خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/ Fri, 17 Aug 2018 21:13:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 17 Aug 2018 21:13:33 GMT 60 «اچ جی ولز»؛ مردی که زیاد می‌دانست / آیا قدرت تخیل انسان امروز کاهش یافته است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/239463/اچ-جی-ولز-مردی-زیاد-می-دانست-آیا-قدرت-تخیل-انسان-امروز-کاهش-یافته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین- از سال 1980 به بعد فرهنگ دنیا دیگر به آینده نیندیشیده است. امروزه همه نگران فاجعه‌های محیط‌زیستی، ناکجاآباد‌های ذهن انسان، و حمله زامبی‌ها هستند. در آثاری چون «جاده» نوشته «کورماک مک‌کارتی» یا «مردگان متحرک» نوشته «رابرت کرکمن» و «تونی مور» لزومی برای توضیح سقوط نسل بشر دیده نمی‌شود. این سقوط و دلایل آن، چنان در ذهن مردم بی‌اهمیت و عادی شده است که نیازی به توضیح بیشتر ندارد. تنها نویسنده‌ای که تا حدی تلاش می‌کند چنین موضوعی را توضیح دهد و دلایل آن را بیان کند «ایِن ام. بانکز» است اما او نیز پیش‌بینی خاصی درباره آینده بشر ندارد. اما نظر «اچ. جی. ولز» که ماه بعد سالگرد تولد 150 سالگی‌اش است و 70 سال پیش از دنیا رفت در این باره چه خواهد بود؟ «ماشین زمان»، اولین رمان او در سال 1895 منتشر شد. او تنها کسی بود که اتفاقات قرن بعد از خود را به خوبی پیش‌بینی کرد. ولز جنگ‌های هوایی، حمل و نقل به وسیله دستگاه‌های موتوردار که موجب گسترش حومه شهر می‌شود و حتی ایجاد ویکی‌پدیا را که تبدیل به مغز بشر می‌شود حدس زده بود. او پیش‌بینی کرده بود که اروپا تبدیل به حکومتی فدرال خواهد شد اما بریتانیا با این حکومت سازگاری نخواهد داشت و بیشتر با آمریکا و دیگر کشورهای انگلیسی‌زبان در ارتباط خواهد بود. او در رمان «دنیای آزاد» وجود بمب شیمیایی را پیش‌بینی کرد و گفت این بمب قدرت ترسناکی خواهد داشت. وی گفته بود این نوع بمب از داخل هواپیما به بیرون پرتاب خواهد شد. این دیدگاه برای نویسنده‌ای که در سال 1913 این مطلب را نوشته است بسیار شگفت‌انگیز به حساب می‌آید. چنان که تأثیری عمیق بر «وینستون چرچیل» گذاشت. برای «ولز» تصور نسخه ماندگار دنیا درست مانند یک بازی ذهنی بود. او به دلیل داشتن این قدرت بسیار غره بود و این توانایی راهی را برای او فراهم کرده بود تا متفکری عمیق باشد.  او در نامه‌ای به دوست خود «الیزابت هیلی» در سال 1901 گفته بود کتاب «پیش‌بینی‌ها»یش «تلاشی برای برانداختن سلطنت و مفهوم آبرو و همچنین امپراتوری بریتانیا» است. وی پیش‌بینی «ماشین موتوردار و گرمازایی از طریق انرژی برق» را دلیلی برای این اهداف دانسته بود. پیش‌بینی کردن آینده برای او جذابیت بسیاری داشت. این ایده که نویسندگان به دلیل غلط از آب درآمدن سخنانشان از حدس زدن اتفاقات آینده دست می‌کشند برای او قابل تصور نبود. دست کشیدن نویسندگان از پیش‌بینی آینده همزمان با تغییرات آب و هوایی رخ داد. گرمای جهانی غیرقابل‌اجتناب به نظر می‌رسد اما آیا این دلیل برای قطع امیدمان از آینده کافی است؟ افزایش سطح آب دریا، لزوم کربن‌زدایی کردن اقتصاد و تغییرات وحشتناک اکوسیستم از جمله مشکلاتی است که ذهن بشر امروز را به خود مشغول کرده است اما ما انسان‌ها همان گونه‌ای هستیم که از «مرگ سیاه» و «جنگ هسته‌ای» گریخته‌ایم. ناامید شدن انسان در میانه چنین مشکلاتی دور از ذهن می‌رسد! «ولز» نیز چنین عقیده‌ای داشت. او در بازه زمانی شش ساله از 1895 تا 1901 داستان‌هایی را به دنیا عرض کرد که خود آنان را رمان «عاشقانه علمی» می‌خواند. این کتب شامل «ماشین زمان»، «جزیره دکتر مورو»، «مرد نامرئی»، «جنگ دنیاها»، و «اولین انسان بر روی ماه» است. کتاب‌های او نشانه تفکری جدید در دنیا است و از آن زمان تاکنون منبع الهام بسیاری از کتب علمی-تخیلی شده است. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که «ولز» قصد داشت با عقایدش مورد توجه دنیا قرار گیرد اما متأسفانه رمان‌های «علمی عاشقانه» مورد توجه مردم قرار نداشت بنابراین او تلاش کرد دیگر گونه‌های ادبی را نیز امتحان کند. اگرچه رمان‌های او در آن زمان مورد توجه قرار گرفت اما اکنون بسیاری از آنان به دست فراموشی سپرده شده‌اند. تنها کتابی که همچنان مورد توجه قرار دارد «جنگ دنیاها» است و همچنان منبع الهام داستان‌هایی قرار می‌گیرد که در آن آدم‌های فضایی به کره زمین حمله می‌کنند. این کتاب جای خود را در اذهان مردم باز کرد و زندگی ما را برای همیشه تغییر داد. قدرت «ولز» در توانایی خلق اتفاقات، جدید است. این داستان‌ها نیستند که ما اکنون به آن نیاز داریم بلکه تخیلی که او در ذهن ما ایجاد کرد بسیار جای قدردانی دارد. یافتن نویسنده‌ای معاصر که داستان‌هایی چون داستان‌های «ولز» خلق کند و تأثیری مانند او بر ذهن انسان بگذارد بسیار دور از ذهن است. اما به هر حال باید تلاش کنیم زیرا اگر نیاز به تصویر آینده، قبل از ساختن آن داشته باشیم، ناتوانی قدرت تخیل ذهن انسان، زنگ خطر بزرگی به حساب می‌آید. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 07:20:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/239463/اچ-جی-ولز-مردی-زیاد-می-دانست-آیا-قدرت-تخیل-انسان-امروز-کاهش-یافته صفحه امروز؛ 16 آگوست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146495/صفحه-امروز-16-آگوست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، این نویسندگان آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته‌اند.   مارگارت میچل مارگارت میچل، نویسنده آمریکایی چنین روزی در سال 1949 از دنیا رفت. وی نوامبر 1900 به دنیا آمد. «بر باد رفته» عنوان مهم ترین رمان اوست که سال ۱۹۲۶ شروع به نوشتن آن کرد. این رمان سرانجام سال ۱۹۳۶ چاپ شد و طولی نکشید که به 40 زبان ترجمه شد. این کتاب از چنان شهرتی برخوردار شد که سال 1936 جایزه کتاب ملی و سال 1937 جایزه پولیتزر را برای میچل به ارمغان آورد و تنها در 6 ماه فروش يك ميليوني را به خود اختصاص داد. پس از آن فیلم «بر باد رفته» سال 1940 جایزه اسکار را نیز به نام خود کرد. دولت آمریكا به منظور قدردانی از مارگارت میچل تمبری به یاد او چاپ و روانه بازار کرده است.  چارلز بوکوفسکی هنری چارلز بوكوفسکی شاعر و نویسنده آلمانی – آمریکایی چنین روزی در سال 1920 در آندرناخ آلمان به دنیا آمد. در سه سالگی همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و به همین دلیل نوشته هایش به شدت تحت تاثیر فضای شهر لس‌آنجلس قرار دارد. در کارنامه ادبی او هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از 50 کتاب وجود دارد و منتقدانی چون «ژان‌پل سارتر» وی را «بزرگترین شاعر آمریکا» لقب داده‌اند. وی در ۲۴ سالگی، داستان کوتاه «عواقب یک یادداشت بلند مردود» را در مجله داستان به چاپ رساند. دو سال بعد، داستان کوتاه «۲۰ تشکر از کاسلدان» را منتشر کرد و «قلب من در دست او اسیر است» را سال 1963 و «صلیب در دست مرگ» را سال ۱۹۶۵ روانه بازار کرد. پس از آن مدتی هیچ چیز ننوشت و سال‌ها به عنوان نامه‌رسان در اداره پست لس آنجلس کار کرد و روزی که دوباره نوشتن را آغاز کرد از اداره پست اخراج شد. او در سال 1969 به نوشتن حرفه‌ای تمام وقت پرداخت و کمتر از یک ماه نخستین رمانش به نام «پستخانه» را به اتمام رساند. آخرین کتاب او در سال 1994 با عنوان «موسیقی آب گرم» منتشر شد. روی سنگ قبر این شاعر تنها یک جمله نقش بسته است: تلاش نکن! آلبرت کوهن آبراهام آلبرت کوهن نویسنده سوییسی در چنین روزی از سال 1895 به دنیا آمد. او که زاده یونان بود، در سال 1919 شهروند سوییس شد. او که مدت ها به عنوان دیپلمات فعالیت می کرد، چهار رمان و چند نمایشنامه در کارنامه اش دارد که به زبان فرانسوی نوشته شده‌اند. این رمان ها در حقیقت به نوعی داستان هایی بر مبنای زندگینامه خود او هستند. سولال یکی از قهرمان هایش را همزاد خود او می دانند. رمان «زیبای ارباب» او که به عنوان «کتاب عشق» شناخته می شود سال 1968 جایزه آکادمی فرانسه را دریافت کرد و از آن زمان آثار او به عنوان کتاب های پرفروش انتشارات گالیمار همچنان منتشر می شوند. این رمان یکی از رمان هایی است که در فهرست صد کتابی که باید پیش از مرگ خواند، جای گرفته است. کوهن سال 1981 درگذشت. دایانا واین جونز دایانا واین جونز، نویسنده بریتانیایی چنین روزی در سال 1934 در لندن به دنیا آمد. شهرت وی به خاطر نگارش مجموعه داستان‌هاي فانتزي براي كودک و نوجوان است. از اين نويسنده بيش از 40 عنوان داستان و مجموعه داستان منتشر شده و کتاب های وی با کتاب های هری پاتر مقایسه می شود. اين نويسنده جوايز متعددي را در كارنامه خود ثبت كرده كه جايزه انجمن كتابخانه‌هاي آمريكا در سال 1977و 1978، جایزه گارین سال 1978، جايزه ادبيات فانتزي كارل ادوارد سال 1999و مدال كارنگي سال 1977 و همينطور جايزه كتاب سال انگليس در سال 1984 از جمله آن هاست. همچنین وی سال 2006 به خاطر نگارش داستانی که برمبنای آن يك انيميشن ژاپني ساخته شد، موفق به اخذ جايزه اسكار بهترين فيلمنامه انيميشن شد. «قصر متحرک هاول»، «داستان جادوگر» و «زندگی کریستوفر چانت» از جمله آثار اوست. وی مارس 2011 از دنیا رفت. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 07:26:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/146495/صفحه-امروز-16-آگوست اعتبار مکان برگزاری نشست‌ها در جلب اعتماد مخاطب موثر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264361/اعتبار-مکان-برگزاری-نشست-ها-جلب-اعتماد-مخاطب-موثر فرشته نوبخت نویسنده و پژوهشگر در آستانه برگزاری هزارو صدمین نشست هفتگی شهر کتاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره تاثیر این نشست‌ها بیان کرد:  بهترین نشست‌هایی که در حال حاضر برگزار می‌شود متعلق به شهرکتاب است چون نگاه آکادمیک‌تری نسبت به باقی نشست‌ها دارد. فضای نقد این نشست‌ها به مانند اکثر جلسات نقدو بررسی تعارف‌آمیز نیست.  اما متاسفانه تعداد نشست‌های شهرکتاب کم است و باید بیشتر و منظم‌تر برگزار شود.  وی افزود: به دلیل حمایت نشدن از این جلسات و کم‌بودن نشست‌های تخصصی ادبیات،‌ باید به فضاهای کافه‌ای تن داد. من خودم  باید برای رونمایی کتابم  فعالیت کنم و هیچ حمایت بیرونی برای برگزاری این جلسات صورت نمی‌گیرد. نویسنده «زمستان فصل مردن نیست» درباره تفاوت‌ نشست‌های هفتگی شهرکتاب با دیگر جلسات نقد توضیح داد: در شهرکتاب از افراد کارشناس و متخصص برای نقدوبررسی دعوت می‌شود که کارنامه قابل قبولی در تحقیق و پژوهش دارند و آقای محمدخانی همیشه انتخاب‌های خوبی در این زمینه داشته‌اند. در فضاهای غیررسمی مانند کافه افرادی که به عنوان منتقد دعوت می‌شوند اطلاعات کافی درباره کتاب ندارند و رویکرد درستی نمی‌توانند داشته باشند. مخاطب هم این‌ها را می‌فهمد و تعارفات معمول را متوجه می‌شود و آن را به چشم دورهمی نویسندگان می‌بیند اما در شهر کتاب یک رویکرد کاملا علمی و پژوهشی به ادبیات وجود دارد. نوبخت برای ارتقای نشست‌های ادبی پیشنهادات خود را ارائه کرد و گفت: این نشست‌ها در صورتی می‌تواند در ارتقا ادبیات موثر باشد که تعداد جلسات بیشتر و منظم‌تر باشد . در این صورت بهتر می‌توان جذب مخاطب کرد. من همیشه به علاقه‌مندان شرکت در جلسات نقد کتاب،  نشست‌های هفتگی شهرکتاب را معرفی می‌کنم. در این جلسات ارتباط مستقیم‌تری با مخاطب برقرار می‌شود و کسانی که با این فضاها زیاد آشنا نیستند به خواندن کتاب و شرکت در این نشست‌ها علاقه‌مند می‌شوند. به طور کلی راهکار اصلی در  جذب مخاطب با افزایش تعداد جلسات و برنامه منظم برای برگزاری ‌آن‌ها و همچنین تبلیغات بیشتر است.  بیشتر نشست‌های شهرکتاب به بررسی آثار کلاسیک اختصاص دارد و می‌توان با افزایش تنوع موضوعی این نشست‌ها به افزایش مخاطب رسید. به دلیل وجود کتابفروشی در مکان برگزاری نشست‌های هفتگی شهرکتاب این مکان پتانسیل بسیار خوبی برای جذب مخاطب دارد و می‌توان با اندکی حمایت و تبلیغات طیف مخاطبان آن را گسترش داد. نویسنده «کمی مایل به سرخ» درباره مشکل اصلی برگزاری نشست‌های هدفمند و با کیفیت عنوان کرد: مشکل اصلی این است که ما منتقدان کارآمد کمی داریم. به غیر از دکتر نجومیان که بسیار در حوزه ادبیات فعال هستند کمتر کسی را داریم که اشراف لازم را در این حوزه داشته باشد. باید در حوزه دانشگاهی افراد بیشتری را جذب کرد که  بتوان این نشست‌ها را از این حالت که اسامی مشخصی در آن تکرار می‌شود،‌خارج کرد.  می‌توان افرادی را که به نظریه‌های ادبی اشراف کامل دارند برای فعالیت در این نشست‌ها جذب کرد. ما کمتر کسی را داریم که در جلسات نقد به عنوان منتقد حضور یابد و به نظریه‌های ادبی اشراف داشته باشد. اگر این امر تحقق یابد آگاهی مخاطبان و شرکت‌کنندگان در این نشست‌ها نیز افزایش می‌یابد. و این دلزدگی که در این فضا وجود دارد کاهش پیدا می‌کند. نویسنده «سیب ترش» درباره تاثیر نشست‌های نقدوبررسی کتاب در فروش و دیده شدن کتاب‌های یک نویسنده گفت: به شخصه خودم چنین چیزی را تجربه نکرده‌ام. نشست‌هایی که برای کتاب‌های من برگزار شده در مکان‌هایی نبوده که بتواند اعتماد مخاطب را جذب کند. به نظرم مخاطب به نگاه‌های دانشگاهی بیشتر اعتماد می‌کند تا نگاه‌های تجربی.  اعتبار مکانی که نشست نقدوبررسی در آن برگزار می‌شود و همچنین نقدهایی که در مجلات معتبر چاپ می‌شود در جلب اعتماد مخاطب موثر است. برای یکی از کتاب‌های من 60 تا 70 نقد نوشته شد و نشست‌هایی هم در همان فضاهای کافه‌ای برایش برگزار شد اما درنهایت کتاب به چاپ دوم رسید. پس مهم این است که چه کسی و از چه منظری وارد نقدوبررسی کتاب شود. این نویسنده در انتها گفت: کمبودهایی که در برگزاری نشست‌های موفق داریم مربوط به دو مساله است؛ یکی  کمبود مکان معتبر برگزاری جلسات و دیگر محدود بودن افراد متخصص و آگاه. منِ نویسنده هم نمی‌توانم در این باره موثر باشم و باید این حمایت و بهبود به دست افراد و نهادهای آگاه صورت گیرد. ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 11:39:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264361/اعتبار-مکان-برگزاری-نشست-ها-جلب-اعتماد-مخاطب-موثر رمان‌های گمشده در لابه‌لای صفحات مطبوعات http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264138/رمان-های-گمشده-لابه-لای-صفحات-مطبوعات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-حسن میرعابدینی: رمان به‌عنوان یک نوع ادبی مدرن، مهاجری است که بیش از صدسال از اقامتش در این سرزمین نمی‌گذرد؛ و به مثابه گفتمان روائیِ جدید، از محصولات مدرنیته به‎شمار می‎رود. در سنت فرهنگی ما، شاید به سبب استبداد شرقی دیرپا و چیرگی تک‎سخن‎گویی، فرم‎های ادبیِ مکالمه‎ای مانند رمان و نمایشنامه، امکان رشد پیدا نکرده‎اند. در سال‎های بیداری مشروطیت، بر اثر تحولات چشمگیر در اجتماع و فرهنگ، و برخورد جلوه‎های تجدد اروپا بر پیکر جامعه‎ای سنّت‎زده، انواع جدید رمان و نمایشنامه سر برآوردند؛ و در گذر زمان، نوع رمان ایرانی پدید آمد که دو خاستگاه عمده دارد:   الف- ادبیات کلاسیک فارسی و رمانس‎هایی مانند سمک عیّار و داراب‎نامه و نقّالی‎های شفاهی؛ ب- رمان‎های ترجمه‎ شده اروپایی و روسی به زبان فارسی. بیشتر از راه این ترجمه‌‏ها بود که نویسندگان ایرانی با قالب و فرم رمان آشنا شدند و کوشیدند نمونه‎های فارسیِ آنها را پدید آورند. هرچند، شکل‎گیریِ رمان ایرانی، صرفاً نتیجۀ ترجمۀ رمان‎های غربی نیس، بلکه در ارتباط است با روند تجربۀ تاریخیِ مدرنیته در این سرزمین.   جنبش فرهنگیِ منتج به پیدایش رمان، حاصل تحولات اجتماعی- فرهنگیِ درونی و دیرینۀ جامعۀ ایرانی و فزونی یافتن رابطۀ ایران با فرنگستان بوده است. این جنبش، گذشته از تحول خودپوی جامعه، حاصل عواملی از قبیل اعزام محصل به فرنگستان و شکل‎گیریِ نهضت ترجمه بود که از زمان عباس‎میرزا قاجار و به سعی مصلحانی همچون قائم‎مقام فراهانی شروع شد؛ با تلاش‎های میرزاتقی‎خان امیرکبیر و میرزاحسین‏خان سپهسالار تداوم یافت و در اواخر دورۀ ناصری به بار نشست و نظم و سرعت بیشتری پیدا کرد. البته نمی‎توان نقش روشنفکران خارج از کشور را در گسترش افکار تجدددطلبانه و نشر فکر آزادی نادیده گرفت، به‎طوری‎که نخستین رمان‎واره‎های جدید را هم طالبوف و مراغه‎ای، از دگراندیشان هجرت‎کرده، نوشتند.     شکل‎گیری رمان فارسی، بستگی به دو عامل فنّی صنعت چاپ و انتشار مطبوعات هم دارد. چاپ، پیدایش مطبوعات و نشر کتاب را امکان‎پذیر می‎کند. و اهمیت مطبوعات در نقشی است که آنها به عنوان پایگاه ادبیات جدید ایفا می‎کنند. اولین رمان‎ها به نفقۀ مطبوعات منتشر شدند: روزنامۀ اخترِ استانبول کتاب احمد یا سفینۀ طالبی اثر عبدالرحیم طالبوف و سیاحت‎نامۀ ابراهیم‎بیک اثر زین‎العابدین مراغه‎ای را چاپ و نشر کرد و روزنامۀ حبل‎المتینِ کلکته کتاب سرگذشت حاجی‎بابای اصفهانی اقتباس هوشمندانۀ میرزاحبیب اصفهانی از رمان جیمز موریه را. مطبوعات فضایی برای نویسندگانی پدید آوردند که می‎خواستند دست به تجربه‎های تازۀ ادبی بزنند، مانند چرندپرندهای میرزاعلی‎اکبر دهخدا در صور اسرافیل (1286ش) و «فارسی شکر است» اثر سیدمحمدعلی جمال‎زاده در کاوه (برلین 1300ش). به‎طور کلی، مطبوعات با پیشنهاد الگوهای تازۀ ادبی، در تحول نظام ادبی تأثیری بسزا نهادند.   جز رساله‎هایی که گاه‎گاه به صورت مستقل چاپ می‎شد «روزنامه مدت هفتاد و پنج سال یگانه وسیلۀ مکتوب ارتباط علمی و فکریِ افراد جامعۀ ایرانی بود»[1]. از این رو، مطبوعات فارسی گنجینه‎ای از مطالب ادبی و تاریخی به‎شمار می‎آیند و جستجوگرِ آنها می‎تواند مطالب مفیدی برای نگارش تاریخ ادبیِ دورۀ معاصر به‎دست آورد.   مطبوعات عصر ناصری، که تحت سانسور بودند و از پرداختن به مسایل سیاسی روز اِبا داشتند، به ناگزیر اغلب صفحات خود را با پاورقی پر می‎کردند. پاورقی از ترجمۀ متون علمی و تاریخی شروع شد و به چاپ ترجمۀ رمان و رمان‎های تألیفی کشید. نشریاتِ پیش از انقلاب مشروطه، رمان‎های ترجمه‎شده را به‎طور مسلسل چاپ می‎کردند. در دورۀ انقلاب، مطبوعات بیشتر به چاپ اخبار و انتقادهای سیاسی رغبت نشان می‎دادند. اما با فرونشستن شور و شوق‎های سیاسیِ عصر مشروطه، اغلب روزنامه‏های دهۀ 1290 شمسی به چاپ رمان روی آوردند.   در واقع، نویسندگان نخستین رمان‎های فارسی، به سبب دشواری‎های چاپ و نشر و فروش رمان به صورت کتاب، آثار خود را در پاصفحۀ مطبوعات منتشر می‎کردند. به عنوان نمونه می‎توان اشاره کرد به:  شهرناز نوشتۀ یحیی دولت‎آبادی در روزنامۀ ستارۀ شرق؛ تهران مخوف اثر مرتضی مشفق‎کاظمی، و سیاحت‎نامۀ دکتر ژاکِ آمریکایی از عبدالحسین آیتی در روزنامۀ ستارۀ ایران؛ گل‎آقا و گل‎تاج، و غیاثِ خشت‎مال در نشریۀ ناهید. روزنامۀ شفق سرخ به مدیریت علی دشتی، از مهم‎ترین پایگاه‎های رمان فارسی در سال‎های 1300 تا 1310 شمسی به‎شمار می‎رود.   اثرآفرینان این دوره، کم‏توجه به ویژگی‎های نوع (ژانر) ادبی، تمام نثرهای تازۀ روایی‎شده را تحت پوشش واژۀ رمان قرار می‎دادند. آنان تفاوت چندانی بین نثر رمانی و دیگر انواع منثور مانند تاریخ و خاطرات قایل نمی‎شدند و بیش از خصایص ادبی، به جنبۀ تعلیمی و آموزشی اثر می‎اندیشیدند. در دورۀ مشروطه، با نمونه‎های پیشارمانی در قالب سفرنامۀ تخیلی، خوابنامه، و نوشته‎های مکالمه‎ای مواجه می‎شویم. سال‎های پس از جنگ جهانی اول، دهۀ 1290ش، را می‎توان آغاز دورۀ جدائیِ رمان از زمینه‎های صرفاً سیاسی، و استقلال نسبی آن، به‎عنوان تصویرگرِ تجربه‎ای فردی در قالب سرگذشتی خیالی، دانست.      در دوره‎های گذار- دوره‎های دگرگونی در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی- ارزش‎های کهن متزلزل می‎شود در حالی که آداب و باورهای جدید هنوز استوار نشده است. در نتیجه، سیر تاریخ ادبیات دچار بحرانی می‎گردد که در تغییر ذوق ادبی و نشستنِ انواع تازه به جای انواعی که کارائیِ ادبی خود را از دست داده‏اند، نمود می‎یابد.   دورۀ ناصری- مظفری در تاریخ ادبیِ معاصر، دورۀ گذار از قصۀ بلندِ سنتی (رمانس) به رمان است. از انواع تخیلی - روائیِ خاص این دوره می‎توان اشاره کرد به:    الف- آثاری چون منشئاتِ قائم‎مقام که سنت حکایت‎نویسیِ ادبای گذشته را تداوم بخشیده‎اند و، بانثری ادیبانه، آثاری همچون گلستانِ سعدی را سرمشق قرار داده‎اند؛    ب- قصه‎های بلند عامیانه‎ای که با رشد صنعت چاپ در ایران و هند منتشر شده است.    پ- ترجمۀ رمان‎های اروپایی که شیوۀ ادبی تازه‎ای را پیش روی مؤلفانی قرار داد که در طلب بدیل‎هایی برای انواع سنتی بودند؛    ت- آثار روائیِ بینابینِ قصۀ سنتی و رمان اروپایی، مثل مسالک‏المحسنینِ طالبوف و سیاحت‎نامۀ ابراهیم‎بیک از مراغه‎ای.   مسعود کوهستانی‎نژاد در اثری پنج جلدی، گزیده‎ای از رمان‎های تألیف‏شده در فضای فرهنگی مشروطه را گِرد آورده است. او دورۀ زمانی مورد نظر خود - «انقلاب فرهنگی مشروطیت»- را از اواخر عصر ناصری تا 1306 شمسی، سال تثبیت سلطنت رضاشاه، در نظر می‎گیرد. ارزش کار او در نقل آثاری است که در لابه‎لای صفحات نشریات زمان‎های به‎تاریخ‎پیوسته، از یادها رفته‎اند. او، همچنین، با نقل فرازهایی از بررسی‎های ادبیِ نوشته شده در مطبوعات آن سال‎ها، بر ارزش پژوهشیِ کار خود می‎افزاید. اما وی به قراری که، به‎طور ضمنی، گذاشته – چاپ رمان‎های تألیفیِ درج شده در پاورقی مطبوعات – پای‎بند نمی‎ماند: جلد اول شامل داستان شگفت یا سرگذشت یتیمان اثر میرزااسمعیل آصف، مکتوب قصه‎نما و افکار پریشان یا حکایت خیالی- هر دو از مؤلفی ناشناس، مصاحبه اثر علی‏محمد کاشانی، مکتوبات یک انگلیسی نوشتۀ غلام‎رضا، و بختیارنامه است. از بین این آثار، بختیارنامه یک رمانس‏ کهن ایرانی است و نه نمونه‎ای از مشق‎های ایرانیان در رمان جدید، یا رمانی «با کلیه خصوصیات رمان‎نویسی عصر مشروطیت». هرچند مؤلف، چاپ بختیارنامه را نوعی «پشتوانه‎سازیِ» نهضت رمان‎نویسی تلقی می‎کند، این متن در چارچوب کتاب حاضر قرار نمی‎گیرد. مهمترین خصیصه‎ای که آثار رمان‎نویسان معاصر را از قصه‎های کهن متمایز می‎سازد، جنبۀ واقع‎گرایانۀ آنهاست- یعنی آنچه که در این رمانس غایب است.  مصاحبه اثر علی‏محمد کاشانی نیز بیش از آنکه رمان به حساب آید، متنی است ژورنالیستی که، به شیوۀ رواج‎یافته در مطبوعات دورۀ انقلاب مشروطه، روالی گفت‎وگویی دارد.   در جلد دوم نیز معلوم نیست چرا در کنار رمان‏های جالب توجهِ عروسی مهرانگیز اثر یحیی‎میرزا اسکندری و گل‎آقا و گل‎تاج از ابوالقاسم سروش، ترجمۀ سفرنامۀ افسری روسی به ایران نقل شده است.  جلد سوم به رمان غیاث خشت‎مال اثر عیسی سروش اختصاص یافته است. معلوم نیست چرا در مقدمۀ این جلد، چندبار به جای عیسی سروش، نام عیسی صدیق آمده است.   نکتۀ قابل ذکر اینکه محیط طباطبایی[2] داستان گل آقا و گلتاج را اثر طبع میرزاعیسی سروش، و نه ابوالقاسم سروش،  می‎داند و بر آن است که چون ع. سروش برای حفظ کار اداریِ خود، مطالب ژورنالیستی‎اش را با حرف "ع" امضا می‎کرد، محققان تاریخ مطبوعات در شناسائیِ او به اشتباه افتاده‎اند.کوهستانی‎نژاد رمان غیاث خشت‎مال را اثر طبععیسی سروش قلمداد می‎کند، در حالی‎که این اثر نوشتۀ میرزاابراهیم شیرازی «ناهید» نگارندۀ روزنامۀ ناهید است[3]. این رمان که به مدت یک سال در پاصفحۀ ناهید چاپ می‎شد، به صورت نمایشنامه نیز درآمد و به روی صحنه رفت.   ارزشمندترین متن نقل شده در جلد چهارم، رمان نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید اثر ملک‎الشعرا بهار است. متن‎های دیگرِ این جلد، پهلوان زند از شیرازپور پرتو و ایام محبس اثر علی دشتی، قبلاً به صورت کتاب چاپ شده‎اند و دسترسی به آنها دشوار نیست. این نکته دربارۀ رمان‎های گردآمده در جلد پنجم، از عباس خلیلی و عبدالحسین آیتی (یک جلد از اثری سه‎جلدی) و حسین‎علی گلشن نیز صادق است. به این ترتیب جلدهای اول تا چهارم حاوی متن‎های ارزشمندی هستند که- به سبب گم‎شدن در لابه‎لای صفحات مطبوعات و نه، چنان که مؤلف می‎گوید، «غرض منتقدان ادبی»- در بررسی‎های مربوط به تاریخ رمان‎نویسی ایران مغفول مانده‎اند. و حالا، با سعی کوهستانی‎نژاد، به عرصۀ رمان‎نویسی فارسی بازگشته‌اند. وی، از این نظر حفره‎هایی از تاریخ ادبیات معاصر را پر کرده است.   البته می‏شد به جای آثاری که جایشان در این کتاب نیست، نمونه‎های دیگری را – اگر مؤلف به آنها دسترسی می‎یافت- گذاشت، مانند: حقیقت‎الامر (1286ش) از احمدمیرزا مدیر نشریۀ بلدیه تبریز، خواب و خیال (1286ش) از حاجی‎میرزاحسین خان [به نقل از هما ناطق]، روزنامۀ غیبی رؤیای صادقه (1279ش) نوشتۀ سیدجمال‎الدین اصفهانی و یاران او، خلسه (1271ش) اثر اعتمادالسلطنه (که به همت محمود کتیرایی به صورت کتاب هم منتشر شده است) و....   در چنین مجموعه‎ای، به جهت رعایت جنبۀ استنادی تحقیق، ذکر نام نشریاتی که رمان‎ها از آنها نقل شده‎اند، ضروری است. مؤلف گاه این امر را رعایت کرده و در موارد متعدد به ذکر «یکی از روزنامه‎ها» اکتفا کرده است.   مسعود کوهستانی‎نژاد در «مقدمۀ» جلد اول، با اشاره به فضای فرهنگی چیره بر دربار ناصرالدین شاه، عزم این شاهِ سفرکرده به فرنگ را در آشنائیِ ایرانیان با فرهنگ و تمدن اروپا مؤثر می‎داند. شاه می‎کوشید با ایجاد دارالترجمه برای برگرداندن رمان‎های فرنگی به زبان فارسی، سفرنامه‎نویسی، علاقه به روزنامه‎های فرنگی، در عین توجه به نقالی‏های سنتی، بین سنت و تجدد تعادلی برقرار کند.   در دورۀ سلطنت او، ایرانیان مهاجر و مترجمان داخل کشور، با الگو قرار دادن رمان‎های ترجمه شده شروع به نگارش رمان‎واره‎هایی کردند که با چاپ «در روزنامه‎های دولتی و نیز اندک اندک از طریق چاپ و انتشار به شکل کتاب، در میان تحصیل‎کردگان و فرهنگ‎دوستان نفوذ پیدا کرده و رواج یافتند». مؤلف شرحی می‎دهد از  کتاب احمد اثر طالبوف، به عنوان رمانی آموزشی. و از آن به عنوان «نخستین تجربۀ رمان‎نویسی مدرن ایرانی» یاد می‎کند. آنگاه ردّ شیوۀ مکالمه‎ای این اثر را در مکالمۀ سیاح ایرانی و هندی نوشتۀ مؤیدالاسلام، و مصاحبه از محمدعلی کاشانی می‎گیرد. این آثار به فرم گفت‎وگو نوشته شده‎اند که در دورۀ مشروطیت، با تَرَک برداشتن ساختار استبداد، به وجه ادبیِ تازه‌ای در گفتار سیاسی و ادبی بدل شده بود.      مؤلف، متعاقباً، شرحی می‎دهد از متن‎هایی که گردآوری کرده است و سرنوشت نویسندگان آنها. و خبرهای مطبوعات آن سال‎ها دربارۀ آن متن‎ها را نقل می‎کند.   پس از 1285ش و پیروزی انقلاب مشروطه، رمان‎های بیشتری نوشته شد و در آنها «طرح مباحث اجتماعی... به سرعت به مسائل سیاسی گسترش یافت». در رمان‎های یحیی‎میرزا اسکندری، ابوالقاسم سروش و ملک‎الشعرا بهار با رویکرد سیاسیِ متفاوتی مواجه می‎شویم. این نویسندگان، به‎خلاف رمان‎نویسان پیشین، انتقاد اجتماعی خود را در عین تفاهم و همراهی با دولت برآمده از مشروطه، انجام می‎دهند. زیرا دولت وثوق‎الدوله (1297- 1299ش) می‏خواست «نظم و نسقی به کشور بحران‎زده و در آستانۀ فروپاشیِ کاملِ ایران بدهد».   اما در اغلب رمان‎های دهۀ 1290-1300ش. مشکلات سیاسی- اجتماعی به صورت دیگری مطرح می‎شوند. مؤلف در انتقاد اجتماعیِ نگارندگان این رمان‎ها انگیزۀ سیاسیِ مشخصی می‏بیند و می‏گوید، برخلاف ملک‎الشعرا بهار، تأکید کسانی همچون مشفق کاظمی نویسندۀ تهران مخوف و شیرازپور پرتو مؤلف پهلوان زند، «برای تخریب وجهۀ سلطنت قاجار به نفع جناح سیاسی‎ای بود که در پی برانداختن قاجاریه و سلطنت سردارسپه» بود.   