سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: سومین دیدار از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان بههمت مجله سیاستنامه با همکاری سرای علوم انسانی، عصر روز سهشنبه بیستودوم ۱۴۰۵ در کافه کتاب ققنوس برگزار شد. در این نشست، حسین شیخرضایی پژوهشگر فلسفه و مطالعات علم و مدیر نشر کرگدن، با موضوع «جنگ و اختلافنظر» به سخنرانی پرداخت.

شیخرضایی در ابتدای این نشست با اشاره به این که «وسط جنگ، از جنگ صحبتکردن راحت نیست»، گفت: «ولی همه ما در هر رشتهای که هستیم و هرچه بلدیم، یک وظیفه عمومی شهروندی داریم و آن اینکه شرایط موجود را از لنز آن رشته ببینیم و اگر بتوانیم سهمی داشته باشیم برای اینکه وضعیت را روشنتر کنیم یا تصمیمات بهتری بگیریم مهم است. حال، من بهعنوان کسی که فلسفه خوانده، در مورد جنگ چه میتوانم بگویم و احتمالاً چهچیزی میتواند کمککننده باشد؟»
این پژوهشگر فلسفه و مطالعات علم گریزی به فضای دو سه سال اخیر کشور زد و با نگاهی به اختلافنظرهای بنیادین در طول این مدت گفت: «برخی نمونههای آن، دعوای داغ بر سر نحوه مواجهه با افغانیها در کشور، جنگ غزه، درخواست از نیروی مسلح خارجی برای حمله به کشورمان، وحدت ارضی و سرزمینی، تظاهرات ایرانیان خارج از کشور در تشکر از دولت خارجی برای حمله ایران، یا حمله به زیرساختها بود».
شیخرضایی برخی از این اختلافنظرها را برخاسته از دیدگاه طیف مستقر در نظام، همچون از میان بردن امپریالیسم میدانست و خاطرنشان کرد: «وقتی این اختلافنظرهای عمیق رخ میدهد، در مواقعی چون جنگ یا دیگر بحرانها، مباحث حاشیهای مرکزیت مییابد و مواردی که پیشتر مناقشهآمیز بود دیگر محل اشکال نیست و نیاز به دفاع از چیزهای جدیدی وجود دارد».
عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در ادامه، ضمن اشاره به تجربه زیسته جنگ و اختلافنظر در ایران گفت: بحث بر سر اینکه کدام، علت دیگری است موجد مباحث بسیار بوده است.
وی تاکید کرد: «برخی معتقد بودند که علت جنگها، همین اختلافنظرهاست. هابز از معروفترین افرادی است که در خصوص این ایده سخن گفته است. وی موارد ایدئولوژیک را عامل جنگها میدانست. برخی دیگر تصور میکنند که جنگها اول رخ میدهند و اختلافنظرها بعد از جنگ پدید میآید. اینکه این دو با یکدیگر همبسته و همراه هستند محل اختلاف نیست. یکی از مواردی که اختلافنظرهای عمیق در جامعه ایجاد میکند، زمان جنگ و انتقالهای بزرگ سیاسی است».

شیخرضایی به ایجاد فضای دوقطبی در پی اختلافنظرهای بزرگ و عمیق نیز اشاره کرد و گفت: «وقتی جامعه دوقطبی میشود، گروههایی در مقابل هم ایجاد میشوند که درون آنها همبستگی زیاد است و در نقطه مقابل، تضادها با گروه مقابل، شدید و پررنگ. این تقابل همراه با عواطفی چون کینه، خشم، نفرت و خصومت است و صرفاً یک اختلافنظر فکری نیست. گویی این اختلاف بیشتر هویتی است که من اگر کوتاه بیایم، خودم را زیر سوال بردهام. بنابراین، تقریباً امکان گفتوگو با طرف مقابل از بین میرود و افراد دیگر به یکدیگر گوش نمیدهند. آنچه در این میان خیلی بد میشود شعار «وسطباز» است».
وی به اصطلاح «اتاق پژواک» بهمعنی شنیدن صرف نظر همفکران خود اشاره کرد و گفت: «در این فضای اختلافنظر، «دیگری» ویژگیهایی دارد؛ خائن، دشمن و نامشروع است». بهباور شیخرضایی، اختلافنظرها خصوصاً در دوران جنگ بسیار عمیق میشوند که جامعه را دوقطبی میکنند. در این میان، سعی بسیاری میشود که تفاوتهای معقول باقی بماند و تبدیل به «من» در مقابل «دیگری» نشود.
عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در ادامه، ضمن تبیین اهمیت توجه به پیشنهادات و توصیههای لازم برای جلوگیری از ورود به فضای دوقطبی شدن، گفت «اما اول باید بدانیم اختلافنظر زمانی است که دو نفر که در حوزهای بهاندازه کافی مطلعاند و تخصص دارند، دو حرف متناقض بزنند. مسئله اختلافنظر در دهههای اخیر، توجه بسیاری از سوی متفکران و فلاسفه را به خود جلب کرده است. اما اختلافنظرهایی که در زمان جنگ پیش میآید شاید کمی متفاوت باشد از اختلافنظری که میتواند بین دو متخصص راجع به امور واقع جهان وجود داشته باشد».
دستهبندی گونههای اختلافنظر، بخش دیگر سخنان مدیر نشر کرگدن بود. بهباور وی: «یک دسته از اختلافنظرها هستند که در مورد امور ذوقی، هنری یا استحسانی وجود دارد، مثل اختلافنظر در خصوص طعم غذا، زیبایی یک تابلو و نظایر آن. در این موارد احساس میکنیم که خطایی رخ نداده است و طرفین میتوانند درست بگویند. این دست اختلافنظرها از اصول یا قواعد دیگری استنتاج نمیشوند، هیچ شاهدی هم نمیتوان آورد، آن را اصلاح هم نمیتوان کرد. بهنظر میرسد که در این اختلافنظر، راه گفتوگو بسته میشود و بحث عقلانی نمیتوان کرد و نمیشود طرف مقابل را قانع کرد».

