به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سارفکست، کوهستان در ادبیات ایتالیا اغلب پسزمینه نیست؛ پناهگاه است. جایی برای نفس کشیدن وقتی تاریخ تنگ میشود. در روایتهای پریمو لوی، آلپ نه منظرهای شاعرانه بلکه مرزی میان «زیستن» و «تحمل کردن» است.
او داستان کوتاه «آهن» را در سال ۱۹۳۹ آغاز میکند: شبی که بر اروپا افتاده است. لوی دانشجوی شیمی در تورین است؛ روزها در آزمایشگاه و کتابخانه میگذرد، اما بیرون، جهان تغییر کرده. قوانین نژادی تازه تصویب شدهاند و او، بیآنکه توهینی مستقیم بشنود، حضور خود را کمرنگ میبیند. فاصلهای نامرئی شکل میگیرد: دیگران عقب میکشند و او نیز عقب مینشیند.
در همین خلأ، دوستی با ساندرو دلمسترو شکل میگیرد؛ دوستیای که به کوه ختم میشود. آنها تابستانها قلهها را میپیمایند و زمستانها با اسکی در برف دستنخورده فرو میروند ــ نه در پیستهای شیک، بلکه جایی که انسان ناپدید میشود و فقط بدن و نفس باقی میماند.
کوه برای لوی ورزش نیست؛ تعلیق تاریخ است. جایی که میتواند برای ساعاتی از سایه رژیم بنییتو موسولینی بیرون بایستد. اما این آزادی کوتاه است: در ۱۹۴۳ به مقاومت میپیوندد، در کوهستان دستگیر و به آشویتس فرستاده میشود. او بازمیگردد؛ دوستش بازنمیگردد.
پس از جنگ، بارها به آلپ برمیگردد. کوهها برای او به خاطرهای تبدیل میشوند که آینده را ممکن میکند: مدرسهای برای استقامت، و نوعی خرد که فقط از تجربه بدن به دست میآید.
در ادبیات اردوگاه، بدن همیشه در حال نابودی است؛ اما در ادبیات کوه، بدن دوباره تعریف میشود. راز جایگاه کوهستان در آثار پریمو لوی همین است: آلپ نقطه مقابل آشویتس نیست، بلکه شرط امکان روایت آن است.
کوهستان به او «پیش از فاجعه» را میدهد. تجربهای که نشان میدهد انسان فقط موجودی شکننده نیست. صعود، نفس کم آوردن، تحمل سرما — همه تمرینهایی هستند برای فهم محدودیت. و ادبیات لوی دقیقاً از همین آگاهی تغذیه میکند: اخلاق او اخلاقِ استقامت است، نه قهرمانی.
به همین دلیل کوه در این متون طبیعت رمانتیک نیست. آلپ نه زیباست نه مهیب؛ دقیق است. اندازه میگیرد که بدن تا کجا میتواند ادامه دهد. و همین دقت بعدها در نثر او دیده میشود: جملاتش مانند مسیر صعودند — کوتاه، حسابشده، بدون اغراق.
دوست کشتهشده در مقاومت، اسکی مانده در برف، و بازگشتهای مکرر پس از اردوگاه، همه یک معنا میسازند: حافظه فقط در زبان شکل نمیگیرد، در عضله هم ذخیره میشود. لوی پیش از آنکه شاهد باشد، کوهنورد بود؛ و شاید همین سبب شد شهادتش به اخلاق تبدیل شود، نه صرفاً روایت.
در این نگاه، آلپ استعاره نیست. تجربهای است که امکان میدهد انسان پس از فروپاشی معنای انسان بودن، دوباره آن را تعریف کند.
نظر شما