یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
نوشتن از رنج مشترک زنان جهان

گفت‌وگو با مترجم فارسی مجموعه‌داستان «برای یک بار هم که شده زن باش» از بانو مشتاق، درباره نویسنده هندیِ برنده بوکر ۲۰۲۵ و روایت‌هایی از زیست زنان در دل سنت، مذهب و مردسالاری.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مجموعه‌داستان «برای یک بار هم که شده زن باش» نوشته‌ی بانو مشتاق که با ترجمه آذر نوری در نشر چارسو منتشر شده، رمانی از نویسنده و وکیل هندی و برنده جایزه بوکر ۲۰۲۵ است که روایتی از زندگی زنان در بستر سنت‌های سخت‌گیرانه و ساختارهای مردسالارانه به نمایش می‌گذارد. در این گفت‌وگو با مترجم فارسی کتاب، از چرایی انتخاب این اثر، جهان داستان‌های بانو مشتاق، تجربه ترجمه از زبان واسطه و همچنین شباهت‌ها و تفاوت‌های زیست زنان در هند و ایران گفته‌ایم؛ روایت‌هایی که از دل واقعیت‌های روزمره می‌آیند و به پرسش‌هایی مشترک درباره رنج، آگاهی و مقاومت زنان در جوامع مختلف پاسخ می‌دهند.

بانو مشتاق برای مخاطب فارسی‌زبان نام چندان شناخته‌شده‌ای نیست. کمی درباره او، زبان نوشتارش و جایگاهش در ادبیات معاصر هند توضیح دهید.

خانم بانو مشتاق اهل هند هستند، متولد آوریل ۱۹۴۸. به زبان کنادا (از زبان‌های دراویدی جنوب هند) می‌نویسند. این مجموعه‌داستان را به زبان خودشان نوشته‌اند و خانم «دیبای» آن را به انگلیسی ترجمه کرده است. من از روی ترجمه انگلیسی، کار را به فارسی برگردانده‌ام.

بانو مشتاق علاوه بر نویسندگی، در عرصه‌های اجتماعی و حقوقی نیز فعالیت داشته است. این تجربه‌ها چه تأثیری بر جهان داستانی او گذاشته و اساساً چه دغدغه‌هایی را در آثارش دنبال می‌کند؟

فعال اجتماعی و وکیل هم هستند. دغدغه‌های جدی درباره زنان دارند. مسائلی که زنان هند با آن روبرو هستند و حتی زنان خاورمیانه. ایشان با آگاهی و به‌درستی داستان‌های کوتاه واقعی و ساده‌ای نوشته‌اند که پیچیدگی‌های خاص خود را هم دارد. همین واقع‌گرایی باعث شد در سال ۲۰۲۵ جایزه بوکر را به خود اختصاص بدهند. جایزه بوکر به این مجموعه داستان تعلق گرفت.

نوشتن از رنج مشترک زنان جهان

این مجموعه شامل چند داستان است و عنوان فارسی کتاب چگونه انتخاب شد؟ آیا «برای یک بار هم که شده زن باش» همان عنوان اصلی اثر است؟

کتاب دوازده داستان دارد. اسم اصلی کتاب «چراغ دل» است. من یکی از داستان‌ها را که خیلی دوست داشتم، با عنوان «برای یک بار هم که شده زن باش» ترجمه کردم. در آن داستان، شخصیت با خدای هندو «پرابو» گفت‌وگو می‌کند و از تبعیضی می‌گوید که بین زن و مرد جا افتاده. جامعه‌ی مردسالار به زنان ستم می‌کند. این عنوان برای مخاطب ایرانی جذابیت خاصی دارد؛ هم زنان و هم مردان می‌توانند حس زنانگی درون خود را درک کنند و بفهمند زن بودن یعنی چه.

آثار بانو مشتاق معمولاً در پیوند با دغدغه‌های زنان خوانده می‌شود. به نظر شما او چگونه توانسته این مسائل را به موضوعی فراگیر تبدیل کند و تا این اندازه مورد توجه قرار بگیرد؟

ایشان جنبشی راه انداختند که در سراسر هند گسترش یافت. زنان به حقوق خود آگاه شدند و متوجه ظلم‌هایی که از سوی مردسالاری و پدرسالاری می‌دیدند، گشتند. مثلاً در یکی از داستان‌ها، زنی از شوهر خیانتکار و خشن جدا می‌شود، اما وقتی به خانه پدر برمی‌گردد، پدر و برادرها حامی او نیستند؛ او را به خانه شوهر برمی‌گردانند و با داماد می‌نشینند و غذا می‌خورند و از همه چیز حرف می‌زنند جز از آن زن مظلوم. این جنبش باعث شد زنان دنبال تحصیل بروند و قوی شوند. اما یک ویژگی منفی هم داشت: زنانی که تحصیلات عالی می‌کردند، نمی‌توانستند همسری هم‌تراز خود از نظر فکری پیدا کنند و مجبور می‌شدند با مردی ازدواج کنند که سطح سواد و آگاهی پایین‌تری دارد. به نظر من اگر مرد آگاه باشد، لزوماً به تحصیلات آکادمیک نیازی نیست. در هر حال، این را ایراد نمی‌گویم؛ یک نسل یا دو نسل قربانی می‌شوند اما آگاهی شکل می‌گیرد.