کوهستانی‎نژاد، بر اساس چنین تبیینی از وضع رمان ایرانی، عدم چاپ رمان نیرنگ سیاه به صورت کتاب و مطرح نشدن آن در تاریخ‎های ادبی دورۀ معاصر را ناشی از مخالفت ملک الشعرا با حکومت رضاشاه می‎بیند. در حالی که بهار، اگر می‎خواست، می‎توانست طی سال‎های 1298 تا 1306 متن خود را به صورت کتاب منتشر کند. شاید او نوع ادبیِ تازۀ رمان را چندان جدی نمی‎گرفت و از این‎رو در پی چاپ اثر خود به صورت کتاب نبود. و یا شاید چون، به قول افشار، «روزنامه مدت هفتاد و پنج سال یگانه وسیلۀ مکتوب ارتباط علمی و فکریِ افراد جامعۀ ایرانی بود»، ملک‎الشعرا به چاپ رمانش در روزنامه اکتفا کرده بود، همان‎طور که مقالاتش سال‎ها بعد به سعی محمد گلبن به صورت کتابی مدوّن درآمد.   اما مؤلفِ مشروطیت ایران و رمان فارسی بر آن است که «رمان نیرنگ سیاه و دیگر رمان‎های عصر مشروطیت، قربانی برخورد کاملاً سیاسی- فکری حاکم بر فضای فرهنگی- هنری ایران با آنها شدند... به دلیل حمایت آشکاری که در رمان نیرنگ سیاه از اصلاحات وثوق‎الدوله در سال‎های 1297 و 1298 شده است، رمان مزبور به فراموشی سپرده شده و حتی با توهین و تهمت مانع از طرح آن رمان در ادبیات معاصر ایران می شود...[که] حکایت از لحاظ کردن گرایش‎های سیاسی در نقد ادبی و بررسی تاریخ ادبیات معاصر ایران دارد» (ص41). تاریخ‎های ادبیِ معاصر، مانند از صبا تا نیما (1350)، در زمانی نوشته شده‎اند که دعوای قاجار و پهلوی تمام شده بود. و یحیی آرین‎پور کسی نبود که در جهت دفاع از پهلوی، رمان ملک‏الشعرا بهار را نادیده بگیرد. به گمانم فرضیۀ مؤلف، تا زمانی که مستند به اظهار نظری از بهار یا نگارندۀ دیگری از عصر مشروطه در این باب نباشد، قابل دفاع نیست.   هر تحقیقی، روایت محقق است از موضوعی که برگزیده؛ و مانند هر روایت دیگری، فرایند نظم‎بخشیِ دوبارۀ آن‌چیزی است که رخ داده یا گمان می‎رود که رخ داده باشد؛ و در آن افق تاریخیِ روزگار محقق با افق تاریخیِ زمانۀ رویدادها درهم می‎آمیزد؛ نوعی ساختمند کردن وقایع است در قالب یک طرح و پیرنگ، تا ما را قادر به درک دقیق‎تر آن بسازد؛ و- بنا بر شیوۀ ربط دادن حادثه‎ها به یکدیگر یا مهمتر جلوه دادن شخصیتی از شخصیت دیگر و تعیین علت و معلول‎ها و ... - از تأویل و تفسیر محقق متأثر است. تبیین تاریخ ادبیات نیز عمدتاً از منطقی روائی پیروی می‎کند. گزینش واقعیت ها و شیوۀ مفهومی کردن آنها - نحوۀ چیدن وقایع کنار هم، برای ایجاد طرح و پیرنگ- شبیه کارِ داستان‎نویس است. البته توفیق محقق بسته به آن است که قصۀ تحقیق خود را در قالب طرحی تا حد امکان باورپذیر پیش ببرد.   لنگربه گمانم، تقیّد مؤلف بر غرض‎ورزیِ مورخان تاریخ ادبی معاصر در کم‎توجهی به رمان ملک‎الشعرا، بازنمائیِ تاریخی او را محدود ساخته و سبب کم‎توجهی به نقش تعیین‎کنندۀ عوامل دیگر شده است.   صاحب این قلم، به عنوان محقق تاریخ داستان‎نویسی ایران، قدردانِ تلاش مسعود کوهستانی‎نژاد است. زیرا وی موفق به گِردآوردن برخی از رمان‎های دور از دسترس در کتاب پنج جلدی خود شده است.   [1].ایرج افشار، «جریان‎های ادبی در مجلات فارسی»، راهنمای کتاب، سال 20، 1356. [2]. محیط طباطبایی: تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، انتشارات بعثت، تهران 1366، ص 263 و 264. [3]. ابوالقاسم حالت: «ناهید، شیرین‎زبانی»، مجلۀ تلاش، شمارۀ 37، مهر آبان 1351. ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 08:05:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264138/رمان-های-گمشده-لابه-لای-صفحات-مطبوعات انتخاب‌های یگانه احمد فردید http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264380/انتخاب-های-یگانه-احمد-فردید خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ــ مهدی اسحاقیان: فردید در دورانی می‌زیست که جریان روشنفکری چپ ایران از مکتب مارکسیسم و جریان راست از مکتب کانت و ایده‌آلیسم الگو می‌گرفت. جریان سنتی نیز به نوعی  تحت تاثیر این دو جریان بود. در این میان فردید پس از کشف هانری برگسون (فیلسوف مشهور فرانسوی) و اهمیت «زمان درونی» او به مارتین هایدگر رسید.  فردید «زمان‌بودگی دازاین» و تاریخمندی را نزد هایدگر کشف کرد و می‌پنداشت که هر انسان و جمعیتی تنها در درون تاریخمندی خویش می‌تواند زمان حقیقی خود را بازیابد. بنابراین انتخاب یگانه او در تاریخ تفکر معاصر از سوی جریان‌های معاصر مورد هجوم قرار گرفت. البته نحوه قرائت فردید مزید بر علت بود. به ویژه تاویل‌های او از هایدگر در اوایل انقلاب از هایدگر که درست مطابق انحراف خود هایدگر از مبنای اندیشه‌اش یعنی «هستی و زمان» و به ویژه خطابه ریاست دانشگاهی‌اش بود. در این میان گویی به دوران دگرگونی به عمد توجهی نکرد. دوره‌ای که از آن به تاریخ هستی در اندیشه هایدگر یاد می‌شود. هرچند قرائت فردید از آن دوره نیز چنانکه اشاره می‌شود، ثابت مانده بود. با این همه فردید با کشف هایدگر و طرح واقع بودگی و تاریخمندی به جریان‌های فکری ایران که خواهان گذشت از حالت تصلب و انحراف از تاریخ بودند، این تذکر را داد که تنها راه برای برون رفت از این وضعیت بازگشت به سرچشمه و کشف امکان جدید در این سنت است. فردید اما به گفته خود در هم سخنی با هایدگر تاریخ هستی را نحوه ظهور اسماُ تاویل کرد و در نتیجه «ولایت وجود» به ولایت موجود فرو کاسته شد که نقطه مقابل اندیشه هایدگر بود که از ابتدا بر نقد آن در تاریخ تفکر مغرب زمین از سقراط و افلاطون به این سو، بر آن اهتمام داشت. در نتیجه فردید با قرائت تئولوژیک از اندیشه هایدگر مجدد به گرداب موجودشناسی سقوط کرد. امتیاز فردید اما در کشف اندیشه هایدگر و جریان معاصر اروپا در تاریخ معاصر تفکر ایران همچنان پابرجاست. هرچند گرایش‌هایی دیگر نیز با تمسک به اندیشه‌های پست مدرن که از برخی محورهای اندیشه‌ هایدگر الهام گرفته‌اند و بدون اشراف بر کلیت اندیشه او از آن دستاویزی برای مخالفت با گرایش‌های علمی یا آزادیخواهی کرده و عنوان هایدگری بر خود گذاشته‌اند. آنچه که از تاریخمندی هایدگر و فردید باید بیاموزیم این است که تنها راه برون رفت از وضعیت متصلب معاصر این است که به سرچشمه بازگردیم و با بازخوانی و بازیابی آن امکان دیگری را برای نجات هستی تاریخی خود برگزینیم. تاکنون امکان‌های فقهی، صوفیانه، کلامی، عرفی در تاریخ هستی شناسی سنتی ما نتایج خود را به منصه ظهور رسانده‌اند آیا امکان دیگری از دل این سنت قابل کشف است؟ آیا در دل این ناامیدی امکان ظهور دیگری از هستی در اینجا امکانپذیر می‌شود؟ اهتمام بر تاریخمندی و زمان بودگی اصیل شاید امیدی را ایجاد کند. آیا نشانه‌ای از این اهتمام نزد اندیشمندان یافت می‌شود؟ با توجه به این آمادگی شاید روزنه ای از ظهور و آشکارگی آن فراهم شود. ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 07:40:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264380/انتخاب-های-یگانه-احمد-فردید اگر سنایی نبود، میراث شعر عرفانی ما آنچه که داریم نبود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264385/اگر-سنایی-نبود-میراث-شعر-عرفانی-آنچه-داریم به‌ گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌وپنجمین نشست از مجموعه درس گفتارهایی درباره سنایی با موضوع سنایی و الهیات عشق، عصر چهارشنبه (24 مردادماه) با سخنرانی دکتر محمدجواد اعتمادی، مولوی‌پژوه و مدرس زبان و ادبیات فارسی در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   محمدجواد اعتمادی در شروع سخنان خود و در مقدمه ورود به بحث سنایی و الهیات عشق، به رابطه بین زبان و شناخت اشاره کرد و گفت: زبان فقط این نیست که ما ابزار و امکانی بدست آوریم تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم، بلکه ما از کودکی که زبان می‌آموزیم، همراه با آن امکانات و اصطلاحاتی برای بدست آوردن شناخت هم یاد می‌گیریم و این زبانی که ما می‌آموزیم در بستر یک فرهنگ و میراث قرون گذشته که به تعبیری در قلمرو زبان فارسی رخ داده،به ما می‌رسد و ما آن را یاد می‌گیریم. بنابراین ما با یک زبان ویژه جهان و آدمی را می‌شناسیم و با یک زبان ویژه هم می‌آموزیم که خدا را بشناسیم. پس شناخت ما از خدا با یک زبان ویژه صورت می‌گیرد و این زبان به تعبیری تعیین کننده نوع و شکل شناختی است که ما از این مقوله داریم.   ادبیات به زبان غنا می‌بخشد اعتمادی ضمن اشاره به سخن وینکنشتاین که می‌گوید مرزهای زبان من،مرزهای جهان من است، بیان کرد: به میزانی که زبان ما وسعت پیدا می‌کند، شناخت ما هم وسیع‌تر می‌شود و به میزانی که زبان من فقیرتر می‌شود، شناخت من هم لاغرتر است. نقش مهمی که ادبیات در اینجا ایفا می‌کند این است که زبان شما را غنا می‌بخشد. زبان غنی‌تر و پربارتر می‌شود و به میزانی که زبان غنی‌تر شود، شناخت هم وسعت پیدا می‌کند.   وی در ادامه به رابطه میان زبان و شناخت پرداخت و گفت: مقوله الهیات که به معنی درک و شناخت ما از امری مقدس یا مقوله خداوند باشد، زبان نقش بسیار کلیدی ایفا می‌کند. ما با یک زبان خاص قدم به اقلیم الهیات می‌گذاریم و همه افرادی که قبل از ما در این مسیر بوده‌اند، در این زبان نقش داشته‌اند و در این میان عارفان نقش ویژه‌ای ایفا کرده‌اند که من از آن به عنوان یک خدمت بزرگ یاد می‌کنم.   اعتمادی تلطیف، هنری و زیبایی‌شناسانه کردن زبان در قلمرو الهیات را خدمت بزرگ عارفان دانست و افزود: عارفان به زبان در قلمرو الهیات وسعت و ابعاد تازه بخشیده‌اند. البته این طور نبوده که اصطلاحات از همان ابتدا به صورت خام به دست ما برسد، بلکه در طول قرن‌ها دستخوش تغییرات فراوانی شده و در انتها به ما رسیده است. نمونه آن اصطلاحاتی است که در شعر سهراب سپهری قرار دارد و ما برای بیان شاعرانه ایمان و اعتقادات خود استفاده می‌کنیم.   او ادامه داد: عارفان به زبان در الهیات توان تازه‌ای بخشیدند و به تعبیری زبان تازه‌ای خلق کردند و این زبان تازه را آموختند. زبانی که هم غنی و قوی بود و هم لطیف و شاعرانه که اساس و ساختار آن هم یک نگاه زیبایی‌شناختی و هنری بود. مفهوم اساسی و محوری و به تعبیری مهم‌ترین رکن این زبان مفهوم عشق است که نظام الهیاتی تازه‌ی را خلق کرد که در این نظام تازه صدها و بلکه هزران شعر و اثر ادبی سروده شد.   جهان بیشتر ادبیات ما را با ادبیات عرفانی می‌شناسد این مولوی‌پژوه در ادامه گفت: زبان لطیف و شاعرانه‌ تازه‌ای که عشق را وارد الهیات کرد منجر به اتفاق تازه‌ای در ادبیات ما شد که همان ادبیات عرفانی است و امروزه در شناخت جهان از ادبیات ما بیشترین سهم را دارد. این ادبیات عرفانی که زبان ویژه خود را دارد یک اتفاق در الهیات و قلمرو شناخت ما  از مقوله امر مقدس یا خداوند بود است که اصطلاحا از آن با عنوان «الهیات عشق» یاد می‌کنیم و به تعبیری گشوده شدن باب تازه‌ای برای معرفت و شناخت بوده است.   سخنران نشست در ادامه به چگونگی ورود لفظ عشق در الهیات و استفاده از تعبیراتی مثل عشق‌ الهی اشاره کرد و افزود: در قرآن و کتاب‌های نزیک به آن اند نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه لفظ عشق را نداریم و فقط واژه حب را داریم. منصور حلا اولین کسی است که به جای محبوب از واژه معشوق برای خداوند استفاده می‌کند و از عشق الهی دم می‌زند که مور غضب واقع و به بد دینی متهم می‌شد. زمان حلاج استفاده از لفظ معشوق برای خداوند به این سادگی نبود که ما الان به کار می‌بریم، بنابراین این اتفاقی است که به مرور در زبان و به موازات آن در قلمرو الهیات صورت می‌گیرد که کلمه عشق می‌تواند وارد الهیات شود وگرنه از ابتدا چیزی به نام عشق در الهیات وجود نداشت.   منصور حلاج پیش و بیش از همه از عشق الهی صحبت کرده است این مدرس زبان و ادبیات فارسی ضمن نام بردن از اولین کسانی که از تعبیر عشق استفاده کرده‌اند گفت: منصور حلاج بیش از همه از عشق الهی صحبت کرده است و مخالفان جدی هم داشته است. در هر صورت ورود عشق به الهیات مانند یک انقلاب در زبان است که به موازات آن، الهیات و ادبیات عرفانی هم دچار تغییر شگرفی شده است. در نیمه دوم قرن چهار و سراسر قرن پنجم، به ویژه در حوزه خراسان، در تمام آثار عرفانی، کتاب‌های که در قلمرو ادبیات صوفیه نوشته شده، حتما به موضوع محبت الهی و عشق در ارتباط انسان و خدا و شناخت خدا پرداخته‌اند که مهم‌ترین این‌ها در آن دوره، «کتاب المحبت» در «احیاالعلوم» امام محمد غزالی است. سنایی اولین کسی است که الهیات عشق را به تفصیل وارد شعر فارسی کرد اعتمادی در ادامه گفت: تقریبا هم‌زمان با سنایی یعنی اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم عین‌القضات همدانی است که در تمامی آثار او، اساسا همه سخن از عشق الهی و عشق انسان نسبت به خداوند است. البته در همان قرون چهار و پنج هم یک سری رباعیات وجود دارد که شاعر آن مشخص نیست و به مفهوم عشق الهی پرداخته است، اما اولین کسی که مفهوم عشق در حیطه الهیات را به شکل کاملا پرمایه، جان‌دار، به تفصیل، با بیان قوی و قوت و قدرت شاعرانگی خود به کاربرد و در این زمینه فراوان شعر گفت، سنایی است.   او ادامه داد: البته همان‌طور که گفتم این اتفاق قبل از سنایی هم افتاده است اما این سنایی بود که این را به طور کامل وارد حیطه شعر فارسی کرد و به تفصیل به آن پرداخت. بنابراین این زبان با سنایی کاملا قوت گرفت و اصول خود را یافت که بعد از آن در شعر حافظ و مولانا و دیگر شاعران، شاهد این هستیم که شعرها در این حوزه گفته شده است.   وی افزود: سنایی هم در حدیقه و هم در غزل‌هایش که به غزلیات قلندرانه معروف است، به عشق الهی و الهیات عشق پرداخته است. البته همان طور که گفته شد، این مضامین در آثار شاعران پیش از سنایی بوده است، اما شعر به این زبان و قوت و با این حجم به لحاظ کمیت و با این قدرت به لحاظ کیفیت هنر سنایی است و این همان نقش ویژه و ممتاز سنایی است. واقعا نمی‌توان تردید کرد که اگر سنایی نبود و اینگونه شاعری نمی‌کرد، میراث شعر عرفانی ما آنچه که داریم، نبود.   سخنران نشست گفت: عارفان روایتی از ماجرای آفرینش و چرایی هستی دارند که این روایت با محورت مفهوم عشق است و به تعبیری عشق منشاء آفرینش، دلیل هستی و غایت و نهایت  خلقت است. عشق یک نوع عنایت ویژه است و فقط عاشقان به این حقیقت راه یافته‌اند یا به تعبیر سنایی هدایت شده‌اند. در این روایت عشق هم صفت خداست و هم راهنما و راهبر به سوی خدا است، حتی در برخی از این سخنان، به تعبیری خود خداوند است.   عارفان عشق را چیزی فراتر از کفر و ایمان می‌دانند وی ضمن قرائت نمونه‌هایی از شعر سنایی و شاعرانی چون مولانا و حافظ و ... درباره عشق الهی، بیان کرد: از اشعار چنان برمی‌آید که عارفان عشق را چیزی فراتر از کفر و ایمان می‌دانند. اینکه برای توصیف رابطه انسان و خدا می‌توان از الفاظ و ترکیبات عاشقانه استفاده کرد و می‌توان خداوند را به مثابه یک معشوق خطاب کرد، از اتفاقاتی بود که در مسیر همین انقلاب در زبان و الهیات افتاد که نمونه‌های اعلای آن را در شعر سنایی می‌بینید، ترکیبات و تعبیراتی مثل بنده عشق که بعدها در شعر حافظ و مولانا هم دیده می‌شود و در این زمینه حافظ میراث‌بر سنایی است.   اعتمادی در ادامه با خواندن اشعاری از سنایی، مولانا و حافظ که از ترکیبات و تعبیرات الهیات عشق استفاده کرده‌اند، گفت: همان طور که یک کودک در مدرسه زبان می‌آموزد، حافظ و مولانا و شاعرانی که بعد از سنایی بوده‌اند، در این مدرسه، این زبان را از سنایی یاد گرفته‌اند ومهم‌تر از آن شناختی است که بعد از این مقوله از خداوند برای ما رخ داد.     وی در ادامه به دینداری از نگاه عارفان اشاره کرد و گفت: عارفان رابطه انسان و خدا را یک رابطه داد و ستدی نمی‌بینند بلکه یک راه دیگری برای رابطه انسان و خدا توصیف می‌کردند که در آن راه انسان می‌رود که ببازد و از آن به پاکبازی تعبیر می‌کردند که این مقوله عشق و پاکبازی هم در شعر سنایی و دیگر شاعران فراوان وجود دارد.   این نشست با خواندن شعری از سنایی توسط سخنران و پرسش و پاسخ شرکت کنندگان در نشست به پایان رسید ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 17:03:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264385/اگر-سنایی-نبود-میراث-شعر-عرفانی-آنچه-داریم نشست نقد و بررسي کتاب آداب دیپلماسی در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/264377/1/نشست-نقد-بررسي-کتاب-آداب-دیپلماسی-ایران ]]> چندرسانه‌ای Thu, 16 Aug 2018 06:55:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/264377/1/نشست-نقد-بررسي-کتاب-آداب-دیپلماسی-ایران ابوریحان بیرونی: تعصب چشم‌های بینا را کور و گوش‌های شنوا را کر می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264379/ابوریحان-بیرونی-تعصب-چشم-های-بینا-کور-گوش-های-شنوا-کر-می-کند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنیف قلندری: علم سده‌های میانه را عمدتاً با عنوان «علم ارسطویی» می‌خوانند و دانشمندان آن عصر را به پیروی بی‌کم و کاست از محتوای آثار ارسطو می‌شناسند. این اظهار نظر دقیقی نیست و حتی آنها که به‌واقع دنباله‌رو سنت ارسطویی به حساب می‌آمدند و «مشایی» نامیده می‌شدند نیز در همه چیز دنباله‌رو چشم و گوش بسته‌ای نبودند. بر این اساس، از مشهورترین اموری که دانشمندان سده‌های میانه را به آن منسوب می‌کنند عرضۀ استدلال بدون آزمایش و تجربه است، به عبارت دیگر آنکه ایشان گزاره‌های مربوط به امور طبیعت را بدون مشاهده یا انجام آزمایش در بارۀ آنها می‌پذیرفته‌اند و از این رو بسیاری از باورهای ایشان در بارۀ امور طبیعی صحیح نیست. این داوری نیز در بارۀ علم سده‌های میانه صادق نیست و در میان دانشمندان این دوره کسانی هستند که خود به تجربه‌هایشان اشاره کرده‌اند و این تصور کلی در بارۀ علم و دانشمندان سده‌های میانه را برهم می‌زنند؛ ابوریحان بیرونی از جملۀ این دانشمندان است. ابوریحان بیرونی در نیمۀ دوم سدۀ چهارم هجری و نیمۀ نخست سده پنجم هجری/سده‌های دهم و یازدهم میلادی می‌زیسته است. بیرونی بر این باور است که «تعصب چشم‌های بینا را کور و گوش‌های شنوا را کر می‌کند و انسان را به کاری وامی‌دارد که خرد و دانش آن را گواهی ندهد.» بیرونی بارها درآثار خود به مطالبی از دانشمندان پیش از خود اشاره می‌کند که آنها را می‌آزماید که از مشهورترین آنها دو آزمایش است که در الجماهر (کتابی در گوهرشناسی) به آنها اشاره می‌کند: یکی آزمودن باور سمی بودن الماس است که بیرونی با خوراندن الماس به سگ آن را آزموده است و دیگری آزمودن گزاره‌ای است که بر اساس آن اگر مار به زمرد بنگرد، چشمانش ضعیف یا کور می‌شوند؛ بیرونی اشاره می‌کند که بارها و به طرق مختلف این را آزموده است و نادرستی آن باور را دریافته است. دلبستگی بیرونی به آزمودن نظر پیشینیان یا تکرار مشاهده‌های آنها را در کارهای نجومی او نیز می‌توان سراغ گرفت. بیرونی در آثار نجومی خود به کمیت‌هایی که خود اندازه‌گیری کرده است و تنها مقدارهای گزارش شده را نقل نکرده است اشاره کرده است. این روش بدیع علمی بیرونی را در مقایسه با دانشمندان دیگر هم‌عصرش می‌توان در آثار ریاضی او نیز پی گرفت. او در آوردن روش‌های حل یک مسأله تلاش می‌کند تا آنچه از پیشینیان در بارۀ آن نقل شده است یک به یک بیاورد و اگر اشکالی در برهان می‌بیند، آن را روشن کند. این موجب شده است گاه راه‌حل‌های ارائه شده توسط برخی ریاضی‌دانان پیش از بیرونی را تنها از میان آثار او بشناسیم. از مشهورترین این گزارش‌ها آن است که بیرونی در مقالید علم الهیئة آورده است. این کتابی است در بارۀ مثلثات و از آنجا که در آن زمان هنوز مثلثات بسیار به مسائل نجومی وابسته است عنوان کتاب «کلیدهای علم هیئت» است. دانشمندان اسلامی در این حوزه میراث‌دار سنت یونانیان و هندیان بودند. در سنت یونانی توابع مثلثاتی ناشناخته بودند و در سنت هندی دو تابع سینوس (جَیب) و کسینوس (جَیب تمام) وجود داشته‌اند. در سنت یونانی برای انجام محاسبات مربوط به اندازه‌گیری طولِ برخی کمان‌های دایره‌های عظیمۀ آسمانی از رابطه‌ای استفاده می‌شده است که آن را «شکل قطاع» می‌خواندند. در این رابطه یک کسر به صورت حاصل‌ضرب دو کسر دیگر نوشته می‌شود، پس اگر یکی از ارکان رابطه مجهول باشد و پنج رکن باقی معلوم باشند، می‌توان مقدار مجهول را به‌دست آورد. به‌کار گرفتن سنت هندی در این قضیه موجب شد که دانشمندان اسلامی رابطۀ ساده‌تری به‌دست آورند که چهار جزء داشته باشد و بدین ترتیب دردسر یافتن مقادیر معلوم کمتر شود. آنچه محل تردید است، آن است که کدام‌یک از ریاضی‌دانان اسلامی برای نخستین بار چنین رابطه‌ای را به‌دست آوردند؟ آنچه می‌دانیم آن است که در پایان سدۀ چهارم و اوایل سدۀ پنجم گروهی از ریاضی‌دانان فضل تقدم دست یافتن به این قضیه را از آنِ خود می‌دانستند و بر سر این مسأله اختلافی بوده است. بیرونی در این کتاب تلاش کرده است با یاد کردن از همۀ کسانی که مدعی هستنند و آوردن برهان‌های ایشان، نشان دهد که ادعای چه کسی بیش از دیگران قابل اعتنا است. به‌راستی اگر بیرونی این خوی را نمی‌داشت امروز حل این مسأله برای مورخان علم بسیار دشوار بود!     ]]> دانش‌ Thu, 16 Aug 2018 06:38:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264379/ابوریحان-بیرونی-تعصب-چشم-های-بینا-کور-گوش-های-شنوا-کر-می-کند میرزا سعید آیا همان فردوسی است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264135/میرزا-سعید-آیا-همان-فردوسی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهدی افشارنیک: من به تازگی رمان سال سی ابوالفتحی را تمام کردم. این رمان به مجموعه داستان «پل‌ها»  نویسنده شبیه است؛ زبان، فرم روایی، ساختار و شاید از همه پررنگ‌تر و اساسی‌تر بینامتنیتی که ابوالفتحی از آن برای شکل‌دهی به مضامینش استفاده می‌کند وجه اشتراک‌های اساسی این دو اثرند. تفاوت شاید تنها در مصداق‌ها باشد. اگر در داستان «مرگ و زندگی ولادیمیر ایلیچ» روابط عاشقانه‌ لنین بود که با شخصیت‌های قصه ارتباط معنایی و روایی پیدا می‌کرد و در قصه‌ کوتاه «گرفتگی» روی زندگی میرعماد خطاط دست گذاشته شده بود، در رمان «سال سی» ابوالفتحی به گفت‌و‌گو با فردوسی و شاهنامه‌اش می‌نشیند. میرزا سعید رمان سال سی همچون ابوالقاسم فردوسی در دوران پرالتهابی از نظر سیاسی و البته شکوفایی به لحاظ فرهنگی زندگی می‌کند.  اینجا هم فردوسی بخشی از عمر خود را در دوران سامانیان سپری کرده که مصادف بوده با غلیان احساسات ملی‌گرایانه و استقلال‌طلبانه. در چنین زمانه‌ای بوده که فردوسی دست از هرکاری کشیده تا بتواند روایت‌گر قصه‌ها و افسانه‌های کهن ایرانی باشد و از قهرمان‌ها و مبارزه‌های ایران و ایرانی بگوید. میرزا سعید رمان سال سی هم در زمانه‌ای زندگی می‌کند که احساسات هویت‌طلبانه دوباره به اوج خود رسیده‌اند پس او هم دست از هرکاری می‌کشد تا بتواند روایت‌گر قهرمانی‌ها و مبارزه‌های زمانه‌ی خود باشد؛ یعنی از سال سی‌و‌دو، برخی از حوادثی که در همان سال‌ها در محل زندگانی میرزا سعید یعنی نهاوند افتاده بگوید و از همه‌ مهم‌تر روایت‌گر مبارزه‌ و شکست قهرمان ملی آن سال‌ها یعنی مصدق باشد. پیوند  معنایی تاریخی دو متن دست‌کم در ظاهر از همین نقطه آغاز می‌شود.   هرچند قرار نیست این پیوند تمام و کمال باشد؛ سال سی یک روایت معاصر از شاهنامه نیست و قاعدتا اتفاق‌ها و حوادث نعل‌به‌نعل تکرار زندگانی فردوسی و شاهنامه‌اش نیستند. اگرچه نام دو پسر میرزا سعید، سهراب و سیاوش است، ولی زندگی این دو شخصیت رمان ربط چندانی به شاهنامه ندارد. نام دخترش هم که سحر است و به شاهنامه بی‌ربط است کاملا. از همین رهگذر است که سال سی رفته رفته به معانی تازه و متفاوت خود سر و شکلی می‌دهد. ابوالفتحی ابتدا به تاریخ و متن مشخصی ارجاع می‌دهد و بعد هر اتفاقی که در طول رمان بیافتد، چه عین‌به‌عین، چه بی‌ربط، از هر دو حالت برای رسیدن به معنایی به خصوص سود می‌جوید.    گاه با شباهت و گاه از سر تضاد. گفت‌و‌گویی دوسویه و البته بی‌پایان شکل می‌گیرد. برای نمونه همین‌که سحر، برخلاف برادرانش نامش ارجاعی به شاهنامه ندارد و حتی در جایی از رمان به این مطلب اشاره می‌کند که هیچ علاقه‌ای به اسمش ندارد و اساسا وضعیت دوگانه‌ی او که به خواست و میل او ربطی ندارد، همه‌ این‌ها می‌تواند تبعیض علیه زنان در زمانه‌ی زیست میرزا سعید را تداعی کند. یا سهراب رمان بر خلاف سهراب شاهنامه نتنها سرانجامش کشته‌شدن به دست پدر نیست، بلکه به او وظیفه‌ ادامه دادن راه پدر محول می‌شود. یا در دریافتی تمثیلی می‌توان سیاوش را نماد جوان‌های منفعت‌طلب زمانه دانست که ربطی به سیاوش شاهنامه ندارد.   ولی شاید مهم‌ترین ارجاع رمان سال سی ، در عنوان آن نهفته باشد. سال سی، اشاره دارد به بیتی منتسب به فردوسی: «بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی.» هدف فردوسی از سُرایش شاهنامه در این بیت، زنده نگه‌داشتن فارسی به مدد روایت‌گری عنوان شده. فردوسی با دست گذاشتن روی قهرمان‌های ملی، افسانه‌ها و اسطوره‌های تاریخی تلاش کرده تا هویت ایرانی را در لابه‌لای کلمه‌هایش، در نوشته‌هایش زنده نگه دارد . آیا «سال سی»  هم می‌خواهد به کمک کلمه‌ها، با دست گذاشتن روی قهرمان‌های زمانه‌اش، از هویت ملی و ایرانی بگوید؟ موتیف‌هایی چون خانواده، زمین‌ (زمین‌های با ارزشی که به فرزندان میرزا ارث می‌رسند)، شهر(در این‌جا نهاوند)، مهاجرت و ... مدام در طول رمان تکرار می‌شوند. موتیف‌هایی که در کنار یکدیگر و با هم به ملیت (ایرانی) ارجاع می‌دهند و این برداشت را که میرزا سعید، فردوسی و نویسنده هر سه یک هدف را پی گرفته‌اند تقویت می‌کند.     ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 11:40:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264135/میرزا-سعید-آیا-همان-فردوسی نویسنده‌ای آزاده و وارسته http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264384/نویسنده-ای-آزاده-وارسته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-الهام فلاح:جمال میرصادقی حالا هشتاد و پنج ساله است. حضوری ارزشمند در سال‌های متمادی ادبیات و داستان ایران که به آسانی نمی‌توان از کنارش عبور کرد. کارنامه پر و پیمان میرصادقی از سال‌های جوانی و مجله سخن سال 1337 تا به امروز عرصه وسیعی از ادبیات را در سایه نوشتار و آموزه‌های خویش در کسوت آموزگار و استاد و مدرس پناه داده؛ در حوزه‌های مختلفی چون مدارس و دانشگاه و فرهنگسراها و کارگاه‌های داستان‌نویسی. بیش‌از شصت عنوان کتاب داستانی و زندگینامه و کتب آموزش اسلوب نوشتن و شناخت عناصر و فنون داستان، کارنامه او را از بسیاری از هم‌نسلانش متفاوت کرده‌است. مسلماً نقش جمال میرصادقی را در تربیت نویسندگان نسل متأخر او نمی‌توان نادیده گرفت. میرصادقی نویسنده بی‌هیاهوی تک‌رویی که به دور از هر مسأله و درگیری تنها با نوشتن و کلمه سر و کار دارد و با اینکه بر خلاف هوشنگ گلشیری قائل به فردیت در نوشتن نیست و نویسنده را بخشی از اجتماع پیرامونش می‌داند هرگز آلوده بازی‌ها و رفتارهای پر سر و صدا و بی‌حاصل فضای ادبی نشده است. نگاه جمال میر صادقی به آکادمیک و مهارتی بودن نوشتن بر خلاف نظر بسیاری دیگر که نویسندگی را امری فطری و ذاتی می‌دانند او را مدرس متمایزی کرده که در این زمینه از کتاب فاخر و ارزشمند ادبیات داستانی‌اش به‌سادگی نمی‌توان عبور کرد. این اثر دربردارنده آموزه‌های اصولی و صحیح نویسندگی و تجاربش در آموزش داستان‌نویسی است. جمال میرصادقی از معدود نویسندگانی است که آثارش به‌زبان‌های متعددی ترجمه شده و در بازار کتاب‌های آن سوی مرزها هم مخاطب دارد. در آشفته بازار ادبیات امروز ایران که نه تنها در داخل راه به جایی نمی‌برد که خارج شدن از مرزها برایش رؤیای دست نایافتنی‌ست، دردانه‌هایی چون میرصادقی را قدر باید نهاد که برای هویت ادبی امروز ایران آبرو می‌خرند. جمال میرصادقی را تنها یک بار دیدم. بنا به قاعده اجتناب‌ناپذیر پیری و سالخوردگی سختش بود زیاد حرف بزند و جملات را بلند بسازد و صدایش را زیاده بالا ببرد. از نوشتن گفت که مبتلا اگر شدی خلاصی ندارید و خدا نکند که بشود طاعون. وقتی در نوشتن خودت را در قالب ایدئولوژی و خواست قدرت بگنجانی و بر مدار خواست بیرونی بنویسید، آنوقت نوشتن طاعون می‌شود. همان‌قدر ترسناک و کشنده و دردناک است که آزادگی نویسنده و پرواز فکرش از هرچیزی مهم‌تر است. هر جا قدرت‌های حکام نویسنده و نوشتارش را به خود وابسته کرده چیزی از ادبیات نمانده است. خوب حرف می‌زد. و از هر کلامش سال‌ها دیدن و چشیدن فضاهای رنگ به رنگ ادبی پیدا بود که می‌خواست راه درست را نشان بدهد. آزادگی در نوشتن و ریشه دار کردن داستان در امر انسانی و ذات اوست. منبع: روزنامه ایران ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 12:05:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264384/نویسنده-ای-آزاده-وارسته نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264382/نقد-ماهیت-فلسفی-غرب-دغدغه-فردید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، 25 مرداد 1397 برابر است با بیست و چهارمین سالگرد درگذشت سیداحمد فردید، فیلسوف مشهور و جنجالی ایران معاصر. درباره فردید، زندگینامه و منظومه فکری او منابع چندی منتشر شده و شاگردانش نیز بارها در گفت‌وگوها و یادداشت‌های خود نکات چندی را یادآور شده‌اند. مخالفان اندیشه و شخصیت فردید نیز مکتوبات مهمی را در نقد تفکر او منتشر کرده‌اند. فردید هرچند که خود به جز چند مقاله در دوران جوانی‌اش و همچنین ترجمه حجم عمده‌ای از یک کتاب هانری کربن، دیگر هیچ ننوشت و هیچ ترجمه‌ای را به سرانجام نرساند و به فیلسوف شفاهی مشهور شد، اما حضور پررنگی در مکتوبات فلسفی ایران معاصر و تاریخ تفکر در این چند دهه اخیر دارد. بنابراین شاید نتوان فعلا به حرف‌های جدید و تازه‌ای درباره فردید رسید، اما چیزی که در این میان مغفول مانده نظرات و تحلیل نسل جدید از اندیشه‌های فردید است. به مناسبت بیست‌وچهارمین سالگرد درگذشت فردید به سراغ یکی از اهالی اندیشه متعلق به نسل جدید، یعنی دکتر محمد رجبی رفتیم که دکترای فلسفه سیاسی دارد. این گفت‌وگو را در ادامه مطالعه کنید. مفهوم «غربزدگی» که نخستین بار توسط فردید مطرح و تئوریزه شد، خوانشی بود از نقد متافیزیکِ هایدگر. از نظر شما که رویکرد فلسفه سیاسی دارید، چه برداشتی از غربزدگی در ایران معاصر شد و این برداشت تا چه میزان به نظر فردید نزدیک بود و چه تاثیری این برداشت در کنش‌های سیاسی ایرانیان داشت؟ اجازه بدهید پاسخ شما را با تامل روی دو واژه غربزدگی و غرب‌گرایی آغاز کنم. غربزدگی یک نوع تمایل مبتنی بر احساس و فارغ از اندیشمندی است و حال آنکه غرب‌گرایی نوعی گرایش است که می‌تواند باعث نوع آوری سیاسی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی و نهایتا دگرگونی شود، بر این اساس مشکل ایران از زمانی آغاز شد که اندیشه‌‌های اگزیستانسیالیسم توسط افرادی که دغدغه دین داشتند در ایران مطرح و رواج پیدا کرد؛ افرادی چون جلال آل احمد و دکتر شریعتی که به قول دکتر سیدجواد طباطبایی این افراد باعث نوعی عقب‌گرد در تاریخ توسعه ایران شده‌اند، حال آنکه تفکر دکتر فردید همانند تفکرات غرب گرایان دارای معنا و مفهومی کاربردی و از جنس دغدغه حوزه اندیشه بود.  در دوران معاصر به دو کتاب مهم برمی‌خوریم: یکی کتاب «غربزدگی» جلال آل احمد که برخوردی ایدئولوژیک و سیاسی با مفهوم غرب بود و فردید به تندی به کتاب آل احمد حمله کرد و آن را نواخت. فردید معتقد بود که جلال آل احمد مفهوم «غرب زدگی» را از او گرفته، بدون اینکه معنای آن را دریابد. غرب برای فردید از لحاظ فلسفی اهمیت داشت؛ مساله فردید «ماهیت فلسفی غرب» بود که بر بنیاد «فراموشی هستی» و غلبه  «تکنیک بر تفکر» قرار داشت. اما کتاب دوم مهم درباره غرب «آسیا در برابر غرب» دکتر داریوش شایگان است که سعی کرده با رویکرد فلسفی به تقابل شرق و غرب بپردازد و برخلاف آل احمد از تقابل سیاسی پرهیز کند. به عنوان مثال، شایگان از «رابطه گشوده به طبیعت» (شرق) در برابر «سلطه تکنولوژیک بر طبیعت» (غرب) دفاع می‌کند. رویکرد فردید به شایگان نزدیک است نه آل احمد و لذا می‌توان اندیشه دکتر فردید را دغدغه فیلسوفی سیاسی دانست که به جامعه خویش از تمام زوایا نگاه می‌اندازد و موشکافانه آن را در راستای یافتن مسیری نو بررسی می‌کند، نه آنکه از روی احساس و بد فهمی خویش، مورد انتقاد قرار دهد. بسیاری از منتقدان از تاثیرگذاری فردید در برخی جریان‌های سیاسی ایران در پس از انقلاب صحبت می‌کنند. عده‌ای نیز از نقدهای او بر پوپر به عنوان کنشی سیاسی صحبت می‌کنند که جنجال‌هایی را باعث شد. نظر شما در این باره چیست؟ دعوای پوپر و هایدگر در ایران همانگونه که بعدها داوری اردکانی اعتراف کرد، دعوای ایدئولوژیک بود، نه نقد مبانی فکری این دو فیلسوف. سروش و دیگران، به عنوان مثال، هایدگر را فاشیست می‌خواندند بدون اینکه از لحاط تئوریک بتوانند نشان دهند که بین فاشیسم و نظریات هایدگر چه رابطه مستقیمی وجود دارد؟ آنها حتا رویکرد هایدگر به مفهوم غرب را نفهمیده بودند که بخواهند نقد کنند. بنابراین این دعوا، جنگی سیاسی بود نه جدالی فلسفی. دیدگاه‌ فردید درباره دوری بودن تاریخ و مقوله پس‌فردای تاریخ را که زمان شکل‌گیری «امت واحده» است، چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا به آرمانشهر مدنظر شیعه در پایان تاریخ نزدیک است؟ دیدگاه فردید در مورد تاریخ به هانری کربن نزدیک است. هانری کربن از تاریخ قدسی (اعتقاد شرقیان) در برابر تاریخی گرایی غربی دفاع می‌کند. تاریخ قدسی به «حکمت خالده» پیوند می‌خورد. همین پیوند است که سبب می‌شود شیخ شهاب الدین سهروردی و زرتشت و افلاطون در یک همسخنی باشند، با اینکه به مکان‌ها و زمان‌های مختلف تعلق دارند. در واقع، تاریخ قدسی «تاریخ عمودی» است و نه تاریخ افقی آنگونه که در غرب هست. در تاریخ عمودی، پیشرفت معنایی ندارد، اگر منبع مشترک باشد (حکمت خالده) آنگاه حقایق واحد حاصل می‌شود. در حالی در تاریخ افقی و پیشرفتی میان متفکران در زمان‌های مختلف اختلاف و جدایی وجود دارد. به نظر شما چرا فردید هیچ کتابی ننوشت؟ تنها به خاطر شیوه فراگیری سنتی خودش از آلمان و دلبستگی بیش از حد به هایدگر که ترجیح داد در بستر شیوه آموزش گفتاری بماند و وارد حوزه نوشتار نشود. یا اینکه شاید بتوان عنوان کرد به دلیل حساسیت بالای دکتر فردید در کاربرد کلمات برای تحریر اندیشه‌های خویش ترجیح داد از آن گذر و آموزش و نشر تفکرات خود از طریق سنتی (یعنی ارائه سخنرانی و گفت‌وگو) بپردازد. ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 07:10:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264382/نقد-ماهیت-فلسفی-غرب-دغدغه-فردید ​نویسنده شهیر ادبیات روسیه درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264381/نویسنده-شهیر-ادبیات-روسیه-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از یورو نیوز-ادوارد اوسپنسکی، نویسنده روس که بیش از همه به خاطر داستان‌هایی که برای کودکان نوشته شناخته می‌شود، دیروز در سن 80 سالگی و پس از تحمل یک دوره بیماری در مسکو درگذشت. اوپنسکی در سال 1937 میلادی در شهر یگورفسکویه از توابع مسکو متولد شد.. او هم‌زمان با تحصیل در دانشگاه  فعالیت‌های ادبی خود را آغاز نمود و پس از اخذ مدرک مهندسی زندگی خود را کاملا وقف دنیای ادبیات کرد. او در ابتدا وارد دنیای طنز شد و به عنوان نویسنده‌ای طنزپرداز شناخته و مطرح شد و سپس به گفته خودش به طور اتفاقی وارد دنیای ادبیات کودک شد. گرچه نوشته‌های بعدی او محدود به دنیای ادبیات کودک نمی‌باشد؛ و در حوزه شعر و نمایشنامه نیز آثاری را خلق کرد؛ اما رفته‌رفته به چهره‌ای محبوب در این حوزه تبدیل شد. قهرمان‌های داستان‌های اوسپنسکی کودکانی هستند که به تنهایی می‌توانند از عهده کارها برآیند و مستقل عمل کنند.  او در سال 1970 کتاب «عمو فیودور،سگ و گربه» را نوشت که به شخصیت داستانی محبوب سه فیلم انیمیشن تبدیل شدند. اوسپنسکی که همچنین ساخت چندین برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی محبوب برای کودکان را در کارنامه دارد، در طول زندگی خود بارها نامش به عنوان کاندید و برگزیده جوایز ادبی داخلی و خارجی مطرح گردید و آثارش به بیش از 25 زبان در دنیا ترجمه شده‌اند. «خان دایی و گربه‌اش» و «به دنبال رد پا» با ترجمه صوفیا محمودی و «بیست و پنج شغل ماشا فیلیپنکو» با ترجمه مهنا رضایی از جمله آثار او در حوزه ادبیات کودک هستند که در ایران منتشر شد‌ه‌اند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 Aug 2018 06:33:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264381/نویسنده-شهیر-ادبیات-روسیه-درگذشت برگزاری همایش کارنامه و زمانه رضا شاه و هفتاد و هفتمین سالگرد اشغال ایران و سوم شهریور 1320 http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264383/برگزاری-همایش-کارنامه-زمانه-رضا-شاه-هفتاد-هفتمین-سالگرد-اشغال-ایران-سوم-شهریور-1320 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش کارنامه و زمانه رضا شاه و هفتاد و هفتمین سالگرد اشغال ایران و سوم شهریور 1320 امسال همزمان با سوم شهریورماه در پژوهشکده آرشیو ملی ایران برگزار می‌شود. این همایش در پنج کارگروه تخصصی با موضوعات پیدایش و سازماندهی واکاوی ریشه‌ها و شکل‌گیری دوران بیست ساله حکومت رضا شاه، تاریخ نگاری و سیاست خارجی دوران بیست ساله حکومت پهلوی اول، تعلیم و تربیت و سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی، سیاست‌های اقتصادی و ارضی و جنگ جهانی دوم، اشغال، سقوط و مسئولیت حاکمان برگزار می‌شود.   سعید لیلاز، امید اخوی، مطلب مطلبی، حسام الدین آشنا، صادق زیباکلام، محید تفرشی و .... سخنرانان این مراسم هستند که از ساعت 9  و 30 دقیقه تا 19 میزبان علاقه‌مندان است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 09:48:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264383/برگزاری-همایش-کارنامه-زمانه-رضا-شاه-هفتاد-هفتمین-سالگرد-اشغال-ایران-سوم-شهریور-1320 پور محمدی املشی: کتاب شکل گیری وزارت خارجه را فقط در سبد اقدامات امیر کبیر گذاشته است! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264376/پور-محمدی-املشی-کتاب-شکل-گیری-وزارت-خارجه-فقط-سبد-اقدامات-امیر-کبیر-گذاشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «تشکیلات و آداب دیپلماتیک درایران: از آغاز قاجار تا پایان دوره ناصری» عصر روز چهارشنبه 24 مرداد با حضور نصر الله پورمحمدی املشی، کاظم شریف کاظمی و صباح خسروی زاده مولف اثر در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   خسروی زاده در این نشست درباره این اثر توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: تدوین این اثر کاری بود که از خیلی وقت پیش آن را در نظر داشتم چون در این باره فقدان منبع داشتیم. متاسفانه شاید در حد دو صفحه هم در این باره مطلب وجود نداشت و بنابراین اثر مدون و منسجمی درباره ساختار وزارت خارجه نداشتیم به همین دلیل با استفاده از اسناد وزارت امور خارجه و کتابخانه ملی این اثر را تدوین کردم. وی با اشاره به روند تکوین وزارت خارجه در دوره قاجار در کتاب حاضر افزود: سه دوره در این باره طی شده است؛ نخست شکل گیری و آغاز وزارت خارجه است و اینکه چرا در این مقطع زمانی تشکیل شد. باید در نظر داشت که از ابتدا قاجار تا پایان محمدشاه مسئولیت های شخصی تبدیل به نهاد می شود. از سوی دیگر وزارت خارجه در دوره نخست شکل گیری اش ساده بوده و قوانین بین المللی در این دوره جایگاه خاصی ندارند.   این محقق افزود: اگر هم درباره قوانین بین‌المللی چیزی وجود داشته باشد برگرفته از سفرنامه ها و ... است.  تنها ملاک در این دوره زبان دانی است وقتی به متون اولیه این دوره مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که رجال این دوره به دلیل زبان دانی برای وزارت امور خارجه منصوب می شوند. در دوره دوم که دوران تحول تشکیلات است دو تحول اولیه و ثانویه را داریم. در تحول اولیه یعنی دوره امیرکبیر نهادها شکل می گیرند و ادارات به تدریج تشکیل شده و وزارت امور خارجه نظام نامه پیدا می‌کند.   همچنین در این دوره وزارت خارجه و دربار به ترجمه کتب در این حوزه متمایل می‌شوند و آثار فرانسوی و ... در این باره به زبان فارسی برگردانده می شود.  این کتب در بصیرت وزارت دوره ناصری بسیار موثر بودند.   به گفته خسروی زاده، در اواخر تحول دوره ثانویه نیز مدرسه سیاسی شکل می‌گیرد و سفرایی که استخدام می‌شدند حقوق بین‌الملل و ... می خواندند و بعد در وزارت مشغول به کار می‌شدند. دوره نهایی تکوین وزارت خارجه نیز پسا مشروطه است و وزارت خارجه قوانین اش را از مجلس می‌گیرد. وی با اشاره به اینکه موضوعات کتاب شامل دوره شکل گیری و آغاز و دوره تحول می‌شود عنوان کرد: در بخش نخست کتاب زمینه‌های تاریخی و آداب سنتی تشکیلات و آداب دیپلماتیک در ایران بررسی می‌شود.   پورمحمدی املشی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه روابط خارجی و وزارت خارجه ضرورت همه حکومت هاست گفت: ساختاری که نهاد وزارت امور خارجه ما را هدایت می‌کند درست نبوده است. در دوره ناصری به دلیل اینکه مستقیم با غرب گفت و گو کردیم وضعیت متفاوتری داشتیم. اما در برخی دوره ها که از آن به عنوان دوره فترت یاد می شود، ما روابط مستقیم با غرب نداریم و به همین دلیل است که در اندیشه ساختار وزارت خارجه ما مورد مطالعه نیست. ما هنوز به دنبال واسطه برای ارتباط با غرب هستیم و این موضوع یک امر پذیرفته شده در بخش جامعه و اهل فکر است.   وی ادامه داد: بسیاری از تحقیقاتی که در تاریخ انجام شده بیشتر سعی کرده مناسبات سیاسی و نظامی را مورد توجه قرار دهد و از سوی دیگر اغلب محققان از یکدیگر تقلید کردند! کسی به سراغ ساختار وزارت خارجه نرفته است و به ویژه بخش مهم در روابط خارجی ما که همان آداب و تشریفات است مغفول مانده چون این موضوع برای ما ایرانیان تابو است و آن را به صورت بومی رعایت می‌کردیم چراکه مهم نبود که ما با سفرای کشورهای دیگر چه ارتباطی داشتیم. وی افزود:  من سالهاست با دانشجویان خارجی ارتباط دارم. یکی از معضلات عمده آنها آداب و تعارف ما ایرانیان است. ما این موضوع را در مدل بومی رعایت می‌کردیم و در محیط بین‌المللی به آن پایبند نبودیم. به گفته این مدرس دانشگاه، ساختار وزارت خارجه ایران از دیرباز تاکنون موضوع بکری بوده است و باید نقش کنشگران و کارگزاران وزارت خارجه در طی تاریخ و توانمندی‌های ادبی و حقوقی آن‌ها بررسی شود. به طور مثال ما همه موفقیت‌ها را به امیرکبیر نسبت دادیم در حالی که بخشی از این موفقیت‌ها برای او نیست بلکه پرورده محققان ایرانی است! پس این شخصیت ها باید در طول تاریخ بررسی شود، البته مولف در کتاب چهار دوره ایلخانان، تیموری، صفویه و قاجاریه را بررسی کرده است اما من با همه این مباحث به این صورت موافق نیستم ولی در همین مدل تلاش می‌کنیم کتاب را تحلیل کنیم.   پور محمدی املشی با بیان اینکه میراثی که امروز داریم، از منظر نوع اهداف رابطه با غرب و شکل آن، شاکله‌اش بعد صفویه از شکل گرفته است گفت: مولف در بخش‌هایی از تاریخ فاکت‌های خوبی آورده است  اما در برخی بخش ها مباحث به گونه‌ای طرح شده گویی قبلا چیزی در این باره وجود نداشته است در حالی که این گونه نیست و به طور مثال درباره روابط دیپلماتیک، فرمان شاه طهامسب به حاکم هرات نشان می دهد که در آن دوره چگونه آداب و تشریفات دیپلماتیک رعایت شده است!   وی با تاکید بر اینکه متاسفانه اکثر نوشته‌هایمان درباره آداب و تشریفات دیپلماتیک از بین بردیم توضیح داد: در گذشته برای سفرا در منابع ویژگی‌هایی را طرح کرده‌اند اما ساختار موجود در وزارت خارجه در منابع به درستی و روشنی بیان نشده است و به جز فرمان شاه طهماسب چیزی نداریم! یکی از زیرکی های مولف در کتاب این است که دوره گذار از آداب سنتی و محلی را به دوره آداب دیپلماتیک بیان کرده است. در کتاب منابع نشان می‌دهد که عهدنامه گلستان و ترکمنچای مبدا توجه ما به ضرورت رعایت آداب دیپلماتیک بوده است و به خوبی آشکار می شود که ورود سه کشور فرانسه، انگلیس و روسیه بعد از دوره هرج و مرج در ایران و سلسله‌های زندیه و افشاریه موجب می شود بحث آداب دیپلماتیک جدی تر مطرح شود.   این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه ایران باید ضرورت آداب دیپلماتیک را در سطح بین‌المللی را رعایت کند گفت: آغاز این روابط به ترکمنچای و گلستان می‌خورد هر چند در آن دوره غربی‌ها درخواست تاسیس کنسولگری می‌کنند و ایران در این باره پیشقدم نیست.   پورمحمدی املشی به برخی از مباحثی که در کتاب نادیده گرفته شده اشاره کرد و گفت: در این کتاب مولف رفتن سفر ناصرالدین شاه را به خارج از کشور و تاثیر آن در توجه به تشریفات و آداب دیپلماتیک نادیده گرفته است. از سوی دیگر بخشی از فساد اداری ما به دلیل سوی سکوت اهل قلم است چون اهل قلم ما از سطح فئودال جامعه هستند و از دل خانداری و زمینداری ها بیرون آمدند اما در غرب اهل قلم از تجارت بیرون آمدند و به همین دلیل منافع ملی در غرب قابل درک‌تر است!   وی با انتقاد از اینکه مولف شکل گیری وزارت خارجه را فقط در سبد اقدامات امیر کبیر گذاشته است گفت: در حالی که می شود نشان داد که در زمان آقاخان نوری ساختار وزارت خارجه بیشتر شکل گرفته است! امیرکبیر نزدیک به 3 سال در کشور صدر اعظم بوده و این در حالی است که ما تمام اقدامات را به حساب او می‌ریزیم در حالی که فرصت او برای صدرات اجازه چنین موضوعی را نمی‌داد.   شریف کاظمی نیز در بخش دیگری از این نشست در سه بخش ساختار، نقاط ضعف و قوت کتاب سخنان خود را ارائه کرد و گفت: کتاب سه بخش دارد که در بخش نخست برای ورود به بحث مقدمه‌ای بیان می‌شود. ما هنوز در تشریفات بین‌المللی می‌بینیم که کشورهایی که تشریفات جدیدی را ارائه می دهند موفق ترند که کوبا یکی از این کشورهاست که با آداب دانی توانسته پروتکل‌های سازمان های بین‌المللی را به تصویب برساند.   وی ادامه داد: در فصل دوم سابقه دیوان سالاری و روابط کشورها شرح داده می‌شود و فصل سوم هم درباره آداب دیپلماتیک سخن گفته می‌گوید. مولف در کتاب به ساختار توجه زیادی کرده و به تشریفات کمتر پرداخته است. ما شاید ناگزیر باشیم برای پرداختن به تشریفات، ساختار را هم بیان کنیم اما باید تلاش کرد موازنه را رعایت کنیم. البته کتاب اطلاع رسان است و علاقه مندان می‌توانند اطلاعات جدیدی را در آن بیابند. وی با اشاره به نقاط قوت کتاب گفت: مولف کتاب با جدیت، علاقه و ... به صورت منابع و موضوعات جدید می‌رود و از چالش استقبال می‌کند و عنوان کتاب این را نشان می‌دهد. موضوع کتاب بسیار جالب است و به قول زرین کوب ما از نظر تاریخ نگاری مشکل داریم چون بیشتر دنبال مسایل استراتژیک هستیم و نمی خواهیم بدانیم که در زندگی مردم دراین دوره ها چه اتفاقاتی صورت گرفته است.   به گفته شریف کاظمی، ما هنوز درگیر موضوع ساختار وزارت خارجه هستیم و یک موضوع تاریخی نیست چون ما در سیاست خارجه دارای عنصر ثابت تشریفات و عنصر متغیر هستیم پس موضوع از این نظر جذابیت دارد. در این باره هم منابع منسجمی وجود نداشته است! از سوی دیگر ساختار کتاب دارای انسجام است و مولف توانسته با اختصار مسایل خود را بیان کند. نویسنده در کتاب از منابع دست اول و نسخه‌های متنوع تاریخی و آرشیوی استفاده کرده است. البته می‌توانست در برخی از بخش های کتاب از منابع لاتین استفاده کند.   این محقق با اشاره به اینکه کتاب خسته کننده نیست و ماجرای خودش را به تصویر می‌کشد توضیح داد: کتاب چنان درباره رفتار سفرا به جزئیات متوسل می‌شود گویی فیلمی برای مخاطب تصویر می‌شود و این جذابیت کتاب را بیشتر می کند. تقسیم بندی موضوعی کتاب خوب است و وارد موضوعات تمایزگونه می‌شود. معاهدات به طور مثال در کتاب در یک زیرفصل می‌آید چون ما برای امضای معاهدات باید دستورالعمل خاصی را رعایت کنیم. مولف نشان می دهد که مقامات برای امضای معاهدات باید تشریفات خاصی را رعایت کنند درغیر این صورت مجازات می‌شود.   شریف کاظمی در ادامه راهکارهای خود را برای بهبود کتاب ارائه کرد و افزود: تاریخ فقط برای لذت بردن نیست بلکه باید کاربردی باشد اگر ما نقاط منفی تاریخ خود از جمله قاجار را ذکر می‌کنیم باید نقاط قوت را هم بگوییم. در برخی از بخش‌های کتاب از قول سفرنامه‌ها ذکر می‌شود که به ایران نگاه مثبتی نداشتند اما صحت این موضوع از سوی منابع دیگر باید بررسی شود! همچنین بیان می شود که فتحعلی شاه به دلیل آداب ندانی به وزیر فرانسه نامه می‌نویسد در حالی که علت این موضوع باید بررسی شود. همین امروز هم برخی از کشورهای ضعیف به مقامات چند رده پایین تر خود امتیاز می دهند.زاما همین فتحعلی شاه کارهای مثبتی هم داشتند  و وقتی نگاه بالا به پایین پادشاه فرانسه را در نامه ای می بیند فرهنگ غنی ایران را به رخ آنها کشانده است! به گفته این محقق، در کتاب تصاویر وزرای خارجه آورده شده که بسیار جذاب است. ما از کشورهای پیشتاز در داشتن عکس های تاریخی هستیم از برخی مراسم آداب دیپلماتیک در خارج از کشور عکس داریم که می‌تواند در اثر مورد استفاده قرار گیرد. در جایی از کتاب بیان شده که به دلیل استبداد دوره قاجاریه وزارت خارجه قدرتی نداشته است در حالی که باید بدانیم وزارت خارجه فقط مجری است و نمی‌تواند تصمیم گیرنده باشد! البته ساختارهای موجود در وزارت خارجه به دلیل اینکه هیچ وقت قوی نبوده است تا حدی می‌تواند آن را منفعل نشان دهد.   شریف کاظمی با بیان اینکه دیوان‌سالاری وزارت خارجه بر تشریفات و آداب در کتاب غلبه دارد  عنوان کرد: مولف می‌توانست دراین باره موازانه بیشتری را برقرار کند. هر چند ما درباره آداب دیپلماتیک منابع کمی داریم. از نقاط قوت این کتاب این است که به سراغ موضوعی رفته که درباره آن منبعی زیادی وجود نداشته است. همچنین خوب است ما درباره آداب دیپلماتیک مطالعه تطبیقی انجام دهیم در بخش‌هایی از کتاب این موضوع آمده است اما مولف می‌توانست فراز و فرود آداب دیپلماتیک و رفتار سفر را بررسی کند.   وی ادامه داد: مولف می‌گوید که بعد از عهدنامه ترکمنچای پروتکلی درباره پذیرش سفرا با روسیه امضا می‌شود و اقدامات سفرای روسیه به صورت جزئی بیان می‌شود اما بعد بیان می‌شود که طرف روس هم این کار را خواهد کرد و البته رسم محلی باید رعایت شود! به نظر می‌آید که رفتار ما با سفرای روس بهتر از رفتار آنها با ما بوده است! آن‌ها هرگاه بر ما به برتری می‌رسیدند از ما امتیازهای تشریفاتی می‌گرفتند که در نهایت به موضوعات حقوقی ختم می‌شد.   این محقق با بیان اینکه هدایای سفرا به کشورهای دیگر در کتاب بیان شده که نشان دهنده فرهنگ و تمدن ما بوده است گفت: در کتاب هوشمندانه ذکر شده که این هدایا جنبه تجارتی هم داشته است. خوب است ما هنوز هم از این موضوع استفاده کنیم. اکنون بیان می‌شود که در آداب دیپلماتیک ما به دادن هدایای خاصی محدود شدیم اما می توانیم مانند آنچه در این کتاب بیان شده کاربردی تر رفتار کنیم. ما در آستانه کنفرانس روابط خارجی هستیم و باید به دیوان سالاری بیشتر توجه کنیم به هر حال ما گنجینه‌های موضوعی خوبی داریم و فقط باید در این باره شجاع باشیم و ورود پیدا کنیم.   به گفته شریف کاظمی، ما از یک سو بین المللی شدن آداب دیپلماتیک را در قاجار می بینیم اما باید اعتماد به نفس داشته باشیم و نباید ذوب در آداب دیپلماتیک خارجی شویم. باید گاهی خودمان را از سنت‌های موجود بین‌المللی متمایز کنیم همه چیز ما نباید در کت و شلوار خلاصه شود! ما از آداب دیپلماتیک امنیت و منافع ملی می‌خواهیم اما اگر بیش از حد پایبند آن شویم نمی‌توانیم منافع ملی امان را تامین کنیم. این در حالی است که در غرب آداب دیپلماتیک بیشتر به صورت محلی رعایت می‌شود.   خسروی زاده نویسنده کتاب در بخش پایانی این نشست به برخی از نکات مطرح شده از سوی منتقدان پاسخ داد و گفت: البته در دوره قاجار نکات مثبت هم وجود داشته و من هم تلاش کردم فقط راوی نکات منفی نباشم. از سوی دیگر همه چیز را در سبد امیرکبیر نریختم و فقط گفتم که او آغازگر تحول اولیه بوده است و این تحول انتهایش به دوره میرزا محمدخان معتمدالملک می‌خورد که نظام‌نامه وزارت خارجه تدوین می شود.   وی در پایان گفت: این کتاب پیش  در آمد تشکیل وزارت خارجه است اما طبیعی است به دلیل کمبود منابع نواقصی دارد و من تلاش کردم تا شاه به شاه در کتاب به محورهای مباحث بپردازم و تغییرات را در آداب دیپلماتیک بررسی کنم. به هر حال در دوره ناصری ساختار وزارت خارجه شکل می‌گیرد و این در حالی است که پیش از این ما حتی انگشتر و مهر پادشاه را در دست همسر او به عنوان گوشت کوب می‌بینیم!   از سوی دیگر می توانستیم در کتاب از عکس های بیشتری استفاده کنیم اما گاهی دسترسی به عکس‌ها دشوارتر بود و امیدوارم در آینده دسترسی به اسناد و عکس ها تسهیل شود.           ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 05:54:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264376/پور-محمدی-املشی-کتاب-شکل-گیری-وزارت-خارجه-فقط-سبد-اقدامات-امیر-کبیر-گذاشته «نامه‌های شفاهی» محمد صالح‌ علا منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264324/نامه-های-شفاهی-محمد-صالح-علا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمد صالح‌‌ علا از افرادی است که توانسته لحن خاص صحبت کردن خود را برای همگان جا بیاندازد و بسیاری از تکیه کلام‌‌های او چون «دو قدم مانده به صبح» از برنامه پرمخاطب چشم شب روشن در اذهان مانده است. صالح‌ علا را دقیقا نمی‌شود در یک دسته و گروه جای داد. او نویسنده، شاعر، فیلمساز و مجری تلویزیونی است. و با اینکه برنامه‌های تخصصی در حوزه ادبیات و فرهنگ اجرا می‌کند نوع خاص صحبت کردن و بیان ویژه‌اش سبب شده مخاطبان عام‌تری هم جذب برنامه او شوند. حالا کتاب نامه‌های شفاهی با عنوان فرعی نوشته‌های پراکنده از او منتشر شده است. نوشته‌هایی که هرکدام بیشتر از یک یا نهایتا دو صفحه نیستند، یادداشت‌هایی که شبیه دلنوشته‌های محمد صالح علا هستند اما داستان دارند. این نوسنده با همان روایت و لحن شیرین و جذاب و آشنای خود، به نقل یک خاطره یا حسی زودگذر که او را تحت تاثیر قرار داده می‌پردازد و آنقدر صمیمی این کلمات را به نگارش درآورده که خواننده گاهی حس می‌کند نویسنده از میان حروف کتاب سربرآورده و در حال گفت‌وگوی رودررو با اوست. مثلا در  بخشی از کتاب اینگونه می‌نویسد: «بقال سرکوچه ما انسان فرهمندی است. می‌گفت یکی هرروز می‌آید از بقالی من خرید می‌کند. او چیزی را از میان چیزها انتخاب می‌کند.سیب زمینی های لک‌زده، پیازهای پلاسیده، را در دستمالش می‌ریزد. می‌گویم چرا تازه‌ها را بر نمی‌دارید می‌گوید پس همسایه‌هایم چه کنند پلاسیده‌ها را بگذارم برای آنها؟...» حال‌وهوای نوشته های این کتاب حول و حوش تهران و مصائب و مشکلات زندگی در پایتخت است اما در عین حال طنز صالح علا سبب می‌شود این مشکلات به زبانی جذاب برای شما روایت شود. کتاب «نامه‌های شفاهی» نوشته محمد صالح‌ علا به تازگی در هزار نسخه و با قیمت 40000تومان از سوی نشر پوینده منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 16 Aug 2018 05:58:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264324/نامه-های-شفاهی-محمد-صالح-علا-منتشر آثاری که امین جامعه‌شناسی ایران نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264354/آثاری-امین-جامعه-شناسی-ایران-نوشت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- خداداد خادم: سید محمدامین قانعی‌راد، 24 خردادماه امسال در سن 63 سالگی دارفانی را وداع گفت. او را در ایران به عنوان جامعه‌شناسی می‌شناسند که طی یک دهه اخیر تلاش کرده بود جامعه‌شناسی را به حوزه عمومی آورده و این علم را در جامعه نهادسازی کند. این هدفی که او برای خود ترسیم کرده بود سبب شد تا قانعی‌راد در دهه آخر عمر خود شکوفاتر شود و با نگارش آثار بیشتری در جامعه‌شناسی تلاشی برای تثبیت جامعه‌شناسی داشته باشد. 25 مرداد سالروز تولد اوست، به همین مناسبت نگاهی به برخی از آثار منتشر شده‌ امین جامعه‌شناسی ایران داریم.   کتاب «الگوی چهار وجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی» نوشته محمدامین قانعی‌راد حاصل تاملات و تجربیات تحقیقاتی وی است. در بخش نخست وی سعی در  تبیین اهمیت و ضرورت علوم انسانی برای فهم درگیرهای هستی شناختی و معرفت‏ شناختی بشر در عصر جدید دارد. به نظر می‌‏رسد بخش دوم کتاب که بر ارائه الگویی مفهومی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی در کشور متمرکز است در پاسخ به مخالفت‏‌های دیگری است که با طرح‏‌های توسعه‏ علوم انسانی در کشور وجود دارد. این مخالفت‏‌ها بیشتر برپایه این ادعاست که علوم انسانیِ موجود، مناسب فهم تجربه‏‌های انسانی در جامعه‏ پیچیده معاصر نیست. بنابراین، توسعه آن نیز بی‏ فایده است. به نظر، مخالفت گروه دوم مخالفتی قابل تامل‏ تر است از آن جهت که درون آن نوعی فراخوان برای بازسازیِ علوم انسانی موجود به گوش می‏ رسد. این واقعیت را باید پذیرفت که برای فهم تجربه‏‌های متفاوت انسانی در جهان صنعتی ‏شده یا در حال صنعتی‏ شدن نیاز است علوم انسانیِ متفاوتی داشته باشیم. علوم انسانی‏‌ای که بتواند پیش از هر چیز نقش کلیدیِ خودش را برای فهم عمیق چنین تجربه‏‌های متفاوتی تبیین کند. قانعی راد در این کتاب معتقد است، ارزیابی علوم انسانی موجود نیز برای فهم آنکه این علوم انسانی چقدر واجد چنین توانایی ‏هایی است ضروری است. الگوی چهار وجهیِ ارائه­ شده در این کتاب امکان یک ارزیابی دقیق از وضعیت علوم انسانی و طرح‏‌های توسعه‏‌ای آن در کشور را به محققان و علاقه‌‏مندان به حوزه‏ سیاستگذاری و مطالعات اجتماعی علم و فناوری می‏ دهد. این کتاب در تابستان 1396 به همت انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی تجدید چاپ شده است.   کتاب «شبكه سیاستی علم و فناوری؛ نظریه­ ها، تجربیات و مدل مفهومی» اثر دیگری از قانعی راد است که توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناروی در تابستان 1396 منتشر شده است. کتاب حاضر درصدد است مدلی مفهومی برای ایجاد و استقرار سازمان شبکه‏ای علم و فناوری در کشور تدوین کند. همان طور که نویسنده در مقدمه کتاب نیز بدان اشاره می‌کند، تاسیس شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری (شورای عالی عتف) گامی ارزشمند در ایجاد چنین شبکه ‏ای بوده است. شورای عالی عتف در اجرای ماده 99 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با هدف اصلی انسجام‏ بخشیدن به امور اجرایی و سیاستگذاریِ کلان نظام علمی، تحقیقاتی و فناوریِ کشور و با آرمان ایجاد شبکه ‏ای فرابخشی در این حوزه پدید آمد. آنچه ضرورت وجود کتاب پیش‏رو را تبیین می‏ کند موانع عدیده ‏ای است که بر سر راه استقرارِ نهادیِ چنین سازمانی وجود دارد. از آنجا که داعیه هرگونه شبکه‏‌ای­ شدن در حوزه علم و فناوری مبتنی بر ایجاد زمینه‌‏ای پیچیده و البته مدیریت شده برای تعامل سازنده میان افراد و نهادهای درگیر در فرایند اجتماعیِ تولید و مصرف علم است، استقرار نهادیِ سازمان شبکه‏ ایِ علم و فناوریِ کشور نیز به معنای کارِ بدون اختلال یا تعاملِ پویا و سازنده میان این نهادها تحت نظر شورای عالی عتف است. از نظر نویسنده کتاب، اکنون، این تعامل پویا وجود ندارد و عوامل بسیاری در گردشِ شبکه‌‏ایِ کنش‏‌ها اختلال ایجاد می ‏کنند. به نظر مهم­ترین زمینه برای رفع موانع موجود، توسعه‏ حوزه عمومی در عرصه مدیریت علم و فناوری در کشور است. در این کتاب، نقد تجربیاتِ داخلی در ایجاد و استقرار شبکه سیاستی علم و فناوری، از طریق مطالعه موشکافانه‏ اسناد سیاستی در حوزه‏‌های مرتبط صورت گرفته است که کاری در نوع خود کم ‏نظیر به شمار می‏ آید.   کتاب «پیمایش علم و جامعه؛ تجربه جهانی و  اجرای نسخه ایرانی» دیگر کتابی از استاد قانعی راد است که در تابستان 1396 تجدید چاپ و روانه بازار نشر شده است. کتابِ حاضر از اندک نمونه‏‌هایِ تحقیق در حوزه مطالعات اجتماعی و فرهنگی علم در ایران است که با هدف مطالعه مسائل و مشکلات در مناسبات علم و جامعه در ایران به نگارش درآمده و انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی آن را به چاپ رسانده است. محمدامین قانعی‏‌راد در این کتاب با بررسی جامعِ تجربه جهانی مناسبات علم و جامعه، مدلی مفهومی و تحلیلیِ بومی برای سنجش دیدگاه‌‏های مردم در مورد علم و فناوری تدوین کرده است. مدل تدوین‏ شده در جریان پژوهشی که نتایجش در همین کتاب آمده مورد آزمون قرار گرفته است. آزمون این مدل، نتایج ارزشمندی برای ارزیابیِ نوع مناسبات علم و جامعه در ایران برای سیاستگذاری‏ های ضروری در حوزه علم و فناوری در اختیار نهادهای مرتبط می‏‌گذارد.   کتاب «گفتمان‌های دگرواره در علوم اجتماعی آسیا؛ پاسخ‌هایی به اروپا محوری» کتاب دیگری از دکتر محمد امین قانعی راد است که در سال 1393 به زیور طبع آراسته شده است. این کتاب نوشته سید فرید العطاس جامعه شناس مالزیایی الاصل است که دکتر قانعی راد با همکاری ابوالفضل مرشدی ترجمه و در بهار 1397 از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به چاپ دوم رسید. این اثر که از ده فصل و دو پیش گفتار تشکیل شده است درواقع درصدد شناخت سرشت اروپامداری در علوم اجتماعی و ارزیابی انتقادی گفتمان‌های بدیلی است که به دنبال جایگزینی گفتمان های اروپامدارانه هستند. همچنین راه‌های ممکن برای توسعه گفتمان‌های بدیل را با ارجاع به علوم اجتماعی در منطقه آسیا پیشنهاد می‌کند.   «نخبگان دانش؛ مشارکت یا مهاجرت» کتاب دیگری از دکتر قانعی راد است که در زمستان 1396 منتشر شد. این کتاب تلاشی برای نشان دادن مسائل آموزش عالی در ایران است. قانعی راد در این کتاب به پدیده نخبگان دانش و چرایی مهاجرت یا به تعبیر ایشان فرار مغزها می پردازد. در این کتاب ابه انواع مهاجرت نخبگان اشاره می‌کند. در ادامه برای جلوگیری از پدیده فرار مغزها و نیز برای درک و کاربرد علم و صنعت جهانی، معتقد است ابتدا باید به ظرفیت های درونی توسعه علمی و صنعتی توجه داشت و آنها را گسترش داد. وی در این کتاب معتقد است چرخش نخبگان در دنیای امروز تا حدی امری پذیرفته شده است. اما آنچه مهاجرت نخبگان ایرانی را متمایز می کند، نوعی «گریز اجتماعی» است که با ناخشنودی و نارضایتی از برخی روندها همراه است. و برای جلوگیری از این امر معتقد است که باید شرایط را برای مشارکت نخبگان مهیا کرد. وی معتقد است تنها نیازهای اقتصادی و برآورده کردن آنها نیست که مانع گریز نخبگان شود بلکه مشارکت سیاسی و اجتماعی بسیار مهمتر است. در قسمتی از کتاب به نقد به سیاست های موجود در برخورد با نخبگان پرداخته که در نوع خود کم نظیر است.   کتاب «زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟» دیگر کتاب محمد امین قانعی راد است که به همت انتشارات نقد فرهنگ در سال 1396 منتشر شد. در این کتاب برعکس روال همیشگی و تخصص دکتر قانعی راد که جامعه شناسی علم است وی به موضوع خانواده می‌پردازد. در این زمینه نقدهایی به وی هم شده که در زمان انتشار این کتاب گفتگویی با وی داشتم که در پاسخ معتقد بود، خانواده مهمترین نهاد یک جامعه هست و هیچ جامعه شناسی نمی‌تواند نسبت به خانواده بی‌تفاوت باشد و به آن نیندیشد. نهاد دولت، نهاد بازار و ... هم مهم هستند اما خانواده بسیار جایگاه والایی دارد. حتی اگر نگاه قدسی به خانواده نداشته باشیم و به عنوان یک نوآوری اجتماعی به آن نگاه کنیم، این نهاد، ساختاری بوده که برای ساماندهی روابط انسانها ایجاد شده و رابطه بین انسان‌ها را سامان می‌دهد. رویکرد ویژه خودم را در کتاب توضیح داده‌ام. اصولا من همیشه از حوزه جامعه شناسی معرفت وارد همه مباحث اجتماعی می‌شوم و هیچ مبحثی نیست که به آن بی‌توجه باشم. به جامعه، سیاست و موضوعات دیگر با رویکرد معرفتی می پردازم. جامعه شناسی معرفت، شکل گیری و تغییر الگوهای معرفتی را مورد بررسی قرار می‌دهد.   در این کتاب می‌خوانیم: «تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در سده اخیر ـ  و به‌طور خاص از انقلاب مشروطه تاکنون ــ‌ برای جامعه ایران وضعیت‌های متعارضی را پدید آورده است. در این میان، یکی از زمینه‌های اساسی تحول نهادین در جامعه ما دگرگونی ساختار قدرت در خانواده است. امروزه پیامدهای تحولات نهاد خانواده در جامعه ایران، به یک دل‌نگرانی عمومی تبدیل شده است و در این مورد معمولاً دیدگاه‌های یک‌سویه‌ای بیان می‌شود. برخی با بدبینی تمام از پایان خانواده و برخی دیگر از ظهور خانواده‌ای انسانی‌تر و مدنی‌تر سخن می‌گویند. این اثر، دگردیسی خانواده را در دو سمت‌وسوی متفاوت فروپاشی و مدنی شدن دنبال می‌کند. در شرایط کنونی خانواده در یک وضعیت ابهام‌آمیز و در میانه فروپاشی و مدنی شدن به‌عنوان دو امکان متفاوت قرار دارد. جامعه ایرانی از یکسو با «خانواده‌های گسسته» و فروپاشیده و از سوی دیگر با «خانواده‌های مدنی» روبه‌رو است. در بین این دو امکان متفاوت نیز لزوماً نباید به دنبال پیروزی انحصاری یکی از آن‌ها بود و این دو امکان متعارض حتی می‌توانند به‌طور هم‌زمان وجود داشته باشند.» وی معتقد است، فرایند دموکراتیک شدن خانواده را نمی‌توان با بازگشت به شیوه‌های سنتی خانواده درمان کرد. امروزه خانواده‌های موسوم به خانواده‌های سنتی نیز بیشتر برحسب معیارهای اندیشه دینی، سنتی هستند تا برحسب معیار ساختار بالفعل و عملی روابط قدرت در درون خانواده. به نظر می‌رسد که دموکراتیک شدن خانواده با تمامی آثار مثبت و منفی‌اش اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل‌بازگشت است و به همان دلیل که نمی‌توان فرآیند دموکراتیک شدن جامعه را متوقف کرد، امکان توقف فرآیند دموکراتیک شدن خانواده نیز وجود ندارد. زوال پدرسالاری محصول تصمیم آگاهانه آدمیان نبوده و در ضمنِ کردارهای اجتماعی و بر اساس یک سری فرآیندهای واقعی و عمدتاً ناخودآگاهانه صورت گرفته است. بدین ترتیب امکان بازگشت به وضعیت پیشین وجود ندارد چون این موضوع نه همچون یک اختیار بلکه به‌مثابه یک تحول با ریشه‌های واقعی‌اش به ما تحمیل شده است؛ بنابراین اگر میزان طلاق در خانواده‌های جدیدالتأسیس افزایش ‌یافته است راه‌حل آن کاهش نقش زنان در تصمیم‌گیری‌ها نیست بلکه افزایش مهارت‌های گفتگویی نسل‌های جوان برای تعامل‌های منصفانه‌تر با همدیگر است.   کتاب «تعاملات و ارتباطات در اجتماع علمی» کتاب دیگری از دکتر قانعی راد درباره مسئله علم و اموزش عالی است که توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در سال 1385 منتشر شده است. در مورد وضعیت اجتماع علمی در رشته های مختلف، پژوهش های اندکی در ایران صورت گرفته است. اجتماعات علمی با ایجاد فضای هنجاری و تامین کنترل اجتماعی در تکوین معرفتی و اصلاح فرایندهای آموزشی و پژوهشی نقش برجسته ای دارند. فقدان تربیت موثر دانشجویان و تولید ناچیز دانش و نیز بسیاری از نارسایی ها و کاستی های دیگر را می توان به طور مستقیم ناشی از ضعف تعاملات و ارتباطات در بین اساتید و پژوهشگران رشته‌های علمی دانست. این کتاب ضمن طرح نظریات جامعه شناختی در مورد اهمیت تعاملات و روابط بین کارگزاران دانش در بهبود و ارتقای فعالیت های علمی، براساس پژوهش انجام شده در میان برخی از اساتید رشته های علوم اجتماعی در تهران به توصیف وضعیت اجتماعی علمی در این رشته می‌پردازد. یافته های این مطالعه نشان می‌دهد که اساتید و پژوهشگران علوم اجتماعی همکاری های پژوهشی اندکی با همدیگر دارند و ارتباطات و تعاملات بین آنها در سطوح سازمانی و انجمنی پایین است. بیشترین تمرکز دکتر قانعی راد در سال‌های مطالعاتی‌اش روی نظام دانش مسئله علم بوده است. در این زمینه کتاب‌های دیگری مانند «ساختار مدیریت نظام علمی کشور»، «نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه» و «ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظام‌های اجتماعی - اقتصادی در ایران» که هر سه کتاب در سال 1382  توسط مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور منتشر شدند. همچنین کتاب «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران» و کتاب در سال 1384 توسط مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور منتشر شد.   کتاب دیگر محمد امین قانعی راد «تبارشناسی عقلانیت مدرن (قرائتی پست مدرن از اندیشه دکتر علی شریعتی)» است که با ویراستاری دکتر بیژن عبدالکریمی و توسط انتشارات نقد فرهنگ در سال 1384 منتشر و روانه بازار نشر شد. این نوشتار از دوگانه اندیشی سنت - مدرنیسم فراتر می رود و معیاری متفاوت را برای ارزیابی اندیشه های شریعتی ارائه می دهد . این معیار متفاوت موج سوم اندیشه بشری یعنی پسامدرنیسم است که با سنت گرایی و مدرنیسم تمایز دارد. این معیار متفاوت یک قالب سوم برای گنجاندن اندیشه‌های شریعتی نیست زیرا پسامدرنیسم به عنوان یک قالب فکری یکسان و همگون وجود ندارد بلکه پسامدرنیسم ها وجود دارند. «تحلیل فرهنگی صنعت» دیگر کتاب دکتر قانعی راد است که توسط انتشارات پژوهشگاه هنر، فرهنگ و ارتباطات در سال 1388 به زیور طبع آراسته شده است. «مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان» اثر دیگر اوست که در سال 1389 توسط نشر راه دان به چاپ رسیده است. کتاب دیگر دکتر محمد امین قانعی راد با عنوان «جامعه‌شناسی کنشگران علمی در ایران» است که با همکاری فرهاد خسروخاور در سال 1390 توسط انتشارات نشر علم منتشر شده است. از کتاب‌های دیگری که استاد قانعی راد منتشر کرد می‌توان از کتاب «هابرماس و روشنفکران ایرانی» با همکاری علی پایا نام برد که توسط انتشارات طرح نو منتشر شد. آخرین کتابی که توسط این استاد جامعه شناسی منتشر شده است «اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی» با عنوان فرعی روایتی تاریخی از رشد و افول علم تجربی در ایران قرون سوم تا پنجم  است که از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.  این اثر درواقع تز پایان نامه دکتر قانعی راد است که پیش از این با عنوان جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران (دوره اسلامی) منتشر شده است. این اثر تلاش دارد تفاوت الگوها و پیامدهای معرفتی آن را با رویکرد تاریخی و تفهمی درک کند. رابطه میان جنبش شعوبیه و رشد علمی تا حدی از جنس همان رابطه‌ای است که وبر «تجاذب انتخابی» می‌نامد. در آن دوران و در کنش تاریخی جنبش شعوبیه، تجاذب دو فضای فرهنگی ملت و دین به پیشرفت نگاه علمی و فرهنگی یاری رساند. ایرانیان، به عنوان یک قوم، علاقه به وجوه خاص فرهنگ خود را با تلاش برای بازآفرینی و برساخت دعاوی عام اسلام در هم آمیختند و فرهنگی پویا، زاینده، و گشوده به روی دستاوردهای مردمان اقوام دیگر شکل دادند. ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 06:36:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264354/آثاری-امین-جامعه-شناسی-ایران-نوشت ​ناطوردشت با ترجمه احمد كريمي تجديد چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264284/ناطوردشت-ترجمه-احمد-كريمي-تجديد-چاپ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «ناطوردشت» عنوان داستانی است که در آن سالینجر نویسنده موفق آمریکایی با زیبایی و استادی، داستان جوانک تازه‌بالغی را بیان می‌کند که یک روز به‌طور ناگهانی تصمیم می‌گیرد که مدرسه‌اش را ترک کند و به نیویورک برود تا چند روزی را مثل آدم‌های بزرگ خوش بگذراند. تمامی ماجرا از قول هولدن کالفید جوان 16 ساله‌ای است که سرشار از صداقت و رک‌گویی است که خوانندگان و از جمله پدرها و مادرها را سرگرم می‌کند و می‌خنداند و گاهی نیز ریشه‌های طغیان جوانی را برایشان روشن می‌کند. «ناطوردشت» شاهكار سالينجر با ترجمه احمد كريمي بار نخست در سال 1345 در نشر مينا منتشر شد و با توقفي طولاني در سال 1395 در نشر علمي فرهنگي چاپ دوم آن به بازار آمد. اين رمان امسال به چاپ سوم در نشر اميركبير رسيده است. به نظر می‌رسد سلینجر این رمان و شخصیت اصلی‌اش را بیش از سایر آثارش دوست دارد زيرا زمانی كه هاليوود برای اقتباس سينمايی از اين اثر اجازه نويسنده را خواست در كمال تعجب با مخالفت او مواجه می‌شود. جواب سالينجر به اين درخواست چنين بود: «نمی‌توانم اجازه بدهم چون ممكن است «هولدن» (شخصيت اصلی داستان) اين قضيه را دوست نداشته باشد.» سلینجر در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی به دنیا آمد. نخستین داستان وی به نام «جوانان» در سال ۱۹۴۰ در مجله Story به چاپ رسید. چند سال‌ بعد (در سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶) داستان «ناتور دشت» به شکل دنباله‌دار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانه بازار کتاب این کشور و بریتانیا شد.  «ناتور دشت» به عنوان نخستین کتاب سلینجر، طی مدت کمی برای او شهرت و محبوبیت فراوان به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی «راندم هاوس» (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را به عنوان شصت و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی كرد. این کتاب در مناطقی از آمریکا، به‌عنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و از سوی «انجمن کتابخانه‌های آمریکا» در فهرست کتاب‌های ممنوعه دهه ۱۹۹۰ قرار گرفت.  از جروم دیوید (جی.دی) سلینجر، نویسنده آمریکایی، علاوه بر «ناتور دشت» (با نام «ناطور دشت» هم ترجمه شده است)، کتاب‌هایی چون «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم»، «خاطرات شخصی یک سرباز»، «جنگل واژگون» و «فرانی و زویی» به فارسی ترجمه و در ایران به انتشار رسیده‌اند.  غذای شب‌های یکشنبه ما در پنسی همیشه یک چیز بود. به اصطلاح غذای عالی لذیذی بود، برای این که به ما کباب می‌دادند. من سر هزار دلار شرط می‌بندم که دلیلش فقط این بود که عده زیادی از اولیای بچه‌ها روزهای یکشنبه می‌آمدند مدرسه و ترمر پیش خودش حساب کرده بود که ممکن است مادرها از بچه‌های عزیزشان بپرسند که دیشب شام چه خورده‌اند و آن‌ها بگویند «کباب» چه حقه‌ای. کاش کباب آن‌جا را می‌دیدید. تکه گوشت‌های سفت و سختی که کارد هم آن‌ها را نمی‌برید. شب‌هایی که کباب می‌داند همیشه کمی هم پوره سیب‌زمینی بغلش می‌ریختند و برای دسر کمپوت سیب می‌دادند که هیچ‌کس به آن لب نمی‌زد مگر چند تا از بچه‌های کوچکی که از مدرسه‌های پایین شهر آمده بودند و چیز بهتری در زندگی‌شان ندیده بودند و یا آدم‌هایی مثل آکلی که از هیچ خوراکی روگردان نبودند. وقتی که از سالن غذاخوری بیرون آمدیم هوا خیلی عالی بود. هشت سانتیمتر روی زمین برف نشسته بود و هنوز هم به شدت می‌بارید. منظره خیلی قشنگی بود. شروع کردیم به برف بازی. گلوله برفی درست می‌کردیم و توی محوطه به سر و روی هم می‌زدیم و مسخره‌بازی در می‌آوردیم. کار بسیار بچگانه‌ای بود اما تمام برو بچه‌ها واقعا از این کار لذت می‌بردند.   رمان «ناطور دشت» اثر جروم دیوید سالینجر با ترجمه احمد کریمی در 264 صفحه با تیراژ 500 نسخه به بهای 26هزار و 500 ریال از سوی موسسه انتشارات امیرکبیر روانه بازار کتاب شد. ]]> نقد و معرفی Thu, 16 Aug 2018 05:34:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264284/ناطوردشت-ترجمه-احمد-كريمي-تجديد-چاپ سهم رمان و داستان در دانلود کتاب‌های صوتی و الکترونیک http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264347/سهم-رمان-داستان-دانلود-کتاب-های-صوتی-الکترونیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از گیکوایر، اولین بار فرمت کتاب‌های صوتی در انتشار کتاب صوتی استیون هاوکینگ دانشمند فیزیک صاحب نظریه انفجار بزرگ مطرح شد ولی بعدها میلیون‌ها نسخه از این نوع کتاب توسط انتشاراتی‌های کشورهای مختلف تولید شد. ماه گذشته انجمن ناشران آمریکا (AAP) در گزارش خود از رشد روزافزون تولید کتاب‌های صوتی خبر داد و تخمین زد این نوع کتاب‌ها در سال‌های آینده تعدادشان بیشتر هم خواهد شد. در این گزارش آمده بود از سال 2013 تا کنون هر سال به طور تقريبي نزدیک به 30درصد شاهد رشد تولید کتاب‌های صوتی هستیم. گرچه فروش کتاب‌های صوتی به صورت آنلاین ممکن است از کتاب‌های الکترونیک کمتر باشد ولی کتاب‌های صوتی و الکترونیک به صورت متوازن در سال‌های اخیر رشد داشته است. موسسه نظرسنجی پیو می‌گوید  رشد کتاب‌های صوتی بيشتر به خاطر علاقه به کتاب‌های داستانی در بین قشر تحصیل کرده است. پیو می‌گوید بیشتر کتاب‌های صوتی و الکترونیک خریداری شده توسط کاربران، رمان و داستان هستند که بیشتر این خریداران را دانشجویان تشکیل می‌دهند. بر اساس آمارهای پیو در پنج سال گذشته بیشتر خریداران کتاب‌های صوتی را دانشجویان بین 18 تا 29 سال تشکیل می‌دهند. اندرسون مدیر انتشارات و سایت آئودیبل (Audible) که در زمینه تولید کتاب‌های صوتی فعالیت می‌کند با این آمارها موافق است و می‌گوید: علاقمندان به کتاب‌های صوتی بیشتر کسانی هستند که کتاب داستان و رمان می‌خوانند و حتی بسیاری از دانشجویان کتاب‌های درسی خود را نسخه چاپی انتخاب می‌کنند ولی در مورد کتاب‌های داستان از نسخه‌های الکترونیک و صوتی استفاده می‌کنند. فرانک براسیل مدیر کتابخانه عمومی ایالت سیاتل نیز می‌گوید اگر کتاب‌های رمان و داستان نبود این کتاب‌های صوتی و الکترونیک نیز طرفداری نداشت. تقریباً پارسال تمام کتاب‌های صوتی تولید شده در این ایالت همگی داستان و رمان بودند. به گفته براسیل کتابخانه سیاتل حدود 22هزار کتاب صوتی در گنجینه خود دارد که اکثر آن‌ها موضوع داستان و سرگرمی دارند. اندرسون مدیر سایت آئودیبل اعتقاد دارد کتاب داستان باعث رونق صنعت تولید کتاب‌های صوتی شده است و آمارها نیز در طول سال‌های گذشته همین امر را نشان می‌دهد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 Aug 2018 05:40:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264347/سهم-رمان-داستان-دانلود-کتاب-های-صوتی-الکترونیک سفره فلسطینی نگاهی متفاوت به تاریخ اشغال http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264368/سفره-فلسطینی-نگاهی-متفاوت-تاریخ-اشغال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سی ان ان، «ریم قسیس» با کتاب خود با عنوان «سفره فلسطینی» هرچند تنها به غذاهای فلسطینی و راهنمای تهیه آنها پرداخته است ولی به طور مستقیم یا غیرمستقیم دوباره نام فلسطین را در رسانه‌های جهان بر سر زبان‌ها انداخته است. او سال‌های گذشته سرزمین خود را مثل بسیاری از مهاجران فلسطینی به مقصد آمریکا ترک کرده است و در حال حاضر در این کشور همراه خانواده خود زندگی می‌کند.   کتاب غذاهای فلسطینی بهانه‌ای برای مطرح کردن کشورش در اذهان عمومی و یادآوری اشغالگری اسرائیلی‌هاست. قسیس قبل از سفره فلسطینی یک کتاب نیز درباره آشپزی با سبک مردم سرزمینش منتشر کرده بود ولی در این کتاب بیشتر به آداب و رسوم مردم وطنش پرداخته و نوع غذاهایی که در این سرزمین تهیه می‌شود.   وی بعد از اینکه وطنش را به مقصد آمریکا ترک می‌کند هیچ وقت وطنش را فراموش نمی‌کند و در کتاب‌ها و یادداشت‌هایش درباره سرزمین مادری و فرهنگ چندهزار ساله‌اش می‌نویسد. او می‌گوید همه دستورهای غذایی مردم فلسطین را از خانواده‌های مهاجر ساکن آمریکا جمع آوری کردم تا بتوانم سهمی در زنده نگه داشتن نام سرزمینم داشته باشم. در این کتاب به صورت حرفه‌ای درباره غذاها صحبت نشده و بیشتر خواستم یادی از مردم کشورم کرده باشم.   قسیم می‌گوید: در کشور آمریکا مهاجران فلسطینی هر کدام درصدد احیای نام سرزمین مادری خود هستند و همیشه دخترانم را با این روایت بزرگ می‌کنم که تاریخ و ریشه آنها در سرزمین فلسطین است. او می‌گوید می‌خواهم وقتی دخترانم بزرگ می‌شوند با شنیدن نام فلسطین بیشتر از غذا به تاریخ سرزمین‌شان افتخار کنند.   وی در ادامه گفتگویش به خبرنگار آمریکایی می‌گوید کتابم را با این هدف نوشتم که به مردم دنیا بگویم نام فلسطین تنها در جنگ و اشغالگری خلاصه نشده است و مردم این سرزمین تاریخچه‌ای چندهزارساله از تمدن و فرهنگ دارند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 16 Aug 2018 12:09:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/264368/سفره-فلسطینی-نگاهی-متفاوت-تاریخ-اشغال زمزمه تبادل اسرا نگاهمان را به آن‌سوی سیم‌خاردارها برد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264378/زمزمه-تبادل-اسرا-نگاهمان-آن-سوی-سیم-خاردارها-برد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: 26 مرداد سال 1369، پس از سال‌ها تحمل رنج غربت و شکنجه و آزار، کبوتران عاشق از قفس اسارت آزاد و با بال‌های زخمی به سوی وطن بال گشودند و در آغوش ملت آرام گرفتند. آزادگانی که برخی از آن‌ها شیرین‌ترین روزهای جوانی را در چارچوبی تهی از انسانیت زیر بار شکنجه‌های روحی و جسمی دشمن گذراندند، ولی قامتشان در هجوم تندبادها خم نشد.  این قهرمانان هنوز پس از گذشت سال‌ها از آن روزگاران، روح و جسمشان زخمی است. مبادا که در گردش چرخ روزگار، فداکاری و ایثارشان برای حفظ این آب و خاک را از یاد ببریم.   ابوالقاسم پیربداقی، یکی از جانبازان و آزادگان دوران دفاع مقدس است که در سن 19 سالگی و در ماه‌های پایانی جنگ به اسارت دشمن درآمد. او امروز کارمند رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و به این سبب بخشی از خاطرات او در دفتر اول از مجموعه «شکوه ایثار» در کتابی با عنوان «ایستاده چون سرو» که شامل خاطرات جمعی از آزادگان شاغل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به رشته تحریر درآمد.     همزمان با سالروز بازگشت آزادگان به میهن، با ابوالقاسم پیربداقی که امروز در مرز پنجاه سالگی است، گفت‌وگویی صمیمانه داشتم که خواندن آن خالی از لطف نیست.   بخشی از خاطرات شما از دوران اسارت در کتاب «ایستاده چون سرو» ثبت شده است. این کار چگونه شکل گرفت؟ حدود سال 93 از سوی دفتر امور ایثارگران جزو نخستین افرادی بودم که برای بیان و ثبت خاطراتم دعوت شدم. این برای من اتفاق خوبی بودم و خوشحال شدم که قرار است خاطرات ایثارگران و خانواده آن‌ها در قالب مجموعه‌ای ثبت و برای آگاهی عموم و نسل‌های بعد از ما منتشر شود. این کار به نوعی پیام‌رسانی برای فرهنگ ایثار و شهادت است.   