به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اسکرول، برخی کتابها با زمانه خود پیر نمیشوند؛ بلکه هر نسل، پرسشهای تازهای را پیش روی آنها میگذارد. «شرق بهشت»، رمان بلند جان اشتاینبک، یکی از همین آثار است؛ کتابی که بیش از هفت دهه پس از انتشار، هنوز خوانندگان و منتقدان را به بحث درباره آزادی، اخلاق، سرنوشت و ماهیت شر فرا میخواند.
اگرچه نام اشتاینبک بیش از هر چیز با «خوشههای خشم» گره خورده است، اما خود او «شرق بهشت» را عزیزترین و مهمترین اثرش میدانست. این رمان در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، فروش چشمگیری داشت و بعدها با انتخاب در باشگاه کتاب اپرا وینفری و ساخت چند اقتباس سینمایی و تلویزیونی، بارها به زندگی تازهای رسید. اکنون نیز نتفلیکس با ساخت مجموعهای هفت قسمتی، نسل جدیدی از مخاطبان را به دنیای این اثر دعوت کرده است.
اما شهرت «شرق بهشت» همیشه با جنجال همراه بوده است. بسیاری از منتقدان آمریکایی، بهویژه در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، اشتاینبک را نویسندهای بیش از حد اخلاقگرا میدانستند و معتقد بودند شخصیتهای او بیش از آنکه آزادانه زندگی کنند، در خدمت پیامهای نویسنده قرار گرفتهاند. در مقابل، گروهی دیگر همین صراحت اخلاقی را نقطه قوت رمان میدانند؛ ویژگیای که آن را به اثری ماندگار درباره مسئولیت انسان در برابر انتخابهایش تبدیل کرده است.
در قلب داستان، بازآفرینی مدرنی از روایت هابیل و قابیل جریان دارد؛ روایتی که اشتاینبک از دل آن به این پرسش میرسد که آیا انسان اسیر سرنوشت است یا میتواند مسیر دیگری را انتخاب کند. پاسخ او روشن است؛ انسان باید در برابر هر اندیشه، مذهب یا حکومتی که آزادی فرد را محدود میکند، بایستد و از حق انتخاب خود دفاع کند.
با این حال، همین نگاه آزادیخواهانه امروز با نقدهای جدی روبهرو است. پژوهشگران معاصر معتقدند تصویری که اشتاینبک از برخی اقوام و همچنین زنان ارائه میدهد، با معیارهای امروز تبعیضآمیز و کلیشهای است؛ تناقضی که باعث شده «شرق بهشت» همزمان ستایش و نقد شود.
بخش مهمی از جذابیت رمان نیز به پیوند عمیق آن با کالیفرنیا بازمیگردد. اشتاینبک، با تکیه بر طبیعت، تاریخ و فرهنگ زادگاهش، جهانی خلق میکند که چشماندازهای آن تنها پسزمینه داستان نیستند، بلکه همچون شخصیتی زنده در سرنوشت آدمهای کتاب نقش دارند.
شاید راز ماندگاری «شرق بهشت» همین باشد؛ اینکه بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسش خلق میکند. رمانی که نبرد میان خیر و شر را نه در میدانهای جنگ، بلکه در ذهن و دل انسان جستوجو میکند و نشان میدهد انتخاب، حتی در برابر سنگینترین تقدیرها، همچنان مهمترین ویژگی انسان باقی میماند. به همین دلیل است که این اثر، با وجود همه نقدها و اختلافنظرها، هنوز یکی از مهمترین رمانهای ادبیات آمریکا به شمار میرود و هر بازخوانی آن، گفتوگویی تازه با زمانه را آغاز میکند.
نظر شما