هنگام ترجمه این داستان‌ها، آیا موقعیت‌ها و تجربه‌هایی در کتاب دیدید که برای مخاطب ایرانی نیز آشنا و قابل لمس باشد؟

در شهرستان‌ها و روستاهای ایران هم به شدت به زنان اجحاف می‌شود. هنگام خواندن این داستان‌ها حس همذات‌پنداری می‌کنم، انگار درون مملکت خودمان می‌گذرد. حتی در تهران، من خودم در دفتری کار می‌کردم و دیدم یک پزشک زن به خاطر گم شدن کارت بانکی‌اش از ترس شوهر گریه می‌کرد. با اینکه تحصیلکرده است، هنوز برده مرد است. به همین دلیل تصمیم گرفتم این مجموعه را ترجمه کنم. امیدوارم همه خانم‌ها و حتی آقایان بخوانند تا بدانند زن‌ها چه می‌کشند و چه در دل دارند.

به نظر شما موفقیت جهانی این کتاب و دریافت جایزه بوکر بیش از هر چیز به ویژگی‌های ادبی آن مربوط است یا به موضوعات و مسائل اجتماعی که مطرح می‌کند؟

در ادبیات، کمتر روایت‌هایی از این دست می‌بینید. داستان‌ها خیلی ساده، روان و بی‌آلایش هستند؛ نه از آن زبان شاعرانه و پیچیده. البته فضاسازی خوبی دارند و کاملاً در متن خانواده قرار می‌گیرید. گاهی جابه‌جایی صحنه هم دارند و به نوعی مدرن هستند. اما به نظر من بیشتر به خاطر محتوا و واقعیت‌هایی که درباره زنان بیان می‌کند، بوکر گرفته است، تا صرفاً جنبه‌های ادبی محض.

نوشتن از رنج مشترک زنان جهان
آذر نوری، مترجم

شما در انتخاب آثار برای ترجمه چه معیارهایی دارید و این کتاب چه ویژگی‌ای داشت که تصمیم گرفتید آن را به فارسی برگردانید؟

دسترسی زیادی به کتاب‌های جدید ندارم. می‌خواستم کتابی ترجمه کنم که قبلاً کسی ترجمه نکرده باشد. قبلاً تجربه ترجمه «زنی با ستاره آبی» را داشتم و بعد کتاب «مال تو شویم» از لیزا وینگیت را تقریباً ۱۵۰ صفحه ترجمه کرده بودم که متوجه شدم شخص دیگری آن را ترجمه کرده و ناشر قبول نکرد. آن موقع فهمیدم باید اول از ترجمه نشدن کتاب مطمئن شوم. این‌بار از آمازون خریدم و دیدم ترجمه فارسی ندارد، شروع کردم. بیشتر از اینکه به ادبیات هند علاقه داشته باشم، دلم می‌خواست مسائل زنان جامعه خودم را بگویم. این کتاب دقیقاً همان چیزی بود که می‌خواستم به جامعه‌ام منتقل کنم.

اگر بخواهیم تجربه زنان در این داستان‌ها را با وضعیت امروز ایران مقایسه کنیم، مهم‌ترین تفاوت‌هایی که به چشم می‌آید چیست؟

داستان‌های هندی بیشتر در خانواده و در چارچوب سنت‌های سخت‌گیرانه اتفاق می‌افتد. در ایران، زنان امروز آگاه‌ترند، به خصوص نسل Z و زیر بار حرف زور نمی‌روند. اما مشکل اصلی ایران قوانین ناکارآمد است. مثلاً در یکی از داستان‌های خودم، صف طولانی از زنان آمده‌اند تا به یک بازپرس بازنشسته اعتراف کنند. او را در اتاقی پرنور نشانده‌اند و هر زن می‌گوید چه خشونتی دیده است. در این داستان زن‌ها مدام با صحنه‌های هولناک مواجه می‌شوند مثلاً پدری دخترش را می‌کشد و هیچ قانون جدی پاسخ نمی‌دهد. این تکرارها روی روح و روان زنان اثر می‌گذارد؛ حتی نمی‌توانند وظایف مادری و همسری را درست انجام بدهند، حس انتقام‌جویی تقویت می‌شود و نمی‌توانند فرزندانشان را درست تربیت کنند.

هند کشوری با تنوع گسترده دینی و فرهنگی است و خود بانو مشتاق نیز از جامعه مسلمانان هند می‌آید. این تنوع و تفاوت‌های مذهبی چه بازتابی در داستان‌های کتاب پیدا کرده است؟

در داستانی که اسم کتاب را از آن گرفتم، راوی با خدای «پرابو» (یکی از خدایان هندو) صحبت می‌کند. ولی بیشتر داستان‌ها به اجحاف در حق زنان مسلمان می‌پردازد. اما وقتی سنت جا افتاد، دیگر به مذهب نگاه نمی‌کند؛ سنت تعیین می‌کند که باید چطور باشی. به نظر من مهم این است که در همه جای دنیا، زن‌ها رنج مشترکی می‌برند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها