چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
استاد تمام‌هایی داریم که حتی یک کتاب هم ندارند

در این گفت‌وگو، عیسی امن‌خانی، پژوهشگر، به کالبدشکافی بحران نقد ادبی در ایران می‌پردازد. او از تضاد میان «امتیاز اداری» و «ارزش علمی» می‌گوید و فاش می‌کند چگونه تحمیل معیارهای علوم پایه بر علوم انسانی، باعث شده است تا منتقدان جای کتاب‌های بنیادین را با مقالاتی سطحی و «شابلونی» پر کنند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: عیسی امن‌خانی (متولد ۱۳۵۹)، پژوهشگر، منتقد و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه گلستان است. وی دانش‌آموخته‌ی مقطع دکتری از دانشگاه شهید بهشتی است و تمرکز اصلی پژوهش‌های او بر حوزه‌های نقد ادبی، تبارشناسی جریان‌های فکری و بررسی نسبت میان ادبیات و مفاهیم مدرن است. از این نویسنده و محقق تاکنون آثاری هم‌چون «درباره تجدد ادبی»، «نگاهی تازه به نظریه‌ی ادبی»، «تبارشناسی نقد ادبی ایدئولوژیک» و «اگزیستانسیالیسم و ادبیات معاصر ایران» به چاپ رسیده است که هر یک از زوایایی تازه به بازخوانی میراث ادبی و نظری ایران می‌پردازند. ما در ادامه پرونده‌ی نقد ادبی و واکاوی چالش‌های پیش‌روی پژوهش‌های معاصر، به سراغ او رفتیم تا در گفت‌وگویی صریح، ابعاد مختلف این بحران را بررسی کنیم:

آقای امن خانی، اگر به بررسی روند اخیر جوایز ادبی، به‌ویژه جایزه جلال بنگریم، نکته‌ای تأمل‌برانگیز وجود دارد؛ اینکه تعداد آثار ارسالی در بخش نقد به‌شدت کاهش یافته و آن‌هایی هم که ارسال می‌شوند، عمدتاً در قالب پایان‌نامه‌ها هستند که اثرگذاری چندانی بر فضای فرهنگی ندارند. در ادامه این آثار ارسالی کم، دیدیم که هیئت داوران جشنواره هم، هیچ نامزدی را در بخش نقد ادبی، معرفی نکرد. آیا می‌توانیم این وضعیت را نشانه‌ای از یک بحران در نقد ادبی کشور بدانیم؟ به نظر شما ریشه‌های این خلأ تولید آثار بنیادی در حوزه نقد کجاست؟

بله، این وضعیت کاملاً بحرانی است. من با خانم دکتر مریم حسینی هم صحبت می‌کردم که چرا امسال هیچ کتابی در حوزه نقد انتخاب نشد. لزوماً به این معنا نیست که کتاب‌های بدی چاپ شده باشد، اما این آثار لزوماً نقد نبودند؛ برای مثال کتاب فرزاد بالو درباره روشنفکران و زبان فارسی اثر خوبی بود، اما در حوزه‌های دیگر دسته‌بندی می‌شد.

به نظر من، مسئله‌ای که استعدادهای نقد را از این حوزه دور کرده، آیین‌نامه‌های فعلی است. ما معمولاً با دوستان درباره ابتذالی که در این حوزه رخ داده صحبت می‌کنیم؛ اینکه کتاب ارزشمندی که ارزش خواندن داشته باشد، به‌ویژه در حوزه نقد، به‌ندرت یافت می‌شود. امسال هم که هیچ اثری شایسته تقدیر نبود، این موضوع خود را به‌وضوح نشان داد. ما همیشه بحث‌ها را فلسفی می‌کنیم، اما کمتر به این اندیشیده‌ایم که این شیوه‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌ها چه بلایی سر پژوهش آورده‌اند.

یک پژوهشگر دانشگاهی برای ارتقا و تبدیل وضعیت، ملزم به رعایت این آیین‌نامه‌هاست. وقتی شما می‌گویید کتاب نقد کم داریم، درست است؛ اما نگاه کنید که چقدر مقاله در حوزه نقد ادبی نوشته می‌شود! حجم مقالات فوق‌العاده زیاد است. من که در هیئت تحریریه چند مجله هستم، می‌بینم که مقالات انتقادی با رویکرد وسیع بسیار زیادند. حال پرسش اینجاست: اگر متن (کتاب) دچار رکود شده، چرا مقالات انتقادی این‌قدر زیاد هستند؟

علت این است که آیین‌نامه‌ها منتقد را به سمت مقاله‌نویسی سوق داده‌اند. مثلاً در لیست «دو درصد پژوهشگران برتر»، نام کسانی را می‌بینید که بیشترین ارجاع را دارند، اما نام محققان تراز اول ما مثل دکتر نامداریان، دکتر حمیدیان یا دکتر یاحقی در میان آن‌ها نیست! چرا؟ چون آیین‌نامه فقط ارجاع به مقالات را محاسبه می‌کند و اگر کسی به کتاب مرجعی مثل «موسیقی شعر» ارجاع بدهد، در آن سیستم امتیازی ندارد. در نتیجه، پژوهشگر برای دیده شدن، به جای کتاب به سراغ مقاله می‌رود. در دانشگاه هم یک کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای نهایتاً ۵ امتیاز دارد، در حالی که یک مقاله ۶ امتیاز دارد و «وتویی» هم هست؛ یعنی بدون مقاله ارتقا نیست. پس استاد تمام‌هایی داریم که حتی یک کتاب هم ندارند!