خاطرات ایثارگران از دوران دفاع مقدس و حتی قبل و بعد از آن و خارج از میدان جنگ، بسیار گسترده است و به‌ویژه با توجه به شرایط امروز جامعه، تهاجم فرهنگی و دغدغه‌های مختلف، در قالب چند ساعت مصاحبه یا چند جلد کتاب گنجانده نمی‌شود.   کجا و چگونه به اسارت دشمن درآمدید؟ 25 ما در اسارت بودم. به‌عنوان سرباز لشکر 21 حمزه ارتش به جبهه اعزام شدم. 20 تیر سالروز تولد من است و در تاریخ 21 تیرماه 67 در منطقه زبیدات عراق در تَکِ دشمن اسیر شدم. حدود ساعت پنج صبح که برای نماز صبح برخواسته بودم، عراقی‌ها حمله کرده و خط را شکستند. یک ترکش به دستم و یکی هم به پایم خورد و موج خفیفی هم گرفته بودم و حدود 11 صبح اسیر شدم.   پس از اسارات، من و 9 تن از دوستانم را با دسته بسته با خودرو شاسی‌بلند جنگی «آیفا» به خط خودشان منتقل کردند. با وجود اینکه زخمی بودم، با ضربه لگدی هم بینی‌ام شکست. تا حدود 2 بعدازظهر در اوج گرما و خرماپزان جنوب، تشنه و گرسنه همانجا بودیم. حوالی غروب ما را به شهر «العماره» بودند. برای جنگ روانی و تبلیغاتی و اینکه تعداد اسرا را بیشتر نشان دهند، هر چهار یا پنج اسیر را سوار یکی از ماشین‌های نظامی کردند تا ستون نظامی طولانی‌تر به‌نظر برسد و بُرد خبری بیشتر داشته باشد. در «العماره» به مدت سه روز در یک سوله بودیم و از آنجا به پادگان و زندان «الرشید» بغداد منتقل شدیم. در پادگان «الرشید» به‌صورت سرسری زخم‌ها را بانداژی سطحی کردند. یک هفته بعد برای مداوا ما را به بیمارستان بردند و دوباره به پادگان برگرداندند. حدود سه ماه و نیم در این پادگان بودم.   وقتی با آزادگانی که خاطراتشان منتشر شده صحبت می‌کنیم، اذعان می‌کنند با وجود شرایط بسیار سخت اردوگاه‌ها و فشار بسیار، همواره فضای معنوی خاصی به‌ویژه در ایامی مانند ماه مبارک رمضان بین بچه‌ها موج می‌زد که تحمل آن روزها را آسان‌تر می‌کرد. حس و حال شما در آن دوران و روزهای دشوار اسارت چگونه بود؟ ما برای دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و آرمان‌ها و ارزش‌های اسلام به جبهه رفته بودیم. خود این هدف، عرفانیت خاصی داشت و قطعا ما را در این فضا قرار می‌داد. در ایام مناسبتی به‌ویژه عزاداری محرم، همه بدور از چشم عراقی‌ها فعالیت می‌کردند. در طول سال، روزهای دوشنبه و پنجشنبه را بیشتر بچه‌های اردوگاه روزه می‌گرفتند. در ماه مبارک رمضان با وجود فشارهای عراقی‌ها، روزه می‌گرفتیم. چند نفر از خود عراقی‌ها هم روزه می‌گرفتند، ولی در کل رعایت ما را نمی‌کردند و برایمان ناهار می‌آوردند که ناهار را برای افطارمان و شام را برای سحر نگه می‌داشتیم. اگر غذا فاسدشدنی بود و امکان‌ نگهداری آن تا شب وجود نداشت، غذا را به افرادی که نمی‌توانستند روزه بگیرند می‌دادیم که به‌عنوان ناهار بخورند و نان آن‌ها را می‌گرفتیم برای افطار خودمان. نوعی مدیریت خودگردان داشتیم. البته با توجه به شرایط بد نگهداری غذا و گرمای هوا، در مواردی مسموم هم می‌شدیم.   برای مناجات یا برگزاری آئین‌های مذهبی، کتاب دعا یا قرآن در اختیار داشتید؟ خیر، هیچ کتاب دعا یا قرآنی نداشتیم. مواقعی که صلیب سرخ برای بازدید می‌آمد، یک سری کتاب که بیشتر رمان‌های خارجی بود برایمان می‌آورند. ولی به‌ هرحال ما بچه مسلمان و همه دعای توسل و آیت‌الکرسی را حفظ بودیم. افرادی که در نگارش دعا کمتر غلط داشتند یا خط خوبی داشتند، آن مقدار از ادعیه را که می‌توانستند، می‌نوشتند. من هم خطم بد نبود و گاهی می‌نوشتم. کاغذ و قلم به‌طور معمول و آزادانه در اختیار نداشتیم. کنترل روی ما زیاد بود و مراسم دعا و نیایش‌های ما هم مخفیانه انجام می‌شد. اگر چیزی پیدا می‌کردند، بدون استثناء همه را می‌زدند. آن اواخر که صلیب سرخ به اردوگاه می‌آمد، برای نوشتن به ما کاغذ و قلم می‌دادند. یادم می‌آید که در همان روزها با یکی از دوستان تقریبا توانستیم دعای توسل و دعای کمیل را جمع‌بندی کنیم و بنویسیم. البته بیشتر بچه‌ها تقریبا دعاها را حفظ کرده بودند و هرکس در دلش مناجات می‌کرد.   خبر رحلت امام را شما در اسارت شنیدید. آیا توانستید عزاداری کنید؟ وقتی خبر رحلت امام خمینی (ره) را شنیدیم، نمی‌دانستیم چگونه عزاداری کنیم. هفتم امام دقیقا با بازدید صلیب سرخ همزمان شده بود. در بین ما بچه‌های ارامنه هم بودند که به اعتقادات ما احترام می‌گذاشتند و با ما همسو می‌شدند، چون جدا از دین و مذهب، پای ملیت ایرانی ما در میان بود. یکی از بچه‌های ارامنه گفت من به نیروهای صلیب سرخ می‌گویم پدرم فوت کرده و برای پدرم می‌خواهم عزاداری کنم. بعدا عراقی‌ها متوجه حقیقت ماجرا شدند و یکی از کسانی هم که مورد عنایت ویژه آن‌ها قرار گرفت، من بودم.   چه مدت در اسارت بودید؟ 21 تیر 67 اسیر و 14 شهریور 69 هم آزاد شدم. البته پیش از اسارت هم در سال 1364 دبیرستان و درس را رها کردم و به‌عنوان بسیجی به جبهه رفتم و در عملیات «فاو» هم شرکت داشتم. 17 فروردین 1365 که به مرخصی آمدم، به اصرار مادرم دفترچه اعزام گرفتم و با وجود اینکه تاریخ اعزامم بهمن 1365 بود، ولی من در خردادماه همان سال به‌عنوان نیروی داوطلب وظیفه خودم را معرفی کردم و به جبهه رفتم.   وقتی شنیدید که قرار است به ایران برگردید، چه حس و حالی داشتید؟ رادیویی در اردوگاه گذاشته بودند. اواسط مردادماه (17 یا 18 مرداد) حدود ساعت 10 صبح بود که از رادیو به زبان عربی اعلام شد که به دستور صدام حسین تبادل صورت خواهد گرفت و قرار است اسرا آزاد شوند. حس خوبی به ما دست داد، ولی گفتیم نکند این اتفاق نیافتد و در این‌صورت شوکی که به ما وارد می‌شد، روحیه ما را از بین می‌برد و عراقی‌ها هم خیلی دوست داشتند به هر صورتی شکست ما را ببینند. به هرحال سعی کرده بودیم به محیط اردوگاه عادت کنیم و به خودمان بقبولانیم که قرار است اینجا از دنیا برویم. حتی بعد از اعلام آتش‌بس هم تقریبا هر روز به هر دلیلی کتک می‌خوردیم. زمانی‌که زمزمه‌هایی مبنی بر تبادل اسرا شنیدیم، نیم‌نگاهی به آن‌سوی نرده‌ها و سیم‌خاردارها داشتیم. وقتی این موضوع به‌طور قطعی از سوی عراقی‌ها اعلام شد، دیگر در پوست خودمان نمی‌گنجیدیم و دقیقا یک هفته آخر تا زمان تبادل، از خوشحالی هیچکداممان نخوابیدیم. حس اولین لحظه ورود به کشور پس از اسارت برای شما چطور بود؟ 12 یا 13 مرداد وارد خاک ایران شدیم و یک شب در کرمانشاه خوابیدیم. البته از هیجان هیچکدام از بچه‌ها تا صبح نخوابیدند و ستاره‌ها را می‌شمردیم تا روز شد. فردای آن روز با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد تهران شدیم و مورد استقبال قرار گرفتیم. از فرودگاه به لویزان رفتیم و سه روز آنجا قرنطینه بودیم و پس از آن به سوی خانه‌هایمان رفتیم. امروز هم که به آن لحظات فکر می‌کنم، مو بر تنم سیخ می‌شود. به خودم می‌بالیدم که سالم برگشتم و به نوبه خودم هیچ نقطه ضعفی به‌دست عراقی‌ها ندادم. چیزی که بیش از هر چیز خودنمایی می‌کرد، استقبال خوب مردم بود. از هر سنی و طیفی و حتی اهالی بومی به مرز خسروی آمده بودند. هرکس به نوبه خود به آزادگان محبت و خدمت می‌کرد. در همان دقایق اولیه ورود، پیرزنی یک قاچ خربزه به من داد که شیرینی آن هنوز زیر زبانم است. انتظار چنین استقبالی را نداشتیم و این شکوه حضور مردم، غرور خاصی به ما بخشیده بود. به‌نظر شما امروز وظیفه جامعه و به‌ویژه نهادهای فرهنگی برای زنده نگه داشتن این ارزش‌ها، چیست؟ زنده نگه داشتن ارزش‌ها و پاسداشت این ایثار و فداکاری‌ها نباید در حد شعار باشد. سال گذشته در جشن ایثار، عده‌ای از ما تجلیل شدند و رفت تا امسال. این مفهوم نباید در اندازه چند آئین و چند ساعت مصاحبه و تدوین چند کتاب محدود شود. فرهنگ ایثار باید طوری در جامعه نهادینه شود که فرزند من و نسل‌ امروز و آینده که آن روزها را ندیده و حس نکرده، بفهمد وقتی من می‌گویم جانباز و آزاده هستم، یعنی چه؟ باید به خانواده شهدا، ایثارگران، رزمندگان و جانبازان بیشتر بها داد. البته بها دادن نه به معنای مادی، بلکه به این معنی که جامعه و نسل امروز کاری که ما کردیم را درک کند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 17 Aug 2018 05:59:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264378/زمزمه-تبادل-اسرا-نگاهمان-آن-سوی-سیم-خاردارها-برد مجموعه داستان «ماه‌نشین» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264339/مجموعه-داستان-ماه-نشین-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان کوتاه «ماه‌نشین» نوشته مجتبی نیک‌سرشت از سوی انتشارات نیستان منتشر شد. در بخشی از داستان «دکل از جنگ برگشته»  از این کتاب می‌خوانیم:  «تو اینجا چه کار می‌کنی؟ آن‌قدر از دیدنش جا خورده­ام که نمی­‌دانم تو را با استرس تلفظ کرده­‌ام یا اینجا را! وقتی توی دکل نگهبانی باشی و کارت این باشد که زل بزنی به آبی­‌های خلیج فارس و حرکت هر جنبده­ای را به مرکز گزارش بدهی، بی‌شک با دیدن این صحنه آن­قدر گیج می‌شوی که نمی­‌دانی چه کنی. حالا هر قدر هم بگویی کسی باور نمی‌ کند که وقتی زل بزنی به این آبی یک­دست، دیگر متوجه چیزی نیستی و از دستت در می‌ رود و از این دست اتفاق‌ها می‌افتد. رک و پوست­کنده­‌اش این است که زنم از دکل آمده است بالا! حالا نمی­‌دانم چه‌کار باید بکنم. اگر فرمانده بیاید برایم داستان می­ شود و باید یک هفته دیگر هم پاس بایستم و مرخصی­ام به قول بچه‌های یگان غرق می­‌شود. ـ نگرانت شدم خب! آخه تو شنا بلد نیستی. ـ یه دقیقه همون‌جا وایسا بذار چشامو بمالم ببینم واقعاً تویی! چشمانم را با انگشت شست و اشاره می­ مالم. باورش سخت است. یعنی تا حالا که سابقه نداشته همسر کسی بیاید محل پاسداری‌ش و تازه از دکل بالا بیاید و بگوید دلش برایت تنگ شده است.» مجموعه داستان «ماه‌نشین» نوشته مجتبی نیک‌سرشت در 96 صفحه به قیمت 8000 تومان در سال 1397 از سوی انتشارات نیستان منتشر شده است.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 08:55:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264339/مجموعه-داستان-ماه-نشین-منتشر انسان بودن یعنی برخورداری از موهبت فلسفه http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264369/انسان-بودن-یعنی-برخورداری-موهبت-فلسفه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب ایده‌های بزرگ، بررسی موشکافانه و شبه تحلیل شیوه نگرش و اندیشیدن به آن‌ها در متن کل اندیشه غربی است. از این رو در ارزیابی آن‌ها علاوه بر فلسفه، سایر شاخه‌های معرفتی علوم انسانی و حتی حوزه‌های علوم تجربی را نیز مد نظر قرار می‌دهد. ایده‌های بزرگ شامل صدق، خوبی، زیبایی، عدالت، برابری و آزادی ایده‌هایی انتزاعی در لابه‌لای کتاب‌های فیلسوفان نیستند بلکه همان واقعیت‌های اساسی است که با آن‌ها زندگی، و در سطحی دیگر برایشان مبارزه می‌کنیم. فهم این ایده‌ها و تامل و اندیشیدن درباره آن‌ها همان فلسفیدن است. مورتیمر در این کتاب به بررسی یکایک آن‌ها در کل سنت اندیشه و فلسفه غربی پرداخته است و می‌تواند راهنمای قابل اطمینانی برای خوانندگان، جهت آشنایی با دیدگاه‌های برجسته‌ترین اندیشمندان غربی درباره شش ایده بزرگ مذکور باشد.   اما به راستی ایده‌های بزرگ کدامند؟ می‌پذیریم که انسان بودن یعنی برخورداری از موهبت فلسفه. پس با این حساب یعنی به طور ناخودآگاه پرسیده‌ایم که فلسفه چیست؟ چنانچه می‌دانیم کانت با تغییر جایگاه اندیشه از هستی به انسان، دروازه‌های عصر جدید را گشود و به قول تئودور آدورنو همواره باید مدرنیته را پذیرفت. پس در حوزه مدرن می‌بایست همگام با اندیشه ایده‌ها را شناخت و به تعریف و بازتعریف آنها پرداخت. هدف کتاب مواجهه مستقیم خواننده با خود ایده‌هاست تا علاوه بر درک و دریافت مجادلات و منازعات حاصله درباره آن‌ها، ابتدائا دریابد که آن‌ها واژگان دیرآشنا و همزاد جامعه بشری‌اند نه الزاما اصطلاخات فنی حوزه معرفتی خاص. ایده‌های بزرگ، نه با تاریخچه ایده‌ها سروکاری دارد، نه شبه تاریخ فلسفه گزینشی است. هر کدامشان مسائل مهمی را پیش کشیده‌اند و نقطه کانونی مسائل و پرسش‌های مهمی بوده‌اند و خواهند بود. مولف گرچه در تحلیل و واکاوی آن‌ها در مواردی نظر مختار خود را ارائه کرده ولی با طرح سودمند مساله و ابراز دیدگاه و نظرات متنوع، دست خواننده را در گزینش دیدگاهی مطلوب یا ابراز نظر که همان فلسفیدن باشد بازمی‌گذارد. از میان ایده‌های شصت و چهارگانه فلسفی که تاکنون فلاسفه مدرن و پسامدرن به آنها پرداخته‌اند پروفسور آدلر به شش موردشان اشاره می‌کند. شاید همین موضوع اساس اقبال مترجم از این کتاب بوده است. شش ایده مورد بررسی کتاب، ایده‌های «صدق»، «خوبی» و «زیبایی» و ایده‌های «عدالت»، «برابری» و «آزادی» در بستر تاریخ اندیشه حرفه‌ای سابقه حضور ناچیزی دارند، ولی تاریخ حضور آنها در زندگی و اندیشه غیر حرفه‌ای موجود آدمی به اندازه تاریخ پیدایش وی است. تمامی این ایده هاواژگان مهم و سازنده ساختار گفتاری و محاورات روزمره‌اند.                         از این شش ایده مورد بررسی کتاب، سه ایده نخست یعنی «خوبی»، «زیبایی» و «صدق» ایده‌های ماهیتا فردی-اجتماعی‌اند. فردی‌اند بدین معنا که موجود آدمی حتی اگر تک‌افتاده و منزوی و بی‌هیچ تعامل با فرد دیگری باشد این هر سه ایده باز هم در تنهایی او حیات خواهند داشت. ما چه با دیگران ارتباط داشته باشم یا نداشته باشیم همواره در کار ارزیابی «خوبی و بدی» یا «زشتی و زیبایی» یا «صدق و کذب، درستی و نادرستی» جهان خارج یا سایر همنوعانمان خواهیم بود. سه ایده دوم یعنی «عدالت»، «برابری» و «آزادی» ایده‌هایی ماهیتا و صرفا اجتماعی‌اند. برای انسان تک‌افتاده و منزوی یا اسارت برای او هیچ شانیت وجودی و هیچ درونمایه‌ای نخواهد داشت، مگر آنکه «من» یا «من‌های» دیگری باشند که بی‌عدالتی، نابرابری و فقدان آزادی را بر او تحمیل کنند یا عدالت، برابری و آزادی را به او هدیه دهند. این سه ایده اید‌ه‌هایی عملیاتی ما در ساحت زندگی اجتماعی‌اند نه فردی. ما با اتکاء به آن‌ها و در سایر تعامل یا تقابل با دیگران رفتار می‌کنیم. رفتار و کنش مدنی ما با اتکاء به این سده ایده درون‌مایه‌اش را می‌ستاند و قوام می‌یابد. اگر با سه ایده نخست علاوه بر آدمیان، جهان و امور غیرانسانی را نیز مورد ارزیابی و داوری قرار می‌دهیم. این کتاب در چهار بخش به ایده‌ها، قضاوت درباره آن‌ها، عملکرد بر اساس ایده‌ها و مسائل و پرسش‌ها می‌پردازد. جملات مولف به صورت پیچیده پیش نرفته‌اند اما ایده‌ها همگانی و در دسترس اعلام شده‌اند. با این همه فاصله‌گذاری بین عام و عامه صورت گرفته است. یکی از ابزارهای همایون کاکاسلطانی در ترجمه اصطلاحات است. همان‌طور که در گذشته کتاب فرهنگ اصطلاحات ویتگنشتاین را یکی از نیازهای مخاطب فلسفی دانست. ایده‌های مورد واکاوی در این کتاب از حوزه اندیشه به سمت اخلاق حرکت می‌کنند، بنابراین همان قدر که تفسیری به نظر می‌رسند تجویزی نیز هستند. مقولات دوگانی، فاصله بین صفت و صفت برتر به مخاطب گوشزد شده است و این نیاز تشریح ایده‌ها بوده است که در سراسر کتاب حس می‌شود. چنانکه در ابتدای فصل دوم آمده است: «وقتی اسم ارسطو به صفتی تبدیل می گردد تا نامی را توصیف کند یعنی ارسطو به منطق ضمیمه شد و همین طور وقتی اسم افلاطون به صفت تبدیل شد او به عشق و ایده الحاق می‌شود.» ممکن است همچنان برای مخاطب این سوال پیش بیاید که چگونه این چند ایده گزینش شده‌اند؟ به استثنای ایده زیبایی، مابقی واژه‌ها (صدق ، خوبی، آزادی، برابری، عدالت) در اعلامیه استقلال آمریکا بوده‌اند. اگر بپذیریم که این ایده‌ها اصلاحاتی و محوری محسوب می‌شوند پس ایده‌های بزرگ هستند. از سمت دیگر اگر اهداف مورد نظر یک جمهوری این مقولات بوده و هستند، پس ملزم هستیم آنها را در بین شصت و چهار ایده مطروحه فلسفی‌ترین ایدها فرض کنیم. پروفسور مورتیمر جرومی آدلر (2001-1902) فیلسوف، معلم و نویسنده پرطرفدار آمریکایی، در دانشگاه‌های کلمبیا، شیکاگو، دانشنامه بریتانیکا و موسسه پژوهش فلسفی فعالیت داشت. وی بنیانگذار و مدیر موسسه پژوهش فلسفی (در سال 1952) بود و در دانشنامه بریتانیکا ابتدا به عنوان عضو هیئت مدیره و سپس در سال 1974 به عنوان مدیر هیئت مدیره جانشین را بر ماینارد هاتچینر شد. در سال 1990 به همراه ماکس وایزمن مرکز مطالعه ایده‌های بزرگ را در شیکاگو تاسی کرد. «ایده‌های بزرگ» نوشته مورتیمر. جی. ادلر با ترجمه همایون کاکاسلطانی در 300 صفحه، 1100 نسخه با قیمت 29 هزار تومان به همت نشر گام نو منتشر شد.  ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 06:01:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264369/انسان-بودن-یعنی-برخورداری-موهبت-فلسفه بازار نویسندگان باتجربه داغ است/ ناشرانی که تنها کتاب خود را می‌فروشند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264367/بازار-نویسندگان-باتجربه-داغ-ناشرانی-تنها-کتاب-خود-می-فروشند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در دهمین گزارش از سری گزارش‌های پرفروش‌های کتاب، عباس معروفی با کتاب «سمفونی مردگان» همچنان از پرفروش‌های بازار کتاب ایران است و محمود دولت آبادی با کتاب طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی نیز همچنان در صدر فهرست پرفروش‌ها قرار  دارد. از کتاب‌های تازه منتشر شده نیز باید به پارچه فروش عاشق محمد صالح علا نام برد که در ردیف پرفروش‌های این هفته قرار دارد. بر همین اساس در بخش تالیفی آثار جدید نویسندگان جوانی همچون الهام فلاح با  رمان به من نگاه کن، حافظ خیاوی با مجموعه داستان خدا مادر زیبایت را بیامرزد، ساناز زمانی با رمان خاموش خانه، عطیه عطارزاده با رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی و محمدرضا مزورقی با رمان دور زدن در خیابان یکطرفه با اقبال خوانندگان رو به رو شده‌اند.   پرفروش‌ترین آثار تالیفی رتبه نام کتاب نویسنده ناشر 1 سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس 2 پارچه‌فروش عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ 2 طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه 3 قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ 3 چرا‌غ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز همچنین در بخش ترجمه کتاب «ملت عشق»، اثر الیف شافاک با ترجمه ارسلان فصیحی در رتبه نخست قرار دارد و بعد از آن، دو کتاب «جزء از کل»، اثر استیو تولتز با ترجمه پیمان خاکسار و «مردی به نام اوه»، اثر فردریک بکمن با ترجمه فرناز تیمورازف در رتبه دوم قرار دارند. همچنین کتاب‌های «دختری که رهایش کردی» و «هنر خوب زندگی کردن» در رتبه سوم قرار دارند.   فهرست پرفروش کتاب‌های ترجمه رتبه نام کتاب نویسنده مترجم ناشر 1 ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس 2 جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه 2 مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون 3  تاریخ عشق نیکول کراوس ترانه علیدوستی مرکز 3 دختری که رهایش کردی جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان 3 هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه  ناشرانی که تنها کتاب خود را می‌فروشند! در آمار پرفروش‌های این هفته به سراغ‌ کتابفروشی‌ها نشرهای مختلف رفتیم تا ببینیم آیا این ناشران در کتابفروشی‌هایشان کتاب‌های سایر ناشران را نیز می‌فروشند یا خیر. فهرست منتشر شده در قسمت زیر، نشان می‌دهد که ناشران تمایلی به چنین کاری ندارند و اگر هم کتاب نشر دیگری در این کتابفروشی‌ها پرفروش‌ شده است به پتانسیل خود کتاب برمی‌گردد. با توجه به آمار موجود در این گزارش می‌توان فهمید که ناشران ایرانی تمایلی به فروش کتاب‌های سایر نشرها ندارند.   پرفروش‌های کتابفروشی ثالث نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر آشغالدونی علامحسین ساعدی نگاه انسان خردمند یووال نوح هراری زهرا عالی نشرنو دور زدن در خیابان یکطرفه محمدرضا مرزوقی ثالث حرمسرای قزافی آنیک کوژان بیژن اشتری ثالث خاموش خانه ساناز زمانی نیماژ هزاران فرسنگ تا آزادی یون سون کیم زینب کاظم‌خواه ثالث پارچه‌فروش عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ آمریکای زمین‌گیر دونالد ترامپ گروه ترجمه ثالث خدا مادر زیبایت را بیامرزد حافظ خیاوی ثالث حسرت نمی‌خوریم باربارا دمیک زینب کاظم‌خواه ثالث   پرفروش‌های کتابفروشی ققنوس نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر به من نگاه کن الهام فلاح ققنوس ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس درازکش در ساعت خواب زهرا شاهی هیلا جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه آن مادران این دختران بلقیس سلیمانی ققنوس من پیش از تو جوجو مویز مریم مفتاحی آموت پنهان در تاریکی فرزانه کرم‌پور آسیه مشکی حامد معصومی هیلا پس از تو جوجو مویز مریم مفتاحی آموت انگار خودم نیستم یاسمن خلیلی‌فرد ققنوس مرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد یوناس یوناسن فرزانه طاهری مروارید   پرفروش‌های کتابفروشی مرکز نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز تصرف عدوانی لنا آندرشون سعید مقدم مرکز پرنده‌ی من فریبا وفی مرکز فرمین موش کتابخوان سم سوج پونه میثاقی مرکز این خیابان سرعت‌گیر ندارد مریم جهانی مرکز در جستجوی زمان از دست رفته مارسل پروست مهدی سحابی مرکز روی ماه خداوند را ببوس مصطفی مستور مرکز شغل پدر سرژ شالاندون مهستی بحرینی نیلوفر ترلان فریبا وفی مرکز تاریخ عشق نیکول کراوس ترانه علیدوستی مرکز   پرفروش‌های کتابفروشی محام اهواز نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌‌آبادی چشم ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس بعد از ابر بابک زمانی ایجاز جنگجوی عشق گلنن دویل ملتن سمانه پرهیزکاری میلکان بازیگوش شهریار عباسی هیلا مردی به نام اووه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس مردن آرتور شنیتسلر علی اصغر حداد ماهی یک پرونده کهنه رضا جولایی آموت سیر عشق آلن دو باتن زهرا باختری چترنگ   پرفروش‌های کتابفروشی پردیس مشهد نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی  ققنوس سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس دختری که رهایش کردی جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان چشمهایش بزرگ علوی نگاه جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه سووشون سیمین دانشور خوارزمی داستان‌های خوب برای دختران بلند‌پرواز النا فاویلی و فرانچسکار فاوالو امید سهرابی‌نیک و آرزو گودرزش نشر نو   پرفروش‌های کتابفروشی چشمه کریمخان نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه راهنمای مردن با گیاهان دارویی عطیه عطارزاده چشمه هنر شفاف اندیشیدن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه هرس نسیم مرعشی چشمه ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس غاب نامه‌هایی به کرت کوبین زکریا قائمی چشمه مغازه خودکشی ژان تولی  احسان کرم‌ویسی چشمه عشق و چیزهای دیگر مصطفی مستور چشمه جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه   پرفروش‌های کتابفروشی مروارید نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس گتسبی بزرگ اسکات فیتزجرالد کریم امامی علمی و فرهنگی دیوان قیصر امین‌پور قیصر امین‌پور مروارید مردان بدون زنان هاروکی موراکامی نیلوفر شریفی مروارید برگزیده اشعار سیمین بهبهانی سیمین بهبهانی مروارید کمی قبل از خوشبختی انیس لودیگ منصوره رحیم‌زاده مروارید برگزیده اشعار فاضل نظری فاضل نظری مروارید شاهکارهای شرلوک هلمز آدریان کانن دویل رامین آذرپناه مروارید برگزیده اشعار حمید مصدق حمید مصدق مروارید چگونه با کودکم رفتار کنم استیفن گاربر محمدولی سهامی مروارید   پرفروش‌های کتابفروشی دنیا کتاب قم نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر بازگشت  گلی ترقی نیلوفر هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون پارچه‌فروش عاشق محمدصالح علاء نیماژ ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی  ققنوس مثل خون در رگ‌های من احمد شاملو چشمه عقاید یک دلقک هاینریش بل محمد اسماعیل‌زاده چشمه سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس شازده کوچولو آنتوان دوسنت اگزوپری احمد شاملو نگاه   پرفروش‌های کتابفروشی نیماژ قلهک نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر راه طولانی بود از عشق حرف زدیم رسول یونان نیماژ تنهایی هولناک من جاناتان کو اشکان غفاریان دانشمند نیماژ قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ من استادم الیف شافاک صابر حسینی نیماژ پارچه‌فروش‌ عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ سفر عجیب آقای دالدری مارک لوی نیما کیوانی نیماژ رهش رضا امیرخانی افق جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز تاریخ عشق  نیکول کراوس ترانه علیدوستی نیماژ   پرفروش‌های کتابفروشی نی نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر نبرد قدرت در ایران محمد سمیعی نی   مذاکره با اشیاء برونو لاتور رحمان شریف‌زاده نی جامعه‌شناسی محیط زیست شهروز فروتن‌نیا و عبدالرضا نواح جامعه‌شناسان گژنگریستن اسلاوی ژیژک مازیار اسلامی و صالح نجفی نی آئین و هنر در فرهنگ ایران جبار رحمانی  اندیشه احسان انسان آکادمیک پیر بوردیو علیرضا کاویانی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی مقدمه‌ای بر مددکاری اجتماعی و قضایی رسول گلجویی اندیشه احسان بلندی‌های بادگیر امیلی برونته رضا رضایی نی مهمان مامان هوشنگ مرادی کرمانی نی نظم اشیاء میشل فوکو یحیی امامی پژوهشکده مطالغات فرهنگی و اجتماعی   پرفروش‌های کتابفروشی سوره مهر نام کتاب نام نویسنده ناشر نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر خاطرات سفیر نیلوفر شادمهری سوره مهر ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس یادت باشد محمدرسول ملاحسنی شهید کاظمی دختری که رهایش کردم جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان خداحافظ سالار حمید حسام انتشارات 27 مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون کتاب  فاضل نظری سوره مهر باغ آلبالو آنتوان چخوف  سیمین دانشور قطره قصه‌ی دلری محمدعلی جعفری روایت فتح خرده جنایت‌های زناشوهری اناموئل اشمیت شهلا حائری قطره این گزارش از 10 کتابفروشی پرمخاطب در سطح کشور تهیه شده است که اسامی این کتابفروشی‌ها در گزارش‌های آینده تغییر خواهد کرد. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:14:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264367/بازار-نویسندگان-باتجربه-داغ-ناشرانی-تنها-کتاب-خود-می-فروشند مریم کهنسال: سعدی پادشاه بی‌بدیل زبان فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264388/مریم-کهنسال-سعدی-پادشاه-بی-بدیل-زبان-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین نشست از سلسله نشست‌های سعدی‌شناسی برگزار شد. در این نشست که با همکاری سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری استان فارس و مرکز سعدی شناسی، توسط «انجمن فرهنگ و ادب شیراز» برگزار شد، دکتر مریم کهنسال به گلستان‌خوانی و دکتر سعید قشقایی به بوستان خوانی پرداختند. مریم کهنسال در بخشی از سخنان خود گفت: «گلستان سعدی از جمله آثاری است که با جان و دل ایرانیان آمیخته‌است؛ چنان‌که می‌توان گفت، هر کس به پارسی سخن می‌گوید، زبان و اندیشه‌اش آراسته به کلام سعدی است. ابیات و حکایاتی که در زبان مردم کوچه و بازار جاری است، خود گواه این مدعاست. گلستان سعدی، مجموعه‌ای از حکایات پند‌آموزی است که، مخاطبش را به درست اندیشیدن و داشتن صفات نیک انسانی فرامی‌خواند. نکته این‌جاست که پند و اندرز و تعلیم، در زبان سعدی چنان جامه‌ای از زیبایی و لطافت می‌پوشد که نه تنها مخاطب را آزرده نمی‌کند؛ که او را با خود هم‌داستان پیش می‌برد». وی در ادامه افزود: «در رویارویی با آثار ادبیِ برجسته‌ای چون گلستان سعدی، خوانش متن و درک مخاطبان اهمیت ویژه‌ای دارد، خوانش متن، مهارت و دانشی است که باید آن را آموخت و پرورش داد. «خواندن»، گفتگو میان مخاطب و متن است. خواندن، متن ِ نوشتار را به گفتار زنده تبدیل می‌کند. می‌توان گفت از لحظه‌ای که متن خوانده می‌شود، یک قدم از دنیای ادبیات محض فراتر می‌رود و ویژگی‌های پنهانی آن، چون جلوه‌های نمایشی، امکان بروز می‌یابند. سعدی به عنوان کسی که پادشاه بی‌بدیل زبان فارسی است، بی‌تردید کوشیده است آثاری متناسب با این سنت‌ها بیافریند؛ از این‌رو می‌توان درآثاری چون گلستان سعدی، با «خوانش هنری» یا به تعبیر دیگر، «خوانش فنی» متن به درک عمیق‌تر و لذتی ژرف‌تر دست یافت. خوانش متونی چون گلستان سعدی، اهمیت شایانی دارد.  او هم چنین گفت: حکایات گلستان به دلیل اینکه سعدی زبان و عناصر سازندۀ آن را به خوبی می‌شناسد و واژگان را به لحاظ معنایی، بلاغی، خیال‌انگیزی و ظرفیت‌های صوتی و عاطفی، درست در جای خودشان به کار می‌برد؛ جلوه‌های نمایشی چشمگیری دارند. در حکایات سعدی، گاه واژه‌ها جایگزین کنش می‌شوند و گاه توصیف صحنه و کنش‌ها، بار واژگان را به دوش می‌کشند. وانمودها، گفت‌وگوها و شخصیت‌پردازی در حکایت‌ها به گونه‌ای است که مخاطب راباخود به درون متن می‌کشاند و او خود را در کنار شخصیت‌های درونِ حکایت می‌بیند. شخصیت‌ها معمولاً تنها با یک صفت شناخته می‌شوند، ویژگی خاصی که با گره داستان ارتباط دارد. هر حکایت از نقطۀ سکون آغاز می‌شود، با یک حادثه به سمت آشفتگی پیش می‌رود و در پایان باز آرامش بر حکایت و اهالی آن سایه می‌افکند. سعدی با نکته‌ای پندآموزو امیدبخش، آرامش را به شخصیت‌ها و مخاطب درون متن برمی‌گرداند و مخاطب غرق در لذتی همچون لذت حضور در صحنۀ یک نمایش، با احساسی آمیخته به شوق، آموزه‌های اخلاقی و اندیشگانی سعدی را با خود زمزمه می‌کند». در پایان مریم کهنسال با خوانش حکایاتی از گلستان سعدی به بررسی ویژگی‌های دراماتیک این اثر ادبی هنری پرداخت. در ادامه سعید قشقایی به بوستان خوانی پرداخت و ضمن سخنان خود پیرامون یکی از ابیات سعدی درباره بیت المقدس گفت: نخستین کسی که بیت‌المقدس را بنا نهاد داود بود، پیش از آنکه کعبه قبله شود، مسلمانان بدان سوی نماز می‌گزاردند. از زیارتگاه‌های مسلمانان قبۀ صخره و مسجدالاقصی است. دیوار ندبه نزد یهودیان مقدس است که یک بار مورد هجوم و ویرانی قرار گرفت. با مسیحی شدن قسطنطین امپراطور روم بیت‌المقدس اهمیت بسیار یافت. پس از ظهور پیامبر اسلام و مسخرشدن شهربه دست مسلمانان آسیبی بدان نرسید، اما اختلاف مسلمانان و مسیحیان بر سر امکنۀ مقدسه باعث جنگ‌های صلیبی شد. سعدی در بوستان در باب سوم هنگامی که به این شهر اشاره می‌کند:  چو بیت‌المقدس درون پر قباب              رها کرده دیوار بیرون خراب مرادش از «دیوار خراب» احتمالاً، دیوار ندبه است که یهودیان در پیش آن بر ویرانی بیت‌المقدس ندبه می‌کرده‌اند. ممکن است منظور از این دیوار، با توجه به مسأله وجود قبور متبرکۀ فراوان در شهر بیت‌المقدس و ویرانی دیوارهای اطراف شهر باشد.         ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 07:16:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264388/مریم-کهنسال-سعدی-پادشاه-بی-بدیل-زبان-فارسی ناشران دیجیتال و انقلابی که پیش روی صنعت کتاب است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264283/ناشران-دیجیتال-انقلابی-پیش-روی-صنعت-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بی‌بی‌سی، با توجه به تنوع و گوناگونی کسب ‌و کارهایی که صنعت نشر را می‌سازند، تعیین اندازه دقیق این صنعت به سادگی میسر نیست. در فاصله زمانی سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، انجمن ناشران آمریکا و گروه مطالعاتی موسوم به صنعت کتاب، در مطالعه مشترک‌شان با چنین مشکلی مواجه شدند. این مطالعه نشان داد که مجموع درآمد خالص ناشران کتاب در ایالات متحده طی یک سال از حدود 27 تا نزدیک به ۲۸میلیارد دلار در نوسان بوده است. در سال‌های گذشته فرمت‌های دیجیتال شامل کتاب‌های الکترونیک از ۱۴/۸ درصد کل درآمد ناشران در امریکا به ۲۰/۵ درصد رسیده است. در سال 2013، فروش کلی فرمت‌های دیجیتال ۵/۴ میلیارد دلار بوده است و تنها طی چند سال گذشته نرخ رشد این کتاب‌ها به رقم شگفت‌آور ۳۵۵ درصد رسیده است. هرچند فروش کتاب‌های چاپی همچنان یک بخش عمده صنعت نشر را در اختیار دارد ولی این واقعیت افزایش میل خوانندگان به سمت کتابهای الکترونیک و ثبات نسبی آن در سال‌های اخیر را نمی‌توان نادیده گرفت. خیلی‌ها از یک انقلاب دیجیتال سخن می‌گویند که بیشتر از همه صنعت کتاب را تحت تاثیر خود درآورده است. وقتی جی.کی.رولینگ برای انتشار اولین کتاب مجموعه هری پاتر حدود 60 بار از سوی ناشران رد می‌شود و بعد از تلاش فراوان می‌تواند یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ جهان را منتشر کند، به سادگی دلیل روی آوردن نویسندگان به انتشار دیجیتال کتاب‌هایشان را درک می‌شود. حرکت به سمت خرده‌فروشی آنلاین، پدیده ناشران دیجیتال را پدید آورده است که به طور مستقیم با نویسنده ارتباط برقرار می‌کنند و کتاب را در صفحات مجازی با قیمت‌هایی پایین‌تر منتشر می‌کنند. البته این به معنی کاهش کیفیت کتاب‌ها نیست چون تجربه چندسال اخیر نشان داده کتاب‌هایی که به جای نسخه کاغذی در فضای مجازی منتشر می‌شوند چیزی کمتر از انواع چاپی ندارند. این ناشران عموماً سرمایه گذاران و شرکت‌های جوانی هستند که بزرگتر‌های خود را به چالش کشیده‌اند. هرچند بسیاری از نویسندگانی که کتاب خود را به جای چاپ کاغذی در فضاهای مجازی منتشر می‌کنند، دوست دارند به طور مستقل کار کنند و به عبارتی هیچ واسطه‌ای بین آنها و خواننده وجود نداشته باشد ولی یک مشکل و همان تعدد مطالب و محتواهای اینترنتی باعث شده نویسندگان به تدریج به سمت شرکت‌ها و تیم‌های انتشاراتی در فضای مجازی روی بیاورند. این تیم‌ها متخصصانی برای بازاریابی کتاب در فضای مجازی دارند و نویسندگان نیز نتایج بهتری از این روش گرفته‌اند. به گفته خبرنگار بی‌بی‌سی بر اساس بازخوردهای به دست آمده از صفحات نویسندگان در سایت‌های فروش کتاب، 74درصد از کتاب‌هایی که به صورت دیجیتال منتشر می‌شوند به طور کامل خوانده می‌شوند. به عبارتی وقتی خواننده در سایت فروش کتاب یا شبکه اجتماعی درباره کتاب نظرات خود را ثبت می‌کند، این خبر را به نویسنده یا ناشر می‌دهد که کتاب بیشتری با این روش تولید کند. بسیاری از نویسندگان و ناشران برای ثبت دقیق‌تر این نظرات حتی اپلیکیشن‌هایی نیز طراحی می‌کنند. به عبارتی کلی این روزها نویسندگان و ناشران کتاب‌های الکترونیک مزایای بیشتری در تولید کتاب‌های با کیفیتی می‌بینند که اصلاً نسخه چاپی نداشته باشد و ممکن است همین مزایا منجر به انقلابی در صنعت چاپ کتاب شود که یا به نابودی کتاب‌های کاغذی بینجامد یا اینکه دو صنعت جداگانه داشته باشیم که در یک طرف ناشر دیجیتال قرار دارد و در سمت دیگر ناشران سنتی به کار خود وفادار بمانند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 06:26:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/264283/ناشران-دیجیتال-انقلابی-پیش-روی-صنعت-کتاب بازیگر نقش‌های ماندگار نمایش‌نامه‌ها و فیلم‌نامه‌های مهم ایرانی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264389/بازیگر-نقش-های-ماندگار-نمایش-نامه-ها-فیلم-نامه-های-مهم-ایرانی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عزت‌الله انتظامی آقای بازیگر سینمای ایران ساعت ۴ صبح امروز جمعه ۲۶ مرداد، در بیمارستان «باهنر تهران» درگذشت. نوه عزت‌الله انتظامی خبر درگذشت وی را تایید کرده است. انتظامی در سال 1382 به عنوان چهره ماندگار ایران انتخاب شد.  از جمله کتاب‌هایی که درباره زندگی و فعالیت هنری عزت‌الله انتظامی منتشر شده کتاب شناخت‌نامه عزت‌الله انتظامی زیر عنوان «من عزتم،‌بچه سنگلج» از سوی نشر سخن در سال 1392 است. کتاب «من عزتم بچه سنگلج» شناخت‌نامه‌ای برای «عزت‌الله ‌انتظامی» است که به قلم «غزاله سلطانی» به رشته تحریر درآمده است. سلطانی در این کتاب بخشی از زندگی هنری ‌انتظامی، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران را منعکس می‌کند. نخستین فیلمی که انتظامی بازی کرد «واریته بهاری» بود در سال 1328. او در آثار سینمایی مشهوری مثل گاو، روسری آبی، اجاره‌نشین‌ها و... به ایفای نقش پرداخت. بخشی از زندگینامه هنری آقای بازیگر سینمای ایران به ایفای نقش‌هایی بی‌بدیل روی صحنه تئاتر خلاصه شده و این میان حافظه تاریخی تئاتر سنگلج با هنر بازیگری ممتاز و متمایز ‌انتظامی گره خورده است. بخش‌هایی از کتاب «من عزتم بچه سنگلج» نیز به نمایش‌های این بازیگر متولد محله سنگلج روی صحنه این تماشاخانه قدیمی اختصاص دارد. مراسم رونمایی از کتاب شناختنامه عزت‌الله انتظامی که «من عزتم،بچه سنگلج» نام دارد، ۲۷ دی 1392 با حضور محمد ابراهیم باستانی پاریزی، رضا داوری اردکانی، مسعود کیمیایی، علی نصیریان، جواد مجابی، علی دهباشی و… در هتل هما برگزار شد. در این مراسم، عزت‌الله انتظامی گفته بود: «فکر می‌کنم هیچ کس نمی‌تواند ذوق و شوقی این لحظه من  را حس کند؛ امروز بعد از عمری طولانی، کار من در دست مردم است و خوشبختانه مردم هم از آن رضایت خواهند داشت. ما سختی‌های زیادی کشیدیم و هنوز هم می‌کشیم. خوشحالم که در دوران فعالیت هنری‌ام، مسائل سیاسی و غیرسیاسی به وارد کارم نشد. همیشه برای مردم کار کرده‌ام. این کارها توسط من و با همراهی مردم انجام شده است.» عزت‌الله انتظامی بازیگر نقش اصلی مهم‌ترین اثر اقتباسی سینمای ایران است. انتظامی با گذراندن دوره های آموزشی تئاتر به ایران بازگشت و به دلیل فضای نامناسب سینما از نظر اخلاقی، به کار دوبله فیلم، اجرای نمایش و حضور در تلویزیون روی آورد. وی در سال ۱۳۴۸ با  فیلم «گاو» ساخته  داریوش مهرجویی  وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد. انتظامی در نقش مش حسن که در فراق گاو خود می‌نالد با او همزات‌پنداری می‌کند و شرایطی را به وجود می‌آورد که بازی او در فیلم گاو نقطه عطف و تحولی شگرف در تاریخ بازیگری سینمای ایران می‌شود.  فیلم گاو بر اساس داستان چهارم از مجموعه داستان «عزاداران بیل» نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است. بازی های او در دیگر آثار مهرجویی همچون «آقای هالو»، «دایره مینا»، «پستچی»، «اجاره نشین‌ها»، «هامون» و «بانو» باعث بروز توانایی‌های بسیار او شد. انتظامی علاوه بر نقش آفرینی در آثار مهرجویی، در فیلم‌های کارگردانان دیگری چون علی حاتمی و محسن مخملباف نیز بازی کرده است. انتظامی در تئاتر و صحنه نیز کارنامه درخشانی دارد. عزت الله انتظامی از حدود 14سالگی تئاتر را با پیش پرده خوانی در تماشاخانه های لاله زار آغاز کرد. در سال 1320 نخستین نمایش حرفه ای خود را با عنوان «التیماتوم» نوشته پرویز خطیبی و به کارگردانی اصغر تفکری در تئاتر پارس لاله زار اجرا کرد و تا سال 1326 توانست در بیش از 10 نمایش نقش پردازی کند. وی در دانشگاه هنرهای زیبا دانشگاه تهران نزد استادانی همچون حمید سمندریان و شنگله دانش خود را با آموخته های آکادمیک روزآمد کرد.  انتظامی در تلویزیون نیز آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت.تله‌تئاترهایی چون «مرد کوته‌فکر»، «پیک نیک»، «کبوتر جلد و معاملات» و ... از جمله فعالیت‌های این بازیگر ارزشمند در تلویزیون است. عزت‌الله انتظامی در طول فعالیت هنری خود در بیش از سی فیلم سینمایی و  بیش از 50 تله‌تئاتر و سریال در تلویزیون حضور یافت.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:24:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264389/بازیگر-نقش-های-ماندگار-نمایش-نامه-ها-فیلم-نامه-های-مهم-ایرانی-درگذشت خانجانی با کاراکتر منفعل کشش خاصی به رمان می­‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264082/خانجانی-کاراکتر-منفعل-کشش-خاصی-رمان-می-دهد خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-داریوش احمدی: رمان «بند محکومین»، رمانی است که به قشر خاصی از جامعه می‌پردازد که عمدتاً منفور و سرخورده هستند. قشر خاصی که زبان و اصطلاحات خاص خود را دارند. این رمان از شانزده  بخش­ به نام‌­های: حکایت زاپاتا، آزمان، بدَلَج، عمو وزیر، سیاسیاسیا، یک نفس، افغان، آخان، روباه، لیلاج، شاه دماغ، پهلوان، رفیق مهندس، درویش، گاز، و حکایت دختره، تشکیل شده است که هر کدام از آن­ها می­‌تواند به تنهایی یک داستان کوتاه باشد که به شرح داستانی از آن کاراکتر و دنیای او می­‌پردازد. رمان، سرشار از تشبیهات، استعارات، متلک­‌ها و اصطلاحات لمپنی و غیر معمولی ( slang / jargon) است. زبان خانجانی به واسطه­ تحقیقات و پژوهش‌­های میدانی، بسیار ماهرانه است. این داستان‌های­ کوتاه، که رمان «بند محکومین» را می‌­سازند، از یک تعلیق بزرگ و پیچیده که تا آخر داستان مشخص نمی­‌شود «ورود دختر به زندان»، پیروی می‌­کند. و اگر آن تعلیق در داستان وجود نداشت، رمان تا اندازه­ زیادی به یک رمان معمولی تنزل پیدا می­‌کرد. راوی که با نام «زاپاتا»، داستان زندانیانِ «لاکان» رشت را روایت می­‌کند، با اینکه سری به معقولات دارد، آنچنان در لاکِ شخصیت­‌ها و ذهنیت آنها فرو می­‌رود که نگاه و ذهنیت و حالت و رفتارش ­کمتر از آن­ها نیست. صفحات 217 تا 225، مدعای این معنا و تراژدی فجیع انسانی است. شاید بتوان گفت یکی از عوامل کشش و جذابیت داستانی این رمان، نقش دختری است که به عنوان چهره‌­ای مشکوک و مظلوم وارد زندان می­‌شود. دختر می­‌تواند در عین قهرمان بودن، یک ضد قهرمان، یک عنصر نفوذی هم باشد. چون سکوت او، باطن و شخصیت او را برملا نمی­‌کند. هر چند شفقت خواننده را به عنوان یک دختر مظلوم و معصوم بر می‌انگیزد. هرگاه این دختر که هویت و جنسیت او در داستان نامشخص است، از رمان حذف می­‌شد، داستان جذابیت و تعلیق ذاتی خود را از دست می­‌داد. اما خانجانی با این کاراکتر صامت و منفعل، که از شخصیت‌های دیگرِ رمان پررنگ­‌تر است، جذابیت و کشش خاصی به رمان می­‌دهد. او می‌­تواند روح زخم خورده­ بسیاری از دختران سرزمین ما باشد که از تیمارستان‌­ها و زندان‌­ها و خانه­‌های عفاف، فراتر نرفتند.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 05:54:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/264082/خانجانی-کاراکتر-منفعل-کشش-خاصی-رمان-می-دهد «پسر» نويسنده پرفروش نروژي در كتابفروشي‌هاي ايران http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264285/پسر-نويسنده-پرفروش-نروژي-كتابفروشي-هاي-ايران  به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، یونسبو موسیقی‌دان، ترانه‌سرا و اقتصاددان و البته نویسنده است. رمان‌های هری هول او شامل نجات‌دهنده، آدم برفی (مرد برفی)، پلنگ و شبح، هستند. همچنین نویسنده چندین رمان مستقل و سری دکتر پروکتور برای رده سنی کودکان است. یونسبو برنده جوایز بسیاری بوده که گِلَس کی (کلید شیشه‌ای) برای بهترین رمان جنایی نوردیک یکی از آن‌هاست.  یو نسبو، نویسنده‌ سرشناس داستان‌های جنایی نروژی و موسیقی‌دان است. تا سپتامبر ۲۰۰۸ بیش از یک و نیم میلیون نسخه از رمان‌های یونسبو در نروژ به فروش رفت و نوشته‌های او به بیش از چهل زبان ترجمه‌شده‌است. مجموعه رمان‌های جنایی «هری هول»، اثر یو نسبو، درباره‌ مردی است که همیشه درحال گفتگو با ترس‌هایش است. انتخابی هم در این مورد ندارد. در تمام مدت پلیدی‌های درونی‌اش آنجا هستند و او نیازی به گشتن دنبال آن‌ها ندارد.  مترجم در معرفي يو نسبو و رمان پسر مي‌نويسد: «ادبیات کارآگاهی و پلیسی ـ جنایی همیشه به خاطر ذات هیجان‌انگیز و معمایی‌شان موردتوجه بوده‌اند. کتاب‌های این ژانر با زیرمجموعه‌ای گسترده بر اهمیتش نیز افزوده. در این کارها شخصیت‌پردازی اهمیت ویژه‌ای دارد و در این رمان هم یونسبو، شخصیت‌‌پردازی جالبی ارائه داده و تلفیقی که در این زمینه به کار برده را در نهایت به شکلی تأمل‌برانگیز تمام می‌کند. پرداختن به جنبه‌های خیر و شر وجود آدم‌هایی که ظاهری متفاوت با درونیاتِ غالبشان دارند، و روبه‌رویی شخصیت‌ها با هم و در عین حال با خودشان خصوصا در پرداخت مجرم و پلیسِ این کتاب به‌شکل معقولی بیان شده است. نویسنده برای ایجاد و حل معما از فلاش‌بک بهره جسته و در عین حال برای پرکدن جای خالی‌ها از کشف و شهود شخصیت‌ها نیز طفره نرفته. از شیوه‌های کلاسیک برای ایجاد فضا و شخصیت‌های مرموز استفاده کرده، توصیفاتش را مدرنیزه کرده و هم زمان نقدهایش را هم مستقیم ادا کرده. قهرمان‌پردازی‌هایش یونسبو در این اثر مسیری کمی متفاوت داشته و برای همراه کردن و پیگیری خواننده از جابه‌جایی صحنه‌ها به وقت ضرورت استفاده کرده است.» قسمتی از متن: سیلوستر صندلی راحتی را طوری قرار داده بود که بتواند در جلویی و در بیرون را ببیند. در بیرونی با نور تیر چراغ‌برق روشن شده بود، ولی اگر کسی می‌آمد خیلی وقت داشت که بشنود؛ از سنگ‌ریزه‌های پخش شده فهمیده بود بُوکی رفته. شاید شبی طولانی می‌شد پس باید به چیزی فکر می‌کرد تا کمک کند بیدار بماند. قفسه کتاب را چک کرد و چیزی که دنبالش بود را یافت: آلبوم عکس خانوادگی. چراغ مطالعه‌ای روشن کرد و روی آن را از پنجره برگرداند تا نور از بیرون دیده نشود. به آهستگی عکس‌ها را نگاه کرد. مثل خانواده‌ای شاد به نظر می‌رسیدند. خیلی با خانواده خودش فرق داشت. شاید همین وسواسش را نسبت به عکس آدم‌های دیگر توجیه می‌کرد. دوست داشت آن‌ها را نگاه کند و مجسم کند که چطور بوده‌اند. معلوم بود که می‌دانست این عکس‌های خانوادگی کل حقیقت را نمی‌گویند، ولی مطمئناً حقیقتی را نشان می‌دادند. سیلوستر روی عکس سه نفره‌ای مکث کرد، احتمالا در طول تعطیلات عید پاک گرفته شده بود. آن‌ها لبخندزنان و آفتاب سوخته شده جلو تل سنگی ایستاده بودند. زن وسط بود؛ سیلوستر از روی عکس‌های دیگر به نظر آمد او مادر است. سمت چپش پدر، همان آب لوفتوس بود. و سمت راستش مردی با عینک بدون قاب.     رمان «پسر» نوشته یونسبو با ترجمه از نروژی شارلوت بارسلاند و ترجمه زهرا نی‌چین در 547 صفحه با تیراژ 500 نسخه به بهای 38هزار تومان از سوی نشر نفیر راهی بازار کتاب شد. ]]> نقد و معرفی Fri, 17 Aug 2018 08:32:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264285/پسر-نويسنده-پرفروش-نروژي-كتابفروشي-هاي-ايران رونمایی از کتاب«ایرج نابغه آواز ایران» در اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264390/رونمایی-کتاب-ایرج-نابغه-آواز-ایران-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از کتاب«ایرج نابغه آواز ایران» در شهرکتاب اصفهان رونمایی می‌شود. شهرکتاب اصفهان با همکاری انتشارات طراحان هنرو انتشارات چهارحوض این مراسم را برگزار می‌کند و در این مراسم استاد ایرج و نویسندگان اثر علی‌محمد خورشیددوست و امیراعلا عدیلی با همراهی امیراحسان فدایی و موسسه موسیقی نت هشتم حضور دارند. علاقه‌مندان به شرکت در این برنامه می‌توانند عصر امروز جمعه 26مرداد ماه 1397 از ساعت 17 تا 19 به شهرکتاب اصفهان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:53:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264390/رونمایی-کتاب-ایرج-نابغه-آواز-ایران-اصفهان «آمریکای زمینگیر» و ماجرای عکس تبلیغاتی دونالد ترامپ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264359/آمریکای-زمینگیر-ماجرای-عکس-تبلیغاتی-دونالد-ترامپ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ کتابِ «آمریکای زمینگیر» نوشته دونالد ترامپ از سوی نشر ثالث روانه بازار نشر شد. این کتاب در واقع اثری است که ترامپ در کارزار تبلیغاتی‌‌اش به عنوان برنامه‌ها و نظرهاش منتشر کرده بود. ترامپ مقدمه مفصل و جالبی بر این کتاب نوشته است. او درباره طرح روی جلد این کتاب در مقدمه می‌نویسد: «ممکن است برخی خوانندگان از این‌که از عکسی عبوس روی جلد کتاب استفاده شده است، تعجب کنند. البته من عکس­‌های زیباتری داشتم که در آن‌ها لبخندی به چهره دارم و خوشحال و راضی به نظر می‌­رسم. آدم خوبی به نظر می‌آیم؛ چیزی که در اصل هستم. خانواده­ من نیز آن عکس‌­ها را بیش­تر دوست داشتند و از من خواستند تا یکی از آن‌ها را انتخاب کنم. کار عکاس فوق­‌العاده­ بود. اما از نظر من برای این کار مناسب نبودند. در این کتاب ما از آمریکای زمین‌گیر صحبت می‌کنیم که عنوانی رنج‌آور است. متأسفانه اندک مسائل خوشحال­‌کننده‌ای در این باره وجود دارد. برگردیم به موضوع عکس روی جلد کتاب. بنابراین من عکسی می‌خواستم که در آن خوشحال نباشم، عکسی که بیش از خوشحالی، حس ناراحتی‌ام را بازتاب دهد. چیزی وجود ندارد که بابت آن خوشحال باشیم، چون در حال حاضر شرایط مسرت‌بخشی نداریم. ما در وضعیتی هستیم که باید برای بازگرداندن عظمت آمریکا دست به کار شویم. همه ما. دقیقاً به همین سبب کتاب حاضر را نوشته‌ام. بعضی‌ها می‌گویند من اعتماد به نفس بالایی دارم، چه کسی می‌داند؟ وقتی در این باره شروع به صحبت کردم، کاملاً واقع‌بین بودم. به خوبی می‌دانستم مخالفان سرسخت و بی­کفایتی که حامی وضع موجودند با عصبانیت در برابرم صف می‌کشند و آن‌ها دقیقاً همین­ کار را کردند: سیاستمدارانی که در کمپین‌های انتخاباتی از بازی بزرگ سخن گفتند و وقتی زمان عمل رسید، مثل شکست‌خورده‌ها عمل کردند، زیرا نمی‌توانستند حکومت کنند. آنان نمی‌دانستند چگونه حکومت کنند.» رییس جمهور آمریکا معتقد است، لابی‌گرها و گروه‌­های فشار که از قِبل دست بردن در جیب ما از سوی مشتریانشان یا دیگران سود می­‌برند. اعضای رسانه‌هایی که مدت‌هاست زمانی­که باید منصف باشند، بین واقعیت و نظر تفاوت مفهومی قائل نیستند. مهاجران غیرقانونی که فرصت‌های شغلی را از ساکنان قانونی این سرزمین گرفته‌اند؛ در حالی که بیش از بیست درصد آمریکایی‌ها در حال حاضر بیکار یا نیمه‌بیکارند. باور کنید، آن‌ها همه­جا هستند. من آن‌ها را دیده‌ام. با آن‌ها صحبت کرده‌ام. آن‌ها را در آغوش گرفته‌ام. به ‌آن‌ها دلداری داده‌ام. آن‌ها همه‌جا هستند. کنگره به بن‌بست رسیده و سال‌هاست عملاً در حل مشکلات بزرگ داخلی ما از جمله تصویب لایحه­ بودجه ناتوان شده است. به همین موضوع فکر کنید: یک کار کوچک مثل تصویب قانون بودجه. آن‌ها حتا سررشته‌­ای از این کار ندارند. در حالی که، اساس کشور ـ طبقه­ متوسط ـ و 45 میلیون آمریکایی گرفتار فقر، در بیست سال گذشته همواره شاهد کاهش درآمد‌ خود بوده‌اند. طبعاً سرخوردگی و نا­امیدی آن‌ها از شرایط جاری هر روز بیش­تر و اوضاع بد و بدتر می‌شود. حتا وضعیت وکلا و قضات ما نیز بازتاب­‌دهنده­ داستان «سه مغ» است. آن‌ها در تفسیر قانون اساسی آمریکا ــ که در واقع باید حافظ دموکراسی ما باشد ــ به فعال مایشاع تبدیل شده‌اند. آن‌ها با طیب‌خاطر به خودشان حق داده‌اند که وارد عرصه سیاست­گذاری شوند، زیرا جانبداری و تعصب، کاملاً دست‌ و پای مقامات منتخب را بسته است. آن‌ها نمی‌توانند هیچ حرکتی کنند؛ نمی‌توانند هیچ اقدامی انجام دهند. مقامات ما کاملاً ناتوان شده‌اند. ترامپ یادآور می‌شود، در مورد ریاست‌جمهوری و قوه­ مجریه ناتوانی و بی­کفایتی فراتر از حد تصور است. همزمان با نگارش این سطور ولادیمیر پوتین، رئیس­‌جمهور روسیه، در حال پیشی گرفتن از رئیس‌جمهور ماست. پوتین با ایجاد ائتلافی در سوریه، به تنها رهبر تأثیرگذار جهان تبدیل شده است. او و متحدانش ـ به ویژه ایران ـ اکنون جایی هستند که اوباما، رئیس‌جمهور، و نظامیان ما چند سال پیش شکست مفتضحانه‌ای را آن­جا تجربه کردند؛ اوباما و نظامیان کاملاً شکست‌خورده‌اند و دیگر کنترل شرایط را در اختیار ندارند. ما دیگر سرکرده­ جهان نیستیم. اکنون پوتین رهبر دنیاست و این برای کشور ما شرم‌آور است. ما در خاورمیانه به معنای واقعی کلمه میلیاردها دلار هدر داده­ایم بدون این­که در ازای آن دستاورد محسوسی داشته باشیم. تنها کسی که برایمان باقی­مانده، اسرائیل است؛ متحد اصلی­مان. برای بدتر کردن اوضاع، طی مذاکراتی بی‌ارزش و هزینه­‌بر با ایران (بهترین دوست فعلی روسیه) به توافق هسته‌­ای رسیدیم تا به سمت صلح جهانی بیش‌تر حرکت کنیم، که چنین نشد. این توافق دقیقاً در جهت عکس حرکت می‌کند. ایده عظمت آمریکا به عنوان رهبر جهان آزاد و غیرآزاد امروز از کشور ما رخت بر بسته است. به گفته مولف کتاب، به رغم همه این چالش‌ها و در واقع به دلیل وجود آن‌ها، تصمیم گرفتم در این باره کاری کنم. نمی‌توانم شرایط جاری کشور بزرگمان را ببینم و تحمل کنم. این فضاحت نشانه­ رهبری در مسیری نادرست است. این شرایط نیازمند کسی با عقل سلیم و تیزهوش است؛ کسی که بتواند با رهبری درست، آمریکا را به مسیر عظمت گذشته‌اش بازگرداند. ما به کسی نیاز داریم که در تجارت سابقه تصدیق­شده داشته باشد و معنای عظمت را درک کند، کسی که ما را به سوی معیارهای تعالی راهنمایی کند و آنچه باید انجام گیرد را بار دیگر به ما نشان و توضیح دهد. وقتی شروع به صحبت در این باره کردم، نمی‌‌دانستم واکنش چه خواهد بود. می‌دانم که بسازبفروش خبره‌ای هستم، من ساختمان­های زیادی در سراسر جهان ساخته­‌ام و در این زمینه موفقیت­‌های چشمگیری را به دست آورده‌­ام. اما تاکنون اندیشه­‌های سیاسی­‌ام را به طور کامل برای احیای عظمت آمریکا عرضه نکرده بودم. علاوه بر این، می‌­دانم برند ترامپ امروزه به یکی از نمادهای تجاری بزرگ جهان تبدیل شده است که یادآور کیفیت و کارایی است. همه در باره آن صحبت می‌کنند. همه در باره آن شنیده­اند. این برند خیلی خاص است و من به آن بسیار می­‌بالم. ساختمان­ها و اقامتگاه­‌های تفریحی ما امروزه با افتخار و به زیبایی در سراسر ایالات متحد و بسیاری از دیگر کشورها قد علم کرده‌­اند. مباحثم را با موضوع مهاجران غیرقانونی آغاز کرده‌ام و در همین راستا پیشنهاد ساختن دیواری بزرگ را داده­ام؛ این دیوار در برابر سیل مهاجرانی که قانوناً آن‌ها را نمی­خواهیم و به آن­ها نیازی نداریم، بسیار بلند و نفوذناپذیر خواهد بود. ما مردمی را که به کشورمان می ­آیند، دوست داریم، اما نه وقتی این­کار غیرقانونی انجام می‌دهند. ترامپ در مقدمه می‌گوید: «ناگهان، آمریکایی‌­ها در باره مسئله­ مهاجرت قانونی از خواب غفلت بیدار شدند. به رغم این‌که کاندیداهای زیادی برای به دست آوردن کاندیداتوری نهایی جمهوری­ خواهان به میدان می‌­آمدند، اما آنچه من می­ گفتم واقعاً نخستین تلنگر را به کشور و مردم زد و همه شروع به تکرار آن کردند و با کمال میل آن را تکرار کردند. به این ترتیب من کم‌کم تجمع جمعیت­های بزرگ مردم برای رفتن به استادیوم‌های فوتبال و مراکز همایشی را آغاز کردم. نخستین مناظره سراسری تلویزیونی بیست‌وچهار میلیون بیننده جذب کرد که رکورد منحصر‌به­فردی برای تلویزیون کابلی به حساب می­آید. به رغم برخی سؤالات احمقانه و خصومت­آمیز (یا اصلاً به دلیل وجود همان سؤالات) من مبارزه را آغاز کردم؛ همان­طور که همیشه مبارزه می‌کنم شروع به توضیح دیدگاهم کردم. در نتیجه بیش­تر مردم مرا برنده مناظره دانستند. این‌چنین بود که مردم تشویق شدند. ناگهان افرادی که هرگز برای انتخابات اهمیتی قائل نبودند یا هرگز رأی نداده بودند، به کمپین‌های ما روی آوردند. تجمعات ما بسیار بزرگ شد. میزان جمعیت باورنکردنی بود. اشتیاق شدیدی بر اساس عشق خالص و عشق به آنچه ما انجام می­‌دادیم، به وجود آمد. واکنش رسانه­‌ها، سیاستمداران و به اصطلاح رهبران کشور ما، وحشت بود. اما مقاومت کردم و مستقیماً به سوی مردم رفتم، زیرا نه نیاز به حمایت مالی کسی داشتم و نه احتیاج داشتم کسی حرف­‌هایم را تأیید کند. فقط مجبور بودم کار درست را انجام دهم. مجبور بودم این کار را انجام دهم. انتخاب دیگری نداشتم. می‌بینم که چه بر سر کشور ما می­آید؛ آمریکا به سمت جهنم می­‌رود. مجبور بودم همین کار را انجام بدهم. به تازگی تکمیل جزئیات دیدگاهم را آغاز کرده‌­ام. یک برنامه­ مالیاتی هم منتشر کرد‌‌ه‌­ام که به طبقه متوسط و کسانی که درآمد کمتری دارند، امکان پرداخت مالیات بر درآمد کم­تر را می­‌دهد، در حالی که بازنگری در میزان مالیات ثروتمندان سبب می‌­شود، آنان مالیات بیش­تری بپردازند. متعهد شده‌­ام ارتشی واقعاً قدرتمندتر را سازمان دهم، ارتشی که با آمادگی و تجهیزات کافی در برابر همه دشمنان ما بایستد. وقتی آب در هاون می­‌کوبیم، در قبال همه، به ویژه دشمنانمان، باید مسیر دیگری را در پیش بگیریم. به علاوه، به موازات بازگشت میلیاردها دلاری که اخیراً در بانک­‌های خارجی نگهداری می­شود، با تشویق شرکت‌­ها به بازگرداندن بیش­تر فرصت­‌های شغلی و تولیدیشان به آمریکا (جایی که به آن تعلق دارند) رویکرد جدیدی را در ایجاد اشتغال مطرح کرده‌­ام. ما آن پول­ها را نیز برمی‌گردانیم. این پول­‌ها مبالغ هنگفتی‌اند. و حدس بزنید چه رخ می‌‌دهد! اتفاقات خوب زیادی قرار است بیفتد. آن پول­ها برای ساختن جاده­‌ها، پل‌ها، کارخانه‌­ها و فرصت­‌های شغلی هزینه خواهند شد. این واقعاً عالی است. پیش­تر توضیح داده­‌ام چرا اوباماکِر راهکاری پرهزینه و مضحک برای حل مشکلات بهداشت و درمان ماست و باید با گزینه‌ای­ به مراتب بهتر جایگزین شود. ما باید با ایجاد رقابت در بخش خصوصی میان شرکت­‌های بیمه و فراهم ساختن امکان انتخاب پزشکان خانواده برای بیماران مشکلات را حل کنیم. این طرح بسیار بهتری خواهد بود، طرحی کم‌هزینه‌­تر، با دسترسی به پزشکان و خدمات بهتر. این طرح واقعاً خارق­ العاده خواهد بود. به این فکر کنید که ایالات متحد شانس بیش‌تری برای باقی ماندن در قامت یک کشور را خواهد داشت. مردم نیز خدمات بهتری دریافت خواهند کرد. ترکیبی که هرگز شکست نمی‌­خورد. رقابت در زمینه آموزش نیز واژه­ای جادویی است. والدین باید حق انتخاب مدارسی که فرزندانشان در آن از بهترین آموزش بهره‌مند می‌شوند را داشته باشند. مدارس ضعیف­تر تعطیل خواهند شد و معلمان ضعیف­تر اخراج می­شوند. اصل «کیفیت واحد آموزش برای همه مناسب است»، معیار بدی است. این اتفاق نخواهد افتاد. ما نمی­‌خواهیم فرزندانمان در واشنگتن آموزش ببینند. ما آموزش محلی می‌خواهیم. آموزش باید به صورت محلی سامان داده شود. از نظر داخلی، ما نیازمند به بازسازی گسترده زیرساخت­‌هایمانیم. بسیاری از پل­‌های ما وضعیت خطرناکی دارند، جاده‌هایمان نیز فرسوده شده و پر از چاله­‌اند، این در حالی است که ترافیک‌‌های سنگین، میلیون‌ها دلار از درآمد رانندگانی که در شهرهای شلوغ کار می­کنند را دود می‌کند. وسایل حمل و نقل عمومی نیز به شدت شلوغ و ناطمئن است و از سوی دیگر فرودگاه­هایمان هم باید بازسازی شوند. وقتی به کشورهایی مانند چین یا بسیاری دیگر از کشورها می­‌روید و به سیستم ریلی و حمل نقل عمومی آن­ها نگاه می­کنید، می­بینید از وضع ما بسیار بهتر است. ما شبیه یک کشور جهان سومی هستیم. می­‌توانم همی‌ن­گونه ادامه دهم و ایده‌هایی که به خاطر آن این کتاب را نوشته‌­ام، شرح دهم. در ادامه دیدگاه‌­هایم را بیش­تر مطرح می‌کنم. اما اجازه دهید این نکته را هم اضافه کنم که منتقدان من تنها در حال طرح برنامه­ های سیاسی خود هستند؛ آخرین چیزی که به آن نیاز داریم برنامه ­های بیش­تر است که معمولاً بعد از انتخابات بخار می ­شود و به هوا می‌­رود. آنچه ما نیاز داریم رهبری است که بتواند با وضعیت آشفته­ ما رودررو شود و راهکارهای عملی را به کار بندد. هدف من این نیست که چندصد صفحه مقررات حکومتی و خطوط قرمز مانند دیگر طرح‌­ها بنویسم. ما نیازمند سیاست­هایی بر اساس عقل سلیم هستیم و اگر لازم باشد کسانی را مجبور به­ کار کنیم، این‌کار را خواهیم کرد. واقعیت این است که ما بیش از حد مقررات داریم. مردم نمی‌­توانند تکان بخورند. آن­ها درمانده شده­‌اند. نمی­ توان شرکت جدیدی ایجاد کرد. مقررات‌زده شده­‌ایم. می­‌دانم چگونه باید با مسائل پیچیده مواجه شوم و چطور باید عناصر مختلف مورد نیاز برای موفقیت لازم را گرد هم جمع کنم. این­کار را سال­هاست که انجام داده­ام و ثروت خالص بزرگی دارم.» دونالد ترامپ می‌گوید که هدف از نوشتن کتاب حاضر ارائه­ درک بهتری از او و ایده‌‌هایش برای آینده­ است. او می‌گوید:‌ «من واقعاً آدم خوبی هستم، حرفم را باور کنید و به خودم به خاطر این‌که آدم خوبی هستم افتخار می­‌کنم. آن­قدر مهربان و مصمم هستم که دوباره کشورمان را احیا کنم. وقت آن رسیده که آمریکا را از ناامیدی و عصبانیت به سوی شادمانی و موفقیت سوق دهیم. این امر می‌­تواند محقق شود و محقق خواهد شد. بهترین روزهای ما به زودی فراخواهند رسید. کشور ما عظمت بکر فوق‌العاده‌ای دارد. ما در عرصه منابع طبیعی و استعدادهای انسانی غنی هستیم. از خواندن این کتاب لذت ببرید و بیاید با هم عظمت را به آمریکا بازگردانیم.» کتابِ «آمریکای زمینگیر» نوشته دونالد ترامپ با عنوان فرعی چگونه عظمت را به آمریکا بازگردانیم؟ به ترجمه سمیرا محتشم، منصور براتی، علیرضا مکی و بهروز نامداری در 211 صفحه به بهای 25 هزار تومان از سوی نشر ثالث منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Fri, 17 Aug 2018 06:03:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264359/آمریکای-زمینگیر-ماجرای-عکس-تبلیغاتی-دونالد-ترامپ برنده جایزه کتاب سال، دبیر داستان سوره شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264370/برنده-جایزه-کتاب-سال-دبیر-داستان-سوره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، طی حکمی از طرف سید مسعود شجاعی طباطبایی سرپرست هنری حوزه هنری، محمدجواد شرافت و محمدرضا شرفی خبوشان به ترتیب به عنوان دبیران علمی بخش شعر و داستان شانزدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره منصوب شدند. محمدجواد شرافت (دبیر علمی بخش شعر جشنواره جوان سوره)، متولد 1360 در شهرستان شوشتر است. شرافت برگزیده جشنواره ادبی به عنوان دبیر محافل و کنگره های ادبی و دبیر انجمن شعر طلاب دوره اول میان اصحاب قلم شناخته می‌شود. وی به عنوان کارشناس در برنامه‌های ادبی صداوسیما حضور پیدا کرده است. محمدرضا شرفی خبوشان (دبیر علمی بخش داستان جشنواره جوان سوره)، نویسنده و شاعر متولد سال 1357و اهل ورامین است. وی کتاب‌های «عاشقی به سبک ون‌گوک»، مجموعه داستان «بالای سر آب‌ها» و رمان «موهای تو خانه ماهی‌هاست» را در زمینه داستانی و همچنین مجموعه‌های «از واژه‌ها تهی» و «نامت را بگذار وسط این شعر» را در زمینه شعر منتشر کرده است. وی بابت رمان بی کتابی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات و نثر معاصر در دوره سی و پنجم را به دست آورد گفتنی است که شانزدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره آبان‌ماه سال جاری به همت سپهر سوره هنر در استان گیلان برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 05:55:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264370/برنده-جایزه-کتاب-سال-دبیر-داستان-سوره سید ضیاءالدین دری درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264393/سید-ضیاءالدین-دری-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سید ضیاءالدین دری نویسنده،‌کارگردان و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون امروز 26 مرداد 1396 درگذشت. اکثر کارهای سینمایی که دری کارگردانی آن‌ها را به عهده داشته، به قلم وی بوده‌اند. فیلم‌های «من و دبورا»، «عشق ممنوع»، «لژیون»، «صاعقه» و «گرداب« از این جمله اند. معروف‌ترین اثر ضیاءالدین دری فیلم  «سینما سینماست» نام دارد. دری با وجود اینکه اغلب آثار سینمایی‌اش با استقبال چندانی مواجه نشد اما از معدود سینماگران مولف به شمار می‌رود. در میان کارگردان‌های تلویزیونی تنها معدودی از آن‌ها دارای این ویژگی هستند که بدون شک سیدضیاءالدین دری از شاخص‌ترین آن‌ها بود؛ وی 29 تیر سال 1332 در تهران به دنیا آمد و پس از تحصیلات ناتمام در رشته علوم ارتباطات جذب سینما و با کارگردانی فیلم سینمایی «صاعقه» در سال 1363 وارد این عرصه شد. پس از مدتی فعالیت در سینما  دری  به سمت تلویزیون روی آورد و موجبات تولید بهترین اثر هنری وی در تمامی این سال‌ها را فراهم کرد. «کیف انگلیسی» به عنوان یکی از بهترین و شاخص‌ترین مجموعه‌های تاریخ معاصر، از فیلمنامه‌ای جذاب و قوی مبتنی بر مستندات تاریخی برخوردار است که شخصیت‌های آن از دل جامعه بیرون آمده و مخاطب با گوشت و پوست و استخوانش آن را درک می‌کند. شخصیت «منصور ادیبان» سیاستمداری که در ابتدا دغدغه مردم و همشهری های خود را دارد، نمونه‌ای از آدم های متزلزل و دمدمی مزاجی است که مرعوب بیگانگان شده و تن به همکاری با آنها می‌دهد؛ از این منظر شخصیت یاد شده فوق العاده از کار درآمده که در دهه بیست شمسی نمونه‌های مستند بسیار دارد.  دری پس از «کیف انگلیسی» به تولید مجموعه تاریخی دیگری به نام «کلاه پهلوی» روی آورد. این سریال یکی از پربازیگرترین سریال‌های تلویزیون است که در شهرک سینمایی غزالی تصویربرداری شده است.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 08:27:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264393/سید-ضیاءالدین-دری-درگذشت رونمایی از دو کتاب با ترجمه اصغرنوری در تبریز http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264391/رونمایی-دو-کتاب-ترجمه-اصغرنوری-تبریز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جشن امضای دو کتاب از ادبیات فرانسه در باغ‌کتاب تبریز برگزار می‌شود. در این مراسم از دو کتاب «هفت درس مارسل پروست» نوشته لورانس گرونیه و « هنر مردن» نوشته پل موران رونمایی می‌شود. در این مراسم مترجم این آثار اصغر نوری نیز حضور دارد. آیین رونمایی و جشن‌امضای ای دو اثر دوشنبه 29 مرداد ماه 1397 از ساعت 18 در باغ‌کتاب تبریز واقع در خیابان امام نرسیده به چهارراه آبرسان جنب پاساژ ونک برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 08:23:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264391/رونمایی-دو-کتاب-ترجمه-اصغرنوری-تبریز نمایشگاه آثار منتخب تصویرگری براتیسلاوا تا آخر مرداد ادامه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264394/نمایشگاه-آثار-منتخب-تصویرگری-براتیسلاوا-آخر-مرداد-ادامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، نمایشگاه آثار منتخب تصویرگری دوسالانه براتیسلاوا به مدت یک هفته از 24 مرداد 1397 صبح‌ها از ساعت ۹ تا ۱۴ و بعدازظهرها از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان پذیرای بازدیدکنندگان است. در نمایشگاه کرمان نیز ۴۲ اثر از تصویرگران ایرانی و اسلواک که تا کنون موفق به دریافت جایزه این مسابقه شده‌اند به نمایش گذاشته می‌شود که ۲۹ اثر تصویرگری بین‌المللی و ۱۳ اثر از ایران است. علاوه بر این، ۲۵ اثر تصویرگری جایزه «گرند پرایز» نیز در این نمایشگاه به نمایش گذاشته می‌شود که مربوط به تصویرگرانی است که جایزه بزرگ این مسابقه را دریافت کرده‌اند. هم‌زمان با برپایی نمایشگاه، کارگاه تصویرگری نیز با حضور نرگس محمدی برنده‌ سیب طلایی بیست و ششمین جایزه‌ تصویرگری براتیسلاوا برای علاقه‌مندان به تصویرگری کتاب کودک و نوجوان و هنرمندان این حوزه برگزار می‌شود. این کارگاه آموزشی با هدف بالا بردن سطح توانایی هنرمندان تصویرگر کرمانی از ساعت ۱۰:۳۰ صبح تا ۱۴:۳۰ روز پنجشنبه  ۲۵ مرداد در کتابخانه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان برگزار می‌شود. نرگس محمدی دانش‌آموخته رشته گرافیک از دانشگاه شاهد است که فعالیت خود را در حوزه‌ تصویرگری کتاب کودک و نوجوان از سال ۱۳۸۵ آغاز و تا کنون بیش از ۲۰ جلد کتاب تصویرسازی کرده که تعدادی از این کتاب‌ها از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. او که سابقه‌ شرکت در کارگاه آموزشی تصویرگری لیندا وولفزگروبر تصویرگر اتریشی- ایتالیایی در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ را در پرونده‌ هنری خود دارد تا کنون موفق به دریافت جوایز داخلی و خارجی متعددی شده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جایزه‌ سیب طلایی جایزه دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا ۲۰۱۷ اشاره کرد. دوسالانه‌ تصویرگری براتیسلاوا مهم‌ترین و منحصر به فردترین رویداد در زمینه‌ تصویرگری کتاب کودک و نوجوان است که با پشتیبانی یونسکو و همکاری شعبه‌های ملی دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان در کشور اسلواکی برگزار می‌شود. امسال با هماهنگی‌های صورت گرفته میان سوزانا جاروسوا مدیر اجرایی مسابقه دو سالانه تصویرگری و اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فرصتی فراهم شده است تا آثار منتخب این دوسالانه با همکاری سفارت اسلواک در قالب نمایشگاه در استان‌های مختلف ایران به نمایش گذاشته شود. این نمایشگاه پیش از این در سنندج در استان کردستان به نمایش گذاشته شد که بسیار مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت. دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا زیر نظر دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) هر دو سال یک بار در شهر براتیسلاوا در کشور اسلواک برگزار می‌شود و کانون به عنوان نماینده ایرانی این مسابقه در هر دوره با اعلام فراخوان به ناشران و جمع‌آوری آثار برگزیده تصویرگران ایرانی اقدام به برگزاری نشست داوری با حضور تصویرگران و کارشناسان برگزیده این حوزه می‌کند. دوره بعدی این مسابقه شامل بخش انتخاب آثار، سمپوزیوم و کارگاه تصویرسازی در سال ۲۰۱۹ برگزار می‌شود که فراخوان آن در حال توزیع است. تاکنون نورالدین زرین‌کلک، فرشید مثقالی، بهزاد غریب‌پور، ابوالفضل همتی‌آهویی، سیروس طاهبار، مهنوش مشیری، علی بوذری از اعضای هیأت داوران این مسابقه بوده‌اند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 09:06:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264394/نمایشگاه-آثار-منتخب-تصویرگری-براتیسلاوا-آخر-مرداد-ادامه سهم ناچیز آقای بازیگر از کتاب‌های پژوهشی تاریخ هنر http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264398/سهم-ناچیز-آقای-بازیگر-کتاب-های-پژوهشی-تاریخ-هنر خبرگزرای کتاب ایران (ایبنا): عزت‌الله انتظامی، متولد 30 خرداد 1303 تهران، بازیگر صاحب‌نام تئاتر و سینمای ایران بود. او از کلاس‌های بهرام بیضایی، حمید سمندریان، مهدی نامدار، حسن ره‌آورد، عبدالحسین نوشین و بسیاری دیگر در فراگیری فنون بازیگری بهره برد. با تمام این اوصاف سهم زندگی و کار حرفه‌ای این هنرمند بزرگ و بی‌بدیل در تحقیقات و منابع مکتوب در حوزه هنر چه بوده است؟ تقریبا هیچ.  تجربیات انتظامی و امثال او  باید در اختیار جوانان قرار بگیرد و این  در حال حاضر جز با چاپ کتاب میسر نیست. به یقین انتشار خاطرات هنری و حتی خاطرات روزانه این هنرمند نیز کمک شایانی به نوآموزان بازیگری خواهد کرد، چه برسد به انتشار کتاب‌های آموزشی  و همچنین انتشار پژوهشِ پژوهشگران حوزه سینما و تئاتر درباره شیوه‌های بازیگری این هنرپیشه خاص و ماندگار در تاریخ هنر ایران. و نکته اینجاست که چگونه می‌توان کتاب‌های منتشر شده درباره هنرمندانی چون «وودی آلن»، «آنتونیی کویین»، «مارلون براندو» و «آل‌پاچینو» را با کتاب‌های منتشر شده درباره انتظامی مقایسه کرد؟  لازم به ذکر است تاکنون کتاب‌های «آقای بازیگر؛ زندگی و آثار عزت‌الله انتظامی» با تحقیق و پژوهش هوشنگ گلمکانی و «تئاتر ایران در گذر زمان 1: جادوی صحنه؛ زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» اثر اعظم کیان‌افراز و کتابی به نام شناخت‌نامه عزت‌الله انتظامی زیر عنوان «من عزتم،‌بچه سنگلج» به قلم غزاله سلطانی درباره عزت‌الله انتظامی منتشر شده‌اند. در بخش آغازین کتاب « «تئاتر ایران در گذر زمان 1: جادوی صحنه؛ زندگی تئاتری عزت‌الله انتظامی» می‌خوانیم: «وقتي به زندگي بازيگر بزرگي چون عزت‌الله انتظامي فكر مي‌كني، به زندگي پر تب‌وتاب او، به آغاز راهش در وادي هنر، به شروع پيش‌پرده‌خواني، به بردباري و تحمل انواع سرزنش‌هاي اجتماعي كه رايج مردم آن روز و نسل قبل از او بود به قصاوت‌هاي بي‌رحمانه و بازدارنده اكثر مردمي كه آن روزها براي هنر بازيگري جز ابتذال و انحراف اخلاقي معناي ديگري قائل نبودند و به هنر به چشم ديگري جز وسيله تفريح نمي‌نگريستند و آن‌وقت نوجوان پرشوري را مي‌بيني كه يك تنه تمام ضربت‌هاي سنگين و متلاشي كننده را تحمل مي‌كند و بالاخره قدم در راهي مي‌گذارد كه او را به رشد و تعالي مي‌رساند، آن وقت احساس مي‌كني با انساني برخورد كرده‌اي كه بايد بي‌ترديد او را جزو استثناها بداني...» غزاله سلطانی در مقدمه کتاب «من عزتم بچه سنگلج» آورده است: «سلطانی در مقدمه کتاب آورده است: «همه چیز از مهر 1386 شروع شد. روزهایی زرد و نارنجی که برای فیلم مستند... و آسمان آبی در خانه قیطریه سراغ گنجه‌های کتابخانه ایشان رفتم. آنجا چیزهای بسیاری یافتم. این من بودم که تک‌تک آن‌ها را کشف می‌کردم، می‌بوییدم و پرتاب می‌شدم به روزگارانی رنگی، دور و رمزآلود. روزهای اکران فیلم اما جای کتاب را خالی دیدم و تلاش کردم اتفاقی که باید و لازم است رقم بخورد؛ یادگارهایی از عزت انتظامی برای تماشاگرانش که قدرش را می‌دانند و با چشم‌ها و خنده‌هایش زندگی‌ها کرده‌اند.»  هوشنگ گلمکاني، نويسنده و منتقد باسابقه سينما نیز 21 سال پيش کتابي به نام «آقاي بازيگر» تاليف کرد که به زندگي و آثار عزت الله انتظامي مي‌پرداخت. همين عنوان بتدريج به لقب اين بازيگر برجسته تبديل شد و جامعه سينمايي به خوبي آن را پذيرفت. تنوع نقش‌های انتظامی در فیلم‌های مختلفی چون «گاو»، «اجاره‌نشین‌ها»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما» و «مینای شهر خاموش» هم مهر تائید مناسبی برای اعطای این لقب به اوست.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:53:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264398/سهم-ناچیز-آقای-بازیگر-کتاب-های-پژوهشی-تاریخ-هنر «داستان خیاط» روایتی از عشق و نفرت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264371/داستان-خیاط-روایتی-عشق-نفرت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «داستان خیاط» نوشته رزالی هم از سوی انتشارات مروارید با ترجمه مریم سعادتمند بحری منتشر شد. رزالی هم نویسنده و فیلمنامه‌نویس رادیو و تلویزیونی استرالیایی است که این داستان نخستین اثر داستانی بلند وی به شمار می‌رود و باعث شهرت بسیاری نیز برای او شد تا جایی که تاکنون بیش از ۷۵ هزار نسخه از آثار وی در سراسر دنیا به فروش رفته است.   این رمان روایتی است از زندگی زنی با عنوان مرتل دانیج که زنی زخم‌خورده و درد کشیده است و در تمام دنیا تنها یک مادر نحیف و بیمار برایش باقی مانده است. با این همه او صاحب اراده‌ای قوی و تحسین‌برانگیز است و با تکیه بر همین مساله با تفکرات تبعیض‌گرایانه و باورهای غلط جامعه خود مبارزه و دست به هنجار شکنی می‌زند.   این رمان در سال۲۰۱۵ دستمایه ساخت اثری سینمایی با بازی کیت وینسلت نیز شد.  ماجرای این رمان در دهه 50 میلادی رخ می دهد. تیلی دانیج به زادگاه خود در استرالیا بازمی‌گردد تا از مادر پیر و مجنونش مراقبت کند. مردم این شهر سال‌ها قبل طیِ حادثه ای او را از شهر بیرون راندند. پس از گذشت سال ها، او به یک خیاط حرفه‌ای در پاریس تبدیل شده و با دوختن لباس‌های زیبا و با شکوه برای اهالی این شهر امرار معاش می‌کند. حالا او زنی زخم ‌ورده و دردکشیده است که علی‌رغم همه  سختی‌هایی که از کودکی تاکنون متحمل شده با اراده‌ای قوی و شخصیتی قابل تحسین با تکیه بر توانایی‌هایش، با تفکرات تبعیض‌گرایی و باورهای غلط جامعه رودررو می‌شود. در میان همه  این مشکلات، ناگهان عشقی متولد می‌شود، عشقی که تن رنجور و زخم‌های عمیق قلبش را التیام می‌بخشد تا بتواند درست‌ترین تصمیم زندگی‌اش را بگیرد. رمان «داستان خیاط» نوشته رزالی هم با ترجمه مریم سعادتمند بحری در 312 صفحه به قیمت 28500 تومان از سوی انتشارات مروارید در تابستان 1397 راهی بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 06:18:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264371/داستان-خیاط-روایتی-عشق-نفرت مروری بر نویسندگانی که فیلمنامه اقتباسی نوشتند / «از غرور و تعصب» تا «گتسبی بزرگ» http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263849/مروری-نویسندگانی-فیلمنامه-اقتباسی-نوشتند-غرور-تعصب-گتسبی-بزرگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب، فیلم‌نامه‌نویسی یکی از کارهای رایج نویسندگان ادبیات داستانی است. کاری که سبب می‌شود درآمدی خوب به جیب بزنند و قید پرستیژ ادبی خود را بزنند. در این میان بعضی موفق بودند و بعضی دیگر به دلیل پایبند بودن به عناصر ادبی داستان مورد پذیرش قرار نگرفتند.   آلدوس هاکسلی، نویسنده بریتانیایی کتابِ «دنیای قشنگ نو» فیلم‌نامه اقتباسی داستان «غرور و تعصب» نوشته جین آستن و «جین ایر» نوشته شارلوت برونته را نگاشت. علاوه بر این، شواهد نشان می‌دهد که هاکسلی فیلم‌نامه داستان «آلیس در سرزمین عجایب» را نیز به نگارش درآورده است. هاکسلی علاقه ویژه‌ای به لوئیس کارول، نویسنده «آلیس در سرزمین عجایب» بود و به همین دلیل والت دیزنی در سال 1945 قراردادی با نویسنده انگلیسی امضا کرد. با این وجود والت دیزنی فیلم‌نامه هاکسلی را به دلیل «بیش از حد ادبی بودن» کنار گذاشت و نسخه متفاوتی را در سال 1951 جلوی دوربین برد.   اسکات فیتزجرالد نویسنده دیگری است که در دهه 1930 میلادی در هالیوود پرکار بود اما مردم او را با فیلم‌نامه اقتباسی «بر باد رفته» می‌شناسند. البته  مسئولین حاضر در هالیوود از او درخواست کرده بودند از به کار بردن کلمات که در داستان مارگارت میچل نیست خودداری کند اما در نهایت به دلیل عدم رعایت این نکته نسخه فیتزجرالد مورد پذیرش قرار نگرفت.   ترومن کاپوت دیگر نویسنده فعال حاضر در این عرصه است که در آغاز نسخه فیلم‌نامه داستان «گتسبی بزرگ» را نوشت و مورد قبول قرار نگرفت. سپس به نوشتن «سخت‌تر نوشتن اوضاع» نوشته هنری جیمز مشغول شد که در سال 1961 به فیلمی ترسناک تحت عنوان «بی‌گناهان» تبدیل شد. این فیلم در سال 1962 برنده بهترین فیلم‌نامه اقتباسی جایزه «ادگار» کرد.   ویلیام فاکنر، نویسنده شهیر آمریکایی آثاری چون «خشم و هیاهو» و «گور به گور» نیز چندین بار با کمپانی برادران وارنرز همکاری کرد. فاکنر در سال 1946 داستان «خواب بزرگ» نوشته ریموند چندلر را با همکاری لی براکت نوشت. لی براکت برای نوشتن سری دوم از فیلم «جنگ ستارگان» تحت عنوان «امپراتوری ضربه می‌زند» معروف است. فاکنر نیز در ادامه فیلم‌نامه اقتباسی داستان «داشتن یا نداشتن» نوشته ارنست همینگوی را در سال 1994 و فیلم‌نامه اقتباسی «میلدرد پیرس» را به صورت ناشناس نوشت و نامی از وی در مطبوعات نیامد. فیلم‌نامه «میلدرد پیرس» در سال 1941 برنده بهترین فیلم‌نامه اقتباسی جایزه اسکار نیز شد.   ری برادبری، بزرگ‌ترین نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی در تاریخ فیلم‌نامه اقتباسی «موبی دیک» یا «نهنگ سفید» نوشته هرمان ملویل را نوشت. این فیلم با کارگردانی جان هوستون، که به ارنست همینگویِ سینما معروف است، در سال 1956 در سینماها به اکران درآمد.   روآلد دال، نویسنده شهیر داستان «چارلی و کارخانه شکلات‌سازی» دوست نزدیک این فلمینگ بود و چند اثر از این نویسنده از جمله «فقط دو بار زندگی می‌کنی» را به شکل فیلم‌نامه درآورده است. ]]> جهان‌کتاب Fri, 17 Aug 2018 06:24:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263849/مروری-نویسندگانی-فیلمنامه-اقتباسی-نوشتند-غرور-تعصب-گتسبی-بزرگ «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» طغیان علیه نادیده‌گرفتن انسان است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264348/پرواز-فراز-آشیانه-فاخته-طغیان-علیه-نادیده-گرفتن-انسان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-فاطمه میرغیاثی: کن کیزی از داستا‌ن‌‌نویسان ایالت متحده آمریکا، سال 1962 رمانی به نام «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» نوشت که باعث شهرتش شد. این رمان از معروف‌ترین آثار اوست. در دهه 60 میلادی کرک داگلاس حق اقتباس از این رمان را خرید. داگلاس آن را به صورت نمایشنامه درآورد و در تئاتر برادوی روی صحنه برد، خود نیز در آن به ایفای نقش پرداخت. او قصد داشت فیلم اقتباسی از این رمان را نیز بسازد که این امکان برایش ایجاد نشد. اما پسرش مایکل داگلاس سرانجام آرزوی پدر را برآورده کرده و فیلم «دیوانه از قفس پرید» را ساخت. سال 1975 میلوش فورمن اقتباسی از این رمان انجام داده و فیلم «دیوانه از قفس پرید» را به تهیه‌کنندگی مایکل داگلاس ساخت. این فیلم با بازی جک نیکلسون در نقش مک مورفی بین بیست فیلم برتر سینمای جهان قرار دارد. گفتنی است رتبه پنجم منفورترین شخصیت‌های تاریخ سینما، در کنار نورمن بیتس (فیلم روانی، هیچکاک)، به بازیگر نقش اول زن این فیلم، لوئیز فیلچر در نقش پرستار رچد داده شد. این رمان را سال 1355 سعید باستانی و در سال 1397 حسین کاظمی یزدی ترجمه‌ کرده‌اند. با کاظمی یزدی درباره ترجمه این کتاب گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. فیلم «دیوانه از قفس پرید» که بر اساس رمان «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» ساخته شده است، از مهم‌ترین و پرطرفدارترین فیلم‌های تاریخ سینماست، حال که شما این کتاب را ترجمه کرده‌اید اول کمی از داستان کتاب بگویید و اینکه آیا در نسخه سینمایی کتاب تغییری در روند داستان ایجاد شده است؟  داستان این رمان در یکی از بخش‌های بیمارستان روانی می‌گذرد که مسئولیت اداره این بخش به عهده‌‌ پرستاری به نام دوشیزه رچد است. او قدرت زیادی دارد و قدرتش را مدیون روابطی است که با مسئولین بالاتر بیمارستان دارد، حتی قدرتش از پزشک بخش نیز بیشتر است. راوی این داستان یکی از بیماران همان بخش، مرد سرخ‌پوستی است به نام رئیس برومدن که مبتلا به پارانویاست و خودش را هم به کر و لالی زده است. بیماران این بیمارستان به دو دسته‌ی حادها و مزمن‌ها تقسیم می‌شود که در میان مزمن‌ها هم گروهی موسوم به گیاهان هستند که یعنی فقط زندگی گیاهی دارند. اما دسته‌ موسوم به حادها گروهی هستند که دسته‌ای از آن‌ها به اختیار خود به بیمارستان آمده‌اند و مجبور نیستند که در بیمارستان بمانند. این بخش به همین صورتی که بیان کردم اداره می‌شود تا زمانی که فرد جدیدی وارد بخش می‌شود به نام رندل پاتریک مک مورفی. حسین کاظمی یزدی این فرد ظاهری مانند ظاهر بیماران روانی ندارد ولی به دلیل ضرب‌ و شتم‌ها، بزهکاری‌ها و اعمال خشونت‌های بسیاری که داشته بعد از این که چندبار دوره‌هایی را در زندان و اردوگاه‌های کار اجباری سپری کرده او را به دادگاه می‌فرستند و به این نتیجه می‌رسند که این فرد یک بیمار روانی است. درواقع داستان از زمانی که مک مورفی به بیمارستان می‌آید شروع‌ می‌شود. مک مورفی به عنوان یک سوژه، یک انسان غیر شی‌واره وارد یک سیستم می‌شود و در کل ماجرای این رمان خللی در این سیستم ایجاد می‌کند؛ او سعی دارد سوژه بودن و انسان بودن خود را اثبات کند. ماجراهای مختلفی وجود دارد که همه آن‌ها مؤید این است که مک مورفی می‌خواهد تغییری در این نظام و ساختار ایجاد کند. مک‌مورفی سعی می‌کند به ساکنین این بیمارستان شأن انسانی خودشان را یادآوری کند  و به آن‌ها می‌قبولاند که زیر بار تحمیل‌های نظام حاکم بر بیمارستان نروند و این یک نوع اعتراض است به این سیستم؛ در نهایت هرچند که مک مورفی در این بیمارستان کشته می‌شود اما می‌تواند تاثیری در گروه حادهای این بیمارستان بگذارد. در پایان داستان برخی از افراد به خواسته خودشان از بیمارستان خارج می‌شوند و شخصیت رئیس برومدن هم فرار می‌کند.             تصویری از فیلم «دیوانه از قفس پرید» اما درباره تفاوت داستان و فیلم؛ «دیوانه از قفس پرید» فیلم مشهوری است که چندین اسکار گرفته و بازیگری حرفه‌ای به نام جک نیکلسون در آن به ایفای نقش پرداخته است. همه این موارد باعث می‌شود که این رمان تحت‌الشعاع نسخه‌ سینمایی‌اش قرار بگیرد؛ این اتفاقی است که معمولا می‌افتد، مخصوصا برای فیلم‌هایی که موفق می‌شوند. فیلم «دیوانه از قفس پرید» هم با رمان‌اش تفاوت‌های بنیادین دارد. حیفم آمد که خواننده ایرانی این کتاب را یک نسخه نوشته شده از همان فیلم و حتی ضعیف‌تر از آن بداند، بنابراین در یادداشت مترجم در ابتدای کتاب در این باره نوشته‌ام. به نظرم این اثر به عنوان یک فیلم مستقل اثر خوبی است. من در حوزه سینما متخصص نیستم ولی متخصصان عرصه سینما  اذعان دارند که این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینماست. ولی زمانی که بحث مقایسه بین اصل اثر به عنوان رمان و فیلم آن پیش می‌آید، نگاه‌مان به فیلم انتقادی‌تر می‌شود. از دید من فیلم از دو لحاظ محتوایی و صوری با رمان متفاوت است، اتفاقا این تفاوت‌ها نقطه عطف این رمان است. چشم‌پوشی کردن از این نقاط مهم در نسخه سینمایی به محتوا و فرمی که این رمان در اختیار مخاطب قرار داده ضربه زده است. این مسئله به نوعی در فیلم ذکر شده ولی نقش پررنگ رئیس برومدن در فیلم به اندازه ‌ای که راوی یک رمان هست پررنگ نیست. در فیلم راوی اول شخص نداریم و فیلم از منظر دانای کل روایت می‌شود و رئیس برمدن هم یکی از اجزای قصه است. بسیاری منتقدان این فیلم را اعتراض به شیوه درمانی بیماران روانی دانسته‌اند. نظر شما چیست؟ بله. در این بخش از شیوه غیرانسان‌گرایانه استفاده می‌کنند که از شیوه‌های ‌درمانی بیماران روانی است. درواقع در این شیوه‌های غیرانسان‌گرایانه که شیوه‌های رایجی است که هم امروزه و هم در دهه 1960 میلادی رواج داشته، نگاهی که روانپزشکی به بیمار دارد یک نگاه ماشینی است و بیمار به عنوان یک ماشین تصور می‌شود. بنابراین به بیمار به چشم ماشینی که باید تعمیر شود نگاه می‌شود.  ویژگی‌های این اثر به نظر شما در چیست؟ محتوای این اثر چند لایه دارد. در لایه اول به توصیف یک بیمارستان روانی پرداخته شده است. توصیف انتقادی از شیوه درمان و شیوه برخورد غیر انسانی کارکنان آن به ویژه پرستار رچد که مسئول اصلی بخش است که این رفتار را هم با بیماران دارد و هم با کارکنان. در مقیاس بزرگ‌تر این داستان طغیان و عصیانی است علیه یک ساختار پیچیده و قدرتمند که انسان را به مثابه انسان در نظر نمی‌گیرد و فکر می‌کنم ویژگی بنیادین این اثر همین مسئله است. درحالی‌که او نقش بسیار مهمی در رمان دارد. علاوه بر اینکه نویسنده بسیاری از حرف‌هایش را از طریق او بیان می‌کند، تمام تلاشی که مک مورفی بر ضد یک سیستم نظام‌مند انجام می‌دهد هم در آینه شخصیت رچد بازتاب پیدا می‌کند. از نظر محتوایی این فیلم و رمان چه تفاوتی دارند؟ می‌توان گفت رمان از نظر محتوایی سه ویژگی دارد. ویژگی اولی که در رمان هست و در فیلم به آن اشاره نشده است، انتقاد به نظام سرمایه‌داری است. رئیس برومدن در رمان خاطراتش را مرور می‌کند و در دل آن خاطرات دلیل اختلال روانی امروزش را می‌یابیم. مشاهده می‌کنیم نظام سرمایه‌داری ایالات متحده به چه شکلی سرخپوست‌ها را فریب داده، زمین‌هایشان را خریداری کرده و به آن‌ها مبلغی پول داده که در شهر‌ها زندگی کنند و با این کارش  به تمام معنی فرهنگ آن‌ها را نابود کرده است. این چیزی است که به هیچ‌وجه آن را در فیلم نمی‌بینیم. مسئله بعدی آن گستره ماشینیسم است که در رمان خیلی بر آن تاکید می‌شود. درواقع راوی همه چیز را به شکل ماشین و دستگاه می‌بیند و تصورش این است که داخل دیوارهای این بیمارستان یکسری دستگاه‌های شنود است و همه چیز تحت کنترل یک ماشین بزرگ است. درحالی که چنین مسئله‌ای در فیلم  نمایش داده نشده و این انتقادی است که به مدرنیته می‌شود. به این مسئله هم در  فیلم اشاره نمی‌شود.  اما سومین ویژگی محتوایی رمان که البته تا حدودی در فیلم بازنمود پیدا کرد، عصیان یک فرد در مقابل یک سیستم است. به این دلیل می‌گویم تا حدودی چون، باز هم در فیلم ما با یک سیستم روبه رو نیستیم بلکه با یک پرستار سادیست طرف هستیم، پرستاری که بیش از آن که بخواهد حوزه تحت امر خود را هدایت کند گویی می‌خواهد انسان‌ها را آزار دهد؛ یا با استفاده از نقاط ضعف‌شان می‌خواهد آن‌ها را کنترل کند.  بنا به دلایلی که ذکر شد به‌نظر من فیلم اقتباس خوبی از این رمان نیست، هرچند که مستقل از رمان اثری ارزشمند است. در ابتدای این کتاب مطرح کردید که ویژگی‌های محتوایی این رمان نمی‌تواند بازنمودی در فیلم هالیوود داشته باشد علت این امر چیست؟ این رمان در ضدیت با نظام سرمایه‌داری است که در فیلم‌های هالیوودی نمی‌بینیم. هالیوود زاده نظام سرمایه‌داری است بنابراین نمی‌تواند تیشه به ریشه‌خود بزند. هرچند که دومین ویژگی محتوایی رمان که در نسخه‌ سینمایی غایب است، یعنی نقد ماشین‌زدگی را شاید بتوان در فیلمی هالیوودی پیدا کرد، ولی این نقد صریح نظام سرمایه‌داری را نمی‌توان در قالب یک فیلم هالیوودی که بسیارهم مشهور شده باشد، دید. پیش از شما سعید باستانی این کتاب را ترجمه کرده است. چرا دوباره به سراغ ترجمه آن رفتید؟ سعید باستانی در اواخر دهه 50 شمسی این کتاب را ترجمه کرد، البته متأسفانه من آن ترجمه را ندیده‌ام. این را باید بگویم که اساسا من نه تنها مشکلی با بازترجمه ندارم که به‌نظرم کاری ضروری هم هست. من قبلا هم آثاری از کوندرا را که ترجمه شده بود دوباره ترجمه کردم و برخی از آثاری که من ترجمه کرده بودم بعدا بازترجمه شدند. به نظر من در مورد بازترجمه یک باور عمومی وجود دارد و آن این است که اثری را دوباره ترجمه می‌کنند که بد ترجمه شده باشد، البته این می‌تواند‌ یک دلیل برای این کار باشد ولی تنها دلیل‌اش نیست. به‌قول سروش حبیبی که از اساتید ترجمه‌ فارسی هستند زبان فارسی یا هر زبانی اساسا دهه به دهه تغییر می‌کند، بنابراین اثری که 40 سال پیش ترجمه شده به زبان همان زمان است، و امروز باید دوباره به زبانی امروزی ترجمه شود. دوم این که هر مترجم زبانی دارد و بنابراین آثار بزرگ در ادبیات جهان این ارزش را دارند که به زبان چند مترجم مختلف ترجمه شوند. این سنتی است که در غرب هم وجود دارد؛ شما یک اثر بزرگ را می‌بینید که چندین نفر ترجمه می‌کنند مانند آثار داستایفسکی. زمانی که آثار کوندرا را ترجمه می‌کردم برای بهتر درک کردن آن آثار که به انگلیسی ترجمه شده بودند، از چند ترجمه مختلف انگلیسی استفاده می‌کردم. بنابراین آثار بزرگ ارزش این را دارند که چندین بار ترجمه شوند؛ ولی بازهم اگر اثری آنچنان بزرگ هم نباشد، مترجم به دلایل شخصی که شاید آن اثر را دوست ‌دارد و علاقه‌ دارد آن اثر را با زبان خودش ترجمه کند، می‌تواند آن را ترجمه کند. این رمان هم اثر بسیار بزرگی است. اشارات نظری و محتوایی این اثر با توجه به مکاتب فکری آن دهه بسیار حایز اهمیت است و می‌بینیم که این اثر کم‌کم برای ما نقش اثری کلاسیک را بازی می‌کند. از نوشتن این رمان بیش از 50 سال می‌گذرد ولی برای خواننده امروز هم چه از لحاظ روایی و چه از لحاظ نظری جذاب و زنده است. همه این‌ها موید این است که این رمان اثر بسیار بزرگی است و نشان می‌دهد یک اثر ساده با تاریخ مصرف دو یا سه ساله نیست اثری است که می‌تواند سال‌ها ماندگار باشد و بارها ترجمه شود. حضور تصویر در کنار صفحات این کتاب چه تاثیری در فهم این اثر دارد؟ نسخه‌ای که به دست من رسید آخرین چاپ این رمان در انتشارات پنگوئن بود. این تصاویر در آن کتاب و در همان صفحات بود. من درباره اصالت این نقاشی‌ها و طرح‌ها اطلاعاتی ندارم ولی به نظر من با توجه به این که کن کیزی قبل از این که این رمان را بنویسد مدتی در بیمارستان روانی بستری بوده، شاید خودش این طرح‌ها را از اشخاص آن بیمارستان روانی کشیده باشد. تصویری که در ذهن  خود داشته طراحی کرده و شاید هم طراح دیگری بوده که آن‌ها را طراحی کرده. ولی در کل به‌نظر من این تصاویر روی متن نشسته و خیلی با متن تطابق دارد. آیا در این رمان می‌توان رد پای نظریه‌های اجتماعی یا فلسفی را گرفت؟ اگر این‌طور است کدام نظریه است؟ پررنگ‌ترین نظریه‌ای که می‌توانیم بگوییم قطعا کتاب از آن تاثیر گرفته است، نظریه‌های فوکو است در آثاری مثل مراقبت و تنبیه، تاریخ جنون یا پیدایش کلینیک. من البته اطلاعات تخصصی درباره‌ اندیشه‌ی فوکو ندارم و این‌ها اطلاعات کلی و عمومی در این باره است. در نظریه‌های فوکو می‌بینیم که او از پیدایش بیمارستان‌های روانی صحبت می‌کند که در قرن پانزده و شانزده میلادی آمدند بیماران روانی را در جایی دور از جامعه نگهداری کردند به این بهانه که برای مردم جامعه خطرناکند، حالا جدای از اینکه بخواهند آن‌ها را درمان کنند یا نه. ما این تم را در رمان می‌بینیم. درواقع بیماران این بیمارستان و در رأس آن‌ها خود راوی، رئیس برومدن، نه‌تنها افراد خطرناکی نیستند بلکه ویژگی‌های انسانی بارزی هم دارند، اما دلیل محصور کردن آن‌ها در تیمارستان این است که مقداری با استاندارهای رایج تفاوت دارند که در مورد برومدن این تفاوت سرخ‌پوست بودنش است. ولی پررنگ‌ترین مسئله‌ای که در نظریه‌های فوکو هست و در این رمان دیده می‌شود، مسئله‌ نظارت است. مسئله این است که قدرت یک موضوع از بالا نیست، مسئله فرد مستبدی نیست که به ما قدرتی را تحمیل بکند که با برداشتن آن فرد، بتوانیم قدرت حاکم را از بین ببریم. بلکه همه‌ افراد جامعه هم دیگران را تحت نظر دارند و با این کار قدرتشان را به دیگران اعمال می‌کنند و هم خود را تحت نظر و قدرت دیگران می‌بینند و می‌ترسند از آزادی خودشان استفاده کنند. تحت نظر بودن چیزی است که در این رمان بسیار پررنگ است. چراکه مثلا در این بخش دفتری گذاشته‌اند تا افراد مختلف تخلف‌های دیگران را در آن گزارش دهند و از این طریق امتیازی از پرستار رچد بگیرند. نظریه دیگری که در این کتاب به آن اشاره می‌شود نظریه اگزیستانسیالیستی است. در اگزیستانسیالیسم ما با اصالت فرد آزاد در برابر یک سیستم هم طرف هستیم؛ سیستمی که می‌خواهد تعریف خود از انسان را به او تحمیل کند. همان‌طور که سورن کی‌یرکگور فیلسوف دانمارکی که به پدر اگزیستانسیالیسم شهره است اصالت را به فردیت می‌دهد و در قامت یک فرد به نظام منسجم فلسفی هگل می‌تازد، در این رمان هم شخصیت مک مورفی را می‌بینیم که به عنوان یک سوژه انسانی می‌زند به دل یک ساختار بسیار قدرتمند و قصد دارد آن را تخریب کند. به بقیه سوژه‌های انسانی هم یادآوری می‌کند که شما هم مثل من یک سوژه هستید، شی نیستید، آزادی از آنِ شماست و یک ساختار و نظام نمی‌تواند آزادی شما را منکر شود. برخی در تحلیل این اثر از مک مورفی به عنوان  یک ناجی نام برده‌اند. نظر شما در این رابطه چیست؟                                                                                     مک مورفی اساسا یک ناجی به شکل کلاسیک است. مک‌مورفی وارد جمعی می‌شود و سعی می‌کند آن‌ها را نجات دهد و در نهایت خودش در این راه کشته می‌شود. خودش را قربانی این هدف می‌کند و تاثیرش را در جامعه خودش می‌گذارد. در طول رمان مشاهده می‌کنید که با برخی بیماران صحبت می‌کند و به آن‌ها یاد آور می‌شود که شما انسان هستید؛ باید آنچه را که می‌خواهید انجام دهید، آزادی و اراده تان باید دست خودتان باشد.صحنه بسیار قشنگی در این رمان وجود دارد که در فیلم نیز نمایش داده می‌شود. صحنه‌ای که مک مورفی می‌خواهد در یک رای‌گیری برای اینکه بتوانند مسابقات بیسبال را نگاه کنند همه را ترغیب ‌کند تا برای خودشان و برای آنچه که دوست دارند تصمیم بگیرند و رای بدهند، در حالی که پرستار رچد قصد دارد قواعد آن سیستم را به بیماران تحمیل کند. او به شکل قهرمان و ناجی وارد جامعه‌ای می‌شود که تمام وجوه حیات خود را از دست داده است. مک مورفی حیات را به جامعه تزریق می‌کند ولی گویی از وجود خود به این اجتماع تزریق می‌کند و جان خود را از دست می‌دهد تا بقیه را جاندار ‌کند. به نظر من مک‌مورفی به معنای واقعی کلمه بک ناجی و قهرمان است. برخیدر این رمان تیمارستان را شبیه به یک دستگاه معرفی می‌کند، دستگاهی که می‌تواند نمونه‌ای از جامعه‌ مدرن باشد این نکته درست است؟ این تیمارستان اجتماع منسجمی است که ما می‌توانیم آن را به یک جامعه تعمیم دهیم. جامعه‌ای که سعی می‌کند افرادش را از انسانیت خارج کند و آزادی را از تک تک افرادش بگیرد تا بتواند آن‌ها را کنترل کند. جامعه‌ای که ساختارهایش به صورت ماشینی پیش می‌رود، نگاهش به اعضای جامعه نگاهی ماشینی است و درواقع آن بُعد سوژه بودن انسان‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد، سعی می‌کند این بعد را در انسان‌ها بکشد و انسان‌ها را به شی تبدیل کند تا بتواند راحت‌تر کنترلشان کند و به‌جایشان تصمیم بگیرد. پرستار رچد با سو استفاده از ضعف‌های باوری و عاطفی بیماران به نوعی به درمان آنان می‌پردازد. نقش او در این بین چیست؟ پرستار رچد قصد درمان کسی را ندارد. درست است به ظاهر در حال درمان کردن آن‌هاست ولی قرار نیست افرادی که وارد این بیمارستان می‌شوند، از آن خارج شوند. جالب است که بیمارانی که از آن‌ها به عنوان حادها یاد می‌شود به‌نوعی با اختیار خود به بیمارستان آمده‌اند و بنابراین هر وقت بخواهند می‌توانند از آن خارج شوند، این‌ها بیماران زنجیری نیستند که حتما باید در این بیمارستان روانی بمانند، این‌ها با پای خودشان آمدند و هر لحظه‌ای که اراده کنند می‌توانند از بیمارستان خارج شوند. و این اتفاقی است که در پایان داستان در نتیجه‌ تأثیری که مک‌مورفی در آن‌ می‌گذارد رخ می‌دهد؛ ولی تا قبل از آن به علت شرایطی که پرستار رچد برای آن‌ها به وجود آورده این افراد خود را شایسته این نمی‌دانند که وارد جامعه شوند و فکر می‌کنند که باید خارج از جامعه و در انزوا باشند. این دقیقا همان حرفی است که فوکو می‌زند، مجانین را به بیمارستان‌ها می‌برند نه برای این‌که آن‌ها را درمان کنند بلکه به این دلیل که آن‌ها را از جامعه دور کند. آدم‌هایی که در این بیمارستان موسوم به بیماران حاد هستند کسانی هستند که اتفاقا ضرری که برای جامعه ندارند هیچ، منفعت هم دارند. خیلی‌هاشان ویژگی شخصیتی خوبی دارند. ولی پرستار رچد با پررنگ کردن ضعف‌های آن‌ها، به آن‌ها می‌قبولاند که جایی در اجتماع بیرون ندارند. به طور کلی قصد پرستار رچد و آن بیمارستان این نیست که بیماران از آن‌جا خارج شوند، آن‌ها قصد دارند بیماران در آن‌جا بمانند. پرستار رچد از ضعف‌های عاطفی آن‌ها سو استفاده می‌کند ولی این کار را برای درمان بیماران انجام نمی‌دهد. اگر این را بخواهیم تعمیم دهیم به جامعه، می‌بینیم که ساختارهای سیستماتیک و نظام‌های منسجم سعی می‌کنند که ضعف‌ها و ایرادات شما را پر رنگ کنند. شما را از عصیان دور کنند از انتخاب آزاد دور کنند به شما القا کنند که شمایی که در این سیستم هستید فقط جزئی از اجزاء سیستم هستید و فردیت خاصی ندارید که بخواهید به‌واسطه‌ی آن عرض اندام کنید.   گفتنی است انتشارات کتاب سرای‌نیک رمان «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» اثر کن کیزی را با ترجمه حسین کاظمی یزدی، در 371 صفحه، 1100 نسخه و 43000تومان منتشر کرده است.     ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:42:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264348/پرواز-فراز-آشیانه-فاخته-طغیان-علیه-نادیده-گرفتن-انسان اکران رایگان «توران خانم» در کتابخانه ملی فارس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264395/اکران-رایگان-توران-خانم-کتابخانه-ملی-فارس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی و اطلاع رسانی انجمن کتابداری شاخه فارس، به همت انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران -شاخه فارس و مساعدت ریاست محترم مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس؛ کمالی سروستانی و با همکاری  اداره کل کتابخانه های عمومی فارس، فیلم مستند «توران خانم» (زندگی نامه خانم توران میرهادی) به صورت رایگان ویژه کتابداران اکران می شود. این مستند به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد و تهیه‌کنندگی مجتبا میرطهماسب است و قرار است شنبه، ۲۷ مرداد  ۹۷ ساعت ۹:۳۰ صبح در شیراز، خیابان حافظ، مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، سالن سینما فرهنگ به نمایش درآید.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:25:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264395/اکران-رایگان-توران-خانم-کتابخانه-ملی-فارس دیدار با رضا افشارنادری در باشگاه اندیشه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264396/دیدار-رضا-افشارنادری-باشگاه-اندیشه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی باشگاه اندیشه جلسه دیدار با رضا افشار نادری برگزار می‌شود. رضا افشارنادری دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه سوربن فرانسه دارد، او در این جلسه به موضوعاتی همچون، «چطور با تبعید داخلی سر کرد؟»، «چطور در دیار غربت ریشه گرفت؟»، «چطور راه خود را یافت» و «چطور به ریشه های خود بازگشت؟» می پردازد. جلسه دیدار با رضا افشارنادری شنبه 27 مردادماه، ساعت 18 در باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، ابتدای خیابان وصال شیرازی ، کوچه شهید نایبی، پلاک 23 برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:24:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264396/دیدار-رضا-افشارنادری-باشگاه-اندیشه آزادگان بخشی از تاریخ مقاومت ایران هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264387/آزادگان-بخشی-تاریخ-مقاومت-ایران-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان، سیدعباس صالحی امشب در یادواره شهدای آزادگان استان زنجان در مسجد امام علی(ع) زنجان اظهار کرد: کشورها در شرایط مختلف تاریخی خود در دفاع از میهن سرگذشت‌های مختلفی دارند ولی دفاع هشت ساله ایران اسلامی متمایز از جهات مختلف است.   وی ادامه داد: در هیچ یک از تاریخ ملت‌ها از لحاظ میزان حضور اقشار مختلف اجتماعی در یک نبرد و دفاع تحمیلی، نمی‌توان فضایی همچون این هشت سال را مشاهده کرد. در این هشت سال جنگ تحمیلی شاهد حضور تمام اقشار در سنیین مختلف و از هر طبقه جامعه بودیم.   صالحی با اشاره به نمادهای دفاع مقدس که حجتی برای تمام اقشار هستند، گفت: دانش آموزان، دانشجویان و کارگران حجت‌هایی برای زندگی دارند و ائمه و پیشوایانی دارند که راه امروز را به آنان نشان می‌دهند.   به گفته وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در شرایطی که استکبار جهانی و دشمنان نظام یکپارچه علیه ایران بود، چنین اقشاری به کارزار زدند و  که این اقشار برای ما حجت هستند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از آزادگان به عنوان حجت‌هایی برای ایران اسلامی یاد کرد و گفت: آزادگان با وجود اسارت جسمشان در دست دشمنان، روح و جانشان اسیر دشمن نشد.   صالحی با یادآوری اینکه آنچه از دوران اسارت آزادگان می‌شنویم و می‌خوانیم نشان از ایثار این اقشار است، گفت: اسرا زیر شکنجه‌های فراوان دشمنان بودند و زمانی که به اسارت دشمن درآمدند، دژخیمان گمان می‌کرد می‌تواند آن‌ها را از پای درآورد ولی آن‌ها در اسارت گاه ها، دژخیمان را به خاک نشاندند.   وی اظهار کرد: خاطرات اسرا نشان می‌دهد انسان مومن و متوکل به خداوند می‌تواند در شرایطی که تمام راه‌ها بسته است با استقامت تمام راه‌ها را باز کند و باز ببیند. وی با گرامیداشت یاد و خاطره آزادگان به عنوان بخشی از مقاومت ایران زمین، گفت: در این دوره مقاومت، شهدای آزاده یاد و خاطره دیگری دارند. به گفته صالحی، مصیبت در اسارت سخت تر است و شهیدانی که در چنین فضا و حالتی جان خود را تسلیم کردند و برای عزیزان و خانواده آن ها که در کنار شان بودند شرایط سخت تری بوده است. شهادت غریبانه آزادگان در اسارت، غمی جانکاه است که هرگز فراموش نخواهد شد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه مصیبت واقعه شهیدان کربلا بر کسی پوشیده نیست، افزود: آنچه شهادت حضرت رقیه( سلام الله علیها) را سخت تر می‌کند، شهادت در اسارت است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 16 Aug 2018 05:53:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264387/آزادگان-بخشی-تاریخ-مقاومت-ایران-هستند 🖋پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی درگذشت عزت الله انتظامی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264397/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-پی-درگذشت-عزت-الله-انتظامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیام سیدعباس صالحی آمده است: «انالله و انا الیه راجعون خبر درگذشت هنرمند پیشکسوت، «آقای بازیگر» مرحوم عزت الله انتظامی موجب تاثر و تاسف عمیق شد. این هنرمند فرهیخته و مردمی، قریب به هفت دهه از عمر پرثمر خویش را وقف ایفای نقش های گوناگون و متنوع در عرصه تئاتر و سینمای ایران نمود و  با خلق خاطراتی به یادماندنی در ذهن همه ایرانیان هنردوست، چهره ماندگار هنر این سامان شد. مردمی که با خنده های او شاد شدند و با اشک های او گریستند از عزت الله انتظامی جز ادب، وقار و احترام ندیدند و هنرمندانی که در این عرصه همنفسی با او را تجربه کردند، همواره به نیکی و بزرگی از عزت سینمای ایران یاد می کنند. بی تردید فقدان این بزرگمردضایعه ای برای هنر معاصر ایران خواهد بود. اینجانب فقدان این هنرمند مردمی را به عموم هموطنان، اصحاب  فرهنگ و هنر و اهالی تئاتر و سینما، بویژه خانواده آن مرحوم و فرزندان برومند و هنرمند وی صمیمانه تسلیت گفته و از درگاه ایزد متعال رحمت واسعه و علو درجات برای آن عزیز از دست رفته آرزومندم.»   ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 11:23:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264397/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-پی-درگذشت-عزت-الله-انتظامی برگزاری کارگاه داستان در شهرکتاب اصفهان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264392/برگزاری-کارگاه-داستان-شهرکتاب-اصفهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،شهرکتاب اصفهان کارگاه نویسندگی با تدریس سیامک گلشیری برگزار می‌کند. ثبت نام این کارگاه آغاز شده و تاریخ شروع کلاس‌ها از 4 شهریور 1397 خواهد بود. علاقه‌مندان به شرکت در این کارگاه می‌توانند به شهرکتاب اصفهان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 15:36:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264392/برگزاری-کارگاه-داستان-شهرکتاب-اصفهان انتشار کتابی از محمدعلی بهارلو بعد از 60 سال http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264341/انتشار-کتابی-محمدعلی-بهارلو-بعد-60-سال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، کتاب «خودآموز ویلن و فرم‌های موسیقی» اثر استاد محمد‌علی بهارلو منتشر شد. پایگاه خبری حوزه هنری، مجموعه‌ حاضر  یکی از کتاب‌های محمدعلی بهارلو یکی از اساتید بی‌بدیل تاریخ موسیقی ایران در قرن اخیر است. این کتاب شامل یک خودآموز ویلن و پنج کتاب در ارائه‌ فرم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی است که پس از شصت سال که از چاپ اولیه‌ آن‌ها می‌گذرد، برای استفاده‌ دوستداران موسیقی، هنرآموزان ویلن، افراد علاقه‌مند به حفظ و نگهداری فرهنگ موسیقیایی ایران و ... تجدید چاپ شده است.  این کتاب‌ها در زمان خود مورد استقبال و تایید اساتیدی چو ابوالحسن صبا و موسی معروفی قرار گرفت و تا امروز، شاگردان بسیاری  طبق اصول این کتاب‌ها  به فراگیری ساز ویلن در آموزشگاه موسیقی بهارلو (تاسیس 1325) و نیز دیگر موسسات و دانشگاه‌های داخل و خارج کشور نائل شده‌اند. همین گزارش حاکی است که دختران استاد محمد بهارلو (کیمیا و ایلیا) عکس‌ها، مدارک، اسناد، دست‌نوشته‌ها و مطالب مندرج در جراید را درباره‌شان گردآوری کرده و به این مجموعه افزوده‌اند. از دیگر امتیازات این مجموعه  که به غنای این کتاب افزوده است، اجرای ویلن شش کتاب حاضر توسط دختر بزرگ استاد- پریسا- است که همراه با کتاب در قالب یک سی دی صوتی تقدیم خریداران می‌شود.  محمدعلی بهارلو به سال 1307 در تهران متولد شد. هم‌زمان با تحصیلات مدرسه‌ای، در هنرستان عالی موسیقی آن روزها که تحت نظر اساتید چکسلواک اداره می‌شد، نام ‌نویسی کرد و تحت نظر «کارل یان زوبک» به آموختن تکنیک غربی ویولن و مبانی علمی موسیقی غرب پرداخت. در عین حال در محضر اساتید و نوازندگانی چون علی‌اکبر شهنازی، ابوالحسن صبا، ابراهیم منصوری و محمد بحرینی‌پور بهره برد. دوستی وی با استاد صبا قوام یافت تا جایی که از وفادارترین یاران او شد و کار توان‌فرسای چاپ کتاب‌های او و همسرش را به عهده گرفت. سال‌های 1328 از پربارترین ادوار زندگی او شد به طوری که 6 کتاب درباره آموزش موسیقی ایرانی به وسیله ویولن نوشت و همچنین وی موفق شد با تلاشی سخت، به نیابت از طرف خانم صبا و شاگردانش (پایور و صفوت) دوره کتاب‌های سنتور - ویولن و سه تار صبا را به انضمام کتب خانم صبا به چاپ رساند. در همین سال‌ها با موسی معروفی نیز در امر گردآوری و تنظیم ردیف مکتوب موسیقی ایران همکاری داشت. روش ویولن‌نوازی بهارلو مبتنی بر اصول و مبانی تکنیک اجرایی موسیقی غرب بر پایه موسیقی ایران است. بهارلو به غیر از ویولن، به کمانچه سه تار و تنبک نیز آشنا بود. این استاد فقید سرانجام در سحرگاه روز 22 بهمن 1385  بعد از کسالت مختصری که به هیچ وجه بوی مرگ نمی‌داد، به دیار باقی شتافت. کتاب به همت انتشارات سوره‌ مهر منتشر شده است  و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه آن به فروشگاه‌های این انتشارات در کل کشور مراجعه کنند. ]]> ادبيات Fri, 17 Aug 2018 15:37:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264341/انتشار-کتابی-محمدعلی-بهارلو-بعد-60-سال