شیخرضایی، دسته دیگر اختلافنظرهای را مبنایی یا بنیادی خواند و افزود: «این اختلافنظرها بر سر یک مورد جزئی و خاص نیست، بلکه بر سر اصول کلی است. در بسیاری از دعواهای تاریخی، برخی معتقد بودند همه آنچه راجع به عالم میشود فهمید را باید از علم طبیعی استخراج کرد. گروه دیگر معتقد بودند برخلاف آنچه علم به ما میگوید ساحتهایی در عالم وجود دارد که تن به آزمایش علمی نمیدهند، همچون الهیات، خداشناسی، متن مقدس و نظایر آن. اختلافنظر در خصوص ارزشها هم از این دسته است. مثال آن اختلافنظر بر سر سقطجنین است. در این اختلافنظر، برخلاف آنچه اختلافنظر در مورد امور ذوقی، هنری یا استحسانی بود و از چیزی عاری نمیشدند، اینها استنباط میشوند، اصول کلی هستند که به بقیه چیزها نتیجه میدهند. اختلافنظرهای بنیادین فوراً خود را نشان میدهند».
وی به توماس کوهن فیلسوف اشاره کرد و گفت: «بهاعتقاد وی، دانشمندانی که در پارادایمهای مختلف کار میکنند، پارادایمها برایشان جهانهای مختلفی هستند که اصول و مبانیشان با یکدیگر فرق میکند. تصور این است که اگر اختلافنظر مبنایی یا بنیادین داشته باشیم، گفتوگو خیلی سخت میشود و زمینه فضای دوقطبی را ایجاد میکند. دلیلش این است که اگر طرفین در خصوص یک امر مبنایی یا بنیادین اختلافنظر داشته باشند، نمیتوان شواهدی جست که بین طرفین داوری کرد. مثلاً در دعوا بر سر علوم تجربی چه شواهدی میتوان یافت که میان طرفین دعوا داوری کند؟ بنابراین، به علتعدم وجود شواهد، اختلافنظرهای مبنایی و بنیادین میتوانند مانع گفتوگو شوند».
سومین نوع از اختلافنظرها از منظر مدیر نشر کرگدن، گونهای بود که آنقدر فاصله بین این دو گروه را زیاد نمیکند که گفتوگو ناممکن شود. بهگفته شیخرضایی: « این اختلافنظر قبول دارد که ممکن است بهشکل موضعی راجع به برخی چیزها اختلافنظر داشته باشیم، اما صحبت از این میکند که میتوانیم بهاندازه کافی عقب برویم و اصول کلی پیدا کنیم که هر دو گروه به آن باور دارند، اگرچه ممکن است طرفین تفاسیر متفاوتی از آن باور داشته باشند».
سخنران این نشست، مثال آن را دو گروه دیندار دانست که در خصوص حجاب اختلافنظر دارند. بهباور عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تا قبل از سال ۱۴۰۱ اختلافنظرهایی بین دینداران وجود داشت. یک طیف بر آن بودند که برقراری حجاب از وظایف حکومت اسلامی است، عده دیگر معتقد بودند اگر حجاب دستور دین باشد، الزام عمومی آن جزو وظایف حکومت نیست. اگر این دو طیف به عقب برگردند در مبانی اعتقادی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، ولی تفسیر و اولویتشان متفاوت است. بهنظر میرسد به خاطر اصل کلیتر، امکان گفتوگو میان این دو طیف وجود دارد. در این معنا، اگر یک قدم به عقبتر برگردیم، با وجود اختلاف بر سر «الف» و «ب»، اگر بتوانیم یک اصل مورد توافق پیدا کنیم، امکان گفتوگو حداقل بر سر تفاسیر مختلف آن اصل زیاد میشود.

شیخرضایی در ادامه، پرسشی در خصوص چرایی تبدیل اختلافنظرهای داخلی به دوقطبیهای اجتماعی بزرگ و پررنگ بهخصوص در دوران جنگ مطرح کرد و گفت: «در وهله نخست، آنکه میبایست در این خصوص ملامت کرد، نظام سیاسی حاکم است. توسعهیافتگی یک کشور فقط به تکنولوژی و فناوری نیست. بخشی از توسعهیافتگی این است که ببینیم نظام آموزشی چقدر یاد میدهد که افراد بتوانند گفتوگو کنند و اختلافنظرهایشان را از اختلافنظرهای محض یا بنیادین تبدیل به اختلافنظرهای نوع سوم کنند».
پژوهشگر فلسفه و مطالعات علم، این موارد را مهارتهای یاددادنی دانست و افزود: «نظامهایی چون نظام ما نگران دیده شدن اختلافها در سطح عمومی هستند، بهظاهر ممکن است فکر کنند حذف این اختلافنظرها به نفعشان است، ولی در مواردی چون جنگ و گذارهای اجتماعی که مهارتها لازم است، ضررش به خود این نظامهای حکومتی بازمیگردد. یعنی وقتی به شهروندان خود این توانایی و مهارت را ندادید که راجع به اختلافنظرهایشان صحبت کنند، در روزی که لازم است وحدت وجود داشته باشد، میبینید درصدی از جامعه میگویند «بزن که خوب میزنی» یا «زیرساختها را بزن، دوباره میسازیم». برخلاف چیزی که نظام حکومتی فکر میکند که در کوتاهمدت به نفعش است، در درازمدت به ضررش است».
مدیر نشر کرگدن، علت دیگر این اختلافنظر را محصول تکنولوژی شبکههای اجتماعی دانست و خاطرنشان ساخت: «الگوریتم پشت شبکههای اجتماعی، الگوریتم «اقتصاد توجه» است، یعنی آنچیزی که توجه جلب کند را بیشتر در معرض دید قرار میدهد. این اقتصاد باعث میشود، سخنان عجیبوغریب بیشتر شنیده شود. بنابراین، این الگوریتم بهشکل پنهان، افراد را بهسوی رادیکال شدن سوق میدهد تا بیشتر دیده شوند. این افراطی شدن، شکاف اجتماعی ایجاد میکند و صرفاً مختص جامعه ما نیست. بر اساس مدل اتاق پژواک، تصور میکنید که همه مثل شما فکر میکنند و البته دیگریهای متفاوت از شما هم وجود دارد که حباب معرفتی ایجاد میکند».
شیخرضایی سومین عامل را دستکاری در فضای مذکور دانست و ویژگی آن را مقوله بزرگی چون جنگ روانی و جنگ شناختی دانست که میتواند افکار عمومی را جهتدهی کند.
وی در در ادامه، به پیشنهادات خود بهمثابه شهروند مسئول در دورههای اختلافنظر عمیق اشاره کرد و گفت: «راهحل این است که بتوانیم اختلافنظرهای مبنایی و اختلافنظرهای محض نوع اول و دوم را به اختلافنظرهای نوع سوم تبدیل کنیم، یعنی مبانی مشترکی پیدا کنیم که با تکیه بر آنها گفتوگو نماییم. یکی از این مبنای آن است که بدانیم وقتی گفتوگو میکنیم، هدفمان صرفاً اقناع طرف مقابل نیست. گفتوگو میتواند اهداف واقعبینانهتری داشته باشد، یعنی من اگر بتوانم محل اختلافنظرم را با فرد مقابل دقیقتر روشن کنم به هدف مهمی دست یافتهام و شاید مهمترین توصیه هم همین است. وقتی با کسی بحث کنیم میتوانیم چارچوبهای مشترک حداقلی پیدا کنیم. هویتی نکردن بحث هم بسیار اهمیت دارد چون فضای دوقطبی شدن را در جامعه تشدید میکند. هرچقدر بحث عقلانیتر و حتیالمقدور دور از عواطف باشد هویتی نمیشود».
شیخرضایی در جمعبندی سخنان خود، دوقطبی شدن جامعه را پدیدهای خطرناک دانست که هر جامعه بههنجار باید سعی نماید از آن پرهیز کند. بهباور وی، مراد، یک شکل کردن جامعه نیست، موضوع این است که آن را دوقطبی نکند. وی در پایان عنوان کرد: «یک راهش این است که بتوانیم انواع اختلافنظرهای مبناییمان را به اختلافنظرهای قابل گفتوگو تبدیل کنیم. کسی تضمین نمیکند که این اختلافنظرها حلشدنی باشد، ولی احتمال توافق و مذاکره را بیشتر میکند».

سومین دیدار از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان با پرسش و پاسخ حضار و سخنران به پایان رسید.
نظرات