سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: کودک امروز، بیش از هر نسل دیگری، در معرض فناوری است؛ اما نه صرفاً بهعنوان مصرفکننده ابزارهای دیجیتال، بلکه بهعنوان موضوع تحلیل، پیشبینی و تصمیمگیری الگوریتمی. بر اساس گزارشهای رسمی یونیسف، کودکان در جهانی رشد میکنند که فرصتهای دیجیتال آن بیسابقه است، اما نظامهای حقوقی، فرهنگی و آموزشی هنوز آمادگی کامل برای مواجهه با پیامدهای این زیست جدید را ندارند. این شکاف، بهویژه در حوزهی حقوق کودک، خود را با شدت بیشتری نشان میدهد؛ زیرا کودک، همزمان هم کنشگر است و هم آسیبپذیر. تحولات اخیر در حقوق اروپا، بهویژه در چارچوب مقررات عمومی حفاظت از دادهها (GDPR)، نشان میدهد که این نگرانی دیگر صرفاً نظری نیست. پروندههای مطرحشده علیه پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تیکتاک، بهروشنی ثابت کردند که کودک در نظام دیجیتال، نباید بهعنوان یک «کاربر عادی» تلقی شود. در این پروندهها نهادهای ناظر اروپایی تأکید کردند که: طراحی پیشفرض پلتفرمها، زبان اطلاعرسانی حقوقی، و منطق پردازش دادهها باید متناسب با سن، درک و توانمندی کودک باشد. به بیان دیگر، حقوق کودک میتواند در معماری دیجیتال نقض شود، حتی بدون آنکه قصد سوء مستقیمی در میان باشد. این نکته ما را به یک درک مهم میرساند: حقوق کودک در عصر دیجیتال صرفاً در سطح «حریم خصوصی» یا «امنیت آنلاین» خلاصه نمیشود، بلکه مستقیماً با فرآیند شکلگیری هویت، یادگیری و فرهنگ کودک پیوند خورده است. اینجاست که بحث فرهنگ و کتابخوانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. فضای دیجیتال، با منطق الگوریتمی خود، توجه کودک را قطعهقطعه، سریع و واکنشی میکند. در مقابل، کتاب و خواندن، فرآیندی آهسته، تأملی و مبتنی بر پیوستگی ذهنی است.
اگر کودک امروز، عمدتاً در معرض محتوایی قرار گیرد که توسط الگوریتمها انتخاب میشود، بر اساس بیشترین تعامل و کمترین عمق طراحی شده و با منطق تجاری هدایت میشود، آنگاه باید پرسید: حق کودک بر فرهنگ و آموزش معنادار، دقیقاً چگونه محقق میشود؟ کنوانسیون حقوق کودک حق دسترسی به اطلاعات، آموزش و مشارکت فرهنگی را به رسمیت شناخته است. اما در عصر پلتفرمها این حق بدون توجه به تنظیمگری دیجیتال، عملاً تهی میشود. زیرا آنچه کودک میخواند، میبیند و میآموزد، بیش از آنکه محصول انتخاب آگاهانه باشد، نتیجهی هدایت الگوریتمی است. در چنین شرایطی کتاب و کتابخوانی دیگر صرفاً یک انتخاب فرهنگی نیست، بلکه بهنوعی کنش مقاومتی نرم در برابر سطحیسازی تجربهی یادگیری کودک تبدیل میشود. کتاب به کودک امکان میدهد: از منطق مصرف سریع محتوا فاصله بگیرد، تمرکز، تخیل و تفکر انتقادی را تجربه کند و رابطهای فعال، نه منفعل، با دانش برقرار سازد. از منظر حقوق کودک، ترویج کتابخوانی در عصر دیجیتال، نه در تقابل با فناوری، بلکه در تکمیل آن معنا پیدا میکند. حقوق بینالملل کودک امروز باید به این سمت حرکت کند که: فضای دیجیتال را نه حذف کند و نه تقدیس، بلکه آن را در خدمت رشد فرهنگی و شناختی کودک قرار دهد. اگر حقوق کودک نتواند نسبت خود را با فرهنگ، مطالعه و خواندن بازتعریف کند، خطر آن وجود دارد که کودک آینده دادهای غنی اما ذهنی فقیر داشته باشد.
در پایان، شاید بتوان گفت مسئلهی حقوق کودک در عصر دیجیتال، نه صرفاً مسئلهی فناوری است و نه صرفاً مسئلهی حقوق. این مسئله، پیش از هر چیز، مسئلهی تصوری است که ما از کودکی داریم. اگر کودک را تنها موجودی آسیبپذیر ببینیم که باید از جهان دیجیتال دور نگه داشته شود، حقوق کودک ناگزیر به محدودسازی و حذف ختم میشود. و اگر کودک را صرفاً یک کاربر کوچکسال تلقی کنیم، حقوق او در منطق بازار، داده و سود حل خواهد شد. چالش اصلی حقوق کودک امروز، ایستادن میان این دو افراط است؛ یعنی ساختن نظمی حقوقی که هم کودک را ببیند، و هم جهان دیجیتال را آنگونه که هست، نه آنگونه که دوست داریم، درک کند. در این میان، فرهنگ و کتابخوانی جایگاهی حاشیهای ندارند. کتاب، در جهانی که بر سرعت، واکنش و مصرف لحظهای محتوا بنا شده، آخرین سنگر تجربهی عمیق یادگیری است. دفاع از حق کودک بر خواندن، دفاع از حق او بر تمرکز، تخیل و تفکر انتقادی است. حقوق کودک اگر بخواهد در عصر الگوریتمها زنده بماند، باید از سطح حمایت صرف عبور کند و وارد قلمرو مسئولیتپذیری طراحی دیجیتال شود؛ جایی که پلتفرمها نه صرفاً ابزار، بلکه فضاهای مؤثر بر شکلگیری ذهن و فرهنگ کودکاند. و شاید بتوان سخن را با این گزاره به پایان برد: در جهانی که کودکان بیش از آنکه بخوانند، اسکرول میکنند، دفاع از کتاب و فرهنگ خواندن، دفاع از حقوق کودک به معنای دقیق کلمه است. اگر این جمله در ذهن ما بماند، شاید بتوان امیدوار بود که حقوق کودک، در هیاهوی داده و الگوریتم، خاموش نشود.
نظر شما