌دارد که به جنگ بروند. این چیزها با زبان روایی بیان شده و زبان روایی اهل انکارکردن برخی بخش‌ها نیست.   جوانی که با این ایمان و باور، مشتاقانه به جنگ دشمن می‌رود تا از میهن، ارزش‌ها و باورهایش دفاع کند، طبیعتا وارد یک صحنه تلخ می‌شود و زبان روایی آن صحنه تلخ و جانگداز را هم می‌گوید. اتفاقا گفتن این صحنه‌ها باعث می‌شود که ارزش این انتخاب را بهتر و بیشتر بدانیم. وقتی بخش ناراحت‌کننده و سخت یک انتخاب را نشان دهیم، ارزش آن انتخاب بالاتر می‌رود، ولی اگر از ابتدا به‌طور مستقیم بگوییم این انتخاب بسیار درخشان، بدون زیان و بدون تلخکامی است، ارزش آن انتخاب را در نظر دیگران پایین می‌آورد. احمد دهقان ارزش این انتخاب را با زبان روایی خود بالا برده است. من بیشترین تاثیر را از داستان‌های جنگ و دفاع مقدس از کتاب «سفر به گرای 270 درجه» گرفتم و این اثر بود که من را به ارزشمندی آن انتخاب‌ها واقف کرد. به من نشان داد انسانی که با تعریف‌های خود و با ضعف‌ها، ترس‌ها و تردیدهای خود دربرابر یک انتخاب قرار می‌گیرد، به خاطر انتخابش جلو می‌رود و حرکت می‌کند. فکر می‌کنم امروز نقدهای تند آن روزها مقداری کاسته شده است و علت این است که گذر زمان ثابت کرده که کار آقای دهقان درست بوده و جهان ادبیات داستانی ثابت کرده که آن نقدها اصلا به این اثر وارد نیست. اثری است که به اهداف کلی خود رسیده و تاثیرگذاری لازمی را که به نفع همه ماست در جوانان و در خوانندگان خود گذاشته است. شاید کمتر اثری به‌ویژه در حوزه دفاع مقدس مانند «سفر به گرای 270 درجه» در سطح خارج از مرزهای کشور آنهم از سوی افراد و نهادهای معتبر اینگونه مورد توجه قرار گرفته باشد که مثلا رئیس یک مرکز پژوهشی مهم در آمریکا آن‌را ترجمه و در کتابخانه‌های اروپا و آمریکا در دسترس قرار گیرد و دو جایزه معتبر نیز دریافت کند. داستان در ظاهر مانند بسیاری دیگر از داستان‌های دفاع مقدس، ماجرای جوانی است که چندبار به جبهه رفته، مجروح شده و ..... این داستان چه شاخصه ویژه‌ای دارد که آن‌را از دیگر آثار متمایز کرده و به بیانی بیشترین تاثیرگذاری را در بین آثار این حوزه بر شما داشته است.   البته این اثر مثل دیگر آثار دفاع مقدس نیست، بلکه موضوع جنگ تنها شباهت آن است. موضوعات به‌نفسه و به خودی خود بیرون از جهان ادبیات داستانی نمی‌توان درباره آنها قضاوت کرد. مهم شکل پرداخت و نشان دادن است. مهم این است که یک موضوع را از چه چشم‌اندازی و زاویه‌ای  و چگونه نشان دهیم. مثلا دروغ گفتن به‌عنوان یک مفهوم کلی تا زمانی که در ادبیات داستانی نیامده و یک نویسنده زاویه نگاه و پرداخت خود را از دروغ و نکوهیدن دروغگویی و ریاکاری بیان نکرده، نمی‌توانیم درباره آن قضاوت چندانی داشته باشیم. پس تفاوت داستان‌های مختلف در نوع ارائه و جهان نگاه نویسنده است. جهان نگاه احمد دهقان مثل جهان نگاه ناصر، همان قهرمان رمان «سفر به گرای 270 درجه» است. جهان نگاه آن آدم جهان صداقت است، جهان برملا کردن وجدان و درون است. آن چیزی که در جنگ شاهدش بودیم، صداقت آدم‌هایی بود که به جنگ رفتند، به دنبال حقیقت بودن و تشنه حقیقت بودن آن آدم‌هاست. ارزش‌های بالایی بود که در ذهنشان تجسم کرده بودند، عرفان و عشقشان، چیزی بالاتر از هدف کشتن آدم‌کها. هدفشان این نبود که با هیجان نوجوانی و جوانی اسلحه به دست بگیرند و به جنگ بروند. چیزی بالاتر از اینها بود، یک جهان بی‌انتها و تشنه بود.   دهقان این جنگ را صادقانه و بی‌ریا نشان داده و از کلیشه‌ها و نقش‌ها فرار کرده است. چه زمانی ما صادقانه هستیم، وقتی که چیزی را بخاطر چیز دیگری پنهان نکنیم و بخشی را بخاطر پررنگ شدن بخش دیگری نادیده نگیریم. یک آدم صادق همه جوانب را می‌بیند و به همه احساس‌های بشری اجازه می‌دهد که بروز پیدا کند. فرق «سفر به گرای 270 درجه» این است، به همه احساسات انسانی اجازه نمود و صدا داشتن می‌دهد. اگر این کتاب به زبان‌های ایتالیایی و لاتین ترجمه شده و اهمیت پیدا می‌کند، دلیلش همین زبان روایی است. با اثری برخورد می‌کنند که صادقانه جهان داستانی خود را ترسیم کرده است. تمام تلاش احمد دهقان این است که تمام ابعاد وجودی یک انسان را در این شرایط در برابر ما عریان کند و نشان دهد.   