در واقع شما به یک تضاد میان «ارزش علمی» و «امتیاز اداری» اشاره کردید. اگر این ریل‌گذاری غلط باشد، طبیعتاً انگیزه‌ی پژوهشگر برای ورود به پروژه‌های بلندمدت و بنیادین از بین می‌رود. در چنین فضایی که «تولید سریع» جایگزین «تأمل عمیق» شده است، کیفیت آثار چگونه متاثر می‌شود؟ آیا این فشار برای کسب امتیاز، منجر به نوعی «صنعتی‌شدن» یا حتی «تولید انبوه آثار سطحی» در فضای دانشگاهی نشده است؟

نتیجه این می‌شود که منِ پژوهشگر به جای اینکه ۶ یا ۷ سال وقت بگذارم و یک کتاب ۷۰۰ صفحه‌ای بنویسم، می‌روم و چند مقاله همایشی یا معمولی می‌نویسم که داوری سختی هم ندارند. در آیین‌نامه‌ها هیچ جایگاهی برای «کارهای بنیادی» تعریف نشده است. به همین دلیل پژوهشگر به جای بحث‌های جدی درباره تبار نظریه‌ها، یک داستان را بر اساس یک نظریه در عرض سه هفته «خوانش» می‌کند و مقاله می‌دهد.

وقتی آیین‌نامه پاداش‌ها را فقط به مقاله می‌دهد، خروجی همین می‌شود. در داوری‌های «قلم زرین» حدود ۶۰۰ مقاله بالا می‌آید اما وقتی به کتاب می‌رسیم، منتقد نداریم. آیین‌نامه‌ها مراجع علمی ما را به حاشیه برده‌اند. چرا در لیست‌های پراستناد، نام دکتر محبتی، دکتر شمیسا یا دکتر فتوحی نیست؟ در حالی که محال است مقاله‌ای نوشته شود و به آثار این بزرگواران ارجاع داده نشود. ما نباید خودمان را فریب دهیم؛ ریل‌گذاری‌های ما غیرعقلانی است.

سیستم اجازه می‌دهد یک فارغ‌التحصیل جوان با ۲۰ مقاله بیاید یا یک همکار در ۵ سال ۸۰ مقاله و چندین طرح بین‌المللی ارائه دهد! آیا واقعاً کسی راستی‌آزمایی می‌کند که این حجم از کار اصالت دارد؟ این وضعیت باعث ایجاد فساد شده است. مقالات چهارنفره‌ای که نام استاد تمام در کنار دانشجو می‌آید، صرفاً برای جمع‌کردن امتیاز است. مرجعیت علمی بزرگانی مثل دکتر خالقی‌مطلق کجاست؟ تا زمانی که این ریل‌گذاری اصلاح نشود، نشستن و بحث فلسفی کردن بی‌فایده است. وقتی تصحیح متن فقط ۸ امتیاز دارد و برای ماندن در سیستم دانشگاهی حتماً باید مقاله داشته باشید، کسی سراغ کارهای دشوار ۱۰ یا ۱۵ ساله نمی‌رود.

استاد تمام‌هایی داریم که حتی یک کتاب هم ندارند

گویا ما با یک «بحران هویت» در سیاست‌گذاری‌های آموزشی مواجهیم؛ جایی که معیارهای کمی بر معیارهای کیفی تحمیل شده است. به نظر شما، برای خروج از این بن‌بست، چه تغییرات بنیادینی در آیین‌نامه‌های ارتقاء لازم است؟

یکی از دلایل اصلی این است که آیین‌نامه‌های ما را دوستان «علوم پایه» نوشته‌اند. در علوم پایه، مقاله اولویت است و کارهای بنیادی را می‌توان در قالب مقاله ارائه داد. اما این ذهنیت را به علوم انسانی تعمیم داده‌اند. در علوم انسانی کار گروهی و چنداسمه معنای متفاوتی دارد. این عدم درک متقابل باعث شده آیین‌نامه‌ای نوشته شود که در آن مقاله حرف اول را می‌زند.

پیشنهاد من این است که برای هر ارتقا، داشتن یک «کتاب انفرادی» الزامی شود؛ همان‌طور که برای فوق‌لیسانس و دکتری پایان‌نامه الزامی است. اکنون حتی پایان‌نامه‌ها را هم مشترک با استاد چاپ می‌کنند که گاهی خنده‌دار است؛ فاصله علمی دانشجوی ارشد با استاد تمام اجازه همکاری واقعی را نمی‌دهد، اما سیستم این را می‌پذیرد.

