سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: در روزگاری که فاصله نسلها از میراث فرهنگی و ادبی ایران هر روز بیشتر میشود، پرداختن به آثار ماندگار ادب پارسی ضرورتی فرهنگی و هویتی است. شاهنامه فردوسی این حماسه سترگ ملی همچنان الهامبخش پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندان معاصر است؛ به همین مناسبت گفتوگویی انجام دادهایم با یکی از پژوهشگران کرمانشاهی شاهنامه که به تحلیل روایتها و اسطورههای فردوسی میپردازد.
فردوسی دژی استوار در برابر فراموشی زبان فارسی
امرالله عظیمی با بیان اینکه فردوسی با بهرهگیری از ویژگیهای برجسته و بیمانند زبان فارسی توانست شاهنامه را خلق کند و این زبان را در طول تاریخ از گزند حوادث در امان نگه دارد، اظهار کرد: همواره در طول تاریخ زبانهای ملتهای مختلف براثر حوادث گوناگون دچار دستخوش تغییرات شده و یا از بین رفتهاند و یکی از اندیشمندان مصری در این باره میگوید اگر کشور ما فردی مانند فردوسی و شاهنامه داشت هیچگاه زبان آن به عربی تغییر پیدا نمیکرد.
وی افزود: فردوسی از چهرههای برجسته ادبیات ایران و جهان است که با شاهنامه برای همیشه در طول تاریخ ماندگار شده است، فردوسی در سالهای ۳۲۹ یا ۳۳۰ هجری قمری و در روزهای پایانی عمر رودکی پدر شعر فارسی در روستای باج یا همان طوس در خانوادهای نجیبزاده دنیا آمد که با فرهنگ ایرانی آمیخته و دلبسته بودند. اگر بخواهیم جغرافیای خراسان دوره فردوسی را با زمان حال مقایسه کنیم تفاوتهای بسیاری وجود دارد.
شاهنامه؛ آیینه تاریخ، اخلاق و باورهای ایرانی
عظیمی با بیان اینکه شاهنامه مجموعهای از تاریخ و فرهنگ قوم ایرانی است، گفت: شاهنامه این اثر بینظیر ادبیات ایران و جهان تمام باورهای دینی، اخلاقی و فرهنگی جامعه را در برگرفته و منعکس کرده و در اصل فردوسی لباس نظم را بر فرهنگ ایرانی پوشانده تا به نسلهای بعدی منتقل کند و در طول تاریخ این اثر بدون تغییر و کم و کاست باقیمانده است.
وی ادامه داد: جنگ بین ایران و اعراب سبب شد بخشی از مردم کرد به خراسان مهاجرت کنند و داستانهایی مانند بیژن و منیژه از همین طریق منتقل شده و در شاهنامه جای گرفته است و فردوسی نیز در ابتدای شاهنامه آن را نقل میکند و همین منابع سبب سرودن شاهنامه میشود.

استاد ادبیات دانشگاه و پژوهشگر شاهنامه با اشاره به اینکه شاهنامه براساس سبک خراسانی سروده شده است، بیان کرد: در دورههای مختلف تاریخی همواره شاعران برجسته ایرانی حضور داشتهاند که این از توفیقات زبان فارسی و سبک خراسانی است که از نیمه قرن ۳ تا ۶ ادامه داشته و در کنار آن سبک عراقی نیز رواج یافته است اما ویژگی اصلی شاهنامه ساده و روان بودن است که این اثر برپایه آن بنا شده است.
عظیمی با بیان جایگاه فردوسی در بین چهرههای برجسته ادبیات جهان، تاکید کرد: یکی از نویسندگان مطرح اروپایی مطرح میکند که شاهنامه، ایلیاد و هومر، کمدی الهی دانته و مجموعه شکسپیر آثار و یادگاران شکوه بشری هستند و از هر کدام بیت یا جمله خاص را بیان میکند اما از بین این جملات بیت «توانا بُود هرکه دانا بُود» را بهعنوان بهترین و خردمندانهترین سخن برمیگزیند که نبوغ فردوسی را نشان میدهد.
سادگی و استواری؛ شاخصه اصلی زبان شاهنامه
وی ادامه داد: این ویژگی زبانی شاهنامه که مطالب و پیامهای خود را با زبان ساده و روان، متین و منسجم بیان میکند سبب شد در قرنهای بعدی نیز مورد توجه قرار بگیرد و نظامی در این باره میگوید من در زبان فارسی سخنی به این فصاحت نمیبینم و در زبان عرب نیز بیمانند است.
عظیمی با بیان اینکه «دانایی، توانایی و داد» سه عنصر اصلی شاهنامه است، گفت: دانایی بزرگترین ارزش و مفهوم در زبان ما است و فردوسی نیز شاهنامه را یا سخن «بنام خداوند جان و خرد» آغاز میکند و هنگامی که فردی با خرد باشد به تمام مراتب دست پیدا میکند و دانشمندان، پهلوانان و پادشاهان بهعنوان عنصر توانایی از خرد بهره میگیرند.
ضرورت بازخوانی شاهنامه در روزگار امروز
وی با اشاره به تناسب شاهنامه با وضعیت فعلی کشورمان و جنگ رمضان، ادامه داد: هنگامی که دشمن به کشور ما تهاجم میکند ابتدا این خردمندان و دانشمندان و فرماندهان هستند که مورد حمله واقع میشوند «چون ایران نباشد تن من مباد» و تناسب آن با شاهنامه عناصر دانایی و توانایی است.
استاد ادبیات و پژوهشگر شاهنامه در پایان ابراز کرد: اکنون بهترین فرصت و زمان برای ارتباط بیشتر با ادبیات بهویژه شاهنامه فردوسی است زیرا در این اثر تمامی ویژگیها وجود دارد و باید بتوانیم این اثر فوقالعاده مهم را در جامعه ترویج دهیم.
نظر شما