به همین دلیل است که می‌گویم احمد دهقان در ادبیات داستانی ما به ویژه ادبیات داستانی پس از انقلاب نقش دارد. او با آثارش پنجره ما نویسندگان را رو به جهان روایی باز کرد و این جرات را به ما داد که چگونه ارزش‌های والای انسانی را با تکنیک‌های داستانی بیان کنیم و چگونه از فروافتادن به دام  زبان رسمی و کلیشه خود را نجات دهیم. اگر به دام  زبان رسمی و کلیشه بیافتیم، ارزش‌های متعالی که به آنها پایبندیم را هم نمی‌توانیم خوب بیان کنیم و نشان دهیم، چراکه محدود می‌شویم و جهانمان کوچکتر می‌شود. احمد دهقان دایره معانی و مفاهیمی را که به آنها معتقدیم بزرگ‌تر کرد. نتیجه آن‌هم خلق اثری است که دیده شده، به زبان‌های دیگر ترجمه شده و خواننده دارد. با بسیاری از کسانی که این اثر را خوانده‌اند صحبت کرده‌ام، بلااستثناء روی همه آن‌ها تاثیر داشته است. تاثیرش از جنبه همان جهان داستانی‌اش بود.   احمد دهقان دانش بالایی در زمینه تکنیک‌های داستانی دارد. در برخی نقدها این اثر را خیلی شبیه خاطرات دانسته و از این جهت بر آن نقد وارد کرده‌اند، در حالی‌که اتفاقا این موضوع، جنبه مثبت و درخشان اثر است. یعنی اثر آنچنان از تکنیک‌های داستانی استفاده کرده که باورپذیری را به نهایت خود رسانده و مخاطب باور کرده این اتفاقات رخ داده و خاطره است. شاید برخی این اتهامات را به برخی آثار احمد محمود هم وارد کرده‌اند، چراکه او هم زبان روایی داشت و از کلیشه‌ها دوری می‌کرد. او هم عاشق این بود که جهان را جای بهتری برای زیستن کند. در این حوزه این تکنیک بالاست که باعث شده به اثر احمد دهقان نگاه شود. برخی نویسندگان در جنگ حضور داشتند ولی زبان روایی نداشتند، برخی تکنیک بالایی دارند و به زبان روایی هم رسیده‌اند ولی تجربه حضور در جنگ را نداشته‌اند، ولی در احمد دهقان هم اینها کنار هم جمع شده است؛ تجربه زیسته در جنگ و تکنیک روایی. او نویسنده‌ای که برای ادبیات داستانی بعد از انقلاب، آبرو خریده است. منِ نویسنده از اینکه احمد دهقان هست، دلخوشم به اینکه «سفر به گرای 270 درجه» خلق شده، امید پیدا می‌کنم به اینکه من هم در جهانی زندگی می‌کنم که می‌توان زبان روایی داشت.   او این پیشرو بودن را در دیگر آثارش هم دارد. برخی خصوصیات احمد دهقان ازجمله جامع‌الاطراف بودن و تاثیرگذاری‌اش، من را به یاد جلال آل احمد می‌اندازد. او هم مانند جلال ذاتا انسان معلمی است و دوست دارد آن چیزی را که دارد و در ادبیات داستانی به آن رسیده، انتقال دهد.   اشاره‌ای هم داشته باشیم به رمان‌های حوزه نوجوان احمد دهقان. این آثار از چه ویژگی‌هایی برخوردار بوده و دغدغه‌های احمد دهقان در تالیف و خلق این آثار چه بوده است؟   دهقان در حوزه رمان نوجوان، کتاب «گردان چهارنفره» را در سال 1375 چاپ کرده، چند سال بعد در سال 1388 «دشتبان» را نوشته و آخرین رمان نوجوان او «بچه‌های کارون» است که در سال 1392 به چاپ رسید. دهقان خاطره نوشته، بعد رمان نوشته و بعد به سراغ رمان نوجوان رفته است. در این سیر، جهان داستانی احمد دهقان مشخص می‌شود. نویسنده‌ای که در نوشتن رمان بزرگسال تواناست، به سراغ نوشتن رمان نوجوان می‌رود، چون می‌داند که رسالتش نوشتن است. یک چیزی وقتی در نویسنده‌ای جمع شود، او دیگر نه به ژانر فکر می‌کند، نه در دسته‌بندی قرار می‌گیرد، او فراتر از دایره‌ها می‌رود و فقط می‌خواهد به واسطه قلم و تکنیک‌های خود از نوشتن لذت ببرد. او صادقانه می‌گوید می‌‌نویسم که لذت ببرم.   