نکته دیگر اینکه،متأسفانه دانشگاه دچار «تئوری‌زدگی» شده است. از زمانی که نظریه‌های ادبی وارد شدند، برخی استادان گزاره‌های غلطی را ترویج کردند؛ مثل اینکه «هر نقدی حتماً باید یک نظریه داشته باشد». این یک غلطِ بدیهی است که باعث شده به جای نقد، «تمرین نقد» داشته باشیم. دانشجوی ما حتی داستان را نمی‌خواند، فقط نظریه را می‌گیرد و روی متن پیاده می‌کند.

این موج از دهه ۷۰ با انتشار کتاب «موسیقی شعر» شروع شد که بسیار مورد توجه قرار گرفت و بعد دیگران با رویکردهای دیگر از آن تقلید کردند. الان هم به نظریه‌های غربی رسیده‌ایم. ما ذهن بچه‌ها را به «کار با شابلون و کلیشه» عادت داده‌ایم. ۹۰ درصد مقالات ما ارزش خواندن ندارند چون صرفاً بررسی «ایکس» از منظر «ایگرگ» هستند. فاجعه زمانی است که مقاله‌ای با نام دو استاد تمام و یک دانشجو در داوری اولیه به دلیل اشکالات ساختاری رد می‌شود! این نشان‌دهنده سقوط کیفیت است.

در مورد فقدان نظریه بومی در ایران چه نظری دارید؟

ما اول باید بدانیم «نظریه» چیست. بسیاری از کسانی که درباره نظریه مقاله می‌نویسند، حتی توان خواندن متون اصلی مثل «نظم اشیا» را ندارند. نظریه چیزی نیست که به صورت دستوری تولید شود. ما باید بدانیم که نظریه‌هایی مثل فروید، فوکو یا مارکس، در اصل نظریه ادبی نبودند؛ آن‌ها نظریات روانشناسی، فلسفی و اقتصادی بودند که برای تبیین دیدگاه‌های خود از متون ادبی استفاده کردند.

نظریه یک کارکرد «سلطه‌ستیزانه» دارد. نظریه مارکس علیه سلطه طبقاتی است، فمینیسم علیه سلطه مردان، نظریه باختین علیه سلطه نویسنده بر شخصیت. ادوارد سعید به عنوان یک شرقی، نظریه «شرق‌شناسی» را برای شکستن سلطه غرب بر شرق تعریف کرد. حالا اگر ما می‌خواهیم نظریه بومی داشته باشیم، باید بپرسیم کدام «مناسبات سلطه» در جامعه ما وجود دارد که باید آن را ویران کنیم؟

تا زمانی که ما مقدمات را ندانیم، مواجهه ما با غرب کودکانه خواهد بود. ما فکر می‌کنیم هر چه در غرب هست را باید بومی‌سازی کنیم، اما در این راه موفقیتی نداشته‌ایم. خلاقیت زمانی به وجود می‌آید که شما دغدغه اصیل داشته باشید، نه اینکه بخواهید برای آیین‌نامه‌های مزخرف دانشگاهی مقاله تولید کنید تا جزو «یک درصد برتر» باشید. در حالی که اندیشمندی مثل یاسپرس ممکن بود سال‌ها مقاله ندهد اما روی کارهای بنیادی تمرکز کند، در سیستم ما اگر مقاله ندهید، حذف می‌شوید. در چنین سیستمی، من هم ترجیح می‌دهم به جای ۷ سال وقت گذاشتن برای تاریخ ادبیات، دو مقاله بی‌محتوا بنویسم تا از دانشگاه اخراج نشوم.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 47
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علی IR ۱۴:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    همه اعضای هیات علمی دانشگاه نخبه هستند و اگر حقوقشان را دوبرابر و سه برابر نکنیم از دانشگاه به ویلاها و خانه هایشان فرار می کنند و فرار نخبگان رخ می دهد همانطور در جنگ رمضان یعنی از ۹ اسفند تا الان فرار کرده اند و به دانشگاه بر نمی گردند و دانشجویان نمی توانند برای امضای یک سری کارهای علمی به آنها دسترسی راحت داشته باشند و باید تماس مجازی بگیرند و استاد در دسترس نباشد. برای همین آقایان عارف و صراف دستپاچه شدند و در وسط جنگ و ایام شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان مسلح حقوق هیات علمی را مخفیانه دو برابر کرد تا بعد از جنگ ویلاها و خانه هایشان را ترک کنند و سری به دانشگاه بزنند.
    • گمنام IR ۲۱:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
      همین بیسواد ها رو بهشون میگن نخبه و دنبال افزایش حقوقشون هستن، ما از این نخبه نماها در دانشگاه زیاد دیدیم همونایی که با سواستفاده از دانشجو مفت مقاله‌ش رو میدزدن، پژوهانه می‌گیرن اما به دانشجو کمک نمی‌کنن کلاس رو بجای درس دادن با کنفرانس دانشجو اداره می‌کنن
  • جواد IR ۱۵:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    تازه سر از تخم در آوردی پسر جان ، بنشین سر جات، توی دانشگاه بزرگتر از نو زیاده
    • علی IR ۱۲:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
      شما اصلا مطالعه کردید که چی نوشته!؟ همون بزرگترها (از ایشون) که می‌گی تربیت شده‌ی سیستمی هستند که بلافاصله بعد از استخدام برای تحویل خانه‌ی سازمانی بعنوان یک نیاز اساسی، تغییر وضعیت استخدامی، ارتقاء و ... در داده‌سازی و دروغ‌پردازی برای ارائه‌ی مقالات کشکی با هم رقابت داشتند. در همین شرایط ترقی کردند، مغزشون شده عین چدن و از همین سیستم مضحک حمایت می‌کنند. همکاری و همفکری ندارند و فقط در نوشتن مقاله های فیک با هم مبارزه می‌کنند.
  • مهدی IR ۱۵:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    سلام صحبت های شما در حالت کلی درست است ولی هنوز به آن درجه نرسیدید که به بعضی از نکات کلیدی اشاره کنید. ارتقا علمی در جهت عکس با خود علم قرار دارد حالا از طریق مقاله باشد یا کتاب. بنده خودم ده سال طول کشید تا یک مقاله پنجاه صفحه ای در ریاضیات بنویسیم البته نه در دانشگاه بلکه در آژانس( کاروان) مسافربری در ساری!!!!!!!. یا حق
  • آرش IR ۱۵:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    کتاب که مهم نیست یک دانشجوی کاردانی هم میتونه کتاب بنویسه مهم اینه که توی مجلات معتبر دنیا مقاله علمی منتشر کنی
  • سیدمحمدزعفرانچی IR ۱۵:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    مطالعه شد
  • رضا IR ۱۶:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    من خودم هشت کتاب دارم که جایزه کتاب سال هم دارند،ولی مقاله اگر معتبر باشد- نه همایشی - سنجه ی بهتری است.کتابسازی کار آسانی است، البته موسیقی شعر شفیعی کدکنی مادر صدها مقاله است.سخنان این استاد محترم نوعی مغالطه است
  • مهدی IR ۱۶:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    حالا اگر ما می‌خواهیم نظریه بومی داشته باشیم، باید بپرسیم کدام «مناسبات سلطه» در جامعه ما وجود دارد که باید آن را ویران کنیم منظور نویسنده از دادن نظریه یعنی چه دقیقا در مورد کدام نظریه در مورد کدام از مسائل تاریخ یا سیاست در ایران نظریه داده شده این حرف بالا دقیقا معلوم نیست