یکی از چیزهایی که امروز واقعا به آن احتیاج داریم، داستان تالیفی در حوزه نوجوان است. واقعا وضعیت خطرناکی داریم و هرچه دست نوجوانان می‌بینیم، آثار ترجمه شده است. نویسندگان خیلی خوبی در حوزه نوجوان داریم، ولی تعدادشان کم است و از عهده رویارویی با اینهمه رمان نوجوان برنمی‌آیند و این یک زنگ خطر است. رمان ترجمه شده برآمده از یک روابط و فرهنگ دیگری است که راهگشای آدم‌هایی در آن فرهنگ است. البته بسیاری از آنها دارای موضوعات اخلاقی است و کمک‌کننده هم هستند، ولی نوجوان را دچار دوگانگی می‌کند، چراکه در یک جهان دیگری مبنایی را آموزش می‌دهد و چیزهایی را مطرح می‌کند که ما با آن بیگانه‌ایم و وقتی با آن‌ها آشنا می شویم و دستمان به آن‌ها نمی‌رسد، بیگانه‌تر از خودمان می‌شویم و جهت‌ها عوض می‌شود. نمی‌گویم رمان نوجوان ترجمه نشود، ولی به‌قدری باید در حوزه تالیفی رمان نوجوان قوی باشیم و حرف برای گفتن داشته باشیم که از آنطرف صدمه نبینیم و بتوانیم یک نوجوان ایرانی علاقه‌مند به فرهنگ و تاریخ خودمان داشته باشیم.   طبیعتا نویسنده رمان نوجوان وقتی اثری را تالیف می‌کند، نوجوان را در همان بافت فرهنگی و تاریخ و باورها رشد می‌دهد و او را تبدیل می‌کند به یک شهروند قانونمداری که می‌تواند کمک کند به اینکه زندگی ما بهتر شود. احمد دهقان با درک این دغدغه،‌ قلم به دست می‌گیرد و رمان نوجوان می‌نویسد و موضوعات رمان نوجوانش هم آدم‌هایی هستند که خودش دیده است. نوجوان و جوانان در انقلاب و دفاع مقدس نقش پررنگی دارند. چیزی حدود 80 درصد داوطلبان اعزام به جبهه، نوجوانان بین سنین 13 تا 16 سال بودند که بسیاری هم اسیر، شهید و جانباز شدند.     به‌نظر شما دلیل رونق بازار ترجمه و کسادی بازار آثار تالیفی در این حوزه چیست؟   یکی از دلایل اصلی که در این حوزه ضعیف هستیم، ناشران هستند. ناشر پول اندکی به مترجم می‌دهد و با آن کتاب هرکاری دلش می‌خواهد می‌کند، ولی در مقابل برای آثار تالیفی باید با نویسنده روبه‌رو شود که حق‌التالیف می‌خواهد و این قضیه را متفاوت می‌کند. به هرحال ناشر به دنبال منافع خود است. البته این موضوع شامل حال همه ناشران نمی‌شود ولی همین مساله باعث رونق بازار آثار ترجمه می‌شود. متاسفانه برای برخی ناشران اصلا اهمیتی ندارد که این محتوا با نوجوان چه می‌کند. تنها با ظاهری آراسته و بزک شده، کتاب را به یک کالا تبدیل می‌کنند. درست است که ما قواعد صنعت نشر و بازاریابی و تولید و مصرف را هم در چرخه کتاب داریم، ولی کتاب کالا نیست و باید فراتر به آن نگاه شود. وقتی نگاهمان فراتر از کالا باشد، راضی نمی‌شویم هر چیزی را چاپ کنیم و خودِ ناشر مراقب است محصولی که به دست مصرف‌کننده می‌دهد، به او ضربه نزند. ولی وقتی کتاب را کالا ببینیم، فقط فروش و سود برایمان مهم است که به کمترین بها تولید و به بهترین شکل فروخته شود.   در این حالت رمان تالیفی نوجوان هم پا نمی‌گیرد و رونق نمی‌گیرد. قضیه رمان نوجوان با رمان بزرگسال متفاوت است. در رمان بزرگسال نوشتن فراتر از شغل است و شغل محسوب نمی‌شود و درآمدی هم ندارد. همان لذت و عشق به ساختن دنیایی بهتر برای زندگی کردن است. ولی برای رمان حوزه نوجوان باید با ابزار و شیوه‌های دیگری به سراغ آن برویم، باید برنامه‌هایی داشته باشیم که این حیطه هم پا بگیرد.   ای کاش همه نویسندگان بزرگسال ما هم مانند احمد دهقان احساس می کردند که باید برای حوزه نوجوان هم کاری کنند. ما نویسندگان بزرگی داریم که با افتخار در حوزه نوجوان هم قلم می‌زنند، ولی اگر بتوان این را گسترش داد، بسیار مطلوب است.   در آثار احمد دهقان اعم از نوجوان و بزرگسال، رگه‌های اجتماعی و وجوه انسانی هم نمود دارد. در این زمینه چه نظری دارید؟   به‌طور کلی جفاست به احمد دهقان نویسنده حوزه جنگ اطلاق کنیم. او کارشناسی ارشد در حوزه مردم‌شناسی دارد و به سرگذشت آدمی و انسان حساس است و می‌بینید که جنگ در زندگی انسان اثرگذار است. او نویسنده‌ای است که باید او را خارج از دایره خاصی قرار دهیم. یکی از ردلایلی که می‌توانیم به یک نویسنده احترام بگذاریم این است که انسان برای آن نویسنده اهمیت داشته باشد. به انسان به‌عنوان یک وجود ارزشمند قابل‌اعتنایی نگاه کند که باید به زندگی او خدمت کند و در رأس نوشتن او این انسان با دردها و زندگی‌اش اهمیت دارد. خودِ دهقان بارها گفته انسان در جنگ برای او اهمیت دارد، نه خودِ جنگ. اگر جنگ هم نبود، احمد دهقان همین بود و جنگ باعث نشده که او نویسنده شود. او در تمام وجود خود دیده که نوشتن بهترین ابزاری است که از طریق آن می‌تواند انسان را تماشا کند. تجربه زیستی باعث شده که جهان نوشتن او به این سمت برود. انسانیت دهقان خیلی گسترده‌تر از این است که یک دهقانی بسازد که به جبهه رفته و باعث نویسنده شدن او شده است. در این پرونده بخوانید نویسنده‌ای توانا و متعهد به ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس شیرزادی فراجناحی و کاملا وفادار به ادبیات است علی موذنی سیر متعهدانه حوزه روشنفکری را طی کرده است نقش جنگ و کوهپایه‌های سبلان در شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی فراست می‌توانست رمان پرفروش بنویسد، ولی در حوزه باورهایش نوشت امیرفجر نشان داد با تکیه بر فرهنگ، تمدن و سنت می‌توان ادبیات پویا تولید کرد  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 27 Sep 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265639/دهقان-دور-شدن-کلیشه-ها-صداقت-وارد-زبان-داستانی خاطرات یک جوان یزدی از اسارت در کتاب «سالار تکریت» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265679/خاطرات-یک-جوان-یزدی-اسارت-کتاب-سالار-تکریت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری سوره مهر، کتاب «سالار تکریت» نوشته مصطفی زمانی‌فر، مجموعه‌ای از خاطرات ۳۰ ماه اسارت جوان ۱۸ ساله‌ یزدی به نام سیدحسین سالاری در اردوگاه ۱۱ تکریت رژیم بعث عراق است. این سرباز ارتش که در واحد مهندسی رزمی لشکر ۸۱ باختران مشغول خدمت بود در آخرین روز سال ۱۳۶۶ در عملیاتی در منطقه غرب کشور از ناحیه پای راست مجروح شد و پس از چهار شبانه روز در حالی‌ که رمقی در بدن نداشت به اسارت نیروهای عراقی درآمد.  وی به مدت دو سال و نیم در یکی از مخوف‌ترین و سیاه‌ترین نقطه‌های عراقِ دوران صدام یعنی استخبارات زندانی بود و کسی از او خبر نداشت حتی اسرای اردوگاه هم به خاطر جراحت شدید پایش، امیدی به زنده ماندنش نداشتند، اما این جوان با تحمل درد و رنج فراوان و با وجود شکنجه‌های شدید توانست تمام ناملایمات دوران دشوار اسارت را پشت سر بگذارد و به وطن بازگردد. سالاری در خاطرات خود اطلاعاتی درباره اردوگاه‌های دشمن بعثی و وضعیت اسرای ایرانی در زمان جنگ می‏‌دهد و به بیان حوادث و پیامدهای ناگوار جنگ و همچنین دردها و مرارت‏‌های سال‏‌های اسارت خود و دیگر هم‌رزمانش می‌‏پردازد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:« چشم که باز کردم آن اسیر مجروح دیگر کنارم نبود. دیدم یک کیسه خون به من وصل کرده و روی آن نوشته‌اند: «اسیر ایرانی، سیّدحسین سالاری.» به نگهبان عراقی نگاه کردم. حدوداً هجده، نوزده ساله و همسنّ خودم بود. با حالت ترّحم به من نگاه میکرد. در این لحظات تشنگی فشار زیادی میآورد. با توجّه به نوع نگاه سرباز و حالتش به خود جرأت دادم و خطاب به او با زبان عربی دستوپاشکسته گفتم: «مای بارِد.» بلند شد و رفت. وقتی آمد، یک پارچ آب آورد. خیلی گرم بود. یک جرعه خوردم و دوباره گفتم: «مای بارِد.» چیزی نگفت و دوباره رفت. اینبار مقداری آبِ سرد آورد. از ذهنم گذشت که ای‌کاش می‌شد اسلحه‌اش را بگیرم و از اینجا فرار کنم، ولی وقتی به پایم نگاه کردم، دیدم فعلاً بهترین جا برای من، روی همین تخت است. چند ساعتی به‌همین‌منوال و بدون هیچ اتّفاقی گذشت. فرصتی شد تا بعد از چند روز، چشم برهم بگذارم و بخوابم. با صدای سربازِ نگهبان بیدار شدم. یک نفر با لباس پرستاری آمد و تخت مرا داخل یک اتاق برد. دو، سه نفر با لباس پرستاری و چندنفر با لباس نظامی ایستاده بودند. یکی از آنها، تیغ جرّاحی در دست گرفت و گذاشت زیر گلوی من. جملاتی را به عربی گفت که من نفهمیدم و قاه‌قاه خندید. خیلی ترسیده بودم. تلاش کردم که خود را مسلّط و عادی جلوه دهم. گفتم: «بُکش! بکش تا راحت بشوم.» نگاهی به بقیّه کرد. آنها هم نیش خنده‌شان باز شد. با این کار داشتند تفریح می‌کردند. تیغ را از گلویم برداشت و با آن شلوارم را از بالای محلّ تیرخوردن تا پایین جِر داد. شروع کرد به شستشو دادن زخم. درد تا مُخم پیچید، ولی زیاد داد و فریاد نکردم تا دشمن از زجر من شاد نشود. بعد از شستشو یک آتل آوردند و به اصطلاح پایم را تخته‌بند و محلّ شکستگی را ثابت کردند. دورش را بانداژ و پانسمان کردند و دوباره مرا به همان سالن برگرداندند. دو، سه روز در همین وضعیّت به سر بردم. نه سِرُم وصل کرده بودند، نه به من غذا میدادند و نه رسیدگی می‌شد. تنها مقداری آب داده بودند و یک کیسة خون که غذای بدنم را تأمین می‌کرد. شاید زنده‌ماندنم به یک معجزه شبیه بود. از آن سرباز مجروحِ اهل مشهد دیگر خبری نداشتم، چون او را برده بودند.» کتاب «سالار تکریت» در ۲۸۸ صفحه و پنج فصل در قطع رقعی و به همت دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان یزد، توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 26 Sep 2018 10:35:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265679/خاطرات-یک-جوان-یزدی-اسارت-کتاب-سالار-تکریت «فرمانده عتیق» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265688/فرمانده-عتیق-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین تجلیل از فرماندهان اطلاعات عملیات دفاع مقدس و رونمایی از کتاب «فرمانده عتیق»، از ساعت 15 و 30 عصر شنبه 7 مهرماه در فرهنگسرای سرو برگزار می‌شود. این کتاب حاصل بررسی، تحقیق، جمع‌آوری و تدوین خاطراتی است که از زبان سکینه نواصری، مادر شهید مجید عتیقی‌نژاد به زبانی ساده و روان بیان شده است. یادواره شهدای اطلاعات و عملیات فرماندهان دفاع مقدس با همکاری کانون ادبیات داستانی فرهنگسرای سرو و گروه مطالعات دفاعی انجمن اندیشه و قلم، مصادف با روز بزرگداشت سرداران شهید اسلام در سال ۱۳۶۰ از جمله شهیدان فلاحی، فکوری، نامجو، کلاهدوز و جهان آرا،  با حضور فرماندهان، رزمندگان، مسئولان شهری برگزار خواهد شد. نیروهای اطلاعات عملیات در دوران هشت سال دفاع مقدس، کار حساس و سرنوشت‌ساز شناخت دشمن، طراحی عملیات و مواجه با دشمن را به عهده داشتند و در این میان نقش فرماندهان بسیار ویژه و ارزشمند است. فرهنگسرای سرو در خیابان ولی‌عصر (عج)، ضلع شمالی پارک ساعی، کوی ساعی دوم واقع است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 26 Sep 2018 10:20:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265688/فرمانده-عتیق-رونمایی-می-شود جدیدترین رمان سید هاشم حسینی با «دختر کوهستان» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265668/جدیدترین-رمان-سید-هاشم-حسینی-دختر-کوهستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری سوره مهر، حسینی درباره این رمان گفت: این اثر درباره قیام‌های مردمی در سرزمین قفقاز و داغستان پس از جدایی از ایران است.    وی ادامه داد: در این رمان تلاش شده است، قیام تاریخی مردم این منطقه به رهبری «شیخ شامیل» که وی علیه روس‌ها فرمان جهاد را صادر کرد بخوبی نشان دهم. همچنین وقایع انقلاب بلشویکی و تاثیر آن بر این دو منطقه را در قالب داستان بازگو کرده‌ام.    حسینی همچنین افزود: «دختر کوهستان» شامل روایت وقایع منطقه محل زندگی دختر داستان و خانواده‌ وی در کوهستان‌های منطقۀ قفقاز و داغستان است. البته باید اذعان داشت که درباره جدایی این دو منطقه کتاب‌های تاریخی زیاد نوشته شده، اما درباره وقایع پس از آن مطالب کمتری دیده می‌شود.   این نویسنده همچنین درباره نگارش این رمان اظهار داشت: این اثر که جزو کارهای ابتدایی من است در حدود 30سال پیش زمانی که دانشجوی رشته تاریخ بودم نوشتن آنرا آغاز کردم. بدلیل کمبود اسناد و پژوهش‌های تاریخی مدت نگارش و اتمام آن به طول انجامید.    در قسمتی از این کتاب این‌گونه آمده است: «پاییز همان سال خبر رسید که شیخ شامیل به دست روس‌ها شهید شده و همۀ مریدانش هم شهید شده‌اند. اما بعدها معلوم شد که روس‌ها شیخ شامیل را دستگیر کرده و به روسیه برده‌اند. دیگر کسی جلودار روس‌ها نبود. عده‌ای از مریدها، که زنده مانده بودند، در کوه‌ها علیه روس‌ها می‌جنگیدند. ولی داغستانی‌ها شکست خورده بودند. روس‌ها خیلی از اهالی داغستان و چچن‌ها و اینقوش‌ها و چرکس‌ها و قره‌چای‌ها را کوچاندند و از سرزمین‌های آبا و اجدادی‌شان راندند. خیلی از مسلمان‌ها به سرزمین ترک‌ها رفتند. می‌گفتند روس‌ها اسیران مسلمان را به جای خیلی دوری می‌فرستند، که همیشه زمستان است و هیچ وقت هوا گرم نمی‌شود. آنجا همه یخ می‌زدند و می‌مردند. یورت‌ها را به آتش می‌کشیدند و اَبرک‌ها را می‌کشتند و از بین می‌بردند. این خبرها درد مرا بیشتر می‌کرد و ناامید می‌شدم. نمی‌خواستم قبول کنم که شهاب‌الدین در کنار امام شامیل شهید شده. به خودم امید می‌دادم؛ ولی ته دلم آشوب بود. هیچ نشانه و خبری از شهاب‌الدین نبود...».    «اشک آخر»، «بود و نبود» ، «زخم افغان»، «قسمت دوم» ،«گربه پایتخت» و «گلسنگ» و...از جمله آثار حسینی در سوره مهر هستند.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 26 Sep 2018 08:21:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265668/جدیدترین-رمان-سید-هاشم-حسینی-دختر-کوهستان 5 عنوان از تازه‌های نشر روایت فتح رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265683/5-عنوان-تازه-های-نشر-روایت-فتح-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح، کتاب‌های «زیباتر از نسرین» به قلم سهیلا علوی‌زاده، «حلوای عروسی» نوشته فاطمه دانشور جلیل، «نا آرام» به قلم معصومه خسرو شاهی، «آمبولانس پنج ضلعی» اثر قدسیه پایینی و «هتل نیوسایت» نوشته ابوالقاسم وردیانی، پنج اثر جدید انتشارات روایت فتح هستند که همزمان با هفته دفاع مقدس روانه باز نشر شدند.   انتشارات روایت فتح ازجمله مجموعه‌های بنیاد فرهنگی روایت فتح است که استخراج، تدوین و انتشار، کتاب‌های مربوط به دفاع مقدس و خاطرات مادران، همسران، شهدا و سرداران دفاع مقدس را بر عهده دارد و تاکنون بیش از صدها عنوان کتاب با موضوعات فوق را روانه بازار نشر کرده است.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 26 Sep 2018 06:42:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265683/5-عنوان-تازه-های-نشر-روایت-فتح-رونمایی شاعری که با انقلاب شناخته شد و با دفاع مقدس بالید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/207236/شاعری-انقلاب-شناخته-دفاع-مقدس-بالید خبرگزاری کتاب ايران(ايبنا)-احسان حضرتی: از "تنفس صبح" تا "دستور زبان عشق" راهی بود که قیصر امین پور در حوزه شعر و ادبیات پارسی طی کرد و تمام آنچه در این فاصله کوتاه بیست و چند ساله گفت و سرود در همین عنوان کتاب‌های اولین و آخرین او خلاصه می شود. تنفس صبح؛ درآمدی بر دوران پرشور دانشجویی "تنفس صبح" که منتشر شد، قیصر هنوز دانشجوی پرشور و جوانی بود که به تازگی از تحصیل در دو رشته دامپزشکی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران انصراف داده و به دوره کارشناسی ادبیات فارسی همان دانشگاه پیوسته بود اما وقتی آخرین اثرش را با عنوان "دستور زبان عشق" در سال 1386 منتشر کرد، نام او در میان قشرهای مختلف مردمی در کنار جامعه ادبی و دانشگاهی کشور به عنوان شاعر و مدرس ادبیات كه خوش قریحه و صاحب سبک است و نیز یکی از موثرترین و مقبول‎ترین اعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی کاملا شناخته شده بود. شاعری از قبیله درد در واقع او در این مجال اندک راهی را کوفته و هموار کرده بود که بسیار کسان در عمری از پیمودن آن عاجزند و بسا شاعران که به لحاظ منزلت ادبی و هنری در جایگاه شاگردان دست چندم قیصر هم به سختی جای می‎گیرند و با این همه عشری از تواضع و فروتنی او را ندارند و از عالم و آدم طلبکارند و به خیال واهی خودشان حقّ ولی نعمتی و فرماندهی هم بر شعر و ادب دارند، اما چه سود که روزگار کج مدار و مردمان کج‎پندار(!) قدرشان را نمی‎دانند و ارج‎ و منزلت‎شان را نادیده می‎انگارند! باری قیصر از قماش این "ادیبان نامودّب و بلاغت‎گستران نامهذّب"نبود، او شاعری از قبیله‎ی درد، فضیلت و معرفت بود که کار و فعالیت خودش را در فضایی به دور از تظاهر و جنجال و در خلوت و جمعیت خاطرش پیش می‎برد و در فروتنی از همه پیشی می‎جست! و اگرچه باورش آسان نیست اما حقیقت دارد که آن جوان خجالتی و کمرویی که یک روز جلو در دانشکده ادبیات و زبان فارسی دانشگاه تهران مقابل دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ایستاد و دفتر کاهی چهل برگی را به دستش داد و از او خواست که شعرهایش را بخواند و درباره آنها نظر بدهد؛ همان ادیبی است که بعدها مجموعه شعر اثرگذار "گلها همه آفتابگردانند" را منتشر کرد و در دوره دکترای ادبیات فارسی مقابل استاد شفیعی کدکنی ایستاد و از رساله "سنت و نوآوری در شعر معاصر"اش دفاع کرد. رساله ای که هنوز که هنوز است جزء بهترین تزهای دوره دکترای ادبیات فارسی دانشگاه تهران  به شمار می آید و در محافل علمی و آکادمیک کشور به عنوان اولین پژوهش جدّى دانشگاهى در زمینه سنت و تجدد از آن نام برده می شود. فروش دفتر شعر برای کمک به زلزله زدگان بم امروزه ما هم تصدیق می‎کنیم که حق با شفیعی کدکنی بود که وقتی دفتر کم برگ و شمار آن شاعر تیزفهم، خوش قریحه و خجول خوزستانی را به او بر می گرداند، آهسته در گوشش گفت: در شعر به جاي خوبي رسيده‌اي و احساست هم خوب است. گوشت را به روي حرف همه منتقدان ببند و به كار خودت ادمه بده... نزدیک به دو دهه پس از آن بود که همه ما با چشم‎های لبریز از اشک و اندوه دیدیم که صاحب آن دفتر ٤٠ برگ کاهی، در روزهاي فاجعه و حادثه ناگوار زلزله بم با چه غم جانکاه و حال و روز پریشانی به دفتر "خانه شاعران" آمد و در كنار شاعرانی دیگر چون مرحوم منوچهر آتشي و... دست‌نويس شعرهایش را آورد و آنها را براي كمك به زلزله‌زدگان آواره به چند ميليون تومان فروخت. قیصر از همان مجموعه‎های نخستی که منتشر کرد نشان داد که در شاعری به پایگاه قابل قبولی رسیده و از خيلي‌ها یک سر و گردن بالاتر است اما او هرگز در جایی که بود متوقف نماند و در تمام طول زندگی‎اش (که دریغا چه کوتاه بود)، با جدیّت و شوری پایان ناپذیر به طور پیگیر و مستمر در حوزه هایی چون شعر کودک، شعر بزرگسال، نقد ادبی و تدریس و تالیف آثار دانشگاهی در رفت و آمد بود و در همه این زمینه‎ها هم حرفی برای گفتن داشت به گونه‎ای که نمی‌توان با قطع و یقین از این میان یکی را برگزید و با برجسته سازی آن او را در همان حوزه مشخص تعریف و ارزیابی کرد. حتی اگر بخواهیم به لحاظ تقویمی و زمانبندی صرف تاریخی نیز جلو برویم، باز راهی به دهی نمی‌بریم و دست خالی باز خواهیم گشت، پس شاید بهتر باشد که حقیقت او را آنچنانکه هست نشان دهیم و اعتراف کنیم که شاعر دردمند روزگار ما که در ابتدا خودش را به عنوان شاعر نوجوان در جامعه ادبی کشور معرفی و تثبیت کرد و با فاصله کوتاهی آثاری همچون "طوفان در پرانتز"، "مثل چشمه مثل رود" و "منظومه ظهر روز دهم" را برای نوجوانان نوشت، درست در روزگاری که منتقدان جهت گیری کلی او را حرکت از دنیای شعر نوجوان به سمت شعر بزرگسال تحلیل و تلقی می کردند، دیگر بار به شعر نوجوان بازگشت و همچون همیشه بی هیچ هیاهو و جنجالی کتاب "به قول پرستو" را انتشار داد و این شاید در نفس خودش پاسخی بود به تحلیل های ناکارآمد و ذوقی منتقدانی که مدام تلاش می‌کنند شاعران و هنرمندان را به قواره فهم خودشان در بیاورند. نقد هنر دفاع مقدس نقد رئال می خواهد، نه ایده آل او یک بار دیگر هم بی اساس بودن این قبیل نقد و نظرها را یادآور شد و تاکید کرد که دوران های خاص و پرتلاطم تاریخی، درست نظیر شاعران خاص و نوآور هر عصر و زمانی، در جامه‎ی تنگ قواعد و ساختارهای متصلّب و خشک پیشین نمی‎گنجند و بهتر است فکر دیگری به حالشان کرد. او یک بار در پاسخ به این سؤال كه "قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا كنون چیست؟" گفت: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است كه انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، كار كرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى كند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا كه دست خالى بر گردیم و گمان كنیم كه خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى كه در بررسى چنین دوره هایى بهتر است كه به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه كنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل". و این شاید بهترین کلید برای فهم آثار خود او هم باشد، چه در این سال‎های پس از قیصر و درست از همان روزی که او جسم بی جانش را در بیمارستان دی بر جا گذاشت و به سوی دوردست‎های دور که همواره در آثارش از آن سخن می‎گفت، پرواز کرد، دیدیم که برخی های چه تلاشی کردند که او را تا سطح یک شاعر حزبی  فروکشند و اگر نتوانستند و نشد نه به این سبب بود که آنها کوتاهی کردند بلکه به قول آن بزرگ به این دلیل بود که: "مرد پاک را زمین تنها نمی گذارد و زمانه اش از او دفاع می کند". باری قیصر امین پور و آثارش هرچه که بود و هرچه که هست امروز شناسنامه شعر انقلاب به شمار می آیند و کتابهای او به گواهی صاحبنظران زبان گویای نسل آرمان‎خواه و نوجویی است که انقلاب کرده بود و با انقلاب رشد کرد و به کمال رسید. این است که هر کتاب او جدا از وجه ادبی و شعری_هنری ناگزیری که دارد، به عنوان یک سند مهم از تاریخ فکر و فرهنگ انسان ایرانی و انقلابی این عصر و زمان نیز حائز اهمیت و درخور توجه است و چه خوب آنکه سرشت و سرنوشت فکر و فرهنگ ایران از زبان شاعر انسان و انسان شاعری چون او روایت شود که به هر روی اعتبار هنر انقلاب نیز هست و انسانيت و بزرگي روح او همه‌جا مثال‌زدني است. اویی که شعرش ريشه در شخصيت والايش دارد و در آخرین اثر ادبی خودش، "دستور زبان عشق"، که به طرزی معنادار، نوعي مرگ‌انديشي را هم در كارش وارد كرده بود،- انگار خبر داشت كه در "ايستگاه بيهوده" ايستاده است و دلش مي‌خواست از پيله تنگ زندگي بيرون بجهد- مي‌دانست كه شاعر همچون "پرنده مردني نيست" و او دوباره و باز چون همیشه در "قاف" آخر "دستور زبان عشق" با نام كوچكش متولد مي‌شود و بادا که ما نیز دیگر بار با او برآییم و از نو زنده بودن و زندگی را تجربه کنیم: قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده‎ام که سال‎های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده‎ام و همچنان به نرده‎های ایستگاه رفته تکیه داده‎ام! ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 25 Sep 2018 12:25:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/207236/شاعری-انقلاب-شناخته-دفاع-مقدس-بالید