  • حسین IR ۱۹:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    با نظر آقای دکتر امن خانی کاملا موافقم. متاسفانه پژوهش و تحقیق در جامعه دانشگاهی این روزهای ایران به همین مقالات اجباری و آیین نامه ای محدود شده است. مقاله های زورکی و پولکی که انگار در یک مجله چپانده شده اند تا دانشجو بتواند از رساله دفاع بکند و استاد امتیاز بگیرد. قبلا می خواندیم که مثلا یکی از استادان قدیم یک مقاله پنج صفحه ای درباره یک بیت یا واژه، یا زندگی نامه، و یا هر موضوع مهم ادبی نوشته بود، چقدر با ارزش بود. آن استاد وقتی می دید جای چنان تحقیقی در میدان ادبیات فارسی خالی است، بر حسب نیاز و برای پاسخ دادن به آن پرسش بنیادین مقاله ای کوتاه و بی آلایش اما به شدت تاثیرگذار و با اهمیت می نوشت. حالا چند سالی است(نزدیک به دو دهه) که قوانین دست و پاگیر و ملاک های ناجور و من درآوردی پدر دانشگاه و علم و فرهنگ را درآورده است. هرکه مقاله بنویسید امتیازش بیشتر است. خواه مفید باشد خواه بی اثر. مزخرف باشد یا تقلید و کپی کاری. هرچه باشد مثل آگنه می تواند فضای خالی این بالش بی ارزش را پر کند تا نادان ها و غافلان سر بر آن بالش بگذارند و بخوابند. جای پژوهشگران حقیقی خالی...
  • حسینی IR ۲۰:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    آقای آمین خانی از این دکترهای بیسواد در جمهوری اسلامی زیاد تولید شده و در مجلس هم از این نمونه‌ها زیاد داریم.
  • حسن IR ۲۱:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    استاد تمام هایی داریم که میشه گفت مقاله ای از خودشان ندارند یا قبلا کسانی برای آنها نگارش و چاپ کرده اند یا اکنون دانشجوی بدبخت مجبور به نگارش مقاله شده است...
  • ابراهیم IR ۲۱:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    من به شخصه تا الان حدود ۶۰ نفر از اساتید دانشگاه کمک شون کرده ام و برای هر کدام حداقل ۲ مقاله چاپ کرده ام در ازای دریافت هزینه.
  • احسان IR ۲۱:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    من تا الان ۵ نفر را با نگارش مقالات داده سازی شده توانستم کمک کنم از استادیاری به مرتبه دانشیاری ارتقا پیدا کنند.
  • فاطمه IR ۲۱:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    استادانی داریم که زنشون فرانسوی هستن و گاها بازنشسته شدند و با دانشجوهاشون مثل مهاجر رفتار میکنند استادانی که همسر خارجی دارند رو برای چی استخدام میکنید وقتی اروپا ما رو تحریم میکنه و اطلاعات مفیدی به دانشجوهای ما نمیده چرا باید در دانشگاه نفوذ قابل ملاحظه داشته باشند؟
  • دکتر مجید نادری ( معلم زبان انگلیسی جیرفت. کرمان) IR ۲۱:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    استاد تمام‌هایی داریم که حتی یک کتاب هم ندارند. جمله ای است کاملا رئال. اما متاسفانه.
  • حجت IR ۲۲:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
    استاد تمام هم داریم یه دونه مقاله مستقل از خودش نداره.
  • ا IR ۰۵:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    افراد فراوانی هستند که واقعا استادند بدون هیچ اثر مکتوب و افراد زیادی هم هستند که کتابهای زیادی نوشته اند در حالی که هیچ‌چیزی بارشان نیست کتاب ننوشتن دلیل بر استاد نبودن نیست و کتاب نوشتن هم دلیل بر باسوادی نیست مخصوصا و مخصوصا در این دهه ها اینها را باید قدری عمیق‌تر بررسی کرد .
  • محمد رضا خاکپور IR ۰۹:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    جالب بود من اطلاعات جدید کسب کردم
  • م IR ۱۰:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    وقتی با سهمیه استاد بشی همینم داره
    • حسين IR ۱۳:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
      غيرسهميه اى هاشون هم ديگه خيلى هاشون با پارتی و سفارش علمى شدن.
  • ابراهیمی اصفهان IR ۱۶:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    سلام از آنجایی که علوم انسانی پایه و اساس معرفت بشریست به خصوص از ادبیات فارسی ما باید از علوم انسانی پشتیبانی کنیم با ادبیات فارسی را در راس دانش خود قرار دهیم. کتاب فرزاد بالو درباره روشنفکران و زبان فارسی اثر خوبی بود، اما در حوزه‌های دیگر دسته‌بندی می‌شد. این بدان خاطر است که علوم ادبی اقیانوسی از دانش‌های بشریست هر کسی می‌تواند از آن خوشه‌ای برچیند.☝️💪💕
  • آزاده IR ۱۷:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    کاش به جای اینکه پیشنهاد بدهید کتاب الزامی شود، پیشنهاد می دادید امتیاز یک کتاب، حتی کتاب ترجمه شده چندبرابر یک مقاله که گاهی با هزاران رانت و جا به جایی پول چاپ میشود، جایگزین شود. کاش برای ارائه یک گرنت ساده، برای چاپ کتاب، هزاران بار استاد در رفت و آمد قرار نمی گرفت تا اینکه در نهایت کتابش قدیمی شود و یا اینکه در این اوضاع بحران زده اقتصادی، کتابی با تیتراژ ۳۰ تا ۴۰ با رقمی حدود پنجاه میلیون برایش چاپ بشود. کاش کلا قبلش ...
  • هوشیار IR ۱۸:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    این نقد با وجود اشاره به نکات کلیدی و در عین حال بحرانی، زمانی منطقی به نظر می رسد که به جایگاه استاد یا یک هیات علمی نظیر غرب نگاه شود تا کیفیت کار بالا باشید. بسیاری از اعضای هیات علمی دانشگاه نقش معلمی دارند نه آن چیزی که مد نظر است. از طرفی هم فرایندی که یک نفر طی می کند تا به یک موقعیت دانشگاهی برسید کاملا سلیقه ایی بود و بر اساس شایسته سالاری نیست. چنانچه منتقد محترم دنبال حقیقت است روی موضوعات مطرح شده دنبال سوالات و انتظارتش باشد.
    • تنها IR ۱۵:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
      استاد نقش معلمی داره؟! حداقل معلم کلی زحمت می کشه و با سی چهل تا بچه سر و کله میزنه و درس میده استادای بی مسئولیت که میگن خودت بیا ارائه خودتون درس بدید همشون هم بلااستثا یک شکم گنده از جلشون آویزونه
  • ت س IR ۱۸:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    کلا هیات علمی ها و اساتید تقریبا به مقاله سازی با هوش مصنوعی روی اوردن !!!!! و فقط ادعا دارند!
  • محمد IR ۱۸:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    اکثر اساتید با سمت ومدیریت استاد تمام شده اند که ای باید برداشته شود که برای مدیرت خود را می کشند که ارتقا پیدا کنند دیگر اساتید هم به دانشجوی بدبخت یک عالمه کار می دهند بی آنکه به او کمک کنند ومی گویند برای اینکه دفاع کنی ونمره بگیری اسم ما را باید در اول مقاله بیاوری این شده کار اساتید ما
  • علی اکبر کاظمی گرجی IR ۲۲:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
    دیدگاه جناب عیسی امن خانی بسیار عالمانه و نیاز روز جامعه می باشد.
  • غزاله اخلاقی IR ۰۷:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    با عرض سلام و احترام این حرف کاملاً درست است. امروز استادانی داریم که سال‌ها در دانشگاه حضور دارند اما حتی یک کتاب تألیفی یا اثر علمی شاخص از خود به جا نگذاشته‌اند. به نظر من عنوان «استاد» باید با تولید علم، پژوهش مستمر و اثرگذاری علمی همراه باشد، نه صرفاً با داشتن یک جایگاه اداری یا آموزشی
  • حامد IR ۰۸:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    با این وضعی که این استاد محترم می گویند و ظاهرا غلط هم نباید باشد فاتحه رشته ادبیات خوانده شده است، چرا ایشان از کار در این رشته دست نمی کشد و به کار ارزشمندتری دست نمی زند؟!
  • معصومه IR ۰۹:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    ما استاد داریم در دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب که حتی نمیتونه کتابی که انتشارات پیام نور به نام خود این زن چاپ کرده رو تدریس کنه در عوض عضو هیئت علمی هم هست و کلی هم از این مدل مقاله های متفرقه داره که بعضیهاش هیچ ربطی به رشته خودش یعنی ادبیات عربی نداره.
  • الی IR ۱۰:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    دانشگاه پر شده از این استاد کیلویی ها
  • عباس IR ۱۴:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    اکثریت قریب به اتفاق دکترهایی ( p.h.d) که از دانشگاه ها فارغ‌التحصیل می شوند دکترای فرمایشی دارند! ( البته منهای آنهایی که با تهدید و تطمیع مدرک می گیرند که تعدادشان هم کم نیست! ) حافظ حدود هفتصد سال پیش اصلأ مدرک دانشگاهی نداشت یعنی اصلاً آن زمان دانشگاه بصورتی که الان وجود دارد وجود نداشت. اما می بینیم که دیوان شعرش در تمامی دانشگاههای معتبر نه تنها ایران بلکه در کل دنیا در مقاطع بالای تحصیلی تدریس می شود و تازه معنای بسیاری از ابیاتش هم هنوز در هاله ای از ابهام است! می خواهم بگویم تمامی این مدارک دکترای ادبیات فرمایشی است و صرفاً بخاطر کسب ننگ و نام و ثروت است! اگر کسی سیم وجودش به منبع بالا متصل شود دیگر کسب شهرت و ثروت برایش بچه بازی و بیهوده کاری است و تنها به ماموریتش می اندیشد! ( دلنشین یا دلنشان شد سخنم تا تو قبولش کردی ، آری آری سخن عشق نشانی دارد! ) اگر سخن یا شعر یا نوشته ای مهر الهی نداشته باشد به پشیزی نمی ارزد! و اگر هم مهر دار شد دیگر صاحب اثر خودش را در میان نمی بیند و باور دارد که هر چه هست از اوست و لاغیر! باید موید باشید ، پس موید باشید! والسلام.
  • دکتر عادل شیرازی IR ۲۱:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    متاسفانه صحبت های ایشان ناشی از نا آگاهی است. البته که کتب دانشگاهی دارای داوری هستند و امتیاز بالایی هم دارند اما مقالات نیز بسیار مهم هستند. مقالات لزوما سطحی نیست وقتی در سطح ISI مطرح می‌شود داوری بسیار سختگیرانه و حرفه‌ای خواهد داشت که متاسفانه ایشان در مصاحبه به دلیل جهل در روند، آن را نادیده میگیرند ! اگر مقصود شما کتب خاص ادبی و نقد است باید بدانید کتبی که ذهن ها را جذب نکند همان بهتر که نه امتیازی داشته باشد نه اعتباری ! دانشگاه های ما پر شده از منتقدینی که به دلیل ناتوانی در ابعاد مختلف، آن را ضعف در ساختار میدانند. امیدوارم اکر ایشان واقعا حرفی برای گفتن دارند به شیوه‌ای قابل تایید و صحیح بیان کنند نه حمله بی جهت ! برای مثال لیست ۲٪ دانشمندان برتر توسط ایرانیان ارائه نمی‌شود که نظر شما تغییری ایجاد کند ! هر چند کتب برتر ناشرانی چون الزویر و… نیز سایتیشن دریافت می‌کنند و اعتبار دارند! یا بحث استاد تمام هایی که کتاب ندارند برای شما جالب است در صورتی که نمیدانید ما استاد تمام داریم که دکتری ندارد، مقاله هم بسیار اندک و سایتیشن قلیل! بجای حمله به عموم به خواص رانتی حمله کنید !
  • مهدی IR ۲۱:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۶
    هر گردی گردو نیست. اگر قراره حقوق زیاد بشه باید معیار وشاخصی باشه که حق به مقدار برسه
  • ژنرال US ۰۱:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
    کدوم استاد، کدوم دانشگاه؟! این جماعت مدت‌هاست ارتباط‌شان با‌ جامعه قطع است و مبدل به ماشین چاپ مقاله‌های شبه علمی شده‌اند. باز دم آقای دکتر امن‌خانی گرم که حداقل از شهامت اعتراف به این موضوع برخوردار بود؛ نه مانند اکثر هیئت علمی‌های دانشگاه‌های ایران که هیچ خیر و سودی برای جامعه ندارند و به همیشهددنبال آنند تا در شرایطی که اکثر مردم به نان شب محتاجند حقوق مفت‌شان دو برابر شود.
  • رها US ۱۰:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
    اساتیدبیشترمقالات دانشجوهای بدبخت رادرازای نمره به نفع خودمصادره می کنندوگرنه چه استادی میتونه 100مقاله درعرض یک سال داشته باشد
  • قاسمی IR ۱۳:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
    اینکه در نظرات دیدم نوشته شده هیئت علمی ها نخبه هستند واقعا حرف خنده داری بود. در سال هایی که بنده تحصیل کردم خیلی از هیئت علمی ها بدون هیچ زحمتی فقط میگفتند اسم ما را روی مقاله علمی خودت بزن تا نمره بگیری! یعنی حتی مقاله رو یک بار مرور نمیکرد فقط برایشان این مهم بود که اسمشان را روی مقاله درج کنیم تا امتیاز بشه
  • کاوه IR ۲۱:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
    آقای دکتر امن خانی برای شما آرزوی موفقیت دارم.گفت‌وگوی ارزشمندی بود.من از خواندن آن بهره بردم.
  • حمیدی IR ۰۱:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
    این مطلب را در خصوص خبر دوبرابر شدن حقوق اعضای هیات علمی نوشتم شاید در این میان برای عده ای از دوستان که خبر ندارند در موسسات آنوزش عالی غیر انتفاعی چه میگذرد جالب توجه باشد ! . بعد از ۱۷ سال خدمت در یک موسسه ی آموزش عالی بعنوان عضو هیات علمی چون در مقابل استثمار و ظلم آشکار رئیس موسسه ایستادم و از حق خود دفاع کردم ( پرداخت حقوق کمتر از حتی قانون کار ) لذا به بهانه ی رکود علمی بنده را اخراج کردند در حالیکه برای رشته هایی هنر برگزاری نمایشگاه و ... باید ملاک‌‌ امتیاز ترفیع پایه باشد . میفرمایند یا باید در جذب دانشجو برای موسسه غیر انتفاعی تلاش کنی یا مقاله تولید کنی و .... . برای چاپ مقاله باید پول داشته باشی و برای جذب دانشجو هم مهارت در شستشوی مغز دانش آموزان و‌به اصطلاح مشاوره دادن .... هیچکدام‌هم‌نباشد محکوم به رکود علمی و اخراج! وزارت علوم هم فقط سکوت در مقابل این ظلم‌ها !
  • سهیلا IR ۰۴:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
    سلام. متاسفانه ارتقای اساتید کاملا رابطه ای است و مقاله محور. البته خرید و فروش مقاله را نمی توان ندیده گرفت. در دانشکده پزشکی گروههایی برای خرید و فروش مقاله و برای نورچشمی ها رایگان، فراهم شده اند. بیش از سی کتاب تالیف، بیش از سی مقاله علمی پژوهشی(ژورنال های داخلی و خارجی)، سابقه کار اجرایی(البته طی مدت کار اجرایی، هیچ پولی به ازای کار اجرایی نمی گرفته ام) ، مشارکت در تدوین پروتکل های متعدد کشوری و تدوین کوریکولوم های پزشکی و .......و سخنرانی در بیش از ۴۰۰ کنگره ملی و بین‌المللی را دارم و هنوز استادیارم.استدلال این است که ژورنال هایی که تحت عنوان ISI بوده تأیید شده نیست و مقاله ISI نداری🤔🌷🌷🌷فوق دکترا دارم و دوره های فوق لیسانس اخلاق پزشکی ، آموزش پزشکی وMPH و فلوشیپ پژوهشی و فلوشیپ انفورماتیک پزشکی را نیز گذرانده ام و.....با ده سال سابقه خدمت تمام وقت در مناطق محروم و....😔🌷
  • حمید IR ۱۵:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
    با ظهور ناشرانی که سالی 1000 عنوان کتاب منتشر می کنند نشر کتاب هم در ایران مثل مقاله بی اعتبار شده است وزارت ارشاد چرا درخواست های هر ناشر را در سال به 100 عنوان محدود نمی کند که جلوی کتاب سازی را بگیرد
  • فهیمه IR ۱۸:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
    حالا کاشکی بعد از بازنشستگی دل می‌کندند و میرفتن و جاشون و به جوونترها میدادن. ما دهه شصتی ها سن استخداممون گذشت و فقط برای اساتید دانشگاه مفتی کار کردیم و اونها هم بهمون وعده سر خرمن دادن و هیچ وقت هم عمل نکردن
  • محمد IR ۲۱:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
    اینکه خوبه کتاب ندارند. استاد داریم جزوه سال ۱۳۳۲ را حفظ کرده و کلا سایر کتب و مطالب جدید را قبول نداره،و ترس داره که کتاب جدید دست بگیره. در کلاس ۶جمله بیشتر حرف نمیزنه.در دوره کارشناسی همون در ارشد همون و دکتری هم همون شخص همون جزوه را درس میده. مثلا اصرار به یادگیری کلمه «علم)کلمه معلم کلمه تعلیم و...)در حالی که دنیا مرزهای اطلاعات و علم و تعاریف و ... دقیقه به دقیقه جابجا می‌کنه. اگه اعتراض کنید فورا پاسخ می‌شنوید این شخص وزنه دانشگاه هست اعتبار هست آخه عزیزم وزنه چیه اعتبار کدومه. اگه وزنه شناسی و اعتبار سنجی شما این شکلیه فاتحه پیشرفت را باید خواند. مسوولین دانشگاه باید متوجه جوان گرایی شوند و اول از خود بزرگوار شروع کنند.با احترام به همه بزرگترها اساتید عزیز کشور. ولی بپذیریم حق دانشجویان با این وزنه ها و معتبرها حسابی ضایع میشه.
  • حسین IR ۰۰:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
    کم نداریم اساتیدی که با دزدی مقاله دانشجویان به مقام استادی رسیده اند اساتیدی که بالغ بر ۵۰۰ مقاله در مجلات خارجی دارند ولی اگر بهشون بگی دو دقیقه انگلیسی صحبت کن به ته ته په ته می افتند. در حالی که اساتید کار کشته ای که از معتبرترین دانشگاه های دنیا مدرک گرفته اند و در شرکتهای مطرح جهانی سابقه کار دارند و سالها تجربه تدریس در دانشگاه های بزرگ کشور دارند ولی هنوز در مرتبه دانشیاری باقی مانده آمد. دوستی داشتم در دفاع رساله بیست سوال ازش پرسیدند و به یکی حتی جواب نداد ولی با نمره ۲۰ رساله دکتری گرفت و سال بعد هم در همان دانشگاه استادیار شد و دو سال بعد هم سرآمد آموزشی دانشگاه شد. همه ی اینها بخاطر استاد بیسوادی بود که داشتیم و نمی‌خواست کسی جز دانشجویان بیسواد خودش در آنجا استاد شوند. من که سه ترم خوندم و با معدل ۱۹ انصراف دادم چون این وضع اسف‌بار در دانشگاه و استاد دزدی که حتی مبانی و تعاریف اولیه مطالبی که درس میداد را نتونستم تحمل کنم. این استاد ما فقط عاشق رتبه ی استادی بود دو سال بعد از انصراف من هم به آرزوش رسید با مقالات عدد سازی شده ی دانشجویان دزد تر از خودش. فقط دزد تربیت میکر
  • داود IR ۰۱:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
    سلام و ادب و احترام . ما در ایران هزارها اعصا هیات علمی در دانشگاه‌ها داریم .روش،و قاعده ارتقا از استادیار ی به دانشیاری و استادی نوشتن مقاله ،کتاب ،پایان نامه، سمینار،اختراع و .........است .هر فرد باید امتیاز لازم را کسب کند تا ارتقا یابد .اینکه در میان این اعضا ممکن یک اقلیت هم با روش‌های ناصواب ارتقا یابند گرنه بقیه همکاران باید امتیاز لازم کسب کنند .هیات های داوری هم بسیار سخت است .یک نفر نیست .این داستان اعضا مظلوم هیات علمی است من حدود ۱۵ سال است هیات علمی هستم فقط یک نام بلند دارد و جز زحمت هیچ چیزی نیست .امیدوارم دوستان رعایت انصاف و عدالت را بفرمایند .بله در میان اعضا هیات علمی اقلیتی هستند که از رانت مجلس ،وزارت خانه ها ،و غیره استفاده می کنند اینها تعدادشان و درصدشان کم می باشد.با احترام
  • یک بنده خدا IR ۲۲:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
    پیشنهاد میکنم کتاب *دانشگاه و دغدغه ما* را مطالعه کنید. به شکل داستانی مطالبی مثل علم_های پولکی، علمهای پشت وانتی و غیره را بیان کرده

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها